Category: اجتماعی

.

.

.

..

شب فرهنگی گناباد در مشهد برگزار شد

مشهد؛

%da%a9%d9%81-%d8%b2%d9%86%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%af-%da%af%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%af

 
برگزاری شب فرهنگی گنابادبه گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان ازمشهد، احمد لطفی افزود: هدف از برگزاری شب فرهنگی گناباد ارتباط بین گنابادی های مقیم و غیر مقیم و تدوین بانک اطلاعاتی گنابادی های غیر مقیم است.
وی گفت: معرفی قابلیت های فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به همشهریان مقیم مشهد  بویژه نسل های دو و سه ، معرفی  محصولات  محلی در سال اقتصاد مقاومتی ، اقدام و عمل با توجه به خودکفایی گنابادی ها، توسعه محصولات محلی با مصرف محصولات بومی و رونق کسب و کار محلی از دیگر اهداف برگزاری شب فرهنگی گناباد است.
عضو خانه گناباد تصریح کرد: به دنبال این هستیم تا فرهنگ غذای سنتی را در بین نسل های جوان گنابادی تبیین کنیم.
لطفی افزود: در ماه محرم نیز خانه گناباد همایش بزرگ گنابادی های سراسر کشور را در گناباد برگزار کرد و در این راستا شب فرهنگی گناباد ویژه خانواده های گنابادی مقیم مشهد برگزار می شود .
وی گفت: آیین های مقامی، شاهنامه خوانی، کف زنی، مسابقه، شعر خوانی، غرفه محصولات و صنایع دستی، حافظ خوانی همراه با پذیرایی شب یلدا از جمله برنامه های شب فرهنگی گناباد است.
گفتنی است شب فرهنگی گناباد پنجشنبه ۹دی ماه ساعت ۱۷:۳۰ الی ۲۱:۳۰ در بنیاد فرهنگی آریو مصلی نژاد بلوار وکیل آباد، بلوار هنرستان بین هنرستان ۱ و ۳  با برنامه های متنوع و شاد سنتی برگزار شد.

****

photo_2016-12-31_15-26-58

شب فرهنگی گناباد با حضور بیش از ۵ هزار گنابادی مقیم مشهد شب گذشته ۹ دی ماه در محل فرهنگسرای آریو مصلی نژاد برگزار شد.

مهندس بنایی نماینده گناباد در مجلس شورای اسلامی در همایش بزرگ شب فرهنگی گناباد که با حضور بیش از  دو هزار نفر از گنابادی های مقیم مشهد در محل فرهنگسرای مصلی نژاد این شهر برگزار شد،برخی اقدامات خود برای پیگیری کارها را شرح داد.

فرماندار گناباد در این مراسم با بیان اینکه این روزها هوای گناباد خوب نیست و حدود دو دهه است که بارندگی در گناباد کاهش یافته، گفت: این مسئله مشکلات زیادی را برای مردم منطقه ایجاد کرده و همچنین خشکسالی های پی در پی یکی از عوامل مهاجرت مردم به سایر شهرها است.
محمدعلی نبی‌پورفرماندار گفت:  شهرستان گناباد با قدمتی که در طول تاریخ داشته، از نظر جایگاه و تقسیمات کشوری یکی از مهمترین شهرستان‌های خراسان رضوی به شمار می‌آید.
وی ادامه داد: از ۷۰ سال پیش که گناباد یکی از هفت شهرستان خراسان بزرگ تعریف می‎شده، تا به امروز، هشت شهرستان از گناباد منتفع شده و در حال حاضر نیز این شهرستان با دو بخش مرکزی و کاخک باز هم آن شور و نشاط خود را حفظ نموده است.
فرماندار گناباد با اشاره به اینکه این شهرستان دارای زیرساخت های زیادی است که می‌توان آن را محور توسعه قلمداد کرد، تصریح کرد: مهمترین زیرساختی که بسیار ارزشمند نیز بوده، وفاق و اتفاق نظری است که برای حرکت در مسیر توسعه شهرستان بوجود آمده و خانه گناباد نیز زیرساخت فکری این حرکت خواهد بود.
بحث گردشگری در گناباد در حال رونق گرفتن است و با توجه به پتانسیلی که در این شهرستان به‌چشم می‌خورد، قطعا در توسعه جایگاه رفیعی خواهد داشت،  همچنین در حوزه‌های صنعت، معادن و حتی در کشاورزی با توجه به خشکسالی های پی‌درپی، ایده‌های جدید بسیار حائز اهمیت خواهدبود.

به گزارش گناپا مسئول روابط عمومی خانه گناباد در گفتگو با خبرنگار ما گفت: این مراسم با هدف تجمع، آشنایی و همدلی بیشتر گنابادیهای ساکن مشهد برگزار شد.

امیر مهران پور افزود: با توجه به حضور پور شور گنابادیها مقیم مشهد در مراسم شب فرهنگی گناباد می توان گفت خوشبختانه استقبال بسیار خوبی از این مراسم صورت گرفت.

وی ادامه داد: برپایی بیش از ۲۰ غرفه محصولات گناباد، رقص چکه، شعر خوانی استاد اسفندیار فیاضی،موسیقی سنتی، مسابقه کف زنی، حافظ خوانی،شاهنامه خوانی، نمایش تقسیم آب، افسانه گویی،سخنرانی مسئولین( ابوالقاسم شفیعی عضو خانه گناباد، حمید بنایی نماینده ، محمد علی نبی پور فرماندار گناباد ، معرفی خانه گناباد دکتر پوریوسف مدیرکل بهزیستی خراسان رضوی و..) از جمله از برنامه های برگزار شده در مراسم شب فرهنگی گناباد بود. بعضی برنامه ها بدلیل کمبود وقت برگزار نشد

شب فرهنگی گناباد باحضور پرشور مردم در مشهد برگزار شد + گزارش تکمیلی

وی تاکید کرد: از اهداف بلند مدت خانه گناباد شناسایی و ایجاد وحدت و همدلی ۱۶۰ هزار نفری گنابادیهای ساکن مشهد است که امید است با ادامه برنامه های فرهنگی به این مهم برسیم.

مهران پور در پایان گفت: معرفی و نشان دادن فرهنگ گنابادی به نسل دوم و سوم از دیگر اهداف برگزاری شب فرهنگی گناباد بود.

در مراسم شب فرهنگی گناباد چه گذشت

– سرود ویژه گناباد، با عنوان پیر تاریخی که در شهر نامت آشنا است مهد بهلول گناباد پخش شد.

– مجری بارها از ایستادن حاضرین عذر خواهی کرد.

– کلیپی از قنات قصبه گناباد پخش شد، در این کلیپ کارکردن کارگران در محل قنات و شفافیت آب قنات را نشان میداد.

– اسفندیار فیاضی شاعرگنابادی با اشعار طنزش حال و هوای سالن را تغییر داد.

– گروه تسنیف هنر نمایی کردند، وی با تشویق حاضران صحنه را ترک کرد.

– استاد دلشاد، تفعلی از حافظ داشت:صلوات برای حافظ،منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن، منم که دیده نیا آلودم به بد دیدن درابتدای این تفعل حافظ بود.

– همچنین در حیاط مدرسه برخی از گنابادی ها مقیم و غیر مقیم مشهد با عرضه محصولات فرهنگی، گردشگری، بومی محلی وصنایع دستی گناباد غرفه برپا کرده بودند و اقدام به فروش این محصولات می کردند.

– زعفران و زرشک، داروهای گیاهی، مجله ی فرهنگی گناپا، در این غرفه ها عرضه شده بود.

– رقص چکه در محیط باز برای گنابادی هایی که سالهاست از شهر خود دور بودند بسیار دلنشین و جذاب بود و هر یک سعی می کرد با تلفن همراه خود از لا به لای جمعیت این صحنه های بیاد ماندنی را ثبت کند.

– در سالن همایش فرهنگسرای مصلی نژاد جایی برای نشستن نبود و حتی برخی روی زمین نشسته بودند.

گزارش تصویری شب فرهنگی گناباد

http://gonapa.ir

به گزارش ایلنا، شب فرهنگی گناباد با حضور بیش از ۳ هزار نفر گنابادی مقیم مشهد در سالن همایش‌های آریو مصلی نژاد برگزار شد.

احمد دوستدار از اعضای برگزار کننده این همایش و عضو تشکل گنابادی های غیر مقیم در خصوص این همایش گفت: این برنامه با مراسم شاهنامه خوانی، پخت آش، درست کردن غذای سنتی کف(کف زنی)، اجرای زنده موسیقی سنتی و اوسونه گویی همراه بود.

وی گفت: در کنار برگزاری این همایش نمایشگاه صنایع دستی و سوغات محلی شهرستان گناباد نیز در این محل برگزار شد .

عضو هیات مدیره خانه معدن استان خراسان رضوی، ابراز امیدواری کرد که این همایش سر آغازی برای اتحاد گنابادی های غیر مقیم برای آبادانی و اعتلای شهرستان باشد.

احمد لطفی عضو دیگر تشکل گنابادی های غیر مقیم نیز  از حضور دکتر نبی پور مقام عالی دولت در شهرستان(فرماندار گناباد)، دکتر بنایی نماینده شهرستان در مجلس شورای اسلامی، دکتر پوریوسف مدیرکل بهزیستی استان خراسان رضوی، مدیران اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری ، سایر مدیران استان و شهرستان و کلیه عزیزانی که بی ریا در برپایی این همایش ما را یاری کردند تقدیر و تشکر کرد.

photo_2016-12-31_15-20-44

وی همچنین از عدم حضور مسئولین فرهنگی شهرستان در این همایش نیز گلایه کرد و گفت مدیران فرهنگی شهرستان باید در اعتلای فرهنگ گناباد تلاش بیشتر بکنند.

در پایان مراسم اوسونه (افسانه) های قدیمی و اسطوره ای در پای کرسی ارایه شد و دکتر عجم نیز گفت گناباد یعنی خراسان واقعی یعنی اصالت و هویت یعنی شهر افسانه ها و اسطوره های کهن؛ سه رویداد بزرگ تاریخ ایران قبل از اسلام در این شهر اتفاق افتاده شکست نهایی تورانیان از سپاه ایران در جنگ ۱۲ رخ – اخرین نبرد یزدگرد سوم و استقرار بهرام  چوبین برای جنگ با شابشاه معروف ترین این رویدادهای تاریخی است. وی گفت جنگ دوازده رخ در شاهنامه در  ۲۵۱۸ بیت شعر وصف شده و سراسر پند و اندرز و سیاست و دیپلماسی است. در پایان جوایز گروه کف زنی دوازده رخ زیبد  توسط علی شکیبا رئیس آموزش و پرورش ناحیه ۶ به آنها اعطا گردید .

%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85-%da%af

%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c

 

جشن یلدا یا شب چله بر جشن های مسیحی تاثیر داشته

drajam%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85
در جشن بزرگ شب چله در دانشگاه فردوسی که با حضور سرکنسولهای مقیم مشهد برگزار شد دکتر محمدعجم طی سخنانی در این مراسم گفت:
این هفته ما سه جشن بزرگ ادیان ابراهیمی داریم و یک جشن باستانی از میراث کهن بشریت یعنی یلدا
از این مناسبت های خجسته باید برای هفته وحدت ادیان و میراث مشترک بشریت استفاده کنیم برای ترویج گفتگو و مدارا و دوری از تعصبات کور ؛ نباید در این هفته مبارک سخنی گفته شود که در جهت احترام به عقاید مومنین به ایین های مسیحی نباشد الان در سراسر جهان غرب ایین های کریسمس با شکوه تمام اجرا می شود نمادهای سرو و صلیب جزیی از این ایین ها است اما اینجا محیط علم و دانش است باید بگویم واقعیت این است که توجه یا احترام نسبت به سرو و صلیب بیشتر از سه هزار و شاید بسیار بسیار قدیمی تر باشد و راز ان را طی مقاله ای سال ۱۳۸۱ ارایه کردم البته انموقع انقدر مستندات کافی نبود اما الان در منابع انگلیسی و عربی مستنداتی کافی در تایید مطلب وجود دارد در نقش رستم ۴ صلیب عظیم کنده شده است در اثار تاریخ کهن ایران درخت سرو جایگاه ویژه دارد این نقش ها تصادفی نیست و ریشه در ایین های کهن داشته است . سرو و صلیب در ایین های کریسمس از ایین های کهن اریایی ریشه می گیرد .
اکنون  مقامات ذیربط در کشورمان در پی آن هستند تا مانند ثبت نوروز ؛ یلدا یا شب چله را نیز با همکاری کشورهای همسو با تمدن ایرانی در یونسکو ثبت نمایند.

photo_2016-11-14_11-34-29

 

 

آیین های یَلدا یا شب چِلّه و ارتباط آن با کریسمس

۹۵-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85-ajam%db%8c%d9%84%d8%af%d8%a7

 

به گزارش سایت مجله باران کویر، و خانه گناباد جشن شب چله در مجتمع فرهنگی زیبد برگزار شد.

دکتر محمد عجم چهره سرشناس فرهنگی و مطبوعاتی کشورمان در خصوص ریشه های تاریخی چله سخنانی ایراد و از جمله گفت شب چله از ایین های بسیار کهن است و به دوره ایین های اولیه ایرانی و مهر ایین یا میترایی بر می گردد روز بعد از طولانی ترین شب سال را روز خوره یا خورشید روز می گفتند که اروپایی نیز انرا ساندی به معنی روز خورشید می نامند وی گفت ایین های کریسمس و تزیین درخت سرو نیز از تاثیرات جشن های چله یا یلدا است. جشن یلدا ممکن است به واژه سریانی یلدا به عنوان تولد خورشید ربط داشته باشد و از طرفی بنظر می رسد یل + دا ” کلمه کاملا پارسی باشد. حتی صلیب نیز از نمادهای ایین مهر است و سالروز تولد عیسی مسیح که اکنون در تمام کشورهای غربی بطور باشکوهی در حال برگزاری است دو قرن بعد وارد تقویم شده و به روزی که جشن زایش خورشید یا یلدا هست ربط داده شده است. تولد عیسی مسیح بدلایل متعدد نمی توانسته است در سردترین شب های سال باشد زیرا با داستان شبان و سه ویزدام ایرانی که به زیارت نوزاد رفتند مغایرت دارد . وی در خصوص سوابق تاریخی گناباد و زیبد گفت سه بار مکان جغرافیایی زیبد و گناباد بدلیل زلزله و یا بیماری های مسری جابجا شده و سه رویداد بزرگ تاریخی ایران از جمله ۱۲ رخ در این منطقه اتفاق افتاده است.                           سالن مجتمع فرهنگی ورزشی زیبد

ajamyalda

File:YaldaZibad.jpg

 

خبرگزاری میراث  یلدا آئینی به قدمت تاریخ: محمد عجم

http://chtn.ir/

 

مشهد ۲۰۱۷ مشهد پایتخت فرهنگی جهان اسلام

برای سال ۲۰۱۷ مشهد پایتخت فرهنگی جهان اسلام است، انتخاب مشهد از جانب آیسسکو(سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی اسلامی ) به عنوان پایتخت فرهنگ اسلامی در سال ۲۰۱۷ (دی ماه ۱۳۹۵ تا دی ماه ۱۳۹۶) برگزیده شده است.

%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85-%da%af

مشهد سالانه میزبان ۲۷ میلیون زایر و گردشگر است که رقم اول در کشور است
مشهد از دیرباز تا کنون، با میزبانی از زائران و گردشگرانی از ادیان و فرق گوناگون، و با سرآمدی در پرورش فرهیختگان و دانشمندان، گسترش دهنده معارف اسلامی و فرهنگ شیعی و جایگاه همزیستی ادیان و فرق، کانون رخدادهای تاریخی و انقلابی اثربخش، و پیشگام در توسعه فناوری های ارتباطی و بنابراین شایسته پرسابقه این عنوان بوده است.

...

از سال ۲۰۰۵ میلادی سازمان ایسسکو برای اولین بار شهر مکه را به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام برگزید واز سال بعد هرساله ۳ شهر در سه منطقه عربی ،اوراسیا، افریقا به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی می شوند که درسال ۲۰۱۷ مشهد از منطقه اوراسیا به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام برگزیده شده است .

 

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی مشهد مقدس در سال ٢٠١٧ به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام را فرصت مغتنمی برای معرفی، ترویج و تبیین فرهنگ رضوی و ابعاد شخصیتی امام رضا(علیه السلام) دانست.

«سیدرضا امیری صالحی» در شورای سیاستگذاری پانزدهمین جشنواره فرهنگی و هنری و بین المللی امام رضا(علیه السلام)، اظهار کرد: باید یک فراخوان بزرگ و عمومی برای دعوت از مسلمانان جهان برای امسال که مشهد به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ٢٠١٧ معرفی می شود، فراهم آید.

رییس شورای سیاستگذاری پایتخت فرهنگ اسلامی – مشهد ۲۰۱۷ بر زمینه سازی با محوریت میراث فرهنگی برای ورود توریست اشاره و تاکید کرد که باید امسال با توجه به این فرصت حجم ورودی به این شهر را چند برابر کنیم.

  مراسم شب چله در زیبد خراسان

%da%a9%d9%81-%d8%b2%d9%86%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%af-%da%af%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%af

** مشهد در صنایع دستی می تواند قطب بزرگ دنیا شود

 

ایران دارای هنرمندان ماهر و با تجربه در زمینه صنایع دستی است که می تواند با تولید آثار خوب که بار معنایی هم در ارتباط با مشهد ٢٠١٧ داشته باشد، این شهر مقدس به عنوان قطب بزرگ صنایع دستی بزرگ دنیا معرفی شود.

به گفته وی این کار علاوه بر اشتغال زایی یک بار معنایی به خصوص نماد مشهد ٢٠١٧ نیز به همراه خواهد داشت.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی همچنین پیشنهاد کرد که امسال در کنار لوگوی جشنواره بین المللی امام رضا(علیه السلام) لوگوی مشهد ٢٠١٧ طراحی شود.

به گفته صالحی امیری دنیا امروز مشهد را به رسمیت شناخته که این در واقع شناخته شدن تشیع را نشان می دهد، از این رو باید از فرصت پیش آمده مشهد به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، برای گفتمان سازی و تعامل میان مسلمانان تلاش شود.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بر جدیت و به کارگیری همه ظرفیت ها برای میزبانی خوب از مسلمانان جهان تاکید کرد و گفت: باید با استفاده از همه ظرفیت های فرهنگی و هنری، دانشگاهی، رسانه ای و همکاری و همیاری دستگاه های مرتبط و اجرایی کشور، تصویر دیگری از مشهد مقدس به جهانیان ارائه کنیم.

به گفته وی وجه تمایز مشهد در سال ٢٠١٧ با گذشته باید مشخص و برای همگان محسوس باشد.

...

** برنامه های فرهنگی و هنری در سطح ملی، رنگ و بوی ٢٠١٧ داشته باشد

«سیدسعید سرابی» با اشاره به حضور دو هزار و ۵۰۰ میهمان رسمی داخلی و خارجی در آیین افتتاحیه مشهد ۲۰۱۷ ، اظهار کرد: این مراسم پنجم بهمن ماه آغاز و به مدت سه روز ادامه خواهد یافت.

وی همچنین از حضور « عبدالعزیز بن عثمان التویجری» مدیرکل آیسسکو به عنوان میهمان اصلی  این مراسم یاد کرد.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی تصریح کرد: همچنین در این مراسم ۲۵۰ میهمان از ۵۲ کشور و یکهزار و  ۵۰۰ میهمان اعم از مسوولان و نخبگان کشوری حضور خواهند داشت.

 

سرابی از فعالیت ۲۵ کمیته مختلف جهت هماهنگی در راستای برگزاری مطلوب مراسم افتتاحیه رویداد مشهد ۲۰۱۷ خبر داد.

وی با بیان اینکه در برنامه ریزی های مراسم افتتاحیه به استفاده از فرصت رویداد  «مشهد ۲۰۱۷» جهت معرفی هر چه بهتر فرهنگ و تاریخ این شهر تاکید شده است،

photo_2016-12-31_15-20-44

برگزاری همایش ها و بازدیدهای مختلف را از جمله مهمترین برنامه ها در این خصوص بر شمرد.

سرابی همچنین با اشاره به دریافت برنامه های دیگر دستگاه ها برای رویداد «مشهد ۲۰۱۷»، اظهار کرد: هفته‌نگار فرهنگی شامل ۵۲ هفته سال ۲۰۱۷ به زبان های فارسی، انگلیسی و عربی تهیه و تدوین شده و در بین میهمانان  مراسم افتتاحیه توزیع خواهد شد.

 

اولین بار

از سال ۲۰۰۵ اولین پایتخت فرهنگی ( مکه ) جهان اسلام  از سوی سازمان آیسسکو  وابسته به این  سازمان  انتخاب شد سپس مقرر شد هر ساله یعنی از سال ۲۰۰۶ سه شهر از کشورهای آسیایی، آفریقایی و عربی و عضو سازمان همکاری اسلامی (کنفرانس اسلامی)  به عنوان پایتخت های فرهنگی جهان اسلام انتخاب می شوند.
عربستان مکه۲۰۰۵  /    ایران اصفهان۲۰۰۶/  سوریه حلب۲۰۰۶/مالی تومبوکتو۲۰۰۶ / لیبی طرابلس۲۰۰۷ /مراکش فاس۲۰۰۷/ ازبکستان تاشکند۲۰۰۷مصراسکندریه۲۰۰۸پاکستان لاهور۲۰۰۸جمهوری آذربایجان باکو۲۰۰۹تونس قیروان۲۰۰۹مالزی کوالالامپور۲۰۰۹یمنتریم۲۰۱۰تاجیکستان دوشنبه۲۰۱۰مجمع الجزایر کومورموردنی۲۰۱۰عراق نجف اشرف۲۰۱۲بنگلادش داکار۲۰۱۲نیجرنیامی۲۰۱۲افغانستان غرنی۲۰۱۳لبنان طرابلس۲۰۱۳آذربایجان باکو۲۰۱۳نیجریه کانو۲۰۱۳الجزایرتلسمان۲۰۱۴قرقیزستان بیشکک۲۰۱۴بورکینافاسواوآگادوگو۲۰۱۴کابل کابل۲۰۲۴عربستان مدینه۲۰۱۳  . ۲۰۱۴ –  ۲۰۱۵ مالی تنبکتو ۲۰۱۶  -۲۰۱۷ مشهد.

منشور:::>>>>    مشهد ۲۰۱۷:

نوع همکاریهای کنونی امنیتی نظامی ناتو با کشورهای خلیج فارس

دکتر محمد عجم  کارشناس مسائل ژئوپلتیک

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 نوع همکاریهای کنونی امنیتی نظامی ناتو با کشورهای خلیج فارس

علل توجه کشورهای عضو ناتو به خلیج فارس

ناتو در ابتدا برای مهار شوروی و کمونیزم و دفاع از اروپای غربی شکل گرفت  بعد از سپتامبر ۲۰۰۱ تمام اهداف و تمرکز ادبیات خود را بر روی مبارزه با تروریسم قرار داده است البته موضوع تهدید ایران و یا خطر ایران هم  از این ادبیات بی نصیب نبوده است و از همان زمان هم به فکر ایجاد پایگاه هایی خارج از مرزهای سنتی خود بود و توجه ویژه ای هم به خلیج فارس داشت. اما عواملی موجب گردید که در طول سالهای گذشته توجه ویژه به منطقه خلیج فارس با تعلل روبرو کرد. لذا باید بگوییم که منطقه فقط درچند ماه گذشته مورد توجه زیاد قرار نگرفته ، بلکه این توجه به خلیج فارس از ابتدای دوره استعمار گری وجود داشت و اکنون خیلی جدی تر شده است.

 در گفت و گوها و اجلاس های سران ناتو بعد از سپتامبر ۲۰۰۱ ، یکسری مذاکراتی برای توسعه حوزه ی قلمرو ناتو  مورد بحث قرار می گرفت که  نام آن را “گفتگو های مدیترانه ای” گذاشته بودند. هدف از این گفت و گوها این بود که کشورهای دو طرف مدیترانه یعنی شمال آفریقا بخصوص مراکش و جنوب اروپا را در طرح های مبارزه با تروریسم و اهداف ناتو مشارکت دهند. چنانچه ناتو با یکسری از این کشورها مانورهای مشترکی هم برگزار کرد. البته در آن زمان ناتو نمی خواست اشاره کند که می خواهیم ناتو را به شمال آفریقا گسترش دهیم یا پایگاهی در مراکش، تونس و مصر داشته باشیم. نام آن را دیالوگ مدیترانه ای گذاشته بودند تا موضوع گسترش ناتو در جهان اسلام حساسیت زا نشود. اما در سال ۲۰۰۴ اجلاسهایی تحت عنوان گفت و گو های استانبول طرح و در آنجا بود که ناتو آشکارا علاقمندی و استراتژی خود را برای توسعه قلمرو نفوذ خود اعلام داشت و بر اساس همان تصمیم گیری در اجلاس سران کشورهای ناتو در استانبول، استراتژی توسعه قلمرو به خلیج فارس تدوین شد.

خلیج فارس در دوره ی چهارصد سال گذشته یعنی دوره ای که استعمار وارد خلیج فارسشد و تا دوره ای که استعمار مجبور شد از خلیج فارس خارج گردد، در هر دوره  از ابعاد خاصی  اهمیت داشت. بعد از آن هم در سال های بعد از فروپاشی شوری باز به نوع دیگری اهمیت پیدا کرد. پیروزی انقلاب اسلامی ایران و اشغال افغانستان توسط شوروی، دو عامل مهم تاثیر گذار بر توجه امریکا و ناتو به خلیج فارس شد. ولی در یک دوره های فراز و نشیب داشت. لذا خلیج فارس بعد از مدتی به فراموشی سپرده شد تا این که جنگ کویت اتفاق افتاد و بعد از آن جنگ آزادسازی کویت و حمله به عراق پیش آمد. در دوره ی باراک حسین اوباما وی مخالف شدید حضور نیروهای امریکایی در خلیج فارس بود و اعلام داشت که ما در منطقه خلیج فارس و در جنگ های خاورمیانه ای منافعی نداریم و این جنگها  ۶ تریلیون هزینه بر دوش آمریکا گذاشته است و  نیروهای خود را باید از این منطقه خارج کنیم و با همین شعارها هم توانست رای بیاورد و تا حدودی هم مجبور شد عمل کند.

در دوره ی اوباما، ضربه ای به سیاست گسترش ناتو به شرق و خاورمیانه و خلیج فارسوارد شد و همه آن اقداماتی که در سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴۴ انجام شد و نقش هایی که طراحی شده بود و (در نهایت به سند مفهوم راهبردی نوین یا به سند ابتکارات همکاری استانبول معروف شد)، در دوره ی اوباما آسیب خورد. ولی کشورهای دیگر ناتو شروع به ایجاد پایگاه در کشورهای خلیج فارس کردند. چنانچه کشورهای عضو ناتو حتی ترکیه،فرانسه و انگلیس در کشورهای خلیج فارس شروع به تشکیل پایگاه کردند. اگرچه ناوگان پنجم آمریکا در بحرین مستقر بود اما امریکا مایل نبود که برای ناتو و امنیت منطقه این هزینه های کلان را  بپردازد. در همین راستا باید گفت پرداخت هزینه های ناتو و هزینه های خاورمیانه ای همیشه یکی از دعواهای کاندیدهای ریاست جمهوری امریکا بوده است و ترامپ رئیس جمهور آینده نیز به همین دلیل شعار “توجه به داخل”  و فرار از تامین مالی ناتو ، که شعارهای دمکراتها بود را خیلی جدی حمایت می کرد . و همواره روسای جمهور سابق آمریکا را خائن می نامید که پول آمریکا را صرف تامین امنیت مناطقی در جهان کرده اند که دیگر سودی ندارد وی می گوید اگر آمریکا باید در دریای چین و مدیترانه و خلیج فارس حضور داشته باشد باید پول آن را کامل متحدین آمریکا(ژاپن – عربستان – … )بپردازد.

نوع همکاریهای کنونی امنیتی نظامی ناتو با کشورهای خلیج فارس

نوع همکاریها متنوع است. اما از همه مهمتر فروش سلاح از طرف کشورهای عضو ناتو است که مهم ترین اولویت صادر کنندگان سلاح است. به طوری که بیشترین حجم فروش اسلحه کشورهای ناتو به خلیج فارس انجام می شود. و کشورهای خلیج فارسبزرگترین خریداران اسلحه هستند. به طوریکه عربستان به تنهایی بعد از چین بزرگترین کشور خریدار اسلحه است. تقریبا ۹۶۶ درصد خرید عربی از کشورهای عضو ناتو هست و حدود ۴ درصد از کشورهای غیر عضو ناتو می باشد.

IMG_3124

چندی قبل مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل آمریکا CSIS در گزارشی به تهدیدها و همکاری‌های راهبردی در حال شکل‌گیری در منطقه خلیج فارس پرداخته بود و آمار و ارقام مسابقه تسلیحاتی را اعلام کرده بود این ارقام نشان می دهد که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج( فارس) ۸۰ برابر ایران هزینه نظامی گری می پردازند .کشورهای شورای همکاری هر کدام ۱۰۰ درصد درآمد کشور خود را صرف نظامی گری می کندعربستان به تنهایی  سال گذشته ۷۰۰ میلیارد دلار خرید نظامی داشته است که عموما ازفرانسه ، انگلستان و آمریکا می باشد خرید نظامی عربستان از کشور هند و حتی چین فراتر می رود.

خرید سلاح های مدرن مانند هواپیمای جنگنده تهاجمی F-15SG  هلیکوپتر UH-60 بلکهاوک، جتهای جنگنده F-15  غلافهای حاوی سیستمهای الکترونیکی هدفگیری پیشرفته جهت نصب بر روی جنگنده بمب افکنهای F-15E؛  موشکهای کروز، ساخت شرکت MBDA. هواپیمای جنگنده رادارگریز F-35I موسوم به JSF ساخت لاکهید مارتین، موشکهای ضدکشتی MM-40 اگزوسه، موشک ضدموشک از نوع MIM-104E  موشک پاتریوت (GEMT)  از جمله خریدهای عربستان سعودی در سالهای اخیر بوده است. قطر، کویت  و امارات نیز خرید های مشابهی داشته اند.

بعد دوم حضور ناتو آموزش است که ناتو با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس یکسری قراردادهای همکاری اعم از آموزشی و یا مانورهای مشترک دارد.. چنانچه در پنج شش سال اخیر ناتو به طور جداگانه یا به طور سازمانی یادداشت تفاهم هایی را با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس امضا کرده است. همکاری دیگر ناتو با خلیج فارس ایجاد پایگاه است. ناتو به طور مشخص در چند کشور خلیج فارس، پایگاه ایجاد کرده است و هم چنین ایجاد مانورهای مشترک را مورد نظر قرار داده است. گذشته از این کشورهای امریکا، انگلیس و فرانسه به صورت جدا از پیمان ناتو با این کشورها همکاری دارند. ولی با توجه به قراردادهای دفاعی و قراردادهای ایجاد پایگاه و مقر که کشورهای عضو ناتو در خلیج فارس منعقد کرده اند، تقریبا می شود گفت که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به نوعی غیر مستقیم همکار یا شریک یا عضو غیر مستقیم ناتو شده اند.

بازیگران مختلف منطقه ای و بین المللی و نگاه به حضور حداقلی و حداکثری ناتو در خلیج فارس

کشورهای عضو ناتو برای اینکه به مسابقه تسلیحاتی در خلیج فارس بزنند از ایران لولو خورخوره و هیولای ترسناکی ساخته اند و بزرگنمایی خطر ایران و ایران هراسی را سرلوحه کار خود قرار داده اند حکام کشورهای عربی  نیز بدلایل داخلی و خارجی همیشه سیاست توهم آمیز یا سیاست توهم ترس یا توهم توطئه را دنبال می کنند، و به دنبال یک دشمن( وهمی یا واقعی) هستند. به همین دلیل  ایران را به عنوان یک تهدید و خطر تلقی می کنند. در گذشته اگر در محافل خصوصی و مطبوعاتی حرف از تهدید ایران می زدند. در حال حاضر حکام بطور علنی و مکرر از توسعه طلبی و تهدیدایران و تهدید زدایی ایران سخن می گویند. در همین سفر اخیر به منطقه نخست وزیر انگلیس در جمع حکام عرب خلیج فارس گفت: ” می‌خواهم به شما اطمینان دهم که من به وضوح تهدیدی را که ایران متوجه منطقه خلیج فارس و در بُعدی وسیعتر، متوجه خاورمیانه می‌کند مشاهده می‌کنم باید به فکر امنیت دسته جمعی و مشارکت امنیتی باشیم “.  آنها مرتب از  قصد ایران برای سلطه بر پایتخت های عربی و از سیاست توسعه طلبی فارسی و شیعی سخن می گویند و افکار عمومی را علیه ایران بدبین می کنند. این اتهامات کاذب منجر به این شده است که حکام عربی دایما توهم ترس داشته باشند و در نتیجه آنها با حضور ناتو احساس آرامش می کنند و به همین دلیل از حضور ناتو استقبال کرده اند. حکام کشورهای عربی با بودن پایگاه های نظامی امریکا و ناتو نوعی احساس آرامش می کنند. اما این آرامش کاذب است. کشورهای عربی چون قادر نیستند، امنیت خود را تامین کنند.  در منطقه خلیج فارس ایران تنها کشوری است که امنیت خود را تامین می کند و سایر کشورها به نوعی وابسته به کشورهای بیرون جغرافیای خاورمیانه هستند. آنها با وابستگی به ناتو سعی می کنند برای خود یک آرامش کاذبی ایجاد کنند و در نتیجه حکام کشورهای عربی خلیج فارس از حضور ناتو، استقبال کردند. اما کشورهای دیگری چون ایران، روسیه و چین به طور طبیعی با حضور ناتو در خلیج فارس موافق نیستند. حضور ناتو در منطقه به ایران هراسی بیشتر دامن می زند زیرا کشورهای عربی با تکیه بر ناتو می توانند بیشتر علیهایران جنجال ایجاد کنند و  فضای مخربی را ایجاد کنند.

واژگان کلیدی: همکاریهای امنیتی، نظامی، ناتو، خلیج فارس ، ناتو  در خلیج فارس، ناتو و خلیج فارس

امارات در تکاپوی قدرت نمایی منطقه ای

ایرنا :

امارات بیشتر از حد و ظرفیت خود وارد این تحولات و بازی های منطقه ای شده است.

آنچه در ادامه می خوانید گفتگویی در همین باره با دکتر محمد عجم پژوهشگر حوزه خلیج فارس است:

پژوهشگر حوزه خلیج فارس تاکید کرد

امارات در تکاپوی قدرت نمایی منطقه ای

دوشنبه ۰۳ آبان ۱۳۹۵ ۱۲:۵۱ ب.ظ

رویکردها و اهداف مهم سیاست خارجی و منطقه ای امارات چیست؟

 امارات مانند سایر شیخ نشین های خلیج فارس فاقد قانون اساسی و پارلمان قانونگذار ملی است. بنابراین برنامه مکتوبی برای تعیین سیاست خارجی آن وجود ندارد، ولی بصورت تبلیغاتی، سیاست خارجی امارات مثل همه کشورها بر پایه دوستی و عدم مداخله در امور سایر کشورها، اقتصاد آزاد و زندگی و همزیستی مسالمت آمیز و احترام به قواعد بین المللی اعلام می شود. البته امارات عربی متحده، شامل ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، فجیره، راس‌الخیمه و ام‌القوین هرکدام در سیاستهای داخلی روش و تصمیم گیری های خاص خود را دارند، اما وجه مشترک همه این شیخ نشین ها حکومت اُلیگارشی غیر پاسخ گو است.  در این میان شورای عالی حکام که متشکل از هفت امیر است، رئیس دولت و کابینه را (که باید رئیس از خانواده شیخ  ابوظبی و نخست وزیر از خانواده شیخ دبی باشد که معمولا همان الیگارشی  موروثی ثروت و قدرت در دایره بسته  آن قرار دارند ) . انتخاب می‌کند. لذا قوه مقننه ، قضاییه و مجریه  امارات همان کابینه است. امارات با سازمان های بین المللی سیاسی و اقتصادی و با کشورهای غربی روابط بسیار خوبی دارد. اما وضعیت حقوق بشر در این شیخ نشین در سالهای اخیر مورد انتقاد بوده‌است. شهروندان هنوز حق انتخاب ، تصمیم سازی و مشارکت در امورسیاسی و عضویت در احزاب سیاسی را به دست نیاورده‌اند. در طول تاریخ این کشور تنها یک انتخابات فرمایشی در سال ۲۰۰۶ برگزار شده‌ و مجمع تشکیل شده بوسیله انتخابات هیچ گونه حق قانونگذاری ندارد. بلکه فقط مشورتی است. در سالهای اخیر دولت امارات بالاترین رقم را برای تاثیر گذاری بر دولت آمریکا بخصوص در جریان هزینه های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هزینه می کند. اکنون نیز امارات متحده عربی بسیاری از معاهدات بین‌المللی درباره حقوق کارگران و حقوق بشر را امضا نکرده‌ و در سالهای اخیر محدودیت‌های گسترده‌ای را برای آزادی سیاسی بوجود آورده‌است.

در ده سال اول تاسیس یعنی از ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۱ ، امارات در سطح منطقه ای و در سطح جهانی مطرح نبود. کشوری کوچک، فقیر و اقتصاد بسیار ضعیفی داشت. با شروع جنگ ایران و عراق، امارات، هم برای ایران و هم برای عراق اهمیت پیدا کرد وبه عنوان بازانداز و محل تجاری و مرکز  اقتصادی مهمی شد. برنامه های اقتصادی امارات و به طور کلی سیاست آن دولت درون گرا بود و به هیچ عنوان به دنیای بیرون توجهی نداشت. امارات رسما در جنگ ایران و عراقاعلان بی طرفی داشت، اما کمک های مالی بسیار زیادی به صدام می کرد، وقتی صدام کویت را اشغال کرد، امارات به طور رسمی همراه با عربستان و ائتلاف غربی بر علیه صدام وارد شد.

از سال ۱۹۸۰ که شورای همکاری خلیج فارس تشکیل شد امارات در راستای اهداف این تشکل با کشورهای عربی بخصوص عربستان هماهنگی و همراهی کامل داشت. اما در مسائل دو جانبه با اعضای این شورا اختلافات درون گروهی داشت. از جنگ دوم خلیج فارس (که آمریکایی ها، کشورهای عربی را برای باز پس گیری کویت بسیج کردند) امارات اولین بار در سطح فرامنطقه ای مطرح شد و برای پوشش اخبار جنگ نماینده رسانه های گروهی جهان در دبی و ابوظبی مستقر شدند.

نوع اختلافات امارات باسایر کشورهای عربی منطقه در حوزه های اقتصادی‏ سیاسی‏ امنیتی و بین المللی چیست؟

پس از جنگ ایران و عراق یکسری اختلافات و چالشها بین کشورهای شورای همکاری بروز کرد و اختلافاتی در زمینه رقابت های اقتصادی و سیاسی مشهود بود. امارات با ایران روابط خوبی داشت اما این روابط حسنه خوشایند عربستاننبود امارات مورد انتقادات داخلی و درون شورایی بود و در نهایت با موضوع برخورد ایران با کشتی اماراتی خاطر ، روابط دو کشور مقداری جنبه های منفی به خود گرفت. در همین دوران آقای هاشمی رفسنجانی تهدید کرد که امارات برای گرفتن جزایر ایرانی باید از دریای خون گذر کند. امارات نیز در همراهی با عربستان و در تضعیف جایگاه ایران از دولت زورمدار طالبان افغانستان حمایت مالی و لجستیکی می کرد.

نگاه امارات به تحولات و بحران های عربی منطقه و بازیگران منطقه ای و بین المللی چه همانندی ها و تفاوت هایی با دیگر بازیگران عربی دارد؟

اگر قطر و عمان را جدا فرض کنیم، امارات در نگاه به بحران ها تفاوت چندانی با سایر کشورهای عربی شورای همکاری نداشته است. یعنی درهمراهی و تبعیت  از عربستان بدنبال مداخله و داشتن نقش در امور کشورهای عربی است. و از طرف دیگر تابع دولتهای غربی و آمریکا است. در این بین اگر شناخت کاملی از مواضع و سیاستهای عربستان داشته باشید خواهید یافت که امارات نیز در تحولات منطقه ای سالهای اخیر تماما با مواضع عربستان همراه  بوده است. البته با ادعای اینکه در راستای اهداف و تصمیمات شورای همکاری خلیج فارس گام برمی دارند. تحولات عمده ای که در روابط ابوظبی و کشورهای عربی و بازیگران منطقه ای در دو سال گذشته روی داده است، می توان گفت که مشارکت بی سابقه امارات در همکاری با عربستان در بحران های منطقه به خصوص در قضیه یمن است. امارات بیشتر از حد و ظرفیت خود وارد این تحولات و بازی های منطقه ای شده است. در حالی که خود عربستانی ها و اماراتی ها همواره بهقطر ایراد می گرفتند که چرا قطر پای خود را از گلیم خود درازتر کرده است و بیشتر از حد  و اندازه  و توان خود در سطح منطقه ای و جهانی در حال بازیگری است و باید درچار جوب تصمیمات شورای همکاری عمل کند. اما اکنون امارات هم برای این که از قطر عقب نیفتد، به عنوان بازیگری خیلی جدی در دو سال گذشته وارد صحنه منطقه ای شده است و در تحولات یمن نقش خیلی فعالی دارد و هزینه سنگینی در ائتلاف عربستان علیه دولت یمن می پردازد و علیه حوثی ها هم از نظر پول، کمک نظامی و سرباز مشارکت دارد. در واقع امارات تقریبا پنج، شش سالی است که به طور کامل در محور عربستان قرار گرفته و به طور کامل حول محور عربستان می چرخد. یعنی به طور کامل در اختیارعربستان قرار دارد و عربستان را علی رغم اختلافات مرزی و تاریخی، به عنوان برادر بزرگ تر خود پذیرفته است و در حال حاضر منافع خود را در این دیده است که در قضایای سوریه، مصر و یمن و عراق به طور کامل با عربستان همسو باشد. عربستان مایل است که به طور کامل امارات با عربستان همراهی کند و هر زمانی که عربستان لفاظی و فحاشی خود را علیه ایران تند می کند، امارات نیز همین کار را انجام دهد. اما امارات به دلایلی نمی تواند در رابطه با ایران بطور کامل همسو با عربستان پیش رود و این موضوع تا حدودی نیز موجب رنجش عربستانی ها بوده است. امارات متحده در بسیاری از موضوعات مربوط به ایران نمی تواند با عربستان همکاری کند، دلیل آن هم وابستگی شدید اقتصادی، نزدیکی به مرزهای ایران، آسیب پذیری بیشتر امارات در برابر ایران و موضوعات دیگری است که امارات ملاحظاتی دارد و سعی می کند روابط خود را با ایران در حدی که عربستان مایل است قطع نکند، یعنی علی رغم فشار زیادی که عربستان به کشورهای عربی برای قطع روابط با ایران وارد کرد، امارات در این مورد از عربستان پیروی نکرد که این موضوع ممکن است به دلیل موقعیت استراتژیک و مسائل دیگر مربوط به منافع خود امارات باشد.

آینده نوع همگرایی ها و اختلافات وتنش امارات با کشورهای عربی و منطقه را با چه سناریوهایی میتوان مد نظر قرار داد؟

در آینده نزدیک امارات همچنان در محور تصمیمات شورای همکاری خلیج فارس عمل خواهد کرد. و در این راستا مجبور از تبعیت از برادر بزرگتر (عربستان)  است. موضوع دخالت در امور داخلی یمن و اشغال یمن توسط ائتلاف عربی موضوع مهمی است که در آینده روابط کشورهای عربی خیلی مهم خواهد بود.  باید ایران سیاست مداراگرایانه خود را ادامه دهد. موضوع یمن یک جنگ عربی – عربی است و رقابت های درون عربی است و خود کشورهای عربی باید برای حل سیاسی و مسالمت آمیز آن کمک کنند. ایران در این بحران منافع چندانی ندارد و در شروع این بحران هم نقشی نداشته است ولی ناچار است در بعد انسانی و حقوق بشر دوستانه به مردم مظلوم و ستم دیده یمن کمک کند. یمن نمی خواهد که سلطه و هژمونی  عربستان را بپذیرد  و می خواهد دولت مستقل داشته باشد اما عربستان سعی کرده است از طریق کمک مالی دولتهای یمن را دست نشانده خود نگهدارد.

منبع: مرکز مطالعات صلح

http://www.scfr.ir/fa/امارات-در-تکاپوی-قدرت-نمایی-منطقه-ای

 

مقالات ایرنا

اختلافات و چالش های امارات با کشورهای همسایه

اختلافات و چالش های امارات با کشورهای همسایه

یکی از مشکلات همه کشورهای عربی خلیج فارس بحران هویت است و در امارات بیشتر مشهود است. از جمعیت ۹ میلیونی آن فقط یک و نیم میلیون (حدود ۱۶ درصد) بومی هستند. این جمعیت اندک نیز در تصمیم گیری ها مانند سایر اتباع بیگانه چندان نقشی ندارند.

اختلافات و چالش های امارات با کشورهای همسایه

چالش های فراروی امارات

یکی از مشکلات همه کشورهای عربی خلیج فارس بحران هویت است و در امارات بیشتر مشهود است. از جمعیت ۹ میلیونی آن فقط یک و نیم میلیون (حدود ۱۶ درصد) بومی هستند. این جمعیت اندک نیز در تصمیم گیری ها مانند سایر اتباع بیگانه چندان نقشی ندارند. دخالت امارات در جنگ یمن و سوریه برای این کشور هزینه هایی را بار کرده که چالش اقتصادی و کسری بودجه را بهمراه دارد و یکی از چالش های آینده امکان فروپاشی اقتصاد امارات است.

امارات اگرچه خود را از وابستگی محض به نفت رهانیده ولی دخالت امارات در بحران های منطقه ای برای این کشور چند ملیتی مشکل ساز است و چالش های داخلی و شکاف داخلی ایجاد خواهد کرد. اکنون نیز امارات بیشترین حجم روابط تجاری و نظامی را با فرانسه – انگلستان – آلمان و هند دارد.

خریدهای نجومی تسلیحاتی از فرانسه و امریکا و پایگاههای نظامی امریکا و فرانسه در امارات مشکلات داخلی امارات را تشدید می کند. امارات دارای چالش های جدی حقوق بشری است و در جریان بیداری اسلامی یا بهار عربی در آستانه یک بحران جدی قرار گرفت. صدهها نفر دستگیر و بیشتر ۱۰۰ نفر در این واقعه شکنجه شدند. اما به برکت حمایت رسانه های غربی امارات از این چالش بزرگ رهانیده شد. چنانچه دادگاههای شریعت این کشور متهم است که مجازاتهای سخت و بدون ضابطه اجرا می کند. هزاران شیعه و افراد ناراضی که حتی متولد امارات بوده اند از این کشور اخراج شدند.

 

اختلافات و چالش های امارات با کشورهای همسایه

تمام کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با هم اختلافاتی دارند، عاملی که آن ها را ظاهرا متحد کرده است، توهم ترس از ایران (و به اصطلاح آنها توسعه طلبی فارسی!)  است و بخش دیگر آن هم ترس از گروه های جهادی افراطی مانند داعش است.

در واقع امارات با چهار کشور مرز آبی و خشکی دارد: عربستان، قطر، عمان و ایران. امارات با تمام این چهار کشور نیز اختلافات مرزی دارد، لذا باید اختلافات دوجانبه این کشورها را با هم جداگانه بررسی نمود.

در بین تمام این کشورها امارات بیشترین اختلاف را با قطر دارد. مشکلات امارات با قطر، فقط مرزی نیست، بلکه اختلافات ایدئولوژیکی، سیاسی و قبیله ای و قومی هم هست. قبایلی که امروزه در داخل جغرافیای هفت شیخ نشین امارات قرار می گیرند سابقه نزاع و دعواهای حداقل دویست ساله با قطر دارند.

به خصوص، این اختلافات پس از اینکه حمد بن خلیفه، پدر خود را از طریق کودتا از قدرت برکنار کرد  سه کشور بحرین، امارات و عربستان به شدت علیه این کودتا اقدام کردند و آن را محکوم کردند و سعی کردند در کودتایی نافرجام، یک سال بعد شیخ خلیفه را دوباره به قدرت برسانند و حمد (امیر قبلی) را از کار برکنار کنند.

این دعواها، اختلافات و سو ظن ها  بین شیخ حمد و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را عمیق کرد  و در مقابل شیخ حمد سعی کرد با حمایت از فلسطینی های ضد عربستانی و دفاع از آرمان فلسطین  نوعی انقلابی گری در مقابل شیخ نشین های سنت گرای عربستان و بحرین انجام دهد و به صدام حسین، حماس و گروه های مبارز فلسطینی بسیار نزدیک شد و به آن ها کمک مالی کرد.

نزدیک شدن قطر به فلسطینی ها، حماس، اخوان المسلمین و گروه های جهادی به خصوص القاعده بیشتر از آن که از ایمان و اعتقادات دینی رهبران قطر برخیزد، به خاطر رقابت و ضدیت با امارات و عربستان است.

عربستان و امارات که خود از شکل گیری طالبان حمایت کرده بودند از ۲۰۰۱ در نابودی آنها با آمریکا همراه شدند.  قطر سعی کرد که جای  آنها را در حمایت از آن ها بگیرد و به نوعی در خفا با مبارزان جهادی و  بیشتر از همه به اخوان المسلمین نزدیک شد. زیرا اخوان المسلمین تا حدود زیادی دشمن رژیم های سنتی منطقه است.

به خصوص قرضاوی و  بعضی از رهبران اخوان المسلمین را به قطر دعوت کرد که شیخ یوسف قرضاوی امروز به مفتی قطر معروف است. شیخ قرضاوی تا حدود زیادی سلفی سیاسی انقلابی و مخالف کمپ دیود و سازش بود و بر ضد منافع آمریکا و ضد اسرائیلی ها شعارهای بسیاری می داد، اما در تحولات بعد از سرنگونی صدام و ایجاد دولت شیعی عراق و سپس در دفاع از اخوان المسلمین سوریه روش دیگری در جهت مخالفت با منافع ایران در پیش گرفت.

 بنابراین، اختلافات امارات با قطر علاوه بر اختلافات مرزی در خصوص نوع برداشت آن ها از اخوان المسلمین و نوع حمایت آن ها از فلسطینی ها و نوع نگاه آن ها به اسرائیل نیز هست. به طوری که بدترین بحران در روابط قطر با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در حدود دو سال پیش اتفاق افتاد که پنج کشور شورای همکاری خلیج فارس، سفرای خود را از قطر فرا خواندند و پیش بینی می شد که شورای همکاری خلیج فارس از هم فرو پاشد.

اما با وساطت های مختلف منطقه ای و لابی غربی که شد، مجددا عربستان، امارات و بحرین به دلیل منافع خود و ایجاد وحدت مجدد بین کشورهای عربی و ترس از ایران، اختلافات را کنار گذاشتند و با قطر مدارا کردند. اما اختلافات عمیقی بین قطر و کشورهای عربستان، بحرین و امارات وجود دارد. قطر سعی کرده است در راستای اهداف خود با ایران روابط دوستانه ای داشته باشد.

امارات دو سال قبل، قطر را متهم به همدستی با گروهی از اخوان المسلمین کرد که قصد سرنگونی دولت امارات را داشتند. اختلافات به قدری عمیق شد که فرمانده نظامی امارات آقای ژنرال زاهی خلفان اعلام کرد که قطر جزئی از خاک امارات است و امارت هشتم امارات متحده است و تهدید کرد که باید قطر را به امارات ملحق کنند. زاهی خلفان صحبت های معروفی علیه قطر، کویت و ایران دارد.

قطر و امارات همچنین یکدیگر را متهم می کنند که به سازمان های بین المللی پول های کلانی داده اند که علیه آن ها تبلیغ کنند. در سال ۲۰۱۴، بطور نمونه  امارات سه میلیون دلار به یک لابی داده تا در شبکه ای مطالعاتی به نام حق توسعه و حقوق بشر علیه وضعیت حقوق بشر در قطر گزارش تهیه کند و علیه قطر تبلیغ کنند و درجه قطر را به پایین ترین رتبه یعنی ۹۷ در بین کشورها ببرند، در مقابل جایگاه حقوق بشر  در امارات را زیبا جلوه دهند و به آن درجه چهاردهم را بدهند.

همچنین گفته شده است که امارات پول های زیادی داده است تا علیه وضعیت حقوق بشر کارگران در قطر و کسانی که در ساختن ورزشگاه ها برای فیفا ۲۰۲۲ کار می کنند، گزارش تهیه کنند و اعلام کنند که قطر شایستگی میزبانی بازی های ۲۰۲۲ را ندارد.

علاوه بر مسائل ایدئولوژیکی و رقابت های سیاسی و اقتصادی منطقه ای، امارات با قطر اختلافات مرزی عمده ای نیز داشت که در مورد خور العدید بود که البته سعی کرد این اختلاف را در سال ۱۹۷۴ حل کند، اما همچنان به عنوان آتش زیر خاکستر باقی مانده است، امارات در قراردادی سری این منطقه را به عربستان واگذار کرد.

به موجب این قرارداد، عربستان در ازای آن خور که به نوعی عربستان را همسایه جنوبی قطر می کرد، منطقه بریمی را در مرز عمان به امارات واگذار کرد که منطقه العین امروزی است. قرارداد ۱۹۷۴ تبادل مرزی که بر اساس آن، عربستانی ها منطقه بریمی را به امارات دادند و بخش جنوب قطر را از امارات گرفتند، در شورای مشورتی امارات تصویب نشده است، به همین دلیل این اختلاف میان عربستان، قطر و امارات باقی مانده است. یعنی خور جنوب شرقی قطر موضوع اختلاف و منطقه تلاقی منافع سه کشور قطر و عربستان و امارات است.

امارات با عمان نیز مشکل اساسی دارد، اما این مشکل خاموش است.. مشکل منطقه بزرگ مُسَندَم است. مرزبندی استعماری سرزمین امارات بگونه ای است که از داخل خاک عمان به دریای عمان نیز وصل است و این باعث شده که ایالت  مُسَندَم عمان کاملا از سرزمین اصلی عمان جدا افتاده است یعنی بخشی از امارات در داخل عمان قرار گرفته. لذا بطور طبیعی امارات و عمان بر سر این مناطق اختلاف جدی دارند.

در واقع بطور قانونی و تاریخی تمام سواحل دریای عمان به دولت عمان تعلق داشته است ولی استعمار انگلیس بخشی از سرزمین عمان را به امارات واگذار کرده است. البته بحث های زیادی نیز برای حل قضیه و معاوضه این مناطق نیز مطرح شده است.

حتی گاهی شایعه ای از طرف خود اماراتی ها یا عمانی ها مطرح شده بود که قرار شده است، ایران جزایر سه گانه را به امارات بدهد و در عوض مسندم را که مشرف بر تنگه هرمز هست را تحویل بگیرد، چنین پیشنهادی شایعه ای بیش نبود؛ اما خود اماراتی ها به این شایعه دامن زده بودند.

اختلافات امارات با ایران

اختلافات امارات با ایران بسیار معروف است. سه جزیره تنب بزرگ، کوچک و بوموسی(گپ سوز) سابقه تاریخی طولانی تحت حاکمیت ایران داشتند، در عصر استعمار از ایران جدا شد و به این دلیل که استعمار آن را از ایران جدا کرده بود، لذا طبق قوانین بین الملل و یا اعلامیه حق تعیین سرنوشت و یا اعلامیه حق تعیین سرنوشت مستعمرات یا اعلامیه و قطعنامه ۱۵۱۴ سازمان ملل باید آن را به ایران برمی گرداند.  ایران در راستای همین موضوع با استعمار انگلیس مذاکرات طولانی داشت و در نهایت بعد از چند سال گفتگو با ویلیام لوس نماینده تام الاختیار انگلیس و شیخ نشینها این اراضی قانونا و مطابق حقوق بین الملل به ایران مسترد شد.

اما رهبران امارات متحده فعلی کاری به سوابق تاریخی و حقوقی ندارد و معتقد است در زمانی که انگلیس، مستعمرات سابق را ترک کرده است، این سه جزیره را انگلیس به نمایندگی از شیخ راس الخیمه و شیخ ابوظبی اداره می کرده است و باید در زمان ترک آن جا، این سه جزیره را به این دو شیخ واگذار می کرده است و نه ایران.

البته این دعوایی است که چه از نظر مستندات حقوقی و چه از نظر مستندات تاریخی، امارات هیچ برگ برنده ای بنفع خود ندارد و حاکمیت ایرانی بر جزایر قطعی است، اما اختلافی در تفسیر مالکیت بر قسمت جنوبی بوموسی در یادداشت تفاهم ۱۹۷۱ وجود دارد که اگر تفسیر با حسن نیت طرفین انجام شود قابل حل است.

در همین راستا صدام حسین قصد داشت با برگ امارات در مورد سه جزیره ایران را تحت فشار قرار دهد و قبل از اینکه به مرزهای خشکی ایران حمله کند به امارات و عمان پیشنهاد داده بود که با عراق همکاری کنند تاجزایر سه گانه را اشغال کند اما امارات این پیشنهاد را رد کرده بود.

 گذشته از این امارات در ۲۰ سال گذشته با ایران چالش داشته و دوستی های خود را بر این اساس تنظیم کرده است و بطور کامل در محور عربستان چرخیده است. امارات نسبت به روابط دوستانه ایران با دولتهای عراق حساسیت داشته و این گونه روابط را دخالت ایران در عراق دانسته است.

امارات در جنگ یمن و سوریه نیز مواضعی در راستای اهداف عربستان و در مخالفت با ایران داشته است. در این میان تا چندی قبل نوع اختلاف ایران و امارات با نوع اختلاف ایران و عربستان بکلی متفاوت بود یعنی امارات می گفت اگر ایران مشکل خود با ما را در رابطه با ابوموسی حل کند  ما دیگر با ایران مشکلی نداریم، اما اکنون در تبعیت از عربستان ادعاهای جدیدی دارد و  ایران را متهم  به صدور انقلاب و توسعه طلبی و دخالت در امور عربی می کند.

از: دکتر محمد عجم، کارشناس مسائل خلیج فارس

منبع: مرکز بین المللی مطالعات صلح، پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۵

۱۰۴۳

. انتهای پیام /*

سمینار بین المللی جاده ابریشم در دانشگاه مشهد برگزار شد

نشست منطقه‌ای موسسه بین‌المللی مطالعات آسیای مرکزی و همایش بین‌المللی جاده ابریشم با حضور نمایندگانی از سازمان‌های یونسکو و ایکاس و کارشناسانی از کشورهای کره جنوبی، چین، پاکستان، هلند، آذرباییجان و ترکیه، شهردار مشهد،

تنی چند از اعضای شورای اسلامی شهر مشهد و کارشناسان و دانشجویان در دانشکده ادبیات دانشگاه علوم انسانی  برگزار شد.

در این نشست دو روزه شهردار مشهد  سید صولت مرتضوی عنوان کرد: فعال‌سازی این مسیر از ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی دارای اهمیت است و راه ارتباط مردم کشورهای حوزه ایکاس را هموار می‌سازد.

در سایه تعاملات فرهنگی می‌توانیم به پیشرفت‌های مناسب اقتصادی و اجتماعی دست یابیم.

اقتصاد زیربنای توسعه است و از منظر دین اسلام جایگاه ویژه‌ای دارد تا آنجا که در حدیثی نقل شده است «اقتصاد خانوار می‌تواند به عالم پس از مرگ انسان سروسامان دهد.»

مرتضوی در ادامه اضافه کرد: از سوی دیگر مبادلات اقتصادی حتما به توسعه سیاسی و امنیتی کشورها می‌انجامد؛ کشورهایی که دارای منافع مشترک هستند، به زیرساخت‌های امنیتی مشترک هم دست می‌یابند.

رییس دانشگاه فردوسی مشهد دکترکافی عنوان کرد: این جاده پیام آور نیکی‌ها، ابداعات، اختراعات و به مشارکت گذاشتن تجربیات ملل مختلف است. از زمانی که امپراطوری‌های بزرگ غرب به دنبال کشف راز ابریشم بودند، ملل واقع در مسیر جاده ابریشم به خوبی تجربیاتشان را با هم مبادله می‌کردند.

در ادامه معاون مرکز آموزش و پژوهش وزارت امور خارجه مرتضی دامن پاک گفت: در مسیر جاده ابریشم هزاران شهر و روستا و شبکه گسترده‌ای از روابط شکل گرفته است؛ جاده ابریشم را باید جاده صلح و دوستی نامید که علم و فرهنگ، دین و عرفان، تجربه‌های مدنی و دستاوردهای تمدنی را به نمایش می‌گذارد.

ایمان پور دبیر اجرایی این همایش گفت: بیش از ۶۰ شرکت کننده داخلی و خارجی در
این همایش دو روزه درباره راه های توسعه ارتباطات فرهنگی و تجاری کشورهای حاشیه جاده ابریشم گفتگو و تبادل نظر می کنند.
 ۳۰ مقاله علمی نیز در این همایش ارائه می شود که با سه محور اقتصاد و گردشگری ، تاریخ و فرهنگ و باستان شناسی و جغرافیای تاریخی تدوین شده است.

آقای پیلهو پارک رئیس موسسه بین المللی مطالعات آسیای مرکزی نیز در این همایش گفت :تقویت ارتباطات فرهنگی به همراه ایجاد تحول در اندیشه ها می تواند رونق اقتصادی را به کشورهای حاشیه جاده ابریشم بازگرداند.

وی گفت: ارتباطات فرهنگی می تواند زمینه ساز تبادلات تجاری و بازرگانی باشد.

سید صولت مرتضوی شهردار مشهد و خانم کریستا پیکات نماینده یونسکو نیز در نخستین روز این همایش بین المللی هر یک با تشریح لزوم ارتباط بین کشورهای جاده ابریشم بر دستیابی به پیشرفت های اقتصادی در سایه تعاملات فرهنگی تاکید کردند.

همایش بین المللی جاده ابریشم  برای بررسی قابلیت های فرهنگی و تمدنی ایران در شکل گیری و احیاءتعاملات جاده ابریشم برگزار شد.
 دکتر محمدعجم در این همایش گفت  که جاده تجاری میان خلیج فارس و سواحل هندوستان و همچنین جاده تجاری هندوستان و ایران در مسیر خشکی از نظر حجم و نوع مبادلات فرهنگی و تجاری در برهه های تاریخی مختلف بسیار اهمیت داشته که مورد غفلت پژوهشی واقع شده است تمدن موهینجادارو و دره سند و سوات  و بلتیستان از جمله این مسیرها است.
dr-ajam-iicas..
30247

فراز و نشیبهای روابط ایران و هند بررسی شد

به گزارش وب سایت معاونت فرهنگی دانشگاه فردوسی  :

به همت انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد ، روابط خارجی ایران و هندوستان با سخنرانی دکتر محمد عجم نویسنده و پژوهشگر  سرشناس و رایزن مطالعاتی پیشین کشورمان در دهلی نو  در روز دوشنبه ۲۶ مهر ماه  ۹۵ در دانشکده علوم اداری و اقتصادی این دانشگاه مورد بررسی قرار گرفت.

 

به گزارش باشگاه خبرنگاران دانشگاه فردوسی مشهد، در این نشست که دوشنبه ۲۶ مهر ماه با حضور دکتر فاطمی نژاد و دکتر اسلامی از اعضای هیات علمی گروه علوم سیاسی و نیز جمعی از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا در محل تالار دکتر رزمی دانشکده علوم اداری و اقتصاد برگزار شد،

در پایان این نشست، دکتر عجم یکی از آثار خود با عنوان «نام خلیج فارس ،میراثی کهن و جاویدان» را به انجمن علمی علوم سیاسی هدیه کرد.

دکتر عجم در ابتدای این نشست ضمن  تقسیم بندی دوره های متمایز تاریخی روابط ایران و هند : فراز و نشیبهای سه دوره قبل از اسلام – سه دوره بعد از اسلام و دوره بعد از انقلاب اسلامی را بررسی اجمالی نمود و گفت  در هر دوره روابط فرهنگی – تجاری و مذهبی متمایزی وجود داشته   رکتر عجم   به روابط تاریخی ایران و هندوستان در دوره پیش از اسلام اشاره کرد و گفت یکصد مرتبه نام هند و هندوستان و مکران و سند در شاهنامه حکیم ابولقاسم فردوسی نشانه ای از روابط دوره های قبل از اسلام  است.

این تحلیلگر سیاسی و استراتژیست کشورمان در بخش دیگری از سخنرانی خود به تشریح روابط سیاسی ایران و هندوستان پس از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخت و تصریح کرد:هندوستان از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران استقبال کرد اما تحولات منطقه ای و موضوع کشمیر مانع نزدیکی روابط دو کشور شد.

رایزن مطالعاتی سابق کشورمان در دهلی نو روابط ایران و هندوستان در رژیم گذشته را تحت تاثیر فضای دوقطبی نظام بین الملل دانست و ادامه داد:هندوستان از متحدین شوروی به شمار می رفت،در حالی که رژیم پهلوی رابطه نزدیکی با آمریکا داشت و همین امر مانع گسترش روابط ایران و هندوستان شد.

دکتر محمد عجم در بخش پایانی سخنان خود به بهبود روابط ایران و هندوستان پس از برجام اشاره کرد و اظهار امیدواری نمود که روابط طرفین گسترش یابد.

از همین نویسنده:

مشترکات منطقه ای و خواسته های هند از ایران گفتگو با دکتر محمد عجم – مرکز بین المللی مطالعات صلح

 مشترکات منطقه ای هند و ایران : 

 

.

.

رویکرد منفی رهبران اسلامی به سلفی ها در گفتگو با دکتر عجم

ه شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵ – ۲۰:۰۰
 
رویکرد منفی رهبران اسلامی به سلفی ها در گفتگو با دکتر محمدعجم
 
 
پایگاه تحلیلی رصد / هفته گذشته همایشی با حضور شمار زیادی از علمای اهل سنت به‌ویژه احمد الطیب شیخ الازهر مصر در گروزنی پایتخت چچن برگزار شد که شرکت‌کنندگان در بیانیه پایانی بر برائت خود از فرقه وهابیت تأکید کردند و آن را خارج از مذهب اهل‌سنت دانستند. در گفتگوی زیر با دکتر محمد عجم، کارشناس مسایل منطقه ای به رویکرد کنفرانس اسلامی در چچن و تاثیر و پیامدهای گوناگون رویکرد منفی رهبران اهل سنت به وهابیت پرداخته است.

کنفرانس اسلامی در چچن و علل رویکرد منفی همه جانبه رهبران اسلامی به وهابیت چیست؟

کنفرانس اسلامی که در چچن برگزار شد از نظر بازتاب در نوع خودش کم سابقه بود اما  قبلا هم ‏چنین کنفرانس هایی در کشورهای اسلامی برگزار شده اما متاسفانه بازتاب نیافته بود. علت بازتاب ‏بین المللی کنفرانس چچن بیشتر به زمان و مکان و علمایی که در آن شرکت می کردند بر می ‏گردد.

 

‏ ‏ اهل سنت از ابتدا نگاه منفی به وهابیت داشته است، اما در پنج دهه گذشته دلارهای نفتی حوزه عربی ‏خلیج فارس توانست نظر بسیاری از اهل سنت را جلب کند
 

 مخالفت و واکنش منفی شبکه های عربی مانند الجزیره و العربی نیز به شهرت این کنگره ‏اسلامی کمک کرد وگرنه ما از سال ۲۰۰۳ شاهد برگزاری نشست هایی توسط اهل سنت بوده ایم که ‏در آن ها وهابیت و سلفی تکفیری را خارج از اسلام اعلام کرده اند. به عنوان مثال در مراکش از حدود ۱۰ سال ‏قبل سمینار صوفی بودشیشیه برگزار می شود که هرسال در آن عملیات تکفیری ها و جهادی های ‏سیاسی محکوم و خارج از اسلام عنوان می شود و یا در هند علمای اهل سنت به خصوص حوزه های ‏اهل سنت بریلوی چندین سمینار در همین راستا برگزار کرده اند اما برد رسانه ای آن ها ناچیز بوده ‏است.

 نشست علما درچچن بازتاب گسترده ای یافت و این کار نوید بخش آینده بهتری است. این ‏کنگره با نظارت رمضان قدیروف، رئیس جمهور چچن برگزار شد. پدر او یکی از رهبران اسلامی ‏چچن بود و قربانی سلفی های وهابی شد، هزاران نفر در چچن قربانی خشونت وهابی های سلفی ‏شده اند. کنگره اسلامی گروزنی، “اهل سنت و جماعت” را از نظر اعتقادی منحصر به اشعری‌ها و ‏ماتریدی‌ها و از نظر علم و اخلاق و تزکیه به اهل مذاهب اربعه در فقه و اهل تصوف منحصر دانست ‏و مخالفان این گروه‌ها را خارج از دایرۀ اهل سنت و جماعت اعلام کرد. در این کنگره علمای بزرگی ‏از مصر و کشورهای اسلامی غرب آسیا و اروپا حضور داشتند.‏

‏ مدت ها بود که اگر کسی به ابن تیمیه (مرگ ۷۲۸ هق) ایراد می گرفت بسیاری خشمگین می ‏شدند و  فرد را به دشمنی با اهل سنت و یا فرقه گرایی متهم می کردند اما اکنون خود علمای اهل ‏سنت افکار او را نقد می کنند. زیرا اندیشه های او خسارات سنگین و تلفات زیادی را در سال های اخیر ‏بر مسلمانان وارد کرده است. البته نقد و مخالفت با افکار او از همان دوره اولیه ظهور او، بروز کرد و ‏علمای اهل سنت شدیدا با او به مخالفت می پرداختند.‏

‏علل برگزاری کنفرانس اسلامی در چچن چیست؟

کنفرانسی که در چچن برگزار شد اگرچه خیلی دیر ولی جای امیدواری را برای مسلمانان این منطقه داشت. مردم ‏مسلمان چچن اولین قربانیان گروه های وهابی تکفیری در دهه های اخیر بودند. در آنجا عده ای با سوء ‏استفاده از عقاید دینی مردم و سوء استفاده از شرایط قومی و دینی از دهه ۹۰ میلادی تا کنون ‏دست به جنایات وحشتناکی تحت عنوان جهاد و اسلام می زدند و تقریبا عموم قربانیان نیز خود ‏مسلمانان بودند. بیشتر رهبران و مبلغان جهاد در چچن در سایه حمایت عربستان و قطر قرار دارند و ‏چند هزار چچنی وهابی عضو داعش در سوریه می جنگند و شهر گروزنی شاهد و قربانی جنایات ‏وهابی ها است.‏

‏گذشته اختلافات و نگاه رهبران اسلامی و نهادهایی چون الازهر به وهابیت چیست؟

 

عموم اهل سنت به مدارا و تساهل با فرق مذهبی اعتقاد دارند در حالیکه تکفیری ها به کشتار ‏فرق اعتقاد دارند
 

وهابیت دو قرن قبل یک جریان سیاسی بود که بخش جهادی و ضد اجنبی افکار ابن تیمیه را گرفت ‏تا ترکان عثمانی را از سرزمین های عربی بیرون کند. خود وهابیت بعدها به یک ایدئولوژی حکومتی ‏و درباری تبدیل شد. از ائتلاف خاندان آل شیخ محمد عبدالوهاب و قبیله آل سعود دولت سلطنتی ‏عربستان به وجود آمد و وهابیت ابزاری برای توجیه سلطنت و قدرت و دربار شد. وهابیون عربستان ‏اگرچه در شکل گیری جنبش های تکفیری امروز نقش بارزی داشتند اما آنچه که امروز در جهان ‏اسلام در حال شکل گیری است اگرچه افکار وهابیت را دارد اما تفکر ناب این نهضت را در ‏رجوع مستقیم به افکار ابن تیمیه می بینند و با وهابیت درباری مخالفند. آن ها به دنبال ایجاد دولت ‏خلافت در کل سرزمین های اسلامی و احیای دوباره خلافت دوره بنی امیه هستند.

آیین وهابیت در ‏قرن ۱۲ هجری بر اساس افکار و آراء ابن تیمیه پی ریزی گردید به گونه‌ای که شناخت عقاید ‏وهابیان در گرو شناخت ابن تیمیه و آراء و عقاید او است. در این میان مسلمانان سنی جهادی که ‏در هریک از کشورها نام خاصی بر خود گذاشته اند ولی در مجموع سلفی تکفیری حساب می شوند  نیز همگی پیرو افکار ابن تیمیه هستند. تکفیری ها هر فردی را که با آن ها همراه نباشد کافر می دانند ‏و کافر از نظر آن ها شایسته کشته شدن است. الازهر مصر هیچگاه با وهابیت سر سازش نداشته است ‏اما نیاز مالی الازهر و موسسات دینی از یکسو و پول های سرریز موسسات خیریه خلیجی در دو دهه ‏گذشته توانسته بود در موسسات دینی مصر نفوذ کند.‏

بسترهای شکل گیری نگاه های منفی مذاهب اهل سنت به وهابیت چگونه است؟

اهل سنت از ابتدا نگاه منفی به وهابیت داشته است، اما در پنج دهه گذشته دلارهای نفتی حوزه عربی ‏خلیج فارس توانست نظر بسیاری از اهل سنت را جلب کند. آن ها تنها در پاکستان ۲۷ هزار مدرسه ‏دینی شبانه روزی ایجاد کردند. در مصر و شمال آفریقا کارهای زیادی کردند. دولت های منطقه و غربی ‏ها همه توجه خود را به خطر موهوم اسلام شیعه ایرانی متمرکز کردند و از آنچه زیر سایه حمایت ‏آن ها توسط وهابی ها در جهان اسلام می شد، غفلت کردند.

 چندی است که آن ها متوجه خطری شدند که ‏خود، آن را ایجاد کرده بودند و یا در آن نقش داشتند.‏ اگرچه وهابیت بر پایه تفکر ابن تیمیه قرار داشت اما وهابی ها بخشی از افکار او را به خدمت گرفتند ‏و بخش دیگر را رها کردند. خود ابن تیمیه از ابتدا مورد اعتراض علمای اهل سنت بود.‏ بعضی رفتارها، کنش و واکنش ها و مسائل قومی و قبیله ای و اختلافات سیاسی در غرب آسیا ‏منجر به پناه بردن افراد به ایدئولوژی ابن تیمیه شد.‏

نوع اختلاف ها و محورهای واگرایی و تضاد مذاهب اهل سنت با سلفی و وهابیت چیست؟

 

اکنون خود علمای اهل ‏سنت افکار ابن تیمیه را نقد می کنند زیرا اندیشه های او خسارات سنگین و تلفات زیادی را در سال های اخیر ‏بر مسلمانان وارد کرده است
 

اختلاف ها و محورهای واگرایی و تضاد مذاهب اهل سنت با سلفی تکفیری و وهابیت بسیار زیاد ‏است. عموم اهل سنت به مدارا و تساهل با فرق مذهبی اعتقاد دارند در حالیکه تکفیری ها به کشتار ‏فرق اعتقاد دارند. ‏ظهور سلفی تکفیری خساراتی را به اندیشه اسلامی وارد کرده که هیچ قوم مهاجمی تا کنون به ‏اسلام وارد نکرده، لذا علمای اهل سنت احساس وظیفه می کنند که خود را از آن ها دور نگهدارند.

‏همین چند هفته قبل سمینار عبدالرحمن جامی در تربت جام برگزار شد. احمد جامی از علمای ‏بزرگ اهل سنت است اما وقتی افکار او توسط سخنرانان سنی مذهب بازخوانی می شد سراسر ‏افکار او از دوستی و محبت و انسان دوستی سخن گفته می شد. لذا افکار ابن تیمیه در مغایرت ‏کامل با افکار و اندیشه های فرق اسلامی است. ‏

برای اینکه به عمق اختلاف علمای اسلامی با تفکر وهابیت جهادی(سلفی تکفیری) پی ببریم حتما ‏باید اشاره ای به افکاری پدر معنوی وهابیت و سلفیت تکفیری داشته باشیم : ‏

‏- نفی هر گونه تعقل وحرام بودن فلسفه و منطق و نفی علوم تجربی ‏

‏- انکار فضائل اهل بیت پیامبر (ص)‏

– مخالفت با بعضی نظریه های مذاهب چهارگانه اهل سنت؛ او هرگونه تعامل با کفار (غیر مسلمان) و ‏مشرکین (از نظر او همه فرق مختلف شیعه و تصوف) را حرام می داند

– بخش چهارم از آرای او مخالفت وی با مذاهب چهارگانه اهل سنت در باب نکاح و طلاق است. محمد ‏بن عبد الوهاب بخش دوم از مبانی فکری ابن تیمیه را گرفت و به سه بخش دیگر اهمیت نداد. به نظر ‏ابن تیمیه مهمترین مصلحت در این است که با آن ها (کفار و مشرکین) دشمن باشیم حتی اگر ‏به ضرر ما باشد. ‏

-‏ ابن تیمیه از نظر شرعی و دینی قتل وسلب و اغتصاب و تجاوز و مصادره اموال و تصاحب زنان و ‏کودکان و… را حلال اعلام می کند. ‏اما در مورد مسلمانان مانند شیعه برحسب نظر ابن تیمیه، کفر آن ها بزرگتر و گناه آن ها عظیم تر از ‏کفار اصلی است  (فتاوی جزء ۲۸ ص ۴۲۸).‏

– ابن تیمیه نه برای فکر و نه برای فرهنگ و هنر احترامی قائل نیست. تخریب آثار هنری و باستانی ‏افغانستان و یا تخریب اماکن مقدسه که علاوه بر تقدس جنبه هنری و علمی دارد نیز برای آن ها امری ‏لازم است.‏ در این بین بسیاری از علمای اهل سنت وی و افکار افراطی وی را رد نموده و حتی او را کافر دانسته اند. ‏چنانچه:

‏۱. محمد بن محمد بخاری (دانشمند حنفی مذهب، متوفای ۸۴۱) اعلام می‌کند:”هر کس به ابن ‏تیمیه شیخ الاسلام بگوید، کافر است”‏

‏۲. ابن حجر عسقلانی (متوفای ۸۵۲، از ارکان علمی اهل سنت) در کتاب درر الکامله، ج۱، ص۱۵۵ ‏نظر بزرگان و علمای اهل سنت را نسبت به ابن تیمیه چنین بیان می‌کند: ‏‏“در جامعه اسلامی (اهل سنت و نه شیعه)، بعضی‌ها می‌گویند که ابن تیمیه مجسم (کسی که خدا ‏را جسمانی می‌داند) است، بعضی‌ها می‌گویند ملحد و زندیق است، بعضی‌ها می‌گویند او منافق است. ‏و  قضات اهل سنت در زمان ابن تیمیه اعلام کردند:”هر کس معتقد به عقاید «ابن تیمیّه» باشد، ‏خون و مالش حلال است.”‏

‏۳. ابن حجر مکی، در کتابی که علیه شیعه نوشته است، وقتی به ابن تیمیه می‌رسد می‌گوید: “خدا او ‏را خوار و گمراه و کور و کر کرده است، و پیشوایان اهل سنّت و معاصرین وی از شافعی‌ها، و ‏مالکی‌ها، و حنفی‌ها، بر فساد افکار و اقوال او تصریح دارند.” (الفتاوی الحدیثه: ۸۶.) ‏

‏۴. ابن بطوطه، جهان‌گرد نامی مراکشی در سفرنامه اش می‌نویسد: “در دمشق یکی از بزرگان فقهای ‏حنبلی به نام ابن تیمیّه را دیدم که در فنون مختلف سخن می‌گوید، ولی عقل او سالم نبود.” (رحله ‏ابن بطوطه، ج ۱، ص ۵۷)  ابن تیمیه شخصی عصبی،  بود و شاگردانش را هم به این وصف می ‏شناختند.  ‏

‏ لذا‏ باید گفت هر روز که می گذرد فاصله میان اهل سنت واقعی با تکفیری های وهابی و سلفی زیادتر ‏می شود در چند سال گذشته صدها روحانی اهل سنت به دست وهابی های سلفی کشته شده اند.‏

به نقل از : روزنامه خراسان 

 

نگاهی از درون به تشکیلات مخوف القاعده : نوشته  دکترمحمد عجم

——————————————————————————–
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵ – بعد از ظهر ۱۷:۶ تعداد بازدید : ۴۴۷۳ سایت :بازتاب

جبهه النصره و نگاهي از درون به تشكيلات مخوف القاعده

نگاه کابل به هیرمند و هریررود و بحران آب در شرق ایران

 بحران آب در مشهد و شرق ایران

دکتر محمد عجم

کارشناس حقوق بین الملل

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

  دریای پارس عجم

علی رغم هشدارهای مکرر سالهای گذشته هنوز فرهنگ استفاده بهینه از آب در ایراننهادینه نشده است. هنوز خطر جدی گرفته نشده است. بر اثر تغییرات آب و هوایی بسیاری از دریاچه های یخی جهان آب می شود. سطح آب  دریاها افزایش پیدا می کندو در مناطقی نیز خشکسالی ایجاد می شود. هم اکنون  شدت خشکسالی در برخی مناطق شرق کشور به حدی رسیده است که هم اکنون به ۹۰ روستای محروم نهبندان خراسان جنوبی با تانکر و به صورت سیار آبرسانی می شود. حداقل ۱۵ سال است که مناطقی از شرق ایران در حالت کم بارانی بسر می برد.

به گفته وزیر نیرو بحران آب می تواند تمدن ایران را منهدم کند  در حال حاضر در ایرانبیش از ۸۶ درصد از منابع آب تجدیدناپذیر استفاده می شود در حالی که استفاده بالای ۴۰ درصد از این منابع بر اساس استانداردهای جهانی به معنی قرارداشتن در وضعیت بحرانی است. بخشی از ایران یک دوره خشکسالی طولانی احتمالا سی ساله را می گذراند. و این مشکل با توجه به  کاهش شدید سطح ابهای زیرزمینی می تواند به بحران و مهاجرت وتخلیه بسیاری از روستاها منجر شود.

شهر مشهد، از بزرگترین کلانشهرهای ایران است و سالانه حدود ۲۵ میلیون زایر دارد بین ۶۰ تا ۷۰ درصد آب به طور متوسط از طریق سد دوستی سرخس تأمین می شود با افتتاح سد سلماو سدهای جدید در افغانستان طبیعتاً امنیت آبی این شهر تهدید می شود. چنانچه اعلام شده که این سد تنها برای ۶۰ روز مشهد ذخیره اب دارد. در سال ۸۴ میزان سهم حقابه ایران و ترکمنستان از سد دوستی در سرخس هر کدام ۴۱۰ میلیون متر مکعب تعیین شده بود.  از ۴۱۰ میلیون متر مکعب سهم  ایران ۱۵۰ میلیون متر مکعب برای آب شرب مشهد در نظر گرفته شده بود هر سال با توجه به میزان ذخیره آب سهم هر کشور تعیین می شود. که در چند سال اخیر با توجه به ابگیری سد سلمایافغانستان ذخیره سد دوستی کاهش داشته است. برابر اعلام مقامات مربوطه در ده سال آینده مشهد  به منابع جدید آب نیاز خواهد داشت که منابع استانی پاسخ گو نخواهد بود و یکی از گزینه ها انتقال آب از دریای عمان و یا دریای خزر هست که با توجه به هزینه های سنگین عملی بنظر نمی رسد. در حال حاضر هنوز چند ماه از سال منابع رودخانه های مشهد و خراسان شمالی مانند رود اورتکن هرز می رود و بهره برداری بهینه از آن نمی شود. اکنون سد ارداک به بهره برداری رسیده که می تواند در اوج مصرف آب در مشهد معادل ۱۵ میلیون متر مکعب از این سد وارد مدار مصرف مشهد شود. و بهره برداری از سد چهچهه و قره تیکان و ارداک در برنامه  تامین آب مشهد قرار دارد اما با این وجود بحران جدی است.

در این شرایط افغانستان بر روی رود  رودخانه هریر رود  دو سد  کجکی و سد  سلما را به بهره برداری رسانده و سد بالابلوک در استان فراه  را  بر روی هریررود در حال احداث دارد. این به معنی آن است که در آینده نزدیک هیچ آبی به به داخل ایران و سد دوستی نخواهد رسید و این سد به محلی برای چرای دام ها تبدیل خواهد شد.

ساخت سد سلما در سال ۱۳۵۵ آغاز شد و تا زمان وقوع کودتای اردیبهشت نزدیک به ۳۰ درصد از کار ساخت سد سلما پیش رفته بود ولی پس از کودتای اردیبهشت ۱۳۵۶ به‌دلیل نا‌امنی، کار ساخت سد سلما متوقف شد. از آن زمان هیچ مدارکی یا قرائنی مبنی بر مخالفت کشور‌های همسایه افغانستان در ساخت این سد وجود ندارد. زیراایران احساس نیاز چندانی در حوزه این رود به آب نداشت احساس نیاز به آن رودخانه در سالهای دهه ۱۳۷۰ مشخص شد از سوی دیگر ساخت‌و‌ساز و سد دوستی در سرخس در زمان بی دولتی افغانستان و دوره طالبان و یک‌جانبه و بدون مشورت با افغانستان بوده است.

در ۱۵  خرداد ۱۳۹۵ ، آقای مودی نخست وزیر هند به همراه آقای اشرف غنی سد سلما بر روی هریر رود در نزدیکی شهر هرات را افتتاح کردند. هندی‏ ها رقمی نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار برای راه اندازی سد سلما سرمایه گذاری کرده اند. هریر رود، نزدیک به ۵۰۰ کیلومتر را در داخل خاک افغانستان طی می کند تا به مرز ایران می رسد و بعد از آن به طول ۷۰ کیلومتر به موازات مرز ایران در سرخس به سمت ترکمنستان می رود. بخش عمده ای از آب این رود  سدی را که بین ایران و ترکمنستان تحت عنوان «سد دوستی»در سال ۱۳۸۴  ایجاد شده است را پر می کند. سد سلما باعث رشد اقتصادی و کشاورزی منطقه هرات شده و بیش از  ۷۵ هزار هکتار از اراضی افغانستان، از کشاورزی برخوردار خواهند شد و تولیدبرق این سد از وابستگی افغان‏ها به برق وارداتی از ایران و ترکمنستان خواهد کاست.

بر اساس برآوردی که سال ۹۴ انجام شده بود، نزدیک به سیصد میلیون مترمکعب آب ازافغانستان وارد سد دوستی ایران شده بود، اما از اسفند ماه پارسال تا اواخر فروردین ۹۵، میزان ورودی آب هریرود به داخل سد دوستی از ۳۰۰ به ۳ میلیون مترمکعب کاهش یافته بود یعنی عملاً یک صدم شده بود.

بسیاری از رودهای بزرگی که در افغانستان وجود دارند، به خارج از این کشور سرازیر می شوند. کوه‏های افغانستان، خاستگاه بسیاری از رودهایی است که به کشورهای پیرامونی از جمله به ایران ریخته می‏شود. از افغانستان  دو رود مهم  به سمت ایران می آید؛ یکی هیرمند( هلمند) است که به سمت سیستان ایران می آمد دیگری هریرود است که به سمت خراسان می رود. افغانستان با ساخت دو سد عملاً مانع ورود آب هیرمند به ایران شد و از دهه ۴۰ به بعد، بخش عمده ای از جمعیت این ناحیه ناگزیر از کوچ به بقیه نقاط کشور به ویژه خراسان و استان های شمالی کشور شدند

در مورد هری رود بین دو کشور قراردادی وجود ندارد اما معاهده حقابه میان افغانستان وایران مربوط به هلمند در اسفند ماه۱۳۵۱ به امضای نخست وزیران هر دو کشور رسیده است. در خرداد ماه۱۳۵۲ هر دو مجلس قانون‌گذاری دو کشور آن را تصویب کردند. اسنادی که باید در این رابطه میان دوکشور مبادله می‌شد، به‌دلیل کودتای ۲۶تیر ماه سردار محمد‌داوود معطل شد و بالاخره در سال ۱۳۵۶ این اسناد نیز مبادله شد. مفاد این معاهده تا امروز نیز به قوت خود باقی است. با عقد این معاهده وضعیت حقوقی حوزه رودخانه هلمند میان دو کشور مشخص شده است. بر‌اساس این معاهده، حقابه‌ایران ۲۶ متر مکعب در ثانیه آن‌هم در سال‌های معمولی ونرمال آبی می‌باشد. البته این معاهده، سال معمولی و نرمال آبی را نیز تعریف کرده است که براساس سنجش مرکز سنجش دهراوود مشخص می‌شود و آن هم طوری است که یک سال نرمال آبی در حوزه دریایی هلمند چیزی حدود شش میلیارد و ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب می‌باشد. براساس محاسبه حقابه ایران سالانه به ۸۲۰ میلیون مترمکعب می‌رسد. در ماده پنجم این معاهده، نوشته شده است که افغانستان با حفظ حقابه ایران، حق هرگونه استفاده از دریای هلمند را دارد. هم‌چنان پیش‌بینی شده که ایران حق استفاده اضافه از آن‌چه که مشخص شده، ولو که دریای هلمند پرآب هم باشد را ندارد.

افغانستان در حوزه دریای آمو و رود  هلمند و رود هریرود مرز مشترک آبی با کشور‌های همسایه دارد. دریا‌ها معمولا بستر خود را عوض می‌کنند و در این سال‌ها این تغییر بستر دریا بیشتر به‌سوی افغانستان بوده است. بر اساس معاهداتی که بین افغانستان و کشور اتحاد جماهیر شوروی صورت گرفته بود، این مساله پیش‌بینی شده است. در صورتی که بستر دریای آمو تغییر کند مرز‌ها هم تغییر نمی‌کند. زیرا مرز‌ها در روی جغرافیا مشخص است و خطوط خود را واضح دارد. در این معاهدات پیش‌بینی شده که دو کشور با همکاری هم، بستر دریا را دوباره به مسیر اصلی آن برگردانند. ولی به‌دلیل نبود امکانات افغانستان نتوانسته جلو این انحراف بستر دریا را بگیرد.  در افغانستان طرح‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت در جریان است تا به مدیریت بهتر آب در کشور برسند.

اساساً بخش عمده ای از حقوق بین الملل در حوزه ی رودها ماهیت توافقی دارد و قاعده مشخصی برای آن وجود ندارد. ما در مورد هریرود با افغانستان، قرارداد مشخصی نداریم، اما در مورد هیرمند با آنها قرارداد داریم. افغان ها  مدعی هستند که وقتی ما اجازه نمی دهیم از هیرمندیا هیلمند، آب به سمت ایران بیاید، مساله این است که خود ما مشکل کمبود آب داریم. به دلیل همین ادعا هم نامه نگاری ها و اعتراضات  ایرانچندان به جواب مشخصی نرسیده است. در مورد هریرود، اما ما قرارداد چندان مشخصی با افغانستان نداریم. ایران در این زمینه، فقط با ترکمنستان قرارداد دارد که از این آب به صورت دوجانبه استفاده می کنیم. بنابراین احتمال اینکه در آینده نزدیک، مشهد با جمعیت ۵ میلیونی خود  با بحران آبی مواجه شود، بسیار بالاست.

تنها کنوانسیونی که در زمینه رودخانه های مشترک وجود دارد کنوانسیون سال ۱۹۹۷ نیویورک است که به نام کنوانسیون استفاده غیر‌کشتی‌رانی از رودخانه‌های بین‌‌المللی یاد می‌شود. این کنوانسیون در سال ۲۰۱۵ لازم‌الاجرا شده است. یعنی ۱۸ سال طول کشید تا این کنوانسیون لازم الاجرا شده است. در همسایگی افغانستان به جزازبکستان، هیچ کشوری از جمله خود افغانستان به این کنوانسیون ملحق نشده است و بحث‌ها در مورد الحاق افغانستان، تازه در دولت جدید آغاز شده است. حتی همین کنوانسیون هم یک سلسله قوانین کلی و عام را پیشنهاد کرده است. یکی از اصل‌های این کنوانسیون این است کشور‌هایی که در مسیر یک رودخانه مشترک هستند، باید از مفاد این رودخانه به شکل معقول و منصفانه استفاده کنند و همچنان این مشارکت باید در توسعه و حفاظت از منابع آب رودخانه هم وجود داشته باشد. یعنی استفاده یک‌جانبه حق بدون تکلیف نیست. اصل‌های دیگر آن عدم زیان رساندن به منابع آبی، به اشتراک‌گذاری اطلاعات آب میان کشور‌ها، رعایت اصل محیط‌زیستی و حل اختلاف‌ها در این رابطه از مجاری مسالمت‌آمیز است. بنابر این چون این اصل‌ها کلی است کشور‌های دارای آب‌های مشترک می‌توانند از مدل‌های مختلف و اصل انصاف و تراضی در حل اختلاف مربوطه  استفاده کنند.

آب اهرمی برای استفاده دولت افغانستان

شرق ایران و غرب پاکستان جزو مناطق کم باران و نیازمند آب هستند و افغانستان با آن‌که کشوری است محاط به خشکی، اما به‌دلیل کوهستانی بودن و دارا بودن رودخانه‌های سرشار از آب شیرین به یکی از بزرگ‌ترین منابع آب شیرین در منطقه تبدیل شده است. بنابر آمار ارایه شده از سوی وزارت انرژی و آب افغانستان، مجموع ظرفیت تجدیدشونده ذخایر آب‌های سطحی در سال، ۵۷ میلیارد مترمکعب است که از جمله آن ۲۱ میلیارد مترمکعب استفاده می‌شود و به‌دلیل نبود ذخایر، کانال‌ها و جوی‌ها، ۳۶ میلیارد آن ضایع می‌گردد.
هم‌چنان ذخایر آب‌های زیر زمینی در افغانستان هر سال ۱۸ میلیارد مترمکعب است که تنها از ۳ میلیارد مترمکعب آن استفاده می‌شود.
طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی هر فرد در روز برای انجام امور سلامت و بهداشت خود نیازمند ۲۰ لیتر آب شیرین است. به نوعی برابر با ۷٫۳ مترمعکب برای هر نفر در یک سال. در یک قرن گذشته جمعیت جهان روبه افزایش بوده و این امر باعث شده است که مصرف امروز آب در جهان ۶ برابر ۷۰ سال قبل باشد.
در این میان برخی از کشورهای خاورمیانه و آسیای میانه از کشورهای خشک و کم‌آب جهان به شمار می‌روند. در این منطقه سه کشور دارای منابع سرشار آب شیرین‌اند:ترکیه ، افغانستان و تاجیکستان بر خلاف تاجیکستان،  آبهای افغانستان و ترکیه در موقعیت استراتژیک قرار دارند.  کمبود آب آشامیدنی در برخی مناطق منجر به کاهش شدید کشت محصولات کشاورزی  و بیکاری و خشک شدن تالابها شده است. افزایش نیاز مبرم  ایران ، پاکستان و افغانستان به  آب شیرین مشکلات عدیده ای را ایجاد می کند.

فرصتی که از دست رفت.

تا قبل از انقلاب اسلامی  در ایران چندان احساس نیازی به آب رودخانه هریرود نبود ایران تقریبا هیچگونه استفاده ای از ان نمی کرد. تقریبا تمام مسیر رود در داخل ایران از صالح آباد تا سرخس جمعیت بسیار کم و دامداران بودند . خود افغانستان هم اهمیتی برای این آب قایل نبود زیرا رود تقریبا در بخش عمده ای از سال به طرف شنزارهای ترکمنسان  هرز می رفت. اما با بزرگ شدن شهر مشهد و توجه مردم  حاشیه مرز به کشاورزی صنعتی با توجه به زمینهای حاصلخیز ، توجه ایران  به اهمیت آب هریر رود زیاد شد. اگر ایران  موقع شناس بود در اثر خشکسالی های ممتد سالهای ۴۶ تا ۵۰ و کوچ مردم سیستان و بلوچستان اقدام به امضای قرارداد سال ۵۱ رود هیلمند کرد می توانست  و یا حتی در دوره کمونیستها براحتی در مورد هریرود هم قرارداد امضا کند اما درگیر بودن ایران در جنگ ۸ ساله و جنگ داخلی افغانستان موجب غفلت از موضوع شد. ولی اکنون مقامات  افغانستان  به اهمیت آب پی برده اند  و انرا طلای روان افغانستانمی دانند و مصم  هستند از آب استفاده بهینه نموده و از  خروج رایگان آن به  کشورهای همسایه جلوگیری نمایند.
افغانستان به دریا راه ندارد، کم‌ترین فاصله افغانستان به دریا ۵۰۰ کیلومتر است، در این میان اما موجودیت آب فراوان شیرین، که بسیاری از کشورهای منطقه از آن محرومند،افغانستان را به کشوری غنی و سرشار از منابع مهم آب آشامیدنی آسیای میانه تبدیل کرده است.
هم اکنون آب رودخانه‌های هریرود و هیرمند وارد ایران و ترکمسنتان می‌شود، آب حوزه آبی جنوب هندوکش و سفیدکوه به پاکستان و رودخانه سند می‌ریزد. آب‌های فراوان حوزه آب پامیر و شمال هندوکش به دریاچه اورال سرازیر می‌شود، آب رود مرغاب نیز به ترکمنستان می‌ریزد و در نهایت آب‌های فراوان رودخانه آمو نیز به ازبکستان و دریاچه اورال می‌رود. از همه این منابع آبی، افغانستان بدلیل جنگهای فراوان و عدم استقرار کم‌ترین بهره را برده است.
افغان ها اکنون اعتقاد دارند که ارزش آب را زمانی می‌توان تثبیت کرد که از آب به‌عنوان ابزار دیپلماسی و  برای چانه‌زنی سیاسی و منبعی برای درآمد داخلی استفاده شود.افغانستان  در فکر بهره اقتصادی و سود جویی از آب  است آنها می گویند فروش آب در دنیا معمول است و افغانستان درصدد صادرات آب است.

 در قسمت استفاده پولی از آب مثال‌های زیادی وجود دارد چنان‌که ایالات متحده برای یک مترمکعب آب نوشیدنی به کانادا ۵ سنت می‌پردازد، ترکیه در برابر یک مترمکعب آب مبلغ ۱۲ سنت به بلغارستان می‌پردازد و هم‌چنان در این اواخر تفاهم‌نامه‌ای میان ایران و کویت در مورد صادرات و انتقال آب به امضا رسیده است. بر اساس این تفاهم‌نامه قراراست که طى یک دوره سى‌ساله، سالانه ٩٠٠ میلیون مترمکعب آب از سد کرخهایران به منطقه الزور کویت توسط خط لوله انتقال داده شود. صادرات این مقدار آب براى دولت ایران سالانه بیشتر از یک میلیارد دلار درآمد به همراه خواهد داشت.
در این میان چابهار دروازه ترانزیت شرق ایران و منطقه‌ای استراتژیک برای توسعه صنعت ترانزیت به افغانستان محسوب می‌شود. و به‌عنوان کوتاه‌ترین راه ارتباطی و ترانزیتی کشورهای آسیای میانه و افغانستان به بازارهای خلیج فارس، شرق افریقا و دیگر نقاط جهان مطرح است. افغانستان به جز مسیر چابهار به میلک، امکان ارتباط دریایی مناسب دیگری ندارد.بندر چابهار یکی از ۱۴ نقطه استراتژیک دنیاست و از طرفی یکی از ۱۰ بندر مهم جهان محسوب می‌شود. امروزه کشورهای مختلف جهان رغبت زیادی برای سرمایه‌گذاری در بندر چابهار ایران دارند، افغانستان می‌تواند در ازای دسترسی به بندر چابهار نیز به ایران آب بدهد.ایران می‌تواند امکانات ویژه از جمله معافیت‌های گمرکی و ویزا برای بازرگانان افغان در بندر چابهار فراهم سازد و راه آهن چابهار- زاهدان را برای این مقصود به زرنج وصل کند. هم‌چنین موضوع آب در برابر نفت را نیز نباید نادیده گرفت.در این حال پاکستان نگران سدی است که در کنر ساخته می‌شود و جریان آب به سمت پاکستان را قطع می‌کند. و ایران نگران سد سلما و سد بالا بلوک است افغان ها می خواهند از آب به عنوان ابزاری برای اعمال نفوذ و کسب درآمد  استفاده کنند به هر حال آن‌چه مسلم است، باز شدن گره مشکل بی‌آبی و یا کم‌آبی شماری از کشورهای همسایه، به دست افغانستان است و باز شدن گره مشکلات امنیتی و اقتصادافغانستان نیز به دست آنان است و افغان ها آن را مورد توجه قرار داده اند.persian gulf lake tehran

عربستان آبستن حادثه است

دکتر محمد عجم

عربستان آبستن حادثه است

خبرگزاری فارس: عربستان آبستن حادثه است

وضعیت اقتصادی عربستان در یک دهه گذشته

کارکرد اقتصاد عربستان در یک دهه گذشته به خصوص در فاصله ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۳، به برکت گران شدن نفت ، افزایش تولید و فروش نفت عربستان، دچار نوعی جهش و رشد و انباشت سرمایه شد. در واقع، تولید ناخالص داخلی عربستان از چهارصد میلیارد دلار به هشتصد میلیارد دلار افزایش یافت و ریاض بیش از چهار میلیون شغل ایجاد کرد و درآمد متوسط ماهانه خانوار ۳۰ درصد افزایش پیدا کرد. چنانچه اقتصاد عربستان از رتبه ۳۶ جهان به رتبه ۱۹ ارتقا یافت و در زمره بیست اقتصاد بزرگ جهان قرار گرفت. در همین مدت ۳۰۰ میلیارد دلار جذب سرمایه گذاری خارجی داشت. در حقیقت در این دوره با توجه به انباشت سرمایه در اثر گران شدن قیمت نفت، صندوق توسعه عربستان مبالغ کلانی را حداقل در ۱۹ کشور آفریقایی و آسیایی و کشورهای در حال توسعه و مسلمان سرمایه گذاری کرد و کمکهای توسعه ای بلا عوض نیز به این کشورها اعطا کرد. این امر یکی از راه های نفوذ عربستان در کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی (کنفرانس اسلامی) است. در این مدت اقتصاد عربستان با وجود نارسایی های ناشی از مدیریت دولتی و اولیگارشی تقریبا وضعیت آماری خوبی داشت. در همین دوره ذخایر ارزی عربستان به بیش از ۷۵۰ میلیارد دلار در آمریکا افزایش پیدا کرد.

TeheranMossaver31Khordad1330parssea

متغیرهای سیاسی و اقتصادی موثر بر وضعیت کنونی اقتصاد عربستان

مشخصه بارز اقتصاد عربستان اقتصاد نفتی است. یعنی ۷۵ درصد بودجه و ۹۰ درصد صادرات از نفت به دست می آید. بخش دیگری نیز به معادن و صنایع مرتبط با نفت مربوط می شود. لذا طبیعی است که هرگونه کاهش یا افزایش قیمت، تاثیر بسیار زیادی بر اقتصاد عربستان می گذارد. در دهه ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۳ (که عربستان درآمدهای سرشاری داشت) درآمدهای سرشار عاملی برای تحریک عربستان به دخالت در کشورهای دیگر کرد. در آن زمان انقلاب های عربی و سقوط معمر قذافی به نفع عربستان شد. صادرات نفت لیبی کم و یا از بین رفت و عربستان بسرعت جای لیبی را گرفت با تحریم ایران ، مشتری های ایران را هم اغوا نمود، حتی در جهت فروش نفت عراق نیز کارشکنی کرد و سعی نمود مشتری های عراق را با نفت ارزانتر اغوا نماید. در واقع عربستان از ۱۳۸۸ تا اواخر ۱۳۹۱ سود سرشاری بدست آورد و سقوط قذافی عربستان را به هوس دخالت در کشورهای دیگر انداخت. در همین راستا اقدام به دخالت در سوریه کرد و هزینه های بسیار زیادی در سوریه انجام داد، اعطای پول و خرید اسلحه به صورت مستقیم و غیر مستقیم و ارسال آن از طریق ترکیه یا با واسطه های ترکی و بلغاری به داخل سوریه انجام شد.

 علاوه بر این ها در بحث یمن، عربستان شروع به ایجاد ائتلاف عربی برای دخالت در یمن کرد و مدعی شد ما باید به هر نحو جلوی ایران را بگیریم و اگر در یمن جلو ایران را نگیریم، ایران پایتخت های عربی را یکی بعد از دیگری تصرف خواهد کرد. در این راستا رسانه های عربستان شروع به بزرگنمایی بیش از اندازه حضور ایران در سوریه و عراق و مدعی اداره عراق و سوریه در اختیار یک سردار ایرانی شدند. در واقع خیلی واضح است که این اخبار و تحلیل های غلو آمیز به تحریک کشورهای عربی و بهانه ای برای سرکوب قیام عدالتخواهانه و استقلال طلبانه مردم یمن تبدیل شد. اما در واقع حضور نظامی عربستان در بحرین و یمن با کاهش بهای نفت همزمان شد و عربستان آن را پیش بینی نمی کرد . در این دوران در واقع عربستان بسیار نگران بود که غرب مشکل خود را با ایران حل کند و سعی داشت که عداوت میان ایران و غرب افزایش پیدا کند. یعنی در حالی که ایران در یمن هیچ دخالتی نداشت، عربستان اتهام سراسر دروغین دخالت ایران (اشغالگری ایران) را در یمن بهانه کرد و به آن کشور حمله کرد و فکر می کرد ظرف چند ماه کار یمن تمام می شود. اما عربستان فکر نمی کرد که ایران و غرب بتوانند مشکل اصلی خود در موضوع هسته ای را حل کنند. علاوه بر این از همه مهم تر موضوعی (که عربستان اصلا پیش بینی نمی کرد) تصویب لایحه جاستا”عدالت در برابر تروریسم”بود. در حال حاضر بر اساس قانون جاستا، شهروندان آمریکایی می توانند علیه دولت هایی که در حادثه ۱۱ سپتامبر یا عملیات تروریستی علیه شهروندان آمریکایی دست داشتند، به دادگاه شکایت کنند. خیلی از اقتصاددان ها پیش بینی می کردند که اگر جاستا به قانون تبدیل شود،  اقتصاد عربستان فروخواهد پاشید و این کشور در صورت دخالت در سوریه، بحرین، یمن و کشورهای دیگر، همزمان با سقوط قیمت نفت، تحمل هزینه چندین بحران را ندارد. عده ای بر عکس اعتقاد دارند عربستان ذخایر کافی دارد و مشاوران خارجی بسیار هوشمندی دارد و قادر است از بحران عبور کند.

با بررسی تحلیل های بدبینانه (که پیش بینی سقوط اقتصاد عربستان را دارند) و همچنین تحلیل های خوشبینانه و اقتصاددان هایی (که معتقدند با توجه به ذخیره ارزی ۷۵۰ میلیارد دلاری عربستان و با توجه به این که توانسته بخشی از وابستگی خود را به نفت کم کند مشکلات خود را مدیریت خواهد کرد) باید گفت حقیقت این است که بعد از قانون جاستا، عربستان هرگز به شرایط خوشبینانه قبل بازنخواهد گشت. در واقع روزی که قانون جاستا تصویب شد، ارزش سهام بورس عربستان و ارزش ریالی آن سقوط کرد. بسیاری از سرمایه گذاران خارجی به فکر خروج سرمایه خود از عربستان هستند و به طور قطع بخشی از سهامداران بورس عربستان به فکر انتقال سرمایه های خود به جای امن ترند. همچنین بسیاری از سرمایه گذاران عربستان نیز سهام خود را از آمریکا خارج خواهند کرد. بنابراین تاثیر جاستا حتی از سقوط قیمت نفت نیز در اقتصاد عربستان بیشتر خواهد بود. در این بین اگرچه ممکن است در اجرای قانون جاستا، دولت آمریکا نهایت مراعات متحد همیشگی خود را داشته باشد و بر سر اجرای قانون جاستا بنفع عربستان کارشکنی کند، اما نخواهند توانست جو روانی موضوع و بی اعتمادی ناشی از آن را مدیریت کنند. قطعا دولت آمریکا حاضر نیست که متحد سابق خود را بیشتر از این عصبانی کند. یعنی با توجه به مبالغ بسیار زیاد فروش اسلحه امریکایی به عربستان (عربستان دومین وارد کننده اسلحه دنیاست و فقط در دوره دولت اوباما ۱۱۰ میلیارد دلار اسلحه از آمریکا خریده است)  به هر حال قانون جاستا اثرات خود را خواهد گذاشت. به رغم اینکه قانون جاستا یک بدعت در حقوق بین الملل بود و مصونیت دولت ها را طبق عرف سنتی بین الملل زیر سوال برد، اما  هیچ دولتی در دنیا قانون جاستا را مورد اعتراض قرار نداد. اکنون نیز جو بدبینی در بین شهروندان آمریکا نسبت به عربستان بسیار زیاد است.

در بعد دیگری از سال ۲۰۰۳ چندین گروه در آمریکا، علیه عربستان تبلیغات می کردند. بخشی از آن که نئوکان ها و مسیحی های افراطی که اصولا دشمن همه مسلمان ها هستند، از ۲۰۰۳ به بعد علیه عربستان اقدام می کردند و عربستان مورد اتهام تروریسم پروری قرار می دادند، اما دولت بوش سعی می کرد که این تبلیغات را خاموش کند. همچنین لابی عربستان به شدت پول هزینه کرد و این صداها را خاموش کرد. در کنار این بخش دیگری از افرادی (که علیه عربستان کار می کردند) طرفداران حقوق بشر ، انجمن های حقوق بشری و حتی زنان (بیشتر با تمایلات لیبرالیستی و غرب گرایانه) بودند. اما عربستان یک دشمن همیشگی دیگر هم در جهان دارد و آن چپ گرایان هست.

اخیرا صداهای اعتراض علیه عربستان در امریکا بلند شده و عربستان نیز علی رغم پول بسیار سنگینی که لابی های ریاض برای بهتر کردن چهره عربستان هزینه کرده اند (در این بین باید دانست که در داخل آمریکا اکثر سناتورها و نمایندگان کنگره و کاندیداهای ریاست جمهوری از هر دو حزب متهم به رشوه گیری از عربستان هستند و در همه انتخابات به چهره های بانفوذ، چه دموکرات و چه جمهوری خواه، کمک مالی می کند و معمولا بیشترین هزینه ها را صرف خرید سناتورها و نمایندگان می کرد)؛ اما با این وجود زمانی که تمام اعضای سنا به جز یک نفر و اکثریت قاطع افراد کنگره به نفع قانون جاستا “عدالت در برابر تروریسم” رای دادند نشان دهنده این است که جو ضد عربستان در آمریکا بسیار بالا است و دولت  اوباما نیز سکوت کرده و تسلیم شده است. البته سخنان اوباما در مخالفت با این موضوع بسیار سطحی بود، اما از آنجا که اکثریت دمکراتها هم به این قانون رای داده بودند نشان می دهد که در پشت پرده دولت اوباما نیز مخالف جاستا نبوده و بیشتر نقش پلیس خوب را بازی می کرده است؛ بطوریکه اوباما قبلا به عربستان هشدار داده بود که آمریکا دیگر به عربستان مجانی سواری نخواهد داد. آنچه مشخص است جبران خسارتی که جاستا می تواند متوجه عربستان کند ، به بیش از ۳ هزار میلیارد دلار می رسد. با چنین قانونی عربستان، دیگر “متحد استراتژیک” امریکا باقی نخواهد ماند. دوستان عربستان نیز از وی دوری خواهند کرد. بنابراین قانون جاستا بنفع دولت سوریه خواهد بود. با قانون جاستا در حال حاضر قطر با احتیاط بیشتری عمل خواهد کرد؛ زیرا قطر نیز باج های زیادی به تروریستها داده است. در این میان قانون جاستا ممکن است مفتی های عربستان را نیز که فتواهای تکفیری صادر کرده بودند، دربرگیرد. (هواپیماربایان وابسته به القاعده و  ۱۵ تبعه عربستان سعودی، ۲ تبعه امارات عربی متحده، یک تبعه مصر برای اقدامات خود از مفتیان عربستان فتوا داشتند.)

نشانه های تزلزل اقتصاد عربستان

در حال حاضر نشانه هایی را از تزلزل اقتصادی عربستان به شکل مشهود می توان دید. اخیرا اعلام شد که دولت عربستان تصمیم گرفته است که چندین اقدام رفرم اقتصادی در جهت صرفه جویی وکاهش هزینه ها انجام دهد. دولت ریاض در این راستا حقوق کارمندان دولت را کاهش داده است. مثلا حقوق ماهانه اعضای مجلس شورای فرمایشی ماهانه از ۷۰۰۰ دلار به ۵ هزار دلار کاهش یافته مزایای آنها نیز به همین مقدار کاهش یافته و حقوق کارمندان ارشد و وزرا و نمایندگان را نیز ۲۰ درصد کاهش داده است.

همچنین بعضی کمک های و تعرفه های یارانه برداشته شده است. در عربستان تقریبا ۷۰ درصد مردم عربستان فاقد مسکن ملکی یا شخصی هستند و معمولا دولت کمک ها و مساعدت هایی در این زمینه می کرد و مجبور است آنها را کاهش دهد. از طرفی تعرفه های ویزا و عوارض ورودی و عوارش گمرکی را افزایش داده است و یارانه سوخت را برداشته است. همه این رویکردها بر روی جامعه اثرات منفی خواهد گذاشت؛ چرا که این حرکات نمی تواند بدون اعتراض ادامه پیدا کند.

با توجه به وضعیت کنونی ممکن است خروج سرمایه از عربستان و خروج کارگران مهاجر و…  صورت گیرد. در حال حاضر دولت و بخش خصوصی قادر نیست که حقوق کارگران خارجی و مهندسین خارجی یا پروژه هایی که به بخش خصوصی خارجی واگذار شده است را پرداخت کند و تعداد بسیار زیادی از آن ها، به خصوص هندی تبارها حقوق خود را دریافت نکرده اند و  بیکار هستند و می خواهند برگردند ولی پول خرید بلیط ندارند. مشکلات بسیاری برای این بخش از جامعه ایجاد شده است. ۲۵ درصد جمعیت ساکن در عربستان یا حدود ده میلیون خارجی هستند. یعنی۸۰ درصد کارهای خدمات و فنی و مهندسی در دست خارجی ها است. با توجه به بحران اقتصادی که منجر به کاهش حقوق و دستمزدهای آن ها خواهد شد، بخشی از آن ها به خصوص بخش نیروی کار ماهر و مهندسی به فکر خروج به کشور خود و یا به کشورهای دیگر هستند. خروج آن ها چالش جدیدی را ایجاد خواهد کرد. از طرفی دولت  شرکت های خصوصی را وادار میکند که نیمی از کارگران خود را از عربستانی استخدام کنند. اما کارگران عربستانی اصولا کارایی لازم را ندارند این شرایط باعث بی ثباتی بخش خصوصی خواهد شد. چنانچه از قبل نیز سرمایه گذاران خارجی دائما از این موضوع و بی ثبات قوانین و فساد و رشوه شکایت داشتند . با شرایط جدید قطعا این چالش ها افزایش پیدا خواهد کرد و برنامه و پروژه بلند پروازانه ای که چندی قبل تحت عنوان تا ۲۰۳۰ اعلام شد متوقف خواهد شد و رکود و تورم همزمان دامن عربستان را خواهد گرفت.

از طرفی امروز دولت عربستان دچار انزوای سیاسی نیز هست و مشکل آن با غرب تعمیق خواهد شد و سازمان های حقوق بشری فشار بیشتری به عربستان وارد خواهند کرد. در حال حاضر بخش تحصیلکرده عربستان افزایش پیدا کرده است. کشوری که زمانی ۹۸ درصد زنان آن بی سواد بودند، و اکنون تقریبا حدود ۷۰ درصد باسواد هستند و جامعه مردان، در حدود ۸۵ درصد باسواد هستند. دانشگاه های زیادی خارج از چهار چوب سنتی و کمتر تحت سلطه شاخه وهابی عربستان ایجاد شده است که این موضوع پدیده جدیدی است. زیرا حکومت عربستان دو بال دارد، یکی بال علمای وهابی، که همان آل شیخ یا وابستگان محمد ابن عبدالوهاب هستند و بال قدرت و سیاست که خانواده آل سعود هستند و پیوندهای خانوادگی بسیار گسترده ای با یکدیگر پیدا کرده اند. اصولا دانشگاه ها، مراکز آموزشی و مساجد توسط خانواده آل شیخ اداره می شود و نفوذ این خانواده در دولت و مراکز بسیار زیاد است و آموزش های افراطی گری و آموزش های ضد بیگانه و فتواهای تکفیری و ترویج  خشونت از آنها ریشه می گیرد و این مراکز القاعده، داعش و تفکر جهادی- تکفیری را به وجود آوردند. در حال حاضر غربی ها به دولت عربستان فشار زیادی می آورند تا بال اقتدارگرایان مذهبی وهابی در حکومت عربستان را تضعیف کند. دولت عربستان نمی تواند قدرت این بخش را کم کند، خود این موضوع منازعه را تعمیق می کند دولت جدید به بال وهابی خود نیاز دارد و از طرفی باید غربی ها را راضی کند این تناقض و تضاد  نیز برای آینده و اقتصاد عربستان چالش محسوب می شود.

تاثیرات بحران در اقتصاد عربستان در حوزه سیاسی منطقه ای بین المللی فرهنگی و امنیتی و…

در حال حاضر باید وضعیت کنونی عربستان را با این بحران های پیش آمده مورد بررسی قرار دهیم. با توجه به آنچه گفته شد عربستان آبستن حادثه است. بیشتر از ۵۱ درصد جمعیت آن زیر ۲۵ سال هستند و  ۶۰ درصد جوانان این کشور احساس تعلق فرهنگی به عربستان ندارند و در یک بحران هویت بسر می برند. بحران جانشینی و جنگ قدرت بین محمد بن نایف و محمد بن سلمان از نزاع های درونی جدی است . بحران  اقتصادی، عوارض مالی و اقتصادی ناشی از هزینه های جنگ یمن ، سوریه و حضور در بحرین همگی مزید بر جنگ قدرت درونی است و منجر به بحران اقتصادی و سیاسی خواهد شد. امروزه عربستان از هر زمانی بیشتر در دنیا منزوی است. در واقع عربستان فقط در جهان غرب مورد بی مهری نیست، بلکه در جهان عرب نیز دشمنان زیادی دارد. چنانچه بخشی از روشنفکران چپ و ناسیونالیست عرب شدیدا با دولت عربستان مخالفند و آرزوی فروپاشی آن را دارند. از سوی دیگر گروههای تکفیری غداری مانند داعش و طرفداران خلافت یا پان اسلامیست های امپراتوری خلافت هم با عربستان مخالفند. دولت فعلی عربستان در تضادها و تناقض های فراوانی درگیر است. عده ای اعتقاد دارند که دولت عربستان قادر نیست بر همه این بحران ها فایق آید و در نهایت ناچار از تغییر رویه است. اما باید در نظر داشت که آمریکا و دولتهای غربی اگر چه از عربستان راضی نیستند، اما خواهان فروپاشی عربستان نیستند. زیرا باور دارند که آلترناتیو شایسته ای در جایگزینی رژیم فعلی عربستان وجود ندارد و اگر سیستم فعلی فروپاشد در نهایت وهابی های افراطی و حامیان دولت خلافت اسلامی در عربستان قدرت را در دست خواهند گرفت. لذا گزینه غربی ها تشویق دولت فعلی برای اصلاحات و نه فشار برای فروپاشی است. عربستان با افول جایگاه خود روبرو است. عدم حمایت جدی غرب از سیاست های جنگ طلبانه عربستان در مورد سوریه – یمن – عراق و ایران  به همراه تلاش دولتهایی همچون روسیه و تا حدودی هند برای نادیده گرفتن ریاض، بیانگر پایان توهم سعودی ها برای رهبری بر منطقه و جهان اسلام است. با این نگاه باید گفت بحران اقتصادی  عربستان بنفع متحدین ایران است و آن کشور را مجبور خواهد کرد مشکلات خود با همسایگان بخصوص ایران ، عراق و سوریه را کاهش دهد. در این شرایط ایران هنوز عربستان را در زمره دشمن دایمی خود قرار نداده است و ایران می تواند به خروج عربستان از بحرانهای فعلی کمک کند. اما ایران در عین حال تا جبران کامل خسارات مادی و معنوی (که عربستان به ایران وارد کرده است) نباید کوتاه بیاید.

دکتر محمد عجم؛ استاد دانشگاه و کارشناس عربستان

منبع فارس.۹۵/۰۷/۱۷

http://www.farhangnews.ir/content/235134

 

عوامل تزلزل اقتصاد عربستان/ عربستان آبستن حادثه است

http://wwwkhabar.ir/go/9412244

کودتا در ترکیه و عوارض آن

محمد عجم

به گزارش ایران نیوزآنلاین؛ پنجشنبه سی و یکم تیرماه سلسله نشست‌های توبا با موضوع بررسی «کودتای ترکیه» با حضور  دکترمحمد عجم تحلیل‌گر مسائل بین‌المللی در محل دفتر حزب کارگزاران سازندگی مشهد برگزار شد.
محمد عجم تحلیل‌گر مسائل سیاسی بین‌المللی گفت: تمام تحولات خاورمیانه متأثر از اسلام سیاسی است. حزبی که در حال حاضر در ترکیه است از آثار اخوان المسلمین است.
وی خاطرنشان کرد: در کودتاهای گذشته، وقتی تلویزیون به دست کودتاچیان می‌افتاد، یعنی پایان حکومت قبلی و پیروزی کودتاچیان، اما اکنون  فرق کرده عده‌ای می‌گفتند؛ با تصرف تلویزیون کار اردوغان تمام‌ شده است.
وی گفت: تلویزیون الجزیره به مردم روحیه می‌داد و پیاپی می‌گفت کودتایی در کار نیست. اردوغان از شبکه های خصوصی و از شبکه مساجد هواداران حزبی  را فراخوان دادوقتی جمعیت در خیابان ها راه افتاد، مشخص شد چقدر حزب حاکم دقیق کار کرده است.
وی ادامه داد: اردوغان روی تجربه‌ای که داشت، اولین کاری که کرد به شبه‌نظامیان و بسیج حزبی توجه نمود. در دوره‌های گذشته حزب این‌قدر قدرتمند نبود که در دوران اردوغان بود.

اردوغان با شعار روشنفکری آمد و خیلی موفق بود
کارشناس مسائل بین‌المللی دوران اردوغان را به سه دوران تقسیم کرد و گفت: یک دوره اوج قدرت و یک دوره دچار چالش و دوره‌ای اردوغان دچار افول شد.
وی ادامه داد: دوره‌ای که اردوغان ظهور کرد، وضع اقتصادی ترکیه فلج بود و از  چالش های زیادی  رنج می‌برد.
وی افزود: حزب عدالت و توسعه وقتی به قدرت رسید، خیلی خوب ظاهر شد. این حزب هم می‌خواست اسلام را رعایت کند و هم اصول لائیک‌ها را حفظ کند.
وی تصریح کرد: اردوغان با شعار روشنفکری آمد و خیلی موفق بود، در آن زمان اسلام سیاسی در شمال آفریقا رشد کرده بود.
عجم به چهره زیبای ترکیه در آن زمان اشاره کرد و گفت: وقتی اردوغان به قدرت رسید آمریکایی‌ها بیشتر از همه از او حمایت می‌کردند.
وی بیان کرد: اینان با موجی که راه انداختند اعتماد بین‌المللی را جمع کرده و انسجام داخلی را افزایش دادند؛ به همین خاطر اقتصاد دوره اردوغان توانست سالی ۷ درصد رشد اقتصادی داشته باشد، برعکس احمدی‌نژاد که اعتماد بیگانگان را سلب کرد.
کارشناس مسائل بین‌المللی گفت: وقتی تحولات ترکیه شروع شد اشتباهات اردوغان نیز آغاز شد؛ در این زمان اردوغان عوض شد .
وی ادامه داد: با وجود همه شعارها و پیشرفت‌های چشمگیر، دوره افول اردوغان شروع شد.
عجم اظهار کرد: برخی در داخل و برخی در خارج اختلاف ایجاد کردند، رسانه‌های عربی شعار علیه اردوغان می‌دادند تا او را نزد افکار عمومی عرب خراب کنند، در داخل کشور اردوغان، افراد حزب خود را جاسازی و یک شاخه نظامی  حزبی ایجاد کرد و پیوند با مساجد را محکم کرد.
وی خاطرنشان کرد: این حزب با درصد جزئی به پیروزی رسید با وجود این‌که در دوره افول بود.

اردوغان از کودتا اطلاعی نداشت
عجم در خصوص این سؤال که کودتا را اردوغان طراحی کرده یا اصلاً اطلاعی نداشته و یا می‌دانسته اما کاری نکرده تا به مقاصدش برسد، گفت: تئوری توطئه در خاورمیانه خیلی طرفدار دارد.
وی افزود: تئوری توطئه را قبول نداریم ، اما واقعیت این است که احتمال قوی داده می شد که کودتا انجام خواهد شد   زیرا روحیه ارتش با افکار حزب اسلامی عدالت و توسعه سازگار نبود.و لذا حزب پیش بینی های لازم را برای مهار کودتا کرده بودند
عجم در ادامه گفت: به نظر من اردوغان و هم حزبی‌های او نمی‌دانستند، که کودتا چه زمان و مکانی خواهد بود.
وی ادامه داد: کودتا در بدترین زمان اتفاق افتاد؛ زمانی که اردوغان دست بالابرده بود تا چهره خود را در جهان مجددا  خوب کند.
وی اظهار کرد: اردوغان از کودتا بدش نمی‌آمد؛ زیرا تصویر خوبی به دنیا داد، آمریکا و اروپا نمی‌خواستند اردوغان سقوط کند.
عجم با بیان اینکه دنیای غرب اکنون  نگران گسترش تروریست در خاورمیانه است گفت: برای آن‌ها مهم نیست ترکیه یا ایران چقدر رشد کنند، مهم این است که تروریسم  را مهار کنند.
عجم اظهار کرد: کودتا اصلاً از طرف اردوغان نمی‌تواند باشد؛ ترکیه با این کودتا تضعیف شد و تا ده سال دیگر هم به دوران خوب گذشته‌ نمی‌رسد.
وی ادامه داد: جذابیت ترکیه زیر سؤال رفته، بورس و ارزش پول ترکیه سقوط کرده و خیلی سرمایه‌داران از بازار بورس ترکیه بیرون کشیده‌اند.
وی اذعان کرد: کودتاچیان قدرت مساجد را در نظر نگرفته بودند، آن‌ها فکر نمی‌کردند اردوغان از ده‌ها شبکه دیگر پیام دهد و مردم هم به خیابان‌ها بریزند.
وی گفت: اذان مساجد به‌قدری تحریک‌کننده بود، که مسلمانان ترغیب شدند بیرون بیایند.
وی اظهار کرد: با این کودتا اختلاف بین لائیک و مسلمان، پلیس و ارتش زیاد شد. گسل زیادی در ترکیه ایجاد شده و احتمال هر زمین لرزه‌ای از هرجایی است.
عجم گفت: این کودتا برای حزب اردوغان موهبت بود، اما برای کل کشور ضرری بیش نبود.
عجم با بیان اینکه پس از این کودتای نافرجام، اردوغان نیز کودتا کرده گفت: ارتش، قوه قضاییه، رهبران احزاب، روزنامه‌نگاران و معلمین ممنوع‌الخروج شده‌اند و نزدیک به ۱۵۰-۶۰ هزار نفر را دستگیر کرده اند.

در مجموع کودتا بنفع سوریه و روسیه  هست بخصوص اسد نفس راحتی خواهد کشید زیرا اردوغان مشغول داخل ترکیه شد و سیاستهای سوری خود را تغییر خواهد داد.
عجم در پایان تأکید کرد: اگر اردوغان مخالفین خود را اعدام کند، باید برای همیشه اتحادیه اروپا را فراموش کند.

کد خبرنگار: ۹۴۰۱۱۳۰
کد عکاس: ۹۴۰۱۳۰۰