تاثیر و نقش زبان فارسی در زبانهای شبه قاره هند.

    

 

اسناد  زبان فارسی در  هندوستان          

برای هفتصد سال “فارسی”  زبان اداری و نظامی هندوستان بود تا اینکه در دوره استعمار در سال 1836م چارلز تری ویلیان ” زبان انگلیسی”  را بجای زبان فارســــی رسمیت داد.

زبان فارسی که برای چند سده  دومین زبان رسمی هند (در دوره گورکانیان زبان رسمی) و زبان فرهنگی و علمی بشمار می‌رفت. .

 

همانندی‌های فراوان میان زبان اوستا و سانسکریت هم نشانه دیگری از پیوند دیرینهٔ ایران و شبه قاره دارد. شباهت نمادهای مذهبی ایرانیان باستان و هندی ها از جمله خدای میترا  و همچنین وارونای ودا که معادل اهورای زرتشتی است. نمادهای آیین مهر یا میترا و صلیب شکسته و صلیب که نماد خورشید و گردونه مهر است و از همه مهتر مشترکات زبانی و مراسم های  اوستایی و  ودایی است. در دوران اشکانیان (۲۲۶ – ۲۴۹ ق.م) این روابط رو به گسترش نهاد تااینکه در زمان ساسانیان (۲۲۶ ق.م – ۶۵۲ م) با وجود ترجمهٔ کتاب‌های مهم هندی مانند «کلیله و دمنه» در عصر انوشیروان، پیوستگی‌های فرهنگی قوت گرفت. پارسیان هند نیز  اگرچه جمعیت ناچیزی بودند اما تاثیر گذار بودند.

پس از حمله سلطان محمود غزنوی به هندوستان دراوایل سدهٔ پنجم هجری زبان فارسی در غرب شبه قاره گسترش می‌یابد. البته نباید سهم غوریان که زبان مادری آنها فارسی بود و نقش صوفیانی چون هجویری، خواجه معین الدین چشتی، شیخ بهاءالدین زکریا مولتانی، سیداشرف جهانگیر سمنانی، سیدعلی همدانی و…  را نادیده گرفت. پادشاهان فارسی گوی با حمایت و پشتیبانیِ فراوان خود از علما، دانشمندان، سرایندگان، ادیبان، هنرمندان و سایر فرهیختگان موجب شکوفایی و ارتقای زبان فارسی شدند و در این باره منابع و مآخذ فراوان است.

 تعداد شاعرانی که تنها در دورۀ صفویه یعنی از سال ۹۰۷ هـ. ق تا سال ۱۱۳۵ به هند رفته اند بالغ به ۷۴۵ تن بوده اند در میان این شاعران تعدا د زیادی علاوه بر شاعری، هنرمندان و دانشمندان دیگری مثل شاهنامه خوانی، طبابت، منجمی، خوشنویسی، موسیقی و… بوده اند .

 زبان فارسی در دورهٔ غزنویان به هند راه یافت اما غوریان که زبان مادری آنها فارسی بود نقش مهمی در گسترش زبان و ادبیات فارسی داشتند. بهترین نماد همکاری فرهنگی و هنری میان هند و ایران را می توان در سه بنای معروف هند در شهر آگرا دید، بنای معماری قبر اکبر شاه، تاج محل از عجایب هفتگانه جدید ثبت یونسکو و قلعه سرخ اگرا و همچنین همایون تمب همایون شاه ( متحد  دولت صفوی ایران) در دهلی نو از بناهای میدان نقش جهان اصفهان و معماری صفویه(1502-1722) الگو گرفته اند البته بنا شدن بارگاه های اگرا  بر سنگ های مرمر گرانقیمت بر عظمت این بنا ها افزوده است و نشانگر روابط امپراتوری صفوی و امپراتوری گورکانی بویژه شاه جهان و  همایون شاه است که علاقه خاصی به زبان فارسی داشته است، دهها کتیبه قرانی به خط ثلث ایرانی و دهها بیت خط فارسی با خط نستعلیق وخط شکسته فارسی و امضای استاد عیسی و امانت خان شیرازی در یک سنگ نوشته دلیل بر الگوهای ایرانی این بنا است. اما از عجایب این بنای عجیب آن است که معماری آن را به تقلید از گزارشگران انگلیسی “مغولی” معرفی می کنند حال اینکه در جغرافیای تمدن اصلی مغولی (ترکستان) (مغولستان، قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان ترکمنستان ) حتی یک بنای کهن قابل توجه وجود ندارد بطوریکه در قرقیزستان قدیمی ترین بنا آرامگاه “مناس” است یک ساختمان آب انبار گونه با معماری آجری با قدمت کمتر از هفتصد سال( البته مناطق حوزه ای ایرانی و تاجیک نشین این کشورها ساختمان های قابل توجه دارند مانند خرابه های نسا و عشق آباد و مناطق قدیمی ازبکستان) .

 شاعران فارسی زبان هندوستان همچون بیدل دهلوی، و امیر خسرو دهلوی و اقبال لاهوری و دستگاه شعری سبک هندی را در خود پروراند و واژه نامه هایی مانند فرهنگ ابراهیمی از ابراهیم قوام‌الدین فروغی، فرهنگ آنندراج از محمد پاشا، را برای  ما به ارث گذاشته اند .  عرفا و مرشدان مذهبی مانند معین الدین چشتی ( ف633 قمری در اجمیر شریف هند. میر سید علی همدانی (ف ۷۸۶  قمری، در کشمیر. از قرن هشتم تا قرن دوازدهم  قمری اوج شکوفایی زبان فارسی در هند 25  فرهنگ واژگان یا لغت نامه فارسی در هند تدوین شده است در حالیکه سهم کشور ایران در این دوره بسیار اندک است. این نشان میدهد که ادبیات  فارسی در این 4  قرن شاید بتوان گفت در هند از ایران شکوفاتر بوده است.

 

*** کتیبه های  پارسی  و فارسی

 بر اساس کتاب “نقش پارسی بر احجار هند”، در هندوستان تنها  6 کتیبه به خط میخی پارسی باقی مانده است که متعلق به  کلیساهای  شهر بزرگ “مدرس ” هند که منصوب به نسطوریان است   و  بر دور صلیب سنگی کلیساها نوشته هایی  به زبان پارسی پهلوی دیده می‌شود. عبارات پهلوی این کتیبه‌ها در کلیساهای مختلف فرق چندانی با هم ندارند و هرکدام مشتمل بر دوازده کلمه می‌باشد.

اما  سنگ نوشته های فارسی فراوانی  که 80 مورد آن را حکمت در کتاب نقش پارسی بر احجار هند گردآوری نموده است و  هنوز تقریبا سالم هستند اما نوشته هایی که بر روی سنگهای نرم رسوبی بوده اند بکلی از بین رفته اند.

تصویرها:

 قدیمی‌ترین کتیبۀ فارسی در هندوستان در مسجد قبه‌الاسلام ( قوه‌الاسلام ) دهلی قرار دارد. این کتیبه در سال ۵۸۷ هجری مطابق ۱۱۹۱ میلادی نوشته شده است و این همان سالی است که قطب‌الدین ایبک دهلی را فتح کرد. در این لوح سنگی آیات ۹۲ و ۹۶ سورۀ آل عمران و در سطر دوم به خط بسیار پیچیده به زبان فارسی  آن دوره عبارت زیر نوشته شده است: «این حصار را فتح کرد و این مسجد جامع را بساخت بتاریخ فی شهور سنه سبع و ثمانین و خمس مأه(587 ق) امیر اسفهسالار اجل کبیر قطب الدوله و الدین امیر الامرا ایبک سلطانی اعز الله انصاره بیست و هفت آلت بتخانه کی در هر بتخانه دوبار هزار و ار هزار دلیوال صرف شده بود در ین مسجد بکار بسته شده است خدای عزّوجلّ بر آن بنده رحمت کناد هر که بر نیت بانی خیر دعای ایمان گوید.»

 * در داخل آرامگاه تاج محل (عجایب هفتگانه جدید یونسکو)دو  سنگ قبر که با سنگ مرمر یکپارچه و آیه های قرآنی تزئین شده است وجود دارد و بر اولی با خط نست فارسی نوشته شده : مرقد منور ارجمندبانو بیگم مخاطب بممتاز محل متوفی سنه…

 

 یکی از سنگ نوشته های مقبره  اکبر شاه 1253 ق

بر کنار سنگ مرمر چپ نوشته شده:

مرقد مطهر اعلیحضرت فردوس آشیانی صاحبقران ثانی شاه جهان طاب ثراه سنه ۱۰۷۶ ق.

علاوه بر بیرون و داخل بنای اصلی تاج محل، در بناهای پیرامونی، طاق ورودی ها و مساجد ذکر شده انبوه آیات قرآن و نوشته‌های فارسی که در نهایت زیبائی و دقت حجاری شده است، دیدگان هر بیننده‌ای را مسحور می‌کند. به عنوان نمونه در چهار طرف بنای اصلی آیات قرآن و بر روی سنگ مزار شاه‌جهان و همسرش این شعر حک شده است:

برمزارما  غریبان نی چراغی نی گلی                نی  پر پروانه سوزد   نی سراید بلبلی

 

تصویر: تعدادی از سنگ نوشته های فارسی با خط نست.

۱-  ایوان نوشته های دیوان خاص قلعه لعل اگرا شاه جهان ۲- قصر اکبر شاه اگرا اشعار نوشته شده بر ایوانها و دیوارها  و سنگ قبر (سنگ نوشته ای با نام پنج تن آل عبا به خط نست (نستعلیق)) و دیوار نویسی های متعدد با شعر فارسی ۳- سنگ نوشته های فارسی درگاه جهانگیر ۴- نوشته های قبر تاج محل ارجمند بانو بیگم (۱۵ آوریل ۱۵۹۳ – ۱۷ ژوئن ۱۶۳۱) همسر ایرانی شاه جهان پادشاهان فارس زبان سلسله گورگانی. او همسر ارجمند بانو دختر یک ایرانی بنام عبدالحسن عاصف خان بود. در دیوان خاص قصر آگرا بر 5 کنگره و ایوان  اشعار فارسی با آب طلا نوشته شده است. و یک سنگ سیاه حجاری شده یک پارچه 3 متر در 2 متر که گویا شاه بعد از مرگ ارجمندبانو شاه بر آن می نشسته و عزاداری می کرده نوشته شده :

 باشد این تختگاه فرخنده –   تکیه گاه خدایگان کریم –  پادشاهی که تیغ او سازد –   چون دو پیکر سر عدو بدونیم.

. روی مزار جهان آرا (دختر شاه جهان) این بیت نگار شده است:

بغیر سبزه نپوشد کسی مزار مـرا – که قبرپوش غریبان همین گیاه بس است

همچنین برلوحه سنگ مزار نورجهان وجهانگیر (درتاج محل) این شعر نورجهان حک شده است: برمزار ما غریبان نی چراغی نی گلی- نی پر پروانه سوزد نی سراید بلبــلی.

 

**  قلعه سرخ اگرا :  در فاصله بیشتر از یک  کیلومتر از  گنبد تاج محل  است که مساحتی بالغ بر ۱۵ هکتار را در بر می‌گیرد  و مدت زیادی محل حکومت اکبرشاه، جهانگیر و شاه جهان بوده‌است کتیبه‌های فارسی زیادی دیده می‌شود. در ایوان شاهی یا بارگاه خاص بر روی یکی از دیوارهای شعر بلندی نقش بسته است که متضمن تاریخ بنا نیز می‌باشد .

 

از  این  دلگشا قصر   عالی  بنا  –  سر اکبر آباد شد عرش سا  –  بود کَنگرش از جبین سپهر        نمایان چو دندان سین سپهر- بر احوال مردم چنان سر حساب  – که داندچه بینندشبها بخواب  –      در ایوان شاهی بصد احتشام    –   چو خورشید بر چرخ بادا مدام

 در این قلعه اگرا تختی از سنگ مرمر سیاه بطول تقریباً سه متر و به عرض دو متر است که در چهار طرف آن اشعاری به خط نستعلیق بسیار ظریف نقش بسته است که به بندهائی از آنها اشاره می‌شود.این تخت  برای جهانگیر که ابتدا سلطان سلیم خوانده می شده ساخته شده است. 

باشد این تختگاه فرخنده    تکیه گاه خدایگان کریم   –   پادشاهی که تیغ او سازد  –  چون دو پیکر سر عدو(دشمن) بدونیم.

 *  قلعه سرخ دهلی (Red fort) یا لال قلعه دهلی که مجموعۀ قصرهای شاهان  گورکانی  از شاه جهان به بعد در مساحتی حدود بیست هکتار است دیوان خاص آن  از سنگ مرر سفید و ظریف ساخته شده  که اطراف آن مملو از پرچین سازی و منبت کاری‌های فاخر است که دارای دو محراب شمالی و جنوبی است. در این دو محراب بر روی سنگ مرمر سفید به خط نستعلیق(نست) و با آب طلا بطور زیبایی نوشته شده : :

«سبحان الله این چه منزلهاست –  رنگین و نشیمنهاست – دلنشین قطعۀ بهشت برین چون گویم که قدسیان همت بلند به تماشایش آرزومند… »

و در کتیبه محراب شمالی به ادامه چنین نقش بسته است:

«بمصاحفه آسمانیان مائل، یالآلی متلائی است بانعام زمینیان نازل و حوض که همه از آب زندگانی پر بصفار شک نور و چشمه خور… »

ونیز این ابیات با آب طلا بر دیوار نقش بسته است:

شهنشاه آفاق شاه جهان      باقبال ثانی صاحبقران

در ایوان شاهی بصد احتشام     چو خورشید برچرخ بادا مدام

 این دو بیت به خط نست بر پیشانی بنای قلعه لعل دهلی  نوشته شده :

 طاقی که از رواق نهــم چـرخ برتر است/ روشن ز سایه اش رخ تابنده اختر است

 این طاق، زیب نه فلک و هفت کشور است / از روضــه ی منـــوره ی شـــاه اکبـــر است

 *  قلعه فتح پور سیکری: این بنا در مدت هیجده سال آغازین سلطنت اکبرشاه و در حدود ۲۵ کیلومتری آگرا بنا و در ابتدا پایتخت وی محسوب می‌شده است. در بالای اطاق‌های قصر به آب طلا ابیات چهارگانه‌ای نوشته شده است که بیتی از آن چنین است،

چون ملک هر که کند سجده خاک در تو        – شود از خاصیت خاک درت زهره جبین  –         فرش ایوان ترا آینه سازد رضوان     –   خاک درگاه ترا سرمه کند حورالعین

 *  قلعۀ آمبر که یکی از حذابیت های توریستی هند است و در  شهر جیپور در مکان بسیار مرتفعی بر روی کوه‌ها ساخته شده است و جهانگردان سوار بر فیل به قلعه رفت و آمد می کنند. این بنا تا سال ۱۷۲۸ قصر مهاراجه بوده‌است و از نفایس معماری هندوستان محسوب می‌شود. در روی سنگ نوشته‌ای که  در دل دیواری قرار گرفته است جملات زیر نقش بسته است:

 «در عهد شهنشاه سلاطین نشان جلال الدنیا و الدین محمد اکبر پادشاه خلد الله ملکه بامر عالی بانی قصر سلطنت و کامرانی انوشیروان ثانی مهاراج راجه مان سینگ ابن مهاراج… خلد الله اقباله بتاریخ شهر ذیحجه سنه هزار و هشت این بنای جنت مثال در مدت بیست و پنج سال در نهایت اهتمام زینت اتمام و زیب اختتام یافت بالخیر و الاقبال»          

همیشه تا که بنای فلک بود بادا                 بنای دولت عمر تو از خلل خالی       تمت فی سنه۱۰۰۸

  • مسجد جامع دهلی:

مهمترین و زیباترین مسجد هند است که در بخش معروف به دهلی کهنه قرار دارد و معروف است که در زمان سلطنت شاه جهان بن جهانگیر با سنگ سرخ و مرمر سفید در مدت شش سال ساخته شده است. بنای آن در سال ۱۰۶۰ هجری (مطابق ۱۶۵۰ م) آغاز گردیده و کتیبه آن به نام شاه جهان در شبستان با خط زیبائی خوانده می‌شود. اما مشکل در اینجا است که ابن بطوطه در سفر به هند از عظمت این مسجد دهلی تعریف و توصیف کرده  و سفرهای ابن بطوطه  1325- 1352 میلادی ( ۷۲۵- 754 قمری)بوده  است. بنا بر این باید گفت این مسجد عمر طولانی تری از آنچه تصور می شود داشته  و در زمان شاه جهان توسعه و تعمیر شده و یا ممکن است خراب شده و در این دوره ترمیم شده است.  

این کتیبه به زبان فارسی فصیح بخط نسخ نوشته شده و شامل ده خانه مستطیل و در هر خانه سه سطر است. متون هر کدام از مربع‌ها قابل توجه و زیباست ولی برای نمونه به متن مربع نهم و دهم اشاره‌ای می‌شود .

 « و مرآت خیال مرتسم نگشته و حقایق‌گزاران وقایع دهر  و فکرت پردازان نظم ونثر را  که سوانح نگاران بدایع ارباب مُلک و دولت و صنایع شناسان اصحاب مِکنت و قدر تند افراخته بنائی باین شکوه و عظمت بر زبان قلم زبان نگذشته. فرازنده کاخ هستی و طرازنده بلندی و پستی این بنیان رفیع را که قره‌العین بینش و زینت‌بخش کارخانه آفرینش است. »

 «پایدار داشته صدای تسبیح مسبّحانش را هنگامه آرای ذاکران مجامع ملکوت و زمزمه تهلیل مهللانش را نشاط افزای معتکفان جوامع جبروت داراد. و رؤس منابرمعموره جهان را بخطبه دولت جاوید طراز این پادشاه دادگر دین‌پرور که بمیامن ذات مقدس مبارکش ابواب امن و امان بر روی روزگار گشاده است آراسته داراد بحق الحق و اهله. »

*****  گنجینه‌های عظیم کتب خطی فارسی و اسلامی:

انبوهی از کتب خطی فارسی که بدلیل بی توجهی و یا عدم امکانات نگهداری یا پوسیده و از بین رفته اند و یا در حال نابودی هستند.

زبان فارسی توسط : 1- مهاجران- 2- ادیبان و شعرا 3-  صوفیان 4-  لشکریان  و حکام در هند نفوذ پیدا کرده است.

 از قرن ششم هجری، دهلی پایتخت سلاطین مسلمان فارسی زبان قرار گرفت و تا قرن سیزدهم هجری مرکز حکومت‌های فارسی زبانان بود.

بطوریکه از کتب معروف تاریخی به دست می‌آید، بابر سرسلسه بابریان در حضر و سفر کتابخانه‌اش را همراه می‌داشت. در فتح لاهور و پیروزی بر غازی‌خان، بابر کتابخانه غازی‌خان را بدست آورد که دارای کتب ذی‌قیمت فارسی بود. همایون نیز به کتاب و کتابخانه علاقه فراوانی داشت. پسرش اکبرشاه که توانسته بود به تحصیل بپردازد به کتاب عشق عجیبی داشت و در جمع‌آوری آنها از هیچگونه بذل همت دریغی نورزید.

 

جلال الدین اکبر که سر سلسله خاندان تیموریان بشمار می‌رود کتابخانه بزرگی را در تالار وسیعی در قلعه آگرا نزد برجی بنام برج مثمن قرار داده بود. گنجینه‌های علمی و ادبی کتابخانه اکبرشاه از راه‌های متعددی پیوسته رو به افزایش بود. اول اینکه خود نویسندگان و مولفان آثارشان را به سلاطین تقدیم می‌کردند. دوم اینکه مهاجرین ایرانی که به انتظار کسب مقام و منزلت رهسپار به آن دیار می‌شدند، نسخ خطی نفیسی را از وطن به همراه می‌آوردند و برسم هدیه به اکبرشاه پیشکش می‌نمودند. سوم اینکه در فتوحات مختلف همانند فتح گجرات ذخائر کتب ذی‌قیمت بعنوان مال غنیمت نصیب شاه می‌شد. چهارم اینکه ماموریتی از طرف پادشاه به نقاط مختلف هندوستان و به ممالک اسلامی جهت خریداری نسخ خطی کتب نادر و مهمی فرستاده می‌شدند. پنجم اینکه تعدادی از خطاطان مدام به تکثیر نسخ مطلوب شاه اشتغال داشتند. جمعیتی به عنوان خوشنویسان، مقابله‌نویسان،مصححین، نقاشان، جدول‌سازان، جلدسازان و غیره همواره مطابق خواست شاه به تذهیب و تزئین و تکثیر کتب می‌پرداختند و به همین طریق کتابخانه اکبرشاه توسعه زیادی یافته و شامل ۲۴ هزار نسخه خطی شده بود.

 

جهانگیر، پسر اکبرشاه نیز به کتاب و شعر علاقمند بود و کتابخانه بزرگی  داشت. وی هم مانند پدرش دارای ذوق خاصی به تذهیب(آب طلا نویسی ) و تزئین آثار ذی‌قیمت فارسی بود و مربی بزرگ هنرهای زیبا بشمار می‌رفت.

 

شاه جهان و اورنگ و اعقاب آنها دلبستگی فراوانی بکتاب و کتابخانه داشتند و داستان کتاب و کتابخانه در زمان آنها نیز اهمیت بسزائی دارد. حتی امراء و درباریان سلاطین مذکور و شاهزادگان آنها نیز کتابخانه‌های مجللی تهیه نموده بودند.

در موقع به پایان رسیدن حکومت اسلامی در دهلی به سال ۱۸۵۷ میلادی ذخائر کتب سلاطین گورکانی دستخوش دگرگونی اوضاع سیاسی گردید و نسخ ذی‌قیمت آنها بدست انقلابات به تاراج رفت و تعداد زیادی از کتاب‌های نفیس و نسخه های  خطی فارسی عربی سانسکریت و اردو بطرق مختلف به انگلستان فرستاده شد..

مجموعه کتابهای خطی فارسی در کتابخانه‌های هند در حدود صد هزار نسخه تخمین زده می‌شود و شاید این بزرگترین ذخیره‌ایست که از کتابهای خطی فارسی در جهان وجود دارد.  بعضی از مهمترین کتابخانه‌هائی که در هند از حیث دارا بودن کتب خطی فارسی دارای اهمیت‌اند :

 کتابخانه قادریه شهر بدایون شامل چهار هزار نسخه خطی.

  1. کتابخانه خدابخش، شهر پنتا در بین کتابخانه‌های هند مخصوصاً از نظر کیفیت کتب شرقی غنی‌ترین و مهمترین کتابخانه‌های مشرق زمین است، ۳۵ جلد فهرست کتب آن به چاپ رسیده است. (مرعشی نجفی، ۱۳۸۲، ص۵۵)
  2. کتابخانه موزه مهاراجا  در شهر جیپور مجموعه نفیسی از مینیاتورها و آثار تذهیبی ایران را داراست.
  3. کتابخانه آصفیه  «کتابخانه مرکزی حیدرآباد» یا مرکز مطالعات و مخطوطات شرقی  نامیده می‌شود به سال ۱۳۰۰ قمری تاسیس یافته است تعداد نسخ خطی این کتابخانه ۱۶۹۶۳  عدد است.فهرست کتب خطی آن در چند جلد به چاپ رسیده است.(مرعشی نجفی،۱۳۸۲ : ۱۲۱)
  4. کتابخانه دانشگاه حیدر آباد که شامل ۳۴۱۸ نسخه خطی .

 

  1. کتابخانه موزه زاهد حیدرآباد دارای کتب خطی و مینیاتورهای ایرانی و هندی نفیسی است

 

  1. کتابخانه (دانشگاه) جامعه ملیّه اسلامیه دهلی نسخه‌های خطی آن بالغ بر ۲۰۰۰ جلد است .

 

  1. کتابخانه آرشیوهای ملی هندوستان در دهلی نیز مجموعه بزرگ اسناد و مدارک تاریخ هند که قسمت بزرگ آن به فارسی است.

 

  1. کتابخانه دانشگاه همدرد. این کتابخانه بالغ بر ۴۴۳۵ نسخه خطی به زبانهای فارسی، عربی، ترکی و اردو دارد.

 

  1. کتابخانه دانشگاه علیگره از معتبرترین مراکز کتب و نسخ فارسی است.در این کتابخانه جمعاً ۱۴۴۶۰ نسخه خطی اسلامی نگهداری می شود. 

 کتابخانه آکادمی ابن‌سینا. بیشترنسخه‌های خطی این آکادمی در زمینه پزشکی است و فهرست آنها توسط رایزنی فرهنگی ایران در دهلی به چاپ رسیده است.

  1. کتابخانه دانشگاه کلکته که مجموعاً بیش از ۳۳۰۰۰۰ عدد کتاب دارد و نسخ خطی فارسی را نیز شامل است.
  2. کتابخانه ملی کلکته که مجموعاً بیش از یک میلیون کتاب دارد و شامل دو کتابخانه بزرگ کتابخانه شاهی و کتابخانه عمومی کلکته می‌باشد
  3. کتابخانه آکادمی عبدالباری در شهر لکهنو دارای ۵۰۰۰ نسخه خطی است.
  4. کتابخانه ناصریه. دارای حدود ۴۵۰۰۰ کتاب خطی و چاپی فارسی و عربی می‌باشد.

 

 نسخه‌های خطی در هند عموماً رو به نابودی است. از یک سو آب و هوای نامساعد و به شدت شرجی اکثر مناطق آنها را به تدریج از بین می‌برد به گونه‌ای که نه قابل استفاده‌اند و نه قابل مرمت و بازسازی و با اندک تماس دست با آنها پودر می‌شوند. از طرف دیگر سوداگران بین‌المللی به ذخایر مکتوب اسلامی هند هجوم برده و نسخه‌های نفیس هنری و کهن علمی و اسلامی را از هند خارج می‌کنند و به علت فقر فراگیر در هند شماری از نسخه‌های معروف از کتابخانه‌ها سرقت و به خارج هند منتقل شده است.

نمونه هایی  از واژگان فارسی در زبان های هندی

 در شاهنامه  بیشتر از 90  بار نام هند و هندوستان و سند برده شده است و شرح  چند نزاع یا  جنگ مربوط به ایران و هند است و این خود نشانگر پیوندهای قدیمی دو فرهنگ است.

در کتاب” فرهنگ تطبیقی واژگان مشترک زبان فارسی و هندی” که پایان نامه دکترای آقای سوبهاش کومار است وی حدود 1850 کلمه فارسی در زبان هندی را معرفی کرده است که  به عنوان اولین قدم کار جالبی است اما کاستی هایی دارد و این تعداد  همه کلمات مشترک نیستند شاید حدود نیمی از کلمات مشترک را در برگیرند و ضمن اینکه نویسنده کلمات عربی و یا عربی فارسی را تفکیک نکرده است و در ضمن همه کلمات مشترک عربی و فارسی و هندی را هم نیاورده و اصولا این مجموعه بخشی از کلمات مشترک است و بهتر بود نویسنده کلمات را بصورت زیر تفکیک می کرد:

1- کلمات و ترکیباتی که از فارسی گرفته شده اند و در زبان هندی نیز دقیقا در همان معنی بکار می روند.  مانند: – آئینه- آرمان- آسان- آواز- آزادی- اندوه – انگور- بازار- باهو(بازو) – اگر- بادام- زیره – بخشش – بد رنگ – برابر- بزرگی- برف- بندر- بهار- بی آبرو- بی باک-  بیگناه- تاج – پیغمبر- پیغام – پیام- تازه- ترازو- تماشاگر- توت- جادوگر- جگری- جوجه- بچه – چادر- چالاک – چشمه – چهره – چوب- خزانه چی – خمیر- خوب صورت(زیبا) خوش آمد- خوش دل- خونخوار- دامدار- دانه دار- دردناک- درستی- دربان – دروازه بان- درگاه – دلبر- روزگار- زبردست- زندگانی- رنگ – ساده – شاباش= شادباش- شاگرد- شمشیر- شیشه- شروع – حمله –  طاق- کارخانه- کاغذ- کارگر- گاوکشی- گلشن- گلوبند- گنج- گنگ- گمشده- گران- لگام- مردانگی- میهمان- نادان- نامرد- نعل- نوکر- نیزه- هر هفته-  هنر- هوش و هواس – یاری – هزار – هرگز-  کمر درد- و ….

 یک برگ از منظومه فارسی خسرو و شیرین  قرن شانزدهم گورکانیان هند.

 2- کلمات و ترکیبات فارسی که تلفظ آنها تغییر کرده و یا  در معنای همسان با معنی آن در فارسی بکار نمی روند و یا آنکه در فارسی امروز دیگر چنین کاربردی رایج نیست:

 هم زلف= (باجناق) هـ = هست – نهه = نیست-  ناتراش = (بی ادب)- همجات (هم طبقه) – صاف (پاک)- دستخط(امضا)-  نم خانه یا نه خانه=(زیر زمین) – مهربانی(تشکر) خوب صورت (زیبا)- ریگستان(بیابان) سیر(گردش تفریح)- شادی=(عروسی)- ماهول(طبیعت) آدینه(جمعه)شیشه به معنی قلیان و شاشه به معنی صفحه شیشه تلویزیون- درگاه- بارگاه (حرم آرامگاه) زورکی بارش (باران تند)- نستعلیق (ادبی) – نانوا- نانبا- ناپخته یعنی بی تجربه- بهلا= بهره- بهلا منس= بهره مند(فرد مودب ) حیران ره = متعجب- بد تمیز= بدحالت – خوب تمیز = خوش حالت-  سلیقه = فن خانه داری- تعلق= رابطه – فیصله = تمام کردن – مالی = باغبان- چهوده = چهارده-  ابهت= زیاد- مصروف(مشغول) – امیر و غریب(ثروتمند و فقیر)- مزیدار= خوشمزه- پسند = خواستن- گوجه  به معنی هویج – تعمیر به معنی ساختن – صاف گو = رک گو- لازم به معنی اجبارا – چالاک به معنی زرنگ و فعال. ناشتا = به معنی صبحانه.

 در معنی متضاد یا غیر همسان مانند:  گند ( کند(قند)) در فارسی امروز به معنی بوی بد است اما در پارسی کهن به معنی عسل و بوی خوش که در زبان هندی به همان معنی قدیمی بوی خوش بکار می رود.

3- کلمات که از فارسی گرفته شده اند و دارای یک بخش فارسی و یک بخش عربی هستند.

مانند اقرار نامه – دعوتنامه – خدا حافظ-  حرام زاده- خدمتکار- رشوه خوار- – نکاح نامه – غسل خانه – وصیت نامه- بی عقل – بی حیا – مبارک باد- مددکار- نا مروت-  طلاق نامه – وکالت نامه- نامیمون – ناخلف – ناصالح – و …

4- کلمات و ترکیباتی که از فارسی گرفته شده اند ولی  ریشه عربی دارند :

مبارک – انتظار- انتخاب – امانت- اشتهار- استعمال – محبت- ضرورت- انقلاب – تجارت – جلاد- حرامی- حرام – حرکت- خطر- خلاصه – قصور- لایق- رهن- مشهور- ممکن- ملاقات- نقب- تحقیقات- وصول- معطل – معلوم – تحکیم-  مشکل – معصوم- جواب- سوال- ظالم- فورا- تحفه(متحف) در عربی بودن این واژه تردید هست. عربها بجای تحفه واژه هدیه و هدایا بکار می برند

5- کلمات و ترکیباتی که وزن  و ظاهر آنها عربی است اما در زبان فارسی ساخته شده اند با استفاده از مفردات عربی و یا مفردات فارسی و عربها آنرا بکار نمی برند. مانند  استفتاء برگرفته از کلمه فتوا ، مکلا  ساخته شده از کلاه، استمهال برگرفته شده از مهلت ، بهلا (بهره، سود)-  استرجا،  استخاره ، انتظامی ، استهلال از هلال- اطلاعاتی – تحقیقاتی – متعاطف- مستاجر  و ….

7- کلماتی که عربها آن را در معنی دیگری بکار می برند: قبلا هم این کلمات را توضیح دادیم مانند: تعریف و تعارف = (شناساندن)- تحکیم- سجل- استثمار- استعمار – بحث (در زبان عربی بحث یعنی پژوهش و در فارسی یعنی گفتگوی انتقادی)– مخابرات-  معاف- محاق – استیصال- استهلال-  بیضه – مضبوط(در زبان هندی یعنی قدرتمند) رقابت(در زبان عربی رقابت و مرافبت به معنی سانسور و در زبان فارسی به معنی مسابقه)  و …

6- کلمات مشترک از سانسکریت و اوستایی در زبان فارسی و هندی:

آب – آش- اشتر- ابر- ایزد- برخ- بازو( باهو)- پدر- ترازو- چرخ- جشن- خسور(پدر زن) خواهر- نام اکثر اعداد شمارشی – مانند یک – دو – پنج- صد – بیست  ….  اسامی بیشتر حیوانات مانندببر- پیل-   کبک – کبوتر – شطرنگ – زم (سرد) نام بسیاری از گلها و گیاهان و … .

*** کتابهای خطی   فرهنگ های  واژگان فارسی .

در هند گنجیه عظیمی از کتابهای خطی فارسی وجود دارد.  که فقط  از تعدادی از آنها میکرو فیلم تهیه شده است. اما بخش زیادی از آنها ممکن است در اثر بی توجهی از میان رفته باشد.

زبان فارسی یکی از زبانهایی است که ایجاد واژگان نامه برای آن کهنت درازی دارد. و از زمانهای باستان واژگان نامه‌هایی نوشته شده که اکنون از آنها خبری نیست.

بنیاد زبان امروزی فارسی بر پایه زبان پارسی باستان در سده اول اسلام گذاشته شد و در مدت یکصد سال شعر فارسی رشد کرد و بپایه کمال رسید.در سده سوم هجری ابو حفص سغدی بمنظور کمک بتورانیان‏ در فهم دقائق شعر فارسی فرهنگی نوشت که امروز از نام و نشان آن کسی را آگاهی نیست.بلکه‏ جمال الدین حسین انجو در فرهنگ جهانگیری و محمد قاسم سروری در کتاب “مجمع الفرس”  که هر دو در اوائل سده یازدهم تالیف شده و شمس الدین قیس رازی در کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم‏ تالیف اوائل قرن هفتم و ابو نصر فارابی در سال موسیقی خود از این کتاب یاد می‏کنند

       و این تالیف‏ ابو حفص سغدی نخستین فرهنگ واژگان فارسی است و نیز نخستین کتاب نثر فارسی بشمار است و کتاب‏ دوم تاج المصار رودکی و سوم ترجمه تاریخ طبری است که در حدود 352 ابو علی محمد بلعمی‏ بحکم امیر منصور سامانی آنرا بپارسی گردانید.

       فرهنگ دوم تاج المصادر است که ابو عبد اللّه جعفر بن محمد رودکی متوفی بسال 329 بمنظور حل مشکلات اشعار برای مردم خراسان نوشت و از نسخه آن نیز اطلاعی در دست نیست.

       سوم لغت فرس تالیف ابو منصور علی بن احمد اسدی طوسی است که در سدهء پنجم میزبسته و در آن‏ اشعار بسیار از استادان سخن مضبوظ است که در جائی دیگر دیده نشده.نام هفتاد و شش تن از شعراء قدیم و نیز بعض اشعار کلیله و دمنه و سند بادنامه گمشده رودکی و بعض اشعار و امق‏ و عذرای گمشده عنصری در آن آمده و در ترتیب لغات ملاحظه حرف آخر شده است.پاول‏هورن‏ خاورشناس آلمانی بسال 1897 مسیحی آنرا چاپ کرده‏[و چاپی دیگر پس از مقابله و تصحیح‏ آقای عباس اقبال بسال 1319 در چاپخانه مجلس خورده است.]

       چهارم “فرهنگ واژگان قطران ” تالیف حکیم ابو منصر قطران تبریزی معاصر اسدی است.در مقدمه فرهنگ‏ جهانگیری و صحاح الفرس بآن اشاره شده ولی امروز کسی را سراغ نداریم که نسخه‏ای از این‏ فرهنگ را داشته یا دیده باشد.

       پنجم فرهنگ “صحاح الفرس”  تالیف محمد هندوشاه منشی غیاث الدین بن رشید الدین فضل اللّه است که‏ از لغت فرس استفاده کرده و ازفرهنگ ابو حفص بی‏اطلاع بوده است.

       ششم فرهنگ لغات معیار جمالی تالیف شمس الدین محمد فخری اصفهانی است که بسال 745 بنام انجو شاه‏ فارس نوشته و بسال 1885 مسیحی باهتمام کارل زالمان در روسیه بچاپ رسیده است. مؤلف بجای آنکه از استادان قبلی  شاهد بیاورد اشعار خود را بمناسبت معانی لغات ثبت کرده است.

27 فرهنگ واژگان زبان فارسی هند

 

گوئی از اواخر قرن هشتم ببعد دانشمندان هند بلغات فارسی و اصطلاحات شعری بیش‏ از ایرانیان توجه داشته‏اند زیرا که دوازده فرهنگ مربوط باواخر سده هشتم تا آخر سده دهم در دست است که در هند تالیف شده و در همین مدت فقط دو فرهنگ در ایران تالیف گردیده است.

 فرهنگ جهانگیری بسال 1017 ‏ بهترین و جامع‏ترین فرهنگ فارسی در زمان خود بوده است . مؤلف آن جمال الدین حسین انجوی شیرازی یکی‏ از امراء دربار اکبر شاه و فرزند و جانشین او جهانگیر شاه بوده و پنجاه و سه فرهنگ فارسی‏ در دست داشته و در لغات مندرج در آنها و نیز در لغاتی که خود پیدا کرده تحقیق و ریشه یابی  نموده و تحریفات را دور ریخته است.خود گوید«بسیاری از لغات که در هیج فرهنگی نشانی از آن‏ نبود بهمرسید حل آنرا چاره جز تفحص از اهل دیاری که مصنف یا ناظم از آنجا بوده یا توطن‏ در آنجا داشته نیافتم.مثلا لغاتی که از حدیقه و دیوان حکیم سنائی غزنوی یافته شد از مردمان‏ غزنی و کابل پژوهش نمودم».ترتیب لغات پسندیده نیست حرف دوم هر کلمه را باب و حرف اول‏ را فصل قرار داده است.شاید بهمین جهت کمتر از آنچه شایسته است طرف توجه واقع گردیده‏ بسال 1293 هجری در شهر لکهنو چاپی سراسر غلط از این فرهنگ سودمند انجام یافته است.

       در قرن یازدهم و دوازدهم هفده فرهنگ در هند تالیف گردید.از آنجمله است‏.

1- برهان قاطع تالیف محمد حسین متخلص ببرهان که سال پایان تالیفش 1062 میباشد و بترتیب‏ حروف تهجی تنظیم گردیده.هزارها لغت و معنی زائد بر فرهنگهای سلف دارد که بعضی اصیل‏ نیست.این فرهنگ شهرت بسیار یافته و چندین نوبت چاپ شده است.

2.       دیگر فرهنگ رشیدی تالیف‏ عبد الرشید الحسینی از مردم سند است که تحقیقات مفیدی در لغات فارسی کرده و حرف اول و دوم‏ بترتیب حروف تهجی است و بسال 1292 در کلکنه چاپ‏سر بی خورده است.

3.       دیگر بهار عجم بهار عجم تالیف‏ تیک چند متخلص به بهار است.در 1152 باتمام رسیده و شامل الفاظ مرکب و اصطلاحات فارسی‏ است.بقدری پسند ادباء معاصر او واقع شد که تا 1200 که تاریخ وفات مؤلف است هفت بار بچاپ‏ رسید و پس از آن هم چند بار چاپ سنگی خورده است.

از سده سیزدهم یازده فرهنگ در دست میباشد که یکی از آنها

1.       انجمن آراء ناصری‏ تالیف رضا قلی هدایت از رجال نامی سلطنت ناصر الدین شاه قاجار و صاحب تالیفات بسیار دیگر است‏ و بسال 1288 پایان یافته و در همان سال هم چاپ سنگی خورده است.بعض الفاظ جعلی برهان و دساتیر را ضبط کرده و بسیاری لغات تاریخی با تحقیقات زمان خود آورده که قابل استفاده است. ترتیب لغات بحروف تهجی است و تلفظ را بکمک هم‏وزن هر لغت روشن ساخته است.دیگر هفت‏ قلزم تالیف غازی الدین حیدر فرمانروای استان اود واقع در شمال هند است.از 1229 که سال‏ جلوس او بوده تا 1232 آنرا نوشته و قبول محمد نام آنرا مرتب کرده و دیباچه آنرا نگاشته‏ است.این فرهنگ براساس برهان قاطع قرار دارد و دو بار بچاپ سنگی رسیده است.

2.       غیاث اللغات تالیف محمد غیاث الدین رامپوری که چهارده سال رنج برده و کتاب خود را بسال 1242 بپایان رسانیده است.لغات عربی و اصطلاحات علمی بسیاری در آن مضبوط و حرف اول‏ و دوم هر لغت بترتیب حروف تهجی است.

در ابتدای قرن چهاردهم مفصل‏ترین فرهنگ فارسی بنام

1.       – فرهنگ آنندراج آنندراج فرمانروای شهرستان ویجی‏نگر واقع در جنوب هندنوشته شد.مؤلف محمد پادشاه متخلص بشادد بیرراجه آنندراج و مردی‏ دانشمند و شاعر بوده.لغات عربی را از منتهی الارب و منتخب اللغه و صراح و غیاث و فرهنگ‏ فرنک(اشتاینگس یا جانسون)و لغات فارسی را از مؤید الفضلا و بهار عجم و غیاث و انجمن آراء و برهان و هفت قلزم و کشف اللغات و شمس و مصطلحات وارسته با توضیح و شواهد هر یک نقل‏ کرده و بترتیب حروف تهجی در آورده است.از جهانگیری و رشیدی و سراج استفاده نکرده.تاریخ‏ پایان تالیف 1306 است بسال 1307 در شهر لکهنودر 3011 صفحه بزرگ چاپ سنگی خورده است.

دو فرهنگ دیگر بنام 1.  فرهنگ آصف اللغات  ونقش بدیع در هند2 .فرهنگ نوبهار و کاتوزیان در ایران چاپ شده است و علاوه بر فرهنگهای یاد شده چهار فرهنگ فارسی بترکی بنام “اقنوم عجم‏”  و شامل اللغات و قائمه لطف اللّه و لغت نعمت اللّه تالیف قرن نهم و دهم در دست میباشد.(شرح فوق از مقدمه جلد پنجم فرهنگ نظام تالیف علامه آقا محمد علی داعی الاسلام‏ باختصار نقل گردید).این فرهنگ جامع لغات فارسی و لغات عربی مستعمل در فارسی بامر«نظام» حکمران دکن واقع در جنوب هند از سال 1340 تا 1358 قمری تالیف و در همانجا در 5 جلد و 3536 صفحه چاپ سنگی شده است.از فرهنگ جامع مرحوم ناظم الاطباء نفیسی که از«ا»تا«ل» در چهار جلد بطبع رسیده و جلد آخر آن زیر چاپست و نیز از لغت‏نامه آقای علی اکبر دهخدا که‏ چهار جزء آن بتازگی از چاپ در آمده چون هر دو پس از 1318 تاریخ اتمام فرهنگ نظام انتشار یافته یاد نشده است.    

              نوشته:  دکتر عجم

One comment on “تاثیر و نقش زبان فارسی در زبانهای شبه قاره هند.

  1. آرين می‌گه:

    من تا كنون نمي دانستم بعد از حمله تازيان به ايران وغالب نمودن فرهنگشان، بسياري از هم وطنان زرتشتي مان براي هميشه وطن خود را ترك كردند وبه هندوستان رفتند از اين بابت بسيار سپاسگزارم
    از شما كه در باره گسترش فرهنگ ايران كوشش مي كنيد سپاسگزارم.
    ما نسل بعد از انقلاب كه فقط وفقط فرهنگ وزبان عربي ( همان دشمنان ديرينه اي كه فرهنگ ما واجدادمان را از بين بردند وفرهنگ خودشان را به ما غالب كردند)
    ما بايد براي اينكه تعدادي عرب در زمان اول اسلام به حبشه مسافرت كردند( كه البته بعد برگشتند) بسيار نگران وغمگين باشيم ولي براي اين كه هم وطنان ما را همان عربها با آزار واذيت( وبه همان دليلي كه آنها به حبشه رفتند)به هند رفتند برايمان مهم نباشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.