.

.

مبحث لیبریاوموضوع شورشیان RUF (جبهه انقلابی متحدسیرالئون )وبحث الماسهای خونین که دولت تایلر بدان متهم شده است،

 

 مطالب این مجموعه در سالهای ۱۳۷۸- ۱۳۸۰ با تایپ قدیمی انجام شده و در تبدیل به وورد جدید ممکن است  درمطالب بویژه “ا ” افتاده باشد.

 

م

۶ – پژوهش تحقیقی  تحت عنوان” نقش ایرانیان در گسترش اسلام به شرق آفریقا – همشهری ۱۷ خرداد ۱۳۸۰ محمد عجم

۷ – جزوه درسی روابط ایران و چین و سیاست و حکومت در چین – دانشکده حقوق و علوم سیاسی ، دانشگاه آزاد مشهد – تهیه و تدوین محمد عجم ۱۳۷۴

۸ – فصلنامه آسیای میانه زمستان ۱۳۷۵ انتشارات دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه ایران و همچنین به گزارشی در خصوص اقوام ساکن در قرقیزستان و فارس زبانان اوش  تهیه و ترجمه اینجانب ۱۳۷۵ 

۹ – بنابر تفاسیر معتبر قرآنی ، ابرهه و اریاط فرماندهان پادشاه نجاشی بوده که براساس تقاضای قیصر روم ، برای دفاع از مسیحیان نجران و سرکوبی ذنواس پادشاه یمن ، به آن کشور لشکرکشی نموده و پس از شکست دادن ذنوای از سوی نجاشی به عنوان فرماندار یمن منصوب شدند .

 باستان شناسی معروف دیوید رول در کتاب خود بنام Genesis of civlisation پس از مطالعات و بازدیدهائی که از ایران و خاور میانه داشته است ، ادله محکمی ارائه نموده است که براساس آن تبریز و کوه سهند را منطقه منطبق با مشخصات باغ عدن عنوان نموده است .

۱۰- وب سایت BBC.co.uk تاریخ آفریقا همراه با هنری لویس گیت .وهمچنین مجله ایست آفریکا ۳۰/آوریل /۲۰۰۱ ویژه نامه بندر تنگه

۱۱- درکتاب علوم اجتماعی دوره متوسطه اوگاندا در فصل مهاجرین به آفریقا اعراب را چنین تعریف کرده است :

اعراب کسانی بودند که از شبه جزیره عربی ،سرزمین پارس وشمال آفریقا به سواحل شرقی مهاجرت کردند. در زبان سواحیلی به تقلید از اعراب ،به ایرانیها عجمو یا عجم می گویند.

۱۲- کتاب شرق آفریقا در طول هزار سال ، نوشته جیدن واس ور و درک ای ویلسون -انتشارات ایوانس چاپ چهارم

۱۳ – همان منبع و همچنین مراجعه شود به گزارش تحقیقی اینجانب تحت عنوان تاریخ اسلام در اوگاندا – 

۱۴ –  بیشتر مراجعه شود به مجله دو ماهانه فوکس آفریقا آوریل ۲۰۰۱ از انتشارات موسسه BBC

۱۵ – برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به پژوهشی در فرقه های مذهبی خراسان ۱۳۷۰ 

۱۶ – مراجعه به شود ابن بطوطه در آفریقا موجود در وب سایتBBC.co.uk

۱۷ – ماهنامه تحقیقاتی جامعه و فرهنگ شماره ۳۱ مرداد ۱۳۷۹ و شماره ۳۳ مهرماه ۱۳۷۹ از انتشارات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی .

۱۸ – مراجعه شود به کتاب آداب و روسوم نوروزی تالیف رضا شعبانی ۱۳۷۸ و همچنین به جزوه اقوام ساکن در قرقیزستان اداره دوم مشترک المنافع

 

 جنگ سالاران لیبریا

مقدمه :

لیبریا با ۱۱۱۳۶۹ کیلومتر مربع مساحت وحدود۳ میلیون نفر جمعیت در شمال غرب آفریقا واقع شده است و قدیمی ترین جمهوری قاره آفریقا مخسوب می شود.تجارت پر رونق برده در قرون ۱۸ و ۱۹  از منطقه معروف به ساحل غله موجب شد که اکثر مناطق آن خالی از سکنه گردید.تا اینکه از سال ۱۸۱۶ تعداد زیادی از سیاهپوستان آمریکایی به این منطقه برگشتند ودرسال ۱۸۲۲ با حمایت دولت آمریکا فرمانداری مستقلی در منطقه ای که به افتخار ریئس جمهور آمریکا آنرا مونرویا نامیدند، تاسیس نمودند. در سال ۱۸۴۷  با انتخاب ژوزف رابرتس از سیاهپوستان ویرجینیا به ریاست جمهوری ، کشور مستقل جمهوری لیبریا  تاسیس گردید. در دوره تقسیم استعماری قاره آفریقا توسط دول اروپایی ،این کشور از مستعمره شدن محفوظ ماند ولی در سال ۱۹۰۶ برای مدتی اداره امور مالی آن در اختیار آمریکا قرار گرفت .در دهه ۷۰ اوضاع این کشور رو به پریشانی گذاشت. در سال ۱۹۸۰ با کودتای استوار ساموئل دویی تغیرات وجابجای هایی در قدرت روی داد و زمینه ساز آشوبهای بعدی گردید. 

مبحث لیبریاوموضوع شورشیان RUF (جبهه انقلابی متحدسیرالئون )وبحث الماسهای خونین که دولت تایلر بدان متهم شده است،هنوزدرمطبوعات زنده ودرجریان است اخیراً سازمان ملل بدنبال گزارش کمسیون تحقیق شورای امنیت درسال ۲۰۰۰وهمچنین گزارش مجدد این کمسیون درخصوص ادامه حمایت تایلرازRUF ، همدستی دولت تایلردرقاچاق الماس  وسلاح شورشیان غرب آفریقا، از جمله دلایلی بود که شورای امنیت روز۴می ۲۰۰۱(۱۴/۲/۸۰)به اتفاق آرای قطعنامه تحریم لیبریارابه تصویب رساند.ممنوعیت خریدالماس وکالاومنع مسافرت تایلرو۱۳۰نفرازاعضای دولت وی ازجمله تحریمهای تصویب شده در مورد لیبریا است. دولت لیبریا همواره دخالت خود درقاچاق الماسهای سیرالئون وخریدالماسهای شورشیان …RUF..درقبال تحویل اسلحه راتکذیب نموده ومدعی است که لیبریا قربانی یک توطئه استکباری شده است. شورشیان …RUFدرطول ده سال گذشته بخش اعظمی ازمناطق الماس خیزسیرالئون رادراختیارداشته است. تایلر رئیس جمهورلیبریا سه سال قبل تحت تاثیرمعمرقذافی به دین اسلام گروید وی درسالهای اخیرهمواره موردآماج حملات مطبوعات غرب قرارداشته و به همدستی با تروریزم بین المللی متهم می باشد درطول سه سال گذشته کابیلا،تایلر،رابرت موگابه ، بشیر وقذافی رهبران آفریقائی بودند که درراس پیکان حمله رسانه های گروهی غرب قرارداشته اند.سیرالئون وگینه دوکشورهمسایه لیبریا،دردوسال گذشته مرتباازمجامع بین المللی خواسته اندکه تایلربه عنوان یک تروریست بین المللی که قصدبرهم زدن اوضاع منطقه رادارد تحت تعقیب قرار گیرد.

شورش جنگ سالاران لیبریا

درروز۲۴دسامبر۱۹۸۹حدود۱۰۰شورشی که مدعی هواداری ازجبهه میهنی لیبریا

(NPFL ) را داشتند ازمرزساحل عاج گذشته وبه یک شهرمرزی درمنطقه نیمیای لیبریا حمله کردند،این آغازجنگی بودکه حداقل ۷سال به طول کشیده ومنشاء اختلاف وگروه بندیهای زیادی شد که ازاین گروههاحداقل ۷تشکیلات تا اوایل سال ۱۹۹۷فعال بودند.درجولای ۱۹۹۷ پیروزی چالزتایلررهبر  NPFL)) درانتخابات ملی به مرحله اولیه سردرگمی وهرج ومرج این منازعه پایان داد.

جنگجویان (NPFL ) که ازسوی سربازان نیروهای منظم بورکینابه حمایت می شدند درپیشروی بسوی مونروویا ازسوی ارتش لیبریاموسوم به AFL بامقاومت کمی مراجه شدند.آنهادرمسیرپیشروی به سوی پایتخت به توزیع اسلحه درمیان مردمانی که ازدولت ساموئل دوئی نفرت داشتندپرداختند.درمدت کوتاهی  NPFL  هزاران مردمسلح وغیرآموزش دیده داشت که آنها درکنارچریکهای آموزش دیده که اکثراً نیروهای تبعیدی سابق ارتش لیبریابودند،به تقویت جبهه   NPFL  کمک شایانی می کردند.

افرادتازه وارد بیشتر کسانی بودندکه قربانیان سو استفاده ها ومظالم دولت دویی بودند. وحال باتوجه به شورش بوجودآمده به قصدانتقام جوئی به شورشیان می پیوستند وهمین افراد، مسئول قتل وعام هزاران نفربویژه مسئول کشتار اقوام کراهانن و مانواینگوس که متهم به همکاری بادولت ساموئل دوئی بودند، هستند. دوئی که ازمردمان کراهان بود استوار ارتش بود که بایک کودتا درسال ۱۹۸۰ باکمک نیروهای درجه پائین ارتش قدرت را به دست گرفت .بویژه دررقابت بااقوامGIO و مانو  ازمردمان کراهان وماندینگو کمک گرفت وپست هاومناصب وفرصتهای تجاری رابه آنهاواگذار کرد این عمل باعث شد که مردم درسال ۱۹۹۰ازافراد کراهان وماندینگونفرت داشته باشند بویژه این تنفردراستان نیمبا بیشتروجود داشت.درعکس العمل به تهاجم شورشیانNPFL ، طرفداران دوئی، سربازان ارتش خود را که GIO و مانو بودندوهمچنین شهروندان GIO و مانو را درمونرویا به قتل رساندند و بدین وسیله به دایره کشتارقومی دامن زدند.حتی قبل ازمرگ دوئی درسپتامبر۱۹۹۰ بسیاری ازکراهان وماندینگو ازترس کشتارتوسط NPFL  به سیرالئون وگینه گریخته بودند جائیکه افسران تبعیدی وسیاستمداران به همراه سایرآوارگان ،جنبش لیبریای متحدبرای دمکراسی    ULIMO را تشکیل دادند که درسال ۱۹۹۱بشکل نیرویی مسلح و مقتدرظهورکرد و ازپایگاهایش درسیرالئون که ازسوی دولت فریتاون حمایت می شد جنگ رابرای تصرف لیبریا شروع کرد. مانند همه شورشیانULIMO  نیز بزودی دچارانشعاب شد وگروه های مسلح جدیدی مشتق شدنددرنیمه ۱۹۹۰که شورش مورد توجه رسانه های گروهی جهان قرارگرفت، بسیاری ازمردمان لیبریا امیدواربودند که آمریکا اقدام به مداخله نماید اما آمریکا از اربابی دوران جنگ سردبرای لیبریابسیاردورشده بود ازآمریکابود که درقرن ۱۹ میلادی بنیانگذارن جمهوری لیبریا قدیمی ترین جمهوری درآفریقا،سوار برکشتی شدندوبه سواحل غرب آفریقاآمدند اینبارآمریکا در ژوئن ۱۹۹۰مداخله کرد اما قصدآن فقط تخلیه نیروهایش واروپایی هابود.بعدازجنگ سردآمریکاعلاقه مندی خودرابرای دخالت درلیبریاازدست داده بود وبیشترخودراموظف به وظایفش به عنوان پلیس جهانی می دانست .ازطرف دیگرآمریکاواقعاً نمی دانست که برای استقرارنظم درلیبریاکدام طرف منازعه راموردحمایت قراردهد.وزارتخارجه سالهابودکه ازفسادوبی رحمی دوئی ناراحت بود.اماگزینه جدیددرنیمه ۱۹۹۰رهبرNPFL ،چالزتایلربود. فردی که ازسوی نیروی انتظامی آمریکابدلیل فرار از زندان ماساچوست تحت تعقیب قرارداشت .فردی که درراس یک گروه ناپایدارانقلابی قرارگرفته وازسوی لیبی حمایت می شد وجنایات وهشتناکی راانجام می داد.

درراستای حفظ نظم نوین بین المللی پس ازجنگ سرد،آمریکا قدرت برترمنطقه یعنی نیجریه راترغیب نمود که مسئولیت حفظ نظم وصلح رادرمنطقه برعهده گیرد وقتی درشب دوم اوگوست ۱۹۹۰عراق کویت رااشغال نمود، امید به دخالت آمریکابرای توقف جنگ درلیبریابه ناامیدی مبدل گردید.نیجریه تحت چترحمایتی جامعه اقتصادی دولتهای غرب آفریقاCOWAS  در اوگوست ۱۹۹۰ یک نیروی دخالت نظامیECOMOG )) را سازماندهی کرد که تازمان انتشاراین گزارش ۱۹۹۷ وجود دارد. دخالت اکوماگ منجر به بین المللی شدن جنگ لیبریاشد بدون اینکه بتواندبه آن پایان دهد. ازجهت دیگرهرچه تشنج بیشترشدجنگ فرصتهای اقتصادی خوبی رافراهم کرد که موردبهره برداری اکوماگ واقع گردید. ونیروهای اکوماگ بجای پاسداری از صلح به نیروی طرف جنگ ومخاصمه تبدیل شد.گروهایی از اکوماگ خود در دامن زدن به تشکل های جدید شورشیان  نقش داشتند وجنگ درلیبریامیدانی برای رقابت ومسابقه گروهای رقیب شد.هریک از۷گروه مسلح معروف تر تاسال ۱۹۹۷متحدین خارجی خودرانیز بهمراه داشتند که بسیاری ازاین متحدین خودسربازانی درگروه پاسداران صلح (اکوماگ) داشتند واین کشورها که بازیکنان اصلی منطقه ای بودند،درتمام فعالیتهای دیپلماتیک نیزشرکت داشتند.این موقعیت منجربه تضاد منافع  درمیان پاسداران صلح شد بطوریکه لیبریابه منطقه رقابت ومنازعه میان نخبگان نظامی واقتصادی درابوجا،ابیجان،کوناکری وسایرپایتختهای منطقه تبدیل شد.پایتختهایی که به نوبه خودمتحدین باگروهای ذینفع درآنسوی مرزهای آفریقا همانندفرانسه لبنان واکراین داشتند.همانندگذشته های دور که پادشاهی های قدرتمندغرب آفریقا باحمله به داخل قاره وبرده گیری خودراسروسامان می دادند،جنگ لیبریانیزریشه درمسائل اقتصادی داشت.جنگ لیبریا باشبکه تجارمحلی ،جنگ سالاران را تحریک وبه غارت وچپاول ترغیب می کرد. درنتیجه درلیبریابجای اینکه احزاب وارزشهایش شکل بگیرد،دسته جات وشبکه های مسلح، قدرت گرفتند.درداخل کشورجنگ بجای اینکه به عامل ترویج ایدئولوژی هماهنگ کننده ویاهمبستگی قومی تبدیل شود،به یک نوع تجارت وشیوه زندگیمبدل گردید. درحقیقت بعدازگسترش برنامه ۱۹۹۰،جنگ هویت قومی خودراازدست داد.این تداخل عوامل منجربه شکست ابتکارات دولتهای آفریقای غربی شد. موافقتنامه ها یکی  پس از دیگری به شکست منجرمی شد وگروهای دیگری درلیبریاظهورمی کرد این گروهاعمومادراثرحمایت ازکشورهای همسایه ویاذینفع ظهورمی کردند باطلوع وغروب بخت هریک ازرهبران شورشی،انشعاباتی بروزمی کرد. دراوایل ۱۹۹۶سی امین ابتکارصلح درسرمستی غارت وچپاول مونریا توسط جنگجویانی که دستمزد آنهاپرداخت نشده بود،به شکست کشیده شد.آنهاهرچه راکه ذیقیمت بودچپاول کردندودرمقابل رقابت برای تصرف معادن طلاوالماس میان گروههای رقیب شدت یافت .دراین هنگام تایلررهبرشورشیان دریافت که بدون حمایت نیجریه قادر به رهبری لیبریانخواهدبود،دولت غیردمکراتیک نیجریه نیزدریافته بودکه باپذیرش تایلربه منافعی دست خواهدیافت. درنتیجه نیجریه به شورشیان تحت رهبری تایلرپیشنهاد داد که دولت جدیدی راشکل دهد وسایرشورشیان راخلع سلاح نموده وانتخابات برگزارنماید.درجولای ۱۹۹۷مردم لیبریابطورگسترده واکثریت به چالزتایلررای دادند به خیال اینکه وی صلح را درلیبریابرقرارخواهدکرد.

ریشــــه های جنـــــگ

ازابعاد مختلف ریشه های خشونتی که دامنگیرلیبریاشدبه کودتای سال ۱۹۸۰برمی گردد که طی آن دولت تروویگ سرنگون وساموئل دویی در راس قدرت قرارگرفت .دوئی دوره تصدی ریاست خودرابرای غارت وچپاول بی رحمانه ثروت کشورمغتنم شمرد.

بعدازسرکوب خونین کودتای توماس کوونکپا درسال ۱۹۸۵ ،دویی یک نظام قومی مسموم وتبعیض آمیزی راشکل داد که منجربه کشتارقومی سال ۱۹۹۰گردید.درسال ۱۹۹۰ به موازات اینکه هزاران نفرازجهات مختلف بدلیل ترس ازکشتارقومی به مناطق دیگرمی گریختند شورشیان  AFL, وULIMO  امکان یافتند که به جمع آوری حامیان بیشتری بپردازندآنها از این افراد به ستوه آمده و مستاصل شده امید کمک وحمایت داشتند و بویژه قوم کراهان وماندینگو رابه عنوان اقوامی که پایه واساس لیبریاراتشکیل می دهند تحت حمایت قراردادند.

اما تا اواخرسال ۱۹۹۳اینگونه ادعاهابطورآشکاری کذب وساختگی بودن خودرا آشکارکرد زیراشورشیان نتوانستندوجهه واعتباری برای منافع قومی ویاایدئولوژیکی خود پیداکنند.تمام این شورشیان به نام رهبران ویامتحدین خارجی شان شناخته می شدندوتمایزی میان اهداف اساسی جنگجویان تشخیص داده نمی شد.بسیاری ازجنگ سالاران همواره متحدین خودرامورد تردیدقرارداده وازیک متحد به متحد دیگرتغیرمسیرمی دادند.

ظهوراینگونه گروههائی که برای قدرت منازعه می کردند ومشخصه های بارزآنهابه شخصیت رهبران آن مربوط می شد و فاقد هویت قومی وایدیولوژی بودند،درلیبریاسابقه طولانی دارد.برای چندین دهه سیاست های ملی توسط باندی ازشخصیت های پیرامون ریاست جمهوری اجرامی شد.

سیستم مشتری سازی حزب تروویگ دردوره ریاست جمهوری ویلیام توبمن (۷۱-۱۹۴۴)به اوج خودرسیده بود.حکومت مرکزگرایانه وارباب رعیتی توبمن باافزایش سریع درآمدها که ازائتلاف وهمدستی باشرکتهای اجنبی پدیدارشده بود،توام بود،باسیاست درهای بازواقتصادآزادسیستم سیاسی بوجودآمد که ملت را فرد گرایانه بارمی آورد.

بسیاری ازنویسندگان لیبریابخشی ازتقصیرهاوسرزنشها درخصوص شیطنت درسیاستهای کشورشان رامتوجه محفل پیرامون رئیس جمهورمی کنند.درحقیقت اکثریت  صفات سیتم های قدرت مابانه(اقتداری) ،در حکومت مطلقه رژیم(حزب تروویگ )توسط آقای توبمان جانشین رئیس جمهورویلیام تولبارت (۸۰-۱۹۷۱)به ارث برده شد.که درنوع خودبسیاری ازرقابتهاوگروه گرائی های درونی مخفیانه رادرخود داشت.

رقابتهای سیاسی میان مهاجرینی که ازآمریکابرگشته بودند بابومیان اصیل که مونرویان نامیده می شوندوجودداشت. بنابراین رقابت های آمریکائی تبارها که درراس اموربودند وبومیان بایدموردمطالعه بیشتری قرارگیرد.

کسب قدرت توسط سربازان دون پایه درسال ۱۹۸۰  اگرچه نقطه عطفی درتاریخ لیبریا است اماآنهانه تنهاسیستم خودکامه واقتدارگرایانه رابرهم نزدند بلکه استوار دوئی که به تدریج به عنوان

 رهبرعالی نظامیان ظهورکرد،بسیاری ازنیروهای آمریکائی تبارونخبگان قبلی رادرمسندامورقرارداد. ازجمله آنهاچالزتایلربود که به سمت مدیرکل آژرانس استخدامی دولت درآمدوپس ازاینکه توسط دوئی به فسادورشوه خواری متهم شد درسال ۱۹۸۳ازکشورگریخت شیوه عروج وصعود دوئی موجب شدکه بیشترازهر زمانی محفلی ازدوستان رادرهرم قدرت قراردهد.بویژه پس ازانتخابات تقلبی سال ۱۹۸۵ وی بیشتربه استحکام محفل شرکای خودپرداخت .گفتی است که مشابهه این درخصوص NPFکه توسط توماس کوونکاپا درمخالفت بادوئی بوجودآمده بودصورت گرفت وسپس توسط بقایای کودتای ۱۹۸۵کوونکاپااحیاءگردید. NPFL توسط نیروهای تبعیدی که در نفرت از دوئی باهم اشتراک داشتند احیاء گردید.ودراین میان تایلرباتوجه به اینکه بیشترین نفوذ وارتباط خارجی داشت ظهورپیداکرد.باشروع جنگ ۱۹۸۹ NPFLبسرعت رشدیافت امادرمجموع تفاوتی میان رژیمهای غارتگرتوبمان وتلبرت ودوئی وجودنداشت .وتایلرنیزتفاوتی بااینها نداشت وقتی که NPFLدردسامبر۱۹۸۹ به منطقه NIMBAحمله کرد معدود کسانی درلیبریا این گروه رامی شناختند ظرف چندروزتایلربه برنامه ویژه آفریقایی بی بی سی تلفن کردوخودراسخنگوی NPFL نامید وازآن به بعدمرتباً بی بی سی درخصوص وقایع باوی مصاحبه مطبوعاتی انجام می داد.همین موضوع باعث شهرت تایلرشدوشخصیتی شناخته شده داخلی وبین المللی گردید.مخالفان دیگر دوئی مانندموسی دووپاDUOPU وزیرسابق کارکه مقام دبیرکلی NPFL رادردست داشت، باتایلراختلاف نظرداشت هنگامی که نیروهای NPFL درسال ۱۹۹۰بسوی مونرویا پیش روی می کردند،دووپا، سیاستهای امپریالیستی تایلرراموردانتقادقرارداد.واعلام کردکهNPFL توسط یک شورای اجرائی اداره می شودوتایلرسمتی دراین شورا ندارد.

دراولین ماههای جنگ عده ای ازسیاستمداران برای اینکه ازقتل درامان بمانندپشت سرNPFL پناه گرفتند.ازجمله آنهاجکسون اف دوئی بودکه برنده واقعی انتخابات تقلبی سال ۱۹۸۵ بود.جکسون دوئی مانندبسیاری دیگرافراد NPFL ازمنطقه نیمبا بود. تا اواسط سال ۱۹۹۰که NPFLدرآستانه تصرف مونرویا بود، تایلرتوانست شهرت خودرابه عنوان رهبرNPFL جهانی سازد.بنابراین تایلرتلاش کردکه افرادی مانندجکسون ودوپا DUOPU ودیگران راازسرراه خودحذف سازد.

تااواخر۱۹۹۰ تایلربه بسیاری ازفرماندهان خودبدگمان شدوآنهارابرکنارکرداین باعث شدکه آنهافرقه های انشعابی …NPFLرا بوجودآورند اولین انشعاب توسط پرنس جانسون،قهرمان کودتای سال ۱۹۸۵ وفرمانده نیروهای مهاجم به نیمبا، صورت گرفت. وی گروه جنگ سالاران جدیدی تاسیس کردوتایلرنیزبه تصفیه نیروهای ناراضی اقدام کرد،مغزمتفکرNPFL موسی دووپا بود که باتوطئه تایلربه قتل رسید.خودتایلرکه دارای مدرک اقتصاد ازماساچوست است، علاقه ای به مسائل ایدئولوژی نداشت .شورش وطغیان ازمشخصه های بارزچنددهه گذشته غرب آفریقااست وبه لیبریامحدودنمی شود.

ادامه  دارد…

تهیه کننده :محمد عجـم

 

دومین نهضت خلیج فارسی. بیش از ۴ میلیون اعتراض

دومین موج همبستگی عمومی ایرانیان در دفاع از اصالت نام خلیج فارس

اولین موج همبستگی ایرانی در سال ۱۳۸۳ وقتی رقم خوردکه یک موسسه آمریکایی برای اولین بار در اطلس خود نام جعلی را اضافه کرد موج اعتراضی ایرانی ها و تهیه طومار ۱۲۴ هزار امضایی رکورد یک پتیشن را شکست و هم موسسه را وادار به عذر خواهی کرد و هم  منجر به وادار شدن دولت ایران به نام گذاری روز ملی خلیج فارس شد. اما دومین موج نیز با اشتباه یک آمریکایی و اینبار رئیس جمهور روی داد.

کاربران ایرانی شبکه اجتماعی اینستاگرام، پس از ۱۷ روز که از نظردهی آنها زیر یکی از عکس‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا می‌گذشت، توانستند یک رکورد تازه ثبت کنند. حرکتی که با اعتراض آنها به استفاده از نام دیگری برای خلیج فارس، از سوی آقای ترامپ آغاز شد.

این اولین بار نیست که کاربران ایرانی در فضای مجازی کارزاری به راه می‌اندازند و با لایک کردن یا پسندیدن یک مطلب و یا نظر دادن و کامنت گذاشتن پای مطالب،‌خبر ساز می شوند. اما این  اولین بار  هست که  فعالیت مجازی این کاربران رکوردساز شده است و از مرز ۴ میلیون گذشته است. در فضای مجازی تا کنون تعداد کامنت زیر یک عکس به این رقم نرسیده بود و یک رکورد تازه محسوب می شود

 دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در جریان سخنرانی جمعه شب تاریخ ۲۱مهر ۱۳۹۶ خود درباره توافق هسته‌ای ایران، در زمان انتقاد از رویکردهای منطقه‌ای ایران، تهران را به ناآرام کردن منطقه خلیج ع…. متهم کرد. استفاده  ترامپ از صفت عربی به جای فارس، بلافاصله،   عمدا و آگاهانه ارزیابی شد و  موج گسترده‌ای از اعتراض‌ها را در میان شهروندان ایرانی برانگیخت. از حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران گرفته تا کاربران فارسی زبان پرشمار شبکه‌های اجتماعی از نادانی و ضعف دانش جغرافیای رئیس جمهوری آمریکا انتقاد کردند.

در پی انتشار سخنان ضد ایرانی دونالد ترامپ که همزمان و زنده از شبکه های مختلف پخش شد،  در صفحه رسمی وی در شبکه اجتماعی اینستاگرام، کاربران ایرانی در مدت یک روز با درج بیش از ۲ میلیون کامنت، نسبت به این سخنان اعتراض کردند. همچنین با هشتگ های مختلف از جمله هشتک #persian_gulf و خلیج فارس و ترامپ دروغگو  و انتشار توئیت چند میلیون بار حقانیت و ضرورت کاربرد درست نام کهن خلیج فارس را یاد آوری کردندالبته وب سایت کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا متن سخنرانی وی را منتشر کرد که در آن نام اصلی خلیج فارس بکار رفته بود.  یورو نیوز  روز بعد طی مقاله نوشت ترامپ عمدا نام خلیج فارس را تحریف کرد.

واکنش‌های رسمی

آقای روحانی در همان ابتدای سخنرانی خود گفت: جغرافیا را هم باید مطالعه کنند، چطور یک رییس جمهور اسم خلیج معروف، تاریخی و جهانی را هنوز یاد نگرفته است همان خلیج فارسی که متاسفانه ناوگان‌های آمریکایی، بی‌جهت و مداوم در این منطقه رفت و آمد می‌کنند، لااقل از نظامیان خودش می‌پرسید که در نقشه‌هایی که دست آنان هست، نقشه‌هایی که دست خلبان‌های خودش است، اسم این خلیج را چگونه نوشته اند؟ بنابراین جغرافیا را هم باید بیشتر مطالعه کنند.

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در واکنش به سخنان آقای ترامپ با ارسال توییتی از نام خلیج فارس استفاده کرد.

No wonder supporters of Trump’s inane Iran speech are those bastions of democracy in the Persian Gulf: KSA, UAE & Bahrain.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز در بیانیه خود از تحریف نام تاریخی خلیج فارس انتقاد و تاکید کرد که استفاده از عناوین مجعول بیش از آنکه خدشه ای بر این نام باشکوه وارد کند اوج نادانی و حماقت گویندگانش را نشان می‌دهد.

واکنش شخصیتهای فرهنگی و علمی و هنرمندان

اکثر هنرمندان و چهره های هنری و ادبی و سیاسی نیز در وبلاگها و صفحات اجتماعی خود در این خصوص واکنش نشان دادند صفحات اجتماعی مرکز مطالعات خلیج فارس و کانال تلگرامی ان دهها نقشه و سندی را که قبلا هم منتشر کرده بود مجددا یاد آوری نمود چند نمونه از اسناد کانال تگرامی موسسه غیر دولتی مطالعات خلیج فارس از جمله مدال آمریکایی موسوم به کهنه سربازان و قهرمانال جنگ خلیج فارس و سنگ نوشته های مقبره کشته شدگان آمریکایی جنگ را شبکه خبر و شبکه دو صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم نشان داد.

مقامات نظامی و چهره های محبوب سینمایی ایران  نیز هرکدام واکنش هایی را منعکس کردند.

خبر آنلاین از قول دکتر محمد عجم پیشنهاد دهنده روز ملی خلیج فارس در سال ۱۳۸۱ و در کتاب ” خلیج فارسی نامی کهن تر از تاریخ و میراث معنوی منتشره در در شهریور ۱۳۸۳ نویسنده کتاب اسناد نام خلیج فارس نوشت” «وقتی او یک نام  کهن و مستند تاریخی که در تمام زمانها و مکانها از ابتدای تاریخ به طور مستمر و از جمله در ایالات متحده آمریکا تا کنون مترادف با نام  خلیج فارس نامیده شده را اشتباه قرائت می کند مسلم است سایر ادعاهای وی نیز خالی از مصداقیت ارزیابی خواهد شد.

خشم و شوخی در فضای مجازی

بلافاصله پس از سخنرانی آقای ترامپ کاربران شبکه‌های اجتماعی به استفاده از نام خلیج ع…. واکنش نشان دادند و با انتشار متن و تصاویر مختلف، کارتون های مضحک و یا شوخی های کوچه بازاری از جمله دستکاری در نام شهرهای آمریکا بر روی نقشه گوگل و نامیدن آنها به نام شهرها و روستاهای  ایرانی مانند خراسان،تبریز، همدان و ….  و تغییر نام  ایالتهای آمریکا در ویکی پدیا  از این سخن انتقاد کردند.

ویدئویی که در آن روسای جمهوری پیشین آمریکا از نام خلیج فارس استفاده می‌کنند بازتاب گسترده‌ای در فضای مجازی داشت.

واکنش عمومی به استفاده از نام خلیج عربی تازگی ندارد، بویژه با گسترش اینترنت عموم مردم به راحتی می توانند اعتراض خود را مطرح کنند. نخستین واکنش عمومی از این دست هنگامی بود که نشنال جئوگرافیک در آبان ۱۳۸۳  از نام خلیج عربی در اطلس خود استفاده کرد. با اینکه در آن زمان اینترنت به صورت گسترده در اختیار عموم مردم قرار نداشت اما هزاران نفر از کاربران، سیل اعتراض‌های خود را به سمت این موسسه روانه کردندو یک طومار اینترنتی اعتراضی با ۱۲۴ هزار امضا جمع کردند تا جایی که سرانجام نشنال جئوگرافیک ضمن عذرخواهی، اطلس را تصحیح و نام خلیج فارس را استفاده کرد.

تحریف نام خلیج فارس، تحریف تاریخ یا تلاش برای برتری ژئوپولیتیکی؟

یورو نیوز در وب سایت خود نوشته است” به هر روی با توجه به تاریخ دو هزار و چند صد ساله نام خلیج فارس، استفاده از  خلیج ع…، خلیج یا خلیج فارسی-عربی تازگی دارد. به نظر می‌رسد نخستین بار نام خلیج ع… در دوران شکل گیری ناسیونالیسم عرب و زمانی مطرح شد که جمال عبدالناصر، رئیس جمهوری اسبق مصر در یکی از سخنرانی‌هایش از این نام استفاده کرد.تا پیش از آن هیچ ردی از سایر نام‌هایی که این روزها مرسوم شده در اسناد و مکاتبات حتی عربی  به چشم نمی‌خورد. یکی از اسناد قابل توجه در این ‌زمینه فرمان سلطنتی عربستان سعودی: درباره حقوق دریاهاست که در سال ۱۹۵۸ صادر شده، در همان ماده نخست نام خلیج فارس، و نه اسامی دیگر، آورده شده است. یورو نیوز در ادامه می نویسد تا کنون نیز رهبران کشورها به ویژه رئیسان جمهور آمریکا همواره از نام خلیج فارس و در برخی موارد خلیج استفاده می‌کردند. به همین دلیل سنت شکنی آقای ترامپ در استفاده از نام خلیج ع… عجیب و غیرمعمول بود. خود او قبلا بارها از نام خلیج فارس با عبارت پرژن گلف نام برده بود.

تلاش کشورهای عربی برای استفاده از نام دیگری برای خلیج فارس تنها تحریف تاریخ نیست. بلکه این کشورها و متحدانشان اهداف ژئوپولیتیک مهمتری نیز دنبال می‌کنند.

به نظر می‌رسد پیش از هر چیز هدف این کشورها کم اهمیت جلوه دادن جایگاه ایران در منطقه بسیار مهم خلیج فارس و عربی کردن آن باشد. کشورهای عربی تلاش می‌کنند نشان دهند که پیش از هر چیز این منطقه، یک منطقه عربی و نه ایرانی است. استفاده آقای ترامپ از این واژه نیز قطعا بی هدف و اتفاقی نبود. وی با این سخن قصد داشت حمایت کامل خود را از کشورهای حاشیه خلیج فارس نشان دهد و در عین حال نقش ایران را در معادلات ژئوپولیتیکی و استراتژیک منطقه بی اهمیت یا ثانویه جلوه دهد. در واقع ترجمه ساده سخنان آقای ترامپ این بود: ما کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را به شما ترجیح می‌دهیم.

“لیس هناک مصطلح “خلیج عربی” عند أیّ من الجغرافیین العرب عبر التاریخ. المصطلح الأکثر استخداماً “بحر فارس” و الحدیث النبوی

در کتاب اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاوداننوشته دکتر محمد عجم  آمده است که از ابتدای تاریخ تا سال ۱۹۵۸ هیچ منبع و مدرکی در زبان عربی واژه خلیج عربی برای دریای جنوب ایران بکار نبرده است بلکه در طول تاریخ در زبان عربی عبارت بحر فارس و خلیج فارس رایج بوده. حالا وب سایت عربی رصیف نیز این جمله را تایید کرده و اعتراف نموده که حتی در حدیثی از پیامبر اسلام واژه بحر فارس بکار رفته : “لیس هناک مصطلح “خلیج عربی” عند أیّ من الجغرافیین العرب عبر التاریخ. المصطلح الأکثر استخداماً “بحر فارس” و الحدیث النبوی “فی بحر فارس ما هو فی بحر الروم ما هو”. و ینحاز معجم الأمم المتحده، وعلم الجغرافیا فی کبرى جامعات الغرب، لتسمیه الخلیج الفارسی.

 

ما اسم الخلیج فی الخرائط القدیمه؟

وسام سعاده . بحر فارس: شعبه من بحر الهند الاعظم

الطاغی عند جغرافیی الحضاره الإسلامیّه من الذین وضعوا أعمالهم باللغه العربیه هو تسمیه الخلیج “بحر فارس”، وقد أتبعوا فی ذلک التقلید الجغرافی الیونانی، جریاً على منوال إسطرابون وبطلیموس، وهو تقلید یستند بدوره إلى تصوّر کروی للأرض یجد مبدأه فی جغرافیه الفیلسوف أرسطوطالیس.

یقوم هذا التصوّر للأرض، على ما یوضحه الشریف الإدریسی فی “نزهه المشتاق” (منتصف القرن الثانی عشر المیلادی) على أنّها أشبه “ببیضه مغرقه فی الماء، والماء فی طست، فکذلک الأرض نصفها مغرق فی البحر، والبحر یحیط به الهواء، والهواء دافع لهما أو جاذب”.بموجب هذا التصوّر إذاً هناک بحر محیط یحیط بالیابسه من جمیع النواحی، وتتشعب منه مجموعه بحار – خلجان، وتتشعب خلجان داخل هذه الخلجان.

وهکذا نجد یاقوت الحموی فی “معجم البلدان” یتحدّث عن “الخلجان المنخلجه”، ومنها بحر فارس، الذی هو “شعبه من بحر الهند الأعظم”، أی المحیط الهندی فی التعریف المعتمد حالیاً، الذی یستمد ماءه، بالنسبه إلى یاقوت، من البحر المحیط الأکبر، الأوقیانوس.

بحر فارس فی الخرائط العربیه القدیمه
الإدریسی ویاقوت

تقسیم البحار هو هکذا عند یاقوت الحموی. هناک البحر المحیط الأعظم، أوقیانوس، الذی تستمد منه سائر البحور ما عدا بحر الخزر (قزوین) ماءها، وله “شعبتان”، واحده شرقیه، وهی بحر الهند وثانیه غربیه وهی بحر الشام (أی البحر الأبیض المتوسط)،

ویتشعب کل من هذین البحرین إلى مجموعه خلجان، و”یتشعّب من البحر الهندی خلجان کثیره إلا أن أکبرها وأعظمها بحر فارس (الخلیج) والقلزم (البحر الأحمر)”.

أما بالنسبه إلى الشریف الإدریسی فی “نزهه المشتاق فی اختراق الآفاق” الذی کتبه من أجل روجر الثانی ملک صقلیه، ویعرف باللاتینیه بـ”التابولا روجریینا”، فالمحیط الهندی یمکن تسمیته سواء بسواء بحر الهند أو بحر الصین، و”یتشعب من هذا البحر الصینی الخلیج الأخضر وهو بحر فارس”. لافته هنا تسمیه “الخلیج الأخضر” التی تحاکی التسمیات اللونیه للبحار (الأبیض والأسود والأحمر والأصفر).

بحر فارس الممتد من الصین

بید أنّه إذا ما عدنا إلى القرن العاشر المیلادی، نجد جغرافیاً عربیاً آخر، هو ابن حوقل النصیبی، یستخدم مصطلح “بحر فارس” بشکل أوسع بکثیر. فی کتابه “صوره الأرض” یوضح ابن حوقل أنه قرّر تقدیم صوره جغرافیه للأرض تکون فیه مدینه مکه هی المرکز “واسطه الأقالیم”، وفی هذا مسعى للخروج من تصورات أخرى کانت لا تزال متأثره إمّا بمرکزیه بلاد فارس (ایران شهر). لکن بحر فارس عند ابن حوقل یمتد “من الصین إلى القلزم”، وهو أکبر من البحر الأبیض المتوسط: “أما البحار فأشهرها اثنان، وأعظمها بحر فارس ثم بحر الروم، وهما خلیجان متقابلان یأخذان من البحر المحیط، وأفسحهما طولاً وعرضاً بحر فارس”.

map-1لیس هناک مصطلح “خلیج عربی” عند أیّ من الجغرافیین العرب. المصطلح الأکثر استخداماً “بحر فارس”، لکنه لم یستخدم وحده، إذا استخدم أیضاً تعبیر “بحر البصره”، کما أنّه لم یستخدم لیعنی الخلیج فقط، کما نرى عند ابن حوقل.
ولم یکن هذا الاستخدام للاصطلاح ببعید عن الحدیث النبوی “فی بحر فارس ما هو فی بحر الروم ما هو”.

یبقى التنبیه على شیء أساسی: لم یشعر الجغرافیون العرب بالحاجه إلى تثبیت مصطلحات ثابته ونهائیه للبحار والخلجان، فالبحر الأبیض المتوسط عند یاقوت الحموی، هو بحر الشام، لکنه أیضاً بحر المغرب، وبحر الروم، بحسب الساحل الذی نسمی البحر قبالته ابتداءً منه.بعد تحلّل الدوله العثمانیه استمرّ العرب فی تسمیه الخلیج بـ”الفارسی” لعقود من الزمن دون مشاکل. حتى وهو ینشد الوحده العربیه، کان جمال عبد الناصر یحدّد کیان الوطن العربی المطلوب توحیده بأنه من “الخلیج الفارسی إلى البحر الأطلسی”، هذا فی وقت لوحظت فیه منذ الثلاثینیات ممانعه عراقیه بازاء التسمیه “الفارسیه” للخلیج، وإیثار تسمیه “خلیج البصره”.https://raseef22.com/culture/2017/06/18/%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%84%D9%8A%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D9%8A-%D8%A3%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%84%D9%8A%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D9%8A-%D8%A3%D9%85-%D9%85%D8%A7/

الخلیج العربی أم الخلیج الفارسی أم… ما اسم الخلیج فی الخرائط القدیمه؟ – رصیف۲۲
الخلیج هو “الخلیج العربی” بالنسبه إلى الدول العربیه، وهو “الخلیج الفارسی” بالنسبه إلى إیران، لکن أیضاً الأمم المتحده.. هل کانت هذه هی الحال دوماً؟

عجم: اقدام ترامپ کمکی به متحدین منطقه‌ای آمریکا نخواهد کرد

 

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، دکتر محمد عجم کارشناس مسائل بین الملل، درباره سخنرانی ترامپ به خبرنگار ما گفت:

بین الملل > دیپلماسی – یک کارشناس مسائل روابط بین الملل معتقد است اقدام ترامپ صلح جهانی را با خطر بزرگی روبه رو خواهد کرد.
نشان آنلاین:

ارزیابی ها نشان می دهد سخنان تند ترامپ علیه برجام نه تنها نتوانست موجی به نفع اقلیت تندرو  در آمریکا ایجاد کند بلکه بی اعتمادی جامعه جهانی را به  دولت فعلی آمریکا بیشتر و فضای جهانی و بخصوص منطقه ملتهب خاورمیانه را رادیکالیزه تر و در نتیجه نا امن ترمی کند.»

این پژوهشگر خلیج فارس و غرب آسیا درباره تحریف نام خلیج فارس گفت:

«وقتی او یک نام  کهن و مستند تاریخی که در تمام زمانها و مکانها به طور مستمر و از جمله در ایالات متحده آمریکا از قدیم تا کنون با نام  خلیج فارس نامیده شده را اشتباه قرائت می کند مسلم است سایر ادعاهای وی نیز خالی از مصداقیت ارزیابی می شود.

ماحصل بیشتر از  ۳۵ سال دشمنی امریکا با جمهوری اسلامی ایران رهبران و سیاستمداران آن کشور را به درستی به این نتیجه رساند که برای امنیت جهان و خاورمیانه  از عداوت با ایران دست بردارند و  رفتار احترام امیز داشته باشند.

«مسالک ‌و ممالک» از نفیس‌ترین نُسخ خطی اثر ابواسحق ابراهیم بن محمد فارسی اصطخری حدود هزار سال قبل .نقشه بحر فارس .این نقشه ۱۳۸۷ ثبت یونسکو شد

جمع بندی این تفکر  و تجربه چند دهه هزینه جامعه جهانی به قرارداد جهان پسند برجام منتهی شد و علی رغم همه کارشکنی ها برجام جواب داد منطقه و جهان فضای مساعدتری پیدا کرد و تروریسم بین الملل  به واپسین روزهای قدرتنمایی رسید اما ترامپ با سخنان اخیر خود همه دستاوردها را یکباره فدای هوسهای دو دولت افراطی منطقه ای  می کند »

عجم در نهایت گفت: «اقدام ترامپ خلاف منافع آمریکا و خلاف منافع اروپا و غرب است و صلح و امنیت و اعتماد جهانی را با خطر فاحشی روبرو می کند و البته بی اعتمادی و چالش های منطقه ای را نیز افزایش می دهدو هزینه ساز  می شود اقدامات ترامپ قطعا کمکی به امنیت متحدان منطقه ای آمریکا نخواهد کردبلکه شکاف آمریکا  با متحدان اروپایی و آسیایی  را عمیق تر خواهد کرد.

ترامپ باید به دستاوردها و تجربه گرانسنگ حقوق و عرف بین الملل و تجربه سیاستمداران کشورهایی که برجام را نهایی کردند احترام بگذارد. به نظر کارشناسان خود آمریکا سخنان تعصب امیز  و شعارهای تحریک آمیز ترامپ؛ عداوت و خصومت میان ملتهای ایران و آمریکا را ترغیب می کند که کاری بس خطرآفرین است.

http://www.aftabir.com/news/article/view/2017/10/15/1779415

رفراندوم اقلیم کردستان

بین الملل > خاورمیانه –

به گزارش خبرآنلاین، دکتر محمد عجم، کارشناس و پژوهشگر خلیج فارس و غرب آسیا درباره همه پرسی استقلال کردستان به جنبه تاریخی و سیاسی آن پرداخته است و می گوید: «اقلیم کردستان بخشی از سرزمین عراق است که همسایه کهن و تاریخی ایران هست و ایران با این ‏کشور درهم تنیدگی قومی و مذهبی و فرهنگی و تاریخی دارد. از طرف دیگر کردها نیز قومی کهن ‏هستند که همواره بخشی بسیار مهم از تمدن ایرانی بوده اند و فرهنگ و تاریخ و زبان مشترک ما را ‏بهم پیوند داده طبیعی است که رفراندوم در اقلیم کردستان، مردم و دولت ایران را در شرایط بسیار ‏سخت و پیچیده ای قرار داده است. شرایط تاریخی خیلی دشوار و سختی است که نباید دچار احساسات و ‏عواطف زود گذر شد باید گذشته، حال و منافع و مصالح آینده منطقه را در نظر گرفت.»

عجم درخصوص تبعات اقدام بارزانی در عراق و منطقه به خبرنگار خبرآنلاین گفت: «رفراندوم ‏به خصوص اگر بدنبال آن کوشش برای جدایی و تجزیه عراق را در بر داشته باشد، عواقب خطرناکی در ‏داخل عراق و منطقه خواهد داشت. جدایی سودان جنوبی در سال ۲۰۱۱ موجی از خشم نسبت به غرب ایجاد کرد و آنرا یک توطئه صهیونیستی و امپریالیستی تلقی کردند و ‏بدنبال آن موجی از ناآرامی خاورمیانه عربی را در برگرفت بطریقه اولی موضوع کردستان حساسیت ‏بسیاربیشتری دارد و عوارض منفی در منطقه ایجاد خواهد کرد.

این پژوهشگر خاورمیانه درباره مواضع جمهوری اسلامی ایران و لزوم برطرف کردن این غائله جدید در منطقه در پایان گفت:

«تمام سعی و کوشش ایران در این ‏موضوع باید متمرکز شود که با وساطت و میانجیگری مانع بروز موج جدیدی از منازعه و جنگ داخلی در منطقه شود.

ایران هم خیر ‏خواه ملت کرد است و هم یکپارچگی سرزمینی عراق برای ایران اولویت سیاست منطقه ای ‏است بنا بر این تصمیم دشواری در راه است منافع کردهای عراق در این است که در داخل عراق ‏بصورت فدرالی یا دولت اتحادی به صلح و سازندگی بپردازند.عراق بیش از اندازه مصیبت و منازعه و ‏تخریب را تحمل کرده است و نباید وارد چرخه دیگری از خشونت شود.‏

رفراندوم اقلیم کردستان ، ایران و کشورهای همسایه را در شرایط بسیاردشواری قرار می دهد

«اقلیم کردستان بخشی از سرزمین عراق است که درهم تنیدگی قومی و مذهبی و فرهنگی و تاریخی با ایران دارد. از طرف دیگر کردها نیز قومی کهن ‏هستند که همواره بخشی بسیار مهم از تمدن ایرانی بوده اند فرهنگ ، تاریخ و زبان از جمله مشترکاتی است که ما را ‏بهم پیوند داده است. ایران هم خیر ‏خواه ملت کرد است و هم یکپارچگی سرزمینی عراق برای ایران اولویت سیاست منطقه ای ‏است. بنا بر این شرایط خیلی دشوار و سختی ایجاد شده که نباید دچار احساسات و ‏عواطف زود گذر شد باید گذشته، حال و منافع و مصالح آینده منطقه را در نظر گرفت.»

http://www.khabaronline.ir

بخش «نتیجه گیری» در لایحه کتبی که جمهوری اسلامی ایران در جریان رسیدگی به درخواست رای مشورتی از دیوان بین المللی دادگستری در قضیه اعلامیه استقلال کوزوو به دیوان تسلیم نمود:

Principle of territorial integrity has a great position in international law. The practice of states and international organizations indicates that no derogation is permitted from this principle. States practice since 1945
shows very clearly the opposition of states to recognition or accepting unilateral secession outside the colonial context. In fact, the only exceptions in this general rule are either dissolution of a federation or consensual secession, i.e. with the consent of mother-state.

اصل تمامیت سرزمینی جایگاه عظیمی در حقوق بین الملل دارد. رویه دولتها و سازمانهای بین المللی نشان می دهد که هیچ تخطی از این اصل جایز نیست. خارج از چارچوب کشورهای تحت استعمار، رویه دولتها از سال ۱۹۴۵ به طور بسیار آشکار نشان دهنده مخالفت دولتها با شناسایی یا قبول جدایی طلبی یکجانبه است. در واقع، تنها استثناهای وارده بر این قاعده کلی عبارت است «فروپاشی فدراسیون ها» یا «جدایی رضامندانه» یعنی با رضایت دولت مادر

*******************

استاندارد دوگانه حقوقی وجود دارد
در موضوع تامیل ها با وجود اینکه جنوساید انجام شد و خطر جنو ساید هم بود غرب در مقابل کشتار و انضمام زوری تامیلها به سریلانکا سکوت کرد در مورد کشمیر و صحرای باختری که از بقایای استعمار است و حق ذاتی برای تعیین سرنوشت دارند غرب سکوت کرده ولی در مورد جدایی طلبی کوزوو که بخشی از یک کشور بود صد درصد مغایر با اصول و عرف قبلی عمل کرد یعنی استانداردهای چند گانه در اجرای تعیین حق سرنوشت . حتی صحرای غربی که از سال ۱۹۵۵ در لیست کشورهای واجب التعیین سرنوشت هستند و بقایای استعمار زدایی هستند سازمان ملل و شورای امنیت سکوت کرده

تا قبل از تجزیه یوگسلاوی تمامی اصول حقوق بین الملل و تمامی قطعنامه های مربوط به حق تعیین سرنوشت تاکید بر اجرای حق تعیین سرنوشت در سرزمین های تحت اشغال و استعمار داشتند اماجدایی بوسنی و کرواسی و کوزوو عرف و رویه جدیدی در حقوق بین الملل ایجاد کرد که مطابق تفسیر ان اقلیم کردستان نیز می تواند از حق تعیین سرنوشت خود از طریق رجوع به استفتا و رفراندوم اقدام کند.حتی قطعنامه یا بیانیه امروز شورای امنیت برگزاری رفراندوم کردستان را خلاف عرف و حقوق بین الملل ندانست و این خود یک بدعت جدید بود .

گفتنی است پایان نامه بنده البته به زبان عربی است اما دقیقا همین موضوع ابعاد و وجوه حق تعیین سرنوشت و جدایی طلبی را بررسی کرده است

بعد از فروپاشی یوگسلاوی متاسفانه چند نفر از حقوقدانان معروف یک نظریه جدیدی طرح کردند که علاوه بر کشورهای مشمول تسویه استعمار یا استعمار زدایی سرزمین هایی که خطر جنوساید و یا نقض فاحش حقوق بشر دارند نیز می توانند مشمول حق تعیین سرنوشت شوند یعنی شامل قطعنامه و بیانیه ۱۵۱۴ شوند تا قبل از تجزیه بالکان مطابق دهها اعلامیه و قطعنامه که از سال ۱۹۵۴ صادر می شد حق تعیین سرنوشت را حق ذاتی فقط برای بلاد تحت استعمار می دانست

اقدام نسنجیده رئیس جمهور گرجستان و استقلال اوستیا- جدایی طلبی و حق تعیین سرنوشت: همشهری

بحرانهای آفریقایی و حق تعیین سرنوشت: فصلنامه مطالعات آفریقا وزارت خارجه شماره ۲۲  اسفند ۱۳۸۹ 

http://www.magiran.com/magtoc.asp?mgID=1962

 

http://www.aftabir.com/news/article/view/2017/09/23/1769698

http://www.sarpoosh.com/

چشم انداز رابطه داعش و هند

چشم انداز رابطه داعش و هند: مجله پژوهشهای جهان اسلام ، دکتر محمد عجم

 مواضع و رابطه کشورها بخصوص هند در مورد داعش را باید در  دو بخش متمایز قبل از اشغال موصل و بعد از آن بررسی کرد. تا قبل از تهاجم خونین داعش به موصل برای هند هیچ اهمیتی نداشت که داعش و سایر گروههای تروریستی در خاورمیانه عربی چه جنایاتی انجام می دهند. حتی هند در مورد القاعده آفریقا و یا خاورمیانه حساسیتی نداشت و فقط تمرکز بر القاعده در پاکستان و افغانستان داشت. مواضع رسمی هند در مورد بهار عربی همسو با آمریکا و غرب بود و علی رغم دوستی قدیمی با قذافی، هند از سقوط قذافی ناراحت نشد. در همان اوایل بحران در یک همایش بین المللی در مورد بهار عربی نمایندگان کشورها دیدگاههای خود را بیان کردند و عموما از روند امور اظهار خوشبینی می کردند. در آن همایش من هم شرکت داشتم و تنها فردی که بر خلاف سخنرانان خوشبین ( از جمله یک مقام ایرانی) بصراحت در ضدیت سخن گفت یک فمینیست چپ گرا بود که گفت”جنبش خاورمیانه  نه بهار عربی است و نه بیداری اسلامی به مفهومی که ایران و ترکیه  می خواهد بلکه زمستان وحشتناکی است که تمام دستاوردهای حقوق زنان را در نیم قرن گذشته برباد می دهد و زنان را به تدریج به اسارت قرون وسطایی بر خواهد گرداند.”

اهداف و رویکرد های هند به داعش:

البته کشورها در برخورد با تروریسم معیارهای دوگانه دارند و هند هم مستثنی نیست. مثلا تا زمانی که داعش در سین کیانگ چین و یا در داخل پاکستان اقدام بکند هند مشکلی ندارد، ولی فعلا افغانستان و پاکستان بخصوص مناطق همجوار با کشمیر خط قرمز  هند است. هند بخش اعظم امکانات نظامی و اطلاعاتی خود را در این بخش متمرکز کرده است. هند اشراف اطلاعاتی و امنیتی بالایی بر مناطق حساس اعمال می کند و خطر داعش را در هند به حداقل رسانده است.

بعد از تصرف برق آسای موصل توسط داعش سمینار بین المللی دیگری در هند برگزار شد که نگرانی هند را از چالش های داعش برای هند ترسیم می کرد. نمایندگان کشورها بخصوص عربستان و رژیم صهیونیستی، تقصیرها و اتهاماتی را متوجه دولت مالکی و ایران می کردند و ایران هم متقابلا آنها را به همکاری با داعش متهم می کرد. هند معتقد بود به جای اتهام زنی اکنون زمان آن هست که همه با هم همکاری کنیم و جلو این خطر بزرگ گرفته شود، هند تا این زمان تمرکزش بر روی گروههای تروریستی مستقر در پاکستان و افغانستان بود. اما برای اولین بار حاضر بود که در مسائل عراق و سوریه نقش بازی کند. بخصوص که ۳۹ کارگر فنی هندی در موصل به اسارت داعش درامده بودند و افکار عمومی هند شدیدا نگران اعدام آنها بود و در نهایت هم هنوز معلوم نشد که سرنوشت آنها چه شد. در همین زمان داعش نقشه ولایات خلافت را اعلام کرد که خلافت خراسان بخشی از هند را نیز شامل می شد.

همچنین معلوم شد تعدادی از هندی ها نیز جزو داعش هستند و حتی مشخص شد که تویتری که ۱۷ هزار فالور داشت و برای جذب جنگجو برای داعش اقدام می کرد توسط فردی بنام مسرور بی سوا از بنگلور هند اداره می شد. لذا ۹۴ سایت هوادار داعش مسدود شد و سفر از هند  به عراق و سوریه تحت کنترل مقامات امنیتی درآمد و تعدادی از افراد در حال سفر به این دو کشور بازداشت شدند. در همین راستا یک گزارش تلویزیون زی نیوز هند اعلام کرد که سی هزار هندی آمادگی پیوستن به داعش ولایت خراسان را دارند متقابلا یک گروه هندو توایی بنام سواهیمان به بسیج داوطلب علیه داعش همت گماشت، حدود هزار رهبر اسلامی سنی در هند از داعش اعلام انزجار کردند. اما با این وجود آمارهایی که منتشر شده نشان می دهد که هند علی رغم اینکه بیش از دویست میلیون مسلمان دارد اما تعداد هندی هایی که جذب داعش شده اند بسیار اندک است و بیشتر آنها کارگرانی بوده اند که ساکن شیخ نشین های خلیج فارس بوده اند. دولت هند از ژوئن ۲۰۱۴ که موصل تصرف شده بود با آمریکا و هم پیمانانش در ارتباط با تروریسم بنای همکاری را گذاشت و داعش را در فهرست گروههای تروریستی قرار داد در فهرست دولت هند ۴۰ گروه تروریستی اعلام شده است که نیمی از آنها گروههای اسلام گرا هستند و از این میان نیمی در کشمیر و پاکستان استقرار دارند لشکر طیبه ، طالبان،  تحریک طالبان، جیش محمد، شبکه حقانی، ایندین مجاهدین و جنود خلیفه از آن جمله است. در واقع هند یکی از اهداف مهم گروههای جهادی سلفی است و تا کنون بیش از دهها عملیات خونین در هند انجام داده اند. بدترین آن حمله به هتل تاج محل مومبای بود که سیصد نفر کشته شد حمله به پارلمان هند نیز ناکام ماند ولی می توانست حادثه ای خونبار باشد. این اقدامات را لشکر طیبه انجام می داد و حالا این گروه با داعش اعلام همبستگی کرده بود و چالش جدیدی جلو هند قرار داد. هند علاوه بر فهرست ۴۰ گروه ممنوعه تروریستی تعدادی از افراد را نیز در فهرست ممنوعه قرار داد و بعضی از آنها را سلب تابعیت کرد، حتی فردی بنام زاکر نایک که رهبر سلفی های هند و مورد حمایت دولت عربستان است و شبکه تلویزیونی مذهبی دارد هم اخیرا سلب تابعیت شد.

 

چشم انداز رابطه دوسویه و عوامل موثر بر روابط:

داعش برای هند یک خطر هست، اما این خطر فعلا با آزاد سازی موصل و تار و مار شدن انسجام داعش کم رنگ شده است. داعش پس از شکست در عراق و سوریه تعدادی از نیروهای خود را به مناطق قبایلی پاکستان و افغانستان گسیل خواهد داشت که خطری بالفعل برای هند خواهند بود. دولت هند از سپتامبر ۲۰۰۱ در مبارزه با القاعده ی افغانستان متحد آمریکا شد و معتقد بود که ناتو و آمریکا باید در افغانستان حضور قدرتمندانه ای داشته باشد و پایگاههای نظامی دایمی در جنوب و شرق افغانستان دایر کنند. در حالی که ایران اعتقاد داشت که ارتش آمریکا و ناتو بلافاصله بلافاصله پس از استقرار دولت افغانستان در سال ۲۰۰۳ باید بکلی خاک افغانستان را ترک کند.

ظهور و سقوط  داعش(بخش اول) کرونولوژی

جبهه النصره و نگاهي از درون به تشكيلات مخوف القاعده

.

.

اشتباهات فاحش مقتدا صدر

عجم:مقتدی به سعودی متمایل است،سفر چند هدف مهم داشت

به گزارش ایرنا- محمد عجم کارشناس مسائل جهان عرب و خلیج فارس در گفت وگو با پایگاه خبری خبرآنلاین معتقد است که تحرکات سیاسی در عراق به دلیل انتخابات است، کما اینکه می توان از تحرکات عمار حکیم خشنود بود، اما اشتباهات متعدد مقتدی موجب سقوط پایگاه وی شده است.

در ادامه این گفت وگو می خوانیم:

مقتدی صدر رهبر جریان صدر در عراق با ولیعهد عربستان دیدار و گفت وگو کرد، دیداری که هیچ خبری و صحبتی از آن به بیرون درز نکرد و در سکوت کامل خبری به پایان رسید و خبرگزاری عراق و عربستان به انتشار یک عکس بسنده کردند.
برخی تحلیلگران معتقدند سفر صدر به عراق تبلیغات انتخاباتی و یارکشی و حمایت منطقه ای است. نظر شما چیست؟

حتما یکی از اهداف سفر، تأثیرگذاری بر انتخابات و یارکشی است و با قرار گرفتن در آستانه انتخابات در عراق شاهد تحولات سیاسی و ظهور و افول و انشعاب در بعضی احزاب و جریانات خواهیم بود اما در عراق هم احزاب سنی و کردی و هم سه جریان اصلی شیعی هر کدام دایره نفوذ و پایگاه سنتی ثابت آراء خود را دارند مانند کاریزمای شیخ و رئیس قبیله.

اما عوامل بیرون از پایگاه ثابت رأی یعنی تحولات داخلی و منطقه ای و رضایت از عملکرد حزبی نیز می تواند بر آرا تاثیرگذار باشد؛ اشتباهاتی که مقتدی صدر در برهه تاریخی تا قبل از سقوط موصل کرد قاعدتا می تواند پایگاه رأی وی را کاهش دهد؛ به طوریکه وی در سال ۲۰۱۴ با دنیای سیاست خداحافظی کرد. اقدامات صدر و جیش المهدی برخلاف مصالح و علیه منافع عراق، نقش مهمی در تضعیف دولت مالکی داشت و ناخواسته به جبهه دشمنان و ظهور داعش کمک کرد. از انتخابات سال ۱۳۹۳ تا کنون عراق تغییرات بسیار عمیقی کرده و در جهت استقرار امنیت و ثبات عراق در مسیر خوبی قرار گرفته است، نوری مالکی به خاطر مصالح و منافع عالیه عراق پست نخست وزیری را رها کرد و این یکی از تصمیمات ارزشمند در مسیر ثبات و وحدت عراق بود.

رهبر جریان صدر اخرین بار در سال ۲۰۰۶ به ریاض سفر کرده است، چه شد که بن سلمان از صدر دعوت رسمی به عمل اورد؟ چرا در این مقطع حساس منطقه و بحران عربی رهبر جریان صدر به عربستان سفر کرد؟ آیا ارتباطی با سفر نماینده عمار حکیم به دوحه داشت؟

جریان صدر معارض و دشمن دولت مالکی بود و جنگهای خونین را باعث شد که موجب خرسندی بعثی ها و جریانات تروریستی شد ایشان اگر تجربه امروزه را می داشت حتما جور دیگر و به نحو خردمنداته تری عمل می کرد. عربستان نیز دشمن سرسخت دولت مالکی و  حشد شعبی  بود که مقتدا صدر نیز  در این مسیر با عربستان همسو بود و از طرفی عربستان و صدر هر دو خواهان استعفا و کناره گیری بشار اسد هستند.

بنا بر این مشترکاتی آنها را بهم نزدیک کرده است؛ از طرفی عربستان خود را در چاه بحرانها و چالش های متعدد داخلی و منطقه ای گرفتار کرده است. با این رویکرد، این کشور می تواند در کم کردن ابعاد چالش شیعیان و قیام عوامیه و همچنین بحران شیعیان بحرین از نفوذ خانواده صدر استفاده کند. بنا بر این هم مقتدا صدر و هم عربستان از این سفر می توانند استفاده تبلیغاتی ببرند. البته هیچگونه خبری از جزئیات دیدارهای صدر با مقامات سعودی و با ولیعهد به بیرون درز نکرده است، اما اگر واقعا هدف صدر این باشد که روابط عراق را با همسایگانش بهبود بخشد و تعمیق کند و از خطر اختلافات مجدد طائفی و مذهبی جلوگیری کند این امر برای مردم عراق خوشایند خواهد بود.

نظر شما درباره اتفاقات اخیر عراق چیست؟ کناره گیری عمارحکیم، آمدن حمود بر پست ریاست مجلس اعلا، و در نهایت رفتن صدر به عربستان، ارزیابی شما از اقدامات این دو حزب شیعی عراق که همیشه رقیب هم بوده اند چیست؟ چه اتفاقاتی در راه است؟

به نظرم بعضی از این تحرکات به موضوع رفراندوم اقلیم کردستان و انتخابات آینده ربط دارد؛ کردستان برای احزاب عراق به خصوص شیعیان بسیار مهم است و مهمترین چالش عراق است.

موضوع دیگر نیازهای جدید عراق است، احزاب قدیمی و از جمله مجلس اعلا مطابق با خواسته ها و ادبیات دوره خاصی شکل گرفت. احزاب شیعی در میدان عمل تجارب جدید و نیازهای جدیدی را درک کرده اند؛ جدایی سید عمار حکیم از مجلس اعلی و تأسیس حزب جدید حکمت، اقدامی طبیعی، اصلاحی و تکاملی است و به بروز انشقاق و تضعیف در صفوف احزاب شیعی عراقی منجر نخواهد شد، بلکه بر عکس با شعار شهروندی و حقوق شهروندی دایره جذب آن گسترده تر خواهد شد.

این رقابت را در قالب آرایش احزاب شیعی در انتخابات چگونه ارزیابی می کنید؟

در انتخابات عراق سه ائتلاف و همبستگی شیعی هر کدام متشکل از چندین گروه هستند که همیشه آرای اول را بدست می آورند، در دور قبل ۹ هزار کاندید به نمایندگی از ۲۷۷ حزب و گروه و تشکل برای تصرف ۳۲۸ کرسی رقابت کردند و از ۲۲ میلیون واجد شرایط تنها ۱۲ میلیون در انتخابات شرکت کردند اما در دور بعدی که در کمتر از یکسال آینده هست مشارکت بسیار بالاتر خواهد بود و احزاب شیعی موفق تر ظاهر خواهند شد.

احزاب شیعی’ ائتلاف قانون’ در چند سال گذشته اقدامات موثرتری برای اتحاد و همبستگی عراق و همسو با جامعه بین المللی و منافع همسایگان انجام داده و در کاهش دادن تنش با عربستان تا حدودی موفق بوده است، گروه صدر نیز از تجربه تلخ گذشته درس گرفته و کمتر تشنج زایی در داخل و یا بیرون داشته است.

در مجموع انتخابات آینده دورنمای بهتری را رقم می زند و به همین دلیل از کردها خواسته می شود رفراندوم حق تعیین سرنوشت را تعلیق کنند و یا به بعد از انتخابات پارلمان موکول کنند و اگر قرار است رفراندوم برای سرنوشت اقلیم کردستان برگزار شود در این رفراندوم تمام مردم عراق باید شرکت کنند.
به هرحال در مجموع دورنمای آینده عراق خوب و روشن است و جای نگرانی نیست، احزاب سنی، شیعه، کردی و ملی همگی از ظهور خونبار داعش درس عبرت گرفتند و هرگز به ادبیات طایفه ای و قومی گذشته باز نخواهند گشت به همین دلیل شعار حقوق شهروندی از سوی عمار حکیم دورنمای خوبی خواهد داشت.
*منبع: پایگاه خبری خبرآنلاین/۱۰ مرداد ۹۶
** اول ** ۱۳۳۷- انتشار دهنده: خداوردی اسدی

www.shabakema.com/news/news/701510

https://damadam.ir/news/عجم-مقتدی-به-سعودی-متمایل-است-سفر-چند-هدف-مهم-داشت/۹۵۲۱۱۳۳

 irna انتهای پیام /*

نخستین ماشین چاپ برای چاپ فارسی

رسانه های جمعی و مطبوعات در هند

مقدمه

در هند نخستین ماشین چاپ برای چاپ فارسی را ویلکینز(Wilkins) که یک دانشمند زبان‌شناس بود ساخت. این ماشین با خط نستعلیق کار می‌کرد و در سال ۱۷۸۱ نخستین کتاب فارسی چاپ شده در هند با عنوان انشای هرکرن با آن چاپ شد. از این دستگاه علاوه بر چاپ کتابهای فارسی برای چاپ برخی آگهی‌های فارسی کمپانی هند شرقی نیز استفاده می‌شد. در سال ۱۷۸۸ کتاب لیلی و مجنون [هاتفی خرجردی] با کوشش و تصحیح زنده‌یاد ویلیام جونز به عنوان اولین کتاب ادبی فارسی در هند چاپ شد. نخستین کتاب آموزشی فارسی نیز به سال ۱۷۹۲ با عنوان درسهای فارسی و انگلیسی (Persian and English works) در کلکته چاپ شد. اوایل سده نوزدهم دوران درخشان چاپ کتابهای فارسی در هند است. کمپانی هند شرقی بدلیل مخالفت مسلمانان با زبان فرنگی، مجبور بود تا سالها همچنان با زبان فارسی امور را اداره کندو برای چاپ کتاب‌های فارسی هزینه کرد و از آن جمله است تخصیص ۲۰۰۰ پوند برای چاپ کامل دوره کارهای پورسینا. این دوران طلایی در هفتم مارچ ۱۸۳۵ با روی کار آمدن حکمران جدید سر چارلز ترولیان به پایان رسید. او اعلام کرد که دیگر بودجه‌ای برای چاپ و رواج دادن زبان شرقی اختصاص نخواهد یافت و بهتر است هندیان سرگرم ادبیات و هنر اروپایی شوند. با این همه چاپ کتاب‌های فارسی در هند ادامه یافت و سده نوزدهم را تبدیل به یکی از درخشان‌ترین سده‌های چاپ کتاب‌های فارسی کرد.

 

روزنامه‌نگاری فارسی در هند قدمتی بیش از روزنامه‌نگاری فارسی در ایران دارد. از سال ۱۸۲۱ چاپ روزنامه‌های فارسی توسط هندی‌ها آغاز گردید. هند مرکز مهم چاپ روزنامه‌هایی بود که توسط آزادی‌خواهان و روشنفکران ایرانی مقیم هند منتشر میشد تا آغاز جنگ جهانی اول از مجموع حدود ۴۷ روزنامه‌ای که در خارج از به زبان فارسی منتشر میشد هندوستان با ۱۹ روزنامه مقام نخست را داشت. در سال ۱۸۴۶ همزمان ۶ روزنامه فارسی به هواداری از جنبش مشروطیت ایران در هند چاپ میشد.

اگر چه در جهان شاهد کاهش قابل توجهی در رسانه ها و تعطیلی دهها روزنامه و مجله جهانی بوده ایم  ولی روزنامه و مجلات هند در طول چند سال گذشته تجربه موفقی داشته و  صنعت چاپ  مطبوعات  در هند سال گذشته ۱۲ درصد رشد داشته  و انتظار می رود هر سال به همین اندازه رشد داشته باشد.

 

صنعت انتشارات در دوره دیجیتال

 

حجم صنعت انتشارات هند در ۲۰۱۱، نزدیک به ۱۶ میلیارد یورو رسید. سود تبلیغات با توجه  به تعداد برآورد شده از خوانندگان روزنامه در هند که ۳۲۵۰۰۰۰۰۰  نفراست ۱۵ درصد افزایش دارد، هند از نظرمطبوعات چاپ شده مقام دوم جهان و پس از چین قرار دارد.

با جمعیت ۱۲۵۰۰۰۰۰۰۰ ،در هند۷۰٫۰۰۰ روزنامه  و مجله چاپ شده و فروش نزدیک به ۱۳۰۰۰۰۰۰ تیراژ  به زبان انگلیسی و ۳۷ میلیون به زبان هندی و زبانهای محلی  دارد.

در دهلی نو به  پانزده زبان  از جمله زبان اردو روزنامه و مجله در بازار وجود دارد. اوایل دوره استعمار روزنامه فارسی نیز در کلکته و دهلی وجود داشته است.

روزنامه های «استیتسمن»، « مومبای سماچار»، « تایمزآوایندیا»، « پایونیر»، «هندو» ، « تریبیون» و «ایشین ایج” به ترتیب از سالهای ۱۸۱۸، ۱۸۲۲، ۱۸۳۸، ۱۸۶۴، ۱۸۷۸ و ۱۸۸۱  فعال می­باشد. تیراژ روزنامه ها امروزه به بیش از ۹۰ میلیون نسخه در روز رسیده است.

بنابر آمار رسمی اداره ثبت مطبوعات هند، تا پایان ماه مارس۲۰۰۸ ، تعداد روزنامه و نشریه در حال انتشار در سراسر هند را  ۶۲۴۸۳ اعلام کرده است مطبوعات هند از نظر تنوع زبانی، ۱۲۳ زبان مختلف داخلی و خارجی را شامل می شود.

مطبوعات هندی زبان با ۲۴۹۲۷ عنوان و مطبوعات انگلیسی زبان با ۹۰۶۴ عنوان
و پس از این دو، زبانهای اردو، گجراتی، بنگالی، مرآتی، تامیلی، کنادا، مالیالم و تلگو، مجموعاً ۹۹% حجم مطبوعات را به خود اختصاص داده اند.

روزنامه « تایمزآوایندیا» با قریب ۸/۲ میلیون نسخه تیراژ  از سال ۲۰۰۴ توانست پر تیراژترین روزنامه های آمریکا و انگلیس را پشت سرگذاشته و به رتبه پر تیراژترین روزنامه انگلیسی زبان جهان برسد. همچنین روزنامه هندو زبان « دینیک جاگران» با ۲۲ میلیون نسخه  (در ۲۹ ادیشن و ۲۰۴ زیر شعبه در۱۰ ایالت)، پرخواننده ترین روزنامه جهان شناخته شد.

از بزرگترین گروههای مطبوعاتی این کشور می توان تایمزآوایندیا، هندو، هندوستان تایمز، آناندبازارپاتریکا( ای.بی.پی.) دینیک جاگران، مالیالم مانوراما، بهاسکار، اینادو، ایندیاتودی، اکسپرس و ساهارا را نام برد.

 

مجموعه «تایمز هند» ، یکی از گروه های رسانه های چاپی  پر فروش و محبوب دهلی است که ۱۱۷  نشریه و مجله و زیر مجموعه متنوع  منتشر می کند که حدود  ۲،۸۰۰،۰۰۰ صفحه را شامل می شود. جمعیت تحصیل کرده در هند ، که تقریبا ۱۰۰ میلیون نفر است و ۳۹ درصد افراد بالای  ۱۴ سال را در برمی گیرد.

سه روزنامه مهم و پر تیراژ منتشر شده به زبان هندی ، به ترتیب عبارتند از :

«Dainik Jagran»دینیک جاگران – «هندوستان » – دینیک باسکار «Dainik Bhaskar» که  رشد سریع و میلیونی داشته اند. روزنامه هایی مانند : «هری بووم Bhoume» و «نای دنیا  » و « پرابهات خبرPrabhat » شروع به انتشار نسخه های جدیدکرده اند و در  ایالت بیهار ، اوتار پرادش و چارخند و چتیسگر، فروش موفقیت آمیزی داشته اند.

در حالیکه روزنامه «نیویورک تایمز» و «بوستون گلوب» بسختی ادامه حیات می دهند .

در هند نسخه کاغذی روزنامه هایی مانند «Talegau» و «Maloaam» ، و «LTTE» ، و «بنگالی» و برخی دیگر از روزنامه ها برای رسیدن به موفقیت های بزرگ گامهای موفقی طی می کنند روزنامه اردو زبان “ساهارا” اکنون سراسری می شود روزنامه «الصحافه » از شهرستان لکنهو پخش می شود و  درحال حاضر در دهرادون ، دهلی نو ، بمبئی و بسیاری از دیگر شهرستانها توزیع می شود .

آخرین تحقیقات در مورد تعداد خوانندگان روزنامه های چاپ هند نشان می دهند که روزنامه انگلیسی زبان هندوستان تایمز دارای بیشترین تعداد خواننده در میان روزنامه های انگلیسی زبان بیش از سه میلیون وروزنامه هندی زبان داینیک جاگران در میان روزنامه های هندی زبان می باشد. براساس نتیجه این تحقیقات، تعداد خوانندگان هندوستان تایمز در دهلی و حومه این شهر به ۲ میلیون و ۲۷۰ هزار نفر و در بمبئی به ۱ میلیون و ۳۶۰ هزار نفر بالغ می گردد.

روزنامه انگلیسیی زبان تایمز آو ایندیا در دهلی و حومه این شهر ۱ میلیون و ۶۵۰ هزار نفر و در بمبئی ۲ میلیون و ۱۵۰ هزار نفر خواننده دارد. روزنامه دیلی نیوز و آنالیزس (DNA) دارای ۲۱۰ هزار نفر در بمبئی خواننده دارد. روزنامه هندی زبان داینیک جاگران دارای ۱۵ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر خواننده در سراسر هند و ۸ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر در ایالت اوتارپرادش می باشد. روزنامه هندی زبان هندوستان دارای ۱۴ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر خواننده در سراسر هند و ۷ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر در ایالت اوتارپرادش می باشد. روزنامه هندی زبان داینیک بهاسکار دارای ۱۲ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر مشترک  در سراسر هند می باشد. (هندوستان تایمز۲۰ اوت ۲۰۱۴)

راه اندازی با کیفیت بالای مجلات از جمله بازیم  «Bazem» ، مجله «تشاوی دنیا » ، و در نسخه های اردو از «یکشنبه هند»،از جمله تغییرات مهم است. اگر چه مجلات فرض «سیاست» و «عادلانه» و «انقلاب » در مرکز صحنه ، روزنامه «پذیرش» ، که در شهرستان حیدرآباد آغاز شد و موفقیت های قابل توجهی در زمان های اخیر به دست آورد.

در روستاها نیز از جراید و مجلات استقبال می شود  بنیاد «PricewaterhouseCoopers» ، که به پیش بینی آینده از رسانه ها در جهان  می پردازد. اعلام کرده است رسانه ها   ۴ میلیارد  در هند صرف تبلیغات کرده اند. اکنون بسیاری از روزنامه های اروپایی در هند خود را خواهر خوانده یکی از روزنامه های هندی می کنند .

موسسه دیلی میل بریتانیا و ” اندیا تودی” محصول مشترک “میل تودی” را منتشر می کنند. بهای روزنامه ها ارزان است و بطور متوسط ۱۶ روزنامه یک دولار می شود.

روزنامه انترناشیونال هرالد ترابیون تماما در دهلی چاپ می شود و فاینشال تایمز، بیزنس استاندارد و مترو نسخه های هندی چاپ می کنند و روزنامه داینیک جارگان ۲۲ میلیون خواننده در هند دارد و قرار است اندپندنت نیز در دهلی نسخه همزمان منتشر کند  فورشن و تایم  از طریق”  اندیا تودی” توزیع و نشر شود.  مجله نیوزویک را نیز موسسه اوت لوک منتشر خواهد نمود وال استریت جورنال و “مینت” و “دیکان کرونیکال لیمتد”  و نیویورک تایمز نیز در هند قرارداد شراکت منعقد نموده اند و مجلات دیگری مانند فوربس، هاربرز بازار، تکنولوژی ریویو، انترپرانیور، نیوزویک، نیبول، هاللو  و فوگ نیز بدنبال بازار در هند هستند.

در هند ۷۴۸ شبکه تلویزیونی ماهواره بخش خصوصی و تعداد سی شبکه تلویزیونی ماهواره ای دولتی وجود دارد. امروزه تعداد اندکی از شبکه های دولتی غیر ماهواره ای هستند.

نگاهی به   رسانه در دو کشور ایران و هند

‌‌محمدصالح شیرازی  با نشریه “کاغذ اخبار”  به عنوان نخستین روزنامه‌نگار ایرانی، نام خود را در تاریخ مطبوعات جاودانه کرده ‌است. کاغذ اخبار سال ‌۱۲۱۶ مصادف با ۱۸۳۷ میلادی چاپ ‌و ‌‌نخستین روزنامه ایرانی شناخته شد.

در هندوستان نیز نخستین روزنامه با نام «نشریه بنگال»در سال ۱۷۸۰ آغاز به کار کرد.  ‌«جیمز آگوستوس هیسکی» سردبیر آن بوده است.

اما راجا رام موهان روی (Raja Ram Mohan Roy) را پدر مطبوعات هندوستان می‌دانند. او نخستین روزنامه‌های هندی را به دو زبان فارسی (میرات الخبر)  و بنگالی (سمباد کامیدی) در سال ۱۸۲۱ چاپ کرد.

نخستین ایستگاه رادیویی در هندوستان در سال ۱۹۲۷ آغاز به کار کرد. در کشورمان ایران نیز در اردیبهشت ۱۳۱۹ مصادف با ۱۹۴۰ میلادی نخستین ایستگاه رادیویی آغاز به کار کرد.

نخستین ایستگاه تلویزیونی در هندوستان در سال ۱۹۵۹  اما  ایستگاه تلویزیونی ایران یکسال زودتر و در سال   ۱۹۵۸ میلادی آغاز به کار کرد.

 

پیش از استقلال هندوستان در سال ۱۹۴۸ مردم این کشور با کمک استعمارگران انگلیسی از نخستین و موفق ترین کشور‌ها در حوزه رسانه بودند. این امر در مبارزات ضد استعماری این کشور نیز بسیار کارساز بود.

 

ماهاتما گاندی رهبر انقلاب ضد استعماری هند ایدئولوژی و فعالیت‌های اصلی مبارزاتی خود را از طریق مقالات خود در روزنامه‌ها پیش می‌برد. پس از استقلال نیز رادیو در سراسر هندوستان نقش بسیار کارآمدی ‌در توسعه و بیداری اجتماعی به عهده داشت،‌

هم اکنون پرفروش‌ترین روزنامه این کشور «داینیک جاگران» که به زبان هندی منتشر می‌شود حدود بیست میلیون نسخه شمارگان دارد.

 

رسانه‌های جمعی

 

هندوستان با داشتن ۸۲,۲۳۷ ‌روزنامه فعال و بیش از  ۸۲۵ شبکه تلویزیونی‌ هم اکنون یکی از فعال‌ترین و قوی‌ترین کشور‌ها در حوزه رسانه است. از طرفی بالیود ‌‌دومین قدرت صنعت فیلم سازی در دنیا شناخته می‌شود. این حجم از چرخه اطلاعات در بستر فناوری و تکنولوژی‌های روز جهان ایجاد شده است. سیستم‌های تلویزیون‌های کابلی و پولی، رادیو‌های محلی و اینترنتی و .‌.‌. بخش کوچکی از این فناوری‌ها هستند. از طرفی بازار بی نظیر و گسترده مخاطب در هندوستان، باعث شده ‌که همه قدرت‌های رسانه ای به سرمایه‌گذاری در این بازار ۱٫۲ میلیارد نفری مخاطب علاقه‌مند بشوند. هر کمپانی رسانه‌های ‌کابلی و پولی در هندوستان با بازاری ‌حدود حداقل ۲۰ میلیون نفری روبه‌روست. این ۲۰ میلیون مخاطب ماهانه کرایه ای ‌حدود ۱۰۰ روپیه برای دسترسی به مجموعه شبکه‌های هر کمپانی پرداخت می‌کند.

این مبلغ برای ۲۰ میلیون نفر ماهانه نزدیک به  ۲میلیارد روپیه معادل ۱۰۰ میلیارد تومان می‌شود. این مبلغ در یک سال به یک تریلیون و ۲۰۰ میلیارد تومان می‌رسد که با در نظر گرفتن ‌۲۰ میلیون مخاطب از جمعیت ۱٫۲ میلیارد نفری هندوستان است. شرکت تاتا و آیرتل بزرگترین شرکتهای ارایه کننده شبکه های تلویزیونی کابلی هند هستند.

 

از طرفی در آمد‌های این شبکه‌ها از طریق تبلیغات و آگهی‌های بازرگانی نیز محاسبه نشده است. این مبالغ هنگفت هم اکنون باعث شده تا تمامی ابر رسانه‌های جهانی مانند بی بی سی، سی ان ان، الجزیره و .‌.‌. در این بازار نا‌محدود سرمایه‌گذاری کنند.

در هند تقریبا هر روز یک فیلم سینمایی به بازار وارد می شود. حجم فروش بعضی از این فیلم ها بالاتر از ۵۰ میلیون دلار است.

دانشگاهها و مراکز آموزش عالی

 

در هند۶۸۷  دانشگاه وجود دارد که از نظر جغرافیایی و اداری به دو نوع ایالتی و یا سراسری  تقسیم می شوند  و هر کدام  یا دولتی و یا  شبه دولتی و یا خصوصی و  به صورت جدول زیر هستند:

کدام نام تاریخی برای دریای مازندران مناسب تر است

عجم در گفت‌وگو با تسنیم بررسی کرد

“دریای خزر” درست است یا “دریای کاسپین”؟

شناسه خبر: ۱۴۷۹۱۴۹ سرویس: بین الملل

عجم

پژوهشگر سرشناس کشور با بیان دلایلی تاریخی و حقوقی درباره نام دریای شمال ایران، دریای کاسپین را بهترین و درست‌ترین عنوان برای آن می‌داند که توسط بیشتر کشورها استفاده می‌شود.

به گزارش گروه سیاست خارجی خبرگزاری تسنیم، پهنه آبی واقع در شمال ایران که در حال حاضر آن را با نام “خزر” می‌شناسیم، از جمله دریاهای مهم جهان است که تقریباً اقتصاد سه کشور جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان ارتباط مستقیمی با منابع انرژی زیر بستر آن دارد. بحث بر سر تقسیم منابع زیر بستر و رو بستر، آلودگی آب‌، مسئله حق کشتیرانی یا مواردی نظیر استفاده از عنوان حقوقی “دریا” به جای “دریاچه” از سوی کشورهایی مانند قزاقستان  جهت بین‌المللی شدن آن و حق کشتیرانی آزاد و بسیاری از موارد دیگر، تحت جلساتی با عنوان رژیم حقوقی دریای خزر برگزار می‌شود. تاکنون طرف‌های ساحلی به نتایج قابل توجه و مشخصی نرسیدند و همچنان چالش توافق وجود دارد.

اما یکی از موضوعات مربوط به این پهنه آبی شمال ایران مسئله “نام” آن است که در کشور ما  از این اسم به طور رسمی استفاده می‌شود، اما بسیاری بر این عقیده‌اند که نام خزر اشتباه است و اسم اصلی و صحیح آن “کاسپین” می‌باشد. در ادامه طی گفت‌وگو با «محمد عجم»، حقوقدان، زبان شناس و پژوهشگر سرشناس ایرانی، به بررسی این موضوع پرداختیم که مشروح آن به شرح زیر است.

*امپراتوری یهودی خزرها به افسانه شباهت دارد.

تسنیم: ایران در حال حاضر به طوری رسمی از نام خزر برای پهنه آبی واقع در شمال کشور استفاده می‌کند، در اساس کلمه خزر از چه پیشینه، محل یا گروهی ریشه می‌گیرد؟

  عجم: درباره اینکه خزر نام یک قوم، آئین، مذهب و یا زبان و نژادی مشخصی باشد مطالب متناقض و متضاد زیادی نوشته شده است، از این رو نمی‌توان با قاطعیت نظر داد. اصولاً در مورد خزرها منابع و مستنداتی که وجود دارد خود از لحاظ اعتبار سنجی قابل بررسی هستند، چراکه همه ادعاهای موجود در رابطه با قوم خزر بیشتر فرضیه است و با قطعیت و یقین نمی‌توان اظهار نظر کرد.

مثلاً در مورد اینکه خزرها یهودی بودند مهمترین منبعی که در سی سال اخیر مورد استناد قرار گرفته کتاب “آرتور کوستلر” در مورد امپراتوری خزر است، وقتی مستندات وی را دنبال می‌کنید به کتب اعراب می‌رسید، البته منابع عربی نیز در مورد خزرها دارای تناقض‌هایی می‌باشد که قابل اطمینان نیست، چراکه  یکصد سال جنگ میان اعراب و مسلمانان با خزرها قضاوت بی‌طرفانه را بسیار دشوار می‌کند.

علم باستان شناسی، زبان شناسی و منابع بی‌طرف هم کمکی به رفع تناقضات نمی‌کند، اما به طور کلی پذیرفته شده که خزرها قومی کوچ نشین و نومد بوده‌اند که یکی از  دهها قوم  تورکیک شرقی هستند که قبل از ظهور اسلام وارد فلات و دشت‌های شمال و شمال غربی دریای خزر شدند،نام این قوم از واژه خیزران(درخت های نی دریایی) گرفته شده است.   ورود آنها باعث شد بخش‌هایی از اقوام متعدد دیگری که ساکن منطقه بودند وارد جغرافیای فعلی ایران شوند که یکی از آن اقوام متعدد کاسپی‌ها بودند و  از زمان‌های قدیم در اطراف دریای شمال ایران ساکن شدند.

کاسپی ها  بداخل فلات ایران بخصوص غرب ایران مهاجرت کردند.

 نظر غالب این است که نژاد خزرها، هون و مذهب آنها تنگری و پگان بوده است. اخیراً آزمایش “دی ان ای” بر روی اسکلت‌هایی در منطقه جغرافیایی  خزرها انجام شده و غیر یهودی بودن آنها به اثبات رسیده است، البته طی سال‌های ۷۴۰ افرادی از یهودی‌های مهاجر در منطقه ساکن شدند که به احتمال زیاد  همان اقلیت یهودیان بخارا پس از مهاجرت بوده اند. اما ادعاهای اخیر مبنی بر امپراتوری یهودی خزرها که بعضی از نویسندگان یهود برای خزرستان  مطرح کرده‌اند بیشتر به افسانه شباهت دارد تا واقعیت.

* هیرکانی و کاسپین کهن ترین  نام‌های ثبت شده  در منابع یونانی و رومی

تسنیم: سابقه تاریخی استفاده ایران از کلمه کاسپین تا چه زمانی است؟ به عبارتی دیگر این کلمه چه ریشه‌ای دارد؟

 عجم: کاربرد دو واژه هیرکانی (گرگان) و کاسپین در منابع یونانی و رومی،  قدیمی‌ترین نام‌ها برای  دریای شمال ایران هستند، اما این دو نام در منابع فارسی به جای مانده درباره پهنه آبی واقع در شمال ایران دیده نشده است. اگر هم در زبان فارسی کاربرد داشته، اما  منابع آن از میان رفته است، زیرا از دوره بنی امیه که جنگ‌های خونینی بین خزرها و مسلمانان به وقوع پیوست  نام خزر شهرت گرفت و وارد ادبیات عربی و فارسی شد. در منابع عربی و فارسی بیشتر از ۴۰ نام برای دریای شمال ایران به کار رفته که  بعضی نام‌ها به اقوام ساکن در این دریا و بعضی به شهرهای اطراف دریا منسوب شده‌اند مانند گیلان-جیلان- گرگان (جرجان) – استرآباد – ساری و بسیاری از موارد مشابه.

* نام رسمی و بین المللی دریای شمال ایران براساس مصوبه سازمان ملل “کاسپین” است

تسنیم: در حال حاضر کدام کشورها (کشورهای ساحلی یا سایر کشورها) از نام “کاسپین” برای دریای شمال ایران استفاده می‌کنند؟ 

عجم: بر اساس مصوبه سازمان ملل نام رسمی و بین‌المللی این دریا کاسپین است و یک نام محلی هم می‌توان برای آن به کار برد و آن “خزر” است، اما همه کشورهای جهان نام کاسپین و معادل‌های آن را به کار می‌برند، به جز چند کشوری که از “بحر قزوین” استفاده می‌کنند که در واقع معادل و معرب همان کاسپین است. تعدادی از کشورها هر دو نام کاسپین و خزر را  برای نامیدن دریای شمالی ایران در نظر گرفته‌اند.

* در هیچ منبعی از خزرها به نیکی یاد نشده است

تسنیم: در بیشتر اسناد و قراردادهای فارسی از نام خزر استفاده شده و مجموعه نشست‌ها در مورد دریای شمالی ایران نیز تحت عنوان رژیم حقوقی دریای خزر (حداقل از جانب ایران) برگزار شده است،  با این حال جمهوری اسلامی ایران می‌تواند چنین تغییر اسمی را در نشست‌های رژیم حقوقی دریای شمال ایران مطرح کند؟ در واقع این اقدام از نظر حقوقی مانعی یا حتی واکنش منفی سایر کشورهای ساحلی را به دنبال ندارد؟

عجم: نام دریای شمال ایران هیچگونه چالشی در هیچ کشوری ایجاد نمی‌کند. کمیته یکسان‌سازی  هم می‌دانست که نام مازندران بهتر از خزر است اما “دریای مازندران” مستندات حقوقی لازم را نداشت. خزر نام مطلوبی نیست و در هیچ منبعی از خزرها به نیکی یاد نشده و چندین قرن است که هیچ قومی در کشورهای اطراف خزر تا به امروز خود را قوم خزر معرفی نمی‌کند اما کمیته باید به نقشه‌ها و قراردادهای حقوقی متعهد می‌‌ماند.

در این منطقه حداقل یکصد قومیت و ملیت و زبان وجود دارد.می‌دانیم قوم خزر و قوم هون مدتی حکم‌فرمایی در منطقه داشته اما امروزه تطبیق آن با مردم امروز سخت است. حتی قرقیزها، قزاق‌ها، تاتارها، چچنی‌ها و حتی مغول‌‌ها هیچکدام خزرها را به خود منسوب نمی‌دانند.

* مجاز بودن استفاده از هر دو نام خزر و کاسپی ( کاسپین)

اما درخواست به کار بردن کاسپین در فارسی اخیراً طرح شده و اصلاً به مصوبه جدید نیازی ندارد؛ نام دریای کاسپی و یا کاسپین را می‌توان به کار برد و با هیچ مخالفتی در هیچ جای جهان  همراه نخواهد بود. چون مصوبه مورخ ۱۸ آذرماه ۱۳۸۱ کاربرد هر دو نام خزر و کاسپی را مجاز می‌داند، و کاسپیین را نام اصلی و بین المللی می داند اما اینکه چرا نام مازندران کنار گذاشته شد این بود که مشخص شد که چنین نامی در قراردادها، اسناد حقوقی و نقشه‌های رسمی داخلی و خارجی قبل از دوره پهلوی وجود ندارد.

مطابق مقررات کمیته یکسان سازی نام‌های جغرافیایی سازمان ملل  (UNGEGN) همه کشورها باید در رابطه با پدیده‌های جغرافیایی به خصوص دریاها، یک نام بین‌المللی بکار ببرند و البته یک نام محلی هم برای کاربرد محلی قابل قبول است. در رسانه‌های ایران برای دریای شمال کشور نام‌های مختلفی مانند مازندران، خزر، شمال و مواردی دیگری به کار می‌رفت که مشکل ایجاد می‌کرد.

سازمان ملل از ایران خواسته بود که مشخص کند چه نامی را به رسمیت می‌شناسد. مرجع رسیدگی به اینگونه مسائل اداره حقوقی وزارت خارجه و کمیته یکسان سازی نام‌های جغرافیایی متشکل از اعضای چند نهاد و وزارتخانه می‌باشد، در سال ۱۳۸۱ از اداره حقوقی وزارت خارجه خواسته شد که در این خصوص نظر بدهد. بررسی این موضوع به من سپرده شد که تحقیق مفصلی انجام و گزارشی تهیه و تحویل کمیته یکسان سازی شد و  مبنایی برای تصمیم گیری قرار گرفت.

نخست در مورد اسناد و قراردادهای بین‌المللی و قراردادهای بین ایران و دول خارجی و سپس در مورد نقشه‌های رسمی و نیمه رسمی بررسی و مشخص شد که در همه قراردادها از قرون گذشته و تا آنجا که مکتوباتی باقی مانده است، در زبان فارسی دریای خزر و بحر خزر و در زبان‌های اروپایی دریای کاسپی یا کاسپین، همچنین در متون قدیمی عربی، خزر و  گاهی بحر قزبین و قزوین به کار رفته است، اما در متون  متاخر عربی بحر قزوین استفاده شده و در کشورهای ترک زبان نیز هر سه نام به تناوب به کار رفته است. اما ترجیح بیشتر با خزر دنیزی بود.

قراردادها و نقشه‌ها برای ما معیار اصلی بود اما در متون ادبی و تاریخی نیز بررسی عمیقی انجام شد و برای من کاملاً مشخص بود که قزبین و قزوین معرب شده از کاسپین است، اما عده‌ای اصرار داشتند که برعکس کاسپین تغییر یافته قزوین هست حتی این مطلب را خاتمی، رئیس جمهور وقت در سفر علی یف به تهران به وی گفته بود که دریای مازندران همان دریای قزوین است و اروپایی‌ها آن را به کاسپین معرفی می‌کنند. از نظر زبان شناسی محرز بود که قزوین تغییر یافته و معرب کاسپین است، ولی  باز هم مجدداً در منابع تاریخی کندوکاو کردم و کاملاً محرز شد که قبل از اینکه قزوین وارد ادبیات عرب و فارسی شود کاسپین و هیرکانی (گرگان) وجود داشته است.

نام خزر از قرون سوم قمری در ادبیات عربی و فارسی رایج شده است، اما بیشتر از ۴۰ نام دیگر هم به تناوب برای دریای مذکور در ادبیات و جغرافیایی قرون گذشته به کار رفته است. شرح جنگ‌های خزرها در دوره خلفای بنی امیه به طور مفصل در تاریخ طبری و در سایر منابع عربی، همچنین در کتاب استخری و ابن اثیر وجود دارد. استخری نوشته است که «زبان خزرها به هیچ زبان شناخته شده‌ای شباهت ندارد».

* در ابتدا فضایی برای طرح این موضوع که کاسپی بهتر است یا خزر نبود

بعضی منابع عربی آنها را همان قوم یاجوج و ماجوج معرفی کرده‌اند که در منابع اروپایی نیز به یاگوگ و مگوگ معرفی شده بودند. قوم خزر نام خود را از خیزران که نوعی نی مقاوم و بلند هست گرفته است . خلاصه کلام اینکه وقتی در کمیته یکسان سازی موضوع بحث شد اصلاً فضایی برای طرح این موضوع که کاسپی بهتر از خزر است نبود، چون نام کاسپی در ایران کاملاً ناشناخته بود و برای دانشگاهیان نیز واژه‌ای بیگانه محسوب می‌شد. تا اینکه در گزارش توجیهی  برای کمیته، برای اولین بار مفصل به اصالت کاسپی و میراث آنها به عنوان قوم ایرانی پرداخته و تصور اینکه کاسپین واژه بیگانه است مردود دانسته شد. قوم یا اقوام کاسپی نام خود را از کاوسپی به معنی گاو سپید گرفته است گاو سپید از اسطوره ها و یا خدایان و  اله های دوران مذاهب اولیه اریاییان هست. 

متاسفانه این نام در حالی‌ که مستندات تاریخی دارد ولی در فرهنگ عامه مغفول و ناشناخته مانده بود. امروزه با توجه به فرایند فرهنگ سازی آن، این نام می‌تواند جایگزین خزر شود. اما در مصوبه ۱۸ آذرماه ۱۳۸۱ کمیته موظف بود که به نقشه‌ها و اسناد وفادار بماند. اعتراضاتی که به این مصوبه شد چندان مستند نبود و اعتراضیه‌ای پرویز ورجاوند در مجله اطلاعات سیاسی منتشر کرد که چرا نام تاریخی مازندران را حذف کرده‌ و خزر را که قومی مهاجم بوده‌اند را جایگزین آن کرده‌اید؟

جوابیه ما در جراید همان زمان منتشر شد، البته گزارش توجیهی کمیته نیز منتشر شد که الان هم در سایت‌های متعددی وجود دارد، از مخالفان مصوبه خواسته شد که مستندات خود را برای دریای مازندران ارائه کنند، ولی هیچ مستندی ارائه نکردند، اما بحث اینکه اخیراً طرح شده که باید دریای کاسپی بکار ببریم یک موضوع کاملاً جدید است و هیچ مغایرتی با مصوبه سال ۱۳۸۱ ندارد، چون نام بین‌المللی است و  نیازی هم به تغییر مصوبه ندارد. در ایران رسانه‌ها مختار هستند که نام بین‌المللی که دریای کاسپی و کاسپین یا نام محلی خزر را استفاده کنند، در این مورد هیچ کشوری هم اعتراضی نخواهد داشت.

انتهای پیام/ R1436/P1361/S8,87,89,90,95/CT2

از همین نویسنده :

  • نام های دریای خزر

https://www.4shared.com/office/7A_AMG0Z/name_caspian1.html

Geography of Iran
Names of the Caspian Sea
By: Mohammad Ajam

http://www.magiran.com/magtoc.asp?mgID=1051&Number=131&Appendix=0

  • متن مقاله همایش ملی ژئوماتیک اردیبهشت ۱۳۸۲ اسامی جغرافیایی باستانی میراث بشریت پژوهشی در مورد دو نام خلیج فارس و خزر و چالشهای فراروی ص ۲۴ تا ۳۶ [۱۲]
  • مقالات همایش یکسان‌سازی نام‌ها ۱۳۸۲ [۱۳]
  • ماهنامهٔ پبام دریا شماره‌های ۱۳۱ و ۱۳۳ مهر و آذر ۱۳۸۳
  • دکترعجم. «دروازه کاسپین اسناد هویت ملی». پیام دریاشماره ۱۳۱، ۱۰ مهر ۱۳۸۳
  • ماهنامه علمی پیام دریا: دانلود [۱۴] شماره‌های ۱۳۱- و ۱۳۳ اسنادهویت ملی – نامهای دریای خزر و کاسپین،[۱۵] دکترمحمد عجم مهر-آذر ۱۳۸۳
  • بررسی تطبیقی رژیم حقوقی بزگترین دریاچه های جهان: محمد عجم

    (خزر، سوپریور، ویکتوریا) سخنرانی در سمینار بین المللی خزر دفتر مطالعات سیاسی بین المللی – تهران اردیبهشت ١٣٨١  چاپ در همشهری –۱۷- ۱۶  -۲ – ۱۳۸۱       ١۶/٢/٨١

.

.

ظهور و سقوط  داعش(بخش اول) کرونولوژی

کند و کاوی در ظهور و سقوط  داعش(بخش اول)

عملیات خونبار و جنایتکارانه داعش لکه  ننگی بر پیشانی سیاست و حکومت در خاورمیانه ،لکه ننگی بر پیشانی دمکراسی و روابط بین الملل،  حقوق بین الملل و بطور کلی ننگ جامعه بشریت است . از طرف دیگر جنایات قرون وسطایی داعش موجب افول و پایان آرمان خلافت خواهی تاریخی و جامعه ارمانی خلافت سلفی شد و لکه ننگی نیز بر پیشانی سلفی سیاسی نیز باقی گذاشت.

علت ظهور و سقوط داعش موضوع یک تحقیق و نگرش همه جانبه است که در بخش بعدی به آن می پردازیم فعلا روزشمار وقایع مربوط به ظهور و سقوط  داعش را در زیر مرور می کنیم :

گاه  شمار وقایع داعش

سال ۲۰۰۴ – جماعت توحید و جهاد( ابومصعب الزرقاوی) به القاعده عراق معروف شد.

۱۵ اکتبر ۲۰۰۶ -جماعت  توحید و جهاد بنام جبهه “دولت اسلامی عراق”(داع) معرفی شد.

آوریل ۲۰۱۰- ابوبکر بغدادی رهبری داع ” دولت اسلامی عراق را بر عهده گرفت.

آوریل ۲۰۱۳  بغدادی نیروهای داع را به سوریه منتقل نموده و نام گروه را به ” دولت اسلامی عراق و شام (داعش) تغییر می دهد.

سال ۲۰۱۴

اعدام سربازان

۱۴ ژانویه تصرف رقه در سوریه و اعلام آن به عنوان پایتخت داعش

۹ ژوئن: تهاجم داعش به موصل‌، دومین شهر بزرگ عراق و مرکز استان نینوا آغاز شد.

۱۰ ژوئن: موصل سقوط کرد و درپی فرار یگان‌های نظامی و نیروهای امنیتی عراق استان نینوا هم تسلیم شد.

نوری المالکی نخست وزیر سابق عراق اعلام کرد که دولت شهروندانی را که داوطلب مقابله با داعش هستند مسلح می‌کند.

۱۱ ژوئن: تکریت ‌، دیگر شهر اصلی در شمال بغداد و مرکز استان صلاح‌الدین سقوط کرد.

۱۳ ژوئن: آیت‌الله علی سیستانی‌، مرجع تقلید شیعیان عراق از عراقی‌های خواست تا علیه داعش سلاح به دست بگیرند و بسیج عمومی اعلام کرد. داعش پس از سقوط موصل مدعی شد که ۱۷۰۰ نیروی شیعه را که از دانشکده نظامی و پایگاه هوایی اسپایکر بازداشت کرده بود اعدام کرده و تصاویر این کشتار را منتشر کرد.

۲۹ ژوئن: ابو محمد عدنانی اعلام کرد ابوبکر البغدادی اولین خلیفه مسلمین در قرن بیست یکم است و همه از او اطاعت کنند.

۳ جولای:  تصرف دیر الزور  سوریه هم مرز با عراق

۲ اوت: تصرف سنجار ، داعش حملات خود در شمال عراق را از سرگرفت و گروه‌های اقلیت را با کشتار دسته جمعی به برده کشی و تجاوز هدف قرار داد. هزاران تن از اعضای اقلیت ایزدی‌ها در سلسله کوه‌های سنجار گرفتار شدند .

۷ اوت: تصرف سد موصل و فرار پیشمرگه ها

۸ اوت: آمریکا حملات هوایی خود را در عراق آغاز کرد و ائتلافی بین المللی نیز از این حملات آمریکا تبعیت کرد.آمریکا از سال ۲۰۱۱ با خروج از عراق عملیات در عراق را متوقف کرده بود.

۱۴ اوت: پارلمان عراق ، انحلال ارتش بعث و  خروج زود هنگام آمریکایی ها و خود بزرگ بینی بعضی گروههای شیعی را عامل رشد جهشی داعش  اعلام کرد و  نوری المالکی‌، که متهم شده بود که عامل این وضع بوده  مجبور به‌ کناره گیری شده و حیدرالعبادی جانشین وی گردید.

۱۸ اوت  تصرف سد موصل توسط پیشمرگه ها و با کمک آمریکا

۱۹ اوت‌: داعش اعلام کرد که جیمز فولی‌ خبرنگار آمریکایی را سر بریده است و فیلم آن را نیز منتشر کرد. بعد از فولی سرنوشت مشابهی برای استیون سوتلف و کنجی گوتو خبرنگار دیوید هیتر‌، آلن هنینگ و پیتر کاسیگ و دوست گوتو که همگی کمک رسان بودند رخ داد.

۲۲ اوت: نیروهای شبه نظامی ۷۰ نفر را در جریان حمله انتقام جویانه به مسجد سنی‌ها در استان دیاله کشتند.

۲۳ سپتامبر: تصرف پالمیرا توسط داعش  و اولین حمله هوایی ائتلاف(آمریکا ، عربستان و امارات) علیه داعش در  سوریه .

۲۵ اکتبر: العبادی نخستین پیروزی دولت را در منطقه جرف الصخر در نزدیکی بغداد اعلام کرد.

۲۹ اکتبر: داعش ده‌ها تن از اعضای قبیله بونمر را اعدام کرد و بعدها هم تعداد بیشتری را کشت.

۱۴ نوامبر: نیروهای عراقی بیجی را باز پس گرفتند اما مدتی بعد باز آن را از دست دادند.

سال ۲۰۱۵ :

 

۲۶ ژانویه ۲۰۱۵: نیروهای کرد با حمایت جنگنده‌های ائتلاف توانستند نیروهای داعش را از شهر کردنشین کوبانی در شمال سوریه در مجاورت مرزهای ترکیه و در پی درگیری‌های شدید بیرون برانند. در همان روز، یک مسوول نظامی عراقی از آزادسازی استان دیالی از دست گروه تروریستی داعش خبر داد.

۳۱ مارس ۲۰۱۵: بغداد از آزادسازی تکریت از طریق نیروهای دولتی با حمایت بسیج مردمی خبر داد.

۲۱ مه ۲۰۱۵: رمادی در عراق و پالمیرا در سوریه سقوط کردند. داعش چهار روز پس از سقوط رمادی، بزرگترین شهر استان الانبار، شهر باستانی پالمیرا در سوریه را اشغال کرد. این امر به داعش اجازه داد تا نفوذ خود را در دو طرف مرزها افزایش دهد. این گروه همچنین مکان‌های باستانی در پالمیرا را بمب‌گذاری کرد که یونسکو این شهر را در فهرست میراث جهانی قرار داده است.

۱۶ ژوئن ۲۰۱۵: شکست‌های مهمی برای داعشی‌ها در سوریه رقم خورد و پس از کنترل کردها بر منطقه تل أبیض سوریه در مرز با ترکیه که گذرگاه مهمی برای تروریست‌ها بود داعشی‌ها متحمل شکست بزرگی شدند.

۲۳ ژوئن ۲۰۱۵: داعشی‌ها کنترل منطقه عین عیسی در شمال سوریه در نزدیکی مسیری استراتژیک را از دست دادند.

 

۲۵ ژانویه ۲۰۱۵: رهبران سنی شبه نظامیان را عامل اعدام ۷۰ تن از سکنه در استان دیاله دانستند.

۲۶ ژانویه: عراق اعلام کرد که دیاله از دست داعش آزاد شده است.

۳ فوریه: داعش در ویدئوی زنده سوزانده شدن معاذ الکساسبه، خلبان اردنی را پس از دستگیری‌اش در دسامبر ۲۰۱۴ در سوریه نشان داد.

۲۶ فوریه: تخریب  آثار تاریخی و باستانی  موزه موصل توسط داعش

۱۶ ژوئن  کردهای سوریه تل ابیض در مرز ترکیه را تصرف کردند ۱۶ هزار نفر به ترکیه گریختند.

۲۵ و ۲۶ ژوئن ۲۰۱۵: داعشی‌ها حمله غافلگیرانه‌ای به کوبانی و اطراف آن داشتند و ظرف ۴۸ ساعت، بیش از ۲۰۰ غیرنظامی کشته شدند و در ۲۷ همان ماه نیروهای کرد موفق شدند داعش را از این شهر بیرون برانند.

۲۶ ژوئن ۲۰۱۵: حملات خونین در تونس و کویت رخ داد با ۳۸ کشته در حمله‌ای به هتلی در تونس که بیشتر آنها گردشگران انگلیسی بودند و داعش مسوولیت این حمله را برعهده گرفت. در همان روز داعش مسوولیت حمله به مسجد شیعیان در کویت را که ۲۶ شهید بر جای گذاشت، برعهده گرفت.

۲ مارس: عراق عملیات گسترده‌ای برای بازپس گیری تکریت از دست داعش آغاز کرد.

۵ مارس: انهدام آثار شهر تاریخی نمرود متعلق به آشوریان توسط داعش

۳۱ مارس: باز پس گیری تکریت که با انتقام جویی از ساکنان همراه بوده است.

۵ آوریل: داعش آثار باستانی  شهر باستانی هتره را منهدم کرد.

۱۷ آوریل: اشغال شهر رمادی مرکز استان الانبار توسط داعش.

۳۰ سپتامبر:  آغاز حملات هوایی ، دریایی و نیروهای ویژه روسیه در جنگ سوریه در شهر حمص و حما

اول اکتبر:  بمباران های گسترده ارتش روسیه علیه مواضع داعش ، حملات ارتش روسیه سپس علیه سایر جنگجویان نیز گسترش یافت و شامل، جبهه نصره –  حزب اسلامی ترکستان، بریگاد ترکمن – تحریر شام – اجناد شام – احرار شام – لژیون شام – آرتش آزاد- ارتش آزاد ادلیب- حرکت نورالدین زنگی – لواء حق – جیش الاسلام – جند الاقصی و … شد، تعدادی از این گروهها مورد حمایت مشترک ترکیه – قطر- عربستان بودند و ارتش آزاد مورد حمایت آمریکا و بریگاد ترکمن مورد حمایت ترکیه بود. این جنگجویان مجموعه ای ۱۶۰ هزار نفر داوطلب از ۸۶ کشور را تشکیل می دادند.

۵ اکتبر:  فتوای اخوان المسلمین سوریه برای جهاد واجب علیه روسیه و فتوای ۵۵ مفتی عربستانی مبنی بر وجوب جهاد مسلمین علیه روسیه.

۷ اکتبر: شلیک موشکهای کروز از دریای خزر  به مواضع داعش سوریه

۲۴ نوامبر: ساقط کردن جنگنده سوخوی ۲۴ روسیه توسط ترکیه و اعدام یک خلبان آن توسط افراد تیپ(اردوی) ترکمن.

۲۰۱۶

۹ فوریه: باز پس گیری شهر رمادی توسط ارتش عراق

۱۷ اکتبر: آغاز عملیات برای باز پس گیری شهر بزرگ موصل از داعش

۵ نوامبر: نیروهای دمکراتیک سوریه با کمک آمریکا بر علیه داعش در رقه عملیات کردند

۲۶ نوامبر : پارلمان عراق حشد شعبی را نهادی قانونی و بازوی ارتش  اعلام کرد.

۲۰۱۷

۲۴ ژانویه: ازاد سازی بخش شرقی موصل

۱۹ فوریه:  آغاز بازپس گیری غرب موصل

۲ مارس: ارتش سوریه با کمک هوایی روسیه پالمیرا را باز پس گرفت.

۱۲ می: شهر طبقه سوریه توسط ائتلاف کردی عربی بازپس گرفته شد.

۲۸ ژوئن:  مسجد جامع موصل بنام نوری منهدم شد

۱۰ جولای: پاکسازی کامل شهر موصل از عوامل داعش

نوشته دکترمحمد عجم

از همین نویسنده:

 

ریشه های افراط گرایی و اینده سیاسی منطقه خاورمیانه

 

** نگاهی از درون به تشکیلات مخوف القاعده.  محمد عجم   منتشر شده در همشهری – بازتاب-  اردیبهشت  ۱۳۸۵ 

**جبهه النصره  و تشکیلات مخوف القاعده : دکتر محمد عجم

افکار و عقاید ابن تیمیه پدر فکری مکتب سلفی تکفیری جهادی

**“دولت اسلامی در عراق و شام (شرق مدیترانه)” ISIS محصول و تولید کجا است ؟ و اهداف آن ؟

*** افکار و عقاید  ابن تیمیه  پدر فکری مکتب  سلفی تکفیری جهادی و طالبانیسم  

.

.

.

.

.