ترکیه عثمانی استعمارگر بیش از هر استعمار گر دیگری جهالت وعقب ماندگی و کشت و کشتار و سابقه سیاه برجای گذاشته است

بهار ترکی . ترکیه این روزها بهار جدیدی را تجربه می کند.

ترکیه بیدار است از  عربستان   بی زار ست.

اردوگان و عبدالله غول ترکیه را تسلیم مفتی  های عربستان و قطر کرده است ذلتی بالاتر از   این وجود دارد؟

ترکیه عثمانی استعمارگر سیاه  بیش از هر استعمار گر دیگری جهالت وعقب ماندگی و کشت و کشتار و سابقه سیاه برجای گذاشته است.

اما حزب عدالت و توسعه با پولهای عربستان و خدمات مجانی اخوان المسلمین وتروریستهای النصره قصد داشت آن امپراتوری سیاه و ذلت آور  را در خاورمیانه  دوباره زنده کند.ترکیه بهار

اردوغان  و گول  که پیروزی حزب خود را  مدیون کمکهای خیریه عربستان و جهالت سنت گراها بودند  هم ادا و ادوار انقلابی و ترقی خواهی درمیکردند و هم ادای ضد صهیونیستی را هم در می آوردند از    سویی غرب ترکیه را الگوی جهان اسلام معرفی می کرد در حالیکه هیچ فردی با ایدیولوژی اسلام عربستانی نمی تواند مترقی باشد.

مردم ترکیه خیلی دیر متوجه  حکومت جهل و جهالت سلطان عظما اردوغان شدند  اما باز هم  دیر نیست چون این رژیم سیاه اندیش می خواهد منطقه را به کام کشتارهای نژادی و قومی بکشد  اسلام اردوغانی مساوی است با سلطنت شیطانی عثمانی . سلطنتی که مایه ننگ بشریت بود. قتل عام     مردم م عراق و ارمنستان و کردستان و علویستان(علویهای ترکیه وسوریه) کارنامه سیاه عثمانی است.   مشکل ترکیه دو تا است یکی نظامی  ها و دیگری سلطنتی های عدالت و توسعه که جمهوری را فقط در حد یک اسم می خواهند و برای ادای دمکراسی در آوردن و برای نمایش خیمه شب بازی و فریب دادن مردم عام . اما مردم ترکیه بیدار هستند و در دام سلطنت  سلطان جدیدعثمانی نخواهند افتاد.

basra bahrefars

 

حزب عدالت و توسعه پس از روی کار آمدن سعی کرد روایتی جدید از ناسیونالیسم را عرضه کند که از یک سو با قرائت های قبلی کمالیست ها تفاوت داشته باشد و از سوی دیگر همسو با بسترهای فکری جامعه امروز ترکیه باشد.از همین رو داوود اغلو در کتابی با عنوان Stratejik Derinlik (عمق استراتژیک) برای اولین بار با تببین اینکه دولت ترکیه میراث دار امپراطوری عثمانی است -علیرغم اینکه دولت های پیش این مسئله را رد می کردند- اندیشه های نوین عثمای گری را مطرح کرد.در واقع رویکرد کلی حزب حاکم این بود که در سیاست داخلی و خارجی راهبردی تبیین کند که هم حامل هویت جامعه سنی ترکیه باشد و هم با نگاه ملی گرایانه میراث عثمانی را با شعارهای ملی پیش ببرد و در مقابل، قرائت های پیشین جامعه لائیک را به چالش بکشد و نقش نظامیان را به حداقل برساند.

اوتوریتۀ حزب عدالت و توسعه و فقدان احزاب صاحب نفوذ و قدرتمند جهت ایجاد توازن و از سوی دیگر شکست گفتمان های حزب حاکم مبتنی بر نوعثمانی گری در عرصه داخلی باعث انسداد سیاسی در این کشور شده است.سیاست های حزب حاکم باعث شده تا این کشور با سه همسایه نزدیک و قدرتمند خود در نزاع سیاسی قرار بگیرد؛چه انکه احزاب مخالف داخلی، دخالت این کشور در امور داخلی سوریه و پشتیبانی ارتش آزاد را یکی از خطاهای راهبردی حزب حاکم بر می شمرند که باعث هزینه هایی چون ریحانلی برای ترکیه شده است.

اما از سوی دیگر با وجود تمام انتقاداتی که به روند تصمیم گیری های حزب عدالت و توسعه وارد است،احزاب مخالف  برای تغییر شرایط از قدرت کافی برخورد نیستند.

در واقع پس از آنکه بایکال رهبر حزب خلق ترکیه با توطئه سیاسی حزب حاکم از طریق انتشار یک نوار غیر اخلاقی جایگاه خود را از دست داد و مجبور به کناره گیری شد و با توجه به آنکه قلیچ دار اوغلو رهبری جدید این حزب هم چندان از نفوذ و کاریزمای کافی برخوردار نیست یکی از ریشه دارترین احزاب این کشور به محاق رفت.

ارگنه کن هم با برخورد چکشی سازمان امنیت ارتش مواجه شد و می توان گفت تمام رهبران آن دستگیر و محکوم به زندان های طولانی مدت شدند.از این روست که احزاب مخالف به تنهایی از توان کافی برای رویارویی با حزب عدالت و توسعه و جذب آرای ریزشی و مجاب کردن پایگاه اجتماعی آن برای ایجاد پاره ای تغییرات در صحنه سیاسی کشور برخوردار نیستند.

لذا در ماه های اخیر نوعی همگرایی بین احزاب و جریان های مخالف ایجاد شده است.اعضای ارگنه کن با کمالیست ها و احزابی چون جمهوری خلق به توافق هایی دست یافتند که نتیجه آن بهره برداری از اشتباهات راهبردی حزب حاکم و خیابانی کردن اعتراضات در مقابل این اشتباهات است؛

جنگ جهانی اول ترکیه عثمانی ارتجاعی و سلطانی  در آن جنگ بازنده شد و قلمرو آن میان انگلستان و فرانسه و ایتالیا و یونان و ارمنستان تقسیم شد. در این جا، تحلیل گر به قیام مصطفی کمال آتاتورک و جنگها که او کرد و پیدایش ترکیه کنونی می پردازند. کمالیسم را توضیح می دهد که با اقلیتها سر ستیز داشت و کردها را «ترک های کوهستانی» می خواند و ارمنی ها و… را سرکوب می کرد و در کار غربی کردن ترکیه (تغییر خط و پاک سازی زبان ترک از لغات عربی و…).

● مشکل این بود که دیدگاه آتاتورک که سمت دادن قاطعانه ترکیه بسوی غرب، با وضعیت جغرافیائی ترکیه خوانائی نداشت. تعدیل ضرورت داشت. در 1983، تورگوت اوزال، یک شخصیت مذهبی عارف مسلک، نخست وزیر ترکیه شد. مهارت سیاسی اوزال به او امکان داد مهار سیاست داخلی ترکیه را به دست آورد. بمقیاس زیاد عنان سیاست خارجی ترکیه را بدست آورد. بخلاف کمالیست ها و افسران ارتش که ترکیه را پیوسته به ترکیه می گفتند و می خواستند، او از نفوذ ترکیه در شرق ترکیه که تا دیوار چین دامن می گسترد، سخن گفت. از دید اوزال، ترکیه نمی باید میان شرق و غرب انتخاب کند. از نظر جغرافیائی میان این دو قرار گرفته است و می باید موقعیت خود را هم در شرق و هم در غرب، بهبود بخشد. دیدگاه او در ترکیه امروز رعایت می شود…

● اوزال با بکار بردن زبان فرهنگی اسلام، درب را بر روی پذیرش کردها گشود. نظامی ها کودتا کردند بدین بهانه که ترکیه اروپائی است. دو دهه پیش از اردوغان، اوزال قهرمان اسلام میانه رو شد در دنیای اسلام اسلام شد. آتاتورک هشدار داده بود که پان اسلامیسم توان از ترکیه می ستاند و ترکیه را تحت فشار قدرتهای خارجی گوناگون قرار می دهد. اوزال وارنه این نظر را صحیح دانست و بدان عمل کرد. اصطلاح «عثمانی گرائی جدید neo-Ottomanism، نخست در سال آخر نخست وزیری اوزال، بکار رفت. اوزال در 1993، از دنیا رفت. یک دهه، ترکیه گرفتار حکومتگران فاسد شد. حزب عدالت و رفاه ترکیه، به رهبری اردوغان شکل گرفت و در انتخابات ترکیه پیروز شد. اردوغان از کمالیسم فاصله می گیرد و سیاست خویش را ترجمان دیدگاه اوزال می کند.

● آتاتورک بر ارتش و قدرت نظامی تأکید و تکیه می کرد. اما اردوغان، همانند اوزال، بر پیوندهای فرهنگی و اقتصادی، در کار باز سازی ماهرانه امپراطوری عثمانی، از شمال افریقا تا فلات ایران و آسیای میانه است. در این جا، نویسنده نظر مارشال جی. اس. هودگوسن، استاد دانشگاه شیکاکو را نقل می کند که بنا بر آن، باور اسلامی، در آغاز، دین بازرگانان بود که مرزها را از میان بر می داشت و پیروان خود را در همه جا متحد می کرد. میان اقوام و ملل پیوند مذهبی بوجود می آورد و نوعی مدیریت سیاسی سازگار با پیوندهای اقتصادی را میسر می گرداند.

● اما اردوغان به این نتیجه می رسد که فراگیر کردن اسلام میانه رو ترکیه در سطح خاورمیانه، با پیچیدگی های یأس آوری روبرو است. در حقیقت، روشن نیست که ترکیه ظرفیت سیاسی و نظامی فعلیت بخشیدن به دیدگاه اردوغان را داشته باشد. حداکثر ترکیه بتواند با کشورهای شرق خود تجارت کند. اما این تجارت قابل قیاس با تجارت ترکیه با اروپا نیست. محروم شدن از این تجارت، رکود اقتصادی ببار می آورد. مبنای نفوذ ترکیه در شرق خود، جغرافیا و زبان است. اما روسیه صاحب نفوذ مهمی در آسیای مرکزی است. و با اشغال نظامی و نیز مانورهای سیاسی در گرجستان، آذربائیجان را در موقعیت سختی قرار داده است. نفوذ روسیه در بین النهرین بهیچ رو با نفوذ ایران برابر نیست. در سوریه، اردوغان و وزیر خارجه اش، داوود اغلو، بغلط می پندارند یک رﮊیم سنی میانه رو را می توانند جانشین رﮊیم بشار اسد کنند. اروغان بخاطر مخالفت با اسرائیل، در دنیای اسلام، اعتبار بدست آورد اما بابت آن بها نیز می پردازد: روابط اسرائیل با یونان و بخش یونانی نشین قبرس، به رقبای ترکیه امکان می دهد در استخراج نفت و گاز شرق مدیترانه، بایکدیگر همکاری کنند.

● ترکیه با مشکل جغرافیائی روبرو است. بخشی از مناطق کوهستانی و نیمی از منطقه آناتورک قابل سکنی نیست. این منطقه، شرق اروپا را از خاورمیانه جدا می کند. به ترتیبی که ایران در موقعیت بهتری است. بخصوص که الفبای زبان ترکی رایج در ایران، الفبای عربی است. اینست که ایران نقش فرهنگی بیشتر دارد. اما مهمتر از همه این که ترکیه خود با مشکل ساکنان کرد سرزمین ترکیه روبرو است. این مشکل، روابط ترکیه را با همسایگان خود در خاورمیانه، بازهم مشکل تر می کند.

●کردها در مناطق وسیعی از سوریه و عراق و ایران سکنی دارند. جنگ داخلی سوریه، منطق کرد نشین را رها کرده است و آنها می توانند به کردهای رادیکال در منطقه آناتولی بپوندند و برای ترکیه درد سر بزرگ ایجاد کنند.

این امر که عراق بطور غیر رسمی تقسیم شده، سبب شده است که ترکیه با کردهای شمال عراق رابطه برقرار کند اما این امر سبب شده است با بقیه عراق رو در رو شود.

● ترکیه سعی می کند بر ایران نفوذ یابد. ترکیه می خواهد بر خاورمیانه نفوذ پیدا کند. اما مشکل این جا است که ترکیه بخشی از خاورمیانه است و می باید بکوشد خود را از وضعیت بغرنج منطقه بیرون کشد.

● اردوغان می داند که باید مشکل کرد را در ترکیه حل کند تا که بتواند موقعیت برتری در خاورمیانه بدست آورد… او با مخالفت رقبای ناسیونالیست خود نیز روبرو است… با این حال، اردوغان در پی تحقق بخشیدن به بلند پروازی خویش است. در همان حال که نخبه های غرب پوتین را مسخره می کنند، او و اردوغان در کار تحقق بخشیدن با بلندپروازیهای خود هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.