Category: ترجمه ها

هند و آمریکا دوستان طبیعی و رفاقت استراتژیک

 

مقاله مشترک نخست وزیر هند آقای ناریندرا مودی و رئیس جمهور آمریکا آقای باراک اوباما در روزنامه واشنگتن پست آمریکا مورخ 8 مهر 1393

هند و آمریکا بعنوان دو کشور متعهد به دموکراسی، آزادی، تنوع و تلاش با یکدیگر از طریق ارزشهای مشترک و منافع دوجانبه مرتبط هستند. هر یک از ما برخوردار از تاریخ مثبت انسانی بوده که از طریق تلاش های مشترک ما و مشارکت طبیعی و ویژه ما می تواند به تشکیل صلح و امنیت بین المللی طی سالهای آتی کمک کند.

روابط بین ایالات متحده و هند در آرزوی مشترک اتباع ما برای عدالت و تساوی ریشه دارد. وقتیکه سووامی ویویکاناندا هندوایسم را بعنوان یک دین جهانی معرفی نموده، وی این کار را در پارلمان جهانی ادیان در شیکاگو در سال 1893 انجام داد. وقتیکه مارتین لوتر کینگ جونیر خواستار خاتمه تبعیض و تعصب علیه آمریکایی های آفریقایی گردید، وی از تعلیمات عدم خشونت ماهاتماگاندی الهام گرفت. خود آقای گاندی از نوشته های هنری داوید توریو الهام گرفت.

ما بعنوان کشورها به منظور تضمین پیشرفت مردم خود طی دهه های گذشته با یکدیگر مشارکت داشته ایم. مردم هند پایه های محکم همکاری ما را به خاطر دارند. افزایش در میزان تولید مواد غذایی در اثر انقلاب سبز و بنیانگذاری موسسات فناوری هند از محصولات بسیاری همکاری ما می باشد.

امروز مشارکت ما محکم، موثق، مداوم و فزاینده است. روابط ما شامل همکاری دوجانبه بیش از پیش نه تنها در سطح فدرالی بلکه در سطوح ایالتی و محلی، ارتش ها و بخش های خصوصی و جامعه مدنی دو کشور نیز است. در حقیقت اینقدر تحولات صورت گرفته است که در سال 2000 نخست وزیر روز هند اتل بیهاری واجپایی توانست اعلام کند که ما متحدین طبیعی یکدیگر هستیم. پس از سالهای همکاری فزاینده، دانشجویان ما با یکدیگر در طرح های تحقیقاتی کار می کنند، دانشمندان ما سرگرم تهیه فناوری پیشترفته هستند و مقامات ارشد ما با یکدیگر در مسائل جهانی مشورت های نزدیکی انجام می دهند. ارتش های ما در هوا، زمین و دریا تمرین های مشترکی را انجام می دهند و برنامه های هوا فضای ما در حوزه های بی سابقه همکاری با یکدیگر ارتباط دارند که ما را از کره زمین به مریخ رسانده است. در این مشارکت، جامعه هندی مقیم آمریکا بین ما پل فعالی و زنده بوده است. موفقیت این جامعه حقیقی ترین انعکاس روحیه مردم ما و ارزش های جامعه آزاد آمریکا می باشد و نشانگر آن نیز است که ما باهم چه کاری را می توانیم انجام دهیم. 

اما پتانسیل واقعی روابط ما هنوزهم مورد بهره برداری قرار نگرفته است. تشکیل دولت جدیدی در هند فرصت طبیعی برای گسترش و تعمیق روابط ما می باشد. ما با آرزوهای تازه و اعتماد بیشتر می توانیم به فراتر از سطوح سنتی و معتدل اهداف خود برویم. فرصت آن فرا رسیده است که دستورکار جدیدی را تهیه کنیم که برای اتباع ما منفعت های واقعی را بدست بیاورد.

این دستورکار به ما در جستجوی راه های مفید دوجانبه جهت گسترش همکاری در  حوزه های تجارت، سرمایه گذاری و فناوری کمک خواهد کرد و این همکاری باید با دستورکار جاه طلبانه توسعه هند مطابقت داشته باشد و آمریکا را نیز بعنوان موتور رشد جهانی باقی نگهدارد. وقتیکه ما با یکدیگر در واشنگتن ملاقات می کنیم، راه هایی را مورد بررسی قرار خواهیم داد که موجب تشویق فعالیت های تولیدی، گسترش انرژی ارزان قابل تجدید و تضمین آینده زیست محیط مشترک خواهد بود.

ما راه هایی را بررسی خواهیم کرد که چگونه تجار، دانشمندان و دولت های ما می توانند با هند مشارکت داشته باشند و چگونه هند می تواند کیفیت، اعتبار و میزان دسترسی مردم، به ویژه فقیرترین اتباع این کشور، به خدمات اساسی را اصلاح کند. در این رابطه ایالات متحده آمریکا برای کمک آمادگی دارد. یک حوزه فوری حمایت واقعی جنبش «هند تمیز» می باشد. در این رابطه ما به منظور بهبود وضعیت نظافت و بهداشت در سراسر هند از ابتکارات، مهارت و فناوری بخش خصوصی و جامعه مدنی استفاده خواهیم کرد.

تلاشهای مشترک ما برای مردم ما مفید واقع خواهد شد. مشارکت ما در نظر دارد که فراتر از محاسبات اعداد و ارقام باشد. ما بعنوان کشورها و ملت ها خواهان تضمین آینده خوبی برای همه هستیم، آینده ای که در آن مشارکت راهبردی ما برای سراسر جهان نیز مفید واقع شود. در حالیکه هند می تواند از رشد حاصل شده از سرمایه گذاری و مشارکت های فناوری آمریکا سود ببرد، آمریکا نیز از یک هند قوی تر و ثروتمندتر سود خواهد برد. از سوی دیگر، این منطقه و جهان نیز از ثبات و امنیت بیشتر ناشی از دوستی ما سود خواهند برد. ما همچنان متعهد به تلاشهای گسترده در راستای یکپارچه سازی آسیای جنوبی و وصل نمودن آن با بازارها و مردم در آسیای میانه و جنوب شرقی هستیم.

ما، بعنوان شرکای جهانی، متعهد به افزایش امنیت داخلی از طریق انتقال اطلاعات محرمانه، مبارزه با تروریسم و همکاری در اجرای مقررات نظم و قانون هستیم.

ما جهت تضمین آزادی کشتیرانی و تجارت مشروع در اقیانوس ها نیز همکاری می کنیم.

همکاری ما در حوزه سلامت به ما در مبارزه با مشکل ترین چالش ها، از جمله مهار گسترش بیماری «ایبولا»، تحقیقات در حوزه معالجه سرطان و مقابله با بیماری های مانند سل، مالاریا و تب دینگو کمک خواهد کرد.

ما در نظر داریم همکاری خود را به حوزه تفویض قدرت به زنان، تشکیل ظرفیت ها و بهبود میزان امنیت مواد غذایی در افغانستان و آفریقا نیز گسترش دهیم.

جستجوی هوا فضا همچنان به تخیلات ما پرواز می دهد و ما را وادار می کند تا میزان آرزوهای خود را به بالا ببریم. ماهواره های دو کشور ما    گرداگرد سیاره مریخ می چرخند و این خود یک داستان است. تضمین درباره فردای خوبی فقط برای هندیها و آمریکائیها نیست و ما را تشویق می کند که برای تشکیل جهان خوبی بهمراه یکدیگر پیشرفت کنیم. این نکته مرکزی مشارکت تعیین کننده ما در قرن بیست و یکم می باشد. با دست در دست پیشرفت کنیم.

دیدگاههای آمریکایی داعش یک غول آزاد شده

در پی پیشرویهای گروه داعش و گردن زدن یک خبرنگار امریکایی فشار جمهوریخواهان بر اوباما برای مقابله با این گروه افزایش یافته است.

روزنامه وال استریت ژورنال در تاریخ 24 اوت در گزارش تحلیلی خود پیرامون سیاستهای امریکا در خاورمیانه می نویسد: اگر چه دولت اوباما از سوی جمهوریخواهان کنگره تحت فشار قرار گرفته تا واکنش شدیدتری نسبت به گروه داعش از خود نشان دهد ، با این حال برخی از اعضای دمکرات و حتی کشورهای متحد اروپایی از شدت عمل و اقدام نسنجیده علیه داعش اکراه دارند.

بنابراین گزارش، در صورت تصمیم اوباما یکی از گزینه های مهم بمباران مواضع داعش در سوریه می باشد تا از دست زدن به هر گونه طرح توطئه آمیز علیه امریکا توسط این گروه جلوگیری شود، اما مقامات امریکایی با محدود کردن فعالیت خود نشان داده اند که در پی نابودی کامل داعش نیستند. با این وجود شماری از جمهوریخوان کنگره روز یکشنبه در میزگردهای تلویزیونی دولت اوباما را متهم نمودند که با عدم قاطعیت در مقابله با این گروه فرصت بیشتری به آنها داده تا دامنه عملیات خشونت آمیز خود را گسترده تر کنند.

اگرچه پنتاگون اعلام کرده که به تعداد بمبارانهای داعش در عراق افزوده است اما جمهوریخواهان می گویند ریشه اصلی این گروه افراطی در سوریه است و لذا دولت امریکا باید فراتر از عراق این گروه را مورد هدف قرار دهد.

مایک راجرز رئیس کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان از حزب جمهوریخواه در مصاحبه تلویزیونی گفت گروه خلافت اسلامی حامیانی دارد که از آمریکا و اروپا به آنها پیوسته و در کنار آنها دست به اعمال خشونت می زنند و هر آن ممکن است بخواهند در داخل خاک امریکا هم دست به عملیات بزنند. به گفته وی آمریکا توان نظامی و اراده سیاسی برای مقابله با داعش را دارد و نباید در این مورد کوتاه بیاید. چند نفر از سناتورهای امریکایی از جمله جان مک کین هم دولت اوباما را متهم کردند که اراده لازم برای مقابله با تروریسم را نشان نداده است.

ازسوی دیگر سناتور جک رید از حزب دمکرات گفت اعمال گروه داعش و خشونت آن برای همه ثابت شده است اما این باعث نمی شود که ما تصمیم نسنجیده و ناگهانی بگیریم. بلکه باید بر اساس یک استراتژی مشخص به پیش برویم و در کنار عملیات نظامی دست بر فعالیتهای سیاسی هم بزنیم.

سناتور لیندزی گراهام می گوید باید همه گزینه ها برای شکست این گروه اسلامی افراطی از جمله اعزام نیروی زمینی به سوریه در دستور کار باشد ما باید این گروه را متوقف کنیم. وال استریت می افزاید: به رغم این فشارها دولت اوباما که اعزام نیروی پیاده به عراق و سوریه را رد کرده است همچنان با دخالت عمیق نظامی در این کشورها مخالف است.

یک نماینده دیگر مجلس می گوید باراک اوباما باید به توصیه فرماندهان نظامی گوش کند اما در حال حاضر در سوریه امکاناتی نداریم. از این رو بمباران هوایی بدون داشتن نیروی نظامی تاثیر کمتری خواهد داشت. مقامات دفاعی می گویند،

اگر چه در بمباران هوایی در وهله اول نیازی به نیروی زمینی ندارد اما عقب نشینی داعش از هر منطقه منجر به پیشروی نیروهای ارتش سوریه خواهد شد که این روش با استراتژی آمریکا مغایرت دارد.

از طرف دیگر اگر امریکا علیه این گروه اقدام نکند آنها مواضع خود را مستحکم خواهند کرد و به پیشرویهای خود ادامه می دهند و همانگونه که روز گذشته یک پایگاه هوایی را از دست نیروهای ارتش سوریه خارج کردند و سایر مناطق را نیز مورد تهدید قرار می دهند. دولت امریکا در حال ایجاد یک ائتلاف بین المللی و منطقه ای برای مقابله با داعش است اما به گفته سفیر انگلستان در امریکا مشخص نیست کدامیک از متحدین اروپایی حاضر باشند در این ائتلاف شرکت کنند.

 

داعش: یک عفریت آزاد شده:

(روزنامه هندو، مورخ 5 شهریور ،1393نویسنده: آقای براهما چیلانی، کارشناس رشته جغرافیایی راهبردی و نویسنده معروف هند)
رئیس جمهور آمریکا باراک اوباما گروه داعش را که خود را خلافت اسلامی نامیده است «سرطان» و وزیر دفاع او چاک هگل این سازمان را خطرناک تر از القاعده توصیف نموده است. اما هیچ عفریتی تنها با قوت خود متولد نمی شود. لذا سئوال این است که چه نیروهایی به تولد این عفریت کمک کردند.
دولت اسلامی یک سازمان وحشی و متعلق به قرون وسطی می باشد که اعضای آن در انجام کارهایی مانند بریدن سر احساس افتخار می کنند و سر های بریده شده مقتولین را بعنوان جوایز خود نشان می دهند. اما این امر نمی تواند واقعیت موجود را نادیده بگیرد یعنی این دولت اسلامی علامت شورش اسلام سنی علیه حاکمان غیر سنی در کشورهای در حال فروریزی عراق و سوریه می باشد.
واقعیت این است که پاره پاره شدن کشورها طبق خطوط قدیمی در منطقه هلالی بین اسرائیل و هند پدیده ها و بلوک های جدیدی از جمله شیعستان، وهابستان، کردستان، داعشستان و طالبانستان را بوجود آورده است. غیر از ایران، مصر و ترکیه اکثر کشورهای مهمی از مغرب تا پاکستان در واقع توسط غرب بوجود آورده شده و ریشه ای در تاریخ نداشته و فاقد  هویت های قدیمی خود هستند. (پاکستان با اختلافات داخلی روبرو است و ممکن است به پنجابستان و یا شاید به داعشستان تبدیل شود).
شکی وجود ندارد که داعش از جنگ داخلی سوریه بوجود آمده است. این حرکت بعنوان شورش محلی علیه حکومت وحشی رئیس جمهور بشار اسد شروع شده اما بعداً موفق به دریافت کمک مالی و تسلیحاتی خارجی گردید. شورشیان در مراکز خود در ترکیه و اردن که توسط سازمان سیا آموزش داده می شدند «ارتش آزاد سوریه» را تشکیل دادند. این ارتش به انجام حملات علیه نیروهای دولتی سوریه اقدام و  جنگ تبلیغاتی علیه آقای اسد با کمک آمریکا آغاز گردید.
اما بین اعضای این ائتلاف پشتیبانی شده توسط آمریکا اختلافات نظر وجود داشته چرا که برخی از آنان دستورکارهای دوگانه ای را دنبال می کردند. در حالی که آمریکا، انگلیس و فرانسه به ارتش آزاد سوریه کمک می کردند، دولت های شیخ نشین رادیکال عربستان سعودی، قطر، کویت و امارات و همچنین دولت اسلامی ترکیه تسلیحات و پول را به سوی گروه های اسلامی هدایت کردند. همین امر موجب ایجاد اختلافات بین اپوزیسیون سوریه، به حاشیه گذاشته شدن ارتش آزاد سوریه وظهور داعش شد.
ائتلاف ضد اسد در واقع کار خود را بطور اشتباه آغاز کرد. این ائتلاف بین جهادی های معتدل و جهادی های رادیکال بود. آمریکا و متحدین آن مرتکب اشتباه بزرگی شدند. آنان مبارزه علیه آقای اسد را جهاد نامیده تا بتوانند در سوریه شورش مردمی را بوجود بیاورند. به منظور ایجاد روحیه جهاد بین اکثریت مردم سوریه برنامه های ویژه تلویزیونی و رادیویی پخش گردید. تصمیم پخش اینگونه برنامه ها بطور سنجیده اتخاذ شده بود تا بتوان مردم سوریه را جهت شورش علیه دولت سکولار اسد تحریک کرد.
این برنامه تجربه افغانستان را نادیده گرفت. در افغانستان در دهه 1980 سازمان سیا از طریق همکاری با پاکستان بزرگ ترین عملیات محرمانه تاریخ را به راه انداخت. درس افغانستان این بود که ایجاد روحیه جهاد و تجهیز مجاهدین اسلامی کار خطرناکی است که برای امنیت بین المللی عواقب بلندمدتی دارد. دولت ریگان جهت تشویق مبارزه علیه نیروهای شوروی در افغانستان بطور علنی از اسلام بعنوان یک اهرم استفاده کرد.
در سال 1985، در کاخ سفید آمریکا به منظور قدردانی از برخی از مجاهدین افغانستان برنامه ای برگزار شد. در این برنامه رئیس جمهور ریگان اعلام کرد، « این آقایان از نظر اخلاقی همتایان بنیانگذاران آمریکا می باشند.» از همین گروه جهادی ها سازمان القاعده بوجود آمد.
خیلی ها نمی دانند که رهبر داعش ابوبکر البغدادی،  رهبر مبارزین لیبی، عبدالحکیم بلحاجی و رهبر تروریستی چچن ایرات واهیکتوف در زمان اسارت خود در آمریکا رادیکالی شدند. واقعیت این است که مراکز اسارت آمریکا بعنوان مراکز تعلیم افراطیون عمل کرده اند.
سیاست راهبردی اوباما نسبت به سوریه شبیه سیاست ریگان نسبت به افغانستان می باشد. سوریه با توجه به فشار جهاد بین المللی علیه اسد فقط ظرف مدت دو سال به کشور ورشکسته ای مانند سومالی تبدیل شد. این امر به ظهور داعش کمک کرد.
اگر آمریکا و متحدین این کشور از تجهیز جهادی ها جهت سرنگونی دولت اسد خودداری کرده بودند، داعش به شکل فعلی اش ظهور نمی کرد. واقعیت این است که تیم اوباما تا چند وقت پیش داعش را بعنوان سازمان «خوب» تروریستی در سوریه و سازمان «بد» تروریستی در عراق تلقی می کردند.
بسیاری ها علیه جنبش سرنگون کردن دولت اسد هشدار داده بوده و گفته بودند که در خلایی که بعد از سرنگونی دولت اسد بوجود خواهد آمد نیروهای افراطی ظهور خواهند کرد.
در پایان این مقاله آمده است که واقعیت این است که مرکز داعش هنوزهم در منطقه شمال سوریه قرار دارد و تا وقتیکه آمریکا حملات هوایی خود را به سوریه گسترش ندهد نمی توان جلوی پیشرفت داعش را گرفت.
آگاهی بیشتر:

Islamic State in Iraq and Greater Syria

 نگاهي از درون به تشکيلات مخوف القاعده.  محمد عجم   منتشر شده در همشهری – بازتاب-  اردیبهشت  1385 

جبهه النصره  و تشكيلات مخوف القاعده : دکتر محمد عجم

افکار و عقاید ابن تیمیه پدر فکری مکتب سلفی تکفیری جهادی

http://www.cfr.org/iraq/islamic-state-iraq-greater-syria/p14811

http://www.understandingwar.org/sites/default/files/ISWBackgrounder_ISIS_Annual_Reports_0.pdf

parssea.org/?p=6282

** “دولت اسلامی در عراق و شام (شرق مدیترانه)” ISIS  محصول و تولید کجا است ؟ و اهداف آن ؟

اروپائیان از خاورمیانه ریشه می گیرند.

       _heritage_khorasan_

تقریبا همزمان با ظهور هیتلر و دیدگاههای نژاد پرستانه اش مبنی بر برتری نژاد آریایی  دیدگاههای دیگری نیز مطرح شد یکی از این دیدگاهها که بیشتر در هند طرفدار پیدا کرد این بود که اروپائیان از  تمدن رود سند  ریشه می گیرند بعدها گفته شد که ریشه آنها در تمدن بین النهرین و ایران است. اما امروزه با پیشرفت علم حداقل تا الان دانشمندان ثابت کرده اند  که انسان از شاخ آفریقا وارد دریای سرخ و بین النهرین و غرب خلیج فارس شده و از آنجا پراکنده شده اند بخشی به سوی اروپا رفته اند و در آنجا به خاطر تغییرات آب و هوایی تغییر رنگ و شکل داده اند در اثر جهش و یا تکامل  مقاله زیر در مجله  نیچر تا حدودی همین بحث را مطرح می کند

If people like Adolf Hitler and Max Mueller are born again, they may have to bring in another theory to substantiate their racial superiority. The Europeans’ claim for racial and civilisational superiority has been demolished and proved wrong by an international consortium of researchers which included genetic engineers, bio chemists, molecular biologists, archaeologists, historians and  scientists.

A five-year-long study by this team have found that modern day Europeans are the descendants of three distinct groups; the indigenous hunter-gatherers in Europe, Middle Eastern farmers that migrated to Europe more than 7,500 years ago and a mysterious population that spanned North Eurasia which genetically connects Europeans and native Americans.

“We examined bone samples of German farmers who lived 7,000 years ago, bone samples of nearly 8500 year old hunter-gatherers who lived in Luxembourg and Mottala in Sweden. This was compared with human genome samples collected from 2400 persons of 200 diverse population groups,” Kumarasamy Thangaraj, senior principal scientist, Centre for Cellular and Molecular Biology, Hyderabad, one of the lead researchers in the team told The Pioneer over telephone from his laboratory in Hyderabad.

The findings of the research are being published as an article in the latest issue of Nature, a highly venerated international scientific journal. According to Thangaraj, the findings disprove the age old Aryan theory once and for ever. “Initially we had demolished the Aryan-Dravidian divide. We found that there is no scientific basis for the claim of people in south India that they are Dravidians who are distinct from others in the subcontinent. But we found that people all over India has same genetic traits. The new findings demolish the Aryan theory,” said Thangaraj.

Dr David Reich of Harvard Medical School, said that the Europeans are mixture of three ancient population. “Earlier it was believed that the Europeans had only two ancestral descendants,” he said.

Some of the findings by this research are interesting and path-breaking. “It was the Middle East farmers who migrated to Europe some 7,500 years ago who taught the Europeans about farming and animal rearing. The modern day European population learnt consuming milk and dairy products from their Middle East ancestors,” said Thangaraj.

Dr Ch Mohan Rao, director, CCMB, said the study has thrown light into the origin of the contemporary Europeans. Dr Lalji Singh, former director CCMB and and one of the scientists said that the next project would focus on establishing the link between the ancestral north Indians and  .

Indians, Indo-Europeans, proto-Indo-European languages and civilisations

Aryans and Others

And at the end is an interesting article on Aryans and others by Prof Figueira on the subject, which becomes very relevant in India today when in the wake of majority in the parliament, with only 31% of votes, right-wing BJP leaders and their fanatic fringe outfits are trying to subordinate every other way of thinking, culture and language to their yoke. But for a crushing defeat in Delhi state  elections by Aam Adami party(Aap) led by Arvind Kejriwal, PM Modi and his party, especially its lunatic fringe would have made life miserable for many Indians, especially from minorities.

 

In the evolutionary ladder of governance, societies have moved up from the tribal model when the warrior chief, sometimes the head priest too, was the ruler. Security of the tribe and wars was their major preoccupation.

Then perhaps emerged city-states, kingdoms and after the tyranny of the elected and electable, real Democracy! This unfortunately is like the problem of a moving object. Never solved .In present times there are really no true democracies. The USA which Pres Obama claims as the oldest democracy is nothing but oligopoly in which, the corporate interests, led by military-industry complex decide who will be the next president, finance his election and then he is at their call whether it is Bush or Obama.

 

In India we do not even have a representative democracy because with percentage of votes of 31% only ,BJP has got a majority in the central Parliament .In India’s largest state of Uttar Pradesh, Mulayam Singh rules with a majority after getting only 29% of the votes caste. I call them tyrannies because once a party gets elected; it keeps on using all unfair and fair means to get re-elected. Let that pass.

After the kingdoms and religion-based empires emerged, in Europe nation states based on some kind of common denominator, language, ethnicity, religion of people, etc came up .It was based on a common denominator. Never mind. It still persists. In creating language and common ancestry based nation states lots of myths have been created. To please the Turks, Kemal Ataturk, father of the secular Turkish republic had claimed that all languages emerged out of Turkish and Anatolia was the land of origin of the human race. Or something to this effect. Similar claims have been made by all nation states , beginning with Europe and elsewhere.

 

I made some study about the origin of Aryans, Indo-Europeans, proto-Indo-Europeans and their  languages, especially after my retirement from Turkey in 1996 and my stay there for more than year and half, where I found ample material at the British Institute of archaeology in Ankara. I have come to the conclusion that the terms, proto-Indo-European of proto-Indo-European languages from which all races and all similar languages have emerged is like finding a common denominator  ie taking bits and pieces from all tribes ,languages and cultures. A bit like defining the most fundamental particles in physics, mostly pure mathematics and speculation.

 

As for civilisations and culture, let me quote from my article on Eastern foundations of Western civilization, on Alexander, origins of western civilisation, Iliad and Odyssey etc

‘How Alexander “the Great “has been glorified as a Western conqueror of the East.  He was a small town homosexual boy who was taught the intricacies of state protocol, running of an empire and the divinity of the emperor by older civilisations of Asia Minor, Egypt and Persia. If he had followed the advice of his teacher Aristotle and not learnt from the so called barbarians, his vision would have remained limited and shallow.  The desert Arab tribes were civilized by the Byzantine courtiers and princesses in Damascus and Sasanians from Persia in Iraq after being conquered by Muslim Arabs.  So were the nomad Central Asian Turks and Mongols (also by Chinese) by the Persians.   

As there was little comparable civilisation in Western Europe and certainly USA in pre Christian era, they claim that there civilisation, culture and thought originates from the Greeks of Aegean and Asia Minor (Turkey).  According to them, Greek civilisation and culture evolved and flourished in Crete and evolved when Greeks (pirates) coming from the Aegean islands settled on the west coast of Asia Minor (called Ionia-Yunani) .Therefore Minoan civilisation of Crete forms the basis of Greek and hence Western civilisation.  

 It is too simplistic and illogical, if not downright absurd. Why not Cyprus, Malta, Sicily?  At that time, there were flourishing civilisations in Egypt, Asia Minor, Mesopotamia, Persia, Sogdiana and India. Persian Empire extended up to western Turkish coast with Sardis as its outpost. Most Greek city states in Asia Minor were under the Persians, who could cross over the Dardanelles or the Bosporus at will or occupy Greek lands.  The first Greek victory over Persians is celebrated as Marathon race in sports.  The first victory of the West over East!  

Cretian civilisation is derived from Egyptian and Phoenician.  Both are indebted to Mesopotamian, verily the mother of all civilisations, which evolved mostly between Tigris in Euphrates in Iraq and southeast Turkey.  The evolution in human progress took off six millennia ago.  But fourth millennia BC was remarkable, not only in Mesopotamia but in the Nile valley and the Indus Valley. From family unit’s polity developed into villages and cities, kingdoms and empires.  The cities were ruled by a god and in his name by the king.  To begin with, the first deity was Earth, Mother Goddess. Civilisations in Mesopotamia were created by Sumerians, Babylonians, Akkadians, Assyrians and others. Nile got cylindrical seals from Mesopotamia and the beginnings of writing.  The Nile civilisation is magnificent, well preserved but unidirectional and flourished in isolation, without the stimulus of exchange.  

If one studies the Egyptian or Pharoanic civilisation, much has been contributed to it by the Nubians of Upper Egypt.  Many Pharaoh’s had thick lips and crinky hair.  Or La, Egyptians are bad enough and now to claim that the Sudanese might have influenced the Greek and hence the Western Judo-Hellenic Christian civilisation. Yes, after the development of civilisations in Mesopotamia and the Nile valley, it filtered to eastern Mediterranean, which became a cradle of civilisations, with exchange of ideas through trade and people. That is how the island of Crete acquired civilisation. 

The achievement of a civilization may be expressed in terms of its best points—moral and ethical, aesthetic, scientific, and, not least, literary. Legal theory flourished and was sophisticated. Early on, it was expressed in several collections of legal decisions, the so-called codes, of which the best-known and the earliest is the Code of Hammurabi.  Throughout these codes recurs the concern of the ruler for the weak, the widow, and the orphan.

There are 25 firsts achieved by Sumerians.  These include wheels, the plough, the loom, the potter’s wheels, the brick, and the sail, working with metals and finally writing. Technical accomplishments were perfected in the building of amazingly accurateZiggurats (temple towers resembling pyramids), with their huge bulk, and in irrigation, both in practical execution and in theoretical calculations.  At the beginning of the 3rd millennium BC, an artificial stone often regarded as a forerunner of concrete was in use atUruk (160 miles south-southeast of modern Baghdad); The ultimate weapon to spread civilisations remains systematic writing.  

Judaism, mother of all revealed Abrahmic religions in West Asia is claimed to be the first monotheistic religion.  But it could have been perhaps influenced by Avestan/Zoroastrian/ pre-Vedic religions in Mesopotamia. In 14th century BC it was an Aryan Mitanni (a kingdom at the borders of Turkey and Syria) princess Gilukhepa, perhaps the well known and famous Nefertiti, who fully supported her husband Pharaoh Akhenaton’s (AmonhotepIV) efforts to bring in (and perhaps inspire) monotheism, for single God Aton (Sun or Mithra like!). This concept was too sudden and undermined the vested powers of the priests.  It was dislodged and soon after Akhenaton was removed from power.  New work in Egypt is moving in that direction.  It was from Egypt that Moses led the Hebrews out to lay the foundations of Judaism.  

Now let us take the story of Iliad and Odyssey. For Western culture and civilization, they are almost like Mahabharata and Ramayana are for India, making its author Homer one of the most influential authors in the widest sense. The two epics provided the basis for Greek education and culture throughout the classical age and formed the backbone of humane education down to the time of the Roman Empire and the spread of Christianity.  The Homeric epics had a profound impact on the Renaissance culture of Italy.  Since then the proliferation of translations has helped to make them the most important poems of the classical European tradition. 

Iliad was finalized probably around 750 BC and Odyssey 650 BC (Greek writing started around 650 BC).  It is felt that Odyssey, so different from Iliad was not composed by Homer, the blind bard born in Asia Minor, but probably by a young lady (a Jane Austin) somewhere on the Sicilian coast with time to spare.  Let that pass. But there certainly is historical basis for the story of abduction of Spartan King Manaus’s wife Helen by Trojan Prince Paris.  Manaus’s brother King Agamemnon of Achaeans, then decided on a voyage of punishment and retrieval. This is when strangely an artificial line, straits of Dardanelles, has been introduced by the Europeans to divide the world into East and West and the victory over Trojans is taken as of the west over East.  Why?  Later Alexander made offerings at Troy (also at Egyptian oasis Siva) before embarking on his conquest of Asia. Ottoman Sultan Fethi after conquering Constantinople also visited Troy.   

We need not go into the details of the two epics and Troy.  But in the search to find the exact place and the time of the events, credit might be given to Heinrich Schliemann.  Inspired by Iliad’s description, he started digging at Troy site but damaged the real Troy.  He was a mythomaniac and big liar.  Paris’s father King Priam King of Troy is an hour’s walk on the Asian side from the Dardanelles.  This strategic site, controlling the sea borne trade from the Mediterranean and Aegean to the Black Sea and beyond has been inhabited since fourth millennium BC. Troy 6, site of Homer’s Iliad has been dated to about 1260 BC.  

At the same time, there was the majestic and magnificent Asian Hittite Empire (1800 BC to 1200 BC) in central Turkey, whose capital Bogazkoy‘s citadel has a circumference of five kilometersThe Troy fortress measures 200 yards by 150 yards.  Excavations show that Troy perhaps fell as a result of weakening by an earthquake.  It was assaulted and set on fire, women and children taken as slaves.  Evidence from Hittite archives indicates that Troy was a small state in alliance or subordinate to it. It was attacked when the Hittite empire was in decline and fighting its new enemy the Assyrians in the East.  So all this 10 year long Great Trojan war drama was a storm in a tea cup in the ocean of Hittite Empire, which extended from north of Turkey to Syria and up to Babylon (Iraq.)  Hittites were contenders for the control of Syria with the Egyptian Pharaohs and local Aryan kingdom of Mitannis in Turkey and Syria.   

The regions linking the river basins of Euphrates and Tigris, Oxus and Jaxartes, Indus and Ganges have contributed more to religion, culture and civilisation than the rest of the world put together. Comprising of Turkey, Syria, Iraq, Iran, Central Asian Republics, Afghanistan and the Indian sub-continent, there has always been natural interaction in the area through travel, trade, migration and conquest for over five millennia, with many civilisations having also evolved and flourished in desert oasis.  The more civilized areas were dominated first by Indo-Europeans charioteers and then the horse riders from Asian Steppes who shaped the Eurasian history.  Aryans of India migrated from the steppes of north of the Black and Caspian Seas and Kazakhstan from 3rd to 1st millennia BC.  Later Turks and Mongols migrated from the eastern Asian steppes to the Indian sub-continent, Iran and Turkey then known as Asia Minor, where as mentioned earlier had evolved and flowered ancient Greek and Hellenic thought, culture and polity as a result of interaction of incoming Greeks with the existing Asian civilisations of Asia Minor, Mesopotamia, Egypt, Persia, and India beyond.  Turkey has more Greek sites than Greece and more Roman monuments than Italy. 

With a continuous history this area has been the cradle of most civilizations, thought, philosophy and religions; pre-Vedic to Vedic religions, Buddhism, Hinduism, Jainism, Sikhism, Avestan, Zoroasterism, Manichaeism, Judaism, Christianity with its various strands and schisms, Islam and such bye-lanes as Alevis, Alawaites, Yezidis, Druzes and many others.  Indo-Iranian, Ural- Altaic and Semitic languages have mingled with each other and local languages to produce such a mosaic of languages and tongues.  Culturally, linguistically, ethnically and spiritually there is no region in the world which is so rich and diverse but also has so much in common. 

Let us now take western (hence Greek) philosophy, which begins with Thales (who predicted 585 BC solar eclipse). Thales who established the Miletian school (near Smyrna-Izmir, Turkey) speculated that everything consisted of liquid, his disciples Anaximander said there was unity behind multiplicity and Anaximanes that everything was vapour. They are considered spiritual forefathers of Socrates, Plato and Aristotle.  By 6th century BC schools of Jain and Buddhist philosophy were well established apart from Upanishads, Yoga, Charakva and Sankhya, which have an even older tradition perhaps going back to 8thcentury BC.  While religion and philosophy in India are fused; Buddhism, Jainism and some other schools started as philosophy of life without creating or relying on Gods.  Socrates with his inner (intuitive) voice and trances with Plato made a team like Ramakrishna Paramhansa with Swami Vivekananda i.e. intuitive speculator and philosopher with his eloquent spokesman. We know about Socrates only from Plato’ writings. 

The Orphic and Pythagorean and later Parmenides philosophy or cults are similar to Indian philosophy.  Perhaps the ideas had traveled via Alexandria, hub of eastern Mediterranean, then held in high regard as a place for learning and wisdom , where  Greeks and others used to congregate and learn. Ugarit port on the Syrian coast was another meeting place for traders, travelers and wise men from the west i.e. Cyprus, Crete etc and east i.e. Iraq, Persia and India beyond.  Greeks and Indians were employed in Susa, capital of the Persian Empire, which also ruled north India.  So exchange of ideas and philosophy was normal. Scylax, a Greek origin Persian subject from Asia minor was commanded by Emperor Darius to navigate river Indus from Kabul to its delta on the Arabian Sea, from whose records Herodotus and West learnt about India. 

Earlier Greek writings and thought had everything; logic, speculation, myths, mystery and beliefs.  It’s a difficult to say when the divergence between East and West commenced.  And why? European rationalism and renaissance! Does it have something to do with the colder climate of Europe, which made them think more rationally and did not lend to development of intuitive powers.  We can see the divergence even in the evolution of Christianity, Western and Orthodox.  Western theology turns towards dualism making a distinction between the spirit and the matter. Eastern theology maintains that spirit and matter are the two interdependent manifestations of the same ultimate reality.  Christianity has been influenced by Mithraism (from pre-Vedic cult ), then very popular with Roman legions, senators and even Emperors who built Mithra temples all over central and east Europe and Asia Minor. Christmas is celebrated on 24 December eve, time of  Mithra’s birth ( when the Sun starts waxing ).   

The divergence between conscious intuition of the East and rational thought of the West was perhaps complete after de la Carte announced  “I think therefore I am. ‘ Of course there’s no place for intuition in this.  But many western scientists have declared that only intuition had led them to the discoveries of science.  Zen masters use Kaons, apparently illogical riddles, to unlock intuitive powers. West then took as faith Darwin’s theory of evolution that mutations cause species to change at random and the fittest survives and not Lamarck’s theory that species change because they make determined effort to change.  It has played havoc with human history. Survival of the fittest theory brought in colonialism, imperialism and cultural orientalism. West also evolved divisive nationalism, Marxism, capitalism, ideological totalitarianism.  For these causes and ideologies many scores of millions were butchered in, so far the most violent of all , the 20th century.  

As for Mahabharata and Bhagvad Geeta they could not have been composed in India before 1500 BC , because horses skeletons are found first in Frontier province of Pakistan of the subcontinent . Horses’ natural and original habitat was the Eurasian steppes where they were first domesticated around 2500 BC and then used with chariots , evolved  perhaps in Khorasan area ie central Asia, Persia, Afghanistan etc.( More above)

 

Let me also quote from my other articles on Indo Aryans or Indo-Iranians and cultural assimilation of Iran from which India has borrowed and which India refuses to acknowledge.

 

Old linkages between India and Iran
India’s linkages and relations with Iran are ancient and almost umbilical. Not far from Iran’s western border, around the junction of Turkey, Syria and Iraq in the upper reaches of the Tigris and Euphrates, a chariot-riding Indian-Iranian military aristocracy, embedded among indigenous Hurrians, ruled its Mitanni kingdom between 1500 BC to 1200 BC. It used pre-Vedic Sanskrit phrases, worshipped common Daivya and Assura gods like Indira, Nasatya and Varuna, Mithra. The Mitannis had apparently separated from the main Aryan body, which after many centuries in the region of Amu and Syr Darya had moved on to Iran. Then after some acrimony there was a split into factions: Vedic with Daivya gods and Avestan with Assura gods, with the Vedic stream going on to the land of Sapt Sindhu, ie northwest India and beyond. On a theory based on linguistic, cultural, religious and other similarities, Iranian and Indian Aryans are, if not racial cousins, at least linguistic and cultural ones.

During the Muslim rule, Persians came as bureaucrats with the Turkish rulers in India and left a deep influence on Indian culture, civilization and languages; Hindustani, Urdu and Hindi. From Akbar’s time, the Persians formed the majority of the Muslim Amir ul Umra, that is, courtiers and civil servants. To get in with Persian and its derivative Urdu as the language of the court and administration (even during the British era), even the Hindus took on some of their traits, like Moghului cuisine (Persian cuisine is the mother of most cuisines, except French and Chinese) and meat eating. Also adopted were a love of music and dance. Kayastahs dominated the civil services during the British rule.

Iran: A cradle of civilizations
Situated at the crossroads and itself a cradle of many great civilizations, Iran has exercised great civilizing influence since ancient times. Whosoever (King of Kings, Sahanshah in Darius’s words, its Hindu equivalent being Maharajdhiraj) ruled what now constitutes Iran, they exercised great political and cultural influence not only in the neighborhood but also in far-off places.

During the classical Greek political and social evolution in western Asia Minor which Turkey was then called, the Persian Achaemenid dynasty had its satrapies and outposts on the Aegean coast, known as Ionia, from which the word Yunan for Greece entered the eastern lexicon. In 517 BC it was Persian Emperor Darius who ordered Scylax, his Greek subject from Caria (western Turkey) to survey the river Indus from Peshawar to its exit into the sea, part of his empire. And for the first time, the West became acquainted with India. Herodotus’s chapters on Indian history were based on records of that exploration.

 

But Islam did not liberate the sophisticated and evolved Persians, deeply influenced by spiritual and speculative Avestan, its excessive rituals and love for the intoxicant soma having been curbed earlier by Zoroaster’s reforms (Buddhism was a similar attempt against Brahmanical rituals and excesses in India around the same time). Then the Persians lost their language, Pehlavi, which emerged a few centuries later as Persian in modified Arabic script. Having been ruled by Arabs, Turks, Mongols and Tartars for eight-and-half centuries, there emerged the Sufi-origin Persian Safavids, who became finally masters of their own land, which more or less comprises present-day Iran. At the same time, to preserve their sect and survive, Iranians after centuries of foreign rule developed an uncanny ability not to bring to their lips what is on their minds, and have institutionalized it as takiyya, ie dissimulation.

They had modified simple Arab Islam into a more sophisticated and innovative Shi’ite branch, with the direct descent of Imam Ali’s progeny from Fatima, daughter of the Prophet Mohammed, echoing their deeply ingrained sense of the divinity of rulers. They strengthened (against the Arab caliphs and Turkish sultans) the status of the imams, who among more egalitarian Sunnis are no more than prayer leaders, in line with the Indian-Iranian tradition of placing priests higher than rulers (as are Brahmins in the Indian caste system). By tradition, Azeri (Turkish) speaking Iranians become chiefs of the armed forces. Ayatollah Ali Khameini is an Azeri speaking Iranian.

The status of the imam evolved into the doctrines of intercession and infallibility, ie, of the faqih/mutjahid. (Somewhat like Hindu shankracharyas and the fraternity of learned pandits). The speculative Aryan mind fused the mystic traditions into Sufi Islam, bringing out the best in Islamic mysticism and softening the rigors of austere and crusading Islam which had emerged from the barren sands of Arabia. There were unparalleled contributions by Rumi, Hafij, Attar, El-Ghazali, Firdaus, Nizami, El-Beruni, Omar Khayyam and others to Islamic philosophy and civilization. Their answer to interminable Islamic theological arguments on free will vs predetermination was that the opposites were the obverse and reverse sides of the divine mind, similar to the concepts in Hindu philosophy. Hindustani poetry, music, painting and architecture owe much to their Iranian cousins. Sufis played more than an equal role in the conversion to Islam of India as did the sword or material inducements. Sufi pirs are still as revered as Hindu or Sikh holy men in India.

Given below is the article by Prof Figuiera.

 K.Gajendra Singh ,15 March, 2015,Delhi.

Aryans and Others

Written by Dorothy M Figueira | Updated: March 13, 2015 3:08 pm

http://indianexpress.com/article/opinion/columns/aryans-and-others/

one of the three ancestral European population.

http://www.dailypioneer.com/nation/europeans-superiority-is-a-        myth.html

فواد عجمی یکی از طراحان برنامه خاورمیانه بزرگ ، در سن 69 سالگی درگذشت

«فواد عجمی»، استاد و نویسنده مباحث خاورمیانه و مطالعات روابط بین‌الملل،  روز یکشنبه 22 ژوئن 2014 پس از مدت‌ها مبارزه با سرطان، در سن 69 سالگی  درگذشت. وی متولد خانواده‌ای ایرانی بود اما هیچ‌گاه در ایران زندگی نکرد. خانواد‌ه او در سال ۱۸۵۹ و در دوران ناصرالدین شاه از تبریز به «ارنون» در لبنان مهاجرت کرد. او در سال ۱۹۴۵ در این روستا به دنیا آمد، زمانی که چهار ساله بود خانواده‌اش به شهر بیروت نقل مکان کردند و او تا سن ۱۸ سالگی در لبنان ساکن بود. زمانی که وارد امریکا شد، در «کالج اورگان شرقی» در شهر «لاگرانده» ایالت اورگان درس خواند و پس از آن به دانشگاه واشنگتن رفت و از تزش با موضوع روابط بین‌الملل و مدیریت جهانی دفاع کرد. او ابتدا هوادار ناصریسم و ناسیونالیسم عرب بود. مدتی نیز به تفکر و نوشتن در اندیشه «امام موسی صدر» پرداخت و در این مورد کتابی به نام «امام ناپدید شده: موسی صدر و شعیان لبنان» نوشت. اما در نهایت از اندیشه‌های ملی‌گرایانه اعراب فاصله گرفت و منتقد آن شد. در سال ۱۹۷۳ به دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه «پرینستون» پیوست.در سال ۱۹۷۸ فعالیت سیاسی‌اش را در قالب کار آکادمیک با مقابله با سیاست‌های بنجامین نتانیاهو در نزاع اسرائیل و فلسطین آغاز کرد. اما پس از آن به عنوان کارشناس خاورمیانه که طرفدار اعراب بود اما در عین حال  طرفدار سیاستهای امریکا بود و دست از ضدیت با  اسرائیل برداشته بود و مشکلات خاورمیانه را متوجه حکومت های استبدای خاورمیانه می کرد. او در سالهای 2002- 2005 مدافع  تغییر و یا سرنگونی همه حکومت های عربی به شیوه آرام  بود. چیزی که در سال 2001 تحت عنوان بهار عربی شروع شد. national geog.parssea.org

در سال ۱۹۸۰ دعوت دانشگاه «جان هاپکینز» برای ریاست بخش مطالعات خاورمیانه در روابط بین‌الملل را پذیرفت. این بخش به مدرسه تخصصی روابط بین‌الملل (SAIS) مشهور است. فواد عجمی در نوشتن پروژه  دمکراسی برای خاورمیانه بزرگ نقش داشت گروه او اعتقاد داشتند که سراسر خاورمیانه توسط رژیم های غیر منتخب اداره می شود از مراکش تا عمان  جهان اسلام دارای حکومت های موروثی هستند و جوانان در همه این کشورها خواهان تغییر هستند قبل از اینکه شورش های اجتماعی منطقه را فراگیرد آمریکا باید دمراسی و حکومت قانون را بر این منطقه تحمیل کند. طرح او در سال 2003 با انتقادات شدیدی روبرو شد و  کشورهای مصر – عربستان – تونس و شیخ نشین های خلیج فارس وی را ممنوع الورود به کشورهای خود کردند.

 او  استاد همکار  در «موسسه هوور دانشگاه استنفورد» و یکی از جدی‌ترین منتقدان سیاست خارجی باراک اوباما در خاورمیانه  نیز بود. یک هفته پیش از مرگش مقاله‌ای در «وال استریت ژورنال» به چاپ رساند و مستقیما کاخ سفید را در شکست جنگ عراق سرزنش کرد:

«دو نفر مسئولیت مستقیم وضعیت فعلی عراق را برعهده دارند: باراک اوباما و نوری ا‌ل‌مالکی». او دغدغه فراوان آینده جهان عرب را داشت. . او از دستور کار آزادی جورج دبلیو بوش نیز دفاع کرد و مدافع جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بود و به «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه امریکا و«پال ولفویتز» از سیاستمداران نومحافظه کار، معاون ورزات دفاع امریکا و معروف به معمار جنگ امریکا و عراق مشاوره داد.

 

در کتاب مخمصه اعراب نوشته فواد عجمی . در اوت ۲۰۰۲ دیک چنی گفت: «طبق پیش‌بینی پروفسور فؤاد عجمی پس از تصرف بصره و بغداد مردم با شور و هیجان در خیابان‌ها به پایکوبی خواهند پرداخت.» به عبارت دیگر، معاون رئیس‌جمهور آمریکا به عنوان دلیل برای حمایت مردم عراق از اشغال این کشور به نظرات عجمی استناد کرد نه به گزارش‌ها و تحلیل‌های سیا. به همین دلیل بود که مجله نیشن نوشت: « اگر هالیوود بخواهد فیلمی درباره جنگ دوّم خلیج [جنگ عراق] بسازد باید نقش اصلی را به پروفسور عجمی رئیس مؤسسه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جان هاپکینز بدهد.

بعضی کتابهای عجمی:

  • التمرّد السوري،  Syrian Rebellion.
  • هدية الأجنبي: الأمريكيون والعرب والعراقيون في العراق، 2006
  • قصر الأحلام لدى العرب، 1998
  • بيروت: مدينة الندم، 1988
  • الإمام المغيّب: موسى الصدر وشيعة لبنان، 1986
  • المأزق العربي، 1981

پارسیان هند؛ مهاجران کوشنده ، تاثیر گذار ولی رو به زوال

پارسیان هند؛ مهاجران کوشنده ، با هویت  و رو به زوال جمعیتی

پارسی های هند زرتشتیان ایرانی تباری هند هستند که اجداد آنها در چند مرحله، پس از حمله اعراب و همچنین مغول به ایران، به غرب شبه جزیره هند مهاجرت کردند. آنها در هند،  آزادانه به انجام اعمال مذهبی و دنبال کردن اعتقادات آبا و اجدادی خود ادامه دادند. پارسیان هند دیگر مهاجر نیستند؛ از همان  ابتدا که به شرق ایران (خراسان) و سپس به سواحل گجرات آمدند، در این جامعه ذوب شدند.

اصطلاحی در هند رایج است که پارسیان همچون شکری در شیر، در جامعه هند حل شده و به آن طعم بخشیده اند. امروز بیشتر آنها از لحاظ سبک زندگی مدرن هستند اما از نظر باورهای مذهبی، سنتی تر از زرتشتیان ایران مانده اند.

بهرام گور 423- 438 ق م  در سفر به هند همسری هندی اختیار کرد و موسیقی هندی و ایرانی را  به جامعه دو کشور معرفی کرد. 300 سال پس از شکست ساسانی  در سال 936 میلادی عده ای  حدود 200 نفر  از سنگان خراسان بعد از مشقات و رنج فراوان وارد گجرات شدند . و معبد سنجان یا سنگان را بنا کردند.  آنها در دوره گورکانی در حمله مسلمانان به سنجان  جانب هندوها را گرفتند و با شکست هندوها مجبور به جابجایی شدند  اما در زمان اکبر شاه 1578 مجدد آزادی مذهبی آنها تضمین شد.

در دوره استعمار پارسیان  جایگاه خوبی یافتند و در بمبی جایگاههای بزرگ رسیدند  سه نفر پارسی که به پارلمان عوام انگلیس راه یافتند   همواره از هند به عنوان سواراج  یاد می کردند و هند را وطن اصلی می نامیدند. فیروز شاه مهتا – دینشاه واچا – بهیکاجی کاما  در 18 اوت 1908 پرچم هند را در کنگره بین الملل سوسیالیست بر افراشتند. .

پارسیان با وجود جمعیت  کم ولی در اقتصاد – هنر و صنعت هند بسیار تاثیر گذار بوده اند . در موارد زیادی در هند جزو پیشگامان بوده اند

اولین کشتی سازی – اولین اهن و فولاد سازی – اولین در فیزیک هسته ای –  نساجی – قفل سازی – پرس مکانیکی – مواد شیمیایی –  نشریه چاپی –  نخستین زن راننده –  – نخستین خلبان  هند  همگی  از پارسیان بوده اند.  44 معبد پارسیان در مومبای و 6 مهبد در بهاروچ  و 9 معبد در شهر سورت فعال هستند.  انجمن های زرتشتی در بمبی – دهلی – بردولی – جهانسی – مهو – نوساری یا نوسرای – احمد آباد – سکند ر آباد – حیدر آباد – ایندر – مدرس فعال است.

گروه صنعتی تاتا نیز دارای موسسات فرهنگی بنفع پارسیان است.  راتان تاتا  یکی از افراد هند است که دارای نشان شوالیه از ملکه انگلیس است  بخاطر نقش روابط تجاری و صنعتی این گروه با انگلیس – گروه یونایتد کورپوریشن وابسته به زوبین ایرانی –  گروه جمشید .  انجمن زرتشتیان یک ماهنامه انگلیسی بنام پارسیانه منتشر می کند. انجمن دهلی همه ساله 21  مارس  جشن سال مبارک  یا نوروز داررند البته نوروز دیگری هم در تابستان دارند. در مومبای 45 هزار پارسی زندگی می کند.

پارسیان  بدلیل کاهش و زوال امروز یک موضوع بین المللی هستند  و یونسکو  در سال 2001 و 2003  پروژه حفاظت از زرتشتیان اجرا شد. 

علل متعددی بر کاهش تعداد پارسیان تاثیرگذار بوده است.

ازدواج دیرهنگام، ازدواج نکردن، کاهش زاد و ولد، مهاجرت و ازدواج خارج از این اجتماع از جمله دلایل کاهش جمعیت پارسیان هند است

پارسی های هند حدود یک و نیم هزاره پس از مهاجرت، هنوز هویت خود را حفظ کرده اند؛ هویتی سیال که هم هندی است و هم ایرانی؛ اما بیشتر از همه “پارسی” است.  اما این اجتماع کوچک و پیشرو، از لحاظ مذهبی سنتی مانده و از نظر جمعیتی، کیفیت را بر کمیت ترجیح داده و رو به انقراض است.

پارسی ها از لحاظ زبان و پوشش، هندی هستند اما تفاوت هایی با بقیه هندی ها دارند. آنها در حالی که کمتر از یک درصد جمعیت هند را شامل می شوند، تحصیلکرده ترین، موفق ترین و متمول ترین اقلیت این کشور به شمار می روند. تا جایی که دولت کشوری که بزرگترین مشکل آن فزونی جمعیت است، بودجه ای برای افزایش جمعیت این اقلیت درنظر می گیرد و آن را اقدامی کوچک برای جبران خدمات آنان می داند.

 اکنون جامعه زرتشتیان هند شامل اندک افرادی است که بتازگی از ایران به این کشور مهاجرت کرده اند و پارسی ها که قرن هاست در این کشور ساکن شده اند. در هند پارسی بودن و زرتشتی بودن به یک معنی نیست؛ همه پارسی ها زرتشتی هستند اما همه زرتشتی ها پارسی نیستند.

یافتن پارسی های هند دشوار نیست.  “شرناز کاما”، مدیر پروژه پریزرو یونسکو  فهرستی از پارسی های معتبر و صاحب نظر را منتشر کرده است. بیشتر آنها گرم و صمیمی از معرفی فرهنگشان استقبال می کنند. اما برخی در سفر و یا  در غرب سکونت  اختیار کرده اند. در میان آنها، رییس انجمن پارسیان دهلی است.

آتشکده انجمن پارسیان دهلی

خانم بگلی مسوول مهمانسرای پارسیان دهلی به همراه عکسی از مراسم داخل آتشکده پارسیان

که در پنجاهمین سالگرد آن (۲۰۱۱) گرفته شده بود

 زندگی با خدمتکاران، سبک زندگی مردم مرفه هند است اما خانه یزد کاپادیا رنگ و بوی ایرانی دارد. نه فقط بخاطر قالی ایرانی که در اتاق پذیرایی پهن شده، بلکه عکس های خانوادگی که گوشه و کنار در قاب نشسته اند، تمیزی خانه و آرامش خدمتکاران، مجموعه ای است که در کمتر خانه هندی آن را می توان یافت. وقتی در خانه ای ترس در چشم خدمتکاران نباشد یعنی ارباب “یزد کاپادیا” (Yezad Kapadia)رفتاری منصفانه دارد. پارسی ها نسبت به سایر اقوام هند خود را بهتر با فرهنگ غربی ها و غریبه ها تطبیق داده اند.

هنگامی که انگلیسی ها به هند آمدند، پارسی ها همکاران خوبی برای آنها بودند و همین یکی از علل پیشرفت آنان شد. آنها کاردان و قابل اعتماد بودند و می توانستند نقش مترجم را نیز برای انگلیسی ها ایفا کنند. امروز خودشان هم تایید می کنند که تفاوت های اندکی با بقیه هندی ها دارند، از جمله اینکه سبک زندگی غربی تری دارند. از کاست های اجتماعی هندوها در میان آنها خبری نیست؛ هر چند هنوز در غرب هند، یعنی سرزمین هایی که پارسی ها پس از خروج از ایران در آن سکنی گزیدند، هنوز پارسیان فقیری هم هستند. اما این پارسی های کشاورز هم باری بر دولت هند نیستند. انجمن های خیریه پارسی ها افراد ضعیف تر جامعه خودشان را تحت پوشش قرار می دهند. سهم پارسی ها در ساختن شهر بمبئی آنقدر است که به گفته کاپادیا، ۸۰-۷۰ درصد از مجسمه های یادبود بزرگان این شهر متعلق به پارسی هاست.

این داستان همه زنان پارسی است که خارج از جامعه کوچک خود ازدواج می کنند. بر اساس دستور موبدان پارسی، اگر زن پارسی با غیر زرتشتی ازدواج کند بچه آنها پارسی نیست. حتی خود این زنان هم نمی توانند به آتشکده وارد شوند یا در مراسم مذهبی شرکت کنند. زنی بنام گلرخ گوپتا که از چند سال پیش، اعتراض خود علیه انجمن پارسی والساد (VPA) را در دادگاه های هند پیگیری می کند، حالا پیشروی اعتراض به این شرایط تبعیض آمیز بشمار می رود.

پاسخ دادگاه عالی گجرات به دادخواست او این بوده که اگر زنی با مردی از مذهبی دیگر ازدواج کند به دین شوهرش درمی آید. رییس انجمن زرتشتیان دهلی در مقابل عکس نوه هایش با دلخوری می گوید: ” چرا برعکس این صحت ندارد؟ زنانی که با مردان پارسی ازدواج می کنند هم حق ندارند به آتشکده وارد شوند!”

گلرخ پس از دریافت حکم دادگاه عالی گجرات، از دیوان عالی کشور درخواست کرده تا دوباره به پرونده او رسیدگی کند. می گویند این تبعیض جنسیتی از جامعه هند به میان پارسی های این کشور راه پیدا کرده است. آنچه زرتشتیان ایران انجام می دهند در تصور موبدان پارسی هم نمی گنجد؛ اینکه همه، حتی غیرزرتشتی ها هم بتوانند به آتشکده بروند و بالاتر از همه اینکه زنان موبد شوند!

 عکس روی جلد یکی از نشریات زرتشتیان بنام “پارسیانا” زنی را  نشان می دهد. موبدی زن در کنار سایر موبدان ایستاده و مراسم مذهبی را بجا می آورد.  او مهشاد خسروانی، زرتشتی ایرانی است که در تورنتو زندگی می کند و به موبدیاری رسیده است.

پارسیان هند نخست در ایالت گجرات در غرب کشور هندوستان مستقر شدند. امروزه جمعیت پارسی‌ها حدود یکصدهزار نفر برآورد می‌شودکه نزدیک به ۸۰ درصد آنها در ایالت ماهاراشترای هند و در شهر بمبئی (مومبای) و اطراف آن ساکن هستند و مابقی در سایر نقاط شبه قاره هند و یا بریتانیا٬ امریکا٬ استرالیا و کانادا پراکنده‌اند. با وجود آنکه پارسیان در بمبئی اقلیت کوچکی هستند، حضور آنان در این شهر مشهود است و از نظر اقتصادی اقلیت مهمی در هند به‌شمار می‌روند. آنان از انسجام خاصی برخوردارند و با گذشت ۱۲۰۰ سال بسیاری از سنن ایرانی را حفظ کرده‌اند.

زرتشتیان ابتدا از منطقه‌ای به نام سنگان (سنجان) از توابع خواف در خراسان رضوی و شاید هم شهری به همین نام که یکی از شهرهای خراسان بزرگ در نزدیکی مرو بود و بعدها از هرمزگان، سفر مخاطره انگیز، پرماجرا و عذاب‌آوری را به گجرات هند آغاز کردند. روبرو شدن آنها با حکومت و مردم آن خطه چند سده بعد در کتابی به نام “قصه سنجان” از زبان بهمن پسر کیقباد پسر هرمزدیارسنجانی به نظم کشیده شده است. کشتی پارسی‌ها بر اساس اطلاعات این کتاب در دریا دچار طوفان می شود. آنها بر کشتی طوفان‌زده با دعا و ثنا به گرد آتشی که با خود می‌بردند به استغاثه می‌پردازند تا از این مصیبت نجات پیدا کنند و به ساحل برسند و در آنجا از حاکم گجرات “جادی رانه” پناه جویند. فرمانده گجرات سه شرط برای پذیرش پارسیان گذاشت: نخست یادگیری زبان محلی که به همین سبب زبان رسمی پارسیان در هند امروز، گجراتی است. دوم پوشیدن لباس زنان هندی برای زنان زرتشتی و سوم به زمین گذاردن (تحویل) سلاح هایی بود که زرتشتی‌ها با خود برده بودند.

پس از پذیرش شرایط، به پارسی‌ها اجازه اقامت در گجرات داده شد و کم کم آتشکده‌هایی بنا کردند که با آتشی که با خود از آتشکده‌های ایران آورده بودند روشن کردند و به داد و ستد و امور دیگر پرداختند. اگر چه پارسی‌ها قوانین مردم و دولت هند را پذیرفتند تا به آن وسیله اجازه اقامت در آن کشور را به‌دست آورند، آنها از هرگونه ازدواج برون گروهی (با غیرزرتشتی و غیرپارسی) سر باز زدند و این شاید یکی از دلایلی باشد که آنها توانسته‌اند جامعه و دین خود را تا امروز حفظ کنند.

پس از موفقیت‌های شایانی که پارسی‌ها طی سده‌های ۱۶ تا ۱۸ در تجارت با اروپائیان بدست آوردند، به‌وسیله انگلیسی‌ها تشویق شدند که تا در بمبئی اقامت گزینند. پس از آن پارسیان مقیم بمبئی و هند روابط خوبی با انگلیسی‌ها برقرار ساختند و رفته رفته بخش مهمی از شریان‌های صنعتی، اقتصادی و علمی هند را بدست گرفتند.

شمار پارسیان در کل دنیا کمتر از ۱۰۰ هزار تن برآورد می‌شود. مطابق سرشماری سال ۲۰۰۱ در هند، ۶۹۶۰۱ پارسی زندگی می‌کنند که اغلب آنان در بمبئی یا اطراف آن سکنی دارند. همچنین حدود ۵ هزار پارسی در بریتانیا٬ ۶۵۰۰ نفر در امریکا٬ ۴۵۰۰ نفر در کانادا٬ ۳۰۰۰ نفر در پاکستان و تعدادی هم در دیگر کشورهای شبه‌قاره هند و آسیایی هستند.

جامعه پارسی هند موفق شده است آیین زرتشتی را که در آن زمان بسیاری از پیروان خود را از دست داده بود، طی بیش از هزار سال در سرزمینی غریب حفظ کند. در قرن‌های نوزده و بیست پارسی‌های هند که از نظر اقتصادی به موفقیت هایی دست یافته بودند، به یاری همکیشان ایرانی خود آمدند. گفته شده که ناصرالدین شاه قاجار بعد از ملاقات با گروهی از پارسیان و پذیرش هدایای آنها جزیه یا مالیاتهای سنگینی را که زرتشتیان ایرانی باید می‌پرداختند، حذف کرد و برای آنها تسهیلاتی قائل شد.

 پارسیان در هند اصولاً علاقه‌ای به کارهای سیاسی نداشته و هرگز برای حکومت‌های مختلف این سرزمین دردسرساز نبوده‌اند. در برآوردی که از وضعیت اجتماعی آنها در منطقه به‌عمل آمده‌است، زرتشتیان از اقلیت‌های آرام و بدون مسئله بوده و از جهت قانونی تخلف کمتری از آنها مشاهده شده‌است

یکی از معروف‌ترین پارسیان هند فردی مرکوری خواننده گروه راک انگلیسی کوئین بود که در سال ۱۹۹۱ در اوج شهرت و محبوبیت درگذشت. نام اصلی او در میان خانواده پارسی اش (فرخ بلسارا) بود.

امروزه جامعه پارسی به دلیل بالا رفتن سن ازدواج، افزایش میزان طلاق و بسته بودن جامعه پارسی به روی غیر پارسیان و پاره‌ای علل و عوامل دیگر روز به روز در حال کوچک‌تر شدن می‌باشد.

چند نکته و تحول تاریخی درباره زندگی پارسیان هند

حدود ۱۴۰۰ سال پیش، وقتی پارسیان به هند آمدند، این کشور با پادشاهی های کوچکی اداره می شد. “ماری بویس” در کتاب زرتشتی ها (۱۹۷۹) می نویسد که بر اساس تصور غالب، پدران جامعه پارسی ها در قرن هشتم میلادی در ساحل گجرات در غرب هند ساکن شدند. اما این اشتباهی است که به بسیاری از متون تاریخی پارسی ها وارد شده چون در نوشته های باقیمانده از قرون ۱۰ و ۱۱ به زبان محلی، عدد ۹ بسیار شبیه به علامت نوشتاری عدد ۷ دوران مدرن نوشته می شود. اما تاریخ واقعی آن است که پارسی ها در بهمن ماه از ماه تیر سال ۹۳۶ میلادی وارد گجرات شده اند. این مهاجران، سپس افرادی را به سرزمین خود فرستادند تا ملزومات انجام مناسک عبادی را به همراه بیاورند. یکی از آنها، خاکستر آتش بهرام بود که به آتش جدیدی که در سرزمین هند افروخته بودند تقدس سرزمین مادری را می داد. بخشی از پارسی ها از منطقه  قهستان  و شرق خراسان به هند مهاجرت کرده اند مهاجرت آنها در کتاب سنجان یا سنگان آمده است.

پارسی ها بر اساس اعتقاد به تقویم های مختلف به سه گروه تقسیم می شوند: تقویم “شاهنشاهی” که قوانینی همچون افزودن یک روز در هر چهار سال، افزودن ۱۰ روز در هر ۴۰ سال، افزودن یک ماه ۳۰ روزه در هر ۱۲۰ سال و افزودن پنج ماه در هر ۶۰۰ سال دارد. تقویم “قدیمی” تقویمی است همچون آنچه اکنون در ایران مورد استفاده قرار می گیرد و چرخه روزها و ماه هایش تغییر نمی کنند. تقویم “فصلی” تقویم جدیدی است که از ابتدای قرن بیستم مورد استفاده قرار می گیرد. ویژگی های این تقویم، هماهنگی با فصل ها، سال خورشیدی و داشتن یک سال کبیسه در هر چهار سال است. فصلی ها ادعا می کنند که دو تقویم دیگر سیاسی است اما تقویم آنها پایه و اساس مذهبی دارد

مراسم عروسی پارسیان هند

پارسی ها مجموعه کمپانی های بزرگی در هند دارند که معروف ترین آنها تاتا است. این کمپانی در سال ۱۸۶۸ توسط جمشید تاتا پایه گذاری شد و اکنون در هفت حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات، مهندسی، مواد، خدمات، انرژی، محصولات مصرفی و مواد شیمیایی فعالیت می کند. در هند علامت تاتا بر همه محصولات، از چای گرفته تا خودرو و ماهواره به چشم می خورد.

یزد کاپادیا، رئیس انجمن پارسیان دهلی 

کتابخانه دویست ساله پارسیان در گجرات بدلیل نسخه های خطی ارزشمند در فهرست آثار یونسکو قرار گرفته است.

The Meherj irana Library in Gujarat is one of the most important centres in the world for the study of Zoroastrianism and  Parsi history.

 کتابخانه پارسی های نوسری در گجرات

چهره های مشهور پارسی: 

در حال حاضر  دو چهره یکی خاندان تاتا و دیگری جمشید گودریج و خانواده زوبین ایرانی  از چهره های مشهور هند هستند.زوبین ایرانی از افراد سرشناس هند و رئیس شرکت یونایتد کورپریشن با 35 میلیارد دلار سرمایه است  مقر آن در مومبای است.

در 25 ماه می سال ۲۰۱۴ میلادی نارندرا مودی  نخست وزیر هندوستان، ”’اسمرتی ایرانی”’ هنرمند، برنامه ساز و بازیگر سینما و سیاستمدار مدافع حقوق زنان را که همسرش زوبین ایرانی از پارسیان موفق هند هست به عنوان وزیر توسعه منابع انسانیِ کابینه جدید معرفی کرد، اسمرتی مالهوترا از پدر و مادر بنگالی و پنجابی  در دهلی   1976 بدنیا آمده و  به تبعیت از پدر و مادر هندو , و عضو  RSS  است اما همسر  او زوبین ایرانی، از شهروندان زرتشتی هند است . او  ملکه یا دختر شایسته هند در سال 1998 بوده است  او همچنین جوان‌‌ترین وزیر كابینه معرفی شده با ۳۸ سال سن می‌باشد.

او در سال 2011 از گوجرات وارد پارلمان راجیا سبا شد . او دارای 4 دختر بنام های زوهر- زویش – زویشت- زور می باشد.

الف:    در دانش و صنعت.

           ردیف–     نام و فامیل–   زایش و میرش —-          کار برجسته

  1. هومی جهانگیر بابا (۱۰۹-۱۹۶۶) دانشمند هسته‌ای و پدر بمب اتمی هند
  2. اردشیر گودرج (۱۸۶۸-۱۹۳۶) مخترع، بنیانگذار گروه صنعتی گودرج (به همراه برادرش پیروجشا)
  3. پیروجشا گودرج (۱۸۸۲-۱۹۷۲) بنیانگذار گروه صنعتی گودرج (به همراه برادرش اردشیر)
  4. فردونجی مرزبان  ناشر، بنیانگذار نخستین روزنامه هندی
  5. دارابجی تاتا نماینده هند در نخستین المپیک
  6. جمشیدجی نوشروانجی تاتا (۱۸۳۹-۱۹۰۴) بنیانگذار گروه صنعتی تاتا
  7. جهانگیر تاتا (۱۹۰۴-۱۹۷۲) بنیانگذار نخستین خط هوایی هند (ایر ایندیا)
  8. بهرام گور آنکلساریا (ایران‌شناس برجسته)
  9. پشوتن جی دوسابایی مارکار (۱۹۶۳-۱۸۷۱) دانشمند و نیکوکار
  10. کوسجی شوکشا دینشو (ادنوللا) (۱۸۲۷-۱۹۰۰): کارآفرین، بنیانگذار پورت مدرن عدن
  11. بیرم دینشوجی آوری (۱۹۴۲ -): هتلیر پاکستان، موسس و رئیس گروه آوری از شرکت ها.
  12. جهانگیر بهبها حمی (۱۹۰۹-۱۹۶۶): دانشمند هسته ای، اولین رئیس کمیسیون انرژی اتمی هند.
  13. آدی بولسرا (۱۹۵۲ -): فیزیکدان
  14. کورستجی اردسیر از خانواده کشتی سازی Wadia، اولین هندی همکار انتخاب انجمن سلطنتی.
  15. یکی ددیسته (۱۹۴۶ -):  مدیر مراقبت شخصی، یونیلور پلک
  16. ندیرشو ادولجی دینشو (۱۸ -۱۹۲۴): صنعتگر و نیکوکار؛ مدیر کالج مهندسی.
  17. اردشیر گودریچ (۱۸۶۸-۱۹۳۶): مخترع، نوآور، ابداع کننده، از بنیانگذاران (با برادرش پیرج) امپراطوری گودریچ صنعتی
  18. پیرجشا گدرج (۱۸۸۲-۱۹۷۲): کارآفرین، از بنیانگذاران (با اردشیر برادرش) از امپراتوری صنعتی گدرج
  19. اوبی جیجیبهی جمستجی خانم، شوهرش سر جمستجی جیجیبهی کار بشردوستانه، سازنده مهیم جاده، دو جزیره بمبئی و سلست (شمال بمبئی متصل است.)
  20. بیرمجی جیجیبهی سر: نیکوکار و بنیانگذار کالج پزشکی، پونه.
  21. سر جمستجی Jeejeebhoy(۱۷۸۳-۱۸۵۹): تجارت دریایی با چین . بشردوست، بیمارستان JJ،
  22. جهانگیرکووسجی سر (۱۸۷۹-۱۹۶۲): استاد و مهندس عمران و سازنده  از بمبئی
  23. فریدون مرزبان (۱۷۸۷-۱۸۴۷): ناشر، اولین روزنامه محلی در شبه قاره هند بمبئی سمچر تاسیس
  24. پللنجی میستری (۱۹۲۹ -): ساخت و ساز سرمایه دار خیلی مهم
  25. سر هرموسجی نرجی مودی،  (۱۸۳۸-۱۹۱۱): سرمایه گذار و صنعتگر در هنگ کنگ
  26. دینشو منککجی پتی، سر (۱۸۲۳-۱۹۰۱): اولین کارخانجات نساجی در هند را تاسیس کرد.
  27. کوروش پونوللا (۱۹۴۵ -): صنعتگر، دکتر داروساز و از بنیانگذاران انستیتو سرم هند
  28. کوسجی جهانگیر ریدیمنی آقا، (۱۸۱۲-۱۸۷۸)، بارونت ۱، نیکوکار، از جمله ساختمان‌های مختلف دانشگاهی از دانشگاه بمبئی.
  29. در جهانگیر هرموسجی روتنجی (۱۸۸۰-۱۹۶۰): صنعتگر، تاسیس کارخانه آبجو اولین ؛ ساخت و تاسیس آسایشگاه ضد سل
  30. نورجی سکلتولا رئیس گروه تاتا از شرکت‌ها از سال ۱۹۳۲ تا هنگام مرگ نابهنگام خود در سال ۱۹۳۸.
  31. حمی نوسرونجی ستهنا (۱۹۲۴-۲۰۱۰): ، مهندس شیمی، هدایت توسعه اولین دستگاه‌های منفجره هسته‌ای به هند است.
  32. اردشیر دربشو صراف (۱۸۹۹-۱۹۶۵): اقتصاددان و نماینده در کنفرانس برتون وودز در سال ۱۹۴۴، نویسنده برنامه بمبئی، مؤسس و مدیر شرکت سرمایه گذاری هند اولین رئیس بانک مرکزی هند هند
  33. دربجی تاتا، سر (۱۸۵۹-۱۹۳۲): صنعتگر و بشردوست، رئیس درب تاتا تراست.
  34. تاتا جمستجی نوسرونجی (۱۸۳۹-۱۹۰۴): صنعتگر و بنیانگذار گروه تاتا از شرکت، با عنوان “یک مرد کمیسیون برنامه ریزی” نهرو
  35. جهانگیر رتنجی ددبهی (جرد) تاتا (۱۹۰۴-۱۹۹۳): صنعتگر و بنیانگذار شرکت هواپیمایی نخستین سری تجاری هند: هند هوا
  36. سر رتن جمشتجی تاتا،  پسر جوان جمشتجی تاتا، صنعتگر و نیکوکار، سر رتن تاتا تراست
  37. تاتا رتن نیروی دریایی (۱۹۳۷ -): رئیس گروه تاتا از شرکت‌ها و عضو هیئت مدیره مرکزی از بانک مرکزی هند
  38. نوسرونجی ودیا لوجی (۱۷۰۲-۱۷۷۴): کشتی ساز و نیروی دریایی معمار سازنده حوض خشک در آسیا
  39. در بودن ودیا (۱۹۷۰ -): مشترک مدیر عامل بمبئی رنگرزی.

***در دانشگاهها

مهزرین بنجی: استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد

جمشید بهروچا (۱۹۵۶ -)، رئیس اتحادیه کوپر. سابق بر این، رئیس دانشکده هنر و علوم در کالج دارتموث (۱ موسسه هندی تباران  آمریکا به عنوان رئیس یک مدرسه در پیچک لیگ ).

حمی ک. بهبها (۱۹۴۹ -): نظریه پرداز فرهنگی، مطالعات، استاد دانشگاه هاروارد.

روسی تلیرخن: استاد مهندسی هسته‌ای در دانشگاه پردو.

*** نظامی

  1. اردشیر ترپر: سرهنگ دوم، ارتش هند، برنده به چاکرا پارامترها  بالاترین جایزه هند برای دلاوری و شجاعت
  2. مهندس اسپی (۱۹۱۲-۲۰۰۲): رئیس سابق ستاد هوایی، نیروی هوایی هند.
  3. فالی حمی عمده (۱۹۴۷ -): رئیس سابق ستاد هوایی نیروی هوایی هند است.
  4. در سام منکشو (۱۹۱۴-۲۰۰۸): سابق هند و فرمانده ارتش مارشال هند
  5. در جال کورستجی (۱۹۱۹ -): رئیس سابق ستاد نیروی دریایی، نیروی دریایی هند
  6. آدی م. ستهنا: معاون سابق رئیس ستاد ارتش، ارتش هند
  7. فنّ بیللیمریا: سپهبد، پدر کارن بیلیموریا  Bilimoria، بیلیمریا پروردگار

******در هنر، سرگرمی، مذهب، ورزش و طالع بینی***

  1. ارونا ایرانی: بازیگر زن بالیوود است.
  2. بمن ایرانی (۱۹۵۹ -): بازیگر بالیوود
  3. شیمک داور: طراح رقص بالیوود
  4. حمی ادجنیا (۱۹۷۲ -): کارگردان، نویسنده و سکوبا مربی غواصی (کمس سه ستاره)
  5. اریکک آوری (۱۹۵۲ -): بازیگر هالیوود.
  6. اردشیر ایرانی – فیلمساز
  7. کوروش برچا (۱۹۷۱ -): متو وج هند و کمدین استند آپ.
  8. بهرام “بوسیبی” پیمانکار (۱۹۳۰-۲۰۰۱): روزنامه نگار و مقاله نویس.
  9. نریمان “نری” پیمانکار (۱۹۳۴ -): کریکت مربی آکادمی ککی.
  10. در اردشیر کوسجی (۱۹۲۶ -): روزنامه نگار و ستون نویس روزنامه است.
  11. فیلم نوهید کیروسی (۱۹۸۲ -): مدل، بازیگر، مجری تلویزیون
  12. بجان درووللا (۱۹۳۱ -): منجم.
  13. یکی درووللا (۱۹۳۷ -)، شاعر و نویسنده
  14. سام دستور (۱۹۴۱ -): بازیگر و کارگردان تلویزیون است.
  15. منککجی نوسرونجی دهللا (۱۸۷۵-۱۹۵۶) کشیش و محقق مذهبی.
  16. در فرخ دهندی (۱۹۴۴ -): رمان نویس، نویسنده داستان کوتاه، فیلمنامه نویس، روزنامه نگار.
  17. در دیانا ادولجی (۱۹۵۶ -): اولین کاپیتان تیم کریکت زنان هند – از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۳
  18. مهندس فرخ (۱۹۳۸ -): کریکت.
  19. زربنو گیففرد (۱۹۵۰ -): حقوق بشر
  20. کیزد گوستاد (۱۹۶۸ -): کارگردان.
  21. آبان نشانگر کبرجی (۱۹۵۳ -): پاکستان اکولوژیست، مدیر منطقه‌ای آسیایی از یوکن
  22. فیردوس کنگا: (۱۹۶۰ -) نویسنده، بازیگر و فیلمنامه نویس است.
  23. خورشدجی کرنجیا رستم (۱۹۱۲-۲۰۰۸) روزنامه نگار و سردبیر، بنیانگذار تلخیص هند،حمله رعداسا.
  24. پرسیس خمبتا (۱۹۵۰-۱۹۹۸): بازیگر و مدل. خانم هند در سال ۱۹۶۵.
  25. فیردوس خراس (۱۹۵۵ -): انیمیشن، تلویزیون و فیلم را تهیه کننده و کارگردان است.
  26. مهر جسیا مدل هندی
  27. در شاپور خرگت (۱۹۳۲-۲۰۰۰): روزنامه نگار، سردبیر و مدیر اکونومیست (آسیا).
  28. بهرمجی ملبری (۱۸۵۳-۱۹۱۲): شاعر، روزنامه نگار، نویسنده، و مصلحان اجتماعی.
  29. مهربابا (مرون شریر ایرانی، ۱۸۹۴-۱۹۶۹) هند مرموز
  30. اروچ Jessawala، مترجم مهربابا
  31. محلی مهتا (۱۹۰۸-۲۰۰۲): موسیقی، مؤسس ارکستر فیلارمونیک بمبئی و ارکستر رشته بمبئی.
  32. زرین مهتا (۱۹۳۸ -) موسیقیدان، مدیر اجرایی ارکستر فیلارمونیک نیویورک از سال ۲۰۰۰
  33. زوبین مهتا (۱۹۳۶ -) موسیقیدان، موزیکال کارگردان برای زندگی ارکستر فیلارمونیک اسرائیل و مگگیو موسیکال Fiorentino، مدیر سابق ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس، ارکستر فیلارمونیک نیویورک و اپرای ایالتی باواریا و در حال حاضر (- ۲۰۱۱)، ارکستر فیلارمونیک اسرائیل.
  34. فردی مرکوری (فرخ Bulsara، ۱۹۴۶-۱۹۹۱): سنگ آیکون و خواننده اصلی گروه Queen (ملکه).
  35. دینا م. میستری (۱۹ -): نویسنده و کارشناس اموزش و پرورش؛ دریافت کننده پاکستان مدال “افتخار عملکرد”.
  36. میستری رهینتن (۱۹۵۲ -): رمان نویس، نویسنده داستان کوتاه، نویسنده فیلمنامه.
  37. جیونجی جمشدجی مودی آقا، زرتشتی، محقق، دکترای از هایدلبرگ، آلمان، به رسمیت شناختن و جوایز، برای کمک هزینه تحصیلی از سوئد، فرانسه و مجارستان.
  38. سهراب مودی (۱۸۹۷-۱۹۸۴): صحنه و بازیگر فیلم، کارگردان و تهیه کننده.
  39. پنتهکی ری (۱۹۷۹ -): بازیگر و تهیه کننده فیلم
  40. در کوروش پنچا (۱۹۷۶ -): فدراسیون اسکواش آسیا مربی تازه وارد از سال ۲،۰۰۳-۴.
  41. بپسی سیدهوا (۱۹۳۸ -) نویسنده و فیلمنامه نویس. صوتی طرفدار حقوق زنان
  42. گدرج سیدهوا (۱۹۲۵ -): متکلم، مورخ و کاهن اعظم است.
  43. شپورجی سربجی کیخسرو (۱۸۹۲-۱۹۸۸): آهنگساز، منتقد موسیقی، نوازنده پیانو، و نویسنده.
  44. سونی ترپرولا (۱۹۵۷ -): فیلمنامه، نویسنده و عکاس است.
  45. پهلان رتنجی “پولی” یومریگر (۱۹۲۶-۲۰۰۶): کریکت.
  46. زوبین ورلا (۱۹ -): بازیگر مرحله.
  47. در نینا ودیا (۱۹۶۸ -): هند بریتانیا کمدین و بازیگر تلویزیون، در حال حاضر و به مهمترین آنها از یستندرس.

***سیاستمداران، فعالان و بوروکرات ها

  1. مینچر بهندرا (۱۹۳۷ -۲۰۰۸):  از نمایندگان مجلس و صاحب موری آبجوساز در پاکستان.
  2. منچرجی بهونگری (۱۸۵۱-۱۹۳۳) سیاستمدار،  مجلس عوام (محافظه کار).
  3. جمشید نشانگر (۱۹۲۲ -): دیپلمات پاکستانی، سفیر  صلح صلیب سرخ.
  4. در مینو مثانی (۱۹۰۵-۱۹۹۸): نویسنده، نماینده و عضو مجلس مؤسسان.
  5. فرن گینولا (۱۹۳۲ -): از اعضای کنگره ملی آفریقا و به وسیله ی نلسون ماندلا در الغای آپارتاید در آفریقای جنوبی است. سپس به مدت ۷ سال به عنوان رئیس مجلس پارلمان در آفریقای جنوبی خدمت کرده
  6. جمشید نوسرونجی مهتا (۱۸۸۶-۱۹۵۲): شهردار سابق کراچی برای ۱۲ سال متوالی.
  7. درب پاتل (۱۹۲۴-۱۹۹۷) عدالت: عدالت رئیس سابق دادگاه عالی سند، قاضی سابق دیوان عالی پاکستان و حقوق بشر.
  8. کوسجی جهانگیر (ریدیمنی) (۱۸۱۲-۱۸۷۸): JP،  بارونت برای اولین بار از بمبئی.
  9. رستم در س. سیدهوا (۱۹۲۷-۱۹۹۷): قاضی در دیوان عالی کشور پاکستان به عنوان به عنوان یکی از یازده اصلی قضات دادگاه جنایی بین المللی برای یوگسلاوی سابق.
  10. شپورجی سکلتولا (۱۸۷۴-۱۹۳۶): سوسیالیست، رفاه کارگران فعال،  مجلس عوام (کمونیست، کارگر) است.
  11. ودیا بپ (۱۸۸۱-۱۹۵۸)، اهل عرفان هند و فعال کارگری. پیشگام ایجاد تشکل‌های کارگری در هند.
  12.  اسمرتی ایرانی . ساستمدار – هنرمند- و وزیر توسعه و آموزش منابع انسانی

***جنبش استقلال هند

بهیکیجی کاما (۱۸۶۱-۱۹۳۶): فعال سیاسی، خالق پرچم ملی هند.

فیروز گاندی (۱۹۱۲-۱۹۶۰): روزنامه نگار و سیاستمدار برجسته و همسرجواهر لعل نهرو ، پدر و جد راجیو گاندی -راهول گاندی.

مهتافیروز شاه Pherozeshah، سر (۱۸۴۵-۱۹۱۵): فعال سیاسی، بنیانگذار و اولین رئیس جمهور از کنگره ملی هند، بنیانگذار شرکت شهرداری بمبئی.

ددبهی نرجی (۱۸۲۵-۱۹۱۷) اقتصاددان، فعال سیاسی، برای اولین بار آسیایی باید به مجلس عوام (لیبرال) انتخاب، برای اولین بار به طور عمومی از استقلال از بریتانیا را خواستار است.

نریمان خورشد فرمجی (۱۸ -۱۹؟؟): فعال اجتماعی، شهردار بمبئی. عضو کنگره ملی هند.

***حقوق و قانون

  1. در سام پیرج بهروچا (۱۹۳۷ -): رئیس دیوان عالی کشور هند.
  2. س. ه. کپدیا جاری رئیس دادگستری  هند .
  3. سام نریمان فالی (۱۹۲۹ -): حقوقدان، دریافت کننده پادما بهوشن و ویبهوشن پادما.
  4. ننبهی (“نانی”) پلخیولا (۱۹۲۰-۲۰۰۲): حقوقدان و اقتصاددان برجسته.
  5. سلی جهانگیر سربجی (۱۹۳۰ -): دادستان سابق کل هند.
  6. رتنبی پتی (۱۹۰۰-۱۹۲۹): همسر دوم محمد علی جناح
  7. رجا مونچرجی دسبهی (۱۸۷۳-۱۹۴۷): برای اولین بار اعطا عنوان خان صاح و سر .
  8. روستمجی بوختیر (۱۸۹۹-۱۹۳۶)، دکتر بمبئی متولد لنکستر
  9. در هنر و ادبیات.
  10. فردی مرکوری (فرخ بلسارا)
  11. زوبین مهتا
  12. روهینتون میستری
  13. سهراب بلسارا (نویسنده و پژوهشگر زبان فارسی و خط اوستایی)

در علم و صنعت

جهانگیر سبولا (۱۹۲۲-۲۰۱۱)، نقاش

نگاهی به سنت های نوروز در هند

نوروز در سرزمین بی بهار

زرتشتیان هند و همچنین پارسیان (زرتشتیانی که حدود 1400 سال پیش از ایران به هند مهاجرت کرده اند) مهمترین اجتماع مردم هند هستند که از آنها انتظار می رود، نوروز را برگزار کنند. این در حالی است که پارسی ها تنها 69 هزار نفر از جمعیت بیش از یک میلیارد و 200 میلیون نفری این کشور را تشکیل می دهند.

برگزاری جشن نوروز در خانه های پارسیان هند-شرق پارسی

نوروز، جشنی که از طبیعت برخاسته و با فرهنگ های بسیاری پیوند دارد، در هند بر اساس پیوستگی های سرزمینی یا عقیدتی، بیشتر ماهیت ایرانی و اسلامی پیدا کرده است و از سوی اجتماعات خاصی بزرگداشت می شود.

این جشن وارداتی و غیربومی، در طول تاریخ شبه قاره هند فراز و نشیب های بسیاری در رقابت با جشنواره های محلی داشته است و اکنون جمعیت پارسی ها، کشمیری ها و بهایی ها پاس داران اصلی آن هستند.

شاید یکی از دلایل رایج نشدن نوروز در هند به صورت گسترده، این است که آب و هوای این شبه قاره، سه فصل زمستان، تابستان و بارانی را شامل می شود. در چنین سرزمینی نوروز توسط مردمی که چهار فصل داشتند، یعنی ایرانیان، معرفی شد. بنابراین، از یکسو فصل بهار در هند وجود ندارد و از سوی دیگر، با وجود جشنواره های بومی برای آغاز تابستان نیاز به نوروز حس نمی شود؛ لری (Lohri) جشن پایان زمستان و هولی (Holi) جشن آغاز تابستان، می توانند مشابه نوروز شمرده شوند.

با استناد به این شرایط آب و هوایی و همچنین نزدیکی های قومی که کشمیر و ایران دارند، نوروز در این ایالت شمالی هند که ایران کوچک خوانده می شود، از اهمیتی بیش از سایر مناطق این شبه قاره برخوردار است.

جشنی که شادی را به هند بازگرداند

سفره هفت سین پارسیان هند-شرق پارسی

نگاهی به تاریخ هند نشان می دهد که نوروز ریشه طولانی در فرهنگ این منطقه دارد، اما تنها از آغاز سلطنت حاکمان اسلامی در هند (زمان حکومت مغول ها) بر این سرزمین، نوروز شکوه جشنی ملی را داشته است. ابوالفتح جلال الدین محمد اکبر(۱۶۰۵-۱۵۴۲م) نقش مهمی در اشاعه فرهنگ ایرانی در سرزمین هند داشت. او در سال ۹۹۲ هجری (۱۵۸۴م)، تقویم اسلامی را منسوخ و تقویم خورشیدی ایرانیان را به جای آن رواج داد (اکبرنامه جلد ۲: ۱۳).

اکبر بزرگ که زندگینامه رسمی خود را را به فارسی نوشته است، چنین توصیف می کند که با زنده کردن جشن های کهن که به مدت هزار سال از شیوع افتاده بود، شادی به خاطره های مکدر و غمگین بازگردانده شد. او در یادداشت های خود، دلیل این اقدام را ابتغای مرضیات الهی خوانده است (نقدی ۱۳۸۵: ۳۹).

جشنی که این پادشاه مغول در بیست و هفتمین سال جلوس خود برپا کرده، با اتفاق های میمون دیگری از جمله تعمیر کاروانسراها، ممنوع شدن ازدواج دختران کمتر از ۱۲ سال، ممنوع شدن سزای مرگ بدون حکم شاهی و انجام امور عام المنفعه بسیار همراه بوده است (اکبرنامه ج ۳: ۳۷۹).

جشن های نوروز در سلطنت ۱۸ ساله جهانگیر، پسر اکبر شاه (۱۶۲۷-۱۶۰۵م) که بر هند و پاکستان حکومت می کرد، هر سال از ابتدای فروردین تا هجدهم جشن نوروز برپا می شد و روز نوزدهم با برگزاری “جشن شرف” پایان می یافت. بر اساس اسناد تاریخی موجود، نورجهان، ملکه ایرانی این دربار از منجمین می خواسته که رنگ مربوط به سال را به او بگویند تا دیوارها، پرده ها، فرش ها، لباس کنیزها و … را به همان رنگ تغییر دهد (نقوی ۱۳۸۵: ۴۲&44).

در دربار پسر جهانگیر، یعنی شاه جهان، (۱۶۵۸-۱۶۲۸) که سازنده تاج محل است هم برگزاری نوروز ادامه یافت، اما نوروز در زمان محی الدین اورنگ زیب (جانشین شاه جهان)، که مسلمانی متعصب و مقتصد بود، متوقف شد.

با این حال، پس از او هم سلاطین دهلی این جشن را کمابیش برگزار می کردند. گفته می شود که آخرین پادشاه بابری بنام بهادر شاه ظفر، که انگلیسی ها قلمرو وی را به قلعه دهلی محدود کرده بودند، سعی در برگزاری نوروز به بهترین صورت داشت (نقوی ۱۳۸۵: ۵۰).

با وجود همه این ریشه های تاریخی، پس از توقف حمایت های شاهانه، نوروز در هند دیگر به عنوان جشنی ملی مطرح نشد و تنها از سوی اجتماعاتی با عقاید غیربومی (زرتشتی و مسلمان) پاس داشته می شود. حتی اعتقاد بر این است که توصیف بهار در ادبیات فارسی و اردوی هند تقلید از زبان فارسی است.

نوروز جمشید نزد پارسیان هند

برگزاری جشن نوروز در خانه های پارسیان هند-شرق پارسی

زرتشتیان هند و همچنین پارسیان (زرتشتیانی که حدود ۱۴۰۰ سال پیش از ایران به هند مهاجرت کرده اند) مهمترین اجتماع مردم هند هستند که از آنها انتظار می رود، نوروز را برگزار کنند. این در حالی است که پارسی ها تنها ۶۹ هزار نفر از جمعیت بیش از یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفری این کشور را تشکیل می دهند.

پارسیان مراسم نوروز را شبیه به ایرانیان، اما مختصرتر برگزار می کنند. آنها نوروزی که با آغاز بهار می آید را به جمشید منتسب می کنند و “نوروز جمشید” می خوانند.

داستان های مختلفی درباره شخصیت اسطوره ای جمشید وجود دارد. از جمله اینکه در شاهنامه آمده است جمشید در سفری به آذربایجان دستور داد برایش تختی مهیا کنند تا با تاج زرین روی آن بنشیند. وقتی جمشید بر تخت می نشیند بازتاب نور خورشید بر تاج او، جهان را نورانی می کند، مردم شادمان می شوند و این روز را نوروز می نامند.

بر اساس برخی روایت های دیگر، دوره گذار جامعه هند و ایران از شکار به دامداری توسط شاه جمشید اتفاق افتاد. پس از این تغییر در سبک زندگی، همه چیز به چهار فصل بستگی داشت و به همین دلیل جمشید به طور نمادین معرف نوروز به شمار می رود.

پارسی های هند بر اساس اعتقاد به تقویم های مختلف به سه گروه تقسیم می شوند: شاهنشاهی، قدیمی و فصلی*. نوروز جمشید در تقویم فصلی است که جایگاه ویژه ای دارد.

پیشتر، نوروز جمشید در ایالت های گجرات و ماهاراشترا هم که بیشترین پارسیان در آنجا زندگی می کنند تعطیل بود، اما اکنون نوروز دیگر تعطیل رسمی نیست.

نوروز یکروزه پارسیان

بزرگداشت نوروز برای برخی خانواده های پارسیان مهم تر از بقیه است. هفت سین، که پارسیان آن را “میز” (نه سفره) می خوانند، در برخی خانه ها چیده می شود.

رسم است که پارسی ها روز نوروز از صبح خانه را تمیز و با کندر خوشبو می کنند. همچنین خانه با تزییناتی از آرد برنج به شکل پروانه تزیین داده می شود. تزییناتی هم با گچ سفید در ورودی خانه پارسی ها کشیده می شود، چون باور دارند آنها فرشته های نگهبان را به داخل خانه و آتشدان هدایت می کنند.

گل هایی همچون رز، گل همیشه بهاری که در منطقه دکن می روید یا برگ درخت خوش یمن آشوکا نیز برای تزیین خانه استفاده می شود.

در روز نوروز صبحانه سنتی متشکل از “راوو” و “سو” خورده می شود. راوو فرنی است و سو رشته های شیرینی است که با پودینگ و کشمش و بادام پخته می شود.

“اشدین لیلائووالا” که اکنون یکی از طراحان لباس مطرح با سبک پارسی است، بیاد می آورد که خانواده اش اجازه او را از مدرسه می گرفتند تا به خانه دایی اش که همیشه میز هفت سین می چیدند بروند.

او می گوید: «در ابتدای مراسم، آینه ای به دستمان می دادند تا خود را در آن ببینیم و آرزو کنیم. بعد گلاب می پاشیدند و خوردن خوراکی های روی میز با تکه های نان و پنیر شروع می شد.»

هفت سین پارسیان تفاوت چندانی با زرتشتیان ایران ندارد. علاوه بر هفت سین، گاتا (کتاب مقدس)، تصویر زرتشت یا تصویری مذهبی، انار، کاسه آبی که پرتقالی در آن است، ماهی قرمز، شمع، شراب، گلاب، آیینه، جوانه، گل، میوه، سکه، نان، شیرینی، دانه های غذایی مختلف، تخم مرغ رنگ شده و هندوانه روی میز هفت سین پارسیان دیده می شود.

برخی سفره نوروز با هفت نوع سبزی، هفت نوع میوه تازه، هفت نوع آجیل و تخم مرغ های رنگی و بادبزن های دستی تزیین می شوند.

“اشدین” که طی سفرهایی به مسیر جاده ابریشم (از جمله ایران) درباره منسوجات زرتشتیان مطالعه کرده و نتیجه آنها را در کتابی منتشر کرده، می گوید: «مادرم همیشه نخ و سوزنی هم روی میز هفت سین می گذاشت.»

اعتقادی شبیه آنچه ایرانی ها درباره ماهی سفره هفت سین دارند، میان پارسیان درباره انار وجود دارد؛ آن ها معتقدند آینه تصویر انار و پیامبر (یا کتاب مقدس) را منعکس می کند و لحظه تحویل سال انار تکان می خورد.

بعد از مراسم سفره هفت سین، پارسیان به آتشکده می روند تا مناسک مذهبی نوروز را انجام دهند. سپس خویشاوندان و دوستان دور هم جمع می شوند و جشنی می گیرند. در شهرهایی که پارسی های کمتری زندگی می کنند، آنها در محل هایی مثل رستوران ها گردهم می آیند، اما در بمبئی که محله ای برای پارسیان دارد، مراسم ویژه ای برپا می شود. همه می توانند بلیت بخرند و به مراسم بروند. اهدای جایزه به افراد موفق جمعیت پارسیان، رقص، موسیقی و خوردن غذاهای نوروزی از جمله برنامه های این مراسم است.

به گفته شرناز کاما، رییس بنیاد پرزر (Parzor Foundation)، تعداد شرکت کنندگان در مراسم نوروز پارسیان که رو به کاهش گذاشته بود، با ثبت جهانی نوروز در سازمان یونسکو دوباره افزایش یافته است.

نوروزی که خانواده های پارسی هند برگزار می کنند تنها یک روز است که فرصت آن را به سختی میان شلوغ ترین روزهای کاری سال پیدا می کنند.

ریشه مذهبی نوروز برای مسلمانان هند

روز نوروز برای مردم کشمیر، به خصوص مسلمانان شیعه هم روز ویژه ای است که بیشتر با دعاهای و مراسم خاص مذهبی و در برخی موارد با دید و بازدید خویشاوندان همراه است.

شیعیان هند نوروز را از چشم انداز مذهبی می بینند. نه تنها در کشمیر، بلکه در شهرهای دیگر از جمله لکنو که مرکز شیعیان به شمار می رود، نیز مراسم ویژه ای برای نوروز برپا می شود.

قداست نوروز برای شیعیان هندی به این دلیل است که بر اساس اسناد اسلامی، اتفاق های بسیاری در تاریخ پیامبران و همچنین امامان اسلام در این روز افتاده است؛ آفرینش جهان و خلقت آدم در نوروز انجام شده، کشتی نوح در کوه جودی آرام گرفته، پیامبر اسلام کعبه را از بت ها پاک کرده و مهمتر از همه اینکه غدیر خم، یا معرفی حضرت علی به عنوان جانشین پیامبر اسلام (هجدهم ذی الحجه) با نوروز مصادف بوده است. به همین دلیل، بعضی از مسلمانان هند روز نوروز را روزه می گیرند و در نیایش مخصوص این روز که نمازی دو رکعتی است، شرکت می کنند.

همچنین مسلمانان شیعه محل زندگی خود را چراغانی می کنند، قصیده هایی که به امام علی منتسب شده را می خوانند و برای او نذری می دهند. مسلمانان هند معتقد هستند که دعاهای نوروزی برای تمام سال برآورده می شود. این سنت ها در نوروز پاکستان هم مشابه است.

حامد موسوی که اهل کشمیر است، می گوید: «ما هر سال سفره هفت سین می چینیم و به دید و بازدید اقوام می رویم، اما برای مسلمانان سنی نوروز اهمیت کمتری دارد. نوروز برای آنها به این خلاصه می شود که سفره رنگارنگی از غذاهای مختلف تدارک ببینند. به طور کلی در سنت های نوروز مسلمانان هند هفت سین و جشن کمتر از عبادت و دید و بازدید رایج است.»

نقطه اشتراکی که میان فارغ از گرایش های مذهبی، میان مسلمانان و زرتشتیان هند درباره نوروز وجود دارد، احترام به صلح و انسجام، آشتی و همسایگی، تحمل تفاوت های فرهنگی، سبک زندگی سالم و تجدید حیات محیط زیست است. هر چند جمعیت برپاکنندگان نوروز در هند زیاد نیست، اما آنها سعی دارند این ارزش های نوروز را از نسلی به نسل دیگر انتقال دهند

منبع :

A will to live انقراض پارسیان هند

دریای پارس    PARSSEA.ORG

http://www.sharqparsi.com/2013/10/article5867

A will to live . business standard . October.  26 – 2013

http://www.meherjiranalibrary.com/

 http://parssea.org/?p=6143

  http://parssea.org/?p=4652

 

یک اندیشکده آمریکایی بر این باور است که ایران توانسته با چانه‌زنی حرفه‌ای خود غرب را فریب داده و به اصطلاح یک عتیقه تقلبی را با قیمتی بالا به غرب فروخته است.

آیا ظریف خبر لغو تحریم ها را با ظرافت اعلام خواهد کرد!

 اندیشکده «امریکن انترپرایز» در یادداشتی به قلم «دنیل پلتکا» نوشت: از دورانی که در خاورمیانه گذرانده‌ام، آموخته‌ام که دو نوع خریدار در بازار وجود دارد: کسانی که به دقت خرید می‌کنند، می‌دانند چه می‌خواهند و شمّ پایه‌ای از اقتصاد بازار دارند و تا حدی در مورد قیمت فرش/سفال/عتیقه یا هر آن چه به دنبالش هستند تحقیق کرده‌اند؛ و در سوی دیگر کسانی هستند که با خوشحالی و با لبخندی به پهنای صورتشان و با اشتیاق کودکی که به شهربازی رفته از مغازه‌ای به مغازه دیگر می‌روند با همان شوق و ذوق برای خرید یک جنس بنجل که از نظرشان معرکه/اصل/بهترین کیفیت/خاص است وارد فروشگاه می‌شوند. این گروه دوم چای زیادی می‌نوشند. این مشتریان خوشحال و راضی، از خریدشان خرسند هستند، اما با بهترین قیمت خرید نمی‌کنند. شاید اهمیتی هم برایشان نداشته باشد.

 


سایت خبری تحلیلی اشراف بدون تایید محتوا و ادعاهای مطرح شده در این گزارش، ترجمه آن را صرفا جهت اطلاع نخبگان و تصمیم‌گیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاه‌های اندیشکده‌های غربی منتشر می‌کند و دیدگاه‌ها، ادعاها و القائات این گزارش‌ها هرگز مورد تأیید اشراف نمی‌باشد.

 


 

از موضوع اصلی منحرف شدم. نگاهی به این تصویر بیندازید: 

aei_bazar

 

حس می‌کنید سر کسی کلاه رفته است؟

کاملاً درست است. بزرگ‌ترین بازاری‌های جهان (سمت چپ) می‌خندند چون توانسته‌اند برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را به بدترین چانه‌زنندگان جهان (سمت راست؛ جان کری و وندی شرمن در عکس نیفتاده‌اند) بفروشند. قصد ندارم دوباره به مشکلات قراردادی که ایرانیان در حال خندیدن به آن هستند بپردازم، اما همین بس که بگویم ایران دارد بدون آن که غنی‌سازی یا برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را تسلیم سازد، مجوز لغو تحریم‌ها را به دست می‌آورد.

آخرین نکته در مورد این مقایسه: همیشه یک نفر وجود دارد که در حالی که در روی مبلی در اتاق هتل لم داده است، به خریداری که از بازار بازگشته نگاه می‌کند و می‌گوید: «چقدر پول دادی؟!!» آن مرد نتانیاهو است؛ و معمولاً مانند همان توریست، کسی هم از عقاید نتانیاهو استقبال نمی‌کند. چطور جرئت می‌کنی به من بگی که سرم کلاه رفته، و اونقدر زیرک نبودم که بتونم یک معامله خوب انجام بدهم؟ چطور جرئت می‌کنی بهم بگی که جنس تقلبی خریدم؟

فقط به یاد داشته باشید همانطور که به این مشکل فکر می‌کنید که اگر همسر شما با یک عتیقه تقلبی که 300 دلار برای آن پول پرداخت کرده به خانه بیاید آن مبلغ احتمالاً به نظر شما زیاد خواهد آمد، ایران با یک سلاح هسته‌ای به خانه باز خواهد گشت.

 

شرکت اچ.پی.سی.ال. هند واردات نفت خام از ایران را عملاً کات /قطع/ نمود

روزنامه هندو طی گزارشی به قلم سوجي مهدودیا از دهلی نو نوشت: شرکت اچ.پی.سی.ال. هند واردات نفت خام از ایران طی سال مالی 2013 – 2014 را عملاً قطع نموده و بر میزان واردات نفت خود از عراق افزوده است. در گزارش راهبردی شرکت یادشده برای واردات نفت خام طی سال 2013 – 2014 که نسخه ای از آن در اختیار روزنامه هندو قرار دارد، آمده است که با توجه به تحریم هایی که آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران اعمال نموده اند، پیشنهاد می شود که با شرکت ملی نفت ایران فقط قرارداد اختیاری و غیر الزامی برای یک میلیون تن نفت خام امضاء شود.TeheranMossaver31Khordad1330parssea

این قرارداد مبتنی بر نیاز خواهد بود و فقط در صورتی اجرا خواهد شد که بر تجارت شرکت اچ.پی.سی.ال تاثیر منفی نداشته باشد. قرارداد موقت فعلی برای آوریل 2012 لغایت مارس 2013 برای دو میلیون تن (40 هزار بشکه در روز) و قرارداد اختیاری و غیرالزامی یک میلیون تن برای سال 2013 – 14 بود. اما شرکت نفت ملی ایران این پیشنهاد را رد كرده و گفته است که بر اساس سیاست خود نمی تواند صرفاً قرارداد اختیاری و غیرالزامی را امضاء کند. در گزارش راهبردي ياد شده آمده است: “بنا بر این برای سال 2013 – 2014 قراردادی برای تخلیه نفت خام از شرکت اچ.پی.سی.ال. وجود ندارد. این بخاطر تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران می باشد”.

در ادامه این گزارش آمده است که موضع شرکت اچ.پی.سی.ال. مغایر با موضع وزارت نفت و گاز طبیعی هند می باشد. طبق این سیاست اعلام شده بود که هند به هنگام وارد کردن نفت از ایران از تحریمهای غرب علیه ایران الهام نخواهد گرفت و تحریمها را صرفاً در صورتی رعایت خواهد نمود که توسط سازمان ملل اعمال شده باشد. اچ.پی.سی.ال. بر میزان ارتباط خود با عراق افزوده است. در گزارش راهبردي مذكور آمده است که قرارداد موقت موجود با شرکت دولتی بازاریابی نفت عراق که برای 25/2 میلیون تن (45 هزار بشکه روز) نفت خام سبک بصره امضاء  شده بود به سه میلیون تن (60 هزار بشکه روز) افزايش يافته است. این قرارداد از ماه دسامبر سال 2013 اجرا خواهد شد. عراق بعد از عربستان سعودی بعنوان دومین صادرکننده نفت هند ظهور کرده است. قرارداد با شرکت نفت عربستان سعودی برای سال 2013 – 2014 حدود 5/2 میلیون تن (50 هزار بشکه روز) بود.

مجموع نیاز شرکت اچ.پی.سی.ال. برای سال 2013 – 2014 حدود 18 میلیون تن محاسبه شده است. انتظار می رود که 75/3 میلیون تن نفت از منابع داخلی تأمین خواهد شد (24/3 میلیون تن از مومبای هایی و 67/0 میلیون تن از راوا). بناراین در مجموع 25/14 میلیون تن نفت خام طبق قرارداد های موقت و خرید نقد وارد خواهد شد.

 

Energy Diplomacy iran$ India

Energy Diplomacy: India’s Great Balancing Act

cc240_newdelhiNew Delhi is struggling to find ways to compensate for a Iranian oil imports

India’s relentless hunt for hydrocarbons to fuel a sepulchral economy has managed a rather neat tactful pretence of irritating Washington, delighting Tehran and intriguing Baghdad, all a while withdrawal a Indian Treasury fretting about how to compensate for a oil imports, given tightening sanctions on mercantile exchange with Iran.

On 7 June, a U.S. State Department reluctantly announced that it was renewing India’s six-month waivers for implementing sanctions opposite Iran, along with 7 other countries authorised for waivers from a sanctions overdue to good faith efforts to roughly revoke their Iranian oil imports. In New Delhi’s case, it is a U.S. and EU-led sanctions rather than any eagerness on India’s partial that has seen a tumble in a Iranian oil imports. India is a second largest patron of Iranian oil, a republic with whom it has traditionally had tighten ties. U.S. Secretary of State John Kerry pronounced that India, China, Malaysia, South Korea, Singapore, South Africa, Sri Lanka, Turkey, and Taiwan had all competent for an difference to sanctions underneath America’s Iran Sanctions Act, formed on additional poignant reductions in a volume of their wanton oil purchases from Iran.1392iponpix 271

Kerry told reporters, “Today’s integrity is another instance of a general community’s clever and solid joining to remonstrate Iran to accommodate a general obligations. This integrity takes place opposite a backdrop of other new actions a administration has taken to boost vigour on Iran, including a distribution of a new executive sequence on Jun 3. The summary to a Iranian regime from a general village is clear: take petrify actions to prove a concerns of a general community, or face augmenting siege and pressure.”

The U.S. and European sanctions have deeply influenced Iran’s general oil trade, shortening a exports by some-more than 50 percent and costing Iran billions of dollars in income given a commencement on final year. Tightening a screws, a Obama administration is now attempting to revoke Iran’s oil exports even further, to reduction than 500,000 barrels per day by tighter sanctions. Nevertheless, notwithstanding plummeting sales overseas, Iran, OPEC’s second largest oil exporter, stays one of a world’s largest oil producers, with sales bringing in tens of billions of dollars in income annually.

And Iran is concerned to keep India as a lucky customer. Last month Iran offering India remunerative terms for building a oilfields, routing a due healthy gas tube by a sea to equivocate Pakistan as good as word to Indian refiners supposing New Delhi lifted oil imports. Making a case, Iran sent a high-level commission led by Oil Minister Rostam Ghasemi to India to titillate New Delhi to lift a oil purchases, that slid to 13.3 million tons in 2012-13 from 18 million tons in 2011-12. Heightening Iran’s concerns, after this year Indian imports are slated to tumble serve to around 11 million tons.

After assembly Ghasemi Indian Oil Minister M. Veerappa Moily released a matter noting, “The Iranian side speedy a Indian side to boost a wanton purchase. “The Indian side explained that it would inspire companies to say their rendezvous in terms of wanton oil purchase, holding into comment their requirements, formed on blurb and general considerations.”

While Iranian-Indian trade ties continue to deepen, with Indian-based Consul General of Iran Hassan Nourian presaging that shared trade between India and Iran will be value $25 billion by 2017, India is hedging a bets about appetite imports, and where to make adult a shortfall from a increasing sanctions regime.

…and what improved place to demeanour than a Middle East’s rising petro-state, Iraq?

روز محیط زیست کنفرانس

India’s External Affairs Minister Salman Khurshid is streamer for Baghdad for a two-day revisit commencement 19 June. Top of a agenda? Oil – Iraq is now India’s second largest retailer of oil after Saudi Arabia, carrying transposed Iran and turn a “critical partner” of India.

While such deepening ties will disturb Washington as most as they trouble Iran, there is still a furious label in a Iraqi brew – China, now Iraq’s biggest customer, already purchasing scarcely half a oil that Iraq produces, roughly 1.5 million barrels a day. Worse still for Indian aspirations, China is now perplexing for an even bigger share, behest for a interest now owned by Exxon Mobil in one of Iraq’s largest oil fields, West Qurna.

Source: economywatch

هندوستان در قطب جنوب و شمال فعال می شود.

سلمان خورشید، وزیر امور خارجه هند،  عازم نروژ شد. هدف از این دیدار بازدید از پایگاه هند در قطب  شمال  در نروژ ذکر شده است.

هند در سال 2008 براي انجام تحقیقات در قطب شمال، پایگاهی را در نی آلیسوند (Ny-Alesund) در نروژ در 1200 کیلومتری قطب شمال ایجاد كرده بود. هند اخیراً به عنوان عضو ناظر به شورای قطب شمال  Arctic Council پيوسته است. یادآور می شود که ماه گذشته هند و پنج کشور دیگر از جمله چین، ایتالیا، ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور به عنوان عضو ناظر به شورای قطب شمال پيوستند. شورای قطب شمال، سیاست هاي مربوط به این منطقه را تدوین می كند و اخیراً به این دلیل داراي اهمیت شده است که یخ این منطقه در حال ذوب شدن است و مسیر های جدید تجاری به وجود می آید. این منطقه داراي ذخایر نفت و گاز نیز می باشد. البته هند می گوید که علاقه این کشور نسبت به این منطقه صرفاً علمی است.

هشت كشور عضو این شورا هستند كه آمریکا، روسیه، نروژ و سوئد نیز از جمله آنها هستند. (هندوستان تایمز)

India and the Arctic

India and the Arctic

 

 در خرداد ماه 1392 سلمان خورشید، وزیر امور خارجه هند،  عازم نروژ شد. هدف از این دیدار بازدید از پایگاه هند در قطب  شمال  در نروژ و همچنین بررسی روابط دوجانبه ذکر شده است.

 

عضویت هند در شورای قطب شمال  Arctic و حضور فعال هند در قطب جنوبگانAntarctica

کشورها بر سر استفاده از منابع غنی قطب شمال و جنوب رقابت می کنند. هند در اواخر اردیبهشت  ۱۳۹۲  به عنوان عضو ناظر شورای شمالگان  آرکتیک درآمد. ماه آوریل گذشته وقتی رئیس جمهور ایسلند به هند سفر کرد در سخنرانی خود در موسسه مطالعاتی هند اعلام کرد که هند بزودی به عضویت ناظر و سپس عضویت شورای شمالگان در خواهد آمد او همچنین از اقدامات چین برای حفاظت از محیط زیست شمالگان تقدیر کرد. او گفت چین و هند کشورهای منطقه یخچالهای هیمالیا هستند که من آن را قطب سوم (شمال – جنوب- هیمالیا) می نامم بنا بر این حضور هند در شورا مهم است. وی گفت اگر یخ های یخچالهای جهان آب شوند دهها کلان شهر از شانگهای تا دبی و کیپ تاون به زیر آب می روند.

  Arctic   قطب شمالگان

 بخش‌هایی از روسیه، آلاسکا، کانادا، گرینلند، لاپلند و سوالبارد و نیز اقیانوس شمالگانی (اقیانوس منجمد شمالی) را در بر می‌گیرد.

 چین – ایتالیا- کره جنوبی- ژاپن و سنگاپور نیز به این شورا پیوسته اند.کشورهای نردیک اعضای اصلی شورای شمالگان هستند. آمریکا- روسیه – نروژ- کانادا- دانمارک موسسان شورا هستند.

رئیس جمهور ایسلند آقای اولافور راگنار گریمسون در ماه آوریل بدعوت هند به دهلی سفر کرد  او لابی اصلی هند برای پیوستن هند به شورا است.

هند فرصت طلایی را برای عضویت در این شورا از دست داده بود و توانست با لابی های فشرده و دیپلماسی فعال به این شورا بپیوندد. موسسه اقیانوس شناسی هند در گوا سالها است که برای پیوستن هند به شورای شمالگان تلاش می کند.

وزیر خارجه سوید که سالها رئیس شورای شمالگان بوده است نیز به هند در این راستا کمک کرده است. بر خلاف قطب جنوبگان که در انحصار مالکیتی و حاکمیت هیچ کشوری نیست . قطب شمالگان دارای کشورهای صاحب حاکمیت است. و دارای ذخایر عظیم نفت- گاز- طلا و سایر کانی های با ارزش است اخیرا سازمان اقیانوس شناسی و نیروی دریایی ایران نیز تلاش کرده است به قطب جنوبگان توجه نشان دهد که اگر چه بسیار با تاخیر اما قدم مثبتی است.

قطب شمال یک ششم کره زمین و به اندازه روسیه – چین و هند وسعت دارد. قب شمال هیچ جمعیت باشنده ای ندارد. و بوسیله سازمان 1996 بیانیه اتاوا /شورای شمالگان اداره می شود. شورای شمالگان علاوه بر 8 عضو  اصلی( آمریکا، روسیه، نروژ و سوئد نیز از جمله آنها هستند.)    12 عضو ناظر دارد. که هر دوسال یکبار کمیته های ششگانه آن اجلاس برگزار می کنند. در اجلاس وزرای در نروژ در اول ماه می 2013 عضویت ناظرهند رسما اعلامو تصویب شد.

هند در بخش تغییر آب و هوایی در قطب شمال تحقیقات انجام می دهد . هند 12 میلیارد دلار برای پژوهش های مربوطه برای یک دوره 5 ساله اختصاص داده است.

 باور کارشناسان انرژي بر اين است که يک چهارم منابع نفتي و گازي جهان در بستر اقيانوس منجمد شمالي قرار دارد.

روسيه، نروژ، کانادا، دانمارک و آمريکا که سواحل همجوار قطب شمال دارند، اين قلمروي غني را از آن خود اعلام کرده اند. مسابقه براي تصاحب اين منطقه از زماني شتاب گرفت که با آب شدن کوه هاي يخ دسترسي به قطب شمال آسان تر شده است. در سال 2001 روسيه مدارک مالکيت اين منطقه را به سازمان ملل متحد ارائه داد که مورد قبول قرار نگرفت چون فاقد شواهد لازم بود. سه سال پيش کاوشگران روسي در حرکتي حاکي از جدي بودن اين کشور در چشمداشت به اين قلمرو پرچمي را از جنس تيتانيوم در بستر اقيانوس منجمد شمالي نصب کردند.

روسيه اعلام کرده است 64 ميليون دلار براي اثبات مالکيت خود هزينه خواهد کرد. اين در حالي است که مسکو پيش تر مالکيت خود را نسبت به رشته کوه لومونوسوف،‌ واقع در بستر اقيانوس منجمد شمالي به مساحت يک ميليون و 200 هزار کيلومتر مربع، يعني معادل يک دهم مساحت اروپا اعلام کرده است. مسکو اين ناحيه را ضميمه قلمرو روسيه مي داند.

از سوي ديگر، کاوش هاي علمي آمريکا و کانادا براي جمع آوري داده ها از اين منطقه در حال انجام است، تا بتواند ادعاي اين کشورها را بر سر مالکيت اين منطقه اثبات کند. نروژ و دانمارک نيز براي بدست آوردن حاکميت اين منطقه تلاش مي کنند. به موجب قوانين بين المللي هر يک از اين پنج کشور حوزه قطب شمال، مجاز به بهره برداري اقتصادي از ناحيه اي به شعاع 200 مايل در امتداد سواحل خود است.

مناطق آزاد ديگر که خارج از اين محدوده قرار مي گيرد، متعلق به کشوري خواهد بود که بتواند ثابت کند، فلات قاره اي اش در بستر دريا از اين محدوده فراتر مي رود. اما آنچه سبب شده است، تب مذاکرات و موضوعات مربوط به اين منطقه بالا گيرد، منافع اقتصادي حاصل از اين منطقه است.

براساس برآورد زمين شناسان آمريکايي منطقه قطب شمال دست کم 90 ميليارد بشکه نفت و در حدود هزار تريليون و 550 ميليارد متر مکعب گاز، معادل يک سوم ذخاير نفت و گاز کل جهان، را در خود جاي داده است. همچنين بر اساس اين برآوردها، منابع استحصال نشده نيکل، طلا،‌ زغال سنگ، الماس، پلوتونيوم، تيتانيوم، و ساير مواد خام مهم نيز در زير بستر يخ هاي در حال ذوب اين منطقه قرار گرفته است. روسيه و برخي کشورهاي همسايه قطب شمال با امضاي توافقنامه هايي، در ظاهر، درصدد رفع اختلافات مرزي هستند، اما تحرکات اخير ناتو در قطب شمال و واکنش مقامات کرملين حاکي از عمق اين اختلافات و فراتر از مسايل ارضي و مرزي است. روسيه منطقه قطب شمال را ادامه فلات قاره سيبري مي داند که حق مالکيت بر آن را دارد و ديگر کشورهاي همسايه هم قطب شمال را قلمرو خود مي دانند. ذوب شدن و در نتيجه کاهش قابل توجه اندازه کوه هاي يخي قطب شمال در سال هاي اخير به علت تغييرات آب و هوايي سبب نمايان شدن منطقه اي شده است که گفته مي شود حداقل يک چهارم ذخاير کشف نشده نفت و گاز جهان را در خود جاي داده است.

از ميان همه کشورهايي که در حاشيه قطب شمال قرار دارد، روسيه بيش از ديگران در تلاش است بر منابع اين منطقه تسلط يابد. بسياري از پيش بيني ها هم حاکي است، در بيست سال آينده، ديگر هيچ يخي در قطب شمال باقي نخواهد ماند و اين منطقه مي تواند به يک مسير کشتيراني پر رفت و آمد تبديل شود.

 سرگئي لاوروف ، وزير امور خارجه روسيه  مخالفت کشورش را با حضور سازمان پيمان آتلانتيک شمالي “ناتو”در قطب شمال (مدار شمالگان) اعلام کرد.

لاوروف  گفت:” ما نمي‌فهميم ناتو در قطب شمال چه کار دارد. کشورهاي همجوار قطب شمال در چارچوب شوراي قطب شمال تاکيد کرده اند که تمام مسائل اين منطقه بايد از طرق سياسي و مطابق قوانين بين المللي و در وهله اول کنوانسيون حقوق درياهاي سازمان ملل حل و فصل شود.

” مسئله نظامي شدن اين منطقه در ميان نيست اما روسيه و کانادا به عنوان کشورهايي که سه چهارم سواحل اقيانوس منجمد شمالي در اين کشورها واقع شده است مسئوليت امنيت مرزهاي خود و آبراه هايي را که در حاشيه اين مرزها قرار دارد به خوبي انجام مي دهند. “لاوروف همچنين گفت:” ما مطمئنا تدابيري عملي انجام مي دهيم تا اين امنيت تامين شود.” اين در حالي است که دريا سالار جيمز استاوريديس ، فرمانده ارشد نيروهاي ناتو در اروپا در اواسط ژوئن 2010 ميلادي هشدار داد: رقابت بر سر منابع در قطب شمال مي‌تواند باعث تشديد مناقشه بين روسيه و ناتو شود. 

 قطب شمال در حال تبديل شدن به يک مسير تجاري جديد است و داراي ذخاير زيرزميني بسيار غني است. آندرس فوگ راسموسن دبير کل ناتو بارها تاکيد کرده است اين سازمان خود را با چالش هاي جديد در زمينه امنيت در منطقه قطب شمال مطابقت مي دهد. اين در حالي است که  ، رئيس جمهوري روسيه نيز از افزايش فعاليت سازمان پيمان آتلانتيک شمالي ناتو در قطب شمال ابراز نگراني کرده و گفته است: نيازي به حضور ناتو در قطب شمال نيست.

 مضاف بر اين که خطر برخوردهاي احتمالي نظامي در مناطق مورد اختلاف با حضور ناوگان هاي دريايي روسيه و ناتو فزوني خواهد گرفت.

سه کشتی يخ شکن از نروژ راه افتاده تا نقطه ای که تنها 160 کيلومتر از قطب شمال فاصله دارد پيش خواهند رفت. يکی از آنها سوراخی به عمق تقريبا 400 متر در بستر دريا حفر خواهد کرد.

دانشمندان انتظار دارند نمونه های جمع آوری شده حاوی فسيل موجودات ذره بينی باشد. اين آثار سرنخ هايی درباره حرارت منطقه طی 50 ميليون سال گذشته به دست خواهد داد.

يخ های ناحيه قطب شمال هم اکنون نازک و نازک تر می شود و دانشمندان برای اين که بتوانند تغييرات جوی آينده را به دقت پيش بينی کنند بايد علت و چگونگی اين پديده را دريابند.

قطب جنوبگان  Antarctica)‏

جنوبگان به قاره‌ای گفته می‌شود که پیرامون قطب جنوب، زمین را در بر گرفته‌است. این قاره سردترین نقطه کره زمین است و کمابیش تمام سطح آن با یخ پوشیده شده‌است. کشف این قاره در اواخر ژانویه ۱۸۲۰ صورت گرفت.

 

جنوبگان پنجمین قاره بزرگ کره زمین پس از آسیا، آفریقا، آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی است، ولی با این وجود کمترین جمعیت همه قاره‌ها را دارد. همچنین بلندترین میانگین ارتفاع، کمترین میانگین رطوبت و پایین‌ترین میانگین دما در میان همه قاره‌های جهان به این قاره تعلق دارد.

باور به وجود سرزمینی جنوبگانی یعنی قاره‌ای بس بزرگ که در دورترین نقطه کره زمین قرار گرفته باشد تا بتواند توازن کره زمین را در برابر خشکی‌های عظیم شمال آن حفظ کند از زمان بطلمیوس یعنی سده نخست میلادی وجود داشته‌است. بطلمیوس این مسئله را مطرح می‌کرد که وجود چنین سرزمینی برای حفظ قرینگی خشکی‌ها لازم است. ترسیم خشکی‌های بزرگی در جنوب کره زمین در نقشه‌های قدیمی رایج بود، از جمله در نقشه‌های معروف پیری رئیس، دریاسالار ترکیه عثمانی (از سده ۱۶). حتی پس از این‌که در اواخر سده هفدهم کاشفان دریافتند آمریکای جنوبی و استرالیا جزئی از جنوبگان افسانه‌ای نیستند، همچنان در باور جغرافیدانان آن دوره، منطقه قطب جنوب بسیار بزرگ‌تر از مساحت راستین آن تصور می‌شد.

 

پنگوئن امپراتور از پرندگانی است که تنها در این قاره زندگی می‌کند.

جنوبگان که دو برابر مساحت آمریکا است تنها جایی در کره زمین است که هیچ دولتی در آنجا حاکمیت ندارد. رقابت های دوره جنگ سرد باعث شد که قدرتهای بزرگ طبق معاهده ای  کشورها را از نظامی کردن و  حاکمیت بر این منطقه پرهیز دادند تقریبا همان کاری که برای فضا و سایر کرات و  دریاهای آزاد وضع کردند.

بندهای ۱۴ گانه پیمان جنوبگان  Articles of the Antarctic Treaty

بندهای ۱۴ گانه پیمان عبارتند از :

*ماده ۱ – منطقه فقط برای مقاصد صلح آمیزاستفاده می شود، فعالیت های نظامی، مانند آزمایش سلاح، ممنوع است

 اما پرسنل و تجهیزات نظامی ممکن است برای تحقیقات علمی و یا هر هدف دیگر صلح آمیز استفاده می شود؛

*ماده (۲) – آزادی تحقیقات علمی و همکاری های و تبادل علمی برای کشورها؛

*ماده (۳) – تبادل اطلاعات و پرسنل در همکاری با سازمان ملل متحد و دیگر سازمان های بین المللی؛

*ماده ۴ – این پیمان ، اختلافات، و نه ایجاد ادعای تمامیت ارضی و یا هیچ ادعا حاکمیت را برسمیت نمی شناسد؛

 

*ماده (۵) – این پیمان انفجار هسته ای و یا دفع زباله های رادیواکتیو را در قطب شمال ممنوع می داند.

*ماده ۶ – جغرافیای  معاهده،شامل زمین و سینه کش های یخی و بجز آبهای اطراف جنوب

 ۶۰ موازات جنوب | ۶۰ درجه ۰۰ دقیقه جنوبی ؛است

*ماده (۷) – ناظران و پژوهش گران دولتهای هم گروه پیمان  دسترسی آزاد، از جمله نظارت هوایی،

به هر منطقه و تمام ایستگاه ها، تاسیسات،تجهیزات و بازرسی قبل از تمام فعالیت ها و معرفی پرسنل نظامی  داده شده است؛

*ماده ۸ – به دولتها اجازه می دهد تا صلاحیت و نظارت بر ناظران و دانشمندان کشور خود در منطقه داشته باشند

*ماده (۹) – جلسات شورایی در میان کشورهای عضو مرتبا برگزار خواهد شد.

*ماده (۱۰) – تمام کشورهای پیمان، می توانند فعالیت های هر کشور در قطب جنوب

که بر خلاف این پیمان است را مورد اعتراض قرار دهند؛

*ماده ۱۱ – تمام اختلافات به روش مسالمت آمیز توسط طرف های مربوطه و یا در نهایت،

با حل و فصل دیوان بین المللی دادگستری  خواهد بود؛

*بندهای ۱۲، ۱۳، ۱۴ – مربوط به روش تعامل، تفسیر و اصلاح این پیمان میان کشورهای عضو می شود.

هدف اصلی از ATS این است تا اطمینان حاصل شود که منابع جنوبگان در جهت منافع نوع بشر باید برای همیشه و منحصرا برای مقاصد صلح آمیز استفاده  شود

و نباید تبدیل به صحنه یا موضوع تفرقه بین المللی  و هر گونه اقدامات از ماهیت نظامی باشد،

اما حضور آرامشمند پرسنل نظامی ممنوع نیست.

 

 آرژانتین ادعای ارضی داشت بلا فاصله شوروی و آمریکا و انگلیس وارد عمل شدند تا مانع حاکمیت کشورها بر آنحا شوند امروزه ۵۰ کشور عضو معاهده هستند ایران هنوز نپیوسته است. بعدها  ۵ قراداد نیز به معاهده الحاق شده است .

۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱  دوازده کشور مدعی در مورد قطب جنوب پیمانی را وضع کردند و همدیگر را از تصرف  برحذر داشتند. این پیمان ۱۴ ماده دارد که مربوط به عدم بهره برداری و سلطه گری و نظامی کردن منطقه است.

نظام معاهده‌ایِ جنوبگان که بر این قاره حکم می‌راند، از زمان تأسیس‌اش در سال ۱۹۶۲، عملکرد خوبی داشته و هم‌اینک پنجاه کشور از آن تبعیت می‌کنند.اما قاره جنوبگان هم‌اینک زیر فشار ناشی از دگرگونی‌های اقلیمی زمین و رغبت پیوسته به ذخایر طبیعی خود قرار گرفته که چیزهای متنوعی از ماهی گرفته تا کریل‌ها و از گاز و نفت گرفته تا کانی‌های معدنی را شامل می‌شوند. او می‌افزاید: “خیلی‌ها شاید ندانند که در بحث زمین‌گرمایی، جنوبگان مثل پیش‌مرگ و زنگ خطر زمین و به‌گونه‌ای نقش ترموستات سیاره‌مان را بازی می‌کند. مناطق قطبی، در قبال مخاطرات ناشی از زمین‌گرمایی، حساس‌ترین مناطق زمین هستند و به سرعتْ عکس‌العمل نشان می‌دهند. به‌طوریکه جنوبگان، هر اتفاقی را که به تبع زمین‌گرمایی به روی خود ببیند، آن را دیر یا زود و به شیوه‌هایی که ندرتاً احساسش می‌کنیم، در باقی نقاط سیاره‌مان هم خواهیم دید. این قاره، میزبان متجاوز از ۹۰ درصد ذخایر آب شیرین زمین است، که به شکل صفحات غول‌آسای یخی به دام افتاده‌اند. پژوهشی که بر اطلاعات بنیادین‌ و درک کلی‌مان از این سامانه‌های پیچیده بیفزاید، نقش مهمی در درک بسیاری از چالش‌های فعلی پیش روی زمین ایفا خواهد کرد. کنیکوت علاوه بر تحقیق در این منطقه، ریاست کمیته علمی پژوهش‌های مرتبط با جنوبگان (SCAR) را هم عهده‌دار است؛ کمیته‌ای که در سال ۱۹۵۸میلادی با هدف مدیریت پژوهش‌های بین‌المللی این منطقه تأسیس شد.

مالون کنیکوت: در بحث زمین‌گرمایی، جنوبگان مثل پیش‌مرگ و زنگ خطر زمین و به‌گونه‌ای نقش ترموستات سیاره‌مان را بازی می‌کند. مناطق قطبی، در قبال مخاطرات ناشی از زمین‌گرمایی، حساس‌ترین مناطق زمین هستند و به سرعتْ عکس‌العمل نشان می‌دهند. به‌طوریکه جنوبگان، هر اتفاقی را که به تبع زمین‌گرمایی به روی خود ببیند، آن را دیر یا زود و به شیوه‌هایی که ندرتاً احساسش می‌کنیم، در باقی نقاط سیاره‌مان هم خواهیم دید.

 

جنوبگان، علی‌رغم مساحتی بیش از دو برابر خاک ایالات متحده، نه از هیچ شهر و دولتی میزبانی می‌کند و نه حتی ساکن دائمی دارد. همه مسافرین این منطقه، بازدیدکنندگان موقتی‌ هستند که یا دانشمندند، یا پرسنل پشتیبان دانشمندان و یا گردشگر. این قاره سردترین، خشک‌ترین و بادخیزترین منطقه زمین، و تنها قاره‌ای‌ست که منطقه زمانی ندارد.

کنیکوت می‌گوید: “معاهده جنوبگان طی پنجاه سال گذشته عملکرد خوبی داشته، ولی ما نیازمند هم‌اندیشی مجددی هستیم تا بفهمیم که چگونه به نحو مطلوبی می‌شود این قاره را از دامنه مخاطرات فزاینده‌ای که تهدیدش می‌‌کنند، حفظ کرد. این معاهده به هچکس اجازه استخراج نفت یا گاز را نمی‌دهد، اما امکان نقض آن در سالیان آینده وجود دارد. شرکت‌های تولید انرژی، تاکنون رغبت چندانی به کاوش سرزمین‌های جنوبی سیاره‌مان نشان نداده‌اند، چراکه اوضاع سخت محیطی، فاصله‌ای که تا بازار عرضه وجود دارد و همچنین نبود فناوری‌هایی لازم، این کار را به تجارتی سخت و گران بدل کرده. در دهه ۶۰ [میلادی]، اکثر افراد گمان می‌کردند که حفاری در حوزه شمال آلاسکا به صرفه نیست؛ حال‌آنکه ظرف کمتر از ۳۰ سال، این منطقه به یکی از برجسته‌ترین ذخایر نفت جهان بدل شده است. امروزه حفاری در اعماق آب‌ها کار رایجی در جهان شده و فناوری‌های تکمیلی ِ فرآوری نفت از لایه‌های زیرسطحی هم به سرعت در حال پیشرفت‌اند. لذا موانع پیشین شاید پشت سر گذارده شوند و این در آینده‌ای نه‌چندان دور، حال جنوبگان را وخیم‌تر خواهد کرد”.

کنیکوت همچنین می‌افزاید که ذوب یخچال‌های چندین نقطه از این قاره، خطری‌ست که باید آن را جدی گرفت. “در خلال خبرهای هفته پیش، گزارشی وجود داشت مبنی بر اینکه ارتفاع سطح آب سواحل شرقی ایالات متحده، با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه که پیش‌بینی می‌شده در حال افزایش است. همچنان که سیاره‌مان گرم می‌شود و صفحات غول‌آسای یخی می‌شکنند و آب می‌شوند، ارتفاع سطح آب دریاهای زمین هم نه فقط در آمریکا، که در سرتاسر دنیا می‌تواند افزایشی چشمگیر داشته باشد. در مباحثات جاریِ مربوط به معضل زمین‌گرمایی و رشد ارتفاع سطح آب دریاها، از صفحات یخی جنوبگان به عنوان «غول‌های خفته» یاد می‌شود. دانشمندان هنوز درک درستی از زمان و نحوه بیداری این غول‌ها در آینده، که به بالاتر آمدن سطح دریاها خواهد انجامید، ندارند”. وی همچنین می‌افزاید اگر آن مکتشفینی که برای نخستین بار این منطقه را بالغ بر ۱۰۰ سال پیش از نظر گذراندند، امروز هم ببینندش، از وسعت تغییراتِ پدیدآمده حیرت‌زده می‌شدند.

  

مثلاً ثابت شده که بیش از ۳۰۰ دریاچه زیریخچالی در جنوبگان وجود دارد که وسعت برخی‌شان پهلو به وسعت دریاچه‌های بزرگ زمین می‌زند؛ در برخی مناطق ِ این قاره هم صفحات یخی، مثل رودخانه به سمت اقیانوس جاری‌اند. تعدد گردشگران و روند رو به رشد سفرهای تحقیقاتی به منطقه هم حکایت از این دارد که چشم‌انداز حضور دائمی انسان در جنوبگان، آنقدرها هم دور از انتظار نیست. کنیکوت می‌گوید: “تمام این نگرانی‌ها، چالش‌های خطیری را در برابر کوشش‌هایی که به‌منظور حفظ و حراست از این قاره صورت گرفته، مطرح کرده‌اند”. “حرف آخر اینکه ما نیازمند کسب اطمینان از این مسأله‌ایم که آیا معاهدات و شیوه‌های کنونی که به‌عنوان تدبیر و واکنشی در قبال این مخاطرات عمل می‌کنند، هیچ استقامت کافی برای یک تمدید پنجاه‌ساله را دارند؟ و آیا سیاست‌های کنونی، قاره جنوبگان را به همان اندازه‌ که آن را برای آیندگان‌مان می‌خواهیم و بدان‌ها بدهکاریم، حفظ و حراست کرده‌اند؟

جنوبگان منطقه ای مناسب برای پژوهش در موضوعات زیستی و تحقیقات اقیانوس شناسی به شمار می آید

با پیوستن به معاهده جنوبگان، تحقیقات اقیانوس شناسی، هوا فضا، نجوم، مغناطیسی، پزشکی و فنی، نساجی به راحتی در این منطقه صورت می گیرد.  (جنوبگان) از جهات مختلفی از جمله دور بودن آن حائز اهمیت است و ایران در حال حاضر در پی فراهم آوردن شرایطی است که بتواند به دورترین نقطه گیتی سفر و پژوهش و بررسی زیادی را از لحاظ اقیانوس شناسی انجام دهد. جنوبگان به دلیل منابع کانی و بیش از ۱۵۰ ماده معدنی، نفت و سایر مشتقات و حتی فلزات از نظر علمی و پژوهشی برای  مطالعات  اهمیت بالایی دارد.

 وسعت جنوبگان از اروپا بزرگتر و آفریقا کوچکتر است و در مجموع قاره ای است که ، مرتفعترین و سحرآمیزترین نقطه از جهان را به دلیل دسترسی و میزان اندک دانش بشر به خود اختصاص داده است.

جنوبگان محل مناسبی برای تحقیقات اقیانوس شمالی، علوم زمین، هوافضا، ماهواره، نجوم، مغناطیسی، پزشکی و حتی نساجی است.  مذاکره کشورهای عربی برای ایجاد پایگاه در قطب جنوب در حال انجام است

 هندوستان با ۴ پایگاه و آرژانتین چند پایگاه در جنوبگان دارند، چنانچه پاکستان تنها کشوری است که یک پایگاه در جنوبگان داشته و مالزی و ترکیه به این معاهده پیوسته اند اما پایگاهی در جنوبگان ندارند.

 وی افزود: برخی از کشورهای عربی در حال مذاکره برای ایجاد پایگاه در قطب جنوب هستند بنابراین باید تمام تلاش خود را برای پیوستن به این معاهده انجام دهیم تا مانند معاهده شمالگان که بعد از مدتی تعداد کشورهای عضویت را محدود کرده اند و نتوانستیم در این معاهده شرکت کنیم رخ ندهد.

 سازمان اقیانوس شناسی ایران در صدد ایجاد کلبه پزوهشی در قطب جنوب است.

بر اساس ماده ۱۶ پروتکل الحاقی حفاظت از محیط زیست به معاهده جنوبگان ، دولت های عضو پروتکل خود را متعهد کرده اند که قواعد و تدابیر مربوط به مسوولیت مدنی خسارات ناشی از اقداماتی را که در حوزه معاهده جنوبگان انجام می شوند،کنوانسیون تنظیم اقدامات راجع به منابع معدنی جنوبگان (کرامرا ) که هنوز لازم الجرا نشده است ، این مسوولیت را مقرر نموده بر اساس ماده ۸ ، هر کارپرداز و اپراتور در خصوص خساراتی که به محیط زیست جنوبگان یا اکوسیستم های وابسته یا پیوسته به آن وارد نماید ، به طور مطلق مسوول می باشد .

در اسفند ۱۳۹۱ اظهارات یک مقام نظامی ایران برای حضور در قطب جنوبگان بازتاب گسترده ای داشت این اولین بار بود که از یک مقام نظامی ایران  این حرف شنیده می شد و حرف درستی هم هست اما قبلا در مراکز دانشگاهی بحث رژیم حقوقی آبهای بین المللی و قطب جنوبی بسیار بحث شده است  قطب جنوب نیز مانند آبهای آزاد در حاکمیت هیچ کشوری نیست و هیچ کشوری نمی توان بخشی از آن را تصاحب کند اما می توان تاسیسات علمی و پژوهشی ایجاد نمود.

این چیزی است که ما در مباحث دانشگاهی همواره دنبال آن بودیم امیدواریم ایران  ایجاد پایگاههای تحقیقاتی را در قطب جنوب جدی بگیرد و در سواحل فقیر مکران نیز یک شهر مدرن توریستی بنام مکران  و یا به نام مگان  ایجاد کند نام سواحل جنوبی ایران از هر مز تا رود سند مکران نام داشته است.

با اشاره به موقعیت سواحل مکران در مجاورت آب‌های آزاد ایران از این سواحل دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد و بدون وجود هیچ خشکی در سر راه به قطب جنوب دارد و می‌تواند طبق قوانین بین‌المللی در بخشی از قطب جنوب ادعای حضورداشته باشد.»  (ادعای حاکمیت غلط است) می توان حضور داشت.

سواحل مکران در جنوب شرقی ایران و در مجاورت دریای عمان واقع شده است. این سواحل بخشی از استان سیستان و بلوچستان ایران است که از فقیرترین مناطق کشور محسوب می‌شود در حالی که بندر چابهار در این استان از مناطق آزاد بازرگانی است و در سال‌های اخیر تبلیغات بسیاری درباره آن انجام شده است.

 مقام ایرانی ضمن تایید عدم توسعه این منطقه ساحلی گفت: «متاسفانه سواحل کشور ما کم‌تراکم‌ترین، فقیرترین و دارای کمترین زیرساخت و امکانات بهداشتی و درمانی است. سواحل مکران با طول ۷۰۰ کیلومتر و پس‌کرانه خوب فرصت‌های ارزشمندی برای توسعه کشور دارد، سواحلی که بسیاری از کشورها حسرت یک کیلومتر آن را می‌خورند.» این مقام نظامی در ادامه سخنان خود به حضور سپاه پاسداران در جنوب شرقی ایران و منطقه سیستان و بلوچستان اشاره کرد و گفت که سپاه از پنج سال قبل مسئولیت‌ این منطقه را بر عهده گرفته است. به گفته او، نیروهای مسلح ایران «دو سه شهر بزرگ» در این منطقه ایجاد می‌کند که «بزرگ‌تر» از چابهار و بندر جاسک خواهد بود.

پیش از این، فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران نیز گفته بود که نیروهای نظامی ایران قصد احداث یک پایگاه جدید دریایی نظامی در شهر پسابندر استان سیستان و بلوچستان را دارند.

دکتر محمدعجم

منبع: معاهده جنوبگان – شورای شمالگان

http://parssea.org/?p=1310

اقیانوس هند سوّمین اقیانوس بزرگ جهان و اتحادیه همکاریهای منطقه ای کشورهای حاشیه اقیانوس هند، IOR-ARC

هندوستان در قطب جنوب و شمال فعال می شود.

هند و قطب شمال 

Arctic region, the enormous area around the North Pole spreading over one-sixth of the earth’s landmass (approximately the size of Russia, China and India put together!), is increasingly being effected by external global forces – environmental, commercial and strategic and in turn is poised to play an increasingly greater role in shaping the course of world affairs.

By far Climate Change and the resultant rapid melting of the Arctic Ice cap is the most important phenomenon that is redefining the global perspective on the Arctic. Current scientific consensus indicates the Arctic may experience nearly ice free summers as early as 2030’s opening up enormous opportunities as well as challenges not only for the littoral states but also the international community as a whole. While the attraction of Arctic oil and gas reserves, unexploited marine living resources and shorter shipping routes connecting the Pacific and the Atlantic Oceans is undeniable, the adversarial impact of melting Arctic Ice cap on the indigenous communities, the marine ecosystems and aggravation of global warming is equally undeniable.

Antarctica, though uninhabited, is governed by the 1959 Antarctic Treaty ensuring that it is used for exclusively peaceful purposes. There is no similar international regime for the Arctic. This was perhaps because of the particular characteristics of the Arctic but also because of the Cold War. In the Post Cold War era a move towards cooperative arrangements for managing the Arctic region led the establishment of Arctic Council.

The Arctic Council is a high level intergovernmental body set up in 1996 by the Ottawa declaration to promote cooperation, coordination and interaction among the Arctic States together with the indigenous communities and other Arctic inhabitants. The Council has the eight circumpolar countries (Norway, Sweden, Finland, Iceland, Denmark (Greenland and Faroe Islands), Canada, US and Russia) as member states and is mandated to protect the Arctic environment and promote the economies and social and cultural well-being of the indigenous peoples whose organizations are permanent participants in the council. Observer status in the Arctic Council is open to Non-governmental organizations, Non-littoral states as well as to Intergovernmental and Inter-Parliamentary organizations. With 6 new countries inducted as observers in May 2013 the Arctic Council currently has 12 observers.

The Council members meet biannually and the Chairmanship if the Arctic Council rotates every two years. There are six working groups a) Arctic Contaminants Action Program (ACAP); Arctic Monitoring and Assessment Programme (AMAP); (c) Conservation of Arctic Flora and Fauna (CAFF);(d) Emergency Prevention, Preparedness and Response (EPPR); (e)Protection of the Arctic Marine Environment (PAME); and (f) Sustainable Development Working Group(SDWG). On the agenda of the Arctic Council are issues relating to shipping regulations, maritime boundaries, search and rescue responsibilities and to devise strategies to mitigate the adversarial impact of the melting of Arctic ice cap.

India and the Arctic

India’s engagement with the Arctic dates back to nearly nine decades when it signed the ‘Treaty between Norway, US, Denmark, France, Italy, Japan, the Netherlands, Great Britain and Ireland and the British overseas Dominions and Sweden concerning Spitsbergen’ also called the ‘Svalbard Treaty’ in February 1920 in Paris.

India has been closely following the developments in the Arctic region in the light of the new opportunities and challenges emerging for the international community due to global warming induced melting of Arctic’s ice cap. Today India’s interests in the Arctic region are scientific, environmental, commercial as well as strategic.

India initiated its Arctic Research Program in 2007 with thrust on climate change in the circumpolar north. The major objectives of the Indian Research in Arctic Region are as follows:

  • To study the hypothesized tele-connections between the Arctic climate and the Indian monsoon by analyzing the sediment and ice core records from the Arctic glaciers and the Arctic Ocean.
  • To characterize sea ice in Arctic using satellite data to estimate the effect of global warming in the northern polar region.
  • To conduct research on the dynamics and mass budget of Arctic glaciers focusing on the effect of glaciers on sea-level change.
  • To carry out a comprehensive assessment of the flora and fauna of the Artic vis-àvis their response to anthropogenic activities. In addition, it is proposed to undertake a comparative study of the life forms from both the Polar Regions.

images/Himadri.jpg
India launched its first scientific expedition to the Arctic Ocean in 2007 and opened a research base named “Himadri” at the International Arctic Research Base at Ny-Alesund, Svalbard, Norway in July 2008 for carrying out studies in disciplines like Glaciology, Atmospheric sciences & Biological sciences. India has also entered into MOU with Norwegian Polar Research Institute of Norway, for cooperation in science, as also with Kings Bay (A Norwegian Government owned company) at Ny-Alesund for logistic and infrastructure facilities for undertaking Arctic research and maintaining Indian Research base ‘Himadri’ at Arctic region.

A number of scientists from different national institutions have participated in our Arctic programme. A sum of over US$12million has been committed for financial investments in Arctic Studies for the next 5 years. India was elected to the Council of the International Arctic Science Committee (IASC) in 2012.

It is in recognition of this contribution to Arctic Studies that India’s application for Observer Status in 2012 received widespread support from all member countries and India was granted observer status to the Arctic Council at the Eighth Biennial Ministerial meeting of the Arctic Council in Kiruna, Norway on May 1, 2013 under the Chairmanship of Sweden.

The impact of rapid changes in the Arctic region goes beyond the littoral states and any legitimate and credible mechanism to respond to these challenges calls for active participation of all those actors who have a stake in the governance of global commons. The interplay between science and policy has the potential to contribute to the better handling of the complex issues facing the Arctic. India which has a significant expertise in this area from its association with the Antarctic Treaty System can play a constructive role in securing a stable Arctic. India in its new role as a permanent observer in the Arctic Council is committed to contribute to the deliberations of the council to develop effective cooperative partnerships that can contribute to a safe, stable and secure Arctic.

Read More:
Arctic Council
National Centre for Antarctic and Ocean Research

عربستان سعودی از ده ها سال پیش از گروه های تندرو إرهابی پشتیبانی می کند.

 روزنامه اردو زبان عوام:

جنگ  سوریه، در واقع جنگی بین ایران و عربستان سعودی می باشد:

روزنامه اردو زبان عوام به نقل از خبرگزاری پی.اس.آی از دبی نوشت،

در منازعه سوریه کشورهای دیگر نیز وارد صحنه شده اند. این کشورها به منظور گسترش نفوذ خود در این کشور این منازعه را به یک نزاع منطقه ای و بین المللی تبدیل نموده اند. کشور سوریه در حال حاضر درگیر منازعات مختلفی می باشد. جنگ داخلی در این کشور حدود دو سال پیش آغاز گردید و بلافاصله پس از آن کشورهای دیگر نیز وارد شدند.

علاوه بر کشورهای غربی چند كشور دیگر از جمله روسیه، ترکیه، عربستان، قطر و ایران علاقه ویژه ای به این منازعه نشان داده اند. سه کشور عربستان، ایران و قطر جهت ایجاد برتری در این منطقه درگیر جنگ غیرمستقیمی می باشند. اختلاف عقیده بین پیروان مذاهب شیعه، سنی و علوی برخوردار از اهمیت فرعی هستند. سوریه برای ایران از ارزش راهبردی برخوردار می باشد. در کل جهان عرب فقط دولت اسد متحد واقعی ایران بوده است. گفته می شود که بین سوریه، تهران و حزب الله لبنان ارتباط مهمی وجود دارد. تهران، دمشق و حزب الله خود را جبهه محکمی در برابر اسرائیل تصور می کنند. عربستان و قطر به منظور کم کردن نفوذ ایران سرگرم گسترش نفوذ خود در این منطقه هستند. چنانچه دولت دمشق از بین برود، ایران به شدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

به همین دلیل است که این دو کشور پادشاهی از شورشیان سوریه حمایت می کنند. این دو کشور در لبنان و عراق نیز علیه ایران اقدامات انجام می دهند.

به گفته یک کارشناس آلمانی، این دو دولت به منظور تضعیف ایران در این منطقه سیاست های مختلفی را اتخاذ نموده اند.

عربستان سعودی از ده ها سال پیش از گروه های افراطی و سلفی سنی پشتیبانی می کند. البته بسیاری از داوطلبان سعودی که به افغانستان برای مبارزه رفته بودند بعد از بازگشت از افغانستان، دولت عربستان را دشمن جدید خود تلقی می کنند و بنا بر این دولت عربستان نسبت به این مبارزین بسیار محتاطانه عمل می کند. اکنون بسیاری از مبارزین سعودی راهی سوریه شده اند. محران کامرادا، استاد رشته علوم سیاسیات دانشگاه جورج تاون دوحه، گفت که قطر در این بازی بعنوان بازیکن جدیدی وارد شده است. قطر تا به حال فاقد تجربه ارسال سلاح و مبارز به کشور دیگری می باشد و به همین دلیل میزان کمک این کشور به شورشیان سوریه معتدل نیست. گفته می شود که ایران از دولت دمشق از هر جهت حمایت می کند. اپوزیسیون سوریه تهران را به ارسال سلاح و اعزام نیروهای سپاه پاسداران به سوریه متهم نموده است. بعلاوه، سازمان حزب الله به همراه نیروهای دولت سوریه با نیروهای اپوزیسیون می جنگد. از سوی دیگر کشورهای خلیج (فارس) به اپوزیسیون سوریه مقدار زیادی تسلیحات تأمین می نمایند. به گزارش رسانه های غربی قطر میلیون ها دلار را به اپوزیسیون سوریه پرداخت نموده است. تعدادی از پروازها با استفاده از حریم هوایی ترکیه تسلیحات را به شورشیان سوریه تأمین نموده اند.    

در همین رابطه:

در همین رابطه  : آشنایی با تشکیلات مخوف القاعده. حامیان القاعده و طالبان 

اعدام سربازان
صدها ویدئو از کشتارهای  گروه طالبانی النصره  در اینترنت منتشرشده است.
اما عربستا ن- قطر- ترکیه و اردن این گروه سلفی تکفیری را غیر مستقیم کمک نظامی می دهندد.

 

 

پیشنهاد ایران برای بیمه شرکتهای نفتی هند

خبرگزاری رویترز از منابع صنایع نفت نقل کرده ایران به هدف افزایش فروش نفت خام کشور پیشنهاد ارائه بیمه به شرکت های نفتی هند را مطرح کرده است. 

بنا به گزارش های خبری، تحریم های بین المللی ، صادرات نفت خام این کشور در سال ٢۰۱۲ را به نصف کاهش داده است و کاهش صادرات نفت برای ایران ماهانه ۵ میلیارد دلار ضرر مالی به همراه دارد.

تحریم های کشورهای غربی علیه ایران شرکت های نفتی و پالایشگاه های هند را وادار کرده است تا واردات نفت خام ایران را به طور چشمگیری کاهش دهند زیرا شرکت های بیمه هند دیگر روند انتقال نفت خام ایران به هند را تحت پوشش خدمات خود قرار نمی دهند.

در شرایطی که هند دومین خریدار بزرگ نفت ایران در سطح جهان محسوب می شود، میراپا مویلی، وزیر نفت هند پس از دیدار با رستم قاسمی، همتای ایران خود گفته است «آن ها (مقامات ایران) گفته اند می توانند شرکت های نفتی و پالایشگاه های ما را بیمه کنند».

رستم قاسمی، وزیر نفت ایران پس از این دیدار گفته است «ما گفتگوهای پرثمری داشتیم … جلسات ما در مورد بخش انرژی بودند».

آقای قاسمی به هدف افزایش صادرات نفت ایران به هند و سرمایه گذاری این کشور در بخش نفت و گاز این کشور به مدت سه روز به دهلی نو سفر کرده است.

دو شرکت نفتی «Hindustan PetroleumCorp» و «Mangalore RefineryPetrochemicals Ltd » به دلیل مشکلات اخذ بیمه از ماه آوریل خرید نفت ایران را متوقف کردند.

رویترز به نقل از منابع بازرگانی گزارش داده است هند در سال مالی جاری واردات نفت ایران را تا سقف ٢٦ و نیم درصد کاهش داد و در ماه آوریل انتقال محموله های نفت این کشور را به ۵٦ و نیم درصد کاهش داد.

از منابع صنایع نفت نقل شده است که آقای قاسمی به هدف افزایش صادرات نفت و رفع عدم توازن تجاری کشور پیشنهاد امضای توافق نامه تولید مشترک با شرکت های نفتی برای توسعه میدان نفتی «فرزاد ب» را با دولتمردان دهلی نو مطرح کرده است.

رویترز به نقل از منبع دیگری می نویسد ایران همچنین به هند پیشنهاد کرده است تا گاز ایران را به صورت مایع از طریق عمان وارد کند. ایران فن آوری مورد نیاز برای مایع کردن گاز در اختیار ندارد، بنابراین از هند خواسته است تا برای تبدیل گاز ایران به مایع از مسیر عمان استفاده کند.

وزیر نفت هند پس از دیدار با همتای ایرانی خود گفت طرفین نسبت به تداوم تجارت با یکدیگر ابراز تمایل کردند. 

بنا به گزارش رویترز، هند از ایران خواسته است تا به هدف رفع کمبودهای راهبردی این کشور در مناقصه های تامین نفت شرکت کنند.

اقیانوس هند و خلیج فارس به دریای رقابت اقتصادی تبدیل می شود.

 

 indian ocean

اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای حاشیه اقیانوس هند (به انگلیسی: Indian Ocean Rim-Association for Regional Cooperation یا IOR-ARC)‏ اساسا به عنوان ابتکار حاشیه اقیانوس هند شناخته می‌شد، یک سازمان بین‌المللی است که در سال ۱۹۹۷ با ابتکار هند و موریس آغاز به کار کرد.
تاسیس این سازمان در مارس ۱۹۹۵ در نشستی در کشور موریس که اکنون مقر این اتحادیه‌است، مورد تصویب قرار گرفت و بعدا در روزهای ۶و ۷ مارس ۱۹۹۷ رسما آغاز به کار کرد.

اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای حاشیه اقیانوس هند دارای ۱۹ کشور عضو از سه قاره آسیا، افریقا و اقیانوسیه می‌باشد که بیش از ۲ میلیارد نفر جمعیت جهان و ۲۰٫۵ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد. اهداف این سازمان مواردی همچون تقویت رشد پایدار و توسعه متوازن در منطقه و بین اعضای اتحادیه، تمرکز بر آن حوزه از همکاری‌های اقتصادی که حداکثر فرصت‌ها را برای منافع مشترک و منافع متقابل فراهم می‌کند و گسترش آزادسازی تجاری و حذف موانع موجود بر سر راه جریان‌های تجارت، سرمایه و فناوری در منطقه اقیانوس هند اعلام شده‌است. از لحاظ جغرافیایی، این اتحادیه وسعتی بیش از 5/20 میلیون کیلومتر مربع از سه قاره آسیا، آفریقا و اقیانوسیه را دربرگرفته و جمعیتی نزدیک به 2 میلیارد نفر را در خود جای داده است. استرالیا، هند، ایران و آفریقای جنوبی از وسیع‌ترین کشورهای اتحادیه و هند، اندونزی، بنگلادش و ایران نیز از پرجمعیت‌ترین کشورهای اتحادیه مذکور به شمار می‌آیند.
اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای کشورهای حاشیه اقیانوس هند بر پایه بهبود و تسریع همکاری‌های اقتصادی و گردهمایی نمایندگان دولت، تجار و دانشگاه‌ها بنا شده و با در نظر گرفتن اصل چندجانبه گرایی در جهت گسترش تفاهم و همکاری سودمند دوجانبه از طریق اجماع نظر، نگرش تکاملی و عدم مداخله جویی تلاش کرده و اصولی را در مورد تمامی دول عضو به کار خواهد بست.
اهداف کلی اتحادیه مذکور نیز برپایه آزادسازی تجاری، تقویت همکاری‌های آموزشی، تکنولوژیکی و ایجاد تسهیلات تجاری و سرمایه‌گذاری با هدف تقویت روابط تجاری و اقتصادی بین کشورهای عضو تعریف شده است. مهمترین پروژه‌های همکاری بین اعضا، ایجاد واحد حمایت از شیلات در خصوص همکاری در زمینه ماهیگیری و آبزیان، توسعه گردشگری، تشکیل شورای حمل و نقل دریایی، ایجاد مرکز علوم و انتقال فناوری است.
همچنین موضوع همکاری اعضا در خصوص منابع آلودگی اقیانوس هند، حفاظت محیط زیست و ذخایر اقیانوس هند، توسعه تجارت و سرمایه‌گذاری، انرژی، ایجاد پارک‌های فناوری مطرح است.

ساختاراتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای حاشیه اقیانوس هند نیز عبارتند از:

شورای وزیران که هر دوسال یکبار تشکیل جلسه می‌دهد Council of Ministers (COM)
کمیته مقامات ارشد Committee of Senior Officials (CSO)
مجمع تجاری حاشیه اقیانوس هند Indian Ocean Rim Business Forum (IORBF)
گروه آکادمیک حاشیه اقیانوس هندIndian Ocean Rim Academic Group (IORAG)
کارگروه تجارت و توسعه Working Group on Trade and Investment (WGTI)
ستاد عالی اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای حاشیه اقیانوس هندIOR-ARC High Level Task Force
اعضای اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای حاشیه اقیانوس هند به دو دسته اعضای اصلی و اعضای ناظر و طرف گفتگو تقسیم می‌شوند.

شورای وزیران
متشکل از وزیران کشورهای عضو که ریاست آن هر دو سال یک بار تغییر می‌کند و به طور معمول هر سال تشکیل می‌شود.
ایران از سال 2005 به مدت 2 سال ریاست دوره‌ای اتحادیه را بر عهده داشت. با توجه به ریاست موفق ایران بر اتحادیه و همچنین مشکلات یمن برای میزبانی، ریاست ایران برای یک سال دیگر تمدید شد و هشتمین نشست اتحادیه در آوریل 2008 در تهران برگزار شد.
نشست مقامات ارشد متشکل از معاونین وزرای خارجه
وظایف:
بررسی نحوه اجرای تصمیمات شورای وزیران
مشخص کردن اولویت‌ها در همکاری‌های اقتصادی
همکاری با مجمع تجاری، گروه دانشگاهی و گروه تجارت و سرمایه‌گذاری و بررسی نتیجه گزارش نشست گروه‌های سه‌گانه جهت ارائه به نشست شورای وزیران
بررسی و تأیید پروژه‌هایی که نیاز به حمایت مالی صندوق ویژه اتحادیه دارد.
نشست روسای هیئت‌های دیپلماتیک

این نشست بیشتر در پرتوریا برگزار می شود
با توجه به ضرورت پیگیری توافقات، طرح‌ها و پروژه‌های همکاری در سطح اتحادیه، پیشنهاد تشکیل و برگزاری نشست گروه کاری سفراء کشورهای عضو اتحادیه در پرتوریا مورد تصویب قرار گرفت.
معاون وزیر خارجه ریاست دوره‌ای اتحادیه، مسئولیت ریاست این نشست را بر عهده دارد.
برخی از پروژه‌ها (مانند راهکارهای تقویت دبیرخانه) به صورت موردی در کمیته فرعی این نشست مورد بررسی قرار می‌گیرد.
مجمع تجاری

متشکل از بخش‌های خصوصی و نهادهای اقتصادی است.
به عنوان یک بازوی مشورتی و اجرایی، نظریات بخش‌های خصوصی را برای توسعه بیشتر همکاری‌های اقتصادی بین شرکت‌ها به اجلاس مقامات ارشد و نهایتاً اجلاس وزراء ارائه می‌دهد.
اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران مسئولیت پیگیری پروژه‌های این کمیته را عهده‌دار است.
مهمترین پروژه های مطروحه در این گروه:
توسعه گردشگری، تقویت خطوط کشتیرانی، توسعه همکاری در بخش IT، توسعه تجارت بین اعضا،
گروه آکادمیک

متشکل از افراد دانشگاهی و نمایندگان بخش‌های آموزشی، پژوهشی است. با هدف تقویت کار تحقیقاتی در بین اعضا شکل گرفته است.
وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مسئولیت پیگیری و اجرای برنامه‌ها و پروژه‌های این گروه را بر عهده دارد. مسئولیت برگزاری نشست تبادل دانشگاهی یا UMIOR را نیز بر عهده دارد.
مهمترین پروژه‌های این گروه:
مطالعه منابع آلودگی اقیانوس هند، توسعه مدیریت آموزشی، انتقال تکنولوژی، کاهش بلایای طبیعی، مدیریت مناطق ساحلی و پیگیری نتایج نشست تبادل دانشگاهی
گروه کاری تجارت و سرمایه‌گذاری

متشکل از نمایندگان دولتی از بخش‌های بازرگانی کشورهای عضو است. وزارت بازرگانی مسئولیت پیگیری و اجرای برنامه‌ها و پروژه‌های این گروه را برعهده دارد.
مهمترین پروژه‌های مطروحه در این گروه:
موافقتنامه تجارت ترجیحی (PTA)، حمایت از بخش شیلات، ترتیبات تسویه پرداخت‌ها (CPA)، رژیم‌های سرمایه‌گذاری، همکاری‌های گمرکی، توسعه استاندارد، مبارزه با آنفولانزای پرندگان و ایجاد بانک مشترک بین اعضا
دبیرخانه. مقر دبیرخانه اتحادیه در بندر لوئیس، پایتخت کشور موریس قرار دارد.
تصدی پست مدیر اجرایی دبیرخانه اتحادیه از ابتدای تأسیس تا کنون کایلش روحی (موریس)، دوداسلال دوسوروث (موریس)، شمس الدین (سریلانکا) و سرمدی تا آبان ماه 1390 و اکنون باغیرت (هند) بوده‌اند.
صندوق ویژه:طرح‌های مطالعاتی پروژه‌ها که مورد تأیید کمیته مقامات ارشد قرار گرفته، می‌توانند از امکانات این صندوق بهره‌مند شوند.
مراکز زیر نظر اتحادیه

مرکز منطقه‌ای علوم و انتقال تکنولوژی (RCSTT)
این مرکز در سال 2008 با انعقاد یادداشت تفاهم بین دولت جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اقیانوس هند و با هدف ارتقاء‌ سطح فناوری‌های نو و تبادل دانش و تجربیات بین کشورهای عضو ایجاد و در تهران تاسیس شد.
واحد حمایتی ماهیگیری (FSU) مقر آن در مراحل تاسیس در عمان است.
مرکز منطقه ای دریانوردی
این واحد نیز از مصوبات اتحادیه برای استقرار در عمان می‌باشد که هنوز اجرایی نشده است.
کشورهای عضو

عبارتند از: آفریقای جنوبی، هندوستان، جمهوری اسلامی ایران، سنگاپور، مالزی، اندونزی، تایلند، سریلانکا، استرالیا، امارات متحده عربی، عمان، یمن، بنگلادش، کنیا، موریس(مقر اتحادیه)،تانزانیا، ماداگاسگار، موزامبیک، سیشیل. کشورهای چین، ژاپن، مصر، انگلستان و فرانسه از اعضای ناظر و طرف گفتگو اتحادیه هستند.
اعضای اتحادیه:
استرالیا مارس ۱۹۹۵
بنگلادش مارس ۱۹۹۹
هند مارس ۱۹۹۵
اندونزی سپتامبر ۱۹۹۶
ایران مارس ۱۹۹۹
کنیا مارس ۱۹۹۵
ماداگاسکار سپتامبر ۱۹۹۶
مالزی سپتامبر ۱۹۹۶
موریس مارس ۱۹۹۵
موزامبیک سپتامبر ۱۹۹۶
عمان مارس ۱۹۹۵
سیشل November 2011
سنگاپور مارس ۱۹۹۵
آفریقای جنوبی مارس ۱۹۹۵
سری‌لانکا مارس ۱۹۹۶
تانزانیا سپتامبر ۱۹۹۶
تایلند مارس ۱۹۹۹
امارات متحده عربی مارس ۱۹۹۹
یمن سپتامبر ۱۹۹۶
طرفهای گفتگو
کشورهای چین، ژاپن، مصر، انگلستان و فرانسه از اعضای ناظر و طرف گفتگو اتحادیه هستند:
چین
مصر
فرانسه
ژاپن
بریتانیا

آمریکا
هدف‌ها و آرمان

توسعه پایدار To promote sustainable growth and balanced development of the region and Member States
همکاری‌های اقتصادی To focus on those areas of economic cooperation which provide maximum opportunities for development, shared interest and mutual benefits
بر طرف سازی مانع‌های میان کشورها To promote liberalisation, remove impediments and lower barriers towards a freer and enhanced flow of goods, services, investment, and technology within the Indian Ocean rim.
کوشش‌ها

کشورهای عضو در زمینه‌های مختلف حمل ونقل دریایی، شیلات، تجارت و سرمایه گذاری، علوم و انتقال فناوری، مدیریت ریسک، گردشگری با همدیگر همکاری می‌نمایند.
تاکنون سه مرکز منطقه‌ای وابسته به اتحادیه شامل:
مرکز علوم و انتقال فناوری در تهران،
واحد حمایت از ماهیگیری
شورای حمل ونقل دریایی در عمان شروع به‌کار کرده‌است.
این اتحادیه به انتشار اطلاعات در خصوص رژیم‌های تجاری و سرمایه گذاری اعضا با هدف کمک به فهم بهتر فرصت‌های سرمایه گذاری در درون این منطقه توسط تجار و صنعتگران اقدام می‌کند.
اهداف این سازمان مواردی همچون تقویت رشد پایدار و توسعه متوازن در منطقه و بین اعضای اتحادیه، تمرکز بر آن حوزه از همکاری‌های اقتصادی که حداکثر فرصت‌ها را برای منافع مشترک و منافع متقابل فراهم می‌کند و گسترش آزادسازی تجاری و حذف موانع موجود بر سر راه جریان‌های تجارت، سرمایه و فناوری در منطقه اقیانوس هند اعلام شده‌است.
فعالیت‌های اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای حاشیه اقیانوس هند برای همکاری شامل چندین پروژه و برنامه‌های کاری موضوعی است که توسط کشورهای عضو با هدف منافع مشترک انجام می‌شود. این برنامه‌ها تحت نظر سه کارگروه تجارت و سرمایه گذاری، مجمع تجاری حاشیه اقیانوس هند و گروه آکادمیک حاشیه اقیانوس هند قرار دارد.
آخرین تحولات

سیشل در سال ۱۹۹۹ به عضویت در آمد ولی ۲۰۰۳ خارج شد و مجددا در ۲۰۱۱ هموند گردید.
در دوازدهمین اجلاس شورای وزیران اتحادیه 8 تا 12 آبان ماه 1391 در شهر گورگائون (دهلی) کمور سال 2012 عضو رسمی گردید و آمریکا شریک گفتگو شد. یازدهمین اجلاس شورای وزیران امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای حاشیه اقیانوس هند ۲۴ آبان ۱۳۹۰ باحضور هیات ایرانی(به سرپرستی معاون حقوقی بین المللی وزارت خارجه) در شهر بنگلور هند برگزار شد. در اجلاس اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای حاشیه اقیانوس هند که با حضور وزرا و مقامات ارشد ۱۹ کشور عضو و ۵ کشور عضو ناظر طرف گفتگوی اتحادیه برگزارشد، مرتضی سرمدی دبیر کل ایرانی اتحادیه پس از سه سال پست خود را به دبیر کل جدید بهاجی رات از هند واگذار کرد. قانون عضويت دولت جمهوري اسلامي ايران در اتحاديه همكاري منطقه‌اي كشورهاي حاشيه‌ اقيانوس هند» كه در جلسه علني روز يكشنبه مورخ نهم بهمن ماه يكهزار و سيصد و نود مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 26/11/1390 به تاييد شوراي نگهبان رسيده و طي نامه شماره 74700/173 مورخ 9/12/1390 مجلس شوراي اسلامي واصل و جهت اجراء ابلاغ گردیده است.

 

اتحاديه همكاريهاي منطقه اي كشورهاي حاشيه اقيانوس هند  

 

اتحاديه همكاريهاي منطقه اي كشورهاي حاشيه اقيانوس هند، IOR-ARC شامل 19 عضو متشكل از كشورهاي استراليا، بنگلادش، هند، اندونزي، جمهوري اسلامي ايران، كنيا، ماداگاسكار، مالزي، موريس، موزامبيك، سيشيل، عمان، سنگاپور، آفريقاي جنوبي، سريلانكا، تانزانيا، تايلند، امارات متحده عربي و يمن مي باشد و 5 كشور چين، مصر، ژاپن، انگليس و فرانسه نيز به عنوان طرف گفتگو با اتحاديه همكاري مي نمايند و سازمان توريسم اقيانوس هند نيز عضو ناظر اين اتحاديه مي باشد.

از لحاظ جغرافیایی، این اتحادیه وسعتی بیش از 5/20 میلیون کیلومتر مربع از سه قاره آسیا، آفریقا و اقیانوسیه را دربرگرفته و جمعیتی نزدیک به 2 میلیارد نفر را در خود جای داده است. استرالیا، هند، ایران و آفریقای جنوبی از وسیع ترین کشورهای اتحادیه IOR-ARC، و هند، اندونزی، بنگلادش و ایران نیز از پرجمعیت ترین کشورهای اتحادیه مذکور به شمار می آیند.

اصول عمده و اهداف کلی حاکم بر اتحادیه IOR-ARC

اتحادیه IOR-ARC بر پایه بهبود و تسریع همکاریهای اقتصادی و گردهمایی نمایندگان دولت، تجار و دانشگاهها بنا شده و با در نظر گرفتن اصل چندجانبه گرایی در جهت گسترش تفاهم و همکاری سودمند دوجانبه از طریق اجماع نظر، نگرش تکاملی و عدم مداخله جویی تلاش نموده و اصولی را در مورد تمام دول عضو بکار خواهد بست  مهمترین آنها عبارتند از:   – احترام به حفظ تمامیت ارضی، استقلال سیاسی و حاکمیت کشورهای عضو، عدم مداخله در امور یکدیگر، همزیستی مسالمت آمیز و رعایت منافع متقابل.

– گردهمایی نمایندگان دولتها و تجار و دانشگاهیان با تأکید بر تقویت روحیه  چندجانبه گرایی که منافع اعضاء برپایه اصل اجماع تضمین شده باشد؛

– در چارچوب اتحادیه یادشده، دول عضو اقدامات کافی به منظور ارتقاء و دستیابی به اهداف را دنبال خواهند کرد و از اتخاذ اقدامات مغایر با اهداف و فعالیتها اجتناب خواهند نمود.

اهداف کلی اتحادیه مذکور نیز برپایه آزادسازی تجاری، تقویت همکاریهای آموزشی، تکنولوژیکی و ایجاد تسهیلات تجاری و سرمایه گذاری با هدف تقویت روابط تجاری و اقتصادی مابین کشورهای عضو تعریف شده است.

ساختار و تشکیلات اتحادیه:

1- شورای وزيران: مهمترين واحد تصميم گيري مي باشد که رياست آن هر دوسال يكبار تغيير مي كند. اجلاس شوراي وزيران- مرکب از وزيران خارجه کشورهای عضو- به طور معمول  هر  سال تشكيل مي‌گردد. اولين اجلاس وزراء در تاريخ 6 مارس 1997 در موريس و دومين اجلاس  آن در ماه مارس 1999 در موزامبيك تشكيل گرديد. از سال 2005 به مدت سه سال رياست دوره اي اتحاديه  بر عهده جمهوری اسلامی ایران بوده که ششمين، هفتمين و هشتمین نشست شورای وزیران اتحادیه، در فوریه 2006 ، مارس 2007 و می 2008 در تهران برگزار شد. نهمین و دهمين اجلاس شورای وزیرانبه ترتيب  در 25 ژوئن 2009 ( 4 تیر ماه 1388) و 5 اوت 2010 (14 مرداد 1389 ) در صنعا برگزار گردید. یازدهمین اجلاس شورای وزیران در تاریخ 15 نوامبر2011 ( 24 آبان ماه 1390 ) در بنگلور هند برگزار گرديد و رياست اتحاديه از يمن به هند واگذار شد. استرالیا در سالهای 2011 و 2012 به عنوان همکار رئیس دوره ای می باشد و در سال 2013 ریاست اتحادیه را بعهده خواهد گرفت.

2- كميته مقامات ارشد: این کمیته  شامل نمايندگان رسمي كشورهاي عضو (معاونین وزرای خارجه) مي باشد که طبق اساسنامه اتحادیه، هر زمان كه مناسب تشخيص داده شود تشكيل مي گردد و به اموري چون بررسي نحوه اجراي تصميمات شوراي وزيران, مشخص نمودن اولويتها در همكاريهاي اقتصادي, همكاري با مجمع تجاري و گروه دانشگاهي و بالاخره تهيه گزارشهاي دوره اي به منظور ارائه به شوراي وزيران مي پردازد. تاکنون برگزاری اجلاس مقامات ارشد به صورت سالیانه بوده و در دهمین اجلاس وزرای اتحادیه در سال گذشته مقرر گردید در هر سال دو نشست مقامات ارشد اتحادیه برگزار گردد.

در نشست كميته فرعی مالی بهنگام برگزاری ششمین اجلاس شورای وزیران اتحاديه در اسفند 1384، تشكيل صندوق ويژه (Special Fund) جهت  كمك به اجرايي شدن فاز مطالعاتی پروژه ها و طرحهاي مطروحه در كميته هاي مختلف اتحاديه مورد تصویب قرار گرفت که کشورهای  عمان و هند هر كدام 50 هزار دلار و جمهوري اسلامي ايران نيز مبلغ 75 هزار دلار به صندوق  ويژه اختصاص   داده اند. هند در يازدهمين اجلاس شوراي وزيران يك ميليون دلار به صندوق ويژه اختصاص داد.

3- كميته هاي تخصصي

اتحادیه دارای سه رکن تخصصی میباشد که  توسط مراجع ملی داخلی کشورهای عضو مدیریت میشود و به شرح زیر می باشند:

الف) مجمع تجاري(IORBF):

متشكل از بخشهاي خصوصي و نهادهاي اقتصادي كشورهاي عضو مي باشد. اين مجمع به عنوان يك بازوي مشورتي و اجرائي، نظرات بخشهاي خصوصي را جهت توسعه بيشتر همكاريهاي اقتصادي بين شركتها به اجلاس مقامات ارشد و نهايتاً اجلاس  وزراء ارائه   مي دهد. اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران مسئوليت پيگيري پروژه هاي اين كميته را برعهده دارد.ترغیب تجارت و همکاریهای مربوط به تقویت ارتباط بین تجارکشورهای عضو از طریق ایجاد پایگاه اینترنتی اطلاعات مربوط به تجار و زمینه های تجاری، اطلاع رسانی برپایی نمایشگاههای تجاری در هریک از کشورهای عضو اتحادیه و پروژه همکاریهای مستقیم بین بانکی بین اعضاء از مهمترین پروژه های این کمیته می باشد. سال جاری هیجدهمین  نشست مجمع تجاری برگزار می شود.

ب) گروه دانشگاهی (IORAG)

وزارت علوم, تحقيقات و فناوري مسئوليت پيگيري و اجراي برنامه ها و پروژه هاي اين گروه را بر عهده دارد. گروه آکادميک مسئوليت برگزاری نشست تبادل دانشگاهی را نيز بر عهده دارد. مهمترین برنامه ها و پروژه های قابل طرح این گروه عبارتند از:

پروژه منابع آلودگی اقیانوس هند، انجام پروژه های مطالعاتی در زمینه تسهیل تجارت و ارتقای همکاریهای تکنولوژیکی با همکاری 5 کشور و به ریاست وزارت علوم و تبادل استاد و دانشجو.

پ) گروه كاري تجارت و سرمايه گذاري(WGTI)

گروه كاري تجارت و سرمايه گذاري يكي از اركان اتحاديه همكاريهاي منطقه اي كشورهاي حاشيه اقيانوس هند بوده و متشكل از نمايندگان دولتي از بخشهاي بازرگاني كشورهاي عضو مي‌باشد. وزارت صنعت، ‌معدن و تجارت  مسئوليت پيگيري و اجراي  برنامه ها و پروژه هاي اين گروه را برعهده دارد. برگزاری نشستهای کارشناسی به منظور نهایی سازی موافقتنامه تجارت ترجیحی میان اعضاء و ارائه فهرست اقلام عمده صادراتی کشورهای عضو جهت برخورداری از  ترجیحات تجاری، پروژه های مربوط به تسهیل همکاریهای شیلات و کشتیرانی میان کشورهای عضو و تشویق سرمایه گذاری، از جمله فعالیتها و  پروژه های مهم در این کمیته به شمار میرود.

ت)دبيرخانه:

دبيرخانه اتحاديه در بندر لوئيس، پايتخت موريس واقـــــع مي باشد.  تصدی پست دبيركل (دبیرخانه اتحادیه)  از ابتدای تأسیس تاکنون به ترتیب بر عهده كايلش روحي (موريس)، دوداسلال دوسوروث (موریس)، شمس الدين (سريلانكا)، جناب آقای مرتضی سرمدی از جمهوری اسلامی ایران  ودر حال حاضر آقاي باجیرات  K. V. Bhagirath از هند دبیر کل اتحادیه می باشد. همچنين  به منظور تقویت دبیرخانه، از هند و آفریقای جنوبی دو مدیر اجرایی او را در انجام وظایفش یاری می کنند. در جلسه شورای وزیران  آبان 1390   (11 نوامبر2011) در بنگلور ریاست اتحادیه  به هند و معاونت به استرالیا واگذار شد.

کشورهای عضو اتحادیه کشورهای حاشیه اقیانوس هند عبارتند از :آفریقای جنوبی، هند، جمهوری اسلامی ایران، سنگاپور، مالزی، اندونزی، تایلند، سریلانکا، استرالیا، امارات متحده عربی، عمان، یمن، بنگلادش، کنیا، موریس( مقر اتحادیه) ، تانزانیا، ماداگاسگار، موزامبیک، سیشیل کشورهای چین، ژاپن، مصر، انگلستان و فرانسه از اعضای ناظر و طرف گفتگو اتحادیه هستند. تاکنون سه مرکز منطقه ای وابسته به اتحادیه شامل مرکز علوم و انتقال فناوری در تهران، واحد حمایت از ماهیگیری و شورای حمل ونقل دریایی در عمان شروع به‌کار کرده است.

  80634819-3902390

مهمترين دلايل تشكيل اتحاديه:

الف) تغيير ساختاري در نظام اقتصادي بين المللي و برقراري روند منطقه گرايي اقتصادي ميان كشورها از طريق ايجاد بلوكهاي اقتصادي منطقه اي، افزايش سرمايه گذاري خارجي و توسعه همكاريهاي تكنولوژيك.

ب) رشد سريع آسياي دور و جنوب شرق آسيا در دهه هاي 1980 و 1990 و گرايش قدرتهاي بزرگ اقتصادي به آسيا – پاسيفيك به عنوان پوياترين منطقه اقتصادي جهان.

پ) سياستهاي برون گراي كشورهای مهم منطقه، در دهه اخير و تلاش اين كشورها جهت هماهنگ شدن با نظام بين الملل از طريق اصلاحات اقتصادي و نهايتاً ايجاد زمينه هاي لازم جهت رشد طبقه متوسط جامعه.

ت) تلاش كشورهاي حوزه اقيانوس هند جهت افزايش تجارت منطقه اي.

دلائل عضويت جمهوري اسلامي ايران در اتحاديه:  

با توجه به قرار داشتن ايران در حاشيه اقيانوس هند و اجتناب ناپذير بودن حضور در اينگونه تشكيلات به لحاظ تأثيرپذيري از قوانيني كه وضع ميشود و همچنين سياست توسعه روابط با كشور‌هاي مهم آسيا كه در اين مجموعه عضويت دارند و اصولاً تركيب متفاوت كشورهاي عضو كه اغلب داراي روابط مهم اقتصادي با ايران بوده و در منطقه هم تأثيرگذار ميباشند، اهميت حضور جمهوري اسلامي ايران در اين گونه سازمانها را به عنوان يك سياست اصولي جهت دستيابي به بازارهاي جديد (براي توسعه صادرات غير نفتي) و استفاده از فرصتها جهت ايفاي نقش مناسب در صحنه مبادلات منطقه اي و جهاني و  تلفیق دو مفهوم دیپلماسی اقتصادی و دیپلماسی منطقه ای را نشان می دهد.

اجلاس هشتم در تهران  

هشتمين اجلاس شوراي وزيران اتحاديه كشورهاي اقيانوس هند  15 ارديبهشت 1387 در ایران برگزار شد.

 دکتر داوودی معاون رئیس جمهور آمادگی ایران را برای تعميق روابط همه جانبه با كشورهاي حاشيه اقيانوس هند اعلام است . معاون اول رئيس جمهور گفت: جمهوري اسلامي ايران به همكاري هاي همه جانبه منطقه¬اي براي دستيابي به پيشرفت ، رفاه و امنيت كشور ها به عنوان يك رويكرد مهم و اساسي مي نگرد و از اين رو تمام مساعي خود را جهت اجراي پروژه ها و تقويت اتحاديه همكاري هاي منطقه اي كشورهاي حاشيه اقيانوس هند به كار مي بندد.

دكتر پرويز داودي گفت: تدوين پروژه هاي متعدد در زمينه هاي تجارت ، سرمايه گذاري ، تبادلات علمي، گردشگري و رفع موانع تجاري بيانگر اين واقعيت است كه ايجاد همگرايي منطقه اي از دغدغه هاي كشورهاي عضو حاشيه اقيانوس هند است.

 تشكيل صندوق همكاري هاي اقتصادي، گسترش شبكه هاي بانكي، توسعه زيرساخت هاي ارتباطي، انعقاد موافقت نامه هاي تجاري ، تشويق سرمايه گذاري هاي خارجي، همكاري هاي علمي و فني و تبادل استاد و دانشجو مي تواند اتحاديه همكاري هاي اقتصادي كشور هاي حاشيه اقيانوس هند را به الگوي موفقي از همكاري هاي منطقه اي تبديل كند.

اجلاس یازدهم 1390 آبان –  بنگلور هند

در یازدهمین اجلاس شورای وزیران اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای حاشیه اقیانوس هند که با حضور وزرا و مقامات ارشد 19 کشور عضو و 5 کشور عضو ناظر  طرف گفتگوی اتحادیه برگزارشد، مرتضی سرمدی دبیر کل ایرانی اتحادیه پس از سه سال پست خود را به دبیر کل جدید بهاجی رات از هند واگذار کرد. همچنین سیشیل که از عضویت اتحادیه خارج گردیده بود دوباره به اتحادیه پیوست. ریاست اتحادیه در این اجلاس از یمن به هند واگذار گردید. همچنین استرالیا در دو سال ریاست هند نقش همکار رییس را ایفا می‌کند. در نشست مذکور 50 هزار دلار از صندوق ویژه اتحادیه به مرکز علوم و انتقال فناوری در کشورمان اختصاص یافت.

این مرکز وابسته به اتحادیه مذکور بوده و همکاریهای علمی و فناوری بین کشورهای عضو را تعقیب می کند. در حال حاضر مرکز فعالترین بخش اتحادیه می باشد.

ریاست هیات ایرانی شرکت کننده در اجلاس را محمد مهدی آخوند زاده معاون امور بین المللی وزارت امور خارجه  بعهده داشت.

آخوند زاده افزود: همکاری های همه جانبه و نزدیک و فعالیت های گسترده اقتصادی کشورهای عضو در قالب اتحادیه، می تواند نقش مهمی در گسترش ثبات اقتصادی و کاهش تاثیر شوک های ناشی از بحران های اقتصادی و مالی بین المللی و ایمنی از حوزه تاثیر نظامات ناعادلانه سلطه ایفا کند و اثر گذاری اعضا را در اقتصاد و بازارهای جهانی افزایش دهد .

ضرورت داشتن برنامه بلند مدت و طرح عمل بخوبی احساس می گردد. در این راستا پیشنهاد شد گروه کاری از کارشناسان برجسته و اتاق فکر کشورهای عضو تشکیل تا زمینه های عمکاری و استراتژی بلند مدت اتحادیه را مورد بررسی قرار دهد.

اتحادیه دارای 19 کشور عضو از سه قاره آسیا، افریقا و اقیانوسیه می باشد که بیش از 2 میلیارد نفر جمعیت جهان و 5/20 میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد.

 اجلاس دوازدهم دهلی گورگایون

قرار بود در این اجلاس وزیر امور خارجه کشورمان شرکت کند که در آخرین لحظه و یک روز قبل از اجلاس وزرا سفر لغو گردید. که مجددا نیز معاونت حقوقی بین المللی آقای آخوند زاده در اجلاس وزرا شرکت نمود و در حاشیه اجلاس با معاون وزارت خارجه و وزیر خارجه هند دیدار و گفتگو نمود. مهمترین تحول این اجلاس پذیرش کشور کامرون به عضویت و همچنین پذیرش  عضویت آمریکا به عنوان عضو ناظر و یا شریک گفتگوها بود.

قانون عضويت دولت جمهوري اسلامي ايران در اتحاديه همكاري منطقه‌اي كشورهاي حاشيه‌ اقيانوس هند» ( پیوست) در جلسه علني روز يكشنبه مورخ نهم بهمن ماه يكهزار و سيصد و نود مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 26/11/1390 به تاييد شوراي نگهبان رسيده و طي نامه شماره 74700/173 مورخ 9/12/1390 مجلس شوراي اسلامي واصل و جهت اجراء ابلاغ گردیده است.

گفتنی است که برای استفاده عموم فارسی زبانان یک سرفصل با نمودار و ساختار این اتحادیه در ویکیپدیا توسط کارشناس مطالعاتی اجرا شده و قابل دسترس عموم می باشد.

  اقیانوس هند سومین اقیانوس بزرگ دنیااست که نیمی از کشتی های کانتینری (container ships)، یک سوم از ترافیک باربری و دو سوم از حمل و نقل نفت دنیا از طریق آن صورت می گیرد و این اقیانوس حقیقتاً خط زندگی تجارت و اقتصاد بین المللی است.

وی با اشاره به اینکه جمعیت دو میلیارد نفری حاشیه اقیانوس هند که حدود یک سوم از جمعیت دنیا را شامل می شود نیز بازار بزرگی را در این منطقه بوجود آورده است افزود: این منطقه از لحاظ استراتژیک، منابع و معادن نیز با اهمیت است و منابع دریایی ارزشمند، از غذاهای دریایی گرفته تا مواد خام و انرژی برای صنایع در این منطقه وجود دارد.

 این منطقه همچنین از نظر کشاورزی و تنوع و وسعت زمین های زراعی بسیار غنی است و قابلیت های نیروی انسانی و فناوری فراوانی دارد. بطور کلی منطقه حاشیه اقیانوس هند از لحاظ تنوع فرهنگی، نژادی، مذهبی، توسعه اقتصادی ومنافع استراتژیک منحصربفرد است.

 این نشست می تواند نقشی منحصربفرد در توسعه بیشتر منطقه در جنبه های مختلف و تحقق شش اولویت مهمی که شورای وزرای منطقه در نظر دارد، داشته باشد.

در این خصوص من تاکید می کنم که نقش نهادهای یارانه ای این اتحادیه ، عملکرد کارگروه تجارت و سرمایه گذاری و گروه های دانشگاهی از اهمیت بسیاری برخودار است و ضمن اینکه ما به عنوان تصمیم گیران این اتحادیه باید توصیه های آنها را به اجرا درآوریم.

معاون وزارت امور خارجه ضمن ابراز خرسندی از اینکه علم و فناوری یکی از حوزه های کلیدی این اتحادیه همکاری های منطقه ای است گفت: ما در تهران میزبان مرکز منطقه ای انتقال علم و فناوری (RCSTT) هستیم و در این راستا از هیچ حمایتی مضایقه نداریم.

در این خصوص ما از نظارت مجمع عمومی سازمان ملل متحد حمایت می کنیم و این اقدام، پیش از هر چیز، موجب می شود این اتحادیه درعرصه بین الملل به رسمیت شناخته شود و در وهله دوم، اساسی برای مشارکت پایدار و استفاده از مشاوره در این نهادها خواهد بود. وی در بخش دیگری از صحبت هایش اظهار داشت: از آنجا که انسان محور توسعه است، باید فضایی متناسب با محوریت انسان فراهم شود.

همچنین سیاست های کلان اقتصادی در نظر گرفته شود که منجر به افزایش سرمایه گذاری و ارتقای منابع انسانی در کشورهای منطقه از جمله ایران می شود.

آخوندزاده افزود: متاسفانه بر خلاف انتظارات ما، جامعه بین الملل تمایل دارد که به بخش های رقابتی غیرضروری تقسیم شود که این امر تاثیر نامطلوبی بر تجارت آزاد و ورود همه کشورها به اقتصاد جهانی دارد. وی گفت: بیشتر کشورهای منطقه ی ما، هنوز با مشکلاتی از جمله فقر شدید،بحران جهانی غذا و عدم امنیت غذایی، نرخ بالای بیکاری، بدهی خارجی کلان، کمبود کمک های مالی و تاثیرات منفی تغییرات آب و هوایی مواجه هستند. معاون وزیر امور خارجه ادامه داد: ما معتقدیم که کشورهای منطقه باید برای مقابله با این چالش ها، همکاری و اقدامات فوری کنند. ما باید برنامه جامعی طراحی کنیم که بر رفع فقر و بکارگیری و ارتقای فناوری های پیشرفته متمرکز باشد. باید به این واقعیت نیز توجه داشت که اجبارهای اقتصادی همچون تحریم های چندجانبه علیه کشورهای منطقه ، قانون بین الملل را نقض کرده و آزادی تجارت و سرمایه گذاری را بطور جدی مورد تهدید قرار می دهد.

این اتحادیه همچنین دارای پنج شریک گفت و گو از جمله چین، مصر، فرانسه، ژاپن و انگلیس است و سازمان گردشگری اقیانوس و گروه تحقیقاتی اقیانوس هند در نشست های آن به عنوان ناظر شرکت می کنند.

 JNU-Delhi University (50)

قانون عضويت دولت جمهوري اسلامي ايران در اتحاديه همكاري منطقه‌اي كشورهاي حاشيه اقيانوس هند.  منتشره در روزنامه رسمي شماره 19524 مورخ 22/12/1390

شماره74700/173 ـ 9/12/1390

جناب آقاي دكتر محمود احمدي‌نژاد

رياست محترم جمهوري اسلامي ايران عطف به نامه‌ شماره 74308/39719 مورخ 13/5/1387 در اجراء اصل يكصد و بيست و سوم (123) قانون اساسي جمهوري‌اسلامي‌ايران قانون عضويت دولت جمهوري اسلامي ايران در اتحاديه همكاري منطقه‌اي كشورهاي حاشيه اقيانوس هند كه با عنوان لايحه عضويت دولت جمهوري‌اسلامي ‌ايران در انجمن همكاري منطقه‌اي كشورهاي حاشيه اقيانوس هند به مجلس‌شوراي اسلامي تقديم گرديده بود با تصويب در جلسه علني روز يكشنبه مورخ 9/11/1390 و تأييد شوراي محترم نگهبان به پيوست ابلاغ مي‌گردد.

رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ علي لاريجاني

شماره241608 ـ 18/12/1390

نهاد رياست جمهوري ـ وزارت امور خارجه

«قانون عضويت دولت جمهوري اسلامي ايران در اتحاديه همكاري منطقه‌اي كشورهاي حاشيه‌ اقيانوس هند» كه در جلسه علني روز يكشنبه مورخ نهم بهمن ماه يكهزار و سيصد و نود مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 26/11/1390 به تاييد شوراي نگهبان رسيده و طي نامه شماره 74700/173 مورخ 9/12/1390 مجلس شوراي اسلامي واصل گرديده است، به پيوست جهت اجراء ابلاغ مي‌گردد.

رئيس‌جمهور ـ محمود احمدي‌نژاد

قانون عضويت دولت جمهوري اسلامي ايران در اتحاديه همكاري منطقه‌اي كشورهاي حاشيه اقيانوس هند

ماده واحده ـ به دولت اجازه داده مي‌شود در «اتحاديه همكاري منطقه‌اي كشورهاي حاشيه اقيانوس هند» به‌شرح منشور پيوست عضويت يابد و نسبت به پرداخت حق‌عضويت مربوط اقدام نمايد. تعيين و تغيير دستگاه اجرائي طرف عضويت برعهده دولت است.

منشور اتحاديه همکاري منطقهاي کشورهاي

حاشيه اقيانوس هند

1ـ با آگاهي نسبت به پيوندهاي تاريخي شکل‌گرفته طي هزار سال در بين ملل اقيانوس هند و با حس بازيابي تاريخي،

با آگاهي از تغييرات اقتصادي و سرعت تغيير در سطح جهان که به‌ صورت چشمگير و شدت فزاينده‌اي در همکاريهاي اقتصادي منطقه‌اي در جريان است،

با درک اين موضوع که کشورهاي حاشيه اقيانوس هند به لحاظ تنوع، فرصتهاي گستردهاي را براي ارتقاء تعاملات اقتصادي و همکاريها و طيف وسيعي از منافع متقابل و روح برابري ارائه مينمايند،

با اعتقاد به اين‌که کشورهاي حاشيه اقيانوس هند با استناد به تجربيات مشترک گذشته و ارتباطات جغرافيايي ـ اقتصادي کشورهاي عضو، آماده ايجاد اتحاديه کارا و الگوهاي عملي همکاريهاي اقتصادي است،

و با آگاهي از مسؤوليت خود براي ارتقاء رفاه مردم خويش از طريق بهبود استانداردها و کيفيت زندگي،

بدينوسيله دولتهاي استراليا، هند، اندونزي، کنيا، ماداگاسکار، مالزي، موريس، موزامبيک، عمان، سنگاپور، آفريقاي جنوبي، سريلانکا، تانزانيا و يمن، «اتحاديه همکاري منطقهاي کشورهاي حاشيه اقيانوس هند» را با هدف پيگيري اصول بنيادي، اهداف، زمينه‌هاي همکاري و ترتيبات و ساختارهاي مالي و سازماني تشکيل مي‌دهند.

اصول بنيادي

2ـ اين اتحاديه همکاريهاي اقتصادي را تسهيل و ارتقاء خواهد داد و نمايندگان دولتها، محافل تجـاري و فرهنـگيان را گردهم خواهـد آورد. اين اتحـاديه در پرتو چـندجانبـه‌گرايي درصـدد ايجـاد و گسترش تفـاهم و هـمکاريهاي سودمنـد متقابل از طريق نگرش غيرمداخـله‌گرانه و تکاملي براساس اجـماع مي‌باشـد. اين اتحـاديه اصول اساسي زير را بدون قيد و شرط يا استثناء نسبت به کشورهاي عضو به اجراء درخواهد آورد:

(1) همکاري در چهارچوب اتحاديه همکاري منطقهاي کشورهاي حاشيه اقيانوس هند براساس احترام به اصول برابري حاکميت، تماميت ارضي، استقلال سياسي، عدم مداخله در امور داخلي، همزيستي مسالمت‌آميز و منافع متقابل خواهد بود.

(2) اين اتحاديه براي کليه کشورهاي برخوردار از حاکميت حاشيه اقيانوس هند که به اصول و اهداف منشور آن پايبند باشند و مايل به قبول تعهدات براساس اين منشور باشند مفتوح خواهد بود.

(3) تصميمها درخصوص کليه امور و مسائل و در تمامي سطوح براساس اجماع اتخاذ خواهد شد.

(4) مسائل دوجانبه و ساير مسائلي كه احتمالاً باعث مشاجره خواهد شد و مانعي بر سر راه تلاشهاي همكاري منطقهاي ميباشد، در بحثها گنجانده نخواهد شد.

(5) همکاريها در چهارچوب اين اتحاديه به حقوق و تعهداتي که کشورهاي عضو در چهارچوب ساير ترتيبات اقتصادي و همکاريهاي تجاري دارند لطمه‌اي نمي‌زند و به‌صورت خودکار در مورد کشورهاي عضو اتحاديه اعمال نخواهد شد، جايگزين حقوق و تعهدات مزبور نخواهد بود بلکه درصدد تقويت و همچنين تکميل آنها است و مطابق تعهدات دوجانبه، همه‌جانبه و چندجانبه است.

(6) کشورهاي عضو در چهارچوب اين‌اتحاديه، جهت ارتقاء دستاوردهاي اهداف آن اقدامات کافي را دنبال خواهند نمود و هر عملي را که احتمالاً بر اهداف و فعاليتهاي آن خدشه وارد آورد را اتخاذ نخواهند نمود.

(7) برنامه‌هاي کاري اتحاديه را کشورهاي عضو به‌صورت داوطلبانه تقبل خواهند نمود.

اهداف

3ـ اهداف اتحاديه شامل موارد زير خواهد بود:

(1) ارتقاء رشد پايدار و توسعه متوازن منطقه و کشورهاي عضو و ايجاد زمينه مشترك براي همکاريهاي اقتصادي منطقه‌اي

(2) تأکيد بر زمينه‌هاي همکاريهاي اقتصادي که فرصتهاي حداکثري را براي گسترش منافع مشترک و دستيابي به مزاياي متقابل فراهم مي‌آورد و به‌همين منظور طراحي و اجراي پروژه‌هاي همکاريهاي اقتصادي مربوط به تسهيلات تجاري، ارتقاء و آزادسازي، تشويق سرمايه‌گذاري خارجي، مبادلات علمي و فني و گردشگري، اقدامات اشخاص حقيقي و ارائه‌دهندگان خدمات به‌صورت غيرتبعيض‌آميز و توسعه زيرساختها و منابع انساني همانگونه که در برنامه‌کاري اتحاديه مشخص شده است.

(3) مشخص نمودن ديگر زمينه‌هاي همکاري که ممكن است به صورت دوجانبه مورد توافق قرار گرفته باشد،

(4) در راستاي ارتقاء آزادسازي (اقتصادي)، حذف موانع و کاهش آنها به منظور جريان آزادتر و ارتقاءيافته کالا، خدمات، سرمايه‌گذاري و فناوري در منطقه

(5) بررسي تمامي امکانات و راههاي آزادسازي تجاري با هدف افزايش و متنوع نمودن جريان تجارت در بين کشورهاي عضو

(6) ترغيب تعاملات نزديک تجاري و صنعتي، مؤسسات فرهنگي، انديشمندان و مردم کشورهاي عضو بدون هيچگونه تبعيضي در بين کشورهاي عضو و بدون اين که خدشه‌اي به‌تعهداتي وارد آيد که در قبال ساير ترتيبات همکاريهاي تجاري و اقتصادي منطقه‌اي دارند.

(7) تقويت همکاري و گفتگو در بين کشورهاي عضو در مجامع بين‌المللي درخصوص مسائل اقتصاد جهاني و هر جايي که مطلوب باشد گسترش راهبردهاي مشترک و اتخاذ مواضع مشترک در مجامع بين المللي درخصوص مسائل مورد علاقه متقابل و

(8) ارتقاء همکاريها در زمينه توسعه منابع انساني به‌ويژه از طريق ارتباط نزديکتر در بين مؤسسات آموزشي، دانشگاهها و ساير مؤسسات تخصصي کشورهاي عضو

عضويت

4ـ تمامي کشورهاي حاشيه اقيانوس هند که داراي حاکميت هستند مي‌توانند عضو اين اتحاديه شوند. براي عضوشدن در اين اتحاديه، کشورها بايد اصول و اهدافي که در منشور اتحاديه محترم شمرده شد را بپذيرند. کشورهاي عضو در رابطه با گسترش عضويت اتحاديه تصميم‌گيري خواهند نمود.

راهکار سازماني

5 ـ شوراي وزراء اتحاديه ايجاد خواهد شد. اين شورا هر دو سال يک‌بار يا بيشتر برحسب تصميمات متقابل جهت تنظيم سياستها، بازنگري پيشرفت همکاري، تصميم‌گيري در مورد زمينه‌هاي جديد همکاري، ايجاد راهکارهاي ديگر برحسب ضرورت و تصميم‌گيري درخصوص ساير مسائل مورد علاقه عموم تشکيل جلسه خواهد داد.

6 ـ كارگروه مقامات ارشد اين اتحاديه متشکل از مقامات دولتي کشورهاي عضو ايجاد خواهد شد. اين كارگروه هرموقع که به صورت متقابل براي تشکيل آن تصميم گرفته شود، جلسه تشکيل خواهد داد و اجراي تصميم‌هاي اتخاذ شده توسط شوراي وزيران را بازنگري خواهد نمود و با همکاري مجمع تجاري کشورهاي حاشيه اقيانوس هند و گروه دانشگاهي کشورهاي حاشيه اقيانوس هند اولويتهاي مربوط به همکاريهاي اقتصادي را ايجاد خواهد نمود، برنامه‌هاي کاري را تدوين، بر آنها نظارت و آنها را هماهنگ خواهد كرد و منابع را براي تأمين مالي برنامه‌هاي کاري بسيج خواهد نمود. كارگروه گزارشهايي را به شكل ادواري به شوراي وزيران ارائه خواهد داد و برحسب ضرورت امور سياستگذاري را جهت تصميم‌گيري شورا ارائه خواهد داد.

7ـ جهت هماهنگ نمودن، ارائه خدمات و نظارت بر اجراي تصميم‌هاي مربوط به سياستگذاري و برنامه‌هاي کاري مقرر شده، دبيرخانه‌اي ايجاد خواهد شد.

کانونهاي ملي

8 ـ هر کشور عضو اين اتحاديه، يک کانون ملي سه‌جانبه براي همکاريهاي کشورهاي حاشيه اقيانوس هند تشکيل مي‌دهد تا اجراي فعاليتها و دستاوردهاي اهداف آن ‌را هماهنگ نمايد.

مجمع تجاري کشورهاي حاشيه اقيانوس هند و گروه دانشگاهي کشورهاي حاشيه اقيانوس هند

9ـ طبق ماهيت سه جانبه اين اتحاديه، اتحاديه شامل نهادهايي است که به مجمع تجاري کشورهاي حاشيه اقيانوس هند و گروه دانشگاهي کشورهاي حاشيه اقيانوس هند معروف هستند. آنها ممکن است طبق تصميم‌هاي متقابل به اتفاق هم با شوراي وزراء و كارگروه مقامات ارشد و نيز هر وقت که لازم بدانند تشکيل جلسه دهند. آنها با كارگروه مقامات ارشد و دبيرخانه در زمينه بررسي، تنظيم و اجراي سياستها و برنامه‌هاي کاري اتحاديه تعامل خواهند داشت. مجمع تجاري و گروه دانشگاهي ممکن است برحسب ضرورت ديگر شبکه‌هاي تجاري و دانشگاهي منطقه‌اي غيردولتي را مورد استفاده قرار دهد.

ترتيبات مالي

10ـ هر کشور عضو برحسب تصميم به تأمين مالي اتحاديه کمک خواهد نمود. کشورهاي عضو شركت‌كننده براي تأمين مالي جهت اجراي برنامه‌هاي کاري ترتيبات لازم را به عمل خواهند آورد. اين امر مانع ديگر منابع مالي خارجي در صورت اقتضاء نخواهد شد.

11ـ کشورهاي عضو تلاش خواهند نمود تا روح همکاريهاي اقتصادي که در منشور اتحاديه محترم شمرده شده است را ارتقاء دهند.

(يادداشتهاي دبيرخانه: تصويب‌شده در سوم مارس 1997ميلادي برابر با 12/12/1375 هجري‌شمسي)

قانون فوق مشتمل بر ماده واحده منضم به متن منشور درجلسه علني روز يكشنبه مورخ نهم بهمن‌ماه يكهزار و سيصد و نود مجلس شوراي اسلامي تصويب شد و در تاريخ 26/11/1390 به تأييد شوراي نگهبان رسيد.

رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ علي لاريجاني

 منبع: سازمان مطالعاتی دریای پارس

آمریکا در تجارت جهانی :هند نباید به شرکتهای داخلی اش سوبسید بدهد

پرونده “صفحات انرژی خورشیدی” روی میز WTO :اختلاف آمریکا با هند

نماینده ایالات متحده آمریکا در سازمان تجارت جهانی در تاریخ 6 فوریه 2013 به دبیرخانه این سازمان کتبا اطلاع داد که در اعتراض به اقدام دولت هند بر سر پروژه استفاده از صفحات تولید نیروی برق از نور خورشید رسما از دولت هند درخواست نموده است تا در پرتو ساز و کار حل اختلاف آن سازمان،با دولت آمریکا وارد آیین مذاکره و مشورت شود.

بنابر ادعای آمریکا شرکت تولید برق ملی هندوستان برای مناقصه تولید برق خورشیدی به شرکت کنندگان مناقصه اعلام داشته که بایستی صفحات خورشیدی را از تولیدکنندگان داخلی هند تهیه نمایند.

در عوض پیمانکارانی که موفق با عقد قرارداد با شرکت تولید برق ملی هند گردند این تضمین را دریافت می کنند که طی سنوات طولانی یارانه هایی در قالب تعرفه های درازمدت ترجیحی برای استفاده برق دریافت خواهند داشت که این امر ناقض مواد متعددی از توافقات دولتها در چهارچوب سازمان تجارت جهانی است.

بطور مشخص تر،آمریکا معتقد است که این اقدام دولت هند در تضاد با بند 4 ماده موافت نامه عمومی تعرفه و تجارت(گات) مورخ 1994  ؛ بند اول ماده 2  موافقت نامه راجع به اقدامات سرمایه گذارانه در موضوعات تجاری(TRIMs) و نهایتا مواد3.1(b)3.25(c)6.3(a)6.3(c)25  موافقت نامه راجع به اقدامات جبرانی و یارانه ای می باشد.کلیه این مواد استنادی هرگونه اقدام تبعیض آمیز دول عضو را به نفع محصولات تولید داخل در مقابل کالاهای وارداتی منع می نماید.

بند 4 ماده موافت نامه عمومی تعرفه و تجارت(گات)1994  :

4.       The products of the territory of any contracting party imported into the territory of any other contracting party shall be accorded treatment no less favourable than that accorded to like products of national origin in respect of all laws, regulations and requirements affecting their internal sale, offering for sale, purchase, transportation, distribution or use. The provisions of this paragraph shall not prevent the application of differential internal transportation charges which are based exclusively on the economic operation of the means of transport and not on the nationality of the product.

بند اول ماده 2 موافقت نامه راجع به اقدامات سرمایه گذارانه در موضوعات تجاری(TRIMs) :

1.       Without prejudice to other rights and obligations under GATT 1994, no Member shall apply any TRIM that is inconsistent with the provisions of Article III or Article XI of GATT 1994.

 لازم به ذکر است که ژاپن نیز در 13 فوریه 2013 به عنوان ثالث معترض به تصمیم هند به نفع آمریکا وارد این پرونده شده است.

سازو کار حل و فصل اختلاف در سازمان تجارت جهانی بدین صورت است که در صورت اعتراض یک دولت عضو به تصمیمات یک دولت عضو دیگر در خصوص موضوعات تجاری تحت شمول مقررات مورد عمل آن سازمان ،دولت معترض کتبا دولت مورد نظر را دعوت به مشورت می نماید.طرف مقابل موظف است ظرف مدت 10 روز با طرف معترض وارد مشورت شود.طرفین بایستی ظرف مدت 60 روز به توافق دست یابند.درصورت عدم حصول توافق و یا درصورتیکه طرف مورد اعتراض اصلا به درخواست مشورت جواب ندهد،دولت معترض می تواند از رکن حل اختلاف سازمان درخواست تشکیل هیات رسیدگی را بنماید.

یک هیات رسیدگی (panel) متشکل از سه (و بنا به درخواست طرفین حداکثر 5 )عضو خبره مستقل می باشد که ظرف 45 روز پس از انقضای 60 روز فوق الذکر تشکیل می شود.این هیات موظف است ظرف مدت 6 ماه گزارش نهایی خود را به طرفین اختلاف ابلاغ نماید و سه هفته پس از این مهلت نیز فرصت دارد که گزارش خود را به اعضای سازمان تحویل دهد.اگر در خواست تجدید نظر از این گزارش صورت نپذیرد،رکن حل اختلاف سازمان تجارت جهانی (که همان شورای عمومی سازمان است) موظف است ظرف مدت 60 روز گزارش را از طریق اجماع رد یا تایید نماید.اگر یکی از طرفین درخواست تجدیدنظر نماید به جای بررسی موضوع توسط نهاد حل اختلاف و احیانا تصویب یا رد آن گزارش،هیات تجدید نظر متشکل از هفت کارشناس خبره مستقل تشکیل شده و این هیات موظف است ظرف مدت 60 الی 90 روز گزارش نهایی خود را تحویل رکن حل اختلاف نماید.رکن مذکور 30 روز وقت دارد که این گزارش را  رد یا تایید نماید.

با این اوصاف بایستی دقت داشت که خیلی از اختلافات ممکن است در همان مرحله مشورت حل شوند و یا طرفین به شیوه دیگری برای حل اختلافشان توافق نموده و موضوع را از دستور کار نهاد حل اختلاف خارج نمایند.

تا کنون 456 پرونده اختلاف میان اعضا سازمان مطرح شده که برخی از آنها در مرحله مشورت و برخی دیگر در سایر مراحل منجر به نتیجه شده است.

مدت زمان رسیدگی به اختلافات در سازمان تجارت جهانی و مراحل آن

60 روز تبادل نظر و مشورت,وساطت ,برای حل اختلاف -1-
45 روز 2- Panel set up and panellists appointed
6 months Final panel report to parties
3 weeks Final panel report to WTO members
60 روز Dispute Settlement Body adopts report (if no appeal)
Total = 1 year (without appeal)
60-90روز Appeals report
30روز Dispute Settlement Body adopts appeals report
Total = 1y 3m (with appeal)

سازمان تجارت جهانی رسما با همین نام در تاریخ اول ژانویه 1995 حسب توافقات مراکش و پس از مذاکرات طویل المدت دور اوروگوئه ( : Uruguay Round  1986–1994) جانشینموافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت(گات)سابق شد.البته خود موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت(گات) که در سال 1948 لازم الاجرا شد پس از اصلاحات بنیادین در سال 1994 کماکان به عنوان مهم ترین سند حقوقی مورد استناد سازمان تجارت جهانی پابرجاست.در حقیقت این توافقنامه از زمان امضاء آن( 1947 )تا زمان تاسیس سازمان تجارت جهانی(پایان سال 1994) خودش یک سازمان تجارت دی فاکتو (عملا موجود)محسوب می گردید. منبع (پرونده “صفحات انرژی خورشیدی” روی میز WTO :اختلاف آمریکا با هند)

ایران نسبت به هرگونه عمل «تحریک‌آمیز» در خلیج فارس هشدار داد.

persian gulf manur

دریابان جان میلر، فرمانده ناوگان پنجم ایالات متحده آمریکا، روز یکشنبه، ۲۲ اردیبهشت اعلام کرد هدف رزمایش بزرگ مین‌روبی که در خلیج فارس برگزار می‌شود، ایران نیست.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، آقای میلر که در کنفرانسی خبری در منامه، پایتخت بحرین و مرکز فرماندهی ناوگان پنجم آمریکا، حضور یافته بود، تاکید کرد که این رزمایش صرفا دفاعی است و متوجه ایران نیست.

این توضیحات پس از آن ایراد شد که ایران سه‌شنبه گذشته نسبت به هرگونه عمل «تحریک‌آمیز» در خلیج فارس هشدار داد.

اما اکنون جان میلر می‌گوید که ایالات متحده با این رزمایش به هیچ کشوری پیام نمی‌دهد و این‌که موضوع چنین رزمایشی تنها امنیت محیط دریایی است.

او افزود: «این [رزمایش] صرفا دفاعی است، نه عملی تحریک‌کننده و در آب‌های بین‌المللی برگزار می‌شود.»

در جریان رزمایش بزرگ مین‌روبی در خلیج فارس ۴۱ کشور جهان حضور خواهند داشت و از چندی پیش نیز نیروهای دریایی بین‌المللی به رهبری ایالات متحده مراحل آماده‌سازی برای آن را آغاز کردند.

به گفته جان میلر، آن‌چه برای اقتصاد جهانی اهمیت حیاتی دارد، تامین امنیت رفت‌وآمد کشتی‌ها در دریا است.

وی اضافه کرد: «اگر کشوری اقدام به مین‌گذاری در دریا کند، جامعه جهانی باید به سرعت تمام این مین‌ها را از دریا جمع‌آوری کند.»

گزارش‌ها حکایت از آن دارد در این رزمایش بزرگ مین‌روبی که تا اواخر ماه مه میلادی ادامه می‌یابد ۳۵ ناو، ۱۸ زیردریایی بدون سرنشین و بیش از ۱۰۰ غواص متخصص خنثی‌سازی تله‌های انفجاری مشارکت خواهند داشت.

این در حالی است که خبرگزاری فارس به‌تازگی از انجام رزمایش مین‌روبی توسط نیروی دریایی ارتش ایران در شرق تنگه هرمز خبر داده است.

این خبرگزاری به نقل از حبیب‌الله سیاری، فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران، نوشت که ایران با آماده‌سازی یک سامانه در معابر ورودی بنادر خود، توان پاکسازی آن مناطق از مین را پیدا کرده است.

آقای سیاری همچنین حضور کشورهای فرامنطقه‌ای در خلیج فارس را باعث «ناامنی در منطقه» خواند که این سخن به رزمایش مین‌روبی ایالات متحده و ۴۰ کشور دیگر جهان اشاره داشت.

parssea.org

“من وجهة نظر تاريخية، عرف هذا الخليج منذ عهد إسكندر المقدوني باسم الخليج الفارسي”

“من وجهة نظر تاريخية، عرف هذا الخليج منذ عهد إسكندر المقدوني باسم الخليج الفارسي”

عبد الخالق الجنبي، باحث في التاريخ من السعودية.

 

من وجهة نظر علمية وتاريخية، عرف هذا الخليج منذ عهد إسكندر المقدوني باسم الخليج الفارسي .
([كما عرف بتسميات أخرى على مرّ العصور: بحر الكدان، وبحر الإله، وبحر الجنوب، وبحر البصرة]) .
هذه التسمية أتتنا عبر أعمال تاريخية مكتوبة. وحتى المؤرخون العرب كابن خلدون وابن الأثير كانوا يعتمدون هذه التسمية التي وردت أيضًا في المعاهدات التي وقّعها حكام الخليج مع السلطات البريطانية المسيطرة على المنطقة بداية القرن العشرين.

 لم تتبدّل الأمور إلاّ بعد وصول عبد الناصر إلى الحكم وتنامي شعور القومية العربية. فراح العرب يطلقون على هذا الخليج اسم “الخليج العربي”، ولو أنه في بداية عهد عبد الناصر شاع شعار يقول “نحن أمة واحدة من المحيط الأطلسي إلى الخليج الفارسي”.

صحيح أن الجدل يحتدم اليوم حول تسمية هذا الخليج. لكنني أتحدّث من موقعي كباحث في التاريخ. والبحث التاريخي لا يهتم بالشعارات القومية. أمّا ما يحكى عن أن الرومان أطلقوا على هذا الخليج اسم “الخليج العربي” فهو عار عن الصحة. وحده المؤرخ الإغريقي سطرابون، في القرن الأوّل ميلادي، أطلق اسم “البحر العربي” على تجمّع مائي لكنه بتسميته هذه كان يعني ما يعرف اليوم باسم “البحر الأحمر”.

خارطة للعالم تعود إلى سنة 1565 وتورد اسم “الخليج الفارسي”. صورة منشورة على موقع persiangulfonline.

خلاصه اهم مطالب عبدالخالق الجنبی پژوهشگر، باستان شناس  و استاد دانشگاه در عربستان سعودی به نقل از شبکه تلویزیونی بین المللی فرانس 24:

نام خلیج فارس از طریق آثار مکتوب از دوره اسکندر مقدونی به مارسیده و حتی مورخان عرب هم همین نام را بکار برده‌اند و در معاهدات حکام خلیج با بریتانیا نیز همین نام بکار رفته و تا زمان جمال عبدالناصر تغییری در نام خلیج فارس بکار نرفته کما اینکه خود ناصر هم در ابتدا می‌گفت:
«نحن أمة واحدة من المحیط الأطلسی إلی الخلیج الفارسی».
اما اینکه بعضی ادعا کرده‌اند که پلینی و رومی‌ها خلیج عربی بکار برده‌اند ابدا صحت ندارد.(أمّا ما یحکی عن أن الرومان أطلقوا علی هذا الخلیج اسم «الخلیج العربی» فهو عار عن الصحة) خلیج عربی نامی است که رومی‌ها به دریای سرخ داده‌اند.

“From a historical point of view, it has been called the Persian Gulf since Alexander the Great”

Abdel Khaleq Al-Janabi is a Saudi history scholar.

 

 

From a scientific and historical point of view, it has been called the Persian Gulf since Alexander the Great. [It has also had other names, such as the ‘sea of the south’ and the ‘sea of Bassora’]. It’s this name that has been retained by history books and Arab historians, like Ibn Khaldoun and Ibn al-Athir. It’s also in treaties signed between the governors of the gulf and the British who dominated the region from the beginning of the 20th century.

 

Things didn’t change until Nasser came to power and the rise of Arab nationalism. The Arabs then began to use the name “Arabian Gulf” – even though in the beginning of Nasser’s mandate, a popular slogan went: ‘One sole nation from the Atlantic Ocean to the Persian Gulf’.

It’s true that the name of this gulf still stirs a lively argument. But, as a history scholar, I can’t support nationalistic slogans. To say, like some Arabs, that the Romans already called it the ‘Arabian Gulf’ is without foundation. Only the Greek historian Strabon, in the 1st century AD, had used the term ‘Arabian Gulf’ while talking about the strip of water that we today call the the Red Sea”.

به زبان فرانسه

1392iponpix 349

“D’un point de vue historique, ce golfe est appelé Golfe persique depuis Alexandre le Grand”

Abdel Khaleq Al-Janabi est un chercheur saoudien en Histoire.

 

D’un point de vue scientifique et historique, ce golfe est appelé depuis Alexandre le Grand le Golfe persique [il a également eu d’autres appellations, notamment la ‘mer des Chaldéens’, la ‘mer du Dieu’, la ‘mer du Sud’ et la ‘mer de Bassora’]. C’est cette dénomination qui a été retenue dans les livres d’Histoire et par les historiens arabes, à l’instar de Ibn Khaldoun et Ibn al-Athir. Elle figurait aussi dans les traités signés entre les gouverneurs du Golfe et les Britanniques qui dominaient la région au début du XXe siècle.

 

Les choses n’ont changé qu’après l’arrivée au pouvoir de Nasser et la montée du nationalisme arabe. Les arabes ont alors commencé à utiliser l’appellation “Golfe arabique” – alors qu’au début du mandat de Nasser, un slogan populaire disait encore : ‘Une seule nation de l’océan Atlantique au Golfe persique.’

Il est vrai que l’appellation de ce golfe suscite aujourd’hui une vive polémique. Mais, en tant que chercheur en Histoire, je ne peux pas tenir compte des slogans nationalistes. Dire, comme le font certains arabes, que les Romains l’avaient déjà appelé ‘Golfe arabique’ est sans fondement. Seul l’historien grec Strabon, au Ier siècle après Jésus-Christ, avait utilisé l’appellation ‘Golfe arabique’ en parlant de l’étendue d’eau qu’on appelle aujourd’hui la mer Rouge”.