اگر قرار است نام خلیج و یا دریایی ع...

کشورهای عربی هر روز بی سر و صدا توطئه جدیدی علیه هویت  تاریخی  خلیج فارس صورت می دهند. اتحادیه عرب (پایه گذاری 1945) تنها سازمان منطقه ای و دولتی ر...

اولین مقاله که راهکارهای دفاع از نا...

نظر به اینکه بعضی افراد با استفاده از نفوذ رسانه ای  نسبت به چگونگی ثبت روز روز ملی خلیج فارس مطالبی غیر واقعی بیان کرده اند.  ضروری بود به عنوان شاهد...

نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدا...

  نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدات منطقه‌ای و بین‌المللی.      متن فارسی و عربی  خلیج فارس - بحر فارس و بحر عجم و در متن های  انگلی...

روز ملی خلیج فارس چرا و چگونه شکل ...

چکیده مطلب: روز ملی خلیج فارس از زبان شاهدان عینی دست اندر کار این موضوع از ابتدا تا امروز به نقل از باشگاه خبرنگاران : برابر گفتگوی دکتر عجم عضو آن ...

رفراندوم اقلیم کردستان

بین الملل > خاورمیانه –

به گزارش خبرآنلاین، دکتر محمد عجم، کارشناس و پژوهشگر خلیج فارس و غرب آسیا درباره همه پرسی استقلال کردستان به جنبه تاریخی و سیاسی آن پرداخته است و می گوید: «اقلیم کردستان بخشی از سرزمین عراق است که همسایه کهن و تاریخی ایران هست و ایران با این ‏کشور درهم تنیدگی قومی و مذهبی و فرهنگی و تاریخی دارد. از طرف دیگر کردها نیز قومی کهن ‏هستند که همواره بخشی بسیار مهم از تمدن ایرانی بوده اند و فرهنگ و تاریخ و زبان مشترک ما را ‏بهم پیوند داده طبیعی است که رفراندوم در اقلیم کردستان، مردم و دولت ایران را در شرایط بسیار ‏سخت و پیچیده ای قرار داده است. شرایط تاریخی خیلی دشوار و سختی است که نباید دچار احساسات و ‏عواطف زود گذر شد باید گذشته، حال و منافع و مصالح آینده منطقه را در نظر گرفت.»

عجم درخصوص تبعات اقدام بارزانی در عراق و منطقه به خبرنگار خبرآنلاین گفت: «رفراندوم ‏به خصوص اگر بدنبال آن کوشش برای جدایی و تجزیه عراق را در بر داشته باشد، عواقب خطرناکی در ‏داخل عراق و منطقه خواهد داشت. جدایی سودان جنوبی در سال ۲۰۱۱ موجی از خشم نسبت به غرب ایجاد کرد و آنرا یک توطئه صهیونیستی و امپریالیستی تلقی کردند و ‏بدنبال آن موجی از ناآرامی خاورمیانه عربی را در برگرفت بطریقه اولی موضوع کردستان حساسیت ‏بسیاربیشتری دارد و عوارض منفی در منطقه ایجاد خواهد کرد.

این پژوهشگر خاورمیانه درباره مواضع جمهوری اسلامی ایران و لزوم برطرف کردن این غائله جدید در منطقه در پایان گفت:

«تمام سعی و کوشش ایران در این ‏موضوع باید متمرکز شود که با وساطت و میانجیگری مانع بروز موج جدیدی از منازعه و جنگ داخلی در منطقه شود.

ایران هم خیر ‏خواه ملت کرد است و هم یکپارچگی سرزمینی عراق برای ایران اولویت سیاست منطقه ای ‏است بنا بر این تصمیم دشواری در راه است منافع کردهای عراق در این است که در داخل عراق ‏بصورت فدرالی یا دولت اتحادی به صلح و سازندگی بپردازند.عراق بیش از اندازه مصیبت و منازعه و ‏تخریب را تحمل کرده است و نباید وارد چرخه دیگری از خشونت شود.‏

رفراندوم اقلیم کردستان ، ایران و کشورهای همسایه را در شرایط بسیاردشواری قرار می دهد

«اقلیم کردستان بخشی از سرزمین عراق است که درهم تنیدگی قومی و مذهبی و فرهنگی و تاریخی با ایران دارد. از طرف دیگر کردها نیز قومی کهن ‏هستند که همواره بخشی بسیار مهم از تمدن ایرانی بوده اند فرهنگ ، تاریخ و زبان از جمله مشترکاتی است که ما را ‏بهم پیوند داده است. ایران هم خیر ‏خواه ملت کرد است و هم یکپارچگی سرزمینی عراق برای ایران اولویت سیاست منطقه ای ‏است. بنا بر این شرایط خیلی دشوار و سختی ایجاد شده که نباید دچار احساسات و ‏عواطف زود گذر شد باید گذشته، حال و منافع و مصالح آینده منطقه را در نظر گرفت.»

http://www.khabaronline.ir

بخش «نتیجه گیری» در لایحه کتبی که جمهوری اسلامی ایران در جریان رسیدگی به درخواست رای مشورتی از دیوان بین المللی دادگستری در قضیه اعلامیه استقلال کوزوو به دیوان تسلیم نمود:

Principle of territorial integrity has a great position in international law. The practice of states and international organizations indicates that no derogation is permitted from this principle. States practice since 1945
shows very clearly the opposition of states to recognition or accepting unilateral secession outside the colonial context. In fact, the only exceptions in this general rule are either dissolution of a federation or consensual secession, i.e. with the consent of mother-state.

اصل تمامیت سرزمینی جایگاه عظیمی در حقوق بین الملل دارد. رویه دولتها و سازمانهای بین المللی نشان می دهد که هیچ تخطی از این اصل جایز نیست. خارج از چارچوب کشورهای تحت استعمار، رویه دولتها از سال ۱۹۴۵ به طور بسیار آشکار نشان دهنده مخالفت دولتها با شناسایی یا قبول جدایی طلبی یکجانبه است. در واقع، تنها استثناهای وارده بر این قاعده کلی عبارت است «فروپاشی فدراسیون ها» یا «جدایی رضامندانه» یعنی با رضایت دولت مادر

*******************

استاندارد دوگانه حقوقی وجود دارد
در موضوع تامیل ها با وجود اینکه جنوساید انجام شد و خطر جنو ساید هم بود غرب در مقابل کشتار و انضمام زوری تامیلها به سریلانکا سکوت کرد در مورد کشمیر و صحرای باختری که از بقایای استعمار است و حق ذاتی برای تعیین سرنوشت دارند غرب سکوت کرده ولی در مورد جدایی طلبی کوزوو که بخشی از یک کشور بود صد درصد مغایر با اصول و عرف قبلی عمل کرد یعنی استانداردهای چند گانه در اجرای تعیین حق سرنوشت . حتی صحرای غربی که از سال ۱۹۵۵ در لیست کشورهای واجب التعیین سرنوشت هستند و بقایای استعمار زدایی هستند سازمان ملل و شورای امنیت سکوت کرده

تا قبل از تجزیه یوگسلاوی تمامی اصول حقوق بین الملل و تمامی قطعنامه های مربوط به حق تعیین سرنوشت تاکید بر اجرای حق تعیین سرنوشت در سرزمین های تحت اشغال و استعمار داشتند اماجدایی بوسنی و کرواسی و کوزوو عرف و رویه جدیدی در حقوق بین الملل ایجاد کرد که مطابق تفسیر ان اقلیم کردستان نیز می تواند از حق تعیین سرنوشت خود از طریق رجوع به استفتا و رفراندوم اقدام کند.حتی قطعنامه یا بیانیه امروز شورای امنیت برگزاری رفراندوم کردستان را خلاف عرف و حقوق بین الملل ندانست و این خود یک بدعت جدید بود .

گفتنی است پایان نامه بنده البته به زبان عربی است اما دقیقا همین موضوع ابعاد و وجوه حق تعیین سرنوشت و جدایی طلبی را بررسی کرده است

بعد از فروپاشی یوگسلاوی متاسفانه چند نفر از حقوقدانان معروف یک نظریه جدیدی طرح کردند که علاوه بر کشورهای مشمول تسویه استعمار یا استعمار زدایی سرزمین هایی که خطر جنوساید و یا نقض فاحش حقوق بشر دارند نیز می توانند مشمول حق تعیین سرنوشت شوند یعنی شامل قطعنامه و بیانیه ۱۵۱۴ شوند تا قبل از تجزیه بالکان مطابق دهها اعلامیه و قطعنامه که از سال ۱۹۵۴ صادر می شد حق تعیین سرنوشت را حق ذاتی فقط برای بلاد تحت استعمار می دانست

اقدام نسنجیده رئیس جمهور گرجستان و استقلال اوستیا- جدایی طلبی و حق تعیین سرنوشت: همشهری

بحرانهای آفریقایی و حق تعیین سرنوشت: فصلنامه مطالعات آفریقا وزارت خارجه شماره ۲۲  اسفند ۱۳۸۹ 

http://www.magiran.com/magtoc.asp?mgID=1962

 

http://www.aftabir.com/news/article/view/2017/09/23/1769698

http://www.sarpoosh.com/

چشم انداز رابطه داعش و هند

چشم انداز رابطه داعش و هند: مجله پژوهشهای جهان اسلام ، دکتر محمد عجم

 مواضع و رابطه کشورها بخصوص هند در مورد داعش را باید در  دو بخش متمایز قبل از اشغال موصل و بعد از آن بررسی کرد. تا قبل از تهاجم خونین داعش به موصل برای هند هیچ اهمیتی نداشت که داعش و سایر گروههای تروریستی در خاورمیانه عربی چه جنایاتی انجام می دهند. حتی هند در مورد القاعده آفریقا و یا خاورمیانه حساسیتی نداشت و فقط تمرکز بر القاعده در پاکستان و افغانستان داشت. مواضع رسمی هند در مورد بهار عربی همسو با آمریکا و غرب بود و علی رغم دوستی قدیمی با قذافی، هند از سقوط قذافی ناراحت نشد. در همان اوایل بحران در یک همایش بین المللی در مورد بهار عربی نمایندگان کشورها دیدگاههای خود را بیان کردند و عموما از روند امور اظهار خوشبینی می کردند. در آن همایش من هم شرکت داشتم و تنها فردی که بر خلاف سخنرانان خوشبین ( از جمله یک مقام ایرانی) بصراحت در ضدیت سخن گفت یک فمینیست چپ گرا بود که گفت”جنبش خاورمیانه  نه بهار عربی است و نه بیداری اسلامی به مفهومی که ایران و ترکیه  می خواهد بلکه زمستان وحشتناکی است که تمام دستاوردهای حقوق زنان را در نیم قرن گذشته برباد می دهد و زنان را به تدریج به اسارت قرون وسطایی بر خواهد گرداند.”

اهداف و رویکرد های هند به داعش:

البته کشورها در برخورد با تروریسم معیارهای دوگانه دارند و هند هم مستثنی نیست. مثلا تا زمانی که داعش در سین کیانگ چین و یا در داخل پاکستان اقدام بکند هند مشکلی ندارد، ولی فعلا افغانستان و پاکستان بخصوص مناطق همجوار با کشمیر خط قرمز  هند است. هند بخش اعظم امکانات نظامی و اطلاعاتی خود را در این بخش متمرکز کرده است. هند اشراف اطلاعاتی و امنیتی بالایی بر مناطق حساس اعمال می کند و خطر داعش را در هند به حداقل رسانده است.

بعد از تصرف برق آسای موصل توسط داعش سمینار بین المللی دیگری در هند برگزار شد که نگرانی هند را از چالش های داعش برای هند ترسیم می کرد. نمایندگان کشورها بخصوص عربستان و رژیم صهیونیستی، تقصیرها و اتهاماتی را متوجه دولت مالکی و ایران می کردند و ایران هم متقابلا آنها را به همکاری با داعش متهم می کرد. هند معتقد بود به جای اتهام زنی اکنون زمان آن هست که همه با هم همکاری کنیم و جلو این خطر بزرگ گرفته شود، هند تا این زمان تمرکزش بر روی گروههای تروریستی مستقر در پاکستان و افغانستان بود. اما برای اولین بار حاضر بود که در مسائل عراق و سوریه نقش بازی کند. بخصوص که ۳۹ کارگر فنی هندی در موصل به اسارت داعش درامده بودند و افکار عمومی هند شدیدا نگران اعدام آنها بود و در نهایت هم هنوز معلوم نشد که سرنوشت آنها چه شد. در همین زمان داعش نقشه ولایات خلافت را اعلام کرد که خلافت خراسان بخشی از هند را نیز شامل می شد.

همچنین معلوم شد تعدادی از هندی ها نیز جزو داعش هستند و حتی مشخص شد که تویتری که ۱۷ هزار فالور داشت و برای جذب جنگجو برای داعش اقدام می کرد توسط فردی بنام مسرور بی سوا از بنگلور هند اداره می شد. لذا ۹۴ سایت هوادار داعش مسدود شد و سفر از هند  به عراق و سوریه تحت کنترل مقامات امنیتی درآمد و تعدادی از افراد در حال سفر به این دو کشور بازداشت شدند. در همین راستا یک گزارش تلویزیون زی نیوز هند اعلام کرد که سی هزار هندی آمادگی پیوستن به داعش ولایت خراسان را دارند متقابلا یک گروه هندو توایی بنام سواهیمان به بسیج داوطلب علیه داعش همت گماشت، حدود هزار رهبر اسلامی سنی در هند از داعش اعلام انزجار کردند. اما با این وجود آمارهایی که منتشر شده نشان می دهد که هند علی رغم اینکه بیش از دویست میلیون مسلمان دارد اما تعداد هندی هایی که جذب داعش شده اند بسیار اندک است و بیشتر آنها کارگرانی بوده اند که ساکن شیخ نشین های خلیج فارس بوده اند. دولت هند از ژوئن ۲۰۱۴ که موصل تصرف شده بود با آمریکا و هم پیمانانش در ارتباط با تروریسم بنای همکاری را گذاشت و داعش را در فهرست گروههای تروریستی قرار داد در فهرست دولت هند ۴۰ گروه تروریستی اعلام شده است که نیمی از آنها گروههای اسلام گرا هستند و از این میان نیمی در کشمیر و پاکستان استقرار دارند لشکر طیبه ، طالبان،  تحریک طالبان، جیش محمد، شبکه حقانی، ایندین مجاهدین و جنود خلیفه از آن جمله است. در واقع هند یکی از اهداف مهم گروههای جهادی سلفی است و تا کنون بیش از دهها عملیات خونین در هند انجام داده اند. بدترین آن حمله به هتل تاج محل مومبای بود که سیصد نفر کشته شد حمله به پارلمان هند نیز ناکام ماند ولی می توانست حادثه ای خونبار باشد. این اقدامات را لشکر طیبه انجام می داد و حالا این گروه با داعش اعلام همبستگی کرده بود و چالش جدیدی جلو هند قرار داد. هند علاوه بر فهرست ۴۰ گروه ممنوعه تروریستی تعدادی از افراد را نیز در فهرست ممنوعه قرار داد و بعضی از آنها را سلب تابعیت کرد، حتی فردی بنام زاکر نایک که رهبر سلفی های هند و مورد حمایت دولت عربستان است و شبکه تلویزیونی مذهبی دارد هم اخیرا سلب تابعیت شد.

 

چشم انداز رابطه دوسویه و عوامل موثر بر روابط:

داعش برای هند یک خطر هست، اما این خطر فعلا با آزاد سازی موصل و تار و مار شدن انسجام داعش کم رنگ شده است. داعش پس از شکست در عراق و سوریه تعدادی از نیروهای خود را به مناطق قبایلی پاکستان و افغانستان گسیل خواهد داشت که خطری بالفعل برای هند خواهند بود. دولت هند از سپتامبر ۲۰۰۱ در مبارزه با القاعده ی افغانستان متحد آمریکا شد و معتقد بود که ناتو و آمریکا باید در افغانستان حضور قدرتمندانه ای داشته باشد و پایگاههای نظامی دایمی در جنوب و شرق افغانستان دایر کنند. در حالی که ایران اعتقاد داشت که ارتش آمریکا و ناتو بلافاصله بلافاصله پس از استقرار دولت افغانستان در سال ۲۰۰۳ باید بکلی خاک افغانستان را ترک کند.

ظهور و سقوط  داعش(بخش اول) کرونولوژی

جبهه النصره و نگاهي از درون به تشكيلات مخوف القاعده

.

.

اشتباهات فاحش مقتدا صدر

عجم:مقتدی به سعودی متمایل است،سفر چند هدف مهم داشت

به گزارش ایرنا- محمد عجم کارشناس مسائل جهان عرب و خلیج فارس در گفت وگو با پایگاه خبری خبرآنلاین معتقد است که تحرکات سیاسی در عراق به دلیل انتخابات است، کما اینکه می توان از تحرکات عمار حکیم خشنود بود، اما اشتباهات متعدد مقتدی موجب سقوط پایگاه وی شده است.

در ادامه این گفت وگو می خوانیم:

مقتدی صدر رهبر جریان صدر در عراق با ولیعهد عربستان دیدار و گفت وگو کرد، دیداری که هیچ خبری و صحبتی از آن به بیرون درز نکرد و در سکوت کامل خبری به پایان رسید و خبرگزاری عراق و عربستان به انتشار یک عکس بسنده کردند.
برخی تحلیلگران معتقدند سفر صدر به عراق تبلیغات انتخاباتی و یارکشی و حمایت منطقه ای است. نظر شما چیست؟

حتما یکی از اهداف سفر، تأثیرگذاری بر انتخابات و یارکشی است و با قرار گرفتن در آستانه انتخابات در عراق شاهد تحولات سیاسی و ظهور و افول و انشعاب در بعضی احزاب و جریانات خواهیم بود اما در عراق هم احزاب سنی و کردی و هم سه جریان اصلی شیعی هر کدام دایره نفوذ و پایگاه سنتی ثابت آراء خود را دارند مانند کاریزمای شیخ و رئیس قبیله.

اما عوامل بیرون از پایگاه ثابت رأی یعنی تحولات داخلی و منطقه ای و رضایت از عملکرد حزبی نیز می تواند بر آرا تاثیرگذار باشد؛ اشتباهاتی که مقتدی صدر در برهه تاریخی تا قبل از سقوط موصل کرد قاعدتا می تواند پایگاه رأی وی را کاهش دهد؛ به طوریکه وی در سال ۲۰۱۴ با دنیای سیاست خداحافظی کرد. اقدامات صدر و جیش المهدی برخلاف مصالح و علیه منافع عراق، نقش مهمی در تضعیف دولت مالکی داشت و ناخواسته به جبهه دشمنان و ظهور داعش کمک کرد. از انتخابات سال ۱۳۹۳ تا کنون عراق تغییرات بسیار عمیقی کرده و در جهت استقرار امنیت و ثبات عراق در مسیر خوبی قرار گرفته است، نوری مالکی به خاطر مصالح و منافع عالیه عراق پست نخست وزیری را رها کرد و این یکی از تصمیمات ارزشمند در مسیر ثبات و وحدت عراق بود.

رهبر جریان صدر اخرین بار در سال ۲۰۰۶ به ریاض سفر کرده است، چه شد که بن سلمان از صدر دعوت رسمی به عمل اورد؟ چرا در این مقطع حساس منطقه و بحران عربی رهبر جریان صدر به عربستان سفر کرد؟ آیا ارتباطی با سفر نماینده عمار حکیم به دوحه داشت؟

جریان صدر معارض و دشمن دولت مالکی بود و جنگهای خونین را باعث شد که موجب خرسندی بعثی ها و جریانات تروریستی شد ایشان اگر تجربه امروزه را می داشت حتما جور دیگر و به نحو خردمنداته تری عمل می کرد. عربستان نیز دشمن سرسخت دولت مالکی و  حشد شعبی  بود که مقتدا صدر نیز  در این مسیر با عربستان همسو بود و از طرفی عربستان و صدر هر دو خواهان استعفا و کناره گیری بشار اسد هستند.

بنا بر این مشترکاتی آنها را بهم نزدیک کرده است؛ از طرفی عربستان خود را در چاه بحرانها و چالش های متعدد داخلی و منطقه ای گرفتار کرده است. با این رویکرد، این کشور می تواند در کم کردن ابعاد چالش شیعیان و قیام عوامیه و همچنین بحران شیعیان بحرین از نفوذ خانواده صدر استفاده کند. بنا بر این هم مقتدا صدر و هم عربستان از این سفر می توانند استفاده تبلیغاتی ببرند. البته هیچگونه خبری از جزئیات دیدارهای صدر با مقامات سعودی و با ولیعهد به بیرون درز نکرده است، اما اگر واقعا هدف صدر این باشد که روابط عراق را با همسایگانش بهبود بخشد و تعمیق کند و از خطر اختلافات مجدد طائفی و مذهبی جلوگیری کند این امر برای مردم عراق خوشایند خواهد بود.

نظر شما درباره اتفاقات اخیر عراق چیست؟ کناره گیری عمارحکیم، آمدن حمود بر پست ریاست مجلس اعلا، و در نهایت رفتن صدر به عربستان، ارزیابی شما از اقدامات این دو حزب شیعی عراق که همیشه رقیب هم بوده اند چیست؟ چه اتفاقاتی در راه است؟

به نظرم بعضی از این تحرکات به موضوع رفراندوم اقلیم کردستان و انتخابات آینده ربط دارد؛ کردستان برای احزاب عراق به خصوص شیعیان بسیار مهم است و مهمترین چالش عراق است.

موضوع دیگر نیازهای جدید عراق است، احزاب قدیمی و از جمله مجلس اعلا مطابق با خواسته ها و ادبیات دوره خاصی شکل گرفت. احزاب شیعی در میدان عمل تجارب جدید و نیازهای جدیدی را درک کرده اند؛ جدایی سید عمار حکیم از مجلس اعلی و تأسیس حزب جدید حکمت، اقدامی طبیعی، اصلاحی و تکاملی است و به بروز انشقاق و تضعیف در صفوف احزاب شیعی عراقی منجر نخواهد شد، بلکه بر عکس با شعار شهروندی و حقوق شهروندی دایره جذب آن گسترده تر خواهد شد.

این رقابت را در قالب آرایش احزاب شیعی در انتخابات چگونه ارزیابی می کنید؟

در انتخابات عراق سه ائتلاف و همبستگی شیعی هر کدام متشکل از چندین گروه هستند که همیشه آرای اول را بدست می آورند، در دور قبل ۹ هزار کاندید به نمایندگی از ۲۷۷ حزب و گروه و تشکل برای تصرف ۳۲۸ کرسی رقابت کردند و از ۲۲ میلیون واجد شرایط تنها ۱۲ میلیون در انتخابات شرکت کردند اما در دور بعدی که در کمتر از یکسال آینده هست مشارکت بسیار بالاتر خواهد بود و احزاب شیعی موفق تر ظاهر خواهند شد.

احزاب شیعی’ ائتلاف قانون’ در چند سال گذشته اقدامات موثرتری برای اتحاد و همبستگی عراق و همسو با جامعه بین المللی و منافع همسایگان انجام داده و در کاهش دادن تنش با عربستان تا حدودی موفق بوده است، گروه صدر نیز از تجربه تلخ گذشته درس گرفته و کمتر تشنج زایی در داخل و یا بیرون داشته است.

در مجموع انتخابات آینده دورنمای بهتری را رقم می زند و به همین دلیل از کردها خواسته می شود رفراندوم حق تعیین سرنوشت را تعلیق کنند و یا به بعد از انتخابات پارلمان موکول کنند و اگر قرار است رفراندوم برای سرنوشت اقلیم کردستان برگزار شود در این رفراندوم تمام مردم عراق باید شرکت کنند.
به هرحال در مجموع دورنمای آینده عراق خوب و روشن است و جای نگرانی نیست، احزاب سنی، شیعه، کردی و ملی همگی از ظهور خونبار داعش درس عبرت گرفتند و هرگز به ادبیات طایفه ای و قومی گذشته باز نخواهند گشت به همین دلیل شعار حقوق شهروندی از سوی عمار حکیم دورنمای خوبی خواهد داشت.
*منبع: پایگاه خبری خبرآنلاین/۱۰ مرداد ۹۶
** اول ** ۱۳۳۷- انتشار دهنده: خداوردی اسدی

www.shabakema.com/news/news/701510

https://damadam.ir/news/عجم-مقتدی-به-سعودی-متمایل-است-سفر-چند-هدف-مهم-داشت/۹۵۲۱۱۳۳

 irna انتهای پیام /*

.

.

کدام نام تاریخی برای دریای مازندران مناسب تر است

عجم در گفت‌وگو با تسنیم بررسی کرد

“دریای خزر” درست است یا “دریای کاسپین”؟

شناسه خبر: ۱۴۷۹۱۴۹ سرویس: بین الملل

عجم

پژوهشگر سرشناس کشور با بیان دلایلی تاریخی و حقوقی درباره نام دریای شمال ایران، دریای کاسپین را بهترین و درست‌ترین عنوان برای آن می‌داند که توسط بیشتر کشورها استفاده می‌شود.

به گزارش گروه سیاست خارجی خبرگزاری تسنیم، پهنه آبی واقع در شمال ایران که در حال حاضر آن را با نام “خزر” می‌شناسیم، از جمله دریاهای مهم جهان است که تقریباً اقتصاد سه کشور جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان ارتباط مستقیمی با منابع انرژی زیر بستر آن دارد. بحث بر سر تقسیم منابع زیر بستر و رو بستر، آلودگی آب‌، مسئله حق کشتیرانی یا مواردی نظیر استفاده از عنوان حقوقی “دریا” به جای “دریاچه” از سوی کشورهایی مانند قزاقستان  جهت بین‌المللی شدن آن و حق کشتیرانی آزاد و بسیاری از موارد دیگر، تحت جلساتی با عنوان رژیم حقوقی دریای خزر برگزار می‌شود. تاکنون طرف‌های ساحلی به نتایج قابل توجه و مشخصی نرسیدند و همچنان چالش توافق وجود دارد.

اما یکی از موضوعات مربوط به این پهنه آبی شمال ایران مسئله “نام” آن است که در کشور ما  از این اسم به طور رسمی استفاده می‌شود، اما بسیاری بر این عقیده‌اند که نام خزر اشتباه است و اسم اصلی و صحیح آن “کاسپین” می‌باشد. در ادامه طی گفت‌وگو با «محمد عجم»، حقوقدان، زبان شناس و پژوهشگر سرشناس ایرانی، به بررسی این موضوع پرداختیم که مشروح آن به شرح زیر است.

*امپراتوری یهودی خزرها به افسانه شباهت دارد.

تسنیم: ایران در حال حاضر به طوری رسمی از نام خزر برای پهنه آبی واقع در شمال کشور استفاده می‌کند، در اساس کلمه خزر از چه پیشینه، محل یا گروهی ریشه می‌گیرد؟

  عجم: درباره اینکه خزر نام یک قوم، آئین، مذهب و یا زبان و نژادی مشخصی باشد مطالب متناقض و متضاد زیادی نوشته شده است، از این رو نمی‌توان با قاطعیت نظر داد. اصولاً در مورد خزرها منابع و مستنداتی که وجود دارد خود از لحاظ اعتبار سنجی قابل بررسی هستند، چراکه همه ادعاهای موجود در رابطه با قوم خزر بیشتر فرضیه است و با قطعیت و یقین نمی‌توان اظهار نظر کرد.

مثلاً در مورد اینکه خزرها یهودی بودند مهمترین منبعی که در سی سال اخیر مورد استناد قرار گرفته کتاب “آرتور کوستلر” در مورد امپراتوری خزر است، وقتی مستندات وی را دنبال می‌کنید به کتب اعراب می‌رسید، البته منابع عربی نیز در مورد خزرها دارای تناقض‌هایی می‌باشد که قابل اطمینان نیست، چراکه  یکصد سال جنگ میان اعراب و مسلمانان با خزرها قضاوت بی‌طرفانه را بسیار دشوار می‌کند.

علم باستان شناسی، زبان شناسی و منابع بی‌طرف هم کمکی به رفع تناقضات نمی‌کند، اما به طور کلی پذیرفته شده که خزرها قومی کوچ نشین و نومد بوده‌اند که یکی از  دهها قوم  تورکیک شرقی هستند که قبل از ظهور اسلام وارد فلات و دشت‌های شمال و شمال غربی دریای خزر شدند،نام این قوم از واژه خیزران(درخت های نی دریایی) گرفته شده است.   ورود آنها باعث شد بخش‌هایی از اقوام متعدد دیگری که ساکن منطقه بودند وارد جغرافیای فعلی ایران شوند که یکی از آن اقوام متعدد کاسپی‌ها بودند و  از زمان‌های قدیم در اطراف دریای شمال ایران ساکن شدند.

کاسپی ها  بداخل فلات ایران بخصوص غرب ایران مهاجرت کردند.

 نظر غالب این است که نژاد خزرها، هون و مذهب آنها تنگری و پگان بوده است. اخیراً آزمایش “دی ان ای” بر روی اسکلت‌هایی در منطقه جغرافیایی  خزرها انجام شده و غیر یهودی بودن آنها به اثبات رسیده است، البته طی سال‌های ۷۴۰ افرادی از یهودی‌های مهاجر در منطقه ساکن شدند که به احتمال زیاد  همان اقلیت یهودیان بخارا پس از مهاجرت بوده اند. اما ادعاهای اخیر مبنی بر امپراتوری یهودی خزرها که بعضی از نویسندگان یهود برای خزرستان  مطرح کرده‌اند بیشتر به افسانه شباهت دارد تا واقعیت.

* هیرکانی و کاسپین کهن ترین  نام‌های ثبت شده  در منابع یونانی و رومی

تسنیم: سابقه تاریخی استفاده ایران از کلمه کاسپین تا چه زمانی است؟ به عبارتی دیگر این کلمه چه ریشه‌ای دارد؟

 عجم: کاربرد دو واژه هیرکانی (گرگان) و کاسپین در منابع یونانی و رومی،  قدیمی‌ترین نام‌ها برای  دریای شمال ایران هستند، اما این دو نام در منابع فارسی به جای مانده درباره پهنه آبی واقع در شمال ایران دیده نشده است. اگر هم در زبان فارسی کاربرد داشته، اما  منابع آن از میان رفته است، زیرا از دوره بنی امیه که جنگ‌های خونینی بین خزرها و مسلمانان به وقوع پیوست  نام خزر شهرت گرفت و وارد ادبیات عربی و فارسی شد. در منابع عربی و فارسی بیشتر از ۴۰ نام برای دریای شمال ایران به کار رفته که  بعضی نام‌ها به اقوام ساکن در این دریا و بعضی به شهرهای اطراف دریا منسوب شده‌اند مانند گیلان-جیلان- گرگان (جرجان) – استرآباد – ساری و بسیاری از موارد مشابه.

* نام رسمی و بین المللی دریای شمال ایران براساس مصوبه سازمان ملل “کاسپین” است

تسنیم: در حال حاضر کدام کشورها (کشورهای ساحلی یا سایر کشورها) از نام “کاسپین” برای دریای شمال ایران استفاده می‌کنند؟ 

عجم: بر اساس مصوبه سازمان ملل نام رسمی و بین‌المللی این دریا کاسپین است و یک نام محلی هم می‌توان برای آن به کار برد و آن “خزر” است، اما همه کشورهای جهان نام کاسپین و معادل‌های آن را به کار می‌برند، به جز چند کشوری که از “بحر قزوین” استفاده می‌کنند که در واقع معادل و معرب همان کاسپین است. تعدادی از کشورها هر دو نام کاسپین و خزر را  برای نامیدن دریای شمالی ایران در نظر گرفته‌اند.

* در هیچ منبعی از خزرها به نیکی یاد نشده است

تسنیم: در بیشتر اسناد و قراردادهای فارسی از نام خزر استفاده شده و مجموعه نشست‌ها در مورد دریای شمالی ایران نیز تحت عنوان رژیم حقوقی دریای خزر (حداقل از جانب ایران) برگزار شده است،  با این حال جمهوری اسلامی ایران می‌تواند چنین تغییر اسمی را در نشست‌های رژیم حقوقی دریای شمال ایران مطرح کند؟ در واقع این اقدام از نظر حقوقی مانعی یا حتی واکنش منفی سایر کشورهای ساحلی را به دنبال ندارد؟

عجم: نام دریای شمال ایران هیچگونه چالشی در هیچ کشوری ایجاد نمی‌کند. کمیته یکسان‌سازی  هم می‌دانست که نام مازندران بهتر از خزر است اما “دریای مازندران” مستندات حقوقی لازم را نداشت. خزر نام مطلوبی نیست و در هیچ منبعی از خزرها به نیکی یاد نشده و چندین قرن است که هیچ قومی در کشورهای اطراف خزر تا به امروز خود را قوم خزر معرفی نمی‌کند اما کمیته باید به نقشه‌ها و قراردادهای حقوقی متعهد می‌‌ماند.

در این منطقه حداقل یکصد قومیت و ملیت و زبان وجود دارد.می‌دانیم قوم خزر و قوم هون مدتی حکم‌فرمایی در منطقه داشته اما امروزه تطبیق آن با مردم امروز سخت است. حتی قرقیزها، قزاق‌ها، تاتارها، چچنی‌ها و حتی مغول‌‌ها هیچکدام خزرها را به خود منسوب نمی‌دانند.

* مجاز بودن استفاده از هر دو نام خزر و کاسپی ( کاسپین)

اما درخواست به کار بردن کاسپین در فارسی اخیراً طرح شده و اصلاً به مصوبه جدید نیازی ندارد؛ نام دریای کاسپی و یا کاسپین را می‌توان به کار برد و با هیچ مخالفتی در هیچ جای جهان  همراه نخواهد بود. چون مصوبه مورخ ۱۸ آذرماه ۱۳۸۱ کاربرد هر دو نام خزر و کاسپی را مجاز می‌داند، و کاسپیین را نام اصلی و بین المللی می داند اما اینکه چرا نام مازندران کنار گذاشته شد این بود که مشخص شد که چنین نامی در قراردادها، اسناد حقوقی و نقشه‌های رسمی داخلی و خارجی قبل از دوره پهلوی وجود ندارد.

مطابق مقررات کمیته یکسان سازی نام‌های جغرافیایی سازمان ملل  (UNGEGN) همه کشورها باید در رابطه با پدیده‌های جغرافیایی به خصوص دریاها، یک نام بین‌المللی بکار ببرند و البته یک نام محلی هم برای کاربرد محلی قابل قبول است. در رسانه‌های ایران برای دریای شمال کشور نام‌های مختلفی مانند مازندران، خزر، شمال و مواردی دیگری به کار می‌رفت که مشکل ایجاد می‌کرد.

سازمان ملل از ایران خواسته بود که مشخص کند چه نامی را به رسمیت می‌شناسد. مرجع رسیدگی به اینگونه مسائل اداره حقوقی وزارت خارجه و کمیته یکسان سازی نام‌های جغرافیایی متشکل از اعضای چند نهاد و وزارتخانه می‌باشد، در سال ۱۳۸۱ از اداره حقوقی وزارت خارجه خواسته شد که در این خصوص نظر بدهد. بررسی این موضوع به من سپرده شد که تحقیق مفصلی انجام و گزارشی تهیه و تحویل کمیته یکسان سازی شد و  مبنایی برای تصمیم گیری قرار گرفت.

نخست در مورد اسناد و قراردادهای بین‌المللی و قراردادهای بین ایران و دول خارجی و سپس در مورد نقشه‌های رسمی و نیمه رسمی بررسی و مشخص شد که در همه قراردادها از قرون گذشته و تا آنجا که مکتوباتی باقی مانده است، در زبان فارسی دریای خزر و بحر خزر و در زبان‌های اروپایی دریای کاسپی یا کاسپین، همچنین در متون قدیمی عربی، خزر و  گاهی بحر قزبین و قزوین به کار رفته است، اما در متون  متاخر عربی بحر قزوین استفاده شده و در کشورهای ترک زبان نیز هر سه نام به تناوب به کار رفته است. اما ترجیح بیشتر با خزر دنیزی بود.

قراردادها و نقشه‌ها برای ما معیار اصلی بود اما در متون ادبی و تاریخی نیز بررسی عمیقی انجام شد و برای من کاملاً مشخص بود که قزبین و قزوین معرب شده از کاسپین است، اما عده‌ای اصرار داشتند که برعکس کاسپین تغییر یافته قزوین هست حتی این مطلب را خاتمی، رئیس جمهور وقت در سفر علی یف به تهران به وی گفته بود که دریای مازندران همان دریای قزوین است و اروپایی‌ها آن را به کاسپین معرفی می‌کنند. از نظر زبان شناسی محرز بود که قزوین تغییر یافته و معرب کاسپین است، ولی  باز هم مجدداً در منابع تاریخی کندوکاو کردم و کاملاً محرز شد که قبل از اینکه قزوین وارد ادبیات عرب و فارسی شود کاسپین و هیرکانی (گرگان) وجود داشته است.

نام خزر از قرون سوم قمری در ادبیات عربی و فارسی رایج شده است، اما بیشتر از ۴۰ نام دیگر هم به تناوب برای دریای مذکور در ادبیات و جغرافیایی قرون گذشته به کار رفته است. شرح جنگ‌های خزرها در دوره خلفای بنی امیه به طور مفصل در تاریخ طبری و در سایر منابع عربی، همچنین در کتاب استخری و ابن اثیر وجود دارد. استخری نوشته است که «زبان خزرها به هیچ زبان شناخته شده‌ای شباهت ندارد».

* در ابتدا فضایی برای طرح این موضوع که کاسپی بهتر است یا خزر نبود

بعضی منابع عربی آنها را همان قوم یاجوج و ماجوج معرفی کرده‌اند که در منابع اروپایی نیز به یاگوگ و مگوگ معرفی شده بودند. قوم خزر نام خود را از خیزران که نوعی نی مقاوم و بلند هست گرفته است . خلاصه کلام اینکه وقتی در کمیته یکسان سازی موضوع بحث شد اصلاً فضایی برای طرح این موضوع که کاسپی بهتر از خزر است نبود، چون نام کاسپی در ایران کاملاً ناشناخته بود و برای دانشگاهیان نیز واژه‌ای بیگانه محسوب می‌شد. تا اینکه در گزارش توجیهی  برای کمیته، برای اولین بار مفصل به اصالت کاسپی و میراث آنها به عنوان قوم ایرانی پرداخته و تصور اینکه کاسپین واژه بیگانه است مردود دانسته شد. قوم یا اقوام کاسپی نام خود را از کاوسپی به معنی گاو سپید گرفته است گاو سپید از اسطوره ها و یا خدایان و  اله های دوران مذاهب اولیه اریاییان هست. 

متاسفانه این نام در حالی‌ که مستندات تاریخی دارد ولی در فرهنگ عامه مغفول و ناشناخته مانده بود. امروزه با توجه به فرایند فرهنگ سازی آن، این نام می‌تواند جایگزین خزر شود. اما در مصوبه ۱۸ آذرماه ۱۳۸۱ کمیته موظف بود که به نقشه‌ها و اسناد وفادار بماند. اعتراضاتی که به این مصوبه شد چندان مستند نبود و اعتراضیه‌ای پرویز ورجاوند در مجله اطلاعات سیاسی منتشر کرد که چرا نام تاریخی مازندران را حذف کرده‌ و خزر را که قومی مهاجم بوده‌اند را جایگزین آن کرده‌اید؟

جوابیه ما در جراید همان زمان منتشر شد، البته گزارش توجیهی کمیته نیز منتشر شد که الان هم در سایت‌های متعددی وجود دارد، از مخالفان مصوبه خواسته شد که مستندات خود را برای دریای مازندران ارائه کنند، ولی هیچ مستندی ارائه نکردند، اما بحث اینکه اخیراً طرح شده که باید دریای کاسپی بکار ببریم یک موضوع کاملاً جدید است و هیچ مغایرتی با مصوبه سال ۱۳۸۱ ندارد، چون نام بین‌المللی است و  نیازی هم به تغییر مصوبه ندارد. در ایران رسانه‌ها مختار هستند که نام بین‌المللی که دریای کاسپی و کاسپین یا نام محلی خزر را استفاده کنند، در این مورد هیچ کشوری هم اعتراضی نخواهد داشت.

انتهای پیام/ R1436/P1361/S8,87,89,90,95/CT2

از همین نویسنده :

  • نام های دریای خزر

https://www.4shared.com/office/7A_AMG0Z/name_caspian1.html

Geography of Iran
Names of the Caspian Sea
By: Mohammad Ajam

http://www.magiran.com/magtoc.asp?mgID=1051&Number=131&Appendix=0

  • متن مقاله همایش ملی ژئوماتیک اردیبهشت ۱۳۸۲ اسامی جغرافیایی باستانی میراث بشریت پژوهشی در مورد دو نام خلیج فارس و خزر و چالشهای فراروی ص ۲۴ تا ۳۶ [۱۲]
  • مقالات همایش یکسان‌سازی نام‌ها ۱۳۸۲ [۱۳]
  • ماهنامهٔ پبام دریا شماره‌های ۱۳۱ و ۱۳۳ مهر و آذر ۱۳۸۳
  • دکترعجم. «دروازه کاسپین اسناد هویت ملی». پیام دریاشماره ۱۳۱، ۱۰ مهر ۱۳۸۳
  • ماهنامه علمی پیام دریا: دانلود [۱۴] شماره‌های ۱۳۱- و ۱۳۳ اسنادهویت ملی – نامهای دریای خزر و کاسپین،[۱۵] دکترمحمد عجم مهر-آذر ۱۳۸۳
  • بررسی تطبیقی رژیم حقوقی بزگترین دریاچه های جهان: محمد عجم

    (خزر، سوپریور، ویکتوریا) سخنرانی در سمینار بین المللی خزر دفتر مطالعات سیاسی بین المللی – تهران اردیبهشت ١٣٨١  چاپ در همشهری –۱۷- ۱۶  -۲ – ۱۳۸۱       ١۶/٢/٨١

.

.

ظهور و سقوط  داعش(بخش اول) کرونولوژی

کند و کاوی در ظهور و سقوط  داعش(بخش اول)

عملیات خونبار و جنایتکارانه داعش لکه  ننگی بر پیشانی سیاست و حکومت در خاورمیانه ،لکه ننگی بر پیشانی دمکراسی و روابط بین الملل،  حقوق بین الملل و بطور کلی ننگ جامعه بشریت است . از طرف دیگر جنایات قرون وسطایی داعش موجب افول و پایان آرمان خلافت خواهی تاریخی و جامعه ارمانی خلافت سلفی شد و لکه ننگی نیز بر پیشانی سلفی سیاسی نیز باقی گذاشت.

علت ظهور و سقوط داعش موضوع یک تحقیق و نگرش همه جانبه است که در بخش بعدی به آن می پردازیم فعلا روزشمار وقایع مربوط به ظهور و سقوط  داعش را در زیر مرور می کنیم :

گاه  شمار وقایع داعش

سال ۲۰۰۴ – جماعت توحید و جهاد( ابومصعب الزرقاوی) به القاعده عراق معروف شد.

۱۵ اکتبر ۲۰۰۶ -جماعت  توحید و جهاد بنام جبهه “دولت اسلامی عراق”(داع) معرفی شد.

آوریل ۲۰۱۰- ابوبکر بغدادی رهبری داع ” دولت اسلامی عراق را بر عهده گرفت.

آوریل ۲۰۱۳  بغدادی نیروهای داع را به سوریه منتقل نموده و نام گروه را به ” دولت اسلامی عراق و شام (داعش) تغییر می دهد.

سال ۲۰۱۴

اعدام سربازان

۱۴ ژانویه تصرف رقه در سوریه و اعلام آن به عنوان پایتخت داعش

۹ ژوئن: تهاجم داعش به موصل‌، دومین شهر بزرگ عراق و مرکز استان نینوا آغاز شد.

۱۰ ژوئن: موصل سقوط کرد و درپی فرار یگان‌های نظامی و نیروهای امنیتی عراق استان نینوا هم تسلیم شد.

نوری المالکی نخست وزیر سابق عراق اعلام کرد که دولت شهروندانی را که داوطلب مقابله با داعش هستند مسلح می‌کند.

۱۱ ژوئن: تکریت ‌، دیگر شهر اصلی در شمال بغداد و مرکز استان صلاح‌الدین سقوط کرد.

۱۳ ژوئن: آیت‌الله علی سیستانی‌، مرجع تقلید شیعیان عراق از عراقی‌های خواست تا علیه داعش سلاح به دست بگیرند و بسیج عمومی اعلام کرد. داعش پس از سقوط موصل مدعی شد که ۱۷۰۰ نیروی شیعه را که از دانشکده نظامی و پایگاه هوایی اسپایکر بازداشت کرده بود اعدام کرده و تصاویر این کشتار را منتشر کرد.

۲۹ ژوئن: ابو محمد عدنانی اعلام کرد ابوبکر البغدادی اولین خلیفه مسلمین در قرن بیست یکم است و همه از او اطاعت کنند.

۳ جولای:  تصرف دیر الزور  سوریه هم مرز با عراق

۲ اوت: تصرف سنجار ، داعش حملات خود در شمال عراق را از سرگرفت و گروه‌های اقلیت را با کشتار دسته جمعی به برده کشی و تجاوز هدف قرار داد. هزاران تن از اعضای اقلیت ایزدی‌ها در سلسله کوه‌های سنجار گرفتار شدند .

۷ اوت: تصرف سد موصل و فرار پیشمرگه ها

۸ اوت: آمریکا حملات هوایی خود را در عراق آغاز کرد و ائتلافی بین المللی نیز از این حملات آمریکا تبعیت کرد.آمریکا از سال ۲۰۱۱ با خروج از عراق عملیات در عراق را متوقف کرده بود.

۱۴ اوت: پارلمان عراق ، انحلال ارتش بعث و  خروج زود هنگام آمریکایی ها و خود بزرگ بینی بعضی گروههای شیعی را عامل رشد جهشی داعش  اعلام کرد و  نوری المالکی‌، که متهم شده بود که عامل این وضع بوده  مجبور به‌ کناره گیری شده و حیدرالعبادی جانشین وی گردید.

۱۸ اوت  تصرف سد موصل توسط پیشمرگه ها و با کمک آمریکا

۱۹ اوت‌: داعش اعلام کرد که جیمز فولی‌ خبرنگار آمریکایی را سر بریده است و فیلم آن را نیز منتشر کرد. بعد از فولی سرنوشت مشابهی برای استیون سوتلف و کنجی گوتو خبرنگار دیوید هیتر‌، آلن هنینگ و پیتر کاسیگ و دوست گوتو که همگی کمک رسان بودند رخ داد.

۲۲ اوت: نیروهای شبه نظامی ۷۰ نفر را در جریان حمله انتقام جویانه به مسجد سنی‌ها در استان دیاله کشتند.

۲۳ سپتامبر: تصرف پالمیرا توسط داعش  و اولین حمله هوایی ائتلاف(آمریکا ، عربستان و امارات) علیه داعش در  سوریه .

۲۵ اکتبر: العبادی نخستین پیروزی دولت را در منطقه جرف الصخر در نزدیکی بغداد اعلام کرد.

۲۹ اکتبر: داعش ده‌ها تن از اعضای قبیله بونمر را اعدام کرد و بعدها هم تعداد بیشتری را کشت.

۱۴ نوامبر: نیروهای عراقی بیجی را باز پس گرفتند اما مدتی بعد باز آن را از دست دادند.

سال ۲۰۱۵ :

 

۲۶ ژانویه ۲۰۱۵: نیروهای کرد با حمایت جنگنده‌های ائتلاف توانستند نیروهای داعش را از شهر کردنشین کوبانی در شمال سوریه در مجاورت مرزهای ترکیه و در پی درگیری‌های شدید بیرون برانند. در همان روز، یک مسوول نظامی عراقی از آزادسازی استان دیالی از دست گروه تروریستی داعش خبر داد.

۳۱ مارس ۲۰۱۵: بغداد از آزادسازی تکریت از طریق نیروهای دولتی با حمایت بسیج مردمی خبر داد.

۲۱ مه ۲۰۱۵: رمادی در عراق و پالمیرا در سوریه سقوط کردند. داعش چهار روز پس از سقوط رمادی، بزرگترین شهر استان الانبار، شهر باستانی پالمیرا در سوریه را اشغال کرد. این امر به داعش اجازه داد تا نفوذ خود را در دو طرف مرزها افزایش دهد. این گروه همچنین مکان‌های باستانی در پالمیرا را بمب‌گذاری کرد که یونسکو این شهر را در فهرست میراث جهانی قرار داده است.

۱۶ ژوئن ۲۰۱۵: شکست‌های مهمی برای داعشی‌ها در سوریه رقم خورد و پس از کنترل کردها بر منطقه تل أبیض سوریه در مرز با ترکیه که گذرگاه مهمی برای تروریست‌ها بود داعشی‌ها متحمل شکست بزرگی شدند.

۲۳ ژوئن ۲۰۱۵: داعشی‌ها کنترل منطقه عین عیسی در شمال سوریه در نزدیکی مسیری استراتژیک را از دست دادند.

 

۲۵ ژانویه ۲۰۱۵: رهبران سنی شبه نظامیان را عامل اعدام ۷۰ تن از سکنه در استان دیاله دانستند.

۲۶ ژانویه: عراق اعلام کرد که دیاله از دست داعش آزاد شده است.

۳ فوریه: داعش در ویدئوی زنده سوزانده شدن معاذ الکساسبه، خلبان اردنی را پس از دستگیری‌اش در دسامبر ۲۰۱۴ در سوریه نشان داد.

۲۶ فوریه: تخریب  آثار تاریخی و باستانی  موزه موصل توسط داعش

۱۶ ژوئن  کردهای سوریه تل ابیض در مرز ترکیه را تصرف کردند ۱۶ هزار نفر به ترکیه گریختند.

۲۵ و ۲۶ ژوئن ۲۰۱۵: داعشی‌ها حمله غافلگیرانه‌ای به کوبانی و اطراف آن داشتند و ظرف ۴۸ ساعت، بیش از ۲۰۰ غیرنظامی کشته شدند و در ۲۷ همان ماه نیروهای کرد موفق شدند داعش را از این شهر بیرون برانند.

۲۶ ژوئن ۲۰۱۵: حملات خونین در تونس و کویت رخ داد با ۳۸ کشته در حمله‌ای به هتلی در تونس که بیشتر آنها گردشگران انگلیسی بودند و داعش مسوولیت این حمله را برعهده گرفت. در همان روز داعش مسوولیت حمله به مسجد شیعیان در کویت را که ۲۶ شهید بر جای گذاشت، برعهده گرفت.

۲ مارس: عراق عملیات گسترده‌ای برای بازپس گیری تکریت از دست داعش آغاز کرد.

۵ مارس: انهدام آثار شهر تاریخی نمرود متعلق به آشوریان توسط داعش

۳۱ مارس: باز پس گیری تکریت که با انتقام جویی از ساکنان همراه بوده است.

۵ آوریل: داعش آثار باستانی  شهر باستانی هتره را منهدم کرد.

۱۷ آوریل: اشغال شهر رمادی مرکز استان الانبار توسط داعش.

۳۰ سپتامبر:  آغاز حملات هوایی ، دریایی و نیروهای ویژه روسیه در جنگ سوریه در شهر حمص و حما

اول اکتبر:  بمباران های گسترده ارتش روسیه علیه مواضع داعش ، حملات ارتش روسیه سپس علیه سایر جنگجویان نیز گسترش یافت و شامل، جبهه نصره –  حزب اسلامی ترکستان، بریگاد ترکمن – تحریر شام – اجناد شام – احرار شام – لژیون شام – آرتش آزاد- ارتش آزاد ادلیب- حرکت نورالدین زنگی – لواء حق – جیش الاسلام – جند الاقصی و … شد، تعدادی از این گروهها مورد حمایت مشترک ترکیه – قطر- عربستان بودند و ارتش آزاد مورد حمایت آمریکا و بریگاد ترکمن مورد حمایت ترکیه بود. این جنگجویان مجموعه ای ۱۶۰ هزار نفر داوطلب از ۸۶ کشور را تشکیل می دادند.

۵ اکتبر:  فتوای اخوان المسلمین سوریه برای جهاد واجب علیه روسیه و فتوای ۵۵ مفتی عربستانی مبنی بر وجوب جهاد مسلمین علیه روسیه.

۷ اکتبر: شلیک موشکهای کروز از دریای خزر  به مواضع داعش سوریه

۲۴ نوامبر: ساقط کردن جنگنده سوخوی ۲۴ روسیه توسط ترکیه و اعدام یک خلبان آن توسط افراد تیپ(اردوی) ترکمن.

۲۰۱۶

۹ فوریه: باز پس گیری شهر رمادی توسط ارتش عراق

۱۷ اکتبر: آغاز عملیات برای باز پس گیری شهر بزرگ موصل از داعش

۵ نوامبر: نیروهای دمکراتیک سوریه با کمک آمریکا بر علیه داعش در رقه عملیات کردند

۲۶ نوامبر : پارلمان عراق حشد شعبی را نهادی قانونی و بازوی ارتش  اعلام کرد.

۲۰۱۷

۲۴ ژانویه: ازاد سازی بخش شرقی موصل

۱۹ فوریه:  آغاز بازپس گیری غرب موصل

۲ مارس: ارتش سوریه با کمک هوایی روسیه پالمیرا را باز پس گرفت.

۱۲ می: شهر طبقه سوریه توسط ائتلاف کردی عربی بازپس گرفته شد.

۲۸ ژوئن:  مسجد جامع موصل بنام نوری منهدم شد

۱۰ جولای: پاکسازی کامل شهر موصل از عوامل داعش

نوشته دکترمحمد عجم

از همین نویسنده:

 

ریشه های افراط گرایی و اینده سیاسی منطقه خاورمیانه

 

** نگاهی از درون به تشکیلات مخوف القاعده.  محمد عجم   منتشر شده در همشهری – بازتاب-  اردیبهشت  ۱۳۸۵ 

**جبهه النصره  و تشکیلات مخوف القاعده : دکتر محمد عجم

افکار و عقاید ابن تیمیه پدر فکری مکتب سلفی تکفیری جهادی

**“دولت اسلامی در عراق و شام (شرق مدیترانه)” ISIS محصول و تولید کجا است ؟ و اهداف آن ؟

*** افکار و عقاید  ابن تیمیه  پدر فکری مکتب  سلفی تکفیری جهادی و طالبانیسم  

.

.

.

.

.

شاهنامه کتاب نماد سازی و اسطوره های ظلم ستیزی است

آیت الله علم الهدی با حضور در آرامگاه فردوسی و ادای احترام  به این حماسه سرای بزرگ ایران به تمام مطالب چند سال گذشته در خصوص اتهام ضدیت وی با فردوسی پایان داد جنجالی ترین مطلب منتشر شده در فضای مجازی دستور ایشان برای محو  نقاشی های اسطوره ای بزرگترین دیوار نویسی یا گرافیتی در باغ نزدیک به میدان فردوسی مشهد بود که اگر چه دستور پاک کردن دیوارها از جانب دفتر ایشان با تاخیر بسیار زیاد تکذیب شد ولی این اتهام از ذهن مردم پاک نشد .
شهرا آرا دیروز ۲۰ تیرماه ۹۶ نوشت آیت الله علم‌الهدی خاطرنشان کرد:
««شاهنامه» کتاب نماد‌سازی فرهنگی است و در آن نمادهای اقتدار، استقلال و آزادی به‌چشم می‌خورد که سرچشمۀ فرهنگ انقلاب برای مردم ما بوده است.». امام‌جمعۀ مشهد بیان کرد: «نتیجۀ فردوسی از سرودن شعرها توسعۀ اقتدار و ترویج استقلال و آزادی از بند هر استبداد و ظلمی است.». علم‌الهدی اظهارکرد: «فردوسی شعر و ادب را برای ایجاد فرهنگ ایستادگی در‌برابر ظلم و ستم به‌خدمت گرفته و این هنر وی بوده است.». وی خاطرنشان کرد: «تمام انقلاب ما باید به‌پا خیزد تا فردوسی از مهجوریت خارج شود و اینکه وی را تنها یک شاعر ببینیم ظلم به اوست.».
به‌گزارش شهرآرا، مراسم سال‌روز صدور فرمان تاریخی رهبر معظم انقلاب به‌منظور احیای منطقۀ تاریخی طوس بعدازظهر دوشنبه با حضور مسئولان محلی در آرامگاه فردوسی برگزار شد. امام‌جمعۀ مشهد در این مراسم اظهار کرد‌: «حکیم فردوسی بزرگ‌ترین عامل بنیان‌گذاری فرهنگ مقاومت و اقتدار در دوران خود بود و با گذشت سالیان متمادی هنوز هم این شاعر پرآوازه در طوس می‌درخشد و لازم است با‌توجه‌به تأکید رهبر معظم انقلاب عمران و آبادانی این محدوده مور‌دتوجه قرار گیرد.». وی افزود: «رهبر معظم انقلاب ۲۱ سال پیش از آرامگاه فردوسی بازدید کردند و رسالتی را برای مسئولان این استان مشخص کردند که مردم بتوانند در طوس ذخایر فرهنگی و فکری را کسب کنند.».
امام‌جمعۀ مشهد تاکید کرد: «آثار تاریخی مهم و ارزشمند است و رهبر معظم انقلاب در فرمان خود به ذخایر فکری و فرهنگی این سرزمین توجه داشته‌اند.». عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: «فردوسی دارای ابعاد مختلفی است، زیرا از‌یک‌سو می‌توان او را به‌‌‌عنوان نفر اول ادب و هنر ایرانی نگریست و ازسوی‌دیگر می‌توان در سرودهای وی تاریخ و تمدن ایران را تا زمان حضرت مسیح جستجو کرد.». وی تصریح کرد: «نکتۀ مهم دربارۀ فردوسی روحیۀ فرهنگی اوست، زیرا کسانی که وی در «شاهنامه» از آن‌ها به‌عنوان نماد قدرت نام برده شخصیت‌های افسانه‌ای نیستند و نمادهایی جریان‌ساز به‌شمار می‌روند.». عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: «فردوسی با تمسک به نام حکیم برای زنده نگاه داشتن روحیۀ مقاومت «شاهنامه» را سروده است تا در دوران اختناق بتواند به اهداف خود برسد.».
علم‌الهدی خاطرنشان کرد: ««شاهنامه» کتاب نماد‌سازی فرهنگی است و در آن نمادهای اقتدار، استقلال و آزادی به‌چشم می‌خورد که سرچشمۀ فرهنگ انقلاب برای مردم ما بوده است.». امام‌جمعۀ مشهد بیان کرد: «نتیجۀ فردوسی از سرودن شعرها توسعۀ اقتدار و ترویج استقلال و آزادی از بند هر استبداد و ظلمی است.». علم‌الهدی اظهارکرد: «فردوسی شعر و ادب را برای ایجاد فرهنگ ایستادگی در‌برابر ظلم و ستم به‌خدمت گرفته و این هنر وی بوده است.». وی خاطرنشان کرد: «تمام انقلاب ما باید به‌پا خیزد تا فردوسی از مهجوریت خارج شود و اینکه وی را تنها یک شاعر ببینیم ظلم به اوست.».
عضو مجلس خبرگان رهبری با تشکر از شهرداری و شورای شهر مشهد در رسیدگی به موضوعات طوس و الحاق آن به مشهد خاطرنشان کرد: «آبادانی این منطقه شروع شده، اما تا نقطۀ مطلوب که متناسب با جایگاه فردوسی است فاصلۀ زیادی دارد.».
علم‌الهدی گفت: «با تشکیل شورای احیای طوس قرار بود اقدامات زیادی در این محدوده به‌انجام رسد که متأسفانه نه‌تنها کارهای زیادی صورت نگرفته، بلکه با‌وجود فرمان رهبری به این محدوده ظلم شده است.». وی در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: «فرهنگ زیارت با فرهنگ گردشگری متفاوت است و این سخن به‌معنای مخالفت با صنعت گردشگری نیست، زیرا هیچ انسان عاقلی این را نمی‌پذیرد، اما باید بین ادبیات این دو فرهنگ تمایز قائل شد.».
امام‌جمعۀ مشهد افزود: «سالانه چند میلیون زائر خارجی به مشهد سفر می‌کنند که هدف آن‌ها تنها زیارت است، زیرا، اگر می‌خواستند به‌دنبال تفریح باشند، به مشهد نمی‌آمدند و به شهرهای دیگر که امکانات زیاد تفریحی و گردشگری دارند سفر می‌کردند.». وی گفت: «اگر بنا باشد آنچه را که زائر را به مشهد کشانده توسعه بدهیم، به موفق‌ترین کشور حوزۀ گردشگری دنیا تبدیل خواهیم شد.». وی گفت: «ظرفیت گردشگری مشهد آن‌قدر بالاست که نمونۀ آن در کل منطقه وجود ندارد و حالا عده‌ای این موضوع را نادیده می‌گیرند و می‌خواهند با هنر فسق و فجور این شهر را گسترش دهند.». امام‌جمعۀ مشهد تأکید کرد: «در طرحی که قرار است برای توسعۀ طوس تهیه شود باید مرکزی به‌عنوان توسعۀ فرهنگ و ادب برای حضور همۀ اندیشمندان ایجاد شود و امیدواریم آستان قدس نیز به این حوزه ورود یابد.».

هزینۀ ۳۵میلیاردی در منطقۀ طوس
شهردار مشهد نیز در این مراسم گفت: «خوشبختانه مدیریت شهری بر نحوۀ ساخت‌و‌سازها در این منطقه نظارت دارد و شورای حفظ حقوق بیت‌المال خراسان رضوی نیز در سال‌های اخیر از تصرف اموال عمومی‌ در این محدوده جلوگیری کرده است.».
سید‌صولت مرتضوی افزود: «۱۹ تیرماه سال ۷۵ شاهد حضور مقام معظم رهبری در مجموعۀ آرامگاه فردوسی و صدور فرمان رسیدگی به منطقۀ طوس بودیم. باوجود‌این اقدامات لازم در حد جلسه باقی مانده بود که خوشبختانه در دورۀ اخیر مدیریت شهری موفق شدیم بخشی از اقدامات لازم را در این منطقه به‌انجام رسانیم.».
وی خاطرنشان کرد: «احداث دو بولوار «شاهنامه» و «طوس» از‌جمله اقداماتی است که مدیریت شهری برای آبادانی این منطقه انجام داده و علاوه‌بر‌آن کاشت درخت و گل، آسفالت معابر، و برقرار کردن خط اتوبوس‌رانی از دیگر‌اقدامات انجام‌شده در این محدوده است.».
مرتضوی بیان کرد: «شهرداری مشهد تا‌کنون ۳۵میلیارد تومان در محدودۀ طوس هزینه کرده و اقدامات دیگری را هم در دستورکار دارد که با تخصیص اعتبارات لازم اجرایی می‌شود.».

کار کردن برای فردوسی بهانه نمی‌خواهد
رئیس شورای اسلامی‌ شهر مشهد نیز در این مراسم گفت: «برای فردوسی کار کردن بهانه نمی‌خواهد، زیرا فردوسی آن‌قدر بزرگ است که باید تمام همت خود را برای پیشرفت و آبادانی منطقۀ طوس به‌کار بگیریم.».
محمد‌کمال سرویها افزود: «علی‌رغم دستور صریح مقام معظم رهبری برای آبادانی منطقۀ تاریخی طوس و آرامگاه فردوسی، در سال‌های گذشته شاهد اقدام جدی مسئولان در این محدوده نبودیم.».
وی گفت: «مشهد به‌لحاظ توریسم زیارتی در‌بین تمام شهرهای جهان اسلام پیشروست و با‌‌وجود بزرگانی مانند فردوسی باید به فکر توریسم ادبی نیز باشیم.».
رئیس شورای اسلامی‌ شهر مشهد با بیان اینکه مدیریت شهری در ۴ سال گذشته به‌اندازۀ ۴۰ سال برای آبادانی منطقۀ طوس فعالیت کرده است تصریح کرد: «شورای اسلامی‌ شهر اخیراً سند راهبردی طوس را به‌تصویب رساند که امیدواریم با اجرایی شدن آن زمینۀ تعامل بهتر و بیشتر دستگاه‌های اجرایی برای آبادانی و پیشرفت منطقۀ طوس فراهم شود.».
سرو‌یها خاطرنشان کرد: «اگر سند راهبردی منطقۀ طوس در مجلس شورای اسلامی‌ به‌تصویب برسد و ردیف بودجۀ سالیانه برای آن اختصاص یابد، آن‌زمان شاهد اتفاقاتی بزرگ برای آبادانی این منطقه خواهیم بود.».
وی خاطرنشان کرد: «از استاندار خراسان رضوی درخواست داریم، در‌صورت بررسی و تصویب نشدن طرح راهبردی طوس در مجلس شورای اسلامی، به مدیریت شهری اجازه دهند که درباب تدوین طرح تفصیلی این منطقه و تعریف بسته‌های سرمایه‌گذاری آن اقدام کند.».

طوس پیشینۀ تمدنی قوی‌ای دارد
معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد نیز در ادامۀ این جلسه گفت: «در ۴ سال گذشته اتفاقات خوبی در منطقۀ طوس رخ داده و این بخش از تاریخ ایران و خراسان بزرگ در آستانۀ یک جهش بسیار خوب قرار گرفته است.».
وحید جلیلی افزود: «امیدواریم با تلاش همۀ مسئولان در آینده‌ای نزدیک منطقۀ طوس با پیشنیۀ تمدنی و فرهنگی عمیق به جایگاه شایسته و بایستۀ خود برسد.».
وی تصریح کرد: «متأسفانه امروز کسانی از فردوسی دم می‌زنند که بیشترین روی‌گردانی از مرام او و حماسه‌های ملت ایران را داشته‌اند. چگونه می‌شود دم از فردوسی زد و پهلوانان این کشور را مورد‌بی‌اعتنایی قرار داد؟!».
معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد در ادامه با اشاره به فرارسیدن سال‌روز واقعۀ قیام ملی گوهرشاد خاطرنشان کرد: «جای تأسف دارد که بعد از ۸۰ سال قهرمانان این حماسه گمنام هستند. باید گفت برای ارج نهادن به فردوسی باید حماسۀ مسجد گوهرشاد را بزرگ بداریم.».
وی با اشاره به اقدامات مدیریت شهری در‌راستای احیای واقعۀ قیام گوهرشاد گفت: «آنچه در دورۀ فعلی مدیریت شهری برای احیای قیام گوهرشاد انجام گرفت یک کار فردوسی‌وار بود.».

امیدواریم طوس در فهرست یونسکو ثبت شود
محمد بخشی محبی ، معاون پیشگیری از وقوع جرم مرکز خراسان رضوی نیز در این مراسم گفت: «با کمک شورای حفظ حقوق بیت‌المال موفق شدیم اقدامات خوبی را در این منطقه انجام دهیم که نمونۀ آن آزاد‌سازی معادن و ۱۷۰۰ هکتار از اراضی این منطقه بود.».

روابط خارجی هند از درون گرایی و خودکفایی تا برون گرایی و اتحاد با غرب

روابط خارجی هند از درون گرایی و خودکفایی تا برون گرایی و اتحاد با غرب

دکتر محمد عجم ، همشهری دیپلماتیک شماره ۹۸ خرداد ۱۳۹۶ ویژه نامه هند

هند از ۱۹۴۷ تا اواخر دهۀ ۱۹۸۰، سیاست جهان سوم‌گرایی، اخلاق مداری و مبارزه با استعمار و امپریالیزم  را در پیش گرفته بود، اما از اواخر دهۀ ۱۹۸۰، به مرور  به عمل‌گرایی اقتصادی متمایل شد.  افول اخلاق‌گرایی و رشد دیدگاه‌های ملی‌گرایی هندو، رئالیسم اقتصادی و لیبرالیسم و کاهش نفوذ چپ گرایان و سوسیالیستها در  داخل جامعه هند، و از سوی دیگر فروپاشی شوروی و زوال اندیشه های مارکسیستی، تغییر ساختار نظام بین‌المللی از دوقطبی به چند قطبی،  رشد فزاینده توان اقتصادی و خطر نظامی چین، قدرت گیری پاکستان و ظهور طالبان و احساس شرم و له شدن  غرور ملی گرایان هندو، سبب این دگرگونی تدریجی در سیاست خارجی هند شده است.

هند پس از رهایی از استعمار، سیاست ضد استعماری و عدم تعهد  را در پیش گرفته بود که  مشخصه های آن معروف است از جمله تلاش برای همبستگی جهان سوم و اتحاد ملل ضد استعماری ، خودبسندگی یا خود کفایی اقتصادی و عدم وابستگی.

هند در مقابله با استعمار و امپریالیزم و دفاع از مستعمره زدایی و حمایت از ملل محروم و محرومان و زحمتکشان داخلی با مقاومت و هزینه های زیادی روبرو بود. منازعات با همسایگان از جمله جنگ با چین و پاکستان و موضوع بنگلادش و کشمیر برای هند هزینه هایی به بار می آورد. هند در حالیکه در دهه ۵۰ میلادی از چین در همه زمینه ها پیشرفته تر بود به مرور رو به افول گذاشت و تا دهه ۹۰ میلادی چین بسرعت از هند پیشی گرفت. این موضوع باعث سرزنش روش دولتمردان شد بخصوص ناسیونالیستها بشدت با روش سخت گیرانه سوسیالیستی مخالفت کردند با ظهور واقع گرایان اقتصادی مانندمنموهان  سینگ هند در صدد همراهی با جامعه غربی و بهره برداری از ظرفیتهای انها جهت افزایش توان نظامی و اقتصادی خود بر آمد و با سیاستهای بانک جهانی و صندوق پول در جهت اقتصاد رقابتی و  وابستگی متقابل بر اساس مزیت های نسبی همراه  شد.

حامد انصاری

حامد انصاری معاون رئیس جمهور هند

اهداف سیاست خارجه امروز هند عبارتند از :

*اولویت به همسایگان متصل و پیرامون

*اهرم قرار دادن همکاری های بین المللی برای رشد  و توسعه داخلی هند.

*حصول اطمینان از تعادل پایدار و چند قطبی قدرت در هند و اقیانوس آرام؛ ” محور شرق”.

*تضعیف پاکستان و منصرف کردن از حمایت از تروریسم.

*هدایت و رهنورد کردن  هند در  نقش راهبردی جهانی

هند امیدوار است با بهره گیری از فرصتهایی که همسویی با غرب به هند اعطا می کند تولید ناخالص ۵ تریلیونی خود را تا ۱۵ سال آینده به سطح ۲۰ تریلیونی چین برساند. در این راستا جلب اعتماد قدرتهای بزرگ اقتصادی و روابط تجاری با تمام کشورهای جهان مور توجه هند هست در بلوکهای  اقتصادی مهم از جمله  بریکس و آسه ان حضور فعال دارد  و در رقابت با چین امید دارد که به اقتصاد سوم دنیا تبدیل شود. هند در این هدف با موانع زیاد داخلی و خارجی نیز روبرو است.

هند از ابتدای استقلال خود در سال ۱۹۴۸ با دو مشکل عمده روبرو بوده است که این دو مشکل اساس تنظیم روابط داخلی و خارجی آن کشور است.  مشکل اول منازعه  مرزی چین دوم اختلاف مرزی با پاکستان و موضوع کشمیر این دو بحران چند بار به جنگ بین هند و این دو کشور منجر شده است.  هند پس از جنگهای ناکام با چین و پاکستان از انزاوا گرایی و عدم تعهد بسمت اتحاد با بلوک شرق پیش رفت اما ناچار شد با فروپاشی شوروی سیاست درهای باز را شروع کند اما این کافی نبود تا مورد توجه غرب قرار گیرد و از فشار تحریم های آمریکا رها شود لذا  برای جلب توجه ، روابط دوستانه ای با آمریکا و با رژیم صهیونیستی برقرار کرد و در مبارزه با تروریزم بین الملل نیز خود را همسو با غرب قرار داد. هند از تحریم های غرب خلاص شد اما بخاطر وجود بعضی موانع  هنوز با هیچ کشوری نتوانسته است روابط استراتژیک برقرار کند و  اگر چه رهبران امریکا و هند تلاش دارند روابط خود را به سطح استراتژیک ارتقاء دهند اما موانعی داخلی و خارجی متعددی هنوز در این مسیر وجود دارد.

موانع عمده چین و پاکستان و جهان اسلام می باشد. دو همسایه اصلی هند با این کشور منازعه لاینحلی دارند . منازعه مرزی هند با چین و پاکستان  به دلیل نبود توافق درباره علامت گذاری در مرز دو کشور از چندین دهه گذشته همچنان باقیمانده است. هند در حدود ۷ هزار کیلومتر مرز مشترک خود با این دو کشور مرز تحدید حدود شده ندارد بلکه منطقه خط استقرار یا خط کنترل دارد.

هند، چین را متهم می کند که بیش از ۴۱هزار کیلومتر مربع را در اقصی چین در تصرف دارد که  بیش از پنج هزار کیلومتر آن را پاکستان از از غرب کشمیر به هند فروخته است.

در مقابل چین مدعی است کشور هند بیش از ۹۰هزار کیلومترمربع از اراضی را که بیشتر آن در ایالت «اروناچال پرادش» در شمال شرق هند واقع است در اشغال خود دارد.

یک هزار کیلومتر مرزی را که  که مک ماهان در سال ۱۹۱۴ با حضور مقامات تبت و انگلیس تعیین کرد را  چین غصب شده می داند. بخصوص منطقه تاوانگ را چینی می داند هند نیز  اشغال تبت در سال ۱۹۵۰ از سوی چین را برسمیت نمی شناسد و از دالایی لاما حمایت می کند. جنگ ۱۹۶۲ نیز نتوانست مشکل تاوانگ را حل کند. اما چین مدعی است منطقه اکسایی چین(اقصی چین) جزو لاینفک این کشور از زمان قدیم می باشد این منطقه را  جزو ایالت جامو و کشمیر هند می داند لداخ  و سیکیم نیز منطقه دیگر اختلافی است .

مسئله مرزی میان هند و چین بسیار حساس است و باوجود اینکه روابط دوجانبه در زمینه های مختلف از جمله تجاری روبه افزایش است مذاکرات برای حل مسئله مرزی میان هند و چین نتیجه ای نداشته است .

اما هند با پاکستان علاوه بر اختلاف مرزی اختلافات مذهبی و سیاسی دارد اختلافات دینی و جغرافیایی، اختلاف بر سر مسئله کشمیر، اختلاف بر سر سهم آب در پنجاب، اخلاف بر سر منطقه مرزی سیاچن و در نهایت اختلاف در خصوص مسائل سیاسی بنگلادش و افغانستان و تروریزم به اصطلاح اسلام افراطی بخشی از مشکلات با پاکستان است. لذا هند روابط خود  با سایر کشورهای دنیا را با نحوه نگرش انها به هند و پاکستان تنظیم می کند. پاکستان از ابتدای تاسیس خود روابطی محکم با آمریکا و ناتو برقرار کند و هند در ضدیت با پاکستان روابط خود را با شوروی مستحکم نمود.

چالش با کشورهای اسلامی

هند جمعیتی ۲۰۰ میلیونی مسلمان دارد که جمعیت تاثیر گذاری هستند وقتی ناریندا مودی در هند به قدرت رسید انتظار بود که رابطه با کشورهای  مسلمان تضعیف و رابطه با آمریکا و اسرائیل با قدرت بیشتری رو به تعمیق گذارد اما رفتار دو سال گذشته  مودی نشان داد که هند نمی تواند بدون توجه به واقعیتهای میدانی داخلی و خارجی عمل کند مودی سفر های متعددی به کشورهای مسلمان کرد و از جمله به ایران سفر نمود کشورهای آسیای میانه و خلیج فارس را همچنان مورد توجه قرار داد. بیش از ۷ میلیون هندی در خلیج فارس سالانه حدود ۷۰ میلیارد درامد به هند منتقل می کنند با این وجود هند روابط استراتژیک با هیچیک از کشورهای عربی خلیج فارس ندارد زیرا آنها با پاکستان روابط صمیمانه ای دارند. اما از سوی دیگر ناچار است  سود رابطه با این کشورها را بر اسرائیل ترجیح دهد. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بخصوص عربستان تلاش زیادی می کند که رابطه خود را با هند به حد اعلای ممکن برساند و از کدورتهای قبلی عبور نماید و موضوع کشمیر و پاکستان را جدا از روابط دوجانبه قرار دهد. روابط هند با عربستان البته چالش های خاص داخلی و بین المللی برای هر دو کشور دارد ،هندی ها ناچار هستند در روابط خود با عربستان و ایران و بالانس برقرار کنند. موضوع پاکستان و جهان اسلام و بحث تروریزم و اختلاف نظری که این کشورها راجع به این موضوعات دارند قابل توجه است. هند نمی تواند نقش عربستان را در ایجاد طالبان و القاعده و مدارس مذهبی پاکستان فراموش کند. روابط عربستان از  ۷ میلیارد دلار در سال  ۲۰۰۱ به چیزی در حدود ۵۰ میلیارد دلار، حجم مبادلات دو کشور رسیده است که همان طور که گفته شد اگر ۶۰ میلیارد دلار درآمد هندی هایی را که مقیم خلیج فارس و عربستان هستند به این رقم اضافه کنید، می بینید که این رقم در مقایسه با حجم ۱۲ میلیاردی تجارت هندبا ایران و یا حجم نیم میلیارد دلاری با اسرائیل ، بسیار قابل توجه است.

همگرایی ها و واگرایی با ایران یا چالش ایران

هند هنوز نتوانسته است با ایران نیز روابط عمیقی داشته باشد . معمولا تمام مقامات هندی در دیدار  با مقامات ایرانی به میراث مشترک تاریخی و تمدنی دو کشور  اشاره می کنند. اما هند همواره به ایران به عنوان یک کشور مسلمان با دستور کارهای اسلامی نگاه می کند و بنا بر این یک سقف و محدودیتهای برای کار با ایران قایل هست. هند درک می کند که اهمیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک ایران و موقعیت جغرافیایی خاصی است که ایران در آن قرار گرفته است قابل چشم پوشی نیست . هند برای دسترسی به آسیای میانه بهترین مسیری را که می تواند انتخاب کند، ایران است. هند به عنوان قدرت نوظهور با رشد اقتصادی ۸ درصدی برای تامین انرژی خود که در واقع پرمصرف ترین کشور در چند سال آینده خواهد بود، به منطقه خلیج فارس نیاز دارد. چابهار از ابعاد اقتصادی و سیاسی برای هند مهم است  از جمله امنیت و ثبات ایران و مزیتهای اقتصادی و تجاری ایران مورد توجه هند قرار دارد. باید به ناچار به نیاز هند و چین به توسعه صادراتشان توجه کرد و طرح های بلندپروازانه ای (که چینی ها به عنوان رقیب هند دنبال می کنند) که هند نمی خواهد از چین عقب بماند. هر سه کشور چین ، هند و  ایران در مسیر اصلی کریدور و کمربند جاده ابریشم هستند این کریدور عظیم مجموعه ای شاهراه و  خط آهن در مسیر خشکی چین به اروپا است . بدنبال همسویی هند با غرب، تحریم های هسته ای هند لغو شد و قراردادهای هسته ای مهمی با هند امضا شد، آمریکا در مقابل از هند تعهداتی گرفته بود که در رابطه با ایران، بدون مشورت با آمریکا همکاری نکند اگر به کتاب خاطرات خانم هیلاری کلینتون نگاه کنید، یک فصل مفصلی از کتاب خاطراتش اختصاص به روابط هند و آمریکا با ایران دارد و در آن جا وزیر خارجه وقت امریکا اذعان می کند که در کمتر از یکسال فقط دو سفر را ویژه بحث تحریم های ایران به هند انجام داده است و در هر دو سفر مناقشات خیلی جدی و گاهی اوقات ناراحت کننده بین دو طرف صورت گرفته است. هندی ها به وزیر خارجه آمریکا تاکید می کرده اند که برای توسعه کشور به مزیت کار تجاری با ایران و به انرژی ارزان و به راه های مواصلاتی ایران نیاز دارند و نمی توانند به تحریم های آمریکا و غرب تن بدهند و ایشان توضیح می دهد که چطور هندی ها را متقاعد یا مجبور کرد که به تحریم های جهانی بپیوندند وی با افتخار می نویسد که توانستم خرید نفت هند از ایران را در آخر دوره ماموریتم به صفر برسانم

هند بسوی اتحاد با غرب و دوستی با اسرائیل پیش می رود ولی کشورهایی مانند ایران و کشورهای مسلمان را نیز نمی تواند نادیده بگیرد . بزرگترین مانع همگرایی و رابطه خوب بین ایران و هند،  آمریکا و اسرائیل  است.  ایران و هند می توانند روابط پایداری داشته باشند زیرا دو کشور  نه با هم مشکل مرزی دارند و نه مشکل دینی و مذهبی و هر دو کشور از دخالت در امور داخلی یکدیگر همواره دوری جسته اند هند در تمام دوره ها در پرونده حقوق بشری بنفع ایران رای داده است. از نفوذ ایران در هند نگران نیست و زبان فارسی و تمدن ایرانی را جزئی از فرهنگ و تاریخ خود می داند. هند جایگاه روابط عمیق ایران و پاکستان را پذیرفته و روابط دو کشور را با مشکلات میان خود و پاکستان پیوند نمی زند پاکستان نیز به صورت مشابه جایگاه روابط هند و ایران را پذیرفته است و این یکی از نکات مهم در وضعیت روابط ایران نسبت به هند و پاکستان است. روابط هند با آمریکا بسیار گسترده و عمیق شده است حجم مبادلات دو کشور بیش از یکصد میلیارد دلار شده در حالیکه ۱۰ سال قبل فقط ۵ میلیارد دلار بود.  نقش آمریکا در منطقه آسیای جنوب شرقی و نیاز هند به آمریکا بگونه ای است که می تواند روی روابط هند با ایران تاثیر بگذارد. امریکا برای سرمایه گذاری در هند همواره بدنبال امتیاز گیری است و ایران یکی از موضوعات و چالش ها بر سر راه روابط استراتژیک دو کشور است . مشکل دیگری که هند دارد افکار داخلی بخشی از جامعه هند است.احزاب چپ گرا و کمونیست هند همواره مخالف نزدیک شدن هند به آمریکا و اسرائیل هستند تا جاییکه در ضدیت با غرب از برنامه هسته ای ایران حمایت کرده اند. افکار عمومی هند همواره از ایران با بزرگی یاد می کنند و غرب ستیزی ایران را ستایش می کنند. دولت هند و بخشی از احزاب سیاسی هند  از مواضع ایران در سوریه و عراق حمایت می کند و مخالف دخالت آمریکا در سوریه است زمانیکه بحث حمله آمریکا به سوریه بود دولت هند رسما دخالت غرب برای تغییر دولت اسد را مورد انتقاد قرار داد. هند و طالبان دشمن یکدیگر هستند و زمانیکه ائتلاف برای سرنگونی طالبان در سال ۲۰۰۱ شکل گرفت هند مواضع غرب  را در مورد افغانستان مورد تایید قرار داد و با ایران همسویی نمود و همواره در دو دهه گذشته در مورد افغانستان تقریبا با ایران همسو بوده است. بخش بزرگی از احزاب هند مخالف سرنگونی قذافی بود و اعتقاد داشت قذافی دیکتاتور است اما دشمنان او ارتجاع و تروریستهای مذهبی فرقه ای هستند که وضعیت آنارشیستی ایجاد خواهند کرد و این بر ضد مصالح هند است.

سیاستهای دولت ناریندا مودی

حزب هندویی بی جی پی که در انتخابات دو سال قبل برای اولین بار بسیار قدرتمند ظاهر شد و به تنهایی اکثریت قاطع کرسی های پارلمان را بدست آورد حزبی  هندوگرا هست و طرفداری رشد و شکوفایی فرهنگ هندو در جهان است، مودی هنگامیکه سر وزیر ایالت گجرات بود فعالیتهای بین المللی زیادی انجام می داد که چندان خوشایند دولت مرکزی نبود. از جمله مودی روابط اقتصادی گسترده ای با جهان خارج بخصوص ژاپن – چین و اسرائیل برقرار کرده بود. او با وعده سربلندی هند و هندوها در سراسر جهان و مقتدر کردن هند بقدرت رسید او الگوی تجارت پیشگی چین را مورد احترام قرار داده و تجارت با سراسر جهان و تولید در هند با سرمایه خارجی را مورد استقبال قرار داده است او سفرهای متعددی به کشورهای مختلف انجام داد و مورد استقبال ۲۵ میلیون هندی تبارهای خارج از هند قرار گرفت روابط با آمریکا را تعمیق نمود اهمیت زیادی به تعمیق روابط با همسایگان بی واسطه و آسیای شرقی داد هند می خواهد رسالت جهانی بر عهده گیرد و نقش یک ابرقدرت فعال را بازی کند هند هم اکنون در مبارزه با تروریزم همپیمان غرب است و در استقرار صلح جهانی مدعی است هند در سازمان های بین المللی از قبل فعال تر ظاهر شده و در گروه ۲۰ – گروه بریکس – اسه آن و سارک نقش راهبردی دارد و تلاشهای موفقیت آمیزی برای پذیرش  به عنوان عضو دایم شورای امنیت انجام داده است.

 علی رغم این که کشورهای عربی خلیج فارس و کشورهای اسلامی زمانی که آقای مودی به قدرت رسید، چندان استقبال نکردند؛ ولی مودی خیلی صریح اعلام کرد که با کشورهای اسلامی به خصوص کشورهای خلیج فارس و ایران رابطه دوستانه ای خواهد داشت. اولا بدلیل نیاز جغرافیایی و تاریخی دوم این که جمعیت شش میلیون نفری هندی هایی که در خلیج فارس کار می کنند و چیزی حدود هفتاد میلیارد دلار به طور سالانه برای هند درآمد کسب می کنند و سومین عامل هم بازار خوبی است که در خلیج فارس برای هندی ها وجود دارد، چه از نظر خرید انرژی و تامین انرژی و چه از نظر فروش محصولات کشاورزی هند. تقریبا همه کشورهای خلیج فارس خریدار عمده محصولات کشاورزی و غلات هند هستند و هند با کشورهای حاشیه خلیج فارس، حجم کل مبادلات تجاری که دارد، نزدیک به دو برابر بیشتر از کل اتحادیه اروپاست

اما دولت ها هم متوجه هستند که در میزان و سقف رابطه با کشورهای مسلمان مشکلات زیادی وجود دارد، موضوع مسلمانان، بی جی پی، آر اس اس و مسائل هندو ها و مسائل ایدئولوژیکی که هنوز بر این دو دولت به خصوص دولت مودی حاکم است و این ها موضوعاتی است که می تواند روابط کشورهای مسلمان را تحت تاثیر قرار دهد. به هر حال ماشین اقتصادی هند بسوی غرب در حرکت است ولی هند مایل است که رابطه با اسرائیل و آمریکا تاثیری بر کشورهای عربی و ایران  و روسیه نداشته باشد. روسیه نیز از موضوعاتی است که هند براحتی نمی تواند آنرا نادیه بگیرد و از رابطه با آن چشم پوشی کند تعادل میان روابط با روسیه و غرب نیز دور از ذهن هندی ها نیست.

نتیجه گیری

هند امروزه به یک قدرت بزرگ اقتصادی و کشوری صنعتی تبدیل شده است و ابزارهای لازم برای ایجاد نقش فعال و پویا در سطح جهانی را دارد. هند در بخش اعزام نیروهای حافظ صلح در مناطق بحران زده بیشترین نیروی اعزامی دارد و بر همین اساس مدعی است که نقش جهانی خود را بشکل مثبتی انجام می دهد در مبارزه با تروریزم بین الملل نیز ادعاهایی دارد بخصوص در افغانستان حضور فعالی دارد.  هند در سازمان های منطقه ای و بین المللی اقتصادی نقش فعالی دارد از جمله آنها می توان به G 20- ASEAN -BRICS – SAARC   و غیره اشاره کرد.

مسجد لیبرال ابن رشد ـ گوته برلین جنجال به پا کرد

مؤسس مسجد لیبرال برلین صد بار تهدید شده است

از ماه ژوئن مسجدی لیبرال در برلین گشایش یافت که در آن شیعه و سنی می‌توانند در کنار هم به عبادت بپردازند. هدایت این مسجد در دست یک فعال مدنی به نام سیران آتش است که تا کنون دست کم ۱۰۰ بار تهدید به مرگ شده است.

Anwältin Seyran Ates eröffnet liberale Moschee in Berlin (picture alliance/NurPhoto/E. Contin)سیران ‌آتش، بانی مسجدی لیبرال در برلین

به موجب گزارش روزنامه “ولت ام زونتاگ” آلمان، بانی مسجد لیبرال ابن رشد ـ گوته در برلین به دلیل تهدیدهای بی‌شمار دائما باید محافظ داشته باشد.

 

اداره آگاهی آلمان می‌گوید، شمار تهدیدهایی که سیران آتش تا به حال دریافت کرده به حدی بوده که چند نفر برای حفاظت شبانه‌روزی از او تعیین شده‌اند. حتی وزیران آلمان نیز از چنین حفاظتی برخوردار نیستند.

با اسلام در برابر اسلامگرایی

به گفته خانم آتش، تعداد تهدیدهایی که او از جمله از طریق شبکه‌های اجتماعی دریافت کرده تا کنون به حدود ۱۰۰ مورد رسیده است.

سیران آتش زاده استانبول و حقوقدانی آلمانی است. او مسجدی در برلین برای مسلمانان لیبرال بنا نهاده تا نشان دهد که “اسلام با دموکراسی همخوان است” و برداشت افراط‌گرایانه و محافظه‌کارانه تنها برداشتی نیست که از این دین وجود دارد.

Deutschland Eröffnung liberale Moschee in Berlin (Reuters/H. Hanschke)در مسجد ابن رشد ـ گوته مردان و زنان، خواه شیعه باشند و خواه سنی در کنار هم به عبادت می‌پردازند

در مسجد ابن رشد ـ گوته، واقع در محله موابیت برلین مردان و زنان، خواه شیعه باشند و خواه سنی می‌توانند در کنار هم به عبادت بپردازند. این مسجد بر پایه برداشتی لیبرال و سکولار از اسلام بنا شده است.

“بیلد ام زونتاگ” همچنین نوشت، از قرار معلوم رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه خواستار بستن این مسجد شده و دولت آلمان در این زمینه درخواستی از آنکارا دریافت کرده است.

مسلمانان درباره مسجد لیبرال برلین چه می‌گویند؟

سیران آتش نیز در گفت‌وگو با “بیلد ام زونتاگ” مداخله دولت ترکیه را تأیید می‌کند. او می‌گوید: «این بار دیگر نشان می‌دهد اردوغان چه طرز فکری دارد، کسی که دمکراسی را هرگز نفهمید و هرگز آن را نخواست. اردوغان به آزادی‌های فردی اهمیت نمی‌دهد.»

واکنش آلمان به انتقاد مصر و ترکیه از تاسیس مسجد برلین

وزارت خارجه آلمان در مورد تقاضای آنکارا از دولت آلمان ابراز بی‌اطلاعی کرده است.

سیران آتش، فعال حقوق زنان در سال ۱۹۸۴ در غرب برلین به دلیل فعالیت‌هایش در دفاع از زنان مهاجر مورد حمله قرار گرفت و به شدت مجروح شد.  بعضی چهره های دینی قاهره و آنکارا با این مسجد مخالفت کرده اند.

http://www.cbsnews.com/news/liberal-mosque-berlin-germany-ibn-rushd-goethe-seyran-ates-death-threats-turkey-egypt/

 

صدام حسین و نام خلیج فارس سندسری بسیار مهم از وزارت خارجه انگلیس

صدام حسین و نام خلیج فارس سندسری بسیار مهم از وزارت خارجه انگلیس

پشت پرده قرارداد الجزایر

خفایا اتفاق الجزائر بین صدام حسین وشاه إیران

* وثیقه رقم:۸۲

* التاریخ ۷ مایو ۱۹۷۵

* من: بی جی ویستماکوت السفاره البریطانیه بطهران

* الى: بی ولیامز، الخارجیه، إداره الشرق الأوسط، سری وعاجل.

* الموضوع: العلاقات العراقیه ـ الإیرانیه وزیاره صدام حسین لإیران.

۱ ـ زار نائب الرئیس العراقی صدام حسین إیران بین ۲۹ أبریل (نیسان) والأول من مایو (ایار) کضیف على رئیس الوزراء هنا. کان هناک قدر کبیر، وإن بدا متحفظا أحیانا، من التغطیه الإعلامیه، من قبل وخلال الزیاره، وفی المجمل بدا أن الأمور سارت بصوره حسنه.

۲ ـ أخشى أننی لا أملک نسخه من البیان المشترک لأرفقه مع هذا التقریر، ولکن النقاط الأساسیه التی ظهرت فی الصحافه المحلیه على هذا النحو:

 

أ – أبدى الجانبان معارضه قاطعه لأی تدخل أجنبی فی شؤون الخلیج الفارسی (هکذا وردت فی الوثیقه والإیضاح من الشرق الأوسط ۲۰۰۶).

ب ـ قبول الشاه لدعوه لزیاره العراق فی المستقبل القریب.

ج ـ یدعم الجانبان الجهود العربیه لإستعاده أراضیهما المفقوده وجهود الفلسطینیین للحصول على ما هو حقهم.

د ـ قرر الجانبان أن یعملا على التطبیق الکامل لاتفاقیه الجزائر وبروتوکول طهران والقرارات التی توصل الیها وزیرا خارجیه البلدین مؤخرا.

هـ ـ بذل الجهود لجهه تسهیل السفر بین البلدین لتمکین المواطنین فی کلا البلدین لزیاره المواقع المقدسه فی العراق وإیران.

۳ ـ بین العمومیات التی حملتها الصحافه المحلیه عن التعاون المستقبلی داخل أوبیک، تقلیل خطر استغلال (الإمبریالیین) للتوترات المحلیه، وأهمیه الوحده الإسلامیه ….الخ (هکذا وردت فی الوثیقه ولیست من الشرق الأوسط). أعطیت مسأله المجالات الدینیه فی الاتفاقیه الجدیده ترکیزا خاصا، ومعها حقیقه أن العراقیین والإیرانیین من الآن فصاعدا سیکونون أحرارا فی زیاره المناطق المقدسه فی کلا البلدین، وکذلک هدیه صدام حسین البالغه ۵۰۰ ألف دولار للمقر المقدس فی مشهد، وإن کنت اشک أن أحدا أخبره أن میزانیه ذلک المکان المقدس السنویه تصل لنحو ۴۵ ملیار دولار.

۴ ـ نقطه أو نقطتان مهمتان خرجتا من موضوع أمن الخلیج الفارسی، فقد عقد صدام حسین وهوفیدا مؤتمرا صحافیا مشترکا فی الفاتح من مایو بمطار طهران حیث سئل خلاله الأخیر عن أمن الخلیج الفارسی، فأجاب أن المحادثات التی عقدت مع صدام ذات أهمیه خاصه، وأن المزید من الأمور التی نوقشت فی هذا الأمر سیتم الکشف عنها قریبا، (نقل عن الشاه أیضا تعابیر مشابهه فی حوار معه یوم ۳ مایو فی أول عدد لصحیفه «راستاخیز» الناطقه الرسمیه باسم حزب البعث الإیرانی الجدید). ولکن وبالرغم من أن صدام حسین کان سعیدا بالقول علنا بمعارضته لأی تدخل أجنبی فی منطقه الخلیج، فقد علق فی حوار مع رئیس تحریر کایاهان نشر قبل زمن وجیز من زیارته یوم ۲۷ أبریل، فقال أنه من المبکر البحث عن تحالف عسکری بین دول المنطقه، وهنا نقل عنه أیضا أن مثل ذلک یمکن اتخاذه بمجرد أن تتوصل دول المنطقه الى تسویه لخلافاتهم.

۵ ـ وعن هذه المسأله، فقد یثیر إهتمامک معرفه أن شارام جوبن من المعهد العالمی للدراسات السیاسیه والاقتصادیه (وهو مراقب عالی الذکاء ولکنه خارج الماکینه الرسمیه)، قد أخبر روبرت الستین مؤخرا، أنه، ومن وجهه نظره، أن أحد عناصر اتفاقیه الجزائر التی لم تنشر ربما کانت اتفاقا من حیث المبدأ أن صیاغه أمن الخلیج لا بد أن تتم حصریا بین دول المنطقه دون مشارکه أجنبیه. ومضى شارام لیقول أنه وکجزء من هذه العملیه ربما یکون الشاه قد وافق على أن یضع ضغطا على الکویت لیؤجر للعراقیین الجزر التی یحتاجون الیها لتحسین مداخلهم للموانئ، وذلک فی مقابل تعهد عراقی بأن لا یصر على الکویت بالتنازل عن سیادته، وسیکون هنا من المثیر للإهتمام أن نرى ما إذا کانت إیران ستلعب حقیقه أی دور فی تطویر أو إخراج اتفاقیه کویتیه عراقیه. وقد أجل وزیر الخارجیه الإیرانی مرتین زیاره له للکویت وهو الآن خارج البلاد مع الشاه فی الأمیرکیتین الى یوم ۲۳ مایو.

۶ ـ یبدو الدبلوماسیون العرب هنا على قدر من الثقه بأن المسأله مسأله وقت فقط لینعقد مؤتمر لدول الخلیج، برغم زهدهم فی الحدیث عن التوقعات حول نوعیه الاتفاقیه التی یمکن أن یتم التوصل الیها.

توقیع بی جی ویستماکوت صوره الى: کی دی تیمبل بغداد والقنصلیه بالکویت حاشیه: على الوثیقه تعلیق بخط الید یقرأ: ولکن وفی یوم ۲۱ تقریبا أحاط صدام حسین «الهیرالد تربیون» بأن العراق سیتشاور مع إیران ودول الخلیج الأخرى حول موضوع تأسیس الهیاکل الأمنیه.

این سند در شرق الاوسط ۱-۴ اوگوست ۲۰۰۶ در شرق الاوسط منتشر شده و در کتاب اسناد نام خلیج فارس نوشته دکتر محمد عجم نیز نقد و بررسی شده است ص ۱۷۲تا ۵

ایران‌هراسی و دو خطای استراتژیک عربستان در قبال ایران

ایران‌هراسی و دو خطای استراتژیک عربستان در قبال ایران

شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶ ۱۳:۴۰ ب.ظ

 

دکتر محمد عجم*

عربستان بعد از انقلاب تعیین روابط خود را با ایران بر پایه‌ی دو خطای استراتژیک قرار دارد. یکی توهم توطئه از سوی ایران و یا توهم صدور انقلاب و توسعه‌طلبی ایرانی و اتهام قصد ایران برای اشغال کردن کشورهای عربی و دوم این توهم و خطای استراتژیک که اهل سنت ایران می‌توانند عمق استراتژیک عربستان باشند.

ایران و عربستان یا حجاز از گذشته‌های دور روابط ناپایدار و ناآرامی داشتند، اختلافات فرهنگی، مذهبی، اقلیمی‌ و تضاد منافع از عوامل مهم واگرایی حتی در سده‌های گذشته بوده است. بعد از انقلاب اسلامی حکام موروثی عربی دچار این توهم و پندار شدند که ایران قصد دارد انقلاب خود را صادر کندو کشورهای مسلمان را زیر سیطره خود درآورد. ابتدا صدام را تشویق و تطمیع و تشجیع کردند که به ایران حمله کند و درطول جنگ با کمک‌های بی‌دریغ و سخاوتمندانه ای که کردند و با طولانی شدن جنگ خسارات زیادی به دو کشور وارد شد  در همین حال اقدام به تشکیل” شورای همکاری خلیج”(فارس) کردند و با توجه به ناتوانی خود از ناوگان های غربی و ناتو و امریکا دعوت کردند در خلیج فارس حضور یابد تا با ایران مقابله کنند و ایران را مهار کنند. در مقابل دولت ایران تلاش‌های بسیار زیادی کرد تا حسن نیت خود را نشان دهد بخصوص در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، ولی پاسخ مقتضی را دریافت نکرد. با سقوط صدام، عربستان موج جدیدی از ایران‌هراسی را در رسانه‌های گروهی خود به راه انداخت. موجی از تبلیغات و حملات و اتهامات را رسانه‌های گروهی عربستان و محافل دولتی و غیر دولتی متوجه ایران کردند حتی این اتهامات رسماً هم از سوی مقامات تراز اول دولتی بارها مطرح ‌شده است و با این ادعا که ایران، سرزمین عراق را اشغال کرده و ایران پست‌های حساس دولتی عراق را در اختیار گرفته است، ایران هراسی عجیبی در منطقه عربی به راه انداختند. در این راستا آنها حتی به آمریکا پیشنهاد داده بودند قبل از حمله به عراق باید به ایران حمله کننداین موج اتهام و ایران هراسی موجب تشویق و ترغیب تکفیرها برای اقدامات ضد ایرانی و ضد شیعی شد.

در واقع بخش خصوصی، دولتی و بخش فرقه‌ای و مذهبی عربستان به خاطر حسادت‌ها و رقابت‌ها و پیشرفت‌های نفوذ ایران در منطقه به کمک تکفیری‌ها شتافتند و دموکراسی نوپای عراق را به آشوب و قتل و کشتار کشاندند و عراقی که می‌رفت به یک کشور سعادتمند و دارای دموکراسی و با ثبات تبدیل شود را به جنگ داخلی کشاندند. بعد دایره‌ی این بحران‌ها را به لیبی و بعد به سوریه کشاندند و با ادعای این که ایران سه پایتخت عربی را در اشغال کرده  و کنترل می کند، جنگ خونین نیابتی را دامن زدند و بنوعی یمن و بحرین را اشغال کردند. در این وضعیت پس از این ویرانی و کشتار میلیون‌ها نفر، احساس می‌کنند که بازنده هستند. لذا تیم جدید حکام ناپخته و ماجراجوی عربستان قصد دارند بر موج جنگ‌طلبی دولت ترامپ و تیم جنگ‌طلب دولت جدید آمریکا سوار و موضوع مهار ایران را اصل و رفتار خاورمیانه‌ای دولت آمریکا قرار دهند.

کشورهای عربی خلیج فارس و عربستان انبوهی از پول مازاد نفت در طول سالیان در آمریکا و کشورهای اروپایی انباشت کرده‌اند و با این پول‌های بادآورده می‌توانند هر بحرانی را تا حدودی دامن بزنند. ولی اگر عاقل باشند متوجه خواهند شد که اگر بحران دیگری در منطقه (به خصوص در خلیج فارس و در منطقه‌ای که آنها به انبار باروت تبدیلش کرده اند) روی دهد، بازنده‌ی اصلی شیخ‌نشین‌های خلیج فارس خواهند بود. ایران کشور قدرتمندی است و موقعیت جغرافیایی و اقلیمی ژئوپلتیک و استراتژیک دارد و با توجه به گستردگی و تنوع اقلیمی ایران و مناطق کوهستانی در بروز جنگ معمولاً از کشورهای عربی آسیب‌پذیری کمتری دارد. کشورهای عربی خلیج فارس تمام ثروت آنها  در کنار سواحل خلیج فارس و سواحل دریا استقرار یافته است و برای آب آشامیدنی خود وابسته به شیرین کن ها هستند.

دولت دکتر روحانی از ابتدا مرتباً به خصوص از طرف وزارت خارجه رسماً به سمت کشورهای عربی خلیج فارس دست دوستی دراز کرد و بارها تأکید کرد که خاورمیانه از فاجعه جنگ و بحران به شدت رنج می‌برد و جایی برای بحران و ادامه‌ی بحران‌ها نیست و بدون حضور بیگانگان می‌ توان با همکاری و رفع توهمات و تکیه بر نقاط  مشترک و با همبستگی و همگرایی، این بحران‌ها را حل کرد. در مقابل متأسفانه عربستان و کشورهای عربی به جای تکیه بر مشترکات فرهنگی و مذهبی همچنان بر طبل اختلاف‌افکنی افزودند و توطئه خود را ادامه دادند.

مخالفت آنها با برجام، مخالفت با بهبود رابطه‌ی ‌ایران با جهان غرب و سایر توطئه‌های دیگری که می‌توانستند انجام دهند را ادامه می دهند. امروز با توجه به بحران‌های خونین و ویرانگر خاورمیانه و جنگ مذهب علیه مذهب  در منطقه خلیج فارس، در آزمون بسیار بزرگی قرار داریم که هرگونه اشتباه محاسباتی می تواند برای منطقه ویرانگر باشد.

همان گونه که دولت ایران در چهارسال گذشته تأکید کرده است باید بر اساس حقوق بین‌الملل، احترام به تمامیت ارضی کشورها و عدم مداخله و حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات باید خود این کشورها بحران‌ها را مهار کنند و خلیج فارس نباید به محلی برای تسویه حساب قدرت‌های بزرگ و جنگهای نیابتی تبدیل شود.

drajam%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85

خرابکاری در داخل ایران و خطای استراتژیک

عربستان همواره تصور می کند ایرانی ها در همه جای دنیا علیه عربستان فعالند و مراکز دولتی ایران در خارج در امر شیعه سازی فعالیت دارد در حالیکه این اتهام گریز به جلو است آمارهایی که سازمان های غربی منتشر کرده اند نشان می دهد که چندین هزار نفر در مدارس و دانشگاه حوزوی داخل عربستان و خارج از آن تحصیل می کنندو بعد از تحصیل برای تبلیغ به کشورهای مختلف اعزام می شوند و وزارت اوقاف عربستان و مساجد و شاهزاده ها تامین کننده مالی این مراکز هستند. تولیدات این مراکز چیزی جز تروریزم و افراط گرایی و خشونت ورزی نبوده است. لذا این یاوه گویی که جنگ را به داخل ایران خواهند یک توهم و خطای استراتژیک دیگر است و دخالت علنی در امور داخلی و نقض فاحش حقوق بین الملل. اما حتما می دانند ایران با افغانستان ، سومالی لیبی و سوریه بسیار متفاوت است. عربستان با هزینه های میلیاردی نفوذ زیادی را در بخش مهمی از جهان اسلام بدست آورده اما در ایران موضوع بر عکس است. صدام نیز باور مشابه غلطی داشت و به ایران حمله کرد.  آزموده را آزمودن خطا است، عربستان و شیخ نشین ها هزینه های زیادی کرده اند صدهها نفرایرانی هم در جامعات دینی و حوزوی  آنها تحصیل کرده اند، اما آنها هرگز ستون پنجم نمی شوند. در واقع عربستان در ایران نفوذ و جایگاهی ندارد. آنهایی که راجع به ایران مطالعه دارند می‌دانند که در هم تنیدگی و انسجام مذهبی و قومی در ایران بسیار بالا است و برادران اهل سنت در ایران مردمان بسیار میهن دوست، عاشق ایران و وابسته و شیفته فرهنگ ایرانی هستند و هرگز حاضر نیستند در زمین عربستان ، وهابیت و افراط‌گرایی و خشونت‌گرایی بازی کنند. اما اینکه عربستان عده را در مرزهای ایران در سیستان و بلوچستان بتوانند با پول تطمیع کنند در طول سی سال گذشته نشان داده شده است که این عده هیچ جایگاهی در بین مردم آن منطقه ندارند و بسیاری از اینها هم توسط خود مردم شناسایی و دستگیر شده‌اند. بنابراین تهدیدهای پوچ و توخالی بر ضد ایران بیشتر شعارهایی برای خوراک داخلی خود عربستان است. زیرا عربستان از بحران‌های داخلی رنج می‌برند و نیاز دارد به فرافکنی و نیاز دارد به تراشیدن دشمن خارجی و اکنون ترامپ را به عربستان دعوت کرده‌ و قرار است رهبران ۲۲ کشور عربی دیگر به دستبوس بیایند. این واقعاً مایه‌ی ذلت برای جهان اسلام و جهان عرب است که در منطقه نمی‌توانند بحران‌ها را حل کنند و خلیج فارسی که می‌تواند با همکاری کشورهای منطقه به دریای صلح تبدیل شودرا به دریایی متلاطم تبدیل کنند در تمام سال‌های گذشته سعی کردند قدرت‌های بزرگ را به منطقه بکشانند و معتقدند که بدون حضور قدرت‌های بزرگ امنیت در منطقه برقرار نمی‌شود. در هر حال در ایران هم طرفهای افراطی خطاهایی داشته اند، اما این اشتباهات و خطاها در دو طرف وجود داشته و دولتها باید با بصیرت مانع از اشتباهات بیشتر در دو طرف افراطیون  شوند.

کارشناس ارشدسیاسی*

منبع:مرکز بین المللی مطالعات صلح

 

.. http://www.scfr.ir/fa/ایران-هراسی-و-دو-خطای-استراتژیک-عربستان-در-قبال