Category: علمی

اهمیت مسیرهای مواصلاتی ایران برای شبه قاره هند و اوراسیا

اهمیت مسیرهای مواصلاتی ایران برای شبه قاره هند و اوراسیا

– ریلی
نسخه قابل چاپ 

نقشه شبکه حمل و نقل راه‌آهن ایراندکتر محمد عجم: موقعیت استراتژیک و ژئوپلتیک و ژئواکونومیک ایران مورد توجه کشورهای بزرگ جهان بوده و هست.موقعیت مناسب ریلی و جاده ای و دسترسی ایران به سواحل طولانی در خلیج فارس و دریای عمان و سواحل دریای خزر در سالهای اخیر بسیار مورد توجه تولیدکنندگان بزرگ اقتصادی جهان بوده است.

اگر بعضی نقاط خالی ریلی و جاده ای ایران تکمیل شود ایران می تواند از عبور و ترانزیت کالا از خطوط ریلی و جاده ای خود درامد سرشاری داشته باشد.

چین در توسعه جهشی به کشور اول جهان از نظر حجم تولیدتبدیل شده و در بعضی دیگر از شاخص های اقتصادی به ژاپن و آمریکا نزدیک شده است. هند با چین برای کسب بازارهای مصرف جهان در رقابت است. هند طبق برنامه های پیش بینی شده این کشور باید به سومین کشورجهان از نظر تولید و مصرف تبدیل شود به این منظور باید به بازارهای مصرف مهم منطقه بخصوص منطقه نزدیک و اوراسیا دسترسی داشته باشد. حجم صادرات هند به آسیای میانه و منطقه خزر می تواند ۵ برابر افزایش یابد و از طرفی امنیت انرژی هند را تامین کند.

مانع اصلی این آرمان هند مواصلات جاده ای است زیرا همه کشورهای آسیای مرکزی و منطقه خزر محصور در خشکی هستند و به دریای آزاد ارتباط ندارند،‌ دسترسی هند به این کشورها تنها از طریق یک کشور ثالث امکان‌پذیر است؛ با این اوصاف ایران از جایگاه ممتازی ژئوپلیتیکی در نظام منطقه‌ای آسیای مرکزی به‌ویژه با توجه به معضلات (چین و پاکستان) برای دسترسی هند به این منطقه برخوردار است. حمل و نقل دریایی تحول خاصی نداشته و همچنان کند و طولانی است امروزه برای انتقال کالا سرعت و امنیت شاخص مهمی است لذا در ترابری محموله های سنگین تمرکز بر حمل و نقل ترکیبی (دریایی – ریلی – جاده ای)است. نتنها هند بلکه بنگلادش و تایلند و میانمار و نپال نیز برای تبادل محموله های جاده ای و ریلی به غرب آسیا چشم دوخته اند.

هند بدنبال تجارت و نفوذ در اوراسیا است بهترین گزینه ایران خواهد بود: زیرا ایران از یک طرف از طریق مرزهای زمینی و آبی با کشورهای منطقه همسایه است؛ نفوذ تاریخی و فرهنگی در همه کشورهای منطقه دارد؛ کوتاه‌ترین، ارزان‌ترین و امن‌ترین مسیر دسترسی این کشورها به جهان بیرون است و رقابت ژئوپلیتیک یا ژئو اکونومیک جدی میان هند و ایران برای حضور و نفوذ در منطقه آسیای مرکزی و اوراسیا به‌عنوان یک مانع وجود ندارد.

این در حالی است که هند در شمال توسط هیمالیا محصور شده و بدلیل مشکلات جدی که میان چین و هند وجود دارد استفاده از خاک چین و پاکستان برای هند عملا امکان‌پذیر نیست؛ از طریق افغانستان نیز به دلیل نداشتن مرز مشترک از طریق این کشور نمی‌تواند به منطقه آسیای مرکزی دسترسی داشته باشد،‌ از طرف روسیه و دریای سیاه نیز باوجود رابطه دوستانه و سنتی این کشور به دلیل طولانی شدن مسافت و زمان، ارسال محموله عقلانی و مقرون ‌به ‌صرفه نیست، رقابت و دشمنی با پاکستان نیز یکی از موانع زمینی دسترسی هند به آسیای مرکزی از مسیر این کشور است.
بهره برداری از راه آهن ترکمنستان ،قزاقستان و ایران که در دوازدهم آذرامسال باحضور روسای جمهوری ایران ،ترکمنستان و قزاقستان به بهره برداری رسید، فرصت مناسب و ارزانی برای هند برای دستیابی به بازارهای کشورهای مشترک المنافع فراهم کرده است.

مراسم نمادین گشایش خط راه آهن ترانزیتی شرق دریای خزر به طول ۹۲۰ کیلومتر به عنوان کریدور ریلی شمال به جنوب از شهر اوزن در قزاقستان تا شهر گرگان در استان گلستان ساخته شده است.
این خط آهن کشور قزاقستان را به ترکمنستان متصل کرده و پس از عبور از گرگان به سمت جنوب ایران یعنی خلیج فارس سرازیر می شود؛بدین ترتیب راه کشورهای قزاقستان و ترکمنستان به آب‎های آزاد در خلیج فارس و دریای هند باز خواهد شد.

با افتتاح این مسیر حمل و نقل ،تجارت جهانی میان شرق (از چین تا آسیای مرکزی) و غرب جهان (بویژه اروپای غربی) حدود ۱۰ هزار کیلومتر راه زمینی کوتاهتر می شود.
دولتهای قزاقستان و ازبکستان و قرقیزستان بدنبال راههای عملی برای مشارکت راهبردی اقتصادی با هند هستند.

رهبر قزاقستان برنامه ای تحت عنوان به سوی آینده (نورژول) و هند نیز برنامه ای تحت عنوان در هند بسازید (Make in India) را برای سرمایه گذاران خارجی در این کشور اجرا می کند.
هند در سال ۲۰۱۴ موفق ترین اقتصاد جهان از نظر جذب سرمایه گذاری خارجی بود.
– دشمنی و رقابت با پاکستان
پاکستان به خاطر برخورداری از سلاح‌ های هسته ‌ای،‌ اختلافات مرزی در جامو و کشمیر و پیگیری سیاست اتحاد و ائتلاف با چین دشمنی راهبردی برای هند فرض شده است. بطوریکه هرگونه اتحاد و ائتلاف هند با کشورهای پیرامونی بر مبنای رابطه با پاکستان است.

برای مثال،‌ حضور هند در بندر چابهار ایران حداقل از منظر پاکستانی ‌ها با هدف نفوذ به عمق راهبردی این کشور است. هندی‌ ها به‌ خوبی آگاه هستند که پاکستان در آینده همچنان به آشتی ‌ناپذیری با هند ادامه خواهد داد؛

بین دو کشور هند و پاکستان یک تئوری توطئه دایما مبنای تمامی تحلیل ها است بطوریکه هر حادثه ای در هریک از دو کشور اتفاق بیفتد بی درنگ انگشت اتهام بسوی دولت مقابل نشانه می رود.
بنابراین هند در تلاش است تا در مرحله اول از پاکستان تصویری به‌ عنوان حامی تروریسم در جهان ارائه دهد تا اجماعی جهانی بر علیه آن ایجاد کند؛ مسئله حق تعیین سرنوشت کشمیر را به یک مسئله داخلی تبدیل کند تا از این طریق مانع از نفوذ قدرت ‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ ای از جمله مسلمانان در امور داخلی کشمیر شود و در نهایت توان بازدارندگی در مقابل پاکستان و تهدیدات این کشور را حفظ کند. با وجود چنین اختلافاتی به نظر می‌رسد پاکستان به هند اجازه نخواهد داد تا از مسیر این کشور در جهت دستیابی به آسیای مرکزی استفاده کند.

۲- – رقابت با چین و عدم توان استفاده از خاک این کشور

هند و چین در حال حاضر به‌عنوان رقبای کینه دار جدی محسوب می‌شوند که تلاش دارند تا نظمی دلخواه در منطقه آسیا ایجاد کنند؛‌ چینی‌ها مایل به حضور و نفوذ قدرت ‌های بیرونی در آسیا نیستند و در پی ایجاد جهانی تک ‌قطبی در آسیا است؛ در مقابل هندی ‌ها که از سلطه چین بر کل آسیا نگران هستند قصد دارند با باز کردن پای قدرت‌ های فرا منطقه ‌ای از جمله آمریکا توازن قوا در منطقه را به سود خود تغییر دهند. از دیگر موضوعات مورد اختلاف میان دو کشور می‌ توان به اختلافات ارضی در منطقه اروناچال پرادش و تبت و ۴۰۰۰ کیلومتر مرز غیر تحدید حدود شده شاره کرد که به این زودی حل و فصل نخواهد شد.

بخشی از این اختلاف مرزی به خاطر تفاسیر متفاوت از کنوانسیون «شیمالا» است؛ کنوانسیونی که در سال ۱۹۱۳و ۱۹۱۴م شکل رسمی به خود گرفت. “مک ماهان” ریاست هیئت انگلیسی، با بهره‌ گیری از فرصت مذاکراتی با هیئت تبتی، مرز میان هند و تبت را مشخص ساخت که بر اساس آن مرز پیشنهادی، شمال مناطق عشایری بود و از آبریزگاه‌ های شمال هیمالیا می‌گذشت. اختلاف در خصوص این موافقت‌ نامه میان چین و تبت تا به امروز به قوت خود باقی مانده است. دولت هند آن را معتبر می‌داند، ولی چینی‌ ها مدعی‌ اند که سیمالا معاهدۀ نابرابری است که بدون توافق چین به تبت تحمیل شده است. در این کنوانسیون خط مک ماهان به ‌عنوان مرز رسمی چین و هند مشخص و در سال ۱۸۹۳ م از سوی هند پذیرفته ‌شده است.

پیوستن جامو و کشمیر به هند در سال ۱۹۴۷ م و برقراری سلطۀ چین در تبت در سال ۱۹۵۰ م، بیجینگ و دهلی‌ نو را در این منطقه در رویارویی مستقیم با یکدیگر قرار داد. از سال ۱۹۶۱ م مبارزه نرم و آرامی میان طرفین درگرفت و در ادامه به جنگی تمام ‌عیار و نیز به شکست کامل هند منجر شد. از سال ۱۹۶۲ م آتش ‌بس موقت در مرزهای دو کشور حاکم شد که البته هرلحظه امکان شعله ‌ور شدن وجود دارد

۳- نداشتن مرز مستقیم با افغانستان
هند قبل از استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷ با مجموعه آسیای مرکزی از طریق افغانستان و ایران ارتباط داشت.اما استقلال پاکستان هند را در شمال و غرب محصور نموده است بنابراین تنها مسیری که به هند اجازه خواهد داد در افغانستان حضور داشته باشد و از طریق آن در کشورهای آسیای مرکزی نفوذ کند مسیر ایران است.
۴- مسیر روسیه

اگرچه رابطه هند و روسیه در همه حوزه‌ هادر زمان شوروی عمیق بود و هند از توان نظامی هند بیشتر برای ایجاد بازدارندگی در منطقه شبه‌ قاره در مقابل پاکستان و جلوگیری از تک‌ قطبی شدن آسیا به رهبری چین استفاده می‌کند اما دسترسی به آسیای مرکزی از طریق روسیه به دلایل زیر امکان‌پذیر نیست.

۱ . هند و تا حدودی روسیه از تبدیل شدن قاره آسیا به قطب تحت سیطره چین نگران و باهم در زمینه مبارزه با افراط‌ گری اسلامی همکاری می‌کنند؛ اما دو رقیب هستند که بر اساس نگاه رئالیستی توسعه و نفوذ هند در مناطق پیرامونی عنوان تهدیدی بر علیه امنیت ملی روسیه قلمداد می‌شود. بعلاوه هند بشدت به آمریکا نزدیک شده و شریک اول تجاری هند است و روسیه نیز با فاصله گرفتن از آمریکا شدیدا به چین نزدیک شده است. این ادعا از آن جهت مطرح می‌شود که در سال ۲۰۰۸ و در پی اجاره پایگاه آیینی تاجیکستان به هند روس ‌ها نسبت به این اقدام دولت تاجیکستان واکنش جدی نشان دادند و با اقدامات مختلف سعی در ایجاد کارشکنی برای بیرون کردن هند از این پایگاه داشتند.

۲- از نظر اقتصادی نیز برای هند مقرون به‌ صرفه نیست که بخواهد از خاک روسیه برای حضور در آسیای مرکزی استفاده کند،

 راههای مواصلاتی مسیر ایران

با اوصافی که در بالا آمد ایران تنها راه دسترسی هند از نظر ژئوپلیتیکی به آسیای مرکزی است، زیرا از یک طرف ایران مرز مستقیم زمینی (مرز مشترک با ترکمنستان) و دریایی (قزاقستان و ترکمنستان در دریای خزر) با آسیای مرکزی دارد و از طرفی ایران رقابت ژئوپلیتیک آشکاری با هند چه در سطح منطقه و چه در سطح جهانی ندارد. ایران و هند اختلافات مرزی با هم ندارند که باعث شود ایران همچون پاکستان و چین مانع از حضور هند در آسیای مرکزی شود. ضمن اینکه نبود رقایت ژئوپلیتیکی و همنوایی منافع میان دو کشور باعث خواهد شد حضور هند در آسیای مرکزی در تضاد با منافع ملی ایران قرار نگیرد؛ بنابراین هند برای حضور در آسیای مرکزی مجبور به عبور از مسیر ایران است. شاید این بار جغرافیا به داد سیاست برسد و باعث نزدیکی بیش از بیش دو کشور شود.

هند در آینده به یک قدرت بزرگ و سومین بازار جهان در نظام بین ‌الملل تبدیل می‌شود. و باید برای صدور تولیدات به بازارهای متنوع جهانی دسترسی داشته باشد و امنیت انرژی آن تامین شود به همین منظور در دوره بعد از فروپاشی شوروی تلاش کرده است تا در نظام منطقه‌ای آسیای مرکزی حضور داشته و از این طریق ضمن تأمین امنیت انرژی وارداتی از کشورهای منطقه، نیازهای مقطعی خویش را تأمین کند و از سرایت افراط گری اسلامی از این منطقه به مناطق مسلمان‌ نشین به ‌خصوص در جامو و کشمیر جلوگیری کند؛
کریدور شمال – جنوب

کریدور شمال – جنوب شهریور ماه ۱۳۷۹ در سن پترزبورگ به امضای وزرای حمل و نقل سه کشور ایران ، هند و روسیه رسیدو سپس کشورهای دیگری به آن ملحق شدند.

کریدور شمال – جنوب مهمترین حلقه تجارت بین آسیا و اروپا میباشد که در مقایسه با مسیرهای سنتی از نظر مسافت و زمان تا ۴۰ درصد کوتاهتر و از نظر هزینه تا ۳۰ درصد ارزانتر می باشد.و بعضی مسیرها ۵۰۰۰ کیلومتر صرفه جویی می شود. کریدور شمال – جنوب سواحل ایران را از سه طریق به اوراسیا وصل می کندو کشورهای در مسیر این کریدور هر یک با تشکیل اتحادیه و انعقاد قراردادهای همکاری در رقابتی همه جانبه به توسعه و تجهیز بنادر ، جاده ها، ترمینال و مسیرهای ریلی خود می پردازند.

کریدور شمال – جنوب (NOSTRAC) در سال ۱۹۹۳ متعاقب برگزاری اجلاس کمیسیون اروپا وزرای حمل و نقل کشورهای عضو ، علاوه بر کریدورهای شمالی ، مرکزی و جنوبی شاهراه ترانزیتی موسوم به کریدور ترانزیتی شمال – جنوب را به تصویب رساندند.دبیرخانه و دفتر کریدور شمال – جنوب در تهران مستقر شده است.
اظهار نظر مقامات هندی در مورد مواصلات

مقامات هندی در یکسال گذشته بارها به اهمیت چابهار اشاره کرده اند. از معاون شورای عالی امنیت ملی هند که خود شخصا از چابهار بازدید نموده است تا نخست وزیر تا معاون رئیس جمهور در خصوص اهمیت چابهار برای انتقال ارزان کالاهای هند به اوراسیا با مطبوعات سخن گفته اند که سخنان آنها بازتاب مطبوعاتی مفصلی داشته و مورد کنکاش متخصصان قرار گرفته است.
مقالات متعددی نیز از سوی مطبوعات و موسسه های مطالعاتی هند در اهمیت این کریدورها منتشر شده است. روزنامه هندوستان تایمز به نقل از معاون بازرگانی هند دراین خصوص نوشت :هزینه های انتقال کالا از مسیر ایران به کشورهای مشترک المنافع حدود ۴۰ درصد کمتر از کانال سوئز است.

هند می تواند ترکیبی از مسیرهای ریلی و جاده ای را برای انتقال کالا به کشورهای مشترک المنافع از طریق ایران را مورد توجه قرار دهد.

وی استفاده از مسیر ویژه جاده ای را از دیگر گزینه ها عنوان کرد و اظهار کرد: جابجایی کالا از مسیر جاده ای به راحتی و بدون هرگونه مشکلی صورت می گیرد و اختلاف هزینه نیز چشمگیر است.

روزنامه پایونیر هند در مقاله ای تحت عنوان : در سال ۲۰۱۵، به آسیای میانه توجه کنید( ۲۵ دسامبر۲۰۱۴ (۴دی۱۳۹۳) نوشته است: نخست وزیر به دیپلماسی هندی روحیه تازه ای بخشیده و دیدارهای خارجی اش به ویژه به «مارک هند» زندگی جدیدی اعطاء نموده است. طی هفت ماه گذشته که آقای مودی نخست وزیر هند بوده وی بطور تعجب آور بر سیاست خارجی اش تاکید چشمگیری داشته است.

اما حوزه ای که تا به حال مورد توجه وی قرار نگرفته آسیای میانه است. البته این امر تعجب آور هم نیست چرا که این منطقه هیچ وقت از اولویت های سیاست خارجی این کشور نبوده ولی ضروری است تا مدت زیادی نادیده گرفته نشود. درخواست هند جهت عضویت در سازمان همکاری شانگهای که نهاد قدرتمندی منطقه ای می باشد گام اول در جهت درستی است ولی لازم است اقدامات بیشتری انجام شود.

هند در این منطقه در مقایسه با نه تنها چین بلکه سایر بازیگران عمده از جمله آمریکا، روسیه و حتی ترکیه و ایران عقب است. این با وجود این امر است که هند با منطقه آسیای میانه دارای روابط تمدنی می باشد که به قرن ها بر می گردد. دهلی نو اخیراً تلاشهای سنجیده جهت تحکیم حضور خود در این منطقه انجام داده است. آقای ای احمد وزیر مشاور در امور خارجه هند به مناسبت برگزاری گفتمان هند و آسیای میانه در پایتخت قرقزستان، بیشکک، در جون ۲۰۱۲ سیاست رسمی دولت هند موسوم به «اتصال به آسیای میانه» Connect Central Asia را اعلام کرد. حتی پس از گذشت بیش از دو سال این سیاست صرفاً بعنوان یک آرمان مانده و کار واقعی در این زمینه انجام نشده است.

با این وجود، برای هند حضور نیرومندی در منطقه آسیای میانه به دو دلیل مهم است: امنیت انرژی و امنیت نظامی. در مورد اول، هند فعلاً تقریباً همه نفت و گاز خود را از آسیای غربی وارد می کند. اما با در نظر گرفتن تحولات در این منطقه بهتر است که این کشور به دنبال تأمین کنندگان دیگر برود. بعلاوه، با توجه به این که نیازهای هند به انرژی رو به افزایش است دهلی نو گزینه ای ندارد جز اینکه منابع دیگر را نیز بررسی کند. آسیای میانه با توجه به این که از نظر انرژی غنی و نزدیک به این کشور می باشد در موقعیت خوبی قرار دارد که به تأمین کننده نفت و گاز به این کشور تبدیل شود.

چین نیز با چالش های مشابه روبرو است یعنی اقتصاد و جمعیت این کشور به تدریج افزایش پیدا می کند اما یک تفاوت وجود دارد که ظاهراً این کشور به این دو چالش به نحوه احسن واکنش نشان داده است که از نفوذ عمیق آن به بازار انرژی آسیای میانه مشخص می شود. خزانه دو تریلیون دلاری ارز خارجی پکن و دولت بسیار موثر چین که عاری از مشکلات ویژه دموکراسی نیز است موجب شد که این کشور نه تنها در آسیای میانه بلکه در سراسر جهان در معامله های نفتی در مقابله با دهلی نو موفق بوده است. بطور مثال هند فقط چند هفته قبل از مذاکره در پکن، در مقابل چین بر سر معامله میدان نفت کاشگان در قزاقستان باخت. این بزرگ ترین میدان نفت جهان می باشد که طی پنج دهه گذشته اکتشاف شده است.

شاخه خارجی او.ان.جی.سی. (او.وی.ال.) که شرکت دولتی هند می باشد در نوامبر ۲۰۱۲ با شرکت کونوکوفیلیپ آمریکا جهت خریداری ۴/۸ درصد سهم این شرکت در میدان کاشگان به قیمت ۵ میلیارد دلار قرارداد بسته بود. اما این معامله در جولای ۲۰۱۳ ملغی اعلام گردید چرا که خود دولت قزاقستان وارد قضیه شد و شرکت کونوکوفیلیپ را مطلع ساخت که شرکت ملی این کشور یعنی «قزاقمونایی گاز» سهم آن شرکت در میدان یادشده را به عوض همان قیمت خریداری خواهد کرد. قانون قزاقستان به دولت این کشور حق می دهد که می تواند هر دارایی نفت در خاک این کشور را براساس همان قیمت خریداری کند که بین مشتری و فروشنده نهایی شده باشد. شرکت قزاقمونایی گاز الان آن سهم را به شرکت ملی نفت چین به قیمت ۳/۵ تا ۴/۵ میلیارد دلار خواهد فروخت.

اما چین فقط یکی از مشکلات گوناگونی هند در آسیای میانه است. کشوری که تلاشهای دیپلماتیک دهلی نو در این منطقه را بطور چشمگیر خنثی نموده پاکستان است. پاکستان دسترسی زمینی هند به این منطقه از طریق افغانستان را مسدود نموده است. این نزدیک ترین مسیر برای هند به این منطقه می باشد اما استفاده از این مسیر امکان پذیر نبوده است. این دلیل بزرگی می باشد که چرا طرح عمده خط لوله ترکمنستان – افغانستان – پاکستان – هند ناموفق بوده است.

لذا دهلی نو مجبور شد به دنبال مسیرهایی برود که پاکستان را نادیده بگیرد. برای این منظور کریدور ترابری شمال و جنوب که هند را با منطقه آسیای میانه از طریق ایران وصل می کند بعنوان عوض کننده بازی در نظر گرفته شد.

این طرح در سال ۲۰۰۳ امضاء شده بود و در نظر دارد بندر مومبایی را با بندر چابهار و بندرعباس ایران از طریق مسیر دریایی وصل کند و سپس از طریق شبکه جاده ای و ریلی به افغانستان و سایر کشورهای آسیای میانه و اوراسیا پیونددهد. در این خصوص پیشرفت اولیه بدست آمد و سازمان جاده های مرزی هند با سرمایه گذاری مبلغ ۱۳۶ میلیون دلار جاده ای را در افغانستان بین زرنج و دلارام احداث کرد. این جاده در سال ۲۰۰۹ افتتاح شد. این قسمت ۲۱۵ کیلومتری جزء شبکه مهمی جاده ای افغانستان می باشد که بعنوان حلقه گل معروف است. این شبکه شهر هرات را از طریق مزار شریف و قندهار با کابل وصل می کند. به جز این جاده، سایر طرح کریدور ترابری شمال جنوب از یک دهه گذشته در حالت توقف مانده است.

در این دوران چینی ها شبکه های مشابه جاده ای و ریلی را به سرعت احداث نموده و تا قلب منطقه آسیای میانه نفوذ پیدا کردند. بزرگ راه قره قروم که در منطقه کشمیر( اقصی)توسط پاکستان در دست احداث است برای منافع امنیتی هند در این منطقه خطر مستقیمی مطرح می کند و ادامه طرح یادشده است. بندر گوادار در پاکستان نیز جزء همان طرح است. این بندر بعنوان هم وزن بندر چابهار ایران احداث می شود. بندر گوادار از بندر چابهار کمتر از ۲۰۰ کیلومتر فاصله دارد.

اینجا جنبه امنیت نظامی روابط هند با آسیای میانه مطرح می شود. در حال حاضر جایگاه نظامی هند در این منطقه تقریباً صفر است. دهلی نو سعی دارد بر حضور خود در این منطقه بیافزاید و برای این منظور در کشور تاجیکستان فرودگاه «عینی» را بدست آورده بود. این فرودگاه می توانست در این منطقه به هند عمق راهبردی اعطاء کند. اما طرح هند توسط روسیه خنثی گردید. روسیه در این منطقه بعنوان برادر بزرگتر عمل می کند. فرودگاه عینی در حومه شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان قرار دارد. هند در سال ۲۰۰۴ شروع به تجهیز این فرودگاه کرد. مهندسین هندی تا سال ۲۰۱۰ سرگرم عملیات تجهیزات این فرودگاه بودند. اما دولت تاجیک که برای کمک مالی به روسیه تکیه می کند بعداً مشخص نمود که تنها روسیه می تواند از این فرودگاه استفاده کند.

سایر دارایی های نظامی هند در این منطقه شامل یک بیمارستان نظامی در «فارخور»، تاجیکستان، است. این بیمارستان به منظور معالجه اعضای ائتلاف شمالی که علیه طالبان می جنگیدند در سال ۲۰۰۱ احداث شده بود. این بیمارستان هنگامیکه که آمریکا طالبان را از مسند قدرت خارج کرد تعطیل شد. اما اخیراً در خصوص بازگشایی آن بیمارستان صحبت شده است.

آمریکا تنها کشوری می باشد که به صراحت اعلام نموده است که دوست دارد هند در این منطقه بعنوان شریک منطقه ای آن ظهور کند به ویژه به دنبال خروج نیروها از افغانستان در سال ۲۰۱۴ که علت عدم علاقه روسیه در این خصوص نیز همین است.

هند بازیگر مهمی در طرح جاده جدید ابریشم می باشد. این طرح در نظر دارد اقتصاد افغانستان را با اقتصاد آسیای مرکزی و جنوبی وصل کند. اما در این مرحله که نفوذ آمریکا در این منطقه در حال افول می باشد مشخص نیست که واشنگتن تا چه حدی می تواند به هند کمک کند. (طرح جاده جدید ابریشم الان لغو شده است). یعنی به عبارت دیگر می توان گفت که هند در این منطقه فاقد پایگاه است.

کشورهای مشترک المنافع شامل کشورهای (CIS) ارمنستان، آذربایجان، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، مولداوی، روسیه، تاجیکستان، ترکمنستان، اوکراین، ازبکستان و گرجستان است که حدودا ۲۸۰ میلیون نفر جمعیت ( ۲/۴ درصد جمعیت جهان) را در خود جای داده اند.

روسیه بزرگترین کشور مشترک المنافع با ۱۴۳ میلیون نفر جمعیت و ارمنستان با ۳٫۴ میلیون کمترین جمعیت را دارد. این منطقه برای صادرات برنج هندو محصولات کشاورزی استوایی مقصد طلایی است.
اهمیت ژئوپلتیک و ژئواقتصادی سواحل مکران و چابهار

رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۶۳، در دیدار از دانشگاه علوم دریایی امام خمینی و اعطای سردوشی، اهمیت توجه به دریا و بنادر را مطرح فرمودند. در همه این سال ها، و در مناسبت های مختلف، ایشان بر این نگاه راهبردی و کلان خود پای فشرده اند. ترجمان این قاطعیت و تاکید، در حضور درخشان نیروی دریایی کشورمان در آب های آزاد، در سال های اخیر، تجلی یافته است. در آذر ماه سال ۹۳، ایشان در بخشی از فرمایشات‌شان، دوران صلح را فرصت مغتنمی برای خدمت نیروهای مسلح در بخش‌های علمی، سازندگی و افزایش بازدارندگی خواندند و تاکید کردند که مسئله آبادسازی سواحل مکران نیز جزو همین کارهای اساسی است که باید با همکاری دولت، برنامه‌های مورد نظر در این منطقه با سرعت بیشتری دنبال شود.

رهبر انقلاب پیش از این در سال ۹۱ نیز در دیدار با فرماندهان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، ضمن تاکید بر احیای نام اصیل مکران، و ایجاد شهرستان ساحلی مکران بار دیگر ضرورت توسعه ظرفیت های مغفول مانده سواحل شمال دریای عمان را مطرح کردند.
سواحل مکران

استان سیستان و بلوچستان با وسعت ۱۸۷۵۰۲ کیلومتر مربع، که ۸۱۱۷ کیلومتر مربع آن مربوط به سیستان و ۱۷۹۳۸۹ کیلومتر مربع آن متعلق به بلوچستان است. ۱۱ درصد کل مساحت کشور را در بر می گیرد و یکی از کم تراکم ترین استان های کشور به لحاظ جمعیتی است. این استان با داشتن حدود ۳۰۰ کیلومتر مرز آبی و ۱۸۰۰ کیلومتر مرز خاکی، از شمال به خراسان و افعانستان، از غرب به کرمان، از جنوب به دریای عمان و بحر مکران(دریای عرب) از مشرق به پاکستان و افغانستان محدود می‌شود. این استان دارای ۷ شهرستان، است که مجموعا ۲۹ بخش، ۱۶ شهر، ۹۲ دهستان و ۶۰۳۸ آبادی دارای سکنه را در بر می‌گیرد.

مکران و نواحی ساحلی جنوب شرقی ایران در روزگار مادها، به ویژه سلطنت آستیاک یا ایشتوویگو(۵۵۰-۵۸۰قبل از میلاد) یکی از ساتراپ‌های (استان) شرقی آن دولت بوده و به نام سرزمین «پاریکانیان و حبشیان آسیایی» از آن یاد شده است.در دوره هخامنشی و اشکانی و ساسانی نیز ایالات شرق ایران، سرزمین ماکا یا مکران جزو ایالات ایران به شمار می‌رفت.

نام قدیمی سیستان، «زرنگ» یا «زرنج» بوده، که داریوش کبیر در کتیبه‌های خود از آن نام می‌برد. نام بلوچستان در کتیبه‌های میخی داریوش در تیسفون و تخت جمشید، ماگا یا مکّه ضبط شده که استان چهاردهم بوده است.مکران را بعضی تغییر یافته مهی خوران و بعضی تغییر یافته مگان می دانند.
جمعیت استان بیش از ۲.۲۱۹.۰۰۰ نفر هست.

شهرستان های استان، شامل زاهدان، زابل، خاش، سراوان، ایرانشهر، نیکشهر، سرباز و چابهار و زاهدان مرکز استان است. استان سیستان، پهناورترین استان ایران با ۱۱.۴ درصد کل مساحت کشور به حساب می آید.

اهم قابلیت‌ها منطقه را می‌توان به شرح زیر صورت‌بندی کرد:

۱-وجود منظقه آزاد تجاری- اقتصادی چابهار.

۲-وجود سواحل مناسب.

۳-زمین و پس کرانه‌های مناسب در امتداد ساحل.

۴-وجود بسترهای عالی برای ترانزیت و کشتیرانی تجاری.

۵-وجود مناطق دریایی ارتش و پایگاه‌های دریایی سپاه.

۶-وجود شرایط لازم برای گسترش یگان‌های نظامی.

۷-وجود خلیج‌های کوچک (خورها).

۸-وجود سواحل با قابلیت‌های دفاعی مناسب.

۹-وجود زمینه همگرایی سران طوایف و قبایل با نظام جمهوری اسلامی.

۱۰-آب‌های آزاد و عمق عملیاتی مناسب در دریای عمان.

۱۱-وجود پایگاه‌های هوایی و پدافند هوایی ارتش در منطقه.

۱۲-انطباق منطقه‌بندی نظامی با تقسیمات سیاسی.

نقاط ضعف و آسیب‌پذیری‌های منطقه

۱-پایین بودن سطح رفاه عمومی مردم منطقه.

۲-دوری منطقه نسبت به مرکز.

۳-فرهنگ قومی و عشیره‌ای مردم.

۴-ترانزیت مواد مخدر از کشورهای همجوار.

۵-وجود سلاح‌های غیرمجاز در منطقه که به نا‌امنی‌ها دامن می زند.

اهمیت جایگاه ژئوپلیتیک سواحل مکران

یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های این منظقه، مجاورت آن با آب‌های آزاد بین‌المللی در سرتاسر مرز جنوبی، همسایگی مستقیم با کشورهای پاکستان و افغانستان، و به طور غیرمستقیم با کشورهای آسیای مرکزی( از طریق ترکمنستان) است که یک راه غیرقابل چشم پوشی برای این کشورهای محصور در خشکی( به جز پاکستان) به دریاهای آزاد محسوب می‌شود.

در صورت راه‌اندازی محور ترانزیتی کشور، که از بندر چابهار آغاز و با عبور از شهرهای استان سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی، رضوی و شمالی به کشورهای آسیای میانه ختم می‌شود، این منطقه محروم، از فقر و محرومیت خارج خواهد شد و به سوی توسعه حرکت خواهد کرد.

بندر چابهار یکی از چهارراه های اصلی کریدور جنوبی تجارت جهانی نیز محسوب می‌شود. این بندر به علت موقعیت استراتژیک خود و دستیابی به آب‌های آزاد بین‌المللی، جایگاه ویژه‌ای در مبادلات بین ایران و سایر نقاط منطقه دارد. چابهار نسبت به سایر نقاط ساحلی ایران، مزیت‌های خاص خود را دارد. آب های عمیق در خلیج چابهار، شرایط پهلوگیری کشتی های بزرگ و ایجاد تاسیسات بندری را فراهم می کند. این بندر، مهم‌ترین بندر تجاری خارج از حوضچه خلیج فارس است و از نظر سیاسی و راهبردی در مواقع جنگ و بحران‌های منظقه‌ای می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای ایفا کند. قرار گرفتن چابهار در یک خلیج، موقعیت بندری ایده‌آلی برای توسعه فیزیکی در آینده به آن می‌بخشد که بسیاری از بنادر دنیا، از آن محرومند.آب و هوای چابهار در تابستان ها تحت تاثیر بادهای سرد و مرطوب قطب جنوب است که در ایران تنها منطقه آب و هوای مطلوب اقیانوسی است.

ارزش‌های دفاعی سواحل مکران

عقبه نامناسب منطقه، از جمله وجود ارتفاعات مکران، چاله‌های جازموریان و منطقه دلگان در استان سیستان و بلوچستان، امکان عبور از این منطقه را برای نفوذ به عمق کشور، برای دشمن بسیار سخت می‌کند. اما همین عقبه نامناسب، وجود خورهای متعدد و تراکم جمعیتی بسیار پایین و حتی خالی از سکنه بودن منطقه، به همان اندازه فرصت های مناسبی در اختیار قاچاقچیان بین‌المللی مواد مخدر و سلاح قرار می‌دهد و امکان عملیات محدود و ایذایی را از طریق ارسال تیم های تروریستی به داخل، برای دشمنان فراهم می‌کنند.

سواحل جنوب شرقی ایران به لحاظ جایگاه نظامی می‌تواند در اتخاذ استراتژی‌های فرامنطقه‌ای برای ایران تعیین کننده باشد و توان تحرک میان آب‌های اقیانوسی را به نیروی دریایی ایران ببخشد. بر خلاف محیط بسته خلیج فارس، دریای عمان و بحر مکران ایران را به اقیانوس های جهان پیوند می دهد، امکان گسترش حوزه حضور ایران را فراهم می کند. وجود پایگاه هوایی چابهار و توسعه آن می‌تواند قدرت نظارتی و کنترل ایران را بر بخش شمالی اقیانوس هند افزایش دهد.

اگرچه تفکر راهبردی دفاعی ایران در جنوب، بر خلیج فارس متمرکز است، چنان چه صحنه عملیاتی ایران قبل از ورود به خلیج فارس، از دریای عمان طراحی شود، توان استراتژیک مضاعفی در اختیار ایران قرار می‌گیرد.

فرصت‌ها و تهدیدهای منطقه

از میان فرصت های موجود در این منطقه به طور فهرست‌وار می‌توان به چند مزیت شاخص اشاره کرد:

الف- وزن ژئوپلیتیک ایران در منطقه دریای عمان.

ب- پیوندهای فرهنگی-اجتماعی و مذهبی با مردم کشورهای منطقه.

ج- وجود پتانسیل‌های لازم جهت توسعه زیرساخت های اجتماعی و فرهنگی.

د- وجود حس مشارکت محلی و بومی مردم منطقه در تولید امنیت.

ر- وجود حس تعلق و گسترش اعتماد بین مردم مرزنشین و دولت و مردم کشور.

ز- وجود نیاز مردم منطقه به آموزش‌های زیست محیطی و دریایی.

به همین ترتیب تهدیدهای موجود در این استان را می‌توان این گونه فهرست کرد:

الف- آلودگی‌های زیست محیطی در دریاهای آزاد.

ب- واگذاری یک ساحل طولانی به این استان که مشکلات امنیتی آن را افزایش می‌دهد.

ج- تردد بی‌رویه مردم در ابعاد مختلف اجتماعی به کشورهای پیرامون منطقه.

د- سهولت دریافت شبکه‌های رسانه‌ای جمعی خارجی.

توسعه اقتصادی بندر چابهار

شکی نیست که یکی از نمودهای، و به واقع نوک پیکان توسعه یک کشور، رونق بنادر آن است که حکم شاخص توان صادراتی آن کشور را بازی می‌کند. امری که خود بر میزان استقلال و خودکفایی اقتصادی یا رفاه بیشتر آن دارد.

رشد حیرت آور اقتصاد شیخ‌نشین‌های جنوب خلیج فارس، بیش از هر چیز در شکوفایی بنادری چون راس الخیمه تجلی یافته است. بنادری که از زمان آغاز روند توسعه، افزایش ظرفیت سالیانه آن‌ها حدود ۶۰۰ هزار کانتینر بوده است.

بدیهی است که دوشادوش رقابت در استحصال از میدان‌های نفتی مشترک، رقابت در به دست گرفتن سهم بیشتری از بازار کانتینری خلیج فارس هم باید پیش چشم برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران کشور باشد، که خود این امر تنها از طریق توسعه و تجهیز روزافزون بنادر استراتژیکی چون چابهار امکان‌پذیر است. تجربه کشوری مانند سنگاپور، با وسعتی کم‌تر از نصف مساحت جزیره قشم، بیانگر آن است که مدیریت اصولی و جذب سرمایه در بخش توسعه بندر چابهار، نه تنها منجر به تحول اقتصادی عظیمی در منظقه مکران می‌شود، بلکه منفعتی پایدار و چشمگیر برای کل کشور به دنبال دارد.

مشابه، یا به واقع همتای بندر چابهار ایران، بندر گوادر در فاصله ۶۰ کیلومتری و درساحل پاکستان قرار دارد. منافع اقتصادی پاکستان در کنار دغدغه‌های نظامی و امنیتی آن، موجب توجه جدی این کشور به توسعه بندر گوادر از سال ۱۹۹۹ به این سو گردیده است. امری که منجر به امضای توافقنامه نهایی مشارکت و سرمایه‌گذاری همه جانبه با دولت چین، در زمینه توسعه و تجهیز این بندر شده است.
در چنین شرایطی، قطعا اگر با بهره‌گیری از تجارب جهانی و حضور و مشارکت قدرت‌های اقتصادی، و اختصاص اعتبارات قابل توجه و ویژه، طرح‌های زیرساختی، از جمله سیستم‌های حمل و نقل ریلی، جاده‌ای و هوایی و تجهیزات مدرن بندرگاهی، در چابهار به انجام برسد، به دلیل موقعیت ممتازتر و مزایای بیشتر این بندر، نسبت به گوادر و امثال آن، چشم‌انداز درخشان‌تری برای این بند قابل پیش‌بینی است.

حضور گسترده ایران در آب‌های آزاد، از سال ۱۳۸۷، با دستور و تاکید ویژه فرمانده کل قوا آغاز شد و اولین ناوگروه‌های ایران برای مقابله با دزدان دریایی در خلیج عدن اعزام گردیدند.
در این میان، سواحل مکران، گنجی است که به دلیل دورافتادگی و مغفول ماندن، تاکنون چندان که باید مورد استفاده قرار نگرفته است. سواحل مکران به واقع دروازه ورود به آب‌های آزاد از یک سو و از سوی دیگر ورود به تنگه هرمز و خلیج فارس به حساب می‌آید.

توجه سازمان ملل و سازمان اسکاپ به اهمیت مواصلات و کریدورهای آسیای غربی

تا کنون چند سمینار منطقه ای و بین المللی توسط سازمان ملل در خصوص شناساندن اهمیت وصل شدن کریدورها و مواصلات بندری و جاده ای در کشورهای غرب آسیا برگزار شده است آخرین آنها با هزینه اسکاپ در آبان ماه گذشته در دهلی برگزار شد.

برای افزایش مبادلات و کاهش هزینه ها، حمل و نقل و مواصلات ریلی و جاده ای برای منطقه جنوب و غرب آسیا و اوراسیا بسیار اهمیت دارد. وصل شدن و کاربری شدن کریدورهای مواصلاتی که جنوب و غرب آسیا را به دریاها و به مناطق آسیای میانه و اوراسیا وصل می کنند اهمیت ویژه ای دارد در این میان ایران شاهرگ و نخاع هر گونه مواصلات جاده ای و ریلی در منطقه است. در این راستا اسکاپ تلاش می کندبا برگزاری سمینار و کارگاه تخصصی، اهمیت وصل کردن جاده ها و بنادر در منطقه را برای آینده تجارت و اقتصاد تبین نماید. نقصان در ارتباط و وصل شدن کریدورها از یک طرف و قوانین سخت گیرانه برای عبور و ترانزیت بار و کالا از راههای زمینی و ریلی باعث عدم رونق تجارت در بخش عمده ای از جهان بویژه بین هند و همسایگان متصل (مستقیم) و همسایگان غیر متصل شده است. هند برای صادرات و تجارت با اوراسیا اهمیت بسیار زیادی قائل است. و در این راستا بنادر و مواصلات ریلی و جاده ای ایران اهمیت پیدا می کند.

کمیسیون اقتصادی- اجتماعی آسیا و اقیانوسیه- اسکاپ ((ESCAP، با بیش از شصت کشور عضو بزرگترین کمیسیون از پنج کمیسیون منطقه¬ای سازمان ملل می¬باشد. اسکاپ ابتدا با نام کمیسیون اقتصادی آسیا و شرق دور (اِکافه ECAFE) در تاریخ ۲۸ مارس۱۹۴۷ (۱۳۲۶ شمسی) به منظور کمک به بازسازی اقتصادی تبعات ناشی از جنگ جهانی دوم در شهر شانگهای چین تأسیس و اولین اجلاس آن از تاریخ ۱۶ لغایت ۲۵ ژوئن ۱۹۴۷ در محل دبیرخانه برگزار گردید. اما درسال ۱۹۷۰ شهر بانکوک رسماً بعنوان مقر اسکاپ برگزیده شد. باگسترش فعالیت‌ها در زمینه امور اجتماعی و انعکاس هر دو جنبه توسعه اقتصادی و اجتماعی و موقعیت جغرافیایی کشورهای عضو، سازمان اکافه در سال ۱۹۷۴به اسکاپ تغییر نام داد.

دبیرخانه اسکاپ در تایلند مستقر است و دارای ۴ دفتر منطقه ای است:

۱٫ دفتر منطقه ای جنوب و جنوب غرب آسیا در دهلی نو، ایران در این زیرمنطقه قرار دارد.

۲٫ دفتر منطقه ای شمال آسیا در آلماتی قزاقستان

۳٫ دفتر منطقه ای شرق و شمال شرق در اینچئون کره جنوبی

۴٫ دفتر منطقه ای اقیانوسیه در سوا مرکز فیجی.

یکی از مناطق مورد توجه اسکاپ منطقه جنوب و جنوب غربی آسیا با پتانسیل‌های زیاد میباشد. منطقه پیش‌گفته در گستره جغرافیایی حدود ۱۲ میلیون کیلومتر مربع شامل ۲۵ کشور با جمعیتی حدود ۵۳۰ میلیون نفر که ۵ حوزه ژئوپلتیک مهم جهان «آسیای مرکزی، قفقاز، شبه قاره هند، خلیج فارس و خاورمیانه» را در بر میگیرد، در بین قاره‌های آفریقا، اروپا و سرزمین‌های روسیه، چین و هند قرار دارد.
جنوب و جنوب غربی(شامل کشورهای هند، پاکستان، افغانستان، ایران، بنگلادش، مالدیو، نپال، بوتان، ترکیه و سری لانکا) از ضعیف ترین مناطق آسیا از لحاظ تجارت فرامنطقه‌ای، سرمایه گذاری ، ارتباطات حمل و نقلی و تماس جمعیتی ساکنین با یکدیگر می‌باشد. یکی از دلایل اصلی برای سطح پایین تجارت در این منطقه (که نشان دهنده کمتر از ۶ درصد از مجموع تجارت کل آسیا) را دارا میباشد، اتصال حمل و نقل ضعیف و متعاقب آن هزینه‌های تجاری بالا میان کشورهای عضو این منطقه است.

با وجود این پیش‌زمینه، اسکاپ با برگزاری سمینارهای بین المللی تحت عنوان گفتگو در نظر دارد فرصت های بالقوه و چالشهای پیش روی تقویت اتصال زیرمنطقه ای حمل ونقل در جنوب و جنوب غرب آسیا، تبادل تجربیات در مورد وضعیت فعلی و اقدامات در بهبود اتصال حمل و نقل را شناسایی نماید و روشهای جدیدی را برای تسهیل ابزارهای متفاوت حمل و نقل توسعه یافته توسط سازمان اسکاپ جهت تقویت ارتباطات حمل و نقلی جستجو نماید.

البته اجرای این سیاست‌ها نیازمند توسعه کریدورهای منطقه ای و تهیه یک طرح جامع برای این منطقه بزرگ می‌باشد.

در نتیجه موارد فوق اجلاسی تحت عنوان “خط‌مشی تقویت اتصالات حمل و نقلی در منطقه جنوب غرب آسیا” با همکاری AITD و کمیسیون اقتصادی و اجتماعی برای آسیا و اقیانوسیه(اسکاپ) در کشور هند (دهلی نو) به مدت دو روز در تاریخ ۲۹-۲۸ آبان ۱۳۹۳(۲۰-۱۹ نوامبر ۲۰۱۴) برگزار گردید.

این اجلاس جهت گفتگو پیرامون سیاست‌های تقویت ارتباطات حمل و نقل با مشارکت مقامات عالیرتبه دولتی، سیاستمداران، تصمیم گیران، دیپلماتها، گروهها و تشکل های زیر منطقه ای، بانکهای چند جانبه توسعه ای، حامیان، ارائه دهندگان خدمات لجستیک و محققانی از ۱۱ کشور عضو شامل ترکیه، ایران، افغانستان، پاکستان، هند، بنگلادش، نپال، بوتان، سریلانکا، میانمار و مالدیو برگزار شد و پیرامون ظرفیت ها و چالش های مرتبط با تقویت ارتباطات حمل و نقل در راستای تعمیق همگرایی منطقه ای اقتصادی در جنوب آسیا به بحث و تبادل نظر پرداخت. این نشست بر مبنای دو نشست قبلی تحت همین عنوان در داکا (ژوئن ۲۰۱۳) و لاهور پاکستان (دسامبر ۲۰۱۲) برگزار گردید.

در این نشست نمایندگان کشورهای عضو دفتر منطقه‌ای جنوب و جنوب غرب آسیای اسکاپ (SSWA) و همچنین نمایندگانی از نهادها و موسسات منطقه‌ای و بین المللی حمل و نقل در منطقه آسیا و اسکاپ از جمله سارک، آ. سه آن، BIMSTEC. و نیز ADB,IDB,UNECE حضور داشتند.

مهمترین اهداف برگزاری این اجلاس شامل مواردی همچون شناسایی فرصتهای بالقوه و چالشها برای تقویت اتصالات زیر منطقه‌ای در جنوب آسیا، تبادل تجربیات در خصوص وضعیت کنونی و اقدامات انجام‌شده توسط نهادهای ذیربط منطقه ای نظیر اسکاپ، AITD، سازمانهای مالی و حمل ونقلی در منطقه آسیا، کشورها و سایر شرکا در زمینه تقویت اتصالات حمل و نقلی، شناسایی راههای تسهیل حمل و نقل که توسط سازمان اسکاپ جهت تعمیق اتصالات حمل و نقلی توسعه یافته است و بحث در مورد اقدامات عملی مورد نیاز جهت تقویت اتصال حمل و نقل از طریق توسعه کریدورهای موجود در راه آهن سراسری آسیا(TAR) و بزرگراههای آسیایی(AH) در قالب یک طرح جامع، بودند.

راجیو کر دبیر بازرگانی دولت هند، مشاور نخست وزیر بنگلادش پروفسور گوهر رضوی و همچنین سورش پرابو وزیر راه‌آهن دولت هند سفرای کشورهای ترکیه و ایران(جناب آقای انصاری) در نشست حضور داشتند.

رئیس بخش حمل و نقل دفتر جنوب و جنوب غرب آسیا – آقای ناجش کومار – و آقای تاپار، رئیس موسسه توسعه حمل و نقل آسیا، به اهمیت حمل و نقل منطقه آسیا (جنوب و جنوب غرب آسیا) با برخورداری از حدود ۸/۱ میلیارد نفر جمعیت و با نرخ رشد پایین ۲/۲ در اقتصاد تاکید کردند زیرساختهای حمل و نقل در منطقه موجود است اما آنچه مانعی از تحقق ارتباطات حمل و نقل و تقویت آن می گردد اینست که کشورها مسائل سیاسی، قومی، تقویتی و ملی را به کل منطقه تعمیم می دهند و مانع از تسهیل ارتباطات حمل و نقل می شوند. از اینرو بدواً اراده سیاسی کشورهای برای بهره گیری از منافع جمعی یک ضرورت است. در حال حاضر کشور هند با چین ارتباط ریلی و یا جاده ای ندارد و با پاکستان نیز ارتباط جاده ای محدود است و این مشکل بزرگی است.

در سمینار نمایندگان کشورها به ترتیب حروف الفبا ارائه آخرین دستاوردهای خود در زمینه حمل و نقلی اعم از ریلی، دریایی و… پرداختند.

مطالب فنی و کارشناسی ارائه شده توسط نماینده جمهوری اسلامی ایران شامل موارد ذیل بود:

– وضعیت حمل و نقل جاده ای،

– وضعیت حمل و نقل دریایی و بندری و بنادر عمده ایران،

– کریدورهای منطقه‌ای و بین المللی عبوری از ایران

– وضعیت حمل و نقل ریلی در ایران

– ترتیبات منطقه‌ای شامل موافقتنامه ترانزیتی عشق‌آباد

– الحاق ایران به کنوانسیون‌های بین‌المللی حمل و نقل

– و در نهایت چالش های حوزه ارتباطات حمل ونقل در ایران و منطقه جنوب غرب آسیا

– طول خطوط و ناوگان توانایی‌های راه‌آهن ج. ا. ایران

– پروژه های اولویت دار راه آهن ج.ا.ایران

– ارتباطات ریلی راه آهن ج.ا.ایران با کشورهای همسایه

– اقدامات راه‌آهن ج.ا.ایران در جهت تسهیل حمل و نقل از جمله اجرای بارنامه مشترک(CIM/SMGS) تجهیز ایستگاه سرخس

– عضویت در سازمانهای بین المللی ریلی

– کریدورهای بین المللی ریلی عبوری از جمهوری اسلامی ایران

– اسلاید کریدور شمال -جنوب

– افتتاح پروژه مهم راه آهن سه جانبه ایران – ترکمنستان – قزاقستان در سوم دسامبر ۲۰۱۴٫ این موضوع در مطالب نمایندگان دیگر از جمله سازمان اکو ، بانک توسعه اسلامی و …مورد اشاره و تأکید قرار گرفت.

– اسلاید قطار کانتینری اسلام – آباد- تهران – استانبول، آلماتی – بندرعباس و همچنین عبور آزمایشی قطار باری از مقصد هندوستان و عبور از ایران بصورت ترکیبی به سمت آذربایجان و روسیه

– پروژه راه آهن ایران ـ افغانستان ـ تاجیکستان ـ قرقیزستان ـ چین

– موافقتنامه چهارجانبه عمان ـ ایران ـ ترکمنستان ـ ازبکستان

موانع موجود که مانع از انجام ترافیک بین المللی روان می‌شود شامل : یکسان نبودن قوانین و مقررات گمرکی در مسیرهای ترانزیتی ،اختلاف عرض خط ریلی در نقاط مرزی و کمبود سیستم تعویض بوژی ، عدم تکمیل گسستگی‌ها در طول مسیرهای ریلی و کریدورها ،وجود زیربناهای ضعیف در طول مسیرها،مشخصات فنی متفاوت ناوگان کشورهای منطقه، طولانی بودن زمان تعویض بوژی در نقاط مرزی، عدم اختصاص بودجه کافی برای تکمیل خطوط گسسته، تجهیز ناوگان و تجهیز پایانه‌های مرزی ،تاخیرهای زیاد قطارها در مرزها به علت رویه های گمرگی متفاوت کشورها،رقابتی نبودن تعرفه های ریلی نسبت به سایر شیوه های حمل ونقل از قبیل حمل ونقل جادهای ،عدم وجود شرکتهای مشترک بین کشورها در زمینه حمل و نقل ترکیبی .

همچین پس از گزارش آقای بشیرگنبدی در مورد راههای جمهوری اسلامی ایران کلیپی از فعالیتها و پروژه های در دست اقدام راه آهن ج.ا.ایران پخش گردید .

در یکی از پانل‌های نیز بانک توسعه آسیایی مختصراً توضیحی درباره کمک هایی که حوزه جنوب و جنوب غرب آسیا نموده است ارائه کرد. به علاوه، پروژه های این بانک در حوزه مکونگ بزرگ (GMS) یا زیرمنطقه مکونگ بزرگ در حوزه حمل و نقل و زیرساخت‌ها و انرژی خیلی قابل توجه بوده است. بانک توسعه اسلامی متشکل از ۵۶ کشور و نهادهای مالی و اقتصادی عدیده منطقه ای و بین المللی به عنوان شرکای آن، کمکهای عدیده ای را در تأمین مالی پروژه های زیربنایی منطقه جنوب و جنوب غرب آسیا ارائه کرده است.

حوزه های عمده ای که بانک توسعه اسلامی در آن قالب پروژه ها را پوشش می دهد عبارتند از حوزه انرژی، حوزه توسعه زیربناهای حمل و نقل، حوزه مشارکت عمومی- خصوصی (PPP) و حوزه توسعه عمومی. این نهاد مالی ۱/۱۳۷ میلیون دلار به بخشی از پروژه راه آهن اترک- برکت در قلمرو ترکمنستان در سال ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ کمک کرده است و حدود ۵/۲۵۶ کیلومتر آن را پوشش داده است.

همچنین آقای کنستانتین آلکسوپولوس مشاور ریلی کمیسیون اقتصادی ملل متحد برای اروپا، مطالب حائز اهمیتی در مورد اقدامات کمیته حمل و نقل UNECE برای تدوین قانون واحد ریلی، اهمیت هماهنگ نمودن مقررات حاکم بر حمل و نقل ریلی در منطقه جنوب و جنوب غرب آسیا و همچنین امتیازهای اقتصادی حمل و نقل ریلی در مقایسه با سایر شقوق حمل و نقل خصوصاً حمل و نقل دریایی در منطقه و تأثیر آن بر گسترش ارتباطات حمل ونقل و رونق ترانزیت و تجارت در منطقه شرق آسیا و اروپا ارائه نمود.

ایشان قویاً متذکر شد که مبنا و پایه عملیاتی کردن و تحقق قانون واحد ریلی در کشورهای حوزه OSJD و OTIFآن است که این کشورها به ضمائم اصلی قانون واحد ریلی که همان کنوانسیونهای هماهنگ سازی رویه ای گمرکی و حمل و نقل سازمان ملل متحد است بپیوندند.

از دیگر مباحث مهم مطرح شده در نشست بحث حمل و نقل ترکیبی بود. هم اکنون در منطقه انواع شقوق حمل ونقل ترکیبی شامل ریل -جاده، ریلی – هوایی، جاده به ریل، دریایی به جاده و دریایی به ریلی وجود دارد بطور مثال در این اجلاس عنوان گردید که اگر از ریل و جاده و هوا جهت جابه جایی بار از بندر شانگهای به سمت اروپا بویژه در مناطقی که گسستگی وجود دارد بصورت ترکیبی استفاده شود سرعت جا به جایی بسیار بیشتر خواهد شد. علاوه بر این باعث کاهش هزینه های سوخت ، مدیریت بهتر چرخه تولید، انتشار گاز دی اکسید کمتر و… خواهد شد.

در گزارش نماینده اسکاپ آقای راج جین نیز بطور کلی اعلام گردید جهت تسهیل حمل و نقل ریلی می‌بایست مواردی همچون استانداردسازی زیرساخت‌ها و ناوگان، تجهیز تقاطع مرزی که در آنها شکستگی خطوط(تعویض بوژی) وجود دارد و هماهنگی رژیم‌های حقوقی متفاوت در نظر گرفته شود.

همچنین ایجاد سیستم ردیابی واگنها، استفاده از سیستم‌های مهر و موم الکترونیکی جدید مانند SPS, RFID,CCS, ، بازرسی امنیتی در مبدأ برای رفع نگرانی‌ها، همکاری میان سازمان‌های مرزی کشورها از عوامل افزایش سرعت جابه‌جایی بار می‌باشد.
راهکاریهای پیشنهادی:

۱- کشورهای شرکت‌کننده در راستای اهداف اسکاپ و نیازمندی‌های عصر امروز نیاز به ارتباط حمل و نقلی با یکدیگر در جهت توسعه اقتصادی کشورهای خود دارند و معمولا مزایای این اتصالها یک یا دوجانبه نمی‌باشد و کل منطقه از این ارتباطات به لحاظ تجاری ، امنیتی و مزایای رفاهی و اقتصادی بهره مند میشوند.

۲- نکته مهم مشترک و مورد تأکید عمده نمایندگان شرکت کننده این بود که با استفاده از ظرفیت زیرساختهای موجود هم می‌توان حمل و نقل سریع تری داشت، به شرط اینکه تسهیلات حمل و نقلی بیشتری توسط کشورهای مسیر اعطا و موانع غیر فیزیکی توسعه تجارت مرتفع گردد. مسائلی چون:

– نبودن یک Master Plan یا طرح جامع حمل و نقل،

– مشکلات در اجرای موافقتنامه‌های دوجانبه و چندجانبه،

– معطلی و توقفهای طولانی در مرزها،

– عدم هماهنگی دستگاههای ذیربط در مرز

– عدم الکترونیکی بودن فرآیند حمل و نقل و اسناد کاغذی حجیم (بوروکراسی‌های زیاد)

از مواردی هستند که مانع تسهیل حمل و نقل می‌شوند و باعث می‌گردند که از همین زیرساخت‌های موجود هم نتوان بطور مناسب بهره برداری نمود.

همشهری آنلاین

برچسب‌ها:

نظر شما

۱۱ اسفند برای روز ملی آب هویت و اصالت تمدنی ایرانی ندارد

در چند روز گذشته رسانه ها خبر از همایش به مناسبت روز ملی آب دادند و انهم عده ای نوشتند ۱۱  اسفند و بعضی نوشتند ۱۳ بهمن پس مشخص می شود که چنین روزی هنوز در شورای عالی فرهنگ تصویب نشده و اگر شده هم اشتباه بوده است.

روز ملی آب روز بسیار مهمی است لذا باید ثبت ان با حساسیت و با مطالعه و در یک روز بامسما و یا هویت باشد. برای نمونه نام گذاری روز ملی خلیج فارس یک روند سه ساله داشت و پیشنهاد اولیه به نظر سنجی نخبگان داخلی و خارجی رسید و سرانجام  مورد موافقت وزارت خارجه و وزارت ارشاد و سایر نهادهای مربوطه رسید و در نهایت   در شورای فرهنگ عمومی تایید و  در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید.


روز ملی آب در ایران روزی که ریشه و هویت ندارد.
روز ۱۳  یا ۱۱ اسفند را روز ملی اب نام گذاری کرده اند معلوم نیست کیئ؟ کی ؟ کجا؟ و بر چه مبنا و اصولی این نام گذاری تعیین شده است و در کدام نهاد و سازمان مربوطه و با مشورت با کدام شخصیتهای علمی و فرهنگی تصویب شده است؟!

در نام گذاری ها باید اصول و اهداف و ریشه کار مشخص باشد و فرهنگ سازی و اصالت دادن به ریشه تاریخی موضوع اولویت داشته باشد

بهمن و اسفند از ماههای پر باران ایران است و در چنین ماهی صحبت از صرفه جویی و بهینه سازی اب مثل این است که داخل رودخانه به فردی بگویند با اب بازی نکنید اصراف است. و یا در روزی که یک متر برف باریده اقدام به باروری ابرها برای باران کنند!
در حقیقت روز دوم فروردین روز جهانی اب نام گذاری شده اگر ان روز را قبول نداریم و یا می خواهیم علاوه بر ان برای تاکید و اهمیت بیشتر بر موضوع اب یک روز هم بصورت ملی داشته باشیم قطعا ان روز باید یکی از روزهای مهم در تابستان باشد و ما در تاریخ کهن خود چنین روزی برای ارج گذاری به جایگاه اب داریم  و ان اول تیرماه و بلند ترین روز سال است که جشن چله تموز نام دارد اگر چه چند سالی است که متاسفانه کارکرد غلطی یافته و به روز اب پاشی بدل شده است و ان  بر خلاف اصول چله تموز است (بلند ترین روز سال) .

چند سال قبل هند برای ثبت روزی بنام روز جهانی یوگا این روز را بنام روز جهانی یوگا ثبت کرد حالا اگر ما بدلیل دیپلماسی عمومی ضعیف در سال ۱۹۹۲ نتوانسته ایم روز جهانی اب را به روز  اول تیر چله تموز تثبیت کنیم لا اقل در سطح ملی این کار را بکنیم و ادبیات صرفه جویی و استفاده بهینه را در این روز تبلیغ کنیم
برای اولین بار در سال ۱۹۹۲ در کنفرانس محیط زیست و توسعه سازمان ملل در ریو، پیشنهاد نامگذاری روزی به نام “روز جهانی آب” مطرح شد که هدف از این موضوع، ترویج و آگاهسازی مردم درباره آب از طریق پخش و اشاعه نشریات، برگزاری سمینارها، کنفرانسها و نمایشگاهها است.
روز جهانی آب “روز توجه دادن عموم مردم به ابعاد مختلف مسائل حیاتی آب ” است و بر همین اساس سازمان ملل متحد دهه ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ میلادی را ” دهه بین المللی آب ” با عنوان ” آب برای زندگی ” نامیده است.
تا کنون ۱۴ شعار برای روز جهانی آب طی سالهای مختلف مطرح شده است. شعار این روز در دو سال گذشته میلادی ” سازگاری با کم آبی ” و ” آب و سلامتی ” بوده است
اما در توجیه” روز ملی اب در ایران” گفته شده که:

با توجه به اینکه روز جهانی آب در دوم فروردین ماه هر سال در ایران مصادف با ایام تعطیلات نوروز است و عملا” امکان بهره گیری زیادی از آن برای آگاه سازی مردم درباره آب وجود ندارد. لذا روز ملی باید داشت و
ایرانیان در گذشته روز سیزدهم اسفندماه هر سال را که “نوروز آبها” نام داشته به کنار چشمه ها و رودها می رفتند و با برپا کردن مراسم خاصی، عطر و گلاب در آبها می افشاندند. بر همین اساس سیزدهم اسفندماه روز ملی آب در ایران نامگذاری شده است. حقیقت این هست که من در فرهنگ ایران چنین سابقه ای در سطح ملی نشنیدم و نه در منبعی تاریخی یافتم شاید در سطح منطقه ای و قبیله ای چنین رسمی وجود داشته اما در سطح جغرافیایی ایرانی ما بیشتر چله تموز داشتیم که مقابل شب چله یلدا است .یعنی طولانی ترین روز اول تیر ماه در مقابل طولانی ترین شب اول دیماه .
سازمان بهداشت جهانی و یونیسف وظیفه هماهنگی کارهای برگزاری مراسم روز جهانی آب در دنیا را به عهده گرفته اند. آب نقشی اصلی در پیشبرد اهداف توسعه هزاره، از جمله کاهش گرسنگی، آموزش جهانی، توانمندسازی زنان، بهبود سلامت، پایداری محیط زیست و گسترش همکاری برای توسعه دارد، در این راستا برای دستیابی به این اهداف، مدیریت هوشمند و دوراندیش این منبع ازرشمند و حیاتی شرط اصلی قلمداد می شود.

اردیبهشت روز ملی خلیج فارس - زیر صفحه ...

بر این اساس، سال ۲۰۰۸ با هدف تمرکز، جلب مشارکت و تشویق دولتها و بخشهای مرتبط به تلاش برای برخورداری ۶/۲ میلیارد نفر معادل ۴۱ درصد از جمعیت محروم جهان از خدمات زیربنایی بهداشتی ، ” سال بین المللی بهداشت اب و اب بهداشتی نام گرفت. برای اطلاع از روز چله تموز مراجعه شود به:

دکتر محمد عجم

چله تموز و چله زمستان در آیین های ایرانی


http://parssea.org/?p=7520

جشن ملی قنات در گناباد شهر کاریزهای کهن

Ajamدکتر عجمساعت آبی زیبد zibad W.Clock

برگزاری جشن جهانی شدن قنات قصبه(کاریز کیخسرو)

 

روز ۱۴ بهمن ۱۳۹۵ آیین های جشن ملی قناتهای ایرانی یا پرشن کنات(پرشن کاریز)  در گناباد با حضور مقامات کشوری و استانی و تعدادی از میهمانان خارجی برگزار شد.  شرکت کنندگان ابتدا بر مزار شهدای گمنام و مرقد زاهد مشهور گنابادی بنام  محمد تقی بهلول عارف  گنابادی

همایش قنات

حضور یافتند  و از قنات قصبه، مسجد جامع، موزه مردم شناسی و باستان شناسی و روستای تاریخی ریاب بازدید کردند. همچنین بزرگ ترین زنجیره انسانی با هدف حمایت از کاریزهای  ایران با حضور ۶۰۰ نفر در گناباد تشکیل شد. پروژه بیابان زدایی و مقابله با گرد و غبار در شهرستان گناباد نیز با کاشت نهال توسط معاون رئیس جمهور به طور رسمی آغاز شد. لوح ثبت جهانی قنات قصبه در این مراسم رونمایی شد.

با ثبت جهانی ۱۱ کاریز  ایرانی، ۳۰۰ میلیارد ریال ردیف بودجه ای از سوی سازمان جهانی یونسکو برای مرمت و ساخت زیرساخت های این قنوات در نظر گرفته شده است و علاوه بر آن، در سال آینده نیز بودجه ای برای این قنوات پیش بینی شده است. محمدحسین طالبیان در حاشیه مراسم ملی جهانی شدن قنات قصبه گناباد قنات افزود: اگر نیاکان ما قنات ها  را حفر نمی کردند، در جنوب خراسان اصلا زیستی وجود نداشت. وی بابیان این که هم اکنون ۳۷ هزار رشته قنات در کشور وجود دارد، تصریح کرد: در حال حاضر تنها ۱۱ رشته کاریز به صورت مشترک و در قالب قنات های ایرانی ثبت جهانی شد که محوریت ثبت جهانی این ۱۱ رشته قنات با کاریز  قصبه گناباد بود. وی اظهار کرد: قنات های ایران حاصل دست رنج اجداد ما در سراسر کشور بوده است. اکثر کاریزها  در مکان های بیابانی ایجاد شده و دارای ساختار و فناوری پیچیده و ویژه ای است، لذا نوع مهندسی قنوات، کارشناسان یونسکو را بر ثبت جهانی این آثار متقاعد کرد. وی افزود: قنات قصبه گناباد به عنوان مادر قنات های ایران یکی از پدیده های خارق العاده بوده که توسط نیاکان ما خلق شده است.وی با اشاره به این که مطالعات اولیه برای ایجاد زیرساخت گردشگری قنات های ایرانی به یونسکو ارسال شده، افزود: با توجه به عظمت مهندسی در قنات قصبه گناباد طی سه ماه آینده طرح مطالعاتی جامع برای این قنات تهیه و به سازمان یونسکو ارسال می شود.

تبدیل به جاذبه مهم گردشگری کشور

تصویر کاریز رهن گنابادajamGonabadRahn

رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور نیز پنجشنبه گذشته در مراسم جشن ملی ثبت قنات قصبه گناباد و ۱۰ قنات ایرانی دیگر در فهرست میراث جهانی یونسکو ، با بیان این که قنات قصبه گناباد با توجه به ظرفیت های خاص خود، باید به جاذبه مهم گردشگری کشور تبدیل شود، گفت:  باید مراقبت و حفاظت از این اثر جهانی به عنوان یک اصل موردتوجه قرار گیرد و علاوه بر حفاظت از قنات، باید از این بستر به عنوان یک ظرفیت گردشگری استفاده شود. دکتر زهرا احمدی پور افزود: قنات قصبه از مهم ترین آثار تاریخی است که باید از آن برای رونق گردشگری استفاده کرد؛ بر همین اساس طرح گردشگری قنات قصبه گناباد به زودی اجرایی می شود.  این میراث متعلق به شماست و با ثبت جهانی آن قنات قصبه در دنیا شناخته شده است که بر توسعه و رونق گردشگری این منطقه تأثیر می گذارد.  باید زیرساخت های گردشگری در اطراف قنات ایجاد شود تا قنات قصبه به مقصدی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی تبدیل شود. رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور تقویت اقامتگاه های بوم گردی را یکی از اولویت های سازمان میراث فرهنگی در حوزه اقتصاد مقاومتی عنوان کرد و افزود: اقامتگاه های بوم گردی نقش مهمی در تحول صنعت گردشگری کشور دارد. چرا که این گونه اقامتگاه ها با رعایت شرایط زیست محیطی، باعث فعال شدن اقتصاد خانواده، محل و اشتغال جوانان می شود.

ایران، مهد قنات های جهان

File:میراب زیبد گناباد.jpg

تصویری از ساعت ابی کاریز زیبد گناباد. ساعت آبی قدیمی ترین تکنیک در سنجش زمان

انجمن میراث فرهنگی زیبد( ۱۲ رخ ) در بازسازی شیوه کار  ساعت آبی (پنگان) و تعیین  سهام و زمان انتقال آب از یک باغ به باغ دیگر شیوه اجدادی را در صحنه  جشن بازسازی کردند که مورد توجه حضار قرار گرفت.

معاون آب و خاک وزیر جهاد کشاورزی علی مراد اکبری گفت: ایران مهد قنات های جهان است که حدود ۸ میلیارد مترمکعب آب از این قنوات خارج می شود و با این میزان آب می توان ۸۰۰ هزار هکتار اراضی کشاورزی را آبیاری کرد و با به کارگیری یک سیستم مدرن آبیاری زیرسطحی در قنوات گناباد به ویژه قنات قصبه، می توان کشاورزی این شهرستان را که سال ها دچار خشکسالی شده است متحول کرد.

جاذبه های تاریخی گناباد مقصد خوب گردشگری زوار پاکستانی

سرکنسول جمهوری اسلامی پاکستان در مشهد که در جشن ملی قنات در گناباد حضور داشت گفت : جاذبه های تاریخی و فرهنگی و مذهبی  گناباد مقصد خوب گردشگری زوار و مسافران پاکستانی است.

یاور عباس، افزود: حدود نیم میلیون زائر پاکستانی سالانه از طریق سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی و مسیر گناباد به مشهد سفر می کنند که کمتر شناختی از ظرفیتهای تاریخی و مذهبی گناباد  دارند.

وی از قنات جهانی قصبه گناباد  و  مرقد امام زاده عابد مرقد برادر امام رضا ع به عنوان یک جاذبه بسیار خوب برای جذب گردشگر یاد کرد و ثبت جهانی آن را فرصتی بسیار مهم برای توسعه گردشگری و رونق اقتصادی در این شهرستان دانست.

وی با اشاره به وجود قناتهای متعدد در پاکستان و از جمله ایالت بلوچستان این کشور گفت: کشورهای صاحب قنات از نظر فرهنگ و تمدن به هم شبیه هستند و در مناطقی واقع شده اند که اقلیم خشک و نیمه خشک و بارندگی کمی دارند و در نتیجه نوع زندگی در این مناطق نشان دهنده سخت کوشی مردم آنها است.

سرکنسول و کنسول جمهوری اسلامی پاکستان از آثار مذهبی و تاریخی  گناباد، کاخک و  قلعه زیبد محل کشته شدن یزدگرد سوم در جنگ نیزک ترخان  و جنگ دوازده رخ  بازدید نمود.

در چهلمین جلسه کمیته میراث جهانی سازمان یونسکو در تیرماه امسال در استانبول ترکیه، قنات قصبه گناباد از استان خراسان رضوی به همراه قناتهای بلده خراسان جنوبی، زارچ و حسن آباد مشیر مهریز در یزد، جوپار کرمان، اکبرآباد و قاسم آباد بروات و ابراهیم آباد در استان مرکزی به ثبت جهانی رسید.

کاخک

قنات قصبه گناباد به عنوان تنها اثر ثبت شده استان خراسان رضوی در فهرست آثار جهانی یونسکو با سابقه بیش از ۲۵۰۰ سال به عنوان قدیمی و عظیم ترین قنات کشور و شاهکار تاریخ تمدن بشر در تامین آب و چشم انداز توسعه گردشگری در منطقه مطرح است.

کاریز کیخسرو گناباد (قصبه شهر) به طول ۳۳۱ هزار و ۳۳ متر در یک رشته اصلی به نام قصبه و چهار رشته منشعب به نام دولاب کهنه، دولاب نو، رشته فرعی اول و رشته فرعی دوم قصبه جریان دارد.

رشته اصلی این قنات که ۱۳۱ هزار و ۳۵ متر طول دارد در امتداد دره پرآب خانیک حفر شده و عمق مادر چاه آن نیز بیش از ۲۰۰ متر است.

بقایای قلعه زیبد از دوره یزدگرد سوم

parssea.org AJAMزیبد

 

قطعه سفال های پراکنده در اطراف دهانه چاه های این رشته قنات حاکی از این است که رشته قصبه واقع در کانال اولیه اصلی قنات در زمان هخامنشیان حفر شده و به دنبال آن رشته های دیگر قنات در مواقع خشکسالی در طول سالیان بعد از آن حفر شده اند.

 

شهرستان گناباد در فاصله ۲۷۸ کیلومتری جنوب مشهد واقع است.

قنات یا کاریز میراث فرهنگی و علمی و اقتصادی ایرانیان

جشن یلدا یا شب چله بر جشن های مسیحی تاثیر داشته

drajam%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85
در جشن بزرگ شب چله در دانشگاه فردوسی که با حضور سرکنسولهای مقیم مشهد برگزار شد دکتر محمدعجم طی سخنانی در این مراسم گفت:
این هفته ما سه جشن بزرگ ادیان ابراهیمی داریم و یک جشن باستانی از میراث کهن بشریت یعنی یلدا
از این مناسبت های خجسته باید برای هفته وحدت ادیان و میراث مشترک بشریت استفاده کنیم برای ترویج گفتگو و مدارا و دوری از تعصبات کور ؛ نباید در این هفته مبارک سخنی گفته شود که در جهت احترام به عقاید مومنین به ایین های مسیحی نباشد الان در سراسر جهان غرب ایین های کریسمس با شکوه تمام اجرا می شود نمادهای سرو و صلیب جزیی از این ایین ها است اما اینجا محیط علم و دانش است باید بگویم واقعیت این است که توجه یا احترام نسبت به سرو و صلیب بیشتر از سه هزار و شاید بسیار بسیار قدیمی تر باشد و راز ان را طی مقاله ای سال ۱۳۸۱ ارایه کردم البته انموقع انقدر مستندات کافی نبود اما الان در منابع انگلیسی و عربی مستنداتی کافی در تایید مطلب وجود دارد در نقش رستم ۴ صلیب عظیم کنده شده است در اثار تاریخ کهن ایران درخت سرو جایگاه ویژه دارد این نقش ها تصادفی نیست و ریشه در ایین های کهن داشته است . سرو و صلیب در ایین های کریسمس از ایین های کهن اریایی ریشه می گیرد .
اکنون  مقامات ذیربط در کشورمان در پی آن هستند تا مانند ثبت نوروز ؛ یلدا یا شب چله را نیز با همکاری کشورهای همسو با تمدن ایرانی در یونسکو ثبت نمایند.

photo_2016-11-14_11-34-29

 

 

آیین های یَلدا یا شب چِلّه و ارتباط آن با کریسمس

۹۵-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85-ajam%db%8c%d9%84%d8%af%d8%a7

 

به گزارش سایت مجله باران کویر، و خانه گناباد جشن شب چله در مجتمع فرهنگی زیبد برگزار شد.

دکتر محمد عجم چهره سرشناس فرهنگی و مطبوعاتی کشورمان در خصوص ریشه های تاریخی چله سخنانی ایراد و از جمله گفت شب چله از ایین های بسیار کهن است و به دوره ایین های اولیه ایرانی و مهر ایین یا میترایی بر می گردد روز بعد از طولانی ترین شب سال را روز خوره یا خورشید روز می گفتند که اروپایی نیز انرا ساندی به معنی روز خورشید می نامند وی گفت ایین های کریسمس و تزیین درخت سرو نیز از تاثیرات جشن های چله یا یلدا است. جشن یلدا ممکن است به واژه سریانی یلدا به عنوان تولد خورشید ربط داشته باشد و از طرفی بنظر می رسد یل + دا ” کلمه کاملا پارسی باشد. حتی صلیب نیز از نمادهای ایین مهر است و سالروز تولد عیسی مسیح که اکنون در تمام کشورهای غربی بطور باشکوهی در حال برگزاری است دو قرن بعد وارد تقویم شده و به روزی که جشن زایش خورشید یا یلدا هست ربط داده شده است. تولد عیسی مسیح بدلایل متعدد نمی توانسته است در سردترین شب های سال باشد زیرا با داستان شبان و سه ویزدام ایرانی که به زیارت نوزاد رفتند مغایرت دارد . وی در خصوص سوابق تاریخی گناباد و زیبد گفت سه بار مکان جغرافیایی زیبد و گناباد بدلیل زلزله و یا بیماری های مسری جابجا شده و سه رویداد بزرگ تاریخی ایران از جمله ۱۲ رخ در این منطقه اتفاق افتاده است.                           سالن مجتمع فرهنگی ورزشی زیبد

ajamyalda

File:YaldaZibad.jpg

 

خبرگزاری میراث  یلدا آئینی به قدمت تاریخ: محمد عجم

http://chtn.ir/

 

نگاه کابل به هیرمند و هریررود و بحران آب در شرق ایران

 بحران آب در مشهد و شرق ایران

دکتر محمد عجم

کارشناس حقوق بین الملل

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

  دریای پارس عجم

علی رغم هشدارهای مکرر سالهای گذشته هنوز فرهنگ استفاده بهینه از آب در ایراننهادینه نشده است. هنوز خطر جدی گرفته نشده است. بر اثر تغییرات آب و هوایی بسیاری از دریاچه های یخی جهان آب می شود. سطح آب  دریاها افزایش پیدا می کندو در مناطقی نیز خشکسالی ایجاد می شود. هم اکنون  شدت خشکسالی در برخی مناطق شرق کشور به حدی رسیده است که هم اکنون به ۹۰ روستای محروم نهبندان خراسان جنوبی با تانکر و به صورت سیار آبرسانی می شود. حداقل ۱۵ سال است که مناطقی از شرق ایران در حالت کم بارانی بسر می برد.

به گفته وزیر نیرو بحران آب می تواند تمدن ایران را منهدم کند  در حال حاضر در ایرانبیش از ۸۶ درصد از منابع آب تجدیدناپذیر استفاده می شود در حالی که استفاده بالای ۴۰ درصد از این منابع بر اساس استانداردهای جهانی به معنی قرارداشتن در وضعیت بحرانی است. بخشی از ایران یک دوره خشکسالی طولانی احتمالا سی ساله را می گذراند. و این مشکل با توجه به  کاهش شدید سطح ابهای زیرزمینی می تواند به بحران و مهاجرت وتخلیه بسیاری از روستاها منجر شود.

شهر مشهد، از بزرگترین کلانشهرهای ایران است و سالانه حدود ۲۵ میلیون زایر دارد بین ۶۰ تا ۷۰ درصد آب به طور متوسط از طریق سد دوستی سرخس تأمین می شود با افتتاح سد سلماو سدهای جدید در افغانستان طبیعتاً امنیت آبی این شهر تهدید می شود. چنانچه اعلام شده که این سد تنها برای ۶۰ روز مشهد ذخیره اب دارد. در سال ۸۴ میزان سهم حقابه ایران و ترکمنستان از سد دوستی در سرخس هر کدام ۴۱۰ میلیون متر مکعب تعیین شده بود.  از ۴۱۰ میلیون متر مکعب سهم  ایران ۱۵۰ میلیون متر مکعب برای آب شرب مشهد در نظر گرفته شده بود هر سال با توجه به میزان ذخیره آب سهم هر کشور تعیین می شود. که در چند سال اخیر با توجه به ابگیری سد سلمایافغانستان ذخیره سد دوستی کاهش داشته است. برابر اعلام مقامات مربوطه در ده سال آینده مشهد  به منابع جدید آب نیاز خواهد داشت که منابع استانی پاسخ گو نخواهد بود و یکی از گزینه ها انتقال آب از دریای عمان و یا دریای خزر هست که با توجه به هزینه های سنگین عملی بنظر نمی رسد. در حال حاضر هنوز چند ماه از سال منابع رودخانه های مشهد و خراسان شمالی مانند رود اورتکن هرز می رود و بهره برداری بهینه از آن نمی شود. اکنون سد ارداک به بهره برداری رسیده که می تواند در اوج مصرف آب در مشهد معادل ۱۵ میلیون متر مکعب از این سد وارد مدار مصرف مشهد شود. و بهره برداری از سد چهچهه و قره تیکان و ارداک در برنامه  تامین آب مشهد قرار دارد اما با این وجود بحران جدی است.

در این شرایط افغانستان بر روی رود  رودخانه هریر رود  دو سد  کجکی و سد  سلما را به بهره برداری رسانده و سد بالابلوک در استان فراه  را  بر روی هریررود در حال احداث دارد. این به معنی آن است که در آینده نزدیک هیچ آبی به به داخل ایران و سد دوستی نخواهد رسید و این سد به محلی برای چرای دام ها تبدیل خواهد شد.

ساخت سد سلما در سال ۱۳۵۵ آغاز شد و تا زمان وقوع کودتای اردیبهشت نزدیک به ۳۰ درصد از کار ساخت سد سلما پیش رفته بود ولی پس از کودتای اردیبهشت ۱۳۵۶ به‌دلیل نا‌امنی، کار ساخت سد سلما متوقف شد. از آن زمان هیچ مدارکی یا قرائنی مبنی بر مخالفت کشور‌های همسایه افغانستان در ساخت این سد وجود ندارد. زیراایران احساس نیاز چندانی در حوزه این رود به آب نداشت احساس نیاز به آن رودخانه در سالهای دهه ۱۳۷۰ مشخص شد از سوی دیگر ساخت‌و‌ساز و سد دوستی در سرخس در زمان بی دولتی افغانستان و دوره طالبان و یک‌جانبه و بدون مشورت با افغانستان بوده است.

در ۱۵  خرداد ۱۳۹۵ ، آقای مودی نخست وزیر هند به همراه آقای اشرف غنی سد سلما بر روی هریر رود در نزدیکی شهر هرات را افتتاح کردند. هندی‏ ها رقمی نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار برای راه اندازی سد سلما سرمایه گذاری کرده اند. هریر رود، نزدیک به ۵۰۰ کیلومتر را در داخل خاک افغانستان طی می کند تا به مرز ایران می رسد و بعد از آن به طول ۷۰ کیلومتر به موازات مرز ایران در سرخس به سمت ترکمنستان می رود. بخش عمده ای از آب این رود  سدی را که بین ایران و ترکمنستان تحت عنوان «سد دوستی»در سال ۱۳۸۴  ایجاد شده است را پر می کند. سد سلما باعث رشد اقتصادی و کشاورزی منطقه هرات شده و بیش از  ۷۵ هزار هکتار از اراضی افغانستان، از کشاورزی برخوردار خواهند شد و تولیدبرق این سد از وابستگی افغان‏ها به برق وارداتی از ایران و ترکمنستان خواهد کاست.

بر اساس برآوردی که سال ۹۴ انجام شده بود، نزدیک به سیصد میلیون مترمکعب آب ازافغانستان وارد سد دوستی ایران شده بود، اما از اسفند ماه پارسال تا اواخر فروردین ۹۵، میزان ورودی آب هریرود به داخل سد دوستی از ۳۰۰ به ۳ میلیون مترمکعب کاهش یافته بود یعنی عملاً یک صدم شده بود.

بسیاری از رودهای بزرگی که در افغانستان وجود دارند، به خارج از این کشور سرازیر می شوند. کوه‏های افغانستان، خاستگاه بسیاری از رودهایی است که به کشورهای پیرامونی از جمله به ایران ریخته می‏شود. از افغانستان  دو رود مهم  به سمت ایران می آید؛ یکی هیرمند( هلمند) است که به سمت سیستان ایران می آمد دیگری هریرود است که به سمت خراسان می رود. افغانستان با ساخت دو سد عملاً مانع ورود آب هیرمند به ایران شد و از دهه ۴۰ به بعد، بخش عمده ای از جمعیت این ناحیه ناگزیر از کوچ به بقیه نقاط کشور به ویژه خراسان و استان های شمالی کشور شدند

در مورد هری رود بین دو کشور قراردادی وجود ندارد اما معاهده حقابه میان افغانستان وایران مربوط به هلمند در اسفند ماه۱۳۵۱ به امضای نخست وزیران هر دو کشور رسیده است. در خرداد ماه۱۳۵۲ هر دو مجلس قانون‌گذاری دو کشور آن را تصویب کردند. اسنادی که باید در این رابطه میان دوکشور مبادله می‌شد، به‌دلیل کودتای ۲۶تیر ماه سردار محمد‌داوود معطل شد و بالاخره در سال ۱۳۵۶ این اسناد نیز مبادله شد. مفاد این معاهده تا امروز نیز به قوت خود باقی است. با عقد این معاهده وضعیت حقوقی حوزه رودخانه هلمند میان دو کشور مشخص شده است. بر‌اساس این معاهده، حقابه‌ایران ۲۶ متر مکعب در ثانیه آن‌هم در سال‌های معمولی ونرمال آبی می‌باشد. البته این معاهده، سال معمولی و نرمال آبی را نیز تعریف کرده است که براساس سنجش مرکز سنجش دهراوود مشخص می‌شود و آن هم طوری است که یک سال نرمال آبی در حوزه دریایی هلمند چیزی حدود شش میلیارد و ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب می‌باشد. براساس محاسبه حقابه ایران سالانه به ۸۲۰ میلیون مترمکعب می‌رسد. در ماده پنجم این معاهده، نوشته شده است که افغانستان با حفظ حقابه ایران، حق هرگونه استفاده از دریای هلمند را دارد. هم‌چنان پیش‌بینی شده که ایران حق استفاده اضافه از آن‌چه که مشخص شده، ولو که دریای هلمند پرآب هم باشد را ندارد.

افغانستان در حوزه دریای آمو و رود  هلمند و رود هریرود مرز مشترک آبی با کشور‌های همسایه دارد. دریا‌ها معمولا بستر خود را عوض می‌کنند و در این سال‌ها این تغییر بستر دریا بیشتر به‌سوی افغانستان بوده است. بر اساس معاهداتی که بین افغانستان و کشور اتحاد جماهیر شوروی صورت گرفته بود، این مساله پیش‌بینی شده است. در صورتی که بستر دریای آمو تغییر کند مرز‌ها هم تغییر نمی‌کند. زیرا مرز‌ها در روی جغرافیا مشخص است و خطوط خود را واضح دارد. در این معاهدات پیش‌بینی شده که دو کشور با همکاری هم، بستر دریا را دوباره به مسیر اصلی آن برگردانند. ولی به‌دلیل نبود امکانات افغانستان نتوانسته جلو این انحراف بستر دریا را بگیرد.  در افغانستان طرح‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت در جریان است تا به مدیریت بهتر آب در کشور برسند.

اساساً بخش عمده ای از حقوق بین الملل در حوزه ی رودها ماهیت توافقی دارد و قاعده مشخصی برای آن وجود ندارد. ما در مورد هریرود با افغانستان، قرارداد مشخصی نداریم، اما در مورد هیرمند با آنها قرارداد داریم. افغان ها  مدعی هستند که وقتی ما اجازه نمی دهیم از هیرمندیا هیلمند، آب به سمت ایران بیاید، مساله این است که خود ما مشکل کمبود آب داریم. به دلیل همین ادعا هم نامه نگاری ها و اعتراضات  ایرانچندان به جواب مشخصی نرسیده است. در مورد هریرود، اما ما قرارداد چندان مشخصی با افغانستان نداریم. ایران در این زمینه، فقط با ترکمنستان قرارداد دارد که از این آب به صورت دوجانبه استفاده می کنیم. بنابراین احتمال اینکه در آینده نزدیک، مشهد با جمعیت ۵ میلیونی خود  با بحران آبی مواجه شود، بسیار بالاست.

تنها کنوانسیونی که در زمینه رودخانه های مشترک وجود دارد کنوانسیون سال ۱۹۹۷ نیویورک است که به نام کنوانسیون استفاده غیر‌کشتی‌رانی از رودخانه‌های بین‌‌المللی یاد می‌شود. این کنوانسیون در سال ۲۰۱۵ لازم‌الاجرا شده است. یعنی ۱۸ سال طول کشید تا این کنوانسیون لازم الاجرا شده است. در همسایگی افغانستان به جزازبکستان، هیچ کشوری از جمله خود افغانستان به این کنوانسیون ملحق نشده است و بحث‌ها در مورد الحاق افغانستان، تازه در دولت جدید آغاز شده است. حتی همین کنوانسیون هم یک سلسله قوانین کلی و عام را پیشنهاد کرده است. یکی از اصل‌های این کنوانسیون این است کشور‌هایی که در مسیر یک رودخانه مشترک هستند، باید از مفاد این رودخانه به شکل معقول و منصفانه استفاده کنند و همچنان این مشارکت باید در توسعه و حفاظت از منابع آب رودخانه هم وجود داشته باشد. یعنی استفاده یک‌جانبه حق بدون تکلیف نیست. اصل‌های دیگر آن عدم زیان رساندن به منابع آبی، به اشتراک‌گذاری اطلاعات آب میان کشور‌ها، رعایت اصل محیط‌زیستی و حل اختلاف‌ها در این رابطه از مجاری مسالمت‌آمیز است. بنابر این چون این اصل‌ها کلی است کشور‌های دارای آب‌های مشترک می‌توانند از مدل‌های مختلف و اصل انصاف و تراضی در حل اختلاف مربوطه  استفاده کنند.

آب اهرمی برای استفاده دولت افغانستان

شرق ایران و غرب پاکستان جزو مناطق کم باران و نیازمند آب هستند و افغانستان با آن‌که کشوری است محاط به خشکی، اما به‌دلیل کوهستانی بودن و دارا بودن رودخانه‌های سرشار از آب شیرین به یکی از بزرگ‌ترین منابع آب شیرین در منطقه تبدیل شده است. بنابر آمار ارایه شده از سوی وزارت انرژی و آب افغانستان، مجموع ظرفیت تجدیدشونده ذخایر آب‌های سطحی در سال، ۵۷ میلیارد مترمکعب است که از جمله آن ۲۱ میلیارد مترمکعب استفاده می‌شود و به‌دلیل نبود ذخایر، کانال‌ها و جوی‌ها، ۳۶ میلیارد آن ضایع می‌گردد.
هم‌چنان ذخایر آب‌های زیر زمینی در افغانستان هر سال ۱۸ میلیارد مترمکعب است که تنها از ۳ میلیارد مترمکعب آن استفاده می‌شود.
طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی هر فرد در روز برای انجام امور سلامت و بهداشت خود نیازمند ۲۰ لیتر آب شیرین است. به نوعی برابر با ۷٫۳ مترمعکب برای هر نفر در یک سال. در یک قرن گذشته جمعیت جهان روبه افزایش بوده و این امر باعث شده است که مصرف امروز آب در جهان ۶ برابر ۷۰ سال قبل باشد.
در این میان برخی از کشورهای خاورمیانه و آسیای میانه از کشورهای خشک و کم‌آب جهان به شمار می‌روند. در این منطقه سه کشور دارای منابع سرشار آب شیرین‌اند:ترکیه ، افغانستان و تاجیکستان بر خلاف تاجیکستان،  آبهای افغانستان و ترکیه در موقعیت استراتژیک قرار دارند.  کمبود آب آشامیدنی در برخی مناطق منجر به کاهش شدید کشت محصولات کشاورزی  و بیکاری و خشک شدن تالابها شده است. افزایش نیاز مبرم  ایران ، پاکستان و افغانستان به  آب شیرین مشکلات عدیده ای را ایجاد می کند.

فرصتی که از دست رفت.

تا قبل از انقلاب اسلامی  در ایران چندان احساس نیازی به آب رودخانه هریرود نبود ایران تقریبا هیچگونه استفاده ای از ان نمی کرد. تقریبا تمام مسیر رود در داخل ایران از صالح آباد تا سرخس جمعیت بسیار کم و دامداران بودند . خود افغانستان هم اهمیتی برای این آب قایل نبود زیرا رود تقریبا در بخش عمده ای از سال به طرف شنزارهای ترکمنسان  هرز می رفت. اما با بزرگ شدن شهر مشهد و توجه مردم  حاشیه مرز به کشاورزی صنعتی با توجه به زمینهای حاصلخیز ، توجه ایران  به اهمیت آب هریر رود زیاد شد. اگر ایران  موقع شناس بود در اثر خشکسالی های ممتد سالهای ۴۶ تا ۵۰ و کوچ مردم سیستان و بلوچستان اقدام به امضای قرارداد سال ۵۱ رود هیلمند کرد می توانست  و یا حتی در دوره کمونیستها براحتی در مورد هریرود هم قرارداد امضا کند اما درگیر بودن ایران در جنگ ۸ ساله و جنگ داخلی افغانستان موجب غفلت از موضوع شد. ولی اکنون مقامات  افغانستان  به اهمیت آب پی برده اند  و انرا طلای روان افغانستانمی دانند و مصم  هستند از آب استفاده بهینه نموده و از  خروج رایگان آن به  کشورهای همسایه جلوگیری نمایند.
افغانستان به دریا راه ندارد، کم‌ترین فاصله افغانستان به دریا ۵۰۰ کیلومتر است، در این میان اما موجودیت آب فراوان شیرین، که بسیاری از کشورهای منطقه از آن محرومند،افغانستان را به کشوری غنی و سرشار از منابع مهم آب آشامیدنی آسیای میانه تبدیل کرده است.
هم اکنون آب رودخانه‌های هریرود و هیرمند وارد ایران و ترکمسنتان می‌شود، آب حوزه آبی جنوب هندوکش و سفیدکوه به پاکستان و رودخانه سند می‌ریزد. آب‌های فراوان حوزه آب پامیر و شمال هندوکش به دریاچه اورال سرازیر می‌شود، آب رود مرغاب نیز به ترکمنستان می‌ریزد و در نهایت آب‌های فراوان رودخانه آمو نیز به ازبکستان و دریاچه اورال می‌رود. از همه این منابع آبی، افغانستان بدلیل جنگهای فراوان و عدم استقرار کم‌ترین بهره را برده است.
افغان ها اکنون اعتقاد دارند که ارزش آب را زمانی می‌توان تثبیت کرد که از آب به‌عنوان ابزار دیپلماسی و  برای چانه‌زنی سیاسی و منبعی برای درآمد داخلی استفاده شود.افغانستان  در فکر بهره اقتصادی و سود جویی از آب  است آنها می گویند فروش آب در دنیا معمول است و افغانستان درصدد صادرات آب است.

 در قسمت استفاده پولی از آب مثال‌های زیادی وجود دارد چنان‌که ایالات متحده برای یک مترمکعب آب نوشیدنی به کانادا ۵ سنت می‌پردازد، ترکیه در برابر یک مترمکعب آب مبلغ ۱۲ سنت به بلغارستان می‌پردازد و هم‌چنان در این اواخر تفاهم‌نامه‌ای میان ایران و کویت در مورد صادرات و انتقال آب به امضا رسیده است. بر اساس این تفاهم‌نامه قراراست که طى یک دوره سى‌ساله، سالانه ٩٠٠ میلیون مترمکعب آب از سد کرخهایران به منطقه الزور کویت توسط خط لوله انتقال داده شود. صادرات این مقدار آب براى دولت ایران سالانه بیشتر از یک میلیارد دلار درآمد به همراه خواهد داشت.
در این میان چابهار دروازه ترانزیت شرق ایران و منطقه‌ای استراتژیک برای توسعه صنعت ترانزیت به افغانستان محسوب می‌شود. و به‌عنوان کوتاه‌ترین راه ارتباطی و ترانزیتی کشورهای آسیای میانه و افغانستان به بازارهای خلیج فارس، شرق افریقا و دیگر نقاط جهان مطرح است. افغانستان به جز مسیر چابهار به میلک، امکان ارتباط دریایی مناسب دیگری ندارد.بندر چابهار یکی از ۱۴ نقطه استراتژیک دنیاست و از طرفی یکی از ۱۰ بندر مهم جهان محسوب می‌شود. امروزه کشورهای مختلف جهان رغبت زیادی برای سرمایه‌گذاری در بندر چابهار ایران دارند، افغانستان می‌تواند در ازای دسترسی به بندر چابهار نیز به ایران آب بدهد.ایران می‌تواند امکانات ویژه از جمله معافیت‌های گمرکی و ویزا برای بازرگانان افغان در بندر چابهار فراهم سازد و راه آهن چابهار- زاهدان را برای این مقصود به زرنج وصل کند. هم‌چنین موضوع آب در برابر نفت را نیز نباید نادیده گرفت.در این حال پاکستان نگران سدی است که در کنر ساخته می‌شود و جریان آب به سمت پاکستان را قطع می‌کند. و ایران نگران سد سلما و سد بالا بلوک است افغان ها می خواهند از آب به عنوان ابزاری برای اعمال نفوذ و کسب درآمد  استفاده کنند به هر حال آن‌چه مسلم است، باز شدن گره مشکل بی‌آبی و یا کم‌آبی شماری از کشورهای همسایه، به دست افغانستان است و باز شدن گره مشکلات امنیتی و اقتصادافغانستان نیز به دست آنان است و افغان ها آن را مورد توجه قرار داده اند.persian gulf lake tehran

چله تموز – چله زمستان – نوروز و میزان در آیین های ایرانی۲ اعتدال ۲ انقلاب

دوازده رخ زیبد (3)

طولانی ترین روز سال را  هندوها  به کام خود شیرین کردند- (یوگا  یا تیرگان یا چله تموز)

در علم استاریاب  و تقویم می گویند در هر سال دو اعتدال داریم و دو انقلاب . به زبان ساده یعنی در  هر سال دوتا پدیده برابری و دو تا پدیده درازترین داریم . روزهای اول فروردین. اول تیر. اول مهر. اول دی در تقویم ایرانی  رویدادخورشیدی یا نجومی  بسیار گرانقدری است.

سال گذشته(۲۰۱۴) هند موفق شد روز ۲۱ ژوئن را به عنوان روزجهانی یوگا در سازمان ملل به ثبت رساند این پیشنهاد ابتدا تنها دو مخالف در بین کشورهای عضو سازمان داشت  چین و پاکستان اما چین نیز مخالفت خود را با این روز کنار گذاشت.

اخبار مربوط به برگزاری اولین روز جهانی یوگا را همه ما دیده و یا شنیدیدم اما شاید بندرت ایرانی به این موضوع فکر کرده باشد که این روز خاص ۳۱ خرداد و یا اول تیر بنوعی با یکی از آیین های کهن ایرانی پیوند دارد. جشن اول چله بزرگ  که گاهی چله تموزز  و جشن تیرگان که یکی از  جشن های بسیار کهن  ایرانی است گفته شده است  که تاریخ و علت دقیق آن بدرستی تبیین نشده  اما می دانیم که  در پیوند با طولانی ترین  روز سال (تیرگان) است  و چنانچه  در طولانی ترین شب سال (چله یا یلدا) و روزهای اعتدال و یا نصفه شدن شب و روز در بهار(نوروز) و در پاییز (مهرگان ) جشن های ایرانی برگزار می شده است.

این اعیاد  تماما با پدیده ای طبیعی مربوط می شود و در انحصار آیین و دین خاصی نبوده و نیست و بیشتر جنبه آیین های سنتی و فرهنگی داشته اند البته عده ای هم سعی کرده اند آن را به آیین میترایی و یا زرتشتی ربط دهند.

کوشندگان میراث فرهنگی در کشورمان  در دهه های گذشته  برای ثبت روزهایی با هویت فرهنگی  ایرانی در تقویم کشوری تلاش کرده اند روزهایی مانند نوروز – یلدا- تیرگان و…  و  یا ثبت آثار معنوی مانند قنات – آب انبار – گنبد- چوگان – نان خشکی تنوری – نان سنگ – آش جوش پره و ….. بسیاری از مقامات رسمی نیز همیشه در این موضوعات کمی عقب تر از  این  فعالان اجتماعی فرهنگی بوده اند.

حال که هندی ها این روز را بنام یوگا ثبت کرده اند ما در ایران هم می توانیم به آحترام آب و قنات آن را روز ملی قنات و کاریز بنامیم  و روز سمبلیکی برای صرفه جویی و استفاده بهینه از آب . 

ajamGonabadRahn

بلند ترین روز سال اکنون بصورت علمی دقیق برابری می کند با روز ۳۱ خرداد( ۲۱ژوئن) و یا اول تیر  اما در قدیم با اندکی تفاوت زمانی  بنام جشن  چله تموز  و یا جشن تیرگان برگزار می شده است. البته زمان در شهرهای مختلف ممکن است متفاوت بوده باشد اما مبنا همان بزرگترین روز سال بوده . در این روز خورشید آخرین زور خود را می زده و بعد از آن روزها کوتاه می شده است محاسبه دقیق آن در قدیم ممکن نبوده است لذا همواره چند روزی اختلاف در تعیین این روز عادی بوده است تعیین این روزها در خراسان جنوبی بخصوص گناباد با ساعت آبی یا فنجان کاریز انجام میشده است.

احترام به آب و احترام به خورشید از آیین های این جشن است. ما چنین روزی را در تقویم کشوری به هیچ نامی ثبت نکرده ایم  نه بنام  روز قنات و نه روز تکریم آب  یا روز تیرگان . اما هندی ها موفق شدند این روز را نه بنام تیرگان بلکه بنام یوگا ثبت کنند بطور مسلم این آیین ها بسیار کهن است و به  مذهب خاصی تعلق ندارد اما شکی نیست که افتخارات آن نصیب هندوها و فرهنگ هندی می شود.

نشانه هایی از این جشن ها در آثار باستانی هزاره های قبل از میلاد مسیح دیده می شود. جغرافیای این آیین ها بسیار پهناور بوده و از آسیای غربی تا خاورمیانه و روم شرقی را در برمی گرفته است. روز ۲۱ ژوئن  روز جهانی یوگا نام گذاری شده یکی از آیین های این روز “سوریا نمازکار (سلام بر خورشید) نام دارد که قبل از طلوع خورشید انجام می شود. این دقیقا همان آیینی است که در ایران انجام می شده و پگاه روز و یا روزهای تیرگان زنان حیاط سرا و درب ورودی سراها را آب و جارو  می زدند و در آستانه در ورودی آتش اسپند روشن می کردند. یوگ یا یوق یا طوق حلقه بیضی شکلی است که بر گردن دو یا سه حیوان مانند گاو و یا اسب می گذارند تا هماهنگ با هم بروند. یوگ واژه هندو و آریایی است به معنی گردن نهادن و تسلیم شدن و گردنبند.

از جشن تیرگان روایت های مختلفی بجا مانده است سفرنامه نویسان دوره صفوی نیز به آن اشاره کرده اند. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه ، فصل نهم، بخش عید تیرگان آورده است که تیرگان روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بوده‌است. اما بعضی آن را به خورشید و یا آب  و بعضی به جنگ ایران و توران و تیرانداختن آرش کمان گیر نیز ربط داده اند آنچه بیشتر به واقعیت نزدیک است همان آیین آب و خورشید و گرمترین روز سال و یا طولانی ترین روز سال است. در خراسان محوطه کوچه و سراها را که معمولا خاکی بوده است آب و جارو می زدند  و آشغالهای محیط  را جمع آوری می کرده اند آب پاشیدن بر خاک کوچه و محوطه اطراف اتاقها  از گرمای هوا می کاسته است.

دیروز اولین روز برگزاری روز جهانی یوگا در سراسر جهان برگزار شد در هند تنها در میدان ایندیا گیت ۳۵ هزار نفر  در پوشش یگانه و لباس فرم ویژه این مراسم را برگزار کردند در سایر شهرها و میادین در هند نیز این روز برگزار شد. استقبال مردمی از این مراسم بسیار بیشتر  از حد انتظار بود دولت هندوگرای  مودی  تمام این فضا را با فرش های سبز پوشانده بود و میلون ها لباس فرم در میان مردم سراسر هند توزیع کرده بود. دولت هند حدود یکسال است برای اجرای این جشن برنامه ریزی می کرد. خانم سواراج وزیر خارجه هند، روز یکشنبه در نیویورک حاضرشد  تا در کنار دبیر کل سازمان ملل متحد، نخستین روز جهانی یوگا را اعلام کند.  حدود ۳۰ هزار نفر با پیام دبیرکل سازمان ملل  در میدان تایمز نیویورک به اجرای یوگا پرداختند. این مراسم در ۸۵ کشور دیگر نیز برگزار شد بطور یقین سال های آینده این مراسم باشکوه تر هم انجام خواهد شد .

در این میان یک سوال بی پاسخ می ماند ما ایرانی ها هاج و واج  و بهت زده  تماشگر خواهیم بود آیا کار دیگری از دست ما بر می آمد؟ آیا ما می توانستیم کار دیگری بکنیم ؟

مسلمانان راجع به روز جهانی واکنش های متفاوتی بروز دادند عده ای شدیدا با این روز مخالفت کردند و گفتند این یک مراسم هندویی  است و روز ۲۱ ژوئن نیز روز مرگ رهبر اس ار اس  است . عده ای دیگر از مسلمانان ضمن موافقت گفته اند که یوگا به دین و مذهب خاصی تعلق ندارد و یک موضوع فرهنگی است و به فرهنگ هند  و ماورای فرهنگ هند امروز تعلق دارد و نه به مذهب هندو. دولت  مودی اما می گوید که روز ۲۱ ژوئن روز  Summer solstice  یا  طولانی ترین روز سال است و اعلام آن به عنوان روز یوگا بخاطر این پدیده طبیعی است. البته باید گفت که روز ۲۱ ژوئن و طرح پیشنهادی  روز بین المللی یوگا را دولت کنگره  و قبل از دولت هندو گرای مودی تهیه کرده بود  بنا بر این ارتباط آن با سالروز مرگ رهبر ار اس اس یا تصادفی است و یا هدف اصلی نبوده است.

اگرچه خود هندوهای متعصب می گویند یوگا  جزو آیین های هندویی است بخصوص سلام بر خورشید .

اما بطور کلی باید گفت که حداقل بخشی از یوگا مانند سلام بر خورشید بسیار قدیمی تر از مذهب هندویی است و ریشه در فرهنگ میترایی دارد البته میترا یا مهر یکی از ۴۰ خدای هندویی نیز محسوب می شود.

 

بزرگترین روز  سال در فرهنگ خراسان  چله بزرگ و یا  تموز  است. تموز معنی های زیادی دارد از خدای اسطوره ای بابلیون تا ماههای رومی و سریانی و ایرانی تا معنی داغ . در ادبیات فارسی تموز را به معنی داغ و گرم هم بکار برده اند.

چله تموز  در تقویم کهن ایرانی گرم ترین ماه سال است. جشن «چله بزرگ» یکی از جشن‌های ایرانی بوده که امروزه فراموش شده‌است اما در جنوب خراسان منطقه کهستان (گناباد – فردوس -قاین و بیرجند  طولانی ترین روز سال را هنوز هم گرامی می‌دارند اما نه با آن اهمیتی که برای شب چله زمستان یا یلدا قائل هستند. چهل یا چله تموز حدودا برابری می کند با  اول تیر ماه  کنونی  و  تا دهم مرداد ماه ادامه می‌یافته. معمولا شروع این چهل روز با طولانی ترین روز سال شروع می‌شود. روز اول چله تموز را زنان اول صبح پگاه قبل از خورشید بر آمدن با آب و جارو شروع می کردند خانه و سرای را آب جارو می زدند و آتش اسپند بر می افروختند و پس از گرداند آتش به دور تا دور سرای و خانه و اتاقها آنرا در داخل کوچه کنار دیوار و در هشتی ورودی سرای می ریختند و مقداری نمک بر آن می پاشیدند که برای جلوگیری از چشم زخم بوده است.

اسپند ، خواص اسپند

طولانی ترین روز سال. روز بزرگ یا روز کلان 

معمولا روزهای اول تیر و یا روز ۳۱ خرداد (۲۱ژوئن) طولانی‌ترین روز سال در نیم‌کره شمالی زمین است زیرا در این روز خورشید نسبت به روزهای گذشته به اندازه بخشی از ثانیه بیشتر در آسمان باقی خواهد ماند و روز را طولانی تر خواهد کرد. به دلیل اینکه سیاره زمین حول محور خود با درجه ۵/۲۳ در حرکت است طی روزی خاص از سال و با به حداقل رسیدن فاصله منطقه قطبی با خورشید این پدیده که به انقلاب تابستانی نیز شهرت دارد رخ می‌دهد و در برخی از سال‌ها این اتفاق ۳۰ خرداد (۲۰ ژوئن) رخ می‌دهد و در برخی سال‌ها ۳۱ خرداد (۲۱ ژوئن)و یا اول تیر ماه اتفاق می‌افتد. به گزارش مجله لایف ساینس، دانشمندان اعلام کردند که انقلاب تابستانی ۱۳۹۱ در ساعت ۵:۴۵ به وقت جهانی رخ می‌دهد. این پدیده برای گذشتگان نیز شناخته شده بوده‌است در ایران جشن نیلوفر و یا چله تموز با این پدیده ارتباط داشته‌است و در قدیم علی رغم اینکه ابزارهای دقیق سنجش زمان وجود نداشت و تنها از چارطاقی‌ها و خانه فنجان یا ساعت آبی تا حدودی ساعت آفتابی استفاده می‌شداما با همین ابزارهای ساده طولانی ترین روز سال و کوتاه ترین روز سال را با کمی اختلاف تعیین می‌کردند. ۴ قرن قبل از تولد مسیح برای این روز تقویمی طراحی کرده بودند که با استفاده از نور خورشید زمان دقیق آن مشخص می‌شد.

 

چله تموز در خراسان

خراسان یکی از جاهایی است که جشن چله تموز هنوز در آن کم و بیش وجود دارد. در تقویم محلی بیرجند«چله بزرگ» تابستان از اول تیر ماه شروع می‌شود و تا دهم مرداد ماه ادامه می‌یابد و «چله خرد» تابستان از دهم مرداد شروع و تا سی‌ام این ماه ادامه دارد. در جنوب خراسان از اول تیر ماه تا دهم مرداد ماه را «چله تموز»، از دهم مرداد ماه تا آخر این ماه را «چله خرد»، از اول دی‌ماه تا دهم بهمن ماه را «چله کلو»، از دهم بهمن ماه تا آخر این ماه را «چله خرد» می‌گویند. شعر معروف خراسانی

نه از شو مو منالم نه که از روز – نه از یلدا گیله درم نه چله تموز

هموقذر فهمیدم دمین ای دنیا – که آسونی د بعد سختی میه هنوز

نه از شب من گله و ناله دارم و نه از روز- نه از یلدا و نه از تموز. در قدیم روزهای بعد از نوروز را به دو چهل تقسیم می‌کردند چل روز اول که چله معتدل است و چل روز بعد که روزهای گرما است بعد از چله دوم چله تموز شروع می‌شود. که داغ ترین روزهای سال است.

سعدی

عمر برَف است و آفتاب تموز (تیر)

اندکی ماند و خواجه غَرّه هنوز (غره یعنی خود خواه و مغرور)

معانی و کاربرهای تموز

تموز =خدای اسطوره ای – تموز = ماه – تموز = گرم  داغ.

تموز. [ ت َ ] (اِ)… نام ماه اول تابستان و ماه دهم از سال رومیان و بودن آفتاب در برج سرطان . (برهان ) (از ناظم الاطباء). مدت ماندن آفتاب در برج سرطان که رومیان یک ماه شمرند و تموز ماه خوانند.(شرفنامه ٔ منیری ). به زبان رومی ماندن آفتاب در برج سرطان و به هندی تقریباً ساون … (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ماه دوم تابستان . (السامی فی الاسامی ،  ماه دهم از سال سریانی میان حزیران و آب و آن ماه دویم تابستان است مطابق با مرداد فارسی و اسد عربی . بولیوس رومی از دهم تیر است تا دهم مرداد تقریباً مط-ابق با م-اه ژوئیه ٔ فرانسوی و «گ َ م َ پد» ی ِ ایرانی باستانی . اول آن (اول تموز) تقریباً با ۲۵ تیرماه جلالی و ۱۳ ژوئیه ٔ فرانسوی . . ماه هفتم سال شمسی میان حزیران و آب و شماره روزهایش ۳۱ است . (از المنجد). این کلمه گاهی در ضرورت شعر به تشدید میم آید :
بخندید تموز بر سرخ سیب
همی کرد با بار و برگش عتیب .

فردوسی:  که زنده ست آن خردکودک هنوز – و یا شد ز سرما و مهر تموز.

منوچهری : و یا اندر مه تموز بارد -جراد منتشر بر بام و برزن .

برکشید تیغ اسد چون آفتاب اندر اسد

در تموز از آه خصمان مهرگان انگیخته .

انوری .: ساحت آفاق را اکنون که فراش سپهر

از حزیران صدرگستر، از تموز و آب نخ .

انوری (دیوان چ سعید نفیسی ص ۳۶۶).

در تموز گرم می بینند دی –  در شعاع شمس می بینند فی .

مولوی : هم امیدی می پزم با درد و سوز -تا مگر این دی مَهَم گردد تموز.

این نخواهد شد به روزی یا دو روز – مهلتم ده تا چهل روزتموز.

مولوی .

عمر برف است و آفتاب تموز

اندکی ماند و خواجه غره هنوز.

سعدی (کلیات چ مصفا ص ۴).

|| گرمای سخت باشد… (برهان ) گرمای سخت و تابستان . (ناظم الاطباء). چون در ماه مذکور گرمی بسیار می باشد لهذا در فارسی مجازاً بمعنی شدت موسم گرما مستعمل . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). تابستان . فصل گرما. (فرهنگ فارسی معین ). گرما. (شرفنامه ٔ منیری ) :

بهار و تموز وزمستان و تیر

نیاسود هرگز یل شیرگیر.

فردوسی .

نبودی تموز ایچ پیدا نه دی

هوا عنبرین بود و بارانش می .

فردوسی .

خنک آن باغ که در سایه ٔ آن ابر بود

گلبن او نه عجب گر به تموز آرد بر.

فرخی .

دی رفت و تموز درآمده است . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۹۰).

خزان و زمستان تموز و بهار

بهر رنگ پایی است مر این چهار.

اسدی .

و آنجا که بتابد تموزجاهل

من خفته وآسوده در ظلالم .

ناصرخسرو.

در تموز آن یخک نهاده به پیش

یک خریدار نی و او درویش .

سنایی .

خشک عبارت چو سموم تموز

سردمعانی چو دم مهرگان .

خاقانی .

مچشانش به تموز آب سقر

مفشان بر سر آتش چو سپند.

خاقانی .

ز خشکسال حوادث امید امن مدار

که در تموز ندارد دلیل برف هوا.

خاقانی .

شمشاد و سرو را ز تموز و خزان چه باک

کز گرم و سرد لاله و گل را رسد زیان .

خاقانی .

تف تموز دارد در سینه حاسدت

وز آه سرد هر نفسش باد مهرگان .

کمال اسماعیل .

ایام عمرخصم تو زان روی کوته است

کز سینه تا دهانش تموز و خزان بود.

سپاهانی (از شرفنامه ٔ منیری ).

گداطبع اگر در تموز آب حیوان

بدستت دهد جور سقا نیرزد.

سعدی .

در تموزی که حرورش دهان بجوشانیدی . (گلستان ).

بازار او ز سایه ٔ او سرد در تموز

پشت زمین به پشتی او گرم در شتا.

سلمان ساوجی .

چون اوج گرفت مهر از سرطان

بگشاد تموز چون شیر دهان .

بهار.

 

جشن نیلوفر

جشن نیلوفر به چله تموز ارتباط دارد. به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه زمان جشن نیلوفر ششم تیرماه (خردادروز از تیرماه)است. شاید چیزی که امروزه به جشن تیرگان معروف است همان  جشن چله تموز باشد. انطور که از فرهنگ شفاهی مردم بر می آید معتقد بودند بعد از این جشن روزها کوتاه تر می شود و آخرین زور چله و یا آخرین زور گرما تمام شده است. در خراسان  اول چله تموز را روزی می دانستند که در آن روزها شروع به کوتاه تر شدن می کند  روز اول چله تموز در تقویم فعلی تقریبا با اول تیر برابری می کند .

 با توجه به شواهد دیگر به نظر می‌رسد که گل نیلوفر از نظر باورهای مردمی با خورشید و احیاناً با میترا/ مهر در پیوند بوده باشد. زمان شکوفایی سالانه گل نیلوفر (نیلوفر صحرایی و باغی) و نیز زمان شکوفایی روزانه آن با خورشید هماهنگ است. زمان گل دهی آن در چله تموز(طولانی ترین روز) و در ایام عمودی ترین تابش‌های خورشید و زمان شکوفایی روزانه گل نیلوفر نیز همراه با سپیده و طلوع خورشید است و هر روز همراه با بردمیدن خورشید شکوفا می‌شود. این ویژگی‌ها موجب شده بوده که نیلوفر و خورشید را از یک خاستگاه و در پیوند با یکدیگر به شمار آورند و گرامی‌داشت نیلوفر را گرامی‌داشت خورشید بدانند. خورشید پرستی از اولین ادیان بشری است و در دوران میترایی بصورت پر و بال یافته و گسترده در رسم‌های ایرانی نفوذ کرده‌است.

طولانی ترین شب  سال در خراسان شب چله زمستان  نام دارد و طولانی ترین روز  را روز چله بزرگ یا چله تموز گویند

نقطه مقابل  چله تموز  شب یلدا یا چله زمستان است. شب یلدا  با انار و کرسی و دور هم نشینی پیوند دارد.

شب نشینی یا چراغان عموماً فقط در زمستانها و پای کرسی انجام می‌شده که به آن چراغوو (چراغان) و یا شب چراغ می‌گفته‌اند. چند خانواده برای شب نشینی و فصه و داستان و گفتگو با هم قرار می‌گذاشته و به خانه فرد مشخصی می‌رفته‌اند. چراغانی نوبتی و گردشی بوده است
کرسی زغالی
کرسی جایگاهی ویژه در فرهنگ و سنت ایرانی داشته‌است و از لوازم فرهنگ سنتی آن به شمار می‌رفته‌است. شب یلدا، یکی از جشن‌های سنتی ایرانیان در اوایل زمستان است که نقش کرسی در جمع کردن اعضای خانواده به دور گرمای آن مشهود بوده‌است.

در زیبدشب چله یا یلدا معمولاً با چراغونی همراه بوده است از آنجا که هر میهمانی برای رفتن به شب نشینی، چراغی را همراه خود می‌برده و به دلیل فراوانی چراغ‌ها عبارت چهل چراغ که نشانه کثرت است بکار می‌بردند.ویدیو در یوتیوبیکی از سنتهای مهم برگزاری مراسم سرحمومی در شب چله بوده است. سرحمومی مراسمی است که داماد در حمام عمومی مردانه و عروس در حمام زنانه طی مراسم با شکوهی به حمام می‌بردند و با رقص و پایکوبی و چوب بازی مراسم حنا بندان بعد از شستن و کیسه کشی داماد انجام می‌دادند و در مراسم حنا بدان آواز امشب حنا می‌بندیم… بر دست و پا می‌بندیم … را بصورت گروهی می‌خواندند؛ و درپایان لباس نو بر عروس و داماد و اقوام نزدیک آنها می‌پوشیدند این مراسم گاهی تا سحر طول می‌کشید و مقدمه مراسم عروسی در روز بعد بود. افراد دعوت شده در صحن حمام جمع می‌شدند اما جوانان و افراد غیر مدعو تا پایان مراسم در بیرون از حمام جمع می شدندو شوخی و بازی سیاه بازی و انتر بازی در می‌آوردند. هدیه دادن داماد برای نامزدش نیز یک امر اجباری بوده است در این شب به داماد این امتیاز بزرگ داده می‌شد که با بردن هدیه برای نامزدش شب در خانه بااو در یک اتاق و دوتایی بخوابد. داماد تا قبل از شب زفاف فقط در مناسبتهای خاص و از جمله شب چله مجاز به خوابیدن با نامزدش بوده است که به آن نامزد بازی می‌گفتند. کف زدن از سنتهای قدیمی زیبد است ریشه درخچه بیخ را درآب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام «تغار» می‌ریزند؛ و با دسته‌ای از چوب‌های نازک درخت انار به نام «دسته گز» مایع مزبور را برای ساعتها هم می‌زنند تا به صورت کف سفت درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف و سپس سفت شود خشک شده آن مانند گز اصفهان می‌شود.

● کرسی چگونه وسیله ای بود؟

زنده یاد جعفر شهری، در کتاب تهران قدیم می نویسد
کرسی از چهارپایه ای (میزی) از چوب به اندازه ۱x۱ متر و بیشتر و گاهی مستطیل تشکیل شده بود که حدود سه وجب بلندی داشته، روی آن را با لحافی بزرگ در اندازه های ۴x۴ یا ۷x۷ متر و گاهی بیشتر یا کمتر میپوشاندند. سپس روی لحاف را با جاجیم، ترمه و یا چادر شب سفید تزئین کرده و به تناسب لزرگی و کوچکی کرسی، مجمعه ای مسی برای قرار دادن چراغ، سماور و ظروف خوراکیها روی آن قرار میدادند.اطراف کرسی را تشک و پشتی گذاشته و بزیر آن مینشستند.
معمولا در خانه های طبقه متوسط و اعیان، دو کرسی موجود بود، یکی برای اهل خانه در اتاقی دیگر و یکی در اتاق پذیرایی برای مهمانان قرار داده میشد. تشک پای کرسی معمولا کوتاهتر اما پهن تر از تشک معمولی بود به طوری که با قرار گرفتن در چهار طرف کرسی، لبه ها روی هم نیافتاده و ناهموار و ناراحت نباشد. گذاشتن کرسی در روز و ساعتی سعذ انجام میشد و بزرگ خانواده باید در آن شب با پاکتی شیرینی وارد خانه میشد.

● آتش کرسی.

در بعضی خانه های روستایی بجای کرسی از شومینه که به آن منقل می گفتند استفاده می شد در منتقل که با لوله و یا تنوره ای به بیرون راه داشت چوب می سوزاندند و آتش بزرگی بر پا می شد.
در زیر  کرسی یک منقل  متحرک قرار میگرفت که حرارت مطبوع زیر کرسی را تامین میکرد و آماده کردن آن هم روشی مخصوص به خود داشت. ابتدا ته و درزهای منقلی را با گچ خیس کرده کاملا میپوشاندند. سپس داخل آنرا خاکستر الک کرده میریختند و وسط خاکسترها را گود کرده، خاکه ذغال ریخته، آتش ذغال میگذاشتند و باد میزدند تا آتش ذغال به خاکه ذغالها برسد. سپس به آهستگی و ملایمت روی آنرا با کفگیر خاکستر داده، خاکسترهای دور منقل را به دور خاکه ها و آتش رو برگردانده، فشرده و صاف میکردند. سپس منقل را برای از بین رفتن بوی ذغال مدتی در فضای آزاد باقی گذاشته و سپس زیر کرسی میگذاشتند.

هر چند ساعت یکبار یک لایه از خاکستر روی آنرا پس زده، آتشش را تند میکردند. این روش آتش کردن مخصوص اولین منقلی بود که زیر کرسی قرار داده میشد، از اینجا به بعد، هربار منقل را “خاکه رو خاکه” میکردند. به این ترتیب که آتش باقیمانده ته منقل را با خاک انداز برداشته، خاکه تازه در منقل ریخته، آتش را مجددا رویش میریختند و خاکستر میدادند. یک مایه آتش دیگر، گلوله بود که از خاکه ذغال تهیه میشد. به این ترتیب که در تابستان، خاکه ذغالها را در طشت آبی میریختند، شنهای آن که ته نشین میشد، ذغالهای روی آب مانده را جمع میکردند و با دست به شکل گلوله هایی سفت و فشرده مانند کوفته برنجی درآورده و در آفتاب خشک میکردند.دو سه تا از این گلوله ها را در اولین آتش در ته منقل گذاشته، رویش را خاکه و آتش میدادند و باقی مراحل به شکل مذکور اجرا میشد.

● چاله کرسی
چاله کرسی معمولا در میان خانواده های بی بضاعت که توانایی تهیه منقل نداشتند مرسوم بود که البته شرط آن هم داشتن اتاقی بود که “زیر پر” باشد و بتوان در آن چاله ای کند. این چاله را در محل مورد نظر میکندند دورش را گچ کشیده و صاف میکردند و آنتش را در آن درست کرده، کرسی را رویش بر میگرداندند. (در این روش لازم بود که میز کرسی بر روی پایه های کناری بالا زده شود و پس از آماده شدن آتش سر جای خود قرار گرفته و به اصطلاح برگردانده شود.) از آنجایی که این شیوه بیشتر به کار فقرا می آمد و این خانواده ها توانایی دو جا آتش روشن کردن نداشتند، از داخل به وسط سقف کرسی قلابی نصب میکردند که دیزی آبگوشت خود را که غذای هر روزه ایشان بود بر آن آویخته، همان زیر کرسی آنرا میپختند.

● تهیه ذغال و خاکه ذغال
کوره های ذغال سازی در جنگلهای مازندران قرار داشت که شاخ و برگها و تنه درختان پوسیده جنگلی را در آنها سوزانده، خفه نموده و ذغال میکردند. ذغال فروشها این ذغالها را سرند کرده، قطعات درشت آنرا به نام ذغال، نیمه درشت را به نام “مویزه” و نرمترها را به نام خاکه میفروختند. معمولا دو نوع ذغال در ذغال فروشیها موجود بود، یکی همین ذغال جنگلی که نوع مرغوب، پر مغز و با دوام بود و قیمتی گرانتر داشت و نوعی که ذغال “باغی” نام داشت و از درختان باغهای اطراف شهر مانند درختان میوه، بید، تبریزی و زبان گنجشک تهیه میشد و پوک و بی دوام بود و ارزانتر عرضه میشد. ذغالفروشهای متقلب این ذغال را با نوع مرغوب مخلوط کرده و با قیمت گرانتر به خانه دارهای بی اطلاع میفروختند. در سالهای بعد از انقلاب  کرسی نفتی و کرسی برقی و کرسی گازی هم  رایج شده است اما

اکنون  آثار وجود کرسی از خانه های شهری  رخت بربسته. امروز برای  اهالی شهر، کرسی تنها به خاطره ای شیرین تبدیل شده است .

گرامیداشت اول مهر . سر میزو  یا روز مهر

File:Libra2.jpg
در علم نجوم و تقویم می گویند در هر سال دو اعتدال داریم و دو انقلاب . به زبان ساده یعنی در  هر سال دوتا پدیده برابری و دو تا پدیده درازترین داریم . روزهای اول فروردین. اول تیر. اول مهر. اول دی در تقویم ایرانی  رویدادخورشیدی  بسیار گرانقدری است.
بلند ترین روز و بلند ترین شب را انقلاب می گویند و برابری روز و شب را اعتدال می گویند.
آیا می دانید اول مهر نوروز یا اعتدال پاییزی است . اعتدال یعنی برابر یا وسط و اعتدال پاییزی یعنی در این روز طول شب و روز یکسان می شود که به آن میزان یا ترازو یا سرمیزو یا اول مهر هم می گویند صرف نظر از نام و وجه تسمیه اما این روز در فرهنگ کهن ایرانی بخصوص در خراسان بزرگ بسیار مهم بوده است ایرانی ها در تقویم کهن خود چند روز مناسبتی کاملا طبیعی داشته اند نوروز بهاری . برابری روز و شب در آغاز بهار دوم بلند ترین روز چله تموز سوم اعتدال یا نوروز پاییزی یا سر میزان و چهارم طولانی ترین شب یا چله کلان یا شب یلدا . اما ایرانیان چگونه می فهمیده اند که مثلا چه روزی اعتدال پاییزی یا سر میزان یا ترازوی مهری است و چه روزی بلند ترین روز است . در هر منطقه ای به روشی می فهمیدند اما رایج ترین روش ساعت آفتابی و دقیق ترین روش ساعت آبی یا فنجان یا پنگان بوده که این روش در شهرها و روستاهای کویری که حیات به قنات بستگی داشته کاربرد داشته است اطلاعات بیشتر نگاه کنید به پژوهشی در همین زمینه از دکتر عجم

نوشته: دکتر محمدعجم

http://parssea.org/?p=7520

 

قنات یا کاریز میراث فرهنگی و علمی ایرانیان

پیام نوروزی نود و سه 

پیام نوروزی سال ۹۲ اوباما

پیام اوباما بمناسبت نوروز ۲۰۰۹