Category: اجتماعی

Persian graffiti in Delhi

There are three kinds of graffiti in Delhi – one needs to be preserved, the second prevented and the third encouraged

Graffiti is plural for graffito and is defined in the Concise Oxford Dictionary as “a piece of writing or drawing, scribbled, scratched or sprayed on a surface”. This piece is about all the three kinds of graffiti as seen on the walls of Delhi. There are other kinds of graffiti that use visuals or language that one prefers to avoid and we will not talk about those for that may lead to the raising the collective moral heckles of those whose sentiments are easily hurt.

fataliShain indian palace

We will begin with writing, go on to the scratched and conclude with the painted and sprayed kinds of graffiti. The first, and to my mind one of the finest examples of the traditional art of graffiti, can be found in an unnamed mausoleum inside the Mehrauli Archaeological Park.

To reach this graffiti you will have to enter the Mehrauli Archaeological Park from the GandhakkiBaoli side. After crossing an ancient and now encroached upon mosque and a few houses to your left, you will be in front of a large square structure surmounted by a dome. The ruin dates back to the Sultanate period. Enter the structure and you will notice that the central arch (Mehrab) on the western side is blocked; this is to indicate the direction of Mecca for visitors, who might want to pray for the soul of the departed.

On one of my visits I saw some Persian poetry written on this central Mehrab, the person who wrote it had obviously come prepared. He had a fine hand; he could have been a trained calligrapher. Part of the first line, written in bold strokes with a reed pen and in Indian ink, was still legible as was part of the second line, written in smaller and less well formed strokes. I copied the words that I could read and took them to the Persian scholar Dr. Akhlaq Ahmad Aahan who teaches at Jawaharlal Nehru University. I showed him the words and he said this is most likely the poetry of Sheikh Hafiz Sheerazi.

The complete couplet is:

Dar Namazam Kham-e-abroo-e-tau bayaadaayad

Haalati raft keMehraabbaFaryaadaamad

فتحعلی شاه در کاخ ریاست ج  دهلی

A very rough almost verbatim translation would be:

As I stood (facing the arch) for prayer, I remembered the arch of your brow

Things came to such a pass that the Arch (of the mosque) came pleading before me

This is subversive Sufi poetry at its best and the graffiti artist knew what he was doing, to write this couplet from one of the greatest poets of Persian and to write it on the arch, that functioned as the qibla, is so well founded in the tradition of graffiti that one begins to wonder if graffiti too, like so many other great things have its origin in the east.

The example of the scratched graffiti that we present here is taken from the mosque and baoli popularly known as RajonkiBaoli from the Mehrauli Archaeological Park. The structures commissioned in 1516 by Daulat Khan, a noble in the court of Sikander Lodi, came to be called RajonkiBaoli because a group of masons (Raj-Mistris) had begun to live inside the mosque in the early 20 century. The graffito is taken from Daulat Khan’s mosque and will come in the category of ‘Scratching’. The text is written in a bad hand and the content “JitenderJyoti Romeo” has no meaning except the obvious.


From Hafiz Sheerazi to Romeo, from the sublime to the ridiculous.

The third example of graffiti that we bring for you, from near Shivalik, near Malviya Nagar, in South Delhi is the latest addition to street art in Delhi and is something that needs to be encouraged. This is modern graffiti and our civic authorities will do a lot of good to the city to allot the drab and colourless government walls to these artists and let them paint without fear of being hauled up under the “Bengal Act” on defacement of public property. Right now these creative young people are forced to work surreptitiously like guerrilla squads using names like Daku, Rane, Zeb Star, Rush and Treble.

indian palace

We also need to develop a policy that helps us protect the first kind of graffiti because this graffiti is now part of history; to prevent the vandalism of the second variety; and to encourage the third kind and hope that Delhi will soon become the ‘Centre of Graffiti’.

همايش دبيران كل جمعيت هاي صليب سرخ و هلال احمر 17 كشور در هند برگزار شد


دهلي نو – همايش دبيران كل جمعيت هاي ملي صليب سرخ و هلال احمر 17 كشور روز دوشنبه در شهر دهلي نو با حضور دبيركل جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران گشايش يافت.


به گزارش ايرنا نشست تخصصي و مشورتي دبيران كل جمعيت‌ هاي ملي صليب سرخ و هلال احمر به مدت دو روز و با حضور نمايندگاني از ايران، كانادا، استراليا، اتريش، دانمارك، انگليس، ايتاليا، فنلاند، سوئد، بوتسوانا، بروندي، افغانستان، هند، اتيوپي، ميانمار، تايوان و دبيركل فدراسيون بين المللي جمعيت‌ هاي ملي صليب سرخ و هلال احمر در حال برگزاري است .

توسعه روابط جمعيت‌ هاي ملي، مديريت منابع جمع آوري اعانات و كمك به جمعيت‌ هاي ملي از اهداف برگزاري اين نشست است.

دبيركل جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران در حاشيه اين همايش در گفت وگوي اختصاصي با خبرنگار ايرنا در هند گفت : شركت كنندگان در اين همايش در خصوص ظرفيت سازي و توسعه جمعيت هاي ملي و استفاده از منابع مختلف مالي، نيروي انساني و تجهيزات براي توسعه جمعيت ها تبادل نظر مي كنند.

محمد عباسي‌ افزود: اين نشست چندمين نشست تخصصي و مشورتي در اين موضوع است كه با درخواست دبيركل فدراسيون تشكيل مي شود و اين نشست پيش زمينه اي براي اجلاس ماه آينده مجمع جهاني صليب سرخ و هلال احمر در سيدني استراليا است .

Persian gulf national day in Delhi  30 April 2013 .Dr.Ajam

وي گفت : مطلب ارائه شده در اين همايش به صورت تخصصي ، كنفرانس و بدون سخنراني است و نظرات جمعيت ها در آن مطرح مي شود.

در نشست تخصصي و مشورتي دبيران كل جمعيت هاي ملي صليب سرخ و هلال احمر در دهلي نو كشورهاي شركت كننده دستاورد اين نشست را به مجمع عمومي فدراسيون فدراسيون بين ‌المللي جمعيت هاي صليب سرخ و هلال احمر ارسال مي كنند.

اجلاس بين المللي سيرداپ در دهلي نو گشايش يافت.


به گزارش ایرنا ˈپراناب موکرجیˈ در مراسم اختتامیه بیست و نهمین اجلاس بین المللی کشورهای عضو ˈسیرداپˈ که به مدت چهار روز در دهلی نو برگزار شد افزود: برای رسیدن به این هدف باید دید مثبتی نسبت به توسعه گروههای منطقه ای موثر داشت.kalkata92 (270)

اجلاس بین المللی سیرداپ با حضور نمایندگان 15 کشور عضو و همچنین حضور هیات ایرانی به سرپرستی معاون برنامه ریزی وزارت جهاد کشاورزی جمهوری اسلامی ایران برگزار شد.

رییس جمهور هند اظهار امیدواری کرد که تصمیمهای اتخاذ شده در این نشست، به آمادگی برای مقابله با چالشهای فردا کمک کند.

موکرجی گفت: توسعه روستایی همیشه در اولویت برنامه های کشور ما بوده و طی دهه گذشته شاهد تغییر چشمگیری در رویکردها نسبت به ارتقای کیفتی زندگی روستایی بوده ایم.

وی با تاکید بر اینکه قانونگذاری ها و برنامه ریزی ها در راستای توجه ویژه به نوسازی روستاها بوده، افزود: راهبرد توسعه روستایی تاثیر قابل ملاحظه ای بر فقر و روند توسعه داشته و موجب می شود که رشد با تساوی همراه باشد.

وی با اشاره به اینکه فناوری باید به عنوان پلی به اهداف دوردست عمل کند، اظهار داشت: منابع باید بطور مناسبی مدیریت شوند و مردم در اولویت برنامه ها قرار گیرند.
روز محیط زیست کنفرانس
رییس جمهوری هند گفت: زمین که بطور روزافزونی تبدیل به منبعی محدود می شود، باید بطور مناسب مدیریت شود.

معاون وزارت جهاد کشاورزی جمهوری اسلامی ایران نیز که سرپرستی هیات ایرانی دراین اجلاس را برعهده دارد، آمادگی ایران برای انتقال تجربیاتش در حوزه توسعه روستایی و کاهش فقر، تمرکززدایی و اصلاح ساختار مدیریت روستایی به همه کشورهای عضو را اعلام کرد.

ˈمحمد علی نیکبختˈ با اشاره به اقدامات چشمگیر جمهوری اسلامی ایران در توسعه مناطق روستایی، بر ضرورت ریشه یابی مسایل و مشکلات روستاها و یافتن راه حلهای مناسب برای رفع این مشکلات تاکید کرد.

بیست و نهمین اجلاس بین المللی کمیته اجرایی مرکز یکپارچگی و توسعه روستایی آسیا و اقیانوسیه موسوم به سیرداپ (CIRDAP)با حضور جمهوری اسلامی ایران در دهلی نو به مدت چهار روز برگزار شد.

در این اجلاس مهمترین مسایل و مشکلات روستایی کشورهای عضو بررسی و در باره راههای دستیابی به توسعه روستایی، مبارزه با فقر، مقابله با بحرانها و بلایای طبیعی تبادل نظر شد.

در این اجلاس فعالیتهای پیش بینی شده در برنامه کاری سیرداپ برای دو سالانه 2014-2015 توسط اعضا تصویب شد.

15 کشور عضو کمیته اجرایی مرکز یکپارچگی و توسعه روستایی آسیا و اقیانوسیه موسوم به سیرداپ شامل ایران، هند، پاکستان، افغانستان، مالزی، اندونزی، فیلیپین، فیجی، ویتنام، لائوس، بنگلادش، سریلانکا، میانمار، تایلند ونپال هستند و دبیرخانه آن در داکا پایتخت بنگلادش واقع شده است.

محمدعلي نيكبخت روز شنبه در دهلي نو ضمن قدرداني ازملت و دولت هند در برگزاري اجلاس سيرداپ افزود: براين باورم كه اين گردهمايي حاكي از حسن نيت، عزم و علاقه اعضاي جهت توسعه روستائي و كاهش فقر در منطقه آسيا و اقيانوسيه است. 

سرپرست هيات ايراني در بيست و نهمين اجلاس بين المللي كميته اجرايي مركز يكپارچگي و توسعه روستايي آسيا و اقيانوسيه موسوم به سيرداپ (CIRDAP) افزود: اميدوارم كه اين اجلاس بتواند با اتخاذ تصميمات مهم، گامهاي ارزنده اي در جهت رفع موانع و مشكلات پيش روي توسعه روستايي و كاهش فقر در جهان و به ويژه كشورهاي عضو سيرداپ بردارد. 
نيكبخت افزود: نگاهي به سيستم ها و برنامه هاي توسعه روستائي و كاهش فقر در كشورهاي عضو سيرداپ در دهه اخير نشان مي دهد كه ضمن دستيابي به امنيت غذائي و تحقق اهداف توسعه هزاره ؛ چالش متعددي هاي نيز پيش روي كشورهاي عضو مي باشد. 
معاون وزارت جهاد كشاورزي افزود: بررسي ها نشان مي دهد كه كوشش جهاني بسياري براي توسعه كشاورزي و روستايي سبب دستيابي به برخي توفيقات در اين زمينه شده است اما هنوز تا رسيدن به اهداف مدنظر فاصله زيادي وجود دارد. 
وي ادامه داد: با اينكه بخش كشاورزي موفقيت هاي قابل توجهي داشته ولي به دليل عدم سرمايه گذاري در اين بخش، هنوز به اهداف اصلي خود دست نيافته است و آمار سازمان هاي جهاني و از جمله سازمان خواربار و كشاورزي ملل متحد نشان مي دهد كه سرمايه گذاري در بخش كشاورزي و توسعه روستايي حتي در مقايسه با سال هاي دهه ۷۰نه تنها افزايش نداشته بلكه با توجه به بحران هاي اقتصادي و كمبود سرمايه گذاري در بخش كشاورزي دورنماي تحقق اهداف هزاره و به نصف رساندن جمعيت گرسنه جهان اميدواركننده به نظر نمي رسد. 
وي گفت: در دومين اجلاس وزراي كشاورزي كشورهاي عضو در داكا در سال ۲۰۱۰ بر نقش سيرداپ بعنوان اتاق فكر كشورهاي عضو در سه دهه اخير در زمينه رشد همه جانبه اقتصادي، دسترسي مناطق روستائي به منابع و فرصت ها و تمركز بيشتر بر فعاليت هاي غير مزرعه اي و بالاخص اصلاحات ارضي تاكيد گرديد. 
معاون وزارت جهاد كشاورزي افزود: ايران با انجام اصلاحات ارضي گسترده در سطح كشور و در اختيارگذاردن زمين به كشاورزان سبب رهائي كشاورزان از قيد نظام ارباب و رعيتي گرديده و زمينه جلب مشاركت آنها در تصميم گيري و مديريت مناطق روستائي را فراهم نموده است. 
وي گفت: علاوه بر اين در طول سه دهه گذشته دولت جمهوري اسلامي اقدامات ارزنده ديگري از جمله تفويض اختيارات دولت در حوزه هاي برنامه ريزي و اجرا به مقامات ذي ربط محلي، تشكيل شوراي برنامه ريزي و توسعه استانها، تشكيل شوراهاي اسلامي در روستاها، تشكيل دهياري ها ذيل شوراهاي اسلامي روستا به منظور انجام اقدامات اجرائي در سطح روستاها ،توسعه تعاوني هاي روستائي و تشكل هاي بخش كشاورزي و توسعه سازمانهاي مردم نهاد انجام داده است. 
وي همچنين گفت: دراين ارتباط تشكيل شوراهاي اسلامي نقطه عطفي در تمركز زدائي و مشاركت مردم محلي در مناطق روستائي در تصميم گيري و برنامه ريزي بود. 
معاون وزارت جهاد كشاورزي ادامه داد: در پي انجام اين تحولات و سرمايه گذاري دولت در توسعه روستائي و كشاورزي اقدامات چشمگيري طي سي سال گذشته در مناطق روستائي انجام گرفت. 
وي گفت: برخورداري بالاي ۹۰ درصد روستاهاي كشور از آب آشاميدني ، برخورداري تمام روستاهاي بالاي ۲۰ خانوار از برق، برخورداري حدود ۴۰ درصد روستاها از مراكز بهداشتي – درماني ، برخورداري ۸۱ درصد روستاها از تلفن و ۵۱ درصد از دفاتر ICT ،برخورداري ۳۰ درصد مساكن روستائي از گاز لوله كشي 
از جمله اين اقدامات ايران است. 
وي همچنين گفت: جمهوري اسلامي به عنوان عضو سيرداپ آماده است تجربيات خود در زمينه توسعه روستائي و كاهش فقر، تمركززدائي و تجديد ساختار مديريت روستاها را در اختيار كشورهاي عضو قرار دهد و از تجربيات ارزنده كشورهاي عضو نيز بهره مند شود. 
گفتني است پانزده كشور عضو سيرداپ شامل ايران ، افغانستان، بنگلادش، هند، اندونزي، لائوس، مالزي، ميانمار، نپال، پاكستان، فيليپين، سريلانكا، تايلند، فيجي و ويتنام از نظر فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي داراي مشتركات زيادي هستند و در زمينه توسعه روستائي داراي تجارب غني و ارزنده مي باشند و تبادل اين تجارب مي تواند تاثيرعمده اي بر توسعه روستائي و كاهش فقر در اين كشورها داشته باشد. 
در اين اجلاس قرار است فعاليت هاي پيش بيني شده در برنامه كاري سيرداپ براي دو سالانه ۲۰۱۴-۲۰۱۵ توسط اعضا تصويب شود. 
در اين اجلاس مهمترين مسايل و مشكلات روستايي كشورهاي عضو بررسي و در خصوص راه هاي دستيابي به توسعه روستايي ، مبارزه با فقر ، مقابله با بحران ها و بلاياي طبيعي تبال نظر مي شود. 


شیل نفت یا نفت رسوبی آمریکا را مجددا یه یک ابرقدرت برتر اول و پایدار تبدیل می کند

به این زودی ها اقتصاد آمریکا رو به زوال نخواهد رفت. امریکا همچنان  قدرت اول باقی می ماند.

نشریه وال استریت ژرنال امروز گزارشی از روند استحصال نفت از رسوبات نفتی در ایالات متحده که یافته نسبتاً جدیدی در عرصه مایعات هیدرو کروبنی می باشد، دارد که معنای آن تغیر جغرافیانی نفتی دنیاست.  این نشریه مینویسد که آمریکا با تولید ۲۲ میلیون بشکه نفت در روز  که میزان زیادی از آن، از همین رسوبات نفتی است از روسیه با۲۱٫۸ میلیون و عربستان با ۱۱٫۷ میلیون  پیش گرفته و به بزرگترین تولید کننده  نفت دنیا تبدیل گردیده است. کارشناسان نفتی میگویند که مسئله آینده آمریکا نه تولید بلکه یافتن بازار فروش است. علاوه بر نفت، آمریکا از نظر گاز هم بر روسیه در حال پیشی گیری است. این درحالیست که صنایع نفت و گاز روسیه به نفس، نفس افتاده است.

کارشناسان میگویند عمر این منابع روسوبی نفتی(چاه های رسوبات ) نفتی از آنکه در آغاز تصور میشد بیشتر می باشد که به معنای اینست که هزینه برآورد شده برای استخراج از آنکه پیش بینی میشد کمتر خواهد بود.

گزارش وال استریت ژورنال که در این زمینه بنظر یک گزارش کارشناسانه میباشد به معنی  زیرو رو  شدن بازار جهانی نفت است.  خارج از گزارش وال استریت باید بگویم که با توجه به سابقه امر ف امریکا نه تنها در زمینه ذخایر(  Shalle oil ) رسوبات نفتی در دنیا اول است بلکه پیشرفته ترین و شاید انحصاری ترین تکنولوژی بهره برداری از این نوع جدید منابع هیدرو کربن را در اختیار دارد. 

درگزارش وال استریت آمده است: [“میزان نفت خام استخراجی از دو  منبع رسوبات  نفتی عمده  ایالات متحده  ـ  میدان “باکّن”  در داکوتای جنوبی  و رسوبت نفتی متراکم شده”ایگل فورد” واقع در تگزاس  جنوبی، ـ  با شدت در حال افزایش هستند در حالیکه تولید روسیه  در ۳ سال گذشته بطور ناچیزی افزایش یافته است. دولت روسیه پیش بینی کرده است که تولید آن کشور  تا سال ۲۰۱۶ در سطح کنونی باقی خواهد ماند و میزان گاز استخراجی نیز فقط ۳% افزایش خواهد یافت. این تغیر موازنه تولید، مقامات روسیه را نگران کرده است که مبادا آمریکا مشتریان آنها را  در آینده از آنها بگیرد.

 تاتینا میتروانا، عضو اکادمی  تحقیقات علمی انرژی  روسیه  میگوید:” چنین بنظر میرسد که بازنده این تغیرات در بازار جهانی  روسیه باشد.”  

این موسسه تحقیقاتی پیش بینی کرده است که صدور نفت روسیه پس از ۲۰۱۵ بین ۲۵% تا ۳۰۵ سقوط خواهد که کاهشی معادل ۱۰۰ میلیارد دلار نا خالص به قیمت تولید محلی خواهد بود. با اطمینان میتوان گفت که روسیه یکی از غنی ترین دارنده منابع (رسوبات نفتی)  جهان می باشد. این منابع بهره برداری نشده رسوبات نفتی  بطور بالقوه منبعی برای جهشی در تولید نفتی آینده می باشد.
و البته همه روسها تهدیدی از جانب ایالات متحده برای بزرگترین کمپانی نفتی خود “گاز پروم” نمی بینند.  
بر گزارش خانم تاتینا، باید افزود که حدود ۴۰% از از بودجه دولتی روسیه از درآمدهای مستقیم و غیر مستقیم نفتی تأمین میشود.  این در حالیست که میزان نیاز ارزی این کشور برای گرداندن چرخ اقتصادش روز بروز افزایش خواهد یافت. 
بر مبنای جشم اندازی که این گزارش از افق “ژئواکونومی نفتی”  دنیا یا جغرافیای اقتصاد نفتی آینده نزدیک  در جهان به دست میدهد  میتوان تغیرات بیشتر موازنه قدرت را در جهان فردا به تصور آورد.
گزارش  وال استریت را ذیلاً درج میکنم و توصیه ام به علاقه مندان اینست که با رجوع به اصل گزارش در خود روزنامه، لینکهای  پیوستی را هم ببینند و به یک فایل صوتی که ضمیمه میباشد گوش کنند. 
دیدن جدول کپی شده از ویکی پدیا را نیز توصیه میکنم


U.S. Is Overtaking Russia as Largest Oil-and-Gas Producer

استان فارس /ایالت پارس یک بار دیگر به دریای خود وصل میشود

در قدیم در ساحل دریای قارس  استانها یا اقلیم  خوزستان – فارس و کرمان وجود داشت بعدها استانهای جدید در حاشیه درست شد و فارس از آبهای گرم خلیج فارس  محروم شد.سعدی اگر باز هم بخواهد برود به کیش  و  میهمان حاکم آن شود مانعی نیست. برود اما شعر  معروفش که در مورد حاکم کیش گفت حالا نگوید که نانش آجر می شود. چون حاکمان همان کنند که حاکم کیش در اندیشه داشت.

سعدي در كيش شاهد ماجرايي شد :آن شنيدستي که در اقصاي غور             بار سالاري بيفتاد از ستور 
” گفت چشم تنگ دنيادوست را               يا قناعت پر کند يا خاک گور ” 

« بازرگاني را شنيدم كه صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده خدمتكار» شبي در جزيره كيش، مرا به حجره خويش درآورد، همه شب نيارميد از سخن‌هاي پريشان گفتن، كه فلان انبازم به تركستان و فلان بضاعت به هندوستان است و اين قباله فلان زمين است و فلان چيز را فلان خمين، گاه گفتي خاطر اسكندريه دارم كه هوايي خوش است، باز گفتي نه، كه درياي مغرب مشوش است. سعديا! سفري ديگر در پيش است. اگر آن كرده شود، بقيت عمر خويش به گوشه‌اي بنشينم، گفتم: آن كدام است؟ گفت: “گوگرد پارسي خواهم بردن به چين كه شنيدم قيمتي عظيم دارد و از آنجا كاسه چيني به روم آرم و ديباي رومي به هند و فولاد هندي به حلب و آبگينه حلبي به يمن و برد يماني به پارس و از‌ آن پس ترك تجارت كنم.”


-تصویر ابلاغیه مصوبه اتصال فارس به خلیج فارس منتشر شد. به گزارش شیراز۱۴۰۰، از چندی بیش که خبر اتصال استان فارس به خلیج فارس در فضای مجازی منتشر شد، نمایندگان استان هرمزگان به این مصوبه اعتراض کرده و آن را غیر واقعی می‌خواندند. در آخرین واکنش نیز رئیس مجمع نمایندگان هرمزگان به اظهارات استاندار فارس درباره پیوستن این استان به خلیج فارس واکنش نشان داده و گفته بود: برخی هنوز تصور می‌کنند که در فضای دولت قبل به سر می‌برند و با اظهاراتی سودجویانه و تحریک کننده در پی برهم زدن آرامش مردم مناطق جنوبی کشور هستند.تمبر خلیج فارس

وی در ادامه نیز گفته بود: استانداری که در آستانه عزل قرار دارد، حق ندارد در زمینه مسائلی که اساسا وجود خارجی ندارد، جوسازی کند و با تحریک مردم و انتصاب این گونه موضوعات به دولت یازدهم درهای امید را به روی مردم ببندد.

این نماینده ملت خاطر نشان کرد: برخلاف ادعاهای مطرح شده از سوی این فرد، نمایندگان هرمزگان برای پیگیری این مسئله نه تنها در دولت حضور یافته‌اند بلکه در جلساتی با معاون اول رئیس جمهور و وزیر کشور نیز این مسئله را به طور کامل بررسی کرده‌اند و اساسا چنین مسئله‌ای صحت ندارد و تنها جوسازی برای القای این مسئله و با هدف تحریک اذهان مردم صورت می‌گیرد.

حال با توجه به این واکنش‌ها که بنظر می‌رسد نمایندگان محترم استان هرمزگان هنوز باور به ابلاغ این مصوبه ندارند، تصویر این مصوبه منتشر می‌شود. نکته جالب در این میان تعلق خلیج فارس به استان فارس بوده که با تصمیم اشتباه ( که اکنون تبعات آن حتی در بعد بین المللی نیز قابل مشاهده است ) در ۵۱ سال پیش فارس از خلیج فارس جدا شد که اکنون خوشبختانه این اشتباه جبران شده است.

البته مسئولان استان می‌بایست تلاش کنند از این امتیاز مناسب بهره وری کامل شود، سپس بخش بیشتری از خلیج فارس به آغوش فارس بازگردد و در ‌‌نهایت بخش عمده‌ای از خاک استان که به استان کرمان چه امسال و چه در سال‌های دور ملحق شده است مجددا به استان ضمیمه گردد.




تصویر ابلاغیه اتصال فارس به خلیج فارس

جایگاههای دیدنی دهلی و هند

از سال ۱۷۷۲ تا ۱۹۱۱ شهر کلکته پایتخت هندوستان بود

ولی به خاطر مرکزیت دهلی، جرج پنجم بریتانیا، که در دهه ۱۹۰۰ پادشاه هند به‌شمار می‌آمد پایتخت را در سال ۱۹۱۱از کلکته به دهلی نو منتقل کرد.

این شهر دارای پنج هزار سال قدمت است و آثار دوران تمدن موهنجودارو و یا دره رود سند در آن یافت شده‌است.

دهلی اولین پایتخت حکومت مسلمانان از قرن دوازده تا ۱۹ میلادی بوده و طی قرون متمادی، جنگها و ویرانیهای فراوانی را به خود دیده‌است که از مهمترین آنها حمله تیمور و نادر شاه به این شهر را می‌توان نام برد. تخت طاووس و الماس معروف دریای نور از غنائم با ارزشی است که از این شهر به ایران منتقل شده‌است.

اولین جنگ برای استقلال سرزمین هند، درسال ۱۸۷۵ در شهر دهلی به وقوع پیوست.


 طراحی و احداث دهلی نو بلافاصله پس از استقرار حکومت انگلیسی‌ها، توسط یک معمار برجسته انگلیسی به نام «ادوین لوتینز» در جنوب دهلی آغاز گردید. دهلی نو پس از استقلال به‌عنوان پایتخت هند معرفی شد .

جاذبه های توریستی دهلی
در شهر دهلی اماکن گردشگری زیادی وجود دارد و از مهمترین اماکن جذب گردشگر در این شهر می‌ توان به قلعه سرخ يا رد فورت (Red Fort) با نام ديگر لعل قلعه (Lal Qila) اشاره كرد.

قلعه سرخ

این قلعه بزرگترین مرکز جلب توریست در دهلی است. دستور احداث این قلعه را شاه جهان يكي از شاهان گورکانی، وقتی که پایتخت خود را از آگرا به دهلی تغییر داد، صادر کرد. ساخت آن نه سال به طول انجامید و در سال ۱۶۴۸ تکمیل شد. این بنا شامل بخش‌ها و اجزاء مختلفی است که شامل تالارها، ایوان‌ها و بناهای گوناگون خصوصی و عمومی باشکوه و زیبایی است که معروفترینشان را می‌توان به این ترتیب نام برد:

دروازه لاهور (Lahore Gate)،

دروازه دهلی (Delhi Gate)،

دروازه فیل (Elephant Gate)،

چاتاچوک (Chatta Chowk)،

نقاره‌خانه (Naqqar Khana) یا نوبت خانه (Naubat Khana)، دیوان عام (Diwan-i-Am)، کرسی (Qursi) یا تخت شاهی، لال پرده (Lal Pardah) یا پرده قرمز، باغ حیات بخش (Hayat Baksh Bagh)، دیوان خاص (Diwan-i-Khas)، خاص محل (Khas Mahal)، موسامان بُرج (Mussaman Burj)، نهر بهشت (Nahr-i-Behisht)، میزان عدالت (Scale of Justice)، ساوان و بادان (Sawan and Bhadon)، ظفر محل (Zafar Mahal)، حمام (Hammam)، زنانه (Zenana) یا اندرونی، ممتاز محل (Mumtaz Mahal)، رنگ محل (Rang Mahal)، دعوت‌خانه (Daawat Khana)، موتی مسجد (Moti Masjid) یا مسجد مروارید و دو موزه است.

البته لازم بذکر است که نباید این قلعه را با قلعه دیگری که به همین نام (قلعه سرخ) مشهور است و در آگرا ساخته شده، اشتباه گرفت.

از ديگر بناهاي اين شهر مسجد جامع آن است.

مسجد جامع دهلی یا جامع مسجد ، که در گذشته به نام مسجد جهان نما شهرت داشته از بزرگترین مساجد هندوستان و از باشکوه ترین مساجد در جهان اسلام است. این بنا به دستور شاه جهان سازنده تاج محل در سال ۱۶۵۶ میلادی ساخته شده است. این مسجد که روبروی قلعه سرخ ، در قسمت دهلی قدیم قرار دارد، یکی از مراکز مهم مسلمانان هند به شمار می ‌رود. دارای 10 کتیبه سنگی فارسی است.


این مسجد که روبروی قلعه سرخ، در قسمت دهلی قدیم قرار دارد،  محوطه خارجی این مسجد می‌تواند بیش از ۲۵ هزار نمازگزار را در خود جای دهد و از جمله اشیاء باستانی که در این مسجد نگهداری می‌شود، قرآنی است که روی پوست آهو نوشته شده است. برای ساخت این مسجد ۵۰۰۰ کارگر به مدت بیش از ۶ سال کار کرده‌اند. سقف این مسجد دارای سه گنبد است که روی آن‌ها با مرمرهای سیاه و سفید تزیین شده است. دو مناره این مسجد دارای ۴۰ متر ارتفاع هستند

از ديگر مكانها ، آرامگاه همایون (همایون تمب Humayun’s Tomb) است. آرامگاهی که سمبل عشق زن به شوهر است

همایون دومین پادشاه امپراتوری  گورکانیان هند بود که پس از پانزده سال که در دربار ایران پناهنده بود به کمک شاه طهماسب اول تاج و تخت خود را بازستاند و به هند برگشت اما پس از چند ماه به طور ناگهانی و بر اثر سقوط از پله های کتابخانه‌ اش فوت کرد.

این آرامگاه با شکوه به دستور همسر وی حمیده بانو بیگم که در ایران با معماری ایرانی آشنا شده بود ساخته شد.

معماران این باغ سید محمد بن میرک غیاث الدین و پدر وی میرک غیاث الدین بودند که از هرات به دهلی آورده شده بودند. این آرامگاه با الهام از باغ آرامگاه  ایرانی و فضای چهار باغ یا باغ جنت ساخته شده که اولین باغ به این سبک در هندوستان به شمار می‌ رود.

آرامگاه یا مزار حضرت نظام الدین

درگاه حضرت نظام الدین كه در نزدیکی مقبره همایون از مكانهاي ديگر اين شهر است ، درگاه صوفی بزرگ هند، خواجه نظام الدین اولیا در محلی شلوغ و پر تراکم ، میزبان جمع کثیری از زائران مسلمان و غیر مسلمان است. خواجه نظام الدین اولیا (۱۲۳۸ – ۱۳۲۵ میلادی) (Hazrat Khawaja Nizamuddin Auliya)


قطاب منار (Qutub Minar) از ديگر بناهاست.

ارتفاع این منار عظیم ۵/۷۲ متر است که ۳۹۹ پله دارد. این بنا از سنگ ساخته شده و جزو اولین بناهای عظیم هند و از نمونه های بارز معماری هندو ، اسلامی است. تزئینات روی این منار بی نظیر است.  در کنار آن مسجدی ساخته شده است در صحن اصلی مسجد ستون فولادی بزرگی  از  قرن پنجم میلادی وجود دارد که عامه ، حلقه کردن دست از پشت ، دور این ستون را خوش یمن می دانند.

بنای یادبود ديگر مقبره مهاتما گاندی (راج گت Raj Ghat) مي باشد.

اين سکوی چهار گوش ساده‌ از مرمر سیاه ، محل نگهداری خاکستر مهاتما گاندی است که در سال ۱۹۴۸ ميلادي به قتل رسید. هر ساله در روز سی ام ژانویه ، به یاد پدر ملی هند گردهمایی در این محل تشکیل می گردد.

بناي ديگر کاخ ریاست جمهوری راشتراپاتی بهاوان (Rashtrapati Bhavan) و مغول گاردن است كه در سمت منتهی الیه غربی میدان مرکزی دهلی نو که دروازه هند در میان آن قرار گرفته ، مجموعه بزرگ کاخ ریاست جمهوری قرار دارد. این مجموعه، بخش اصلی از معماری انگلیسی دهلی ‌نو است. کاخ ریاست جمهوری دارای تالارهای بزرگ و ۳۴۰ اتاق است. باغ زیبا و معروف مغول گاردن در انتهای غربی محوطه این کاخ قرار دارد که سالی یک ماه ، بازدید عموم از آن آزاد است.

سالن معروف آشوکا در طبقه دوم این کاخ قرار دارد که محل برگزاری رسمی ترین برنامه‌های رئیس جمهور هندوستان است.

فتحعلی شاه در کاخ ریاست ج  دهلیindian palace

سقف این سالن و حاشیه فوقانی دیواره‌های آن به مساحتی بیش از ۷۵۰ متر مربع، تماما با نقاشی های ایرانی و اشعار فارسی پوشیده شده است. یک تابلو شکار فتحعلی شاه نیز بر روی سقف نقاشی شده است که گویا بر گرفته از یک تابلو و یا فرش هدیه شده به دربار هندوستان بوده است.

دروازه هند (ایندیا گیت India Gate) يكي ديگر از بناهاي اين شهر است. این بنای باشکوه با ارتفاع ۴۲ متر در محوطه ‌ای باز و نزدیک به کاخ ریاست جمهوری هند توسط معمار انگلیسی دهلی نو در سال ۱۹۳۱ ميلادي ساخته شده است. در واقع یادبودی است برای ۹۰ هزار سرباز هندی که در جنگ جهانی اول کشته شده اند و نام این سربازان بر دیوارهای این بنا حک شده است. توجه داشته باشيد اين دروازه را با دروازه هند در بمبئی اشتباه نگيريد.

جنتر منتر (Jantar Mantar) يكي ديگر از بناهاي اين شهر است.

این بنا به عنوان مرکز رصدخانه و تحقیقاتی نجومی توسط حاکم جیپور، در سال ۱۷۲۴ ميلادي ساخته شده ‌است. توسط این بنا که دارای محاسبات نجومی است، گردش ستارگان را اندازه گیری می کردند.

قلعه کهنه هند (پورانا کیلا Purana Quila)

يكي از قلعه هاي شهر دهلي است. اين قلعه کهنه هند معروف به پورانا کیلا بر روی خرابه های شهر کهن پاندواها که زمانی درکنار رودخانه یامونا قرار داشته، توسط شیر شاه سوری سلطان افغان که بر همایون شورید و دهلی را تصرف کرد طی سالهای ۱۵۳۸ ميلادي و ۱۵۴۵ ميلادي ساخته شده است.


صفدر جنگ (Safdarjung) بناي سنگی زیبای  ديگر است.

صفدر جنگ   خراسانی با نام  محمد مقیم  در خراسان، ایران متولد شد و در سال 1722 به هند مهاجرت کرد.

لقب میرزا نواب اوده و سپس لفب وزیر هندوستان گرفت لقب کامل او . Abul Mansur Mirza Muhammad Muqim Ali Khan Safdarjung

بنای آرامگاه صفدر جنگ، وزیر دربار گورکانی، آخرین سبک معماری باغ مقبره ای دهلی در دوران امپراتوری گورکانی (مغولی ) هند است که در خلال سال‌های ۱۷۵۳ ميلادي تا ۱۷۵۴ ميلادي در زمان محمد شاه گورکانی، پادشاه هند، ساخته شده ‌است.

File:Safdarjungtomb notice.jpg

بازار بزرگ چندی چوک كه به معنای میدان نقره است ،يكي ديگر از بناهاي اين شهر است. اين بنا که روبه روی قلعه سرخ و در ضلع شمالی مسجد جامع دهلی قرار دارد، توسط جهان آرا بیگم دختر شاه جهان و به دست سازندگان تاج محل ساخته شده است. این بازار سنتی دارای راسته های زیادی است که بازار اصلی شهر دهلی قدیم را تشکیل می دهد. این بازار توسط کانال هایی پر از آب به دو بخش تقسیم شده که آب کانال هنگام شب بسان نقره در زیر نور ماه می ‌درخشیده است.

قلعه تغلق آباد كه پایتخت غیاث الدین تغلق بوده است در فاصله ۸ کیلومتری از قطب منار قرار دارد که به دلیل استراتژیک احداث گردیده و اکنون تعداد کمی از استحکامات و تالارهای زیر زمینی آن بر جای مانده است. براساس برخی حکایات ویران شدن شهر بر اثر نفرین خواجه نظام الدین اولیا بوده است.

بناي فیروز شاه کتلا كه در شهر فیروزآباد هند، نزدیک به دهلی گیت در قرن ۱۴ میلادی به وسیله فیروز شاه تغلق ساخته شده است يكي ديگر از بناهاي اين شهر است. ستون معروف سنگی به ارتفاع ۱۴ متر حامل پیغام صلح آشوکا در این محل قرار دارد.

معبد آکشاردام که بزرگترین معبد آیین هندو در جهان به حساب می‌آید ، در اين شهر واقع شده است. همچنين در دهلي چترپور مندیر يا شهر معابد ، بیرلا مندیر، بنگالاصاحب گوردوارا ، کلیسای قلب روحانی و معبد ایسکون ، از معروفترین معابد و اماکن مذهبی غیر اسلامی در دهلی به شمار می روند.

جاذبه های توریستی جیپور

Jal Mahal در قرن 18 میلادی ساخته شده و در جیپور، پایتخت شهرستان راجستان واقع شده است. این کاخ در میان دریاچه زیبای Mansagar ساخته شده است.

هوا محل یا City Palace یک شهر قدیمی است که در هفت طبقه ساخته شده است. ساختمانی که عملکرد بادگیر در معماری کویر را داشت. این بنا حدود 300 سال پیش بنا شده. در مراسم های مذهبی و راهپیمایی ها خانواده سلطنتی (مهاراجه) به ویژه بانوان از پشت مشبک های این بنا به نظاره مراسم می پرداختند. این راهپیمایی ها از 100 متر آنطرف تر که کاخ شهر یا همان کاخ مهاراجه شروع می شد. البته در حال حاضر به عنوان موزه از آن استفاده میگردد.

جانتار مانتار (Jantar Mantar): یا پارک ستاره شناسی که یک رصدخانه قرون وسطی بوده و در نوع خود بزرگترین در جهان است. این بنا به تازگی ثبت جهانی شده است.

جال محل (Jal Mahal) هوا محل (City Palace) جانتار مانتار (Jantar Mantar)

قلعه آمبر:

قلعه ای که زمانی مرکز ایالت راجستان بود و محل اقامت مهاراجه های قدرتمند بود. جی سینگ یکی از این مهاراجه ها، شهر جدیدی ساخت و نام ان را جیپور گذاشت. بنای اولیه متعلق به قرن 11 میلادی است. سال 1639 شکل بهتری یافت و هر روز به عظمت آن افزوده شد.این قلعه دارای دو دیوان بنامهای دیوان عام (محل برگزاری جلسات مردمی) و دیوان خاص (محل برگزاری جلسات سران) می باشد.





جاذبه های گردشگری آگرا
مهمترين مكان ديدني آگرا تاج محل است. این بنای مهم با معماری ایرانی منحصربه فرد خود به عنوان مهمترین بنای تاریخی هند و یکی از عجایب هفتگانه جدید شهرت جهانی دارد. تاج محل که بنای یادبود ملکه ایرانی تبار ممتازمحل است ، سال ۱۶۴۸ میلادی ساخته شد و خود شاه جهان هم در طرح ریزی ساختمان آن نقش مستقیم داشت و در نهایت هم همان جا خاک شد.DSC00231

قلعه آگرا که همچنین به حصار سرخ يا لعل قلعه نیز مشهور است يكي ديگر از اماكن ديدني اين شهر است و در زبان هندی ، لعل به معنی قرمزبوده و اين قلعه توسط اکبر امپراتور بزرگ گورکانی ساخته شد. حیاط پر پیچ و خم، مسجد و تالار اختصاصی قلعه عظمت امپراتوری گورکانیان هند را منعکس مي کند. مسجد موتی يا مروارید و برج یاسمین نشان دهنده مهارت صنعتگران و معماران آن روزگار هند هستند. این بنا را با قلعه دیگری که به همین نام قلعه سرخ یا ردفورت مشهور است و در دهلی است نباید اشتباه گرفت.

از مكانهاي ديدني ديگر فاتح پور سیکری به معنی شهر پیروزی، شهر متروکه امپراتور اکبر که در نزدیکی آگرا واقع است. تالار شنوندگان ، مکان‌ها و مسجدها هنوز هم کاملا سالم و در وضعیت مطلوب هستند که از جمله می‌توان پنج محل و بلند دروازه را نام برد. در محوطهٔ مسجد جامع، آرامگاه شیخ سلیم چشتی واقع است و در واقع، اکبر شاه گورکانی شهر فاتح پور سیکری را به خاطر همین صوفی معروف مکتب چیستی هند پایه گذاشته بود.

يكي ديگر از اماكن ديدني اين شهر سیکاندرا آرامگاه جلال الدین محمد اکبر سومین و بزرگترین پادشاه سلسله گورکانیان هند است. این بنا با ماسه سنگ قرمز ساخته شده و با مرمر جواهر نشان شده است. اکبر به این رنگ از سنگ بسیار علاقه داشت و اغلب بناهای ساخته شده در زمان او با این مصالح ساخته شده است.

از دیگر مراکز تاریخی و دیدنی منطقه آگرا می توان آرامگاه اعتمادالدوله که ملکه نور جهان برای پدر خود که صدراعظم دربار جهانگیر بود ساخت، مسجد جامع آگرا ، چینی کا روضه ، باغ رام ، سوامی باغ صمد ، آرامگاه مریم یکی از زنان اکبر و باغ مهتاب را نام برد.

منبع : برای اطلاع بیشتر به کتاب  سنگ نبشته های پارسی در هندوستان، دکتر محمد عجم  1392 بر پایه کتاب نقش پارسی بر احجار هند دکتر علی اصغر حکمت . 1337


مسجد جامع دهلی و سنگ نوشته‌های مرمری زیبای فارسی آن

اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی

فرهنگ و تاریخ > جهانی‌شدن- همشهری آنلاین- محمد عجم:روزنامه  همشهری، ۲۲آبان ۱۳۸۵ نسخه آنلاین 

تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه قاره هنددکترعجم [۶]دیلمستان

[۱۴]تاثیر و نقش زبان فارسی در زبانهای شبه قاره هند.   


:نگاهي به اهميت خليج فارس در تجارت دريايي با هند: محمدعجم

ایرنا سمینار بین المللی روابط ایران و هند در دوره معاصر در حیدرآباد برگزار شد.

*** دانشگاه  جنو 


واشنگتن اعراب را به تهران فروخت! عربها از شکست های پی در پی درس بگیرند.

تحلیلگر کهنه‌کار عرب:

واشنگتن اعراب را به تهران فروخت اعراب,عطوان

تحلیلگر کهنه‌کار عرب در یادداشت اخیر خود نوشت:تماس تلفنی «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا با «حسن روحانی» رئیس جمهور ایران بعد از قطع ارتباط دو کشور در بیش از 30 سال اقدامی تاریخی بود که عملا به معنای این است که واشنگتن همپیمانان عرب خود را در مقابل ایران فروخته و آنها را در برابر آینده‌ای نامشخص قرار داده که مهم ترین عنوان آن می‌تواند «تسلیم در برابر ایرانی قدرتمند در زمینه نظامی و سیاسی باشد».


«عبدالباری عطوان» تحلیلگر کهنه کار عرب در یادداشت خود در نشریه الکترونیکی «رأی الیوم»، تحولات اخیر در زمینه پرونده بحران سوریه و ارتباط اخیر مقامات ایرانی و آمریکایی را بررسی کرده است.

در این یادداشت می خوانید:

تماس تلفنی «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا با «حسن روحانی» رئیس جمهور ایران بعد از قطع ارتباط دو کشور در بیش از 30 سال اقدامی تاریخی بود که عملا به معنای این است که واشنگتن همپیمانان عرب خود را در مقابل ایران فروخته و آنها را در برابر آینده ای نامشخص قرار داده که مهم ترین عنوان آن می تواند «تسلیم در برابر ایرانی قدرتمند در زمینه نظامی و سیاسی باشد».

اما ضربه سنگین دوم در واقع قطعنامه شورای امنیت درباره سوریه بود که از حکومت این کشور خواست با تیم بازرسان سازمان ملل همکاری داشته باشد تا جنگ افزارهای شیمیایی سوریه نابود شود.

با وجود اینکه بر اساس این قطعنامه در صورتی که حکومت سوریه به تعهدات خود پایبند نباشد شورای امنیت بر اساس بند هفت منشور سازمان ملل می تواند طرح حمله نظامی و یا اعمال تحریم علیه سوریه را مطرح کند اما وتوی روسیه و چین تضمینی برای شکست چنین طرحی خواهد بود

و به این ترتیب  دمشق در خانه دشمنان خود پیروزی دیگری به دست آورده و روسیه ثابت کرده که از همپیمانانش حمایت می کند.

اما بخش مهم دیگری که از دید بسیاری از تحلیلگران عرب بازمانده درخواست شورای امنیت از کشورهای عربی برای خودداری از ارسال سلاح به معارضان سوری و حمایت از راهکار سیاسی برای حل بحران سوریه است که یک امتیاز دیگر برای دمشق به شمار می آید که با تلاش مسکو محقق شده است.

قطر و عربستان میلیاردها دلار برای سقوط حکومت اسد سرمایه گذاری کر ده بودند که همه هدر رفته است.

و روشن است که واشنگتن نه تنها این کشورها را رها کرده بلکه از ائتلاف معارضان سوری نیز دست کشیده است و در حال حاضر به دنبال تحمیل راهکاری سیاسی به آنها و ایجاد رویکرد مبارزه با جهادی های تندرو در سوریه است.

حضور «احمد الجربا» رئیس ائتلاف معارضان سوری در مجمع عمومی سازمان ملل به عنوان یک بیننده و کناره گیری بیش از 17 گروهک مسلح از ائتلاف و بیانیه ارتش آزاد که ائتلاف را به رسمیت نمی شناسد نشان می دهد که ائتلاف معارضان سوری بیش از پیش دچار چند دستگی و چندپارگی شده و روزهای پایانی خود را سپری می کند و به نظر نمی رسد حامیان ائتلاف تا یک ماه و نیم آینده که تاریخ احتمالی برگزاری ژنو2 است بتوانند اختلافات داخلی معارضان را برای شرکت در ژنو2 حل و فصل کنند.

با وجود این تحولات نکته ای که به آن باید توجه ویژه ای داشت این است که همپیمانان عربی و ترُک حامی معارضان سوری در طول دو سال و نیم گذشته نه تنها مورد مشاوره قرار نگرفته اند بلکه از بطن تحولات کنار گذاشته شده بودند و نظاره گر تحولات منطقه از جمله «ماه عسل ایران و آمریکا» بوده اند.ALKHALEEJ_ALFARSI_1952

وجود ناوگان دریایی آمریکا و بریتانیا در آب های خلیج فارس هرگز ایران را نهراسانده بلکه ترس کشورهای عربی را افزایش داده که بیش از 130 میلیارد دلار برای رویارویی با خطر احتمالی ایران هزینه کرده اند،

در صورتی که ایران با تکیه بر خود و تسلیحات نظامی اش به تولید فناوری های نظامی جدیدی دست می زند که آخرین آن پهپادی بود که قادر به حمل چهار موشک است.

سوالی که باید مطرح شود این است که آیا همه تحولات اخیر در پرونده سوریه و نقش ایران در منطقه نیازمند یک نشست اتحادیه عرب و یا در سطح کشورهای عربی خلیج فارس نیست تا بتوان راهبردی متحد مطرح کرد و در اولین مرحله از آن اعتراف کرد که استراتژی سیاسی و رسانه ای دو سال گذشته اعراب با شکست روبرو شده و در مرحله دوم نیز اعتراف کرد که واشنگتن اعراب را فروخته و از برگه ارتباط با ایران برای باج خواهی از آنها استفاده می کند.

به نظر می رسد این سوال را باید رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس پاسخ دهند.

در کوره‌پزخانه‌ها: کارگرانی که ۶ ماه کار می‌کنند و ۶ ماه به دنبال دستمزدشان می‌دوند.

کوره آجر

ایلنا: نایب رییس انجمن صنفی کارگران کوره ‏پزخانه ‏های قرچک ورامین از بدحسابی غالب کارفرمایان واحد‌های کوره پزی قرچک ورامین با کارگران فصلی که اکنون با ورود به نیمه سرد سال آماده بازگشت به محل سکونت‌شان هستند، انتقاد کرد.

«جعفر معصومی» با اعلام این خبر به ایلنا گفت: حدود  هزار کارگر فصلی در ۳۰ واحد فعال کوره‌ پزخانه های قرچک ورامین که به کار «قالب داری» یا «خشت زنی» مشغول بوده‌اند پس از حدود شش ماه کار، هم اکنون با اتمام نیمه گرم سال باید آمده بازگشت به سکونت‌گاهای اصلی خود در استانهای کردستان، سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و… شوند اما «بدحسابی» کارفرمایان بعد از اتمام کار باعث نگرانی آنان شده است.

bricks  traditional factory

به گفته این فعال کارگری اکثر کارگران فصلی کوره‌پزخانه‌ها فاقد قرارداد کاری با کارفرمایان هستند و به همین دلیل قدرت  لازم را برای شکایت از کارفرمایان متخلف در مراجع قانونی ندارند.

معصومی در ادامه با اشاره به «کارمزدی» بودن کارگران فصلی تصریح کرد: کارگران فصلی در ۴ الی ۵ ماهی که به دلیل گرمای هوا و امکان خشک شدن خشت‌ها، فرصت کار در کوره پزخانه‌ها را دارند مجبورند با تمام قوای خانواده‌شان دو برابر حد معمول کار کنند تا مخارج ماه‌های بیکاری‌شان را نیز تأمین کنند و در این شرایط بدحسابی کارفرما زندگی یک سال آنان را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

این فعال صنفی در ادامه با اشاره به ناممکن بودن بازنشستگی برای کارگران فصلی کوره‌پزخانه، به پراکنده بودن سوابق بیمه‌ای و شیوه‌های مختلف کارفرمایان برای شانه‌ خالی کردن از بار مالی بیمه این کارگران، گفت: این کارگر فصلی با بیش از ۳۰ سال سابقه کار هم به ندرت بازنشسته می شوند چرا که اگر تعداد روزهایی که در یک سال برای کارگران فصلی کوره پزخانه ها بیمه رد می شود را جمع بزنیم به دوماه هم نمی‌رسد.

طرح عظیم ترین پروژه انرژی خورشیدی جهان در هند

World s Largest 4GW Solar Project Planned For India ecogeek 440x329 طرح عظیم ترین پروژه انرژی خورشیدی جهان در هند

    پروژه­ی انرژی خورشیدی فرامگاواتی هند در نظر دارد که نهایتا ۴ گیگاوات انرژی خورشیدی تولید کند. در صورت محقق شدن این هدف، برداشت انرژی خورشیدی در هند دو برابر خواهد شد.

اگر پروژه عملی شود، سالیانه رقم تخمینی ۶۰۰۰ میلیون کیلووات شبکه­ی برق ملی هند را تغذیه خواهد کرد.

    محل پروژه نزدیک دریاچه­ی “سامبار” تقریبا در پنجاه مایلی “جیپور” مرکز استان “راجستان” واقع شده است. بیش از ۲۰۰۰۰ جریب مورد استفاده قرار خواهد گرفت. اما تاکنون گزارش نشده که انرژی خورشیدی متمرکز استفاده خواهد شد یا فتوولتائیک و یا هیبریدی. راجستان به دلیل میزان فضای باز وسیعش و میزان بالای تابش خورشید انتخاب شده است.

    فاز اول این پروژه­ی فرامگاواتی با همکاری ۴ شرکت عمده­ی خصوصی فعال در زمینه­ی انرژی خورشیدی بعلاوه­ی شبکه­ی توزیع برق هند و یک شرکت خصوصی توسعه­دهنده­ی کارخانه­های هیدرو الکتریک، یک گیگاوات انرژی خورشیدی تولید خواهد کرد. فاز اول تا اوایل سال ۲۰۱۶ به اتمام خواهد رسید.DSC00231

    بودجه­ی پروژه­ی ۴ گیگاواتی از طریق لایحه­ی تازه­مصوب “مسئولیت اجتماعی مشترک” تامین خواهد شد که شامل ۲ درصد سود خالص سالیانه از شرکت­های تعیین­شده خواهد بود که برای خود پروژه استفاده خواهد شد.

    انرژی خورشیدی نوید آینده­ی روشنی را برای هند می­دهد، چرا که ظرفیت کلی تولید برق از انرژی خورشیدی بسیار عظیم و سالیانه در حدود ۵۰۰۰ ترا وات ساعت (۵۰۰۰TWh) از تابش خورشید است. انرژی خورشیدی در هند- پس از کشور چین   رشد سریعی را تجربه کرده است. بدین مفهوم که با آفتابی فراوان در عرب کشور و فرهنگ بسیار بالای مهندسی در هر دو حوزه­ی دانشگاه و صنعت به پیشرفت­های قابل توجهی می­تواند برسد.

    دولت مرکزی پذیرفته است که گسترش تغییرات آب و هوایی را کاهش دهد و مشکلات نوسان انرژی کشور را از بین ببرد. بعلاوه اینکه، سرمایه­گذاری در تولید داخلی انرژی­های تجدیدپذیر به عنوان یک استراتژی بلندمدت در مقایسه با وابستگی به واردات سوخت­های فسیلی مطلوبتر است. در حال حاضر، انرژی خورشیدی کمتر از یک درصد برق موردنیاز هند را تامین می­کند. انرژی­های آبی و ذغال­سنگ دو منبع اصلی تامین برق این کشور است. اما باز هند کمبود برق را تجربه می­کند. در سال ۲۰۱۲، یک خاموشی باعث قطع برق ۷۰۰ میلیون نفر هندی شد.


آیا باید شغال را از غرق شدن نجات داد؟


فیلمی از یک دسته شغال که برای آب خوردن به کنار حوض رفته و یکی در حوض می افتد. بسیار زیاد اتفاق می افتد که حیوانات در حاشیه کویر مانند طبس  و قهستان/کوهستان برای رفع تشنگی به حوض ها می روند و غرق می شوند و آب حوز و آب انبارها را هم متعقن می کنند. برای رفع این مشکل پیشهناد می شود  در آب انبارها  و در کنار حوض ها یک تشت آب و یا یک   فضای نیم متری آب برای این حیوانات پیش بینی شود. در همین منطقه قهستان زمانی  چندین نوع آهو و بز کوهی و قوچ – ببر و شیر و پلنگ وجود داشته امروزه  تقریبا هیچ اثری از آنها نیست.

نجات شغال در طبس

مستند جالب درباره قلعه تاریخی لمبسر قزوین– کله / قلعه المووت و دریاچه اوو وان. در این مستند گوینده می گوید قزوین

عربی شده کاسپین است . این مطلب را اولین بار دکتر عجم در سمینار ژئوماتیک 1382 اعلام کرد و بعد در روزنامه و  پیام دریا و اطلاعات سیاسی مقاله منتشر شد.

  اوو OU  یعنی آب –  وان یعنی جا  توضیح اینکه وان به چم و معنی دریاچه است مانند دریاچه -وان – ترکیه –


خشخاش/ کوکنار/ تریاک

بوته یا گیاه را کوکنار می گویند کوکنار شبیه شقایق است و گل آن تبدیل به قپه اناری شکل می شودو شیره ای از قپه بدست می آید که ابتدا سفید و بعد به شکل حنایی و سپس به رنگ قهوه ای سیاه در می آید. قپه بعد از خشک شدن حاوی دانه های خشخاش است که بسیار مغذی است و خوش مزه است. تریاک ماده‌ای  خمیر گونه است که از تخمدان گل گیاه  کوکنار /خشخاش/ به دست می‌آید و معمولاً به صورت تکه‌ها یا گرد قهوه‌ای تیره عرضه می‌شود و معمولاً تدخین یا خورده می‌شود. کوکنار یا گوگ نار گیاهی است که در تمام مناطقی که گندم می تواند بروید به عمل می آید. در دوره قاجار کشت گوگنار در ایران رایج بود. در ایران از آنجا که افیون مخدر بود ، در هنگام جراحی (مثلا کشیدن تیر از بدن) آن را به بیمار میخوراندند تا درد را احساس نکند. می دهند افیون به مرد زخمند**** تا که پیکان از تنش بیرون کنند (دفتر دوم مثنوی، ۱۴۲) یا گاهی افیون را در می می ریختند که در این صورت خاصیت مستی بخشی به نهایت درجه می رسید . عیاران به این معجون بیهوشانه می گفتند و آن را به دشمنان خود می خوراندند. جرعه یی خوردیم و کار از دست رفت **تا چه بیهوشانه در می کرده اند (سعدی، ۵۷۸)

اجزای گیاه کوکنار عبارت است از یک خشخاش یا بذر که با زیر خاک گذاشتن آن بوته ای سبز می شود که به آن کوکنار می گویند  این گیاه وقتی به رشد می رسد شبیه شقایق است وقتی گل آن کامل شد پرهای گل می ریزد و قپه درون آن بزرگ تر می شود و  در صورت خراش خوردن شیره ای مانند خامه از آن بیرون می آید که با ترکیب هوا به قهوه ای تبدیل می شود که به آن تریا می گویند. شیره‌ای که از کاسبرگ گل خشخاش بیرون می‌آید پس از خشک شدن به تریاک تبدیل می‌شود.

بیش از ده درصد تریاک را مرفین، نوعی آلکالوئید تشکیل می‌دهد. مرفین از طریق فرایندهای شیمیایی به هروئین تبدیل می‌شود و تریاک بیشتر برای تولید هروئین کشت می‌شود. در تریاک آلکالوئیدهای دیگری نیز وجود دارد، از جمله؛ کدئین، پاپاورین و نوسکاپین و تبائین.


کپه یا قپه  گل کوکنار پس از مدتی خشک می شود و دیگر تریاک ندارد اما  در این مرحله قپه را می شکنند و از درون آن دانه های آن را که خشخاش نام دارد خارج می کنند خشخاش مصرف دارویی و غذایی دارد در قدیم مردم آنرا در هاوون می کوبیدند و از آن غذاهای بسیار خوشمزه درست می کردند از جمله غذای کشک خشخاش و کل جوش و همچنین بر روی  خمیر نان می ریختند. خشخاش آرام بخش و مسکن است.

از قسمتهای دیگر گیاه خشخاش و گیاهان هم‌خانواده آن مواد دیگری با خصوصیات مشابه و ضعیفتر از تریاک به‌دست می‌آیند.

کشت  کوکنار/ خشخاش به‌منظور استفاده غذایی از دانه‌های آن، و کاربرد تریاک برای تخفیف درد و بی‌حس کننده و همچنین در مراسم مذهبی حداقل از عصر برنز به این سو ادامه داشته‌است. سومریان، آشوری‌ها، مصری‌ها، اهالی جزیره کرت، مینوسیان، یونانیان، رومی‌ها، ایرانیان و اعراب هر یک در معرفی این گیاه نقشی داشته‌اند.

تریاک بیش از همه به‌دلیل خصوصیات ضد درد و بی‌حس کننده آن که موجب می‌شد تا اعمال جراحی ممکن شود، مورد توجه پزشکان و جراحان بود. مصرف تریاک به شکل سنتی آن تا هنگام جنگ داخلی آمریکا ادامه یافت. از آن پس با استخراج مرفین و قابلیت تزریق آن این دارو به مهمترین داروی ضد درد برای مجروحان جنگی تبدیل شد. مرفین هنوز هم پرمصرف‌ترین دارو برای مجروحان جنگی و مصدومان سوانح است.


تریاک واژه فارسی است که با ریخت تریاق عربی شده است. معادل OPIUM است که در فارسی و عربی آنرا افیون تلفظ می کنند.این واژه در زبان فارسی معنای پادزهر را می‌رساند. و به گونه theriac وارد زبان‌های اروپایی نیز شده است. تریاک از تر+یاک تشکیل شده معنی “تر”(آبدار) مشخص است اما در معنی یاک اختلاف است عده ای بر این باورند که” یاک” همان قپه است. و نظر دیگر اینکه یاک شامل همه گیاهانی است که گرده افشانی می کنند.

تریاک از ترکیبات مختلفی به نام اپیویید طبیعی تشکیل می‌شود که عملکرد همگی آن‌ها در بدن همانند کار انتقال‌دهنده‌های عصبی ضد درد (اندورفین‌ها) است که از طریق تأثیر بر سلسله اعصاب مرکزی موجب تخفیف احساس درد در بدن می‌شوند، برای سایر استفاده‌های پزشکی تریاک و مشتقات ان می‌توان از کنترل کردن سرفه، اسهال و نشانه‌های سرماخوردگی و درمان افسردگی نام برد. سرخوشی و نشئگی که توسط این مواد ایجاد می‌شود همواره موجب سوء مصرف این دارو از زمان پی بردن بشر به اثرات شگفت این ماده بوده است.در پزشکی ایرانی از زمانهای قدیم تریاک به عنوان دارو حضور داشته رازی و ابن سینا و دیگران آن را برای درمان توصیه کرده اند.

گیاه خشخاش یا کوکنار بومی ایران است و در ایران از هزاره های قبل از میلاد شناخته شده بوده است و در کتابهای دارویی ایران  جزو داروهای مهم و اساسی در درمان همه دردها است.

کشت خشخاش از  ۳۴۰۰ سال پیش از میلاد در جنوب میان‌رودان  گزارش شده . سومری‌ها آن را گیاه لذت می‌نامیدند، هنر کشت خشخاش بعدها به آشوریان و سپس به بابلیها منتقل شد و از آن جا به مصر راه یافت. در سدهٔ ۱۳ پیش از میلاد دوران طلایی تریاک با کشت گسترده آن در تبس پایتخت مصر آغاز شد، بازرگانان تریاک را از مصر به کارتاژ، یونان واروپا می‌بردند. پس از آن کشت خشخاش در قبرس پیشرفت قابل ملاحظه‌ای داشت و تریاک که یکی از مهم‌ترین داروهای یونان در آن هنگام شمرده می‌شد از طریق حمله اسکندر به ایران و هند راه یافت. تریاک در قرن چهارم میلادی به چین هم رسید، اما فقط پس از پایان سده‌های میانه و آغاز سفرهای دریایی دولت‌های اروپایی بود که آنان تجارت پرسود تریاک را دریافتند.

در دوره استعمار در قرن هیجدهم تریاک ایران از طریق خلیج فارس به هند و چین صادر میشد تجارت آن در  انحصار  و اختیار کمپانی هند شرقی بود.PERSIAN Gulf india

مصرف تفریحی تریاک به طور گسترده از سده ۱۵ میلادی در چین آغاز شد. در ابتدا به دلیل کمیابی و گرانی به‌ندرت اتفاق می‌افتاد. اما از قرن هفده به بعد تجارت تریاک شکل منظمی پیدا کرد و با گسترش مصرف آن ویژگی اعتیادآوریش مشخص شد. در ۱۷۲۹ مصرف تریاک در چین ممنوع شد. موازنه منفی تجاری انگلیس در مقابل چین موجب شد که انگلیسی‌ها برای افزایش صادرات خود و بهبود ذخایر ارزی‌شان، چینی‌ها را به مصرف تریاک که در هند کاشته می‌شد تشویق کنند.

مخالفت امپراتور چین با بارگیری محموله‌های تریاک در بنادر این کشور به دو جنگ تریاک در ۱۸۴۰ و ۱۸۵۸ میان بریتانیا و چین منجر شد. چین در هر دو جنگ شکست خورد و انگلیسی‌ها تجارت تریاک را در سراسر چین به‌دست آورند. رفته‌رفته با افزایش مصرف، تولید تریاک در داخل چین نیز آغاز شد تا جائی که در سال ۱۹۰۵ بیش از یک‌چهارم مردان چینی به تریاک اعتیاد داشتند.

در سایر نقاط دنیا تا قبل از اواخر قرن نوزدهم مصرف تفریحی یا اعتیادآور تریاک بسیار به‌ندرت اتفاق می‌افتاد.

 بوته یا گیاه را کوکنار می گویند کوکنار شبیه شقایق است و گل آن تبدیل به قپه اناری شکل می شودو شیره ای از قپه بدست می آید که ابتدا سفید و بعد به شکل حنایی و سپس به رنگ قهوه ای سیاه در می آید. قپه بعد از خشک شدن حاوی دانه های خشخاش است که بسیار مغذی است و خوش مزه است. تریاک ماده‌ای  خامه مانند است که از تخمدان  یا قپه گل گیاه  کوکنار به دست می‌آید و معمولاً به صورت تکه‌ها یا گرد قهوه‌ای تیره عرضه می‌شود و معمولاً تدخین یا خورده می‌شود. کوکنار یا گوگ نار گیاهی است که در تمام مناطقی که گندم می تواند بروید به عمل می آید. در دوره قاجار کشت گوگنار در ایران رایج بود. در ایران از آنجا که افیون مخدر بود ، در هنگام جراحی (مثلا کشیدن تیر از بدن) آن را به بیمار میخوراندند تا درد را احساس نکند. می دهند افیون به مرد زخمند**** تا که پیکان از تنش بیرون کنند (دفتر دوم مثنوی، ۱۴۲) یا گاهی افیون را در می می ریختند که در این صورت خاصیت مستی بخشی به نهایت درجه می رسید . عیاران به این معجون بیهوشانه می گفتند و آن را به دشمنان خود می خوراندند. جرعه یی خوردیم و کار از دست رفت **** تا چه بیهوشانه در می کرده اند (سعدی، ۵۷۸)


آرش کمانگیر آری آری زندگی زیباست

آرش کمانگیر نام یکی از اسطوره‌های کهن ایرانی و همچنین نام شخصیت اصلی این استوره‌ است. آرش، امیرزاده‌ای از اهالی طبرستان و از سپاهیان منوچهر بود که پس از پایان جنگ ایران و توران به عنوان کماندار ایرانی جهت مشخص شدن مرز ایران و توران برگزیده شد و از بالای کوه “اییریو خشوتا” از چهارمین کشور روی زمین در زادگاه فریدون رفت و با تمام نیرو تیری به طرف کوه “خوانونت” در خاور رها کرد.

در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره می‌کند. سرانجام منوچهر پیشنهاد صلح می‌دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند و برای قبول این صلح و تحقیر ایرانیان پیشنهاد می کنند که یکی از پهلوانان ایرانی بر فراز البرز تیری بیندازد و محل فرو افتادن آن تیر، مرز ایران و توران در نظر گرفته شود.

در ایران کسی جرات این کار را به خود نمی‌دهد. آرش که پیک لشکر ایران بود پیامی را به لشکر توران می‌برد. پادشاه توران برای تحقیر بیشتر ایرانیان خود آرش را انتخاب می‌کند و آرش به اجبار مسئولیت این کار را می‌پذیرد. در لشکر ایران همه به آرش خرده می‌گیرند که چرا این مسئولیت را پذیرفتی و تو باعث ننگ ایران خواهی شد.

آرش به فراز دماوند می‌رود و تیر را پرتاب می‌کند.zibad

پس از این تیراندازی آرش از خستگی می‌میرد. آرش هستی‌اش را بر پای تیر می‌ریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و روانش در تیر دمیده می‌شود. تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود می‌آید. و آنجا مرز ایران و توران می‌شود.

مطابق با برخی روایت‌ها اسفندارمذ تیر و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که این تیر خیلی دور می‌رود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با این وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تیر و کمان استفاده کند.

بسیاری آرش را از نمونه‌های بی‌همتا در اسطوره های جهان دانسته‌اند[نیازمند منبع]؛ وی نماد جانفشانی در راه میهن است.


آرش در شاهنامه.


شرح داستان آرش کمانگیر در شاهنامه نیامده است اما شاهنامه از آرش کمانگیر نام برده است و در شاهنامه به داستان آرش اشاره شده‌است. مثلاً در قسمت پادشاهی شیرویه:

چو آرش که بردی به فرسنگ تیر چو پیروزگر قارن شیرگیر

بزرگان که از تخم آرش بدند سبکبار و جنگی و چابک بدند

که سامیش گرزست و تیر آرشی ………

دو فرزند او هم گرفتار شد برو تخمهٔ آرشی خوار شد

جوان بی‌هنر سخت ناخوش بود اگر چند فرزند آرش بود

من از تخمهٔ نامور آرشم

اسطوره آرش کمانگیر از داستان‌هایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش درچند شعر با افتخار نام برده شده ولی مشروح داستان یا اسطوره آرش در شاهنامه بیان نشده است.

در کتاب‌های پهلوی و نیز در کتاب‌های تاریخ دوران اسلامی به آن اشاراتی شده‌است. ابوریحان بیرونی، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو می‌کند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی آرش می‌داند. در اوستا آرش را اَرِخشه خوانده‌اند و معنایش را نیز کسانی معناهایی کرده‌اند: از آن دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان». برخی معتقدند که منظور از آرش، حاکم پارتی گرگان بوده که به زور تیر و کمان دشمن را از مرز ایران دور کرده‌است

نام پهلوانی کماندار از لشکر منوچهر. منوچهر در آخر دوره حکمرانی خویش از جنگ با فرمانروای توران، افراسیاب، ناگزیر گردید. نخست غلبه افراسیاب را بود و منوچهر به مازندران پناهید لکن سپس بر آن نهادند که دلاوری ایرانی تیری گشاد دهد و بدانجای که تیر فرود آید مرز ایران و توران باشد، آرش نام پهلوان ایرانی از قله دماوند تیری بیفکند که از بامداد تا نیمروز برفت و بکنار جیحون فرود آمد و جیحون حدّ شناخته شد. در اوستا بهترین تیرانداز را «اِرِخ ِش َ» نامیده و گمان می‌رود که مراد همان آرش است . طبری این کماندار را «آرش شاتین » می‌نامد و نولدکه حدس می‌زند این کلمه تصحیف جمله اوستائی «خَشووی ایشو» باشدچه معنی آن «خداوند تیر شتابنده » است که صفت یا لقب آرش بوده‌است. و بروایت دیگر رب النوع زمین (اسفندارمذ) تیر و کمانی به آرش داد و گفت این تیر دورپرتاب است لکن هرکه آن را بیفکند بجای بمیرد. و آرش با این آگاهی تن بمرگ درداد و تیر اسفندارمذ را برای سعه و بسط مرز ایران بدان صورت که گفتیم بیفکند و درحال بمرد. (از تاریخ ایران باستان حسن پیرنیا):

چون کار بقفل و بند تقدیر افتد از جیب خرد کلید تدبیر افتد

آرش گهرم ولی چو برگردد بخت در معرکه پیکان و پر از تیر افتد


از آن خوانند آرش را کمانگیر که از آمل بمرو انداخت یک تیر

ترا زیبد نه آرش را سواری که صدفرسنگ بگذشتی ز ساری

(ویس و رامین)

و افراسیاب تاختن‌ها آورد و منوچهر چند بار زال را پذیره فرستاد تا ایشان را از جیحون زانسوتر کرده، پس یک راه افراسیاب با سپاهی بی اندازه بیامد و چند سال منوچهر را حصار داد اندر طبرستان و سام و زال غائب بودند و در آخرصلح افتاد به تیر انداختن آرش و از قلعه آمل با عقبه مزدوران برسید و آن مرز [ را ] توران خوانده‌اند. (مجمل التواریخ ) .

آرش در ادبیات معاصر

شعر سیاوش کسرایی با نام آرش کمانگیر که در کتاب فارسی پنجم دبستان قبل از انقلاب اسلامی هم منتشر شده بود.

آرش كمانگیر

برف می بارد…
برف می بارد به روی خار و خاراسنگ
كوهها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار كاروانی با صدای زنگ
بر نمی شد گر ز بام كلبه های دودی
یا كه سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان
ما چه می كردیم در كولاك دل آشفته دمسرد ؟
آنك آنك كلبه ای روشن…
روی تپه روبروی من
در گشودندم
مهربانی ها نمودندم
زود دانستم كه دور از داستان خشم برف و سوز
در كنار شعله آتش …*****

قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز

گفته بودم زندگی زیباست
گفته و ناگفته ای بس نكته ها كاینجاست
آسمان باز
آفتاب زر
باغهای گل
دشت های بی در و پیكر
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقص ماهی در بلور آب
بوی خاك عطر باران خورده در كهسار
خواب گندمزارها در چشمه مهتاب
آمدن رفتن دویدن
عشق ورزیدن
غم انسان نشستن
پا به پای شادمانی های مردم پای كوبیدن
كار كردن كار كردن
چشم انداز بیابانهای خشك و تشنه را دیدن
جرعه هایی از سبوی تازه آب پاك نوشیدن
گوسفندان را سحرگاهان به سوی كوه راندن
همنفس با بلبلان كوهی آواره خواندن
در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن
نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن
گاه گاهی
زیر سقف این سفالین بامهای مه گرفته
قصه های در هم غم را ز نم نم های باران شنیدن
بی تكان گهواره رنگین كمان را
در كنار بان ددین
یا شب برفی
پیش آتش ها نشستن
دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن
آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر كران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست
پیر مرد آرام و با لبخند
كنده ای در كوره افسرده جان افكند
چشم هایش در سیاهی های كومه جست و جو می كرد
زیر لب آهسته با خود گفتگو می كرد
زندگی را شعله باید برفروزنده
شعله ها را هیمه سوزنده
جنگلی هستی تو ای انسان
جنگل ای روییده آزاده
بی دریغ افكنده روی كوهها دامن
آشیان ها بر سر انگشتان تو جاوید
چشمهها در سایبان های تو جوشنده
آفتاب و باد و باران بر سرت افشان
جان تو خدمتگر آتش
سر بلند و سبز باش ای جنگل انسان
زندگانی شعله می خواهد صدا سر داد عمو نوروز
شعله ها را هیمه باید روشنی افروز
كودكانم داستان ما ز آرش بود
او به جان خدمتگزار باغ آتش بود
روزگاری بود
روزگار تلخ و تاری بود

persian gulf 1war
بخت ما چون روی بدخواهان ما تیره
دشمنان بر جان ما چیره
شهر سیلی خورده هذیان داشت
بر زبان بس داستانهای پریشان داشت
زندگی سرد و سیه چون سنگ
روز بدنامی
روزگار ننگ
غیرت اندر بندهای بندگی پیچان
عشق در بیماری دلمردگی بیجان
فصل ها فصل زمستان شد
صحنه گلگشت ها گم شد نشستن در شبستان شد
در شبستان های خاموشی
می تراوید از گل اندیشه ها عطر فراموشی
ترس بود و بالهای مرگ
كس نمی جنبید چون بر شاخه برگ از برگ
سنگر آزادگان خاموش
خیمه گاه دشمنان پر جوش
مرزهای ملك
همچو سر حدات دامنگستر اندیشه بی سامان
برجهای شهر

همچو باروهای دل بشكسته و ویران
دشمنان بگذشته از سر حد و از بارو
هیچ سینه كینهای در بر نمی اندوخت
هیچ دل مهری نمی ورزید
هیچ كس دستی به سوی كس نمی آورد
هیچ كس در روی دیگر كس نمی خندید
باغهای آرزو بی برگ
آسمان اشك ها پر بار
گر مرو آزادگان دربند
روسپی نامردان در كار
انجمن ها كرد دشمن
رایزن ها گرد هم آورد دشمن
تا به تدبیری كه در ناپاك دل دارند
هم به دست ما شكست ما بر اندیشند
نازك اندیشانشان بی شرم
كه مباداشان دگر روزبهی در چشم
یافتند آخر فسونی را كه می جستند
چشم ها با وحشتی در چشمخانه هر طرف را جست و جو می كرد
وین خبر را هر دهانی زیر گوشی بازگو می كرد
آخرین فرمان آخرین تحقیر
مرز را پرواز تیری می دهد سامان
گر به نزدیكی فرود آید
خانه هامان تنگ
آرزومان كور
ور بپرد دور
تا كجا ؟ تا چند ؟
آه كو بازوی پولادین و كو سر پنجه ایمان ؟
هر دهانی این خبر را بازگو می كرد
چشم ها بی گفت و گویی هر طرف را جست و جو می كرد
پیر مرد اندوهگین دستی به دیگر دست می سایید
از میان دره های دور گرگی خسته می نالید
برف روی برف می بارید
باد بالش را به پشت شیشه می مالید
صبح می آمد پیر مرد آرام كرد آغاز
پیش روی لشكر دشمن سپاه دوست دشت نه دریایی از سرباز
آسمان الماس اخترهای خود را داده بود از دست
بی نفس می شد سیاهی دردهان صبح
باد پر می ریخت روی دشت باز دامن البرز
لشكر ایرانیان در اضطرابی سخت درد آور
دو دو و سه سه به پچ پچ گرد یكدیگر
كودكان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگین كنار در
كم كمك در اوج آمد پچ پچ خفته
خلق چون بحری بر آشفته
به جوش آمد
خروشان شد
به موج افتاد
برش بگرفت وم ردی چون صدف
از سینه بیرون داد
منم آرش

یکی از زرّین‌ترین برگ‌های فتوحاتِ نادرشاه اَفشار
چنین آغاز كرد آن مرد با دشمن
منم آرش سپاهی مردی آزاده
به تنها تیر تركش آزمون تلختان را
اینك آماده
مجوییدم نسب
فرزند رنج و كار
گریزان چون شهاب از شب
چو صبح آماده دیدار
مبارك باد آن جامه كه اندر رزم پوشندش
گوارا باد آن باده كه اندر فتح نوشندش
شما را باده و جامه
گوارا و مبارك باد
دلم را در میان دست می گیرم
و می افشارمش در چنگ
دل این جام پر از كین پر از خون را
دل این بی تاب خشم آهنگ
كه تا نوشم به نام فتحتان در بزم
كه تا بكوبم به جام قلبتان در رزم
كه جام كینه از سنگ است
به بزم ما و رزم ما سبو و سنگ را جنگ است
در این پیكار
در این كار
دل خلقی است در مشتم
امید مردمی خاموش هم پشتم
كمان كهكشان در دست
كمانداری كمانگیرم
شهاب تیزرو تیرم
ستیغ سر بلند كوه ماوایم
به چشم آفتاب تازه رس جایم
مرا نیر است آتش پر
مرا باد است فرمانبر
و لیكن چاره را امروز زور و پهلوانی نیست
رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست
در این میدان
بر این پیكان هستی سوز سامان ساز
پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز
پس آنگه سر به سوی آٍمان بر كرد
به آهنگی دگر گفتار دیگر كرد
درود ای واپسین صبح ای سحر بدرود
كه با آرش ترا این آخرین دیداد خواهد بود
به صبح راستین سوگند
بهپنهان آفتاب مهربار پاك بین سوگند
كه آرش جان خود در تیر خواهد كرد
پس آنگه بی درنگی خواهدش افكند
زمین می داند این را آسمان ها نیز
كه تن بی عیب و جان پاك است
نه نیرنگی به كار من نه افسونی
نه ترسی در سرم نه در دلم باك است
درنگ آورد و یك دم شد به لب خاموش
نفس در سینه های بی تاب می زد جوش
ز پیشم مرگ
نقابی سهمگین بر چهره می آید
به هر گام هراس افكن
مرا با دیده خونبار می پاید
به بال كركسان گرد سرم پرواز می گیرد
به راهم می نشیند راه می بندد
به رویم سرد می خندد
به كوه و دره می ریزد طنین زهرخندش را
و بازش باز میگیرد
دلم از مرگ بیزار است
كه مرگ اهرمن خو آدمی خوار است
ولی آن دم كه ز اندوهان روان زندگی تار است
ولی آن دم كه نیكی و بدی را گاه پیكاراست
فرو رفتن به كام مرگ شیرین است
همان بایسته آزادگی این است
هزاران چشم گویا و لب خاموش
مرا پیك امید خویش می داند
هزاران دست لرزان و دل پر جوش
گهی می گیردم گه پیش می راند
پیش می آیم
دل و جان را به زیور های انسانی می آرایم
به نیرویی كه دارد زندگی در چشم و در لبخند
نقاب از چهره ترس آفرین مرگ خواهم كند
نیایش را دو زانو بر زمین بنهاد
به سوی قله ها دستان ز هم بگشاد
برآ ای آفتاب ای توشه امید
برآ ای خوشه خورشید
تو جوشان چشمه ای من تشنه ای بی تاب
برآ سر ریز كن تا جان شود سیراب
چو پا در كام مرگی تند خو دارم
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش جو دارم
به موج روشنایی شست و شو خواهم
ز گلبرگ تو ای زرینه گل من رنگ و بو خواهم
شما ای قله های سركش خاموش
كه پیشانی به تندرهای سهم انگیز می سایید
كه بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی
كه سیمین پایه های روز زرین را به روی شانه می كوبید
كه ابر ‌آتشین را در پناه خویش می گیرید
غرور و سربلندی هم شما را باد
امدیم را برافرازید
چو پرچم ها كه از باد سحرگاهان به سر دارید
غرورم را نگه دارید
به سان آن پلنگانی كه در كوه و كمر دارید
زمین خاموش بود و آسمان خاموش
تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش
به یال كوه ها لغزید كم كم پنجه خورشید
هزاران نیزه زرین به چشم آسمان پاشید
نظر افكند آرش سوی شهر آرام
كودكان بر بام
دختران بنشسته بر روزن

1288قمری عمله طرب مطرب
مادران غمگین كنار در
مردها در راه
سرود بی كلامی با غمی جانكاه
ز چشمان برهمی شد با نسیم صبحدم همراه
كدامین نغمه می ریزد
كدام آهنگ آیا می تواند ساخت
طنین گام های استواری را كه سوی نیستی مردانه می رفتند ؟
طنین گامهایی را كه آگاهانه می رفتند ؟
دشمنانش در سكوتی ریشخند آمیز
راه وا كردند
كودكان از بامها او را صدا كردند
مادران او را دعا كردند
پیر مردان چشم گرداندند
دختران بفشرده گردن بندها در مشت
همره او قدرت عشق و وفا كردند
آرش اما همچنان خاموش

از شكاف دامن البرز بالا رفت
وز پی او
پرده های اشك پی در پی فرود آمد
بست یك دم چشم هایش را عمو نوروز
خنده بر لب غرقه در رویا
كودكان با دیدگان خسته وپی جو
در شگفت از پهلوانی ها
شعله های كوره در پرواز
باد غوغا
راه جویانی كه می جستند آرش را به روی قله ها پی گیر
باز گردیدند
بی نشان از پیكر آرش
با كمان و تركشی بی تیر
آری آری جان خود در تیر كرد آرش
كار صد ها صد هزاران تیغه شمشیر كرد آرش
تیر آرش را سوارانی كه می راندند بر جیحون
به دیگر نیمروزی از پی آن روز
نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند
و آنجا را از آن پس
مرز ایرانشهر و توران بازنامیدند

درگریز بی شتاب خویش
سالها بر بام دنیا پاكشان سر زد
بی نصیب از شبروی هایش همه خاموش
در دل هر كوی و هر برزن
سر به هر ایوان و هر در زد
آفتاب و ماه را در گشت
سالها بگذشت
سالها و باز
در تمام پهنه البرز
وین سراسر قله مغموم و خاموشی كه می بینید
وندرون دره های برف آلودی كه می دانید
رهگذرهایی كه شب در راه می مانند
نام آرش را پیاپی در دل كهسار می خوانند
و نیاز خویش می خواهند
با دهان سنگهای كوه آرش می دهد پاسخ
می كندشان از فراز و از نشیب جادهها آگاه
می دهد امید
می نماید راه
در برون كلبه می بارد
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ
كوه ها خاموش
دره ها دلتنگ
راهها چشم انتظاری كاروانی با صدای زنگ
كودكان دیری است در خوابند
در خوابست عمو نوروز
می گذارم كنده ای هیزم در آتشدان
شعله بالا می رود پر سوز

شنبه 23 اسفند 1337



  • نقالی همراه با آهنگ از شعر آرش کمانگیر.آری آری زندگی زیبا است [۴]

آیا می دانید در بعضی عملیات رزمندگانی از تشنگی شهید می شدند



سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق /دفاع مقدس

در صحنه های عملیاتی جنوب کشور  و خوزستان در تعدادی از عملیات ، برنامه پیش بینی شده  تحقق نمی یافت و تعداد مجروحان بیش از حد بود امکان انتقال همه آنها نبود  تعدادی با پای پیاده برای رسیدن به مقر اقدام می کردند و در بین راه شهید میشدند این عکس سخن می گوید.

آیا می دانید در بعضی عملیات رزمندگانی از تشنگی شهید می شدند.

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق – ثبت است بر جریده عالم دوام ما 

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم محصول دعا در ره جانانه نهادیم

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش

این داغ و که ما بر دل دیوانه نهادیم

چون می رود این کشتی سر گشته که آخر جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم

در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را مهر لب او بر در این خانه نهادیم…. 


علی فرمانده توپخانه نقشه را نشان داد و گفت: باید توپها به جلو منتقل شوند آتش دشمن شدید است و امکانات ما کم  باید آتش دشمن را متوقف کنیم  تا توپها به جلو منتقب نشوند امکان پاسخ  به موقع به دشمن نیست. ما باید توپها را به آنسوی هور العظیم منتقل کنیم تا فاصله ما کوتاه تر شود. 

در این که ما باید از هور عبور کنیم، شکی نیست. نمی گویم آسان است، نه! ولی باید بالاخره راهی پیدا کنیم تا ضریب موفقیت عملیات بالا برود. پیشنهادم این است که حداقل دو قبضه 105 را با خودمان ببریم.  با دیده بان های دقیقی که داریم، آتش دشمن را خاموش می کنیم 

به نظر فرمانده، ایده ی عملیاتی مناسب بود. فرماندهان دیگر هم موافق بودند. هوای اسفند، سردتر از چند روز گذشته بود.

نسیم، خنکای آب را تا ساحل می آورد. کنار آبراه، پر از قایق بود. نیروها برای هر قایقی که می رفت، دست تکان می دادند.

دیدارمان به  قیامت !

آب سرد هور، زیر سنگینی قایق ها شکافته می شد. ساعدی خودش را به علی رساند و خبرهای تازه را گفت:

دیده بان ها را فرستادیم تا قبل از بردن قبضه ها، ثبت موقعیت کنند.

علی دستی به شانه ی او زد و گفت:

بچه ها به کمک نیاز دارند 

حسن از راه رسید. صورتش از سرما گل انداخته بود.

هلیکوپتر ها آماده اند. چکار کنیم، علی آقا؟

علی نگاهی به ساعت مچی اش انداخت:

زود است. باید اول از حال و اوضاع دیده بان ها با خبر شویم  از دیدبانها خبری نشده  نگران هستم 

ساعدی به قطب نمایی که در دست علی بود، نگاه کرد:

مگر قرار است شما هم بروید؟ بله نگران بچه ها هستم  خودم می روم 

علی نفس عمیقی کشید و به آسمان نگاه کرد. هوا نمناک بود. ساعدی دوباره پرسید اما این بار، لحن و کلامش معنای دیگری داشت:

انصافا روی من حساب نکن. همین اندازه که بتوانم مهمات بچه ها را روی حساب کتاب برسانم و دست خالی شان نگذارم، خدا را شکر می کنم و از کرم راضی ام. اگر فکر کردی حالا عملیاتی شده و بپری بغل شهادت و سکان را بدهی به معاونت، نه! من نیستم علی آقا.

علی لبخند زد و او را در آغوش گرفت. شانه های ساعدی به تکان افتاد. مثل کودکی اشک می ریخت. علی بغض گلویش را فرو داد و صورت ساعدی را رو به خودش گفت:

خوش غیرت، تو که خودت هوایی! دیواری کوتاه تر از من پیدا نکردی که اول بسم الله یقه ام را گرفتی؟

دو ساعت بعد، وقتی هلیکوپتر ها آماده می شدند تا دو قبضه توپ کوچک را با خود ببرند، صباغ رسید. خبر بدی داشت و علی سایه های نگرانی را در صورت او دید.

خب، حرف بزن. با ناراحتی که مشکلی حل نمی شود.

به جای او حیسن حرف زد. خبر داشت که چه اتفاقی افتاده:

عراقی ها به دیده بان ها حمله کردند. چند نفر شهید شدند و بقیه را هم اسیر کردند.

ساعدی حمایلش را به پشت انداخت و گفت:

من می روم جزیره، چند نفر دیده بان هم با خود می برم.

علی در حالی که به فکر فرو رفته بود، دستش را بالا آورد و روی سینه او گذاشت.

اجازه نداری.

ساعدی با تعجب نگاه کرد. علی به جای دیگری خیره شده بود. حسین از او کسب تکلیف کرد:

عملیات شروع شده. بچه ها آتش حمایت می خواهند، چکار کنیم علی آقا؟

علی خم شد و قطب نما را برداشت. مشغول جمع کردن کالک عملیات بود که ساعدی رفت و رو به روی او ایستاد:

پس می دانستی رفتنی هستی؟

نگاه علی مهربان شد. مهربان تر از همه ی روزها و شب هایی که ساعدی به یاد داشت.

به من مهمات برسان. خدا حافظ.

در حالی که می رفتند، رو به حسن کرد و گفت:

هاشم و دلاوری و چهار پنج نفر از بچه ها را خبر کن. خیلی سریع. بجنب، حسن.

ساعدی ایستاده بود و به رفتن علی نگاه می کرد. صدای هلیکوپتر ها از دور به گوش می رسید. ناگهان علی ایستاد. لحظه ای به عقب برگشت. ساعدی را دید هر چه قدرت داشت، در پاها جمع کرد و به طرف او دوید. حالا عزیزترین دوستش را در آغوش گرفت:

حلالم کن.

حالا این علی بود که اشک هایش سینه ی ساعدی را خیس می کرد. هر دو برای لحظاتی سر در آغوش هم گریه کردند.

اگر برگشتم که باز هم خاک پای بچه هایم. اگر نه دیدارمان به قیامت.

ساعدی بی آن که حرف بزند، فقط نگاه کرد. علی آهسته پا پس کشید و راه افتاد. وقتی دور شد، صدای ساعدی را شنید:

شفاعتم کن.

علی سر تکان داد و رفت. حسن با نیروهای دیده بان کنار هلیکوپتر بود. دو قبضه توپ، قلاب شده و آماده بودند. خلبان، با سوار شدن آن ها، دور موتور را بالا برد. ملخک ها چرخیدند و دو هلیکوپتر از جا کنده شدند و علی خم شد و از پشت شیشه، به آسمان نگاه نگاه کرد:

الهی به امید تو.persian gulf map

هلیکوپتر ها در فاصله ی نزدیک به هم، در حرکت بودند. علی نقشه را باز کرد و به آن چشم دوخت. خلبان، سطح ارتفاع پروازش را پایین آورد. علی از جا بلند شد و به طرفش رفت. کمک خلبان، از روی نقشه ای که رو به رویش بود، نقطه ای را نشان داد. بعد رو به علی گفت:

همین جا؟

علی سر تکان داد. هلیکوپتر پایین تر رفت و عاقبت در میان حصاری از درخت های سوخته و نیم سوخته، در ارتفاعی معین ایستاد. توپ ها به سرعت از قلاب باز شدند. صدای رگبار گلوله و انفجارهای پی در پی از هر طرف شنیده می شد. هلیکوپتر ها، این بار به زمین نشستند تا نیروها پیاده شوند. علی به اطرافش نگاه کرد.

حسن گفت:

هیچ قایقی این اطراف نیست؟

چند نیروی رزمنده برای استقرار توپ ها به کمک آمدند. خمپاره های دشمن، در فاصله های نزدیک به آن ها منفجر شدند.

هاشم، بیسیم را روشن کرد و در تماس بود. علی اسلحه اش را روی شانه انداخت و به حسن نگاه کرد.

می رویم جایی که دیده بان های قبلی بودند.

هنوز مسافتی دور نشده بودند که با صدای انفجار خمپاره، مجبور شدند به زمین دراز بکشند. وقتی دود و خاک فرو نشست، همدیگر را دیدند.

دو نفر از دیه بان های قبلی، قرار بود در ضلع شرقی جزیره مستقر شوند. در واقع، بهترین نقطه ای که تحرکات دشمن را می شود، دید. من و ابراهیم می رویم آن جا. ناصر هم با دلاوری بروند ضلع غربی…

به دنبال ناصر، سر چرخاند. خبری از او نبود. به اطراف نگاه کرد.

ناصر، ناصر.

جلوتر، در آبراهی خشک، ناصر به زمین افتاده بود و ناله می کرد. علی به اطرافش دوید:

چی شده، ناصر؟

ناصر دوباره ناله کرد:

ترکش خوردم.

خون شلوارش را خیس کرده بود. حسن دوان دوان رسید و کوله پشتی اش را از پشت پایین آورد.

قوی باش، رزمنده. الان یک باند پیچی برایت ردیف می کنم که بماند یادگاری! شکر خدا فقط یک ترکش طلایی است.

حسن پای ناصر را باند پیچی کرد. علی با نگرانی به اطرافش نگاه کرد. احساس خوبی نداشت. دلاوری رفت زیر بغل ناصر.

دوباره راه افتادند. حسن لحظه ای ایستاد و گوش تیز کرد:

خبری از نیروهای خودی نیست.

با شلیک های پی در پی دراز کشیدند. ناگهان صدای فریاد ناصر همه جا پیچید:


هر کدام به کنار رفتند تا در پناه پستی و بلندی زمین، سنگر بگیرند. علی گفت:

ما را دیدند، می خواهند دورمان بزنند.

با گفتن این حرف، شروع به شلیک کرد. صدای افتادن چیزی آمد. علی عجم نیم خیز شد و فریاد کشید:


با صدای انفجار، همه جا در نظرش تیره شد. دشتش را روی سرش گذاشت. داغی خون را احساس کرد. اسلحه اش را رو به جایی که عراقی ها را دیده بود گرفت و شلیک کرد. حسن سینه خیز به طرفش آمد.

زخمی شدی. خون ریزی ات شدید است.

بعد باقیمانده باند را به سر او بست. علی نگاهش کرد. نفسش خسته بود….

گفت  از این جا بروید، خیلی زود. بچه ها را نجات بدهید من می مانم  فعلا توان حرکت ندارم 

اشک توی چشم های حسن جمع شد:

ما بدون شما نمی رویم.

علی در حالی که حرف می زد، نقشه را از زیر پیراهنش بیرون آورد. قطب نما را به زمین گذاشت و پر زور، چنگ به خاک انداخت.

برو، بچه ها را هم با خودت ببر. منهم خودم را می رسانم. زخم من عمیق نیست. فقط یک کمی موج گرفتگی دارم. برو حسن، به خاطر خدا برو.

حسن با چشم های خیس روی زمین خزید و دور شد و تاریکی از راه رسیده بود.

صدای پای عراقی ها لحظه به لحظه نزدیک تر می شد. تمام یادهای گذشته، پیش چشم علی زنده شدند. افسر عراقی با گام های لرزان جلو آمد و فریاد کشید:

 ایرانی، ایرانی…

علی به ابرهای متراکم آسمان نگاه کرد و لبخند زد. پشت ابرها پر از ستاره بود.iran-iraq-war1



سردار شهید علی عجم فرمانده توپخانه (لشکر5نصر)

آنچه در ذیل می خوانید بر اساس خاطرات سردار شهید حسین عجم  که از کلاس اول ابتدایی با شهید علی عجم همکلاس بوده است نقل می شود شهید حسین عجم در اسفند سال 1363 از ناحیه هر دوپا مجروح و دربیمارستان شرکت نفت تهران بستری بود من برای کمک به ایشان و بردن ایشان با قطاربه مشهد روز 26 اسفنداز بیمارستان وی را کمک کردم با هم به راه آهن رفتیم بلیط گیرمان نیامد ولی قطارهای صندلی چوبی وجود داشت که معمولا بلیط دار و بدون بلیط می توانستندسوارشوند، ناچار همان قطار را سوار شدیم شرایط سختی بود باید تا مشهد در داخل راهرو می ایستادیم در آن زمان تسهیلات رزمندگان(بلیط و سهمیه) یا وجود نداشت یا ما بی اطلاع بودیم تا آنجا که یادم هست خود شهید نیز علاقه ای نداشت که به فردی روبزنیم تا بلیط گیرمان بیاید وی نمی توانست رو پا بایستد و من کمکش می کردم قطار راه افتاد ولی می دانم با کمی معطلی یک صندلی برای ایشان پیدا شد و من ایستاده در راه رو بودم در نهایت برای هر دوی ما صندلی پیدا شد یادم نیست کسی داوطلبانه  به ما جا داد یا رئیس قطار فقط می دانم خیلی نگران بودم که صندلی برای نشستن ایشان گیرمان نیاید و پایش که جراحی شده بودبیشتر آسیب ببیند ولی نگرانی ما زود برطرف شد. در کنار هم نشستیم او اصلا نخوابید ونگران جبهه و همرزمانش بود دعا می کرد زود پایش خوب شود تا فورا به جبهه برگردد. من او را تا خانه شان در روستای زیبد همراهی کردم و به اتفاق به خانه شان رفتیم پدر و مادرش چقدر از دیدن ما خوشحال شدند. او خاطرات خودش را از همکلاسی و همرزم اش علی عجم برایم شرح داد که در زیر بخشی از آن را نقل به مضمون می خوانید:

من و شهید علی عجم(1338 ) از کلاس اول ابتدایی هم کلاس بودیم او نیزدرخانواده ای متدین وزحمتکش(درروستای زیبداز توابع شهرستان گناباد) به دنیاآمدوازهمان کودکی به کاروتلاش و علم آموزی علاقه وافرداشت من و ایشان درتمام دوران تحصیلات از ابتدایی تا دیپلم درکارهای کشاورزی وخانه همکاری داشتیم و سه ماه تابستان برای کمک به مخارج خانواده به همراه برادر بزرگترمان به تهران می رفتیم و در کوره های محمود آباد کار می کردیم ما در کار کردن نیز مانند درس نمونه بودیم تقریبا روزی 14 ساعت کار می کردیم دوره راهنمایی ودبیرستان را درگناباد گذراندیم ودرکنار تحصیل به کار نیز ادامه می دادیم  تنها به کتابهای درسی اکتفا نمی کردیم وعلی رغم تنگدستی مالی کتاب های مذهبی- سیاسی واجتماعی مورد علاقه خود رامی خریدیم وبا دقت مطالعه می کردیم شهید علی عجم عضو فعال کتابخانه بود و بعد از پیروزی انقلاب دویست جلد کتابهای سیاسی و مذهبی خودرا به کتابخانه زیبد اهدا کرد او و هر روز بخشی از وقت خود را در کتابخانه می گذراندوبسیاری از کتب غیر درسی رادرآنجا مطالعه می کرد در سالهای 1355 و56 درجلسات مخفی که از سوی چند تن از جوانان انقلابی ومذهبی شهر برگزار می شد شرکت می کرد.عده ای ازافراد ساده انگار، مغرض و یامتحجر آنها را متهم به پیروی دین جدیدی می کردند.وی دراولین راهپیمایی که درآبان ماه 1357 که در گناباد برگزار شد شرکت فعال داشت و از آن تاریخ به بعد در همه ی راهپمایی ضد سلطنتی حضور فعال داشت و برای شرکت در راهپیمایی های مهم مانند تاسوعا و عاشورابه مشهد و تهران سفر می کرد.با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی عازم خدمت سربازی شدو درمدت سربازی نیزاز تحصیلات غافل نبود وچند دوره آموزشی را طی نمود وی قصد داشت دردانشگاه به تحصیل ادامه دهدولی باتوجه به شروع جنگ تحمیلی واولویت دفاع از کشور اسلامی جذب سپاه پاسداران شد وتقریبا تمام مدت کوتاه عضویت در سپاه پاسدران را در جبهه های نبرد گذراند تا اینکه در حمله خیبر11/12/62 که سمت فرماندهی توپخانه لشکر نصررا بر عهده داشت در جبهه حور الهویزه مجروح، اسیر و سپس همراه  گروهی دیگر از اسرا در منطقه الغرنه به طور دسته جمعی به شهادت می رسنداو یک دوست صمیمی بنام نقره داشت که در همان عملیات شهید شده بود.

                   خصوصیات اخلاقی و اعتقادی

وی فردی بسیار بی تکلف،  بی ادعا وخاکی بودوقتی از وی سوال می شد در جبهه چه سمتی دارد می گفت یک رزمنده ساده بسیجی هستم حتی نزدیکترین بستگان وی نیزنمی دانستند وی مسئولیت فرماندهی دارد ازتشریفات و تجملات بی زاربود واز چابلوسی و ریاکاری نفرت داشت.در اعتقادات دینی راسخ بود وحرفی را که بدان اعتقاد نداشت هرگز به زبان نمی آورد بیشتر از آنکه حرف می زد عمل می کردو می گفت دوصد گفته چون نیم کردارنیست.  خدمت به ضعفا را عبادت می دانست به زیر دستان با احترام رفتار می کرد وکمک به مستمندان را وظیفه دینی خود می دانست بسیار نوعدوست با عاطفه و حساس بودایجاد امنیت،عدالت اجتماعی و مبارزه با فسادرا از وظایف اصلی دولت می دانست. در عین بی باکی وشجاعت اوحتی نسبت به دشمنان هم ترحم داشت ویک بار که یکی ازافراد بسیج قصد داشتند اسیری را به قتل به رسانند با آنها شدت برخورد نمودو مانع از این کار شد وی در مدت کوتاهی در کردستان بود در مسیر جاده ای خودهمیشه روستائیان بویژه زنان و کودکان را سوار ماشین می کرد و در نزدیکترین مسیر پیاده می کرد این کار مورد اعتراض راننده واقع می شد ولی او می گفت تنها چند دقیقه از وقت ما ممکن است هدر برود ولی در عوض به هم وطن خود کمک رسانده ایم  وی در سال 1362 به عنوان فرمانده توپخانه از کمبود مهمات شدیدا رنج می برد و از اینکه به در خواستهای مکررش برای تامین مهمات پاسخ مثبتی داده نمی شدناراحت بود و چند بار گفته بودبا این نیروهای مخلص واز جان گذشته ای که ما داریم اگر یک دهم مهمات عراقی ها را می داشتیم به متجاوزین و ابر قدرت ها درسی می دادیم که در تاریخ بی نظیر باشد. از مشخصه های بازار اخلاقی وی روحیه ایثار گری وبی توجهی به منافع شخصی بود و خستگی ناپذیری ،پرکار- مسولیت پذیر- دارای وجدان کاری و بنیش عمیق سیاسی بود به نظر او منافع شخصی واختلافات جزیی نباید وحدت ویکپارچگی مردم راتضعیف نماید وهمه باید منافع مصالح وعزت کشور اسلامی را در صدر همه ی اهداف وآرزوهای خود قرار دهند وی عقیده داشت که آمریکا وعواملش جنگ رابر ایران تحمیل کردندتا نگذارند ایرانی آباد،اسلامی، سعادتمند ومتعالی ساخته شود زیرا در این صورت ایران الگوی سایر کشورهای اسلامی می شود و منافع ابر قدرتها به خطر می افتد

به نظر او جنگ زود یا دیر تمام می شود ودوران مهم سازندگی وآبادانی همراه با عدالت که مهم ترین رسالت انقلاب است شروع می شود او به برا درانش توصیه می کرد که با علاقه و ایمان درس بخوانند زیرا کشور به نیرو های متخصص ومتعهد وایثار گر برای سازندگی نیاز دارد وتوصیه می کرد که اگر به مقامات علمی واجتماعی رسیدند مغرور نشوند وخدمت به محرومین را فراموش ننمایندوی باور داشت که اگرجوانان ومردم روحیه و ایمان آن دوره را حفظ کنند میهن اسلامی الگوی همه ی کشور های اسلامی خواهد شد.

ملاحظه: حسین عجم  که معاون سردارشهید کاوه بود  در واقع خصوصیات اخلاقی و رفتار یکسانی با شهید علی عجم داشت نیز دو سال بعد شهید شد آرامگاه این شهید در کنار آرامگاه 27 شهید دیگر از جمله سرداران شهیدعلی عجم – حسین قائینی و محمد عجم  در گلزار شهدای زیبدقرار دارد روحشان شاد و راهشان پر رهروباد.به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی 1389



وقتی ترا ميان دريا، بی پناه می بينم

دستی ميان دشنه و ديوار است
دستی ميان دشنه و دل نيست
از پله ها
فرود می آيم
اينک بدون پا
ليلای من هميشه پشت پنجره می خوابد
و خوب می داند
که من ـ سپيده دمان ـ
بدون دست می آيم
و يارای گشودن پنجره با من نيست
شنهای ساحل فارس 
رنگ نمی بازند
اين گونهٴ من است
که رنگ دشت سوخته دارد
وقتی ترا
ميان دريا، بی پناه می بينم
دستی ميان دشنه و دل نيست
دستی ميان دشنه و ديوار است
… images (2)
خوابيده ای؟ ـ نه ـ بيداري
آيا تو آفتاب را، 
به شهر خواهی برد
تا کوچه های خفته در ميانهٴ باران
و حرفهای نمور فاصله ها را
مشتعل کني
تا دو سمت رود بدانند
که آتش
هميشه نمی خوابد به زير خاکستر
در زير ريزش رگبار تيغ برهنه
ـ تو دامنه می خواهی ـ می دانم
تا از کناره بيايي
و پنجره ها را
رو به صبح بگشايي

1288قمری عمله طرب مطرب
من با سياهی دو چشم سياه تو
خواهم نوشت
بر هر کرانهٴ اين باغ
دستی هميشه منتظر دست ديگر است
چشمی هميشه هست که نمی خوابد

کتابهایی در فرهنگ حقوق بشر و مسئولیت های حقوق بشری. برای دانشجویان رشته حقوق

مبانی و مفاهیم مدرن جهانی حقوق بشر از آن همگان میباشد. برای نهادینه کردن ، پشتیبانی و نگاهداری تمامی حقوقی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر گرامی شمرده شده اند ، دلسوزی، ایستادگی و تلاش فراوان از سوی منابع مختلف در تمامی سطوح و در هر جامعه ای مورد نیاز است.


با نگاه از دیدگاه نیازهای متفکرانه برای ترویج فرهنگ حقوق بشر و پرورش مبانی حقوق و آزادیهای فردی، مجموعه ای از کتابهای خواندنی در زیر آورده شده  است. این  نشریات اساسا آموزنده، بصورت ماهرانه ای الهام بخش و دارای قابلیت عملی دگرگونی بوده که  گروه رسانه ای 12 گلبرگان آنها را برای ترویج وتشویق فرهنگ حقوق بشر و پیدایش و پایداری فرهنگ مدارا، ارزشمند میداند .
::  کتاب اول   “حقوق بشر : یک مقدمه بسیار کوتاه”

نویسنده : اندرو  کلپ هام
استاد حقوق بین الملل
ناشر: انتشارات خانه نشردانشگاه آکسفورد

درباره کتاب :
  • جنبش حقوق بشر مورد توجه فزاینده بین المللی قرار دارد. این کتاب وسعت حقوق بشر امروزه، و چگونگی استفاده از آنها را در هر دو مورد قوانین ملی و بین المللی توضیح میدهد 
  • کاملا به روز شده. حقوق بشر یک سر فصل و موضوع مورد بحث روز میباشد، و رویدادهای ملی و جهانی اخیر بدان معناست که آنها همواره مطرح و مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند.
  • نگاهی می اندازد به گذشته، حال، و آینده حقوق بشر و این پرسش را مطرح میکند که آیا در معرض تهدید کسانی است که آنها را مانعی سد راه صلح، توسعه و امنیت میبینند.

ارتباط آن با حقوق، فلسفه، و سیاست، بمنظور فاش نمودن نقش حقوق بشر در جهان معاصر.

    شما می توانید اطلاعات بیشتر در مورد این کتاب را در اینجا بخوانید :
::  کتاب دوم -“حقوق بشر از پائین” دستیابی به حقوق از راه توسعه جعمیت ها

نویسنده : جیم ایف

پرفسور جیم ایف دارای سمتهای معاونت در مرکز آموزش حقوق بشر در دانشکده فنی کورتین ، پرث در غرب استرالیا، و مرکز شهروندی و حقوق بشر در دانشگاه دیکین ، ویکتوریا میباشد.
ناشر: انتشارات دانشگاه کمبریج
درباره کتاب :ترکیه بهار
در حقوق بشر از پائین، جیم ایف نشان میدهد که چگونه حقوق بشر و توسعه جمعیت ها شرایطی حیرت آور اما آرمانهائی قدرتمند هستند، و اینکه هر یک از اینها برای درک و انجام دیگری ضروری است.  ایف بر این باور است که دست اندرکاران، حامیان، فعالان، کارکنان و داوطلبان بهتر می توانند جمعیت ها را هنگامی که حقوق بشر بیش از تنها یک شاخه تخصصی از قانون و یا روابط بین الملل قلمداد میگردد، تقویت و حفاظت نمایند و نیز اینکه زمانی که مبانی توسعه جمعیت ها اعمال شوند، حقوق بشر بهتر نهادینه خواهد  شد.
این کتاب یک ارزیابی برجسته از چگونگی پیوستگی تغییر ناپذیر حقوق بشر و توسعه جمعیت ها و جوامع را ارائه می دهد. همچنین اهمیت درک این دو به عنوان مبنای اندیشیدن و اقدام دربرابر چالشهای جدی که جهان در قرن بیست و یکم با آن روبروست را برجسته مینماید.
حقوق بشر از پائین که هم برای دانشجویان و هم برای کارکنان توسعه جوامع و حقوق بشرنگاشته شده، زمینه های مهم حقوق بشر و توسعه جوامع را به هم نزدیک نموده تا تفکر ما را در هر دو مورد پربارتر نماید.
شما می توانید اطلاعات بیشتر در مورد این کتاب را در اینجا بخوانید :
::  کتاب سوم -” ستاره دریایی و عنکبوت : قدرت توقف ناپذیر سازمانهای بدون رهبر”

نویسندگان : اوری برافمن و راد  الف. بک استروم 
ناشر: پنگوئن 

درباره کتاب  :

این یک جهان ستاره دریایی است و اغلب مردم این را نمیدانند.
چیزی که بازرگانان ، نهادها، دولت ها و افراد کلیدی باید متوجه آن باشند این است که عنکبوت و ستاره دریایی ممکن است بنظر شبیه بیایند ، اما ستاره دریایی حالتی معجزه آسا دارد. اگر پای یک عنکبوت را قطع کنید، یک جانور هفت پا برایتان باقی میماند؛ سر آن را قطع کنید و آنوقت یک عنکبوت مرده دارید.  اما بازوی یک ستاره دریایی را قطع کنید ویک بازوی جدید رشد میکند . نه تنها این، بلکه بازوی قطع شده میتواند یک بدن کامل جدیدی را رشد دهد. ستاره دریایی می تواند به این شاهکار نائل شود زیرا بر خلاف عنکبوتها، غیر متمرکز هستند؛ هر ارگان مهم آنها در طول هر بازو توانایی دوباره ساختن را دارند.
اما ستاره دریایی تنها در امپراطوری حیوانات وجود ندارد. سازمانهای ستاره دریایی طوفانی در جوامع و جهان کار به پا نموده اند، و در حال تغییر آئین سیاسته کاری و رقابت هستند.  مانند ستاره دریایی در دریا ، سازمانهای ستاره دریایی نیز بر مبانی بسیار متفاوتی از آنچه ما به دیدن آن در سازمان های سنتی عادت داریم سازمان یافته اند. سازمانهای عنکبوتی متمرکز هستند و دارای اندام و ساختارهای روشن هستند. شما می دانید که مسئول کیست. و آنها را می بینید .
سازمانهای ستاره دریایی، از سوی دیگر، بر مبانی کاملا متفاوتی بنیان شده اند. آنها تمایل به سازماندهی پیرامون یک خواست مشترک و یا یک سری مبانی و پرنسب های ساده برای برقراری ارتباط هستند… [هدف مشترک]. آنها به سرعت پیرامون ساده ترین ایده ها یا مرام ها [مانند ترویج و تشویق فرهنگ حقوق بشر و حقوق فردی و مفاهیم آزادی] گسترش می یابند. ایده ها یا پلتفورم ها که به سادگی می توانند نسخه برداری بشوند. هنگامی که آنها برجسته میشوند می توانند بشکل نیروی بزرگ اجتماعی تاثیرگذار بوده و به هر شکل خوب یا بد باقی میمانند. و با کمک اینترنت می توانند شکوفا شوند.
بنابراین در جهان امروز سازمانهای ستاره دریایی دارند دست بالا را میگیرند . … چرا ویکیپیدیا که بر پایه جمعیت داوطلبان و رایگان میباشد دانشنامه بریتانیکا را یک شبه خرد میکند؟ چرا Craigslist  سازمانی کوچک، صنعت روزنامه نگاری را در جهان فلچ مینماید؟ در جهان امروز برای پاسخ به اینها، درک قدرت پتانسل نهفته در یک سازمان ستاره دریایی ضروری است.
ستاره دریایی و عنکبوت توسط اوری برافمن و راد  الف. بک استروم، قدرت پدیده  جدید و توقف ناپذیر سازمانهای ستاره دریایی را نمایان و نگاه شما را به جهان تغییر میدهد.
 fotoshop pooten o ombama 29 shahrivar-92
::  کتاب چهارم  “رهبری بر اساس توانایی و نیرو”
نویسنده : تام رات و بری کونچیه
ناشر: انتشارات گالوپ

درباره کتاب :

در سال های اخیر، در حالی که کسب دانش بیشتر در مورد نقاط قوت ادامه دارد، دانشمندان موسسه گالوپ نیزداده های دهها سال در موضوع رهبری را مورد آزمون قرار داده اند. آنها بیش از یک میلیون تیم های کاری را مطالعه نموده، بیش از بیست هزار مصاحبه مفصل را با رهبران انجام داده، و حتی با بیش از ده هزار از هواداران در سراسر جهان گفتگو نموده اند تا دقیقا بدانند چرا آنها از مهمترین رهبر در زندگی خود پیروی نموده اند.
رهبری بر اساس توانایی و نیرو، پرفروشترین نویسنده نیویورک تایمز، تام رات و مشاور رهبر پر آوازه، بری کونچیه دستاورد های این پژوهش را فاش نموده اند.  بر پایه کشفیات آنها ، این کتاب سه راهکار کلیدی برای کارآمدی بیشتر یک رهبر را شناسائی نموده : دانستن نقاط قوت خود و سرمایه گذاری در نقاط قوت دیگران، بکارگیری مردم با نقاط قوت درست در گروه خود، و دانستن و برآورده کردن چهار نیاز اساسی کسانی که برای رهبری به شما نگاه میکنند.