Archive for: آذر ۱۳۹۳

سانسکریت مادر زبان های آرین دوباره زنده می شود.

حیات دوباره سانسکریت به همت هندوگراهای هند

جدال در هند بر سر زبان سانسکریت

زبان سانسکریت امروزه در هند تنها 14 هزار گویش گر اصلی دارد اما با این وجود موضوع جدالهای بسیار زیادی است. امروزه طرح سانسکریت به عنوان زبان ملی در هند بسیار جدی است و با توجه به اینکه الفبای زبان هندی نیز الفبای سانسکریت است. احتمالا این طرح موفق خواهد شد.

از زمانیکه در یکسال قبل حزب بی جی پی با پیروزی قاطع قدرت را بدست گرفت. زمزمه رسمی شدن سانسکریت شدت گرفته است حزب بی جی بی BJP اعتقاد راسخی در مورد گسترش فرهنگ هندوتوا دارد یکی از پایه های هندو توا زبان هندی است زبان هندی که پایه آن بر سانسکریت استوار باشد سانسکریت زبان خدایی و مقدس هندو ها است و کتاب مقدس ودا به این زبان نوشته شده اما از آنجا که این زبان مقدس شمرده می شد تنها در سطح علمای برهمن آموزش آن آن انجام می شد و سایرین حق دخالت و یادگیری این زبان مقدس را نداشتند همین مقدس سازی موجب عدم گسترش و ارتقاء کیفی و کمی آن شد و به مرور در بین جامعه رو به زوال گذاشت. اصولا هر زبانی که همگام با نیازهای جامعه پیش نرود به مرور رو به زوال می رود زیرا مردم به واژگان جدید نیاز دارند که یا باید آن را بسازند و یا وام بگیرند.  ورود مسلمانان – ترکان و فارس ها به هند به توسعه زبانی منجر شد که امروزه اردو نام دارد و شاخه هندی آن  زبان هندوستانی نام دارد. زبان هندوستانی 60 سال قبل از اردو جدا شد اما با سرعت از زبان اردو دور می شود. و بخش بزرگی از هند تحت تاثیر این زبان ها قرار گرفتند. الفبای زبان هندوستانی به سانسکریت(دیوناگری) نوشته می شود ولی زبان اردو به الفبای فارسی عربی نوشته می شود.

kurdestan

سانسکریت(saṃskṛtam संस्कृतम्) زبان باستانی و ابتدایی مردم هندوستان و زبان دینی علمای دینی هندوییسم، بودیسم و جینیسم می‌باشد که از لحاظ زبان‌شناسی با پارسی باستان(اوستایی=باردار،حامل) هم‌ریشه‌است.

نسک ارجمند وداها به این زبان است. در دوره نوین دانش سانسکریت کمک بسیاری به خوانش نبشته‌های این دو زبان باستانی نموده‌است.

واژه سانسکریت از واژه سامس‌کَرْتَه (خودساخته) مشتق شده و به معنی خودسازه است. آنرا به معنی زبان پاک هم بکار می برند. این واژه بعدها معنی «فرهنگی» به‌خود گرفت و زبان سانکریت (سانسکریت واک) به معنی زبان فرهنگ بالا استفاده شد. به این زبان اصطلاحاً دِیوا باگا نیز گفته می‌شود که به معنی “زبان خدایان” است. نظریه جدیدی معتقد است که زبان سانسکریت در حوزه فلات شرقی ایران شکل گرفته و از جمله حوزه تمدن جیرفت و شهر سوخته را از جایگاههای آن می دانند. سانسکریت از خانواده زبان های هندو و ایرانی و آرین است.افعال در زبان های آرین با حرف” ن” منفی می شوند.  نزدیکترین زبان به آن زبان پارسی باستان و زبان اوستایی است. ریگ ودا Rigveda قدیمی ترین متنی است که از سانسکریت باقی‌مانده است.

متن های این زبان به سالهای 1500–1200 قبل از مسیح بر می گردد.

اگرچه سانسکریت اندک اندک رو به زوال گرایید و امروزه فقط 14 هزار گویش ور دارد. اما نفوذ آن به سایر زبانها بسیار قابل توجه است. بطور مثال واژه هایی مانند پریچر که در زبان های اروپایی به معنی مبلغ و تبلیغ و ارشاد و موعظه است از واژه پیرچاره به معنی پیر چاره گر و ارشاد کننده گرفته شده است یا خود واژه پیر ، پدر ، فادر ، پیتر، پتر، میر، زن ، زونه، ژانت، جوان-  یوان- خوان – خان – نهی –  و علامت نفی ” نَ “نِ –  نه  Noو … ریشه در این زبان دارند.بسیاری از واژگان عربی ریشه در سانسکریت دارندبطور نمونه کلمه نفی و منفی و نهی ریشه در” نَ ” به معنی نباید دارد.یا خریطه که عربی شده از  کرت و کارته است. یا واژه بهو در عربی به معنی هشتی خانه و سالن که از “بهو”  به معنی بازو گرفته شده است و به هشتی خانه سالن داخلی هم گفته می شود.

در روستاها و مکان های زیر زبان مادری مردم سانسکریت است. .

  • کارناتاکا – Mohad- Narasinhpur  – Jhiri-  Rajgadh, مادایا پرادش – Kaperan- Bundi-   Rajasthan-  Khada-  Banswada –  Ganoda-  Banswada, راجستان

Bawali-  Bagapat-  Uttar Pradesh – Shyamsundarpur-  Kendujhar, اوریسا

بسیاری از جمله وزیر آموزش هند خانم سمرتی ایرانی عقیده دارد که سانسکریت می تواند زبان رسمی هند باشد. هئیت دولت نیز با این کار موافق است تنها کار باقی مانده پارلمان است که اگر موافقت کند سانسکریت زبان ملی هندوستان خواهد شد.

البته عده ای هم مخالف هستند و بر این باور هستند که جوانان هند باید زبان هایی را بیاموزند که برای اشتغال به آن محتاجند مثلا اگر زبان چینی بیاموزند در چین و هنک کنگ کار پیدا می کنند. انگلیسی زبان کار در دنیا است و … در هند هر فردی که می خواهد در آزمون استخدامی سالانه دولتی شرکت کند می تواند یکی از زبان های 25 گانه را انتخاب کند که تا دو سال قبل زبان فارسی و عربی هم جزو آنها بود ولی دو سال قبل زبان فارسی و عربی از فهرست زبان ها حذف شد. قبلا بر اساس قراردادی بین دولت هند و آلمان،  زبان آلمانی در مدارس دولتی جزو یکی از 25 زبان اختیاری هند بود و امسال این زبان حذف و بجای آن سانسکریت گنجانده شد که البته با اعتراض دولت آلمان و خانم مرکل رو برو شد. موضوع به دادگاه عالی کشیده شد و دادگاه بنفع وزارت آموزش و لغو زبان آلمانی رای داد.

آقای سودانشو رانجان، در روزنامه ایشین ایج مورخ 7 آذر1393 در همین خصوص نوشته است: خانم اوما بهارتی، وزیر منابع آب دولت مرکزی هند، اخیراً به دنبال منازعه ای ناشی از حذف زبان آلمانی از برنامه درسی مدارس دولت مرکزی و جایگزینی آن توسط زبان سانسکریت، پیشنهاد کرد که در هند سانسکریت باید بجای زبان انگلیسی بعنوان «زبان ارتباط» معرفی شود.

پیشنهاد وی غیرقابل عمل تصور می شود و به همین دلیل فقط چند نفر از آن استقبال نموده اند. اما این نظر نه جدید است و نه غیر قابل عمل. بلکه واقعیت این است که این پیشنهاد به هنگام تدوین قانون اساسی هند توسط خود دکتر بهیم رائو آمبیدکر در مجلس قانونگذاری ارائه شده بود. مجلس قانونگذاری هند در مدت آگوست – سپتامبر 1949 موضوع زبان را بطور مفصل مورد بررسی قرار داد. بعد از مباحثه طولانی و بسیار  داغ زبان «هندی» با الفبای «دیوناگری» بعنوان «زبان رسمی» این کشور انتخاب گردید. در پیش نویس این پیشنهاد اضافه شده بود که زبان انگلیسی به مدت 15 سال دیگر در امور رسمی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در این مرحله بود که دکتر آمبیدکر پیشنهاد کرد که بجای هندی، زبان سانسکریت باید بعنوان زبان رسمی هند اعلام شود. بسیاری از سیاستمداران برجسته از این پیشنهاد حمایت کردند و حتی کسانی از مدراس (تامیل نادو) و نظیرالدین احمد از حزب مسلم لیگ حمایت خود را با سانسکریت اعلام نمودند. نظیرالدین که به بنگال غربی تعلق می داشته، گفت،« من به شما زبانی پیشنهاد می کنم که عظیم ترین و بزرگ ترین زبان است و یادگرفتن آن برای همه بطور مساوی مشکل است.» کیلاش نات کاتجو و راجیندرا پراساد (نخستین رئیس جمهور هند) نیز از آن حمایت کردند. اما جواهر لعل نهرو از پذیرفتن این پیشنهاد خودداری ورزید. اگرچه خود نهرو در تاریخ 13 فوریه 1949 در شورای قانونگذاری اظهار داشت، « چنانچه از بنده سئوال شود که چه خزانه ای است که در هند در اختیار دارد و بهترین میراث این کشور چیست، بنده بدون شک و تردید پاسخ خواهم داد که زبان سانسکریت، ادبیات آن و هر چیز که این زبان دارای آن است. این بهترین میراث است و تا زمانیکه باقی می ماند و زندگی مردم ما را تحت تاثیر خود قرار می دهد، دانش اساسی هند نیز باقی خواهد ماند.»

البته در حال حاضر تعداد بسیار ناچیزی از مردم به زبان سانسکریت حرف می زنند. سانسکریت زبان رسمی هیچ یک از ایالت های کشور هم نیست. اما این امر در حقیقت نقطه قدرت این زبان است. طبق گزارش سرشماری سال 2001 فقط 14،135 نفر از مردم هند زبان سانسکریت را بعنوان زبان مادری خود معرفی کردند. اما این هم یک واقعیت است که این زبان تا مدت زیادی زبان عمومی این کشور بوده است. آدی شانکاراچاریا (از سال 820 تا 788 قبل از میلاد) که به همه گوشه های این کشور سفر کرده همیشه به زبان سانسکریت سخنرانی می کرد. (نامبرده بعد از گسترش مذهب بودا در هند مذهب هندو را احیا کرد) این امر ثابت می کند که در آن دوران سانسکریت زبان ارتباط در این کشور بود.

بند 343 قانون اساسی هند فقط درباره زبان رسمی صحبت می کند و درباره زبان ملی چیزی نمی گوید و در حال حاضر زبان رسمی هند «هندی» است.

بسیاری از سخنوران و اساتید زبان سانسکریت احساس می کنند که منازعه بر سر زبان سانسکریت را می توان از طریق معرفی آن بعنوان زبان ملی حل و فصل کرد. اگر تعداد گفتگوکنندگان در یک زبان ناچیز باشد آن زبان در نهایت از بین می رود. اما زبان سانسکریت تا به حال به این دلیل زنده باقی مانده است که زبان مذهب هندو و کتاب های مقدس مذهب هندو می باشد و لذا نمی تواند از بین برود.

اگر حامیان سانسکریت بخواهند که این زبان توسط همه اقشار مردم و پیروان همه ادیان کشور پذیرفته شود نباید این زبان را بعنوان زبان الهی معرفی کنند. شکی نیست که سانسکریت قدیمی ترین زبان مکتوب است و ادبیات سانسکریت دارای خزانه عظیمی علم است.

بیران وون بونسن، سفیر پروس (آلمان) در انگلیس، در دسامبر سال 1835 ملاقاتی بین مکس مولر با لارد توماس بابینگتون میکالی را ترتیب داد. آلمان و انگلیس با یکدیگر دوست نبودند اما با این وجود مکس مولر برای ترجمه کتاب های ودا و سایر کتاب مقدس مذهب هندو به زبان های انگلیسی و آلمانی منصوب گردید. شرکت شرق هند (ایست ایندیا کمپنی) با پرداخت مبلغ 200 پوند بعنوان حقوق سالانه به مکس مولر موافقت کرد. مکس مولر این پیشنهاد را با هدف تبلیغ دین مسیحی در هند پذیرفت. اما وی بعد از خواندن ودا بسیار تحت تاثیر آن قرار گرفت و وداها را با صداقت کامل و به نحوه احسن ترجمه کرد.

حامیان زبان سانسکریت باید تغییرات در این زبان را بپذیرند. آنان ادعا می کنند که با توجه به این که این زبان توسط براهما (خدا) معرفی شده است هیچگونه اصلاحی در آن امکان پذیر نمی باشد و نباید از میزان خلوص آن کاست.

در ادامه این مقاله آمده است که یک زبان با حمایت دولت رشد می کند. پادشاهان مغول(خراسانی) در این کشور زبان های فارسی و اردو را معرفی نمودند. این زبانها بعنوان زبانهای رسمی مورد استفاده قرار می گرفت.

Rigveda

زبان اردو در دادگاه ها و بخشهای پلیس شهرک های ایالت های مختلف هند حتی امروز هم بکار گرفته می شود. همینطور با ورود انگلیسی ها زبان انگلیسی زبان رسمی این کشور شد. انگلیسی در زمان شاعر معروف شکسپیر فقط یک زبان منطقه ای بود. در سال 1604 نخستین لغت نامه این زبان منتشر گردید که فقط  سه هزار کلمه داشت. الان همان زبان انگلیسی زبان بین المللی شده است. لذا با حمایت دولت زبان سانسکریت نیز می تواند زبان رسمی این کشور شود.

عدد ها در سانسکریت ار 1تا 10 به صورت زیر است که با تغییراتی در زبان های اروپایی هم وجود دارد. و در شمارش فارسی نیز با تغییرات آوایی از همین ریشه گرفته شده است.

  1. éka- اک (یک)
  2. dva- دوا- دو
  3. tri- تری‌یِنی
  4. catúr- چتوری –  چار
  5. páñcan- پنچا-  پنج
  6. ṣáṣ- سس –  شش
  7. saptán- سبتا-  هفت
  8. aṣṭá- اَشتا-  هشت
  9. návan- نَوَ – نه
  10. dáśan- دَشَ – ده

زبان فارسی امروز وارث کهن ترین زبانها مانند اوستایی و سانسکریت است بنا بر این با زبان سانسکریت بیگانه نیست و می توان از واژگان آن در جاهایی که نیاز هست استفاده کرد.

زبانهای اروپایی از جمله  زبان انگلیسی پر است از واژه های اوستایی و پهلوی ایران که فارسی امروزی نیز از آن انشعاب گرفته شده است و بسیاری دیگر از کلمات هست که به غلط آنها را به  عربی نسبت می دهند در حالیکه آنها از ریشه فارسی و یا از کلمات  هندو و آرین هستند. مانند :

نهی-  شعله-  شولا-  سولا-  (خورشید)-  مشعل(بر وزن مفعل عربی) –  هاله-  عربی نیست و با اَلو از یک ریشه است الو یعنی آتش – شعله – آتش زدن در یونانی نیز به آتش الو می گویند. الو در زبان هندی و سانسکریت هم معنی گرم کردن و آتش روشن کردن می دهد. واژه هالوکوست نیز ریشه پارسی دارد هالو کوست یعنی الوکشت (الوکوشت) یعنی با آتش کشتن. (لغتنامه دهخدا : ألو =  آتش بزرگ با شعله افروختن . برافروختن آتش . روشن کردن آتش با شعله های بلند. الو زدن . مشتعل کردن  گَوَن الو کردن .

برخی از واژه های ایرانی (پهلوی و اوستایی) که در زبان انگلیسی امروزی استفاده میشود و در سانسکریت هم هست :

– Nav-    ناو: واژه هندو / ایرانی به معنی کشتی است وازهمین ریشه ناوبان – ناوخدای (ناخدا) درانگلیسی Navigate (کشتی رانی) وNavigable (قابل کشتی رانی) Navigator (ملاح) Navy blue (آبی سیر) و Naval (وابسته به نیروی دریانی) ازهمین ریشه آمده اند.

خواهر ( اوستایی:khvānghar ، سانسکریت : svāsar، انگلیسی باستان : seoser، انگلیسی کنونی :sister )  –  NEW  یا نو  گاهی نی  – ۲ –   Caravan – کاوران. کاروانسرایی. سرای . سرایی-  ساری

COMANDAN-   کومندر  و کومندانت  – ۳-  Arch-  قوس: درفارسی “ارک” اراک و “اریکه داریم که به مفاهیم مرکز قلب وحتا قوس به کار رفته اند . چه ارگ شهرغالبا توس مانند ساخته می شده است. واژه اراک ایرانشهر به معنی دل ایرانشهر ومرکز ایرانشهر بوده است. ازهمین ریشه کلمات Archreologg (قوس شناسی وسپس معماری ) وarcae لاتینی (قوس ) گرفته شده است.

  • King- پادشاه : وKonig آلمانی وواژه های مشابه درسوئدی دانمارکی نروژی فنلاندی وایسلندی ازریشه Kay پهلوی وKavi اوستایی است. و کانا و خانا در سانسکریت  و درزبان پشتو خنتما (نجیب زاده وبزرگوار) ودرزبان ترکی خان با این ریشه ها قرابت دارند. توجه کنید کی – کیان Kikg-  Kigam KONIG-  خان – خنتما – کان و کانا –  ۵-  dikar-  دینار: Draik –  Dram ودراخما Drachma –   واژه DENT نیز ریشه فارسی سانسکریت دارد دنت در همه زبان های اروپایی به معنی دندان هست دنتیست یعنی دندان پزشک . دنده  به معنی استخوان دنده نیز از همین ریشه است. بالکونی نیز تغییر یافته بالخونی است که اصل آن بالا خونه است.better/best- 6  از ریشه بهتر و بهشت فارسی هستند .  ۷-  Plateau-  فلات.

۸-   peer = در زبان انگلیسی پیر به معنی نجیب زاده و بزرگ است اما در زبان فارسی معنی های فراوان دارد پیر یعنی کهن-  کوهن – عالم – دانشمند – رهبر مذهبی – بزرگ. “پیر” رهبر دین میترایی . پیر با پییر – پدر – پیتر  –  پتر-  پترو از یک ریشه است.

۸-  Pepper: Piper درلاتین Poivre درفرانسه peppe –

۹-  Spinach- سپاناج معرب شده است  به اسفناج: درفنلاند Pikatia پیناتیا درانگلیسی وفرانسه .

۱۰-  Candy: شیرینی-  کندی – کندو – تغییر یافته به  قند.  بعضی واژه  Candidate (کاندیدا نامزد) را نیز از همین ریشه می دانند.

۱۱-  Cau liflower-  kale : کلم   ۱۲-  Nuphar-  نیلوفر زرد Nenophar-   ۱۳-  Orange: نارنج وترنج  ۱۴-  Rhubarb-  ریواس : اصل این واژه راوند-  ریواس (ریواچ) است.  ۱۵-  Ginger-  زنجبیل: Zenzero ایتالیایی. ۱۶-  Lemon:لیمو: Limonade. Lemon آب نبات ترش Lemon juice آب لیمو وغیره  ۱۷-  کلمه بین المللی پوته –  بوته Botanic (علم گیاه شناسی) که لفظ Pon فنلاندی نیز کوتاه شده آن باشد.  ۱۸-  Silk – ابریشم: این واژه انگلیسی وSoie (سویه) فرانسه سیرا عربی سیراج حبشی

۱۹-  Saffron-  زعفران : نیز واژه بین المللی گردیده درست آن زفرو است بصورت جمع فارسی زفران ولی به غلط زعفران نوشته می شود. ۲۰-  Garden-  باغ:ازکرت-  گرتا پارسی. ازهمین ریشه Garten آلمانی و Jarten ژاردن فرانسه . ۲۱-  Tree :درخت-   ترکه (شاخه) .  ۲۲- alcohl هیچ ریشه ای در عربی ندارد. معرب الگل زیرا در ایران علم گل و گلاب گیری وجود داشت از این شاخه الکل را مشتق کرده اند.

نمونه ای از نام جانوران و حشرات

۱- Elephent_فیل   ۲- Sponge ـ عربی شده بصورت اسفنج : Sponge ، Espange.

۳- Carcass ـ لاشه و مردار  ۴- Bees ـ زنبور ، Booz  ۵- Cow ـ گاو: گوو-  گاد (سومری)-

۶- Colt ـ کره‌اسب.  Duck با اردک فارسی، ترکی، کردی و لریGoose با غاز فارسی، اوز عربی، عاز ترکی و کردیDog با سگ. Mouse با موش فارسی ( موگ ارمنی)  .Camel شتر و Camelot  Giraffe زرافة

Canary قناری- Jackal شغال – Bavri سگ آبی Beaver –  میانه، متوسط(medium : maidi)

گاو(cow : gāw)- دانستن ( wit,witness : vid)- سوم (third : thrita )-  دزدی کردن (thieve : tevi )-  تشنه (thirsty : tershna )-  پردیس (paradise : paradaesa)-  پهلو، کنار(para : para ) برَ. – گاز گرفتن (gnaw : ghana )-  سپس (then : athan )- آنجا (there : athra )

نگهبانی، پاسداری (patrol : pathra)- رفتن (go : ga)- بالای ( on : ana )- مرگ و میر، مردار(mortāl : mereta) موردن-  آگاه ( wise : vista)- چراگاه (pasture : vāstrā)- رویش، نمو(growth : urutha)- بد (bad : vat)- ناو، کشتی بزرگ جنگی (nāvy : nāvya)- تب مالاریا (tap : tapa).تب-  در وزن تفعیل بصورت تبیب معرب شده است و بصورت طبیب درآمده و مطب و اطبا از همین واژه است/.- آبیاری کردن (irrigate : arikhti)- کشیدن (carry : karish)-  خزیدن (creep : khrap)- نشان، علامت ( mārk : mahrka)- ایستادن ( stand : stāt)- ایست کردن ( stay : sta)

رگ، پی ( sinew : sna)- ابرو (brow,eyebrow : brvat)- گوشه (corner : karana)

بها، ارزش (price : pereska)- نیست ( not : navat)- ترسناک، هولناک ( drāmātic : dramna)- جاسوسی کردن (spy : spas)- لباس، جامه (vest : vastra)- راست (ortho : ereta)

کالبد(corpse : kehrpa)- نخستین (first : fraeshta)- جوان ( young : yuvan)- نه ( no : na)- ناف (nāvel : nāf)- پا ( foot,poda : pada)- لنگ = leg- باهو-  بازو- خوردن ( eat : ad )

بودن (be : bi,bu)- سرزمین (country : kant)- پُر(full : puiri)- مقدس (saint : spanta)- سگ آبی ( beaver : bavri)- خرچنگ(crab : kahrpu )- نرم کردن، در زبان پهلوی سفتن (soft : sifat) – آرزو کردن (wish : ish)-

تبدیل حرف س هند و اروپایی به خ در زبان اوستایی:

شیرین (sweet : khvaiti)- خواندن صدا کردن ( sound : khvand)- ستاره (- Star. Stara: akhtar ).- ریشه واژه زن در چند گویش کنونی و زبانهای اروپایی:

در فارسی: زن zan در مازندرانی: زنا zena در گیلکی: زنای zenai در کاشانی: جن jen

در لکی: ژن jhan در تالشی: ژنی jheni در کردی: ژنی jheniدر زبان خوزی و لرستانی  زونه – زونا

در اوستایی: جنی jeni در روسی: ژنی jheni در لاتین: ژنی jheni-   زانت ژانت-

اگر بدقت به واژه های زبانهای لاتین و اروپایی مانند آلمانی ،انگلیسی، ایتالیایی, فرانسوی، اسپانیولی توجه کنیم واژه های فراوانی در آن زبان ها می یابیم که در زبان فارسی باستان و از جمله زبان اوستایی کاربرد داشته و بسیاری از آنها در زبان فارسی کنونی منسوخ شده و مصطلح نیستند.

به عنوان مثال واژه های پدر، مادر، برادر در زبانهای مختلف اروپایی و فارسی شباهت به یکدیگر دارند:

فارسی(pedar) پدر –  پی یر –    فرانسوی(pere )  ایتالیایی(padre) آلمانی(vater) انگلیسی(father)

اوستایی(patar, pitar) سانسکریت(pitar) همچنین پاپا-  بابا . فارسی(madar) فرانسوی(mere) ایتالیایی(madre) آلمانی(mutter) انگلیسی(mother) اوستایی(matar) سانسکریت(matar) فارسی(baradar) فرانسوی (frere) ایتالیایی(fratello) آلمانی(bruder) انگلیسی(brother)

اوستایی(bratar) سانسکریت(bhratar)  از زبان نخستین آریاییان هیچ سند کتبی در دست نیست اما گروهی بر این باورند که زبان اولیه اوستایی و شبیه به سانسکریت و یا خواهر آن  بوده است.

تفاوتهایی بین زبان اوستایی با سانسکریت دیده میشود که بیشتر ناشی از تفاوت کاربرد آواها یا صداهای” ر-  ز-  ه –   ش-  س-  خ و ژ ” هست.

در زبان سانسکریت حرف ل وجود دارد اما در زبان اوستایی و پارسی باستان حرف ل بصورت” ر” بکار میرفته و همچنین حرف ژ در سانسکریت نبوده و بجای آن حرف ه بکار میرفته و یا در عموم  واژه های مشترک که در سانسکریت در آنها حرف ش بکار میرفته در اوستا بجای آن حرف س بکار برده شده و به همین ترتیب حرف س( s ) سانسکریت  معمولا  در اوستا به h، ngh و یا kh تبدیل میشده و حرف h سانسکریت نیز به z در اوستا تبدیل شده. همچنین در زبان سانسکریت حرف z وجود نداشته برای مثال واژه هیما hima که در هیمالیا دیده میشود به معنای زمستان است در پارسی کهن و اوستایی هیما تبدیل به زیما zima شده که همانست که امروزه زمستان گفته میشود. در زبان روسی نیز به زمستان زیما zima گفته میشود . مورد دیگر از تبدیل حرف ه به ز واژه هرت hareta در سانسکریت است که به معنای قلب heart است که در زبان اوستایی تبدیل به زرد یا زَهرَه zeredhaیا زرد zaredaشده است.

بسیاری از واژه های انگلیسی قدیم از ریشه زبان اوستایی و سانسکریت هستند. در زیر واژه های انگلیسی در سمت چپ و واژه های معادل اوستایی در سمت راست اشاره شده اند واژه های اوستایی زیر در سانسکریت هم با اندک تغییر هست.:

  1. پدر(father:patar )
  2. مادر(mother:matar )
  3. برادر(brother:bratar )
  4. دختر(doughter:doughitar)
  5. دوست(friend:frian )
  6. سال(year:yare )
  7. پیروز شدن(Win:van )
  8. آمدن( come:gam )
  9. ستاره (star:setar)
  10. برف (snow:snijh )
  11. بخار آب یخ(vapor:vafra )
  12. یخ (ice:isi)
  13. نو (new:nava )
  14. تکه (bit:bit)
  15. تازه ( fresh:frasha )
  16. راه (way:vya )
  17. جاده ( path:path )
  18. بازو (arm:arma )
  19. خوردن (have:hvare)
  20. جنبیدن (move:mu)
  21. ربودن (rape:rap )
  22. دیدار کردن(meet:mith )
  23. ازدواج کردن (wed:vad)
  24. پوسیدن(putrify:puiti )
  25. یافتن (find:vinda )
  26. قابل ستودن (wonder:vandare)
  27. افراشته شدن( erect:irikhta )
  28. تهوع کردن(vomit:vam )
  29. وارد شدن (enter:antare)
  30. مرگ قلبی(arrest:irista )
  31. کوبیدن( ram:ram )
  32. فریب (fraud:fraidiva)
  33. کشمکش(spar:spar)
  34. کف (froth:frith)
  35. درخشیدن(ray:raya)
  36. تاکنون (yet:yat)
  37. ستبر (stour:stavra)
  38. طوفان ،اغتشاش و هیاهو (storm:sterema)
  39. گستردن(strew:star)
  40. زخم روی پوست، ریش (rash:raesha)
  41. یوغ اسب و گاو(yoke:yukhta)
  42. درخت بید(withy:vaeti)
  43. پر ، بال پرنده(pter:patara)
  44. خوش و سر حال (mood:mud)
  45. آزاد و رها(free:fra)
  46. پری( fairy:pairika)
  47. موش(mouse:mush)
  48. دره تنگ و عمیق( ravine:ravan)
  49. غم (sad:sadra)
  50. خوراک دادن(feed:pitu)
  51. این(it:it)
  52. او را (him:him)
  53. شما(you:yushta)
  54. او (he:hau)
  55. مال من(me:me)
  56. بستن،بند(bond:band)
  57. برده شده( brought:bereta)
  58. بالا(up:upa)
  59. بالاتر ( upper:upairi )
  60. درنده ( ogre:ughra)
  61. جانور( animal:anumaya)
  62. عدد سه ( three:thri)
  63. درخت ( tree:taru)
  64. پلیدی ( evil:evita)
  65. نام(name:namen)
  66. آگاه کردن (wist:visita)
  67. باارزش( worth:vareta)
  68. پایان (end:enta)
  69. شب (night:nakhtu)
  70. پهن تر(wider:witara)
  71. فرو رفتن خورشید( set:sad)
  72. غربال کردن، الک کردن (sift:sif)
  73. در ، دروازه( door:dvara) اندر= داخل- زیر – under
  74. پریانکا- – پری – فری-  استاره – ستارا – ستاره  و صدها واژه دیگر …

چند نمونه از واژگان از زبان سانسکریت که بین المللی شده اند(در چندین زبان وجود دارند بخصوص در زبان های هندی )و در فارسی هم هستند.

– آواز – دشمن – سنگر – درد- شراب – آباد- آزاد- آسان – آسمان – ابر- نامه – انداز- بادام – باز – بد- باد- بند – بهادر- پری – پیاز – پرده – بیمار – پیاله – پیر – میر – تاج –  تخت – کرسی – توفان – جان – جانور – جادو-  جبر – جنگ – سردار- جوشن – گیسو – چادر – چالاک – زبر دست-  چشمه – چراغ – حج (هنگ)

خاکی – خانه – خبر – خیمه دروازه – درست – درگاه – دربار – دستور – دل – دلیر- پنج اب – دین –  روز – روزنامه – رهنامه – روغن – زور – سرخ – شاه – پادشاه – شکر – شمشیر- کمر- بازو- شوربا- شوروا- صوفی – درویش – عشق – جشن – فرمان – فرار – فرش – کباب – گرم – نور – میر – مهربان – ناودان – نماز – (نمزته) نمک – نیک – واپس – جوان – آش – آهو – ابرو – استر – انبه – اوج – بازو( بهو) – ببر(بابر) ایزد- بور – بهره – پاره – پا – لنگ – پنج – پند – تار – جمشید- خاموش – چتر – چرم – چلو – داس – دختر – خوب – رام – رنگ – دیبا – دود(عود) زار- ستون – شترنگ – شرتا(باد) سومه نات-شالی – طاووس – فلفل- کافور – کر – کف – گاری – گرگ – لیمو – ماهی – مرد – زن – مزد – مست – نه – مه – به به (بهجه) ماست – ماه – میدان – میان – میز – نارگیل – ناو – نوکر – نیلوفر – هزار – نمد – هفت – هشت – هسته –  هلاهل (زهر)یاسمن/جاسمین/- یوغ/یوگ – استارا- تارا- مهر – خان – میر /امیر/-

به هر حال با توجه به اینکه در ایران نیز بنیاد نیشابور در صدد زنده کردن زبان اوستایی و پهلوی و سانسکریت هست. جدال بر سر ملی شدن زبان سانسکریت چندان هم بی فایده برای ایرانیان نیست البته اردو زبان ها ترجیح می دهند زبان اردو را با الفبای فارسی/ عربی بنویسند زیرا می گویند الفبای سانسکریت همه صداهای زبان اردو را ندارد مثلا صدای ژ در سانسکریت  الفبا ندارد.

نوشته: دکتر محمد عجم

 

 

ریشه زبان هندو ایرانی

در ژرفای واژگان . ریشه شناسی واژگان فارسی. ریشه و بن واژه

http://parssea.org/?p=6825

تاثیر و نقش زبان فارسی در زبانهای شبه قاره هند.

گذری بر تاریخچه هنر معماری در ایران.

 

همایش بین المللی «دامنه و اهمیت منابع تاریخی فارسی در هند و ایران» در دانشگاه علیگر هند

  • اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی، دکتر محمد عجم – همشهری، ۲۲آبان ۱۳۸۵

[۱۴]