Category: اجتماعی

.

.

روابط خارجی هند از درون گرایی و خودکفایی تا برون گرایی و اتحاد با غرب

روابط خارجی هند از درون گرایی و خودکفایی تا برون گرایی و اتحاد با غرب

دکتر محمد عجم ، همشهری دیپلماتیک شماره ۹۸ خرداد ۱۳۹۶ ویژه نامه هند

هند از ۱۹۴۷ تا اواخر دهۀ ۱۹۸۰، سیاست جهان سوم‌گرایی، اخلاق مداری و مبارزه با استعمار و امپریالیزم  را در پیش گرفته بود، اما از اواخر دهۀ ۱۹۸۰، به مرور  به عمل‌گرایی اقتصادی متمایل شد.  افول اخلاق‌گرایی و رشد دیدگاه‌های ملی‌گرایی هندو، رئالیسم اقتصادی و لیبرالیسم و کاهش نفوذ چپ گرایان و سوسیالیستها در  داخل جامعه هند، و از سوی دیگر فروپاشی شوروی و زوال اندیشه های مارکسیستی، تغییر ساختار نظام بین‌المللی از دوقطبی به چند قطبی،  رشد فزاینده توان اقتصادی و خطر نظامی چین، قدرت گیری پاکستان و ظهور طالبان و احساس شرم و له شدن  غرور ملی گرایان هندو، سبب این دگرگونی تدریجی در سیاست خارجی هند شده است.

هند پس از رهایی از استعمار، سیاست ضد استعماری و عدم تعهد  را در پیش گرفته بود که  مشخصه های آن معروف است از جمله تلاش برای همبستگی جهان سوم و اتحاد ملل ضد استعماری ، خودبسندگی یا خود کفایی اقتصادی و عدم وابستگی.

هند در مقابله با استعمار و امپریالیزم و دفاع از مستعمره زدایی و حمایت از ملل محروم و محرومان و زحمتکشان داخلی با مقاومت و هزینه های زیادی روبرو بود. منازعات با همسایگان از جمله جنگ با چین و پاکستان و موضوع بنگلادش و کشمیر برای هند هزینه هایی به بار می آورد. هند در حالیکه در دهه ۵۰ میلادی از چین در همه زمینه ها پیشرفته تر بود به مرور رو به افول گذاشت و تا دهه ۹۰ میلادی چین بسرعت از هند پیشی گرفت. این موضوع باعث سرزنش روش دولتمردان شد بخصوص ناسیونالیستها بشدت با روش سخت گیرانه سوسیالیستی مخالفت کردند با ظهور واقع گرایان اقتصادی مانندمنموهان  سینگ هند در صدد همراهی با جامعه غربی و بهره برداری از ظرفیتهای انها جهت افزایش توان نظامی و اقتصادی خود بر آمد و با سیاستهای بانک جهانی و صندوق پول در جهت اقتصاد رقابتی و  وابستگی متقابل بر اساس مزیت های نسبی همراه  شد.

حامد انصاری

حامد انصاری معاون رئیس جمهور هند

اهداف سیاست خارجه امروز هند عبارتند از :

*اولویت به همسایگان متصل و پیرامون

*اهرم قرار دادن همکاری های بین المللی برای رشد  و توسعه داخلی هند.

*حصول اطمینان از تعادل پایدار و چند قطبی قدرت در هند و اقیانوس آرام؛ ” محور شرق”.

*تضعیف پاکستان و منصرف کردن از حمایت از تروریسم.

*هدایت و رهنورد کردن  هند در  نقش راهبردی جهانی

هند امیدوار است با بهره گیری از فرصتهایی که همسویی با غرب به هند اعطا می کند تولید ناخالص ۵ تریلیونی خود را تا ۱۵ سال آینده به سطح ۲۰ تریلیونی چین برساند. در این راستا جلب اعتماد قدرتهای بزرگ اقتصادی و روابط تجاری با تمام کشورهای جهان مور توجه هند هست در بلوکهای  اقتصادی مهم از جمله  بریکس و آسه ان حضور فعال دارد  و در رقابت با چین امید دارد که به اقتصاد سوم دنیا تبدیل شود. هند در این هدف با موانع زیاد داخلی و خارجی نیز روبرو است.

هند از ابتدای استقلال خود در سال ۱۹۴۸ با دو مشکل عمده روبرو بوده است که این دو مشکل اساس تنظیم روابط داخلی و خارجی آن کشور است.  مشکل اول منازعه  مرزی چین دوم اختلاف مرزی با پاکستان و موضوع کشمیر این دو بحران چند بار به جنگ بین هند و این دو کشور منجر شده است.  هند پس از جنگهای ناکام با چین و پاکستان از انزاوا گرایی و عدم تعهد بسمت اتحاد با بلوک شرق پیش رفت اما ناچار شد با فروپاشی شوروی سیاست درهای باز را شروع کند اما این کافی نبود تا مورد توجه غرب قرار گیرد و از فشار تحریم های آمریکا رها شود لذا  برای جلب توجه ، روابط دوستانه ای با آمریکا و با رژیم صهیونیستی برقرار کرد و در مبارزه با تروریزم بین الملل نیز خود را همسو با غرب قرار داد. هند از تحریم های غرب خلاص شد اما بخاطر وجود بعضی موانع  هنوز با هیچ کشوری نتوانسته است روابط استراتژیک برقرار کند و  اگر چه رهبران امریکا و هند تلاش دارند روابط خود را به سطح استراتژیک ارتقاء دهند اما موانعی داخلی و خارجی متعددی هنوز در این مسیر وجود دارد.

موانع عمده چین و پاکستان و جهان اسلام می باشد. دو همسایه اصلی هند با این کشور منازعه لاینحلی دارند . منازعه مرزی هند با چین و پاکستان  به دلیل نبود توافق درباره علامت گذاری در مرز دو کشور از چندین دهه گذشته همچنان باقیمانده است. هند در حدود ۷ هزار کیلومتر مرز مشترک خود با این دو کشور مرز تحدید حدود شده ندارد بلکه منطقه خط استقرار یا خط کنترل دارد.

هند، چین را متهم می کند که بیش از ۴۱هزار کیلومتر مربع را در اقصی چین در تصرف دارد که  بیش از پنج هزار کیلومتر آن را پاکستان از از غرب کشمیر به هند فروخته است.

در مقابل چین مدعی است کشور هند بیش از ۹۰هزار کیلومترمربع از اراضی را که بیشتر آن در ایالت «اروناچال پرادش» در شمال شرق هند واقع است در اشغال خود دارد.

یک هزار کیلومتر مرزی را که  که مک ماهان در سال ۱۹۱۴ با حضور مقامات تبت و انگلیس تعیین کرد را  چین غصب شده می داند. بخصوص منطقه تاوانگ را چینی می داند هند نیز  اشغال تبت در سال ۱۹۵۰ از سوی چین را برسمیت نمی شناسد و از دالایی لاما حمایت می کند. جنگ ۱۹۶۲ نیز نتوانست مشکل تاوانگ را حل کند. اما چین مدعی است منطقه اکسایی چین(اقصی چین) جزو لاینفک این کشور از زمان قدیم می باشد این منطقه را  جزو ایالت جامو و کشمیر هند می داند لداخ  و سیکیم نیز منطقه دیگر اختلافی است .

مسئله مرزی میان هند و چین بسیار حساس است و باوجود اینکه روابط دوجانبه در زمینه های مختلف از جمله تجاری روبه افزایش است مذاکرات برای حل مسئله مرزی میان هند و چین نتیجه ای نداشته است .

اما هند با پاکستان علاوه بر اختلاف مرزی اختلافات مذهبی و سیاسی دارد اختلافات دینی و جغرافیایی، اختلاف بر سر مسئله کشمیر، اختلاف بر سر سهم آب در پنجاب، اخلاف بر سر منطقه مرزی سیاچن و در نهایت اختلاف در خصوص مسائل سیاسی بنگلادش و افغانستان و تروریزم به اصطلاح اسلام افراطی بخشی از مشکلات با پاکستان است. لذا هند روابط خود  با سایر کشورهای دنیا را با نحوه نگرش انها به هند و پاکستان تنظیم می کند. پاکستان از ابتدای تاسیس خود روابطی محکم با آمریکا و ناتو برقرار کند و هند در ضدیت با پاکستان روابط خود را با شوروی مستحکم نمود.

چالش با کشورهای اسلامی

هند جمعیتی ۲۰۰ میلیونی مسلمان دارد که جمعیت تاثیر گذاری هستند وقتی ناریندا مودی در هند به قدرت رسید انتظار بود که رابطه با کشورهای  مسلمان تضعیف و رابطه با آمریکا و اسرائیل با قدرت بیشتری رو به تعمیق گذارد اما رفتار دو سال گذشته  مودی نشان داد که هند نمی تواند بدون توجه به واقعیتهای میدانی داخلی و خارجی عمل کند مودی سفر های متعددی به کشورهای مسلمان کرد و از جمله به ایران سفر نمود کشورهای آسیای میانه و خلیج فارس را همچنان مورد توجه قرار داد. بیش از ۷ میلیون هندی در خلیج فارس سالانه حدود ۷۰ میلیارد درامد به هند منتقل می کنند با این وجود هند روابط استراتژیک با هیچیک از کشورهای عربی خلیج فارس ندارد زیرا آنها با پاکستان روابط صمیمانه ای دارند. اما از سوی دیگر ناچار است  سود رابطه با این کشورها را بر اسرائیل ترجیح دهد. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بخصوص عربستان تلاش زیادی می کند که رابطه خود را با هند به حد اعلای ممکن برساند و از کدورتهای قبلی عبور نماید و موضوع کشمیر و پاکستان را جدا از روابط دوجانبه قرار دهد. روابط هند با عربستان البته چالش های خاص داخلی و بین المللی برای هر دو کشور دارد ،هندی ها ناچار هستند در روابط خود با عربستان و ایران و بالانس برقرار کنند. موضوع پاکستان و جهان اسلام و بحث تروریزم و اختلاف نظری که این کشورها راجع به این موضوعات دارند قابل توجه است. هند نمی تواند نقش عربستان را در ایجاد طالبان و القاعده و مدارس مذهبی پاکستان فراموش کند. روابط عربستان از  ۷ میلیارد دلار در سال  ۲۰۰۱ به چیزی در حدود ۵۰ میلیارد دلار، حجم مبادلات دو کشور رسیده است که همان طور که گفته شد اگر ۶۰ میلیارد دلار درآمد هندی هایی را که مقیم خلیج فارس و عربستان هستند به این رقم اضافه کنید، می بینید که این رقم در مقایسه با حجم ۱۲ میلیاردی تجارت هندبا ایران و یا حجم نیم میلیارد دلاری با اسرائیل ، بسیار قابل توجه است.

همگرایی ها و واگرایی با ایران یا چالش ایران

هند هنوز نتوانسته است با ایران نیز روابط عمیقی داشته باشد . معمولا تمام مقامات هندی در دیدار  با مقامات ایرانی به میراث مشترک تاریخی و تمدنی دو کشور  اشاره می کنند. اما هند همواره به ایران به عنوان یک کشور مسلمان با دستور کارهای اسلامی نگاه می کند و بنا بر این یک سقف و محدودیتهای برای کار با ایران قایل هست. هند درک می کند که اهمیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک ایران و موقعیت جغرافیایی خاصی است که ایران در آن قرار گرفته است قابل چشم پوشی نیست . هند برای دسترسی به آسیای میانه بهترین مسیری را که می تواند انتخاب کند، ایران است. هند به عنوان قدرت نوظهور با رشد اقتصادی ۸ درصدی برای تامین انرژی خود که در واقع پرمصرف ترین کشور در چند سال آینده خواهد بود، به منطقه خلیج فارس نیاز دارد. چابهار از ابعاد اقتصادی و سیاسی برای هند مهم است  از جمله امنیت و ثبات ایران و مزیتهای اقتصادی و تجاری ایران مورد توجه هند قرار دارد. باید به ناچار به نیاز هند و چین به توسعه صادراتشان توجه کرد و طرح های بلندپروازانه ای (که چینی ها به عنوان رقیب هند دنبال می کنند) که هند نمی خواهد از چین عقب بماند. هر سه کشور چین ، هند و  ایران در مسیر اصلی کریدور و کمربند جاده ابریشم هستند این کریدور عظیم مجموعه ای شاهراه و  خط آهن در مسیر خشکی چین به اروپا است . بدنبال همسویی هند با غرب، تحریم های هسته ای هند لغو شد و قراردادهای هسته ای مهمی با هند امضا شد، آمریکا در مقابل از هند تعهداتی گرفته بود که در رابطه با ایران، بدون مشورت با آمریکا همکاری نکند اگر به کتاب خاطرات خانم هیلاری کلینتون نگاه کنید، یک فصل مفصلی از کتاب خاطراتش اختصاص به روابط هند و آمریکا با ایران دارد و در آن جا وزیر خارجه وقت امریکا اذعان می کند که در کمتر از یکسال فقط دو سفر را ویژه بحث تحریم های ایران به هند انجام داده است و در هر دو سفر مناقشات خیلی جدی و گاهی اوقات ناراحت کننده بین دو طرف صورت گرفته است. هندی ها به وزیر خارجه آمریکا تاکید می کرده اند که برای توسعه کشور به مزیت کار تجاری با ایران و به انرژی ارزان و به راه های مواصلاتی ایران نیاز دارند و نمی توانند به تحریم های آمریکا و غرب تن بدهند و ایشان توضیح می دهد که چطور هندی ها را متقاعد یا مجبور کرد که به تحریم های جهانی بپیوندند وی با افتخار می نویسد که توانستم خرید نفت هند از ایران را در آخر دوره ماموریتم به صفر برسانم

هند بسوی اتحاد با غرب و دوستی با اسرائیل پیش می رود ولی کشورهایی مانند ایران و کشورهای مسلمان را نیز نمی تواند نادیده بگیرد . بزرگترین مانع همگرایی و رابطه خوب بین ایران و هند،  آمریکا و اسرائیل  است.  ایران و هند می توانند روابط پایداری داشته باشند زیرا دو کشور  نه با هم مشکل مرزی دارند و نه مشکل دینی و مذهبی و هر دو کشور از دخالت در امور داخلی یکدیگر همواره دوری جسته اند هند در تمام دوره ها در پرونده حقوق بشری بنفع ایران رای داده است. از نفوذ ایران در هند نگران نیست و زبان فارسی و تمدن ایرانی را جزئی از فرهنگ و تاریخ خود می داند. هند جایگاه روابط عمیق ایران و پاکستان را پذیرفته و روابط دو کشور را با مشکلات میان خود و پاکستان پیوند نمی زند پاکستان نیز به صورت مشابه جایگاه روابط هند و ایران را پذیرفته است و این یکی از نکات مهم در وضعیت روابط ایران نسبت به هند و پاکستان است. روابط هند با آمریکا بسیار گسترده و عمیق شده است حجم مبادلات دو کشور بیش از یکصد میلیارد دلار شده در حالیکه ۱۰ سال قبل فقط ۵ میلیارد دلار بود.  نقش آمریکا در منطقه آسیای جنوب شرقی و نیاز هند به آمریکا بگونه ای است که می تواند روی روابط هند با ایران تاثیر بگذارد. امریکا برای سرمایه گذاری در هند همواره بدنبال امتیاز گیری است و ایران یکی از موضوعات و چالش ها بر سر راه روابط استراتژیک دو کشور است . مشکل دیگری که هند دارد افکار داخلی بخشی از جامعه هند است.احزاب چپ گرا و کمونیست هند همواره مخالف نزدیک شدن هند به آمریکا و اسرائیل هستند تا جاییکه در ضدیت با غرب از برنامه هسته ای ایران حمایت کرده اند. افکار عمومی هند همواره از ایران با بزرگی یاد می کنند و غرب ستیزی ایران را ستایش می کنند. دولت هند و بخشی از احزاب سیاسی هند  از مواضع ایران در سوریه و عراق حمایت می کند و مخالف دخالت آمریکا در سوریه است زمانیکه بحث حمله آمریکا به سوریه بود دولت هند رسما دخالت غرب برای تغییر دولت اسد را مورد انتقاد قرار داد. هند و طالبان دشمن یکدیگر هستند و زمانیکه ائتلاف برای سرنگونی طالبان در سال ۲۰۰۱ شکل گرفت هند مواضع غرب  را در مورد افغانستان مورد تایید قرار داد و با ایران همسویی نمود و همواره در دو دهه گذشته در مورد افغانستان تقریبا با ایران همسو بوده است. بخش بزرگی از احزاب هند مخالف سرنگونی قذافی بود و اعتقاد داشت قذافی دیکتاتور است اما دشمنان او ارتجاع و تروریستهای مذهبی فرقه ای هستند که وضعیت آنارشیستی ایجاد خواهند کرد و این بر ضد مصالح هند است.

سیاستهای دولت ناریندا مودی

حزب هندویی بی جی پی که در انتخابات دو سال قبل برای اولین بار بسیار قدرتمند ظاهر شد و به تنهایی اکثریت قاطع کرسی های پارلمان را بدست آورد حزبی  هندوگرا هست و طرفداری رشد و شکوفایی فرهنگ هندو در جهان است، مودی هنگامیکه سر وزیر ایالت گجرات بود فعالیتهای بین المللی زیادی انجام می داد که چندان خوشایند دولت مرکزی نبود. از جمله مودی روابط اقتصادی گسترده ای با جهان خارج بخصوص ژاپن – چین و اسرائیل برقرار کرده بود. او با وعده سربلندی هند و هندوها در سراسر جهان و مقتدر کردن هند بقدرت رسید او الگوی تجارت پیشگی چین را مورد احترام قرار داده و تجارت با سراسر جهان و تولید در هند با سرمایه خارجی را مورد استقبال قرار داده است او سفرهای متعددی به کشورهای مختلف انجام داد و مورد استقبال ۲۵ میلیون هندی تبارهای خارج از هند قرار گرفت روابط با آمریکا را تعمیق نمود اهمیت زیادی به تعمیق روابط با همسایگان بی واسطه و آسیای شرقی داد هند می خواهد رسالت جهانی بر عهده گیرد و نقش یک ابرقدرت فعال را بازی کند هند هم اکنون در مبارزه با تروریزم همپیمان غرب است و در استقرار صلح جهانی مدعی است هند در سازمان های بین المللی از قبل فعال تر ظاهر شده و در گروه ۲۰ – گروه بریکس – اسه آن و سارک نقش راهبردی دارد و تلاشهای موفقیت آمیزی برای پذیرش  به عنوان عضو دایم شورای امنیت انجام داده است.

 علی رغم این که کشورهای عربی خلیج فارس و کشورهای اسلامی زمانی که آقای مودی به قدرت رسید، چندان استقبال نکردند؛ ولی مودی خیلی صریح اعلام کرد که با کشورهای اسلامی به خصوص کشورهای خلیج فارس و ایران رابطه دوستانه ای خواهد داشت. اولا بدلیل نیاز جغرافیایی و تاریخی دوم این که جمعیت شش میلیون نفری هندی هایی که در خلیج فارس کار می کنند و چیزی حدود هفتاد میلیارد دلار به طور سالانه برای هند درآمد کسب می کنند و سومین عامل هم بازار خوبی است که در خلیج فارس برای هندی ها وجود دارد، چه از نظر خرید انرژی و تامین انرژی و چه از نظر فروش محصولات کشاورزی هند. تقریبا همه کشورهای خلیج فارس خریدار عمده محصولات کشاورزی و غلات هند هستند و هند با کشورهای حاشیه خلیج فارس، حجم کل مبادلات تجاری که دارد، نزدیک به دو برابر بیشتر از کل اتحادیه اروپاست

اما دولت ها هم متوجه هستند که در میزان و سقف رابطه با کشورهای مسلمان مشکلات زیادی وجود دارد، موضوع مسلمانان، بی جی پی، آر اس اس و مسائل هندو ها و مسائل ایدئولوژیکی که هنوز بر این دو دولت به خصوص دولت مودی حاکم است و این ها موضوعاتی است که می تواند روابط کشورهای مسلمان را تحت تاثیر قرار دهد. به هر حال ماشین اقتصادی هند بسوی غرب در حرکت است ولی هند مایل است که رابطه با اسرائیل و آمریکا تاثیری بر کشورهای عربی و ایران  و روسیه نداشته باشد. روسیه نیز از موضوعاتی است که هند براحتی نمی تواند آنرا نادیه بگیرد و از رابطه با آن چشم پوشی کند تعادل میان روابط با روسیه و غرب نیز دور از ذهن هندی ها نیست.

نتیجه گیری

هند امروزه به یک قدرت بزرگ اقتصادی و کشوری صنعتی تبدیل شده است و ابزارهای لازم برای ایجاد نقش فعال و پویا در سطح جهانی را دارد. هند در بخش اعزام نیروهای حافظ صلح در مناطق بحران زده بیشترین نیروی اعزامی دارد و بر همین اساس مدعی است که نقش جهانی خود را بشکل مثبتی انجام می دهد در مبارزه با تروریزم بین الملل نیز ادعاهایی دارد بخصوص در افغانستان حضور فعالی دارد.  هند در سازمان های منطقه ای و بین المللی اقتصادی نقش فعالی دارد از جمله آنها می توان به G 20- ASEAN -BRICS – SAARC   و غیره اشاره کرد.

مسجد لیبرال ابن رشد ـ گوته برلین جنجال به پا کرد

مؤسس مسجد لیبرال برلین صد بار تهدید شده است

از ماه ژوئن مسجدی لیبرال در برلین گشایش یافت که در آن شیعه و سنی می‌توانند در کنار هم به عبادت بپردازند. هدایت این مسجد در دست یک فعال مدنی به نام سیران آتش است که تا کنون دست کم ۱۰۰ بار تهدید به مرگ شده است.

Anwältin Seyran Ates eröffnet liberale Moschee in Berlin (picture alliance/NurPhoto/E. Contin)سیران ‌آتش، بانی مسجدی لیبرال در برلین

به موجب گزارش روزنامه “ولت ام زونتاگ” آلمان، بانی مسجد لیبرال ابن رشد ـ گوته در برلین به دلیل تهدیدهای بی‌شمار دائما باید محافظ داشته باشد.

 

اداره آگاهی آلمان می‌گوید، شمار تهدیدهایی که سیران آتش تا به حال دریافت کرده به حدی بوده که چند نفر برای حفاظت شبانه‌روزی از او تعیین شده‌اند. حتی وزیران آلمان نیز از چنین حفاظتی برخوردار نیستند.

با اسلام در برابر اسلامگرایی

به گفته خانم آتش، تعداد تهدیدهایی که او از جمله از طریق شبکه‌های اجتماعی دریافت کرده تا کنون به حدود ۱۰۰ مورد رسیده است.

سیران آتش زاده استانبول و حقوقدانی آلمانی است. او مسجدی در برلین برای مسلمانان لیبرال بنا نهاده تا نشان دهد که “اسلام با دموکراسی همخوان است” و برداشت افراط‌گرایانه و محافظه‌کارانه تنها برداشتی نیست که از این دین وجود دارد.

Deutschland Eröffnung liberale Moschee in Berlin (Reuters/H. Hanschke)در مسجد ابن رشد ـ گوته مردان و زنان، خواه شیعه باشند و خواه سنی در کنار هم به عبادت می‌پردازند

در مسجد ابن رشد ـ گوته، واقع در محله موابیت برلین مردان و زنان، خواه شیعه باشند و خواه سنی می‌توانند در کنار هم به عبادت بپردازند. این مسجد بر پایه برداشتی لیبرال و سکولار از اسلام بنا شده است.

“بیلد ام زونتاگ” همچنین نوشت، از قرار معلوم رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه خواستار بستن این مسجد شده و دولت آلمان در این زمینه درخواستی از آنکارا دریافت کرده است.

مسلمانان درباره مسجد لیبرال برلین چه می‌گویند؟

سیران آتش نیز در گفت‌وگو با “بیلد ام زونتاگ” مداخله دولت ترکیه را تأیید می‌کند. او می‌گوید: «این بار دیگر نشان می‌دهد اردوغان چه طرز فکری دارد، کسی که دمکراسی را هرگز نفهمید و هرگز آن را نخواست. اردوغان به آزادی‌های فردی اهمیت نمی‌دهد.»

واکنش آلمان به انتقاد مصر و ترکیه از تاسیس مسجد برلین

وزارت خارجه آلمان در مورد تقاضای آنکارا از دولت آلمان ابراز بی‌اطلاعی کرده است.

سیران آتش، فعال حقوق زنان در سال ۱۹۸۴ در غرب برلین به دلیل فعالیت‌هایش در دفاع از زنان مهاجر مورد حمله قرار گرفت و به شدت مجروح شد.  بعضی چهره های دینی قاهره و آنکارا با این مسجد مخالفت کرده اند.

http://www.cbsnews.com/news/liberal-mosque-berlin-germany-ibn-rushd-goethe-seyran-ates-death-threats-turkey-egypt/

 

.

.

عجم: خلیج فارس آبستن جنگی دیگر است

عجم: ورود ایران هزینه دارد، امیر جوان به سازش تن‌ نمی‌دهد

اگر در خلیج‌فارس جنگی فراگیر رخ دهد، آن‌ها دوست دارند پای ایران به جنگ کشیده شود

بین الملل > خاورمیانه – یک پژوهشگر خلیج فارس معتقد است قطع روابط با قطر برای منطقه بسیار خطرناک و زیانبار است و به اقتصاد کل منطقه اسیب جدی وارد خواهد کرد.

زهره نوروزپور: صبح دوشنبه اخبار رسانه های عربی خبر از یک بحران دیگر در منطقه داد، یک کشور عربی کوچک از میان اعراب طرد شد. برخی ناظران بین المللی معتقدند دوحه به دلیل حمایت از تهران به این سرنوشت دچار شده است. برخی دیگر نیز معتقدند قطر به دلیل حمایت از سنتی ترین اسلام گرایان جهان اسلام یعنی اخوان المسلمین و حمایت از مقاومت متهم شده است. برای بررسی قطع روابط قطر با کشورهای عربی با دکتر محمد عجم، پژوهشگر مطالعات حوزه خلیج فارس و غرب اسیا گفتگو داشته ایم که مشروح آن را از نظر می گذرانید:

قطع روابط اعراب با قطر را چگونه ارزیابی می کنید؟ از نظر اقتصادی چه تاثیری بر این کشور دارد؟
قطع روابط دستکم ۴ کشور عربی با قطر تبعات بسیار سنگینی برای اقتصاد قطر دارد خطوط پروازی قطر که دومین خط پروازی در حوزه خلیج فارس است اسیب جدی می بیند تا همین الان ۶۰ پرواز روزانه به قطر قطع شده است شاخص بورس قطر همان ساعات اولیه ۷ درصد سقوط کرده است.
دعوای عربستان با  قطر اگرچه قدیمی است اما پس از بهار عربی  علنی تر شد قطر از جنبش های اسلام گرای سیاسی مانند اخوان المسلمین  حمایت می کرد ولی عربستان مخالف بود و از جنبشهای لاییک بخصوص در لیبی و مصر حمایت می کرد قطر سابقه حمایت در جنگ ۳۳ روزه  از حزب الله و حماس و  در جنگ سوریه از جبهه النصره را دارد که عربستان با هر سه این گروهها مخالف است.

آقای عطوان تحلیلگر برجسته جهان عرب آینده این بحران را جنگ نظامی پیش بینی کرده است؟ نظر شما چیست؟
احتمال محاصره اقتصادی کامل قطر وجود دارد ولی برای جنگ هنوز زود است باید  قدم های بعدی را عربستان بردارد اگر قطر به خواسته های عربستان تمکین نکند عربستان بدنبال قطعنامه در مجمع عمومی و  شورای امنیت علیه قطر خواهد بود اتهام وارده به قطر همدستی با طالبان القاعده و حوثی ها و حماس و تروریستهای اسلام گرای چچنی و حمایت از برنامه هسته ای ایران  است. تا کنون نزدیک به ۲۰ اتهام برای قطر مطرح کرده اند  احتمالا گرفتن قطعنامه برای عربستان مشکل نخواهد بود

با توجه به اوضاع منطقه خاورمیانه، ارزیابی شما از آینده منطقه به چه صورت است؟ با توجه به اینکه قطر از ائتلاف عربی اخراج شده است.

همین اقدام تحریک کننده عربستان به اقتصاد کل منطقه خلیج فارس اسیب می زند و اعتماد سرمایه گذاران را کاهش می دهد، گامهای بعدی فشار برای تغییر حکومت و یا انتقال قدرت است .

همانطور که قبلا هم سال ۱۳۹۲ امیر قطر مجبور به کناره گیری شد اما اینبار امیر جوان قطر بسیار بعید است تن به سازش بدهد و به احتمال زیاد در مقابل توسعه طلبی و هژمونی طلبی عربستان ایستادگی خواهد کرد . قطر می تواند با فتوای شیخ مفتی القرضاوی مقاومت کند اگر قطر ایستادگی کندنظر به عدم بلوغ سیاسی  عربستان احتمال فشار سیاسی و اقتصادی و نظامی بر قطر محتمل است. عربستان در اقدام علیه قطر بسیار جدی است عربستان نمی خواهد یک معمر قذافی دیگر در جهان عرب ظهور کند و عربستان را به چالش دایمی بگیرد.

اینکه در خلیج فارس جنگی فراگیر در بگیرد خواسته  و ارزوی همیشگی اسراییل است اگر جنگی روی دهد انها دوست خواهند داشت پای ایران خواه ناخواه به جنگ کشیده شود اگر در منطقه جنگی در بگیرد و طرف پیروز نداشته باشد و همه بازنده باشند غربی ها استقبال می کنند اما نگرانی غرب این هست که در صورت بروز جنگ متحدان انها اسیب ببینند ولی ایران قدرتمندتر ظاهر شود و در کشورهای عربی نیز ترس این هست که گروهای سلفی افراطی قدرت را بدست گیرند پس فعلا جنگ تمام عیار را اجازه نخواهند داد و بیشتر با فشار اقتصادی و محاصره دریایی قطر را تسلیم خواهند کرد انها از قطر مجموعه ای از خواسته ها را دارند اولین  گام اخراج  رهبران و طرفداران حماس و اخوان المسلمین از قطر است.

این وضعیت برای ایران زیان است یا منفعت؟به هر صورت توضیح دهید که کشور ما چه سیاستی باید اتخاذ کند؟ آیا باید قطر را به سمت خود بکشد؟ یا سیاستی بیطرفانه اتخاذ کند؟

خدای نکرده هر جنگی در منطقه به ضرر منطقه و جهان اسلام است و اقتصاد کل منطقه آسیب می بیند.
ایران در جنگ جهانی اول سیاست بی طرفی اعلام کرد و در جنگ دوم هم همینطور ولی دول متخاصم بی طرفی ایران را نپذیرفتند.

ایران حتما موضع بی طرفی خواهد گرفت.  ورود ایران به نفع هریک از طرفهای دعوا منطقه را خطرناکتر می کند اما اگر فکر کنیم عدم حمایت ما از قطر می تواند جو را بین ایران و عربستان تلطیف کند اشتباه است عربستان بغض فرو خفته زیادی از ایران دارد روابط ما با قطر همیشه بر پایه حسن همجواری و عدم مداخله و همکاری  بوده و همین سیاست حتما ادامه خواهد یافت. به جز کدورتهایی که در سوریه میان ایران و قطر ایجاد شد ایران با قطر مشکل دیگری ندارد، اما ایران جانب هیچ یک از طرفهای متخاصم را نباید بگیرد و البته همانطور که سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرده وضعیت تخاصمی در خلیج فارس بضرر همه کشورهای خلیج فارس است و باید در جهت ارامش و تلطیف فضای تند حاکم بر خلیج فارس عمل نمود. خلیج فارس به ارامش و صلح نیاز دارد.

۵۲۳۱۰

چند سناریوی خطرناک درباره قطر

.

.

روز بزرگداشت فردوسی در دانشگاه فردوسی

مراسم بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی ظهر امروز با حضور معاون رئیس جمهور، استاندار خراسان رضوی، سفرای چند کشور خارجی و جمعی از فعالان فرهنگی و هنری در محل دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.

دکتر عجم فردوسی

در این مراسم نشان فرهنگی هنری فردوسی به دکتر علی رواقی محقق برجسته زبان فارسی و شاهنامه، دکتر حسن انوری چهره ماندگار ادبیات و استاد زبان و ادبیات فارسی، دکتر علی اشرف صادقی عضو پیوسته زبان و ادب فارسی و چهره ماندگار در حوزه ادبیات و استاد شهرام ناظری استاد برجسته موسیقی ایران اعطا شد.

در بخش بین المللی نیز، این نشان به دکتر عبدالغفور آرزو استاد برجسته ادبیات دری از کشور افغانستان، دکتر نعمت یلدریم استاد و رئیس گروه زبان فارسی دانشگاه آتاتورک ارزروم و دکتر علیم اشرف خان مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه دهلی اختصاص یافت.

گفتنی است، در مراسم روز ملی پاسداشت زبان فارسی، از تمبر روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان و ادبیات فارسی نیز با حضور مسئولان و سفرای کشورهای خارجی رونمایی شد.

 شهرام ناظری گفت:

فردوسی را همه مردم دنیا می شناسند و از جایگاه بسیار رفیعی در بین ملل مختلف جهان برخوردار است. وی با اشاره به اینکه ضرورت دارد فردوسی شناسان در زمینه رشد و توسعه زبان و ادبیات فارسی گام های بلندتری بردارند، خاطرنشان کرد: مقام فردوسی ورای هر مرز جغرافیایی است و باید بیش از این تلاش شود تا با چنین برنامه هایی فردوسی بیش از گذشته به جهانیان معرفی شود. ناظری با بیان اینکه کار در خصوص شاهنامه را از ۳۰ سال پیش آغاز کرده، اظهار کرد: متاسفانه در آن زمان فضا برای اجرای کنسرت با اشعار فاخر فردوسی در داخل کشور فراهم نبود و ما مصمم شدیم که به اجرای آن در کشورهای مختلف دنیا بپردازیم. شوالیه موسیقی ایران گفت: این اجراها آنقدر تکرار شد که دوستان داخل کشور نیز مجاب شدند که به اجرای چنین کارهایی مجوز بدهند. ناظری گفت: من در بسیاری از کشورهای دنیا و نیز تمام استان های کشور، به جز در مشهد، برنامه های متنوعی را با استفاده از سروده های فردوسی بزرگ اجرا کرده ام و البته باید از دانشگاه فردوسی که در این زمینه گام های مثبتی برداشته، تقدیر و تشکر کرد. استاد برجسته آواز ایران یادآور شد: اگر دوگانگی های موجود در این زمینه حل شود و آشتی ملی در خصوص موسیقی به وجود بیاید قطعا می توانیم از رشد فرهنگی بیشتری بهره مند شویم. شهرام ناظری اظهار کرد: بسیاری از اقوام در طول تاریخ زبان و گویش خود را از دست داده اند و لیکن ما ایرانیان، با همت و تلاشی که حکیم فردوسی در شاهنامه خود به خرج داد، همچنان به زبان فارسی صحبت می کنیم و فرهنگ و بسیاری از آیین های ملی خود را حفظ کرده ایم. در پایان این مراسم از تلاش ها و خدمات استاد شهرام ناظری، که با اجرای اشعاری از شاهنامه فردوسی در راستای تقویت شعر و ادب فارسی صورت داده است، قدردانی شد. ۲۵ اردیبهشت ماه، روز ملی بزرگداشت حیکم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی نام گرفته است.

https://inten.to/telegram/channel-drmajam-rh-nw

نقش عمان در جهان اسلام، گفتگو با دکتر محمد عجم

نقش عمان در جهان اسلام، گفتگو با دکتر محمد عجم، کارشناس خلیج فارس

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام

 

عمان عضو شورای همکاری خلیج فارس و در جنوب دریای عمان و یا مکران است. این کشور اسلامی توجه ویژه‌ای به جهان اسلام داشته است. در این راستا برای بررسی نقش عمان در جهان اسلام و واکاوی بیشتر سیاست خارجی این پادشاهی به گفتگویی با دکتر عجم کارشناس سرشناس مسائل خلیج فارس پرداخته‌ایم:

 

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: رویکردهای فرهنگی، ایدئولوژیکی و مذهبی دولت عمان از آغاز استقلال چگونه بوده است؟

رویکرد فرهنگی، ایدئولوژیکی و مذهبی دولت عمان شباهت بسیار زیادی به حکومت ودولت در عربستان سعودی دارد. عمان از بعد فرهنگی و مذهبی تشابه زیادی با عربستان دارد. سنت گرا و درون گراست و هم اینکه به صورت سنتی اداره می‌شود و شیخ یا امیر و رئیس قبیله حاکم بر کشور است. فاقد نهادهای نظارتی و احزاب و پارلمان می‌باشد. می‌توان گفت به طور کامل شباهت زیادی از لحاظ فرهنگی و ایدئولوژیکی به عربستان دارد. تنها تفاوتی که با عربستان دارد این است که فرهنگ عربستان بر اساس ایدئولوژی وهابی پایه گذاری شده ، اما در عمان آن رویکرد وهابی کم رنگ است، اما اصول کار تقریباً مشابه است. سازمان‌های حقوق بشری همواره از شیوه تبعیض آمیز و عدم شفافیت در هر دو کشور انتقادات شدیدی داشته‌اند. اما عمان در مجموع مجازات اعدام بسیار کمتری از عربستان دارد.

 DrAjamPersianGulf1386

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: نقش مذهب و نهادهای مذهبی در سیاست خارجی عمان چیست؟

در عمان و سایر کشورهای عربی خلیج فارس قانون اساسی به معنای غربی آن وجود ندارد. اما یک قانون یا دستورالعمل به نام حقوق اساسی که می‌توان اسمش را قانون اساسی گذاشت دو دهه قبل به وجود آمده که برا اساس آن نوشته،  حقوق اساسی و تمام قوانین در عمان بر پایه شریعت اسلام انجام می‌شود.

تمام مردم عمان مسلمان هستند و دین رسمی اسلام می‌باشد. البته اکثریت مردم و در حدود ۵۵ درصد، مذهب اباضی دارند که اباضیه از لحاظ فقهی به اهل سنت شباهت دارد. اما از لحاظ جانشینی و تقلید و برخی آداب و رسوم دیگر، به شیعه نزدیک است. آن‌ها اعتقاد دارند که همیشه باید یک امام رهبری جامعه اسلامی را بر عهده داشته باشد. درصد پیروان ادیان و مذاهب دیگر در عمان ناچیز است و بیشتر خارجی‌ها هستند. درصد خیلی کمی از خود مردم عمان مذهب هندویی و یا زرتشتی دارند که اکثراً هم ریشه مهاجر دارند.

در عمان مثل سایر کشورهای عربی تقریباً همه فرامین با نام سلطان و امیر صادر می‌شود. همه جشن‌ها، فستیوال‌ها، کتاب‌ها، سمینارها با نام پادشاه انجام می‌شود. حتی خبرنگاران و قضات دادگاه‌ها هم با حکم سلطان منصوب می‌شوند. دادگاه بدوی، دادگاه تجدید نظر و دادگاه عالی، البته بر اساس عرف و شریعت اسلامی عمل می‌کنند. به خصوص دادگاه مدنی و خانواده اصولاً توسط علما اداره می‌شوند. ولی باز هم فرامین سلطان در این احکام و انتصابات و اجرای آن نقش بارزی ایفا می‌کند.

 

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: عمان چه نگاهی به کشورهای جهان اسلام داشته است؟

عمان جزو کشوهای همکاری اسلامی یا سازمان کنفرانس اسلامی است، اولویت اول این کشور ارتباط دوستانه با کشورهای مسلمان است. به خصوص کشورهای مسلمان همسایه. این همیشه یکی از اولویت‌های کشور عمان بوده است اما عمان خود را از منازعات سیاسی جهان اسلام بدور نگهداشته است.

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: در دهه‌های گذشته در جهان اسلام، عمان چه نقش عمده‌ای را بازی کرده است؟

باید گفت که نقش عمان در جهان اسلام خیلی محدود بوده. بیشتر در کشورهای آفریقایی از نفوذ تاریخی خود استفاده کرده. در بعضی کشورهای شرق آفریقا به خصوص در تانزانیا، کمور،کنیا و اوگاندا فعال بوده. مبلغین مذهبی را به آنجا فرستاده و فعالت های مذهبی در آن بخش از آفریقا داشته. اما غیر از این، نقش بارز دیگری نداشته. به جز اینکه در مورد ایران معمولاً سعی کرده توازتی ایجاد کند و تا حدودی برای رفع کدورت‌ها بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، سعی کرده نقش بازی کند. البته باید توجه کرد که این نقش هم محدود است و عمان در منازعهٔ بین ایران و اعراب شورای همکاری خلیج فارس یا کشورهای اتحادیه عرب، قطعاً جانب ایران را نخواهد گرفت. بلکه در این مسائل عمان ناچار است از عربستان و اهدافی که شورای همکاری خلیج فارس تعیین می‌کند پیروی کند. قاعدتاً عمان در چنین جایگاهی نیست که بتواند مستقل از عربستان و برخلاف رویه شورای همکاری خلیج فارس اقدامی انجام دهد یا برای ایران کمک شایان توجهی بکند. چنین انتظاری از عمان نباید داشت. عمان یک کشور کم اهمیت اما با موقعیت جغرافیایی با ارزش هست  و نقشی که در سیاست منطقه‌ای و جهانی می‌تواند بازی کند، نقش محدودی است. به همین خاطر اگرچه سفر آقای دکتر روحانی در ۲۷ بهمن ۹۵ به عمان و کویت برای رفع سلسله اتهام‌هایی که در جهان عرب  به ایران وارد می‌شود، خیلی ضروری بود. اما نباید انتظار داشت که این سفر چندان تاثیری بر تلطیف فضای سرد ایرانی و عربی بگذارد. متاسفانه در طول ۳۰ سال گذشته آنقدر سوء ظن، بدبینی و توهمات روی هم انباشته شده که به این سادگی این سوء ظن و بدبینی‌ها قابل‌ترمیم نیست. آن‌ها یک فهرست بلند بالایی از خواسته‌هایی از ایران دارند و مدعی هستند ایران به جای حرف باید عمل کند. بعضی از این خواسته‌ها اصلاً قابل اجرا نیست و دخالت در وحدت و انسجام ملی ایران است. در واقع ایران و اعراب در یک موقعیت  تضاد منافع رسیده‌اند. آن‌ها خواسته‌هایی از ایران دارند که بخشی از آن مغایر با منافع ملی و یکپارچگی ایران می‌باشد. در خواست عدم مشارکت ایران در مسائل عراق، سوریه و لبنان و حزب الله مسائل ساده‌ای نیستند که جمهوری اسلامی بتواند آن را بپذیرد. در خصوص یمن و بحرین، ایران مکرراً گفته که اصلاً قصد ورود و مداخله ندارد و بیشتر همبستگی عاطفی با مردم دارد و می‌خواهد بحران مسالمت آمیز حل شود و در مورد سوریه و عراق، ایران دیدگاه‌های دیگری دارد. ایران مکرراً گفته که آغاز گر هیچ جنگی نبوده و قصد حمله به هیچ کشوری را ندارد نیت اختلاف افکنی و سلطه جویی ندارد. اما اعراب اصلاً این حرف‌ها را باور نمی‌کنند.

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: نقش میانجی گرانه عمان چه اهدافی را پیگیری می‌کند؟

بنظر می‌رسد اهداف عمان بیشتر جنبه انسان دوستانه داشته باشد. سلطان قابوس مسن‌ترین حاکم در کشورهای عربی است و بر اساس اصل ریش سفیدی و شیخوخیت در بین اعراب احترام دارد. می‌خواهد از این ظرفیت برای ایجاد جو احترام آمیز و عدم تشنج استفاده کند. اصولاً عمان طعم تلخ عوارض جنگ را در شورش ظفار تجربه کرده است و نمی‌خواهد جهان اسلام را در حال نزاع و جنگ بین خودی‌ها ببیند.الان در یمن جنگ عرب- عرب وجود دارد به عبارت دیگر جنگ عرب مسلمان با عرب مسلمان این بدترین چیزی است که می‌شود دامنه آن گسترش یابد .

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: آینده نقش عمان در جهان اسلام به چه عواملی وابسته است؟

عمان همیشه نسبت به منازعات در جهان اسلام اظهار نگرانی کرده است و عمان چون خود درگیر این بحران‌ها نیست و در کنار و دور از بحران‌ها هست می‌تواند نقش سازنده‌ای ایفا کند.

 

آینده رقابت تسلیحاتی و نظامی هند و پاکستان

آینده رقابت تسلیحاتی و نظامی هند و پاکستان

بهمن ۱۳, ۱۳۹۵ – ۳:۰۴ ق.ظ

دکتر محمد عجم  / مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بررسی و مقایسه وضعیت نظامی و دفاعی هند و پاکستان

در حالی که جهان سرگرم حوادث خاورمیانه و تروریزم هست دو دولت هند و پاکستان همدیگر را به حمله ‏اتمی تهدید می کنند و در ماههای اخیر وضعیت بین دو کشور بشدت بحرانی شده است. بطوریکه فرمانده ‏ارتش هند اخیرا تهدید کرده که قادر است همزمان در دو جبهه علیه چین و پاکستان بجنگد.‏ برای مقایسه توانایی های نظامی  دو کشور معمولا در پایگاههای خبری و تحلیلی نظامی آمارهای هریک از ‏امکانات و تجهیزات نظامی نیروهای زمینی – هوایی و دریایی و توان موشکی هند و پاکستان با اندکی تفاوت  ‏وجود دارد.

  پاکستان قبلا برتری های نظامی زیادی نسبت به هند داشت، اما اکنون در ارزیابی ها و درجه ‏بندی قدرت های نظامی در لیست ده ارتش نخست جهان قرار ندارد. پاکستان از نظر تعداد پرسنل و نیروهای ‏نظامی و شبه نظامی البته مقام ششم در دنیا را دارد، اما در جمع بندی کلی با هند فاصله زیادی دارد. هند ‏رتبه چهارم در اکثر لیست های درجه بندی نظامی است . هند با داشتن یک میلیون و ۳۲۵ هزار سرباز ‏سومین نیروی نظامی بزرگ را در اختیار دارد و بعد از آمریکا – چین و روسیه قرار دارد. بودجه نظامی آن نیز ‏در سالهای اخیر از   ۳۸ میلیارد دلار به حدود ۶۰ میلیارد دلار افزایش یافته است. هندچهارمین ناوگان ‏هواپیمایی و تانک جهان را در اختیار دارد. نیروی هوایی هند از جنگنده های پیشرفته ای همچون میگ ۲۹ ‏و‎ SU‏۳۰‏‎ ‎برخوردار است‎ ‎و اخیرا ۱۰۰۰ فروند رافائل نیز به این مجموعه اضافه شده است .‏

مزیت های دفاعی نظامی و هسته ای هر یک از دو کشور

هر دو کشور بر قدرت موشکی ، و توان بازدارندگی هسته ای خود تکیه دارند، اما هر دو  کشور نسبت به نیروی ‏هوایی و دریایی نیز در یک دهه اخیر توجه قابل ملاحظه ای نشان داده اند. هند در حال ساخت هواپیمای ‏رادار گریز هست و زیر دریای اتمی “چکرا” و ناو هواپیما بر” ویکرانت” را به آخرین تکنولوزی های غربی مجهز تر ‏می کند . پاکستان نیز دو نوع جنگنده پیشرفته تندر جی اف و کا ۸ و موشکهای  بابر- غوری – نصر- شاهین ‏‏– غزنوی – باختر شکن – هفت  و برق،  متکی است.‏ فاصله این دو کشور از لحاظ توانمندی نظامی روز به روز بیشتر می شود. در حالی که تلاش های موشکی ‏پاکستان بیشتر معطوف بر ساخت انواع موشک های بالستیک و کروز برای اهدافی ‏در داخل هند است، تلاش های موشکی هند متمرکز بر ساخت موشک های بالستیک با برد هر چه بیشتر و دارای ‏توانایی اصابت به اهداف قاره ای تا تمام چین و پاکستان را پوشش دهد. آزمایش های موشکی متعدد هند نیز ‏تا حد زیادی برای رسیدن به توازن در مقابل جهش های نظامی و اقتصادی چین هست.   در این ارتباط، هندیها روی تفاهم ضمنی آمریکا ،که از اوج گیری قدرت چین سخت می هراسد، حساب می ‏کنند. نمونه این گونه اقدامات انعقاد توافقنامه همکاری هسته ای بین هند و ایالات متحده است، که علیرغم ‏این واقعیت که هند عضو پیمان ان پی تی نیست، صورت گرفته است.  جدا از این با اینکه چین و هند ‏در حال حاضر در چارچوب برخی اتحادیه های بین المللی مانند بریکس ‏BRICS‏(شامل برزیل، روسیه، هند ، ‏چین و آفریقای جنوبی) و نیز گروه بیست ‏G-20‎‏ با یکدیگر تشریک مساعی دارند، اما این گونه همکاری ها، ‏نفی کننده اختلافات بالفعل و بالقوه بین این دو کشور، بویژه در  ۴ هزار کیلومتر مرز ‏مشترک و تبت و سیاچین ، نیست .‏

 اهداف هند و نوع تلاش ها و کوشش های دهلی نو در برتری بر پاکستان

‏ هند فقط بدنبال برتری بر پاکستان نیست، بلکه در شرایطی هست که برتری لازم را نسبت به پاکستان کسب ‏کرده است لذا بیشتر بدنبال برتری نظامی با چین است که البته راه بسیار دشواری برای برتری بر چین دارد. ‏هند قبل از فروپاشی شوروی در  ۹۰۰ درصد تجهیزات نظامی به روسیه وابسته بود. سمبل این همکاری ها اکنون ‏در موشک کروز براهموس هست. هند اکنون به بازار تسلیحاتی خود تنوع داده و فرانسه، ‏آمریکا و اسرائیل ‏حاضرند آخرین تکنولوژی های نظامی خود را به هند بفروشند و حتی در صدور دانش فنی به هند اظهار ‏آمادگی می کنند. نماد همکاری فرانسه با هند جنگنده های رافایل و در مورد آمریکا تولیدات شرکت لاکهید و نماد همکاری اسرائیل با هند سامانه ضدموشک باراک ۸ هست. هند در زمان تحریم های غرب برای اخذ برتری خود بیشتر به تکنولوژی اسرائیلی متکی بود ولی در یک دهه  اخیر مورد توجه خاص غرب قرار گرفته است.

 اهداف پاکستان و نوع تلاش ها و کوشش های  در برتری بر هند

پاکستان مقدار زیادی به پشتوانه چین متکی است. اخیرا با ترکیه نیز روابط محکمی برقرار کرده است. ‏پاکستان با کمک چین موشکهای پیشرفته و جنگنده های پیشرفته تولید می کند و در ساخت بمب اتمی از ‏فن آوری بومی استفاده می کند.‏ پاکستان قبلا از نیروی هوایی برتری برخوردار بود، اما اکنون با توجه به رویگردانی غرب از پاکستان موقعیت ‏آن کشور تضعیف شده است. پاکستان همچنان سعی دارد در اردوی غرب باقی بماند و شریک راهبردی ناتو ‏باشد اما غرب اعتماد خود را به پاکستان از دست می دهد. پاکستان اکنون بر روی حمایتهای کشورهای ‏اسلامی و عربی مثل عربستان و ترکیه حساب می کند اما به حمایت چین پشتگرمی محکمی دارد.‏ در واقع بزرگترین مزیت ارتش چین داشتن بیش از دو میلیون نظامی فعال است و بعد از آمریکا با بودجه بیشتر از  ۱۴۵ میلیارد دلار بیشترین بودجه نظامی را دارد. چین سومین نیروی دریایی بزرگ جهان و دومین میزان  تانک،  سومین ناوگان هوایی بزرگ جهان را دارد‎.‎‏ و برتری قابل ملاحظه ای نسبت به هند دارد اما پاکستان در همه این موارد با فاصله زیادی بعد از هند قرار می گیرد .‏

مقایسه برتری در هر حوزه

هند  اکنون در تمام حوزه ها دست برتر را در مقابل پاکستان دارد، اما قدرت رزمی زمینی پاکستان از هند بالاتر است. هند بیشتر ‏به قدرت موشکی متکی هست. موشکهای برهموس – آگنی(خدای آتش) – سوریا(خدای خورشید) – باراک و ‏پریتیو  نماد قدرت موشکی هند هست. بطوریکه آگنی ۵۵ بردی معادل ۵۵ هزار کیلومتر دارد. و پاکستان نیز بر ‏موشکهای  بابر- غوری – نصر- شاهین – غزنوی – باختر شکن – هفت  و برق،  متکی است. هر دو کشور ‏سعی بر جهش در امور موشکی و سامانه های دفاعی دارند.‏

مقایسه توان نیروی دریایی

نیروی دریایی هند نیز از یک ناو هواپیمابر ساخت روسیه ویکرانت و یک زیر دریایی اتمی  و همچنین شش ‏زیردریایی فرانسوی – اسپانیایی برخوردار است. هند در چند سال اخیر بر روی  ساخت ناو هواپیما بر  و ‏همچنین ساخت یک پایگاه دریایی  برای ایجاد امکان واکنش سریع در مقابل نیروی دریایی چین و پاکستان ‏فعالیتهایی را شروع کرده است. پاکستان در حال حاضر از حمایت نیروی دریایی چین برخوردار است و ناو ‏های هواپیما بر چینی در صورت لزوم در آبهای پاکستان مستقر می شود. امروزه پاکستان توان دفاع دریایی ‏کمتری نسبت به هند دارد.‏

آینده رقابت تسلیحاتی و نظامی هند و پاکستان

دو کشور در یک مسابقه خطرناک تسلیحاتی قرار دارند. هند روز ۱۳ دیماه موشک بالستیک راهبردی آگنی-۴ ‏را در ساحل اوریسا با موفقیت آزمایش کرد. این موشک ۴۰۰۰ کیلومتر برد، ۲۰ متر طول و ۱۷۷ تن وزن دارد. ‏همزمان فرمانده نیروی زمینی هند ژنرال بیپین راوات گفت که نیروی تحت فرماندهی وی آماده جنگ ‏همزمان با پاکستان و چین می باشد. وی این ‏سخنان را چند روز بعد از اعتراض چین به آزمایش موشک آگنی-۵  بیان کرد. موشک آگنی-۵ دارای ۵۰۰۰ ‏کیلومتر برد می باشد سراسر چین را می پوشاند. ‏هند و پاکستان در رقابتهای تسلیحاتی کشور سومی یعنی چین را در نظر دارند. البته چین با برتری های نظامی بر هند دارد بنظر نمی رسد مسابقه تسلیحاتی جدیدی که شروع کرده فقط به هندمعطوف باشد. چین در دریای جنوبی چین با  فیلیپین، ویتنام و ژاپن و آمریکا روبرو است. هند و پاکستان که خارج از این منطقه هستند ولی غیر مستقیم  در این موضوع دخیل هستند و مجموعه تحولات این منطقه را به یک دریای بحرانی تبدیل کرده اند.

عوامل موثر بر آینده رقابت های دو کشور در حوزه امنیتی نظامی و هسته ای

هند  و پاکستان علاوه بر کشمیر در زمینه آب و رود ایندوس- در مرزهای دریایی – در مورد تروریزم با هم ‏منازعه دارند. این خصومتها بر محیط امنیتی جنوب آسیا سایه افکنده است. همین امر باعث شده است دو ‏کشور همواره با توجه به خریدهای تسلیحاتی طرف مقابل، در صدد دستیابی به تسلیحاتی پیشرفته تر برآید و ‏بدین ترتیب همواره شاهد مسابقه تسلیحاتی در منطقه آسیای جنوبی بوده ایم.‏ در سطح منطقه ای مهمترین متحد استراتژیک پاکستان، چین است. نکته جالب توجه اینکه شکل گیری ‏محور پاکستان- چین، ناشی از احساس تهدید دو کشور از جانب هند بوده است و اتحاد هند – آمریکا نیز به ‏واسطه تهدیدی است که این دو کشور از جانب چین( و پاکستان، در مورد هند ) احساس می کنند. این امر ‏فضایی دو قطبی در جنوب آسیا ایجاد کرده است، که در یک سر آن چین- پاکستان و در سوی دیگر آن، ‏هند – آمریکا قرار گرفته است. رابطه پاکستان و چین، رابطه ای طولانی و مبتنی بر احساس نیاز هر دو کشور ‏به یکدیگر است. وزارت خارجه هند ، چین را به عنوان یک تهدید قلمداد نمی کند و خواهان گسترش روابط ‏دو کشور است؛ اما وزارت دفاع هند ، چین را بعد از پاکستان یک تهدید جدی  تلقی کرده و خواستار آن است ‏که دولت هند در برقراری رابطه با چین ملاحظات مرزی و امنیتی را مد نظر قرار دهد.‏

http://peace-ipsc.org/fa/

+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۱۱/۲۴ساعت ۲۰:۷

نبردهای آفریقایی

.

نسخه چاپی/همشهری آنلاین

تنظیمات
قلم چاپ اندازه فونت

تاریخ : جمعه ۸ دی ۱۳۸۵ – ۲۰:۵۸:۲۹ کد مطلب:۱۲۱۰۶

سرویس خبری: جهان > آفریقا

نبردی دیگر از زنجیره نبردهای آفریقا

همشهری آنلاین- محمد عجم:
تشدید درگیری گروه‌های سومالی و هجوم ارتش اتیوپی با حمایت آمریکا به این کشور، سومالی را در راس اخبار رسانه‌ها قرار داده است.

قاره آفریقا منطقه نزاع های مستمر و پیچیده است و اخبار آن نیز کمتر در رسانه های جهانی بازتاب می یابد نبردهای منطقه دریاچه های بزرگ که در آستانه هزاره دوم ، ۷ کشور را درگیر نمود و جنگ و نسل کشی رواندا و بروندی و کنگو ، جنگ داخلی سودان و …. فهرست طولانی که خود آفریقایی ها معتقدند جهان ( سفید) آنها و مشکلاتشان را نادیده گرفته است.منطقه شاخ آفریقا فقیرترین منطقه است و سومالی در این منطقه وضع بدتری از همه دارد.

درسومالی هواداران تشکیلاتی مشهور به “محاکم شرعی”، از ‬اردیبهشت ماه سال جاری به دنبال درگیری با افراد مسلح دولت انتقالی (ائتلاف جنگ سالاران) مورد حمایت آمریکا، کنترل موگادیشو پایتخت این کشورو بخش وسیعی از مرکز و جنوب را بدست گرفتند ولی هفته گذشته در مقابل تهاجم مشترک نیروهای دولتی و ارتش اتیوپی ناچار مگادیشو پایتخت را ترک کردند به امید اینکه با رسیدن نیروهای کمکی جهادی از سراسر جهان اسلام مجددا علیه آنچه که ارتش کفر می نامند به نبرد بپردازند.

سومالی علی رغم اینکه چندین دولت خود خوانده دارد اما ۱۵ سال است که سرزمینی بدون دولت به حساب می آید. سازمان ملل ، اتحادیه آفریقا، اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی تا کنون تلاشهایی بی ثمری را برای برقراری دولتی فراگیر در سومالی بکار برده اند.

اتحادیه آفریقا در اجلاس خود در بانجول بر ادامه حمایت خود از دولت انتقالی و اعزام نیرو به سومالی تاکید نمود. رئیس اتحادیه آفریقا از جهانیان خواست که در این رابطه از مواضع اتحادیه آفریقا حمایت کنند.

محمد علی جدی نخست وزیر دولت انتقالی مکررا به جهانیان هشدار داده بود که القاعده پایگاههای مهمی در سومالی دارد و آنها قادرند سواحل وسیع سومالی و آبهای بین المللی را برای کشتی ها ناامن کنند.

همانطور که حمله به سفارتخانه های آمریکا در نایروبی و دارالسلام ۱۹۹۸ و انفجار هتل ساحلی مومباسا و شلیک بسوی هواپیمای اسرائیلی در کنیا نیز از سوی واحد سومالی القاعده هدایت شده است او اتحاد محاکم شرعی را متهم ساخت که در ائتلاف با القاعده هستند اتهامی که بارها از سوی رهبر محاکم شرعی تکذیب شده است.

اما از سوی دیگر در پیام صوتی بن لادن که چند ماه قبل منتشر شد وی حمایت ضمنی خود را از محاکم شرعی ابراز داشت و نسبت به اعزام نیروی چند ملیتی از سوی آمریکا، سازمان ملل و یا اتحادیه آفریقا به سرزمین سومالی، هشدار داد و تاکید کرد که این نیرو از هرکشوری که باشد در خدمت اهداف کفار صلیبی است و ما متعهد به نبرد با آنها هستیم .

بدنبال سقوط شهر جوهر و مگادیشو بدست ائتلاف ایتیوپی، تنظیم قاعده در عراق نیز از مسلمانان خواسته است که به حمایت محاکم شرعی بشتابند. سایت های اینترنتی نزدیک به اخوان المسلمین نیز مسلمانان را به جهاد علیه ایتیوپی فراخوانده است. فراخوانهایی از این قبیل می تواند سومالی را مرکزی برای حضور جهادی های سلفی نماید نیروهایی که از تجربه سالهای جهاد در افغانستان نیز برخوردارند.

از سوی دیگر آمریکا نیز به شدت به نیروهای موسوم به ” اتحاد محاکم شرعی” که قدرت را هنوز در بخش های وسیعی از سومالی در اختیار دارند مشکوک است و آنها را عوامل القاعده می داند و معتقد است که سومالی به سومالستان (مشابه افغانستان طالبان) تبدیل خواهد شد.

شیخ شریف شیخ احمد،رهبر این اتحاد هرگونه ارتباط با القاعده را تکذیب می کند اما آمریکا که خاطرات تحقیر آمیز سال ۱۹۹۲ در سومالی را دارند بخوبی آگاه هستند که سومالی می تواند به لانه القاعده تبدیل شده و خطر ساز شود.

دولت آمریکا “شیخ حسن ظهیر آویس” یکی از رهبران محاکم شرعی را از سال ۲۰۰۱ در فهرست اعضای تحت تعقیب القاعده قرار داه است. بوش ضمن هشدار به رهبران اتحاد محاکم اسلامی یاد آوری کرده است که اجازه نخواهد داد افغانستان (طالب استان) دیگری شکل بگیرد.

پرندر گاست، مشاوربیل کلینتون رئیس‌ جمهوری اسبق آمریکا نیز شرایط کنونى سومالى را با شرایط افغانستان در سال‌ هاى پایانى دهه ۹۰ میلادی شبیه دانسته ، یعنى در همان زمان که افغانستان تحت حکومت طالبان به اردوگاه آموزش نظامى و جذب نیروى جدید شبکه القاعده تبدیل شده بود.

وی مسئولان سه دولت پیشین آمریکا را متهم کرده است که کارى در جهت بازسازى دولت سومالی انجام ندادند بنظر او تمام مشخصه های افغانستان طالبان هم اکنون در سومالی وجود دارد فقر، زندگی قبیله ای ، بی سوادی ، هرج ومرج ، درگیری‌ های داخلی و عدم وجود دولت مرکزی ، از جمله عواملی است که امنیت و آرامش را در این کشور از بین برده ‌است. درگیری ‌های شبه ‌نظامیان مسلح و قوای دولتی تاکنون موجب خروج و آوارگی بسیاری از مردم به ستوه آمده در این کشور شده ‌است چنین محیطی فضای مطلوب برای رشد القاعده است.

درجریان جنگ داخلی در سومالی که از سال ‪ ۱۹۹۱‬آغاز شده است، تاکنون ‪ ۳۰۰‬ تا ۵۰۰‬ هزار نفر کشته شده اند. درگیری در سومالی از ‪ ۱۵‬سال پیش یعنی زمانی که جنگ سالاران این کشور ” محمد زیادباره” دیکتاتور سومالی را سرنگون ساختند، آغاز شد.

در آن زمان عرب های برگشته از افغانستان ، نقش بارزی در خروج نیروهای آمریکایی از سومالی داشتند. از آن زمان تا کنون نظام سیاسی حاکم بر سومالی دولت موقت انتقالی بود که از ائتلاف چند گروه از جنگ سالاران تشکیل شده بود.

در سال ۱۹۹۳ تقریبا تمامی اعضا و کارکنان سفارت خانه های خارجی از جمله سفارت ج .ا. ایران مگادیشو را ترک نموده و تا کنون خبری از بازگشایی سفارتخانه وجود ندارد.

سومالی کشوری قبیله ای است و علی رغم اینکه سواحل طولانی و سرزمین های حاصلخیز و مستعد برای دامپروری و کشاورزی دارد اما کشوری فقر زده است و می توان گفت بزرگترین سرزمین بی دولت در کره خاکی است.

جمعیت ‪ ۱۰‬میلیون نفری آن بیشتر وابسته به قبائل هستند سومالی از قدیم سرزمین مهاجران متنوع بوده است ، عرب ، ایرانی، هندی ، و اروپاییان از جمله ساکنان این کشور هستند که از ۱۸ منطقه ( استان) تشکیل شده است.

جغرافیدانان مسلمان منطقه امروزی سومالی و ایتیوپی را حبشه می نامیدند. سومالی و اتیوپی در خصوص منطقه اجادین اختلاف مرزی دارند که در سال ۱۹۷۷ به نبردی شدید و شکست سومالی منجر شد. آمریکا تلاش می کند از طریق ایتیوپی بر اتحاد محاکم اسلامی اعمال فشار نماید. اتیوپی یگانهایی از ارتش خود را وارد شهر بیداوه در جنوب غرب سومالی نموده است.

مشکل عمده دیگر سومالی ، جمهوری سومالی‌لند است که قبایل پنج استان شمالی سومالی از ۱۹۹۱ برای خود دولتی بوجود آورده و از کشور سومالی جدا شده اند. پایتخت سومالی‌لند هارگیسا است. هنوز هیچ کشوری منطقه جدا شده سومالی‌لند را به رسمیت نشناخته است.
تاکنون رسما هیچ کشوری دولت جدید اتحاد محاکم را نیز برسمیت نشناخته است.

در سال ۱۸۸۴، انگلیس قسمتی از سومالی را تحت‏الحمایه خود کرد و ۵ سال بعد، ایتالیا نیز قسمت‏های دیگری از آن را به مستعمره خود تبدیل نمود. در این میان قیامِ محمدبن عبداللَّه حسان بر ضد انگلیسی‏ها که از سال ۱۹۰۱ تا ۱۹۲۰ طول کشید به جایی نرسید.

سازمان ملل متحد در سال ۱۹۵۰ از ایتالیا درخواست کرد. زمینه استقلال سومالی را فراهم کند. در ۲۶ ژوئن سال ۱۹۶۰، سومالی استقلال خود را از انگلستان، و در اول ژوئیه ۱۹۶۰م از ایتالیا اعلام نمود. این کشور که به شکل عدد ۷ است با بیش از ۶۳۷ هزار کیلومتر مربع مساحت، جمعیتی حدود ۱۰ میلیونی دارد که تقریبا همگی پیرو آیین اسلام هستند.

محاکم شرعی
تاریخ تاسیس “محاکم الشرعی” در سومالی به سالهای ۱۹۹۱ و۱۹۹۷ ، برمی گردد که در إثر سقوط نظام زیاد باره ، هرج و مرج در همه جا حاکم شده بود.در آن زمان الشیخ محمد معلم حسن با همکاری شیوخ قبائل، یک دادگاه إسلامی در منطقه (طوطیجلی) جنوب مگادیشو،برپا نمود اما این دادگاه بدلیل مخالفت جنرال محمد فرح عیدید، که بر جنوب مگادیشو تسلط داشت نتوانست کاری از پیش ببرد.

در اوایل سال ۱۹۹۴ اولین دادگاه اسلامی عشایری شمال مگادیشو برپا شد ، وشیخ علی محمود طیری ریاست آن را برعهده گرفت. این دادگاه میلیشا های مسلحی را نیز به عنوان بازوی اجرایی خود بکار گرفت که نام “الخیاله” داشتند. این دادگاه موفق شد امنیت را در منطقه شمالی برقرار و دایره نفوذ خود را گسترش دهد.

۱۹۹۷ تعداد این گونه دادگاهها گسترش یافت شیخ حسن طاهر أویس عضو مؤسس محکمه “إفک حلنی” می گوید استقبال مردم از محاکم عامل پیشرفت آن بود . در هر منطقه دادگاه اسلامی تشکیل شد و رهبری آن را عالمی دینی برعهده گرفت

محاکم از برگزاری کنفرانس صلح سومالی توسط سازمان کنفرانس اسلامی در “عرتا” جیبوتی سال ۲۰۰۰، حمایت نمود و نمایندگانی را به اجلاس فرستاد و از عبدی قاسم صلاد حسن که از سوی کنفرانس به عنوان رئیس جمهوری انتقالی برگزیده شد حمایت نمود.

در سال ۲۰۰۵ “المجلس الأعلى لاتحاد المحاکم الإسلامیه” شورای عالی اتحاد دادگاههای اسلامی به ریاست شیخ شریف احمد تا سیس شد. شیخ شریف شیخ أحمد، بعد از سقوط حکومت صلاد حسن نقش بارزی در استقرار امنیت بازی کرد. دادگاههای اسلامی در مورد جنایتکاران احکام سنگ سار و اعدام و شلاق را در دیدگان همگانی اجرا نمود و این در دل اشرار ترس ایجاد کرد.

از ماه فوریه جنگ بین شبه نظامیان دادگاهها و جنگ سالاران در گرفت که در نهایت به پیروزی دادگاههای اسلامی منجر شد.

شیخ شریف قبلا در در ماه  ژوئیه گذشته در واکنش به اظهارات آمریکا ، بوش را بزرگترین تروریست جهان نامید و وعده داد که در صورت حمله اتیوپی یا آمریکا پوزه آنها را به حاک بمالد.

آمریکا همچنین ضمن مخالفت با قطعنامه ای که نماینده قطر در شورای امنیت برای خروج فوری نیروهای اتیوپی ارایه نموده بود حمایت تلویحی حود را از اتیوپی اظهار داشت.

تاریخچه پیکار بین سومالی و اتیوپی
در سال ۱۹۶۰ سومالی از تعیین مرزهای مشترک با ایتیوپی که ۱۶۰ کیلومتر مربع را در برمی گیرد خودداری نمود. ۱۹۶۴ نبردی بین دو کشور بر سر منطقه اوگادن که عموما سومالیایی هستند در گرفت.

۱۹۷۷-۷۸ در نبرد میان دو کشور بر سر همان منطقه ، اتیوپی برخوردار از کمک شوروی سومالی را شدیدا شکست داد . ۱۹۸۸ قرارداد صلح و برقراری روابط دیپلماتیک میان دو کشور.
– ۱۹۹۱ آغاز جنگ داخلی سومالی
– ۱۹۹۶ اولین نبرد ارتش اتیوپی و اسلام گرایان سومالی
– ژوئیه ۲۰۰۶ محاکم اسلامی مگادیشو را تصرف کردند.
– ۱۲ دسامبر محاکم اسلامی به اتیوپی اولتیمام یک هفته ای دادند تا ارتش خود را از مناطق سومالی خارج کند
– ۲۴ دسامبر نخست وزیر اتیوپی به محاکم اسلامی اعان جنگ داد.
– ۲۶ دسامبر ارتش اتیوپی ۶ شهر سومالی را تصرف نمود.
– ۲۷ دسامبر با تصرف مگادیشو – دولت موقت اعلان نموده است که ارتش اتیوپی به دعوت آن دولت وارد مگادیشو شده و دیگر چیزی بنام محاکم اسلامی وجود ندارد .

در این نبردها علاوه بر محاکم اسلامی ۸۰۰۰ نفر ارتش اتیوپی و ۶۰۰۰ نفر از میلیشیای موسوم به پونتلند وابسته به یوسف احمد و دولت انتقالی سومالی شرکت داشتند تا کنون ۳ هزار نفر از طرفین کشته شده اند.

برگزاری همایش ملی «خلیج فارس در مسیر تاریخ» در شیراز

استان‌ها > فارس – «خبرجنوب» نوشت: عدم تحقق حقوق بشر در خلیج فارس یکی از مشکلات این منطقه است و غرب وجود رویکرد حقوق بشری را برای منطقه خلیج فارس نمی خواهد.

دبیرکل کمیسیون حقوق بشر اسلامی کشور در اولین همایش «خلیج فارس در مسیر تاریخ» با اعلام این مطلب گفت: در زمانه ای به سر می بریم که گفته می شود حقوق بشر محور زندگی بشر مدرن است و آن چنان بر این نکته تاکید می شود که برخی از آن به عنوان اصلی ترین ایدئولوژی بشر یاد کرده و حتی در برخی موارد به ویژه در غرب همه چیز را کنار گذاشته و حقوق بشر را محور تمامی موارد خود قرار دادند.
ضیایی فرد با اشاره به اهمیت دانش حقوق در زمینه دفاع از حقوق ایران در منطقه خلیج فارس گفت: حقوق بشر به لحاظ تخصصی به ۳ نسل طبقه بندی می شود که نسل اول آن ها حقوق سیاسی و قضایی نسل دوم حقوق بشر اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و نسل سوم حقوق بشر در حوزه محیط زیست، توسعه و ارتباطات است که در اسناد بین المللی ثبت شده است که اگر بر نسل سوم حقوق بشر که بحث نسل های آتی و حقوق آن ها مطرح است تاکید کنیم نه تنها از حقوق ملی ما صیانت و تقویت می شود بلکه در تحقق حقوق سایر کشورهای منطقه نیز اثر می گذارد.دکتر عجم شیراز
دکتر عجم  خلیج فارس شناس کشورمان نیز در این همایش گفت: برگزاری چنین همایش هایی برای ما مانند یک خواب است چرا که ۳۰ سال قبل زمانی که برخی اعلام می کردند که نام خلیج فارس در کشورهای عربی  جعل و تحریف  شده هیچ کس به این هشدار توجه نمی کرد و آن ها نامی را که بیش از ۲۵۰۰ سال از کاربرد مستمر آن در همه زبان ها و ملتها  می گذشت می خواستند تغییر دهند این در حالی است که ورود سیاست به جغرافیا کاری و سیاسی کردن نام های تاریخی  بسیار نادرست است.وی گفت صدها سند و نقشه رسمی و غیر رسمی از کشورهای عربی وجود دارد که بر حقانیت و اصالت نام خلیج فارس صحه می گذارد. دولتهای عربی باید از این توهم خارج شوند که توسعه طلبی فارسی وجود دارد حمایت از هویت  توسعه طلبی نیست. ما می توانیم بجای توهم توطئه بر مشترکات تاکید کنیم اما باید قدم های مثبتی را از طرف مقابل مشاهده کنیم .

SONY DSC
عجم اظهار داشت: امروز در خلیج فارس با توجه به حضور گسترده ناوگان های جنگی بیگانگان و انبار سلاح های مخرب به منطقه ای تبدیل شده که یک جرقه می تواند باعث یک جنگ بزرگ شود و هیچ کس نباید از جنگ دفاع کند جنگ پایان همه فضیلتها است می توان از  این موقعیت و ظرفیتهای  فرهنگی و اشتراکات منطقه ای به نفع صلح و دوستی میان جهان اسلام استفاده کرد.
مجتهد زاده مشاور پژوهش دانشگاه سازمان ملل متحد و از خلیج فارس شناسان برجسته نیز گفت: این ما بودیم که به آن ها اجازه این کار را دادیم. روزگاری اینها پای ما را می بوسیدند اما ما زیاده از حد قربان صدقه آن ها رفتیم این در حالی است که دوستی و حتی دشمنی هم اندازه دارد.
پروفسور پیروز مجتهدزاده ادامه داد: امروز عربستان در حال خرید تمامی پست ها و مشاغل بین المللی است و حتی آنها از طریق کامرون نخست وزیر سابق انگلیس توانستند پست مدیر کلی حقوق بشر سازمان ملل را برای یک شاهزاده عربستانی بخرند و هم اکنون نیز به دنبال خرید یک پست جدید دیگر هستند و این ما بودیم که اجازه این کار را به آن ها دادیم.
وی افزود: نام خلیج فارس نامی نیست که غصه از بین رفتن آن را بخوریم چرا که این نام در طول تاریخ اثر گذار شد و اگر خطایی هم هست این ما هستیم که اجازه این کار را دادیم. نام خلیج فارس اصالتی یونانی دارد و مربوط به بیش از ۲۶۰۰ سال قبل است و یکی از دلایلی که ما اجازه دادیم این اتفاق برای ما بیافتد آن است که ما آن چنان در تحقیق و پژوهش غفلت کردیم که اگر این ادامه یابد با مشکلات بسیاری رو به رو می شویم این در حالی است که آن ها حتی در حوزه ورزش نیز اقدام به خرید بازیکنان دیگر کشورها می کنند اما ما این استعدادها را در درون خود داریم و ننگ بر ما اگر از استعدادهایی که داریم غفلت کنیم.
مجتهد زاده افزود: در خصوص خلیج فارس سال هاست که ما شاهدیم زمانی که این بحث مطرح می شود همه به نقشه های یونانی استناد می کنند این در حالی است که زمانی که در یونان این اسناد تهیه می شد ایران نیز پیشرفت خوبی در علوم داشت و ما از دانش جغرافیایی خود به طور کامل غافل ماندیم و فرزندان ما به نقشه های یونانی ها پناه می برند و ای کاش ما می رفتیم و می دیدیم که گذشتگان خود ما در این باره چه کارهایی انجام داده اند.
وی افزود: منظور از نام گذاری خلیج فارس به دلیل همجواری با استان فارس نبود بلکه تمامی حاشیه و اطراف خلیج فارس همگی متعلق به ایران بوده و این خلیج در درون کشور ما قرار داشته که این نام بر آن نهاده شده است.
مجتهدزاده افزود: تغییر نام خلیج فارس را عرب ها شروع نکردند و ما نیز غفلت نکردیم بلکه این انگلیس بود که این کار را با حضور در خلیج فارس شروع کرد،‌ از زمانی که سال ۱۸۶۱ بحرین را از ایران جدا کردند این کار ۱۵۰ سال است که شروع شده است اما ما نباید نا امید شویم و باید بدانیم که نام خلیج فارس هیچ گاه تغییر نخواهد کرد آن هم تا زمانی که ما هستیم.
معاون استاندار فارس نیز در این جلسه ضمن ارایه گزارشی از برخی ظرفیت های استان فارس و اقدامات دولت در استان گفت: در سال گذشته با توجه به اقدامات صورت گرفته در استان میزان توسعه صادرات غیر نفتی ما ۴۴ درصد بیشتر از مدت زمان مشابه سال قبل از آن بود، این د رحالی است که پس از برجام تا کنون ما شاهد حضور ۵۴ هیات خارجی در استان بودیم در حالی که در دولت قبل تنها ۹ هیات خارجی به استان ما سفر کرده بودند.
رحمانی ادامه داد: همچنین در طول ۳ سال گذشته تعداد گردشگران خارجی در استان ما ۲۸۸ درصد رشد داشته است و در خصوص اشتغالزایی نیز از بهمن سال ۹۳ تا کنون ۲۶۱ شرکت پروانه بهره برداری دریافت کرده که هر کدام حداقل ظرفیت اشتغالزایی بر ۲۵ نفر را داشتند و این اقدامات باعث شده میزان بیکاری در استان ما از ۱۶ و هشت دهم درصد قبل از این دولت امروز به ۱۱ و هشت دهم کاهش یابد.
گفتنی است، در پایان این مراسم از کتاب «وقایع اتفاقیه خلیج فارس» تالیف شمس کاظمی رونمایی شد.

http://www.ion.ir/News/214211.html

همایش خلیج فارس در مسیر تاریخ در شیراز  

به گزارش ایرنا، مهدی حسینی، جمعه در گفت و گو با خبرنگاران در شیراز، ضمن گرامیداشت روز ملی خلیج فارس (دهم اردیبهشت) افزود: این همایش عصر شنبه ۱۶ اردیبهشت ماه جاری و با حضور مسئولان کشوری و استانی و همچنین صاحب نظران، اندیشمندان، و استادان دانشگاه و با هدف گرامیداشت این روز برگزار خواهد شد.
وی بیان کرد:همایش مذکور در سال های گذشته در استان همجوار خلیج فارس برگزار می شد و یک اقدام عملی در دفاع از هویت تاریخی و ایرانی خلیج همیشه فارس است.
او اظهار کرد: همایش خلیج فارس یک رویداد تبلیغی و رسانه ای نیست بلکه به دنبال این هستیم تا تبیین علمی و پژوهشی درمورد این همایش داشته باشیم.

DrAjamPersianGulf1386
حسینی ادامه داد: همچنین در حاشیه این همایش شاهد رونمایی از جلد اول کتاب وقایع اتفاقیه خلیج فارس تالیف شمسی کاظمی و مهدی حسینی خواهیم بود.
او افزود: این کتاب با پرداختن به وقایع مرتبط با خلیج فارس، تحلیل های کوتاهی بر موقعیت سیاسی و اجتماعی خلیج فارس دارد و به دنبال اثبات هویت تاریخی خلیج فارس است.
خبرنگاز: سارنگ عبداللهی ** انتشار دهنده: غلامرضا مالک زاده
۶۱۲۲ / ۱۸۷۶

روزنامه سایه: این نام تحریف شدنی نیست

 

به ‌مناسبت ۱۰ اردیبهشت؛‌ روز ملی خلیج فارس

این نام ماندگار، تحریف‌شدنی نیست

سعید جمالی/  روزنامه  سایه  شماره  ۱۱۸۷دکتر پیروز مجتهدزاده در بخشی از مقدمه‌ای که بر کتاب «اسناد نام خلیج فارس؛ میراثی کهن و جاودان» نوشت،‌ آورده است: «آقای محمد عجم از کسانی است که در این زمینه دقت فراوانی دارد. او سال‌های زیادی که من از نزدیک شاهد علاقه و تلاش فراوانش در این‌گونه مطالعات بوده‌ام، توانایی‌های علمی خود در هر دو فرهنگ فارسی و عربی را به کار گرفته و با دقت از کنار این‌گونه موسسات عبور کرده و گسترش مطالعه درباره نام خلیج فارس را در فضایی آزاد از تحمیل‌ها زیر نظر گرفته و نتایج خوب کار را در این کتاب منتشر کرده است که امیدوارم مورد توجه محافل علمی واقعی در مطالعات خلیج فارس قرار گیرد». این کتاب که در سال ١٣٨٨ به زیر چاپ رفت، توسط دکتر محمد عجم؛ استاد دانشگاه، نگارش و با نظارت اساتید پیروز مجتهدزاده، محمدحسن گنجی به انتشار رسید و کاندیدای کتاب فصل و کاندیدای کتاب برتر اولین مسابقه تحت عنوان نیم‌قرن کتابه‌ای خلیج فارس در سال ۱۳۹۰ شد. در بخشی از فصل سوم این کتاب می‌خوانیم: «برای اولین‌بار مجله العربی (کویت) ۱۹۵۸ در شماره دوم خود با استناد به کتاب حباب‌های طلایی خلیج عربی اثر رودریک اوون؛ کارگزار بریتانیا در خلیج فارس خواستار تغییر نام این خلیج شده بود و اتحادیه عرب در تاریخ ۱۳ اوت ۱۹۶۳ و در ۱۱ دسامبر ۱۹۶۴ نیز کنفرانس حقوق‌دانان عرب، تغییر نام را تصویب کرده بود اما از آنجا که روزنامه‌ها و مجلات عربی مستقل و حتی الاهرام همچنان عبارت تاریخی خلیج فارس را به کار می‌بردند، قوم‌گرایان برای اینکه توطئه استعماری تغییر نام خلیج فارس را در میان توده‌های مردم مقبول سازند، در ترفندی مکارانه پس از شکست جنگ ۱۹۶۷، خلیج فارس را اصطلاحی صهیونیستی اعلام و سرمایه‌های زیادی را صرف تغییر این نام کردند». امروز دهم اردیبهشت‌ماه مصادف با «روز ملی خلیج فارس» است؛ روزی که به گزارش مقاله پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه به تاریخ ١٠ اردیبهشت ١٣٨٧ و به قلم علی سوری «دهم اردیبهشت‌ماه، روز اخراج پرتغالی‌ها از آب‌های جنوبی ایران است؛ در واقع در ٢١ آپریل سال ١۶٢٢، با رشادت امام قلی‌خان امیرالامرای فارس، به ١١٧سال تسلط جابرانه پرتغالی‌ها بر جزایر خلیج فارس خاتمه داده شد». البته آن‌گونه که مقاله منتشره در سایت Saelin١٨ آمده است: «در ۲۲ تیرماه ۱۳۸۴، هیئت دولت مصوبه‌ای را تایید کرد که به موجب آن، دهم اردیبهشت هرسال روز ملی خلیج فارس خواهد بود». گرچه در این سال‌ها تلاش‌های بسیاری شده تا نام این خلیج به خلیج عربی تغییر یابد؛ اما واقعیت‌های تاریخی به هیچ عنوان چنین تحریفی را نمی‌پذیرند. بر پایه گزارش ١٠ اردیبهشت‌ماه سال ١٣٩٢ در خبرگزاری ایرنا به نقل از دکتر محمد عجم، می‌خوانیم: «چرا مردم ایران در مقابل تغییر نام خلیج فارس واکنش تندی نشان دادند و تحمل نکردند که شاهد جعل نام خلیج فارس باشند؟ زیرا نام‌های خلیج فارس و معادل‌های آن در همه زبان‌ها همواره در طول تاریخ از نام‌های کشور ایران گرفته شده و از ٢۵٠٠‌سال قبل اروپاییان، تمام سرزمین پهناور حوزه تمدنی ایران را پرشیا (فارس) نامیده‌اند. عرب‌ها و ترک‌ها هم این سرزمین را بلاد فارس یا مملکت فارس یا کشور عجم و مملکت ایران می‌نامیده‌اند و همین عبارت‌ها را هم برای توصیف دریای پارس به کار برده‌اند؛ بنابراین واژه فارس در عبارت خلیج فارس به هیچ گونه مفهوم قومی و نژادی ندارد. خلیج فارس و معادل‌های آن،  ٢۵٠٠‌سال به طور مستمر در همه زبان‌های دنیا به کار رفته است؛ به خصوص در زبان عربی و تغییر آن توهین به هویت ایرانی تلقی شد». در ادامه مطلب سایت اینترنتی Saelin١٨ آمده است: «خلیج تا ابد فارس، سومین خلیج بزرگ جهان است که به خاطر موقعیت جغرافیایی خود در طول تاریخ همواره نامش بر سر زبان‌ها بوده است و مردم تمام جهان آن را با نام خلیج فارس یا دریای پارس می‌شناسند. قدیمی‌ترین اسناد موجود درباره خلیج فارس به کتاب‌های باقی‌مانده از یونان باستان برمی‌گردد. یونانی‌ها و مورخان‌شان در این کتاب‌ها با نام پرسیکوس سینوس که به معنی خلیج فارس است، از این آبراهه یاد می‌کنند و تکرار همین نام باعث می‌شود که بسیاری از نقشه‌های باقی‌مانده از اروپاییان قرن‌ها بعد نیز با همین نام از خلیج فارس یاد کنند. بر اساس نوشته‌های مورخان یونانی مانند هرودت، کتزیاس، گزنفون و استرابن که پیش از میلاد مسیح(ع) می‌زیستند، یونانیان نخستین ملتی هستند که به این دریا نام پرس و به سرزمین ایران پارسه، پرسای، پرس‌پولیس یعنی شهر یا مملکت پارسیان داده‌اند. انگلیسی‌زبان‌ها نیز این منطقه جغرافیایی خاص را PERSIAN GULF می‌خوانند که در واقع ترجمه ساده‌ای از نام خلیج فارس است و نقشه‌های بی‌شماری که از ملوانان و جغرافی‌دانان انگلیسی قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی باقی‌مانده است، اسناد غیر قابل انکار این حقیقت تاریخی هستند». گفته می‌شود که اصطلاح «خلیج عربی» برای نخستین‌بار در دوره تحت قیمومت شیخ‌نشین‌های خلیج فارس توسط کارگزاران انگلیس و به طور ویژه از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس مقیم در خلیج فارس به نام رودریک اوون در کتابی به نام حباب‌های طلایی در خلیج عربی در سال ۱۹۵۸ نوشت که «من در تمام کتب و نقشه‌های جغرافیایی نامی غیر از خلیج فارس ندیده بودم ولی در چند سال اقامت در سواحل خلیج فارس (بحرین) متوجه شدم که ساکنان ساحل عرب هستند؛ پس باید این خلیج را عربی بنامیم». البته در مقاله ١١ اردیبهشت‌ماه ١٣٨٩ سایت Ketabak می‌خوانیم: «باید به فرزندان خود بگوییم که روز خلیج فارس برای ما تنها یک نام نیست که بر سر آن با مدعیان، کشمکش کنیم. خلیج فارس یک موهبت طبیعی، سرشار از منابع زیستی و غیر زیستی است. خلیج فارس با تمامیت ارضی ما گره خورده است اما شوربختانه، حیات آن به خاطر آلودگی‌های نفتی، فاضلاب کشتی‌ها، فعالیت‌های صنعتی، شهری و بندری و حوادثی همچون غرق‌شدن کشتی‌های حامل مواد نفتی و شیمیایی و جنگ‌های ایران و عراق و عراق و کویت، به خطر افتاده است. باید به فرزندان خود این آگاهی را بدهیم که خلیج فارس ما زیستگاه بسیاری از جانوران و گیاهان دریایی است و نقش بنیادین در چرخه حیات و ذخیرگاه آبزیان شیلاتی دارد. در این میان می‌توان به مناطق مرجانی که در باروری دریا و چرخه غذایی، ماهیگیری و صید صدف‌های مروارید اهمیت بسیار دارند، جنگل‌های حرا (که هنگام جزر دریا از آب بیرون می‌آیند و به هنگام مد زیر آب فرومی‌روند) و یونسکو آنهارا ذخیره‌گاه زیست‌کره زمین و سازمان محیط زیست آنها را منطقه حفاظت‌شده اعلام کرده است».

گفتنی است که روز ملی خلیج فارس پس از تصویب در شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۸ توسط سازمان میراث فرهنگی به عنوان میراث معنوی ثبت ملی نیز شد

 

 

http://www.sayeh-news.com/fa/Online/News/53452/این-نام-ماندگار،-تحریف‌شدنی-نیست.

 

نقش «عجم»(ایران) بر نقشه ها

گفتگو با نخستین پیشنهاد دهنده روز ملی خلیج فارس که اسناد و نقشه‌های تاریخی زیادی را از منابع عربی و اسلامی در تایید این عنوان جمع‌آوری کرد؛

نقش «عجم» بر نقشه

هم نویسنده و روزنامه‌نگار است و هم حقوقدان، مترجم، زبان‌شناس و پژوهشگر سرشناس ملی. نام دکتر محمد عجم بخصوص برای آنانی که در جریان غائلۀ برخی کشورهای عربی درجهت تغییر نام خلیج فارس هستند، آشناست.

نقش «عجم» بر نقشه
 

خبرنگار: انسیه شهرکی

به گزارش شهرآرا آنلاین / هم نویسنده و روزنامه‌نگار است و هم حقوقدان، مترجم، زبان‌شناس و پژوهشگر سرشناس ملی. نام دکتر محمد عجم بخصوص برای آنانی که در جریان غائلۀ برخی کشورهای عربی درجهت تغییر نام خلیج فارس هستند، آشناست؛ استاد دانشگاهی که از دهۀ۷۰ خورشیدی به طور مستمر در کلاس‌های درس به دانشجویانش تلنگر می‌زد که از حیثیت ایرانی باید دفاع کرد و اجازۀ تحریف حتی یک نام کهن پارسی را نباید به دیگران داد. تلاش‌های چندین و چند سالۀ او و همکارانش، چاپ مقالات متعدد با موضوع خلیج فارس توسط این استاد علوم سیاسی و حقوق بین‌الملل در مجلات داخلی و خارجی، تألیف و چاپ کتاب‌هایی همچون «خلیج فارس نامی کهن‌تر از تاریخ و میراث فرهنگی بشریت» و « اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان» و نیز حضور در مجامع و سمینارهای بین‌المللی برای دفاع از نام خلیج همیشه فارس، منجر به ثبت روز ملی خلیج فارس در دهم اردیبهشت شد.

این عضو سابق هیئت علمی دانشگاه آزاد ، اولین فارسی‌زبانی است که موفق شده است در یک دانشگاه معتبر به زبان عربی (کازابلانکا) دکترای حقوق بین‌الملل، آن هم با درجۀ بسیار عالی دریافت کند. سمت‌های اجرایی متعدد او نیز قابل اعتناست. رئیس نمایندگی جمهوری اسلامی در موزامبیک و اوگاندا و ۴سال رایزن سیاسی و مطبوعاتی در مراکش و ۵سال رایزن مطالعاتی و حقوقی و نماینده و افسر رابط ایران در سازمان حقوقی و مشورتی در هند از جمله این سمت‌هاست.این استاد پیشین دانشگاه، دو سال است که در محلۀ فرهنگیان قاسم‌آباد سکونت دارد. به بهانۀ گرامیداشت روز ملی خلیج فارس و نیز هفتۀ معلم، در محل کارش در دفتر وزارت امور خارجه و بین‌الملل با او گپ و گفت صمیمانه‌ای داشتیم.

……………………………………

persian-gulfalkhaleejalfarspersian gulf india (55)w

«در نوروز سال۱۳۴۳ در زیبد گناباد به دنیا آمدم و دوران تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را در زیبد درس خواندم. از آنجا که به علوم انسانی و فنی علاقه داشتم، دبیرستان در دو رشته اتومکانیک و علوم اجتماعی، به طور هم‌زمان دیپلم گرفتم. در دورۀ دانشجوییِ رشته علوم سیاسی که بودم، همیشه دربرابر هجمه‌های ناجوانمردانه‌ای که برخی کشورهای عرب از سال۶۰ آن را شروع کرده بودند، پرسش‌های بی‌شماری برایم ایجاد می‌شد که چرا اجازه بدهیم نام خلیج فارس تغییر پیدا کند. فوق‌لیسانسم را که در رشتۀ علوم سیاسی گرفتم، در سال۱۳۶۸ به عضویت هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد درآمدم. علاوه‌برآن تدریس در دانشگاه فردوسی و پیام‌نور را نیز هم‌زمان داشتم و با نوشتن مقالات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در مطبوعات و شرکت در سمینارهای بین‌المللی داخلی و خارجی متعدد، به کارهای تحقیقاتی‌ام در این زمینه ادامه دادم. روز به روز این هجمه‌ها به نام و عنوان خلیج‌فارس، شدت بیشتری پیدا کرد و من به هر دری می‌زدم که اطلاعات جدیدی پیدا کنم، چون به زبان عربی هم مسلط بودم، پیگیری رسانه‌های مختلف عربی و مطالعات و پژوهش در حوزۀ خاورمیانه برایم خیلی جدی‌تر شد.».

 

رسانه‌های داخلی تا ۱۳۸۱ حاضر نمی‌شدند دفاعیه از نام خلیج فارس  را چاپ کنند

102729.png«همان سال‌های ابتدایی دهۀ هفتاد بود که برخی کشورهای غربی و عربی از طریق رسانه‌های خود، موضوع خلیج عربی یا خلیج بدون پسوند فارسی را مطرح کردند. در مورد حساسیت کشورهای عربی، بد نیست این نکته را هم بگویم از آنجا که اعراب حدود ۵۰۰سال، بدون هویت مستقل قومی بودند و زیر سلطه امپراتوری عثمانی یا استعمار انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها قرار داشتند، با پایان یافتن جنگ جهانی و استقلال این کشورها، اعراب با حقارتی دیگر روبه‌رو شدند و آن، شکل‌گیری دولت یهود بود. تحقیر این دوران در کنار سایر عوامل، اوج‌گیری احساسات قومی و نژادپرستی عربی را به‌دنبال داشت و باعث شد که آن‌ها بر هر نامی، کلمۀ عربی اضافه کنند؛ مثل مصر عربی، امارات عربی، لباس عربی، قهوۀ عربی و…. به طور خلاصه، تمام تمدن اسلام را به نفع قوم‌گرایی عربی مصادره کردند. نام تاریخی و کهن خلیج فارس نیز در این میان، مصون نماند و رهبران شکست‌خوردۀ برخی کشورهای عربی در بحران خاورمیانه، برای سرپوش‌گذاشتن شکست‌ها، نام بین‌المللی خلیج فارس را به خلیج و بعد از سکوت ایران در برابر این اقدام، به خلیج عربی تغییر دادند.آن زمان جامعه به این موضوع حساسیتی نشان نمی‌داد و حتی رسانه‌های داخلی حاضر نمی‌شدند مقاله‌هایم را چاپ کنند؛ اما من می‌دانستم که این موضوع، یک تغییر نام ساده نیست و تحریفِ عنوان اصیلی است که قدمت آن، به قرن‌ها پیش برمی‌گردد و می‌دانستم این تحریف، در درازمدت چه پیامدهایی برای کشور عزیز و هویت ایرانی ما می‌تواند داشته باشد.».

 

خودم نام خلیج فارس را در شاهنامه پیدا کردم

«آن سال‌ها که درس «حکومت در خاورمیانه» را تدریس می‌کردم، بخشی از کلاس، به همین موضوع خلیج‌فارس اختصاص داشت. می‌خواستم ذهن دانشجو را آگاه و روشن کنم. حتی تحقیقی به دانشجویان دادم که نام 

خلیج فارس را در شاهنامۀ فردوسی بیابند، اما هیچ دانشجویی به طور جدی دنبال آن نرفت. کاری که خودم انجام دادم و سرانجام فهمیدم که فردوسی بزرگ هم، در چندین مورد از اشعارش، عظمت دریانوردی ایرانیان را یادآور شده؛ به صراحت، نام خلیج فارس را آورده و اروندرود را توصیف کرده است؛ ازجمله وصف عبور اعراب از اروندرود به سوی ایران در جنگ قادسیه، حملۀ نهاوند، حملۀ فریدون به کاخ ضحاک و جنگ مشترک ایرانی‌ها و یمنی‌ها برای نجات یمن از چنگ حبشی‌ها.به شهر کجاران به دریای پارس/ چه گوید زبالا و پهنای پارس. یا آنجا که می‌گوید سپه را ز دریا به هامون کشید/ زهامون سوی آفریدون کشید».

DrAjamPersianGulf1386

داخل هر نقشه وکتابی به دنبال مدرک می‌گشتم

«تحقیقاتم ادامه داشت. داخل هر نقشه و کتابی از کهن و معاصر، به دنبال اثر و مدرک جدیدی بودم تا به همگان بیش از پیش بفهمانم که اینجا

خلیج فارس است نه جای دیگر؛ و نباید اجازه بدهیم کسی هویتمان را تحریف کند. شاید عده‌ای بر این موضوع، خرده بگیرند که چرا ما نیز، متعصبانه برخورد می‌کنیم؛ پاسخم این است که در کنوانسیون‌ها و معاهدات بین‌المللی، نژادپرستی نهی شده، از طرف دیگر در کنوانسیون‌های بی‌شماری که بر اساس آن یونسکو و سازمان یکسان‌سازی اسامی جغرافیایی سازمان ملل، شکل گرفته، حفظ و حراست از ارزش‌ها و میراث فرهنگی و تاریخی اقوام مورد تأکید قرار گرفته است، پس تلاش برای حفظ این نام که خط قرمز هویتی ماست، منطبق بر عقل و خردجمعی و حقوق بین‌الملل است و بیش از ۶۰ اثر، از سفرنامۀ ابن‌بطوطه گرفته تا کتاب مخطوطات که ثبت یونسکو شده، به صراحت نام خلیج فارس را درج کرده‌اند.».

 

دریای پارسی، ۸۰هزار بیننده داشت

«اولین مقاله‌ها دربارۀ تحریف نام خلیج فارس به قلم من است. وبلاگم در سال۸۱ به نام دریای پارسی، ۸۰هزار بیننده داشت و درواقع سال‌ها تلاش، سرانجام به ثمر نشست. همان سال، قدم اول و اساسی در کشورمان برداشته شد. تا پیش از آن رسانه‌ها از این موضوع استقبال نمی‌کردند. در آن سال در سمینار ملی ژئوماتیک راهکارهای پیشنهادی برای دفاع از این موضوع ارائه شد. در دومین سمینار که یک سال بعد برگزار شد، در مقاله‌ای مبسوط، بر چه باید کرد، تأکید کردم. در یکی از راهکارهای پیشنهادی، ضرورت یک روز ملی برای خلیج فارس عنوان شد که مورد استقبال حضار قرار گرفت، مقالۀ برتر آن سمینار شد و از سوی رئیس سازمان نقشه‌برداری و معاون رئیس جمهور و مسئولان سازمان جغرافیایی ارتش و اعضای کمیتۀ یکسان‌سازیِ نام‌های جغرافیایی، جایزۀ ویژه گرفت؛ همچنین به‌صورت آنلاین در وب‌سایت‌های مختلف و روزنامه‌ها و مجلات داخلی چاپ شد.».

روزنامه شهر آرا محمد عجم

مردم علیه مجله نشنال‌ژئوگرافی اعتراض کردند

«در اردیبهشت سال۱۳۸۳ در سمینار بین‌المللی کارتوگرافی دانشگاه تهران، مجددا در مقاله‌ای راهکارهای دفاع از نام خلیج فارس بیان شد و زنده‌یاد دکتر حسن گنجی، در آن سمینار مشوق طرح شدند که این طرح، در شهریور۸۳ با هزینۀ شخصی، در قالب کتاب چاپ و به صورت رایگان در میان سازمان‌های دولتی و مراکز مطالعاتی از جمله مرکز مطالعات مجمع تشخیص مصلحت نظام و کتابخانه‌ها و نمایندگان مجلس شورای اسلامی توزیع شد؛ اما باوجوداین، تحرک خاصی از سوی نهادهای تصمیم‌گیرنده صورت نگرفت؛ تا اینکه موضوع جعل نام، در اطلس مشهور نشنال‌ژئوگرافی روی داد و موجب خشم مردم و ۱۲۴هزار ایرانی داخل و خارج از کشور شد. سه ماه بعد از اعتراض ما، این مؤسسۀ معتبر رسماً از ملت ایران پوزش خواست و نام خلیج فارس را به اطلس آنلاین خود برگرداند.پس از این تحولات، یکی از اقدامات دولت وقت، برای پاسداری از میراث فرهنگی و معنوی خلیج‌فارس، موافقت رسمی با اضافه‌شدن روز ملی خلیج فارس، در دهم اردیبهشت به تقویم رسمی کشور بود که پس از پیشنهاد من و همکارانم، نهادهای تصمیم‌گیر و شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز دهم اردیبهشت را که روز حاکمیت کامل ایران بر خلیج فارس و بیرون راندن پرتغالی‌هاست، به نام خلیج فارس نام‌گذاری کردند. این را هم عنوان کنم که لایحه و گزارش توجیهی این پیشنهاد را خودم برای شورای عالی خلیج فارس و شورای عالی انقلاب فرهنگی نوشتم تا برای تصویب مخالفتی نشود.».

 

102728.jpg

 

دوست دارم اسپانسری پیدا شده و کتاب‌هایم را ترجمه کند

«اما ای کاش این نام فقط در حد نام‌گذاری یک روز در تقویم یا نام‌گذاری مدرسه و خیابان و بزرگ‌راه باقی نماند. سال ۸۳ تا ۸۸ روز ملی خلیج فارس فقط در حد یک نام باقی ماند. سال ۸۸ کتاب دومم، اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان، همراه با نقشه‌های مصور و کمیاب چاپ شد و از آن‌زمان به بعد، بیشتر در رسانه‌ها و مجامع عمومی به این موضوع حساسیت نشان داده شد. اما باید بگویم که متأسفانه هنوز هم این میزان حساسیت، کافی نیست. بارها خواستم که اسپانسری پیدا شده و کتاب‌هایم را ترجمه کند؛ کاری که در خارج از کشور، به‌راحتی اتفاق می‌افتد، اما تنها اتفاقی که تابه‌حال برای آثارم افتاده، این بوده که سال ۸۹ عنوان برتر جشنوارۀ یازدهم ملی پژوهشگران برتر را به من، به عنوان نویسنده‌اش دادند یا تقدیرنامه‌های متعددی که از رئیس سازمان نقشه‌برداری و کمیتۀ یکسان‌سازی نام‌های جغرافیایی و وزیر امور خارجه وقت گرفته‌ام.».

1392iponpix 349

پسرانم دربارۀ خلیج‌فارس، وبلاگ‌نویسی می‌کردند

«دو پسر و حتی همسرم، از همان آغاز مطالعات جدی من نسبت به این قضیه حساسیت پیدا کردند، اما دخترم که کم سن و سال است، در این ماجرا نبود. وقتی علی سوم راهنمایی و آرش سوم ابتدایی بود، تشویقشان کردم وبلاگ بنویسند و آن‌ها نیز همۀ دوستانشان را تشویق می‌کردند که اگر نهادی، موضوع خلیج فارس را به رأی‌گیری می‌گذارد، حتماً شرکت کنند و بی‌تفاوت نباشند. گاهی تا نیمه‌های شب، کار پسرانم این بود که اطلاعات من را با نظارت خودم در وبلاگ می‌گذاشتند و در حال حاضر، همچنان به مباحث ایران و فرهنگ ایرانی، علاقۀ زیادی دارند. از طرفی خانواده‌ام به خاطر مسافرت‌های متعددی که به کشورهای خارجی عربی و اروپایی و آمریکایی داشته‌ام، دغدغه‌ام را درک کرده و انصافاً به خاطر همراهی‌های آنان بوده که من توانسته‌ام با آسودگی خاطر درس بخوانم و پژوهش کنم و مدرک و مستند جمع‌آوری کنم.».

بحر فارس

می‌توان کال چهل‌بازه را تبدیل به سی‌وسه پل کرد

«مشهد زیبایی‌های زیادی دارد. نماد مذهبی آن، امام هشتم(ع)، نماد ملی آن فردوسی و نماد اسطوره‌ای‌اش نادر شاه افشار است. دوستانم که از کشورهای اروپایی و آسیایی به ایران و بخصوص مشهد سفر می‌کنند، زیبایی‌های این شهر را تحسین می‌کنند، البته اینجا می‌تواند خیلی بهتر هم شود، مثلا همین کال چهل‌بازۀ قاسم‌آباد (که من نام گلستان را برای آن پیشنهاد می‌کنم)را می‌توان به زیبایی سی و سه پل اصفهان درآورد، برای تبخیرنشدن آب آن، از پلاستیک نامرئی استفاده کرد و آن را به بولوار دانشجو وصل و تبدیل به فرصتی گردشگری کرد.از طرفی نام‌های برخی خیابان‌های مشهد تکراری است. چه خوب است برای خیابان‌های شهرمان نام‌های اصیل و خوبی انتخاب کنیم.».

 

پژوهش را بیشتر از تدریس دوست دارم

پنج سال بیشتر معلم نبوده‌ام. چیزی که معلم را سر ذوق می‌آورد، خود دانشجویان هستند، اما متأسفانه در فضای دانشگاهی ما دانشجویان، بی‌انگیزه و بی‌میل و رغبت هستند، به همین خاطر پژوهش را بیشتر دوست دارم و ترجیح می‌دهم همیشه پژوهشگر بمانم؛ البته شاید دوباره در زمانی دیگر، در کنار پژوهش، معلمی را هم ادامه دهم.».

 

زیبایی‌های مشهد را نمی‌بینیم

امسال برنامه‌های متعددی را به بهانه روز خلیج فارس مطرح کرده‌ام، مثلا پیشنهاد سمینار خلیج فارس را به دانشگاه فردوسی داده‌ام که آن‌ها هم اعلام آمادگی کردند، اما این اعلام آمادگی کافی نیست و باید هزینه شود.از سوی دیگر مشهد۲۰۱۷ هم اتفاق خوب و خوشایند شهر ماست. برای این برنامه هم پیشنهاد ساخت مستندی را دادم که زیبایی‌های مشهد از جمله پاکیزگی آن و پارک‌هایش به تصویر کشیده شود؛ زیبایی‌هایی که به خاطر نبود خودباوری کافی، آن‌ها را ندیده یا کمرنگ می‌بینیم. من تجربۀ سفر به کشورهای متعدد خارجی را دارم و با آگاهی کامل می‌گویم مشهد شهری زیبا و درخور توجه است.»

http://shahraraonline.com/news/73526

علل و روند تحریف نام خلیج فارس

 

علل و روند تحریف نام خلیج فارس

نگارش در اردیبهشت ۶, ۱۳۹۶ – ۶:۰۶ ق.ظ

علل و روند تحریف نام خلیج فارس

دکترمحمد عجم

کارشناس مسائل خلیج فارس

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

کشورهای عربی قرون متمادی زیر سلطه استعمارگران بودند و وقتی هم از زیر سلطه استعمار عثمانی و استعمار غرب آزاد شدند با کثرت دولتها و مرزهای مصنوعی و پدیده رژیم اسرائیل روبرو شدند، اعراب هویت عربی خود را از قبل بیشتر در خطر می دیدند لذا برای ارضای هوسهای عربیت و ناسیونالیزم عربی در دوره عبدالناصر هوس تغییر نامخلیج فارس بعد از بیشتر از دو هزار سال ایجاد شد.

واژگان کلیدی: علل و روند تحریف نام خلیج فارس، نگاه های، بازیگران منطقه ای ، جهانی ، خلیج فارس

 اتحادیه عرب از سال ۱۹۶۴، نام خلیج فارس را رسما کنار گذاشته و به رسانه ها توصیه کرده است که نام خلیج عربی را  به کار ببرند. از همان زمان هم تلاش هایی صورت می گرفت که این نام جدید جعلی را در خارج از جغرافیای عربی نیز جا بیندازند. اما در آن دوره رسانه های عربی برد چندانی نداشتند و خیلی موفق نبودند در بیرون از جهان عرب این واژه رایج نشد و کاربردی نیافت . اما بدترین دوره در رابطه با تغییر نام خلیج فارس، دهه ۱۳۷۰ بود که در این سال ها شبکه های متعدد ماهواره ای عربی رایج شد که به زبان های غیر عربی هم برنامه پخش میکردند. این شبکه ها مخاطبانی در سرتاسر جهان داشتند و در زبان های غیر عربی نام جعلی را به کار می بردند. کمی بعد شبکه های اینترنتی هم از راه رسید ، کشورهای عربی در رسانه های مختلف خود از این واژه نوساخته  استفاده می کردند. در نتیجه وقتی مطبوعات کشورهای غیر عربی هم از آن استفاده می کردند، همان واژه را بدون اصلاح در روزنامه ها و مجلات غرب بکار می بردند. خصوصا الاهرام و روزنامه های مشهور دیگر عربی که نسخه آنلاین  انگلیسی داشتند در جعل این نام به زبان های دیگر خیلی تاثیر گذار بودند. شبکه های معروف جهانی مانند” بی. بی. سی و ” سی. ان. ان” وقتی با کارشناس عربی حوزه خلیج فارس در مورد مسائل خلیج فارس و جنگ و درگیری ها و مانورهایی که انجام می شد، مصاحبه می کردند، این مانورها پخش می شد و از  واژه تازه جعل شده  استفاده می کردند. در این بین روزنامه های عربی حتی روزنامه الاهرام  در سال ۸۰ مقاله ای نوشت تحت این عنوان که “چگونه خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل شد” و در آن توضیح داد که روند بسیار موفقیت آمیز! این تغییر نام در کشورهای عربی و دیگران چه بوده است. در همان زمان پاسخی را تهیه کردم که برای بسیاری از مقامات فرستادم به مقامات مربوطه  هشدار داده شد که خلیج فارس واقعا در جهان عرب به خلیج عربی تبدیل شده و اگر بی تفاوتی ما ادامه پیدا کند در سایر کشورها هم همینگونه خواهد شد،  و با توجه به روند فعلی باید منتظر باشیم که این نام در زبان انگلیسی و زبان های غیر عربی هم تغییر کند(.همشهری ۱۶ تا ۲۷ مهر ۱۳۸۱)

روند جعل نام خلیج فارس حتی در مطبوعات غربی به گونه ای بود که  احساس خطری را در مردم به ویژه در بین اساتید دانشگاه به وجود آورد و دانشگاهیانی که در داخل و خارج از کشور بودند به این باور رسیدند که به مرور نام جدید برای خلیج فارس در زبان انگلیسی هم رایج خواهد شد. از حرکات پراکنده  فردی تشکلی شکل گرفت به نام “پرشین گلف آنلاین” که در آن تمام اعضا به صورت آنلاین در سراسر جهان در تالار چت، تبادل اطلاعات و  گفتگو می کردند و این وظیفه را برای خود در نظر گرفتند که با تحریف گران غربی مکاتبه و روشنگری کنند و سابقه تاریخی نام خلیج فارس را برای تحریف گران یادآوری نمایند.  متن دفاعیه ای  مستند به پیشینه کهن نام خلیج فارس  تهیه شد و این که این نام در همه زمان ها ، مکان ها و زبان ها همواره خلیج فارس و معادلهای آن بوده است و کشورهای عربی به تازگی به دلایل سیاسی، نام جدیدی را خلق کرده اند  و اشاره ای هم به دستورالعمل های سازمان ملل و قرار دادهای بین المللی و رویه کشورها و بخصوص عرب زبان ها در طول تاریخ می شد و از تحریف گران خواسته می شد که عرف رایج بین المللی را رعایت کنند. هزاران نامه و  ایمیل به رسانه ها و تحریف گران ارسال شد که بسیار موفقیت آمیز بود در گروه آکادمیکی که جمع شده بودیم پیشنهاداتی مبنی بر این مطرح شد که از دولت جمهوری اسلامی ایران بخواهیم که یک سری اقدامات عملی انجام دهد. زیرا به عنوان دانشگاهی و مطبوعاتی عملا کار چندانی نمی توان انجام داد. در آن جا بود که پیشنهاد روز ملی خلیج فارس  طرح گردید عده ای معتقد بودند که دولت این کار را نخواهد کرد، برخی دیگر معتقد بودند که دولت با توجه به این که می داند این جعل و تحریف چه پیامدهایی خواهد داشت، حتما همراهی و اقدام خواهد کرد. به هر حال، دولتها و  موسسات عربی و  هزینه های بسیار سنگینی پرداخت می کردند که موسسات جغرافیایی دنیا نام خلیج عربی را در کنار نام اصلی خلیج فارس داخل پرانتز بگذارند و اطلس های زیادی منتشر شد که در کنار خلیج فارس، نام خلیج عربی را هم اضافه می کردند. در کشورهای عربی خیابان ها و موسسات و مکان هایی را بنام خلیج عربی نام گذاری کردند و نام خلیج فارس را از بسیاری از کتب و مراجع قدیمی حذف کردند و حتی مجازات برای کاربرد آن اعمال کردند.  حداقل قبل از داستان نشنال جغرافی ۸ اطلس مشهور دیگر این جعل را انجام داده بودند تا این که این روند آبان ۱۳۸۳  به نشنال جغرافی هم رسید و نشنال جغرافی، بعد از نزدیک به حدود  ۱۲۰ سال از انتشارش، این نام جدید را کنار نام همیشگی خلیج فارس اضافه کرد و در این جا بود که موج عظیمی از همبستگی میان ایرانی ها ایجاد شد و یک طومار اینترنتی معروف ۱۲۴ هزار امضایی تهیه شد و از آن جا بود که خوشبختانه روند شکل دیگری به خود گرفت رسانه های داخلی کشور همراه شدند و آن قدر بازتاب یافت که همه روزنامه نگاران و موسسات داخلی و خارجی متوجه شدند که باید مطالعه کنند و ببینند که حق با کیست؟

در واقع عربها و حتی غربی ها  و حتی بسیاری از ایرانی هم تصور می کردند  که نامخلیج فارس و خلیج عربی، هر دو در طول تاریخ رایج بوده است و ایرانیان به این خلیج فارس می گفتند و عرب ها، عربی. ولی خوشبختانه این موج اعتراضی باعث بیداری شد و مطالب بسیار زیادی منتشر و رسانه ای شد  و برای پژوهشگران و خیلی ها مشخص شد که  نام خلیج فارس در همه زبان ها بطور مستمر و لاینقطع و یگانه مورد استفاده بوده است. در همه زبان ها، خصوصا زبان عربی، خلیج فارس به کار می رفته است. تا سال ۱۹۵۸، اصلا هیچ نوشته عربی و یا سند عربی وجود ندارد که به جای خلیج فارس از خلیج عربی استفاده کرده باشد. و بسیاری از شخصیتهای علمی و پژوهشگر عربی به این حقانیت اعتراف کردند که قدم بزرگی بود. حتی یکی از نویسندگان عرب ضمن اعتراف به کاربرد مستمر تاریخی خلیج فارس  به شوخی نوشته بود متوجه شدیم که نام خلیج فارس از عهد دایناسورها رایج بوده است؟ نویسندگان بسیار زیادی در جهان عرب دهان به اعتراف گشودند و مطلب نوشتند و اعتراف کردند که هیچگاه نام خلیج عربی تا قبل از دوره جمال عبدالناصر برای این دریا بکار نرفته از جمله آنها می توان به افراد مشهوری مانند:  مفتی سنی مذهب یوسف قرضاوی در تلویزیون الجزیره برنامه شاهد علی العصر،  پروفسور عبدالهادی التازی، احمد الصراف، محمد عابد الجابری، عبدالله بن کران (نخست وزیر ۲۰۱۱–۲۰۱۷ مراکش)، عبدالمنعم سعید، عبدالخالق الجنبی، سرلشکر مجدی عمر و تنی چند از نویسندگان مشهور عرب و چند تن از رهبران دینی سنی در مورد اصالت نام خلیج فارس اشاره کرد.

ثبت  روز ملی خلیج فارس  به عنوان میراث معنوی

گفتنی است که روز ملی خلیج فارس پس از تصویب در شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۴ در اواخر دوره محمد خاتمی،  پس از  ۴ سال بی توجهی،   دولت احمدی نژاد متوجه اهمیت ان شد و  توسط سازمان میراث فرهنگی در سال ۱۳۸۸ این روز  به عنوان میراث معنوی ثبت ملی نیز شد .

آیا ثبت خلیج فارس در یونسکو شدنی است

نام خلیج فارس به عنوان میراث معنوی در سازمان میراث فرهنگی ایران ثبت شده است  و  اگر به عنوان یک سوژه فرهنگی  و میراث معنوی بخواهیم خلیج فارس رادر یونسکو مطرح کنیم ، این کار شدنی است اما اگر ثبت خلیج فارس بار سیاسی داشته باشد ، به یونسکو مربوط نمی شود .

اینکه به عنوان میراث ملموس و یا میراث معنوی نام خلیج فارس ثبت شود  یک پروژه مطالعاتی عمیقی می خواهد اما بعضی از نقشه ها و کتیبه های  خلیج فارس را قطعا به راحتی می توان در میراث معنوی جهانی ثبت کرد بطوریکه همین الان یک کتاب مصری بنام مخطوطات ثبت میراث جهانی است که در آن نقشه خلیج فارس  ترسیم شده است.

خلیج فارس گاهواره تمدن جهان و به نوعی خاستگاه بشر است و دریانوردی از آنجا آغاز شده ،  یعنی خلیج فارس را با استفاده از فارس در یونسکو ، این شدنی است که ما بگوییم که این محدوده جغرافیایی با این نام ، جایگاه فرهنگی برجسته ای دارد و خاستگاه خدمات فرهنگی برای بشریت بوده است . به علاوه ما یک یک شاخصه فرهنی این منطقه را ثبت می کنیم که بستر آن یک شخصیت حقوقی است و دیگر یک منطقه صرف طبیعی نیست .  یونسکو با مسائل فرهنگی در ارتباط است و محور مسائل آن صلح و آموزش ، فرهنگ ، گردشگری و عرفان است . بر این اساس همان طور که در جهان برخی مسائل بستر ساز جنگ هستند ، برخی مناطق نیز بسترساز صلح ، آرامش و فرهیختگی اند ، از جمله خلیج فارس .

در یونسکو فقط ثبتهای تاریخی و فرهنگی را داریم اما کارهایی که جنبه سیاسی داشته باشد سازمان ملل آنها را تحت عنوان پروتکلهایی از انواع مختلف ثبت می کند . پروتکلهایی برای دریاها ، آبهای آزاد و آبهای مشترک وجود دارند و کنوانسیونی نیز به نام حقوق دریایی وجود دارد و در این حقوق دریایی نام خلیج فارس را می نویسد /

اطلاعات بیشتر: http://ammi.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C/%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DA%A9%D9%88/#ixzz4gZ0g9QyF

http://donya-e-eqtesad.com/news/1098777

http://www.sayeh-news.com/fa/Main/Detail/46037/این-نام-ماندگار،-تحریف‌شدنی-نیست

بحران سیاسی و فرهنگی، مهمترین علل تلاش عرب‌ها برای تغییر نام خلیج فارس / این خلیج منطقه‌ای استراتژیک و ژئو اکونومیک است

روز ملی خلیج فارس

روزنامه دنیای اقتصاد – شماره ۴۰۳۲ تاریخ چاپ:۱۳۹۶/۰۲/۱۰ بازدید:۲۳۹بار کد خبر: DEN-1098777

روز ملی خلیج فارس

قدیمی‌ترین نقشه خلیج فارس

دهم اردیبهشت از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی و دولت ایران به‌عنوان روز ملی خلیج فارس نام‌گذاری شده است. شاه عباس صفوی با کمک انگلیسی‌ها در این روز در سال ۱۶۲۲ میلادی توانست هرمز را از چنگ پرتغالی‌ها درآورد. از این رو نام‌گذاری این روز در واقع به نوعی تاکید بر پیروزی ایرانی‌ها علیه مهاجمان در خلیج‌فارس است.

 

در آوریل سال ۱۶۲۲ سپاه ایران به رهبری امام قلی خان جزیره هرمز را از بزرگ‌ترین امپراتور قرن باز پس گرفت و جایگاه خود را در جهان در فهرست ابرقدرت‌های قرن شانزدهم ثبت کرد. انگلیسی‌ها نیز ۴ کشتی خود را با خدمه فنی در اختیار ارتش امام قلی خان گذاشتند. آلبوکرک (پرتغالی) اعتقاد داشت هرکشوری که سه نقطه مالاگا، عدن و هرمز را در اختیار داشته باشد بر تجارت دنیا حاکم خواهد بود. اهمیت هرمز آنقدر بود که استعمارگران انگلیسی را نیز به طمع انداخته بود. به‌دلیل شکایت‌های ایرانیان گمبرون از جسارت و تجاوزات پرتغالی‌ها، سپاه ایران قصد تنبیه پرتغالی‌ها در خلیج فارس را کرد و نه تنها جزیره هرمز را آزاد کرد، بلکه پرتغالی‌ها مجبور شدند تا مومباسا درکنیا عقب‌نشینی کنند و این شکست، شکست‌های پی‌در‌پی پرتغال در شرق آفریقا را به دنبال داشت و با حمایت ایران، امام مسقط موفق شد قلعه عظیم مومباسا را در جنگ خونینی که به جنگ صلیبی مومباسا معروف است تصرف کند. ایران تا سال ۱۸۲۰ پرچمدار تمام خلیج فارس و دریای عمان و بحر فارس (مکران) شد. انگلیسی‌ها از شکست پرتغال خرسند بودند و به قدرت ایران اعتراف داشتند و ایران را تنها رقیب قدرتمند عثمانی‌ها می‌دانستند. انگلیس در عهدنامه مجمل ۱۸۰۹ و عهدنامه مفصل ۱۸۱۲ حاکمیت ایران را بر کل خلیج‌فارس به رسمیت شناخت، در حالی‌ که انگلیس خود به‌عنوان ابرقدرت جهان ظهور می‌کرد.

دکتر محمد عجم، که در زمینه مطالعات مربوط به تاریخ خلیج فارس صاحب نظر است در مقاله‌ای نوشته است: در مـتون تمامی قراردادهای چند قرن گذشته که بین دولت‌های عربی منطقه یا بین کشورهای اروپایی و کشـورهای مـنطقه مـنعقد شـده اسـت هر جا نامی از پهنه آبی جنوب ایران به میان آمده است با نام خلـیج فـارس همـراه بوده است. از سال ١۵٠٧ تا ١٩۶٠ در تمامی قراردادها و معاهده‌هایی که پرتغالی‌ها، اسـپانیایی‌ها، انگلیسی‌ها، هلندی‌ها، فرانسوی‌ها،بلژیکی‌ها، روس‌ها و آلمانی‌ها با دولت ایران یا هر کشور یـا پدیده سیاسی یا امرای تحت الحمایه خود در منطقه امضا کرده‌اند، در زبان‌های مختلف واژه‌های مـترادف بـا خلـیج فارس به کار برده‌اند. حداقل در ١٠ مورد از این‌گونه قراردادها که میان کشورهایی همانند کویـت، عربسـتان، عثمانـی، عمـان و امـارات متصالحه منعقد شده هم به زبان عربی و هم انگلیسی خلیج فارس به کار رفته است.

بازنشر / پیشنهاد دهنده ثبت روز ملی خلیج فارس:

پیشنهاد دهنده ثبت روز ملی خلیج فارس گفت: کشور های عربی حاشیه خلیج فارس بعد از تشکیل رژیم صهیونیستی دچار بحران هویت سیاسی و فرهنگی شده اند و در این راستا به ترویج اسامی عربی احساس نیاز نمودند و به تغییر نام خلیج فارس روی آورده اند.

به گزارش ندای گناباد،  محمد عجم پیشنهاد دهنده ثبت روز ملی خلیج فارس و پیشرو در مسائل خلیج فارس و پژوهشگر که بخش بزرگی از پژوهش های وی به موضوعات خلیج فارس و دعاوی حقوقی ایران در مورد جزایر سه گانه و بحث امنیت خلیج فارس می باشد که در مصاحبه خبرنگار ما با وی به مناسبت روز ملی خلیج فارس به برخی از فعالیت های وی در این خصوص اشاره شده است.

 

این نخبه گنابادی عضو عیئت علمی دانشگاه، نویسنده، مترجم، روزنامه نگار و زبان شناس متولد سال ۱۳۴۳  زیبد گناباد است. وی در دو رشته اتومکانیک و اقتصاد اجتماعی همزمان دیپلم گرفته و و در رشته علوم سیاسی و معارف اسلامی در دانشگاه ادامه تحصیل داد. عجم در رشته حقوق بین الملل از موسسه حقوق بین الملل نیز مدرکی معادل فوق لیسانس حقوق بین الملل (داوری) گرفته و سپس از دانشگاه «کازابلانکای مراکش» دکترای حقوق بین الملل را اخذ نموده است.

چه عواملی سبب شد که حضرتعالی پیشنهاد دهنده روز ملی خلیج فارس باشید؟

همانند سایر هم وطنان روی کاربرد گسترده خلیج عربی در رسانه های عرب زبان و سپس رسانه های انگلیسی زبان حساس و برای هویت ایرانی احساس خطر کردم و احساس وظیفه نسبت به فرهنگ کشور و اطلاع  رسانی به افکار عمومی نمودم همچنین برخی افراد نه فقط  در جهان عرب بلکه بطور سازمان یافته حتی در داخل کشور نیز در صدد تخریب هویت تمدن ایرانی بودند.

 

در آن زمان بجز یک جمع اندکی از فرهیختگان، مردم و حتی مقامات کشوری راجع به این موضوع اصلا حساس نبودند زیرا موضوعات اولویت دار متعدد و بی شمار دیگری از نظر آنها وجود داشت و بنده با وبلاگ های اینترنتی نسبت به عدم توجه برخی از مقامات به موضوع خلیج فارس، به این اقدام کشورهای عربی واکنش جدی نشان دادم.

 

تهیه گزارش هشدار آمیزی از روند فزاینده جعل نام خلیج فارس در رسانه های عربی و انگلیسی و ارسال آن به مقامات ذی صلاح و سپس انتشار این گزارش به صورت مقاله در روزنامه همشهری و سایت آنلاین آن و شرکت در همایش های متعدد در خصوص خلیج فارس، بخشی از مهمترین فعالیت های بنده به عنوان عضو کمیته یکسان سازی نام های جغرافیایی و کمیته خلیج فارس بود که این فعالیت ها از سال ۱۳۸۰ شروع و در نهایتاً در سال ۱۳۸۳ به تصویب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور در آمد.

 

چرا ۱۰ اردیبهشت به روز ملی خلیج فارس نام گذاری شد؟

پس از تحولات مربوط به رویدا جعل سازی در موسسه مشهور نشنال جغرافی، در خصوص ضرورت پاسداری از هویت تاریخی و تعیین روز خلیج فارس، اتحاد و یکپارچگی  بوجود آمد اما در خصوص روز اختلاف بود لکن روز  اخراج پرتغالی ها ( ۱۰ اردیبهشت ) با توجه به همه جوانب امر کمترین مخالف را داشت لذا این روز مورد تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت.

 

علت تلاش کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با پشتوانه کشورهای غربی برای تغییر نام خلیج فارس چیست؟ آیا اظهارات ان ها مبنی بر اینکه نام این خلیج در ابتدا خلیج عرب بوده با مستندات تاریخی تطابق دارد؟

واژه خلیج عربی در زبان عربی اولین بار در سال ۱۹۵۸ بکار رفت و قبل از آن همه مکتوبات عربی واژه بحر فارس و خلیج فارس نوشته اند لکن کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بعد از تشکیل رژیم صهیونیستی دچار بحران هویت سیاسی و فرهنگی شده اند و در این کشورها از عرب و فرهنگ عربیت خبری نیست و اکثر جمعیت آنجا به تعبیر خود عرب ها “اجانب غیر عرب” هستند لذا باید برای جبران آن اقدامی انجام می دادند و در این راستا به ترویج اسامی عربی احساس نیاز نمودند و به تغییر نام خلیج فارس روی آوردند و این اقدام کشورهای عربی درصورتی رخ داده است که همه آنها اعتراف دارند که  نام همیشگی این دریا، خلیج فارس و معادل های آن بوده است.

 

به نظر حضرتعالی نقش خلیج فارس چه میزان برای کشور مهم و استراتژیک است که یک روز در تقویم کشور به این عنوان نام گذاری شده است؟

خلیج فارس منطقه ای استراتژیک و ژئو اکونومیک است یعنی دارای اهمیت نظامی، راهبردی، اقتصادی و فرهنگی نه تنها برای ایران بلکه برای بسیاری از کشورهای جهان می باشد و امنیت خلیج فارس امروزه شاید به همان اندازه ی که برای ایران مهم است  برای کشورهایی مانند هند و چین مهم است چراکه  بیشتر جمعیت کشورهای تازه تاسیس عربی خلیج فارس مانند قطر،بحرین و امارات؛ هندی هستند و این هندی ها سالانه ۶۰ میلیارد دلار درآمد برای هند کسب می کنند.

 

شما در زمینه خلیج فارس تاکنون چه مطالعاتی داشته اید؟

در تمام مسائل و موضوعات خلیج فارس اعم از تاریخی و فرهنگی و یا نظام های حکومتی و سیاست خارجی کشورهای عربی، مقالات متعددی به زبان انگلیسی، عربی و فارسی نوشته ام. علاوه بر این با توجه به اینکه یکی از حوزه های مطالعاتی من تمدن اسلام و عرب هست در همین زمینه وب سایت تخصصی دریای پارس را دارم و البته با مراکز مطالعاتی خلیج فارس هم همکاری مشورتی و حقوقی دارم و بخاطر اهمیت پاسداری از نام خلیج فارس کتاب «اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان» را منتشر کردم ولی در سایر موضوعات فعلا به نوشتن مقاله و یادداشت سیاسی در شبکه های خبری و شرکت در سمینارها اکتفا کرده ام.

انتهای پیام/

تاریخ انتشار مطلب:۱۳۹۶/۰۲/۱۰ – ۹:۳۸