خلیج فارس فقط یک نام نیست

 

درباره خلیج فارس و تاریخچه آن

PERSIANGULFFOREVER

 

توطئه ای  مستمر بر ضد تمامیت ارضی ایران

 

کشورهای عربی درآمدهای هنگفت نفتی خود را جهت تجاوز به حقوق دیگر کشورها هزینه میکنند تا شاید سرزمینهای اطراف یا دریاهای کشورهای دیگر را با دادن پولهای کلان به موئسساتی مانند نشنال جئوگرافی و یا خبرگزاری های معتبر جهان و موزه های معتبر جهانی ( لوور ) و . . . از آن خود کنند . ادعاهای کذب مالکیت اعراب بر جزایر سه گانه ایران و نام خلیج دروغین عرب به جای البحر الفارسی خود اعراب یا دریای پارس ما توهمی بیش نیست که باید پاسخی جدی و قدرتمند و در صورت نیاز نظامی به آن داد . اگر کشوری باید ادعای ارضی کند و برای آن پول صرف کند آن ایران است که شهرهای اصیل و کهن اش را روسها به تاراج گذاشتند و ۱۷ شهر قفقاز و دیگر شهرهای ایران را از ما ربودند و اشغال کردند  .  متاسفانه شبکه های جهانی با دریافت پولهای میلیاردی  آنان را در این دروغ و تجاوز بزرگ همراهی میکنند . به صورتیکه شکبه های بی بی سی و فاکس نیوز و  حتی هواپیماهای مسافربری یا از خلیج جعلی نام می برند و یا تنها از خلیج ؟ یاد میکنند . شبکه های تلوزیونی ماهواره ای عربی که وقاحت و اوج بی تمدنی را به کمال رسانده اند و فقط از خلیج جعلی نام می برند و هیچ اسمی از خلیج فارس نمی آورند . حتی در نیمه دوم سال ۸۵ کار این غارتگران و متجاوزان به جایی رسید که به خواننده های ایرانی که قصد خواندن شعرهای خلیج فارس در امارات را داشتند مجوز داده نشد . در ۸ سال جنگ تحمیلی عراق بر ضد میهنمان در فهرست کشور های عربی حامی عراق نام فلسطین و عربستان و امارات و قطر و کویت نیز همیشه و به صورت ثابت دیده شده است . پس از آن هم تا به حال در تمام بیانیه ها و اعلامیه هایی که از سوی اعراب علیه تمامیت ارضی ایران در منطقه خلیج فارس و اشغال جزایر سه گانه و تغییر نام خلیج فارس و اروند رود و . . . به امضا می رسد، فلسطین نامی همیشگی ست . فلسطینی که میلیون دلار ایران برایش هزینه کرده است ؟ به راستی دفاع از کشورهای عربی که همیشه به تمامیت ارضی ایران چشم داشت داشته اند چه معنی می تواند داشته باشد ؟ طبق قوانین بین الملل ۸۵ درصد از مالکیت خلیج فارس از آن ایران است و اگر بی توجهی ما به این امر حیاتی ادامه یابد آنان با پول نفت خود این درصد را کم خواهند کرد و در سالهای آینده به هیچ خواهند رساند . امیدوارم هم میهنان ما در گوشه و کنار جهان مراتب اعتراض خود را به تجاوز آشکار جهانی و به خصوص عربی از طریق آدرسهای زیر ارسال نمایند . البته وقتی ایرانیان سخن از اعراب متجاوز و بدوی میکنند بهیچ وجه روی سخن ما با مردمان نیک سرشت شهر باستانی و آریایی خوزستان و عشایر عرب و تیره های بختیاری و . . . نیست بلکه کسانی هستند که به آب و خاک هفتاد میلیون ایرانی تجاوز میکنند و دست درازیهایشان یکی پس از دیگری بی پاسخ می ماند . بدون شک هر ایرانی که در مرزهای خاکی ایران زندگی میکنند از هر تیره و نژادی ایرانی است و هیچ تبعیضی بین هیچ قومی نخواهد بود

 

دیدگاه اندیشمندان عرب درباره تغییر نام خلیج فارس

 

بعضی افراد فکر می کنند جهان عرب یکپارچه به پا خواسته اند تا نام خلیج فارس را تغییر دهند. در صورتی تا سالهای پیش این گونه نبوده . عده ای از متعصبان عرب با هیاهو و دست و پا کردن نوشته ها و نقشه هایی جعلی سعی در القای این قضیه به دولتمردان و اعراب کرده اند. که در این راه رهبران عرب به یاری آنها آمده اند. اما متفکران و اندیشمندان جهان عرب با رد ادعای آنها از اصالت نام خلیج فارس دفاع کرده و گام هایی را برای روشن کردن افکار عمومی جهان عرب برداشته اند. در این قسمت به بخشی از این گفته ها اشاره می شود. متاسفانه باید متذکر شویم که چند سالی است که دوباره شور تجاوز به مالکیت خلیج فارس اعراب را برداشته است و هوای تغییر نام دریای پارس را کرده اند که لازم و ضروری است با تمام توان و قدرت به آن پاسخ داد .

 

مجله الاهرام در شماره ۲۱۹ اگوست ۲۰۰۱ متن کامل مصاحبه آقای مجدی عمر معاون اول سابق شورای دفاع ملی مصر را چاپ نموده است. او در بخشی از سخنان خود چنین گفته است:” نسل من بخاطر دارد که ما در ایام مدرسه در کتاب ها و نقشه ها با لفظ خلیج فارس سر و کار داشتیم ولی بعد از مدتی آن را خلیج عربی نامیدیم. این غیر منطقی، و عین رذالت و پستی است. این که چند کشور عربی در اطراف آن باشند دلیل نمی شود که نامی تاریخی و مقبول را تغییر دهیم، حال برای اینکه خود را از این مخمصه نجات دهیم فقط آن را خلیج می نامیم ، کدام خلیج؟! مگر خلیج بدون نام هم می شود”.

 

روزنامه الاهرام در شماره ۴۲۲۲۹ مورخ ۲۰/۷/۲۰۰۲ در مقاله ای با عنوان ” الثوره ساعدت علی تسمیه بالخلیج العربی بدلاً من الفارسی” نوشته است که نام خلیج از نظر تاریخی خلیج فارس است. ولی در اثر انقلاب ناسیونالیستی ناصر به خلیج عربی تبدیل شد”.

 

در کتاب ” تطویر العلاقات المصریه الایرانیه” مجموعه نویسندگان ، چاپ موسسه مطالعات سیاسی و استراتژیک الاهرام ۲۰۰۲.قاهره در صفحۀ ۱۹۰ به نقل از آقای دکتر عبد المنعم سعید رئیس مرکز تحقیقات سیاسی و استراتژیک الاهرام چنین آمده است : ” به صراحت تمام بگویم هیچ مدرک و سند تاریخی ندیدم که نام خلیج فارس را بتوان مستند بر آن تغییر داد. تمام نقشه ها و کتاب های تاریخی و حتی بعضی از سخنرانیهای ناصر و رهبران انقلاب از خلیج فارس صحبت شده است. اگر تغییر نام خلیج باعث کدورت مردم ایران است چرا به حقیقت اعتراف نمی کنیم. باید شجاعت داشت و این در حدود موازین علمی است.” همچنین این نویسنده و متفکر بزرگ در مقاله دیگری در روزنامه الاهرام ۲۳ دسامبر ۲۰۰۲ در دفاع از نام خلیج فارس مقاله ای علمی و ارزشمندی نوشته است و تغییر این نام تاریخی را محکوم نموده است. دکتر عبدالمنعم سعید در بخشی از گزارش سفر خود تحت عنوان ” تقریر آخر من طهران” نوشته است: “یکی از مکان هایی که در سفر ۹/۱۲/۲۰۰۲ در تهران بازدید کردیم ، اداره اسناد و آرشیو وزارت امور خارجه بود. در آنجا صدها نقشه جغرافیایی تاریخی وجود داشت که موقعیت ایران و جهان را در طول تاریخ نشان می دهد. برای من هیچ تعجبی تداشت که در همه این نقشه ها که دوستان و دشمنان ایران اعم از اعراب و یونانی ها تهیه کرده اند همگی آنها نام خلیج فارس را در بر دارد. هیچ نقشۀ تاریخی در شرق و یا در غرب و در هیچ کجای جهان با نام خلیج عربی وجود ندارد و بنابر این تغییر این نام به خلیج و یا خلیج عربی و یا هر نام دیگری، بر خوردی غیر منطقی و غیر حکیمانه با حقایق تاریخی و جغرافیایی است.”

صلاح السایر نویسنده سرشنای عرب در مقاله ای در روزنامه الانباء ۶/۱۰/۲۰۰۳ چاپ کویت می نویسد: “تاسف از اینکه تحت تاثیر قوم گرایان افراطی نام تاریخی خلیج فارس در رسانه های عربی به خلیج عربی تبدیل شده است بدون اینکه واقعیت های تاریخی و احترام به میراث تاریخی رعایت شود. زمان آن فرا رسیده است که آب رفته به جوی بازگردد و امور را به جایگاه درست آن بازگردانیم و نام واقعی این خلیج را بکار گیریم. به ویژه که این نام یک میراث تاریخی خودی است و کاربرد نام خلیج فارس، هویت کشورهای مشرف بر خلیج را تغییر نمی دهد بلکه قطعاً عقلانیت از دست رفته را به ما بازمی گرداند.”

روزنامه کیهان عربی در تاریخ ۲۱/۷/۱۳۸۱ در مصاحبه ای با دکتر بروس اینغهام رئیس مرکز پژوهشهای خاور میانه و نزدیک دانشگاه لندن می نویسد: فکر می کنم همه با من موافق هستند در این حقیقت که این آبراه از نظر تاریخی خلیج فارس نام دارد و این نام نزد همه ملت ها شهرت دارد و اعراب و ایرانیان نیز این نام را از یونانیان قبل از اسلام گرفته اند. به نظر من برای مناطق جغرافیایی باید نامهایی با ریشۀ تاریخی را به کار برد و این به معنی آن نیست که خلیج فارس متعلق به فارس ها است، همانطور که اقیانوس هند متعلق به هند نیست. این که دولت بریتانیا و بعضی از دولتها برخلاف روند تاریخی این نام ،کلمه «خلیج» بکار می برند یک اشتباه فاحش و توهین آمیز است.”

قدری قلعجی نویسنده و متفکر عرب در ماه نوامبر ۱۹۶۸ در مقاله ای تحت عنوان (ملاقات صلح در مهد اسلام) در روزنامه الراصد چاپ بیروت نو چنین قضاوت می کند: “ایران دولتی است دوست و ملتی است برادر، تاریخ آن با تاریخ عرب در هم آمیخته و فرهنگ ما برای دوره ای از تاریخ مخلوط گشته است…اختلافات ما با آن درباره عربیت خلیج فارس بیش از اختلاف ما درباره عربیت ابن المقفع، ابن برذو، ابی نواس، ابن قتبیه، ابن سینا، سیبویه، خوارزمی، اصفهانی، همدانی، رازی، موصلی، بلخی ، بیرونی، غزالی، شهرستانی، گرگانی، طغرائی، کاشانی، تبریزی شیرازی که همه از شاخه ای ایرانی پدید آمده و در محیط اسلام رشد یافته اند نیست.”

علی حمیدان که از نویسندگان برجسته جهان عرب است در کتاب (les Princesdeorlmoir) چاپ پاریس همه جا نام خلیج فارس را به طور کامل یادآور می شود.

نذیر فنصه سردبیر مله الاخاء در این باره مقاله جالبی نوشته است و ضمن آن به شرح وضعیت بعضی از اندیشمندان و متفکران عرب پرداخته که چگونه از لجاجت و تعصب غیرمنطقی دچار ناراحتی گشته اند و می نویسد: “امروز اعراب از لحاظ تسمیه خلیج فارس در وضعی قرار گرفته اند که نویسندگان و مورخان منصف از ترس این که در تلاطم احساسات لبریز شده، متهم به دست نشاندگی و ارتجاع نشوند، نمی توانند اظهار نظری کنند… شما را به خدا بگویید که نام خلیج از چه تاریخی در کنار لفظ (عربی) قرار گرفت. این بدعت از ده سال قبل و از زبان یک سیاستمدار معروف و در راه یک هدف غایب معینی … آغاز گشت. ایرانیان نیز می توانند کلمه فارسی را کنار شط العرب قرار دهند و به جای گفتن (شط العرب) آن را شط فارسی بنامند. ولی با این که این شط در آغوش سرزمین آنان قرار گرفته چنین کاری نکردند زیرا آنان به تاریخ و اصول بین المللی احترام می گذارند.”

دکتر سید محمد نوفل مصری، معاون اتحادیه عرب و نماینده دولت مصر در کنفرانس حقوق بشر تهران ۱۹۶۸ در مصاحبه ای با خبرنگاران، پیرامون خلیج فارس گفت: “من کوشش هایی را که برای تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی صورت می گیرد استهزاء و این کوششهای بی نتیجه را محکوم می کنم” ، وی گفت که مطالعاتی درباره منطقه خلیج فارس دارد و در کتابی که در سال ۱۹۵۲ درباره این منطقه نوشته است همه جا از خلیج فارس نام برده و تنها شیخ نشین های خلیج را نه عرب و نه ایرانی دانسته است.

همچنین روزنامه آکسیون چاپ تونس در اسفندماه ۱۹۶۹ در بحث مفصلی تحت عنوان (کدام یک از این عبارات صحت دارد) ضمن این که تاریخچه خلیج فارس را مورد بررسی قرار می دهد، فارسی بودن خلیج فارس را ثابت می کند و این اصل را از هر نوع شبهه ای به دور می دارد.

 

علاوه بر این، کتاب های زیادی از سال ۱۹۵۹ از طرف پاره ای از نویسندگان و اندیشمندان منصف عرب به چاپ رسیده است که در آنها از این دریا به همان نام اصلی یعنی خلیج فارس نام برده شده است. در کنفرانس یکسان سازی اسامی جغرافیایی، کشورهای عربی، دولت اسرائیل را به خاطر تلاش برای تغییر نام خلیج عقبه به شدت مورد انتقاد قرار دادند. اما سئوال این جاست چطور همان عمل اسرائیل را خود دربارۀ خلیج فارس به کار می برند. بسیاری از آگاهان مسائل منطقه معتقد هستند که نتایج زیانبار مادی، معنوی و روانی تغییر نام خلیج فارس از سوی اعراب، کمتر از آثار زیانبار تجاوز عراق به ایران و کویت نیست. حتی ادعاهای جزایر سه گانه را به هیچ وجه نباید به راحتی از آن گذشت . حتی اگر میلیاردها دلار بایستی برای آن صرف کرد تا این توطئه ها را خاموش کرد لازم و ضروری است . باب شدن تجاوز به فرهنگ و تمامیت ارضی ایران و عادی جلوه دادن این قضیه بزرگ ترین ضربه به ایران و هزاران سال تمدن ایرانی است که به هیچ روی نمی توان از کنار آن گذشت .

 

 

 

گذری بر تاریخچه تحریف نام خلیج فارس

 

نام جعلی خلیج عربی چه زمانی و توسط چه کسانی برای دریای پارس ساخته شد

 

در زمان پادشاهی محمد شاه قاجار در سال ۱۲۱۶ هجری خورشیدی، او سپاهی را برای سرکوبی کامران میرزا حاکم نافرمان هرات فرستاد. محمد شاه نخست قلعه غوریان را به تصرف درآورد. و سپاه ایران در کنار رود نقره نزدیکی هرات اردو زد. به دلیل موقعیت جغرافیای هرات و ضعف وسایل نظامی سپاه ایران، این محاصره یک سال به طول انجامید.

 

انگلستان که همیشه به افغانستان به چشم دروازۀ هندوستان می نگریست همیشه در پی این بود تا افغانستان را از ایران جدا کند و به عنوان سدی در برابر نفوذ روس ها استفاده کند. از این رو سفیر انگلیس “مک نیل” با محاصرۀ هرات به شدت مخالفت کرد. و حتی چند نفر از مهندسان انگلیسی را برای استحکام و تقویت حصار هرات به یاری کامران میرزا فرستاد. از طرف دیگر، مک نیل شاه ایران را به مذاکره با کامران میرزا تشویق می کرد. اما شاه نپذیرفت. مک نیل با ناامید شدن از نقشۀ انعقاد قرارداد بین شاه ایران و کامران میرزا با خشم اردوی ایران را ترک کرد. و نامه ای تهدید آمیز به شاه ایران نوشت. در این نامه قید شده بود اگر شاه ایران قرارداد تنظیمی او را برای ترک مخاصمه با کامران میرزا نپذیرد دولت انگلستان دست به اقدامات تلافی جویانه خواهد زد. پس از این نامه، نیروی دریایی انگلستان با حمله به جزیرۀ خارک، این جزیره را تصرف کرد.

 

انگلستان به شاه ایران فشار می آورد تا با تخلیه قلعۀ غوریان از محاصرۀ هرات دست بردارد. سرانجام شاه دست از محاصرۀ هرات برداشت. و انگلستان هم از خارک خارج شد. حرکتی ننگین در تاریخ ایران که اشغالگر بودن انگلیسی ها را اثبات میکند .

 

قضیۀ هرات هنوز حل نشده بود و کشمکش و درگیری بین ایران و انگلستان ادامه داشت تا این که در همان سال ها (۱۲۱۹ هجری خورشیدی/ ۱۸۳۷میلادی) این مسائل، دستمایۀ نگارش مقاله ای در روزنامۀ Times Journal چاپ لندن شد که در این مقاله بجای نام خلیج فارس از نام جعلی دریای بریتانیا استفاده شده بود.

 

انگلیسی ها برای رسیدن به اهداف خود به همۀ ترفندها متوسل می شوند. اگر شده نام جایی را عوض کنند حاکمی را جایگزین حاکم دیگر کنند و حتی اگر خودشان زورشان نمی رسد یکی دیگر را جلو بیندازند و خلاصه همه کاری می کنند تا نیات خودشان را عملی سازند. استفاده از نام جعلی برای خلیج فارس در آن زمان نشان می دهد این اقدام را حساب شده و برنامه دار انجام داده اند. کما این که بعدها هم این کار را انجام داده اند.

 

اقدامات ننگین انگلیسی ها در قرن حاضر

 

مبارزات مردم ایران برای ملی شدن صنعت نفت در اوایل دهۀ ۱۳۳۰ سرانجام نتیجه داد و مجلس شورای ملی رای به ملی شدن صنعت نفت در ایران داد. انگلستان هر کاری که می توانست، انجام داد تا جلوی این رویداد بزرگ را بگیرد اما کار از کار گذشته بود. هیچ قدرتی توان ایستادن در برابر خواست و ارادۀ ملت ایران را نداشت. پس انگلیسی ها به تلافی این شکست سنگین دست به اقداماتی زدند.

 

در آن زمان تمام کشورهایی که امروز در حاشیۀ جنوبی خلیج فارس قرار دارند همگی یا مستعمرۀ انگلیس بودند و یا تحت الحمایه این کشور. پس با استفاده از این نفوذ گسترده، در سال ۱۳۳۵هجری خورشیدی (۱۹۵۷میلادی) یکی از جاسوسان سازمان جاسوسی انگلستان بنام رُودریک اُوِن (Oven (Roderick کتابی بنام “حباب های طلایی در خلیج عربی” (Golden bulbs in Arabic gulf) نوشت و دولت انگلستان آن را به سرعت به زبان عربی ترجمه و به طور گسترده ای در منطقه منتشر کرد. ترجمۀ این کتاب و انتشار گستردۀ آن نشانگر بغض و کینۀ انگلیسی ها نسبت به اقدام ملت ایران بود.

 

علت ترجمه چه بود؟ در آن سال ها شیخ نشین های حاشیۀ جنوبی خلیج فارس مردمی بادیه نشین و بیابانگرد بودند و با زبان انگلیسی آشنایی چندانی نداشتند. پس بهترین کار در سرعت بخشیدن به عملیات تحریف نام تاریخی خلیج فارس، ترجمۀ آن به زبان عربی بود تا به اعراب زودتر مسئلۀ تحریف را القاء کنند. اُوِن در این کتاب می نویسد: “در همه نقشه‌هایی که من دیده‌ام، خلیج فارس در آنها نوشته شده است، اما من با زندگی در بحرین، دریافتم که ساکنان دو سوی این دریا، عرب هستند. پس ادب حکم می‌کند که این دریا را خلیج عربی بنامیم.”

 

انگلیسی ها به این اقدامات بسنده نکردند. در سال ۱۳۴۴هجری خورشیدی (۱۹۶۶میلادی) کتابی بنام “ساحل دزدان دریایی” (The Pirate Coast) منتشر کردند. نویسندۀ این کتاب سِر چارلز بِلگِرِیو ( Sir Charles Belgrave) وابستۀ سیاسی انگلیس در شیخ نشین های حاشیۀ خلیج فارس بود. او پس از سی سال فعالیت در این منطقه، در پایان ماموریتش، هنگامی که به انگلستان بازگشت این کتاب را نوشت. وی در این کتاب بجای نام تاریخی خلیج فارس، نام جعل شدۀ خلیج عربی را به کار برد. همچنین در زمان ماموریت او در بحرین، در نامه نگاری های انگلیسی ها با اعراب استفاده از این نام جعلی باب شد. بِلگِرِیو در این کتاب می نویسد: “اعراب‌ ترجیح می‌دهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند.”

 

پس از انتشار این کتاب، کاربرد نام جعلی و تحریف شدۀ خلیج عربی در مطبوعات کشورهای عربی رواج یافت.

 

انگلیسی ها تخم تفرقه را برافکندند و اکنون از ثمرات آن بهره مند می شوند. شاید شنیده باشید که انگلیسی ها برای رسیدن به هدفی حتی شده یک قرن هم برنامه ریزی و فعالیت می کنند. مسئلۀ تحریف نام خلیج فارس یکی از این موارد است. در سال ۱۳۳۵با ترجمه و انتشار گستردۀ کتاب رُودریک اُوِن (Oven (Roderick و در پی آن کتاب سِر چارلز بِلگِرِیو ( Sir Charles Belgrave) تخمی را کاشتند که اکنون از ثمرات آن بهره مند می شوند. آنها به خوبی فهمیده اند که اندیشۀ ایرانیان نباید آزاد باشد چون با آن پیشینۀ درخشان تاریخی بزرگی که دارند به سادگی می توانند بنیان گزار تمدن ها و قدرت های بزرگی شوند. پس باید همیشه تولید اشکال و درگیری کرد. الآن با این مسئله، بخشی از فکر و اندیشۀ ایرانیان متوجه دفع حمله های فرهنگی اعراب به نام خلیج فارس شده است. و از طرف دیگر دلارهای نفتی اعراب به سمت موسسات مرجع و تحقیقاتی غرب، رسانه ها و شبکه های رادیویی و تلویزیونی، سایت های اینترنتی و حتی دولتهای غربی سرازیر شده است. رشوه می گیرند و نام جعلی خلیج عربی یا خلیج را در منابع و گزارشات خود به کار می برند. بازار پرسودی است. غربی ها و در راس آنها انگلیسی ها عاشق چشم و ابروی شیوخ حاشیۀ خلیج فارس نیستند بلکه با دریافت میلیون ها دلار از اعراب با سرکیسه کردن آنها دست به چنین اقداماتی می زنند. کافی است کلمۀ خلیج عربی را در موتورهای جستجوگر بیابید آن گاه خواهید دید که چه کسانی این نام جعلی را به کار می برند. این پایگاه های اطلاع رسانی با این که پیشینه تاریخی چند هزار سالۀ نام خلیج فارس را میدانند و بارها گزارشات رسمی سازمان ملل را دریافت کرده اند باز به کار خود ادامه می دهند. تفرقه بینداز، پول هم بگیر و حکومت کن. داد و ستد بدی نیست. نه؟

 

اقدامات اعراب

 

خلیج پارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس_ نام سرزمین ملت ایران _ گره خورده است. برای نخستین بار یونانیان این خلیج را، خلیج پارس نامیدند که از نام قوم پارس که در جنوب فلات ایران می زیستند و نخستین شاهنشاهی بزرگ آن زمان را بنیان نهادند، یعنی شاهنشاهی پارس برگرفته شده است.

 

همان گونه که پیشتر گفته شد، انگلیسی ها با انتشار دو کتاب۱ نخستین جرقه را برای تغییر نام خلیج فارس زدند تا این که با بر سر قدرت آمدن جمال عبدالناصر رییس جمهور پیشین مصر و اوج گرفتن احساسات پان عربیست در جهان عرب، در سال ۱۹۵۸ به دنبال یک فراخوان از سوی رهبران قوم پرست در اتحادیۀ عرب مقرر شد که خلیج فارس را خلیج عربی بنامند. این روند در دهۀ ۱۹۶۰ میلادی به اوج خود رسید و اکنون نزدیک به ۲۲ کشور عربی نام تاریخی خلیج فارس را در رسانه‌ها و کتاب های رسمی عربی تغییر داده اند.

 

و اما دلایل کودکانه متعصبان عرب

 

متعصبان قوم عرب (پان عربیست) در توجیه این اقدام عموماً به سه دلیل تکیه می کنند:

 

۱. پلینی۲ در کتاب خود “تاریخ طبیعی” این خلیج را خلیج عربی نامیده است.

 

۲. کارستن نیبور۳ در سال ۱۷۶۲ در سفرنامه اش نوشته است: سواحل خلیج فارس تابع دولت ایران نیست.

 

۳. رودریک اوون۴ در کتابش بنام “حباب های طلایی در خلیج عربی” به خلیج عربی اشاره کرده است.

 

۴. تعداد کشورهای عربی بیش از ایران است.

 

دربارۀ ادعای نخست اگر عین جملات۵ پلینی را بخوانیم او دقیقا نوشته است که خلیج فارس کجاست و خلیج عربی کجاست. منظور پلینی از به کار بردن خلیج عربی همان خلیج عقبه (عربه) است. پلینی در این نوشته به اقتدار پادشاهان پارس نیز اشاره کرده و بارها از خلیج فارس نام برده است.

 

واما ادعای دوم. شاید کارستن نیبور این جمله را نوشته باشد اما با دیدن نقشۀ ترسیمی او که در سال ۱۷۶۲ تهیه کرد آن را نقشۀ خلیج فارس نامید. و این نقشه دقیق ترین نقشۀ خلیج فارس تا آن زمان بود.

 

و سومین ادعا هم که از بیخ و بن مردود هست. جاسوسی انگلیسی بنام روردریک اوون کتابی می نویسد و نام آن را می گذارد “حباب های طلایی در خلیج عربی” . در خود جملۀ اوون اعتراف به نام واقعی خلیج فارس کاملاً پیداست. او می نویسد: در همۀ نقشه هایی که دیده ام نام خلیج فارس در آنها ثبت شده است. اما من با زندگی در بحرین دریافتم که ساکنان دو سوی این دریا عرب هستند، پس ادب حکم می کند این دریا را خلیج عربی بنامیم. چهارمین ادعا هم که بسیار بچگانه است. امارات و قطر و کویت روی هم رفته نصف یکی از استان های ایران هم نمی شوند. از این گذشته، مگر به صرف تعداد می شود نام تاریخی جایی را به این سادگی تغییر داد. خوب اگر این گونه است ایرانی ها هم به شط العرب بگویند شط الفارسی. گرچه اروند رود را هم ایرانیان دارند. اما واقعیت مطلب این است که خلیج فارس نامی کهن و تاریخی است و اقداماتی که برای تغییر نام آن انجام می شود جز ایجاد فتنه و تفرقه هیچ سودی برای کشورهای منطقۀ خاورمیانه ندارد.

 

پانوشت:

 

۱. این دو کتاب عبارتند از حباب های طلایی در خلیج عربی نوشتۀ رودریک اوون و ساحل دزدان دریایی نوشتۀ سر چارلز بلگریو. برای اطلاعات بیشتر به نوشته های پیشین مراجعه شود.

 

۲. تارخ نگار رومی در قرن اول میلادی

 

۳. “کارستن‌ نیبور” (CarstenNiebuhr) جهانگرد دانمارکی‌ است که‌ در سال‌ ۱۷۶۵م‌ / ۱۱۷۹ه.ق‌ در زمان شاه عباس صفوی به ایران مسافرت می کند. بعضی ها او را آلمانی دانسته اند. او در سال ۱۷۶۲دقیق ترین نقشه تا آن زمان را با نام نقشه خلیج فارس ترسیم کرده و حتی جزایر سه گانه را برای نخستین بار در نقشه های جغرافیایی ترسیم و بنام ایران ثبت کرده است. برای دیدن این نقشه به آدرس زیر مراجعه کنید:

 

http://www.britishempire.co.uk/maproom/mapmiddleeast1765big.htm

 

۴. رودریک اوون یکی از جاسوسان سازمان جاسوسی انگلستان در منطقۀ خلیج فارس بود.

 

۵. عین جملات پلینی را از پایگاه ویکی پدیا به انگلیسی بخوانید:

 

Pliny Natural History 6.96-111.

 

XXVIII. Moreover in this region the sea then makes a double inroad, into the land; the name given to it by our countrymen is the Red Sea, while the Greeks call it Erythrum, from King Brythras, or, according to others, in the belief that the water is given a red colour by the reflexion of the sun, while others say that the name comes from the sand and the soil, and others that it is due to the actual water being naturally of such a character. [108] However, this sea is divided into two bays. The one to the east is called the Persian Gulf, and according to the report of Eratosthenes measures 2500 miles round. Opposite is Arabia, with a coastline 1500 miles in length, and on its other side Arabia is encompassed by the second bay, named the Arabian Gulf; the ocean flowing into this is called the Azanian Sea. The width of the Persian Gulf at its entrance some make five and others four miles ; the distance in a straight line from the entrance to the innermost part of the Gulf has been ascertained to be nearly 1125 miles, and its outline has been found to be in the likeness of a human head. [109] Onesicritus and Nearchus write that from the river Indus to the Persian Gulf and from there to Babylon by the marshes’of the Euphrates is a voyage of 1700 miles. In an angle of Carmania are the Turtle-eaters, who roof their houses with the shells and live on the flesh of turtles. These people inhabit the promontory, that is reached next after leaving the river Arabis. They are covered all over, except their heads, with shaggy, hair, and they wear clothes made of the skins of fishes. [110] After the district belonging to these people, in the direction of India there is said to be an uninhabited island, Cascandrus, 50 miles out at sea, and next to it, with a strait flowing between, Stoidis, with a valuable pearl-fishery. After the promontory the Carmanians are adjoined by the Harmozaei, though some authorities place the Arbii between them, stretching all along the coast for 421 miles. Here are the Port of the Macedonians and the Altars of Alexander situated on a promontory; the rivers are Siccanas and then the Dratinus and the Salsum. [111] After the Salsum is Cape Themisteas, and the inhabited island of Aphrodisias. Here is the beginning of Farsistan, at the river Tab, which separates Farsistan from Elymais. Off the coast of Farsistan lie the islands of Psilos, Cassandra and Aracha, the last with an extremely lofty mountain, and consecrated to Neptune. Farsistan itself occupies 550 miles of coast, facing west. It is wealthy even to the point of luxury. It has long ago changed its name to Parthia.

 

۶. نام این پژوهش در زیر آمده است

 

Historical, Geographical andLegal Validity of the Name: PERSIAN GULF, UNITED NATIONS Working Paper, GROUP OFEXPERTS ON No. 61, GEOGRAPHICAL NAMES, Twenty-third Session, Vienna, 28 March – ۴ April 2006

 

منابع:

 

خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ و میراث فرهنگی لیتوگرافی پارت .۱۳۸۳ ،محمد عجم

Comments are closed.