9 آذر سالگرد برگشت جزایر سه گانه به وطن مادر

ایران از زمانی که متوجه شد انگلیسی ها  بر جزیره پرچم افراشته اند اعتراضات خود را شروع کرد.

ابوموسا

بر اساس کتاب خاطرات محمد مصدق سیاستمدار دوره پایانی قاجار و دوره پهلوی هنگامی که وی
وزیر خارجه شده است موضوع مناقشه با استعمار بریتانیا  در خصوص  جزایر سه گانه خلیج فارس  پرونده و پوشه ای داشته است که در آن مدارک و مستندات ایران در موردمالکیت بر جزایر نگهداری می شده است. محمد مصدق در صفحه 162 کتاب «خاطرات و تألمات»، فصل بیست و چهارم، با عنوان «انتصاب من به وزارت خارجه»(وزیر خارجه)1302،(1923) در باره این جزیره ها، چنین نوشته است:
«اولین روز ورودم به وزارت خارجه، میرزا محمد تقی خان  منتخب الملک، نامه ای به من ارائه نمود که «سرپرسی لورن»، به نخست وزیر نوشته و موضوعش این بود که “جزایر «ابوموسی» و «شیخ شعیب» لاوان)، متعلق به ایران نیست و نظامیان ایران برخلاف حق در آنها دخالت می کنند”. بعد از خواندن پرونده(جزایر) متوجه شدم که این جزایر ملک طلق ایران است.   فوراً یادداشت اعتراض نوشتم و چند بار هم با او مذاکرات شفاهی داشتم.

تا قبل از حضور استعمار انگلیس سواحل جنوبی خلیج فارس بجز بخش عمان فاقد دولت مقتدر محلی بود و شیوخ بطور جدا از هم ریاست قبایل خود را بر عهده داشتند. عثمانی ها مکه و مدینه – بصره و کویت و در دوره ای تمام عراق را در اختیار داشتند اما حاکمیت ایران را بر قطیف- بحرین و مناطق ساحلی  عرب نشین خلیج فارس بررسمیت می شناختند.
اختلاف ایران و بریتانیا از ابتدای حضور انگلیسی ها در خلیج فارس موضوع اختلافات دو کشور بوده است.
بریتانیا ابتدا در دو قرارداد مجمل و مفصل حق حاکمیت ایران بر خلیج فارس را برسمیت شناخته ولی سپس با مستعمره نمودن شیخ نشین های ساحل جنوبی در واقع خود را شریک در حاکمیت خلیح فارس و همسایه ایران جا زده بود.کاری که قبلا پرتغالی ها کرده بودند و شکست خوردند.تقریبا از دوره فتحعلی شاه نوشته های رسمی در مورد ایرانی بودن جزایر خلیج فارس وجود دارد . نامه. آقا میرزا آغاسی – نامه فتح علی شاه – اظهارات ناصرالدین شاه -و نامه ها و یادداشتهای متعدد در دوره قاجار و پهلوی که تعدادی از آنها منتشر شده است.
در آوریل ۱۹۰۴ میلادی، “موسیو دامبرین” بلژیکی، رئیس گمرکات جنوب ایران، برای ایجاد ادارات گمرک وارد جزایر ایرانی تنب و ابوموسی شد اما با کمال تعجب مشاهده کرد که پرچم شیخ‌نشین شارجه (بخشی از امارات متحده عربی امروز) در آن برافراشته شده است

* تکرار ادعای ایران در دهه ۱۹۲۰ میلادی

در دوره پهلوی نیز حدود 60 نامه و یادداشت بین مقامات ایران و بریتانیا در خصوص جزایر  سه گانه رد و بدل شده است. (کتاب اسناد نام خلیج فارس)

در این دهه نیز ایران مدعای خود در خصوص سرزمین خویش را تکرار کرد اما انگلیسی‌ها سعی کردند با ارائه پیشنهادهایی به ایران بقبولانند که دست از ادعای خود نسبت به بخشی از سرزمین خویش برکشد. در جریان مذاکراتی که در این خصوص انجام شد، مقامات ایرانی اسنادی را ارائه کردند که بلاشک بر حاکمیت ایران بر جزایر تاکید داشت. از جمله این اسناد، نقشه ایران در سال ۱۸۸۶ بود که توسط انگلیسی‌ها تهیه شده و جزایر را به رنگ خاک ایران درآورده بود و همچنین نامه مورخ ۱۲ ژوئن سال ۱۸۸۸ میلادی صادره از سوی “لرد سیلاسبوری” از دیگر اسناد بود. مقامات ایرانی تاکید داشتند که انگلیسی‌ها قبلا نیز حاکمیت ایران را بر جزایر تنب و ابوموسی به رسمیت شناخته‌اند اما انگلیسی‌ها به بهانه‌های واهی این واقعیت را رد می‌کردند از جمله اینکه سندیت نقشه‌ای را که خود به تقاضای ناصرالدین شاه تهیه کرده بودند، زیر سوال برده و آن را مختص مقاصد دریانوردی دانستند.
36a12
ایران در اعتراض به موضع‌گیری بریتانیا اعلام کرد که موضوع جزایر را به جامعه ملل ارجاع خواهد داد اما انگلیس بار دیگر با توجه به موضع برتر حقوقی ایران با این کار مخالفت کرد. برای انگلیسی‌ها روشن بود که ایران در یک دعوای حقوقی برنده است لذا می‌خواستند موضوع در سطح مسائل سیاسی باقی بماند و نه حقوقی. بریتانیا که در این زمان نقش قیم شیوخ عرب سواحل جنوبی خلیج فارس را بر عهده داشت در سال ۱۹۴۸ نیز با ارجاع مساله جزایر به دیوان بین‌المللی دادگستری مخالفت نمود چرا که می‌دانست از نظر حقوقی در مقایسه با ایران در موضع ضعف قرار دارد.

* برخی اسناد حاکمیت بلامنازع ایران بر جزایر سه‌گانه

بوموسا

جای این سوال وجود دارد که چرا انگلیسی‌ها تا این حد از نظر حقوقی در موضع ضعف قرار داشتند؟ این موضوع به اسنادی بازمی‌گردد که حاکمیت ایران بر جزایر را قطعی می‌کردند. در اینجا تنها به برخی اسناد اشاره می‌شود و مخاطبین محترم در منابع علمی می‌توانند باقی آنها را نیز مشاهده کنند.
اول، گزارش هیات نمایندگی “سر جان ملکم” به دربار فتحعلیشاه در خصوص “حدود و ثغور امپراطوری ایران”؛

دوم، گزارش “کاپیتان هین”، هیدروگرافر مشهور کمپانی انگلیسی هند شرقی مورخ ۱۸۲۹؛

سوم، گزارش “کاپیتان جرج بارنس بروکس”، نماینده وپژه کمپانی هند شرقی در سال ۱۸۲۵؛

چهارم، گزارش “کلنل رابرت تیلور”، نماینده سیاسی بریتانیا در منطقه عربستان عثمانی در تاریخ ۲۵ فوریه ۱۸۳۶؛

پنجم، مجموعه گزارش‌های اداری کارگزاری سیاسی بریتانیا در خلیج فارس مربوط به سال‌های ۱۸۷۶ تا ۱۸۷۷؛

ششم، کتاب “ایران و مساله ایران”، نوشته “لرد کرزن”، نایب‌السلطنه حکومت انگلیسی هند که در سال ۱۹۰۳ سفری تشریفاتی و رسمی به خلیج فارس به عمل آورده بود؛

هفتم، بروشوری که در سال ۱۹۰۲ از سوی وزارت دریاداری بریتانیا جهت استفاده اعضای وزارت خارجه تهیه شده بود؛

هشتم، نقشه رنگی رسمی ایران که اولین بار در سال ۱۸۸۶ با عنوان “نقشه ایران” در بخش اطلاعات وزارت جنگ بریتانیا تهیه شد؛

نهم، نقشه‌ای که به‌وسیله نیروی دریایی بریتانیا در سال ۱۸۸۱ ترسیم گردید؛

دهم، نقشه ۱۸۶۱ که تحت نظارت لرد کرزن تهیه شد و در سال ۱۸۹۲ به زیور طبع آراسته شد.

این تنها بخشی از اسناد است و این گزارش کوتاه را مجال تذکار تمامی اسناد مزبور نیست. تنها گفتنی‌ست که در انگلستان، ۸ نقشه غیررسمی دیگر نیز تهیه شدند که همگی بر مالکیت ایران بر جزایر سه‌گانه تاکید داشتند. همچنین ۲۱ سند نیز از سایر کشورها یعنی کشورهایی غیر از انگلیس در دست است که بر مالکیت ایران تصریح دارند. با این وصف تعجبی نداشت که چرا انگلیسی‌ها از طرح حقوقی مساله ابا داشتند.

* یادداشت تفاهم ۱۹۷۱ و بازگشت جزایر به سرزمین مادری
سرانجام با تفاهم‌نامه ۲۹ نوامبر ۱۹۷۱، ایران توانست حاکمیت خود را بر جزایر اعاده کند و تنها حقوقی اندک برای اداره محلی به شارجه در جزیره ابوموسی داده شد.

 

حتما بخوانید: بحرین چگونه از ایران جدا شد داستان کامل.

با مستندات محکم علاوه بر جزایر سه گانه چند جزیره دیگر هم مال ایران بوده است. سیربو نعیر» و جزیره نفت خیز «زرکوه»

  

 

 

Comments are closed.