سه گروه دشمنان زبان پارسی

Ghand-Farsi

پس از فروپاشی  ارتش ساسانی، مهمترین جنگ‌افزار ایرانیان، زبان و فرهنگشان بود و تازیان می‌کوشیدند این دو را نیز از چنگ ایرانیان بیرون کنند. اما ایرانیان توانستند بر خلاف بسیاری از ملت‌های دربندِ تازیان، همچنان زبان و فرهنگ خویش را پاس بدارند؛ و هرگاه حکومت‌های محلی به دست ایرانیان افتاد، مانند صفاریان و سامانیان و زیاریان، در گسترش و توانمندسازی زبان فارسی کوشیدند و آثار فراوانی بدان پدید آوردند.
بزرگترین نمونه و شاهکار زبان فارسی هم به دست توانای فرزانۀ توس آفریده شد که، “هر که رای و هُوش و دین دارد، پیوسته بر او آفرین خوانَد”.
خلیفه‌های تازی در دمشق و بغداد، همچنان به این دشمنی با زبان ایرانیان ادامه می‌دادند و دست‌نشاندگان و چاپلوسان آنان، زبان دیوان خود را به تازی برمی‌گرداندند و در گسترش آن می‌کوشیدند. با تمام سختی‌ها و دشمنی‌ها، زبان فارسی توانست چندان ببالد و گسترش یابد که بار دیگر در گسترۀ پهناوری جای خویش را باز کرد.
پس از برافتادن خلافت تازیان، زبان فارسی آزادتر شد و در گسترۀ باز هم بزرگتری رشد و نمو کرد، به طوری که دربار گورکانیان هند و قصر سلطان‌های عثمانی، از مراکز گسترش زبان فارسی و فرهنگ ایرانی بود. و اما، دولت بریتانیا پس از دست یافتن بر هندوستان و دریافتن نفوذ و اهمیت زبان فارسی در غرب آسیا، آن را مانعی برای کار خود دید و مبارزه با آن را آغاز کرد و زبان انگلیسی را جایگزین آن نمود.

indian palace
به گمان، امروزه زبان فارسی از چندین سو در فشار است و هر یک از این کسان نیز، انگیزۀ خود را دارند:
۱- جالب آنکه دشمنی عربان با زبان فارسی همچنان در زمان ما نیز ادامه یافته است و پس از 14 سده، هنوز هم طرفداران عربستان سعودی با تبلیغ‌های خود در تاجیکستان، به ایرانیانِ تاجیک می‌گوید که، “زبان فارسی را رها کنید، نام‌های ایرانی را از خود بردارید  بجای خدانگهدار بگویید الله حافظ و نوروز را فراموش کنید!”.
2- در همین ایران خودمان نیز، آقا طهرانی یک روحانی متبری دربارۀ فردوسی و شاهنامه، آورده است: “مرد خاسرِ زیان‌‌بُردۀ تهیدست‌ که‌ در برابر لغت‌ و زبان‌ عرب،‌ سی سال‌ عمر خود را به‌ عشق‌ دینارهای‌ سلطان‌ محمود غزنوی‌ به‌ باد داده‌ و شاهنامۀ افسانه‌ای‌ را گرد آورده‌ است”.  صدا و سیما نیز سیل واژگان و ترکیب‌های بیگانه (انگلیسی و عربی) را وارد زبان فارسی می‌کند و در برخی از برنامه‌ها، ولنگاری زبانی و بی‌توجهی به زبان فارسی بسیار زننده است.IMG_0881
3- دشمنی با زبان فارسی تنها به عربستان سعودی محدود نمی‌شود. در کشور افغانستان نیز قوم حاکم پشتون (به تحریک بریتانیا) با ایجاد «وزارت کالچر» و «پشتو تولَنَه (فرهنگستان پشتو)»، می‌خواهد زبان فارسی را کنار بگذارد و زبان قبیله‌ای و گوالش‌نیافتۀ پَشتو – اگرچه ایرانی است -، را به شهروندان خود تحمیل کند.
4- گروه دیگری از دشمنان امروزی زبان فارسی، گروه‌های تجزیه‌طلبند. اینان که به خوبی به نقش زبان فارسی در اتحاد و یکپارچگی مردم ایران – از هر قوم و مذهبی – پی برده‌اند؛ نوک پیکان حملۀ خود را متوجه زبان فارسی کرده‌اند. به بهانۀ آموزش زبان مادری(!)، می‌خواهند زبان فارسی را نابود یا محدود کنند و به جای آن، زبان‌ها و گویش‌هایی را بگذارند که نه تجربۀ نوشتاری و ادبی دارند، و نه آنکه هیچگاه خط و گنجینه‌ای نوشتاری به آن زبان و گویش وجود داشته است.
5- آوردگاه تازۀ دشمنان زبان فارسی، شبکه‌های ماهواره‌ای است. در بیشتر این شبکه‌ها، با آنکه ادعا می‌کنند برای ایرانیان برنامه پخش می‌کنند؛ اما نوشته‌ها و نام بسیاری از برنامه‌ها به خط و زبان انگلیسی است. حتا در ترانه‌های مبتذل و پیش‌پاافتاده‌ای که، هم خواننده ایرانی است و هم سراینده و نوازنده و هم بیننده و شنونده، نام و مشخصات ترانه به خط و زبان انگلیسی نوشته می‌شود. برخی از این شبکه‌ها (مانند فارسی وان)، آشکارا در خدمت دشمنان ایران و فرهنگ و زبان ایرانی هستند. گذشته از اینکه در زبان انگلیسی، کاربرد واژۀ «فارسی» اشتباه است و باید به جای آن Persian گفت؛ این‌ها حتا عددها را نیز به انگلیسی می‌گویند، از جمله «وان – one»! مگر عدد «یک» در زبان فارسی وجود ندارد؟ این شبکه‌های مبتذل از کیفیت بسیار پایینی برخوردارند و ترجمه‌هایشان نیز به درد خودشان می‌خورد، و پُر است از واژه‌های انگلیسی. گویا این‌ها توان خرید یک فرهنگ دوزبانۀ انگلیسی به فارسی را نیز ندارند. حتا فرهنگ جیبی نیز می‌تواند بسیاری از مشکلات آن‌ها را حل کند. اما امروزه با سرافکندگی بسیار، باید گفت، سخن گفتن «شترگاوپلنگی!» و بیسوادانۀ لس‌آنجلسی‌ها، از راه این شبکه‌های دَرِپیتی، در میان مردم ایران پخش می‌شود و هواخواه هم بسیار دارد.
6- شگفت‌انگیزتر آنکه، برخی از دشمنان زبان فارسی، امروزه خود ایرانی‌اند. در میان این گروه، کسانی هستند که گمان می‌کنند واژه‌های انگلیسی «ترجمه‌ناپذیر»اند. امروزه در قهوه‌فروشی‌ها – یا به اصطلاح کافی‌شاپ‌ها -، وقتی فهرست نوشیدنی‌ها را به دست شما می‌دهند، دهانتان باز می‌ماند که این چیزها چیست؟ یک «اسکوپ» بستنی یعنی چه؟ «میلک شیک بنانا» یا «فراپۀ استرابری» چه نوع نوشیدنی است؟ بسیاری از کارگران این مغازه‌ها، جوانان روستایی یا شهری کم‌سوادی هستند که خودشان هم معنای این نام‌ها را نمی‌دانند و صاحبان مغازه نیز برای «کلاس!» این نام‌های مسخره را انتخاب می‌کنند تا بتوانند کالای خود را گرانتر به مردم ناآگاه بیندازند.
در رستوران‌ها، به جای «خرچنگ دریایی»، دیگر «لابستر» سِرو می‌شود. در «فست‌فود»ها، «چیکن برست» و «استریپس» مرغ فروخته می‌شود. پیتزا را به جای تنور در «آون» می‌پزند. به جای کباب هم، دیگر «باربکیو» می‌فروشند. «آرتیست‌ها» به دنبال «اسپانسر» می‌گردند، تا «شو» بگذارند. آدم احساس می‌کند در پاکستان یا بنگلادش راه می‌رود که این همه واژه‌های انگلیسی در میان مردم رایج شده است.

Shimla In5Jul2013  (43)
در همین راستا، در و دیوار شهرهایمان و تابلوهای فروشگاه‌ها نیز پر شده است از واژگان انگلیسی، و حتا نام مغازه‌ها هم تنها به خط انگلیسی نوشته می‌شود؛ حال آنکه در کشور ما چندان مسافر و گردشگر خارجی رفت‌وآمد ندارد و نیازی به این همه نوشته‌های چشم‌آزار خارجی نیست. دیگر بگذریم از این که زمان‌نمای چراغ‌های راهنمایی نیز به خط انگلیسی هستند، و گویا برای مسئولان اصلا مهم نیست که در شهر ما عددها به خط لاتین باشند. برخی دیگر هم، چنان دچار خودکم‌بینی شده‌اند که خیال می‌کنند صِرف دانستن دست و پا شکستۀ زبان انگلیسی، نشانۀ پیشرفت و سواد است، و مشکل خود را زبان فارسی می‌دانند. برخی پدر و مادران، کودکان بیچارۀ خود را – که هنوز زبان مادری‌شان را به خوبی نیاموخته‌اند و نمی‌توانند خط فارسی را بخوانند -، به آموزشگاه‌‌های فشرده و نافشردۀ آموزش زبان انگلیسی می‌فرستند. تازه افتخار هم می‌کنند که فرزندشان به جای آب پرتقال، «اورنج جویس» می‌خواهد.
7- برخی از ایرانیان، امروزه هیچ تعصب و غیرتی به زبان خویش ندارند. ازین رو، وقتی به خارج می‌روند، تلاش هم نمی‌کنند که فرزندانشان در دیار بیگانه زبان فارسی بیاموزند، یا از آن پاسداری کنند. حتا خوشحال هم می‌شوند که با فرزندان خود به زبان بیگانه سخن بگویند. اگرچه باید از اسپانیایی‌زبانان یا چینی‌زبانان آمریکا بیاموزند که در خانه‌هاشان، سخن گفتن جز به زبان مادری ممنوع است. گروه دیگری نیز با آنکه در اینترنت امکان نوشتار به خط و زبان فارسی هست، و گیرنده و فرستنده هر دو ایرانی‌اند، اما به خط و زبان بیگانه با هم نامه‌نگاری می‌کنند.
شوربختانه در برابر این همه یورش و دشمنی، امروزه سرباز پرتوانی به نام «ایرانیِ فرهیخته و میهن‌دوست» کمتر هست تا از زبان فارسی دفاع کند، و فرهنگستان زبان فارسی نیز بسیار کُند و ناتوان کار می‌کند. پس تنها می‌توان به برخی دلسوزان امیدوار بود و به توانایی زبان کهن فارسی که ققنوس‌وار در همۀ تاریخِ خود، پایدار بوده و پایدار هم خواهد ماند.
http://shahrbaraz.blogspot.com

 

Comments are closed.