استعمارگران در خلیج فارس

نویسنده: دکتر نصرالله پور محمدی املشی

parsseaAjam
چکیده

سرآغاز شکل گیری نظام جهانی همراه با اکتشافات دریایی بود که بر مناسبات سنتی کشورها تأثیر گذاشت چرا که با کشف مسیرهای جدید دریایی، کشورهای اروپایی توانستند با دور زدن دماغه ی « امیدنیک » در جنوب آفریقا بر سرزمین های مشرق زمین از جمله منطقه ی خلیج فارس و کشورهای دریای عمان و اقیانوس هند تسلط یابند و با برقراری روابط تجارت دریایی میان هند و اروپا، کشورهای مسیر تجارت سنتی از جمله عثمانی را از منافع آن محروم سازند. در مقابل این تهدیدات، امپراتوری عثمانی تلاش نمود ضمن ورود به منطقه ی خلیج فارس و دریای عمان و بسط نفوذ خود به سمت شرق، کشورهای اروپایی را در این منطقه نیز مانند مدیترانه تهدید نماید و همواره از منافع شریان اقتصادی مبادلات جهانی شرق و غرب برخوردار باشد.

واژگان کلیدی:

عثمانی، تجارت، نظام جهانی، اکتشافات دریایی، اقیانوس هند

درآمد:

قبل از اینکه به بررسی تلاش عثمانی در قرن شانزدهم برای نفوذ در خلیج فارس و دریای عمان بپردازیم، بهتر است ابتدا نگاهی گذرا به افزایش حضور اروپایی ها در مشرق زمین داشته باشیم که با کشف راه های دریایی صورت گرفت، یعنی شریان هایی که زمینه و اسباب شکل گیری نظام سرمایه داری بورژوازی را فراهم نمودند و در یک فرایند تاریخی گره تداوم و تکامل نظام جهانی و نظام سرمایه داری را با یکدیگر استحکام بخشید. اگرچه درباره ی حدود ثغور نظام جهانی(۲) و دامنه ی فعالیت آن در مناطق مختلف در ده ی دهم هجری/ شانزدهم میلادی اتفاق نظر وجود ندارد ولی همه ی پژوهشگران تاریخی درباره ی ارتباط نظام جهانی با اکتشافات دریایی موافقت دارند. اساساً یکی از ویژگیهای اصلی نظام جهانی را کشف و گسترش راه های دریایی می دانند، یعنی زمانی که کشورهای اروپایی توانستند با کشف و تسلط بر راه های دریایی جدید و تجهیز کشتی های اقیانوس پیما به سرزمین های ماورای بحار دسترسی داشته باشند، رخدادی تاریخی که پیامد آن تصرف سرزمین های ماورای بحار، تسلط سیاسی حکومت های اروپایی بر سرزمینهای دور، تأسیس شرکتهای تجاری، برقراری ارتباطات بازرگانی و رفتار خشونت آمیز کشورهای اروپایی بود که در یک روند طولانی در تعمیق و تکامل اقتصاد عصر جدید، به ویژه در قالب نظام سرمایه داری تجاری دارای اهمیت فراوان است. این در حالی است که امپراتوری عثمانی در صف مقدم تقابل با نظام سیاسی اروپا قرار داشت. با تغییر جهت اروپایی ها به سمت خلیج فارس و دریای هند، عثمانی ها نیز تلاش می کردند که در آب های جنوب نیروهای رقیب را مغلوب نمایند؛ امری که تحقق آن به چالش نظامی و سیاسی امپراتوری عثمانی و کشور پرتغال در خلیج فارس و دریای عمان منتهی شد. اما قبل از بررسی اهداف امپراتوری عثمانی و چگونگی ورود این کشور در سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان، ضروری است موضوع ورود اروپایی ها از جمله نیروهای پرتغالی به خلیج فارس و دریای هند ( عمان ) به اختصار بررسی شود.
همزمان با توسعه ی ارضی امپراتوری عثمانی بر مناطق استراتژیک مسیرهای آبی: دریای مدیترانه، دریای سیاه، و تسلط بر بخش بزرگی از اروپای خاوری و به دنبال آن مناطق عرب زبان آسیا، اروپایی ها درصدد گشایش راه های بازرگانی جدید اروپا با آسیا و هندوستان برآمدند. چنانکه در سال ۱۴۸۳ م. پدرودو کوویلهام (۳) پرتغالی از راه مصر و دریای سرخ به هندوستان رسید. اما چون در این راه نیز با دشواریهایی که امپراتوری عثمانی فراهم می کرد، روبرو شد، توجه خود را به راه دریایی معطوف نمود. به دنبال او، بارتلمی دیاز (۴) در سال ۸۹۲ هـ.ق/ ۱۴۸۷ م. به انتهای جنوبی افریقا رسید ولی نتوانست وارد اقیانوس هند شود و به هنگام مراجعت فقط توانست دماغه ی طوفان ها را کشف کند. پس از این موفقیت ها، پرتغالی ها تلاش بیشتری نمودند و در سال ۹-۱۴۹۸/ ۹۰۴ هـ.ق واسکودوگاما عازم سرزمین هندوستان شد. او موفق گردید به هندوستان برسد. بعد از این موفقیت، پادشاه پرتغال خود را خداوند کشتیرانی و فتح و تجارت هندوستان و حبشه و عربستان نامید (۵).
با شروع سال ۹۰۸ هـ.ق/ ۱۵۰۲ م.، پرتغالی ها مبارزه ی گسترده ای را بر ضد تجار عرب به منظور در دست گرفتن تجارت اقیانوس هند آغاز کردند . در این زمان، واسکودوگاما برای دومین بار با ۲۱ کشتی وارد اقیانوس هند شد و در این سفر، جنگ خونینی میان پرتغالی ها و بازرگانان عرب در گرفت، که در آن مصری ها، ترک ها و حتی ونیزی ها به انحای مختلف به اعراف کمک کردند؛ زیرا همه ی آنان یک هدف مشترک داشتند و آن اینکه مسیر تجارتی قدیم را حفظ کنند (۶).
در سال ۹۱۱ هـ.ق/ ۱۵۰۵ م. پرتغالی ها جزیره ی سوکوترا در خلیج عدن را تصرف نمودند و در سال ۹۱۳ هـ.ق/ ۱۵۰۷ تا ۹۱۵ هـ.ق/ ۱۵۰۹ م. ناوگان دریایی مملوکان در دریای سرخ را منهدم کردند. به دنبال آن مملوکان برای مقابله با پرتغالی ها از عثمانی درخواست کمک نمودند (۷). زمانی که، پرتغالی ها در جستجوی راه دیگری به شرق بودند، کوشش نمودن تجارت خلیج فارس و دریای احمر را در انحصار خود داشته باشند و در همین راستا تلاش می کردند تا بر بندر هرمز و عدن نیز مسلط شوند. در نتیجه، هیئت های نظامی پرتغال به قلمرو خلیج فارس و دریای عمان نفوذ کردند (۸) و در سال ۹۱۳ هـ.ق/ ۱۵۰۷ م. جزیره ی هرمز را به تصرف خویش درآوردند (۹). بعد از سقوط هرمز، قدرت دریایی خلیج فارس به مدت سه نسل میان چند نیروی متخاصم تقسیم شد: پرتغالی ها، هلندیان، انگلیسی ها و عرب های عمان (۱۰). برقراری سلطه ی پرتغالی ها در خلیج فارس و اقیانوس هند الگوی سنتی تجارت در منطقه را تغییر داد. قرن ها قبل از ورود آنان، خلیج فارس یکی از شاه راه های بزرگ تجارت شرق و غرب بود و کالاهای ایران و ممالک عرب و اروپا از مجاری خلیج فارس و اقیانوس هند به سوی شرق صادر می شد. اگر چه مراکز تجاری در این مناطق به وجود آمده بود اما هیچ کشوری نتوانسته بود به تنهایی بر این منطقه تسلط یابد و این پرتغالی ها بودند که نه تنها به عنوان تاجر بلکه همانند یک فاتح به منطقه نگاه کردند (۱۱).
پرتغالی ها از همان آغاز به اهمیت تجاری هرمز پی برده بودند. در نامه ی دون مانوئل اول به سال ۹۱۳ هـ.ق/ ۱۵۰۸ م. آمده است « هرمز یکی از بنادر اصلی پرسیا برای تجارت با هند و سایر نقاط محسوب می گردد » (۱۲). علاوه بر این، هرمز برای تجارت پرتغالی ها با کرانه های شرقی آفریقا نیز مهم بود (۱۳). این در حالی بود که شاه اسماعیل نیز به فکر راه دریایی جنوب افتاده بود، تا موانع مسیر راه تجاری ایران با اروپا را، که عثمانی ها با گسترش قلمرو خود مسدود کرده بودند، برطرف نماید. ر حالی که پرتغالی ها در اقیانوس هند و دریاهای مرتبط با آن، مانند دریای سرخ ، دریای عرب، دریای عمان و خلیج فارس مورد تهدید عثمانی قرار داشتند؛ امپراتوری که روز به روز فتوحات و متصرفات خود را گسترش می داد و بیم آن می رفت نیروهای پرتغال و عثمانی در آب های دریای عمان و خلیج فارس با هم درگیر شوند. بدین جهت، آلبو کرک از ورود سفیر ایران به گرمی استقبال نمود. در معاهده ای که بین سفیر شاه اسماعیل و آلبو کرک منعقد شد یکی از مفاد آن چنین بود: ایران و پرتغال در دشمنی با دولت عثمانی دست اتحاد به یکدیگر بدهند (۱۴).
او ضمن ارسال دو سفیر به نام های روی گامش و فری جوانا، در سال ۹۱۵ م./ ۱۵۱۰ هـ.ق به ایران، بر لزوم برقراری روابط سیاسی و نظامی تأکید کرد و از همکاری دو کشور برای مقابله با عثمانی سخن گفت (۱۵). آلبوکرک در نامه ای به شاه اسماعیل هدف از سفر این نمایندگان را چنین آورده است: « ابراز مراتب دوستی با شاه اسماعیل، تمایل به کمک نظامی جهت مقابله با امپراتور ترک، احتمال فتح مکه و جنگ علیه شاه کامبایا تقدیر و ستایش فراوان پرتغال و دربار پرتغال درخواست اعزام سفیر به شاه پرتغال، اشاره به مسیحیان ساکن پرسیا و فعالیت بازرگانی است » (۱۶).
پرتغالی ها در خلیج فارس و دریای عمان به اهمیت اقتصادی بنادر، جزایر و مناطق ساحلی توجه داشتند و اقدامات نظامی خود را در راستای دست یابی به مناطق استراتژیک اقتصادی هدایت می کردند. پی گیری این اهداف اقتصادی به برخورد منافع با کشورها و قدرت های منطقه منتهی می شد که بیش از همه با اهداف سیاسی و اقتصادی عثمانی در چالش بودند. در نامه ای که پرود آلبو کرک به دون مانوئل اول، پادشاه پرتغال در ۴ اوت ۱۵۱۶ نوشته است درباره ی اهمیت هرمز می گوید: « مبادلات تجاری در هرمز بسیار بزرگ و گسترده است و از تمامی مناطق هند به دلیل نیازمندی ایران و عربستان به محصولات هندی، این کالاها وارد هرمز می شوند. هرمز دویست هزار صرافین درآمد داشته و هشتصد نفر در آن قرار دارند. … بیشتر این مردم در بخش خشکی و طرف شیخ اسماعیل ( موسس سلسله ی صفوی ) قرار دارند که نمی خواهند در اینجا قلعه ساخته شود و به همین دلیل وجود نیرو در اینجا همیشه الزامی است » (۱۷).
در سال های ۹۱۸ هـ.ق/ ۱۵۱۲ م. آلبو کرک از طرف پادشاه پرتغال فرمان داشت تا عدن و باب المندب را تصرف نماید و راه دریای سرخ را بر کشتی های پرتغالی باز کند ولی موفق نشد و ناامید بازگشت (۱۸). قبل از این ( کشف دماغه امیدنیک )، بخشی از کالاهای هندی با کشتی های عربی تا مصر حمل می شد و از آنجا از طریق اسکندریه با کشتی های ونیزی به اروپا انتقال می یافت؛ اما با ورود آلبو کرک و تصرف جزیره ی سوکوترا در دهانه ی دریای احمر و تصرف تنگه ی هرمز در مدخل خلیج فارس، راه های حمل کالا از شرق به غرب که توسط مسلمانان انجام می گرفت، مسدود شد. بسته شدن این دو راه آبی ( خلیج فارس و دریای احمر ) توسط دولت پرتغال و تسلط این کشور بر دریای همان و سواحل آن سبب شد دولت پرتغال تجارت این منطقه را در انحصار خود بگیرد (۱۹). گزارش پرتغالی ها در سال ۱۵۲۲ م. اهمیت بصره را چنین توصیف می کند: « اکنون مردم از تمامی نقاط جهت خرید ادویه به بصره می آیند؛ ادویه ی زیادی در اختیار اعراب مسلمان است » (۲۰). درباره ی اهمیت اقتصادی دریای سرخ نیز آورده اند: « بازوی راست هند دریای احمر است که در حال نابودی است و اگر به خوبی پاک و تمیز نشود مخاطرات زیادی را در پی خواهد داشت و حتی هرمز نیز امن نخواهد بود خصوصا اگر ترک ها بصره را نیز همانند بغداد به تصرف خود درآورند »(۲۱).

ورود عثمانی به خلیج فارس:

برخورداری از منافع تجارت ادویه از جمله عوامل توجه امپراتوری عثمانی به خلیج فارس و دریای عمان و دریای سرخ بود؛ زیرا تهاجم دریایی پرتغالی ها سبب شده بود مقدار ادویه ای که ملاحان هندی به قاهره اسکندریه، بیروت و دمشق می آورند، کاهش یابد. از این رو عثمانی ناگزیر بود برای حفظ امنیت تجارت هند و حفظ جان زواری که از طریق اقیانوس هند به سوی خلیج فارس حرکت می کردند، و بالطبع حفظ منافع ناشی از این سفرها، اقدام نماید. گام اول عثمانی برقراری امنیت در دریای سرخ و گام بعد حفظ دریانوردی در خلیج فارس و مفتوح نگهداشتن مسیر تجاری بود (۲۲). بنابراین امپراتوری عثمانی مترصد فرصتی بود تا از تلاش پرتغالی ها برای تغییر مسیر تجارتی سنتی از خلیج فارس و دریای سرخ به سمت جنوب آفریقا جلوگیری نماید و همان نقشی را برای طرف های تجاری و مسلمانان شرق ایفا نماید که قبل از این سلاطین مصر بر عهده گرفته بودند. در زمان حکومت ممالیک بر مصر بود که پرتغالی ها وارد هند شدند و هنگامی که سلطان کالیکوت دریافت، کشتی های جنگی او تاب مقاومت در برابر توپخانه ی سنگین کشتی های پرتغالی را ندارند از سلطان مصر کمک خواست. در سال ۱۵۰۷ بحریه مصری تحت فرماندهی دریاسالار میرحسین به اقیانوس هند وارد شد. میرحسین می خواست در جزیره ی دیو Diu پایگاهی برای خود برقرار سازد و سپس با مساعدت نیروی دریای کالیکوت به نیروهای پرتغالی حمله نماید. سرانجام نیروی دریایی میرحسین و سلطان کالیکوت با نیروی دریایی پرتغالی به فرماندهی لورنسو دالیدا (۲۳)، پسر نایب السلطنه ی پرتغال ( در هند ) روبرو شد و توانست کشتی پسر نایب السلطنه را با تمام سرنشینانش غرق کند. در پی این حادثه، کشتی های پرتغالی دیگر متواری شدند (۲۴).
به دنبال شکست نیروی دریایی پرتغال در سال ۹۱۲ هـ.ق/ ۱۵۰۷ م. و غرق شدن پسر نایب السلطنه، پدرش، دالمیدا، نیروی دریایی خود را تجهیز نمود و با خیانت حاکم جزیره ی « دیو » توانست میرحسین را از اقیانوس هند بیرون کند: « ملک ایاز که از اروپاییان جدید الاسلام بود و از طرف پادشاه گجرات بر جزیره ی دیو حکومت می کرد با پرتغالی ها پنهانی زد و بند کرد و کشتی های ذخیره را نگذاشت که به بحریه ی میرحسین ملحق گردند. میرحسین که بیش از دَه کشتی تحت اختیار نداشت سخت در مضیقه افتاد و مجبور شد از صد کشتی نیروی دریایی کالیکوت استفاده کند. میرحسین با وجود وضع دشواری که داشت تصمیم به نبرد گرفت. در ۳ فوریه ۱۵۰۹ نیروهای دریایی پرتغال با بحریه ی میرحسین مواجه شدند. هیچیک از طرفین از نبردی که رخ داد نتیجه قطعی نگرفتند ولی میرحسین که از خیانت حاکم دیو سخت برآشفته بود اندکی بعد اقیانوس هند را با بحریه ی خود ترک کرد » (۲۵).
با گسترش نفوذ پرتغالی ها در سواحل و جزایر اقیانوس هند، موقعیت و منافع حکومت های محلی جنوب شبه قاره هند نیز تهدید گشت. این در حالی بود که حکومت های محلی توان مقابله با قدرت خارجی تازه وارد به منطقه را نداشتند. در نتیجه برای مقابله با نیروهای خارجی از دیگران طلب استمداد نمودند. در این راستا بود که در سال ۱۵۳۷ م. سفیری از طرف جوزرات ( کالیکوت ) به استانبول آمد و برای مقابله با پرتغالی ها درخواست کمک نمود. از سوی دیگر سفیری از دهلی به باب عالی وارد شد و علیه همایون بن ظاهرالدین محمد مشهور به بابر کمک طلبید. از این رو، سلطان سلیمان قانونی با سلطان کالیکوت و سلطان مسلمان ناحیه ی « کامبای » که هر دو از دست پرتغالی ها به ستوه آمده بودند، موافقت نامه ای برای مقابله با دشمن مشترک منعقد نمود (۲۶). در این راستا، امپراتور عثمانی، سلطان سلیمان قانونی، به والی مصر، سلیمان پاشا دستور داد که از دریای احمر عبور نماید و پرتغالی ها را از سرحد هند خارج و عدم و یمن را تصرف نماید (۲۷). فرمان سلطان عثمانی بدین شرح است: « سلیمان پاشا که بیگلربیگی مصر هستید بلافاصله پس از وصول دستورات من تدارکات خود را ببینید و خود را در سوئز برای جهاد آماده کنید. پس از اینکه سفاین لازم را تهیه کردید و تدابیر لازم را به منظور تجهیز آنها اتخاذ نمودید عزم هند بکنید و آن نواحی از آن سرزمین را که راه مکه و مدینه را سرکوب کرده اند، تصرف کنید، از اعمال ناپسند پرتغالی ها جلوگیری کنید و پرچم آنان را از اقیانوس دور کنید » (۲۸).
در این زمان سلیمان پاشا، والی مصر نیز به خاطر کوتاه شدن دست اعراب منطقه از اقیانوس هند سخت نگران بود. چرا که منافع او به عنوان حاکم مصر در تقابل با منافع پرتغالی ها در اقیانوس هند قرار گرفته بود. از فرمان فوق به خوبی اطاعت نمود و در شعبان سال ۹۴۴ هـ.ق با هفتاد کشتی مسلح به توپ های بزرگ به منظور تصرف عدن و یمن و کوتاه کردن دست پرتغالی ها از مسقط و خلیج فارس، از راه دریای سرخ به دریا هند آمد (۲۹) و پس از تصرف عدن و مسقط وارد خلیج فارس شده، جزیره ی هرمز را محاصره نمود، اما بی نیل به مقصود به سواحل گجرات که سلطان آنجا از سلطان عثمانی برای دفع پرتغالی ها استمداد کرده بود، رفت. بعضی از قلاع و استحکامات آنجا را تصرف نمود و دیو ( Diu ) را که از مراکز مهم پرتغالی ها بود، محاصره نمود. ولی سرانجام بدون نتیجه به مصر بازگشت. زیرا از یک طرف نیروهای سلیمان پاشا با کمبود آذوقه روبرو شدند و از طرف دیگر سلیمان پاشا موفق نشده بود به نیروی دریایی سلطان کالیکوت ملحق گردد، زیرا مارتین دو سوزا، حکمران پرتغالی، در ۲۰ فوریه ۱۵۳۸ دریاسالار کالیکوت را مجبور به نبرد کرد و کشتی های او را تار و مار نموده بود (۳۰). بهادر شاه (۳۱) نیز قبل از رسیدن سلیمان پاشا به قتل رسیده بود و محمدشاه سوم، حاکم جدید، علیه سلیمان پاشا با پرتغالی ها متحد شده بود (۳۲).
اما سلطان عثمانی که با تصرف بغداد در سال ۹۴۱ هـ.ق/ ۱۵۳۴ زمینه ی ورود و حضور خود را در جنوب، یعنی خلیج فارس و دریای عمان فراهم کرده بود (۳۳)، و از خیالات خود نسبت به خلیج فارس دست برنداشت و به سال ۹۴۵ هـ.ق برای دستیابی به خلیج فارس به حاکم بغداد دستور داد تا ضمن تصرف بصره، به بحرین و هرمز برود. امیر بصره که از قصد ترک ها با خبر شد فوراً پسر خود را به استانبول فرستاد، خطبه به نام سلطان عثمانی خواند و سکه به نام او ضرب کرد. بدین ترتیب نه تنها از تجاوزات حاکم بغداد و بروز جنگی که مآلاً به خرابی بصره می انجامید جلوگیری کرد، بلکه با پشتیبانی عثمانی ها، به قطیف یورش برد و آنجا را تصرف نمود و به سوی بحرین شتافت، ولی به خاطر اختلافاتی که میان قبایل مجاور بصره با اهالی بصره پیدا شده بود، نیروهای بصره به ناچار بازگشتند (۳۴).
گسترش قلمرو ارضی عثمانی به طرف جنوب و رسیدن به بصره، نه تنها قدرت های بزرگ منطقه یعنی ایران و پرتغال را نگران کرد بلکه در سیاست گذاری آنها نیز تأثیر داشت. وزیر بحرین، رئیس بدرالدین در سال ۹۴۶ هـ.ق طی نامه ای به پادشاه پرتغال از او تقاضا کرد در رقابت با حضور عثمانی در خلیج فارس، به ویژه بصره و تهدیدی که از این راه متوجه بحرین می شود به بحرین توجه بیشتری نماید. او در این نامه، به طور مکرر اطاعت و سرسپردگی خود را از پادشاه پرتغال بیان می دارد، ضمناً یادآوری می کند از روزی که ترک ها مصر را تصرف کرده اند و بر عربستان تسلط یافته اند، مانع عمران و آبادی آنها شده اند و تقاضا نموده اند که دولت پرتغال نیز اجازه ندهد تا بحرین و هرمز به دست عثمانی ها بیافتد یا رو به ویرانی گذارد (۳۵). تلاش های عثمانی ها برای رسیدن به اهداف تجاری و بازرگانی در هرمز و خلیج فارس در سال ۹۵۳ هـ.ق/ ۱۵۴۶ نیز به جایی نرسید، از این رو کوشیدند تا با هرمز روابط بازرگانی دایر نمایند. برای نیل به این هدف، با فرمانده پرتغالی های مقیم قلعه هرمز دم مانوئل دولیما (۳۶) از در دوستی درآمدند ولی در نهان با حاکم قطیف که از جانب سلطان هرمز در قطیف بود، هماهنگ نمود (۳۷). از سال ۹۵۴/ ۱۵۴۸ م. اسناد پرتغالی ها از حضور ترک ها در بصره و ساختن دو قلعه در آنجا خبر می دهند و در نامه ای دیگر بیان شده است: « آنها ( عثمانی ها ) از لحاظ منفعت و برخورداری از ادوات جنگی پیشرفته تر می باشند » (۳۸).
در گزارشی به تاریخ ۹۵۵ هـ.ق/ ۱۵۴۹ م. به دون ژوان سوم آمده است که: بصره و عدن توسط ترکها فتح شده است، از این رو لازم و ضروری است برای حفظ تنگه ی هرمز با شاه طهماسب توافق دوستی منعقد شود (۳۹). در این زمان، پرتغالی ها که از پیش گامان دریایی ورود به خلیج فارس و دریای عمان بودند از قدرت نیروی دریایی خود به عنوان عامل فشار و تهدید در روابط سیاسی نیز استفاده می کردند (۴۰).
در سال ۹۵۷/ ۱۵۵۰ میان ترکان عثمانی و پرتغالی ها در خلیج فارس جنگ درگرفت، چون در این سال اعراب قطیف قلعه ی بصره را به ترکان داده بودند و امیر بصره را نیز از مقر فرمانروایی خود بیرون کرده بودند؛ نایب السلطنه ی هندوستان نیز نیروی کمکی برای مساعدت با امیران بصره و قطیف فرستاد (۴۱).
شاه طهماسب که توسعه ی نفوذ ترک ها در سال ۹۵۷/ ۱۵۵۰ را به زیان ایران می دانست، وجود پرتغالی ها را در هرمز مناسب تر دید، از همین رو با آن ها برای بیرون کردن عثمانی ها از خلیج فارس متحد شد. بدین ترتیب پرتغالی ها و ایرانی ها متفقاً به قطیف حمله برده، ترک ها را از آنجا بیرون و قلعه ی قطیف را ویران کردند. اندکی پس از این رویداد سفیرانی از جانب پادشاه پرتغال برای برقراری مراودات قطیف تجاری کسب تجارت و برقراری بازرگانی به ایران آمدند و بنا به گفته ی مؤلفان عالم آرای عباسی و فارسنامه ناصری « با نیل مقصود بازشدند » (۴۲).
در گزارش های سال ۱۵۵۱م. آمده است: تجارت بین هرمز و بصره ممنوع شده بود (۴۳) و این پیامد آنی حضور ترکان عثمانی در بصره بود. با تصرف هرمز راه هند به بصره عملاً مسدود می شد. بنابراین ترک ها در تلاش بودند جزیره ی هرمز را تصرف نمایند و راه تجارت دریایی شرق و غرب را از طریق خلیج فارس و دریای عمان در اختیار خود داشته باشند ( ۱۵۵۳ م ) (۴۴).
در ماه رمضان سال ۹۶۰ هـ.ق/ ۱۵۵۳ م. ترک ها نیرویی به فرماندهی پیری پاشا، دریاسالار مصر به خلیح فارس فرستادند و بندر مسقط را محاصره کردند و پس از ۱۸ روز آنجا را تصرف نموده سپس عازم هرمز شدند، ولی چون موفق به تصرف هرمز نگردیدند قسمتی از شهر را آتش زده، به جزیره ی قشم رفتند آنجا را غارت کردند. این اوضاع موجب شد فرمانده پرتغالی هرمز از « گوا » کمک بطلبد. نایب السلطنه ی پرتغالی هند نیز یک گروه بزرگ ناوگان برای دفاع از هرمز به خلیج فارس فرستاد ولی زمانی ناوگان پرتغالی به هرمز رسید که پیری پاشا به بصره دست یافته بود و از آنجا نیز با دو کشتی عازم مصر شده بود (۴۵). ولی زمانی که حکومت عثمانی در استانبول از اقدامات پیری پاشا در خلیج فارس و نتیجه ی ماموریت او آگاه شد، فرمان داد تا وی را به جرم ترک محاصره ی هرمز و نیز ترک سربازان و کشتی ها در بصره، مجرم شناخته و به قتل رسانند (۴۶). شکست پیری پاشا در تصرف هرمز بیانگر برتری نیروی دریایی پرتغال بود. در حالی که هرمز از نظر اقتصادی دارای اهمیت زیادی بود و اینالجیق (۴۷) به استناد گزارشی از سال ۱۵۵۱ هرمز را یک مرکز تجارت بین المللی می خواند که تجار عربستان، بین النهرین، ونیز، مکه، تاتار و ایران در آنجا فعال بودند و در مقابل پرداخت خراج می توانستند در سراسر اقیانوس هند، به استثنای دریای سرخ رفت و آمد نمایند (۴۸).
به نظر لوتسکی از جمله انیگیزه های عثمانی برای تصرف ممالک عرب، سودجویی از مزایای حاصله از موقعیت کشورهای عرب در خطوط بازرگانی جهان بود. مصر، سوریه و عراق در قرن های ۱۶، ۱۷ و ۱۸ میلادی در شمار مراکز بسیار مهم بازرگانی میان اروپا و مشرق قرار داشتند. اگرچه کشف مسیر دریایی مستقیم به هند- دور زدن دماغه امیدنیک- از اهمیت این کشورها تا حدی کاست، لیکن باز هم تسلط بر راه های بازرگانی کشورهای مذکور درآمد زیادی به همراه داشت (۴۹).
در پی عدم موفقیت پیری رئیس، به مراد رئیس، حاکم سابق بحرین فرمان داده شد تا به اتفاق ناوگان عثمانی در خلیج فارس حضور فعال داشته باشد. او نیز در مقابل جزیره ی هرمز با ناوگان پرتغالی ها برخورد کرد و پس از جنگی سخت با نیروهای پرتغالی، دو کاپیتان معروفش سلیمان و رجب را از دست داد و یکی از کشتی های بزرگ او غرق شد. بدین صورت نیروهای باقیمانده با کشتی به بصره رسیدند و گزارش اقدامات خود را به باب عالی رساندند. هرچند او به سرنوشت پیری رئیس گرفتار نشد ولی سمت خود را از دست داد (۵۰). با وجود شکست های متوالی، عثمانی ها از نیات خود نسبت به خلیج فارس و سواحل آن دست بر نمی داشتند. در سال بعد یعنی در محرم سال ۹۶۱ هـ.ق/ ۱۵۵۴م. نیروی دیگر آنها به فرماندهی سیدعلی از راه حلب و موصل و بغداد به بصره رسید و میان سپاهیان سید علی (۵۱) و پرتغالی ها نبرد خونینی روی داد و فرناند دومنزیش، فرمانده نیروی دریایی پرتغال در جزیره ی هرمز آنان را به کلی سرکوب و تارومار کرد و سیدعلی به هند گریخت. او بعدها از طریق زمینی به استانبول بازگشت. پس از سیدعلی، پرتغالی ها جزایر دریای هند را تصرف کردند و برای جلوگیری از هر نوع خطر احتمالی از جانب شرق، جزایر بحر محیط هند را تسخیر نمودند. بدین ترتیب پرتغالی ها بر خلیج فارس چیرگی یافتند (۵۲). با کاهش قدرت پرتغالی ها در قرن شانزدهم، ظاهراً عثمانی ها به تدریج برتری خود را در دریای سرخ تثبیت کردند و به دنبال آن بار دیگر درصدد نفوذ در خلیج فارس و دریای عمان برآمدند. در سال ۹۶۳ هـ.ق/ ۱۵۵۶ بیگلربیگی ترابوزان، مصطفی پاشا که به بیگلربیگی « حسا » منصوب شده بود، بدون اطلاع حکومت مرکزی به بحرین حمله برد. بعداً در سال ۹۸۵ هـ.ق/ ۱۵۷۸ م. عثمانی ها یک فرمانده دریایی در « حسا » منصوب کردند. بنابراین پرتغالی ها مجبور بودند با عثمانی ها موافقت نمایند. بدین ترتیب از اواسط قرن ۱۶ میلادی مسیر تجاری ادویه ی هند از امنیت بیشتری برخوردار شد و موجب افزایش تجارت در مدیترانه ی شرقی گردید (۵۳). اگرچه تحقیقات محققان ترک براساس اسناد مالی و گمرکی شهرهای تجاری لوانت این ادعا را ثابت می کنند ولی در قیاس با واردات کالاهای تجاری منطقه است نه در مقایسه با حجم تجارت جهانی با ورود پرتغالی ها به جنوب شرقی آسیا، سلطان نشین « آچه » (۵۴) به مقابله با مهاجمان اروپایی پرداخت. علاء الدین رعایت شاه معروف به قهار ( ۹۷۹-۹۴۴ هـ.ق/ ۱۵۷۱-۱۵۳۷م. ) که توانسته بود حکام محلی سواحل سوماترا را در برابر پرتغالی ها متحد سازد و درصدد تصرف مالاکا بود (۵۴)، در سال ۹۷۳/۱۵۶۳ سفیری به استانبول فرستاد و ضمن تقاضای کمک، اشاره کرده بود که بعد از تصرف گذرگاه های جزایر مالدیو توسط پرتغالی ها، شرایط رفت و آمد کشتی های بازرگانی آچه و مسلمانان هند به سوی عدن و دریای سرخ با مشکل روبرو شده است. او برای تشویق سلطان عثمانی وعده داده بود که چندین حکمران غیر مسلمان منطقه موافقت کرده اند، در صورت کمک عثمانی به آنها، اسلام بیاورند. اما مقامات عثمانی به سبب مرگ سلطان سلیمان و جنگ در مجارستان دو سال توجه به جنوب شرقی آسیا را به تأخیر انداختند و پس از دو سال یعنی در سال ۹۷۵ هـ.ق/ ۱۵۶۵ م. ناوگانی مرکب از ۱۹ کشتی بادبانی و پارویی و شماری کشتی حامل تسلیحات و ملزومات برای کمک به مردم آچه فرستاده شد. بیشتر این کشتی ها هرگز به مقصد نرسیدند. بخش بزرگی از این نیروها در مسیر راه، تغییر جهت دادند و درصدد اعاده و بسط قدرت عثمانی در یمن برآمدند تا شورشی را که توسط مختار، یکی از پیشوایان زیدیه برپا شده بود، سرکوب نمایند. در نتیجه فقط دو کشتی به آچه رسید و در خدمت حکمرانی محلی قرار گرفت. اگرچه این اقدام عثمانی چندان مورد توجه قرار نگرفت ولی در سال ۱۵۶۷ م. سلطان عثمانی بار دیگر به حکمرانان مصر و یمن فرمانی صادر نمود تا به بازرگانان آچه ای اجازه دهند که کالاهای استراتژیک مانند اسلحه، اسب و باروت را صادر نموده و به آچه ببرند (۵۶).
علاوه بر این، در سال ۹۷۵ هـ.ق اسکندر پاشا، پاشای بغداد را مأمور تصرف جزایری از خلیج فارس نمود و پاشای بغداد نیز نامه ای تهدید آمیز همراه سفرای کاردان به نزد فرمانروایان آنجا، امیرعلی و محمدبن حارث و جعفر دجلی و سایر مشایخ فرستاد. رؤسای جزایر ضمن اعلام اطاعت از پاشای بغداد پذیرفتند هزار فلوری، معادل پانصد هزاروصد تومان، به خزانه ی سلطان عثمانی بفرستند (۵۷).
اگرچه، امپراتوری عثمانی در طی قرن شانزدهم/ دهم هجری قمری و در رقابت با دولت های اروپایی توانست قلمرو عثمانی را تا عدن گسترش دهد و کرانه های خاوری و قسمتی از کرانه ی باختری دریای احمر را به قلمرو فرمانروایی خود ضمیمه کند، اما پس از مرگ سلطان سلیمان، نیروی دریایی عثمانی رو به سستی نهاد و در جنگ لپانتو (۵۸) در سال ۱۵۷۱ م. از ناوگان مسیحی زیر فرمان دون یوان (۵۹) اتریشی به سختی آسیب دید (۶۰).
از سال ۱۵۸۰/۹۸۸ کشور پرتغال به تصرف دولت اسپانیا درآمد و تا سال ۱۶۴۰/۱۰۵۰در تصرف آن دولت بود (۶۱). فیلپ دوم، پادشاه اسپانیا زمانی که پرتغال را ضمیمه ی خاک خود نمود، سفیری را با سه هدف به ایران فرستاد که یکی از آنها ترغیب ایران به ادامه ی دشمنی و جنگ با ترکان عثمانی بود (۶۲). فیلپ دوم که نمی خواست تغییر وضع سیاسی پرتغال موجب از دست رفتن مصالح و منافع این کشور در هرمز شود، در سال ۱۵۸۲/۹۹۰ به دم فرانسیسکو ماسکارنیا، نایب السلطنه پرتغال در هندوستان دستور داد سفیری به دربار ایران بفرستد تا اجازه ی آزادی آیین مسیحیت در قلمرو ایران را به دست آورد و برای اتباع پرتغال و اسپانیا مزایای بیشتری در امور بازرگانی تحصیل نماید و بدین طریق حضور خود را در خلیج فارس تقویت نماید(۶۳).

برآمد

بنابراین همزمان با شکل گیری نظام جهانی، نیروی دریایی امپراتوری عثمانی نیز در دریای عمان و خلیج فارس فعال شد و خلیج فارس غالباً صحنه ی کشاکش نیروهای عثمانی با پرتغالی ها بود، لذا به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر اوضاع اقتصادی و تجاری منطقه تأثیر می گذاشت. یکی از محققان معاصر درباره ی پیامد حضور پرتغالی ها می گوید: پرتغالی ها با حضور خود در خلیج فارس تعادل دیرینه میان اقتصاد دریایی و زمین را برهم زدند. رابطه ی اقتصادی دریایی ایران با حکومت های محلی مجاور را از بین بردند و دولت صفوی ناچار به مداخله ی مستقیم در امور بازرگانی جنوب شد (۶۴). و سرانجام باید گفت تا زمانی که نیروی دریایی عثمانی در خلیج فارس و دریای عمان توان مقابله با کشتی های اروپایی را داشت در واقع عثمانی، یک عامل بازدارنده برای تحقق اهداف اقتصادی دولت های اروپایی، به ویژه پرتغال در منطقه ی غرب و جنوب غربی آسیا بود و به این ترتیب مانع از نفوذ نظام جهانی در این منطقه می شد و حتی تسلط آنها بر سرزمین های کناری که نقش بنادر را برای دول اروپایی ایفاء می کردند را تهدید می نمود. اما با تسری تحولات صنعتی در کشتی های اروپایی و تجهیز آنها به قدرت توپخانه ای نیرومند، توانستند از سیطره ی نیروی دریایی عثمانی در آب های آزاد بکاهند و بستر را برای عقب راندن عثمانی در عرصه ی تجارت بین المللی فراهم سازند. از منظر دیگر، نزاع در دریا و تسلط بر مسیرهای دریایی را باید نوعی تقابل رویکرد اقتصادی سنتی عثمانی با اقتصاد سوداگری کشورهای پرتغال، انگلیس و هلند دانست. با آنکه پرتغالی ها در ورود به خلیج فارس و دریای عمان تقدم داشتند ولی سرانجام مغلوب اقتصاد مرکانتیلیسم انگلیسی ها شدند که از نیروی دریایی برتری برخوردار بود.
بنابراین می توان گفت: منافع اقتصادی و سلطه ی سیاسی امپراتوری عثمانی در تضاد با گسترش سلطه سیاسی کشورهای اروپایی قرار داشت. زیرا دول اروپایی با کشف راه های دریایی جدید و ساخت و تجهیز کشتی های اقیانوس پیما همواره در جستجوی منافع اقتصادی، به ویژه تجاری خود بودند و راه های جدید دریایی را جایگزین راه های سنتی زمینی کرده بودند. این در حالی بود که اهداف تجاری امپراتوری عثمانی نیز متأثر از اغراض سیاسی و گسترش ارضی بود که به نوبت از آنها تاثیر می پذیرفت. از این رو، دولت عثمانی همزمان با پیشروی زمینی به سمت مرکز اروپا و گسترش نفود نیروی دریایی خود در دریای مدیترانه، تلاش می کرد که راه های ابریشم و ادویه را از نفوذ سیاسی و اقتصادی نیروی دریایی پرتغال و حکومت معارض مشرق زمینی یعنی ایران خارج نماید و کنترل سیاسی و اقتصادی این مسیرهای تجاری را در دست گیرد. بنابراین با تصرف قلمرو ممالیک، نظارت بر جاده ی ادویه را در دست گرفت و به دنبال آن، حوزه ی نفوذ خود را در دریای عمان و خلیج فارس گسترش داد. اگر قبول کنیم که بخشی از اقدامات بازدارنده ی امپراتوری عثمانی با اهداف و انگیزه های مذهبی و تأمین راه های سیاحتی و زیارتی مسافران و زواری دانست که از شبه قاره ی هند برای انجام فریضه مذهبی حج به سوی مکه و مدینه در قلمرو عثمانی بودند، اما انگیزه ی اصلی این دولت برخوردرای از منافع اقتصادی روابط تجاری دو جانبه یا تجارت ترانزیت بود که کشورهای اروپایی با ورود خود به خلیج فارس و دریای عمان، آن را تهدید کرده بودند و استمداد دولت های مسلمان شبه قاره ی هند نیز نه تنها با تحقق اهداف عثمانی در اقیانوس هند منافاتی نداشت بلکه زمینه ی حضور عثمانی در خلیج فارس و دریای هند را مشروعیت سیاسی می بخشید.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.