اگر قرار است نام خلیج و یا دریایی ع...

کشورهای عربی هر روز بی سر و صدا توطئه جدیدی علیه هویت  تاریخی  خلیج فارس صورت می دهند. اتحادیه عرب (پایه گذاری 1945) تنها سازمان منطقه ای و دولتی ر...

Map_of_persia

اولین مقاله که راهکارهای دفاع از نا...

نظر به اینکه فردی با استفاده از نفوذ رسانه ای در بندرعباس به عنوان مبتکر دروغین و کذاب روز ملی خلیج فارس خود را غالب کرده  است  ضروری دیدم  به عنوان ش...

روز خلیج فارس دهلی سخنرانی

نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدا...

  نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدات منطقه‌ای و بین‌المللی.      متن فارسی و عربی  خلیج فارس - بحر فارس و بحر عجم و در متن های  انگلی...

???????????????????????????????

روز ملی خلیج فارس چرا و چگونه شکل ...

چکیده مطلب: روز ملی خلیج فارس از زبان شاهدان عینی دست اندر کار این موضوع از ابتدا تا امروز به نقل از باشگاه خبرنگاران : برابر گفتگوی دکتر عجم عضو آن ...

نگاه کابل به هیرمند و هریررود و بحران آب در شرق ایران

 بحران آب در مشهد و شرق ایران

دکتر محمد عجم

کارشناس حقوق بین الملل

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

  دریای پارس عجم

علی رغم هشدارهای مکرر سالهای گذشته هنوز فرهنگ استفاده بهینه از آب در ایراننهادینه نشده است. هنوز خطر جدی گرفته نشده است. بر اثر تغییرات آب و هوایی بسیاری از دریاچه های یخی جهان آب می شود. سطح آب  دریاها افزایش پیدا می کندو در مناطقی نیز خشکسالی ایجاد می شود. هم اکنون  شدت خشکسالی در برخی مناطق شرق کشور به حدی رسیده است که هم اکنون به ۹۰ روستای محروم نهبندان خراسان جنوبی با تانکر و به صورت سیار آبرسانی می شود. حداقل ۱۵ سال است که مناطقی از شرق ایران در حالت کم بارانی بسر می برد.

به گفته وزیر نیرو بحران آب می تواند تمدن ایران را منهدم کند  در حال حاضر در ایرانبیش از ۸۶ درصد از منابع آب تجدیدناپذیر استفاده می شود در حالی که استفاده بالای ۴۰ درصد از این منابع بر اساس استانداردهای جهانی به معنی قرارداشتن در وضعیت بحرانی است. بخشی از ایران یک دوره خشکسالی طولانی احتمالا سی ساله را می گذراند. و این مشکل با توجه به  کاهش شدید سطح ابهای زیرزمینی می تواند به بحران و مهاجرت وتخلیه بسیاری از روستاها منجر شود.

شهر مشهد، از بزرگترین کلانشهرهای ایران است و سالانه حدود ۲۵ میلیون زایر دارد بین ۶۰ تا ۷۰ درصد آب به طور متوسط از طریق سد دوستی سرخس تأمین می شود با افتتاح سد سلماو سدهای جدید در افغانستان طبیعتاً امنیت آبی این شهر تهدید می شود. چنانچه اعلام شده که این سد تنها برای ۶۰ روز مشهد ذخیره اب دارد. در سال ۸۴ میزان سهم حقابه ایران و ترکمنستان از سد دوستی در سرخس هر کدام ۴۱۰ میلیون متر مکعب تعیین شده بود.  از ۴۱۰ میلیون متر مکعب سهم  ایران ۱۵۰ میلیون متر مکعب برای آب شرب مشهد در نظر گرفته شده بود هر سال با توجه به میزان ذخیره آب سهم هر کشور تعیین می شود. که در چند سال اخیر با توجه به ابگیری سد سلمایافغانستان ذخیره سد دوستی کاهش داشته است. برابر اعلام مقامات مربوطه در ده سال آینده مشهد  به منابع جدید آب نیاز خواهد داشت که منابع استانی پاسخ گو نخواهد بود و یکی از گزینه ها انتقال آب از دریای عمان و یا دریای خزر هست که با توجه به هزینه های سنگین عملی بنظر نمی رسد. در حال حاضر هنوز چند ماه از سال منابع رودخانه های مشهد و خراسان شمالی مانند رود اورتکن هرز می رود و بهره برداری بهینه از آن نمی شود. اکنون سد ارداک به بهره برداری رسیده که می تواند در اوج مصرف آب در مشهد معادل ۱۵ میلیون متر مکعب از این سد وارد مدار مصرف مشهد شود. و بهره برداری از سد چهچهه و قره تیکان و ارداک در برنامه  تامین آب مشهد قرار دارد اما با این وجود بحران جدی است.

در این شرایط افغانستان بر روی رود  رودخانه هریر رود  دو سد  کجکی و سد  سلما را به بهره برداری رسانده و سد بالابلوک در استان فراه  را  بر روی هریررود در حال احداث دارد. این به معنی آن است که در آینده نزدیک هیچ آبی به به داخل ایران و سد دوستی نخواهد رسید و این سد به محلی برای چرای دام ها تبدیل خواهد شد.

ساخت سد سلما در سال ۱۳۵۵ آغاز شد و تا زمان وقوع کودتای اردیبهشت نزدیک به ۳۰ درصد از کار ساخت سد سلما پیش رفته بود ولی پس از کودتای اردیبهشت ۱۳۵۶ به‌دلیل نا‌امنی، کار ساخت سد سلما متوقف شد. از آن زمان هیچ مدارکی یا قرائنی مبنی بر مخالفت کشور‌های همسایه افغانستان در ساخت این سد وجود ندارد. زیراایران احساس نیاز چندانی در حوزه این رود به آب نداشت احساس نیاز به آن رودخانه در سالهای دهه ۱۳۷۰ مشخص شد از سوی دیگر ساخت‌و‌ساز و سد دوستی در سرخس در زمان بی دولتی افغانستان و دوره طالبان و یک‌جانبه و بدون مشورت با افغانستان بوده است.

در ۱۵  خرداد ۱۳۹۵ ، آقای مودی نخست وزیر هند به همراه آقای اشرف غنی سد سلما بر روی هریر رود در نزدیکی شهر هرات را افتتاح کردند. هندی‏ ها رقمی نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار برای راه اندازی سد سلما سرمایه گذاری کرده اند. هریر رود، نزدیک به ۵۰۰ کیلومتر را در داخل خاک افغانستان طی می کند تا به مرز ایران می رسد و بعد از آن به طول ۷۰ کیلومتر به موازات مرز ایران در سرخس به سمت ترکمنستان می رود. بخش عمده ای از آب این رود  سدی را که بین ایران و ترکمنستان تحت عنوان «سد دوستی»در سال ۱۳۸۴  ایجاد شده است را پر می کند. سد سلما باعث رشد اقتصادی و کشاورزی منطقه هرات شده و بیش از  ۷۵ هزار هکتار از اراضی افغانستان، از کشاورزی برخوردار خواهند شد و تولیدبرق این سد از وابستگی افغان‏ها به برق وارداتی از ایران و ترکمنستان خواهد کاست.

بر اساس برآوردی که سال ۹۴ انجام شده بود، نزدیک به سیصد میلیون مترمکعب آب ازافغانستان وارد سد دوستی ایران شده بود، اما از اسفند ماه پارسال تا اواخر فروردین ۹۵، میزان ورودی آب هریرود به داخل سد دوستی از ۳۰۰ به ۳ میلیون مترمکعب کاهش یافته بود یعنی عملاً یک صدم شده بود.

بسیاری از رودهای بزرگی که در افغانستان وجود دارند، به خارج از این کشور سرازیر می شوند. کوه‏های افغانستان، خاستگاه بسیاری از رودهایی است که به کشورهای پیرامونی از جمله به ایران ریخته می‏شود. از افغانستان  دو رود مهم  به سمت ایران می آید؛ یکی هیرمند( هلمند) است که به سمت سیستان ایران می آمد دیگری هریرود است که به سمت خراسان می رود. افغانستان با ساخت دو سد عملاً مانع ورود آب هیرمند به ایران شد و از دهه ۴۰ به بعد، بخش عمده ای از جمعیت این ناحیه ناگزیر از کوچ به بقیه نقاط کشور به ویژه خراسان و استان های شمالی کشور شدند

در مورد هری رود بین دو کشور قراردادی وجود ندارد اما معاهده حقابه میان افغانستان وایران مربوط به هلمند در اسفند ماه۱۳۵۱ به امضای نخست وزیران هر دو کشور رسیده است. در خرداد ماه۱۳۵۲ هر دو مجلس قانون‌گذاری دو کشور آن را تصویب کردند. اسنادی که باید در این رابطه میان دوکشور مبادله می‌شد، به‌دلیل کودتای ۲۶تیر ماه سردار محمد‌داوود معطل شد و بالاخره در سال ۱۳۵۶ این اسناد نیز مبادله شد. مفاد این معاهده تا امروز نیز به قوت خود باقی است. با عقد این معاهده وضعیت حقوقی حوزه رودخانه هلمند میان دو کشور مشخص شده است. بر‌اساس این معاهده، حقابه‌ایران ۲۶ متر مکعب در ثانیه آن‌هم در سال‌های معمولی ونرمال آبی می‌باشد. البته این معاهده، سال معمولی و نرمال آبی را نیز تعریف کرده است که براساس سنجش مرکز سنجش دهراوود مشخص می‌شود و آن هم طوری است که یک سال نرمال آبی در حوزه دریایی هلمند چیزی حدود شش میلیارد و ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب می‌باشد. براساس محاسبه حقابه ایران سالانه به ۸۲۰ میلیون مترمکعب می‌رسد. در ماده پنجم این معاهده، نوشته شده است که افغانستان با حفظ حقابه ایران، حق هرگونه استفاده از دریای هلمند را دارد. هم‌چنان پیش‌بینی شده که ایران حق استفاده اضافه از آن‌چه که مشخص شده، ولو که دریای هلمند پرآب هم باشد را ندارد.

افغانستان در حوزه دریای آمو و رود  هلمند و رود هریرود مرز مشترک آبی با کشور‌های همسایه دارد. دریا‌ها معمولا بستر خود را عوض می‌کنند و در این سال‌ها این تغییر بستر دریا بیشتر به‌سوی افغانستان بوده است. بر اساس معاهداتی که بین افغانستان و کشور اتحاد جماهیر شوروی صورت گرفته بود، این مساله پیش‌بینی شده است. در صورتی که بستر دریای آمو تغییر کند مرز‌ها هم تغییر نمی‌کند. زیرا مرز‌ها در روی جغرافیا مشخص است و خطوط خود را واضح دارد. در این معاهدات پیش‌بینی شده که دو کشور با همکاری هم، بستر دریا را دوباره به مسیر اصلی آن برگردانند. ولی به‌دلیل نبود امکانات افغانستان نتوانسته جلو این انحراف بستر دریا را بگیرد.  در افغانستان طرح‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت در جریان است تا به مدیریت بهتر آب در کشور برسند.

اساساً بخش عمده ای از حقوق بین الملل در حوزه ی رودها ماهیت توافقی دارد و قاعده مشخصی برای آن وجود ندارد. ما در مورد هریرود با افغانستان، قرارداد مشخصی نداریم، اما در مورد هیرمند با آنها قرارداد داریم. افغان ها  مدعی هستند که وقتی ما اجازه نمی دهیم از هیرمندیا هیلمند، آب به سمت ایران بیاید، مساله این است که خود ما مشکل کمبود آب داریم. به دلیل همین ادعا هم نامه نگاری ها و اعتراضات  ایرانچندان به جواب مشخصی نرسیده است. در مورد هریرود، اما ما قرارداد چندان مشخصی با افغانستان نداریم. ایران در این زمینه، فقط با ترکمنستان قرارداد دارد که از این آب به صورت دوجانبه استفاده می کنیم. بنابراین احتمال اینکه در آینده نزدیک، مشهد با جمعیت ۵ میلیونی خود  با بحران آبی مواجه شود، بسیار بالاست.

تنها کنوانسیونی که در زمینه رودخانه های مشترک وجود دارد کنوانسیون سال ۱۹۹۷ نیویورک است که به نام کنوانسیون استفاده غیر‌کشتی‌رانی از رودخانه‌های بین‌‌المللی یاد می‌شود. این کنوانسیون در سال ۲۰۱۵ لازم‌الاجرا شده است. یعنی ۱۸ سال طول کشید تا این کنوانسیون لازم الاجرا شده است. در همسایگی افغانستان به جزازبکستان، هیچ کشوری از جمله خود افغانستان به این کنوانسیون ملحق نشده است و بحث‌ها در مورد الحاق افغانستان، تازه در دولت جدید آغاز شده است. حتی همین کنوانسیون هم یک سلسله قوانین کلی و عام را پیشنهاد کرده است. یکی از اصل‌های این کنوانسیون این است کشور‌هایی که در مسیر یک رودخانه مشترک هستند، باید از مفاد این رودخانه به شکل معقول و منصفانه استفاده کنند و همچنان این مشارکت باید در توسعه و حفاظت از منابع آب رودخانه هم وجود داشته باشد. یعنی استفاده یک‌جانبه حق بدون تکلیف نیست. اصل‌های دیگر آن عدم زیان رساندن به منابع آبی، به اشتراک‌گذاری اطلاعات آب میان کشور‌ها، رعایت اصل محیط‌زیستی و حل اختلاف‌ها در این رابطه از مجاری مسالمت‌آمیز است. بنابر این چون این اصل‌ها کلی است کشور‌های دارای آب‌های مشترک می‌توانند از مدل‌های مختلف و اصل انصاف و تراضی در حل اختلاف مربوطه  استفاده کنند.

آب اهرمی برای استفاده دولت افغانستان

شرق ایران و غرب پاکستان جزو مناطق کم باران و نیازمند آب هستند و افغانستان با آن‌که کشوری است محاط به خشکی، اما به‌دلیل کوهستانی بودن و دارا بودن رودخانه‌های سرشار از آب شیرین به یکی از بزرگ‌ترین منابع آب شیرین در منطقه تبدیل شده است. بنابر آمار ارایه شده از سوی وزارت انرژی و آب افغانستان، مجموع ظرفیت تجدیدشونده ذخایر آب‌های سطحی در سال، ۵۷ میلیارد مترمکعب است که از جمله آن ۲۱ میلیارد مترمکعب استفاده می‌شود و به‌دلیل نبود ذخایر، کانال‌ها و جوی‌ها، ۳۶ میلیارد آن ضایع می‌گردد.
هم‌چنان ذخایر آب‌های زیر زمینی در افغانستان هر سال ۱۸ میلیارد مترمکعب است که تنها از ۳ میلیارد مترمکعب آن استفاده می‌شود.
طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی هر فرد در روز برای انجام امور سلامت و بهداشت خود نیازمند ۲۰ لیتر آب شیرین است. به نوعی برابر با ۷٫۳ مترمعکب برای هر نفر در یک سال. در یک قرن گذشته جمعیت جهان روبه افزایش بوده و این امر باعث شده است که مصرف امروز آب در جهان ۶ برابر ۷۰ سال قبل باشد.
در این میان برخی از کشورهای خاورمیانه و آسیای میانه از کشورهای خشک و کم‌آب جهان به شمار می‌روند. در این منطقه سه کشور دارای منابع سرشار آب شیرین‌اند:ترکیه ، افغانستان و تاجیکستان بر خلاف تاجیکستان،  آبهای افغانستان و ترکیه در موقعیت استراتژیک قرار دارند.  کمبود آب آشامیدنی در برخی مناطق منجر به کاهش شدید کشت محصولات کشاورزی  و بیکاری و خشک شدن تالابها شده است. افزایش نیاز مبرم  ایران ، پاکستان و افغانستان به  آب شیرین مشکلات عدیده ای را ایجاد می کند.

فرصتی که از دست رفت.

تا قبل از انقلاب اسلامی  در ایران چندان احساس نیازی به آب رودخانه هریرود نبود ایران تقریبا هیچگونه استفاده ای از ان نمی کرد. تقریبا تمام مسیر رود در داخل ایران از صالح آباد تا سرخس جمعیت بسیار کم و دامداران بودند . خود افغانستان هم اهمیتی برای این آب قایل نبود زیرا رود تقریبا در بخش عمده ای از سال به طرف شنزارهای ترکمنسان  هرز می رفت. اما با بزرگ شدن شهر مشهد و توجه مردم  حاشیه مرز به کشاورزی صنعتی با توجه به زمینهای حاصلخیز ، توجه ایران  به اهمیت آب هریر رود زیاد شد. اگر ایران  موقع شناس بود در اثر خشکسالی های ممتد سالهای ۴۶ تا ۵۰ و کوچ مردم سیستان و بلوچستان اقدام به امضای قرارداد سال ۵۱ رود هیلمند کرد می توانست  و یا حتی در دوره کمونیستها براحتی در مورد هریرود هم قرارداد امضا کند اما درگیر بودن ایران در جنگ ۸ ساله و جنگ داخلی افغانستان موجب غفلت از موضوع شد. ولی اکنون مقامات  افغانستان  به اهمیت آب پی برده اند  و انرا طلای روان افغانستانمی دانند و مصم  هستند از آب استفاده بهینه نموده و از  خروج رایگان آن به  کشورهای همسایه جلوگیری نمایند.
افغانستان به دریا راه ندارد، کم‌ترین فاصله افغانستان به دریا ۵۰۰ کیلومتر است، در این میان اما موجودیت آب فراوان شیرین، که بسیاری از کشورهای منطقه از آن محرومند،افغانستان را به کشوری غنی و سرشار از منابع مهم آب آشامیدنی آسیای میانه تبدیل کرده است.
هم اکنون آب رودخانه‌های هریرود و هیرمند وارد ایران و ترکمسنتان می‌شود، آب حوزه آبی جنوب هندوکش و سفیدکوه به پاکستان و رودخانه سند می‌ریزد. آب‌های فراوان حوزه آب پامیر و شمال هندوکش به دریاچه اورال سرازیر می‌شود، آب رود مرغاب نیز به ترکمنستان می‌ریزد و در نهایت آب‌های فراوان رودخانه آمو نیز به ازبکستان و دریاچه اورال می‌رود. از همه این منابع آبی، افغانستان بدلیل جنگهای فراوان و عدم استقرار کم‌ترین بهره را برده است.
افغان ها اکنون اعتقاد دارند که ارزش آب را زمانی می‌توان تثبیت کرد که از آب به‌عنوان ابزار دیپلماسی و  برای چانه‌زنی سیاسی و منبعی برای درآمد داخلی استفاده شود.افغانستان  در فکر بهره اقتصادی و سود جویی از آب  است آنها می گویند فروش آب در دنیا معمول است و افغانستان درصدد صادرات آب است.

 در قسمت استفاده پولی از آب مثال‌های زیادی وجود دارد چنان‌که ایالات متحده برای یک مترمکعب آب نوشیدنی به کانادا ۵ سنت می‌پردازد، ترکیه در برابر یک مترمکعب آب مبلغ ۱۲ سنت به بلغارستان می‌پردازد و هم‌چنان در این اواخر تفاهم‌نامه‌ای میان ایران و کویت در مورد صادرات و انتقال آب به امضا رسیده است. بر اساس این تفاهم‌نامه قراراست که طى یک دوره سى‌ساله، سالانه ٩٠٠ میلیون مترمکعب آب از سد کرخهایران به منطقه الزور کویت توسط خط لوله انتقال داده شود. صادرات این مقدار آب براى دولت ایران سالانه بیشتر از یک میلیارد دلار درآمد به همراه خواهد داشت.
در این میان چابهار دروازه ترانزیت شرق ایران و منطقه‌ای استراتژیک برای توسعه صنعت ترانزیت به افغانستان محسوب می‌شود. و به‌عنوان کوتاه‌ترین راه ارتباطی و ترانزیتی کشورهای آسیای میانه و افغانستان به بازارهای خلیج فارس، شرق افریقا و دیگر نقاط جهان مطرح است. افغانستان به جز مسیر چابهار به میلک، امکان ارتباط دریایی مناسب دیگری ندارد.بندر چابهار یکی از ۱۴ نقطه استراتژیک دنیاست و از طرفی یکی از ۱۰ بندر مهم جهان محسوب می‌شود. امروزه کشورهای مختلف جهان رغبت زیادی برای سرمایه‌گذاری در بندر چابهار ایران دارند، افغانستان می‌تواند در ازای دسترسی به بندر چابهار نیز به ایران آب بدهد.ایران می‌تواند امکانات ویژه از جمله معافیت‌های گمرکی و ویزا برای بازرگانان افغان در بندر چابهار فراهم سازد و راه آهن چابهار- زاهدان را برای این مقصود به زرنج وصل کند. هم‌چنین موضوع آب در برابر نفت را نیز نباید نادیده گرفت.در این حال پاکستان نگران سدی است که در کنر ساخته می‌شود و جریان آب به سمت پاکستان را قطع می‌کند. و ایران نگران سد سلما و سد بالا بلوک است افغان ها می خواهند از آب به عنوان ابزاری برای اعمال نفوذ و کسب درآمد  استفاده کنند به هر حال آن‌چه مسلم است، باز شدن گره مشکل بی‌آبی و یا کم‌آبی شماری از کشورهای همسایه، به دست افغانستان است و باز شدن گره مشکلات امنیتی و اقتصادافغانستان نیز به دست آنان است و افغان ها آن را مورد توجه قرار داده اند.persian gulf lake tehran

۰

۰

 

کودتا در ترکیه و عوارض آن

محمد عجم

به گزارش ایران نیوزآنلاین؛ پنجشنبه سی و یکم تیرماه سلسله نشست‌های توبا با موضوع بررسی «کودتای ترکیه» با حضور  دکترمحمد عجم تحلیل‌گر مسائل بین‌المللی در محل دفتر حزب کارگزاران سازندگی مشهد برگزار شد.
محمد عجم تحلیل‌گر مسائل سیاسی بین‌المللی گفت: تمام تحولات خاورمیانه متأثر از اسلام سیاسی است. حزبی که در حال حاضر در ترکیه است از آثار اخوان المسلمین است.
وی خاطرنشان کرد: در کودتاهای گذشته، وقتی تلویزیون به دست کودتاچیان می‌افتاد، یعنی پایان حکومت قبلی و پیروزی کودتاچیان، اما اکنون  فرق کرده عده‌ای می‌گفتند؛ با تصرف تلویزیون کار اردوغان تمام‌ شده است.
وی گفت: تلویزیون الجزیره به مردم روحیه می‌داد و پیاپی می‌گفت کودتایی در کار نیست. اردوغان از شبکه های خصوصی و از شبکه مساجد هواداران حزبی  را فراخوان دادوقتی جمعیت در خیابان ها راه افتاد، مشخص شد چقدر حزب حاکم دقیق کار کرده است.
وی ادامه داد: اردوغان روی تجربه‌ای که داشت، اولین کاری که کرد به شبه‌نظامیان و بسیج حزبی توجه نمود. در دوره‌های گذشته حزب این‌قدر قدرتمند نبود که در دوران اردوغان بود.

اردوغان با شعار روشنفکری آمد و خیلی موفق بود
کارشناس مسائل بین‌المللی دوران اردوغان را به سه دوران تقسیم کرد و گفت: یک دوره اوج قدرت و یک دوره دچار چالش و دوره‌ای اردوغان دچار افول شد.
وی ادامه داد: دوره‌ای که اردوغان ظهور کرد، وضع اقتصادی ترکیه فلج بود و از  چالش های زیادی  رنج می‌برد.
وی افزود: حزب عدالت و توسعه وقتی به قدرت رسید، خیلی خوب ظاهر شد. این حزب هم می‌خواست اسلام را رعایت کند و هم اصول لائیک‌ها را حفظ کند.
وی تصریح کرد: اردوغان با شعار روشنفکری آمد و خیلی موفق بود، در آن زمان اسلام سیاسی در شمال آفریقا رشد کرده بود.
عجم به چهره زیبای ترکیه در آن زمان اشاره کرد و گفت: وقتی اردوغان به قدرت رسید آمریکایی‌ها بیشتر از همه از او حمایت می‌کردند.
وی بیان کرد: اینان با موجی که راه انداختند اعتماد بین‌المللی را جمع کرده و انسجام داخلی را افزایش دادند؛ به همین خاطر اقتصاد دوره اردوغان توانست سالی ۷ درصد رشد اقتصادی داشته باشد، برعکس احمدی‌نژاد که اعتماد بیگانگان را سلب کرد.
کارشناس مسائل بین‌المللی گفت: وقتی تحولات ترکیه شروع شد اشتباهات اردوغان نیز آغاز شد؛ در این زمان اردوغان عوض شد .
وی ادامه داد: با وجود همه شعارها و پیشرفت‌های چشمگیر، دوره افول اردوغان شروع شد.
عجم اظهار کرد: برخی در داخل و برخی در خارج اختلاف ایجاد کردند، رسانه‌های عربی شعار علیه اردوغان می‌دادند تا او را نزد افکار عمومی عرب خراب کنند، در داخل کشور اردوغان، افراد حزب خود را جاسازی و یک شاخه نظامی  حزبی ایجاد کرد و پیوند با مساجد را محکم کرد.
وی خاطرنشان کرد: این حزب با درصد جزئی به پیروزی رسید با وجود این‌که در دوره افول بود.

اردوغان از کودتا اطلاعی نداشت
عجم در خصوص این سؤال که کودتا را اردوغان طراحی کرده یا اصلاً اطلاعی نداشته و یا می‌دانسته اما کاری نکرده تا به مقاصدش برسد، گفت: تئوری توطئه در خاورمیانه خیلی طرفدار دارد.
وی افزود: تئوری توطئه را قبول نداریم ، اما واقعیت این است که احتمال قوی داده می شد که کودتا انجام خواهد شد   زیرا روحیه ارتش با افکار حزب اسلامی عدالت و توسعه سازگار نبود.و لذا حزب پیش بینی های لازم را برای مهار کودتا کرده بودند
عجم در ادامه گفت: به نظر من اردوغان و هم حزبی‌های او نمی‌دانستند، که کودتا چه زمان و مکانی خواهد بود.
وی ادامه داد: کودتا در بدترین زمان اتفاق افتاد؛ زمانی که اردوغان دست بالابرده بود تا چهره خود را در جهان مجددا  خوب کند.
وی اظهار کرد: اردوغان از کودتا بدش نمی‌آمد؛ زیرا تصویر خوبی به دنیا داد، آمریکا و اروپا نمی‌خواستند اردوغان سقوط کند.
عجم با بیان اینکه دنیای غرب اکنون  نگران گسترش تروریست در خاورمیانه است گفت: برای آن‌ها مهم نیست ترکیه یا ایران چقدر رشد کنند، مهم این است که تروریسم  را مهار کنند.
عجم اظهار کرد: کودتا اصلاً از طرف اردوغان نمی‌تواند باشد؛ ترکیه با این کودتا تضعیف شد و تا ده سال دیگر هم به دوران خوب گذشته‌ نمی‌رسد.
وی ادامه داد: جذابیت ترکیه زیر سؤال رفته، بورس و ارزش پول ترکیه سقوط کرده و خیلی سرمایه‌داران از بازار بورس ترکیه بیرون کشیده‌اند.
وی اذعان کرد: کودتاچیان قدرت مساجد را در نظر نگرفته بودند، آن‌ها فکر نمی‌کردند اردوغان از ده‌ها شبکه دیگر پیام دهد و مردم هم به خیابان‌ها بریزند.
وی گفت: اذان مساجد به‌قدری تحریک‌کننده بود، که مسلمانان ترغیب شدند بیرون بیایند.
وی اظهار کرد: با این کودتا اختلاف بین لائیک و مسلمان، پلیس و ارتش زیاد شد. گسل زیادی در ترکیه ایجاد شده و احتمال هر زمین لرزه‌ای از هرجایی است.
عجم گفت: این کودتا برای حزب اردوغان موهبت بود، اما برای کل کشور ضرری بیش نبود.
عجم با بیان اینکه پس از این کودتای نافرجام، اردوغان نیز کودتا کرده گفت: ارتش، قوه قضاییه، رهبران احزاب، روزنامه‌نگاران و معلمین ممنوع‌الخروج شده‌اند و نزدیک به ۱۵۰-۶۰ هزار نفر را دستگیر کرده اند.

در مجموع کودتا بنفع سوریه و روسیه  هست بخصوص اسد نفس راحتی خواهد کشید زیرا اردوغان مشغول داخل ترکیه شد و سیاستهای سوری خود را تغییر خواهد داد.
عجم در پایان تأکید کرد: اگر اردوغان مخالفین خود را اعدام کند، باید برای همیشه اتحادیه اروپا را فراموش کند.

کد خبرنگار: ۹۴۰۱۱۳۰
کد عکاس: ۹۴۰۱۳۰۰

۰

۰

جشن های چله تموز

جشن چله تموز  یا جشن های چله بزرگ تابستان  جشن هایی است که از لابلای غبارهای تاریک تاریخ گم شده به تازگی کشف شده است. اولین بار در تاریخ ۲۰ اوت ۲۰۱۲  ویکی پدیای فارسی مقاله ای بدون منبع را  نوشته است تحت عنوان چله تموز . تا قبل از آن هیچ جایی نامی از جشن چله تموز برده نشده اما با نام هایی مبهم و حالتی از وهم و خیال و پندار  در ذهن قدیمی ها خاطراتی وجود داشته که حکایت از جشنی تابستانی دارد این جشن ها در ایران کهن به برداشت محصول و فصل و  محیط طبیعت و چرخش ایام ربط داشته است. اما در تیر ماه  امسال مطبوعات و خبرگزاری های فارسی بطرز عجیبی به بازتاب مقاله  چله تموز ویکی پدیا پرداختند .

جشن چله تابستان,جشن نیلوفر,10 مرداد جشن چله تابستان

ایسنا- ایرنا- ایمنا – و بسیاری از خبرگزاری های علمی و فرهنگی و وبلاگها  مقاله ویکی  پدیا را کپی  و منتشر کردند و یا در قالب مصاحبه و گفتگو  از مقاله استفاده کردند. بنظرم علت این بازتاب گسترده ناشی از این موضوع بود که هند روز اول چله تموز  را با نام روز یوگا  بنام هند در سازمان ملل به ثبت رساند و حالا تازه ما ایرانی ها بیدار شدیم ….

در شهر گناباد که از کهن ترین شهرهای ایران و محل رویداد حماسه اسطوره ای ۱۲ رخ است که تا کنون به حیات ادامه داده است و همواره در آن زندگی جریان داشته است. از جشنی بنام چله تموز یاد می شود مردم منطقه قهستان در خاطرات سینه به سینه از وجود آیینی اینگونه سخن می گویند. در این روزها  در پگاه  خانم ها اسپند دود می کردند و در ورودی خانه یا دالان سرای می ریختند و ورودی خانه و دالان و ایئان ها را آب و جا رو می زدند. این جشن ها بسیار کهن است و شاید بدوره ادیان ابتدایی برسد از جمله این ابهامات بجای مانده مراسمی است که در درب صوفه زیبد مرسوم بوده است در ایوان صوفه اب چکه های این ایوان غار شکل مقدس بوده  و در چله تموز در آنجا آش نذری می داده اند آش نذری از قبل از اسلام رایج بوده و به دین اسلام مختص نیست. در آنجا علم و چوب مقدسی بوده و درختان داخل غار گره گشا فرض می شدند لذا بر درخت سر و درخت انجیر و درخت تاقوک آنجا گره می زده اند. در گرمای سال این غار پناه گاه سر و خنکی بوده است.

در بیرجند و قاین و فردوس هم جشن تموز در پرده ای از ابهام  یاد می شود اما از ریشه و روز دقیق آن و مراسم های آن هیچ خبری نیست و تقریبا بطور کامل به فراموشی سپرده شده است بجز در سایه و خیال و با ابهام  انچه از گذشتگان شنیده شده است مطلب متقن و دقیقا باقی نمانده است.  اما یک چیز قطعی است و  اینکه مبنای شروع چله تموز بلند ترین روز سال بوده است. پیران کهن می گویند از اول چله تموز روزها کوتاه تر می شود. یعنی این چله و جشن به بلند ترین روز سال و کوتاه ترین شب سال مرتبط بوده است. میرابها و قنات داران بخشی از  و یا کلیاتی از  این ایام ها و مناسبتها را در لوح نانوشته و سینه به سینه محفوظ نگهداشته اند. در بعضی جاها این جشن  نیلوفر و در جاهایی نوروز بل  و در جاهایی جشن تیرگان  و همچنین جشن آب پاشان هم گفته شده و قطعا روزها و شیوه آن در هر منطقه ای متفاوت شده است. . اما بنظر می رسد مبنای همگی و ریشه های آن یکی است . برداشت محصول و آغاز فصلی جدید. در خراسان تا قبل از چله تموز گندم  و جو  و عدس و نخود  برداشت شده و تا آخر تموز خرمن ها پاک می شده است.

جشن‌هایی که در تیر و مرداد ماه برگزار می‌شود معمولا جشن‌های آب هستند که در نیایش‌های باستانی در خواست آب، سرسبزی و شادی می کردند به طور مثال در جشن تیرگان که در ۱۳تیرماه برگزار می‌شود تشتر یا همان تیر یکی از الهه‌های باستانی در برابر اپوش دیو خشک سالی پیروز می‌شود و پس از پیروزی بانگ می‌زند خوشا به روزگار شما ای آب‌ها، ای گیاهان، ای مردمان و ای کشورها که پس از این آب در نهرها و رودهای شما جاری خواهد بود. جشن دیگری به نام نیلوفر وجود دارد که علت برگزاری آن دقیقا مشخص نیست، ابوریحان بیرونی اشاره می‌کند در ششم تیرماه مردم جشنی را برگزار می‌کرده‌اند که به آن جشن نیلوفران می‌گویند این جشن می تواند با آیین چله تموز جشن‌ها و مراسم آب و آبریزان در ارتباط باشد چرا که برخی پژوهشگران  ادعا می‌کنند علت این جشن به سبب روییدن گل¬های نیلوفر در این ماه است.
 درپایان جشن چله تموز، جشن امردادگان است که درهفتم امرداد ماه برگزار می شود در این روز ایرانیان در دامن طبیعت ،کشتزارها و یا باغ‌های خود به پاک سازی، ترمیم ، نگه‌داری گیاهان پرداخته و یا به گیاهان و نباتات رسیدگی شده است و در دامن طبیعت در میان گیاهان به جشن، سرور، نیایش و پایکوبی می‌پرداخته‌اند. از یاوران امرداد، رشن، اشتاد و زامیاد است که او را در برابر دیو گرسنگی «زیریچ» که از دستیاران انگره مینوست، یاری می‌دهند.
به طور کلی بیشتر جشن هایی که در تابستان برگزار می شود مربوط به آب، آبیاری، گیاهان، سر سبزی و… بوده است از این رو تموز و گرما نیز از این کلییت مثتثنی نبوده و با آب، آبادی و سر سبزی در بلندترین روزهای سال که اجازه می‌دهد انسان در برابر گرما و خشکی مقاومت کند و بیشترین کوشش را برای آبادانی زمین، داشته باشد، در ارتباط است.

 

چند نمونه از بازتاب مقاله ویکی پدیا به عنوان منبع:

http://www.imna.ir/fa/doc/report/241067/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%81-%D8%A2%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%85%D9%88%D8%B2

طولانی ترین روز سال را هندوها به کام خود شیرین کردند- (یوگا *تیرگان یا چله تموز )  دکتر محمد عجم

http://khorasan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=97167

 

https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D9%84%D9%87_%D8%AA%D9%85%D9%88%D8%B2

 

عوامل و بازیگران دخیل در افزایش بحران در کشمیر

عوامل و بازیگران دخیل در افزایش بحران در کشمیر

  در مرداد ۸, ۱۳۹۵ – ۱۰:۱۱ ب.ظ

عوامل و بازیگران دخیل در افزایش بحران در کشمیر

کارشناس حقوق بین الملل و متخصص شبه قاره هند

قضیه کشمیر دارای ابعاد و زوایای متعددی و پیچیدگی های زیادی است. مهم ترین ابعاد مشکل کشمیر را می توان حداقل در سه عامل یا سه بعد مهم  بررسی کرد.
 نخست عامل یا بعد جغرافیایی و ژئواستراتژیکی است دومین عامل بعد حقوقی مسئله کشمیر است و سومین عامل، بعد دینی و قومی کشمیر است.
از نظر جغرافیایی، کشمیر در درجه نخست محل تلاقی منافع سه کشور چین، هند و پاکستان است. ولی سایر بازیگران منطقه ای و بین المللی نیز بر حسب زمان  و  بصورت دوره ای در آن تاثیر گذار هستند. تمام سرزمین کشمیر در کوههای هیمالیا در ارتفاع متوسط بین  هزار تا پنج هزار متر در مناطق کوهستانی واقع شده است و از نظر آب و هوایی به طور کلی با فلات و دشت هموار هند (که معمولا متوسط بین صد تا دویست متر بالاتر از سطح دریاست،) متفاوت است. اکثر رودخانه های مهم هند از کوه های هیمالیا سرچشمه می گیرد و بخش بزرگی از اقتصاد و کشاورزی هند وابسته به همین رودخانه هاست. ده ها دریاچه آب شیرین و یخ زده در این مناطق وجود دارد و بخشی از سال، تمام جاده های این مناطق برف گیر و مسدود می شود و هیچ ارتشی نمی تواند در آن مناطق حضور داشته باشد. در نتیجه، در  هوای ۴۸ درجه زیر صفر معمولا فقط گروه های مسلح در این مناطق از کشمیر در حال تردد هستند. همین عامل باعث می شود ارتش و دولت هند نتوانددر همه مناطق استقرار دایمی داشته باشد و امنیت برقرار کند.
S
منطقه مرزی جامو و کشمیر  تیر ۱۳۹۲
عامل یا بعد حقوقی
اما بعد حقوقی قضیه که با عامل فرهنگی و دینی پیوند دارد حائز اهمیت بسیار زیادی است. به طور کلی تقریبا در تمام دوره های تاریخی قدیم کشمیرمنطقه ای مستقل بوده است و بیشتر ادامه فرهنگ افغانستان و تاجیکستان است. از دوره گورکانی تحت قلمرو گورکانیان قرار گرفت. گورکانیان که به اشتباه مغولان هند نامیده می شوند خود خراسانی و فارس زبان و مسلمان بودند و در مسجد سرینگرکشمیر فرمان شاه جهان به زبان فارسی بر روی لوح سنگ زیبایی هنوز موجود هست.
مشکل حقوقی موضوع کشمیر این هست که آیا چین و هند و پاکستان قانونا و مشروع کشمیر را ملحق ساخته اند یا خیر؟
مشکل اصلی در کشمیر هندوجود دارد ولی در آینده بر اساس اینکه چه راه حل نهایی به نتیجه برسد می تواند در طرف چین و پاکستان نیز بحران خیز شود.  در واقع در سال ۱۹۴۷ هند مستقل شد و نظر به درگیری های خونینی که بین مسلمان ها و هندوها اتفاق افتاد، رهبران انقلاب هند یا رهبران استقلال طلبهند توافق کردند که مناطقی که اکثریت مسلمان دارند، کشور مستقل پاکستان را تشکیل دهند. بنابراین با توجه به این که کشمیر بزرگ در آن زمان در حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد مسلمان داشت، قاعدتا باید جزئی از پاکستان می شد. اما فرمانروای کشمیر، بنام  هری سینگ در اکتبر ۱۹۴۸ اعلام کرد که می خواهد به دولت هند ملحق شود و در ۲۶ اکتبر همان سال، قرارداد الحاق با هند را امضا کرد.
این قرارداد بعدا در قانون اساسیهند در اصل ۳۷۰ گنجانده شد .  جنگ بین هند و پاکستان درگرفت و بدرخواستهند سازمان ملل مداخله کرد و دو قطعنامه به شماره های ۱۳ و ۴۷ صادر کرد و شورای امنیت مقرر کرد که ارتش هند و پاکستان به مناطق اولیه برگردند و برای تعیین سرنوشت کشمیر رفراندوم برگزار شود. برگزاری رفراندوم در سازمان ملل بعدا به عنوان یک قاعده حقوقی برای تمام مستعمرات اکیدا توصیه شد و به بیانیه ۱۵۱۴ سازمان ملل معروف شد. در سال ۱۹۴۹ کمیسیون نظارت بر آتش بس از طرف سازمان ملل در کشمیر مستقر گردید تا بر آتش بس و اجرای رفراندوم نظارت کند، اما با فراز و نشیب ها و کش و قوس هایی که پیش آمد، عملا موضوع رفراندوم به حاشیه رفت و به فراموشی سپرده شد .
در بعد حقوقی، حقوقدانان هندی و پاکستانی و جدایی طلبان اختلاف نظرها و تفسیرهای متضاد و خاص خود را دارند که موضوع یک پرونده بسیار مفصل و گسترده ای است.
 به تدریج و با تحولات پیچیده ای که اتفاق افتاد، هند موفق شد که موضوع کشمیر یا پرونده کشمیر را از سازمان ملل خارج کند و این موضوع را به عنوان موضوعی سه جانبه بین هند و پاکستان و احزاب کشمیر تبدیل کند و موضوع را از حالت بین المللی خارج کند. ورود به ابعاد پیچیده پرونده حقوقی یا تفسیرهای حقوقی متضاد دو کشور از موضوع رفراندوم موضوع این گفتار ما نیست، چون تفسیر و بحث های دو طرف بسیار مفصل است؛ اما به طور مثال هندی ها معتقدند که با توجه به اینکه دولت قانونی کشمیر قرارداد امضا کرده است و طی قراردادی به هند ملحق شده و پارلمان کشمیر و پارلمان هند هم آن را تایید کرده است، در نتیجه عملا و قانونا حق تعیین سرنوشت انجام شده و در طی انتخاباتی هم که دولت کشمیر انجام می دهد (و آخرین آن ها در سال ۲۰۱۴ بود) ۶۵ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند و نخست وزیر محلی که خانم محبوبه مفتی و همچنین اعضای پارلمان محلی را انتخاب کردند. این موضوع به معنی رفراندوم و تعیین سرنوشت است. و تعیین سرنوشت حتما به معنی جدایی نیست. اما به هر حال پاکستانی ها دیدگاه های مفصل دیگری دارند و معتقدند که باید قطعنامه های سازمان ملل اجرا شود و رفراندوم برگزار گردد. زیرا حق تعیین سرنوشت برای مستعمرات جزو حقوق مسلم و الزامی در حقوق بین الملل هست لذا قرارداد الحاق غیر قانونی است زیرا حاکم هند دست نشانده استعمار بوده است. لذا با توجه به دیدگاههای متضاد و جغرافیای ویژه کشمیر  همه راه حل هایی که برای حل بحران کشمیر تا کنون مطرح شده است، تقریبا همه با شکست مواجه شده است.
tagourAjam
 با توجه به افراطیونی که در دو طرف دعوا هستند، این موضوع به مشکلی بزرگ در جهان اسلام تبدیل شده است که بر سایر حوادث منطقه نیز تاثیر گذار بوده است. تغییر اوضاع و احوال بین المللی و منطقه ای و تروریزم جهانی شدیدا رسیدن به راه حل در مشکل کشمیر را بغرنج کرده است.
لذا دورنمای روشنی برای این بحران متصور نیست و به عنوان یک کانون بحران خیز در آینده این بحران همچنان ادامه خواهد داشت و احتمالا این پرونده رادیکالی تر هم خواهد شد.
بعد مذهبی و دینی امروزه در بحران کشمیر نقش اول را بازی می کند زیرا  که پرونده حقوقی این بحران در دالان های تفسیرهای مختلف و انفعال سازمان ملل گرفتار شده است و به نوعی به بن بست رسیده است، لذا بعد دینی و قومی قضیه بیشتر نمود پیدا کرده و خود به مشکل دیگری برای رسیدن به راه حل تبدیل شده است. این موضوع از این بابت است که مسلمانان کشمیر داعیه اکثریت را دارند و خواهان ایجاد یک حکومت اسلامی را دارند و معتقدند که چون ما در اکثریت هستیم، می خواهیم حکومت مورد نظر خود را داشته باشیم . در این قضیه آن ها تقریبا به چهار گروه عمده تقسیم می شوند. کشمیر عملا در حال حاضر به شش منطقه تقسیم شده است.
در واقع دو منطقه مهم آن یعنی جامو و کشمیر تحت حاکمیت هند است و منطقه گیلگیت و بالتیستان یا آزاد کشمیر تحت قلمرو پاکستان است و منطقه ای هم به نام اکسای(اقصی) چین، تحت قلمرو چین قرار گرفته است. بنابراین کشمیر تاریخی عملا  تقسیم شده است این موضوع که کشمیر تاریخی بخواهد با همه سرزمین تاریخی خودمستقل شود، امر بسیار دشواری شده است. به هر حال بحران اصلی اکنون در کشمیر هند وجود دارد. آنها به چهار گروه عمده تقسیم شده اند: یک عده کسانی هستند که طرفدار دولت هند هستند، اما آزادی و استقلال بیشتری می خواهند و یک حکومت تقریبا شبه مستقل می خواهند که در همه امور به جز دفاع خارجی استقلال عمل داشته باشند. هند هم تا حدودی پذیرفته است که خودمختاری گسترده و موسع  به جامو و کشمیر اعطا کند. گروه دوم، گروهی جدایی طلب هستند و خواهان جدایی ازهند به طور قاطع هستند. جدایی طلبان دو دسته هستند: گروهی که می خواهند جز پاکستان باشند و گروهی که می خواهند حکومت مستقل ایجاد کنند آنها می خواهندکشمیر تجزیه شده را متحد کنند و حکومت کشمیر بزرگ با دولتی اسلامی ایجاد کنند. البته در تفسیر این که چه نوع جمهوری اسلامی باید گفت که اصولا گرایش ها و سمت و سوی مبارزین و جهادی ها به سمت یک اسلام سیاسی رادیکال از نوع طالبانی است. در منطقه ای که هم اکنون در اختیار دولت هند قرار دارد، حدودا ۶۰ تا ۷۰ درصد مردم مسلمان هستند. یعنی از جمعیت ۱۳ میلیونی جامو و کشمیر، حدود ۷ میلیون یا شش میلیون هم سنی ها هستند. در مجموع از جمعیت ۷۰ درصدی مسلمانان بیست درصد شیعه هستند که در شهرهای لداخ و کارگیل و له زندگی می کنند. شهر جامو اکثریت با هندوها است و  هندوها طرفدار دولت مرکزی هستند.
 در خصوص عامل و بسترهای بروز بحران باید گفت که شکاف های قومی، مذهبی و فرهنگی نقش خیلی بارزی دارد، به این دلیل که کشمیر ادامه فرهنگ و تمدن آسیای میانه است و با تمدن هندی یا شبه قاره هند سازگاری کمی دارد و اصولا مردمانی که در منطقه کشمیر هستند، از نظر نژادی با مردم فلات هند متفاوت هستند. این مردمانی برای خود کلاس بالاتری قائل هستند. یک سری اختلافات قومی، نژادی، تاریخی و تمدنی دارند و از همه مهم تر اختلافات دینی است. به هر حال، مردم این منطقه در اسلام سابقه دیرینه ای دارند و مسلمانان دین داری هستند و به همین خاطر احزابی که در حال حاضر در آنجا مبارزه می کنند، احزابی با انگیزه های دینی مبارزه می کنند و بر خلاف سال های اولیه که بیشتر احزاب ملی گرا در مبارزه  پیشقدم بودند، در حال حاضر احزاب جدایی طلب، همه احزاب با شعارهای دینی و مذهبی هستند که بعضی از آن ها مانند لشکر طیبه و امثال گروه هایی که به نوعی به القاعده یا طالبان وصل هستند، بسیار افراطی هستند. حتی حزب المجاهدین که حدود ده هزار نفر نیروی جنگنده دارد و اخیرا یکی از فرماندهان آن به نام برهان وانی کشته شد و در حدود پنجاه تا شصت هزار نفر تظاهرکننده در شهر سرینگر به طرفداری از او جمع شدند، القاعده و داعش از این گروه ها اعلام حمایت کرده اند. اما گروه های جدایی طلب دیگری هم مثل حریت جدایی طلب میانه رو هستند و سید علیشاه گیلانی رهبر آن است و ارتباط چندانی با عوامل خارجی گروه های تروریستی ندارند، ولی متهم به تمایل به پاکستان هستند.
در مجموع از همین تحول اخیر می توان فهمید که کشمیر هنوز با استقرار صلح و ثبات پایه دار فاصله داریم. هندوستان تصور می کند با توجه به اینکه عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس و سازمان کنفرانس اسلامی یا سازمان همکاری های اسلامی، مدت هاست که در ارتباط با بحث کشمیر بسیار انفعالی و بیشتر حالت کم تحرکی را نسبت به کشمیر دارد، توانسته است به پیروزی بزرگی دست پیدا کند. در حال حاضر بحث کشمیر در بین کشورهای اسلامی به اندازه دهه هشتاد، پر تحرک نیست. بازیگران منطقه ای و به خصوص کشورهای عربی بیشتر حالت انفعالی به خود گرفته اند. تنها کشوری که در این قضیه فعال باقی مانده است، پاکستان است و از طرفی در صحنه بین المللی هم سازمان ملل، خود را از پرونده بیرون کشیده است. کشورهای اروپایی و غربی هم که زمانی بر روی موضوع حق تعیین سرنوشت و رفراندوم تاکید داشتند، در حال حاضر معتقدند که موضوع حق تعیین سرنوشت قابل اجرا نیست و بایستی این موضوع بین پاکستان و هند و خود گروه های کشمیری حل و فصل شود. از طرفی تناقضات زیادی در گروه های جهادی یا مبارز و استقلال طلب وجود دارد. به خصوص گروه هایی که می خواهند کشمیر بزرگ یا جمهوری اسلامی کشمیر بزرگ را ایجاد کنند با سه دولت هند – چین و پاکستان روبرو خواهند بود.  حتی اخیرا بحث خلافت هم مطرح شده است و مسائلی از این قبیل دست به دست هم داده است که  کشورهای اسلامی و سازمان کنفرانس اسلامی، نسبت به آینده کشمیر خوشبینی خود را از دست داده اند. به نظر می رسد که از نظر بسیاری از رهبران کشورهای اسلامی، آینده کشمیر راه حل نظامی ندارد و باید از راه حل سیاسی و اصل برد-برد استفاده کرد، به شیوه ای که طرف ها بتوانند به پیروزی برسند. راه هایی که تاکنون پیشنهاد شده است، شامل طرح چناب است، بر طبق این طرح باید موقعیت میدانی  که در حال حاضر وجود دارد و کشمیری که عملا تقسیم شده است را به رسمیت بشناسند. زیرا این تقسیمات فعلی کشمیر به منطقه پاکستان و چین و هند غیر رسمی است و در هیچ جا به رسمیت شناخته نشده است. نه سازمان ملل و نه هیچ کشوری در دنیا تقسیمات فعلی جغرافیایی کشمیر را به رسمیت نشناخته است. مرزهای جغرافیایی کشمیر رسمس است و به آن مرز کنترل می گویند یعنی حالت موقتی دارد.
اقلیت شیعی در کشمیر با توجه به اینکه چندان به آینده راه حل نظامی خوش بین نیستند، معمولا دنباله رو راه حل های نظامی نیستند و مدافع از طریق فضاهای سیاسی و حقوقی و گفتگو هستد. شیعیان نقش آن چنان مهمی در تحولات و منازعات کشمیر ندارند و چون در اقلیت هستند، در تظاهرات و درگیری های اخیر هم در حاشیه بودند، و معمولا از شیعیان تلفاتی هم اتفاق نمی افتد، مگر این که در مناطق شیعه نشین مثل کارگیل  در  درگیری هایی که بین ارتش پاکستان و هند روی می دهد  خانواده های آنها آسیب می بینند و بمباران ها تلفاتی را به جای می گذارد.
از آنجا که بحران های خاورمیانه ترس شدیدی در جهان غرب ایجاد کرده است و پدیده ای بنام خطر جهانی تروریزم و به اصطلاح آنها ( خطر اسلام افراطی) را در رسانه ها مطرح می کنند.  بحران کشمیر نیز تحت الشعاع قرار گرفته است بخصوص که داعش و القاعده هر از گاهی از این موضوع بهانه ای برای مشروعیت خود می سازند. لذا می بینید که به آینده کشمیر خوشبینی وجود ندارد. این منطقه می تواند یکی از خوشبخت ترین مناطق جهان باشد زیرا همه موهبتهای الهی را دارد اما نا امنی باعث شده که جذابیت های تاریخی، طبیعی و توریستی آن و عمران و آبادی آن به فراموشی سپرده شود.

واژگان کلیدی: عوامل بحران در کشمیر، بحران کشمیر، بازیگران ، هند، پاکستان، کشمیر

بیشتر:

** مشترکات منطقه ای و خواسته های هند از ایران گفتگو با دکتر محمد عجم

** جایگاه و اهمیت ایران از نگاه هند چیست؟

**روابط هند و چین

**قتصاد جهشی در هند و چین

دستاوردها و  کاستی های مدل توسعه ای ایران  در مقایسه با چین و   هند              نویسنده : دکتر محمد عجم

**  آینده روابط عربستان و هند

اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۵ – ۹:۴۵

آینده روابط عربستان و هند

دکتر محمد عجم
استاد دانشگاه و کارشناس هند
در رابطه با سابقه روابط عربستان و هند می توان به طور خلاصه گفت که این روابط از گذشته های بسیار دور و از قبل از اسلام وجود داشته …

پرونده قناتهای ایران ثبت یونسکو شد

پیشتازی کشور عمان در ثبت قنات!

مجید لباف خانیکی کارشناس مرکز بین المللی قنات وسازه های آبی  می گوید:قنات فقط به عنوان ارزش تاریخی و موزه ای مطرح نیست، بلکه حتی امروزه بسیاری از مناطق روستایی و فعالیت های کشاورزی بر مبنای آب حاصل از قنات ادامه‌ وجود می‌دهند. همه‌ این ویژگی ها، قنات را سزاوار ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو کرده است. به همین دلیل سازمان میراث فرهنگی کشور با همکاری مرکز بین المللی قنات و سازه های تاریخی آبی در سال های قبل پرونده ای را برای ثبت چند قنات شاخص ایران آماده و تسلیم یونسکو کردند. هر چند پیش از ایران، کشور عمان اهمیت این موضوع را دریافته و موفق شده است که ۵ رشته از قنات های آن کشور را به ثبت  درفهرست میراث جهانی یونسکو برساند که عبارتند از: قنات الختمین (به طول ۲۴۵۰ متر)، المالکی (به طول ۱۴۸۷۵ متر)، دارس (به طول ۷۹۹۰ متر)، جیلاو المیسر (به طول ۵۷۸۳). یکی از مهمترین انگیزه های دولت عمان برای ثبت این قنات ها، رونق بخشیدن به گردشگری و استفاده از این فناوری بومی آب برای جذب بازدیدکنندگان بیشتر بوده است. اتفاقاً یکی از اشکالاتی که کمیته‌ فنی یونسکو (ایکوموس) به پرونده‌ قنات ایرانی وارد کرد، این بود که قنات قبلاً توسط عمان به ثبت رسیده و تفاوتی میان این دو پرونده دیده نمی‌شود.
مرکز بین المللی قنات و سازه های تاریخی آبی در پاسخ به این اشکال، اذعان داشت: قنات های عمان در سه گروه قنات های عینی، غیلی و داوودی طبقه‌بندی می‌شوند که بیش از ۷۰ درصد از قنات های آن کشور را قنات های عینی و غیلی تشکیل می‌دهند. قنات های عینی و غیلی در واقع با تعریف قنات در ایران تفاوت دارند زیرا اساساً ارتباطی با آب زیرزمینی نداشته و صرفاً کانال هایی هستند که منابع دیگر آب از قبیل آب رودخانه یا چشمه را از نقطه ای به نقطه ای دیگر منتقل می‌کنند.
 آثار و فایده های ثبت جهانی قنات ایران

تصویر کاریز  رهن گناباد

ajamGonabadRahn

۱-با ثبت قنات‌های کشور و قرار گرفتن آن ها  روی نقشه پراکندگی میراث جهانی یونسکو، بسیاری از گردشگران به بازدید از قنات‌ها به عنوان آثار اصیل و ثبت شده ترغیب می‌شوند. بنابراین ثبت قنات‌ها به طور مستقیم به رونق گردشگری کمک خواهد کرد.

۲-کشورهای عضو یونسکو از جمله ایران سالیانه حق عضویت به یونسکو پرداخت می‌کنند. همچنین برخی از خیران و نیکوکاران بین المللی مبالغی را برای صرف در امور فرهنگی و تربیتی به یونسکو اهدا می‌کنند. در عوض یونسکو می‌تواند تا حدی برای حفاظت یا مرمت آثار ثبت شده هزینه کند. پس با ثبت قنات ها، بخت برخورداری از کمک‌های مالی یونسکو بیشتر خواهد شد.

۳- ثبت قنات‌ها در فهرست میراث جهانی یونسکو، الزام بیشتری برای محافظت و نگهداری آن ها ایجاد می‌کند. زیرا با ثبت قنات‌ها، پایش‌های بین المللی آغاز خواهد شد و دولت برای حفظ جایگاه خود توجه بیشتری به این گونه قنات‌ها خواهد کرد.

۴-ثبت قنات‌ها توجه پژوهشگران بیشتری را جلب خواهد کرد و بودجه‌های تحقیقاتی در سطح ملی یا بین المللی برای کاوش ابعاد پنهان آن ها تعریف خواهد شد.

۵-با ثبت قنات‌ها نقش ایران در میراث جهانی پر رنگ تر و بر تعداد آثار ثبت شده‌ کشور افزوده می‌شود. جایگاه فرهنگی بالاتر در میان کشورهای عضو یونسکو، اعتماد به نفس ملی را ارتقا می‌بخشد.
۶ – مردم، بخش خصوصی و دولتی توجه بیشتری به حریم قنات‌های ثبت شده معطوف و کمتر حریم آن ها را مخدوش می کنند.

۷ – آسیب پذیری قنات‌های ثبت شده در برابر پیامدهای طرح‌های توسعه کاهش می‌یابد.
  مزایای ثبت آثار جهانی

۱-به واسطه ثبت شدن در فهرست حافظه جهانی، شأن یک میراث مستند به نحو قابل ملاحظه ای افزایش می یابد . این ثبت شدن عامل مهمی در ارتقای آگاهی دولت ها، سازمان های غیر دولتی، بنیادها و عموم مردم از اهمیت میراث خود خواهد بود و دریافت اعتبار و بودجه را از دولت ها و حامیان تسهیل می کند.

۲-ثبت یک اثر در فهرست میراث جهانی باعث می شود تا خواه ناخواه توجه بیشتری چه از سوی متخصصان و چه از سوی مردم نسبت به آن جلب شود. در ضمن سازمان یونسکو و سایر سازمان های جهانی مرتبط با میراث مستند نیز کمک های علمی و فنی خود را در صورت نیاز در اختیار کشور صاحب اثر می گذارند. همچنین صندوقی جهت حمایت های مالی از آثار تاریخی ثبت جهانی نیز وجود دارد.

۳-به هر یک از آثاری که توسط یونسکو واجد شرایط شناخته شود، گواهی بین المللی اعطا خواهد شد و به عنوان یک ابزار تبلیغاتی دارای کیفیت و اصالت در بازارهای جهانی معرفی می شود.

۴-شرکت در Website یونسکو و بازار فروش الکترونیکی آثار.

۵-حمایت از این آثار جهت ثبت در سازمان مالکیت های معنوی.
۶ –  آثار میراث جهانی در بروشورها، کتاب ها، کاتالوگ ها و … یونسکو تبلیغ می شوند.

۷ – علاوه بر مزایای اقتصادی، اثر جهانی امکان بهره گیری از حمایت های جهانی را نیز دارد. همچنین بسیاری از دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و علمی نسبت به آن اثر حساس شده و ماندگاری آن اثر تبدیل به دغدغه ای برای آنها می شود.

ونسکو، قنات ایرانی به عنوان میراث فرهنگی جهانی ثبت شد.

اولین مقاله منتشر شده در مورد قنات در اینترنت

 http://parssea.org/?p=1371

 کاریز یا قنات بخشی از مقاله:  کاریز میراث علمی و فرهنگی ایرانیان، دکتر محمد عجم  همایش ملی کاریز ۱۳۸۳  گناباد.

روند  ثبت جهانی قنات .
درحدود سال ۱۳۶۹تا۷۰اقای دکترلباف خانیکی پژوهشهایی باهدف شناساندن قنات قصبه بعنوان شاهکاربشری برای مسولین استانی وکشوری انجام دادند.که مورداستقبال مسولین وقت سازمان گردشگری(اقایان مهندس بهشتی ریس سازمان وطه هاشمی ریس پژوهشکاه) قرارگرفت.و به ایشان ماموریت دادندکه مدارک اولیه وموردنیازبه منظور ثبت جهانی راجمع اوری کنند.درهمین زمان بحث ثبت ملی قنات پیگیری ودرسال  ۱۳۸۱به ثبت رسید.در  سال ۱۳۸۳ سمینار  ملی قنات در گناباد برگزار شد .  درسال ۱۳۸۷سازمان میراث فرهتگی کشورپیش شماره ثبت جهانی قنات را ازیونسکواخذ می کنند.ودرسال ۱۳۸۹اسنادومدارک موردنیاز
باهمکاری اداره میراث شهرستان تکمیل ودرسال۱۳۹۱گروه باستان شناسی به سرپرستی اقای محمودبختیاری شهری درشهرستان مستقر واقدام به گمانه زنی درمجاورت میله چاههای قنات نموده که پس ازبررسی کارشناسی وانجام ازمایشات لازم وجمع او ری مدارک موجوداعم ازسفال وغیره ..قدمت قنات قصبه حدود۲۵۰۰سال تعیین شد..واین مستندات ضمیمه پرونده شده و پس تکمیل٬ بررسی نهایی درایران به یونسکوارسال شد. وارزیاب یونسکودرشهریور۹۴جهت بازدید ازقنات به شهرشتان عزیمت وپس بازدید وگزارش خودراارایه وسرانجام دراواخرسال۹۴ پرونده تکمیل شده قنات به یونسکوارسال میگردد. نهایتادرچهلمین اجلاس جهانی یونسکو تیرماه ۹۵ بااکثریت ارابه تصویب رسید.

..

..

ابشار اورتوکند .ارتکند و ابشار قره سو کلات نادر

دیدنی های خراسان :  آبشارهای خراسان رضوی – کلات نادری

شهرستان مشهد دارای چندین آبشار زیبا است که در سالهای اخیر  مورد توجه زوار  ایرانی و خارجی و توریستها  نیز قرار گرفته است. آبشار اخلمد و آبشارهای کوچک ییلاقی شاندیز و چناران  نزدیکترین آنها است. در مسیر کلات سه آبشار قرار دارد. به ترتیب   آبشار آبگرم  در مسیر مشهد به کلات  حدود ۶۰ کیلومتر و یا در ۷۵ کیلومتری نرسیده به شهر کلات است . برای رسیدن به آبشار، پس از عبور از روستای آبگرم، در مسیری که امکان تردد وسایل نقلیه سبک وجود ندارد، پس از طی کردن راهی حدود نیم ساعت به آبشار زیبای آبگرم خواهید رسید.  اما دو آبشار  ارتکند و قره سو  در شهرستان کلات زیبایی های خاصی دارد.

دریای پارس عجم

آبشار ارتکند

اصولا اگر مدیریت اب در مشهد  به سطح مطلوب برسد نیازی به نگرانی از نبود آب در سد دوستی ندارد چند ماه از سال اب رودخانه های شاندیز و طرقبه هرز می رود. همچنین آب رود ارتکند سه ماه از سال تماما هرز می رود. که در صورت ساخت مخازنی در   مناطق پیرامونی و برداشت آن در سه ماه  هرز روی(دی تا خرداد. )  می توان آن را برای سه ماه تیر و مرداد و شهریور در مشهد  ذخیره کرد .

از مشهد بلوار خواجه ربیع و بلوار بهمن در فاصله ۱۰۷ کیلومتری  و یا  ۴۰ کیلومتر نرسیده به کلات  جاده  سر رود  و یا ارتکند وجود دارد که حدود ۲۰ کیلومتر  فرعی منتهی به اردوگاه ارتکند و تنگل ارتکند می شود . چند کیلومتر مانده به  اردوگاه ارتکند خاکی است. روستای سر رود دارای حوضچه های متعدد پرورش ماهی است.

روستای اورتکند با طول جغرافیایی ¢ ۵۱ ° ۵۹ و عرض ¢ ۴۸ ° ۳۶ ارتفاع ۱۴۸۰ متر از سطح دریا در ۵۹ کیلومتری جنوب کلات قرار دارد.  رود اورتکند (سررود) که از کوه هزار مسجد سرچشمه می‌گیرد، از میان آبادی می‌گذرد. کوههای تکه خانه در ۵ کیلومتری جنوب غرب و سرشاو در ۴ کیلومتری شمال شرق آبادی است.

این آبشار در حوزه اداری  بخشداری زاوین است و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۱٬۴۰۰ متر و متوسط بارندگی سالیانه ۲۴۷ میلی متر است.

تنگه ارتکند منتهی به  غاری می شود که آبشار اصلی در درون آن غار وجود دارد. زیبایی این تنگه دو آبشار درون غاری است . و چند آبشار بیرون غار. زیبایی و خنکی آب باعث نشاط مسافران می شود برای رسیدن به آبشار اصلی حدود دوساعت باید در داخل تنگه و از میان رودخانه عبور کنی . مسیر عبور خنک و دلپذیر است و دو طرف رودخانه دیوارهای بلند کوهستان ادامه می یابد و سایه است. برای رسیدن به آبشار اصلی باید از نردبان های فلزی عمودی خطرناکی عبور کنید که برای افراد مسن  احتمال خطر بسیار زیاد هست و در چند سال گذشته حدود ۴ نفر کشته شده اند.

در ۱۱۰ کیلومتری شمال مشهد، پس از طی کردن حدود پانزده کیلومتر مسیر فرعی به روستاهای سررود و ارتکند خواهید رسید.

بعد از روستا جاده ای فرعی و خاکی وجود دارد که بعد از دو ساعت راهپیمایی به آبشارها می رسد. در ابتدای این جاده چند مجموعه پرورش ماهی و شالیزارهای برنج معروف و خوش عطر کلات خودنمایی می کنند.

همچنانکه در امتداد رودخانه و به سمت بالای آن حرکت می کنیم آب شفاف تر و دره باریک تر می شود و کم کم علف های بلند و درختان انبوه حالتی نیمه جنگلی را بوجود می آورند.

آبشار اول در انتهای غاری ۱۰ متری واقع است که در کنار صخره ای لزج و خیس واقع است.

۲-  آبشار   شهر کلات .

 

کلات یا کلاته  که عربی شده ان می شود قلعه در زبان عربی معمولا  ک و گ  فارسی به ق تبدیل می شود در زبان ترکی نیز همین شیوه گاهی وجود دارد یعنی ک و گ فارسی به ق تبدیل می شود.   به روستایی بر روی بلندی و معمولا  منطقه قله کوه گفته می شود. طبیعت زیبا وآب و هوای ییلاقی، وجود هشت آبشار در  تنگه قره سو آبشارهای بلند با دره‌های تنگ، موقعیت قره سو را ممتاز می‌کند.
ارتفاع متوسط این منطقه از سطح دریا حدود ۱۱۹۰ متر می‌باشد.
نامطلوب بودن آب داخل کلات، نادر شاه افشار را بر آن داشت تا با استفاده از توان مهندسان خود، آب شیرین و گوارای  تنگل قره سو را که حدود ۵ کیلومتر با عمارت خورشید فاصله داشت را به آنجا هدایت نماید.

آبشار قره سو کلات نادر..

در شهر کلات  بنای کاخ خورشید قرار دارد

Sun house.jpg

در سال ۱۱۵۱ هـ.ق، به دستور نادرشاه جهت اقامت و خزانه برای جواهرات و غنایم درکلات ساخته شده‌است. کلات به معنی قلعه و برج و بارو است (قبل از اسلام تقریبا تمامی شهرها را به شکل کلات می ساختند که در آنها مساله نظام طبقاتی رعایت می شده است.این طبقات اجتماعی پیشتر سه طبقه بوده که بعدها به چهارطبقه تبدیل شده است که شامل ارتشداران موبدان استریوشان و صنعتگران بوده است این ها هر کدام در شهر جای خود را داشتند). این بنا پس از بازگشت نادر از فتح هند شروع شده است و تا سال

۱۱۶۰ هجری قمری در دست ساخت بوده‌است.زیرا کتیبه ثلث بسیار زیبای «سوره نباء» که در قسمت دور تا دور فضای گنبد نوشته شده به همین تاریخ اشاره دارد.
بلندی آن در گذشته، حدود ۲۵ متر بوده‌است اما در حال حاضر به علت خرابی طبقه سوم، ارتفاع آن بیش از ۲۰ متر نیست. این بنا بر اساس الگوی معماری گورکانی ساخته شده است

معماری گورکانی یا معماری ماگولی هند یک نوع معماری است که از  مخلوط هنرهای معماری ایرانی/ اسلامی و هندی شکل گرفته است. بنای همایون تمب و  تاج محل  بر اساس معماری گنبدی ایرانی ساخته شده است که معمولا آن را به اشتباه معماری مغولی یا موگولی می گویند. زیرا گورکانیان را به خاندان تیموری و مغولی نسبت می دهند. اما گورکانیان فارس زبان بودند.

این کاخ مجموعاً دارای ۱۲ اتاق است که داخل هراتاق نیز تزئیناتی از نقاشی و گچ بری دیده می شود. تا چند دهه پیش در میان این تزئینات، تصاویری از شاهزادگان نادری نیز وجود داشت. موزه خراسان در کوهسنگی مشهد، با الگوبرداری از کاخ کلات طراحی شده است.

معماری گورکانی یا معماری مغولی به معماری دوره سال‌های ۱۵۳۰ تا ۱۸۵۰ در هند گفته می‌شود که دوره حاکمیت پادشاهان گورکانی در هند بود. شاخصه‌های این سبک معماری، کاخ‌ها و مسجدها و آرامگاههای گنبدی و کارهای تزئینی پُرجزئیات است.  آرامگاه  تاج‌محل مشهورترین نمونهٔ آن می‌باشد.

علت نام‌گذاری این سبک در زبان‌های غربی به نام مغولی این بود که بابر و جانشینانش اگرچه فارسی‌زبان بودند اما خود را به خاندان تیمور لنگ و چنگیز خانمغول منسوب می‌کردند. همایون تمب، لال قلعه یا رد فورت، تاج محل، قلعه اگرا،بلند دروازه در فتح پوری، مسجد جامع دهلی نمونه اینگونه معماری است. بناهای معماری گورکانی همگی دارای گنبدهای مدور بیضی است که تقلیدی از معماری ایرانی است.

parssea.org Ajam

تابلویی در کنار مسجد شاهی در چندی چوک دهلی . جایی که نادر دستور کشتن ۷۰۰ یاغی اشرف افغان را صادر کرد.

بیشتر بدانید:

نسب نادر شاه – فارس – تورک یا کرد

.

.

 

آینده روابط عربستان و هند

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

گفتگو با دکتر محمد عجم

استاد دانشگاه و کارشناس مسائل هند و خلیج فارس

alco

در رابطه با سابقه روابط عربستان و هند می توان به طور خلاصه گفت که این روابط از گذشته های بسیار دور و از قبل از اسلام وجود داشته است و در آستانه دوره های صدر اسلام هم بوده است. به خصوص کالاهای هندی و ایرانی به سواحل عربستان می رسیدند چه در خلیج فارس و چه در دریای سرخ و چه در مکه و در منطقه قطیف یا بحرین بزرگ و این کالاها توسط تجار عرب به روم و شامات منتقل می شدند که در قرآن هم به آن اشاره شده است(رحله الشتاء و الصیف): در دوره استعمار انگلیس در خلیج فارس،هندی ها چه در سواحل ایرانی و چه در سواحل عربی حضور پر رنگی داشتند.

بعد از اینکه دولت عربستان سعودی تشکیل و هند مستقل شد از 1947 تا اکنون اگر فقط به سفرهای مقامات بلندپایه این دو کشور نگاه کنیم، فراز و نشیب های روابط دو کشور مشخص می شود اولین سفر نخست وزیر هند(نهرو) به عربستان در سال 1955 بود. همان سال شاه سعود سفری به هند کرد. دومین سفر یک مقام بلندپایه خانم گاندی در سال 1982 بود و بعد از آن در یک دوره طولانی سفر مقام بلند پایه بین دو کشور انجام نشد تا این که ملک عبدالله شاه عربستان در سال 2006 به دهلی سفر کرد. و در سال 2010 مان موهان سینگ نخست وزیر هند به ریاض رفت و سفر اخیری که هفته قبل آقای مودی به عربستان داشت.

در واقع این توجه هند نیست که به عربستان بارز شده است، بلکه عکس این قضیه صادق است و عربستان هست که به هند توجه ویژه ای دارد و به عبارت دیگر به آسیا توجه کرده است زیرا یک سلسله عوامل باعث شده که مقدار زیادی از دنیای غرب فاصله بگیرد. اعتماد و روابط عربستان به خصوص از سال 2001 و 11 سپتامبر به طور سیستماتیک با دنیای غرب تضعیف شده است و انتقادهای علنی و مخفی زیادی در غرب از عملکرد نظام عربستان و جو تروریست پرور داخل جامعه عربستان شده است. و دومین عامل کم شدن نیاز آمریکا به منابع انرژی عربستان بود. آمریکا در حال حاضر ازعربستان نفت وارد نمی کند و نیازی به نفت عربستان ندارد، در نتیجه عربستان مجبور است که نفت خود را به کشورهای دیگری بفروشد. در دوره تحریم های نفتی ایران ، اینعربستان بود که مرتب به هند و کشورهای آسیای شرقی هیئت می فرستاد که به جای ایران از عربستان نفت خریداری کنند و پیشنهادات سودمندی به خریداران می داد این موضوع درمورد هند بسیار فعالانه صورت می گیرد.

موهان سینگ در سال 2010 به عربستان سفری کرد که نقطه عطفی در روابط دو کشور بود و در جهش ناگهانی روابط دو کشور تاثیر داشت. وقتی که مان موهان سینگ بهعربستان رفت برای اولین بار ولیعهد عربستان و تمام اعضای کابینه اش برای استقبال از هیئت هندی به فرودگاه رفتند و در مسیر 45 کیلومتریی از فرودگاه تا کاخ پادشاهی یا محل ضیافت، تمام مسیر را با پرچم های هند و عربستان مزین کردند و استقبال بی سابقه ای از نخست وزیر هند شد و در تاریخ روابط کشورها کمتر سابقه داشت. از همان زمان روابط دو کشور جهش پیدا کرد و تقریبا مسائل پاکستان و تروریسم و جهان اسلام و موضوع کشمیر و فلسطین که قبلا در مورد آن ها با هم اختلاف داشتند، سعی کردند که روابط دو جانبه خود را با آن ها پیوند نزنند. اما اهمیت روابط هند فقط برای عربستاننیست. عربستان متوجه شد که هند کشور بسیار مهم و تاثیر گذاری در جهان است و جزو اقتصادهای اول در جهان خواهد بود و باید روابط مستحکم تری با هند داشته باشد و احساس نیاز به هند می کرد، هندی ها هم از این فرصت استفاده کردند و می دانستند که عربستان کشور مهمی است و باید روابط خود را با عربستان بهبود دهند. به خصوص که تا قبل از این که روابط دو کشور روابط عادی و دوستانه ای شود، تا قبل از سال 2006 که پادشاه عربستان مسافرت کرد، تعداد هندی هایی که در عربستان بودند زیر 500 هزار نفر بود ولی از آن زمان تاکنون که روابط همواره رو به بهبود بوده است اکنون نزدیک به سه میلیون هندی فقط در عربستان حضور دارند که این جمعیت سالانه 60 میلیارد دلار درآمد به هند منتقل می کنند. برای هند این رقم از درآمد بسیار اهمیت دارد. ضمن این که روابط هند با کشورهای خلیج فارس بسیار رابطه مهمی است و برای هندی ها اهمیت استراتژیک دارد. میزان و حجم روابط تجاری هند با کشورهای خلیج فارس چیزی بیش از دو برابر حجم روابطی هند با کل اروپا است. در نتیجه کل منطقه خلیج فارسبرای هند بسیار مهم است ولی عربستان و ایران جایگاه خاصی دارند. *

روابط هند با عربستان البته چالش های خاص داخلی و بین المللی برای هر دو کشور دارد ،هندی ها ناچار هستند در روابط خود با عربستان و ایران و بالانس برقرار کنند. موضوع پاکستان و جهان اسلام و بحث تروریزم و اختلاف نظری که این کشورها راجع به این موضوعات دارند قابل توجه است . بسترهای روابط دو کشور بیشتر در زمینه انرژی به خصوص نفت است و بعد از نفت بحث تجارت و سرمایه گذاری و بعد از آن تروریسم مطرح است. در سفر اخیر مودی هم بحثی در ارتباط با همکاری دو کشور در مبارزه با تروریسم شد. باید گفت بحث تروریسم و تعریفی که دو کشور از تروریسم دارند مقداری با هم متفاوت است. روابط هند با کشورهای خارجی بر پایه رابطه آن کشور با پاکستان و هم چنین دیدگاه آن کشور در مورد موضوع کشمیر است. این دو عامل، عوامل بسیار تاثیرگذاری در روابط هند با کشورهای دیگر است. قبل از عادی شدن روابط عربستان،عربستان و هند روابط خود را بر اساس رابطه با پاکستان و رابطه شوروی با آمریکا تنظیم می کردند. یعنی در کلیه دورانی که هند با اتحادیه جماهیر شوروی هم پیمان بود و در بلوک شرق قرار داشت با آمریکا رابطه سرد و گاها رابطه خصمانه ای داشت، به تبع آن هم با عربستان که عامل آمریکا در منطقه بود رابطه خود را تنظیم می کرد و به همین دلیل رابطه خصمانه می شد. مشکل دیگر هند رابطه تاریخی و برادرانه عربستان با پاکستان بود. عربستان کشوری است که از ابتدای تاسیس پاکستان، روابط دوستانه ای با این کشور دارد و در قضیه کشمیر هم تقریبا مواضع پاکستان را تایید کرده است. این عامل همیشه باعث سردی روابط با عربستان بود. موضوع دیگری که تاثیر منفی خیلی شدیدی بر رابطه هند و عربستان گذاشت،حمایت عربستان از مدارس وهابی و سلفی و کمک به جنگ افغانستان و حمایت از طالبان و جهادی ها بود. در حالی که هند از دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان تحت اشغال شوروی حمایت می کرد، عربستان از مجاهدین یا از گروه های اسلام گرایی حمایت می کرد که علیه دولت افغانستان می جنگیدند و به عبارت دیگر در این قضیه با پاکستان هم پیمان بود و از ارسال هیچ گونه کمک نظامی و مالی به پاکستان دریغ نمی کرد. پس این موضوع باعث چالش در روابط بین هند و عربستان بود.

پایان جنگ سرد و تحولات نوین بین المللی و منطقه ای تا حدود زیادی این عوامل را تحت تاثیر قرار داده و به حاشیه رانده است. تحولات افغانستان متفاوت شده است، دولتعربستان تقریبا چندان تمایلی ندارد که در مسائل افغانستان دخالت کند، اهمیتی را که قبلا به پاکستان می داد، نمی دهد یا این که این اهمیت کمتر شده است و در عوض نیاز عربستان به هند خیلی زیاد شده است. وقتی در سفر اخیر مودی به عربستان بحث همکاری های تجاری و سرمایه گذاری و انرژی مطرح شد و قراردادهایی در این زمینه بسته شد و همکاری های علمی و حتی نظامی نیز مطرح شد، یکی از زمینه های همکاری، همکاری برای مبارزه با تروریسم بود . این مسئله، نیاز به تفسیر دارد به این دلیل که گروه هایی هستند که هندی ها آن ها را تروریسم می دانند و در لیست دولتی خود آن ها را به عنوان گروه های تروریستی قرار داده اند و با آن ها به عنوان گروه تروریستی برخورد می کنند و اموال آن ها را مصادره می کنند و طبق همان فرمولی که سازمان ملل در ارتباط با برخورد با تروریسم ارائه کرده است، برخورد می کند که از جمله آن ها می توان به لشکر طیبه، طالبان پاکستان، جیش محمد و گروه حقانی و خیلی گروه های دیگر مسلمان پاکستان اشاره کرد که بعضی از این ها در عربستان حضور دارند و در عربستان کار می کنند و در گذشته علنا از منابع مردمی و یا احتمالا دولتیعربستان کمک مالی دریافت می کردند. هندی ها از عربستان می خواهند که اولا این ها را تروریست بشناسد و دوما رهبران آن ها را به هند تحویل دهد، عربستان تا کنون تعدادی از این افراد را به هند تحویل داده است در حالی که پاکستان و عربستان مایل نیستند که بعضی از این گروه ها را جز گروه های تروریستی بدانند. این مشکل اساسی است که ممکن است هنوز هم رابطه هند و عربستان را تحت تاثیر قرار دهد.

مخالفان هندی بهبود رابطه با عربستان چالش عمده دیگر بر سر راه هند و عربستان این است که همین سفر اخیر مودی برای او در هند دردسرهایی ایجاد شد. اولا مودی به حزب بی جی پی تعلق دارد که یک حزب هندوگرا است و هندوگراها اصولا با عربستان و عملکرد سازمان همکاری اسلامی ضدیت دارند و آر اس اس که یک گروه افراطی ترهندو است، مخالف روابط با عربستان است. در نتیجه آر اس ای و بی جی بی هم که متحد مودی هستند، از او انتقاد کردند و از طرف دیگر پاکستان و مطبوعات و افکار عمومی پاکستان و مسلمانان ها و همچنین مسلمان های هند و گروه های رقیب مودی هم به او انتقاد کردند و اعتراضاتی به این سفر داشتند. به خصوص افراد حزب کنگره که معتقد بودند که این سفر باعث می شود که هند از ایران دور شود در حالی که ایرانبرای ما اهمیت بسیار زیادی دارد. گروههای حقوق بشری و طرفداران حقوق زنان نیز شدیدا با ارتقاء روابط هند با عربستان مخالف هستند و علیه نظام عربستان فعالیت دارند .

در خصوص آینده روابط دو کشور باید گفت که کشورها بر اساس منافع ملی خود، روابط را تنظیم می کنند و این دو کشور در حال حاضر به این نتیجه رسیده اند که منافع ملی آن ها در این است که روابط متعادل و دوستانه ای را با هم داشته باشند. البته این توصیه ای است که کارشناسان دو کشور به دولت ها خود ارایه می کنند، اما دولت ها هم متوجه هستند که در میزان و سقف رابطه با دو کشور مشکلات زیادی وجود دارد، موضوع مسلمانان، بی جی پی، آر اس اس و مسائل هندو ها و مسائل ایدئولوژیکی که هنوز بر این دو دولت به خصوص دولت مودی حاکم است و این ها موضوعاتی است که می تواند روابط دو کشور را تحت تاثیر قرار دهد. به خصوص در بحث خارجی هم رابطه باایران و پاکستان و بالانس کردن روابط از دید سیاستمداران هندی به دور نبوده است. درعربستان نیز سلفی های جهادی بشدت با ارتباط با هندوها مخالفند و نظام هند را نظامی هندوی و کافر محسوب می کنند که سرزمین مسلمان کشمیر را در اختیار دارد. ولی موضوعی که از نظر ژئوپلتیکی و ژئواکونومیکی به هر حال مشخص است این است که دو کشور به یکدیگر نیاز دارند: عربستان نفت ارزان دارد که به هند بدهد و هند هم نیاز مبرمی به سوخت و انرژی دارد. عربستان به پول هند نیاز دارد. زیرا اکنون از کمبود بودجه و مشکلات مالی در کشور خود رنج می برد و برای صادرات نفت و وارد کردن پول و مواد خوراکی، گوشت، ماشین آلات و تکنولوژی به هند نیاز دارد. می توان گفت آینده روابط دو کشور رو به بهبود خواهد بود به طوری که اگر نمودار روابط دو کشور را بررسی کنید، از 2006 تاکنون از حجم 7 میلیارد دلار از ابتدای 2001 به چیزی در حدود 50 میلیارد دلار، حجم مبادلات دو کشور رسیده است که همان طور که گفته شد اگر 60 میلیارد دلار درآمد هندی هایی را که مقیم خلیج فارس و عربستان هستند به این رقم اضافه کنید، می بینید که این رقم، رقم بسیار قابل توجهی است.

 

اقتصاد جهشی در هند و چین

دستاوردها و  کاستی های مدل توسعه ای ایران  در مقایسه با چین و   هند    نویسنده : دکتر محمد عجم

 

جایگاه و اهمیت ایران از نگاه هند چیست؟

روابط ایران و هند بار روی کار آمدن دولت جدید در ایران و توافق برجام نسبت به دوران پیش از آن بهبود یافته است. چنانچه قبلا در سفر محمد جواد ظریف به دهلی نو، وی اعلام کرد که ایران دوست دوران سختی اش را فراموش نمی کند. در این میان به توجه به خواسته ها و انتظارات هند از ایران و سفر نخست وزیر هند به ایران گفتگویی با دکتر محمد عجم کارشناس هند داشته ایم.

واژگان کلیدی: مشترکات منطقه ای، روابط هند و ایران ، روابط هند و ایران ، هندوستان ، ایران

  

مشترکات منطقه ای و خواسته های هند از ایران گفتگو با دکتر محمد عجم

 مشتركات منطقه اي و خواسته های هند از ايران

گفتگو با دكتر محمد عجم

مرکز بین المللی مطالعات صلح: جایگاه و اهمیت ایران از نگاه هند چیست؟

همه کشورها در تعیین و طبقه بندی یا درجه بندی اولویت رابطه با کشورها، معیارهایی دارند و اصولا اولویت اول را به همسایه های بلافصل خود می دهند. از این نظر می توان گفت که اگرچه در حال حاضر ما و هند همسایگان با واسطه هستیم ولی تا سال 1948 مرزهای مشترک طولانی زمینی و دریایی و حوزه جغرافیایی و تاریخی مشترکی داشتیم معمولا تمام مقامات هندی در زمان صحبت با مقامات ایرانی به آن میراث مشترک تاریخی و تمدنی اشاره می کنند بطور نمونه یادآوری می کنند که در دوره تاریخی هخامنشی یا دوره امپراطوری پارسی، هند بخشی از آن امپراطوری بوده و لشکری از هندوستان همیشه در سپاه ارتش ایرانی دارای نقش فعال بوده است. این امر را هم یونانی ها و هم ایرانی ها هم نوشته اند، از جمله در شاهنامه صد بار نام هند و هندوستان، مکران و سند بکار برده شده است و در جنگ معروف دوازده رخ، کیخسرو پادشاه ایران به فرماندهان سپاه خود دستور می دهد که برای پیروزی نیاز هست که سریعا لشکر هندوستان و لشکر خوزیه را برای نبرد با تورانی ها فرابخوانید. بنابراین می توان دید که هند و ایران حداقل سه هزار سال رابطه مستمر تاریخی داشته اند و ایران در قرون متمادی از طریق زبان فارسی و همچنین هنر و معماری و نظایر آن بر تمدن هند تاثیر گذاشته است.

علاوه بر نگاه محترمانه تاریخی و فرهنگی هند به ایران اهمیت دیگری که برای ایران قائل هستند، اهمیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک ایران و موقعیت جغرافیایی خاصی است که ایران در آن قرار گرفته است. ایران از نظر جغرافیایی در موقعیتی قرار گرفته است که برای هند فوق العاده اهمیت دارد. هند برای دسترسی به آسیای میانه بهترین مسیری را که می تواند انتخاب کند، ایران است. هند به عنوان قدرت نوظهور با رشد اقتصادی 8 درصدی برای تامین انرژی خود که در واقع پرمصرف ترین کشور در چند سال آینده خواهد بود، به منطقه خلیج فارس نیاز دارد. از طرف دیگر ایران و هندهدف تروریزم قرار دارند و هر دو کشور در مبارزه با تروریسم اهداف تقریبا مشابهی دارند و یا تعریف مشترکی نسبت به تروریسم دارند. هر دو کشور نسبت به پیشرفت تروریسم در خاورمیانه، در سوریه، عراق، افغانستان و سایر مناطق همسایگی خود نگرانی هایی دارند و از این نظر هند و ایران با هم همگرایی هایی دارند. دو موسسه مطالعاتی آبزرور هند و موسسه تحقیقات – دفاعی هند تقریبا در ده سال گذشته به طور مفصل راجع به موقعیت استراتژیک ایران و بنادر و مواصلات ریلی و جاده ای ایران مطالعه کرده اند و افرادی را برای مطالعه بندر چابهار فرستاده اند و هر دو این موسسات گزارشات بسیار مثبت و دقیقی تهیه کرده اند و به مقامات هندی داده اند و مقامات هندی را ترغیب کرده اند که هر چه زودتر بحث سرمایه گذاری در چابهار را به عنوان یک نقطه ارتباطی مهم بین شرق و غرب و شمال و جنوب و مسیری که می تواند کریدور شمال و جنوب و شرق و غرب را به هم وصل کند، عملی کنند.

این که چرا چابهار تا این حد برای هندی ها مهم است، ابعاد اقتصادی و سیاسی مهمی دارد و بحث مفصلی است از جمله امنیت و ثبات ایران و مزیتهای اقتصادی و تجاری ایران مورد توجه هند قرار دارد. باید به ناچار به نیاز هند و چین به توسعه صادراتشان توجه کرد و طرح های بلندپروازانه ای (که چینی ها به عنوان رقیب هند دنبال می کنند) که هند نمی خواهد از چین عقب بماند. چینی ها دو پروژه خیلی بزرگ و کلان را تحت عنوان کریدور و کمربند دنبال می کنند. کریدور در واقع باز تعریفی از جاده ابریشم قدیمی است که تمدن شرق و غرب را بهم وصل می کرد و هر سه کشور چین ، هند و هم ایران در مسیر اصلی این جاده بوده اند این کریدور عظیم مجموعه ای شاهراه و  خط آهن در مسیر خشکی چین به اروپا است . کمربند هم بازتعریفی است از مسیر تجارت دریایی که بین شرق و غرب بوده و هم چین و هم هند و هم خلیج فارس از قدیم در مسیر این کمربند بوده اند و نه تنها اهمیت آن کم نشده است، بلکه با توسعه کمی و کیفی تجارت در دهه های اخیر اهمیت اقتصادی هر دوی این مسیرها بسیار بیشتر شده است و در حال حاضر سازمان ملل و بخصوص اسکاپ مشوق احیاء این مسیر های تجاری هستند و مزیت های این مسیرهای تجاری را مفصل مورد بررسی قرار داده اند و حتی رقبای چین و هند هم تاکید دارند که این دو مسیر می تواند برای تجارت جهانی پتانسیل و ظرفیت و جهش جدیدی ایجاد کند.

در طول چند سال گذشته یا حداقل یک دهه گذشته ما دو موضوع مهم واگرایی را با هند داشتیم که یکی از آن ها بحث پرونده هسته ای و تحریم ها بود هند در فرستادن پرونده ایران به شورای امنیت نقش منفی بازی کرد بدلیل قول و قرارها و مساعدتهایی که از آمریکایی ها و غرب در ارتباط با قرارداد هسته ای و انرژی هسته ای داده شده بود هند منافع ملی خود را در همسویی با غرب دیدبدنبال همسویی هند با آنها ، تحریم های هسته ای هند لغو شد و قرارداد هسته ای مهمی با هند امضا شد، آمریکا در مقابل از هند تعهداتی گرفته بود که در رابطه با ایران، بدون مشورت با آمریکا همکاری نکند و یا اقدامی نکند که به ضرر صلح جهانی یا صلح منطقه ای باشد. بنابراین اگر به کتاب خاطرات وزیر خارجه خانم هیلاری کلینتون نگاه کنید، یک فصل مفصلی از کتاب خاطراتش اختصاص به روابط هند و آمریکا با ایران دارد و در آن جا خانم کلینتون اذعان می کند که در کمتر از یکسال فقط دو سفر را ویژه بحث تحریم های ایران به هند انجام داده است و در هر دو سفر مناقشات خیلی جدی و گاهی اوقات ناراحت کننده بین دو طرف صورت گرفته است. هندی ها به وزیر خارجه آمریکا تاکید می کرده اند که برای توسعه کشور به مزیت کار تجاری با ایران و به انرژی ارزان و به راه های مواصلاتی ایران نیاز دارند و نمی توانند به تحریم های آمریکا و غرب تن بدهند و ایشان توضیح می دهد که چطور هندی ها را متقاعد یا مجبور کرد که به تحریم های جهانی بپیوندند وی با افتخار می نویسد که توانستم خرید نفت هند از ایران را در آخر دوره ماموریتم به صفر برسانم . بعد از امضای برجام یکی از مهم ترین نقاط واگرایی و افتراق ایران و هند از بین رفت و هندی ها بسیار مشتاقانه به دنبال این بودند که هر چه سریع تر نخست وزیر هند به ایران سفر کند و کارهای تعلیق شده را دنبال کند بخصوص قرارداد چابهار و راه آهن ولی چون بعضی جزئیات قرارداد نیاز هماهنگی بیشتری داشت، این سفر به تعویق افتاد. مطبوعات هند و اندیشگاههای هند همواره از کندی کار با ایران ناراضی هستند و دولت هند را مورد انتقاد قرار می داند و توصیه می کردند که بلافاصله بعد از تحریم ها، آقای مودی باید به ایران سفر کند. از طرف دیگر قرارداد چابهار برای ایران هم اهمیت بسیار زیادی دارد. برای این که چابهار می تواند به رشد اقتصادی و توسعه پایدار جمهوری اسلامی افغانستان کمک کند. رهبران ایران تاکید دارند که ، توسعه اقتصادی افغانستان و کشورهای همسایه ، امنیت و عمران و آبادی آنها، به معنی عمران و آبادانی ایران است. بنابراین این موضوع که هند بتواند از بندر چابهار برای صادرات محصولات خود و واردات معادن آهن و مس حاجیگک از افغانستان و آسیای میانه استفاده کند، به نفع ایران هم هست. هم سود اقتصادی از ترانزیت و هم از صادرات مجدد بدست خواهد آورد و هم به شکوفایی کشورهای همسو با ما در آسیای میانه مثل تاجیکستان، افغانستان و سایر کشورها کمک کند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: مشترکات منطقه ای امنیتی سیاسی وهند با ایران چیست؟

هند به ایران به دیده یک قدرت بزرگ منطقه ای و تاثیر گذار بر تحولات منطقه ای و بین المللی نگاه می کند. احزاب چپ گرا و کمونیست هند همواره از برنامه هسته ای ایران حمایت کرده اند. افکار عمومی هند همواره از ایران با بزرگی یاد می کنند و غرب ستیزی ایران را ستایش می کنند. دولت هند از مواضع ایران در سوریه و عراق حمایت می کند و مخالف دخالت آمریکا در سوریه است زمانیکه بحث حمله آمریکا به سوریه بود دولت هند رسما دخالت غرب برای تغییر دولت اسد را مورد انتقاد قرار داد. هند و طالبان دشمن یکدیگر هستند و زمانیکه ائتلاف برای سرنگونی طالبان در سال 2001 شکل گرفت هند مواضع ایران را در مورد افغانستان مورد تایید قرار داد و همواره در دو دهه گذشته در مورد افغانستان با ایران همسو بوده است. دولت هند مخالف سرنگونی قذافی بود و اعتقاد داشت قذافی دیکتاتور است اما دشمنان او ارتجاع و تروریستهای مذهبی فرقه ای هستند که وضعیت آنارشیستی ایجاد خواهند کرد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: تقسیم بندی مخالفان و موافقان جناح ها و جریان های هندی در نگاه به ایران چگونه است؟

در واقع سیاست حکومت در هند از نظر حزبی شباهت زیادی به آمریکا دارد. در هند حدود 1500 حزب ملی و ایالتی وجود دارد اما دو حزب کنگره و بی جی پی احزاب عمده و اصلی هستند که تقریبا بعد از استقلال همین دو حزب همواره یا به تنهایی یا با ائتلاف با احزاب همسوی با خود دولت را تشکیل می دادند و البته بیشترین دولت ها را هم حزب کنگره که خانواده نهرو و گاندی در راس آن هستند تشکیل داده است. حزب کنگره هم علاقه مندی و رابطه خیلی خوبی با ایران داشت البته در دوره جنگ هشت ساله ایران و عراق دو کشور ایران و هند با هم در مورد دولت کمونیستی افغانستان اختلاف نظر داشتند هند از مواضع اتحاد جماهیر شوروی حمایت می کرد و ایران از مجاهدین مسلمان افغان پشتیبانی می کرد. اما حزب بی جی پی که در انتخابات دو سال قبل برای اولین بار بسیار قدرتمند ظاهر شد و به تنهایی اکثریت قاطع کرسی های پارلمان را بدست آورد و ناریندرا مودی که از طبقه زحمتکشان هند است و در کودکی شیرچای می فروخته و فردی هندوتوا است نخست وزیر شد، همیشه از دید کشورهای اسلامی به این حزب به دیده مذهبی نگاه شده است. یعنی به عنوان حزبی که هندوگرا هست و طرفداری رشد و شکوفایی مذهب هندو در جهان است، به دیده تقریبا مثبتی نگاه نشده است و جهان اسلام بیشتر به حزب کنگره به دیده مثبت نگاه کرده است. غربی ها هم از حزب کنگره حمایت می کردند ولی یکسال قبل از انتخابات متوجه شدند مودی سخنرانی قهار و خطیبی توانا و کاریزماتیک است و توان بسیج عمومی را دارد لذا مخفیانه با مودی رابطه برقرار کردند و او را از فهسرت تحریمی خود خارج کردند.

ولی موقعیت ایران به گونه ای بوده است که علی رغم همه این ها نه تنها حزب بی جی پی کمتر از حزب کنگره به ایران توجه نداشته است، بلکه بسیار توجه بیشتری داشته است بخصوص که مودی روحیه خاصی دارد و در برهه ای از زمان از استقلال طبی و روحیه ضد غربی ایران حمایت کرده است. سال 2003 که این حزب در قدرت بود، برای اولین بار رئیس جمهور ایران را به عنوان مهممان افتخاری روز ملی هند به هند دعوت کرد. علی رغم این که کشورهای عربی خلیج فارس و کشورهای اسلامی زمانی که آقای مودی به قدرت رسید، چندان استقبال نکردند؛ ولی مودی خیلی صریح اعلام کرد که با کشورهای اسلامی به خصوص کشورهای خلیج فارس و ایران رابطه دوستانه ای خواهد داشت. زیرا که منافع ملی هند ایجاب می کند که روابط دوستانه ای بین هند و کشورهای خلیج فارس وجود داشته باشد. اولا بدلیل نیاز جغرافیایی و تاریخی دوم این که جمعیت شش میلیون نفری هندی هایی که در خلیج فارس کار می کنند و چیزی حدود هفتاد میلیارد دلار به طور سالانه برای هند درآمد کسب می کنند و سومین عامل هم بازار خوبی است که در خلیج فارس برای هندی ها وجود دارد، چه از نظر خرید انرژی و تامین انرژی و چه از نظر فروش محصولات کشاورزی هند. تقریبا همه کشورهای خلیج فارس خریدار عمده محصولات کشاورزی و غلات هند هستند و هند با کشورهای حاشیه خلیج فارس، حجم کل مبادلات تجاری که دارد، نزدیک به دو برابر بیشتر از کل اتحادیه اروپاست.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: خواسته ها و انتظارات هند از ایران در حوزه سیاسی اقتصادی امنیتی و….چیست؟

هند از ایران در خواست های ناممکنی ندارد. یکی از خواسته های هند این است که سرمایه گذاری هندی ها اما هند با پاکستان مشکل جدی دارد و بطور طبیعی مشکل هند و پاکستان بر روابط دو کشور سایه افکنده است. مثلا خط لوله گاز ایران پاکستان هند اقتصادی ترین مسیر تامین انرژی هند است اما دولت هند بدلیل مشکلاتی که با پاکستان دارد حاضر نیست این مسیر نزدیک و اقتصادی را انتخاب کند و از این نظر شدیدا مورد انتقاد اقتصاددانان داخل هند می باشد اما علی رغم این حاضر است ده برابر هزینه کند و گاز را از مسیر ترکمنستان و یا مسیر اعماق دریای عمان به هند منتقل کند. مشکل کشمیر یکی ازپیچیده ترین مشکلات منطقه آسیای غربی است هند امیدوار است با سکوت غرب و با گذشت زمان مشکل را بنفع خود حل کند و پاکستان علاقه مند نیست این روند بنفع هند تمام شود. سفر کاری و دوجانبه اخیر ناریندرا مودی به ایران اهمیت بسیار زیادی برای سه کشور ایران و هند و افغانستان داشت و قراردادهای مختلفی امضا شد و این سفر بازتابها و واکنشهای جهانی زیادی داشت. قبل از انجام این سفر آمریکا از تعمیق روابط هند و ایران ناراضی بودند و بعد از امضای قرارداد نیز آمریکا رسما ناخشنودی خود را از قرارداد چابهارعلنا اعلام کرد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: عوامل موثر بر آینده روابط دو سویه چیست؟

ایران و هند می توانند روابط پایداری داشته باشند ایران و هند نه با هم مشکل مرزی دارند و نه مشکل دینی و مذهبی و هر دو کشور از دخالت در امور داخلی یکدیگر همواره دوری جسته اند هند در تمام دوره ها در پرونده حقوق بشری بنفع ایران رای داده است. از نفوذ ایران در هند نگران نیست و زبان فارسی و تمدن ایرانی را جزئی از فرهنگ و تاریخ خود می داند. خوشبختانه هند جایگاه روابط عمیق ایران و پاکستان را پذیرفته و روابط دو کشور را با مشکلات میان خود و پاکستان پیوند نمی زند پاکستان نیز به صورت مشابه جایگاه روابط هند و ایران را پذیرفته است و این یکی از نکات مهم در وضعیت روابط ایران نسبت به هند و پاکستان است. زیرا روابط ایران با این دو کشور بگونه ای است که همه طرفها دریافته اند بضرر هیچکدام نیست . بنابر این روابط دو کشور دورنمای خوبی دارد. تنها مشکل مناسبات هند با آمریکا است. روابط هند با آمریکا بسیار گسترده و عمیق شده است حجم مبادلات دو کشور بیش از یکصد میلیارد دلار شده در حالیکه 10 سال قبل فقط 5 میلیارد دلار بود. متاسفانه نقش آمریکا در منطقه آسیای جنوب شرقی و نیاز هند به آمریکا بگونه ای است که می تواند روی روابط هند با ایران تاثیر بگذارد .

روابط هند و چین

indian ocean

تاریخ مناسبات بین چین و هند

هند و چین هر کدام جمعیتی بیشتر از یک میلیارد و دویست هزار نفر جمعیت دارند. جمعیت هند بزودی با چین برابر و بر آن فزونی خواهد گرفت. هر دو کشور جزو سریعترین اقتصادهای دنیا هیتند اما بطور کلی هند در 30 سال گذشته از چین عقب افتاده است. چین در همه شاخصها از هند سبقت گرفته است. و این امر موجب نگرانی هند و آمریکا شده است. در قاره آسیا یک بازی ۴ نفره بین چین، هند، ژاپن و ایالات متحده در جریان است. هند چند ماه قبل با رهبران چین برای رفع اختلافات مرزی وارد مذاکره شده بود. چین قصد دارد اتحاد ژاپن و آمریکا را دور زند و با دنبال کردن سیاست «دیپلماسی نامتقارن» جایگاه نوینی در عرصه جهانی برای خود به دست آورد. پروفسور یانگ بایون، کارشناس مرکز تحقیقات آسیا و اقیانوس آرام در دانشگاه بیدا در پکن می‌گوید: «ما با هند نقاط مشترک بسیاری داریم، از جمله تمدنی درخشان، دوران تحقیر استعماری و جمعیت زیاد» او با ارائه این فهرست می‌خواهد نشان دهد که بین این دو غول آسیایی تجانس بیش از تفاوت است.

بازگشایی گذرگاههای مرزی پس از تقریباً ۵۰ سال در سال ۲۰۰۶ نشانگر قدمی بزرگ به جلو در روابط بین چین و هند است. گذرگاه مرزی «ناتو لاً که در ارتفاع ۴۰۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است، زمانی یکی از راههای ارتباطی معروف «جاده ابریشم» بوده‌است. مراسم افتتاح این گذرگاه در مرز بین دو کشور در ایالت شمالی «سیکم» هند و منطقه «تبت چین» برگزار شد. بازگشایی گذرگاه مرزی »ناتو لاً بین چین و هند چند روز پس از شروع رسمی فعالیت خط راه آهن شرق چین به تبت، صورت می‌گیرد. کشور چین وهند روابط دوستانه‌ای دارند .

دو کشور با بالاترین جمعیت در سطح جهان

۱، ۲ میلیارد در هند و ۱، ۳ میلیارد در چین سعی دارند رشته‌های مشترک تاریخی خود را به هم باز پیوند دهند. در قرن هیجدهم این دو کشور به تنهایی نزدیک به نیمی از تولید جهانی را به خود اختصاص می‌دادند (۳۳٪

تحولات روابط چین و هند

 

مرز چین و هند/تبت-شیملا کوههای هیمالایا SShimla In5Jul2013 (182)

چین و هند از تمدنهای کهن و نخستین هستند و هزاران سال روابط فرهنگی و تجاری دارند اما هند پس از استقلال 3 جنگ با چین داشته است.و مسابقه تسلیحاتی میان این دو وجود دارد. پیوند آنها بسیار ریشه دار است. حجم مبادلات بازرگانی دو طرف در سال ۲۰۰۷ حدود ۳۷ میلیارد دلار ارزیابی شده‌است. این رقم در دهه ۹۰ میلادی فقط در حدود ۲۵۰ میلیون دلار بود. مناسبات چین و هند با تجارت آغاز شد و نه با بودایئسم، بیش از دو هزار سال پیش عادتهای مصرفی هندی‌ها – به ویژه ثروتمندان هند- از نو آوریهای چین تأثیر پذیرفت». فرهنگ چین نیز، به ویژه در قرن ۶ و ۷ میلادی از ریاضیات و ستاره‌شناسی هند تأثیر پذیرفت، لذا تأثیرات متقابل بوده‌است.

هر دو کشور از قرن نوزدهم دچار افول صنعتی شدند و در قرن بیستم رقابت بین آنها به اختلافات شدید (بر سر مسئله تبت) انجامید و حتی جنگهای مرزی در گرفت، در سال ۱۹۶۲ رقابت بر سر قدرت اتمی آغاز شد. در سال ۱۹۶۴ چین و ده سال بعد هندوستان به آن دست یافتند. از بعد از جنگ سرد، دو کشور گفتگوها را از سر گرفتند و روابط تجاری خود را گسترش دادند. به خصوص به این دلیل که چین سعی دارد تاخیر فنی خود را در زمینه‌هایی که هند دارای قابلیت است، جبران کند: کامپیوتر (نرم‌افزار) و خدمات (مرکز تلفنی، حسابداری…). چین حتی پیشنهاد حذف هرگونه سد گمرکی را ارائه داده‌است. مقامات و کارفرمایان هندی در این رابطه احتیاط می‌کنند، چرا که تولید نا خالص ملی هند به سختی به یک سوم تولید نا خالص چین می‌رسد و چین هم اکنون بعد از ایالات متحده رده دومین صادر کننده جهانی به این کشور را بدست آورده‌است. روابط بین این دو غول عمیقاً متحول شده‌است. نه تنها مذاکراتی در رابطه با مسائل مرزی آغاز گشته، بلکه قراردادهایی عمومی برای «همکاری استراتژیک» نیز ۲۰۰۵ به امضا رسیده‌است. چند ماه قبل از این تاریخ، نوامبر ۲۰۰۴، بیش از ۱۵۰۰ نفر از نیروی دریایی دو کشور مانور امنیتی مشترکی در چارچوب امنیت منطقه انجام دادند.از سوی دیگر دو کشور در اواخر سال ۲۰۰۷ اولین مانور مشترک نظامی خود را برگزار کردند. امری که تا ۳ سال قبل غیر قابل تصور بود. روابط صلح آمیز مستقر می‌شود بدون آنکه رقابت، چه در عرصه تجاری و چه در زمینه دیپلماتیک کاهش یابد. دهلی نو با تردستی از روابط هر روز تنگاتنگ ترش با واشنگتن استفاده می‌کند، ژوئیه ۲۰۰۵، آمریکا حتی پیشنهاد کرد مجازاتهایی را که در سال ۱۹۹۸ علیه هند به تصویب رسانده بود ملغی کند و در زمینه استفاده از انرزی اتمی غیر نظامی با این کشور همکاری نماید. دوستی جدید «هند و آمریکا» موجب نگرانی چین است.

مقایسه هند و چین

DSC00231 

 

جمهوری هند جمهوری خلق چین
 جمعیت  1,210,193,422  1,339,724,852 (2010 Census)
 مساحت پهناوری 3,287,240 km² (1,269,210 sq mi) 9,640,821 km² (3,704,427 sq mi)
تمرکز جمعیت 382/km² (922/sq mi) 139.6/km² (363.3/sq mi)
پایتخت دهلی پکن
شهرهای کلان مومبای شانگهای
دولت   جمهوری فدرال, پارلمانی دمکراسی   سوسیالیستی – تک حزبی
زبان رسمی HindiEnglish, Assamese, Bengali, Gujarati, KannadaKashmiri,KonkaniMalayalamMarathi, Manipuri, NepaliOriyaPunjabiSanskrit,TamilTelugu and Urdu (See Languages with official status in India) Standard Chinese (Mandarin), Mongolian, Tibetan,Uyghur, Zhuang (See Languages of China)
دین های بزرگ Hindu (80.5%), Muslim (13.4%), Christian (2.3%), Sikh (1.9%) Buddhist (0.8%), Jain (0.4%) other religions (0.6%)[۲] see also Religion in India >10% each: non-religious, folk religions and Taoism, Budhism. <10% each: ethnic minority religions, Christianity, Islam. See also Religion in China
GDP. (2012) US$1.825 trillion US$8.227 trillion
GDP پر کپیتا (2012) US$1,500 US$6,100
GDP (PPP)(2012) US$4.761 trillion US$12.610 trillion
GDP (PPP) per capita(2012) US$4,148 US$1,0027
 شاخص های توسعه انسانی 0.554 (medium) 0.699 (medium)
 ذخیره ارز خارجی 287,897 (millions of USD) 3,515,738 (millions of USD)
  هزینه نظامی  US$45.785 billion (2.5% of GDP) US$166.107 billion (2012) (2.0% of GDP)
 نیروی نظامی  Active Troops: 1,325,000 (1,155,100 Reserve personnel) Active Troops: approximately 2,285,000 (800,000 Reserve Personnel)

چراغ برات مراسمی در بین مسلمانان هند و خراسان

مردم خراسان اعم از شیعه و سنی و مردم مسلمان  سنی مذهب شبه قاره هند در نیمه های ماه شعبان هر سال یعنی طی روزهای دوازدهم تا چهاردهم شعبان با برگزاری مراسم مذهبی ویژه ای با عنوان چراغ برات یاد و خاطره عزیزان از دست رفته را گرامی داشته و به یاد مردگان خیرات می کنند.

در میان شیعیان شب نیمه شعبان جشن گرفته می شود  مسلمانان اعم از شیعه و سنی در مورد عظمت نیمه شعبان احادیثی دارند  از جمله ولادت  امام دوازدهم شیعه و تغییر قبله از قدس به مکه  و  موارد دیگری از جمله بخشش گناهان و غیره را در مورد 15 شعبان ذکر کرده اند  آما آنچه چراغ برات را از جشن 15 شعبان متمایز می کند این مراسم برای دیدار با اموات است.  چراغ برات را برای دیدار با اموات  و یا روح اموات  روشن می کنند.

این مراسم در سایر مناطق ایران و سایر کشورهای اسلامی وجود ندارد البته در بین کردها و آذربایجان و بخشی از مردم مصر نیز چراغ برات  رسم است. . مراسم شب های برات یا چراغ برات سابقه ای دیرینه و ریشه دار دارد. مردم  جنوب خراسان  و  خود شهر مشهد وتوابع آن (دشت توس) در حال حاضر به طور گسترده و جدی به مراسم چراغ برات می پردازند. اصلی ترین کار مردم در روزهای برات رفتن به آرامستان ها و زیارت خاک مردگان است. در این شبها مردم با روشن کردن شمع بر گلزار مردگان خود برای شادی روح آنها دعا می‌خوانند.

بنظر می رسد  مراسم چراغ برات که در سه شب و روز یازده تا چهارده شعبان و یا دوازده تا ۱۵ شعبان در استان خر اسان، ریشه اسلامی شیعی نداشته باشد و  بنظر می رسد آیینی مشابهه  از دوران قبل از اسلام  بصورت اسلامی  در آمده است  زیرا  در چند صد ساله اول حضور اسلام در ایران این سنت مورد تایید پیشوایان دینی قرار نگرفته ولی این سنت حسنه  اگر هم  مربوط به ایران باستان باشد  به دلیل عجین شدن این رسوم با دین مبین اسلام تاکنون مخالفتی از سوی مراجع دینی با آن صورت نگرفته است. بخصوص علمای شیعه با آن هیچ گونه مخالفتی نداشته اند اما در شبه قاره هند در سالهای اخیر تحت تاثیر وهابیت سلفی سیاسی  مخالفتهایی در  بین سنی ها با این مراسم بروز کرده است. مسلمانان دهلی چنان شب نیمه شعبان را بزرگ می دارند که دولت مجبور از وضع مقررات ویژه ترافیکی می شود.

ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی نیز در این مورد می‌گوید: سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم این ماه ایام البیض نام دارد و شب پانزدهم این ماه شب بزرگ است و لیله الصک و لیله البرات نام دارد و عوام مردم بر این عقیده اند که صورت افرادی را که در آن سال باید بمیرند خداوند در آن شب به ملک الموت نشان می‌دهد.

چراغ برات در دهستان زیبد گناباد 30 اردیبهشت 13 شعبان 1395

photo_2016-05-20_12-53-14 photo_2016-05-20_12-51-03

بر اساس اعتقادات مردم خراسان در این سه شبانه روز که اعتقاد دارند در آن مردگان آزاد هستند، زندگان با احسان برای آنها نه تنها تلاش می‌کنند تا برات آزادی آنان را از آتش جهنم کسب کنند، بلکه آزادی خود از آتش جهنم را نیز از امام دوازدهم خواستار می‌شوند.
اعتقاد اغلب مردم خراسان بر این است که در این ایام سرنوشت رقم می‌خورد، به طوری که در نقاط روستایی خراسان در شب پانزدهم نیمه شعبان به پشت بام رفته و در مهتاب (اگر شب مهتابی باشد) ایستاده و به سایه خود نگاه می‌کنند و از این طریق سرنوشت خود و اقوام خود را در آن سال پیش‌بینی می‌کردند در عین حال دست به دعا برمی‌دارند و از خداوند طلب سالی خوش می‌کنند.
اقشار مختلف مردم به ویژه کسانی که به تازگی عزیزی را از دست داده‌اند در این روز با حضور در مزار اموات ضمن درخواست آمرزش و زنده نگهداشتن یاد و خاطره درگذشتگان، آنان را در برکات میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) شریک می‌سازند.

برات در خراسان مصداقی بر اعتقاد به اصل معاد است که مردم این خطه با انجام اعمال مخصوصی به استقبال آن می‌روند، این مراسم به مدت سه روز و با عناوین مختلف برگزار می‌شود و مردم هر روز آن را با بزرگداشت قشر خاصی از مسلمانان برگزار می‌کنند.

در این مراسم، خرما، شیرینی، شکلات، روغن جوشی، حلوا و یا غذای پخته توزیع می شود. روغن جوشی از اصلی ترین خیراتی های سنتی است که در این ایام پخته می شود و در کوچه و خیابان هم نقل و خرما و شیرینی به رهگذران تعارف می گردد که خورنده درعوض فاتحه ای خوانده و یا بر میت مربوطه رحمتی می فرستد و آمرزش او را طلب می کند. باشندگان شهرهای بزرگ از بومیان خراسان همانند نوروز عموما در این ایام به زادگاههای خود برمی گردند تا در مراسم محلی خود شرکت کنند باور و اعتقاد عامه مردم مشهد در شب های برات نیز بر این است که ارواح در گذشتگان در ایام برات آزادی می یابند تا به هر کجا که مایلند سیر و سیاحت کنند. افراد چراغ خانه را زودتر از شب های دیگر روشن و دیرتر خاموش می کنند، در برخی منابع آمده که گویا در گذشته در طی این سه روز چراغ ها را خاموش نمی کرده و حتی در روز هم چراغ خانه را روشن نگه می داشته اند. در شبه قاره هند مسلمانان چراغ برات را بصورت جشن و رقص و پایکوبی برگزار می کنند و یکی از مهمترین جشن های مسلمانان هند چراغ برات است.

چراغ برات  در مزار ابوکلام آزاد مفسر قران در شبه قاره هند

abulkalamM.AzadPARSSEA

گفتنی است برات واژه سانسکریت است به معنی دیدار  و بعضی اشتباها آن را براءت می خوانند و به آن ریشه عربی می دهند.

اطلاع بیشتر:

http://timesofindia.indiatimes.com/edit-page/Today-is-Shab-e-Barat/articleshow/6220054.cms

اولین فستیوال 12 رخ در مجموعه قلعه زیبد برگزار شد.

کتر عجم دکتر یاحقی

اولین  فستیوال بزرگداشت فردوسی در  زیبد گناباد  محل پیروزی بزرگ ایرانیان در جنگ 12 رخ برگزار شد.

این مراسم در کنار قلعه زیبد  و در مجموعه  ورزشی فرهنگی  سردار شهید علی عجم دهستان زیبد برگزار شد.

 این مراسم  همزمان با روز بزرگداشت فردوسی با برنامه های متنوعی برگزار شد. بسیاری از فرهیختگان  و همچنین مسولین شهرستان و استان از جمله دکتر یاحقی ، دکتر لباف خانیکی، حجه الاسلام علی عجم نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی،  دکترمحمدعجم، دکتر ماه بان، دکتر اکبرزاده، صادقی معاون فرماندار، آقایان رضایی و حجازی بخشداران کاخک و بخش مرکزی، نوروزی ریاست میراث فرهنگی شهرستان، مهندس علیخانی ریاست فنی و حرفه ای شهرستان گناباد، شفیعی ریاست شورای شهر شهرستان گناباد،علوی مهر ریس هیات مدیره باشگاههای کشاورزان جوان، سرکارخانم دکتر ماگدلنا راجویچ از کشور لهستان مهمان خارجی این برنامه و بسیاری از فرهیختگان و مردم فرهنگ دوست شهرستان گناباد و دهستان زیبد حضور داشتند.اقای لباف خانیکی باستان شناس سرشناس ایران  به واقعه جنگ دوازه رخ در منطقه زیبد و گناباد اشاره نمود و  تحولات این جنگ تاریخی و اسطوره ای را برای شرکت کنندگان توصیف نمود. وی در پایان  سخنرانی خود پیشنهاد کرد از انجا که رویداد و داستان 12 رخ در زیبد و گناباد روی داده است و روستای زیبای زیبد جایگاه ان جنگ است و از آنجا که  این جنگ یک حماسه بی نظیر در تاریخ کهن است. لذا نام تعدادی از خیابانها و کوچه های  زیبد و گناباد و حتی نام فرزندان خود  را بنام قهرمانان جنگ دوازده رخ نام گذاری نمایید، مانند گیو-  کیخسرو –  هژیر و …..

 سپس شاعر بومی سرای زیبد ابسالان با اشعار زیبای محلی سالن را به وجد اورد و در ادامه خانم قاینی عضو انجمن میراث فرهنگی زیبد به بیان مشخصات و توانمندی فرهنگی و باستانی زیبد پرداخت.

دوازده رخ زیبد (3)

 در ادامه ورود دکتر یا حقی  استاد برجسته ادبیات فارسی و شاهنامه شناس مشهور ایران همراه شد با اجرای گروه ساز واواز محلی که با استقبال حاضرین شروع و با اجرای رقص محلی فضای سالن را بسیار شاد وسرزنده  کردند در ادامه باستانی کاران شهرستان گناباد به اجرای ورزش پهلوانی و باستانی پرداختند بعد از باستانی کاران دکتر یاحقی مسول بنیاد فردوسی و شاهنامه ضمن ابراز خوشحالی از برگزاری بزرگداشت فردوسی در روستای زیبد از برگزار کنندگان این مراسم در روستای تاریخی و کهن زیبد تقدیر و تشکر نمود و آنرا مراسمی تاریخی توصیف نمود. سپس دکتر فاطمه ماه بان  به توصیف اهمیت تصاویر شاهنامه ای و تصاویر قهوه خانه ای آن  پرداخت .

دکتر محمد عجمDr.ajam

در ادامه دکتر محمد عجم  از جانب مردم روستای تاریخی و کهن زیبد حضور بزرگانی چون دکتر یاحقی و لبافی نژاد را برای این مراسم و ماندگار شدن آن بسیار مهم توصیف کرد  و گفت این مراسم مقدمه ای است برای برگزاری فستیوالی مهم تر و بین المللی در مورد تاریخ اساطیری در ایران و نقش آن در ماندگاری فرهنگ و هویت بومی،  وی جنگ دوازه رخ را مملو از درس و عبرت و پند دانست بخصوص اینکه در این جنگ تمام تلاش پادشاهی ایران  صلح خواهی است پادشاه بزرگ اسطوره ای شاهنامه کیخسرو  که همان کوروش کبیر است  با آغاز گری جنگ بشدت مخالف است و جنگ را مذموم  و مصیبت بار می شمارد و توصیه های اخلاقی متعددی در مورد عدم خشونت و عدم درگیر شدن با دشمن  و عدم آزار رساندن  به مردم می دهد اما این دشمن هست که جنگ افروزی می کند و به همه نداهاو پیام ها و فرستاده های  صلح طلبانه ایران جواب رد می دهد.

دوازده رخ زیبد (6)

دکترعجم به تاریخ شفاهی منطقه و نام هایی مانند گیو و گودرز و کیخسرو  و شهاب در ادبیات منطقه اشاره نمود و گفت و مکان های جغرافیایی جنگ دوازده رخ مانند رزمگاه، قلعه شهاب، پشنگ ، رزو، سنو، سرپیوند، قلعه شاه نشین، قلعه زیبد و ایوان صوفه پیر و اشعار فردوسی در مورد زیبد و گناباد اشاره کرد و اهمیت اسطوره در هویت فرهنگی را بیان کرد. 

خانم دکترفاطمه ماه بان پژوهشگر نقاشی ها و مینیاتورهای حماسی در رابطه با نقاشيهاي كتاب شاهنامه در فستیوال 12 رخ در زیبد طی سخنانی گفت:  در نقاشيهاي شاهنامه ای معمولا بر روي يك پرده چندين صحنه نقاشي شده است مثلا همین پرده اي كه در این سالن همایش روستاي زيبد نصب شده است داستان كشته شدن سهراب است. از تولدش نقاشي شده از تولد تا جواني ،تا جنگهایش و …. و الا اخر تا کشته شدنش همانند یک سریال یا یک فیلم کامل نقاشی گردیده و كسي كه شاهنامه خواني ميكنه و نقالي ميكنه صحنه ها رو تشريح ميكند و انسان را به عالم خیال و تاریخ کهن می برد.
او در واقع تفاوت نقاشيهاي شاهنامه ای و نقاشی های قهوه خانه ای و پرده ای شاهنامه را با كتابهاي ديگر مثل كتاب خيام و حافظ و اسکندرنامه يا ديگر کتابها شرح داد و توضیح داد كه نقاشی های شاهنامه مثل شاهنامه شاه طهماسبی و بایسنقری يا نقاشی های قديمي تر كه در دوره های مختلف نقاشي شده ارزش معنوی و هنری زیادی دارد و بعضيهاش در حراجي سابتيز و کریستی در لندن ب ركورد بي سابقه فروش مثلا هشتاد مليون دلاري رسيده است

در حاشیه این مراسم نمایشگاهی از ابزار الات و  وسایل قدیمی به همت انجمن میراث فرهنگی روستای زیبد  برگزار شده بود که جا دارد  از همه این عزیزان  تقدیر و تشکر شود.

photo_2016-05-17_15-05-02

خرمن کوب  زیبد  که با اسب و الاق کشیده می شده است

لازم به ذکر است همه هزینه این مراسم از طریق  فرهنگ   دوستان روستای  زیبد تامین شده بود. 

 

به روایتی کیخسرو شاهنامه همان کوروش کبیر هست، ابوریحان بیرونی  در کتاب آثار الباقیه،  به همانندی کوروش و کیخسرو اشاره کرده  که نشان می دهد در زمان او چنین نظری بین مردم رایج بوده که کیخسرو  همان کوروش کبیر است. سرپرسی سایکس (متوفای 1965) در این رابطه پیرامون نظرات برخی ایرانیان در عصر حاضر می‌گوید: «بسيارى از نويسندگان اروپایى و عموم ايرانی‌هایی كه احوال كورش كبير را شنيده ‏اند، او را با كيخسرو تطبيق می‌كنند،  زیرا کیخسرو در روایات فارسی بگونه ای توصیف شده که شخصیت وی  و حوادث مربوط به دوره وی تشابه زیادی با شخصیت و رویدادهایی  مندرج  در کتابهای یونانی راجع به کوروش دارد. از استوره شناسان و شاهنامه شناسان معاصر افرادی مانند مفرد کهلان و جلال خالقی مطلق نیز باور دارند که کیخسرو همان کوروش کبیر هست.

IRANtouran

جنگ دوازده رخ یکی از مهمترین رویدادهای دوره کیخسرو است که با درایت و دانایی او و فرمانده لشکرش گودرز به پیروزی ایرانیان در دشت زیبد انجامید .  کیخسرو  که قبلا سپاهی را به فرماندهی گودرز برای  حل و فصل دعاوی با امپراتوری توران راهی شرق ایران کرده بود هنگامی که بشارت پیروزی لشگر ایران در جنگ زیبد را شنید به همراه کاروان  شاهی بسرعت خود را به زیبد گناباد رساند و  برای سپاس گویی و برگزاری جشن پیروزی بسوی  سپاه  گودرز عازم زیبد شد . جشن بزرگی در  زیبد برپا شد کیخسرو شخصا از سرداران سپاه ایران تقدیر کرد و به آنها مدال شجاعت داد و گودرز را نشان پادشاهی بخشید.

در زمان اقامت کیخسرو  در منطقه ییلاقی  زیبد بود که فرمان  حفر کاریز کیخسرو (قنات قصبه گناباد) را صادر شد. آقای لباف خانیکی باستان شناس معروف ایران در کتاب خودش ثابت کرده که آثار کشف شده از اطراف مادرچاه کاریز گناباد به دو هزار و پانصد سال قبل مربوط می شود. از طرفی ناصر خسرو نیز نوشته است که کاریز گناباد بدستور کیخسرو  حفر شده است این  دو مطلب نیز می تواند دلیلی دیگر بر این باشد که کیخسرو همان کوروش کبیر هخامنشی است.

در حضور کیخسرو  جشن با شکوهی  بخاطر پیروزی بزرگ 12 رخ   برپا شد.(عکس تزئینی)

Shah-Abbas-I-Vali-Muhammad-Khan-of-Bukhara-Ch.SE.Isfahan1657-sm

در جنوب گناباد رشته کوهی قرار دارد کوهستان( قهستان) که در ادبیات شفاهی بنامهای گوه گناباد ، کوه زیبد، سیاه کوه، کوه سیاه و پشت کوه نامیده می شود در جغرافیایی دوره اسلامی به کل این منطقه  کوهستان(قهستان) گفته اند.

گناباد در ان دوره قسمتی از رشته کوه ، سیاه کوه بوده و شهر فعلی گناباد بعد از  گشایش کاریز کیخسرو  مسکونی شده است. کیخسرو در دوره زمانی بین فروردین تا خرداد در جنگ 12 رخ را در زیبد اقامتگاه داشته است.

شعری از شاعر زیبدی  در وصف  اولین مراسم  جشن 12 رخ زیبد

یاد فردوسی دوباره زنده شد
نام زیبد در فضا آکنده شد
بس که همت کرده و گل کاشتند
جشن با شور و عجیبی داشتند
زیبدی گر خیزد و همت کند
چشم بد خواهان پر از حیرت کند
موی بر اندام دشمن سیخ شد
این دوشنبه برگی از تاریخ شد
ای عجم  از اين مراسم  شاد گشتیم

باغی از گل خاک پایت می کنیم

ماجرای:    جنگ دوازده رخ در زیبد گناباد : 

 

اولین فستیوال ۱۲ رخ در مجموعه قلعه زیبد برگزار شد.

http://gonapa.ir/item/316

http://nedayegonabad.ir/16844-2/

  • شاهنامه آنلاین. جنگ دوازده رخ [۱]
  • زمانی، عباس. سه اثر تاریخی زیبد. مجله بررسی‌های تاریخی، شماره ۴۱، مهر و آبان ۱۳۵۱ (۲۴ صفحه – از ۴۳ تا ۶۶)[۲]
  • قلعه زیبد محل سکونت یزدگرد و گودرز [۳]
  • اولین فستیوال ۱۲ رخ در مجموعه قلعه زیبد برگزار شد.[۴]
  • اولین مراسم بزرگداشت فردوسی در محل واقعه جنگ دوازده رخ در زیبد گناباد برگزار شد.[۵]
  • تصاویر مراسم بزرگداشت فردوسی در محل واقعه جنگ دوازده رخ [۶]
  • روزنامه خراسان روزنامه صبح ایران شماره ۱۹۱۹۶–۲۹/۱۱/۱۳۹۴
  • کتاب نبرد دوازده رخ چاپ اول 1393 نوشته نویدی مهر، مشهد، انتشارات آستانقدس. شابک 978-964-02-0985-1