اگر قرار است نام خلیج و یا دریایی ع...

کشورهای عربی هر روز بی سر و صدا توطئه جدیدی علیه هویت  تاریخی  خلیج فارس صورت می دهند. اتحادیه عرب (پایه گذاری 1945) تنها سازمان منطقه ای و دولتی ر...

Map_of_persia

اولین مقاله که راهکارهای دفاع از نا...

نظر به اینکه بعضی افراد با استفاده از نفوذ رسانه ای  نسبت به چگونگی ثبت روز روز ملی خلیج فارس مطالبی غیر واقعی بیان کرده اند.  ضروری بود به عنوان شاهد...

روز خلیج فارس دهلی سخنرانی

نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدا...

  نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدات منطقه‌ای و بین‌المللی.      متن فارسی و عربی  خلیج فارس - بحر فارس و بحر عجم و در متن های  انگلی...

???????????????????????????????

روز ملی خلیج فارس چرا و چگونه شکل ...

چکیده مطلب: روز ملی خلیج فارس از زبان شاهدان عینی دست اندر کار این موضوع از ابتدا تا امروز به نقل از باشگاه خبرنگاران : برابر گفتگوی دکتر عجم عضو آن ...

از شط العرب زیبا کلام تا اروند رود فردوسی

IMG_3124
از شط العرب زیبا کلام تا اروند رود فردوسی

انچه که دکتر زیبا کلام در مورد اروند و شط العرب نوشتند خیلی از منطق مداراگرایانه ایرانی بدور نیست البته مقایسه این نام با نام کهن خلیج فارس از سوی استاد همانندیکسان دانستن خروار با مثقال است. شط العرب در دوره عثمانی رایج شد و قبل از معاهده ارزنه روم چنین نامی در مکتوبات عربی وجود ندارد حال آنکه دستِ‌کم در «شاهنامهء فردوسی» بارها این رود را با نام اروند یادکرده و از جمله: «به اروندرود اندر آورد روی/چنان چون بود مرد دیهیم جوی» یا «اگر پهلوانی ندانی زبان /بتازی تو اروند را دجله خوان!» یا در داستان سیاوش: « به جیحون گذر کرد و کشتی نجست/ به فر کیانی و رای درست / بسان فریدون کز اروندرود /گذشت و به کشتی نیامد فرود» و از جمله کتب دیگر در در نزهت القلوب . حمدالله مستوفی (قرن هشتم هجری) آمده‌است: «… چندانکه در عمود شط دجله چندان آب نمی‌ماند که کشتی تواند رفت و در زیر دیه مطاره فواضل این آبها و آب فرات از بطایح بیرون می‌آید و آب‌هایی که از خوزستان در می‌رسد با آن جمع گشته و در زیر بصره به دریای فارس می‌ریزد و طول این رود سیصد فرسنگ باشد. فرس آن را اروند رود خواند چنان‌که فردوسی می‌گوید در شاهنامه فریدون چو بگذشت از اروندرود/ همی داد بخت شهی را درود» .http://parssea.org/?p=377
برای رودخانه های منتهی به خلیج فارس نام هایی مانند فرات -دجله – کارون قارون و بحر بصره و بحر عذب (گوارا) در مقابل بحر ملح(خلیج فارس) در اسفار بکار رفته . ختم کلام نظر به توصیه سازمان ملل اصراری بر حذف نام مورد نظر آنها نداریم اما مشکل اصلی در اینجا است که در تمام نیم قرن گذشته تا کنون که عربها میلیاردی برای تغییر نام خلیج فارس هزینه کردند جناب زیبا کلام حتی یکبار و در حد یک جمله هم از قدمت نام چند هزاره خلیج فارس دفاع نکردند و حال چگونه مدافع شط العرب شده اند!! .
دکتر عجم مشاور حقوقی مرکز مطالعات خلیج فارس

.

.

پیامدها و آینده حضور ناتو در خلیج فارس

کارشناس مسائل ژئوپلتیک

پیامدها و آینده حضور ناتو  در خلیج فارس – گفتگو با دکتر محمد عجم

در یک دهه گذشته کشورهای ناتو توجه ویژه ای به منطقه خلیج فارس کرده است. در این میان برای بررسی بیشتر حضور ناتو و آینده حضور نظامی گسترده ناتو در خلیج فارس و تاثیرات امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی در منطقه گفتگویی داشته ایم:

واژگان کلیدی: پیامدها حضور ناتو  در خلیج فارس، آینده،  ناتو ، خلیج فارس، خلیج فارس

مرکز بین المللی مطالعات صلح:

علل توجه  اخیر کشورهای عضو ناتو به خلیج فارس در چه عواملی است؟

 باید بگوییم که درچند ماه گذشته خلیج فارس مورد توجه زیاد ناتو قرار نگرفته ، بلکه توجه آنها قدیمی است . اما عواملی موجب گردید که در طول سالهای گذشته توجه ویژه  و استقرار آنها در  منطقه خلیج فارس با تعلل روبرو شد اولا ناتو در سال ۱۹۴۹۹ در آغاز جنگ سرد بخاطر دفاع از کشورهای اروپایی در مقابل گسترش و یا تهدید کمونیزم ایجاد شد. اما  ناتو  بعد از سپتامبر ۲۰۰۱ تمام اهداف و تمرکز خود را بر روی مبارزه با تروریسم قرار داده است و از همان زمان هم به فکر ایجاد پایگاه هایی خارج از مرزهای سنتی خود بود و توجه ویژه ای هم به خلیج فارس داشت. امروزه تهدید ایران و نفوذایران در ادبیات نظامی گری ناتو جای نفوذ و تهدید کمونیزم  را گرفته است حتی ناتو ادبیات ضد روسی را هم زیاد دامن نمی زند بیشتر روی  دو موضوع کلان فلسفه و ادبیات رسانه ها را تنظیم کرده است اول : ضد تروریزم  دوم ” خطر ایران”  تمرکز کرده است، زیرا با این دو واژه یا مفهوم راحت تر می تواند اجماع ایجاد کند و  پول و ثروت حکام خلیج فارس را جذب کند  اما در ورای این دو موضوع اهداف بسیار والاتری دارد. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس دستکم ۱۲۰۰ میلیارد دلار سالانه سلاح می خرند که تقریبا تمامی آن از سوی  کشورهای عضو ناتو تامین می شود. عربستان به تنهایی  هفتاد میلیارددلار خرید نظامی دارد. یعنی فراتر از چین .

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح:

حضور بسیار گسترده تر ناتو و آینده حضور نظامی گسترده ناتو در خلیج فارس چه تاثیرات امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی در منطقه خواهد گذاشت؟

تاثیرات بسیار زیادی خواهد گذاشت. حضور گسترده ناتو  و کشورهای عضو ناتو  در خلیج فارس از سوی ایران به عنوان یک حضور استعماری و برای غارت منابع طبیعی این کشورها و ایجاد جو دشمنی و نا امنی  قلمداد می شود به نوعی حضور این کشورها و پایگاه های آنها نشانگر تهدید و برای ایجاد بازار گرمی سلاح و مسابقه ی تسلیحاتی است و تنش را افزایش می دهد. ایران هم برای توازن قوا در مقابل خرید انبوه تسلیحات کشورهای شورای همکاری خلیج فارس،  ناچار است که به سیاست های دفاعی و به سیاست مسلح شدن هر چه بیشتر روی بیاورد. این مسابقه تسلیحاتی در خلیج فارس به ضرر همه کشورهای منطقه است. چون کشورها را از  توجه به سیاست های سازندگی و شکوفایی اقتصادی باز می دارد و اقتصاد این کشورها را کند می کند. در حال حاضر  همه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در یک مسابقه خرید انواع سلاح های مدرن  هستند، یا به عبارتی در شرایط صلح مسلح هستند. این ذخیره سازی انبوه  انواع سلاح های مدرن می تواند آینده خطرناکی داشته باشد. به خصوص این که این کشورها هم  در درون خود منازعات بر سر جانشینی و رقابت در کسب قدرت دارند  و هم  خود کشورها با یکدیگر منازعات مرزی دارند. از سوی دیگر  با کشورهای غیر عربی  نیز دارای منازعاتی هستند. مثلا امارات که با ایران بر سر جزایر سه گانه ادعاهایی را مطرح می کند. این ادعا ها می تواند به تنش و در نهایت با بی تدبیری یکی از طرف ها به جنگ منجر شود. منطقه خاورمیانه که خلیج فارس هم جزء آن است، متاسفانه منطقه ی تناقض‌ها، تضادها، بدبینی ها، سوء ظن ها و تعارفات است. در همان حالی که کشورهای عربی در زیر یک سقف تشکیل جلسه می دهند، در بیرون جلسه با هم اختلاف دارند. ما قبلا در منطقه ی خاورمیانه یک اختلاف بسیار بزرگ داشتیم که معمولا تحلیل گران به آن اختلاف یا منازعه عربی- اسرائیلی می گفتند. بعدها منازعه ی دیگری به نام منازعه عربی- عربی نیز ایجاد شد. بعد از انقلاب اسلامی ایران منازعه عربی- ایرانی (فارسی) هم به آن اضافه شد. بعدها منازعه و اختلاف شیعه و سنی هم ایجاد شد. الان  منازعه سنی – سنی هم  ایجاد شده است. در کشورهایی مثل مصر اختلافات مسیحی- اسلامی هم وجود دارد. در حال حاضر هم اختلاف عربی- کردی هم داریم.  منازعه عربی اسرائیلی بکلی به حاشیه رفته است اسرائیل از مسلح شدن کشورهای عربی ترسی ندارد بلکه آنها را تشویق هم می کند چون احساس می کندبا شرایط فعلی خاورمیانه  اعراب نه اکنون  و نه در آینده  خطری برای  موجودیت اسرائیل نیست . می بینید که انواع مختلف  منازعات را در خاورمیانه داریم. در واقع منطقه ای که چنین منازعاتی را در درون خود دارد می تواند آبستن حوادث باشد. می تواند مانند بشکه باروت عمل کند حداقل یکبار و در بحران سوریه  این ظرفیت بحران سازی، کارایی  خود را نشان داده است موج بحران به هر طرفی که برود ظرفیت تخریبی زیادی دارد بخشی از ظرفیت بحران سازی در منطقه ناشی از انبوه دلارهای نفتی است.

 به طور قطع و یقین ایران نباید سیاست خوش بینی به این منطقه داشته باشد و ناچار است که در مقابل مسلح شدن این کشورها دست از مسلح شدن خود نکشد، اکنون  که این کشورها دشمنی خود را با ایران بطور شفاف  آشکار کرده اند ایران ناچار است  سیاست های دفاعی و تسلیحاتی خود را به بهترین نحو پیش ببرد.

مسابقه بدبینی و نظامی گری در منطقه خلیج فارس موجب شده است که خلیج فارس به یک دریای بحران ساز  تبدیل شود و بجای رشد و شکوفایی تجاری به انبار سلاح تبدیل شده است که آگاهان سیاسی آنرا برای آینده منطقه خطرناک می دانند. آینده منطقه ممکن است که به ناآرامی ها یا مشکلاتی یا برخوردها و تنش هایی منجر شود که مدیریت آن خیلی سخت باشد. حداقل آن این است که ممکن است یک جنگ روانی را ایجاد کند، که خود این جنگ روانی مشکلات زیادی را برای آینده کشورها خواهد داشت. در منطقه خلیج فارس هندیها چینی ها و خیلی از کشورها سرمایه گذاری دارند و سرمایه گذاری این کشورها هم به خطر خواهد افتاد و هندی ها و چینی هم در صورت بروز بحران به منطقه کشیده خواهند شد .

مرکز بین المللی مطالعات صلح: حضور ناتو در خلیج فارس چه تاثیرات امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی برای منافع ایران دارد؟

توجیه کشورهای عربی این است که آنها بخاطر تهدیدات و خطر  ایران  به انبار کردن سلاح های پیشرفته و سیستم های دفاع موشکی و غیره و یا انواع موشک ها روی آوردند، و  معقتد بودند که ایران اتمی خطری متوجه منطقه می کند که باید جلو آن ایستاد. در حال حاضر که ایران برجام را امضا کرده است و رسما و عملا نشان داده است که به دنبال تهدید اتمی نیست و بدنبال اثبات این بوده است که برنامه هسته ای ایران هیچ کشوری را تهدید نمی کند، بلکه می تواند در خدمت کشورهای منطقه باشد؛ انتظار می رفت که کشورهای عربی دست از خصومت و ایران هراسی بیشتر بکشند. ولی متاسفانه آنها بعد از همه این حسن نیت هایی که ایران نشان داده است، بیشتر به نظامی گری روی آوردند. مثلا کویت درحال حاضر قرارداد همکاری با پیمان ناتو امضا کرده است. انگلیسی ها در بحرین و امارات متحده پایگاه دارد. ترزا می نخست وزیر انگلیس در سفر اخیر به منطقه گفت که به منظور تقویت امنیت کشورهای منطقه خلیج فارس از “یک مشارکت امنیتی” حمایت می‌کند که شامل سرمایه‌گذاری دفاعی و آموزش نظامی در بحرین و اردن هم بشود. ترکیه عضو دیگر ناتو یک پایگاه چند منظوره درقطر دارد. اکنون  امریکا پایگاه های متعددی در کشورهای حاشیه خلیج فارس دارد. ناوگان پنجم دریای امریکا در بحرین مستقر هست.  چیزی حدودی شصت پایگاه و مقر از سوی کشورهای عضو ناتو و امریکا و کشورهای بزرگ عضو ناتو در اطراف ایران وجود دارد و این یک خطر و تهدید جدی نه تنها برای ایران بلکه برای صلح جهانی است. تمام هم و غم ایران باید در این موضوع متمرکز شود که چگونه می توان خاورمیانه را عاری از سلاح های کشتار جمعی و عاری از خشونت و تهدید و بدبینی کرد. چگونه می شود درخاورمیانه و خلیج فارس اعتمادسازی  کرد و جو بدبینی و توهم توطئه  و ترس از یکدیگر بخصوص ایران  هراسی را از بین برد.  حکام کشورهای عربی در یک توهم عجیبی بسر می برند و احساس تهدید و ترس دایمی از ایران دارند این توهم ترس باعث شده که برای ایجاد جو روانی  احساس امنیت  به سوی مسابقه‌ی تسلیحاتی و دعوت از ناتو و قدرتهای استعماری  روی آورند. حضور ناتو در منطقه به ایران هراسی بیشتر دامن می زند زیرا حکام کشورهای عربی با تکیه بر ناتو به خود جرات می دهند  بیشتر علیه ایران جنجال ایجاد کنند و  فضای مخربی را ایجاد کنند. و این جنجال سازی های کاذب می تواند تسلسل  و یا دایره ای از بی اعتمادی و تخریب را موجب شود.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آینده حضور ناتو در خلیج فارس چگونه خواهد بود؟ سناریوهای مورد نظر در این حوزه چیست؟

درباره آینده حضور ناتو در خلیج فارس سه احتمال قابل  طرح است: ممکن است  حضور آنها افزایش پیدا  کند و یا ممکن است حضور آنها کاهش پیدا کند و یا این که به طور کامل از خلیج فارس خارج خواهند شد. هر کدام از این سه سناریو محتمل است اما این که ما تصور کنیم که ناتو از خلیج فارس خارج خواهد شد و یا حضور خود را در این منطقه کاهش خواهد داد، این موضوع بسیار بعید به نظر می رسد. این منطقه، منطقه‌ی بدبینی هاست و کشورها به هم بدبین هستند. این بدبینی در حال حاضر بین کشورهای عربی شورای همکاری خلیج فارس و ایران و متحدینش مثل عراق و سوریه ظهور علنی پیدا کرده است قبلا مخفی و پوشیده تر بود. اما دعواهای عربی- عربی بسیار عمیق تر از دعوا و یا منازعه عربی- فارسی است. یعنی در آینده ممکن است تغییراتی پیدا شود. فرض کنید که ایران سیاست هایی را اتخاذ کند و توهم ترس عربها ازایران به صفر برسد متعاقب آن  در این کشورها می تواند منازعات درون عربی بروز کند و بین خود آنها جنگ و درگیری ایجاد شود. کما این که خیلی ها در ایران معتقد بودند  که ما نباید در مقابل همسایگان و رقبا و بخصوص دشمن،  چهره‌ی ترسویی از خود نشان دهیم.  چون اگر ایران چهره ترسویی از خود بروز بدهد، دشمن وقیح تر و گستاخ تر می شود. بنابراین همیشه باید چهره تهاجمی داشت و هیچ کوتاه نیامد. یعنی آنها اگر یک قدم در جهت خشونت بر می دارند و تهدید می کند، ایران نیز باید چندین قدم بردارد. اما این سیاست منجر به اعتماد سازی نشده است و نتوانسته است، خلیج فارس را به دریای آرامش و صلح تبدیل کند. بلکه همسایه های عرب را وحشت زده تر کرده است. چون آنها کشورهای کوچکی هستند و توان دفاعی لازم را  ندارند لذا به طور طبیعی و روانی دچار وحشت از ایران می شوند. وقتی کشوری مثل بحرین ایران را تهدید می کند اصولا کسی در ایران توجهی به این تهدید نمی کند. چون بحرین کشوری نیست که قادر باشد ایران را عملا تهدید کند.  ایران از تهدید کشورهای مثل عربستان هم ترسی ندارد. چون ایران به خود اعتماد کافی دارد که قادر است از خود در مقابل همه کشورهای خلیج فارس بلکه در مقابل همه متحدین آنها دفاع کند. ایران ترسی از اسرائیل و امریکا در منطقه ندارد، چه برسد به کشورهای عربی. اما کشورهای عربی چون بنیه ضعیفی دارند، خیلی سریع از تهدید ایران ترس زده و هراسناک می شوند و این ترس آنها باعث شده است که ناتو و کشورهای غربی را به منطقه بکشند. بنابراین باید دید که آیا تهدیدات ایران باعث شده است که آنها به ناتو روی بیاورند یا مسائل دیگری در کار بوده است که آنها را به سوی ناتو و امریکا سوق داده است. اما به هرحال یک حقیقت وجود دارد و آن این است که این کشورهای عربی پای بیگانگان را به خلیج فارس کشاندند. اولین بار در جریان جنگ ایران و عراق،  کشورهای عربی پای ناوگان های امریکا را بهخلیج فارس کشاندند. بعد ازآن در جریان جنگ عراق و کویت بود که کشورهای عربی از امریکا و متحدینش دعوت کردند که به خلیج فارس بیایند و کویت را نجات دهند. بعد از آن در جریان سرنگونی صدام بازهم این کشورهای عربی بودند که ناتو، امریکا، کشورهای غربی و ناوگان های آنها را به منطقه کشاندند. بطور طبیعی کشورهای صادر کننده سلاح نیز مشوق این کشورها در خرید اسلحه هستند و رسانه های گروهی آن کشورها برای بازار گرمی باید به ایران هراسی دامن بزنند مقامات انگلیسی و غربی بارها و بارها در ملاقات و گفتگو با همتایان عرب خود از تهدیدات ایران و سیاست توسعه طلبی ایران و هژمونی خواهی ایران داد سخن گفته اند نه بصورت محرمانه بلکه بطور علنی و  حکام عربی نیز خود  نیز به این ایران هراسی دامن می زنند در حال حاضر هم که مسابقه تسلیحاتی باعث شده است که خلیج فارس به انبار سلاح های پیشرفته تبدیل گردد. لذا باید گفت انتظار نمی رود که حضور  ناتو و یا کشورهای عضو ناتو در خلیج فارس کاهش یابد مگر اینکه در منطقه جنگ و خشونت روی دهد و هزینه های زیادی بر آنها تحمیل شود ایجاد هزینه های سنگین برای حضور آنها در صورت بروز جنگهای تروریستی میسر است. همانطور که آمریکا بدلیل هزینه های کلان  وتلفات زیاد از عراقو افغانستان در ظاهر خارج شد.

 مطلب مرتبط : 

علل توجه کشورهای عضو ناتو به خلیج فارس: محمدعجم

.

..

شب فرهنگی گناباد در مشهد برگزار شد

مشهد؛

%da%a9%d9%81-%d8%b2%d9%86%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%af-%da%af%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%af

 
برگزاری شب فرهنگی گنابادبه گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان ازمشهد، احمد لطفی افزود: هدف از برگزاری شب فرهنگی گناباد ارتباط بین گنابادی های مقیم و غیر مقیم و تدوین بانک اطلاعاتی گنابادی های غیر مقیم است.
وی گفت: معرفی قابلیت های فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به همشهریان مقیم مشهد  بویژه نسل های دو و سه ، معرفی  محصولات  محلی در سال اقتصاد مقاومتی ، اقدام و عمل با توجه به خودکفایی گنابادی ها، توسعه محصولات محلی با مصرف محصولات بومی و رونق کسب و کار محلی از دیگر اهداف برگزاری شب فرهنگی گناباد است.
عضو خانه گناباد تصریح کرد: به دنبال این هستیم تا فرهنگ غذای سنتی را در بین نسل های جوان گنابادی تبیین کنیم.
لطفی افزود: در ماه محرم نیز خانه گناباد همایش بزرگ گنابادی های سراسر کشور را در گناباد برگزار کرد و در این راستا شب فرهنگی گناباد ویژه خانواده های گنابادی مقیم مشهد برگزار می شود .
وی گفت: آیین های مقامی، شاهنامه خوانی، کف زنی، مسابقه، شعر خوانی، غرفه محصولات و صنایع دستی، حافظ خوانی همراه با پذیرایی شب یلدا از جمله برنامه های شب فرهنگی گناباد است.
گفتنی است شب فرهنگی گناباد پنجشنبه ۹دی ماه ساعت ۱۷:۳۰ الی ۲۱:۳۰ در بنیاد فرهنگی آریو مصلی نژاد بلوار وکیل آباد، بلوار هنرستان بین هنرستان ۱ و ۳  با برنامه های متنوع و شاد سنتی برگزار شد.

****

photo_2016-12-31_15-26-58

شب فرهنگی گناباد با حضور بیش از ۵ هزار گنابادی مقیم مشهد شب گذشته ۹ دی ماه در محل فرهنگسرای آریو مصلی نژاد برگزار شد.

مهندس بنایی نماینده گناباد در مجلس شورای اسلامی در همایش بزرگ شب فرهنگی گناباد که با حضور بیش از  دو هزار نفر از گنابادی های مقیم مشهد در محل فرهنگسرای مصلی نژاد این شهر برگزار شد،برخی اقدامات خود برای پیگیری کارها را شرح داد.

فرماندار گناباد در این مراسم با بیان اینکه این روزها هوای گناباد خوب نیست و حدود دو دهه است که بارندگی در گناباد کاهش یافته، گفت: این مسئله مشکلات زیادی را برای مردم منطقه ایجاد کرده و همچنین خشکسالی های پی در پی یکی از عوامل مهاجرت مردم به سایر شهرها است.
محمدعلی نبی‌پورفرماندار گفت:  شهرستان گناباد با قدمتی که در طول تاریخ داشته، از نظر جایگاه و تقسیمات کشوری یکی از مهمترین شهرستان‌های خراسان رضوی به شمار می‌آید.
وی ادامه داد: از ۷۰ سال پیش که گناباد یکی از هفت شهرستان خراسان بزرگ تعریف می‎شده، تا به امروز، هشت شهرستان از گناباد منتفع شده و در حال حاضر نیز این شهرستان با دو بخش مرکزی و کاخک باز هم آن شور و نشاط خود را حفظ نموده است.
فرماندار گناباد با اشاره به اینکه این شهرستان دارای زیرساخت های زیادی است که می‌توان آن را محور توسعه قلمداد کرد، تصریح کرد: مهمترین زیرساختی که بسیار ارزشمند نیز بوده، وفاق و اتفاق نظری است که برای حرکت در مسیر توسعه شهرستان بوجود آمده و خانه گناباد نیز زیرساخت فکری این حرکت خواهد بود.
بحث گردشگری در گناباد در حال رونق گرفتن است و با توجه به پتانسیلی که در این شهرستان به‌چشم می‌خورد، قطعا در توسعه جایگاه رفیعی خواهد داشت،  همچنین در حوزه‌های صنعت، معادن و حتی در کشاورزی با توجه به خشکسالی های پی‌درپی، ایده‌های جدید بسیار حائز اهمیت خواهدبود.

به گزارش گناپا مسئول روابط عمومی خانه گناباد در گفتگو با خبرنگار ما گفت: این مراسم با هدف تجمع، آشنایی و همدلی بیشتر گنابادیهای ساکن مشهد برگزار شد.

امیر مهران پور افزود: با توجه به حضور پور شور گنابادیها مقیم مشهد در مراسم شب فرهنگی گناباد می توان گفت خوشبختانه استقبال بسیار خوبی از این مراسم صورت گرفت.

وی ادامه داد: برپایی بیش از ۲۰ غرفه محصولات گناباد، رقص چکه، شعر خوانی استاد اسفندیار فیاضی،موسیقی سنتی، مسابقه کف زنی، حافظ خوانی،شاهنامه خوانی، نمایش تقسیم آب، افسانه گویی،سخنرانی مسئولین( ابوالقاسم شفیعی عضو خانه گناباد، حمید بنایی نماینده ، محمد علی نبی پور فرماندار گناباد ، معرفی خانه گناباد دکتر پوریوسف مدیرکل بهزیستی خراسان رضوی و..) از جمله از برنامه های برگزار شده در مراسم شب فرهنگی گناباد بود. بعضی برنامه ها بدلیل کمبود وقت برگزار نشد

شب فرهنگی گناباد باحضور پرشور مردم در مشهد برگزار شد + گزارش تکمیلی

وی تاکید کرد: از اهداف بلند مدت خانه گناباد شناسایی و ایجاد وحدت و همدلی ۱۶۰ هزار نفری گنابادیهای ساکن مشهد است که امید است با ادامه برنامه های فرهنگی به این مهم برسیم.

مهران پور در پایان گفت: معرفی و نشان دادن فرهنگ گنابادی به نسل دوم و سوم از دیگر اهداف برگزاری شب فرهنگی گناباد بود.

در مراسم شب فرهنگی گناباد چه گذشت

– سرود ویژه گناباد، با عنوان پیر تاریخی که در شهر نامت آشنا است مهد بهلول گناباد پخش شد.

– مجری بارها از ایستادن حاضرین عذر خواهی کرد.

– کلیپی از قنات قصبه گناباد پخش شد، در این کلیپ کارکردن کارگران در محل قنات و شفافیت آب قنات را نشان میداد.

– اسفندیار فیاضی شاعرگنابادی با اشعار طنزش حال و هوای سالن را تغییر داد.

– گروه تسنیف هنر نمایی کردند، وی با تشویق حاضران صحنه را ترک کرد.

– استاد دلشاد، تفعلی از حافظ داشت:صلوات برای حافظ،منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن، منم که دیده نیا آلودم به بد دیدن درابتدای این تفعل حافظ بود.

– همچنین در حیاط مدرسه برخی از گنابادی ها مقیم و غیر مقیم مشهد با عرضه محصولات فرهنگی، گردشگری، بومی محلی وصنایع دستی گناباد غرفه برپا کرده بودند و اقدام به فروش این محصولات می کردند.

– زعفران و زرشک، داروهای گیاهی، مجله ی فرهنگی گناپا، در این غرفه ها عرضه شده بود.

– رقص چکه در محیط باز برای گنابادی هایی که سالهاست از شهر خود دور بودند بسیار دلنشین و جذاب بود و هر یک سعی می کرد با تلفن همراه خود از لا به لای جمعیت این صحنه های بیاد ماندنی را ثبت کند.

– در سالن همایش فرهنگسرای مصلی نژاد جایی برای نشستن نبود و حتی برخی روی زمین نشسته بودند.

گزارش تصویری شب فرهنگی گناباد

http://gonapa.ir

به گزارش ایلنا، شب فرهنگی گناباد با حضور بیش از ۳ هزار نفر گنابادی مقیم مشهد در سالن همایش‌های آریو مصلی نژاد برگزار شد.

احمد دوستدار از اعضای برگزار کننده این همایش و عضو تشکل گنابادی های غیر مقیم در خصوص این همایش گفت: این برنامه با مراسم شاهنامه خوانی، پخت آش، درست کردن غذای سنتی کف(کف زنی)، اجرای زنده موسیقی سنتی و اوسونه گویی همراه بود.

وی گفت: در کنار برگزاری این همایش نمایشگاه صنایع دستی و سوغات محلی شهرستان گناباد نیز در این محل برگزار شد .

عضو هیات مدیره خانه معدن استان خراسان رضوی، ابراز امیدواری کرد که این همایش سر آغازی برای اتحاد گنابادی های غیر مقیم برای آبادانی و اعتلای شهرستان باشد.

احمد لطفی عضو دیگر تشکل گنابادی های غیر مقیم نیز  از حضور دکتر نبی پور مقام عالی دولت در شهرستان(فرماندار گناباد)، دکتر بنایی نماینده شهرستان در مجلس شورای اسلامی، دکتر پوریوسف مدیرکل بهزیستی استان خراسان رضوی، مدیران اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری ، سایر مدیران استان و شهرستان و کلیه عزیزانی که بی ریا در برپایی این همایش ما را یاری کردند تقدیر و تشکر کرد.

photo_2016-12-31_15-20-44

وی همچنین از عدم حضور مسئولین فرهنگی شهرستان در این همایش نیز گلایه کرد و گفت مدیران فرهنگی شهرستان باید در اعتلای فرهنگ گناباد تلاش بیشتر بکنند.

در پایان مراسم اوسونه (افسانه) های قدیمی و اسطوره ای در پای کرسی ارایه شد و دکتر عجم نیز گفت گناباد یعنی خراسان واقعی یعنی اصالت و هویت یعنی شهر افسانه ها و اسطوره های کهن؛ سه رویداد بزرگ تاریخ ایران قبل از اسلام در این شهر اتفاق افتاده شکست نهایی تورانیان از سپاه ایران در جنگ ۱۲ رخ – اخرین نبرد یزدگرد سوم و استقرار بهرام  چوبین برای جنگ با شابشاه معروف ترین این رویدادهای تاریخی است. وی گفت جنگ دوازده رخ در شاهنامه در  ۲۵۱۸ بیت شعر وصف شده و سراسر پند و اندرز و سیاست و دیپلماسی است. در پایان جوایز گروه کف زنی دوازده رخ زیبد  توسط علی شکیبا رئیس آموزش و پرورش ناحیه ۶ به آنها اعطا گردید .

%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85-%da%af

%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c

 

جشن یلدا یا شب چله بر جشن های مسیحی تاثیر داشته

drajam%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85
در جشن بزرگ شب چله در دانشگاه فردوسی که با حضور سرکنسولهای مقیم مشهد برگزار شد دکتر محمدعجم طی سخنانی در این مراسم گفت:
این هفته ما سه جشن بزرگ ادیان ابراهیمی داریم و یک جشن باستانی از میراث کهن بشریت یعنی یلدا
از این مناسبت های خجسته باید برای هفته وحدت ادیان و میراث مشترک بشریت استفاده کنیم برای ترویج گفتگو و مدارا و دوری از تعصبات کور ؛ نباید در این هفته مبارک سخنی گفته شود که در جهت احترام به عقاید مومنین به ایین های مسیحی نباشد الان در سراسر جهان غرب ایین های کریسمس با شکوه تمام اجرا می شود نمادهای سرو و صلیب جزیی از این ایین ها است اما اینجا محیط علم و دانش است باید بگویم واقعیت این است که توجه یا احترام نسبت به سرو و صلیب بیشتر از سه هزار و شاید بسیار بسیار قدیمی تر باشد و راز ان را طی مقاله ای سال ۱۳۸۱ ارایه کردم البته انموقع انقدر مستندات کافی نبود اما الان در منابع انگلیسی و عربی مستنداتی کافی در تایید مطلب وجود دارد در نقش رستم ۴ صلیب عظیم کنده شده است در اثار تاریخ کهن ایران درخت سرو جایگاه ویژه دارد این نقش ها تصادفی نیست و ریشه در ایین های کهن داشته است . سرو و صلیب در ایین های کریسمس از ایین های کهن اریایی ریشه می گیرد .
اکنون  مقامات ذیربط در کشورمان در پی آن هستند تا مانند ثبت نوروز ؛ یلدا یا شب چله را نیز با همکاری کشورهای همسو با تمدن ایرانی در یونسکو ثبت نمایند.

photo_2016-11-14_11-34-29

 

 

آیین های یَلدا یا شب چِلّه و ارتباط آن با کریسمس

۹۵-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85-ajam%db%8c%d9%84%d8%af%d8%a7

 

به گزارش سایت مجله باران کویر، و خانه گناباد جشن شب چله در مجتمع فرهنگی زیبد برگزار شد.

دکتر محمد عجم چهره سرشناس فرهنگی و مطبوعاتی کشورمان در خصوص ریشه های تاریخی چله سخنانی ایراد و از جمله گفت شب چله از ایین های بسیار کهن است و به دوره ایین های اولیه ایرانی و مهر ایین یا میترایی بر می گردد روز بعد از طولانی ترین شب سال را روز خوره یا خورشید روز می گفتند که اروپایی نیز انرا ساندی به معنی روز خورشید می نامند وی گفت ایین های کریسمس و تزیین درخت سرو نیز از تاثیرات جشن های چله یا یلدا است. جشن یلدا ممکن است به واژه سریانی یلدا به عنوان تولد خورشید ربط داشته باشد و از طرفی بنظر می رسد یل + دا ” کلمه کاملا پارسی باشد. حتی صلیب نیز از نمادهای ایین مهر است و سالروز تولد عیسی مسیح که اکنون در تمام کشورهای غربی بطور باشکوهی در حال برگزاری است دو قرن بعد وارد تقویم شده و به روزی که جشن زایش خورشید یا یلدا هست ربط داده شده است. تولد عیسی مسیح بدلایل متعدد نمی توانسته است در سردترین شب های سال باشد زیرا با داستان شبان و سه ویزدام ایرانی که به زیارت نوزاد رفتند مغایرت دارد . وی در خصوص سوابق تاریخی گناباد و زیبد گفت سه بار مکان جغرافیایی زیبد و گناباد بدلیل زلزله و یا بیماری های مسری جابجا شده و سه رویداد بزرگ تاریخی ایران از جمله ۱۲ رخ در این منطقه اتفاق افتاده است.                           سالن مجتمع فرهنگی ورزشی زیبد

ajamyalda

File:YaldaZibad.jpg

 

خبرگزاری میراث  یلدا آئینی به قدمت تاریخ: محمد عجم

http://chtn.ir/

 

مشهد ۲۰۱۷ مشهد پایتخت فرهنگی جهان اسلام

برای سال ۲۰۱۷ مشهد پایتخت فرهنگی جهان اسلام است، انتخاب مشهد از جانب آیسسکو(سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی اسلامی ) به عنوان پایتخت فرهنگ اسلامی در سال ۲۰۱۷ (دی ماه ۱۳۹۵ تا دی ماه ۱۳۹۶) برگزیده شده است.

%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85-%da%af

مشهد سالانه میزبان ۲۷ میلیون زایر و گردشگر است که رقم اول در کشور است
مشهد از دیرباز تا کنون، با میزبانی از زائران و گردشگرانی از ادیان و فرق گوناگون، و با سرآمدی در پرورش فرهیختگان و دانشمندان، گسترش دهنده معارف اسلامی و فرهنگ شیعی و جایگاه همزیستی ادیان و فرق، کانون رخدادهای تاریخی و انقلابی اثربخش، و پیشگام در توسعه فناوری های ارتباطی و بنابراین شایسته پرسابقه این عنوان بوده است.

...

از سال ۲۰۰۵ میلادی سازمان ایسسکو برای اولین بار شهر مکه را به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام برگزید واز سال بعد هرساله ۳ شهر در سه منطقه عربی ،اوراسیا، افریقا به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی می شوند که درسال ۲۰۱۷ مشهد از منطقه اوراسیا به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام برگزیده شده است .

 

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی مشهد مقدس در سال ٢٠١٧ به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام را فرصت مغتنمی برای معرفی، ترویج و تبیین فرهنگ رضوی و ابعاد شخصیتی امام رضا(علیه السلام) دانست.

«سیدرضا امیری صالحی» در شورای سیاستگذاری پانزدهمین جشنواره فرهنگی و هنری و بین المللی امام رضا(علیه السلام)، اظهار کرد: باید یک فراخوان بزرگ و عمومی برای دعوت از مسلمانان جهان برای امسال که مشهد به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ٢٠١٧ معرفی می شود، فراهم آید.

رییس شورای سیاستگذاری پایتخت فرهنگ اسلامی – مشهد ۲۰۱۷ بر زمینه سازی با محوریت میراث فرهنگی برای ورود توریست اشاره و تاکید کرد که باید امسال با توجه به این فرصت حجم ورودی به این شهر را چند برابر کنیم.

  مراسم شب چله در زیبد خراسان

%da%a9%d9%81-%d8%b2%d9%86%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%af-%da%af%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%af

** مشهد در صنایع دستی می تواند قطب بزرگ دنیا شود

 

ایران دارای هنرمندان ماهر و با تجربه در زمینه صنایع دستی است که می تواند با تولید آثار خوب که بار معنایی هم در ارتباط با مشهد ٢٠١٧ داشته باشد، این شهر مقدس به عنوان قطب بزرگ صنایع دستی بزرگ دنیا معرفی شود.

به گفته وی این کار علاوه بر اشتغال زایی یک بار معنایی به خصوص نماد مشهد ٢٠١٧ نیز به همراه خواهد داشت.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی همچنین پیشنهاد کرد که امسال در کنار لوگوی جشنواره بین المللی امام رضا(علیه السلام) لوگوی مشهد ٢٠١٧ طراحی شود.

به گفته صالحی امیری دنیا امروز مشهد را به رسمیت شناخته که این در واقع شناخته شدن تشیع را نشان می دهد، از این رو باید از فرصت پیش آمده مشهد به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، برای گفتمان سازی و تعامل میان مسلمانان تلاش شود.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بر جدیت و به کارگیری همه ظرفیت ها برای میزبانی خوب از مسلمانان جهان تاکید کرد و گفت: باید با استفاده از همه ظرفیت های فرهنگی و هنری، دانشگاهی، رسانه ای و همکاری و همیاری دستگاه های مرتبط و اجرایی کشور، تصویر دیگری از مشهد مقدس به جهانیان ارائه کنیم.

به گفته وی وجه تمایز مشهد در سال ٢٠١٧ با گذشته باید مشخص و برای همگان محسوس باشد.

...

** برنامه های فرهنگی و هنری در سطح ملی، رنگ و بوی ٢٠١٧ داشته باشد

«سیدسعید سرابی» با اشاره به حضور دو هزار و ۵۰۰ میهمان رسمی داخلی و خارجی در آیین افتتاحیه مشهد ۲۰۱۷ ، اظهار کرد: این مراسم پنجم بهمن ماه آغاز و به مدت سه روز ادامه خواهد یافت.

وی همچنین از حضور « عبدالعزیز بن عثمان التویجری» مدیرکل آیسسکو به عنوان میهمان اصلی  این مراسم یاد کرد.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی تصریح کرد: همچنین در این مراسم ۲۵۰ میهمان از ۵۲ کشور و یکهزار و  ۵۰۰ میهمان اعم از مسوولان و نخبگان کشوری حضور خواهند داشت.

 

سرابی از فعالیت ۲۵ کمیته مختلف جهت هماهنگی در راستای برگزاری مطلوب مراسم افتتاحیه رویداد مشهد ۲۰۱۷ خبر داد.

وی با بیان اینکه در برنامه ریزی های مراسم افتتاحیه به استفاده از فرصت رویداد  «مشهد ۲۰۱۷» جهت معرفی هر چه بهتر فرهنگ و تاریخ این شهر تاکید شده است،

photo_2016-12-31_15-20-44

برگزاری همایش ها و بازدیدهای مختلف را از جمله مهمترین برنامه ها در این خصوص بر شمرد.

سرابی همچنین با اشاره به دریافت برنامه های دیگر دستگاه ها برای رویداد «مشهد ۲۰۱۷»، اظهار کرد: هفته‌نگار فرهنگی شامل ۵۲ هفته سال ۲۰۱۷ به زبان های فارسی، انگلیسی و عربی تهیه و تدوین شده و در بین میهمانان  مراسم افتتاحیه توزیع خواهد شد.

 

اولین بار

از سال ۲۰۰۵ اولین پایتخت فرهنگی ( مکه ) جهان اسلام  از سوی سازمان آیسسکو  وابسته به این  سازمان  انتخاب شد سپس مقرر شد هر ساله یعنی از سال ۲۰۰۶ سه شهر از کشورهای آسیایی، آفریقایی و عربی و عضو سازمان همکاری اسلامی (کنفرانس اسلامی)  به عنوان پایتخت های فرهنگی جهان اسلام انتخاب می شوند.
عربستان مکه۲۰۰۵  /    ایران اصفهان۲۰۰۶/  سوریه حلب۲۰۰۶/مالی تومبوکتو۲۰۰۶ / لیبی طرابلس۲۰۰۷ /مراکش فاس۲۰۰۷/ ازبکستان تاشکند۲۰۰۷مصراسکندریه۲۰۰۸پاکستان لاهور۲۰۰۸جمهوری آذربایجان باکو۲۰۰۹تونس قیروان۲۰۰۹مالزی کوالالامپور۲۰۰۹یمنتریم۲۰۱۰تاجیکستان دوشنبه۲۰۱۰مجمع الجزایر کومورموردنی۲۰۱۰عراق نجف اشرف۲۰۱۲بنگلادش داکار۲۰۱۲نیجرنیامی۲۰۱۲افغانستان غرنی۲۰۱۳لبنان طرابلس۲۰۱۳آذربایجان باکو۲۰۱۳نیجریه کانو۲۰۱۳الجزایرتلسمان۲۰۱۴قرقیزستان بیشکک۲۰۱۴بورکینافاسواوآگادوگو۲۰۱۴کابل کابل۲۰۲۴عربستان مدینه۲۰۱۳  . ۲۰۱۴ –  ۲۰۱۵ مالی تنبکتو ۲۰۱۶  -۲۰۱۷ مشهد.

منشور:::>>>>    مشهد ۲۰۱۷:

نوع همکاریهای کنونی امنیتی نظامی ناتو با کشورهای خلیج فارس

دکتر محمد عجم  کارشناس مسائل ژئوپلتیک

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 نوع همکاریهای کنونی امنیتی نظامی ناتو با کشورهای خلیج فارس

علل توجه کشورهای عضو ناتو به خلیج فارس

ناتو در ابتدا برای مهار شوروی و کمونیزم و دفاع از اروپای غربی شکل گرفت  بعد از سپتامبر ۲۰۰۱ تمام اهداف و تمرکز ادبیات خود را بر روی مبارزه با تروریسم قرار داده است البته موضوع تهدید ایران و یا خطر ایران هم  از این ادبیات بی نصیب نبوده است و از همان زمان هم به فکر ایجاد پایگاه هایی خارج از مرزهای سنتی خود بود و توجه ویژه ای هم به خلیج فارس داشت. اما عواملی موجب گردید که در طول سالهای گذشته توجه ویژه به منطقه خلیج فارس با تعلل روبرو کرد. لذا باید بگوییم که منطقه فقط درچند ماه گذشته مورد توجه زیاد قرار نگرفته ، بلکه این توجه به خلیج فارس از ابتدای دوره استعمار گری وجود داشت و اکنون خیلی جدی تر شده است.

 در گفت و گوها و اجلاس های سران ناتو بعد از سپتامبر ۲۰۰۱ ، یکسری مذاکراتی برای توسعه حوزه ی قلمرو ناتو  مورد بحث قرار می گرفت که  نام آن را “گفتگو های مدیترانه ای” گذاشته بودند. هدف از این گفت و گوها این بود که کشورهای دو طرف مدیترانه یعنی شمال آفریقا بخصوص مراکش و جنوب اروپا را در طرح های مبارزه با تروریسم و اهداف ناتو مشارکت دهند. چنانچه ناتو با یکسری از این کشورها مانورهای مشترکی هم برگزار کرد. البته در آن زمان ناتو نمی خواست اشاره کند که می خواهیم ناتو را به شمال آفریقا گسترش دهیم یا پایگاهی در مراکش، تونس و مصر داشته باشیم. نام آن را دیالوگ مدیترانه ای گذاشته بودند تا موضوع گسترش ناتو در جهان اسلام حساسیت زا نشود. اما در سال ۲۰۰۴ اجلاسهایی تحت عنوان گفت و گو های استانبول طرح و در آنجا بود که ناتو آشکارا علاقمندی و استراتژی خود را برای توسعه قلمرو نفوذ خود اعلام داشت و بر اساس همان تصمیم گیری در اجلاس سران کشورهای ناتو در استانبول، استراتژی توسعه قلمرو به خلیج فارس تدوین شد.

خلیج فارس در دوره ی چهارصد سال گذشته یعنی دوره ای که استعمار وارد خلیج فارسشد و تا دوره ای که استعمار مجبور شد از خلیج فارس خارج گردد، در هر دوره  از ابعاد خاصی  اهمیت داشت. بعد از آن هم در سال های بعد از فروپاشی شوری باز به نوع دیگری اهمیت پیدا کرد. پیروزی انقلاب اسلامی ایران و اشغال افغانستان توسط شوروی، دو عامل مهم تاثیر گذار بر توجه امریکا و ناتو به خلیج فارس شد. ولی در یک دوره های فراز و نشیب داشت. لذا خلیج فارس بعد از مدتی به فراموشی سپرده شد تا این که جنگ کویت اتفاق افتاد و بعد از آن جنگ آزادسازی کویت و حمله به عراق پیش آمد. در دوره ی باراک حسین اوباما وی مخالف شدید حضور نیروهای امریکایی در خلیج فارس بود و اعلام داشت که ما در منطقه خلیج فارس و در جنگ های خاورمیانه ای منافعی نداریم و این جنگها  ۶ تریلیون هزینه بر دوش آمریکا گذاشته است و  نیروهای خود را باید از این منطقه خارج کنیم و با همین شعارها هم توانست رای بیاورد و تا حدودی هم مجبور شد عمل کند.

در دوره ی اوباما، ضربه ای به سیاست گسترش ناتو به شرق و خاورمیانه و خلیج فارسوارد شد و همه آن اقداماتی که در سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴۴ انجام شد و نقش هایی که طراحی شده بود و (در نهایت به سند مفهوم راهبردی نوین یا به سند ابتکارات همکاری استانبول معروف شد)، در دوره ی اوباما آسیب خورد. ولی کشورهای دیگر ناتو شروع به ایجاد پایگاه در کشورهای خلیج فارس کردند. چنانچه کشورهای عضو ناتو حتی ترکیه،فرانسه و انگلیس در کشورهای خلیج فارس شروع به تشکیل پایگاه کردند. اگرچه ناوگان پنجم آمریکا در بحرین مستقر بود اما امریکا مایل نبود که برای ناتو و امنیت منطقه این هزینه های کلان را  بپردازد. در همین راستا باید گفت پرداخت هزینه های ناتو و هزینه های خاورمیانه ای همیشه یکی از دعواهای کاندیدهای ریاست جمهوری امریکا بوده است و ترامپ رئیس جمهور آینده نیز به همین دلیل شعار “توجه به داخل”  و فرار از تامین مالی ناتو ، که شعارهای دمکراتها بود را خیلی جدی حمایت می کرد . و همواره روسای جمهور سابق آمریکا را خائن می نامید که پول آمریکا را صرف تامین امنیت مناطقی در جهان کرده اند که دیگر سودی ندارد وی می گوید اگر آمریکا باید در دریای چین و مدیترانه و خلیج فارس حضور داشته باشد باید پول آن را کامل متحدین آمریکا(ژاپن – عربستان – … )بپردازد.

نوع همکاریهای کنونی امنیتی نظامی ناتو با کشورهای خلیج فارس

نوع همکاریها متنوع است. اما از همه مهمتر فروش سلاح از طرف کشورهای عضو ناتو است که مهم ترین اولویت صادر کنندگان سلاح است. به طوری که بیشترین حجم فروش اسلحه کشورهای ناتو به خلیج فارس انجام می شود. و کشورهای خلیج فارسبزرگترین خریداران اسلحه هستند. به طوریکه عربستان به تنهایی بعد از چین بزرگترین کشور خریدار اسلحه است. تقریبا ۹۶۶ درصد خرید عربی از کشورهای عضو ناتو هست و حدود ۴ درصد از کشورهای غیر عضو ناتو می باشد.

IMG_3124

چندی قبل مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل آمریکا CSIS در گزارشی به تهدیدها و همکاری‌های راهبردی در حال شکل‌گیری در منطقه خلیج فارس پرداخته بود و آمار و ارقام مسابقه تسلیحاتی را اعلام کرده بود این ارقام نشان می دهد که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج( فارس) ۸۰ برابر ایران هزینه نظامی گری می پردازند .کشورهای شورای همکاری هر کدام ۱۰۰ درصد درآمد کشور خود را صرف نظامی گری می کندعربستان به تنهایی  سال گذشته ۷۰۰ میلیارد دلار خرید نظامی داشته است که عموما ازفرانسه ، انگلستان و آمریکا می باشد خرید نظامی عربستان از کشور هند و حتی چین فراتر می رود.

خرید سلاح های مدرن مانند هواپیمای جنگنده تهاجمی F-15SG  هلیکوپتر UH-60 بلکهاوک، جتهای جنگنده F-15  غلافهای حاوی سیستمهای الکترونیکی هدفگیری پیشرفته جهت نصب بر روی جنگنده بمب افکنهای F-15E؛  موشکهای کروز، ساخت شرکت MBDA. هواپیمای جنگنده رادارگریز F-35I موسوم به JSF ساخت لاکهید مارتین، موشکهای ضدکشتی MM-40 اگزوسه، موشک ضدموشک از نوع MIM-104E  موشک پاتریوت (GEMT)  از جمله خریدهای عربستان سعودی در سالهای اخیر بوده است. قطر، کویت  و امارات نیز خرید های مشابهی داشته اند.

بعد دوم حضور ناتو آموزش است که ناتو با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس یکسری قراردادهای همکاری اعم از آموزشی و یا مانورهای مشترک دارد.. چنانچه در پنج شش سال اخیر ناتو به طور جداگانه یا به طور سازمانی یادداشت تفاهم هایی را با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس امضا کرده است. همکاری دیگر ناتو با خلیج فارس ایجاد پایگاه است. ناتو به طور مشخص در چند کشور خلیج فارس، پایگاه ایجاد کرده است و هم چنین ایجاد مانورهای مشترک را مورد نظر قرار داده است. گذشته از این کشورهای امریکا، انگلیس و فرانسه به صورت جدا از پیمان ناتو با این کشورها همکاری دارند. ولی با توجه به قراردادهای دفاعی و قراردادهای ایجاد پایگاه و مقر که کشورهای عضو ناتو در خلیج فارس منعقد کرده اند، تقریبا می شود گفت که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به نوعی غیر مستقیم همکار یا شریک یا عضو غیر مستقیم ناتو شده اند.

بازیگران مختلف منطقه ای و بین المللی و نگاه به حضور حداقلی و حداکثری ناتو در خلیج فارس

کشورهای عضو ناتو برای اینکه به مسابقه تسلیحاتی در خلیج فارس بزنند از ایران لولو خورخوره و هیولای ترسناکی ساخته اند و بزرگنمایی خطر ایران و ایران هراسی را سرلوحه کار خود قرار داده اند حکام کشورهای عربی  نیز بدلایل داخلی و خارجی همیشه سیاست توهم آمیز یا سیاست توهم ترس یا توهم توطئه را دنبال می کنند، و به دنبال یک دشمن( وهمی یا واقعی) هستند. به همین دلیل  ایران را به عنوان یک تهدید و خطر تلقی می کنند. در گذشته اگر در محافل خصوصی و مطبوعاتی حرف از تهدید ایران می زدند. در حال حاضر حکام بطور علنی و مکرر از توسعه طلبی و تهدیدایران و تهدید زدایی ایران سخن می گویند. در همین سفر اخیر به منطقه نخست وزیر انگلیس در جمع حکام عرب خلیج فارس گفت: ” می‌خواهم به شما اطمینان دهم که من به وضوح تهدیدی را که ایران متوجه منطقه خلیج فارس و در بُعدی وسیعتر، متوجه خاورمیانه می‌کند مشاهده می‌کنم باید به فکر امنیت دسته جمعی و مشارکت امنیتی باشیم “.  آنها مرتب از  قصد ایران برای سلطه بر پایتخت های عربی و از سیاست توسعه طلبی فارسی و شیعی سخن می گویند و افکار عمومی را علیه ایران بدبین می کنند. این اتهامات کاذب منجر به این شده است که حکام عربی دایما توهم ترس داشته باشند و در نتیجه آنها با حضور ناتو احساس آرامش می کنند و به همین دلیل از حضور ناتو استقبال کرده اند. حکام کشورهای عربی با بودن پایگاه های نظامی امریکا و ناتو نوعی احساس آرامش می کنند. اما این آرامش کاذب است. کشورهای عربی چون قادر نیستند، امنیت خود را تامین کنند.  در منطقه خلیج فارس ایران تنها کشوری است که امنیت خود را تامین می کند و سایر کشورها به نوعی وابسته به کشورهای بیرون جغرافیای خاورمیانه هستند. آنها با وابستگی به ناتو سعی می کنند برای خود یک آرامش کاذبی ایجاد کنند و در نتیجه حکام کشورهای عربی خلیج فارس از حضور ناتو، استقبال کردند. اما کشورهای دیگری چون ایران، روسیه و چین به طور طبیعی با حضور ناتو در خلیج فارس موافق نیستند. حضور ناتو در منطقه به ایران هراسی بیشتر دامن می زند زیرا کشورهای عربی با تکیه بر ناتو می توانند بیشتر علیهایران جنجال ایجاد کنند و  فضای مخربی را ایجاد کنند.

واژگان کلیدی: همکاریهای امنیتی، نظامی، ناتو، خلیج فارس ، ناتو  در خلیج فارس، ناتو و خلیج فارس

ختلافات و چالش های امارات با کشورهای همسایه

ایرنا:

اختلافات و چالش های امارات با کشورهای همسایه

یکی از مشکلات همه کشورهای عربی خلیج فارس بحران هویت است و در امارات بیشتر مشهود است. از جمعیت ۹ میلیونی آن فقط یک و نیم میلیون (حدود ۱۶ درصد) بومی هستند. این جمعیت اندک نیز در تصمیم گیری ها مانند سایر اتباع بیگانه چندان نقشی ندارند.

 

چالش های فراروی امارات

یکی از مشکلات همه کشورهای عربی خلیج فارس بحران هویت است و در امارات بیشتر مشهود است. از جمعیت ۹ میلیونی آن فقط یک و نیم میلیون (حدود ۱۶ درصد) بومی هستند. این جمعیت اندک نیز در تصمیم گیری ها مانند سایر اتباع بیگانه چندان نقشی ندارند. دخالت امارات در جنگ یمن و سوریه برای این کشور هزینه هایی را بار کرده که چالش اقتصادی و کسری بودجه را بهمراه دارد و یکی از چالش های آینده امکان فروپاشی اقتصاد امارات است.

امارات اگرچه خود را از وابستگی محض به نفت رهانیده ولی دخالت امارات در بحران های منطقه ای برای این کشور چند ملیتی مشکل ساز است و چالش های داخلی و شکاف داخلی ایجاد خواهد کرد. اکنون نیز امارات بیشترین حجم روابط تجاری و نظامی را با فرانسه – انگلستان – آلمان و هند دارد.

خریدهای نجومی تسلیحاتی از فرانسه و امریکا و پایگاههای نظامی امریکا و فرانسه در امارات مشکلات داخلی امارات را تشدید می کند. امارات دارای چالش های جدی حقوق بشری است و در جریان بیداری اسلامی یا بهار عربی در آستانه یک بحران جدی قرار گرفت. صدهها نفر دستگیر و بیشتر ۱۰۰ نفر در این واقعه شکنجه شدند. اما به برکت حمایت رسانه های غربی امارات از این چالش بزرگ رهانیده شد. چنانچه دادگاههای شریعت این کشور متهم است که مجازاتهای سخت و بدون ضابطه اجرا می کند. هزاران شیعه و افراد ناراضی که حتی متولد امارات بوده اند از این کشور اخراج شدند.

 

اختلافات و چالش های امارات با کشورهای همسایه

تمام کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با هم اختلافاتی دارند، عاملی که آن ها را ظاهرا متحد کرده است، توهم ترس از ایران (و به اصطلاح آنها توسعه طلبی فارسی!)  است و بخش دیگر آن هم ترس از گروه های جهادی افراطی مانند داعش است.

در واقع امارات با چهار کشور مرز آبی و خشکی دارد: عربستان، قطر، عمان و ایران. امارات با تمام این چهار کشور نیز اختلافات مرزی دارد، لذا باید اختلافات دوجانبه این کشورها را با هم جداگانه بررسی نمود.

در بین تمام این کشورها امارات بیشترین اختلاف را با قطر دارد. مشکلات امارات با قطر، فقط مرزی نیست، بلکه اختلافات ایدئولوژیکی، سیاسی و قبیله ای و قومی هم هست. قبایلی که امروزه در داخل جغرافیای هفت شیخ نشین امارات قرار می گیرند سابقه نزاع و دعواهای حداقل دویست ساله با قطر دارند.

به خصوص، این اختلافات پس از اینکه حمد بن خلیفه، پدر خود را از طریق کودتا از قدرت برکنار کرد  سه کشور بحرین، امارات و عربستان به شدت علیه این کودتا اقدام کردند و آن را محکوم کردند و سعی کردند در کودتایی نافرجام، یک سال بعد شیخ خلیفه را دوباره به قدرت برسانند و حمد (امیر قبلی) را از کار برکنار کنند.

این دعواها، اختلافات و سو ظن ها  بین شیخ حمد و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را عمیق کرد  و در مقابل شیخ حمد سعی کرد با حمایت از فلسطینی های ضد عربستانی و دفاع از آرمان فلسطین  نوعی انقلابی گری در مقابل شیخ نشین های سنت گرای عربستان و بحرین انجام دهد و به صدام حسین، حماس و گروه های مبارز فلسطینی بسیار نزدیک شد و به آن ها کمک مالی کرد.

نزدیک شدن قطر به فلسطینی ها، حماس، اخوان المسلمین و گروه های جهادی به خصوص القاعده بیشتر از آن که از ایمان و اعتقادات دینی رهبران قطر برخیزد، به خاطر رقابت و ضدیت با امارات و عربستان است.

عربستان و امارات که خود از شکل گیری طالبان حمایت کرده بودند از ۲۰۰۱ در نابودی آنها با آمریکا همراه شدند.  قطر سعی کرد که جای  آنها را در حمایت از آن ها بگیرد و به نوعی در خفا با مبارزان جهادی و  بیشتر از همه به اخوان المسلمین نزدیک شد. زیرا اخوان المسلمین تا حدود زیادی دشمن رژیم های سنتی منطقه است.

به خصوص قرضاوی و  بعضی از رهبران اخوان المسلمین را به قطر دعوت کرد که شیخ یوسف قرضاوی امروز به مفتی قطر معروف است. شیخ قرضاوی تا حدود زیادی سلفی سیاسی انقلابی و مخالف کمپ دیود و سازش بود و بر ضد منافع آمریکا و ضد اسرائیلی ها شعارهای بسیاری می داد، اما در تحولات بعد از سرنگونی صدام و ایجاد دولت شیعی عراق و سپس در دفاع از اخوان المسلمین سوریه روش دیگری در جهت مخالفت با منافع ایران در پیش گرفت.

 بنابراین، اختلافات امارات با قطر علاوه بر اختلافات مرزی در خصوص نوع برداشت آن ها از اخوان المسلمین و نوع حمایت آن ها از فلسطینی ها و نوع نگاه آن ها به اسرائیل نیز هست. به طوری که بدترین بحران در روابط قطر با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در حدود دو سال پیش اتفاق افتاد که پنج کشور شورای همکاری خلیج فارس، سفرای خود را از قطر فرا خواندند و پیش بینی می شد که شورای همکاری خلیج فارس از هم فرو پاشد.

اما با وساطت های مختلف منطقه ای و لابی غربی که شد، مجددا عربستان، امارات و بحرین به دلیل منافع خود و ایجاد وحدت مجدد بین کشورهای عربی و ترس از ایران، اختلافات را کنار گذاشتند و با قطر مدارا کردند. اما اختلافات عمیقی بین قطر و کشورهای عربستان، بحرین و امارات وجود دارد. قطر سعی کرده است در راستای اهداف خود با ایران روابط دوستانه ای داشته باشد.

امارات دو سال قبل، قطر را متهم به همدستی با گروهی از اخوان المسلمین کرد که قصد سرنگونی دولت امارات را داشتند. اختلافات به قدری عمیق شد که فرمانده نظامی امارات آقای ژنرال زاهی خلفان اعلام کرد که قطر جزئی از خاک امارات است و امارت هشتم امارات متحده است و تهدید کرد که باید قطر را به امارات ملحق کنند. زاهی خلفان صحبت های معروفی علیه قطر، کویت و ایران دارد.

قطر و امارات همچنین یکدیگر را متهم می کنند که به سازمان های بین المللی پول های کلانی داده اند که علیه آن ها تبلیغ کنند. در سال ۲۰۱۴، بطور نمونه  امارات سه میلیون دلار به یک لابی داده تا در شبکه ای مطالعاتی به نام حق توسعه و حقوق بشر علیه وضعیت حقوق بشر در قطر گزارش تهیه کند و علیه قطر تبلیغ کنند و درجه قطر را به پایین ترین رتبه یعنی ۹۷ در بین کشورها ببرند، در مقابل جایگاه حقوق بشر  در امارات را زیبا جلوه دهند و به آن درجه چهاردهم را بدهند.

همچنین گفته شده است که امارات پول های زیادی داده است تا علیه وضعیت حقوق بشر کارگران در قطر و کسانی که در ساختن ورزشگاه ها برای فیفا ۲۰۲۲ کار می کنند، گزارش تهیه کنند و اعلام کنند که قطر شایستگی میزبانی بازی های ۲۰۲۲ را ندارد.

علاوه بر مسائل ایدئولوژیکی و رقابت های سیاسی و اقتصادی منطقه ای، امارات با قطر اختلافات مرزی عمده ای نیز داشت که در مورد خور العدید بود که البته سعی کرد این اختلاف را در سال ۱۹۷۴ حل کند، اما همچنان به عنوان آتش زیر خاکستر باقی مانده است، امارات در قراردادی سری این منطقه را به عربستان واگذار کرد.

به موجب این قرارداد، عربستان در ازای آن خور که به نوعی عربستان را همسایه جنوبی قطر می کرد، منطقه بریمی را در مرز عمان به امارات واگذار کرد که منطقه العین امروزی است. قرارداد ۱۹۷۴ تبادل مرزی که بر اساس آن، عربستانی ها منطقه بریمی را به امارات دادند و بخش جنوب قطر را از امارات گرفتند، در شورای مشورتی امارات تصویب نشده است، به همین دلیل این اختلاف میان عربستان، قطر و امارات باقی مانده است. یعنی خور جنوب شرقی قطر موضوع اختلاف و منطقه تلاقی منافع سه کشور قطر و عربستان و امارات است.

امارات با عمان نیز مشکل اساسی دارد، اما این مشکل خاموش است.. مشکل منطقه بزرگ مُسَندَم است. مرزبندی استعماری سرزمین امارات بگونه ای است که از داخل خاک عمان به دریای عمان نیز وصل است و این باعث شده که ایالت  مُسَندَم عمان کاملا از سرزمین اصلی عمان جدا افتاده است یعنی بخشی از امارات در داخل عمان قرار گرفته. لذا بطور طبیعی امارات و عمان بر سر این مناطق اختلاف جدی دارند.

در واقع بطور قانونی و تاریخی تمام سواحل دریای عمان به دولت عمان تعلق داشته است ولی استعمار انگلیس بخشی از سرزمین عمان را به امارات واگذار کرده است. البته بحث های زیادی نیز برای حل قضیه و معاوضه این مناطق نیز مطرح شده است.

حتی گاهی شایعه ای از طرف خود اماراتی ها یا عمانی ها مطرح شده بود که قرار شده است، ایران جزایر سه گانه را به امارات بدهد و در عوض مسندم را که مشرف بر تنگه هرمز هست را تحویل بگیرد، چنین پیشنهادی شایعه ای بیش نبود؛ اما خود اماراتی ها به این شایعه دامن زده بودند.

اختلافات امارات با ایران

اختلافات امارات با ایران بسیار معروف است. سه جزیره تنب بزرگ، کوچک و بوموسی(گپ سوز) سابقه تاریخی طولانی تحت حاکمیت ایران داشتند، در عصر استعمار از ایران جدا شد و به این دلیل که استعمار آن را از ایران جدا کرده بود، لذا طبق قوانین بین الملل و یا اعلامیه حق تعیین سرنوشت و یا اعلامیه حق تعیین سرنوشت مستعمرات یا اعلامیه و قطعنامه ۱۵۱۴ سازمان ملل باید آن را به ایران برمی گرداند.  ایران در راستای همین موضوع با استعمار انگلیس مذاکرات طولانی داشت و در نهایت بعد از چند سال گفتگو با ویلیام لوس نماینده تام الاختیار انگلیس و شیخ نشینها این اراضی قانونا و مطابق حقوق بین الملل به ایران مسترد شد.

اما رهبران امارات متحده فعلی کاری به سوابق تاریخی و حقوقی ندارد و معتقد است در زمانی که انگلیس، مستعمرات سابق را ترک کرده است، این سه جزیره را انگلیس به نمایندگی از شیخ راس الخیمه و شیخ ابوظبی اداره می کرده است و باید در زمان ترک آن جا، این سه جزیره را به این دو شیخ واگذار می کرده است و نه ایران.

البته این دعوایی است که چه از نظر مستندات حقوقی و چه از نظر مستندات تاریخی، امارات هیچ برگ برنده ای بنفع خود ندارد و حاکمیت ایرانی بر جزایر قطعی است، اما اختلافی در تفسیر مالکیت بر قسمت جنوبی بوموسی در یادداشت تفاهم ۱۹۷۱ وجود دارد که اگر تفسیر با حسن نیت طرفین انجام شود قابل حل است.

در همین راستا صدام حسین قصد داشت با برگ امارات در مورد سه جزیره ایران را تحت فشار قرار دهد و قبل از اینکه به مرزهای خشکی ایران حمله کند به امارات و عمان پیشنهاد داده بود که با عراق همکاری کنند تاجزایر سه گانه را اشغال کند اما امارات این پیشنهاد را رد کرده بود.

 گذشته از این امارات در ۲۰ سال گذشته با ایران چالش داشته و دوستی های خود را بر این اساس تنظیم کرده است و بطور کامل در محور عربستان چرخیده است. امارات نسبت به روابط دوستانه ایران با دولتهای عراق حساسیت داشته و این گونه روابط را دخالت ایران در عراق دانسته است.

امارات در جنگ یمن و سوریه نیز مواضعی در راستای اهداف عربستان و در مخالفت با ایران داشته است. در این میان تا چندی قبل نوع اختلاف ایران و امارات با نوع اختلاف ایران و عربستان بکلی متفاوت بود یعنی امارات می گفت اگر ایران مشکل خود با ما را در رابطه با ابوموسی حل کند  ما دیگر با ایران مشکلی نداریم، اما اکنون در تبعیت از عربستان ادعاهای جدیدی دارد و  ایران را متهم  به صدور انقلاب و توسعه طلبی و دخالت در امور عربی می کند.

از: دکتر محمد عجم، کارشناس مسائل خلیج فارس

منبع: مرکز بین المللی مطالعات صلح، پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۵

۱۰۴۳

http://article.irna.ir/fa/c1_11196/

امارات در تکاپوی قدرت نمایی منطقه ای

ایرنا :

امارات بیشتر از حد و ظرفیت خود وارد این تحولات و بازی های منطقه ای شده است.

آنچه در ادامه می خوانید گفتگویی در همین باره با دکتر محمد عجم پژوهشگر حوزه خلیج فارس است:

پژوهشگر حوزه خلیج فارس تاکید کرد

امارات در تکاپوی قدرت نمایی منطقه ای

دوشنبه ۰۳ آبان ۱۳۹۵ ۱۲:۵۱ ب.ظ

رویکردها و اهداف مهم سیاست خارجی و منطقه ای امارات چیست؟

 امارات مانند سایر شیخ نشین های خلیج فارس فاقد قانون اساسی و پارلمان قانونگذار ملی است. بنابراین برنامه مکتوبی برای تعیین سیاست خارجی آن وجود ندارد، ولی بصورت تبلیغاتی، سیاست خارجی امارات مثل همه کشورها بر پایه دوستی و عدم مداخله در امور سایر کشورها، اقتصاد آزاد و زندگی و همزیستی مسالمت آمیز و احترام به قواعد بین المللی اعلام می شود. البته امارات عربی متحده، شامل ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، فجیره، راس‌الخیمه و ام‌القوین هرکدام در سیاستهای داخلی روش و تصمیم گیری های خاص خود را دارند، اما وجه مشترک همه این شیخ نشین ها حکومت اُلیگارشی غیر پاسخ گو است.  در این میان شورای عالی حکام که متشکل از هفت امیر است، رئیس دولت و کابینه را (که باید رئیس از خانواده شیخ  ابوظبی و نخست وزیر از خانواده شیخ دبی باشد که معمولا همان الیگارشی  موروثی ثروت و قدرت در دایره بسته  آن قرار دارند ) . انتخاب می‌کند. لذا قوه مقننه ، قضاییه و مجریه  امارات همان کابینه است. امارات با سازمان های بین المللی سیاسی و اقتصادی و با کشورهای غربی روابط بسیار خوبی دارد. اما وضعیت حقوق بشر در این شیخ نشین در سالهای اخیر مورد انتقاد بوده‌است. شهروندان هنوز حق انتخاب ، تصمیم سازی و مشارکت در امورسیاسی و عضویت در احزاب سیاسی را به دست نیاورده‌اند. در طول تاریخ این کشور تنها یک انتخابات فرمایشی در سال ۲۰۰۶ برگزار شده‌ و مجمع تشکیل شده بوسیله انتخابات هیچ گونه حق قانونگذاری ندارد. بلکه فقط مشورتی است. در سالهای اخیر دولت امارات بالاترین رقم را برای تاثیر گذاری بر دولت آمریکا بخصوص در جریان هزینه های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هزینه می کند. اکنون نیز امارات متحده عربی بسیاری از معاهدات بین‌المللی درباره حقوق کارگران و حقوق بشر را امضا نکرده‌ و در سالهای اخیر محدودیت‌های گسترده‌ای را برای آزادی سیاسی بوجود آورده‌است.

در ده سال اول تاسیس یعنی از ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۱ ، امارات در سطح منطقه ای و در سطح جهانی مطرح نبود. کشوری کوچک، فقیر و اقتصاد بسیار ضعیفی داشت. با شروع جنگ ایران و عراق، امارات، هم برای ایران و هم برای عراق اهمیت پیدا کرد وبه عنوان بازانداز و محل تجاری و مرکز  اقتصادی مهمی شد. برنامه های اقتصادی امارات و به طور کلی سیاست آن دولت درون گرا بود و به هیچ عنوان به دنیای بیرون توجهی نداشت. امارات رسما در جنگ ایران و عراقاعلان بی طرفی داشت، اما کمک های مالی بسیار زیادی به صدام می کرد، وقتی صدام کویت را اشغال کرد، امارات به طور رسمی همراه با عربستان و ائتلاف غربی بر علیه صدام وارد شد.

از سال ۱۹۸۰ که شورای همکاری خلیج فارس تشکیل شد امارات در راستای اهداف این تشکل با کشورهای عربی بخصوص عربستان هماهنگی و همراهی کامل داشت. اما در مسائل دو جانبه با اعضای این شورا اختلافات درون گروهی داشت. از جنگ دوم خلیج فارس (که آمریکایی ها، کشورهای عربی را برای باز پس گیری کویت بسیج کردند) امارات اولین بار در سطح فرامنطقه ای مطرح شد و برای پوشش اخبار جنگ نماینده رسانه های گروهی جهان در دبی و ابوظبی مستقر شدند.

نوع اختلافات امارات باسایر کشورهای عربی منطقه در حوزه های اقتصادی‏ سیاسی‏ امنیتی و بین المللی چیست؟

پس از جنگ ایران و عراق یکسری اختلافات و چالشها بین کشورهای شورای همکاری بروز کرد و اختلافاتی در زمینه رقابت های اقتصادی و سیاسی مشهود بود. امارات با ایران روابط خوبی داشت اما این روابط حسنه خوشایند عربستاننبود امارات مورد انتقادات داخلی و درون شورایی بود و در نهایت با موضوع برخورد ایران با کشتی اماراتی خاطر ، روابط دو کشور مقداری جنبه های منفی به خود گرفت. در همین دوران آقای هاشمی رفسنجانی تهدید کرد که امارات برای گرفتن جزایر ایرانی باید از دریای خون گذر کند. امارات نیز در همراهی با عربستان و در تضعیف جایگاه ایران از دولت زورمدار طالبان افغانستان حمایت مالی و لجستیکی می کرد.

نگاه امارات به تحولات و بحران های عربی منطقه و بازیگران منطقه ای و بین المللی چه همانندی ها و تفاوت هایی با دیگر بازیگران عربی دارد؟

اگر قطر و عمان را جدا فرض کنیم، امارات در نگاه به بحران ها تفاوت چندانی با سایر کشورهای عربی شورای همکاری نداشته است. یعنی درهمراهی و تبعیت  از عربستان بدنبال مداخله و داشتن نقش در امور کشورهای عربی است. و از طرف دیگر تابع دولتهای غربی و آمریکا است. در این بین اگر شناخت کاملی از مواضع و سیاستهای عربستان داشته باشید خواهید یافت که امارات نیز در تحولات منطقه ای سالهای اخیر تماما با مواضع عربستان همراه  بوده است. البته با ادعای اینکه در راستای اهداف و تصمیمات شورای همکاری خلیج فارس گام برمی دارند. تحولات عمده ای که در روابط ابوظبی و کشورهای عربی و بازیگران منطقه ای در دو سال گذشته روی داده است، می توان گفت که مشارکت بی سابقه امارات در همکاری با عربستان در بحران های منطقه به خصوص در قضیه یمن است. امارات بیشتر از حد و ظرفیت خود وارد این تحولات و بازی های منطقه ای شده است. در حالی که خود عربستانی ها و اماراتی ها همواره بهقطر ایراد می گرفتند که چرا قطر پای خود را از گلیم خود درازتر کرده است و بیشتر از حد  و اندازه  و توان خود در سطح منطقه ای و جهانی در حال بازیگری است و باید درچار جوب تصمیمات شورای همکاری عمل کند. اما اکنون امارات هم برای این که از قطر عقب نیفتد، به عنوان بازیگری خیلی جدی در دو سال گذشته وارد صحنه منطقه ای شده است و در تحولات یمن نقش خیلی فعالی دارد و هزینه سنگینی در ائتلاف عربستان علیه دولت یمن می پردازد و علیه حوثی ها هم از نظر پول، کمک نظامی و سرباز مشارکت دارد. در واقع امارات تقریبا پنج، شش سالی است که به طور کامل در محور عربستان قرار گرفته و به طور کامل حول محور عربستان می چرخد. یعنی به طور کامل در اختیارعربستان قرار دارد و عربستان را علی رغم اختلافات مرزی و تاریخی، به عنوان برادر بزرگ تر خود پذیرفته است و در حال حاضر منافع خود را در این دیده است که در قضایای سوریه، مصر و یمن و عراق به طور کامل با عربستان همسو باشد. عربستان مایل است که به طور کامل امارات با عربستان همراهی کند و هر زمانی که عربستان لفاظی و فحاشی خود را علیه ایران تند می کند، امارات نیز همین کار را انجام دهد. اما امارات به دلایلی نمی تواند در رابطه با ایران بطور کامل همسو با عربستان پیش رود و این موضوع تا حدودی نیز موجب رنجش عربستانی ها بوده است. امارات متحده در بسیاری از موضوعات مربوط به ایران نمی تواند با عربستان همکاری کند، دلیل آن هم وابستگی شدید اقتصادی، نزدیکی به مرزهای ایران، آسیب پذیری بیشتر امارات در برابر ایران و موضوعات دیگری است که امارات ملاحظاتی دارد و سعی می کند روابط خود را با ایران در حدی که عربستان مایل است قطع نکند، یعنی علی رغم فشار زیادی که عربستان به کشورهای عربی برای قطع روابط با ایران وارد کرد، امارات در این مورد از عربستان پیروی نکرد که این موضوع ممکن است به دلیل موقعیت استراتژیک و مسائل دیگر مربوط به منافع خود امارات باشد.

آینده نوع همگرایی ها و اختلافات وتنش امارات با کشورهای عربی و منطقه را با چه سناریوهایی میتوان مد نظر قرار داد؟

در آینده نزدیک امارات همچنان در محور تصمیمات شورای همکاری خلیج فارس عمل خواهد کرد. و در این راستا مجبور از تبعیت از برادر بزرگتر (عربستان)  است. موضوع دخالت در امور داخلی یمن و اشغال یمن توسط ائتلاف عربی موضوع مهمی است که در آینده روابط کشورهای عربی خیلی مهم خواهد بود.  باید ایران سیاست مداراگرایانه خود را ادامه دهد. موضوع یمن یک جنگ عربی – عربی است و رقابت های درون عربی است و خود کشورهای عربی باید برای حل سیاسی و مسالمت آمیز آن کمک کنند. ایران در این بحران منافع چندانی ندارد و در شروع این بحران هم نقشی نداشته است ولی ناچار است در بعد انسانی و حقوق بشر دوستانه به مردم مظلوم و ستم دیده یمن کمک کند. یمن نمی خواهد که سلطه و هژمونی  عربستان را بپذیرد  و می خواهد دولت مستقل داشته باشد اما عربستان سعی کرده است از طریق کمک مالی دولتهای یمن را دست نشانده خود نگهدارد.

منبع: مرکز مطالعات صلح

http://www.scfr.ir/fa/امارات-در-تکاپوی-قدرت-نمایی-منطقه-ای

 

مقالات ایرنا

اختلافات و چالش های امارات با کشورهای همسایه

اختلافات و چالش های امارات با کشورهای همسایه

یکی از مشکلات همه کشورهای عربی خلیج فارس بحران هویت است و در امارات بیشتر مشهود است. از جمعیت ۹ میلیونی آن فقط یک و نیم میلیون (حدود ۱۶ درصد) بومی هستند. این جمعیت اندک نیز در تصمیم گیری ها مانند سایر اتباع بیگانه چندان نقشی ندارند.

اختلافات و چالش های امارات با کشورهای همسایه

چالش های فراروی امارات

یکی از مشکلات همه کشورهای عربی خلیج فارس بحران هویت است و در امارات بیشتر مشهود است. از جمعیت ۹ میلیونی آن فقط یک و نیم میلیون (حدود ۱۶ درصد) بومی هستند. این جمعیت اندک نیز در تصمیم گیری ها مانند سایر اتباع بیگانه چندان نقشی ندارند. دخالت امارات در جنگ یمن و سوریه برای این کشور هزینه هایی را بار کرده که چالش اقتصادی و کسری بودجه را بهمراه دارد و یکی از چالش های آینده امکان فروپاشی اقتصاد امارات است.

امارات اگرچه خود را از وابستگی محض به نفت رهانیده ولی دخالت امارات در بحران های منطقه ای برای این کشور چند ملیتی مشکل ساز است و چالش های داخلی و شکاف داخلی ایجاد خواهد کرد. اکنون نیز امارات بیشترین حجم روابط تجاری و نظامی را با فرانسه – انگلستان – آلمان و هند دارد.

خریدهای نجومی تسلیحاتی از فرانسه و امریکا و پایگاههای نظامی امریکا و فرانسه در امارات مشکلات داخلی امارات را تشدید می کند. امارات دارای چالش های جدی حقوق بشری است و در جریان بیداری اسلامی یا بهار عربی در آستانه یک بحران جدی قرار گرفت. صدهها نفر دستگیر و بیشتر ۱۰۰ نفر در این واقعه شکنجه شدند. اما به برکت حمایت رسانه های غربی امارات از این چالش بزرگ رهانیده شد. چنانچه دادگاههای شریعت این کشور متهم است که مجازاتهای سخت و بدون ضابطه اجرا می کند. هزاران شیعه و افراد ناراضی که حتی متولد امارات بوده اند از این کشور اخراج شدند.

 

اختلافات و چالش های امارات با کشورهای همسایه

تمام کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با هم اختلافاتی دارند، عاملی که آن ها را ظاهرا متحد کرده است، توهم ترس از ایران (و به اصطلاح آنها توسعه طلبی فارسی!)  است و بخش دیگر آن هم ترس از گروه های جهادی افراطی مانند داعش است.

در واقع امارات با چهار کشور مرز آبی و خشکی دارد: عربستان، قطر، عمان و ایران. امارات با تمام این چهار کشور نیز اختلافات مرزی دارد، لذا باید اختلافات دوجانبه این کشورها را با هم جداگانه بررسی نمود.

در بین تمام این کشورها امارات بیشترین اختلاف را با قطر دارد. مشکلات امارات با قطر، فقط مرزی نیست، بلکه اختلافات ایدئولوژیکی، سیاسی و قبیله ای و قومی هم هست. قبایلی که امروزه در داخل جغرافیای هفت شیخ نشین امارات قرار می گیرند سابقه نزاع و دعواهای حداقل دویست ساله با قطر دارند.

به خصوص، این اختلافات پس از اینکه حمد بن خلیفه، پدر خود را از طریق کودتا از قدرت برکنار کرد  سه کشور بحرین، امارات و عربستان به شدت علیه این کودتا اقدام کردند و آن را محکوم کردند و سعی کردند در کودتایی نافرجام، یک سال بعد شیخ خلیفه را دوباره به قدرت برسانند و حمد (امیر قبلی) را از کار برکنار کنند.

این دعواها، اختلافات و سو ظن ها  بین شیخ حمد و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را عمیق کرد  و در مقابل شیخ حمد سعی کرد با حمایت از فلسطینی های ضد عربستانی و دفاع از آرمان فلسطین  نوعی انقلابی گری در مقابل شیخ نشین های سنت گرای عربستان و بحرین انجام دهد و به صدام حسین، حماس و گروه های مبارز فلسطینی بسیار نزدیک شد و به آن ها کمک مالی کرد.

نزدیک شدن قطر به فلسطینی ها، حماس، اخوان المسلمین و گروه های جهادی به خصوص القاعده بیشتر از آن که از ایمان و اعتقادات دینی رهبران قطر برخیزد، به خاطر رقابت و ضدیت با امارات و عربستان است.

عربستان و امارات که خود از شکل گیری طالبان حمایت کرده بودند از ۲۰۰۱ در نابودی آنها با آمریکا همراه شدند.  قطر سعی کرد که جای  آنها را در حمایت از آن ها بگیرد و به نوعی در خفا با مبارزان جهادی و  بیشتر از همه به اخوان المسلمین نزدیک شد. زیرا اخوان المسلمین تا حدود زیادی دشمن رژیم های سنتی منطقه است.

به خصوص قرضاوی و  بعضی از رهبران اخوان المسلمین را به قطر دعوت کرد که شیخ یوسف قرضاوی امروز به مفتی قطر معروف است. شیخ قرضاوی تا حدود زیادی سلفی سیاسی انقلابی و مخالف کمپ دیود و سازش بود و بر ضد منافع آمریکا و ضد اسرائیلی ها شعارهای بسیاری می داد، اما در تحولات بعد از سرنگونی صدام و ایجاد دولت شیعی عراق و سپس در دفاع از اخوان المسلمین سوریه روش دیگری در جهت مخالفت با منافع ایران در پیش گرفت.

 بنابراین، اختلافات امارات با قطر علاوه بر اختلافات مرزی در خصوص نوع برداشت آن ها از اخوان المسلمین و نوع حمایت آن ها از فلسطینی ها و نوع نگاه آن ها به اسرائیل نیز هست. به طوری که بدترین بحران در روابط قطر با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در حدود دو سال پیش اتفاق افتاد که پنج کشور شورای همکاری خلیج فارس، سفرای خود را از قطر فرا خواندند و پیش بینی می شد که شورای همکاری خلیج فارس از هم فرو پاشد.

اما با وساطت های مختلف منطقه ای و لابی غربی که شد، مجددا عربستان، امارات و بحرین به دلیل منافع خود و ایجاد وحدت مجدد بین کشورهای عربی و ترس از ایران، اختلافات را کنار گذاشتند و با قطر مدارا کردند. اما اختلافات عمیقی بین قطر و کشورهای عربستان، بحرین و امارات وجود دارد. قطر سعی کرده است در راستای اهداف خود با ایران روابط دوستانه ای داشته باشد.

امارات دو سال قبل، قطر را متهم به همدستی با گروهی از اخوان المسلمین کرد که قصد سرنگونی دولت امارات را داشتند. اختلافات به قدری عمیق شد که فرمانده نظامی امارات آقای ژنرال زاهی خلفان اعلام کرد که قطر جزئی از خاک امارات است و امارت هشتم امارات متحده است و تهدید کرد که باید قطر را به امارات ملحق کنند. زاهی خلفان صحبت های معروفی علیه قطر، کویت و ایران دارد.

قطر و امارات همچنین یکدیگر را متهم می کنند که به سازمان های بین المللی پول های کلانی داده اند که علیه آن ها تبلیغ کنند. در سال ۲۰۱۴، بطور نمونه  امارات سه میلیون دلار به یک لابی داده تا در شبکه ای مطالعاتی به نام حق توسعه و حقوق بشر علیه وضعیت حقوق بشر در قطر گزارش تهیه کند و علیه قطر تبلیغ کنند و درجه قطر را به پایین ترین رتبه یعنی ۹۷ در بین کشورها ببرند، در مقابل جایگاه حقوق بشر  در امارات را زیبا جلوه دهند و به آن درجه چهاردهم را بدهند.

همچنین گفته شده است که امارات پول های زیادی داده است تا علیه وضعیت حقوق بشر کارگران در قطر و کسانی که در ساختن ورزشگاه ها برای فیفا ۲۰۲۲ کار می کنند، گزارش تهیه کنند و اعلام کنند که قطر شایستگی میزبانی بازی های ۲۰۲۲ را ندارد.

علاوه بر مسائل ایدئولوژیکی و رقابت های سیاسی و اقتصادی منطقه ای، امارات با قطر اختلافات مرزی عمده ای نیز داشت که در مورد خور العدید بود که البته سعی کرد این اختلاف را در سال ۱۹۷۴ حل کند، اما همچنان به عنوان آتش زیر خاکستر باقی مانده است، امارات در قراردادی سری این منطقه را به عربستان واگذار کرد.

به موجب این قرارداد، عربستان در ازای آن خور که به نوعی عربستان را همسایه جنوبی قطر می کرد، منطقه بریمی را در مرز عمان به امارات واگذار کرد که منطقه العین امروزی است. قرارداد ۱۹۷۴ تبادل مرزی که بر اساس آن، عربستانی ها منطقه بریمی را به امارات دادند و بخش جنوب قطر را از امارات گرفتند، در شورای مشورتی امارات تصویب نشده است، به همین دلیل این اختلاف میان عربستان، قطر و امارات باقی مانده است. یعنی خور جنوب شرقی قطر موضوع اختلاف و منطقه تلاقی منافع سه کشور قطر و عربستان و امارات است.

امارات با عمان نیز مشکل اساسی دارد، اما این مشکل خاموش است.. مشکل منطقه بزرگ مُسَندَم است. مرزبندی استعماری سرزمین امارات بگونه ای است که از داخل خاک عمان به دریای عمان نیز وصل است و این باعث شده که ایالت  مُسَندَم عمان کاملا از سرزمین اصلی عمان جدا افتاده است یعنی بخشی از امارات در داخل عمان قرار گرفته. لذا بطور طبیعی امارات و عمان بر سر این مناطق اختلاف جدی دارند.

در واقع بطور قانونی و تاریخی تمام سواحل دریای عمان به دولت عمان تعلق داشته است ولی استعمار انگلیس بخشی از سرزمین عمان را به امارات واگذار کرده است. البته بحث های زیادی نیز برای حل قضیه و معاوضه این مناطق نیز مطرح شده است.

حتی گاهی شایعه ای از طرف خود اماراتی ها یا عمانی ها مطرح شده بود که قرار شده است، ایران جزایر سه گانه را به امارات بدهد و در عوض مسندم را که مشرف بر تنگه هرمز هست را تحویل بگیرد، چنین پیشنهادی شایعه ای بیش نبود؛ اما خود اماراتی ها به این شایعه دامن زده بودند.

اختلافات امارات با ایران

اختلافات امارات با ایران بسیار معروف است. سه جزیره تنب بزرگ، کوچک و بوموسی(گپ سوز) سابقه تاریخی طولانی تحت حاکمیت ایران داشتند، در عصر استعمار از ایران جدا شد و به این دلیل که استعمار آن را از ایران جدا کرده بود، لذا طبق قوانین بین الملل و یا اعلامیه حق تعیین سرنوشت و یا اعلامیه حق تعیین سرنوشت مستعمرات یا اعلامیه و قطعنامه ۱۵۱۴ سازمان ملل باید آن را به ایران برمی گرداند.  ایران در راستای همین موضوع با استعمار انگلیس مذاکرات طولانی داشت و در نهایت بعد از چند سال گفتگو با ویلیام لوس نماینده تام الاختیار انگلیس و شیخ نشینها این اراضی قانونا و مطابق حقوق بین الملل به ایران مسترد شد.

اما رهبران امارات متحده فعلی کاری به سوابق تاریخی و حقوقی ندارد و معتقد است در زمانی که انگلیس، مستعمرات سابق را ترک کرده است، این سه جزیره را انگلیس به نمایندگی از شیخ راس الخیمه و شیخ ابوظبی اداره می کرده است و باید در زمان ترک آن جا، این سه جزیره را به این دو شیخ واگذار می کرده است و نه ایران.

البته این دعوایی است که چه از نظر مستندات حقوقی و چه از نظر مستندات تاریخی، امارات هیچ برگ برنده ای بنفع خود ندارد و حاکمیت ایرانی بر جزایر قطعی است، اما اختلافی در تفسیر مالکیت بر قسمت جنوبی بوموسی در یادداشت تفاهم ۱۹۷۱ وجود دارد که اگر تفسیر با حسن نیت طرفین انجام شود قابل حل است.

در همین راستا صدام حسین قصد داشت با برگ امارات در مورد سه جزیره ایران را تحت فشار قرار دهد و قبل از اینکه به مرزهای خشکی ایران حمله کند به امارات و عمان پیشنهاد داده بود که با عراق همکاری کنند تاجزایر سه گانه را اشغال کند اما امارات این پیشنهاد را رد کرده بود.

 گذشته از این امارات در ۲۰ سال گذشته با ایران چالش داشته و دوستی های خود را بر این اساس تنظیم کرده است و بطور کامل در محور عربستان چرخیده است. امارات نسبت به روابط دوستانه ایران با دولتهای عراق حساسیت داشته و این گونه روابط را دخالت ایران در عراق دانسته است.

امارات در جنگ یمن و سوریه نیز مواضعی در راستای اهداف عربستان و در مخالفت با ایران داشته است. در این میان تا چندی قبل نوع اختلاف ایران و امارات با نوع اختلاف ایران و عربستان بکلی متفاوت بود یعنی امارات می گفت اگر ایران مشکل خود با ما را در رابطه با ابوموسی حل کند  ما دیگر با ایران مشکلی نداریم، اما اکنون در تبعیت از عربستان ادعاهای جدیدی دارد و  ایران را متهم  به صدور انقلاب و توسعه طلبی و دخالت در امور عربی می کند.

از: دکتر محمد عجم، کارشناس مسائل خلیج فارس

منبع: مرکز بین المللی مطالعات صلح، پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۵

۱۰۴۳

. انتهای پیام /*

عجم:بهبود رابطه با مصر به فاصله تغییر نام یک خیابان بود

خبر آنلاین:

عجم در گفتگو با خبر آنلاین:بهبود رابطه با مصر به فاصله تغییر نام یک خیابان بود

مصر با ایران هراسی عربستان همراه نیست | اخوان المسلمین در ایران پایگاه قوی ندارد

بین الملل > خاورمیانه – دکتر محمدعجم پژوهشگر و کارشناس خلیج فارس در خصوص تغییرات در سیاست خارجی مصر معتقد است که نباید دچار خوش بینی و هیجان شد.

زهره نوروزپور: پس از حمله عربستان به یمن موسوم به طوفان قاطعیت، مصر از اعزام نیروی زمینی به یمن سرباز زد، شروعی بود برای آغاز اختلافات دو کشور چرا که پس از آن عربستان صادرات نفت ارزان خود به مصر را متوقف کرد، در این میان رسانه های عربی خصوصا رسانه های داخل مصر در مقالات و گزارش های اخیر خود خبر از چرخش مصر به سمت روسیه و ایران می دهند، چرا که معتقدند مواضع قاهره در خصوص سوریه و یمن به مواضع مسکو و تهران نزدیکتر است، در این باره با دکتر محمد عجم پژوهشگر و کارشناس خلیج فارس و خاورمیانه گفتگو کرده ایم که از نظر می گذرانید:

روابط مصر و عربستان چه طور به این سطح رسید با توجه به اینکه سعودی ها خودشان در انقلاب دوم سیسی را به قدرت رساندند.
درست نیست که بگوییم این سعودی ها بودند که ژنرال سیسی را به قدرت رساندند، توضیح بسیار مفصلی دارد. رسانه های ایران نقش عربستان را در این قضیه بزرگ کردند. البته ژنرال سیسی چون از سوی غرب مورد استقبال واقع نشد به عربستان روی آورد عربستان فکر می کرد که می تواند نقش برادر بزرگتر را برای قاهره بازی کند، این توقعش بیجا بود. می دانید اخوان و مرسی با اکثریت ضعیفی پیروز شدند و نخبگان فرهنگی و اقتصادی  با او همراه نبودند، صنعت درآمد زای توریسم در مصر لطمه خورد و مشخص بود که اخوانی ها بدون تجربه و آمادگی قدرت را بدست گرفته اند،  مردم مصر نمی توانستند منتظر وعده های خیالی بهبود اقتصادی بمانند، مردم به خیابان ها آمدند و انقلاب دومی در حال شکل گیری بود و مرسی در این موج دوم انقلاب کنار گذاشته شد. مصری ها اعتقادی ندارند که این کودتا بود.

در ابتدا وقتی بهار عربی از تونس و مصر شروع شد عربستان ناراحت و نگران بود. تلویزیون الجزیره نقش بارزی در تحریک افکار عمومی مردم و کشاندن آنها به صحنه داشت و در مقابل تلویزیون العربیه در رقابت و ضدیت با الجزیره حداقل در مورد مصر تلاش می کرد که نقش تحریک کننده الجزیره را خنثی کند.

اما وقتی بهار عربی به لیبی و سپس سوریه رسید عربستان و شبکه العربیه خوشحال و فعال شد، چراکه قذافی دشمن لجوج حکام عربستان بود. وقتی حسنی مبارک سقوط کرد عربستان با این موج همراه شد،  اخوانی ها به قدرت رسیدند و عربستانی ها آنچنان ناراضی نبودند،اتفاقا با انها روابط خوبی هم داشتند، علی رغم اینکه اخوان المسلمین از اینکه سال های متمادی عربستان از حکومت مبارک وسرکوب های او پشتیبانی کرده بودند ناراحت بودند. عربستان هیچگاه از دولت مرسی خشمگین نبود، وقتی که  دولت مرسی سرنگون شد و به قیام دوم منجر شد که اخوان سقوط کرد، عربستان استقبال کرد. سعی کرد روابط سابق مانند دوران حکومت مبارک را با حکومت سیسی زنده  کند. ابتدای کار خوب پیش رفت، به خصوص زمانی که ملک سلمان  به مصر سفر کرد و چندین قرارداد نظامی، امنیتی، اقصادی و واگذرای دو جزیره را در خلیج عقبه(عربه) به امضا رساندند. خیلی ها فکر می کردند که مصر و عربستان به سوی یک اتحاد استراتژیک پیش می روند.

کسانی که در واقع فراز و نشیب های روابط عربستان و مصر را می دانند و از پیچیدگی های آن آگاه هستند، به این مساله واقف هستند که روابط استراتژیکی که عربستان قصد دارد با مصر داشته باشد به این سادگی امکان پذیر نیست، چرا که عربستان بخصوص امروزه یک چهره زیبا  و با نفوذی نزد افکار عمومی مصر ندارد نزد افکارعمومی  جامعه عربی هم چهره جذابی ندارد در دنیای غرب، هم این چهره نازیبا است.

دیگر اینکه اولویت هایی که مصر در درجه اول برای خودش دارد با اولویت های عربستان به کلی متفاوت است.اولویت اول عربستان در منطقه، ایران هراسی، تضعیف ایران و متحدین عرب ایران است به خصوص سرنگونی بشاراسد، مهار حزب الله و سرکوب شیعیان عرب، در حالی که برای مصراولویت ساماندهی اقتصاد کشور و جلب سرمایه گذار و اولویت بهبود روابط با غرب و آمریکا و روابط با اتحادیه آفریقا است.

حضور رئیس جمهور مصر در کنار الجزایر و آفریقای جنوبی در اجلاس گینه بیسائو(سران آفریقا- عرب) و عدم همراهی با عربستان و مراکش در تحریم این اجلاس ( سعودی بحرین و امارات و قطر و یمن و اردن در ضدیت با استقلال طلبی صحرای باختری اجلاس را تحریم کردند) مصر بر خلاف مواضع تخریبی عربستان و قطر، مواضع مسئولانه  در سوریه، لبنان، عراق، یمن و لیبی اتخاذ کرده است.  مصر ملتی است که غرور تاریخی دارد، به نقش تمدنی و اینکه مصر همیشه خودش را رهبر جهان عرب و محور تمدن عرب می داند در اولویت نخست قرار دارد. مصر در گذشته نگاه تحقیر آمیزی به عرب های خلیج فارس داشته است، در واقع نمی خواهد این نگاه برعکس شود. نمی خواهد عربستان نگاه تحقیر امیزی و احساس برادر بزرگتر بودن به مصر داشته باشد چرا که در حال حاضر مصری ها به پول و سرمایه نیاز دارند و سعودی ها  پول دارند. مصری ها روحیه ضد استعماری دارند. برای عربستان گرفتن و یا سعودی کردن دو جزیره صنافیر در اولویت فوری است در حالیکه مصر این موضوع تاریخی را می خواهد به آینده موکول کند.

از لحاظ تاریخی هم فراز و نشیب های روابط مصر و عربستان هم خیلی زیاد است، عربستان فقط با ایران شیعی مشکل ندارد با مصریها  هم مشکلات زیادی دارد،اگر به  ۲۰۰ سال پیش برگردیم، جنگ های وهابی ها و کشتاری که درکربلا کردند در سال ۱۸۰۰ تا ۱۸۲۰ در خط مقدم مبارزه با وهابی ها مصری ها بودند که بعد از شیعیان حضور داشتند.
در سالهای بعد هم همین طور بوده است.مشکلاتی که با جمال عبدالناصر داشتند، با رئیس جمهوری بعد از ناصر در قضیه کمپ دیوید، اینکه فکر کنیم روابط مصر و عربستان به گسست خیلی عمیقی منجر شده است بعید است، به این دلیل که  هر دو کشور فعلا به یکدیگر نیاز دارند.


آیا اعتراضات داخلی مصر نسبت به معیشت اقتصادی منجر به ظهور دوباره اخوانی ها خواهد شد چرا که در رسانه های عربی زمزمه هایی از حضور دوباره آنها شنیده می شود.یا اینکه مصر بار دیگر شاهد انقلابی دیگر خواهد بود؟حتی رسانه های داخلی هم در تحلیل های خود معتقدند مصر به انقلاب سوم خواهد کشید.

خیر، برای انقلابی دیگرشرایط لازم و مولفه های رهبری یک انقلاب در مصر وجود ندارد. اما ممکن است افرادی از اخوانی ها به خشونت و اسلحه روی آورندو یا به مسلحین بپیوندند. برای اینکه یک انقلاب و یا عصیان اجتماعی روی دهد به مجموعه حدود  ۲۰ عامل عینی و ذهنی نیاز است، فقط نارضایتی و یا اکثریت ناراضی نمی تواند انقلاب ایجاد کند سایر عوامل هم باید کم و بیش وجود داشته باشد اگر شما جریان بهار عربی را دنبال کنید موج اول این حرکت وقیام، توسط چپ ها،عدالت خواهان، جوانان، نیروهای دموکراسی خواه و زنان شروع شد. بعضی از آنها تحت تاثیر افکار اخوانی بودند اما خود تشکل اخوانی ها درواقع ابتدا تردید داشتند و با تاخیر به موج  ملحق شدند و از آن سواری گرفتند. اخوان المسلمین پدیده ای است که در واقع در تمام تحولات یک قرن اخیر مصر نقش پررنگی داشته اند، نوع نگاه کشورها و دولتها به اخوان ، در اولویت بندی های دولت مصر یا در سیاست خارجی این کشور و ارتباط با کشورها نقش مهمی دارند. اینکه مثلا ایران و یا عربستان و یا هر کشور دیگری به اخوان چگونه نگاه می کند در روابط با دولت مصر موثر است.

لذا شناخت سیاست خارجی مصر بدون شناخت اخوان المسلمین امکان پذیر نیست. اگرچه اخوان المسلمین ان قدری که در جهان اسلام نفوذ دارد در خود مصر نفوذ ندارد. در همه کشورهای عربی شاخه ای از ان حزب یا طرفداران اندیشه های اخوان وجود دارد،احزاب اخوانی در بعضی کشورها بسیار قدرت دارند، اما درمصر قدرتمند نیستند. مثلا در مراکش حزب عدالت و توسعه دو دوره پشت سرهم در انتخابات اکثر آرا را به دست آورد و دولت  را در دست دارد. در ترکیه همینطور است،  یا در الجزایر اخوانی ها در آستانه پیروزی بودند که منجربه جنگ داخلی خونینی شد.
در کشورهای غیر عربی هم نفوذ دارند. اما در خود مصر علی رغم اینکه تشکیلات اصلی در خود مصر است به دلایل متعددی فاقد کاریزمایی است که قدرت را قبضه کنند.

به نظرم در همان دوره بیداری اسلامی، ظلم و ستم تاریخی ۵۰ ساله که بر اخوان المسلمین رفته بود، فقر، بی عدالتی، بیکاری و سرخوردگی از نظام شبه سلطنتی مبارک، موج عدالت جویی، پاکدستی و مبرا بودن اخوان از فسادهای نظام ، جو زدگی و احساسات عاطفی مردم همبستگی را با اخوان بیشتر می کرد.  ولی با توجه به تحولات غمبار و خونینی که در خاورمیانه اتفاق افتاده است، اکنون شانس اخوانی ها در مصر تقریبا بسیار پایین است. به خصوص اینکه گروه هایی خشن و ارتجاعی از درون اخوان المسلمین ظهور کردند، مثل گروه های خشونت طلب تکفیری که در قیام دهه ۱۳۷۰ الجزایر ظهور کردند، بطوریکه در جنگ داخلی الجزایر گروه “تکفیر و هجرت”و جهادی های تکفیری دیگر هزاران نفر را ناجوانمردانه  قتل عام کردند. روش خشونت آمیز و غیر انسانی آنها مانند داعش امروزی بود. یا القاعده که ابتدا با نام “عرب افغانها” شناخته می شد و بخشی از همان احزاب تکفیری در جنگ الجزایر آبدیده شدند ، تندروهای دیگر جهان اسلام ، از جمله داعش بنیانگذار اخوان المسلمین را مورد الهام و ستایش قرار می دهند، لذا این مسائل در خراب شدن چهره اخوان نقش بارزی داشته است و هرچقدر که اخوان المسلمین تلاش کند خود را  از این جنایتکارها مبرا بکند اما سرچشمه افکار به اخوان المسلمین و ایده  خلافت جهانی آنها بر می گردد.

بنا بر این درست است که مشکلات اقتصادی، فقر و بیکاری و حاشیه نشینی  بسیاری در مصر وجود دارد، اما فقط مشکل اقتصادی منجر به قیام و انقلاب نمی شود. برای اینکه قیامی دوباره صورت بگیرد، حداقل وجود بیست شرط عینی و ملموس مثل بیکاری، فقر، بی عدالتی، حکومت خودکامه و … و شرایط دیگری که ذهنی تلقی می شود مانند روحیه ایثار و فداکاری، مکتب فکری عدالتخواهانه و …. باید وجود داشته باشد.
دموکراسی خواهان، لیبرال ها و چپ ها که در قیام عربی شرکت داشتند، در حال حاضر انگیزه ای برای انقلاب دوباره ندارند، به دلیل اینکه از اخوان و یا به قدرت رسیدن انها و تندروهایی که زیر لوای انها شمشیر می زنند ترس و وحشت دارند. در مجموع باید گفت نه تحولاتی که معروف شد به بهار عربی ، یا بیداری اسلامی، در نهایت بضرر ایران بود و به خزان عربی تبدیل شد. اگر موج دیگری از بهار عربی هم شروع شود که تقریبا بعید و دور از واقعیت میدانی است اما در صورت اتفاق باز هم  بنفع ایران نخواهد بود.برای اینکه بازیگران متعدد و منافع پیچیده و متضاد و تضاد منافع وجود دارد.
حال که بحث اخوان المسلمین شد چقدر روابط ایران و مصر به آنها پیوند خورده است؟
بسیار زیاد. نه تنها  روابط ایران و مصر، بلکه روابط مصر با سایر کشورهای  منطقه هم به اخوان المسلمین پیوند خورده است. همین طور که در حال حاضربه روابط مصر و با قطر و ترکیه و تا حد کمتری به عربستان هم پیوند خوره است.
این پیوند از آنجایی ریشه دارد که مصری ها همیشه بعد از انقلاب اسلامی،  ایران را متهم می کردند به اینکه جمهوری اسلامی به اخوان المسلمین کمک می کند. این اتهام بی اساس از اینجا ریشه می گیرد که اخوان المسلمین از پیروزی انقلاب اسلامی استقبال کرد، البته گفتنی است که ناصری ها هم از پیروزی انقلاب اسلامی استقبال کردند. اندیشه های اخوان از زمان شهید نواب صفوی، از سوی بالاترین سطح از مقامات مذهبی و سیاسی ایران قبل و بعد از انقلاب مورد تقدیر و احترام بوده است. اندیشه های اسلام سیاسی انها در مجامع روحانی ومذهبی تقدیرو حتی تدریس می شد.

اخوان المسلمین به هرحال یک گروه مذهبی فراملی است. خودش را در در چارچوب مصر محدود نکرده  است، به طوری که حسن البنا بنیان گذار اخوان المسلمین اعتقاد داشت که ما یک امت اسلامی هستیم ولی قومیت عربی را هم قبول داریم، معتقد بود عربیت با اسلامیت یکی است و شعار او این بود که امت عربی اسلامی”من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی” امتداد دارد. که می توانم عین جمله حسن بنا را بخوانم که اعتقاد داشت :”التمسک بالعروبه والقومیه العربیه یجعل مصر أمهً تمتد جذورها من الخلیج الفارسی إلى المحیط الأطلسی”او اسلام و قومیت عربی را لازم و ملزوم می دانست. زیرا این دو  از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس را با مصر پیوند می داد.
به هرحال این شعار حسن البنا بود و بعد از ان این شعار به گونه دیگری در بین اخوان المسلمین مطرح شد، سید قطب می گفت که ما در واقع کشوری هستیم که خلافت اسلامی را تقدیر می کنیم، می گفت که ما از امت اسلامی هستیم  به معنای امت اسلامی صغیر و امت اسلامی کبیر، امت اسلامی صغیر من المحیط الاطلسی الی الخلیج فارسی هستند که امت عربی و اسلامی هستند ولی امت اسلامی کبیر از محیط تا محیط هستند، یعنی در واقع از محیط و اقیانوس اطلس تا سواحل اندونزی، چین، مالاوی و ان قسمت از شرق اسیا است .

البته جمال عبدالناصر شعار سید قطب را گرفت و گفت که ما قومیت عربی و مصر عربی هستیم (نه اسلامی)، اسلام در جای خود اما ما قوم عربی هستیم. ” امت عربی من المحیط الاطلسی حتی خلیج الفارسی” ،این شعار در مخالفت با ایده اخوان المسلمین بود و به شعار و سرود انقلابی تبدیل شد که امت عربی از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس است، در حالی که اخوان المسلمین، عرب و اسلام را با هم می خواستند که در نهایت  قومیت را به طور محدودی جدا کردند و کنار زدند، در واقع اصل را بر اسلامیت قرار دادند. ناصر قومیت عربی را با سوسیالیزم آمیخت اما بعد افراطیون قومیت عربی را به تنهایی منشا الهام قرار دادند و گفتند من الحیط الاطلسی الی خلیج العربی. بعضی از مقامات مصری ایران را متهم می ساختند که حتی مقاماتی که به مصر اعزام می کند به عنوان حافظ منافع  و یا مسئولیت های دیگرسابقه دوستی با اخوان المسلمین دارند و چرا برای حسن نیت افراد سکولار ! را برای منصب سفارتی در مصر نمیفرستد؟ مصر فعلی به هر حال بین سنگدان مشکلات اقتصادی و چکش اسلام گرایان قرار دارد. و عصای جادویی حل مشکل مفقود است.
مصرچگونه می تواند از این بحران نجات پیداکند؟
بر خلاف تبلیغات شبکه الجزیره، و یا بعضی تحلیل گران غربی، مصر درشرایط بحران جدی قرار ندارد. دولت سیسی حداقل این خوش شانسی را دارد که امروزه دنیا علاقه ای ندارد که مصر در بحران قرار بگیرد. نه برای امریکا نه برای رژیم غاصب صهیونیستی، نه برای ایران، برای هیچکدام از کشورهای منطقه بحرانی شدن مصر سودی ندارد. منافع منطقه در این است که مصر در جهت فعلی به سوی بهتر شدن وضع اقتصادی پیش برود و بتواند بر مشکلات اقتصادی خودش غلبه پیدا کند ، ناچار است یک رابطه متوازن با ایران ترکیه و عربستان برقرار کند، ایران هم قطعا علاقه ای ندارد که مصر را به جهت بحران پیش ببرد، یا به جهت ترغیب مصر به قطع رابطه با کشورها، تشویق کند.

مصر کشور بزرگی است، دولتمردان مصر افراد زیرکی هستند، فرهیختگان زیادی درمصر است، اندیشمندان زیادی در این کشور وجود دارد. آنها می توانند راه حل منطقی برای برون رفت از بحران کشورشان پیدا کنند و مصر را در منطقه به سوی پیشرفت و ترقی پیش ببرند.
بنابراین ما نباید نگران اینده مصر باشیم، مصر کم کم به سمتی می رود که جایگاه خودش را پیدا می کند، ان چیزی که الان مصر را تهدیدمی کند،  افراط گرایی، خشونت و تروریسم است که به نظر می رسد، مصر بر این بحران ها می تواند فائق آید.

ایا لغو اعدام و لغو حکم حبس ابد مرسی ارتباطی به شرایط فعلی روابط عربستان و مصر دارد، گو اینکه برخی از تحلیلگران معتقدند مصر چراغ سبزی برای احیای رابطه با ترکیه به اردوغان داده است.
دولت سیسی چهره ناخوشایندی در پرونده رعایت حقوق بشر دارد لغو اعدام مرسی و تعدادی از افراد اخوان المسلمین  به دلیل فشارهایی است که از طرف سازمان های بین المللی، کشورهای غربی و ترکیه به دولت سیسی وارد می شود. تخفیف احکام بیشتر در راستای بهبود چهره خود دولت مصر صورت می گیرد، چرا که با این کار قصد دارد چهره ای دموکرات از خودش ترسیم کند و دریافت کمکهای خارجی بخصوص از طرف آمریکا را دوباره احیا کند.  لذا چندان ارتباطی با عربستان ندارد. می تواند چراغ سبزی به آمریکا، ترکیه و قطر باشد. پول قطر و شبکه پر مخاطب الجزیره که نقش بسیارمخربی بازی می کند را می تواند متوازن کند. پول قطر و شبکه الجزیره عربی  در تحولات خاورمیانه در چند سال اخیر بخصوص در سوریه نقش بسیارمخربی داشتند.الجزیره و دولت قطر در مدار افکار شیخ قرضاوی مفتی فراری مصری قرار دارند. معلوم نیست که این قرضاوی و شبکه الجزیره است که به حکام قطر خط می دهد و یا بر عکس.  مصری ها به رابطه با ترکیه اهمیت می دهند در همین چند هفته گذشته چندین مقاله در الاهرام  در اهمیت عادی سازی فوری رابطه مصر با ترکیه و ایران و سوریه را گوش زد کرده اند.

به طور کلی می توان امیدوار بود که مصر در اینده به یکی ازمتحدان منطقه ای تبدیل شود با توجه به خط مشی سیاسی که در قبال بحران سوریه و یمن اتخاذ کرده است چرا که این کشور از درخواست عربستان مبنی بر اعزام ارتش زمینی به یمن سرباز زد.

اینکه مصر متحد ما شود خیلی بعید است حداقل در کوتاه مدت، اینکه می بینید خودشان شایعه می کنند که مصر به کمک ارتش سوریه می رود و یا اینکه وزیر نفت مصر به ایران سفر می کند و بعد هم خود مصری ها آن را تکذیب می کنند، نشان می دهد  که بخشی از ملت و دولت مصر این را می خواهد. بسیاری از فرهیختگان مصر اعم از ناصری ها و چپ ها همواره نگاه مثبتی به ایران داشته اند و آنها می خواهند مصر روابط خود را با ایران ، چین و روسیه بهتر کنند. تایید و تکذیب اینگونه خبرها می تواند ناشی از کشمکش های درونی دولت مصر و حساسیت سنجی افکار عمومی باشد و همچنین نوعی هشدار ضمنی به عربستان و حتی آمریکا برای جلب توجه باشد.اما ایران و مصر تضاد منافع عینی یا مادی ندارند.  بیشتر تضاد منافع این دو  ذهنی و ایدئولوژیک بوده است. نگاه متفاوت دولتهای ایران و مصر به فلسطین و اخوان المسلمین تاثیر گذار بوده است. در واقع مصر یا دولت مصر هیچگاه بنا بر اشتیاق درونی جامعه مصر با ما قطع رابطه و یا سردی رابطه نداشته است. بلکه براثر عوامل و شرایط بیرونی بوده است.

بعد از انقلاب، ایران بود، که روابط خودش را با مصر به خاطر قرارد کمپ دیوید بحرانی کرد.  بعد از ان هم وقتی که رئیس جمهور مصر ترور شد، ایران بیشتر از هرکشوری خوشحالی کرد، با فراخوان رسمی دولتی، ملت به پشت بام ها رفتند، تکبیر گفتند خوشحالی کردند و انرا نوید بسیار بزرگی برای صدور انقلاب دانستند.

خب این ناشی از اقدام سادات بود که به شاه پناه داده بود شاید در آن زمان نفرت از شاه باعث شده بود که از سادات هم متنفر باشند.

انورسادات  به شاه و خانواده اش پناه داد چون احساس می کرد باید کاری برای شاه بکند. این بیشتر به دلیل ارتباطات عاطفی و کمک های بی حد و حساب شاه بعد از جنگ اکتبر ۱۹۷۳ به سادات بود.  این موضوع باید درک می شد که سادات در جایگاهی نبود که بتواندعلیه جمهوری اسلامی ایران اقدامی بکند و صرفا این کار یک امری بود که ریشه در احساسات و عواطف او داشت. ما برای کشته شدن کسی شادی کردیم که در داخل کشورش محبوبیت بسیاری داشت.  به هرحال انور سادات فردی بود که در داخل مصر مورد احترام بود، قهرمان جنگ ۱۹۷۳ و کسی بود که قادر شده بود صحرای بزرگ سینا را که در اشغال اسرائیل بود با جنگ ، مذاکره و قرارداد کمپ دیوید به خاک مصر بازگرداند. از نظر خیلی از مصری ها این کار بسیار اهمیت داشت و انورسادات قهرمان آنها تلقی می شد . برعکس آن، در ایران انور سادات را به عنوان یک فرد جنایتکار، قاتل، مزدور صهیونیست و فرد خائنی قلمداد می کنند و فردی که انور سادات را کشت، مورد تقدیر و ستایش حکومت ایران قرار گرفت،  خیابانی هم در تهران به اسم او ثبت شد، نام گذاری همین خیابان به نام خالد اسلامبولی، بر روابط ایران و مصر سایه افکند.

در سال ۱۳۸۱ مدت کوتاهی در مصر بودم، همان زمان مقالات زیادی نوشته می شد در دفاع از اینکه باید روابط ایران و مصر بهبود پیدا کند. در طرف ایران هم این تمایل وجود داشت. از ۱۶ تا ۲۷ مهر ۱۳۸۱ در روزنامه همشهری و سایت انلاین، ان سلسه گفتاری در مورد مسائل  خلیج فارس از من منتشر شد که در ان بر ضرورت برقراری روابط دیپلماتیک ایران و مصرتاکید کردم و هنوز هم بر این باور هستم که با توجه به استقلالی که دولت فعلی مصراز خود نشان می دهد و در مبارزه با افراط گرایی و تروریزم همراهی می کند و حتی ژست ضد آمریکایی می گیرد، ما باید برای روابطی دوستانه با مصر پیشقدم شویم. اکنون هم شرایط خوبی فراهم شده  همین هفته گذشته الاهرام چند مقاله در مورد رابطه فوری با ایران طرح کرده است.

برقراری رابطه ایران و مصر در سال ۱۳۸۲ فقط پیوند خورد به برداشتن تابلو خیابان خالد اسلامبولی. آن موقع شهرداری زیر بار نرفت،  البته نباید از نظر دور داشت که فشارهای زیادی از طرف عربستان، امریکا و اسرائیل هم همیشه مانع روابط نزدیک این دو کشور بوده است.  فقط عوامل داخل مصر و ایران نیست، خارجی هم همواره نقش داشتند و نخواستند که رابطه این دو کشور بزرگ دوباره عادی شود.

در همان زمان  یکی از کسانی که یک مصاحبه مفصلی با یکی از شبکه های تلویزیونی که بعدا هم در مطبوعات چاپ شد فردی به نام ژنرال مجدی عمر بود که آرزوی خودش را در مورد اینکه دو ملت بزرگ ایران و مصر باید روابط عمیق، دوستانه و برادرانه ای را شروع کنند مطرح می کرد، اودر این باره گفت که ما با ایران تضاد منافعی نداریم، به عنوان جمهوری سکولار عربی با ایران جمهوری اسلامی می توانیم با هم روابط دوستانه ای داشته باشیم. حتی اشاره کرد به اینکه بعضی مسائل خیلی جزئی و ناچیز است، ما عرب ها امدیم نام خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر دادیم، این موضوع کم اهمیت است اما در بدبینی ایرانی ها به اعراب تاثیر زیادی دارد. ما دریای عرب و خلیج عقبه(عربه) را داریم نیازی به تغییر نام خلیج فارس نداریم، این موضوعات کوچک را باید حل کنیم تا بتوانیم موضوعات اساسی تر را حل کنیم. این حرف ها را از زبان کسی می شنیدم که از دوستان انورسادات و مبارک بود، مجدی عمر فرمانده ارتش مصر بود که البته بازنشست شده بود.

در همان زمان هم بودندافراد صاحب نفوذی که معتقد بودند روابط مصر و ایران باید احیا شود به یاد دارم ده ها مصاحبه و مقاله در این باره منتشر شد. حتی مجله ای مصری منتشر می شد به نام “ایران نامه “که مرتب دیدگاه های موافقین روابط با ایران را منعکس می کرد. البته دولت مصر این حرکات زیرکانه ای که اخیرا انجام داده نباید ما را خیلی ذوق زده کند یادتان هست که  قطر در حمایت از حزب الله لبنان و حماس و یا ترکیه درژست های ضد اسرائیلی سالهای ۱۳۸۵ تا ۸۸ ما را ذوق زده کرده بود. در حالیکه این دو بازی های منفعت طلبانه خود را دنبال می کردند و عملکرد سالهای اخیر انها بخصوص قطر خدمت به اسرائیل بود به هر حال نباید بدبین بود ولی باید همه ابعاد را در نظر داشت، زیرا اکنون شرایط بسیار مناسبی وجود دارد شاید تاخیر موجب فرصت سوزی شود. ما و مصر در خیلی از موضوعات اتفاق نظر داریم، در مورد سوریه، یمن درمورد مسائل دیگر جهانی، به خصوص موضوع سوریه بسیار زیاد می تواند دو کشور را به یکدیگر نزدیک کند. مصری ها بخوبی می دانند ایران هراسی حکام عربی بر مبنای حقیقی استوار نیست.

در مورد مشکلات واگرایی که قبلا وجود داشت مثل موضوع حمایت ایران از اخوان المسلمین که بیشتر یک اتهام بود، ولی امروزه درافکار عمومی ایران، اخوان جایگاه مطلوبی ندارد. در رسانه های خودمان هم می توانید رصد کنید.  دشمنی که در ایران بر علیه القاعده، داعش و گروهای اسلام گرایی تندرو که در سوریه علیه اسد می جنگند اکثریت آن ها به تفکراخوان المسلمین پیوند دارند، یا احترام برای اخوان قائل هستند.اما اکنون آنها در ایران گروه های منحط، مردود و مطرودی به حساب می ایند.
مصر هم درک کرده است که ماامروزه علاقه چندانی به اینکه اخوان المسلمین بخواهند قدرت را به دست بگیرند نداریم، به خصوص که متحد ایران بشار اسد، دشمنان سرسخت اخوان هستند و با اخوان بسیار مخالف هستند ، حافظ اسد پدر بشار اسد، یک بار اقدام به سرکوب خونین اخوان المسلمین سوریه کرد. درواقع قیام سوریه علیه بشار اسد از سوی اخوانی ها شروع شد و به این صحنه های وحشتناکی که امروز سوریه را به نابودی کشانده است  رساند.شاخه های افراطی اخوان امروز حیثیت و ابروی اسلام را تا حد زیادی در دنیا زیر سوال برده است و مسائل منفی زیادی ایجاد کرد.

ایران چگونه می تواند از روند مناسباتی که بین مصر و عربستان پیش امده است به نفع خود استفاده کند و از این فضا بهره بردای امنیتی و سیاسی کند حتی به جای عربستان به مصر نفت بدهد.

دولتمردان مصری  حرف هایی می زنند و بعد عقب نشینی می کنند. یعنی با موضوع صادق نیستند و یا جرات ایستادگی روی مواضع خود ندارند. بنظر من اگر دولت مصر راجع به حرفهایی که برای بهبود رابطه با ایران و سوریه می زند اگر عملا یک قدم بردارد ایران چندین قدم برخواهند داشت. حتی در دوره احمدی نژاد نقل و قول هایی می شد که مصر آمادگی عادی سازی رابطه دارد ایشان اعلام کرد اگر مصر بخواهد همین الان برای بازگشایی سفارت به قاهره می روم ولی عملا مصری ها پلتیک زدند و پا عقب کشیدند.
آن موقع واگرایی ما و مصر که در موضوع اخوان المسلمین بود،الان  خیلی تضعیف شده است. قطعا ان اشتیاق شدیدی که ایران قبل ها یا قبلتر از آن در حمایت از اخوان المسلمین داشت دیگر وجود ندارد.  در حالی که در موضوعی مثل سوریه بیشتر به سمت همگرایی رفته ایم.  در بحث روابط اقتصادی هم برای ما و هم برای مصر روابط  اقتصادی بسیار اهمیت دارد، به خصوص صنعت جهانگردی و توریست ایرانی ، برای مصری ها اهمیت زیادی دارد،با احیای روابط می تواند صنعت توریسم خود را با جهانگردهای ایرانی رونق دهد ،  اشتیاق از طرف ایرانی ها ابرای سفر به مصر خیلی زیاد است ، شاید این اشتیاق از ترکیه هم بیشتر باشد.  به نظرم مسائل اقتصادی می تواند  نقش مهمی در نزدیک کردن این دو کشور داشته باشد ، به خصوص که امروز به نظر میرسد مصر چندان مایل نیست که به فشارهای عربستان برای دوری از ایران تسلیم بشود ، یا تسلیم ادعاهای درخواست های عربستان سعودی شود.
چندی پیش بیلبوردهایی که تصویری از مقام معظم رهبری روی آن بود دراتوبانهای قاهره نصب شد، آیا هدف خاصی پشت این اقدامات است؟
بله این ها برای ایران هراسی است.  در واقع بعضی از پولدارهای عرب خلیج فارس این اقدامات را انجام می دهند. آنها معمولا هزینه هنگفتی را برای ترساندن اعراب و اثبات اینکه ایران بر پایتخت های عربی مسلط شده و انقلاب خود را صادر کرده است تقبل می کنند.
پول می دهند تا مقاله های سفارشی در روزنامه ها علیه ایران منتشر شود و یا  همین بیلبوردها در قاهره نصب شود. خود من چندین مورد ان را شاهد بوده ام، یکی از این مقالات روزنامه التجدید، ارگان حزب عدالت و توسعه مراکش بود که مقاله ای نوشته بود مبنی بر اینکه نگویید خلیج فارس بگویید خلیج عربی، خلیج فارس اصطلاحی صهیونیستی است.  با سردبیر ان روزنامه ملاقات کردم و مشخص شد که مقاله ای را فردی خلیجی با عنوان اگهی تبلیغاتی به روزنامه  داده است، این کارها با پول عرب ها زیاد انجا م می شود.

این بیلبوردها هم سفارش افرادی بوده است که اتهام همیشگی عرب ها را می خواستند در مصر به افکار عمومی ثابت کنند و اینگونه القا کنند که جمهوری اسلامی ایران توانسته پایتخت مصر را هم به تصرف خود در بیاورد و اینگونه حساسیت ها را علیه ایران برانگیزانند. و الا مصری ها نه نگران توسعه طلبی ایران هستند، نه نگرانی نسبت به سلاح های ایران دارند، نگرانی هایی که در کشورهای خلیج فارس  و ترس موهومی که آنها از ایران دارند، مصری ها اصولا ندارند. چرا که ایران و مصر همسایه نیستند و ادعای ارضی نسبت بهم ندارند. سوای از آن مشترکات فرهنگی زیادی دارند، شیعه قبل از ایران در مصر حکومت امپراتوری داشت. کشورهای عربی خلیج فارس همواره ایران را متهم میکنند به توسعه طلبی، فرقه گرایی و دخالت در کشورهای منطقه، اینها میخواستند به صورت یک بیلبرد این موضوع را نشان دهند، که افکار عمومی مردم مصر را علیه ایران بشورانند که این مساله  در مصر جنجال افرید ، برخی تصور میکردند که این تبلیغ بنفع  ایران نصب شده و نه تبلیغ علیه ایران ، این در نگاه مردم مصر بستگی دارد چون مصری ها ان ادبیات را ندارند و قبول ندارند که ایران کشور توسعه طلبی است و به دنبال فتح پایتخت عربی است در نتیجه این تابلو برای انها قابل فهم نبود.

عجم:بهبود رابطه با مصر به فاصله تغییر نام یک خیابان بود.۴۹۳۱۰

جمال عبدالناصر مشوق تغییر نام خلیج فارس نبود.

 

عجم:بهبود رابطه با مصر به فاصله تغییر نام یک خیابان بود.

http://payeshonline.com/news/122608/

http://tareenha.xyz/news/133381

 

http://www.akabanoo.com/article/akanews/khabaronline/news201612117353510897.html

سمینار بین المللی جاده ابریشم در دانشگاه مشهد برگزار شد

نشست منطقه‌ای موسسه بین‌المللی مطالعات آسیای مرکزی و همایش بین‌المللی جاده ابریشم با حضور نمایندگانی از سازمان‌های یونسکو و ایکاس و کارشناسانی از کشورهای کره جنوبی، چین، پاکستان، هلند، آذرباییجان و ترکیه، شهردار مشهد،

تنی چند از اعضای شورای اسلامی شهر مشهد و کارشناسان و دانشجویان در دانشکده ادبیات دانشگاه علوم انسانی  برگزار شد.

در این نشست دو روزه شهردار مشهد  سید صولت مرتضوی عنوان کرد: فعال‌سازی این مسیر از ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی دارای اهمیت است و راه ارتباط مردم کشورهای حوزه ایکاس را هموار می‌سازد.

در سایه تعاملات فرهنگی می‌توانیم به پیشرفت‌های مناسب اقتصادی و اجتماعی دست یابیم.

اقتصاد زیربنای توسعه است و از منظر دین اسلام جایگاه ویژه‌ای دارد تا آنجا که در حدیثی نقل شده است «اقتصاد خانوار می‌تواند به عالم پس از مرگ انسان سروسامان دهد.»

مرتضوی در ادامه اضافه کرد: از سوی دیگر مبادلات اقتصادی حتما به توسعه سیاسی و امنیتی کشورها می‌انجامد؛ کشورهایی که دارای منافع مشترک هستند، به زیرساخت‌های امنیتی مشترک هم دست می‌یابند.

رییس دانشگاه فردوسی مشهد دکترکافی عنوان کرد: این جاده پیام آور نیکی‌ها، ابداعات، اختراعات و به مشارکت گذاشتن تجربیات ملل مختلف است. از زمانی که امپراطوری‌های بزرگ غرب به دنبال کشف راز ابریشم بودند، ملل واقع در مسیر جاده ابریشم به خوبی تجربیاتشان را با هم مبادله می‌کردند.

در ادامه معاون مرکز آموزش و پژوهش وزارت امور خارجه مرتضی دامن پاک گفت: در مسیر جاده ابریشم هزاران شهر و روستا و شبکه گسترده‌ای از روابط شکل گرفته است؛ جاده ابریشم را باید جاده صلح و دوستی نامید که علم و فرهنگ، دین و عرفان، تجربه‌های مدنی و دستاوردهای تمدنی را به نمایش می‌گذارد.

ایمان پور دبیر اجرایی این همایش گفت: بیش از ۶۰ شرکت کننده داخلی و خارجی در
این همایش دو روزه درباره راه های توسعه ارتباطات فرهنگی و تجاری کشورهای حاشیه جاده ابریشم گفتگو و تبادل نظر می کنند.
 ۳۰ مقاله علمی نیز در این همایش ارائه می شود که با سه محور اقتصاد و گردشگری ، تاریخ و فرهنگ و باستان شناسی و جغرافیای تاریخی تدوین شده است.

آقای پیلهو پارک رئیس موسسه بین المللی مطالعات آسیای مرکزی نیز در این همایش گفت :تقویت ارتباطات فرهنگی به همراه ایجاد تحول در اندیشه ها می تواند رونق اقتصادی را به کشورهای حاشیه جاده ابریشم بازگرداند.

وی گفت: ارتباطات فرهنگی می تواند زمینه ساز تبادلات تجاری و بازرگانی باشد.

سید صولت مرتضوی شهردار مشهد و خانم کریستا پیکات نماینده یونسکو نیز در نخستین روز این همایش بین المللی هر یک با تشریح لزوم ارتباط بین کشورهای جاده ابریشم بر دستیابی به پیشرفت های اقتصادی در سایه تعاملات فرهنگی تاکید کردند.

همایش بین المللی جاده ابریشم  برای بررسی قابلیت های فرهنگی و تمدنی ایران در شکل گیری و احیاءتعاملات جاده ابریشم برگزار شد.
 دکتر محمدعجم در این همایش گفت  که جاده تجاری میان خلیج فارس و سواحل هندوستان و همچنین جاده تجاری هندوستان و ایران در مسیر خشکی از نظر حجم و نوع مبادلات فرهنگی و تجاری در برهه های تاریخی مختلف بسیار اهمیت داشته که مورد غفلت پژوهشی واقع شده است تمدن موهینجادارو و دره سند و سوات  و بلتیستان از جمله این مسیرها است.
dr-ajam-iicas..
30247

فراز و نشیبهای روابط ایران و هند بررسی شد

به گزارش وب سایت معاونت فرهنگی دانشگاه فردوسی  :

به همت انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد ، روابط خارجی ایران و هندوستان با سخنرانی دکتر محمد عجم نویسنده و پژوهشگر  سرشناس و رایزن مطالعاتی پیشین کشورمان در دهلی نو  در روز دوشنبه ۲۶ مهر ماه  ۹۵ در دانشکده علوم اداری و اقتصادی این دانشگاه مورد بررسی قرار گرفت.

 

به گزارش باشگاه خبرنگاران دانشگاه فردوسی مشهد، در این نشست که دوشنبه ۲۶ مهر ماه با حضور دکتر فاطمی نژاد و دکتر اسلامی از اعضای هیات علمی گروه علوم سیاسی و نیز جمعی از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا در محل تالار دکتر رزمی دانشکده علوم اداری و اقتصاد برگزار شد،

در پایان این نشست، دکتر عجم یکی از آثار خود با عنوان «نام خلیج فارس ،میراثی کهن و جاویدان» را به انجمن علمی علوم سیاسی هدیه کرد.

دکتر عجم در ابتدای این نشست ضمن  تقسیم بندی دوره های متمایز تاریخی روابط ایران و هند : فراز و نشیبهای سه دوره قبل از اسلام – سه دوره بعد از اسلام و دوره بعد از انقلاب اسلامی را بررسی اجمالی نمود و گفت  در هر دوره روابط فرهنگی – تجاری و مذهبی متمایزی وجود داشته   رکتر عجم   به روابط تاریخی ایران و هندوستان در دوره پیش از اسلام اشاره کرد و گفت یکصد مرتبه نام هند و هندوستان و مکران و سند در شاهنامه حکیم ابولقاسم فردوسی نشانه ای از روابط دوره های قبل از اسلام  است.

این تحلیلگر سیاسی و استراتژیست کشورمان در بخش دیگری از سخنرانی خود به تشریح روابط سیاسی ایران و هندوستان پس از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخت و تصریح کرد:هندوستان از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران استقبال کرد اما تحولات منطقه ای و موضوع کشمیر مانع نزدیکی روابط دو کشور شد.

رایزن مطالعاتی سابق کشورمان در دهلی نو روابط ایران و هندوستان در رژیم گذشته را تحت تاثیر فضای دوقطبی نظام بین الملل دانست و ادامه داد:هندوستان از متحدین شوروی به شمار می رفت،در حالی که رژیم پهلوی رابطه نزدیکی با آمریکا داشت و همین امر مانع گسترش روابط ایران و هندوستان شد.

دکتر محمد عجم در بخش پایانی سخنان خود به بهبود روابط ایران و هندوستان پس از برجام اشاره کرد و اظهار امیدواری نمود که روابط طرفین گسترش یابد.

از همین نویسنده:

مشترکات منطقه ای و خواسته های هند از ایران گفتگو با دکتر محمد عجم – مرکز بین المللی مطالعات صلح

 مشترکات منطقه ای هند و ایران : 

 

.

.