به جان برد نامهای جغرافیایی را آموزش دهید

 

هیچ بعید نیست که استفاده از کلمه خلیج عربی توسط جان برد، وزیر امور خارجه کانادا، در سخنرانی 16 ژانویه اطاق بازرگانی در واشنگتن ، فقط از روی جهالت و کمبود معلومات عمومی باشد. چه در سیاست به آنچه کمتر از همه اهمیت داده میشود معلومات است. با توجه به سیاست های بین المللی دولت هارپر در سالهای اخیر، بخصوص روش برخورد آن با حکومت جمهوری اسلامی بدون در نظر گرفتن اصول اجتماعی، اخلاقی و انسانی نسبت به ملت ایران و کامیونیتی 200.000 هزار نفری ایرانی- کانادائی، میتوان بیشتر بر این باور بود که این عمل عمدا صورت گرفته باشد. آیا این غرض ورزی از برای خوشنود کردن بیشتر اسرائیل است که هم اکنون میزبان بالاترین هییت رسمی کانادائی با حضور شخص هارپر، شش وزیر و 200 همراه در این سفر میباشد؟ و یا اینکه از برای سنگین کردن کفه ترازوی کشورهای عرب مخالف جمهوری اسلامی است که شاید از این سفر زیاد هم راضی نباشند. با شناختی که از سیاستهای بین المللی ابتدائی و غلطی که از دولتمردانی که در دو دوره گذشته بر کانادا حکومت میکنند داریم، هر گونه تفسیر و تعبیر امکان پذیر میباشد.

این وظیفه تک تک شهروندان کانادائی میباشد، که در چنین مواردی با عکس العملی سخت به مسئولین هشدار داده و آنها را نسبت به عواقب خطا کاریهایشان که شهرت، حیثیت و خوشنامی کشوررا به خطر میاندازد، آگاه نمایند. کشوری که به همت شهروندانی همچو پیرسون، ترودو و کرتین به لحاظ اهمیت نقش هائی که  چه درداخل و چه در خارج از کشور بازی کرده اند، احترام و اعتباری عظیم برای کانادا در جهان بوجود آورده اند. خواه و نا خواه بار این مسئولیت بر دوش کامیونتی ایرانی – کانادائی بیشتر سنگینی میکند. در چنین موقعیتی بجاست که هر شخص با هر باور و عقیده در حد امکان خود، به صورت شخصی و یا جمعی، از طریق نامه، حضور فعال در سوشیال مدیا و یا تماس با رسانه ها و مقامات سیاسی همه احزاب ناخوشنودی خود را اعلام دارد.

چه به جا و چه فرصت مناسبی میباشد که نظری بر تاریخ چند صد ساله، و یک بررسی اجمالی بر کشوری که یا از روی نیاز و ناچاری و یا از روز عشق و علاقه آنرا محل سکونت خود گزیده ایم ، داشته باشیم. از خصوصیات این کشور جوان اینست که به مثال روز های اول بوجود آمدنش، تاریخش هنوز زنده و به همان صورت ادامه دارد. تاریخی که با هجوم مستعمره گران انگلیس و فرانسه آغاز گردید. مبارزه با بومیان سرخپوست و تسلط بر آب و خاک آنان، این دو مهاجم را از یک طرف متحد ساخته، و از طرف دیگر رقابت از برای قدرت آنها را تا به امروز در مقابل هم قرار داده است. زیر پا گذاشتن امروزه قراردادهائی که سابق بر این بر بومیان تحمیل شده بود، جهت دست یابی به شنهای نفتی آلبرتا، و جدائی طلبی فرانسویان که همچنان ادامه دارد، اینطور مینماید که انگاری هیچ تغییری در تاریخ این کشور در طول این چند صد ساله  بوجود نیامده است. جز آنکه از برای بهره برداری از این سرزمین وسیع و غنی احتیاج به افراد بیشماری میبود که موجب آن گردید، مهاجرت و مهاجرین بزرگترین  پدیده و نقش را در ساختار و پیشرفت این کشور بازی کنند

استعمار نه تنها از میان نرفته بلکه شکلهای ظریف و پیچیده تری به خود گرفته است. جلب نیروهای جوان و تحصیلکرده کشورهائی که در شرایط بحرانی قرار گرفته اند، باعث آن گردیده که چرخهای اقتصادی این کشور در مقایسه با کشورهای دیگر سریعتر و روان تر در چرخش باقی بمانند..

 

غارت رفته ملت های تحت ستم قرارگرفته میباشد، این کشور را به بهشتی از برای غارتگران بین المللی مبدل ساخته است. داشتن ملیت کانادائی آنچنان ارزش و بهاء پیدا کرده است، که افرادی را که از بالاترین معلومات دانشگاهی برخوردار میباشند کور کرده و آگاه وناآگاهانه ترجیح میدهند که چشمهای خود را بسته نگاه داشته و در مقابل این تبعضات از خود بی تفاوتی، سکوت و سکون نشان دهند.

آزادی، دموکراسی و حقوق بشر در کانادا نعمت هائی نیستند که در اثر مبارزات اجتماعی به دست آمده باشند. بلکه شرایط الزامی و اجباری میباشند تا کشوری که سالانه سیصد هزار مهاجر در خود می پذیرد، این امکان را بوجود آورد که قومیت های مختلف بتوانند در کنار هم زندگی نمایند. هیچ نشان فرهنگی، تاریخی و هنری جمعی خاصی در این کشور جز طبیعتی بی نظیر، سرمائی کشنده و جامعه ای صد در صد مهاجر، وجود ندارد، که بوجود آورنده کشوری باشند که مانند کشور های دیگر در طول تاریخ و بواسطه مختصات و سرنوشت مشترک بوجود آمده باشند. دایورسیتی و مولتی کولچرالیسم که اصول اولیه مورد تائید همگان در این کشور میباشند، جامعه را به صورت موزائیکی از فرهنگ ها و قومیتهای مختلف شکل داده است. درست است که این اصول را به صورت برابر نمیتوان در سیستم های قانونگزاری، حکومتی و سیاسی مشاهده نمود، ولی این نوع تشکل در خود نیروهای بالقوه و نهفته ای دارند، که دیر یا زود باعث دگرگونی وتحولی عظیم  خواهند شد، که نتیجه اش جامعه ای خواهد بود که آزادی و دموکراسی و حقوق بشری واقعی در آن حاصل یک بیداری جمعی باشد. بیداری که نشان از پایان دوره استعماری قومی خاص بوده، که ناگفته خود را برتر میداند. و آغازی از برای سرزمینی باشد که الگوئی از برای دنیای بی مرز فردا خواهد بود. محیطی که قومیت های مختلف در صلح و آرامش، ارزشهای انسانی را بر دیگر ارزشها ارجحیت داده و خواستار آزادی، دموکراسی و حقوق بشر به صورت برابر از برای همگان باشند.

تجمع اعتراضی برای واکنش به بکار بردن کلمه خلیج عربی‌ به جای خلیج فارس، توسط وزیر امور خارجه  در سخنرانی اخیر خود، در تاریخ سه شنبه 28 ژانویه – ساعات 3 الی 4 بعد از ظهر، در مقابل دفتر چانگسون لینگ نماینده فدرال از حزب کانسرواتیو در ویلودیل، شماره 250 خیابان شپرد شرقی تدارک دیده شده است. از کلیه فعالان اجتماعی، نمایندگان و افراد کامیونیتی دعوت شده است که با شرکت هر چه بیشتر در این تظاهرات، رشد، بلوغ، آگاهی جمعی و همبستگی خود را در مبارزه با تبعیض، بی احترامی و زیر پا گذاشتن اصول انسانی و قوانین بین المللی نشان دهند.

 

 

نامه ی دکتر رضا مریدی، نماینده مجلس انتاریو از حوزه ی ریچموندهیل و وزیر تحقیقات و نوآوری انتاریو

دکتر رضا مریدی

دکتر رضا مریدی

جناب آقای جان برد وزیر محترم خارجه، تجارت و توسعه کانادا. اتاوا

موضوع: خلیج فارس ـ اظهارات اخیر جنابعالی

جناب آقای وزیر برد:

اینجانب از اشاره آنجناب به خلیج فارس به عنوان خلیج عربی در اجلاس اخیر اتاق بازرگانی آمریکا مطلع شدم.

مایلم تأکید کنم که در طی قرن های گذشته تاریخ نویس ها و جغرافی دان ها همواره این خلیج را به عنوان خلیج فارس شناخته اند. تنها در زمان ریاست جمهوری عبدالناصر در مصر بود که وی به دلایل صرفا سیاسی آن را خلیج عربی نامید و از آن زمان بعضی کشورهای عربی و تعدادی افراد ناآگاه هر از چندگاهی آن را به این اسم مصنوعی و بحث انگیز خوانده اند.

به جز چند مورد کاملا استثنایی، اغلب قریب به اتفاق همه کشورهای جهان منجمله کانادا و سازمان های بین المللی مانند سازمان ملل متحد این خلیج را به نام خلیج فارس رسماً می شناسند. تغییر نام دریاها و اقیانوس ها که مورد قبول جامعه ی جهانی است در عرف بین المللی متداول نبوده و جایز نیست.

خلیج فارس، همانند دریای عرب، خلیج عمان، اقیانوس هند، خلیج بنگال، دریای چین جنوبی و دریای ژاپن اسم تاریخی و جغرافیایی این خلیج است و بایست به همین اسم نیز بدان اشاره کرد.

اینجانب از شما درخواست می کنم که با صدور بیانیه ای این اشتباه نظری را تصحیح نمایید.

ارادتمند ـ رضا مریدی

نماینده پارلمان انتاریو از حوزه ی ریچموند هیل

لیلی پورزند

لیلی پورزند

نامه ی لیلی پورزند، کاندیدای نامزدی برای حزب لیبرال  از شعبه ویلودیل

۲۰ژانویه ۲۰۱۴

دریافت کننده: عالیجناب جان برد، وزیر امور خارجه

رونوشت: دفتر نخست وزیر کانادا

موضوع: ارجاع نادرست به خلیج فارس

جناب آقای وزیر،

جنابعالی در سخنرانی خود در مقابل اتاق بازرگانی امریکا به تاریخ ۱۶ ژانویه ۲۰۱۴ ، از واژه “خلیج عربی” به جای خلیج فارس استفاده نمودید. اینجانب امیدوار هستم که این تنها یک اشتباه از جانب شما باشد و نه یک ترجیح خاص تحت تاثیر ملاحظات سیاسی و اقتصادی.

تصور اینجانب بر این است که جنابعالی در سخنرانی خود قصدتان ارجاع به سفرهایتان به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بوده.

با این وجود من علاقمند به تاکید بر این نکته هستم که نام آن منطقه دریایی (آبی) ویژه، خلیج فارس است. این نام تنها نامی است که توسط سازمان ملل متحد به صورت رسمی استفاده می شود. همچنین این نام توسط تعدادی از نهادهای تخصصی تاریخی و جغرافیایی معتبر در سراسر دنیا از جمله در کشور امریکا و انگلستان، مورد تایید قرار گرفته است. و در نهایت، دولت کانادا نیز همواره از این نام در اسناد رسمی اش استفاده کرده است که این امر با یک جستجوی ساده در صفحه وب سایت وزارتخانه تحت نظارت شما و همچنین وزارت دفاع ملی، مشهود می باشد.

کشور کانادا در رده بندی ها، یکی از محبوب ترین کشورهای توسعه یافته در میان مردم سراسر دنیا می باشد. این جایگاه در نتیجه پیروی از سنت درک متقابل، گفتگو، آگاهی از جهان و اتخاذ رویکرد متعادل در مسائل جغرافیای سیاسی، به دست آمده است. ارجاع نادرست شما به خلیج فارس در تعارض مستقیم با اصولی است که شما خود را به آن متعهد کرده اید، از جمله اصل ایستادن بر سر حقیقت و عدالت در حوزه مسائل بین المللی.

اینجانب از جنابعالی تقاضا می کنم که این اشتباه را به صورت عمومی اصلاح نمایید و اطمینان حاصل کنید که از این پس واژه درست ـ خلیج فارس ـ  از جانب شما و وزارتخانه تحت نظارت شما، استفاده خواهد شد.

با احترام،لیلی پورزند

نامه کاوه شهروز، کاندیدای نامزدی برای حزب لیبرال از ریچموندهیل

کاوه شهروز

کاوه شهروز

From: Kaveh Shahrooz
To:  Minister John Baird
Subject:  Objection to your use of “Arabian Gulf”

Minister Baird,

I am writing to voice a strong objection to a speech you made on January 16, 2014 to the U.S. Chamber of Commerce.

In that speech, you made reference to your travels to the “Arabian Gulf.”

As a former Senior Policy Advisor to the Department of Foreign Affairs, I know that many of your Departmental advisors have sufficient expertise to advise you that no such body of water exists. The name of the body to which you were referring is, and has always been, the “Persian Gulf.”

The name is recognized as such by all credible and neutral international bodies, including the United Nations Secretariat and the International Hydrographic Organization.  Moreover, the term “Persian Gulf” has been used since time immemorial in travelogues and all other writings on the subject.

The use of the term “Arabian Gulf” has been politically motivated by certain governments in recent years. I would, however, expect better of Canada.

persian gulf rashtrapati.parssea

I respectfully request that you issue a correction on this important issue immediately.

Kaveh

Comments are closed.