Archive for: شهریور ۱۳۹۲

BBC Persian gulf

By Jon Leyne
BBC News
http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/8527729.stm

A Virgin Atlantic Airways Airbus Airlines that fail to comply with the ruling will be banned or detained
Iran has warned that airlines will be banned from flying into its
airspace, unless they use the term “Persian Gulf” on their in-flight monitors. The transport minister has threatened to impound planes that fail to comply.
The nation is most insistent that the stretch of water separating it from its southern neighbors should be known as the “Persian Gulf”.
To call it the Gulf, annoys the authorities; to call it the Arabian
Gulf, infuriates them even more.

BBCPERSIAN GULF
WHAT’S IN A NAME?
BBC style is to refer to the body of water between Iran and the
Arabian Peninsula as the Gulf
Iran calls it the Persian Gulf, also the more historically recognised term , Saudi Arabia and most other Arab states insist on calling it the Arabian Gulf
Conferences are held to make the matter quite clear, an ancient map with definitive proof of the correct name was sent on a world tour. And recently a foreign member of the cabin crew working for an Iranian airline was sacked and expelled from Iran when he got it wrong.
Now the Iranian transport minister has given foreign airlines 15 days to change the name to Persian Gulf on their in flight monitors.
If they failed, they would be prevented from entering Iranian
airspace, he warned. And if the offence was repeated, foreign airliners would be grounded and refused permission to leave Iran . Numerous Arab airlines fly into Iran every day, not to mention
Europeans and others, so it remains to be seen how they will respond.
As for the minister, Hamid Behbahani, it may or may not be a
coincidence that he is making a stand on this patriotic matter at A time when he is facing calls for his impeachment for alleged lack of competence.

کاربرد نام خلیج فارس و عملکرد و واکنش رسانه های عربی

ادعاهای تکراری، بی پایه، بدون سند، مغلطه و سفسطه بازی مضحک آندسته از رسانه های افراطی برای وارونه جلوه دادن حقایق بدنبال هشدار ايران به شركتهاي هواپيمايي در مورد نام خليج فارس، یکبار دیگر حقانیت طرفداران نام خلیج فارس این میراث کهن را که که صدها سند، کتاب و نقشه کهن اسلامی پشتوانه آن است را آشکارتر نمود .

8644543463_f04fa48bb8_k

روشنفکران قوم گرای عرب در طول چند دهه گذشته و در سالهای اخیر سلفی های تکفیری، علی رغم تبلیغات و وعده های توخالی هنوز نتوانسته اند حتی یک سند تاریخی و یا مستند قانونی ارایه نمایند که بر مبنای آن بتوان نام تاریخی و کهن خلیج فارس را تغییر داد. آنها بطور غیر قانونی و بدون اینکه رای و اجماع( UNCSGN )مجمع عمومی کنفرانس یکسان سازی نامهای جغرافیایی و رای موافق بدنه کارشناسی سازمان (UNGEGN ) را داشته باشند بطور یکجانبه و غیر قانونی نام این آبراه بین المللی را تغییر داده اند. اخیرا در پاسخ به هشدار وزیر راه و ترابری کشورمان ، قومچی ها و تکفیری ها که در ارائه سند عاجز هستندبا مغلطه و سفسطه بازی برای اولین بار در لباس دلسوز وحدت اسلام و مسلمین ظاهر شده و اشک تمساح ریخته و اصرار ایران بر عدم تغییر نام این آبراه را خلاف وحدت جهان اسلام خوانده اند!

پاسخ به تمامی ادعاهای روشنفکران قوم گرا و یا سلفی و تکفیری در خصوص این نام، در کتاب “اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان” بطور مستند وبا اشاره به 300 کتاب اسلامی و عربی، یکصد نقشه اسلامی، 2000 نقشه خارجی و بیشتر از 30 قرارداد و عهدنامه دوجانبه و یا بین المللی ارائه شده است.

مروری بر ادعاهای رسانه های افراطی در خصوص تغییر نام خلیج فارس

TeheranMossaver31Khordad1330parssea
توجيه وزيرامور خارجه كويت
وزير امور خارجه كويت ضمن درخواست پرهيز از دامن زدن به اختلافات مربوط به نام خليج فارس، در عين حال استفاده از نام جعلي آن را توجيه كرد، شيخ محمد صباح
السالم الصباح روز سه شنبه88/12/11 هنگام ترك كويت به مقصد قاهره براي شركت در نشست وزيران امور خارجه كشورهاي عرب در پاسخ به پرسشي درباره موضعگيري ايران در قبال اقدام سفارت كويت در تهران مبني بر استفاده از نام جعلي به جاي خليج فارس گفت: ما اين گونه امور را مدتهاست پشت سر گذاشته و پايان داده ايم و نام آن براي ما خليج عربي و براي ايراني ها خليج فارس است و از اين رو نبايد اين موضوع محل اختلاف باشد! وي افزود: زيرا ما از سمت عربي به آن” خليج عربي” اطلاق مي كنيم و ايراني ها نيز از سمت ايراني به آن خليج فارس می گویند. وزير امور خارجه كويت در تاریخ 12/12/ 88 در مصاحبه با شبکه تلویزیون جهانی الجزیره مجددا بر همین سخنان تاكيد كرد و گفت اختلاف درباره نام خليج فارس نبايد باعث اختلاف با ايران شود.

گفتنی است که 13 دسامبر 2009 نیز(نقل از شرق الاوسط) وزیر امورخارجه بحرین خطاب به وزیر محترم امورخارجه کشورمان گفته بود من از دوران مدرسه خلیج فارس بکار می برم حالا مدتی هم شما خلیج عربی بکار برید تا حساسیتها از بین برود!

دکتر سعدبن طفله عجمی وزیر پیشین فرهنگ کویت نیز در مطلب مشابهی که در روزنامه الاتحاد امارات مورخ 7/12/88 چاپ شده گفته است در بسیاری از مکانها بر سر نامها اختلاف هست مثلا انگلیسی ها تنگه بین انگلستان و فرانسه را کانال انگلیسی می خوانند و دیگران آن را کانال مانش می نامند جزایر فالکلند را اسپانی زبان ها مالویناس می نامند. اگر ایران تهدید خود برای جلوگیری از پروازها را عملی کند در واقع روابط خود را با کشورهای بسیار و همسایگانش قطع می کند و خود را تحریم می کند.

روزنامه الرای چاپ امان،9/12/88 شورای سازمان ها و انجمن های اسلامی در اردن که یک گروه سنی افراطی است اظهارات اخیر حمید بهبهانی را برخلاف اسلام دانسته است. این گروه که تا کنون در خصوص هوس قوم گرایان عرب برای تغییر نام کهن و مورد قبول جهانی به نام یک قومیت منطقه ای هیچگونه واکنشی نشان نداده است حتما می داند که اگر کار ایران در اصرار بر حفظ نام تاریخی خلاف اسلام است بطریق اولی اقدام قوم گرایان عرب حتما غیر اسلامی تر و غیر منطقی تر است. بدیهی است که افراط گرایی عربی برای تغییر این نام تاریخی بنفع هوسهای قومی گناهی بزرگتر و خلافی عمده تر و اقدامی ضد اسلامی تر می باشد. زیرا که نام تاریخی خلیج فارس در طول دو هزاره گذشته به میراث فرهنگی تمام ملیت های منطقه و جهان تبدیل شده است.

در بیانیه مذکور آمده است:” نام خود ایران نیز از هر عبارت و کلمه فارسی خالی است! ایران دست به تهدیدی زده که منجر به خسارت های بسیاری برای شرکت های هواپیمایی عربی و اسلامی در منطقه می شود این اقدام ایران، منطقه را در مسیر رویارویی قرار می دهد ولی ایران خود خواهان هم پیمانی وهمبستگی میان مسلمانان است. ایران گفته که از اجماع اسلامی دفاع کرده و برای برقراری آن تلاش می کند و برای رسیدن به این هدف موسسه های بسیاری را برای گفت وگو و تقریب ایجاد کرده است.”

شورای سازمان ها و انجمن های اسلامی در اردن در بیانیه خود اضافه کرده است: تهدید کشورهای همسایه در خلیج ع ربی به صورت عام به سود منافع منطقه و به صورت خاص به سود ایران نیز نیست. این نشان دهنده موفقیت طرحی است که براساس آن صهیونیسم جهانی به دنبال ایجاد تفرقه بین ایران و جهان عرب است تا بتواند منطقه را به سمت نزاع بکشاند.”

این گروه که در پوشش طرفدار وحدت جهان اسلام ظاهر شده اگر واقعا این همه به وحدت و منافع مسلمانان توجه دارد، بهتر بود به جای صغرا و کبرا چیدن های مضحک، از قوم گرایان عرب می خواست که بر تغییر نام خلیج فارس اصرار نداشته باشند و به واقعیت های تاریخی پایبندبوده وبرای تغییر نام واقعی “خلیج فارس” اینهمه هزینه نکنند.

کویت:

bahreFars
عايد المناع تحليلگر سياسي در كويت در گفتگو با العربيه مي گويد :
نام خليج فارس نامگذاري استعماري است نه نامگذاري فارسي(ایرانی) يعني كشورهاي غربي چنين نامي را رایج کرده اند.

ایران به نام رسمي شط العرب اعتماد و اعتقادي ندارد و به جاي آن از اروند روداستفاده مي كند و با اين حال از تغيير نامهاي عربي در منطقه اهواز خودداري نمي كند. نمي توان فقط از احساسات ايرانيان سخن گفت و احساسات مردم عرب را از ياد برد زيرا مردم عرب بيشتر جزء غربي خليج فارس را تشكيل مي دهند و حتي در جزء شرقي در منطقه اهواز همه عرب هستند فقط مردم يك سوم از خليج فارس در جهتي كه به سمت ايران است غير عرب هستند و بقيه مردم عرب هستند پس چرا ايران براي احساسات مردم عرب احترام قائل نيست وي مي افزايد نامگذاري خليج فارس و مسئله تاريخي آن پذيرفتني است و نيز درست است كه جمال عبدالناصر اسم خليج عربي را رایج کرد اما اين نامگذاري پيش از جمال عبدالناصر هم وجود داشته است يعني در قرن اول ميلادي شخصي به نام بليني وينگا اين نام را براي اين منطقه به كار برده است!! به گفته وي قولي وجود دارد كه چهارصد و شصت سال پيش از ميلاد مسيح اين منطقه با نام خليج عربي شناخته مي شده است بلكه نامهاي ديگري داشته مانند خليج بصره خليج بحرين و خليج عمان و همه اين نامها وجود دارد همانطور كه نام خليج فارس هم موجود است به گفته عايد المناع سوال اين است كه اگر ايران از اين سخن مي گويد كه نام خليج فارس در مستندات سازمان ملل و نقشه هاي بين المللي وجود دارد چرا اين همه اصرار مي ورزد كشورهاي عربي هم آنرا به كار ببرند وي مي افزايد البته نام خليج فارس در نهايت نامگذاري استعماري است نه نامگذاري فارسي يعني كشورهاي غربي چنين نامي را به كار بردند هرچند پس از برپايي انقلاب اسلامي اين مسئله مطرح شد كه انرا خليج اسلامي بنامند ولي متاسفانه ايران همچنان اصرار مي ورزد كه نام خليج فارس را به كار ببرد و اين بسيار عجيب است به گفته اين تحليلگر كويتي هدف ايران اين است كه بگويد ما از بحرانها هراسي نداريم يا اينكه دست كم هدف ايران اين است كه توجه جهانيان را از مسائل داخلي ايران به موضوعات خارجي و به ويژه به كشورهاي همسايه معطوف كندوي مي افزايد اين توجيهات در حقيقت توجيهات ضعيفي است ولي متاسفانه ايران از اين توجيهات استفاده مي كند و حتي هواپيماي پاكستاني را وادار مي كند كه به سبب مسائل امنيتي در تهران بنشيند و اين نوعي خود را برتر دانستن نسبت به كشورهاي خليج فارس است و اينكه اين كشورها قدرت عكس العمل ندارند در حالي كه چنين رفتاري شايسته حكومت جمهوري اسلامي ايران نيست كه بخواهد درمورد نامگذاري خليج به خليج فارس اصرار بورزد و حق ديگران را از نامگذاري عربي سلب كند به گفته عايد المناع شاه نيز در گذشته هنگامي كه كشورهاي عربي تصميم گرفتند نام خبرگزاري خليج عربي را به كار ببرند اعتراض كرد و تهديد كرد و باعث شد كه انها از اين نامگذاري خودداري كنند ايا كشورهاي عربي هم اكنون نيز با شاه جديدي روبرو هستند وي مي افزايد من معتقدم مقامات ايراني هر چند قابل احترامند ولي هم اكنون در حالت بحران به سر مي برند و اين نتيجه مقابله با تلاشهاي بين المللي است و در واقع نوعي ابراز قدرت و مبارزه طلبي و جبروت است و تصور مي كنند ممكن است فشار سياسي را كاهش دهد وي مي گويد ايران در وضعيتي شبيه به محاصره اقتصادي به سر مي برد به ويژه با جهان ايران به كشورهاي عربي بيشتر نياز دارد تا كشورهاي خليج فارس به ايران ايران نياز دارد كه از شركتهاي هوايي خليج فارس هواپيما اجاره كند و از طرق خليج فارس عبور كند و همچنين مردمي كه مي خواهند از خليج فارس براي زيارت مشهد و مكانهاي ديگر در ايران سفر كنند نياز به كشورهاي خليج فارس دارند و در نتيجه به مصلحت ايران نيست كه بحران جديدي ايجاد كند ولي با تاسف بسيار دولت ايران با حالتي عصباني چنين تصميمي گرفته است و در نتيجه بحراني براي هيچ پديد امده است و اصلا ضرورتي نداشته است كه يك شركت هوايي يوناني اصطلاح خليج عربي را به كار ببرد و ايران چنين تصميمي بگيرد بلكه مي توانستند از شركت يوناني بخواهند چنين اصطلاحي را به كار نبرد و در نتيجه بحران پايان يابد در حالي كه مي بينيم اين مسئله ادامه يافته و به مداخله در امور شركتهاي هواپيمايي عربي كشيده شده است و اگر فرض كنيم كشورهاي عربي داخل هواپيما يا كابين هواپيما نقشه هاي خود را نصب كنند چه زياني براي ايران خواهد داشت و ايا مي توان گفت كه كشورهاي عربي از شركتهاي هواپيمايي ايران بخواهند كه نوشته هاي فارسي يا اصطلاح خليج فارس را به كار نبرند به گفته اين تحليلگر عرب كشورهاي عربي به اين علت اصطلاح خليج را بيشتر به كار مي برند تا خليج عربي تا مقامات ايران ناراحت نشوند و انان نيز بايد متقابلا چنين برخوردي داشته باشند و نگذارند قضيه تا اين حد بزرگ شود.

1142bahrfars

امير موسوي تحليلگر سياسي در تهران نيز در گفتگو با العربيه در پاسخ به اين سوال كه ايران در پي چه هدفي است كه چنين بحراني را پديد اورده است مي گويد در واقع چنين درخواستي بحران نيست بلكه يك سوء تفاهم است و ايران خواهان اين است كه اين مسئله را از طريق سياسي حل كند زيرا نوعي توهين به احساسات ايرانياني است كه بيشترين جمعيت مسافراني را تشكيل مي دهند كه از طريق شركتهاي هواپيمايي عربي راهي تهران مي شوند در حقيقت مسافراني در پروازها هستند كه اصرار مي ورزند كه در نامگذاري دقت شود و اصطلاح خليج فارس به كار رود و اصطلاح ديگر را توهين به خود و توهين به حاكميت ايران مي دانند و اين نامگذاري بنابر تاريخ و مدارك سازمان ملل متحد خليج فارس است و اين نام در زمان حکومت جمال عبدالناصر تغيير كرد يعني در زماني كه شاه سابق در ايران با رژيم صهيونيستي همكاري داشت و از طريق اعطاي نفت به آن كمك مي كرد و اين تغيير به سبب مواضع سياسي كشورهاي عربي تغيير كرد و سپس بر ان اصرار ورزيدند و به ان پايبند ماندند نامگذاري خليج عربي در اغاز دهه شصت اتفاق افتاد موسوي مي افزايد مردم ايران هنگامي كه مي بينند در فضاي ايران از اصطلاح خليج عربي استفاده مي شود ناراحت مي شوند زيرا به اعتقاد ايرانيان اين اصطلاح جدید وغير واقعي و ساختگي است و به همين علت مقامات ايراني درخواست كرده اند كه احساسات مردم ايران محترم شمرده شود به ويژه در فضاي ايران و البته ممكن است شركتهاي هواپيمايي نيز براي احترام به احساسات ايرانيان هرچند در فضاي ايران از به كار بردن اين اصطلاح خودداري كنند به ويژه انكه شركتهاي هوايي كشورهاي عربي ماهيانه صدها هزار دلار از طريق مسافران ايراني به دست مي اورند و تقريبا همه مسافران انها جز عده اي معدود ايراني هستند و درصورتي كه به درخواست تهران عمل نكنند خود انها خسارت خواهند ديد موسوي مي افزايد كشورهاي عربي بيش از ايران اين مسئله را بزرگ كرده اند و متاسفانه كشورهاي عربي ماه گذشته از شركت ورزشكاران خود در مسابقات كشورهاي اسلامي در تهران ممانعت كردند به اين علت كه هيئت المپيك در تهران مدالهايي را كه تهيه كرده بود نام خليج فارس را روي انها نوشته بود و عربها مسابقات را تحريم كردند و در نتيجه مسابقات تعطيل شد و در ان زمان بلواي تبليغاتي بر سر اين موضوع پديد نيامد در حالي كه اين مسئله براي ايران بسيار مهم بود در حالي كه هم اكنون مي بينيم درمورد مسئله خليج يا خليج عربي كه مربوط به كشورهاي عربي است اين همه سر و صداي تبليغاتي به پا كرده اند وي تا كيد مي كند اين مسئله بسيار مهمي بود كه كشورهاي عربي جلوي برگزاري مسابقات بين المللي اسلامي را گرفتند ولي ايران انرا چندان بزرگ نكرد ولي متاسفانه در مسئله اي كه به احساسات مردم ايران مربوط مي شود ايران چنين تصميمي گرفت و از شركتهاي هواپيمايي خواست بنابر دلايل اخلاقي چنين احترامي را براي احساسات ايرانيان قائل شوند علاوه بر اينكه نام خليج فارس مسئله اي تاريخي و غير قابل انكار است و ديديم صدام هنگامي كه وارد كويت شد و نام انرا به كاظمه تغيير داد ايران برضد صدام موضعگيري كرد و ايا مي توان اسم مكانهاي مختلف را تغيير داد و ايران خواستار اين است كه همه براي چنين نامگذاريهايي احترام قائل شوند زيرا ملتها انها را ميراث تاريخي مي دانند.

ملاحظه: برخلاف ادعای کذب روشنفکران عرب، پلینی جغرافی دان قرن اول میلادی هم از خلیج فارس و هم از خلیج عربی نام برده است که منظور وی دریای سرخ بوده است و تصور وی این بوده که این دو خلیج به هم وصل هستند وی خلیج فارس را دریایی بزرگ در امتداد بسوی شرق نامیده است.

Saudi_map_of_Persian_gulf_1952

العربيه مدعي شد نام خليج فارس باعث بحران جديد ميان ايران و كشورهاي
عربي شد. 1388/12/4.
العربيه مدعي است نام خليج فارس باعث بحران جديد ميان ايران و كشورهاي عربي شده است به گزارش شبكه تلويزيوني العربيه ايران تهديد كرده است درصورتي كه كشورهاي عربي به جاي اصطلاح خليج فارس آنگونه كه تهران مي گويد از خليج عربي استفاده كنند به شركتهاي هواپيمايي اين كشورها اجازه نخواهد داد از فضاي هوايي ايران استفاده كنند تصميم تهران نشانه بحراني جديد ميان ايران و كشورهاي عربي در افق روابط ميان اين كشورها به شمار مي رود سوال اين است كه تهران در حالي كه تحت فشار شديد بين المللي در ارتباط با پرونده هسته اي است از اينكه با كشورهاي اطراف خود وارد بحران جديدي شود چه سودي خواهد برد و چه بهره اي نصيب ايران خواهد شد اگر شركتهاي هواپيمايي كشورهاي عربي پروازهاي خود را به ايران متوقف كنند زيرا در اين صورت كشورهاي عربي نيز ورود هواپيماهاي شركتهاي هوايي ايران را به اسمان خود ممنوع خواهند كرد حسن فحص گزارشگر العربيه مي گويد ايا اقدام جديد ايران يك عكس العمل سياسي مطالعه نشده است يا تلاشي است كه هدف ان ايجاد موازنه قدرت جديد منطقه اي است تلاشي كه منطقه را به طور مستقيم تهديد مي كند يا شايد بتوان گفت هدف ايران اين است كه از كشورهاي عربي اعتراف بگيرد كه ايران را به عنوان كشوري قدرتمند مي پذيرند انهم به سبب نامگذاري محدوده آبي بين ايران و جهان عرب اين در حالي است كه نامگذاري در واقع از نظر قوانين بين المللي هيچ چيز را تغيير نمي دهد همانگونه كه به اعتقاد كارشناسان در امور پروازهاي غير نظامي ايران نيز اين حق را ندارد كه طرفهاي ديگر را مجبور كند نامگذاري مورد نظر ايران را استفاده كنند تصميم ايران كه هر شركت هواپيمايي كه نام خليج فارس را به كار نبرد نخواهد توانست از پانزده تا سي روز در فضاي ايران براي پرواز استفاده كند و درصورت تكرار چنين شركتهايي به طور كامل از پرواز بر فراز ايران منع خواهند شد قابل قبول نيست علاوه بر اينكه اگر اين تصميم عملي شود تاثير منفي بر اقتصاد ايران خواهد گذاشت زيرا از بسياري از خدمات اين پروازهاي هوايي محروم خواهد شد و در نتيجه كشورهاي عربي مجبور خواهند شد شركتهاي هواپيمايي غير نظامي ايران را از پرواز بر فراز اسمان خود منع كنند آنهم در فضايي كه پل ارتباطي بين ايران و قسمت بزرگي از جهان محسوب مي شود كارشناسان معتقدند تصميم جديد ايران بر مشكلات اين كشور خواهد افزود و اين كشور را وارد نزاعي جانبي خواهد كرد انهم در زماني كه ايران در معرض فشارهاي بين المللي بر سر پرونده هسته اي است همچنين اين تصميم در مرحله اي گرفته شده كه اختلاف ايران با امارات متحده عربي بر سر جزاير سه گانه و نيز اختلاف بر سر فلات قاره با كويت به نتيجه اي نرسيده و همچنان پابر جاست در مقابل اين سوال مطرح مي شود كه چرا ايران به نامگذاري بين المللي و رسمي شط العرب اعتماد و اعتقادي ندارد و به جاي ان از اروند رود استفاده مي كند و با اين حال از تغيير نامهاي عربي در منطقه اهواز خودداري نمي كند.

عايد المناع تحليلگر سياسي در كويت در گفتگو با العربيه مي گويد نمي توان فقط از احساسات ايرانيان سخن گفت و احساسات مردم عرب را از ياد برد زيرا مردم عرب بيشتر جزء غربي خليج فارس را تشكيل مي دهند و حتي در جزء شرقي در منطقه اهواز همه عرب هستند فقط مردم يك سوم از خليج فارس در جهتي كه به سمت ايران است غير عرب هستند و بقيه مردم عرب هستند پس چرا ايران براي احساسات مردم عرب احترام قائل نيست وي مي افزايد نامگذاري خليج فارس و مسئله تاريخي آن پذيرفتني است و نيز درست است كه جمال عبدالناصر اسم خليج عربي را به رایج کرد اما اين نامگذاري پيش از جمال عبدالناصر هم وجود داشته است يعني در قرن اول ميلادي شخصي به نام بليني وينگا اين نام را براي اين منطقه به كار برده است به گفته وي قولي وجود دارد كه چهارصد و شصت سال پيش از ميلاد مسيح اين منطقه با نام خليج عربي شناخته مي شده است بلكه نامهاي ديگري داشته مانند خليج بصره خليج بحرين و خليج عمان و همه اين نامها وجود دارد همانطور كه نام خليج فارس هم موجود است به گفته عايد المناع سوال اين است كه اگر ايران از اين سخن مي گويد كه نام خليج فارس در مستندات سازمان ملل و نقشه هاي بين المللي وجود دارد چرا اين همه اصرار مي ورزد كشورهاي عربي هم انرا به كار ببرند وي مي افزايد البته نام خليج فارس در نهايت نامگذاري استعماري است نه نامگذاري فارسي يعني كشورهاي غربي چنين نامي را به كار بردند هرچند پس از برپايي انقلاب اسلامي اين مسئله مطرح شد كه انرا خليج اسلامي بنامند ولي متاسفانه ايران همچنان اصرار مي ورزد كه نام خليج فارس را به كار ببرد و اين بسيار عجيب است به گفته اين تحليلگر كويتي هدف ايران اين است كه بگويد ما از بحرانها هراسي نداريم يا اينكه دست كم هدف ايران اين است كه توجه جهانيان را از مسائل داخلي ايران به موضوعات خارجي و به ويژه به كشورهاي همسايه معطوف كندوي مي افزايد اين توجيهات در حقيقت توجيهات ضعيفي است ولي متاسفانه ايران از اين توجيهات استفاده مي كند و حتي هواپيماي پاكستاني را وادار مي كند كه به سبب مسائل امنيتي در تهران بنشيند و اين نوعي خود را برتر دانستن نسبت به كشورهاي خليج فارس است و اينكه اين كشورها قدرت عكس العمل ندارند در حالي كه چنين رفتاري شايسته حكومت جمهوري اسلامي ايران نيست كه بخواهد درمورد نامگذاري خليج به خليج فارس اصرار بورزد و حق ديگران را از نامگذاري عربي سلب كند به گفته عايد المناع شاه نيز در گذشته هنگامي كه كشورهاي عربي تصميم گرفتند نام خبرگزاري خليج عربي را به كار ببرند اعتراض كرد و تهديد كرد و باعث شد كه انها از اين نامگذاري خودداري كنند ايا كشورهاي عربي هم اكنون نيز با شاه جديدي روبرو هستند وي مي افزايد من معتقدم مقامات ايراني هر چند قابل احترامند ولي هم اكنون در حالت بحران به سر مي برند و اين نتيجه مقابله با تلاشهاي بين المللي است و در واقع نوعي ابراز قدرت و مبارزه طلبي و جبروت است و تصور مي كنند ممكن است فشار سياسي را كاهش دهد وي مي گويد ايران در وضعيتي شبيه به محاصره اقتصادي به سر مي برد به ويژه با جهان ايران به كشورهاي عربي بيشتر نياز دارد تا كشورهاي خليج فارس به ايران ايران نياز دارد كه از شركتهاي هوايي خليج فارس هواپيما اجاره كند و از طرق خليج فارس عبور كند و همچنين مردمي كه مي خواهند از خليج فارس براي زيارت مشهد و مكانهاي ديگر در ايران سفر كنند نياز به كشورهاي خليج فارس دارند.

88/12/04 مطبوعات روز سه شنبه امارات به طور گسترده به سخنان وزير راه و ترابري ايران در مورد نام خليج فارس پرداختند و با گزارشهاي مغرضانه اين موضوع را منعكس كردند.
گلف نيوز نوشت: تصميم وزير راه ايران مبني بر توقيف هواپيماهايي كه از نامهاي ديگري به جز خليج فارس در نمايشگر هواپيماهاي خود استفاده كنند، منجر به ايجاد تنش در منطقه شده است.
اين روزنامه ادعا كرد: علاوه بر آن نزاع ايران با آمريكا و متحدانش بر سر فعاليتهاي هسته اي اين كشور و موقعيت كشورهاي عرب منطقه كه بين ارتباط با واشنگتن و ترس از ايران گير كرده اند، نيز مزيد بر علت شده است.
روزنامه اماراتي افزود: كشورهاي عرب حاشيه خليج (فارس ) نيز مانند آمريكا از بلندپروازي هاي هسته اي تهران نگرانند.
بسياري از اين كشورها امكاناتي را به نيروهاي نظامي ايالات متحده اختصاص داده و برخي نيز طي سالهاي اخير اقدام به خريد تسليحات نظامي از آمريكا كرده اند.
اين منبع افزود: ايران با همسايگان عربش بر سر نامگذاري آبهايي كه آنها را از هم جدا مي كند، اختلاف دارد.
در حالي كه اعراب در برابر كساني كه اين دريا را خليج فارس مي نامند، انعطاف نشان داده اند، اما ايران همواره مصر بوده كه از لحاظ تاريخي و در ميان همه ملتها به عنوان پارس شناخته شده و همواره در برابر هر فرد و يا سازماني كه از نامي غير از خليج فارس استفده كرده ، موضع گرفته است.
اين در حالي است كه در ماه ژوئن گذشته محمود احمدي نژاد رييس جمهوري ايران از حاميان پر و پا قرص نامگذاري خليج فارس ، ضمن حضور در نشست غزه كه در دوحه تشكيل شد، به خاطر نشستن زير پرچمي كه روي آن خليج عربي نوشته شده بود، شديدا مورد انتقاد قرار گرفت.
روزنامه نشنال نيز در گزارش تحريك آميزي از اقدام اخير ايران مبني بر منع پرواز هواپيماهايي كه در مانيتور خود به جاي واژه خليج فارس از كلمات جعلي استفاده مي كنند، با عنوان تهديد نام برد. اين روزنامه نوشت: سخنگوي خطوط هواپيمايي امارات ايرلاين در اينباره گفته است، سعي ما بر اين بوده كه در اشاره به اين منطقه هيچ نامي ذكر نشود. ما تنها به شهرهاي مقصد خود در مجله و يا سايت اشاره مي كنيم.
ساير خطوط هواپيمايي امارات از جمله ايرعربيا و الاتحاد هنوز اظهار نظري در اين مورد نداشته اند. خطوط هوايي گلف اير نيز اعلام كرده كه هيچ نامي را در اشاره به اين منطقه به كار نخواهد برد.
دكتر عبدالخالق عبدالله استاد علوم سياسي در دانشگاه امارات در اين خصوص مي گويد: گمان نمي كنم كه اين اقدام يك تهديد به حساب آيد. به نظر موضوع كم اهميتي است كه ايران دارد آن را سياسي مي كند. به نظر موضوعات بسيار مهمتري در منطقه وجود دارد كه بتواند توجه ايران را به خود جلب كند.
روزنامه عرب زبان” الامارات” نيز به اين مساله پرداختند و الاتحاد در اين ارتباط نوشت : اقدام ايران خشم شديد كشورهاي عربي را برانگيخته است.
اين روزنامه افزود: عربستان در واكنش به اين اقدام سخن گفته و با سياسي توصيف كردن اين تصميم آن را اقدامي بس اشتباه در زماني اشتباه خوانده استايران با دست خود آن هم در زماني كه با قدرتهاي غربي بر سر موضوع هسته اي با چالش روبه رو است، خود را به دردسر انداخته است.

البيان نيز نوشت: ايران با اين اقدام، خود را از دريافت هزينه هاي ترانزيت محروم كرده و البته بايد عواقب رفتارهاي متقابل كشورهاي عربي نسبت به خطوط هوايي خود را بپذيرد. كشورهاي عربي موضع خليج فارس را حساس نمي دانند، آنها موضعگيري خود را عليه خواسته ايران مبني بر ناسيوناليست گرايي و بلندپروازي هاي اين دولت در منطقه اعلام كرده اند. سرمقاله روزنامه اماراتي درباره نام خليج فارس
88/12/05 روزنامه خليج تايمز امارات در سرمقاله روز چهارشنبه خود در خصوص نام خليج فارس، نوشت: ايران بخاطر برنامه بحث انگيز هسته اي ، در سطح منطقه و بين المللي روز بروز خود را منزوي تر مي يابد.

اين روزنامه در اين سرمقاله با عنوان خليج عربي يا فارس افزود: در چنين شرايطي انتظار مي رود كه آيت الله ها در تعامل با همسايگان عرب و مسلمانشان با احتياط بيشتر و به صورت منطقي تري عمل كنند.

حميد بهبهاني وزير راه ايران به خطوط هواپيمايي خارجي هشدار داده كه در صورت استفاده نكردن از واژه خليج فارس در نمايشگر هواپيماهايشان، اجازه نخواهند داشت كه در حريم هوايي ايران پرواز كنند.

بر پايه اين گزارش ، وي حتي تا آنجا پيش رفته كه اين شركتها را به توقيف هواپيماهايشان در صورت استفاده از اسم خليج عربي به جاي خليج فارس ، براي ناميدن اين آبراه افسانه اي كه ايران و شبه جزيره عرب را از هم جدا مي كند، تهديد كرده است. روزنامه اماراتي نوشت : هنوز معلوم نيست كه وزير راه و ترابري ايران اين اظهارات را با مسووليت شخصي ابراز كرده ، يا اينكه اين نيز يك سياست جديد از سوي دولت جمهوري اسلامي است.

خليج تايمز افزود: توجيه اين اقدام هرچه كه باشد، موضعگيري تند تهران در اين زمينه مايه تاسف بوده و تاثير بدي بر روابط ايران با دنياي عرب و همينطور ثبات و امنيت منطقه خواهد داشت.

صراحتا با توجه به چالشهاي بي شماري كه مردم منطقه با آن دست به گريبانند، مي توانيم به گونه اي عمل كنيم كه از ايجاد چنين چالش ناخوشايند و بيهوده اي در زمينه روابط ايران و اعراب خودداري شود.

به نوشته روزنامه اماراتي، چه چيزي در يك اسم است، ناميدن اين آبراه تحت عنوان خليج فارس يا خليج عربي چيزي را از نظر سياسي يا جغرافيايي در منطقه تغيير نخواهد داد و مطمئنا هر دو طرف دلايل كافي براي دفاع از عقيده خود دارند.

اين آبراه هميشه تحت عناوين خليج عربي و فارسي شناخته شده و شايد هيچكدام از اين اسامي نادرست نيستند. لذا اينكه اعراب يا ايراني ها چه اسمي براي آن انتخاب كنند نبايد مساله ساز باشد. خليج تايمز افزود: اين موضوع زماني مشكل ساز مي شود كه يكي از طرفين نه تنها اصرار دارد كه حق با او است، بلكه مي خواهد طرف مقابل نيز نظر وي را برسميت بشناسد. اين كاري است كه ايران انجام مي دهد.

بياييد نگاهي به ماهيت طبيعي خليج(فارس ) بيندازيم.
اگر اين خليج (فارس ) دولتهاي عربي را در يك كرانه خود دارد ( امارات، عربستان سعودي ، عمان، قطر، بحرين و كويت ) در آن سوي سواحل خود نيز ايران را دارد، لذا عملا هم اعراب و هم ايرانيان از حقوق مساوي در اين زمينه برخوردار بوده و محق هستند بر آن هر اسمي كه مي خواهند بگذارند.

روزنامه اماراتي افزود: شايد به همين دليل است كه شش كشور عضو شوراي همكاري مدتها قبل تصميم گرفتند از اسم شوراي همكاري كشورهاي عربي ناحيه خليج (فارس ) براي خود استفاده كنند، به اين ترتيب حضور كشوري غير عرب را نيز در منطقه خليج (فارس ) برسميت شناخته اند.

لذا تمامي اين اظهارات خشن و منازعات ديپلماتيك از سوي ايران، عبث و غيرضروري به نظر مي رسد، مضافا اينكه ايجاد تنش در روابط كشورهاي مسلمان آن هم بر سر مساله اي چنين كم اهميت، فايده اي براي هيچيك از طرفين نداشته و تنها باعث تشديد خصومت آنها خواهد شد.

خليج تايمز افزود: در حال حاضر امارات سخت در تلاش است تا بر سر مساله ترور فرمانده حماس در دبي با اسراييل برخورد كند و در اين زمينه حمايت هر چه بيشتر همسايگان و دوستانش را مي طلبد.
با اين اوصاف ايران از كدام طرف حمايت مي كند؟ پس بگذاريد اين فاصله را كمتر كنيم.

استاد دانشگاه در مصر:
ايراني ها درباره نام خليج فارس بسيار حساس هستند.
استاد روابط بين الملل مصر با اين توجيه كه ايراني ها درباره نام خليج فارس بسيار حساس هستند مدعي شد كه ايراني ها به دنبال احياء امپراطوري فارسي در منطقه هستند. اميره الشنواني در گفتگو با شبكه تلويزيوني العربيه درباره تصميم جمهوري اسلامي ايران مبني بر جلوگيري از عبور هواپيمايي هاي كه به جاي واژه خليج فارس از واژه مجعول خليج ع رب ي استفاده مي كنند گفت اين تصميمي بسيار خطرناك و عجيبي است چرا كه سبب افزايش تنش در منطقه خواهد شد منطقه اي كه با وجود مساله هسته اي ايران و تهديدهايي كه هم اكنون وجود دارد ظرفيت تنش بيشتري را ندارد وي گفت دقايقي پيش در كنفرانسي كه در باشگاه ديپلماسي مصر برگزار شده بود حضور داشتم كه درباره مساله هسته اي ايران برگزار شده بود و مجتبي اماني رئيس مركز حافظ منافع ايران در قاهره نيز در انجا حضور داشت از وي درباره اين مساله پرسش كردم كه گفت برخي از خبرگزاري ها اين خبر را بطور نادرست منعكس كرده اند و خبر اين بوده كه يك فروند هواپيماي خطوط هوايي ايران با خدمه پرواز يوناني در اسمان بوده است كه يكي از كارمندان يوناني به مسافران با توجه به نقشه اي كه داشته توضيح مي داده است كه هم اكنون بر فراز خليج ع رب ي پرواز مي كنند. مجري العربيه پرسيد ايران خليج را فارسي و كشورهاي عربي ان را عربي مي دانند اين مساله در قوانين بين المللي چگونه بايد حل و فصل مي شود اين استاد روابط بين الملل مصري پاسخ داد من به نماينده ايران گفتم كه بهتر است با توافق بين ما و شما اسم آن فقط خليج باشد و صفت عربي يا فارسي بر ان اضافه نشود تا اين مشكل حل و فصل شود اما وي لبخندي زد و چيزي نگفت به نظر مي رسيد كه اين پيشنهاد خوشايند او نبود بلكه انها خواهان اين هستند تا ان را خليج فارس بدانند و ما نيز در مقابل نيز مي خواهيم صفت عربي بر ان اضافه كنيم به نظر من راه ديگري ندارد ايراني ها به اين مساله با حساسيت زياد نگاه مي كنند كه اين مساله سبب نگراني ما از طمع ورزي هاي ايران در منطقه است و اينكه انها خواهان احياء امپراطوي فارسي هستند.

كارشناس كويتي ادعاهاي پوچ و بی اساسی را درخصوص خليج فارس مطرح كرد.
كارشناس كويتي مدعي شد اسناد و مدارك زيادي دال بر عربي بودن خليج فارس وجود دارد به گزارش شبكه تلويزيوني بي بي سي عربي عبدالهادي العجمي در گفتگوي اختصاصي با اين شبكه درباره ماجراي نام خليج و اين كه اين خليج فارس در اصل خليج فارس است يا خليج عربي گفت بدون شك اين خليج با توجه به انكه ساكنان اطراف آن عرب هستند خليج عربي است اعراب در سواحل شرقي و غربي اين خليج فارس زندگي مي كنند بر اين اساس اين خليج عربي است و هيچ شكي نيز در اين وجود ندارد وي در ادامه در پاسخ به سخنان امير موسوي ديگر مهمان برنامه كه از وجود حقايقي تاريخي دال بر فارس بودن اين خليج فارس حكايت مي كنند گفت واقعيت هاي تاريخي كه ايشان از انها سخن مي گويند نادرست است اسناد انگليسي نشان مي دهد كه در زمان هاي گذشته از عنوان خليج عربي به طور گسترده استفاده مي شده است وي ادامه داد پيشينه تاريخي كه بايد به ان اشاره كنم اين است كه وقتي فارس ها اقدام به اشغال سرزمين هاي عربي كردند كوشيدند هويت ساكنان عرب ساحل شرقي خليج فارس را تغيير دهند به همين سبب مسئله بسيار حساس شد شما هيچ كشور عربي در حاشيه اين خليج پيدا نمي كنيد كه از شركت هاي هواپيمايي ايران بخواهند نام خليج فارس را تغيير دهند اما اين مسئله به دو علت براي ايران اهميت دارد يكي اين كه اين كشور مي خواهد هويت اعراب را كه در سواحل شرقي خليج فارس زندگي مي كنند از جمله سرزمين هاي عربي كه انها را اشغال كرده است از بين ببرد و نامگذاري ها را تغيير دهد به همين سبب فارس ها بر انكار هويت اعراب موجود در داخل ايران اصرار مي ورزند نكته ديگر انكه اسناد زيادي وجود دارد كه نشان مي دهد از اين خليج با نام هاي خليج عربي خليج بصره و نام هاي ديگر ياد شده است العجمي در ادامه با اشاره به درخواست ايران از شركت هاي هواپيمايي كشورهاي حوزه خليج فارس براي استفاده از نام خليج فارس گفت ايا كشورهاي حوزه خليج چنين درخواستي را مطرح كرده اند و از شركت هاي هواپيمايي ايران خواسته اند نام خليج فارس را كه روي انها نوشته شده است تغيير دهند وي در پاسخ به اين كه سازمان ملل اين خليج را خليج فارس مي داند گفت كشورهاي حوزه خليج فارس صدها نقشه براي سازمان ملل فرستاده اند و بارها با اين سازمان مكاتبه كرده اند كه در انها از نام خليج عربي استفاده شده است اما هيچگاه سازمان ملل انها را به سبب وجود نام خليج عربي رد نكرده است در همه اسناد و توافقنامه هايي كه كشورهاي حوزه خليج فارس با سازمان ملل و ديگر كشورهاي جهان امضا كرده اند از نام خليج عربي استفاده شده است سازمان ملل طرف ذيربط در اين ماجرا به شمار نمي رود.

پافشاري نماينده سلفی مجلس كويت بر نام جعلي براي خليج فارس
88/12/12 نماينده سلفي مجلس كويت بار ديگر طي مقاله اي در روزنامه كويتي الوطن مدعي عربي بودن هويت خليج فارس شد و بر استفاده از نام جعلي آن تاكيد كرد. وبدون آنکه حتی یک سند را ارایه مند مدعی جعل اسناد توسط ایران شد این در حالی است که در خود کشورهای عربی تا کنون 5 اطلس با نامهای مختلف چاپ شده و حداقل 800 نقشه را با نام خلیج فارس نشان می دهد و تمام اسناد و قراردادهای کشورهای عربی ماقبل از سال 1960 خلیج فارس را با همین نام ثبت کرده اند.

وليد الطبطبايي در اين مقاله تحت عنوان خليج عربي تنها يك اسم نيست، اظهارات مجدي الظفيري سفير كويت در تهران را مبني بر اينكه اختلاف بر سر نام خليج فارس اهميتي ندارد و تغيير نام خليج فارس به زمان انقلاب عربي ناصري (جمال عبدالناصر) مربوط مي شود، مردود دانست.

وي در اينباره نوشت: اين اظهارات در حالي است كه ما در اين زمينه شاهد تندروي ايران در سطح رسمي در ارتباط با نامگذاري خليج به خليج فارس هستيم و اظهاراتي عنوان مي شود مبني بر اينكه هر نامگذاري ديگري غير از فارس ، جعلي و غير قابل قبول است و ايران از هويت تاريخي خليج فارس دفاع مي كند و خليج فارس بخش جدايي ناپذير هويت ملي ايران است.

ALKHALEEJ_ALFARSI_1952

وي افزود: از اين گذشته طي سالهاي اخير درخواستهايي در روزنامه هاي رسمي ايران مطرح شده است، مبني بر اينكه ايران حق سلطه بر ساير خليج عربي (فارس ) را دارد و سواحل عربي و كرانه غربي خليج در اصل مستعمره بلاد فارس قبل از اسلام بوده است و نام خليج فارس تنها نامي است كه بر خليج عربي ( فارس ) اطلاق مي شود و هيچ نام ديگري براي خليج وجود ندارد.

الطبطبايي همچنين نوشت: در سال 2004 مقامات ايران از ورود اطلس موسسه نشنال ژئوگرافيك به كشور به خاطر اينكه نام خليج عربي را در كنار نام خليج فارس به كار برده بود، جلوگيري كردند.

همچنين درسال 2006 نيز از ورود مجله اكونوميست به ايران به دليل استفاده از نام خليج به جاي خليج فارس جلوگيري شد. در سال 2008 نيز تظاهراتي عليه پايگاه اينترنتي گوگل به خاطر استفاده از نام خليج عربي در نقشه خود، صورت گرفت.

وي همچنين نوشت: دليل تندروي و گرايش ناسيوناليستي ايران در استفاده از نام خليج فارس توجيهاتي است كه مي كوشد ساير قوميتهاي غير فارس را از كنار بزند.

وي در ادامه ادعاهاي خود افزود: با مراجعه به تاريخ پي مي بريم كه ساكنان خليج ع ربي حتي در سمت ايران نيز داراي ريشه هاي عربي بوده اند كه از شبه جزيره عرب به سرزميني كه امروزه فارس ناميده مي شود، مهاجرت كرده اند.

وي ادعا كرد: از اين رو ساكنان سواحل و بنادر خليج اغلب شان عرب هستند و اطلاعي در دست نيست كه فارس ها اهتمام و توجهي به دريانوردي داشته اند به ويژه اينكه كوه هاي مرتفع زاگرس كه بين بلاد فارس و خليج عربي (فارس ) واقع شده آنان را از دريا جدا كرده است.

اين نماينده مجلس كويت افزود: به لحاظ جغرافيايي نيز طول ساحل غربي از راس مسندم تا فاو حدود يك هزار و 350 كيلومتر و اين در حالي است كه طول نوار ساحلي ايران از 860 كيلومتر تجاوز نمي كند و به بيان ديگر سواحل عربي سه پنجم كل طول خليج را در بر مي گيرد.

وي نوشت: علاوه بر اين، ايران آميخته اي از قوميت هاست و فارس ها چيزي بيش از نيمي از جمعيت را تشكيل نمي دهند و نيم ديگر جمعيت ايران آميخته اي از اعراب، كردها، بلوچ ها، تركمنها و آذري ها هستند و آنان نيز قطعا راضي به سياست فارسي كردن و ناديده گرفتن حقوق اقليتها به ويژه در حالي كه نظام اسلامي همواره از حفظ حقوق مستضعفان دم مي زند، نيستند.

وي افزود: از اين رو پافشاري شديد ايران بر فارس بودن خليج عربي مايه شگفتي است.
نماينده مجلس كويت افزود: هدف سياسي ايران از دامن زدن و پافشاري بر فارس بودن نام خليج عربي نه تنها به دلايل قومي بلكه براي تحميل سلطه خود بر خليج عربي و نشان دادن ايران به عنوان يك ابر قدرت منطقه اي است كه بر اساس آن حق تحميل منافع خود در سطح منطقه اي و بينالمللي را داشته باشد.وي با انتقاد از سخنان سفير اين كشور افزود: بايد بر اسلام و عربي كه زبان قرآن كريم و آخرين كتاب آسماني است و به عنوان دو ركن اساسي از اركان هويت ملي كشورهاي شوراي همكاري به شمار مي رود، تاكيد شود.

الطبطبايي نوشت: بدون شك اين هويت از طريق دامن زدن به موضوع نام خليج و نفي عربيت آن، مورد هدف قرار گرفته است.

وي افزود: كاري كه در حال حاضر بايد صورت گيرد، اين است كه از مطالعات و پژوهشهاي تاريخي درباره كيان عربي و هويت عربي خليج عربي و ايستادگي در برابر جعل حقايق و لطمه زدن به هويت اسلامي و عربي ساكنان شرقي و غربي خليج، حمايت شود. چندي پيش نيز مقاله اي در الوطن با مضمون مشابه از همين نماينده مجلس بر علیه اظهارات مجدي الظفيري سفير كويت در تهران به چاپ رسيد.

ادعاي نماينده كويتي اصرار ايران بر نام خليج فارس مصرف داخلي دارد
نماينده اسلامگراي مجلس كويت در مقاله اي در شماره امروز روزنامه الوطن1388/12/14 اين كشور مجددا به بررسي اختلاف بر سر نام خليج فارس پرداخت دكتر وليد الطبطبائي در مقاله اي با عنوان خليج عربي تاريخ و جغرافيا در كنار يكديگر نوشت در مقاله اي در گذشته تاكيد شد كه نامگذاري خليج فارس به نام خليج عربي فارس آنطور كه طرف ايراني ادعا مي كند وارونه جلوه دادن واقعيت ها نيست اگر عربها خليج عربي را در گذشته درياي فارس مي خواندند درياي مديترانه را هم درياي روم و درياي سرخ را درياي حبشه مي گفتند اما اين نامها در زمانهاي بسيار دور استفاده مي شد و با گذشت قرنها نامها هم تغيير مي كند و بلاد فارس به بلاد خراسان تبديل شد و در زمان امپراتوري عثمان از بلاد فارس چيزي باقي نماند تا اينكه در قرن اخير خانواده پهلوي ان را بار ديگر مطرح كرد و تلاش كرد امپراتوري كوروش فارسها را احيا كند حقايق تاريخي ثابت مي كند كه در بخش شمالي خليج عربي فارس عربها و قبايل عربي به ويژه در بنادر و جزاير ان سكونت داشتند عربها در فاصله بين قرن هشتم ميلادي تا قرن نوزدهم حاكميت خود بر خليج عربي فارس زا حفظ كردند اما فارسها نزديك سواحل زندگي نمي كردند و كوههاي زاگرس بين بلاد فارس و سواحل خليج عربي فارس فاصله ايجاد كرده بود كاري فرستاده فرانسه كه در قرن هفدهم ميلادي به خليج عربي فارس سفر كرده بود در نوشته هاي خود تاكيد مي كند كه بيشتر ساكنان بين بندر ريگ و بندرعباس از عربها بودند ديگر محققان تاريخي هم مانند كارستن نيپر گردشگر اروپايي هم در سال 1962 بر اين مساله تاكيد مي كند و نام روستاهاي عربي در سواحل خليج عربي فارس را ذكر مي كند كه عبارتند از بندر عباس هرمز لارستان قشم مخا نخيلوه نابند عسلويه كنكون بوشهر بندر ريگ و هويزه نيبهاوزن كنسول هلند در سال 1756 هم در گزارش خود جزئيات بيشتري درباره تسلط عربها بر دريانوردي در خليج عربي فارس و نفوذ انان در بندر بوشهر بيان مي كند و ان را منطقه عربي مي خواند مقاله نويس الوطن كويت مي افزايد بسياري از محققان معاصر اروپايي هم به اشتباه در نامگذاري خليج فارس اشاره مي كنند كه يكي از انان روديك اوين مورخ انگليسي است كه در دهه پنجاه قرن بيستم كتابي درباره مدارك خليج عربي فارس منتشر كرد اين مورخ تاكيد مي كند كه به خليج عربي فارس كه تصور مي كرد خليج فارس است سفر مي كند زيرا در نقشه هاي جغرافيايي فقط نام خليج فارس را ديده بوده است او مي گويد كه نام خليج عربي فارس درست تر است زيرا بيشتر ساكنان سواحل ان عرب هستند ارنولد ويلسون ديگر مورخ انگليسي هم مي گويد حكومت فارسها تسلط عملي بر سواحل شرقي خليج فارس نداشت بلكه اين منطقه از دوره شاپور دوم در قرن چهار در نفوذ عربها قرار داشت و اين نفوذ پس از تشكيل كشور اسلامي هم ادامه داشت در ادامه اين مقاله امده است اينها از نظر تاريخي بود اما از نظر جغرافيايي هم طول ساحل غربي خليج فارس از فاو در شمال تا جنوب ان صد و سي و پنج كيلومتر است در حالي كه ساحلي فارسي خليج فارس كمتر از هشتصد و شصت كيلومتر است يعني شصت درصد سواحل خليج فارس در طرف عربي و چهل درصد در طرف فارسي قرار دارد بنابراين ادعاي نظام ايران درباره اصرار بر خليج فارس خواند خليج عربي فارس درست نيست و در واقع اين ادعا براي تحريك افكار عمومي داخل ايران و نيز با اهدف تسلط ايران بر خليج فارس و توسعه طلبي مطرح مي شود.

8683002165_f6ae6619c0_m

ادعاي وزارت خارجه عربستان تهديدهاي ايران مساله اي داخلي است
1388/12/5.
وزارت خارجه عربستان سعودي در واكنش به تهديد ايران مبني بر تحريم ان دسته از شركتهاي هواپيمايي كه از نام جعلي خليج عربي استفاده كنند تصريح كرد اين تهديد ايران يك مساله داخلي است به نوشته شماره امروز روزنامه الشرق الاوسط اسامه نقلي سخنگوي رسانه اي وزارت خارجه عربستان سعودي گفت تهديد ايران به تحريم شركتهاي هواپيمايي كه در پروازهاي خود از واژه خليج عربي استفاده كنند و جلوگيري از ورود انها به حريم هوايي ايران يك مساله داخلي مربوط به اين كشور است در همين حال عبدالرزاق ابو داوود استاد جغرافيايي سياسي در دانشگاه عبدالعزيز در جده اين تهديد ايران را امتداد و كش دادن يك مساله جدلي طولاني مدت و قديمي درباره نامگذاري خليج به خليج عربي يا خليج فارس دانست وي افزود اين تهديد و اصرار ايران بر نامگذاري خليج فارس تهديدي ناشايست است بويژه كه نام كشور پارس رسما در زمان رضا پهلوي به ايران تغيير نام داد بگونه اي كه وي در بيست و هفتم ماه دسامبر هزار و نهصدو سي وشش دستور داد كلمه فارس به شكل نهايي از معاملات رسمي حذف و به جاي ان از كلمه ايران استفاده شود اما حال معلوم نيست اين اصرار ايران براي استفاده از واژه خليج فارس به خاطر چيست اين استاد دانشگاه ملك عبدالعزيز جده گفت حقايق موجود حاكي از ان است كه سواحل عربي در امتداد خليج فارس بسيار طولاني تر از سواحل ايران است و حتي بخشي از ايران كه بر حاشيه خليج فارس واقع است يعني اهواز و بندر لنگه انها نيز سواحل عربي هستند كه قبايل عرب در انها اسكان دارند وي تصريح كرد نامگذاري ها نمي تواند واقعيتهاي موجود را تغيير دهد ضمن انكه منافع كشورهاي عربي در خليج بسيار بيشتر از منافع ايران است بويژه كه هفت كشور عربي در سواحل خليج مقابل يك دولت فارس كه ايران است قرار دارند و اين اصرار ايران به استفاده از خليج فارس مرتبط با گرايشهاي سياسي نظام ايران است و به ديگر عوامل مرتبط نيست.

گزارش العربيه درباره تصميم اخير ايران درخصوص خليج فارس
مجري شبكه تلويزيوني العربيه در برنامه نهايت الاسبوع (پايان هفته) 1388/12/7.گفت در پيام سياسي و اقتصادي ايران به كشورهاي حوزه خليج فارس و به طور كلي كشورهاي عربي كه بسيار تنش افرين تلقي شد دولت تصميم گرفت به هر شركت هواپيمايي كه به جاي خليج فارس از عبارت خليج عربي استفاده كند اجازه ندهد از حريم هوايي ايران استفاده كند يا در خاك اين كشور فرود بيايد مجري العربيه افزود اين تصميم همزمان با اقدامات بين المللي در جهان ازجمله جهان عربي براي جلب حمايت از صدور قطعنامه اعمال تحريم هاي جديد بين المللي اتخاذ شد و اكنون اين سئوال مطرح مي شود كه اين تصميم ايران چه معناي دارد و تنش چگونه اغاز شده است سيها بن سموش گزارشگر العربيه در گزارشي درباره اين موضوع گفت اين موضع ايران تنش افرين تلقي شد و تهران با اين موضع كشورهاي حوزه خليج فارس را غافلگير كرد و تهران تصميم گرفته است به كساني كه خليج فارس را عربي مي دانند اجازه ندهد از حريم هوايي اين كشور استفاده كنند گزارشگر العربيه افزود ايران به شركتهاي هواپيمايي خارجي كه از فضاي ايران استفاده مي كنند شرط كرده است كه از اصطلاح خليج عربي استفاده نكنند بلكه ان را خليج فارس بنامند و تهران گفت به طور تدريجي از ورود هواپيماهاي كشورهايي كه برخلاف دستورات ايران در اين خصوص عمل كنند به فضاي ايران جلوگيري خواهد كرد نامگذاري خليج اخيرا ابعاد جديدي به خود مي گيرد و چند روز پيش يك كارمند يوناني بعد از اينكه از اصطلاح خليج عربي در تابلوي نمايش شركت هواپيمايي تجاري ايران كيش اير استفاده كرد از سمتش بركنار شد اين اقدام كارمند يوناني خشم مقامات ايران را برانگيخت و مقامات از شركت خواستند از اين حادثه عذرخواهي كند گزارشگر العربيه اظهار داشت همچنين فدراسيون ورزشي همبستگي اسلامي در عربستان ماه گذشته بعد از پافشاري طرف ايراني بر نامگذاري خليج عربي به خليج فارس دوره بازيهاي همبستگي اسلامي را كه قرار بود اوريل اينده در ايران برگزار شود لغو كرد گزارشگر العربيه در پايان اين گزارش گفت هفت كشور عربي يعني عراق كويت عربستان بحرين قطر امارات و عمان و يك كشور هشتم يعني ايران بر خليج فارس مشرف هستند و به نظر مي رسد اختلاف قديمي با ابعاد جديد ان تنش كنوني در منطقه درباره نگرانيهاي عربي از بلندپروازيهاي منطقه اي ايران را منعكس مي كند.

پژوهشگر روابط بين الملل در رياض مدعي شد تصميم ايران درباره خليج فارس به ضرر اقتصاد اين كشور خواهد بود مجري شبكه تلويزيوني العربيه در برنامه نهايه الاسبوع پايان هفته در مصاحبه اختصاصي با عبدالله الشمري( 1388/12/7.) پرسيد تصميم ايران درباره خليج فارس به چه معنا است و در چه چارچوبي مي توان آن را قرار دادآيا در چارچوب اعمال فشار در موضوع تحريم هاي بين المللي است يا فراتر از ان است وي پاسخ داد اين مسئله بسيار نگران كننده است و تنش داخلي نظام ايران را منعكس مي كند وي افزود انچه روي مي دهد باعث خواهد شد به ايران در سطح داخلي و روابط با كشورهاي همسايه خسارت وارد شود و اين تصميم اصلا صحيح نيست و به حاكميت كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس آسيب وارد مي كند الشمري اظهار داشت اين اقدام كاملا برخلاف قانون بين المللي و حسن همجواري با كشورهاي خليج فارس است و در عين حال برخلاف ادعاي ايران درباره جمهوري اسلامي است و ايران بايد گزينه هاي خود را مشخص كند كه آيا جمهوري اسلامي است يا يك كشور فارسي است وي گفت اين مسئله به علت اختلافات موجود در داخل ايران است و از نظر تاريخي اين در تركيه در اوايل قرن گذشته و در برخي كشورهاي عربي رخ داده است كه تلاش كردند به قومگرايي متوسل شوند و با شكست مواجه شدند و توسل به قومگرايي ممكن است در مراحل موقت مفيد باشد اما در دراز مدت با شكست مواجه خواهد شد پژوهشگر روابط بين الملل اظهار داشت به خاطر دارم كه رئيس جمهور ايران در سال دو هزار و شش مهمان خود امير قطر را در تهران زماني كه از خليج عربي استفاده كرد در تنگنا قرار داد و پاسخ شديدي داد كه با ساده ترين قواعد ديپلماسي متناسب نيست مجري العربيه پرسيد اين مسئله بيشتر از نظر اقتصادي زيان بار است يا از نظر سياسي وي پاسخ داد ايران قصد دارد موفقيت داخلي بدست اورد و شايد از نظر اقتصادي اسيب ببيند به ويژه با توجه به اينكه خبرهايي در خصوص عزم كشورهاي اروپايي و امريكا براي اعمال محاصره اقتصادي منتشر مي شود الشمري گفت متاسفانه انچه روي مي دهد اقدامات نسنجيده برخي نيروها در نظام ايران است و به ايران اسيب زيادي وارد خواهد كرد و من از زمان اين تنش افريني ايران كه به خسارتهاي سياسي و اقتصادي منجر خواهد شد تعجب مي كنم و به نظر من خطرناك تر از ان خسارتهاي ديني است عبدالله الشمري تصريح كرد واضح و روشن است كه در نهادهاي تصميم گيرنده ايران طرفهايي هستند كه براي منافع شخصي خود تلاش مي كنند و به منافع مردم بزرگ ايران كه داراي تمدن است توجه نمي كنند و كسي كه از اصول اقتصاد اگاهي داشته باشد مي داند كه اين تصميم به ضرر اقتصاد ايران خواهد بود وي گفت من خطاب به برخي از مسئولان ايراني مي گويم بايد بدانند كه زبان فارسي از حدود پنجاه درصد زبان عربي تشكيل مي شود ايا اين مسئول مي تواند كلمات عربي را كه با انها سخن مي گويد حذف كند.

ادعاي القبس درباره نام و هويت خليج فارس
88/12/10 روزنامه القبس چاپ كويت روز دوشنبه در مقاله اي با انتقاد از پافشاري ايران روي نام خليج فارس ، مدعي عربي بودن هويت آن شد.

اين روزنامه نوشت: اظهارات و تصميمات مقامات ايراني درباره نام خليج عربي كه استفاده آن به جاي نام خليج فارس توسط شركتهاي هواپيمايي هنگام عبور بر فراز ايران ممنوع شده است، بيش از آنكه نگران كننده باشد تنش زا است.

محمد عبدالمحسن المقاطع در مقاله خود با عنوان همسايگي ايران و عربي بودن خليج، افزود: ايران و هوادارنش بايد بدانند كه در خليج ع ربي ملت هايي در كنار نظامها و دولتهاي خود حضور دارند.

وي افزود: آيا ايران مي داند كه لحن تعامل با منطقه از روي زور و قدرت در ارتباط با موضوعاتي كه جزو اختلافات قديمي و كش دار به شمار مي رود، از يك سو فضايي از تنش و حساسيت در روابط بين الملل و از سوي ديگر در روابط مربوط به حسن همجواري با كشورها و ملتهاي منطقه ايجاد مي كند.

از اين رو ايران و برخي رهبران تحريك كننده آن كشور بايد بدانند كه چنين روشي دخالت براي سلطه ايران بر سرزمين خليج (فارس ) است و ما آن را نمي پذيريم.

القبس نوشت: به ويژه اينكه ايران با چنين تصميمي در صدد نشان دادن تعصبات ناسيوناليستي خود بوده و پيش از آن نيز فرقه گرايي خود را نشان داده بود و اين موضوع بار ديگر انديشه صدور انقلاب ايران را در اذهان به ياد مي آورد.

به نوشته القبس ، اين روشي است كه ايران متاسفانه در عمل، براي تغذيه تندروها در منطقه با آن همراهي دارد و حتي دخالتهاي آشكار در امور برخي كشورهاي منطقه كرده و اصول حسن همجواري را از ياد برده است.

القبس افزود: هم اكنون حرف و حديثهاي زيادي درباره حضور اطلاعاتي و امنيتي ايران در برخي از اين كشورها وجود دارد و از اين رو اين پرسش پيش مي آيد كه ايران به كدام سمت پيش مي رود و نيات آن كشور و نقشه هاي آينده آن كشور به چه سمتي گرايش دارد؟ اين روزنامه همچنين نوشت: در تاريخ و جغرافيا حقايقي وجود دارد كه قطعنامه ها و اقدامات سياسي ، هرچند هم از پشتوانه قدرت بينالمللي برخوردار باشد نمي تواند آنها را از بين ببرد و لغو كند.

القبس افزود: همان گونه كه اسرائيل نمي تواند حقايق وجودي خود به عنوان يك دولت اشغالگر و جنايات خود در قبال فلسطيني ها و اعراب را كه جنايات جنگي است لغو كند، ايران نيز نمي تواند حقيقت عربي بودن ملتهاي خليج و عربي بودن ساكنان مناطق مشرف بر خليج عربي (فارس ) از جمله ساكنان عرب ايرن را تغيير دهد زيرا اين چيزي است كه خليج را عربي خالص گردانيده و از اين رو ايران نيز بايد در تعامل با اين موضوع به منطق و عقل رجوع كند.

– روزنامه اماراتي البيان روز سه شنبه 88/12/11 در تحليلي استفاده از نام خليج فارس را مقدمات دشمني ايران با كشورهاي عربي به بهانه نام خليج فارس عنوان كرد. البیان نوشت: تاكيد ايران آن است كه “خليج” را فارسي بنامد و اصرار كشورهاي خليج و عربي آن است كه آن را خليج ع ربی بدانند.

روزنامه اماراتي افزود: هفت كشور در حاشيه خليج (فارس ) شامل عراق ، كويت ، عربستان ، بحرين، قطر ، امارات و عمان قرار دارند كه هر كدام داراي سواحلي هستند و از نظر جغرافيايي در جنوب و غرب خليج قرار گرفته اند. ايران هم در سواحل شمالي خليج (فارس ) قرار دارد. اما از نظر عرف بين المللي هيچ كشوري حق استفاده قومي و نژادي از مناطق مشترك را ندارد. مساله در مورد خليج (فارس ) فقط جغرافيايي است و مساله نبايد سياسي شود زيرا هر دولتي نمي تواند به مقتضاي منطقه جغرافيايي خود نامي را براي آن تعيين كند. لذا نامي كه انتخاب مي شود باید تابع اکثریت باشد.

بنابر اين تمام مردم حاشيه خليج (فارس ) بر اساس زبان خود آن را خليج ع ربي مي نامند و آشنایی با نام فارسي آن ندارند. اما ايران نسبت به اين تسميه عربي حساسيت ويژه اي از خود نشان مي دهد. در شوراي همكاري خليج (فارس ) نيز گفته مي شود شوراي همكاري خليج العربي نه خليج ايراني اما ايران اصرار بي اندازه اي حتي در زمان شاه و بعد از انقلاب به اين نام داشته حتي نام خيلج اسلامي كه از سوی دوستان ايران پيشنهاد شد، از سوي تهران رد شد.

اين گونه فشار از سوی ایران مي تواند روابط ايران با كشورهاي عربي را به خشونت و دشمني بكشاند كه به نفع منطقه نخواهد بود

شورای سازمان های اسلامی اردن از ایران خواست در تصمیمات گرفته شده درباره کاربرد خلیج فارس در هواپیماهای خارجی تجدید نظر کند. ادعاي عرب تايمز حليج عربي واژه مجعول نيست

روزنامه عرب تايمز 1388/12/15 چاپ كويت در مقاله اي مفصل در پايگاه اينترنتي خود بدون ارایه هیچ سندی سعي كرد با مغلطه و سفسطه بازی و بازی با واژگان به مخاطب عرب خود تلقین کند که خليج عربي درست است نه خليج فارس.

اين روزنامه افزوده است در شماره قبلي از خليج عربي نام برديم اين واژه آنگونه كه ايران ادعا مي كند مجعول(جعل شده) نيست همانطور که دكتر وليد طباطبايي در روزنامه الوطن نوشت در گذشته اعراب عادت داشتند خليج عربي را درياي فارس بنامند آنها درياي مديترانه را نيز درياي رومي ها و يا درياي سرخ را دريايي اتيوپي مي ناميدند زيرا پرشيا در سواحل خليج و اتيوپي نيز در ساحل درياي سرخ واقع شده است اين در حالي است كه در طي قرون نام اين كشورها تغيير كرده است پرشيا در زمان خلافت عثمان محو شد نام پرشين در زمان سلطنت خاندان پهلوي كه سعي داشتند امپراتوري فارس ها را زنده كنند بار ديگر مطرح شد اما پيش از اين همه واقعيتهاي تاريخي نشان مي دهد كه همه كساني كه در سواحل خليج عربي زندگي مي كردند حتي در ايران همگي عرب بوده اند همچنين تاريخ نشان مي دهد كه اعراب از قرن هشتم تا قرن نوزدهم ميلادي تسلط خود را بر خليج عربي حفظ كرده بودند و در واقع فارس ها نه در سواحل و نه حتي در نزديكي بنادر ان زندگي نكرده اند در واقع كوههاي زاگرس بين پرشيا و سواحل خليج عربي واقع شده است و انها را از هم جدا مي كند نويسنده در ادامه با طرح مطالب پراكنده اعراب را به اتحاذ موضع واحد و وحدت نظر در زمينه هاي اين چنيني فرا خوانده است. در رد این نظریه مضحک بهتر است کتاب خلیج عربی قدری قلعه جی را مطالعه کنید که این نویسنده عرب ناچار به عظمت دریانوردی و قدرت نظامی ایران در دوره های مختلف تاریخی در خلیج فارس بویژه و در دوره افشاریان و صفویان اعتراف می کند.

گاردين اختلاف ايران و اعراب بر سرنام خليج فارس بار ديگر در كانون توجه
قرار گرفت. 1388/12/4.
روزنامه گاردين نوشت نگهباني ايران از مرزهايش به خطوط هوايي بين المللي نيز گسترش يافته است اين روزنامه در اينترنت نوشت ممنوعيت استفاده از واژه خليج عربي بجاي خليج فارس در هواپيماهاي خطوط هوايي بين المللي كه به ايران مي روندتازه ترين تحول در مناقشه ميان ايران و كشورهاي عربي بر سر يك ابراه در خاورميانه است اين روزنامه افزود نگهباني پرشور ايران از خاكش ظاهرا به خطوط هوايي بين المللي نيز گسترش يافته استاين كشور اعلام كرده است از اين پس هر هواپيمايي كه به ابراه ميان ايران و كشورهاي عربي واژه خليج عربي اطلاق كندخق ورود به حريم هوايي اين كشور را نخواهد داشتخميد بهبهاني وزير راه ايران گفته است خطوط هوايي كشورهاي جنوب خليج فراس كه به ايران پرواز مي كنند بايد در مانيتورهاي الكترونيك خود از واژه خليج فارس استفاده كننددر غير اين صورت از ورود به حريم هوايي ايران منع خواهند شد ماه گذشته نيز فدراسيون بازي هاي همبستگي كشورهاي اسلامي در عربستان اعلام كرد به علت اختلاف نظر بر سر نام اين خليج از برگزاري اين بازي ها در تهران صرف نظر مي كند گاردين افزودنام خليجي كه براي نقل و انتقال نفت و گاز جهان حياتي است به يك مسئله درد سرساز ميان كشورهاي اطراف ان مانند عربستان كويت قطربحرين امارات عمان عراق و ايران تبديل شده است ايران آن را خليج فارس مي نامد و كشورهاي عربي ان را عربي مي دانندتعاريف زبان هاي خارجي نيز از اين خليج به نفع هر طرف باشدظرف ديگر را مي رنجاند برخي از كشورهاي عربي كه از امريكا تسليحات مي خرند و پايگاههاي نظامي دراختيار اين كشور قرار مي دهند در نگراني واشنگتن از برنامه هسته اي ايران نيز سهيم هستندمناقشه هسته اي ايران بخشي از نگراني هاي اعراب سني در خصوص توسعه طلبي ايران در خاورميانه است ايران شبكه اي از متحدان از جمله سوريه و گروههايي در عراق حزب الله لبنان و حماس در غزه دارد.

بازتاب هشدارايران در مورد نام خليج فارس در روزنامه الموندو 5 /12/88
الموندو چاپ اسپانيا روز سه شنبه نوشت: ايران بازي با كلمات در مورد مسايلي مانند نقشه را نمي پذيرد. بنابر نوشته اين روزنامه ، ايران توانسته با استفاده از هنر دو زباني با يك دست در مجامع بين المللي در مورد برنامه هسته اي خود با ديگر كشورها بازي كند و با دست ديگرش چرخ سانتريفيوژها را به گردش در مي آورد.
حميد بهبهاني وزير راه و ترابري ايران در اين راستا به شركتهاي هواپيمايي هوايي كه مسير كشورهاي عربي تا ايران را پوشش مي دهند، هشدار داده كه بايد در صفحات ديجيتالي خود از نام خليج فارس استفاده كنند.
روزنامه الموندو اضافه كرد: بهبهاني به اين شركتها يك ماه فرصت داده تا اين موضوع را تصحيح كنند و در غير اينصورت هواپيماهاي آنها را مجبور به فرود در ايران كرده و مجوز پرواز آنها را لغو خواهد كرد.
اين روزنامه با اشاره به اينكه ايران و كشورهاي غربي آن را خليج فارس ناميده و كشورهاي عربي آن را خليج عربي مي نامند، مي نويسد: دولت ايران با آن دسته از خطوط هوايي كه از نام -خليج فارس استفاده نكنند، درگير شده است.
اين روزنامه همچنين به نقل از خبرگزاري فرانس پرس مدعي شد: وزير راه و ترابري كه با خطر جايگزيني در ايران روبرو است، حتي ديگر همكاران مهماندار يوناني (ايرانيان و خارجي ها) را تهديد كرده و گفته است كه آنها نيز بايد تاوان اشتباه همكارشان را بدهند و به آنها اجازه كار در ايران داده نشود.
اين روزنامه با اشاره به اينكه شركتهاي داخلي در ايران هواپيما و خدمه خارجي را براي پوشش پروازها اجاره مي كنند، افزود: اين اولين مرتبه اي نيست كه اين موضوع (نام خليج فارس ) در بين همسايگان ايجاد ناراحتي مي كند.
بنا براين نوشته، در ژانويه گذشته فدراسيون ورزشي همبستگي كشورهاي اسلامي بخاطر حك شدن نام خليج فارس بر روي مدالها در مسابقاتي كه در ايران برگزار مي شد ، شركت نكردند.

عذرخواهي مشاور شهردار پاريس به علت استفاده از واژه جعلی خليج
1388/12/5.
مشاور شهردار پاريس كه هنگام سخنراني در افتتاحيه همايش توسعه سبز از واژه مجعول خليج استفاده كرده بود پس از تذكر رييس همايش عذرخواهي كرد به گزارش خبرنگار ما ژرالد پي پوت پس از تذكر دكتر مجيد عباسپور رئيس همايش از طريق مترجم خود اعلام كرد منظورم از خليج خليج فارس بود و همه اسناد تاريخي خليج فارس را به اين نام شناخته است و از اين كه من در سخنراني براي اختصار نام كامل خليج فارس را به كار نبردم عذرخواهي مي كنم وي هنگام سخنراني درباره الودگي هاي ناشي از انفجار چاه هاي نفت در جنگ اول خليج فارس از واژه مجعول خليج استفاده كرد مشاور شهردار پاريس گفت36سال از عمر خود را در زمينه هاي تخصصي پيش گيري از الودگي هواي شهري كار كرده و هرگز سياسي نبوده ام وي اضافه كرد حاضر است حاصل تجربيات و تحقيقات علمي خود را در زمينه الودگي هوا در اختيار دانشگاه ازاد اسلامي و دانشجويان و متخصصان ايراني قرار دهد ژرالد پي پوت15سال پيش زماني كه ژاك شيراك شهردار پاريس بود سمت مشاور وي را برعهده داشت و فرانسوا ميتران رئيس جمهور سوسياليست فرانسه نيز هنگامي كه صدام در جنگ با كويت برخي چاه هاي نفت را منفجر كرده بود پي پوت را مامور بررسي الودگي ناشي از اين انفجارها كرده بود ژرالد پي پوت هم اكنون مشاور شهردار پاريس است.

هافينگتون پست استفاده از نام خليج فارس شرط ورود به حريم هوايي ايران
1388/12/5.
ايران اعلام كرد خطوط هوايي در صورت استفاده نكردن از نام خليج فارس با محدوديت حريم هوايي روبرو مي شوند به نوشته شماره امروز روزنامه هافينگتون پست وزير حمل و نقل ايران اعلام كرد خطوط هوايي بايد براي اشاره به اب هايي كه ايران را از شبه جزيره عربي جدا مي كند از نام خليج فارس به جاي خليج ع ر ب ي استفاده كنند در غير اين صورت با ممنوعيت ورود به حريم هوايي ايران روبرو مي شوند حامد بحريني گفت به خطوط هوايي كشورهاي جنوب خليج فارس كه به ايران سفر مي كنند هشدار داده شده است كه عبارت خليج فارس را بر تابلوهاي اعلانات الكترونيك خود درج كنند در غير اين صورت از ورود به حريم هوايي ايران منع مي شوند نام صحيح اين ابراه مدت ها است كه مسئله اي مناقشه اميز بين ايران و همسايگان عرب ان بوده است.

خبرگزاري آسوشيتدپرس از تهران گزارش داد 88/12/4 :
در اواخر سال 2004 ، ايران نشريه نشنال جيوگرافي را به دليل استفاده از نامي جعلي براي خليج فارس ممنوع كرد. این موسسه، اطلس جهاني خود را با نام قبلی و مطابق کاربرد گذشته به نام خليج فارس اصلاح كرد.
وزير راه و ترابري ايران روز دوشنبه به مطبوعات داخلي گفت، شركتهاي هواپيمايي كه از اشاره به نام خليج فارس براي آبراه بين ايران و شبه جزيره عربستان خودداري كنند از ورود به حريم هوايي ايران منع خواهند شد.
اين هشدار بويژه متوجه شركتهاي هواپيمايي كشورهاي همجوار عرب خليج فارس است. روزنامه ايران از حميد بهبهاني نقل كرد : شركتهاي هواپيمايي كشورهاي جنوب خليج فارس كه به ايران پرواز مي كنند بايد در مونيتورهاي پرواز خود از نام خليج فارس استفاده كنند. وي افزود:شركتهايي كه اين هشدار را ناديده بگيرند از ورود به حريم هوايي ايران منع خواهند شد و در عين حال تكرار اين تخلف باعث خواهد شد تا هواپيماي آنها در ايران زمين گير شود و مجوز پرواز اين هواپيماها به ايران لغو گردد.
در اين گزارش گفته شده است كه ايران يك ميهماندار يوناني شركت خصوصي را به دليل استفاده از نامي جعلي براي خليج فارس در مونيتور خود در طول آخر هفته اخراج كرده است.
ايرانيان به طور سنتي نسبت به نام تاريخي خليج فارس حساسيت نشان مي دهند و ماه گذشته، فدراسيون بازيهاي همبستگي اسلامي مستقر در عربستان اعلام كرد كه اين فدراسيون به دليل آنكه ميزبان ايراني آنان قصد داشت از نام خليج فارس بصورت پارچه نوشته و مدال استفاده كند اين مسابقات را لغو كرد.
وب سایت بی بی سی انگلیسی و عربی نیز در تاریخ 5/12/88 مقاله ای به قلم جون لینز تحت عنوان در یک نام چه چیزی هست؟
http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/8527729.stm

به تهدید وزیر راه اشاره کرده و نوشته است نقشه ها و اسناد کهن دلالت بر کاربرد خلیج فارس دارد و هم اکنون ایران و کشورهای غربی از همان نام تاریخی استفاده می کنند اما کشورهای عربی از این نام ناراحت می شوند. و بنابراین روش بی بی سی کاربرد فقط اصطلاح خلیج است.
به هر حال اقدام وزیر راه اگرچه دیر هنگام اما مناسب و در خور تحسین است.

دکتر محمدعجم.

به نقل از وب سایت Persian gulfstudies

نقد و نگاهی به کتاب اسناد نام حلیج فارس  میراثی کهن و جاودان   

دانشجوی عاشقی که خود را به عنوان خرابکار بسیار خطرناک مارکسیتی به ساواک لو داد تا دل دختر سوپرخلقی را بدست آورد.

رمان  دهه 1350

با این که اسمش اسکندر بود اما جثه ای نحیف داشت. بیش از حد معمول لاغر بود با دماغی بزرگ و استخوانی و کمی کج که مثل یک تیغه صورتش را به دو قسمت نامساوی تقسیم کرده بود. کمی قوز داشت و همیشه عینکی ذره بینی بر چشم های ریز و روشنش و سیگار اشنو ویژه  بر لب. از بچه های چپ دانشگاه بود و اهل کتاب و مطالعه و بچه های دیگر را که بیشتر اهل جوش و خروش و عشق به اسلحه و خون و خونریزی بودند را دعوت فقط  به مطالعه در مورد نظام مالی سرمایه داری جهانی و جنبش کارگری – دانشجوئی فرانسه و تحلیل اصلاحات ارضی و انقلاب سفید و از این حرفها میکرد.

آنوقت ها، سالهای 48 – 49 دانشجو بودیم و در اطاق های خوابگاه های دانشگاه چای میخوردیم و سیگار میکشیدیم و یواشکی از این بحث ها میکردیم و نه مثل اطاق های بغل دستی خوابگاه که عرق میخوردند و پوکر بازی میکردند و از دخترهای دانشجو حرف میزدند و صدای خنده شان گوش فلک را کر میکرد.

بعدها داستان غریبی را در مورد اسکندر شنیدم. داستانی که بارها مرا به سیاحت در ارتباط چپ ها و س. ک.س برد. بگذریم که چپ های ما و هرچه سبیل هایشان کلفت تر باشد ( در مورد سبیل های مجازی هم صادق است ) این موضوع در مورد آنها مصداق بیشتری دارد که از ترس دیدن حقایق جرات نمیکنند به دنیای درون خود بنگرند و یا اگر بنگرند جرات نمیکنند ببینند و اگر ببینند جرات نمیکنند تا به زبان آورند و آن همانا اهمیت سکس و ارتباط ان با کشش آنها به سوی مبارزات و افکار انقلابی است (س…کس به معنای داشتن رابطه با جنس مخالف و نه لزوما فقط رابطه جن.سی است که این دومی معمولا به لطف پرولتاریای  شهرنو و شعبات حل شدنی بود). این بخش از تاریخ مبارزات  انقلابی و به ویژه چپ ها و حتی ستاره ها و قهرمانان چپ که زندگی آنها با دقت بیشتری زیر ذره بین قرار گرفته است حذف است. تک و توک روابطی که در زندگینامه ها به آنها اشاره شده است تاریخ چندان غرور آفرینی برای چپ ها به یادگار نگذاشته است.

گوئی در زندگی هیچکدام وقتی برای عشق  نبود و یا وقت بود و عشق نبود و اگر هم وقت بود و هم عشق بود آنوقت چریک نبود. شاید هم این مقوله، ارتباط چپ بودن و س.ک..س در مذهب این قوم جزو مناطق ممنوعه و ورود به آن حرام است. درست مثل پاسخ به این سوال که چرا یک چریک همجنسگرا را تاکنون مادر گیتی نزائیده است؟

باری شنیده بودم که اسکندر عاشق یکی از دختر های دانشجو شده بود و گویا از او نیاز های عاشقانه و از دخترک بی اعتنائی. نامه ها و گریه ها و اشکها و لبخند های اسکندر در دل دخترک اثر نکرده بود. دخترک سوپر انقلابی چپ  و مخالف  عشق و عاشقی .  این عاشق چپ و دلسوخته و مطرود که تلاش کرده بود تا  بی هنری خود را پنهان کند  با نقص قیافه  به امید  رسیدن به قلب معشوق . با طرح  اهداف و رویاهای بزرگ و جملات قصار از مارکس و انگلس و لنین و در ستایش چریک و انقلاب کوشش می کند  راهی به دل معشوقه سنگدل  که فقط به مبارزه فکر می کند بیابد . پس از شنیدن” نه” آخر ناپدید میشود و ناگهان خبر میرسد که اسکندر توسط یک تیم عملیاتی بزرگ و مسلح از ماموران ساواک و کمیته مشترک ضد خرابکاری و پس از محاصره منطقه در مسافرخانه ارزان قیمتی در اطراف شمس العماره به عنوان یکی از خرابکاران فراری و خطرناک ( اسمی که آنوقت ها به چریک ها داده بودند ) دستگیر شده است.

 برای کسانی که اسکندر را میشناختند این وصله بسیار ناجور بود. درست است که آدم های لاغر و ضعیف اندام هم حق داشتند و میتوانستند حرفهای بزرگ بزنند و ایده های بزرگ داشته باشند اما لزوما نمی توانستند یک نیروی نظامی مسلح در حد یک چریک تلقی شوند. مگر این که چیزی شبیه بروس لی باشند که اسکندر ما با او تفاوت بسیار  داشت. به علاوه اسکندر اصلا اهل این حرفها نبود.

سیگار می کشید و کتاب میخواند و حرف میزد. چریک بودن اسکندر وصله ناجوری بود که با هیچ چسبی به او نمی چسبید.keyhanMANDANA

یا هجوم ماموران کمیته مشترک به مسافرخانه در جستجوی خرابکار و دستگیری بدون مقاومت او و زیر و رو کردن اطاق و پیدا نکردن هیچ سلاح و نارنجکی به جز چند کتاب ممنوعه اسکندر را به کمیته مشترک ضد خرابکاری میبرند. گویا اسکندر با مقاومت جانانه از همان ابتدا هر نوع رابطه و آشنائی خود را با چریکها و حرکتهای چریکی انکار میکند و خود را فقط در حد خواندن کتاب های ظاله مجرم میداند که نوبت به شلاق میرسد و اسکندر همه چیز را اعتراف میکند.

اعتراف میکند که در تمام عمرش هیچ اقدامی علیه مصالح و منافع مملکت انجام نداده است و اعتراف میکند که هیچگاه با هیچ چریک و یا هیچکسی که علیه امنیت ملی اقدام کرده است هیچ مراوده و همکاری نداشته است و اعتراف میکند که خود او به کمیته مشترک ضد خرابکاری تلفن کرده و آدرس و شماره اطاق و محل مسافرخانه را داده است و خود او اطلاع داده است که یک خرابکار در ان مسافرخانه پنهان است و اعتراف میکند همه این ها از دست عاشقی است و فقط می خواسته است با چند ماهی زندان کشیدن و البته بدون شکنجه و شلاق  دل دخترک را بسوزاند که ماموران کمیته مشترک ضد خرابکاری بعد از کتکی مفصل با یک پس گردنی آزادش میکنند.

نگاهی به تاریخ حیدرآباد دکن شهر خراسانی

حیدرآباد (= Hyderabad تلوگو = హైదరాబాదు ) یکی از شهرهای بزرگ هند و پایتخت ایالت آندرا پرادش است.

این شهر با وسعت ۶۲۵ کیلومتر مربع وبیشتر از ۶٫۷ میلیون نفر جمعیت ششمین شهر بزرگ هند است. که در ارتفاع ۵۰۰ متری از سطح دریا در فلات دکن واقع شده و بیشتر طبیعت اطراف آن سنگلاخی است. ۳۵٪مردم حیدر آباد مسلمانان سنی مذهبند. قدمت این شهر به حدود ۴۰۰ سال قبل برمی گردد.IMG_0853

حیدرآباد از دو شهر بزرگ حیدرآباد و سکندرآباد تشکیل شده و در این اواخر شهر خیبر آباد نیز به این شهر وصل شده‌است.

در قرن‌های پانزدهم و شانزدهم میلادی سلسلهٔ قطب شاهیان در حدود دویست سال بر این شهر حکومت داشتند و مرکز حکومت شان گلکنده بود. بنیانگذار این سلسله سلطان قلی همدانی بوده‌است. حیدرآباد بیشتر شبیه شهر مسلمانان است و بنای اولیه آن بر اساس مدل شهر اصفهان بوده است. در شهر زنان با چادرهای سیاه در حالیکه روی‌های شان را پوشانیده‌اند، دیده می‌شوند.

این شهر به جهات مختلف سیاسی، فرهنگی، تاریخی، علمی و اقتصادی از شهرهای مهم هند و یکی از قطب‌های اقتصادی، سیاسی در جنوب این کشور می‌باشد. سابقه ۵۰۰ ساله حضور ایرانیان در این منطقه، عامل مهمی در ایجاد تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در جنوب هند شده به طوری که امروزه هیچ مورخ و باستان شناسی نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن نقش ایرانیان و پادشاهان مسلمان و شیعه مذهب ایرانی در این منطقه تصویر کامل و درستی از وضعیت گذشته و حال منطقه ارائه کند. اثرات این حضور تاریخی را می‌توان در معماری، زبان، فرهنگ، هنر و دیگر ابعاد زندگی مردم جنوب هند به خوبی مشاهده نمود. طی ۱۵ سال گذشته توسعه شهر حیدرآباد در تمامی جهات سرعتی فزاینده یافته و این امر به خاطر توجه روز افزون شرکت‌ها و بنیادهای علمی و فرهنگی کشورهای مختلف به این منطقه‌است.

 

 

 

در اواخر قرن شانزدهم میلادی محمد قلی قطب شاه (ایرانی اهل همدان) از سلسله شیعه مذهب قطب شاهیان دکن که بر منطقه وسیعی از این ناحیه هندوستان حکومت می‌کرد، تصمیم به انتقال مرکز حکومت خود از قلعه گلکنده (که امروز در بخش غربی حیدرآباد و بر فراز کوهی قرار گرفته) به نزدیکترین دشت در حاشیه رودخانه موسی (musi) گرفت و شهر جدیدی را که امروز حیدرآباد نام دارد بنیان گذارد. در سال ۱۶۸۷ میلادی این شهر جدید توسط لشکر اورنگ زیب امپراتور متعصب سنی گورکانی هند فتح شد و حکومت قطب شاهیان به پایان رسید. در سال ۱۷۲۴ نظام الملک آصف جاه با استفاده از ضعف حکومت مرکزی، منطقه تحت سلطه خود و از جمله آن حیدرآباد را مستقل اعلام نموده و سلسله نظام شاهیان حیدرآباد را بنیان گذارد که تا زمان استقلال هند در سال ۱۹۴۸میلادی پابرجا ماند. در سال۱۹۵۳ طی تقسیمات کشوری جدید دولت هند، ایالت آندرا پرادش به مرکزیت حیدرآباد تشکیل گردید.

گفتنی است معماران ایرانی شهر حیدرآباد تلاش نمودند تا شهر حیدرآباد را مشابه شهر اصفهان بنا کنند و به همین خاطر نام دوم شهر حیدرآباد «اصفهان‌نو» می‌باشد زیرا سبک شهرسازی اصفهان در آن مشاهده می‌شود.

Shimla In5Jul2013  (43)

پس از فروپاشی حکومت گورکانیان در دهلی حکومت پادشاهان نظام در جنوب هند (دکن) مرکزی برای تجمع هنرمندان و دانشمندان و محل رونق و شکوفایی فرهنگ و هنرهای اسلامی گردید. وجود معادن متعدد سنگ‌های قیمتی در این ناحیه ثروت بی‌حسابی را در اختیار حکومت نظام در حیدرآباد قرار داد تا به راحتی بتوانند مشوق و حامی هنرمندان و دانشمندان باشند.

در اوایل قرن ۱۹ میلادی توسط نیروهای ارتش انگلیس پادگانی در خارج از شهر حیدرآباد بر پا گردید که به نام حاکم وقت سلسله نظام شاهی یعنی سکندرجاه آن را سکندرآباد نام گذاری کردند. به تدریج در اطراف این پادگان شهری به همین نام ایجاد گردید و امروزه هر چند این دو شهر (حیدرآباد و سکندرآباد) کاملا به هم متصل شده‌اند ولی هنوز هویت مستقل خود را حفظ کرده‌اند.

حکومت نظام حیدرآباد پس از استقلال هند نیز تا مدتی ادامه داشت و با تقسیم هند به دو کشور هند و پاکستان عثمان علی خان حاکم وقت سلسله نظام خود را هم پیمان پاکستان اعلام نمود ولی به علت درگیری‌های قومی و نیز حمله نظامی دولت مرکزی هند ناحیه تحت حکومت وی تصرف گردید و این ناحیه ضمیمه خاک هندوستان شده و حکومت نظام بر چیده شد.

در قرن هفتم هجری قمری (قرن ۱۳ میلادی) پس از آنکه نواحی شمال هند ابتدا توسط سلطان محمود غزنوی و سپس به وسیله سلطان معزالدین محمد غوری به تصرف مسلمانان درآمد و قطب الدین آیبک با شکست «پریتوی» آخرین ماهاراجه دهلی، سلسله سلاطین مسلمان دهلی را در پایتخت سرزمین افسانه‌ای هند مستقر کرد.

در این زمان  راه حرکت مذاهب و تفکر اسلامی به سمت سرزمین‌های جنوبی و میانی شبه قاره هموار شد و در قرون بعد به تدریج حکومت‌های محلی اسلامی در نواحی جنوب و مرکزی هند تاسیس شد. این حکومت‌ها تماماً پیوندهای خونی و یا فکری و فرهنگی با جامعه ایرانی، اسلامی و شیعی  غیر فقاهتی (صوفیانه) داشتند و بیشتر آنها در منطقه دکن متمرکز بودند.

خاندان «بهمنی‌ها» یکی از مهمترین سلسله‌های حاکم در دکن بودند که از اعقاب علاءالدین حسن بهمنی خراسانی به شمار می‌رفتند و نسب خود را به بهمن پسر اسفندیار از سلسله کیانیان ایران می‌رساندند و حدود ۱۹۰ سال از ۷۴۸ تا ۹۳۴ قمری بر اکثر نواحی دکن فرمانروایی می‌کردند. خاندان بهمنی با علاقه فراوانی که به فرهنگ فارسی و عرفای ایرانی داشتند بسیار کوشیدند که به حضور شاه نعمت‌اله ولی و خواجه شمس الدین حافظ شیرازی در دربار خود مفتخر گردند، اما توفیق نیافتند. این سلسله جشن‌ها و اعیاد ایرانی ازجمله نوروز را با شکوه فراوان برگزار می‌کردند.

یکی دیگر از حکومت‌های محلی که پیش از انقراض بهمنی‌ها در اوایل قرن دهم هجری قمری در سرزمین فعلی دکن (ایالت آندرا پرادش ) شکل گرفت و حدود ۲۰۰ سال دوام آورد، سلسله «قطب شاهیان» بود که مرکز آن در قلعه گلکنده قرار داشت و موسس آن سلطان قلی همدانی بود که از همدان ایران و از ترک‌های بهارلو به شمار می آمد. وی همراه عمویش الله قلی به هند مهاجرت کرد و از سرداران بزرگ محمد شاه سوم بهمنی محسوب می‌شد و در سال ۱۴۶۳ میلادی موفق به دفع شورش منطقه تلنگانا در دکن شد و به همین جهت چندی بعد در سال ۱۵۱۸ میلادی همزمان با پادشاهی شاه اسماعیل اول صفوی با لقب قطب الملکی به سمت سوبه‌دار استقلال خود را در گلکنده اعلام و سلسله قطب شاهیان را تاسیس کرد. این سلسله تا سال ۱۶۸۷ میلادی دوام آورد.

الماس کوه نور که اینک بر تارک تاج سلطنتی انگلستان می‌درخشد در سال ۱۶۵۶ میلادی از همین قلعه گلکنده  بدست آمد.

روابط قطب شاهیان با پادشاهان صفوی ایران.

قدیمی ترین نوشته موجود در خصوص روابط  دوره صفوی  مطلبی است راجع به ارسال هدیه برای سلطان محمود بهمنی بیدر که در کتاب تاریخ برهان مآثر آمده و : رسولی از جانب اعلیحضرت گردون رفعت فریدون شوکت جمشید حشمت ستاره سپاه، سلیمان جاه  حضرت شاه اسماعیل حسینی صفوی بهادرخان  که به ارث و استحقاق،  پادشاه ممالک خراسان(افغانستان-تاجیکستان-ترکمنستان و ازبکستان) و ممالک هراق و سایر بلاد ایران و توران بود با تحف و هدایای بسیار از نفایس اقمشه و البسه و جواهر شاهوار و اسپان  و … به درگاه شهریار فریدون تبار اسفندیار آثار رسیده  به سعادت تقبیل شده سلطنت مستعد گردید…… میر مومن استرآبادی وکیل محمد قلی قطب شاه نوشته است:

گر صفاهان نوشد از شاه جهان عباس شاه – حیدرآباد از تو شد شاها صفاهان نووی

در کتاب عالم آرای عباسی در ذکر احوال شاه طهماسب می نویسد:

در سنه 948 ق گسکن قراسلطان که حاکم بلخ  و توابع بود و …. و از جانب سلاطین عظام دکن والی گلکنده و حیدرآباد  که دعوی محبت و ولای خاندان حیدر کرار نموده خود را شیعه ایمه …..

نویسنده حدیقه العالم نیز در بیان انتخاب و اعزام سفرای قطب شاهی به ایران مطالبی را نوشته است و همچنین نویسنده عالم آرای عباسی  در مورد سالهای 1005 ق  و اعزام  اسد بیک کرگ یراق تبریزی  به عنوان سفیر نزد دکن و بعضی حوادث  مطالبی نوشته است. نامه هایی نیز بین پادشاهان صفوی و دکن رد و بدل شده  که نذیر احمد در کتاب فرهنگ ایران زمین به آن اشاره کرده است.

 

بعد از آنکه خبر جلوس شاه اسماعیل صفوی بر تخت سلطنت ایران منتشر شد سلطان قلی قطب شاه که او را مرشد زاده خود می‌دانست در خطبه نام مرشد خود را مقدم بر اسم خود گردانید و نام خلفای سه گانه را به تدریج از خطبه ساقط کرد. قطب شاهیان با توجه به سابقه قومیت و وطن دوستی و علائق مذهبی روابط بسیار نزدیکی با دربار ایران و شاهان صفوی برقرار نمودند و در برابر دشمنان از آنان یاری می‌خواستند.

معروف‌ترین فرمانروای این سلسله محمد قلی قطب شاه پنجم بود که به مدت ۳۲ سال حکومت کرد و زمان وی اوج بالندگی سلسله قطب شاهیان به شمار می‌رود. از مهمترین اقدامات وی بنای شهر فعلی حیدرآباد است. وی در دوران حکومت خود به ترویج زبان فارسی در منطقه دکن اهتمام ورزید و خود به زبان تلگو (زبان محلی ایالت آندرا پرادش) و زبان فارسی شعر می‌گفت. به طوری که او را موسس ادبیات دکنی نامیده‌اند. از شخصیت‌های معروف دربار وی میر محمد مومن استرآبادی است که خواهر زاده میر فخرالدین سماکی، فاضل خوش قریحه و مربی و معلم شاهزاده سلطان حیدر میرزا، فرزند شاه طهماسب صفوی بود.

در زمان محمد قلی قطب شاه، روابط سیاسی میان دکن و ایران بسیار نزدیک بود و سفیرانی همچون «اسد بیک کرک یراق تبریزی» و«اغرلو سلطان» از دربار ایران به حضور وی رسیدند و از جانب دکن نیز «حاجی قنبر علی» و «قاضی مصطفی و مهدی قلی» به دربار شاه عباس صفوی گسیل شدند و مکاتباتی میان شاهان صفوی و امرای دکن صورت گرفت. سلطان محمد قطب شاه، نوه ابراهیم قلی ششمین فرمانروای دکن از سلسله ایرانی الاصل و شیعه قطب شاهی به شمار می‌رود که تحت تعالیم و تربیت میرمومن استرآبادی رشد کرد و بزرگ شد و از امیران بسیار مومن و دیندار این خاندان محسوب می‌شود که مکه مسجد، بزرگترین مسجد جنوب هند را در سال ۱۶۱۷ میلادی در حیدرآباد بنا نمود. وی از نسخه شناسان خبره کتاب‌های خطی به‌شمار می‌رفت. وی در دوران حکومت ۱۴ ساله خود اهتمام فوق‌العاده‌ای در ترویج مذهب تشیع و زبان فارسی به‌عمل آورد.

در دوران وی چند سفیر از جمله حسین بیک قبچانی و قاسم بیک از سوی شاه عباس به حیدرآباد آمدند و پیام‌های وی را تسلیم نمودند و متقابلا سلطان محمد قطب شاه نیز محمد ابن خاتون عادلی را (که اصالتاً ایرانی بود و بعداً به مقام صدارت قطب شاه رسید) به دربار شاه عباس روانه کرد.

در دوره ۴۶ ساله حکومت پسر وی (عبدالله قطب شاه) قلمرو قطب شاهیان وسعت بیشتری یافت اما در سال‌های ۱۶۳۶ تا ۱۶۵۶ میلادی قلعه گلکنده تحت فشار شدید قشون حکام گورکانی دهلی قرار گرفت و خسارات بسیاری به بار آمد و از این زمان است که سلسله قطب شاهیان به علت درگیری با دربار دهلی رو به افول گذاشت. به‌ویژه آنکه عبدالله قطب شاه تحت فشار شاه جهان، پادشاه گورکانی هند مجبور شد تا نام ائمه اطهار و نیز نام والی ایران را از خطبه‌های نماز جمعه حیدرآباد حذف کند. با این حال روابط عبدالله قطب شاه با دربار ایران بسیار صمیمانه بود و مبادله سفیر بین دو کشور ادامه یافت.

زبان رسمی دربار بهمنی ها فارسی بود.

هزاران دستنوشته و سند و کتیبه فارسی در منطقه حکومت قطب شاهیان وجود دارد از جمله آنها می توان به کتیبه مسجد جامع حیدرآباد که با خط نستعلیق بر بالای در ورودی مسجد بر سنگ سیاهی نگارش شده و به متن کتیبه مقبره پتن چیرو  و قبر سید عبدالقادر حسنی حسینی در پتن چیرو  و مزار نیکنام خان از درباریان عبدالله قطب شاه و فرمان ابوالحسن تاناشاه در گلکنده اشاره نمود است

از شاعران مشهور فارسی  بهمنی می توان به  عبدالممالک عصامی- آذری اسفراینی- خواجه محمود گاون- خواجه گیسو دراز – سید اکبر حسینی  و سید امین الدین  نام برد که دیوان اشعار آنها باقی مانده است. از شاعران دوره قطب شاهی می توان به  علی بن طیفور بسطامی – محمد بن خاتون عاملی – حسین بن علی الفرسی – محمد امین شهرستانی لشاره کرد. در دوره آصفجاهیان نیز زبان فارسی همچنان زبان اداری بود. و اسناد – فرمانها – کتابها و لوحه هایی به زبان فارسی باقی مانده از جمله می توان به سنگ مزار خواجه عابد جد آصفجاهیان  و کتیبه های مقبره محمد فخر الدین خان و چند کتیبه دیگر در” پایگاه ” و همچنین ساختمان جوبلی  هال اشاره کرد.

شهر حیدرآباد به واسطه محوریت ویژه فرهنگی خود در جنوب هند و حاکمیت پادشاهان مسلمان در چند قرن گذشته، مرکزی برای جمع آوری کتاب‌های ارزشمند اسلامی و چاپ و ترجمه این کتاب‌ها به زبان‌های اردو، هندی و دیگر زبان‌های متداول هند بوده‌است. همین امر موجب شده که در حال حاضر نیز هزاران جلد از نسخ خطی به زبان‌های فارسی، عربی و اردو در کتابخانه‌های دولتی و شخصی این شهر یافت شود. در سالهای اخیر با کمک نهادهای فرهنگی ایرانی مستقر در هند تلاش‌های موثری برای حفظ و مرمت این کتب صورت گرفته‌است. برخی از کتابخانه‌های مهم این شهر عبارتند از:

۱-کتابخانه کتب شرقی (اورینتال): این کتابخانه که بزرگترین مجموعه نسخ خطی شهر حیدرآباد می‌باشد در ساختمانی که در مجموعه دانشگاه عثماینه واقع شده قرار دارد و یکی از کتابخانه‌های دولتی ایالت آندراپرادش محسوب می‌شود. در این کتابخانه بیش از ۲۸ هزار جلد کتاب خطی به زبان‌های فارسی، عربی، اردو، هندی، سانسکریت و تلگو نگهداری می‌شود و کار مرمت، تهیه میکروفیلم و فهرست نویسی کتاب‌های این کتابخانه از ابتدای سال ۱۳۸۶ آغاز گردیده‌است.

۲- کتابخانه مرکزی دولت آندراپرادش (آصفیه): ساخت بنای این کتابخانه در سال ۱۹۳۲ در دوره حکومت نظام آغاز گردید و در سال ۱۹۳۶ کار خود را آغاز نمود. در سال ۱۹۶۷ بیش از ۱۷ هزار کتاب نادر خطی این کتابخانه که متعلق به قرون پنجم و ششم هجری می‌باشد به کتابخانه کتب شرقی (اورینتال) منتقل گردید. در حال حاضر این کتابخانه دارای بیش از ۴۶۶ هزار جلد کتاب چاپی به زبان‌های هندی، انگلیسی، فارسی، تلگو، عربی، تامیلی و اردو می‌باشد که از سال ۱۹۶۰ دسترسی عموم مردم به این کتاب‌ها آزاد اعلام شد اما در عین حال اجازه خروج کتاب از کتابخانه داده نمی‌شود. کار دیجیتالی نمودن کتب کتابخانه آصفیه با همکاری کتابخانه دانشگاه کارنیج ملون آمریکا مدتی قبل آغاز گردیده و در حال حاضر نیز ادامه دارد.

۳- کتابخانه دانشگاه عثمانیه: ساختمان کتابخانه مرکزی دانشگاه عثمانیه که خود یکی از ابنیه تاریخی شهر حیدرآباد است علاوه بر دارا بودن هزاران جلد کتاب علمی، بیش از ۸ هزار کتاب خطی را نیز در خود جای داده که از این تعداد قریب به ۵ هزار جلد آن از نسخ خطی فارسی می‌باشد.

۴-کتابخانه موزه سالار جنگ: این کتابخانه نیز یکی از مجموعه‌های بی نظیر نسخ خطی و چاپی است. در کتابخانه این موزه بیش از ۵۰ هزار جلد کتاب وجود دارد که حدود ۹ هزار جلد آن کتاب‌های خطی و اغلب آنها به زبان فارسی است.

۵- کتابخانه اداره ادبیات اردو: اداره ادبیات اردو در سال۱۹۳۰ با هدف ترویج زبان و ادبیات اردو و تالیف کتب مورد نیاز این زبان تاسیس گردید. در حال حاضر علاوه بر آموزش زبان اردو در کتابخانه این مرکز بیش از ۳۸۰۰ جلد کتاب خطی وجود دارد که بیش از ۱۶۰۰ جلد آن به زبان فارسی و مابقی به زبان‌های اردو، اردوی دکنی و عربی می‌باشند.

 

قلعه گلکنده در شهر حیدرآبادهند

قلعه گلکنده (Golconda Fort) که در زمان سلسله کاکاتیا در سال ۵۳۸ ه‍. ق تاسیس و در زمان قطب شاهیان به عنوان پایتخت برگزیده شد دارای بناها، برج‌ها و استحکامات زیبا و هشت دروازه می‌باشد. بقایای این قلعه هنوز هم بر فراز تپه‌ای واقع در منطقه گلکنده در جنوب غربی حیدرآباد، مهمترین مرکز توریستی شهر به‌شمار می‌رود. قلعه گلکنده با اصول مهندسی برگرفته از سبک معماری ایرانی – هندی احداث گردیده و دارای جایگاه‌های حفاظتی و دیده‌بانی در بالای دیوارهٔ بلند این قلعه می‌باشد. قلعه گلکنده دارای چند دروازه اصلی و راه‌های ورودی و خروجی مخفی متعددی است که هر چند تخریب گردیده ولی هنوز جذابیت‌های خود را برای گردشگران از دست نداده‌است.

 

 

هفت گنبدان قطب شاهی (Qutb Shahi Tombs) مجموعه‌ای است از ۹۲ بنای تاریخی شامل مساجد، مقابر، حمام و دیگر ابنیه تاریخی که آرامگاه برخی پادشاهان سلسله قطب شاهی در آن قرار دارد. ازجمله آرامگاه محمد قلی قطب شاه، سلطان قلی، جمشید قلی، ابراهیم قلی و عبداله قطب شاه در این مجموعه واقع است. این مجموعه که در نزدیکی قلعه گلکنده قرار دارد به اعتقاد باستانشناسان یکی از مجموعه‌های بی‌نظیر تاریخی است که در صورت مرمت و بازسازی می‌تواند با بناهای تاریخی مهم هند و جهان در جذب گردشگران رقابت کند اما متاسفانه طی سال‌های متمادی مورد بی‌توجهی قرار گرفته و در حال حاضر از وضعیت مناسبی برخوردار نیست.

پادشاهی عاشورخانه (Badshahi Ashurkhana) یا عاشوراخانه پادشاهی یکی از مهمترین عاشورخانه‌های پرشمار حیدرآباد است. در شهر حیدرآباد ۱۱ هزار عاشورخانه وجود دارد که ۵ هزار از آن‌ها در اختیار شیعیان و ۶ هزار آن در اختیار اهل سنت است و در حال حاضر تحت نظارت سازمان اوقاف ایالت آندرا پرادش می‌باشد. تاسیس این عاشورخانه‌ها به زمان سلطان ابراهیم قطب شاه یعنی سال ۱۵۷۸ م برمی‌گردد که سنت برگزاری مراسم اربعین علی و عزاداری شیعیان در حیدرآباد مرسوم شد. در این زمان عاشورخانه‌های متعددی تاسیس شد تا در آنها مردم در ایام محرم به عزاداری بپردازند. یکی از عاشورخانه‌های مهم که در بخش قدیم شهر حیدرآباد واقع شده عاشورخانه پادشاهی است.

 File:Tomb of Muhammad Qutb Shah in Hyderabad W IMG 4636.jpg

  آرامگاه محمد قطب شاه  Tomb of Muhammad Qutb Shah in Hyderabad, India.

تعداد 90 زن چچنی از انگلیس و دیگر شهرهای اروپایی عازم استانبول شده تا برای جهاد نکاح به سوریه اعزام شوند.

به گزارش تهران پرس، به دنبال فتوای مفتی‌های وهابی درباره «جهاد نکاح»، تعداد 90 زن چچنی از انگلیس و دیگر شهرهای اروپایی عازم  استانبول شده تا به سوریه اعزام شوند. 
 
این زنان از طریق فرودگاه استانبول به شهر مرزی «هاتای» رفته و از طریق مرزهای زمینی وارد سوریه شده و به گروه های سلفی پیوسته‌اند.
 
چندی پیش نیز از تونس خبر رسیده بود که برخی گروه های تروریستی که علیه نظام سوریه شورش مسلحانه کرده‌اند،  با فتوای یک مفتی وهابی دختران و زنان مطلقه تونسی را به «جهاد نکاح» (جهاد جنسی) در سوریه تشویق می‌کنند.
 
در همان زمان خانواده‌های تونسی نیز اعلام کردند که دختران نوجوانشان داوطلبانه به سوریه سفر کرده‌اند تا نیازهای جنسی شورشیانی را که با نیروهای نظامی سوریه می‌جنگند، برطرف سازند.
 
علمای تکفیری وهابی- در جهت آتش‌افروزی میان مسلمانان و دامن زدن به تفرقه و جنگ شیعه و سنی و اعلام جهاد علیه مقاومت در راستای نقشه‌های شوم دشمنان امت اسلامی گام برمی‌دارند.
 
در همین راستا با صدور فتوایی عجیب از دختران و زنان عرب خواسته شده تا برای «جهاد نکاح» یعنی تن فروشی به جنگجویان مسلح به سوریه سفر کنند. بر اساس این فتوا حتی زنان شوهردار هم جایز هستند که برای «جهاد نکاح» به سوریه بروند، یکی از همین شیوخ «محمد العریفی» نام دارد.jeehad
 
عریفی تاکنون چندین فتوای عجیب و غریب صادر کرده که جنجالی‌ترین فتوای وی همان است که در آن به شورشیان سوری، اجازه می‌دهد تا با زنان ازدواج کوتاه و چندساعته داشته باشند.
alarify fatva
 
شیخ عریفی در این فتوا گفته است که بهترین جهادها، جهاد نکاح است و ازدواج بین این مجاهدین و زنان می‌تواند تمایلات شهوانی این جنگجویان را برآورده کرده و عزم آنها را برای جنگ با دولت بشار اسد افزایش دهد.
 
این ازدواج‌ها که وی آن را ازدواج‌های مناکحه یا موقتی می‌نامد، شامل زنان و دختران 14 سال به بالا، مطلقه‌ها و بیوه‌ها می‌شود. او همچنین در این فتوا، بهشت را به آن دسته از زنانی که به این نوع ازدواج با شبه نظامیان رضایت می‌دهند، وعده داده است.
 
پس از این فتوا، موج عظیمی از خشم جهان اسلام را فراگرفت و حتی بسیاری از علمای حتی اهل سنت علیه این فتوا موضع گرفتند و‌ آن را نوعی زنا و ترویج فساد و فحشا دانستند تا اینکه عریفی تحت فشارهای اسلامی و عربی ناگزیر شد فتوای خود را پس گرفته و اعلام کند که این فتوا از وی صادر نشده است. اما این انکار عریفی مانع از آن نشد که شورشیان سوری آن را تحریم کنند بلکه همچنان بسیاری از آنها به این فتوا عمل می‌کنند.
 
این فتوا منجر به گسترش فساد و فحشا در میان شورشیان سوری گردید و بسیاری از آنان پدران سوری را مجبور می‌کنند تا دخترانشان را در اختیار آنان قرار دهند وگرنه دشمن خدا بوده و مستحق مرگ هستند.
 
این فتوا تنها به نکاح موسوم به جهاد خلاصه نشد بلکه منجر به ظهور پدیده‌ی لواط و همجنس‌بازی در میان گردان‌های شورشی نیز گردید. اخیراً تصاویری منشتر شده که نشان از گسترش این پدیده شوم در میان شورشیان سوری دارد.
 
عریفی که روابط نزدیکی با بندر بن سلطان دارد، تنها به صدور فتوا علیه سوریه اکتفا نکرده و در دو سال گذشته به امر سازماندهی جمع‌آوری کمک از سوی وهابی‌ها برای حمایت مالی از گروه‌های شورشی در سوریه مشغول بوده است.
 
این مبلغ وهابی سعودی از حامیان سرسخت شورشی‌های سوریه است و درباره سوریه و نظامیان بشار اسد در اظهاراتی جنجالی مدعی شد که جنیان در کنار او هستند و با تروریست‌ها مبارزه می‌کنند و با مبارزه جنیان، فرشته‌های وهابی از ترس مبارزه با نظام سوریه پا به فرار گذاشته‌اند!
 
این مفتی وهابی سعودی مدعی شد که جنیان سوار بر اسب سفید به کمک ارتش سوریه می آیند تا افراد مسلح را شکست دهند.

The names of India and Makran have been used in the Shahnameh at least a hundred times. The same is true for other books as well.

Published on Aug 6, 2013

indian palace

Professor Kavita Sharma, Director of India International Center, Professor Kapila Vatsayayan Chairperson of Asia Project of IIC.
I thank the organizers of this program, Professor Kavita Sharma, Director India International Center and Professor Kapila Vatsayayn, Chairperson of the Asia Project of the India International Center, ladies and gentlemen.
The cultural ties between Iran and India go back to the ancient times, to such an ancient time that determining its real date is impossible.
This antiquity of relations can be understood from the extensive similarities in the languages of the two countries. It is for the same reason that Sanskrit is called as the sister of the ancient Iranian languages. Unique lingual commonalities are the reason that the Sanskrit language has an important role in understanding of the Iranian languages and the Iranian languages have a greater role in understanding the ancient Indian languages. 
India and Iran have been familiar names for each other. The names of India and Makran have been used in the Shahnameh at least a hundred times. The same is true for other books as well.
In the later periods also India and its culture has been understood in Iran through the ancient texts and documents. In the existing heritage of the Sassanid period, India and its culture have exerted a surprising influence over Iran. This influence is better felt in different arts and sciences like astronomy and mathematics.
A number of Indian scholars were teachers in the great university of the Gandi Shahpur of Iran and used to teach there.
Iran also during this period has laid great influence over India. Some of the common heritage of this period is the Indian tales which are sometimes presented to the reader in an Iranian format.
In the period of Khusro Anushirvan, a number of Indian tales including the Panchtantra were translated into Iranian language by the name of Kalileh Wa Dameneh.Shimla In5Jul2013  (43)
This work was later translated from the Persian language to Hindi. Other stories like the tales of Behram, story of the parrots and the tales of Sindbad were all translated from Hindi into Persian.
Iranians have played a distinguished role in the transmission of the heritage of India to the other languages. They were the first translators of these stories into Arabic after the arrival of Islam. The Europeans became familiar with the India stories and even Indian — Iranian sciences through this way. In addition to the great role of the Iranians in the translation of the Indian texts to the Arabic language and their transmission to the Western world during the Islamic period, they have also rendered great scientific services to India. The famous Iranian scientist, Aburehan Albiruni, during his 16 years stay in India, presented his master piece named “Tehqeeq Ma’al le Hind” to the world which is known as the Encyclopedia of India.فتحعلی شاه در کاخ ریاست ج  دهلی
Masoodi was yet another Iranian scholar, who wrote many detailed reports about India. Moreover, the scientists like Koshiar and Khwarizmi learned the Indian mathematics and globalized this science.
From this point of view and for understanding the two cultures and extensive lingual, religious and cultural commonalities we need to organize seminars and specific exhibitions every year. The seminar on Indian tales in the Persian language which is study
Dr.M.Ajamindoeuropean-language-family-tree