Archive for: مهر ۱۳۹۲

یک جام شیر بال دار باستانی به ایران بازگشت.

آمریکا یک جام شیردال باستانی را که متعلق به قرن ۷ پیش از میلاد، آغاز عصر مادها، بوده به ایران بازگرداند.

یک مقام وزارت امور خارجه ایالات متحده  گفت بازگرداندن این اثر باستانی اقدامی برای نشان دادن حسن نیت آمریکا نسبت به ایران بوده استمادها و پارسها

این جام در سال ۲۰۰۳ از یک قاچاقچی آثار باستانی و عتیقه‌جات گرفته شده بود و آمریکا می‌گوید از آنجا که به میراث فرهنگی و همچنین به مردم ایران احترام می‌گذارد، آن را به ایران بازگردانده است

تصور می‌شود که این جام را از غاری در شمال غرب ایران ربوده بوده‌اند.

شیردال یا همان موجودی افسانه‌ای است که ترکیبی از تن شیر و سر عقاب است. شیردال‌ها را دارای قدرت شفابخش و همچنین پاسبانی از گنجینه‌ها می‌دانسته‌اند. طرح این موجود افسانه‌ای در بسیاری از مجسمه‌ها و بناهای باستانی ایران به کار رفته‌ است.

بازگرداندن این شیء باستانی همزمان با سفر هیات بلندپایه ایرانی به نیویورک صورت گرفته است. در این سفر وزرای خارجه ایران و ایالات متحده پس از سال‌ها برای اولین بار با یکدیگر دیدار دوجانبه داشتند.

مادها و پارسها

وقتی ترا ميان دريا، بی پناه می بينم

دستی ميان دشنه و ديوار است
دستی ميان دشنه و دل نيست
از پله ها
فرود می آيم
اينک بدون پا
ليلای من هميشه پشت پنجره می خوابد
و خوب می داند
که من ـ سپيده دمان ـ
بدون دست می آيم
و يارای گشودن پنجره با من نيست
… ALKHALEEJ_ALFARSI_1952
شنهای ساحل فارس 
رنگ نمی بازند
اين گونهٴ من است
که رنگ دشت سوخته دارد
وقتی ترا
ميان دريا، بی پناه می بينم
دستی ميان دشنه و دل نيست
دستی ميان دشنه و ديوار است
… images (2)
خوابيده ای؟ ـ نه ـ بيداري
آيا تو آفتاب را، 
به شهر خواهی برد
تا کوچه های خفته در ميانهٴ باران
و حرفهای نمور فاصله ها را
مشتعل کني
تا دو سمت رود بدانند
که آتش
هميشه نمی خوابد به زير خاکستر
… 
در زير ريزش رگبار تيغ برهنه
ـ تو دامنه می خواهی ـ می دانم
تا از کناره بيايي
و پنجره ها را
رو به صبح بگشايي
… 

1288قمری عمله طرب مطرب
من با سياهی دو چشم سياه تو
خواهم نوشت
بر هر کرانهٴ اين باغ
دستی هميشه منتظر دست ديگر است
چشمی هميشه هست که نمی خوابد

سه گروه دشمنان زبان پارسی

Ghand-Farsi

پس از فروپاشی  ارتش ساسانی، مهمترین جنگ‌افزار ایرانیان، زبان و فرهنگشان بود و تازیان می‌کوشیدند این دو را نیز از چنگ ایرانیان بیرون کنند. اما ایرانیان توانستند بر خلاف بسیاری از ملت‌های دربندِ تازیان، همچنان زبان و فرهنگ خویش را پاس بدارند؛ و هرگاه حکومت‌های محلی به دست ایرانیان افتاد، مانند صفاریان و سامانیان و زیاریان، در گسترش و توانمندسازی زبان فارسی کوشیدند و آثار فراوانی بدان پدید آوردند.
بزرگترین نمونه و شاهکار زبان فارسی هم به دست توانای فرزانۀ توس آفریده شد که، “هر که رای و هُوش و دین دارد، پیوسته بر او آفرین خوانَد”.
خلیفه‌های تازی در دمشق و بغداد، همچنان به این دشمنی با زبان ایرانیان ادامه می‌دادند و دست‌نشاندگان و چاپلوسان آنان، زبان دیوان خود را به تازی برمی‌گرداندند و در گسترش آن می‌کوشیدند. با تمام سختی‌ها و دشمنی‌ها، زبان فارسی توانست چندان ببالد و گسترش یابد که بار دیگر در گسترۀ پهناوری جای خویش را باز کرد.
پس از برافتادن خلافت تازیان، زبان فارسی آزادتر شد و در گسترۀ باز هم بزرگتری رشد و نمو کرد، به طوری که دربار گورکانیان هند و قصر سلطان‌های عثمانی، از مراکز گسترش زبان فارسی و فرهنگ ایرانی بود. و اما، دولت بریتانیا پس از دست یافتن بر هندوستان و دریافتن نفوذ و اهمیت زبان فارسی در غرب آسیا، آن را مانعی برای کار خود دید و مبارزه با آن را آغاز کرد و زبان انگلیسی را جایگزین آن نمود.

indian palace
به گمان، امروزه زبان فارسی از چندین سو در فشار است و هر یک از این کسان نیز، انگیزۀ خود را دارند:
۱- جالب آنکه دشمنی عربان با زبان فارسی همچنان در زمان ما نیز ادامه یافته است و پس از 14 سده، هنوز هم طرفداران عربستان سعودی با تبلیغ‌های خود در تاجیکستان، به ایرانیانِ تاجیک می‌گوید که، “زبان فارسی را رها کنید، نام‌های ایرانی را از خود بردارید  بجای خدانگهدار بگویید الله حافظ و نوروز را فراموش کنید!”.
2- در همین ایران خودمان نیز، آقا طهرانی یک روحانی متبری دربارۀ فردوسی و شاهنامه، آورده است: “مرد خاسرِ زیان‌‌بُردۀ تهیدست‌ که‌ در برابر لغت‌ و زبان‌ عرب،‌ سی سال‌ عمر خود را به‌ عشق‌ دینارهای‌ سلطان‌ محمود غزنوی‌ به‌ باد داده‌ و شاهنامۀ افسانه‌ای‌ را گرد آورده‌ است”.  صدا و سیما نیز سیل واژگان و ترکیب‌های بیگانه (انگلیسی و عربی) را وارد زبان فارسی می‌کند و در برخی از برنامه‌ها، ولنگاری زبانی و بی‌توجهی به زبان فارسی بسیار زننده است.IMG_0881
3- دشمنی با زبان فارسی تنها به عربستان سعودی محدود نمی‌شود. در کشور افغانستان نیز قوم حاکم پشتون (به تحریک بریتانیا) با ایجاد «وزارت کالچر» و «پشتو تولَنَه (فرهنگستان پشتو)»، می‌خواهد زبان فارسی را کنار بگذارد و زبان قبیله‌ای و گوالش‌نیافتۀ پَشتو – اگرچه ایرانی است -، را به شهروندان خود تحمیل کند.
4- گروه دیگری از دشمنان امروزی زبان فارسی، گروه‌های تجزیه‌طلبند. اینان که به خوبی به نقش زبان فارسی در اتحاد و یکپارچگی مردم ایران – از هر قوم و مذهبی – پی برده‌اند؛ نوک پیکان حملۀ خود را متوجه زبان فارسی کرده‌اند. به بهانۀ آموزش زبان مادری(!)، می‌خواهند زبان فارسی را نابود یا محدود کنند و به جای آن، زبان‌ها و گویش‌هایی را بگذارند که نه تجربۀ نوشتاری و ادبی دارند، و نه آنکه هیچگاه خط و گنجینه‌ای نوشتاری به آن زبان و گویش وجود داشته است.
5- آوردگاه تازۀ دشمنان زبان فارسی، شبکه‌های ماهواره‌ای است. در بیشتر این شبکه‌ها، با آنکه ادعا می‌کنند برای ایرانیان برنامه پخش می‌کنند؛ اما نوشته‌ها و نام بسیاری از برنامه‌ها به خط و زبان انگلیسی است. حتا در ترانه‌های مبتذل و پیش‌پاافتاده‌ای که، هم خواننده ایرانی است و هم سراینده و نوازنده و هم بیننده و شنونده، نام و مشخصات ترانه به خط و زبان انگلیسی نوشته می‌شود. برخی از این شبکه‌ها (مانند فارسی وان)، آشکارا در خدمت دشمنان ایران و فرهنگ و زبان ایرانی هستند. گذشته از اینکه در زبان انگلیسی، کاربرد واژۀ «فارسی» اشتباه است و باید به جای آن Persian گفت؛ این‌ها حتا عددها را نیز به انگلیسی می‌گویند، از جمله «وان – one»! مگر عدد «یک» در زبان فارسی وجود ندارد؟ این شبکه‌های مبتذل از کیفیت بسیار پایینی برخوردارند و ترجمه‌هایشان نیز به درد خودشان می‌خورد، و پُر است از واژه‌های انگلیسی. گویا این‌ها توان خرید یک فرهنگ دوزبانۀ انگلیسی به فارسی را نیز ندارند. حتا فرهنگ جیبی نیز می‌تواند بسیاری از مشکلات آن‌ها را حل کند. اما امروزه با سرافکندگی بسیار، باید گفت، سخن گفتن «شترگاوپلنگی!» و بیسوادانۀ لس‌آنجلسی‌ها، از راه این شبکه‌های دَرِپیتی، در میان مردم ایران پخش می‌شود و هواخواه هم بسیار دارد.
6- شگفت‌انگیزتر آنکه، برخی از دشمنان زبان فارسی، امروزه خود ایرانی‌اند. در میان این گروه، کسانی هستند که گمان می‌کنند واژه‌های انگلیسی «ترجمه‌ناپذیر»اند. امروزه در قهوه‌فروشی‌ها – یا به اصطلاح کافی‌شاپ‌ها -، وقتی فهرست نوشیدنی‌ها را به دست شما می‌دهند، دهانتان باز می‌ماند که این چیزها چیست؟ یک «اسکوپ» بستنی یعنی چه؟ «میلک شیک بنانا» یا «فراپۀ استرابری» چه نوع نوشیدنی است؟ بسیاری از کارگران این مغازه‌ها، جوانان روستایی یا شهری کم‌سوادی هستند که خودشان هم معنای این نام‌ها را نمی‌دانند و صاحبان مغازه نیز برای «کلاس!» این نام‌های مسخره را انتخاب می‌کنند تا بتوانند کالای خود را گرانتر به مردم ناآگاه بیندازند.
در رستوران‌ها، به جای «خرچنگ دریایی»، دیگر «لابستر» سِرو می‌شود. در «فست‌فود»ها، «چیکن برست» و «استریپس» مرغ فروخته می‌شود. پیتزا را به جای تنور در «آون» می‌پزند. به جای کباب هم، دیگر «باربکیو» می‌فروشند. «آرتیست‌ها» به دنبال «اسپانسر» می‌گردند، تا «شو» بگذارند. آدم احساس می‌کند در پاکستان یا بنگلادش راه می‌رود که این همه واژه‌های انگلیسی در میان مردم رایج شده است.

Shimla In5Jul2013  (43)
در همین راستا، در و دیوار شهرهایمان و تابلوهای فروشگاه‌ها نیز پر شده است از واژگان انگلیسی، و حتا نام مغازه‌ها هم تنها به خط انگلیسی نوشته می‌شود؛ حال آنکه در کشور ما چندان مسافر و گردشگر خارجی رفت‌وآمد ندارد و نیازی به این همه نوشته‌های چشم‌آزار خارجی نیست. دیگر بگذریم از این که زمان‌نمای چراغ‌های راهنمایی نیز به خط انگلیسی هستند، و گویا برای مسئولان اصلا مهم نیست که در شهر ما عددها به خط لاتین باشند. برخی دیگر هم، چنان دچار خودکم‌بینی شده‌اند که خیال می‌کنند صِرف دانستن دست و پا شکستۀ زبان انگلیسی، نشانۀ پیشرفت و سواد است، و مشکل خود را زبان فارسی می‌دانند. برخی پدر و مادران، کودکان بیچارۀ خود را – که هنوز زبان مادری‌شان را به خوبی نیاموخته‌اند و نمی‌توانند خط فارسی را بخوانند -، به آموزشگاه‌‌های فشرده و نافشردۀ آموزش زبان انگلیسی می‌فرستند. تازه افتخار هم می‌کنند که فرزندشان به جای آب پرتقال، «اورنج جویس» می‌خواهد.
7- برخی از ایرانیان، امروزه هیچ تعصب و غیرتی به زبان خویش ندارند. ازین رو، وقتی به خارج می‌روند، تلاش هم نمی‌کنند که فرزندانشان در دیار بیگانه زبان فارسی بیاموزند، یا از آن پاسداری کنند. حتا خوشحال هم می‌شوند که با فرزندان خود به زبان بیگانه سخن بگویند. اگرچه باید از اسپانیایی‌زبانان یا چینی‌زبانان آمریکا بیاموزند که در خانه‌هاشان، سخن گفتن جز به زبان مادری ممنوع است. گروه دیگری نیز با آنکه در اینترنت امکان نوشتار به خط و زبان فارسی هست، و گیرنده و فرستنده هر دو ایرانی‌اند، اما به خط و زبان بیگانه با هم نامه‌نگاری می‌کنند.
شوربختانه در برابر این همه یورش و دشمنی، امروزه سرباز پرتوانی به نام «ایرانیِ فرهیخته و میهن‌دوست» کمتر هست تا از زبان فارسی دفاع کند، و فرهنگستان زبان فارسی نیز بسیار کُند و ناتوان کار می‌کند. پس تنها می‌توان به برخی دلسوزان امیدوار بود و به توانایی زبان کهن فارسی که ققنوس‌وار در همۀ تاریخِ خود، پایدار بوده و پایدار هم خواهد ماند.
http://shahrbaraz.blogspot.com

 

کپی کاری و سرقت ادبی از ابتدای تاریخ مرسوم بوده است. شهریار هم با شعر کپی شده مشهور شد.

در زمانهای کهن بسیاری از نویسندگان قدرتمند و ثروتمند  نسخه های قدیمی  نویسندگان گمنام را که معمولا یک یا دو نسخه بیشتر نبوده اند تنسیخ یا  رونویسی و کپی می کرده اند و گاهی مطالبی را هم بر آن می افزوده و آنرا بنام خود ثبت می کرده اند  این شیوه کار در کارهای بسیاری از نویسندگان قدیمی وجود داشته بعضی از نسخه برداری ها امروزه قابل اثبات هستند اما عموم آنها امکان راست نمایی ندارند. مثلا کتابهای تاریخی و جغرافیا یا مسالک و ممالک ها  مطالب تکراری دارند که همگی از نسخه های قدیمی تر کپی شده اند.  حتی این موضوع در کتابهای ابو علی سینا نیز  صادق است. چه بسا کتابهایی که بنام ابوعلی سینا می شناسیم ولی ممکن است اصلا به او ربطی نداشته باشد. 

و اما 

جنجال ادبی: شعر علی ای همای رحمت شهریار کپی از شعری قدیمی‌تر!

 جواد محقق، شاعر و پژوهشگر ادبی، درباره واکنش‌ها به اظهار تردید او نسبت به سراینده شعر «علی ای همای رحمت» که بسیاری آن را متعلق به شهریار می‌دانند، گفت: چند روز قبل در حوزه هنری جلسه‌ای برای بزرگداشت استاد شهریار برگزار شد و من این مسئله را آنجا مطرح کردم، البته نه به عنوان طرح قضیه، بلکه از حیث طرح یک پژوهش ادبی و به دوستانی هم که از حرف‌های من رنجیده بودند، گفتم باید اجازه بدهند کار پژوهشی آن انجام شود، با باد کردن در رگ‌های گردن، این مسئله حل نمی‌شود!

وی افزود: همین مسئله انعکاس پیدا کرد و در آنجا هم عده‌ای آمدند و از تعصب‌ورزی‌های معمول به خرج دادند و از تبریز هم چند خبرنگار و بعضی از استادان دانشگاه به من زنگ زدند و جویای این مسئله شدند. خلاصه در این چند روز من دائماً درگیر تلفن‌ها و صحبت‌ها بوده‌ام.

 محقق اضافه کرد: قرار بر این است که کار جدی‌تری در این زمینه انجام شود و چنانچه این کار انجام شد، خود به خود معلوم می‌شود چه کسی شبهه‌افکنی می‌کند؟ چون من به این دوستان تبریزی قول داده‌ام فعلاً صحبتی نکنم تا آن کار پژوهشی انجام شود و مستندات قضیه دربیاید، فعلاً سکوت می‌کنم تا ان‌شاءالله کار کمی سر و سامان بگیرد. آنها هم در پژوهشگاهی در تبریز دارند کارهایی می‌کنند و من هم قول داده‌ام فعلاً بیشتر از این حرفی نزنم.

این پژوهشگر گفت: می‌گویند کارشناسان با این حرف‌‌های من مخالفت کرده‌اند. آنها اگر «کورشناس» هم بودند باید می‌پرسیدند ماخذ این شعر کجاست؟ وقتی دیوان طرف چاپ شده، می‌خواهیم بگوییم چه؟ می‌خواهیم بگوییم چاپ نشده؟! خُب این شعر (علی ای همای رحمت) قبلاً در دیوان شاعر دیگری چاپ شده است.

 وی افزود: البته این چیزی از بزرگی شهریار کم نمی‌کند. او که در شاعری، ناتوان نبوده است، شهریار شاعر بزرگی است و شعرهای خوبی هم دارد و حتی در حوزه شعر مذهبی هم شعرهای خوبی دارد و به عنوان مثال شعر «شب علی» او کمتر از این شعر نیست.

محقق که از ادامه گفتگو اجتناب می‌ورزید، نام شاعری را هم که او معتقد است شعر «علی ای همای رحمت» در دیوان او چاپ شده، ذکر نکرد و بار دیگر تاکید کرد: فعلاً اجازه بدهید این هیاهوها بخوابد، آن وقت درباره این موضوع بیشتر حرف می‌زنم. من به دوستان پژوهشگر تبریزی هم قول داده‌ام که فعلاً در این زمینه صحبتی نکنم تا کارهای تحقیقی‌شان را انجام دهند. آنها گفته‌اند مستنداتی در این باره هست و من هم منتظرم مستندات آنها را ببینم.

 جواد محقق روز 25 شهریور در مراسم گرامیداشت روز ملی شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد محمد حسین شهریار و رونمایی از کتاب «سلام بر حیدربابا» در حوزه هنری گفته بود: با وجود احترام فراوانی که برای شهریار قائلم در سال 60 یا 61 و در زمان حیات ایشان این موضوع را مطرح کردم که شائبه‌هایی وجود دارد که این شعر سروده شهریار نباشد، ولی این مسئله شان ایشان را هم کاهش نمی‌دهد. به هر حال تحقیقات ادبی باید راه خودش را برود تا بتواند پرتوی بیشتری را در روی واقعیات بیفکند. البته من در این مورد مقاله‌ای هم نوشتم اما وقتی ماجرای خواب شهریار و دیدارش با مرحوم آیت الله مرعشی نجفی رخ داد از انتشار آن به احترام این رخداد صرفنظر کردم، اما معتقدم باید بالاخره روزی این مسئله مطرح شود.

 عباس خوش عمل: این شعر برای شاعر دوره ناصرالدین شاه است.

bk-parseh1

عباس خوش عمل، پژوهشگر ادبی که 25 سال پیش در مقاله‌ای مفصل در روزنامه اطلاعات اعلام کرده بود: شعر محمدحسین شهریار در وصف حضرت علی (ع) با اندکی تغییر در اصل متعلق به میرزا آقا مصطفی افتخار العلماء، شاعر دوره قاجار، متخلص به «صهبا» بوده است، بر این گفته خود پای فشرد.

عباس خوش‌عمل، شاعر و پژوهشگر ادبی که در زمینه تصحیح اشعار آئینی به تحقیق و پژوهش مشغول است و 25 سال قبل هم مقاله‌ای مفصل از او درباره شعر معروفی که در وصف حضرت علی (ع) سروده و گفته می‌شود، متعلق به شهریار است، در روزنامه اطلاعات چاپ شده است، بار دیگر بر مدعای خود در آن مقاله پژوهشی پافشاری کرد و در این باره به خبرنگار مهر گفت: شعری که گفته می‌شود شهریار در وصف حضرت علی (ع) سروده است، در اصل متعلق به میرزا آقا مصطفی افتخارالعلماء متخلّص به «صهبا» شاعر دوره ناصرالدین شاه بوده است.

 وی با بیان اینکه مطلع شعر، «علی ای سحاب رحمت تو چه آیت خدایی» است، افزود: مطلع شعری که شهریار سروده «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را» است و در واقع شهریار تنها با جابجایی کلمه «همای» به جای «سحاب» و تغییر ردیف، شعر خود را در وصف امام اول شیعیان سروده است.

این پژوهشگر در عین حال تاکید کرد: صهبا شاعر عصر ناصری است و دست کم 50 تا 60 سال قبل از شهریار، این شعر را سروده است و اولین نفری هم که به این مسئله پی برده، من نبوده‌ام و کسان دیگری قبل از من به این موضوع اشاره کرده‌اند. اتفاقاً یادم هست که من در مقاله‌ام نظرات آنها را هم اساس کارم قرار داده بودم.

 خوش‌عمل تاکید کرد که کتاب این شاعر عهد قاجار بیش از 80 سال قبل چاپ شده و دسترسی به آن که شعر مذکور را هم دربردارد، دست کم در کتابخانه‌های بزرگ که نسخ خطی را نگهداری می‌کنند، امکانپذیر است.

کتابهایی در فرهنگ حقوق بشر و مسئولیت های حقوق بشری. برای دانشجویان رشته حقوق

مبانی و مفاهیم مدرن جهانی حقوق بشر از آن همگان میباشد. برای نهادینه کردن ، پشتیبانی و نگاهداری تمامی حقوقی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر گرامی شمرده شده اند ، دلسوزی، ایستادگی و تلاش فراوان از سوی منابع مختلف در تمامی سطوح و در هر جامعه ای مورد نیاز است.

  

با نگاه از دیدگاه نیازهای متفکرانه برای ترویج فرهنگ حقوق بشر و پرورش مبانی حقوق و آزادیهای فردی، مجموعه ای از کتابهای خواندنی در زیر آورده شده  است. این  نشریات اساسا آموزنده، بصورت ماهرانه ای الهام بخش و دارای قابلیت عملی دگرگونی بوده که  گروه رسانه ای 12 گلبرگان آنها را برای ترویج وتشویق فرهنگ حقوق بشر و پیدایش و پایداری فرهنگ مدارا، ارزشمند میداند .
 
  
::  کتاب اول   “حقوق بشر : یک مقدمه بسیار کوتاه”

نویسنده : اندرو  کلپ هام
استاد حقوق بین الملل
ناشر: انتشارات خانه نشردانشگاه آکسفورد

درباره کتاب :
  • جنبش حقوق بشر مورد توجه فزاینده بین المللی قرار دارد. این کتاب وسعت حقوق بشر امروزه، و چگونگی استفاده از آنها را در هر دو مورد قوانین ملی و بین المللی توضیح میدهد 
  • کاملا به روز شده. حقوق بشر یک سر فصل و موضوع مورد بحث روز میباشد، و رویدادهای ملی و جهانی اخیر بدان معناست که آنها همواره مطرح و مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند.
  • نگاهی می اندازد به گذشته، حال، و آینده حقوق بشر و این پرسش را مطرح میکند که آیا در معرض تهدید کسانی است که آنها را مانعی سد راه صلح، توسعه و امنیت میبینند.

ارتباط آن با حقوق، فلسفه، و سیاست، بمنظور فاش نمودن نقش حقوق بشر در جهان معاصر.

    شما می توانید اطلاعات بیشتر در مورد این کتاب را در اینجا بخوانید :
 
 
::  کتاب دوم -“حقوق بشر از پائین” دستیابی به حقوق از راه توسعه جعمیت ها

نویسنده : جیم ایف

پرفسور جیم ایف دارای سمتهای معاونت در مرکز آموزش حقوق بشر در دانشکده فنی کورتین ، پرث در غرب استرالیا، و مرکز شهروندی و حقوق بشر در دانشگاه دیکین ، ویکتوریا میباشد.
ناشر: انتشارات دانشگاه کمبریج
 
درباره کتاب :ترکیه بهار
 
در حقوق بشر از پائین، جیم ایف نشان میدهد که چگونه حقوق بشر و توسعه جمعیت ها شرایطی حیرت آور اما آرمانهائی قدرتمند هستند، و اینکه هر یک از اینها برای درک و انجام دیگری ضروری است.  ایف بر این باور است که دست اندرکاران، حامیان، فعالان، کارکنان و داوطلبان بهتر می توانند جمعیت ها را هنگامی که حقوق بشر بیش از تنها یک شاخه تخصصی از قانون و یا روابط بین الملل قلمداد میگردد، تقویت و حفاظت نمایند و نیز اینکه زمانی که مبانی توسعه جمعیت ها اعمال شوند، حقوق بشر بهتر نهادینه خواهد  شد.
این کتاب یک ارزیابی برجسته از چگونگی پیوستگی تغییر ناپذیر حقوق بشر و توسعه جمعیت ها و جوامع را ارائه می دهد. همچنین اهمیت درک این دو به عنوان مبنای اندیشیدن و اقدام دربرابر چالشهای جدی که جهان در قرن بیست و یکم با آن روبروست را برجسته مینماید.
حقوق بشر از پائین که هم برای دانشجویان و هم برای کارکنان توسعه جوامع و حقوق بشرنگاشته شده، زمینه های مهم حقوق بشر و توسعه جوامع را به هم نزدیک نموده تا تفکر ما را در هر دو مورد پربارتر نماید.
شما می توانید اطلاعات بیشتر در مورد این کتاب را در اینجا بخوانید :
 
 
::  کتاب سوم -” ستاره دریایی و عنکبوت : قدرت توقف ناپذیر سازمانهای بدون رهبر”

نویسندگان : اوری برافمن و راد  الف. بک استروم 
ناشر: پنگوئن 

درباره کتاب  :
 

این یک جهان ستاره دریایی است و اغلب مردم این را نمیدانند.
چیزی که بازرگانان ، نهادها، دولت ها و افراد کلیدی باید متوجه آن باشند این است که عنکبوت و ستاره دریایی ممکن است بنظر شبیه بیایند ، اما ستاره دریایی حالتی معجزه آسا دارد. اگر پای یک عنکبوت را قطع کنید، یک جانور هفت پا برایتان باقی میماند؛ سر آن را قطع کنید و آنوقت یک عنکبوت مرده دارید.  اما بازوی یک ستاره دریایی را قطع کنید ویک بازوی جدید رشد میکند . نه تنها این، بلکه بازوی قطع شده میتواند یک بدن کامل جدیدی را رشد دهد. ستاره دریایی می تواند به این شاهکار نائل شود زیرا بر خلاف عنکبوتها، غیر متمرکز هستند؛ هر ارگان مهم آنها در طول هر بازو توانایی دوباره ساختن را دارند.
اما ستاره دریایی تنها در امپراطوری حیوانات وجود ندارد. سازمانهای ستاره دریایی طوفانی در جوامع و جهان کار به پا نموده اند، و در حال تغییر آئین سیاسته کاری و رقابت هستند.  مانند ستاره دریایی در دریا ، سازمانهای ستاره دریایی نیز بر مبانی بسیار متفاوتی از آنچه ما به دیدن آن در سازمان های سنتی عادت داریم سازمان یافته اند. سازمانهای عنکبوتی متمرکز هستند و دارای اندام و ساختارهای روشن هستند. شما می دانید که مسئول کیست. و آنها را می بینید .
سازمانهای ستاره دریایی، از سوی دیگر، بر مبانی کاملا متفاوتی بنیان شده اند. آنها تمایل به سازماندهی پیرامون یک خواست مشترک و یا یک سری مبانی و پرنسب های ساده برای برقراری ارتباط هستند… [هدف مشترک]. آنها به سرعت پیرامون ساده ترین ایده ها یا مرام ها [مانند ترویج و تشویق فرهنگ حقوق بشر و حقوق فردی و مفاهیم آزادی] گسترش می یابند. ایده ها یا پلتفورم ها که به سادگی می توانند نسخه برداری بشوند. هنگامی که آنها برجسته میشوند می توانند بشکل نیروی بزرگ اجتماعی تاثیرگذار بوده و به هر شکل خوب یا بد باقی میمانند. و با کمک اینترنت می توانند شکوفا شوند.
بنابراین در جهان امروز سازمانهای ستاره دریایی دارند دست بالا را میگیرند . … چرا ویکیپیدیا که بر پایه جمعیت داوطلبان و رایگان میباشد دانشنامه بریتانیکا را یک شبه خرد میکند؟ چرا Craigslist  سازمانی کوچک، صنعت روزنامه نگاری را در جهان فلچ مینماید؟ در جهان امروز برای پاسخ به اینها، درک قدرت پتانسل نهفته در یک سازمان ستاره دریایی ضروری است.
ستاره دریایی و عنکبوت توسط اوری برافمن و راد  الف. بک استروم، قدرت پدیده  جدید و توقف ناپذیر سازمانهای ستاره دریایی را نمایان و نگاه شما را به جهان تغییر میدهد.
 fotoshop pooten o ombama 29 shahrivar-92
::  کتاب چهارم  “رهبری بر اساس توانایی و نیرو”
نویسنده : تام رات و بری کونچیه
ناشر: انتشارات گالوپ

درباره کتاب :

در سال های اخیر، در حالی که کسب دانش بیشتر در مورد نقاط قوت ادامه دارد، دانشمندان موسسه گالوپ نیزداده های دهها سال در موضوع رهبری را مورد آزمون قرار داده اند. آنها بیش از یک میلیون تیم های کاری را مطالعه نموده، بیش از بیست هزار مصاحبه مفصل را با رهبران انجام داده، و حتی با بیش از ده هزار از هواداران در سراسر جهان گفتگو نموده اند تا دقیقا بدانند چرا آنها از مهمترین رهبر در زندگی خود پیروی نموده اند.
 
رهبری بر اساس توانایی و نیرو، پرفروشترین نویسنده نیویورک تایمز، تام رات و مشاور رهبر پر آوازه، بری کونچیه دستاورد های این پژوهش را فاش نموده اند.  بر پایه کشفیات آنها ، این کتاب سه راهکار کلیدی برای کارآمدی بیشتر یک رهبر را شناسائی نموده : دانستن نقاط قوت خود و سرمایه گذاری در نقاط قوت دیگران، بکارگیری مردم با نقاط قوت درست در گروه خود، و دانستن و برآورده کردن چهار نیاز اساسی کسانی که برای رهبری به شما نگاه میکنند.

خلیج فارس و خلیج نفت و گاز و خلیج توریست ها

خلیج فارس از سمت شمال با ایران، از غرب با کویت و عراق و از جنوب با عربستان، بحرین و امارت متحده عربی همسایه است. وسعت آن 240،000 کیلومتر است و پس از خلیج مکزیکو و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان محسوب می‌شود.
این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است و جزایر مهم آن عبارت‌اند از: خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش، قشم، و لاوان که تمامی آنها به ایران تعلق دارد.
خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهایی چون کویت، عربستان و امارات متحده عربی است. به همین دلیل، منطقه‌ای مهم و استراژیک محسوب می‌شود. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌توان بندر شارجه، دوبی، ابوظبی و بندر عباس را نام برد.بحر فارس
دریانوردی در خلیج فارس سابقه بسیار طولانی دارد ولی اولین مدارک قطعی در این زمینه به قرن چهارم قبل از میلاد مربوط است.
پس از بسته شدن راه تجارت بین شرق و غرب در دوره عثمانی، پرتغالی‌ها متوجه اهمیت این خلیج شدند، به طوری که سراسر قرن شانزدهم میلادی خلیج فارس را در تصرف خود داشتند. اما پس از آن انگلستان توانست کشورهای رقیب را از آن خارج کند و در آغاز قرن نوزدهم بر آن تسلط یابد. با این حال، در سال‌های بعد نیز کشورهای حاشیه جنوبی آن به تدریج مستقل شدند و انگلستان پایگاه‌های خود را از دست داد.PERSIAN Gulf india
کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در کناره خلیج فارس هستند.
به سبب وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بین‌المللی، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید.
زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصدهزار سال پیش، صورت نخستین خلیج فارس در کنار دشت‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.
خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهای ایران، عراق، کویت، عربستان و امارات متحده عربی است، و به همین سبب، منطقه‌ای مهم و راهبردی به شمار می‌آید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌توان بندرعباس، بوشهر، بندرلنگه و بندر ماهشهر در ایران، و شارجه، دوبی و ابوظبی را در امارات متحده عربی نام برد.

نام خلیج فارس
خلیج فارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد سر بر آورده‌است، و با پارس و فارس – نام سرزمین ملت ایران – گره خورده‌است. در سالهای اخیر نام خلیج عربی نیز در برخی منابع بطور محدود بکار رفته که مخالفت ایرانیان و غیرایرانیان را برانگیخته‌است.

از دیدگاه حقوق بین‌الملل
سازمان ملل متحد در چندین نوبت در بیانیه‌ها، اصلاحیه‌ها و مصوبه‌های گوناگون و با انتشار نقشه‌های رسمی، نه تنها بر رسمی بودن نام «خلیج فارس» تاکید کرده، بلکه از هیات‌های بین‌المللی خواسته که در مکاتبات رسمی به ویژه در اسناد سازمان ملل از نام کامل «خلیج فارس» استفاده نمایند.

فهرست اسناد سازمان ملل درباره نام «خلیج فارس»
سند شماره ۶۱ نشست بیست و سوم سازمان ملل متحد در وین (۲۸ مارس تا ۴ آوریل ۲۰۰۶) با عنوان «رسمیت تاریخی، جغرافیایی و حقوقی نام خلیج فارس»
سند ST/CS/SER.A/۲۹/Add.۲ در تاریخ ۱۸ اوت ۱۹۹۴ (۲۷ مرداد ۱۳۷۳)
قطعنامه UNLA ۴۵٫۸.۲ در تاریخ ۱۰ اوت ۱۹۸۴ (۱۹ مرداد ۱۳۶۳)
قطعنامه UNAD ۳۱۱/Qen در تاریخ ۵ مارس ۱۹۷۱ (۱۴ اسفند ۱۳۴۹)
نقشه رسمی کمیسیون اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا، شماره ۳۹۷۸ چاپ سازمان ملل (سپتامبر ۲۰۰۷)
نقشه رسمی ایران، شماره ۳۸۹۱ چاپ سازمان ملل (ژانویه ۲۰۰۴)
نقشه رسمی غرب آسیا، شماره ۳۹۷۸ چاپ سازمان ملل (نوامبر ۱۹۹۸)

فهرست اسناد سازمان هاي مهم درباره نام «خلیج فارس»
1-در وب سايت معروف www.fifa.com كه سايت فدراسيون جهاني فوتبال ميباشد.دربخش اطلاعات جغرافياي كشورهاي حاشيه خليج فارس به هر چهار زبان اصلي خود يعني (انگليس،آلماني،اسپانيولي و فرانسوي ) ازلغات هم معني خليج فارس
(persian gulf,golfe persique,persischer golf,golfo persico) استفاده شده است.لازم بذكر است كه گستردگي فيفا تاحدي است كه تعداد كشورهاي عضو آن از تعداد كشورهاي عضو سازمان ملل بيشتر است.
2-در همين فرهنگنامه بزرگ ويكيپديا به دهها زبان زنده دنيا در هنگام معرفي خليج فارس از واژه هم معني استفاده شده است وحتي در بخش زبان عربي نيز نقشه نمايشگر خليج فارس رابالغت Persian gulf نمايش داده است.همچنين نقشه اي قديمي از خليج فارس در يكي از موزههاي امارت متحده عربي به نمايش گذاشته شده است ودرآن نقشه قديمي، خليج فارس را بانام persian gulf معرفي كرده است ولي مسئولين موزه لغت persian را بطور ناشيانه پاك كرده اند بطوري كه جاي آن مشخص است وجالب اينجاست كه دربخش انگليسي از ويكي پديا آن نقشه مورد نمايش گذاشته شده است وباطعنه در مورد حذف نام persian درنقشه توسط مسئولين موزه توضيح داده است.

در دوران باستان
قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه‌است که عده‌ای معتقدند«خلیج فارس گهواره تمدن جهان یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده‌اند.

1392iponpix 349

دوران هخامنشی
دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتی‌های او طول رودخانه سند را تا کرانه‌های اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتی‌هایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه‌ای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده‌است:
«من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را داده‌ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.»
سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده‌است.
در دوره داریوش دوم ناوگانی ایرانی به رهبری سردار صداسپ ماموریت یافت تا جهان را دور بزند. وی عازم دریای مدیترانه و سواحل شنقیط (موریتانی) تا نزدیک اشانتی و سواحل بنین پیش رفتند ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام کذاشتند.
داریوش در این کتیبه از خلیج فارس به نام «دریایی که از پارس می‌آید» نام برده‌است. در کتاب اوستا اگرچه از نام خلیج فارس بطور صریح نام برده نشده اما در مهر یشت در مبحث مهر یا میترا اشاره‌ای نیز به اروندرود شده‌است که در آن دوره ارونگ گفته می‌شده‌است:
دارنده دشت‌های فراخ و اسب‌های تیزرو که از سخن راستین آگاه است و پهلوانی است خوش اندام و نبرد آزما، دارای هزار گوش و هزار چشم و هزار چستی و چالاکی یاد شده، کسی است که جنگ و پیروزی با اوست، هرگز نمی‌خسبد، هرگز فریب نمی‌خورد، اگر کسی با او پیمان شکند خواه در شرق هندوستان باشد یا بر دهنه شط ارنگ، از ناوک او گریز ندارد، او نخستین ایزد معنوی است که پیش از برآمدن خورشید فنا ناپذیر تیز اسب بر بالای کوه هرا بر می‌آید و از آن جایگاه بلند سراسر منزلگاه‌های آریایی را می‌نگرد.

در میان یونانیان باستان
یونانی‌های باستان این خلیج را «پرسیکوس سینوس» یا «سینوس پرسیکوس» که همان خلیج فارس است، نامیدند. از آنجا که این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشته‌اند آمده‌است، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان که یونانیان بودند که نخستین بار، سرزمین ایران را نیز «پارسه» و «پرسپولیس» یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند. استرابن جغرافیدان سدهٔ نخست میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام برده‌است. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان می‌کند. همچنین فلاریوس آریانوس مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام «پرسیکون کیت» که چیزی جز خلیج فارس، نیست نام می‌برد.
البته جست‌وجو در سفرنامه‌ها یا کتاب‌های تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری که خلیج فارس را «خلیج فارس» گفته‌اند، می‌افزاید. این منطقه آبی همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بوده‌اند و امپراتوری آن‌ها در سده‌های متوالی بسیار گسترده بود هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق العاده‌ای داشت. آن‌ها از این طریق می‌توانستند با کشتی‌های خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به هدف‌های اقتصادی و نظامی دست یابند.

در صده‌های اخیر
تا قرن ۱۹ میلادی، تقریبا در تمامی اسناد موجود، این آبراهه در فارسی با نام خلیج فارس یا دریای فارس، در عربی با نام‌های الخلیج الفارسي یا بحرالفارسي یا بحرالعجم، و در زبان‌های اروپایی با نام‌هایی مانند Persian Gulf، Sinus Persicus، Persische Golf، و Golfo di Persia نامیده می‌شده است.
در بازه زمانی کوتاهی در قرن ۱۷ میلادی، در اسناد بریتانیایی از این آبراهه با عنوان خلیج بصره نام برده شده بود که حکایت از اهمیت بصره در تجارت آن دوران داشته است. احتمالا از آنجایی که بصره در کنار خلیج فارس واقع نشده، استفاده از این نام پس از مدت کوتاهی متوقف شد.

در زبان عربی
خلیج فارس با نام بحر فارس مشخص شده استآثار عرب زبان نیز بهترین و غنی‌ترین منابعی هستند که برای شناسایی و توجیه کیفیت تسمیه این دریا می‌تواند در این بررسی مورد استفاده قرار گیرد. در تمام منابع عربی تا قبل از سال ۱۹۵۸ خلیج فارس با نام بحر فارس و یا خلیج فارس ثبت شده‌است در این منابع و آثار از دریای فارس و چگونگی آن بیش از آثار فرهنگی موجود در هر زبان دیگری گفت و گو شده‌است. در آثار ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی، ابن بلخی و دیگرانی که اکثر آنان کتاب‌های خود را به زبان عربی نیز نوشته‌اند، و همچنین در آثار نویسندگان جدید عرب از نام «خلیج فارس» بدون کم و کاست یاد شده‌است.

بحر فارس
بحر فارس نامی است که عرب‌ها در قرون اولیه اسلام بجای دریای پارس بکار می‌بردند و این مفهوم شامل خلیج فارس و دریای عرب نیز می‌شد ولی در قرنهای اخیر تنها به پهنه آبی که شامل تنگه هرمز تا دهانه اروند رود می‌شود و بجای بحر فارس خلیج فارس می‌گفتند تا اینکه از سال ۱۹۵۸ به دنبال یک فراخوان از سوی رهبران قوم پرست در اتحادیه عرب مقرر شد که خلیج فارس را خلیج عربی نامند و اکنون این نام جدید در ۲۲ کشور عربی به کار می‌رود و در بعضی از رسانه‌های غربی نیز این نام جدید بکار گرفته می‌شود. که این امر اعتراض شدید ایرانیان را برانگیخته‌است. ایرانیان بر این باور هستند که نام جدید جعلی و با انگیزه سیاسی و از روی تعصب قومی بکار می‌رود و همچنان نام تاریخی خلیج فارس باید استفاده شود.

پیشینهٔ تغییر نام خلیج فارس
درباره نام خلیج فارس تا اوایل دههٔ ۱۹۶۰ میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و آمریکایی و دانشنامه‌ها و نقشه‌های جغرافیایی این کشورها نام خلیج فارس در تمام زبان‌ها به همین نام یاد شده‌است.
اصطلاح «خلیج عربی» برای نخستین بار در دوره تحت قیمومت شیخ نشین‌های خلیج فارس توسط کارگزاران انگلیس و بطور ویژه از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس مقیم در خلیج فارس به نام رودریک اوون در کتابی به نام حبابهای طلایی در خلیج عربی در سال ۱۹۵۸ نوشت که «من در تمام کتب و نقشه‌های جغرافیایی نامی غیر از خلیج فارس ندیده بودم ولی در چند سال اقامت در سواحل خلیج فارس متوجه شدم که ساکنان ساحل عرب هستند بنابر این ادب حکم می‌کند که این خلیج را عربی بنامیم» وی و فرد دیگری به نام سر چارلز بلگریو به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب این موضوع را مطرح کردند.
سر چارلز بلگریو که بیش از ۳۰ سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده‌است، پس از بازگشت به انگلستان در سال ۱۹۶۶ کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن نوشت که «عرب‌ها ترجیح می‌دهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند».
بلافاصله پس از انتشار کتاب سرچارلز بلگریو که نام قبلی سواحل جنوبی خلیج فارس یعنی «ساحل دزدان» را بر روی کتاب خود نهاده اصطلاح «الخلیج العربی» در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کرده و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح «عربین گولف» جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی «پرشین گولف» شد.

نظر قوم‌گرایان افراطی عرب

TeheranMossaver31Khordad1330parssea
در بیست سال گذشته، مقالات و کتاب‌هایی که در دفاع از تغییر نام خلیج‌فارس در همین کشورهای تازه تأسیس، منتشر شده، بر سه موضوع استوار است:
در سال ۱۷۶۲ «کارستن نیبور» نوشته‌است: سواحل خلیج‌فارس تابع دولت ایران نیست!
«رودریک اوون» در کتاب «حباب‌های طلایی در خلیج عربی» نوشته‌است: در همه نقشه‌هایی که دیده‌ام، خلیج‌فارس در آنها ثبت شده‌، اما من با زندگی در بحرین دریافتم که ساکنان دو سوی این دریا عرب هستند، پس ادب حکم می‌کند که این دریا را «خلیج عربی» بنامیم.
کشورهای عربی بیشتر از ایران هستند.
فقط ایرانی‌ها آن آبراه را خلیج فارس می‌نامند!

خلیج انگلیسی و خلیج آمریکایی
انگلیس‌ها نخستین عاملان کاشته شدن این تخم نفاق بودند زیرا از قدیم در صدد بودند که خلیج فارس را تبدیل به یک دریای انگلیسی کنند. بعدها در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی آمریکایی‌ها هم به پیروی از آن‌ها از تبدیل خلیج فارس به خلیج آمریکایی سخن گفتند. از نظر آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها این منطقه «شریان حیاتی غرب» در منطقه «استراتژیک غربی» و «حوزه منافع ویژه» است، لذا اگر قادر باشند خلیج فارس را به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تسلط خود در می‌آورند.

تلاش‌های دولت ایران در برابر تغییر نام
دولت ایران در روز ۱۳ مرداد سال ۱۳۳۷ به دلیل تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی از سوی عراق و برخی دیگر از کشورهای عربی و انگلیس اعتراض خود را به دولت جدید عراق به رهبری قاسم که با یک کودتای نظامی بر سر کار آمده بود و تمایل به حرکت‌های آزادی خواهانه مصر به رهبری جمال عبدالناصر داشت، اعلام کرد.
همچنین دولت ایران در همان زمان در برابر این نام مجعول واکنش نشان داد و گمرک و پست ایران از قبول محموله‌هایی که به جای خلیج فارس نام خلیج عربی بر روی آن نوشته شده بود، خودداری کرد. ایران همچنین در مجامع و کنفرانس‌های بین‌المللی نیز در صورت به کار بردن این اصطلاح ساختگی از سوی نمایندگان کشورهای عرب واکنش نشان می‌داد. در این زمان بعضی از کشورهای عربی حتی اعتبار هنگفتی از محل درآمدهای کلان نفتی خود در اختیار بعضی از ماموران سیاسی در خارج می‌گذاردند تا با تطمیع مطبوعات خارجی نام مجعول خلیج عربی را به جای خلیج فارس رواج بدهند.
در نیمه نخست بهمن ماه سال ۱۳۷۰ سر ویراستار سازمان ملل متحد با اشاره به اعتراض‌های پیاپی نمایندگان ایران در آن سازمان به استفاده از نام ساختگی خلیج عربی در اسناد این سازمان از کارکنان سازمان ملل خواسته تا اعتراض دولت ایران را همیشه در نظر داشته باشند. کار به جایی رسید که در یازدهم شهریور سال ۱۳۷۱ هنگامی که حیدر ابوبکر العطاس نخست وزیر جمهوری یمن در اجلاس سران جنبش عدم تعهد که در جاکارتا پایتخت اندونزی برگزار می‌شد، از نام ساختگی خلیج عربی استفاده کرد، با اعتراض شدید نمایندگان ایرانی رو به رو شد. او سرانجام از نمایندگان ایران عذرخواهی کرد. و این کار را غیر عمد خواند.
اما واقعیت مطلب این است که خلیج فارس یک نام کهن تاریخی است که از بدو تاریخ بر روی این خلیج گذاشته شده‌است و انگیزه تلاش حساب شده‌ای که برای تغییر این نام به عمل می‌آید جز ایجاد فتنه و اختلاف بین کشورهای این منطقه نیست. همچنان که ژان ژاک پرینی نویسنده کتاب خلیج فارس اعتراف می‌کند. «ملت‌ها و قوم‌های بسیاری بر کرانه‌های خلیج فارس استیلا یافته و فرمانروایی کرده‌اند ولی روزگارشان سپری شده و منقرض شده‌اند. تنها قوم پارس است که با هوش و درایت خود همچنان پا برجا زیسته و میراث حاکمیت خود را تاکنون نگهداری کرده‌است.»

انواع آبزیان خلیج فارس
خليج فارس بزرگترين پناهگاه موجودات دريايی به ويژه آبزيان ظريف و كوچك از قبيل ماهی های تزئينی زيبا و رنگارنگ مرجان ها، صدف ها، حلزون ها، نرم تنان، شقايق ها، اسفنج ها، عروس های دريايی و غيره است.تعداد زيادی از اين آبزيان كه در نوع خود زيباترين موجودات دريايی هستند، به علت حوادث مختلف و مسايل زيستی به اين پناهگاه آرام وگرم پناه آورده اند و از هزاران سال پيش در آن به زندگی خويش ادامه می دهند. قباد( شاه ماهي)، را شكوه حلوا سفيد يا زبيده، شوريده، حلوا سياه، سرخو، شعري، سبيتي، خاور و دختر ناخدا از مهمترين ماهی های خــوراكی و اره ماهي، بمبك، ماهی لقمه،اسب ماهی از ماهی های غير خوراكی خليج فارس محسوب می شوند.علاوه بر اين خليج فارس دارای صدها گونه ماهی تزئينی است. كه برخی از نمونه های آن مانند(امپراتور) در جهان نادر است جراح دم زرد، آنتن دار، دلقك آبي، كاردينال، هامور، سقماهي، دم گاوي، نئون، آرايشگر، صندوق ماهي، شاخدار، خروس دريايي، پيكاسو، ملوان، چيتي، شقايق، ژله و پيكاسوی مشكی از ديگر ماهی های تزئينی آبهای پيرامون كيش هستند.

ماهی های خوراکی خلیج فارس

شیر ماهی:
شیر ماهی در خلیج فارس زیست و صید می شود و دارای اسکلت استخوانی است. ماهی شیر تقریباً به شکل هواپیمای جت است و رگه های عرضی تیره به مقدار کم و روی بدن ماهی مشاهده می شود و تقریباً شبیه ماهی قباد بوده اما از آن بزرگتر است.

هوور یا تن:
این ماهی دارای گوشتی پرخون به رنگ شکلاتی تیره است و در بنادر خلیج فارس از آن برای تهیه ماهی سوری استفاده می کنند.

کولی:
همان کوسه است که در داخل دهان دارای دندانهای مخروطی نوک تیز و بسیار برنده است. از انواع کولی می توان به انواع زیر اشاره کرد: کولی بلند، کولی بی دندان، کولی پنگ، کولی جرجور(ظاهر این کوسه نوزاد خود را در شکم پرورش داده و بعد به دریا رها می سازد).

شوریده:
این ماهی که در بندرعباس موش دندان نامیده می شود در جلوفک دو دندان شبیه دندان موش دارد و رنگ بدن آن در پشت و در قسمت شکم نقره ای می باشد و پولک های آن ریز است.

حلوا:
این ماهی از انواع ماهی استخوانی است که دو نوع حلوا سفید و حلوا سیاه دارد. ماهیهای حلوا عموماً در دریا زندگی کرده و وارد خلیج کوچک چابهار و خورموسی شده و تغذیه می کنند و در زمستان و اواسط پاییز به دریا می آیند.

شورت:
بدن ماهی شورت نقره ای با اثرات تیره در پهلوهاست. دارای 11 تا 12 شعاع در باله پشتی است. ماهی شورت بیشتر در شن و یا روی شن و در کنار دریا زندگی می کند.

سرخو:
نام دیگر این ماهی حمرو یا سبیتی است. رنگ آن قرمز متمایل به صورتی می باشد و دارای گردن ضخیم و گوشتالویی است، دهان سرخو بزرگ بوده و کوهان دارد، وزن آن به سه تا چهار کیلو هم می رسد. از انواع آن می توان به سرخوی دم سیاه، سرخوی خونی، سرخوی کم پولک و … اشاره کرد.

شهری:
رنگ این ماهی سفید مایل به زرد و دارای پولک است، لبه سرپوش آبشش نوعی از آن قرمز درخشنده است. از سخت پوستان و نرم تنان تغذیه می نماید، از انواع آن می توان به شهری خال قرمز، دراز صورت، جلادار، نوار زرد و قوزی چشم درشت اشاره کرد.

سنگسر یا دختر ناخدا:
تقریباً دراز و به رنگ سفید تقریباً دراز و به رنگ سفید و مات بوده، پشت سرش مثل سنگ سفت و شکم و پهلوهایش دارای پولکهای کاملاً نقره ای است. رنگ بدن در ماهی بالغ خاکستری با جلای نقره ای می باشد.

میش ماهی یا ماهی کر(KER):
ماهی درشت و بزرگی است، رنگ شکم آن تقریباً کاهی سفید و سرش بزرگ است، پولکهای نسبتاً پهنی داشته و در پشت قهوه ای رنگ و در ناحیه شکم سفید متمایل به زرد می باشد.

گاریز یا کاریز:
ماهی کوچکی است به اندازه 10 تا 15 سانتیمتر یا بیشتر به وسیله مشتا Moushta یا حدر (Hadr) صید می شود.

چمن:
شبیه سرخو و از نوع سرخو است. اما بزرگتر و کمرنگتر از آن است و تقریباً صورتی است.

بیاه:
این ماهی بزرگ و شبیه ماهی راشگو است ولی سرش پهن تر می باشد و در بیشتر مواقع در سطح آب شناور است.

راشگو:
این ماهی در آبهای گرم و ساحل شنی به مقدار خیلی کم یافت می شود ولی طرفداران بسیار دارد. پشت این ماهی سرمه ای کم رنگ و شکم آن نقره ای است. ماهی راشگو نسبتاً بزرگ و دارای گوشت لذیذی است،ضممناً خیلی زود صید می شود.

قباد:
این ماهی در قسمت شکم نقره ای رنگ و در سراسر پشت سیاه می باشد و در زمره ماهیان پرطرفدار جنوب می باشد.

سچل:
این ماهی را سه کله، سکله هم می نامند و معتقدند که در اصل سگ کله بوده است، رنگ آن سیاه روشن است، طول آن نیز گاهی به شصت سانتیمتر می رسد و گوشت خوشمزه ای دارد و از خانواده تن ماهیان است.

صافی یا سافی:
دو نوع دارد. صافی عجمی، با رنگ سیاه (یا قهوه ای متمایل به سبز) و لکه های سفید و ماهی صافی عربی با رنگ قهوه ای روشن تا سبز و شکم نقره ای. این ماهی در ماههای تیر و مرداد و شهریور در آبهای خلیج فارس فراوان است و با گرگور صید می شود. جثه ماهی صافی کوچک است و طول بزرگترین آن به سی و پنج سانتیمتر می رسد و گوشت لذیذی دارد.

ساردین:
ساردین یا حشینه یا مومغ دارای رنگ سفید است و طول آن بین 10 تا 20 سانتیمتر می باشد. پشت این ماهی متمایل به رنگ آبی، پهلوها نقره ای و بدن دراز و الستوانه ای می باشد. در بنادر و جزایر خلیج فارس این ماهی را نمک سود کرده و با آن مهیاوه تهیه می کنند.

سینگو SINGOO
در اصطلاح مردم جنوب، به خرچنگ سنگو(Sengoo) یا سینگو، می گویند. سینگو دارای انواعی به این شرح می باشد:
سینگو آدمی: خوراکی است.
سینگو کلگری(Kolgery): خرچنگی است که به وسیله کلگر یا قفس سیمی صید می شود.
سینگو شه یوب(hahyyoob): به مصرف صید ماهیان می رسد.
سینگو باکمال(Bacoumal): در سنگهای ساحلی زندگی می کند.
سینگو کندراشکن(Kandar Eshkan)، یا خرچنگ چوب شکن، سینگو گاری: چثه ای کوچک دارد.
سینگو ملا(Mulla): رنگش سفید و پشتش گل گلی است.
خرچنگ: دراری رنگ سرخ است و سنگو نرمو: پشتش نرم است.
سینگو مرجان: در محلهای سنگی و در بین مرجانها، زندگی می کند.

میگوی خلیج فارس
یکی از محصولات پر ارزش خلیج فارس و دریای عمان، میگو، است.میگوی خلیج فارس از جنس پنائاس، میباشدو بین 7 تا 15 سانتیمتر طول دارد. بدن میگو کشیده و دراز و از دو طرف به هم فشرده است، میگو از سه قسمت سر و سینه و شکم تشکیل یافته و بر روی سر و قطعات سینه، پوسته سختی موجود است. در دنبال شکم، دم میگو واقع گردیده که از شش حلقه کیتینی پوشیده شده است، این قسمت که در واقع دنبه میگو محسوب می شود مملو از یک قطعه پروتئینی سفید است. همین دم میگو است که پس از صید در کشتی بلافاصله از سر جدا و مخلوط با یخ نگهداری شده تا به موقع ممنجمد و بسته بندی و آماده صدور به داخل یا خارج کشور گردد.

انواع میگو:
بنا به اظهار کارشناسان شیلات، تاکنون بیش از ده نوع میگو در آبهای خلیج فارس صید و شناخته شده است که مشهورترین آنها لابستر یا شاه میگو است که وزن آن تا یک کیلو و گاه بیشتر می رسد. از این نوع میگوی کمیاب که در سواحل صخره ای و نزدیک ساحل زیست می کند سالی حدود 200 هزار عدد صید می شود. بعد از شاه میگو معروفترین نوع میگو یوفایو است که هر 5 عدد آن یک پاوند وزن دارد. کوچکترین نوع میگوی خلیج فارس که در زبان محلی به آن چکو و سرتیز میگویند، برای کنسرو مورد استفاده قرار می گیرد. وزن یکصد تا دویست عدد از این میگو به یک پاوند میرسد و به حد وفور در خلیج فارس یافت می شود.

شناسايي كوسه ماهيان خليج فارس
کوسه ماهیان از گروه ماهیان غضروفی با بدن دوکی شکل بوده که اجداد آنها در 450 میلیون سال قبل می زیسته اند . کوسه ها یکی از ذخایر پر ارزش آبزیان هستند که از گذشته نه چندان دور به علت سود جویی استفاده از گوشت ، روغن سرشار از ویتامین ، باله ها ،پوست ،دندانها و به دلیل ذهنیت ، شناخت نادرست و وحشت بی مورد که از این حیوان وجود دارد مورد هجوم بیرحمانه بشر قرار گرفته اند.
این ماهیان دارای بزرگترین کبد در ببین آبزیان بوده و از دستگاهی به نام آمپول لور نزی برای دریافت میدان الکتریکی طعمه خود استفاده می نمایند . همچنین این ماهیان در عمق عضلات خود دارای مبدل های حرارتی بوده که دمای بدن آنها را c 10ْبالاتر ازمحیط آب نگه می دارد.
در آبهای خلیج فارس 7 خانواده از کوسه ماهیان به شرح ذیل وجود دارند که عبارتند از :

1-کوسه ماهیان درنده:
نام انگلیسی: Requiem sharks
نام علمی : Carcharhinidae
در جنوب کشور به آن بمبلک یا کولی می گویند عموماً بچه زا بوده و بچه های حاصله دو قلو هستند اندازه این ماهیان حدود یک متر بوده و کوسه چانه سفید از این خانواده جزء خطرناکترین کوسه ماهیان خلیج فارس بشمارمی آید . همچنین کوسه درنده کارون تنها کوسه موجود در آبهای داخلی ایران از این خانواده بوده و به اعتقاد بعضی ها علت اصلی ورود این کوسه به رودخانه های اطراف کارون علاقه به خوردن خربزه و خرما است .

2-کوسه گربه ماهیان
نام انگلیسی Bambo sharks
نام علمی Hemisyllidae (orectolobidae))
علت اصلی استفاده از کلمه گربه در نام این ماهیان دارا بودن سبیلک است که در هر سوراخ بینی یک زائد نخی شکل بنام سبیلک وجود دارد همچنین در این خانواده سر از ناحیه پشتی به شکمی فشرده شده است . این ماهیان بسیارخطرناک و حریص بوده وبصورت دسته جمعی حرکت می کنند.

3-نهنگ کوسه ها یا کوسه کر
نام انگلیسی whale sharks
نام علمی Rincodon tidae
اعضای این خانواده دارای دهان انتهایی بوده و دارای رژیم غذایی پلانکتونخواری هستند همچنین این ماهیان دارای یک جفت سبیلک در سوراخ بینی خود می باشند.

4-کوسه ماهیان سرچکشی
نام انگلیسی Scalloped hammed head
نام علمی Sphranidae
این خانواده دارای دو برجستگی در دو طرف سر خود هستند که آنها را به چکش شبیه می سازد بر روی این برجستگیها چشمها و بینی قرار دارد و بعضی های معتقدند که این شکل ( برجستگیهای دو طرف سر ) به ماهی قدرت احاطه بیشتری نسبت به محیط می دهد.

5-کوسه روباه دریایی
نام علمی Alopiidae
نام انگلیسی Thresher sharks
در این کوسه ماهیان شاخه بالایی باله دمی بسیار بلند بوده و به همین دلیل به این نام خوانده میشود.

6- كوسه ماهيان شكاري
نام انگليسي: Houndsharks
نام علمي: Triakidae
اعضاي اين خانواده داراي دهان تحتاني و پلك سوم بوده و فاقد سبيلك مي باشند.

7- كوسه ماهيان گوره‌خري
نام انگليسي:
Zebra Sharks
نام علمي: Stegostomatidae
اين ماهيان داراي باله دمي بسياربلند و ممتد بوده و داراي يك جفت سبيلك هستند.

خلیج فارس
ای خــــلیج فارس ، جاویدان تویی
مــــظهر ایـــرانی وایــــــران تویی
اشک ما، خود قطره دریای توست
تا ســــری داریم خــاک پای توست
صـــــخره تو پـــــیکر پـــولاد مـــا
ای وجــــــــودت مـــــــــایه ایجاد ما
شوری آب تو زاشک شور ماست
موج هایت موج شوق وشورماست
نمی گــــــذاریمت جدا از ما شوی
تا جهان باقی ست ، کی تنها شوی؟
کی ســــخن از کفر واسلام توست
نــــام ایـــــــران در کنار نام توست
تا تن تو پاره ای از جـــان ماست
پـــاره بی تو – پــیکر ایران ماست
بی تو هرگز مادر ایــــــران مباد
زنده در ایران زمـــین یک تن مباد
اثر : استاد نواب صفا