اگر قرار است نام خلیج و یا دریایی ع...

کشورهای عربی هر روز بی سر و صدا توطئه جدیدی علیه هویت  تاریخی  خلیج فارس صورت می دهند. اتحادیه عرب (پایه گذاری 1945) تنها سازمان منطقه ای و دولتی ر...

اولین مقاله که راهکارهای دفاع از نا...

نظر به اینکه بعضی افراد با استفاده از نفوذ رسانه ای  نسبت به چگونگی ثبت روز روز ملی خلیج فارس مطالبی غیر واقعی بیان کرده اند.  ضروری بود به عنوان شاهد...

نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدا...

  نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدات منطقه‌ای و بین‌المللی.      متن فارسی و عربی  خلیج فارس - بحر فارس و بحر عجم و در متن های  انگلی...

روز ملی خلیج فارس چرا و چگونه شکل ...

چکیده مطلب: روز ملی خلیج فارس از زبان شاهدان عینی دست اندر کار این موضوع از ابتدا تا امروز به نقل از باشگاه خبرنگاران : برابر گفتگوی دکتر عجم عضو آن ...

.

.

شاهنامه کتاب نماد سازی و اسطوره های ظلم ستیزی است

آیت الله علم الهدی با حضور در آرامگاه فردوسی و ادای احترام  به این حماسه سرای بزرگ ایران به تمام مطالب چند سال گذشته در خصوص اتهام ضدیت وی با فردوسی پایان داد جنجالی ترین مطلب منتشر شده در فضای مجازی دستور ایشان برای محو  نقاشی های اسطوره ای بزرگترین دیوار نویسی یا گرافیتی در باغ نزدیک به میدان فردوسی مشهد بود که اگر چه دستور پاک کردن دیوارها از جانب دفتر ایشان با تاخیر بسیار زیاد تکذیب شد ولی این اتهام از ذهن مردم پاک نشد .
شهرا آرا دیروز ۲۰ تیرماه ۹۶ نوشت آیت الله علم‌الهدی خاطرنشان کرد:
««شاهنامه» کتاب نماد‌سازی فرهنگی است و در آن نمادهای اقتدار، استقلال و آزادی به‌چشم می‌خورد که سرچشمۀ فرهنگ انقلاب برای مردم ما بوده است.». امام‌جمعۀ مشهد بیان کرد: «نتیجۀ فردوسی از سرودن شعرها توسعۀ اقتدار و ترویج استقلال و آزادی از بند هر استبداد و ظلمی است.». علم‌الهدی اظهارکرد: «فردوسی شعر و ادب را برای ایجاد فرهنگ ایستادگی در‌برابر ظلم و ستم به‌خدمت گرفته و این هنر وی بوده است.». وی خاطرنشان کرد: «تمام انقلاب ما باید به‌پا خیزد تا فردوسی از مهجوریت خارج شود و اینکه وی را تنها یک شاعر ببینیم ظلم به اوست.».
به‌گزارش شهرآرا، مراسم سال‌روز صدور فرمان تاریخی رهبر معظم انقلاب به‌منظور احیای منطقۀ تاریخی طوس بعدازظهر دوشنبه با حضور مسئولان محلی در آرامگاه فردوسی برگزار شد. امام‌جمعۀ مشهد در این مراسم اظهار کرد‌: «حکیم فردوسی بزرگ‌ترین عامل بنیان‌گذاری فرهنگ مقاومت و اقتدار در دوران خود بود و با گذشت سالیان متمادی هنوز هم این شاعر پرآوازه در طوس می‌درخشد و لازم است با‌توجه‌به تأکید رهبر معظم انقلاب عمران و آبادانی این محدوده مور‌دتوجه قرار گیرد.». وی افزود: «رهبر معظم انقلاب ۲۱ سال پیش از آرامگاه فردوسی بازدید کردند و رسالتی را برای مسئولان این استان مشخص کردند که مردم بتوانند در طوس ذخایر فرهنگی و فکری را کسب کنند.».
امام‌جمعۀ مشهد تاکید کرد: «آثار تاریخی مهم و ارزشمند است و رهبر معظم انقلاب در فرمان خود به ذخایر فکری و فرهنگی این سرزمین توجه داشته‌اند.». عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: «فردوسی دارای ابعاد مختلفی است، زیرا از‌یک‌سو می‌توان او را به‌‌‌عنوان نفر اول ادب و هنر ایرانی نگریست و ازسوی‌دیگر می‌توان در سرودهای وی تاریخ و تمدن ایران را تا زمان حضرت مسیح جستجو کرد.». وی تصریح کرد: «نکتۀ مهم دربارۀ فردوسی روحیۀ فرهنگی اوست، زیرا کسانی که وی در «شاهنامه» از آن‌ها به‌عنوان نماد قدرت نام برده شخصیت‌های افسانه‌ای نیستند و نمادهایی جریان‌ساز به‌شمار می‌روند.». عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: «فردوسی با تمسک به نام حکیم برای زنده نگاه داشتن روحیۀ مقاومت «شاهنامه» را سروده است تا در دوران اختناق بتواند به اهداف خود برسد.».
علم‌الهدی خاطرنشان کرد: ««شاهنامه» کتاب نماد‌سازی فرهنگی است و در آن نمادهای اقتدار، استقلال و آزادی به‌چشم می‌خورد که سرچشمۀ فرهنگ انقلاب برای مردم ما بوده است.». امام‌جمعۀ مشهد بیان کرد: «نتیجۀ فردوسی از سرودن شعرها توسعۀ اقتدار و ترویج استقلال و آزادی از بند هر استبداد و ظلمی است.». علم‌الهدی اظهارکرد: «فردوسی شعر و ادب را برای ایجاد فرهنگ ایستادگی در‌برابر ظلم و ستم به‌خدمت گرفته و این هنر وی بوده است.». وی خاطرنشان کرد: «تمام انقلاب ما باید به‌پا خیزد تا فردوسی از مهجوریت خارج شود و اینکه وی را تنها یک شاعر ببینیم ظلم به اوست.».
عضو مجلس خبرگان رهبری با تشکر از شهرداری و شورای شهر مشهد در رسیدگی به موضوعات طوس و الحاق آن به مشهد خاطرنشان کرد: «آبادانی این منطقه شروع شده، اما تا نقطۀ مطلوب که متناسب با جایگاه فردوسی است فاصلۀ زیادی دارد.».
علم‌الهدی گفت: «با تشکیل شورای احیای طوس قرار بود اقدامات زیادی در این محدوده به‌انجام رسد که متأسفانه نه‌تنها کارهای زیادی صورت نگرفته، بلکه با‌وجود فرمان رهبری به این محدوده ظلم شده است.». وی در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: «فرهنگ زیارت با فرهنگ گردشگری متفاوت است و این سخن به‌معنای مخالفت با صنعت گردشگری نیست، زیرا هیچ انسان عاقلی این را نمی‌پذیرد، اما باید بین ادبیات این دو فرهنگ تمایز قائل شد.».
امام‌جمعۀ مشهد افزود: «سالانه چند میلیون زائر خارجی به مشهد سفر می‌کنند که هدف آن‌ها تنها زیارت است، زیرا، اگر می‌خواستند به‌دنبال تفریح باشند، به مشهد نمی‌آمدند و به شهرهای دیگر که امکانات زیاد تفریحی و گردشگری دارند سفر می‌کردند.». وی گفت: «اگر بنا باشد آنچه را که زائر را به مشهد کشانده توسعه بدهیم، به موفق‌ترین کشور حوزۀ گردشگری دنیا تبدیل خواهیم شد.». وی گفت: «ظرفیت گردشگری مشهد آن‌قدر بالاست که نمونۀ آن در کل منطقه وجود ندارد و حالا عده‌ای این موضوع را نادیده می‌گیرند و می‌خواهند با هنر فسق و فجور این شهر را گسترش دهند.». امام‌جمعۀ مشهد تأکید کرد: «در طرحی که قرار است برای توسعۀ طوس تهیه شود باید مرکزی به‌عنوان توسعۀ فرهنگ و ادب برای حضور همۀ اندیشمندان ایجاد شود و امیدواریم آستان قدس نیز به این حوزه ورود یابد.».

هزینۀ ۳۵میلیاردی در منطقۀ طوس
شهردار مشهد نیز در این مراسم گفت: «خوشبختانه مدیریت شهری بر نحوۀ ساخت‌و‌سازها در این منطقه نظارت دارد و شورای حفظ حقوق بیت‌المال خراسان رضوی نیز در سال‌های اخیر از تصرف اموال عمومی‌ در این محدوده جلوگیری کرده است.».
سید‌صولت مرتضوی افزود: «۱۹ تیرماه سال ۷۵ شاهد حضور مقام معظم رهبری در مجموعۀ آرامگاه فردوسی و صدور فرمان رسیدگی به منطقۀ طوس بودیم. باوجود‌این اقدامات لازم در حد جلسه باقی مانده بود که خوشبختانه در دورۀ اخیر مدیریت شهری موفق شدیم بخشی از اقدامات لازم را در این منطقه به‌انجام رسانیم.».
وی خاطرنشان کرد: «احداث دو بولوار «شاهنامه» و «طوس» از‌جمله اقداماتی است که مدیریت شهری برای آبادانی این منطقه انجام داده و علاوه‌بر‌آن کاشت درخت و گل، آسفالت معابر، و برقرار کردن خط اتوبوس‌رانی از دیگر‌اقدامات انجام‌شده در این محدوده است.».
مرتضوی بیان کرد: «شهرداری مشهد تا‌کنون ۳۵میلیارد تومان در محدودۀ طوس هزینه کرده و اقدامات دیگری را هم در دستورکار دارد که با تخصیص اعتبارات لازم اجرایی می‌شود.».

کار کردن برای فردوسی بهانه نمی‌خواهد
رئیس شورای اسلامی‌ شهر مشهد نیز در این مراسم گفت: «برای فردوسی کار کردن بهانه نمی‌خواهد، زیرا فردوسی آن‌قدر بزرگ است که باید تمام همت خود را برای پیشرفت و آبادانی منطقۀ طوس به‌کار بگیریم.».
محمد‌کمال سرویها افزود: «علی‌رغم دستور صریح مقام معظم رهبری برای آبادانی منطقۀ تاریخی طوس و آرامگاه فردوسی، در سال‌های گذشته شاهد اقدام جدی مسئولان در این محدوده نبودیم.».
وی گفت: «مشهد به‌لحاظ توریسم زیارتی در‌بین تمام شهرهای جهان اسلام پیشروست و با‌‌وجود بزرگانی مانند فردوسی باید به فکر توریسم ادبی نیز باشیم.».
رئیس شورای اسلامی‌ شهر مشهد با بیان اینکه مدیریت شهری در ۴ سال گذشته به‌اندازۀ ۴۰ سال برای آبادانی منطقۀ طوس فعالیت کرده است تصریح کرد: «شورای اسلامی‌ شهر اخیراً سند راهبردی طوس را به‌تصویب رساند که امیدواریم با اجرایی شدن آن زمینۀ تعامل بهتر و بیشتر دستگاه‌های اجرایی برای آبادانی و پیشرفت منطقۀ طوس فراهم شود.».
سرو‌یها خاطرنشان کرد: «اگر سند راهبردی منطقۀ طوس در مجلس شورای اسلامی‌ به‌تصویب برسد و ردیف بودجۀ سالیانه برای آن اختصاص یابد، آن‌زمان شاهد اتفاقاتی بزرگ برای آبادانی این منطقه خواهیم بود.».
وی خاطرنشان کرد: «از استاندار خراسان رضوی درخواست داریم، در‌صورت بررسی و تصویب نشدن طرح راهبردی طوس در مجلس شورای اسلامی، به مدیریت شهری اجازه دهند که درباب تدوین طرح تفصیلی این منطقه و تعریف بسته‌های سرمایه‌گذاری آن اقدام کند.».

طوس پیشینۀ تمدنی قوی‌ای دارد
معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد نیز در ادامۀ این جلسه گفت: «در ۴ سال گذشته اتفاقات خوبی در منطقۀ طوس رخ داده و این بخش از تاریخ ایران و خراسان بزرگ در آستانۀ یک جهش بسیار خوب قرار گرفته است.».
وحید جلیلی افزود: «امیدواریم با تلاش همۀ مسئولان در آینده‌ای نزدیک منطقۀ طوس با پیشنیۀ تمدنی و فرهنگی عمیق به جایگاه شایسته و بایستۀ خود برسد.».
وی تصریح کرد: «متأسفانه امروز کسانی از فردوسی دم می‌زنند که بیشترین روی‌گردانی از مرام او و حماسه‌های ملت ایران را داشته‌اند. چگونه می‌شود دم از فردوسی زد و پهلوانان این کشور را مورد‌بی‌اعتنایی قرار داد؟!».
معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد در ادامه با اشاره به فرارسیدن سال‌روز واقعۀ قیام ملی گوهرشاد خاطرنشان کرد: «جای تأسف دارد که بعد از ۸۰ سال قهرمانان این حماسه گمنام هستند. باید گفت برای ارج نهادن به فردوسی باید حماسۀ مسجد گوهرشاد را بزرگ بداریم.».
وی با اشاره به اقدامات مدیریت شهری در‌راستای احیای واقعۀ قیام گوهرشاد گفت: «آنچه در دورۀ فعلی مدیریت شهری برای احیای قیام گوهرشاد انجام گرفت یک کار فردوسی‌وار بود.».

امیدواریم طوس در فهرست یونسکو ثبت شود
محمد بخشی محبی ، معاون پیشگیری از وقوع جرم مرکز خراسان رضوی نیز در این مراسم گفت: «با کمک شورای حفظ حقوق بیت‌المال موفق شدیم اقدامات خوبی را در این منطقه انجام دهیم که نمونۀ آن آزاد‌سازی معادن و ۱۷۰۰ هکتار از اراضی این منطقه بود.».

روابط خارجی هند از درون گرایی و خودکفایی تا برون گرایی و اتحاد با غرب

روابط خارجی هند از درون گرایی و خودکفایی تا برون گرایی و اتحاد با غرب

دکتر محمد عجم ، همشهری دیپلماتیک شماره ۹۸ خرداد ۱۳۹۶ ویژه نامه هند

هند از ۱۹۴۷ تا اواخر دهۀ ۱۹۸۰، سیاست جهان سوم‌گرایی، اخلاق مداری و مبارزه با استعمار و امپریالیزم  را در پیش گرفته بود، اما از اواخر دهۀ ۱۹۸۰، به مرور  به عمل‌گرایی اقتصادی متمایل شد.  افول اخلاق‌گرایی و رشد دیدگاه‌های ملی‌گرایی هندو، رئالیسم اقتصادی و لیبرالیسم و کاهش نفوذ چپ گرایان و سوسیالیستها در  داخل جامعه هند، و از سوی دیگر فروپاشی شوروی و زوال اندیشه های مارکسیستی، تغییر ساختار نظام بین‌المللی از دوقطبی به چند قطبی،  رشد فزاینده توان اقتصادی و خطر نظامی چین، قدرت گیری پاکستان و ظهور طالبان و احساس شرم و له شدن  غرور ملی گرایان هندو، سبب این دگرگونی تدریجی در سیاست خارجی هند شده است.

هند پس از رهایی از استعمار، سیاست ضد استعماری و عدم تعهد  را در پیش گرفته بود که  مشخصه های آن معروف است از جمله تلاش برای همبستگی جهان سوم و اتحاد ملل ضد استعماری ، خودبسندگی یا خود کفایی اقتصادی و عدم وابستگی.

هند در مقابله با استعمار و امپریالیزم و دفاع از مستعمره زدایی و حمایت از ملل محروم و محرومان و زحمتکشان داخلی با مقاومت و هزینه های زیادی روبرو بود. منازعات با همسایگان از جمله جنگ با چین و پاکستان و موضوع بنگلادش و کشمیر برای هند هزینه هایی به بار می آورد. هند در حالیکه در دهه ۵۰ میلادی از چین در همه زمینه ها پیشرفته تر بود به مرور رو به افول گذاشت و تا دهه ۹۰ میلادی چین بسرعت از هند پیشی گرفت. این موضوع باعث سرزنش روش دولتمردان شد بخصوص ناسیونالیستها بشدت با روش سخت گیرانه سوسیالیستی مخالفت کردند با ظهور واقع گرایان اقتصادی مانندمنموهان  سینگ هند در صدد همراهی با جامعه غربی و بهره برداری از ظرفیتهای انها جهت افزایش توان نظامی و اقتصادی خود بر آمد و با سیاستهای بانک جهانی و صندوق پول در جهت اقتصاد رقابتی و  وابستگی متقابل بر اساس مزیت های نسبی همراه  شد.

حامد انصاری

حامد انصاری معاون رئیس جمهور هند

اهداف سیاست خارجه امروز هند عبارتند از :

*اولویت به همسایگان متصل و پیرامون

*اهرم قرار دادن همکاری های بین المللی برای رشد  و توسعه داخلی هند.

*حصول اطمینان از تعادل پایدار و چند قطبی قدرت در هند و اقیانوس آرام؛ ” محور شرق”.

*تضعیف پاکستان و منصرف کردن از حمایت از تروریسم.

*هدایت و رهنورد کردن  هند در  نقش راهبردی جهانی

هند امیدوار است با بهره گیری از فرصتهایی که همسویی با غرب به هند اعطا می کند تولید ناخالص ۵ تریلیونی خود را تا ۱۵ سال آینده به سطح ۲۰ تریلیونی چین برساند. در این راستا جلب اعتماد قدرتهای بزرگ اقتصادی و روابط تجاری با تمام کشورهای جهان مور توجه هند هست در بلوکهای  اقتصادی مهم از جمله  بریکس و آسه ان حضور فعال دارد  و در رقابت با چین امید دارد که به اقتصاد سوم دنیا تبدیل شود. هند در این هدف با موانع زیاد داخلی و خارجی نیز روبرو است.

هند از ابتدای استقلال خود در سال ۱۹۴۸ با دو مشکل عمده روبرو بوده است که این دو مشکل اساس تنظیم روابط داخلی و خارجی آن کشور است.  مشکل اول منازعه  مرزی چین دوم اختلاف مرزی با پاکستان و موضوع کشمیر این دو بحران چند بار به جنگ بین هند و این دو کشور منجر شده است.  هند پس از جنگهای ناکام با چین و پاکستان از انزاوا گرایی و عدم تعهد بسمت اتحاد با بلوک شرق پیش رفت اما ناچار شد با فروپاشی شوروی سیاست درهای باز را شروع کند اما این کافی نبود تا مورد توجه غرب قرار گیرد و از فشار تحریم های آمریکا رها شود لذا  برای جلب توجه ، روابط دوستانه ای با آمریکا و با رژیم صهیونیستی برقرار کرد و در مبارزه با تروریزم بین الملل نیز خود را همسو با غرب قرار داد. هند از تحریم های غرب خلاص شد اما بخاطر وجود بعضی موانع  هنوز با هیچ کشوری نتوانسته است روابط استراتژیک برقرار کند و  اگر چه رهبران امریکا و هند تلاش دارند روابط خود را به سطح استراتژیک ارتقاء دهند اما موانعی داخلی و خارجی متعددی هنوز در این مسیر وجود دارد.

موانع عمده چین و پاکستان و جهان اسلام می باشد. دو همسایه اصلی هند با این کشور منازعه لاینحلی دارند . منازعه مرزی هند با چین و پاکستان  به دلیل نبود توافق درباره علامت گذاری در مرز دو کشور از چندین دهه گذشته همچنان باقیمانده است. هند در حدود ۷ هزار کیلومتر مرز مشترک خود با این دو کشور مرز تحدید حدود شده ندارد بلکه منطقه خط استقرار یا خط کنترل دارد.

هند، چین را متهم می کند که بیش از ۴۱هزار کیلومتر مربع را در اقصی چین در تصرف دارد که  بیش از پنج هزار کیلومتر آن را پاکستان از از غرب کشمیر به هند فروخته است.

در مقابل چین مدعی است کشور هند بیش از ۹۰هزار کیلومترمربع از اراضی را که بیشتر آن در ایالت «اروناچال پرادش» در شمال شرق هند واقع است در اشغال خود دارد.

یک هزار کیلومتر مرزی را که  که مک ماهان در سال ۱۹۱۴ با حضور مقامات تبت و انگلیس تعیین کرد را  چین غصب شده می داند. بخصوص منطقه تاوانگ را چینی می داند هند نیز  اشغال تبت در سال ۱۹۵۰ از سوی چین را برسمیت نمی شناسد و از دالایی لاما حمایت می کند. جنگ ۱۹۶۲ نیز نتوانست مشکل تاوانگ را حل کند. اما چین مدعی است منطقه اکسایی چین(اقصی چین) جزو لاینفک این کشور از زمان قدیم می باشد این منطقه را  جزو ایالت جامو و کشمیر هند می داند لداخ  و سیکیم نیز منطقه دیگر اختلافی است .

مسئله مرزی میان هند و چین بسیار حساس است و باوجود اینکه روابط دوجانبه در زمینه های مختلف از جمله تجاری روبه افزایش است مذاکرات برای حل مسئله مرزی میان هند و چین نتیجه ای نداشته است .

اما هند با پاکستان علاوه بر اختلاف مرزی اختلافات مذهبی و سیاسی دارد اختلافات دینی و جغرافیایی، اختلاف بر سر مسئله کشمیر، اختلاف بر سر سهم آب در پنجاب، اخلاف بر سر منطقه مرزی سیاچن و در نهایت اختلاف در خصوص مسائل سیاسی بنگلادش و افغانستان و تروریزم به اصطلاح اسلام افراطی بخشی از مشکلات با پاکستان است. لذا هند روابط خود  با سایر کشورهای دنیا را با نحوه نگرش انها به هند و پاکستان تنظیم می کند. پاکستان از ابتدای تاسیس خود روابطی محکم با آمریکا و ناتو برقرار کند و هند در ضدیت با پاکستان روابط خود را با شوروی مستحکم نمود.

چالش با کشورهای اسلامی

هند جمعیتی ۲۰۰ میلیونی مسلمان دارد که جمعیت تاثیر گذاری هستند وقتی ناریندا مودی در هند به قدرت رسید انتظار بود که رابطه با کشورهای  مسلمان تضعیف و رابطه با آمریکا و اسرائیل با قدرت بیشتری رو به تعمیق گذارد اما رفتار دو سال گذشته  مودی نشان داد که هند نمی تواند بدون توجه به واقعیتهای میدانی داخلی و خارجی عمل کند مودی سفر های متعددی به کشورهای مسلمان کرد و از جمله به ایران سفر نمود کشورهای آسیای میانه و خلیج فارس را همچنان مورد توجه قرار داد. بیش از ۷ میلیون هندی در خلیج فارس سالانه حدود ۷۰ میلیارد درامد به هند منتقل می کنند با این وجود هند روابط استراتژیک با هیچیک از کشورهای عربی خلیج فارس ندارد زیرا آنها با پاکستان روابط صمیمانه ای دارند. اما از سوی دیگر ناچار است  سود رابطه با این کشورها را بر اسرائیل ترجیح دهد. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بخصوص عربستان تلاش زیادی می کند که رابطه خود را با هند به حد اعلای ممکن برساند و از کدورتهای قبلی عبور نماید و موضوع کشمیر و پاکستان را جدا از روابط دوجانبه قرار دهد. روابط هند با عربستان البته چالش های خاص داخلی و بین المللی برای هر دو کشور دارد ،هندی ها ناچار هستند در روابط خود با عربستان و ایران و بالانس برقرار کنند. موضوع پاکستان و جهان اسلام و بحث تروریزم و اختلاف نظری که این کشورها راجع به این موضوعات دارند قابل توجه است. هند نمی تواند نقش عربستان را در ایجاد طالبان و القاعده و مدارس مذهبی پاکستان فراموش کند. روابط عربستان از  ۷ میلیارد دلار در سال  ۲۰۰۱ به چیزی در حدود ۵۰ میلیارد دلار، حجم مبادلات دو کشور رسیده است که همان طور که گفته شد اگر ۶۰ میلیارد دلار درآمد هندی هایی را که مقیم خلیج فارس و عربستان هستند به این رقم اضافه کنید، می بینید که این رقم در مقایسه با حجم ۱۲ میلیاردی تجارت هندبا ایران و یا حجم نیم میلیارد دلاری با اسرائیل ، بسیار قابل توجه است.

همگرایی ها و واگرایی با ایران یا چالش ایران

هند هنوز نتوانسته است با ایران نیز روابط عمیقی داشته باشد . معمولا تمام مقامات هندی در دیدار  با مقامات ایرانی به میراث مشترک تاریخی و تمدنی دو کشور  اشاره می کنند. اما هند همواره به ایران به عنوان یک کشور مسلمان با دستور کارهای اسلامی نگاه می کند و بنا بر این یک سقف و محدودیتهای برای کار با ایران قایل هست. هند درک می کند که اهمیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک ایران و موقعیت جغرافیایی خاصی است که ایران در آن قرار گرفته است قابل چشم پوشی نیست . هند برای دسترسی به آسیای میانه بهترین مسیری را که می تواند انتخاب کند، ایران است. هند به عنوان قدرت نوظهور با رشد اقتصادی ۸ درصدی برای تامین انرژی خود که در واقع پرمصرف ترین کشور در چند سال آینده خواهد بود، به منطقه خلیج فارس نیاز دارد. چابهار از ابعاد اقتصادی و سیاسی برای هند مهم است  از جمله امنیت و ثبات ایران و مزیتهای اقتصادی و تجاری ایران مورد توجه هند قرار دارد. باید به ناچار به نیاز هند و چین به توسعه صادراتشان توجه کرد و طرح های بلندپروازانه ای (که چینی ها به عنوان رقیب هند دنبال می کنند) که هند نمی خواهد از چین عقب بماند. هر سه کشور چین ، هند و  ایران در مسیر اصلی کریدور و کمربند جاده ابریشم هستند این کریدور عظیم مجموعه ای شاهراه و  خط آهن در مسیر خشکی چین به اروپا است . بدنبال همسویی هند با غرب، تحریم های هسته ای هند لغو شد و قراردادهای هسته ای مهمی با هند امضا شد، آمریکا در مقابل از هند تعهداتی گرفته بود که در رابطه با ایران، بدون مشورت با آمریکا همکاری نکند اگر به کتاب خاطرات خانم هیلاری کلینتون نگاه کنید، یک فصل مفصلی از کتاب خاطراتش اختصاص به روابط هند و آمریکا با ایران دارد و در آن جا وزیر خارجه وقت امریکا اذعان می کند که در کمتر از یکسال فقط دو سفر را ویژه بحث تحریم های ایران به هند انجام داده است و در هر دو سفر مناقشات خیلی جدی و گاهی اوقات ناراحت کننده بین دو طرف صورت گرفته است. هندی ها به وزیر خارجه آمریکا تاکید می کرده اند که برای توسعه کشور به مزیت کار تجاری با ایران و به انرژی ارزان و به راه های مواصلاتی ایران نیاز دارند و نمی توانند به تحریم های آمریکا و غرب تن بدهند و ایشان توضیح می دهد که چطور هندی ها را متقاعد یا مجبور کرد که به تحریم های جهانی بپیوندند وی با افتخار می نویسد که توانستم خرید نفت هند از ایران را در آخر دوره ماموریتم به صفر برسانم

هند بسوی اتحاد با غرب و دوستی با اسرائیل پیش می رود ولی کشورهایی مانند ایران و کشورهای مسلمان را نیز نمی تواند نادیده بگیرد . بزرگترین مانع همگرایی و رابطه خوب بین ایران و هند،  آمریکا و اسرائیل  است.  ایران و هند می توانند روابط پایداری داشته باشند زیرا دو کشور  نه با هم مشکل مرزی دارند و نه مشکل دینی و مذهبی و هر دو کشور از دخالت در امور داخلی یکدیگر همواره دوری جسته اند هند در تمام دوره ها در پرونده حقوق بشری بنفع ایران رای داده است. از نفوذ ایران در هند نگران نیست و زبان فارسی و تمدن ایرانی را جزئی از فرهنگ و تاریخ خود می داند. هند جایگاه روابط عمیق ایران و پاکستان را پذیرفته و روابط دو کشور را با مشکلات میان خود و پاکستان پیوند نمی زند پاکستان نیز به صورت مشابه جایگاه روابط هند و ایران را پذیرفته است و این یکی از نکات مهم در وضعیت روابط ایران نسبت به هند و پاکستان است. روابط هند با آمریکا بسیار گسترده و عمیق شده است حجم مبادلات دو کشور بیش از یکصد میلیارد دلار شده در حالیکه ۱۰ سال قبل فقط ۵ میلیارد دلار بود.  نقش آمریکا در منطقه آسیای جنوب شرقی و نیاز هند به آمریکا بگونه ای است که می تواند روی روابط هند با ایران تاثیر بگذارد. امریکا برای سرمایه گذاری در هند همواره بدنبال امتیاز گیری است و ایران یکی از موضوعات و چالش ها بر سر راه روابط استراتژیک دو کشور است . مشکل دیگری که هند دارد افکار داخلی بخشی از جامعه هند است.احزاب چپ گرا و کمونیست هند همواره مخالف نزدیک شدن هند به آمریکا و اسرائیل هستند تا جاییکه در ضدیت با غرب از برنامه هسته ای ایران حمایت کرده اند. افکار عمومی هند همواره از ایران با بزرگی یاد می کنند و غرب ستیزی ایران را ستایش می کنند. دولت هند و بخشی از احزاب سیاسی هند  از مواضع ایران در سوریه و عراق حمایت می کند و مخالف دخالت آمریکا در سوریه است زمانیکه بحث حمله آمریکا به سوریه بود دولت هند رسما دخالت غرب برای تغییر دولت اسد را مورد انتقاد قرار داد. هند و طالبان دشمن یکدیگر هستند و زمانیکه ائتلاف برای سرنگونی طالبان در سال ۲۰۰۱ شکل گرفت هند مواضع غرب  را در مورد افغانستان مورد تایید قرار داد و با ایران همسویی نمود و همواره در دو دهه گذشته در مورد افغانستان تقریبا با ایران همسو بوده است. بخش بزرگی از احزاب هند مخالف سرنگونی قذافی بود و اعتقاد داشت قذافی دیکتاتور است اما دشمنان او ارتجاع و تروریستهای مذهبی فرقه ای هستند که وضعیت آنارشیستی ایجاد خواهند کرد و این بر ضد مصالح هند است.

سیاستهای دولت ناریندا مودی

حزب هندویی بی جی پی که در انتخابات دو سال قبل برای اولین بار بسیار قدرتمند ظاهر شد و به تنهایی اکثریت قاطع کرسی های پارلمان را بدست آورد حزبی  هندوگرا هست و طرفداری رشد و شکوفایی فرهنگ هندو در جهان است، مودی هنگامیکه سر وزیر ایالت گجرات بود فعالیتهای بین المللی زیادی انجام می داد که چندان خوشایند دولت مرکزی نبود. از جمله مودی روابط اقتصادی گسترده ای با جهان خارج بخصوص ژاپن – چین و اسرائیل برقرار کرده بود. او با وعده سربلندی هند و هندوها در سراسر جهان و مقتدر کردن هند بقدرت رسید او الگوی تجارت پیشگی چین را مورد احترام قرار داده و تجارت با سراسر جهان و تولید در هند با سرمایه خارجی را مورد استقبال قرار داده است او سفرهای متعددی به کشورهای مختلف انجام داد و مورد استقبال ۲۵ میلیون هندی تبارهای خارج از هند قرار گرفت روابط با آمریکا را تعمیق نمود اهمیت زیادی به تعمیق روابط با همسایگان بی واسطه و آسیای شرقی داد هند می خواهد رسالت جهانی بر عهده گیرد و نقش یک ابرقدرت فعال را بازی کند هند هم اکنون در مبارزه با تروریزم همپیمان غرب است و در استقرار صلح جهانی مدعی است هند در سازمان های بین المللی از قبل فعال تر ظاهر شده و در گروه ۲۰ – گروه بریکس – اسه آن و سارک نقش راهبردی دارد و تلاشهای موفقیت آمیزی برای پذیرش  به عنوان عضو دایم شورای امنیت انجام داده است.

 علی رغم این که کشورهای عربی خلیج فارس و کشورهای اسلامی زمانی که آقای مودی به قدرت رسید، چندان استقبال نکردند؛ ولی مودی خیلی صریح اعلام کرد که با کشورهای اسلامی به خصوص کشورهای خلیج فارس و ایران رابطه دوستانه ای خواهد داشت. اولا بدلیل نیاز جغرافیایی و تاریخی دوم این که جمعیت شش میلیون نفری هندی هایی که در خلیج فارس کار می کنند و چیزی حدود هفتاد میلیارد دلار به طور سالانه برای هند درآمد کسب می کنند و سومین عامل هم بازار خوبی است که در خلیج فارس برای هندی ها وجود دارد، چه از نظر خرید انرژی و تامین انرژی و چه از نظر فروش محصولات کشاورزی هند. تقریبا همه کشورهای خلیج فارس خریدار عمده محصولات کشاورزی و غلات هند هستند و هند با کشورهای حاشیه خلیج فارس، حجم کل مبادلات تجاری که دارد، نزدیک به دو برابر بیشتر از کل اتحادیه اروپاست

اما دولت ها هم متوجه هستند که در میزان و سقف رابطه با کشورهای مسلمان مشکلات زیادی وجود دارد، موضوع مسلمانان، بی جی پی، آر اس اس و مسائل هندو ها و مسائل ایدئولوژیکی که هنوز بر این دو دولت به خصوص دولت مودی حاکم است و این ها موضوعاتی است که می تواند روابط کشورهای مسلمان را تحت تاثیر قرار دهد. به هر حال ماشین اقتصادی هند بسوی غرب در حرکت است ولی هند مایل است که رابطه با اسرائیل و آمریکا تاثیری بر کشورهای عربی و ایران  و روسیه نداشته باشد. روسیه نیز از موضوعاتی است که هند براحتی نمی تواند آنرا نادیه بگیرد و از رابطه با آن چشم پوشی کند تعادل میان روابط با روسیه و غرب نیز دور از ذهن هندی ها نیست.

نتیجه گیری

هند امروزه به یک قدرت بزرگ اقتصادی و کشوری صنعتی تبدیل شده است و ابزارهای لازم برای ایجاد نقش فعال و پویا در سطح جهانی را دارد. هند در بخش اعزام نیروهای حافظ صلح در مناطق بحران زده بیشترین نیروی اعزامی دارد و بر همین اساس مدعی است که نقش جهانی خود را بشکل مثبتی انجام می دهد در مبارزه با تروریزم بین الملل نیز ادعاهایی دارد بخصوص در افغانستان حضور فعالی دارد.  هند در سازمان های منطقه ای و بین المللی اقتصادی نقش فعالی دارد از جمله آنها می توان به G 20- ASEAN -BRICS – SAARC   و غیره اشاره کرد.

مسجد لیبرال ابن رشد ـ گوته برلین جنجال به پا کرد

مؤسس مسجد لیبرال برلین صد بار تهدید شده است

از ماه ژوئن مسجدی لیبرال در برلین گشایش یافت که در آن شیعه و سنی می‌توانند در کنار هم به عبادت بپردازند. هدایت این مسجد در دست یک فعال مدنی به نام سیران آتش است که تا کنون دست کم ۱۰۰ بار تهدید به مرگ شده است.

Anwältin Seyran Ates eröffnet liberale Moschee in Berlin (picture alliance/NurPhoto/E. Contin)سیران ‌آتش، بانی مسجدی لیبرال در برلین

به موجب گزارش روزنامه “ولت ام زونتاگ” آلمان، بانی مسجد لیبرال ابن رشد ـ گوته در برلین به دلیل تهدیدهای بی‌شمار دائما باید محافظ داشته باشد.

 

اداره آگاهی آلمان می‌گوید، شمار تهدیدهایی که سیران آتش تا به حال دریافت کرده به حدی بوده که چند نفر برای حفاظت شبانه‌روزی از او تعیین شده‌اند. حتی وزیران آلمان نیز از چنین حفاظتی برخوردار نیستند.

با اسلام در برابر اسلامگرایی

به گفته خانم آتش، تعداد تهدیدهایی که او از جمله از طریق شبکه‌های اجتماعی دریافت کرده تا کنون به حدود ۱۰۰ مورد رسیده است.

سیران آتش زاده استانبول و حقوقدانی آلمانی است. او مسجدی در برلین برای مسلمانان لیبرال بنا نهاده تا نشان دهد که “اسلام با دموکراسی همخوان است” و برداشت افراط‌گرایانه و محافظه‌کارانه تنها برداشتی نیست که از این دین وجود دارد.

Deutschland Eröffnung liberale Moschee in Berlin (Reuters/H. Hanschke)در مسجد ابن رشد ـ گوته مردان و زنان، خواه شیعه باشند و خواه سنی در کنار هم به عبادت می‌پردازند

در مسجد ابن رشد ـ گوته، واقع در محله موابیت برلین مردان و زنان، خواه شیعه باشند و خواه سنی می‌توانند در کنار هم به عبادت بپردازند. این مسجد بر پایه برداشتی لیبرال و سکولار از اسلام بنا شده است.

“بیلد ام زونتاگ” همچنین نوشت، از قرار معلوم رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه خواستار بستن این مسجد شده و دولت آلمان در این زمینه درخواستی از آنکارا دریافت کرده است.

مسلمانان درباره مسجد لیبرال برلین چه می‌گویند؟

سیران آتش نیز در گفت‌وگو با “بیلد ام زونتاگ” مداخله دولت ترکیه را تأیید می‌کند. او می‌گوید: «این بار دیگر نشان می‌دهد اردوغان چه طرز فکری دارد، کسی که دمکراسی را هرگز نفهمید و هرگز آن را نخواست. اردوغان به آزادی‌های فردی اهمیت نمی‌دهد.»

واکنش آلمان به انتقاد مصر و ترکیه از تاسیس مسجد برلین

وزارت خارجه آلمان در مورد تقاضای آنکارا از دولت آلمان ابراز بی‌اطلاعی کرده است.

سیران آتش، فعال حقوق زنان در سال ۱۹۸۴ در غرب برلین به دلیل فعالیت‌هایش در دفاع از زنان مهاجر مورد حمله قرار گرفت و به شدت مجروح شد.  بعضی چهره های دینی قاهره و آنکارا با این مسجد مخالفت کرده اند.

http://www.cbsnews.com/news/liberal-mosque-berlin-germany-ibn-rushd-goethe-seyran-ates-death-threats-turkey-egypt/

 

.

.

ایران‌هراسی و دو خطای استراتژیک عربستان در قبال ایران

ایران‌هراسی و دو خطای استراتژیک عربستان در قبال ایران

شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶ ۱۳:۴۰ ب.ظ

 

دکتر محمد عجم*

عربستان بعد از انقلاب تعیین روابط خود را با ایران بر پایه‌ی دو خطای استراتژیک قرار دارد. یکی توهم توطئه از سوی ایران و یا توهم صدور انقلاب و توسعه‌طلبی ایرانی و اتهام قصد ایران برای اشغال کردن کشورهای عربی و دوم این توهم و خطای استراتژیک که اهل سنت ایران می‌توانند عمق استراتژیک عربستان باشند.

ایران و عربستان یا حجاز از گذشته‌های دور روابط ناپایدار و ناآرامی داشتند، اختلافات فرهنگی، مذهبی، اقلیمی‌ و تضاد منافع از عوامل مهم واگرایی حتی در سده‌های گذشته بوده است. بعد از انقلاب اسلامی حکام موروثی عربی دچار این توهم و پندار شدند که ایران قصد دارد انقلاب خود را صادر کندو کشورهای مسلمان را زیر سیطره خود درآورد. ابتدا صدام را تشویق و تطمیع و تشجیع کردند که به ایران حمله کند و درطول جنگ با کمک‌های بی‌دریغ و سخاوتمندانه ای که کردند و با طولانی شدن جنگ خسارات زیادی به دو کشور وارد شد  در همین حال اقدام به تشکیل” شورای همکاری خلیج”(فارس) کردند و با توجه به ناتوانی خود از ناوگان های غربی و ناتو و امریکا دعوت کردند در خلیج فارس حضور یابد تا با ایران مقابله کنند و ایران را مهار کنند. در مقابل دولت ایران تلاش‌های بسیار زیادی کرد تا حسن نیت خود را نشان دهد بخصوص در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، ولی پاسخ مقتضی را دریافت نکرد. با سقوط صدام، عربستان موج جدیدی از ایران‌هراسی را در رسانه‌های گروهی خود به راه انداخت. موجی از تبلیغات و حملات و اتهامات را رسانه‌های گروهی عربستان و محافل دولتی و غیر دولتی متوجه ایران کردند حتی این اتهامات رسماً هم از سوی مقامات تراز اول دولتی بارها مطرح ‌شده است و با این ادعا که ایران، سرزمین عراق را اشغال کرده و ایران پست‌های حساس دولتی عراق را در اختیار گرفته است، ایران هراسی عجیبی در منطقه عربی به راه انداختند. در این راستا آنها حتی به آمریکا پیشنهاد داده بودند قبل از حمله به عراق باید به ایران حمله کننداین موج اتهام و ایران هراسی موجب تشویق و ترغیب تکفیرها برای اقدامات ضد ایرانی و ضد شیعی شد.

در واقع بخش خصوصی، دولتی و بخش فرقه‌ای و مذهبی عربستان به خاطر حسادت‌ها و رقابت‌ها و پیشرفت‌های نفوذ ایران در منطقه به کمک تکفیری‌ها شتافتند و دموکراسی نوپای عراق را به آشوب و قتل و کشتار کشاندند و عراقی که می‌رفت به یک کشور سعادتمند و دارای دموکراسی و با ثبات تبدیل شود را به جنگ داخلی کشاندند. بعد دایره‌ی این بحران‌ها را به لیبی و بعد به سوریه کشاندند و با ادعای این که ایران سه پایتخت عربی را در اشغال کرده  و کنترل می کند، جنگ خونین نیابتی را دامن زدند و بنوعی یمن و بحرین را اشغال کردند. در این وضعیت پس از این ویرانی و کشتار میلیون‌ها نفر، احساس می‌کنند که بازنده هستند. لذا تیم جدید حکام ناپخته و ماجراجوی عربستان قصد دارند بر موج جنگ‌طلبی دولت ترامپ و تیم جنگ‌طلب دولت جدید آمریکا سوار و موضوع مهار ایران را اصل و رفتار خاورمیانه‌ای دولت آمریکا قرار دهند.

کشورهای عربی خلیج فارس و عربستان انبوهی از پول مازاد نفت در طول سالیان در آمریکا و کشورهای اروپایی انباشت کرده‌اند و با این پول‌های بادآورده می‌توانند هر بحرانی را تا حدودی دامن بزنند. ولی اگر عاقل باشند متوجه خواهند شد که اگر بحران دیگری در منطقه (به خصوص در خلیج فارس و در منطقه‌ای که آنها به انبار باروت تبدیلش کرده اند) روی دهد، بازنده‌ی اصلی شیخ‌نشین‌های خلیج فارس خواهند بود. ایران کشور قدرتمندی است و موقعیت جغرافیایی و اقلیمی ژئوپلتیک و استراتژیک دارد و با توجه به گستردگی و تنوع اقلیمی ایران و مناطق کوهستانی در بروز جنگ معمولاً از کشورهای عربی آسیب‌پذیری کمتری دارد. کشورهای عربی خلیج فارس تمام ثروت آنها  در کنار سواحل خلیج فارس و سواحل دریا استقرار یافته است و برای آب آشامیدنی خود وابسته به شیرین کن ها هستند.

دولت دکتر روحانی از ابتدا مرتباً به خصوص از طرف وزارت خارجه رسماً به سمت کشورهای عربی خلیج فارس دست دوستی دراز کرد و بارها تأکید کرد که خاورمیانه از فاجعه جنگ و بحران به شدت رنج می‌برد و جایی برای بحران و ادامه‌ی بحران‌ها نیست و بدون حضور بیگانگان می‌ توان با همکاری و رفع توهمات و تکیه بر نقاط  مشترک و با همبستگی و همگرایی، این بحران‌ها را حل کرد. در مقابل متأسفانه عربستان و کشورهای عربی به جای تکیه بر مشترکات فرهنگی و مذهبی همچنان بر طبل اختلاف‌افکنی افزودند و توطئه خود را ادامه دادند.

مخالفت آنها با برجام، مخالفت با بهبود رابطه‌ی ‌ایران با جهان غرب و سایر توطئه‌های دیگری که می‌توانستند انجام دهند را ادامه می دهند. امروز با توجه به بحران‌های خونین و ویرانگر خاورمیانه و جنگ مذهب علیه مذهب  در منطقه خلیج فارس، در آزمون بسیار بزرگی قرار داریم که هرگونه اشتباه محاسباتی می تواند برای منطقه ویرانگر باشد.

همان گونه که دولت ایران در چهارسال گذشته تأکید کرده است باید بر اساس حقوق بین‌الملل، احترام به تمامیت ارضی کشورها و عدم مداخله و حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات باید خود این کشورها بحران‌ها را مهار کنند و خلیج فارس نباید به محلی برای تسویه حساب قدرت‌های بزرگ و جنگهای نیابتی تبدیل شود.

drajam%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85

خرابکاری در داخل ایران و خطای استراتژیک

عربستان همواره تصور می کند ایرانی ها در همه جای دنیا علیه عربستان فعالند و مراکز دولتی ایران در خارج در امر شیعه سازی فعالیت دارد در حالیکه این اتهام گریز به جلو است آمارهایی که سازمان های غربی منتشر کرده اند نشان می دهد که چندین هزار نفر در مدارس و دانشگاه حوزوی داخل عربستان و خارج از آن تحصیل می کنندو بعد از تحصیل برای تبلیغ به کشورهای مختلف اعزام می شوند و وزارت اوقاف عربستان و مساجد و شاهزاده ها تامین کننده مالی این مراکز هستند. تولیدات این مراکز چیزی جز تروریزم و افراط گرایی و خشونت ورزی نبوده است. لذا این یاوه گویی که جنگ را به داخل ایران خواهند یک توهم و خطای استراتژیک دیگر است و دخالت علنی در امور داخلی و نقض فاحش حقوق بین الملل. اما حتما می دانند ایران با افغانستان ، سومالی لیبی و سوریه بسیار متفاوت است. عربستان با هزینه های میلیاردی نفوذ زیادی را در بخش مهمی از جهان اسلام بدست آورده اما در ایران موضوع بر عکس است. صدام نیز باور مشابه غلطی داشت و به ایران حمله کرد.  آزموده را آزمودن خطا است، عربستان و شیخ نشین ها هزینه های زیادی کرده اند صدهها نفرایرانی هم در جامعات دینی و حوزوی  آنها تحصیل کرده اند، اما آنها هرگز ستون پنجم نمی شوند. در واقع عربستان در ایران نفوذ و جایگاهی ندارد. آنهایی که راجع به ایران مطالعه دارند می‌دانند که در هم تنیدگی و انسجام مذهبی و قومی در ایران بسیار بالا است و برادران اهل سنت در ایران مردمان بسیار میهن دوست، عاشق ایران و وابسته و شیفته فرهنگ ایرانی هستند و هرگز حاضر نیستند در زمین عربستان ، وهابیت و افراط‌گرایی و خشونت‌گرایی بازی کنند. اما اینکه عربستان عده را در مرزهای ایران در سیستان و بلوچستان بتوانند با پول تطمیع کنند در طول سی سال گذشته نشان داده شده است که این عده هیچ جایگاهی در بین مردم آن منطقه ندارند و بسیاری از اینها هم توسط خود مردم شناسایی و دستگیر شده‌اند. بنابراین تهدیدهای پوچ و توخالی بر ضد ایران بیشتر شعارهایی برای خوراک داخلی خود عربستان است. زیرا عربستان از بحران‌های داخلی رنج می‌برند و نیاز دارد به فرافکنی و نیاز دارد به تراشیدن دشمن خارجی و اکنون ترامپ را به عربستان دعوت کرده‌ و قرار است رهبران ۲۲ کشور عربی دیگر به دستبوس بیایند. این واقعاً مایه‌ی ذلت برای جهان اسلام و جهان عرب است که در منطقه نمی‌توانند بحران‌ها را حل کنند و خلیج فارسی که می‌تواند با همکاری کشورهای منطقه به دریای صلح تبدیل شودرا به دریایی متلاطم تبدیل کنند در تمام سال‌های گذشته سعی کردند قدرت‌های بزرگ را به منطقه بکشانند و معتقدند که بدون حضور قدرت‌های بزرگ امنیت در منطقه برقرار نمی‌شود. در هر حال در ایران هم طرفهای افراطی خطاهایی داشته اند، اما این اشتباهات و خطاها در دو طرف وجود داشته و دولتها باید با بصیرت مانع از اشتباهات بیشتر در دو طرف افراطیون  شوند.

کارشناس ارشدسیاسی*

منبع:مرکز بین المللی مطالعات صلح

 

.. http://www.scfr.ir/fa/ایران-هراسی-و-دو-خطای-استراتژیک-عربستان-در-قبال 

 

عجم: خلیج فارس آبستن جنگی دیگر است

عجم: ورود ایران هزینه دارد، امیر جوان به سازش تن‌ نمی‌دهد

اگر در خلیج‌فارس جنگی فراگیر رخ دهد، آن‌ها دوست دارند پای ایران به جنگ کشیده شود

بین الملل > خاورمیانه – یک پژوهشگر خلیج فارس معتقد است قطع روابط با قطر برای منطقه بسیار خطرناک و زیانبار است و به اقتصاد کل منطقه اسیب جدی وارد خواهد کرد.

زهره نوروزپور: صبح دوشنبه اخبار رسانه های عربی خبر از یک بحران دیگر در منطقه داد، یک کشور عربی کوچک از میان اعراب طرد شد. برخی ناظران بین المللی معتقدند دوحه به دلیل حمایت از تهران به این سرنوشت دچار شده است. برخی دیگر نیز معتقدند قطر به دلیل حمایت از سنتی ترین اسلام گرایان جهان اسلام یعنی اخوان المسلمین و حمایت از مقاومت متهم شده است. برای بررسی قطع روابط قطر با کشورهای عربی با دکتر محمد عجم، پژوهشگر مطالعات حوزه خلیج فارس و غرب اسیا گفتگو داشته ایم که مشروح آن را از نظر می گذرانید:

قطع روابط اعراب با قطر را چگونه ارزیابی می کنید؟ از نظر اقتصادی چه تاثیری بر این کشور دارد؟
قطع روابط دستکم ۴ کشور عربی با قطر تبعات بسیار سنگینی برای اقتصاد قطر دارد خطوط پروازی قطر که دومین خط پروازی در حوزه خلیج فارس است اسیب جدی می بیند تا همین الان ۶۰ پرواز روزانه به قطر قطع شده است شاخص بورس قطر همان ساعات اولیه ۷ درصد سقوط کرده است.
دعوای عربستان با  قطر اگرچه قدیمی است اما پس از بهار عربی  علنی تر شد قطر از جنبش های اسلام گرای سیاسی مانند اخوان المسلمین  حمایت می کرد ولی عربستان مخالف بود و از جنبشهای لاییک بخصوص در لیبی و مصر حمایت می کرد قطر سابقه حمایت در جنگ ۳۳ روزه  از حزب الله و حماس و  در جنگ سوریه از جبهه النصره را دارد که عربستان با هر سه این گروهها مخالف است.

آقای عطوان تحلیلگر برجسته جهان عرب آینده این بحران را جنگ نظامی پیش بینی کرده است؟ نظر شما چیست؟
احتمال محاصره اقتصادی کامل قطر وجود دارد ولی برای جنگ هنوز زود است باید  قدم های بعدی را عربستان بردارد اگر قطر به خواسته های عربستان تمکین نکند عربستان بدنبال قطعنامه در مجمع عمومی و  شورای امنیت علیه قطر خواهد بود اتهام وارده به قطر همدستی با طالبان القاعده و حوثی ها و حماس و تروریستهای اسلام گرای چچنی و حمایت از برنامه هسته ای ایران  است. تا کنون نزدیک به ۲۰ اتهام برای قطر مطرح کرده اند  احتمالا گرفتن قطعنامه برای عربستان مشکل نخواهد بود

با توجه به اوضاع منطقه خاورمیانه، ارزیابی شما از آینده منطقه به چه صورت است؟ با توجه به اینکه قطر از ائتلاف عربی اخراج شده است.

همین اقدام تحریک کننده عربستان به اقتصاد کل منطقه خلیج فارس اسیب می زند و اعتماد سرمایه گذاران را کاهش می دهد، گامهای بعدی فشار برای تغییر حکومت و یا انتقال قدرت است .

همانطور که قبلا هم سال ۱۳۹۲ امیر قطر مجبور به کناره گیری شد اما اینبار امیر جوان قطر بسیار بعید است تن به سازش بدهد و به احتمال زیاد در مقابل توسعه طلبی و هژمونی طلبی عربستان ایستادگی خواهد کرد . قطر می تواند با فتوای شیخ مفتی القرضاوی مقاومت کند اگر قطر ایستادگی کندنظر به عدم بلوغ سیاسی  عربستان احتمال فشار سیاسی و اقتصادی و نظامی بر قطر محتمل است. عربستان در اقدام علیه قطر بسیار جدی است عربستان نمی خواهد یک معمر قذافی دیگر در جهان عرب ظهور کند و عربستان را به چالش دایمی بگیرد.

اینکه در خلیج فارس جنگی فراگیر در بگیرد خواسته  و ارزوی همیشگی اسراییل است اگر جنگی روی دهد انها دوست خواهند داشت پای ایران خواه ناخواه به جنگ کشیده شود اگر در منطقه جنگی در بگیرد و طرف پیروز نداشته باشد و همه بازنده باشند غربی ها استقبال می کنند اما نگرانی غرب این هست که در صورت بروز جنگ متحدان انها اسیب ببینند ولی ایران قدرتمندتر ظاهر شود و در کشورهای عربی نیز ترس این هست که گروهای سلفی افراطی قدرت را بدست گیرند پس فعلا جنگ تمام عیار را اجازه نخواهند داد و بیشتر با فشار اقتصادی و محاصره دریایی قطر را تسلیم خواهند کرد انها از قطر مجموعه ای از خواسته ها را دارند اولین  گام اخراج  رهبران و طرفداران حماس و اخوان المسلمین از قطر است.

این وضعیت برای ایران زیان است یا منفعت؟به هر صورت توضیح دهید که کشور ما چه سیاستی باید اتخاذ کند؟ آیا باید قطر را به سمت خود بکشد؟ یا سیاستی بیطرفانه اتخاذ کند؟

خدای نکرده هر جنگی در منطقه به ضرر منطقه و جهان اسلام است و اقتصاد کل منطقه آسیب می بیند.
ایران در جنگ جهانی اول سیاست بی طرفی اعلام کرد و در جنگ دوم هم همینطور ولی دول متخاصم بی طرفی ایران را نپذیرفتند.

ایران حتما موضع بی طرفی خواهد گرفت.  ورود ایران به نفع هریک از طرفهای دعوا منطقه را خطرناکتر می کند اما اگر فکر کنیم عدم حمایت ما از قطر می تواند جو را بین ایران و عربستان تلطیف کند اشتباه است عربستان بغض فرو خفته زیادی از ایران دارد روابط ما با قطر همیشه بر پایه حسن همجواری و عدم مداخله و همکاری  بوده و همین سیاست حتما ادامه خواهد یافت. به جز کدورتهایی که در سوریه میان ایران و قطر ایجاد شد ایران با قطر مشکل دیگری ندارد، اما ایران جانب هیچ یک از طرفهای متخاصم را نباید بگیرد و البته همانطور که سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرده وضعیت تخاصمی در خلیج فارس بضرر همه کشورهای خلیج فارس است و باید در جهت ارامش و تلطیف فضای تند حاکم بر خلیج فارس عمل نمود. خلیج فارس به ارامش و صلح نیاز دارد.

۵۲۳۱۰

چند سناریوی خطرناک درباره قطر

.

.

روز بزرگداشت فردوسی در دانشگاه فردوسی

مراسم بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی ظهر امروز با حضور معاون رئیس جمهور، استاندار خراسان رضوی، سفرای چند کشور خارجی و جمعی از فعالان فرهنگی و هنری در محل دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.

دکتر عجم فردوسی

در این مراسم نشان فرهنگی هنری فردوسی به دکتر علی رواقی محقق برجسته زبان فارسی و شاهنامه، دکتر حسن انوری چهره ماندگار ادبیات و استاد زبان و ادبیات فارسی، دکتر علی اشرف صادقی عضو پیوسته زبان و ادب فارسی و چهره ماندگار در حوزه ادبیات و استاد شهرام ناظری استاد برجسته موسیقی ایران اعطا شد.

در بخش بین المللی نیز، این نشان به دکتر عبدالغفور آرزو استاد برجسته ادبیات دری از کشور افغانستان، دکتر نعمت یلدریم استاد و رئیس گروه زبان فارسی دانشگاه آتاتورک ارزروم و دکتر علیم اشرف خان مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه دهلی اختصاص یافت.

گفتنی است، در مراسم روز ملی پاسداشت زبان فارسی، از تمبر روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان و ادبیات فارسی نیز با حضور مسئولان و سفرای کشورهای خارجی رونمایی شد.

 شهرام ناظری گفت:

فردوسی را همه مردم دنیا می شناسند و از جایگاه بسیار رفیعی در بین ملل مختلف جهان برخوردار است. وی با اشاره به اینکه ضرورت دارد فردوسی شناسان در زمینه رشد و توسعه زبان و ادبیات فارسی گام های بلندتری بردارند، خاطرنشان کرد: مقام فردوسی ورای هر مرز جغرافیایی است و باید بیش از این تلاش شود تا با چنین برنامه هایی فردوسی بیش از گذشته به جهانیان معرفی شود. ناظری با بیان اینکه کار در خصوص شاهنامه را از ۳۰ سال پیش آغاز کرده، اظهار کرد: متاسفانه در آن زمان فضا برای اجرای کنسرت با اشعار فاخر فردوسی در داخل کشور فراهم نبود و ما مصمم شدیم که به اجرای آن در کشورهای مختلف دنیا بپردازیم. شوالیه موسیقی ایران گفت: این اجراها آنقدر تکرار شد که دوستان داخل کشور نیز مجاب شدند که به اجرای چنین کارهایی مجوز بدهند. ناظری گفت: من در بسیاری از کشورهای دنیا و نیز تمام استان های کشور، به جز در مشهد، برنامه های متنوعی را با استفاده از سروده های فردوسی بزرگ اجرا کرده ام و البته باید از دانشگاه فردوسی که در این زمینه گام های مثبتی برداشته، تقدیر و تشکر کرد. استاد برجسته آواز ایران یادآور شد: اگر دوگانگی های موجود در این زمینه حل شود و آشتی ملی در خصوص موسیقی به وجود بیاید قطعا می توانیم از رشد فرهنگی بیشتری بهره مند شویم. شهرام ناظری اظهار کرد: بسیاری از اقوام در طول تاریخ زبان و گویش خود را از دست داده اند و لیکن ما ایرانیان، با همت و تلاشی که حکیم فردوسی در شاهنامه خود به خرج داد، همچنان به زبان فارسی صحبت می کنیم و فرهنگ و بسیاری از آیین های ملی خود را حفظ کرده ایم. در پایان این مراسم از تلاش ها و خدمات استاد شهرام ناظری، که با اجرای اشعاری از شاهنامه فردوسی در راستای تقویت شعر و ادب فارسی صورت داده است، قدردانی شد. ۲۵ اردیبهشت ماه، روز ملی بزرگداشت حیکم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی نام گرفته است.

https://inten.to/telegram/channel-drmajam-rh-nw

پیامدها و آینده حضور ناتو در خلیج فارس – گفتگو با دکتر محمد عجم

پیامدها و آینده حضور ناتو  در خلیج فارس – گفتگو با دکتر محمد عجم

نگارش IPSC-مرکز بین المللی مطالعات صلح در دی ۷, ۱۳۹۵ – ۷:۰۰ ق.ظ

پیامدها و آینده حضور ناتو  در خلیج فارس – گفتگو با دکتر محمد عجم

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

در یک دهه گذشته کشورهای ناتو توجه ویژه ای به منطقه خلیج فارس کرده است. در این میان برای بررسی بیشتر حضور ناتو و آینده حضور نظامی گسترده ناتو در خلیج فارس و تاثیرات امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی در منطقه گفتگویی داشته ایم:

واژگان کلیدی: پیامدها حضور ناتو  در خلیج فارس، آینده،  ناتو ، خلیج فارس، خلیج فارس

مرکز بین المللی مطالعات صلح: علل توجه  اخیر کشورهای عضو ناتو به خلیج فارس در چه عواملی است؟

 باید بگوییم که درچند ماه گذشته خلیج فارس مورد توجه زیاد ناتو قرار نگرفته ، بلکه توجه آنها قدیمی است . اما عواملی موجب گردید که در طول سالهای گذشته توجه ویژه  و استقرار آنها در  منطقه خلیج فارس با تعلل روبرو شد اولا ناتو در سال ۱۹۴۹۹ در آغاز جنگ سرد بخاطر دفاع از کشورهای اروپایی در مقابل گسترش و یا تهدید کمونیزم ایجاد شد. اما  ناتو  بعد از سپتامبر ۲۰۰۱ تمام اهداف و تمرکز خود را بر روی مبارزه با تروریسم قرار داده است و از همان زمان هم به فکر ایجاد پایگاه هایی خارج از مرزهای سنتی خود بود و توجه ویژه ای هم به خلیج فارس داشت. امروزه تهدید ایران و نفوذایران در ادبیات نظامی گری ناتو جای نفوذ و تهدید کمونیزم  را گرفته است حتی ناتو ادبیات ضد روسی را هم زیاد دامن نمی زند بیشتر روی  دو موضوع کلان فلسفه و ادبیات رسانه ها را تنظیم کرده است اول : ضد تروریزم  دوم ” خطر ایران”  تمرکز کرده است، زیرا با این دو واژه یا مفهوم راحت تر می تواند اجماع ایجاد کند و  پول و ثروت حکام خلیج فارس را جذب کند  اما در ورای این دو موضوع اهداف بسیار والاتری دارد. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس دستکم ۱۲۰۰ میلیارد دلار سالانه سلاح می خرند که تقریبا تمامی آن از سوی  کشورهای عضو ناتو تامین می شود. عربستان به تنهایی  هفتاد میلیارددلار خرید نظامی دارد. یعنی فراتر از چین .

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: حضور بسیار گسترده تر ناتو و آینده حضور نظامی گسترده ناتو در خلیج فارس چه تاثیرات امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی در منطقه خواهد گذاشت؟

تاثیرات بسیار زیادی خواهد گذاشت. حضور گسترده ناتو  و کشورهای عضو ناتو  در خلیج فارس از سوی ایران به عنوان یک حضور استعماری و برای غارت منابع طبیعی این کشورها و ایجاد جو دشمنی و نا امنی  قلمداد می شود به نوعی حضور این کشورها و پایگاه های آنها نشانگر تهدید و برای ایجاد بازار گرمی سلاح و مسابقه ی تسلیحاتی است و تنش را افزایش می دهد. ایران هم برای توازن قوا در مقابل خرید انبوه تسلیحات کشورهای شورای همکاری خلیج فارس،  ناچار است که به سیاست های دفاعی و به سیاست مسلح شدن هر چه بیشتر روی بیاورد. این مسابقه تسلیحاتی در خلیج فارس به ضرر همه کشورهای منطقه است. چون کشورها را از  توجه به سیاست های سازندگی و شکوفایی اقتصادی باز می دارد و اقتصاد این کشورها را کند می کند. در حال حاضر  همه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در یک مسابقه خرید انواع سلاح های مدرن  هستند، یا به عبارتی در شرایط صلح مسلح هستند. این ذخیره سازی انبوه  انواع سلاح های مدرن می تواند آینده خطرناکی داشته باشد. به خصوص این که این کشورها هم  در درون خود منازعات بر سر جانشینی و رقابت در کسب قدرت دارند  و هم  خود کشورها با یکدیگر منازعات مرزی دارند. از سوی دیگر  با کشورهای غیر عربی  نیز دارای منازعاتی هستند. مثلا امارات که با ایران بر سر جزایر سه گانه ادعاهایی را مطرح می کند. این ادعا ها می تواند به تنش و در نهایت با بی تدبیری یکی از طرف ها به جنگ منجر شود. منطقه خاورمیانه که خلیج فارس هم جزء آن است، متاسفانه منطقه ی تناقض‌ها، تضادها، بدبینی ها، سوء ظن ها و تعارفات است. در همان حالی که کشورهای عربی در زیر یک سقف تشکیل جلسه می دهند، در بیرون جلسه با هم اختلاف دارند. ما قبلا در منطقه ی خاورمیانه یک اختلاف بسیار بزرگ داشتیم که معمولا تحلیل گران به آن اختلاف یا منازعه عربی- اسرائیلی می گفتند. بعدها منازعه ی دیگری به نام منازعه عربی- عربی نیز ایجاد شد. بعد از انقلاب اسلامی ایران منازعه عربی- ایرانی (فارسی) هم به آن اضافه شد. بعدها منازعه و اختلاف شیعه و سنی هم ایجاد شد. الان  منازعه سنی – سنی هم  ایجاد شده است. در کشورهایی مثل مصر اختلافات مسیحی- اسلامی هم وجود دارد. در حال حاضر هم اختلاف عربی- کردی هم داریم.  منازعه عربی اسرائیلی بکلی به حاشیه رفته است اسرائیل از مسلح شدن کشورهای عربی ترسی ندارد بلکه آنها را تشویق هم می کند چون احساس می کندبا شرایط فعلی خاورمیانه  اعراب نه اکنون  و نه در آینده  خطری برای  موجودیت اسرائیل نیست . می بینید که انواع مختلف  منازعات را در خاورمیانه داریم. در واقع منطقه ای که چنین منازعاتی را در درون خود دارد می تواند آبستن حوادث باشد. می تواند مانند بشکه باروت عمل کند حداقل یکبار و در بحران سوریه  این ظرفیت بحران سازی، کارایی  خود را نشان داده است موج بحران به هر طرفی که برود ظرفیت تخریبی زیادی دارد بخشی از ظرفیت بحران سازی در منطقه ناشی از انبوه دلارهای نفتی است.

 به طور قطع و یقین ایران نباید سیاست خوش بینی به این منطقه داشته باشد و ناچار است که در مقابل مسلح شدن این کشورها دست از مسلح شدن خود نکشد، اکنون  که این کشورها دشمنی خود را با ایران بطور شفاف  آشکار کرده اند ایران ناچار است  سیاست های دفاعی و تسلیحاتی خود را به بهترین نحو پیش ببرد.

مسابقه بدبینی و نظامی گری در منطقه خلیج فارس موجب شده است که خلیج فارس به یک دریای بحران ساز  تبدیل شود و بجای رشد و شکوفایی تجاری به انبار سلاح تبدیل شده است که آگاهان سیاسی آنرا برای آینده منطقه خطرناک می دانند. آینده منطقه ممکن است که به ناآرامی ها یا مشکلاتی یا برخوردها و تنش هایی منجر شود که مدیریت آن خیلی سخت باشد. حداقل آن این است که ممکن است یک جنگ روانی را ایجاد کند، که خود این جنگ روانی مشکلات زیادی را برای آینده کشورها خواهد داشت. در منطقه خلیج فارس هندیها چینی ها و خیلی از کشورها سرمایه گذاری دارند و سرمایه گذاری این کشورها هم به خطر خواهد افتاد و هندی ها و چینی هم در صورت بروز بحران به منطقه کشیده خواهند شد .

مرکز بین المللی مطالعات صلح: حضور ناتو در خلیج فارس چه تاثیرات امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی برای منافع ایران دارد؟

توجیه کشورهای عربی این است که آنها بخاطر تهدیدات و خطر  ایران  به انبار کردن سلاح های پیشرفته و سیستم های دفاع موشکی و غیره و یا انواع موشک ها روی آوردند، و  معقتد بودند که ایران اتمی خطری متوجه منطقه می کند که باید جلو آن ایستاد. در حال حاضر که ایران برجام را امضا کرده است و رسما و عملا نشان داده است که به دنبال تهدید اتمی نیست و بدنبال اثبات این بوده است که برنامه هسته ای ایران هیچ کشوری را تهدید نمی کند، بلکه می تواند در خدمت کشورهای منطقه باشد؛ انتظار می رفت که کشورهای عربی دست از خصومت و ایران هراسی بیشتر بکشند. ولی متاسفانه آنها بعد از همه این حسن نیت هایی که ایران نشان داده است، بیشتر به نظامی گری روی آوردند. مثلا کویت درحال حاضر قرارداد همکاری با پیمان ناتو امضا کرده است. انگلیسی ها در بحرین و امارات متحده پایگاه دارد. ترزا می نخست وزیر انگلیس در سفر اخیر به منطقه گفت که به منظور تقویت امنیت کشورهای منطقه خلیج فارس از “یک مشارکت امنیتی” حمایت می‌کند که شامل سرمایه‌گذاری دفاعی و آموزش نظامی در بحرین و اردن هم بشود. ترکیه عضو دیگر ناتو یک پایگاه چند منظوره درقطر دارد. اکنون  امریکا پایگاه های متعددی در کشورهای حاشیه خلیج فارس دارد. ناوگان پنجم دریای امریکا در بحرین مستقر هست.  چیزی حدودی شصت پایگاه و مقر از سوی کشورهای عضو ناتو و امریکا و کشورهای بزرگ عضو ناتو در اطراف ایران وجود دارد و این یک خطر و تهدید جدی نه تنها برای ایران بلکه برای صلح جهانی است. تمام هم و غم ایران باید در این موضوع متمرکز شود که چگونه می توان خاورمیانه را عاری از سلاح های کشتار جمعی و عاری از خشونت و تهدید و بدبینی کرد. چگونه می شود درخاورمیانه و خلیج فارس اعتمادسازی  کرد و جو بدبینی و توهم توطئه  و ترس از یکدیگر بخصوص ایران  هراسی را از بین برد.  حکام کشورهای عربی در یک توهم عجیبی بسر می برند و احساس تهدید و ترس دایمی از ایران دارند این توهم ترس باعث شده که برای ایجاد جو روانی  احساس امنیت  به سوی مسابقه‌ی تسلیحاتی و دعوت از ناتو و قدرتهای استعماری  روی آورند. حضور ناتو در منطقه به ایران هراسی بیشتر دامن می زند زیرا حکام کشورهای عربی با تکیه بر ناتو به خود جرات می دهند  بیشتر علیه ایران جنجال ایجاد کنند و  فضای مخربی را ایجاد کنند. و این جنجال سازی های کاذب می تواند تسلسل  و یا دایره ای از بی اعتمادی و تخریب را موجب شود.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آینده حضور ناتو در خلیج فارس چگونه خواهد بود؟ سناریوهای مورد نظر در این حوزه چیست؟

درباره آینده حضور ناتو در خلیج فارس سه احتمال قابل  طرح است: ممکن است  حضور آنها افزایش پیدا  کند و یا ممکن است حضور آنها کاهش پیدا کند و یا این که به طور کامل از خلیج فارس خارج خواهند شد. هر کدام از این سه سناریو محتمل است اما این که ما تصور کنیم که ناتو از خلیج فارس خارج خواهد شد و یا حضور خود را در این منطقه کاهش خواهد داد، این موضوع بسیار بعید به نظر می رسد. این منطقه، منطقه‌ی بدبینی هاست و کشورها به هم بدبین هستند. این بدبینی در حال حاضر بین کشورهای عربی شورای همکاری خلیج فارس و ایران و متحدینش مثل عراق و سوریه ظهور علنی پیدا کرده است قبلا مخفی و پوشیده تر بود. اما دعواهای عربی- عربی بسیار عمیق تر از دعوا و یا منازعه عربی- فارسی است. یعنی در آینده ممکن است تغییراتی پیدا شود. فرض کنید که ایران سیاست هایی را اتخاذ کند و توهم ترس عربها ازایران به صفر برسد متعاقب آن  در این کشورها می تواند منازعات درون عربی بروز کند و بین خود آنها جنگ و درگیری ایجاد شود. کما این که خیلی ها در ایران معتقد بودند  که ما نباید در مقابل همسایگان و رقبا و بخصوص دشمن،  چهره‌ی ترسویی از خود نشان دهیم.  چون اگر ایران چهره ترسویی از خود بروز بدهد، دشمن وقیح تر و گستاخ تر می شود. بنابراین همیشه باید چهره تهاجمی داشت و هیچ کوتاه نیامد. یعنی آنها اگر یک قدم در جهت خشونت بر می دارند و تهدید می کند، ایران نیز باید چندین قدم بردارد. اما این سیاست منجر به اعتماد سازی نشده است و نتوانسته است، خلیج فارس را به دریای آرامش و صلح تبدیل کند. بلکه همسایه های عرب را وحشت زده تر کرده است. چون آنها کشورهای کوچکی هستند و توان دفاعی لازم را  ندارند لذا به طور طبیعی و روانی دچار وحشت از ایران می شوند. وقتی کشوری مثل بحرین ایران را تهدید می کند اصولا کسی در ایران توجهی به این تهدید نمی کند. چون بحرین کشوری نیست که قادر باشد ایران را عملا تهدید کند.  ایران از تهدید کشورهای مثل عربستان هم ترسی ندارد. چون ایران به خود اعتماد کافی دارد که قادر است از خود در مقابل همه کشورهای خلیج فارس بلکه در مقابل همه متحدین آنها دفاع کند. ایران ترسی از اسرائیل و امریکا در منطقه ندارد، چه برسد به کشورهای عربی. اما کشورهای عربی چون بنیه ضعیفی دارند، خیلی سریع از تهدید ایران ترس زده و هراسناک می شوند و این ترس آنها باعث شده است که ناتو و کشورهای غربی را به منطقه بکشند. بنابراین باید دید که آیا تهدیدات ایران باعث شده است که آنها به ناتو روی بیاورند یا مسائل دیگری در کار بوده است که آنها را به سوی ناتو و امریکا سوق داده است. اما به هرحال یک حقیقت وجود دارد و آن این است که این کشورهای عربی پای بیگانگان را به خلیج فارس کشاندند. اولین بار در جریان جنگ ایران و عراق،  کشورهای عربی پای ناوگان های امریکا را بهخلیج فارس کشاندند. بعد ازآن در جریان جنگ عراق و کویت بود که کشورهای عربی از امریکا و متحدینش دعوت کردند که به خلیج فارس بیایند و کویت را نجات دهند. بعد از آن در جریان سرنگونی صدام بازهم این کشورهای عربی بودند که ناتو، امریکا، کشورهای غربی و ناوگان های آنها را به منطقه کشاندند. بطور طبیعی کشورهای صادر کننده سلاح نیز مشوق این کشورها در خرید اسلحه هستند و رسانه های گروهی آن کشورها برای بازار گرمی باید به ایران هراسی دامن بزنند مقامات انگلیسی و غربی بارها و بارها در ملاقات و گفتگو با همتایان عرب خود از تهدیدات ایران و سیاست توسعه طلبی ایران و هژمونی خواهی ایران داد سخن گفته اند نه بصورت محرمانه بلکه بطور علنی و  حکام عربی نیز خود  نیز به این ایران هراسی دامن می زنند در حال حاضر هم که مسابقه تسلیحاتی باعث شده است که خلیج فارس به انبار سلاح های پیشرفته تبدیل گردد. لذا باید گفت انتظار نمی رود که حضور  ناتو و یا کشورهای عضو ناتو در خلیج فارس کاهش یابد مگر اینکه در منطقه جنگ و خشونت روی دهد و هزینه های زیادی بر آنها تحمیل شود ایجاد هزینه های سنگین برای حضور آنها در صورت بروز جنگهای تروریستی میسر است. همانطور که آمریکا بدلیل هزینه های کلان  وتلفات زیاد از عراقو افغانستان در ظاهر خارج شد.

نقش عمان در جهان اسلام، گفتگو با دکتر محمد عجم

نقش عمان در جهان اسلام، گفتگو با دکتر محمد عجم، کارشناس خلیج فارس

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام

 

عمان عضو شورای همکاری خلیج فارس و در جنوب دریای عمان و یا مکران است. این کشور اسلامی توجه ویژه‌ای به جهان اسلام داشته است. در این راستا برای بررسی نقش عمان در جهان اسلام و واکاوی بیشتر سیاست خارجی این پادشاهی به گفتگویی با دکتر عجم کارشناس سرشناس مسائل خلیج فارس پرداخته‌ایم:

 

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: رویکردهای فرهنگی، ایدئولوژیکی و مذهبی دولت عمان از آغاز استقلال چگونه بوده است؟

رویکرد فرهنگی، ایدئولوژیکی و مذهبی دولت عمان شباهت بسیار زیادی به حکومت ودولت در عربستان سعودی دارد. عمان از بعد فرهنگی و مذهبی تشابه زیادی با عربستان دارد. سنت گرا و درون گراست و هم اینکه به صورت سنتی اداره می‌شود و شیخ یا امیر و رئیس قبیله حاکم بر کشور است. فاقد نهادهای نظارتی و احزاب و پارلمان می‌باشد. می‌توان گفت به طور کامل شباهت زیادی از لحاظ فرهنگی و ایدئولوژیکی به عربستان دارد. تنها تفاوتی که با عربستان دارد این است که فرهنگ عربستان بر اساس ایدئولوژی وهابی پایه گذاری شده ، اما در عمان آن رویکرد وهابی کم رنگ است، اما اصول کار تقریباً مشابه است. سازمان‌های حقوق بشری همواره از شیوه تبعیض آمیز و عدم شفافیت در هر دو کشور انتقادات شدیدی داشته‌اند. اما عمان در مجموع مجازات اعدام بسیار کمتری از عربستان دارد.

 DrAjamPersianGulf1386

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: نقش مذهب و نهادهای مذهبی در سیاست خارجی عمان چیست؟

در عمان و سایر کشورهای عربی خلیج فارس قانون اساسی به معنای غربی آن وجود ندارد. اما یک قانون یا دستورالعمل به نام حقوق اساسی که می‌توان اسمش را قانون اساسی گذاشت دو دهه قبل به وجود آمده که برا اساس آن نوشته،  حقوق اساسی و تمام قوانین در عمان بر پایه شریعت اسلام انجام می‌شود.

تمام مردم عمان مسلمان هستند و دین رسمی اسلام می‌باشد. البته اکثریت مردم و در حدود ۵۵ درصد، مذهب اباضی دارند که اباضیه از لحاظ فقهی به اهل سنت شباهت دارد. اما از لحاظ جانشینی و تقلید و برخی آداب و رسوم دیگر، به شیعه نزدیک است. آن‌ها اعتقاد دارند که همیشه باید یک امام رهبری جامعه اسلامی را بر عهده داشته باشد. درصد پیروان ادیان و مذاهب دیگر در عمان ناچیز است و بیشتر خارجی‌ها هستند. درصد خیلی کمی از خود مردم عمان مذهب هندویی و یا زرتشتی دارند که اکثراً هم ریشه مهاجر دارند.

در عمان مثل سایر کشورهای عربی تقریباً همه فرامین با نام سلطان و امیر صادر می‌شود. همه جشن‌ها، فستیوال‌ها، کتاب‌ها، سمینارها با نام پادشاه انجام می‌شود. حتی خبرنگاران و قضات دادگاه‌ها هم با حکم سلطان منصوب می‌شوند. دادگاه بدوی، دادگاه تجدید نظر و دادگاه عالی، البته بر اساس عرف و شریعت اسلامی عمل می‌کنند. به خصوص دادگاه مدنی و خانواده اصولاً توسط علما اداره می‌شوند. ولی باز هم فرامین سلطان در این احکام و انتصابات و اجرای آن نقش بارزی ایفا می‌کند.

 

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: عمان چه نگاهی به کشورهای جهان اسلام داشته است؟

عمان جزو کشوهای همکاری اسلامی یا سازمان کنفرانس اسلامی است، اولویت اول این کشور ارتباط دوستانه با کشورهای مسلمان است. به خصوص کشورهای مسلمان همسایه. این همیشه یکی از اولویت‌های کشور عمان بوده است اما عمان خود را از منازعات سیاسی جهان اسلام بدور نگهداشته است.

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: در دهه‌های گذشته در جهان اسلام، عمان چه نقش عمده‌ای را بازی کرده است؟

باید گفت که نقش عمان در جهان اسلام خیلی محدود بوده. بیشتر در کشورهای آفریقایی از نفوذ تاریخی خود استفاده کرده. در بعضی کشورهای شرق آفریقا به خصوص در تانزانیا، کمور،کنیا و اوگاندا فعال بوده. مبلغین مذهبی را به آنجا فرستاده و فعالت های مذهبی در آن بخش از آفریقا داشته. اما غیر از این، نقش بارز دیگری نداشته. به جز اینکه در مورد ایران معمولاً سعی کرده توازتی ایجاد کند و تا حدودی برای رفع کدورت‌ها بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، سعی کرده نقش بازی کند. البته باید توجه کرد که این نقش هم محدود است و عمان در منازعهٔ بین ایران و اعراب شورای همکاری خلیج فارس یا کشورهای اتحادیه عرب، قطعاً جانب ایران را نخواهد گرفت. بلکه در این مسائل عمان ناچار است از عربستان و اهدافی که شورای همکاری خلیج فارس تعیین می‌کند پیروی کند. قاعدتاً عمان در چنین جایگاهی نیست که بتواند مستقل از عربستان و برخلاف رویه شورای همکاری خلیج فارس اقدامی انجام دهد یا برای ایران کمک شایان توجهی بکند. چنین انتظاری از عمان نباید داشت. عمان یک کشور کم اهمیت اما با موقعیت جغرافیایی با ارزش هست  و نقشی که در سیاست منطقه‌ای و جهانی می‌تواند بازی کند، نقش محدودی است. به همین خاطر اگرچه سفر آقای دکتر روحانی در ۲۷ بهمن ۹۵ به عمان و کویت برای رفع سلسله اتهام‌هایی که در جهان عرب  به ایران وارد می‌شود، خیلی ضروری بود. اما نباید انتظار داشت که این سفر چندان تاثیری بر تلطیف فضای سرد ایرانی و عربی بگذارد. متاسفانه در طول ۳۰ سال گذشته آنقدر سوء ظن، بدبینی و توهمات روی هم انباشته شده که به این سادگی این سوء ظن و بدبینی‌ها قابل‌ترمیم نیست. آن‌ها یک فهرست بلند بالایی از خواسته‌هایی از ایران دارند و مدعی هستند ایران به جای حرف باید عمل کند. بعضی از این خواسته‌ها اصلاً قابل اجرا نیست و دخالت در وحدت و انسجام ملی ایران است. در واقع ایران و اعراب در یک موقعیت  تضاد منافع رسیده‌اند. آن‌ها خواسته‌هایی از ایران دارند که بخشی از آن مغایر با منافع ملی و یکپارچگی ایران می‌باشد. در خواست عدم مشارکت ایران در مسائل عراق، سوریه و لبنان و حزب الله مسائل ساده‌ای نیستند که جمهوری اسلامی بتواند آن را بپذیرد. در خصوص یمن و بحرین، ایران مکرراً گفته که اصلاً قصد ورود و مداخله ندارد و بیشتر همبستگی عاطفی با مردم دارد و می‌خواهد بحران مسالمت آمیز حل شود و در مورد سوریه و عراق، ایران دیدگاه‌های دیگری دارد. ایران مکرراً گفته که آغاز گر هیچ جنگی نبوده و قصد حمله به هیچ کشوری را ندارد نیت اختلاف افکنی و سلطه جویی ندارد. اما اعراب اصلاً این حرف‌ها را باور نمی‌کنند.

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: نقش میانجی گرانه عمان چه اهدافی را پیگیری می‌کند؟

بنظر می‌رسد اهداف عمان بیشتر جنبه انسان دوستانه داشته باشد. سلطان قابوس مسن‌ترین حاکم در کشورهای عربی است و بر اساس اصل ریش سفیدی و شیخوخیت در بین اعراب احترام دارد. می‌خواهد از این ظرفیت برای ایجاد جو احترام آمیز و عدم تشنج استفاده کند. اصولاً عمان طعم تلخ عوارض جنگ را در شورش ظفار تجربه کرده است و نمی‌خواهد جهان اسلام را در حال نزاع و جنگ بین خودی‌ها ببیند.الان در یمن جنگ عرب- عرب وجود دارد به عبارت دیگر جنگ عرب مسلمان با عرب مسلمان این بدترین چیزی است که می‌شود دامنه آن گسترش یابد .

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: آینده نقش عمان در جهان اسلام به چه عواملی وابسته است؟

عمان همیشه نسبت به منازعات در جهان اسلام اظهار نگرانی کرده است و عمان چون خود درگیر این بحران‌ها نیست و در کنار و دور از بحران‌ها هست می‌تواند نقش سازنده‌ای ایفا کند.

 

گفتگو با دکتر محمد عجم

اهداف منطقه ای و جهانی عمان – گفتگو با دکتر محمد عجم

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

عمان کشوری در همسایگی جنوبی ایران و عضو شورای همکاری خلیج فارس است. این کشور در یک سال گذشته توجه ویژه ای به میانجی گری در  چالش های منطقه ای داشته است. در این راستا برای واکاوی بیشتر سیاست خارجی این پادشاهی و بررسی اهداف منطقه ای و جهانی عمان گفتگویی با دکتر عجم کارشناس سرشناس مسائل خلیج فارس داشته ایم:

 

واژگان کلیدی: اهداف منطقه ای، جهانی نقش، عمان ، جهان اسلام، سیاست خارجی عمان، مسقط

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: اصول و اهداف سیاسی خارجی عمان چیست؟

اصول و اهداف سیاسی خارجی عمان در واقع ادامه ی سیاست و اصول سیاست خارجی است که شورای همکاری خلیج فارس تدوین می کند. عمان از بنیانگذاران شورای همکاری خلیج فارس  و عضو اتحادیه عرب است و تقریبا با سیاست های این دو سازمان منطقه ای و قومی همراه و هم سو است. اما در مجموع سیاست خارجی عمان، سیاست ملایم و میانه رویی است و با همه کشورهای دنیا رابطه خوبی دارد. به خصوص با جهان غرب و آمریکا، انگلستان، اروپا و به خصوص با ایران.

مهم ترین نهاد ها و ساختارهای تاثیر گذار بر سیاست خارجی عمان کدام هستند؟  سلطان قابوس بن سعید، پادشاه عمان است و در  واقع سیاست و حکومت در عمان مثل سایر کشورهای شیخ نشین منطقه است ساختار قدرت سنتی است ، یعنی امیر یا شیخ و یا رئیس قبیله بطور موروثی قدرت مطلق را در دست دارد. در عمان هم  علی رغم اینکه اصلاحات سیاسی بسیار خوبی در دو دهه ی اخیر انجام شده، اما همچنان سلطان رئیس قوه ی قضاییه، مقننه و اجرایی است. وزیر خارجه، نخست وزیر، فرمانده کل قوا و وزیر دفاع، همه یا تحت هدایت خود سلطان هستند یا اینکه منصوب شخص ایشان هستند. حتی وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی نیز تحت نظر وی می باشد در حقیقت  خود سلطان در راس همه امور اجرایی و سیاست خارجی است و قوه ی قضاییه هم با فرامین سلطان تعیین تکلیف می شوند. البته از سال ۱۹۹۱ دو مجلس که تقلیدی از مجلس ملی و سنای دیگر کشورهاست به وجود آمده که به نوعی انتخابی، انتصابی محسوب می شود. یکی شورای مشورتی است و دیگری شورای دولت یا شورای وزرا. این نهاد ها با ارایه پیشنهاد و راهکارهای تخصصی تا حدودی در کشور تاثیر گذار هستند، اما تاثیر اصلی را راه و روش سلطان و یا  فرمان های اجرایی او دارد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: اهداف و اولویت های منطقه ای سیاست خارجی عمان چیست؟

اهداف و اولویت های منطقه ای سیاست خارجی عمان اصولا بر پایه ی منافع ملی آن کشور است. اولویت اول به کشورهای همسایه داده می شود. به خصوص هند، پاکستان، ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس. سیاست خارجی عمان تقریبا منطبق است با اهدافی که شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب تدوین می کند به جز بعضی موارد استثنایی که با منافع ملی آن کشور پیوند خورده  به خصوص در رابطه با ایران و هند که میتوان گفت شاید بعضی اوقات با اهداف شورای همکاری خلیج فارس کاملا همسو نباشد .

dr-ajam-iicas

مرکز بین المللی مطالعات صلح: عمان چه نگاهی به بازیگران بزرگ بین المللی داشته است؟

باید گفت که عمان به بازیگران بزرگ بین المللی نگاه احترام آمیزی داشته و روابط دوستانه و تاریخی ای با آمریکا و بریتانیا داشته. اصولا از سال ۱۹۷۰۰ که سلطان قابوس به قدرت رسیده سعی کرده که این کشور را از حالت درون گرایی به برون گرایی وارد کند و روابط خود را با کشورهای جهان گسترش دهد. رابطه عمان بخصوص با هند، پاکستان، چین رابطه خوبی هست. عمان از سال ۱۹۷۳ روابط خود را با چین کمونیست شروع کرد با پاکستان روابط خود را توسعه داد سواحل مکران که جزو عمان بود به پاکستان واگذار شد و در سال ۱۹۵۸ هم بندر گوادور را به ۶ میلیون دلار به پاکستان فروخت و بعد از فروپاشی شوروی عمان با کشورهای آسیای میانه و با روسیه روابط متعادلی  داشته است. عمان عضو اتحادیه کشورهای کریدور شمال جنوب هست این کریدور بندرعباس را از طریق ریلی و جاده ای به آسیای میانه ، روسیه و اروپا وصل می کند عمان قرار هست از طریق لوله زیر دریا گاز مصرفی هند را در بخش جنوبی هند تامین کند بخش اعظم این گاز از ایران به عمان صادر خواهد شد. روابط عمان با سایر کشورهای جهان اهمیت و برجستگی قابل ملاحظه ای نداردو بیشتر به فروش نفت و واردات سلاح و همکاری های نظامی و دریایی محدود می شود.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در دهه های گذشته عمان چه نقش عمده ای را در مسائل منطقه ای بازی کرده است؟

باید گفت از سال ۱۹۷۵ که با کمک ایران، بریتانیا و پاکستان، شورش چپ گرایان ظفار در هم شکسته شد ، عمان وارد مرحله ی جدیدی از تاریخ خود شد و سلطان قابوس سعی کرد که روابط خارجی خود را توسعه دهد و عمان از یک کشور سنتی عقب مانده خود را وارد جرگه ی توسعه بکند. در نتیجه عمان از آن زمان وارد معادلات بین المللی شد. از قرار داد صلح کمپ دیوید اعراب و اسراییل، مصر و اسراییل حمایت کرد. در عین حال که رابطه ی خوبی با انگلستان و امریکا داشت. در سال ۱۹۸۶ سفارت خود را در مسکو ایجاد کرد. سعی کرد که با امارات و عربستان مشکلات مرزی خود را حل کند و بعد از جنگ بین ایران و عراق سعی کرد بین این دو کشور میانجی گری کند و در پایان دادن جنگ و صدور قطعنامه های پایان جنگ ۵۹۸۸ نقش بارزی را ایفا کرد. وحتی میزبان برخی مذاکرات محرمانه در اواخر جنگ بوده است.البته عمان به عنوان یک کشور متحد آمریکا، مبدا آن هواپیماهایی بود که به طبس وارد شدند. و عمان سعی کرد در عین حال که با ایران رابطه ی خوبی دارد، با عراق و آمریکا هم رابطه ی خوبی داشته باشد. بعدها برای آزادی شهروندان غربی زندانی در ایران وساطت کرده و اقدامات موفقیت آمیزی داشته است بطوریکه  در رابطه با آزادی ملوانان انگلیسی که در دوره آقای احمدی نژاد دستگیر شدند، عمان نقش خیلی بارزی داشته است. وساطتی که بین ایران و همسایگان عرب ایران هم  داشته و از تشنج زایی میان این کشورها حمایت کرده است در بهبود رابطه ی ایران با عربستان و انگلستان نقش داشت و با قطع رابطه ی انگلستان با ایران، عمان به مدت ۵ سال حافظ منافع انگلستان در ایران بود. اولین سری ملاقات های محرمانه ی هسته ای بین ایران و آمریکا از سال ۱۳۹۱۱ با وساطت شخص سلطان قابوس و وزیر خارجه اش در عمان شروع شده بود. رسانه های گروهی عمان از دامن زدن به جو ضد ایرانی ابا دارند و ایران را خطری برای منطقه نمی دانند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نقش عمان در نظام بین الملل و منطقه به چه عواملی وابسته است؟

نقش کشورها بستگی به موقعیت جغرافیایی، وضعیت اقتصادی، جمعیت و سرمایه ی این کشورها دارد. عمان جمعیت قابل ملاحظه ای ندارد. حدود دو میلیون بومیان این کشور و دو میلیون نیز مهاجران هستند. از قدرت اقتصادی و حجم بالای توان اقتصادی هم برخوردار نیست. اما یک موقعیت استراتژیک و تنوع قومی دارد که این موقعیت استراتژیک به عمان نقش بارزی می دهد. عمان در همسایگی هند و پاکستان و ایران واقع شده. و این موقعیت  مهم ژئوپلتیکی،  تنوع قومی و تنوع جغرافیایی و آب و هوایی عمان را از سایر کشورهای حوزه خلیج فارس جدا می کند،. عمان کشوری است که دارای بومیان متنوعی است  به طور مثال ۳۰۰ درصد بومیان عمان بلوچ ها هستند که به نوعی به زبان و فرهنگ ایرانی وابسته هستند. این قوم نقش بارزی در فراز و نشیب های عمان داشته. به خصوص زمانی که عمان توانست به عنوان یک امپراتور ظاهر شود و هنگامی امام مسقط  سواحل آفریقایی را فتح کرد و پرتغالی ها را شکست داد به خصوص در جنگ ۱۶۹۸ که قلعه جیزز یا قلعه عیسی را در شهر ممباسا از پرتغالی ها گرفتند و آن را تصرف کردند و به امپراتوری پرتغال پایان دادند. نقش بارزی که بلوچ ها در این تحولات بازی کردند خیلی مهم بود. بخشی از فرهنگ سواحیلی آفریقا ملهم از حضور آن دوره عمانی ها و بلوچ ها است. در بعد دیگری بستگی به تحولات منطقه ای و  بین المللی خواهد داشت خلیج فارس  آبستن حوادث است و به انبار و زرادخانه نظامی تبدیل شده است هر آن جرقه ای می تواند موجب شعله ور شدن یک رویدا خطرناک در منطقه شود. عمان می تواند وساطت خود را میان طرفهای ایرانی – عربی و غربی فعال تر کند. هر رویدادی برای کل کشورها خطرناک خواهد بود و اقتصاد تمام این کشورها از میان خواهد رفت قطعا عمان جزو کشورهایی است که نگران هست اگر جنگی صورت پذیرد هیچ کشوری مصون نخواهد ماند این موضوعی است که عمان بهتر می تواند به  همپیمانان خود تفهیم کند

 

آینده رقابت تسلیحاتی و نظامی هند و پاکستان

آینده رقابت تسلیحاتی و نظامی هند و پاکستان

بهمن ۱۳, ۱۳۹۵ – ۳:۰۴ ق.ظ

دکتر محمد عجم  / مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بررسی و مقایسه وضعیت نظامی و دفاعی هند و پاکستان

در حالی که جهان سرگرم حوادث خاورمیانه و تروریزم هست دو دولت هند و پاکستان همدیگر را به حمله ‏اتمی تهدید می کنند و در ماههای اخیر وضعیت بین دو کشور بشدت بحرانی شده است. بطوریکه فرمانده ‏ارتش هند اخیرا تهدید کرده که قادر است همزمان در دو جبهه علیه چین و پاکستان بجنگد.‏ برای مقایسه توانایی های نظامی  دو کشور معمولا در پایگاههای خبری و تحلیلی نظامی آمارهای هریک از ‏امکانات و تجهیزات نظامی نیروهای زمینی – هوایی و دریایی و توان موشکی هند و پاکستان با اندکی تفاوت  ‏وجود دارد.

  پاکستان قبلا برتری های نظامی زیادی نسبت به هند داشت، اما اکنون در ارزیابی ها و درجه ‏بندی قدرت های نظامی در لیست ده ارتش نخست جهان قرار ندارد. پاکستان از نظر تعداد پرسنل و نیروهای ‏نظامی و شبه نظامی البته مقام ششم در دنیا را دارد، اما در جمع بندی کلی با هند فاصله زیادی دارد. هند ‏رتبه چهارم در اکثر لیست های درجه بندی نظامی است . هند با داشتن یک میلیون و ۳۲۵ هزار سرباز ‏سومین نیروی نظامی بزرگ را در اختیار دارد و بعد از آمریکا – چین و روسیه قرار دارد. بودجه نظامی آن نیز ‏در سالهای اخیر از   ۳۸ میلیارد دلار به حدود ۶۰ میلیارد دلار افزایش یافته است. هندچهارمین ناوگان ‏هواپیمایی و تانک جهان را در اختیار دارد. نیروی هوایی هند از جنگنده های پیشرفته ای همچون میگ ۲۹ ‏و‎ SU‏۳۰‏‎ ‎برخوردار است‎ ‎و اخیرا ۱۰۰۰ فروند رافائل نیز به این مجموعه اضافه شده است .‏

مزیت های دفاعی نظامی و هسته ای هر یک از دو کشور

هر دو کشور بر قدرت موشکی ، و توان بازدارندگی هسته ای خود تکیه دارند، اما هر دو  کشور نسبت به نیروی ‏هوایی و دریایی نیز در یک دهه اخیر توجه قابل ملاحظه ای نشان داده اند. هند در حال ساخت هواپیمای ‏رادار گریز هست و زیر دریای اتمی “چکرا” و ناو هواپیما بر” ویکرانت” را به آخرین تکنولوزی های غربی مجهز تر ‏می کند . پاکستان نیز دو نوع جنگنده پیشرفته تندر جی اف و کا ۸ و موشکهای  بابر- غوری – نصر- شاهین ‏‏– غزنوی – باختر شکن – هفت  و برق،  متکی است.‏ فاصله این دو کشور از لحاظ توانمندی نظامی روز به روز بیشتر می شود. در حالی که تلاش های موشکی ‏پاکستان بیشتر معطوف بر ساخت انواع موشک های بالستیک و کروز برای اهدافی ‏در داخل هند است، تلاش های موشکی هند متمرکز بر ساخت موشک های بالستیک با برد هر چه بیشتر و دارای ‏توانایی اصابت به اهداف قاره ای تا تمام چین و پاکستان را پوشش دهد. آزمایش های موشکی متعدد هند نیز ‏تا حد زیادی برای رسیدن به توازن در مقابل جهش های نظامی و اقتصادی چین هست.   در این ارتباط، هندیها روی تفاهم ضمنی آمریکا ،که از اوج گیری قدرت چین سخت می هراسد، حساب می ‏کنند. نمونه این گونه اقدامات انعقاد توافقنامه همکاری هسته ای بین هند و ایالات متحده است، که علیرغم ‏این واقعیت که هند عضو پیمان ان پی تی نیست، صورت گرفته است.  جدا از این با اینکه چین و هند ‏در حال حاضر در چارچوب برخی اتحادیه های بین المللی مانند بریکس ‏BRICS‏(شامل برزیل، روسیه، هند ، ‏چین و آفریقای جنوبی) و نیز گروه بیست ‏G-20‎‏ با یکدیگر تشریک مساعی دارند، اما این گونه همکاری ها، ‏نفی کننده اختلافات بالفعل و بالقوه بین این دو کشور، بویژه در  ۴ هزار کیلومتر مرز ‏مشترک و تبت و سیاچین ، نیست .‏

 اهداف هند و نوع تلاش ها و کوشش های دهلی نو در برتری بر پاکستان

‏ هند فقط بدنبال برتری بر پاکستان نیست، بلکه در شرایطی هست که برتری لازم را نسبت به پاکستان کسب ‏کرده است لذا بیشتر بدنبال برتری نظامی با چین است که البته راه بسیار دشواری برای برتری بر چین دارد. ‏هند قبل از فروپاشی شوروی در  ۹۰۰ درصد تجهیزات نظامی به روسیه وابسته بود. سمبل این همکاری ها اکنون ‏در موشک کروز براهموس هست. هند اکنون به بازار تسلیحاتی خود تنوع داده و فرانسه، ‏آمریکا و اسرائیل ‏حاضرند آخرین تکنولوژی های نظامی خود را به هند بفروشند و حتی در صدور دانش فنی به هند اظهار ‏آمادگی می کنند. نماد همکاری فرانسه با هند جنگنده های رافایل و در مورد آمریکا تولیدات شرکت لاکهید و نماد همکاری اسرائیل با هند سامانه ضدموشک باراک ۸ هست. هند در زمان تحریم های غرب برای اخذ برتری خود بیشتر به تکنولوژی اسرائیلی متکی بود ولی در یک دهه  اخیر مورد توجه خاص غرب قرار گرفته است.

 اهداف پاکستان و نوع تلاش ها و کوشش های  در برتری بر هند

پاکستان مقدار زیادی به پشتوانه چین متکی است. اخیرا با ترکیه نیز روابط محکمی برقرار کرده است. ‏پاکستان با کمک چین موشکهای پیشرفته و جنگنده های پیشرفته تولید می کند و در ساخت بمب اتمی از ‏فن آوری بومی استفاده می کند.‏ پاکستان قبلا از نیروی هوایی برتری برخوردار بود، اما اکنون با توجه به رویگردانی غرب از پاکستان موقعیت ‏آن کشور تضعیف شده است. پاکستان همچنان سعی دارد در اردوی غرب باقی بماند و شریک راهبردی ناتو ‏باشد اما غرب اعتماد خود را به پاکستان از دست می دهد. پاکستان اکنون بر روی حمایتهای کشورهای ‏اسلامی و عربی مثل عربستان و ترکیه حساب می کند اما به حمایت چین پشتگرمی محکمی دارد.‏ در واقع بزرگترین مزیت ارتش چین داشتن بیش از دو میلیون نظامی فعال است و بعد از آمریکا با بودجه بیشتر از  ۱۴۵ میلیارد دلار بیشترین بودجه نظامی را دارد. چین سومین نیروی دریایی بزرگ جهان و دومین میزان  تانک،  سومین ناوگان هوایی بزرگ جهان را دارد‎.‎‏ و برتری قابل ملاحظه ای نسبت به هند دارد اما پاکستان در همه این موارد با فاصله زیادی بعد از هند قرار می گیرد .‏

مقایسه برتری در هر حوزه

هند  اکنون در تمام حوزه ها دست برتر را در مقابل پاکستان دارد، اما قدرت رزمی زمینی پاکستان از هند بالاتر است. هند بیشتر ‏به قدرت موشکی متکی هست. موشکهای برهموس – آگنی(خدای آتش) – سوریا(خدای خورشید) – باراک و ‏پریتیو  نماد قدرت موشکی هند هست. بطوریکه آگنی ۵۵ بردی معادل ۵۵ هزار کیلومتر دارد. و پاکستان نیز بر ‏موشکهای  بابر- غوری – نصر- شاهین – غزنوی – باختر شکن – هفت  و برق،  متکی است. هر دو کشور ‏سعی بر جهش در امور موشکی و سامانه های دفاعی دارند.‏

مقایسه توان نیروی دریایی

نیروی دریایی هند نیز از یک ناو هواپیمابر ساخت روسیه ویکرانت و یک زیر دریایی اتمی  و همچنین شش ‏زیردریایی فرانسوی – اسپانیایی برخوردار است. هند در چند سال اخیر بر روی  ساخت ناو هواپیما بر  و ‏همچنین ساخت یک پایگاه دریایی  برای ایجاد امکان واکنش سریع در مقابل نیروی دریایی چین و پاکستان ‏فعالیتهایی را شروع کرده است. پاکستان در حال حاضر از حمایت نیروی دریایی چین برخوردار است و ناو ‏های هواپیما بر چینی در صورت لزوم در آبهای پاکستان مستقر می شود. امروزه پاکستان توان دفاع دریایی ‏کمتری نسبت به هند دارد.‏

آینده رقابت تسلیحاتی و نظامی هند و پاکستان

دو کشور در یک مسابقه خطرناک تسلیحاتی قرار دارند. هند روز ۱۳ دیماه موشک بالستیک راهبردی آگنی-۴ ‏را در ساحل اوریسا با موفقیت آزمایش کرد. این موشک ۴۰۰۰ کیلومتر برد، ۲۰ متر طول و ۱۷۷ تن وزن دارد. ‏همزمان فرمانده نیروی زمینی هند ژنرال بیپین راوات گفت که نیروی تحت فرماندهی وی آماده جنگ ‏همزمان با پاکستان و چین می باشد. وی این ‏سخنان را چند روز بعد از اعتراض چین به آزمایش موشک آگنی-۵  بیان کرد. موشک آگنی-۵ دارای ۵۰۰۰ ‏کیلومتر برد می باشد سراسر چین را می پوشاند. ‏هند و پاکستان در رقابتهای تسلیحاتی کشور سومی یعنی چین را در نظر دارند. البته چین با برتری های نظامی بر هند دارد بنظر نمی رسد مسابقه تسلیحاتی جدیدی که شروع کرده فقط به هندمعطوف باشد. چین در دریای جنوبی چین با  فیلیپین، ویتنام و ژاپن و آمریکا روبرو است. هند و پاکستان که خارج از این منطقه هستند ولی غیر مستقیم  در این موضوع دخیل هستند و مجموعه تحولات این منطقه را به یک دریای بحرانی تبدیل کرده اند.

عوامل موثر بر آینده رقابت های دو کشور در حوزه امنیتی نظامی و هسته ای

هند  و پاکستان علاوه بر کشمیر در زمینه آب و رود ایندوس- در مرزهای دریایی – در مورد تروریزم با هم ‏منازعه دارند. این خصومتها بر محیط امنیتی جنوب آسیا سایه افکنده است. همین امر باعث شده است دو ‏کشور همواره با توجه به خریدهای تسلیحاتی طرف مقابل، در صدد دستیابی به تسلیحاتی پیشرفته تر برآید و ‏بدین ترتیب همواره شاهد مسابقه تسلیحاتی در منطقه آسیای جنوبی بوده ایم.‏ در سطح منطقه ای مهمترین متحد استراتژیک پاکستان، چین است. نکته جالب توجه اینکه شکل گیری ‏محور پاکستان- چین، ناشی از احساس تهدید دو کشور از جانب هند بوده است و اتحاد هند – آمریکا نیز به ‏واسطه تهدیدی است که این دو کشور از جانب چین( و پاکستان، در مورد هند ) احساس می کنند. این امر ‏فضایی دو قطبی در جنوب آسیا ایجاد کرده است، که در یک سر آن چین- پاکستان و در سوی دیگر آن، ‏هند – آمریکا قرار گرفته است. رابطه پاکستان و چین، رابطه ای طولانی و مبتنی بر احساس نیاز هر دو کشور ‏به یکدیگر است. وزارت خارجه هند ، چین را به عنوان یک تهدید قلمداد نمی کند و خواهان گسترش روابط ‏دو کشور است؛ اما وزارت دفاع هند ، چین را بعد از پاکستان یک تهدید جدی  تلقی کرده و خواستار آن است ‏که دولت هند در برقراری رابطه با چین ملاحظات مرزی و امنیتی را مد نظر قرار دهد.‏

http://peace-ipsc.org/fa/

+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۱۱/۲۴ساعت ۲۰:۷

نبردهای آفریقایی

.

نسخه چاپی/همشهری آنلاین

تنظیمات
قلم چاپ اندازه فونت

تاریخ : جمعه ۸ دی ۱۳۸۵ – ۲۰:۵۸:۲۹ کد مطلب:۱۲۱۰۶

سرویس خبری: جهان > آفریقا

نبردی دیگر از زنجیره نبردهای آفریقا

همشهری آنلاین- محمد عجم:
تشدید درگیری گروه‌های سومالی و هجوم ارتش اتیوپی با حمایت آمریکا به این کشور، سومالی را در راس اخبار رسانه‌ها قرار داده است.

قاره آفریقا منطقه نزاع های مستمر و پیچیده است و اخبار آن نیز کمتر در رسانه های جهانی بازتاب می یابد نبردهای منطقه دریاچه های بزرگ که در آستانه هزاره دوم ، ۷ کشور را درگیر نمود و جنگ و نسل کشی رواندا و بروندی و کنگو ، جنگ داخلی سودان و …. فهرست طولانی که خود آفریقایی ها معتقدند جهان ( سفید) آنها و مشکلاتشان را نادیده گرفته است.منطقه شاخ آفریقا فقیرترین منطقه است و سومالی در این منطقه وضع بدتری از همه دارد.

درسومالی هواداران تشکیلاتی مشهور به “محاکم شرعی”، از ‬اردیبهشت ماه سال جاری به دنبال درگیری با افراد مسلح دولت انتقالی (ائتلاف جنگ سالاران) مورد حمایت آمریکا، کنترل موگادیشو پایتخت این کشورو بخش وسیعی از مرکز و جنوب را بدست گرفتند ولی هفته گذشته در مقابل تهاجم مشترک نیروهای دولتی و ارتش اتیوپی ناچار مگادیشو پایتخت را ترک کردند به امید اینکه با رسیدن نیروهای کمکی جهادی از سراسر جهان اسلام مجددا علیه آنچه که ارتش کفر می نامند به نبرد بپردازند.

سومالی علی رغم اینکه چندین دولت خود خوانده دارد اما ۱۵ سال است که سرزمینی بدون دولت به حساب می آید. سازمان ملل ، اتحادیه آفریقا، اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی تا کنون تلاشهایی بی ثمری را برای برقراری دولتی فراگیر در سومالی بکار برده اند.

اتحادیه آفریقا در اجلاس خود در بانجول بر ادامه حمایت خود از دولت انتقالی و اعزام نیرو به سومالی تاکید نمود. رئیس اتحادیه آفریقا از جهانیان خواست که در این رابطه از مواضع اتحادیه آفریقا حمایت کنند.

محمد علی جدی نخست وزیر دولت انتقالی مکررا به جهانیان هشدار داده بود که القاعده پایگاههای مهمی در سومالی دارد و آنها قادرند سواحل وسیع سومالی و آبهای بین المللی را برای کشتی ها ناامن کنند.

همانطور که حمله به سفارتخانه های آمریکا در نایروبی و دارالسلام ۱۹۹۸ و انفجار هتل ساحلی مومباسا و شلیک بسوی هواپیمای اسرائیلی در کنیا نیز از سوی واحد سومالی القاعده هدایت شده است او اتحاد محاکم شرعی را متهم ساخت که در ائتلاف با القاعده هستند اتهامی که بارها از سوی رهبر محاکم شرعی تکذیب شده است.

اما از سوی دیگر در پیام صوتی بن لادن که چند ماه قبل منتشر شد وی حمایت ضمنی خود را از محاکم شرعی ابراز داشت و نسبت به اعزام نیروی چند ملیتی از سوی آمریکا، سازمان ملل و یا اتحادیه آفریقا به سرزمین سومالی، هشدار داد و تاکید کرد که این نیرو از هرکشوری که باشد در خدمت اهداف کفار صلیبی است و ما متعهد به نبرد با آنها هستیم .

بدنبال سقوط شهر جوهر و مگادیشو بدست ائتلاف ایتیوپی، تنظیم قاعده در عراق نیز از مسلمانان خواسته است که به حمایت محاکم شرعی بشتابند. سایت های اینترنتی نزدیک به اخوان المسلمین نیز مسلمانان را به جهاد علیه ایتیوپی فراخوانده است. فراخوانهایی از این قبیل می تواند سومالی را مرکزی برای حضور جهادی های سلفی نماید نیروهایی که از تجربه سالهای جهاد در افغانستان نیز برخوردارند.

از سوی دیگر آمریکا نیز به شدت به نیروهای موسوم به ” اتحاد محاکم شرعی” که قدرت را هنوز در بخش های وسیعی از سومالی در اختیار دارند مشکوک است و آنها را عوامل القاعده می داند و معتقد است که سومالی به سومالستان (مشابه افغانستان طالبان) تبدیل خواهد شد.

شیخ شریف شیخ احمد،رهبر این اتحاد هرگونه ارتباط با القاعده را تکذیب می کند اما آمریکا که خاطرات تحقیر آمیز سال ۱۹۹۲ در سومالی را دارند بخوبی آگاه هستند که سومالی می تواند به لانه القاعده تبدیل شده و خطر ساز شود.

دولت آمریکا “شیخ حسن ظهیر آویس” یکی از رهبران محاکم شرعی را از سال ۲۰۰۱ در فهرست اعضای تحت تعقیب القاعده قرار داه است. بوش ضمن هشدار به رهبران اتحاد محاکم اسلامی یاد آوری کرده است که اجازه نخواهد داد افغانستان (طالب استان) دیگری شکل بگیرد.

پرندر گاست، مشاوربیل کلینتون رئیس‌ جمهوری اسبق آمریکا نیز شرایط کنونى سومالى را با شرایط افغانستان در سال‌ هاى پایانى دهه ۹۰ میلادی شبیه دانسته ، یعنى در همان زمان که افغانستان تحت حکومت طالبان به اردوگاه آموزش نظامى و جذب نیروى جدید شبکه القاعده تبدیل شده بود.

وی مسئولان سه دولت پیشین آمریکا را متهم کرده است که کارى در جهت بازسازى دولت سومالی انجام ندادند بنظر او تمام مشخصه های افغانستان طالبان هم اکنون در سومالی وجود دارد فقر، زندگی قبیله ای ، بی سوادی ، هرج ومرج ، درگیری‌ های داخلی و عدم وجود دولت مرکزی ، از جمله عواملی است که امنیت و آرامش را در این کشور از بین برده ‌است. درگیری ‌های شبه ‌نظامیان مسلح و قوای دولتی تاکنون موجب خروج و آوارگی بسیاری از مردم به ستوه آمده در این کشور شده ‌است چنین محیطی فضای مطلوب برای رشد القاعده است.

درجریان جنگ داخلی در سومالی که از سال ‪ ۱۹۹۱‬آغاز شده است، تاکنون ‪ ۳۰۰‬ تا ۵۰۰‬ هزار نفر کشته شده اند. درگیری در سومالی از ‪ ۱۵‬سال پیش یعنی زمانی که جنگ سالاران این کشور ” محمد زیادباره” دیکتاتور سومالی را سرنگون ساختند، آغاز شد.

در آن زمان عرب های برگشته از افغانستان ، نقش بارزی در خروج نیروهای آمریکایی از سومالی داشتند. از آن زمان تا کنون نظام سیاسی حاکم بر سومالی دولت موقت انتقالی بود که از ائتلاف چند گروه از جنگ سالاران تشکیل شده بود.

در سال ۱۹۹۳ تقریبا تمامی اعضا و کارکنان سفارت خانه های خارجی از جمله سفارت ج .ا. ایران مگادیشو را ترک نموده و تا کنون خبری از بازگشایی سفارتخانه وجود ندارد.

سومالی کشوری قبیله ای است و علی رغم اینکه سواحل طولانی و سرزمین های حاصلخیز و مستعد برای دامپروری و کشاورزی دارد اما کشوری فقر زده است و می توان گفت بزرگترین سرزمین بی دولت در کره خاکی است.

جمعیت ‪ ۱۰‬میلیون نفری آن بیشتر وابسته به قبائل هستند سومالی از قدیم سرزمین مهاجران متنوع بوده است ، عرب ، ایرانی، هندی ، و اروپاییان از جمله ساکنان این کشور هستند که از ۱۸ منطقه ( استان) تشکیل شده است.

جغرافیدانان مسلمان منطقه امروزی سومالی و ایتیوپی را حبشه می نامیدند. سومالی و اتیوپی در خصوص منطقه اجادین اختلاف مرزی دارند که در سال ۱۹۷۷ به نبردی شدید و شکست سومالی منجر شد. آمریکا تلاش می کند از طریق ایتیوپی بر اتحاد محاکم اسلامی اعمال فشار نماید. اتیوپی یگانهایی از ارتش خود را وارد شهر بیداوه در جنوب غرب سومالی نموده است.

مشکل عمده دیگر سومالی ، جمهوری سومالی‌لند است که قبایل پنج استان شمالی سومالی از ۱۹۹۱ برای خود دولتی بوجود آورده و از کشور سومالی جدا شده اند. پایتخت سومالی‌لند هارگیسا است. هنوز هیچ کشوری منطقه جدا شده سومالی‌لند را به رسمیت نشناخته است.
تاکنون رسما هیچ کشوری دولت جدید اتحاد محاکم را نیز برسمیت نشناخته است.

در سال ۱۸۸۴، انگلیس قسمتی از سومالی را تحت‏الحمایه خود کرد و ۵ سال بعد، ایتالیا نیز قسمت‏های دیگری از آن را به مستعمره خود تبدیل نمود. در این میان قیامِ محمدبن عبداللَّه حسان بر ضد انگلیسی‏ها که از سال ۱۹۰۱ تا ۱۹۲۰ طول کشید به جایی نرسید.

سازمان ملل متحد در سال ۱۹۵۰ از ایتالیا درخواست کرد. زمینه استقلال سومالی را فراهم کند. در ۲۶ ژوئن سال ۱۹۶۰، سومالی استقلال خود را از انگلستان، و در اول ژوئیه ۱۹۶۰م از ایتالیا اعلام نمود. این کشور که به شکل عدد ۷ است با بیش از ۶۳۷ هزار کیلومتر مربع مساحت، جمعیتی حدود ۱۰ میلیونی دارد که تقریبا همگی پیرو آیین اسلام هستند.

محاکم شرعی
تاریخ تاسیس “محاکم الشرعی” در سومالی به سالهای ۱۹۹۱ و۱۹۹۷ ، برمی گردد که در إثر سقوط نظام زیاد باره ، هرج و مرج در همه جا حاکم شده بود.در آن زمان الشیخ محمد معلم حسن با همکاری شیوخ قبائل، یک دادگاه إسلامی در منطقه (طوطیجلی) جنوب مگادیشو،برپا نمود اما این دادگاه بدلیل مخالفت جنرال محمد فرح عیدید، که بر جنوب مگادیشو تسلط داشت نتوانست کاری از پیش ببرد.

در اوایل سال ۱۹۹۴ اولین دادگاه اسلامی عشایری شمال مگادیشو برپا شد ، وشیخ علی محمود طیری ریاست آن را برعهده گرفت. این دادگاه میلیشا های مسلحی را نیز به عنوان بازوی اجرایی خود بکار گرفت که نام “الخیاله” داشتند. این دادگاه موفق شد امنیت را در منطقه شمالی برقرار و دایره نفوذ خود را گسترش دهد.

۱۹۹۷ تعداد این گونه دادگاهها گسترش یافت شیخ حسن طاهر أویس عضو مؤسس محکمه “إفک حلنی” می گوید استقبال مردم از محاکم عامل پیشرفت آن بود . در هر منطقه دادگاه اسلامی تشکیل شد و رهبری آن را عالمی دینی برعهده گرفت

محاکم از برگزاری کنفرانس صلح سومالی توسط سازمان کنفرانس اسلامی در “عرتا” جیبوتی سال ۲۰۰۰، حمایت نمود و نمایندگانی را به اجلاس فرستاد و از عبدی قاسم صلاد حسن که از سوی کنفرانس به عنوان رئیس جمهوری انتقالی برگزیده شد حمایت نمود.

در سال ۲۰۰۵ “المجلس الأعلى لاتحاد المحاکم الإسلامیه” شورای عالی اتحاد دادگاههای اسلامی به ریاست شیخ شریف احمد تا سیس شد. شیخ شریف شیخ أحمد، بعد از سقوط حکومت صلاد حسن نقش بارزی در استقرار امنیت بازی کرد. دادگاههای اسلامی در مورد جنایتکاران احکام سنگ سار و اعدام و شلاق را در دیدگان همگانی اجرا نمود و این در دل اشرار ترس ایجاد کرد.

از ماه فوریه جنگ بین شبه نظامیان دادگاهها و جنگ سالاران در گرفت که در نهایت به پیروزی دادگاههای اسلامی منجر شد.

شیخ شریف قبلا در در ماه  ژوئیه گذشته در واکنش به اظهارات آمریکا ، بوش را بزرگترین تروریست جهان نامید و وعده داد که در صورت حمله اتیوپی یا آمریکا پوزه آنها را به حاک بمالد.

آمریکا همچنین ضمن مخالفت با قطعنامه ای که نماینده قطر در شورای امنیت برای خروج فوری نیروهای اتیوپی ارایه نموده بود حمایت تلویحی حود را از اتیوپی اظهار داشت.

تاریخچه پیکار بین سومالی و اتیوپی
در سال ۱۹۶۰ سومالی از تعیین مرزهای مشترک با ایتیوپی که ۱۶۰ کیلومتر مربع را در برمی گیرد خودداری نمود. ۱۹۶۴ نبردی بین دو کشور بر سر منطقه اوگادن که عموما سومالیایی هستند در گرفت.

۱۹۷۷-۷۸ در نبرد میان دو کشور بر سر همان منطقه ، اتیوپی برخوردار از کمک شوروی سومالی را شدیدا شکست داد . ۱۹۸۸ قرارداد صلح و برقراری روابط دیپلماتیک میان دو کشور.
– ۱۹۹۱ آغاز جنگ داخلی سومالی
– ۱۹۹۶ اولین نبرد ارتش اتیوپی و اسلام گرایان سومالی
– ژوئیه ۲۰۰۶ محاکم اسلامی مگادیشو را تصرف کردند.
– ۱۲ دسامبر محاکم اسلامی به اتیوپی اولتیمام یک هفته ای دادند تا ارتش خود را از مناطق سومالی خارج کند
– ۲۴ دسامبر نخست وزیر اتیوپی به محاکم اسلامی اعان جنگ داد.
– ۲۶ دسامبر ارتش اتیوپی ۶ شهر سومالی را تصرف نمود.
– ۲۷ دسامبر با تصرف مگادیشو – دولت موقت اعلان نموده است که ارتش اتیوپی به دعوت آن دولت وارد مگادیشو شده و دیگر چیزی بنام محاکم اسلامی وجود ندارد .

در این نبردها علاوه بر محاکم اسلامی ۸۰۰۰ نفر ارتش اتیوپی و ۶۰۰۰ نفر از میلیشیای موسوم به پونتلند وابسته به یوسف احمد و دولت انتقالی سومالی شرکت داشتند تا کنون ۳ هزار نفر از طرفین کشته شده اند.

استعمارگران در خلیج فارس

نویسنده: دکتر نصرالله پور محمدی املشی

parsseaAjam
چکیده

سرآغاز شکل گیری نظام جهانی همراه با اکتشافات دریایی بود که بر مناسبات سنتی کشورها تأثیر گذاشت چرا که با کشف مسیرهای جدید دریایی، کشورهای اروپایی توانستند با دور زدن دماغه ی « امیدنیک » در جنوب آفریقا بر سرزمین های مشرق زمین از جمله منطقه ی خلیج فارس و کشورهای دریای عمان و اقیانوس هند تسلط یابند و با برقراری روابط تجارت دریایی میان هند و اروپا، کشورهای مسیر تجارت سنتی از جمله عثمانی را از منافع آن محروم سازند. در مقابل این تهدیدات، امپراتوری عثمانی تلاش نمود ضمن ورود به منطقه ی خلیج فارس و دریای عمان و بسط نفوذ خود به سمت شرق، کشورهای اروپایی را در این منطقه نیز مانند مدیترانه تهدید نماید و همواره از منافع شریان اقتصادی مبادلات جهانی شرق و غرب برخوردار باشد.

واژگان کلیدی:

عثمانی، تجارت، نظام جهانی، اکتشافات دریایی، اقیانوس هند

درآمد:

قبل از اینکه به بررسی تلاش عثمانی در قرن شانزدهم برای نفوذ در خلیج فارس و دریای عمان بپردازیم، بهتر است ابتدا نگاهی گذرا به افزایش حضور اروپایی ها در مشرق زمین داشته باشیم که با کشف راه های دریایی صورت گرفت، یعنی شریان هایی که زمینه و اسباب شکل گیری نظام سرمایه داری بورژوازی را فراهم نمودند و در یک فرایند تاریخی گره تداوم و تکامل نظام جهانی و نظام سرمایه داری را با یکدیگر استحکام بخشید. اگرچه درباره ی حدود ثغور نظام جهانی(۲) و دامنه ی فعالیت آن در مناطق مختلف در ده ی دهم هجری/ شانزدهم میلادی اتفاق نظر وجود ندارد ولی همه ی پژوهشگران تاریخی درباره ی ارتباط نظام جهانی با اکتشافات دریایی موافقت دارند. اساساً یکی از ویژگیهای اصلی نظام جهانی را کشف و گسترش راه های دریایی می دانند، یعنی زمانی که کشورهای اروپایی توانستند با کشف و تسلط بر راه های دریایی جدید و تجهیز کشتی های اقیانوس پیما به سرزمین های ماورای بحار دسترسی داشته باشند، رخدادی تاریخی که پیامد آن تصرف سرزمین های ماورای بحار، تسلط سیاسی حکومت های اروپایی بر سرزمینهای دور، تأسیس شرکتهای تجاری، برقراری ارتباطات بازرگانی و رفتار خشونت آمیز کشورهای اروپایی بود که در یک روند طولانی در تعمیق و تکامل اقتصاد عصر جدید، به ویژه در قالب نظام سرمایه داری تجاری دارای اهمیت فراوان است. این در حالی است که امپراتوری عثمانی در صف مقدم تقابل با نظام سیاسی اروپا قرار داشت. با تغییر جهت اروپایی ها به سمت خلیج فارس و دریای هند، عثمانی ها نیز تلاش می کردند که در آب های جنوب نیروهای رقیب را مغلوب نمایند؛ امری که تحقق آن به چالش نظامی و سیاسی امپراتوری عثمانی و کشور پرتغال در خلیج فارس و دریای عمان منتهی شد. اما قبل از بررسی اهداف امپراتوری عثمانی و چگونگی ورود این کشور در سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان، ضروری است موضوع ورود اروپایی ها از جمله نیروهای پرتغالی به خلیج فارس و دریای هند ( عمان ) به اختصار بررسی شود.
همزمان با توسعه ی ارضی امپراتوری عثمانی بر مناطق استراتژیک مسیرهای آبی: دریای مدیترانه، دریای سیاه، و تسلط بر بخش بزرگی از اروپای خاوری و به دنبال آن مناطق عرب زبان آسیا، اروپایی ها درصدد گشایش راه های بازرگانی جدید اروپا با آسیا و هندوستان برآمدند. چنانکه در سال ۱۴۸۳ م. پدرودو کوویلهام (۳) پرتغالی از راه مصر و دریای سرخ به هندوستان رسید. اما چون در این راه نیز با دشواریهایی که امپراتوری عثمانی فراهم می کرد، روبرو شد، توجه خود را به راه دریایی معطوف نمود. به دنبال او، بارتلمی دیاز (۴) در سال ۸۹۲ هـ.ق/ ۱۴۸۷ م. به انتهای جنوبی افریقا رسید ولی نتوانست وارد اقیانوس هند شود و به هنگام مراجعت فقط توانست دماغه ی طوفان ها را کشف کند. پس از این موفقیت ها، پرتغالی ها تلاش بیشتری نمودند و در سال ۹-۱۴۹۸/ ۹۰۴ هـ.ق واسکودوگاما عازم سرزمین هندوستان شد. او موفق گردید به هندوستان برسد. بعد از این موفقیت، پادشاه پرتغال خود را خداوند کشتیرانی و فتح و تجارت هندوستان و حبشه و عربستان نامید (۵).
با شروع سال ۹۰۸ هـ.ق/ ۱۵۰۲ م.، پرتغالی ها مبارزه ی گسترده ای را بر ضد تجار عرب به منظور در دست گرفتن تجارت اقیانوس هند آغاز کردند . در این زمان، واسکودوگاما برای دومین بار با ۲۱ کشتی وارد اقیانوس هند شد و در این سفر، جنگ خونینی میان پرتغالی ها و بازرگانان عرب در گرفت، که در آن مصری ها، ترک ها و حتی ونیزی ها به انحای مختلف به اعراف کمک کردند؛ زیرا همه ی آنان یک هدف مشترک داشتند و آن اینکه مسیر تجارتی قدیم را حفظ کنند (۶).
در سال ۹۱۱ هـ.ق/ ۱۵۰۵ م. پرتغالی ها جزیره ی سوکوترا در خلیج عدن را تصرف نمودند و در سال ۹۱۳ هـ.ق/ ۱۵۰۷ تا ۹۱۵ هـ.ق/ ۱۵۰۹ م. ناوگان دریایی مملوکان در دریای سرخ را منهدم کردند. به دنبال آن مملوکان برای مقابله با پرتغالی ها از عثمانی درخواست کمک نمودند (۷). زمانی که، پرتغالی ها در جستجوی راه دیگری به شرق بودند، کوشش نمودن تجارت خلیج فارس و دریای احمر را در انحصار خود داشته باشند و در همین راستا تلاش می کردند تا بر بندر هرمز و عدن نیز مسلط شوند. در نتیجه، هیئت های نظامی پرتغال به قلمرو خلیج فارس و دریای عمان نفوذ کردند (۸) و در سال ۹۱۳ هـ.ق/ ۱۵۰۷ م. جزیره ی هرمز را به تصرف خویش درآوردند (۹). بعد از سقوط هرمز، قدرت دریایی خلیج فارس به مدت سه نسل میان چند نیروی متخاصم تقسیم شد: پرتغالی ها، هلندیان، انگلیسی ها و عرب های عمان (۱۰). برقراری سلطه ی پرتغالی ها در خلیج فارس و اقیانوس هند الگوی سنتی تجارت در منطقه را تغییر داد. قرن ها قبل از ورود آنان، خلیج فارس یکی از شاه راه های بزرگ تجارت شرق و غرب بود و کالاهای ایران و ممالک عرب و اروپا از مجاری خلیج فارس و اقیانوس هند به سوی شرق صادر می شد. اگر چه مراکز تجاری در این مناطق به وجود آمده بود اما هیچ کشوری نتوانسته بود به تنهایی بر این منطقه تسلط یابد و این پرتغالی ها بودند که نه تنها به عنوان تاجر بلکه همانند یک فاتح به منطقه نگاه کردند (۱۱).
پرتغالی ها از همان آغاز به اهمیت تجاری هرمز پی برده بودند. در نامه ی دون مانوئل اول به سال ۹۱۳ هـ.ق/ ۱۵۰۸ م. آمده است « هرمز یکی از بنادر اصلی پرسیا برای تجارت با هند و سایر نقاط محسوب می گردد » (۱۲). علاوه بر این، هرمز برای تجارت پرتغالی ها با کرانه های شرقی آفریقا نیز مهم بود (۱۳). این در حالی بود که شاه اسماعیل نیز به فکر راه دریایی جنوب افتاده بود، تا موانع مسیر راه تجاری ایران با اروپا را، که عثمانی ها با گسترش قلمرو خود مسدود کرده بودند، برطرف نماید. ر حالی که پرتغالی ها در اقیانوس هند و دریاهای مرتبط با آن، مانند دریای سرخ ، دریای عرب، دریای عمان و خلیج فارس مورد تهدید عثمانی قرار داشتند؛ امپراتوری که روز به روز فتوحات و متصرفات خود را گسترش می داد و بیم آن می رفت نیروهای پرتغال و عثمانی در آب های دریای عمان و خلیج فارس با هم درگیر شوند. بدین جهت، آلبو کرک از ورود سفیر ایران به گرمی استقبال نمود. در معاهده ای که بین سفیر شاه اسماعیل و آلبو کرک منعقد شد یکی از مفاد آن چنین بود: ایران و پرتغال در دشمنی با دولت عثمانی دست اتحاد به یکدیگر بدهند (۱۴).
او ضمن ارسال دو سفیر به نام های روی گامش و فری جوانا، در سال ۹۱۵ م./ ۱۵۱۰ هـ.ق به ایران، بر لزوم برقراری روابط سیاسی و نظامی تأکید کرد و از همکاری دو کشور برای مقابله با عثمانی سخن گفت (۱۵). آلبوکرک در نامه ای به شاه اسماعیل هدف از سفر این نمایندگان را چنین آورده است: « ابراز مراتب دوستی با شاه اسماعیل، تمایل به کمک نظامی جهت مقابله با امپراتور ترک، احتمال فتح مکه و جنگ علیه شاه کامبایا تقدیر و ستایش فراوان پرتغال و دربار پرتغال درخواست اعزام سفیر به شاه پرتغال، اشاره به مسیحیان ساکن پرسیا و فعالیت بازرگانی است » (۱۶).
پرتغالی ها در خلیج فارس و دریای عمان به اهمیت اقتصادی بنادر، جزایر و مناطق ساحلی توجه داشتند و اقدامات نظامی خود را در راستای دست یابی به مناطق استراتژیک اقتصادی هدایت می کردند. پی گیری این اهداف اقتصادی به برخورد منافع با کشورها و قدرت های منطقه منتهی می شد که بیش از همه با اهداف سیاسی و اقتصادی عثمانی در چالش بودند. در نامه ای که پرود آلبو کرک به دون مانوئل اول، پادشاه پرتغال در ۴ اوت ۱۵۱۶ نوشته است درباره ی اهمیت هرمز می گوید: « مبادلات تجاری در هرمز بسیار بزرگ و گسترده است و از تمامی مناطق هند به دلیل نیازمندی ایران و عربستان به محصولات هندی، این کالاها وارد هرمز می شوند. هرمز دویست هزار صرافین درآمد داشته و هشتصد نفر در آن قرار دارند. … بیشتر این مردم در بخش خشکی و طرف شیخ اسماعیل ( موسس سلسله ی صفوی ) قرار دارند که نمی خواهند در اینجا قلعه ساخته شود و به همین دلیل وجود نیرو در اینجا همیشه الزامی است » (۱۷).
در سال های ۹۱۸ هـ.ق/ ۱۵۱۲ م. آلبو کرک از طرف پادشاه پرتغال فرمان داشت تا عدن و باب المندب را تصرف نماید و راه دریای سرخ را بر کشتی های پرتغالی باز کند ولی موفق نشد و ناامید بازگشت (۱۸). قبل از این ( کشف دماغه امیدنیک )، بخشی از کالاهای هندی با کشتی های عربی تا مصر حمل می شد و از آنجا از طریق اسکندریه با کشتی های ونیزی به اروپا انتقال می یافت؛ اما با ورود آلبو کرک و تصرف جزیره ی سوکوترا در دهانه ی دریای احمر و تصرف تنگه ی هرمز در مدخل خلیج فارس، راه های حمل کالا از شرق به غرب که توسط مسلمانان انجام می گرفت، مسدود شد. بسته شدن این دو راه آبی ( خلیج فارس و دریای احمر ) توسط دولت پرتغال و تسلط این کشور بر دریای همان و سواحل آن سبب شد دولت پرتغال تجارت این منطقه را در انحصار خود بگیرد (۱۹). گزارش پرتغالی ها در سال ۱۵۲۲ م. اهمیت بصره را چنین توصیف می کند: « اکنون مردم از تمامی نقاط جهت خرید ادویه به بصره می آیند؛ ادویه ی زیادی در اختیار اعراب مسلمان است » (۲۰). درباره ی اهمیت اقتصادی دریای سرخ نیز آورده اند: « بازوی راست هند دریای احمر است که در حال نابودی است و اگر به خوبی پاک و تمیز نشود مخاطرات زیادی را در پی خواهد داشت و حتی هرمز نیز امن نخواهد بود خصوصا اگر ترک ها بصره را نیز همانند بغداد به تصرف خود درآورند »(۲۱).

ورود عثمانی به خلیج فارس:

برخورداری از منافع تجارت ادویه از جمله عوامل توجه امپراتوری عثمانی به خلیج فارس و دریای عمان و دریای سرخ بود؛ زیرا تهاجم دریایی پرتغالی ها سبب شده بود مقدار ادویه ای که ملاحان هندی به قاهره اسکندریه، بیروت و دمشق می آورند، کاهش یابد. از این رو عثمانی ناگزیر بود برای حفظ امنیت تجارت هند و حفظ جان زواری که از طریق اقیانوس هند به سوی خلیج فارس حرکت می کردند، و بالطبع حفظ منافع ناشی از این سفرها، اقدام نماید. گام اول عثمانی برقراری امنیت در دریای سرخ و گام بعد حفظ دریانوردی در خلیج فارس و مفتوح نگهداشتن مسیر تجاری بود (۲۲). بنابراین امپراتوری عثمانی مترصد فرصتی بود تا از تلاش پرتغالی ها برای تغییر مسیر تجارتی سنتی از خلیج فارس و دریای سرخ به سمت جنوب آفریقا جلوگیری نماید و همان نقشی را برای طرف های تجاری و مسلمانان شرق ایفا نماید که قبل از این سلاطین مصر بر عهده گرفته بودند. در زمان حکومت ممالیک بر مصر بود که پرتغالی ها وارد هند شدند و هنگامی که سلطان کالیکوت دریافت، کشتی های جنگی او تاب مقاومت در برابر توپخانه ی سنگین کشتی های پرتغالی را ندارند از سلطان مصر کمک خواست. در سال ۱۵۰۷ بحریه مصری تحت فرماندهی دریاسالار میرحسین به اقیانوس هند وارد شد. میرحسین می خواست در جزیره ی دیو Diu پایگاهی برای خود برقرار سازد و سپس با مساعدت نیروی دریای کالیکوت به نیروهای پرتغالی حمله نماید. سرانجام نیروی دریایی میرحسین و سلطان کالیکوت با نیروی دریایی پرتغالی به فرماندهی لورنسو دالیدا (۲۳)، پسر نایب السلطنه ی پرتغال ( در هند ) روبرو شد و توانست کشتی پسر نایب السلطنه را با تمام سرنشینانش غرق کند. در پی این حادثه، کشتی های پرتغالی دیگر متواری شدند (۲۴).
به دنبال شکست نیروی دریایی پرتغال در سال ۹۱۲ هـ.ق/ ۱۵۰۷ م. و غرق شدن پسر نایب السلطنه، پدرش، دالمیدا، نیروی دریایی خود را تجهیز نمود و با خیانت حاکم جزیره ی « دیو » توانست میرحسین را از اقیانوس هند بیرون کند: « ملک ایاز که از اروپاییان جدید الاسلام بود و از طرف پادشاه گجرات بر جزیره ی دیو حکومت می کرد با پرتغالی ها پنهانی زد و بند کرد و کشتی های ذخیره را نگذاشت که به بحریه ی میرحسین ملحق گردند. میرحسین که بیش از دَه کشتی تحت اختیار نداشت سخت در مضیقه افتاد و مجبور شد از صد کشتی نیروی دریایی کالیکوت استفاده کند. میرحسین با وجود وضع دشواری که داشت تصمیم به نبرد گرفت. در ۳ فوریه ۱۵۰۹ نیروهای دریایی پرتغال با بحریه ی میرحسین مواجه شدند. هیچیک از طرفین از نبردی که رخ داد نتیجه قطعی نگرفتند ولی میرحسین که از خیانت حاکم دیو سخت برآشفته بود اندکی بعد اقیانوس هند را با بحریه ی خود ترک کرد » (۲۵).
با گسترش نفوذ پرتغالی ها در سواحل و جزایر اقیانوس هند، موقعیت و منافع حکومت های محلی جنوب شبه قاره هند نیز تهدید گشت. این در حالی بود که حکومت های محلی توان مقابله با قدرت خارجی تازه وارد به منطقه را نداشتند. در نتیجه برای مقابله با نیروهای خارجی از دیگران طلب استمداد نمودند. در این راستا بود که در سال ۱۵۳۷ م. سفیری از طرف جوزرات ( کالیکوت ) به استانبول آمد و برای مقابله با پرتغالی ها درخواست کمک نمود. از سوی دیگر سفیری از دهلی به باب عالی وارد شد و علیه همایون بن ظاهرالدین محمد مشهور به بابر کمک طلبید. از این رو، سلطان سلیمان قانونی با سلطان کالیکوت و سلطان مسلمان ناحیه ی « کامبای » که هر دو از دست پرتغالی ها به ستوه آمده بودند، موافقت نامه ای برای مقابله با دشمن مشترک منعقد نمود (۲۶). در این راستا، امپراتور عثمانی، سلطان سلیمان قانونی، به والی مصر، سلیمان پاشا دستور داد که از دریای احمر عبور نماید و پرتغالی ها را از سرحد هند خارج و عدم و یمن را تصرف نماید (۲۷). فرمان سلطان عثمانی بدین شرح است: « سلیمان پاشا که بیگلربیگی مصر هستید بلافاصله پس از وصول دستورات من تدارکات خود را ببینید و خود را در سوئز برای جهاد آماده کنید. پس از اینکه سفاین لازم را تهیه کردید و تدابیر لازم را به منظور تجهیز آنها اتخاذ نمودید عزم هند بکنید و آن نواحی از آن سرزمین را که راه مکه و مدینه را سرکوب کرده اند، تصرف کنید، از اعمال ناپسند پرتغالی ها جلوگیری کنید و پرچم آنان را از اقیانوس دور کنید » (۲۸).
در این زمان سلیمان پاشا، والی مصر نیز به خاطر کوتاه شدن دست اعراب منطقه از اقیانوس هند سخت نگران بود. چرا که منافع او به عنوان حاکم مصر در تقابل با منافع پرتغالی ها در اقیانوس هند قرار گرفته بود. از فرمان فوق به خوبی اطاعت نمود و در شعبان سال ۹۴۴ هـ.ق با هفتاد کشتی مسلح به توپ های بزرگ به منظور تصرف عدن و یمن و کوتاه کردن دست پرتغالی ها از مسقط و خلیج فارس، از راه دریای سرخ به دریا هند آمد (۲۹) و پس از تصرف عدن و مسقط وارد خلیج فارس شده، جزیره ی هرمز را محاصره نمود، اما بی نیل به مقصود به سواحل گجرات که سلطان آنجا از سلطان عثمانی برای دفع پرتغالی ها استمداد کرده بود، رفت. بعضی از قلاع و استحکامات آنجا را تصرف نمود و دیو ( Diu ) را که از مراکز مهم پرتغالی ها بود، محاصره نمود. ولی سرانجام بدون نتیجه به مصر بازگشت. زیرا از یک طرف نیروهای سلیمان پاشا با کمبود آذوقه روبرو شدند و از طرف دیگر سلیمان پاشا موفق نشده بود به نیروی دریایی سلطان کالیکوت ملحق گردد، زیرا مارتین دو سوزا، حکمران پرتغالی، در ۲۰ فوریه ۱۵۳۸ دریاسالار کالیکوت را مجبور به نبرد کرد و کشتی های او را تار و مار نموده بود (۳۰). بهادر شاه (۳۱) نیز قبل از رسیدن سلیمان پاشا به قتل رسیده بود و محمدشاه سوم، حاکم جدید، علیه سلیمان پاشا با پرتغالی ها متحد شده بود (۳۲).
اما سلطان عثمانی که با تصرف بغداد در سال ۹۴۱ هـ.ق/ ۱۵۳۴ زمینه ی ورود و حضور خود را در جنوب، یعنی خلیج فارس و دریای عمان فراهم کرده بود (۳۳)، و از خیالات خود نسبت به خلیج فارس دست برنداشت و به سال ۹۴۵ هـ.ق برای دستیابی به خلیج فارس به حاکم بغداد دستور داد تا ضمن تصرف بصره، به بحرین و هرمز برود. امیر بصره که از قصد ترک ها با خبر شد فوراً پسر خود را به استانبول فرستاد، خطبه به نام سلطان عثمانی خواند و سکه به نام او ضرب کرد. بدین ترتیب نه تنها از تجاوزات حاکم بغداد و بروز جنگی که مآلاً به خرابی بصره می انجامید جلوگیری کرد، بلکه با پشتیبانی عثمانی ها، به قطیف یورش برد و آنجا را تصرف نمود و به سوی بحرین شتافت، ولی به خاطر اختلافاتی که میان قبایل مجاور بصره با اهالی بصره پیدا شده بود، نیروهای بصره به ناچار بازگشتند (۳۴).
گسترش قلمرو ارضی عثمانی به طرف جنوب و رسیدن به بصره، نه تنها قدرت های بزرگ منطقه یعنی ایران و پرتغال را نگران کرد بلکه در سیاست گذاری آنها نیز تأثیر داشت. وزیر بحرین، رئیس بدرالدین در سال ۹۴۶ هـ.ق طی نامه ای به پادشاه پرتغال از او تقاضا کرد در رقابت با حضور عثمانی در خلیج فارس، به ویژه بصره و تهدیدی که از این راه متوجه بحرین می شود به بحرین توجه بیشتری نماید. او در این نامه، به طور مکرر اطاعت و سرسپردگی خود را از پادشاه پرتغال بیان می دارد، ضمناً یادآوری می کند از روزی که ترک ها مصر را تصرف کرده اند و بر عربستان تسلط یافته اند، مانع عمران و آبادی آنها شده اند و تقاضا نموده اند که دولت پرتغال نیز اجازه ندهد تا بحرین و هرمز به دست عثمانی ها بیافتد یا رو به ویرانی گذارد (۳۵). تلاش های عثمانی ها برای رسیدن به اهداف تجاری و بازرگانی در هرمز و خلیج فارس در سال ۹۵۳ هـ.ق/ ۱۵۴۶ نیز به جایی نرسید، از این رو کوشیدند تا با هرمز روابط بازرگانی دایر نمایند. برای نیل به این هدف، با فرمانده پرتغالی های مقیم قلعه هرمز دم مانوئل دولیما (۳۶) از در دوستی درآمدند ولی در نهان با حاکم قطیف که از جانب سلطان هرمز در قطیف بود، هماهنگ نمود (۳۷). از سال ۹۵۴/ ۱۵۴۸ م. اسناد پرتغالی ها از حضور ترک ها در بصره و ساختن دو قلعه در آنجا خبر می دهند و در نامه ای دیگر بیان شده است: « آنها ( عثمانی ها ) از لحاظ منفعت و برخورداری از ادوات جنگی پیشرفته تر می باشند » (۳۸).
در گزارشی به تاریخ ۹۵۵ هـ.ق/ ۱۵۴۹ م. به دون ژوان سوم آمده است که: بصره و عدن توسط ترکها فتح شده است، از این رو لازم و ضروری است برای حفظ تنگه ی هرمز با شاه طهماسب توافق دوستی منعقد شود (۳۹). در این زمان، پرتغالی ها که از پیش گامان دریایی ورود به خلیج فارس و دریای عمان بودند از قدرت نیروی دریایی خود به عنوان عامل فشار و تهدید در روابط سیاسی نیز استفاده می کردند (۴۰).
در سال ۹۵۷/ ۱۵۵۰ میان ترکان عثمانی و پرتغالی ها در خلیج فارس جنگ درگرفت، چون در این سال اعراب قطیف قلعه ی بصره را به ترکان داده بودند و امیر بصره را نیز از مقر فرمانروایی خود بیرون کرده بودند؛ نایب السلطنه ی هندوستان نیز نیروی کمکی برای مساعدت با امیران بصره و قطیف فرستاد (۴۱).
شاه طهماسب که توسعه ی نفوذ ترک ها در سال ۹۵۷/ ۱۵۵۰ را به زیان ایران می دانست، وجود پرتغالی ها را در هرمز مناسب تر دید، از همین رو با آن ها برای بیرون کردن عثمانی ها از خلیج فارس متحد شد. بدین ترتیب پرتغالی ها و ایرانی ها متفقاً به قطیف حمله برده، ترک ها را از آنجا بیرون و قلعه ی قطیف را ویران کردند. اندکی پس از این رویداد سفیرانی از جانب پادشاه پرتغال برای برقراری مراودات قطیف تجاری کسب تجارت و برقراری بازرگانی به ایران آمدند و بنا به گفته ی مؤلفان عالم آرای عباسی و فارسنامه ناصری « با نیل مقصود بازشدند » (۴۲).
در گزارش های سال ۱۵۵۱م. آمده است: تجارت بین هرمز و بصره ممنوع شده بود (۴۳) و این پیامد آنی حضور ترکان عثمانی در بصره بود. با تصرف هرمز راه هند به بصره عملاً مسدود می شد. بنابراین ترک ها در تلاش بودند جزیره ی هرمز را تصرف نمایند و راه تجارت دریایی شرق و غرب را از طریق خلیج فارس و دریای عمان در اختیار خود داشته باشند ( ۱۵۵۳ م ) (۴۴).
در ماه رمضان سال ۹۶۰ هـ.ق/ ۱۵۵۳ م. ترک ها نیرویی به فرماندهی پیری پاشا، دریاسالار مصر به خلیح فارس فرستادند و بندر مسقط را محاصره کردند و پس از ۱۸ روز آنجا را تصرف نموده سپس عازم هرمز شدند، ولی چون موفق به تصرف هرمز نگردیدند قسمتی از شهر را آتش زده، به جزیره ی قشم رفتند آنجا را غارت کردند. این اوضاع موجب شد فرمانده پرتغالی هرمز از « گوا » کمک بطلبد. نایب السلطنه ی پرتغالی هند نیز یک گروه بزرگ ناوگان برای دفاع از هرمز به خلیج فارس فرستاد ولی زمانی ناوگان پرتغالی به هرمز رسید که پیری پاشا به بصره دست یافته بود و از آنجا نیز با دو کشتی عازم مصر شده بود (۴۵). ولی زمانی که حکومت عثمانی در استانبول از اقدامات پیری پاشا در خلیج فارس و نتیجه ی ماموریت او آگاه شد، فرمان داد تا وی را به جرم ترک محاصره ی هرمز و نیز ترک سربازان و کشتی ها در بصره، مجرم شناخته و به قتل رسانند (۴۶). شکست پیری پاشا در تصرف هرمز بیانگر برتری نیروی دریایی پرتغال بود. در حالی که هرمز از نظر اقتصادی دارای اهمیت زیادی بود و اینالجیق (۴۷) به استناد گزارشی از سال ۱۵۵۱ هرمز را یک مرکز تجارت بین المللی می خواند که تجار عربستان، بین النهرین، ونیز، مکه، تاتار و ایران در آنجا فعال بودند و در مقابل پرداخت خراج می توانستند در سراسر اقیانوس هند، به استثنای دریای سرخ رفت و آمد نمایند (۴۸).
به نظر لوتسکی از جمله انیگیزه های عثمانی برای تصرف ممالک عرب، سودجویی از مزایای حاصله از موقعیت کشورهای عرب در خطوط بازرگانی جهان بود. مصر، سوریه و عراق در قرن های ۱۶، ۱۷ و ۱۸ میلادی در شمار مراکز بسیار مهم بازرگانی میان اروپا و مشرق قرار داشتند. اگرچه کشف مسیر دریایی مستقیم به هند- دور زدن دماغه امیدنیک- از اهمیت این کشورها تا حدی کاست، لیکن باز هم تسلط بر راه های بازرگانی کشورهای مذکور درآمد زیادی به همراه داشت (۴۹).
در پی عدم موفقیت پیری رئیس، به مراد رئیس، حاکم سابق بحرین فرمان داده شد تا به اتفاق ناوگان عثمانی در خلیج فارس حضور فعال داشته باشد. او نیز در مقابل جزیره ی هرمز با ناوگان پرتغالی ها برخورد کرد و پس از جنگی سخت با نیروهای پرتغالی، دو کاپیتان معروفش سلیمان و رجب را از دست داد و یکی از کشتی های بزرگ او غرق شد. بدین صورت نیروهای باقیمانده با کشتی به بصره رسیدند و گزارش اقدامات خود را به باب عالی رساندند. هرچند او به سرنوشت پیری رئیس گرفتار نشد ولی سمت خود را از دست داد (۵۰). با وجود شکست های متوالی، عثمانی ها از نیات خود نسبت به خلیج فارس و سواحل آن دست بر نمی داشتند. در سال بعد یعنی در محرم سال ۹۶۱ هـ.ق/ ۱۵۵۴م. نیروی دیگر آنها به فرماندهی سیدعلی از راه حلب و موصل و بغداد به بصره رسید و میان سپاهیان سید علی (۵۱) و پرتغالی ها نبرد خونینی روی داد و فرناند دومنزیش، فرمانده نیروی دریایی پرتغال در جزیره ی هرمز آنان را به کلی سرکوب و تارومار کرد و سیدعلی به هند گریخت. او بعدها از طریق زمینی به استانبول بازگشت. پس از سیدعلی، پرتغالی ها جزایر دریای هند را تصرف کردند و برای جلوگیری از هر نوع خطر احتمالی از جانب شرق، جزایر بحر محیط هند را تسخیر نمودند. بدین ترتیب پرتغالی ها بر خلیج فارس چیرگی یافتند (۵۲). با کاهش قدرت پرتغالی ها در قرن شانزدهم، ظاهراً عثمانی ها به تدریج برتری خود را در دریای سرخ تثبیت کردند و به دنبال آن بار دیگر درصدد نفوذ در خلیج فارس و دریای عمان برآمدند. در سال ۹۶۳ هـ.ق/ ۱۵۵۶ بیگلربیگی ترابوزان، مصطفی پاشا که به بیگلربیگی « حسا » منصوب شده بود، بدون اطلاع حکومت مرکزی به بحرین حمله برد. بعداً در سال ۹۸۵ هـ.ق/ ۱۵۷۸ م. عثمانی ها یک فرمانده دریایی در « حسا » منصوب کردند. بنابراین پرتغالی ها مجبور بودند با عثمانی ها موافقت نمایند. بدین ترتیب از اواسط قرن ۱۶ میلادی مسیر تجاری ادویه ی هند از امنیت بیشتری برخوردار شد و موجب افزایش تجارت در مدیترانه ی شرقی گردید (۵۳). اگرچه تحقیقات محققان ترک براساس اسناد مالی و گمرکی شهرهای تجاری لوانت این ادعا را ثابت می کنند ولی در قیاس با واردات کالاهای تجاری منطقه است نه در مقایسه با حجم تجارت جهانی با ورود پرتغالی ها به جنوب شرقی آسیا، سلطان نشین « آچه » (۵۴) به مقابله با مهاجمان اروپایی پرداخت. علاء الدین رعایت شاه معروف به قهار ( ۹۷۹-۹۴۴ هـ.ق/ ۱۵۷۱-۱۵۳۷م. ) که توانسته بود حکام محلی سواحل سوماترا را در برابر پرتغالی ها متحد سازد و درصدد تصرف مالاکا بود (۵۴)، در سال ۹۷۳/۱۵۶۳ سفیری به استانبول فرستاد و ضمن تقاضای کمک، اشاره کرده بود که بعد از تصرف گذرگاه های جزایر مالدیو توسط پرتغالی ها، شرایط رفت و آمد کشتی های بازرگانی آچه و مسلمانان هند به سوی عدن و دریای سرخ با مشکل روبرو شده است. او برای تشویق سلطان عثمانی وعده داده بود که چندین حکمران غیر مسلمان منطقه موافقت کرده اند، در صورت کمک عثمانی به آنها، اسلام بیاورند. اما مقامات عثمانی به سبب مرگ سلطان سلیمان و جنگ در مجارستان دو سال توجه به جنوب شرقی آسیا را به تأخیر انداختند و پس از دو سال یعنی در سال ۹۷۵ هـ.ق/ ۱۵۶۵ م. ناوگانی مرکب از ۱۹ کشتی بادبانی و پارویی و شماری کشتی حامل تسلیحات و ملزومات برای کمک به مردم آچه فرستاده شد. بیشتر این کشتی ها هرگز به مقصد نرسیدند. بخش بزرگی از این نیروها در مسیر راه، تغییر جهت دادند و درصدد اعاده و بسط قدرت عثمانی در یمن برآمدند تا شورشی را که توسط مختار، یکی از پیشوایان زیدیه برپا شده بود، سرکوب نمایند. در نتیجه فقط دو کشتی به آچه رسید و در خدمت حکمرانی محلی قرار گرفت. اگرچه این اقدام عثمانی چندان مورد توجه قرار نگرفت ولی در سال ۱۵۶۷ م. سلطان عثمانی بار دیگر به حکمرانان مصر و یمن فرمانی صادر نمود تا به بازرگانان آچه ای اجازه دهند که کالاهای استراتژیک مانند اسلحه، اسب و باروت را صادر نموده و به آچه ببرند (۵۶).
علاوه بر این، در سال ۹۷۵ هـ.ق اسکندر پاشا، پاشای بغداد را مأمور تصرف جزایری از خلیج فارس نمود و پاشای بغداد نیز نامه ای تهدید آمیز همراه سفرای کاردان به نزد فرمانروایان آنجا، امیرعلی و محمدبن حارث و جعفر دجلی و سایر مشایخ فرستاد. رؤسای جزایر ضمن اعلام اطاعت از پاشای بغداد پذیرفتند هزار فلوری، معادل پانصد هزاروصد تومان، به خزانه ی سلطان عثمانی بفرستند (۵۷).
اگرچه، امپراتوری عثمانی در طی قرن شانزدهم/ دهم هجری قمری و در رقابت با دولت های اروپایی توانست قلمرو عثمانی را تا عدن گسترش دهد و کرانه های خاوری و قسمتی از کرانه ی باختری دریای احمر را به قلمرو فرمانروایی خود ضمیمه کند، اما پس از مرگ سلطان سلیمان، نیروی دریایی عثمانی رو به سستی نهاد و در جنگ لپانتو (۵۸) در سال ۱۵۷۱ م. از ناوگان مسیحی زیر فرمان دون یوان (۵۹) اتریشی به سختی آسیب دید (۶۰).
از سال ۱۵۸۰/۹۸۸ کشور پرتغال به تصرف دولت اسپانیا درآمد و تا سال ۱۶۴۰/۱۰۵۰در تصرف آن دولت بود (۶۱). فیلپ دوم، پادشاه اسپانیا زمانی که پرتغال را ضمیمه ی خاک خود نمود، سفیری را با سه هدف به ایران فرستاد که یکی از آنها ترغیب ایران به ادامه ی دشمنی و جنگ با ترکان عثمانی بود (۶۲). فیلپ دوم که نمی خواست تغییر وضع سیاسی پرتغال موجب از دست رفتن مصالح و منافع این کشور در هرمز شود، در سال ۱۵۸۲/۹۹۰ به دم فرانسیسکو ماسکارنیا، نایب السلطنه پرتغال در هندوستان دستور داد سفیری به دربار ایران بفرستد تا اجازه ی آزادی آیین مسیحیت در قلمرو ایران را به دست آورد و برای اتباع پرتغال و اسپانیا مزایای بیشتری در امور بازرگانی تحصیل نماید و بدین طریق حضور خود را در خلیج فارس تقویت نماید(۶۳).

برآمد

بنابراین همزمان با شکل گیری نظام جهانی، نیروی دریایی امپراتوری عثمانی نیز در دریای عمان و خلیج فارس فعال شد و خلیج فارس غالباً صحنه ی کشاکش نیروهای عثمانی با پرتغالی ها بود، لذا به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر اوضاع اقتصادی و تجاری منطقه تأثیر می گذاشت. یکی از محققان معاصر درباره ی پیامد حضور پرتغالی ها می گوید: پرتغالی ها با حضور خود در خلیج فارس تعادل دیرینه میان اقتصاد دریایی و زمین را برهم زدند. رابطه ی اقتصادی دریایی ایران با حکومت های محلی مجاور را از بین بردند و دولت صفوی ناچار به مداخله ی مستقیم در امور بازرگانی جنوب شد (۶۴). و سرانجام باید گفت تا زمانی که نیروی دریایی عثمانی در خلیج فارس و دریای عمان توان مقابله با کشتی های اروپایی را داشت در واقع عثمانی، یک عامل بازدارنده برای تحقق اهداف اقتصادی دولت های اروپایی، به ویژه پرتغال در منطقه ی غرب و جنوب غربی آسیا بود و به این ترتیب مانع از نفوذ نظام جهانی در این منطقه می شد و حتی تسلط آنها بر سرزمین های کناری که نقش بنادر را برای دول اروپایی ایفاء می کردند را تهدید می نمود. اما با تسری تحولات صنعتی در کشتی های اروپایی و تجهیز آنها به قدرت توپخانه ای نیرومند، توانستند از سیطره ی نیروی دریایی عثمانی در آب های آزاد بکاهند و بستر را برای عقب راندن عثمانی در عرصه ی تجارت بین المللی فراهم سازند. از منظر دیگر، نزاع در دریا و تسلط بر مسیرهای دریایی را باید نوعی تقابل رویکرد اقتصادی سنتی عثمانی با اقتصاد سوداگری کشورهای پرتغال، انگلیس و هلند دانست. با آنکه پرتغالی ها در ورود به خلیج فارس و دریای عمان تقدم داشتند ولی سرانجام مغلوب اقتصاد مرکانتیلیسم انگلیسی ها شدند که از نیروی دریایی برتری برخوردار بود.
بنابراین می توان گفت: منافع اقتصادی و سلطه ی سیاسی امپراتوری عثمانی در تضاد با گسترش سلطه سیاسی کشورهای اروپایی قرار داشت. زیرا دول اروپایی با کشف راه های دریایی جدید و ساخت و تجهیز کشتی های اقیانوس پیما همواره در جستجوی منافع اقتصادی، به ویژه تجاری خود بودند و راه های جدید دریایی را جایگزین راه های سنتی زمینی کرده بودند. این در حالی بود که اهداف تجاری امپراتوری عثمانی نیز متأثر از اغراض سیاسی و گسترش ارضی بود که به نوبت از آنها تاثیر می پذیرفت. از این رو، دولت عثمانی همزمان با پیشروی زمینی به سمت مرکز اروپا و گسترش نفود نیروی دریایی خود در دریای مدیترانه، تلاش می کرد که راه های ابریشم و ادویه را از نفوذ سیاسی و اقتصادی نیروی دریایی پرتغال و حکومت معارض مشرق زمینی یعنی ایران خارج نماید و کنترل سیاسی و اقتصادی این مسیرهای تجاری را در دست گیرد. بنابراین با تصرف قلمرو ممالیک، نظارت بر جاده ی ادویه را در دست گرفت و به دنبال آن، حوزه ی نفوذ خود را در دریای عمان و خلیج فارس گسترش داد. اگر قبول کنیم که بخشی از اقدامات بازدارنده ی امپراتوری عثمانی با اهداف و انگیزه های مذهبی و تأمین راه های سیاحتی و زیارتی مسافران و زواری دانست که از شبه قاره ی هند برای انجام فریضه مذهبی حج به سوی مکه و مدینه در قلمرو عثمانی بودند، اما انگیزه ی اصلی این دولت برخوردرای از منافع اقتصادی روابط تجاری دو جانبه یا تجارت ترانزیت بود که کشورهای اروپایی با ورود خود به خلیج فارس و دریای عمان، آن را تهدید کرده بودند و استمداد دولت های مسلمان شبه قاره ی هند نیز نه تنها با تحقق اهداف عثمانی در اقیانوس هند منافاتی نداشت بلکه زمینه ی حضور عثمانی در خلیج فارس و دریای هند را مشروعیت سیاسی می بخشید.