Archive for: مرداد ۱۳۹۶

چشم انداز رابطه داعش و هند

چشم انداز رابطه داعش و هند: مجله پژوهشهای جهان اسلام ، دکتر محمد عجم

 مواضع و رابطه کشورها بخصوص هند در مورد داعش را باید در  دو بخش متمایز قبل از اشغال موصل و بعد از آن بررسی کرد. تا قبل از تهاجم خونین داعش به موصل برای هند هیچ اهمیتی نداشت که داعش و سایر گروههای تروریستی در خاورمیانه عربی چه جنایاتی انجام می دهند. حتی هند در مورد القاعده آفریقا و یا خاورمیانه حساسیتی نداشت و فقط تمرکز بر القاعده در پاکستان و افغانستان داشت. مواضع رسمی هند در مورد بهار عربی همسو با آمریکا و غرب بود و علی رغم دوستی قدیمی با قذافی، هند از سقوط قذافی ناراحت نشد. در همان اوایل بحران در یک همایش بین المللی در مورد بهار عربی نمایندگان کشورها دیدگاههای خود را بیان کردند و عموما از روند امور اظهار خوشبینی می کردند. در آن همایش من هم شرکت داشتم و تنها فردی که بر خلاف سخنرانان خوشبین ( از جمله یک مقام ایرانی) بصراحت در ضدیت سخن گفت یک فمینیست چپ گرا بود که گفت”جنبش خاورمیانه  نه بهار عربی است و نه بیداری اسلامی به مفهومی که ایران و ترکیه  می خواهد بلکه زمستان وحشتناکی است که تمام دستاوردهای حقوق زنان را در نیم قرن گذشته برباد می دهد و زنان را به تدریج به اسارت قرون وسطایی بر خواهد گرداند.”

اهداف و رویکرد های هند به داعش:

البته کشورها در برخورد با تروریسم معیارهای دوگانه دارند و هند هم مستثنی نیست. مثلا تا زمانی که داعش در سین کیانگ چین و یا در داخل پاکستان اقدام بکند هند مشکلی ندارد، ولی فعلا افغانستان و پاکستان بخصوص مناطق همجوار با کشمیر خط قرمز  هند است. هند بخش اعظم امکانات نظامی و اطلاعاتی خود را در این بخش متمرکز کرده است. هند اشراف اطلاعاتی و امنیتی بالایی بر مناطق حساس اعمال می کند و خطر داعش را در هند به حداقل رسانده است.

بعد از تصرف برق آسای موصل توسط داعش سمینار بین المللی دیگری در هند برگزار شد که نگرانی هند را از چالش های داعش برای هند ترسیم می کرد. نمایندگان کشورها بخصوص عربستان و رژیم صهیونیستی، تقصیرها و اتهاماتی را متوجه دولت مالکی و ایران می کردند و ایران هم متقابلا آنها را به همکاری با داعش متهم می کرد. هند معتقد بود به جای اتهام زنی اکنون زمان آن هست که همه با هم همکاری کنیم و جلو این خطر بزرگ گرفته شود، هند تا این زمان تمرکزش بر روی گروههای تروریستی مستقر در پاکستان و افغانستان بود. اما برای اولین بار حاضر بود که در مسائل عراق و سوریه نقش بازی کند. بخصوص که ۳۹ کارگر فنی هندی در موصل به اسارت داعش درامده بودند و افکار عمومی هند شدیدا نگران اعدام آنها بود و در نهایت هم هنوز معلوم نشد که سرنوشت آنها چه شد. در همین زمان داعش نقشه ولایات خلافت را اعلام کرد که خلافت خراسان بخشی از هند را نیز شامل می شد.

همچنین معلوم شد تعدادی از هندی ها نیز جزو داعش هستند و حتی مشخص شد که تویتری که ۱۷ هزار فالور داشت و برای جذب جنگجو برای داعش اقدام می کرد توسط فردی بنام مسرور بی سوا از بنگلور هند اداره می شد. لذا ۹۴ سایت هوادار داعش مسدود شد و سفر از هند  به عراق و سوریه تحت کنترل مقامات امنیتی درآمد و تعدادی از افراد در حال سفر به این دو کشور بازداشت شدند. در همین راستا یک گزارش تلویزیون زی نیوز هند اعلام کرد که سی هزار هندی آمادگی پیوستن به داعش ولایت خراسان را دارند متقابلا یک گروه هندو توایی بنام سواهیمان به بسیج داوطلب علیه داعش همت گماشت، حدود هزار رهبر اسلامی سنی در هند از داعش اعلام انزجار کردند. اما با این وجود آمارهایی که منتشر شده نشان می دهد که هند علی رغم اینکه بیش از دویست میلیون مسلمان دارد اما تعداد هندی هایی که جذب داعش شده اند بسیار اندک است و بیشتر آنها کارگرانی بوده اند که ساکن شیخ نشین های خلیج فارس بوده اند. دولت هند از ژوئن ۲۰۱۴ که موصل تصرف شده بود با آمریکا و هم پیمانانش در ارتباط با تروریسم بنای همکاری را گذاشت و داعش را در فهرست گروههای تروریستی قرار داد در فهرست دولت هند ۴۰ گروه تروریستی اعلام شده است که نیمی از آنها گروههای اسلام گرا هستند و از این میان نیمی در کشمیر و پاکستان استقرار دارند لشکر طیبه ، طالبان،  تحریک طالبان، جیش محمد، شبکه حقانی، ایندین مجاهدین و جنود خلیفه از آن جمله است. در واقع هند یکی از اهداف مهم گروههای جهادی سلفی است و تا کنون بیش از دهها عملیات خونین در هند انجام داده اند. بدترین آن حمله به هتل تاج محل مومبای بود که سیصد نفر کشته شد حمله به پارلمان هند نیز ناکام ماند ولی می توانست حادثه ای خونبار باشد. این اقدامات را لشکر طیبه انجام می داد و حالا این گروه با داعش اعلام همبستگی کرده بود و چالش جدیدی جلو هند قرار داد. هند علاوه بر فهرست ۴۰ گروه ممنوعه تروریستی تعدادی از افراد را نیز در فهرست ممنوعه قرار داد و بعضی از آنها را سلب تابعیت کرد، حتی فردی بنام زاکر نایک که رهبر سلفی های هند و مورد حمایت دولت عربستان است و شبکه تلویزیونی مذهبی دارد هم اخیرا سلب تابعیت شد.

 

چشم انداز رابطه دوسویه و عوامل موثر بر روابط:

داعش برای هند یک خطر هست، اما این خطر فعلا با آزاد سازی موصل و تار و مار شدن انسجام داعش کم رنگ شده است. داعش پس از شکست در عراق و سوریه تعدادی از نیروهای خود را به مناطق قبایلی پاکستان و افغانستان گسیل خواهد داشت که خطری بالفعل برای هند خواهند بود. دولت هند از سپتامبر ۲۰۰۱ در مبارزه با القاعده ی افغانستان متحد آمریکا شد و معتقد بود که ناتو و آمریکا باید در افغانستان حضور قدرتمندانه ای داشته باشد و پایگاههای نظامی دایمی در جنوب و شرق افغانستان دایر کنند. در حالی که ایران اعتقاد داشت که ارتش آمریکا و ناتو بلافاصله بلافاصله پس از استقرار دولت افغانستان در سال ۲۰۰۳ باید بکلی خاک افغانستان را ترک کند.

ظهور و سقوط  داعش(بخش اول) کرونولوژی

جبهه النصره و نگاهي از درون به تشكيلات مخوف القاعده

.

.

اشتباهات فاحش مقتدا صدر

عجم:مقتدی به سعودی متمایل است،سفر چند هدف مهم داشت

به گزارش ایرنا- محمد عجم کارشناس مسائل جهان عرب و خلیج فارس در گفت وگو با پایگاه خبری خبرآنلاین معتقد است که تحرکات سیاسی در عراق به دلیل انتخابات است، کما اینکه می توان از تحرکات عمار حکیم خشنود بود، اما اشتباهات متعدد مقتدی موجب سقوط پایگاه وی شده است.

در ادامه این گفت وگو می خوانیم:

مقتدی صدر رهبر جریان صدر در عراق با ولیعهد عربستان دیدار و گفت وگو کرد، دیداری که هیچ خبری و صحبتی از آن به بیرون درز نکرد و در سکوت کامل خبری به پایان رسید و خبرگزاری عراق و عربستان به انتشار یک عکس بسنده کردند.
برخی تحلیلگران معتقدند سفر صدر به عراق تبلیغات انتخاباتی و یارکشی و حمایت منطقه ای است. نظر شما چیست؟

حتما یکی از اهداف سفر، تأثیرگذاری بر انتخابات و یارکشی است و با قرار گرفتن در آستانه انتخابات در عراق شاهد تحولات سیاسی و ظهور و افول و انشعاب در بعضی احزاب و جریانات خواهیم بود اما در عراق هم احزاب سنی و کردی و هم سه جریان اصلی شیعی هر کدام دایره نفوذ و پایگاه سنتی ثابت آراء خود را دارند مانند کاریزمای شیخ و رئیس قبیله.

اما عوامل بیرون از پایگاه ثابت رأی یعنی تحولات داخلی و منطقه ای و رضایت از عملکرد حزبی نیز می تواند بر آرا تاثیرگذار باشد؛ اشتباهاتی که مقتدی صدر در برهه تاریخی تا قبل از سقوط موصل کرد قاعدتا می تواند پایگاه رأی وی را کاهش دهد؛ به طوریکه وی در سال ۲۰۱۴ با دنیای سیاست خداحافظی کرد. اقدامات صدر و جیش المهدی برخلاف مصالح و علیه منافع عراق، نقش مهمی در تضعیف دولت مالکی داشت و ناخواسته به جبهه دشمنان و ظهور داعش کمک کرد. از انتخابات سال ۱۳۹۳ تا کنون عراق تغییرات بسیار عمیقی کرده و در جهت استقرار امنیت و ثبات عراق در مسیر خوبی قرار گرفته است، نوری مالکی به خاطر مصالح و منافع عالیه عراق پست نخست وزیری را رها کرد و این یکی از تصمیمات ارزشمند در مسیر ثبات و وحدت عراق بود.

رهبر جریان صدر اخرین بار در سال ۲۰۰۶ به ریاض سفر کرده است، چه شد که بن سلمان از صدر دعوت رسمی به عمل اورد؟ چرا در این مقطع حساس منطقه و بحران عربی رهبر جریان صدر به عربستان سفر کرد؟ آیا ارتباطی با سفر نماینده عمار حکیم به دوحه داشت؟

جریان صدر معارض و دشمن دولت مالکی بود و جنگهای خونین را باعث شد که موجب خرسندی بعثی ها و جریانات تروریستی شد ایشان اگر تجربه امروزه را می داشت حتما جور دیگر و به نحو خردمنداته تری عمل می کرد. عربستان نیز دشمن سرسخت دولت مالکی و  حشد شعبی  بود که مقتدا صدر نیز  در این مسیر با عربستان همسو بود و از طرفی عربستان و صدر هر دو خواهان استعفا و کناره گیری بشار اسد هستند.

بنا بر این مشترکاتی آنها را بهم نزدیک کرده است؛ از طرفی عربستان خود را در چاه بحرانها و چالش های متعدد داخلی و منطقه ای گرفتار کرده است. با این رویکرد، این کشور می تواند در کم کردن ابعاد چالش شیعیان و قیام عوامیه و همچنین بحران شیعیان بحرین از نفوذ خانواده صدر استفاده کند. بنا بر این هم مقتدا صدر و هم عربستان از این سفر می توانند استفاده تبلیغاتی ببرند. البته هیچگونه خبری از جزئیات دیدارهای صدر با مقامات سعودی و با ولیعهد به بیرون درز نکرده است، اما اگر واقعا هدف صدر این باشد که روابط عراق را با همسایگانش بهبود بخشد و تعمیق کند و از خطر اختلافات مجدد طائفی و مذهبی جلوگیری کند این امر برای مردم عراق خوشایند خواهد بود.

نظر شما درباره اتفاقات اخیر عراق چیست؟ کناره گیری عمارحکیم، آمدن حمود بر پست ریاست مجلس اعلا، و در نهایت رفتن صدر به عربستان، ارزیابی شما از اقدامات این دو حزب شیعی عراق که همیشه رقیب هم بوده اند چیست؟ چه اتفاقاتی در راه است؟

به نظرم بعضی از این تحرکات به موضوع رفراندوم اقلیم کردستان و انتخابات آینده ربط دارد؛ کردستان برای احزاب عراق به خصوص شیعیان بسیار مهم است و مهمترین چالش عراق است.

موضوع دیگر نیازهای جدید عراق است، احزاب قدیمی و از جمله مجلس اعلا مطابق با خواسته ها و ادبیات دوره خاصی شکل گرفت. احزاب شیعی در میدان عمل تجارب جدید و نیازهای جدیدی را درک کرده اند؛ جدایی سید عمار حکیم از مجلس اعلی و تأسیس حزب جدید حکمت، اقدامی طبیعی، اصلاحی و تکاملی است و به بروز انشقاق و تضعیف در صفوف احزاب شیعی عراقی منجر نخواهد شد، بلکه بر عکس با شعار شهروندی و حقوق شهروندی دایره جذب آن گسترده تر خواهد شد.

این رقابت را در قالب آرایش احزاب شیعی در انتخابات چگونه ارزیابی می کنید؟

در انتخابات عراق سه ائتلاف و همبستگی شیعی هر کدام متشکل از چندین گروه هستند که همیشه آرای اول را بدست می آورند، در دور قبل ۹ هزار کاندید به نمایندگی از ۲۷۷ حزب و گروه و تشکل برای تصرف ۳۲۸ کرسی رقابت کردند و از ۲۲ میلیون واجد شرایط تنها ۱۲ میلیون در انتخابات شرکت کردند اما در دور بعدی که در کمتر از یکسال آینده هست مشارکت بسیار بالاتر خواهد بود و احزاب شیعی موفق تر ظاهر خواهند شد.

احزاب شیعی’ ائتلاف قانون’ در چند سال گذشته اقدامات موثرتری برای اتحاد و همبستگی عراق و همسو با جامعه بین المللی و منافع همسایگان انجام داده و در کاهش دادن تنش با عربستان تا حدودی موفق بوده است، گروه صدر نیز از تجربه تلخ گذشته درس گرفته و کمتر تشنج زایی در داخل و یا بیرون داشته است.

در مجموع انتخابات آینده دورنمای بهتری را رقم می زند و به همین دلیل از کردها خواسته می شود رفراندوم حق تعیین سرنوشت را تعلیق کنند و یا به بعد از انتخابات پارلمان موکول کنند و اگر قرار است رفراندوم برای سرنوشت اقلیم کردستان برگزار شود در این رفراندوم تمام مردم عراق باید شرکت کنند.
به هرحال در مجموع دورنمای آینده عراق خوب و روشن است و جای نگرانی نیست، احزاب سنی، شیعه، کردی و ملی همگی از ظهور خونبار داعش درس عبرت گرفتند و هرگز به ادبیات طایفه ای و قومی گذشته باز نخواهند گشت به همین دلیل شعار حقوق شهروندی از سوی عمار حکیم دورنمای خوبی خواهد داشت.
*منبع: پایگاه خبری خبرآنلاین/۱۰ مرداد ۹۶
** اول ** ۱۳۳۷- انتشار دهنده: خداوردی اسدی

www.shabakema.com/news/news/701510

https://damadam.ir/news/عجم-مقتدی-به-سعودی-متمایل-است-سفر-چند-هدف-مهم-داشت/۹۵۲۱۱۳۳

 irna انتهای پیام /*

نخستین ماشین چاپ برای چاپ فارسی

رسانه های جمعی و مطبوعات در هند

مقدمه

در هند نخستین ماشین چاپ برای چاپ فارسی را ویلکینز(Wilkins) که یک دانشمند زبان‌شناس بود ساخت. این ماشین با خط نستعلیق کار می‌کرد و در سال ۱۷۸۱ نخستین کتاب فارسی چاپ شده در هند با عنوان انشای هرکرن با آن چاپ شد. از این دستگاه علاوه بر چاپ کتابهای فارسی برای چاپ برخی آگهی‌های فارسی کمپانی هند شرقی نیز استفاده می‌شد. در سال ۱۷۸۸ کتاب لیلی و مجنون [هاتفی خرجردی] با کوشش و تصحیح زنده‌یاد ویلیام جونز به عنوان اولین کتاب ادبی فارسی در هند چاپ شد. نخستین کتاب آموزشی فارسی نیز به سال ۱۷۹۲ با عنوان درسهای فارسی و انگلیسی (Persian and English works) در کلکته چاپ شد. اوایل سده نوزدهم دوران درخشان چاپ کتابهای فارسی در هند است. کمپانی هند شرقی بدلیل مخالفت مسلمانان با زبان فرنگی، مجبور بود تا سالها همچنان با زبان فارسی امور را اداره کندو برای چاپ کتاب‌های فارسی هزینه کرد و از آن جمله است تخصیص ۲۰۰۰ پوند برای چاپ کامل دوره کارهای پورسینا. این دوران طلایی در هفتم مارچ ۱۸۳۵ با روی کار آمدن حکمران جدید سر چارلز ترولیان به پایان رسید. او اعلام کرد که دیگر بودجه‌ای برای چاپ و رواج دادن زبان شرقی اختصاص نخواهد یافت و بهتر است هندیان سرگرم ادبیات و هنر اروپایی شوند. با این همه چاپ کتاب‌های فارسی در هند ادامه یافت و سده نوزدهم را تبدیل به یکی از درخشان‌ترین سده‌های چاپ کتاب‌های فارسی کرد.

 

روزنامه‌نگاری فارسی در هند قدمتی بیش از روزنامه‌نگاری فارسی در ایران دارد. از سال ۱۸۲۱ چاپ روزنامه‌های فارسی توسط هندی‌ها آغاز گردید. هند مرکز مهم چاپ روزنامه‌هایی بود که توسط آزادی‌خواهان و روشنفکران ایرانی مقیم هند منتشر میشد تا آغاز جنگ جهانی اول از مجموع حدود ۴۷ روزنامه‌ای که در خارج از به زبان فارسی منتشر میشد هندوستان با ۱۹ روزنامه مقام نخست را داشت. در سال ۱۸۴۶ همزمان ۶ روزنامه فارسی به هواداری از جنبش مشروطیت ایران در هند چاپ میشد.

اگر چه در جهان شاهد کاهش قابل توجهی در رسانه ها و تعطیلی دهها روزنامه و مجله جهانی بوده ایم  ولی روزنامه و مجلات هند در طول چند سال گذشته تجربه موفقی داشته و  صنعت چاپ  مطبوعات  در هند سال گذشته ۱۲ درصد رشد داشته  و انتظار می رود هر سال به همین اندازه رشد داشته باشد.

 

صنعت انتشارات در دوره دیجیتال

 

حجم صنعت انتشارات هند در ۲۰۱۱، نزدیک به ۱۶ میلیارد یورو رسید. سود تبلیغات با توجه  به تعداد برآورد شده از خوانندگان روزنامه در هند که ۳۲۵۰۰۰۰۰۰  نفراست ۱۵ درصد افزایش دارد، هند از نظرمطبوعات چاپ شده مقام دوم جهان و پس از چین قرار دارد.

با جمعیت ۱۲۵۰۰۰۰۰۰۰ ،در هند۷۰٫۰۰۰ روزنامه  و مجله چاپ شده و فروش نزدیک به ۱۳۰۰۰۰۰۰ تیراژ  به زبان انگلیسی و ۳۷ میلیون به زبان هندی و زبانهای محلی  دارد.

در دهلی نو به  پانزده زبان  از جمله زبان اردو روزنامه و مجله در بازار وجود دارد. اوایل دوره استعمار روزنامه فارسی نیز در کلکته و دهلی وجود داشته است.

روزنامه های «استیتسمن»، « مومبای سماچار»، « تایمزآوایندیا»، « پایونیر»، «هندو» ، « تریبیون» و «ایشین ایج” به ترتیب از سالهای ۱۸۱۸، ۱۸۲۲، ۱۸۳۸، ۱۸۶۴، ۱۸۷۸ و ۱۸۸۱  فعال می­باشد. تیراژ روزنامه ها امروزه به بیش از ۹۰ میلیون نسخه در روز رسیده است.

بنابر آمار رسمی اداره ثبت مطبوعات هند، تا پایان ماه مارس۲۰۰۸ ، تعداد روزنامه و نشریه در حال انتشار در سراسر هند را  ۶۲۴۸۳ اعلام کرده است مطبوعات هند از نظر تنوع زبانی، ۱۲۳ زبان مختلف داخلی و خارجی را شامل می شود.

مطبوعات هندی زبان با ۲۴۹۲۷ عنوان و مطبوعات انگلیسی زبان با ۹۰۶۴ عنوان
و پس از این دو، زبانهای اردو، گجراتی، بنگالی، مرآتی، تامیلی، کنادا، مالیالم و تلگو، مجموعاً ۹۹% حجم مطبوعات را به خود اختصاص داده اند.

روزنامه « تایمزآوایندیا» با قریب ۸/۲ میلیون نسخه تیراژ  از سال ۲۰۰۴ توانست پر تیراژترین روزنامه های آمریکا و انگلیس را پشت سرگذاشته و به رتبه پر تیراژترین روزنامه انگلیسی زبان جهان برسد. همچنین روزنامه هندو زبان « دینیک جاگران» با ۲۲ میلیون نسخه  (در ۲۹ ادیشن و ۲۰۴ زیر شعبه در۱۰ ایالت)، پرخواننده ترین روزنامه جهان شناخته شد.

از بزرگترین گروههای مطبوعاتی این کشور می توان تایمزآوایندیا، هندو، هندوستان تایمز، آناندبازارپاتریکا( ای.بی.پی.) دینیک جاگران، مالیالم مانوراما، بهاسکار، اینادو، ایندیاتودی، اکسپرس و ساهارا را نام برد.

 

مجموعه «تایمز هند» ، یکی از گروه های رسانه های چاپی  پر فروش و محبوب دهلی است که ۱۱۷  نشریه و مجله و زیر مجموعه متنوع  منتشر می کند که حدود  ۲،۸۰۰،۰۰۰ صفحه را شامل می شود. جمعیت تحصیل کرده در هند ، که تقریبا ۱۰۰ میلیون نفر است و ۳۹ درصد افراد بالای  ۱۴ سال را در برمی گیرد.

سه روزنامه مهم و پر تیراژ منتشر شده به زبان هندی ، به ترتیب عبارتند از :

«Dainik Jagran»دینیک جاگران – «هندوستان » – دینیک باسکار «Dainik Bhaskar» که  رشد سریع و میلیونی داشته اند. روزنامه هایی مانند : «هری بووم Bhoume» و «نای دنیا  » و « پرابهات خبرPrabhat » شروع به انتشار نسخه های جدیدکرده اند و در  ایالت بیهار ، اوتار پرادش و چارخند و چتیسگر، فروش موفقیت آمیزی داشته اند.

در حالیکه روزنامه «نیویورک تایمز» و «بوستون گلوب» بسختی ادامه حیات می دهند .

در هند نسخه کاغذی روزنامه هایی مانند «Talegau» و «Maloaam» ، و «LTTE» ، و «بنگالی» و برخی دیگر از روزنامه ها برای رسیدن به موفقیت های بزرگ گامهای موفقی طی می کنند روزنامه اردو زبان “ساهارا” اکنون سراسری می شود روزنامه «الصحافه » از شهرستان لکنهو پخش می شود و  درحال حاضر در دهرادون ، دهلی نو ، بمبئی و بسیاری از دیگر شهرستانها توزیع می شود .

آخرین تحقیقات در مورد تعداد خوانندگان روزنامه های چاپ هند نشان می دهند که روزنامه انگلیسی زبان هندوستان تایمز دارای بیشترین تعداد خواننده در میان روزنامه های انگلیسی زبان بیش از سه میلیون وروزنامه هندی زبان داینیک جاگران در میان روزنامه های هندی زبان می باشد. براساس نتیجه این تحقیقات، تعداد خوانندگان هندوستان تایمز در دهلی و حومه این شهر به ۲ میلیون و ۲۷۰ هزار نفر و در بمبئی به ۱ میلیون و ۳۶۰ هزار نفر بالغ می گردد.

روزنامه انگلیسیی زبان تایمز آو ایندیا در دهلی و حومه این شهر ۱ میلیون و ۶۵۰ هزار نفر و در بمبئی ۲ میلیون و ۱۵۰ هزار نفر خواننده دارد. روزنامه دیلی نیوز و آنالیزس (DNA) دارای ۲۱۰ هزار نفر در بمبئی خواننده دارد. روزنامه هندی زبان داینیک جاگران دارای ۱۵ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر خواننده در سراسر هند و ۸ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر در ایالت اوتارپرادش می باشد. روزنامه هندی زبان هندوستان دارای ۱۴ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر خواننده در سراسر هند و ۷ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر در ایالت اوتارپرادش می باشد. روزنامه هندی زبان داینیک بهاسکار دارای ۱۲ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر مشترک  در سراسر هند می باشد. (هندوستان تایمز۲۰ اوت ۲۰۱۴)

راه اندازی با کیفیت بالای مجلات از جمله بازیم  «Bazem» ، مجله «تشاوی دنیا » ، و در نسخه های اردو از «یکشنبه هند»،از جمله تغییرات مهم است. اگر چه مجلات فرض «سیاست» و «عادلانه» و «انقلاب » در مرکز صحنه ، روزنامه «پذیرش» ، که در شهرستان حیدرآباد آغاز شد و موفقیت های قابل توجهی در زمان های اخیر به دست آورد.

در روستاها نیز از جراید و مجلات استقبال می شود  بنیاد «PricewaterhouseCoopers» ، که به پیش بینی آینده از رسانه ها در جهان  می پردازد. اعلام کرده است رسانه ها   ۴ میلیارد  در هند صرف تبلیغات کرده اند. اکنون بسیاری از روزنامه های اروپایی در هند خود را خواهر خوانده یکی از روزنامه های هندی می کنند .

موسسه دیلی میل بریتانیا و ” اندیا تودی” محصول مشترک “میل تودی” را منتشر می کنند. بهای روزنامه ها ارزان است و بطور متوسط ۱۶ روزنامه یک دولار می شود.

روزنامه انترناشیونال هرالد ترابیون تماما در دهلی چاپ می شود و فاینشال تایمز، بیزنس استاندارد و مترو نسخه های هندی چاپ می کنند و روزنامه داینیک جارگان ۲۲ میلیون خواننده در هند دارد و قرار است اندپندنت نیز در دهلی نسخه همزمان منتشر کند  فورشن و تایم  از طریق”  اندیا تودی” توزیع و نشر شود.  مجله نیوزویک را نیز موسسه اوت لوک منتشر خواهد نمود وال استریت جورنال و “مینت” و “دیکان کرونیکال لیمتد”  و نیویورک تایمز نیز در هند قرارداد شراکت منعقد نموده اند و مجلات دیگری مانند فوربس، هاربرز بازار، تکنولوژی ریویو، انترپرانیور، نیوزویک، نیبول، هاللو  و فوگ نیز بدنبال بازار در هند هستند.

در هند ۷۴۸ شبکه تلویزیونی ماهواره بخش خصوصی و تعداد سی شبکه تلویزیونی ماهواره ای دولتی وجود دارد. امروزه تعداد اندکی از شبکه های دولتی غیر ماهواره ای هستند.

نگاهی به   رسانه در دو کشور ایران و هند

‌‌محمدصالح شیرازی  با نشریه “کاغذ اخبار”  به عنوان نخستین روزنامه‌نگار ایرانی، نام خود را در تاریخ مطبوعات جاودانه کرده ‌است. کاغذ اخبار سال ‌۱۲۱۶ مصادف با ۱۸۳۷ میلادی چاپ ‌و ‌‌نخستین روزنامه ایرانی شناخته شد.

در هندوستان نیز نخستین روزنامه با نام «نشریه بنگال»در سال ۱۷۸۰ آغاز به کار کرد.  ‌«جیمز آگوستوس هیسکی» سردبیر آن بوده است.

اما راجا رام موهان روی (Raja Ram Mohan Roy) را پدر مطبوعات هندوستان می‌دانند. او نخستین روزنامه‌های هندی را به دو زبان فارسی (میرات الخبر)  و بنگالی (سمباد کامیدی) در سال ۱۸۲۱ چاپ کرد.

نخستین ایستگاه رادیویی در هندوستان در سال ۱۹۲۷ آغاز به کار کرد. در کشورمان ایران نیز در اردیبهشت ۱۳۱۹ مصادف با ۱۹۴۰ میلادی نخستین ایستگاه رادیویی آغاز به کار کرد.

نخستین ایستگاه تلویزیونی در هندوستان در سال ۱۹۵۹  اما  ایستگاه تلویزیونی ایران یکسال زودتر و در سال   ۱۹۵۸ میلادی آغاز به کار کرد.

 

پیش از استقلال هندوستان در سال ۱۹۴۸ مردم این کشور با کمک استعمارگران انگلیسی از نخستین و موفق ترین کشور‌ها در حوزه رسانه بودند. این امر در مبارزات ضد استعماری این کشور نیز بسیار کارساز بود.

 

ماهاتما گاندی رهبر انقلاب ضد استعماری هند ایدئولوژی و فعالیت‌های اصلی مبارزاتی خود را از طریق مقالات خود در روزنامه‌ها پیش می‌برد. پس از استقلال نیز رادیو در سراسر هندوستان نقش بسیار کارآمدی ‌در توسعه و بیداری اجتماعی به عهده داشت،‌

هم اکنون پرفروش‌ترین روزنامه این کشور «داینیک جاگران» که به زبان هندی منتشر می‌شود حدود بیست میلیون نسخه شمارگان دارد.

 

رسانه‌های جمعی

 

هندوستان با داشتن ۸۲,۲۳۷ ‌روزنامه فعال و بیش از  ۸۲۵ شبکه تلویزیونی‌ هم اکنون یکی از فعال‌ترین و قوی‌ترین کشور‌ها در حوزه رسانه است. از طرفی بالیود ‌‌دومین قدرت صنعت فیلم سازی در دنیا شناخته می‌شود. این حجم از چرخه اطلاعات در بستر فناوری و تکنولوژی‌های روز جهان ایجاد شده است. سیستم‌های تلویزیون‌های کابلی و پولی، رادیو‌های محلی و اینترنتی و .‌.‌. بخش کوچکی از این فناوری‌ها هستند. از طرفی بازار بی نظیر و گسترده مخاطب در هندوستان، باعث شده ‌که همه قدرت‌های رسانه ای به سرمایه‌گذاری در این بازار ۱٫۲ میلیارد نفری مخاطب علاقه‌مند بشوند. هر کمپانی رسانه‌های ‌کابلی و پولی در هندوستان با بازاری ‌حدود حداقل ۲۰ میلیون نفری روبه‌روست. این ۲۰ میلیون مخاطب ماهانه کرایه ای ‌حدود ۱۰۰ روپیه برای دسترسی به مجموعه شبکه‌های هر کمپانی پرداخت می‌کند.

این مبلغ برای ۲۰ میلیون نفر ماهانه نزدیک به  ۲میلیارد روپیه معادل ۱۰۰ میلیارد تومان می‌شود. این مبلغ در یک سال به یک تریلیون و ۲۰۰ میلیارد تومان می‌رسد که با در نظر گرفتن ‌۲۰ میلیون مخاطب از جمعیت ۱٫۲ میلیارد نفری هندوستان است. شرکت تاتا و آیرتل بزرگترین شرکتهای ارایه کننده شبکه های تلویزیونی کابلی هند هستند.

 

از طرفی در آمد‌های این شبکه‌ها از طریق تبلیغات و آگهی‌های بازرگانی نیز محاسبه نشده است. این مبالغ هنگفت هم اکنون باعث شده تا تمامی ابر رسانه‌های جهانی مانند بی بی سی، سی ان ان، الجزیره و .‌.‌. در این بازار نا‌محدود سرمایه‌گذاری کنند.

در هند تقریبا هر روز یک فیلم سینمایی به بازار وارد می شود. حجم فروش بعضی از این فیلم ها بالاتر از ۵۰ میلیون دلار است.

دانشگاهها و مراکز آموزش عالی

 

در هند۶۸۷  دانشگاه وجود دارد که از نظر جغرافیایی و اداری به دو نوع ایالتی و یا سراسری  تقسیم می شوند  و هر کدام  یا دولتی و یا  شبه دولتی و یا خصوصی و  به صورت جدول زیر هستند:

کدام نام تاریخی برای دریای مازندران مناسب تر است

عجم در گفت‌وگو با تسنیم بررسی کرد

“دریای خزر” درست است یا “دریای کاسپین”؟

شناسه خبر: ۱۴۷۹۱۴۹ سرویس: بین الملل

عجم

پژوهشگر سرشناس کشور با بیان دلایلی تاریخی و حقوقی درباره نام دریای شمال ایران، دریای کاسپین را بهترین و درست‌ترین عنوان برای آن می‌داند که توسط بیشتر کشورها استفاده می‌شود.

به گزارش گروه سیاست خارجی خبرگزاری تسنیم، پهنه آبی واقع در شمال ایران که در حال حاضر آن را با نام “خزر” می‌شناسیم، از جمله دریاهای مهم جهان است که تقریباً اقتصاد سه کشور جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان ارتباط مستقیمی با منابع انرژی زیر بستر آن دارد. بحث بر سر تقسیم منابع زیر بستر و رو بستر، آلودگی آب‌، مسئله حق کشتیرانی یا مواردی نظیر استفاده از عنوان حقوقی “دریا” به جای “دریاچه” از سوی کشورهایی مانند قزاقستان  جهت بین‌المللی شدن آن و حق کشتیرانی آزاد و بسیاری از موارد دیگر، تحت جلساتی با عنوان رژیم حقوقی دریای خزر برگزار می‌شود. تاکنون طرف‌های ساحلی به نتایج قابل توجه و مشخصی نرسیدند و همچنان چالش توافق وجود دارد.

اما یکی از موضوعات مربوط به این پهنه آبی شمال ایران مسئله “نام” آن است که در کشور ما  از این اسم به طور رسمی استفاده می‌شود، اما بسیاری بر این عقیده‌اند که نام خزر اشتباه است و اسم اصلی و صحیح آن “کاسپین” می‌باشد. در ادامه طی گفت‌وگو با «محمد عجم»، حقوقدان، زبان شناس و پژوهشگر سرشناس ایرانی، به بررسی این موضوع پرداختیم که مشروح آن به شرح زیر است.

*امپراتوری یهودی خزرها به افسانه شباهت دارد.

تسنیم: ایران در حال حاضر به طوری رسمی از نام خزر برای پهنه آبی واقع در شمال کشور استفاده می‌کند، در اساس کلمه خزر از چه پیشینه، محل یا گروهی ریشه می‌گیرد؟

  عجم: درباره اینکه خزر نام یک قوم، آئین، مذهب و یا زبان و نژادی مشخصی باشد مطالب متناقض و متضاد زیادی نوشته شده است، از این رو نمی‌توان با قاطعیت نظر داد. اصولاً در مورد خزرها منابع و مستنداتی که وجود دارد خود از لحاظ اعتبار سنجی قابل بررسی هستند، چراکه همه ادعاهای موجود در رابطه با قوم خزر بیشتر فرضیه است و با قطعیت و یقین نمی‌توان اظهار نظر کرد.

مثلاً در مورد اینکه خزرها یهودی بودند مهمترین منبعی که در سی سال اخیر مورد استناد قرار گرفته کتاب “آرتور کوستلر” در مورد امپراتوری خزر است، وقتی مستندات وی را دنبال می‌کنید به کتب اعراب می‌رسید، البته منابع عربی نیز در مورد خزرها دارای تناقض‌هایی می‌باشد که قابل اطمینان نیست، چراکه  یکصد سال جنگ میان اعراب و مسلمانان با خزرها قضاوت بی‌طرفانه را بسیار دشوار می‌کند.

علم باستان شناسی، زبان شناسی و منابع بی‌طرف هم کمکی به رفع تناقضات نمی‌کند، اما به طور کلی پذیرفته شده که خزرها قومی کوچ نشین و نومد بوده‌اند که یکی از  دهها قوم  تورکیک شرقی هستند که قبل از ظهور اسلام وارد فلات و دشت‌های شمال و شمال غربی دریای خزر شدند،نام این قوم از واژه خیزران(درخت های نی دریایی) گرفته شده است.   ورود آنها باعث شد بخش‌هایی از اقوام متعدد دیگری که ساکن منطقه بودند وارد جغرافیای فعلی ایران شوند که یکی از آن اقوام متعدد کاسپی‌ها بودند و  از زمان‌های قدیم در اطراف دریای شمال ایران ساکن شدند.

کاسپی ها  بداخل فلات ایران بخصوص غرب ایران مهاجرت کردند.

 نظر غالب این است که نژاد خزرها، هون و مذهب آنها تنگری و پگان بوده است. اخیراً آزمایش “دی ان ای” بر روی اسکلت‌هایی در منطقه جغرافیایی  خزرها انجام شده و غیر یهودی بودن آنها به اثبات رسیده است، البته طی سال‌های ۷۴۰ افرادی از یهودی‌های مهاجر در منطقه ساکن شدند که به احتمال زیاد  همان اقلیت یهودیان بخارا پس از مهاجرت بوده اند. اما ادعاهای اخیر مبنی بر امپراتوری یهودی خزرها که بعضی از نویسندگان یهود برای خزرستان  مطرح کرده‌اند بیشتر به افسانه شباهت دارد تا واقعیت.

* هیرکانی و کاسپین کهن ترین  نام‌های ثبت شده  در منابع یونانی و رومی

تسنیم: سابقه تاریخی استفاده ایران از کلمه کاسپین تا چه زمانی است؟ به عبارتی دیگر این کلمه چه ریشه‌ای دارد؟

 عجم: کاربرد دو واژه هیرکانی (گرگان) و کاسپین در منابع یونانی و رومی،  قدیمی‌ترین نام‌ها برای  دریای شمال ایران هستند، اما این دو نام در منابع فارسی به جای مانده درباره پهنه آبی واقع در شمال ایران دیده نشده است. اگر هم در زبان فارسی کاربرد داشته، اما  منابع آن از میان رفته است، زیرا از دوره بنی امیه که جنگ‌های خونینی بین خزرها و مسلمانان به وقوع پیوست  نام خزر شهرت گرفت و وارد ادبیات عربی و فارسی شد. در منابع عربی و فارسی بیشتر از ۴۰ نام برای دریای شمال ایران به کار رفته که  بعضی نام‌ها به اقوام ساکن در این دریا و بعضی به شهرهای اطراف دریا منسوب شده‌اند مانند گیلان-جیلان- گرگان (جرجان) – استرآباد – ساری و بسیاری از موارد مشابه.

* نام رسمی و بین المللی دریای شمال ایران براساس مصوبه سازمان ملل “کاسپین” است

تسنیم: در حال حاضر کدام کشورها (کشورهای ساحلی یا سایر کشورها) از نام “کاسپین” برای دریای شمال ایران استفاده می‌کنند؟ 

عجم: بر اساس مصوبه سازمان ملل نام رسمی و بین‌المللی این دریا کاسپین است و یک نام محلی هم می‌توان برای آن به کار برد و آن “خزر” است، اما همه کشورهای جهان نام کاسپین و معادل‌های آن را به کار می‌برند، به جز چند کشوری که از “بحر قزوین” استفاده می‌کنند که در واقع معادل و معرب همان کاسپین است. تعدادی از کشورها هر دو نام کاسپین و خزر را  برای نامیدن دریای شمالی ایران در نظر گرفته‌اند.

* در هیچ منبعی از خزرها به نیکی یاد نشده است

تسنیم: در بیشتر اسناد و قراردادهای فارسی از نام خزر استفاده شده و مجموعه نشست‌ها در مورد دریای شمالی ایران نیز تحت عنوان رژیم حقوقی دریای خزر (حداقل از جانب ایران) برگزار شده است،  با این حال جمهوری اسلامی ایران می‌تواند چنین تغییر اسمی را در نشست‌های رژیم حقوقی دریای شمال ایران مطرح کند؟ در واقع این اقدام از نظر حقوقی مانعی یا حتی واکنش منفی سایر کشورهای ساحلی را به دنبال ندارد؟

عجم: نام دریای شمال ایران هیچگونه چالشی در هیچ کشوری ایجاد نمی‌کند. کمیته یکسان‌سازی  هم می‌دانست که نام مازندران بهتر از خزر است اما “دریای مازندران” مستندات حقوقی لازم را نداشت. خزر نام مطلوبی نیست و در هیچ منبعی از خزرها به نیکی یاد نشده و چندین قرن است که هیچ قومی در کشورهای اطراف خزر تا به امروز خود را قوم خزر معرفی نمی‌کند اما کمیته باید به نقشه‌ها و قراردادهای حقوقی متعهد می‌‌ماند.

در این منطقه حداقل یکصد قومیت و ملیت و زبان وجود دارد.می‌دانیم قوم خزر و قوم هون مدتی حکم‌فرمایی در منطقه داشته اما امروزه تطبیق آن با مردم امروز سخت است. حتی قرقیزها، قزاق‌ها، تاتارها، چچنی‌ها و حتی مغول‌‌ها هیچکدام خزرها را به خود منسوب نمی‌دانند.

* مجاز بودن استفاده از هر دو نام خزر و کاسپی ( کاسپین)

اما درخواست به کار بردن کاسپین در فارسی اخیراً طرح شده و اصلاً به مصوبه جدید نیازی ندارد؛ نام دریای کاسپی و یا کاسپین را می‌توان به کار برد و با هیچ مخالفتی در هیچ جای جهان  همراه نخواهد بود. چون مصوبه مورخ ۱۸ آذرماه ۱۳۸۱ کاربرد هر دو نام خزر و کاسپی را مجاز می‌داند، و کاسپیین را نام اصلی و بین المللی می داند اما اینکه چرا نام مازندران کنار گذاشته شد این بود که مشخص شد که چنین نامی در قراردادها، اسناد حقوقی و نقشه‌های رسمی داخلی و خارجی قبل از دوره پهلوی وجود ندارد.

مطابق مقررات کمیته یکسان سازی نام‌های جغرافیایی سازمان ملل  (UNGEGN) همه کشورها باید در رابطه با پدیده‌های جغرافیایی به خصوص دریاها، یک نام بین‌المللی بکار ببرند و البته یک نام محلی هم برای کاربرد محلی قابل قبول است. در رسانه‌های ایران برای دریای شمال کشور نام‌های مختلفی مانند مازندران، خزر، شمال و مواردی دیگری به کار می‌رفت که مشکل ایجاد می‌کرد.

سازمان ملل از ایران خواسته بود که مشخص کند چه نامی را به رسمیت می‌شناسد. مرجع رسیدگی به اینگونه مسائل اداره حقوقی وزارت خارجه و کمیته یکسان سازی نام‌های جغرافیایی متشکل از اعضای چند نهاد و وزارتخانه می‌باشد، در سال ۱۳۸۱ از اداره حقوقی وزارت خارجه خواسته شد که در این خصوص نظر بدهد. بررسی این موضوع به من سپرده شد که تحقیق مفصلی انجام و گزارشی تهیه و تحویل کمیته یکسان سازی شد و  مبنایی برای تصمیم گیری قرار گرفت.

نخست در مورد اسناد و قراردادهای بین‌المللی و قراردادهای بین ایران و دول خارجی و سپس در مورد نقشه‌های رسمی و نیمه رسمی بررسی و مشخص شد که در همه قراردادها از قرون گذشته و تا آنجا که مکتوباتی باقی مانده است، در زبان فارسی دریای خزر و بحر خزر و در زبان‌های اروپایی دریای کاسپی یا کاسپین، همچنین در متون قدیمی عربی، خزر و  گاهی بحر قزبین و قزوین به کار رفته است، اما در متون  متاخر عربی بحر قزوین استفاده شده و در کشورهای ترک زبان نیز هر سه نام به تناوب به کار رفته است. اما ترجیح بیشتر با خزر دنیزی بود.

قراردادها و نقشه‌ها برای ما معیار اصلی بود اما در متون ادبی و تاریخی نیز بررسی عمیقی انجام شد و برای من کاملاً مشخص بود که قزبین و قزوین معرب شده از کاسپین است، اما عده‌ای اصرار داشتند که برعکس کاسپین تغییر یافته قزوین هست حتی این مطلب را خاتمی، رئیس جمهور وقت در سفر علی یف به تهران به وی گفته بود که دریای مازندران همان دریای قزوین است و اروپایی‌ها آن را به کاسپین معرفی می‌کنند. از نظر زبان شناسی محرز بود که قزوین تغییر یافته و معرب کاسپین است، ولی  باز هم مجدداً در منابع تاریخی کندوکاو کردم و کاملاً محرز شد که قبل از اینکه قزوین وارد ادبیات عرب و فارسی شود کاسپین و هیرکانی (گرگان) وجود داشته است.

نام خزر از قرون سوم قمری در ادبیات عربی و فارسی رایج شده است، اما بیشتر از ۴۰ نام دیگر هم به تناوب برای دریای مذکور در ادبیات و جغرافیایی قرون گذشته به کار رفته است. شرح جنگ‌های خزرها در دوره خلفای بنی امیه به طور مفصل در تاریخ طبری و در سایر منابع عربی، همچنین در کتاب استخری و ابن اثیر وجود دارد. استخری نوشته است که «زبان خزرها به هیچ زبان شناخته شده‌ای شباهت ندارد».

* در ابتدا فضایی برای طرح این موضوع که کاسپی بهتر است یا خزر نبود

بعضی منابع عربی آنها را همان قوم یاجوج و ماجوج معرفی کرده‌اند که در منابع اروپایی نیز به یاگوگ و مگوگ معرفی شده بودند. قوم خزر نام خود را از خیزران که نوعی نی مقاوم و بلند هست گرفته است . خلاصه کلام اینکه وقتی در کمیته یکسان سازی موضوع بحث شد اصلاً فضایی برای طرح این موضوع که کاسپی بهتر از خزر است نبود، چون نام کاسپی در ایران کاملاً ناشناخته بود و برای دانشگاهیان نیز واژه‌ای بیگانه محسوب می‌شد. تا اینکه در گزارش توجیهی  برای کمیته، برای اولین بار مفصل به اصالت کاسپی و میراث آنها به عنوان قوم ایرانی پرداخته و تصور اینکه کاسپین واژه بیگانه است مردود دانسته شد. قوم یا اقوام کاسپی نام خود را از کاوسپی به معنی گاو سپید گرفته است گاو سپید از اسطوره ها و یا خدایان و  اله های دوران مذاهب اولیه اریاییان هست. 

متاسفانه این نام در حالی‌ که مستندات تاریخی دارد ولی در فرهنگ عامه مغفول و ناشناخته مانده بود. امروزه با توجه به فرایند فرهنگ سازی آن، این نام می‌تواند جایگزین خزر شود. اما در مصوبه ۱۸ آذرماه ۱۳۸۱ کمیته موظف بود که به نقشه‌ها و اسناد وفادار بماند. اعتراضاتی که به این مصوبه شد چندان مستند نبود و اعتراضیه‌ای پرویز ورجاوند در مجله اطلاعات سیاسی منتشر کرد که چرا نام تاریخی مازندران را حذف کرده‌ و خزر را که قومی مهاجم بوده‌اند را جایگزین آن کرده‌اید؟

جوابیه ما در جراید همان زمان منتشر شد، البته گزارش توجیهی کمیته نیز منتشر شد که الان هم در سایت‌های متعددی وجود دارد، از مخالفان مصوبه خواسته شد که مستندات خود را برای دریای مازندران ارائه کنند، ولی هیچ مستندی ارائه نکردند، اما بحث اینکه اخیراً طرح شده که باید دریای کاسپی بکار ببریم یک موضوع کاملاً جدید است و هیچ مغایرتی با مصوبه سال ۱۳۸۱ ندارد، چون نام بین‌المللی است و  نیازی هم به تغییر مصوبه ندارد. در ایران رسانه‌ها مختار هستند که نام بین‌المللی که دریای کاسپی و کاسپین یا نام محلی خزر را استفاده کنند، در این مورد هیچ کشوری هم اعتراضی نخواهد داشت.

انتهای پیام/ R1436/P1361/S8,87,89,90,95/CT2

از همین نویسنده :

  • نام های دریای خزر

https://www.4shared.com/office/7A_AMG0Z/name_caspian1.html

Geography of Iran
Names of the Caspian Sea
By: Mohammad Ajam

http://www.magiran.com/magtoc.asp?mgID=1051&Number=131&Appendix=0

  • متن مقاله همایش ملی ژئوماتیک اردیبهشت ۱۳۸۲ اسامی جغرافیایی باستانی میراث بشریت پژوهشی در مورد دو نام خلیج فارس و خزر و چالشهای فراروی ص ۲۴ تا ۳۶ [۱۲]
  • مقالات همایش یکسان‌سازی نام‌ها ۱۳۸۲ [۱۳]
  • ماهنامهٔ پبام دریا شماره‌های ۱۳۱ و ۱۳۳ مهر و آذر ۱۳۸۳
  • دکترعجم. «دروازه کاسپین اسناد هویت ملی». پیام دریاشماره ۱۳۱، ۱۰ مهر ۱۳۸۳
  • ماهنامه علمی پیام دریا: دانلود [۱۴] شماره‌های ۱۳۱- و ۱۳۳ اسنادهویت ملی – نامهای دریای خزر و کاسپین،[۱۵] دکترمحمد عجم مهر-آذر ۱۳۸۳
  • بررسی تطبیقی رژیم حقوقی بزگترین دریاچه های جهان: محمد عجم

    (خزر، سوپریور، ویکتوریا) سخنرانی در سمینار بین المللی خزر دفتر مطالعات سیاسی بین المللی – تهران اردیبهشت ١٣٨١  چاپ در همشهری –۱۷- ۱۶  -۲ – ۱۳۸۱       ١۶/٢/٨١

.

.