Category: علمی

۱۱ اسفند برای روز ملی آب هویت و اصالت تمدنی ایرانی ندارد

در چند روز گذشته رسانه ها خبر از همایش به مناسبت روز ملی آب دادند و انهم عده ای نوشتند ۱۱  اسفند و بعضی نوشتند ۱۳ بهمن پس مشخص می شود که چنین روزی هنوز در شورای عالی فرهنگ تصویب نشده و اگر شده هم اشتباه بوده است.

روز ملی آب روز بسیار مهمی است لذا باید ثبت ان با حساسیت و با مطالعه و در یک روز بامسما و یا هویت باشد. برای نمونه نام گذاری روز ملی خلیج فارس یک روند سه ساله داشت و پیشنهاد اولیه به نظر سنجی نخبگان داخلی و خارجی رسید و سرانجام  مورد موافقت وزارت خارجه و وزارت ارشاد و سایر نهادهای مربوطه رسید و در نهایت   در شورای فرهنگ عمومی تایید و  در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید.


روز ملی آب در ایران روزی که ریشه و هویت ندارد.
روز ۱۳  یا ۱۱ اسفند را روز ملی اب نام گذاری کرده اند معلوم نیست کیئ؟ کی ؟ کجا؟ و بر چه مبنا و اصولی این نام گذاری تعیین شده است و در کدام نهاد و سازمان مربوطه و با مشورت با کدام شخصیتهای علمی و فرهنگی تصویب شده است؟!

در نام گذاری ها باید اصول و اهداف و ریشه کار مشخص باشد و فرهنگ سازی و اصالت دادن به ریشه تاریخی موضوع اولویت داشته باشد

بهمن و اسفند از ماههای پر باران ایران است و در چنین ماهی صحبت از صرفه جویی و بهینه سازی اب مثل این است که داخل رودخانه به فردی بگویند با اب بازی نکنید اصراف است. و یا در روزی که یک متر برف باریده اقدام به باروری ابرها برای باران کنند!
در حقیقت روز دوم فروردین روز جهانی اب نام گذاری شده اگر ان روز را قبول نداریم و یا می خواهیم علاوه بر ان برای تاکید و اهمیت بیشتر بر موضوع اب یک روز هم بصورت ملی داشته باشیم قطعا ان روز باید یکی از روزهای مهم در تابستان باشد و ما در تاریخ کهن خود چنین روزی برای ارج گذاری به جایگاه اب داریم  و ان اول تیرماه و بلند ترین روز سال است که جشن چله تموز نام دارد اگر چه چند سالی است که متاسفانه کارکرد غلطی یافته و به روز اب پاشی بدل شده است و ان  بر خلاف اصول چله تموز است (بلند ترین روز سال) .

چند سال قبل هند برای ثبت روزی بنام روز جهانی یوگا این روز را بنام روز جهانی یوگا ثبت کرد حالا اگر ما بدلیل دیپلماسی عمومی ضعیف در سال ۱۹۹۲ نتوانسته ایم روز جهانی اب را به روز  اول تیر چله تموز تثبیت کنیم لا اقل در سطح ملی این کار را بکنیم و ادبیات صرفه جویی و استفاده بهینه را در این روز تبلیغ کنیم
برای اولین بار در سال ۱۹۹۲ در کنفرانس محیط زیست و توسعه سازمان ملل در ریو، پیشنهاد نامگذاری روزی به نام “روز جهانی آب” مطرح شد که هدف از این موضوع، ترویج و آگاهسازی مردم درباره آب از طریق پخش و اشاعه نشریات، برگزاری سمینارها، کنفرانسها و نمایشگاهها است.
روز جهانی آب “روز توجه دادن عموم مردم به ابعاد مختلف مسائل حیاتی آب ” است و بر همین اساس سازمان ملل متحد دهه ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ میلادی را ” دهه بین المللی آب ” با عنوان ” آب برای زندگی ” نامیده است.
تا کنون ۱۴ شعار برای روز جهانی آب طی سالهای مختلف مطرح شده است. شعار این روز در دو سال گذشته میلادی ” سازگاری با کم آبی ” و ” آب و سلامتی ” بوده است
اما در توجیه” روز ملی اب در ایران” گفته شده که:

با توجه به اینکه روز جهانی آب در دوم فروردین ماه هر سال در ایران مصادف با ایام تعطیلات نوروز است و عملا” امکان بهره گیری زیادی از آن برای آگاه سازی مردم درباره آب وجود ندارد. لذا روز ملی باید داشت و
ایرانیان در گذشته روز سیزدهم اسفندماه هر سال را که “نوروز آبها” نام داشته به کنار چشمه ها و رودها می رفتند و با برپا کردن مراسم خاصی، عطر و گلاب در آبها می افشاندند. بر همین اساس سیزدهم اسفندماه روز ملی آب در ایران نامگذاری شده است. حقیقت این هست که من در فرهنگ ایران چنین سابقه ای در سطح ملی نشنیدم و نه در منبعی تاریخی یافتم شاید در سطح منطقه ای و قبیله ای چنین رسمی وجود داشته اما در سطح جغرافیایی ایرانی ما بیشتر چله تموز داشتیم که مقابل شب چله یلدا است .یعنی طولانی ترین روز اول تیر ماه در مقابل طولانی ترین شب اول دیماه .
سازمان بهداشت جهانی و یونیسف وظیفه هماهنگی کارهای برگزاری مراسم روز جهانی آب در دنیا را به عهده گرفته اند. آب نقشی اصلی در پیشبرد اهداف توسعه هزاره، از جمله کاهش گرسنگی، آموزش جهانی، توانمندسازی زنان، بهبود سلامت، پایداری محیط زیست و گسترش همکاری برای توسعه دارد، در این راستا برای دستیابی به این اهداف، مدیریت هوشمند و دوراندیش این منبع ازرشمند و حیاتی شرط اصلی قلمداد می شود.

اردیبهشت روز ملی خلیج فارس - زیر صفحه ...

بر این اساس، سال ۲۰۰۸ با هدف تمرکز، جلب مشارکت و تشویق دولتها و بخشهای مرتبط به تلاش برای برخورداری ۶/۲ میلیارد نفر معادل ۴۱ درصد از جمعیت محروم جهان از خدمات زیربنایی بهداشتی ، ” سال بین المللی بهداشت اب و اب بهداشتی نام گرفت. برای اطلاع از روز چله تموز مراجعه شود به:

دکتر محمد عجم

چله تموز و چله زمستان در آیین های ایرانی


http://parssea.org/?p=7520

جشن ملی قنات در گناباد شهر کاریزهای کهن

Ajamدکتر عجمساعت آبی زیبد zibad W.Clock

برگزاری جشن جهانی شدن قنات قصبه(کاریز کیخسرو)

 

روز ۱۴ بهمن ۱۳۹۵ آیین های جشن ملی قناتهای ایرانی یا پرشن کنات(پرشن کاریز)  در گناباد با حضور مقامات کشوری و استانی و تعدادی از میهمانان خارجی برگزار شد.  شرکت کنندگان ابتدا بر مزار شهدای گمنام و مرقد زاهد مشهور گنابادی بنام  محمد تقی بهلول عارف  گنابادی

همایش قنات

حضور یافتند  و از قنات قصبه، مسجد جامع، موزه مردم شناسی و باستان شناسی و روستای تاریخی ریاب بازدید کردند. همچنین بزرگ ترین زنجیره انسانی با هدف حمایت از کاریزهای  ایران با حضور ۶۰۰ نفر در گناباد تشکیل شد. پروژه بیابان زدایی و مقابله با گرد و غبار در شهرستان گناباد نیز با کاشت نهال توسط معاون رئیس جمهور به طور رسمی آغاز شد. لوح ثبت جهانی قنات قصبه در این مراسم رونمایی شد.

با ثبت جهانی ۱۱ کاریز  ایرانی، ۳۰۰ میلیارد ریال ردیف بودجه ای از سوی سازمان جهانی یونسکو برای مرمت و ساخت زیرساخت های این قنوات در نظر گرفته شده است و علاوه بر آن، در سال آینده نیز بودجه ای برای این قنوات پیش بینی شده است. محمدحسین طالبیان در حاشیه مراسم ملی جهانی شدن قنات قصبه گناباد قنات افزود: اگر نیاکان ما قنات ها  را حفر نمی کردند، در جنوب خراسان اصلا زیستی وجود نداشت. وی بابیان این که هم اکنون ۳۷ هزار رشته قنات در کشور وجود دارد، تصریح کرد: در حال حاضر تنها ۱۱ رشته کاریز به صورت مشترک و در قالب قنات های ایرانی ثبت جهانی شد که محوریت ثبت جهانی این ۱۱ رشته قنات با کاریز  قصبه گناباد بود. وی اظهار کرد: قنات های ایران حاصل دست رنج اجداد ما در سراسر کشور بوده است. اکثر کاریزها  در مکان های بیابانی ایجاد شده و دارای ساختار و فناوری پیچیده و ویژه ای است، لذا نوع مهندسی قنوات، کارشناسان یونسکو را بر ثبت جهانی این آثار متقاعد کرد. وی افزود: قنات قصبه گناباد به عنوان مادر قنات های ایران یکی از پدیده های خارق العاده بوده که توسط نیاکان ما خلق شده است.وی با اشاره به این که مطالعات اولیه برای ایجاد زیرساخت گردشگری قنات های ایرانی به یونسکو ارسال شده، افزود: با توجه به عظمت مهندسی در قنات قصبه گناباد طی سه ماه آینده طرح مطالعاتی جامع برای این قنات تهیه و به سازمان یونسکو ارسال می شود.

تبدیل به جاذبه مهم گردشگری کشور

تصویر کاریز رهن گنابادajamGonabadRahn

رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور نیز پنجشنبه گذشته در مراسم جشن ملی ثبت قنات قصبه گناباد و ۱۰ قنات ایرانی دیگر در فهرست میراث جهانی یونسکو ، با بیان این که قنات قصبه گناباد با توجه به ظرفیت های خاص خود، باید به جاذبه مهم گردشگری کشور تبدیل شود، گفت:  باید مراقبت و حفاظت از این اثر جهانی به عنوان یک اصل موردتوجه قرار گیرد و علاوه بر حفاظت از قنات، باید از این بستر به عنوان یک ظرفیت گردشگری استفاده شود. دکتر زهرا احمدی پور افزود: قنات قصبه از مهم ترین آثار تاریخی است که باید از آن برای رونق گردشگری استفاده کرد؛ بر همین اساس طرح گردشگری قنات قصبه گناباد به زودی اجرایی می شود.  این میراث متعلق به شماست و با ثبت جهانی آن قنات قصبه در دنیا شناخته شده است که بر توسعه و رونق گردشگری این منطقه تأثیر می گذارد.  باید زیرساخت های گردشگری در اطراف قنات ایجاد شود تا قنات قصبه به مقصدی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی تبدیل شود. رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور تقویت اقامتگاه های بوم گردی را یکی از اولویت های سازمان میراث فرهنگی در حوزه اقتصاد مقاومتی عنوان کرد و افزود: اقامتگاه های بوم گردی نقش مهمی در تحول صنعت گردشگری کشور دارد. چرا که این گونه اقامتگاه ها با رعایت شرایط زیست محیطی، باعث فعال شدن اقتصاد خانواده، محل و اشتغال جوانان می شود.

ایران، مهد قنات های جهان

File:میراب زیبد گناباد.jpg

تصویری از ساعت ابی کاریز زیبد گناباد. ساعت آبی قدیمی ترین تکنیک در سنجش زمان

انجمن میراث فرهنگی زیبد( ۱۲ رخ ) در بازسازی شیوه کار  ساعت آبی (پنگان) و تعیین  سهام و زمان انتقال آب از یک باغ به باغ دیگر شیوه اجدادی را در صحنه  جشن بازسازی کردند که مورد توجه حضار قرار گرفت.

معاون آب و خاک وزیر جهاد کشاورزی علی مراد اکبری گفت: ایران مهد قنات های جهان است که حدود ۸ میلیارد مترمکعب آب از این قنوات خارج می شود و با این میزان آب می توان ۸۰۰ هزار هکتار اراضی کشاورزی را آبیاری کرد و با به کارگیری یک سیستم مدرن آبیاری زیرسطحی در قنوات گناباد به ویژه قنات قصبه، می توان کشاورزی این شهرستان را که سال ها دچار خشکسالی شده است متحول کرد.

جاذبه های تاریخی گناباد مقصد خوب گردشگری زوار پاکستانی

سرکنسول جمهوری اسلامی پاکستان در مشهد که در جشن ملی قنات در گناباد حضور داشت گفت : جاذبه های تاریخی و فرهنگی و مذهبی  گناباد مقصد خوب گردشگری زوار و مسافران پاکستانی است.

یاور عباس، افزود: حدود نیم میلیون زائر پاکستانی سالانه از طریق سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی و مسیر گناباد به مشهد سفر می کنند که کمتر شناختی از ظرفیتهای تاریخی و مذهبی گناباد  دارند.

وی از قنات جهانی قصبه گناباد  و  مرقد امام زاده عابد مرقد برادر امام رضا ع به عنوان یک جاذبه بسیار خوب برای جذب گردشگر یاد کرد و ثبت جهانی آن را فرصتی بسیار مهم برای توسعه گردشگری و رونق اقتصادی در این شهرستان دانست.

وی با اشاره به وجود قناتهای متعدد در پاکستان و از جمله ایالت بلوچستان این کشور گفت: کشورهای صاحب قنات از نظر فرهنگ و تمدن به هم شبیه هستند و در مناطقی واقع شده اند که اقلیم خشک و نیمه خشک و بارندگی کمی دارند و در نتیجه نوع زندگی در این مناطق نشان دهنده سخت کوشی مردم آنها است.

سرکنسول و کنسول جمهوری اسلامی پاکستان از آثار مذهبی و تاریخی  گناباد، کاخک و  قلعه زیبد محل کشته شدن یزدگرد سوم در جنگ نیزک ترخان  و جنگ دوازده رخ  بازدید نمود.

در چهلمین جلسه کمیته میراث جهانی سازمان یونسکو در تیرماه امسال در استانبول ترکیه، قنات قصبه گناباد از استان خراسان رضوی به همراه قناتهای بلده خراسان جنوبی، زارچ و حسن آباد مشیر مهریز در یزد، جوپار کرمان، اکبرآباد و قاسم آباد بروات و ابراهیم آباد در استان مرکزی به ثبت جهانی رسید.

کاخک

قنات قصبه گناباد به عنوان تنها اثر ثبت شده استان خراسان رضوی در فهرست آثار جهانی یونسکو با سابقه بیش از ۲۵۰۰ سال به عنوان قدیمی و عظیم ترین قنات کشور و شاهکار تاریخ تمدن بشر در تامین آب و چشم انداز توسعه گردشگری در منطقه مطرح است.

کاریز کیخسرو گناباد (قصبه شهر) به طول ۳۳۱ هزار و ۳۳ متر در یک رشته اصلی به نام قصبه و چهار رشته منشعب به نام دولاب کهنه، دولاب نو، رشته فرعی اول و رشته فرعی دوم قصبه جریان دارد.

رشته اصلی این قنات که ۱۳۱ هزار و ۳۵ متر طول دارد در امتداد دره پرآب خانیک حفر شده و عمق مادر چاه آن نیز بیش از ۲۰۰ متر است.

بقایای قلعه زیبد از دوره یزدگرد سوم

parssea.org AJAMزیبد

 

قطعه سفال های پراکنده در اطراف دهانه چاه های این رشته قنات حاکی از این است که رشته قصبه واقع در کانال اولیه اصلی قنات در زمان هخامنشیان حفر شده و به دنبال آن رشته های دیگر قنات در مواقع خشکسالی در طول سالیان بعد از آن حفر شده اند.

 

شهرستان گناباد در فاصله ۲۷۸ کیلومتری جنوب مشهد واقع است.

قنات یا کاریز میراث فرهنگی و علمی و اقتصادی ایرانیان

جشن یلدا یا شب چله بر جشن های مسیحی تاثیر داشته

drajam%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85
در جشن بزرگ شب چله در دانشگاه فردوسی که با حضور سرکنسولهای مقیم مشهد برگزار شد دکتر محمدعجم طی سخنانی در این مراسم گفت:
این هفته ما سه جشن بزرگ ادیان ابراهیمی داریم و یک جشن باستانی از میراث کهن بشریت یعنی یلدا
از این مناسبت های خجسته باید برای هفته وحدت ادیان و میراث مشترک بشریت استفاده کنیم برای ترویج گفتگو و مدارا و دوری از تعصبات کور ؛ نباید در این هفته مبارک سخنی گفته شود که در جهت احترام به عقاید مومنین به ایین های مسیحی نباشد الان در سراسر جهان غرب ایین های کریسمس با شکوه تمام اجرا می شود نمادهای سرو و صلیب جزیی از این ایین ها است اما اینجا محیط علم و دانش است باید بگویم واقعیت این است که توجه یا احترام نسبت به سرو و صلیب بیشتر از سه هزار و شاید بسیار بسیار قدیمی تر باشد و راز ان را طی مقاله ای سال ۱۳۸۱ ارایه کردم البته انموقع انقدر مستندات کافی نبود اما الان در منابع انگلیسی و عربی مستنداتی کافی در تایید مطلب وجود دارد در نقش رستم ۴ صلیب عظیم کنده شده است در اثار تاریخ کهن ایران درخت سرو جایگاه ویژه دارد این نقش ها تصادفی نیست و ریشه در ایین های کهن داشته است . سرو و صلیب در ایین های کریسمس از ایین های کهن اریایی ریشه می گیرد .
اکنون  مقامات ذیربط در کشورمان در پی آن هستند تا مانند ثبت نوروز ؛ یلدا یا شب چله را نیز با همکاری کشورهای همسو با تمدن ایرانی در یونسکو ثبت نمایند.

photo_2016-11-14_11-34-29

 

 

آیین های یَلدا یا شب چِلّه و ارتباط آن با کریسمس

۹۵-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%d9%85-ajam%db%8c%d9%84%d8%af%d8%a7

 

به گزارش سایت مجله باران کویر، و خانه گناباد جشن شب چله در مجتمع فرهنگی زیبد برگزار شد.

دکتر محمد عجم چهره سرشناس فرهنگی و مطبوعاتی کشورمان در خصوص ریشه های تاریخی چله سخنانی ایراد و از جمله گفت شب چله از ایین های بسیار کهن است و به دوره ایین های اولیه ایرانی و مهر ایین یا میترایی بر می گردد روز بعد از طولانی ترین شب سال را روز خوره یا خورشید روز می گفتند که اروپایی نیز انرا ساندی به معنی روز خورشید می نامند وی گفت ایین های کریسمس و تزیین درخت سرو نیز از تاثیرات جشن های چله یا یلدا است. جشن یلدا ممکن است به واژه سریانی یلدا به عنوان تولد خورشید ربط داشته باشد و از طرفی بنظر می رسد یل + دا ” کلمه کاملا پارسی باشد. حتی صلیب نیز از نمادهای ایین مهر است و سالروز تولد عیسی مسیح که اکنون در تمام کشورهای غربی بطور باشکوهی در حال برگزاری است دو قرن بعد وارد تقویم شده و به روزی که جشن زایش خورشید یا یلدا هست ربط داده شده است. تولد عیسی مسیح بدلایل متعدد نمی توانسته است در سردترین شب های سال باشد زیرا با داستان شبان و سه ویزدام ایرانی که به زیارت نوزاد رفتند مغایرت دارد . وی در خصوص سوابق تاریخی گناباد و زیبد گفت سه بار مکان جغرافیایی زیبد و گناباد بدلیل زلزله و یا بیماری های مسری جابجا شده و سه رویداد بزرگ تاریخی ایران از جمله ۱۲ رخ در این منطقه اتفاق افتاده است.                           سالن مجتمع فرهنگی ورزشی زیبد

ajamyalda

File:YaldaZibad.jpg

 

خبرگزاری میراث  یلدا آئینی به قدمت تاریخ: محمد عجم

http://chtn.ir/

 

نگاه کابل به هیرمند و هریررود و بحران آب در شرق ایران

 بحران آب در مشهد و شرق ایران

دکتر محمد عجم

کارشناس حقوق بین الملل

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

  دریای پارس عجم

علی رغم هشدارهای مکرر سالهای گذشته هنوز فرهنگ استفاده بهینه از آب در ایراننهادینه نشده است. هنوز خطر جدی گرفته نشده است. بر اثر تغییرات آب و هوایی بسیاری از دریاچه های یخی جهان آب می شود. سطح آب  دریاها افزایش پیدا می کندو در مناطقی نیز خشکسالی ایجاد می شود. هم اکنون  شدت خشکسالی در برخی مناطق شرق کشور به حدی رسیده است که هم اکنون به ۹۰ روستای محروم نهبندان خراسان جنوبی با تانکر و به صورت سیار آبرسانی می شود. حداقل ۱۵ سال است که مناطقی از شرق ایران در حالت کم بارانی بسر می برد.

به گفته وزیر نیرو بحران آب می تواند تمدن ایران را منهدم کند  در حال حاضر در ایرانبیش از ۸۶ درصد از منابع آب تجدیدناپذیر استفاده می شود در حالی که استفاده بالای ۴۰ درصد از این منابع بر اساس استانداردهای جهانی به معنی قرارداشتن در وضعیت بحرانی است. بخشی از ایران یک دوره خشکسالی طولانی احتمالا سی ساله را می گذراند. و این مشکل با توجه به  کاهش شدید سطح ابهای زیرزمینی می تواند به بحران و مهاجرت وتخلیه بسیاری از روستاها منجر شود.

شهر مشهد، از بزرگترین کلانشهرهای ایران است و سالانه حدود ۲۵ میلیون زایر دارد بین ۶۰ تا ۷۰ درصد آب به طور متوسط از طریق سد دوستی سرخس تأمین می شود با افتتاح سد سلماو سدهای جدید در افغانستان طبیعتاً امنیت آبی این شهر تهدید می شود. چنانچه اعلام شده که این سد تنها برای ۶۰ روز مشهد ذخیره اب دارد. در سال ۸۴ میزان سهم حقابه ایران و ترکمنستان از سد دوستی در سرخس هر کدام ۴۱۰ میلیون متر مکعب تعیین شده بود.  از ۴۱۰ میلیون متر مکعب سهم  ایران ۱۵۰ میلیون متر مکعب برای آب شرب مشهد در نظر گرفته شده بود هر سال با توجه به میزان ذخیره آب سهم هر کشور تعیین می شود. که در چند سال اخیر با توجه به ابگیری سد سلمایافغانستان ذخیره سد دوستی کاهش داشته است. برابر اعلام مقامات مربوطه در ده سال آینده مشهد  به منابع جدید آب نیاز خواهد داشت که منابع استانی پاسخ گو نخواهد بود و یکی از گزینه ها انتقال آب از دریای عمان و یا دریای خزر هست که با توجه به هزینه های سنگین عملی بنظر نمی رسد. در حال حاضر هنوز چند ماه از سال منابع رودخانه های مشهد و خراسان شمالی مانند رود اورتکن هرز می رود و بهره برداری بهینه از آن نمی شود. اکنون سد ارداک به بهره برداری رسیده که می تواند در اوج مصرف آب در مشهد معادل ۱۵ میلیون متر مکعب از این سد وارد مدار مصرف مشهد شود. و بهره برداری از سد چهچهه و قره تیکان و ارداک در برنامه  تامین آب مشهد قرار دارد اما با این وجود بحران جدی است.

در این شرایط افغانستان بر روی رود  رودخانه هریر رود  دو سد  کجکی و سد  سلما را به بهره برداری رسانده و سد بالابلوک در استان فراه  را  بر روی هریررود در حال احداث دارد. این به معنی آن است که در آینده نزدیک هیچ آبی به به داخل ایران و سد دوستی نخواهد رسید و این سد به محلی برای چرای دام ها تبدیل خواهد شد.

ساخت سد سلما در سال ۱۳۵۵ آغاز شد و تا زمان وقوع کودتای اردیبهشت نزدیک به ۳۰ درصد از کار ساخت سد سلما پیش رفته بود ولی پس از کودتای اردیبهشت ۱۳۵۶ به‌دلیل نا‌امنی، کار ساخت سد سلما متوقف شد. از آن زمان هیچ مدارکی یا قرائنی مبنی بر مخالفت کشور‌های همسایه افغانستان در ساخت این سد وجود ندارد. زیراایران احساس نیاز چندانی در حوزه این رود به آب نداشت احساس نیاز به آن رودخانه در سالهای دهه ۱۳۷۰ مشخص شد از سوی دیگر ساخت‌و‌ساز و سد دوستی در سرخس در زمان بی دولتی افغانستان و دوره طالبان و یک‌جانبه و بدون مشورت با افغانستان بوده است.

در ۱۵  خرداد ۱۳۹۵ ، آقای مودی نخست وزیر هند به همراه آقای اشرف غنی سد سلما بر روی هریر رود در نزدیکی شهر هرات را افتتاح کردند. هندی‏ ها رقمی نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار برای راه اندازی سد سلما سرمایه گذاری کرده اند. هریر رود، نزدیک به ۵۰۰ کیلومتر را در داخل خاک افغانستان طی می کند تا به مرز ایران می رسد و بعد از آن به طول ۷۰ کیلومتر به موازات مرز ایران در سرخس به سمت ترکمنستان می رود. بخش عمده ای از آب این رود  سدی را که بین ایران و ترکمنستان تحت عنوان «سد دوستی»در سال ۱۳۸۴  ایجاد شده است را پر می کند. سد سلما باعث رشد اقتصادی و کشاورزی منطقه هرات شده و بیش از  ۷۵ هزار هکتار از اراضی افغانستان، از کشاورزی برخوردار خواهند شد و تولیدبرق این سد از وابستگی افغان‏ها به برق وارداتی از ایران و ترکمنستان خواهد کاست.

بر اساس برآوردی که سال ۹۴ انجام شده بود، نزدیک به سیصد میلیون مترمکعب آب ازافغانستان وارد سد دوستی ایران شده بود، اما از اسفند ماه پارسال تا اواخر فروردین ۹۵، میزان ورودی آب هریرود به داخل سد دوستی از ۳۰۰ به ۳ میلیون مترمکعب کاهش یافته بود یعنی عملاً یک صدم شده بود.

بسیاری از رودهای بزرگی که در افغانستان وجود دارند، به خارج از این کشور سرازیر می شوند. کوه‏های افغانستان، خاستگاه بسیاری از رودهایی است که به کشورهای پیرامونی از جمله به ایران ریخته می‏شود. از افغانستان  دو رود مهم  به سمت ایران می آید؛ یکی هیرمند( هلمند) است که به سمت سیستان ایران می آمد دیگری هریرود است که به سمت خراسان می رود. افغانستان با ساخت دو سد عملاً مانع ورود آب هیرمند به ایران شد و از دهه ۴۰ به بعد، بخش عمده ای از جمعیت این ناحیه ناگزیر از کوچ به بقیه نقاط کشور به ویژه خراسان و استان های شمالی کشور شدند

در مورد هری رود بین دو کشور قراردادی وجود ندارد اما معاهده حقابه میان افغانستان وایران مربوط به هلمند در اسفند ماه۱۳۵۱ به امضای نخست وزیران هر دو کشور رسیده است. در خرداد ماه۱۳۵۲ هر دو مجلس قانون‌گذاری دو کشور آن را تصویب کردند. اسنادی که باید در این رابطه میان دوکشور مبادله می‌شد، به‌دلیل کودتای ۲۶تیر ماه سردار محمد‌داوود معطل شد و بالاخره در سال ۱۳۵۶ این اسناد نیز مبادله شد. مفاد این معاهده تا امروز نیز به قوت خود باقی است. با عقد این معاهده وضعیت حقوقی حوزه رودخانه هلمند میان دو کشور مشخص شده است. بر‌اساس این معاهده، حقابه‌ایران ۲۶ متر مکعب در ثانیه آن‌هم در سال‌های معمولی ونرمال آبی می‌باشد. البته این معاهده، سال معمولی و نرمال آبی را نیز تعریف کرده است که براساس سنجش مرکز سنجش دهراوود مشخص می‌شود و آن هم طوری است که یک سال نرمال آبی در حوزه دریایی هلمند چیزی حدود شش میلیارد و ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب می‌باشد. براساس محاسبه حقابه ایران سالانه به ۸۲۰ میلیون مترمکعب می‌رسد. در ماده پنجم این معاهده، نوشته شده است که افغانستان با حفظ حقابه ایران، حق هرگونه استفاده از دریای هلمند را دارد. هم‌چنان پیش‌بینی شده که ایران حق استفاده اضافه از آن‌چه که مشخص شده، ولو که دریای هلمند پرآب هم باشد را ندارد.

افغانستان در حوزه دریای آمو و رود  هلمند و رود هریرود مرز مشترک آبی با کشور‌های همسایه دارد. دریا‌ها معمولا بستر خود را عوض می‌کنند و در این سال‌ها این تغییر بستر دریا بیشتر به‌سوی افغانستان بوده است. بر اساس معاهداتی که بین افغانستان و کشور اتحاد جماهیر شوروی صورت گرفته بود، این مساله پیش‌بینی شده است. در صورتی که بستر دریای آمو تغییر کند مرز‌ها هم تغییر نمی‌کند. زیرا مرز‌ها در روی جغرافیا مشخص است و خطوط خود را واضح دارد. در این معاهدات پیش‌بینی شده که دو کشور با همکاری هم، بستر دریا را دوباره به مسیر اصلی آن برگردانند. ولی به‌دلیل نبود امکانات افغانستان نتوانسته جلو این انحراف بستر دریا را بگیرد.  در افغانستان طرح‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت در جریان است تا به مدیریت بهتر آب در کشور برسند.

اساساً بخش عمده ای از حقوق بین الملل در حوزه ی رودها ماهیت توافقی دارد و قاعده مشخصی برای آن وجود ندارد. ما در مورد هریرود با افغانستان، قرارداد مشخصی نداریم، اما در مورد هیرمند با آنها قرارداد داریم. افغان ها  مدعی هستند که وقتی ما اجازه نمی دهیم از هیرمندیا هیلمند، آب به سمت ایران بیاید، مساله این است که خود ما مشکل کمبود آب داریم. به دلیل همین ادعا هم نامه نگاری ها و اعتراضات  ایرانچندان به جواب مشخصی نرسیده است. در مورد هریرود، اما ما قرارداد چندان مشخصی با افغانستان نداریم. ایران در این زمینه، فقط با ترکمنستان قرارداد دارد که از این آب به صورت دوجانبه استفاده می کنیم. بنابراین احتمال اینکه در آینده نزدیک، مشهد با جمعیت ۵ میلیونی خود  با بحران آبی مواجه شود، بسیار بالاست.

تنها کنوانسیونی که در زمینه رودخانه های مشترک وجود دارد کنوانسیون سال ۱۹۹۷ نیویورک است که به نام کنوانسیون استفاده غیر‌کشتی‌رانی از رودخانه‌های بین‌‌المللی یاد می‌شود. این کنوانسیون در سال ۲۰۱۵ لازم‌الاجرا شده است. یعنی ۱۸ سال طول کشید تا این کنوانسیون لازم الاجرا شده است. در همسایگی افغانستان به جزازبکستان، هیچ کشوری از جمله خود افغانستان به این کنوانسیون ملحق نشده است و بحث‌ها در مورد الحاق افغانستان، تازه در دولت جدید آغاز شده است. حتی همین کنوانسیون هم یک سلسله قوانین کلی و عام را پیشنهاد کرده است. یکی از اصل‌های این کنوانسیون این است کشور‌هایی که در مسیر یک رودخانه مشترک هستند، باید از مفاد این رودخانه به شکل معقول و منصفانه استفاده کنند و همچنان این مشارکت باید در توسعه و حفاظت از منابع آب رودخانه هم وجود داشته باشد. یعنی استفاده یک‌جانبه حق بدون تکلیف نیست. اصل‌های دیگر آن عدم زیان رساندن به منابع آبی، به اشتراک‌گذاری اطلاعات آب میان کشور‌ها، رعایت اصل محیط‌زیستی و حل اختلاف‌ها در این رابطه از مجاری مسالمت‌آمیز است. بنابر این چون این اصل‌ها کلی است کشور‌های دارای آب‌های مشترک می‌توانند از مدل‌های مختلف و اصل انصاف و تراضی در حل اختلاف مربوطه  استفاده کنند.

آب اهرمی برای استفاده دولت افغانستان

شرق ایران و غرب پاکستان جزو مناطق کم باران و نیازمند آب هستند و افغانستان با آن‌که کشوری است محاط به خشکی، اما به‌دلیل کوهستانی بودن و دارا بودن رودخانه‌های سرشار از آب شیرین به یکی از بزرگ‌ترین منابع آب شیرین در منطقه تبدیل شده است. بنابر آمار ارایه شده از سوی وزارت انرژی و آب افغانستان، مجموع ظرفیت تجدیدشونده ذخایر آب‌های سطحی در سال، ۵۷ میلیارد مترمکعب است که از جمله آن ۲۱ میلیارد مترمکعب استفاده می‌شود و به‌دلیل نبود ذخایر، کانال‌ها و جوی‌ها، ۳۶ میلیارد آن ضایع می‌گردد.
هم‌چنان ذخایر آب‌های زیر زمینی در افغانستان هر سال ۱۸ میلیارد مترمکعب است که تنها از ۳ میلیارد مترمکعب آن استفاده می‌شود.
طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی هر فرد در روز برای انجام امور سلامت و بهداشت خود نیازمند ۲۰ لیتر آب شیرین است. به نوعی برابر با ۷٫۳ مترمعکب برای هر نفر در یک سال. در یک قرن گذشته جمعیت جهان روبه افزایش بوده و این امر باعث شده است که مصرف امروز آب در جهان ۶ برابر ۷۰ سال قبل باشد.
در این میان برخی از کشورهای خاورمیانه و آسیای میانه از کشورهای خشک و کم‌آب جهان به شمار می‌روند. در این منطقه سه کشور دارای منابع سرشار آب شیرین‌اند:ترکیه ، افغانستان و تاجیکستان بر خلاف تاجیکستان،  آبهای افغانستان و ترکیه در موقعیت استراتژیک قرار دارند.  کمبود آب آشامیدنی در برخی مناطق منجر به کاهش شدید کشت محصولات کشاورزی  و بیکاری و خشک شدن تالابها شده است. افزایش نیاز مبرم  ایران ، پاکستان و افغانستان به  آب شیرین مشکلات عدیده ای را ایجاد می کند.

فرصتی که از دست رفت.

تا قبل از انقلاب اسلامی  در ایران چندان احساس نیازی به آب رودخانه هریرود نبود ایران تقریبا هیچگونه استفاده ای از ان نمی کرد. تقریبا تمام مسیر رود در داخل ایران از صالح آباد تا سرخس جمعیت بسیار کم و دامداران بودند . خود افغانستان هم اهمیتی برای این آب قایل نبود زیرا رود تقریبا در بخش عمده ای از سال به طرف شنزارهای ترکمنسان  هرز می رفت. اما با بزرگ شدن شهر مشهد و توجه مردم  حاشیه مرز به کشاورزی صنعتی با توجه به زمینهای حاصلخیز ، توجه ایران  به اهمیت آب هریر رود زیاد شد. اگر ایران  موقع شناس بود در اثر خشکسالی های ممتد سالهای ۴۶ تا ۵۰ و کوچ مردم سیستان و بلوچستان اقدام به امضای قرارداد سال ۵۱ رود هیلمند کرد می توانست  و یا حتی در دوره کمونیستها براحتی در مورد هریرود هم قرارداد امضا کند اما درگیر بودن ایران در جنگ ۸ ساله و جنگ داخلی افغانستان موجب غفلت از موضوع شد. ولی اکنون مقامات  افغانستان  به اهمیت آب پی برده اند  و انرا طلای روان افغانستانمی دانند و مصم  هستند از آب استفاده بهینه نموده و از  خروج رایگان آن به  کشورهای همسایه جلوگیری نمایند.
افغانستان به دریا راه ندارد، کم‌ترین فاصله افغانستان به دریا ۵۰۰ کیلومتر است، در این میان اما موجودیت آب فراوان شیرین، که بسیاری از کشورهای منطقه از آن محرومند،افغانستان را به کشوری غنی و سرشار از منابع مهم آب آشامیدنی آسیای میانه تبدیل کرده است.
هم اکنون آب رودخانه‌های هریرود و هیرمند وارد ایران و ترکمسنتان می‌شود، آب حوزه آبی جنوب هندوکش و سفیدکوه به پاکستان و رودخانه سند می‌ریزد. آب‌های فراوان حوزه آب پامیر و شمال هندوکش به دریاچه اورال سرازیر می‌شود، آب رود مرغاب نیز به ترکمنستان می‌ریزد و در نهایت آب‌های فراوان رودخانه آمو نیز به ازبکستان و دریاچه اورال می‌رود. از همه این منابع آبی، افغانستان بدلیل جنگهای فراوان و عدم استقرار کم‌ترین بهره را برده است.
افغان ها اکنون اعتقاد دارند که ارزش آب را زمانی می‌توان تثبیت کرد که از آب به‌عنوان ابزار دیپلماسی و  برای چانه‌زنی سیاسی و منبعی برای درآمد داخلی استفاده شود.افغانستان  در فکر بهره اقتصادی و سود جویی از آب  است آنها می گویند فروش آب در دنیا معمول است و افغانستان درصدد صادرات آب است.

 در قسمت استفاده پولی از آب مثال‌های زیادی وجود دارد چنان‌که ایالات متحده برای یک مترمکعب آب نوشیدنی به کانادا ۵ سنت می‌پردازد، ترکیه در برابر یک مترمکعب آب مبلغ ۱۲ سنت به بلغارستان می‌پردازد و هم‌چنان در این اواخر تفاهم‌نامه‌ای میان ایران و کویت در مورد صادرات و انتقال آب به امضا رسیده است. بر اساس این تفاهم‌نامه قراراست که طى یک دوره سى‌ساله، سالانه ٩٠٠ میلیون مترمکعب آب از سد کرخهایران به منطقه الزور کویت توسط خط لوله انتقال داده شود. صادرات این مقدار آب براى دولت ایران سالانه بیشتر از یک میلیارد دلار درآمد به همراه خواهد داشت.
در این میان چابهار دروازه ترانزیت شرق ایران و منطقه‌ای استراتژیک برای توسعه صنعت ترانزیت به افغانستان محسوب می‌شود. و به‌عنوان کوتاه‌ترین راه ارتباطی و ترانزیتی کشورهای آسیای میانه و افغانستان به بازارهای خلیج فارس، شرق افریقا و دیگر نقاط جهان مطرح است. افغانستان به جز مسیر چابهار به میلک، امکان ارتباط دریایی مناسب دیگری ندارد.بندر چابهار یکی از ۱۴ نقطه استراتژیک دنیاست و از طرفی یکی از ۱۰ بندر مهم جهان محسوب می‌شود. امروزه کشورهای مختلف جهان رغبت زیادی برای سرمایه‌گذاری در بندر چابهار ایران دارند، افغانستان می‌تواند در ازای دسترسی به بندر چابهار نیز به ایران آب بدهد.ایران می‌تواند امکانات ویژه از جمله معافیت‌های گمرکی و ویزا برای بازرگانان افغان در بندر چابهار فراهم سازد و راه آهن چابهار- زاهدان را برای این مقصود به زرنج وصل کند. هم‌چنین موضوع آب در برابر نفت را نیز نباید نادیده گرفت.در این حال پاکستان نگران سدی است که در کنر ساخته می‌شود و جریان آب به سمت پاکستان را قطع می‌کند. و ایران نگران سد سلما و سد بالا بلوک است افغان ها می خواهند از آب به عنوان ابزاری برای اعمال نفوذ و کسب درآمد  استفاده کنند به هر حال آن‌چه مسلم است، باز شدن گره مشکل بی‌آبی و یا کم‌آبی شماری از کشورهای همسایه، به دست افغانستان است و باز شدن گره مشکلات امنیتی و اقتصادافغانستان نیز به دست آنان است و افغان ها آن را مورد توجه قرار داده اند.persian gulf lake tehran

چله تموز و چله زمستان در آیین های ایرانی

دوازده رخ زیبد (3)

طولانی ترین روز سال را  هندوها  به کام خود شیرین کردند- (یوگا  یا تیرگان یا چله تموز)

سال گذشته(۲۰۱۴) هند موفق شد روز ۲۱ ژوئن را به عنوان روزجهانی یوگا در سازمان ملل به ثبت رساند این پیشنهاد ابتدا تنها دو مخالف در بین کشورهای عضو سازمان داشت  چین و پاکستان اما چین نیز مخالفت خود را با این روز کنار گذاشت.

اخبار مربوط به برگزاری اولین روز جهانی یوگا را همه ما دیده و یا شنیدیدم اما شاید بندرت ایرانی به این موضوع فکر کرده باشد که این روز خاص ۳۱ خرداد و یا اول تیر بنوعی با یکی از آیین های کهن ایرانی پیوند دارد. جشن اول چله تموز  و جشن تیرگان یکی از  جشن های بسیار کهن  ایرانی است که تاریخ و علت دقیق آن نا روشن است اما می دانیم که  در پیوند با طولانی ترین  روز سال (تیرگان) است  و چنانچه  در طولانی ترین شب سال (چله یا یلدا) و روزهای اعتدال و یا نصفه شدن شب و روز در بهار(نوروز) و در پاییز (مهرگان ) جشن های ایرانی برگزار می شده است. این اعیاد  تماما با پدیده ای طبیعی مربوط می شود و در انحصار آیین و دین خاصی نبوده و نیست و بیشتر جنبه آیین های سنتی و فرهنگی داشته اند البته عده ای هم سعی کرده اند آن را به آیین میترایی و یا زرتشتی ربط دهند.

کوشندگان میراث فرهنگی در کشورمان  در دهه های گذشته  برای ثبت روزهایی با هویت فرهنگی  ایرانی در تقویم کشوری تلاش کرده اند روزهایی مانند نوروز – یلدا- تیرگان و…  و  یا ثبت آثار معنوی مانند قنات – آب انبار – گنبد- چوگان – نان خشکی تنوری – نان سنگ – آش جوش پره و ….. بسیاری از مقامات رسمی نیز همیشه در این موضوعات کمی عقب تر از  این  فعالان اجتماعی فرهنگی بوده اند.

حال که هندی ها این روز را بنام یوگا ثبت کرده اند ما در ایران هم می توانیم به آحترام آب و قنات آن را روز ملی قنات و کاریز بنامیم  و روز سمبلیکی برای صرفه جویی و استفاده بهینه از آب . 

ajamGonabadRahn

بلند ترین روز سال اکنون بصورت علمی دقیق برابری می کند با روز ۳۱ خرداد( ۲۱ژوئن) اما در قدیم با اندکی تفاوت زمانی  بنام جشن  چله تموز  و یا جشن تیرگان برگزار می شده است. البته زمان در شهرهای مختلف ممکن است متفاووت بوده باشد اما مبنا همان بزرگترین روز سال بوده . در این روز خورشید آخرین زور خود را می زده و بعد از آن روزها کوتاه می شده

احترام به آب و احترام به خورشید از آیین های این جشن است. ما چنین روزی را در تقویم کشوری به هیچ نامی ثبت نکرده ایم  نه بنام  روز قنات و نه روز تکریم آب  یا روز تیرگان . اما هندی ها موفق شدند این روز را نه بنام تیرگان بلکه بنام یوگا ثبت کنند بطور مسلم این آیین ها بسیار کهن است و به  مذهب خاصی تعلق ندارد اما شکی نیست که افتخارات آن نصیب هندوها و فرهنگ هندی می شود.

نشانه هایی از این جشن ها در آثار باستانی هزاره های قبل از میلاد مسیح دیده می شود. جغرافیای این آیین ها بسیار پهناور بوده و از آسیای غربی تا خاورمیانه و روم شرقی را در برمی گرفته است. روز ۲۱ ژوئن  روز جهانی یوگا نام گذاری شده یکی از آیین های این روز “سوریا نمازکار (سلام بر خورشید) نام دارد که قبل از طلوع خورشید انجام می شود. این دقیقا همان آیینی است که در ایران انجام می شده و پگاه روز و یا روزهای تیرگان زنان حیاط سرا و درب ورودی سراها را آب و جارو  می زدند و در آستانه در ورودی آتش اسپند روشن می کردند. یوگ یا یوق یا طوق حلقه بیضی شکلی است که بر گردن دو یا سه حیوان مانند گاو و یا اسب می گذارند تا هماهنگ با هم بروند. یوگ واژه هندو و آریایی است به معنی گردن نهادن و تسلیم شدن و گردنبند.

از جشن تیرگان روایت های مختلفی بجا مانده است سفرنامه نویسان دوره صفوی نیز به آن اشاره کرده اند. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه ، فصل نهم، بخش عید تیرگان آورده است که تیرگان روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بوده‌است. اما بعضی آن را به خورشید و یا آب  و بعضی به جنگ ایران و توران و تیرانداختن آرش کمان گیر نیز ربط داده اند آنچه بیشتر به واقعیت نزدیک است همان آیین آب و خورشید و گرمترین روز سال و یا طولانی ترین روز سال است. در خراسان محوطه کوچه و سراها را که معمولا خاکی بوده است آب و جارو می زدند  و آشغالهای محیط  را جمع آوری می کرده اند آب پاشیدن بر خاک کوچه و محوطه اطراف اتاقها  از گرمای هوا می کاسته است.

دیروز اولین روز برگزاری روز جهانی یوگا در سراسر جهان برگزار شد در هند تنها در میدان ایندیا گیت ۳۵ هزار نفر  در پوشش یگانه و لباس فرم ویژه این مراسم را برگزار کردند در سایر شهرها و میادین در هند نیز این روز برگزار شد. استقبال مردمی از این مراسم بسیار بیشتر  از حد انتظار بود دولت هندوگرای  مودی  تمام این فضا را با فرش های سبز پوشانده بود و میلون ها لباس فرم در میان مردم سراسر هند توزیع کرده بود. دولت هند حدود یکسال است برای اجرای این جشن برنامه ریزی می کرد. خانم سواراج وزیر خارجه هند، روز یکشنبه در نیویورک حاضرشد  تا در کنار دبیر کل سازمان ملل متحد، نخستین روز جهانی یوگا را اعلام کند.  حدود ۳۰ هزار نفر با پیام دبیرکل سازمان ملل  در میدان تایمز نیویورک به اجرای یوگا پرداختند. این مراسم در ۸۵ کشور دیگر نیز برگزار شد بطور یقین سال های آینده این مراسم باشکوه تر هم انجام خواهد شد .

در این میان یک سوال بی پاسخ می ماند ما ایرانی ها هاج و واج  و بهت زده  تماشگر خواهیم بود آیا کار دیگری از دست ما بر می آمد؟ آیا ما می توانستیم کار دیگری بکنیم ؟

مسلمانان راجع به روز جهانی واکنش های متفاوتی بروز دادند عده ای شدیدا با این روز مخالفت کردند و گفتند این یک مراسم هندویی  است و روز ۲۱ ژوئن نیز روز مرگ رهبر اس ار اس  است . عده ای دیگر از مسلمانان ضمن موافقت گفته اند که یوگا به دین و مذهب خاصی تعلق ندارد و یک موضوع فرهنگی است و به فرهنگ هند  و ماورای فرهنگ هند امروز تعلق دارد و نه به مذهب هندو. دولت  مودی اما می گوید که روز ۲۱ ژوئن روز  Summer solstice  یا  طولانی ترین روز سال است و اعلام آن به عنوان روز یوگا بخاطر این پدیده طبیعی است. البته باید گفت که روز ۲۱ ژوئن و طرح پیشنهادی  روز بین المللی یوگا را دولت کنگره  و قبل از دولت هندو گرای مودی تهیه کرده بود  بنا بر این ارتباط آن با سالروز مرگ رهبر ار اس اس یا تصادفی است و یا هدف اصلی نبوده است.

اگرچه خود هندوهای متعصب می گویند یوگا  جزو آیین های هندویی است بخصوص سلام بر خورشید .

اما بطور کلی باید گفت که حداقل بخشی از یوگا مانند سلام بر خورشید بسیار قدیمی تر از مذهب هندویی است و ریشه در فرهنگ میترایی دارد البته میترا یا مهر یکی از ۴۰ خدای هندویی نیز محسوب می شود.

بزرگترین روز  سال در فرهنگ خراسان  چله تموز  است

چله تموز  در تقویم کهن ایرانی گرم ترین ماه سال است. جشن «چله بزرگ» یکی از جشن‌های ایرانی بوده که امروزه فراموش شده‌است اما در جنوب خراسان طولانی ترین روز سال را هنوز هم گرامی می‌دارند اما نه با آن اهمیتی که برای شب چله زمستان یا یلدا قائل هستند. چهل یا چله تموز حدودا از اول تیر ماه شروع می‌شده و تا دهم مرداد ماه ادامه می‌یافته. معمولا شروع این چهل روز با طولانی ترین روز سال شروع می‌شود.

طولانی ترین روز سال

معمولا روزهای اول تیر و یا روز ۳۱ خرداد (۲۱ژوئن) طولانی‌ترین روز سال در نیم‌کره شمالی زمین است زیرا در این روز خورشید نسبت به روزهای گذشته به اندازه بخشی از ثانیه بیشتر در آسمان باقی خواهد ماند و روز را طولانی تر خواهد کرد. به دلیل اینکه سیاره زمین حول محور خود با درجه ۵/۲۳ در حرکت است طی روزی خاص از سال و با به حداقل رسیدن فاصله منطقه قطبی با خورشید این پدیده که به انقلاب تابستانی نیز شهرت دارد رخ می‌دهد و در برخی از سال‌ها این اتفاق ۳۰ خرداد (۲۰ ژوئن) رخ می‌دهد و در برخی سال‌ها ۳۱ خرداد (۲۱ ژوئن)و یا اول تیر ماه اتفاق می‌افتد. به گزارش مجله لایف ساینس، دانشمندان اعلام کردند که انقلاب تابستانی ۱۳۹۱ در ساعت ۵:۴۵ به وقت جهانی رخ می‌دهد. این پدیده برای گذشتگان نیز شناخته شده بوده‌است در ایران جشن نیلوفر و یا چله تموز با این پدیده ارتباط داشته‌است و در قدیم علی رغم اینکه ابزارهای دقیق سنجش زمان وجود نداشت و تنها از چارطاقی‌ها و خانه فنجان یا ساعت آبی تا حدودی ساعت آفتابی استفاده می‌شداما با همین ابزارهای ساده طولانی ترین روز سال و کوتاه ترین روز سال را با کمی اختلاف تعیین می‌کردند. ۴ قرن قبل از تولد مسیح برای این روز تقویمی طراحی کرده بودند که با استفاده از نور خورشید زمان دقیق آن مشخص می‌شد.

 

چله تموز در خراسان

خراسان یکی از جاهایی است که جشن چله تموز هنوز در آن کم و بیش وجود دارد. در تقویم محلی بیرجند«چله بزرگ» تابستان از اول تیر ماه شروع می‌شود و تا دهم مرداد ماه ادامه می‌یابد و «چله خرد» تابستان از دهم مرداد شروع و تا سی‌ام این ماه ادامه دارد. در جنوب خراسان از اول تیر ماه تا دهم مرداد ماه را «چله تموز»، از دهم مرداد ماه تا آخر این ماه را «چله خرد»، از اول دی‌ماه تا دهم بهمن ماه را «چله کلو»، از دهم بهمن ماه تا آخر این ماه را «چله خرد» می‌گویند. شعر معروف خراسانی

نه از شو مو منالم نه که از روز – نه از یلدا گیله درم نه چله تموز

هموقذر فهمیدم دمین ای دنیا – که آسونی د بعد سختی میه هنوز

نه از شب من گله و ناله دارم و نه از روز- نه از یلدا و نه از تموز. در قدیم روزهای بعد از نوروز را به دو چهل تقسیم می‌کردند چل روز اول که چله معتدل است و چل روز بعد که روزهای گرما است بعد از چله دوم چله تموز شروع می‌شود. که داغ ترین روزهای سال است.

سعدی

عمر برَف است و آفتاب تموز (تیر)

اندکی ماند و خواجه غَرّه هنوز (غره یعنی خود خواه و مغرور)

ای تهی‌دست رفته در بازار

ترسمت پُر نیاوری دستار

یار ناپایدار دوست مدار دوستی را نشاید این غدّار نیک و بد چون همی بباید مرُد خُنُک آنکس که گوی نیکی برُد- برگ عیشی به گور خویش فرست کس نیارد ز پس ز پیش فرست عمر برَف است و آفتاب تموز اندکی ماند و خواجه غَرّه هنوز ای تهی‌دست رفته در بازار ترسمت پُر نیاوری دستار – هر که مزروع خود بخورد به خوید. خوشه نارس گندم و جو- وقت خرمنش خوشه باید چید.

 

جشن نیلوفر

جشن نیلوفر به چله تموز ارتباط دارد. به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه زمان جشن نیلوفر ششم تیرماه (خردادروز از تیرماه)است. شاید چیزی که امروزه به جشن تیرگان معروف است همان  جشن چله تموز باشد. انطور که از فرهنگ شفاهی مردم بر می آید معتقد بودند بعد از این جشن روزها کوتاه تر می شود و آخرین زور چله و یا آخرین زور گرما تمام شده است. در خراسان  اول چله تموز را روزی می دانستند که در آن روزها شروع به کوتاه تر شدن می کند  روز اول چله تموز در تقویم فعلی تقریبا با اول تیر برابری می کند .

 با توجه به شواهد دیگر به نظر می‌رسد که گل نیلوفر از نظر باورهای مردمی با خورشید و احیاناً با میترا/ مهر در پیوند بوده باشد. زمان شکوفایی سالانه گل نیلوفر (نیلوفر صحرایی و باغی) و نیز زمان شکوفایی روزانه آن با خورشید هماهنگ است. زمان گل دهی آن در چله تموز(طولانی ترین روز) و در ایام عمودی ترین تابش‌های خورشید و زمان شکوفایی روزانه گل نیلوفر نیز همراه با سپیده و طلوع خورشید است و هر روز همراه با بردمیدن خورشید شکوفا می‌شود. این ویژگی‌ها موجب شده بوده که نیلوفر و خورشید را از یک خاستگاه و در پیوند با یکدیگر به شمار آورند و گرامی‌داشت نیلوفر را گرامی‌داشت خورشید بدانند. خورشید پرستی از اولین ادیان بشری است و در دوران میترایی بصورت پر و بال یافته و گسترده در رسم‌های ایرانی نفوذ کرده‌است.

طولانی ترین شب  سال در خراسان شب چله زمستان  نام دارد

نقطه مقابل  چله تموز  شب یلدا یا چله زمستان است. شب یلدا  با انار و کرسی و دور هم نشینی پیوند دارد.

شب نشینی یا چراغان عموماً فقط در زمستانها و پای کرسی انجام می‌شده که به آن چراغوو (چراغان) و یا شب چراغ می‌گفته‌اند. چند خانواده برای شب نشینی و فصه و داستان و گفتگو با هم قرار می‌گذاشته و به خانه فرد مشخصی می‌رفته‌اند. چراغانی نوبتی و گردشی بوده است
کرسی زغالی
کرسی جایگاهی ویژه در فرهنگ و سنت ایرانی داشته‌است و از لوازم فرهنگ سنتی آن به شمار می‌رفته‌است. شب یلدا، یکی از جشن‌های سنتی ایرانیان در اوایل زمستان است که نقش کرسی در جمع کردن اعضای خانواده به دور گرمای آن مشهود بوده‌است.

در زیبدشب چله یا یلدا معمولاً با چراغونی همراه بوده است از آنجا که هر میهمانی برای رفتن به شب نشینی، چراغی را همراه خود می‌برده و به دلیل فراوانی چراغ‌ها عبارت چهل چراغ که نشانه کثرت است بکار می‌بردند.ویدیو در یوتیوبیکی از سنتهای مهم برگزاری مراسم سرحمومی در شب چله بوده است. سرحمومی مراسمی است که داماد در حمام عمومی مردانه و عروس در حمام زنانه طی مراسم با شکوهی به حمام می‌بردند و با رقص و پایکوبی و چوب بازی مراسم حنا بندان بعد از شستن و کیسه کشی داماد انجام می‌دادند و در مراسم حنا بدان آواز امشب حنا می‌بندیم… بر دست و پا می‌بندیم … را بصورت گروهی می‌خواندند؛ و درپایان لباس نو بر عروس و داماد و اقوام نزدیک آنها می‌پوشیدند این مراسم گاهی تا سحر طول می‌کشید و مقدمه مراسم عروسی در روز بعد بود. افراد دعوت شده در صحن حمام جمع می‌شدند اما جوانان و افراد غیر مدعو تا پایان مراسم در بیرون از حمام جمع می شدندو شوخی و بازی سیاه بازی و انتر بازی در می‌آوردند. هدیه دادن داماد برای نامزدش نیز یک امر اجباری بوده است در این شب به داماد این امتیاز بزرگ داده می‌شد که با بردن هدیه برای نامزدش شب در خانه بااو در یک اتاق و دوتایی بخوابد. داماد تا قبل از شب زفاف فقط در مناسبتهای خاص و از جمله شب چله مجاز به خوابیدن با نامزدش بوده است که به آن نامزد بازی می‌گفتند. کف زدن از سنتهای قدیمی زیبد است ریشه درخچه بیخ را درآب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام «تغار» می‌ریزند؛ و با دسته‌ای از چوب‌های نازک درخت انار به نام «دسته گز» مایع مزبور را برای ساعتها هم می‌زنند تا به صورت کف سفت درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف و سپس سفت شود خشک شده آن مانند گز اصفهان می‌شود.

● کرسی چگونه وسیله ای بود؟

زنده یاد جعفر شهری، در کتاب تهران قدیم می نویسد
کرسی از چهارپایه ای (میزی) از چوب به اندازه ۱x۱ متر و بیشتر و گاهی مستطیل تشکیل شده بود که حدود سه وجب بلندی داشته، روی آن را با لحافی بزرگ در اندازه های ۴x۴ یا ۷x۷ متر و گاهی بیشتر یا کمتر میپوشاندند. سپس روی لحاف را با جاجیم، ترمه و یا چادر شب سفید تزئین کرده و به تناسب لزرگی و کوچکی کرسی، مجمعه ای مسی برای قرار دادن چراغ، سماور و ظروف خوراکیها روی آن قرار میدادند.اطراف کرسی را تشک و پشتی گذاشته و بزیر آن مینشستند.
معمولا در خانه های طبقه متوسط و اعیان، دو کرسی موجود بود، یکی برای اهل خانه در اتاقی دیگر و یکی در اتاق پذیرایی برای مهمانان قرار داده میشد. تشک پای کرسی معمولا کوتاهتر اما پهن تر از تشک معمولی بود به طوری که با قرار گرفتن در چهار طرف کرسی، لبه ها روی هم نیافتاده و ناهموار و ناراحت نباشد. گذاشتن کرسی در روز و ساعتی سعذ انجام میشد و بزرگ خانواده باید در آن شب با پاکتی شیرینی وارد خانه میشد.

● آتش کرسی.

در بعضی خانه های روستایی بجای کرسی از شومینه که به آن منقل می گفتند استفاده می شد در منتقل که با لوله و یا تنوره ای به بیرون راه داشت چوب می سوزاندند و آتش بزرگی بر پا می شد.
در زیر  کرسی یک منقل  متحرک قرار میگرفت که حرارت مطبوع زیر کرسی را تامین میکرد و آماده کردن آن هم روشی مخصوص به خود داشت. ابتدا ته و درزهای منقلی را با گچ خیس کرده کاملا میپوشاندند. سپس داخل آنرا خاکستر الک کرده میریختند و وسط خاکسترها را گود کرده، خاکه ذغال ریخته، آتش ذغال میگذاشتند و باد میزدند تا آتش ذغال به خاکه ذغالها برسد. سپس به آهستگی و ملایمت روی آنرا با کفگیر خاکستر داده، خاکسترهای دور منقل را به دور خاکه ها و آتش رو برگردانده، فشرده و صاف میکردند. سپس منقل را برای از بین رفتن بوی ذغال مدتی در فضای آزاد باقی گذاشته و سپس زیر کرسی میگذاشتند.

هر چند ساعت یکبار یک لایه از خاکستر روی آنرا پس زده، آتشش را تند میکردند. این روش آتش کردن مخصوص اولین منقلی بود که زیر کرسی قرار داده میشد، از اینجا به بعد، هربار منقل را “خاکه رو خاکه” میکردند. به این ترتیب که آتش باقیمانده ته منقل را با خاک انداز برداشته، خاکه تازه در منقل ریخته، آتش را مجددا رویش میریختند و خاکستر میدادند. یک مایه آتش دیگر، گلوله بود که از خاکه ذغال تهیه میشد. به این ترتیب که در تابستان، خاکه ذغالها را در طشت آبی میریختند، شنهای آن که ته نشین میشد، ذغالهای روی آب مانده را جمع میکردند و با دست به شکل گلوله هایی سفت و فشرده مانند کوفته برنجی درآورده و در آفتاب خشک میکردند.دو سه تا از این گلوله ها را در اولین آتش در ته منقل گذاشته، رویش را خاکه و آتش میدادند و باقی مراحل به شکل مذکور اجرا میشد.

● چاله کرسی
چاله کرسی معمولا در میان خانواده های بی بضاعت که توانایی تهیه منقل نداشتند مرسوم بود که البته شرط آن هم داشتن اتاقی بود که “زیر پر” باشد و بتوان در آن چاله ای کند. این چاله را در محل مورد نظر میکندند دورش را گچ کشیده و صاف میکردند و آنتش را در آن درست کرده، کرسی را رویش بر میگرداندند. (در این روش لازم بود که میز کرسی بر روی پایه های کناری بالا زده شود و پس از آماده شدن آتش سر جای خود قرار گرفته و به اصطلاح برگردانده شود.) از آنجایی که این شیوه بیشتر به کار فقرا می آمد و این خانواده ها توانایی دو جا آتش روشن کردن نداشتند، از داخل به وسط سقف کرسی قلابی نصب میکردند که دیزی آبگوشت خود را که غذای هر روزه ایشان بود بر آن آویخته، همان زیر کرسی آنرا میپختند.

● تهیه ذغال و خاکه ذغال
کوره های ذغال سازی در جنگلهای مازندران قرار داشت که شاخ و برگها و تنه درختان پوسیده جنگلی را در آنها سوزانده، خفه نموده و ذغال میکردند. ذغال فروشها این ذغالها را سرند کرده، قطعات درشت آنرا به نام ذغال، نیمه درشت را به نام “مویزه” و نرمترها را به نام خاکه میفروختند. معمولا دو نوع ذغال در ذغال فروشیها موجود بود، یکی همین ذغال جنگلی که نوع مرغوب، پر مغز و با دوام بود و قیمتی گرانتر داشت و نوعی که ذغال “باغی” نام داشت و از درختان باغهای اطراف شهر مانند درختان میوه، بید، تبریزی و زبان گنجشک تهیه میشد و پوک و بی دوام بود و ارزانتر عرضه میشد. ذغالفروشهای متقلب این ذغال را با نوع مرغوب مخلوط کرده و با قیمت گرانتر به خانه دارهای بی اطلاع میفروختند. در سالهای بعد از انقلاب  کرسی نفتی و کرسی برقی و کرسی گازی هم  رایج شده است اما

اکنون  آثار وجود کرسی از خانه های شهری  رخت بربسته. امروز برای  اهالی شهر، کرسی تنها به خاطره ای شیرین تبدیل شده است .

 

نوشته: دکتر محمدعجم

http://parssea.org/?p=7520

 

قنات یا کاریز میراث فرهنگی و علمی ایرانیان

پیام نوروزی نود و سه 

پیام نوروزی سال ۹۲ اوباما

پیام اوباما بمناسبت نوروز ۲۰۰۹

در ژرفای واژگان. واژگان پارسی

آیا می دانید :

واژه ثریا  عربی نیست و درست آن سریا است سریا یا سوریا نام خدای خورشید هندوان است. اما آنرا در زبان فارسی و عربی به مفهوم  یک ستاره مشخص گرفته اند. سوریا  در پارسی کهن خوریا – حوریا  هم گفته شده  یعنی س در سوریا یه خ تبدیل شده  و خور یعنی خورشید. مثلا خوراسان  یعنی جای خورشید یا جایی که خورشید بر می آید.

شاید حوری نیز به همین واژه خوریا – حوریا ربط داشته باشد. حتی واژه سول در زبان های اروپایی  به مهنی خورشید نیز از همین ریشه است

هندوها یک نماد مقدس به نام چرخ خورشید دارند که به شکل صلیب شکسته آست و آن را سواتسیکا می نامند اما جالب هست بدانید قدیمی ترین صلیب شکسته در ایران کشف شده و هفت هزار سال قدمت دارد.

سال ۱۳۸۰ من با یک هئیت خارجی به نقش رستم رفتم در آنجا آرامگاه پادشاهان پارسی به شکل صلیب در دل کوه کنده شده

در همان زمان من مطلبی نوشتم و گفتم که این علامت صلیب نماد یک آیکون مقدس است بعضی اعمال مذهبی هیچ ربطی به مذهب ندارد این اعمال فلکلوریک در همه ادیان و مذاهب هست مثلا ایین کریسمس هیچگونه ارتباطی به مذهب مسیحی ندارد این اعمال تا زمانیکه با تقدس و تعصب جمع نشده اند و جنبه سرگرمی و فولکلوریک دارند بسیار مفید و لازمند
حتی ایین کریسمس پر حاشیه امروزی که امروزه در جهان برگزار می شود یکصد سال هم عمر ندارد
اما از دوره پاگان های خورشید پرست یا میترایی ایین زمستانی وجود داشته که تقریبا برابر با ایین یلدا یا چله هست که ان را پیروزی خورشید بر تاریکی و زایش دوباره خورشید می پنداشتند این ایین از میان رفته بود ولی در قرن دوم یا سوم مجدد با نام ایین مسیحی وارد روم شرقی شد
درخت سرو و صلیب نماد و از مظاهر خورشید پرستها و یا ایین مهر بود صلیب یا چلیپا ساده شده علامت چرخ گردون و یا سواتسیکا بود
من در این خصوص سال ١٣٨٣ مقاله ای نوشته ام و نام انرا گذاشته ام صلیب پارسی نقش رستم
نقش رستم ۴ مقبره صلیب شکل بسیار عظیم در دل کوه دارد
صلیب طلایی اریایی هم متعلق به هفت هزار سال قبل هست که در موزه ملی نگهداری می شود که ارم نازی ها از ان گرفته شده است
هندوها نیز صلیب شکسته اریایی را نماد هندویی می دانندکه به احتمال قوی نماد خورشید است. امروزه این حرف کاملا پذیرفته شده که صلیب نماد خورشید بوده و آنرا هنوز در گردونه خورشید هندوها می توان یافت و به ادیان میترایی نیز وابسته است. چرخ را در قدیم ارته می گفته اند که اکنون به ارابه  (عرابه) تبدیل شده است. ارته  احتمالا با نام آریا نیز می تواند ربط داشته باشد یعنی آریایی ممکن هست همان افراد ارته باشند که با چرخ خورشید و گردونه و ارابه ارتباط داشتند. به خراسان  بزرگ  نیز اَرَتَه می گفته اند بعدها همین سرزمین را آریا نامیده اند .

نام‌واژۀ «خوَنی‌رَثَه (خوَنیرَث)»(به معنای «چرخ خورشید»)، از آمیختن واژۀ اوستایی «خوَر (خورشید)»(*خوینگ: از آنِ خورشید [خوین-گ/ خوَن/ خوَر]) با واژۀ «رَثَه  یا ارته (چرخ)» به دست می‌آید.

کلمه یخان که در بیشتر زبان ها  به صورت کان و حان تلفظ می شود به احتمال زیاد ریشه در زبان سغدی و سانسکریت دارد و کلمه ای دخیل در زبان های ترکی است. این واژه به احتمال قوی با کلمه Kan- و kanva در سانسکریت و زبان سغدی هم ریشه است که در سایر زبان های خانواده ی آریایی از جمله انگلیسی به صورت king نمود یافته است. کان در سانسکریت به معنی رئیس – شاه – بزرگ – امیر – میر – رئیس ده و شهر و … می باشد.

آیا می دانید نماز یک واژه سانسکریت است به معنی درود و سلام و البته عبادت هم معنی میدهد.

در زبان هندی نماسکار  یا نمزکار  یا نماز کار یعنی سلام  و درود . واژه نماز برگرفته از همین واژه است.

آیا می دانید روضه خوانی کلمه عربی نیست. روزا  یک واژه هندو ایرانی است و به معنی دعا است هندوها به تسبیح دعا می گویند روزا

که ما به غلط آنرا  با ض عربی می نویسیم “روضه ” می نویسیم   ض عربی  تلفظ بسیار سختی دارد و بین ذ و د تلفظ می شود. و البته بطور طبیعی ما ایرانی ها آنرا نمی توانیم تلفظ کنیم چون روضه در زبان عربی بگونه ای تلفظ می شود که شباهت به آوای بصورت روده دارد مثلا رمضان را رمدان تلفظ می کنند. اگر آنرا به لهجه ایرانی و بصورت رمزان تلفظ کنید هیچ عربی نخواهد فهمید که شما چه گفتید. آیا می دانید پری یر یعنی دعا  نیز یک واژه هندو ایرانی است  همچنین است – پریچر یعنی موعظه کردن  و … .

واژه * عیار  = ایار = ایاران = عیاران

عربی نیست درست آن ایار  به معنی یار – یاور – هم رزم  است که به غلط بصورت عیار نوشته شده است این واژه هیچ ارتباطی با عربی ندارد در خود زبان فارسی تبدیل به عیار شده است و حتی معرب هم نیست.  البته امروزه در زبان های مختلفی کاربرد دارد. و در بیشتر زبان ها به معنی بیکار و الاف و ادم سرگردان تغییر مفهوم داده است.

ممکن است علاف در جمله آدم علاف و بیکار هم تغییر یافته از همین ایار و عیار باشد که تغییر شکل و تغییر معنی داده است و بشکل الاف و یا علاف در امده است. چون علاف به معنی بیکار عربی نیست.

دکتر محمد معین در جلد چهارم برهان قاطع آنجا که در بارهً کلمه عیار بحث میکند، دراینمورد نوشته است که:

  1. ” کلمه عیار معرب مصنوعی( یار) است که معنی جوانمرد را میدهد و تازی ها جوانمردی را فتوت و جوانمرد را فتی می گویند.”از دیگر معانی عیار می توان به زیرک، چالاک، جوانمرد و طرار اشاره کرد و عیاری به معنای حیله بازی، جوانمردی و مکاری.! بنا به عقیدهً معین،” آیین عیاری از خود اصول و راه و روش زندگی به ویژه دارد که بعدها با تصوف اسلامی در آمیخته و به شکل فتوت در آمده است.”

ملک الشعرا بهار نیز در سبک شناسی نوشته است که:

  1.  عیار کلمهً عربی نیست و اصل آن ” اذیوار ” پهلوی بوده و بعدها معرب گردیده است. بهار معتقد است که عیاری و عیار پیشگی در خراسان زمین زمینهً تاریخی دارد و عیاران سابق مانند احزاب امروزی، دارای سازمانهای بوده اند با اهداف و مرام های مشخص اجتماعی، اخلاقی و سیاسی که در ششهر های بزرگ خراسان تشکیلات منظم اداری داشتند و لباس شان نیز مخصوص به خود شان بود و اصل کار شان  برجوانمردی و فداکاری و حمایت از مظلومان بوده است که جمیعت فتییان یا حزب فتوت در واقع نوع اصلاح شدهً این سازمان عیاری است.
  2. حتی واژه عیار  که برای واحد سنجش ارزش طلا بکار می رود نیز به گمان من از همین واژه برگرفته شده است اگر چه هیچ ارتباط منطقی در معنی این دو وجود ندارد.

* خانقاه  هیچ ارتباطی به زبان عربی ندارد اصل آن خانگاه است. معنی اینگونه واژه ها را عربها اصلا نمی فهمند پس فکر نکنید چون شکل ظاهری آن عربی است عربها آن را باید بفهمند.

*صیقل یک واژه عربی نیست اصل آن چگل یا چقل است به معنی  ناصاف اما تغییر یافته آنرا بصورت صیقل به معنی صاف شده و  پرداخت کرده بکار می بریم.

یوق * عربی نیست اصل آن یوگ است و هندی ایرانی است.(یوگ یک حلقه بیضی شکل است که از چرم و یا پارچه و یا الیاف ساخته شده و آنرا بر گردن دو یا چند گاو یا اسب می بندند که هماهنگ و با هارمونی حرکت کنند از این عبارت مفهوم بندگی و اطاعت هم استخراج شده ) به عبارت دیگر از زبان سانسکریت است  و یوگا از همین واژه است .

الو  یک واژه فارسی است به معنی آتش . ألوکشت نیز فارسی است و به هلوکست تبدیل شده است یعنی با آتش کشتن.

امیر نیز تغییر یافته میر است میر خود تغییر یافته پیر است . پیر – پییر – پدر- فادر – پیتر – یک ریشه دارند اما در طول زمان همراه با تغییر شکل و آوا تغییر معنی داده اند مثلا  پیر در ادبیات فارسی یعنی دانشمند- رئیس – بزرگ – اما میر یعنی رئیس کوچک – رئیس یک منطقه .

مانند پادشاه و پاشا  که از یک ریشه اند اما پاشا در زبان ترکی و عربی تغییر معنی داده و معنی آن یعنی فرمانده ایالتی یا شاه یک منطقه .

بیگ و بیک  به معنی بزرگ هم یک ریشه دارند و ترکی نیست.

گفتنی است که عبادان که در کتب قدیمی بکار رفته معرب شده آبادان است. و عبادان در زبان عربی معنی ندارد…

معنی نیاسر  نیاسر. در لغتنامه دهخدا آمده است  که  نیاسر [ س َ ] (اِخ ) قصبه ای است از دهستان نیاسر بخش قمصر شهرستان کاشان . در ۴۵ هزارگزی شمال غربی قمصر، در منطقه ٔ کوهستانی سردسیری واقع و دارای ۳۲۰۰ تن سکنه است . آبش ازچشمه ٔ معروف و مهم نیاسر و در حدود ۹۰ رشته قنات کوهستانی تأمین می شود. محصول عمده ٔ آن غلات و تنباکو وپنبه و ابریشم و انواع میوه هاست . شغل اهالی زراعت وگله داری و صنعت دستی زنان قالی بافی است . از آثار ابنیه ٔ باستانی ، خرابه های آتشکده ٔ دوره ٔ ساسانیان و پناهگاههای زیرزمینی باقی است . مزارع حسامه ، بیدآباد وچندین مزرعه ٔ دیگر جزء این قصبه بوده و دارای آبشارمهمی نیز می باشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳). اما بنا بر نوشته دکتر محمد عجم نیاسر به معنی سایه است . معنی دیگر آن سرد و سرما  است  و متضاد آن آفتاب که پتوو  گفته می شده است  این واژه از زبان های کهن پارسی است و اکنون بصورت نسر  در گویش خراسانی هنوز بکار می رود و معنی آن سایه است مثلا می گویند از پتوو  به نسر  شو  یعنی از آفتاب به سایه برو

.از اینگونه کلمات و غلط های نوشتاری فراوان داریم……..

…نگوییم مثلث بگوییم لچک
لچک برابر (مثلث متساوی الاضلاع)..
لچک نابرابر = مثلث غیر متساوی الا.ضلاع

 

 

بجای… .  = …     بگوییم.

مثلث  =      لچک،   لچکی

اضلاع  = دار – دال – ستون –

مثلث متساوی الاضلاع  =   لچک برابر  دال

مثلث غیر متساوی الاضلاع  =  لچک نابرابر دال
تواضع     =   فروتنی بگوییم
متواضع = فروتن بگوییم
متوسط = میانگین
متوفی = درگذشته
توقع = چشم‌داشت
متوقع = چشم دارنده
تولد = زایش
متولد = زاده
تهاجم = آفند
مهاجم = آفندگر/ تازنده
متهاجم = آفندگر – تازنده
مثال = نمونه / همانند
مثلث = سه بر/ سه گوش
مجال = یارا/ هنگام
مجلس = نشست
مجالس = نشست‌ها
مجمع = گردهمآیی
مجامع = گردهمآیی‌ها
مجانی = رایگان
مجاور = همسایه
مجاورت = همسایگی
مجبور = ناچار/ ناگزیر
اجبار = ناچاری
مجبور = ناچار
مجددا = دوباره
مجرب = کارآزموده
مجرد = تنها
تجرد = تنهایی
جرم = بزه/ گناه
مجرم = بزهکار/ گناهکار
جرح = زخم
مجروح = زخمی
مجسمه = تندیس/ سردیس
جعل = ساختن
مجعول = ساختگی
جعد = شکن
مجعد = شکن در شکن/ پیچ در پیچ
جلال = شکوه
مجلل = باشکوه
مجمل = کوتاه
جنون = دیوانگی
مجنون = دیوانه
مجهول = ناشناخته
جهل = ناشناختن
حرب = جنگ/ کارزار
محاربات = جنگها/ کارزارها
محاسبه = شماره‌گیری
حساب = شماره کردن/ شمردن
حسن = نیکی
محاسن = نیکیها
حافظ = نگهبان/ نگهدارنده/ نگهدار
محافظ = نگهبان
محاکمه =  دادرسی/ داوری
محال = ناشدنی
محبت = مهرورزی
محبس = زندان
محبوب = دلدار/ دلبریگرایی
احتیاج = نیازمندی
محتاج = نیازمند
احتیاط = دوراندیشی
محتاط = دوراندیش
احترام = گرامیداشت/ ارج
محترم = گرامی/ ارجمند
احتمال = گمان بردن / حدس زدن
محتمل = گویا/ شاید
محتوی = درون مایه/ دارنده
محرم = همراز/ همدم
محروم = بی‌بهره
حزن = اندوه

****

جاذبه (فیزیک)= گرانش
جاذبه=کشش، رُبایش
جامع=فراگیر
جامعه (تشکُل)=همبود
جامعه = همبودگاه
جایز = روا
جایزه = پاداش
جبران = توزش (توختن)
جُثه = تنه
جدال = پیکار
جدید الانتشار = تازه چاپ
جدید التأسیس = نوبنیاد، نوساز
جذاب = گیرا
جذبه = گیرایی
جرأت = یارا
جرأت داشتن = یارستن
جر ثقیل، جر اثقال = گرانکِش
جُرم = بِزِه، گناه
جریان = روایی
جریمه = تاوان
جاعل = بَرساز
جعلی = بَرساخته، ساختگی
جغرافیا = جئوگرافی. گیتاشناسی
جلاد = دُژخیم
جلال و جبروت =  فَر و شکوه
جِلد = پوسته، پوشینه
جن = پری
اجنه = پریان
جنبه، بُعد = سویه
جنوب = نیمروز
جنون = دیوانگی
جواز = پروانه
جور = جفا، ستم
چَت (chat) = گَپ
چطور = چه گونه، چه سان
جزء = بند
جزا = سزا
جزایی (حقوقی) = کیفری
جزیره = آبخُست
جسور = دلیر، بی باک
جعل = بَرساخت
حائز = دارا
حاصل = دستاورد
حاصل‌خیز = باروَر، پُربار
حتماً = بی گمان، هر آینه
حجم = گُنج
حداقل = کمینه، دست کم
حداکثر = بیشینه
حذف = زُدایش، زُدودن
***

محشر = رستاخیز / رستخیز
محصل = دانش‌آموز/ دانشجو
محضر = پیشگاه
اتمام = پایان
تاجر = بازرگان
تدریج = رفته رفته
حقیر = پست / کوچک / خوار
محک = آزمایش
محکم = استوار
محل = جایگاه
محیط = پیرامون / گرداگرد
مخابره = آگاه کردن
مخارج = هزینه
خصم = دشمن
مخاصمه = دشمنی
مخاطب = شنونده
مخالف = ناسازگار
مختار = آزاد
مختلط = درهم / درهم آمیخته
مخرب = ویران کننده
مخروبه = ویرانه
مخفی = پنهان
مخلص = پاک .یار جونی
مخوف = ترسناک
مخیله = اندیشه . پندار
مداح = ستاینده
مدارا = بردباری .شکیبا
مدام = پیوسته .همواره
مدبر = کاردان
مدخل = درآمد / درگاه
مدعو = مهمان / خوانده شده
مدور = چرخنده .
مدینه = شهر
مدیون = بدهکار
مذاب = گداخته
مراتب = پایه‌ها
مرتع = چراگاه / مرغزار
مراتع = چراگاه‌ها / مرغزارها
زوج = جفت
فرد = تک

از  همین نویسنده:

http://parssea.org/?p=5292

اهمیت مسیرهای مواصلاتی ایران برای شبه قاره هند و اوراسیا

اهمیت مسیرهای مواصلاتی ایران برای شبه قاره هند و اوراسیا

 همشهری آنلاین- دکتر محمد عجم:
موقعیت استراتژیک و ژئوپلتیک و ژئواکونومیک ایران مورد توجه کشورهای بزرگ جهان بوده و هست.موقعیت مناسب ریلی و جاده ای و دسترسی ایران به سواحل طولانی در خلیج فارس و دریای عمان و سواحل دریای خزر در سالهای اخیر بسیار مورد توجه تولیدکنندگان بزرگ اقتصادی جهان بوده است.

اگر بعضی نقاط خالی ریلی و جاده ای ایران تکمیل شود ایران می تواند از عبور و ترانزیت کالا از خطوط ریلی و جاده ای خود درامد سرشاری داشته باشد.

چین در توسعه جهشی به کشور اول جهان از نظر حجم تولیدتبدیل شده و در بعضی دیگر از شاخص های اقتصادی به ژاپن و آمریکا نزدیک شده است. هند با چین برای کسب بازارهای مصرف جهان در رقابت است. هند طبق برنامه های پیش بینی شده این کشور باید به سومین کشورجهان از نظر تولید و مصرف تبدیل شود به این منظور باید به بازارهای مصرف مهم منطقه بخصوص منطقه نزدیک و اوراسیا دسترسی داشته باشد. حجم صادرات هند به آسیای میانه و منطقه خزر می تواند 5 برابر افزایش یابد و از طرفی امنیت انرژی هند را تامین کند.

مانع اصلی این آرمان هند مواصلات جاده ای است زیرا همه کشورهای آسیای مرکزی و منطقه خزر محصور در خشکی هستند و به دریای آزاد ارتباط ندارند،‌ دسترسی هند به این کشورها تنها از طریق یک کشور ثالث امکان‌پذیر است؛ با این اوصاف ایران از جایگاه ممتازی ژئوپلیتیکی در نظام منطقه‌ای آسیای مرکزی به‌ویژه با توجه به معضلات (چین و پاکستان) برای دسترسی هند به این منطقه برخوردار است. حمل و نقل دریایی تحول خاصی نداشته و همچنان کند و طولانی است امروزه برای انتقال کالا سرعت و امنیت شاخص مهمی است لذا در ترابری محموله های سنگین تمرکز بر حمل و نقل ترکیبی (دریایی – ریلی – جاده ای)است. نتنها هند بلکه بنگلادش و تایلند و میانمار و نپال نیز برای تبادل محموله های جاده ای و ریلی به غرب آسیا چشم دوخته اند.

هند بدنبال تجارت و نفوذ در اوراسیا است بهترین گزینه ایران خواهد بود: زیرا ایران از یک طرف از طریق مرزهای زمینی و آبی با کشورهای منطقه همسایه است؛ نفوذ تاریخی و فرهنگی در همه کشورهای منطقه دارد؛ کوتاه‌ترین، ارزان‌ترین و امن‌ترین مسیر دسترسی این کشورها به جهان بیرون است و رقابت ژئوپلیتیک یا ژئو اکونومیک جدی میان هند و ایران برای حضور و نفوذ در منطقه آسیای مرکزی و اوراسیا به‌عنوان یک مانع وجود ندارد.

این در حالی است که هند در شمال توسط هیمالیا محصور شده و بدلیل مشکلات جدی که میان چین و هند وجود دارد استفاده از خاک چین و پاکستان برای هند عملا امکان‌پذیر نیست؛ از طریق افغانستان نیز به دلیل نداشتن مرز مشترک از طریق این کشور نمی‌تواند به منطقه آسیای مرکزی دسترسی داشته باشد،‌ از طرف روسیه و دریای سیاه نیز باوجود رابطه دوستانه و سنتی این کشور به دلیل طولانی شدن مسافت و زمان، ارسال محموله عقلانی و مقرون ‌به ‌صرفه نیست، رقابت و دشمنی با پاکستان نیز یکی از موانع زمینی دسترسی هند به آسیای مرکزی از مسیر این کشور است.
بهره برداری از راه آهن ترکمنستان ،قزاقستان و ایران که در دوازدهم آذرامسال باحضور روسای جمهوری ایران ،ترکمنستان و قزاقستان به بهره برداری رسید، فرصت مناسب و ارزانی برای هند برای دستیابی به بازارهای کشورهای مشترک المنافع فراهم کرده است.

مراسم نمادین گشایش خط راه آهن ترانزیتی شرق دریای خزر به طول 920 کیلومتر به عنوان کریدور ریلی شمال به جنوب از شهر اوزن در قزاقستان تا شهر گرگان در استان گلستان ساخته شده است.
این خط آهن کشور قزاقستان را به ترکمنستان متصل کرده و پس از عبور از گرگان به سمت جنوب ایران یعنی خلیج فارس سرازیر می شود؛بدین ترتیب راه کشورهای قزاقستان و ترکمنستان به آب‎های آزاد در خلیج فارس و دریای هند باز خواهد شد.

با افتتاح این مسیر حمل و نقل ،تجارت جهانی میان شرق (از چین تا آسیای مرکزی) و غرب جهان (بویژه اروپای غربی) حدود 10 هزار کیلومتر راه زمینی کوتاهتر می شود.
دولتهای قزاقستان و ازبکستان و قرقیزستان بدنبال راههای عملی برای مشارکت راهبردی اقتصادی با هند هستند.

رهبر قزاقستان برنامه ای تحت عنوان به سوی آینده (نورژول) و هند نیز برنامه ای تحت عنوان در هند بسازید (Make in India) را برای سرمایه گذاران خارجی در این کشور اجرا می کند.
هند در سال 2014 موفق ترین اقتصاد جهان از نظر جذب سرمایه گذاری خارجی بود.
– دشمنی و رقابت با پاکستان
پاکستان به خاطر برخورداری از سلاح‌ های هسته ‌ای،‌ اختلافات مرزی در جامو و کشمیر و پیگیری سیاست اتحاد و ائتلاف با چین دشمنی راهبردی برای هند فرض شده است. بطوریکه هرگونه اتحاد و ائتلاف هند با کشورهای پیرامونی بر مبنای رابطه با پاکستان است.

برای مثال،‌ حضور هند در بندر چابهار ایران حداقل از منظر پاکستانی ‌ها با هدف نفوذ به عمق راهبردی این کشور است. هندی‌ ها به‌ خوبی آگاه هستند که پاکستان در آینده همچنان به آشتی ‌ناپذیری با هند ادامه خواهد داد؛

بین دو کشور هند و پاکستان یک تئوری توطئه دایما مبنای تمامی تحلیل ها است بطوریکه هر حادثه ای در هریک از دو کشور اتفاق بیفتد بی درنگ انگشت اتهام بسوی دولت مقابل نشانه می رود.
بنابراین هند در تلاش است تا در مرحله اول از پاکستان تصویری به‌ عنوان حامی تروریسم در جهان ارائه دهد تا اجماعی جهانی بر علیه آن ایجاد کند؛ مسئله حق تعیین سرنوشت کشمیر را به یک مسئله داخلی تبدیل کند تا از این طریق مانع از نفوذ قدرت ‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ ای از جمله مسلمانان در امور داخلی کشمیر شود و در نهایت توان بازدارندگی در مقابل پاکستان و تهدیدات این کشور را حفظ کند. با وجود چنین اختلافاتی به نظر می‌رسد پاکستان به هند اجازه نخواهد داد تا از مسیر این کشور در جهت دستیابی به آسیای مرکزی استفاده کند.

2- – رقابت با چین و عدم توان استفاده از خاک این کشور

هند و چین در حال حاضر به‌عنوان رقبای کینه دار جدی محسوب می‌شوند که تلاش دارند تا نظمی دلخواه در منطقه آسیا ایجاد کنند؛‌ چینی‌ها مایل به حضور و نفوذ قدرت ‌های بیرونی در آسیا نیستند و در پی ایجاد جهانی تک ‌قطبی در آسیا است؛ در مقابل هندی ‌ها که از سلطه چین بر کل آسیا نگران هستند قصد دارند با باز کردن پای قدرت‌ های فرا منطقه ‌ای از جمله آمریکا توازن قوا در منطقه را به سود خود تغییر دهند. از دیگر موضوعات مورد اختلاف میان دو کشور می‌ توان به اختلافات ارضی در منطقه اروناچال پرادش و تبت و 4000 کیلومتر مرز غیر تحدید حدود شده شاره کرد که به این زودی حل و فصل نخواهد شد.

بخشی از این اختلاف مرزی به خاطر تفاسیر متفاوت از کنوانسیون «شیمالا» است؛ کنوانسیونی که در سال 1913 و 1914  م شکل رسمی به خود گرفت.

“مک ماهان” ریاست هیئت انگلیسی، با بهره‌ گیری از فرصت مذاکراتی با هیئت تبتی، مرز میان هند و تبت را مشخص ساخت که بر اساس آن مرز پیشنهادی، شمال مناطق عشایری بود و از آبریزگاه‌ های شمال هیمالیا می‌گذشت. اختلاف در خصوص این موافقت‌ نامه میان چین و تبت تا به امروز به قوت خود باقی مانده است. دولت هند آن را معتبر می‌داند، ولی چینی‌ ها مدعی‌ اند که سیمالا معاهدۀ نابرابری است که بدون توافق چین به تبت تحمیل شده است. در این کنوانسیون خط مک ماهان به ‌عنوان مرز رسمی چین و هند مشخص و در سال 1913 م از سوی هند پذیرفته ‌شده است.

پیوستن جامو و کشمیر به هند در سال 1947 م و برقراری سلطۀ چین در تبت در سال 1950 م، بیجینگ و دهلی‌ نو را در این منطقه در رویارویی مستقیم با یکدیگر قرار داد. از سال 1961 م مبارزه نرم و آرامی میان طرفین درگرفت و در ادامه به جنگی تمام ‌عیار و نیز به شکست کامل هند منجر شد. از سال 1962 م آتش ‌بس موقت در مرزهای دو کشور حاکم شد که البته هرلحظه امکان شعله ‌ور شدن وجود دارد

3- نداشتن مرز مستقیم با افغانستان
هند قبل از استقلال پاکستان در سال 1947 با مجموعه آسیای مرکزی از طریق افغانستان و ایران ارتباط داشت.اما استقلال پاکستان هند را در شمال و غرب محصور نموده است بنابراین تنها مسیری که به هند اجازه خواهد داد در افغانستان حضور داشته باشد و از طریق آن در کشورهای آسیای مرکزی نفوذ کند مسیر ایران است.
4- مسیر روسیه

اگرچه رابطه هند و روسیه در همه حوزه‌ هادر زمان شوروی عمیق بود و هند از توان نظامی هند بیشتر برای ایجاد بازدارندگی در منطقه شبه‌ قاره در مقابل پاکستان و جلوگیری از تک‌ قطبی شدن آسیا به رهبری چین استفاده می‌کند اما دسترسی به آسیای مرکزی از طریق روسیه به دلایل زیر امکان‌پذیر نیست.

1 . هند و تا حدودی روسیه از تبدیل شدن قاره آسیا به قطب تحت سیطره چین نگران و باهم در زمینه مبارزه با افراط‌ گری اسلامی همکاری می‌کنند؛ اما دو رقیب هستند که بر اساس نگاه رئالیستی توسعه و نفوذ هند در مناطق پیرامونی عنوان تهدیدی بر علیه امنیت ملی روسیه قلمداد می‌شود. بعلاوه هند بشدت به آمریکا نزدیک شده و شریک اول تجاری هند است و روسیه نیز با فاصله گرفتن از آمریکا شدیدا به چین نزدیک شده است. این ادعا از آن جهت مطرح می‌شود که در سال 2008 و در پی اجاره پایگاه آیینی تاجیکستان به هند روس ‌ها نسبت به این اقدام دولت تاجیکستان واکنش جدی نشان دادند و با اقدامات مختلف سعی در ایجاد کارشکنی برای بیرون کردن هند از این پایگاه داشتند.

2- از نظر اقتصادی نیز برای هند مقرون به‌ صرفه نیست که بخواهد از خاک روسیه برای حضور در آسیای مرکزی استفاده کند،

File:BritishIndianEmpireandEnvirons2.jpg

 

راههای مواصلاتی مسیر ایران

با اوصافی که در بالا آمد ایران تنها راه دسترسی هند از نظر ژئوپلیتیکی به آسیای مرکزی است، زیرا از یک طرف ایران مرز مستقیم زمینی (مرز مشترک با ترکمنستان) و دریایی (قزاقستان و ترکمنستان در دریای خزر) با آسیای مرکزی دارد و از طرفی ایران رقابت ژئوپلیتیک آشکاری با هند چه در سطح منطقه و چه در سطح جهانی ندارد. ایران و هند اختلافات مرزی با هم ندارند که باعث شود ایران همچون پاکستان و چین مانع از حضور هند در آسیای مرکزی شود. ضمن اینکه نبود رقایت ژئوپلیتیکی و همنوایی منافع میان دو کشور باعث خواهد شد حضور هند در آسیای مرکزی در تضاد با منافع ملی ایران قرار نگیرد؛ بنابراین هند برای حضور در آسیای مرکزی مجبور به عبور از مسیر ایران است. شاید این بار جغرافیا به داد سیاست برسد و باعث نزدیکی بیش از بیش دو کشور شود.

هند در آینده به یک قدرت بزرگ و سومین بازار جهان در نظام بین ‌الملل تبدیل می‌شود. و باید برای صدور تولیدات به بازارهای متنوع جهانی دسترسی داشته باشد و امنیت انرژی آن تامین شود به همین منظور در دوره بعد از فروپاشی شوروی تلاش کرده است تا در نظام منطقه‌ای آسیای مرکزی حضور داشته و از این طریق ضمن تأمین امنیت انرژی وارداتی از کشورهای منطقه، نیازهای مقطعی خویش را تأمین کند و از سرایت افراط گری اسلامی از این منطقه به مناطق مسلمان‌ نشین به ‌خصوص در جامو و کشمیر جلوگیری کند؛
کریدور شمال – جنوب

کریدور شمال – جنوب شهریور ماه ۱۳۷۹ در سن پترزبورگ به امضای وزرای حمل و نقل سه کشور ایران ، هند و روسیه رسیدو سپس کشورهای دیگری به آن ملحق شدند.

کریدور شمال – جنوب مهمترین حلقه تجارت بین آسیا و اروپا میباشد که در مقایسه با مسیرهای سنتی از نظر مسافت و زمان تا ۴۰ درصد کوتاهتر و از نظر هزینه تا ۳۰ درصد ارزانتر می باشد.و بعضی مسیرها 5000 کیلومتر صرفه جویی می شود. کریدور شمال – جنوب سواحل ایران را از سه طریق به اوراسیا وصل می کندو کشورهای در مسیر این کریدور هر یک با تشکیل اتحادیه و انعقاد قراردادهای همکاری در رقابتی همه جانبه به توسعه و تجهیز بنادر ، جاده ها، ترمینال و مسیرهای ریلی خود می پردازند.

کریدور شمال – جنوب (NOSTRAC) در سال ۱۹۹۳ متعاقب برگزاری اجلاس کمیسیون اروپا وزرای حمل و نقل کشورهای عضو ، علاوه بر کریدورهای شمالی ، مرکزی و جنوبی شاهراه ترانزیتی موسوم به کریدور ترانزیتی شمال – جنوب را به تصویب رساندند.دبیرخانه و دفتر کریدور شمال – جنوب در تهران مستقر شده است.
اظهار نظر مقامات هندی در مورد مواصلات

مقامات هندی در یکسال گذشته بارها به اهمیت چابهار اشاره کرده اند. از معاون شورای عالی امنیت ملی هند که خود شخصا از چابهار بازدید نموده است تا نخست وزیر تا معاون رئیس جمهور در خصوص اهمیت چابهار برای انتقال ارزان کالاهای هند به اوراسیا با مطبوعات سخن گفته اند که سخنان آنها بازتاب مطبوعاتی مفصلی داشته و مورد کنکاش متخصصان قرار گرفته است.
مقالات متعددی نیز از سوی مطبوعات و موسسه های مطالعاتی هند در اهمیت این کریدورها منتشر شده است. روزنامه هندوستان تایمز به نقل از معاون بازرگانی هند دراین خصوص نوشت :هزینه های انتقال کالا از مسیر ایران به کشورهای مشترک المنافع حدود 40 درصد کمتر از کانال سوئز است.

هند می تواند ترکیبی از مسیرهای ریلی و جاده ای را برای انتقال کالا به کشورهای مشترک المنافع از طریق ایران را مورد توجه قرار دهد.

وی استفاده از مسیر ویژه جاده ای را از دیگر گزینه ها عنوان کرد و اظهار کرد: جابجایی کالا از مسیر جاده ای به راحتی و بدون هرگونه مشکلی صورت می گیرد و اختلاف هزینه نیز چشمگیر است.

روزنامه پایونیر هند در مقاله ای تحت عنوان : در سال 2015، به آسیای میانه توجه کنید( 25 دسامبر2014 (4دی1393) نوشته است: نخست وزیر به دیپلماسی هندی روحیه تازه ای بخشیده و دیدارهای خارجی اش به ویژه به «مارک هند» زندگی جدیدی اعطاء نموده است. طی هفت ماه گذشته که آقای مودی نخست وزیر هند بوده وی بطور تعجب آور بر سیاست خارجی اش تاکید چشمگیری داشته است.

اما حوزه ای که تا به حال مورد توجه وی قرار نگرفته آسیای میانه است. البته این امر تعجب آور هم نیست چرا که این منطقه هیچ وقت از اولویت های سیاست خارجی این کشور نبوده ولی ضروری است تا مدت زیادی نادیده گرفته نشود. درخواست هند جهت عضویت در سازمان همکاری شانگهای که نهاد قدرتمندی منطقه ای می باشد گام اول در جهت درستی است ولی لازم است اقدامات بیشتری انجام شود.

هند در این منطقه در مقایسه با نه تنها چین بلکه سایر بازیگران عمده از جمله آمریکا، روسیه و حتی ترکیه و ایران عقب است. این با وجود این امر است که هند با منطقه آسیای میانه دارای روابط تمدنی می باشد که به قرن ها بر می گردد. دهلی نو اخیراً تلاشهای سنجیده جهت تحکیم حضور خود در این منطقه انجام داده است. آقای ای احمد وزیر مشاور در امور خارجه هند به مناسبت برگزاری گفتمان هند و آسیای میانه در پایتخت قرقزستان، بیشکک، در جون 2012 سیاست رسمی دولت هند موسوم به «اتصال به آسیای میانه» Connect Central Asia را اعلام کرد. حتی پس از گذشت بیش از دو سال این سیاست صرفاً بعنوان یک آرمان مانده و کار واقعی در این زمینه انجام نشده است.

با این وجود، برای هند حضور نیرومندی در منطقه آسیای میانه به دو دلیل مهم است: امنیت انرژی و امنیت نظامی. در مورد اول، هند فعلاً تقریباً همه نفت و گاز خود را از آسیای غربی وارد می کند. اما با در نظر گرفتن تحولات در این منطقه بهتر است که این کشور به دنبال تأمین کنندگان دیگر برود. بعلاوه، با توجه به این که نیازهای هند به انرژی رو به افزایش است دهلی نو گزینه ای ندارد جز اینکه منابع دیگر را نیز بررسی کند. آسیای میانه با توجه به این که از نظر انرژی غنی و نزدیک به این کشور می باشد در موقعیت خوبی قرار دارد که به تأمین کننده نفت و گاز به این کشور تبدیل شود.

چین نیز با چالش های مشابه روبرو است یعنی اقتصاد و جمعیت این کشور به تدریج افزایش پیدا می کند اما یک تفاوت وجود دارد که ظاهراً این کشور به این دو چالش به نحوه احسن واکنش نشان داده است که از نفوذ عمیق آن به بازار انرژی آسیای میانه مشخص می شود. خزانه دو تریلیون دلاری ارز خارجی پکن و دولت بسیار موثر چین که عاری از مشکلات ویژه دموکراسی نیز است موجب شد که این کشور نه تنها در آسیای میانه بلکه در سراسر جهان در معامله های نفتی در مقابله با دهلی نو موفق بوده است. بطور مثال هند فقط چند هفته قبل از مذاکره در پکن، در مقابل چین بر سر معامله میدان نفت کاشگان در قزاقستان باخت. این بزرگ ترین میدان نفت جهان می باشد که طی پنج دهه گذشته اکتشاف شده است.

شاخه خارجی او.ان.جی.سی. (او.وی.ال.) که شرکت دولتی هند می باشد در نوامبر 2012 با شرکت کونوکوفیلیپ آمریکا جهت خریداری 4/8 درصد سهم این شرکت در میدان کاشگان به قیمت 5 میلیارد دلار قرارداد بسته بود. اما این معامله در جولای 2013 ملغی اعلام گردید چرا که خود دولت قزاقستان وارد قضیه شد و شرکت کونوکوفیلیپ را مطلع ساخت که شرکت ملی این کشور یعنی «قزاقمونایی گاز» سهم آن شرکت در میدان یادشده را به عوض همان قیمت خریداری خواهد کرد. قانون قزاقستان به دولت این کشور حق می دهد که می تواند هر دارایی نفت در خاک این کشور را براساس همان قیمت خریداری کند که بین مشتری و فروشنده نهایی شده باشد. شرکت قزاقمونایی گاز الان آن سهم را به شرکت ملی نفت چین به قیمت 3/5 تا 4/5 میلیارد دلار خواهد فروخت.

اما چین فقط یکی از مشکلات گوناگونی هند در آسیای میانه است. کشوری که تلاشهای دیپلماتیک دهلی نو در این منطقه را بطور چشمگیر خنثی نموده پاکستان است. پاکستان دسترسی زمینی هند به این منطقه از طریق افغانستان را مسدود نموده است. این نزدیک ترین مسیر برای هند به این منطقه می باشد اما استفاده از این مسیر امکان پذیر نبوده است. این دلیل بزرگی می باشد که چرا طرح عمده خط لوله ترکمنستان – افغانستان – پاکستان – هند ناموفق بوده است.

لذا دهلی نو مجبور شد به دنبال مسیرهایی برود که پاکستان را نادیده بگیرد. برای این منظور کریدور ترابری شمال و جنوب که هند را با منطقه آسیای میانه از طریق ایران وصل می کند بعنوان عوض کننده بازی در نظر گرفته شد.

این طرح در سال 2003 امضاء شده بود و در نظر دارد بندر مومبایی را با بندر چابهار و بندرعباس ایران از طریق مسیر دریایی وصل کند و سپس از طریق شبکه جاده ای و ریلی به افغانستان و سایر کشورهای آسیای میانه و اوراسیا پیونددهد. در این خصوص پیشرفت اولیه بدست آمد و سازمان جاده های مرزی هند با سرمایه گذاری مبلغ 136 میلیون دلار جاده ای را در افغانستان بین زرنج و دلارام احداث کرد. این جاده در سال 2009 افتتاح شد. این قسمت 215 کیلومتری جزء شبکه مهمی جاده ای افغانستان می باشد که بعنوان حلقه گل معروف است. این شبکه شهر هرات را از طریق مزار شریف و قندهار با کابل وصل می کند. به جز این جاده، سایر طرح کریدور ترابری شمال جنوب از یک دهه گذشته در حالت توقف مانده است.

در این دوران چینی ها شبکه های مشابه جاده ای و ریلی را به سرعت احداث نموده و تا قلب منطقه آسیای میانه نفوذ پیدا کردند. بزرگ راه قره قروم که در منطقه کشمیر( اقصی)توسط پاکستان در دست احداث است برای منافع امنیتی هند در این منطقه خطر مستقیمی مطرح می کند و ادامه طرح یادشده است. بندر گوادار در پاکستان نیز جزء همان طرح است. این بندر بعنوان هم وزن بندر چابهار ایران احداث می شود. بندر گوادار از بندر چابهار کمتر از 200 کیلومتر فاصله دارد.

اینجا جنبه امنیت نظامی روابط هند با آسیای میانه مطرح می شود. در حال حاضر جایگاه نظامی هند در این منطقه تقریباً صفر است. دهلی نو سعی دارد بر حضور خود در این منطقه بیافزاید و برای این منظور در کشور تاجیکستان فرودگاه «عینی» را بدست آورده بود. این فرودگاه می توانست در این منطقه به هند عمق راهبردی اعطاء کند. اما طرح هند توسط روسیه خنثی گردید. روسیه در این منطقه بعنوان برادر بزرگتر عمل می کند. فرودگاه عینی در حومه شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان قرار دارد. هند در سال 2004 شروع به تجهیز این فرودگاه کرد. مهندسین هندی تا سال 2010 سرگرم عملیات تجهیزات این فرودگاه بودند. اما دولت تاجیک که برای کمک مالی به روسیه تکیه می کند بعداً مشخص نمود که تنها روسیه می تواند از این فرودگاه استفاده کند.

سایر دارایی های نظامی هند در این منطقه شامل یک بیمارستان نظامی در «فارخور»، تاجیکستان، است. این بیمارستان به منظور معالجه اعضای ائتلاف شمالی که علیه طالبان می جنگیدند در سال 2001 احداث شده بود. این بیمارستان هنگامیکه که آمریکا طالبان را از مسند قدرت خارج کرد تعطیل شد. اما اخیراً در خصوص بازگشایی آن بیمارستان صحبت شده است.

آمریکا تنها کشوری می باشد که به صراحت اعلام نموده است که دوست دارد هند در این منطقه بعنوان شریک منطقه ای آن ظهور کند به ویژه به دنبال خروج نیروها از افغانستان در سال 2014 که علت عدم علاقه روسیه در این خصوص نیز همین است.

هند بازیگر مهمی در طرح جاده جدید ابریشم می باشد. این طرح در نظر دارد اقتصاد افغانستان را با اقتصاد آسیای مرکزی و جنوبی وصل کند. اما در این مرحله که نفوذ آمریکا در این منطقه در حال افول می باشد مشخص نیست که واشنگتن تا چه حدی می تواند به هند کمک کند. (طرح جاده جدید ابریشم الان لغو شده است). یعنی به عبارت دیگر می توان گفت که هند در این منطقه فاقد پایگاه است.

کشورهای مشترک المنافع شامل کشورهای (CIS) ارمنستان، آذربایجان، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، مولداوی، روسیه، تاجیکستان، ترکمنستان، اوکراین، ازبکستان و گرجستان است که حدودا 280 میلیون نفر جمعیت ( 2/4 درصد جمعیت جهان) را در خود جای داده اند.

روسیه بزرگترین کشور مشترک المنافع با 143 میلیون نفر جمعیت و ارمنستان با 3.4 میلیون کمترین جمعیت را دارد. این منطقه برای صادرات برنج هندو محصولات کشاورزی استوایی مقصد طلایی است.
اهمیت ژئوپلتیک و ژئواقتصادی سواحل مکران و چابهار

رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۶۳، در دیدار از دانشگاه علوم دریایی امام خمینی و اعطای سردوشی، اهمیت توجه به دریا و بنادر را مطرح فرمودند. در همه این سال ها، و در مناسبت های مختلف، ایشان بر این نگاه راهبردی و کلان خود پای فشرده اند. ترجمان این قاطعیت و تاکید، در حضور درخشان نیروی دریایی کشورمان در آب های آزاد، در سال های اخیر، تجلی یافته است. در آذر ماه سال ۹۳، ایشان در بخشی از فرمایشات‌شان، دوران صلح را فرصت مغتنمی برای خدمت نیروهای مسلح در بخش‌های علمی، سازندگی و افزایش بازدارندگی خواندند و تاکید کردند که مسئله آبادسازی سواحل مکران نیز جزو همین کارهای اساسی است که باید با همکاری دولت، برنامه‌های مورد نظر در این منطقه با سرعت بیشتری دنبال شود.

رهبر انقلاب پیش از این در سال ۹۱ نیز در دیدار با فرماندهان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، ضمن تاکید بر احیای نام اصیل مکران، و ایجاد شهرستان ساحلی مکران بار دیگر ضرورت توسعه ظرفیت های مغفول مانده سواحل شمال دریای عمان را مطرح کردند.
سواحل مکران

استان سیستان و بلوچستان با وسعت ۱۸۷۵۰۲ کیلومتر مربع، که ۸۱۱۷ کیلومتر مربع آن مربوط به سیستان و ۱۷۹۳۸۹ کیلومتر مربع آن متعلق به بلوچستان است. ۱۱ درصد کل مساحت کشور را در بر می گیرد و یکی از کم تراکم ترین استان های کشور به لحاظ جمعیتی است. این استان با داشتن حدود ۳۰۰ کیلومتر مرز آبی و ۱۸۰۰ کیلومتر مرز خاکی، از شمال به خراسان و افعانستان، از غرب به کرمان، از جنوب به دریای عمان و بحر مکران(دریای عرب) از مشرق به پاکستان و افغانستان محدود می‌شود. این استان دارای ۷ شهرستان، است که مجموعا ۲۹ بخش، ۱۶ شهر، ۹۲ دهستان و ۶۰۳۸ آبادی دارای سکنه را در بر می‌گیرد.

مکران و نواحی ساحلی جنوب شرقی ایران در روزگار مادها، به ویژه سلطنت آستیاک یا ایشتوویگو(۵۵۰-۵۸۰قبل از میلاد) یکی از ساتراپ‌های (استان) شرقی آن دولت بوده و به نام سرزمین «پاریکانیان و حبشیان آسیایی» از آن یاد شده است.در دوره هخامنشی و اشکانی و ساسانی نیز ایالات شرق ایران، سرزمین ماکا یا مکران جزو ایالات ایران به شمار می‌رفت.

نام قدیمی سیستان، «زرنگ» یا «زرنج» بوده، که داریوش کبیر در کتیبه‌های خود از آن نام می‌برد. نام بلوچستان در کتیبه‌های میخی داریوش در تیسفون و تخت جمشید، ماگا یا مکّه ضبط شده که استان چهاردهم بوده است.مکران را بعضی تغییر یافته مهی خوران و بعضی تغییر یافته مگان می دانند.
جمعیت استان بیش از ۲.۲۱۹.۰۰۰ نفر هست.

شهرستان های استان، شامل زاهدان، زابل، خاش، سراوان، ایرانشهر، نیکشهر، سرباز و چابهار و زاهدان مرکز استان است. استان سیستان، پهناورترین استان ایران با ۱۱.۴ درصد کل مساحت کشور به حساب می آید.

اهم قابلیت‌ها منطقه را می‌توان به شرح زیر صورت‌بندی کرد:

۱-وجود منظقه آزاد تجاری- اقتصادی چابهار.

۲-وجود سواحل مناسب.

۳-زمین و پس کرانه‌های مناسب در امتداد ساحل.

۴-وجود بسترهای عالی برای ترانزیت و کشتیرانی تجاری.

۵-وجود مناطق دریایی ارتش و پایگاه‌های دریایی سپاه.

۶-وجود شرایط لازم برای گسترش یگان‌های نظامی.

۷-وجود خلیج‌های کوچک (خورها).

۸-وجود سواحل با قابلیت‌های دفاعی مناسب.

۹-وجود زمینه همگرایی سران طوایف و قبایل با نظام جمهوری اسلامی.

۱۰-آب‌های آزاد و عمق عملیاتی مناسب در دریای عمان.

۱۱-وجود پایگاه‌های هوایی و پدافند هوایی ارتش در منطقه.

۱۲-انطباق منطقه‌بندی نظامی با تقسیمات سیاسی.

نقاط ضعف و آسیب‌پذیری‌های منطقه

۱-پایین بودن سطح رفاه عمومی مردم منطقه.

۲-دوری منطقه نسبت به مرکز.

۳-فرهنگ قومی و عشیره‌ای مردم.

۴-ترانزیت مواد مخدر از کشورهای همجوار.

۵-وجود سلاح‌های غیرمجاز در منطقه که به نا‌امنی‌ها دامن می زند.

اهمیت جایگاه ژئوپلیتیک سواحل مکران

یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های این منظقه، مجاورت آن با آب‌های آزاد بین‌المللی در سرتاسر مرز جنوبی، همسایگی مستقیم با کشورهای پاکستان و افغانستان، و به طور غیرمستقیم با کشورهای آسیای مرکزی( از طریق ترکمنستان) است که یک راه غیرقابل چشم پوشی برای این کشورهای محصور در خشکی( به جز پاکستان) به دریاهای آزاد محسوب می‌شود.

در صورت راه‌اندازی محور ترانزیتی کشور، که از بندر چابهار آغاز و با عبور از شهرهای استان سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی، رضوی و شمالی به کشورهای آسیای میانه ختم می‌شود، این منطقه محروم، از فقر و محرومیت خارج خواهد شد و به سوی توسعه حرکت خواهد کرد.

بندر چابهار یکی از چهارراه های اصلی کریدور جنوبی تجارت جهانی نیز محسوب می‌شود. این بندر به علت موقعیت استراتژیک خود و دستیابی به آب‌های آزاد بین‌المللی، جایگاه ویژه‌ای در مبادلات بین ایران و سایر نقاط منطقه دارد. چابهار نسبت به سایر نقاط ساحلی ایران، مزیت‌های خاص خود را دارد. آب های عمیق در خلیج چابهار، شرایط پهلوگیری کشتی های بزرگ و ایجاد تاسیسات بندری را فراهم می کند. این بندر، مهم‌ترین بندر تجاری خارج از حوضچه خلیج فارس است و از نظر سیاسی و راهبردی در مواقع جنگ و بحران‌های منظقه‌ای می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای ایفا کند. قرار گرفتن چابهار در یک خلیج، موقعیت بندری ایده‌آلی برای توسعه فیزیکی در آینده به آن می‌بخشد که بسیاری از بنادر دنیا، از آن محرومند.آب و هوای چابهار در تابستان ها تحت تاثیر بادهای سرد و مرطوب قطب جنوب است که در ایران تنها منطقه آب و هوای مطلوب اقیانوسی است.

ارزش‌های دفاعی سواحل مکران

عقبه نامناسب منطقه، از جمله وجود ارتفاعات مکران، چاله‌های جازموریان و منطقه دلگان در استان سیستان و بلوچستان، امکان عبور از این منطقه را برای نفوذ به عمق کشور، برای دشمن بسیار سخت می‌کند. اما همین عقبه نامناسب، وجود خورهای متعدد و تراکم جمعیتی بسیار پایین و حتی خالی از سکنه بودن منطقه، به همان اندازه فرصت های مناسبی در اختیار قاچاقچیان بین‌المللی مواد مخدر و سلاح قرار می‌دهد و امکان عملیات محدود و ایذایی را از طریق ارسال تیم های تروریستی به داخل، برای دشمنان فراهم می‌کنند.

سواحل جنوب شرقی ایران به لحاظ جایگاه نظامی می‌تواند در اتخاذ استراتژی‌های فرامنطقه‌ای برای ایران تعیین کننده باشد و توان تحرک میان آب‌های اقیانوسی را به نیروی دریایی ایران ببخشد. بر خلاف محیط بسته خلیج فارس، دریای عمان و بحر مکران ایران را به اقیانوس های جهان پیوند می دهد، امکان گسترش حوزه حضور ایران را فراهم می کند. وجود پایگاه هوایی چابهار و توسعه آن می‌تواند قدرت نظارتی و کنترل ایران را بر بخش شمالی اقیانوس هند افزایش دهد.

اگرچه تفکر راهبردی دفاعی ایران در جنوب، بر خلیج فارس متمرکز است، چنان چه صحنه عملیاتی ایران قبل از ورود به خلیج فارس، از دریای عمان طراحی شود، توان استراتژیک مضاعفی در اختیار ایران قرار می‌گیرد.

فرصت‌ها و تهدیدهای منطقه

از میان فرصت های موجود در این منطقه به طور فهرست‌وار می‌توان به چند مزیت شاخص اشاره کرد:

الف- وزن ژئوپلیتیک ایران در منطقه دریای عمان.

ب- پیوندهای فرهنگی-اجتماعی و مذهبی با مردم کشورهای منطقه.

ج- وجود پتانسیل‌های لازم جهت توسعه زیرساخت های اجتماعی و فرهنگی.

د- وجود حس مشارکت محلی و بومی مردم منطقه در تولید امنیت.

ر- وجود حس تعلق و گسترش اعتماد بین مردم مرزنشین و دولت و مردم کشور.

ز- وجود نیاز مردم منطقه به آموزش‌های زیست محیطی و دریایی.

به همین ترتیب تهدیدهای موجود در این استان را می‌توان این گونه فهرست کرد:

الف- آلودگی‌های زیست محیطی در دریاهای آزاد.

ب- واگذاری یک ساحل طولانی به این استان که مشکلات امنیتی آن را افزایش می‌دهد.

ج- تردد بی‌رویه مردم در ابعاد مختلف اجتماعی به کشورهای پیرامون منطقه.

د- سهولت دریافت شبکه‌های رسانه‌ای جمعی خارجی.

توسعه اقتصادی بندر چابهار

شکی نیست که یکی از نمودهای، و به واقع نوک پیکان توسعه یک کشور، رونق بنادر آن است که حکم شاخص توان صادراتی آن کشور را بازی می‌کند. امری که خود بر میزان استقلال و خودکفایی اقتصادی یا رفاه بیشتر آن دارد.

رشد حیرت آور اقتصاد شیخ‌نشین‌های جنوب خلیج فارس، بیش از هر چیز در شکوفایی بنادری چون راس الخیمه تجلی یافته است. بنادری که از زمان آغاز روند توسعه، افزایش ظرفیت سالیانه آن‌ها حدود ۶۰۰ هزار کانتینر بوده است.

بدیهی است که دوشادوش رقابت در استحصال از میدان‌های نفتی مشترک، رقابت در به دست گرفتن سهم بیشتری از بازار کانتینری خلیج فارس هم باید پیش چشم برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران کشور باشد، که خود این امر تنها از طریق توسعه و تجهیز روزافزون بنادر استراتژیکی چون چابهار امکان‌پذیر است. تجربه کشوری مانند سنگاپور، با وسعتی کم‌تر از نصف مساحت جزیره قشم، بیانگر آن است که مدیریت اصولی و جذب سرمایه در بخش توسعه بندر چابهار، نه تنها منجر به تحول اقتصادی عظیمی در منظقه مکران می‌شود، بلکه منفعتی پایدار و چشمگیر برای کل کشور به دنبال دارد.

مشابه، یا به واقع همتای بندر چابهار ایران، بندر گوادر در فاصله 60 کیلومتری و درساحل پاکستان قرار دارد. منافع اقتصادی پاکستان در کنار دغدغه‌های نظامی و امنیتی آن، موجب توجه جدی این کشور به توسعه بندر گوادر از سال ۱۹۹۹ به این سو گردیده است. امری که منجر به امضای توافقنامه نهایی مشارکت و سرمایه‌گذاری همه جانبه با دولت چین، در زمینه توسعه و تجهیز این بندر شده است.
در چنین شرایطی، قطعا اگر با بهره‌گیری از تجارب جهانی و حضور و مشارکت قدرت‌های اقتصادی، و اختصاص اعتبارات قابل توجه و ویژه، طرح‌های زیرساختی، از جمله سیستم‌های حمل و نقل ریلی، جاده‌ای و هوایی و تجهیزات مدرن بندرگاهی، در چابهار به انجام برسد، به دلیل موقعیت ممتازتر و مزایای بیشتر این بندر، نسبت به گوادر و امثال آن، چشم‌انداز درخشان‌تری برای این بند قابل پیش‌بینی است.

حضور گسترده ایران در آب‌های آزاد، از سال ۱۳۸۷، با دستور و تاکید ویژه فرمانده کل قوا آغاز شد و اولین ناوگروه‌های ایران برای مقابله با دزدان دریایی در خلیج عدن اعزام گردیدند.
در این میان، سواحل مکران، گنجی است که به دلیل دورافتادگی و مغفول ماندن، تاکنون چندان که باید مورد استفاده قرار نگرفته است. سواحل مکران به واقع دروازه ورود به آب‌های آزاد از یک سو و از سوی دیگر ورود به تنگه هرمز و خلیج فارس به حساب می‌آید.

توجه سازمان ملل و سازمان اسکاپ به اهمیت مواصلات و کریدورهای آسیای غربی

تا کنون چند سمینار منطقه ای و بین المللی توسط سازمان ملل در خصوص شناساندن اهمیت وصل شدن کریدورها و مواصلات بندری و جاده ای در کشورهای غرب آسیا برگزار شده است آخرین آنها با هزینه اسکاپ در آبان ماه گذشته در دهلی برگزار شد.

برای افزایش مبادلات و کاهش هزینه ها، حمل و نقل و مواصلات ریلی و جاده ای برای منطقه جنوب و غرب آسیا و اوراسیا بسیار اهمیت دارد. وصل شدن و کاربری شدن کریدورهای مواصلاتی که جنوب و غرب آسیا را به دریاها و به مناطق آسیای میانه و اوراسیا وصل می کنند اهمیت ویژه ای دارد در این میان ایران شاهرگ و نخاع هر گونه مواصلات جاده ای و ریلی در منطقه است. در این راستا اسکاپ تلاش می کندبا برگزاری سمینار و کارگاه تخصصی، اهمیت وصل کردن جاده ها و بنادر در منطقه را برای آینده تجارت و اقتصاد تبین نماید. نقصان در ارتباط و وصل شدن کریدورها از یک طرف و قوانین سخت گیرانه برای عبور و ترانزیت بار و کالا از راههای زمینی و ریلی باعث عدم رونق تجارت در بخش عمده ای از جهان بویژه بین هند و همسایگان متصل (مستقیم) و همسایگان غیر متصل شده است. هند برای صادرات و تجارت با اوراسیا اهمیت بسیار زیادی قائل است. و در این راستا بنادر و مواصلات ریلی و جاده ای ایران اهمیت پیدا می کند.

كميسيون اقتصادي- اجتماعي آسيا و اقيانوسيه- اسکاپ ((ESCAP، با بيش از شصت كشور عضو بزرگترين كميسيون از پنج كميسيون منطقه¬اي سازمان ملل مي¬باشد. اسكاپ ابتدا با نام كميسيون اقتصادي آسيا و شرق دور (اِكافه ECAFE) در تاريخ 28 مارس1947 (1326 شمسي) به منظور کمک به بازسازي اقتصادي تبعات ناشي از جنگ جهاني دوم در شهر شانگهاي چين تأسيس و اولين اجلاس آن از تاريخ 16 لغايت 25 ژوئن 1947 در محل دبيرخانه برگزار گرديد. اما درسال 1970 شهر بانكوك رسماً بعنوان مقر اسكاپ برگزيده شد. باگسترش فعاليت‌ها در زمينه امور اجتماعي و انعكاس هر دو جنبه توسعه اقتصادي و اجتماعي و موقعيت جغرافيايي كشورهاي عضو، سازمان اكافه در سال 1974به اسكاپ تغيير نام داد.

دبيرخانه اسكاپ در تايلند مستقر است و داراي 4 دفتر منطقه اي است:

1. دفتر منطقه اي جنوب و جنوب غرب آسيا در دهلي نو، ايران در اين زيرمنطقه قرار دارد.

2. دفتر منطقه اي شمال آسيا در آلماتي قزاقستان

3. دفتر منطقه اي شرق و شمال شرق در اينچئون كره جنوبي

4. دفتر منطقه اي اقيانوسيه در سوا مركز فيجي.

يکي از مناطق مورد توجه اسکاپ منطقه جنوب و جنوب غربي آسيا با پتانسيل‌هاي زياد ميباشد. منطقه پيش‌گفته در گستره جغرافيايي حدود 12 ميليون كيلومتر مربع شامل 25 كشور با جمعيتي حدود 530 ميليون نفر كه 5 حوزه ژئوپلتيك مهم جهان «آسياي مركزي، قفقاز، شبه قاره هند، خليج فارس و خاورميانه» را در بر ميگيرد، در بين قاره‌هاي آفريقا، اروپا و سرزمين‌هاي روسيه، چين و هند قرار دارد.
جنوب و جنوب غربي(شامل کشورهاي هند، پاکستان، افغانستان، ايران، بنگلادش، مالديو، نپال، بوتان، تركيه و سري لانكا) از ضعيف ترين مناطق آسيا از لحاظ تجارت فرامنطقه‌اي، سرمايه گذاري ، ارتباطات حمل و نقلي و تماس جمعيتي ساکنين با يکديگر مي‌باشد. يکي از دلايل اصلي براي سطح پايين تجارت در اين منطقه (که نشان دهنده کمتر از 6 درصد از مجموع تجارت کل آسيا) را دارا ميباشد، اتصال حمل و نقل ضعيف و متعاقب آن هزينه‌هاي تجاري بالا ميان کشورهاي عضو اين منطقه است.

با وجود اين پيش‌زمينه، اسکاپ با برگزاري سمينارهاي بين المللي تحت عنوان گفتگو در نظر دارد فرصت هاي بالقوه و چالشهاي پيش روي تقويت اتصال زيرمنطقه اي حمل ونقل در جنوب و جنوب غرب آسيا، تبادل تجربيات در مورد وضعيت فعلي و اقدامات در بهبود اتصال حمل و نقل را شناسايي نمايد و روشهاي جديدي را براي تسهيل ابزارهاي متفاوت حمل و نقل توسعه يافته توسط سازمان اسکاپ جهت تقويت ارتباطات حمل و نقلي جستجو نمايد.

البته اجراي اين سياست‌ها نيازمند توسعه کريدورهاي منطقه اي و تهيه يک طرح جامع براي اين منطقه بزرگ مي‌باشد.

در نتيجه موارد فوق اجلاسي تحت عنوان “خط‌مشي تقويت اتصالات حمل و نقلي در منطقه جنوب غرب آسيا” با همکاري AITD و كميسيون اقتصادي و اجتماعي براي آسيا و اقيانوسيه(اسکاپ) در کشور هند (دهلي نو) به مدت دو روز در تاريخ 29-28 آبان 1393(20-19 نوامبر 2014) برگزار گرديد.

اين اجلاس جهت گفتگو پيرامون سياست‌هاي تقويت ارتباطات حمل و نقل با مشاركت مقامات عاليرتبه دولتي، سياستمداران، تصميم گيران، ديپلماتها، گروهها و تشكل هاي زير منطقه اي، بانكهاي چند جانبه توسعه اي، حاميان، ارائه دهندگان خدمات لجستيك و محققاني از 11 كشور عضو شامل تركيه، ايران، افغانستان، پاكستان، هند، بنگلادش، نپال، بوتان، سريلانكا، ميانمار و مالديو برگزار شد و پيرامون ظرفيت ها و چالش هاي مرتبط با تقويت ارتباطات حمل و نقل در راستاي تعميق همگرايي منطقه اي اقتصادي در جنوب آسيا به بحث و تبادل نظر پرداخت. اين نشست بر مبناي دو نشست قبلي تحت همين عنوان در داكا (ژوئن 2013) و لاهور پاكستان (دسامبر 2012) برگزار گرديد.

در اين نشست نمايندگان كشورهاي عضو دفتر منطقه‌اي جنوب و جنوب غرب آسياي اسكاپ (SSWA) و همچنين نمايندگاني از نهادها و موسسات منطقه‌اي و بين المللي حمل و نقل در منطقه آسيا و اسكاپ از جمله سارك، آ. سه آن، BIMSTEC. و نيز ADB,IDB,UNECE حضور داشتند.

مهمترين اهداف برگزاري اين اجلاس شامل مواردي همچون شناسايي فرصتهاي بالقوه و چالشها براي تقويت اتصالات زير منطقه‌اي در جنوب آسيا، تبادل تجربيات در خصوص وضعيت کنوني و اقدامات انجام‌شده توسط نهادهاي ذيربط منطقه اي نظير اسكاپ، AITD، سازمانهاي مالي و حمل ونقلي در منطقه آسيا، کشورها و ساير شرکا در زمينه تقويت اتصالات حمل و نقلي، شناسايي راههاي تسهيل حمل و نقل که توسط سازمان اسکاپ جهت تعميق اتصالات حمل و نقلي توسعه يافته است و بحث در مورد اقدامات عملي مورد نياز جهت تقويت اتصال حمل و نقل از طريق توسعه کريدورهاي موجود در راه آهن سراسري آسيا(TAR) و بزرگراههاي آسيايي(AH) در قالب يک طرح جامع، بودند.

راجيو كر دبير بازرگاني دولت هند، مشاور نخست وزير بنگلادش پروفسور گوهر رضوي و همچنين سورش پرابو وزير راه‌آهن دولت هند سفراي کشورهاي ترکيه و ايران(جناب آقاي انصاري) در نشست حضور داشتند.

رئيس بخش حمل و نقل دفتر جنوب و جنوب غرب آسيا – آقاي ناجش كومار – و آقاي تاپار، رئيس موسسه توسعه حمل و نقل آسيا، به اهميت حمل و نقل منطقه آسيا (جنوب و جنوب غرب آسيا) با برخورداري از حدود 8/1 ميليارد نفر جمعيت و با نرخ رشد پايين 2/2 در اقتصاد تاکید کردند زيرساختهاي حمل و نقل در منطقه موجود است اما آنچه مانعي از تحقق ارتباطات حمل و نقل و تقويت آن مي گردد اينست كه كشورها مسائل سياسي، قومي، تقويتي و ملي را به كل منطقه تعميم مي دهند و مانع از تسهيل ارتباطات حمل و نقل مي شوند. از اينرو بدواً اراده سياسي كشورهاي براي بهره گيري از منافع جمعي يك ضرورت است. در حال حاضر کشور هند با چين ارتباط ريلي و یا جاده ای ندارد و با پاکستان نیز ارتباط جاده ای محدود است و اين مشکل بزرگي است.

در سمینار نمايندگان کشورها به ترتيب حروف الفبا ارائه آخرين دستاوردهاي خود در زمينه حمل و نقلي اعم از ريلي، دريايي و… پرداختند.

مطالب فني و كارشناسي ارائه شده توسط نماينده جمهوري اسلامي ايران شامل موارد ذيل بود:

– وضعيت حمل و نقل جاده اي،

– وضعيت حمل و نقل دريايي و بندري و بنادر عمده ايران،

– كريدورهاي منطقه‌اي و بين المللي عبوري از ايران

– وضعيت حمل و نقل ريلي در ايران

– ترتيبات منطقه‌اي شامل موافقتنامه ترانزيتي عشق‌آباد

– الحاق ايران به كنوانسيون‌هاي بين‌المللي حمل و نقل

– و در نهايت چالش هاي حوزه ارتباطات حمل ونقل در ايران و منطقه جنوب غرب آسيا

– طول خطوط و ناوگان توانايي‌هاي راه‌آهن ج. ا. ايران

– پروژه هاي اولويت دار راه آهن ج.ا.ايران

– ارتباطات ريلي راه آهن ج.ا.ايران با کشورهاي همسايه

– اقدامات راه‌آهن ج.ا.ايران در جهت تسهيل حمل و نقل از جمله اجراي بارنامه مشترک(CIM/SMGS) تجهيز ايستگاه سرخس

– عضويت در سازمانهاي بين المللي ريلي

– کريدورهاي بين المللي ريلي عبوري از جمهوري اسلامي ايران

– اسلايد کريدور شمال -جنوب

– افتتاح پروژه مهم راه آهن سه جانبه ايران – تركمنستان – قزاقستان در سوم دسامبر 2014. اين موضوع در مطالب نمايندگان ديگر از جمله سازمان اکو ، بانک توسعه اسلامي و …مورد اشاره و تأكيد قرار گرفت.

– اسلايد قطار کانتينري اسلام – آباد- تهران – استانبول، آلماتي – بندرعباس و همچنين عبور آزمايشي قطار باري از مقصد هندوستان و عبور از ايران بصورت ترکيبي به سمت آذربايجان و روسيه

– پروژه راه آهن ايران ـ افغانستان ـ تاجيکستان ـ قرقيزستان ـ چين

– موافقتنامه چهارجانبه عمان ـ ايران ـ ترکمنستان ـ ازبکستان

موانع موجود كه مانع از انجام ترافيك بين المللي روان مي‌شود شامل : يكسان نبودن قوانين و مقررات گمركي در مسيرهاي ترانزيتي ،اختلاف عرض خط ريلي در نقاط مرزي و كمبود سيستم تعويض بوژي ، عدم تكميل گسستگي‌ها در طول مسيرهاي ريلي و كريدورها ،وجود زيربناهاي ضعيف در طول مسيرها،مشخصات فني متفاوت ناوگان كشورهاي منطقه، طولاني بودن زمان تعويض بوژي در نقاط مرزي، عدم اختصاص بودجه كافي براي تكميل خطوط گسسته، تجهيز ناوگان و تجهيز پايانه‌هاي مرزي ،تاخيرهاي زياد قطارها در مرزها به علت رويه هاي گمرگي متفاوت کشورها،رقابتي نبودن تعرفه هاي ريلي نسبت به ساير شيوه هاي حمل ونقل از قبيل حمل ونقل جادهاي ،عدم وجود شركتهاي مشترك بين كشورها در زمينه حمل و نقل تركيبي .

همچين پس از گزارش آقای بشيرگنبدي در مورد راههای جمهوري اسلامي ايران کليپي از فعاليتها و پروژه های در دست اقدام راه آهن ج.ا.ايران پخش گرديد .

در يکي از پانل‌هاي نيز بانك توسعه آسيايي مختصراً توضيحي درباره كمك هايي كه حوزه جنوب و جنوب غرب آسيا نموده است ارائه کرد. به علاوه، پروژه هاي اين بانك در حوزه مكونگ بزرگ (GMS) يا زيرمنطقه مكونگ بزرگ در حوزه حمل و نقل و زيرساخت‌ها و انرژي خيلي قابل توجه بوده است. بانك توسعه اسلامي متشكل از 56 كشور و نهادهاي مالي و اقتصادي عديده منطقه اي و بين المللي به عنوان شركاي آن، كمكهاي عديده اي را در تأمين مالي پروژه هاي زيربنايي منطقه جنوب و جنوب غرب آسيا ارائه كرده است.

حوزه هاي عمده اي كه بانك توسعه اسلامي در آن قالب پروژه ها را پوشش مي دهد عبارتند از حوزه انرژي، حوزه توسعه زيربناهاي حمل و نقل، حوزه مشاركت عمومي- خصوصي (PPP) و حوزه توسعه عمومي. اين نهاد مالي 1/137 ميليون دلار به بخشي از پروژه راه آهن اترك- بركت در قلمرو تركمنستان در سال 2013 و 2014 كمك كرده است و حدود 5/256 كيلومتر آن را پوشش داده است.

همچنين آقاي كنستانتين آلكسوپولوس مشاور ريلي كميسيون اقتصادي ملل متحد براي اروپا، مطالب حائز اهميتي در مورد اقدامات كميته حمل و نقل UNECE براي تدوين قانون واحد ريلي، اهميت هماهنگ نمودن مقررات حاكم بر حمل و نقل ريلي در منطقه جنوب و جنوب غرب آسيا و همچنين امتيازهاي اقتصادي حمل و نقل ريلي در مقايسه با ساير شقوق حمل و نقل خصوصاً حمل و نقل دريايي در منطقه و تأثير آن بر گسترش ارتباطات حمل ونقل و رونق ترانزيت و تجارت در منطقه شرق آسيا و اروپا ارائه نمود.

ايشان قوياً متذكر شد كه مبنا و پايه عملياتي كردن و تحقق قانون واحد ريلي در كشورهاي حوزه OSJD و OTIFآن است كه اين كشورها به ضمائم اصلي قانون واحد ريلي كه همان كنوانسيونهاي هماهنگ سازي رويه اي گمركي و حمل و نقل سازمان ملل متحد است بپيوندند.

از ديگر مباحث مهم مطرح شده در نشست بحث حمل و نقل ترکيبي بود. هم اکنون در منطقه انواع شقوق حمل ونقل ترکيبي شامل ريل -جاده، ريلي – هوايي، جاده به ريل، دريايي به جاده و دريايي به ريلي وجود دارد بطور مثال در اين اجلاس عنوان گرديد که اگر از ريل و جاده و هوا جهت جابه جايي بار از بندر شانگهاي به سمت اروپا بويژه در مناطقي که گسستگي وجود دارد بصورت ترکيبي استفاده شود سرعت جا به جايي بسيار بيشتر خواهد شد. علاوه بر اين باعث کاهش هزينه هاي سوخت ، مديريت بهتر چرخه توليد، انتشار گاز دي اکسيد کمتر و… خواهد شد.

در گزارش نماينده اسکاپ آقاي راج جين نيز بطور کلي اعلام گرديد جهت تسهيل حمل و نقل ريلي مي‌بايست مواردي همچون استانداردسازي زيرساخت‌ها و ناوگان، تجهيز تقاطع مرزي که در آنها شکستگي خطوط(تعويض بوژي) وجود دارد و هماهنگي رژيم‌هاي حقوقي متفاوت در نظر گرفته شود.

همچنين ايجاد سيستم رديابي واگنها، استفاده از سيستم‌هاي مهر و موم الکترونيکي جديد مانند SPS, RFID,CCS, ، بازرسي امنيتي در مبدأ براي رفع نگراني‌ها، همکاري ميان سازمان‌هاي مرزي کشورها از عوامل افزايش سرعت جابه‌جايي بار مي‌باشد.
راهكاريهاي پيشنهادي:

1- کشورهاي شرکت‌کننده در راستاي اهداف اسکاپ و نيازمندي‌هاي عصر امروز نياز به ارتباط حمل و نقلي با يکديگر در جهت توسعه اقتصادي کشورهاي خود دارند و معمولا مزاياي اين اتصالها يک يا دوجانبه نمي‌باشد و کل منطقه از اين ارتباطات به لحاظ تجاري ، امنيتی و مزاياي رفاهي و اقتصادي بهره مند ميشوند.

2- نكته مهم مشترک و مورد تأكيد عمده نمايندگان شركت كننده اين بود که با استفاده از ظرفيت زيرساختهاي موجود هم مي‌توان حمل و نقل سريع تري داشت، به شرط اينکه تسهيلات حمل و نقلي بيشتري توسط کشورهاي مسير اعطا و موانع غير فيزيكي توسعه تجارت مرتفع گردد. مسائلي چون:

– نبودن يک Master Plan يا طرح جامع حمل و نقل،

– مشکلات در اجراي موافقتنامه‌هاي دوجانبه و چندجانبه،

– معطلي و توقفهاي طولاني در مرزها،

– عدم هماهنگي دستگاههاي ذيربط در مرز

– عدم الکترونيکي بودن فرآيند حمل و نقل و اسناد کاغذي حجيم (بوروکراسي‌های زياد)

از مواردي هستند که مانع تسهيل حمل و نقل مي‌شوند و باعث مي‌گردند که از همين زيرساخت‌هاي موجود هم نتوان بطور مناسب بهره برداري نمود.

 

 اهميت مسيرهاي مواصلاتي ايران براي شبه قاره هند و اوراسيا
دكتر محمد عجم
ماهنامه راه ابريشم، شماره 162، فروردین 1394  ص 34
مشاهده متن 

 

 اهميت مسيرهاي مواصلاتي ايران براي شبه قاره هند و اوراسيا
دكتر محمد عجم
ماهنامه راه ابريشم، شماره 161، بهمن و اسفند 1393  ص 38
مشاهده متن 
 
از همین نویسنده:

نور خورشید ارزان ترین گزینه برای تولید برق خواهد شد

نور خورشید ارزان ترین گزینه برای تولید برق خواهد شد

شرکت «سن ایدیسن» SunEdison شرکتی مستقر در آمریکا می باشد که در پروژه های مشترک تولید برق خورشیدی بسیار فعال است.

آقای پاسوپاتی گوپالان رئیس شاخه این شرکت برای منطقه آسیا پاسیفیک در خصوص فرصت ها در حوزه برق خورشیدی با نماینده روزنامه انگلیسی زبان «هندو» صحبت کرد. خلاصه این گفتگو به شرح ذیل است:

سئوال: وضعیت بازار هند چگونه است؟

خورشید

حواب: از زمانی که در هند دولت جدید تشکیل گردید، به ویژه طی دو ماه گذشته، کارهای زیاد مقدماتی انجام شده است تا برق خورشیدی قسمت چشمگیری از نیازهای برق این کشور را تأمین کند. وزیر نیروی این کشور می خواهد در هند تا سال 2020 حدود یکصد گیگاوات (صد هزار مگاوات) برق خورشیدی تولید شود. (یک گیگاوات =  یک هزار مگاوات). چین نیز برای صنعت خورشیدی خود برای سال 2020 همین برنامه در نظر گرفته است. در حوزه برق خورشیدی ما در مقایسه با چین حد اقل ده سال عقب هستیم. اما هیچ کشور دیگر به اندازه هند برخوردار از تقاضا و نیروی کار ماهر نیست. هند شاید بعد از فقط چین قرار دارد. سازمان بین المللی انرژی پیش بینی نموده است که تا سال 2050 نور خورشیدی منبع شماره یک برای تولید برق خواهد شد.

سئوال: آیا همه این اهداف تولید برق خورشیدی قابل دستیابی است؟

جواب: این اهداف بسیار قابل دستیابی است. واقعیت این است که نور خورشیدی تنها منبع انرژی می باشد که می تواند در بسیار کوتاه مدت تاثیر گذار شود. چیزی که شما برای این منظور نیاز دارید زمین و برخی تشکیلات انتقال می باشد. فناوری لازم برای این کار در هند موجود است. نکته مهم دیگری این است که پروژه های برق خورشیدی را می توان فقط ظرف مدت چند ماه احداث کرد. برعکس آن، نیروگاه برق اتمی برای احداث به مدت ده سال نیاز دارد، برق حرارتی به مدت چند سال نیاز دارد و حتی برق بادی به مدت دو سال نیاز دارد. اما نیروگاه تولید برق خورشیدی را می توان تنها ظرف مدت فقط چند ماه و بسیار سریع احداث کرد. لذا شما می توانید پروژه تولید برق خورشیدی 500 مگاواتی را ظرف مدت شش ماه احداث کنید. بنا بر این برنامه ریزی کلان در این حوزه بسیار قابل عمل است.

سئوال: هند چگونه می تواند از برق خورشیدی برای منافع اقتصادی و اجتماعی استفاده کند؟

جواب: به نظر بنده، نور خورشیدی یکی از ارزان ترین وسیله تولید برق و حتی ارزان تر از سوخت فسیلی می باشد. در هند شما همه طرح های تولید برق حرارتی که ذغال سنگ وارداتی را استفاده می کنند بررسی کنید. هزینه تولید برق در همه این پروژه ها از 50/5 روپیه الی 7 روپیه برای هر یک کیلووات می باشد. این هزینه می تواند به دلایل مختلف به بالا برود. اخیر ترین پیشنهادات تولید برق در ایالت کارناتاکا در حدود 50/6 روپیه الی 7 روپیه برای یک کیلووات برق دریافت شده است. بعلاوه، ذغال سنگ محیط را آلوده می کند و برای تشکیل به سالها نیاز دارد. تولید ذغال سنگ در داخل کشور با مشکلات گوناگونی مواجه شده است و بهای ذغال سنگ وارداتی بالا و پائین می رود. اما برق خورشیدی تمیز است. می توان نیروگاه تولید برق خورشیدی را ظرف 6 تا 12 ماه احداث کرد. هزینه تولید برق خورشیدی نیز پائین آمده است.

سئوال: برای تولید تجهیزات تولید برق خورشیدی در داخل کشور به چه طرح بومی سازی نیاز است؟

جواب: فکر می کنم که این فرصت طلایی برای هند می باشد که در سالهای اولیه تشکیل یک صنعت آن صنعت را در این کشور راه اندازی کند. بسیار سزاوار استقبال است که نخست وزیر هند موضوع تولید در داخل هند را مورد توجه قرار داده است.

سئوال: پیشرفت شرکت شما در هند چگونه بوده است؟

جواب: ما با دولت ایالت راجستان جهت تولید پنج هزار مگاوات برق خورشیدی ظرف پنج سال آینده قراردادی بسته ایم. در ایالت کارناتا نیز یک پروژه 150 مگاواتی را داریم و منتظر نتیجه تلاشهای خود در برخی ایالت های دیگر نیز هستیم.

ایران خشک‌تر و داغ‌تر می‌شود!

هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل متحد:

ایران خشک‌تر و داغ‌تر می‌شود!

-Saffron

hamon

هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل متحد گفت: ایران در آینده خشک تر و داغ تر خواهد شد و یکی از دلایل آن عملکردی است که در نتیجه حرکت به سوی توسعه در این کشور صورت گرفته است.

به گزارش فرارو گری لوییس در دومین روز هفدهمین نشست مجمع عمومی کنفرانس نمایندگان مجالس کشورهای حوزه آسیا – اقیانوسیه پیرامون محیط زیست و توسعه ( APPCED) که در جلسه کارشناسی با موضوع قانون گذاری محیط زیست، مشارکت منطقه ای و پایداری جهانی سخن می گفت؛ به ضرورت توجه به تغییر اقلیم پرداخت.

وی اظهار کرد: در واقع توجه نکردن به انرژی های تجدید پذیر و مصرف بیش از اندازه انرژی های تجدید ناپذیر باعث بروز این شرایط اقلیمی در ایران شده است.

لوئیس ادامه داد: اگر بخواهیم فقر را از بین ببریم و به اهداف توسعه هزاره دست یابیم نیازمند آن هستیم که با شرایط ایجاد شده ناشی از تغییر اقلیم در دنیا کنار بیاییم.

وی گفت: تغییر اقلیم و تبعات زیانبار آن ناشی از عملکرد نادرست انسان در استفاده از منابع طبیعی است.

هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل با بیان اینکه آگاه سازی عمومی یک وظیفه همگانی است افزود: قطعا مردم زیادی از معضل دریاچه ارومیه، تالاب هامون و یا مشکل آب در مشهد مطلع نیستند، در سازمان ملل قصد داریم با تبادل اطلاعات و برآورده کردن نیازها و همکاری های فنی در بخش محیط زیستی گام های موثری برداریم که در این راه نیازمند همکاری از سوی کشور ایران هستیم.

گفتنی است، هفدهمین اجلاس مجمع عمومی مجالس آسیا و اقیانوسیه پیرامون محیط زیست و توسعه پایدار (APPCED) یکم تا سوم شهریور با شعار ˈ مشارکت منطقه ای و پایداری جهانیˈ و با حضور کشورهای عضو در تهران برگزار می شود.

در این اجلاس مسایل مربوط به توسعه اقتصادی و چالش های زیست محیطی در منطقه آسیا و اقیانوسیه مورد بررسی و تبادل نظر قرار می گیرد.

آیا یزدانی ها یا ایزدی ها همان آئین گبری است؟

این روزها جنایت داعشی ها علیه ایزدی ها نام آنها را بر سر زبان ها انداخته است رسانه های جهانی از مذهبی بنام یزیدی نام می برند .

بیش از نیم میلیون مردم سنجار پس از تهاجم دولت اسلامی آواره شدند و عده زیادی از کودکان و سالخوردگان در بین راه تلف شدند. آنچه سقوط سنجار را مهم تر گرداند خطر قتل و عام ایزدی ها بود زیرا سنی های داعشی  دشمنی خاصی نسبت به ایزدی ها دارند و آنها را شیطان پرست و ملحد و زنا زاده می نامند. قبلا در دوره خلافت عثمانی ایزدی ها دستکم دو بار قتل و عام شده اند. دشمنی داعشی ها با ایزدی ها مضاعف یا چند برابر است

واژه یزیدی با یزدان و ایزد  ارتباط دارد و هیچ گونه  ارتباطی  به یزیدابن معاویه ندارد.  در واقع یزیدی تلفظ  غلط و یا کوتاه شده ایزدی و یا یزدانی است.آئین ایزدی  یا یزدانی کنونی ریشه در  کهن ترین ادیان جهان  دارد.   آئین و یا دین آنها در طول تاریخ همراه با تحولات گاهی به اجبار و گاه  به اختیار دگرگون شده است . اما پایه اصلی این آئین از مهر پرستی یا میترائیزم  است . مهرپرستی یا خورشید پرستی قدیمی ترین دین آریایی است که از آن نشانه ها و سنت هایی البته نه چندان روشن و شفاف تا کنون  باقی مانده است  . آریایی ها در آیین نخست خورشید و ماه و بعضی ستارگان را می پرستیدند اما خدای اصلی خورشید بود. بسیاری از سنت های  نسطوری مسیحی و یهودی از جمله صلیب و  غسل تعمید و محراب و دعا  و قربانی  و داشتن پیر و قطب و یا رهبر مقدس از ایین مهر تقلید شده است .   مهر پرستی ابتدایی کم کم  تکامل یافت و اعتقاد به روح  و چرخه زندگی روح یا تناسخ (نسخه و تبدیل شدن ) پیدا کردند و اینکه روح انسان پس از مرگ به شکل دیگر اعم از انسان و یا حیوان بر اساس خوبی و یا بدی که انجام داده در می آید. که امروزه هندوها نیز همین اعتقاد را دارند یعنی بهشت و جهنم در اعمال و کردار انسان است . اگر خوبی کنید بعد از مرگ دوباره نسخه دیگری  خواهید شد در شکل یک نوزاد خوشبخت و فرد ثروتمند و اگر بدی کنید نسخه و کپی شما یا روح شما بشکل سگ و میمون و آدم بیچاره ظاهر خواهد شد. و این دایره یا چرخه زندگی تا ابد ادامه خواهد داشت. بعدها سنت ها و آیین های دیگری به خورشید پرستی اضافه شد و به شکل دین راز گونه میترایزم درآمد. زرتشتی و هندویی مرحله تکامل یافته تر میترایزم است. میترایزم بر مسیحیت و زرتشتی و هندویی تاثیر گذاشته است. میترایزم چندین هزاره دین و آیین فلات ایران و  قفقاز تا مدیترانه بوده است. و  به خاطر باورهای غیرمعمول، آنها را به  عمد  “شیطان‌پرست” نامیده‌اند. آنها از قدیم توانسته‌اند خود را در جوامع کوچک و پراکنده در شمال غرب عراق، شمال غرب سوریه و جنوب شرق ترکیه حفظ کنند.

تخمین شمار ایزدی‌ها امروز دشوار است. آمار مختلف بین 700 هزار تا ۵۰۰ هزار را نشان می‌دهد. گاهی از تعداد بیش از یک میلیون هم صحبت شده است. جمعیت ایزدی‌ها، در سده های گذشته بطور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته است. زیرا گرویدن بدین آنها مجاز نیست  و تنها از راه تولد این آیین به ارث می رسد مانند اقلیت‌های دیگر دینی این منطقه، مثل علوی‌ها و دروزی‌ها تنها می‌شود ایزدی متولد شد، گرویدن به این مذهب ممکن نیست.

مقدس‌ترین معبد ایزدی‌ها در لالش در شمال موصل

آزار و اذیت ایزدی ها در قلب مناطق مسکونی آنها در کوهستان سنجار در غرب موصل که این روزها صورت می‌گیرد، بر پایه درک غلط از نام آنها است. سنی‌های افراطی مثل “دولت اسلامی” باور دارند که  آنها شیطان پرستند  بعضی از شیعیان تصور می کنند که آنها  پیرو یزید هستند و نام آنها از نام یزید بن معاویه (۶۴۷-۶۸۳ میلادی)، خلیفه بسیار نامحبوب دوم سلسله اموی است.

اما در حقیقت این نام هیچ ربطی به یزید ندارد البته  شهر ایرانی یزد و یزید می تواند  با ایزد و یزدان مربوط باشدچون در فرهنگ های عربی هم برای نام افراد از نام خدایان و بتها و حیوانات اسطوره ای  استفاده می کردند..که نام یزدان پاک نیز  در آیین های کهن بر روی بزرگان گذاشته می شد.

یزیدیها  خود باور دارند که  که نام آیینشان  از واژه فارسی ایزد و یزدان مشتق شده است که به معنی الهه یا رب‌النوع است. نام ایزدی، که ایزدی‌ها خود را به آن می‌نامند، به معنی “پرستندگان خدا” است.

دسیان (جمع آن دواسان) نامی که آنها  برای خودشان بیشتر بکار می برند ، از یک نام نسطوری قدیمی (نسطوری‌ها مسیحیان باستانی در  خاورمیانه (شرق) هستند) گرفته شده است.

آنها معتقدند از نسل آدم هستند و با حوا مرتبط نیستند زیرا از یک تخم مرغ که آدم در سبد گذاشته بود دختری بیرون آمده و آن دختر با فرشته ای ازدواج کرده و فرزندان انها همین ایزدی ها هستند.

When Eve’s was opened it was full of insects and other unpleasant creatures, but inside Adam’s jar was a beautiful boy child. This lovely child, known as son of Jar grew up to marry a houri and became the ancestor of the Yazidis. Therefore, the Yazidi are regarded as descending from Adam alone, while other humans are descendants of both Adam and Eve.

 Nivêja berîspêdê (the Dawn Prayer), Nivêja rojhilatinê (the Sunrise Prayer), Nivêja nîvro (the Noon Prayer), Nivêja êvarî (the Afternoon Prayer), Nivêja rojavabûnê (the Sunset Prayer). However, most Yedizis observe only two of these, the sunrise and sunset prayers

آنها یک کوه مقدس دارند که عرفات نام دارد و دارای دو چشمه آب است چشمه زم زم چشمه سپید.

بسیاری از باورهای ایزدی‌ها در  مسیحیت و زرتشتی و هندویی نیز وجود دارد . آنها هم به انجیل و هم به قرآن احترام می‌گذارند. ولی بسیاری از آیین‌های آنها تنها به صورت شفاهی منتقل شده‌اند. بنظر می رسد ایزدیها ادامه آئین مهر پرستی یا میترایی باشد زیرا بسیاری از رسومات آنها را در آئین میترایی نیز ردیابی کرده اند نمازهای آنها عبارتند از

نماز یا نجوای  صبح یا بر سپیده یا پگاه

نجوای  روز برآمد(روژ هه اتین)

نماز  نیو رو  یا نیمروز(ظهر)

نماز روز وا بام (غروب)

آیا گبرها همان مجوس و و زرتشتی هستند؟

آیا ایزدی ها همان گبرها هستند؟

در مورد گبرها و آیین آنها هیچ کتاب مستقلی وجود ندارد از آنها تنها نام باقی مانده است در کتاب های مذهبی و جغرافیایی یا ملل و نحل و مسالک و ممالک  از آئین گبر نام برده شده است بعضی آنها را همان مجوس ها و زرتشتی ها گفته اند اما بنظر می رسد بین آیین گبر و زرتشت تفاوت وجود دارد در خوشبین ترین حالت می توان گفت یکی از شاخه های زرتشتی بوده اند اما دقیقا زرتشتی نبوده اند بطور مثال هرجا قبرستان و آرامگاهی از تاریخ باستان با نام و رسم وجود دارد به نام  گورستان گبری ها معروف است و در این قبرها افراد با لباس و وسایل زندگی خود دفن هستند.  حال آنکه زرتشتی ها قبر ندارند و مردگان را در محل ویژه خورانده شدن میت توسط پرندگان قرار می داده اند.

اما میان آثار برجای مانده از گبرها تشابهاتی را می توان با آیین و مذهب ایزدی پیدا کرد. یکی از این تشابه ها رو به خورشید بودن قبرها است.

در ارتباط با پنهان نگاهداشتن بخشی از کیش ایزدی‌ها درک نادرستی از ارتباط این آیین با فلسفه دوگانگی جهان زرتشتیان (نور و تاریکی) و حتی خورشید‌پرستی ایجاد شده است.

پژوهشگران در سال‌های اخیر نشان داد‌ه‌اند که زیارتگاه‌ها (معابد) آنها اغلب با تصویر خورشید آراسته شده و گورهای آنها به سمت شرق، در جهت طلوع آفتاب هستند. بیشتر مکان هایی که در آنها قبر گبری وجود دارد در مناطق غربی ایران و منطقه قهستان خراسان جنوبی است.

در منطقه و دهستان زیبد گناباد قلعه ساسانی وجود دارد که گورهایی که در اطراف آن پیدا شده است رو به خورشید و به سمت شرقی – غربی است که این نشان میدهد که بخش های دیگری از ایران نیز این آیین  تا قبل از اسلام وجود داشته است  و  آنها در حال حاضر عناصر مشترک زیادی با اسلام و مسیحیت دارند.

کودکان به دست یک پیر (موبد) با آب متبرک غسل تعمید داده می‌شوند، در زمان ازدواج، پیر یک نان را دو نیمه می‌کند و نیمی از آن را به عروس و نیمه دیگر را به داماد می‌دهد. عروس در لباس سرخ از کلیساهای مسیحی بازدید می‌کند.

در ماه دسامبر، ایزدی‌‌ها سه روز روزه می‌گیرند و بعد از آن با پیر خود شراب می‌نوشند. از روز پانزدهم تا بیستم سپتامبر ایزدی‌ها مراسم زیارت همگانی سالانه از آرامگاه شیخ عدی در لالش، در شمال موصل را برگزار می‌کنند که طی آن در رودخانه یک مراسم آیینی غسل دارند. ایزدی‌ها همچنین مراسم قربانی حیوانات و ختنه دارند.

تصاویر ملک طاووس همه‌جا در معابد، زیارتگاه‌ها و گورهای ایزدی‌ها وجود دارد

نام خدای آنها (بالاترین مرتبه ربانی) یزدان است. تصور بر آن است که او در چنان منزلت بالایی است که نمی‌تواند مستقیما پرستش شود. نقش این مرتبه الهی در عین حال نقشی غیرفعال است. او خالق جهان است ولی نگهدارنده آن نیست. هفت روح (فروهر) بزرگ از او منبعث شده‌اند که مهمترین آنها فرشته طاووس یا آنطور که در آیین ایزدی نامیده می‌شود، ملک طاووس، قیم اراده الهی است. در آیین مسیحیت باستانی طاووس نماد جاودانگی بود بخاطر آنکه گفته می‌شد گوشت او فاسد نمی‌شود. ملک طاووس در باور ایزدی‌ها نفس آغازین الهی و از او جدا ناشدنی است و با این ارزیابی آیین ایزدی تک‌خدایی است.

همکاران

دایانا دارک نویسنده کتاب ‘ترکیه شرقی’، ‘خانه من در دمشق’ و ‘نگاهی درونی به انقلاب سوریه’ است. او از دهه‌ها پیش به مناطق ایزیدی‌نشین شرق ترکیه و سوریه سفر کرده است.

روبرت لویتویزر یک عکاس مستقل است که از چهارده سال پیش مرتب به مناطق کردنشین سفر کرده است. او از هفت سال پیش زمان زیادی را با ایزیدی‌ها در هشت کشور جهان گذرانده است.

ایزدی‌ها پنج بار در روز ملک طاووس را عبادت می‌کنند. نام دیگر او شیطان است که در عربی به فرشته رانده شده از درگاه خدا گفته می‌شود. همین موجب شده که به ایزدی‌ها انگ اشتباه “شیطان‌پرست” زده شود. ایزدی‌ها به تناسخ اعتقاد دارند، به این معنی که روح به طور متناوب تا تطهیر کامل در جسم حلول می‌کند و به این شکل کاربرد دوزخ از بین می‌رود.

بدترین سرنوشت برای یک پیرو آیین ایزدی، رانده شدن از جامعه ایزدی است چرا که این به معنی آن است که روح او دیگر هرگز پیشرفتی نمی‌کند. گفتگو با هر دین و آیین دیگر هم برای آنها مطلقا ناممکن است.

در مناطق دورافتاده جنوب شرقی ترکیه به سوی مرزهای سوریه و عراق، روستاهای قبلا فراموش شده ایزدی‌ها با خانه‌های تازه‌سازی که خود پیروان این آیین ساخته‌اند، رنگ زندگی به خود می‌گیرند. بسیاری از ایزدی‌ها حالا بعد از آنکه حکومت ترکیه آنها را راحت گذاشته، از تبعید باز‌می‌گردند.

علیرغم قرن‌ها ایذا و آزار ایزدی‌ها، آنها هرگز باورهای خود را رها نکردند. این مسئله گواه درک بالای آنها از هویت و قدرت شخصیت‌ خود است. اگر افراطی‌های گروه “دولت اسلامی” (داعش سابق)، ایزدی‌ها را از عراق و سوریه بیرون کنند، احتمال دارد که بسیاری از آنها در مناطق جنوب شرق ترکیه سکنی گزینند. این بخش از ترکیه جایی است که ایزدی ها بدون آنکه مورد آزار و اذیت قرار گیرند، با اعتقاداتشان زندگی کنند.

زنان ایزدی در مناطق دورافتاده سنجر لباس‌های سنتی سفید می‌پوشند این سنت در میان زرتشتی ها نیز وجود دارد.

 

دختران یک مدرسه دینی ایزدی در مجاورت معبد لالش سرود و دعا می‌خوانند.

 

 یزیدیان همچون مسلمانان روزانه پنج بار به شیوه خود نماز می گزارند، اما قبله شان در چهار بار از این نمازهای پنجگانه، خورشید است و در نیمروز، مقبره شیخ عدی بن مسافر، صوفی عرب قرن ششم هجری که به باور مورخان، بنیانگذار کیش یزیدی است.

مقبره شیخ عدی در روستای لالش در 36 کیلومتری موصل در شمال عراق، قبله گاه یزیدیان است و هر یزیدی در صورت توانایی باید در طول عمرش دست کم یک بار به زیارت این آرامگاه برود.

موسم این “حج”، تابستان است، در کنار قبله گاه یزیدیان، چشمه گاه مقدسی قرار دارد که زمزم خوانده می شود، کوهی مقدس است که نامش را عرفات نام نهاده اند، پلی نیز هست به نام پل صراط، در موسم زیارت گاوی را هم قربانی می کنند.

یزیدیان همچون صوفیان در مراسم خود به ذکر و سماع می پردازند و پیروان این کیش به طبقات پیر و شیخ و مرید تقسیم می شوند.

نزدیکترینها به یزیدیان، چه در باور و اساطیر، همچون اعتقاد به ملائک هفتگانه و تناسخ و سنتها و آیینها، طایفه یارسانند که در عراق کاکه ای و در ایران اهل حق نامیده می شوند که بسیاری از ایرانیان آنان را با عنوان “علی اللهی” می شناسند، نامی که همچون “شیطان پرست” برای یزیدیان، مورد پسند آنان نیست.

ایزدی‌ها، قرن‌ها در این سکونت‌گاه‌ها در روستاهای دورافتاده و در انزوا زیسته‌اند و همسایگان مسلمان و مسیحی‌شان آنان را با نام «شیطان‌پرست» می‌شناسند، عنوانی که ایزدی‌ها برای خود نمی‌پسندند.

اما شاید همین نگاه به یزیدیان، آنان را آماج حمله مسلمانان تندرویی کرده باشد که ریختن خون «کفار» را مباح می‌دانند؛ آن هم کفاری که شیطان، دشمن اصلی بشریت را می‌پرستند.

از دید مورخان ادیان، شیطان‌پرستی برچسبی است که پیروان ادیان جدیدتر به کسانی که همچنان به ادیان قدیمی‌تر باور داشتند، می‌زدند و خدایان آنان را شیطان و منشأ شر خطاب می‌کردند  همان‌گونه که مسیحیان اروپا در مورد اروپاییانی که به باورهای پیشین خود باقی‌مانده بودند چنین کردند.

اما در باور ایزدی‌ها، شیطان دشمن اصلی بشریت نیست، بلکه مقربترین فرشته خداوند و نخستین آفریده اوست و ملک‌طاووس نام دارد؛ فرشته‌ای که خداوند تنها با این انگیزه به او فرمان داد به آدم سجده کند که او را بسنجد و هنگامی که او از سجده‌کردن سر باز زد، بر تقربش به درگاه الهی افزوده شد و خداوند اداره جهان را به او سپرد. ایزدی‌ها بر این باورند که قدمت کیش آنان به زمان پیدایش بشر باز می‌گردد و یزیدیان از نسل آدم اند و نه از نسل حوا. در حالی که در باور ادیان ابراهیمی، ابنای بشر حاصل ازدواج آدم و حوا هستند، یزیدیان خود را حاصل پسری می‌دانند که از بذری که آدم کشت پدید آمد و سپس با یک حوری وصلت کرد.

به این ترتیب، یزیدیان خود را تافته‌ای جدابافته می‌دانند که نباید با دیگر اقوام وصلت کنند و دیگر ابنای بشر را به کیش خود بپذیرند. ایزدی‌ها همواره جمعی بسته بوده‌اند؛ خود را قومی برگزیده می‌دانند، بیگانگان را به میان خود راه نمی‌دهند و اعتقادات خود را از دیگران مخفی نگه می‌دارند.

با تمام این جدایی پیشگی، ایزدی هااز تبار دیگر کرد‌هایی اند که در جوارشان زندگی می‌کنند و زبانی متفاوت با آنان که گویش کرمانجی (کردی شمالی) است ندارند.

با وجود آن‌که در باور ایزدی‌ها، دین آنان پیشینه‌ای به قدمت تاریخ بشر دارد اما مورخان، کیش ایزدی را در شمار دیگر فرقه‌هایی طبقه‌بندی می‌کنند که پس از اسلام، به نیت احیای سنت‌های پیشینیان و با انگیزه حفظ و بازیافت هویت تاریخی در نقاط مختلف خاورمیانه زاییده شدند و رشد کردند؛ هرچند بنیان‌گذاران‌شان صوفی‌های مسلمان بودند.

ایزدی‌ها تاریخ مذهب خود را به چهارهزارسال‌پیش می‌رسانند اما به گفته پژوهشگران، کیش ایزدی در قرن چهاردهم میلادی در جنوب جلگه بین‌النهرین پدید آمده‌است.

عقاید ایزدی‌ها تلفیقی از مذاهب گوناگون است که در این منطقه رواج داشته‌اند. برای نمونه، آنها مانند زرتشتیان، مانند کلیمیان به قربانی و نذورات، مانند مسیحیان به غسل تعمید و مراسم عشای ربانی و عروس در لباس سرخ از کلیساهای مسیحی بازدید می‌کند. و مانند مسلمانان به سنت ختنه معتقدند. اعتقاد به تناسخ و سیر تکاملی روح از طریق زایش‌های پی‌در پی و دمیده‌شدن در کالبدهای پیاپی، یزیدیان را با مسالک شرقی پیوند می‌دهد. از سوی دیگر، یزیدیان همچون مسلمانان روزانه پنج بار به شیوه خود نماز می‌گزارند، اما قبله‌شان در چهار بار از این نمازهای پنج‌گانه، خورشید است و در نیم‌روز، مقبره شیخ عدی بن مسافر، صوفی عرب قرن ششم هجری که به باور مورخان، بنیان‌گذار کیش ایزدی است.

ایزدی‌ها دارای دو کتاب مقدس‌اند: اول کتاب جلوه که در آن اصول اعتقادی آن‌ها تشریح شده‌است و در کتاب دیگری به نام مصحف رش (کتاب سیاه) مجموعه ادعیه و سرودهای آن‌ها در ستایش بزرگان‌شان ثبت شده‌است.

علویان، کاکه‌ای‌ها (اهل حق) و شیدلی‌ها که همگی در مناطق کردنشین ایران، عراق، ترکیه و سوریه و نواحی هم‌جوارشان زندگی می‌کنند، از این دسته مذاهب به شمار می‌روند.. و همگی این وجه مشترک را دارند که از سویی آداب نیایش جمعی‌شان همچون نذر و نیاز و قربان به یک‌دیگر شباهت دارد و با صوفیان مسلمان مشترک است و دیگر این‌که گرچه پیروانی از میان ترکان و اعراب هم پیدا کرده‌ند، مرکز عمده نشو و نموشان کردستان عراق بوده و فرهنگ و زبان کردی رکن مهمی از آیین آنان را تشکیل می‌دهد.

باور بر این است که نام کیش ایزدی ریشه در واژه فارسی ایزد دارد. عناصری همچون ستایش خورشید و آتش در این آیین نشانه‌هایی از باورهای باستانی ایرانیان، مهرپرستی و دین زرتشت دارد.

زیارتگاه‌ها (معابد) آنها اغلب با تصویر خورشید آراسته شده و گورهای آنها به سمت شرق، در جهت طلوع آفتاب هستند.

«یزیدیان» هم مثل بسیاری از پیروان ادیان باستانی اعتقاد دارند که «جهان و هرچه در او هست» از چهار عنصر اصلی یعنی «آب، باد، خاک و آتش» ترکیب یافته‌است.

منبع:  بی بی سی فارسی

 

در رشته های فنی نیز دانشگاه دور آموزی یا روی خط ( آنلاین) در هندایجاد می شود

 منابع آموزشی هند روز شنبه اعلام کردند دولت هند تصمیم دارد با همکاری تیمی متشکل از هفت موسسه فناوری از جمله بمبئی و چنای و موسسه علوم این کشور به زودی تاسیس یک دانشگاه فناوری مجازی را آغاز کند.

 

گفته می شود در این زمینه ماه آینده نشستی با همکاری اعضای این تیم در دهلی نو تشکیل خواهد شد تا نسبت به چگونگی تاسیس این دانشگاه تصمیم گیری نمایند.

این دانشگاه مجازی قرار است ظرف سه سال آینده با تلاش موسسه فناوری های هند تکمیل شود.

این دانشگاه مجازی می تواند هم به طور مستقیم مدرک صادر نماید و هم با همکاری مشترک با سایر دانشگاه ها و موسسات آموزشی و تحقیقاتی و انتقال دروس، نسبت به صدور مدرک اقدام نماید.

این دانشگاه برای ارائه متون درسی خود به دانشجویان، از مطالب و سرفصل ها و مواد آموزشی ان.پی. تی. ال. که حاصل سرمایه گذاری مشترک موسسه فناوری های هند می باشد استفاده خواهد نمود.

در پروژه ان. پی.تی.ال. تمام دروس ارائه شده با سرفصل های کامل در وب سایت و به صورت ویدیوهای آموزشی در زمینه های علوم مهندسی- علوم اجتماعی و مطالعات محیطی، ارائه می شود.

این برنامه ابتدا بر اساس الگوی درسی و آموزشی موسسه فناوری ماساچوست طراحی شد.

دانشجویان از بیش از 887 دانشکده و موسسه های مدیریت و مهندسی از مواد آموزشی و نیز ویدئوهای این وب سایت استفاده می کنند.

ماه گذشته ان.پی.تی.ال بیش از 372 درس مبتنی بر وب و نیز 398 درس را نیز به صورت ویدئو در دستور کار آموزشی خود قرار داده است.

قرار است این دانشگاه فناوری مجازی به کارمندانی که زمان و فرصت حضور در دانشگاه را ندارند نیز خدمات ارائه نماید و همچنین به شرکت های مختلف هند در زمینه توسعه و آموزش نیروی انسانی کمک کند.

در همین زمینه :

اهمیت دانشگاه های آنلاین و ضرورت بازنگری بخشنامه های وزارت علوم

آریایی بودن از افسانه تا حقیقت

  آریایی بودن از افسانه تا حقیقت
معرفی کتاب Aryans, Jews ,Brahmins’ (2015) اریایی – یهودی – برهمن
در اواخر قرن نوزده مذهب به حاشیه رانده شد اما گرایشات قومی و نژادی بسیار قوت گرفت موضوع قوم آریایی که بیشتر در کتب مذهبی و افسانه ای و استوره ای آمده بود رنگ علمی به خود گرفت عده ای بر اساس متون قدیمی مدعی شدند قوم آرین از شمال دریای خزر  بسوی آسیا مهاجرت کرده اند عده ای دیگر گفتند  آرین ها ساکن فلات ایران و هند بوده و به اروپا رفته اند و بعد در دوره سرما زدگی شدید مجدد به آسیای غربی مهاجرت کرده اند.
امروزه فرضیه علمی کوچ بشر را از شاخ آفریقا در 50 هزار سال قبل به خلیج فارس و اروپا و سپس در هزاره های بعد برگشت مجدد به آسیا مطرح می کند بر این اساس انسان در پروسه مهاجرت به اروپا تغییر رنگ و قد و هوش داده است.. فسیل شناسان و باستان شناسان فسیل آریایی هایی را در ایران کشف کرده اند که 50 هزار سال عمر دارند پس افسانه مهاجرت اولا بسیار بسیار قدیمی تر از آن است که کتب قرون گذشته آنرا فرضیه واقعی می دانستند.
کتاب زیر به این دعوا اشاره دارد.

My study begins by charting the initial discussions regarding the Aryan in the work of Voltaire and his quest for an Aryan urtext in the Ezour Vedam. Voltaire sought in India a sophisticated culture as far removed as possible from that of the ancient Hebrews. In this respect, ancient India provided him with an alibi in the true sense of the term, an elsewhere upon which he could superimpose his critique of the Judeo-Christian tradition.

As canonical Sanskrit texts were gradually translated into European languages and disseminated, 19th-century mythographers sought to read the history of the Aryans through their myths. Aryan India was cut to fit the Romantic ideals of a revealed monotheism and the development of a people’s unique character, and their gradual degeneration. With the appearance of Max Mueller’s edition of the Rig Veda and his voluminous commentary, the Aryans were no longer merely Europe’s distant cousins. Their textual presence finally confirmed the existence of a tradition as old as (if not older) than that of the Bible. In the West, this “discovery” of the Aryans through the Veda effectively displaced the Jews from their central position on the world stage. The Jews could now be assigned a subaltern role in history. For the remainder of the 19th century, this myth of the Aryan was employed to construct an ideal imaginary past for Europe. It fostered nationalism and, in the process, identified a mythic scapegoat in the figure of the Jew. The Jew and the Aryan would now become the operative dyad, as seen in the work of Nietzsche, Gobineau, H.S. Chamberlain, and finally in the ravings of Nazi ideologues.

At roughly the same time that the European Romantics were speculating about their imaginary Aryan ancestors, the Hindu reformer Raja Rammohan Roy was laying the foundation for the Brahmo Samaj with translations of Sanskrit scriptures into vernacular languages. In order to affect his reform, Rammohan Roy felt that this literature needed to be liberated from

Brahmin custodians. Toward this end, the raja sometimes even rewrote texts to depict an ideal Aryan past in which certain religious practices (such as idolatry and sati) did not exist. With his translations, he established rules for textual validity and corrected the excrescences that he felt had led to extreme practices. The raja’s reform strategy was subsequently emulated by Dayananda Saraswati, the founder of the Arya Samaj, who also sought to make Sanskrit canonical sources available to a wider range of believers by developing a series of interpretive strategies to extricate Vedic revelation from its hermeticism and ritualism. In order to portray the Aryans as sophisticated, Dayananda “translated” the Veda to show that they had knowledge of telegraphy and chemistry. The myth of the Aryan Golden Age promulgated by both these Hindu reform movements set the stage for the development of Hindu nationalism.

By the time of Tilak, an ideal portrait of the Aryan had been activated to foster national self-esteem. Like Dayananda, Tilak attributed to the Aryans knowledge of science and technology. As valiant survivors of an ice-age glacial catastrophe in the Arctic, the Aryans travelled from the North Pole to civilise the world. Tilak’s Aryans were so advanced that they survived this migration and brought their considerable skills (and their scriptures) to the lands they invaded. Vivekananda would further develop this theme of racial and cultural superiority. Unlike other Indian reformers, Vivekananda did not limit his campaign to the domestic front but exported it abroad. It was before Californian and Chicagoan society matrons that he detailed his vision of an Aryan future grounded in a racialist argument. In this glorification, it was clear that the Brahmin descendants of the Aryans would be the only true beneficiaries of this myth-making.

Jyotirao Phule and B.R. Ambedkar, however, recognised that these various theories needed reinterpretation in order to locate the struggles of the oppressed castes within the historical perspective of the Aryan conquest of India. Phule began by revising the Aryan invasion theory to define culture by its subculture. He turned the myth of the Aryan back upon the elite, by taking just those strengths and virtues attributed to the Aryan by Western Orientalists and Brahmin reformers and transferring them to the lower castes. Instead of appealing to an Aryan Golden Age, Phule called for the reestablishment of an alternative mythical age — a non-Aryan Golden Age during the reign of King Bali. More importantly, by challenging the myth of a utopian Indian past, he introduced the new category of reason into the discussion.

Ambedkar began his mission where Phule left off. Ambedkar started by challenging the authority of the Veda as the source of Aryan identity. He called into question its canonicity and infallibility and rejected its racial portrayal of the Aryans. He also questioned textually based social reform that clearly served the needs of the privileged, lettered castes. Ambedkar concluded that all privileged-caste Hindu speculation regarding the Aryans was nothing but a strategy devised to support Brahmin superiority, justify their overlordship over non-Brahmins and satisfy Brahmin

arrogance. In their anti-Aryan polemics, both Phule and Ambedkar launched a radical attack on Hindu revivalism, codified as it was in the elite myth of the past.

Valorising the irrational in myth was (and is) symptomatic of the same disease that enables the irrational to flourish in politics. It is this “underside” of myth that my book examines: how Europeans and Indians deployed myths regarding the ancient Aryans in their various reform and nationalist projects. In both the East and the West, the resulting conclusions were, unfortunately, the same. If you did not possess Aryan blood, you could not be civilised and those peoples identified as non-Aryan “others” needed to be neutralised or even destroyed. Phule and Ambedkar saw the danger inherent in the Aryan myth, challenged it, and sought to debunk it.

If someone had told me when I was writing this book that its thesis would be relevant today, I would have been surprised. But as I assess the present situation, I am astonished by the degree to which its thesis resonates today. I never envisioned that the Aryan myth could be resuscitated so easily, as in those instances when the elected leader of a secular India discusses the genius of the ancient Indians having knowledge of plastic surgery, aeronautics and reproductive technology; or when, on a recent visit to New York, he praises the superiority of modern diasporic professional Indians. Are such recent claims to past and present Indian exceptionalism any different from those of Dayananda, Tilak, or Vivekananda? The myth of Indians inhabiting a Golden Age of technological and moral advancement is the same. It has its believers, as recent events have demonstrated. In light of this ongoing deployment of the Aryan myth, our task becomes clear. We must remember the work of Phule and Ambedkar, and look to their legatees to challenge this mythmaking and offer a counter-narrative.

Excerpted from the preface to ‘Aryans, Jews ,Brahmins’ (2015) published by Navayana. Figueira is professor of comparative

literature at the University of Georgia, US.

– *اروپائیان از خاورمیانه ریشه می گیرند:مقاله به زبان انگلیس.

* – زبان فارسی

http://parssea.org/?p=7095

ریشه زبان هندو ایرانی

جشن هولی و جشن نوروز شباهتها و ریشه ها

اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی

Similarities between India and Iran

         India’s first Prime Minister, Jawaharlal Nehru wrote in his book Discovery of India,

“Among the many people and races who have come in contact with Indians and influenced India’s life and culture, the oldest and most persistent have been the Iranians”. Iranians and Indians throughout the history, even before settlement of Aryans in the vast plateau of Iran and India, had continuous traffic between them. The two countries that lie apart over distance of miles and distinct neighbors have shown ethnic ties and persistent similarities in many aspects of routine living.

kalkata92 (61)
The similarities between India and Iran go far beyond ties of times; Sanskrit scholars in India had accounted linguistic similarities between the Indian veda’s and the Iranian Zend Avesta. Even today the similarities tend to exist, from delicacies to art and from entertainment to religious practice both share commonalities.
India has a unique connection with Persia (Iran), which dates back to the BCs. In 532 BC Iran’s greatest king, Cyrus took control of north-west India and his successor Darius extended the territory further to the east. The invaders brought with them their culture and ingredients like spinach, pistachio, almond, pomegranate, saffron and rosewater. It is interesting to note that during this time they were introduced to rice, a grain indigenous to India, which soon became and still is an Iranian staple. With the tint and mix of both shared culinary sciences the world has witnessed delicious authentic cuisines.
The two countries have similarities in the field of art and culture too. Paintings on the walls of Dukhang of Alchi monastery in Ladakh reproduce Sassanian (a period in Iran) motives on textiles. The walls depict round medallions with mythical animals that were evident in Iranian scriptures. The blue turquoise color that is now seen on most mosques of Iran was utilized by the Buddhist monks as color of meditation on Indian planes. The most ancient stringed instruments that were created by Iranian’s decades ago are being a motivated influence over the Indian music. Sufism was the result of spiritual interaction between Persia and India. Sufism, originally borrowed from India, returned to India with a distinct Iranian stamp. The mysticism of Islam came under the impact of Hinduism and its philosophy of Vedanta. Hinduism also accepted some Islamic elements such as equality and monotheism. Many Hindu saints combined tenets of Islam and Hinduism. Emperor Akbar (1556-1604 AD) even promulgated a new religion – ‘Din-e-Ilahi’ – a combination of the prevailing religions in India.
Trade expanded mainly because prehistoric Iranian’s introduced coinage, which facilitated exchange. India exported spices, black pepper and imported gold and silver coins from Iran. The grape, introduced from Persia with the almond and walnut, was cultivated in the western Himalayas. One of the earliest Indian words for a coin is Karsa (also a small weight), which is of Persian origin.

indian palace
If one traces the existence of religious practices early Persian’s (prior to Muslim invasion) had similar religious practices as that of the Indians. Prominent importance was given to Sun and the sole source of the Zoroastrians then. There are several parallelisms between medical, physiological and pathological doctrines of the Ayurveda and those of the Avesta in its surviving texts represented by the Vendidad, the Yasna and the Yashts.

IMG_3082 (2)ارجمند (2)1313فردوسی
The Persian word din (religion) is similar to dhena of the rigveda where it means ‘speech reflecting the inner thoughts of man’. Its Avesta equivalent is daena, a common word in Gathas meaning inner self of man.
A thread that was a compulsion for the males of the society to wear was a commonality between the two countries, the practice of sacrifice to fire as representation of Sun was carried on in both civilization. Rituals, names of God and goddess were found to be on similar line of thought. Over years and Mogul invasion of India the values deemed to reduce over the ethnic sharing, during the British colonial rule the ties became negligible.
The people of India and Iran, two ancient neighboring civilizations, have enjoyed close historical links through the ages. They had a common homeland and share a common linguistic and racial past. Over the several millennia, they interacted an enriched each other in the fields of language, religion, arts, culture, food and other traditions. Today the two countries enjoy warm, friendly relations and cooperate in a wide range of fields.

80223154-2736127
Even today the ties between the two nations are considerably strong and are working towards achieving more goals from each other. It is improbable to deny the prehistoric existence of healthy cultural and trade ties that existed between the countries. The ties that the two country shares are growing over years, Indian universities are a popular destination for Iranian students for higher studies. Several high ranking Iranian officials and professionals have studied in India. There are a large number of Iranian students studying in universities at Mumbai, Pune, Bangalore and Delhi. The ties between the two countries are expected to flourish over years without being sidelined by the world politics.

همایش تخصصی روابط بین ایران و هند در عصر معاصر:

 برگزار شد.

 

 

ابوالکلام احمد آزاد در هند

 

روز ۱۱ نوامبر سالروز تولد مولانا ابوالکلام آزاد مفسر قرآن مجید که به نام روز ملی آموزش در هندوستان نام گرفته همه ساله با برگزاری مراسم ویژه ای گرامی داشته می شود. امسال    نیز در این مراسم رییس جمهوری و نخست وزیر هند درسخنانی یاد این دانشمند بزرگ را که منشاء تحولات عظیمی در آموزش هند شده، گرامی داشتند.


ابو کلام  آزاد همچنان درنزد مردم هندوستان و بویژه مسلمانان و شیعیان اعتبار و اهمیت خاصی دارد و آرامگاه وی در کنار مسجد جامع دهلی است .

*افلاطون هندوستان 

گاندی در مورد ابوالکلام گفته است:اوافلاطون، ارسطو و فیثاغورث هندوستان است و جواهر لعل نهرو از او به عنوان امپراتور آموزش و علم و میر کاروان هندوستان یاد کرد.

مراسم سالگرد مولانا ابوالکلام محی الدین احمد آزاد

مولانا ابوالکلام محی الدین احمد آزاد ، (Maulana Abul Kalam Muhiyuddin Ahmed.  ۱۸۸۸ – ۱۹۵۸) ادیب ، سیاستمدار، مفسر بزرگ قرآن، از رهبران استقلال هند و چهره ای انقلابی در هند شناخته می شود. او مدتی رهبری حزب کنگره ملی هند را به عهده داشت و در واقع جوان ترین رهبر این حزب بود. اولین وزیر فرهنگ هند بعد از استقلال و از رهبران تراز نخست جنبش استقلال هندوستان بود.

abulkalamM.AzadPARSSEA

ابوالکلام آزاد در سال ۱۸۸۸ میلادی، در خانواده ای فارسی خراسانی (هرات) به نام «فیروز بخت» در شهر مکه به دنیا آمد و پدرش مولوی خیر الدین از علمای بزرگ خراسان،در سال ۱۸۹۸ به دعوت علمای هند به همراه خانواده  به هندوستان کوچ کرد. مادر ابوکلام دختر شیخ محمد ظاهر وطری، از علمای بزرگ هند مقیم مدینه بود. ابو الکلام بعد از بازگشت از مکه، در حالیکه ده – یازده ساله بود به همراه پدرش در شهر کلکته ساکن (باشنده) گردید.

فصاحت کلام و شیوایی بیان او باعث نفوذ وی در میان مسلمانان شد. آوازه  او بزودی در بسیاری از کشورهای اسلامی پیچید و در ایران و مصر نیز اعتبار خاصی یافت.

او یکی از برجسته‌ترین رهبران مسلمان هند بود که بر اتحاد و همبستگی هندوها و مسلمانان پافشاری می‌نمود و با جدایی مسلمانان هندوستان -تشکیل بنگلادش (در ابتدا پاکستان شرقی) و پاکستان (غربی)- مخالف بود.

همراه با استقلال هند، او به پست  وزیر فرهنگ و آموزش در هند رسید.

مولانا آزاد، مسئولیت مجلاتی چون الهلال و البلاغ را بر عهده داشته‌است و در آن‌ها دیدگاه‌های اندیشمندان مسلمان وقت، و همچنین دیدگاههای سید جمال الدین اسدآبادی و محمد عبدو و سید قطب را می‌نگاشته‌است.

**** میانه روی و اعتدال ****

با وجود اینکه گاندی به مبارزه بدون خشونت معروف است اما در واقع فلسفه  آزاد نیز همان بود و فردی بود که همواره مسلمانان و هندو ها را به همبستگی و هارمونی دعوت می کرد و از مسلمانان می خواست نسبت به هندوها مهربان باشند. وی همچنین از عظمت اسلام و فلسفه اسلام که بر علم و دانایی و بردباری استوار است تاکید می کرد  علامه اقبال لاهوری و دکتر شریعتی تا حدود زیادی تحت تاثیر اندیشه های وی بودند. وی علی رغم اینکه حنبلی بود به شیعیان احترام می گذاشت و همواره بر فلسفه شیعه مبنی بر عدم پذیرش ظلم وظلم ستیزی شیعه تاکید می کرد. او با الهام از مکتب تشیع همواره در نوشته های دوره مبارزات خود تاکید کرده است” نه ظلم کن و نه زیر بار ظلم برو” .

او به زبان‌های فارسی، اردو، عربی و هندی مسلط بود. و به هر سه زبان اشعاری سروده است .

دکتر حکمت  نخستین سفیر ایران در هند در سال ۱۹۴۷ می‌نویسد: «ابوالکلام آزاد پیرمردی است که در حدود شصت سال دارد و بسیار باهوش و حسّاس و پر از حرارت و جوش است و عربی و فارسی را به فصاحت تکلّم می‌کند، ربع ساعتی پذیرایی نمود و از مسائل مربوط به فرهنگ عمومی سخن می‌گفت…» «مولانا ابوالکلام آزاد دعوت کرد که فردابه منزل او برای چای برویم»

او همچنین در رشته‌های ریاضیات، فلسفه، تاریخ جهان و علوم‌پایه بواسطه آموزگاران خصوصی که خانواده‌اش برایش گرفته‌بودند، سررشته داشت.

او هنگامیکه در دادگاه انگلیسی و در برابر قاضی انگلیسی در حال محاکمه بود اینچنین گفت:

آری من گفته‌ام حکومت فعلی ستمگر است. اگر این را نگفته باشم و نگویم، چه بگویم؟ شما بگوئید! به خدا سوگند یاد می‌کنم که در شگفتم که چگونه از من می‌خواهند، اسم چیزها را تغییر دهم و سیاه را سفید قلمداد نمایم!…من مسلمانم، و چون مسلمانم بر من واجب است که استبداد را بکوبم و زشتی آن را برملا نمایم، و بدیهای آن را آشکار کنم…

اینکه از مسلمانی بخواهند از گفتن حق ساکت بماند و بیداد را ستم ننامد درست مانند آن است که از او بخواهند از زندگی اسلامیش دست بکشد در جائی که شما این حق را برای خودتان قائل نیستید که از انسانی بخواهید از دینش برگردد، این حق را هم ندارید از مسلمانی بخواهید که از حق گفتن خود داری نماید و ستم را ستم ننامد زیرا مفهوم این دو یکی است. یک جمله معروف هست که از گاندی نقل شده :”می‌گوید مبارزه خود علیه استعمار انگلیس را از حسین (ع) آموختم که چگونه در برابر استبداد مقاومت کرد. در سال ۱۳۹۳ در جلسه ای که با رئیس بنیاد ابوکلام آزاد داشتم  از او سوال کردم گفت این جمله از ابوکلام است.

یکی از معروفترین آثار او برای ایرانیان تفسیر او از ذوالقرنین است که برای اولین بار ثابت کرد ذو القرنین همان کوروش کبیر است. دکتر عبد المنعم النمر بالاترین مقام دینی (وزیر اوقاف و امور دینی مصر) و بزرگترین چهره اسلام شناس معاصر در مصر که در مجله العرب شماره ۱۸۴ پس از بیان دلایل ابوکلام آزاد و دلایل مفسرین قبلی نتیجه می گیرد که ابوکلام در موردکوروش کبیر و ذوالقرنین استدلالهای منطقی ارایه کرده است. مقاله النمر  مورد توجه جهان عرب قرار گرفت و بارها چاپ و نقد شد. علامه طباطبایی در تفسیر قران خود از نظر ابوکلام آزاد در مورد ذوالقرنین یاد کرده است.

از مکتوبات ابوالکلام برخی در قالب کتاب چاپ شده و انتشار یافته است؛ مانند:

*تفسیر ترجمان القرآن

*هند آزادی گرفت

*غبار خاطر

* تذکره

و برخی نیز به صورت رساله منتشر شده است که از آن دسته می‌توان به «البصائر»، «تحصیل السعادتین»، «البرهان»، «القول الثابت»، «الدین الخالص» و … اشاره کرد.

ابوکلام آزاد امروزه نیز در میان مردم هندوستان بخصوص مسلمانان و شیعیان اعتبار و احترام دارد آرامگاه او در کنار مسجد جامع دهلی است. او عموی بزرگ عامر خان هنرپیشه سرشناس هندی و عموی خدیجه هبه الله وزیر امور اقلیت ها می باشد.

روز ۱۱ نوامبر ۲۰ آبان زادروز تولد او در هند بنام روز ملی آموزش نام گذاری شده و دانش آموزان و دانشجویان در این روز مراسم یاد بود برگزار می کنند. امسال برای اولین بار گروهی از دانش آموزان و ایرانیان مقیم دهلی  در مراسم حضور یافتند.

گاندی در مورد او گفته است: او افلاطون و ارسطو و فیثاغورث هندوستان است.

جواهر لعل نهرو در مورد او گفته است :  ابوالکلام امپراتور آموزش و علم و میر کاروان هندوستان است.

مولانا و فلسفه او

روزنامه پایونیر مقاله ای را تحت عنوان «مولانا و فلسفه او» به چاپ رسانده است. نویسنده این مقاله آقای جی.اس.راجپوت است. نامبرده یکی از کارشناسان حوزه آموزشی می باشد و در گذشته رئیس شورای ملی تربیت و پژوهش آموزشی دولت مرکزی research and training) (national council of educationalنیز بوده است.

وی نوشته است: رویا این بود که بعد از استقلال، در هند صلح، هماهنگی اجتماعی و آشتی بوجود خواهد آمد. اما برعکس آن انجام شد. الان در این کشور میزان تشنج، تعصب، بی اعتمادی و ناآرامی بیشتر شده است.

روز ملی آموزش باید جهت بررسی عللی که منجر به کاهش کیفت و اکتساب هنر در این کشور شده استفاده شود. بعد از تجزیه این کشور، انتظار از دستگاه دولتی این بود که اصول و رهنمودهایی تدوین شده توسط ماهاتماگاندی را به شدت رعایت خواهد کرد چرا که فقط آن اصول و رهنمودها قادر به تضمین احترام به تنوع و پیوستگی اجتماعی و مذهبی بود.

عمومی کردن آموزش کلید اصلی بود. هند به آموزشی نیاز می داشت که در فرهنگ این کشور ریشه داشته و متعهد به پیشرفت بود. رهبران بزرگی که همکار ماهاتما گاندی بودند اهمیت تضمین بهترین ویژگی های سنت های هندی را درک نمودند. احترام برابر به همه مذاهب و عقاید و روشهای متنوع شامل این ویژگی ها بوده است. آن دسته از مسلمانان که حاضر به رفتن به پاکستان نبوده نسبت به هند و سنت اتحاد مبنی بر تنوع این کشور عشق و علاقه داشته اند. مولانا ابوالکلام آزاد که یکی از رهبران دوران جنبش استقلال هند و یکی از محققان بزرگ و سطح بین المللی در حوزه مذهبی و روحانی بود می گفت«در تمام عصرهای گذشته پذیرش اتحاد مبنی بر تنوع شعار هند بوده است. روح این اصول تساهل و اغماض می باشد که در آن اختلاف نظر پذیرفته و به آن احترام گذاشته می شود. ذهن هند همیشه معتقد بوده است که حقیقت دارای چند چهره می باشد و درگیری و تنفر فقط در صورتی بوجود می آید که برخی ها ادعا می کنند که فقط آنان برخوردار از حق انحصاری بر حقیقت و فضیلت می باشند.» تعجب آور است که چرا هند به چنین نظرات مولانا توجه نه کرده است که شخصاً تلاش کرد همه تنوع کامل هند را به مفهوم واقعی آن درک کنند. تلاش مولانا این بود که هند باید متشکل از کسانی باشد که نسبت به میراث خود احساس افتخار داشته باشند اما بطور همزمان نسبت به پذیرفتن هر چیزی که به رشد و توسعه هند و مردم این کشور کمک کند آمادگی داشته باشند. گاهی اوقات فقط یک جمله یا اظهارات کوتاه یک رهبر کل شخصیت او را منعکس می کند. اینجا نمونه ای از آن وجود دارد. وی در سال ۱۹۴۰ طی سخنرانی خود بعنوان رئیس کنگره در اجلاس سالانه این حزب گفت،« من جزء این اتحاد غیرقابل تجزیه یعنی ملیت هندی هستم. من برای این تشکیلات باشکوه ناگزیر هستم و بدون من این ساختمان مجلل هند ناقص است. من عامل لازمی هستم که با استفاده از آن هند تشکیل شده است و هیچ موقع نمی توانم از این حق خود صرفنظر کنم.» متاسفانه هند تجزیه شد اما مولانا بر نظرات خود پابرجا ماند. وی بعنوان نخستین وزیر آموزش این کشور منصوب شد.

لازم  است که هر سال در تاریخ ۱۱ نوامبر علاوه بر جشن روز ملی آموزش، اهمیت نظرات مولانا در عصر کنونی نیز مورد بررسی کامل قرار بگیرد و بین طراحان و مجریان سیاست دولت نیز مورد مباحثه قرار بگیرد. آموزش، در شکل کنونی آن، حتماً از جسم، ذهن و روحیه یک فرد، بهترین محصول را تولید نمی آورد.

هند، طی بالغ بر شش دهه گذشته دستاوردهای زیادی در حوزه پیشرفت و توسعه داشته است. این دستاوردها شامل این تصور در سطح بین المللی نیز است که هند کشوری است جوان که می تواند برای کشورهای دارای جوامع پیر  نیروی ماهر کار را تأمین کند. هند امروز، در مقایسه با عصر مولانا، بسیار باسواد، مدرن و نگاه به جلو شده است. اما جنبه دیگری نیز وجود دارد. ما امروز در هند، در مقایسه با پنجاه سال پیش، دارای تشنج، تعصب، بی اعتمادی و ناآرامی بیشتری هستیم. رویا این بود که بعد از استقلال در هند وضعیت تغییر کندو در این کشور صلح بیشتر، همگرایی گسترده اجتماعی، آشتی فزاینده مذهبی، اعتماد دوجانبه و توزیع مساوی میوه های پیشرفت و توسعه بوجود خواهد آمد. بدیهی است که طی این مدت اشتباهی صورت گرفته است. لازم است آن اشتباه مورد بررسی قرار بگیرد و برای بهبود وضعیت اقدامات مصلحانه انجام شود.

آیا مولانا درک کرده بود که در آینده چه تحولات منفی رخ خواهد داد؟ برخی از نمونه ها نشان می دهد که وی یک رهبر دوراندیش بود که هند را فهمیده و در جنبش استقلال این کشور سهم موثری داشته و در تغییر هند به کشوری باسواد و دارای جامعه ای مبتنی بر ارزش نیز کمک کرده است. مولانا طی سخنرانی در جمع روسای دانشگاه های هند در تاریخ سوم نوامبر۱۹۵۱ در دهلی گفت،« اساس زندگی ما هنوزهم کشاورزی است و اکثریت عمده مردم ما هنوزهم جهت امرار معاش بر کشاورزی تکیه دارند. اما فارغ التحصیلان دانشگاه های ما می توانند هر کاری را انجام دهند اما نمی توانند کشاورز شوند.» حتی در عصر جهان گرایی تعدادزیادی از مردم هند همچنان بر کشاورزی تکیه دارند اما کشاورزی دائماً نادیده گرفته شده است. نرخ رشد در این بخش بسیار پائین است. نتیجه این است که افراد جوان به سوی شهرها مهاجرت می کنند و گاهی اوقات وادار به داشتن زندگی بدتری می شوند. اما اگر کشاورزی مورد حمایت مطلوبی قرار می گرفت این افراد می توانستد زندگی بهتری داشته باشند. مولانا پیشنهاد نموده بود که در برنامه های درسی مدارس کشور کشاورزی باید مورد توجه بیشتری قرار بگیرد و در دانشگاه ها نیز آموزش کشاورزی شروع شود. وی گفته بود،« مدارس و دبیرستان ها در مناطق روستایی و نیمه روستایی از همه دانش آموزان متعلق به هر رشته تحصیلی بخواهند که قسمتی از برنامه درسی خود را با کار کشاورزی اختصاص دهند. من پیشنهاد می کنم که از مدارس و دبیرستان ها در شهرهای بزرگ و کوچک خواسته شود که روستاها را به فرزندی بپذیرند و دانش آموزان باید در برنامه های بازسازی کامل زندگی روستایی مشارکت داشته باشند.»

مولانا طی سخنرانی به هنگام افتتاح کنفرانسی در موضوع «نظریه انسان و فلسفه آموزش در شرق و غرب» در دهلی نو در تاریخ ۱۳ دسامبر ۱۹۵۱ نیز مطالب خوبی اظهار داشت. وی گفت، «یونانیان با موضوع انسان از یک زاویه خارجی برخورد می کنند لذا ما می بینیم که فلسفه یونانی از زمان قدیم توجه بیشتری را بجای این نکته که انسان چیست به این نکته متمرکز نموده است که انسان چه کار می کند.»

 

 

ذوالقرنین شخصیتی که ۱۴ قرن علمای اسلام در مورد او سَردرگُم بودند و ابوکلام آزاد راز او را کشف کرد.

president of India-attends-national-education-day-celebrations

حقوق دریا بین ایران و قطر . کندی ایران در پارس جنوبی و حراج برق آسای گاز در قطر

pars-sea

میدان گازی پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی یکپارچه جهان است. این میدان گازی در مرز آبی ایران و قطر در خلیج فارس قرار گرفته است و قطری ها آن را “گنبد شمالی” می خوانند.

در حالی که قطر موفق شده با بهره گیری از این منابع، به بالاترین میزان سطح درآمد سرانه در جهان دست یابد، ایران قادر نبوده که کاری غیر از تأمین مصرف گاز داخلی، با قیمت های یارانه ای انجام دهد. مهمترین مانع ایران برای توسعۀ این منابع، تحریم های وضع شده توسط اروپا و آمریکا و سازمان ملل متحد، بخصوص در زمینۀ بهره‌برداری از منابع نفت و گاز ایران است.

بسیاری از شهروندان ایرانی و برخی از کارشناسان بر این باورند که اولا قطر سهم ایران را از منابع گازی پارس جنوبی “غارت” می کند و دوما، این کشور دارای تعهدات نادیده گرفته شده‌ای برای همکاری با ایران در بهره‌برداری مشترک از این منابع است.

ایران در حال حاضر، صادرکنندۀ مهمی از گاز طبیعی نیست. چند عامل در این قضیه سهم دارند ولی تحریم های بین المللی بزرگترین مسأله است که به شدت به اقتصاد ایران، بخصوص به صنایع نفت و گاز کشور صدمه می زنند. تا سال ۲۰۱۰ اثرات این تحریم ها در بخش انرژی ایران حالت متوسط و متعادلی داشتند ولی تحریم هایی که بعد از آن تاریخ وضع شدند، و مستقیما صنایع نفت و گاز را هدف گرفته اند، به شدت روی توسعۀ منابع گازی ایران اثر گذاشته است.

میزان ذخایر پارس جنوبی

منبع گازی پارس

میدان گازی پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی یکپارچه جهان است. این میدان گازی در مرز آبی ایران و قطر در خلیج فارس قرار گرفته است و قطری ها آن را “گنبد شمالی” می خوانند.

در حالی که قطر موفق شده با بهره گیری از این منابع، به بالاترین میزان سطح درآمد سرانه در جهان دست یابد، ایران قادر نبوده که کاری غیر از تأمین مصرف گاز داخلی، با قیمت های یارانه ای انجام دهد. مهمترین مانع ایران برای توسعۀ این منابع، تحریم های وضع شده توسط اروپا و آمریکا و سازمان ملل متحد، بخصوص در زمینۀ بهره‌برداری از منابع نفت و گاز ایران است.

بسیاری از شهروندان ایرانی و برخی از کارشناسان بر این باورند که اولا قطر سهم ایران را از منابع گازی پارس جنوبی “غارت” می کند و دوما، این کشور دارای تعهدات نادیده گرفته شده‌ای برای همکاری با ایران در بهره‌برداری مشترک از این منابع است.

ایران در حال حاضر، صادرکنندۀ مهمی از گاز طبیعی نیست. چند عامل در این قضیه سهم دارند ولی تحریم های بین المللی بزرگترین مسأله است که به شدت به اقتصاد ایران، بخصوص به صنایع نفت و گاز کشور صدمه می زنند. تا سال ۲۰۱۰ اثرات این تحریم ها در بخش انرژی ایران حالت متوسط و متعادلی داشتند ولی تحریم هایی که بعد از آن تاریخ وضع شدند، و مستقیما صنایع نفت و گاز را هدف گرفته اند، به شدت روی توسعۀ منابع گازی ایران اثر گذاشته است.

میزان ذخایر پارس جنوبی

منبع گازی پارس جنوبی در کل حدود ۱۸۰۰ تریلیون فوت مکعب (معادل ۵۱ تریلیون متر مکعب) گاز طبیعی و نیز حدود ۵۰ میلیارد بشکه (۷.۹ میلیارد متر مکعب) میعانات گازی طبیعی دارد.

این حوزۀ گازی وسعتی نزدیک به ۹۷۰۰ کیلومترمربع (۳۷۰۰ مایل مربع) دارد که از این مقدار، ۳۷۰۰ کیلومتر مربع (۱۴۰۰ مایل مربع) در بخش آب های منطقه ای ایرانی (تحت نام پارس جنوبی) است و ۶۰۰۰ کیلومتر مربع (معادل ۲۳۰۰ مایل مربع) تحت نام گنبد شمالی در آب های منطقه ای قطر است.

بخش ایران همچنین دارای ۱۸ میلیارد بشکه (۲.۹ میلیارد متر مکعب) میعانات گازی است و بخش قطر حاوی ۳۰ میبارد میعانات گازی است.

منبع: آژانس بین المللی انرژی

در نتیجه تحریم های جدید، اکثریت قریب به اتفاق شرکت های نفت و گاز اصلی در جهان، طرح های انرژی ایران را ترک کردند. تحریم های اروپائی در سال ۲۰۱۰، ارسال هر گونه دانش فنی و بخصوص فن آوری گاز طبیعی مایع را که به شدت مورد نیاز ایران بود، مسدود کرد.

در اثر این تصمیم، کلیه طرح های گاز طبیعی مایع در ایران ناقص ماند و در عین حال روس ها و چینی ها نتوانستند جانشین فناوری غربی در ایران شوند، زیرا خود آنها نیز نیازمند به این تکنولوژی هستند.

صادرات گاز ایران به لوله های موجود محدود شده است. قطر سالانه حدود ۱۲۵ میلیارد متر مکعب گاز صادر می کند و درآمد بسیار بالائی از این راه کسب می کند. ایران قسمت عمدۀ تولیدات گازی خودش را صرف پاسخگوئی به جمعیت خودش می نماید.

قسمت عمدۀ منابع گازی و نفتی در مناطق دریائی و در نزدیکی مرزهای کشورها در آبهای ساحلی آنها قرار دارد. این امر باعث شده است که مطالب حقوقی گسترده ای درباره روش‌ها و قوائد تحدید حدود و سهم کشورها و ترتیبات مربوط به سرمایه گذاری های مشترک برای اکتشاف و بهره برداری منابع انرژی بوجود بیاید.

توسعه فازهای پارس جنوبی در دوره تحریم ها با کندی بی سابقه ای رو به رو شده

تمامی زیربستر آب های خلیج فارس، فلات قارّه محسوب می شود و این مناطق دارای ذخائر مهم انرژی است. به همین دلیل، مرزهای آبی و فلات قارّه کشورهای مجاور و همجوار در این منطقه بایستی با دقت تحدید حدود بشوند.

ایران با چندین کشور قراردادهای تحدید حدود فلات قارّه دارد و در ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۶۹ قرارداد “خط مرزی تقسیم فلات قارّه بین ایران و قطر” امضاء شده اما همکاری بین دو کشور برای بهره گیری مشترک از این منابع، مستلزم توافق جداگانه ای بین دو طرف است. تاکنون گرچه اقداماتی بطور محدود و موّقت برای هماهنگی دوطرف صورت گرفته است اما هیچ گونه توافق جداگانه ای به شرح مندرج در قرارداد بین آنها حاصل نشده است.

در نتیجه در حال حاضر، ایران و قطر اصولا هر یک طرح های جداگانۀ خود را برای بهره گیری از منابع گازی این ذخائر مشترک، پی گیری می کنند.

همچنین، مادۀ ۱۴۲ کنوانسیون سازمان ملل متحد برای حقوق دریاها (کنوانسیون مونته گوبی ۱۹۸۲) مقرر می کند که “فعالیت در منطقه، تا جائی که مربوط به ذخائری است که ماورای محدودۀ صلاحیت ملی است، با رعایت حقوق و منافع مشروع هر دولت ساحلی دیگری که آن ذخائر در ماورای حوزۀ صلاحیت آن نیز هست، صورت می گیرد.”

این ماده در واقع از دولت های عضو معاهدۀ مزبور (ایران، این کنوانسیون را در همان سال ۱۹۸۲ امضاء کرده است ولی تا کنون به آن ملحق نشده است. با این حال، ایران دارای تعهدات مربوط به دولت ها در فاصلۀ امضاء تا تصویب معاهدات بین المللی است) می خواهد که در موقع بهره گیری از منابع بستر مناطق آبی، چنانچه این منابع در ورای خط صلاحیت ملی هم قرار می گیرند، با رعایت حقوق طرف دیگر و با رعایت سایر قواعد مندرج در این معاهده، انجام شود.

قراردادی بین ایران و قطر

ایران با چندین کشور قراردادهای تحدید حدود فلات قارّه دارد و در ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۶۹ هم قرارداد “خط مرزی تقسیم فلات قارّه بین ایران و قطر” امضاء شده است. در بخشی از این قرارداد مقرر شده که “هر گاه سازۀ زمین شناسی نفتی واحد یا میدان نفتی واحد یا هر سازۀ زمین شناسی واحد یا میدان واحدی از مواد معدنی دیگر به آن طرف خط مرزی مشخص در مادۀ یک این موافقتنامه امتداد یابد و آن قسمت از این سازه یا میدان را که در یک طرف خط مرزی واقع شده باشد بتوان کلا یا جزئا به وسیلۀ حفاری انحرافی از طرف دیگر خط مرزی مورد بهره برداری قرار داد در این صورت:

(الف) در هیچ یک از دو طرف خط مرزی مشخص شده در ماده یک، هیچ چاهی که بخش بهره‎ده آن کمتر از ۱۲۵ متر از خط مرزی مزبور فاصله داشته باشد حفر نخواهد شد مگر با توافق دو دولت.

(ب) دو دولت تلاش خواهند کرد که نسبت به نحوۀ هماهنگ ساختن عملیات و یا وحدت آن در دو طرف خط مرزی توافق حاصل نمایند.”

در نتیجه بر اساس دیدگاه حقوقدانان می توان گفت که در حوزۀ پارس جنوبی نیز مهمترین روش برای بهره گیری از منبع مشترک، رسیدن به توافق روی فعالیت های مشترک و هماهنگ است ولی وجود تحریم های بین المللی مانع از تحقق این نوع فعالیت هاست. حتی اگر قطر بخواهد، نمی تواند دانش های فنی را که در مالکیت مادی و معنوی دیگران است با ایران شریک شود.

در کل، پاسخ به سؤال اولیّه راجع به سرازیر شدن بخشی از سهم ایران به طرف بخش قطری این منابع مشترک، مثبت است. گر چه بخش قطری این ذخائر در حال حاضر هم دو برابر سهم ایران است، این یک واقعیت انکارناپذیر است که توسعۀ روزافزون این منابع از طرف قطری آن باعث فشارآوردن و حمل کردن بخش هائی از ذخائر سمت ایران به سوی قطر می شود.

اما آیا قطر دارای تعهدات حقوقی برای همکاری در بهره برداری مشترک از این ذخائر با ایران است و آیا قطر با اقدامات یکجانبۀ خود مرتکب نقض حقوق بین الملل می شود زیرا اهمیّتی نمی دهد که چه بر سر طرف ایرانی این ذخائر می آید؟

اصل کلی دربارۀ لزوم همکاری دولت ها در بهره گیری از ذخائر مشترک بیشتر در قالب قطعنامه ها و توصیه های سازمان ملل متحد گنجانده شده است تا معاهدات و توافقات بین المللی. علت ذکر این نکته آن است که میزان تعهد آوری اسنادی چون قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل متحد کمتر از معاهدات الزام آور تابع حقوق معاهدات بین المللی است.

مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۳ دسامبر ۱۹۷۳، قطعنامۀ معروفی را تصویب کرد که عنوان آن “همکاری در زمینۀ محیط زیست در خصوص منابع طبیعی مشترک بین دو یا چند دولت” است. این قطعنامه از دولت های عضو سازمان ملل متحد می خواهد که “توجه کافی به استانداردهای بین المللی برای حفظ و بهره برداری هماهنگ از منابع طبیعی مشترک بین دو یا چند کشور” کنند.

این امر متعاقبا در ماده ۳ منشور حقوق و تکالیف دولت ها در قطعنامۀ ۳۲۸۱ مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز درج شده است. در این اسناد اشاره شده که “در مسأله بهره برداری از منابع طبیعی که بین دو و یا چند کشور مشترک است، هر کشور بایستی بر اساس سیستم اطلاع رسانی و مشورت قبلی جهت رسیدن به حداکثر میزان بهره گیری از این منابع بدون لطمه زدن به منافع مشروع دیگران اقدام نماید.”

چند نکته

  • قطر صاحب بخش بزرگتری از منابع مشترک گازی بین ایران و قطر (پارس جنوبی/ گنبد شمالی) است.
  • تأخیر ایران در بهره گیری از منابع مشترک گازی و تولید سطح پائین ایران از این منابع با استفاده از تکنولوژی های فرسوده، منجر به مهاجرت بخش مهمی از سهم ایران به طرف قطری این ذخائر می شود.
  • هیچگونه مکانیسم فنی برای جلوگیری از انتقال سهم ایران به قسمت دیگر و متوقف کردن بهره گیری از این منابع ایران به نفع قطر وجود ندارد.
  • قطر با استفاده از فن آوری آمریکا و کرۀ جنوبی در زمینۀ گاز طبیعی مایع به موقعیت برتری در این زمینه دست یافته است ولی نمی تواند آن را با ایران شریک شود. حتی روسیه که از صادر کنندگان عمده گازطبیعی است به این فن آوری نیاز دارد.
  • هیچگونه تعهدات الزام آور حقوقی و قراردادی برای همکاری قطر با ایران در خصوص استفاده از منابع مشترک وجود ندارد و دو طرف قراردادی در این زمینه خاص ندارند.
  • قواعد عمومی و استانداردها و حتی انگیزه هایی وجود دارد که به موجب آنها قطر می تواند با ایران همکاری و به توسعۀ منابع کمک کند.
  • ایران و قطر به عنوان دو کشور اسلامی متعهدند که قاعدۀ مهم “لاضرر” را در روابط با یکدیگر رعایت کنند و از دست زدن به کارهائی که موجب خسران طرف دیگر شود پرهیز کنند.
  • مسأله پارس جنوبی یک نمونه روشن از خساراتی است که به دلیل  تحریم ها به ایران تحمیل می شود.

تعهدات کلی برای همکاری در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها و در بخش هائی که مرتبط با توسعۀ فلات قارّه و مناطق انحصاری اقتصادی دولت هاست ذکر شده است. این مواد اشاره دارند که “دولت ها در سایۀ روحیۀتفاهم و همکاری، هرگونه تلاشی بعمل خواهند آورد که به توافقات اولّیه عملی برسند و نیز در مرحلۀ بعدی، راه را برای حصول توافق نهائی هموار کنند و این توافقات لطمه ای به تحدید حدود نهائی آنها نخواهد زد.”

مادۀ ۱۲۳ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها اهمیت خاصی برای ایران و دول دیگر حاشیۀ خلیج فارس دارد. این ماده مقرر می دارد که “دول حاشیۀ دریاهای بسته و نیمه بسته (که خلیج فارس بطور دقیق با تعاریف مربوط به این نوع مناطق آبی مطابقت دارد) با یکدیگر برای اعمال حقوق خود و انجام تکالیف خود بر اساس این کنوانسیون همکاری خواهند کرد.”

قطر با استفاده از تکنولوژی پیشرفتۀ گاز طبیعی مایع، اکنون بصورت یکی از صادرکنندگان اصلی گاز طبیعی درآمده است و ایران، با وجود داشتن مقام اول جهان از لحاظ ذخائر گاز طبیعی، به دلیل مسائل متعدد (نیاز به سرمایه گذاری، دانش فنی و تحریم های علیه ایران، بخصوص در ارتباط با برنامۀ اتمی) نقش خاصی در صدور گاز طبیعی بازی نمی کند.

شرکت ایران در برنامه های مهم نقل و انتقال گاز طبیعی، تا حد زیادی در گرو حل و فصل مسائل سیاسی و بخصوص سرنوشت روابط ایران و امریکا است.

در شرایطی که اروپا بطور جدی در فکر کاهش اتکا به منابع گاز روسیه است و ایران بالقوه جایگزین خوبی است اما به عقیده کارشناسان تا زمانی که مسائل ایران با دولت های تاثیرگذار جهان حل و فصل نشود، دورنمای تغیر وضعیت ایران در این زمینه تاریک است.

جنوبی در کل حدود ۱۸۰۰ تریلیون فوت مکعب (معادل ۵۱ تریلیون متر مکعب) گاز طبیعی و نیز حدود ۵۰ میلیارد بشکه (۷.۹ میلیارد متر مکعب) میعانات گازی طبیعی دارد.

این حوزۀ گازی وسعتی نزدیک به ۹۷۰۰ کیلومترمربع (۳۷۰۰ مایل مربع) دارد که از این مقدار، ۳۷۰۰ کیلومتر مربع (۱۴۰۰ مایل مربع) در بخش آب های منطقه ای ایرانی (تحت نام پارس جنوبی) است و ۶۰۰۰ کیلومتر مربع (معادل ۲۳۰۰ مایل مربع) تحت نام گنبد شمالی در آب های منطقه ای قطر است.

بخش ایران همچنین دارای ۱۸ میلیارد بشکه (۲.۹ میلیارد متر مکعب) میعانات گازی است و بخش قطر حاوی ۳۰ میبارد میعانات گازی است.

در نتیجه تحریم های جدید، اکثریت قریب به اتفاق شرکت های نفت و گاز اصلی در جهان، طرح های انرژی ایران را ترک کردند. تحریم های اروپائی در سال ۲۰۱۰، ارسال هر گونه دانش فنی و بخصوص فن آوری گاز طبیعی مایع را که به شدت مورد نیاز ایران بود، مسدود کرد.

در اثر این تصمیم، کلیه طرح های گاز طبیعی مایع در ایران ناقص ماند و در عین حال روس ها و چینی ها نتوانستند جانشین فناوری غربی در ایران شوند، زیرا خود آنها نیز نیازمند به این تکنولوژی هستند.

صادرات گاز ایران به لوله های موجود محدود شده است. قطر سالانه حدود ۱۲۵ میلیارد متر مکعب گاز صادر می کند و درآمد بسیار بالائی از این راه کسب می کند. ایران قسمت عمدۀ تولیدات گازی خودش را صرف پاسخگوئی به جمعیت خودش می نماید.

قسمت عمدۀ منابع گازی و نفتی در مناطق دریائی و در نزدیکی مرزهای کشورها در آبهای ساحلی آنها قرار دارد. این امر باعث شده است که مطالب حقوقی گسترده ای درباره روش‌ها و قوائد تحدید حدود و سهم کشورها و ترتیبات مربوط به سرمایه گذاری های مشترک برای اکتشاف و بهره برداری منابع انرژی بوجود بیاید.

توسعه فازهای پارس جنوبی در دوره تحریم ها با کندی بی سابقه ای رو به رو شده

تمامی زیربستر آب های خلیج فارس، فلات قارّه محسوب می شود و این مناطق دارای ذخائر مهم انرژی است. به همین دلیل، مرزهای آبی و فلات قارّه کشورهای مجاور و همجوار در این منطقه بایستی با دقت تحدید حدود بشوند.

ایران با چندین کشور قراردادهای تحدید حدود فلات قارّه دارد و در ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۶۹ قرارداد “خط مرزی تقسیم فلات قارّه بین ایران و قطر” امضاء شده اما همکاری بین دو کشور برای بهره گیری مشترک از این منابع، مستلزم توافق جداگانه ای بین دو طرف است. تاکنون گرچه اقداماتی بطور محدود و موّقت برای هماهنگی دوطرف صورت گرفته است اما هیچ گونه توافق جداگانه ای به شرح مندرج در قرارداد بین آنها حاصل نشده است.

در نتیجه در حال حاضر، ایران و قطر اصولا هر یک طرح های جداگانۀ خود را برای بهره گیری از منابع گازی این ذخائر مشترک، پی گیری می کنند.

همچنین، مادۀ ۱۴۲ کنوانسیون سازمان ملل متحد برای حقوق دریاها (کنوانسیون مونته گوبی ۱۹۸۲) مقرر می کند که “فعالیت در منطقه، تا جائی که مربوط به ذخائری است که ماورای محدودۀ صلاحیت ملی است، با رعایت حقوق و منافع مشروع هر دولت ساحلی دیگری که آن ذخائر در ماورای حوزۀ صلاحیت آن نیز هست، صورت می گیرد.”

این ماده در واقع از دولت های عضو معاهدۀ مزبور (ایران، این کنوانسیون را در همان سال ۱۹۸۲ امضاء کرده است ولی تا کنون به آن ملحق نشده است. با این حال، ایران دارای تعهدات مربوط به دولت ها در فاصلۀ امضاء تا تصویب معاهدات بین المللی است) می خواهد که در موقع بهره گیری از منابع بستر مناطق آبی، چنانچه این منابع در ورای خط صلاحیت ملی هم قرار می گیرند، با رعایت حقوق طرف دیگر و با رعایت سایر قواعد مندرج در این معاهده، انجام شود.

قراردادی بین ایران و قطر

ایران با چندین کشور قراردادهای تحدید حدود فلات قارّه دارد و در ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۶۹ هم قرارداد “خط مرزی تقسیم فلات قارّه بین ایران و قطر” امضاء شده است. در بخشی از این قرارداد مقرر شده که “هر گاه سازۀ زمین شناسی نفتی واحد یا میدان نفتی واحد یا هر سازۀ زمین شناسی واحد یا میدان واحدی از مواد معدنی دیگر به آن طرف خط مرزی مشخص در مادۀ یک این موافقتنامه امتداد یابد و آن قسمت از این سازه یا میدان را که در یک طرف خط مرزی واقع شده باشد بتوان کلا یا جزئا به وسیلۀ حفاری انحرافی از طرف دیگر خط مرزی مورد بهره برداری قرار داد در این صورت:

(الف) در هیچ یک از دو طرف خط مرزی مشخص شده در ماده یک، هیچ چاهی که بخش بهره‎ده آن کمتر از ۱۲۵ متر از خط مرزی مزبور فاصله داشته باشد حفر نخواهد شد مگر با توافق دو دولت.

(ب) دو دولت تلاش خواهند کرد که نسبت به نحوۀ هماهنگ ساختن عملیات و یا وحدت آن در دو طرف خط مرزی توافق حاصل نمایند.”

در نتیجه بر اساس دیدگاه حقوقدانان می توان گفت که در حوزۀ پارس جنوبی نیز مهمترین روش برای بهره گیری از منبع مشترک، رسیدن به توافق روی فعالیت های مشترک و هماهنگ است ولی وجود تحریم های بین المللی مانع از تحقق این نوع فعالیت هاست. حتی اگر قطر بخواهد، نمی تواند دانش های فنی را که در مالکیت مادی و معنوی دیگران است با ایران شریک شود.

در کل، پاسخ به سؤال اولیّه راجع به سرازیر شدن بخشی از سهم ایران به طرف بخش قطری این منابع مشترک، مثبت است. گر چه بخش قطری این ذخائر در حال حاضر هم دو برابر سهم ایران است، این یک واقعیت انکارناپذیر است که توسعۀ روزافزون این منابع از طرف قطری آن باعث فشارآوردن و حمل کردن بخش هائی از ذخائر سمت ایران به سوی قطر می شود.

اما آیا قطر دارای تعهدات حقوقی برای همکاری در بهره برداری مشترک از این ذخائر با ایران است و آیا قطر با اقدامات یکجانبۀ خود مرتکب نقض حقوق بین الملل می شود زیرا اهمیّتی نمی دهد که چه بر سر طرف ایرانی این ذخائر می آید؟

ALKHALEEJ_ALFARSI_1952

اصل کلی دربارۀ لزوم همکاری دولت ها در بهره گیری از ذخائر مشترک بیشتر در قالب قطعنامه ها و توصیه های سازمان ملل متحد گنجانده شده است تا معاهدات و توافقات بین المللی. علت ذکر این نکته آن است که میزان تعهد آوری اسنادی چون قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل متحد کمتر از معاهدات الزام آور تابع حقوق معاهدات بین المللی است.

مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۳ دسامبر ۱۹۷۳، قطعنامۀ معروفی را تصویب کرد که عنوان آن “همکاری در زمینۀ محیط زیست در خصوص منابع طبیعی مشترک بین دو یا چند دولت” است. این قطعنامه از دولت های عضو سازمان ملل متحد می خواهد که “توجه کافی به استانداردهای بین المللی برای حفظ و بهره برداری هماهنگ از منابع طبیعی مشترک بین دو یا چند کشور” کنند.

این امر متعاقبا در ماده ۳ منشور حقوق و تکالیف دولت ها در قطعنامۀ ۳۲۸۱ مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز درج شده است. در این اسناد اشاره شده که “در مسأله بهره برداری از منابع طبیعی که بین دو و یا چند کشور مشترک است، هر کشور بایستی بر اساس سیستم اطلاع رسانی و مشورت قبلی جهت رسیدن به حداکثر میزان بهره گیری از این منابع بدون لطمه زدن به منافع مشروع دیگران اقدام نماید.”

چند نکته

  • قطر صاحب بخش بزرگتری از منابع مشترک گازی بین ایران و قطر (پارس جنوبی/ گنبد شمالی) است.
  • تأخیر ایران در بهره گیری از منابع مشترک گازی و تولید سطح پائین ایران از این منابع با استفاده از تکنولوژی های فرسوده، منجر به مهاجرت بخش مهمی از سهم ایران به طرف قطری این ذخائر می شود.
  • هیچگونه مکانیسم فنی برای جلوگیری از انتقال سهم ایران به قسمت دیگر و متوقف کردن بهره گیری از این منابع ایران به نفع قطر وجود ندارد.
  • قطر با استفاده از فن آوری آمریکا و کرۀ جنوبی در زمینۀ گاز طبیعی مایع به موقعیت برتری در این زمینه دست یافته است ولی نمی تواند آن را با ایران شریک شود. حتی روسیه که از صادر کنندگان عمده گازطبیعی است به این فن آوری نیاز دارد.
  • هیچگونه تعهدات الزام آور حقوقی و قراردادی برای همکاری قطر با ایران در خصوص استفاده از منابع مشترک وجود ندارد و دو طرف قراردادی در این زمینه خاص ندارند.
  • قواعد عمومی و استانداردها و حتی انگیزه هایی وجود دارد که به موجب آنها قطر می تواند با ایران همکاری و به توسعۀ منابع کمک کند.
  • ایران و قطر به عنوان دو کشور اسلامی متعهدند که قاعدۀ مهم “لاضرر” را در روابط با یکدیگر رعایت کنند و از دست زدن به کارهائی که موجب خسران طرف دیگر شود پرهیز کنند.
  • مسأله پارس جنوبی یک نمونه روشن از خساراتی است که به دلیل سیاست های غلط به ایران تحمیل می شود.

تعهدات کلی برای همکاری در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها و در بخش هائی که مرتبط با توسعۀ فلات قارّه و مناطق انحصاری اقتصادی دولت هاست ذکر شده است. این مواد اشاره دارند که “دولت ها در سایۀ روحیۀتفاهم و همکاری، هرگونه تلاشی بعمل خواهند آورد که به توافقات اولّیه عملی برسند و نیز در مرحلۀ بعدی، راه را برای حصول توافق نهائی هموار کنند و این توافقات لطمه ای به تحدید حدود نهائی آنها نخواهد زد.”BBCPERSIAN GULF

مادۀ ۱۲۳ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها اهمیت خاصی برای ایران و دول دیگر حاشیۀ خلیج فارس دارد. این ماده مقرر می دارد که “دول حاشیۀ دریاهای بسته و نیمه بسته (که خلیج فارس بطور دقیق با تعاریف مربوط به این نوع مناطق آبی مطابقت دارد) با یکدیگر برای اعمال حقوق خود و انجام تکالیف خود بر اساس این کنوانسیون همکاری خواهند کرد.”

قطر با استفاده از تکنولوژی پیشرفتۀ گاز طبیعی مایع، اکنون بصورت یکی از صادرکنندگان اصلی گاز طبیعی درآمده است و ایران، با وجود داشتن مقام اول جهان از لحاظ ذخائر گاز طبیعی، به دلیل مسائل متعدد (نیاز به سرمایه گذاری، دانش فنی و تحریم های علیه ایران، بخصوص در ارتباط با برنامۀ اتمی) نقش خاصی در صدور گاز طبیعی بازی نمی کند.

شرکت ایران در برنامه های مهم نقل و انتقال گاز طبیعی، تا حد زیادی در گرو حل و فصل مسائل سیاسی و بخصوص سرنوشت روابط ایران و امریکا است.

در شرایطی که اروپا بطور جدی در فکر کاهش اتکا به منابع گاز روسیه است و ایران بالقوه جایگزین خوبی است اما به عقیده کارشناسان تا زمانی که مسائل ایران با دولت های تاثیرگذار جهان حل و فصل نشود، دورنمای تغیر وضعیت ایران در این زمینه تاریک است.

منبع: آژانس بین المللی انرژی.بی بی سی فارسی

بهمن آقایی دیبا. کارشناس حقوق دریا

مختصات جغرافیای تنگه هرمز پیشنهاد ساخت کانال راهبردی هرمز

دعواها- ادعاها و ضد ادعاها در دریای چین میان کشورهای منطقه و دور از منطقه

 

پرداخت ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار غرامت بابت لغو قرارداد