Archive for: تیر ۱۳۹۳

فواد عجمی یکی از طراحان برنامه خاورمیانه بزرگ ، در سن 69 سالگی درگذشت

«فواد عجمی»، استاد و نویسنده مباحث خاورمیانه و مطالعات روابط بین‌الملل،  روز یکشنبه 22 ژوئن 2014 پس از مدت‌ها مبارزه با سرطان، در سن 69 سالگی  درگذشت. وی متولد خانواده‌ای ایرانی بود اما هیچ‌گاه در ایران زندگی نکرد. خانواد‌ه او در سال ۱۸۵۹ و در دوران ناصرالدین شاه از تبریز به «ارنون» در لبنان مهاجرت کرد. او در سال ۱۹۴۵ در این روستا به دنیا آمد، زمانی که چهار ساله بود خانواده‌اش به شهر بیروت نقل مکان کردند و او تا سن ۱۸ سالگی در لبنان ساکن بود. زمانی که وارد امریکا شد، در «کالج اورگان شرقی» در شهر «لاگرانده» ایالت اورگان درس خواند و پس از آن به دانشگاه واشنگتن رفت و از تزش با موضوع روابط بین‌الملل و مدیریت جهانی دفاع کرد. او ابتدا هوادار ناصریسم و ناسیونالیسم عرب بود. مدتی نیز به تفکر و نوشتن در اندیشه «امام موسی صدر» پرداخت و در این مورد کتابی به نام «امام ناپدید شده: موسی صدر و شعیان لبنان» نوشت. اما در نهایت از اندیشه‌های ملی‌گرایانه اعراب فاصله گرفت و منتقد آن شد. در سال ۱۹۷۳ به دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه «پرینستون» پیوست.در سال ۱۹۷۸ فعالیت سیاسی‌اش را در قالب کار آکادمیک با مقابله با سیاست‌های بنجامین نتانیاهو در نزاع اسرائیل و فلسطین آغاز کرد. اما پس از آن به عنوان کارشناس خاورمیانه که طرفدار اعراب بود اما در عین حال  طرفدار سیاستهای امریکا بود و دست از ضدیت با  اسرائیل برداشته بود و مشکلات خاورمیانه را متوجه حکومت های استبدای خاورمیانه می کرد. او در سالهای 2002- 2005 مدافع  تغییر و یا سرنگونی همه حکومت های عربی به شیوه آرام  بود. چیزی که در سال 2001 تحت عنوان بهار عربی شروع شد. national geog.parssea.org

در سال ۱۹۸۰ دعوت دانشگاه «جان هاپکینز» برای ریاست بخش مطالعات خاورمیانه در روابط بین‌الملل را پذیرفت. این بخش به مدرسه تخصصی روابط بین‌الملل (SAIS) مشهور است. فواد عجمی در نوشتن پروژه  دمکراسی برای خاورمیانه بزرگ نقش داشت گروه او اعتقاد داشتند که سراسر خاورمیانه توسط رژیم های غیر منتخب اداره می شود از مراکش تا عمان  جهان اسلام دارای حکومت های موروثی هستند و جوانان در همه این کشورها خواهان تغییر هستند قبل از اینکه شورش های اجتماعی منطقه را فراگیرد آمریکا باید دمراسی و حکومت قانون را بر این منطقه تحمیل کند. طرح او در سال 2003 با انتقادات شدیدی روبرو شد و  کشورهای مصر – عربستان – تونس و شیخ نشین های خلیج فارس وی را ممنوع الورود به کشورهای خود کردند.

 او  استاد همکار  در «موسسه هوور دانشگاه استنفورد» و یکی از جدی‌ترین منتقدان سیاست خارجی باراک اوباما در خاورمیانه  نیز بود. یک هفته پیش از مرگش مقاله‌ای در «وال استریت ژورنال» به چاپ رساند و مستقیما کاخ سفید را در شکست جنگ عراق سرزنش کرد:

«دو نفر مسئولیت مستقیم وضعیت فعلی عراق را برعهده دارند: باراک اوباما و نوری ا‌ل‌مالکی». او دغدغه فراوان آینده جهان عرب را داشت. . او از دستور کار آزادی جورج دبلیو بوش نیز دفاع کرد و مدافع جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بود و به «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه امریکا و«پال ولفویتز» از سیاستمداران نومحافظه کار، معاون ورزات دفاع امریکا و معروف به معمار جنگ امریکا و عراق مشاوره داد.

 

در کتاب مخمصه اعراب نوشته فواد عجمی . در اوت ۲۰۰۲ دیک چنی گفت: «طبق پیش‌بینی پروفسور فؤاد عجمی پس از تصرف بصره و بغداد مردم با شور و هیجان در خیابان‌ها به پایکوبی خواهند پرداخت.» به عبارت دیگر، معاون رئیس‌جمهور آمریکا به عنوان دلیل برای حمایت مردم عراق از اشغال این کشور به نظرات عجمی استناد کرد نه به گزارش‌ها و تحلیل‌های سیا. به همین دلیل بود که مجله نیشن نوشت: « اگر هالیوود بخواهد فیلمی درباره جنگ دوّم خلیج [جنگ عراق] بسازد باید نقش اصلی را به پروفسور عجمی رئیس مؤسسه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جان هاپکینز بدهد.

بعضی کتابهای عجمی:

  • التمرّد السوري،  Syrian Rebellion.
  • هدية الأجنبي: الأمريكيون والعرب والعراقيون في العراق، 2006
  • قصر الأحلام لدى العرب، 1998
  • بيروت: مدينة الندم، 1988
  • الإمام المغيّب: موسى الصدر وشيعة لبنان، 1986
  • المأزق العربي، 1981

اختراع نظام آبیاری کشاورزی در ایران /قنات به ثبت جهانی رسید.

به گزارش خبرنگار اقتصادی ایرنا،

نظام آبیاری کشاورزی در ایران از طریق قنات (مثال موردی قنوات کاشان و گناباد ) که با اجماع اعضای سه نفره کمیته راهبردی و علمی برنامه سازمان خوار و بار کشاورزی ملل متحد فائو تحت عنوان یکی از میراث های مهم نظام کشاورزی جهان (ج.آی.اچ.ای.اس) به ثبت رسید از جمله سامانه های سرزمینی جهانی قلمداد شد که به لحاظ چشم انداز طبیعی تنوع زیستی سازگاری جوامع انسانی با نیازهای آنها از وضعیت و جایگاه بین المللی برخوردار است. 

qanatimage

برنامه میراث های مهم نظام کشاورزی جهان (جی.آی.اچ.ای.اس) با شناسه های سامانه های سرزمینی جهان نه تنها به ارتقا ظرفیت های آن در جهت تدوین جوامع آینده محلی علاقه مند است بلکه به حفظ اماکن و روش هایی که مورد تایید این برنامه قرار می گیرد، تاکید دارد. 

اکنون تلاش جمعی و سرسختانه کارشناسان بخش های کشاورزی کشورمان برای معرفی این سامانه به برنامه (جی.آی. اچ.ای.اس) سبب شده تا سیستم های آبیاری قنوات به عنوان یک نظام جهانی با منشا ایرانی مورد شناسایی قرار گرفته و در برابر ناملایمات اقتصادی، اجتماعی، طبیعی، اکولوژیکی و فرهنگی جهانی مورد حمایت جامعه بین المللی قرار گیرد. 

ثبت این رویکرد به عنوان میراثی مهم در کشاورزی جهان بیانگر ابتکار کشور ایران در استفاده از فناوری های مناسب با محیط زیست و تنوع اقلیمی در تاریخ کشاورزی جهان بوده و موجب شد تا سازمان خوار و بار کشاورزی ملل متحد فائو با ثبت این سامانه به نام جمهوری اسلامی ایران و تقدیم سند آن به محمود حجتی وزیر جهادکشاورزی به عنوان عالی ترین مقام بخش کشاورزی کشور این رویداد برجسته را ماندگار کند. 

به گزارش خبرنگار ایرنا، این مراسم با حضور مقامات عالیرتبه کشوری از جمله نمایندگان سازمان حفاظت از محیط زیست، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، نمایندگان خارجی از جمله دستیار دبیرکل سازمان ملل متحد، روسای آژانس های سازمان ملل متحد برگزار که لوح سند ثبت این سامانه تقدیم وزیر جهادکشاورزی شد. 

«هیراناند پورکایت» روز سه شنبه در مراسم تسلیم سند ثبت جهانی نظام کشاورزی مبتنی بر قنات به عنوان میراث جهانی کشاورزی جمهوری اسلامی ایران که با حضور نمایندگان داخلی و خارجی در وزارت جهاد کشاورزی برگزار شده بود، افزود: با کمک دفتر یونسکو در سال 2005 مرکز ملی قنات در یزد ایجاد شد که این مرکز تحت نظر یونسکو است که در زمینه گسترش قنات در ایران فعالیت دارد. 

وی اظهار داشت: این دفتر برای ارایه خدمات فنی در خصوص ساخت قنات با کشورهای عراق و آذربایجان نیز همکاری کرده است. 

وی تصریح کرد: دفتر یونسکو در نظر دارد نشست علمی را با همکاری استان یزد برگزار کند که در این راستا از وزیر جهاد کشاورزی دعوت می کنم به دلیل ابتکار در ثبت جهانی قنات به نام جمهوری اسلامی ایران در این نشست علمی ما را یاری کند. 


** فرسایش منابع طبیعی دستخوش تغییرات آب و هوایی و کمبود دانش علمی 

دستیار دبیرکل سازمان ملل متحد نیز گفت: به عنوان کسی که سال های متوالی در ایران فعالیت داشته ام و شاهد پیشرفت های زیادی در این کشور بودم ثبت میراث جهانی نظام کشاورزی مبتنی بر قنات ایران را یکی از رخدادهای مهم در می دانم که برای سازمان فائو نیز با اهمیت است. 

«هاولیانگ شو» افزود: به عنوان هماهنگ کننده سازمان ملل در کشورهای منطقه فعالیت دارم و معتقدم کشاورزی استفاده کننده اصلی منابع طبیعی است به طوری که برخی سامانه های کشاورزی بیش از 60 درصد منابع موجود در جهان را مورد فرسایش قرار می دهند. بنابراین حفظ منابع طبیعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. 

وی فرسایش منابع طبیعی و کاهش منابع آب و خاک را ناشی از تغییرات آب و هوایی و کمبود دانش علمی و فنی دانست و تاکید کرد: فائو در سال 2002 بحث «جی.آی» را مطرح کرد که طی آن میراث کشاورزی جهانی که چشم انداز زیبایی دارند به ثبت جهانی می رسند.

وی با بیان اینکه این میراث مواد غذایی میلیاردها نفر از مردم جهان را تولید می کند، گفت: استفاده از سامانه هایی که به لحاظ اکولوژیک دارای پایداری زیست محیطی، منابع طبیعی و حفظ اکوسیستم است باید در اولویت قرار گیرد. 

وی اضافه کرد: متاسفانه هم اکنون یک میلیارد نفر از مردم جهان از کمبود غذا رنج می برند که کمک به مردم فقیر ایجاب می کند از شیوه های نوین، علمی و میراث ارزشمند جهانی برای توسعه و پایداری کشاورزی استفاده شود. 

وی با اشاره به اینکه تحقق اهداف هزاره سوم مبارزه با فقر و گرسنگی است، گفت: لحاظ کردن قنات سیستم های قناتی در چارچوب کشاورزی جهان می تواند کمک شایانی به این اهداف باشد که در دستور کار قرار دارد. 
اقتصام (3)ل.ا/9186**    

مقاله قنات میراث علمی و فرهنگی ایرانیان ارایه شده در سمینار ملی قنات سال در گناباد 1383

 

 

http://www.mardomsalari-kh.ir/images/pdf/mardom%20salari%20-44.pdf

مختصات جغرافیای تنگه هرمز پیشنهاد ساخت کانال راهبردی هرمز

 مختصات جغرافیای تنگه هرمز

بدون شک تنگه راهبردی هرمز از مهم ترین تنگه های بین المللی محسوب میشود که در ردیف حیاتی ترین تنگه های عبور و مرور جهان شناخته شده است . بیش از 100 تنگه میان اقیانوس و آبراه در جهان وجود دارد که عرض آنها کمتر از 40 کیلومتر (25 مایل) می باشد ، چنانچه امکان رتبه بندی این آبراه ها بر اساس تعداد کشتی ها، قطب اقتصادی ، آسیب پذیری جغرافیایی و استفاده نظامی وجود داشته باشد اهمیت 4 تنگه ای که بسان دروازه های خاورمیانه و شمال آفریقا عمل میکنند میتوان به چنین تنگه هایی اشاره نمود :

Rashtrapati palace W

تنگه هرمز در جنوب ایران ، باریکه دریایی خمیده شکلی است که فلات ایران را از شبه جزیره عربستان جدا می‌کند و آب‌های خلیج‌فارس را به دریای مکران (عمان) و اقیانوس هند پیوند می‌دهد.

این تنگه یک فرورفتگی از دوره سوم زمین‌شناسی است که ادامه رشته کوه‌های جنوبی ایران به شبه جزیره مُسَنْدَم را قطع می‌کند.برای تعیین درازای تنگه هرمز معیار ویژه‌ای وجود ندارد؛ شاید بهترین معیار، مرز دریایی تعیین شده میان ایران و عمان باشد. طول این خط مرزی 1/202 کیلومتر (8/124 مایل دریایی) است.

طولانی‌ترین فاصله تنگه هرمز 84 کیلومتر (از کرانه‌های بندرعباس در شمال تا شمالی‌ترین نقطه کرانه‌های مسندم در جنوب)، کوتاه‌ترین آن (میان جزیره ایرانی لارَک در شمال و جزیره عمانیِ‌السلامه ــ که نام دیگر آن قوئین بزرگ است ــ در جنوب) 6/33 کیلومتر برآورد شده است.

کف دریا در تنگه هرمز شیب نسبتاً تندی در جهت شمالی ـ جنوبی دارد. با به کارگیری نفتکش‌های سنگین در دهه‌های اخیر، عبور و مرور این نفتکش‌ها به ژرف‌ترین بخش تنگه‌هرمز در نزدیکی کرانه‌های مسندم منحصر شد. تا سال 1358 راه کشتی‌های نفتکش در تنگه‌ هرمز، از میان جزیره قوئین کوچک و کرانه‌های صخره‌ای جزیره مسندم می‌گذشت.

در این سال، دولت عمان به سازمان مشاوره دریایی بین‌المللی (ایمکو) اعلام کرد که نمی‌تواند سلامت کشتی‌هایی را که از میان صخره‌های جزیره قوئین کوچک و صخره‌های جزیره مسندم عبور می‌کنند، تضمین کند و خواست تا مسیر کشتیرانیِ شمال جزیره السلامه تا مرزهای دریایی با ایران را به رسمیت بشناسد.

از آن تاریخ 2 مسیر دریایی برای عبور نفتکش‌ها در شمال و جنوب و به موازات هم در میان جزایر قوئین (قوئین بزرگ و قوئین کوچک) و مرزهای ایران و عمان در نظر گرفته شد. تنگه هرمز آبراهی است بین استان هرمزگان  ایران و  استان مسندم عمان که دریای عمان را به خلیج فارس می‌پیوندد. این گذرگاه یکی از  راهبردی‌ترین  مسیرهای  بین‌المللی  کشتیرانی در جهان  به شمار می‌آید.

طول این آبراه ۱۵۸ کیلومتر و عرض ان از بندرعباس تا راس شوریط در عمان بین ۵۶ تا ۱۸۰ کیلومتر می‌باشد.

ژرفای تنگه هرمز از خلیج فارس بیشتر است و به دلیل شیب تند کف آن از قسمت شمال به جنوب متغیر است، به طوری که نزدیکی جزیره لارک، در حدود ۳۶ متر و در ساحل جنوبی و در نزدیکی شبه جزیره مسندم به بیش از ۱۰۰ متر می‌رسد. در حالی که حداکثر عمق آب در خلیج فارس ۹۰ متر است.[۳] قوس آن، رو به شمال و به طرف درون فلات ایران قرار دارد و در نتیجه بیشترین خط ساحلی آن در راستای کرانه‌های ایران قرار گرفته‌است.

پیشنهاد ساخت کانال راهبردی هرمز

ایران و عمان به لحاظ اشتراکات تاریخی و مذهبی و همچنین به لحاظ وجود مرزهای مشترک آبی، روابط مناسبی با یکدیگر در طول چند دهه اخیر داشته اند‎. در بعد اقتصادی، کمیسیون‌های همکاری و بازارهای اقتصادی مشترک دو کشور فعالند و زمینه‌های توسعه فعالیت‌های صنعتی‎، تجاری و خدماتی فی مابین را تسهیل می‌کنند،

 اما متاسفانه به دلیل فشارهای بین المللی جهت کاهش روابط کشورهای شبه جزیره با ایران و همچنین جبهه گیری برخی کشورهای تحت سلطه عربی هنوز دو کشور ایران و عمان نتوانستند اند از همه ظرفیتهای عظیم خود جهت توسعه اقتصادی کشورهایشان استفاده کنند‎.

جمهوری اسلامی ایران سومین شریک تجاری سلطان نشین عمان در زمینه جذب صادرات این کشور است، به طوری که در حدود 8% کل صادرات عمان به ایران ارسال می‌شود. باتوجه به طرح های بلندمدت دو کشور ایران و عمان در جهت کاهش وابستگی اقتصادی دو کشور به فروش نفت، ضرورت ارتقای صادرات غیرنفتی نیز هر روز محسوس تر میشود و عمان نیز در افق 2020 خود باید 40% از وابستگی نفتی خود را کاهش بدهد. بديهي است تحقق اين امر منوط به موفقيت ایران و عمان در شكوفائي ساير منابع درآمد ملي، رونق و سهولت ترانزیت کالا، کاهش خام فروشی مواد نفتی و تبدیل آن به قطعات مورد نیاز کشورها، بهره برداري از امكانات معدني، راه اندازي و توسعه بنادر كانتينري بويژه بنادر جنوب ایران و شمال عمان و توسعه و رونق صنعت گردشگري مي باشد كه باید هرچه سریع تر مورد اهتمام ويژه دولتهای طرفین واقع گردد.

عمان کشوری است تاریخی در شرق شبه‌جزیره عربستان و جنوب دریای عمان که سالیان درازی بخشی از حوزه سرزمینی ایران بشمار میرفته و حاکمان آن نیز از سوی فرمانروایان ایران تعیین می شده است. نام این کشور نیز ریشه ای ایرانی دارد و برگرفته از مگان یا مازون می باشد. مرزهای این کشور از شرق و جنوب شرق به اقیانوس هند، از شمال غرب به امارات متحده عربی و از جنوب غرب به یمن محدود می باشد و از شمال با تنگه استراتژیک هرمز و آبهای کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران همسایگی دارد.

پایتخت این کشور مسقط و مشتمل برچهار استان مسقط، مسندم، ظفار و بریمی می باشد. همچنین پنج منطقه باطنه، ظاهره، داخلیه، شرقیه و وسطی در تقسیمات کشوری عمان به چشم می خورد. این کشور با مساحتی بالغ بر 500309 کیلومتر مربع ترکیب جمعیتی بیش از ۲۵۷۷۰۰۰ نفر را در خود جای داده است.

یکی از مشکلات عمده عمان دو تکه بودن این کشور است که امارات متحده عربی آن را به صورت دو واحد جغرافيايي مجزا از هم تشکيل داده است، اما با اینهمه دولت عمان ساحل جنوبي تنگه هرمز را در کنترل خود دارد. اين گسستگي ارضي در سرزمين عمان، باعث شده است که عمان از حيث کنترل سرزميني و نيز عمليات نظامي و کنترل منطقه ي تنگه هرمز، دچار مشکلات باشد؛ زيرا بخش شمالي عمان، يعني شبه جزيره المسندم که در انتهاي شبه جزيره رئوس الجبال واقع شده، به صورت منطقه اي کوچک و منزوی، با سواحل باريک همراه با ترکيبي از جزاير و شبه جزاير کوچک درآمده است و اين وضع، همراه با جدايي آن از پيکر کشور عمان، رعايت اصل تمرکز قوا را به خصوص در نيروي زميني برايش ناممکن مي سازد. همچنین به دلیل مسئله ذکر شده وضعیت اقتصادی و سیاسی بخش راس المسندم در شرایط نامطلوبی قرار گرفته است. باتوجه به جایگاه دو کشور ایران و عمان که در منطقه‌ استراتژیک خلیج فارس و در دو سوی تنگه ای راهبردی قرار گرفته اند و بخش اعظم انرژی جهان از این منطقه عبور می‌کند، طرح ساخت کانالی جهت اتصال سرزمین ایران و شبه جزیره عربستان و به ویژه با کشور عمان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و ساخت کانال راهبردی هرمز میتواند تحولات چشمگیری در اقتصاد و امنیت تنگه هرمز ایجاد نماید. طول این کانال در حدود 50-60 کیلیومتر می باشد و در عمق حدودا 90 متری کف خلیج فارس (تنگه هرمز) میتواند ساخته شود. این طرح در خوشبینانه ترین حالت همگرایی مثبت اقتصادی و سیاسی و امنیتی را فی مابین شبه جزیره عربستان و فلات ایران ایجاد میکند و بدبینانه ترین حالت میتواند موازنه قدرت سیاسی و اقتصادی را به نفع دو کشور مشترک المنافع ایران و عمان تغییر دهد. این طرح بدون تردید اقدامی سازنده و اجرایی می باشد که نیازمند همتی عظیم جهت ایجاد توافق سیاسی، اقتصادی اولیه بین ایران و عمان می باشد. برای آشنایی با کانالی مشابه کانال هرمز (ایران – عمان) میتوان به تاریخچه کانال مانش بین فرانسه و انگلیس اشاره کرد که موجب اتصال انگلستان به اروپا گردید و تحولات اقتصادی و سیاسی مهمی را در این دو کشور رقم زد:

کانال مانش تونلی 50 کیلومتری است که زیر بستر دریای مانش حفر شده و منطقه کنت در انگلیس را به منطقه کاله در فرانسه متصل می‌کند. این تونل که انجمن مهندسان عمران آمریکا آن را یکی از عجایب هفتگانه دنیای مدرن نامیده است دارای دو خط ریلی و یک تونل جانبی برای خودروها است.

انگلستان جزیره‌ای در غرب اروپاست و مابین این جزیره و سرزمین ماد اروپا کانال مانش قرار دارد. این فاصله، انگلیسی‌ها را هزاران سال است که از اروپا جدا نگه داشته بود که کانال مانش این فاصله را برای همیشه برداشت. در سال ۱۹۶۰ گروه تحقیقات کانال مانش طرحی ارائه کرد که تونل فعلی کانال مانش، که به آن چانل می گویند (چانل ترکیب دو اسم channel Tunnel است) برمبنای آن طراحی و ساخته شده است.

این طرح هم در سال ۱۹۷۵ به دلیل مشکلات مالی عملی نشد. در سال ۱۹۸۴ دولت‌های فرانسه و انگلیس از تمام شرکت‌های مهندسی دو کشور درخواست کردند طرح‌های خود برای ایجاد تونل را ارائه دهند و بالاخره در سال ۱۹۸۶ یکی از طرح‌های پیشنهادی که به طرح سال ۱۹۶۰ بسیار نزدیک بود از سوی دو دولت پذیرفته شد. در طرح نهایی، تونل، کاله در فرانسه را به فولکستون در انگلستان متصل می‌کرد و ۴۰ متر زیر سطح دریا ایجاد می‌شد. پانزده هزار نفر طی ۷ سال، کار کندن تونل را انجام دادند و تمام مراحل ساخت بر عهده کنسرسیومی بین المللی متشکل از ده شرکت مهندسی و پنج بانک بود. برای حفر چنین تونل عظیمی، مهندسان از ماشین های حفر تونل (TBM) بسیار عظیمی استفاده می‌کردند و پس از آن دیواره‌های نرم آن را با بتونی مخصوص می‌پوشاندند. در حدود ۴ میلیون مترمکعب خاک استحصال شده که از جنس گچ بود در بخش انگلیسی استخراج شد. این خاک در ساحل فولکستون انگلستان در دریا ریخته شد و تقریبا زمینی به مساحت ۳۶۰ هزار متر مربع در دل دریا ایجاد کرد. امروزه از خاک حاصل از کندن تونل مانش، پارکی بزرگی احداث شده است که موجب جذب میلیون ها گردشگر در سال می شود و به اقتصاد انگلیس رونق داده است.

 به طور کلی می‌توان گفت ۸ میلیون متر مکعب خاک از تونل با سرعت میانگین ۲۴۰۰ تن در ساعت استخراج شده است. تونل کانال در واقع از سه تونل موازی متشکل شده است؛ دو تونل ریلی که قطارها در امتداد آنها از شمال به جنوب و بالعکس حرکت می‌کنند و یک تونل کوچک به عنوان تونل دسترسی. تونل دسترسی که خودروهای باریک تایردار در آن حرکت می‌کنند، در هر ۳۷۵ متر به دو تونل اصلی متصل شده است.

هدف از ایجاد این تونل استفاده از آن به عنوان راه خروج اضطراری است. در فواصل معینی هم ترن‌ها می‌توانند مسیر خود را تغییر دهند و به تونل دیگر بروند. احداث تونل از دو سوی کانال به صورت همزمان شروع شد و قرار بود انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها در نقطه‌ای خاص و در زمان معینی به یکدیگر برسند اما اینکه آنها چگونه به نقطه معین خواهند رسید، مسئله بسیار مهم مهندسی بود و در واقع بزرگ ترین چالش طراحی به شمار می‌رفت. چون در اعماق زمین به هیچ وجه نمی توان مسیر تونل را با استفاده از نشانه های جغرافیایی مشخص کرد. از این رو مهندسان پروژه مجبور به استفاده از سیستم‌های پیشرفته ناوبری شدند؛ سیستم هایی نظیر جی پی اس (سیستم مکان یاب جهانی)، سیستم هدایت لیزری و البته درکنار آنها سیستم‌های یکپارچه رایانه‌ای. با این حال خط مرکز تونل‌ها در جایی که باید، به هم نرسیدند و ۳۵۸ میلی متر اختلاف افقی و ۵۸ میلی متر اختلاف عمودی داشتند.

در نهایت این دو تونل در تاریخ اول دسامبر ۱۹۹۰ به یکدیگر رسیدند و برای اولین بار پس از عصر یخبندان (۸۵۰۰ سال پیش) این امکان به وجود آمد که انسان بر روی دو پا از انگلیس به قاره مادر برود. این پروژه هنگام اجرای آن با صرف ۲۱ میلیارد پوند پرهزینه‌ترین طرح مهندسی تاریخ به شمار می‌رفت به گونه‌ای که هزینه اجرای آن ۷ بار بیشتر از هزینه اجرایی پل گلدن گیت (یکی از عجایب هفته گانه دنیای مدرن) بیشتر بود. بیشتر ماشین‌های حفر تونلی که در این پروژه مورد استفاده قرار گرفتند دو برابر یک زمین فوتبال درازا داشتند و قادر بودند روزی ۲۵۰ فوت تونل حفر کنند. با این حال حفر تونل ۶ سال طول کشید و قرار بود انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها در نقطه‌ای مشترک به هم برسند که انگلیسی‌ها موفق شدند سریع تر به نقطه موردنظر برسند.

پروژه عظیم ساخت کانال هرمز نیز میتواند بزرگترین پروژه سازندگی در تاریخ خاورمیانه ای باشد که همیشه به دلیل سیاست های استعماری غرب و وجود حاکمان تحت سلطه منابع انرژی آن غارت و حاکمیت مردمی آن به چالش کشیده شده است، بشمار آید و به همین دلیل می تواند برگ زرینی را در تاریخ  جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین المللی ثبت کند. برای تامین منابع مالی، مهندسی و انسانی این پروژه نیز میتوان از ظرفیت های عظیم داخلی و به ویژه قرارگاه سازندگی خاتم النبیا و همچنین در صورت نیاز استفاده از شرکتهای عظیم بین المللی و چینی با تاسیس کنسرسیوم های مشترک استفاده کرد و چشم انداز روشنی را در جهت شکوفایی اقتصادی و ارتقای سطح امنیتی و سیاسی کشورهای هر دو سوی خلیج فارس تضمین کرد.

کارشناس مرکز مطالعات خلیج فارس آقای سید داوود طباطبایی نخستین پیشنهاد دهنده انحصاری این طرح ملی و کلان بشمار می آید و اعضای این مرکز امیدوارند با جلب نظر مثبت مسئولین بلندپایه دو کشور ایران و عمان موجبات ارتقای چشمگیر اقتصادی، سیاسی و امنیتی منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز را رقم بزنند. برخی از مزایای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و استراتژیکی ساخت کانال هرمز جهت تبیین هرچه بیشتر اهمیت آن به شرح زیر می باشد:

1.  پیوستگی زمینی فلات ایران و شبه جزیره عربستان برای اولین بار در طول تاریخ.

2.  استقرار همگرایی مستمر سیاسی و امنیتی فی مابین دو کشور مشترک المنافع ایران و عمان.

3.  تردد امن و ارزان قیمت مردم منطقه، بازرگانان و گردشگران میان ایران، عمان و امارات عربی.

4.  ارتقای پایگاههای نظامی و دفاعی ایران و عمان و تسهیل در انعقاد قراردادهای نظامی و دفاعی جهت تثبیت هرچه بیشتر امنیت تنگه هرمز در دو سوی کانال.

5.  ارتقای سطح سیاسی، مهندسی، گردشگری و مالی جمهوری اسلامی ایران.

6. عقد پیمان نامه مشترک دفاعی جهت برگزاری مانورهای دریایی سالیانه ایران و عمان.

7.  دریافت مالیات از تردد خودروهای ترانزیتی بین کشورهای شمالی و جنوبی.

8.  ترانزیت و صادرات ارزان قیمت زمینی کالا میان کشورهای ایران، عمان، امارات، عربستان و…

9.  ترانزیت زمینی کالا از عمان و شبه جزیره عربستان به آسیای میانه، افغانستان، چین، پاکستان و روسیه.

10.  ایجاد شغل داخلی و کاهش سطح بیکاری به صورت مستقیم و غیر مستقیم برای هر دو کشور.

11.  تثبیت هرچه بیشتر نام خلیج فارس در عرصه بین المللی و ارتقای نام جمهوری اسلامی ایران در جهان.

12.  رونق تجاری و دریایی منطقه راس المسندم که امروزه منطقه ای تقریبا غیرمسکونی برای عمان است.

13.  به انفعال کشاندن کشورهای معاند با ایران و کاهش اعتبار پروژه ایران هراسی در منطقه و جهان.

14.  ایجاد مکانهای توریستی در زیر دریا (کنار کانال) جهت جذب میلیونها گردشگر خارجی که منافع حاصل از آن متعلق به دو کشور ایران و عمان باشد.

بزرگترین پل های ساخته شده در طول تاریخ به شرح ذیل می باشند.

1.  داني يانگ- كانشان گراندبريج،‌ چين

چيني‌ها قطب جديد مهندسي در جهان هستند. آن‌ها در سال‌هاي اخير شماري از بزرگ‌ترين و طولاني‌ترين پل‌هاي جهان را ساخته‌اند و حالا در ميان 15 پل طولاني جهان 11 پل در چين واقع است.

در ميان 5 پل طولاني جهان 3 تا از‌ آن‌ها در مسير قطارهاي مافوق سريع مسير پكن- شانگهاي واقع است. اين مسير كه سالانه 80ميليون نفر در آن تردد مي‌كنند با بودجه 33ميليارد دلاري ساخته شده است.

پل داني‌يانگ- كانشان در آغاز سال 2011  افتتاح شد و با طول بيشتر از 165 كيلومتري خود طولاني‌ترين پل جهان شد.

طبيعي است كه امكان حركت با پاي پياده روي اين پل وجود نداشته باشد اما گذر از آن با قطار مافوق سريع كه با سرعت 300 كيلومتر در ساعت حركت مي‌كند بسيار لذت‌بخش است. حالا و به لطف مسير جديد و قطارهاي مافوق سريع مسير پكن- شانگهاي كه قبلا 11 ساعت به طول انجاميد 5 ساعته طي مي‌شود.

 

2.  پل آكاشي كايكو (يا پل مرواريد)، ژاپن

زماني كه اين پل در حال ساخت بود، بسياري از افراد آن را غيرممكن مي‌دانستند و حتي برخي مهندسان معتقد بودند كه در نهايت ساخت اين پول ممكن نخواهد شد، اما ژاپني‌ها طرح روياپردازانه خود را عملي كردند.

پل آكاشي كايكو در واقع بزرگ‌ترين پل معلق جهان است. طول اين پل 4 كيلومتر و 300 متر است، ولي اين پل فقط 2 پايه دارد، در واقع 2 قطعه هر كدام به طول هزارو 100 متر و يك قطعه به طول 2هزار و 100 متر در هوا معلق هستند. اين نكته پل آكاشي كايكو را به معجزه‌اي در علم «معماري» بدل كرده است.

پل آكاشي كايكو شهر بندري مشهور كوبه را به جزيره آواجي مركز صيد مرواريد ژاپن كه در كل تاريخ ژاپن به نام دروازه مرواريد شهرت داشته وصل مي‌كند (علت لقب اين پل هم همين است). اين پل كه در سال 1998 تكميل شد ويژگي‌هاي منحصر به فردي دارد، مثلا در مقابل بادهايي با سرعت 250 كيلومتر در ساعت و همچنين زمين‌لرزه‌هايي به قدرت 5/8 ريشتر مقاومت مي‌كند.

 

 

3. پل ارساند (تنگه دانمارک و سوئد)

 این پل بالغ بر 25000 فوت طول و 669 فوت ارتفاع دارد. پل كابلی ارساند برای اتصال دانمارك به سوئد در سال 2000 افتتاح شد، كل پل كه 82000 تن وزن دارد دارای طولانی ترین مقاطع پل كابلی ( هر تكه 1.608 فوت) در جهان است و روزانه 60000 مسافر را با اتومبیل، اتوبوس و قطار از خود عبور می دهد. با رانندگی از دانمارك شما ابتدا از جزیره ی ساخته شده (مصنوعی) Peberholm عبور كرده و در تونل 13.287 فوتی زیر دریا ناپدید شده و سپس شما را از پل ارساند، قبل از آنكه سفرتان به سوئد كامل شود عبور می دهد، عبور از پل ارساند ارزان تمام نمی شود ( بیش از 53 دلار هر ماشین) گرچه برای مسافرینی كه مكرر رفت و آمد می كنند تخفیف نزولی داده می شود كه با توجه به هزینه 3.8 میلیارد دلاری آن تعجبی ندارد.

 


مختصات جغرافیای تنگه هرمز پیشنهاد ساخت کانال راهبردی هرمز

دعواها- ادعاها و ضد ادعاها در دریای چین میان کشورهای منطقه و دور از منطقه

 حقوق دریا بین ایران و قطر . کندی ایران  در پارس جنوبی و  حراج برق آسای گاز در قطر

یخ دان یا یخچال گنبدی در ایران قبل از اختراع برق

یخ دان یا یخچال گنبدی در ایران قبل از اختراع برق

یخ‌دان، یا یخ‌چال، گونه‌ای ساختمان است که  قبل از اختراع ابزارهای مدرن  برای تولید و نگه‌داری یخ ساخته می‌شد.

معمولاً هر یخ‌چال دارای یک استخر یا هوز (حوض) داشته که در زیر زمین کنده می شده است و یک دیوار بلند (بنام حصار) و یک انبار گنبددار بود. حصار طوری ساخته می‌شد که تمام روز سایه آن بر استخر می‌افتاد و از گرم شدن آب استخر جلوگیری می‌کرد. یخی را که در زمستان در استخر یخ‌چال درست می‌شد می‌شکستند و در خزانه انبار می‌کردند و در فصل گرما آن را به کار می‌بردند.

اینگونه کارکرد و ابزار برای تهیه و نگهداری یخ بیشتر در حوزه تمدن ایران بویژه در مناطق حاشیه کویر رایج بوده است و سایر کشورها چنین بناهایی با این نوع کارکرد نداشته اند. البته به جز مواردی که در بعضی کشورها در چند قرن اخیر یخ را در انبارهای خاص نگهداری می کرده اند.

بنای یخچالهای قدیمی، غریب‌ترین عناصر معماری ایرانی هستند که با ورود ابزارهای نو  تقریباً به بوته فراموشی سپرده شده‌اند. در وجود یخچالها و تولیداتش که در قلب تابستانهای داغ و سوزان، خنکای آب گوارا را به درون خانه‌ها می‌کشاند، رمز و رازی وجود دارد که حکایت ازمعجز ه فروتنانه خشت خام و دست‌های پرتوان معمار فرزانه‌ای می‌کند که به عشق خدمت به خلق، خشت بر خشت نهاده است.

در سرتاسر خطه ایران زمین و به خصوص در مناطق گرم و خشک که دارای تابستانهای طاقت فرسا می‌باشند، یخ همواره از ضروریات مردم به شمار می رفته که علاوه بر خنک نمودن آب شرب، برای حفظ خوراکی‌ها نیز مورد استفاده قرار می گرفته است. برخلاف آب انبارها و برکه‌های عمومی آب آشامیدنی در شهرها و روستاها که احداث آنها از مبانی خیرات محسوب می شده و ساختمان و آبش وقف بوده، یخچالها منابع درآمد زیادی برای صاحبانش به شمار می رفته‌اند.

 

تاریخچه

از پیشینه تاریخی یخچالها تا قبل از دوره صفوی اطلاعات دقیقی در دست نیست. هر چند در متون تاریخی و داستانها و اشعار قبل از دوره صفوی استفاده از یخ به وفور یافت می‌شود؛ اما از نحوه تولید آن سخنی به میان نیامده است. قدیمی تری مدارک، مربوط به سفرنامه “شاردن” سیاح فرانسوی دوره صفوی می‌باشد.

شاردن در سال ۱۰۷۶ هجری، در این سفرنامه به طرز تهیه یخ در یخچالهای شهر اصفهان پرداخته است. معماری یخچالها و فن ساختمانی آنها به گونه‌ای است که دقت و نکته سنجی معماران این واحدها را به نکات عمده مهمی چون عایق‌کاری بنا، حفظ برودت مناسب جهت نگهداری یخ، مصالح ساختمانی و چگونگی تهیه یخ می‌رساند.

یخچالها متشکل از سه بخش می‌باشند:

دیوار طویل سایه انداز

حوضچه‌های تولید یخ

مخزن یخ.

مخازن یخ نیز خود به دو گون هاند:

الف) مخازن گنبدی شکل به صورت پوشش بارک مخروطی.)

ب) مخازن تونلی شکل به صورت دهلیز مستطیل شکل دراز.)

فن ساختمانی وشیوه معماری یخچالها باید پاسخگوی مسائلی چون عایقکاری بنا و حفظ برودت مناسب جهت نگهداری یخ باشد. یخچالها متشکل از سه قسمت می‌باشند:

دیوار طویل سایه‌انداز

حوضچه‌های تولید یخ

مخزن یخ

دیوار سایه‌انداز

دیوار سایه انداز، دیوار طویل بسیار بلندی بوده که از مشرق به مغرب کشیده میشده است. ارتفاع بلند این دیوارها که گاهی تا ۱۰ متر می‌رسد، در طول روز از تابش آفتاب بر روی آبهای منجمد شده در حوضچه‌ها جلوگیری می‌کند. در صورتی که در مشرق و مغرب کمی آفتاب بر روی سطوح یخ می‌تابید، در این نقاط نیز دیوارهای سایه انداز جانبی متصل به دیواراصلی احداث می‌کردند. برای کم کردن فشار وارده بر پایه در طول دیوار، طاقنماهای متعددی احداث می‌شد که علاوه برکمک به ایستایی دیوار، ایجاد سایه روشن در نمای دیواره نموده و از یکنواختی آنان می‌کاهد، مانند یخچال مویدی درکرمان و یخچال عباس‌آباد در رفسنجان.

گاه جهت استحکام بیشتر دیوار سایه انداز، اقدام به احداث پشتبندهای بزرگ در قسمت جنوبی دیوار می‌کردند

 هوز/ حوضچه‌های تهیه یخ

گودال  گرد و یا مستطیل شکلی است که به موازات دیوار سایه انداز و در بخش شمالی آن حفر شده و طول آن اندکی کمتراز طول دیوار و عمق آن، ۳۰ الی ۵۰ سانتیمتر و گاه بیشتر بوده است. این گودال، محل تهیه یخ در شبهای سرد زمستان بوده است بدین ترتیب که شبهای زمستان آنها را از آب پرمیکردند و صبحگاهان پس از منجمد شدن آب، یخ را قطعه قطعه می‌کردند و در مخازن جمع‌آوری می‌کردند.

مخزن یخ

این مخازن معمولاً در پشت دیوار سایه انداز و در بخش جنوبی آن واقع شده‌اند و بوسیله یک یا چند مدخل ورودی به بخش شمالی و رو به سوی حوضچه‌های تهیه یخ راه می‌یابند.

مخازن یخ بر دو نوع اند:

مخازن گنبدی شکل

مخازن تونلی شکل

مخازن گنبدی شکل

پوشش این نوع مخازن که معمولاً از چینه و یا خشت خام است، در اکثر نقاط ایران به صورت پوشش بستو یا رک مخروطی می‌باشد. این نوع پوشش به علت داشتن قابلیت باربری، در دهانه‌های وسیع به کار می‌رود.

دیوار گنبد در پاتاق دارای قطر زی اد و هر چه به راس نزدیکتر می‌شود از قطر آن کاسته می‌شود. گاه معمار، برای کم کردن فشار وارده از گنبد بر پایه، آن را به صورت مطبق (پله پله) می‌سازد.

ورودی‌ها و خروجی‌های مخازن دارای ارتفاع کم بودند. ورودی مخازن معمو لا در جوار حوضچه‌های تولید یخ و رو به شمال قرار داشتند و بوسیله سطح شیبداری، جهت انتقال آسان یخ، به حوضچه‌ها مربوط می‌شدند. خروجی‌ها نیز، در مقابل ورودی قرار داشت و بواسطه اتاق کوچکی به بیرون راه می‌یافت. یخچالهای کاشان، ابرقو، کرمان، یزد، میبد و یخچال “میرفتاح”در ملایر از این نوع گنبد برخوردارند.

مخازن تونلی شکل

مخزن این نوع یخچالها به صورت دهلیز مستطیل شکل درازی هستند که به تونل شبا هت دارند. عرض این نوع دهلیزها حدود ۵ متر و طول آنها گاه به دهها متر می‌رسد و طاق آنها، عموماً به صورت ضربی و یا طاق وتویزه بوده است. معمولاً در کناراین دهلیزها اتاق کوچکی قرار دارد که نصف آن در زیر ز مین واقع شده است و بوسیله پله‌های متعددی، به کف گودال یخ راه پیدا می‌کند.

یخچال “خلیلی ” درتهران ویخچال” دوقوزپله” درارومیه از (آثارقاجاریه) ازاین نوع یخچالها هستند. شهر گناباد و بیدخت از جمله شهرهایی هستند که دارای یخچال و آب انبارهای دو منظوره بوده اند.

در وسط همه مخازن یخ، گودا ل‌های عمیق و بزرگی حفر می کرده‌اند که محل انبار یخ‌ها بوده است. شکل این گودالها دریخچالهای گنبد دار، به صورت دایره با شعاعی تا حدود ۴ متر و گاه بیشتر، و در یخچالهای تونلی به صورت مستطیل و تقریباً به اندازه طول دهلیز می‌باشد. عمق این گودالهای یخ نیز متفاوت بوده و با توجه به میزان تولید یخ و نیز میزان رطوبت و سرمای کافی زمین، گاهی به ۱۰ متر نیز می‌رسد، مانند یخچال ویران شده سمنان در محل کنونی جهاد سازندگی و یخچال ” خلیلی” تهران.

دیوار این گودالها از سنگ و یا آجر با اندود کاهگل ساخته می‌شد و پشت آن با مصالح عایقی چون خاک زغال و یامصالح دیگر می‌شد. جهت دستیابی به کف این گودا ل‌ها، از پله‌های کوچکی که در دیواره آن تعبیه می‌شد، استفاده می‌گردید. ازآنجا که رطوبت و آبهای حاصل از ذوب یخ، می‌توانست در پایه یخچال نفوذ نموده و اثر مخربی بگذارد، معماران برای پیشگیری از این فرسایش، چاهی در بیرون از یخچال حفر کرده و بوسیله مجاری باریکی که در کف گودال‌های یخ تعبیه می‌نمودند، آب حاصل از ذوب یخ را به این چاه‌ها هدایت می‌کردند.

مصالح ساختمانی

خشت و گل، مهمترین مصالح ساختمانی معماری کویر و بالاخص معماری یخچالها را تشکیل می‌دهد، زیرا نه تنها به آسانی تهیه و در دسترس می‌باشد، بلکه بهترین عایق گرما از بیرون به درون و سرما از د رون به بیرون می‌باشند و همچنین کاهگل عایق خوبی برای جلوگیری از نفوذ رطوبت حاصل از برف و باران به حساب می‌آید. ضمناً رنگ خاکی اندود و یا خشت، ازانعکاس نور شدید و گاه زننده و تند آفتاب می‌کاهد.

سنگ و آجر نیز از مصالح ساختمانی مهمی هستند که به علت استحکام و در دسترس بودن و ارزان بودن شان، در بنای یخچالها به کار می رفته‌اند. از سنگ معمولاً در پایه، و از آجر در طاقها استفاده می شده است. در چنین مواردی نمای خارجی یخچال، حتماً با اندودکاهگل پوشش می‌یافت. به علاوه، دیواره گودال یخ را نیز با سنگ یا آجر می‌ساختند و با کاهگل اندود می‌کردند.

تزئینات یخچالها

تزئینات یخچالها، علی‌رغم سادگی، از زیبایی و جاذبه‌ای چشمگیر برخوردارند. به خصوص اینکه این تزئیینات، فقط با یک مصالح و یک رنگ خشت تجلی یافته است. معمار با ذوق، با برگزیدن ساد ه ترین راهها، با پس و پیش گذاشتن خشت‌ها، و یا ایجاد فضاهای کوچک خالی و یا ایجاد برجستگی، در داخل مخازن و یا در بخش فوقانی دیوارها و همچنین با ایجاد طاقنماهای متعدد در طول آن، از یکنواختی کسل کننده بدنه‌های صاف و یکدست دیوارها، کا سته ا ست. یخچالهای کاشان، یخچال در کرمان، یخچال عباس‌آباد در رفسنجان و یخچال موجود در ارگ بم، به این تزئینات زیبا مزین شده‌اند.

طرز تولید و برداشت یخ

برای تهیه یخ، حوضچه‌هایی را که در پای دیوار سایه انداز احداث می‌شد، در شبهای سرد زمستان تا سطح معینی از آب پر می‌کردند. سرمای شدید شب هنگام، موجب یخ بستن آب این حوضچه‌ها می‌شد. مقدار آبی که در شبهای بعد، برروی این توده‌های منجمد هدایت می‌شد، به انداز ه‌ای بود که سرمای یک شب بتواند آن را منجمد کند. به طور کلی، ارتفاع آب روی سطوح یخ قبلی، از چند سانتیمتر تجاوز نمی‌کرد و این کار آنقدر تکرار می‌شد تا قطر یخها، به اندازه عمق حوضچه‌ها می‌رسید.

پس از آن، یخچال داران، صبحگاهان، به جان یخ‌ها می‌افتادند و با پتک و یا وسایل دیگر، یخها را قطعه قطعه م ی کردند و هرقطعه را با غل و زنجیر به مخزن یخ منتقل کرده و به داخل گودال می‌ریختند.

یخچال‌داران برای اینکه در تابستان بتوانند از قطعات یخ داخل مخزن به راحتی برداشت کنند، هنگام انبار کردن بین لایه‌های مختلف یخ، کاه یا ساقه‌های گندم می‌ریختند و در بعضی از شهرها مثل اصفهان از یک نوع جگن که در کنار رودها روئیده می‌شد، بهره گرفته و روی یخ‌ها را با آن می‌پوشاندند. در پاره‌ای از مناطق کویری، روی آن را با یک قشر گل اندود می‌کردند. آنگاه، ورودی‌های یخچالها را نیز تیغه کرده و با کاهگل کردن روی آن، تمام منافذ را می‌گرفتند.

هنگامی که هوا رو به گرمی می‌رفت و ضرورت استفاد ه از یخ احساس می‌شد، یخ کش‌ها با چکمه‌ها و نیم تنه‌های لاستیکی و چنگک‌های آهنی، توده‌های یخ را از گودال بیرون کشیده و به پای ترازوی بزرگی که هر کفه آن به لنگه دری شباهت داشت و بوسیله چهار رشته زنجیر، به سقف اتاقک مجاور آویزان بودند، می‌آوردند. در این اتاقک‌ها را که در قسمت خروجی یخچال قرار داشت، فقط صبح‌ها یا هنگام غروب باز می‌کردند و به تدریج یخ‌ها را شکسته و جهت فروش به بازار می‌بردند. این یخچالها در تمام فصول سال دارای یخ بودند.

تفاوت یخدان  با آب انبار

یخدان در واقع به منظور تولید و نگهداری یخ  است و بنا بر این بیشتر بیرون از شهرها  واقع شده است. اما آب انبار در کنار مجتمع های جمعیتی مانند مرکز شهر و کنار مساجد و بازارها قرار داشته است . در آب انبار مردم  همهگی باید به آب درسی داشته باشند در نتیجه آب انبار با یک راهرو زیر زمینی به پایین مخزن آب  وصل می شود تا  برداشت آب را سهل نماید اما در یخدان معمولا راه پله وجود ندارد. البته بعضی آب انبارها در عین حال کارکرد یخدان را هم داشته اند یعنی در زمستان های سرد مقداری اب جوب که حالت یخ زدگی پیدا می کرد  را بسمت اب انبار روان می کردند و در مدت چند روز آب انبار از آب یخ پر می شد با یخ بشته شدن آب انبار سپس تمام روزنه های آن را می بستند و فقط از شیر اب ، آب برمی داشتند و این باعث می شد که  مردم تا  اواخر تابستان از آب سرد بهره مند می شدند. نمونه چنین آب انبارهایی در گناباد – یزد و طبس وجود داشته است.

منبع : دریای پارس

حقوق دریا بین ایران و قطر . کندی ایران در پارس جنوبی و حراج برق آسای گاز در قطر

pars-sea

میدان گازی پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی یکپارچه جهان است. این میدان گازی در مرز آبی ایران و قطر در خلیج فارس قرار گرفته است و قطری ها آن را “گنبد شمالی” می خوانند.

در حالی که قطر موفق شده با بهره گیری از این منابع، به بالاترین میزان سطح درآمد سرانه در جهان دست یابد، ایران قادر نبوده که کاری غیر از تأمین مصرف گاز داخلی، با قیمت های یارانه ای انجام دهد. مهمترین مانع ایران برای توسعۀ این منابع، تحریم های وضع شده توسط اروپا و آمریکا و سازمان ملل متحد، بخصوص در زمینۀ بهره‌برداری از منابع نفت و گاز ایران است.

بسیاری از شهروندان ایرانی و برخی از کارشناسان بر این باورند که اولا قطر سهم ایران را از منابع گازی پارس جنوبی “غارت” می کند و دوما، این کشور دارای تعهدات نادیده گرفته شده‌ای برای همکاری با ایران در بهره‌برداری مشترک از این منابع است.

ایران در حال حاضر، صادرکنندۀ مهمی از گاز طبیعی نیست. چند عامل در این قضیه سهم دارند ولی تحریم های بین المللی بزرگترین مسأله است که به شدت به اقتصاد ایران، بخصوص به صنایع نفت و گاز کشور صدمه می زنند. تا سال ۲۰۱۰ اثرات این تحریم ها در بخش انرژی ایران حالت متوسط و متعادلی داشتند ولی تحریم هایی که بعد از آن تاریخ وضع شدند، و مستقیما صنایع نفت و گاز را هدف گرفته اند، به شدت روی توسعۀ منابع گازی ایران اثر گذاشته است.

میزان ذخایر پارس جنوبی

منبع گازی پارس

میدان گازی پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی یکپارچه جهان است. این میدان گازی در مرز آبی ایران و قطر در خلیج فارس قرار گرفته است و قطری ها آن را “گنبد شمالی” می خوانند.

در حالی که قطر موفق شده با بهره گیری از این منابع، به بالاترین میزان سطح درآمد سرانه در جهان دست یابد، ایران قادر نبوده که کاری غیر از تأمین مصرف گاز داخلی، با قیمت های یارانه ای انجام دهد. مهمترین مانع ایران برای توسعۀ این منابع، تحریم های وضع شده توسط اروپا و آمریکا و سازمان ملل متحد، بخصوص در زمینۀ بهره‌برداری از منابع نفت و گاز ایران است.

بسیاری از شهروندان ایرانی و برخی از کارشناسان بر این باورند که اولا قطر سهم ایران را از منابع گازی پارس جنوبی “غارت” می کند و دوما، این کشور دارای تعهدات نادیده گرفته شده‌ای برای همکاری با ایران در بهره‌برداری مشترک از این منابع است.

ایران در حال حاضر، صادرکنندۀ مهمی از گاز طبیعی نیست. چند عامل در این قضیه سهم دارند ولی تحریم های بین المللی بزرگترین مسأله است که به شدت به اقتصاد ایران، بخصوص به صنایع نفت و گاز کشور صدمه می زنند. تا سال ۲۰۱۰ اثرات این تحریم ها در بخش انرژی ایران حالت متوسط و متعادلی داشتند ولی تحریم هایی که بعد از آن تاریخ وضع شدند، و مستقیما صنایع نفت و گاز را هدف گرفته اند، به شدت روی توسعۀ منابع گازی ایران اثر گذاشته است.

میزان ذخایر پارس جنوبی

منبع گازی پارس جنوبی در کل حدود ۱۸۰۰ تریلیون فوت مکعب (معادل ۵۱ تریلیون متر مکعب) گاز طبیعی و نیز حدود ۵۰ میلیارد بشکه (۷.۹ میلیارد متر مکعب) میعانات گازی طبیعی دارد.

این حوزۀ گازی وسعتی نزدیک به ۹۷۰۰ کیلومترمربع (۳۷۰۰ مایل مربع) دارد که از این مقدار، ۳۷۰۰ کیلومتر مربع (۱۴۰۰ مایل مربع) در بخش آب های منطقه ای ایرانی (تحت نام پارس جنوبی) است و ۶۰۰۰ کیلومتر مربع (معادل ۲۳۰۰ مایل مربع) تحت نام گنبد شمالی در آب های منطقه ای قطر است.

بخش ایران همچنین دارای ۱۸ میلیارد بشکه (۲.۹ میلیارد متر مکعب) میعانات گازی است و بخش قطر حاوی ۳۰ میبارد میعانات گازی است.

منبع: آژانس بین المللی انرژی

در نتیجه تحریم های جدید، اکثریت قریب به اتفاق شرکت های نفت و گاز اصلی در جهان، طرح های انرژی ایران را ترک کردند. تحریم های اروپائی در سال ۲۰۱۰، ارسال هر گونه دانش فنی و بخصوص فن آوری گاز طبیعی مایع را که به شدت مورد نیاز ایران بود، مسدود کرد.

در اثر این تصمیم، کلیه طرح های گاز طبیعی مایع در ایران ناقص ماند و در عین حال روس ها و چینی ها نتوانستند جانشین فناوری غربی در ایران شوند، زیرا خود آنها نیز نیازمند به این تکنولوژی هستند.

صادرات گاز ایران به لوله های موجود محدود شده است. قطر سالانه حدود ۱۲۵ میلیارد متر مکعب گاز صادر می کند و درآمد بسیار بالائی از این راه کسب می کند. ایران قسمت عمدۀ تولیدات گازی خودش را صرف پاسخگوئی به جمعیت خودش می نماید.

قسمت عمدۀ منابع گازی و نفتی در مناطق دریائی و در نزدیکی مرزهای کشورها در آبهای ساحلی آنها قرار دارد. این امر باعث شده است که مطالب حقوقی گسترده ای درباره روش‌ها و قوائد تحدید حدود و سهم کشورها و ترتیبات مربوط به سرمایه گذاری های مشترک برای اکتشاف و بهره برداری منابع انرژی بوجود بیاید.

توسعه فازهای پارس جنوبی در دوره تحریم ها با کندی بی سابقه ای رو به رو شده

تمامی زیربستر آب های خلیج فارس، فلات قارّه محسوب می شود و این مناطق دارای ذخائر مهم انرژی است. به همین دلیل، مرزهای آبی و فلات قارّه کشورهای مجاور و همجوار در این منطقه بایستی با دقت تحدید حدود بشوند.

ایران با چندین کشور قراردادهای تحدید حدود فلات قارّه دارد و در ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۶۹ قرارداد “خط مرزی تقسیم فلات قارّه بین ایران و قطر” امضاء شده اما همکاری بین دو کشور برای بهره گیری مشترک از این منابع، مستلزم توافق جداگانه ای بین دو طرف است. تاکنون گرچه اقداماتی بطور محدود و موّقت برای هماهنگی دوطرف صورت گرفته است اما هیچ گونه توافق جداگانه ای به شرح مندرج در قرارداد بین آنها حاصل نشده است.

در نتیجه در حال حاضر، ایران و قطر اصولا هر یک طرح های جداگانۀ خود را برای بهره گیری از منابع گازی این ذخائر مشترک، پی گیری می کنند.

همچنین، مادۀ ۱۴۲ کنوانسیون سازمان ملل متحد برای حقوق دریاها (کنوانسیون مونته گوبی ۱۹۸۲) مقرر می کند که “فعالیت در منطقه، تا جائی که مربوط به ذخائری است که ماورای محدودۀ صلاحیت ملی است، با رعایت حقوق و منافع مشروع هر دولت ساحلی دیگری که آن ذخائر در ماورای حوزۀ صلاحیت آن نیز هست، صورت می گیرد.”

این ماده در واقع از دولت های عضو معاهدۀ مزبور (ایران، این کنوانسیون را در همان سال ۱۹۸۲ امضاء کرده است ولی تا کنون به آن ملحق نشده است. با این حال، ایران دارای تعهدات مربوط به دولت ها در فاصلۀ امضاء تا تصویب معاهدات بین المللی است) می خواهد که در موقع بهره گیری از منابع بستر مناطق آبی، چنانچه این منابع در ورای خط صلاحیت ملی هم قرار می گیرند، با رعایت حقوق طرف دیگر و با رعایت سایر قواعد مندرج در این معاهده، انجام شود.

قراردادی بین ایران و قطر

ایران با چندین کشور قراردادهای تحدید حدود فلات قارّه دارد و در ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۶۹ هم قرارداد “خط مرزی تقسیم فلات قارّه بین ایران و قطر” امضاء شده است. در بخشی از این قرارداد مقرر شده که “هر گاه سازۀ زمین شناسی نفتی واحد یا میدان نفتی واحد یا هر سازۀ زمین شناسی واحد یا میدان واحدی از مواد معدنی دیگر به آن طرف خط مرزی مشخص در مادۀ یک این موافقتنامه امتداد یابد و آن قسمت از این سازه یا میدان را که در یک طرف خط مرزی واقع شده باشد بتوان کلا یا جزئا به وسیلۀ حفاری انحرافی از طرف دیگر خط مرزی مورد بهره برداری قرار داد در این صورت:

(الف) در هیچ یک از دو طرف خط مرزی مشخص شده در ماده یک، هیچ چاهی که بخش بهره‎ده آن کمتر از ۱۲۵ متر از خط مرزی مزبور فاصله داشته باشد حفر نخواهد شد مگر با توافق دو دولت.

(ب) دو دولت تلاش خواهند کرد که نسبت به نحوۀ هماهنگ ساختن عملیات و یا وحدت آن در دو طرف خط مرزی توافق حاصل نمایند.”

در نتیجه بر اساس دیدگاه حقوقدانان می توان گفت که در حوزۀ پارس جنوبی نیز مهمترین روش برای بهره گیری از منبع مشترک، رسیدن به توافق روی فعالیت های مشترک و هماهنگ است ولی وجود تحریم های بین المللی مانع از تحقق این نوع فعالیت هاست. حتی اگر قطر بخواهد، نمی تواند دانش های فنی را که در مالکیت مادی و معنوی دیگران است با ایران شریک شود.

در کل، پاسخ به سؤال اولیّه راجع به سرازیر شدن بخشی از سهم ایران به طرف بخش قطری این منابع مشترک، مثبت است. گر چه بخش قطری این ذخائر در حال حاضر هم دو برابر سهم ایران است، این یک واقعیت انکارناپذیر است که توسعۀ روزافزون این منابع از طرف قطری آن باعث فشارآوردن و حمل کردن بخش هائی از ذخائر سمت ایران به سوی قطر می شود.

اما آیا قطر دارای تعهدات حقوقی برای همکاری در بهره برداری مشترک از این ذخائر با ایران است و آیا قطر با اقدامات یکجانبۀ خود مرتکب نقض حقوق بین الملل می شود زیرا اهمیّتی نمی دهد که چه بر سر طرف ایرانی این ذخائر می آید؟

اصل کلی دربارۀ لزوم همکاری دولت ها در بهره گیری از ذخائر مشترک بیشتر در قالب قطعنامه ها و توصیه های سازمان ملل متحد گنجانده شده است تا معاهدات و توافقات بین المللی. علت ذکر این نکته آن است که میزان تعهد آوری اسنادی چون قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل متحد کمتر از معاهدات الزام آور تابع حقوق معاهدات بین المللی است.

مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۳ دسامبر ۱۹۷۳، قطعنامۀ معروفی را تصویب کرد که عنوان آن “همکاری در زمینۀ محیط زیست در خصوص منابع طبیعی مشترک بین دو یا چند دولت” است. این قطعنامه از دولت های عضو سازمان ملل متحد می خواهد که “توجه کافی به استانداردهای بین المللی برای حفظ و بهره برداری هماهنگ از منابع طبیعی مشترک بین دو یا چند کشور” کنند.

این امر متعاقبا در ماده ۳ منشور حقوق و تکالیف دولت ها در قطعنامۀ ۳۲۸۱ مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز درج شده است. در این اسناد اشاره شده که “در مسأله بهره برداری از منابع طبیعی که بین دو و یا چند کشور مشترک است، هر کشور بایستی بر اساس سیستم اطلاع رسانی و مشورت قبلی جهت رسیدن به حداکثر میزان بهره گیری از این منابع بدون لطمه زدن به منافع مشروع دیگران اقدام نماید.”

چند نکته

  • قطر صاحب بخش بزرگتری از منابع مشترک گازی بین ایران و قطر (پارس جنوبی/ گنبد شمالی) است.
  • تأخیر ایران در بهره گیری از منابع مشترک گازی و تولید سطح پائین ایران از این منابع با استفاده از تکنولوژی های فرسوده، منجر به مهاجرت بخش مهمی از سهم ایران به طرف قطری این ذخائر می شود.
  • هیچگونه مکانیسم فنی برای جلوگیری از انتقال سهم ایران به قسمت دیگر و متوقف کردن بهره گیری از این منابع ایران به نفع قطر وجود ندارد.
  • قطر با استفاده از فن آوری آمریکا و کرۀ جنوبی در زمینۀ گاز طبیعی مایع به موقعیت برتری در این زمینه دست یافته است ولی نمی تواند آن را با ایران شریک شود. حتی روسیه که از صادر کنندگان عمده گازطبیعی است به این فن آوری نیاز دارد.
  • هیچگونه تعهدات الزام آور حقوقی و قراردادی برای همکاری قطر با ایران در خصوص استفاده از منابع مشترک وجود ندارد و دو طرف قراردادی در این زمینه خاص ندارند.
  • قواعد عمومی و استانداردها و حتی انگیزه هایی وجود دارد که به موجب آنها قطر می تواند با ایران همکاری و به توسعۀ منابع کمک کند.
  • ایران و قطر به عنوان دو کشور اسلامی متعهدند که قاعدۀ مهم “لاضرر” را در روابط با یکدیگر رعایت کنند و از دست زدن به کارهائی که موجب خسران طرف دیگر شود پرهیز کنند.
  • مسأله پارس جنوبی یک نمونه روشن از خساراتی است که به دلیل  تحریم ها به ایران تحمیل می شود.

تعهدات کلی برای همکاری در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها و در بخش هائی که مرتبط با توسعۀ فلات قارّه و مناطق انحصاری اقتصادی دولت هاست ذکر شده است. این مواد اشاره دارند که “دولت ها در سایۀ روحیۀتفاهم و همکاری، هرگونه تلاشی بعمل خواهند آورد که به توافقات اولّیه عملی برسند و نیز در مرحلۀ بعدی، راه را برای حصول توافق نهائی هموار کنند و این توافقات لطمه ای به تحدید حدود نهائی آنها نخواهد زد.”

مادۀ ۱۲۳ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها اهمیت خاصی برای ایران و دول دیگر حاشیۀ خلیج فارس دارد. این ماده مقرر می دارد که “دول حاشیۀ دریاهای بسته و نیمه بسته (که خلیج فارس بطور دقیق با تعاریف مربوط به این نوع مناطق آبی مطابقت دارد) با یکدیگر برای اعمال حقوق خود و انجام تکالیف خود بر اساس این کنوانسیون همکاری خواهند کرد.”

قطر با استفاده از تکنولوژی پیشرفتۀ گاز طبیعی مایع، اکنون بصورت یکی از صادرکنندگان اصلی گاز طبیعی درآمده است و ایران، با وجود داشتن مقام اول جهان از لحاظ ذخائر گاز طبیعی، به دلیل مسائل متعدد (نیاز به سرمایه گذاری، دانش فنی و تحریم های علیه ایران، بخصوص در ارتباط با برنامۀ اتمی) نقش خاصی در صدور گاز طبیعی بازی نمی کند.

شرکت ایران در برنامه های مهم نقل و انتقال گاز طبیعی، تا حد زیادی در گرو حل و فصل مسائل سیاسی و بخصوص سرنوشت روابط ایران و امریکا است.

در شرایطی که اروپا بطور جدی در فکر کاهش اتکا به منابع گاز روسیه است و ایران بالقوه جایگزین خوبی است اما به عقیده کارشناسان تا زمانی که مسائل ایران با دولت های تاثیرگذار جهان حل و فصل نشود، دورنمای تغیر وضعیت ایران در این زمینه تاریک است.

جنوبی در کل حدود ۱۸۰۰ تریلیون فوت مکعب (معادل ۵۱ تریلیون متر مکعب) گاز طبیعی و نیز حدود ۵۰ میلیارد بشکه (۷.۹ میلیارد متر مکعب) میعانات گازی طبیعی دارد.

این حوزۀ گازی وسعتی نزدیک به ۹۷۰۰ کیلومترمربع (۳۷۰۰ مایل مربع) دارد که از این مقدار، ۳۷۰۰ کیلومتر مربع (۱۴۰۰ مایل مربع) در بخش آب های منطقه ای ایرانی (تحت نام پارس جنوبی) است و ۶۰۰۰ کیلومتر مربع (معادل ۲۳۰۰ مایل مربع) تحت نام گنبد شمالی در آب های منطقه ای قطر است.

بخش ایران همچنین دارای ۱۸ میلیارد بشکه (۲.۹ میلیارد متر مکعب) میعانات گازی است و بخش قطر حاوی ۳۰ میبارد میعانات گازی است.

در نتیجه تحریم های جدید، اکثریت قریب به اتفاق شرکت های نفت و گاز اصلی در جهان، طرح های انرژی ایران را ترک کردند. تحریم های اروپائی در سال ۲۰۱۰، ارسال هر گونه دانش فنی و بخصوص فن آوری گاز طبیعی مایع را که به شدت مورد نیاز ایران بود، مسدود کرد.

در اثر این تصمیم، کلیه طرح های گاز طبیعی مایع در ایران ناقص ماند و در عین حال روس ها و چینی ها نتوانستند جانشین فناوری غربی در ایران شوند، زیرا خود آنها نیز نیازمند به این تکنولوژی هستند.

صادرات گاز ایران به لوله های موجود محدود شده است. قطر سالانه حدود ۱۲۵ میلیارد متر مکعب گاز صادر می کند و درآمد بسیار بالائی از این راه کسب می کند. ایران قسمت عمدۀ تولیدات گازی خودش را صرف پاسخگوئی به جمعیت خودش می نماید.

قسمت عمدۀ منابع گازی و نفتی در مناطق دریائی و در نزدیکی مرزهای کشورها در آبهای ساحلی آنها قرار دارد. این امر باعث شده است که مطالب حقوقی گسترده ای درباره روش‌ها و قوائد تحدید حدود و سهم کشورها و ترتیبات مربوط به سرمایه گذاری های مشترک برای اکتشاف و بهره برداری منابع انرژی بوجود بیاید.

توسعه فازهای پارس جنوبی در دوره تحریم ها با کندی بی سابقه ای رو به رو شده

تمامی زیربستر آب های خلیج فارس، فلات قارّه محسوب می شود و این مناطق دارای ذخائر مهم انرژی است. به همین دلیل، مرزهای آبی و فلات قارّه کشورهای مجاور و همجوار در این منطقه بایستی با دقت تحدید حدود بشوند.

ایران با چندین کشور قراردادهای تحدید حدود فلات قارّه دارد و در ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۶۹ قرارداد “خط مرزی تقسیم فلات قارّه بین ایران و قطر” امضاء شده اما همکاری بین دو کشور برای بهره گیری مشترک از این منابع، مستلزم توافق جداگانه ای بین دو طرف است. تاکنون گرچه اقداماتی بطور محدود و موّقت برای هماهنگی دوطرف صورت گرفته است اما هیچ گونه توافق جداگانه ای به شرح مندرج در قرارداد بین آنها حاصل نشده است.

در نتیجه در حال حاضر، ایران و قطر اصولا هر یک طرح های جداگانۀ خود را برای بهره گیری از منابع گازی این ذخائر مشترک، پی گیری می کنند.

همچنین، مادۀ ۱۴۲ کنوانسیون سازمان ملل متحد برای حقوق دریاها (کنوانسیون مونته گوبی ۱۹۸۲) مقرر می کند که “فعالیت در منطقه، تا جائی که مربوط به ذخائری است که ماورای محدودۀ صلاحیت ملی است، با رعایت حقوق و منافع مشروع هر دولت ساحلی دیگری که آن ذخائر در ماورای حوزۀ صلاحیت آن نیز هست، صورت می گیرد.”

این ماده در واقع از دولت های عضو معاهدۀ مزبور (ایران، این کنوانسیون را در همان سال ۱۹۸۲ امضاء کرده است ولی تا کنون به آن ملحق نشده است. با این حال، ایران دارای تعهدات مربوط به دولت ها در فاصلۀ امضاء تا تصویب معاهدات بین المللی است) می خواهد که در موقع بهره گیری از منابع بستر مناطق آبی، چنانچه این منابع در ورای خط صلاحیت ملی هم قرار می گیرند، با رعایت حقوق طرف دیگر و با رعایت سایر قواعد مندرج در این معاهده، انجام شود.

قراردادی بین ایران و قطر

ایران با چندین کشور قراردادهای تحدید حدود فلات قارّه دارد و در ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۶۹ هم قرارداد “خط مرزی تقسیم فلات قارّه بین ایران و قطر” امضاء شده است. در بخشی از این قرارداد مقرر شده که “هر گاه سازۀ زمین شناسی نفتی واحد یا میدان نفتی واحد یا هر سازۀ زمین شناسی واحد یا میدان واحدی از مواد معدنی دیگر به آن طرف خط مرزی مشخص در مادۀ یک این موافقتنامه امتداد یابد و آن قسمت از این سازه یا میدان را که در یک طرف خط مرزی واقع شده باشد بتوان کلا یا جزئا به وسیلۀ حفاری انحرافی از طرف دیگر خط مرزی مورد بهره برداری قرار داد در این صورت:

(الف) در هیچ یک از دو طرف خط مرزی مشخص شده در ماده یک، هیچ چاهی که بخش بهره‎ده آن کمتر از ۱۲۵ متر از خط مرزی مزبور فاصله داشته باشد حفر نخواهد شد مگر با توافق دو دولت.

(ب) دو دولت تلاش خواهند کرد که نسبت به نحوۀ هماهنگ ساختن عملیات و یا وحدت آن در دو طرف خط مرزی توافق حاصل نمایند.”

در نتیجه بر اساس دیدگاه حقوقدانان می توان گفت که در حوزۀ پارس جنوبی نیز مهمترین روش برای بهره گیری از منبع مشترک، رسیدن به توافق روی فعالیت های مشترک و هماهنگ است ولی وجود تحریم های بین المللی مانع از تحقق این نوع فعالیت هاست. حتی اگر قطر بخواهد، نمی تواند دانش های فنی را که در مالکیت مادی و معنوی دیگران است با ایران شریک شود.

در کل، پاسخ به سؤال اولیّه راجع به سرازیر شدن بخشی از سهم ایران به طرف بخش قطری این منابع مشترک، مثبت است. گر چه بخش قطری این ذخائر در حال حاضر هم دو برابر سهم ایران است، این یک واقعیت انکارناپذیر است که توسعۀ روزافزون این منابع از طرف قطری آن باعث فشارآوردن و حمل کردن بخش هائی از ذخائر سمت ایران به سوی قطر می شود.

اما آیا قطر دارای تعهدات حقوقی برای همکاری در بهره برداری مشترک از این ذخائر با ایران است و آیا قطر با اقدامات یکجانبۀ خود مرتکب نقض حقوق بین الملل می شود زیرا اهمیّتی نمی دهد که چه بر سر طرف ایرانی این ذخائر می آید؟

ALKHALEEJ_ALFARSI_1952

اصل کلی دربارۀ لزوم همکاری دولت ها در بهره گیری از ذخائر مشترک بیشتر در قالب قطعنامه ها و توصیه های سازمان ملل متحد گنجانده شده است تا معاهدات و توافقات بین المللی. علت ذکر این نکته آن است که میزان تعهد آوری اسنادی چون قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل متحد کمتر از معاهدات الزام آور تابع حقوق معاهدات بین المللی است.

مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۳ دسامبر ۱۹۷۳، قطعنامۀ معروفی را تصویب کرد که عنوان آن “همکاری در زمینۀ محیط زیست در خصوص منابع طبیعی مشترک بین دو یا چند دولت” است. این قطعنامه از دولت های عضو سازمان ملل متحد می خواهد که “توجه کافی به استانداردهای بین المللی برای حفظ و بهره برداری هماهنگ از منابع طبیعی مشترک بین دو یا چند کشور” کنند.

این امر متعاقبا در ماده ۳ منشور حقوق و تکالیف دولت ها در قطعنامۀ ۳۲۸۱ مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز درج شده است. در این اسناد اشاره شده که “در مسأله بهره برداری از منابع طبیعی که بین دو و یا چند کشور مشترک است، هر کشور بایستی بر اساس سیستم اطلاع رسانی و مشورت قبلی جهت رسیدن به حداکثر میزان بهره گیری از این منابع بدون لطمه زدن به منافع مشروع دیگران اقدام نماید.”

چند نکته

  • قطر صاحب بخش بزرگتری از منابع مشترک گازی بین ایران و قطر (پارس جنوبی/ گنبد شمالی) است.
  • تأخیر ایران در بهره گیری از منابع مشترک گازی و تولید سطح پائین ایران از این منابع با استفاده از تکنولوژی های فرسوده، منجر به مهاجرت بخش مهمی از سهم ایران به طرف قطری این ذخائر می شود.
  • هیچگونه مکانیسم فنی برای جلوگیری از انتقال سهم ایران به قسمت دیگر و متوقف کردن بهره گیری از این منابع ایران به نفع قطر وجود ندارد.
  • قطر با استفاده از فن آوری آمریکا و کرۀ جنوبی در زمینۀ گاز طبیعی مایع به موقعیت برتری در این زمینه دست یافته است ولی نمی تواند آن را با ایران شریک شود. حتی روسیه که از صادر کنندگان عمده گازطبیعی است به این فن آوری نیاز دارد.
  • هیچگونه تعهدات الزام آور حقوقی و قراردادی برای همکاری قطر با ایران در خصوص استفاده از منابع مشترک وجود ندارد و دو طرف قراردادی در این زمینه خاص ندارند.
  • قواعد عمومی و استانداردها و حتی انگیزه هایی وجود دارد که به موجب آنها قطر می تواند با ایران همکاری و به توسعۀ منابع کمک کند.
  • ایران و قطر به عنوان دو کشور اسلامی متعهدند که قاعدۀ مهم “لاضرر” را در روابط با یکدیگر رعایت کنند و از دست زدن به کارهائی که موجب خسران طرف دیگر شود پرهیز کنند.
  • مسأله پارس جنوبی یک نمونه روشن از خساراتی است که به دلیل سیاست های غلط به ایران تحمیل می شود.

تعهدات کلی برای همکاری در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها و در بخش هائی که مرتبط با توسعۀ فلات قارّه و مناطق انحصاری اقتصادی دولت هاست ذکر شده است. این مواد اشاره دارند که “دولت ها در سایۀ روحیۀتفاهم و همکاری، هرگونه تلاشی بعمل خواهند آورد که به توافقات اولّیه عملی برسند و نیز در مرحلۀ بعدی، راه را برای حصول توافق نهائی هموار کنند و این توافقات لطمه ای به تحدید حدود نهائی آنها نخواهد زد.”BBCPERSIAN GULF

مادۀ ۱۲۳ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها اهمیت خاصی برای ایران و دول دیگر حاشیۀ خلیج فارس دارد. این ماده مقرر می دارد که “دول حاشیۀ دریاهای بسته و نیمه بسته (که خلیج فارس بطور دقیق با تعاریف مربوط به این نوع مناطق آبی مطابقت دارد) با یکدیگر برای اعمال حقوق خود و انجام تکالیف خود بر اساس این کنوانسیون همکاری خواهند کرد.”

قطر با استفاده از تکنولوژی پیشرفتۀ گاز طبیعی مایع، اکنون بصورت یکی از صادرکنندگان اصلی گاز طبیعی درآمده است و ایران، با وجود داشتن مقام اول جهان از لحاظ ذخائر گاز طبیعی، به دلیل مسائل متعدد (نیاز به سرمایه گذاری، دانش فنی و تحریم های علیه ایران، بخصوص در ارتباط با برنامۀ اتمی) نقش خاصی در صدور گاز طبیعی بازی نمی کند.

شرکت ایران در برنامه های مهم نقل و انتقال گاز طبیعی، تا حد زیادی در گرو حل و فصل مسائل سیاسی و بخصوص سرنوشت روابط ایران و امریکا است.

در شرایطی که اروپا بطور جدی در فکر کاهش اتکا به منابع گاز روسیه است و ایران بالقوه جایگزین خوبی است اما به عقیده کارشناسان تا زمانی که مسائل ایران با دولت های تاثیرگذار جهان حل و فصل نشود، دورنمای تغیر وضعیت ایران در این زمینه تاریک است.

منبع: آژانس بین المللی انرژی.بی بی سی فارسی

بهمن آقایی دیبا. کارشناس حقوق دریا

مختصات جغرافیای تنگه هرمز پیشنهاد ساخت کانال راهبردی هرمز

دعواها- ادعاها و ضد ادعاها در دریای چین میان کشورهای منطقه و دور از منطقه

 

پرداخت ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار غرامت بابت لغو قرارداد

 

توده های جلبکی سمی در خلیج فارس خسارات زیادی ایجاد خواهند کرد.

پدیده نوظهوری موسوم به “توده جلبکی” که گونه ای از فیتوپلانکتون های دریایی است باعث تعطیلی کار صیادان استان هرمزگان در جنوب ایران شده است.

بعد از پدیده مرگ و میر دلفین ها که سال گذشته در منطقه خلیج فارس و دریای عمان اتفاق افتاد، امسال آفت دیگری آب های نیلگون خلیج فارس را به رنگ قرمز درآورده است.

دکتر اسماعیل کهرم، فعال محیط زیست در تهران در باره ظهور این پدیده به بخش فارسی بی بی سی گفت: “کشند سرخ، آن طور که بین جزیره قشم و بندرعباس امروزه به وفور رسیده است، وقتی ظاهر می شود که جلبک های آبزی درست مثل درخت گیلاس شکوفه می کنند”.

 

 

 

“این جلبک ها موقع شکوفه کردن دارای فعل و انفعالات شیمیایی هستند که باعث می شود مواد سمی بسیار مهلکی را در داخل آب رها کنند. این مواد سمی باعث می شود که آب دریای منطقه بدبو شده و همچنین تعداد بیشماری ماهی مرده سطح آب را بپوشاند”.

ساکنان مناطقی از قشم و بندرعباس در روزهای اخیر با قطعی آب روبرو بوده اند. آب جزایر ایرانی خلیج فارس معمولا توسط دستگاه های آب شیرین کن تهیه می شود.

یکی از ساکنان جزیره قشم می گوید: “در ماههای اخیر این جلبک ها وارد تجهیزات آب شیرین کن قشم شده و فیلتر آنها را پوشاند که در برخی موارد با قطعی آب روبرو بودیم”.

سید محمد باقر نبوی، معاون دریایی سازمان حفاظت محیط زیست به رسانه های ایران گفته است که روش مقابله بیولوژیکی راهکار مناسبی برای مقابله با این بحران نیست، چرا که موجب از بین رفتن آب سنگ های مرجانی می شود.

BBCPERSIAN GULF

حدود هشت درصد ذخایر آبسنگ های مرجانی جهان در منطقه خلیج فارس واقع شده و هرجا که آبسنگ های مرجانی باشد، تنوع آبزیان به شدت بالاست.

به گفته آقای نبوی یکی از راهکارها کنترل فاضلاب است. به واسطه فاضلاب ها مواد مغذی وارد دریاها می شوند، ترکیبات فسفر و ازت می توانند عامل مهمی در شکوفایی جلبک ها محسوب شود.

این مقام حفاظت از محیط زیست ایران همچنین گفته که اقدامات متعددی از جمله 14 مصوبه در کمیسیون زیربنایی دولت برای مقابله با پدیده جلبکی تصویب شده است.

مژگان جمشیدی روزنامه نگار در تهران به بخش فارسی بی بی سی گفت: “همه این ها در حد حرف است، با توجه به اینکه که پدیده فیتوپلانکتون ها می تواند در حد یک فاجعه ملی و منطقه ای باشد و می تواند در کل شیلات منطقه را نابود کند، هنوز اقدام موثر و جدی در این زمینه صورت نگرفته است”.

خانم جمشیدی همچنین گفت: “در اجلاس اخیر کویت که به همین منظور تشکیل شده اعلام کرده اند که در چهار ماه اخیر در حدود 700 تن ماهی در سواحل امارات از بین رفته است، اما هنوز میزان تلفات آبزیان در سواحل جنوبی ایران رسما اعلام نشده است”.

 

گردش طبیعی آب در خلیج فارس، رسوبات و تمام آلاینده ها را به طرف سواحل جنوبی می برد که بیشتر در انحصار عربستان سعودی و امارات است.

معاون دریایی سازمان محیط زیست گفته است که گسترش پدیده جلبکی ناشی از حرکت شناورها در منطقه نیست و آن را ناشی از توفان گنو در سال گذشته ذکر کرده است.

اما آقای کهرم نظر دیگری در این باره دارد و می گوید: “بنده این نظر را رد می کنم، به خاطر این که توفان گنو اگر این جلبک ها را به خلیج فارس کشانده باید مدت ها قبل شکوفه های آنها را مشاهده می کردیم.”

وی افزود:”مسئله این است که کشتی هایی که عازم خلیج فارس هستند، مقدار زیادی آب را در مبدا خودشان وارد انبارها برای حفظ تعادل کشتی می کنند که وقتی به سواحل جنوبی خلیج فارس در ایران می رسند، آنها را بدون هیچ نظارتی داخل آب رها می کنند و هیچ سازمانی هم نیست که جلوی این عمل غیرقانونی کشتی ها را بگیرد”.

مقامات سازمان حفاظت از محیط زیست ایران اذعان می دارند که پدیده توده جلبکی در سواحل شمالی مانند رشت، انزلی و گرگان هم دیده شده است. این پدیده می تواند به موجودات آبزی آسیب برساند و گونه هایی که تحرک کمتری دارند بیشتر در معرض آسیب قرار می گیرند.