Category: تاریخ

شاهنامه کتاب نماد سازی و اسطوره های ظلم ستیزی است

آیت الله علم الهدی با حضور در آرامگاه فردوسی و ادای احترام  به این حماسه سرای بزرگ ایران به تمام مطالب چند سال گذشته در خصوص اتهام ضدیت وی با فردوسی پایان داد جنجالی ترین مطلب منتشر شده در فضای مجازی دستور ایشان برای محو  نقاشی های اسطوره ای بزرگترین دیوار نویسی یا گرافیتی در باغ نزدیک به میدان فردوسی مشهد بود که اگر چه دستور پاک کردن دیوارها از جانب دفتر ایشان با تاخیر بسیار زیاد تکذیب شد ولی این اتهام از ذهن مردم پاک نشد .
شهرا آرا دیروز ۲۰ تیرماه ۹۶ نوشت آیت الله علم‌الهدی خاطرنشان کرد:
««شاهنامه» کتاب نماد‌سازی فرهنگی است و در آن نمادهای اقتدار، استقلال و آزادی به‌چشم می‌خورد که سرچشمۀ فرهنگ انقلاب برای مردم ما بوده است.». امام‌جمعۀ مشهد بیان کرد: «نتیجۀ فردوسی از سرودن شعرها توسعۀ اقتدار و ترویج استقلال و آزادی از بند هر استبداد و ظلمی است.». علم‌الهدی اظهارکرد: «فردوسی شعر و ادب را برای ایجاد فرهنگ ایستادگی در‌برابر ظلم و ستم به‌خدمت گرفته و این هنر وی بوده است.». وی خاطرنشان کرد: «تمام انقلاب ما باید به‌پا خیزد تا فردوسی از مهجوریت خارج شود و اینکه وی را تنها یک شاعر ببینیم ظلم به اوست.».
به‌گزارش شهرآرا، مراسم سال‌روز صدور فرمان تاریخی رهبر معظم انقلاب به‌منظور احیای منطقۀ تاریخی طوس بعدازظهر دوشنبه با حضور مسئولان محلی در آرامگاه فردوسی برگزار شد. امام‌جمعۀ مشهد در این مراسم اظهار کرد‌: «حکیم فردوسی بزرگ‌ترین عامل بنیان‌گذاری فرهنگ مقاومت و اقتدار در دوران خود بود و با گذشت سالیان متمادی هنوز هم این شاعر پرآوازه در طوس می‌درخشد و لازم است با‌توجه‌به تأکید رهبر معظم انقلاب عمران و آبادانی این محدوده مور‌دتوجه قرار گیرد.». وی افزود: «رهبر معظم انقلاب ۲۱ سال پیش از آرامگاه فردوسی بازدید کردند و رسالتی را برای مسئولان این استان مشخص کردند که مردم بتوانند در طوس ذخایر فرهنگی و فکری را کسب کنند.».
امام‌جمعۀ مشهد تاکید کرد: «آثار تاریخی مهم و ارزشمند است و رهبر معظم انقلاب در فرمان خود به ذخایر فکری و فرهنگی این سرزمین توجه داشته‌اند.». عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: «فردوسی دارای ابعاد مختلفی است، زیرا از‌یک‌سو می‌توان او را به‌‌‌عنوان نفر اول ادب و هنر ایرانی نگریست و ازسوی‌دیگر می‌توان در سرودهای وی تاریخ و تمدن ایران را تا زمان حضرت مسیح جستجو کرد.». وی تصریح کرد: «نکتۀ مهم دربارۀ فردوسی روحیۀ فرهنگی اوست، زیرا کسانی که وی در «شاهنامه» از آن‌ها به‌عنوان نماد قدرت نام برده شخصیت‌های افسانه‌ای نیستند و نمادهایی جریان‌ساز به‌شمار می‌روند.». عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: «فردوسی با تمسک به نام حکیم برای زنده نگاه داشتن روحیۀ مقاومت «شاهنامه» را سروده است تا در دوران اختناق بتواند به اهداف خود برسد.».
علم‌الهدی خاطرنشان کرد: ««شاهنامه» کتاب نماد‌سازی فرهنگی است و در آن نمادهای اقتدار، استقلال و آزادی به‌چشم می‌خورد که سرچشمۀ فرهنگ انقلاب برای مردم ما بوده است.». امام‌جمعۀ مشهد بیان کرد: «نتیجۀ فردوسی از سرودن شعرها توسعۀ اقتدار و ترویج استقلال و آزادی از بند هر استبداد و ظلمی است.». علم‌الهدی اظهارکرد: «فردوسی شعر و ادب را برای ایجاد فرهنگ ایستادگی در‌برابر ظلم و ستم به‌خدمت گرفته و این هنر وی بوده است.». وی خاطرنشان کرد: «تمام انقلاب ما باید به‌پا خیزد تا فردوسی از مهجوریت خارج شود و اینکه وی را تنها یک شاعر ببینیم ظلم به اوست.».
عضو مجلس خبرگان رهبری با تشکر از شهرداری و شورای شهر مشهد در رسیدگی به موضوعات طوس و الحاق آن به مشهد خاطرنشان کرد: «آبادانی این منطقه شروع شده، اما تا نقطۀ مطلوب که متناسب با جایگاه فردوسی است فاصلۀ زیادی دارد.».
علم‌الهدی گفت: «با تشکیل شورای احیای طوس قرار بود اقدامات زیادی در این محدوده به‌انجام رسد که متأسفانه نه‌تنها کارهای زیادی صورت نگرفته، بلکه با‌وجود فرمان رهبری به این محدوده ظلم شده است.». وی در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: «فرهنگ زیارت با فرهنگ گردشگری متفاوت است و این سخن به‌معنای مخالفت با صنعت گردشگری نیست، زیرا هیچ انسان عاقلی این را نمی‌پذیرد، اما باید بین ادبیات این دو فرهنگ تمایز قائل شد.».
امام‌جمعۀ مشهد افزود: «سالانه چند میلیون زائر خارجی به مشهد سفر می‌کنند که هدف آن‌ها تنها زیارت است، زیرا، اگر می‌خواستند به‌دنبال تفریح باشند، به مشهد نمی‌آمدند و به شهرهای دیگر که امکانات زیاد تفریحی و گردشگری دارند سفر می‌کردند.». وی گفت: «اگر بنا باشد آنچه را که زائر را به مشهد کشانده توسعه بدهیم، به موفق‌ترین کشور حوزۀ گردشگری دنیا تبدیل خواهیم شد.». وی گفت: «ظرفیت گردشگری مشهد آن‌قدر بالاست که نمونۀ آن در کل منطقه وجود ندارد و حالا عده‌ای این موضوع را نادیده می‌گیرند و می‌خواهند با هنر فسق و فجور این شهر را گسترش دهند.». امام‌جمعۀ مشهد تأکید کرد: «در طرحی که قرار است برای توسعۀ طوس تهیه شود باید مرکزی به‌عنوان توسعۀ فرهنگ و ادب برای حضور همۀ اندیشمندان ایجاد شود و امیدواریم آستان قدس نیز به این حوزه ورود یابد.».

هزینۀ ۳۵میلیاردی در منطقۀ طوس
شهردار مشهد نیز در این مراسم گفت: «خوشبختانه مدیریت شهری بر نحوۀ ساخت‌و‌سازها در این منطقه نظارت دارد و شورای حفظ حقوق بیت‌المال خراسان رضوی نیز در سال‌های اخیر از تصرف اموال عمومی‌ در این محدوده جلوگیری کرده است.».
سید‌صولت مرتضوی افزود: «۱۹ تیرماه سال ۷۵ شاهد حضور مقام معظم رهبری در مجموعۀ آرامگاه فردوسی و صدور فرمان رسیدگی به منطقۀ طوس بودیم. باوجود‌این اقدامات لازم در حد جلسه باقی مانده بود که خوشبختانه در دورۀ اخیر مدیریت شهری موفق شدیم بخشی از اقدامات لازم را در این منطقه به‌انجام رسانیم.».
وی خاطرنشان کرد: «احداث دو بولوار «شاهنامه» و «طوس» از‌جمله اقداماتی است که مدیریت شهری برای آبادانی این منطقه انجام داده و علاوه‌بر‌آن کاشت درخت و گل، آسفالت معابر، و برقرار کردن خط اتوبوس‌رانی از دیگر‌اقدامات انجام‌شده در این محدوده است.».
مرتضوی بیان کرد: «شهرداری مشهد تا‌کنون ۳۵میلیارد تومان در محدودۀ طوس هزینه کرده و اقدامات دیگری را هم در دستورکار دارد که با تخصیص اعتبارات لازم اجرایی می‌شود.».

کار کردن برای فردوسی بهانه نمی‌خواهد
رئیس شورای اسلامی‌ شهر مشهد نیز در این مراسم گفت: «برای فردوسی کار کردن بهانه نمی‌خواهد، زیرا فردوسی آن‌قدر بزرگ است که باید تمام همت خود را برای پیشرفت و آبادانی منطقۀ طوس به‌کار بگیریم.».
محمد‌کمال سرویها افزود: «علی‌رغم دستور صریح مقام معظم رهبری برای آبادانی منطقۀ تاریخی طوس و آرامگاه فردوسی، در سال‌های گذشته شاهد اقدام جدی مسئولان در این محدوده نبودیم.».
وی گفت: «مشهد به‌لحاظ توریسم زیارتی در‌بین تمام شهرهای جهان اسلام پیشروست و با‌‌وجود بزرگانی مانند فردوسی باید به فکر توریسم ادبی نیز باشیم.».
رئیس شورای اسلامی‌ شهر مشهد با بیان اینکه مدیریت شهری در ۴ سال گذشته به‌اندازۀ ۴۰ سال برای آبادانی منطقۀ طوس فعالیت کرده است تصریح کرد: «شورای اسلامی‌ شهر اخیراً سند راهبردی طوس را به‌تصویب رساند که امیدواریم با اجرایی شدن آن زمینۀ تعامل بهتر و بیشتر دستگاه‌های اجرایی برای آبادانی و پیشرفت منطقۀ طوس فراهم شود.».
سرو‌یها خاطرنشان کرد: «اگر سند راهبردی منطقۀ طوس در مجلس شورای اسلامی‌ به‌تصویب برسد و ردیف بودجۀ سالیانه برای آن اختصاص یابد، آن‌زمان شاهد اتفاقاتی بزرگ برای آبادانی این منطقه خواهیم بود.».
وی خاطرنشان کرد: «از استاندار خراسان رضوی درخواست داریم، در‌صورت بررسی و تصویب نشدن طرح راهبردی طوس در مجلس شورای اسلامی، به مدیریت شهری اجازه دهند که درباب تدوین طرح تفصیلی این منطقه و تعریف بسته‌های سرمایه‌گذاری آن اقدام کند.».

طوس پیشینۀ تمدنی قوی‌ای دارد
معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد نیز در ادامۀ این جلسه گفت: «در ۴ سال گذشته اتفاقات خوبی در منطقۀ طوس رخ داده و این بخش از تاریخ ایران و خراسان بزرگ در آستانۀ یک جهش بسیار خوب قرار گرفته است.».
وحید جلیلی افزود: «امیدواریم با تلاش همۀ مسئولان در آینده‌ای نزدیک منطقۀ طوس با پیشنیۀ تمدنی و فرهنگی عمیق به جایگاه شایسته و بایستۀ خود برسد.».
وی تصریح کرد: «متأسفانه امروز کسانی از فردوسی دم می‌زنند که بیشترین روی‌گردانی از مرام او و حماسه‌های ملت ایران را داشته‌اند. چگونه می‌شود دم از فردوسی زد و پهلوانان این کشور را مورد‌بی‌اعتنایی قرار داد؟!».
معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد در ادامه با اشاره به فرارسیدن سال‌روز واقعۀ قیام ملی گوهرشاد خاطرنشان کرد: «جای تأسف دارد که بعد از ۸۰ سال قهرمانان این حماسه گمنام هستند. باید گفت برای ارج نهادن به فردوسی باید حماسۀ مسجد گوهرشاد را بزرگ بداریم.».
وی با اشاره به اقدامات مدیریت شهری در‌راستای احیای واقعۀ قیام گوهرشاد گفت: «آنچه در دورۀ فعلی مدیریت شهری برای احیای قیام گوهرشاد انجام گرفت یک کار فردوسی‌وار بود.».

امیدواریم طوس در فهرست یونسکو ثبت شود
محمد بخشی محبی ، معاون پیشگیری از وقوع جرم مرکز خراسان رضوی نیز در این مراسم گفت: «با کمک شورای حفظ حقوق بیت‌المال موفق شدیم اقدامات خوبی را در این منطقه انجام دهیم که نمونۀ آن آزاد‌سازی معادن و ۱۷۰۰ هکتار از اراضی این منطقه بود.».

صدام حسین و نام خلیج فارس سندسری بسیار مهم از وزارت خارجه انگلیس

صدام حسین و نام خلیج فارس سندسری بسیار مهم از وزارت خارجه انگلیس

پشت پرده قرارداد الجزایر

خفایا اتفاق الجزائر بین صدام حسین وشاه إیران

* وثیقه رقم:۸۲

* التاریخ ۷ مایو ۱۹۷۵

* من: بی جی ویستماکوت السفاره البریطانیه بطهران

* الى: بی ولیامز، الخارجیه، إداره الشرق الأوسط، سری وعاجل.

* الموضوع: العلاقات العراقیه ـ الإیرانیه وزیاره صدام حسین لإیران.

۱ ـ زار نائب الرئیس العراقی صدام حسین إیران بین ۲۹ أبریل (نیسان) والأول من مایو (ایار) کضیف على رئیس الوزراء هنا. کان هناک قدر کبیر، وإن بدا متحفظا أحیانا، من التغطیه الإعلامیه، من قبل وخلال الزیاره، وفی المجمل بدا أن الأمور سارت بصوره حسنه.

۲ ـ أخشى أننی لا أملک نسخه من البیان المشترک لأرفقه مع هذا التقریر، ولکن النقاط الأساسیه التی ظهرت فی الصحافه المحلیه على هذا النحو:

 

أ – أبدى الجانبان معارضه قاطعه لأی تدخل أجنبی فی شؤون الخلیج الفارسی (هکذا وردت فی الوثیقه والإیضاح من الشرق الأوسط ۲۰۰۶).

ب ـ قبول الشاه لدعوه لزیاره العراق فی المستقبل القریب.

ج ـ یدعم الجانبان الجهود العربیه لإستعاده أراضیهما المفقوده وجهود الفلسطینیین للحصول على ما هو حقهم.

د ـ قرر الجانبان أن یعملا على التطبیق الکامل لاتفاقیه الجزائر وبروتوکول طهران والقرارات التی توصل الیها وزیرا خارجیه البلدین مؤخرا.

هـ ـ بذل الجهود لجهه تسهیل السفر بین البلدین لتمکین المواطنین فی کلا البلدین لزیاره المواقع المقدسه فی العراق وإیران.

۳ ـ بین العمومیات التی حملتها الصحافه المحلیه عن التعاون المستقبلی داخل أوبیک، تقلیل خطر استغلال (الإمبریالیین) للتوترات المحلیه، وأهمیه الوحده الإسلامیه ….الخ (هکذا وردت فی الوثیقه ولیست من الشرق الأوسط). أعطیت مسأله المجالات الدینیه فی الاتفاقیه الجدیده ترکیزا خاصا، ومعها حقیقه أن العراقیین والإیرانیین من الآن فصاعدا سیکونون أحرارا فی زیاره المناطق المقدسه فی کلا البلدین، وکذلک هدیه صدام حسین البالغه ۵۰۰ ألف دولار للمقر المقدس فی مشهد، وإن کنت اشک أن أحدا أخبره أن میزانیه ذلک المکان المقدس السنویه تصل لنحو ۴۵ ملیار دولار.

۴ ـ نقطه أو نقطتان مهمتان خرجتا من موضوع أمن الخلیج الفارسی، فقد عقد صدام حسین وهوفیدا مؤتمرا صحافیا مشترکا فی الفاتح من مایو بمطار طهران حیث سئل خلاله الأخیر عن أمن الخلیج الفارسی، فأجاب أن المحادثات التی عقدت مع صدام ذات أهمیه خاصه، وأن المزید من الأمور التی نوقشت فی هذا الأمر سیتم الکشف عنها قریبا، (نقل عن الشاه أیضا تعابیر مشابهه فی حوار معه یوم ۳ مایو فی أول عدد لصحیفه «راستاخیز» الناطقه الرسمیه باسم حزب البعث الإیرانی الجدید). ولکن وبالرغم من أن صدام حسین کان سعیدا بالقول علنا بمعارضته لأی تدخل أجنبی فی منطقه الخلیج، فقد علق فی حوار مع رئیس تحریر کایاهان نشر قبل زمن وجیز من زیارته یوم ۲۷ أبریل، فقال أنه من المبکر البحث عن تحالف عسکری بین دول المنطقه، وهنا نقل عنه أیضا أن مثل ذلک یمکن اتخاذه بمجرد أن تتوصل دول المنطقه الى تسویه لخلافاتهم.

۵ ـ وعن هذه المسأله، فقد یثیر إهتمامک معرفه أن شارام جوبن من المعهد العالمی للدراسات السیاسیه والاقتصادیه (وهو مراقب عالی الذکاء ولکنه خارج الماکینه الرسمیه)، قد أخبر روبرت الستین مؤخرا، أنه، ومن وجهه نظره، أن أحد عناصر اتفاقیه الجزائر التی لم تنشر ربما کانت اتفاقا من حیث المبدأ أن صیاغه أمن الخلیج لا بد أن تتم حصریا بین دول المنطقه دون مشارکه أجنبیه. ومضى شارام لیقول أنه وکجزء من هذه العملیه ربما یکون الشاه قد وافق على أن یضع ضغطا على الکویت لیؤجر للعراقیین الجزر التی یحتاجون الیها لتحسین مداخلهم للموانئ، وذلک فی مقابل تعهد عراقی بأن لا یصر على الکویت بالتنازل عن سیادته، وسیکون هنا من المثیر للإهتمام أن نرى ما إذا کانت إیران ستلعب حقیقه أی دور فی تطویر أو إخراج اتفاقیه کویتیه عراقیه. وقد أجل وزیر الخارجیه الإیرانی مرتین زیاره له للکویت وهو الآن خارج البلاد مع الشاه فی الأمیرکیتین الى یوم ۲۳ مایو.

۶ ـ یبدو الدبلوماسیون العرب هنا على قدر من الثقه بأن المسأله مسأله وقت فقط لینعقد مؤتمر لدول الخلیج، برغم زهدهم فی الحدیث عن التوقعات حول نوعیه الاتفاقیه التی یمکن أن یتم التوصل الیها.

توقیع بی جی ویستماکوت صوره الى: کی دی تیمبل بغداد والقنصلیه بالکویت حاشیه: على الوثیقه تعلیق بخط الید یقرأ: ولکن وفی یوم ۲۱ تقریبا أحاط صدام حسین «الهیرالد تربیون» بأن العراق سیتشاور مع إیران ودول الخلیج الأخرى حول موضوع تأسیس الهیاکل الأمنیه.

این سند در شرق الاوسط ۱-۴ اوگوست ۲۰۰۶ در شرق الاوسط منتشر شده و در کتاب اسناد نام خلیج فارس نوشته دکتر محمد عجم نیز نقد و بررسی شده است ص ۱۷۲تا ۵

علل و روند تحریف نام خلیج فارس

 

علل و روند تحریف نام خلیج فارس

نگارش در اردیبهشت ۶, ۱۳۹۶ – ۶:۰۶ ق.ظ

علل و روند تحریف نام خلیج فارس

دکترمحمد عجم

کارشناس مسائل خلیج فارس

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

کشورهای عربی قرون متمادی زیر سلطه استعمارگران بودند و وقتی هم از زیر سلطه استعمار عثمانی و استعمار غرب آزاد شدند با کثرت دولتها و مرزهای مصنوعی و پدیده رژیم اسرائیل روبرو شدند، اعراب هویت عربی خود را از قبل بیشتر در خطر می دیدند لذا برای ارضای هوسهای عربیت و ناسیونالیزم عربی در دوره عبدالناصر هوس تغییر نامخلیج فارس بعد از بیشتر از دو هزار سال ایجاد شد.

واژگان کلیدی: علل و روند تحریف نام خلیج فارس، نگاه های، بازیگران منطقه ای ، جهانی ، خلیج فارس

 اتحادیه عرب از سال ۱۹۶۴، نام خلیج فارس را رسما کنار گذاشته و به رسانه ها توصیه کرده است که نام خلیج عربی را  به کار ببرند. از همان زمان هم تلاش هایی صورت می گرفت که این نام جدید جعلی را در خارج از جغرافیای عربی نیز جا بیندازند. اما در آن دوره رسانه های عربی برد چندانی نداشتند و خیلی موفق نبودند در بیرون از جهان عرب این واژه رایج نشد و کاربردی نیافت . اما بدترین دوره در رابطه با تغییر نام خلیج فارس، دهه ۱۳۷۰ بود که در این سال ها شبکه های متعدد ماهواره ای عربی رایج شد که به زبان های غیر عربی هم برنامه پخش میکردند. این شبکه ها مخاطبانی در سرتاسر جهان داشتند و در زبان های غیر عربی نام جعلی را به کار می بردند. کمی بعد شبکه های اینترنتی هم از راه رسید ، کشورهای عربی در رسانه های مختلف خود از این واژه نوساخته  استفاده می کردند. در نتیجه وقتی مطبوعات کشورهای غیر عربی هم از آن استفاده می کردند، همان واژه را بدون اصلاح در روزنامه ها و مجلات غرب بکار می بردند. خصوصا الاهرام و روزنامه های مشهور دیگر عربی که نسخه آنلاین  انگلیسی داشتند در جعل این نام به زبان های دیگر خیلی تاثیر گذار بودند. شبکه های معروف جهانی مانند” بی. بی. سی و ” سی. ان. ان” وقتی با کارشناس عربی حوزه خلیج فارس در مورد مسائل خلیج فارس و جنگ و درگیری ها و مانورهایی که انجام می شد، مصاحبه می کردند، این مانورها پخش می شد و از  واژه تازه جعل شده  استفاده می کردند. در این بین روزنامه های عربی حتی روزنامه الاهرام  در سال ۸۰ مقاله ای نوشت تحت این عنوان که “چگونه خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل شد” و در آن توضیح داد که روند بسیار موفقیت آمیز! این تغییر نام در کشورهای عربی و دیگران چه بوده است. در همان زمان پاسخی را تهیه کردم که برای بسیاری از مقامات فرستادم به مقامات مربوطه  هشدار داده شد که خلیج فارس واقعا در جهان عرب به خلیج عربی تبدیل شده و اگر بی تفاوتی ما ادامه پیدا کند در سایر کشورها هم همینگونه خواهد شد،  و با توجه به روند فعلی باید منتظر باشیم که این نام در زبان انگلیسی و زبان های غیر عربی هم تغییر کند(.همشهری ۱۶ تا ۲۷ مهر ۱۳۸۱)

روند جعل نام خلیج فارس حتی در مطبوعات غربی به گونه ای بود که  احساس خطری را در مردم به ویژه در بین اساتید دانشگاه به وجود آورد و دانشگاهیانی که در داخل و خارج از کشور بودند به این باور رسیدند که به مرور نام جدید برای خلیج فارس در زبان انگلیسی هم رایج خواهد شد. از حرکات پراکنده  فردی تشکلی شکل گرفت به نام “پرشین گلف آنلاین” که در آن تمام اعضا به صورت آنلاین در سراسر جهان در تالار چت، تبادل اطلاعات و  گفتگو می کردند و این وظیفه را برای خود در نظر گرفتند که با تحریف گران غربی مکاتبه و روشنگری کنند و سابقه تاریخی نام خلیج فارس را برای تحریف گران یادآوری نمایند.  متن دفاعیه ای  مستند به پیشینه کهن نام خلیج فارس  تهیه شد و این که این نام در همه زمان ها ، مکان ها و زبان ها همواره خلیج فارس و معادلهای آن بوده است و کشورهای عربی به تازگی به دلایل سیاسی، نام جدیدی را خلق کرده اند  و اشاره ای هم به دستورالعمل های سازمان ملل و قرار دادهای بین المللی و رویه کشورها و بخصوص عرب زبان ها در طول تاریخ می شد و از تحریف گران خواسته می شد که عرف رایج بین المللی را رعایت کنند. هزاران نامه و  ایمیل به رسانه ها و تحریف گران ارسال شد که بسیار موفقیت آمیز بود در گروه آکادمیکی که جمع شده بودیم پیشنهاداتی مبنی بر این مطرح شد که از دولت جمهوری اسلامی ایران بخواهیم که یک سری اقدامات عملی انجام دهد. زیرا به عنوان دانشگاهی و مطبوعاتی عملا کار چندانی نمی توان انجام داد. در آن جا بود که پیشنهاد روز ملی خلیج فارس  طرح گردید عده ای معتقد بودند که دولت این کار را نخواهد کرد، برخی دیگر معتقد بودند که دولت با توجه به این که می داند این جعل و تحریف چه پیامدهایی خواهد داشت، حتما همراهی و اقدام خواهد کرد. به هر حال، دولتها و  موسسات عربی و  هزینه های بسیار سنگینی پرداخت می کردند که موسسات جغرافیایی دنیا نام خلیج عربی را در کنار نام اصلی خلیج فارس داخل پرانتز بگذارند و اطلس های زیادی منتشر شد که در کنار خلیج فارس، نام خلیج عربی را هم اضافه می کردند. در کشورهای عربی خیابان ها و موسسات و مکان هایی را بنام خلیج عربی نام گذاری کردند و نام خلیج فارس را از بسیاری از کتب و مراجع قدیمی حذف کردند و حتی مجازات برای کاربرد آن اعمال کردند.  حداقل قبل از داستان نشنال جغرافی ۸ اطلس مشهور دیگر این جعل را انجام داده بودند تا این که این روند آبان ۱۳۸۳  به نشنال جغرافی هم رسید و نشنال جغرافی، بعد از نزدیک به حدود  ۱۲۰ سال از انتشارش، این نام جدید را کنار نام همیشگی خلیج فارس اضافه کرد و در این جا بود که موج عظیمی از همبستگی میان ایرانی ها ایجاد شد و یک طومار اینترنتی معروف ۱۲۴ هزار امضایی تهیه شد و از آن جا بود که خوشبختانه روند شکل دیگری به خود گرفت رسانه های داخلی کشور همراه شدند و آن قدر بازتاب یافت که همه روزنامه نگاران و موسسات داخلی و خارجی متوجه شدند که باید مطالعه کنند و ببینند که حق با کیست؟

در واقع عربها و حتی غربی ها  و حتی بسیاری از ایرانی هم تصور می کردند  که نامخلیج فارس و خلیج عربی، هر دو در طول تاریخ رایج بوده است و ایرانیان به این خلیج فارس می گفتند و عرب ها، عربی. ولی خوشبختانه این موج اعتراضی باعث بیداری شد و مطالب بسیار زیادی منتشر و رسانه ای شد  و برای پژوهشگران و خیلی ها مشخص شد که  نام خلیج فارس در همه زبان ها بطور مستمر و لاینقطع و یگانه مورد استفاده بوده است. در همه زبان ها، خصوصا زبان عربی، خلیج فارس به کار می رفته است. تا سال ۱۹۵۸، اصلا هیچ نوشته عربی و یا سند عربی وجود ندارد که به جای خلیج فارس از خلیج عربی استفاده کرده باشد. و بسیاری از شخصیتهای علمی و پژوهشگر عربی به این حقانیت اعتراف کردند که قدم بزرگی بود. حتی یکی از نویسندگان عرب ضمن اعتراف به کاربرد مستمر تاریخی خلیج فارس  به شوخی نوشته بود متوجه شدیم که نام خلیج فارس از عهد دایناسورها رایج بوده است؟ نویسندگان بسیار زیادی در جهان عرب دهان به اعتراف گشودند و مطلب نوشتند و اعتراف کردند که هیچگاه نام خلیج عربی تا قبل از دوره جمال عبدالناصر برای این دریا بکار نرفته از جمله آنها می توان به افراد مشهوری مانند:  مفتی سنی مذهب یوسف قرضاوی در تلویزیون الجزیره برنامه شاهد علی العصر،  پروفسور عبدالهادی التازی، احمد الصراف، محمد عابد الجابری، عبدالله بن کران (نخست وزیر ۲۰۱۱–۲۰۱۷ مراکش)، عبدالمنعم سعید، عبدالخالق الجنبی، سرلشکر مجدی عمر و تنی چند از نویسندگان مشهور عرب و چند تن از رهبران دینی سنی در مورد اصالت نام خلیج فارس اشاره کرد.

ثبت  روز ملی خلیج فارس  به عنوان میراث معنوی

گفتنی است که روز ملی خلیج فارس پس از تصویب در شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۴ در اواخر دوره محمد خاتمی،  پس از  ۴ سال بی توجهی،   دولت احمدی نژاد متوجه اهمیت ان شد و  توسط سازمان میراث فرهنگی در سال ۱۳۸۸ این روز  به عنوان میراث معنوی ثبت ملی نیز شد .

آیا ثبت خلیج فارس در یونسکو شدنی است

نام خلیج فارس به عنوان میراث معنوی در سازمان میراث فرهنگی ایران ثبت شده است  و  اگر به عنوان یک سوژه فرهنگی  و میراث معنوی بخواهیم خلیج فارس رادر یونسکو مطرح کنیم ، این کار شدنی است اما اگر ثبت خلیج فارس بار سیاسی داشته باشد ، به یونسکو مربوط نمی شود .

اینکه به عنوان میراث ملموس و یا میراث معنوی نام خلیج فارس ثبت شود  یک پروژه مطالعاتی عمیقی می خواهد اما بعضی از نقشه ها و کتیبه های  خلیج فارس را قطعا به راحتی می توان در میراث معنوی جهانی ثبت کرد بطوریکه همین الان یک کتاب مصری بنام مخطوطات ثبت میراث جهانی است که در آن نقشه خلیج فارس  ترسیم شده است.

خلیج فارس گاهواره تمدن جهان و به نوعی خاستگاه بشر است و دریانوردی از آنجا آغاز شده ،  یعنی خلیج فارس را با استفاده از فارس در یونسکو ، این شدنی است که ما بگوییم که این محدوده جغرافیایی با این نام ، جایگاه فرهنگی برجسته ای دارد و خاستگاه خدمات فرهنگی برای بشریت بوده است . به علاوه ما یک یک شاخصه فرهنی این منطقه را ثبت می کنیم که بستر آن یک شخصیت حقوقی است و دیگر یک منطقه صرف طبیعی نیست .  یونسکو با مسائل فرهنگی در ارتباط است و محور مسائل آن صلح و آموزش ، فرهنگ ، گردشگری و عرفان است . بر این اساس همان طور که در جهان برخی مسائل بستر ساز جنگ هستند ، برخی مناطق نیز بسترساز صلح ، آرامش و فرهیختگی اند ، از جمله خلیج فارس .

در یونسکو فقط ثبتهای تاریخی و فرهنگی را داریم اما کارهایی که جنبه سیاسی داشته باشد سازمان ملل آنها را تحت عنوان پروتکلهایی از انواع مختلف ثبت می کند . پروتکلهایی برای دریاها ، آبهای آزاد و آبهای مشترک وجود دارند و کنوانسیونی نیز به نام حقوق دریایی وجود دارد و در این حقوق دریایی نام خلیج فارس را می نویسد /

اطلاعات بیشتر: http://ammi.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C/%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DA%A9%D9%88/#ixzz4gZ0g9QyF

http://donya-e-eqtesad.com/news/1098777

http://www.sayeh-news.com/fa/Main/Detail/46037/این-نام-ماندگار،-تحریف‌شدنی-نیست

بحران سیاسی و فرهنگی، مهمترین علل تلاش عرب‌ها برای تغییر نام خلیج فارس / این خلیج منطقه‌ای استراتژیک و ژئو اکونومیک است

جشن یلدا یا شب چله بر جشن های مسیحی تاثیر داشته

drajam%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85
در جشن بزرگ شب چله در دانشگاه فردوسی که با حضور سرکنسولهای مقیم مشهد برگزار شد دکتر محمدعجم طی سخنانی در این مراسم گفت:
این هفته ما سه جشن بزرگ ادیان ابراهیمی داریم و یک جشن باستانی از میراث کهن بشریت یعنی یلدا
از این مناسبت های خجسته باید برای هفته وحدت ادیان و میراث مشترک بشریت استفاده کنیم برای ترویج گفتگو و مدارا و دوری از تعصبات کور ؛ نباید در این هفته مبارک سخنی گفته شود که در جهت احترام به عقاید مومنین به ایین های مسیحی نباشد الان در سراسر جهان غرب ایین های کریسمس با شکوه تمام اجرا می شود نمادهای سرو و صلیب جزیی از این ایین ها است اما اینجا محیط علم و دانش است باید بگویم واقعیت این است که توجه یا احترام نسبت به سرو و صلیب بیشتر از سه هزار و شاید بسیار بسیار قدیمی تر باشد و راز ان را طی مقاله ای سال ۱۳۸۱ ارایه کردم البته انموقع انقدر مستندات کافی نبود اما الان در منابع انگلیسی و عربی مستنداتی کافی در تایید مطلب وجود دارد در نقش رستم ۴ صلیب عظیم کنده شده است در اثار تاریخ کهن ایران درخت سرو جایگاه ویژه دارد این نقش ها تصادفی نیست و ریشه در ایین های کهن داشته است . سرو و صلیب در ایین های کریسمس از ایین های کهن اریایی ریشه می گیرد .
اکنون  مقامات ذیربط در کشورمان در پی آن هستند تا مانند ثبت نوروز ؛ یلدا یا شب چله را نیز با همکاری کشورهای همسو با تمدن ایرانی در یونسکو ثبت نمایند.

photo_2016-11-14_11-34-29

 

 

آیین های یَلدا یا شب چِلّه و ارتباط آن با کریسمس

۹۵-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85-ajam%db%8c%d9%84%d8%af%d8%a7

 

به گزارش سایت مجله باران کویر، و خانه گناباد جشن شب چله در مجتمع فرهنگی زیبد برگزار شد.

دکتر محمد عجم چهره سرشناس فرهنگی و مطبوعاتی کشورمان در خصوص ریشه های تاریخی چله سخنانی ایراد و از جمله گفت شب چله از ایین های بسیار کهن است و به دوره ایین های اولیه ایرانی و مهر ایین یا میترایی بر می گردد روز بعد از طولانی ترین شب سال را روز خوره یا خورشید روز می گفتند که اروپایی نیز انرا ساندی به معنی روز خورشید می نامند وی گفت ایین های کریسمس و تزیین درخت سرو نیز از تاثیرات جشن های چله یا یلدا است. جشن یلدا ممکن است به واژه سریانی یلدا به عنوان تولد خورشید ربط داشته باشد و از طرفی بنظر می رسد یل + دا ” کلمه کاملا پارسی باشد. حتی صلیب نیز از نمادهای ایین مهر است و سالروز تولد عیسی مسیح که اکنون در تمام کشورهای غربی بطور باشکوهی در حال برگزاری است دو قرن بعد وارد تقویم شده و به روزی که جشن زایش خورشید یا یلدا هست ربط داده شده است. تولد عیسی مسیح بدلایل متعدد نمی توانسته است در سردترین شب های سال باشد زیرا با داستان شبان و سه ویزدام ایرانی که به زیارت نوزاد رفتند مغایرت دارد . وی در خصوص سوابق تاریخی گناباد و زیبد گفت سه بار مکان جغرافیایی زیبد و گناباد بدلیل زلزله و یا بیماری های مسری جابجا شده و سه رویداد بزرگ تاریخی ایران از جمله ۱۲ رخ در این منطقه اتفاق افتاده است.                           سالن مجتمع فرهنگی ورزشی زیبد

ajamyalda

File:YaldaZibad.jpg

 

خبرگزاری میراث  یلدا آئینی به قدمت تاریخ: محمد عجم

http://chtn.ir/

 

جشن های چله تموز

جشن چله تموز  یا جشن های چله بزرگ تابستان  جشن هایی است که از لابلای غبارهای تاریک تاریخ گم شده به تازگی کشف شده است. اولین بار در تاریخ ۲۰ اوت ۲۰۱۲  ویکی پدیای فارسی مقاله ای بدون منبع را  نوشته است تحت عنوان چله تموز . تا قبل از آن هیچ جایی نامی از جشن چله تموز برده نشده اما با نام هایی مبهم و حالتی از وهم و خیال و پندار  در ذهن قدیمی ها خاطراتی وجود داشته که حکایت از جشنی تابستانی دارد این جشن ها در ایران کهن به برداشت محصول و فصل و  محیط طبیعت و چرخش ایام ربط داشته است. اما در تیر ماه  امسال مطبوعات و خبرگزاری های فارسی بطرز عجیبی به بازتاب مقاله  چله تموز ویکی پدیا پرداختند .

جشن چله تابستان,جشن نیلوفر,10 مرداد جشن چله تابستان

ایسنا- ایرنا- ایمنا – و بسیاری از خبرگزاری های علمی و فرهنگی و وبلاگها  مقاله ویکی  پدیا را کپی  و منتشر کردند و یا در قالب مصاحبه و گفتگو  از مقاله استفاده کردند. بنظرم علت این بازتاب گسترده ناشی از این موضوع بود که هند روز اول چله تموز  را با نام روز یوگا  بنام هند در سازمان ملل به ثبت رساند و حالا تازه ما ایرانی ها بیدار شدیم ….

در شهر گناباد که از کهن ترین شهرهای ایران و محل رویداد حماسه اسطوره ای ۱۲ رخ است که تا کنون به حیات ادامه داده است و همواره در آن زندگی جریان داشته است. از جشنی بنام چله تموز یاد می شود مردم منطقه قهستان در خاطرات سینه به سینه از وجود آیینی اینگونه سخن می گویند. در این روزها  در پگاه  خانم ها اسپند دود می کردند و در ورودی خانه یا دالان سرای می ریختند و ورودی خانه و دالان و ایئان ها را آب و جا رو می زدند. این جشن ها بسیار کهن است و شاید بدوره ادیان ابتدایی برسد از جمله این ابهامات بجای مانده مراسمی است که در درب صوفه زیبد مرسوم بوده است در ایوان صوفه اب چکه های این ایوان غار شکل مقدس بوده  و در چله تموز در آنجا آش نذری می داده اند آش نذری از قبل از اسلام رایج بوده و به دین اسلام مختص نیست. در آنجا علم و چوب مقدسی بوده و درختان داخل غار گره گشا فرض می شدند لذا بر درخت سر و درخت انجیر و درخت تاقوک آنجا گره می زده اند. در گرمای سال این غار پناه گاه سر و خنکی بوده است.

در بیرجند و قاین و فردوس هم جشن تموز در پرده ای از ابهام  یاد می شود اما از ریشه و روز دقیق آن و مراسم های آن هیچ خبری نیست و تقریبا بطور کامل به فراموشی سپرده شده است بجز در سایه و خیال و با ابهام  انچه از گذشتگان شنیده شده است مطلب متقن و دقیقا باقی نمانده است.  اما یک چیز قطعی است و  اینکه مبنای شروع چله تموز بلند ترین روز سال بوده است. پیران کهن می گویند از اول چله تموز روزها کوتاه تر می شود. یعنی این چله و جشن به بلند ترین روز سال و کوتاه ترین شب سال مرتبط بوده است. میرابها و قنات داران بخشی از  و یا کلیاتی از  این ایام ها و مناسبتها را در لوح نانوشته و سینه به سینه محفوظ نگهداشته اند. در بعضی جاها این جشن  نیلوفر و در جاهایی نوروز بل  و در جاهایی جشن تیرگان  و همچنین جشن آب پاشان هم گفته شده و قطعا روزها و شیوه آن در هر منطقه ای متفاوت شده است. . اما بنظر می رسد مبنای همگی و ریشه های آن یکی است . برداشت محصول و آغاز فصلی جدید. در خراسان تا قبل از چله تموز گندم  و جو  و عدس و نخود  برداشت شده و تا آخر تموز خرمن ها پاک می شده است.

جشن‌هایی که در تیر و مرداد ماه برگزار می‌شود معمولا جشن‌های آب هستند که در نیایش‌های باستانی در خواست آب، سرسبزی و شادی می کردند به طور مثال در جشن تیرگان که در ۱۳تیرماه برگزار می‌شود تشتر یا همان تیر یکی از الهه‌های باستانی در برابر اپوش دیو خشک سالی پیروز می‌شود و پس از پیروزی بانگ می‌زند خوشا به روزگار شما ای آب‌ها، ای گیاهان، ای مردمان و ای کشورها که پس از این آب در نهرها و رودهای شما جاری خواهد بود. جشن دیگری به نام نیلوفر وجود دارد که علت برگزاری آن دقیقا مشخص نیست، ابوریحان بیرونی اشاره می‌کند در ششم تیرماه مردم جشنی را برگزار می‌کرده‌اند که به آن جشن نیلوفران می‌گویند این جشن می تواند با آیین چله تموز جشن‌ها و مراسم آب و آبریزان در ارتباط باشد چرا که برخی پژوهشگران  ادعا می‌کنند علت این جشن به سبب روییدن گل¬های نیلوفر در این ماه است.
 درپایان جشن چله تموز، جشن امردادگان است که درهفتم امرداد ماه برگزار می شود در این روز ایرانیان در دامن طبیعت ،کشتزارها و یا باغ‌های خود به پاک سازی، ترمیم ، نگه‌داری گیاهان پرداخته و یا به گیاهان و نباتات رسیدگی شده است و در دامن طبیعت در میان گیاهان به جشن، سرور، نیایش و پایکوبی می‌پرداخته‌اند. از یاوران امرداد، رشن، اشتاد و زامیاد است که او را در برابر دیو گرسنگی «زیریچ» که از دستیاران انگره مینوست، یاری می‌دهند.
به طور کلی بیشتر جشن هایی که در تابستان برگزار می شود مربوط به آب، آبیاری، گیاهان، سر سبزی و… بوده است از این رو تموز و گرما نیز از این کلییت مثتثنی نبوده و با آب، آبادی و سر سبزی در بلندترین روزهای سال که اجازه می‌دهد انسان در برابر گرما و خشکی مقاومت کند و بیشترین کوشش را برای آبادانی زمین، داشته باشد، در ارتباط است.

 

چند نمونه از بازتاب مقاله ویکی پدیا به عنوان منبع:

http://www.imna.ir/fa/doc/report/241067/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%81-%D8%A2%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%85%D9%88%D8%B2

طولانی ترین روز سال را هندوها به کام خود شیرین کردند- (یوگا *تیرگان یا چله تموز )  دکتر محمد عجم

http://khorasan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=97167

 

https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D9%84%D9%87_%D8%AA%D9%85%D9%88%D8%B2

نوشته: دکتر محمدعجم

http://parssea.org/?p=7520

 

قنات یا کاریز میراث فرهنگی و علمی ایرانیان

پیام نوروزی نود و سه 

پیام نوروزی سال ۹۲ اوباما

پیام اوباما بمناسبت نوروز ۲۰۰۹

عوامل و بازیگران دخیل در افزایش بحران در کشمیر

عوامل و بازیگران دخیل در افزایش بحران در کشمیر

  در مرداد ۸, ۱۳۹۵ – ۱۰:۱۱ ب.ظ

عوامل و بازیگران دخیل در افزایش بحران در کشمیر

کارشناس حقوق بین الملل و متخصص شبه قاره هند

قضیه کشمیر دارای ابعاد و زوایای متعددی و پیچیدگی های زیادی است. مهم ترین ابعاد مشکل کشمیر را می توان حداقل در سه عامل یا سه بعد مهم  بررسی کرد.
 نخست عامل یا بعد جغرافیایی و ژئواستراتژیکی است دومین عامل بعد حقوقی مسئله کشمیر است و سومین عامل، بعد دینی و قومی کشمیر است.
از نظر جغرافیایی، کشمیر در درجه نخست محل تلاقی منافع سه کشور چین، هند و پاکستان است. ولی سایر بازیگران منطقه ای و بین المللی نیز بر حسب زمان  و  بصورت دوره ای در آن تاثیر گذار هستند. تمام سرزمین کشمیر در کوههای هیمالیا در ارتفاع متوسط بین  هزار تا پنج هزار متر در مناطق کوهستانی واقع شده است و از نظر آب و هوایی به طور کلی با فلات و دشت هموار هند (که معمولا متوسط بین صد تا دویست متر بالاتر از سطح دریاست،) متفاوت است. اکثر رودخانه های مهم هند از کوه های هیمالیا سرچشمه می گیرد و بخش بزرگی از اقتصاد و کشاورزی هند وابسته به همین رودخانه هاست. ده ها دریاچه آب شیرین و یخ زده در این مناطق وجود دارد و بخشی از سال، تمام جاده های این مناطق برف گیر و مسدود می شود و هیچ ارتشی نمی تواند در آن مناطق حضور داشته باشد. در نتیجه، در  هوای ۴۸ درجه زیر صفر معمولا فقط گروه های مسلح در این مناطق از کشمیر در حال تردد هستند. همین عامل باعث می شود ارتش و دولت هند نتوانددر همه مناطق استقرار دایمی داشته باشد و امنیت برقرار کند.
S
منطقه مرزی جامو و کشمیر  تیر ۱۳۹۲
عامل یا بعد حقوقی
اما بعد حقوقی قضیه که با عامل فرهنگی و دینی پیوند دارد حائز اهمیت بسیار زیادی است. به طور کلی تقریبا در تمام دوره های تاریخی قدیم کشمیرمنطقه ای مستقل بوده است و بیشتر ادامه فرهنگ افغانستان و تاجیکستان است. از دوره گورکانی تحت قلمرو گورکانیان قرار گرفت. گورکانیان که به اشتباه مغولان هند نامیده می شوند خود خراسانی و فارس زبان و مسلمان بودند و در مسجد سرینگرکشمیر فرمان شاه جهان به زبان فارسی بر روی لوح سنگ زیبایی هنوز موجود هست.
مشکل حقوقی موضوع کشمیر این هست که آیا چین و هند و پاکستان قانونا و مشروع کشمیر را ملحق ساخته اند یا خیر؟
مشکل اصلی در کشمیر هندوجود دارد ولی در آینده بر اساس اینکه چه راه حل نهایی به نتیجه برسد می تواند در طرف چین و پاکستان نیز بحران خیز شود.  در واقع در سال ۱۹۴۷ هند مستقل شد و نظر به درگیری های خونینی که بین مسلمان ها و هندوها اتفاق افتاد، رهبران انقلاب هند یا رهبران استقلال طلبهند توافق کردند که مناطقی که اکثریت مسلمان دارند، کشور مستقل پاکستان را تشکیل دهند. بنابراین با توجه به این که کشمیر بزرگ در آن زمان در حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد مسلمان داشت، قاعدتا باید جزئی از پاکستان می شد. اما فرمانروای کشمیر، بنام  هری سینگ در اکتبر ۱۹۴۸ اعلام کرد که می خواهد به دولت هند ملحق شود و در ۲۶ اکتبر همان سال، قرارداد الحاق با هند را امضا کرد.
این قرارداد بعدا در قانون اساسیهند در اصل ۳۷۰ گنجانده شد .  جنگ بین هند و پاکستان درگرفت و بدرخواستهند سازمان ملل مداخله کرد و دو قطعنامه به شماره های ۱۳ و ۴۷ صادر کرد و شورای امنیت مقرر کرد که ارتش هند و پاکستان به مناطق اولیه برگردند و برای تعیین سرنوشت کشمیر رفراندوم برگزار شود. برگزاری رفراندوم در سازمان ملل بعدا به عنوان یک قاعده حقوقی برای تمام مستعمرات اکیدا توصیه شد و به بیانیه ۱۵۱۴ سازمان ملل معروف شد. در سال ۱۹۴۹ کمیسیون نظارت بر آتش بس از طرف سازمان ملل در کشمیر مستقر گردید تا بر آتش بس و اجرای رفراندوم نظارت کند، اما با فراز و نشیب ها و کش و قوس هایی که پیش آمد، عملا موضوع رفراندوم به حاشیه رفت و به فراموشی سپرده شد .
در بعد حقوقی، حقوقدانان هندی و پاکستانی و جدایی طلبان اختلاف نظرها و تفسیرهای متضاد و خاص خود را دارند که موضوع یک پرونده بسیار مفصل و گسترده ای است.
 به تدریج و با تحولات پیچیده ای که اتفاق افتاد، هند موفق شد که موضوع کشمیر یا پرونده کشمیر را از سازمان ملل خارج کند و این موضوع را به عنوان موضوعی سه جانبه بین هند و پاکستان و احزاب کشمیر تبدیل کند و موضوع را از حالت بین المللی خارج کند. ورود به ابعاد پیچیده پرونده حقوقی یا تفسیرهای حقوقی متضاد دو کشور از موضوع رفراندوم موضوع این گفتار ما نیست، چون تفسیر و بحث های دو طرف بسیار مفصل است؛ اما به طور مثال هندی ها معتقدند که با توجه به اینکه دولت قانونی کشمیر قرارداد امضا کرده است و طی قراردادی به هند ملحق شده و پارلمان کشمیر و پارلمان هند هم آن را تایید کرده است، در نتیجه عملا و قانونا حق تعیین سرنوشت انجام شده و در طی انتخاباتی هم که دولت کشمیر انجام می دهد (و آخرین آن ها در سال ۲۰۱۴ بود) ۶۵ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند و نخست وزیر محلی که خانم محبوبه مفتی و همچنین اعضای پارلمان محلی را انتخاب کردند. این موضوع به معنی رفراندوم و تعیین سرنوشت است. و تعیین سرنوشت حتما به معنی جدایی نیست. اما به هر حال پاکستانی ها دیدگاه های مفصل دیگری دارند و معتقدند که باید قطعنامه های سازمان ملل اجرا شود و رفراندوم برگزار گردد. زیرا حق تعیین سرنوشت برای مستعمرات جزو حقوق مسلم و الزامی در حقوق بین الملل هست لذا قرارداد الحاق غیر قانونی است زیرا حاکم هند دست نشانده استعمار بوده است. لذا با توجه به دیدگاههای متضاد و جغرافیای ویژه کشمیر  همه راه حل هایی که برای حل بحران کشمیر تا کنون مطرح شده است، تقریبا همه با شکست مواجه شده است.
tagourAjam
 با توجه به افراطیونی که در دو طرف دعوا هستند، این موضوع به مشکلی بزرگ در جهان اسلام تبدیل شده است که بر سایر حوادث منطقه نیز تاثیر گذار بوده است. تغییر اوضاع و احوال بین المللی و منطقه ای و تروریزم جهانی شدیدا رسیدن به راه حل در مشکل کشمیر را بغرنج کرده است.
لذا دورنمای روشنی برای این بحران متصور نیست و به عنوان یک کانون بحران خیز در آینده این بحران همچنان ادامه خواهد داشت و احتمالا این پرونده رادیکالی تر هم خواهد شد.
بعد مذهبی و دینی امروزه در بحران کشمیر نقش اول را بازی می کند زیرا  که پرونده حقوقی این بحران در دالان های تفسیرهای مختلف و انفعال سازمان ملل گرفتار شده است و به نوعی به بن بست رسیده است، لذا بعد دینی و قومی قضیه بیشتر نمود پیدا کرده و خود به مشکل دیگری برای رسیدن به راه حل تبدیل شده است. این موضوع از این بابت است که مسلمانان کشمیر داعیه اکثریت را دارند و خواهان ایجاد یک حکومت اسلامی را دارند و معتقدند که چون ما در اکثریت هستیم، می خواهیم حکومت مورد نظر خود را داشته باشیم . در این قضیه آن ها تقریبا به چهار گروه عمده تقسیم می شوند. کشمیر عملا در حال حاضر به شش منطقه تقسیم شده است.
در واقع دو منطقه مهم آن یعنی جامو و کشمیر تحت حاکمیت هند است و منطقه گیلگیت و بالتیستان یا آزاد کشمیر تحت قلمرو پاکستان است و منطقه ای هم به نام اکسای(اقصی) چین، تحت قلمرو چین قرار گرفته است. بنابراین کشمیر تاریخی عملا  تقسیم شده است این موضوع که کشمیر تاریخی بخواهد با همه سرزمین تاریخی خودمستقل شود، امر بسیار دشواری شده است. به هر حال بحران اصلی اکنون در کشمیر هند وجود دارد. آنها به چهار گروه عمده تقسیم شده اند: یک عده کسانی هستند که طرفدار دولت هند هستند، اما آزادی و استقلال بیشتری می خواهند و یک حکومت تقریبا شبه مستقل می خواهند که در همه امور به جز دفاع خارجی استقلال عمل داشته باشند. هند هم تا حدودی پذیرفته است که خودمختاری گسترده و موسع  به جامو و کشمیر اعطا کند. گروه دوم، گروهی جدایی طلب هستند و خواهان جدایی ازهند به طور قاطع هستند. جدایی طلبان دو دسته هستند: گروهی که می خواهند جز پاکستان باشند و گروهی که می خواهند حکومت مستقل ایجاد کنند آنها می خواهندکشمیر تجزیه شده را متحد کنند و حکومت کشمیر بزرگ با دولتی اسلامی ایجاد کنند. البته در تفسیر این که چه نوع جمهوری اسلامی باید گفت که اصولا گرایش ها و سمت و سوی مبارزین و جهادی ها به سمت یک اسلام سیاسی رادیکال از نوع طالبانی است. در منطقه ای که هم اکنون در اختیار دولت هند قرار دارد، حدودا ۶۰ تا ۷۰ درصد مردم مسلمان هستند. یعنی از جمعیت ۱۳ میلیونی جامو و کشمیر، حدود ۷ میلیون یا شش میلیون هم سنی ها هستند. در مجموع از جمعیت ۷۰ درصدی مسلمانان بیست درصد شیعه هستند که در شهرهای لداخ و کارگیل و له زندگی می کنند. شهر جامو اکثریت با هندوها است و  هندوها طرفدار دولت مرکزی هستند.
 در خصوص عامل و بسترهای بروز بحران باید گفت که شکاف های قومی، مذهبی و فرهنگی نقش خیلی بارزی دارد، به این دلیل که کشمیر ادامه فرهنگ و تمدن آسیای میانه است و با تمدن هندی یا شبه قاره هند سازگاری کمی دارد و اصولا مردمانی که در منطقه کشمیر هستند، از نظر نژادی با مردم فلات هند متفاوت هستند. این مردمانی برای خود کلاس بالاتری قائل هستند. یک سری اختلافات قومی، نژادی، تاریخی و تمدنی دارند و از همه مهم تر اختلافات دینی است. به هر حال، مردم این منطقه در اسلام سابقه دیرینه ای دارند و مسلمانان دین داری هستند و به همین خاطر احزابی که در حال حاضر در آنجا مبارزه می کنند، احزابی با انگیزه های دینی مبارزه می کنند و بر خلاف سال های اولیه که بیشتر احزاب ملی گرا در مبارزه  پیشقدم بودند، در حال حاضر احزاب جدایی طلب، همه احزاب با شعارهای دینی و مذهبی هستند که بعضی از آن ها مانند لشکر طیبه و امثال گروه هایی که به نوعی به القاعده یا طالبان وصل هستند، بسیار افراطی هستند. حتی حزب المجاهدین که حدود ده هزار نفر نیروی جنگنده دارد و اخیرا یکی از فرماندهان آن به نام برهان وانی کشته شد و در حدود پنجاه تا شصت هزار نفر تظاهرکننده در شهر سرینگر به طرفداری از او جمع شدند، القاعده و داعش از این گروه ها اعلام حمایت کرده اند. اما گروه های جدایی طلب دیگری هم مثل حریت جدایی طلب میانه رو هستند و سید علیشاه گیلانی رهبر آن است و ارتباط چندانی با عوامل خارجی گروه های تروریستی ندارند، ولی متهم به تمایل به پاکستان هستند.
در مجموع از همین تحول اخیر می توان فهمید که کشمیر هنوز با استقرار صلح و ثبات پایه دار فاصله داریم. هندوستان تصور می کند با توجه به اینکه عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس و سازمان کنفرانس اسلامی یا سازمان همکاری های اسلامی، مدت هاست که در ارتباط با بحث کشمیر بسیار انفعالی و بیشتر حالت کم تحرکی را نسبت به کشمیر دارد، توانسته است به پیروزی بزرگی دست پیدا کند. در حال حاضر بحث کشمیر در بین کشورهای اسلامی به اندازه دهه هشتاد، پر تحرک نیست. بازیگران منطقه ای و به خصوص کشورهای عربی بیشتر حالت انفعالی به خود گرفته اند. تنها کشوری که در این قضیه فعال باقی مانده است، پاکستان است و از طرفی در صحنه بین المللی هم سازمان ملل، خود را از پرونده بیرون کشیده است. کشورهای اروپایی و غربی هم که زمانی بر روی موضوع حق تعیین سرنوشت و رفراندوم تاکید داشتند، در حال حاضر معتقدند که موضوع حق تعیین سرنوشت قابل اجرا نیست و بایستی این موضوع بین پاکستان و هند و خود گروه های کشمیری حل و فصل شود. از طرفی تناقضات زیادی در گروه های جهادی یا مبارز و استقلال طلب وجود دارد. به خصوص گروه هایی که می خواهند کشمیر بزرگ یا جمهوری اسلامی کشمیر بزرگ را ایجاد کنند با سه دولت هند – چین و پاکستان روبرو خواهند بود.  حتی اخیرا بحث خلافت هم مطرح شده است و مسائلی از این قبیل دست به دست هم داده است که  کشورهای اسلامی و سازمان کنفرانس اسلامی، نسبت به آینده کشمیر خوشبینی خود را از دست داده اند. به نظر می رسد که از نظر بسیاری از رهبران کشورهای اسلامی، آینده کشمیر راه حل نظامی ندارد و باید از راه حل سیاسی و اصل برد-برد استفاده کرد، به شیوه ای که طرف ها بتوانند به پیروزی برسند. راه هایی که تاکنون پیشنهاد شده است، شامل طرح چناب است، بر طبق این طرح باید موقعیت میدانی  که در حال حاضر وجود دارد و کشمیری که عملا تقسیم شده است را به رسمیت بشناسند. زیرا این تقسیمات فعلی کشمیر به منطقه پاکستان و چین و هند غیر رسمی است و در هیچ جا به رسمیت شناخته نشده است. نه سازمان ملل و نه هیچ کشوری در دنیا تقسیمات فعلی جغرافیایی کشمیر را به رسمیت نشناخته است. مرزهای جغرافیایی کشمیر رسمس است و به آن مرز کنترل می گویند یعنی حالت موقتی دارد.
اقلیت شیعی در کشمیر با توجه به اینکه چندان به آینده راه حل نظامی خوش بین نیستند، معمولا دنباله رو راه حل های نظامی نیستند و مدافع از طریق فضاهای سیاسی و حقوقی و گفتگو هستد. شیعیان نقش آن چنان مهمی در تحولات و منازعات کشمیر ندارند و چون در اقلیت هستند، در تظاهرات و درگیری های اخیر هم در حاشیه بودند، و معمولا از شیعیان تلفاتی هم اتفاق نمی افتد، مگر این که در مناطق شیعه نشین مثل کارگیل  در  درگیری هایی که بین ارتش پاکستان و هند روی می دهد  خانواده های آنها آسیب می بینند و بمباران ها تلفاتی را به جای می گذارد.
از آنجا که بحران های خاورمیانه ترس شدیدی در جهان غرب ایجاد کرده است و پدیده ای بنام خطر جهانی تروریزم و به اصطلاح آنها ( خطر اسلام افراطی) را در رسانه ها مطرح می کنند.  بحران کشمیر نیز تحت الشعاع قرار گرفته است بخصوص که داعش و القاعده هر از گاهی از این موضوع بهانه ای برای مشروعیت خود می سازند. لذا می بینید که به آینده کشمیر خوشبینی وجود ندارد. این منطقه می تواند یکی از خوشبخت ترین مناطق جهان باشد زیرا همه موهبتهای الهی را دارد اما نا امنی باعث شده که جذابیت های تاریخی، طبیعی و توریستی آن و عمران و آبادی آن به فراموشی سپرده شود.

واژگان کلیدی: عوامل بحران در کشمیر، بحران کشمیر، بازیگران ، هند، پاکستان، کشمیر

بیشتر:

** مشترکات منطقه ای و خواسته های هند از ایران گفتگو با دکتر محمد عجم

** جایگاه و اهمیت ایران از نگاه هند چیست؟

**روابط هند و چین

**قتصاد جهشی در هند و چین

دستاوردها و  کاستی های مدل توسعه ای ایران  در مقایسه با چین و   هند              نویسنده : دکتر محمد عجم

**  آینده روابط عربستان و هند

اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۵ – ۹:۴۵

آینده روابط عربستان و هند

دکتر محمد عجم
استاد دانشگاه و کارشناس هند
در رابطه با سابقه روابط عربستان و هند می توان به طور خلاصه گفت که این روابط از گذشته های بسیار دور و از قبل از اسلام وجود داشته …