کیخسرو همان کوروش کبیر است.

parssea.org AJAMتمام حوادث وقوع یافته مربوط به کیخسرو  از زمان پناهنده شدن پدرش سیاوش به توران، ازدواج با شاهزاده خانم تورانی، همچنین کشته شدن  وی، و  زایش  و سرگذشت کیخسرو، به نوعی  کم و بیش مشابه در منابع دیگر به غیر از شاهنامه انعکاس یافته است. مهمترین  اشکال در این است که  اسامی رجال و اماکن مندرج در شاهنامه با اسامی رجال و اماکن در آثار یونانی مانند  هرودوت و کتسیاس و الواح میخی آشور کاملاً متفاوت است. ولی این موجب نگرانی نیست زیرا  در تاریخ کهن همه ملتها و کشورها  این ناهمگونی در انتقال بخصوص در انتقال شفاهی در هزاره های گذشته وجود دارد از طرفی از نظر زبان شناسی نیز تغییر ماهیت نام ها  از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر قابل پذیرش است  مثلا یم – و جم  و  هخم  و یا جوان و خوان و یوان – و یا یعقوب و یاکوب و هاکوپ و  جاکوب  و … امثال اینها تغییراتی در انتقال یک نام  به زبان های دیگر  و کاملا طبیعی هستند از سوی دیگر  چون چهار چوب و هستهٔ وقایع در همه یکسان گزارش شده و می‌توان بدون تشویش خاطر مطالب عنوان شدهٔ کیخسرو در شاهنامه را با منابع یاد شده تطبیق نموده تاریخ این برهه از ایران را تا حدودی ترسیم نمود.

نه تنها اسطوره شناسان معاصر مانند  خالقی مطلق  و مفرد کهلان و پرویز رجبی  و دیگران  معتقدند که  کیخسرو همان کوروش است بلکه  در منابع کهن نیز که بدست ما رسیده بنوعی به آن اشاره شده و یکی از کسانیکه کوروش را همان کیخسرو می داند بیرونی است .
تاریخ دوره هخامنشی و دوره قبل از اسلام کمتر از یک درصد ان باقی مانده و در نتیجه در تاریخ شفاهی با هم مخلوط شده است و جنبه استوره ای گرفته است بیرونی فردی است که با تمدن هند و ایران و غرب اشنا بوده است. و یکسانی کوروش و کیخسرو را مورد تایید قرار داده پس مشخص می شود در دوره بیرونی هنوز در تاریخ شفاهی  چنین مطالبی وجود داشته ولی به مرور بکلی فراموش شده است.

یک نکته که  تایید می کند کیخسرو همان کوروش است این است که در منابع یونانی سال تقریبی حکومت کوروش حدود 2500 سال قبل از دقت برخوردار است اما در مورد کیخسرو شاهنامه سال دقیق وجود ندارد . ناصر خسرو گفته قنات گناباد در آن دوره کاریز کیخسرو نامیده می شده است. و اهالی گفته اند  که کیخسرو دستور حفر آن را داده است. از طرفی باستان شناس کشورمان آقای لباف خانیکی بر اساس داده های باستان شناسی و سفالهای یافته شده عمر کاریز یا قنات گناباد را 2500 سال بر آورد کرده است که دوره کوروش کبیر می باشد.

از سوی دیگر افراد  اسطوره شناس و شاهنامه شناس متعددی بر این باورند که کیخسرو همان کورورش کبیر است و کوروش کبیر همان ذوالقرنین است.  پس می توان گفت کاریز گناباد به دستور کوروش کبیر حفر شده است مطالب دیگری نیز این نظریه را تایید می کنند  از جمله اینکه کیخسرو و کوروش هر دو به آبادانی توجه خاصی داشته اند.

جنگ دوازده رخ که شرح آن در شاهنامه آمده و مطابق شاهنامه جنگ در ریبد گناباد روی داده و کیخسرو نیز بعد از پیروزی سرداران ایرانی برای جشن و پیشکش هدایا به گودرز و گیو  به گناباد آمده است 

گناباد AJAMگناباد عجم

دکتر محمد عجمDr.ajam

سخنرانی دکتر عجم در فستیوال 12 رخ  در زیبد گناباد

در کتاب‌های سیر و اخبار که از روی کتب اهل مغرب نقل شده، ملوک ایران و بابل را نام برده اند و از فریدون که نزد آنان «یافول» نام دارد

شروع کرده اند تا دارا… و کوروش که همان کیخسرو است (بیرونی، ١٣٨۶: ص ۱۵۱).
بیرونی در ادامه می‌گوید:
ولی با آنچه ما می‌دانیم از حیث عدد ملوک و نام‌های ایشان و مدت پادشاهی و اخبار دیگر احوال ایشان اختلاف دارد (همان).
اما در آخر به دلیل احترام به خوانندگان این روایت هم نقل می‌کند و قبل آن می‌گوید:
اگر ما این اقوام مذکور را در اینجا برای خوانندگان نقل نکنیم اولا متاع خود را به سنگ تمام نفروخته ایم و ثانیاً در دل‌های خوانندگان تولید نگرانی کرده ایم و ما این اقوال را در جدولی جداگانه قرار می‌دهیم تا آنکه آراء و اقاویل بهم مخلوط نشود (همان).
جالب آنکه همین جدولی که بیرونی چنین مواردی را درباره آن گفته است و در نهایت آن را آورده است تا متاع خود را به سنگ تمام بفروشد، با توجه به آثار باستانی، کتیبه‌های هخامنشی، سکه‌های باقی مانده و هماهنگی آنها با دیگر منابع تاریخی که امروز در دسترس ما قرار دارد، متوجه

می‌شویم که یکی از دقیق‌ترین جدول‌ها درباره ترتیب پادشاهان است.
نکته مهم آنجاست که در جدول مورد نظر این چنین نوشته است:
کورش که کیخسرو است (همان: ص ۱۵۲).
بیرونی از پژوهشگرانی است که منابع و متون اقوام و ملل گوناگون را بررسی کرده است. متون غربی، متون یهودی و… . جالب است که در آن زمان به شباهت کوروش و کیخسرو پی برده است و خوشبختانه اثر او به دست ما رسیده است و از گزند حوادث در امان مانده است.
چه بسی چنین رویکردی در دیگر پژوهشگران و دانایان ایرانی پس از اسلام، حتی فردوسی هم وجود داشت. یعنی ممکن است با کوروش در منابع غربی و یهودی (مثلا کوروس در منابع یونانی یا کیروس در لاتین) برخورد کرده باشند و به دلیل شباهت‌های او با کیخسرو اینچنین برداشت می‌کردند که کوروش همان کیخسرو است. می‌دانیم که بسیاری از این بزرگان با محتوای کتیبه‌های هخامنشی و آثار باستانی آشنا نبودند و به بسیاری از آثار باقی مانده از آن دوران که در دسترس پژوهشگر امروز است، دسترسی نداشتند (به دلیل تهاجم‌ها و نابودی‌هایی که از زمان حمله الکساندر به بعد رخ داده بود)؛ بنابراین چنین برداشتی از جانب پژوهشگران ایرانی آن دوران بسیار طبیعی بوده است.
.
کوروش، فریدون یا کیخسرو؟!

IRANtouran
به طور خلاصه می‌توان گفت صفات کیخسرو بیشترین آمیختگی را با توصیف ازکوروش بزرگ دارد و البته بخشی از روایات مربوط به فریدون هم آمیختگی‌هایی با کوروش بزرگ پیدا کرده است.
همانطور که پیش از این گفته شد، اسطوره‌ها یادآور «حافظه جمعی» مردمان هستند و طبیعی است که در حافظه جمعی «آمیختگی» رویدادها رخ می‌دهد. آمیختگی روایات در شاهنامه به چشم می‌خورد و این آمیختگی با توجه به زمان سروده شدن شاهنامه بسیار طبیعی است؛ به هر حال شاهنامه پس از تهاجمات بزرگ به ایران و پس از گذر سالیان سال از دوران مادها و هخامنشیان سروده شده است. این موارد فقط درباره کوروش بوجود نیامده و به نظر می‌رسد درباره بسیاری از پادشاهان دیده می‌شود.
شاهنامه ابتدا با پادشاهان پیشدادی شروع می‌شود. پادشاهانی مانند کیومرث، هوشنگ، جمشید و فریدون. چنین می‌نماید که زمان پیشدادیان با دوره‌های پیش از تاریخ فلات ایران هماهنگی دارد، به طوری که آنها صرفا یادگاری از یک شخص ویژه نیستند بلکه نماد یک دوره تاریخی می‌باشند. به عبارتی دیگر، رفته رفته آن دوره‌ها تبدیل به اسطوره شدند و خاطرات دوره‌های پیش از تاریخ با خاطرات دوران شاهنشاهی‌های بزرگ آمیخته شد و داستان‌های اسطوره‌ای بوجود آمدند. از این رو ممکن است برخی از خاطرات کوروش در قالب فریدون نمایان شده باشد.
اما از طرفی کیانیان شاهنامه، بیشترین آمیختگی را با مادها و هخامنشیان دارند. تغییر و تحولاتی که در پی آمدن کوروش رخ داد را می‌توان با تحولاتی که با آمدن کیخسرو در دوره کیانیان شاهنامه بوجود آمد مقایسه کرد. علاوه بر شباهت داستان‌های کیسخرو به داستان‌هایی که درباره کوروش گفتند، منش و رفتار کیخسرو شباهت به کوروش دارد و حتی گفتار کیخسرو یادآور گفتار کوروش در منابع است. همانطور که گفته شد، به نظر می‌رسد کیخسرو در شاهنامه بیشترین آمیختگی را با کوروش بزرگ دارد. جنگ 12 رخ در شاهنامه شباهت زیادی با جنگهای کوروش با اقوام شرقی ذکر شده در منابع یونانی دارد در جنگ 12 رخ کیخسرو لشکری از خوزیه و لشکر دیگری را از هند فرا می خواند محل جنگ زیبد گناباد

منابع برای مطالعه بیشتر:

اولین فستیوال ۱۲ رخ در مجموعه قلعه زیبد برگزار شد.

 

قنات یا کاریز میراث فرهنگی و علمی ایرانیان

مجلهٔ ایران‌شناسی، سال هفتم، بهار 1374، شماره 1  کیخسرو همان کوروش کبیر است .جلال خالقی

http://www.iranboom.ir/nam-avaran/koroshe-bozorg/3541-keikhsore-korosh.html

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.