Category: حقوقی

جمال عبدالناصر مشوق تغییر نام خلیج فارس نبود.

File:Cairo street.persian gulf.jpg

تابلو خیابان خلیج فارس در مرکز قاهره

جنگ تابلوها

نام خیابان وزرا  در اوایل انقلاب بعد از ترور انور سادات بدست خالد اسلامبولی که یک سلفی جهادی  اخوانی بود به این نام تغییر یافت و روابط دو کشور به این نام پیوند خورد. در سال ۲۰۰۱ قرار بود این خیابان تغییر نام دهد تا روابط دو کشور عادی شود.

موضوع نامگذاری یکی از خیابانهای تهران به نام خالد اسلامبولی که انورسادات رئیس جمهوری سابق مصر را به قتل رساند به عنوان یکی از موانع اصلی در راه بهبود روابط بین ایران و مصر نگریسته می شود.

مقامات مصری در سالهای اخیر بارها گفته اند که نمی توانند با کشوری مناسبات عادی دیپلماتیک داشته باشند که یکی از خیابانهای پایتخت خود را به اسم -به گفته آنها- یک تروریست نامگذاری کرده است.

شورای شهر تهران چند هفته پیش برای برطرف کردن نگرانی مقامات مصری تصمیم گرفت که نام این خیابان را تغییر بدهد.

آرامگاه محمد رضا پهلوی، شاه سابق ایران، در مصر قرار دارد و بعضی از عناصر محافظه کار گفته اند که اگر مصر نگران نامیده شدن خیابانی در تهران به اسم خالد اسلامبولی هستند، آنها باید در مورد وجود مقبره شاه سابق ایران در آن کشور نیز چاره ای بیندیشند.

File:Khaleej ajam.jpg

مهمترین سخنرانی جمال عبدالناصر و شاید انقلابی ترین سخنرانی تاریخ مصر سخنرانی روز اعلام ملی شدن کانال سوئز هست ناصر سه بار واژه الخلیج الفارسی را در اوج هیجانات انقلابی بیان می کنند و جمعیت میلیونی برایش دست می زنند.

علاوه بر نوار صوتی و ویدئویی سخنرانی مشهور جمال عبدالناصر روز اعلام ملی کردن سویز که صدها بار از رسانه های مصر پخش شده  جمله معروف ناصر  من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی بصورت یک سرود و ترانه انقلابی در آمده و بارها در صدای مصر و رادیو قاهره تا سال ۱۹۶۶  پخش شده است. 

در چند مقاله از جمله در مقاله معروفی که در کتاب درسی ادبیات سوم دبیرستان مصر که ۱۹۶۳ چاپ شده(کتاب المغنی ص ۶۱ ) نام خلیج فارس را بکار برده  است اینجا:…

parssea.orgAJAM

همچنین در تلگرافی حاوی شادباش‌های آغاز سال نو هجری است، از واژهٔ خلیج فارس نام برده‌است. این تلگراف به ابراهیم العریض از مقامات ارشد نظامی بحرین ارسال شده بود.

8683002165_f6ae6619c0_m

وی همچنین در سخنرانی‌هایش، دستکم ۸ مورد دیگر از الخلیج الفارسی نام برده و در کتاب درسی مصر مقاله ای از او که دوبار الخلیج الفارسی بکار برده است منتشر شده است

File:Iran streetCairo.jpg

……………….خطاب الرئیس جمال عبد الناصر فى عید الثوره الرابع من الإسکندریه “خطاب تأمیم قناه السویس” ٢۶/٧/١٩۵۶……….                                                                                        

 

– أیها المواطنون – هى المعرکه التى نسیر فیها.. هذه – أیها المواطنون – هى المعرکه التى نخوضها ‏الآن؛ معرکه ضد الاستعمار.. معرکه ضد أسالیب الاستعمار.. معرکه ضد وسائل الاستعمار.. معرکه ‏ضد إسرائیل صنیعه الاستعمار، التى خلقها الاستعمار لیقضى على قومیتنا کما قضى على فلسطین. قضوا ‏على فلسطین، وسندوا إسرائیل بالعصابات وقووا إسرائیل؛ حتى یقضوا علینا ویحولونا إلى دوله من ‏اللاجئین، وشجعوا إسرائیل؛ حتى تعلن على الملأ أن أرضها المقدسه تمتد من النیل إلى الفرات. نحن ‏نشعر بهذا الخطر، کلنا سندافع عن قومیتنا، کلنا سندافع عن عروبتنا، کلنا سنعمل؛ حتى یمتد الوطن ‏العربى من المحیط الأطلسى إلى الخلیج الفارسى.‏؟ ……………………………………… دا معناه إیه یا إخوانى؟ القومیه العربیه اشتعلت – زى ما قلت لکم – من المحیط الأطلسى إلى الخلیج ‏الفارسى، القومیه العربیه تشعر بوجودها، تشعر بکیانها، تشعر بقوتها، وتشعر بحقائق الحیاه.‏ ……………… ….بریطانیا – وهى تعلم هذا – جات فى یوم ١۵ مایو سنه ۴٨ وسابت العرب للصهیونیین، وهى تعلم أن الصهیونیین مسلحین وتسلیحهم قوى، وان العرب عزل من السلاح. ماذا کانت تهدف بریطانیا من هذا؟ بل ماذا کان یهدف الاستعمار؟ وماذا کانت تهدف أمریکا؛ اللى اعترفت بإسرائیل یوم ١۵ مایو، بعد دقیقه من إعلانها؟ کانوا یهدفوا حاجه واحده، یجب ان کل فرد فینا یعرفها ویعلمها لأولاده، القضاء على قومیتنا.. بیعتبروا ان احنا لنا قومیه تجمعنا من المحیط الأطلسى إلى الخلیج الفارسى، کلنا عرب بنتکلم لغه عربیه، هذه قوه یجب أن یعمل لها حساب، إذا استیقظت فستکون قوه دولیه کبرى، کیف السبیل إلى تلافى هذا فى المستقبل؟ ….. ………………. http://nasser.bibalex.org/Speeches/browser.aspx?SID=495

ناصر زمانی قدرت را بدست گرفت که برگشت به هویت قومی عربی در میان تحصیل کرده‌های عرب بسیار جذاب بود؛ و نهضت ملی شدن نفت ایران شدیداً او را تحت تأثیر قرار داده بود. اما برخلاف ادعاهای مطرح شده وی نخستین رهبر یک کشور عربی نبود که خلیج فارس را «خلیج العربی» خواند بلکه او تا اواسط دهه ۶۰ میلادی همچنان واژه خلیج فارس را بکار برده است و این ادعا در سلسله سخنرانی‌های او نیز قابل اثبات است. . برابر آنچه اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان صفحه ۲۰۸ (محمد عجم) از قول معاون وزارت خارجه ایران نقل کرده که :” این مطلب که ناصر دستور داد تا در تمام مدارس و ادارات مصر و در نقشه‌های چاپ آن کشور از نام «خلیج العربی» استفاده شود سند و صحت ندارد و او چنین دستوری نداده‌است.” بطوریکه امیر فعلی کویت صباح احمد جابر الصباح به من گفت (که در آن زمان وزیر فرهنگ، ارشاد و اخبار کویت بوده‌است)

” من دراجلاس سران اتحادیه عرب در قاهره شرکت داشتم(احتمالا ۶۴ یا ۱۹۶۳) و ناصر از خلیج فارسی حرف می‌زد به او گفتم چرا می‌گویی خلیج فارس؟، آنجا خلیج عربی است! ناصر از آن زمان به بعد بود که خلیج عربی بکار می‌برد”. صباح احمد جابر الصباح ادامه می‌دهد که البته واقعیت این است که خلیج فارس یک نام تاریخی است.”
روزنامه‌های مصری تا سال ۱۹۷۱ همچنان عبارت خلیج فارس را بطور متناوب بکار برده‌اند و اهرام انگلیسی همواره پرشن گلف را تا همین سالهای اخیر بکار برده‌است. رهبران ناسیونال و عبدالناصر در مصر عبارت خلیج فارس را بکار می‌بردند و ناصر در چندین سخنرانی مشهور و مقاله از جمله در مقالهٔ معروفی که در کتاب درسی ادبیات مصر چاپ شده (المغنی ص ۶۱) نام خلیج فارس را بکار برده بود. و همچنین در تلگرافی حاوی شادباش‌های آغاز سال نو هجری به ابراهیم العریض از مقامات ارشد نظامی بحرین، از واژهٔ خلیج فارس نام برده‌است.

وی همچنین در سخنرانی‌هایش، به دفعات زیاد از خلیج فارس نام برده‌است..همچنین وی در تعریف حدود دنیای عرب، که با شعار «من المحیط الاطلسی الی الخلیج الفارسی»، به معنای از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس، بیان می‌کرد، از نام خلیج فارس استفاده می‌کرد

ناصر  به دفعات زیاد از خلیج فارس نام برده است. 

یها المواطنون:

نحتفل الیوم باستقبال العید الخامس للثوره.. باستقبال السنه الخامسه للثوره، بعد أن قضینا أربع سنوات نکافح ونجاهد ونقاتل؛ ….

 

هذه – أیها المواطنون – هى المعرکه التى نسیر فیها.. هذه – أیها المواطنون – هى المعرکه التى نخوضها الآن؛ معرکه ضد الاستعمار.. معرکه ضد أسالیب الاستعمار.. معرکه ضد وسائل الاستعمار.. معرکه ضد إسرائیل صنیعه الاستعمار، التى خلقها الاستعمار لیقضى على قومیتنا کما قضى على فلسطین. قضوا على فلسطین، وسندوا إسرائیل بالعصابات وقووا إسرائیل؛ حتى یقضوا علینا ویحولونا إلى دوله من اللاجئین، وشجعوا إسرائیل؛ حتى تعلن على الملأ أن أرضها المقدسه تمتد من النیل إلى الفرات. نحن نشعر بهذا الخطر، کلنا سندافع عن قومیتنا، کلنا سندافع عن عروبتنا، کلنا سنعمل؛ حتى یمتد الوطن العربى من المحیط الأطلسى إلى الخلیج الفارسى.

IMG_3124

روز ملی خلیج فارس ۱۳۹۱ دانشگاه لعل نهرو دهلی

برابر مقاله  مرکز دایره المعارف  بزرگ  اسلامی:

بر اساس کتاب  اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان  عبدالناصر مشوق تغییر نام خلیج فارس نبود بلکه اولین رهبر عربی عبدالکریم قاسم بود که این بدعت را رایج کرد.

امروز ۶ مهرماه برابر است با درگذشت «جمال عبدالناصر» سیاستمدار برجسته و رئیس‏‌جمهوری پیشین مصر. این شخصیت سیاسی تاثیر بسیاری از اقدامات میهن‌پرستانه دکتر محمد مصدق گرفت و در گفتن صریح الهام گرفتن از وی ابایی نداشت.

جمال‌ عبدالناصر، از رهبران‌ مهم‌ مبارزات‌ سیاسی‌ ضد نظام‌ سلطانی‌ مصر و دومین‌ رئیس‌جمهوری‌ این‌ کشور و از پیشگامان‌ ملی‌گرایی‌ عرب‌ بود.

ناصر یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های سیاسی، هم در تاریخ مدرن اعراب و هم در کشورهای در حال توسعه سده بیستم به شمار می‌رود. او موفق به ملی‌کردن کانال سوئز شد و نقش محوری در تلاش‌های ضد امپریالیستی در جهان عرب و آفریقا داشت. ناصر همچنین در تاسیس جنبش عدم تعهد نقش کلیدی به عهده گرفت. سیاست‌های ملی‌گرایانه او که به «ناصریسم» مشهور است، هواداران زیادی در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در جهان عرب داشت.

 

استفاده جمال عبدالناصر از واژه «خلیج فارس » در یک نامه

در بیشتر کتاب‌هایی که درباره جمال عبدالناصر نوشته شده است آمده وی نخستین رهبر یک کشور عربی بود که خلیج فارس را «خلیج العربی» خواند اما برابر آنچه در کتاب «اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان» (نوشته محمد عجم با نظارت پیروز مجتهدزاده، محمدحسن گنجی ) در صفحه ۲۰۸ نوشته شده، از قول معاون وزارت خارجه ایران نقل کرده این مطلب که ناصر دستور داد تا در تمام مدارس و ادارات مصر و در نقشه‌های چاپ آن کشور از نام «خلیج العربی» استفاده شود سند و صحت ندارد و او چنین دستوری نداده‌ است.

«امیر فعلی کویت صباح احمد جابر الصباح به من گفت (که در آن زمان وزیر فرهنگ، ارشاد و اخبار کویت بوده ‌است) من در اجلاس سران اتحادیه عرب در قاهره شرکت داشتم (۱۹۶۳) و ناصر از خلیج فارسی حرف می‌زد به او گفتم چرا می‌گویی خلیج فارس؟، آنجا خلیج عربی است! ناصر از آن زمان به بعد خلیج عربی به کار می‌برد.» صباح احمد جابر الصباح ادامه می‌دهد که:

: البته واقعیت این است که خلیج فارس یک نام تاریخی است. روزنامه‌های مصری تا سال ۱۹۷۱ همچنان عبارت خلیج فارس را به‌طور متناوب به کار برده‌اند و نشریه «اهرام» انگلیسی همواره پرشن گلف را تا همین سال‌های اخیر به کار برده ‌است. رهبران ناسیونالسیت و عبدالناصر در مصر عبارت خلیج فارس را به کار می‌بردند و ناصر در چند مقاله از جمله در مقاله معروفی که در کتاب درسی ادبیات مصر چاپ شده (المغنی ص ۶۱) نام خلیج فارس را به کار برده بود. اولین رهبر عربی که واژه خلیج عربی بکار برد سرهنک عبدالکریم قاسم  رهبر کودتایی عراق بود.

 

تاثیرپذیری عبدالناصر از محمد مصدق

جمال عبدالناصر هیچ‌گاه پنهان نکرد که عقاید ملی‌گرایانه‌اش ریشه در تفکرات مردی دارد که چندسال پیش از قدرت گرفتن او در مصر، میلیون‌ها مصری در خیابان‌های قاهره به استقبالش آمده بودند. او در دوران حکومت خود بارها از محمد مصدق به نیکی یاد کرد  و به‌ فرمان‌ او، در تجلیل‌ از نخست‌وزیر ایران‌، خیابانی‌ را محمد مصدق‌ نامید. اقدامی که از تاثیر شگرف تحولات ایران بر مبارزات مردم مصر حکایت‌ها دارد.

File:MosadeghCairo.jpg

عبدالرضا هوشنگ‌ مهدوی در این رابطه می‌نویسد: ‌«یکی‌ از اقدامات‌ خطیر و جسورانه‌ ناصر ــ که‌ نام‌ وی‌ را نه‌ تنها در مصر بلکه‌ در جهان‌ عرب‌ و کشورهای‌ استعمارستیز پرآوازه‌ کرد ملی‌‌کردن‌ کانال‌ سوئز بود. به‌ اعتراف‌ خود او، اقدام‌ دکتر مصدق‌ در کوتاه‌‌کردن‌ دست‌ انگلیس‌ از صنعت‌ نفت‌ ایران‌، درس‌ بزرگی‌ برای‌ او بود.» (عبدالرضا هوشنگ‌ مهدوی،‌ سیاست‌ خارجی‌ ایران‌ در دوران‌ پهلوی‌ ۱۳۵۷ـ ۱۳۰۰ ، تهران‌ ۱۳۷۵ ش‌)

«گرچه‌ ملی‌ کردن‌ کانال‌ سوئز خسارت‌ سنگینی‌ به‌ مصر وارد آورد، اقدام‌ ناصر باعث‌ شد که‌ آوازه‌ او سراسر جهان‌ عرب‌ را فراگیرد. از بحران‌ سوئز به‌ بعد، ناصر مظهر نوعی‌ تفکر سیاسی‌ در جهان‌ شد که‌ آن‌ را ناصریسم‌ نامیده‌اند. مهم‌ترین‌ مؤلفه‌های‌ ناصریسم‌، ملی‌گرایی‌ عربی‌، سوسیالیسم‌ و جدایی‌ دین‌ از سیاست‌ است‌. از نظر ناصر، سوسیالیسم‌ عرب‌ بر وحدت‌ عرب‌ برتری‌ دارد و ابتدا باید در هریک‌ از کشورهای‌ عربی‌ یک‌ انقلاب‌ اجتماعی‌ صورت‌ بگیرد.» 

 ajamJNU

نهضت ملی شدن صنعت نفت و آثار آن

در کتاب «نفت ‌قدرت ‌و اصول» با ترجمه غلامحسین‌صالح‌یار درباره اثری که نهضت ملی شدن صنعت نفت در خارج از کشور ایران داشت، چنین می‌خوانیم: «نهضت ملی شدن صنعت نفت، علاوه بر آثاری که در داخل کشور بر جای گذاشت، سرآغاز حرکت‌های نوین ضداستعماری در خاورمیانه نیز گردید. ملی شدن کانال سوئز در مصر، انقلاب الجزایر و مراکش و بسیاری از جنبش‌های مردمی در خاورمیانه و آفریقا از ملی شدن نفت ایران تاثیر بسیار گرفتند و البته انگلستان نیز این موضوع را پیش‌بینی می‌کرد. مهرماه سال ۱۳۳۰، وقتی‌که مصدق از سفر پیروزمندانه خود به شورای امنیت سازمان ملل باز می‌گشت، در مصر توقف کرد. او در میان استقبال پرشور مردم مصر به قاهره رفت و طی پیامی گفت: «کانال سوئز متعلق به مصر است، همانطور که آبادان به ایران تعلق دارد! هیچکس حق ندارد به استناد قراردادهایی که زیر شرایط فشار و اختناق بسته شده، نسبت به آنها ادعای مالکیت بکند.» در این زمان سفارت انگلیس در قاهره به وزارت خارجه این کشور گزارش داده بود: «اگر وی موفق به ملی کردن نفت شود، کانال سوئز هدف بعدی خواهد بود.» [مصطفی ‌علم، نفت ‌قدرت ‌و اصول، ترجمه غلامحسین‌صالح‌یار، ص۳۱۱]

 

مصدق و تاثیرات وی بر جامعه مصر قبل از جمال عبدالناصر

 حسین‌ علیزاده‌  در کتاب “بررسی‌ تحلیلی‌ و توصیفی‌ تاریخ‌ روابط‌ ایران‌ و مصر (دو قدرت‌ منطقه‌ای‌ خاورمیانه‌)، تهران‌ ۱۳۸۴ ش‌؛ ص‌ ۶۶) در بررسی شرایط تاثیرات جامعه مصر پیش از به قدرت رسیدن جمال عبدالناصر می‌نویسد: «در حالی‌ که‌ مصر پس‌ از شکست‌ ۱۳۲۷ ش‌/۱۹۴۸ سال‌های‌ پرالتهابی‌ را سپری‌ می‌نمود، در ایران‌ ظهور محمدمصدق‌، نخست‌ وزیر ایران‌، توجه‌ همگان‌، از جمله‌ مردم‌ مصر، را به‌ خود جلب‌ کرده‌ بود. وی‌، در مقام‌ نخست‌وزیر ایران‌ و رهبر جنبش‌ ملی‌‌کردن‌ صنعت‌ نفت‌، توانسته‌ بود شاه‌ را از ایران‌ اخراج‌ و دست‌ دولت‌ انگلیس‌ را، با ملی‌‌کردن‌ صنعت‌ نفت‌ در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹/ ۲۰ مارس‌ ۱۹۵۱، از ثروت‌ ملی‌ ایران‌ کوتاه‌ کند. این‌ حوادث‌ تأثیر بسیاری‌ در تحولات‌ مصر و از جمله‌ در ناصر داشت‌. در سفر مصدق‌ به‌ قاهره‌ در ۲۹ آبان‌ ۱۳۳۰/ ۲۱ نوامبر ۱۹۵۱، در راه‌ بازگشت‌ از نیویورک‌، مردم‌ مصر به‌ گرمی‌ از او استقبال‌ کردند و به‌ وی‌ لقب‌ «زعیم‌ الشرق»‌ دادند. در کتاب “خلیج فارس نامی کهن و میراث فرهنگی بشریت نوشته دکتر محمد عجم ۱۳۸۳ انتشارات توپا،آمده است:

استقبال‌ بی‌نظیر از مصدق‌، پیامی‌ بود به‌ رهبران‌ مصر که‌ باید همچون‌ او دست‌ استعمار انگلیس‌ را از منافع‌ مصر، به‌ ویژه‌ کانال‌ سوئز، کوتاه‌ کنند؛ کاری‌ که‌ بعدها جمال‌ عبدالناصر آن‌ را انجام‌ داد و به‌ فرمان‌ او، در تجلیل‌ از نخست‌وزیر ایران‌، خیابانی‌ را محمد مصدق‌ نامیدند که‌ اینک‌ نیز به‌ همین‌ نام‌ است.»‌

 

در طول جنگ یوم کیپور میان مصر و اسرائیل، محمدرضا پهلوی، پادشاه وقت ایران کمک‌های مهمی را به ارتش مصر در مقابل ارتش اسرائیل به عمل آورد. مصر، برای سپاس‌گذاری از ایران، ۲ خیابان و ۲ میدان قاهره را به نام خیابان محمدرضا شاه پهلوی و خیابان ایران و میدان تهران و میدان فرح نام‌گذاری کرد. گویا نام پهلوی بعد توسط شهردار قاهره عوض شده است.

چند مقاله از جمله در مقاله معروفی که در کتاب درسی ادبیات مصر چاپ شده (المغنی ص ۶۱) نام خلیج فارس را به کار برده بود

 

 

مصدق پیر با پیژاما و تختخواب آهنی‌اش به صورت یک چهره تهدید آمیز درآمده بود

سفر دکتر مصدق به سرزمین مصر از نظر دولت انگلستان بدترین حادثه به شمار آید زیرا سیاستمداران بریتانیا ناآرامی‌های مصر را به طور مستقیم ناشی از اقدامات جسورانه دکتر مصدق می‌دانستند. «آنتونی ایدن» وزیر امور خارجه وقت انگلستان که در سال‌های بعد نخست‌وزیر بریتانیا شد، در خاطرات خود می‌نویسد: «مصر در پایان جنگ جهانی دوم کاملا آرام بود ولی حوادث اخیر ایران (ملی شدن صنعت نفت) آن کشور را آشفته و خروشان کرده بود و این آشفتگی از «شط العرب» تا «نیل» را در بر گرفته بود و مصدق پیر با پیژاما و تختخواب آهنی‌اش به صورت یک چهره جسور و تهدید آمیز درآمده بود، بدین ترتیب سفر مصدق به مصر در آن شرایط بحرانی اقدامی تهدیدآمیز علیه منافع انگلستان شمرده می‌شد.»

(این سفر مصدق به مصر در ۱۹ آبان ۱۳۳۰ به همراهی دکتر حسین فاطمی معاون سیاسی نخست وزیر، حسین نواب وزیرمختار ایران در هلند، و جمعی از اعضای کمیسیون مختلط نفت مانند دکتر متین دفتری که درجلسه شورای امنیت سازمان ملل حضورداشتند صورت گرفت.)

دکتر غلامحسین مصدق، فرزند دکتر محمد مصدق که در سفر آمریکا و مصر همراه پدرش بود در خاطرات خود می‌نویسد: «هزاران نفر از مردم مصر برای استقبال از پدرم در فرودگاه قاهره اجتماع کرده بودند و با شعار «یحیی مصدق، یحیی ایران» مصدق و هیأت ایرانی را خوش آمد می‌گفتند. به محض پیاده شدن پدرم از هواپیما مردم هلهله‌زنان او را از زمین بلند کردند و در یک چشم به هم زدن او را روی دست به طرف اتومبیل بردند.»

 

عبدالناصر: ایران در ملی کردن نفت خود پیشکسوت همه کشورهای خاورمیانه بود

در کنفرانس «دالس» که بعدها در مخالفت با ملی‌کردن کانال سوئز صورت گرفت، ‌وزیر خارجه آمریکا ضمن مخالفت با ملی‌کردن کانال سوئز، طرحی را ارائه کرد که به موجب آن، اداره کانال توسط یک سازمان غیرسیاسی- بین‌المللی انجام می‌شد و به این ترتیب اداره کانال از کنترل مصر خارج می‌شد. قرار شد این طرح توسط یک هیات ۵ نفره برای ناصر تشریح شود. به همین منظور کمیته‌ای به ریاست رابرت منزیس، نخست‌وزیر استرالیا و عضویت لوی هندرسن نماینده وزیر خارجه آمریکا، اوستن اوندن وزیر خارجه سوئد، دکتر علیقلی اردلان وزیر امور خارجه ایران و آتو آکلولوهاپت ولد وزیر خارجه اتیوپی مامور ملاقات با ناصر در قاهره و ابلاغ نتایج کنفرانس لندن شدند. هیات مذکور در سوم سپتامبر ۱۹۵۶ اولین دیدار خود را با ناصر انجام داد. عبدالناصر در آن زمان این طرح را رد کرد و وزیر امور خارجه ایران گفت: «من تعجب می‌کنم که شما چرا عضویت این هیات را پذیرفته‌اید که مخالفان ملی شدن کانال برای انصراف من اعزام داشته‌اند؟ مگر من کاری غیر از آنچه ایرانیان پنج سال پیش در مورد ملی کردن نفت خود کردند، انجام داده‌ام؟ کشور شما که در ملی کردن نفت خود پیشکسوت همه کشورهای خاورمیانه بوده است.» (مقاله بحران کانال سوئز «جنگ ۱۹۵۶ بین اعراب و اسراییل» و سیاست ایران در قبال آن / عباس قاسمی)

http://www.cgie.org.ir/fa/news/25184

دیدگاه روشنفکران  و علمای مذهبی عرب در مورد نام خلیج فارس 

dr-ajam

دکتر محمد عجم

تا اوایل دهه ۶۰ میلادی اثری از پسوند عربی برای خلیج فارس وجود نداشت.

حتی جمال عبدالناصر در سخنرانی ها و مقالات خود خلیج فارس را بکار می برد..

نوار سخنرانی‌های ناصر و جملات معروف او ویدیو در یوتیوب هست (العالم العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی) .

بنا بر اعتراف مفتی سنی مذهب یوسف قرضاوی در تلویزیون الجزیره برنامه شاهد علی العصر ۱۳۸۶ می گوید:

“عبارت: “”جهان اسلام از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس “” را سید قطب در سخنرانی هایش مطرح میکرد اما بعد جمال عبدالناصرآنرا تغییر داد به “جهان عرب از اقیانوس هند تا خلیج فارس” تا قومیت عربی را بجای اسلام مطرح کند. قرضاوی سپس توضیح می دهد که عبارت خلیج عربی آن زمان  هنوز نبود “.

سخنرانی‌های سید قطب: جمله معروف او (العالم الإسلامی من المحیط الاطلسی الی الخلیج الفارسی ۱۹۴۶)،

حسن‌البنا همان بگونه دیگری ایتن مطلب را در سخنرانی خود بارها اعلام کرده است. اما حسن البنا در مورد قومیت عربی می گوید قومیت عربی یعنی زبان  عربی و اسلام   . فقط زبان عربی قومیت عربی را نمی سازد.:”التمسک بالعروبه والقومیه العربیه یجعل مصر أمهً تمتد جذورها من الخلیج الفارسی إلى المحیط الأطلسی، وبذلک تعلم أن هذه الشعوب الممتده من خلیج فارس إلى طنجه ومراکش على المحیط الأطلسی ” به نقل از وب سایت اخوان و دیدگاه اخوان المسلمین در مورد قومیت عربی .

فکتب الإمام “البنا“: “مِصر عربیه، فلیتق الله المفرِّقون للکلمه”، ونفى تلک الفکره، وأکد عروبه مصر، وحذَّر من سلخ مصر عن العروبه، مبینًا خطأ الفکره الأخرى تاریخیًّا؛ لأن التاریخ یحدثنا بوحده الدماء واللغات بین سکان جزیره العرب وسکان وادی النیل فی القدیم والحدیث، وبیَّن خطأَها اجتماعیًّا؛ لأن الأمه تتکون قومیتها من لغتها ودینها وعاداتها وثقافتها، وکل ذلک یُثبت أن مصرَ عربیه، وکذا من الناحیه القومیه المصریه؛ إذ إن التمسک بالعروبه والقومیه العربیه یجعل مصر

أمهً تمتد جذورها من الخلیج الفارسی إلى المحیط الأطلسی، وأنه لا یَکره مصری أن تُشاطره الشعوب العربیه شعورَه وآماله وأفراحه.

ویُضیف الإمام “البنا“: “ومِنْ أروَع المعانی فی هذه السبیل ما حدَّد به رسول الله- صلى الله علیه وسلم– معنى العروبه؛ إذ فسرها بأنها اللِّسان والإسلام،

وبذلک تعلم أن هذه الشعوب الممتده من خلیج فارس إلى طنجه ومراکش على المحیط الأطلسی کلها عربیه تجمعها العقیده، ویوحد بینها اللسان، ونحن نعتقد أننا حین نعمل للعروبه نعمل للإسلام ولخیر العالم کله.

شیخ شلتوک نیز همان عبارت سید قطب را بکار برده است.

و بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی عرب در مورد نام خلیج فارس سندهای زنده‌ای از حقانیت این نام است. اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان همچنین نظر روشنفکران عرب مانند پروفسور عبدالهادی التازی، احمد الصراف، محمد عابد الجابری، عبدالله بن کیران (نخست وزیر فعلی مراکش)،عبدالمنعم سعید،عبدالخالق الجنبی و تنی چند از نویسندگان مشهور عرب و چند تن از رهبران دینی از جمله قرضاوی در مورد اصالت نام خلیج فارس و نداشتن توجیه برای تغییر نام خلیج فارس آورده است.. گفتنی است که از رهبران عربی، شیوخ، امیران عرب از جمله امیر کویت، پادشاه عربستان، بصره، نویسندگان و شعرای عرب اهواز و سوسنگرد مکاتباتی هست که در آنهاخلیج فارس و بحر عجم بکار برده‌اند نمونه‌ای از اسناد ضمیمه کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان است. نمونه‌های زیر:

عبدالمنعم سعید در مجله شرق نامه مصر ۹/۱۲/۲۰۰۲ :”برای من هیچ تعجبی نداشت که در همه نقشه‌ها که دوستان و دشمنان ایران اعم از اعراب و یونانیها تهیه کرده‌اند همگی آنها نام خلیج فارس را در بر دارد. هیچ نقشه تاریخی در شرق و یا در غرب و در هیچ کجای جهان با نام خلیج عربی وجود ندارد و بنابر این تغییر این نام به خلیج و یا خلیج عربی و یا هر نام دیگری برخورد غیر منطقی و غیر حکیمانه با حقایق تاریخی و جغرافیایی است.”

پروفسور عبدالهادی التازی سیاستمدار و پژوهشگر معروف عرب و عضو آکادمی پادشاهی مراکش و رئیس چند دوره “گروه نامهای جغرافی کشورهای اتحادیه عرب”: حقیقتاً من هیچ منبع تاریخی را ندیدم که آبراه جنوب ایران را خلیج عربی نامیده باشد اعراب قبل و بعد از اسلام همیشه این آبراه را بحر فارس بحر العجم و یا خلیج فارس نامیده‌اند من خودم نقشه سفرهای ابن بطوطه را در کتابم ترسیم کرده‌ام و مطابق سفرنامه اسم خلیج فارس را در جای خودش آورده‌ام.

مجله ماهنامه اهرام در شماره ۲۱۹ اگوست ۲۰۰۱ سرلشکر مجدی عمر معاون اول سابق شورای دفاع ملی مصر:” نسل من بخاطر دارد که ما در ایام مدرسه در کتب و نقشه‌ها با عبارت” خلیج فارس” سر و کار داشتیم ولی بعد از مدتی به آن خلیج عربی اطلاق کردیم. این غیر منطقی، رزالت و پستی است. اینکه چند کشور عربی در اطراف آن باشند دلیل نمی‌شود که نامی تاریخی را تغییر دهیم.

عبدالخالق الجنبی، پژوهشگر تاریخ و باستان شناسی و استاد دانشگاه در عربستان سعودی در مصاحبه با شبکه فرانس ۲۴”:

نام خلیج فارس از دوره اسکند مقدونی و از طریق آثار مکتوب به مارسیده و حتی مورخان عرب هم همین نام را بکار برده‌اند و در معاهدات حکام خلیج با بریتانیا نیز همین نام بکار رفته و تا زمان جمال عبدالناصر هیچ تغییری در کاربرد نام خلیج فارس ایجاد نشده کما اینکه خود ناصر هم در ابتدا می‌گفت: “نحن أمه واحده من المحیط الأطلسی إلی الخلیج الفارسی”. اما اینکه بعضی ادعا کرده‌اند که رومی‌ها (مانند پلینی) خلیج عربی بکار برده‌اند ابدا صحت نداردخلیج عربی نامی است که رومی‌ها به دریای سرخ داده‌اند.”

علی مبارک، در کتابش بنام” الخطط التوفیقیه الجدیده لمصر والقاهره، المطبعه الامیریه، بولاق ۱۳۰۶ه همه جا خلیج فارس بکار برده است.

جمال الدین الشیال، در کتاب” تاریخ مصر الاسلامیه، دائرهالمعارف، القاهره ۲۰۰۰، ج۱/ص ۱۵۲ واژه خلیج فارس را بکار گرفته است.

عمر فروخ، در آثارش از واژهٔ الخلیج الفارسی یا بحر الفارسی استفاده کرده است.

در پایتخت کشور الجزایر ومرکز شهرالجزیره در موازات اتوبان AutoRout d’l Est یک خیابان بنام الخلیج الفارسی وجود دارد. خیابان‌های فرعی البیرونی – خیابان فارس- خیابان بندرعباس از این خیابان جدامی شوند.

در مرکز شهر قاهره خیابانی بنام خلیج فارس وجود داشته که علی رغم تغییر نام هنوز تابلوهای قدیمی آن وجو دارد.

ج ۲-

ونشرت هذه الوثیقه للمره الثانیه فی کتاب دراسی مصری للصف الثالث الثانوی “المغنی” وهو کتاب فی النصوص والأدب والنقد والبلاغه. ۱۹۶۳

.متن کامل پیاده شده سخنرانی جمال عبدالناصر   الخلیج الفارسی ……………….خطاب الرئیس جمال عبد الناصر فى عید الثوره الرابع من الإسکندریه “خطاب تأمیم قناه السویس” ٢۶/٧/١٩۵۶……

نمونه دیگر ی از هزاران سند عربی برای نام خلیج فارس .
نامه ای با دست خط عبدالعزیز بنیانگذار دولت سعودی عربستان در سال ۱۳۴۷ ق اولین بار واژه خلیج عربی در سال ۱۹۵۸ در مکتوبات عربی وارد شدpersian-gulfalkhaleejalfars

مختصات جغرافیای تنگه هرمز پیشنهاد ساخت کانال راهبردی هرمز

 مختصات جغرافیای تنگه هرمز

بدون شک تنگه راهبردی هرمز از مهم ترین تنگه های بین المللی محسوب میشود که در ردیف حیاتی ترین تنگه های عبور و مرور جهان شناخته شده است . بیش از 100 تنگه میان اقیانوس و آبراه در جهان وجود دارد که عرض آنها کمتر از 40 کیلومتر (25 مایل) می باشد ، چنانچه امکان رتبه بندی این آبراه ها بر اساس تعداد کشتی ها، قطب اقتصادی ، آسیب پذیری جغرافیایی و استفاده نظامی وجود داشته باشد اهمیت 4 تنگه ای که بسان دروازه های خاورمیانه و شمال آفریقا عمل میکنند میتوان به چنین تنگه هایی اشاره نمود :

Rashtrapati palace W

تنگه هرمز در جنوب ایران ، باریکه دریایی خمیده شکلی است که فلات ایران را از شبه جزیره عربستان جدا می‌کند و آب‌های خلیج‌فارس را به دریای مکران (عمان) و اقیانوس هند پیوند می‌دهد.

این تنگه یک فرورفتگی از دوره سوم زمین‌شناسی است که ادامه رشته کوه‌های جنوبی ایران به شبه جزیره مُسَنْدَم را قطع می‌کند.برای تعیین درازای تنگه هرمز معیار ویژه‌ای وجود ندارد؛ شاید بهترین معیار، مرز دریایی تعیین شده میان ایران و عمان باشد. طول این خط مرزی 1/202 کیلومتر (8/124 مایل دریایی) است.

طولانی‌ترین فاصله تنگه هرمز 84 کیلومتر (از کرانه‌های بندرعباس در شمال تا شمالی‌ترین نقطه کرانه‌های مسندم در جنوب)، کوتاه‌ترین آن (میان جزیره ایرانی لارَک در شمال و جزیره عمانیِ‌السلامه ــ که نام دیگر آن قوئین بزرگ است ــ در جنوب) 6/33 کیلومتر برآورد شده است.

کف دریا در تنگه هرمز شیب نسبتاً تندی در جهت شمالی ـ جنوبی دارد. با به کارگیری نفتکش‌های سنگین در دهه‌های اخیر، عبور و مرور این نفتکش‌ها به ژرف‌ترین بخش تنگه‌هرمز در نزدیکی کرانه‌های مسندم منحصر شد. تا سال 1358 راه کشتی‌های نفتکش در تنگه‌ هرمز، از میان جزیره قوئین کوچک و کرانه‌های صخره‌ای جزیره مسندم می‌گذشت.

در این سال، دولت عمان به سازمان مشاوره دریایی بین‌المللی (ایمکو) اعلام کرد که نمی‌تواند سلامت کشتی‌هایی را که از میان صخره‌های جزیره قوئین کوچک و صخره‌های جزیره مسندم عبور می‌کنند، تضمین کند و خواست تا مسیر کشتیرانیِ شمال جزیره السلامه تا مرزهای دریایی با ایران را به رسمیت بشناسد.

از آن تاریخ 2 مسیر دریایی برای عبور نفتکش‌ها در شمال و جنوب و به موازات هم در میان جزایر قوئین (قوئین بزرگ و قوئین کوچک) و مرزهای ایران و عمان در نظر گرفته شد. تنگه هرمز آبراهی است بین استان هرمزگان  ایران و  استان مسندم عمان که دریای عمان را به خلیج فارس می‌پیوندد. این گذرگاه یکی از  راهبردی‌ترین  مسیرهای  بین‌المللی  کشتیرانی در جهان  به شمار می‌آید.

طول این آبراه ۱۵۸ کیلومتر و عرض ان از بندرعباس تا راس شوریط در عمان بین ۵۶ تا ۱۸۰ کیلومتر می‌باشد.

ژرفای تنگه هرمز از خلیج فارس بیشتر است و به دلیل شیب تند کف آن از قسمت شمال به جنوب متغیر است، به طوری که نزدیکی جزیره لارک، در حدود ۳۶ متر و در ساحل جنوبی و در نزدیکی شبه جزیره مسندم به بیش از ۱۰۰ متر می‌رسد. در حالی که حداکثر عمق آب در خلیج فارس ۹۰ متر است.[۳] قوس آن، رو به شمال و به طرف درون فلات ایران قرار دارد و در نتیجه بیشترین خط ساحلی آن در راستای کرانه‌های ایران قرار گرفته‌است.

پیشنهاد ساخت کانال راهبردی هرمز

ایران و عمان به لحاظ اشتراکات تاریخی و مذهبی و همچنین به لحاظ وجود مرزهای مشترک آبی، روابط مناسبی با یکدیگر در طول چند دهه اخیر داشته اند‎. در بعد اقتصادی، کمیسیون‌های همکاری و بازارهای اقتصادی مشترک دو کشور فعالند و زمینه‌های توسعه فعالیت‌های صنعتی‎، تجاری و خدماتی فی مابین را تسهیل می‌کنند،

 اما متاسفانه به دلیل فشارهای بین المللی جهت کاهش روابط کشورهای شبه جزیره با ایران و همچنین جبهه گیری برخی کشورهای تحت سلطه عربی هنوز دو کشور ایران و عمان نتوانستند اند از همه ظرفیتهای عظیم خود جهت توسعه اقتصادی کشورهایشان استفاده کنند‎.

جمهوری اسلامی ایران سومین شریک تجاری سلطان نشین عمان در زمینه جذب صادرات این کشور است، به طوری که در حدود 8% کل صادرات عمان به ایران ارسال می‌شود. باتوجه به طرح های بلندمدت دو کشور ایران و عمان در جهت کاهش وابستگی اقتصادی دو کشور به فروش نفت، ضرورت ارتقای صادرات غیرنفتی نیز هر روز محسوس تر میشود و عمان نیز در افق 2020 خود باید 40% از وابستگی نفتی خود را کاهش بدهد. بديهي است تحقق اين امر منوط به موفقيت ایران و عمان در شكوفائي ساير منابع درآمد ملي، رونق و سهولت ترانزیت کالا، کاهش خام فروشی مواد نفتی و تبدیل آن به قطعات مورد نیاز کشورها، بهره برداري از امكانات معدني، راه اندازي و توسعه بنادر كانتينري بويژه بنادر جنوب ایران و شمال عمان و توسعه و رونق صنعت گردشگري مي باشد كه باید هرچه سریع تر مورد اهتمام ويژه دولتهای طرفین واقع گردد.

عمان کشوری است تاریخی در شرق شبه‌جزیره عربستان و جنوب دریای عمان که سالیان درازی بخشی از حوزه سرزمینی ایران بشمار میرفته و حاکمان آن نیز از سوی فرمانروایان ایران تعیین می شده است. نام این کشور نیز ریشه ای ایرانی دارد و برگرفته از مگان یا مازون می باشد. مرزهای این کشور از شرق و جنوب شرق به اقیانوس هند، از شمال غرب به امارات متحده عربی و از جنوب غرب به یمن محدود می باشد و از شمال با تنگه استراتژیک هرمز و آبهای کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران همسایگی دارد.

پایتخت این کشور مسقط و مشتمل برچهار استان مسقط، مسندم، ظفار و بریمی می باشد. همچنین پنج منطقه باطنه، ظاهره، داخلیه، شرقیه و وسطی در تقسیمات کشوری عمان به چشم می خورد. این کشور با مساحتی بالغ بر 500309 کیلومتر مربع ترکیب جمعیتی بیش از ۲۵۷۷۰۰۰ نفر را در خود جای داده است.

یکی از مشکلات عمده عمان دو تکه بودن این کشور است که امارات متحده عربی آن را به صورت دو واحد جغرافيايي مجزا از هم تشکيل داده است، اما با اینهمه دولت عمان ساحل جنوبي تنگه هرمز را در کنترل خود دارد. اين گسستگي ارضي در سرزمين عمان، باعث شده است که عمان از حيث کنترل سرزميني و نيز عمليات نظامي و کنترل منطقه ي تنگه هرمز، دچار مشکلات باشد؛ زيرا بخش شمالي عمان، يعني شبه جزيره المسندم که در انتهاي شبه جزيره رئوس الجبال واقع شده، به صورت منطقه اي کوچک و منزوی، با سواحل باريک همراه با ترکيبي از جزاير و شبه جزاير کوچک درآمده است و اين وضع، همراه با جدايي آن از پيکر کشور عمان، رعايت اصل تمرکز قوا را به خصوص در نيروي زميني برايش ناممکن مي سازد. همچنین به دلیل مسئله ذکر شده وضعیت اقتصادی و سیاسی بخش راس المسندم در شرایط نامطلوبی قرار گرفته است. باتوجه به جایگاه دو کشور ایران و عمان که در منطقه‌ استراتژیک خلیج فارس و در دو سوی تنگه ای راهبردی قرار گرفته اند و بخش اعظم انرژی جهان از این منطقه عبور می‌کند، طرح ساخت کانالی جهت اتصال سرزمین ایران و شبه جزیره عربستان و به ویژه با کشور عمان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و ساخت کانال راهبردی هرمز میتواند تحولات چشمگیری در اقتصاد و امنیت تنگه هرمز ایجاد نماید. طول این کانال در حدود 50-60 کیلیومتر می باشد و در عمق حدودا 90 متری کف خلیج فارس (تنگه هرمز) میتواند ساخته شود. این طرح در خوشبینانه ترین حالت همگرایی مثبت اقتصادی و سیاسی و امنیتی را فی مابین شبه جزیره عربستان و فلات ایران ایجاد میکند و بدبینانه ترین حالت میتواند موازنه قدرت سیاسی و اقتصادی را به نفع دو کشور مشترک المنافع ایران و عمان تغییر دهد. این طرح بدون تردید اقدامی سازنده و اجرایی می باشد که نیازمند همتی عظیم جهت ایجاد توافق سیاسی، اقتصادی اولیه بین ایران و عمان می باشد. برای آشنایی با کانالی مشابه کانال هرمز (ایران – عمان) میتوان به تاریخچه کانال مانش بین فرانسه و انگلیس اشاره کرد که موجب اتصال انگلستان به اروپا گردید و تحولات اقتصادی و سیاسی مهمی را در این دو کشور رقم زد:

کانال مانش تونلی 50 کیلومتری است که زیر بستر دریای مانش حفر شده و منطقه کنت در انگلیس را به منطقه کاله در فرانسه متصل می‌کند. این تونل که انجمن مهندسان عمران آمریکا آن را یکی از عجایب هفتگانه دنیای مدرن نامیده است دارای دو خط ریلی و یک تونل جانبی برای خودروها است.

انگلستان جزیره‌ای در غرب اروپاست و مابین این جزیره و سرزمین ماد اروپا کانال مانش قرار دارد. این فاصله، انگلیسی‌ها را هزاران سال است که از اروپا جدا نگه داشته بود که کانال مانش این فاصله را برای همیشه برداشت. در سال ۱۹۶۰ گروه تحقیقات کانال مانش طرحی ارائه کرد که تونل فعلی کانال مانش، که به آن چانل می گویند (چانل ترکیب دو اسم channel Tunnel است) برمبنای آن طراحی و ساخته شده است.

این طرح هم در سال ۱۹۷۵ به دلیل مشکلات مالی عملی نشد. در سال ۱۹۸۴ دولت‌های فرانسه و انگلیس از تمام شرکت‌های مهندسی دو کشور درخواست کردند طرح‌های خود برای ایجاد تونل را ارائه دهند و بالاخره در سال ۱۹۸۶ یکی از طرح‌های پیشنهادی که به طرح سال ۱۹۶۰ بسیار نزدیک بود از سوی دو دولت پذیرفته شد. در طرح نهایی، تونل، کاله در فرانسه را به فولکستون در انگلستان متصل می‌کرد و ۴۰ متر زیر سطح دریا ایجاد می‌شد. پانزده هزار نفر طی ۷ سال، کار کندن تونل را انجام دادند و تمام مراحل ساخت بر عهده کنسرسیومی بین المللی متشکل از ده شرکت مهندسی و پنج بانک بود. برای حفر چنین تونل عظیمی، مهندسان از ماشین های حفر تونل (TBM) بسیار عظیمی استفاده می‌کردند و پس از آن دیواره‌های نرم آن را با بتونی مخصوص می‌پوشاندند. در حدود ۴ میلیون مترمکعب خاک استحصال شده که از جنس گچ بود در بخش انگلیسی استخراج شد. این خاک در ساحل فولکستون انگلستان در دریا ریخته شد و تقریبا زمینی به مساحت ۳۶۰ هزار متر مربع در دل دریا ایجاد کرد. امروزه از خاک حاصل از کندن تونل مانش، پارکی بزرگی احداث شده است که موجب جذب میلیون ها گردشگر در سال می شود و به اقتصاد انگلیس رونق داده است.

 به طور کلی می‌توان گفت ۸ میلیون متر مکعب خاک از تونل با سرعت میانگین ۲۴۰۰ تن در ساعت استخراج شده است. تونل کانال در واقع از سه تونل موازی متشکل شده است؛ دو تونل ریلی که قطارها در امتداد آنها از شمال به جنوب و بالعکس حرکت می‌کنند و یک تونل کوچک به عنوان تونل دسترسی. تونل دسترسی که خودروهای باریک تایردار در آن حرکت می‌کنند، در هر ۳۷۵ متر به دو تونل اصلی متصل شده است.

هدف از ایجاد این تونل استفاده از آن به عنوان راه خروج اضطراری است. در فواصل معینی هم ترن‌ها می‌توانند مسیر خود را تغییر دهند و به تونل دیگر بروند. احداث تونل از دو سوی کانال به صورت همزمان شروع شد و قرار بود انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها در نقطه‌ای خاص و در زمان معینی به یکدیگر برسند اما اینکه آنها چگونه به نقطه معین خواهند رسید، مسئله بسیار مهم مهندسی بود و در واقع بزرگ ترین چالش طراحی به شمار می‌رفت. چون در اعماق زمین به هیچ وجه نمی توان مسیر تونل را با استفاده از نشانه های جغرافیایی مشخص کرد. از این رو مهندسان پروژه مجبور به استفاده از سیستم‌های پیشرفته ناوبری شدند؛ سیستم هایی نظیر جی پی اس (سیستم مکان یاب جهانی)، سیستم هدایت لیزری و البته درکنار آنها سیستم‌های یکپارچه رایانه‌ای. با این حال خط مرکز تونل‌ها در جایی که باید، به هم نرسیدند و ۳۵۸ میلی متر اختلاف افقی و ۵۸ میلی متر اختلاف عمودی داشتند.

در نهایت این دو تونل در تاریخ اول دسامبر ۱۹۹۰ به یکدیگر رسیدند و برای اولین بار پس از عصر یخبندان (۸۵۰۰ سال پیش) این امکان به وجود آمد که انسان بر روی دو پا از انگلیس به قاره مادر برود. این پروژه هنگام اجرای آن با صرف ۲۱ میلیارد پوند پرهزینه‌ترین طرح مهندسی تاریخ به شمار می‌رفت به گونه‌ای که هزینه اجرای آن ۷ بار بیشتر از هزینه اجرایی پل گلدن گیت (یکی از عجایب هفته گانه دنیای مدرن) بیشتر بود. بیشتر ماشین‌های حفر تونلی که در این پروژه مورد استفاده قرار گرفتند دو برابر یک زمین فوتبال درازا داشتند و قادر بودند روزی ۲۵۰ فوت تونل حفر کنند. با این حال حفر تونل ۶ سال طول کشید و قرار بود انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها در نقطه‌ای مشترک به هم برسند که انگلیسی‌ها موفق شدند سریع تر به نقطه موردنظر برسند.

پروژه عظیم ساخت کانال هرمز نیز میتواند بزرگترین پروژه سازندگی در تاریخ خاورمیانه ای باشد که همیشه به دلیل سیاست های استعماری غرب و وجود حاکمان تحت سلطه منابع انرژی آن غارت و حاکمیت مردمی آن به چالش کشیده شده است، بشمار آید و به همین دلیل می تواند برگ زرینی را در تاریخ  جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین المللی ثبت کند. برای تامین منابع مالی، مهندسی و انسانی این پروژه نیز میتوان از ظرفیت های عظیم داخلی و به ویژه قرارگاه سازندگی خاتم النبیا و همچنین در صورت نیاز استفاده از شرکتهای عظیم بین المللی و چینی با تاسیس کنسرسیوم های مشترک استفاده کرد و چشم انداز روشنی را در جهت شکوفایی اقتصادی و ارتقای سطح امنیتی و سیاسی کشورهای هر دو سوی خلیج فارس تضمین کرد.

کارشناس مرکز مطالعات خلیج فارس آقای سید داوود طباطبایی نخستین پیشنهاد دهنده انحصاری این طرح ملی و کلان بشمار می آید و اعضای این مرکز امیدوارند با جلب نظر مثبت مسئولین بلندپایه دو کشور ایران و عمان موجبات ارتقای چشمگیر اقتصادی، سیاسی و امنیتی منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز را رقم بزنند. برخی از مزایای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و استراتژیکی ساخت کانال هرمز جهت تبیین هرچه بیشتر اهمیت آن به شرح زیر می باشد:

1.  پیوستگی زمینی فلات ایران و شبه جزیره عربستان برای اولین بار در طول تاریخ.

2.  استقرار همگرایی مستمر سیاسی و امنیتی فی مابین دو کشور مشترک المنافع ایران و عمان.

3.  تردد امن و ارزان قیمت مردم منطقه، بازرگانان و گردشگران میان ایران، عمان و امارات عربی.

4.  ارتقای پایگاههای نظامی و دفاعی ایران و عمان و تسهیل در انعقاد قراردادهای نظامی و دفاعی جهت تثبیت هرچه بیشتر امنیت تنگه هرمز در دو سوی کانال.

5.  ارتقای سطح سیاسی، مهندسی، گردشگری و مالی جمهوری اسلامی ایران.

6. عقد پیمان نامه مشترک دفاعی جهت برگزاری مانورهای دریایی سالیانه ایران و عمان.

7.  دریافت مالیات از تردد خودروهای ترانزیتی بین کشورهای شمالی و جنوبی.

8.  ترانزیت و صادرات ارزان قیمت زمینی کالا میان کشورهای ایران، عمان، امارات، عربستان و…

9.  ترانزیت زمینی کالا از عمان و شبه جزیره عربستان به آسیای میانه، افغانستان، چین، پاکستان و روسیه.

10.  ایجاد شغل داخلی و کاهش سطح بیکاری به صورت مستقیم و غیر مستقیم برای هر دو کشور.

11.  تثبیت هرچه بیشتر نام خلیج فارس در عرصه بین المللی و ارتقای نام جمهوری اسلامی ایران در جهان.

12.  رونق تجاری و دریایی منطقه راس المسندم که امروزه منطقه ای تقریبا غیرمسکونی برای عمان است.

13.  به انفعال کشاندن کشورهای معاند با ایران و کاهش اعتبار پروژه ایران هراسی در منطقه و جهان.

14.  ایجاد مکانهای توریستی در زیر دریا (کنار کانال) جهت جذب میلیونها گردشگر خارجی که منافع حاصل از آن متعلق به دو کشور ایران و عمان باشد.

بزرگترین پل های ساخته شده در طول تاریخ به شرح ذیل می باشند.

1.  داني يانگ- كانشان گراندبريج،‌ چين

چيني‌ها قطب جديد مهندسي در جهان هستند. آن‌ها در سال‌هاي اخير شماري از بزرگ‌ترين و طولاني‌ترين پل‌هاي جهان را ساخته‌اند و حالا در ميان 15 پل طولاني جهان 11 پل در چين واقع است.

در ميان 5 پل طولاني جهان 3 تا از‌ آن‌ها در مسير قطارهاي مافوق سريع مسير پكن- شانگهاي واقع است. اين مسير كه سالانه 80ميليون نفر در آن تردد مي‌كنند با بودجه 33ميليارد دلاري ساخته شده است.

پل داني‌يانگ- كانشان در آغاز سال 2011  افتتاح شد و با طول بيشتر از 165 كيلومتري خود طولاني‌ترين پل جهان شد.

طبيعي است كه امكان حركت با پاي پياده روي اين پل وجود نداشته باشد اما گذر از آن با قطار مافوق سريع كه با سرعت 300 كيلومتر در ساعت حركت مي‌كند بسيار لذت‌بخش است. حالا و به لطف مسير جديد و قطارهاي مافوق سريع مسير پكن- شانگهاي كه قبلا 11 ساعت به طول انجاميد 5 ساعته طي مي‌شود.

 

2.  پل آكاشي كايكو (يا پل مرواريد)، ژاپن

زماني كه اين پل در حال ساخت بود، بسياري از افراد آن را غيرممكن مي‌دانستند و حتي برخي مهندسان معتقد بودند كه در نهايت ساخت اين پول ممكن نخواهد شد، اما ژاپني‌ها طرح روياپردازانه خود را عملي كردند.

پل آكاشي كايكو در واقع بزرگ‌ترين پل معلق جهان است. طول اين پل 4 كيلومتر و 300 متر است، ولي اين پل فقط 2 پايه دارد، در واقع 2 قطعه هر كدام به طول هزارو 100 متر و يك قطعه به طول 2هزار و 100 متر در هوا معلق هستند. اين نكته پل آكاشي كايكو را به معجزه‌اي در علم «معماري» بدل كرده است.

پل آكاشي كايكو شهر بندري مشهور كوبه را به جزيره آواجي مركز صيد مرواريد ژاپن كه در كل تاريخ ژاپن به نام دروازه مرواريد شهرت داشته وصل مي‌كند (علت لقب اين پل هم همين است). اين پل كه در سال 1998 تكميل شد ويژگي‌هاي منحصر به فردي دارد، مثلا در مقابل بادهايي با سرعت 250 كيلومتر در ساعت و همچنين زمين‌لرزه‌هايي به قدرت 5/8 ريشتر مقاومت مي‌كند.

 

 

3. پل ارساند (تنگه دانمارک و سوئد)

 این پل بالغ بر 25000 فوت طول و 669 فوت ارتفاع دارد. پل كابلی ارساند برای اتصال دانمارك به سوئد در سال 2000 افتتاح شد، كل پل كه 82000 تن وزن دارد دارای طولانی ترین مقاطع پل كابلی ( هر تكه 1.608 فوت) در جهان است و روزانه 60000 مسافر را با اتومبیل، اتوبوس و قطار از خود عبور می دهد. با رانندگی از دانمارك شما ابتدا از جزیره ی ساخته شده (مصنوعی) Peberholm عبور كرده و در تونل 13.287 فوتی زیر دریا ناپدید شده و سپس شما را از پل ارساند، قبل از آنكه سفرتان به سوئد كامل شود عبور می دهد، عبور از پل ارساند ارزان تمام نمی شود ( بیش از 53 دلار هر ماشین) گرچه برای مسافرینی كه مكرر رفت و آمد می كنند تخفیف نزولی داده می شود كه با توجه به هزینه 3.8 میلیارد دلاری آن تعجبی ندارد.

 


مختصات جغرافیای تنگه هرمز پیشنهاد ساخت کانال راهبردی هرمز

دعواها- ادعاها و ضد ادعاها در دریای چین میان کشورهای منطقه و دور از منطقه

 حقوق دریا بین ایران و قطر . کندی ایران  در پارس جنوبی و  حراج برق آسای گاز در قطر

حقوق دریا بین ایران و قطر . کندی ایران در پارس جنوبی و حراج برق آسای گاز در قطر

pars-sea

میدان گازی پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی یکپارچه جهان است. این میدان گازی در مرز آبی ایران و قطر در خلیج فارس قرار گرفته است و قطری ها آن را “گنبد شمالی” می خوانند.

در حالی که قطر موفق شده با بهره گیری از این منابع، به بالاترین میزان سطح درآمد سرانه در جهان دست یابد، ایران قادر نبوده که کاری غیر از تأمین مصرف گاز داخلی، با قیمت های یارانه ای انجام دهد. مهمترین مانع ایران برای توسعۀ این منابع، تحریم های وضع شده توسط اروپا و آمریکا و سازمان ملل متحد، بخصوص در زمینۀ بهره‌برداری از منابع نفت و گاز ایران است.

بسیاری از شهروندان ایرانی و برخی از کارشناسان بر این باورند که اولا قطر سهم ایران را از منابع گازی پارس جنوبی “غارت” می کند و دوما، این کشور دارای تعهدات نادیده گرفته شده‌ای برای همکاری با ایران در بهره‌برداری مشترک از این منابع است.

ایران در حال حاضر، صادرکنندۀ مهمی از گاز طبیعی نیست. چند عامل در این قضیه سهم دارند ولی تحریم های بین المللی بزرگترین مسأله است که به شدت به اقتصاد ایران، بخصوص به صنایع نفت و گاز کشور صدمه می زنند. تا سال ۲۰۱۰ اثرات این تحریم ها در بخش انرژی ایران حالت متوسط و متعادلی داشتند ولی تحریم هایی که بعد از آن تاریخ وضع شدند، و مستقیما صنایع نفت و گاز را هدف گرفته اند، به شدت روی توسعۀ منابع گازی ایران اثر گذاشته است.

میزان ذخایر پارس جنوبی

منبع گازی پارس

میدان گازی پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی یکپارچه جهان است. این میدان گازی در مرز آبی ایران و قطر در خلیج فارس قرار گرفته است و قطری ها آن را “گنبد شمالی” می خوانند.

در حالی که قطر موفق شده با بهره گیری از این منابع، به بالاترین میزان سطح درآمد سرانه در جهان دست یابد، ایران قادر نبوده که کاری غیر از تأمین مصرف گاز داخلی، با قیمت های یارانه ای انجام دهد. مهمترین مانع ایران برای توسعۀ این منابع، تحریم های وضع شده توسط اروپا و آمریکا و سازمان ملل متحد، بخصوص در زمینۀ بهره‌برداری از منابع نفت و گاز ایران است.

بسیاری از شهروندان ایرانی و برخی از کارشناسان بر این باورند که اولا قطر سهم ایران را از منابع گازی پارس جنوبی “غارت” می کند و دوما، این کشور دارای تعهدات نادیده گرفته شده‌ای برای همکاری با ایران در بهره‌برداری مشترک از این منابع است.

ایران در حال حاضر، صادرکنندۀ مهمی از گاز طبیعی نیست. چند عامل در این قضیه سهم دارند ولی تحریم های بین المللی بزرگترین مسأله است که به شدت به اقتصاد ایران، بخصوص به صنایع نفت و گاز کشور صدمه می زنند. تا سال ۲۰۱۰ اثرات این تحریم ها در بخش انرژی ایران حالت متوسط و متعادلی داشتند ولی تحریم هایی که بعد از آن تاریخ وضع شدند، و مستقیما صنایع نفت و گاز را هدف گرفته اند، به شدت روی توسعۀ منابع گازی ایران اثر گذاشته است.

میزان ذخایر پارس جنوبی

منبع گازی پارس جنوبی در کل حدود ۱۸۰۰ تریلیون فوت مکعب (معادل ۵۱ تریلیون متر مکعب) گاز طبیعی و نیز حدود ۵۰ میلیارد بشکه (۷.۹ میلیارد متر مکعب) میعانات گازی طبیعی دارد.

این حوزۀ گازی وسعتی نزدیک به ۹۷۰۰ کیلومترمربع (۳۷۰۰ مایل مربع) دارد که از این مقدار، ۳۷۰۰ کیلومتر مربع (۱۴۰۰ مایل مربع) در بخش آب های منطقه ای ایرانی (تحت نام پارس جنوبی) است و ۶۰۰۰ کیلومتر مربع (معادل ۲۳۰۰ مایل مربع) تحت نام گنبد شمالی در آب های منطقه ای قطر است.

بخش ایران همچنین دارای ۱۸ میلیارد بشکه (۲.۹ میلیارد متر مکعب) میعانات گازی است و بخش قطر حاوی ۳۰ میبارد میعانات گازی است.

منبع: آژانس بین المللی انرژی

در نتیجه تحریم های جدید، اکثریت قریب به اتفاق شرکت های نفت و گاز اصلی در جهان، طرح های انرژی ایران را ترک کردند. تحریم های اروپائی در سال ۲۰۱۰، ارسال هر گونه دانش فنی و بخصوص فن آوری گاز طبیعی مایع را که به شدت مورد نیاز ایران بود، مسدود کرد.

در اثر این تصمیم، کلیه طرح های گاز طبیعی مایع در ایران ناقص ماند و در عین حال روس ها و چینی ها نتوانستند جانشین فناوری غربی در ایران شوند، زیرا خود آنها نیز نیازمند به این تکنولوژی هستند.

صادرات گاز ایران به لوله های موجود محدود شده است. قطر سالانه حدود ۱۲۵ میلیارد متر مکعب گاز صادر می کند و درآمد بسیار بالائی از این راه کسب می کند. ایران قسمت عمدۀ تولیدات گازی خودش را صرف پاسخگوئی به جمعیت خودش می نماید.

قسمت عمدۀ منابع گازی و نفتی در مناطق دریائی و در نزدیکی مرزهای کشورها در آبهای ساحلی آنها قرار دارد. این امر باعث شده است که مطالب حقوقی گسترده ای درباره روش‌ها و قوائد تحدید حدود و سهم کشورها و ترتیبات مربوط به سرمایه گذاری های مشترک برای اکتشاف و بهره برداری منابع انرژی بوجود بیاید.

توسعه فازهای پارس جنوبی در دوره تحریم ها با کندی بی سابقه ای رو به رو شده

تمامی زیربستر آب های خلیج فارس، فلات قارّه محسوب می شود و این مناطق دارای ذخائر مهم انرژی است. به همین دلیل، مرزهای آبی و فلات قارّه کشورهای مجاور و همجوار در این منطقه بایستی با دقت تحدید حدود بشوند.

ایران با چندین کشور قراردادهای تحدید حدود فلات قارّه دارد و در ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۶۹ قرارداد “خط مرزی تقسیم فلات قارّه بین ایران و قطر” امضاء شده اما همکاری بین دو کشور برای بهره گیری مشترک از این منابع، مستلزم توافق جداگانه ای بین دو طرف است. تاکنون گرچه اقداماتی بطور محدود و موّقت برای هماهنگی دوطرف صورت گرفته است اما هیچ گونه توافق جداگانه ای به شرح مندرج در قرارداد بین آنها حاصل نشده است.

در نتیجه در حال حاضر، ایران و قطر اصولا هر یک طرح های جداگانۀ خود را برای بهره گیری از منابع گازی این ذخائر مشترک، پی گیری می کنند.

همچنین، مادۀ ۱۴۲ کنوانسیون سازمان ملل متحد برای حقوق دریاها (کنوانسیون مونته گوبی ۱۹۸۲) مقرر می کند که “فعالیت در منطقه، تا جائی که مربوط به ذخائری است که ماورای محدودۀ صلاحیت ملی است، با رعایت حقوق و منافع مشروع هر دولت ساحلی دیگری که آن ذخائر در ماورای حوزۀ صلاحیت آن نیز هست، صورت می گیرد.”

این ماده در واقع از دولت های عضو معاهدۀ مزبور (ایران، این کنوانسیون را در همان سال ۱۹۸۲ امضاء کرده است ولی تا کنون به آن ملحق نشده است. با این حال، ایران دارای تعهدات مربوط به دولت ها در فاصلۀ امضاء تا تصویب معاهدات بین المللی است) می خواهد که در موقع بهره گیری از منابع بستر مناطق آبی، چنانچه این منابع در ورای خط صلاحیت ملی هم قرار می گیرند، با رعایت حقوق طرف دیگر و با رعایت سایر قواعد مندرج در این معاهده، انجام شود.

قراردادی بین ایران و قطر

ایران با چندین کشور قراردادهای تحدید حدود فلات قارّه دارد و در ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۶۹ هم قرارداد “خط مرزی تقسیم فلات قارّه بین ایران و قطر” امضاء شده است. در بخشی از این قرارداد مقرر شده که “هر گاه سازۀ زمین شناسی نفتی واحد یا میدان نفتی واحد یا هر سازۀ زمین شناسی واحد یا میدان واحدی از مواد معدنی دیگر به آن طرف خط مرزی مشخص در مادۀ یک این موافقتنامه امتداد یابد و آن قسمت از این سازه یا میدان را که در یک طرف خط مرزی واقع شده باشد بتوان کلا یا جزئا به وسیلۀ حفاری انحرافی از طرف دیگر خط مرزی مورد بهره برداری قرار داد در این صورت:

(الف) در هیچ یک از دو طرف خط مرزی مشخص شده در ماده یک، هیچ چاهی که بخش بهره‎ده آن کمتر از ۱۲۵ متر از خط مرزی مزبور فاصله داشته باشد حفر نخواهد شد مگر با توافق دو دولت.

(ب) دو دولت تلاش خواهند کرد که نسبت به نحوۀ هماهنگ ساختن عملیات و یا وحدت آن در دو طرف خط مرزی توافق حاصل نمایند.”

در نتیجه بر اساس دیدگاه حقوقدانان می توان گفت که در حوزۀ پارس جنوبی نیز مهمترین روش برای بهره گیری از منبع مشترک، رسیدن به توافق روی فعالیت های مشترک و هماهنگ است ولی وجود تحریم های بین المللی مانع از تحقق این نوع فعالیت هاست. حتی اگر قطر بخواهد، نمی تواند دانش های فنی را که در مالکیت مادی و معنوی دیگران است با ایران شریک شود.

در کل، پاسخ به سؤال اولیّه راجع به سرازیر شدن بخشی از سهم ایران به طرف بخش قطری این منابع مشترک، مثبت است. گر چه بخش قطری این ذخائر در حال حاضر هم دو برابر سهم ایران است، این یک واقعیت انکارناپذیر است که توسعۀ روزافزون این منابع از طرف قطری آن باعث فشارآوردن و حمل کردن بخش هائی از ذخائر سمت ایران به سوی قطر می شود.

اما آیا قطر دارای تعهدات حقوقی برای همکاری در بهره برداری مشترک از این ذخائر با ایران است و آیا قطر با اقدامات یکجانبۀ خود مرتکب نقض حقوق بین الملل می شود زیرا اهمیّتی نمی دهد که چه بر سر طرف ایرانی این ذخائر می آید؟

اصل کلی دربارۀ لزوم همکاری دولت ها در بهره گیری از ذخائر مشترک بیشتر در قالب قطعنامه ها و توصیه های سازمان ملل متحد گنجانده شده است تا معاهدات و توافقات بین المللی. علت ذکر این نکته آن است که میزان تعهد آوری اسنادی چون قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل متحد کمتر از معاهدات الزام آور تابع حقوق معاهدات بین المللی است.

مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۳ دسامبر ۱۹۷۳، قطعنامۀ معروفی را تصویب کرد که عنوان آن “همکاری در زمینۀ محیط زیست در خصوص منابع طبیعی مشترک بین دو یا چند دولت” است. این قطعنامه از دولت های عضو سازمان ملل متحد می خواهد که “توجه کافی به استانداردهای بین المللی برای حفظ و بهره برداری هماهنگ از منابع طبیعی مشترک بین دو یا چند کشور” کنند.

این امر متعاقبا در ماده ۳ منشور حقوق و تکالیف دولت ها در قطعنامۀ ۳۲۸۱ مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز درج شده است. در این اسناد اشاره شده که “در مسأله بهره برداری از منابع طبیعی که بین دو و یا چند کشور مشترک است، هر کشور بایستی بر اساس سیستم اطلاع رسانی و مشورت قبلی جهت رسیدن به حداکثر میزان بهره گیری از این منابع بدون لطمه زدن به منافع مشروع دیگران اقدام نماید.”

چند نکته

  • قطر صاحب بخش بزرگتری از منابع مشترک گازی بین ایران و قطر (پارس جنوبی/ گنبد شمالی) است.
  • تأخیر ایران در بهره گیری از منابع مشترک گازی و تولید سطح پائین ایران از این منابع با استفاده از تکنولوژی های فرسوده، منجر به مهاجرت بخش مهمی از سهم ایران به طرف قطری این ذخائر می شود.
  • هیچگونه مکانیسم فنی برای جلوگیری از انتقال سهم ایران به قسمت دیگر و متوقف کردن بهره گیری از این منابع ایران به نفع قطر وجود ندارد.
  • قطر با استفاده از فن آوری آمریکا و کرۀ جنوبی در زمینۀ گاز طبیعی مایع به موقعیت برتری در این زمینه دست یافته است ولی نمی تواند آن را با ایران شریک شود. حتی روسیه که از صادر کنندگان عمده گازطبیعی است به این فن آوری نیاز دارد.
  • هیچگونه تعهدات الزام آور حقوقی و قراردادی برای همکاری قطر با ایران در خصوص استفاده از منابع مشترک وجود ندارد و دو طرف قراردادی در این زمینه خاص ندارند.
  • قواعد عمومی و استانداردها و حتی انگیزه هایی وجود دارد که به موجب آنها قطر می تواند با ایران همکاری و به توسعۀ منابع کمک کند.
  • ایران و قطر به عنوان دو کشور اسلامی متعهدند که قاعدۀ مهم “لاضرر” را در روابط با یکدیگر رعایت کنند و از دست زدن به کارهائی که موجب خسران طرف دیگر شود پرهیز کنند.
  • مسأله پارس جنوبی یک نمونه روشن از خساراتی است که به دلیل  تحریم ها به ایران تحمیل می شود.

تعهدات کلی برای همکاری در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها و در بخش هائی که مرتبط با توسعۀ فلات قارّه و مناطق انحصاری اقتصادی دولت هاست ذکر شده است. این مواد اشاره دارند که “دولت ها در سایۀ روحیۀتفاهم و همکاری، هرگونه تلاشی بعمل خواهند آورد که به توافقات اولّیه عملی برسند و نیز در مرحلۀ بعدی، راه را برای حصول توافق نهائی هموار کنند و این توافقات لطمه ای به تحدید حدود نهائی آنها نخواهد زد.”

مادۀ ۱۲۳ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها اهمیت خاصی برای ایران و دول دیگر حاشیۀ خلیج فارس دارد. این ماده مقرر می دارد که “دول حاشیۀ دریاهای بسته و نیمه بسته (که خلیج فارس بطور دقیق با تعاریف مربوط به این نوع مناطق آبی مطابقت دارد) با یکدیگر برای اعمال حقوق خود و انجام تکالیف خود بر اساس این کنوانسیون همکاری خواهند کرد.”

قطر با استفاده از تکنولوژی پیشرفتۀ گاز طبیعی مایع، اکنون بصورت یکی از صادرکنندگان اصلی گاز طبیعی درآمده است و ایران، با وجود داشتن مقام اول جهان از لحاظ ذخائر گاز طبیعی، به دلیل مسائل متعدد (نیاز به سرمایه گذاری، دانش فنی و تحریم های علیه ایران، بخصوص در ارتباط با برنامۀ اتمی) نقش خاصی در صدور گاز طبیعی بازی نمی کند.

شرکت ایران در برنامه های مهم نقل و انتقال گاز طبیعی، تا حد زیادی در گرو حل و فصل مسائل سیاسی و بخصوص سرنوشت روابط ایران و امریکا است.

در شرایطی که اروپا بطور جدی در فکر کاهش اتکا به منابع گاز روسیه است و ایران بالقوه جایگزین خوبی است اما به عقیده کارشناسان تا زمانی که مسائل ایران با دولت های تاثیرگذار جهان حل و فصل نشود، دورنمای تغیر وضعیت ایران در این زمینه تاریک است.

جنوبی در کل حدود ۱۸۰۰ تریلیون فوت مکعب (معادل ۵۱ تریلیون متر مکعب) گاز طبیعی و نیز حدود ۵۰ میلیارد بشکه (۷.۹ میلیارد متر مکعب) میعانات گازی طبیعی دارد.

این حوزۀ گازی وسعتی نزدیک به ۹۷۰۰ کیلومترمربع (۳۷۰۰ مایل مربع) دارد که از این مقدار، ۳۷۰۰ کیلومتر مربع (۱۴۰۰ مایل مربع) در بخش آب های منطقه ای ایرانی (تحت نام پارس جنوبی) است و ۶۰۰۰ کیلومتر مربع (معادل ۲۳۰۰ مایل مربع) تحت نام گنبد شمالی در آب های منطقه ای قطر است.

بخش ایران همچنین دارای ۱۸ میلیارد بشکه (۲.۹ میلیارد متر مکعب) میعانات گازی است و بخش قطر حاوی ۳۰ میبارد میعانات گازی است.

در نتیجه تحریم های جدید، اکثریت قریب به اتفاق شرکت های نفت و گاز اصلی در جهان، طرح های انرژی ایران را ترک کردند. تحریم های اروپائی در سال ۲۰۱۰، ارسال هر گونه دانش فنی و بخصوص فن آوری گاز طبیعی مایع را که به شدت مورد نیاز ایران بود، مسدود کرد.

در اثر این تصمیم، کلیه طرح های گاز طبیعی مایع در ایران ناقص ماند و در عین حال روس ها و چینی ها نتوانستند جانشین فناوری غربی در ایران شوند، زیرا خود آنها نیز نیازمند به این تکنولوژی هستند.

صادرات گاز ایران به لوله های موجود محدود شده است. قطر سالانه حدود ۱۲۵ میلیارد متر مکعب گاز صادر می کند و درآمد بسیار بالائی از این راه کسب می کند. ایران قسمت عمدۀ تولیدات گازی خودش را صرف پاسخگوئی به جمعیت خودش می نماید.

قسمت عمدۀ منابع گازی و نفتی در مناطق دریائی و در نزدیکی مرزهای کشورها در آبهای ساحلی آنها قرار دارد. این امر باعث شده است که مطالب حقوقی گسترده ای درباره روش‌ها و قوائد تحدید حدود و سهم کشورها و ترتیبات مربوط به سرمایه گذاری های مشترک برای اکتشاف و بهره برداری منابع انرژی بوجود بیاید.

توسعه فازهای پارس جنوبی در دوره تحریم ها با کندی بی سابقه ای رو به رو شده

تمامی زیربستر آب های خلیج فارس، فلات قارّه محسوب می شود و این مناطق دارای ذخائر مهم انرژی است. به همین دلیل، مرزهای آبی و فلات قارّه کشورهای مجاور و همجوار در این منطقه بایستی با دقت تحدید حدود بشوند.

ایران با چندین کشور قراردادهای تحدید حدود فلات قارّه دارد و در ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۶۹ قرارداد “خط مرزی تقسیم فلات قارّه بین ایران و قطر” امضاء شده اما همکاری بین دو کشور برای بهره گیری مشترک از این منابع، مستلزم توافق جداگانه ای بین دو طرف است. تاکنون گرچه اقداماتی بطور محدود و موّقت برای هماهنگی دوطرف صورت گرفته است اما هیچ گونه توافق جداگانه ای به شرح مندرج در قرارداد بین آنها حاصل نشده است.

در نتیجه در حال حاضر، ایران و قطر اصولا هر یک طرح های جداگانۀ خود را برای بهره گیری از منابع گازی این ذخائر مشترک، پی گیری می کنند.

همچنین، مادۀ ۱۴۲ کنوانسیون سازمان ملل متحد برای حقوق دریاها (کنوانسیون مونته گوبی ۱۹۸۲) مقرر می کند که “فعالیت در منطقه، تا جائی که مربوط به ذخائری است که ماورای محدودۀ صلاحیت ملی است، با رعایت حقوق و منافع مشروع هر دولت ساحلی دیگری که آن ذخائر در ماورای حوزۀ صلاحیت آن نیز هست، صورت می گیرد.”

این ماده در واقع از دولت های عضو معاهدۀ مزبور (ایران، این کنوانسیون را در همان سال ۱۹۸۲ امضاء کرده است ولی تا کنون به آن ملحق نشده است. با این حال، ایران دارای تعهدات مربوط به دولت ها در فاصلۀ امضاء تا تصویب معاهدات بین المللی است) می خواهد که در موقع بهره گیری از منابع بستر مناطق آبی، چنانچه این منابع در ورای خط صلاحیت ملی هم قرار می گیرند، با رعایت حقوق طرف دیگر و با رعایت سایر قواعد مندرج در این معاهده، انجام شود.

قراردادی بین ایران و قطر

ایران با چندین کشور قراردادهای تحدید حدود فلات قارّه دارد و در ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۶۹ هم قرارداد “خط مرزی تقسیم فلات قارّه بین ایران و قطر” امضاء شده است. در بخشی از این قرارداد مقرر شده که “هر گاه سازۀ زمین شناسی نفتی واحد یا میدان نفتی واحد یا هر سازۀ زمین شناسی واحد یا میدان واحدی از مواد معدنی دیگر به آن طرف خط مرزی مشخص در مادۀ یک این موافقتنامه امتداد یابد و آن قسمت از این سازه یا میدان را که در یک طرف خط مرزی واقع شده باشد بتوان کلا یا جزئا به وسیلۀ حفاری انحرافی از طرف دیگر خط مرزی مورد بهره برداری قرار داد در این صورت:

(الف) در هیچ یک از دو طرف خط مرزی مشخص شده در ماده یک، هیچ چاهی که بخش بهره‎ده آن کمتر از ۱۲۵ متر از خط مرزی مزبور فاصله داشته باشد حفر نخواهد شد مگر با توافق دو دولت.

(ب) دو دولت تلاش خواهند کرد که نسبت به نحوۀ هماهنگ ساختن عملیات و یا وحدت آن در دو طرف خط مرزی توافق حاصل نمایند.”

در نتیجه بر اساس دیدگاه حقوقدانان می توان گفت که در حوزۀ پارس جنوبی نیز مهمترین روش برای بهره گیری از منبع مشترک، رسیدن به توافق روی فعالیت های مشترک و هماهنگ است ولی وجود تحریم های بین المللی مانع از تحقق این نوع فعالیت هاست. حتی اگر قطر بخواهد، نمی تواند دانش های فنی را که در مالکیت مادی و معنوی دیگران است با ایران شریک شود.

در کل، پاسخ به سؤال اولیّه راجع به سرازیر شدن بخشی از سهم ایران به طرف بخش قطری این منابع مشترک، مثبت است. گر چه بخش قطری این ذخائر در حال حاضر هم دو برابر سهم ایران است، این یک واقعیت انکارناپذیر است که توسعۀ روزافزون این منابع از طرف قطری آن باعث فشارآوردن و حمل کردن بخش هائی از ذخائر سمت ایران به سوی قطر می شود.

اما آیا قطر دارای تعهدات حقوقی برای همکاری در بهره برداری مشترک از این ذخائر با ایران است و آیا قطر با اقدامات یکجانبۀ خود مرتکب نقض حقوق بین الملل می شود زیرا اهمیّتی نمی دهد که چه بر سر طرف ایرانی این ذخائر می آید؟

ALKHALEEJ_ALFARSI_1952

اصل کلی دربارۀ لزوم همکاری دولت ها در بهره گیری از ذخائر مشترک بیشتر در قالب قطعنامه ها و توصیه های سازمان ملل متحد گنجانده شده است تا معاهدات و توافقات بین المللی. علت ذکر این نکته آن است که میزان تعهد آوری اسنادی چون قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل متحد کمتر از معاهدات الزام آور تابع حقوق معاهدات بین المللی است.

مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۳ دسامبر ۱۹۷۳، قطعنامۀ معروفی را تصویب کرد که عنوان آن “همکاری در زمینۀ محیط زیست در خصوص منابع طبیعی مشترک بین دو یا چند دولت” است. این قطعنامه از دولت های عضو سازمان ملل متحد می خواهد که “توجه کافی به استانداردهای بین المللی برای حفظ و بهره برداری هماهنگ از منابع طبیعی مشترک بین دو یا چند کشور” کنند.

این امر متعاقبا در ماده ۳ منشور حقوق و تکالیف دولت ها در قطعنامۀ ۳۲۸۱ مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز درج شده است. در این اسناد اشاره شده که “در مسأله بهره برداری از منابع طبیعی که بین دو و یا چند کشور مشترک است، هر کشور بایستی بر اساس سیستم اطلاع رسانی و مشورت قبلی جهت رسیدن به حداکثر میزان بهره گیری از این منابع بدون لطمه زدن به منافع مشروع دیگران اقدام نماید.”

چند نکته

  • قطر صاحب بخش بزرگتری از منابع مشترک گازی بین ایران و قطر (پارس جنوبی/ گنبد شمالی) است.
  • تأخیر ایران در بهره گیری از منابع مشترک گازی و تولید سطح پائین ایران از این منابع با استفاده از تکنولوژی های فرسوده، منجر به مهاجرت بخش مهمی از سهم ایران به طرف قطری این ذخائر می شود.
  • هیچگونه مکانیسم فنی برای جلوگیری از انتقال سهم ایران به قسمت دیگر و متوقف کردن بهره گیری از این منابع ایران به نفع قطر وجود ندارد.
  • قطر با استفاده از فن آوری آمریکا و کرۀ جنوبی در زمینۀ گاز طبیعی مایع به موقعیت برتری در این زمینه دست یافته است ولی نمی تواند آن را با ایران شریک شود. حتی روسیه که از صادر کنندگان عمده گازطبیعی است به این فن آوری نیاز دارد.
  • هیچگونه تعهدات الزام آور حقوقی و قراردادی برای همکاری قطر با ایران در خصوص استفاده از منابع مشترک وجود ندارد و دو طرف قراردادی در این زمینه خاص ندارند.
  • قواعد عمومی و استانداردها و حتی انگیزه هایی وجود دارد که به موجب آنها قطر می تواند با ایران همکاری و به توسعۀ منابع کمک کند.
  • ایران و قطر به عنوان دو کشور اسلامی متعهدند که قاعدۀ مهم “لاضرر” را در روابط با یکدیگر رعایت کنند و از دست زدن به کارهائی که موجب خسران طرف دیگر شود پرهیز کنند.
  • مسأله پارس جنوبی یک نمونه روشن از خساراتی است که به دلیل سیاست های غلط به ایران تحمیل می شود.

تعهدات کلی برای همکاری در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها و در بخش هائی که مرتبط با توسعۀ فلات قارّه و مناطق انحصاری اقتصادی دولت هاست ذکر شده است. این مواد اشاره دارند که “دولت ها در سایۀ روحیۀتفاهم و همکاری، هرگونه تلاشی بعمل خواهند آورد که به توافقات اولّیه عملی برسند و نیز در مرحلۀ بعدی، راه را برای حصول توافق نهائی هموار کنند و این توافقات لطمه ای به تحدید حدود نهائی آنها نخواهد زد.”BBCPERSIAN GULF

مادۀ ۱۲۳ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها اهمیت خاصی برای ایران و دول دیگر حاشیۀ خلیج فارس دارد. این ماده مقرر می دارد که “دول حاشیۀ دریاهای بسته و نیمه بسته (که خلیج فارس بطور دقیق با تعاریف مربوط به این نوع مناطق آبی مطابقت دارد) با یکدیگر برای اعمال حقوق خود و انجام تکالیف خود بر اساس این کنوانسیون همکاری خواهند کرد.”

قطر با استفاده از تکنولوژی پیشرفتۀ گاز طبیعی مایع، اکنون بصورت یکی از صادرکنندگان اصلی گاز طبیعی درآمده است و ایران، با وجود داشتن مقام اول جهان از لحاظ ذخائر گاز طبیعی، به دلیل مسائل متعدد (نیاز به سرمایه گذاری، دانش فنی و تحریم های علیه ایران، بخصوص در ارتباط با برنامۀ اتمی) نقش خاصی در صدور گاز طبیعی بازی نمی کند.

شرکت ایران در برنامه های مهم نقل و انتقال گاز طبیعی، تا حد زیادی در گرو حل و فصل مسائل سیاسی و بخصوص سرنوشت روابط ایران و امریکا است.

در شرایطی که اروپا بطور جدی در فکر کاهش اتکا به منابع گاز روسیه است و ایران بالقوه جایگزین خوبی است اما به عقیده کارشناسان تا زمانی که مسائل ایران با دولت های تاثیرگذار جهان حل و فصل نشود، دورنمای تغیر وضعیت ایران در این زمینه تاریک است.

منبع: آژانس بین المللی انرژی.بی بی سی فارسی

بهمن آقایی دیبا. کارشناس حقوق دریا

مختصات جغرافیای تنگه هرمز پیشنهاد ساخت کانال راهبردی هرمز

دعواها- ادعاها و ضد ادعاها در دریای چین میان کشورهای منطقه و دور از منطقه

 

پرداخت ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار غرامت بابت لغو قرارداد

 

دعواها- ادعاها و ضد ادعاها در دریای چین میان کشورهای منطقه و دور از منطقه

وزیر امور خارجه فیلیپین آقای آلبرت دل روزاریو در22 ژانویه 2013 طی بیانیه ای رسما قصد دولت خودرا  مبنی بر ارجاع اختلاف دریایی خود با چین در دریای چین جنوبی را به یک دیوان داوری اعلام داشت.   ماده 287 کنوانسیون سازمان ملل درخصوص حقوق دریاها مصوب 1982  UNCLOS (لازم الاجرا شده در 1994) ساز و کار جالبی را برای حل اختلافات مقرر نموده است که براساس آن دول عضو مختارند یکی از چند شیوه حل و فصل اختلافات مذکور در این ماده را جهت اختلافات احتمالی با سایر دول عضو برگزینند:

1- ارجاع اختلاف به دیوان بین المللی حقوق دریاها((ITLOS)

2- ارجاع اختلاف به دیوان بین المللی دادگستری

3- ارجاع اختلاف به  یک دیوان داوری عام (ضمیمه شماره هفت کنوانسیون)

4- ارجاع اختلاف به  یک دیوان داوری خاص(ضمیمه شماره هشت کنوانسیون).

ضمیمه شماره هشت کنوانسیون سازمان ملل درخصوص حقوق دریاها (1982) مقرر می دارد:

ANNEX VII. ARBITRATION


Article 1

Institution of proceedings

Subject to the provisions of Part XV, any party to a dispute may submit the dispute to the arbitral procedure provided for in this Annex by written notification addressed to the other party or parties to the dispute. The notification shall be accompanied by a statement of the claim and the grounds on which it is base

 

حال به نظر می رسد دولت فیلیپین بر سر اختلافات خود با پکن در دریای چین جنوبی راه حل سوم را انتخاب نموده است.

براساس این بیانیه رسمی،ادعاهای دولت فیلیپین به شرح ذیل می باشد:

– حقوق و تعهدات دولتین فیلیپین و چین در دریای چین جنوبی باید براساس کنوانسیون حقوق دریاها  مصوب 1982 تعیین شود؛

– ادعاهای دولت چین و بویژه “نقشه خطوط فاصله نه گانه”{The nine-dotted line, U-shape line, or nine-dash map} آن مغایر با کنوانسیون حقوق دریاها  مصوب 1982 می باشد؛

– دولت چین بایستی مقررات داخلی خود را در تطبیق با کنوانسیون حقوق دریاها  مصوب 1982  اصلاح نماید؛

– دولت چین از دست اندازی به حقوق حقه دولت فیلیپین در دریای فیلیپین غربی دست بردارد.

نکته ای که در این بیانیه قابل دقت و امعان نظر می باشد ذکر این نکته است که دولت فیلیپین اعلام می نماید که قبلا  تمامی راههای دیپلماتیک و سایر طرق مسالمت آمیز دیگر را برای حصول نتیجه طی نموده است اما موفق نشده با دولت چین بر سر مصالحه ای توافق پیدا نماید.

البته وزیر امورخارجه فیلیپین در همان بیانیه اظهار داشت که در همان روز سفیر چین در فیلیپین برمواضع قبلی پکن و از جمله تحدید حدود مناطق دریای چین جنوبی براساس “خطوط فاصله نه گانه” رسما تاکید داشته است.فیلیپین معتقد است که تحدید حدود برمبنای نقشه موسوم به “خطوط فاصله نه گانه” برخلاف کنوانسیون حقوق دریاهاست.

لازم به ذکر است که چین بطور سنتی همواره از طرح دعوی در مراجع بین المللی اجتناب می کرده است ولی در سنوات اخیر این دیدگاه تاحدود زیادی تعدیل یافته است ؛چه آنکه چین در سال 2001 به عضویت سازمان تجارت جهانی (WTO)در آمدو همانطور که می دانیم تبعیت از آیین حل و فصل اختلافات در این نهاد برای دول عضو اجباری است. به عبارت ساده ، عضویت در سازمان تجارت جهانی به معنای پذیرش صلاحیت اجباری نهاد حل و فصل اختلافات این سازمان نیز می باشد.اتفاقا از زمان عضویت دولت چین در این سازمان تا کنون نام آن دولت به عنوان طرف دعوی در چندین پرونده مطروحه نزد سازمان تجارت جهانی مطرح شده است که در برخی از آنها نیز حکم عیله چین صادر شده است.

چین تقریبا مدعی 3.5 کیلومتر مربع مساحت دریای چین جنوبی است که احتمالا سرشار از منابع معدنی و نفت است.البته اختلافات دولت چین بر سر این منطقه فقط با فیلیپین نیست بلکه با دولتهای مالزی،تایوان،برونئی و ویتنام هم برسر این منطقه اختلاف دارد.

*نقشه موسوم به خطوط فاصله نه گانه مورد ادعای چین

سابقه ترسیم نقشه موسوم به ” خطوط فاصله نه گانه” به 1948 می رسد که دولت چین مبدع آن بود.در 7 می 2009 چین یک نقشه رسمی به سازمان ملل ارائه داد که بازهم دریای چین جنوبی براساس همان ” خطوط فاصله نه گانه” تحدید حدود شده بود و عملا کل مناطق دریای در قلمرو چین نشان داده شده بود.دولت  فیلیپین فورا به این نقشه اعتراض کرد.ویتنام و مالزی روز بعد به سازمان ملل اعتراض کردند و اندونزی هم اعتراض خود را ثبت نمودولی ادعایی درخصوص دریای چین جنوبی مطرح نکرده است.موضع ایالات متحده آمریکا هم این است که این نحوه ترسیم پکن باعث محدودسازی آزادی دیریانوردی می شود.

حقیقت این است که این خطوط نه گانه فاقد هیچ معنای مشخصی در حقوق بین الملل دریاها و بویژه کنوانسیون حقوق دریاها  مصوب 1982  است و معلوم نیست این خطوط – که حتی زمانی شامل 11 نقطه بوده است- منطبق برکدام قاعده فنی و یا حقوقی ترسیم شده اند .

برطبق یکی از افشاگری های سایت ویکی لیکس یکی از متخصصین صاحبنظر در زمینه حقوق دریاها در دولت چین اعلام داشته  است که حقیقتا نمی داند سابقه ترسیم این خطوط نه گانه  از کجا نشات می گیرد؟!

البته لازم به ذکر است که از حیث تاریخی دولت پکن در این مناطق سابقه اعمال صلاحیت و برخی اقدامات نظیر ماهیگیری داشته است .حال اینکه سوابق تاریخی چقدر بتواند بر مقررات کنوانسیون حقوق دریاها  برتری  یابد خود محل بحث می باشد.

صرفنظر ازاین موضوع اگر از زاویه حقوق بین الملل و حتی دیپلماسی فعال به این بیانیه نگاه شود این اقدام وزارت امور خارجه فیلیپین کاملا منطبق با موازین حقوق بین الملل و حرکتی براساس منافع ملی آن دولت تلقی می شود.ابتکار جالب وزارت امور خارجه این دولت این است که در ذیل بیانیه ،چند سوال مفروض هم (مثل اینکه آیا چین هم این داوری را می پذیرد؟آگر نپذیرد چه اتفاقی می افتد؟آیا فلیپین با این اقدام در معرض واکنش شدید چین قرار خواهد گرفت و…)مطرح و  بدانها جواب بسیار کوتاهی داده شده است.

 

بحران و منازعه چند دولتی و نگران کننده در  دریای جنوبی و شرقی چین

 اختلاف بر سر حاکمیت جزایر و قلمرو دریایی در دریای جنوب چین منجر به بلوک بندی های امنیتی  و ائتلافهای منطقه ای شده است. هند- آمریکا و استرالیا نیز که خارج از قلمرو این دریا هستند به این مداخله کشیده شده اند. ژاپن با هند- آمریکا و استرالیا  به دنبال ائتلاف امنیتی است.  دولت چین بر منطقه وسیعی از دریای جنوبی و دریای شرقی چین ادعای حاکمیت دارد که بخشهایی از آن مورد ادعای دیگر کشورهای منطقه نیز قرار دارند. چین یک منطقه دفاع هوایی در دریای شرق چین اعلام کرده که مورد اعتراض ژاپن قرار گرفته است و در خصوص جزایر مورد اختلاف در دریای جنوبی چین هم موضع گیری های تندتری علیه دولتهای منطقه اتخاذ کرده است.

در حالی که تنش‌ها میان ویتنام، فیلیپین، ژاپن و چین به‌ویژه بر سر ادعای مالکیت چین بر جزایر و آب‌های دریای جنوبی چین بالا گرفته است اظهارات اخیر مقامات نظامی این کشورها تحریک کننده شده است.

در یک نشست سه روزه دیدار چهره به چهره مقام‌های کشورهای جنوب شرق آسیا برای حل بحران بین آنها در سنگاپور با واکنش های تند روبرو شد .

دولت چین از نخست وزیر ژاپن و وزیر دفاع آمریکا به دلیل سخنرانیهای “تحریک آمیز” علیه چین در یک همایش امنیتی ۳۱ مه  در سنگاپور به تندی انتقاد کرد.

ژنرال وانگ گوانژونگ، معاون ستاد مشترک ارتش چین، اظهارات شینزو آبه، نخست وزیر ملی گرای ژاپن و چاک هیگل، وزیر دفاع آمریکا را محکوم کرده است.او گفت انتقاد این مقامات ژاپنی و آمریکایی از چین غیر قابل تصور و غیر قابل قبول بوده است.

چاک هیگل در سخنان خود گفته بود که دولت چین منطقه دریای جنوب چین را “بی ثبات” کرده است و شینزو آبه هم قول داده بود که کشورهای همسایه چین در جنوب شرق آسیا را مورد حمایت بیشتر قرار دهد.

هیگل گفته “در ماه‌های گذشته، چین با اقدامات بی‌ثبات کننده و یک جانبه، ادعاهای خود بر دریای جنوبی چین را تکرار کرده است.”

او گفته آمریکا به شدت با هر نوع “ارعاب، تهدید و توسل به نیروی نظامی” توسط ملل مخالف است. وزیر دفاع آمریکا از کلیت اظهارات نخست‌وزیر ژاپن در روز جمعه برای ایفای نقش فعال‌تر توکیو در امنیت منطقه استقبال کرده است.

 

چاک هیگل همچنین چین را به تهدید امنیت و پیشرفت منطقه از طریق انجام اقدامات “یکجانبه و بی ثبات کننده” متهم کرد و هشدار داد که آمریکا در قبال نقض مقررات بین المللی بی تفاوت نخواهد بود.

شینزو آبه از نقش قاطع تر ژاپن در حل و فصل اختلافات منطقه ای سخن رانده بود و گفت ژاپن قایقهای گشت ساحلی در اختیار کشورهای همسایه، که نگران سیاستهای چین هستند، خواهد گذاشت.

چین، در مقابل، گفته است که آقای آبه برای تقویت سیاست امنیتی خود در منطقه از “افسانه” تهدید چین استفاده می کند. شینزو آبه، نخست‎‌وزیر ژاپن پیشنهاد کرده به کشورهای همسایه که نگران سیاست‌های پکن هستند، گارد ساحلی بفرستد.

چین و ژاپن از سال ۱۹۷۰ بر سر مالکیت جزایر واقع در دریای جنوبی چین اختلاف دارند. اختلافی که‌ گاه تا مرز درگیری‌ نظامی پیش رفته است. از طرفی دیگر ویتنام هم با چین بر سر منابع نفتی و آبزیان در این دریا دچار مشکل است. در چین و ویتنام اخیرا اتباع دو کشور مورد حمله قرار گرفته‌اند و در ویتنام تظاهرات اعتراضی علیه چین برگزار شده است.

تقویت چشمگیر توان نظامی چین در سال‌های اخیر نگرانی همسایه‌هایش را برانگیخته است. آمریکا می‌گوید پشتیبانی نظامی خود از ژاپن و کره جنوبی را افزایش می‌دهد.

شی جینپینگ، رهبر چین، هفته پیش از کشورهای آسیایی خواست از تقویت ائتلاف‌های نظامی با “قدرت‌های ثالث” حذر کنند.

نطفه‌های آشوب و منازعه در دریای جنوب چین

یافتن دلایل و ریشه‌های در گرفتن جنگ‌ها موضوع بخش عظیمی از علوم انسانی است. اگرچه هیچ‌ طرفی نمی‌خواهد جنگ بشود اما زنجیره ای  از رویدادها طوری دنبال می‌شوند که جنگ تنها راه‌حل ممکن می‌شود. بعضی ویژگی‌های شرایطی که دو دریای همجوار چین خود را در آن می‌یابند از عوامل ثابت موقعیت‌های خطرناک اینچنینی هستند.

اول، عروج اقتصادی قدرتی که دیگر نظم موجودِ از پیش‌برقرار‌شده را بر نمی‌تابد، یعنی چین.

 چین امروز دیگر تنها سازنده اسباب‌بازی‌های کوچک ارزان‌قیمت نیست بلکه  بزرگترین کشور تولیدگر جهان است و سه برابر آمریکا تولید دارد. آمریکا در زمینه کالاهای تولیدی ۷۰۰ میلیارد دلار کسری بودجه دارد در حالی که چین ۲۳۰ میلیارد دلار مازاد بودجه دارد. این کشور حدود ماهی ۶۰ میلیون تن فولاد (نماد اقتصاد مدرن) تولید می‌کند یعنی ۷ برابر دومین تولیدکننده (ژاپن) و نیمی از تولید جهانی.

برای چنین حجمی از تولید، میزان زیادی انرژی نیاز است و بیهوده نیست که چین بزرگ‌ترین مصرف‌کننده نفت جهان است. با این‌حال اما یک سوم نفت دنیا (و اکثریت نفت وارداتی چین) از تنگه هرمز می‌گذرد که آمریکا تمایل به حضور نظامی کمتری در این تنگه دارد. البته چین از نظر توان نظامی همچنان بسیار عقب‌تر از آمریکا است. علی رغم افزایش های فزاینده بودجه نظامی چین اما  بودجه نظامی آمریکا همچنان بی رقیب است سال گذشته ۶۴۰ میلیارد دلار یعنی ۳۶/۳ درصد کل جهان بود. چین  دوم با ۱۸۸ میلیارد دلار (۱۰/۸ درصد کل جهان) با فاصله بسیار در رتبه دوم قرار دارد.

و این‌جا است که به دو دریای جنوبی و شرقی چین می‌رسیم که مورد اختلافات بسیار چین و همسایگان بوده‌. به رغم نام این دریاها، حضور قاطع نظامی در هر دوی آنها متعلق به آمریکا است. این کشور در ضمن معاهده‌های نظامی با حداقل پنج کشور منطقه (ژاپن، کره جنوبی، تایوان، فیلیپین و استرالیا) دارد. بسیاری کشورهای کوچک‌تر که به طور سنتی هوادار آمریکا نبوده‌اند (مثل ویتنام) نیز با دیدن سایه ظهور و عروج چینِ غول‌آسا به دامان آمریکا پناه می‌برند اگر چه با اکراه.

دریای جنوبی چین حدود ۲۵۰ جزیره کوچک دارد که مساحت‌شان مجموعا به ۱۵ کیلومتر مربع می‌رسد، یعنی یک ششم جزیره کیش. این جزایر عموما خالی از سکنه هستند و گاه بیشترشان زیر آب است. اما نکته کلیدی این‌جا است که قراردادهای بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم هرگز تکلیف این جزایر را معلوم نکرد. در نتیجه حداقل شش کشور مدعی آنها هستند.

در نقشه‌های رسمی چین چیزی به نام خط نُه نقطه‌ای (یا خطِ یو U شکل) وجود دارد که طبق آن ۹۰ درصد از مساحت ۳/۵ میلیون کیلومتری دریای جنوبی چین و جزایرش متعلق به چین است. در نتیجه چین در تضاد مستقیم با برونئی، تایوان، مالزی، فیلیپین و ویتنام قرار دارد که هر یک (به جز اولی) بخش‌هایی از این جزایر را اشغال می‌کنند.

اول، چین یکی از نفت‌کش‌های جدید ۱ میلیارد دلاری‌اش را به آب‌هایی فرستاد که طبق قوانین بین‌المللی جزو منطقه انحصاری ویتنام هستند. وقتی ویتنام با فرستادن ۳۰ گارد ساحلی پاسخ داد، چین با آب‌پاشی،‌ آن‌ها را عقب زد.

پس از آن تظاهرات خشونت آمیز  ضدچینی در سراسر ویتنام برپا شد. بیش از ۱۵ کارخانه چینی در ناحیه شهر هو شی مین (پایتخت) به آتش کشیده‌ شده‌اند. به هر کس که قیافه چینی داشته باشد حمله می‌شود و ۲۱ نفر جان سپردند. چینی‌ها از راه زمینی به کامبوج فرار می‌کنند و یا از راه هوایی خود را به چین و یا کشورهای چینی‌نشینی همچون مالزی و سنگاپور می‌رساند.

نخست‌وزیر ویتنام در پیامکی همگانی از مردمش خواسته برای دفاع از کشور به پا خیزندو این خود تحریک کننده بوده است. از آن سو، روزنامه دولتی “گلوبال تایمزِ” چین گفته این کشور باید دست به جنگ بزند تا هانوی را سر جای خود بنشاند. این روزنامه همین حرف را در مورد فیلیپین نیز زده است چرا که این کشور هم اخیرا ۱۵ ماهی‌گیر چینی را به جرم صید لاک‌پشت‌هایی که نسل‌شان در خطر است (در نزدیکی آب‌های این کشور) دستگیر کرد.

سال گذشته در دریای شرقی چین نیز تخاصماتی مشابه بروز کرد با این تفاوت که چین در آن‌جا با قدرت‌هایی بزرگ‌تر مثل ژاپن و کره جنوبی روبرو است که هر دو جزو ۱۰ قدرت نظامی بزرگ جهان هستند. ژاپن با هند- آمریکا و استرالیا  به دنبال ائتلاف امنیتی است کره شمالی با بمب هسته‌ای‌اش نیز در همان نزدیکی است.

اندونزی و مالزی نیز بودجه نظامی خود را افزایش داده‌اند و به دنبال ائتلاف دفاعی با استرالیا و از آن طریق‌ آمریکا هستند. ویتنام، سنگاپور و تایلند نیز همین راه را در سطحی کوچک‌تر طی می‌کنند.

آن‌چه این تصویر را پرآشوب‌تر می‌کند، سیاست داخلی هر یک از این کشورها است. در آمریکا، باراک اوباما گفته می‌خواهد تمرکز سیاست خارجی‌ کشورش را از خاورمیانه به این منطقه از جهان (آسیا اقیانوسیه) بیاورد گرچه مشغولیت‌های مداوم داخلی و دغدغه‌های اضطراری موجود در اوکراین و سوریه به او اجازه این کار را نداده‌اند. اما اگر رئیس جمهوری تهاجمی‌تر از اوباما به کاخ سفید برود، چه؟

در کره جنوبی و ژاپن ناسیونالیست‌های راست‌گرا سر کار هستند که نه تنها مخالف چین که مخالف شدید یکدیگر نیز هستند. شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن، با بازدید از گورستانی جنجالی خشم هم چین و هم کره را آفریده است.

در تایوان، دولت کنونی حزب کومینتانگ به روابط نزدیک با چین مشهور است اما اگر “حزب دموکراتیک مترقی” که به طور سنتی چین‌ستیز است به قدرت برسد، معادلات تغییر می کند.

چالش‌های جهانی و منطقه ای اکنون نتنها رفع نشده بلکه متعددتر شده است. چالش‌ از سوی عوامل غیردولتی مثل بنیادگرایان تندرو به اصطلاح اسلامی و یا دولت‌هایی همچون روسیه نمود پر رنگی در مطبوعات جهان دارند اما نگاهی به بنیان اقتصادی روابط بین‌المللی نشان می‌دهد که موثرترین چالش از سوی چین می‌آید.  چینی که در تصویر عامه جنگ‌طلب دانسته نمی‌شود اما در سطح مقامات امنیتی و تحلیلگران سیاسی از آن به کشوری در حال قدرت نمایی برای سلطه گری یاد می شود. بویژه در منطقه بر سر سلطه بر محدوده قلمرو و تمامیت مرزی در مناطقی از اقیانوس و جزایر پاراسل و اسپراتلی است.

چه کسی درباره کدام قسمت مدعی است؟

چین مدعی بزرگترین قلمرو است – منطقه ای که با “خط-چین شماره نه” مشخص شده و از استان جنوبی هینان چین تا صدها کیلومتر در جهت جنوب و شرق ادامه دارد. پکن می‌گوید حق مالکیت چین بر این منطقه تاریخی ۲۰۰۰ ساله دارد، از زمانی که مجمع الجزایر پاراسل و اسپراتلی بخشی جداناشدنی از ملت چین بودند.

در سال ۱۹۴۷، چین با انتشار نقشه ای این ادعاها را به تفصیل مطرح کرد. در این نقشه این دو مجمع الجزایر به طور کامل در قلمرو چین قرار دارند. تایوان نیز عیناً همین ادعا را مطرح می‌کند.

 ویتنام استدلال تاریخی چین را مورد اعتراض قرار داده و می‌گوید که تا پیش از دهه ۱۹۴۰، چین هیچ‌گاه ادعایی درباره حاکمیت ارضی این منطقه نداشته است. ویتنام ادعا می‌کند که در عمل از قرن هفدهم به این سو، این منطقه تحت فرمانروایی این کشور بوده – و مدارک لازم جهت اثبات این ادعا موجود است.

مدعی اصلی دیگر در این منطقه فیلیپین است، که نزدیکی جغرافیایی خود به جزایر اسپراتلی را دلیل اصلی ادعای مالکیت بر بخشی از این مجموعه قرار داده است.

فیلیپین و چین هر دو مدعی مالکیت سد ساحلی اسکاربورو (با نام چینی جزیره هوانگ یان) هستند که حدود ۱۶۰ کیلومتر با فیلیپین و ۸۰۰ کیلومتر با چین فاصله دارد.

مالزی و برونئی نیز ادعای مالکیت بخش‌هایی از این منطقه را دارند که ادعا می‌کنند، بر اساس کنوانسیون بین‌المللی حقوق دریایی، در منطقه آزاد تجاری آن‌ها قرار گرفته است. برونئی ادعایی درباره هیچکدام از جزایر مورد مناقشه ندارد ولی مالزی مدعی چند جزیره کوچک از مجمع الجزایر اسپراتلی است.

جزایر پاراسل و اسپراتلی ممکن است دارای ذخایر طبیعی در اطراف خود باشند. کاوش های دقیق در این منطقه محدود بوده، پس تخمین ها تا حد زیادی متکی بر گمانه زنی بر اساس میزان ذخایر طبیعی مناطق اطراف است.همچنین این دریا از مسیرهای مهم کشتیرانی و مکان مناسبی برای صنعت ماهیگیری است که بقای مردم کل این ناحیه در گرو آن است.

باید بخاطر داشت که تضادهای بین این کشورها، علاوه بر اختلافات مرزی، سوابق دیرین تاریخی دارد. ویتنام بیش از هزار سال تحت استعمار چین بوده است. کره و تایوان سالیان سال تحت استعمار ژاپن بوده‌اند. ژاپن در همین حدود صد سال گذشته دو بار چین را اشغال کرده است و در جنگ جهانی دوم در کنار نازی‌ها به بیشتر کشورهای منطقه حمله کرده است. در دوران کمونیسم، ویتنامِ شوروی‌گرا با چین و کامبوجِ مائوئیست وارد جنگ شد.  چینی‌ها در سال ۱۹۷۴، با کشتن بیش از ۷۰ نیروی نظامی ویتنام، جزایر پاراسل را تصرف کردند. در سال ۱۹۸۸، دو طرف در جزایر اسپراتلی درگیر شدند و این بار نیز ویتنام با ۶۰ کشته بازنده بود.

فیلیپین نیز در چند مورد با نیروهای چین، ویتنام و مالزی درگیر شده است.

فیلیپین، چین را متهم کرده که مشغول افزودن بر حضور نظامی خود در جزایر اسپراتلی است. در ابتدای سال ۲۰۱۲، دو کشور درگیر یک جدال طولانی دریایی شدند که در آن یکدیگر را به ورود غیرقانونی به سد ساحلی اسکاربورو متهم می‌کردند.

در ژوئیه سال ۲۰۱۲، چین شهر سانشا را رسماً تاسیس کرد – که مرکزش در جزایر پاراسل قرار دارد و به گفته چین، مسئول نظارت بر قلمرو این کشور در دریای جنوبی چین است. ویتنام و فیلیپین هر دو با این حرکت ابراز مخالفت کرده‌اند.

در اواخر سال ۲۰۱۲، ادعاهای اثبات نشده مبنی بر خرابکاری عمدی نیروی دریایی چین در دو کشتی تحقیقاتی ویتنامی، باعث برپایی تظاهرات های ضدچینی گسترده در هانوی و هوشی مین شد.

ویتنام همچنین از جمله کشورهایی بود که از زدن مهر روی گذرنامه های جدید چینی، که منطقه مورد مناقشه را بخشی از قلمرو این کشور نشان می‌داد، امتناع کرد.

در ژانویه سال ۲۰۱۳، مانیل اعلام کرد که در پی احضار چین به یک دادگاه بین‌المللی تحت نظارت کنوانسیون حقوق دریایی سازمان ملل است تا ادعاهای این کشور بر سر دریای جنوبی چین را به چالش بکشد.

در مه سال ۲۰۱۴، راه اندازی یک سکوی نفتی چینی در آب‌های اطراف جزایر پاراسل باعث برخورد چند قایق چینی و ویتنامی با یکدیگر شد.

آیا  مناقشه با روش توسل به حکمیت و حقوق دریاها قابل حل است؟

مانیل در اقدامی بی‌سابقه سندی ۴۰۰۰ صفحه‌ای به دادگاه کنوانسیون قانون دریای سازمان ملل تسلیم کرده و از چین بخاطر ادعایش بر تقریبا تمام دریای جنوبی چین شکایت کرده است اما پکن گفته این دادگاه را قبول ندارد. حتی در صورتی که فیلیپین در تلاش خود برای پیگیری حقوقی مسأله در سازمان ملل موفق شود، چین ملزم به رعایت حکم چنین دادگاهی نخواهد بود.

تلاش‌های اخیر از سوی سازمان همبستگی منطقه ای “آسه آن” برای بررسی ایده‌های جدید برای حل این مناقشه به نظر باعث تشدید اختلاف نظر در این مجموعه از کشورها شده است.

مقام بین المللی اعماق دریا

UNCLOS  ARTICLE 281 – 290- 17

بررسی تعهدات ایران به کنوانسیون 1982 حقوق دریاها

  منابع: BBC –  موسسه حقوق بین المللی پارس.   www.parssea.org 

مختصات جغرافیای تنگه هرمز پیشنهاد ساخت کانال راهبردی هرمز

 

 حقوق دریا بین ایران و قطر . کندی ایران  در پارس جنوبی و  حراج برق آسای گاز در قطر

پرداخت ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار غرامت بابت لغو قرارداد

 

برابر گزارش خبرگزاری ها: 

 دیوان بین المللی داوری لاهه، ایران را به دلیل قطع سوآپ نفت دریای خزر در دوره محمود احمدی نژاد، حدود 6 میلیون دلار جریمه کرده است.

persian gulf map

به گزارش بی بی سی :  شرکت نیکو (متعلق به شرکت ملی نفت ایران) به پرداخت ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار غرامت ملزم شده است. این مبلغ جدا از حدود ۴ میلیون دلار هزینه های جانبی شامل هزینه وکلای دو طرف، دادگاه و دادرسی و اتاق بازرگانی بین‌المللی است. رای دادگاه داوری لاهه بر اساس گزارش ایرنا، شنبه گذشته صادر شده است.

شرکت های سلکت‌انرژی تریدینگ آلمان، دراگون اویل امارات، ویتول سوئیس و کاسپین اویل دولوپمنت ایرلند روزانه حدود هفتاد تا صد هزار بشکه نفت کشورهای حاشیه خزر را از مسیر ایران به مشتریان خود در خلیج فارس می‌رساندند.

«شوآپ» تعبیری بود که میرکاظمی برای یکی از بزرگترین دستاوردهای نفتی ایران در حوزه دیپلماسی انرژی به کار می‌برد. دستاوردی که نه تنها درآمدهای قابل توجهی داشت، بلکه بر تقویت جایگاه ایران در نفت منطقه نیز موثر بود. اما میرکاظمی، که سوابق ارزنده‌ای همچون توزیع بنزین آلوده و برکناری چندصد مدیر کارآزموده نفتی را در کارنامه خود دارد، بدون آگاهی از کم و کیف ماجرا و براساس اطلاعات یک گزارش غلط، دستور به توقف سوآپ داد و اکنون از دادگاه لاهه خبر می‌رسد ایران به پرداخت ۵/۵میلیون دلار خسارت محکوم شده است. این پرداخت فارغ از سه تا چهار میلیون دلاری است که از پول بیت‌المال بابت دادرسی و وکالت و مواردی از این دست هزینه شده است.

”در برنامه سوآپ نفت که نخستین بار در زمان وزارت زنگنه آغاز شده بود، ایران با استفاده از تاسیسات نکا، نفت را در دریای خزر می‌خرید و به مصرف داخلی می‌رساند. در مقابل با استفاده از دسترسی ایران به آب‌های آزاد، معادل نفت خریداری شده در شمال، در جنوب ایران به فروش می‌رسید. رقم این تجارت در سال‌های اوج خود به بیش از ۱۳۰هزار بشکه در روز رسید. تاسیسات نفتی نکا و خطوط انتقال متناسب با این ظرفیت افزایش یافت و ضمن کسب درآمد، مشاغلی نیز ایجاد شدند.

اما با روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد و به ویژه بعد از وزارت نفت میرکاظمی، این روند کاهش یافت. نهایتاً نیز با دستور میرکاظمی، این طرح متوقف شد. میرکاظمی سوآپ نفت را خیانت نامید و بر مبنای اطلاعات غلط اعلام کرد: «اجرای کذایی طرح سوآپ عملا ایران را به واردکننده نفت تبدیل کرده بود و بی تردید ادامه اجرای آن خیانت بزرگی به کشور و مردم بود.»

اکنون نه تنها ایران از درآمد و نتایج سوآپ محروم شده، دادگاه لاهه نیز حکم به محکومیت ایران داده است.

براساس گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، در ابتدا ایران با طلب خسارت ۹۷میلیون دلاری مواجه شد. «با وجودی که حدود ۲ تا ۳ سال دادگاه در حال رسیدگی به این شکایت بود اما شرکت نیکو و وزارت نفت با گرفتن وکلای زبردست و درگیری مدیران و کارشناسان، تلاش کردند که طرف شاکی را راضی کرده تا خسارت پرداختی را به کمترین میزان کاهش دهند.

به هر حال رای دادگاه داوری لاهه روز (شنبه) گذشته صادر شد که براساس آن شرکت نیکو ملزم به پرداخت ۵٫۵ میلیون دلار خسارت شد که البته این رقم جدا از ۳ تا ۴ میلیون دلار هزینه های جانبی شامل هزینه های وکلای دو طرف، دادگاه و دادرسی و اتاق بازرگانی بین المللی(ICC) است. هرچند بخاطر تلاش های شرکت نیکو شرکت ویتول و تعدادی از شرکت ها از شکایت خود صرفنظر کردند اما سوءمدیریت و تصمیم مدیریتی غلط و نادرست وزیر نفت وقت ۸ تا ۸٫۵ میلیون دلار خسارت به کشور وارد کرده است.»

 

علی ماجدی معاون امور بین الملل وزیر نفت نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا در تائید خبر محکومیت ایران در دادگاه لاهه اظهار داشت: رای دادگاه داوری لاهه روز شنبه گذشته صادر شد که براساس آن شرکت نیکو ملزم به پرداخت ۵٫۵ میلیون دلار خسارت شد.

وی افزود: بخاطر اقدامات شرکت نیکو، شرکت ویتول و تعدادی از شرکت ها از شکایت خود صرفنظر کردند اما ایران مجبور به پرداخت خسارت به کاسپین اویل شد.

ماجدی خاطرنشان کرد: شکایت‌های طرح شده فقط از سوی شرکت‌ها بوده و کشورها در این قضیه دخیل نبوده‌اند.

وی تاکید کرد: قطعا ایران مجددا بدنبال راه اندازی مجدد سوآپ است.

اجرای طرح سوآپ نفت از سال ۱۳۷۶ در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی آغاز شد اما در دولت محمود احمدی نژاد، وزیر وقت نفت مسعود میرکاظمی گفته بود که سوآپ نفت نه تنها سودی نداشته، بلکه زیان هم از این راه نصیب کشور می شده است.

در جریان توافق سوآپ نفت، نفت خام کشورهای حاشیه خزر پس از انتقال به ایران در شهرهای تهران، تبریز و اراک پالایش می‌شد و به مصرف داخلی در شمال ایران می‌رسید. در عوض ایران معادل همین میزان نفت را از منابع خود در جنوب استخراج و به مشتریان نفت کشورهای خزر در خلیج فارس تحویل می‌داد.

بر اساس قراردادی که با چهار شرکت بین المللی منعقد شده بود، به ازای هر بشکه نفت خام که در خلیج فارس به مشتریان این شرکت ها تحویل می‌شد، حدود یک دلار به ایران می‌رسید.

 

مختصات جغرافیای تنگه هرمز پیشنهاد ساخت کانال راهبردی هرمز

دعواها- ادعاها و ضد ادعاها در دریای چین میان کشورهای منطقه و دور از منطقه

 

 حقوق دریا بین ایران و قطر . کندی ایران  در پارس جنوبی و  حراج برق آسای گاز در قطر

سمینار بین المللی دیپلماسی علم و فناوری درهند

دهلی نو – ایرنا – سمینار بین المللی دیپلماسی  علم و فناوری برای توسعه پایدار در کشورهای درحال توسعه صبح روز سه شنبه با حضور ایران در هندوستان آغاز شد.

 
d

به گزارش ایرنا، دراین سمینار چهار روزه که با محوریت کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در شهر گورگائون در نزدیک دهلی نو شروع شد 39 کارشناس برجسته علم و فناوری از 26 کشور جهان با هدف بررسی راه کارهای استفاده از علم و فناوری برای دستیابی به توسعه پایدار درکشورهای درحال توسعه به گفتگو و تبادل نظر می پردازند. 

نخستین سمینار بین المللی دیپلماسی علم و فناوری با ابتکار و پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران دو سال پیش با حضور 20 کشور در تهران برگزار شد. 

در سمینار هند ˈعلی مرتضی بی رنگ ˈ معاون امور بین الملل و تبادل فناوری معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری کشورمان حضور یافته است .

وی با تشریح ارتباط دیپلماسی علم و فناوری با توسعه پایدار و همچنین سیاست گذاری و تجربیات کشورها در این زمینه گفت: جمهوری اسلامی ایران در میان کشور های عضو عدم تعهد و درحال توسعه در زمینه دیپلماسی علم و فناوری پیشتاز بوده و تجربیات و برنامه های زیادی در سال های گذشته داشته است که می تواند آن را در اختیار دیگر کشورها قرار دهد. 

ایران از جمله کشورهایی است که رایزن فناوری و علمی به کشورهای دیگر اعزام می کند. 

استفاده از ظرفیت های دستگاه دیپلماسی و نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج برای توسعه همکاری های علمی و فناوری از دیگر برنامه های کشورمان در زمینه دیپلماسی علم و فناوری برای توسعه پایدار در کشورهای در حال توسعه است. 

طراحی برنامه های آموزشی ویژه برای دیپلمات ها، سیاست گذاران ، دانشگاهیان، روزنامه نگاران و سایر افراد و گروه های موثر بر نقش علم و فناوری، پشتیبانی از تمام کشورها در زمینه های برنامه ریزی، ظرفیت سازی و مشارکت برای سیاست گذاری در این بخش، انتقال تجربیات ، بررسی نیازها و یافتن راهکارهای جدید از جمله اهداف و برنامه های سمینار جاری در هندوستان به شمار می آید. 

در این سمینار کارشناسان و صاحب نظران در امور مختلف علم و فناوری از 26 کشور از جمله هند، ایران، اندونزی، عراق، ژاپن، مالزی، آلمان، پاکستان ،سوئیس، سوریه و آمریکا حضور دارند. 

در دهه گذشته حدود 50 سمینار، کارگاه بین المللی و دوره های آموزشی در زمینه نقش علم و فناوری در توسعه پایدار در کشورهای در حال توسعه برگزار شده اما استفاده از ظرفیت های دیپلماتیک دراین بخش موضوع تازه ای است که با ابتکار ایران از سال 1390 مطرح و پیگیری شده است. 

نقش مراکز علمی در توسعه مبتنی بر دانش و جایگاه علم و فناوری در جنبش عدم تعهد و دیگر کشورهای درحال توسعه از دیگر محورهای مورد بررسی در این سمینار است. 

در حال حاضر کشورهای درحال توسعه برای دستیابی به توسعه پایدار با موانع و مشکلاتی در زمینه های مختلف از جمله در انرژی، آب ، بهداشت ، تغییرات آب و هوایی و امنیت غذایی مواجه هستند و تلاش می کنند از ظرفیت های دیپلماتیک در زمینه علم و فناوری برای تحقق توسعه پایدار استفاده کنند. 

آساق ** 2167 ** 275 **