Category: محیط زیست

نور خورشید ارزان ترین گزینه برای تولید برق خواهد شد

نور خورشید ارزان ترین گزینه برای تولید برق خواهد شد

شرکت «سن ایدیسن» SunEdison شرکتی مستقر در آمریکا می باشد که در پروژه های مشترک تولید برق خورشیدی بسیار فعال است.

آقای پاسوپاتی گوپالان رئیس شاخه این شرکت برای منطقه آسیا پاسیفیک در خصوص فرصت ها در حوزه برق خورشیدی با نماینده روزنامه انگلیسی زبان «هندو» صحبت کرد. خلاصه این گفتگو به شرح ذیل است:

سئوال: وضعیت بازار هند چگونه است؟

خورشید

حواب: از زمانی که در هند دولت جدید تشکیل گردید، به ویژه طی دو ماه گذشته، کارهای زیاد مقدماتی انجام شده است تا برق خورشیدی قسمت چشمگیری از نیازهای برق این کشور را تأمین کند. وزیر نیروی این کشور می خواهد در هند تا سال 2020 حدود یکصد گیگاوات (صد هزار مگاوات) برق خورشیدی تولید شود. (یک گیگاوات =  یک هزار مگاوات). چین نیز برای صنعت خورشیدی خود برای سال 2020 همین برنامه در نظر گرفته است. در حوزه برق خورشیدی ما در مقایسه با چین حد اقل ده سال عقب هستیم. اما هیچ کشور دیگر به اندازه هند برخوردار از تقاضا و نیروی کار ماهر نیست. هند شاید بعد از فقط چین قرار دارد. سازمان بین المللی انرژی پیش بینی نموده است که تا سال 2050 نور خورشیدی منبع شماره یک برای تولید برق خواهد شد.

سئوال: آیا همه این اهداف تولید برق خورشیدی قابل دستیابی است؟

جواب: این اهداف بسیار قابل دستیابی است. واقعیت این است که نور خورشیدی تنها منبع انرژی می باشد که می تواند در بسیار کوتاه مدت تاثیر گذار شود. چیزی که شما برای این منظور نیاز دارید زمین و برخی تشکیلات انتقال می باشد. فناوری لازم برای این کار در هند موجود است. نکته مهم دیگری این است که پروژه های برق خورشیدی را می توان فقط ظرف مدت چند ماه احداث کرد. برعکس آن، نیروگاه برق اتمی برای احداث به مدت ده سال نیاز دارد، برق حرارتی به مدت چند سال نیاز دارد و حتی برق بادی به مدت دو سال نیاز دارد. اما نیروگاه تولید برق خورشیدی را می توان تنها ظرف مدت فقط چند ماه و بسیار سریع احداث کرد. لذا شما می توانید پروژه تولید برق خورشیدی 500 مگاواتی را ظرف مدت شش ماه احداث کنید. بنا بر این برنامه ریزی کلان در این حوزه بسیار قابل عمل است.

سئوال: هند چگونه می تواند از برق خورشیدی برای منافع اقتصادی و اجتماعی استفاده کند؟

جواب: به نظر بنده، نور خورشیدی یکی از ارزان ترین وسیله تولید برق و حتی ارزان تر از سوخت فسیلی می باشد. در هند شما همه طرح های تولید برق حرارتی که ذغال سنگ وارداتی را استفاده می کنند بررسی کنید. هزینه تولید برق در همه این پروژه ها از 50/5 روپیه الی 7 روپیه برای هر یک کیلووات می باشد. این هزینه می تواند به دلایل مختلف به بالا برود. اخیر ترین پیشنهادات تولید برق در ایالت کارناتاکا در حدود 50/6 روپیه الی 7 روپیه برای یک کیلووات برق دریافت شده است. بعلاوه، ذغال سنگ محیط را آلوده می کند و برای تشکیل به سالها نیاز دارد. تولید ذغال سنگ در داخل کشور با مشکلات گوناگونی مواجه شده است و بهای ذغال سنگ وارداتی بالا و پائین می رود. اما برق خورشیدی تمیز است. می توان نیروگاه تولید برق خورشیدی را ظرف 6 تا 12 ماه احداث کرد. هزینه تولید برق خورشیدی نیز پائین آمده است.

سئوال: برای تولید تجهیزات تولید برق خورشیدی در داخل کشور به چه طرح بومی سازی نیاز است؟

جواب: فکر می کنم که این فرصت طلایی برای هند می باشد که در سالهای اولیه تشکیل یک صنعت آن صنعت را در این کشور راه اندازی کند. بسیار سزاوار استقبال است که نخست وزیر هند موضوع تولید در داخل هند را مورد توجه قرار داده است.

سئوال: پیشرفت شرکت شما در هند چگونه بوده است؟

جواب: ما با دولت ایالت راجستان جهت تولید پنج هزار مگاوات برق خورشیدی ظرف پنج سال آینده قراردادی بسته ایم. در ایالت کارناتا نیز یک پروژه 150 مگاواتی را داریم و منتظر نتیجه تلاشهای خود در برخی ایالت های دیگر نیز هستیم.

توده های جلبکی سمی در خلیج فارس خسارات زیادی ایجاد خواهند کرد.

پدیده نوظهوری موسوم به “توده جلبکی” که گونه ای از فیتوپلانکتون های دریایی است باعث تعطیلی کار صیادان استان هرمزگان در جنوب ایران شده است.

بعد از پدیده مرگ و میر دلفین ها که سال گذشته در منطقه خلیج فارس و دریای عمان اتفاق افتاد، امسال آفت دیگری آب های نیلگون خلیج فارس را به رنگ قرمز درآورده است.

دکتر اسماعیل کهرم، فعال محیط زیست در تهران در باره ظهور این پدیده به بخش فارسی بی بی سی گفت: “کشند سرخ، آن طور که بین جزیره قشم و بندرعباس امروزه به وفور رسیده است، وقتی ظاهر می شود که جلبک های آبزی درست مثل درخت گیلاس شکوفه می کنند”.

 

 

 

“این جلبک ها موقع شکوفه کردن دارای فعل و انفعالات شیمیایی هستند که باعث می شود مواد سمی بسیار مهلکی را در داخل آب رها کنند. این مواد سمی باعث می شود که آب دریای منطقه بدبو شده و همچنین تعداد بیشماری ماهی مرده سطح آب را بپوشاند”.

ساکنان مناطقی از قشم و بندرعباس در روزهای اخیر با قطعی آب روبرو بوده اند. آب جزایر ایرانی خلیج فارس معمولا توسط دستگاه های آب شیرین کن تهیه می شود.

یکی از ساکنان جزیره قشم می گوید: “در ماههای اخیر این جلبک ها وارد تجهیزات آب شیرین کن قشم شده و فیلتر آنها را پوشاند که در برخی موارد با قطعی آب روبرو بودیم”.

سید محمد باقر نبوی، معاون دریایی سازمان حفاظت محیط زیست به رسانه های ایران گفته است که روش مقابله بیولوژیکی راهکار مناسبی برای مقابله با این بحران نیست، چرا که موجب از بین رفتن آب سنگ های مرجانی می شود.

BBCPERSIAN GULF

حدود هشت درصد ذخایر آبسنگ های مرجانی جهان در منطقه خلیج فارس واقع شده و هرجا که آبسنگ های مرجانی باشد، تنوع آبزیان به شدت بالاست.

به گفته آقای نبوی یکی از راهکارها کنترل فاضلاب است. به واسطه فاضلاب ها مواد مغذی وارد دریاها می شوند، ترکیبات فسفر و ازت می توانند عامل مهمی در شکوفایی جلبک ها محسوب شود.

این مقام حفاظت از محیط زیست ایران همچنین گفته که اقدامات متعددی از جمله 14 مصوبه در کمیسیون زیربنایی دولت برای مقابله با پدیده جلبکی تصویب شده است.

مژگان جمشیدی روزنامه نگار در تهران به بخش فارسی بی بی سی گفت: “همه این ها در حد حرف است، با توجه به اینکه که پدیده فیتوپلانکتون ها می تواند در حد یک فاجعه ملی و منطقه ای باشد و می تواند در کل شیلات منطقه را نابود کند، هنوز اقدام موثر و جدی در این زمینه صورت نگرفته است”.

خانم جمشیدی همچنین گفت: “در اجلاس اخیر کویت که به همین منظور تشکیل شده اعلام کرده اند که در چهار ماه اخیر در حدود 700 تن ماهی در سواحل امارات از بین رفته است، اما هنوز میزان تلفات آبزیان در سواحل جنوبی ایران رسما اعلام نشده است”.

 

گردش طبیعی آب در خلیج فارس، رسوبات و تمام آلاینده ها را به طرف سواحل جنوبی می برد که بیشتر در انحصار عربستان سعودی و امارات است.

معاون دریایی سازمان محیط زیست گفته است که گسترش پدیده جلبکی ناشی از حرکت شناورها در منطقه نیست و آن را ناشی از توفان گنو در سال گذشته ذکر کرده است.

اما آقای کهرم نظر دیگری در این باره دارد و می گوید: “بنده این نظر را رد می کنم، به خاطر این که توفان گنو اگر این جلبک ها را به خلیج فارس کشانده باید مدت ها قبل شکوفه های آنها را مشاهده می کردیم.”

وی افزود:”مسئله این است که کشتی هایی که عازم خلیج فارس هستند، مقدار زیادی آب را در مبدا خودشان وارد انبارها برای حفظ تعادل کشتی می کنند که وقتی به سواحل جنوبی خلیج فارس در ایران می رسند، آنها را بدون هیچ نظارتی داخل آب رها می کنند و هیچ سازمانی هم نیست که جلوی این عمل غیرقانونی کشتی ها را بگیرد”.

مقامات سازمان حفاظت از محیط زیست ایران اذعان می دارند که پدیده توده جلبکی در سواحل شمالی مانند رشت، انزلی و گرگان هم دیده شده است. این پدیده می تواند به موجودات آبزی آسیب برساند و گونه هایی که تحرک کمتری دارند بیشتر در معرض آسیب قرار می گیرند.

سمی کردن آبشخور حیوانات به تلف شدن فوری 146 و آسیب رسیدن به 400 دام دیگر شد

بز زیبد  یک بز در حال مرگ 

گناباد – ایرنا – رییس شبکه دامپزشکی گناباد گفت:زیبدZIBAD

86 راس گوسفند در مرکزدهستان زیبد   گناباد   بلافاصله تلف شدند و آمار تلفات رو به افزایش است. طی دو روز  به 146 رسیده است

 

دکتر علیرضا قدرتی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: دام ها  متلعق به  دامدار روستای زیبد می باشد که بر اثر خوردن علوفه و یا آب  سمی شده   از بین رفتند. 

وی با بیان اینکه هنوز علت اصلی تلف شدن دامها مشخص نیست  و پس از آزمایش اعلام خواهد شد گفت: تمام اقدامات بهداشتی از جمله دفن لاشه ها، نمونه برداری، کالبد شکافی و همچنین واکسینه نمودن حدود 100 راس دام دیگر انجام شده است.

بنظر می رسد فرد یا افرادی با ریختن سم در آبشخور  گوسفندان  این اقدام غیر اخلاقی را انجام داده است. آبشخور که در حاشیه  روستا بوده محل آب خوردن حیوانات وحشی و حفاظت شده نیز بوده است از جمله در اطراف این روستا – بزکوهی — آهو –  روباه – شغال – گرگ – پلنگ و انواع پرنده ها مانند هوبره و کبک و پرندگان مهاجر زندگی می کنند . چه بسا ممکن است انسان رهگذر نیز از این اب استفاده می کرد. 

 

یکی از دامداران روستا در گفتگو با خبرنگار گناپا  با انتقاد  از کوتاهی اقدام  سریع  مقامات قضایی و انتظامی در واکنش به این موضوع و چند حادثه دیگر در روستای زیبد  در  تشریح این حادثه هولناک گفت :

روز چهارشنبه بعد از بازگشت گوسفندان از  چرای صحرا برای  آب خوردن به محل ابشخور  به محض خوردن اب  مثل ریزش برگ درختان در پاییز  بر زمین  می افتند  که در این لحظه  چوپان تلاش می کند مانع اب خوردن  بقیه گوسفندان   شود  اما  در همان لحظه  فوری تعداد 86 راس گوسفند  تلف شدند . 

حسن بختیاری افزود : این در حالی است که  تعداد تلفات همچنان ادامه دارد و تا کنون بیش از 100 راس دیگر نیز تلف شده اند . وی در پایان تصریح کرد اگر مقامات مسول  توانایی رسیدگی به این موضوع را ندارند تا خود مردم  وارد عرصه شوند و عامل   حادثه را شناسایی و به سزای اعمالشان برسانند چرا که در بین گوسفندان تلف شده دامداری بوده که  دارایی او تنها سه راس گوسفند بوده  و هر سه  ان تلف شده است و در این سال خشک  سال هیچ درامدی دیگری ندارد  .

وی گفت این  حادثه اتفاقی نبوده و کسانی در این حادثه نقش داشته اند که باید شناسایی  شوند . 

روستای زیبد با حدود یک هزار نفر جمعیت در 25 کیلومتری غرب گناباد قرار دارد که شغل اغلب ساکنین آن دامداری و کشاورزی می باشد. در حالی که طرفداران محیط زیست از کشته شدن یک گرگ  یا خرس  ناراحت می شوند چگونه  انسانهای گرگ نما  می توانند صدهها گوسفند  زبان بسته را اینگونه زجر کش کنند. 

 

پرونده:Zibad.jpg

حیوانات بی نظیر منقرض شده فلات ایران

شاید خیلی ها ندانند که روزگاری نه چندان دور بسیاری از حیواناتی که در شبه قاره هند زندگی می کنند در فلات ایران نیز حضور داشته اند. اما امروزه بسیاری از آنها بطور کلی ریشه کن شده اند.

****شیر ایرانی   Persian lion

 شیر از نیرومندترین و مشهورترین پستانداران ایران و جهان ، مدتی است که نسلش در ایران از میان رفته است

 موها کوتاه، رنگ بدن زرد و بدون لکه یا نوارهای راه راه از جمله مشخصات شیر ایرانی است. شیر نر ، یال نسبتاً کوتاهی (در مقایسه با زیر گونه آفریقایی ) با موهای سیاه وزرد دارد. دم شیر ایرانی بلند با دسته ای از موهای سیاه در انتهای آن است.اندازه طول سر و تنه 150 تا 190 سانتی متر، دم در حدود 100 سانتی متر و وزن آن 150 تا 250 کیلوگرم می باشد. مناطق جنگلی ، بوته زارها و علفزارهای نزدیک به آب واقع در نواحی جنوب زاگرس و خوزستان ، مناطق  دامنه کوههای قهستان در جنوب خراسان ، شمال خراسان ، زیستگاه شیر ایرانی بوده است.در گذشته پراکندگی وسیعی در مناطق جنوب و جنوب غربی ایران ، از جنگلهای اطراف رودخانه کرخه ، دز، کازرون به طرف مسجد سلیمان ، رامهرمز ، بوشهر ، کازرون تا دشت ارژن واقع در غرب شیراز است.

تا سال 1322 ، دسته های 2 تا 5 تایی شیر ایرانی در بیشه زارهای جنوب شوش دیده می شده است. ولی از سال 1321 خورشیدی که آخرین شیر ایرانی در شمال غربی دزفول شکار شده است ، اطلاعات دیگری مبنی بر مشاهده این حیوانات ثبت نشده است. اگر چه بواسطه شکار ، طعمه های مسموم ، قطع درختان جنگلی و…اکثر زیستگاههای طبیعی شیر ایرانی در ایران از میان رفته است اما زیرگونه ای از آن همچنان در قرق جنگلی « گیر» در شمالغربی هندوستان به حیات خود ادامه می دهد. که به گفته محمدی زاده رییس سازمان محیط زیست برنامه هایی برای انتقال چند شیر به داخل ایران موجود است و امکان دارد برای احیای شیر ایرانی این حیوانات از هند به ایران منتقل شوند

ببر ایرانی (ببر مازندران )

 در جنگلهای مازندران نژادی از ببر ٬ که به نام ببر ایرانی شهرت دارد ٬ می زیسته که امروزه نابود شده است . آخرین ببر که در مازندران به آن شیر سرخ می گفتند در سال1338 ه.ش در جنگل گلستان ٬ در منطقه گرگان ٬ به دست یک شکارچی محلی شکار شد.

 از ببر مازندران تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست بجا مانده است . عکسها و پوستها نشان می دهند که رنگ ببر مازندران از ببر بنگال روشنتر ٬ و تا اندازه ای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریکتر و منظمتر و به تعداد بیشتر بوده است . موهای بدن ببر مازندران بلندتر و پرپشت تر از ببر بنگال و کوتاه تر از ببر سیبری و جثه آن بزرگتر از ببر بنگال و کوچکتر از ببر سیبری بوده است .

ببر مازندران مرال ٬ گراز ٬ شوکا ٬خرگوش ٬پرندگان ٬ خزندگان گربه وحشی و هنگام گرسنگی کمبود غذا ٬ گاو و گاومیش اهلی شکار می کرد . شکار بی رویه ٬ خشک کردن نیزارها و مردابها برای کشاورزی ٬ باغداری و خانه سازی ٬ از میان رفتن جنگلهای جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شده است .

حیوانات در معرض انقراض

 یوزپلنگ ایرانی

انجمن یوزپلنگ ایرانی همزمان با پنجمین سالگرد تأسیس خود اعلام کرد که براساس بررسی های میدانی، مصاحبه با افراد محلی، مشاهدات مستقیم، ردیابی در داخل زیستگاه ها و مقایسه تصاویر بدست آمده از دوربین های تله ای متعلق به انجمن و پروژه حفاظت از یوز آسیایی، درحال حاضر وجود جمعیتی بین 70 تا 100 قلاده یوزپلنگ ایرانی در کشور محرز می باشد که بیش از نیمی از این جمعیت در استان یزد زیست نموده و استانهای سمنان، خراسان شمالی و اصفهان به ترتیب در رده های بعدی قرار دارند.

البته ذکر این نکته کاملا ضروری است که یوزپلنگ ها بین مناطق مختلف در رفت و آمد بوده و نمی توان جمعیت ثابتی برای هر استان یا منطقه در نظر گرفتطی سالهای ابتدایی دهه 1350، اسکندر فیروز جمعیتی بین 200 تا 300 قلاده برای یوزهای ایران برآورد نمودند

پلنگ ایرانی

 هنگامى که نام پلنگ ایران (Persian Leopard) برده مى شود منظور زیرگونه Panthera pardus saxicolor است. اعتبار این زیرگونه در سال هاى اخیر تایید شده است. اعضاى این زیرگونه عمدتاً در ایران به سر مى برند اما در کپه داغ و ترکمنستان، قفقاز، تاجیکستان، ازبکستان، ارمنستان، بخشى از ترکیه، افغانستان و شاید کردستان عراق نیز حضور دارند. البته دامنه پراکنش کامل آن را به طور دقیق نمى دانیم زیرا به رغم آنکه پلنگ از بسیارى جهات جانورى مهم به شمار مى آید، متاسفانه اطلاعات لازم درباره پراکندگى و تغییرات درون گونه اى آن وجود ندارد. فقط مى دانیم گسترش جغرافیایى نسبتاً وسیعى دارد که ایران در مرکز آن قرار مى گیرد اما محدود به ایران نمى شود.

آن طور که رکوردهاى شکارچیان نشان مى دهد پلنگ ایران اگر بزرگترین زیرگونه نباشد یقیناً یکى از بزرگ جثه ترین زیرگونه هاى پلنگ در دنیا است.اتحادیه جهانى حفاظت از طبیعت و منابع طبیعى (IUCN) گاهى در فهرست سرخ خویش براى بعضى زیرگونه ها رتبه اى بالاتر از گونه مربوطه در نظر مى گیرد، براى مثال گونه پلنگ را آسیب پذیر و زیرگونه پلنگ ایرانى را در خطر انقراض طبقه بندى مى کند

سیاه گوش ایران

 تنها نمونه سیاه گوش موجود در اسارت به عنوان گونه ای کمیاب و در خطر انقراض و فاقد هر گونه آمار و شناسنامه علمی معتبر در ایران و تنها نمونه در دسترس و قابل مطالعه، به مثابه گنجینه یا ذخیره ژنتیکی باارزش در شرایطی غیراستاندارد در پارک ملی پردیسان تهران رها شده و مورد بی مهری مسوولان و کارشناسان حیات وحش قرار گرفته است و در صورتی که بی توجهی نسبت به حفظ و مطالعه این گونه ادامه یابد، آینده ای نامعلوم و به دنبال آن نابودی در انتظار این گونه خواهد بود .

گربه پالاس

 نام این گربه نیز در لیست قرمز انقراض قرار گرفته است.

 به نسبت جثه اش از تمام گربه هاى دیگر موهاى بلندتر و پرپشت ترى دارد. به اندازه یک گربه اهلى اما از آن پرتر و دست و پاهایش کوتاه تر است. رنگ بدن خاکسترى روشن که ممکن است به زردى یا قرمزى بزند. نوک موها سفید است که به آن ظاهرى یخ زده مى دهد. روى گونه هاى موهاى بلند و دو نوار تیره واضح دارد. داراى سرى گرد و پهن با گوش هاى خوابیده و کوچک در بیشترین فاصله از هم است. روى پیشانى خال هاى نامنظم دارد. در نیمه انتهایى پشت و روى پاها چندین نوار عرضى تیره دارد. چشم ها کاملاً رو به جلو هستند که نشان مى دهد براى شکار وابسته به بینایى است و همین ظاهرى جغدمانند به آن مى دهد. مردمک چشمش برخلاف سایر گربه هاى کوچک به صورت دایره اى منقبض مى شود

موى بلندش سازشى است براى زندگى در سرما و کوچک و پایین بودن گوش هایش براى آن است که در مناطق باز با پوشش گیاهى اندک کمتر دیده شود.زیرگونه ایرانى آن در تهدید است. در ایران تاکنون از مشهد و سرخس و خوش ییلاق شاهرود و نیز سواحل رود ارس در آذربایجان غربى گزارش شده است.

گوزن زرد ایرانی

خطر انقراض نسل گوزن زرد ایرانی، دوست داران محیط زیست و حیات وحش را بشدت نگران کرده است. شوری آب جزیره اشک دریاچه ارومیه، پساب سمی شرکت‌های نفتی در چغازنبیل، تخریب زیستگاه‌ها در دشت ارژن و زباله‌های شهری و بیمارستانی بابل، از مهم‌ترین دلایل در خطر انقراض قرار گرفتن نسل گوزن زرد ایرانی به شمار می‌رود. گوزن زرد ایرانی شاخ‌های بلند و پهن، 150 تا 240 سانتی‌متر بدن و 16 تا 20 سانتی‌متر دم دارد

 روباه بلانفوردیا شاه روباه

کمی از روباه قرمز(معمولی)کوچکتردر صورت دو نوار سیاه وبسیار مشخص دارد که از چشمها به طرف بینی امتداد یافته اند دمی بسیار بلند وپرمو که رنگ موهای انتهای آن به سفیدی دم روباه معمولی نیست. گوشها بزرگ ودر قاعده بسیار پهن هستند. رنگ پشت گوشها قهوه ای مایل به خاکستری است. موهای بدن انبوهندرنگ موهای پشت خاکستری-نقره ای با سایه قهوه ای ، در ناحیه ستون مهره ها کاملا قهوه ای وروی دم سیاه.زیستگاهش استپ های کوهستانی و مناطق نیمه بیابانیست.

در ایران در مناطق شرق خراسان،کرمان،فارس،رباط پشت بادام یزدو اصفهان مشاهده شده است. و پراکنش جهانی آن بلوچستان پاکستان ، افغانستان ،ترکمنستان است .

 عادات این حیوان احتمالا شبیه سایر روباهها ست. این روباه بسیار بازیگوش وباهوش است. میتواند مدتها باسرعت 50 کیلومتر در ساعت بدود.شب فعال است.وباآنکه تنها یک جفت انتخاب میکند ولی تنها به شکار میرود.همه چیزخوار است. معمولا ازحشرات ومیوه ها تغذیه میکند.

 وضعیت فعلی: روباه ایران است. بعلت داشتن پوست زیبا وگرانبهامورد توجه شکارچیان پوست میباشد. در سالهای اخیر نسل آن بشدت کاهش یافته وخطر انقراض نسل آن را تهدید میکند

Shimla In5Jul2013  (182)

روباه کرساک یا روباه ترکمنی

جثه آن کوچکتر ولی دست وپا بلند تر از روباه قرمز است. مشخصه اصلی این روباه دم نسبتا کوتاه است.رنگ موهای انتهائی دم برخلاف روباه معمولی وروباه شنی ،قهوه ای تیره یا سیاه است.گوشها نسبتا کوچکند و رنگ پشت انها دارچینی روشن است.در فصل زمستان موها بسیار بلند و برنگ خاکستری متمایل به سفید است بطوری که فقط نوک گوشها دیده میشود. پوشش تابستانی کوتاه وبرنگ نخودی متمایل به قرمز است.

 زیستگاهش مناطق استپی خشک ونیمه بیابانی .معمولا وابسته به نقطه خاصی نبوده واکثرا در حال حرکت هستندو از لا نه های سایر جانوران که در راه می بینند استفاده میکنند.در ایران فقط در نواحی ترکمن صحرا زندگی میکنند.پراکنش جهانی:ترکستان ،مغولستان ،افغانستان،شمال منچوری،چین تا تبت.

 از جوندگان کوچک،خرگوش،خزندگان ،پرندگان ،قورباغه،حشرات و لاشه حیوانات تغذیه میکند.معمولا پوست خارپشتهایی که توسط این حیوان شکار شده اند در نزدیک لانه اش مشاهده میشود.سایر خصوصیات شبیه روباه قرمز . به علت با ارزش بودن پوستش، شکارچیان بااستفاده از وسیله نقلیه موتوری انرا تعقیب وشکار می نمایند به همین علت بشدت کاهش یافته و خطر انقراض انرا تهدید میکند.