Category: اجتماعی

با دفاع بد نام خلیج فارس را خراب نکنید.نام خلیج فارس دفاع منطقی می خواهد

با دفاع بد نام خلیج فارس را خراب نکنید.

چرا بخش خصوصی حاضر نیست حتی دو میلیون هزینه چاپ اثری ماندگار مانند نقشه های و اطلس های تاریخی و یا هزینه کتاب ترجمه شده به زبان عربی و انگلیسی  اسناد نام  خلیج فارس را بپردازد و یا هزینه یک  سفر علمی یک پژوهشگر را تقبل کند ولی میلیاردی حاضر است به انتقال یک فوتبالیست کمک کند این بیماری  اجتماعی در کجای فرهنک بخش  خصوصی نهفته است.

در حالی که در جهان متمدن این بخش خصوصی است که  با کمک های میلیاردی پژوهشگران را یاری می دهند. تا آنها با تحقیقات و دستاوردهای علمی  جامعه را یاری کنند. در ایران چنین پدیده ای  وجود ندارد. کمک به انتقال یک بازیگر تحت عنوان و یا به بهانه مخالفت با یک تیم جعلی  اصالت و ارزشی ندارد و نمی تواند کمکی برای  دفاع و حفظ  نام حلیج فارس باشد. نام خلیج فارس دفاع منطقی می خواهد انتشار اسناد بی شمار آن بکار می آید و نه اینگونه کارهای احساسی. در حالیکه یک محقق سالها هزینه  و زحمت توانسته است اسناد بی شماری از کشورهای عربی در اصالت و حقانیت نام و میراث ایرانی خلیج فارس جمع کند چرا برای انتشار کتاب خود باید دغدغه پرداخت هزینه چاپ داشته باشد. سهم رانت خوارانی مانند بابک زنجانی  در توسعه فرهنک و میراث تمدنی میهن عزیز چقدر است؟

شرایط پیش روی برخی حوزه‌های کشور به سمتی می‌رود که عملاً کوچک‌ترین انگیزه‌ای برای فعالیت فرهنگی و دانش پژوهی ‌نمی‌ماند. مصداق بارز این رویداد، قرارداد سنگینی است که مدیرعامل تیم «دولتی» پرسپولیس با خلعتبری بست‌؛ قراردادی که عین ظلم به مردم ایران و به ویژه اشخاصی است که حداقل‌هایشان به رغم شایستگی در این مملکت از محل همین بیت‌المال تأمین می‌شود و اوج یک سلسله رخدادهای تلخ در کشورمان است که دورنمای چندان خوشی پیش چشم نمی‌آورد.
به گزارش «تابناک»، اگر مدیرعامل و دیگر اعضای هیأت مدیره یک شرکت تولیدیِ بزرگِ سودده دولتی نظیر یکی از همین هولدینگ‌ها، درآمدی کلان داشته باشد و بنا بر ‌قوانین موجود، یک درصد از سود سالیانه شرکت در حکم پاداش میان اعضای هیأت مدیره تقسیم شود و به هریک از این اعضا ـ که در سوددهی و بازده بالای این شرکت نقش داشته‌اند ـ رقمی چندصدمیلیونی تعلق گیرد و این اتفاق رسانه‌ای شود، با مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره‌ چه معامله‌ای خواهد شد؟
پاسخ خیلی دور از ذهن نیست. کافی است اندکی در همین فضای سایبر جست‌و‌جو کنید و نتیجه بگیرید که این اعضا‌ برای استفاده از این امکان که کاملاً قانونی نیز بوده، چه فشاری را متحمل خواهند شد و چه بسا تا پای استعفا‌ پیش می‌روند. علت این مواجهه افکار عمومی ـ درست یا نادرست ـ ‌نه غیرقانونی بودن چنین برداشتی از سود مورد اشاره، بلکه دولتی بودن چنین مجموعه‌ای است. این اتفاق البته درباره یک مدیر مجموعه بزرگ صنعتی دارای سوددهی بالاست و نه یک چهره فاقد اندک سودآوری.
با این حال، اتفاقی شبیه همین ماجرا، بار‌ها و بار‌ها در لیگ فوتبال ایران رخ می‌دهد و صدای هیچ ‌یک از مسئولان کشور در اعتراض به این وضعیت شنیده نمی‌شود و هیچ ندای معترضی نیز از سوی به اصطلاح عدالت خواهان شنیده نمی‌شود. بازیکنان دیگر به قراردادهای نیم میلیاردی رضایت نمی‌دهد و قراردادهای میلیاردی ‌می‌بندند‌ تا تورم و افزایش دستمزد‌ها متناسب با تورم، دست‌کم شامل یک گروه اقلیت بسیار محدود از شهروندان این مملکت شود و یک گروه بتوانند حقشان را به خوبی از پول نفت برداشت کنند.
اشتباه نکنید؛ نقد تنها این نیست که بیشتر این بازیکنان به میزانی که برایشان قیمت گذاشته می‌شود، ارزش ندارند و به جز حاشیه خلیج‌فارس نشین‌ها، هیچ کشوری حاضر نیست حتی نصف این دستمزد را به آن‌ها بدهد، چرا که بر فرض ارزشمندی این بازیکنان، پرداخت این ارقام در همه جای دنیا مرسوم است و گران‌ترین آدم‌ها ‌روی زمین، فعلاً ورزشکاران حرفه‌ای هستند و بیش از آنچه برایشان پرداخت می‌شود، دستاورد مالی برای بنگاه‌های مالی ـ ورزشی‌شان دارند.

نقد مهم‌تر از پرداخت‌های کاذب، انجام چنین پرداخت‌هایی از محل بیت‌المال است. در واقع هیچ شخصی با جذب چهره‌ای همچون خلعتبری مشکلی ندارد؛ اما اینکه به جز پرداخت رقم بالای رضایت‌نامه‌اش، قراردادی با او بسته شود که علاوه بر مبلغ اصلی، بابت هر گل ده میلیون تومان و بابت هر پاس گل چهار میلیون تومان به این بازیکن پرداخت شود، محل بحث است. یادمان نرود که هنوز قریب به اتفاق باشگاه‌های فوتبال، ‌دولتی هستند و اسماً و ‌‌صوری، خصوصی شده‌اند و اگر شیر نفت ‌روی این فوتبال به اصطلاح «حرفه‌ای» بسته شود، فوتبال ایران به مرگ طبیعی درخواهد گذشت.
با این حال چنین پرداخت‌هایی هنوز باعث نشده مدیرعامل و هیأت مدیره‌ای برکنار شود یا اتفاق خاصی بیفتد. انگار این تفاوت برخورد‌ها کاملاً عادی است و باید در سال‌های پیش رو منتظر پرداخت‌های ده میلیاردی در پی رقابت مدیرعامل این باشگاه‌های دولتی از یکدیگر باشیم و در پایان نیز این مدیران با افتخار بگویند این پول‌ها از محل بخش خصوصی (بدون بیان شفاف این بخش خصوصی تأمین کننده) است و تیم قوی با قیمتی باورنکردنی جذب کرده‌اند؛ تیمی که در آسیا به جمع چهار تیم نهایی (وضعیت مشابه همه تیم‌های ایران) نیز راه نمی‌یابد!
بنابراین، این قواعد باید عوض شود، در غیر این صورت، باید چشم انتظار آن بود که صف طولانی ورود به دانشگاه، جای خود را به صف طولانی مقابل زمین‌های فوتبال بدهد. وقتی پرداختی به یک استاد راهنما با درجه پروفسوری بابت تربیت ‌دکتر این مملکت، یک میلیون و پانصدهزار تومان، معادل بیش از یک سوم پاداش یک پاس گل خلعتبری باشد، آیا عاقلانه است که شخصی برای تأمین آینده‌اش و همچنین کسب اندک شهرت و اعتبار علمی، دوازده تا پانزده‌ سال عمر خود را در دانشگاه بگذراند و سپس درآمد ماهیانه‌اش به قدر یک گل بازیکن فوتبال ‌و حقوقش یک عمرش به اندازه یک فصل بازی بازیکنان متوسط نباشد؟
یادمان نرود، بازیکن «فوتبال دولتی» ایران را نه با یک کارمند و یا کارگر که شرایط وخیم‌تری دارد، بلکه با یک چهره فرهیخته فرهنگی و علمی و یک پروفسور مقایسه کردیم؛ اشخاصی که قریب به اتفاقشان را نمی‌شناسیم و اگر سری به قطعه نام آوران بهشت زهرا بزنیم، به جز ورزشکاران، با قبر گروهی از بزرگ‌ترین این فرهیختگان نیز روبه‌رو می‌شویم که حتی یک بار نامشان را نشنیده‌ایم و یک بار تصویرشان را ندیده‌ایم و یک بار برای آن که نسلی از دانشمندان را از خود به یادگار گذاشته‌اند و دستاوردی بزرگ‌تر از شادی پس از گل دربی برایمان به ارمغان آورده‌اند، به روح بزرگشان درود نفرستاده‌ایم.

KEBRIT1890
با این حال نباید نگران بود، چون با این راهی که در پیش گرفته‌ایم، مملکت‌‌ دیگر چنین چهره‌هایی به خود نبیند و به جای آن، شاید فوتبال دولتی‌مان با هزینه سالیانه چهارصد میلیارد تومان، ‌نیم قرن به نیم قرن قهرمان آسیا شود! همچو دیده‌بانی که به فرسخ‌ها آن‌سو‌تر می‌نگرد، به دوردست‌ها خیره شویم و دریابیم که اگر این وضعیت ادامه داشته باشد و این عدم تعادل بیشتر و بیشتر شود، در آینده‌ای شاید نه چندان دور، آدم‌سازان این مملکت همچون اساتید برجسته دانشگاه پس از آن که به این سطح رسیدند، لحظه‌ای برای رفتن درنگ نخواهند کرد و عدم گریز یک «مغز» از این مملکت، اتفاقی عجیب ‌‌و غیرعقلایی تلقی خواهد شد.

تابلوئی بسیار با ارزشِ از نادرشاه (جنگِ کَرنال) هند

 

تابلوئی کم دیده شده و بسیار با ارزشِ تاریخی که اثرِ استادِ بزرگِ نقاّشی علی‌ قُلی‌ جَبَه دار(علی قلی جبه‌دار مهم‌ترین نقاّش فرنگی‌سازِ اواخر قرن هفده و اوایل هجده ایران است. وی تکنیک‌های ایرانی و اروپایی را توامان و در کنار هم به کار می‌برد) است که آنرا در اواسطِ قرنِ هجدهمِ میلادی ترسیم و سپس به سلطانِ ایران تقدیم کرده است.درین نقاّشی بسیار با شکوه می‌‌توان نادرشاه افشار را دید که به روی اَسبِ خود (جنگِ کَرنال) به سربازانش دستور می‌‌دهد، جنگ کَرنال (۵ اسفند ۱۱۱۷ خورشیدی، ۱۳ فوریه ۱۷۳۹ میلادی) نام نبردی است که طی آن نادرشاه افشار هندوستان را فتح کرد. دلیل وقوع این جنگ ، فرار افغان‌های یاغی به هندوستان ، و عدم تسلیم ایشان توسط محمدشاه ، پادشاه هند بوده‌است. نادر به رغم کمی سپاهیانَش در مقابل لشکریان فیل سوار هندی توانست با به‌کارگیری تاکتیک‌های نوینِ جنگی پیروز شود.نادر در قبال گرفتن کلید خزانهٔ سلطنتی هند عقب‌نشینی را پذیرفت و تاج پادشاهی هند را بر سر او باقی گذاشت. نادر با غنائم فراوان که از هند به چنگ آورده بود به ایران بازگشت؛ غنائمی که نادر شاه به ایران آورد ده برابر بیشتر از بیشترین درآمد سالانهٔ دوران صفوی برآورد شده‌است. در میان این غنائم، جواهراتی چون کوه نور و دریای نور و تخت طاووس شهرت دارند. میزان غنائم به حدی بود که نادر برای سه سال از گرفتن مالیات در ایران چشم پوشید.یکی از زرّین‌ترین برگ‌های فتوحاتِ نادرشاه اَفشار

جنگ کرنال یکی از زرّین‌ترین برگ‌های فتوحات نادر پیروزی بر سپاهیان هندی بود. هندوستان در ۱۷۰۷ میلادی امپراتوری بزرگ و قدرتمندی بود که از نظر ثروت و جمعیت رقیبی در منطقه نداشت .

از این اَثر در موزهٔ هنرهای شهرِ بوستونِ آمریکا نگهداری شده و چندی پیش بعد از ترمیم و بازسازی مجدداً به موزهٔ اصلی‌ بازپس فرستاده شده تا به موردِ بازدیدِ همگان قرار گیرد.

 

فرمان نادر شاه دربارۀ آزادی دین

تاریخ ۳۰ رجب ۱۱۴۹ / ۴٫۱۲٫۱۷۳۶ – ۴٫۱۲٫۱۷۳۶
خلاصه پیروان مذاهب مختلف مسیحى در عبادت آزاد هستند

 

sanad_000032-01nader

آیا هند باید مجازات اعدام را برقرار کند؟

در هند مجازات اعدام لغو نشده است اما اعدام صورت نمی گیرد. یعنی در کشوری با یک میلیارد و دویست میلیون  جمعیت

در طول نیم قرن گذشته تنها اعدام  ۱۷۰ نفر آنهم برای جنایات بسیار بزرگ صورت گرفته است.

حقوقدانان و جامعه قضایی مخالف اعدام هستند اما افکار عمومی،  سیستم فعلی قضایی هند را ناکارامد دانسته و طرفدار اعدام مجرمان هستند.

علت جدالهای فعلی این است که در زمستان سال گذشته  یک دختر دانشجو در کشور هند مورد تجاوز ۶ مرد قرار گرفت. جرمی که بخودی خود اعدام ندارد.

 گزارش پزشکی قانونی در مورد این حادثه حاکی از آن است که در پی وقوع این تجاوز، بسیاری از اعضای داخلی بدن این دختر دچار آسیب شده بوده و سرانجام در پی آسیب‌های ناشی از این مسئله این قربانی خشونت برای همیشه چشم‌هایش را به روی زندگی می‌بندد. با انتشار این خبر موجی از خشم جامعه هندوستان را فرا گرفت . هدف اعتراض‌ها حکومت و سیستم امنیتی هندوستان بود که به گفته معترضان در حفاظت از امنیت زنان به اندازه کافی کوشا نبوده است.

برخی از آمارها حکایت از آن دارد که در کشور هندوستان در هر ۲۰ دقیقه یک زن مورد تجاوز قرار می‌گیرد. اکنون افکار عمومی خشمگین در هند خواهان اجرای حکم اعدام برای متجاوزان است. اخیرا دادگاهی که مسئول محاکمه متهمان بوده، حکم به گناهکاری آنان داده و دادستان نیز برای مجرمان حکم اعدام درخواست کرده است. این درحالی‌ست که اعدام از جمله مجازات‌هایی است که فعالان حقوق بشر می‌کوشند که مانع از صدور یا اجرای آن شوند، اما در میان خشم و خروش شدید افکار عمومی جریحه‌دار شده هندوستان، در این موضوع کمتر صدایی از سوی فعالان حقوق بشر در مورد محکومیت اعدام شنیده می‌شود.

kalkata92 (22)

آیا حقوق بشر استثناء پذیر است؟ در چنین شرایطی چه باید کرد؟ آیا باید منتظر اعدام این افراد نشست؟ ولی از آن سو در صورت مخالفت با اعدام این افراد، چگونه باید با افکار عمومی که از حضور چنین متجاوزانی در جامعه احساس ناامنی و خشم می کنند، روبرو شد؟

حقوقدانان و جامعه قضایی مخالف اعدام هستند اما افکار عمومی طرفدار اعدام هستند. تا کنون  جامعه حقوقی بشدت مقاومت کرده است اما با توجه به افزایش جنایات و کارهای تروریسیتی ممکن است  اجرای اعدام برای جنایات  کوچک مجدد برقرار شود.

تاراج اسناد میراث فرهنگی .یک فاجعه فرهنگی دیگر! فاجعه پشت سر فاجعه

۴۷ هزار نسخه کتاب و هزاران قطعه عکس تاریخی به همراه گزارش‌های باستان‌شناسی به یغما رفت

تاراج اسناد میراث فرهنگی کشور

فرهنگ و تاریخ > میراث‌ایران- محمد باریکانی:
۴۷ هزار جلد کتاب و اسناد مربوط به کاوش‌های باستان‌شناسی و نقشه‌های اوزالیدی از بناهای باستانی به همراه هزاران قطعه عکس‌های تاریخی مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور به یغما رفت و نابود شد.

این خبر را یکی از کارکنان سابق مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور پس از انتشار گزارشی از مفقود‌شدن هزاران نقشه بناهای تاریخی و محوطه‌های باستانی به روزنامه همشهری اعلام کرد.

80223154-2736127

براساس آنچه کارمند سابق مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری به روزنامه همشهری اعلام کرد، هنگام انتقال پژوهشگاه و مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی به شیراز در دوران مدیران قبلی سازمان میراث فرهنگی ۴۷ هزار جلد کتاب تخصصی در موضوعات میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور به همراه هزاران قطعه از عکس‌های تاریخی موجود در این مرکز به یغما رفت و حتی براساس آنچه علی کرمی از کارکنان بخش پشتیبانی و تدارکات مرکز اسناد و کتابخانه سازمان میراث فرهنگی کشور به نقل از شاهین‌پور، مدیرکل علوم و فنون پژوهشگاه میراث فرهنگی می‌گوید، بخشی از عکس‌های دوره پهلوی که دارای مهر مرکز اسناد بوده است در خیابان منوچهری تهران به فروش می‌رسد.

به گفته کرمی، زمان انتقال کتابخانه و مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی به شیراز، کتاب‌های هولستر نابود شد و بسیاری از کتاب‌ها براساس تماسی که شهر‌کتاب نیاوران با سازمان میراث فرهنگی گرفت توسط فردی به‌نام نقوی به آن کتابفروشی فروخته شد. وی افزود: شهر کتاب نیاوران آن زمان با ما تماس گرفت و خواستار اجازه خرید کتاب‌های خارج شده از مرکز اسناد و کتابخانه سازمان میراث فرهنگی شد در حالی که اصلا معلوم نیست این آقای نقوی در سازمان میراث فرهنگی چه مسئولیتی داشته است و تنها کاری که ما کردیم این بود که از شهر‌کتاب نیاوران بخواهیم کپی کارت‌ملی فروشنده کتاب‌ها را برای ما ارسال کند.

1392iponpix 349

آنطور که این کارمند سابق بخش اسناد سازمان میراث فرهنگی می‌گوید: اسناد خارج شده از سازمان میراث فرهنگی نیز چند‌دسته بوده که یکسری از آنها مربوط به عکس‌های تاریخی دوره پهلوی می‌شده و براساس آنچه شاهین‌پور، مدیرکل علوم و فنون پژوهشگاه میراث فرهنگی در دوره مدیران قبلی سازمان میراث فرهنگی اعلام کرد این عکس‌ها در خیابان منوچهری تهران و با کدهای مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی فروخته می‌شد.

این موارد جدای از گزارش‌های باستان‌شناسی بسیار زیاد و ارزشمندی بوده است که باستان‌شناس‌ها از سال‌ها کاوش باستان‌شناسی در محوطه‌های باستانی به مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی کشور تحویل داده بودند. کرمی گفت: هنگام جا به جایی مرکز اسناد از تهران به شیراز آقای خوشنویس، معاون میراث‌فرهنگی وقت کشور حتی اجازه حضور کارشناس‌ها برای بار کردن این اسناد به کامیون‌ها و انتقال آنها به شیراز را نداد و کارگرها ارزشمندترین اسناد میراث فرهنگی کشور را داخل کامیون‌ها ریختند. به گفته او همین حالا هم آنچه از شیراز به تهران بازگشته است آن چیزی نیست که از مرکز اسناد به شیراز رفت.

به گفته او هنگام انتقال مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، تنها یکی از کارکنان این مرکز به‌همراه اسناد به شیراز رفته که او نیز پس از بازگشت به تهران از وضعیت اسناد ابراز بی‌اطلاعی کرده است. جدای از این موارد حتی خبری از دستگاه دیجیتال بارکد‌خوان کتاب‌ها و اسناد نیست که مشخص شود کدام کتاب‌ها یا اسناد سازمان میراث فرهنگی باقی‌مانده است. مشخصات کتاب‌ها و اسناد موجود در مرکز اسناد و کتابخانه سازمان میراث فرهنگی که دارای نزدیک به ۴۷ هزار جلد کتاب تخصصی و حتی نسخه‌های خطی بود در دستگاه بارکدخوان ذخیره شده بود. چند کارتن حاوی گزارش‌های باستان‌شناسی مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی بازگشتی به تهران نیز هنوز جایی برای قرار گرفتن در قفسه‌های مخصوص ندارند و هنوز کارتن‌های مقوایی در یکی از اتاق‌های ساختمان اصلی سازمان میراث فرهنگی در ارگ آزادی نگهداری می‌شوند.

به گفته کرمی حتی از دستگاه‌هایی که فیلم‌ها و نگاتیوهای موجود در مرکز اسناد را بازبینی می‌کردند و هیچ کدام نیز به شیراز منتقل نشدند خبری نیست.

فریبا فرزام، رئیس سابق مرکز اسناد و کتابخانه سازمان میراث فرهنگی کشور که پرونده ثبت جهانی نسخه شاهنامه بایسنقری در یونسکو را نیز مدیریت کرده بود و به‌دلیل ماجراهای همین پرونده در سازمان میراث فرهنگی از مرکز اسناد این سازمان کناره گیری کرد درخصوص ارزش‌های اسناد و کتاب‌های نابود شده متعلق به مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی در جریان جا‌به‌جایی از تهران به شیراز به همشهری گفت: آنچه در مرکز اسناد نگهداری می‌شد دارایی فعالیت‌های سازمان در تمام سال‌هایی بود که سازمان میراث فرهنگی فعالیت کرده بود؛ یعنی گزارش‌های مختلف پژوهشی از مرمت‌ها و کاوش‌های باستان‌شناسی و پژوهش‌های مردم‌شناسی و نقشه‌های تاریخی و هر آنچه به‌عنوان اثر مستند در بخش‌های مختلف سازمان میراث فرهنگی تولید شده بود آنجا نگهداری می‌شد و مرکز اسناد، کتابخانه‌ای نیز داشت که منابع مطالعاتی در زمینه میراث فرهنگی را فراهم می‌کرد و قلب فعالیت‌های پژوهشی در سازمان میراث فرهنگی بود که با جا به جایی از بین رفت.

فریبا فرزام با اشاره به سابقه چندین ساله تشکیل مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی گفت: گزارش‌ها و پژوهش‌های باستان‌شناسی و کاوش‌ها، اطلاعاتی با جزئیات علمی کامل داشت که باستان‌شناس‌ها از سال‌ها فعالیت خود در محوطه‌های باستانی تهیه کرده بودند که اگر این گزارش‌ها در دست افراد غیرمتخصص بیفتد، به‌دلیل اطلاعاتی که از سایت‌های باستانی در آنها وجود دارد ممکن است مورد سوءاستفاده قرار بگیرند. به گفته فرزام زمانی که او مرکز اسناد را پیش از جا‌به‌جایی‌ها تحویل داد حدود ۴۰ هزار نسخه کتاب در آن مرکز بود و تعداد عکس‌ها نیز بسیار زیاد بود.

فرزام از تعداد زیاد نگاتیوهای شیشه‌ای موجود در مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی که متعلق به مرکز مردم‌شناسی این سازمان بود خبر داد و افزود: عکس‌های بسیار زیادی نیز از بناهای تاریخی در مرکز اسناد وجود داشت که اگر از بین رفته باشند یک جنایت و خیانت به میراث فرهنگی کشور است.

zibad

آنطور که فریبا فرزام به همشهری می‌گوید هر اتفاقی که برای بناهای تاریخی کشور بیفتد مرمتگران برای اقدامات پژوهشی در مورد بنا ناچار به مراجعه به سابقه بناها هستند و تصاویر نابودشده نیز منابع مطالعاتی کارشناسان و مرمتگران آثار تاریخی بود. رئیس سابق مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی گفت: اگر منابعی از سازمان بر اثر جا‌به‌جایی‌ها خارج یا سرقت شده باشند و در بازارهای سیاه فروخته شوند اتفاق بسیار وحشتناکی برای میراث فرهنگی است.

مرکز اسناد و مدارک سازمان میراث فرهنگی از سال۷۴ پایه‌گذاری شد و هدف از آن گردآوری گزارش‌های باستان‌شناسی، اسناد تاریخی و تشکیل بانک جامع اطلاعاتی از وضعیت میراث فرهنگی کشور بود که به گفته کارشناسان در زمان جا‌به‌جایی از تهران به شیراز و انتقال مجدد به تهران در دوران مدیران دولت قبل در سازمان میراث فرهنگی نابود شد و اکنون مشخص نیست چه کسانی اسناد این مرکز را به غارت برده یا به عمد نابود کرده‌اند

آیا ایرانی ها نژاد پرستند؟

در نفی اتهام نژادپرستی به ایرانیان

 TeheranMossaver31Khordad1330parssea

پاسخ به اتهام نژاد پرستی ایرانیان

کاربرد  نادرست عنوان “نژاد پرستی” برای ایرانیان، به بهانه های مختلف، از جمله آنچه نژاد پرستی بر علیه اعراب می نامند، از سوی عده ای مغرض یا پرت افتاده آغاز می شود و شمار زیادی از نا آگاهان هم آن را تکرار می کنند، سبب شد که این یادداشت مختصر را در اینجا ثبت کنم:
نژادپرستی آنچنانکه که گیدنز تعریف می کند، ادعای تبیین زیست شناختی گروههای انسانی است. این پدیده برآمده از فرضیه های زیست شناسی مدرن بود و در مقطع خاص تاریخی و جغرافیایی خود (از ابتدای قرن نوزدهم تا نیمه قرن بیستم در اروپای باختری) ظهور کرد و به حاشیه رفت. تعمیم نژادپرستی (راسیسم) به شرق بدون در نظر گرفتن زمینه های تاریخی و اجتماعی آن، خطایی معرفتی است. در هیچ یک از گفتمانهای فرهنگی ایرانی، دعاوی این چنینی درباره گروههای نژادی وجود ندارد. مضاف بر اینکه در ایران بنا بر معیارهای علوم انسان شناسی و جامعه شناسی،مسئله قومی موجود است و نه نژادی.

بنابراین در فقدان مسئله نژادی، دلیلی برای پیدایش نژاد پرستی هم موجود نمی باشد. اما در ایران امروز با کلیشه هایی در مورد برخی گروههای قومی، نژادی و ملی مواجه هستیم که البته این مسئله منحصر به ایران هم نیست و تقریباً در همه جوامع موجود است. با نژادپرستی هم تفاوت فاحش دارد. نیست. این مورد به ویژه در مورد گروههای قومی ایرانی مصداق دارد. ظهور برخی از کلیشه های قومی، بیش از آنکه ناشی از تضاد و تعارض گروههای قومی باشد، در پی مراودات طولانی مدت گروههای قومی با یکدیگر شکل می گیرد. کلیشه های موجود میان دو گروه زبانی پارسی و ترکی در ایران، از این دسته است. اما برخی از کلیشه ها نیز ریشه در تضادهای تاریخی دارد، و برخی هم ناشی از تضادهای متاخرتر هستند. کلیشه های موجود درباره اعراب، گذشته از پیش زمینه تاریخی دو سویه ای که دارد، جنبه متاخرتری هم دارد و این جنبه ناشی از سرخوردگی های اعتقادی یک جامعه سابقاً مذهبی است. شاید نفرت از اعراب در میان ایرانیان خیلی جدیدتر ازنفرت اعرابی باشد که از ابتدا ایرانیان را عجم  نامیدند.
اما در این رابطه جا دارد به چند نکته مهم هم اشاره کنم. ابتدا این که اعراب بنا بر معیارهای انسانشناسی، یک تیره  و یک زبان  هستند نه نژاد و عرب ستیزی موجود در جامعه ایرانی هم بر این اساس نمی تواند نژاد پرستی در مفهوم دقیق واژه باشد. دوم اینکه کینه و عداوت ایرانیان و اعراب، نسبت به یکدیگر، دارای ریشه های تاریخی، مذهبی و ملی است نه قومی و نژادی. سوم اینکه، میان ایرانیان و اعراب، تضاد منافع و رقابت در برخی مسائل منطقه ای موجود است، که باز هم از جنس نفرت نژادی نیست ولی بدبختانه به دلیل برخی سرخوردگی های سیاسی در دو طرف، رقابت در برخی مواقع به نفرت مبدل می شود. چهارم اینکه ایرانیان دست بر قضا در قرن اخیر، همدلی های زیادی با اعراب نشان داده اند. چندی پیش یوسف عزیزی بنی طرف در مصاحبه با بی.بی.سی. پارسی گفته بود که پس از شکست اعراب در جنگ شش روزه ۱۹۶۷، مردم شهرهای ایران بر سردر خانه ها بیرق سیاه آویزان کرده بودند. در جریان انقلاب اسلامی هم مردم همدلی های بیشماری با اعراب و به ویژه فلسطینی ها نشان دادند. اما در مقابل عربها چه کردند؟ با جعل و تحریف نام خلیج پارس، و همراهی و تشویق بعثی ها در حمله ددمنشانه به ایران، ایرانیها را از خود رنجاندند. به این ترتیب شاید شاهد پیدایش یک نفرت واکنشی در میان ایرانیان باشیم. پنجم اینکه این نفرت از عربها، تا اندازه زیادی بازتابی از سرخوردگی از ایدئولوژی حاکم در ایران باشد که خاستگاه تاریخ و جغرافیایی آن را بسیاری از مردمان در سرزمین اعراب می دانند. بنکدار

سالها است عقاب/شاهین ایرانی ابزار خوش گذرانی عربی است.

وقتی حرف از قاچاق زده می شود ناخودآگاه افکار به سمت قاچاق کالا و سوخت و .. می رود ولی دهها و  سالها است  بازار تجارت قاچاقی داغ است که سرمایه آن داشته های طبیعی این دیار است تا عقاب ایرانی را سهم شانه های شیخ نشینان عرب کند.

عقاب ایرانی گونه ای از عقاب است که در ایران و آسیای مرکزی زندگی می کند به آن فالکون می گویند پرنده ای مقاوم و با هوش است. باشه (پادشا) و شاهین نیز از همین خاتواده است

 ساعت ها و گاه روزها در “کوخه” می نشینند و چشم به آسمان دارند، آسمانی که قرار است از آن محموله ای میلیونی فرود آید و همای شانس را بر شانه شان بنشاند. برای کوخه برج دیده بانی کوچکی با دو سوراخ که بتوانند بیرون را دید بزنند درست کرده اند. تورها گسترده شده و طعمه ها هم بر تورها جا خوش کرده اند.

فقط ..

یک شاهین شکاری برای قاچاق چی و کارچاق کن ۲۰ میلیون تومان در آمد دارد.

عربها به شکار و بازی با با  ” باز  ” یا شاهین علاقه زیادی دارند.

Brown Falcon  شاهین کویری جنوب خراسان 

شاهین پرنده ای از راسته شکاریان روزگرد و سیاه‌چشم از تیره شاهنینان است. شاهین جزو شکاریان بسیار جسور و با شهامت است، و با وجود آنکه از قوش کوچک‌تر است ولی بعلت جسارتی که دارد گاهی عموماً به عقاب وقوش حمله می‌کند. در حدود ۴۰ گونه از این پرنده شناخته شده است که با نامهای گوناگون زیستگاهشان در سراسر کره زمین پراکنده است. شاهین عموماً آشیانه خود را در کوهستانهای بلند و دور افتاده و در غارهای مشرف به پرتگاه‌ها و صخره‌ها بلند می‌سازد ولابلای صخره‌های کوهستانی تخم گذاری می‌کند. گونه‌های مختلف این پرنده در کوه‌های ایران فراوان است. شاهین را صیادان جهت شکار تربیت می‌کنند. زیستگاه این پرنده در کوهستانهای بلند و دور افتاده، و آشیانه خود را در غارها مشرف به پرتگاه‌ها و صخره‌ها بلند می‌سازد.

شاهین در پارسی یعنی «شاهانه»، مانند آهنین که ریشه‌اش از آهن می‌آید. به این پرنده باشه – باشا-پادشاه نیز گفته شده است. عربها به آن صقور/صقر /یا شاهین فارسی می گویند. شاهین فارسی گونه کویری و مقاوم است که در مناطق کوهستانی حاشیه کویر ایران زیست می کند

شکار کردن با شاهین با آنکه تاریخ اش به دوره پادشاهی آشور می‌رسد، بدون شک در دوره ساسانی ورزش شاهان بوده زیرا در دوره اسلامی گسترش یافت. شکار با شاهین پس از آن به اروپا گسترش پیدا کرد. نام شاهین می‌تواند از شکار کردن شاه با پرنده شکاری ریشه گرفته باشد.

شاهین روزگاری در سراسر دنیا می‌زیست. اما امروزه به شدت کمیاب شده ودر بعضی جاها دیده می‌شود. احتمالاً معدودی از پرندگان می‌توانند تندتر از شاهین‌ها پرواز نمایند. گاه سرعتش هنگام شکار به ۲۹۰ کیلومتر در ساعت می‌رسد. طول آن به ۴۶ سانتیمتر می‌رسد. بالهای گسترده‌اش به ۱۰۹ سانتیمتر می‌رسد. شاهین‌ها به پرندگان به اندازه خود وگاه بزرگ‌تر از خود نیز حمله می‌کنند، بسیاری از پرندگان را می‌کشند. در فرهنگ معین آمده است که برخی خلبانان از حمله شاهین به هواپیما گزارش کرده‌اند و این نشان دهنده جسارت شگفت این پرنده است.

همانطور که پیش بینی می شد آمریکا کوتاه آمد. هنوز شرایط عینی و ذهنی برای حمله آماده نیست

رئیس‌جمهوری ایالات متحده در این نطق تلویزیونی که از کاخ سفید مخابره می‌شد، گفت “هنوز خیلی زود است” که درباره اثربخش‌بودن پیشنهاد روسیه برای خلع سلاح شیمیایی سوریه قضاوت کرد.

آقای اوباما گفت که جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، برای مذاکره با همتای روس خود در روز پنج‌شنبه به ژنو می‌رود و خودش نیز به تبادل نظر با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه ادامه می‌دهد.

 

او گفت به حمایت متحدان بین‌المللی‌اش امیدوار است و دستور داده که نیروهای نظامی آمریکا برای حمله به سوریه آماده بمانند تا حکومت آقای اسد را زیر فشار نگه دارند.

آقای اوباما تاکید کرد حکومت سوریه باید درباره استفاده از تسلیحات شیمیایی پاسخگو باشد.

او در عین حال گفت: “ما نمی‌خواهیم یک دیکتاتور را ساقط کنیم و قرار نیست سوریه شبیه عراق یا لیبی و حتی کوزوو شود.”

باراک اوباما گفت یک حمله محدود هم موثر است و باعث می‌شود “هر دیکتاتوری قبل از آن که از سلاح‌های کشتارجمعی استفاده کند، به عواقبش فکر کند.”

او گفت در مقابل درخواست‌ها برای مداخله نظامی در سوریه مقاومت کرده است “چون ما نمی‌توانیم با دخالت نظامی، به جنگ داخلی کسانی دیگر فیصله بدهیم.”

‘پلیس جهان’

آقای اوباما گفت “آمریکا پلیس جهان نیست” ولی اگر استفاده از تسلیحات شیمیایی مجازات نشود، امنیت ملی آمریکا در معرض خطر قرار می‌گیرد.

رئیس‌جمهوری آمریکا گفت اگر درگیری‌ها به بیرون از مرزهای سوریه سرریز کند، تسلیحات شیمیایی می‌تواند متحدان ایالات متحده از جمله ترکیه و اسرائیل را تهدید کند.

آقای اوباما در ابتدای سخنان خود بار دیگر تصریح کرد که حکومت سوریه را مسئول حمله شیمیایی اخیر در حمله دمشق می‌داند.

او به اتهاماتی که قبلا هم جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، مطرح کرده بود، اشاره کرد و گفت که نیروهای بشار اسد از قبل در جریان حمله شیمیایی بوده‌اند و برای محافظت، بین آنان ماسک شیمیایی توزیع شده بود.

باراک اوباما گفت آن‌چه در حمله شیمیایی در حومه دمشق بر سر کودکان و دیگر شهروندان غیرنظامی آمد، امنیت ملی آمریکا را هم تهدید می‌کند.

او در این سخنان بار دیگر به برنامه هسته‌ای ایران اشاره کرد و گفت سکوت در برابر اقدامات بشار اسد، تهران را هم برای دستیابی به سلاح اتمی، جسورتر می‌کند.

او در پایان‌بندی سخنانش برای دومین بار در نطق خود گفت آمریکا “پلیس جهان” نیست ولی “می‌تواند جلوی حمله شیمیایی به کودکان را بگیرد”.

مارک ماردل، سردبیر بی‌بی‌سی در حوزه آمریکای شمالی، درباره این سخنان باراک اوباما می‌گوید که صریح بود ولی تقریبا به‌کلی خالی از شور و تهی از استدلال تازه‌ای بود.

این سخنان آقای اوباما یک روز پس از کشمکش‌های دیپلماتیک در سازمان ملل متحد درباره طرح روسیه برای کنترل بین‌المللی بر تسلیحات شیمیایی سوریه مطرح شده است.

بریتانیا، ایالات متحده و فرانسه خواستار پیش‌بینی یک جدول زمانی و همچنین در نظر گرفتن تنبیه برای کوتاهی در اجرای آن هستند.

آمریکا در این باره تاکید کرده که با تاکتیک‌هایی که فقط برای خریدن فرصت باشد، کنار نمی‌آید.

روسیه گفته است هر پیش‌نویسی در این باره که حکومت سوریه را در حمله شیمیایی اخیر مقصر بشمارد، غیرقابل‌قبول است و خواستار حمایت سازمان ملل متحد از طرح خود شده است.

سربازی اجباری مدل ایران کهنه و ناکارآمد است”

 سربازی اجباری مدل ایران  کهنه و ناکارآمد است”و سالها است که  در جهان متمدن منسوخ شده است. دکتر محسن رضایی اولین فرد حکومتی یود که  به این حقیقت اعتراف کرد.
سربازی اجباری نباید بیشتر از ۶ ماه باشد. تعداد فراریان سربازی در ایران بسیار زیاد است گفته شده که بیش از دو میلیون نفر هستند
علت روشن است دو سال عمر یک انسان هدرمی رود

کمپین “نه به سربازی اجباری” چند روزی پس از آن تشکیل شد که مرکز پژوهش‌های مجلس پیشنهاد تغییر الگوی سربازی به دوگانه اختیاری و حرفه‌ای را داد. آیا در ایران می‌توان قانون خدمت نظام اجباری را لغو کرد؟اعدام سربازان

۲۷ مرداد امسال مرکز پژوهش‌های مجلس نتایج تحقیقی را منتشر کرد که مربوط به خدمت سربازی اجباری در ایران بود. بر اساس این تحقیق، به دلایل گوناگون از جمله استفاده از تکنولوژی‌های مدرن در ارتش، لزوم تغییر الگوی خدمت سربازی در ایران مطرح شده است.

این گزارش که با عنوان “دو الگوی جدید پیشنهادی مرکز پژوهش‌های مجلس برای سربازی در ایران” منتشر شده، پیشنهاد کرده که خدمت سربازی از حالت اجباری کنونی خارج شود و به دو صورت حرفه‌ای و داوطلبانه درآید.

در این گزارش آمده است: «استفاده از سربازان وظیفه برای به کارگیری تکنولوژی‌های نوین، ایده خوبی نیست. نکته شایان توجه دیگر در همین رابطه مقوله چابک سازی سازمان‌ها و نیروهای مسلح است که در بسیاری از کشورها به منظور افزایش کارآمدی نیروهای مسلح در حال انجام است و به نظر می‌رسد حرفه‌ای شدن نیروهای مسلح و اصل چابکی در قالب‌های سربازی وظیفه با شکل سنتی و قدیمی آن در تقابل است.»

مرکز مطالعات مجلس سپس خدمت نظام وظیفه در ۱۹۸ کشور جهان را بررسی کرده و آماری را منتشر کرده است که بر اساس آن در ۵۷ درصد کشورها (۱۱۲ کشور) اساسا سربازی اجباری وجود ندارد و تنها ۱۰ درصد کشورها (حدود ۲۰ کشور) خدمت نظام وظیفه اجباری بیشتر از ۱۸ ماه دارند مانند آنچه هم اکنون در ایران وجود دارد. ۸ درصد کشورها (۱۵ کشور) نیز از هر دو نوع اجباری و داوطلب استفاده می‌کنند.

سایت “خبرآنلاین” چند هفته‌ای بعد از انتشار گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، در تاریخ ۱۲ شهریور گزارشی در این زمینه منتشر کرد و در آن با استناد به داده‌های آماری “موسسه مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت” از لزوم برقراری سیستم ارتش حرفه‌ای سخن گفت.

در این گزارش آمده است: «تا سال ۱۴۰۰ سالانه بیش از نیم میلیون نوزاد پسر متولد می‌شوند که ۱۸ تا ۲۵ سال بعد باید به سربازی بروند که این تعداد برای نیروهای نظامی کافی نیست.»

در این گزارش سپس به سازمان نظام وظیفه و ستاد مشترک نیروهای مسلح پیشنهاد شده “طرحی جدید برای تامین نیروهای مورد نیاز نیروهای نظامی تدوین کنند. طرحی که قابل دسترس‌ترین آنها همان سربازی حرفه‌ای است”.

کمپین نه به سربازی اجباری

دو هفته پس از انتشار گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، گروه “دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال ایران” به همراه “مرکز ایرانی مطالعات لیبرالیسم” کمپین “نه به سربازی اجباری” را راه‌اندازی کردند.

عبدالرضا احمدی، از موسسان این کمپین، درباره هدف راه‌اندازی آن به دویچه وله می‌گوید: «یکی از اهداف ما مطرح شدن این پرسش در جامعه است که تداوم قانون خدمت سربازی اجباری در ایران برای نزدیک به ۹ دهه، چه نتایج مثبتی با خود به همراه داشته است؟ ما می‌خواهیم با طرح این پرسش شاهد گفتگو در این حوزه بین مخالفان و موافقان لغو اجباری شدن سربازی باشیم تا از برآیند این گفتگوها گفتمان جدیدی دراین زمینه در سطح جامعه شکل بگیرد.»

آقای احمدی البته تاکید می‌کند که تنها بسط این گفتمان مد نظر این گروه نیست بلکه این کمپین در نظر دارد مقالات و یادداشت‌ها و متونی که در کشورهای دیگر مطرح و منجر به اختیاری شدن سربازی شده را ترجمه و منتشر کند و با مخاطبان در میان بگذارد و نیز با کمک گرفتن از ابزارهایی مثل متن، اینفوگرافی یا پادکست به غنی‌تر شدن این گفتمان یاری رساند.

«متاسفانه امروز جای متونی چون یادداشت‌های “میلتون فریدمن” که یک اقتصاددان لیبرال آمریکایی و یکی از مدافعان اختیاری شدن سربازی در آمریکا بوده است یا تجربیات جامعه مدنی و بسیاری از اندیشمندان دیگر در تحقق یک خواست مدنی در فضای تئوریک ما خالی است. ما در این کمپین سعی داریم تا این خلاءها را نیز پوشش دهیم.»

عبدالرضا احمدی همچنین اظهار امیدواری می‌کند که با روی کار آمدن دولت جدید امکان طرح خواسته کمپین “نه به سربازی اجباری” با قانون‌گذاران فراهم گردد و مقدمات تغییر قانون مهیا شود.

دشواری تغییر الگوی سربازی اجباری به خدمت داوطلبانه

حسین آرین، کارشناس مسائل نظامی در لندن، در گفت‌وگو با دویچه وله به اهمیت خدمت سربازی در منطقه خاورمیانه اشاره می‌کند. او تاکید می‌کند که لغو سربازی اجباری در ایران مستلزم داشتن یک ارتش حرفه‌ای و قوی است.

او می‌گوید که در حال حاضر ۶۰ درصد نیروی زمینی ارتش و بخش بزرگی از سپاه پاسداران از سرباز تا درجه‌دار را افراد وظیفه تشکیل می‌دهند، بنابراین با حذف این نیرو در عمل ارتش خالی خواهد شد.

آقای آرین ادامه می‌دهد: «به باور من، قبل از لغو سربازی اجباری باید برنامه‌ای جامع برای ایجاد یک ارتش حرفه‌ای داشت. برای این کار باید ساختار ارتش و یگانها را تغییر داد و سطح آموزش را بالا برد. یگانها باید چابک‌تر شوند و تعداد وظیفه‌ها کمتر باشد.»

حسین آرین به نکته دیگری اشاره می‌کند و آن تامین مالی چنین برنامه‌ای است. او می‌گوید: «کسانی که خدمت سربازی اجباری می‌روند حقوق ناچیزی دریافت می‌کنند. ولی اگر قرار بر ارتش حرفه‌ای باشد، استخدام‌شدگان باید حقوق مناسبی بگیرند و زندگی‌شان آنقدر تامین باشد که جز در ارتش در جای دیگری خدمت نکنند و این مستلزم یک برنامه‌ریزی جامع و درازمدت است که ممکن است سالها طول بکشد. این روند در بریتانیا ۱۵ سال به طول انجامید.»

این کارشناس نظامی به مسئله تکنولوژی‌های نوین نظامی نیز اشاره می‌کند. او معتقد است که استفاده از این تکنولوژی‌ها به آموزش، دانش و سطح معلومات بالاتری نیاز دارد و در ایجاد یک ارتش حرفه‌ای باید به این مسئله توجه شود.

عبدالرضا احمدی، از موسسان کمپین “نه به سربازی اجباری” نیز با نکات مورد اشاره آقای آرین موافق است. او می‌گوید: «ارتش‌های حرفه‌ای و قدرتمند در دنیای امروز عمدتا به نیروی انسانی متخصص و ورزیده در حوزه‌های اطلاعاتی، فنی و رزمی نیاز دارند و چنین نیرویی یقینا با دو ماه آموزش نظامی ایجاد نمی‌شود. چطور می‌توان انتظار داشت سربازانی که غالبا در دوران سربازی، حقوقی ۵۰- ۶۰ هزار تومانی می‌گیرند و یک دوره آموزشی دو سه ماهه را می‌گذرانند از نیروهای ورزیده‌ای که سربازی برایشان منبع درآمد است و دوره‌های امنیتی و نظامی مداوم می‌گذرانند کاراتر باشند.»

در بین کشورهای منطقه، عراق از ابتدای سال ۲۰۱۳ و افغانستان، پاکستان، عربستان، امارات متحده عربی و بحرین از سال ۲۰۱۲ خدمت سربازی اجباری را حذف کرده‌اند. در ایالات متحده آمریکا نیز خدمت سربازی اختیاری است. آلمان از ژوئیه ۲۰۱۱ خدمت نظام اجباری را برای دوره صلح حذف کرده است، یعنی دیگر هیچ کس موظف به خدمت در ارتش نیست.

 

با کدام نوع سربازی موافقید؟؟  شیوه سربازی در ایران ناکارآمد و کهنه است؟ مرکز پژوهشهای مجلس

انواع سربازی رفتن در کشورها

دولتها در سده های گذشته ارتش کشورها  برای خود این حق را قائل شده اند که جوانان را در سن خاص به سربازی و یا خدمت اجباری  فراخوانند. مدل سربازی چه از نظر زمان و چه از نظر نوع آموزش در کشورهای جهان فرق می کند، دلیل این تنوع به خاطر موقعیت هر کشوری است که با کشور دیگر متفاوت است.

در سالهای اخیر موضوع سربازی اجباری از بعد حقوق بشری مورد اعتراض حقوقدانان واقع شده است.

عده ای از حقوقدانان بطور کامل  هر نوع سرباز گیری اجباری را تحت هر عنوانی که باشد حتی دفاع از آب و خاک خلاف اصول حقوق بشر می دانند. به همین منظور مشوقها و روشهایی پیشنهاد شده که افراد احساس  الزام و اجبار نداشته باشند.

این روشها عبارتند  از :

  • کاهش مدت سربازی فقط به یک دوره آموزشی نظامی رزمی و پیشرفته
  • فروش سربازی
  • امکان وکالات در انجام سربازی
  • و روشهای ترکیبی دیگر مانند معافیت تحصیلی و انواع معافیتهایی که منجر به معافیت دایم می شود.

بعضی دیگر سرباز گیری را بصورت کاملا  اختیاری پیشنهاد داده اند.

در قانون اساسی ایران نیز بیگاری گرفتن و یا به خدمت اجباری گرفتن افراد ممنوع شده است. در  راستای همین موضوع و در راستا متعادل کردن و متوازن کردن  اجبار و اکراه ، در بعضی از کشورها سربازی اجباری حذف شده و به جای آن سربازی داوطلبانه یا خدمت در امور مدنی و یا حق فراخوانی به سربازی در شرایط ویژه برای دولتها قائل  شده است. در برخی دیگر هم مدت زمان سربازی به شش ماه یا هشت ماه کاهش پیدا کرده است و در بعضی فروش سربازی نیز مرسوم است.در بعضی کشورها انواع معافیتهای موقت و دایم  و انواع خرید خدمت ها وجود داردو یا ترکیبی از این دو روش وجود دارد. مثلا تحصیل باعث معافیت می شود سپس با توجه به سن فرد تحصیل کرده می تواند خرید خدمت انجام دهد. بطور نمونه  در مصر هر کس به هر دلیلی (معافیت موقت  و یا غیبت) تا سن ۳۲ سال به سربازی نرفته باشد می تواند پس از ورود به سن ۳۳ سالگی تقاضای خرید خدمت کند که با پرداخت مبلغی معادل حدود ۶۰۰ دلار می تواند معافیت دایم بگیرد.

در این میان کشورهایی که از نظر جغرافیایی و سیاسی موقعیت حساس‌تری دارند خدمت سربازی در آنها بیش از یک سال و حتی تا دو سال است و سربازی به صورت اجباری است.

 

************ مهمترین کشورهایی که سربازی اجباری  از هیچ نوع آن ندارند******

تعداد کل: ۱۲۳ کشور معادل ۶۱ درصد کشورها:

آرژانتین (در ۱۹۹۹ حذف شد)، آفریقای جنوبی (از ۱۹۹۴ حذف شد)، استرالیا، امارات متحده عربی، ایالات متحده آمریکا، بحرین، بلژیک، بلغارستان، پاکستان، انگلستان، پرو، تانزانیا، چک، ژاپن، شیلی، عراق، عربستان، عمان، غنا، فرانسه (از ۱۹۹۶ حذف شد)، کانادا (تاکنون در زمان صلح سربازی اجباری نداشته است)، لبنان، لتونی (از ۲۰۰۷ حذف شد)، لوکزامبورگ (از ۱۹۶۷ حذف شده است)، هلند (به طور رسمی سربازی اجباری را لغو نکرده ولی از سال ۱۹۹۶ به بعد از سرباز استفاده نکرده و ارتش کاملاً حرفه‌ای دارد)، ایرلند (دوره سربازی اجباری حذف شده ولی دوره ذخیره هنوز ملغی نشده است)، کویت (بر اساس قانون امکان سربازگیری اجباری وجود دارد ولی از سال ۲۰۰۱ به حالت تعلیق درآمده است)، سوئد (در جولای ۲۰۱۰ لغو شد. دولت در موارد اضطراری می‌تواند مجدداً سربازگیری اجباری کند)، لهستان (از ژانویه ۲۰۱۱ لغو شد)، لیتوانی (از سپتامبر ۲۰۰۸ لغو شد)، کرواسی (از ۲۰۰۸ حذف شد)، صربستان (از ژانویه ۲۰۱۱ حذف شد)، آلمان (از سال ۲۰۱۱ حذف شد)

*****    کشورهایی که از ترکیب نیروهای داوطلب و اجباری استفاده می‌کنند:

تعداد کل: ۱۵ کشور برابر ۸ درصداز کشورها:

برمودا (بخش عمده‌ای از نیروهای ارتش، حرفه‌ای بوده و تنها بخش اندکی به صورت اجباری تأمین می‌شود)، ساحل عاج، سنگاپور، سودان، فیلیپین، کره جنوبی، کلمبیا، گرجستان، گابون، مالی، موریتانی (نیروی هوایی و دریایی کاملاحرفه‌ای شده اند و از سرباز اجباری تنها در نیروی زمینی استفاده می‌شود)، گینه، ونزوئلا، دومینیکن (جمهوری

کشورهایی که سربازی انتخابی دارندتعداد کل: ۱۴ کشور (۷ درصد

اندونزی (استفاده از ترکیب سربازان داوطلب و اجباری)، بنین (از ترکیب سربازان داوطلبانه و اجباری استفاده می‌شود)، تایلند (به صورت رندم به تعداد مورد نیاز سرباز استخدام می‌شود)، توگو (استفاده از ترکیب سربازان داوطلب و اجباری)، جمهوری آفریقای مرکزی (استفاده از ترکیب سربازان داوطلب و اجباری)، چاد، چین (تمام افسران، سربازان داوطلب هستند)، مالزی (مشمولان بر اساس قرعه انتخاب می‌شوند)، سنگال (استفاده از ترکیب سربازان داوطلب و اجباری)، نیجر، کیپ ورد، گینه بیسائو (نیروی هوایی حرفه‌ای و داوطلبانه شده است)، گینه استوایی (اکوئیتوریال)، موزامبیک

سربازان در این کشورها از این حق برخوردارند که برخی از موارد مربوط به سربازی مانند مکان و محل خدمت یا نوع خدمت (هوایی، دریایی و زمینی) را خودشان انتخاب کنند.

********* کشورهایی که سربازی اجباری یک سال یا کمتر دارند

تعداد کل: ۲۴ کشور (۱۱ درصد

فنلاند، اتریش (از ابتدای ۲۰۰۷ از ۸ ماه به ۶ ماه کاهش یافت)، آذربایجان (برای فارغ التحصیلان دانشگاهی ۱۲ ماه و سایرین ۱۸ ماه)، برزیل (بسته به محل خدمت بین ۹ تا ۱۲ ماه)، بولیوی (۱۲ ماه)، دانمارک (بسته به محل خدمت، ۴ تا ۱۲ ماه و صرفاً در امور مدنی یا به صورت نظامی غیرمسلح)، اکوادور (سربازی انتخابی است)، اوکراین (بسته به نوع خدمت، ۱۲ تا ۱۸ ماه، در ۲ یا ۳ سال آینده ارتش کاملاً حرفه‌ای شده و سربازی اجباری ملغی می‌شود)، تونس (۱۲ ماه)، ازبکستان (۱۲ ماه)، قرقیزستان، یونان (۱۲ ماه و در آینده به ۶ ماه کاهش می‌یابد)، مکزیک (۱۲ ماه، سربازی انتخابی، نیروهای هوایی و دریایی کاملاً حرفه‌ای شده‌اند)، نروژ (۱۲ ماه و صرفاً در امور مدنی یا به صورت نظامی غیر مسلح)، روسیه، سوییس (۲۶۰ روز)، تایوان (۱۲ ماه، امکان انتخاب برای مشمولان وجود دارد، هر سال، ۱۰ درصد از تعداد سربازان اجباری حذف می‌شود تا به مرور سربازی اجباری ملغی شود)، ترکیه

 

**********  کشورهایی که صرفاً در امور مدنی یا بصورت نظامی غیرمسلح سربازی دارند

تعداد کل: ۷ کشور (۴ درصد

آنگولا (۲۴ ماه)، الجزایر (۱۸ ماه: ۶ ماه آموزش و ۱۲ ماه فعالیت مدنی، ضمناً به زودی شرط انجام خدمت سربازی از شرایط استخدام کارمندی در الجزایر حذف می‌شود)، روسیه سفید (بلاروس، ۱۸ ماه و برای فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ۱۲ ماه)، قبرس، سنت لوسیا، سنت وینسنت و گراندین، اسپانیا

کشورهایی که سربازی اجباری بیش از یک سال، غیر انتخابی و همراه با بکارگیری در امور عملیاتی نظامی دارند

تعداد کل: ۱۷ کشور (۹ درصد

ارمنستان، اریتره (۱۶ ماه)، ویتنام (۱۸ ماه)، تاجیکستان، ترکمنستان، زیمباوه، سائوتام و پرینسیپ، سوریه (۲۱ ماه)، سومالی (از سال ۲۰۰۵ از سوی سازمان ملل به عنوان نقض‌کننده حقوق کودکان و بکارگیرنده آنان در سربازی معرفی شده است)، کامبوج (۱۸ ماه)، قزاقستان، کره شمالی، کوبا، لائوس (۱۸ ماه)، لیبی (۱۸ ماه)، مصر

********  روسیه

شاخه‌های نظامی: نیروی‌های زمینی، دریایی، نیروی هوایی

استراتژی: پرتاب موشک

سن و مدت خدمت نظامی: روسیه ترکیبی از نیروهای به خدمت گرفته شده اجباری و قراردادی را در سیستم نظامی پذیرفته بود. سن خدمت نظامی ۱۸ تا ۲۷ سال است. مردان در سن ۱۷ سالگی برای خدمت سربازی نام‌نویسی می‌کنند طول مدت خدمت سربازی اجباری دو سال است. در پایان سال ۲۰۰۵، ۳۰ درصد پرسنل ارتش روسیه را نظامیان قراردادی تشکیل می‌دادند. طبق برنامه‌ریزی تا سال ۲۰۱۰، ۷۰ درصد نیروهای مسلح روسیه را نیروهای داوطلب و مابقی از نیروهای خدمت اجباری تشکیل خواهد داد.

نیروی انسانی قابل استفاده برای خدمت نظامی: مردان بین سنین ۱۸ تا ۴۹، زنان بین سنین ۱۸ تا ۴۹

خدمت سربازی اجباری توسط دیمیتری میلیوتین در سال ۱۸۷۰ به امپراتوری روسیه وارد شد. طول مدت خدمت اجباری در فدراسیون روسیه دو سال است که اکثر روس‌ها به طرق مختلف از انجام آن اجتناب می‌ورزند.

 

اغلب روش‌های مورد استفاده در اجتناب از خدمت سربازی عبارت است از تحصیل در دانشگاه یا مشابه آن. افرادی که تا مقاطع فوق لیسانس یا دکترا ادامه تحصیل دهند خدمت سربازی اجباری ندارند.

***********   آمریکا

ایالات متحده آمریکا به طور متناوب و در شرایط خاص از خدمت وظیفه استفاده کرده است. برای مثال در سال ۱۸۶۳ فراخوان نیروهای وظیفه باعث ایجاد شورش‌های نیویورک شد.

بعدها در سال ۱۹۱۷ که ایالات متحده وارد جنگ جهانی اول شد دولت این کشور از فراخوان خدمت وظیفه استفاده کرد. نخستین دوره خدمت وظیفه در زمان صلح نیز با لایحه‌ای به نام خدمت و آموزش انتخابی در سال ۱۹۴۰ برگزار شد. خدمت وظیفه فعال (فراخوان) در سال ۱۹۷۳ در این کشور به پایان رسید.

هم‌اکنون از پسرانی که در سنین بین ۱۸ تا ۲۴ سال قرار دارند خواسته می‌شود در نظام خدمت انتخابی ثبت‌نام کنند. هدف این خدمت «فراهم آوردن نفرات کافی برای نیروهای مسلح در شرایط اضطراری است» و هدف دیگر آن نظام سلامت فردی کارکنان است.

از دیگر اهداف این طرح ایجاد برنامه‌ای برای فرمان‌شکنان وجدانی است تا آنها نیز بتوانند در خدمات جایگزین کار کنند. از سال ۱۹۸۶ تا به حال هیچ‌کس به خاطر تخطی از قوانین نظام وظیفه کشته نشده است.

زنان نمی‌توانند در خدمت انتخابی آمریکا ثبت‌نام کنند اما این اختیار را دارند تا به عنوان داوطلب به ارتش بپیوندند.

*********  چین

خدمت وظیفه از زمان تأسیس جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹ در تئوری وجود داشته است. با این حال به دلیل جمعیت کلان چین و وجود داوطلبان زیادی که تقاضای ورود به ارتش این کشور را دارند، تا به حال فراخوان خدمت اعلام نشده است.

خدمت وظیفه در ماده ۵۵ قانون اساسی چین این طور تقدیس شده است: «وظیفه مقدس هر شهروند جمهوری خلق چین است که از میهن مادری خود در برابر حملات دشمنان دفاع کند. وظیفه افتخارآمیز هر شهروند جمهوری خلق چین انجام خدمت نظامی و عضویت در نیروهای مقاومت است.»

مبنای حقوقی فعلی خدمت وظیفه، قانون نظامی مصوب سال ۱۹۸۴ است که این طور بیان می‌کند که خدمت نظامی، وظیفه «تمام شهروندان بدون تمایز نژادی (…) و گرایش مذهبی» است.

این قانون از زمانی که تصحیح شده به حالت اجرا در نیامده است. خدمت نظامی معمولاً در نیروهای مسلح عادی انجام می‌شود، اما قانون سال ۱۹۸۴ اجازه اجرای خدمت وظیفه تحت عنوان نیروهای احتیاط را نیز داده است.

ساکنان هنگ‌کنگ و ماکائو از سال ۱۹۹۷ و ۱۹۹۹ از عضویت در ارتش منع شده‌اند.

*********  ترکیه

در ترکیه خدمت نظامی اجباری برای شهروندان مردی که بین سنین ۲۰ تا ۴۱ سال هستند (با کمی استثنا) اعمال می‌شود.

کسانی که در حال تحصیل در سطوح دانشگاهی هستند یا مشغول گذراندن طرح‌های فنی و حرفه‌ای هستند می‌توانند خدمت خود را تا پایان برنامه مذکور به تعویق بیندازند.

طول خدمت ضرورت متفاوت است. پانزده ماه برای سربازان صرف، دوازده ماه برای افسران احتیاط و شش ماه برای سربازان کوتاه‌مدت که شامل کسانی می‌شود که مدرک دانشگاهی به دست آورده‌اند ولی خود را به عنوان افسر احتیاط در وقت مقرر معرفی نکرده‌اند.

 

دلایل مخالفت بعضی از حقوقدانان غربی با خدمت اجباری سربازی.

حقوقدانان می گویند حقوق بشر دارای سه لایه و یا سه درجه است.

درجه اول حقوقی هستند که ذاتی هستند مانند حق زندگی و حق استفاده از حقوق اولیه انسانی

درجه دوم حقوقی هستند که مانند:  آزادی بیان و عدم تفتیش عقیده و حق آموزش و تحصیل

درجه سوم عبارتند : از حق برخورداری از کار مناسب – مسکن – رفاه و توسعه و … و …

سربازی جزو گروه دوم حقوق هستند هرکسی حق دارد که انتخاب کند که به سربازی برود و یا نرود.

الف : اعلامیه جهانی حقوق بشر.

بسیاری از مجادلاتی که پیرامون دوره خدمت سربازی و یا تبعیض جنسیتی موجود در آن به پا شده است، به خاطر تخطی قوانین این دوره از اصول مطرح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد است. به ویژه موادی که در ذیل آورده شده‌اند و در قانون اساسی بیشتر کشورها از جمله ایران نیز آمده اند:

ماده ۲: هر کس بدون هیچ گونه تمایزی از حیث (…)، جنسیت (…) از حقوق و آزادی‌هایی که در این اعلامیه برشمرده شده است برخوردار است.

ماده ۳: هر کس حق حیات، آزادی و برخورداری از امنیت شخصی را دارد.

ماده ۴: هیچ کس را نباید در بیگاری بردگی نگاه داشت، (…).

ماده ۱۸ هر کس حق دارد از آزادی اندیشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، این حق شامل آزادی تغییر مذهب یا باور و نیز آزادی اظهار مذهب یا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نیایش و به جای آوردن آیین‌ها چه به تنهایی و چه به صورت جمعی نیز می‌گردد.

ماده ۲۰: (…) هیچ کس را نباید مجبور به عضویت در یک تشکل کرد.

ماده ۲۳: هر کس حق (…) انتخاب آزادانهٔ شغل (…) را دارد.

همچنین در بسیاری از قوانین اساسی کشورهایی که پس از جنگ جهانی دوم نوعی از خدمت سربازی در آن جا جریان داشته و یا هنوز دارد یا احتمال آن را در هنگامهٔ جنگ می‌دهند، حقوق مشابهی در نظر گرفته شده است.

برده‌داری.

خدمت سربازی شخصیت فرد را در معرض نظامی‌گری (جنگ‌گرایی) قرار می‌دهد. این خدمت نوعی بردگی است. اینکه ملت‌ها تحت تأثیر روزمرگی آن را تحمل می‌کنند، دلیل دیگری برای اثبات تأثیر ناتوان‌کنندهٔ آن است.

– آلبرت اینشتین، زیگموند فروید، اچ جی ولز، برتراند راسل و توماس مان در اعلامیه‌ای که بر علیه خدمت سربازی و آموزش نظامی جوانان در سال ۱۹۳۰ (۱۳۰۸) صادر کردند.

برخی گروه‌ها همچون آزادی‌خواهان، معتقدند از آن جایی که خدمت وظیفه عمومی اجباری است پس نوعی بردگی به حساب می‌آید. بنابر متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده، برده‌داری یا هر نوع خدمت غیر ارادی ممنوع است مگر اینکه بخشی از مجازات مجرمین باشد. در نتیجه گروه‌های مخالف، (دست کم در آمریکا) خدمت وظیفه را مخالف قانون اساسی و اخلاق می‌دانند. دادگاه عالی ایالات متحده در سال ۱۹۱۸ (۱۲۹۶) حکم داد که فراخوان خدمت سربازی که برای جنگ جهانی اول صادر شد، قانون اساسی آمریکا را نقض نکرده است. دادگاه این طور بیان داشت که یکی از اختیارات محدود دولت فدرال، فرمان فراخوان سربازان وظیفه است. تنها توضیحی که همراه متمم سیزدهم قانون اساسی آمریکا در این مورد انتشار یافت و بعدها نیز بسیار مورد انتقاد قرار گرفت به این شرح است:

در پایان، از آن جا که ما نمی‌توانیم مشخص کنیم که تحمیل خدمت سربازی توسط دولت بر شهروندی که رفیع‌ترین افتخارش دفاع از حقوق و شرافت ملت در برابر جنگی است که عالی‌ترین نمایندگان کشورش آن را اعلام کرده‌اند، تا چه اندازه به عنوان یک خدمت غیرارادی در تضاد با ممنوعیت‌های قیدشده در متمم سیزدهم قانون اساسی تلقی می‌شود، اجباراً به این نتیجه می‌رسیم که بحث پیرامون این مسأله ناقض خود آن است.

در شوروی بسیاری از سربازان وظیفه آموزش‌های بسیار ابتدایی می‌دیدند و از آن‌ها در کارهای غیرنظامی مانند ساخت خانه‌های ییلاقی برای افسران و یا برداشت سیب‌زمینی از زمین‌های کشاورزی بدون دریافت هیچ دست‌مزدی، استفاده می‌شد. این رویه باعث شد تا در نظام اقتصادی مبتنی بر برنامه‌ریزی دولت شوروی، انگیزه کافی برای برای تولید ماشین‌های خرمن‌کوب چندمنظوره (کمباین) در نظر گرفته نشود. با این وصف کشاورزی شوروی از فن‌آوری‌های مدرن عقب ماند.

پیش از سال ۱۹۸۹ (۱۳۶۷) در بلوک مربوط به شوروی در مجارستان، بیش از نیمی از سربازان وظیفه تنها چند هفته کار با تفنگ را می‌آموختند و سپس با سرعت به «دسته‌های کار» اعزام می‌شدند و معمولاً مشغول به ساخت خطوط ریل رایگان و با کیفیت بسیار پایین می‌شدند. در همان زمان خط ریل‌های اروپای غربی توسط نیروی کار حرفه‌ای شاغل در کارخانه‌های ریل‌سازی نیمه‌خودکار و طبق بالاترین استانداردهای آن زمان ساخته می‌شدند.

تبعیض سنی.

خدمت وظیفه عمومی معمولاً محدود به جوانان بوده و تقریباً هیچ وقت به شکل مساوی بین گروه‌های سنی مختلف تقسیم نشده است. جوان‌ترهایی که تأیید می‌شوند، در همان ابتدا به خدمت فراخوانده می‌شوند. مخالفان تبعیض سنی و طرفداران آزادی جوانان این طور بیان می‌کنند که خدمت سربازی مبتنی بر سن، شدیدترین تبعیض سنی است که توسط دولت بر افراد ملت اعمال می‌شود. این تبعیض را فیل اوشس در ترانه‌ای به نام «من دیگر به پیش نمی‌روم» نشان داده است: «همیشه مسن‌ترها بوده‌اند که ما را به سوی جنگ برده‌اند؛ همیشه جوانان بوده‌اند که نابود گشته‌اند».

حتی در کشورهایی که دولت آن‌ها توسط مردم انتخاب می‌شود، سن مشمولین خدمت به حدی پایین است که غالباً به آن‌ها اجازهٔ شرکت در تصمیم‌های مهم از قبیل اعزام به جنگ یا تعیین سیاست‌های مربوط به مشمولین خدمت وظیفه داده نمی‌شود. تصویب متمم بیست و ششم قانون اساسی ایالات متحده که سن رأی‌دهندگان را به ۱۸ سال کاهش می‌داد، بیشتر از آن رو انجام شد که انتقادات گسترده‌ای پیرامون بی‌عدالتی موجود در رابطه با جوانانی که علی‌رغم اعزام به خدمت سربازی اجازه رأی نداشتند بالا گرفته بود.

مشکلات ناشی از بی‌انضباطی.

هیچ نیروی نظامی بدون انضباط نمی‌تواند مؤثر باشد. انضباط را می‌توان از راه روحیه گروهی یا انگیزه فعال موجود در پرسنل، آموزش داد. همچنین انضباط را می‌توان به صورت بنیادین از طریق راهنمایی‌های رهبر، در نیروها درونی کرد. به سادگی می‌توان حدس زد که داوطلبان ارتش که به میل خود به نیروهای مسلح می‌پیوندند بی‌نظمی‌های کمتری از خود نشان می‌دهند، در حالی که شهروندانی که به اجبار و به عنوان خدمت وظیفه به این نیروها اعزام می‌شوند انگیزه کمی برای خدمت دارند.

تنبیهات اعمال شده بر سربازان وظیفه نیز غالباً خشن هستند زیرا ذات این خدمت مبتنی بر اجبار است. اعدام با استفاده از جوخه آتش، در هنگام جنگ یکی از راه‌هایی بوده که در سطح ارتش‌های جهان برای پرسنل وظیفه بی‌نظم به کار برده می‌شده است. آنتونی بیور تخمین زده است که ۱٪ تا ۵٪ تلفات نیروهای وظیفه در جنگ جهانی دوم مربوط به اینگونه اعدام‌ها بوده است. این ادعا را می‌توان با عبارتی از لئون تروتسکی به طور خلاصه نشان داد:

ارتش را بدون تنبیهات نمی‌توان ساخت. اگر مجازات مرگ در زاغه مهمات فرمانده نباشد، وی نمی‌تواند توده‌های مردم را به سوی مرگ هدایت کند.تا زمانی که آن میمون‌های بی‌دم بداندیش (حیواناتی که ما به آن‌ها انسان می‌گوییم) به دست‌آوردهای فنی خود می‌بالند و ارتش‌های خود را مجهز کرده و هزینهٔ جنگ‌ها را می‌پردازند، فرمانده مجبور است که سربازان را بین مرگ محتمل در جبهه پیش رو و مرگ ناگزیر در پشت سر قرار دهد.

در نتیجه ارتش‌های دارای نیروی وظیفه بیشتر از ارتش‌های دارای نیروی داوطلب در معرض خطر تمرد نیروهای خود قرار دارند. نیروهایی که ممکن است در موارد شدید بر علیه نیروهای خودی اقدام کنند.

مشکلات ناشی از بی‌نظمی زمانی وخیم‌تر می‌شوند که پرتوان‌ترین جوانان بر خلاف اراده خود مجبور به خدمت تحت فرماندهی افرادی شوند که به نظر آن‌ها هوش و استعداد کمی دارند و اینکه آن‌ها باید بی‌چون و چرا از این فرماندهان اطاعت کنند. این مسأله در دوران صنعتی‌سازی مشکلی ایجاد نمی‌کرد زیرا تنها طبقهٔ بالای جامعه به تحصیلات عالی دسترسی داشتند. اما همین مسأله در جنگ ویتنام باعث بروز مشکلاتی شد. در این جنگ دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها مجبور بودند تحت فرماندهی درجه‌دارانی که به ندرت به دانشگاه رفته بودند و عموماً حتی دبیرستان خود را به پایان نرسانده بودند، خدمت کنند.

ملی‌گرایی و نظامی‌گرایی پیشرفته.

خدمت نظام وظیفه بر این فرض استوار است که ملت‌ها حقوقی دارند که فراتر از حقوق فرد است. در بیانیهٔ اینیشتین و اعلامیه ضد خدمت وظیفه مهاتما گاندی آمده است که «دولتی که فکر می‌کند حق دارد شهروندان خود را مجبور به رفتن به جنگ کند، در زمان صلح نیز توجهی به ارزش شادی و زندگی آن‌ها نخواهد داشت.» ساختار ارتش‌های بزرگ دارای نیروهای وظیفه هم‌زمان با رشد ناسیونالیسم تند در سده ۱۹ و ۲۰ میلادی بنا شد و در جنگ جهانی دوم به اوج خود رسید.

در زمان صلح، خدمت وظیفه جو نظامی‌گری و تعصب خشک را در جامعه به وجود می‌آورد. بسیاری از مردان جوانی که بدون اراده به خدمت اعزام می‌شوند، به نظامی‌گری بدگمان می‌شوند زیرا ماهیت اجباری بودن خدمت وظیفه روحیهٔ کمی در سربازان ایجاد می‌کند. این مورد در کشورهایی که احساسات ملی‌گرایانه در آغاز در آن‌ها ضعیف است مانند اتریش، آلمان و سوئد و یا شرایط بی‌رحمانه‌ای در آن‌ها حاکم است بیشتر صادق است.

مردانی که آموزش نظامی دیده‌اند به مراتب بیشتر از دیگران آمادگی اظهار خشم در شرایط بحرانی را دارند. همچنین این نوع خدمت می‌توانددر سربازان وظیفه احساسات میهن‌گرایانه شدید، تبعیض جنسیتی یا تبعیض نسبت به کسانی به خدمت نمی‌روند ایجاد کند.

توجیه حمله به شهروندان.

خدمت وظیفه یکی از اجزای جنگ همه‌جانبه است و این خدمت می‌تواند به عنوان یک سیاست قانونی برای توجیه خواستهٔ دولت مبنی بر اینکه فداکاری‌های دیگری نیز باید از سوی شهروندان صورت گیرد به نظر آید. دادرس لوئیس برندیس می‌گوید: «اگر اجازه فراخوان خدمت وظیفه داده شود، تمام عذرها از بین می‌روند.» . با استدلال می‌توان گفت که این وضع منجر می‌شود تفاوت‌های بین شهروندان و نظامیان از میان برود تا شهروندان نیز مورد هجوم قرار گیرند. برای مثال می‌توان به بمباران یکسره شهرها از سوی هر دو طرف جنگ در طول جنگ جهانی دوم و در مورد خاص به کشتار می لای اشاره کرد. به تازگی در ادبیات نظامی باب شده است که تلفات شهروندان در طول جنگ را «خسارت موازی» بنامند، هر چند که مرگ این افراد قابل پیش‌بینی است. در حقیقت در طول سده گذشته، تلفات شهروندان نسبت به تلفات نظامیان در صحنه نبرد رشد زیادی داشته است.

کیفیت.

یکی از اعتراضاتی که نسبت به خدمت وظیفه وجود دارد این است که کیفیت خدمت سربازان وظیفه پایین‌تر از سربازان داوطلب است. نخست اینکه مدت کوتاه خدمت اجازه رشد مهارت‌های نظامی را به شخص نمی‌دهد. دوم اینکه امکان افت روحیه در نیروهای وظیفه زیاد است که این امر به افت کیفیت نیز کمک می‌کند در حالی که افسران و درجه‌داران پایور می‌کوشند بر این مشکلات فائق آیند.

بزرگ‌ترین مشکل این است که سرعت آموزش باید با سرعت یادگیری کم‌یادگیرترین سرباز تنظیم شود. این واقعیت به همراه مدت کوتاه خدمت باعث می‌شود تا کیفیت کار نیروهای وظیفه پایین‌تر آید. بنابر این یگان‌های ویژهٔ تمام ارتش‌هایی که از نیروهای وظیفه استفاده می‌کنند کاملاً از نیروهای داوطلب تشکیل شده است، مانند رنجرهای چترباز در ارتش فنلاند.

همچنین آموزش نظامی نیروهای وظیفه تقریباً بسیار ساده است. در موارد معدودی اتفاق می‌افتد که آموزش آنان فراتر از نظام جمع، تیراندازی، آموزش ابتدایی مربوط به شاخه خدمتی و سلاح‌های خدمتی و آموزش ساده صحنه نبرد باشد. همچنین در بسیاری از کشورها به جای استقاده از سربازان در خدمات محترمانهٔ نظامی از آن‌ها به عنوان کارگران کم‌خرج خدماتی با نام‌هایی چون «گردان کار» یا «یگان خدمات» و غیره در اعمالی چون کشاورزی و ساخت زیربناها استفاده کرده و می‌کنند.

اقتصاد.

برخی بر این باورند که نسبت هزینه خدمت سربازی در زمان صلح به سود به دست آمده از آن، بسیار زیاد است. ماه‌ها یا سال‌ها خدمت بی بهره باعث کم شدن باروری اقتصاد می‌شود. هزینه آموزش (و در برخی کشورها هزینه دستمزد) را هم به این مقدار بیافزایید. با وجود این حجم بالای هزینه، بسیاری می‌گویند که این خدمت از نظر مالی زیان‌دهی دارد. از این رو است که کشورهای اروپایی بعد از پایان جنگ سرد به تدریج اقدام به برچیدن خدمت وظیفه عمومی نمودند. این روند تا آنجا پیش رفت که تا سال ۲۰۱۰ تنها ۶ کشور از کشورهای اتحادیه اروپایی هنوز به اجباری نمودن گذراندن این دوره برای جوانانشان نمودند.

خدمت نظامی را می‌توان به هر کاری ربط داد. هزینه‌های کار هیچ گاه حتی بدون پرداخت دستمزد نیز ناپدید نمی‌شوند. نتیجه کار سربازان وظیفه به سادگی ضایع می‌شود؛ کار غیرارادی (اجباری) به شدت نارسا است و سربازان حقوق خود را به داوطلبان می‌بازند. هنگامی که در جنگ، شهروندان زبردست را مجبور به این کنند که به عنوان سرباز آماتور بجنگند، تأثیر آن بسیار شدید خواهد بود. نه تنها تلاش نیروهای وظیفه از دست می‌رود و سودمندی آن‌ها نابود می‌شود بلکه پرنسل وظیفه زبردست نیز نمی‌توانند دوباره به راحتی جایگاه خود را در جامعه به دست آورند. هر سرباز وظیفه‌ای که به اجبار به ارتش آورده می‌شود از کار خود خارج شده و در نتیجه او دیگر نمی‌تواند به اقتصاد مملکت که پایه مالی ارتش است، کمک کند. این مورد در کشورهایی که وضعیت پیشاصنعتی دارند و سطح آموزش پایین است مشکلی ایجاد نمی‌کند زیرا کارگران شاغل در این گونه کشورها را به راحتی می‌توان جایگزین یکدیگر کرد. اما این وضع در کشورهایی که وضعیت پساصنعتی دارند و سطح آموزش در آن‌ها بالاست، متفاوت است به شکلی که نیروی کار در آن جا بسیار پیچیده بوده و یافتن جایگزین برای جای خالی سربازان وظیفه در سطح جامعه مشکل است. حتی می‌توان وضعیت‌های حادتری را برای اقتصادی متصور شد که نیروی کار حرفه‌ای آن به عنوان سرباز آماتور در جنگ کشته شود یا تا پایان زندگی معلول گردد. در این وضعیت سودمندی او برای جامعه بازگشت‌ناپذیر خواهد شد

ابزاری برای انقیاد جامعه.

اعتراض دیگری که توسط مخالفان خدمت وظیفه بیان می‌شود از آن جهت است که این خدمت را ابزاری برای حکومت‌های دیکتاتوری می‌دانند که قصدشان کنترل و بازآموزی عده‌ای از مردم است به جای آنکه این خدمت وسیله‌ای برای مردم ستم‌دیده برای نفوذ به نظام برای ایجاد پایگاه قدرت در آن حکومت‌های دیکتاتوری باشد. همچینین این طور بیان می‌شود که از آن رو که در نیروهای مسلح به طور سنتی همه چیز به جای دموکراسی مبتنی بر فرماندهی و فرمان‌بری است، خدمت وظیفه ابزاری بسیار مؤثر برای القاء اطاعت و پیروی بی قید و شرط در جامعه است به جای آنکه به مردم‌سالاران اجازه کنترل ارتش داده شود. شاهد این مدعا این واقعیت است که ارتش آلمان نازی Reichswehr را از یک ارتش کاملاً داوطلب در سال ۱۹۳۴ (۱۳۱۲) به Wehrmacht که کاملاً مبتنی بر پرسنل وظیفه بود تبدیل کرد.

همچنین تقریباً همهٔ حکومت‌های دیکتاتوری معاصر (مانند سوریه، کره شمالی و عراق تحت حکومت صدام حسین) دارای خدمت وظیفه هستند. تقریباً تمام حکومت‌های دیکتاتوری سابق به شدت متکی بر این بودند که همهٔ مردان بالغ به خدمت وظیفه بروند (به جز دیکتاتوری نظامی برمه که یک استثنای برجسته بود). حکومت‌های دیکتاتوری نظامی سابق در کشورهای ترکیه، یونان، اسپانیا، شیلی، آرژانتین، برزیل، اندونزی و لیبی در طول حیات خود همچون کشورهای سابقاً کمونیست مانند اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی از نیروهای وظیفه استفاده می‌کردند.

 شیوه سربازی در ایران ناکارآمد و کهنه است؟ مرکز پژوهشهای مجلس

 

 

آیا فاحشه جهادی صحت دارد!

سایت شیعه آنلاین مدعی شد که تعدادی از دختران استان سیستان و بلوچستان که از نزدیکان و هواداران تروریست سرشناس “عبدالمالک ریگی” رهبر اعدام شده گروهک تروریستی “ بوده اند،‌ طی چند هفته اخیر برای انجام “جهاد نکاح” به سوریه سفر کرده اند.

alarify fatva

گفته می شود این دختران ابتدا به کشور امارات متحده عربی سفر کرده و از آنجا به ترکیه و از ترکیه وارد خاک سوریه شده اند تا به “جهاد نکاح” بپردازند.

در همین راستا یکی از افرادی که منطقه سکونت این دختران ساکن است،‌ به خبرنگار افتخاری ما در سیستان و بلوچستان گفت:‌ بنده چندی پیش شنیدم که تعدادی از دختران و زنان هوادار گروهک ریگی برای انجام “جهاد نکاح” به سوریه رفته اند.

وی در ادامه افزود: در این منطقه خبر آن پیچیده و بسیاری از اهالی منطقه ما از این مسأله به شدت ناراحت هستند زیرا این کار را مایه شرم می دانند. ما این کار را حرام می دانیم زیرا تفاوتی با زنا ندارد.

گفتنی است “جهاد نکاح” اصطلاحی است که حدودا از یک سال پیش به وجود آمده است. این اصطلاح اولین بار توسط یک مفتی وهابی از کشور تونس مورد استفاده قرار گرفت. بر اساس این فتوا، آن مفتی سلفی از دختران و زنان عرب برای تأمین نیازهای جنسی جنگجویان مسلح که علیه حکومت سوریه می جنگند،‌ به خاک سوریه بروند.

بسیاری از مفتی های وهابی دیگر کشورهای عربی به وی‍ژه عربستان سعودی نیز بعد از آن در اظهار نظرهای مختلفی از چنین فتوایی حمایت کرده و خواستار افزایش “جهاد نکاح” زنان شدند.

“محمد العریفی” از مفتی های سرشناس وهابیت عربستان نیز با صدور فتوایی، اعلام کرد که حتی زنان شوهردار هم می توانند تن به “جهاد نکاح” بدهند. چندی پیش نیز شیخ “ناصر العمر”‌ از شیوخ سلفی سعودی با صدور فتوایی جدید، “جهاد نکاح با محارم” را نیز حلال اعلام کرد. بر اساس فتوای او، اگر جنگجویان دختر یا زنی برای نزدیکی با وی پیدا نکردند،‌ می توانند با محارم خود این کار را انجام دهند.

این پدیده هر ۸۲۳ سال یک بارتکرار میشود.

امسال سال جالبی است،

دو رقم آخر سال تولد خود  را با سن  خود  جمع بزنید میشود ۹۲، این در مورد همه یکسان است،  

این قضیه هر ۸۲۳ سال تکرار میشود.

البته  این پدیده  برای هر سال ایرانی صادق است یعنی سال  آینده   ۹۳  هم همین فرمول درست درمی آید

 

۴۴+

۴۸

—————–

۹۲

 

قتل یک نویسنده زن هندی که فیلم “فرار از طالبان” را نوشته بود.

پلیس افغانستان از قتل یک نویسنده زن هندی خبر داد که فیلم “فرار از طالبان” اقتباسی سینمایی از داستان اتوبیوگرافیک اوست. این نویسنده پس از بازگشت از هند به افغانستان برای تهیه فیلم مستندی در مورد زنان این کشور کشته شد.

قتل سوشمیتا بنرجی ۴۹ ساله که در روز چهارشنبه (۱۳ شهریور / ۴ سپتامبر) صورت گرفت، همراه با سلسله حملاتی دیگر به زنان در کشور محافظه‌کار اسلامی افغانستان، موجب نگرانی نسبت به وخیم‌تر شدن وضعیت حقوقی زنان در این کشور شده است. سال آینده (۲۰۱۴) بخش اعظم نیروهای بین‌المللی این کشور جنگ‌زده را ترک می‌‌گویند و از هم‌اکنون و با توجه به رویدادهای اخیر ناظران سیاسی و اجتماعی افغانستان نگران آینده اجتماعی و سیاسی این کشورند.

طالبان افغانستان دست داشتن در این قتل را رد کرده‌اند. به گفته پلیس، سوشمیتا بنرجی که داستان زندگی خود را در زمان حاکمیت طالبان در کتابی با عنوان “زن بنگالی کابلی والا” نوشته است، در ولایت پکتیکا از خانه‌اش ربوده شده و بیش از ۲۰ گلوله به وی شلیک شده است.

ژنرال دولت خان زدران، فرمانده پلیس پکتیکا، گفت که جسد نویسنده هندی روز پنجشنبه نزدیک یک مدرسه دینی در سه کیلومتری خانه‌اش پیدا شد.

فرمانده پلیس پکتیکا اشاره کرد به اینکه در این رابطه به طالبان مشکوک است. او افزود: «افراد مسلح ساعت ۱۱ بعد از ظهر چهارشنبه داخل خانه‌اش شدند، او را بیرون کشیدند و با گلوله به قتل رساندند.»

جانباز خان، همسر خانم بنرجی که از مقر فرماندهی پلیس پکتیکا با خبرگزاری رویترز صحبت کرد، گفت که او چهارشنبه شب صدای زدن در پشتی خانه‌شان را شنید. او افزود: «من در را باز کردم، دو فرد مسلح که به روی‌شان دستار پیچیده بودند، مرا با شدت پس زدند.»

او اضافه کرد: «آنها مرا کتک زدند، چشمانم را و نیز دست و پایم را بستند و در اتاق را به رویم قفل کردند. آنها همسرم را با خود بردند. در اوایل روز بعد، هنگامی که برخی اعضای خانواده به خانه آمدند و مرا پیدا کردند، آزاد شدم.»

برخلاف برخی گزارش‌های رسانه‌ای، جانباز خان گفته است که بعد از برگشتن همسرش به افغانستان از جانب طالبان تهدید نشده بودند. ذبیح‌الله مجاهد، یک سخنگوی طالبان، دست داشتن این گروه در این قتل را رد کرده است.

خانم بنرجی که اصلا اهل کلکته بود، پس از آنکه با جانباز خان در هند ازدواج کرد، در سال ۱۹۸۹به افغانستان رفت. او به دین اسلام گرایید و نامش را صاحب کمال گذاشتند.

رحیم خان، یکی از کسانی که در یک قریه با جانباز خان و صاحب کمال زندگی می‌کرده، این نویسنده را زنی آرام توصیف می‌کند که با مردم برخوردی خوب داشت.

رحیم خان می‌گوید، او برخی اوقات برای دیدار خانواده‌اش به هند سفر می‌کرد و همراه با همسرش به تازگی از هند برگشته بود. وی می‌افزاید: «این خانم بعد از اینکه دو سال را در افغانستان گذرانده بود، به هند رفت و فیلمی را بنام “جانباز” تهیه کرد. گفته می‌شود که در این فیلم به طالبان توهین شده بود و آنها را انتحاری و بعضی نام‌های دیگر داده بودند.»

تجربه‌های زنی هندی از زن‌ستیزی طالبان

 

بنرجی در کتاب اتوبیوگرافیک پرفروش خود “زن بنگالی کابلی والا” درباره روی کار آمدن طالبان در آغاز دهه ۱۹۹۰ نوشته است. بنرجی پس از آمدن به افغانستان در سال ۱۹۸۹ مجبور می‌شود به تنهایی در این کشور به سر برد، چون همسرش به دلایل شغلی به هند بازمی‌گردد. در نتیجه این زن هندی حاکمیت استبدادی طالبان را تجربه می‌کند.

زندگی او که اقدام به گشایش یک کلینیک کرده بود تا به بیماران دارو برساند، در سال ۱۹۹۳ به طور دراماتیکی تغییر می‌کند. این مصادف با زمانی است که پس از سال‌ها جنگ، طالبان در جنوب افغانستان به حیث یک نیرو ظهور می‌کنند. از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ که طالبان بر افغانستان حاکمیت داشتند زنان از درس خواندن، رای دادن و بسیاری کارهای دیگر منع شده بودند، همچنین به آنها اجازه داده نمی‌شد که بدون اجازه و همراهی مرد محرم از خانه بیرون بروند.

او در کتاب‌اش نوشته است: «به دلیل آنکه او از پوشیدن چادر یا برقع خودداری می‌کرد، او را بداخلاق خواندند و مجبورش گردانیدند تا کلینیک‌اش را ببندد.»

بنرجی به پاکستان فرار می‌کند اما توسط خانواده همسرش به خانه بازگردانده و در حبس خانگی قرار داده می‌شود. چنانکه در کتابش نوشته است، او در سال ۱۹۹۴ با ایجاد تونلی در دیوار گلی خانه‌شان فرار می‌کند.

او فرار می‌کند، اما به زودی در نزدیک کابل بازداشت می‌شود. با وجود خطر اعدام، طالبان را متقاعد می‌سازد تا او را به سفارت هندوستان بفرستند و می‌خواهد دوباره در هند زندگی کند. از روی داستان او در سال ۲۰۰۳ فیلمی با عنوان “فرار از طالبان” در بولیود هندوستان ساخته شد.

فهیم دشتی، رئیس اتحادیه ژورنالیست‌های افغانستان، گفت که خانم بنرجی می‌خواست فیلم مستندی در مورد وضعیت زنان درولایت پکتیکا تهیه کند. سواپان بیسواس، ناشر هندی کتاب‌های او، به رویترز گفته است که او تصمیم داشت کتاب دیگری در مورد افغانستان بنویسد.

این ناشر گفت: «او از اینکه چیزی برای ارائه در نمایشگاه کتاب کلکته در اوایل سال جاری نداشت، غمگین بود و به من گفت که می‌خواهد به افغانستان برود تا برای کتاب جدیدش مواد تهیه کند.»

شیر شیندومخوپادهایای، نویسنده بنگالی، می گوید: «این حادثه بسیار غم‌انگیز و بسیار تکان‌دهنده است. من او را همچون شهید می بینم. او زن شجاعی بود و در آنجا برای زنان کار می‌کرد.»

۴ تا ۶ میلیون پیردختردر کشور وجود دارند

یک آسیب شناس اجتماعی با اعلام اینکه ۱۱ میلیون دختر آماده ازدواج داریم؛از شیوع پدیده پیر دختری در ایران خبر داد و گفت: ۴ تا ۶ میلیون پیردختردر کشور وجود دارند که این می تواند تبعات اجتماعی بدی را برای جامعه رقم زند.

دکتر مجید ابهری با بیان اینکه این دختران به این نتیجه رسیده اند که ازدواج به درد آن ها نمی خورد افزود: ۴۰ درصد دختران مجرد ایرانی به مرحله تجرد کامل رسیده اند که عوامل زیادی دراین زمینه نقش داشته است.
zibaNAser SHAH
وی با تاکید بر افزایش آماردختران مجرد و آماده ازدواج ، دلایل مختلفی مثل مشکلات اقتصادی ، تورم و گرانی ، اشتغال ؛ گرانی مسکن از نظرمادی و حس عدم مسئولیت پذیری پسران از نظر رفتاری را از موانع اصلی ازدواج خواند.
ابهری عبور دختران از سنین مطلوب ازدواج وحتی رسیدن به سن یائسگی را پیر دختری خواند و گفت: این افراد سن مطلوب ازدواج را به دلایلی از دست داده اند اما هنوز مجرد می باشندو اینچنین امروز جامعه مواجه با پدیده به نام ”پیر دختری “شده است.
به هم ریختن یک خانواده و مشکلات زناشویی ارمغان عبور سن مطلوب ازدواج
وی افزود: وقتی دختری از سنین عرفی ازدواج عبورکرد ازترس مجرد ماندن به ازدواج های نامناسب تن می دهند. یعنی به مرد متاهل یا مردانی که دارای اختلاف سنی زیاد می باشند پاسخ مثبت می دهند.
این آسیب شناس عوارض اینگونه ازدواج ها را به هم ریختگی یک خانواده در صورت ازدواج با مردان متاهل و بروز مشکلات زناشویی با مردان سنین بالا عنوان کرد.
وی با اشاره به اینکه تعدادی از این دختران به خاطر مسائل یاد شده قید ازدواج را زده و به زندگی مجردی خو گرفته اند اظهار داشت: در این میان بعضی از خانواده ها دچار مشکلات رفتاری با دخترانشان شده واین تقابل های روزمره ،دختران را به زندگی مجردی و جدایی از خانواده سوق داده اند.
دختران منتظر شهزاده زرین کمر با اسب سفید نباشند
 با توجه به اینکه در روز دختر باید حرف های زد که باعث خوشحالی دختران گردد اما این واقعیت های تلخ باید مورد توجه دولتمردان ، خانواده ها و خود دختران قرار گیرد.
وی در پایان گفت: دولت باید امکانات زیربنایی ازدواج را فراهم کند وخانواده ها از سختگیری های بی مورد و سنگ اندازی ها و بهانه جوئی ها خود داری کنند و دختران نیز منتظر شهزاده زرین کمر با اسب سفید نباشند و با واقعیات زندگی سازش کنند.
 

در همه چیز با قاطعیت و محکم و فوریت اظهار نظر کردن نشانه ضعف است یا قوت؟!

 ایرانی ها تقریباً در مورد همه چیز و همه کس اظهارنظر می کنند؛ بعضاً با فوریت و قاطعیت و محکم.

– عبارات «من نمی دانم»، در این مورد تخصص ندارم ، «من اطلاع ندارم»، «من به اندازه کافی اطلاع ندارم»، «من مطمئن نیستم»، «من باید سوال کنم»، «من باید فکر کنم»، «من شک دارم»، «من در این باره مطالعه نکرده ام»، «من این شخص را فقط یک بار دیده ام و نمی توانم در مورد او قضاوت کنم»، «من در مورد این فرد اطلاعات کافی ندارم»، باید بیشتر بررسی کنم . «اجازه دهید من در این رابطه سکوت کنم»، « پس از مطمئن شدن به شما خبر می دهم»،این مطلب کار من نیست آن را از … کپی کرده ام . مبتکر آن را نمی شناسم ولی من نیستم…….«هنوز این مسأله برای من پخته و سنجیده نیست» و مشابه این عبارات در ادبیات عمومی ما، بسیار ضعیف است.

چون ضعف فرد حساب می شود. فرهنگ ایرانی آن است که خود را نخود هر آشی بکند در همه چیز با قاطعیت و محکم و فوریت اظهار نظر کند که پیش دیگران کم نیاورد و ضعیف به حساب نیاید. Shimla In5Jul2013  (108)

تصور کنید اگر بسیاری از ما این گونه با هم تعامل کنیم، چقدر کار قوه قضائیه کم می شود. چقدر زندگی ما اخلاقی تر می شود و از منظر توسعه یافتگی چقدر جامعه تخصصی تر می شود. در چنین شرایطی، خبرنگار تلویزیون در مورد برنامه هسته ای، نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسید.

اقتصاد دانی که یک مقاله پزشکی را خوانده، خود درمانی نخواهد کرد و فیزیک دانی که در عمرش یک تحلیل سیاسی نخوانده  و شیمیدانی که  به صرف  روزنامه خواندن و شنیدن اخبار از رسانه ملی ، در مورد آینده اقتصاد ایران و وضعیت سیاسی چین و هند اظهار نظر قاطع نخواهد کرد؛ طلبه ای  که هنوز فراتر از شرح لمعه و الفیه ابن مالک /صرف و نحو عربی  نرفته  است راجع به نظریه نسبیت انشتین و نظریه داروین  و خلقت کهکشان  ها اظهار نظر نکند . چه سکوتی برقرار می شود!

و همه به خود و مثبت و منفی برنامه های خود می پردازند و کمتر سراغ سر در آوردن از کارهای دیگران می روند؛ غیبت کم می شود و تهمت و توهین به حداقل می رسد.

خوب است کمتر حرف بزنیم و کمتر قضاوت و زود قضاوت نکنیم  .زود بررسی و تحقیق کنیم اما قضاوت را کمی به تاخیر بیندازیم. زود خشمگین نشویم و برای منافع شخصی  خود قضاوت نکنیم. این  توصیه و اخلاق پیران کهن ایرانی بوده است.  پیران کهن گفته اند عمر کوتاه است انسان ها را دوست بداریم  نیکی کنیم و بدی نکنیم .

با دوستان مروت با دشمنان مدارا.

چرا هر انسانی باید از خونخواران تکفیری نفرت داشته باشد.

تکفیری ها یعنی کسانیکه  بحز خودشان بقیه مردم را کافر می دانند و کافر را مستحقق و سزاوار قتل می دانند آنها هزاران نفر را که اکثریت آنها غیر نظامی بوده اند بطرز دلخراشی بقتل رسانده اند یک نمونه ساده آن قتل فجیع سه راننده است که از همه جا بی خبر در کمین جاده ای تروریستهای ریشو قرون وسطی گرفتار می شوند .
این بیچاره ها فقط برای یک لقمه نان برای زن و فرزند سخترین شغل را انتخاب کرده اند از پاسخی که به سوال تروریستها  می دهند مشخص است که این سه نفر غم دین و مذهب ندارند دغدغه آنها نان برای خانواده و فرزندان است ولی تکفیری ها آنها را شیعه  فرض می کنند و هر سه را با سه سوال  و جواب  فقط در چند دقیقه محکوم به مرگ می کنند .
این شیوه محاکمه خودسرانه و صحرایی و مذهبی و قبیله ای نفرت انگیز ترین دادگاه  صحرایی است که حتی چنگیز و سربازان هیتلر و استالین هم هرگز چنین نکرده اند. اگر سربازان اسد جنایت می کنند چرا تاوان آنرا باید زن و کودک و بی گناهان بدهند.
 ما انسان هستیم . انسان  بطور ذاتی برای جان همنوع خود ارزش قائل است. این کشتارگرهای طالبانی تکفیری  خوی گرگ و کفتار دارند. انسان هرگز نمی تواند همنوع خود را با این خونسردی و قساوت بکشد.
هندوها حتی کشتن پشه را حرام می دانند چه برسد به انسان .اعدام سربازان
در یک ویدئو که به تازگی در سطح اینترنت منتشر شده و به ویژه در شبکه های اجتماعی بازتاب پیدا کرده، چند تروریست وابسته به گروه القاعده، با متوقف کردن کامیون هایی که به نظر می رسد راننده های آن ها شیعه هستند، به طرز وحشیانه ای این راننده ها را به قتل می رسانند. اتفاقی که از ماهیت شدید فرقه ای درگیری هایی در منطقه حکایت دارد که صدها سال است در زیر سطح امور جریان دارند.
 
به گزارش «تابناک»، این ویدئو توسط گروهی منتشر شده که خود را «دولت اسلامی عراق و شام» می خوانند و فعالیت های خود به طور خاص در نواحی بی ثبات مرزی میان عراق و سوریه متمرکز کرده اند. آن گونه که از اقدامات این گروه برمی آید، اقدام علیه شیعیان و به ویژه تلاش برای تضعیف دولت شیعی عراق، از محورهای اصلی فعالیت های آنان است. این گروه شعار «شمشیر پیروز می شود» را برای خود انتخاب کرده است.
 
در ادامه فیلم، یک عضو این گروه تروریستی، سه کامیون که گویا در مسیر میان عراق و سوریه به کار ترانزیت مشغول هستند را متوقف کرده و آن ها را مورد بازجویی قرار می دهد. این تروریست از سه راننده مذکور اوراق هویتیشان را درخواست کرده و می پرسد «شما شیعه هستید. درست است؟». راننده ها نیز مشخصاً از ترس جان خود منکر شده و می گویند «ما سنی و اهل حمص هستیم». 
 
در اینجا راننده سوم نیز به دو همکار خود ملحق شده و می گوید: «ما فقط می خواهیم زندگی کنیم. ما برای کسب درآمد برای گذران زندگی اینجا هستیم». فرد تروریست می پرسد: «چه چیزی ثابت می کند که شما سنی هستید؟». آن ها جواب می دهند: «خداوند بزرگ و پیامبر اسلام». 
 
با این حال، فرد تروریست که آشکارا به دنبال بهانه جویی است، از پاسخ آن ها قانع نشده و از آن ها درباره تعداد رکعات نمازهای یومیه می پرسد. اما راننده ها یا از سر ترس و یا ناآگاهی، نمی توانند پاسخ درستی به سوالات این فرد بدهند. 
 
بعد از این است که فرد تروریست سراغ اصل مطلب رفته و از راننده ها می پرسد: «نصیری ها (علویان) با عزت مسلمانان در سوریه چه می کنند؟». راننده ها سوگند می خورند چیزی در این باره نمی دانند. اما این تروریست تکفیری قانع نشده و به اتهام زنی خود علیه علویان ادامه می دهد و راننده ها را «مشرک» می خواند. 
 
پس از آن، تروریست ها با منتقل کردن این سه راننده به وسط جاده، آن ها را به شکل وحشیانه ای به قتل می رسانند. دردناک تر آنکه این تروریست ها در توجیه اقدام خود به آیات قرآن استناد کرده و در این فیلم که خود آن ها در سطح اینترنت منتشر کرده اند، آیات قرآن بر روی تصویر خوانده می شود.
 
در پایان، یکی دیگر از تروریست ها بالای سر جنازه ها رفته و می گوید: «بگذار نوری مالکی، پیروان شیعه وی و اهریمنانش ببینند… همان هایی که ادعا می کنند بزرگراه بین المللی میان بغداد، امان و سوریه را تحت کنترل خود دارند». وی می گوید اکنون این جاده بین المللی در دست «دولت اسلامی» و «مجاهدین» است.
 
این اقدام جنون آمیز و تروریستی، به شدت یادآور اقدامی است که خوارج در صدر اسلام با پیروان حضرت علی (ع) انجام داده و به سبب درک ناصحیح و دیدگاه فرقه گرایانه خود، به قتل همه پیروان آن حضرت اقدام می کردند. به نظر می رسد تاریخ بار دیگر و این بار در بخش دیگری از جهان اسلام در حال تکرار است.
 

جایگاه سلمان فارسی نزد اهل سنت

در مصر دو کتاب در مورد جایگاه سلمان فارسی چاپ شده  ولی هیچکدام به فارسی ترجمه نشده است نمی دانم حوزه های علمیه ایران به چه اولویت کاری مشغول هستند چرا حوزه ها اینگونه کتابها را ترجمه نمی کنند که مردم بدانند سلمان فارسی نزد اهل سنت جایگاه بسیار والایی دارد.  ما هرچه تا حالا شنیده ایم  از کتب شیعی است.  در غیاب آن مطالب  سایت شیعه را  فعلا در مورد مقام سلمان فارسی می آورم.

سلمان فارسی سلام و درود خدا بر او باد که یکی از بهترین یاران پیغمبر و امیر المومنین سلام الله علیهما بوده و این افتخار ما ایرانی ها هست که بهترین صحابی پیغمبر و اهل بیت از مملکت ما بوده. از کشورهای ملیتهای مختلف دور پیغمبر بودند از یمن بودند از حبشه بودند از ایران بودند از خود اعراب بودند ولی آن نمره اول را یک نفر ایرانی آورده سلمان فارسی درجه اعلای ایمان را طی کرده اینقدر این شخصیت بزرگوار است در یک روایت عجیبی دیدم حضرت می فرماید:

سلمان باب الله من عرفه کان مومنا و من انکره کان کافرا(بحارالانوار ج۲۲ص۳۷۳)

الله اکبر. یعنی سلمان باب الله است کسی او را بشناسد قبولش کند مومن است کسی سلمان را رد کند کافر است خیلی عجیب است چون سلمان ذوب در اهل بیت است :

سلمان منا اهل البیت(الکافی ج۱ص۴۰۱)

1393_920

در واقع کسی که او را رد کند اهل بیت را رد کرده و کسی که او را قبول کند اهل بیت را قبول کرده خیلی روایات عجیب و فوق العاده ای است من ندیدم درباره احدی این تعبیر را درباره سلمان سلام الله علیه هست.

در یک روایتی محدث قمی در سفینه (کلمه سلم) نقل کرده که در محضر امام صادق علیه السلام ابو بصیر می گوید ما نشسته بودیم صحبت از سلمان و صحبت از جعفر طیار شد جعفر طیار سلام الله علیه برادر آقا امیر المومنین سلام الله علیه که به امر پیغمبر هجرت به حبشه کرد و بعد هم در جنگ موته به شهادت رسید که دو دستش را در جنگ قطع کردند و شهید شد خدای متعال دو تا بال به او مرحمت کرده در بهشت پرواز می کند به جای دو دست که به این مناسبت به او لقب طیار یعنی کسی که پرواز می کند ، دادند .

که این نماز جعفر طیار هم که برای برآمدن حاجات خیلی مجرب است پیغمبر خدا به خاطر ایشان یاد دادند به جعفر طیار.

bahreFars

ابوبصیر می گوید ما محضر امام صادق سلام الله علیه نشسته بودیم صحبت سلمان فارسی و جعفر طیار شد که این دو شخصیت کدام برترند کدام بالاترند هر دو تا بزرگوارند جعفر طیار پسرعموی پیغمبر برادر امیر المومنین سلام الله علیه سلمان فارسی بهترین یاور امیر المومنین و پیغمبر خدا درباره او منا اهل البیت وارد شده بین اصحاب امام صادق بحث گرفت هر کس یک چیزی می گفت امام صادق هم نگاه می کردند و گوش می دادند تا اینکه یکی از این اطرافیها گفت بابا جان سلمان که چیز مهمی نیست :

کان مجوسیا فآمن(بحارالانوار ج۲۲ص۳۴۸)

یک آدم آتش پرستی بوده حالا ایمان آورده شما چرا سلمان را با جعفر طیار قیاس می کنید می گوید تا این کلام را امام صادق علیه السلام شنید تا قبلش بصورت معمولی نشسته بودند اما دو زانو به حالت جدی نشستند فرمودند: سلمان درست است فارسی بوده:

اما جعل الله علویا جعل الله قریشیا (بحارالانوار ج۲۲ص۳۴۸)

سلمان خدا او را عوضش کرد منا اهل البیت یعنی علوی شده قریشی شده یعنی درست است که  حالا جعفر طیار عموی ما هست به ما انتصاب دارد مقام دارد اما سلمان را پایین نیاورید مجوسیا کان آمن ، نه (بحارالانوار ج۲۲ص۳۴۸) سلمان خدا او را علوی قرار داد قریشی قرار داد بعد امام صادق علیه السلام فرمود : فصلوات الله علی سلمان

خیلی عجیب است امام صادق سلام الله علیه خودش امام معصوم است اما برای نام سلمان چه احترامی قائل است می گوید صلوات خدا بر سلمان باد بعد فرمودند که البته جعفر طیار هم شانی دارد مقامی دارد با ملائکه در آسمان پرواز می کند نمی خواهیم بگوییم شان جعفر طیار پایین است ولی سلمان را یک وقت پایین نیاورید.

در یک روایت دیگر داریم که بعضی ها می گفتند سلمان فارسی حضرت فرمودند نگویید سلمان فارسی بگویید سلمان محمدی این مقام منا شدن مقام خیلی مهمی است یعنی سلمان فانی در امام است فانی دراهل بیت است:

ادرک من العلم الاول و الاخروالظاهروالباطن (بحارالانوار ج۲۲ص۳۱۸)

روایات عجیبی داریم می گوید سلمان که علم اول و آخر ظاهر و باطن را درک کرده سلمان :

کنز لا ینفد بحر لا ینزف(بحارالانوار ج۲۲ص۳۴۸)

یعنی سلمان گنجی است که هر چه ازش برداری تمام نمی شود مثنوی مثال می زند می گوید اگر شما یک بشکه ای را بگذاری در دریا زیرش را سوراخ کن حالا از این بشکه هر چه آب برداری تمام می شود؟ زیرش به دریا وصل است تمام نمی شود سلمان چون اتصال به اهل بیت پیدا کرده و لذا در مورد سلمان داریم دریایی است که هر چه از او آب برداری تمام نمی شود سلمان گنج بی پایان است الله اکبر یک نفر اهل ایران ببین به کجاها سر در آورده تبدیل شده شده علوی شده:

منا اهل البیت(الکافی ج۱ص۴۰۱)

در یک روایت دیگری باز داریم درباره سلمان فارسی رضوان الله تعالی علیه که فرمود سلمان دارای اسم اعظم است این خیلی مهم است خیلی مهم است اسم اعظم غیر از امام زمان سلام الله علیه کسی دیگر می داند یا نه معلوم نیست دراین زمان اسم اعظم خیلی مهم است خیلی مهم است یعنی آن رمز عالم است اگر کسی خدا را با آن اسم بخواند دعایش مستجاب می شود هیچ رد نمی شود محدث قمی صاحب مفاتیح رضوان الله تعالی علیه در سفینه نقل می کند بعد از اینکه می گوید سلمان فارسی دارای اسم اعظم الهی بوده می گوید این را خیلی جدی بگیرید مهم بدانید بخاطر اینکه آصف بن برخیا جانشین سلیمان پیغمبر یک رمز و یک حرف از اسم اعظم بلد بود چون در روایتی داریم که اسم اعظم ۷۳ حرف یا رمز است که یک رمزش مخصوص خداست ۷۳ تایش را خدا می داند ۷۲ تایش را به اهل بیت مرحمت کرده سلیمان پیغمبر ظاهرا دو تا رمزش را بلد بود دو تا رمزش را می دانست هر پیغمبری مقداری از آن رموز اسم اعظم را بلد بودند آصف بن برخیا (خصائص الائمه ص۴۶)جانشین و وصی سلیمان پیغمبر یک حرف از رمزهای اسم اعظم را بلد بود سلیمان پیغمبر می خواست یک اعجازی به بلقیس ملکه صبا نشان بدهد گفت وقتی که میخواهد بیاید تختش را جلوتر بیاورید از فرسخها راه که بداند ما چقدر قدرت داریم به اطرافیان گفت کی می تواند آیه قرآن است داستان قرآنی است کی می تواند تخت بلقیس را زود اینجا حاضر کند:

« قال عفریت من الجن انا آتیک به قبل ان تقوم من مقامک » (سوره نمل آیه۳۹) یک جنی بود خیلی قوی بود خیلی قدرت داشت گفت قبل از اینکه شما از این جایگاهتان بلند بشوید من آن تخت را حاضر می کنم(خصائص الائمه ص۴۶) حالا قبل از این که از جایگاه بلند بشوی مثلا صبح تا ظهر می نشستند محل کارشان یا اینکه همین چند ثانیه و لحظه ای که بلند می شوید هر دو جور معنا کردند اما آصف وصی سلیمان حاضر بود عرض کرد ای سلیمان:

انا آتیک قبل ان یرتد الیک طرفک(سوره نمل آیه۴۰)

قبل از اینکه این حدقه چشمتت دست راست یا چپ برود این یرتد طرفک بعضی معنا می کنند چشم به هم زدن شاید اشتباه باشد یعنی این حدقه چشم در یک لحظه این طرف اراده می کنیم این طرف اراده می کنیم حدقه چشم می چرخد خیلی گاهی کمتر از ثانیه می چرخد یک وقت دیدند تخت آنجاست یعنی کمتر از ثانیه یک تخت بزرگی که تخت یک سلطان و یک ملکه بوده در یک لحظه خیلی کوتاه هیچ قدرتی در عالم الان نمی تواند این کار را بکند در یک لحظه حاضر شد آنجا که بلقیس وقتی آمد گفت مثل اینکه تاج و تخت من است تخت من اینجاست گفتند بله تخت خودت را حاضر کردیم قبل از آمدنت که دید این آقا اصلا مقابله نمی شود با او کرد این نماینده خداست پیغبر است صاحب قدرت است و قدرت سلیمان را که دید ایمان آورد فاسلمت مع سلیمان مسلمان شد تسلیم سلیمان شد و همسر حضرت سلیمان پیغمبر علی نبینا و آله و علیه السلام شد .

غرضم این نکته است که سلمان دارای اسم اعظم است آشیخ عباس قمی رحمت الله علیه می فرماید که آصف یک حرف از حروف اسم اعظم را بلد بود در یک لحظه تخت بلقیس را از هزارها کیلومتر صدها کیلومتر راه حاضر کرد جناب سلمان یک همچین قدرتی دارد علم بلایا و منایا را می داند قدرت دارد خیلی فضیلتهای عجیبی درباره سلمان سلام الله علیه نقل شده یک روایتی که خیلی فوق العاده است.

من واقعا این روایت را دیدم جا خوردم اینها را عرض می کنم که بدانیم  یک شخصیتی مانند سلمان که اهل ایران است به بالاترین حالات رسیده به مقام قرب الهی به مقام منا اهل البیت(الکافی ج۱ص۴۰۱) رسیده ، مقامی پیدا کرده که همه به مقام او غبطه می خورند به قول یکی از بزرگان فرموده بود استعداد سلمان شدن خدا در همه نهاده یعنی عبد خدا بشوند بنده خدا بشوند تسلیم پیغمبر و اهل بیت بشوند منتهی مهم این است که  این استعداد را ما به ظهور برسانیم آن روایتی که عرض کردم این است در یک روایتی در همین سفینه کلمه سلمان هست.

(هدیه کنیم به روح بلند و والای مولی الموحدین امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام یک صلوات بلند بر محمد و آل محمد)

روایت این است که مولا امیر المومنین سلام الله علیه در کوچه های مدینه می رفتند شاید سه چهار روز ، چهار پنج روز ، دیگر اینطور ایام که ظاهرا ایام شهادت و رحلت پیغمبر خدا بوده رسیدند به سلمان فرمودند:

یا سلمان ائت الی منزل فاطمه فانها الیک مشتاقه(بحارالانوار ج۴۳ص۶۶)

الله اکبر خیلی عجیب است فرمود سلمان برو منزل بی بی فاطمه زهرا علیها سلام منزل ما که بی بی فاطمه زهرا سلام الله علیها مشتاق دیدن شماست خیلی عجیب است. ببینید من یک کمی موضوع را باز کنم شما ممکن است که اینقدر آرزو داشته باشید جمال امام زمان را ببینید ممکن است در خواب هم نبینیم خیلی ها هستند نه بیداری نه خواب اصلا امام را شاید نتوانند زیارت کنند ممکن است کسی کرامتی پیدا کند در عالم رویا امامش را ببیند ممکن است کسی معرفتی پیدا کند یا موضوعی پیش بیاید امام زمانش را زیارت کند اما یک موقعی کسی به یک جایی برسد که امام زمان بفرماید من مشتاق دیدن تو هستم امیر المومنین سلام الله بگوید من مشتاق دیدن شما هستم شخصیتی مثل بی بی فاطمه زهرا سلام الله علیها شخصیتی که بر همه انبیا و بر همه امامها و بر همه فرشته ها ولایت دارد ( این روایت است عرض می کنم امام باقر سلام الله علیه فرمود:

لقد کانت مفروضه الطاعه علی جمیع الانبیاء و الملائکه)(دلائل الامامه ص۲۷) حضرت زهرا سلام الله علیها شخصیتی است که چون رضای او رضای خداست غضب او غضب خداست(بحارالانوار ج۲۷ص۶۲)  فانی در خداست محو خداست اطاعت او اطاعت خداست رد کردن او رد کردن خداست روایات فراوان شیعه و سنی نقل کردند رضای او رضای خداست سخط او ، سخط خداست چون غیر از خواست خدا هیچ چیز در وجودش نیست شخصیتی که می تواند بر همه دوازده امام فرمان بدهد دستور بدهد خیلی مهم است همه فرشته ها باید تحت فرمان او باشند فرمان او واجب است بر همه انبیا و بر همه امامها روایات متعددی این را می گوید آقا امام حسن عسکری سلام الله علیه که بنا بر نقلی امروز روز اول ربیع روز شهادت این امام بزرگوار هست این فرمایش را فرمودند:

نحن حجج الله علی خلقه و فاطمه حجت علینا(بحارالانوار ج۲۳ص۳۵)

خیلی روایت مهمی هست می فرماید ما دوازده امام ، حجت خدا بر خلق هستیم نماینده خدایند خلیفه خدایند سرپرست خلقند حجت خدا بر خلقند آیا کسی می تواند بر امام هم حجت باشد به امام هم فرمان بدهد به امام هم امر و نهی بکند یک بانو هست و یک شخصیت پیغمبر پدر بزرگوارش پیغمبر می تواند به همه دوازده امام امر صادر کند و فرزند بزرگوارش بی بی فاطمه زهرا به مقام ولایت مطلقه نائل شده فرمود مادرمان فاطمه حجت علینا به امام زمان می تواند امر کند این کار را بکن این کار را نکن حتی به امیر المومنین سلام الله علیه که صد در صد امام فاطمه زهرا علیها سلام بوده ولی چون فاطمه زهرا هم صدیقه هست معصومه است این روایت را اگر خواستید ببینید در جلد ۲۲ بحار است مرحوم علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه می فرماید روزهای پایان و آخر مثل همین ایام آخر ماه صفر امیر المومنین سلام الله علیه محضر پیغمبر شرفیاب شدند پیغمبر عظیم الشان به امیر المومنین سفارشهایی کردند وصیتهایی کردند از جمله شفارشها این بود:

یا علی انفذ ما امرتک به فاطمه(بحارالانوار ج۲۲ص۴۸۴)

خیلی عجیب است فرمودند یا علی آنچه دخترم فاطمه به شما امر می کند باید اطاعت کنی اگر دستور داد فلان کار بکن مثلا من را شبانه دفن کن شبانه غسل بده فلان کار بکن فلان کار نکن درست است حضرت زهرا دربست حقیقتا در اختیار امیر المومنین بوده عرض کردم صد درصد امیر المومنین امام به حق فاطمه زهرا علیها سلام بوده ولی امیر المومنین هم دربست در اختیار فاطمه زهرا سلام الله علیها بوده پیغمبر خدا می فرماید:

یا علی انفذ ما امرتک به فاطمه سلام الله علیها(بحارالانوار ج۲۲ص۴۸۴) 

این را برای این عرض کردم که سلمان باید چقدر درجه و مقام داشته باشد که کسی که اطاعتش بر همه انبیاء و همه امامها و همه فرشته ها واجب است و سر خداست حبیبه خداست محبوبه خداست در عالم امیر المومنین به سلمان می فرماید سلمان برو منزل فاطمه زهرا ، فاطمه زهرا مشتاق دیدن شماست دوست دارد شما را ببیند الله اکبر مشتاق دیدن توست ای سلمان برو به فاطمه زهرا سر بزن جان همه ما به قربان این خانواده یک کسی که حرف اینها را گوش می دهد و مطیع و شیعه خانواده می شود چقدر به او لطف دارند چقدر به او نظر دارند سلمان در ظاهر هفت پشت بیگانه است اصلا مال یک مملکت دیگر است اما چقدر محرم اسرار اهل بیت شده سلمان می گوید من رفتم محضر فاطمه زهرا علیها سلام حضرت فرمودند سلمان من از تو گلایه دارم چرا چند روز است به من سر نزدی الله اکبر عرض کرد بی بی جان فراق پدر بزرگوارتان آنقدر دل من را آزرده کرده بود برایم سخت بود بیایم جای خالی پیغمبر را ببینم بخاطر فراق پیغمبر نتوانستم بیایم به شما سر بزنم.

یک روایتی داریم که امام صادق سلام الله علیه زیاد یاد سلمان می کردند گفتند به حضرت ، که شما زیاد یاد سلمان می کنید فرمود:

بخاطر سه خصلت و سه چیزی که در سلمان بوده من زیاد یادش می کنم

یکی اینکه فرمود سلمان علما را دوست داشت مجالست با علما داشت انسان باید علم و علما را دوست داشته باشد با علما رفت و آمد داشته باشد با علمای ربانی آنهایی که ما را به خدا نزدیک می کنند به یاد خدا می اندازند مجالست با علما و افراد عالم داشته است.

و دوم ویژگی سلمان حضرت فرمودند این است که مجالست با فقرا این نکته را این ایام تذکرش شاید لازم باشد کسانی که مستضعفند همسایه هایی که فقیرند چون بعضی ها فقط در این دنیا نگاه می کنند کی پول دارد پست دارد مقام دارد اسم و رسم دارد شهرت دارد اما فامیلی که آه در بساط ندارد فامیلی که اسم و رسم ندارد پول و پله ندارد اینها را اعتنایی نمی کنند سلمان اول سراغ افراد ضعیف و مستضعف می رفت .

امام صادق(ع)  زیاد ، یاد سلمان می کند می گوید یکی با علما زیاد رفت و آمد داشت یکی با فقرا فقرای مومن با ایمان حتما سعی بکنید فامیل هایی که مستضعفند هم به اینها مهر و محبت داشته باشید هدایایی برای اینها بتوانید ببرید آبرومندانه به اینها خدمت کنید و دید و بازدیدتان را بیشتر با اینها قرار بدهید افرادی که ثروتمند و اغنیا البته اگر با ایمانند رفت و آمدش خوب است والا دین و ایمان ندارند خیلی معلوم نیست دیدار با آنها فایده ای داشته باشد .

در یک روایت خیلی قشنگی دیدم که حضرت به اباذر فرمود اباذر در امور دنیا همیشه به پایین تر از خودت نگاه کن چون آدم به پایین تر از خودش نگاه کند همیشه قانع و راضی و شاکر می شود اما به بالاتر از خودش در امور دنیا نگاه کند همه اش به او حالت کفران و ناسپاسی دست می دهد در امور دنیا به پایین تر از خودت نگاه کن با فقرا و مستضعفین رفت و آمد داشته باش .

و سوم که خیلی مهم است حضرت فرمودند من که سلمان را زیاد یاد می کنم بخاطر اینکه سلمان کسی بود که پایش را می گذاشت جای پای امیر المومنین پیرو امیر المومنین بود رضای او رضای مولا بود سخط او سخط مولا بود خواست او خواست امیر المومنین بود ما هم همینطوریم؟

اگر سر دوراهی قرار گرفتیم امام زمان یک چیز می گوید ما یک چیز دیگر می گوییم کدام را مراعات می کنیم فرمان امامش را بر خواست خودش بر خواست مردم مقدم می کرد. پایش را می گذاشت جای پای امیر المومنین پشت سر امیر المومنین حرکت می کرد راست و چپ نمی رفت این طرف آن طرف نمی رفت یک روایتی دیدم دو نفر از منافقین دو طرف امیر المومنین نشسته بودند یکی طرف راست امیر المومنین یکی طرف چپ ، امیر المومنین وسط ،  روبروی پیغمبر نشسته بودند حضرت فرمودند:

الیمین و الشمال مذله و الطریق الوسطی هی الجاده(الکافی ج۸ص۶۷)

اشاره کردند به امیر المومنین فرمودند راست و چپ امیر المومنین که دو نفر از دشمنان نشسته بودند این گمراهی است صراط مستقیم اشاره کردند به امیر المومنین جاده مستقیم امیر المومنین است اگر می خواهید نجات پیدا کنید پشت سر امیر المومنین قدم بگذار برو پشت سر امام زمان فرزندش که جانشین به حق امامان معصوم هست ما روایات متعدد داریم در نماز چقدر می گوییم.

اهدنا الصراط المستقیم(سوره حمدآیه۶)

خدایا ما را به راه راست هدایت کن این راه راست چی هست؟ صراط مستقیم چی هست؟ فرمود صراط مستقیم صراط علی بن ابیطالب علیه السلام است راه راست راه اهل بیت است راه مولا امیر المومنین سلام الله علیه است. سلمان می گوید حبیبم خاتم انبیاء حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم به من وصیت کرد زیاد این ذکر را تلاوت کن و بگو :

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم فانها کنز من کنوز الجنه(وسائل الشیعه ج۹ص۴۴۳)

لا حول و لا قوه الا بالله گنجی از گنجهای بهشت است و این ذکر هفتاد و دو نوع مرض را شفا می دهد ذکر لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم می خواستم معنی لا حول و لا قوه الا بالله را که در روایت آمده عرض کنم که وقت تمام است.