Category: حقوقی

زنان عرب و فتواي مجمع فقهي (ازدواج یک ساعته مجاهد و مجاهدة) حلال طیب

alarify fatva

 

هنگامیکه مقاله  بحران اجتماعي زنان عرب و فتواي مجمع فقهي   در   26 فروردین سال 1385 در سایتها از جمله بازتاب منتشر شد

بعضی از علمای اهل سنت علیه این مقاله بپا خواستند و آن را سراسر کذب و دروغ  و تدلیس خواندند. و گفتند چیزی بنام ازدواح موقت در اسلام حرام است و اهل سنت هرگز ازدواج موقت ندارد.

 یک سایت نوشت
 

جبهه النصره و نگاهي از درون به تشكيلات مخوف القاعده

حتي اگر محمد نيز باشدقرض نخواهد داد.

این جمله ای است که منتهی به  اتهام کفرگویی و اعدام  بی رحمانه و فوری پسر بچه ای بنام محمد کتا  توسط سلفی های مسلح جنایتکار و خونخوار در شهر الپو/حلب/ شد.”

در شهر آلپوي سوريه که تحت کنترل شورشيان سلفی طالبانی و متعصب و جاهل ميباشد نوجواني پانزده ساله که در دکه قهوه فروشي در خيابان کار ميکرد بعد از مشاجره اي لفظي با شورشيان سلفی  ميگويد که حتي اگر محمد نيز بیاید  قرض نخواهد داد! همين جمله براي شورشيان کافي بود تا وي را دستگير و سپس در خيابان در جلوي مردم و در حضور پدر و مادرش و برادران و خواهرانش  که التماس می کردند  به گلوله بستند!

این گونه جنایات  هولناک را محکمة الشریعه باید تایید می کرد. آیا شیخ مفتی قرضاوی چنین قتل هایی را محکوم خواهد کرد!

اعدام سربازان

 

“An  rebel group shot dead a 15-year-old child who worked as a coffee seller in Aleppo, after they accused him of blasphemy,”.


 

فیلم جدیدی كه منتشر شده؛ نشان می دهد ابوصقر(پدرعقاب) در شهر حمص در حال نماز خواندن است و سپس به سؤالاتی پاسخ می دهد. او که شهروند سوریه و موسس گردان الفاروق در شهر حمص سوریه است از افراد مشهور جبهه النصره وابسته به القاعده است او گفت: اگر خون ریزی ها در سوریه متوقف نشود هر شهروند سوریه به یك ابوصقر تبدیل می شود.

فیلم  ابوسقار که پس از شكافتن سینه  یك سرباز ارتش سوریه، دل و جگر او را بیرون كشیده و گاز می زند. با واكنش های منفی و محكومیت های گسترده ای در سطح جهان از جمله در میان مخالفان و موافقان دولت سوریه روبه رو شد.

ابوصقر از سال 2003 تا 2011 در عراق می جنگید و سپس به سوریه منتقل شد.

جبهه النصره (به عربی: جبهة النصرة لأهل الشام)‏ یک گروه سلفی جهادی تکفیری در سوریه است. این گروه در حین جنگ داخلی سوریه در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۲ تشکیلش را اعلام کرد. افراد آن در سالهای 2003 تا 2010 در عراق علیه دولت عراق می جنگیدند .همه عملیاتهای  مهم تهاجمی در دمشق و بیشتر کشتارهای سوریه در ادلب – الپو/حلب و دیر زور توسط گردانهای  این گروه  شورشی در سوریه انجام می شود.
 امریکا  در دسامبر ۲۰۱۲ این گروه را یک سازمان تروریستی وابسته به القاعده اعلام کرده است.
صدها ویدئو از کشتارهای این گروه در اینترنت منتشرشده است.   اما عربستا ن- قطر- ترکیه و اردن این گروه سلفی تکفیری را غیر مستقیم کمک می کنند.
 نگاهي از درون به تشكيلات مخوف القاعده : نویسنده محمد عجم  سایت بازتاب  تاريخ  :  2006
 

دفتر «مكتب الخدمة» كه هدف آن مسلح كردن و آموزش و پشتيباني و تجهيز مجاهدين عرب براي جنگ با شوروي سابق بود با كمك آمريكا، پاكستان، عربستان و سازمان هاي خيريه اسلامي عربي، توسعه يافت و به يك نيروي تشكيلاتي تبديل شد؛ از نظر فكري، سني سلفي جهادي و به عبارتي، وهابي سياسي به شمار مي روند كه از درون وهابيت سنتي و محافظه كار سر بر آورده است.

القاعده از نام پادگان نظامي اين گروه به نام «قاعدة الجهاد» (پايگاه نبرد مقدس ) گرفته شده، بيشتر اعضا ابتدا اين سازمان را «جبهه بين المللي جهاد عليه يهوديان و صليبيان» مي ناميدند. در سال 1998 ايمن ظواهري سازمان جهاد اسلامي مصر را با سازمان القاعده ادغام كرد و به شخص دوم اين تشكيلات تبديل شد.
به دنبال اشغال افغانستان توسط اتحاد شوروي، مسلمانان جهادگر از سراسر خاورميانه داوطلب جنگ در افغانستان شدند.

دكتر عبدالله عزام رهبر معنوي عرب ـ افغان ها و يا القاعده فعلي (متولد فلسطين شهر جنين) در سال 1982 به افغانستان رفت و دفتر خدمت رساني بيت انصار را در سال 1984 در پيشاور تأسيس كرد، اما در سال 1989 در اثر انفجار يك بمب كشته شد كه تحليلگران آن را به تصفيه حساب درون گروهي عرب افغانها تعبير نمودند، كما اين كه در مورد قتل مسعود سمبل مجاهدين نيز اين اقدام تكرار شد.

بن لادن نيز كه از يك خانواده ثروتمند نزديك به دربار عربستان بود و مانند بسياري از سعودي هاي وهابي ريشه يمني دارد، از همان آغاز به عنوان معاون دفتر خدمت رساني در پيشاور آغاز به كار كرد. هدف دفتر، خدمات رساني به خانواده هاي داوطلب از تمامي كشورهاي عربي عازم جهاد در افغانستان بود. اين مجاهدين جنگجو كه بعد از فرو پاشي شوروي به عرب افغان معروف شدند، در واقع، يك استان عربي را در داخل مرز ژاكستان ـ افغانستان ايجاد كردند كه هدف آن، كمك به مجاهدين و خانواده هاي آنها در نبرد عليه
كمونيست هاي افغانستان و دولت شوروي بود. با فروپاشي شوروي و سپس روي كار آمدن دولت رباني، مجاهدين عرب مدتي بلا تكليف ماندند و بخشي از آنان به بوسني و هرزه گوين و عده اي زيادي نيز به كشورهاي خود برگشتند تا دولت هاي دست نشانده غربي را به زعم خود سرنگون كنند. جنگجويان عرب افغان نيز، توانستند در الجزاير استحكامات قدرتمندي ايجاد كنند و دولت را تا آستانه سقوط پيش برند.

در سال 1989 حسن ترابي با ارسال پيك به پيشاور از افراد القاعده دعوت كرد كه در جنگ با شورشيان جنوب به سودان كمك كنند؛ از اينجا بود كه اسامه بن لادن و تعدادي از افراد القاعده در سودان مستقر شدند كه گروه جنجوي (جنگجوي) سودان، محصول آن سال ها است، اما پس از چند سال فعاليت تجاري در سودان بن لادن ناچار شد، سودان را به مقصد افغانستان ترك كند. در اين برگشت بود كه عرب افغان ها آمريكا را نيز در رديف كفر جهاني قرار داده و پيمان بستند تا همان گونه كه عليه كمونيزم جنگيدند، عليه اين نيروي شيطاني نيز بجنگند. سازمان سيا هرگز انتظار نداشت، عرب افغان ها دشمني با كمونيزم ـ هندويزم و شيعه را به دشمني با آمريكا تبديل كند. انفجار هم زمان سفارت آمريكا در نايروبي و دارالسلام تانزانيا در سال 1377اعلام جنگ رسمي بر ضد آمريكا بود و سپس 11 سبتامبر، فاز جديدي در اين مسير بود كه منجر به لشكركشي آمريكا به افغانستان شد.

با سقوط آخرين پايگاه القاعده در كوه هاي تورابوراي افغانستان (اواخر دسامبر 2001) سازمان، وارد مرحله جديدي شد كه عمده ترين ويژگي آن، محافظه كاري و فعاليت كاملا مخفيانه و زير زميني است. شرايطي كه در واقع، تابع روند روزافزون جنگ جهاني عليه تروريسم پس از 11 سپتامبر است.

موج نخست حملات تروريستي القاعده، پس از حوادث 11 سپتامبر (2001) در سه كشور يمن، كنيا و اندونزي صورت گرفت (اكتبر و نوامبر 2002) و موج دوم نيز در دو كشور عربستان و مراكش رخ داد و موج سوم در عراق و مالزي (اگوست 2003) و موج چهارم در عراق و عربستان (نوامبر 2003) به راه افتاد. پنجمين موج نيز تركيه، اسپانيا، ايران و باز هم عراق (2003) را در برگرفت. ترديدي وجود ندارد كه تمامي عمليات هاي فوق توسط القاعده صورت گرفته است، زيرا نگاهي گذرا به سلسله عمليات هايي كه از زمان انفجار هاي نايروبي و دارالسلام (اگوست 1998) تا حملات 11 سپتامبر (2001) روي داده است، نشان مي دهد كه ويژگي عمده عمليات هاي القاعده، در هم زماني انفجارها و انتخاب مكان هاي آكنده از جمعيت است.

القاعده در دوره اول فعاليت خود در سير صعودي از دسته اي محلي به سازماني جهاني با شبكه پيچيده عنكبوتي و بين قاره اي توفيق يافته است. دوره دوم فعاليت القاعده ـ كه از حملات 11 سپتامبر تاكنون را در بر مي گيرد ـ دوره اي است كه طي آن، القاعده به سازماني فرامنطقه اي تبديل شد. تحولات جديد امنيتي، باعث شد كه اين سازمان جهاني، ساختاري جديد، منعطف، غيرمتمركز و در عين حال پيچيده پيدا كند؛ ساختاري كه در آن، چندين شعبه مستقل و چند مليتي از رأس سازمان منشعب شده و با وجود هم آوايي با اهداف كلي سازمان، ساختاري خوداتكا و مستقل در طراحي و اجراي عمليات هاي تروريستي داشته باشد.

تشكيلات سازمان چند مليتي القاعده
دوران جهش القاعده از فعاليت هاي محدود به فعاليت هاي جهاني در سودان گذران شد. در آن زمان، اسامه بن لادن و هم پيمانانش از سازمان «الجهاد» مصر با مجاهدان مشهور به «افغان هاي عرب»، القاعده را در قالب سازماني بزرگ تر و پيچيده تر به نام «جبهه جهاني عليه يهوديان و صليبي ها» سازماندهي مي كردند و با اولويت دادن به موضوع فلسطين سازمان توانست مشروعيت براي خود به دست آورد.
فعاليت نقطه برجسته اين سازمان، زماني بود كه جنگجويان عرب آن ـ كه اينك القاعده نام گرفته است ـ دوباره به افغانستان مهاجرت كردند و قبايل پشتون و طالبان، ميزبان اين سازمان شدند. قبايل پشتون در قالب حكومت طالبان، قدرت را به سرعت در افغانستان به دست گرفتند. القاعده با حمايت همه جانبه طالبان كه به مدت پنج سال ـ از سپتامبر 1996 تا دسامبر 2001 – به طول انجاميد ـ در توسعه تشكيلاتي خود و نيز ساماندهي «جهاد بين المللي» توفيق يافت و توانست پايگاه هاي متعددي را در سرتاسر افغانستان داير كند. اين پايگاه ها شامل 48 مركز آموزشي و 30 هزار داوطلب بود كه هجده هزار تن از آنان، عضو رسمي القاعده بودند و حقوق ماهانه بين 70 تا 130 دلار دريافت مي كردند و به شكل مستمر در پايگاه ها حضور داشتند. مابقي اين نيروها نيز پس از گذراندن دوران آموزشي در پايگاه هاي القاعده به سازمان هاي جهادي محلي پيوستند؛ ضمن آن كه رابطه خود را با القاعده حفظ كرده بودند.
عمليات هايي كه القاعده زير نظر «واحد عمليات هاي برون مرزي» به رهبري «ابو زبيده» و «خالد شيخ محمد» و با حمايت چهل گروه جهادي محلي كه پيشتر در افغانستان آموزش ديده بودند، صورت داده است، 24 كشور جهان را در بر گرفته است.

سرنوشت مرگبار
با سقوط طالبان، جنگجوياني كه پيشتر در محيط امن افغانستان گردهم آمده بودند، پراكنده شدند. ضروري بود كه سران القاعده، آنان را از گزند نيروهاي امنيتي كه در تعقيب آنان بودند، مصون بدارند و با تجديد سازماندهي، آنان را براي انجام عمليات به كشورهاي مختلف جهان اعزام كنند. القاعده در رويارويي با اين چالش جديد تا حدود زيادي موفق بوده است، زيرا به دنبال حملات و فشارهايي كه ايالات متحده پس از تهاجم 11 سپتامبر عليه القاعده صورت داد، سه هزار تن از هجده هزار جنگجويي كه در پايگاه هاي القاعده (افغانستان) مستقر بودند، در بمباران هاي جنگنده هاي اين كشور، كشته شدند و 1200تن از آنان نيز به اسارت نيروهاي آمريكايي درآمدند. نيمي از اين تعداد نيز به زندان هاي گوانتانامو انتقال يافتند و نيم ديگر در مراكز سري، كه هنوز آمريكايي ها مكان آنان را افشا نكرده اند، هستند؛ تنها تا كنون، هويت پانصد زنداني گوانتانامو اعلام شده است كه همگي به كشورهاي عربي تعلق دارند. چهارده هزار جنگجوي باقي مانده نيز موفق به فرار شده و بيشتر آنان به عراق رفته اند .
از جمله نيروهايي كه القاعده همچنان آن را حفظ كرده، «گردان 55» و متشكل از ورزيده ترين جنگجويان آموزش ديده القاعده است و نيز مسئوليت حفاظت از اسامه بن لادن و دستياران وي را بر عهده دارند. نيروهاي «گردان55»، اكنون در قلمرو قبايل پشتون در مرز پاكستان و همچنين در وزيرستان پاكستان و در مثلث رباط تنه استقرار يافته اند. فرماندهي اين گردان بر عهده فردي مصري تبار به نام «مدحت مرسي» مشهور به «ابو خباب» است.

القاعده توانسته است با تشكيل پنج حوزه مجزا كه هر كدام داراي ساختار رهبري و عملياتي مستقل و منابع مالي محلي هستند، به كار خود ادامه دهد. اين حوزه هاي مستقل، ديگر نيازي به تبعيت از مركز ندارد و بر خلاف گذشته كه براي انجام عمليات ها و تأمين مالي به طور مستمر با حوزه مادر و رهبري مركزي در ارتباط بودند، عمل مي كنند.

ـ در پي حمله هوايي آمريكا به مخفيگاه «محمد عاطف ابوحفص مصري» در حومه كابل، كه به مرگ وي منجر شد، (دسامبر 2001) «سيف العدل» ـ هموطن وي ـ به سمت فرماندهي شاخه نظامي القاعده منصوب شد.

ـ و همچنين در پي بمباران مقر «نصر فهمي نصر» (محمد صلاح)، «رمزي بن الشيبه» به سمت مسئول واحد تأمين منابع مالي شاخه هاي برون مرزي القاعده منصوب شد.

ـ ديگر آن كه پس از دستگيري «ابو زبيده»، مسئول اجراي عمليات هاي برون مرزي القاعده، در لاهور پاكستان (2002) «خالد شيخ محمد» جانشيين وي شد.

ـ رمزي بن الشيبه، مسئول شاخه جنگ هاي دريايي به جاي «خالد توفيق العطاش»، فرمانده عمليات نظامي عليه ناو آمريكايي «كول» در بندر عدن كه در آوريل گذشته، به دست نيروهاي آمريكايي به قتل رسيد. رمزي بن الشيبه مسئوليت جديد را با حفظ سمت مسئول تأمين منابع مالي عمليات هاي برون مرزي به عهده گرفت. وي در 11 سپتامبر 2002 در عمليات مشترك نيروهاي امنيتي پاكستان و آمريكا در كراچي دستگير شد.

پاكستان تا كنون 750 نفر از افراد سرشناس القاعده، از جمله ابومصعب سوري، خالد شيخ محمد، ابو الفرج ليبي و رمزي بن شيبه را دستگير كرده است. و هم اكنون داراي پنج شبكه رهبري مستقل و مجزاست و رهبران پنج شبكه عبارتند از:

ـ اسامه بن لادن، موسس و رهبر سازمان
ـ ايمن الظواهري، نفر دوم سازمان
ـ مصطفي احمد الحساوي، مشهور به «شيخ سعيد»، مسئول امور مالي و در عين حال، ناشناس ترين عضو القاعده، زيرا اطلاعات سرويس هاي امنيتي در مورد او بسيار كم است.
ـ ابومحمد المصري، وي شخصيتي مرموز و پيچيده و مسئول امور تبليغاتي القاعده است. كارشناسان اطلاعاتي معتقدند كه نوارهاي ويديويي بن لادن توسط او ضبط و منتشر مي شود.
ـ مدحت مرسي، مشهور به «ابو خباب»، مسئول پيشين واحد «تحقيقات و ساخت سلاح هاي شيميايي». او اكنون فرمانده «گردان 55» است. اين گردان مسئوليت حفاظت از اسامه بن لادن را بر عهده دارد.

حوزه ها ي پنج گانه به شكل زير است:
1. حوزه هند و پاكستان: شامل پاكستان، هند و افغانستان. فرماندهي اين حوزه بر عهده «امين الحق»، مشهور به «مجاهد خالص» است كه بر فعاليت هاي چهار شبكه جهادي محلي نظارت دارد. اين شبكه ها عبارتند از:
ـ «سپاه محمد» به فرماندهي «مولوي مسعود ازهر» و سپاه طالبان منطقه وزيرستان به رهبري حاج عمر.
ـ «جنبش مبارزين كشميري» به فرماندهي «سيد صلاح الدين».
ـ «جماعت اسلامي كشمير» به فرماندهي «عبدالرشيد الترابي».

2. حوزه منطقه آسياي مركزي: شامل ازبكستان، چچن، گرجستان و جنوب چين و سينكيان، فرماندهي اين حوزه بر عهده «طاهر يولداشيف» است كه بر چهار شبكه محلي زير نظارت دارد:
ـ «جنبش اسلامي ازبكستان»، كه خود يولداشيف موسس آن است.
ـ «سازمان مجاهدين عرب چچن»، موسس اين سازمان «امير خطاب» بود كه پس از كشته شدن وي، «ابوالوليد عبدالعزيز الغامدي»، فرماندهي سازمان را بر عهده گرفت.
ـ «شبكه التوحيد و الجهاد» در منطقه «بنكيسي» گرجستان به فرماندهي «ابوالعطيه».
ـ «جنبش اسلامي اويغورها» كه در استان زين جيانگ چين، استقرار يافته و «اوجيماندي عباس»، فرماندهي آن را بر عهده دارد؛ اين جنبش در مرزهاي قرقيزستان و تاجيكستان پايگاه دارد.

3. حوزه جنوب شرق آسيا: شامل اندونزي، مالزي و فيليپين. پيشتر «رضوان عصام الدين»، مشهور به «حنبلي» از سوي القاعده به سمت فرماندهي اين حوزه انتخاب شده بود كه پس از دستگيري وي در تايلند (اگوست 2002) نزديك ترين فرد وي؛ سرهنگ «سوميرو» مشهور به «ذوالقرنين» زمام امور را به دست گرفت. وي هم اكنون بر پنج گروه محلي زير نظارت دارد:
ـ «جماعت اسلامي اندونزي». مؤسس اين گروه، «ابوبكر بابشير» است كه به دليل كهولت سن در سال 1994 رهبري را به حنبلي واگذار كرد. پس از بازداشت حنبلي نيز فردي به نام «ذوالمتين» كه به «نابغه» مشهور و از نزديكان وي است، رهبري اين گروه را بر عهده گرفت. «نابغه»، همان كسي است كه در اكتبر 2002، عمليات بمب گذاري «بالي» را برنامه ريزي و هدايت كرد.
ـ گروه «سرباز جهادي» اندونزي به رهبري «جعفر ابوطالب».
ـ «جماعت اسلامي مالزي» به رهبري «يزيد صفعت».
ـ «جنبش ابو سياف» فيليپين به رهبري «عبدالرزاق جنجلاني» مشهور به «ابو صبايا».
– «جبهه اسلامي آزاديبخش مورو» به رهبري «اوستافا زاريف گولابي».

4. حوزه خاورميانه و خليج فارس: شامل عربستان، يمن، كويت، عراق، اردن، تركيه و لبنان. در ابتدا «عبدالرحيم الناشري» از سوي القاعده به سمت فرماندهي اين حوزه منصوب شد، اما پس از دستگيري وي ـ در امارات ـ توسط CIA (سپتامبر 2002)، «سالم طالب سنان الحارثي»، مشهور به «ابوعلي» رهبري حوزه را بر عهده گرفت. ابوعلي در نوامبر 2003 با موشك هواپيماهاي بي سرنشين آمريكايي، موسوم به «پريديتور» در يمن به قتل رسيد و «محمد حمدي الاهدل» جانشين وي شد. با اين حال، فردي مراكشي به نام «عبدالكريم المجاطي» كه جانشين وي شده بود، نيز در درگيري در خانه تيمي در عربستان به همراه فرزندش كشته شد. وي در انفجارهاي كازابلانكا، مادريد و تركيه دست داشته و عضو اصلي شبكه «ساماندهي داوطلبان اروپايي جهاد در عراق» بوده است.

وي همچنين بر حوزه غرب عربي و مديترانه نظارت داشته و با انفجارهاي كازابلانكا (16 مه 2002) و مادريد (مارس 2004) مرتبط بوده است. المجاطي در پي تعقيب و گريز با نيروهاي امنيتي عربستان به همراه چهارده تن از هم رزمانش (آوريل 2005) به قتل رسيد.
هنوز مشخص نيست كه چه كسي جانشين وي شده است. همسر وي در مصاحبه مفصلي با شرق الاوسط چگونگي سفر خود را از مغرب به افغانستان و از طريق ايران به هرات شرح داده است.

حوزه اي كه المجاطي فرماندهي آن را بر عهده داشت، با داشتن سه گردان رزمي و زير شاخه هاي آن، يكي از بزرگ ترين واحدهاي عملياتي است و دامنه آن، كل منطقه خليج فارس به ويژه عربستان، يمن و كويت را در بر مي گيرد. اين حوزه بر پنج شبكه محلي زير نظارت دارد:

ـ «انصار القاعده در جزيره العرب»؛ اين عنواني است كه هسته هاي سعودي القاعده بر خود گذاشته اند. رهبر اين گروه «يوسف العييري» بود كه در ژوييه 2002 به قتل رسيد. «عبدالعزيز عيسي المقرن»، مشهور به «ابوهاجر» ـ جانشين وي ـ نيز كمي پس از وي كشته شد. پس از ابوهاجر، «سعود بن حمود العتيبي»، رهبر انصار القاعده شد. اين سازمان در حمله انتحاري به ناو آمريكايي «كول» و نفتكش فرانسوي «لمبورگ» در سواحل يمن (اكتبر 2000 و 2002) دست داشته است. سعود العتيبي در عمليات اخير نيروهاي امنيتي عربستان به قتل رسيد.

ـ سازمان «سلفيون كويت» به رهبري «خالدبن عيسي السلطان».
ـ «ارتش عدن. ابين» به رهبري «طارق الفضلي».
ـ «انصار القاعده» در يمن به رهبري «محمد ابو غيث».
شعبه دوم اين حوزه، صرفا بر عراق متمركز شده و داراي سه سازمان جهادي هم پيمان با القاعده است. كه عبارتند از:
ـ «جماعت توحيد و جهاد» يا القاعده در سرزمين ميان رودان (رافدين) به رهبري «ابومصعب الزرقاوي»؛ متولد زرقاو در اردن.
ـ «جنبش انصار الاسلام» به رهبري «ملا كريكار» كه آخوندي كرد زبان است در كردستان.
ـ «ارتش انصارالسنه در عراق» به رهبري «ابوعبدا…حسن بن محمود».

در واپسين روزهاي دسامبر 2004 اسامه بن لادن در نواري ويديويي اعلام كرد كه ابو مصعب الزرقاوي ـ اردني تبار ـ را به سمت فرماندهي كل تمامي سازمان هاي جهادي عراق موسوم به «جهاد در سرزمين رافدين» منصوب كرده است.

شعبه سوم اين حوزه نيز شامل اردن، لبنان و تركيه است و سه گروه زير را در بر مي گيرد:
ـ «جنبش سلفيه اردني» به رهبري «ابومحمد المقدسي »كه پدر معنوي الزرقاوي است و هم اكنون در زندان« السويقه» اردن است.
ـ «عصبه الانصار» لبنان به رهبري «عبدالكريم السعدي»، مشهور به «ابو محجن».
ـ «جبهه اسلامي سواران شرق بزرگ» در تركيه به رهبري «حبيب آقداش».

5. حوزه غرب عربي و مديترانه: شامل يازده دولت اروپايي و شمال آفريقا (آلمان، فرانسه، بريتانيا، هلند، بلژيك، ايتاليا، اسپانيا، الجزاير، تونس، مصر، اردن، مراكش وليبي). در ابتدا عبدالكريم المجاطي، مغز متفكر انفجار هاي دارالبيضا، رهبري اين حوزه و نظارت بر گروه هاي زيرزميني تركيه و مادريد را بر عهده داشت.

در اين حوزه يازده گروه جهادي هستند كه با يكديگر رابطه بسيار نزديكي دارند و در تمام كشورهاي نام برده شعبه فعال دارند، اما در بسياري از موارد، ارتباط تشكيلاتي ندارند؛ مانند گروه توحيد و جهاد مصر، كه مستقل عمل كرده است. اين گروه ها عبارتند از:
ـ «جماعت سلفيه دعوت و كشتار (GSPC) الجزاير» به رهبري «ابومصعب عبدالودود»، وي سومين فردي است كه پس از «حسن حطاب» مؤسس گروه و جانشينش «نبيل صحراوي»، مشهور به «ابو ابراهيم مصطفي» (در اگوست گذشته ترور شد) از سوي القاعده به سمت فرماندهي گروه منصوب شد. اين گروه بسيار قدرتمند است و حوزه فعاليت هايش در مغرب و موريتاني نيز مشهود است. منطقه جيجل و كوه هاي «سدات»، پايگاه تداركاتي اين گروه است. دولت هاي مراكش و الجزاير در چند سال گذشته، چندين خانه تيمي اين گروه را كشف كرده اند.

ـ «جناح سلفيه الجهاديه» مراكش، رهبر معنوي اين گروه «محمد الفيزازي» است كه پس از انفجار هاي مراكش به بيست سال زندان محكوم شد. در كازابلانكا يازده نفر انتحاري كه همگي به شهرك فقير نشين كاروان تعلق داشتند، به چند هتل و مركز يهودي حمله كردند.

ـ جماعت اسلامي توحيد و جهاد مغرب به رهبري ابوجهاد.
ـ «سازمان صراط المستقيم» مراكش به رهبري «ميلودي زكريا».
ـ «جماعت هجرت و تكفير» مراكش به رهبري «داوود مخملي».

ـ «جماعت اسلامي جنگجويان» مراكش كه توسط عبدالكريم المجاطي تأسيس شد. به تازگي، سازمان مبارزه با تروريسم مراكش، «محمد الكربوزي» ـ پناهنده ناراضي مراكش در لندن ـ را به عنوان رهبر جديد اين سازمان معرفي كرد، اما وي به شدت اين اتهام را رد كرده است. بيشتر از هفتصد نفر در ارتباط با هواداري از القاعده در زندان قنيطره مراكش بسر مي برند.

ـ گروه توحيد و جهاد مصر كه مسئول انفجارهاي شرم الشيخ و دهب است.
ـ خلايا الموت زرقاوي در اردن ده ها نفر از وابستگان به القاعده در سه زندان جويده ـ قفقفا و سواقه ـ هستند كه 120 نفر آنان از عناصر خطرناك محسوب مي شوند و مسبب چند بار شورش در زندان هستند. عزمي الجيوسي، مغز متفكر حمله نافرجام شيميايي به يك مركز دولتي نيز جزو آنان است.

ـ «جماعت اسلامي جنگجويان ليبي». اين گروه توسط «محمد بن فاضل» تأسيس شد و اكنون رهبري آن به «عبدا… الصادق» سپرده شده است.
ـ «جماعت اسلامي جنگجويان تونس» به رهبري «طارق معروفي» بر شعبه هاي خود در بلژيك و ايتاليا نظارت دارد؛ معروفي اكنون در بروكسل زنداني است.
ـ «سازمان سنت و الجماعه تونس » به رهبري «نزار طرابلسي» كه او نيز در بروكسل زنداني است؛ اين سازمان بر شعبه هاي بلژيك و هلند نظارت دارد.
ـ «جبهه اسلامي تونس» به «رهبري علي بن طاهر» كه اكنون در تونس زنداني است.
ـ «سازمان انصار شريعت » در لندن به رهبري «ابو حمزه مصري».
ـ سازمان «المهاجرون» به رهبري «عمر بكري محمد».
ـ سازمان القاعده در موريتاني تشكيلات القاعده در مثلث معروف به افغانستان، كه در منطقه صحرايي موريتاني و الجزاير است و تشكيلات قدرتمندي دارد كه بخش عمده آنها، سال گذشته، دستگير و در زندان به سر مي برند. آمريكا در اين منطقه، پايگاه هايي براي رديابي تحركات القاعده برپا كرده است.

در فاصله كمتر از دو هفته، تلويزيون الجزيره، پيام هاي صوتي و تصويري ايمن ظواهري ـ بن لادن ـ زرقاوي و حكمتيار را پخش نمود كه وعده ضربات كوبنده مي دادند. ظواهري گفت: در كمتر از سه سال، با انجام هشتصد عمليات كمر آمريكا را شكسته است. زرقاوي وعده ايجاد امارت اسلامي به سبك امارتستان طالبان را داد.

هرچند اين نشان مي دهد كه نيروهاي القاعده و طالبان دوباره جان گرفته اند و قادرند، دست به عمليات هماهنگ بزنند و نيروهاي طالبان، افراد وفادار به گلبدين حكمتيار و عوامل شبكه القاعده به صورت كاملا هماهنگ با تاكتيك جديدي وارد عرصه نبرد در افغانستان شده اند، اما استراتژي غلط كشتار غير نظاميان سرانجام، منجر به انزواي آنان در ميان مسلمانان و نيز انزواي تدريجي و هيچي آنها خواهد شد.
ديدگاه ها در ميان اهل سنت خاورميانه، نسبت به افراد القاعده بين سمپاتي و قهرمان دانستن آنان و جنايتكار و دشمن اسلام خواندنشان متفاوت است. عده اي، آنان را قهرمان و عده زيادي نيز جنايتكار مي دانند، اما برخي نيز عملكرد غلط غرب را سرمنشأ ظهور آنان دانسته و غرب را مقصر مي دانند.

آمريكا تلاش كرد، در چهار چوب طرح خاورميانه بزرگ، ريشه هاي اجتماعي القاعده را بخشكاند، ولي همه شواهد نشان مي دهد كه آمريكا در اين هدف نيز به دليل سوابق غلط خود ناكام مانده است.
هرچند القاعده پس از يازده سبتامبر در ميان مسلمانان خاورميانه عربي، سمپات هاي زيادي جذب كرده است، اما اعمال جناياتكارانه آنان در عراق، نسبت به غير نظاميان و ترغيب جنگ طايفه اي، وجهه آنان را در ميان مسلمانان ميانه رو به شدت تخريب كرده است.

پاكستان تا كنون 750 نفر از افراد سرشناس القاعده، از جمله ابو مصعب سوري، خالد شيخ محمد، ابو الفرج ليبي و رمزي بن شيبه را دستگير كرده است. با توجه به وفور گذرنامه قلابي در مرزهاي پاكستان و افغانستان در سال هاي گذشته، احتمال سفر مخفيانه برخي نيروهاي القاعده به ايران وجود داشته است، كما اين كه بنا بر مصاحبه همسر كريم مجاطي وي و همسرش با گذرنامه قانوني از اسپانيا به ايران و سپس افغانستان سفر كرده است؛ چنانچه مقامات آمريكا نيز ايران را گاهي متهم كرده اند كه عناصر القاعده، از جمله سه تن از پسران آقاي بن لادن، چند تن از همسران بن لادن و بستگان او و همچنين سخنگوي القاعده آقاي سليمان ابوالغيث در ايران حضور داشته اند.

شايد در مجموع، تعداد طرفداران وابسته به القاعده، كه در زندان هاي كشورهاي خاورميانه از مغرب عربي تا خليج فارس هستند، افزون بر دوازده هزار نفر باشد. اگر اين عدد را در پنج ضرب كنيم، در به دست آوردن تعداد هواداران (سمپات هاي) آنها مبالغه نكرده ايم.
نوشته دکتر محمد عجم سال 2006  منتشر شده در سایت بازتاب۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۵   كد خبربازتاب : ۳۹۰۶۱

ویدئو:

ویدئو تکه تیکه  کردن یک انسان و خوردن قلب  او توسط  خالد الحمد ابو صقر بنیان گذار تیپ فاروق  ارتش آزاد سوریه این یکی از صدهها ویدئو تکان دهنده تکفیری های جنایتکار است .خالد الحمد با نام مستعار ابوشاکر، از طریق تلفن اینترنتی اسکایپ با مجله تایمز تائید کرد که این ویدئو واقعی است و وی واقعا یک تکه از ریه این سرباز را از بدنش جدا کرده است.

الحمد همچنین در گفت و گو با« تایم گفت، « ویدئویی دیگری دارم که برای آن‌ها ارسال خواهم کرد. در این ویدئو من درحال قطع اعضای یک شبه نظامی طرفدار دولت (شبیه) با اره هستم . اره‌ای که برای بریدن درختان از آن استفاده می‌کنیم. من با اره او را به قطعات کوچک و بزرگ می برم .»

 اهل سنت  واقعی و متدینان  و برادران اهل سنت ایرانی  انزجار خود را از اینگونه اعمال غیر انسانی ابراز داشته و می دارند.

مقالات مرتبط: :

جن ها خانم های …. را  هرکس بگوید زمین حرکت می کند کافر است

مجمع فقهي. –   فقیه تکفیری  (ازدواج یک ساعته مجاهد و مجاهدة) حلال طیب

http://www.aftabir.com/articles/user_articles.php?u=ajam20

http://www.bashgah.net/fa/category/show/67491

http://hamshahrionline.ir/details/101174

 “دولت اسلامی در عراق و شام” ISIS 

جن ها خانم های …. را…..داستان هویچ و سکون زمین وکولر ! عجیب ولی واقعی!!

 

فتواهای عجیب جنسی+18!!!

قبلا مفتی های وهابی خرید و فروش گل – هویج – خیار-موز و بادمجان  روشن کردن کولر – روشن کردن موبایل  و عکاسی را هم برای زنان حرام اعلام کرده بودند

و هرکس بگوید زمین می چرخد کافر است.

فتوایی جدید- اینبار فتوای  حرام بودن  مبل – شیر خوردن جوان – خرید خیار و یادمجان – و …

به گزارش  خبرگزاری ها،  اخبار رسيده از صنعا پايتخت يمن حاکي از آن است که  “الحبيب عمر بن محمد بن سالم بن حفيظ” يکي از سرشناس ترين شيوخ وهابي،‌ در فتوایی گفته است:‌” اگر زني بر روي صندلي بنشيند،‌ از اسلام خارج مي شود زيرا نشستن زنان بر روي صندلي باعث مي شود که جن ها با او نکاح (عقد ازدواج) کنند و لذا او از دين اسلام خارج مي شود!”

وي در ادامه افزود: در روايات آمده، اجنه زناني را که بر روي صندلي مي نشينند،‌ به عقد نکاح خود در آورند، و اين باعث ايجاد فساد مي شود و زن را از اسلام خارج مي کند! (زنی که اجنه/ جن با او نزدیکی کند از اسلام خارج می شود.)

اين مفتي وهابي افزود: صندلي و مبل ساخته غربي ها است و اين خود نشانه اي است بر صحت فتواي بنده. صندلي و مبل به گونه اي طراحي و ساخته شده که انسان را به گناه مي اندازد!

گفتني است “الحبيب عمر بن محمد بن سالم بن حفيظ” 37 ساله در سال 2011 ميلادي از سوي يک مؤسسه اردني به عنوان يکي از 500 شخصيت هاي با نفوذ در جهان معرفي شد !

 

سبزی فروشی  برای نسوان ممنوع .  

Grocery store photo of several bunches of bananas

فتواهای تکفیری

هرکس بگوید زمین می چرخد کافر است و خونش حلال….

مجله ی المصور در شماره ی 2166 خود در تاریخ 24 روز جمعه سال 1385هجری قمری برابر با 15آوریل 1966 میلادی در صفحه ی 15 مطلبی را بصورت زیر منتشر کرده است:

به قلم: أحمد بهاء الدین

 نایب رئیس دانشگاه اسلامی (علامه ابن باز) در آنجا مقاله ای را طی دو ماه در تمامی روزنامه ها منتشر کرده است که در آن خون هرکسی که بگوید زمین کروی است و زمین دور خورشید می چرخد را حلال اعلام کرده است.

و براستی انتشار این رأی (و فتوا) در سال 1966 و در عصر فضا عجیب است، و صاحب این فتوا دارای شخصیت برجسته و بلند مرتبه ای است، و البته این منطقی است چون امروزه عربستان سعودی با بی میلی نسبت به افکار و نظریات (جدید) برخورد می کند، و حکام عربستان سعودی امروزه جز درباره ی (خطر) افکار و نظریات وارداتی سخن نمی گویند و جز بخاطر دفع خطر افکار واردتی از مسلمین، به سوی اتحاد اسلامی دعوت نمی کنند..الخ.

 نام کتاب «الادله النقليه والحسيه على  جريان الشمس والقمر وسكون الارض  وامكان الصعود الى الكواكب»

ebn

ebn1

تاليف علامه مفتی قاضی القضات عبد العزيز بن عبد الله بن باز.    دلایل حرکت خورشید و سکون  و ثابت بودن زمیــــن. 

 

در حالي كه جهان اسلام و علماي شيعه و سني از فتاواي چند مفتي متعصب وهابي در لزوم تخريب ضريح امامان معصوم در كربلا و نجف به شدت متأثرند، خبرنگار «بازتاب»، بخش ديگري از فتاواي مفتيان رده نخست سعودي را منتشر كرد.
يكي از مهمترين مفتيان سعودي، شخصي مشهور به «بن‌باز» بود كه برخي از او به عنوان پدر همسر ملك‌فهد ياد مي‌كردند كه نزديك به بيست سال مفتي عربستان سعودي بود

امروزه روي کره زمين، تقريبا هيچ كسي نيست که به کرويت و دوران بودن آن باور نداشته باشد، اما «عبدالعزيز بن عبدالله بن‌باز»، مفتي پيشين عربستان سعودي، از معدود افرادي بود که هرگز چرخش و کرويت زمين را نپذيرفت، و حتي فيلم مستندي را که فضانوردان در اين زمينه تهيه کرده‌ بودند، نيز نديد.

 

انتشار جديد تعدادي از فتواهاي عجيب در اينترنت مانند فتواي شير خوردن بزرگسالان براي محرميت (در محيط کاري) و فتواي تخريب اماکن مقدسه شيعيان که موجب شگفتي بسياري از مردم جهان، از جمله اهل سنت شد، در واقع، تنها فتواهاي عجيب برخي از علما در کشورهاي عربي نيست، بلكه صدور اين‌گونه فتواها، سابقه طولاني به ويژه در سلفي‌ها دارد.

اكنون نيز اين چند فتواي تازه يک‌ بار ديگر خاطره فتواهاي عجيب اين عده از مفتيان را در کشورهاي همسايه ايران ـ در نيم قرن اخير ـ زنده کرد؛ مانند فتواي حرام بودن خريد و فروش گل، حرام بودن تقديم گل به دوستان و يا بردن آن براي عيادت از بيماران، حرام بودن رانندگي زنان، حرام بودن تصويربرداري، حرام بودن عکس يادگاري، حرام بودن شکل و تصوير، مجسمه و پيکره، حرام بودن وسايل تزييني و دکوربندي، حرام بودن اينترنت و چت، حرام بودن بازي فوتبال، حرام بودن شناسنامه و کارت شناسايي براي زنان، حرام بودن آب يخ و بستني و… و کافر دانستن هر کس که به ميخکوب بودن و سکون زمين باور نداشته باشد

گل رز ح…..حرام است.

 

و کافر دانستن شيعه در فتواهاي شماره 7308 و شماره 1661 از سوي کميته دايمي پژوهش‌هاي علمي و فتواهاي عربستان و … .

از ميان فتاوي اين کميته براي نمونه، فتواي ميخکوب بودن زمين از سوي کسي که به کفر شيعه فتوا داده، چنين است:
مفتي اعظم (سابق) عربستان «عبدالعزيز بن عبدالله بن‌باز»:
«اعتقاد به دوران يا چرخش زمين باطل است و کسي که به اين فرضيه باور داشته باشد، کافر است، براي اين‌که اين فرضيه با قرآن کريم «والجبال أوتادا» و قوله جل و علا «والى الأرض كيف سطحت» منافات دارد….ادامه دانلود کامل کتاب….
تفسير روشن آيه اين است که زمين کروي نيست و نمي‌چرخد و اين روشن است، اما البته تنها در صورت غضب خداوند، مي‌تواند چرخش يا حرکت داشته باشد، كما في قوله سبحانه: «أَأَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ ». و وَقَوْله «وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْض رَوَاسِي »؛ يعني زمين را با کوه‌ها، ميخکوب كرده‌ايم تا به حرکت درنيايد و آرامش مردم برهم نخورد».

«وقد ذكر الله سبحانه أن الشمس والقمر يجريان في فلك»؛ يعني خداوند از حرکت خورشيد و ماه خبر داده است و اگر زمين نيز بر محور خود مي‌چرخيد، خداوند از آن خبر مي‌داد، اما خداوند از حرکت کردن زمين خبري نداده است. بسياري از علماي دانش ستاره‌شناسي گفته‌اند: زمين مي‌چرخد و خورشيد ثابت است، اين اقوال کفرگويي و انکار کتاب و سنت سلف صالح است.

بن‌باز همچنين گفته است:
هنگامي که جوان بودم و چشمان قدرتمندي داشتم با چشمان خودم به خورشيد نگاه مي‌کردم و حرکت خورشيد را مي‌ديدم. پس اگر زمين در حال حرکت باشد، چگونه ما آن را حس نمي‌کنيم و در آرامش هستيم؟ پس چگونه کشتي‌هاي بزرگ در درياها حرکت مي‌کنند و چپ نمي‌شوند؟

عبدالكريم بن صالح الحميد نيز در كتابش «هداية الحيران في مسألة الدوران»، (ص 12ـ 32 ) با دفاع از اين فتوا به نقض نظريه چرخش زمين پرداخته و نوشته است:
برخي علوم و فرضيه‌ها فاسد و تباه‌گر و ملحدانه است؛ از جمله اين اعتقادات، باور به کروي بودن و چرخش زمين است… و باور به دوران زمين، خطايي بسيار بزرگتر از نظريه جهش و تکامل انسان از ميمون است ». ص 33: «كل دليل من الكتاب والسنة على دوران الأرض فهو تأويل باطل».

همچنين «ابن عثيمين» در کتاب «مجموع فتاوى و رسائل محمدبن صالح العثيمين»: (ج / 3 الفتوى شماره 428 صفحه 153)، به معلمان اخطار مي‌دهد که از تدريس آن بخش از درس علوم و جغرافيا که از حرکت زمين سخن گفته مي‌شود، خودداري کنند، چون اين مطلب باعث مفسده و گمراهي دانش‌آموزان است.

 

 

.
الحبيب عمر بن محمد بن سالم بنيکي از سرشناس ترين شيوخ وهابي در فتوايي جديد نشستن زن بر روي صندلي را حرام دانسته است.

 روشن كردن كولر در غياب شوهر را براي زن حرام كرد.

يكي از سلفي هاي وهابي كه بر روي صفحه تويتر، خود را ” علامه ابوالبراء ” مي خواند، با صدور فتوايي اعلام كرد: روشن كردن كولر براي زن، در غياب شوهر حرام است.

زیرا  اقدام زن در روشن كردن كولر در غياب شوهر، مساله اي بسيار خطرناك است و مي تواند به رواج فحشا در جامعه بيانجامد.

بهترین جهاد برای زنان جهاد النکاح است. در اجابت به فتوای جهاد نکاح 13 دختر تونسی به جهادگران پیوستند.

علامه سعودی العریفی؛ دو ماه پیش این فتوا را  داده و گفته بود: بهترین جهاد برای زن بر علیه دولت سوریه همان جهاد النکاح است آنهایی که به میان مجاهدان(تکفیری سلفی) سوریه بروند و نیازهای آنان را بر آورند با این شرط که مجاهدان زن باید بین ۱۴ تا ۱۶ ساله و یا بیشتر و یا زنان مطلقه باشند و نقاب بپوشند و با این جهاد وارد بهشت می شوند.

۱ـ دزدی رفتن، دو نفری بهتر است؟

استفتاء:

دزدی هستم متدین. می‌خواستم ببینم از نظر شرعی، تنهایی به دزدی رفتن بهتر است یا دو نفری؟

 فتوا:

بنا به صلاحدید علمای بزرگوار حنفی، دو نفری بهتر است. به این ترتیب، حد شرعی یعنی بریدن دست، منتفی می‌شود و به سی ضربه شلاق یا کمتر تقلیل می‌یابد.

البته همکاری دو دزد محترم باید به این شکل باشد که یکی درب منزل را باز کند و وارد خانه شود و اسباب و وسائل را تا درب خانه بیاورد. و دزد دوم هم بیرون منزل بایستد و دستش را دراز کند و اثاث را بردارد و ببرد.

در اینجا نیز چون اصل «کار را که کرد، آن که تمام کرد» محقق نشده، حد جاری نمی‌شود!!

+ منبع فتوا

اذا نقب اللص البیت فدخل و اخذ المال فتاوله آخر خارج البیت علی النقب او علی الباب، فلایجب القطع علیهما. عبدالرحمن الجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج ۵، ص ۱۹۳

فکل من اتی فعلا حراما لا حد فیه … فان علی الحاکم ان یعزره. عبدالرحمن الجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج ۵، ص ۳۹۷

و قد اشترط بعض الائمه ان لا یزید التعزیر بالضرب علی الثلاثین سوطا. عبدالرحمن الجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج ۵، ص ۳۹۸

۲ـ رابطه با همجنس، 

استفتاء:

رابطه با همجنس چه حکمی دارد؟

 فتوا:

 این عمل شریف که در لسان قوم به «شیرین کاری» از آن یاد می‌شود، بنا بر نظر علمای احناف، گناه و زیانی کمتر از زنا دارد و حد شرعی بر فرد جاری نمی‌شود. فقط قاضی می‌تواند کمتر از سی ضربه شلاق بزند. آن هم امید است که با وساطت اهل دل و گذشت قاضی که خود از دلسوختگان است، مورد اغماض قرار گیرد؛

+ منبع فتوا

عبدالرحمن الجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج ۵

ص ۱۳۹: ضرره (اللواط) اخف منه (الزنا) و جنایته اقل من جنایته.

ص ۱۴۱: لا حد فی اللواط و لکن یجب التعزیر.

ص ۳۹۹: لا یجوز للحاکم ان یزید فی العزیر … علی الثلاثین سوطا.

ص ۳۹۷: و تجوز فیه (التعزیر) الشفاعة و العفو.

ص ۳۹۷: تعزیر ذوی الهیئات اخف.

۳ـ حکم جگر سوز

استفتاء:

چهار زن دارم و از هر کدام، سه چهار فرزند. مدتی پیش فریب خوردم و زنایی کردم. امیدوارم خداوند بر عفو و بخشش حکم فرماید. شما چه حکم می‌فرمایید؟

 فتوا:

ازدواجت باطل، همسرانت بر تو حرام، و ارتباط با آن‌ها در حکم زنا است.

این هم حکم ما. جگرت حال آمد؟

+ منبع فتوا

من زنی فسد النکاح بینه و بین زوجته. و اذا زنت الزوجة، فسد النکاح بین‌ها و بین زوج‌ها. عبدالرحمن الجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج ۵، ص ۱۳۷

۴ـ چکاندن یک قطره شیر در بینی هم موجب محرمیت می‌شود

استفتاء:

بیست سال پیش با دختر خاله خود ازدواج کردم و اکنون چهار فرزند دارم. به تازگی متوجه شدم در دوران کودکی، بینی دختر خاله‌ام کیپ می‌شود و به رسم سنت قدیمی، مادرم قطره‌ای از شیر خود را در بینی او می‌چکاند. آیا این مسأله در روابط زناشویی ما مشکلی ایجاد می‌کند؟

 فتوا:

بنا بر نظر فقهای حنفی، همان یک قطره باعث محرمیت شما شده و تو و دختر خاله‌ات، خواهر و برادر رضاعی هستید و نمی‌توانید روابط زناشویی داشته باشید.

+ منبع فتوا

فاذا وصل اللبن الی الجوف بالصب فی الخلق او بالصب فی الانف ترتب علیه التحریم، سواء کان قلیلا او کثیرا.

عبدالرحمن الجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج ۴، ص ۲۵۴

۵ـ زن‌ها باید خود را از زنان دیگر بپوشانند

به نوشته روزنامه الحیات، شیخ عبدالرحمن البرّاک استاد سابق عقیده اسلامی در دانشگاه امام محمد بن سعود در ریاض، معتقد است که باید زنان صورت و گردن خود را در مدارس و اجتماعات عروسی و محافل زنانه آشکار نکنند. باز گذاشتن صورت و مو در مجالس کوچک که فقط نزدیکان زن حضور دارند، جایز است. این مفتی سعودی، مخالفان فتوای خود را تکفیر کرده است. همچنین وی چندی پیش از محاکم قضایی خواسته بود کسانی را که «اختلاط زن و مرد بدون کشیده شدن به حرام» را جایز می‌دانند، به اتهام ارتداد محاکمه نمایند.

۶ـ خریدن خیار و بادمجان  توسط زنان ممنوع است

روزنامه «دیلی تلگراف» چاپ لندن نوشت: خرید خیار برای زنان  ممنوع شد. این حکم توسط یک مفتی وابسته به القاعده صادر شده و زنان را از خریدن خیار منع کرده و علت این حکم را شکل شبهه انگیز  دانسته است!

۷ـ خریدن گوجه فرنگی هم حرام است

«جرج طرابیشی» اندیشمند سرشناس جهان عرب در جدیدترین کتاب خود تحت عنوان «از نهضت تا ارتداد» بسیاری از عقاید و اندیشه های منحرف وهابیت را مورد انتقاد قرار داده است.

وی در این کتاب ۱۹۲ صفحه ای خود،  می‌نویسد: جهل و نادانی آنان مسأله ای تازه نیست. در کتب تاریخی وجود دارد که در اواخر قرن نوزدهم میلادی یعنی حدود ۱۰۰ سال پیش کاشت گوجه فرهنگی در بلاد شام به شدت افزایش یافت. مردم بلاد شام علاقه بسیار زیادی به گوجه فرهنگی نداشتند زیرا می‌گفتند “گوجه فرهنگی یکی از سبزیجات است، پس چرا باید رنگ آن قرمز باشد بنابراین احتمال دارد محصولی خراب باشد. «جرج طرابیشی» در ادامه می‌نویسد: آنان در همان زمان گوجه فرهنگی را “میوه شیطانی” نامیدند. این موضوع که به گوش مفتی وهابیون عربستان سعودی در آن زمان رسید، وی خوردن آن را حرام اعلام کرد.منبع:سلف صالح
گروههای کثیری از مردم عربستان خواستار محاکمه و مجازات روحانی سلفی این کشور شدند که فتوای آزار رساندن به زنان شاغل را صادر کرده است.
زنان شاغل را آزار دهید.
 در عربستان بر لزوم محاکمه “عبدالله محمد الداوود ” تأکید کردند زیرا وی از طرفداران خود خواسته است ، زنانی را که در فروشگاه ها کار می کنند ، با رفتار و گفتار غیراخلاقی اذیت و آزار کنند. 
 
الداوود که یکصد هزار نفر در توییتر مطالب وی را پیگیری می کنند ، روز یکشنبه این هفته در صفحه خود خطاب به طرفدارانش نوشته بود ” به زنان فروشنده را اذیت و آزار برسانید.”
 
این افراطی سلفی در توجیه درخواست خود اعلام کرد که اذیت و آزار زنان فروشنده آنها را از کار کردن منع می کند .
 
زنان در عربستان سعودی از بسیاری فعالیت های اجتماعی محروم هستند ، اما اخیرا نظام حاکم بر آن کشور به زنان اجازه کار کردن در محیط های عمومی داد که این امر واکنش های شدید محافظه کاران را به همراه داشت.
 
کاربران توییتر در عربستان و دیگر کشورهای عربی در اعتراض به درخواست الداوود اعلام کردند که وی با چه دلیلی زنان را از کار کردن منع می کند و این درخواست وی شاید باعث بروز حملات به زنان شود .
الداوود قبلاً نیز جنجال به پا کرد و گفته بود که برای جلوگیری از اذیت و آزار جنسی دختران خردسال باید به آنها روبنده پوشاند.

 

علمای علم کلام قاعده ای دارند مبنی براین که هرگاه نصی از نصوص دین در تضاد صریح با عقل بشری قرار بگیرد، لازم است که دست به تاویل بزنیم تا از رودررو قرار گرفتن معرفت دینی با خرد انسانی جلوگیری شود. می توان همین قاعده را در مورد دستاوردهای علمی بشری نیز جاری کرد. یعنی درست نیست که نصوص دینی را طوری تفسیر کنیم که با دستاوردهای قطعی علوم تجربی در تناقض قرار بگیرد. این نکته را به یاد داشته باشید تا برسیم به تحلیل سخنان عبدالعزیز بن باز مفتی سابق عربستان سعودی.

 عبدالعزیز بن باز مفتی سابق عربستان سعودی یکی از علمای بارز و مهم جریان “سلفی گری” در دوران معاصر به حساب می آید. برخی فتواهایی که عبدالعزیزبن باز صادر کرده او را انسانی متصلب در رای و دشمن اندیشه های جدید نشان می دهد. این دیدگاه ها احیانا به حدی سخیف است که آدم تعجب می کند چه طور کسی که در جایگاه مفتی اعظم یک کشور قرار داشته و در عصری زندگی می کرده است که بزرگ ترین اکتشافات بشری در آن رخ داده است، این دیدگاه ها را مطرح می کند.

 ایشان رساله ای دارد به عنوان «الادلة النقلیة و الحسية علي حركة الشمس و سكون الارض و إمكان الصعود إلي الكواكب». این رساله در سال 1395 هجری قمری از سوی چاپخانه دانشگاه مدینه منوره به چاپ رسیده است. ابن باز در این رساله کوشیده برخلاف همه اطلاعات علمی و فلکی روی این نکته تاکید کند که زمین نمی چرخد و خورشید، حرکت می کند.

 

برش هایی از سخنان شیخ عبدالعزیز بن باز را در این جا می آوریم. وی در مورد گردش زمین چنین می گوید:” دیدگاه های علمای بزرگی همانند ابن تیمیه و ابن کثیر و ابن القیم بر این امر متفق شده که زمین حرکت نمی کند. با این حساب، این گفته که خورشید، ثابت است و زمین می چرخد گفته ای است شنیع و زشت. هر کسی که بگوید زمین می چرخد و خورشید ثابت است، کافر و گمراه است. باید توبه کند و گرنه مرتد از دین شمرده می شود”.

 وی می افزاید:” من از جمله کسانی هستم که به چشم خود سیر و حرکت خورشید را مشاهده کرده ام پیش از این که بینایی چشم خود را در سنین پیش از بیست سالگی از دست بدهم. برخلاف آن چه که دانشمندان گمراه فلکی می گویند خورشید کروی نیست بلکه عبارت است از گنبدی که پایه هایی دارد که فرشتگان آن را بر دوش خود حمل می کنند… اگر خورشید ثابت می بود پس چگونه فصل های چهارگانه سال به وجود می آمد و زمان در همه شهرهای دنیا یکی می بود حال آن که چنین نیست”.

 

در جایی از کتاب مزبور چنین می گوید:” بسیاری از معلمان دانش های فلکی به این اعتقاد هستند که زمین درحال چرخیدن به دور خود است و خورشید ثابت است. این باور، گمراهی است و مستلزم کفر و انکار نصوص قرآنی و احادیث نبوی و بی اعتنایی به اقوال سلف است. هم نقل و هم فطرت سلیم و هم دریافت حسی انسان ها این را می گوید که زمین، حرکت نمی کند بلکه خورشید حرکت می کند. پس چگونه کسی که خلاف این بگوید گمراه نباشد. هرگاه زمین در حال چرخیدن بود، انسان نمی توانست که از یک مکان به مکان دیگری انتقال کند. روی این جهات، باور کردن به این معلومات طبیعی و آموزش آن به شاگردان مدارس به عنوان حقیقت های قطعیٍ علمی در نهایت به این منجر خواهد شد که شاگردان، گرایش های الحادی پیدا کنند. مساله تا حدی در میان ما جاافتاده که بسیاری از مسلمانان این دیدگاه های فلکی را به مثابه مسلمات علمی پذیرفته اند”.

 در جای دیگری برای نفی حرکت زمین این گونه استدلال می کند:” اگر این فرض، واقعیت داشت که زمین می چرخد باید شهرها و درختان و رودخانه ها در جایی ثابت نمی ماندند و باید شهرهایی که در غرب جهان قرار دارد جای شهرهایی را می گرفت که در شرق جهان واقع است و برعکس. اگر این فرض حقیقت داشت باید جهت قبله در هر لحظه در حال تغییر خوردن می بود. علاوه برآن، چنانچه زمین حرکت می کرد باید ساکنان زمین، حرکت زمین را احساس می کردند همان گونه که حرکت کشتی ها و هواپیماهای غول پیکر را احساس می کنیم.. واقعیت آن است که تعدادی از مسلمانان به هر صدایی لبیک می گویند و افسار عقل خود را به دست کسانی داده اند که می خواهند عقیده آن ها را فاسد کنند و به تباهی بکشانند”.

 این را هم بگویم که ابن باز بیشترین تاکید را در مورد حرکت خورشید به کار برده است (مقصود وی از حرکت خورشید، همان حرکتی است که ما روزانه مشاهده می کنیم که خورشید از مشرق، طلوع می کند و در مغرب می نشیند). در جایی از رساله خود می‌گوید:”کسی که بگوید خورشید حرکت نمی کند و ثابت است، فی الواقع قرآن و خدا را به دروغگویی متهم کرده است… کسی که به این اعتقاد باشد که خورشید حرکت نمی کند سخن کفر را بر زبان آورده چرا که بر خلاف قرآن و سخنان حضرت رسول سخن زده است. هر کسی که خدا و قرآن و پیامبر را دروغگو بشمارد مسلما کافر و گمراه می شود. چنین شخصی باید به بازگشتن به دین اسلام فراخوانده شود و اگر توبه نکرد کشته شود چرا که مرتد شده است. طبعا دارایی های این شخص به بیت المال تعلق می گیرد”.

 موضوعات زیادی را می توان در حاشیه سخنان ابن باز طرح کرد.

همان طور که می بینیم عبدالعزیزبن باز، کسانی را که می گویند زمین می چرخد کافر می داند. نیز دیدیم که در خصوص کسانی که می گویند خورشید، ثابت است و حرکت نمی کند (باز هم می گویم مراد ابن باز حرکت ظاهری خورشید است به قرینه استدلالاتی که درین زمینه مطرح کرده است) سخنان تندتری زده و آن ها را به القابی همچون”کافر” و”مرتد” و”گمراه” لقب داده و دارایی آن ها را متعلق به بیت المال دانسته است.

 

یکی از عادت های زشتی که میان برخی از کسانی که فتوا می دهند رایج است این است که آن ها بسیار به آسانی به طرف مقابل خود لقب “کافر” می دهند. به نظر این ها، تنها آن تفسیری از نصوص دینی مقبول است که خودشان به آن رسیده باشند وجز آن قابل قبول نیست. به گمان این ها همه نصوص دینی واضح است و تاویلات گوناگون را برنمی تابد. روی این جهت است که این گروه از متدینان در رای خود متصلب هستند و دیدگاه های دیگران را به دور از واقعیت می شمارند. یکی از جریان هایی که معروف به “تصلب در رای و تعصب در اندیشه” هست جریان سلفی گری است که عبدالعزیز بن باز یکی از علمای نامبردار آن است. در سال های پسین، این جریان در کشور ما هم طرفدارانی برای خود دست وپا کرده است. به نظر من برای جوامع کثرت گرا وجود این گونه جریان ها سخت مضر است، به دلیل این که این قبیل جریان ها به کثرت گرایی باوری ندارند و دائما در حال نفرت پراکنی بر ضد گروه های مخالف خود هستند. این جریان ها همان طور که در میان اهل سنت وجود دارند، در میان شیعیان هم حضور چشمگیر دارند.

 

به نظر این افراد، هر برداشتی که مخالف دیدگاه شان باشد غلط و متضمن گمراهی و حتا مستلزم کفر است.

 شاید در وهله اول، وقتی که سخنانی همانند سخنان عبدالعزیز بن باز را می شنویم تعجب می کنیم و از این که مفتی اعظم کشوری مثل کشور عربستان سعودی این دیدگاه های سخیف را بازگو کرده اندکی جا می خوریم. ولی اگر اندکی بیشتر دقت کنیم متوجه خواهیم شد که خود ما هم کمابیش به برخی عقاید احمقانه و سخیف گرفتاریم- هر چند به صورت خفیف تر آن.

 از باب نمونه، در کشور ما هستند کسانی که به پدیده “جن زدگی” سخت باور دارند و می پندارند که موجودی به نام “جن” وارد بدن انسان می شود و آن را به تسخیر خود در می آورد. جالب این که بیشترینه کسانی که گرفتار این باور احمقانه هستند، متدین محسوب می شوند. در این میان، شیادانی وجود دارند که با استفاده از این باور عامیانه، مردم را گول می زنند و این گونه القاء می‌کنند که آن ها توانایی خارج کردن جن از بدن بیمار را دارند و ازین راه به پول های هنگفتی دست می یابند. جالب تر این که کسانی از راه می رسند و برای این که خرافه “جن زدگی” را تئوریزه کنند به برخی آیات یا روایات، استناد می کنند. به نمونه های زیادی از این دست می توان اشاره کرد ولی به ذکرهمین نمونه بسنده می کنیم.

 عبدالعزیز بن باز و امثال او به این نکته مهم توجه نمی کنند که اگر ما آیات و احادیث را به گونه ای تفسیر کنیم که با دستاوردهای دانش بشر و اکتشافات روز در تضاد باشد، در واقع بنیان های دین را متزلزل کرده ایم و این باور را رواج داده ایم که ایمان با علم تضاد دارد- همان سخنی که مخالفان دین، کرارا بر زبان می آورند.

 در این زمینه ما با دو جریان مواجه هستیم. یکی جریانی که هیچ توجهی به اکتشافات و دستاوردهای علمی در تفسیر نصوص دینی نمی کند و پروایی ندارد از این که آیات و احادیث نبوی در تضاد صریح با حقایق علمی قرار بگیرد.

 دوم جریانی که ناشیانه می کوشد نصوص دینی را بدون توجه به قرائن لفظی و معنوی آن بر طبق دستاوردهای علمی- یا حتا فرضیه های علمی- تفسیر کند. این گروه، جزئی ترین مسایل فلکی یا علمی را از آیات قرآنی استخراج می کنند گویی این که قرار است قرآن از مسایل ریز علمی بحث کند همانند کتاب های فلکی یا دیگر کتاب های علمی. این در حالی است که قرآن مجید کتابی است برای هدایت معنوی انسان ها و اگر گاهی در مورد مسایل علمی و طبیعی سخن گفته است، ضمنی بوده است نه این که مقصود اصلی قرآن، بیان و تشریح موضوعات علمی باشد. در آن صورت، قرآن مجید تا حد یک کتاب علوم تجربی تنزل خواهد یافت.

ابن جوزی****************

مهمترین شاگرد ابن تیمیه،  ابن جوزی شمس الدین محمد بن أبی بکر بن أیوب بن سعد بن حَریز روز هفتم رجب سال 691 هـ.ق منطقه «زُرع» در فاصله 96 کیلومتری دمشق به دنیا آمد. او به ابن قَیِّم جوزیة شهرت دارد. به این علت ‌که پدر او سرپرست و قیّم مدرسه جوزیه بود.

ابن قیم در شام می زیست. قرن هفتم، قرن هجوم ویانگر لشکریان مغول به جهان اسلام بود. درست سی و پنج سال پیش از تولد ابن قیم، یعنی در 656 ق، بغداد به دست هلاکوخان سقوط کرد، المستعصم بالله آخرین خلیفۀ عباسی کشته شد و بدین ترتیب سلسله عباسی خاتمه یافت.
 

شاگرد و مدافع‌ ابن‌ تیمیه‌ بی‌شک‌ ابن‌ قیم‌ جوزی است‌ که‌ در همه اقوال‌ و عقاید تابع‌ و حامی‌ بی‌چون‌ و چرای‌ او بود و نشر و بسط عقاید ابن‌ تیمیه‌ را در زمان‌ حیات‌ او و پس‌ از مرگ‌ او بر عهده‌ داشت‌ و به‌ همین‌ سبب‌ او را تازیانه‌ زدند و سوار بر شتر در شهر گرداندند و با ابن‌ تیمیه‌ در قلعه دمشق‌ زندانی‌ کردند. 

او از 712ق‌/1312م‌ تا سال‌ مرگ‌ ابن‌ تیمیه‌ ملازم‌ او بود و با مخالفان‌ او درافتاد. از این‌ رو نام‌ او همیشه‌ با نام‌ استادش‌ قرین‌ است‌.

اساتید و شاگردان

او از محضر اساتید متعددی استفاده برد که در بین آنها افرادی مانند ذهبی، مزی و ابن تیمیه قرار دارند که مهمترین آنها ابن تیمیه است سرچشمه  جریان وهابیت است. استادان ابن قيم معلمانی چون شهاب نابلسى، تقى الدين سليمان، ابو بکر بن عبد الدائم، عيسى مطعم، اسماعيل بن مکتوم، فاطمة بنت جوهر دانش آموخت، ادبيات را نزد ابو الفتح بعلى و مجد الدين تونسى و فقه و اصول را از صفى الدين هندى و ابن تيمية و اسماعيل بن محمد حرانى فرا گرفت. 

ولى بيشترين تأثير را در آراى فقهى و کلامى از ابن تيمية پذيرفت. چنانکه در 21 سالگى هنگام بازگشت ابن تيميه از مصر تا پايان عمر به مدت 16 سال ملازمش بود. و به دفاع از نظريات او مى‏پرداخت‏ . ابن جوزی را اصلی‌ترین شاگرد ابن تیمیه و رئیس شاگردانش نامیده‌اند. 
 
مهمترین شاگردان ابن قیم عبارتند از: عبد الرحمن بن رجب بغدادى، اسماعيل بن عمر بن کثير( ابن کثير مفسر)، محمد بن عبد القادر محى الدين نابلسى و فرزندانش ابراهيم و شرف الدين عبد الله .

کارها و فعالیتهای ابن قیم جوزی

می توان کارها و فعالیت های وی را از خلال کتبی که در مورد زندگی وی نوشته شده به چهار دسته تقسیم کرد:

1- امامت در مدرسه جوزیه

2- تدریس در مدرسه صدریه و جاهای دیگر

3- متصدی شدن امور استفتاء

4- تألیف کتب

آثار و کتابها

برای ابن قیم جوزیه، بیش از 98 اثر ذکر شده که از میان آن ها می توان موارد زیر را بر شمرد: 

1. الصواعق المرسله،

 2. زادالمعاد،

 3.مفتاح دار السعاده و منثور و لایة العلم و الارادة،

 4.مدارج الساکین،

 5. الکافیه الشافیة فی النحو،

فلسفی اندیشیدن در خصوص شرع و اصول دین یکی از سنتهای فکری روزگار ابن قیم بود که وی با آن درگیر شده و آن را یک سنت فکری غیر دینی تلقی کرده بود و برخوردی سطحی با فلسفه و فیلسوفانی چون فارابی، ابن سینا، محمدبن زکریای رازی و به ویژه خواجه نصیر الدین طوسی داشت.

ابن قیم که با شبهات ابلیس از طریق نظرات شهرستانی آشنا شده بود می پنداشت که بسیاری از اندیشه های فلسفی و آراء مذاهب از شبهات مذکور برخواسته است گرچه ابن قیم از میان علمای یونان سقراط را موحد می دانست و او را آشنا به صفات خداوند و معتقد به معاد می شناساند و افلاطون را که به انکار عبادت بت ها پرداخته و به حدوث عالم قائل بوده را تأیید می کند اما از آنجا که عقلیات یونانی را رد می کند بیشتر نظر به ارسطو دارد ، به نظر ابن قیم ارسطو عالم را قدیم دانسته و دیگر فلاسفه را فریفته است. 

او بیشتر فیلسوفانی را که به سخنان ارسطو اعتنا کرده و وی را معلم اول خوانده و منطقش را میزان استدلال عقلی دانسته اند از جمله ی ملاحده می خواند.

تخریب بنای قبور صرفا اولیای خدا

وهابیان پلید به استناد این بدعت او بقیع و دیگر اماکن مقدسه را ویران کردند که می گفت: مشاهدی که بر روی قبرها بنا شده، از موارد شرک است و باید تخریب شود و جایز نیست حتی یک روز آنها را باقی گذاشت.
 

قبر خالد بن ولید

 

 
دشمنی با امیر المومنین علیه السلام

ابن قیم همانند ابن تیمیه، به دشمنی و انکار فضایل امام علی علیه السلام می پرداخت و مدعی بود: حدیث‌هایی که رافضی‌ها (شیعیان) درباره علی بن ابی طالب جعل کرده‌اند آن قدر زیاد است که قابل شمارش نیست. سپس از قول ابو یَعلی خلیلی نقل می‌کند که شیعیان در فضیلت علی بن ابی طالب و اهل بیت سیصد هزار حدیث جعل کرده‌اند. 

 

 کشتار260 بیمار و پزشک یمنی دربیمارستان حوثی ها (لینک)

 ابن قیم عابدی شب زنده دار بود که نمازهایی به منتهای اطالت می خواند و شیفته ذکر خداوند شده و به آن انس گرفته بود. محبت و انابه و استغفار و اظهار افتقار به درگاه خداوند و خود را سر شکسته دیدن در مقابلش و دوری گزیدن از موانع عبودیت وی، از چیزهایی بود که در قلب ابن قیم جای گرفته بود، هیچ کس را همانند وی ندیدم و شگرف اندیش تر از او را هرگز مشاهده ننمودم.
 

سجده بر… ماتحت    … نفر جلو جایز است !!!

ابن حجر عسقلانی می گوید: هنگامی که علامه ابن قیم نماز صبح را می خواند در همان مکان می ماند و به ذکر و یاد خدا مشغول می شد تا اینکه موقع نماز ظهر فرا می رسید و می گفت: این صبحانه من است که اگر آن را انجام ندهم نیرو و قوای بدنم ساقط می شود و می فرمود: انسان بوسیله صبر و فقر به درجه  امامت در دین دست می یابد و کسی که می خواهد راه خدایی را بپیماید باید دارای همتی عالی باشد که باعث رشد و ترقی اش شود، و همچنین باید دارای علمی باشد که او را به راه راست هدایت کند.
نظر علمای اهل سنت درباره ابن قیم جوزی و وهابیت

ابن قیم نیز مانند استادش مورد انتقاد و طعن علمای اهل سنت قرار گرفته است. ابن حجر هیتمی درباره او و استادش می‌گوید: «مبادا به چیزهایی که در کتاب‌های ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم جوزی و دیگرانی که پیرو هوای نفس خود هستند و خداوند آنها را گمراه ساخته و قلبشان را مهر زده و چشمشان را پوشانده، گوش کنی». سپس آنها را ملحدی می‌نامد که از دین خارج شده‌اند.

شیخ خالد بغدادی می‌گوید: اگر کتاب‌های وهابی‌ها را به دقت مطالعه کنیم در می‌یابیم که مانند کتاب‌های لا مذهب‌ها سعی دارند که با افکار باطله‌شان مسلمانان را مورد خدعه قرار داده و آنان را گمراه کنند.

 

ابن قیم جوزی معترف است که انبیاء نزدیکترین وسیله برای قرب به خداوند هستند!!!
  دشمنی با تشیع و عالم بزرگ شیعی

ابن تیمیه که سخت از نابودی حکومت فاسد عباسی ناراحت بوده درباره نقش خواجه نصیرالدین طوسی در سقوط بغداد در مجموع الرسائل می‌نویسد:
تاتاران بر کشورهای اسلامی یورش نبردند و خلیفه بغداد و دیگر فرمانروایان اسلامی را نکشتند جز با کمک و پشتیبانی ملحدان (اسماعیلی) و کارگردان این [رویدادها] همانا وزیر آنان نصیرالدین طوسی در الموت بود. او بود که دستور کشتن خلیفه و از میان بردن حکومت وی را صادر کرد.

 
جریان تكفیرىِ (لینک)

 دنیا (لینک)

فتواهای عجیب جنسی+18!!!

ابن قیم جوزی می گوید: اگر زنی شوهر نداشت و شهوت بر وی غلبه کرد بعضی از فقیهان ما گفته اند می تواند از آلت مصنوعی استفاده نماید. !!!!(بدائع الفوائد لابن قیم الجوزیة/ ج4/ ص905.)

بر همین منوال ابن حزم اندلسى مى‌نویسد:
اما زنا: مالکى‌ها (زن بى‌شوهرى را) که حامله شده، حد مى‌زنند؛ هرچند که شاید مجبور به این عمل شده باشد، و مرد همسر دار را که با زن اجنبى از پشت نزدیکى کند سنگسار مى‌کنند؛ همچنین اگر عمل قوم لوط را انجام دهد؛ چه همسر دار باشد یا نباشد .اما اگر با حیوانات نزدیکى کند، حد نمى‌زنند؛ همچنین زنى را که به سگ زنا مى‌دهد، حد نمى‌زنند و همه آن‌ها را حلال کردن فرج براى امر باطل مى‌دانند. و نیز اگر زن عاقل، بالغ و مختارى به کودکى زنا دهد، حد نمى‌زنند؛ اما اگر مردى با دختر خردسال که همسن این کودک (که زن بالغ و … به او زنا داده) باشد، حد مى‌زنند.
 که در دوره جدید نسخه تازه اش را مفتیان وهابی به شاگردان خود تجویز می کنند:برای تقویت قوای جنسی فیلمهای پورنوی بازیگران صرفا مسلمان را ببینید!!!!

  

دکتر موسی شاهین لاشین،نویسنده وهابی در شرحی که بر صحیح مسلم نوشته با نام -فتح المنعم شرح صحیح مسلم-به عایشه توهین کرده وگفته است ایشان به جوانی شیر داده است!

او می گوید:
عائشه ، اعتقاد داشت که رضاع کبیر سبب محرمیت مى‌شود و قطعا خود او غلامی ( که نزدیک به سن بلوغ بوده) را شیر داد و آن غلام بر او وارد مى‌شد؛ اما سایر مادران مؤمنان، آن را قبول نداشتند.!!!
 

و از سوی دیگر همینها چنین فتوا می دهند:
بنا برفتوای شیخ محمد العریفی چهره سرشناس وهابیت عربستان‌سعودی حضور هر دختری با پدرش در یك مكان خلوت حرام است زیرا ممكن است این پدر دارای انحرافات اخلاقی باشد و به دختر خود تجاوز كند!!!

یا اینکه گفته شده:
يک مفتي وهابي که در اروپا زندگي مي کند، فتوا داده است که زنان حق دست زدن به موز و خيار را ندارند. اين مفتي وهابي در فتواي خود در اين باره مدعي تحريک زنان توسط اين دو ميوه شده است.

اين مفتي در ادامه اين فتواي مضحک خود آورده بود که در صورتي که زنان تمايل به خوردن اين دو نوع ميوه دارند، بايد از شخص ديگري، براي مثال يک مرد مانند همسر و يا پدر خود کمک بگيرند و از آنان بخواهند اين ميوه ها را بريده و در اختيار آنان قرار دهند!!!

و نیز:
عبدالله الداوود نويسنده سعودي که از مدافعان شديد خط فکري وهابيت و شيوخ وهابي به شمار مي رود،‌ حضور يک مرد با يک جوان يا نوجوان زيبا در محلي به تنهايي را حرام اعلام کرد زيرا به اعتقاد او حضور اين جوان يا نوجوان زيبا مي تواند آن مرد را به گناه و به فکر لواط کردن بيندازد! عبدالله الداوود با هدف اثبات ادعاي خود به نوشتاري از ابن کثير از علماي اهل سنت و تعدادي از فتواهاي ديگر مفتي هاي وهابي اشاره کرد. 

وي در ادامه افزود:‌ بر همين اساس نبايد جوانان و نوجوانان زيبا را در سلول هاي مشترک با ديگر مردان قرار داد؛ زيرا ممکن است آنان را مورد تجاوز قرار دهند. 

 

اما فتواي ديگر يک مفتي وهابي به نام عبدالباري الزمزمي اهل مراکش که در فتواي خود مي گويد:‌ دختران زشت که موفق نشده اند ازدواج کنند، براي اينکه بتوانند راه را براي ازدواج خود مهيا کنند و جوانان را به خود جذب کنند، بايد لباس هاي نيمه عريان بر تن کنند تا از اين طريق جوانان را تحريک و به سمت خود بکشانند.
 

وهابیت و تخریب آثار فرهنگی (لینک)

مرگ ابن جوزی
ابن قیّم سرانجام پس از شصت سال زندگی در دنیا، در شب سیزده رجب سال 751 هـ.ق مرد 

ویدئو:

ویدئو تکه تیکه  کردن یک انسان و خوردن قلب  او توسط  خالد الحمد ابو صقر بنیان گذار تیپ فاروق  ارتش آزاد سوریه این یکی از صدهها ویدئو تکان دهنده تکفیری های جنایتکار است .خالد الحمد با نام مستعار ابوشاکر، از طریق تلفن اینترنتی اسکایپ با مجله تایمز تائید کرد که این ویدئو واقعی است و وی واقعا یک تکه از ریه این سرباز را از بدنش جدا کرده است.

الحمد همچنین در گفت و گو با« تایم گفت، « ویدئویی دیگری دارم که برای آن‌ها ارسال خواهم کرد. در این ویدئو من درحال قطع اعضای یک شبه نظامی طرفدار دولت (شبیه) با اره هستم . اره‌ای که برای بریدن درختان از آن استفاده می‌کنیم. من با اره او را به قطعات کوچک و بزرگ می برم .»

Peter Bouckaert of the New York-based HRW says the man has been identified as Abu Sakkar, a founder of the militant Farouq Brigade.

  اهل سنت  واقعی و متدینان  و برادران اهل سنت ایرانی  انزجار خود را از اینگونه اعمال غیر انسانی  اسلام تکفیری ابراز داشته و می دارند.

منبع.

هرکس بگوید زمین می چرخد کافر است.سایت بازتاب [ چهارشنبه دهم مرداد 1386 ] دکترعجم

http://www.shiayan.ir/entry/000156.php

http://baztab.com/news/72461.php

در همین رابطه:

فواید نوشیدن شاش شتر 

زنان عرب و فتوای مجمع فقهی (ازدواج یک ساعته مجاهد و مجاهدة) حلال طیب

فتوای علمای جهادی وهابی به جهاد در سوریه بروید و در همین دنیا با حوریان تونسی

logo

فتوای علمای جهادی وهابی به جهاد در سوریه بروید و در همین دنیا با حوریان تونسی

صدور فتوا موسوم به « ازدواج جهادی»  نکاح الجهادی

ادامه مطلب