Category: اجتماعی

.

آینده حضور و همکاری هند در چابهار گفتگو با دکتر محمد عجم

ی
ک ماه پیش، هند اولین محموله گندمش را از طریق بندر چابهار ایران به افغانستان صادر کرد. پس از امتناع پاکستان از اعطای دسترسی ترانزیتی به محموله‌های تجاری هند اکنون با گشایش بندر شهید بهشتی چابهار هند به این امر توجه کرده و این بندر را دارای اهمیت استراتژیک دانسته اند. از این دید افتتاح بندر چابهار ضمن دور زدن پاکستان، یک مسیر گذرگاهی استراتژیک میان هند، ایران و افغانستان را عملیاتی خواهد کرد و بندر چابهار، افغانستان و آسیای مرکزی را به روی تجارت هند خواهد گشود. گفتگوی زیر به بررسی آینده حضور و همکاری هند در چابهار پرداخته است.

واژگان کلیدی: رویکرد، منافع ، هند ، بندر چابهار ، گوادر، ایران

مرکز بین المللی مطالعات صلح: علل تعلل هند در تکمیل تعهدهای خود در چابهار چیست؟

فقط هند تعلل نداشته است گاهی خود ایران عامل تعلل و کندی کار بوده است این موضوع خیلی مفصل است بخشی از موانع تکنیکی و فنی بوده است و بخشی از ان سیاسی مثلا در ابتدای امر ایران روی خوش به هند نشان نداد و شرایط بسیار سخت و غیر عملی جلو هند گذاشت در دوره تحریم ایران مایل به مشارکت هند بود اما هند با مشکلات قانونی روبرو بود و آمریکا صراحتا هند را از مشارکت در توسعه بندر چابهار برحذر می داشت مدتها طول کشید تا هند موفق شود رضایت آمریکا را جلب کند. بعد مشکل واگذاری و یا اجاره زمین و مدت زمان آن پیش امد و موانع تکنیکی متعدد دیگر که نباید همه مشکل را متوجه طرف هندی کرد . موضوع دیگر نبود راه های مناسب از چابهار به زاهدان و بیرجند هست مشکل دیگر نبود خط ریلی از چابهار بود این کمبودها هند را نا امید می کرد هنوز راه اهن ملی ایران از چابهار به زاهدان و به خواف در نزدیکی هرات در مراحل اولیه است اگر چه از مشهد تا بیرجند جاده بزرگراه و اتوبان هست اما فعلا مقصد اصلی کالاهای هندی افغانستان است و معادن افغانستان که باید به مقصد هند بارگیری شوند در جنوب افغانستان است لذا ایجاد آزاد راه از چابهار تا حاجیگک و مرز میلک بسیار اهمیت دارد که هنوز آراد راه آن تکمیل نشده است در بخش چابهار زابل و گناباد به بیرجند ساخت قطعاتی از شبکه راه آهن آغاز شده که باید در زاهدان و در گناباد به شبکه سراسری وصل شوند که اکنون به هرات وصل است .

مرکز بین المللی مطالعات صلح: تکمیل چابهار در ایران چه تاثیرات مثبت و منفی برای بندر گوادر در پاکستان دارد؟

پاکستان مدتها به موضوع چابهار به دیده منفی نگاه می کرد، ولی در سال های اخیر امر واقع را پذیرفته است و موضوع چابهار را از رقابتهای سیاسی نظامی با هند کنار گذاشته است. چین نیز ابتدا نظر مثبتی به همکاری هند و ایران در بندر چابهار نداشت. چابهار یعنی خطوط مواصلاتی ایران و گوادور یعنی خطوط مواصلاتی چین و پاکستان می توانند به هم افزایی یکدیگر کمک کنند و می توانند پل همکاری بین غرب آسیا ، خلیج فارس، خلیج عمان و دریای مکران با قره قوم و اقصای چین باشند. اکنون خطوط ریلی ایران به ترکمنستان و قزاقستان و از آن طریق به چین وصل است، راه آهن ایران از بندر عباس به آستارای آذربایجان نیز وصل می شود که شبکه ریلی دو قاره تکمیل می شود. با افتتاح مسیرهای جدید ،تجارت جهانی میان شرق (از چین تا آسیای مرکزی) و غرب جهان (بویژه اروپای غربی) حدود ۱۰ هزار کیلومتر راه زمینی کوتاهتر می شود.

دولتهای تاجیکستان، قزاقستان، ازبکستان و قرقیزستان بدنبال راههای عملی برای مشارکت راهبردی اقتصادی با هند هستند. این جمهوری های همانند افغانستان دارای معادن مس و طلا و سایر فلزات گرانبها دارند راه مبادله بار معدنی فقط از طریق جاده و ریل هست.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا تقویت همکاری های هند و ایران در جنوب شرقی و آسیای میانه می تواند آسیب گسترده ای به روابط ایران و پاکستان زند؟

خیر ، پاکستان و چین امر واقع را پذیرفته اند و منافع ملی ایران را در نظر دارند. بدون چابهار افغانستان و در درجه بعدی آسیای میانه نمی تواند به شکوفایی اقتصادی دست یابد. افغانستان دارای بالاترین و ارزشمند ترین ذخایر معدنی در منطقه است که هنوز از آنها استفاده نشده صادرات عظیم معادن مس و آهن افغانستان ناچار بصورت ریلی و جاده ای فقط از بندر چابهار می تواند صادر شود. پیمانکاران هندی و غربی به این اهمیت واقفند در نتیجه آمریکا و غرب فعلا تنها جایی را که به دشمنی با آن برنخواسته اند بندر چابهار است. زیرا برای آنها نیز منافعی نهفته دارد. البته ایران نیز معادن بسیاری در شرق کشور دارد که کریدور شمال جنوب و همچنین کریدور شرق کشور از سنگان خواف تا چابهار کمک بزرگی به صادرات معدنی خواهد بود.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا ژاپن می تواند ضلح دیگر همکاری هند و افغانستان با ایران در چابهار باشد و فرصت ها و تهدید های این امر چیست؟

بله. ژاپن هم از طرح کریدورهای ایران استقبال می کند. بعد از هند کشور دیگری که به تجارت با آسیای میانه و کشورهای مشترک المنافع نگاه جدی دارد ژاپن هست. ژاپن نیز مانند هند به معادن و مواد خام آن کشورها نگاه ویژه دارد و صادرات ژاپن بخصوص ماشین آلات سنگین از طریق راه ریلی و جاده ای ایران بسیار اقتصادی تر می شود. ژاپن روابط نیکی با هند دارد، ایران باید سعی کند ژاپن را نیز در توسعه بنادر ساحل مکران وارد کند. ژاپن از کشورهای کمک کننده به افغانستان است و از پیشنهاد ایران استقبال خواهد کرد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آینده حضور و همکاری هند در چابهار با چه سناریوهایی قابل بررسی است و چه عواملی بر آن تاثیرگذار هستند؟

آمریکا، چین و پاکستان موانع هستند، اما هند با آمریکا روابط دوستانه و استراتژیکی برقرار کرده هند به چابهار نیاز شدیدی دارد و توانسته است امریکار را وادار به سکوت بکند. در این بین هند در دوره تحریم ها نیز از آمریکا امتیازات و استثناهای موقتی گرفته بود. هند تحت هیچ شرایطی نمی خواهد شراکت در چابهار را از دست بدهد افغانستان و هند بزرگترین برخوردارهای این بندر خواهند بود. هند و افغانستان نیازمند روابط محکمی هستند. اولین محموله صادراتی هند دو کشتی گندم اهدایی به افغانستان بوده است که خود نشانگر نگاه استراتژیک هند به افغانستان است. البته هند بدنبال سرمایه گذاری با زمان طولانی است که ایران مخالف است و بدنبال شراکت کوتاه مدت با بازه زمانی حداکثر ۲۰ سال است. تحریم های قبلی و آتی غرب هم تاثیری بر چابهار نخواهد داشت. کشورهای آسیای میانه شرکای آمریکا در مبارزه با تروریزم هستند و آمریکا نمی تواند آنها را از چابهار محروم کند. اما چین فقط یکی از مشکلات متعدد هند در آسیای میانه است. کشور دیگری که تلاشهای دیپلماتیک دهلی نو در این منطقه را بطور چشمگیر خنثی نموده پاکستان است. حتی طرح عمده خط لوله ترکمنستان – افغانستان – پاکستان – هند تا کنون ناموفق بوده است http://peace-ipsc.org/fa/%D8%A2%D9%8A%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%87%D9%85%D9%83%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%87%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF/

نگاه هند به چابهار

نگاه هند به چابهار گفتگو با دکتر محمدعجم

یک ماه پیش، هند اولین محموله گندمش را از طریق بندر چابهار ایران به افغانستان صادر کرد. پس از امتناع پاکستان از اعطای دسترسی ترانزیتی به محموله‌های تجاری هند اکنون با گشایش بندر  چابهار هند به این امر توجه کرده و این بندر را دارای اهمیت استراتژیک دانسته اند. از این دید افتتاح بندر چابهار ضمن دور زدن پاکستان، یک مسیر گذرگاهی استراتژیک میان هند، ایران و افغانستان را عملیاتی خواهد کرد و بندر چابهار، افغانستان و آسیای مرکزی را به روی تجارت هند خواهد گشود. گفتگوی زیر به بررسی منافع و سودهای هند از آینده نقش چابهار پرداخته است.

واژگان کلیدی: رویکرد، منافع ، هند ، بندر چابهار ، گوادر، ایران

بسترها و  نوع نگاه های مختلف و  گوناگون مراکز فکری و تصمیم ساز در هند به چابهار در ایران چیست؟

از سال ۲۰۰۲ هند بطور جدی بدنبال استفاده از کریدورها و خطوط جاده ای و ریلی ایران بود اما موانعی موجب شد که اینکار با تاخیر انجام شود در سال ۱۳۹۳  آقای گوپتا مدیرکل مرکز مطالعات دفاعی به همراه هییتی عازم ایران شد و از چابهار نیز بازدید کرد وی در برگشت چند مصاحبه مطبوعاتی در اهمیت خطوط مواصلاتی ایران انجام داد و با معاون وقت رییس جمهور دیدار نمود و دستور رییس جمهور هند را برای تسریع در مشارکت توسعه بندر اخذ نمود کمی بعد خود ایشان معاون شورای عالی  امنیت ملی هند شد و بر روند طولانی قانونی هند غلبه و تسریع کردند و پس از فراز و نشیبهای فنی در خصوص نحوه مشارکت هند و زمان و مکان و مدت بهره برداری بلاخره موافقت طرفین صورت گرفت. هندی ها صرف نظر از اینکه به چه حزب و منطقه ای وابسته اند همگی چابهار را برای آینده تجارت هند استراتژیک می بینند.

علل و بسترهای توجه هند به چابهار در چند دسته نهفته است؟

موقعیت استراتژیک و ژئوپلتیک و ژئواکونومیک ایران مورد توجه کشورهای بزرگ جهان بوده و هست. موقعیت مناسب ریلی و جاده ای و دسترسی ایران به سواحل طولانی در خلیج فارس و خلیج  عمان و دریای مکران و  خزر برای اقتصادهای بزرگ جهان جذاب است اما موانع و عوامل سیاسی باعث اهمال موقعیت ایران و دور زدن مواصلات ایران شده است..

مانع اصلی آرمان هند برای افزایش و توسعه صادرات کالاهای هندی، مشکل مواصلات جاده ای است زیرا همه کشورهای آسیای مرکزی و منطقه خزر محصور در خشکی هستند و هند نیز حصار بلند هیمالیا را در سراسر شمال خود و  حصار بزرگ سراسری غربی نیز رقابت و دشمنی با پاکستان است که مانع دسترسی هند به  آسیای مرکزی و افغانستان است.

در ترابری محموله های سنگین تمرکز بر حمل و نقل ترکیبی (دریایی – ریلی – جاده ای)است. نتنها هند بلکه بنگلادش و تایلند و میانمار و نپال نیز برای تبادل محموله های جاده ای و ریلی به غرب آسیا و ایران چشم دوخته اند.  خطوط مواصلاتی ایران کوتاه‌ترین، ارزان‌ترین و امن‌ترین مسیر دسترسی این کشورها به جهان بیرون است

منافع و سودهای هند از آینده نقش چهابهار در منطقه چیست؟

هند در دو دهه ۸۰ و ۹۰  میلادی شدیدا از چین عقب افتاد چین  در توسعه جهشی به کشور اول جهان از نظر حجم تولیدتبدیل شده و در بعضی دیگر از شاخص های اقتصادی و علمی به ژاپن و آمریکا نزدیک شده است. هند در رقابت با چین  طبق برنامه های پیش بینی شده این کشور باید به سومین کشورجهان از نظر تولید و مصرف تبدیل شود به این منظور باید به بازارهای مصرف مهم منطقه بخصوص منطقه نزدیک و اوراسیا دسترسی داشته باشد. حجم صادرات هند به آسیای میانه و منطقه خزر باید حداقل ۵ برابر افزایش یابد و از طرفی امنیت انرژی هند را تامین کند. هند می تواند تامین کننده میوه های استوایی و برنج منطقه اوراسیا باشد.

کشورهای مشترک المنافع حدودا ۲۸۰ میلیون نفر جمعیت دارد. روسیه بزرگترین کشور مشترک المنافع با ۱۴۳ میلیون نفر جمعیت و ارمنستان با ۳٫۴ میلیون کمترین جمعیت را دارد. این منطقه برای صادرات برنج هندو محصولات کشاورزی استوایی و برای خرید انرژی های فسیلی مقصد طلایی هند است.

کریدور ریلی و جاده ای شمال – جنوب(آستارا-بندر عباس) مهمترین حلقه تجارت بین آسیا و اروپا میباشد که در مقایسه با مسیرهای سنتی از نظر مسافت و زمان تا ۴۰ درصد کوتاهتر و از نظر هزینه تا ۳۰ درصد ارزانتر می باشد.و بعضی مسیرها ۵۰۰۰ کیلومتر صرفه جویی می شود. این کریدور مورد توجه اکوسوک و نهادهای اقتصادی سازمان ملل است .

سرمایه گذاری در میدان های نفتی شرق خزر از اولویتهای هند و چین است

شاخه خارجی او.ان.جی.سی. (او.وی.ال.) که شرکت دولتی هند می باشد در نوامبر ۲۰۱۲ با شرکت کونوکوفیلیپ آمریکا جهت خریداری ۴/۸ درصد سهم شرکت قزاقستان در میدان کاشگان به قیمت ۵ میلیارد دلار قرارداد بسته بود. اما این معامله در جولای ۲۰۱۳ ملغی اعلام گردید .

شرکت قزاقمونایی گاز ان سهم را خرید و  سهم را به شرکت ملی نفت چین به قیمت ۳/۵ تا ۴/۵ میلیارد دلار خواهد فروخت.

سازمان جاده های مرزی هند با سرمایه گذاری مبلغ ۱۳۶ میلیون دلار جاده ای را در افغانستان بین زرنج و دلارام احداث کرد. این جاده در سال ۲۰۰۹ افتتاح شد. که به مرز ایران و میلک وصل شده است . این قسمت ۲۱۵ کیلومتری جزء شبکه مهمی جاده ای افغانستان می باشد که بعنوان حلقه گل معروف است. این شبکه شهر هرات را از طریق مزار شریف و قندهار با کابل وصل می کند. به جز این جاده، سایر طرح کریدور ترابری شمال جنوب از یک دهه گذشته در حالت توقف مانده است.

آمریکا تنها کشوری می باشد که به صراحت اعلام نموده است که دوست دارد هند در این منطقه بعنوان شریک منطقه ای آن ظهور کند به ویژه به دنبال خروج نیروها از افغانستان در سال ۲۰۱۴ که علت عدم علاقه روسیه در این خصوص نیز همین است.

علل تعلل هند در تکمیل تعهدهای خود در چابهار چیست؟

فقط هند تعلل نداشته است گاهی خود ایران عامل تعلل و کندی کار بوده است این موضوع خیلی مفصل است بخشی از موانع تکنیکی و فنی بوده است و بخشی از ان سیاسی مثلا در ابتدای امر ایران روی خوش به هند نشان نداد و شرایط بسیار سخت و غیر عملی جلو هند گذاشت در دوره تحریم ایران مایل به مشارکت هند بود اما هند با مشکلات قانونی روبرو بود و آمریکا صراحتا هند را از مشارکت در توسعه بندر چابهار برحذر می داشت مدتها طول کشید تا هند موفق شود رضایت آمریکا را جلب کند. بعد مشکل واگذاری و یا اجاره زمین و مدت زمان آن پیش امد و موانع تکنیکی متعدد دیگر  که نباید همه مشکل را متوجه طرف هندی کرد . موضوع دیگر نبود راه های مناسب از چابهار به زاهدان و بیرجند هست مشکل دیگر نبود خط ریلی از چابهار بود این کمبودها هند را نا امید می کرد هنوز راه اهن ملی ایران از چابهار به  زاهدان و به خواف در نزدیکی هرات در مراحل اولیه است اگر چه  از مشهد تا بیرجند جاده بزرگراه و اتوبان هست اما فعلا مقصد اصلی کالاهای هندی  افغانستان است و معادن افغانستان که باید به مقصد هند بارگیری شوند در جنوب افغانستان است لذا ایجاد آزاد راه  از چابهار تا حاجیگک و مرز میلک  بسیار اهمیت دارد که هنوز آراد راه آن تکمیل نشده است در بخش چابهار زابل  و  گناباد به  بیرجند ساخت  قطعاتی از شبکه راه آهن  آغاز شده که باید در زاهدان و در  گناباد به شبکه سراسری وصل شوند که اکنون به هرات وصل  است .

موانع حضور و سرمایه گذاری های بیشتر هند در چابهار و تکمیل آن چیست؟

مدت زیادی ایران نگاه مثبتی به مشارکت هند نداشت مدتی نیز هند اولویت این موضوع را از دستور کار و سرمایه گذاری خود خارج کرد سپس ایران و هند  با مانع تحریم ها روبرو شد تلاش زیادی کرد که نظر آمریکا را برای استثنا کردن بندر چابهار بگیرد در نهایت امریکا به هند چراغ سبز داد البته با شرایطی و آن شرط این بود که فقط برای کار با افغانستان و توسعه افغانستان کار کند یعنی  تا مرز میلک . اختلاف عمده ایران و هند بر سر نوع مالکیت و مدت تملک تاسیات است. ایران زمان کوتاه را مفید می داند و هند خواستار زمان طولانی و تملک زمین حداکثری است. این موانع تکنیکی باعث کندی بوده است.

تکیمل چابهار در ایران چه تاثیرات مثبت و منفی برای بندر گوادر در پاکستان دارد؟

پاکستان مدتها به موضوع چابهار به دیده منفی نگاه می کرد ولی در سالهای اخیر امر واقع را پذیرفته است و موضوع چابهار را از رقابتهای سیاسی نظامی با هند کنار گذاشته است. چین نیز ابتدا نظر مثبتی به همکاری هند و ایران در بندر چابهار نداشت. چابهار یعنی خطوط مواصلاتی ایران  و گوادور  یعنی خطوط مواصلاتی چین و پاکستان می توانند به هم افزایی یکدیگر کمک کنند و می توانند پل همکاری بین غرب آسیا ، خلیج فارس، خلیج عمان و دریای مکران با قره قوم و اقصای چین باشند. اکنون خطوط ریلی ایران به ترکمنستان و قزاقستان و از آن طریق به چین وصل است راه آهن ایران از بندر عباس به آستارای آذربایجان نیز وصل می شود که شبکه ریلی دو قاره تکمیل می شود. با افتتاح مسیرهای جدید ،تجارت جهانی میان شرق (از چین تا آسیای مرکزی) و غرب جهان (بویژه اروپای غربی) حدود ۱۰ هزار کیلومتر راه زمینی کوتاهتر می شود.

دولتهای تاجیکستان، قزاقستان، ازبکستان و قرقیزستان بدنبال راههای عملی برای مشارکت راهبردی اقتصادی با هند هستند. این جمهوری های همانند افغانستان دارای معادن مس و طلا و سایر فلزات گرانبها دارند راه مبادله بار معدنی فقط از طریق جاده و ریل هست.

 

آیا تقویت همکاری های هند و ایران در جنوب شرقی و اسیای میانه می تواند آسیب گسترده ای به روابط ایران و پاکستان زند؟

خیر ، پاکستان و چین امر واقع را پذیرفته اند و منافع ملی ایران را در نظر دارند بدون چابهار  افغانستان و در درجه بعدی آسیای میانه نمی تواند به شکوفایی اقتصادی دست یابد.  افغانستان دارای بالاترین و ارزشمند ترین ذخایر معدنی در منطقه است که هنوز از آنها استفاده نشده صادرات عظیم معادن مس و آهن افغانستان ناچار بصورت ریلی و جاده ای فقط از بندر چابهار می تواند صادر شود.پیمانکاران هندی و غربی به این اهمیت واقفند در نتیجه آمریکا و غرب فعلا تنها جایی را که به دشمنی با آن برنخواسته اند بندر چابهار است.زیرا برای آنها نیز منافعی نهفته دارد. البته ایران نیز معادن بسیاری در شرق کشور دارد که کریدور شمال جنوب و همچنین کریدور شرق کشور از سنگان خواف تا چابهار کمک بزرگی به صادرات معدنی خواهد بود.

آینده حضور و همکاری هند در چابهار با چه سناریوهایی قابل بررسی است و  چه عواملی بر آن تاثیرگذار هستند؟

آمریکا،چین و پاکستان موانع هستند اما هند با آمریکا روابط دوستانه و استراتژیکی برقرار کرده هند به چابهار نیاز شدیدی دارد و توانسته است امریکار را وادار به سکوت بکند هند در دوره تحریم ها نیز از آمریکا امتیازات و استثناهای موقتی گرفته بود . هند تحت هیچ شرایطی نمی خواهد شراکت در چابهار را از دست بدهد افغانستان و هند بزرگترین برخوردارهای این بندر خواهند بود هند و افغانستان نیازمند روابط محکمی هستند اولین محموله صادراتی هند دو کشتی گندم اهدایی به افغانستان بوده است که خود نشانگر نگاه استراتژیک هند به افغانستان است. البته هند بدنبال سرمایه گذاری با زمان طولانی است که ایران مخالف است و بدنبال شراکت کوتاه مدت با بازه زمانی حداکثر ۲۰ سال است. تحریم های قبلی و آتی غرب هم تاثیری بر چابهار نخواهد داشت.کشورهای آسیای میانه شرکای آمریکا در مبارزه با تروریزم هستند و آمریکا نمی تواند آنها را از چابهار محروم کند.   اما چین فقط یکی از مشکلات متعدد هند در آسیای میانه است. کشور دیگری که تلاشهای دیپلماتیک دهلی نو در این منطقه را بطور چشمگیر خنثی نموده پاکستان است. حتی طرح عمده خط لوله ترکمنستان – افغانستان – پاکستان – هند تا کنون ناموفق بوده است.

peace-ipsc.org/fa/منافع-هند-از-آینده-نقش-چهابهار-گفتگو-با/

منافع هند از آینده نقش چهابهار گفتگو با دکتر محمد عجم

مقاله ای علمی پژوهشی در مورد کشمیر و صحرای باختری

صحرای غربی یا به تعبیر مراکشی ها صحرای مغربی  و کشمیر قدیمی‌ترین بحران‌های حل نشده‌ی بجای مانده از دوره استعمار است و هردو سرنوشت یکسانی نیز پیدا کرده‌اند با وجود اینکه برای هر دو سرزمین اجرای قاعده حق تعیین سرنوشت در قطعنامه‌های شورای امنیت پیش بینی شده اما با توجه به فراز و فرودهای مختلف و پیچیده منطقه‌ای و بین المللی سرنوشت هر دوی این جنبش‌ها به دست فراموشی سپرده شده است. علت ناکارایی این قاعده که ابتدا با قطعنامه ۱۵۱۴ برای استعمار زدایی تصویب شد ولی امروزه فراتر از آن مورد استفاده قرار می‌گیرد عدم وجود کنوانسیون و یا معاهده بین المللی ویژه این اصل است. حق تعیین سرنوشت نباید با قاعده آمره”تمامیت ارضی” تداخل داشته باشد اما امروزه بسیاری از حقوقدانان بخصوص طرفداران حقوق بشر بر این باور هستند که هیچ قاعده‌ای مقدس‌تر و آمرانه‌تر از حرمت انسان و حقوق شهروندان نیست. یکی از مشکلات فعلی خاورمیانه نیز تفسیر همین دو حرف است. نوشته  دکتر محمدعجم

دوره ۷، شماره ۱ – ( فصلنامه علمی و پژوهشی “پژوهش های سیاسی جهان اسلام ۱۳۹۶ )                   جلد ۷ شماره ۱ صفحات ۱۵۹-۱۹۴

http://priw.ir/browse.php?a_id=340&sid=1&slc_lang=fa

 

مستند قنات قصبه شهر گناباددر دانشگاه فردوسی نقد شد

یک مستندساز:

مستند قنات قصبه گناباد رویکردی جهانی دارد

 قنات قصبه گناباد

یک مستند ساز با بیان اینکه مستند «قنات قصبه گناباد» رویکردی جهانی دارد، گفت: این مستند با رویکردی همراه است که بتواند ویژگی‌ها و شاخص‌های قنات قصبه گناباد را برای مخاطبان نه در سطح داخلی بلکه در سطح بین‌المللی داشته باشد.

حمید توکلی‌فر در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا در حاشیه نمایش مستند «قنات قصبه گناباد» که روز گذشته با حضور دکتر محمدعجم  و دارنده اولین مقاله فارسی منتشر شده در اینترنت در زمینه قنات و ساعت آبی در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی برگزار شد، اظهار کرد: ساخت این مستند سفارشی از سوی اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری گناباد بود.

وی ادامه داد: با توجه به اینکه دارای پیشینه و تمدنی با سابقه هستیم، بر همین اساس نیاز به ساخت این مستند احساس شد تا به دیگران این تمدن بزرگ را بشناسانیم و تا هنگامی‌که این گونه اقدامات صورت نگیرد، دیگران چگونه می‌توانند بدانند که ما چه تمدن و پیشینه بزرگی داشته‌ایم.

توکلی‌فر با بیان اینکه بیشترین کاریزهای موجود در کشور در خراسان‌رضوی وجود دارد که از این میان می‌توان به قنات قصبه گناباد اشاره کرد، افزود: قنات قصبه گناباد از قنات‌های عجیب و باشکوهی است که آن‌ها را به قنات ثلاثه می‌شناسند.

این مستندساز عنوان کرد: با توجه به اینکه این مستند، اثری علمی است انتظار نداشتم که مخاطبان عام هم نسبت به این اثر واکنش نشان دهند و به آن علاقه‌مند شوند و با آن ارتباط برقرار کنند.

وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به بی توجهی مسئولین در این زمینه اشاره و تصریح کرد: متاسفانه به آثار تاریخی و میراث فرهنگی این دیار به گونه‌ای که باید و شاید توجه چندانی نمی‌شود چرا که بودجه پژوهشی برای شناخت قنات قصبه گناباد در نظر گرفته نشده است، به دلیل اینکه بازکردن چاه‌های این قنات‌ها و پژوهش آن‌ها هزینه‌هایی دارد که این امر نیز با چالش‌هایی مواجه است و متاسفانه مسئولین امر نسبت به این موضوع بی توجهی نشان‌ می‌دهند.

توکلی‎فر اضافه کرد: اگر آن‌ها را به عنوان مفاخر فرهنگی به گردشگران معرفی و آن‌ها را نیز جذب این آثار کنیم می‌توانیم شاهد اتفاقات بهتری در زمینه جذب گردشگر باشیم که متاسفانه بستری برای اینگونه کارها صورت نمی‌گیرد.

این مستندساز با اشاره به اینکه غربی‌ها بیشتر از ما این گنج‌های گرانبها را قدر می‌شناسند تاکید کرد: این در حالی است که متاسفانه بسیاری از مسئولین از کنار این موضوعات مهم به راحتی عبور می‌کنند که این بی توجهی منجر به  تخریب قنات‌ها می‌شود و همچنین اجازه می‌دهند که قنات‌ها خشک و متروکه شوند.

وی گفت: من به عنوان مستندسازی که در خراسان رضوی مشغول کار هستم علاقه دارم که مخاطبان خودمان به داشته‌هایی که مربوط به خودشان از جمله کاریز شهر گناباد است، آشنایی بیشتری پیدا کنند، اما شاید این اهتمام در متولیان فرهنگی وجود نداشته باشد و نباید نسبت به برخی از میراث‌های معنوی خودمان که متعلق به نسل امروزی و به‌نوعی دلگرمی و اعتماد به نفس ما است، بی تفاوت باشیم.

دکتر عجم با فاخر خواندن مستند قنات گناباد گفت اگر به تاریخ کهن و اسطوره ای این قنات نیز اشاره میشد بخصوص داستان حماسه دوازده رخ  و حضور گیو و گودرز و کیخسرو  در گناباد و اشاره به مستندات تاریخی که کاریزها و قلعه های گناباد را به این چهره ها منسوب کرده اند این مستند جذاب تر میشد. همچنین به ابزار بسیار مهمی همچون پنگان یا ساعت آبی باید اشاره میشد دکتر عجم با شرح عملکرد ساعت ابی گفت اختراع این ابزار ساده اختلافات و نزاعها بر سر چگونگی و مقدار سهم اب پایان داد و سهام را تقسیم بندی زمانی کرد.قبل از ان هر فرد مقدار آبی را که برای باغ و زمین خود استفاده می کرد بر حسب تقریبی و غیر دقیق بود که منجر به نزاع می شد کاربرد این دستگاه ساده و دقیق از زمان اسکندر مقدونی و توسط مورخینی مانند کالیستنس در ایران گزارش شده است .دکتر عجم گفت کسانیکه این قناتهای شگفت آور را کنده اند و در طول مسیر آن صدها چاه حفر کردند ایمان و باور عمیقی داشته اند و از یک پشتکار همراه با ارزشهای دینی  برخوردار بوده اند.

انتهای پیام

پرونده:Water clock zibad.JPG

قنات یا کاریز میراث فرهنگی و علمی و اقتصادی ایرانیان

 

دومین شب یلدا یا شوو چله به سبک گنابادی ها برگزار شد

شب فرهنگی گنابادی ها یا شوو چله  یا شب یلدا در فضای باز و سالن مصلی نژاد مشهد برگزار شد.

این دومین سال است که شب یلدا با سبک فرهنگ و سنت گنابادی ها در مشهد اجرا می شودگناباد به جغرافیای جنوب خراسان و منطقه قهستان تعلق دارد و جغرافیای خاص فرهنگی، تاریخی  در تمدن ایران قبل و بعد از اسلام است.

⭕️گزارش ارسالی یک خبرنگار تهرانی حاضر در “شُوو چلّه ” گنابادیها 👇

برای مأموریتی عازم مشهد بودم، دوست عزیز گنابادی ایی گفت فرصت کردی جشن شب چلّه همشهریان ما برو. توی دلم داشتم می گفتم ای بابا توی شهری که نمیذارین هیچ کنسرت و شادی باشه، مراسمتون میخواد چی باشه…انگار فکر منو خونده باشه گفت: همانطور که اگه مشهد رفتی و پیش آقا نرفتی مشهدت قبول نیست، مراسم ما هم اگر نرفتی مشهدت قبول نیست!

کارم مشهد تا عصر تمام شد ،آماده حرکت به سمت فرودگاه می شدم که موبایلم زنگ خورد؛ دوست بزرگوار گنابادی مجدددعوتم کرد حسّ فضولی خبرنگاریم هم کمک کرد تا با اکراه قبول کنم، گفتم چند دقیقه میرم، تشکری می کنم و زود میرم ازونجا فرودگاه…اما وقتی رسیدم فرهنگسرا و سراغ دوستم را گرفتم، ظاهراً بر اثر فشار کاری ،کارش به درمانگاه کشیده بود! با بی میلی سرگرم دیدن نمایشگاه محصولات سنتی و محلی شدم، اما نیم ساعتی سرگرمم کرد، انصافاً جذاب و قابل توجه بود، با صدای ساز و دهل داخل سالن شدم.

خلاصه سرتان را درد نیاورم آنقدر برنامه های مفرح و متنوع اجرا کردند که از برگشت به تهران فراموشم شده بود. برنامه هایی همچون: شعر محلی، موسیقی، آئینهای مقامی (ساز و دهلی)، شاهنامه خوانی، اوسونه (افسانه گویی) پای کرسی، کف زنی (نوعی بستنی خوشمزه و گیاهی زمستانی که فی المجلس آماده کردند) و…

انقدر جشنشان خوب و فاخر بود که همه مسئولین مشهد و استان را به انجا کشانیده بود؛ مسئولین گناباد و نماینده مجلسشان از تهران.

شهردار مشهد اشعار محلی گنابادی را با لهجه گنابادی خواند، سرکنسول ترکیه چه لذتی می برد و پذیرایی هم با کشمش و نخود و زنجفیلی و دمنوش های گیاهی براه بود؛ آخر سر هم آشی فوق العاده خوشمزه بنام آش لخشک سرو شد که هنوز مزه اش زیر زبانم است!

فکر کنم من آخرین نفری بودم که سالن را ترک کردم! چه شب به یادماندنی و چه جشن باشکوهی، چه مردمان با فرهنگ و مهمان نوازی، چه هنرمندان توانمندی، عوامل اجرایی و برنامه اجرایی منضبط و منظم، مجری روی صحنه ی بلندقامت! و مسلّط، همه چیز در حد عالی، چقدر استقبال نسل جوان دیدنی بود…
تهران فوراً با دوست گنابادی تماس گرفتم و ضمن تشکر گفتم من از امروز نه تنها در سطح وزارتخانه و همکاران که در سطح کشور یک مبلغ و مروج گناباد شما هستم! لذا وظیفه دانستم این گزارش را تهیه و منتشر کنم.

از برگزارکنندگان این جشن هم مجدداً و مقابل میهمان نوازی گنابادی های شریف و فرهنگ و تمدنتان تعظیم می کنم؛ شما بی نظیرید؛ جشن شوو چله تان هم بی نظیر بود؛ نه در خراسان که در کل کشور

با احترام . م .ع

چله مشهدی‌ها امسال پُرشورتر بود؛

از شب گناباد تا جشن دِیگان

یلدای امسال در گوشه‌گوشه شهر، رنگ‌و‌بویی متفاوت‌تر به خود گرفته بود و به همین واسطه طی چند روز گذشته شاهد حضور پرشورتر تشکل‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد در برپایی این رسم باستانی درمقایسه‌ با سال های قبل بودیم.

از شب گناباد تا جشن دِیگان

بنامین یوسف زاده- شهرآراآنلاین، در کنار مراسم مختلفی که تشکل‌های مرتبط برای بزرگداشت شب چله در مشهد تدارک دیده بودند، جشن دیگان و شب گناباد از جلوه‌ای ویژه‌تر درمقایسه‌با سایر برنامه‌های این شب به‌یاد‌ماندنی برخوردار بود.
شب گناباد مقار ن با شب یلدا در فرهنگ‌سرای مصلی‌نژاد مشهد برگزار شد.در این ویژه‌برنامه که به همت «تشکل سرای گناباد» برگزار شده بود، حمید بنایی، نماینده گناباد و بجستان، با تأکید بر لزوم هم‌افزایی میان مردم شهرستان های استان گفت: گناباد، بیش از هزار و صد  قنات دارد که ۵٠ درصد آن‌ها خشک شده است و متأسفانه هنوز نتوانسته‌ایم تخصیص‌های لازم را برای این بخش بگیریم.
وی با اشاره به رسوم مردم این شهرستان در برگزاری مراسم یلدا اظهارکرد: مردم گناباد در شب یلدا با حضور در منزل بزرگ خاندان، پهن کردن سفره، خواندن اشعار حافظ و انجام مراسم کف‌بیخ  این شب را گرامی می‌دارند.
بنایی افزود:خواندن اشعار حافظ در پایان این شب در جمع اعضای خانواده از دیگر مراسم‌های این شب در گناباد است.
وی با اشاره به مراسم کف‌زنی در شب یلدا در گناباد گفت: کفبیخ از ریشه گیاه چوبک – به اصطلاح گنابادی بیخ- حاصل می‌شود.
همچنین شهردار مشهد نیز که به دعوت مردم گناباد در این مراسم حضور پیدا کرده بود، با شعری گنابادی از میزبانان خود قدردانی کرد.اجرای مراسم آیینی، شعرخوانی و برپایی نمایشگاه محصولات شهرستان گناباد در زمره برنامه‌های این شب قرار داشت. نمایشگاهی از صنایع دستی گناباد نیز در حاشیه این مراسم برگزار شد. پخت آش محلی گناباد و عرضه دیگر محصولات غذایی این شهرستان از برنامه‌های جانبی مراسم بود.
جشن دیگان
همچنین در مراسم جداگانه‌ای با‌عنوان «جشن دیگان» که به همت پژوهش‌سرای فرهنگ، هنر و ادب پارسی ثابت فردوسی و با حضور تعدادی از اعضای شورای اسلامی شهر مشهد برگزار شد، امیر شهلا،رئیس شورای اسلامی استان خراسان رضوی گفت: تقویم ایرانی، سراسر برخوردار از روزهای مختلفی همچون جشن‌های سده، فندق، چله‌تموز، خرم‌روز، نوروز بزرگ، مهرگان، تیرگان و دیگان است که نشان‌دهنده توجه پیشینیان ما به همدلی و با‌هم‌بودن خانواده‌هاست. دکتر محمدجعفر یاحقی، استاد دانشگاه و فردوسی‌نیز در این مراسم با تقدیر از برگزارکنندگان این مراسم آیینی گفت: زندگی گذشته، سرشار از مهر و مهربانی و نزدیکی افراد خانواده به هم بوده و وظیفه ما نیز انتقال این مفاهیم به آیندگان است.

http://shahrara.com/news/1396/10/2/pdf/3.pdf

گزارشی تصویری از جشن فرهنگی سال ۱۳۸۵ گنابادی ها  در مشهد

%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85-%da%af

photo_2016-12-31_15-20-44

شب فرهنگی گناباد در مشهد برگزار شد

 

حماسه دوازده رخ و پیوند آن با زیبد گناباد

ادله بسیار زیادی وجود دارد که نبرد حماسی مهم تاریخ کهن ایران بنام دوازده رخ در گناباد اتفاق افتاده علاوه بر شاهنامه منابع دیگری هم آنرا تایید می کنند کیخسرو ، گیو و گودرز مهمترین قهرمان های جنگ دوازده رخ هستند . ناصر خسرو می گوید کاریز گناباد را کیخسرو فرموده است کندن و   حمدالله_مستوفی از مورخان مشهور قرن_هشتم کتاب نزههالقلوب باب_شانزده  پس از شرح گناباد می نویسد قلعه ای در دو سوی شهر است که گیو پسر گودرز ان را ساخته است. می دانیم که گیو و گودرز و کیخسرو در جنگ دوازده رخ در گناباد بوده اند.
در گردهمایی بزرگ گنابادی های مقیم مشهد که همزمان با میلاد با سعادت پیامبر اعظم در سالن کارگران برگزار شد علاوه بر اجرای سنتهای گنابادی مانند کفبیخ و نمایش شیوه کار ساعت ابی یا فنجان و نمایش آثار و هنرهای دستی خیریه خواننده گنابادی آقای رهنما زیبدی به اجرای چند کار هنری شاد پرداخت همچنین استادرجبعلی لباف خانیکی پیشکسوت باستان شناسی گناباد و مدیرکل اسبق میراث فرهنگی خراسان در خصوص اینکه چرا گناباد را شهر اسطوره های کهن و خاستگاه تمدن کاریزی می نامیم سخنانی ایراد کردند
ایشان با اشاره به تاریخ کهن شفاهی و مکتوب گناباد در بخشی از سخنان خود گفتند گناباد از دوجهت نسبت به شهر های دیگر متمایز است اول اینکه یک اسطوره بزرگ تاریخی ایران کهن با گناباد پیوند دارد و صحنه نبرد سر نوشت سازی بوده که با درایت وحد اقل تلفات ؛ایرانیان در آن جنگ بر تورانیان غلبه یافتند وایران برای همیشه از شر دشمنان متجاوز مصون ماند و جنگی که فردوسی از ان با نام ۱۲ رخ یاد کرده و یکی از مهمترین حماسه های کهن و اسطوره ای ایران است که هم درسهای اخلاقی و سیاسی دارد و هم عبرتی و چراغ راه اینده است در این جنگ هدف ایران پیروزی با حداقل تلفات است و این امر با درایت و شجاعت بدست امد . جنگهای ایران و توران حقیقت دارد همانطور که جنگهای ایران و یونان حقیقت دارد برای جنگهای ایران و یونان اسناد بسیار زیاد است برای جنگهای ایران و توران اسناد کمتر هست  اما حقیقت دارد اگرچه بخش عمده آن با افسانه و اغراق همراه شده است .
دوم اینکه نخستین قنات در این شهر حفر شد وگنابادیها بزرگترین ومقدس ترین موهبت الهی یعنی آب یا مایه حیات را به بشریت ارزانی داشتند وگناباد خاستگاه تمدن قناتی شد و گناباد این افتخار را دارد که اولین اثر ثبت جهانی خراسان رضوی را به خود اختصاص داده است .
اینک آثار آن اقدامات بزرگ در گناباد باقیست وگنابادیها باید با رسیدگی به آن یادمانها وزنده کردن آن خاطرات تاریخی گذشته آن سرزمین اهورائی را پاس دارند. برای ارج گذاشتن به گذشته پر افتخار و برای جذب گردشگر باید کارهایی انجام شود از جمله ایجاد نماد هائی در محل صحنه جنگ دوازده رخ؛لاروبی قنات قصبه وباز کردن انسداد شاخه های مسدود؛ایجاد یک رصدخانه در گناباد وراه اندازی کارگاههای سفالگری ؛حداقل پاسداشت دانشمندان وهنر مندان کهن گنابادیست.

برآن شده ایم که یکی از اسطوره های کهن ایران، کشور اسطوره ها و کهن تر از تاریخ را در ‏خراسان زنده کنیم .‏
یکی از مهمترین حماسه های عبرت انگیز و پیروزی های ایران بر توران -نبرد دوازده رخ- که در ‏منطقه # زیبد_گناباد روی داده است و “کاریز” گناباد نیز با این اسطوره پیوند دارد، آنطور که ناصر ‏خسرو حکایت کرده است و آنطور که از شاهنامه در می یابیم . شاهنامه بیش از ۵ هزار بیت در ‏موضوع بزرگترین حماسه دوره کیانی بنام دوازده رخ دارد.‏
به همین منظور تصمیم داریم هر سال بین ۱۰ تا ۲۵ اردیبهشت مراسمی در #زیبد_گناباد برگزار کنیم ‏‏.‏
اسطوره #دوازده_رخ ، درس ها و عبرتها، جنگهای ایران و یونان و ایران و توران در منابع مختلفی ‏نقل شده و حقیقت دارد هرچندبر مبنای تاریخ شفاهی است و از روی ناچاری و ضرورت مقداری با ‏افسانه امیخته شده است ولی اساس ان بر واقعیت قرار دارد.‏

از تمامی دوستداران میراث فرهنگی و اسطوره ای ، خواهشمند است نظرات و پیشنهادات خود را ‏ارائه دهند و ما را در برگزاری هرچه با شکوهتر این رویداد و زنده نگهداشتن آن و شناساندن ‏اسطوره ها ، یاری فرمایند . این گروه برای همفکری در این راستا بوجود امده ست از ارسال مطالب نا مربوط و یا چت در مورد موضوعات دیگر پرهیز شود.

۴ تصویر از نبرد تن به تن دوازده رخ . تصاویر برگرفته از نسخه شاهنامه تهماسبی ۱۹۲۵  م . است در گالری آرتور آلمان . نبرد  بارته و کهرم  – (رخ دهم) نبرد رهام و بارمان- رخ پنجم. بیژن و روئین رخ ششم -نبرد هجیر  و سپهرُم

بر اساس شاهنامه نبرد تن به تن دو لشکر بصورت زیر انجام شد.

 در ابتدا بیژن گیو از سپاه ایران، هومان، برادر پیران، از سپاه توران را در نبردی تن به تن می‌کشد. سپس، یازده نبرد تن به تن رخ می‌دهد که در همه آنها سرداران ایرانی به پیروزی می‌رسند.

سردار  ایران **————————پهلوان توران

فریبرز کاوس از ایران  در مقابل کلباد ویسه

گیو گودرز       –  و گروی زره

گُرازه و  سیامک تورانی

فروهل و زنگله

رُهام گودرز و بارمان

بیژن گیو  و رویین پسر پیران

هَجیر دلاور (هژیر) و  سپَهرَم

زنگه شاوَران و   اَخواشت تورانی

گرگین میلاد و اندریمان

بَرته دلاور ایرانی و کُهرَم تورانی

گودرز و پیران ویسه

گُستهم با لَهاک و فرشیدورد.

****حماسه اسطوره نبرد ۱۲ رخ  در زیبَد گُناباد***‏

چنین گفت پهلوانی از دیار عجم

ندارم هراس از دشمن و از عدم

من ایرانیم جزو مردان مرد

 چشیدم همه روزگاران از گرم و سرد

زمانی که ایران چو افسانه بود

که رستم در ان روز مردانه بود

شنیدم که تورانیان خبیث آن زمان

هوس کرده تا گیرد از خاک ایرانمان

چو کیخسرو آن خسرو خسروان

شنید این خبر را بدون درنگ

به گودرز آن شیر مرد و چابک پلنگ   

بفرمود تا گردد او سوی میدان روان

روان گشت گودرز با لشکرش بی درنگ

سوی‌پیر تورانیان همچو ببر و پلنگ

چو گودرز نزدیک زیبَد رسید

سران را زلشکر همی برگزید.‏

فرستاد او سوی پیران پیام

که تسلیم ما شو و ننما قیام

نکردند آنان به گودرز گوش

و شیحه نمودند چو اسب چموش

به رزمگاه زیبد خرامید سپاه

در و دشت از ایشان کبود و سیاه

به تدبیر گودرز آن مرد نیک زمان

بماند لشکرش  از گزند در امان

مقرر نمود او در آن روز سرد

سران سپاهش نمایند نبرد

دوازده سپهدار از ایرانیان

دوازده سپهدار تورانیان

بجنگند رخ در رخ و شانه در شانه ای

مشخص شود غالب جنگ افسانه ای

فریبرز کاووس ایرانی آن مرد مرد

برفت سوی گُلباد وَیسه و کردی نبرد

غباری هوا خواست از دور دشت

به دژخیم تورانی او چیره گشت

چو گُرد گران گیو عزم میدان بکرد

و گُروی زِره را صدایش بکرد

بگفت او ایا دشمن خیره سر

بیا سمت من نوکر بی پدر

چو شمشیر او از نیامش کشید

سر دشمن از تن همی بر کشید

گُرازه چو بگرفت بیرق به دست

سیامک به یک آن در هم شکست

چو قرعه به نام فُروهَل گرفت

تن زنگُله آتش اندر گرفت

دگر نامدار دلیر وطن آن رُهام

بجنگید مردانه با  بارمان

چو نوبت به سردار بیژن رسید

دگر چشم رُویین جایی ندید

هُجیر دلاور به میدان رسید 

سپَهرَم دگر خواب ایران ندید.‏

سپس عزم میدان نمود زَ نگه شاوران

برافکند اَخواست تورانیان از میان

سپهدار گُرگین میلاد ناب

بجنگید با اَندریمان بسان عقاب

کنون نوبت بَرته است ای عزیز

که با کُهرم آید نماید ستیز

چنان حمله ای کرد برته دلیر

کشید دشمنش را زاسبش به زیر

کنون سرنوشت دست گستهم بود

که فرشیدورد از میان بر درد

چنان حمله ای سمت دشمن نمود

به فرقش زد او نیزه اش را عمود

نهایت چو نوبت به پیران ویسه رسید

و گودرز  ایرانی را در مقابل بدید

فرار کرد پیران به کوه سیاه

و تورانیان را نماندش سپاه

پی او روان گشت گودرز شیر

و او را بکشت با کمانش و تیر

درین وقت شادی نکردن بد است

شه خسروان در ره زیبد است. ‏

چو کی خسروش سوی  زیبد رسید

به شکرانه جنگ نقشی کشید

بفرمود او تا که کندند قنات

دل مردمان شد بسان نبات

کنون بعد این سالیان دراز

قناتش شده شهره عام باز

الا ای عزیزان همشهریم

و یا ای یاوران خراسانی ام

تو باید به پاس ۱۲ رخ پهلوان

به یاد همان خسرو خسروان

زمیراث آنان حفاظت کنی

به حفظ نشانش تو عادت کنی

۱۳۹۶/۰۹/۱۰‏

علی قلی پور** زیبَد گُناباد ** خراسان رضوی

انجمن میراث فرهنگی زیبد

لینک گروه ‏برای عضویت: ‏https://t.me/joinchat/A43nXAfJMSukdfqYA37qmg

مکان جنگ نیزک ترخان و یزدگرد و قلعه دوازده رخ زیبد

اولین فستیوال ۱۲ رخ در مجموعه قلعه زیبد برگزار شد.

موانع موجود در گسترش تعاملات هند و روسیه

دکتر محمد عجم

کارشناس مسائل هند

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

روابط هند و روسیه  دو دوره متمایز را پشت سر گذاشته دوره دوستی استراتژیک با اتحاد جماهیر شوروی و دوره  بعد از فروپاشی ، از دهه ۱۹۹۰میلادی به مرور نفوذ احزاب چپ در هند کم رنگ شده است و بیشتر احزاب ناسیونالیست و ملی گرای هندی  بر نفوذ خود افزوده اند در نتیجه گسترش روز افزون روابط هند با امریکا و دول غربی ، روسیه دوران دشواری را در هند  طی می کند و در نتیجه با دور شدن پاکستان از آمریکاروسیه بسمت پاکستان که رقیب یا دشمن هند هست گام های محکم تری بر می دارد، اما با این وجود هنوز روابط هند و روسیه بخصوص در زمینه نظامی محکم است وهند جایگاه مهمی در دکترین سیاست خارجی روسیه دارد. در  سیاست خارجی روسیه توجه به هند حول شش عنصر : سیاسی و امنیتی- تسلیحات- انرژی و ‏نیروگاهها، اقتصاد و تجارت- علوم و فناوری فضایی و فرهنگ  تعریف شده است. بر این مبنا محورهای ذیل مورد توجه ‏روسها  در تعامل با هندوستان می باشند: ‏

‏- حفظ جایگاه  و تحکیم مواضع روسیه در بازار تسلیحات هند. ‏

‏- افزایش سهم محصولات فناوری و دستاوردهای علمی در صادرات روسیه. ‏

‏- توسعه پروژه های مشترک انرژی و نفت و گاز. ‏

‏- اجرای پروژه های مشترک با هند در زمینه تولید دی اکسید تیتان. ‏

‏- طراحی و شروع تولید هواپیمای ترابری و نظامی. ‏

‏- همکاری در زمینه های مخابرات ، هوا- فضا و توسعه سیستم  جی پی اس موسوم  به گلوناس در هند. ‏

‏- تاسیس مراکز مشترک علمی و فنی. ‏

‏- روابط خوب و سنتی هند و شوروی طی دوران جنگ سرد پس زمینه و بستر بسیار مناسبی برای ادامه تعاملات ‏سازنده طرفین در دوران پس از فروپاشی شوروی بوده است. پیمان  دوستی راهبردی هند و شوروی که ‏مربوط به سال ۱۹۷۱ است همچنین حمایت شوروی از  هند در جنگ این کشور با چین در سال ۱۹۶۲ و یا ‏ثبات قدم روسها در حمایت از مواضع  هند در قضیه کشمیر از بهترین مصادیق  تفاهم طرفین در دوران ‏جنگ سرد بوده است. – شخص پوتین نقشی مهم و ویژه در گسترش روابط دو جانبه هند و روسیه طی ‏بیست  سال گذشته داشته است. در روسیه مشهور است که پوتین در زمان ریاست جمهوری  یلتسین کمک ‏زیادی به بهبود روابط دو جانبه هند و روسیه در فضای پس از فروپاشی  شوروی نمود. پوتین از سال ۲۰۰۰ ‏تاکنون در مقام رئیس جمهور یا نخست وزیر روسیه در  مجموع شش مرتبه به هند سفر کرده است. در سال ‏‏۲۰۰۰ بیانیه روابط راهبردی مشارکتی  میان روسیه و هند به امضا رسید.  امضای بیاینه همکاریهای راهبردی ‏میان روسیه و هند  ‏

مهمترین ثمره تلاشهای پوتین در محور هند بوده است. بر اساس پیمان یاد شده نشست  سران همه ساله ‏مرتبا برگزار شده است. پوتین در سال ۲۰۰۴ اعلام کرد کههندوستان از  نظر ژئوپولیتیکی و راهبردی شریک ‏شماره یک روسیه است. ‏

‏- ارزش مبادلات تسلیحاتی میان هند و روسیه در فاصله زمانی ۲۰۱۰-۲۰۰۰ رقم ۳۰  میلیارد دلار بوده ‏است بنابراین روسیه در فاصله زمانی یاد شده ۷۰% از کل بازار  تسلیحاتی هند را در اختیار گرفته بود. ‏

‏-  ارزش مبادلات تجاری فی مابین در سال ۲۰۱۲ رقم ۱۰ میلیارد دلار برآورد شده است.  ‏

ج- مصادیق بارز همکاریهای روسیه و هند: ‏

‏- پروژه های مشترک تولید موشک براموس، نوسازی جنگنده های سوخو- ۳۰ و امضای  قراردادهای خرید ‏تسلیحاتی از جمله قرارداد ۴میلیارد دلاری خرید جنگنده های نوین  سوخو-۳۰ ‏

‏- شروع دور تازه ای از همکاری های فی مابین در عرصه بین المللی خاصه در قالب گروه  بریکس. ‏

‏-همکاریهای مشترک امنیتی علیه افراط گرائی و تروریزم.  ‏

‏-  نیروگاه اتمی کودانکولام در جنوب هند همچنین همکاریهای فی مابین در امور نفتی  در ساخالین روسیه ‏یا همکاریهای مشترک در تولید برق و مونتاژ اتومبیل در هندوستان  یا سرمایه گذاریهای شرکتهای روسی در ‏زمینه ‏مخابرات از دیگر موارد همکاری است. ‏

‏- شرکت روسی آل روسا که در زمینه الماس و جواهرات فعالیت می کند سالانه یک  میلیارد دلار الماس به ‏هند می فروشد. ‏

‏- هند سالانه بیشتر از ۸۰۰ میلیون دلار دارو به روسیه صادر می کند.

 موانع موجود بر سر راه گسترش تعاملات هند و روسیه: ‏

‏- پیمان همکاریهای راهبردی هند و آمریکا که سمبل نزدیکی هر چه بیشتر دهلی نو به واشنگتن بوده است. ‏

‏- کاهش تدریجی و قابل توجه سهم روسیه در بازارهای تسلیحاتی هند. (تمایل هند به  تنوع سازی و نو سازی در ‏سلاحهایش، آماده نبودن روسیه برای صدور جدیدترین و مرغوبترین  سلاحهای پیشرفته خود به هند بخاطر فقدان تولید ‏انبوه از جمله دلایل اصلی کاهش تدریجی سهم ‏روسیه در بازارهای  سلاح هندوستان بوده است).  ‏

‏- قوی و فعال شدن لابی غربگرا در هندوستان بخاطر افزایش همکاریهای اقتصادی،  سیاسی و امنیتی هند با ‏آمریکا و غرب و مانع تراشی لابی مزبور بر سر راه گسترش  تعاملات فی مابین با روسیه از موارد واگرایی است.  ‏

‏- بروز مشکلات فنی  در اجرای پروژه های مهم همکاری های علمی و فنی میان دو کشور  (  نظیر نیروگاه ‏اتمی کودانکولام، سرمایه گذاری حداقل ۳ میلیارد دلاری روسیه در بخش  مخابراتی  ‏telecom‏ هندوستان و ‏یا بروز برخی مشکلات و اختلافات بر سر راه پروژه های  همکاری نظامی مانند تولید مشترک جنگ افزارهای ‏پیشرفته و سنگین مانند ساخت  جنگنده های نسل پنجم یا ناو هواپیمابر (( ویکرامادیتا)) یا زیردریائی های ‏پیشرفته). ‏

‏-  رویکرد خاص روسها در عدم صدور فناوریهای پیشرفته نظامی به خارج از این کشور دلیل اصلی برآورده نشدن ‏بسیاری از انتظارات هندی ها از روسیه بوده است. ‏

‏- مبادلات تجاری هند و روسیه در مقایسه با مبادلات تجاری این دو کشور با چین و  کشورهای غربی شایسته ‏روابط دو جانبه این دو کشور نمی باشد. ‏

‏- هند بر خلاف روسیه و چین مخالف کشیده شدن پای گروه بریکس در پرونده های داغ  و حساس جهانی ‏مثل سوریه است. ‏

‏- روابط روسیه و هند فاقد زمینه های کافی همگرائی و همپوشانی است. زیرا هند و  روسیه هر دو نیازمند ‏سرمایه و فناوری غربی هستند و نکته مهمتر آنکه بواسطه حائل بودن رقبا و دشمنان هند در حدفاصل ‏مرزهای روسیه با هندوستان امکان انتقال نفت و گاز روسیه به هندوستان توام با ریسک بالائی است.  ‏

روسیه اگر اقدام به احداث سالانه یک نیروگاه  هسته ای برای تولید هزار مگاوات برق بمدت ۱۸ سال نماید‎ , ‎جمعا ۲۰ نیروگاه هزار مگاواتی برای هند احداث خواهد کرد. ارزش این قرار داد دو و نیم  میلیارد دلار برآورد ‏شده است.بدین ترتیب روسیه تا سال ۲۰۳۰ حدود ۴۵ میلیارد دلار  بدست خواهد اورد و ۲۰% تولید برق در ‏هندوستان را هم نصیب خود خواهد کرد.   ‏

‏- پیمان راهبردی هند و آمریکا: روسها در واکنش به یک دهه پیمان همکاریهای  راهبردی میان هند و امریکا ‏به سابقه حداقل ۶۰ ساله تعاملات راهبردی و نزدیک خود با  هنداشاره می کنند. با اینحال روسها در ازای ‏پیمان یاد شده میان هند و امریکا بتدریج  اماده می شوند تا ضمن رعایت حساسیتهای هندوستان برخی ‏سیگنالها را برای پاکستان  ارسال نمایند.   ‏

.

.

خانه های یخ دان یا یخچال در ایران قدیم

یخ دان یا یخچال گنبدی در ایران قبل از اختراع برق

یخ‌دان، یا یخ‌چال، گونه‌ای ساختمان است که  قبل از اختراع ابزارهای مدرن  برای تولید و نگه‌داری یخ ساخته می‌شد.

معمولاً هر یخ‌چال دارای یک استخر یا هوز (حوض) داشته که در زیر زمین کنده می شده است و یک دیوار بلند (بنام حصار) و یک انبار گنبددار بود. حصار طوری ساخته می‌شد که تمام روز سایه آن بر استخر می‌افتاد و از گرم شدن آب استخر جلوگیری می‌کرد. یخی را که در زمستان در استخر یخ‌چال درست می‌شد می‌شکستند و در خزانه انبار می‌کردند و در فصل گرما آن را به کار می‌بردند.

اینگونه کارکرد و ابزار برای تهیه و نگهداری یخ بیشتر در حوزه تمدن ایران بویژه در مناطق حاشیه کویر رایج بوده است و سایر کشورها چنین بناهایی با این نوع کارکرد نداشته اند. البته به جز مواردی که در بعضی کشورها در چند قرن اخیر یخ را در انبارهای خاص نگهداری می کرده اند.

بنای یخچالهای قدیمی، غریب‌ترین عناصر معماری ایرانی هستند که با ورود ابزارهای نو  تقریباً به بوته فراموشی سپرده شده‌اند. در وجود یخچالها و تولیداتش که در قلب تابستانهای داغ و سوزان، خنکای آب گوارا را به درون خانه‌ها می‌کشاند، رمز و رازی وجود دارد که حکایت ازمعجز ه فروتنانه خشت خام و دست‌های پرتوان معمار فرزانه‌ای می‌کند که به عشق خدمت به خلق، خشت بر خشت نهاده است.

در سرتاسر خطه ایران زمین و به خصوص در مناطق گرم و خشک که دارای تابستانهای طاقت فرسا می‌باشند، یخ همواره از ضروریات مردم به شمار می رفته که علاوه بر خنک نمودن آب شرب، برای حفظ خوراکی‌ها نیز مورد استفاده قرار می گرفته است. برخلاف آب انبارها و برکه‌های عمومی آب آشامیدنی در شهرها و روستاها که احداث آنها از مبانی خیرات محسوب می شده و ساختمان و آبش وقف بوده، یخچالها منابع درآمد زیادی برای صاحبانش به شمار می رفته‌اند.

 

تاریخچه

از پیشینه تاریخی یخچالها تا قبل از دوره صفوی اطلاعات دقیقی در دست نیست. هر چند در متون تاریخی و داستانها و اشعار قبل از دوره صفوی استفاده از یخ به وفور یافت می‌شود؛ اما از نحوه تولید آن سخنی به میان نیامده است. قدیمی تری مدارک، مربوط به سفرنامه “شاردن” سیاح فرانسوی دوره صفوی می‌باشد.

شاردن در سال ۱۰۷۶ هجری، در این سفرنامه به طرز تهیه یخ در یخچالهای شهر اصفهان پرداخته است. معماری یخچالها و فن ساختمانی آنها به گونه‌ای است که دقت و نکته سنجی معماران این واحدها را به نکات عمده مهمی چون عایق‌کاری بنا، حفظ برودت مناسب جهت نگهداری یخ، مصالح ساختمانی و چگونگی تهیه یخ می‌رساند.

یخچالها متشکل از سه بخش می‌باشند:

دیوار طویل سایه انداز

حوضچه‌های تولید یخ

مخزن یخ.

مخازن یخ نیز خود به دو گون هاند:

الف) مخازن گنبدی شکل به صورت پوشش بارک مخروطی.)

ب) مخازن تونلی شکل به صورت دهلیز مستطیل شکل دراز.)

فن ساختمانی وشیوه معماری یخچالها باید پاسخگوی مسائلی چون عایقکاری بنا و حفظ برودت مناسب جهت نگهداری یخ باشد. یخچالها متشکل از سه قسمت می‌باشند:

دیوار طویل سایه‌انداز

حوضچه‌های تولید یخ

مخزن یخ

دیوار سایه‌انداز

دیوار سایه انداز، دیوار طویل بسیار بلندی بوده که از مشرق به مغرب کشیده میشده است. ارتفاع بلند این دیوارها که گاهی تا ۱۰ متر می‌رسد، در طول روز از تابش آفتاب بر روی آبهای منجمد شده در حوضچه‌ها جلوگیری می‌کند. در صورتی که در مشرق و مغرب کمی آفتاب بر روی سطوح یخ می‌تابید، در این نقاط نیز دیوارهای سایه انداز جانبی متصل به دیواراصلی احداث می‌کردند. برای کم کردن فشار وارده بر پایه در طول دیوار، طاقنماهای متعددی احداث می‌شد که علاوه برکمک به ایستایی دیوار، ایجاد سایه روشن در نمای دیواره نموده و از یکنواختی آنان می‌کاهد، مانند یخچال مویدی درکرمان و یخچال عباس‌آباد در رفسنجان.

گاه جهت استحکام بیشتر دیوار سایه انداز، اقدام به احداث پشتبندهای بزرگ در قسمت جنوبی دیوار می‌کردند

 هوز/ حوضچه‌های تهیه یخ

گودال  گرد و یا مستطیل شکلی است که به موازات دیوار سایه انداز و در بخش شمالی آن حفر شده و طول آن اندکی کمتراز طول دیوار و عمق آن، ۳۰ الی ۵۰ سانتیمتر و گاه بیشتر بوده است. این گودال، محل تهیه یخ در شبهای سرد زمستان بوده است بدین ترتیب که شبهای زمستان آنها را از آب پرمیکردند و صبحگاهان پس از منجمد شدن آب، یخ را قطعه قطعه می‌کردند و در مخازن جمع‌آوری می‌کردند.

مخزن یخ

این مخازن معمولاً در پشت دیوار سایه انداز و در بخش جنوبی آن واقع شده‌اند و بوسیله یک یا چند مدخل ورودی به بخش شمالی و رو به سوی حوضچه‌های تهیه یخ راه می‌یابند.

مخازن یخ بر دو نوع اند:

مخازن گنبدی شکل

مخازن تونلی شکل

مخازن گنبدی شکل

پوشش این نوع مخازن که معمولاً از چینه و یا خشت خام است، در اکثر نقاط ایران به صورت پوشش بستو یا رک مخروطی می‌باشد. این نوع پوشش به علت داشتن قابلیت باربری، در دهانه‌های وسیع به کار می‌رود.

دیوار گنبد در پاتاق دارای قطر زی اد و هر چه به راس نزدیکتر می‌شود از قطر آن کاسته می‌شود. گاه معمار، برای کم کردن فشار وارده از گنبد بر پایه، آن را به صورت مطبق (پله پله) می‌سازد.

ورودی‌ها و خروجی‌های مخازن دارای ارتفاع کم بودند. ورودی مخازن معمو لا در جوار حوضچه‌های تولید یخ و رو به شمال قرار داشتند و بوسیله سطح شیبداری، جهت انتقال آسان یخ، به حوضچه‌ها مربوط می‌شدند. خروجی‌ها نیز، در مقابل ورودی قرار داشت و بواسطه اتاق کوچکی به بیرون راه می‌یافت. یخچالهای کاشان، ابرقو، کرمان، یزد، میبد و یخچال “میرفتاح”در ملایر از این نوع گنبد برخوردارند.

مخازن تونلی شکل

مخزن این نوع یخچالها به صورت دهلیز مستطیل شکل درازی هستند که به تونل شبا هت دارند. عرض این نوع دهلیزها حدود ۵ متر و طول آنها گاه به دهها متر می‌رسد و طاق آنها، عموماً به صورت ضربی و یا طاق وتویزه بوده است. معمولاً در کناراین دهلیزها اتاق کوچکی قرار دارد که نصف آن در زیر ز مین واقع شده است و بوسیله پله‌های متعددی، به کف گودال یخ راه پیدا می‌کند.

یخچال “خلیلی ” درتهران ویخچال” دوقوزپله” درارومیه از (آثارقاجاریه) ازاین نوع یخچالها هستند. شهر گناباد و بیدخت از جمله شهرهایی هستند که دارای یخچال و آب انبارهای دو منظوره بوده اند.

در وسط همه مخازن یخ، گودا ل‌های عمیق و بزرگی حفر می کرده‌اند که محل انبار یخ‌ها بوده است. شکل این گودالها دریخچالهای گنبد دار، به صورت دایره با شعاعی تا حدود ۴ متر و گاه بیشتر، و در یخچالهای تونلی به صورت مستطیل و تقریباً به اندازه طول دهلیز می‌باشد. عمق این گودالهای یخ نیز متفاوت بوده و با توجه به میزان تولید یخ و نیز میزان رطوبت و سرمای کافی زمین، گاهی به ۱۰ متر نیز می‌رسد، مانند یخچال ویران شده سمنان در محل کنونی جهاد سازندگی و یخچال ” خلیلی” تهران.

دیوار این گودالها از سنگ و یا آجر با اندود کاهگل ساخته می‌شد و پشت آن با مصالح عایقی چون خاک زغال و یامصالح دیگر می‌شد. جهت دستیابی به کف این گودا ل‌ها، از پله‌های کوچکی که در دیواره آن تعبیه می‌شد، استفاده می‌گردید. ازآنجا که رطوبت و آبهای حاصل از ذوب یخ، می‌توانست در پایه یخچال نفوذ نموده و اثر مخربی بگذارد، معماران برای پیشگیری از این فرسایش، چاهی در بیرون از یخچال حفر کرده و بوسیله مجاری باریکی که در کف گودال‌های یخ تعبیه می‌نمودند، آب حاصل از ذوب یخ را به این چاه‌ها هدایت می‌کردند.

مصالح ساختمانی

خشت و گل، مهمترین مصالح ساختمانی معماری کویر و بالاخص معماری یخچالها را تشکیل می‌دهد، زیرا نه تنها به آسانی تهیه و در دسترس می‌باشد، بلکه بهترین عایق گرما از بیرون به درون و سرما از د رون به بیرون می‌باشند و همچنین کاهگل عایق خوبی برای جلوگیری از نفوذ رطوبت حاصل از برف و باران به حساب می‌آید. ضمناً رنگ خاکی اندود و یا خشت، ازانعکاس نور شدید و گاه زننده و تند آفتاب می‌کاهد.

سنگ و آجر نیز از مصالح ساختمانی مهمی هستند که به علت استحکام و در دسترس بودن و ارزان بودن شان، در بنای یخچالها به کار می رفته‌اند. از سنگ معمولاً در پایه، و از آجر در طاقها استفاده می شده است. در چنین مواردی نمای خارجی یخچال، حتماً با اندودکاهگل پوشش می‌یافت. به علاوه، دیواره گودال یخ را نیز با سنگ یا آجر می‌ساختند و با کاهگل اندود می‌کردند.

تزئینات یخچالها

تزئینات یخچالها، علی‌رغم سادگی، از زیبایی و جاذبه‌ای چشمگیر برخوردارند. به خصوص اینکه این تزئیینات، فقط با یک مصالح و یک رنگ خشت تجلی یافته است. معمار با ذوق، با برگزیدن ساد ه ترین راهها، با پس و پیش گذاشتن خشت‌ها، و یا ایجاد فضاهای کوچک خالی و یا ایجاد برجستگی، در داخل مخازن و یا در بخش فوقانی دیوارها و همچنین با ایجاد طاقنماهای متعدد در طول آن، از یکنواختی کسل کننده بدنه‌های صاف و یکدست دیوارها، کا سته ا ست. یخچالهای کاشان، یخچال در کرمان، یخچال عباس‌آباد در رفسنجان و یخچال موجود در ارگ بم، به این تزئینات زیبا مزین شده‌اند.

طرز تولید و برداشت یخ

برای تهیه یخ، حوضچه‌هایی را که در پای دیوار سایه انداز احداث می‌شد، در شبهای سرد زمستان تا سطح معینی از آب پر می‌کردند. سرمای شدید شب هنگام، موجب یخ بستن آب این حوضچه‌ها می‌شد. مقدار آبی که در شبهای بعد، برروی این توده‌های منجمد هدایت می‌شد، به انداز ه‌ای بود که سرمای یک شب بتواند آن را منجمد کند. به طور کلی، ارتفاع آب روی سطوح یخ قبلی، از چند سانتیمتر تجاوز نمی‌کرد و این کار آنقدر تکرار می‌شد تا قطر یخها، به اندازه عمق حوضچه‌ها می‌رسید.

پس از آن، یخچال داران، صبحگاهان، به جان یخ‌ها می‌افتادند و با پتک و یا وسایل دیگر، یخها را قطعه قطعه م ی کردند و هرقطعه را با غل و زنجیر به مخزن یخ منتقل کرده و به داخل گودال می‌ریختند.

یخچال‌داران برای اینکه در تابستان بتوانند از قطعات یخ داخل مخزن به راحتی برداشت کنند، هنگام انبار کردن بین لایه‌های مختلف یخ، کاه یا ساقه‌های گندم می‌ریختند و در بعضی از شهرها مثل اصفهان از یک نوع جگن که در کنار رودها روئیده می‌شد، بهره گرفته و روی یخ‌ها را با آن می‌پوشاندند. در پاره‌ای از مناطق کویری، روی آن را با یک قشر گل اندود می‌کردند. آنگاه، ورودی‌های یخچالها را نیز تیغه کرده و با کاهگل کردن روی آن، تمام منافذ را می‌گرفتند.

هنگامی که هوا رو به گرمی می‌رفت و ضرورت استفاد ه از یخ احساس می‌شد، یخ کش‌ها با چکمه‌ها و نیم تنه‌های لاستیکی و چنگک‌های آهنی، توده‌های یخ را از گودال بیرون کشیده و به پای ترازوی بزرگی که هر کفه آن به لنگه دری شباهت داشت و بوسیله چهار رشته زنجیر، به سقف اتاقک مجاور آویزان بودند، می‌آوردند. در این اتاقک‌ها را که در قسمت خروجی یخچال قرار داشت، فقط صبح‌ها یا هنگام غروب باز می‌کردند و به تدریج یخ‌ها را شکسته و جهت فروش به بازار می‌بردند. این یخچالها در تمام فصول سال دارای یخ بودند.

تفاوت یخدان  با آب انبار

یخدان در واقع به منظور تولید و نگهداری یخ  است و بنا بر این بیشتر بیرون از شهرها  واقع شده است. اما آب انبار در کنار مجتمع های جمعیتی مانند مرکز شهر و کنار مساجد و بازارها قرار داشته است البته بعضی آب انبارها در عیم حال کارکرد یخدان را هم داشته اند یعنی در زمستان های سرد مقداری اب جوب که حالت یخ زدگی پیدا می کرد  را بسمت اب انبار روان می کردند و در مدت چند روز آب انبار از آب یخ پر می شد با یخ بشته شدن آب انبار سپس تمام روزنه های آن را می بستند و فقط از شیر اب ، آب برمی داشتند و این باعث می شد که  مردم تا  اواخر تابستان از آب سرد بهره مند می شدند. نمونه چنین آب انبارهایی در گناباد یزد و طبس وجود داشته است.

ذوب شدن یخچالهای سه قطب شمالگان جنوبگان و هیمالیا

 

نگرانی هند و چین از یخچالهای هیمالیا

کوههای هیمالیا را بدلیل دریاچه های یخ بسته فراوان آن قطب سوم دنیا می نامند. برخی از این دریاچه ها در تمام سال یخ بسته باقی می مانند تعدادی دیگر در تابستان ها مقداری ذوب می شوند. اما اگر روند فعلی ذوب شدن ادامه یابد خطر ان وجود دارد که  با یخچال‌های بزرگ تبت و هیمالیا وداع کرد؟ نتایج پژوهشی جدید نشان می‌دهد بزرگ‌ترین یخچال‌های کوهستانی جهان در گرم‌ترین‌ سال‌های خود طی ۲ هزار سال اخیر هستند.

یخچال‌های بزرگ تبت آب شیرین بیش از صدها میلیون نفر در سرتاسر قاره آسیا را تامین می‌کنند و سرمنشاء بسیاری از رودهای مشهور و بزرگ این قاره هستند.  یخچال‌های تبت در حال کوچک شدن هستند

با این‌‌حال بر اثر تغییرات آب و هوایی و گرم شدن کره زمین، این یخچال‌ها با سرعت در حال کوچک‌تر و ناپدید‌ شدن هستند.

مطابق گزارشی علمی که «موسسه تحقیقات فلات تبت» در آکادمی علوم چین منتشر شده است، یخچال‌های این فلات مرتفع ظرف ۵۰ سال گذشته مدام گرم‌تر شده به طوری که دمای آن طی بیش از دو هزار سال بی‌سابقه بوده است. این گزارش می‌افزاید روند افزایش دما و رطوبت در این منطقه احتمالا در سده حاضر همچنان ادامه خواهد داشت. این امر باعث آب شدن یخچال‌ها و همچنین افزایش مناطق بیابانی می‌شود.

در این گزارش آمده است که در ۵۰ سال گذشته میزان افزایش دما در تبت دو برابر میانگین جهانی بوده است.

کوچک شدن و آب رفتن یخچال‌های تبت می‌تواند به طور مستقیم بر منابع آب شیرین چند کشور و همچنین رودخانه‌‌های بزرگی که از تبت سرچشمه می‌گیرند تاثیر بگذارد.

برخی از مهم‌ترین رودهای آسیا مانند : «رود زرد» و رود «یانگ ‌تسه» در چین، رودخانه «براهماپوترا» و «رود گنگ و سند و یامونا » در هندوستان، و همچنین رودهای «مکونگ» و «سالوین» در جنوب آسیا از این یخچال‌ها سرچشمه می‌گیرند.

«یانگ تسه» طولانی‌ترین رودخانه آسیا و سومین رود طولانی جهان است. «رود زرد» نیز ششمین رود بلند جهان است. «رود براهماپوترا» نیز پرآب ترین  و پهن ترین رودخانه‌های شبه قاره هند است که پس از سرچشمه گرفتن از تبت و پیمودن هند به بنگلادش سرازیر می‌شود. عرض زیاد این رودخانه اجازه کشتی‌رانی را بر آن می‌‌دهد.

 

به این ترتیب تعدادی از مهم‌ترین رودهای آسیا حیاتشان به طور مستقیم به کوهستان‌های برف پوش و یخچال‌های تبت و هیمالیا وابسته است.

دانشمندان در آکادمی علوم چین می‌گویند این یخچال‌های با ارزش در ۳۰ سال گذشته حدود ۱۵ درصد یا تقریبا ۸ هزار کیلومتر مربع آب رفته و کوچک‌تر شده‌اند.

ترکیبی از  عوامل انسانی و محیطی در فلات تبت باعث افزایش تعداد سیل‌ها‌‌ و لغزش زمین نیز شده است.

تغییرات آب و هوایی و فعالیت‌های انسانی باعث کوچک‌تر شدن یخچال‌های تبت شده است

افزایش دما و رطوبت گرچه باعث بهبود برخی اکوسیستم‌ها در این منطقه شده، اما در یک نگاه کلی طبیعت و منابع آبی آن را در بلند مدت در معرض خطر جدی قرار می‌دهد. به گفته آکادمی علوم چین، دولت‌های منطقه باید به سرعت اقداماتی را برای متوقف کردن تاثیر منفی فعالیت‌های انسانی بر اقلیم این منطقه به کار بندند.

با این‌حال و علیرغم هشدارها، دو کشور هند و چین در حال احداث چندین پروژه و سد بزرگ هستند.

چین می‌خواهد تا سال ۲۰۲۰ یک سری از سدهای عظیم را به منظور تولید برق بیشتر در این منطقه افتتاح کند. هند نیز در حال برنامه ریزی برای آغاز تعدادی از پروژه‌ها برق‌-آبی در حاشیه رودخانه براهماپوتراست.

تبت؛ نزاع آینده آب میان هند و چین

فلات تبت در شمال شرق هیمالایاست و از دهه ۱۹۵۰ میلادی ضمیمه خاک چین شده است. تبت سرزمینی مقدس برای بوداییان است. برخی از بلند‌ترین کوه‌های جهان در تبت قرار دارد. کوه مشهور اورست در مرز تبت و نپال واقع شده است.

برخی از بزرگ‌ترین یخچال‌های جهان نیز در تبت قرار دارند. یخچال‌های «کانگ ‌شونگ» و «رانگ باک» از بزرگ‌ترین یخچال‌های کوهستان اورست هستند. پس از قطب جنوب و قطب شمال، تبت بزرگ ترین یخچال‌های جهان را دارد و بی دلیل نیست که برخی آن را «قطب سوم» نیز می‌نامند.

به دلیل آن‌که بخشی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین رودخانه‌های آسیا از تبت سرچشمه می‌گیرند، این منطقه مرتفع و کوهستانی را «برج آب آسیا» نیز لقب داده‌اند.

این مخزن عظیم طبیعی که می‌تواند آب بخش عمده‌ای از آسیای شرقی و جنوب شرقی را تامین کند بین دو کشور بزرگ هند و چین قرار گرفته است. بنابراین فلات تبت نقشی بسیار استراتژیک در نزاع‌های آینده بر سر منابع آبی خواهد داشت.

چین و هند برای توسعه به منابع آبی تبت وابسته هستند

از آن‌جا که بزرگ‌ترین رودخانه‌های هند و چین، دو کشور بزرگ و در حال توسعه، به یخچال‌ها و منابع آبی زیر زمینی تبت وابسته است، هرگونه تغییر عمده در اندازه این یخچال‌ها می‌تواند در سرنوشت این کشورها نیز تاثیر گذار باشد.

با در نظر گرفتن جمعیت‌های میلیاردی چین و هند و همچنین کشور‌های اطراف مانند بنگلادش، می‌توان گفت بخش زیادی از منابع آبی حدود دو و نیم میلیارد نفر به تبت و حوزه‌هایی که از آن آب می‌گیرند وابسته است.

چین که سرزمینی خشک است و یک چهارم آن را صحرا تشکیل می‌دهد، به شدت با مساله تامین آب رو به روست. بخش زیادی از رودخانه‌های چین آلوده هستند. مساله اصلی برای چین انتقال آب از فلات تبت در غرب چین به مراکز صنعتی و شهرهای بزرگ در شمال و شرق کشور است.

وابستگی هند و چین به این مخزن آبی طبیعی که اکنون در حال کوچک‌تر شدن است، می‌‌تواند تاثیرات مهمی در روابط آینده دو کشور و شکل دادن به نزاع‌ها و اختلافات منطقه‌ای بر سر آب داشته باشد.

هند علاوه بر فعالیتهای بین المللی در مورد قطب سوم یعنی هیمالیا در دو قطب شمال و جنوب نیز فعال است.

کشورها بر سر استفاده از منابع غنی قطب شمال و جنوب رقابت می کنند. هند در اواخر اردیبهشت  ۱۳۹۲  به عنوان عضو ناظر شورای شمالگان  آرکتیک درآمد. ماه آوریل ۲۰۱۳  وقتی رئیس جمهور ایسلند به هند سفر کرد در سخنرانی خود در موسسه مطالعاتی هند اعلام کرد که هند بزودی به عضویت ناظر و سپس عضویت شورای شمالگان در خواهد آمد او همچنین از اقدامات چین برای حفاظت از محیط زیست شمالگان تقدیر کرد.

او گفت چین و هند کشورهای منطقه یخچالهای هیمالیا هستند که من آن را قطب سوم (شمال جنوب- هیمالیا) می نامم بنا بر این حضور هند در شورا مهم است. وی گفت اگر یخ های یخچالهای جهان آب شوند دهها کلان شهر از شانگهای تا دبی و کیپ تاون به زیر آب می روند.

رئیس جمهور ایسلند آقای اولافور راگنار گریمسون در ماه آوریل بدعوت هند به دهلی سفر کرد  او لابی اصلی هند برای پیوستن هند به شورا است.

هند فرصت طلایی را برای عضویت در این شورا از دست داده بود و توانست با لابی های فشرده و دیپلماسی فعال به این شورا بپیوندد. موسسه اقیانوس شناسی هند در گوا سالها است که برای پیوستن هند به شورای شمالگان تلاش می کند.

وزیر خارجه سوید که سالها رئیس شورای شمالگان بوده است نیز به هند در این راستا کمک کرده است. بر خلاف قطب جنوبگان که در انحصار مالکیتی و حاکمیت هیچ کشوری نیست . قطب شمالگان دارای کشورهای صاحب حاکمیت است. و دارای ذخایر عظیم نفت- گاز- طلا و سایر کانی های با ارزش است اخیرا سازمان اقیانوس شناسی و نیروی دریایی ایران نیز تلاش کرده است به قطب جنوبگان توجه نشان دهد که اگر چه بسیار با تاخیر اما قدم مثبتی است.

قطب شمال یک ششم کره زمین و به اندازه روسیه چین و هند وسعت دارد. قطب شمال هیچ جمعیت باشنده ای ندارد. و بوسیله سازمان ۱۹۹۶ بیانیه اتاوا /شورای شمالگان اداره می شود. شورای شمالگان علاوه بر ۸ عضو  اصلی( آمریکا، روسیه، نروژ و سوئد نیز از جمله آنها هستند.)    ۱۲ عضو ناظر دارد. که هر دوسال یکبار کمیته های ششگانه آن اجلاس برگزار می کنند. در اجلاس وزرای در نروژ در اول ماه می ۲۰۱۳ عضویت ناظرهند رسما اعلامو تصویب شد.

هند در بخش تغییر آب و هوایی در قطب شمال تحقیقات انجام می دهد . هند ۱۲ میلیارد دلار برای پژوهش های مربوطه برای یک دوره ۵ ساله اختصاص داده است.

 باور کارشناسان انرژی بر این است که یک چهارم منابع نفتی و گازی جهان در بستر اقیانوس منجمد شمالی قرار دارد.

نوشته: دکترمحمدعجم

 

۲۵ میلیون هندی مقیم خارج

هندی های مقیم خارج

هندی های مقیم خارج سه نوع هستند: هندی هایی که غیر مقیم هند بوده NRI برای کار به خارج می روند- هندی هایی که دارای گذرنامه خارجی و هندی هستند- شهروندان خارجی که بنوعی ریشه هندی دارند-PIO –

بیشتر از ۲۵ میلیون هندی در خارج از هند بسر می برند بسیاری از آنها در کشورهای مختلف دارای جایگاههای مهمی هستند در آمریکا و بریتانیا تعداد زیادی از نمایندگان مجلس و کنگره و مجلس اعیان هندی تبار هستند. هندی تبارها حدود ۷۰ میلیارد دلار سالانه عواید به هند وارد می کنند که حدود ۴۰ میلیارد آن از کشورهای حوزه خلیج فارس است. در هند سربازی برای پسران حداکثر تا سن ۲۷ سال و داوطلبانه است و آنقدر داوطلبان زیادند که از میان آنها گزینش صورت می گیرد.

هندی های مقیم در امریکا بیشتر از هر کشوری رو به افزایش هستند بطوریکه جمعیت آنها در ده سال گذشته سه برابر شده است و دانشجویان هندی در آمریکا از ۶ هزار به بیش ازیکصد هزار نفر رسیده اند.

آمریکا در دهلی سفارت و در حیدرآباد- مومبای – چنای و بنگلور کنسولگری و یک سرکنسولگری آنلاین مجازی برای هندوستان دارد.

کل جمعیت هندی های خارج ۲۵ میلیون

هندی های مقیم خارج به ترتیب تعداد:

  • نپال = ۴۰۰۰۰۰۰ –
  •   ایالات متحده=  ۳،۱۸۳،۰۶۳  –  برمه = ۲،۹۰۰،۰۰۰
  • مالزی = ۲،۴۵۰،۰۰۰  عربستان سعودی = ۱،۷۸۹،۰۰۰
  • امارات متحده عربی  = ۷۵۰،۰۰۰  –

بریتانیا  = ۱۴۱۴۱۰۰  –    آفریقای جنوبی  =  ۱۲۸۶۹۳۰  . کانادا  =  ۱،۲۰۰،۰۰۰  –   موریس =۸۸۲۲۲۰-    عمان = ۶۷۰۰۰۰  –    کویت = ۵۷۹۳۹۰ –    سری لانکا = ۵۵۱۵۰۰  –    قطر =۵۰۰،۰۰۰

فرانسه (+ جزایر، فرانسه غرب هند و جزیره گینه) ۴۲۰۲۰۰

استرالیا = ۳۹۰۸۹۴  –    سنگاپور =  –  ۵۱،۷۰۰ –    بحرین = ۳۵۰،۰۰۰

گویان =۳۲۰۲۰۰  –    فیجی =۳۱۳۷۹۸ –    هلند =۲۱۵،۰۰۰ –    تایلند = ۱۵۰،۰۰۰

سورینام = ۱۴۰۳۰۰ –    ایتالیا = ۱۲۰،۰۰۰  –    یمن  = ۱۱۱۰۰۰  –    نیوزیلند

۱۱۰،۰۰۰ –    کنیا – ۱۰۰،۰۰۰ –    تانزانیا – ۹۲۰۰۰  –    پرتغال = ۸۰۰۰۰

اسرائیل = ۷۸،۰۰۰

 

هندی های مقیم خارج ۲۰۱۳به ترتیب تعداد
   Nepal ۴,۰۰۰,۰۰۰
 United States ۳,۱۸۳,۰۶۳
 Burma ۲,۹۰۰,۰۰۰
 Malaysia ۲,۴۵۰,۰۰۰
 Saudi Arabia ۱,۷۸۹,۰۰۰
 United Arab Emirates ۱,۷۵۰,۰۰۰
 United Kingdom ۱,۴۱۴,۱۰۰
 South Africa ۱,۲۸۶,۹۳۰
 Canada ۱,۲۰۰,۰۰۰
 Mauritius ۸۸۲,۲۲۰
 Oman ۶۷۰,۰۰۰
 Kuwait ۵۷۹,۳۹۰
 Sri Lanka ۵۵۱,۵۰۰
 Qatar ۵۰۰,۰۰۰
 France (+RéunionFrench West Indies and Guiana Island) ۴۲۰,۲۰۰
 Australia ۳۹۰,۸۹۴
 Singapore ۳۵۱,۷۰۰
 Bahrain ۳۵۰,۰۰۰
 Guyana ۳۲۰,۲۰۰
 Fiji ۳۱۳,۷۹۸
 Netherlands ۲۱۵,۰۰۰
 Thailand ۱۵۰,۰۰۰
 Suriname ۱۴۰,۳۰۰
 Italy ۱۲۰,۰۰۰
 Yemen ۱۱۱,۰۰۰
 New Zealand ۱۱۰,۰۰۰
 Kenya ۱۰۰,۰۰۰
 Tanzania ۹۲,۰۰۰
 Portugal ۸۰,۰۰۰
 Israel ۷۸,۰۰۰

نوشته محمد عجم

 

.

.

مبحث لیبریاوموضوع شورشیان RUF (جبهه انقلابی متحدسیرالئون )وبحث الماسهای خونین که دولت تایلر بدان متهم شده است،

 

 مطالب این مجموعه در سالهای ۱۳۷۸- ۱۳۸۰ با تایپ قدیمی انجام شده و در تبدیل به وورد جدید ممکن است  درمطالب بویژه “ا ” افتاده باشد.

 

م

۶ – پژوهش تحقیقی  تحت عنوان” نقش ایرانیان در گسترش اسلام به شرق آفریقا – همشهری ۱۷ خرداد ۱۳۸۰ محمد عجم

۷ – جزوه درسی روابط ایران و چین و سیاست و حکومت در چین – دانشکده حقوق و علوم سیاسی ، دانشگاه آزاد مشهد – تهیه و تدوین محمد عجم ۱۳۷۴

۸ – فصلنامه آسیای میانه زمستان ۱۳۷۵ انتشارات دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه ایران و همچنین به گزارشی در خصوص اقوام ساکن در قرقیزستان و فارس زبانان اوش  تهیه و ترجمه اینجانب ۱۳۷۵ 

۹ – بنابر تفاسیر معتبر قرآنی ، ابرهه و اریاط فرماندهان پادشاه نجاشی بوده که براساس تقاضای قیصر روم ، برای دفاع از مسیحیان نجران و سرکوبی ذنواس پادشاه یمن ، به آن کشور لشکرکشی نموده و پس از شکست دادن ذنوای از سوی نجاشی به عنوان فرماندار یمن منصوب شدند .

 باستان شناسی معروف دیوید رول در کتاب خود بنام Genesis of civlisation پس از مطالعات و بازدیدهائی که از ایران و خاور میانه داشته است ، ادله محکمی ارائه نموده است که براساس آن تبریز و کوه سهند را منطقه منطبق با مشخصات باغ عدن عنوان نموده است .

۱۰- وب سایت BBC.co.uk تاریخ آفریقا همراه با هنری لویس گیت .وهمچنین مجله ایست آفریکا ۳۰/آوریل /۲۰۰۱ ویژه نامه بندر تنگه

۱۱- درکتاب علوم اجتماعی دوره متوسطه اوگاندا در فصل مهاجرین به آفریقا اعراب را چنین تعریف کرده است :

اعراب کسانی بودند که از شبه جزیره عربی ،سرزمین پارس وشمال آفریقا به سواحل شرقی مهاجرت کردند. در زبان سواحیلی به تقلید از اعراب ،به ایرانیها عجمو یا عجم می گویند.

۱۲- کتاب شرق آفریقا در طول هزار سال ، نوشته جیدن واس ور و درک ای ویلسون -انتشارات ایوانس چاپ چهارم

۱۳ – همان منبع و همچنین مراجعه شود به گزارش تحقیقی اینجانب تحت عنوان تاریخ اسلام در اوگاندا – 

۱۴ –  بیشتر مراجعه شود به مجله دو ماهانه فوکس آفریقا آوریل ۲۰۰۱ از انتشارات موسسه BBC

۱۵ – برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به پژوهشی در فرقه های مذهبی خراسان ۱۳۷۰ 

۱۶ – مراجعه به شود ابن بطوطه در آفریقا موجود در وب سایتBBC.co.uk

۱۷ – ماهنامه تحقیقاتی جامعه و فرهنگ شماره ۳۱ مرداد ۱۳۷۹ و شماره ۳۳ مهرماه ۱۳۷۹ از انتشارات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی .

۱۸ – مراجعه شود به کتاب آداب و روسوم نوروزی تالیف رضا شعبانی ۱۳۷۸ و همچنین به جزوه اقوام ساکن در قرقیزستان اداره دوم مشترک المنافع

 

 جنگ سالاران لیبریا

مقدمه :

لیبریا با ۱۱۱۳۶۹ کیلومتر مربع مساحت وحدود۳ میلیون نفر جمعیت در شمال غرب آفریقا واقع شده است و قدیمی ترین جمهوری قاره آفریقا مخسوب می شود.تجارت پر رونق برده در قرون ۱۸ و ۱۹  از منطقه معروف به ساحل غله موجب شد که اکثر مناطق آن خالی از سکنه گردید.تا اینکه از سال ۱۸۱۶ تعداد زیادی از سیاهپوستان آمریکایی به این منطقه برگشتند ودرسال ۱۸۲۲ با حمایت دولت آمریکا فرمانداری مستقلی در منطقه ای که به افتخار ریئس جمهور آمریکا آنرا مونرویا نامیدند، تاسیس نمودند. در سال ۱۸۴۷  با انتخاب ژوزف رابرتس از سیاهپوستان ویرجینیا به ریاست جمهوری ، کشور مستقل جمهوری لیبریا  تاسیس گردید. در دوره تقسیم استعماری قاره آفریقا توسط دول اروپایی ،این کشور از مستعمره شدن محفوظ ماند ولی در سال ۱۹۰۶ برای مدتی اداره امور مالی آن در اختیار آمریکا قرار گرفت .در دهه ۷۰ اوضاع این کشور رو به پریشانی گذاشت. در سال ۱۹۸۰ با کودتای استوار ساموئل دویی تغیرات وجابجای هایی در قدرت روی داد و زمینه ساز آشوبهای بعدی گردید. 

مبحث لیبریاوموضوع شورشیان RUF (جبهه انقلابی متحدسیرالئون )وبحث الماسهای خونین که دولت تایلر بدان متهم شده است،هنوزدرمطبوعات زنده ودرجریان است اخیراً سازمان ملل بدنبال گزارش کمسیون تحقیق شورای امنیت درسال ۲۰۰۰وهمچنین گزارش مجدد این کمسیون درخصوص ادامه حمایت تایلرازRUF ، همدستی دولت تایلردرقاچاق الماس  وسلاح شورشیان غرب آفریقا، از جمله دلایلی بود که شورای امنیت روز۴می ۲۰۰۱(۱۴/۲/۸۰)به اتفاق آرای قطعنامه تحریم لیبریارابه تصویب رساند.ممنوعیت خریدالماس وکالاومنع مسافرت تایلرو۱۳۰نفرازاعضای دولت وی ازجمله تحریمهای تصویب شده در مورد لیبریا است. دولت لیبریا همواره دخالت خود درقاچاق الماسهای سیرالئون وخریدالماسهای شورشیان …RUF..درقبال تحویل اسلحه راتکذیب نموده ومدعی است که لیبریا قربانی یک توطئه استکباری شده است. شورشیان …RUFدرطول ده سال گذشته بخش اعظمی ازمناطق الماس خیزسیرالئون رادراختیارداشته است. تایلر رئیس جمهورلیبریا سه سال قبل تحت تاثیرمعمرقذافی به دین اسلام گروید وی درسالهای اخیرهمواره موردآماج حملات مطبوعات غرب قرارداشته و به همدستی با تروریزم بین المللی متهم می باشد درطول سه سال گذشته کابیلا،تایلر،رابرت موگابه ، بشیر وقذافی رهبران آفریقائی بودند که درراس پیکان حمله رسانه های گروهی غرب قرارداشته اند.سیرالئون وگینه دوکشورهمسایه لیبریا،دردوسال گذشته مرتباازمجامع بین المللی خواسته اندکه تایلربه عنوان یک تروریست بین المللی که قصدبرهم زدن اوضاع منطقه رادارد تحت تعقیب قرار گیرد.

شورش جنگ سالاران لیبریا

درروز۲۴دسامبر۱۹۸۹حدود۱۰۰شورشی که مدعی هواداری ازجبهه میهنی لیبریا

(NPFL ) را داشتند ازمرزساحل عاج گذشته وبه یک شهرمرزی درمنطقه نیمیای لیبریا حمله کردند،این آغازجنگی بودکه حداقل ۷سال به طول کشیده ومنشاء اختلاف وگروه بندیهای زیادی شد که ازاین گروههاحداقل ۷تشکیلات تا اوایل سال ۱۹۹۷فعال بودند.درجولای ۱۹۹۷ پیروزی چالزتایلررهبر  NPFL)) درانتخابات ملی به مرحله اولیه سردرگمی وهرج ومرج این منازعه پایان داد.

جنگجویان (NPFL ) که ازسوی سربازان نیروهای منظم بورکینابه حمایت می شدند درپیشروی بسوی مونروویا ازسوی ارتش لیبریاموسوم به AFL بامقاومت کمی مراجه شدند.آنهادرمسیرپیشروی به سوی پایتخت به توزیع اسلحه درمیان مردمانی که ازدولت ساموئل دوئی نفرت داشتندپرداختند.درمدت کوتاهی  NPFL  هزاران مردمسلح وغیرآموزش دیده داشت که آنها درکنارچریکهای آموزش دیده که اکثراً نیروهای تبعیدی سابق ارتش لیبریابودند،به تقویت جبهه   NPFL  کمک شایانی می کردند.

افرادتازه وارد بیشتر کسانی بودندکه قربانیان سو استفاده ها ومظالم دولت دویی بودند. وحال باتوجه به شورش بوجودآمده به قصدانتقام جوئی به شورشیان می پیوستند وهمین افراد، مسئول قتل وعام هزاران نفربویژه مسئول کشتار اقوام کراهانن و مانواینگوس که متهم به همکاری بادولت ساموئل دوئی بودند، هستند. دوئی که ازمردمان کراهان بود استوار ارتش بود که بایک کودتا درسال ۱۹۸۰ باکمک نیروهای درجه پائین ارتش قدرت را به دست گرفت .بویژه دررقابت بااقوامGIO و مانو  ازمردمان کراهان وماندینگو کمک گرفت وپست هاومناصب وفرصتهای تجاری رابه آنهاواگذار کرد این عمل باعث شد که مردم درسال ۱۹۹۰ازافراد کراهان وماندینگونفرت داشته باشند بویژه این تنفردراستان نیمبا بیشتروجود داشت.درعکس العمل به تهاجم شورشیانNPFL ، طرفداران دوئی، سربازان ارتش خود را که GIO و مانو بودندوهمچنین شهروندان GIO و مانو را درمونرویا به قتل رساندند و بدین وسیله به دایره کشتارقومی دامن زدند.حتی قبل ازمرگ دوئی درسپتامبر۱۹۹۰ بسیاری ازکراهان وماندینگو ازترس کشتارتوسط NPFL  به سیرالئون وگینه گریخته بودند جائیکه افسران تبعیدی وسیاستمداران به همراه سایرآوارگان ،جنبش لیبریای متحدبرای دمکراسی    ULIMO را تشکیل دادند که درسال ۱۹۹۱بشکل نیرویی مسلح و مقتدرظهورکرد و ازپایگاهایش درسیرالئون که ازسوی دولت فریتاون حمایت می شد جنگ رابرای تصرف لیبریا شروع کرد. مانند همه شورشیانULIMO  نیز بزودی دچارانشعاب شد وگروه های مسلح جدیدی مشتق شدنددرنیمه ۱۹۹۰که شورش مورد توجه رسانه های گروهی جهان قرارگرفت، بسیاری ازمردمان لیبریا امیدواربودند که آمریکا اقدام به مداخله نماید اما آمریکا از اربابی دوران جنگ سردبرای لیبریابسیاردورشده بود ازآمریکابود که درقرن ۱۹ میلادی بنیانگذارن جمهوری لیبریا قدیمی ترین جمهوری درآفریقا،سوار برکشتی شدندوبه سواحل غرب آفریقاآمدند اینبارآمریکا در ژوئن ۱۹۹۰مداخله کرد اما قصدآن فقط تخلیه نیروهایش واروپایی هابود.بعدازجنگ سردآمریکاعلاقه مندی خودرابرای دخالت درلیبریاازدست داده بود وبیشترخودراموظف به وظایفش به عنوان پلیس جهانی می دانست .ازطرف دیگرآمریکاواقعاً نمی دانست که برای استقرارنظم درلیبریاکدام طرف منازعه راموردحمایت قراردهد.وزارتخارجه سالهابودکه ازفسادوبی رحمی دوئی ناراحت بود.اماگزینه جدیددرنیمه ۱۹۹۰رهبرNPFL ،چالزتایلربود. فردی که ازسوی نیروی انتظامی آمریکابدلیل فرار از زندان ماساچوست تحت تعقیب قرارداشت .فردی که درراس یک گروه ناپایدارانقلابی قرارگرفته وازسوی لیبی حمایت می شد وجنایات وهشتناکی راانجام می داد.

درراستای حفظ نظم نوین بین المللی پس ازجنگ سرد،آمریکا قدرت برترمنطقه یعنی نیجریه راترغیب نمود که مسئولیت حفظ نظم وصلح رادرمنطقه برعهده گیرد وقتی درشب دوم اوگوست ۱۹۹۰عراق کویت رااشغال نمود، امید به دخالت آمریکابرای توقف جنگ درلیبریابه ناامیدی مبدل گردید.نیجریه تحت چترحمایتی جامعه اقتصادی دولتهای غرب آفریقاCOWAS  در اوگوست ۱۹۹۰ یک نیروی دخالت نظامیECOMOG )) را سازماندهی کرد که تازمان انتشاراین گزارش ۱۹۹۷ وجود دارد. دخالت اکوماگ منجر به بین المللی شدن جنگ لیبریاشد بدون اینکه بتواندبه آن پایان دهد. ازجهت دیگرهرچه تشنج بیشترشدجنگ فرصتهای اقتصادی خوبی رافراهم کرد که موردبهره برداری اکوماگ واقع گردید. ونیروهای اکوماگ بجای پاسداری از صلح به نیروی طرف جنگ ومخاصمه تبدیل شد.گروهایی از اکوماگ خود در دامن زدن به تشکل های جدید شورشیان  نقش داشتند وجنگ درلیبریامیدانی برای رقابت ومسابقه گروهای رقیب شد.هریک از۷گروه مسلح معروف تر تاسال ۱۹۹۷متحدین خارجی خودرانیز بهمراه داشتند که بسیاری ازاین متحدین خودسربازانی درگروه پاسداران صلح (اکوماگ) داشتند واین کشورها که بازیکنان اصلی منطقه ای بودند،درتمام فعالیتهای دیپلماتیک نیزشرکت داشتند.این موقعیت منجربه تضاد منافع  درمیان پاسداران صلح شد بطوریکه لیبریابه منطقه رقابت ومنازعه میان نخبگان نظامی واقتصادی درابوجا،ابیجان،کوناکری وسایرپایتختهای منطقه تبدیل شد.پایتختهایی که به نوبه خودمتحدین باگروهای ذینفع درآنسوی مرزهای آفریقا همانندفرانسه لبنان واکراین داشتند.همانندگذشته های دور که پادشاهی های قدرتمندغرب آفریقا باحمله به داخل قاره وبرده گیری خودراسروسامان می دادند،جنگ لیبریانیزریشه درمسائل اقتصادی داشت.جنگ لیبریا باشبکه تجارمحلی ،جنگ سالاران را تحریک وبه غارت وچپاول ترغیب می کرد. درنتیجه درلیبریابجای اینکه احزاب وارزشهایش شکل بگیرد،دسته جات وشبکه های مسلح، قدرت گرفتند.درداخل کشورجنگ بجای اینکه به عامل ترویج ایدئولوژی هماهنگ کننده ویاهمبستگی قومی تبدیل شود،به یک نوع تجارت وشیوه زندگیمبدل گردید. درحقیقت بعدازگسترش برنامه ۱۹۹۰،جنگ هویت قومی خودراازدست داد.این تداخل عوامل منجربه شکست ابتکارات دولتهای آفریقای غربی شد. موافقتنامه ها یکی  پس از دیگری به شکست منجرمی شد وگروهای دیگری درلیبریاظهورمی کرد این گروهاعمومادراثرحمایت ازکشورهای همسایه ویاذینفع ظهورمی کردند باطلوع وغروب بخت هریک ازرهبران شورشی،انشعاباتی بروزمی کرد. دراوایل ۱۹۹۶سی امین ابتکارصلح درسرمستی غارت وچپاول مونریا توسط جنگجویانی که دستمزد آنهاپرداخت نشده بود،به شکست کشیده شد.آنهاهرچه راکه ذیقیمت بودچپاول کردندودرمقابل رقابت برای تصرف معادن طلاوالماس میان گروههای رقیب شدت یافت .دراین هنگام تایلررهبرشورشیان دریافت که بدون حمایت نیجریه قادر به رهبری لیبریانخواهدبود،دولت غیردمکراتیک نیجریه نیزدریافته بودکه باپذیرش تایلربه منافعی دست خواهدیافت. درنتیجه نیجریه به شورشیان تحت رهبری تایلرپیشنهاد داد که دولت جدیدی راشکل دهد وسایرشورشیان راخلع سلاح نموده وانتخابات برگزارنماید.درجولای ۱۹۹۷مردم لیبریابطورگسترده واکثریت به چالزتایلررای دادند به خیال اینکه وی صلح را درلیبریابرقرارخواهدکرد.

ریشــــه های جنـــــگ

ازابعاد مختلف ریشه های خشونتی که دامنگیرلیبریاشدبه کودتای سال ۱۹۸۰برمی گردد که طی آن دولت تروویگ سرنگون وساموئل دویی در راس قدرت قرارگرفت .دوئی دوره تصدی ریاست خودرابرای غارت وچپاول بی رحمانه ثروت کشورمغتنم شمرد.

بعدازسرکوب خونین کودتای توماس کوونکپا درسال ۱۹۸۵ ،دویی یک نظام قومی مسموم وتبعیض آمیزی راشکل داد که منجربه کشتارقومی سال ۱۹۹۰گردید.درسال ۱۹۹۰ به موازات اینکه هزاران نفرازجهات مختلف بدلیل ترس ازکشتارقومی به مناطق دیگرمی گریختند شورشیان  AFL, وULIMO  امکان یافتند که به جمع آوری حامیان بیشتری بپردازندآنها از این افراد به ستوه آمده و مستاصل شده امید کمک وحمایت داشتند و بویژه قوم کراهان وماندینگو رابه عنوان اقوامی که پایه واساس لیبریاراتشکیل می دهند تحت حمایت قراردادند.

اما تا اواخرسال ۱۹۹۳اینگونه ادعاهابطورآشکاری کذب وساختگی بودن خودرا آشکارکرد زیراشورشیان نتوانستندوجهه واعتباری برای منافع قومی ویاایدئولوژیکی خود پیداکنند.تمام این شورشیان به نام رهبران ویامتحدین خارجی شان شناخته می شدندوتمایزی میان اهداف اساسی جنگجویان تشخیص داده نمی شد.بسیاری ازجنگ سالاران همواره متحدین خودرامورد تردیدقرارداده وازیک متحد به متحد دیگرتغیرمسیرمی دادند.

ظهوراینگونه گروههائی که برای قدرت منازعه می کردند ومشخصه های بارزآنهابه شخصیت رهبران آن مربوط می شد و فاقد هویت قومی وایدیولوژی بودند،درلیبریاسابقه طولانی دارد.برای چندین دهه سیاست های ملی توسط باندی ازشخصیت های پیرامون ریاست جمهوری اجرامی شد.

سیستم مشتری سازی حزب تروویگ دردوره ریاست جمهوری ویلیام توبمن (۷۱-۱۹۴۴)به اوج خودرسیده بود.حکومت مرکزگرایانه وارباب رعیتی توبمن باافزایش سریع درآمدها که ازائتلاف وهمدستی باشرکتهای اجنبی پدیدارشده بود،توام بود،باسیاست درهای بازواقتصادآزادسیستم سیاسی بوجودآمد که ملت را فرد گرایانه بارمی آورد.

بسیاری ازنویسندگان لیبریابخشی ازتقصیرهاوسرزنشها درخصوص شیطنت درسیاستهای کشورشان رامتوجه محفل پیرامون رئیس جمهورمی کنند.درحقیقت اکثریت  صفات سیتم های قدرت مابانه(اقتداری) ،در حکومت مطلقه رژیم(حزب تروویگ )توسط آقای توبمان جانشین رئیس جمهورویلیام تولبارت (۸۰-۱۹۷۱)به ارث برده شد.که درنوع خودبسیاری ازرقابتهاوگروه گرائی های درونی مخفیانه رادرخود داشت.

رقابتهای سیاسی میان مهاجرینی که ازآمریکابرگشته بودند بابومیان اصیل که مونرویان نامیده می شوندوجودداشت. بنابراین رقابت های آمریکائی تبارها که درراس اموربودند وبومیان بایدموردمطالعه بیشتری قرارگیرد.

کسب قدرت توسط سربازان دون پایه درسال ۱۹۸۰  اگرچه نقطه عطفی درتاریخ لیبریا است اماآنهانه تنهاسیستم خودکامه واقتدارگرایانه رابرهم نزدند بلکه استوار دوئی که به تدریج به عنوان

 رهبرعالی نظامیان ظهورکرد،بسیاری ازنیروهای آمریکائی تبارونخبگان قبلی رادرمسندامورقرارداد. ازجمله آنهاچالزتایلربود که به سمت مدیرکل آژرانس استخدامی دولت درآمدوپس ازاینکه توسط دوئی به فسادورشوه خواری متهم شد درسال ۱۹۸۳ازکشورگریخت شیوه عروج وصعود دوئی موجب شدکه بیشترازهر زمانی محفلی ازدوستان رادرهرم قدرت قراردهد.بویژه پس ازانتخابات تقلبی سال ۱۹۸۵ وی بیشتربه استحکام محفل شرکای خودپرداخت .گفتی است که مشابهه این درخصوص NPFکه توسط توماس کوونکاپا درمخالفت بادوئی بوجودآمده بودصورت گرفت وسپس توسط بقایای کودتای ۱۹۸۵کوونکاپااحیاءگردید. NPFL توسط نیروهای تبعیدی که در نفرت از دوئی باهم اشتراک داشتند احیاء گردید.ودراین میان تایلرباتوجه به اینکه بیشترین نفوذ وارتباط خارجی داشت ظهورپیداکرد.باشروع جنگ ۱۹۸۹ NPFLبسرعت رشدیافت امادرمجموع تفاوتی میان رژیمهای غارتگرتوبمان وتلبرت ودوئی وجودنداشت .وتایلرنیزتفاوتی بااینها نداشت وقتی که NPFLدردسامبر۱۹۸۹ به منطقه NIMBAحمله کرد معدود کسانی درلیبریا این گروه رامی شناختند ظرف چندروزتایلربه برنامه ویژه آفریقایی بی بی سی تلفن کردوخودراسخنگوی NPFL نامید وازآن به بعدمرتباً بی بی سی درخصوص وقایع باوی مصاحبه مطبوعاتی انجام می داد.همین موضوع باعث شهرت تایلرشدوشخصیتی شناخته شده داخلی وبین المللی گردید.مخالفان دیگر دوئی مانندموسی دووپاDUOPU وزیرسابق کارکه مقام دبیرکلی NPFL رادردست داشت، باتایلراختلاف نظرداشت هنگامی که نیروهای NPFL درسال ۱۹۹۰بسوی مونرویا پیش روی می کردند،دووپا، سیاستهای امپریالیستی تایلرراموردانتقادقرارداد.واعلام کردکهNPFL توسط یک شورای اجرائی اداره می شودوتایلرسمتی دراین شورا ندارد.

دراولین ماههای جنگ عده ای ازسیاستمداران برای اینکه ازقتل درامان بمانندپشت سرNPFL پناه گرفتند.ازجمله آنهاجکسون اف دوئی بودکه برنده واقعی انتخابات تقلبی سال ۱۹۸۵ بود.جکسون دوئی مانندبسیاری دیگرافراد NPFL ازمنطقه نیمبا بود. تا اواسط سال ۱۹۹۰که NPFLدرآستانه تصرف مونرویا بود، تایلرتوانست شهرت خودرابه عنوان رهبرNPFL جهانی سازد.بنابراین تایلرتلاش کردکه افرادی مانندجکسون ودوپا DUOPU ودیگران راازسرراه خودحذف سازد.

تااواخر۱۹۹۰ تایلربه بسیاری ازفرماندهان خودبدگمان شدوآنهارابرکنارکرداین باعث شدکه آنهافرقه های انشعابی …NPFLرا بوجودآورند اولین انشعاب توسط پرنس جانسون،قهرمان کودتای سال ۱۹۸۵ وفرمانده نیروهای مهاجم به نیمبا، صورت گرفت. وی گروه جنگ سالاران جدیدی تاسیس کردوتایلرنیزبه تصفیه نیروهای ناراضی اقدام کرد،مغزمتفکرNPFL موسی دووپا بود که باتوطئه تایلربه قتل رسید.خودتایلرکه دارای مدرک اقتصاد ازماساچوست است، علاقه ای به مسائل ایدئولوژی نداشت .شورش وطغیان ازمشخصه های بارزچنددهه گذشته غرب آفریقااست وبه لیبریامحدودنمی شود.

ادامه  دارد…

تهیه کننده :محمد عجـم

 

“لیس هناک مصطلح “خلیج عربی” عند أیّ من الجغرافیین العرب عبر التاریخ. المصطلح الأکثر استخداماً “بحر فارس” و الحدیث النبوی

در کتاب اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاوداننوشته دکتر محمد عجم  آمده است که از ابتدای تاریخ تا سال ۱۹۵۸ هیچ منبع و مدرکی در زبان عربی واژه خلیج عربی برای دریای جنوب ایران بکار نبرده است بلکه در طول تاریخ در زبان عربی عبارت بحر فارس و خلیج فارس رایج بوده. حالا وب سایت عربی رصیف نیز این جمله را تایید کرده و اعتراف نموده که حتی در حدیثی از پیامبر اسلام واژه بحر فارس بکار رفته : “لیس هناک مصطلح “خلیج عربی” عند أیّ من الجغرافیین العرب عبر التاریخ. المصطلح الأکثر استخداماً “بحر فارس” و الحدیث النبوی “فی بحر فارس ما هو فی بحر الروم ما هو”. و ینحاز معجم الأمم المتحده، وعلم الجغرافیا فی کبرى جامعات الغرب، لتسمیه الخلیج الفارسی.

 

ما اسم الخلیج فی الخرائط القدیمه؟

وسام سعاده . بحر فارس: شعبه من بحر الهند الاعظم

الطاغی عند جغرافیی الحضاره الإسلامیّه من الذین وضعوا أعمالهم باللغه العربیه هو تسمیه الخلیج “بحر فارس”، وقد أتبعوا فی ذلک التقلید الجغرافی الیونانی، جریاً على منوال إسطرابون وبطلیموس، وهو تقلید یستند بدوره إلى تصوّر کروی للأرض یجد مبدأه فی جغرافیه الفیلسوف أرسطوطالیس.

یقوم هذا التصوّر للأرض، على ما یوضحه الشریف الإدریسی فی “نزهه المشتاق” (منتصف القرن الثانی عشر المیلادی) على أنّها أشبه “ببیضه مغرقه فی الماء، والماء فی طست، فکذلک الأرض نصفها مغرق فی البحر، والبحر یحیط به الهواء، والهواء دافع لهما أو جاذب”.بموجب هذا التصوّر إذاً هناک بحر محیط یحیط بالیابسه من جمیع النواحی، وتتشعب منه مجموعه بحار – خلجان، وتتشعب خلجان داخل هذه الخلجان.

وهکذا نجد یاقوت الحموی فی “معجم البلدان” یتحدّث عن “الخلجان المنخلجه”، ومنها بحر فارس، الذی هو “شعبه من بحر الهند الأعظم”، أی المحیط الهندی فی التعریف المعتمد حالیاً، الذی یستمد ماءه، بالنسبه إلى یاقوت، من البحر المحیط الأکبر، الأوقیانوس.

بحر فارس فی الخرائط العربیه القدیمه
الإدریسی ویاقوت

تقسیم البحار هو هکذا عند یاقوت الحموی. هناک البحر المحیط الأعظم، أوقیانوس، الذی تستمد منه سائر البحور ما عدا بحر الخزر (قزوین) ماءها، وله “شعبتان”، واحده شرقیه، وهی بحر الهند وثانیه غربیه وهی بحر الشام (أی البحر الأبیض المتوسط)،

ویتشعب کل من هذین البحرین إلى مجموعه خلجان، و”یتشعّب من البحر الهندی خلجان کثیره إلا أن أکبرها وأعظمها بحر فارس (الخلیج) والقلزم (البحر الأحمر)”.

أما بالنسبه إلى الشریف الإدریسی فی “نزهه المشتاق فی اختراق الآفاق” الذی کتبه من أجل روجر الثانی ملک صقلیه، ویعرف باللاتینیه بـ”التابولا روجریینا”، فالمحیط الهندی یمکن تسمیته سواء بسواء بحر الهند أو بحر الصین، و”یتشعب من هذا البحر الصینی الخلیج الأخضر وهو بحر فارس”. لافته هنا تسمیه “الخلیج الأخضر” التی تحاکی التسمیات اللونیه للبحار (الأبیض والأسود والأحمر والأصفر).

بحر فارس الممتد من الصین

بید أنّه إذا ما عدنا إلى القرن العاشر المیلادی، نجد جغرافیاً عربیاً آخر، هو ابن حوقل النصیبی، یستخدم مصطلح “بحر فارس” بشکل أوسع بکثیر. فی کتابه “صوره الأرض” یوضح ابن حوقل أنه قرّر تقدیم صوره جغرافیه للأرض تکون فیه مدینه مکه هی المرکز “واسطه الأقالیم”، وفی هذا مسعى للخروج من تصورات أخرى کانت لا تزال متأثره إمّا بمرکزیه بلاد فارس (ایران شهر). لکن بحر فارس عند ابن حوقل یمتد “من الصین إلى القلزم”، وهو أکبر من البحر الأبیض المتوسط: “أما البحار فأشهرها اثنان، وأعظمها بحر فارس ثم بحر الروم، وهما خلیجان متقابلان یأخذان من البحر المحیط، وأفسحهما طولاً وعرضاً بحر فارس”.

map-1لیس هناک مصطلح “خلیج عربی” عند أیّ من الجغرافیین العرب. المصطلح الأکثر استخداماً “بحر فارس”، لکنه لم یستخدم وحده، إذا استخدم أیضاً تعبیر “بحر البصره”، کما أنّه لم یستخدم لیعنی الخلیج فقط، کما نرى عند ابن حوقل.
ولم یکن هذا الاستخدام للاصطلاح ببعید عن الحدیث النبوی “فی بحر فارس ما هو فی بحر الروم ما هو”.

یبقى التنبیه على شیء أساسی: لم یشعر الجغرافیون العرب بالحاجه إلى تثبیت مصطلحات ثابته ونهائیه للبحار والخلجان، فالبحر الأبیض المتوسط عند یاقوت الحموی، هو بحر الشام، لکنه أیضاً بحر المغرب، وبحر الروم، بحسب الساحل الذی نسمی البحر قبالته ابتداءً منه.بعد تحلّل الدوله العثمانیه استمرّ العرب فی تسمیه الخلیج بـ”الفارسی” لعقود من الزمن دون مشاکل. حتى وهو ینشد الوحده العربیه، کان جمال عبد الناصر یحدّد کیان الوطن العربی المطلوب توحیده بأنه من “الخلیج الفارسی إلى البحر الأطلسی”، هذا فی وقت لوحظت فیه منذ الثلاثینیات ممانعه عراقیه بازاء التسمیه “الفارسیه” للخلیج، وإیثار تسمیه “خلیج البصره”.https://raseef22.com/culture/2017/06/18/%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%84%D9%8A%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D9%8A-%D8%A3%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%84%D9%8A%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D9%8A-%D8%A3%D9%85-%D9%85%D8%A7/

الخلیج العربی أم الخلیج الفارسی أم… ما اسم الخلیج فی الخرائط القدیمه؟ – رصیف۲۲
الخلیج هو “الخلیج العربی” بالنسبه إلى الدول العربیه، وهو “الخلیج الفارسی” بالنسبه إلى إیران، لکن أیضاً الأمم المتحده.. هل کانت هذه هی الحال دوماً؟