شب شعر ایران و هندوستان – تاگور شاعر پرآوازه هندی

شب ایران و هند برگزار شد.

انتشار 4 می 2013 |

hend4 (4)

یکصد و نوزدهمین شب از شب‎های مجله بخارا به « ایران و هند » اختصاص داشت که غروب روز پنج شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ با همکاری سفارت هند در ایران، مؤسسه فرهنگی هنری ملت ، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، مرکز دایره‎المعارف بزرگ اسلامی، گنجینه پژوهشی ایرج افشار و انجمن دوستی ایران و هند در محل ساختمان کانون زبان پارسی برگزار شد.

علی دهباشی به عنوان آغازگر این مراسم از علت برپایی این شب سخن گفت:

«مجله بخارا  پیش از این شب‎هایی را به فرهنگ و هنر هند اختصاص داده و شب‎های « رابیندرانات تاگور»،« راوی شانکار» و « گتیانجالی را برگزار کرده است،  اکنون ، این شب را به پاسداشت و یادآوری سده‎ها روابط فرهنگی ایران و هند اختصاص داده‎ایم. هیچ قومی به اندازه ایرانیان و هندیان در میان تیره‎های هند و اروپایی تا این حد به هم نزدیک نبوده‌‎‎اند. ده‎ها کتاب، صدها رساله و قریب به هزار مقاله به فارسی و انگلیسی و زبان‎های دیگر درباره مناسبات تاریخی و فرهنگی ما و کشور هند نوشته شده است. دوستانی که در جمع ما هستند با بسیاری از این مطالب آشنایند. همانطور که اشاره کردم، امشب را به پاس داشت و یادآوری تاریخ روابط فرهنگی ایران و تجلیل از خدمات استادانی است که بخش مهمی از عمر شریف خودشان را صرف معرفی فرهنگ ایران و هند نموده‎اند.

سپس، سریش ک. گویال .معاون وزیر شورای ارتباطات فرهنگی کشور هند سخنان خود را آغاز کرد:

« من برای اولین بار است که به ایران می‎آیم و این لحظه‎ برایم لحظه‎ای است هیجان‎انگیز و پرشور. سال ۱۹۷۸ ( ۱۳۵۶) وقتی که من وارد وزارت خارجه هند شدم، مجبور بودم که یک زبان خارجی را انتخاب کنم و من زبان فارسی را انتخاب کردم ولی بعد شرایط تغییر کرد و الآن هم برای اولین بار هست که به ایران آمده‎ام و بنابراین می‎خواهم بگویم که این لحظه، لحظۀ خاصی برای من است . فکر می‎کنم که انگیزۀ اصلی من برای آموختنِ زبان فارسی پدرم بود. پدرم که در حقیقت فقط پنج سال مدرسه رفته بود، تمام تحصیلات و آموزش‎هایی که دیده بود به زبان پارسی بود و من واقعاً نمی‎دانم در آن زمان چگونه زبان یاد می‎دادند و به چه شکلی مدارسشان را اداره می‎کردند. ولی واقعاً انگیزه‎ای شد برای من که بخواهم زبان فارسی را یاد بگیرم. فکر می‎کنم روابط بین دو کشور چیزی است که خارج از محدودیت‎ها و محدوده‎های جغرافیایی قرار دارد. ما یک نزدیکی می‎بینیم بین فرهنگ دو کشور.

سریش ک.گویال ـ عکس از سمیه لطفی

سریش ک.گویال ـ عکس از سمیه لطفی

بسیار خوشحالم که اولین سفرم به تهران، در محضر اساتید و محققینی هستم که عمرشان را عمیقاً صرف تحقیق و مطالعه هند کرده‎اند و دوستی بین مقامات دو کشور نیست، بلکه دوستی بین مردم دو کشور است و این روابط را ویژگی می‎بخشد. دو کشور ایران و هند بیش از سه هزار سال است که با یکدیگر رابطه دارند و این زمان بسیار زیادی است.

من باید بگویم یک رابطه زیادی وجود دارد بین فارسی باستان و سانسکریت و این رابطه به بیش از هزار سال پیش برمی‎گردد. و ایرانی‎ها و هندی‎ها هم از نظر نژادی با یکدیگر مشترک‎اند. کلمه آریا برای ما کلمه‎ای آشناست و ما هر دو ملت از نژاد آریایی هستیم و واقعاً هند از ایران تأثیرات فراوانی گرفته، از معماری ایران، از هنر ایران، از صنایع دستی ایران، مثل میناکاری و قلمکاری. می‎توانم بگویم که ایران و هند تأثیرات فراوانی بر هم گذاشته‎اند. وقتی که به اصفهان رفته بودم و در بازار سفر راه می‎رفتم انگار که در بازار دهلی بودم. بین ایران و هند مشابهت‎های فراوانی وجود دارد و این مشابهت‎ها به هزاران سال روابط متقابل بین این دو کشور برمی‎گردد.

البته کارهای بیشتری از این باید انجام داد تا دو ملت درک بیشتری از هم داشته باشند و من فکر می‎کنم این درک بیشتر حتماً نباید در سطوح سیاسی باشد چون ما در این سطوح شاهدیم که دو کشور همکاری‎هایی جدی با هم دارند. و من فکر می‎کنم باید رابطۀ بیشتری بین روشنفکران و محققان و فرهیختگان کشور ایجاد کنند تا بتوانند به این طریق نگاه بهتری به گذشته داشته باشند. من شنیده‎ام که کارهای زیادی انجام شده، تحقیق گسترده‎ای دربارۀ هند صورت گرفته ولی همچنان کارهای بیشتری می‎توان کرد.

می‎توانم در اینجا اشاره کنم که آثار زیادی در هند وجود دارد که به زبان فارسی نوشته شده است. در گذشته‎های دور زبانی که در دربار هند با آن سخن می‎گفتند زبان فارسی بود، و بسیاری از مکاتبات تجاری به زبان فارسی نوشته شده‎اند و حتی زمانی اکبر شاه کتاب انجیل را به زبان فارسی ترجمه کرده بود و یکی از همسران اکبر شاه هم ایرانی بود.

آرش افشار، سریش ک.گویال، دی.پی.سری واستوا ـ عکس از سمیه لطفی

آرش افشار، سریش ک.گویال، دی.پی.سری واستوا ـ عکس از سمیه لطفی

بیدل هندی یکی از شاعران بزرگ و نامدار هند و غالب دهلوی یکی دیگر از شاعران بزرگ هند است که به فارسی شعر سروده‎اند. دیوان حافظ در هند کتابی مقدس به شمار می‎رود. هر دو ملت از یکدیگر بهره‎مند می‎شوند و من تصور می‎کنم که روشنفکران و دانشمندان و پژوهشگران هر دو ملت می‎توانند این گنجینه‎ها را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و روابط متقابل را عمق بیشتری ببخشند. در واقع مرکز ارتباطات هند مقدم کسانی را خوش آمد می‎گوید که بخواهند به هند بیایند و بر متون مشترک کار کنند. ما دو کتابخانه مجهز داریم که پر است از آثاری که به زبان فارسی نوشته شده است. این پیوندها حاکی از روابط بین دو کشور استو ما می‎توانیم دربارۀ تمدن مشترک و ارزش‎های فرهنگی مشترک تحقیق کنیم و با یکدیگر همکاری داشته باشیم چون ریشه‎های مشترک داریم. و روابط گسترده به ویژه در پانصد ـ ششصد سال گذشته وجود داشته است . بنابراین من دعوت می‎کنم از محققان و اندیشمندان دو کشور که در طرح‎های فرهنگی مشترک با یکدیگر همکاری داشته باشند تا پیوندهای مشترک بین دو کشو بیش از پیش برقرار شود.

دی.پی.سری واستوا و دکتر دیواندره‎ای ( مدیرعامل بانک ملت) ـ عکس از مجتبی سالک

دی.پی.سری واستوا و دکتر دیواندره‎ای ( مدیرعامل بانک ملت) ـ عکس از مجتبی سالک

من فکر می‎کنم ایران و هند دو کشوری هستند که از نظر ادبیات در دنیا سرآمد کشورهای دیگر هستند. اما در روزهای اخیر جهانی سازی به حقیقتی بزرگ بدل شده است. اما باید ببینیم که این جهانی شدن چه تأثیری می‎تواند بر این پیوندهای فرهنگی داشته باشد و چه تأثیری می‎تواند بر اعتقادات فرهنگی مشترک بین ما بگذارد. و برعکس ما می‎توانیم بفهمیم که علائق فرهنگی مشترک چه تأثیری می‎تواند بر این جهانی شدن بگذارد. من فکر می‎کنم که امروزه کشمکش‎هایی که بوجود آمده است و اسمش را می‎توانیم منازعۀ بین تمدن‎ها باید تغییر کند و به گفت‎وگوی بین تمدن‎ها بدل شود و دو ملت هند نقش به سزایی می‎توانند در این گفت‎وگوی تمدن‎ها ایفا کنند. از حضور شما سخنرانان ، محققان و کارشناسان بسیار سپاسگزارم و من عادت به سخنرانی طولانی ندارم و من دلم می‎خواهد بگویم که ما راهی طولانی در پیش داریم تا روابط بین دو کشور عمق بیشتری پیدا کند . من آفرین می‎گویم به نشریۀ بخارا و بنیاد موقوفات دکتر افشار که این دانه‎ای که امروز اینجا کاشته‎ می‎شود، به درختی تنومند بدل خواهد شد و به لطف توجه سفیر هند در ایران ما قرار است که فردا مرکز فرهنگی هند را افتتاح کنیم و من امیدوار هستم که این مرکز فرهنگی فقط نمایشگاهی برای بازدید عموم نباشد، بلکه جایی باشد که افراد خلاق کنار هم بنشیننند و با هم تعامل داشته باشند و به مشارکت بیشتری دست یابند و روابط بهتری بین دو طرف ایجاد شود.»

سپس دی.پی.سری واستوا، سفیر هند در ایران به عنوان سخنران بعدی از ترویج زبان فارسی در طی سده‎های متمادی در هند سخن گفت:

« در آغاز از مجله بخارا، بنیاد افشار و مؤسسه فرهنگی هنری ملت برای برپایی این شب تشکر می‎کنم و از حضور اندیشمندانی چون دکتر مجتبایی و دکتر شایگان در این جا مسرورم. من هم مانند آقای گویال زبان فارسی را انتخاب کردم ولی در نهایت عربی یاد گرفتم . من از اهالی لکهنو هستم، زبان اردو از شهر من می‎آید و همانطور که می‎دانید زبان اردو بسیار به فارسی وابسته است. و من تا زمانی که به ایران نیامده بودم نمی‎دانستم که چه تعداد از کلمات فارسی به زبان هندی راه یافته است، کلماتی نظیر حال، سال، پارسال، خداحافظ و … شهر لکهنو شهری است که در آنجا زبان فارسی رایج است و در حقیقت شاهزادگان و سلاطین به ترویج زبان فارسی می‎پرداختند و این پیوند به بیش از دو هزار سال پیش برمی‎گردد.

و این روابط فقط محدود به مشابهت‎های زبانی بین اردو و فارسی نمی‎شود. من یادم هست که اولین باری که به عنوان سفیر به ایران آمده بودم و رفته بودم تا با آقای صالحی وزیر امور خارجه ایران ملاقات کنم ایشان به من گفتند که زبان فارسی ریشه در سانسکریت دارد. فارسی باستان و فارسی میانه بسیار به سانسکریت نزدیک است. من زمانی به شهر قم رفته بودم و در آنجا در کتابخانه آیت‎الله مرعشی که کتابخانه‎ای بزرگ است دست‎نویسی را دیدم که قدمتش شاید به ششصد سال پیش برمی‎گشت. و نیمی از آن به زبان سانسکریت نوشته شده بود و نیمی دیگر به زبان پهلوی . و این مسئله بیانگر روابط فرهنگی دیرپا میان ماست. بسیاری از متون فارسی هم  در هند باقی مانده‎اند و من فکر می‎کنم با همکاری مشترک می‎توانیم بیشتر بر این متون کار کنیم و بسیاری از متون هندی هم باقی مانده‎اند چون به فارسی ترجمه شده‎اند و کتاب پنج داستان یکی از این کتاب‎هاست که به واسطۀ ترجمه به فارسی باقی مانده است.

دی.پی.سری.واستوا ـ عکس از سمیه لطفی

دی.پی.سری.واستوا ـ عکس از سمیه لطفی

و به دوران معاصر که نگاه می‎کنیم، می‎بینیم که هر سال ۴۰ هزار ایرانی از هند دیدن می‎کنند و ما مقدم ایرانی‎های بیشتری را گرامی می‎داریم که به هند بیایند. دولت هند در نظر دارد پرواز مستقیمی بین مشهد و حیدرآباد برقرار کند، چون هر ساله هزاران زائر هندی برای زیارت به مشهد می‎آیند. در مشهد موزه‎ای است که قرآن‎های نفیسی در آنجا نگهداری می‎شود و قرآن‎هایی است که سلاطین هندی به ایران هدیه کرده بودند.

باید اشاره کنم که شخصی به نام بهرام خان وجود داشت که دست راست اکبر شاه بود . بهرام خان ایرانی بود و از مشهد آمده بود و پس از وفات هم در مشهد به خاک سپرده شد. ما با بقیه شهرهای ایران هم ارتباط داریم . مثل اصفهان و من اصفهان را آنقدر دوست دارم که گاهی احساس می‎کنم اصفهانی هستم.

و ما ازمجوزی که برای تأسیس مرکز فرهنگی به ما داده است سپاسگزاریم . این مرکز فردا توسط سلمان خورشید، وزیر امور خارجه هند افتتاح خواهد شد و من باز هم یک بار دیگر از بانیان این مراسم سپاسگزارم.»

پس از آن علی دهباشی از کامران فانی خواست تا به عنوان کسی که با آثار دکتر مجتبایی و دکتر شایگان آشنایی کامل دارد، معرفی بیشتری از آثار این دو هند شناس برجسته در اختیار مخاطبان قرار دهد و کامران فانی چنین گفت:

برای بنده مایه مباهات و افتخار است که فرصتی دست داد تا دربارۀ دو شخصیت برجستۀ هندشناس ایرانی چند دقیقه‎ای صحبت کنم. البته آقای دکتر مجتبایی و آقای دکتر شایگان نیازی به معرفی ندارند، شناخته شده‏تر از آن هستند که بخواهم معرفی‏‎شان کنم. من سعی می‎کنم خیلی گذرا فقط کارنامۀ هندشناسی آن دو هندشناس برجسته ایرانی را مرور کنم.

من حدود پنجاه سال پیش، با نام و آثار دکتر مجتبایی آشنا شدم. دانشجوی ادبیات فارسی بودم . در آن موقع سه جلد از تاریخ ادبیات ادوارد براون منتشر شده بود و جلد چهارم منتشر نشده بود. آقای دکتر مجتبایی این کتاب را ترجمه کرد . پشت جلد همان کتاب با زندگی دکتر مجتبایی آشنا شدم و در آنجا دیدم ایشان کتابی را با عنوان « چیترا»  ، غزل‏‎هایی چند از باغ عشق رابیندرانات تاگور را ترجمه کرده‎اند و چون آن موقع من هم به هند علاقمند بودم . این کتاب را تهیه کردم و این اولین آشنایی من بود با هند به خصوص با هند معاصر. کتاب چیترا یک نمایشنامه منظوم غنایی بود که تاگور نوشته بود و در کنارش تاگور بیشتر به عنوان شاعر شناخته شده بود. شعرهایی هم از ایشان آورده بود. این کتاب امروز ، به قول من از کبریت احمد هم نایاب‎تر است . از آقای دکتر مجتبایی پرسیدم این کتاب بیش از چهل سال است که تجدید چاپ نشده . این کتاب خیلی مهم بود. چون شاید اولین بار بود که از تاگور و نویسنده‏های هندی اثری به فارسی ترجمه می‎شد. یادم نمی‎آید که کتاب دیگری از تاگور که نویسندۀ برجسته‎ای بود، برنده جایزه نوبل بود، اولین نویسنده شرقی که این جایزه را می‎گرفت، اثری ترجمه شده باشد. به هر حال این کتاب هنوز هم نایاب است. امیدوارم که چاپ جدیدی که ایشان قول داده‎اند بیرون بیاید و زمینه‎ای باشد برای آشنایی نسل جوان‎تر با هند معاصر و به ویژه با تاگور.

کامران فانی ـ عکس از سمیه لطفی

کامران فانی ـ عکس از سمیه لطفی

دکتر مجتبایی شخصیتی هستند که دامنه مطالعاتشان بسیار گسترده است. در حوزۀ ایران، از ایران باستان تا ایران معاصر و در حوزۀ هند هم همینطور. دکتر مجتبایی رشتۀ هندشناسی را خوانده‎اند. متخصص و مدرس این رشته هستند و من دو کتاب بسیار مهم ایشان را که در مورد هند است اجمالاً بیان می‎کنم. کتاب اول کتابی است با عنوان نحو هندی و نحو عربی که به نظر من یکی از مهم‎ترین کتاب‎هایی است که در این باره نوشته شده. وارد جزییات نمی‎شوم اما می‎دانید که صرف نحو عربی و گرامر عربی یکی از کامل‎ترین گرامرهاست و اولین کتابی که راجع به همین گرامر نوشته شده از سیبویه فارسی است. این کتاب که به نام « الکتاب» معروف است به قدری کامل هست که باعث حیرت شده که چطور اولین اثری که راجع به دستور زبان یک زبان که قبلاً نوشته نشده اینقدر کامل است. همه حدس می‎زنند که به هر حال الگویش را باید از جایی دیگر گرفته باشد. معمولاً الگو را از زبان یونانی یا سریانی می‎دانستند ولی در واقع این الگو از هند آمده. و آقای دکتر مجتبایی در این کتاب که واقعاً بی‎نظیر است ثابت کرده‎اند که نحو عربی، صرف نحو عربی و دستور زبان عربی مستقیماً الگوی هندی و سانسکریت داشته است. و در این کتاب با مستندات فراوان و مشابهت‎های زیاد این معضلی را که واقعاً بیش از دویست سال در مورد دستور زبان عربی مطرح بود حل کردند. من فکر می‎کنم ما امروز دلیل قاطعی داریم که از همان قرن اول بعد از اسلام تأثیر هند را از طریق ایرانی‎ها در جامعۀ اسلامی آن زمان می‎بینیم.

دومین  کتاب دکتر مجتبایی که خیلی سریع معرفی می‎کنم کتابی است  راجع به روابط فرهنگی هندوها و مسلمانان. این کتاب مجموعه خطابه‎هایی است که به زبان انگلیسی هم چاپ شده است. خطابۀ اولش دربارۀ بیرونی است، اولین و در واقع مهم‎ترین هندشناس ایرانی. دکتر مجتبایی هم در هند رایزن فرهنگی بودند ، و همانند بیرونی که در هزار سال قبل وارد هند شد، به دنبال شناخت فرهنگ این ملت بزرگ هست. خطابه‎ی اول راجع به بیرونی مقاله فوق‎العاده مهمی است و بررسی جدی و کاملی است از کارنامه هندشناسی ابوریحان بیرونی. مقاله دوم این کتاب که کمتر به آن توجه شده ، مقاله‎ای است که ایشان آثاری را که هندوها و مسلمانان دربارۀ دین هندی به زبان فارسی نوشته‎اند. معرفی کرده‎اند. مهم این است که زبان فارسی در واقع زبان محمل است. در واقع فرقی هم نمی‎کند که هندو بوده یا مسلمان ، اول زبان فارسی را به کار می‎برده چون در اینجا ۴۵ نسخه اصلی و خطی را تحریر کرده‎اند و مثال می‎دهند ، چه گنجینه‎ای وجود دارد که هنوز مورد توجه قرار نگرفته است. مقاله سوم این کتاب راجع به عرفان هندی و عرفان اسلامی است . در اینجا نشان داده‎اند که وجوه مشترک و نوع نگاه متفاوت این فرهنگ به عرفان چه چیزی بوده . و مقاله چهارم  هم در واقع جلوه‎ها و جنبه‎هایی از روابط فرهنگی بین هندوها و مسلمانان در حوزه‎های هنر، ادبیات، تاریخ و عرفان را بررسی کرده‎اند. در این مورد باید بگویم که تأثیر زبان فارسی بر زبان‎های مختلف هندی نشان می‎دهد که نقش ایران و نقش زبان فارسی در شکوفایی تمدن چقدر مؤثر بوده و ایرانی‎ها چه حضور فرهنگی با نفوذی در آنجا داشتند.

دکتر داریوش شایگان، کامران فانی و دکتر فتح‎الله مجتبایی ـ عکس از مجتبی سالک

دکتر داریوش شایگان، کامران فانی و دکتر فتح‎الله مجتبایی ـ عکس از مجتبی سالک

مقالۀ دکتر مجتبایی یک مسئله را روشن می‎کند و این اهمیت زیادی دارد. به نظر ایشان مسئله زیستی مسمالت‎آمیز بین هندوها و مسلمانان مطرح نیست. مسئله از این جدی‎تر است. اینجور نیست که به هر حال همدیگر را تحمل می‎کردند. مسئله این است که اینها وحدتی ژرف و عمیق، یک یگانگی عمیقی نسبت به هم دارند. اینطور نیست که در مقابل هم قرار گرفته باشند و بخواهند رفتاری مسالمت‎آمیز در برابر هم داشته باشند. اینها متعلق به فرهنگی یگانه هستند و با همین دید است که باید هندوها و مسلمانان شبه قاره را نگاه کنیم.

اما در مورد دکتر شایگان، همه می‎دانیم که آثار فلسفی و فکری ایشان بسیار مشهور است و در واقع شهرت جهانی دارد. آقای شایگان به ذات هندشناس است. در زمینۀ هند دکترا گرفته، رسالۀ دکترای ایشان که معرفی خواهم کرد در زمینۀ هندشناسی است و در واقع به یک معنی دکتر شایگان را باید هندشناسی بزرگ دانست. در حقیقت آنقدر که راجع به آثاری می‎نویسند که ایشان در آنها بیشتر به معضل جهانی و به خصوص جهان شرق و جهان اسلام و مسئلۀ سنت و مسئله تجدد و مدرنیته می‎پردازند، به هند شناسی ایشان کمتر توجه نشان می‎دهند. دکتر شایگان همواره شیفتۀ هند بودند، به خصوص از آیین بودیسم همواره به نحوی مهرآمیز صحبت می‏‎کنند که واقعاً آدم تحت تأثیر قرار می‎گیرد. دکتر شایگان یکی از مهم‎ترین کتاب‎ها را به زبان فارسی راجع به هند نوشته‎اند. و آن هم کتاب « ادیان و مکتب‎های فلسفی هند است» این کتاب که نزدیک به ۵۰ سال پیش چاپ شده است . آقای دهباشی می‎گفتند که قرار است برای پنجاهمین سال انتشار این کتاب مجلسی بگذارند.این کتاب حدود ۱۰۰۰ صفحه است، فلسفه هندی را از وداها، یعنی در واقع از هزارۀ دوم قبل از میلاد تا اواخر قرن چهاردهم و پانزدهم دربرمی‎گیرد. کتابی که همیشه مورد استقبال خوانندگان ایرانی بوده. این کتاب در واقع کتابی درسی است، ولی همین کتاب جدی، با این طول و تفصیل بیش از ده بار چاپ شده و نشان می‎دهد که این کتاب با اقبال عامه مواجهه است و مردم ایران چقدر علاقمند هستند که با تفکر و اندیشه‎های فلسفی و دینی هند آشنا شوند و این کتاب طی این مدت همچنان محبوبیت خود را حفظ کرده و از دست نداده است.

کتاب دوم ایشان راجع به هندشناسی است که رسالۀ دکترای ایشان بود از دانشگاه سوربن.کتابی است با عنوان « آیین هند و عرفان اسلامی» این کتاب طرح مفصل و تفصیلی است دربارۀ کتاب معروف داراشکوه، ولیعهد ناکام سلسله تیموریان یا مغولان هند که به دست برادر قشری مذهبش کشته شد. خیلی‎ها معتقدند که اگر داراشکوه می‎ماند و به جای اورنگ زیب به تخت سلطنت می‎نشست شاید دنیای دیگری داشتیم. در این کتاب دکتر شایگان « رسالۀ مجمع‎البحرین » داراشکوه را که هدفش وفاق بین عرفان هندی و عرفان اسلامی است و در آن داراشکوه کوشش کرده که این دو را به هم نزدیک کند و بگوید که بین نگاه اسلامی و نگاه هندی به جهان نزدیکی وجود دارد و در واقع یک ریشه دارد و از ظواهر که بگذریم، از یک گوهر واحد هستند را مفصلاً بحث کرده. دکتر شایگان متن رساله را چاپ کردند و نزدیک به ۵۰۰ صفحه توضیحات دادند راجع به اصطلاحات مهم فلسفی، چه فلسفۀ هند و چه عرفان نظری ایران. جالب توجه این است که این کتاب تخصصی و فنی و مشکل طی چند سال اخیر به چاپ چهارم و پنجم رسیده. خیلی مهم است که کتابی که تخصصی هست و کسی لااقل باید زمینه‎های خوبی نسبت به عرفان هندی و عرفن نظری ایران اسلامی داشته باشد اینقدر مورد توجه قرار گرفته است. کتاب‎های دکتر شایگان اصولاً اینطور است. و حتی موضوعاتی به این پیچیدگی و شاید تا حد زیادی دور از ذهن را مخاطب جدید می‎آفریند.

دو قوم ایرانی و هندی در هزارۀ سوم قبل از میلاد حدود پنج هزار سال پیش نقطۀ نامعلومی در شمال اوراسیا به طرف جنوب آمدند. در نیمه راه از هم جدا شدند. یکی به طرف شرق رفت و یکی به طرف غرب. ولی این پیوند چند هزار ساله تا به امروز بین این دو قوم هند و اروپایی، هند و ایرانی یا آریایی همواره حفظ شده است و شکوه و جلال این بستگی به نظر من در کارنامه دکتر مجتبایی و دکتر شایگان جاری است و نشانگر پایداری روابط ایران و هند است. »

پس از آن دکتر فتح‎الله مجتبایی ضمن سپاس از بانیان این شب، از پیوندهای مشترک بین دو ملت سخن گفت:

« قبل از هر چیز باید تشکر کنم از بنیاد موقوفات دکتر افشار و مجله بخارا که این مجلس را تشکیل دادند. آقای دهباشی قبلاً دو مجلس دیگر را دربارۀ هند تشکیل داد. یکی درباره گیتانجالی بود و یکی دربارۀ خود تاگور که من هم این توفیق را داشتم که در هر دو حضور داشتم.

خیلی خوشحال شدم که شنیدم قصد دارید مرکز فرهنگی هند را راه‎اندازی کنید. زمانی هم که من به هند رفته بودم انجمن دوستی تأسیس شد اما به علت این که از طرف سفارت پشتیبانی نمی‎شد چندان نماند و من در مدت سه چهار سالی که آنجا بودم سعی کردم این انجمن را حیاتی تازه دهم. و امیدوارم این مرکز که تأسیس بشود منشاء خدمات تازه‎ای شود و باعث استحکام روابط فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بین ایران و هند شود. من گمان می‎کنم هیچ دو ملتی به اندازۀ دو ملت ایران و هند به هم پیوسته باشند و وقتی من می‎گویم ایران مقصودم ایرانی است که افغانستان امروز و تاجیکستان امروز در آن یکی بود. اینجا گفتند سه هزار سال روابط و تأثیرات فرهنگی اما بیش از سه هزار سال است. شواهدی که به دست آمده مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد است، یعنی پنج هزار سال پیش، ایران پیش از آریایی‎ها.

پیش از آمدن آریایی‎ها، به هر حال مردمانی در سرزمین ایران زندگی می‎کردند، اقوامی هم هند زندگی می‎کردند. آثاری که در هاراپا به دست آمده و نظایرش در شهر سوخته، در جنوب ایران، مشابهت‎های بسیاری دیده می‎شود. در بلوچستان هنوز اقوامی هستند که به زبان دراویلی صحبت می‎کنند. این رابطه رابطۀ خیلی کهنی است . این دو قوم پیش از آمدن آریایی‎ها به هم نزدیک بودند به بعد از آمدن آریایی‎ها، وقتی آریایی‎ها به این سرزمین آمدند و به جنوب کوچ می‎کنند. دو شاخۀ مهم می‎شوند، یکی به اروپا می‎رود و آنچه به شرق می‎آید دو شعبه می‎شود. یکی ایرانی‎ها و یکی هندی‎ها. آنهایی که به هند می‎روند از تنگۀ خیبر عبور می‎کنند و به شمال هند می‎روند، آنهایی که از غرب دریای خزر وارد ایران می‎شوند. در آناتولی قدیم این آثار این کوچ را دیده‎اند.

دکتر فتح‎الله مجتبایی ـ عکس از سمیه لطفی

دکتر فتح‎الله مجتبایی ـ عکس از سمیه لطفی

به هر حال نه تنها از نظر زبان به هم شبیه‎اند، هر کس که می‎خواهد سانسکریت مطالعه کند از مطالعه و دانستن زبان اوستایی بی‎نیاز نیست و هر کس که می‎خواه زبان اوستایی تحصیل کند از زبان سانسکریت بی‎نیاز نیست و این به هزاره‎های پیش از میلاد برمی‎گردد و همچنان ادامه داشته است. از پیش از تاریخ شروع شده و در دوران تاریخی هم ادامه یافته و بسیار گسترده بوده است.  در دوران هخامنشی‎ها و در نوشته‎های هخامنشی است که سربازان هندی در کنار سربازان ایرانی بودند. هخامنشی‎ها در کشاکش‎هایی که بین ایران و یونان بوده است از سربازان هندی هم استفاده می‎کردند. معلوم می‎شود که در آن روزگار سرزمین‎هایی وجود داشته که بین ایران و هند مشترک بوده . اقوام ایرانی در آنجا سکونت داشتند و مردمان هندی نیز سکونت داشتند .وقتی که اسکندر از ایران عبور می‎کند و به هند می‎رود، وقتی برمی‎گردد روابط خیلی گسترده‎تری بین هند و غرب به وجود می‎آید و این رابطه از ایران می‎گذشته است. رابطه‎ای که بین یونان و سرزمین‎های آن روزگار بوده است و حکومت‎هایی که در شرق ایران بودند حکومت‎های هندی تشکیل می‎دهند، حکومت ایرانی هندی در دوره هلنیستی و بعد از اسکندر ناقل فرهنگ‎های یونانی بوده‎اند به شرق ایران، بعد  شرق ایران، خراسان بزرگ، یکی از مناطق بزرگ بودایی‎نشین بوده است. بسیاری از نام‎هایی که در نواحی شرق ایران هست، نام‎های هندی و بودایی بوده است. بخارا همان بی‎هار است، یعنی معبتد پرستشگاه بودا. شهرهای دیگر هم اسامی هندی داشتند و آثار بودایی در آن هست و این کشیده می‎شود به مناطق غربی ایران. دورۀ بعد از اسکندر، وقتی باز به دوره‎ی ساسانی می‎رسیم آثار تاریخی این رابطه وجود دارد. کتاب دینکرد از زمان شاپور اول تا اوایل دورۀ ساسانی به زبان پارسی آن روزگار، به زبان پهلوی ترجمه می‎شود. در کتاب دینکرد اسم سه کتاب هندی برده می‎شود که به زبان فارسی میانه، پهلوی آن روزگار ترجمه شده است. یکی از این سه کتاب « تَرک ایرانی» یعنی منطق ، یکی « کوشه» که معلوم نیست چه بوده است. و یکی ویاکارانه است،یعنی صرف و نحو هندی. و این کتاب در اوایل دوران ساسانی به زبان پهلوی ترجمه می‎شود. ولی معلوم نیست کدام ویاکارانه است. من حدسی زده‎ام. ولی معلوم نیست دقیقاً کدام کتاب بوده است. و به هر حال نشان می‎دهد که در دورۀ ساسانی رابطه به حدی نزدیک بوده که کتاب صرف و نحو زبان سانسکریت به زبان پهلوی ترجمه شده است و دو کتاب دیگر. در دورۀ انوشیروان باز می‎بینیم که روابط بسیار بسیار نزدیک بوده است. کتاب‎های دیگر از زبان‎های بومی هندی ترجمه شده‎اند و نشان داده که این  زبان سانسکریت نبوده و زبان‎های دیگری هم وجود داشته است.

صحنه‎ای از شب ایران و هند ـ عکس از سمیه لطفی

صحنه‎ای از شب ایران و هند ـ عکس از سمیه لطفی

این روابط ادامه داشته و در دوران اسلامی هم برقرار بوده است. رابطه قطع نشده است، شکلش عوض می‎شود. در قرون اولیه اسلامی باز ترجمه‎هایی از زبان هندی است. اطباء و ریاضی‎دانان هندی به بغداد آمد و شد داشته‎اند و در جندی شاپور آمد و شد داشته‎اند . ابن ندیم ذکر می‎کند که به نام بسیاری از منجمین و ریاضی‎دانان هندی و پزشکان هندی را در دورۀ اولیه عباسی برمی‎خورد که آثارشان به فارسی ترجمه شده، به عربی ترجمه شده است. و بعد یک حادثۀ عظیم فرهنگی اتفاق می‎افتد در قرن چهارم و پنحم و آن کتاب الهند بیرونی است که در دنیا نظیر ندارد. دو هزار سال پیش یک کسی برود دربارۀ فرهنگ یک قوم دیگر تحقیق کند و این که آثار بیرونی از لحاظ علوم هندی از منابع قابل استفاده برای تحقیقات جدید است. این یک حادثۀ بزرگ فرهنگی بوده و همچنان این رابطه ادامه داشته است. گاهی شدت و ضعف پیدا کرده ولی از بین نرفته است. ولی بعد از سابقۀ ورود همایون به ایران و پذیرایی که از او می‎شود و حمایتی که از او می‎شود، در قزوین، پایتخت شاه طهماسب و بعد برمی‎گردد به هند و گروه زیادی از دانشمندان و هنرمندان ایرانی در پی او به هند می‎روند و بعد پسر همایون، اکبر شاه به سلطنت می‎رسد. در واقع دربار اکبر شاه یک دربار ایرانی است، زبانش زبان فارسی است. کتاب مهمی در این باره وزیرش می‎نویسد به اسم « آیین اکبری» که بسیار کتاب مهمی است. البته زبانش زبان فارسی سره است و اولین نمودهای این زبان در آنجاست و ما هنوز نمی‎توانیم با آن فصاحت و شیوایی گفتگو کنیم . در واقع دربار اکبر شاه محل آداب و رسوم دربار ساسانی است و آن را پس از هزار و چند صد سال به هند منتقل می‎کند و نظام دربار ساسانی در غالب شهرهای هند تشکیل می‎شود.

ولی من قصد سخنرانی در اینجا را نداشتم و فقط قصد تشکر داشتم. اگر این مرکز تشکیل شد، می‎توان در این مرکز گفتگوهای مفصل داشت و از دوست فاضلم دکتر شایگان در آنجا حداکثر استفاده را خواهیم کرد. ایشان به نکات دقیق فلسفی هند پی برده و در آثارشان نوشته‎اند و نیز از وجود دیگر دوستانی که دربارۀ هند کار کرده‎اند نهایت استفاده را خواهیم کرد.»

سپس علی دهباشی از دکتر داریوش شایگان خواست تا با دوستداران خود صحبت کند و دکتر شایگان از معجزۀ هند حکایت کرد:

« من راجع به روابط ایران و هند دیگر صحبت نمی‎کنم. چون مطالب بسیار شیرینی گفته شد. من فقط به موضوعی خیلی کوتاه اشاره می‎کنم. به هند قرن ششم قبل از میلاد مسیح. می‎دانید که کارل یاسپرز به یک محور تاریخی اعتقاد دارد که قرن ششم قبل از میلاد مسیح است و سه چهار کانون بزرگ هم‎زمان وجود دارد. یکی یونان است، پیش سقراطی‎ها ، یکی هند است، یکی چین است و یکی هم البته ایران است. ولی تولد زرتشت قابل بحث است. ما نمی‎دانیم که تولد زرتشت قبل همان قرن ششم قبل از میلاد است یا قرن هشتم قبل از میلاد یا بعضی‎ها می‎گویند هزاره اول قبل از میلاد است. در این زمان ایران در دوران امپراطوری هخامنشی است . دربارۀ یونان که صحبت می‎شود بعضی‎ها می‎گویند « معجزۀ یونان» و به حق هم هست چرا که یونان یک موقعیت استثنایی دارد. در غرب لااقل. غربی‎ها به هر حال مدیون فرهنگ یونان هستند، هم یونان و هم روم. موقعی که می‎خواستند منطقه یورو را درست کنند با حضور یونان مخالفت می‎شد، ژیسکار دستن، رئیس جمهور وقت فرانسه گفت مگر می‎شود کشوری که افلاطون را به ما داد وارد منطقۀ یورو نکنیم. یعنی اینقدر فرهنگ یونان برایشان مهم است. موقعی که شما برمی‎گردید به آن دوره، به  قرن ششم قبل از میلاد مسیح و نگاه می‏‎کنید به فرهنگ‎هایی که در آن زمان هستند می‎بینیم که یونانی‎ها شاید تنها ملتی هستند که از یک نوع خودمحوری گذشته‎اند و دیگری را می‎بینند. برای مثال، اطلاعاتی که ما راجع به مصری‎ها داریم، تمام اطلاعاتی که ما راجع به ایران باستان داریم بیشتر مأخذ یونانی است. یعنی واقعاً یونانی‎ها نگاه می‎کردند و دیگری را می‎دیدند. ولی من می‎خواهم یک چیزی را بگویم. اینجا می‎خواهم بگویم هند هم معجزۀ هندی است، در قرن ششم قبل از میلاد. اما به آن توجه نمی‎شود. قرن ششم قبل از میلاد هند مملکت عجیبی است. آزمایشگاه بزرگ افکار و عقاید متناقض.»

دکتر داریوش شایگان ـ عکس از سمیه لطفی

دکتر داریوش شایگان ـ عکس از سمیه لطفی

در بخشی دیگر از این مراسم سردبیر بخارا ضمن بررسی کوتاهی از زندگی و آثار دکتر سید محمد رضا جلالی نائینی گفت. دکتر جلالی نائینی بسیاری از متون مهمی که در زمان داراشکوه تصحیح شده بود با حواشی و تعلیقات چاپ کرده بود. همچون ،« مهاورات » در چهار جلد، « سِر اکبر»، مجمع البحرین» ، « پنجاکیانه» و چندین کتاب دیگر.

محمود تفضلی نیز به علت مأموریت دیپلماتیک که در زمان نخست‎وزیری جواهر لعل نهرو در هندوستان داشت، کتاب‎هایی دربارۀ هند نوشت: « نگاهی به تاریخ جهان» ( سه جلد)، « کشف هند ( دو جلد) ، « زندگی من» ، « جواهر لعل نهرو» ( دو جلد) ، « نامه‎های نهرو به دخترش » و چند کتاب دیگر.

مسعود برزین هم به علت روزنامه‎نگاری و مسئولیت کاری که در این زمینه داشت در سال‎های ۱۳۳۰ و به بعد بسیاری از متن‎های ادبیات سیاسی آن دوره را ترجمه کرد که مهم‎ترین کتاب « سرگذشت من، مهاتما گاندی» است.

ع. پاشایی نیز در طول چهار دهۀ اخیر بسیاری از متون کلاسیک آئینی همچون آئین بودا و فلسفۀ آئین بودا را ترجمه کرده است که آخرینش « نیلوفر عشق» و « گیتانجالی» است.

در پایان نیز از خدمات فرهنگی استاد مشایخ فریدنی تجلیل به عمل آمد. در این نشست خانواده‎های جلالی نائینی و مسعود برزین حضور داشتند.

در بخشی دیگر از شب « ایران و هند» مؤسسه فرهنگی هنری ملت  جام‎هایی نقره و بازرگانی گلستانی  قلم‎های فردوسی را  به سخنرانان و خانواده‎های زنده‎یادان جلالی نائینی و مسعود برزین اهدا کرد.

در کنار این مراسم ، نمایشگاهی نیز از عکس‎های بناها و شخصیت‎های هندی کار مریم شاکری و حمید رضا میانجی برقرار بود.

عکس‎ها از : مجتبی سالک

صحنه ای دیگر از شب « ایران و هند:» عکس از مجتبی سالک

صحنه ای دیگر از شب « ایران و هند»

دکتر شایگان و محسن گلستانی ـ عکس از مجتبی سالک

دکتر شایگان و محسن گلستانی ـ

کامران فانی و محسن گلستانی ـ عکس از مجتبی سالک

کامران فانی و محسن گلستانی ـ

 

در خاتمه این مراسم نوازندگان هندی به اجرای قطعاتی از موسیقی هندی پرداختند.

اجرای موسیقی در شب ایران و هند ـ عکس از مجتبی سالک

اجرای موسیقی در شب ایران و هند ـ

شعر پادشاه  شاعران زنده یاد محمدتقی بهار

سيصد و ده چون بگذشت از هزار

گفته شده اين شعر خوش آبدار

جانب بنگاله فرستادمش

هديه‌ی تاگور لقب دادمش

از وطن حافظ شيرين‌سخن

بگذرد آن طوطي شکر شکن

طوطي بنگاله بر آيد ز هند

جانب ايران بگرايد ز هند

چون من از اين مژده خبر يافتم

پاي ز سر کرده و بشتافتم

ديدمش آن سان که نمودم خيال

بلکه فزونتر به جمال و کمال

قد برازنده و چشم سياه

رخ، چو به ابر تنکی چهره ماه

اوست نمودار بت باميان

زانش گرفتيم چو جان در ميان

ای قلمت هديه پروردگار

هديه‌ی ايران بپذير از بهار

نگاهی به زندگی ‘تاگور’ شاعر پرآوازه هندی وعلاقه شدید وی به ایران و زبان فارسی

در مورد تاگور به کتاب

Tagore the Eternal Seeker : Footprints of a World Traveller”. Edited By SuryakanthiTripathi, Radha Chakravarty ,Nivedita Ray
published by ICWA and Vij Books India Pvt Ltd, New Delhi,Tagor in .Iran page  page 358-379 by Dr Mohammad Ajam

ISBN:  978-93-82652-95-3, 2015

 

Comments are closed.