جایگاههای دیدنی دهلی و هند

از سال ۱۷۷۲ تا ۱۹۱۱ شهر کلکته پایتخت هندوستان بود

ولی به خاطر مرکزیت دهلی، جرج پنجم بریتانیا، که در دهه ۱۹۰۰ پادشاه هند به‌شمار می‌آمد پایتخت را در سال ۱۹۱۱از کلکته به دهلی نو منتقل کرد.

این شهر دارای پنج هزار سال قدمت است و آثار دوران تمدن موهنجودارو و یا دره رود سند در آن یافت شده‌است.

دهلی اولین پایتخت حکومت مسلمانان از قرن دوازده تا ۱۹ میلادی بوده و طی قرون متمادی، جنگها و ویرانیهای فراوانی را به خود دیده‌است که از مهمترین آنها حمله تیمور و نادر شاه به این شهر را می‌توان نام برد. تخت طاووس و الماس معروف دریای نور از غنائم با ارزشی است که از این شهر به ایران منتقل شده‌است.

اولین جنگ برای استقلال سرزمین هند، درسال ۱۸۷۵ در شهر دهلی به وقوع پیوست.

80223154-2736127

 طراحی و احداث دهلی نو بلافاصله پس از استقرار حکومت انگلیسی‌ها، توسط یک معمار برجسته انگلیسی به نام «ادوین لوتینز» در جنوب دهلی آغاز گردید. دهلی نو پس از استقلال به‌عنوان پایتخت هند معرفی شد .

جاذبه های توریستی دهلی
در شهر دهلی اماکن گردشگری زیادی وجود دارد و از مهمترین اماکن جذب گردشگر در این شهر می‌ توان به قلعه سرخ يا رد فورت (Red Fort) با نام ديگر لعل قلعه (Lal Qila) اشاره كرد.

قلعه سرخ

این قلعه بزرگترین مرکز جلب توریست در دهلی است. دستور احداث این قلعه را شاه جهان يكي از شاهان گورکانی، وقتی که پایتخت خود را از آگرا به دهلی تغییر داد، صادر کرد. ساخت آن نه سال به طول انجامید و در سال ۱۶۴۸ تکمیل شد. این بنا شامل بخش‌ها و اجزاء مختلفی است که شامل تالارها، ایوان‌ها و بناهای گوناگون خصوصی و عمومی باشکوه و زیبایی است که معروفترینشان را می‌توان به این ترتیب نام برد:

دروازه لاهور (Lahore Gate)،

دروازه دهلی (Delhi Gate)،

دروازه فیل (Elephant Gate)،

چاتاچوک (Chatta Chowk)،

نقاره‌خانه (Naqqar Khana) یا نوبت خانه (Naubat Khana)، دیوان عام (Diwan-i-Am)، کرسی (Qursi) یا تخت شاهی، لال پرده (Lal Pardah) یا پرده قرمز، باغ حیات بخش (Hayat Baksh Bagh)، دیوان خاص (Diwan-i-Khas)، خاص محل (Khas Mahal)، موسامان بُرج (Mussaman Burj)، نهر بهشت (Nahr-i-Behisht)، میزان عدالت (Scale of Justice)، ساوان و بادان (Sawan and Bhadon)، ظفر محل (Zafar Mahal)، حمام (Hammam)، زنانه (Zenana) یا اندرونی، ممتاز محل (Mumtaz Mahal)، رنگ محل (Rang Mahal)، دعوت‌خانه (Daawat Khana)، موتی مسجد (Moti Masjid) یا مسجد مروارید و دو موزه است.

البته لازم بذکر است که نباید این قلعه را با قلعه دیگری که به همین نام (قلعه سرخ) مشهور است و در آگرا ساخته شده، اشتباه گرفت.

از ديگر بناهاي اين شهر مسجد جامع آن است.

مسجد جامع دهلی یا جامع مسجد ، که در گذشته به نام مسجد جهان نما شهرت داشته از بزرگترین مساجد هندوستان و از باشکوه ترین مساجد در جهان اسلام است. این بنا به دستور شاه جهان سازنده تاج محل در سال ۱۶۵۶ میلادی ساخته شده است. این مسجد که روبروی قلعه سرخ ، در قسمت دهلی قدیم قرار دارد، یکی از مراکز مهم مسلمانان هند به شمار می ‌رود. دارای 10 کتیبه سنگی فارسی است.

IMG_0881

این مسجد که روبروی قلعه سرخ، در قسمت دهلی قدیم قرار دارد،  محوطه خارجی این مسجد می‌تواند بیش از ۲۵ هزار نمازگزار را در خود جای دهد و از جمله اشیاء باستانی که در این مسجد نگهداری می‌شود، قرآنی است که روی پوست آهو نوشته شده است. برای ساخت این مسجد ۵۰۰۰ کارگر به مدت بیش از ۶ سال کار کرده‌اند. سقف این مسجد دارای سه گنبد است که روی آن‌ها با مرمرهای سیاه و سفید تزیین شده است. دو مناره این مسجد دارای ۴۰ متر ارتفاع هستند

از ديگر مكانها ، آرامگاه همایون (همایون تمب Humayun’s Tomb) است. آرامگاهی که سمبل عشق زن به شوهر است

همایون دومین پادشاه امپراتوری  گورکانیان هند بود که پس از پانزده سال که در دربار ایران پناهنده بود به کمک شاه طهماسب اول تاج و تخت خود را بازستاند و به هند برگشت اما پس از چند ماه به طور ناگهانی و بر اثر سقوط از پله های کتابخانه‌ اش فوت کرد.

این آرامگاه با شکوه به دستور همسر وی حمیده بانو بیگم که در ایران با معماری ایرانی آشنا شده بود ساخته شد.

معماران این باغ سید محمد بن میرک غیاث الدین و پدر وی میرک غیاث الدین بودند که از هرات به دهلی آورده شده بودند. این آرامگاه با الهام از باغ آرامگاه  ایرانی و فضای چهار باغ یا باغ جنت ساخته شده که اولین باغ به این سبک در هندوستان به شمار می‌ رود.

آرامگاه یا مزار حضرت نظام الدین

درگاه حضرت نظام الدین كه در نزدیکی مقبره همایون از مكانهاي ديگر اين شهر است ، درگاه صوفی بزرگ هند، خواجه نظام الدین اولیا در محلی شلوغ و پر تراکم ، میزبان جمع کثیری از زائران مسلمان و غیر مسلمان است. خواجه نظام الدین اولیا (۱۲۳۸ – ۱۳۲۵ میلادی) (Hazrat Khawaja Nizamuddin Auliya)

 

قطاب منار (Qutub Minar) از ديگر بناهاست.

ارتفاع این منار عظیم ۵/۷۲ متر است که ۳۹۹ پله دارد. این بنا از سنگ ساخته شده و جزو اولین بناهای عظیم هند و از نمونه های بارز معماری هندو ، اسلامی است. تزئینات روی این منار بی نظیر است.  در کنار آن مسجدی ساخته شده است در صحن اصلی مسجد ستون فولادی بزرگی  از  قرن پنجم میلادی وجود دارد که عامه ، حلقه کردن دست از پشت ، دور این ستون را خوش یمن می دانند.

بنای یادبود ديگر مقبره مهاتما گاندی (راج گت Raj Ghat) مي باشد.

اين سکوی چهار گوش ساده‌ از مرمر سیاه ، محل نگهداری خاکستر مهاتما گاندی است که در سال ۱۹۴۸ ميلادي به قتل رسید. هر ساله در روز سی ام ژانویه ، به یاد پدر ملی هند گردهمایی در این محل تشکیل می گردد.
 

بناي ديگر کاخ ریاست جمهوری راشتراپاتی بهاوان (Rashtrapati Bhavan) و مغول گاردن است كه در سمت منتهی الیه غربی میدان مرکزی دهلی نو که دروازه هند در میان آن قرار گرفته ، مجموعه بزرگ کاخ ریاست جمهوری قرار دارد. این مجموعه، بخش اصلی از معماری انگلیسی دهلی ‌نو است. کاخ ریاست جمهوری دارای تالارهای بزرگ و ۳۴۰ اتاق است. باغ زیبا و معروف مغول گاردن در انتهای غربی محوطه این کاخ قرار دارد که سالی یک ماه ، بازدید عموم از آن آزاد است.

سالن معروف آشوکا در طبقه دوم این کاخ قرار دارد که محل برگزاری رسمی ترین برنامه‌های رئیس جمهور هندوستان است.

فتحعلی شاه در کاخ ریاست ج  دهلیindian palace

سقف این سالن و حاشیه فوقانی دیواره‌های آن به مساحتی بیش از ۷۵۰ متر مربع، تماما با نقاشی های ایرانی و اشعار فارسی پوشیده شده است. یک تابلو شکار فتحعلی شاه نیز بر روی سقف نقاشی شده است که گویا بر گرفته از یک تابلو و یا فرش هدیه شده به دربار هندوستان بوده است.

دروازه هند (ایندیا گیت India Gate) يكي ديگر از بناهاي اين شهر است. این بنای باشکوه با ارتفاع ۴۲ متر در محوطه ‌ای باز و نزدیک به کاخ ریاست جمهوری هند توسط معمار انگلیسی دهلی نو در سال ۱۹۳۱ ميلادي ساخته شده است. در واقع یادبودی است برای ۹۰ هزار سرباز هندی که در جنگ جهانی اول کشته شده اند و نام این سربازان بر دیوارهای این بنا حک شده است. توجه داشته باشيد اين دروازه را با دروازه هند در بمبئی اشتباه نگيريد.

جنتر منتر (Jantar Mantar) يكي ديگر از بناهاي اين شهر است.

این بنا به عنوان مرکز رصدخانه و تحقیقاتی نجومی توسط حاکم جیپور، در سال ۱۷۲۴ ميلادي ساخته شده ‌است. توسط این بنا که دارای محاسبات نجومی است، گردش ستارگان را اندازه گیری می کردند.
 

قلعه کهنه هند (پورانا کیلا Purana Quila)

يكي از قلعه هاي شهر دهلي است. اين قلعه کهنه هند معروف به پورانا کیلا بر روی خرابه های شهر کهن پاندواها که زمانی درکنار رودخانه یامونا قرار داشته، توسط شیر شاه سوری سلطان افغان که بر همایون شورید و دهلی را تصرف کرد طی سالهای ۱۵۳۸ ميلادي و ۱۵۴۵ ميلادي ساخته شده است.

 

صفدر جنگ (Safdarjung) بناي سنگی زیبای  ديگر است.

صفدر جنگ   خراسانی با نام  محمد مقیم  در خراسان، ایران متولد شد و در سال 1722 به هند مهاجرت کرد.

لقب میرزا نواب اوده و سپس لفب وزیر هندوستان گرفت لقب کامل او . Abul Mansur Mirza Muhammad Muqim Ali Khan Safdarjung

بنای آرامگاه صفدر جنگ، وزیر دربار گورکانی، آخرین سبک معماری باغ مقبره ای دهلی در دوران امپراتوری گورکانی (مغولی ) هند است که در خلال سال‌های ۱۷۵۳ ميلادي تا ۱۷۵۴ ميلادي در زمان محمد شاه گورکانی، پادشاه هند، ساخته شده ‌است.

File:Safdarjungtomb notice.jpg

بازار بزرگ چندی چوک كه به معنای میدان نقره است ،يكي ديگر از بناهاي اين شهر است. اين بنا که روبه روی قلعه سرخ و در ضلع شمالی مسجد جامع دهلی قرار دارد، توسط جهان آرا بیگم دختر شاه جهان و به دست سازندگان تاج محل ساخته شده است. این بازار سنتی دارای راسته های زیادی است که بازار اصلی شهر دهلی قدیم را تشکیل می دهد. این بازار توسط کانال هایی پر از آب به دو بخش تقسیم شده که آب کانال هنگام شب بسان نقره در زیر نور ماه می ‌درخشیده است.

قلعه تغلق آباد كه پایتخت غیاث الدین تغلق بوده است در فاصله ۸ کیلومتری از قطب منار قرار دارد که به دلیل استراتژیک احداث گردیده و اکنون تعداد کمی از استحکامات و تالارهای زیر زمینی آن بر جای مانده است. براساس برخی حکایات ویران شدن شهر بر اثر نفرین خواجه نظام الدین اولیا بوده است.
 

بناي فیروز شاه کتلا كه در شهر فیروزآباد هند، نزدیک به دهلی گیت در قرن ۱۴ میلادی به وسیله فیروز شاه تغلق ساخته شده است يكي ديگر از بناهاي اين شهر است. ستون معروف سنگی به ارتفاع ۱۴ متر حامل پیغام صلح آشوکا در این محل قرار دارد.

معبد آکشاردام که بزرگترین معبد آیین هندو در جهان به حساب می‌آید ، در اين شهر واقع شده است. همچنين در دهلي چترپور مندیر يا شهر معابد ، بیرلا مندیر، بنگالاصاحب گوردوارا ، کلیسای قلب روحانی و معبد ایسکون ، از معروفترین معابد و اماکن مذهبی غیر اسلامی در دهلی به شمار می روند.


جاذبه های توریستی جیپور

Jal Mahal در قرن 18 میلادی ساخته شده و در جیپور، پایتخت شهرستان راجستان واقع شده است. این کاخ در میان دریاچه زیبای Mansagar ساخته شده است.

هوا محل یا City Palace یک شهر قدیمی است که در هفت طبقه ساخته شده است. ساختمانی که عملکرد بادگیر در معماری کویر را داشت. این بنا حدود 300 سال پیش بنا شده. در مراسم های مذهبی و راهپیمایی ها خانواده سلطنتی (مهاراجه) به ویژه بانوان از پشت مشبک های این بنا به نظاره مراسم می پرداختند. این راهپیمایی ها از 100 متر آنطرف تر که کاخ شهر یا همان کاخ مهاراجه شروع می شد. البته در حال حاضر به عنوان موزه از آن استفاده میگردد.

جانتار مانتار (Jantar Mantar): یا پارک ستاره شناسی که یک رصدخانه قرون وسطی بوده و در نوع خود بزرگترین در جهان است. این بنا به تازگی ثبت جهانی شده است.

جال محل (Jal Mahal) هوا محل (City Palace) جانتار مانتار (Jantar Mantar)

قلعه آمبر:

قلعه ای که زمانی مرکز ایالت راجستان بود و محل اقامت مهاراجه های قدرتمند بود. جی سینگ یکی از این مهاراجه ها، شهر جدیدی ساخت و نام ان را جیپور گذاشت. بنای اولیه متعلق به قرن 11 میلادی است. سال 1639 شکل بهتری یافت و هر روز به عظمت آن افزوده شد.این قلعه دارای دو دیوان بنامهای دیوان عام (محل برگزاری جلسات مردمی) و دیوان خاص (محل برگزاری جلسات سران) می باشد.

 

 

 

 

جاذبه های گردشگری آگرا
مهمترين مكان ديدني آگرا تاج محل است. این بنای مهم با معماری ایرانی منحصربه فرد خود به عنوان مهمترین بنای تاریخی هند و یکی از عجایب هفتگانه جدید شهرت جهانی دارد. تاج محل که بنای یادبود ملکه ایرانی تبار ممتازمحل است ، سال ۱۶۴۸ میلادی ساخته شد و خود شاه جهان هم در طرح ریزی ساختمان آن نقش مستقیم داشت و در نهایت هم همان جا خاک شد.DSC00231

قلعه آگرا که همچنین به حصار سرخ يا لعل قلعه نیز مشهور است يكي ديگر از اماكن ديدني اين شهر است و در زبان هندی ، لعل به معنی قرمزبوده و اين قلعه توسط اکبر امپراتور بزرگ گورکانی ساخته شد. حیاط پر پیچ و خم، مسجد و تالار اختصاصی قلعه عظمت امپراتوری گورکانیان هند را منعکس مي کند. مسجد موتی يا مروارید و برج یاسمین نشان دهنده مهارت صنعتگران و معماران آن روزگار هند هستند. این بنا را با قلعه دیگری که به همین نام قلعه سرخ یا ردفورت مشهور است و در دهلی است نباید اشتباه گرفت.

از مكانهاي ديدني ديگر فاتح پور سیکری به معنی شهر پیروزی، شهر متروکه امپراتور اکبر که در نزدیکی آگرا واقع است. تالار شنوندگان ، مکان‌ها و مسجدها هنوز هم کاملا سالم و در وضعیت مطلوب هستند که از جمله می‌توان پنج محل و بلند دروازه را نام برد. در محوطهٔ مسجد جامع، آرامگاه شیخ سلیم چشتی واقع است و در واقع، اکبر شاه گورکانی شهر فاتح پور سیکری را به خاطر همین صوفی معروف مکتب چیستی هند پایه گذاشته بود.

يكي ديگر از اماكن ديدني اين شهر سیکاندرا آرامگاه جلال الدین محمد اکبر سومین و بزرگترین پادشاه سلسله گورکانیان هند است. این بنا با ماسه سنگ قرمز ساخته شده و با مرمر جواهر نشان شده است. اکبر به این رنگ از سنگ بسیار علاقه داشت و اغلب بناهای ساخته شده در زمان او با این مصالح ساخته شده است.

از دیگر مراکز تاریخی و دیدنی منطقه آگرا می توان آرامگاه اعتمادالدوله که ملکه نور جهان برای پدر خود که صدراعظم دربار جهانگیر بود ساخت، مسجد جامع آگرا ، چینی کا روضه ، باغ رام ، سوامی باغ صمد ، آرامگاه مریم یکی از زنان اکبر و باغ مهتاب را نام برد.

منبع : برای اطلاع بیشتر به کتاب  سنگ نبشته های پارسی در هندوستان، دکتر محمد عجم  1392 بر پایه کتاب نقش پارسی بر احجار هند دکتر علی اصغر حکمت . 1337

 

مسجد جامع دهلی و سنگ نوشته‌های مرمری زیبای فارسی آن

اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی

فرهنگ و تاریخ > جهانی‌شدن- همشهری آنلاین- محمد عجم:روزنامه  همشهری، ۲۲آبان ۱۳۸۵ نسخه آنلاین 

تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه قاره هنددکترعجم [۶]دیلمستان

[۱۴]تاثیر و نقش زبان فارسی در زبانهای شبه قاره هند.   

 

:نگاهي به اهميت خليج فارس در تجارت دريايي با هند: محمدعجم

ایرنا سمینار بین المللی روابط ایران و هند در دوره معاصر در حیدرآباد برگزار شد.

*** دانشگاه  جنو 

 

مراسم بزرگداشت روز ملی خلیج فارس در شبه قاره هند

به گزارش خبرنگار ایرنا

 امروز با حضور دانشجویان و دانش اموزان و خانواده های ایرانی مقیم دهلی نو روز ملی خلیج فارس برگزار شد و از آثار برتر دومین مسابقه فرهنگی هنری گرامیداشت روز ملی خلیج فارس تقدیر گردید.

 – غلامرضا انصاری سفیر جمهوری اسلامی ایران در هندوستان که پنجشنبه شب در مراسم روز خلیج فارس در خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در دهلی نو سخن می گفت، اظهار کرد:رسانه های عربی برای توجیه شکست نظامی خود درمقابل یمن این اتهامات را مطرح می کنند.

سفیر ایران در هند گفت:دخالت عربستان در کشورهای منطقه باعث وضعیت خطرناکی در خلیج فارس شده است.وی با اشاره به جلوگیری هواپیمای عربستان برای ارسال کمک های امدادی ایران به یمن تصریح کرد، این اقدام غیر انسانی باعث افزایش تلفات افراد بی گناه می شود.

 

در این مراسم دکتر عجم نویسنده و پژوهشگر سرشناس خلیج فارس، درباره نام گذاری روز ملی خلیج فارس توضیحاتی داد و گفت:از سال 1380 فعالیتهای زیادی برای جعل نام خلیج فارس در رسانه های عربی صورت گرفت .

وی با اشاره به اقدامات انجام شده برای مقابله با تحریف نام خلیج فارس تصریح کرد ، اقدامات و تلاش های صورت گرفته شامل انتشار مقالات و برگزاری همایش ها به همراه اعتراض های  مردمی صورت گرفته بر علیه تحریف و تغییر نام خلیج فارس باعث شد که روز ملی خلیج فارس در شورای فرهنگ عمومی تصویب و درتیرماه 1384 برای اجرا ابلاغ شود.

1388 روز ملی خلیج فارس

وی افزود: 10 اردیبهشت در تاریخ ایران،منطقه و جهان روز مهمی است که ناشناخته مانده است و انتخاب این روز بعنوان روز ملی خلیج فارس بسیار مناسب بود زیرا استعمارگران اروپایی برای اولین بار در تاریخ استعمار در هرمز طعم تلخ شکست را پذیرفتند.

در کتاب صفحه 979 تاریخ عالم‌آرای عباسی چنین آمده‌است:
از فتوحات (پیروزی‌هایی) که درین سنه (سال) مبارکه مطابق احدی و ثلثین و الف(۱۰۳۱ قمری) به نیروی اقبال قرین حال اولیاء دولت بیزوال گردید، فتح و تسخیر بلده هرموز است که بسعی امامقلیخان امیر الامرا فارس بوقوع پیوست… و در سال گذشته اشعاری شد (به شعر درآورده شد) که بنابر ظهور بی ادبی‌های فرنگیه پرتکالیه (پرتغالی‌ها) مقیم آنجا… امیر الامرا مذکور لشکر بتادیب (مجازات) ایشان فرستده خود نیز متعاقب رفت… در این وقت که فرنگیه پای از دایره ادب بیرون نهاده به اموری که بتحریر پیوست اقدام نمودند… جماعت انگلیسی را اخبار نموده ایشان نیز بر حسب وعده آماده خدمت شدند. القصه‌امام قلی خان شجاعت شعار با جنود قاهره فارس (سربازان پیروزمندپارس) متوجه آن صوب (سوی) گشته خود در بندر گمبرو که الیوم(امروزه) به بندر عباسی موسوم است اقامت کردند و افواج قاهره (سپاهیان پیروزمند) از دریا با کشتی‌ها و سفاین عبور نموده داخل جزیره هرمز شدند… القصه بعد از دو ماه و چند روز امتداد ایام محاصره و جنگ و جدال به نیروی دولت و اقبال که همواره قرین حال این دودمان والاست، قلعه رفیع بنیان هرموز که در متانت و حصانت شهره جهان و از کارنامه‌های نادره فرنگیان است، مسخر اولیای دولت ابد پیوند گردید…. چون خبر فتح هرموز رسید، جناب خانی (امام قلی خان) مورد تحسین و آفرین شاه (عباس) و سپاه گردید و آن خبر بهجت اثر بر مبارزان قلعه گشای رکاب همایون مبارک و میمون آمده در همان روز قلعه قندهار نیز بتوفیق کردگار مفتوح گشت.. از هر طرف که چشم گشایی نشان فتح… وز هر طرف که گوش نهی مژده ظفر. خامه اسکندربیگ ترکمان، در صفحه ۹۷۹

این تحلیل گر مسایل منطقه و خاورمیانه، با بیان اینکه نام خلیج فارس در رویدادهای تاریخی مهم جهان جاودانه است، افزود: امروز روز مهمی در تاریخ ایران و تاریخ منطقه است و کمتر از چهارصد سال قبل سرداران ایرانی در اقدامی شجاعانه تاریخ تحولات منطقه را عوض کردند.

21 تا 29 آوریل سال 1622 میلادی برابر با 1031 قمری سپاه ایران جزیره هرمز را از بزرگترین امپراتور آن زمان بازپس گرفت و جایگاه خود را در فهرست ابرقدرت های قرن شانزدهم جهان ثبت کرد.

بگونه ای که تا سال 1820 ایران تنها قدرت حاکم بر خلیج فارس بود بطوریکه در  یک بند از دو عهدنامه مجمل 1808 و مفصل 1812  نوشته شده که بریتانیا هرگاه بخواهد وارد دریای عجم (خلیج فارس ) شود از دولت ایران رخصت خواهد خواست یعنی اجازه خواهد گرفت و این به معنی حاکمیت ایران بر خلیج فارس بوده است.

 

دکتر عجم افزود “در همه زبان های شبه قاره هند، خلیج فارس را با همین نام و یا معادل های آن می شناسند و در موزه های هند نقشه های با ارزشی از خلیج فارس وجود دارد، بخصوص نقشه ترسیمی بر دیوار کتابخانه کاخ راشتراپاتی بهاوان و اشعار و نقاشی های زیبای فارسی آن که از دیدنی های کاخ ریاست جمهوری هند است.

File:PersianGulfDay2015 IR1394.jpg

در بعضی از این نقشه ها علاوه بر خلیج فارس حتی به جای دریای عرب نیز نام هایی مانند دریای پارس و دریای مکران بکار رفته است.

تصویب روز ملی خلیج فارس یک روند چند ساله داشت و ناگهانی صورت نگرفت. دولت در سال ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ سه مصوبه گذراند تا در نهایت سال ۸۴  نام گذاری نهایی و اعلام شد.(عضو کمیته یکسان سازی نام های جغرافیایی) کارهای مقدماتی :

۱-     در سال ۱۳۸۰ گزارش هشدار آمیزی از روند فزاینده جعل نام خلیج فارس در رسانه های عربی و انگلیسی تهیه و برای مقامات ذیصلاح ارسال شد.

۲-      با توجه به عدم دریافت پاسخ و توجه کافی از سوی مسئولان ذیربط . مقاله ای  هشدار آمیز از روند فزاینده جعل نام خلیج فارس در ۱۰  شماره   ۱۶تا ۲۷ مهر ۱۳۸۱ در روزنامه همشهری و وب سایت آنلاین آن منتشر گردید .

۳-      مقاله روزنامه همشهری برای مقامات و نمایندگان مجلس و کمیته سیاست خارجی و کمیته فرهنگی  مجلس ارسال شد.

۴-   چه بایــــــــــــــد کرد؟ پیشنهاد  روز ملی خلیج فارس در تاریخ   ۱۳۸۱/۱٠/۱۱راهکارهای پیشنهادی  برای جلوگیری از جعل نام خلیج فارس در وب  لاگها بصورت آنلاین منتشر شد از جمله در این پست:

 http://parssea.persianblog.ir/post/1/

5-  پیشنهاد روز خلیج فارس در  همایش ملی ژئوماتیک اردیبهشت ۱۳۸۲  مجددا راهکارهای دفاع از نام خلیج فارس ارایه شد  ص ۳۶-۳۷ وب سایت مطالعات خلیج فارس [۷]

۶ –      پیگیری های انجام شده منجر به تشکیل جلساتی شد که ماحصل آن صدور اولین بخشنامه هئیت دولت در بهمن ۱۳۸۲ ویژه  دفاع از نام حلیج فارس بود  بخشنامه با امضای دکتر عارف معاون رئیس جمهور به همه  وزارتخانه ها ابلاغ شد. در خرداد ۱۳۸۳ مجددا بخشنامه  کامل تری از سوی هئیت دولت ابلاغ شد که باید منجر به تهیه لایحه ای قانونی می شد..

۷-   همایش بین‌المللی کارتوگرافی خلیج فارس در دانشگاه تهران راهکارها مجدد به اطلاع رسانه های گروهی رسید گزارش خبرگزاری فارس و روزنامه تهران تایمز خرداد ۱۳۸۳ مورخ   ۸۳/۰۲/۰۳ –  در اینجا هنوز وجود دارد:

یک پژوهشگر در همایش بین‌المللی کارتوگرافی خلیج فارس در دانشگاه تهران  گفت: برای پاسداری از نام خلیج فارس کوشا باشیم .

۸- شهریور ۱۳۸۳ کتاب خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ و میراث فرهنگی بشریت در سه هزار نسخه منتشر و برای مقامات و نمایندگان مجلس ارسال شد.این کتاب راهکارهای مختلف از جمله روز ملی خلیج فارس را خواستار شده است. 

۱۰ – سازمان خلیج فارس آنلاین  در  صفحه  گفتمان آنلاین خود  نظرات مخاطبان را در مورد پیشنهاد روز ملی خلیج فارس  که در تاریخ ۶/۹/۲۰۰۳   در صفحه  گپ /چت/ آنلاین  ارایه شده بود  را جمع آوری و جمع بندی نمود. بیشتر رای دهندگان روز ۹ آذر را پیشنهاد کردند.

۱۱- نامه اعضای هئیت مدیره  سازمان برای مقامات و مطبوعات ارسال شد.

جشن روز ملی خلیج فارس

جشن روز ملی خلیج فارس

* پژوهشگر خلیج فارس در همایش بین‌المللی کارتوگرافی خلیج فارس 3/2/1383:

 همایش ملی ژئوماتیک اردیبهشت ۱۳۸۲ پیشنهاد روز خلیج فارس راهکارها ص ۳۶-۳۷ وب سایت مطالعات خلیج فارس [۷]

*خلیج فارس در اسناد تاریخی هند

Rashtrapati palace W

:*نام گذاری روز ملی خلیج فارس یک ضرورت فرهنگی و ملی بود.

persischer meer

.persian gulf india (30)w

..

*روز ملی خلیج فارس چرا و چگونه شکل گرفت؟ پیشینه آن از 1380

* اولین مقاله که راهکارهای دفاع از نام خلیج فارس و پیشنهاد روز خلیج فارس را مطبوعاتی کرد. ۱۳۸۱

*به گزارش ایرنا بیش از یک هزار عنوان کتاب درباره اهمیت این آبراه و نام تاریخی توسط اندیشمندان بزرگی همچون محمد عجم ، پیروز مجتهد زاده ، محمد حسن گنجی ،  محمد رضا حافظ نیا و صدها پایانه دانشجویی ودهها مورد شعر وقصه نیز نوشته شده که بخشی ازاین اثار برگرفته از آشیو عربی و منابع کهن پیش از میلاد بوده و حقانیت نام خلیج فارس را به اثبات رسانده است.

 

اتهامات رسانه هاي عربي عليه ايران بي پايه و اساس است.

*مستند نام خلیج فارس شبکه افق.

​مستند تلویزیونی نام خلیح فارس بخش 1​

Documents on the Persian Gulf’s name : the eternal heritage of ancient time.

Documents on the Persian Gulf’s name : the eternal heritage of ancient time.

​ ​
Documents on the Persian Gulf’s name : the eternal heritage of ancient time.

​ ​

 

 

نوروز و آیین های مختلف آن – گذشته و اکنون

 

نوروز و آیین های آن – پیشینیان و اکنون

Shah-Abbas-I-Vali-Muhammad-Khan-of-Bukhara-Ch.SE.Isfahan1657-sm

شاه عباس جشن نوروزی به افتخار حاکم بخارا 1657

نوروز از دیرباز در جغرافیای ایرانی به عنوان جشن رسمی برگزار می‌شود. اما امروزه نوروز را در بیشتر کشورهای خاورمیانه، آسیای میانه، قفقاز، شبه قاره هند و بالکان و حتی فراتر از جغرافیای کشورهای نوروزی در آمریکا و اروپا و … جشن می‌گیرند.
جغرافیای پهناور نوروز و همزمانی آن با برابری بهاری در نیمکرهٔ شمالی و و برابری پاییزی در نیمکره جنوبی  و پیشینهٔ بسیار کهن آن  و تأکید این جشن بر نوع‌دوستی و مهرورزی در میان جهانیان، باعث توجه سازمان ملل متحد و دیگر کشورها به نوروز شد. در ۱۰ مه سال ۲۰۱۰ میلادی، مجمع عمومی سازمان ملل با گذراندن قطعنامه‌ای نوروز را به خاطر بزرگداشت آن توسط بیش از ۳۰۰ میلیون تن در بیش از ۱۱ کشور جهان به رسمیت شناخت.
همچنین همایشی با نام جشن جهانی نوروز پدید آمده است که در آن سران کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند گردهم می‌آیند و این بهار طبیعت را گرامی می‌دارند.
در برخی جاها نیز با وجود رسمی نبودن هر ساله شمار زیادی از مردم مراسمات نوروز را برگزار می‌کنند. همانند سوریه که جشن نوروز نزد کردهای ساکن سوریه از اعتبار و احترام ویژه‌ای برخوردار است. این جشن امروزه یکی از جشن‌های بنیادین آسیا شناخته می‌شود. نوروز در ۹ کشور معروف به حوزه فرهنگ نوروز  یعنی ایران، افغانستان- تاجیکستان-جمهوری آذربایجان- ازبکستان-، ترکمنستان- قزاقستان-، قزقیزستان- با همین نام تعطیل رسمی است.

برگزاری جشن های نوروزی یا جشن برابری بهاری Equinox در منطقه فلات و جغرافیای ایران بسیار کهن و قدیمی است و از سه هزار سال قبل تا کنون بطور پیوسته و مستمر انجام شده است حتی در دوره اشغال ایران توسط اسکندر و همچنین در دوره خلافت اسلامی و بعد در دوره تورکان این جشن برگزار می شده است . در دوره بابری یا گورکانی هند نیز این جشن در هند بطور باشکوهی در دربار بخصوص در دوره اکبر شاه و شاه جهان  برگزار می شد. هنوز هم در بعضی شهرهای هند مانند لکنو جامو و کشمیر نوروز بطور رسمی برپا می شود. حتی نوروز و هولی یک ریشه دارند ریشه هر دو فصل نو است هر دو با تفاوت اندکی در ماه مارس برگزار می شوند  نوروز جشنی است برای صلح و دوستی و  فراتر از قوم و مذهب و آیین خاص و جغرافیای خاص است به همین دلیل امروزه نوروز در سراسر جهان شناخته شده است.

تا قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی  فقط  همواره در ایران و  گاهی در افغانستان روز نوروز تعطیل رسمی بود .

در ایران در دوره معاصر  قاجار و پهلوی نوروز بزرگترین جشن ملی بود و 15 روز تمام ادارت و مدارس تعطیل می شد. امروزه  در کشورهای بسیاری جشن نوروز برگزار می شود. نوروز جشن صلح و دوستی و انسانیت و دوستی انسان و طبیعت است.

با حمایت کشورهای حوزه نوروز در سال 2009  نوروز در فهرست میراث معنوی ثبت شد و در سال 2010  سازمان ملل روز نوروز را جشن فصل در فرهنگ پارسیان اعلام کرد این سازمان در همین راستا قبلا نیز  21 مارس به عنوان روز زمین نام گذاری کرد.

در برخی از متن‌های کهن ایران از جمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید شاه و در برخی دیگر از متن‌ها، کیومرث به عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده‌است.

ایرانیان قدیم از دوران کهن  با خورشید پیوند عمیقی داشتند آنها  اعتدال بهاری  Equinox را نوروز و اعتدال پاییزی   را مهرگان و بزرگترین روز سال را جشن تیرگان  و طولانی ترین شب سال را یلدا و یا چله می نامیدند و جشن های باشکوهی برگزار می کردند. این جشن ها هنوز در بین مردم رایج است.

****جشن های نوروزی  دارای آیین ها و مناسبتهایی است

نوروز مجموعه ای از آیین ها و جشن ها و مناسبت ها است.جشن های سال نو و یاجشن های نوروزی در ایران برنامه های متعددی دارد که ابتدا با چهارشنبه‌سوری شروع می شود. بعد از جشن چهارشنبه سوری آخرین پنجشنبه رفتن به مزار و آرامگاه تازه درگذشتگان است. سومین برنامه که بیشتر در خراسان جنوبی رایج است مراسم الفه است. این مراسم نیز در آرامگاهها و قبرستان ها و یا مساجد برگزار می شود و بیشتر برای تکریم و احترام به مردگان است در این مراسم شیرینی و کیک های محلی(قطاب- نان شیری – گعک) به همراه سبزه در سفره گذاشته می شود.

اولین برنامه جشن های نوروزی  چهارشنبه سوری  است که  یکی از جشن هایی است  که در تمام ایران اجرا می شود.

چارشنبه سوری*********************

در رابطه با پیشینه پرپاکردن آیینی به نام چهارشنبه سوری در منابع کهن چیزی وجود ندارد وابوریحان بیرونی هم که به دقت از مراسم زرتشتیان یاد می‌کند جز سپندارمذگان و آتشی که پیش از نوروز برپا می‌شود یادکردی از «چهارشنبه سوری» ندارد، همچنین «مرتضی راوندی» درکتاب «تاریخ تحولات اجتماعی ایران» بیان می‌کند که «چهارشنبه سوری» پس از کشته شدن حسین بن علی و توسط هواداران مختار برپا می‌شده است. همچنین نسبت دادن چهارشنبه سوری به آداب و رسوم ایران باستان در هاله ابهام قرار دارد چرا که اصولاً در ایران باستان تقسیم‌بندی گاهشماری به هفته وجود نداشته است و هر روز ماه نامی داشته است. افزون بر همه اینها دکتر معین اقدام جهیدن از فراز آتش را از آداب و سنن زرتشتیان نمی‌داند، چرا که در دین و آیین زرتشتی آتش مقدس است و جهیدن از فراز آن وهن آتش شمرده می‌شود. واقعیت این است که مناسبتهای کولتوری یا فرهنگی که جنبه سرگرمی دارند نیاز به دلیل عقلانی ندارند و مردم به آنها گرایش دارند چه عقلانی باشد و چه نباشد.  

آیین آتش‌افروزی پیش از نوروز به گونه‌های دیگر در نزد مردمان دیگر کشورها نیز پدیدار می‌شود، آریاییان قفقاز هنوز در این شب هفت توده آتش می‌افروزند و از روی آن می‌جهند.[نیازمند منبع] بنا به آیینی کهن در سوئد، شبی را که «والبوری» خوانده می‌شود به عنوان آغاز بهار می‌شمارند و در آن آتشی بزرگ افروخته و پیرامون آن به جشن و شادی می‌پردازند. همچنین نمونه دوردستی از آتش‌افروزی نوروزی را در نزد مردم روستاهای جنوب کشور رومانی گزارش کرده‌اند.

آیین آتش‌افروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام «چهارشنبه سوری» بر خود گرفته‌است. در ایران باستان بخش‌بندی هفته به گونه امروزی (شنبه تا پنجشنبه و جمعه) نبوده و در گاهشماری ایرانیان هر یک از ۳۰ روز ماه نامی ویژه داشته‌است (امرداد، دی بآذر، آذر، …، سروش، رشن، فرودین، ورهرام،… ، شهریور، سپندارمزد، خورداد و …). «هفته» ریشه در ادیان سامی دارد، که باور داشتند خداوند، جهان را در ۶ روز آفرید و روز هفتم به استراحت پرداخت و آفرینش پایان یافت؛ و از همین رو روز هفتم را به زبان یهودی شنبد یا شنبه نامیده‌اند که به معنی فراغت و آسایش است. بخش‌بندی روزها به هفته از یهود به عرب و از اعراب به ایرانیان رسیده‌است. اعراب دربارهٔ هر یک از روزهای هفته باورهایی داشته‌اند؛ برای نمونه اینکه چهارشنبهٔ هر هفته روز شومی است.

منوچهری دامغانی هم اینگونه به این باور اشاره می‌کند:

چهارشنبه که روز بلاست باده بخور به ساتکین می‌خور تا به عافیت گذرد.

در استان خراسان و شهر مشهد و خراسان جنوبی مردم در قدیم در شب چهارشنبه سوری هیزم آتش می‌زنند. نام این هیزم‌ها عبارت است از چرخه، خار و اسپند. اسپند دود کردن و یا  (اسفند) به داخل آتش ریختن از آداب مردم خراسان در تمام جشن‌ها و مناسبت‌ها است. در داخل آتش اسپند نمک می‌ریزند که حالت ترقه و انفجار دارد.

1- حمام رفتن شب قبل از عید است همه باید حمام می رفتند و لباس نو می پوسیدند. لباس نو  و یا لباس پاک و تمیز جزو الزامات نوروز بوده است.

شاید داشتان معروف ملا و لباس نو  او   : آستين نو بخور پلو ، آستين نو بخور پلو . مربوط به یکی از همین جشن های نوروزی باشد.

2- سنت دیگر پولو خوردن (چلو کباب و یا چلو گوشت) است.  در قدیم عامه مردم نمی توانسته اند غذاهای شاهانه بخورند و پولو یکی از این غذا ها بوده است. لذا حداقل هر فردی سعی می کرده که سال نو غذای شاهانه  بخورد و لذا همه پولو می پختند که در واقع چلو گوشت است. از این چلو گوشت برای روحانی و معلم محل و کدخا و حمام دار و چوپان هم می برده اند. حجم زیاد برنج برای مثلا چوپان باعث می شده که او پلو را خشک کند و به مرور از آن استفاده کند.

 

***سفره  هفت سین*************************

بطور یقین نوروز از قدیم الایام سفره نوروزی داشته است

این سفره که یک پرده سفید و یا رنگی بوده است را در میهمان خانه پهن می کردند و بر روی آن دو نوع اشیا می گذاشتند

الف: اشیایی که جنبه نمادی و سمبلیک و آیکونیک داشتند مانند اسپند برای چشم زخم .  سیب برای زیبایی و محبت – سکه برای ثروت –  سماق و یا سنجد و اناب به عنوان مظهر مقاومت در برابر سختی ها و سبزی به عنوان نماد سر خوشی و سر زنده و شادمان بودن و تجدید حیات. سپند یا اسفند به عنوان رفع بلا و چشم زخم  و دور کردن ارواح خبیثه. سیر نشانه دارو – گلاب  نشانه پاکی و زلالی – شمع یا پیه سوز  نشانه خورشید و درخشندگی- سرکه و یا احتمالا شراب و شیره در دوران کهن  نشانه تحول و دگرگونی پذیری.

دوم اقلام خوردنی  مانند:

شیرینی های پارسی ، گالک – کهک – قطاب – نون سرموکی – نون روغنی – انواع خشکبار  مانند برگه هلو و زرد آلو- سمنو و ..

امروزه به سفره نوروزی سفره هفت سین می گویند.

و معمولا اقلامی که با سین شروع می شود در آن می گذارند.

مثلاً سیب را نماد زیبایی و تندرستی و عشق ، سنجد را نماد مقاومت در مقابل سختی ها ، و سکه را رزق و روزی گفته‌اند. سفره نوروز از زمانهای کهن بوده اما به این صورت بوده‌است که سفره‌ای را پهن می‌کردند و در بشقابهای سفالی و یا فلزی، انواع آجیل‌های خشک‌شده مانند توت خشک، برگه خشک شده زردآلو و هلو و پختیک (پخته شده و خشک شده لبو) و عسل و سرشیر خشک شده، کلوچه، گعگ (کیک) قطاب و نان سرموکی و یا نان خشکی تنوری و… می‌گذاشتند؛ تخم مرغ رنگ‌شده از اجزای اصلی این سفره‌ها بود. در این سفره، بعضی چیزها فقط جنبه زیبایی و نمادین داشت مانند تخم مرغ و آیینه؛ ولی سایر چیزها برای خوردن و پذیرایی میهمانان بوده است و هر زمان که تمام می‌شده است بلافاصله صاحبخانه ظروف را دوباره برای میهمانان جدید پر می‌کرد.

 

اما اینکه هفت چیز با نام سین باشد، پدیده جدیدی است و مستندات تاریخی ندارد. البته سفره نوروزی همواره دارای سمبل و نمادها بوده است اما به نظر می‌رسد گذاشتن هفت جزء آغازشونده با حرف سین در سفرهٔ نوروزی پدیده‌ای است که روایتهای آن بیشتر از اواخر دوره قاجار رایج شده و پیشینهٔ تاریخی ندارد و توسط رسانه‌ها فراگیر شده‌است. یکی از ضروریات عیدنوروز لباس نو و حمام رفتن بوده است، مردان و زنان قبل از فرارسیدن نوروز به حمامهای زنانه و یا مردانه می‌رفتند و شلوغ‌ترین روزهای گرمابه‌ها، همان چند روز سال نو بود. در گرمابه های قدیمی که معمولاً با چوب و هیزم در (گرخانه)Gor Khaneh یا( آتش خانه) آب داخل خزانه را که بر روی دیگهای بزرگ قرار داشتند گرم می‌کرد، حمامی ها لازم بوده که یک ذخیرهٔ ویژه چوب و هیزم را برای روزهای نوروز ذخیره کنند.

  • در قرون گذشته بسیاری از خانواده‌ها سالی فقط یکبار می‌توانستند پلو بخورند و آن هم شب نوروز بود. شب نوروز، همه مردم و یا اکثرا پلو یا چلو خورشت می‌خوردند.از این پلو نوروزی برای فقرا، سلمانی (آرایشگر) و حمامی (مسئول آتش حمام) و برای کدخدای و روحانی(معلم سنتی) محل پیشکش می‌بردند. و آنها با حجم زیادی از پلو روبرو بودند و ناچار بودند آنها را خشک کرده و در آینده استفاده کنند.

پهن کردن سفرهٔ نوروزی در ایران آداب و رسوم خاصی دارد و روی سفره اجزای دیگری به‌ویژه آینه، شمع، و آب نیز حضور دارند. از دیگر اجزای سفرهٔ امروزی می‌شود از ماهی و تخم مرغ رنگ‌شده یاد کرد.

حمام رفت و پوشیدن لباس نو بخشی از ضروریات روز نوروز است که افراد حتما با لباس نو به دیدار اقوام و دوستان می رفتند در قدیم معمولا لباس قومی و ملی هر منطقه ای در ایران متفاوت بود. بخصوص هر قبیله و ایل ممکن بود نوع کلاهی که بر سر می گذاشتند متفاوت باشد و در نوروز لباس قومی معمول بوده است در بیشتر مناطق ایران یک شنل بشکل عبا مردها بر دوش می انداخته اند امروزه رئیس جمهور افغانستان از این شنل برای اعیاد رسمی استفاده می کند. از دوره رضا شاه پوشش های متفاوت قومی که بعضا نشانه هایی از تفاخر همراه داشت برچیده شد و لباس سراسری ایران استاندارد کت و شلوار و کلاه فرنگی رسمیت یافت.

موضوع هفت سین و یا هفت شین  اگر چه عدد هفت مقدس بوده اما در سفره نوروزی جای محکمی نداشته است و خیلی استاندارد سراسری در ایران ندارد و اصولا نباید باور کهنی باشد. آسان‌تر سفرهٔ نوروزی را (منهای «هفت»ش و «سین»ش) به سنت‌ها و باورهای ایرانی متصل کرد.

بنظر می رسد هفت شین بیشتر از هفت سین قدمت داشته باشد.

روز نوروز در زمــان كيـــــــان

مـى نهادنـــد مـــردم ايــــران

شهد و شير و شراب و شكـر ناب

شمع و شمشاد و شايه اندر خــان

امشاسپندان و نمادهایشان در این سفره حضور دارند (شیر به نشانهٔ وهومن، سپند و بیدمشک به نشانهٔ سپندارمذ، ظرف آب و سمنو به نشانهٔ آناهیتا، و …). مثلاً سمنو را که تقویت کنندهٔ قوای جنسی شمرده می‌شده تنها به این دلیل نباید نشانهٔ آناهیتا دانست، بلکه می‌توان به این نکات نیز توجه کرد که در مراسم آیینی تهیهٔ سمنوی نوروزی، فقط زنان باید حضور داشته باشند و مردان راهی به آن ندارند.

البته در آیین نوروزی ساسانیان، عدد «هفت» اهمیت داشته است. مثلاً در ”کتاب المحاسن و الاضداد” (به عربی، منسوب به جاحظ)، آمده است که ساسانیان در نوروز هفت دانه را بر هفت ستون می‌کاشتند یا نانی می‌پختند از هفت غلهٔ مختلف. اما  اینکه  «هفت سین» را پدیدهٔ پیوسته‌ای بازمانده از دوران پیش از اسلام دانستن، در حالی که اشاره‌ای به آن در دوران اسلامی (چه در میان فارس‌ها و مسلمانان و چه در میان کردها و زرتشتیان) تا قرن بیستم میلادی باقی نیست، ادعایی است که تا کنون مدرک محکمی بدست نیامده است.

چهارشنبه‌سوری جشن‌ ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود. و ریشه در ادیان و سنتهای بسیار کهن دارد که بنوعی پیوند با ادیان هندو آرین دارد. مراسم چارشنبه سوری شباهت زیادی به جشن دیوالی هندی ها  در هندوستان دارد.

در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.
واژهٔ «چهارشنبه‌سوری» از دو واژهٔ چهارشنبه — نام یکی از روزهای هفته — و سور به معنای جشن و آتش آفروزی ساخته شده است طبق آیین باستان در این رو آتش بزرگی بر افروخته می شود که تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود. که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از روی آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من». این جمله نشانگر مراسمی برای تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد. واژه سوری ممکن است با سور و سوریا  خدای خورشید در آیین هندو آرین ارتباط داشته باشد. همانطور که ثریا نیز از نظر زبان شناسی با سوریا از یک ریشه است.

تصور این است که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به آنها بدهد.

در دو جشن بزرگ نوروز و مهرگان تظلم و دادخواهی و بارعام شاه و رسوم اهدای پیش کش‌ها بسیار اهمیت داشت و با تشریفات فراوان اجرا می‌شد.. در نوروز رسمی در دربار جاری بود که اربابان نقش بندگان را برعهده می‌گرفتند و برعکس. خواجه نظام‌الملک طوسی وزیر مشهور سلاطین سلجوقی نکتهٔ دیگری دربارهٔ جشن نوروز در زمان ساسانیان ضبط کرده‌است.

رسم ملکان عجم چنان بوداست که روز نوروز و مهرگان پادشاه اجازهٔ دیدار عامهٔ مردم را می‌داده‌است و هیچ کس را مانعی از دیدار با شاه نبوده‌است. هر کس قصهٔ خویش نوشته و شکایت خود را آماده می‌کرد و شاه نامه‌ها و شکایات مردم را یک به یک، بررسی می‌کرد. اگر از شاه شکایتی می‌شد، موبد موبدان را قاضی قرار داده و شاه از تخت به زیر آمدی و پیش موبد به دو زانو می‌نشست و می‌گفت «بدون محابا بین من و این مرد داوری کن. هیچ گناهی نیست، نزدیک ایزد تعالی، بزرگتر از گناه پادشاهان چون شاه بیدادگر باشد، لشکر همه بیدادگر شوند و خدای عز و عجل را فراموش کنند و کفران نعمت آرند.» پس موبد به داد مردم، رسیدگی کرده و داد به تمامی بستاند و اگر کسی بر ملک، دعوی باطل کرده بود، عقوبتی بزرگ به او می‌داد و می‌گفت «این سزای آن کس است که بر شاه و مملکت وی عیب جوید.» در نوروز هر که ضعیف تر بود، نزدیکتر به شاه بود و کسانی که قویتر بودند، باید دورتر از شاه جای می‌گرفتند. از زمان اردشیر تا زمان یزدگرد بزه گر (یکم)، این رسم بر جا بود. یزدگرد روشهای پدران را بگردانید.
خواجه نظام‌الملک طوسی، یزدگرد یکم را به عنوان پادشاهی که این رسم را برانداخته، معرفی کرده‌است ولی در واقع این رسم توسط یزدگرد دوم، لغو شده‌است

توجهی که نوروز در دوران ساسانیان از آن برخوردار بود، در موسیقی نیز منعکس است. در میان نام آهنگ‌های زمان ساسانی که شاعران ایرانی دوران‌های متأخرتر منوچهری و نظامی آنها را ضبط کرده‌اند، نام‌های نوروز و ساز نوروز، نوروز بزرگ، نوروز قباد می‌آید
چارشنبه سوری و نوروز در خارج از حوزه جغرافیایی نوروز
ایرانیان بیرون از ایران به ویژه در اروپا و آمریکا و کانادا چند دهه است که جشن‌های نوروزی را از جمله چهارشنبه سوری بصورت گروهی برگزار می‌کنند.
از دوره بوش روسای جمهور آمریکا هر سال پیام نوروزی برای ایرانیان می‌فرستند. اوبا سال 1388 برای اولین بار پیامی مبنی بر تقاضای آشتی با ایران ایراد کرد. سال 92 وزیر خارجه آمریکا میزبان گروهی از ایرانیان در کاخ سفید بود و امسالدر روز چهارشنبه سوری ۱۳۹۳ برای اولین میشل اوباما در مراسم سفره نوروزی کاخ سفید سخنرانی کرد.

و باراک اوباما در پیام خود گفت:

«با درود، نوروزتان مبارک و پیروز.
هفته پیش همسر من میشل کمک کرد تا در اینجا نوروز را جشن بگیریم.
این جشن بزرگداشتی بود برای فرهنگهای گوناگون، غذا، موسیقی و دوستی جوامع مهاجری که هر روزه خدمات فوق‌العاده‌ای در ایالات متحده ارائه می‌کنند.

 

میشل اوباما و  اوباما تبریک نوروز به زبان فارسی

اگر در خاطر داشته باشید  سال گذشته این جان کری وزیر امور خارجه  آمریکا بود که جشنی ویژه برای نوروز در نظر گرفت و امسال اما  این بانو میشل اوباما بود که پیش دستی کرد و مراسم نوروز را دو هفته ای قبل از آعاز سال برگزار کرد.

میهمانی نوروزی کاخ سفید به میزبانی میشل اوباما و با حضور گروهی از صاحبان کسب و کار، مدیران مدارس، مسئولان و هنرمندان برگزار شد. در این جشن که  چهارشنبه ۱۱ مارس برگزار شد، خانم اوباما به زبان فارسی نوروز را تبریک گفت و در مورد سفره هفت سین کاخ سفید توضیح داد.

او گفت: “کاخ سفید خانه تنوع و فرهنگ و سنت هایی است که کشور ما را ساخته است. نوروز یکی از این سنت هاست.”بانوی اول آمریکا گفت: “بیش از سه هزار سال است که خانواده ها و جوامع در خاورمیانه، آسیا و سایر نقاط جهان، از جمله در آمریکا، نوروز را که نشانه آغاز بهار است جشن می گیرند.”

خانم اوباما نوروز را فرصتی برای اندیشیدن به آنچه در سال گذشته اتفاق افتاده و برنامه ریزی برای سالی پر از سلامتی و کامیابی توصیف کرد.او گفت که کاخ سفید سفره هفت سین خود را چیده است و در آن از جمله سبزه (به نشانه تولد دوباره و نو شدن طبیعت)، سیب (به نشانه سلامت و زیبایی) و سماق (به نشانه طلوع خورشید) گذاشته شده است.

کاخ سفید از میهمانان جشن با غذاهای سنتی پذیرایی کرد و گروه رقص راه ابریشم هم برنامه اجرا کرد. نکته جالب توجه این که خانم اوباما از هفت سین هم به زبان فارسی یاد کرد و البته یکی دو  بشکن هم  به سبک ایرانی‌ها زد! تا نشان دهد که تنها چند کلمه فارسی نوروز مبارک در ابتدای کار نبود که او از ایرانی‌ها آموخت.

ویدئوی سخنان خانم اوباما را می توانید در این آدرس یوتیوب ببنید  با این توضیح که تا یک روز قبل از تحویل سال نو نزدیک به 350 هزار نفر از این فیلم 5 دقیقه‌ای دیدن کردند.

برای هزاران سال، این زمانی بوده است برای جمع شدن در کنار خانواده و دوستان و به استقبال بهاری نو و سالی نو رفتن. هفته پیش همسر من میشل کمک کرد تا در اینجا نوروز را جشن بگیریم.  [این جشن] بزرگداشتی بود برای فرهنگهای گوناگون، غذا، موسیقی و دوستی جوامع مهاجری که هر روزه خدمات فوق العاده ای در ایالات متحده ارائه می کنند.
مایلم از این فرصت استفاده کنم تا بار دیگر مستقیما با مردم و رهبران ایران سخن بگویم.
از دریای کاسپی تا تبریز تا شیراز تا خلیج فارس که آماده این جشن می شوید تا شکرگزاری کنید و به آینده نگاه کنید.
اوباما این پیام نوروزی را با خواندن یک بیت از حافظ خاتمه داد: “نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی / که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی”
باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در پیام نوروزی خطاب به مردم و سران ایران، آنها را به استفاده از “بهترین فرصت” در دهه های اخیر برای بهبود روابط میان دو کشور فراخواند.خبرگزاری ها،‌ اوباما در این پیام ضبط شده گفت که مذاکرات هسته ای میان ایران و گروه 1+5 پیشرفت هایی را ثبت کرد اما همچنان اختلاف نظرهایی وجود دارد.این پیام به صورت فیلم ضبط شده به همراه ترجمه زیرنویس فارسی منتشر شد.اوباما ادامه داد: این لحظه دوباره در آینده ای نزدیک باز نخواهد گشت. معتقدم دو کشور دارای فرصت تاریخی برای حل مسالمت امیز مسئله هسته ای هستند فرصتی که نباید آن را از دست بدهیم. روزها و هفته های آینده در موضوع هسته ای سرنوشت ساز خواهد بود.اوباما اضافه کرد: افرادی در دو کشور ایران و امریکا و دیگر کشورها خواهان حل دیپلماتیک مسئله هسته ای نیستند.وی ادامه داد: سران ایران گزینه هایی را در دست دارند. اینکه کشور خود را در وضعیت فعلی و انزوا و تحریم ها نگه دارند یا اینکه در مسیر افزایش بازرگانی و سرمایه گذاری با دیگر کشورهای جهان قرار دهند.اوباما خطاب به ایرانی ها گفت:‌ پیام من به شما ملت ایران این است که ما باید باهم با صدای بلند بر آینده ای که برای‌ آن تلاش می کنیم پافشاری کنیم. امسال بهترین فرصت را در دهه ها برای تلاش برای اینده ای متفاوت میان دو کشور داریم. دست یابی به توافق هسته ای در باز کردن درها به سوی آینده ای بهتر برای شما که چیزهای زیادی را به جهان ارائه کردید سهم خواهد داشت.

باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا در پیامی ویدئویی به مردم و رهبران ایران به مناسبت عید نوروز می‌گوید امسال “بهترین فرصت چند دهه اخیر” برای پیگیری آینده‌ای متفاوت میان دو کشور به وجود آمد.

به گفته رئیس جمهوری آمریکا، مذاکرات اتمی میان ایران و قدرت‌های جهانی پیشرفت‌هایی داشته اما همچنان اختلافاتی باقی مانده است.

آقای اوباما در پیام تبریک نوروز که در وبسایت کاخ سفید منتشر شده است با اشاره به “فرصت” پیش آمده در مذاکرات اتمی با ایران تاکید کرد: “این فرصت شاید دوباره به زودی تکرار نشود. معتقدم که ملت‌های ما موقعیتی تاریخی برای حل مسالمت آمیز این موضوع دارند، فرصتی که نباید از دست بدهیم.”

 

رئیس جمهوری آمریکا در این پیام با اشاره به سفره هفت سین و نمادهای آن برای امیدواری به سال جدید افزود: “پیام من به شما، ملت ایران، این است که ما باید با همدیگر برای آینده ای که در پی آن هستیم پافشاری کنیم.”

آقای اوباما خطاب به مردم و رهبران ایران گفت: “در حالی که دور سفره هفت سین جمع می شوید، از تهران تا شیراز تا تبریز، از سواحل دریای خزر تا کرانه های خلیج فارس، برای برکت‌هایی که دارید شکرگزارید و به آینده می‌نگرید. امسال ما بهترین فرصت را در چند دهه اخیر برای پیگیری آینده‌ای متفاوت برای کشورهای‌مان داریم.”

میشل اوباما همسر رئیس جمهوری آمریکا هفته قبل در کاخ سفید مهمانی نوروز برگزار کرد

آقای اوباما این پیام نوروزی را با خواندن یک بیت از حافظ خاتمه داد: “نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی / که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی”

در سال‌های اخیر روسای جمهوری آمریکا به مناسبت آغاز سال نو خورشیدی پیامی با محتوای شادباش‌ نوروزی منتشر کرده‌اند و هفته قبل میشل اوباما همسر رئیس جمهوری آمریکا در کاخ سفید مهمانی نوروز برگزار کرد.
بی بی سی هم گزارش داد: اوباما با اشاره به اینکه “یک توافق هسته‌ای می‌تواند درها را به آینده‌ای روشن‌تر باز کند” گفت سران ایران “در صورتی که بخواهند گام‌هایی معنی‌دار و قابل راستی‌آزمایی بردارند تا به دنیا تضمین دهند که برنامه اتمی‌‌شان فقط با اهداف صلح آمیز است” دو راه پیش رو دارند:

“اگر نتوانندبا توافقی منطقی موافقت کنند ایران را در مسیر امروزی خود نگه خواهند داشت. راهی که ایران و ایرانیان را از بخش بزرگی از دنیا منزوی کرده است، دشواری‌های زیادی برای خانواده‌های ایرانی به بار آورده است، و بسیاری از جوانان ایرانی را از کار و فرصت‌هایی که شایستگی آنها را دارند محروم کرده است.”

“از طرف دیگر، اگر سران ایران با توافقی منطقی موافقت کنند این موضوع می‌تواند به مسیری بهتر بیانجامد: مسیر فرصت‌های بهتر برای مردم ایران، تجارت و رابطه بیشتر با جهان، سرمایه‌گذاری‌های خارجی بیشتر و فرصت‌های شغلی از جمله برای جوانان ایرانی، تبادلات فرهنگی بیشتر و فرصت‌هایی برای سفر دانشجویان ایرانی به دیگر کشورها، همکاری‌های بیشتر در زمینه‌هایی مانند علوم و فن‌آوری و نوآوری.”

اوباما این پیام نوروزی را با خواندن یک بیت از حافظ خاتمه داد: “نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی / که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی”

حسادت عرب ها به  پیام نوروزی اوباما  و  جان کری

و یاد آوری نام بین المللی و رسمی خلیج فارس که در آمریکا پرشن و یا پرژن گلف هست.  هر دو  از این نام در پیام خود یاد کردند. اما القدس العربی نوشت اقدام جان کری وزیر خارجه آمریکا در به کار بردن عبارت خلیج فارس ممکن است به ایرانی بودن دامادش ربط داشته باشد. روزنامه القدس العربی چاپ لندن با اشاره به تبریک جان کری وزیر خارجه آمریکا به مناسبت عید نوروز در صفحه توئیتر خود و کاربرد خلیج فارس در آن نوشت روزنامه های عربی این موضوع را بسیار پوشش داده اند و درباره ارتباط آن با داماد ایرانی جان کری مطالب زیادی نوشته اند. جان کری در بخشی از تبریک نوروزی خود گفته است: واقعا برای من افتخار است که پس از رییس جمهور آمریکا، نوروزی پر از سلامت و شادی برای همه افرادی که این عید را در سراسر جهان، در آسیا و قفقاز، در منطقه خلیج فارس و افرادی که در آمریکا جشن می گیرند آرزو کنم . به نوشته روزنامه کاربران پایگاههای اجتماعی این اظهارات را نشان تمایل و تعهد جان کری به ایران دانسته و آنرا به ایرانی بودن دامادش ربط داده اند. پایگاههای اجتماعی به همین علت تصاویر فراوانی از دختر جان کری و همسر ایرانی اش منتشر کرده و نوشته اند: آقایان! این دختر و داماد ایرانی جان کری است. آیا پیام را دریافت کرده اید؟ برخی نیز اقدام جان کری را در به کار بردن عبارت خلیج فارس تحریک آمیز دانسته اند.

ادعای روزنامه عربی در باره جان کری در شرایطی مطرح شده است که باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا نیز در پیام نوروزی خود از خلیج فارس نام برد.

نوروز در هندوستان
بر اساس کتاب نقش پارسی بر احجار هنددر هندوستان در دوره گورکانیان مراسم نوروز در دربار برگزار می شده است اگرچه در دو قرن اخیر نوروز رسمیت ندارد اما در شهر لکنو برگزاری نوروز همواره برگزار شده است در شهر لکنو روز نوروز مراسم مهمی برای شیعیان است آنها در روز نوروز جشن برگزار می کنند اساس این مراسم را در این موضوع می دانند که حضرت علی در روز نوروز به امامت رسیده است منبع این حدیث به منابع اهل سنت برمی گردد که نوشته اند علی رض روز نیروز به امامت رسید.

قبلا در شهر لکنو نوروز را با شکوه و همراه با جشن به سبک جشن  هولی برگزار می کردند اما اکنون تحت تاثیر روحانیون اعمال شادی آفرین و رنگ پاشی انجام نمی شود. و بیشتر در بین شیعیان این جشن باقی مانده است
بر سقف تالار آشوکای کاخ راشتراپاتی ریاست جمهوری هند (بزرگترین مجموعه کاخ های جهان ساخته دوره استعمار) دو شعر در مورد نوروز  نقاشی شده که با جملات زیر شروع می شود.
*صحرا رخ خود ز ابر نوروز بشست – این دهر شکسته دل به نو گشت درست.
*همیشه تا که ز تأثیر ابر نوروزی. چمن شود ز ریاحین چو جنّت المأوی
در سراسر هند یک جشن ملی بسیار مهم برگزار می شود که به آن هولی می گویند این جشن بسیار شباهت به نوروز دارد فلسفه این جشن تازه شدن فصل است و زمان آن اولین کامل شدن قرص ماه در پایان فصل سرما است معمولا این روز بین 25 اسفند تا 5 فروردین برگزار می شود.

شرح  نوروز  در سفرنامه ها **********

 پیش از صفویان از جهانگردانی که سفرنامه به یادگار گذاشته باشند، بجز مارکوپولو (Marcopolo) سیاح معروف اهل ونیز ایتالیا و روی گونزالس کلاویخو،(Ruy Gonzáles de Clavijo) سفیر و جهانگرد شهیر اسپانیایی و چند بازرگان و تاجر دیگر اهل ونیز، کسی دیگر قابل شناسایی نیست یا دست کم از آنها اثری به جا نمانده است.

انگلبرت کمپفر (Engelbert Kaempfer)، پزشک و طبیعی‌دان اهل آلمان که در دوره شاه سلیمان صفوی به ایران سفر کرد، از دیگر سیاحانی است که در سفرنامه خود به نوروز و آداب و رسوم ویژه آن می‌پردزاد. وی در بخشی از سفرنامه خود درباره نوروز می‌نویسد: «ﻧﻮﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺭﺳﻮﻡ ﺍیرانیان قدیم ﺑﻪجای ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ بزرگ‌ترین ﻭ ﺩﺭﺧﺸــﺎﻥﺗﺮین ﺟﺸﻦ ایرانیان ﺑﻪﺷﻤﺎﺭ میﺭﻭﺩ. ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﺍین ﺭﻭﺯ ﺟﺎﻣﻪ ﻧﻮ میﭘﻮﺷــﻨﺪ. ﺩﻭﺳــﺘﺎﻥ ﻭ ﺁﺷﻨﺎیان ﺑﻪ دیدن یکدیگر میﺭﻭﻧﺪ، مهمانیﻫﺎ ﺑﺮﭘﺎ میﺷــﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻔﺮیح میﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ. ﺗﺎﺯﻩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ بعضی ﻣﻮﺍﺭﺩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳــﻪ ﻫﻔﺘﻪ ﺟﺸــﻦﻫﺎ ﻭ ﻣﻬﻤﺎنیﻫﺎ ﺑﻪ ﭘﺎیان میﺭﺳﺪ»


کمپفر ادامه می‌دهد: «ﻣﻘﺪﻣﻪ ﻧﻮﺭﻭﺯ چنین ﺍﺳﺖ که ﺩﺭ میداﻥﻫﺎی ﻋﻤﻮمی ﺑﺎ ﻧﻘﺎﺭﻩ، ﺷــیپور ﻭ ﺳﻨﺞ ﺍﺯ نیمه ﺷــﺐ ﺗﺎ ﻇﻬﺮ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪگی می کنند. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣــﺮﺩﻡ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﺤﻞ کار ﺧــﻮﺩ ﺭﺍ ترک میﮔﻮیند ﻭ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ هیاهو ﻭ ﺧﻮﺷــﺤﺎلی ﺑﻪ ﻣﺴـﺎﺟﺪ، میدانﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥﻫﺎی ﻋﻤﻮمی روی میﺁﻭﺭﻧــﺪ. ﻫﻤﻪ ﺑــﻪ ﻫﻢ تبریک می گویند، ﻫﻤــﻪﺟﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷــﺎﺩی ﻭ ﺳــﺮ ﺯﻧﺪگی ﺍﺳــﺖ.

ﺑــﺎﺯی می کنند، ﺳــﺮ ﺑﻪ ﺳــﺮ ﻫﻢ میﮔﺬﺍﺭﻧﺪ و با همدیگر ﺻﺤﺒﺖ می کنند. ﺷــﻌﺮﺍ ﻭ ﻫﻨﺮپیشگان ﻋﺮﺽ ﻫﻨﺮ می کنند، ﺩﺭ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﻭ ﺩﺳﺘﻪﻫﺎی ﻣﺬهبی ﺷﺮکت می جویند ﺗﺎ این که ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﭘﺎیان میﺭﺳﺪ ﻭ ﺁﻥﮔﺎﻩ ﺑﺎﺯ ﻫﺮ کس ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ دیورای ﺧﻮﺩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺟﺸــﻦ ﻭ ﺷــﺎدی ﺭﺍ می گیرﺩ ﻭ بخشی ﺍﺯ ﺷﺐ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﺎﺩی ﻭ ﺧﻮشی ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺧﻮیشان ﺧﻮﺩ میﮔﺬﺭﺍﻧﺪ».

خانم کارلا سرنا(Carla Serena)، جهانگرد معروف ایتالیایی نیز نوروز و آیین های باشکوه آن را که در دوران ناصرالدین شاه و روزهای حضورش در تهران به چشم دیده، به زیبایی توصیف کرده است. خانم سرنا گفته است: «وقتی که من در تهران بودم، به مناسبت فرا رسیدن نوروز، طبق آداب و روسم کشور، در قصر شاه مقدمات برگزاری «سلام» فراهم می شد.


مراسم جشن و عید در مشرق زمین بعد از غروب آفتاب آغاز می شود، در آن سال که من در تهران بودم، شب نوروز تعداد زیادی از درباریان صاحب نام، برای عرض شادباش به قصر شاه رفته بودند ولی به آنان خبر داده شده بود که فردای آن روز مراسم سلام برگزار نخواهد شد.

کاشف به عمل آمد چون در دربار ایران به انجام دادن هیچ کاری بدون مشورت با منجمان اقدام نمی کنند، شاه در این مورد نیز خواسته یا ناخواسته نظر «منجم باشی» را خواسته بود و او به علت نزدیکی ستاره ها (قران کواکب) روز دوم نوروز را برای برگزاری مراسم سلام مناسب تشخیص داده بود. مردم تهران از این که سلام نوروزی به یک روز بعد افتاده بود، شگفت زده شدند، ولی به زودی شگفتی آنها به خوشحالی گرایید، زیرا آنها باران سیل آسایی را که در اولین روز سال در تهران باریدن گرفته بود، به چشم دیدند. در نوروز آن سال (1295 ه.ق، 22 مارس 1878 م) به عنوان اولین روز سال و آغاز بهار، روز دوم فروردین اعلان شد. به همان اندازه که در روز پیش آسمان عبوس و گرفته و ابری و گریان بود، روز دوم فروردین هوا آفتابی و دل انگیز شد و با طراوت بهاری دو چندان شادی فرا رسیدن نوروز، مردم را در تهران غرق در شادی و سرور کرد.»

مراسم با شکوه «سلام نوروزی» در حضور ناصرالدین شاه برگزار شد. مادام کارلاسرنا در باره این مراسم گفته است: «آن روز من برای شرکت در مراسم سلام و حضور در جایگاه که وزیر امور خارجه برای هیات های نمایندگان خارجی و اروپاییان مقیم تهران در نظر گرفته بودند، دعوت شده بودم. این جایگاه، در حیاط درونی قصر در سمت چپ تالار واقع شده بود و برای تماشای همه حاضران و تمام جزئیات مراسم و تشریفات سلام، جای بسیار مناسبی بود. در خیابانی که به قصر منتهی می شد، آنچنان انبوه جمعیت همه جا را پر کرده بود که خیلی با زحمت توانستم جایی برای عبور باز کنم.همه زیباترین لباس های خود و در واقع «رخت نو» خود را پوشیده بودند، چون مردم باور دارند که در نوروز پوشیدن لباس نو خوشبختی می آورد. تعداد زیادی از جمعیت کلاه هایی بر سر گذاشته بودند که برای این مراسم خریداری شده بود. من عبور نمایندگان خارجی را که همگی با لباس های به تمام رسمی و شکوه و شوکت خاصی برای شرکت در «سلام نوروز» می رفتند، به چشم دیدم. وزیران مختار کشورهای خارج در دربار ایران معمولاً پیش از آن که شاه به تالار بیاید، در «عمارت خورشید» حضور می یابند.»

«این نمایندگان از جانب دولت های متبوع شان توسط مترجمان خویش، به شاه سال نو را تبریک می گویند و شاه هم به همان ترتیب و از طریق همان مترجمان جواب لازم را می دهد. نظامیان در صف های مرتب و با آهنگ دسته موزیک در ردیف های اول، از خیابان ها می گذشتند. در میدان «توپخانه» توپچی ها، میان گلوله های طلایی و نقره ای رنگ توپ، که آنها را به صورت هرم در آورده بودند و زیر آفتاب می درخشیدند و دستگاه های توپ که آنها را هم خوب جلاداده بودند، ایستاده و آماده شلیک بودند.

مقامات بلندپایه کشوری و افسران ارتش، روسای ادارات مختلف ، طبقات روحانی، وقایع نگار، ملک الشعرای دربار و جمعیتی از قشرهای دیگر که همه برای عرض شادباش به شاه و مالک الرقاب خویش راهی قصر بودند، سر تا سر خیابان ها را پر کرده بودند. فراشان با سینی های پر از «شیرینی» روی سر که روی آنها روپوش زربفتی نیز انداخته بودند به هر سو در رفت و آمد بودند. عده زیادی زن با «چادرهای نو و زردوزی شده» از کنار من می گذشتند. جلای کفش های ساغری سرخ، زرد، آبی و سبزرنگ آنان از دور داد می زد که برای اولین بار است آنها را می پوشند.کودکان با موهای حنایی رنگ و دست و ناخن های حنازده خود را برای عید آراسته بودند. در وسط پیاده روها، تعدادی سوار به همراه فراش و جلودار به عیددیدنی بزرگ ترهای خانواده و قوم و خویش های خود می رفتند، چون در ایران نیز مانند اروپا عادت دید و بازدید سال نو سخت مرسوم است. این موکب سواران در راه گاهی با کالسکه های اعیان و اشراف ایرانی و گاهی با دَم و دستگاه مجلل سفیران بیگانه تلاقی می کردند.»

سفرنامه‌ جملی کارری، (Gemelli Careri) نیز متضمن یادداشت‌هایی در زمینه‌ی مشاهدات و مطالعات این جهانگرد ایتالیایی در شهرهای جلفا، تبریز،‌ قم، اصفهان، شیراز، بندرلنگه و روستاها و دهکده‌های ضمن راه است. این سفرنامه، از مدارک جالب و ارزشمندی است که وضع عمومی جامعه ایران در اواخر دوران صفویه را تشریح کرده است. و از آن جهت مفید و قابل بررسی است که با ظرافت تمام، مشاهدات خود را از شهرهای ایران و مردم و آداب و رسوم آنان بیان کرده است. در این سفرنامه آورده شده است:

«آغاز سال شمسی ایرانیان،‌ نوروز یا نخستین روز بهار است که مدت شب و روز در آن با هم مساوی می‌گردد. در عید نوروز بزرگان برای عرض تبریک به حضور شاه می‌رسند و نسبت به وسع و امکان خود سکه‌های زرین و هدایایی تقدیم می‌کنند. حتی خان‌هایی که به علت دوری راه نتوانند به حضور شاه برسند، به وسیله چند تن از غلامان و کنیزان خود،‌ که لباس فاخر بر تن می‌کنند، هدیه‌ نوروزی خود را به محضر شاه می‌فرستند.ایرانیان در این روز لباس نو می‌پوشند. حتی اگر کسی پول هم نداشته باشد، مبلغی از دیگران قرض می‌کند و برای خود و بستگان و خانواده‌اش لباس تهیه می‌کند. زیرا معتقدند کسی که سال نو را با لباس کهنه آغاز کند، از خوشی‌های تازه‌ سال جدید بی‌بهره خواهد ماند. از دیگر مراسم عید نوروز، یکی هم آماده کردن انواع غذاهای لذیذ در خانه‌ها و پذیرایی گرم از دوستان و آشنایان است.»

نوروز، جشن کهن ایرانی همراه با آیین‌ها و مراسم غنی و پربارش همواره مورد توجه جهانگردان و سفرنامه‌نویسان که به این سرزمین سفر کرده‌اند، قرار گرفته است و آن‌ها را واداشته تا در آثار خود مطالبی را در وصف این جشن دیرینه بیان کنند. سفرنامه‌ها به‌عنوان یکی از منابع مهم شناخت ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی جوامع همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. این منابع علاوه بر بیان اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جوامع، دارای اطلاعات فراوان و ارزنده‌ای نیز درباره آداب و رسوم، آیین‌ها و خلقیات و روحیات مردم‌اند. از زمان صفویه تا پایان دوره قاجار، جهانگردان و مبلغان مسیحی بسیاری به ایران آمدند که از آنان سفرنامه‌هایی نیز به یادگار مانده است. سفرنامه‌هایی که دربردارنده اطلاعات ارزشمندی درباره فرهنگ و آداب و رسوم مردم ایران در طول این اعصار است. نوروز، یکی از موضوعاتی است که جهانگردان اروپایی که در طول تاریخ به ایران سفر کرده‌اند، همواره به آن توجه کرده و مطالبی را در وصف آن به رشته تحریر درآورده‌اند. در برنامه گذشته به چند سفرنامه سری زدیدم و آداب و رسوم نوروز را از نگاه برخی از این جهانگردان اروپایی به تصویر کشیدیم و اینک سفرنامه های دیگری را با هم ورق می زنیم.

پیتر دلاواله (Pietro Della Valle)، جهانگرد ایتالیایی در دوران شاه عباس صفوی به ایران سفر کرد. وی سفرنامه باارزشی درباره ایران، ترکیه و هند از خود برجای گذاشت که دربردارنده اطلاعاتی از آداب و رسوم و اوضاع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این جوامع است.


وی در بخشی از سفرنامه خود به نوروز نیز اشاره کرده و نوشته است که «ایرانیان آغاز بهار را که ابتدای سال شمسی است، ‌نوروز می‌گویند و فرارسیدن آن را جشن می‌گیرند. این جشن عبارت است از عیدی دادن زیردستان به بزرگترها (به این مناسبت شاه نه تنها از تمام وزرا،‌ بلکه از سراسر مملکت هدایایی دریافت می‌کند) و پوشیدن لباس نو و خوردن و نوشیدن و گردش در خارج از شهر. معمولاً هرکس از نوروز به بعد برای خود روزی را انتخاب می‌کند و طی آن به گردش و تفریح می‌پردازد»


رابرت استودارت(Robert Stodart)، که در زمان شاه عباس اول صفوی به ایران آمد، اشاره کوتاهی نیز به نوروز دارد و دراین‌باره می‌نویسد: «امروز یکی از جشن‌های بزرگ ایرانیان است و برای آن اهمیت خاص قایلند. از این لحاظ بهترین لباس‌های خود را می‌پوشند و به‌دیدن یکدیگر می‌روند و تحف و هدایا می‌برند که پیشکش می‌نامند و هرقدر هم کم‌بها باشد با امتنان می‌پذیرند.»

ژان شاردن (John Chardin) جهانگرد، بازرگان، ایران شناس، و محقق فرانسوی که در دوران صفویه مدتی در ایران زندگی کرده است شرح کامل مشاهدات خود را در هشت مجلد منتشر کرده است.


سفرنامه شاردن در میان سفرنامه هایی که سایر جهانگردان و سیّاحان در باره ایران فراهم آورده اند، جایگاه ممتاز و ویژه ای دارد و به منزله دایره المعارفی کامل ایران شناسی است که توانست در کوتاهترین مدت ایران و ایرانی را به اروپائیان و جهانیان بشناساند. در سفرنامه شاردن درباره نوروز آمده است که: «در ایران همیشه در موقع ورود آفتاب به برج حمل خواه شب باشد و خواه روز، سال جدید اعلام می شود. ایرانیان در این ایام یک جشن ملی به نام نوروز دارند که آن را به طرز بسیار باشکوهی برگزار می کنند. فی المثل سه روز تمام طول می کشد و در بعضی مقامات، مانند دربار، تا هشت روز ادامه دارد.


در اصفهان در همه روزهای عید، در مقابل در کاخ شاهنشاه، مراسم سرور با رقص و طرب، آتش بازی و صحنه های کمدی، به مانند هفته بازار برگزار می گردد و هر فردی هشت روز عید را با شادی بی پایان بسر می برد. در ایام نوروز، در تمام هشت روز، گردش و تفریح در خارج شهر به طرز بی سابقه ای جریان دارد. هر کسی هدایا و تحفه های فراهم می کند، و روز عید برای یکدیگر تخم مرغ های منقش ارسال می دارند. روایت می کنند که ایرانیان در تمام ادوار (تاریخ خود) در ایام نوروز به یکدیگر تخم مرغی هدیه می داده اند، چون تخم مرغ نشان پیدایش حیات و آغاز تکوین موجودات است.

بزرگان کشور بعد از تحویل به برج حمل، برای تهنیت عید نوروز به حضور شاهنشاه می روند، هر یک هدیه ای از گوهر های گرانبها و جواهرات قیمتی منسوجات و عطریات عالی و و نوادر دیگر، اسب و نقدینه و غیره بر حسب مقام و مقدور خویش به حضور ملوکانه تقدیم می دارند. این رسم مسلم مشرق زمین است که کوچکان به بزرگان می بخشند و دارایان به ناداران می دهند و از دهقان تا سلطان این سلسله مراتب، در داد و دهش مراعات می گردد.


اشخاص مومن و متدیّن در صورت امکان تمام ساعات نخستین روز عید سال جدید را با دعا و عبادت در منزل خویش می گذرانند. این گروه در طلیعه صبحدم  شستشو و حمام  می کنند و آنگاه پوشاک بسیار تمیزی می پوشند، نماز عادی و فوق العاده روز را می خوانند و به قرائت قرآن و کتب نفیس خویش مشغول می گردند و با زهد و عبادت آرزومندند که سال نو را به خوشی و خرمی بسر برند.»

فرد ریچاردز(Frederick Richards)، ‌عضو انجمن سلطنتی نقاشان و حکاکان انگلستان، در نخستین سال‌های حکومت پس از قاجار، به ایران سفر کرده است. ریچاردز ‌نوروز را در اصفهان گذرانده و شرح توصیفات خود را این‌گونه آورده است: « جشن نوروزی دو هفته به طول می‌انجامد. در طی این مدت،‌ دید و بازدیدهای خانوادگی انجام می‌گیرد و شیرینی و نقل در خانه‌های ایرانیان فراوان است. ایرانیان به این سنت قدیمی اعتقاد دارند که «هرکس در بامداد نوروز، قبل از سخن گفتن، دهان خود را شیرین کند و بدن خود را به روغن بیالاید، در آن سال اتفاقات ناگوار برایش پیش نخواهد آمد.» سیزده نوروز مردم به فضای سبز می روند


تصویر جشن خانوادگی و رقص چوب بازی

تقریباً همه‌ مردم به حمام می‌روند و جامه‌ نو در بر می‌کنند. هنگامی که مراسم بامداد نوروز پایان می‌یابد، ‌آن عده از مردم اصفهان که می‌توانند، ‌با شتاب به سوی زاینده‌رود می‌روند تا بعدازظهر و عصر را در کنار رود بگذرانند. در این روز به خصوص،‌ پل خواجو محبوبیت بیشتری دارد و عده‌ی زیادی به آنجا می‌روند.»

«یاکوب ادوارد پولاک» (Jakob Eduard Polak)، پزشک اتریشی دربار ناصرالدین شاه بود که به دعوت امیرکبیر برای تدریس در دارالفنون به ایران آمد. در سفرنامه او درباره نوروز آمده است که: « جشن سال نو در زندگی عمومی و خصوصی ایرانیان امری بسیار مهم است. از دو سه ماه پیش از عید تهیه‎ مقدمات آن شروع می‎شود. مقادیر معتنابهی شیرینی در شهرهای اصفهان و یزد ساخته می‎شود که آن را با کاروان‎ها به سراسر مملکت می‎فرستند. مصرف شیرینی از حدود تصور و خیال آدمی هم فراتر می‎رود. اصولا ایرانی‎ها در هر سن و سالی که باشند به شیرینی سخت علاقمندند؛ اما در نوروز حتی فقیرترین افراد نیز باید انباری از شیرینی داشته باشند و همچنین برای دوستان و خویشاوندانشان از آن بفرستند. در هیچ خانه‎ای نیست که کلوچه، دیده نشود؛ بعد از کلوچه نبات، بسیاری از میوه‎های شکر سود مثل نُقل و همه جا محبوبیت عمومی دارد. فقیرترین طبقات مردم به‎جای قند و شکر برای تهیه‎ شیرینی از شیره استفاده می‎کنند. اما هر مزه‎ای این شیرینی ها داشته باشند چندان مهم نیست، مهم این است که سال را با شیرینی آغاز کنند.

غیر از شیرینی‎ها، باید از میوه‎هایی که آن‎ها را با تردستی تا نوروز تر و تازه نگه می‎دارند یاد کرد. مثلا خربزه‎ اصفهان و قم، انگور، انار ساوه، گلابی نطنز، سیب دماوند را در بارهای بسیار بزرگ صادر می‎کنند. برحسب یک رسم قدیمی در بشقابی، جو، گندم، عدس و شاهی سبز می‎کنند، به‎طوری‎که چمن کوچکی به‎وجود می‎آید و آن را مطابق با همان رسم در روز سیزده یعنی آخرین روز عید به کوچه می‎اندازند. هرکس از دستش برآید و به‎خصوص هر زنی در نوروز لباس نو به تن می‎کند. به همین دلیل کار تهیه و فروش پارچه در این ایام به حداکثر قوت خود می‎رسد و بعضی از روسای خانواده‎های پرجمعیت باید همه‎ امکانات خود را تجهیز کنند و حتی وامدار هم بشوند تا این احتیاج غیرقابل اجتناب خانواده‎ خود را تامین کنند.


شاه از اطراف و اکناف کشور پیشکش دریافت می‎کند که پارچه‎هایی است از شال، ابریشم، پشم و کرک. در عوض وی به تمام اهل حرم به علاوه‎ خدمه‎ بی‎حد و حصر خود و همچنین به کلیه‎ حکام و دولتمردان باید خلعت ببخشد… در مورد حکام ولایات باید گفت که دریافت این خلعت شاهانه به معنی انتصاب و تایید مقام آن‎هاست چه هرگاه خلعتی دریافت نکنند به معنای آن است که قریباً از شغل خود عزل می‎شوند، زیرا در هر نوروز یا باید مقام و منصب حاکم تایید شود یا جانشینی برای او بفرستند… همان‎طور که شاه نسبت به همه مملکت عمل می‎کند هر کس دیگر نیز در شعاع محدود خود باید به نوکران و ابواب‎جمعی خود عیدی بدهد که اغلب عبارت است از لباس و قواره پارچه‎. تابستانی.


چند روزی پیش از عید به پاکیزه کردن خانه‎ها و “فرش‎تکانی” می‎پرذازند. تکاندن فرش فقط یک بار در سال انجام می‎گیرد، چه در طول سال گرد و غبار گردآمده‎ روزانه از طرف خدمه زیر همان فرش مخفی شده است. به هنگام فرش‎تکانی منزل شاه، وی به یکی از قصرهای خود می‎رود و تا پایان کار همان‎جا می ماند.


روز قبل از عید همه به حمام می‎روند و سر را حنا می‎گذارند و ناخن‎ها را رنگ می‎کنند. جشن که با نوروز آغاز می‎‎گردد سیزده روز دوام دارد. در طول این روزها تقریبا همه‎ کسب و کارها تعطیل است؛ در این مدت همه منحصراً به تفریح می‎پردازند، از لذایذ خانوادگی برخوردار می‎شوند یا به دید و بازدید یکدیگر می‎روند و به هم تبریک می‎گویند. اما هرگاه نوروز با ماه رمضان مصادف گردد دیگر شب‎ها را به خوشگذرانی صرف می‎کنند و روز را روزه نگاه می‎دارند
از روز دوم جشن از صبح خیلی زود جمعیت در تمام کوچه‎ها و میدان‎های عمومی در جنب و جوش است، هر کس جامه‎ نو در بر دارد و از آن‎جا که رنگ‎های روشن بیش از همه طرف توجه است گروه‎هایی را می‎بینید که لباس‎های سبز، آبی و سرخ بر تن دارند و در هم می‎لولند. آشنایانی که با هم روبرو می‎شوند دست یکدیگر را می‎فشارند و با فریاد “عید مبارک” یکدیگر را در آغوش می‎کشند.

کسی که زیردست است در حالی که با دو دست خود یک دست ارباب یا حامی‎اش را در دست می‎گیرد تبریک می‎گوید و جواب تبریک خود را می گیرد. باقی این جشن سیزده روزه وقف دید و بازدید‎ها و تبریک گفتن‎هاست. سرانجام روز سیزدهم یعنی آخرین روز عید فرا می‎رسد. مطابق با یک رسم کهن همه از دروازه‎های شهر خارج می‎شوند و به باغ‎ها روی می‎آورند.».

* حکیم ابوالقاسم فردوسی:

چو خورشید تابان میان هوا

نشسته بر او شاه فرمانروا

جهان انجمن شد بر تخت او

شگفتی فرو مانده از بخت او

به جمشید بر گوهر افشاندند

مران روز را «روز نو» خواندند

سر سال نو هرمز فروردین

برآسوده از رنج روی زمین

حافظ در غزلی گفته:

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن

که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می ‌لعل است

که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی

که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین می دهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی…

* سعدی:

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

* مولانا:

ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی

چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی

خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی

همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی

* خیام نیشابوری:

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است

بر طرف چمن روی دل افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست

خوش باش و مگو ز دی که امروز خوش است

* نظامی گنجوی:

بهاری داری از وی بر خور امروز

که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو، را نبوید، آدمی زاد

چو هنگام خزان آید برد، باد

خاقانی می‌گوید:

نوروز جهان پرور مانده ز دهاقین

دهقان جهان دیده‌اش پرورده ببر بر

آن زیور شاهانه که خورشید بر او بست

آورد همی خواهد بستن به شجر بر

نوروز بزرگ آمد آرایش عالم

میراث به نزدیک ملوک عجم از جم…

فرخی ترجیع‌بند مشهوری در وصف نوروز دارد که بند اول آن چنین است:

ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید

کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید

کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید

تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید

چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید

تو را مهمان ناخوانده به روزی صد هزار آید

کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید

چنان‌دانی که هرکس را همی زو بوی یار آید

بهار امسال پندار همی خوشتر ز پار آید

وزین خوشتر شود فردا که خسرو از شکارآید

بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزی

ملک را در جهان هر روز جشنی داد و نوروزی

منوچهری مسمطی در نوروز ساخته که بند اول آن این است:

آمد نوروز هم از بامداد

آمدنش فرخ و فرخنده باد

باز جهان خرم و خوب ایستاد

مرد زمستان و بهاران بزاد

ز ابر سیه روی سمن بوی راد

گیتی گردید چو دارالقرار

همو در مسمط دیگر گفته:

نوروز بزرگم بزن ای مطرب نوروز

زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز

برزن غزلی نغز و دل‌انگیز و دلفروز

ور نیست تو را بشنو از مرغ نوآموز

کاین فاخته زان کوز و دگر فاخته زان کوز

بر قافیه خوب همی خواند اشعار

بوالفرج رونی گوید:

جشن فرخنده فروردین است

روز بازار گل و نسرین است

آب چون آتش عود افروز است

باد چون خاک عبیر آگین است

باغ پیراسته گلزار بهشت

گلبن آراسته حورالعین است

مسعود سعد سلمان از عید مزبور چنین یاد کند:

رسید عید و من از روی حور دلبر دور

چگونه باشم بی روی آن بهشتی حور

رسید عید همایون شها به خدمت تو

نهاده پیش تو هدیه نشاط لهو و سرور

به رسم عید شها باده مروق نوش

به لحن بربط و چنگ و چغانه و طنبور

جمال‌الدین عبدالرزاق گفته:

اینک اینک نوبهار آورد بیرون لشکری

هر یکی چون نوعروسی در دگرگون زیوری

گر تماشا می‌کنی برخیز کاندر باغ هست

باد چون مشاطه‌ای و باغ چون لعبت گری

عرض لشکر می‌دهد نوروز و ابرش عارض است

وز گل و نرگس مر او را چون ستاره لشکری

هاتف در قصیده‌ای گوید:

نسیم صبح عنبر بیز شد بر توده غبرا

زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا

ز فیض ابر آزاری زمین مرده شد زنده

ز لطف باد نوروزی جهان پیر شد برنا

بگرد سرو گرم پرفشانی قمری نالان

به پای گل به کار جان سپاری بلبل شیدا…

همایون روز نوروز است امروز و بی‌فروزی

بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی ماوی

قاآنی در قصیده‌ای به وصف نخستین روز بهار گوید:

رساند باد صبا مژده بهار امروز

ز توبه توبه نمودم هزار بار امروز

هوا بساط زمرد فکند در صحرا

بیا که وقت نشاط است و روز کار امروز

سحاب بر سر اطفال بوستان بارد

به جای قطره همی در شاهوار امروز

رسد به گوش دل این مژده‌ام ز هاتف غیب

که گشت شیر خداوند شهریار امروز

* شهریار:

از همه سوی جهان جلوه او می بینم

جلوه اوست جهان کز همه سو می بینم

چون به نوروز کند پیرهن از سبزه و گل

آن نگارین همه رنگ و همه بو می بینم

* فریدون مشیری:

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

* فرخی:

ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید

کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید

کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید

تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید

چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید

تو را مهمان ناخوانده به روزی صد هزار آید

* منوچهری:

آمد نوروز و هم از بامداد

آمدنش فرخ و فرخنده باد

باز جهان خرم و خوب ایستاد

مرد زمستان و بهاران بزاد

زابر سیاه روی سمن بوی داد

گیتی گردید چو دارالقرار

* ابوالفرج رونی:

جشن فرخنده ی فروردین است

روز بازار گل و نسرین است

آب چون آتش عودافروز است

باد چون خاک عبیرآگین است

باغ پیراسته گلزار بهشت

گلبن آراسته حورالعین است

* مسعود سعد سلمان:

رسید عید و من از روی حور دلبر دور

چگونه باشم بی روی آن بهشتی حور

رسید عید همایون ش ها به خدمت تو

نهاده پیش تو هدیه نشاط لهو و سرور

* جمال الدین عبدالرزاق:

اینک اینک نو بهار آورد بیرون لشگری

هر یکی چون نو عروسی در دگرگون زیوری

گر تماشا می کنی برخیز کا ندر باغ هست

باد چون مشاطه ای و باغ چون لعبت گری

عرض لشکر می دهد نوروز و ابرش عارض است

وز گل و نرگس مر او را چون ستاره لشگری

* عثمانی مختاری:

جشن و نوروز دلیلند به شادی و بهار

لاله رخسارا خیز آن می گل بوی بیار

شب و روز از میو شادی و سماع دلبر

نبود خوب تهی دست و لب و گوش و کنار

* خواجوی کرمانی:

خیمه ی نوروز بر صحرا زدند

چارطاق لعل بر خضرا زدند

لاله را بنگر که گوئی عرشیان

کرسی از یاقوت برمینا زدند

* بابا طاهر:

عزیزان موسم جوش بهاره

چمن پر سبزه و صحرا لاله زاره

دمی فرصت غنیمت دان در این فصل

که دنیای دنی بی اعتباره

بمو واجی چرا ته بی قراری

چو گل پرورده باد بهاری

* ملک الشعرا بهار :

بهار آمد و رفت ماه سپند

نگارا درافکن بر آذر سپند

به یکباره سر سبز شد باغ و راغ

ز مرز حلب تا در تاشکند

بنفشه ز گیسو بیفشاند مشک

شکوفه به زهدان بپرورد قند

به یک هفته آمد سپاه بهار

ز کوه پلنگان به کوه سهند

نگاهی به سنت های نوروز در هند

نوروز در سرزمین بی بهار

زرتشتیان هند و همچنین پارسیان (زرتشتیانی که حدود ۱۴۰۰ سال پیش از ایران به هند مهاجرت کرده اند) مهمترین اجتماع مردم هند هستند که از آنها انتظار می رود، نوروز را برگزار کنند. این در حالی است که پارسی ها تنها ۶۹ هزار نفر از جمعیت بیش از یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفری این کشور را تشکیل می دهند.

برگزاری جشن نوروز در خانه های پارسیان هند-شرق پارسی

نوروز، جشنی که از طبیعت برخاسته و با فرهنگ های بسیاری پیوند دارد، در هند بر اساس پیوستگی های سرزمینی یا عقیدتی، بیشتر ماهیت ایرانی و اسلامی پیدا کرده است و از سوی اجتماعات خاصی بزرگداشت می شود.

جشن نوروز سال 1394 در دهلی هند.

این جشن وارداتی و غیربومی، در طول تاریخ شبه قاره هند فراز و نشیب های بسیاری در رقابت با جشنواره های محلی داشته است و اکنون جمعیت پارسی ها، کشمیری ها و بهایی ها پاس داران اصلی آن هستند.

شاید یکی از دلایل رایج نشدن نوروز در هند به صورت گسترده، این است که آب و هوای این شبه قاره، سه فصل زمستان، تابستان و بارانی را شامل می شود. در چنین سرزمینی نوروز توسط مردمی که چهار فصل داشتند، یعنی ایرانیان، معرفی شد. بنابراین، از یکسو فصل بهار در هند وجود ندارد و از سوی دیگر، با وجود جشنواره های بومی برای آغاز تابستان نیاز به نوروز حس نمی شود؛ لری (Lohri) جشن پایان زمستان و هولی (Holi) جشن آغاز تابستان، می توانند مشابه نوروز شمرده شوند.

با استناد به این شرایط آب و هوایی و همچنین نزدیکی های قومی که کشمیر و ایران دارند، نوروز در این ایالت شمالی هند که ایران کوچک خوانده می شود، از اهمیتی بیش از سایر مناطق این شبه قاره برخوردار است.

جشنی که شادی را به هند بازگرداند

سفره هفت سین پارسیان هند-شرق پارسی

نگاهی به تاریخ هند نشان می دهد که نوروز ریشه طولانی در فرهنگ این منطقه دارد، اما تنها از آغاز سلطنت حاکمان اسلامی در هند (زمان حکومت مغول ها) بر این سرزمین، نوروز شکوه جشنی ملی را داشته است. ابوالفتح جلال الدین محمد اکبر(۱۶۰۵-۱۵۴۲م) نقش مهمی در اشاعه فرهنگ ایرانی در سرزمین هند داشت. او در سال ۹۹۲ هجری (۱۵۸۴م)، تقویم اسلامی را منسوخ و تقویم خورشیدی ایرانیان را به جای آن رواج داد (اکبرنامه جلد ۲: ۱۳).

اکبر بزرگ که زندگینامه رسمی خود را را به فارسی نوشته است، چنین توصیف می کند که با زنده کردن جشن های کهن که به مدت هزار سال از شیوع افتاده بود، شادی به خاطره های مکدر و غمگین بازگردانده شد. او در یادداشت های خود، دلیل این اقدام را ابتغای مرضیات الهی خوانده است (نقدی ۱۳۸۵: ۳۹).

جشنی که این پادشاه مغول در بیست و هفتمین سال جلوس خود برپا کرده، با اتفاق های میمون دیگری از جمله تعمیر کاروانسراها، ممنوع شدن ازدواج دختران کمتر از ۱۲ سال، ممنوع شدن سزای مرگ بدون حکم شاهی و انجام امور عام المنفعه بسیار همراه بوده است (اکبرنامه ج ۳: ۳۷۹).

جشن های نوروز در سلطنت ۱۸ ساله جهانگیر، پسر اکبر شاه (۱۶۲۷-۱۶۰۵م) که بر هند و پاکستان حکومت می کرد، هر سال از ابتدای فروردین تا هجدهم جشن نوروز برپا می شد و روز نوزدهم با برگزاری “جشن شرف” پایان می یافت. بر اساس اسناد تاریخی موجود، نورجهان، ملکه ایرانی این دربار از منجمین می خواسته که رنگ مربوط به سال را به او بگویند تا دیوارها، پرده ها، فرش ها، لباس کنیزها و … را به همان رنگ تغییر دهد (نقوی ۱۳۸۵: ۴۲&44).

در دربار پسر جهانگیر، یعنی شاه جهان، (۱۶۵۸-۱۶۲۸) که سازنده تاج محل است هم برگزاری نوروز ادامه یافت، اما نوروز در زمان محی الدین اورنگ زیب (جانشین شاه جهان)، که مسلمانی متعصب و مقتصد بود، متوقف شد.

با این حال، پس از او هم سلاطین دهلی این جشن را کمابیش برگزار می کردند. گفته می شود که آخرین پادشاه بابری بنام بهادر شاه ظفر، که انگلیسی ها قلمرو وی را به قلعه دهلی محدود کرده بودند، سعی در برگزاری نوروز به بهترین صورت داشت (نقوی ۱۳۸۵: ۵۰).

با وجود همه این ریشه های تاریخی، پس از توقف حمایت های شاهانه، نوروز در هند دیگر به عنوان جشنی ملی مطرح نشد و تنها از سوی اجتماعاتی با عقاید غیربومی (زرتشتی و مسلمان) پاس داشته می شود. حتی اعتقاد بر این است که توصیف بهار در ادبیات فارسی و اردوی هند تقلید از زبان فارسی است.

نوروز جمشید نزد پارسیان هند

برگزاری جشن نوروز در خانه های پارسیان هند-شرق پارسی

زرتشتیان هند و همچنین پارسیان (زرتشتیانی که حدود ۱۴۰۰ سال پیش از ایران به هند مهاجرت کرده اند) مهمترین اجتماع مردم هند هستند که از آنها انتظار می رود، نوروز را برگزار کنند. این در حالی است که پارسی ها تنها ۶۹ هزار نفر از جمعیت بیش از یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفری این کشور را تشکیل می دهند.

پارسیان مراسم نوروز را شبیه به ایرانیان، اما مختصرتر برگزار می کنند. آنها نوروزی که با آغاز بهار می آید را به جمشید منتسب می کنند و “نوروز جمشید” می خوانند.

داستان های مختلفی درباره شخصیت اسطوره ای جمشید وجود دارد. از جمله اینکه در شاهنامه آمده است جمشید در سفری به آذربایجان دستور داد برایش تختی مهیا کنند تا با تاج زرین روی آن بنشیند. وقتی جمشید بر تخت می نشیند بازتاب نور خورشید بر تاج او، جهان را نورانی می کند، مردم شادمان می شوند و این روز را نوروز می نامند.

بر اساس برخی روایت های دیگر، دوره گذار جامعه هند و ایران از شکار به دامداری توسط شاه جمشید اتفاق افتاد. پس از این تغییر در سبک زندگی، همه چیز به چهار فصل بستگی داشت و به همین دلیل جمشید به طور نمادین معرف نوروز به شمار می رود.

پارسی های هند بر اساس اعتقاد به تقویم های مختلف به سه گروه تقسیم می شوند: شاهنشاهی، قدیمی و فصلی*. نوروز جمشید در تقویم فصلی است که جایگاه ویژه ای دارد.

پیشتر، نوروز جمشید در ایالت های گجرات و ماهاراشترا هم که بیشترین پارسیان در آنجا زندگی می کنند تعطیل بود، اما اکنون نوروز دیگر تعطیل رسمی نیست.

نوروز یکروزه پارسیان

بزرگداشت نوروز برای برخی خانواده های پارسیان مهم تر از بقیه است. هفت سین، که پارسیان آن را “میز” (نه سفره) می خوانند، در برخی خانه ها چیده می شود.

رسم است که پارسی ها روز نوروز از صبح خانه را تمیز و با کندر خوشبو می کنند. همچنین خانه با تزییناتی از آرد برنج به شکل پروانه تزیین داده می شود. تزییناتی هم با گچ سفید در ورودی خانه پارسی ها کشیده می شود، چون باور دارند آنها فرشته های نگهبان را به داخل خانه و آتشدان هدایت می کنند.

گل هایی همچون رز، گل همیشه بهاری که در منطقه دکن می روید یا برگ درخت خوش یمن آشوکا نیز برای تزیین خانه استفاده می شود.

در روز نوروز صبحانه سنتی متشکل از “راوو” و “سو” خورده می شود. راوو فرنی است و سو رشته های شیرینی است که با پودینگ و کشمش و بادام پخته می شود.

“اشدین لیلائووالا” که اکنون یکی از طراحان لباس مطرح با سبک پارسی است، بیاد می آورد که خانواده اش اجازه او را از مدرسه می گرفتند تا به خانه دایی اش که همیشه میز هفت سین می چیدند بروند.

او می گوید: «در ابتدای مراسم، آینه ای به دستمان می دادند تا خود را در آن ببینیم و آرزو کنیم. بعد گلاب می پاشیدند و خوردن خوراکی های روی میز با تکه های نان و پنیر شروع می شد.»

هفت سین پارسیان تفاوت چندانی با زرتشتیان ایران ندارد. علاوه بر هفت سین، گاتا (کتاب مقدس)، تصویر زرتشت یا تصویری مذهبی، انار، کاسه آبی که پرتقالی در آن است، ماهی قرمز، شمع، شراب، گلاب، آیینه، جوانه، گل، میوه، سکه، نان، شیرینی، دانه های غذایی مختلف، تخم مرغ رنگ شده و هندوانه روی میز هفت سین پارسیان دیده می شود.

برخی سفره نوروز با هفت نوع سبزی، هفت نوع میوه تازه، هفت نوع آجیل و تخم مرغ های رنگی و بادبزن های دستی تزیین می شوند.

“اشدین” که طی سفرهایی به مسیر جاده ابریشم (از جمله ایران) درباره منسوجات زرتشتیان مطالعه کرده و نتیجه آنها را در کتابی منتشر کرده، می گوید: «مادرم همیشه نخ و سوزنی هم روی میز هفت سین می گذاشت.»

اعتقادی شبیه آنچه ایرانی ها درباره ماهی سفره هفت سین دارند، میان پارسیان درباره انار وجود دارد؛ آن ها معتقدند آینه تصویر انار و پیامبر (یا کتاب مقدس) را منعکس می کند و لحظه تحویل سال انار تکان می خورد.

بعد از مراسم سفره هفت سین، پارسیان به آتشکده می روند تا مناسک مذهبی نوروز را انجام دهند. سپس خویشاوندان و دوستان دور هم جمع می شوند و جشنی می گیرند. در شهرهایی که پارسی های کمتری زندگی می کنند، آنها در محل هایی مثل رستوران ها گردهم می آیند، اما در بمبئی که محله ای برای پارسیان دارد، مراسم ویژه ای برپا می شود. همه می توانند بلیت بخرند و به مراسم بروند. اهدای جایزه به افراد موفق جمعیت پارسیان، رقص، موسیقی و خوردن غذاهای نوروزی از جمله برنامه های این مراسم است.

به گفته شرناز کاما، رییس بنیاد پرزر (Parzor Foundation)، تعداد شرکت کنندگان در مراسم نوروز پارسیان که رو به کاهش گذاشته بود، با ثبت جهانی نوروز در سازمان یونسکو دوباره افزایش یافته است.

نوروزی که خانواده های پارسی هند برگزار می کنند تنها یک روز است که فرصت آن را به سختی میان شلوغ ترین روزهای کاری سال پیدا می کنند.

ریشه مذهبی نوروز برای مسلمانان هند

روز نوروز برای مردم کشمیر، به خصوص مسلمانان شیعه هم روز ویژه ای است که بیشتر با دعاهای و مراسم خاص مذهبی و در برخی موارد با دید و بازدید خویشاوندان همراه است.

شیعیان هند نوروز را از چشم انداز مذهبی می بینند. نه تنها در کشمیر، بلکه در شهرهای دیگر از جمله لکنو که مرکز شیعیان به شمار می رود، نیز مراسم ویژه ای برای نوروز برپا می شود.

قداست نوروز برای شیعیان هندی به این دلیل است که بر اساس اسناد اسلامی، اتفاق های بسیاری در تاریخ پیامبران و همچنین امامان اسلام در این روز افتاده است؛ آفرینش جهان و خلقت آدم در نوروز انجام شده، کشتی نوح در کوه جودی آرام گرفته، پیامبر اسلام کعبه را از بت ها پاک کرده و مهمتر از همه اینکه غدیر خم، یا معرفی حضرت علی به عنوان جانشین پیامبر اسلام (هجدهم ذی الحجه) با نوروز مصادف بوده است. به همین دلیل، بعضی از مسلمانان هند روز نوروز را روزه می گیرند و در نیایش مخصوص این روز که نمازی دو رکعتی است، شرکت می کنند.

همچنین مسلمانان شیعه محل زندگی خود را چراغانی می کنند، قصیده هایی که به امام علی منتسب شده را می خوانند و برای او نذری می دهند. مسلمانان هند معتقد هستند که دعاهای نوروزی برای تمام سال برآورده می شود. این سنت ها در نوروز پاکستان هم مشابه است.

حامد موسوی که اهل کشمیر است، می گوید: «ما هر سال سفره هفت سین می چینیم و به دید و بازدید اقوام می رویم، اما برای مسلمانان سنی نوروز اهمیت کمتری دارد. نوروز برای آنها به این خلاصه می شود که سفره رنگارنگی از غذاهای مختلف تدارک ببینند. به طور کلی در سنت های نوروز مسلمانان هند هفت سین و جشن کمتر از عبادت و دید و بازدید رایج است.»

نقطه اشتراکی که میان فارغ از گرایش های مذهبی، میان مسلمانان و زرتشتیان هند درباره نوروز وجود دارد، احترام به صلح و انسجام، آشتی و همسایگی، تحمل تفاوت های فرهنگی، سبک زندگی سالم و تجدید حیات محیط زیست است. هر چند جمعیت برپاکنندگان نوروز در هند زیاد نیست، اما آنها سعی دارند این ارزش های نوروز را از نسلی به نسل دیگر انتقال دهند.

تهیه : دکتر محمد عجم

پیام نوروزی نود و سه 

پیام نوروزی سال 92 اوباما

پيام اوباما بمناسبت نوروز 2009

ویژگی‌های معماری ایرانی

کلیه بررسی‌ها و کاوش‌های  باستان شناسیحکایت از آن دارد که سابقه معماری  ایران به حدود هزاره هفتم قبل از میلاد می‌رسد. از آن زمان تا کنون پیوسته این هنر در ارتباط با مسائل گوناگون، بویژه علل مذهبی، توسعه و تکامل یافته‌است.

 معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی ویژه برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.

 

ویژگی‌های معماری ایرانی

 در معماری ایرانی، با وجود خصایلی چون تناسب و زیبایی سر درها و گنبدهاو ایوان‌ها خصلتی که بیشتر شایستهٔ بررسی است گوهر معماری ایرانی و منطق ریاضی و عرفانی آن است. درونگرایی و گرایش معماران ایرانی به سوی حیاط‌ها، پادیاوها، گودال باغچه‌ها، هشتی‌ها و کلاه فرنگی‌ها که شبستان‌ها را گرداگرد خود گرفته است، از دیرباز جزء منطق ایرانی بوده است.

 

پیش از این که  تخت جمشید ساخته شود، صدها  ایوانو  شبستانبا ستون‌های چوبی و سنگی در سراسر جهان متمدن آن روز ساخته شده بود، ولی نخستین بار در تخت جمشید می‌بینیم که ستون‌ها تا آخرین حد ممکن از هم فاصله گرفته‌اند با این که در بعضی از معابد کهن خارج از ایران (مثلا مصر) فاصلهٔ دو ستون چیزی نظیر قطر آن‌ها بلکه اندکی کمتر است.

 معمار ایرانی توانست وسیع ترین دهانه‌ها را با کست افزود پیمون‌ها به وجود بیاورد و آرایش‌های گوناگون و سرگرم‌کننده خلق کند؛ به گونه‌ای که ساختمان دو اشکوب به اندازه‌ای از هم دور شده که گویی اشکوب زیری بعدها بر آن افزوده شده است.

 از امتیازات معماری ایرانی این است که هرگز از مکان هندسی همگن برای پوشش استفاده نشده و از اصطلاحات و نام  قوس هاو  طاق هاو گنبدها در زبان فارسی پیداست که بیشتر به شکل بیضی و تخم مرغ و بات (بیز) توجه داشته‌اند.

 

ضرورت پیمون در معماری ایرانی

 پیمون نه تنها در نقشه و اندازهٔ پایه‌ها و ستون‌ها در عرض و طول اتاق‌ها و راهروها اثر دارد، بلکه حالت در و پنجره و نسبت بین آن‌ها را نیز معین می‌کند و پس از همه در پوشش درگاه‌ها، ایوان‌ها، طاق‌ها و گنبد خانه‌ها تاثیر دارد. این تاثیر آن جا آشکار می‌گردد که معمار ایرانی می‌تواند با تضمین کافی با کاربرد پیمون کست افزود، طرح و محاسبه و اجرای آن را در آن واحد انجام دهد؛ بدون این که نا استواری به وجود بیاید.

 

 

سبک‌شناسی معماری ایران

پیش از اسلام

  • شیوه پارسیتا سده چهارم پیش از میلاد، شامل :
    • شیوه پیش پارسیتا سده هشتم پیش از میلاد، مثال چغازنبیل
    • شیوه مادی  سده هشتم تا ششم پیش از میلاد
    • هخامنشیانسده ششم تا سده چهارم پیش از میلاد، که ظهور آن در شهرهای دیدنی که برای مدیریت و سکونت استفاده شد (همانند تخت جمشید ، شوش ، اکباتان )، معبدهایی که برای عبادت و همایشهای اجتماعی ساخته شده اند (همانند معابد زرتشتی)، و آرامگاههایی که برای احترام به پادشاهان منقرض شده استفاده شده است (همانند آرامگاه کوروش کبیر )

 

چغازنبیل

تخت جمشید

معبد زرتشتی

آرامگاه کوروش کبیر

  • شیوه پارتیسده چهارم پیش از میلاد تا صدر اسلام،که شامل طرحهای زیر میشود:
    • دوره  سلوکیانشامل معبد آناهیتا، ستونهای خورهه
    • اشکانیان مثل ارگ کهن نسا
    • ساسانیانمثال قلعه دختر،  طاق کسری، بیشاپور

 معبد آناهیتا

ستونهای خورهه

ارگ کهن نسا

قلعه دختر

پس از اسلام

  • شیوه خراسانی( صفاریان،  طاهریان،  غزنویانو…) از ابتدای قرن چهارم هجری شمسی تا پایان قرن چهارم؛ مثال:  مسجد جامع نائین،  مسجد جامع اصفهان

 

مسجد جامع نائین

 مسجد جامع اصفهان

  • شیوه رازی، قرن پنجم تا اول قرن هفتم (قرن یازده میلادی تا حمله مغول) که شامل روشها و ابزارهای دوره های زیر میشود:
    •  سامانیانمثل   آرامگاه اسماعیل سامانی
    • غزنویان مثل برج گنبد قابوس
    • سلجوقیان مثل برج های خراقان
    • خوارزمشاهیان

 آرامگاه اسماعیل سامانی

گنبد قابوس

برج های خراقان 

 

  • شیوه آذری( ایلخانیانو  تیموریان)از اول قرن هفتم تا اول قرن دهم، مثالها:   سلطانیه،  ارگ تبریز، مسجد جامع ورامین،  مسجد گوهرشاد،  مسجد بی بی خانم در سمرقند، مقبره عبد الصمد اصفهانی،  گوهر امیر،  مسجد جامع یزد،  منار جنبان

 سلطانیه

ارگ تبریز

مسجد بی بی خانم

مقبره عبد الصمد اصفهانی

منار جنبان

 

  •  شیوه اصفهانی( صفویان،  افشاریه،  زندیهو  قاجاریه)از اول قرن دهم تا اواسط دوره قاجاریه؛ مثال  چهل ستون،  عالی قاپو،  مسجد آقا بزرگ کاشان،  مسجد شاه، مسجد شیخ لطف الله

 چهل ستون

عالی قاپو

مسجد آقا بزرگ کاشان 

 

  •  معماری معاصر( پهلوی، بعد از انقلاب ۱۳۵۷) از اواسط دوره قاجاریه تا کنون

  

از شش شیوه معماری ایران دو شیوه پارسی و پارتی مربوط به پیش از اسلام و چهار شیوهٔ دیگر مربوط به دوره اسلامی می‌باشد. غربی‌ها برای شیوه‌های اسلامی نام‌هایی را به کار می‌برند مانند شیوه‌های  اموی و عباسی.

پرهیز از بیهودگی

در معماری ایرانی تلاش می‌شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می‌کردند. این اصل مهم هم  پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می‌شده‌ است. در قرآن آمده مومنان، آنانکه از بیهودگی روی گردانند.

اگر در کشورهای دیگر، هنرهای وابسته به معماری مانند  نگارگری (نقاشی) و  سنگ تراشی، پیرایه (آذین) بشمار می‌آمده، در کشور ایران هرگز اینگونه  نبوده‌ است .گره سازی  با  گچ وکاشی و خشت و آجر و به گفته خود معماران،  آمود و اندود، بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باشد در زیر پوشش  آسمانه (سقف)  پنام (عایق)ی در برابر گرما و سرما ساخته شود یا  افراز بنا که ناگزیر پر و پیمان است و نمی‌تواند به دلخواه معمار کوتاهتر شود، تنها با افزودن کار بندی می‌توان آنرا کوتاهتر و به اندام و مردم‌وار کرد. اگر ارسیو روزن با چوب یا گچ و شیشه‌های خرد و رنگین گره سازی می‌شود برای این است که در پیش آفتاب تند و گاهی سوزان، پناهی باشد تا چشم را نیازارد و اگر  گنبدی از  تیزه (معماری ایرانی) تا  پاکار با کاشی پوشیده می‌شود تنها برای زیبایی نیست. وانگهی باید دانست که واژه  زیبا به معنای زیبنده بودن و تناسب داشتن است و نه قشنگی و جمال.

 منبع: پیرنیا، محمدکریم. آشنایی با معماری اسلامی ایران. سروش دانش، ۱۳۹۲

تلاش کشورهای فارس زبان برای ثبت زبان فارسی به عنوان هفتمین زبان رایج جهان

تلاش ایران برای ثبت زبان فارسی به عنوان هفتمین زبان رایج جهان

 همشهری آنلاین: تلاش‌های ایران برای ثبت فارسی به عنوان هفتمین زبان رایج بین‌المللی با همکاری رایزنان فرهنگی کشورمان در افغانستان و تاجیکستان آغاز شد.

 تلاش‌های ایران برای ثبت فارسی به عنوان هفتمین زبان رایج بین‌المللی با همکاری رایزنان فرهنگی کشورمان در افغانستان و تاجیکستان آغاز شد.

پیش از این محمدباقر خرمشاد رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی از تصمیم این سازمان برای همکاری با نهادهای سیاستگذار در دو کشور دیگر فارسی زبان (تاجیکستان و افغانستان) برای ثبت فارسی در یونسکو به عنوان هفتمین زبان رایج دنیا خبر داده بود.

چندی پیش هم «حسن بانو غضنفر» سرپرست وزارت زنان افغانستان خواستار اقدامات جدی کشورهای فارسی زبان برای ثبت این زبان در یونسکو به عنوان زبانی بین‌المللی شده بود.

محمدرضا دهشیری، معاون پژوهشی و آموزشی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی درباره تلاش‌ها برای ثبت فارسی در یونسکو به عنوان هفتمین زبان رایج بین‌المللی گفت: برنامه‌ریزی برای این اقدام مهم آغاز شده و ما در این مرحله نیازمند کمک رسانه‌ها و به ویژه نخبگان و متخصصان زبان فارسی هستیم.

وی افزود: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی از طریق دفتر نمایندگی فرهنگی ایران در کشورهای تاجیکستان و افغانستان (دیگر کشورهای فارسی زبان) ابتدا به دنبال جلب نظر نخبگان دانشگاهی برای این مسئله است و بعد از آن قصد داریم این برنامه را در محافل بین‌المللی طرح کنیم.

معاون پژوهشی و آموزشی این سازمان اضافه کرد: روال ثبت یک زبان به عنوان زبان رایج بین‌المللی در یونسکو هم به همین ترتیب است؛ یعنی ابتدا نظر نخبگان و افکار عمومی نسبت به این مسئله بازتاب خواهد یافت و پس از آن روال اداری مسئله در سازمان ملل متحد و سپس یونسکو طی خواهد شد.

دهشیری درباره میزان امیدواری خود و سازمان متبوعش به جای گرفتن زبان فارسی در میان زبان‌های بین‌المللی ثبت شده در یونسکو گفت: این موضوع در حال حاضر و با توجه به گستره کم جغرافیایی کشورهای فارسی زبان و نیز تعداد نسبتاً کم جمعیت گویشوران به این زبان، عملی نیست؛ مگر این که کشورهایی مانند هند، ترکیه و ازبکستان هم که جمعیت فارسی زبان قابل توجهی دارند، اعلام کنند که فارسی یکی از زبان‌های عمده و یا رسمی آنها محسوب می‌شود.

وی در عین حال تاکید کرد: تا جایی که من اطلاع دارم در حال حاضر کشورهایی مانند ترکیه و پرتغال برای ثبت زبانشان به عنوان هفتمین زبان رایج بین‌المللی تلاش می‌کنند، اما مسئولان این کشورها هم امیدوارند که طرح‌هایشان تا 10 سال دیگر به سرانجام برسد.

IMG_0881
این مقام مسئول در همین حال با اشاره به نقش رسانه‌ها در به نتیجه رسیدن چنین تلاش‌هایی، از آنها خواست به صورت جدی از تلاش کشورمان برای جای دادن فارسی در میان زبان‌های رایج بین‌المللی ثبت شده در یونسکو حمایت کنند.

در حال حاضر زبان‌های انگلیسی، عربی، اسپانیایی، ایتالیایی، روسی و فرانسوی 6 زبان رایج بین‌المللی هستند که در یونسکو هم به ثبت رسیده‌اند.

زبانی بازمانده از پارسی کهن

وزوان شهری است از توابع میمه که در ۱۰۰ کیلومتری شمال اصفهان مردم اين منطقه تا حدودي در فرهنگ و تمدن هماهنگي دارند و به زباني سخن مي گويند كه خود شاخه اي از زبان پهلوي ساساني و پارسيك جنوبي است و محققين و پژوهشگران نيز سمنان و بخش هايي از كاشان و اصفهان را از يادگار هاي زبان پهلوي (پارتى) مي دانند پيش از زمان پيدايش در زمان ساسانيان زبان مردم ايران زبان پارسيك يا پهلوي ساساني بوده و اين لهجه اي از زبان پهلوي اشكاني به شمار مي‌رفت كه در جنوب ايران رواج داشت. لذا پيش از اسلام چون اين سرزمين به استان فارس نزديكتر بوده بنابراين به همان لهجه پهلوي اشكاني سخن مي راندند و مي توان گويش كنوني مردم اين سامان را بازمانده ي زبان پارسيك يا پهلو ي ساساني دانست.

سیاری از واژگان مستعمل در این گویش با زبان های باستانی ایران مشابهت هایی دارد که نشان از انشعاب این گویش از زبان های باستانی رایج در خاور میانه و وسعت تاریخ آن دارد و می تواند خود دلیلی بر اثبات غنای تاریخی شهر وزوان باشد.

 آروس: (ãrüs) این واژه به معنی عروس است. این واژه از ریشه اوستایی اَرِزَ به معنی سپید است که به معنای آراسته و زیبا نیز به کار می رود.

 کووَه: (küa) به معنای سگ است و با واژه سِپاکو یا اِسپَکو که در زبان مادها نام سگ ماده است، هم پیوند است.

 کیَه: (kiya) در این گویش به معنای خانه است و هم ریشه با کَتِه در اوستایی و کَتَی یا کَتَک در پهلوی اشکانی.

 هُشکَه: (huška) به معنای خشک و همان هُشکَه در زبان های پارسی باستان و اوستایی است.

 هاما: (hãmã) ضمیر اول شخص جمع ما است و دگرگون شده واژه hãmã در پارسی میانه است.

 وَس: (was) بس. و همانند was در زبان پارسی میانه است.

 هِندَه: (hendah) هستند. هم پیوند با tidah در پارسی باستان است.

 جَن: (jan) زن. هم پیوند با jani در زبان اوستایی است. هم ریشه با ژانت  و جانت در زبان های اروپایی 

 وارون: (vãrün) باران. هم ریشه با vãrãn در زبان پهلوی و هم پیوند با واژه وارونا خدای آسمان بیکران، از خدایان گهن نژاد آریاست.

 آرت: (ãrt) آرد. هم پیوند با واژه artak در زبان پهلوی است.

 

اِور: (ewr) ابر. هم ریشه با واژه awr در زبان پهلوی است.

 واج: (vãj) صدا زدن و سخن گفتن. همانند واج در زبان پهلوی و واچ در زبان اوستایی است. وایه – واژه 

 اِستِرَه: (sterah) ستاره. هم ریشه با stãrak در زبان پهلوی است و هم پیوند با زبان های هند و اروپایی، هم ریشه باstãr در زبان انگلیسی است. استاره 

 

گُرد (gord) بزرگ. هم ریشه با gouru در زبان اوستایی به معنی بزرگ و سنگین. با گراند- گریت grand – great  در زبانهای اروپایی هم ریشه است. با گورد به معنی شهر نیز یک ریشه دارد.

 دوم (doum) صورت. هم ریشه با daiman در اوستایی به معنی صورت و رخساره.  

دیدنی های ایران از خزر تا خلیج فارس 

..from Caspian to the persian gulf  

Spectacular Iran from the Caspian Sea to the Persian Gulf

 

Pictures of  Beautiful  Iran 

آمارها و مشخصه های فرهنگی – تاریخی و اقتصادی ایران

ايران در رديف کهن ترين تمدن هاي جهان قرار دارد و از طرفی به  خاطر وجود آب و هواي متنوع و چهار فصل مختلف در هریک ار مناطق کشور و جاذبه هاي طبيعي زيبا و متعدد از زیبا ترین و جذاب ترین  مراکز جهانگردي دنيا به حساب مي آيد.

تا کنون تصور می شده که ایران و هند از دوره کوروش بزرگ و داریوش با هند روابط فرهنگی و تمدنی داشته اند اما کشفیات و شواهد باستان شناسی که اخیرا در شمال خراسان و در شهر سوخته و تمدن جیرفت ایران و پیدا شده نشان می دهد که روابط تمدنی ایرانیان و هند بسیار قدیمی تر بوده است.

بعضی اطلاعات کلی ایران

نام بين المللي : ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN

نام بین المللی قدیمی تر : پرشیا

مساحت : 1648195 کيلومتر مربع

جمعيت : 75,597,633 نفردر سال 1390

پايتخت : تهران

دين رسمي : اسلام

زبان رسمي : فارسي

واحد پول : ريال

جغرافيا کشور ايران با وسعتي بيش از 1.648.195 کيلومتر مربع (شانزدهمين کشور جهان از نظر مساحت ) در جنوب غربي قاره آسيا واقع شده و جزو کشورهاي خاورميانه است .

حدود 90 درصد از خاك كشور در محدوده فلات ايران واقع شده است. سرزمين ايران بطور كلي كوهستاني و نيمه خشك بوده و ميانگين ارتفاع آن بيش از 1200 متر از سطح درياست. بيش از نيمي از مساحت كشور را كوهها و ارتفاعات، يك چهارم آن را دشت ها و كمتر از يك چهارم ديگر آن را نيز زمين هاي در دست كشت تشكيل مي دهد. پست ترين نقطه داخلي با ارتفاع 56 متر در چاله لوت و بلند ترين آن قله دماوند با ارتفاع 5628 متر در ميان رشته كوه البرز در نزدیکی تهران قرار دارد، در كناره جنوبي درياي خزر ارتفاع زمين 28 متر پايين تر از سطح درياي آزاد مي باشد.

.ايران از شمال به جمهوري ترکمنستان ، درياي خزر ، جمهوري‌هاي آذربايجان و ارمنستان، از مغرب به ترکيه و عراق ، از مشرق به پاکستان و افغانستان و از جنوب به درياي عمان و خليج فارس محدود است و در مجموع محيط پيرامون ايران بالغ بر 8731 کيلومتر است که 2700 کيلومتر آن مرز آبي و 6031 کيلومتر آن مرز زميني است .

– مرتفع‌ترين نقطه ايران : قله دماوند با 5610 متر ارتفاع ، قله دماوند از شهرهای مختلفی قابل دیدن است بخصوص  از تهران – ورامین – پاکدشت و سواحل دریای کاسپین.

– طولاني‌ترين رود : رود کارون با 950 کيلومتر امتداد (تنها رود قابل کشتيراني )

– بزرگ‌ترين درياچه : درياچه اروميه با 4868 کيلومتر مربع وسعت

– بزرگ‌ترين جزيره : جزيره قشم با 1491 کيلومتر مربع وسعت

– حکومت : حکومت ايران، جمهوري اسلامي و روز ملي آن روز بيست و دوم بهمن مي باشد. پايتخت آن شهر تهران است.

براساس تقسيمات کشوري در مردادماه سال 1390 :

– تعداد استانها : 31

– تعداد شهرستانها : 397

– تعداد بخشها : 984

– تعداد شهرها : 1154

– تعداد دهستانها : 2499

پرچم‌:‌ از سه‌ رديف افقي مساوي‌ تشکيل شده که‌ رنگ‌ سبز در بالا، سفيد در وسط‌ و قرمز در پايين‌قرار دارد.

صادرات:‌ نفت، فرش، ميوه، خشکبار (پسته، کشمش، خرما)، پوست‌ و سالامبور، خاويار، محصولات‌پتروشيمي، منسوجات، پوشاک، محصولات صنايع‌ غذايي‌

واردات:‌ ماشين آلات، صنايع‌ فلزي، مواد غذايي‌، دارويي‌، خدمات فني، فرآورده‌هاي شيميايي‌‌ صنايع‌:‌ نفت، پتروشيمي، نساجي‌، سيمان و ساير مصالح‌ ساختماني‌، فرآوري‌ محصولات غذايي‌ (به‌‌خصوص تصفيه قند و روغن‌ کشي)، فلزي ‌

کشاورزي‌:‌ گندم، برنج‌، غلات، چغندر قند، ميوه، دانه‌هاي روغني (پسته، بادام، گردو)، پنبه، محصولات‌لبني، پشم، خاويار ‌

واحد پول :‌ 10 ريال ايراني‌ . 1 تومان‌

حمل و نقل‌ راه آهن‌:‌ : 9796 کيلومتر

طول راههاي کشور :‌ 158000 کيلومتر‌

خطوط لوله‌:‌ فرآوردههاي نفتي : 3900 کيلومتر، گاز طبيعي 4550 کيلومتر

‌بنادر: ‌ آبادان، اهواز، بندر شهيد بهشتي، بندر عباس، بندر انزلي‌، بندر بوشهر، بندر امام خميني،‌بندر ماهشهر، بندر ترکمن، خرمشهر، نوشه

میراث فرهنگی:

Naqshe Rostam in Koh e Mehr the oldest prayer site 

سراسرنمای نقش رستم

– ایران دارای آثار تاریخی بسیار زیبا و دیدنی است

تعدادی از آنها  توسط يونسکو به عنوان  ” ميراث تمدن جهاني ” به رسميت شناخته شده است که مهمترین آنها عبارتند از :

تخت جمشيد (ويرانه هاي پايتخت پرشیا (ايران) در 2500 سال پيش) –  شیراز / مرودشت

ميدان نقش جهان (مجموعه بناهاي مذهبي ، دولتي عهد صفويه ) – مرکز شهر اصفهان

معبد چغازنبيل (شهر سلطنتي عيلامي ها در 3 هزار سال پيش ) – هفت تپه / شوش

تخت سليمان (محوطه باستاني شامل آتشکده آذر گشسب در دوره ساساني) – تکاب آذربايجان غربي

گنبد سلطانيه (بلندترين گنبد جهان ) در شهرستان خدابنده در زنجان

– مهمترين و مشهورترين نقاط تاريخي و ديدني ايران

تهران: پیست اسکی بازی در کوههای تهران دماوند و دیزین – موزه های تهران – کاخ های تهران -بناي شمس العماره و کاخ نیاوران – پارک ملت و جمشیدیه .

مشهد : حرم امام رضا (ع) (هشتمين امام شيعيان جهان ) – آرامگاه فردوسی شاعر حماسه سرای  تاریخ کهن ایران

شیراز: تخت جمشید – ارک – حرم  شاه چراغ – آرامگاه حافظ و سعدی شاعران صوفی و عارف ایران – پاسارگاد (مقبره کورش) و نقش رستم در کوه مهر

 اصفهان: میدان  اصفهان و کاخ های صفویه – مسجد شيخ لطف الله (يکي از شاهکارهاي معماري اسلامي در دوره صفويه ) در

کليساي وانک ( يکي از زيباترين کليساهاي ايران ) سي و سه پل

یزد: آتشکده يزد (بزرگترين و قديمي ترين عبادتگاه زرتشتيان )

بم – ارگ بم (بزرگترين بناي خشتي جهان )

– کرمانشاه : آثار دوره پارسی و ساسانی – طاق بستان (از بناهاي سنگي دوره ساسانيان )  و معبد آناهيتا (معبد سنگي عصر اشکانيان )

لرستان – قلعه فلک الافلاک (قلعه بزرگ نظامي دوره ساسانيان ) همچنین در تبریز-  نیشابور و همدان آثار دیدنی و مناظر طبیعی زیبایی وجود دارد و غار همدان در جهان بی نظیر است.

– مهمترين نقاط طبيعي ديدني ايران نيز عبارتند از:

قله دماوند – شمال شرق تهران-غار علي صدر – همدان – دشت لاله هاي واژگون – دامنه قله دنا – جنگل گلستان – بجنورد- پارک ملی گلستان – استان گلستان – کوير لوت – مرکز ايران – درياچه اروميه – منطقه آذربايجان –  مرداب انزلي – بندر انزلي – دشت لار – کوهپايه دماوند .

– ایران دارای آثار تاریخی بسیار زیبا و دیدنی است. و در موضوعات زیادی دارای رتبه اول است از جمله

دارای:

1-    طولانی ترین و عمیق ترین و  کهن ترین  کاریز /قنات در گناباد

2-     بزرگترین بنای سنگی جهان پرسپلیس

3-    گرمترین نقطه زمین در کویر لوت، شهدادبیشتراز 70 درجه سانتیگراد در روز،

4-    بلندترین برج آجری جهان برج گنبد قابوس.

5-     طولانی ترین غار نمکی جهان جزیره قشم

6-      بزرگترین بافت خشتی جهان در یزد

7-     بزرگترین جزیره غیر مستقل جهان قشم

8-     داغترین چشمه جهان  قینرجه مشکین شهر

9-     پیرترین درخت سرو جهان در ابرکوه

10-       قدیمی ترین پل قابل استفاده در جهان دزفول از 1800 سال قبل

11-       بزرگترین عمارت خشتی جهان.قلعه نارین قلعه در شهر میبد

12-      مرتفع ترین بادگیر جهان  باغ دولت آباد یزد،

13-      پیرترین گونه جانوری زنده دنیا تریوپس (tripos) یا میگوی سه چشم، آذربایجان غربی .

14-      بزرگترین طاق طبیعی جهان. دهانه غار اسپهبد خورشید فیروزکوه

15-      قدیمی ترین سدّ جهان.سدّ کبار در ۲۵ کیلومتری جاده قدیم قم – کاشان

16-      عجیب ترین سیستم آبرسانی جهان سیستم آبرسانی قنات دو طبقه “مون” در اردستان

17-      بزرگترین بازار مسقف جهان بازار سنتی تبریز

18-      تولید کننده نخست تولید زعفران و پسته و زرشک و فرش های نفیس در جهان.

19 – قنات قصبه گناباد یا (کاریز کیخسرو ) طولانی ترین و عمیق ترین و شاید کهن ترین قنات یا کانال زیر زمینی  که در عمق 300 متری زمین و به طول 33 کیلومتر واقع شده است  و حدود سه هزار سال فعال  و زنده است.

ajamGonabadRahn

20 – قدیمی ترین ساعت کاربردی  آبی دنیا ساعت آبی کاریز  زیبد گناباد

– مهمترين موزه های ایران

موزه ايران باستان – تهران

موزه آبگينه و سفالينه – تهران

موزه تاريخ طبيعي – تهران

موزه چهلستون – اصفهان

موزه حمام گنجعلي خان – کرمان

موزه فرش – تهران

مجتمع موزه هاي سعد آباد – تهران

موزه مردم شناسي – تهران

موزه هنرهاي زيبا – تهران

موزه پست – تهران

مادها و پارسها

موزه جواهرات ملي – تهران

موزه هنرهاي معاصر – تهران

مجموعه فرهنگي آزادي – تهران

مزايا و ويژگي‌هاي اقتصاد ايران

  • هجدهمين اقتصاد برتر دنيا

  • رشد مثبت اقتصادي عليرغم تحریم اقتصادي

  • جمعيت جوان و تحصيلکرده

  • غني به لحاظ ذخاير طبيعي

  • زيرساختهاي اقتصادي قوي و گسترده

مزيتها به لحاط ذخاير طبيعي و معدني

  • تنوع درحوزه هاي اقتصادي وغني به لحاظ ذخاير هيدروکربني ونفتي

  • چهارمين توليد کننده نفت در جهان

  • داراي دومين ذخاير گازي جهان

  • حائز رتبه دهم در صنعت توريسم و رتبه پنجم در اکوتوريسم

  • بزرگترين وبيشترين ميزان صنايع در حوزه خاورميانه وشمال آفريقا

  • رتبه هاي چهارم تا دهم دنيا در توليد روي وکبالت

  • حائز رتبه برتر در ذخاير آلومينيوم، منگنز و مس در جهان

  • رتبه چهارم دنيا به لحاظ تنوع توليدات محصولات کشاورزي در جهان

اصلاحات اقتصادي در چارچوب برنامه پنجم

  – 20 ميليارد دلارسرمايه گذاري بخش خصوصي وسرمايه گذران خارجي در صنعت نفت وگاز

  – بهبود نظام تامين سلامت کشور

  – توسعه روابط بين الملل

  خصوصي سازي گسترده

  – 80% از دارايي هاي دولت بايد به بخش خصوصي منتقل شود

  – 40% از اين انتقال از طريق سهام عدالت صورت خوهد پذيرفت

  – 40% از خصوصي سازي فوق نيز ار کانال بازار بورس تهران صورت خواهد پذيرفت

  – دولت کماکان مالکيت 20% از دارايي ها را در دست خواهد داشت

  – حجم کل دارايي ها واموال دولت 120 ميليارد دلار مي باشد

  – از اين ميزان 63 ميليارد دلار طي 5 سال گذشته خصوصي شده است

  – با تکميل روند خصوصي سازي سهم دولت در توليد ناخالص داخلي از 80 % به 40% کاهش خواهد يافت

مزيتهاي قانون سرمايه گذاري

 پوشش هاي تضميني و حمايتي:

  • تضمين پرداخت غرامت در صورت ملي شدن و سلب مالکيت، (ماده 9 قانون)

  • تضمين جبران زيان ناشي از ممنوعيت و يا توقف اجراي موافقتنامه هاي مالي در سرمايه گذاريهاي خارجــي به روش ترتيبـــات قراردادي بر اثر وضع قانون و يا تصميمات دولت، (ماده 17 قانون و ماده 26 آئين نامه )

  • تضمين خريد کالا و خدمات توليدي طرح سرمايه گذاري خارجي در مواردي که دستگاه دولتي خريــدار انحصـــاري و يا عرضه کننــده کــالا و خدمــات توليــدي به قيمت رايانـه اي است. (مـاده 11 آئين نامه)

نهاد متولي: سازمان سرمايه‌گذاري و کمکهاي فني و اقتصادي ايران

چارچوب قانوني: قانون تشويق و حمايت از سرمايه‌گذاري خارجي و ايين‌نامه مربوط به آن

تصویری از کویر ایران

تاریخ کهن ایران.

ایران دارای تمدن حدود 7 هزار ساله است وتقریبا  از 2500 سال قبل تا کنون دارای تاریخ مکتوب و شناسنامه  سالشمار رویدادهای تاریخی است. دو نمونه اط ظروف 7 هزار ساله جیرفت.

دوره اسلامی

ایران در دوره اسلامی نقش بارزی در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی به سایر مناطق جهان داشته است.

معماری، تذهیب گری و گچ کاری، سنگ نویسی،  هنر خوشنویسی ، صنعت مسگری و روی سازی و کیمیاگری و ترجمه از کارهایی است که ایرانیان آن را به حوزه قلمرو اسلامی وارد کردند.

** ویزا در فرودگاه

همه افراد می توانند در هنگام ورود به فرودگاه  مهرآباد تهران ویزای ورود به مدت 15 روز ویزا دریافت کنند 15 روز دیگر نیز این ویزا قابل تمدید است. اما گذرنامه های کشورهای اسرائیل- آمریکا- انگلیس- استرالیا- کانادا- عراق- افغانستان- پاکستان- بنگلادش قبلا باید هماهنگی لازم را با سفارتخانه انجام دهند.

در بیشتر شهرهای ایران موزه وجود دارد دستکم 20 موزه ایران از شهرت بین المللی برخوردار هستند

 تهیه کننده دکتر عجم 1392

The documented history of Iran begins with the Achaemenian dynasty dating back about 2500 years ago. A significant era marked by decisive unification of the pars tribes during the reign of Astyages and his grandson, Cyrus, who initially formed an extensive, centralized and mighty empire. Although according to will the “Aryans”, inhabitants of the vast Iranian plateau, were not the founders of civilization and followed the Babylonian as well as Egyption examples yet their ingenious Souls enabled them to transform those models, institute the first autonomous nation and establish a well-organized financial system. Ironically, Achaemenian’s most remarkable military expedition against the Greeks took place in 480 B.C. resulting in both the Iranian’s defeat and Seizure of undisputed power by Alexander.

Darius, another prominent king of the mentioned dynasty, divided his empire into tewenty states or “satrapi” and accordingly appointed powerful rulers for all. He also began building roads to facilitate trade, enhance relations among the states and attain his military goals. “Shahi” or king’s Road, extending 2400 kilometers, linked Susa to Mesopotamia (located in present day Iraq) while another major road connected Babylonia to India. Establishment of a tax and wage system for the labour, introduction of a unified measuring system, emergence of private banks, granting of loans for agricultural purposes and coin minting highlight the worthy accomplishments of this particular era.

Jiroft culture-3.JPG

Appropriately, Roman Ghirshman also has noted that once the use of coins became common overland and over seas trade rapidly extended to distant lands.

The Royal messengers, chapars, would travel the long and vast roads of Achaemenian empire to deliver the Royal decrees or commands to the state rulers as well as military commanders and return with reports on the state of affairs. The messengers would then deliver the communications to the “Chapar House”, present day post office, situated along the route and the process would continue until reaching the final destination. The “Silk Road” too was one of the ancient trade routes which led to Kashgar from two opposite directions of north and south. Extending westward to Samarkand, Marv and Balkh in northen region of Iran, passing through Central Asia leading to ancient Greece. This major historical route connecting the west to the east was known as the Great Road of Khorasan or “the Silk Road”, as previously mentioned. The pre-Islam civilization of Iran takes pride in such innovations, particularly because the management and maintenance of the “King’s Great Road” 25 Centuries ago constituted great honor for Iranians among all nations.

In addition to land routes, various sea routes were also frequented and ships with capacities up to 300 tons treaded those waters. The ship’s sailors were mainly Phoenicians or Greeks, the officers were Iranians whereas a 10,000-strong military formed Darius’s renowned “Immortal Army”. More over, excavation of the Suez Chanal (the chanal dug on the order of Darius and slightly different from the present chanal) exhibited the economic and military merits of yet another chapter of Iranian history.

The “Throne of Jamshid” or Persepolis was chosen as Iran’s capital during the rule of Achaemenians. However, the corner-stone of Persepolis was laid during the reign of Darius I – ofter whom each king added more sections to the site. Also the cities of Susa, Babylonia and Ekbatan (today’s Hamadan) each inturn served as the nation’s capital.

During the rule of Ardeshir, the founder of the Sassanide dynasty, a very powerful centralized government developed and for the first time in Iran the religion of Zoroaster (the Iranian prophet) was declared as the official religion. A faith whose essential pillars are laid upon virtuous thoughts, virtuous words, and virtuous deeds.

The Prophet of Islam, Mohammad (BABUHHP) was born in the city of Mecca during the rule of Anushirvan Sassani, and was chosen as the completion of all prophecy and the last prophet during the reign of Khosrow Parviz (610 A.D.). Weakness of the Sassanide government, oppressions of the Kings, and at the same time Islam’s human-rights oriented ideology and it’s message of equality and brotherhood of mankind were the imperative factors which led to the victory of Islam’s army over the Iranian military might in the course of numerous battles. The Prophet Mohammad migrated to Medina from Mecca (622 A.D). Thus, this particular year was chosen as the base of the Muslims’ calendar owing to the indisputable effect of this migration. At that time, Islam spread mainly in the Arabian peninsula, and after the prophet in the Southern parts of Iran, Syria, Iraq, Turkey and all of Egypt as well as northern part of Syria embaraced Islam. In the course of all these victories, call to God’s religion with the slogan “the unique Allah is Great” became the infrastructure of the Muslims’ new, powerful and popular ideology.

Iran’s mighty army was defeated in the “Ghadessieh” (15 A.H.) and “Nahavand” (21 A.H.) battles, and the country gradually came under the influence of Islam.

The expedition of the devastating mogul tribe to Iran began (616 A.H) and the last Persian King of the dynasty, Sultan Jalal-e-din Kharazmshah was overthrown by Gengiz’s army and later put to death (628 A.H.). The period of Mogul chieftain’s rule in Iran was the most oppressed era the nation had ever seen and the conditions did not change until the founding of the Iranian dynasty, the Safavides, and the rule of Shah Ismeal.

The Mogul were removed from Iran’s political scene after about 300 years by the Safavides, and Shah Ismeal was crowned in Tabriz (907 A.H). During the reign of Safavie Dynasty relations between Iran and European and other countries expanded and Iran’s powerful centralized government, during Shah Abbas’s rule, established political and economic ties with great leaders such as Queen Elizabeth, Philip II the king of Spain, India’s Akbar shah and also put an end to the domination of Portuguese in the Persian Gulf. The Iranian culture and art once again flourished during the Safavie rule and architechture, carpet-weaving, miniature painting, gilding and handicraft(s) underwent special development.

After the Safavide, alternately weak and strong governments came to power among which the government of Nader Shah Afshar, Karim Khan Zand, Agha Mohammad Khan Qajar, Naser-e-din Shah and Mozafar-e-din Shah are noteworthy. During the rule of Nader Shah, The Russians were expelled from Iran, the booties which the Ottomans had taken from the country were recovered, Kandhar and Delhi became parts of Iran and once again the Iranian territory was expanded and included a vast area of southeast Asia. Oppression and tyranny became prevelant in the course of the Qajar dynasty’s rule due to  treason of courtiers and the Kings’ powerlessness and inattention to the state of affairs. The unprecedented and historical measures of Mirza Taghi Khan Amir Kabir, Naser-e-din Shah’s prime minister, such as dispatching students abroad for higher education, printing of newspaper, compilation of laws, etc. made him an immortal historical personage.

The new era began with the reign of the Pahlavi dynasty. Reza Khan Mir-Panj, commander of a Kazak battalion, occupied Tehran on 22 Feb. 1920, and five years later crowned himself the King with the support of England. Gradually, he began opposing the Islamic culture and tranditions and his despotic rule lasted for 16 years. In 1941 under pressure by England, he abdicated the throne in favor of his son Mohammad-Reza and was exiled into St.Moritz island and then to Johannesburg in South Africa where he later died.

Mohammad Reza too, fairly followed in the footsteps of his father for 37 years of his reign. Following the events leading to nationalization of oil, he was reinstated subsequent to a coup and while England’s position with this rule began to deteriorate, the United States gained more influence and power in the country’s political, economic and culture affairs.

As his father, Mohammad-Reza too was strongly against the presence and involvement of clergymen in the socio-political scene. After his forced summary referendum concerning the so-called “Agriculture and land reforms” or the allocation of farmland to farmers, Iran’s dependence on imported goods, false employment due to relocation of farmers in cities, and “Consumerism”, as opposed to “Production”, increased sharply which were strongly opposed by the time’s scholors and theologians, particulary the late Imam Khomeini. The opposition of both religious scholars and the people to the government in 1963 as well as army’s assault on Qom’s theological school (Iran’s main center for training theologians) coupled with martydom of a large number of those students and the people, paved the grounds for escalation of religious movement within the country and their determination to take over the political arena, materialization of the idea of “unity of politics and religion” in the form of the Islamic Republic of Iran and uprooting of 2500 years of the Kings’ despotic rule in this country.

With the victory of the Islamic revolution, for the first time ever the people of Iran went to the polls in April 1979 and voted in favour of the establishment of the Islamic republican system with an overwhelming majority of over 98.8 percent. The assembly of experts then embarked upon formulating the Constitutional law of the Islamic Republic of Iran. This Constitutional law was ofcourse approved by the vote of the Iranian nation. The significant point, however, was the united presence of the people in the presidential election, elections for the Islamic consultative assembly as well as other relevant elections which took place one after the other in order to determine the major and fundamental organs and institutions of the Islamic system. With the establishment of the Islamic government many conspiracies were hatched by the world imperialism. Fortunately, all of them failed due to the presence of the Iranian people on the scenes. The gravest of such conspiracy, hatched with the main objectives of weakening and paralyzing Iran’s economic and political system and the occupation of the fertile land of Khuzistan, was Iraqi regime’s invasion of Iran directly provoked by the United States in 1980 — that was only two years following the victory of the Islamic revolution. The war continued for 8 years and included the most savage bombings and chemical attacks leaving much destruction and damages in 4 border provinces of the country in the South and the West. Hundreds of thousands of the best and most faithful forces were martyred or disabled in the war and millions of people became homeless as a result of the war.

This destructive war came to an end in 1989 due to brave resistance of Iranian people and acceptance of the UN security council resolution 598. Moreover, events such as assassination of the political leaders or state officials, economic sanctions and various plans for isolation of Islamic Republic of Iran were all the cost a nation paid in order to establish its first favorite republic.

On fourth of June 1989 the grand leader and architect of the Islamic revolution, The late Imam Khomeini, passed away and the world lost one of its most revered and distinguished religious and political leaders. Besides his role as a political leader, Imam Khomeini was a prominent instructor of ethics who lived in ultimate continence and chastity.

Following the demise of Imam Khomeini, the assembly of experts chose one of the prominent students of Imam Khomeini, a great combatant who had been imprisoned and send into exile by the regim of the Shah many times, as the leader of the Islamic revolution. This noble personage was none but grand Ayatollah Khamenei who had been elected as president of the Islamic Republic of Iran twice following the victory of the Islamic revolution in Iran.

With his election as the leader of the Islamic revolution, the reconstruction programs began in full might and despite all the bottlenecks that the war had created the construction works maintained their pace in the course of first-five year plan designed by the government of president Hashemi Rafsanjani

The government managed to reconstruct the major portion of the ruins, many factories resumed operations, agriculture flourished, the water supply and sewage networks plus great dams were designed and constructed and finally the rate of illiteracy which acted as a barrier in the way of the country’s development, reached its lowest. Despite some economic problems, the Islamic Republic of Iran has managed to adopt an independent political and economic policy and relying on local specialized forces extends international cooperation and enjoys a high level of acceptability worldwide.

Renovation of the Silk Road has been transformed into a regional and global demand during the recent years and now a national will strongly supports this constructive desire in the Islamic Republic as well. Since 1988 UNESCO has also reinforced all the relevant international decisions for restoration of this immense ancient road through holding various conferences in the world’s famous cities such as New Delhi, Paris, Tashkent and the last of which was held in the picturesque city of Isfahan in 1995.

On completion, once again, this enormous project would revive the historic role of Iran as the bastion of multinational communication, indispensable for the development of regional commerce and cultural relations. Upon disintegration of the former “Soviet Union” in 1985, the policy of friendship and cooperation with the newly independent and autonomous states (situated in the north of Iran) received immediate attention as one of the utmost and perpetual foreign policies of the Islamic Republic of Iran.

In compliance with the stated policy, therefore numerous multilateral contracts regarding road transportation, economic cooperation and establishment of the sales agencies for Iranian goods were thus signed. Further formation of regional economic organization (ECO) consisting of twelve countries also expedited the implementation of the most strategic railway project in the region, stretching from Eastern China to Europe via Iran’s national railway system.

The unique position of this giant commercial highway currently leaves other countries of the world, willing to develop commercial and economic ties with the Central Asian republics, no alternatives but to take full advantages of this vital connective passage — geographically situated in Iran, China, Russia, Turkey and Afghanistan. Apart from Georgia most of the newly independent states are landlocked countries whose connecting routes with rest of the world, directly or indirectly, could pass through Iran and thus enhancing the Islamic Republic’s unique geo-political status world-wide.

Iran’s strategic significance, both in the region and in international arena, generally revolves around material and spiritual aspects. Moreover, its material dimension is mainly composed of economic, technical, military and geo-political components while the spiritual aspect derives from the great Islamic ideology, a rich common history as well as the existing racial and cultural interconnections with other nations in the region. Since disintegration of the former Soviet Union this emphasis has undoubtedly increased and the political focal point of the relevant policies of the ” The Arab Middle East” has also been redirected towards the east and the north, namely the Islamic Republic of Iran and the Central Asia.

As a linking bridge connecting two of the world’s most vital energy reservoirs, the Persian Gulf and the Caspian Sea, the east and westwards proximity of Iran to eleven countries including the oil-rich countries of the Persian Gulf has certainly reassured the regional prestige of the Islamic Republic of Iran.

Accordingly, restoration of the Silk Road is currently regarded as one of the essential precursors of more fruitful regional and intercontinental cooperations amongst the “ECO” member countries. Also due to inauguration of Mashhad-Tajan railway and the impending completion of Bafagh-Mashhad railway the above mentioned states would both gain easier access to open sea and have an ever increasing chance of an active incorporation in the global economy.

The Central Asian countries, with an old and excessive dependence on the former Soviet Union, still primarily rely upon imports. Yet the necessary efforts are being made to overcome this economic barrier by exploring various new markets. Despite availability of several socio-economic advantages such as abundant manpower and cheap labour, rich natural energy resources as well as the exportation of raw materials, oil, gas and agricultural products, vast majority of these countries crucially lack the existence of modern and well-organized banking, insurance, transportation as well as other essential commercial services. Fortunately, productive technical assistance and multilateral economic cooperations with the republics not only would ensure the important role of Iran as a catalyst of commercial development in the region, but would also lead all the concerned parties to more constructive participation in the world economy.

As the world’s greatest Islamic economic organization possessing distinct religious, strategic, historical and socio-economic particularities, undoubtedly, “ECO” presents Iran with an immense security and economic significance and now tehran proudly hosts the headquarter of this organisation. Furthermore, the linkage of Mashhad-Tajan railways would definitely provide “ECO” and the like with an ideal possibility of attaining their long-term comprehensive goals.

Numerous sources have mentioned various routes for the “Silk Road.”Some sources consider the city of “Tun Huang” as the origins of the “Silk Road, located in the western most tip of the Wall of China, while others strongly suggest that the starting point of the said road was in the city of “Loyang” on the south-bank of Huang Ho River. Once reaching the vast “Pamir-Plateau” in Afghanistan, a branch of this ancient road passed through Marv, Samarghand and then led towards iran via Neyshabur.

Marv, Samarghand and then led towards Iran via Neyshbur. In its path the “Silk Road” also connected main cities such as Gorgan, Ray, Hamadan and further joined Iraq through Ghasr-e-Shirin and later arrived at its final land destination adjacent to the Mediterranean coast. As its name clearly suggests, the main role of this ancient road was expediting the safe and easy transport of many important goods from China to Venice among which silk was the incomparable merchandise of the time. For eighteen centuries (BC 200-AD 1600) the ancient world’s most principal commercial highway, the “Silk Road” 8000 km in lenght, enomously contributed to meaningful intercontinental, traditional, and cultural exchanges which also give a fresh impetus to commercial development in the region

According to Christiansen: “because the ancient Persians exclusively imported huge quantities of silk from China they were thus able to sell their silk-orientated products in various European markets, at their own desired prices. The Turks’ efforts to gain permission for the passage of silk across the Iranian territory were all to no avail and a long and persistent conflict between the Byzantine Empire (395-1453 AD) and the Persians, over the transit of Chinese silk, continued throughout the early centuries of the Middle Ages.” Later the Roman and the Chinses attempts at establishing a new silk transit route, without involvement of the Persians, also proved fruitless and even enabled the Persian merchants to control the silk trade particularly throughout Indo-China

Once the Europeans gained complete dominance over East India and the Mediterranean sea routes, at the turn of the 15th Century, their respective companies in the orient also turned their immediate attention to these new routes. In addition, a number of crucial events such as rapid decline in silk production within Persian territories, the oscillation of diplomatic ties between the Ottoman Empire (C1300-1918) and the Persians, and the emergence of new rival silk exporters eventually paved the way for the ironic demise of the ancient “Silk Road.”

Fortunately, from now on, all the countries in the region will not only celebrate the 24th of Ordibehesht as the inauguration day of Mashad-Tajan rail ways, but also would acclaim this historic occasion as the anniversary of the revival of the ” Ancient Silk Road.” The following is an excerpt from the opening speech by the former Iranian president Mr. Rafsanjani: “The occurrence of great events during the early years of the last decade of the 20th Century as well as the emergence of new conditions in the region have led the Islamic Republic of Iran to play its key and proper role, in this decisive era, by renovating the Silk Road as the region’s most vital connecting bridge which would further link the countries of the north with those in the Orient — via the Islamic Republic of Iran… .”

 

Some facts and features about Islamic Republic of Iran

THE FINANCIAL EXPRESS VOLXXXIX NO 295 PAGE 19 DATE 10/02/2014

Iran is one of the most ancient countries of the world. Because of having a varied climate this country witnesses four different seasons in different parts of the country simultaneously. Iran enjoys a lot of natural beautiful sceneries and is considered to be one of the most attractive tourist place in the world.

 

Some facts about Iran:

International name: Islamic Republic of Iran.

Ancient name: Persia

Supreme Leader:  Ayatollah Ali Khamenei

National day :11 February

Area: 1648195 Sq. Kms. Population: 75,597,633 in the year 2011

Capital: Tehran . Official religion: Islam

Official language: Persian. Currency: Rial

From the point of view of area, Iran is the sixteenth largest country in the world. It is situated in the north west of Asia and is one of the countries of the Middle East.

About 90 per cent of the area of the country consists of plateau. Iran is completely a hilly and semi dry region. Its average height from the level of sea is 1200 meters. More than half of the country consists of mountains and hills. One fourth of the country consists of desert and the other less than one fourth is under cultivation. The lowest point in the country is at the height of 56 meters in kavir  Lout and the highest point at 5628 meters is Damavand summit in the Alborz range near Tehran.

The Damavand mountain can be seen from the different cities particularly Tehran, Varameen and also the Caspian Sea.

 

 On the southern side of the Caspian Sea the land is 28 meters below the surface of the sea.

 The total periphery of Iran is 8731 Kms, the 6031 kms of which consist of land and the remaining 2700 Kms is coastal area in the Caspian Sea and Oman Sea and the Persian Gulf

The longest and navigable river: The Karun river, with 950 kms.

The biggest lake: The Uroomieh lake with 4868 Sq.Kms.

 The biggest island: The Gheshm island with 1491 Sq.Kms .

Number of provinces: 31

Number of the cities: 397

Number of divisions: 984

Number of towns: 1154

Number of rural areas: 2499

Exports: oil, carpets, fruits, dry fruits, skin and hide, caviar, petrochemical products, textiles, clothes and food products.

Imports: Machinery, metal industry, food material, medicine, technical services. Industrial chemical products, oil, petrochemicals, textiles, cement, other construction material, food and metal products.

Agricultural produce: Wheat, rice, food grains, beet root, sugar, fruits, oil grains, cotton, dairy products, wool and caviar.

Rail transport network: 9796 Kms

Length of roads: 158000 Kms

Pipelines: Oil products 3900 Kms, natural gas: 4550 Kms.

Ports: Abadan, Ahwaz, Bandar Abbas, Anzali, Bushehr, Imam Khomeini, Mahshehr, Turkmen, Khorramshar and Noushehr

Cultural Heritage:

Iran has got many beautiful and worth seeing historical buildings. Some of them are as under:

  1. The biggest stone structure of the world in Persepolis
  2. The hottest part of the land in the world in Lout Desert which has a temperature of more than 70 degree Celsius.
  3. The highest brick tower in the world The Qaboos Gumbad.
  4. The longest salt cave of the world in the Gheshm island.
  5. The biggest brick structure of the world in Yezd
  6. The  biggest non independet island of the world The Gheshm island
  7. The  hottest spring in the world in Mishkin Shehr.
  8. The oldest cypress tree of the world in Abr Koh.
  9.  The oldest still in use bridge in the world in Dezful which was constructed 1800 years ago.
  10.  The  biggest brick building in the world The Nareen fort in the Mebod city.
  11. The highest ventilator(Baadgeer) of the world in Bagh Dolatabad, Yezd
  12.  The  oldest living animal species in the world The three eyed tripos in west Azerbaijan
  13.  The biggest natural arch in the world at the mouth of the Espehbad cave in Khursheed Firozkoh
  14. The  oldest dam of the world on the old Qom – Kashan highway (Kabbar Dam)
  15.  The biggest covered traditional market of the world Tabriz Bazaar
  16.  Iran is the first producer of saffron, pistachio, barberries and carpets in the world.
  17.  A unique network of two storey subterranean canals in the world for water supply in Ardestan
  18.  The longest, deepest and oldest network of subterranean canals(qanat or Kariz) in Gonabad Khorasan provance.

 

The Ancient History of Iran:

Iran enjoys a seven thousand years old civilization and has got a written history recorded year wise.

 The Islamic period

 Iran played a valuable role in the spread of the Islamic culture and civilization to the other parts of the world.

 File:The Conquests of Cyrus the Great.png

Architecture, illumination, stucco plastering, engraving, calligraphy, copper and zinc industry and alchemy as well as translation of literature are the things which the Iranians exported to the Islamic countries.

Cultural Heritage:

Iran contains most beautiful and worth seeing historical places some of which have been officially recognized by UNISCO as the “World Heritage”, the most important of which are as the following:

Takht Jamshed (the ruins of the capital of the ancient Persian about 2500 years ago) – Shiraz and Marv Dasht

 

Maidan e Naghsh e Jahan (a complex containing religious and government buildings of the Safavid period) – center of the city of Esfahan

Ma’bad Chaghaz Nabeel (the royal city of the Ilamis about three thousand years ago) Haft Teppeh/ Shush

Takht e Soleiman (the ancient complex consisting of the fire temple of Azar Gashb in the Sassanid period) – Tokab Azerbaijan West

Gonbad e Soltanieh (the highest dome of the world) in the city of Khodbandeh in Zanjan

The most important and famous historical and religious places of Iran include the following:

Tehran: The skiing field in the Damavand mountains of Tehran and Diesene, the museums of Tehran, the palaces of Tehran and the Niavaran Palace, Park Millat and Jamshedieh

Mashhad: The mausoleum of Imam Reza (A.S.), the eighth Imam of the world Shias, the grave of Firdowsi, the famous epic poet of Iran.

Shiraz: Takht Jamshed, Arak, the Shah Chiragh mausoleum, the graves of Hafiz and Sa’di, the famous poets of Iran, Pasargad (the mausoleum of Cyrus) and the relics of Rostam in Mehr mountain

Esfahan: The Esfahan square and the Safavid palaces, the Sheikh Lotfollah mosque (one of the architectural master pieces of the Safavid period), the Wanak church (one of the most beautiful churches of Iran) and the 33 arch bridge.

Yezd: The Yeza fire temple (the biggest and the most ancient place of worship of the Zoroastrians)

Bam: Arg Bam (the biggest brick structure in the world)

Kermanshah: Buildings of the Parsi and  Sassanid period, Taaq e Bostan (a stone building of the Sassanid period) and Anahita temple (the stone temple of the Ashkanian period)

Lorestan: The Falak ol Aflak fort (the big military fort of the Sassanid period). There are many religious buildings as well as natural scenery in Tabriz, Nishapour and Hamadan. The Hamadan cave also is matchless.

The most important natural worth seeing places in Iran include the following:

The Damavand hillock in the north east Tehran, the Ali Sadr cave in Hamadan, the field of the inverted tulips in the Dana mountain region, the Golestan forest in Bijnorad, the National Park in the Golestan province, the Lout desert in central Iran, the Uroomieh lake in Azerbaijan region, the Anzali marshes in the Anzali port region, the Lar desert and the Damavand mountain region.

The most important museums of Iran:

In most of the cities of Iran, different  museums can be found and at least twenty museums of Iran enjoy international fame.

The main features of the economy of Iran:

It is the eighteenth economy in the world

In spite of economic sanctions this country has had positive economic growth

The young and educated population

The natural and mineral resources of Iran:

It is diversified from the point of economy and rich from the point of oil and hydrocarbon reserves

It is the fourth oil producer in the world

It contains the second largest gas reserves in the world

It is ranked tenth in the tourism industry and fifth in eco tourism

It contains the biggest and the largest number of industries in the Middle East and North Africa.

It is fourth and tenth in the production of zinc and cobalt in the region

It contains huge reserves of aluminum, manganese and copper in the world

It is fourth in the world from the point of view of agricultural products

Economic reforms during the Fifth Plan:

20 billion dollar investment by the private sector and the foreign investors in the oil and gas industry

Reforming the health system of the country

Developing the international relations

Extensive privatization in the country:

It is agreed that 80% of the assets of the government should be transferred to the private sector, the half of which would be transferred to the public judiciously and the other half would be sold through the stock exchanges

20% of the total assets of the country would continue to remain in the hand of the government

The total value of the assets of the government is 120 billion dollars from which the assets totaling 63 billion dollars were privatized during the last five years

After completion of the privatization process the share of the government in the GDP would be reduced from the current 80% to 40%.

Investment Law  in Iran  support and Guarantee  all Wright for foreign investors  Article – 4- 8 -9- 16- 17- 26 -11- in investment Law guarantee  all the wrights.

For more info on investment information in Iran  www.iio.ir

Visa on arrival at the airport

Everybody can get a 15 days entry visa on arrival at the Mehrabad airport of Tehran. This visa can be renewed for a period of another 15 days. But those having passports of Israel, USA, UK, Australia, Canada, Iraq, Afghanistan, Pakistan and Bangladesh should coordinate through the embassies.

INDIA-IRAN RELATIONS

Political Relations:    
        India-Iran relations span centuries marked by meaningful interactions.

 IMG_3082 (2)

The two countries shared a border till 1947 and share several common features in their language, culture and traditions. Both South Asia and the Persian Gulf have strong commercial, energy, cultural and people-to-people links. 

Independent India and Iran established diplomatic links on 15 March 1950. In addition to the Embassy in Tehran, India currently has two Consulates in Iran -Bandar Abbas and Zahedan. The Shah visited India in February/March 1956 and Prime Minister Pandit Jawaharlal Nehru visited Iran in September 1959. Prime Minister Smt. Indira Gandhi visited Iran in April 1974 and Prime Minister Shri Morarji Desai visited in June 1977. The Shah, in turn, visited India in February 1978. 

آثار فارسی هند (2)
The Iranian Revolution in 1979 introduced a new phase of engagement between India and Iran marked by exchange of high level visits of Indian and Iranian officials.

Economic Relations:

India-Iran economic and commercial ties have traditionally been buoyed by Indian import of Iranian crude oilIndia-Iran trade in 2010-11 was US$ 13.4 billion (Indian exports US$ 2.5 billion and imports US$ 10.9 billion). India’s exports to Iran include rice, machinery & instruments, metals, primary and semi finished iron & steel, drugs/pharmaceuticals & fine chemicals, processed minerals, manmade yarn & fabrics, tea, organic/inorganic/agro chemicals, rubber manufactured products, etc.

India and Iran hold regular bilateral talks on economic and trade issues at the India-Iran Joint Commission Meeting (JCM). The 16th JCM was held in New Delhi on July 8-9, 2010. It was co-chaired by Iran’s Minister of Economic Affairs and Finance Dr. Seyed Shamseddin Hosseini and India’s External Affairs Minister Shri S.M. Krishna. During the visit, Dr. Hosseini called on Prime Minister Dr. Manmohan Singh and met Minister of Finance Shri Pranab Mukherjee, and NSA Shri Shivshankar Menon. Dr. Shamseddin Hosseini again visited India on 25 February 2011 during which he called on Prime Minister, Finance Minister and External Affairs Minister. The 17th JCM will be held in Tehran in 2012 at the level of Foreign Ministers. Under the JCM mechanism, meetings of various Joint Working Groups have been held regularly.

During the 16th JCM, 6 MoUs/agreements were signed: (i) Air Services Agreement; (ii) Agreement on Transfer of Sentenced Persons; (iii) MoU on Cooperation in New & Renewable Energy; (iv) MoU on Cooperation in Small Scale Industry between National Small Industries Corporation (NSIC) and Iranian Small Industries and Industrial Parks Organisation (ISIPO); (v) Programme of Cooperation on Science & Technology and (vi) MoU on Cooperation between Central Pulp and Paper Research Institute of India  (CPPRI) and Gorgan University of Agricultural Science and Natural Resources (GUASNR).

 

Trends in India-Iran Bilateral Trade (figures in Million US$) are as follows:

Year
(Apr – Mar)

India’s exports to Iran

India’s imports from Iran

Total Trade

Trade Balance

Total trade growth rate (%)

2006-07

1446.48

7618.55

9065.03

-59,321.19

2007-08

1943.92

10943.61

12887.52

-88521.83

42.17

2008-09

2534.01

12376.77

14910.78

118400.95

15.70

2009-10

1853.17

11540.85

13394.01

109621.45

-10.17

2010-11

2492.90

10928.21

13421.12

118632.94

0.20

2011-12 

2012-2013

(Apr -march)

3/360

6

Billion 

 

  16

15

Billion

 

(Source: Ministry of Commerce & Industry, Government of India)

There has been regular exchange of business delegations from both sides. India and Iran are also engaged in discussions on various projects in Iran including the Chabahar Port and Rail Project. 

Cultural and historical  Relations: 

 

Till now it has been believed that Iran and India have had cultural and civilizational links with each other from the time of Cyrus the Great and Darius. But many recent archaeological findings in north Khorassan, Sokhte (burnt city)and Jeeroft in Iran show that the civilizational relations between the Iranians and India have been so much older.

In the period of Darius and Xeroxes (khashayarShah), a group of the elephant riding soldiers of the army were Indians. Such kinds of relations have been clearly recorded in the periods of Ashkanians and the Sassanids as well. In the period of the Gorkanis (the Moghals) or the Khorassanis the official language of  the courts of India was Persian. It is for the same reason that about seventy per cent of the important documents, royal orders as well as the poetry and prose books still found in the museums and the government as well as private collections in India are in the Persian language.

Dr. Hekmat, the first ambassador of Iran in India has recorded a total of 80 important stone engravings in the important palaces and mausoleums of India. But the number of such engravings and inscription  which are still found runs into thousands.

 

 

 

 

Some of the stone engravings in the Red Fort, the Taj Mahal and the Agra Fort which have been registered as the national heritage.

India and Iran maintain regular cultural and educational exchanges.

The cultural ties between Iran and India go back to the ancient times, to such an ancient time that determining its real date is impossible.

 

This antiquity of relations can be understood from the extensive similarities in the languages of the two countries. It is for the same reason that Sanskrit is called as the sister of the ancient Iranian languages. India and Iran have been familiar names for each other. The names of India ,Sind and Makran have been used in almost all historical& geghraphical and literature  Persian books in the Shahnameh itself at least a hundred times. The same is true for other books as well.

 delhi AjamJNU

A number of Indian scholars were teachers in the great university of the Gandi Shahpur of Persia and used to teach there.

In the period of Khusro Anushirvan, a number of Indian tales including the Panchtantra were translated into Iranian language by the name of Kalileh Wa Dameneh.

 

This work was later translated from the Persian language to Hindi. Other stories like the tales of Behram, story of the parrots and the tales of Sindbad were all translated from Hindi into Persian.

Iranians have played a distinguished role in the transmission of the heritage of India to the other languages. The famous Iranian scientist, Aburehan Albiruni, during his 16 years stay in India, presented his master piece named “Tehqeeq Ma’al le Hind”  to the world which is known as the Encyclopedia of India.

 

Masoodi was yet another Iranian scholar, who wrote many detailed reports about India. Moreover, the scientists like Koshiar and Khwarizmi learned the Indian mathematics and globalized this science.

 During the Khorasanid dynasties(Tamurid,Babri,Mugals, Bahmani) the cultural exchange was so deeply that the official language became Persian. the Khorasanid emperor of India  invited several Persian artists and scientist  to their courts.

  • painting Jahangir’s Dream (around 1620 by Abul Hassan showing Abbas I (Pade Shah of Persia, left) and Jahangir (KHORASANID  Emperor of India, right) on the globe  lams and lions are in peaceful co existence

India has extremely been influenced by Persian art and architecture and Persian Sufis music. Hundreds of Persian poets also were invited to India and some of the Indian  kings themselves were composing  Persian poem. also many Persian commander and ministers or Nuvab were serving the Indian court, among them was Mirza Ghiyas Beg an important official the rule of the Mughal Emperor Jahangir, and served as the  chief treasurer, and he was given the title ‘I’timād-ud-Daulah’  which means ‘Pillar of the State’. His daughter, Mehr Nūr Jahān married Jahāngīr in 1611, and his son Mirza Hasan ‘Asaf Khan’ served as a general to Jahangir.

 Mirza who was the father of Arjumand Banu Mumtaz Mahal,The wife of Shah Jahan, the Emperor of India he also served as the governor  of wes india and lahour.

also we can mention many others like  Safdar Jung and Ashraf khan khorasani.

Arjumand  Bano  or Momtaz E maha Taj .  girl of an  Iranian  born prince  Asef khan  lFile:Mumtaz Mahal.jpg

                              Arjumand  Bano  or Momtaz E mahal          and her father  Asaf Khan

India and Iran maintained regular cultural exchanges even during the time of colonialism and also after independent India.

 

 

         Persian paintings on the Rashtrapati bahavan palace.

 RASHTRAPATIashoka (61)

 As per an MoU signed in January 2008 between the Indian Council for Cultural Relations (ICCR), New Delhi and the Iranian Cultural Heritage, Handicrafts and Tourism Organization (ICHHTO) a weeklong Iranian cultural week was held in New Delhi and Mumbai in April-May 2008. India also held its “Days of Culture” at the Niyavaran Palace in Tehran and Hafezia in Shiraz from May 10-17, 2011 which was attended by over twenty thousand people. The cultural festival was dedicated to the memory of Gurudev Rabindranath Tagore. During 2011-12, various functions were organised through out Iran to commemorate the 150th birth anniversary of Gurudev Tagore. Gurudev Tagore had visited Iran in 1934 and 1935 during which he wrote some poem on Iran. 

There are about 8,000 Iranian students studying in India. India provides 67 scholarships every year to Iranian students under ITEC, ICCR, Colombo Plan and IOR-ARC schemes. 

India over the years has emerged as one of the favourite tourist destinations for Iranian tourists and every year around 40,000 Iranians visit India for various purposes.

 For more information on Iranian culture and sightseeing and news log on the website and watch lives TV.

http://www.presstv.ir/

Iran’s television network, broadcasting in English round-the-clock. Based in Tehran

http://www.sahartv.ir/

Sahar Urdu TV “Sahar Universal Network” is one of several TVchannels that runs under the supervision of Iranian IRIB.

source:

Iran, India relations span centuries marked by meaningful interactions

irna

INDIA & IRAN – AGE OLD TIES

“Few people have been more closely related in origin and throughout history than the people of India and the people of Iran”

– Jawahar Lal Nehru[1]

“I used to dream of a Persia where bulbuls made love to the roses, where in dreamland gardens poets sat around their wine cups and invoked visions of ineffable meanings. But now that I have come to your country my dream has been formed into a concrete image that finds its permanent place in the inner chamber of my experience … I have visited Sa’di’s tomb; I have sat beside the resting place of Hafiz and intimately felt his touch in the glimmering green of your woodlands, in blossoming roses. The past age of Persia lent the old world perfume of its own sunny hours of spring to the morning of that day and the silent voice of your ancient poet filled the silence in the heart of the poet of Modern India”

– Rabindranath Tagore, 09 May 1932.[2]

The peoples of India and Iran, two ancient neighbouring civilisations, have enjoyed close historical links through the ages. They had a common homeland and share a common linguistic and racial past. Over the several millennia, they interacted an enriched each other in the fields of language, religion, arts, culture, food and other traditions. Today the two countries enjoy warm, friendly relations and cooperate in a wide range of fields.

PART I

Prehistoric times

1. It is believed that before 2000-3000 BC, the inhabitants of modern Iraq and southern Iran as also the people of west and north west India came from the same region. Later, around 1500 BC Aryan tribes from north invaded and defeated these people and marched further to south Asia.[3] During the pre-historic times (around 3000 BC), the people of Kulli culture (North West Indian borders) excelled in making small boxes of soft stone, delicately engraved with linear patterns. At Susa (west Iran) a few pieces of painted pottery have been found which appear to be similar to the wares of the Kulli people. In the hills of Baluchistan, where the people of Nal and Zhob cultures built their little villages, the Barhuis, though ethnically now predominantly Iranian, speak a Dravidian language (spoken in South India).[4]

2. There seems little doubt that the Indus Valley civilization had contacts with the contemporaneous civilizations of Iran and Mesopotamia. There is a striking similarity between some of the designs and seals. There was trade between the coast of southern Iran and India through the Persian Gulf and the Arabian Sea. Some Indus seals have been excavated at Kish, Susa and Ur in Iran. The Harappan people are believed to have imported silver, copper, turquoise and lapis lazuli from Persia and Afghanistan.[5] Iran supplied silver, gold, lead, zinc, turquoise to ancient India. Ivory was imported from India.[6]

India and Iran : Common Homeland, common linguistic and racial Past

3. On the basis of linguistic evidence the people who arrived on the southern slopes of Alborz mountains in North Iran and in Western Iran, are regarded as having originally been along the Indo-Iranians who for a long period shared a common tradition while living as Nomads in the Central Asian steppes. Eventually the two linguistically related groups separated and migrated southwards. The Iranian group moved into the highlands of Iran through the flat passable area south-east of Caspian Sea, while the Indian tribes migrated into the Indian sub-continent.[7]

4. It is believed that Indians and Iranians belonged to one single family before the beginning of the Indo-Aryan civilisation and lived together with a common language for many centuries in pasturelands of Oxus valley in Central Asia (Tajikistan, Uzbekistan, Kyrgistan, Turkmenistan and Kazakstan).[8] This common habitat was either around the upper reaches of the Tigris where the Zob meets it or in the vast doab of the rivers Vahvi-Datiya and Ranha (the Oxus and Jaxertes). [9]The first Aryan migration into India and Iran took place around 2000 BC. In Iran, as in India, the impact of the Aryans was to prove ineffaceable and founded a long enduring tradition.[10] These people brought with them their patrilinear system, their worship of sky gods, their horses and chariots.[11] In the second millennium B.C. there was close agreement between the language and mythology, religious traditions and social institutions of Indians and Iranians on the one hand and those of the Greeks, Romans, Celts, Germans and Slavs on the other. For a considerable period after their separation from their western kinsmen, the Indians and Iranians are believed to have lived together. [12]

5. The scriptures Vedas (of the Indian Aryans) and the Avesta (of the Iranians) both agree on the cause, which led to the migration of the Aryans from their original homeland (called Airyana Vaejo in Avesta). In the Vedic account, it is a flood of water that is referred to and in the Avestan account it is a flood of snow and frost. The praleya signifying snow or frost is derived from pralaya or deluge in Sanskrit by Panini. That there was a huge flodd in pre-historic ties in some parts of the then known world is proved by Semitic sources which seem to have borrowed their account from Aryan sources. The name of the person who escaped this disaster is Noah, according to them (more correctly Nuh as in Arabic which is a contracted form of Manuh, nominative form of Manu). In both Indian and Iranian versions, he is the son of the same person – Vivasvat or Vivanghat. According to the tradition of the Vendidad, the ancestors of the Iranians lived in 15 other countries turn by turn. One of these was Haptahindu, i.e. Saptasindhu, the cradle land of Indo-Aryan civilization. [13]

6. Indian or Indo-Iranian groups who worshiped the Vedic deities were found in and to the north of Syria in the middle of the second millennium B.C. Prof. S.A. Cook writes “In what may roughly be called the ‘Mosaic’ age, viz, that illustrated by the Amarna letters and the “Hittite” tables from Boghaz-Keui, Palestine was exposed to Iranian (Old Persia) or Indo-European Persian Empire…. In the Mosaic Age, Varuna, the remarkable ethical God of ancient India, was known to North Syria.” [14] In the 14th century BC, there appeared in North East Syria, a people called Mittani, whose kings had Indo-Iranian names and whose gods were very similar to the Aryan gods – Indara (Indra), Uruvna (Varuna), Mitira and Nasatiya. Some other chiefs in Syria and Palestine also had Indo-Iranian names.[15]

7. India is mentioned in the Avesta and there is some description of north India in it. In the Rig Veda there are references to Persia – the Persians who were called Parshavas and later Parasikas, from which the modern word Parsi is derived. The Parthians were referred to as Parthavas.[16]

8. Old Persian language was a member of the Indic branch of the Indo-European languages. Related to it was Zend of Avestan, the language of the earliest Zoroastrian text, which was later, divided into two distinct branches – Indic and Iranic. One later developed as Sanskrit and the other as Persian. [17]

9. The name of India has come from Iran through a long relay – Iranic to Greek to Latin to English and finally to India with its dominance of English. India is a Greek word written ‘India in the Greek alphabet and pronounced Hindia. It comes from Hindos ‘the river Indus’ from the old Persian Hindu, the Persian pronunciation of the Sanskrit Sindhu. (In Avesta and old Persian an initial s was pronounced h).[18]

10. Similarly, the name Iran is related to Sanskrit Arya (noble). The ancient Persian also used the name ‘Arya’ and the word survives in the word ‘Iran’. Iranians are one of three peoples of the world who have called their countries ‘Land of Nobility’ or ‘The Noble Land’. Iran is the Avesta word airya ‘noble’ with the toponymic suffix –an, denoting a geographical area. The name of Ireland is Eire in Irish language and aire means ‘noble’ in Irish. Aryavarta is the sacred land bounded on the north and south by the Himalaya and Vindhya mountains, and extending from the eastern to the western sea. The name Iran and Aryavarta are close relatives and denote the abode of the excellent ones, the noble and respectable people, those faithful to their land. The Persian speaking Aizerbajan is the ancient word aryanam vajah ‘the power of the Aryans’, which celebrates the emerging sway of the Iranians in the second or third millennium BC.[19]

11. Sanskrit and Avesta have a common basic vocabulary and common grammar. The name of Hapta Hendu (land of seven rivers) is mentioned in Avesta whereas Ariya (the name of Persia) is mentioned in the Vedas.[20] In the Rig Veda, the Persians were called Parshavas and later Parasikas (from which the modern word Parsi is derived).

12. The ancient Iranians invoked the good mind, the good spirit Vohu Manah (Vasu manah in Sanskrit). The word vohu is vasu in Sanskrit. Its superlative form is vashishta (the personification of right). The modern Persian Bahisht is Avesta Vahishta and Sanskrit Vashishtha (in English best).[21] Some other words with apparent common roots are –

 
Sanskrit Avestic
rita asha (arta)
atharva atar (fire, atish)
yama yima
ashman aseman (sky)
danu danu (river)
manas manah (mind)
pitr pitar (sather)
martyanam masyanam (of mortal men)
yajna yasna (sacrifice)
arya airya

13. River Sarasvati became the province Haraxvaiti in Avesta. The river Rasa became the district Rangha in Media now Rai near Tehran. Avesta has the river Varan, which refers to Varanasi situated on the confluence of Varana and Asi rivers. Avesta mentions the river Haroyu which is Saryu flowing near Ayodhya. The Hapta Hendu of Avesta and Sapta Sindhu of Rigveda is Punjab.[22]

14. The Persian word Khuda goes back to Avesta Hvada, which is svadha in Sanskrit (inherent power). The Avestic bara survives in the name of Baghdad and it is Sanskrit bhaga or better known bhagavan).[23]

15. Avestic Kshathra and Sanskrit Kshatra become in modern Persian Shahr and Hindi Khatri/Khet. Avestic dugh and Sanskrit dugdha change into dugh and dudh. Avestic bratar and Sanskrit bhratri change into Persian baradar and Hindi Bhai. Avestic hvar or khvar and Sanskrit svara become Persian khur (of Khurshid) and Hindi sur.[24] Sanskrit dha (set, make), bhr (bear), gharma (warm) are Avestan and old Persian da, bar and garma. Sanskrit pra (forth), putra (son) are Avestan fra and puthra. [25]

16. h replaced s in Iranian except before non-nasal stops and after I, u, r, k; Sanskrit sapta (seven), sarva (all) are Avestan hapta and haurva. Iranian also has both xs and s sounds, Indo-Aryan has only ks. Avestan xsayeiti (has power, is capable), saeiti (dwells) are Sanskrit ksayati and kseti.

17. There is much in common between the Vedic religion and Zoroastrianism. The core of these religions was sacrifice, centred on fire. The earliest religious texts of Indo-Aryans (principally the Rig Veda dating back to 1300 to 900 BC) are indispensable for making historical reconstructions of the development of Iranian religion.[26] Gatha, the hymns of Prophet Zoroaster, included in a part of the Avesta, the holy book of the Zoroastrians, suggests a close link with the ancient Indian hymns, the Rig Veda of c. 1700 B.C. This is the period prior to the migration of Nomadic tribes into Iran and India.[27]

18. The hymn of Gayatri resembles the Gatha of the ancient Iranians. The vedic ritual of Agni and the Avestic ritual of Atar were similar. The Hindu Gods and Goddesses like Indra and Bhadrika resemble Ahura Mazda and Mithra.[28]During the Vedic period, gods were divided into two classes the devas and the asuras (In Iranian daevas and ahuras).In India devas came to be more powerful than the asuras and the latter word eventually took on the meaning of a demon. In Iran the reverse took place and the daevas were denounced as demons by Zoroaster. They still survive as such in the divs of Persian foklore, especially though Ferdowsi’s epic Shah Nameh).[29]

19. Vedic and Persian religions (both Aryan) mingled in Gandhar, where stood the Indian city called Taxila by the Greek. By the age of Darius (6th century BC), the most refined of its cult had evolved into what was later known as Zoroastrianism – a dualist religion accounting for the problem of evil in terms of struggle of a good with an evil god.[30] To this day, there are close similarities in the Persian festival of Nowruz (Iranian New Year) also celebrated by Parsis in India and Holi as both are centred towards fire.

20. The Indo-Iranian element in later Hinduism is chiefly found in the initiatory ceremony (upanayana) performed by boys, a rite both in Hinduism and in Zoroastrianism that involves the tying of a sacred cord. The Vedic god Varuna, now an unimportant sea god appears in the Rigveda as sharing many features of the Zoroastrian Ahura Mazda (“Wise Lord”); the hallucinogenic sacred drink soma corresponds to the sacred haoma of Zoroastrianism.[31] Varuna was known as an Asura, a term also applied to lesser gods, which in later Hinduism came to mean a class of demons, but which in Persia was adopted by the Zarathustra in its local form as part of the title of the great god of light – Ahura Mazda. Varuna may have been the high god of the Indo-Iranians before the two peoples divided. Varuna was first and foremost a king, an emperor sitting in a great palace in heavens often with associated gods around him. Most important of these was Mitra, a god with some solar characteristics. He was represented in the Zoroastrian pantheon and was also widely worshipped in the Roman Empire under the Greco-Iranian name Mithras.[32]

21. The Iranian Surya (sun god) wearing a long coat with a sacred girdle and knee-high boots was worshipped by Indian kings. He had a special name Mundira svami and the word Mundira is found in ancient Iranian texts from Khotan. The Modhera temple in Gujarat and Munirka village in Delhi remind of the name Mundira. The Sun God at Konarak, Orissa is famous in his Iranian drapery and boots. The royal priests of this royal surya were of Iranian descent like Sakadvipiya Brahmanas, or Mishra (in which th of Avesta Mithra became sh).[33]

22. Both Vedas and Gathas have no place for idols or temples. Both enjoin the maintenance of fire and performance of sacrifice (Sanskrit yajna and Avestic yasna). Their priests have common duties and names.

23. The four varnas (classification of society) of India developed out of very early Aryan class divisions. Some stratification existed in many Indo-European communities. Ancient Iran had four pistras (classes), comparable in some respects to those in India.[34] The four-fold classification of society into priests, warriors, peasants and artisans appears in the Vedas, the Gathas and Yasna and Ferdowsi’s Shah Nameh (which mentions their designations as Amuzian, Nisarian, Nasudi and Ahnukishi.[35]

24. The system of four yugas (ages) was similar to the doctrine of four ages that existed in ancient Persia. The system was also prevalent in ancient Greece.[36] The Iranians, like the Indians, believed that the world was divided into seven regions or karshvar (keshvar in modern Persian, which means country).[37]

25. There is a word in the Gathas – asha – that appears in a variety of forms – asha/arsh/eresh/arta/ereta. The last variant is near to the rita of the Rig Veda. For both Avesta and Veda, this word means the order of the world, the law of the man. Law and order seems to be the fundamental concepts of the Aryans.[38]

26. The myths that appear in the part of the Avesta known as Yasht include some tales of very ancient pre-Zoroastrian origin, probably belonging to the pagan Indo-Iranian era. Many of these myths re-appear in the Shahnameh (Book of Kings), an epic in rhyme by the Poet Firdowsi, which was completed in A.D. 1010. The greatest hero of Iranian mythology was undoubtedly Yima (Jamshid of the Shahnameh.) As Yima Khshaeta, King Yima, he belongs to the Indo-Iranian traditions. The Indian equivalent, the Vedic Yama, chooses to die and becomes the Kind of the dead. [39]

27. There are several parallelisms between medical, physiological and pathological doctrines of the Ayurveda and those of the Avesta in its surviving texts represented by the Vendidad, the Yasna and the Yashts.[40] The Persian word din (religion) is similar to dhena of the rigveda where it means ‘speech reflecting the inner thoughts of man’. Its Avesta equivalent is daena, a common word in Gathas meaning inner self of man.[41]

28. The Samba-purana relates that Samba, the son of Krishna, had been afflicted with leprosy and was restored to health by the grace of Sun God whose worship was performed by Iranian priests called Maga. The Maga priests were the famous Magoi or Magi – Zoroastrian priests who spread the worship of fire and Sun and erected temples at Taxila and Multan.[42] The Bhagvat-Puran calls the sacred girdle of Sun priest avyanga, which is the Avestan aiwyanghana. Samba built the sanctuary of Mitravana on the banks of Chenab. There were Sun temples on the banks of Yamuna.[43] The Maga Brahmins and the Gandhara Brahmins of North India, as well as Brahmini Magis of the South were all of Iranian origin.[44]

29. Commerce between the mouth of the Indus and the Persian Gulf was unbroken down to the Buddhist times.There is evidence of trade between the Phoenicians of the Levant and western India as early as 975 B.C. Trade between the Indus Valley and the Euphrates seems to be very ancient.[45]

Contacts between Achaemenian Persia and India

30. By around 1000 BC, Indians and Persians had established themselves as distinct cultural and racial entities with their boundaries meeting at Kabul and Sistan.[46]

31. The founder of the Achaemenian dynasty in Persia was Hakhamanis (Sakhamani in Sanskrit, meaning one who has allies/friends – Hakha/Sakha of crystalline fidelity – mani). During the Achaemenian period, some parts of northwest India came under Persian rule. Indian emissaries were present in the courts of Medes and Emperor Cyrus in 550 – 529 BC.[47]

32. One of the great Achaemenian emperors was Cyrus. His correct name in the inscriptions is Kurus (Kuru of Aitareya-brahmana and Mahabharat in Sanskrit). Kuru is described as a country of everlasting happiness beyond the most northern ranges of the Himalayas. Cyrus founded the imperial capital of Pasargadae or Pars-gard (the seat of Persians). Gard is Garta in Sanskrit, which means a seat. Garta or Karta later came to mean capital as in Jakarta.[48]The audience hall of the Achaemenian emperors was called apadana. Its Budhist parallel is Avadana.[49]

33. Darius, the third ruler of the Achaemenian dynasty, sent an expedition to India. Three of his inscriptions refer to his relations with India. The Behistun rock inscription (ancient Bagastana ‘place of Gods’ or Sanskrit ‘Bhagasthana’) dating back to around 518 BC includes Gandhar in the list of his subject countries. Here Darius refers to his language as Aryan.img[50] The Persepolis inscription mentions Punjab as a part of the Persian empire.The epigraph of Nagsh-i-Rustam shows India as the 24th state of his empire. When Cyrus the Great was invaded by King Croesus of Lydia in Greece, a contemporary Indian king is believed to have rendered military assistance to the Iranian emperor.[51]

34. The Indian province of Darius was the richest in his empire and the most populous. Herodotus tells us of the wealth and density of the Indian population and of the tribute paid to Darius: ‘The population of the Indians is by far the greatest of all the people that we know; and they paid tribute proportionately larger than all the rest – (the sum of) 360 talents of gold dust’ (equivalent to over a million pounds sterling). Herodotus also mentions the Indian contingent in the Persian armies consisting of infantry, cavalry, and chariots. Later, elephants are mentioned.[52] One-third of gold that flowed into the imperial treasury of Iran came as a tribute from India. Indians clad in white cotton cloth fought in the armies of Xerxes on the battlefields of Plataea and Marathon against the Greeks. Of the two scripts employed in India, one had evolved from Armaic, which the Achaemenian scribes employed.[53] Indian mercenaries roamed the coasts of Caspian and skirmished with the Scythians. The Khudrakas of the Ravi were deployed beyond the Hindukush.[54] The Achaemenians brought rice from India to be planted in the Near East.[55] It is also believed that cane sugar was first used by man in Polynesia from where it spread to India. In 510 BC the Emperor Darius found in India “the reed which gives honey without bees”, which he then brought to Persia.[55a]

35. It is believed that the Greek philosopher Pythagoras may have obtained his doctrine of metempsychosis(transmigration, or passage of the soul from one body to another) from India, mediated by Achaemenian (6th-4th century BC) Persia (although similar ideas were known in Egypt and were also present in Greece before the time of Pythagoras). The Pythagorean doctrine of a cyclic universe may also be derived from India.[56]

36. Darius-I killed Gaumata, a pretender to the Persian throne, in 522 BC to become the Persian emperor. Gaumata (one who considers cow as mother) is used till today in Hindi to mean cow the mother.[57]

37. Xerxes (5th century BC) succeeded his father Darius-I to the Achaemenian throne. His avestic name was Khshayarsha (ruling over heroes), which was Hellenised as Xerxes. His army included Pathans and Bactrians from India. He invaded and defeated the Greeks.[58] According to Herodotus, a detachment Indians fought in the Persian army against the Greeks at Plataea.[59]

38. Not surprisingly, administrative and political nomenclature in northern India at this time reflected that of western and Central Asia. The Persian term for the governor of a province, khshathrapavan, as used by the Achaemenians, was Hellenized into “satrap” and widely used by these dynasties. Its Sanskrit form was ksatrapa.[60]

39. Darius assigned a Greek navigator Skylax of Casyanda to make a voyage from the mouth of the Indus river to Egypt.

40. Achaemenian art and architecture had a significant influence on India. Before the Ashokan period of history, there is no evidence of epigraphy in India.[61] It has been suggested that the idea of issuing decrees by Ashoka was borrowed from the Achaemenian emperors, especially from Darius (though the tone and content of Ashoka”s edicts are different). The pillars, with their animal capitals (fine examples of Mauryan imperial art), are influenced by Achaemenian pillars.[62] The use of this means of propagating official messages and the individual style of the inscriptions both suggest Persian and Hellenistic influence and India under the Mauryas was certainly more continually in touch with the civilizations to the west than ever before. At Kandahar, Ashoka left instructions in both Greek and Aramaic.[63]

41. In 330 BC Alexander defeated Darius III. In the decisive battle of Gaugamela a small contingent of Indian soldiers with fifteen elephants fought with Darius against the Greeks. [64]Alexander the Great after destroying the Achaemenian empire marched into India. Chandragupta Maurya, who founded the Mauryan dynasty, had friendly relations with the successor of the Macedonian conqueror in Persia. Seleucus Nicator, the Grecian ruler of Persia, sent Megasthenes as the envoy of Hellenistic Persia to the court of Patliputra in India. Commercial and cultural relations between Persia and India continued.[65] Persian nobles were conspicuous in the courts of Mauryan kings.Tushaspa, a Persian, was present during the reign of Chandragupta Maurya. The Kharoshti script was introduced by the Persian officials in the northwestern frontier province and continued to be in use till the 4th century AD.[66]

42. Towards the end of 1st century BC, a line of kings with Iranian names, usually known as Pahlavas, gained the brief suzerainty of North West India. According to legend, St Thomas brought Christianity to the kingdom of one of these rulers – Gondophares.[67]

43. Trade expanded mainly because Achaemenians introduced coinage, which facilitated exchange. India exported spices, black pepper and imported gold and silver coins from Iran. [68] The grape, introduced from Persia with the almond and walnut, was cultivated in the wetsren Himalayas.[69] One of the earliest Indian words for a coin is Karsa (also a small weight), which is of Persian origin.[70]

44. According to Herodotus, the Persian emperor Artaxerxes (5th century BC) exempted the inhabitants of four Babylonian villages from taxation in return for their breeding Indian dogs for hunting and war. The dog is only once mentioned with respect in ancient Indian literature and was rarely, if ever, treated as a pet. The exception occurs in the Mahabharata, where the five pandavas and their wife Draupadi take their dog with them on their final pilgrimage to heaven, and the eldest brother Yudhisthira refuses to enter without his faithful friend. It has been suggested that the episode shows Iranian influence, for with the Zoroastrians, the dog was a sacred animal.[71]

Contacts between Sassanian Persia and India

45. The Sassanian period in Persia (226-651 AD) coincided with the Gupta period (308-651 AD) in India. The Sassanian monarchs maintained relations with the Patliputra based Gupta empire. The name of Pulakesin, the ruler of the Deccan, was known in Persia. It was usual to exchange Embassies between Persia and India. Iranian traders acted as commission agents to deliver Indian goods to European ports. One of the murals in Ajanta caves near Mumbai depicts a Hindu king with men in Sassanian dress.[72]

46. During the reign of Shahpur (310-379 AD) in Persia, Indian physicians were invited to practice medicine along with Greek and Iranian physicians in Jundishpur Hospital in southern Kuzestan province of Iran.[73]

47. In Kushana and Gandhara art, Parthian and east Iranian elements are visible. Sassanian motifs are abundant in Gupta art. Also Indian peacock, dragons, cocks and spiral creeper adorn Sassanian monuments.[74] The tiles of Harvan monastery near Srinagar testify to the Sassanian influence on the Kashmir valley.[75] The Kushanas became affluent through trade, particularly with Rome. They issued large number of gold coins, which exhibit the figures of Greek, Roman, Iranian, Hindu and Buddhist deities.[76]

48. The borderland areas of Kabul, Kandhar and Seistan, which were often politically parts of India, were the meeting place of Indians and Iranians. In later Parthians times they were called ‘white India’. Referring to these areas the French savant, James Darmesteler says “Hindu civilization prevailed in those parts, which in fact in the two centuries before and after Christ were known as white India”.[77]

49. The Ranas of Udaipur, the head of the Sisodia clan of the Rajputs are believed to have veeb Iranians originally who came to India towards the end of sixth century. The Pallavas (Parthians, Sanskrit – Pahlavas) are also believed to have originated from Iran. Pulkessin II, the Ruler of Badami sent an Embassy to Khusro II (Parviz) in A.D. 625 and a return Embassy to his court is the subject a beautiful fresco in a cave at Ajanta. [78]The name Gujarat itself has associations with the Gujar tribe of Iran that inhabited the region of Gujistan near west of Caspian Sea. These people are believed to have entered India around 6th century A.D. [79]

50. After the conquest of Alexander, the nobles of Saurashtra and Kutch acknowledged the suzerainty of the Parthians and later the Sassanians. The history of Gujarat from A.D. 78 to A.D. 400 is shown as Kshatrapa (Satrap) period. Nahapana (Parthian), Chashtana, Jayadaman, Rudradaman, Tushasp, Suvisakha were some of the rulers of this period. Over time the rulers assumed Hindu names. [80]

Buddhist influence on Persia

51. In the 1st century BC, Kanishka, the ruler of northwest India, became a great patron of Buddhist faith. Buddhism began to spread to Central Asia and the Far East. Kanishka patronized the Gandhara school of Buddhist art, which introduced Greek and Persian elements into Buddhist iconography.[81] By the end of 3rd century AD, Vasudeva, one of Kanishka’s successors was defeated by the Sassanian king Shahpur I and northwest India came under Persian influence.

52. Buddhism became the religion of the east Iranian province of Khorasan through the Kushana emperors. The legendary biography of Buddha in Sanskrit – the Buddha Charita – composed by Ashva Ghosh was translated into Khotanese and then into Sogdian and Parthian – old Persian idioms, then into Pahlavi and into Arabic and other languages. Ibn Babaviah of Qom in his work Akmal al din wa Tamam al Nimah included a story based upon the Persian version of the above story by Zakariya Razi. The legend of Balohar and Budasaf became a part of European and Asian literature. In Iran, the story of Ibrahim ibn Adham, the prince who abandoned his kingdom to lead a religious life, is moulded on the model of Budha.[82]

53. During the Sassanian era, Mani, a scion of the Ashkanian family preached a syncretic religion combining elements of Zoroastrian, Buddhist and Christian faiths. He claimed to be the incarnation of the Buddha.[83]

54. In Central Asia there was a confusing welter of languages, religions, and cultures, and, as Buddhism interacted with these various traditions, it changed and developed. Shamanism, Zoroastrianism, Nestorian Christianity, and later Islam all penetrated these lands and coexisted with Buddhism. For example, some of the Mahayana bodhisattvas, such as Amitabha, may have been inspired, in part, by Zoroastrianism. There is also evidence of some degree ofsyncretism between Buddhism and Manichaeism, an Iranian dualistic religion that was founded in the 3rd century AD.

55. In north west India, Zoroastrianism and Buddhism came into close contact. The Zoroastrian doctrine of the Saviour (Saosyant) probably influenced the idea of the future Buddha, which later became part of the orthodox belief.[84]

56. The temples, monasteries and the monuments, which dotted Khorasan, must have in some ways influenced the early architecture of Persia.[85] The blue of turquoise from Khorasan in east Persia became the symbol of the ‘mind by nature luminous’ (cittam prakriti-prabhasvaram). The spires of Buddhist monasteries were made of turquoise, as blue was the colour of meditation. The shades of blue porcelain created by the Buddhist masters of East Asia reflected the subtle planes of contemplation. This tradition was centuries later taken over by the blue mosques of Persia.[86] The Jandial temple near Taksasila was probably Zoroastrian.[87] Ivory plaques, originally fastened to the lids and sides of furniture and boxes, found at the Kushana site of Begram, 80 km north west of Kabul are Indian in inspiration.[88]

57. Paintings on the walls of Dukhang of Alchi monastery in Ladakh reproduced in detail Sassanian motives on textiles. They can be seen in round medallions with mythical animals. The most ancient stringed instrument from Persia – a red-sandalwood five-stringed vina – has been preserved at the Todaiji monastery in Nara, Japan since 8th century. It is decorated with a Persian motif in mother-of-pearl inlay and represents a cultural exchange between the Persian and the Buddhist world. The Tibetan histories of medicine relate that Jivaka the physician to Lord Buddha was born as the son of King Bimbisara. Grown up, one day he saw a group of white-clad men and asked his father: “Who are they”. He said: “They are doctors and they protect people from diseases”. He wished to become a doctor and he asked his father for permission. King Bimbisara sent him to Taxila. These white-clad men were Iranians, who were famous physicians as attested by Sanskrit texts.[89]

58. Early Persian poetry, creation of east Persians, cultivated abstract mental forms recalling the grace of Buddhist statues. (Till the 11th century Persian poetry came from Khorasan, Sogdiana and adjacent areas, which were once steeped in Buddhism). The metaphor of Bot (Buddha) was constant and exclusive in early Persian poetry. The facial type of bot-e-mahruy (moon-faced statue) was the norm in Persian paintings and poetry. Bahar is both spring and a monastery (vihar). The Persian raghe for sloping hill refers to the location of vihars on top of a hill with gentle slopes.[90]

59. The Parthians of east Iran and Central Asian Iranians translated Sanskrit texts into Chinese. An Shih-Kao was a Parthian prince who became a Buddhist monk. He came to China in 148 AD and translated 95 Sanskrit works on Buddhism into Chinese. 55 of them are still available in Chinese Tripitaka. Another Parthian prince An Huen translated two Sanskrit works into Chinese in AD 181.]

Continuing contacts (2nd to 7th century AD)

60. According to Shahname of Ferdowsi (11th century AD), the 5th century AD Sassanian king Behram Gur requested Indian king Shangol to select 12,000 gypsies – expert Indian musicians – and introduced them into Persia from India.These gypsies are believed to be the ancestors of the Persian gypsies. They propagated Indian music and dancing in Persia and travelled to all parts of the world from there. There are remarkable similarities in the language of European gypsies (Romani) and Indo-Aryan languages. It is also believed that Behram Gur visited India in 5th century AD. Persian poet Hakim Nizami Ganjavi has alluded to the Indian wife of king Behram in his famous work Haft Paikar (seven figures) indicating instances of inter-marriage]

61. During the reign of Sassanian king Noshirvan (531-576 AD), scientists and other scholars were exchanged between Persia and India. During the same period, the game of chess (Chaturang in India) is believed to have been introduced in Persia from India (known as Shatranj).[93] Later, when Persia was conquered by the Arabs, the game quickly spread all over the middle east and then to Europe. The original game was played on 64 squares (astapada) with a king piece and pieces of four other types, corresponding to the corps of the ancient Indian army – an elephant, a horse, a chariot or ship and four footmen..]

62. Under Noshirwan, Jundishpur was developed as a leading center of Persian medicine, in which Indian Ayurvedic system was syncretized with the Greek system propagated there by the Nestorian Christians. Burzuya, the physician to Noshirwan, was sent to India to bring back works on medicine and searched for elixir of life. Burzuya on his return brought stories of Panchatantra with him.. The Jundishpur school of medicine continued its active existence and after the Arab conquest of Persia, exerted a great deal of influence on the development of Arabian medicine..]

63. Panchtantra, the collection of Indian fables – instructions about conduct of one’s affairs, was translated from Sanskrit to Pehalvi by Burzoy-e-Tabib who called it Kalila va Demna. From Persia it travelled to the west. Abdullah ibn Muquaffa translated this Pehalvi text into Arabic. There exist several versions of the text in Persian written by Rudki (10th century AD), Nasrullah bin Mohd bin Abdul Hamid Munshi (15th century AD) and a version by Abdul Fazal (16th century AD). The later Arabian Nights owes several of its stories and themes to India. .]

64. In the 6th century, sandalwood, magenta, shells, corals, pearls, gold and silver were traded. Several Indian translators are believed to have been present in the Sassanian royal courts. Bam, in south-east Iran, was a major commercial and trading town on the famous Spice Road, a major tributary of the Silk Road, that connected trade routes from India through Iran to Central Asia and China.

65. Around 7th century AD an Arabic translation from a Persian version of the Charaka Samhita, the famous Indian medical text, was made during this phase. Another early Pahlavi book Zik-i-Shatro Ayar an astronomical work based on Indian elements was translated into Arabic by Al Tamimi.

66. According to Christian Topography of Cosmos Indicopleustes of 6th century AD, there were churches in Keral and Ceylon in the hands of Persian priests, supervised by a Persian bishop at Kalliana (perhaps modern Cochin). Indian Christians had embraced the Nestorian heresy, which was then widespread in Persia. The Nestorians were active missionaries and their monks had crossed Central Asia to found churches in China. These missionaries following in the wake of Persian merchants are believed to be chiefly responsible for establishing Christian community in south India.  compiled by Dr.M.Ajam

 

دیدنی های هند 

مسجد جامع دهلی و سنگ نوشته‌های مرمری زیبای فارسی آن

اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی

فرهنگ و تاریخ > جهانی‌شدن- همشهری آنلاین- محمد عجم:روزنامه  همشهری، ۲۲آبان ۱۳۸۵ نسخه آنلاین 

تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه قاره هنددکترعجم [۶]دیلمستان

[۱۴]تاثیر و نقش زبان فارسی در زبانهای شبه قاره هند.   

 

:نگاهی به اهمیت خلیج فارس در تجارت دریایی با هند: محمدعجم

ایرنا سمینار بین المللی روابط ایران و هند در دوره معاصر در حیدرآباد برگزار شد.

*** دانشگاه  جنو