Category: ترجمه ها

هند و آمریکا دوستان طبیعی و رفاقت استراتژیک

 

مقاله مشترک نخست وزیر هند آقای ناریندرا مودی و رئیس جمهور آمریکا آقای باراک اوباما در روزنامه واشنگتن پست آمریکا مورخ 8 مهر 1393

هند و آمریکا بعنوان دو کشور متعهد به دموکراسی، آزادی، تنوع و تلاش با یکدیگر از طریق ارزشهای مشترک و منافع دوجانبه مرتبط هستند. هر یک از ما برخوردار از تاریخ مثبت انسانی بوده که از طریق تلاش های مشترک ما و مشارکت طبیعی و ویژه ما می تواند به تشکیل صلح و امنیت بین المللی طی سالهای آتی کمک کند.

روابط بین ایالات متحده و هند در آرزوی مشترک اتباع ما برای عدالت و تساوی ریشه دارد. وقتیکه سووامی ویویکاناندا هندوایسم را بعنوان یک دین جهانی معرفی نموده، وی این کار را در پارلمان جهانی ادیان در شیکاگو در سال 1893 انجام داد. وقتیکه مارتین لوتر کینگ جونیر خواستار خاتمه تبعیض و تعصب علیه آمریکایی های آفریقایی گردید، وی از تعلیمات عدم خشونت ماهاتماگاندی الهام گرفت. خود آقای گاندی از نوشته های هنری داوید توریو الهام گرفت.

ما بعنوان کشورها به منظور تضمین پیشرفت مردم خود طی دهه های گذشته با یکدیگر مشارکت داشته ایم. مردم هند پایه های محکم همکاری ما را به خاطر دارند. افزایش در میزان تولید مواد غذایی در اثر انقلاب سبز و بنیانگذاری موسسات فناوری هند از محصولات بسیاری همکاری ما می باشد.

امروز مشارکت ما محکم، موثق، مداوم و فزاینده است. روابط ما شامل همکاری دوجانبه بیش از پیش نه تنها در سطح فدرالی بلکه در سطوح ایالتی و محلی، ارتش ها و بخش های خصوصی و جامعه مدنی دو کشور نیز است. در حقیقت اینقدر تحولات صورت گرفته است که در سال 2000 نخست وزیر روز هند اتل بیهاری واجپایی توانست اعلام کند که ما متحدین طبیعی یکدیگر هستیم. پس از سالهای همکاری فزاینده، دانشجویان ما با یکدیگر در طرح های تحقیقاتی کار می کنند، دانشمندان ما سرگرم تهیه فناوری پیشترفته هستند و مقامات ارشد ما با یکدیگر در مسائل جهانی مشورت های نزدیکی انجام می دهند. ارتش های ما در هوا، زمین و دریا تمرین های مشترکی را انجام می دهند و برنامه های هوا فضای ما در حوزه های بی سابقه همکاری با یکدیگر ارتباط دارند که ما را از کره زمین به مریخ رسانده است. در این مشارکت، جامعه هندی مقیم آمریکا بین ما پل فعالی و زنده بوده است. موفقیت این جامعه حقیقی ترین انعکاس روحیه مردم ما و ارزش های جامعه آزاد آمریکا می باشد و نشانگر آن نیز است که ما باهم چه کاری را می توانیم انجام دهیم. 

اما پتانسیل واقعی روابط ما هنوزهم مورد بهره برداری قرار نگرفته است. تشکیل دولت جدیدی در هند فرصت طبیعی برای گسترش و تعمیق روابط ما می باشد. ما با آرزوهای تازه و اعتماد بیشتر می توانیم به فراتر از سطوح سنتی و معتدل اهداف خود برویم. فرصت آن فرا رسیده است که دستورکار جدیدی را تهیه کنیم که برای اتباع ما منفعت های واقعی را بدست بیاورد.

این دستورکار به ما در جستجوی راه های مفید دوجانبه جهت گسترش همکاری در  حوزه های تجارت، سرمایه گذاری و فناوری کمک خواهد کرد و این همکاری باید با دستورکار جاه طلبانه توسعه هند مطابقت داشته باشد و آمریکا را نیز بعنوان موتور رشد جهانی باقی نگهدارد. وقتیکه ما با یکدیگر در واشنگتن ملاقات می کنیم، راه هایی را مورد بررسی قرار خواهیم داد که موجب تشویق فعالیت های تولیدی، گسترش انرژی ارزان قابل تجدید و تضمین آینده زیست محیط مشترک خواهد بود.

ما راه هایی را بررسی خواهیم کرد که چگونه تجار، دانشمندان و دولت های ما می توانند با هند مشارکت داشته باشند و چگونه هند می تواند کیفیت، اعتبار و میزان دسترسی مردم، به ویژه فقیرترین اتباع این کشور، به خدمات اساسی را اصلاح کند. در این رابطه ایالات متحده آمریکا برای کمک آمادگی دارد. یک حوزه فوری حمایت واقعی جنبش «هند تمیز» می باشد. در این رابطه ما به منظور بهبود وضعیت نظافت و بهداشت در سراسر هند از ابتکارات، مهارت و فناوری بخش خصوصی و جامعه مدنی استفاده خواهیم کرد.

تلاشهای مشترک ما برای مردم ما مفید واقع خواهد شد. مشارکت ما در نظر دارد که فراتر از محاسبات اعداد و ارقام باشد. ما بعنوان کشورها و ملت ها خواهان تضمین آینده خوبی برای همه هستیم، آینده ای که در آن مشارکت راهبردی ما برای سراسر جهان نیز مفید واقع شود. در حالیکه هند می تواند از رشد حاصل شده از سرمایه گذاری و مشارکت های فناوری آمریکا سود ببرد، آمریکا نیز از یک هند قوی تر و ثروتمندتر سود خواهد برد. از سوی دیگر، این منطقه و جهان نیز از ثبات و امنیت بیشتر ناشی از دوستی ما سود خواهند برد. ما همچنان متعهد به تلاشهای گسترده در راستای یکپارچه سازی آسیای جنوبی و وصل نمودن آن با بازارها و مردم در آسیای میانه و جنوب شرقی هستیم.

ما، بعنوان شرکای جهانی، متعهد به افزایش امنیت داخلی از طریق انتقال اطلاعات محرمانه، مبارزه با تروریسم و همکاری در اجرای مقررات نظم و قانون هستیم.

ما جهت تضمین آزادی کشتیرانی و تجارت مشروع در اقیانوس ها نیز همکاری می کنیم.

همکاری ما در حوزه سلامت به ما در مبارزه با مشکل ترین چالش ها، از جمله مهار گسترش بیماری «ایبولا»، تحقیقات در حوزه معالجه سرطان و مقابله با بیماری های مانند سل، مالاریا و تب دینگو کمک خواهد کرد.

ما در نظر داریم همکاری خود را به حوزه تفویض قدرت به زنان، تشکیل ظرفیت ها و بهبود میزان امنیت مواد غذایی در افغانستان و آفریقا نیز گسترش دهیم.

جستجوی هوا فضا همچنان به تخیلات ما پرواز می دهد و ما را وادار می کند تا میزان آرزوهای خود را به بالا ببریم. ماهواره های دو کشور ما    گرداگرد سیاره مریخ می چرخند و این خود یک داستان است. تضمین درباره فردای خوبی فقط برای هندیها و آمریکائیها نیست و ما را تشویق می کند که برای تشکیل جهان خوبی بهمراه یکدیگر پیشرفت کنیم. این نکته مرکزی مشارکت تعیین کننده ما در قرن بیست و یکم می باشد. با دست در دست پیشرفت کنیم.

دیدگاههای آمریکایی داعش یک غول آزاد شده

در پی پیشرویهای گروه داعش و گردن زدن یک خبرنگار امریکایی فشار جمهوریخواهان بر اوباما برای مقابله با این گروه افزایش یافته است.

روزنامه وال استریت ژورنال در تاریخ 24 اوت در گزارش تحلیلی خود پیرامون سیاستهای امریکا در خاورمیانه می نویسد: اگر چه دولت اوباما از سوی جمهوریخواهان کنگره تحت فشار قرار گرفته تا واکنش شدیدتری نسبت به گروه داعش از خود نشان دهد ، با این حال برخی از اعضای دمکرات و حتی کشورهای متحد اروپایی از شدت عمل و اقدام نسنجیده علیه داعش اکراه دارند.

بنابراین گزارش، در صورت تصمیم اوباما یکی از گزینه های مهم بمباران مواضع داعش در سوریه می باشد تا از دست زدن به هر گونه طرح توطئه آمیز علیه امریکا توسط این گروه جلوگیری شود، اما مقامات امریکایی با محدود کردن فعالیت خود نشان داده اند که در پی نابودی کامل داعش نیستند. با این وجود شماری از جمهوریخوان کنگره روز یکشنبه در میزگردهای تلویزیونی دولت اوباما را متهم نمودند که با عدم قاطعیت در مقابله با این گروه فرصت بیشتری به آنها داده تا دامنه عملیات خشونت آمیز خود را گسترده تر کنند.

اگرچه پنتاگون اعلام کرده که به تعداد بمبارانهای داعش در عراق افزوده است اما جمهوریخواهان می گویند ریشه اصلی این گروه افراطی در سوریه است و لذا دولت امریکا باید فراتر از عراق این گروه را مورد هدف قرار دهد.

مایک راجرز رئیس کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان از حزب جمهوریخواه در مصاحبه تلویزیونی گفت گروه خلافت اسلامی حامیانی دارد که از آمریکا و اروپا به آنها پیوسته و در کنار آنها دست به اعمال خشونت می زنند و هر آن ممکن است بخواهند در داخل خاک امریکا هم دست به عملیات بزنند. به گفته وی آمریکا توان نظامی و اراده سیاسی برای مقابله با داعش را دارد و نباید در این مورد کوتاه بیاید. چند نفر از سناتورهای امریکایی از جمله جان مک کین هم دولت اوباما را متهم کردند که اراده لازم برای مقابله با تروریسم را نشان نداده است.

ازسوی دیگر سناتور جک رید از حزب دمکرات گفت اعمال گروه داعش و خشونت آن برای همه ثابت شده است اما این باعث نمی شود که ما تصمیم نسنجیده و ناگهانی بگیریم. بلکه باید بر اساس یک استراتژی مشخص به پیش برویم و در کنار عملیات نظامی دست بر فعالیتهای سیاسی هم بزنیم.

سناتور لیندزی گراهام می گوید باید همه گزینه ها برای شکست این گروه اسلامی افراطی از جمله اعزام نیروی زمینی به سوریه در دستور کار باشد ما باید این گروه را متوقف کنیم. وال استریت می افزاید: به رغم این فشارها دولت اوباما که اعزام نیروی پیاده به عراق و سوریه را رد کرده است همچنان با دخالت عمیق نظامی در این کشورها مخالف است.

یک نماینده دیگر مجلس می گوید باراک اوباما باید به توصیه فرماندهان نظامی گوش کند اما در حال حاضر در سوریه امکاناتی نداریم. از این رو بمباران هوایی بدون داشتن نیروی نظامی تاثیر کمتری خواهد داشت. مقامات دفاعی می گویند،

اگر چه در بمباران هوایی در وهله اول نیازی به نیروی زمینی ندارد اما عقب نشینی داعش از هر منطقه منجر به پیشروی نیروهای ارتش سوریه خواهد شد که این روش با استراتژی آمریکا مغایرت دارد.

از طرف دیگر اگر امریکا علیه این گروه اقدام نکند آنها مواضع خود را مستحکم خواهند کرد و به پیشرویهای خود ادامه می دهند و همانگونه که روز گذشته یک پایگاه هوایی را از دست نیروهای ارتش سوریه خارج کردند و سایر مناطق را نیز مورد تهدید قرار می دهند. دولت امریکا در حال ایجاد یک ائتلاف بین المللی و منطقه ای برای مقابله با داعش است اما به گفته سفیر انگلستان در امریکا مشخص نیست کدامیک از متحدین اروپایی حاضر باشند در این ائتلاف شرکت کنند.

 

داعش: یک عفریت آزاد شده:

(روزنامه هندو، مورخ 5 شهریور ،1393نویسنده: آقای براهما چیلانی، کارشناس رشته جغرافیایی راهبردی و نویسنده معروف هند)
رئیس جمهور آمریکا باراک اوباما گروه داعش را که خود را خلافت اسلامی نامیده است «سرطان» و وزیر دفاع او چاک هگل این سازمان را خطرناک تر از القاعده توصیف نموده است. اما هیچ عفریتی تنها با قوت خود متولد نمی شود. لذا سئوال این است که چه نیروهایی به تولد این عفریت کمک کردند.
دولت اسلامی یک سازمان وحشی و متعلق به قرون وسطی می باشد که اعضای آن در انجام کارهایی مانند بریدن سر احساس افتخار می کنند و سر های بریده شده مقتولین را بعنوان جوایز خود نشان می دهند. اما این امر نمی تواند واقعیت موجود را نادیده بگیرد یعنی این دولت اسلامی علامت شورش اسلام سنی علیه حاکمان غیر سنی در کشورهای در حال فروریزی عراق و سوریه می باشد.
واقعیت این است که پاره پاره شدن کشورها طبق خطوط قدیمی در منطقه هلالی بین اسرائیل و هند پدیده ها و بلوک های جدیدی از جمله شیعستان، وهابستان، کردستان، داعشستان و طالبانستان را بوجود آورده است. غیر از ایران، مصر و ترکیه اکثر کشورهای مهمی از مغرب تا پاکستان در واقع توسط غرب بوجود آورده شده و ریشه ای در تاریخ نداشته و فاقد  هویت های قدیمی خود هستند. (پاکستان با اختلافات داخلی روبرو است و ممکن است به پنجابستان و یا شاید به داعشستان تبدیل شود).
شکی وجود ندارد که داعش از جنگ داخلی سوریه بوجود آمده است. این حرکت بعنوان شورش محلی علیه حکومت وحشی رئیس جمهور بشار اسد شروع شده اما بعداً موفق به دریافت کمک مالی و تسلیحاتی خارجی گردید. شورشیان در مراکز خود در ترکیه و اردن که توسط سازمان سیا آموزش داده می شدند «ارتش آزاد سوریه» را تشکیل دادند. این ارتش به انجام حملات علیه نیروهای دولتی سوریه اقدام و  جنگ تبلیغاتی علیه آقای اسد با کمک آمریکا آغاز گردید.
اما بین اعضای این ائتلاف پشتیبانی شده توسط آمریکا اختلافات نظر وجود داشته چرا که برخی از آنان دستورکارهای دوگانه ای را دنبال می کردند. در حالی که آمریکا، انگلیس و فرانسه به ارتش آزاد سوریه کمک می کردند، دولت های شیخ نشین رادیکال عربستان سعودی، قطر، کویت و امارات و همچنین دولت اسلامی ترکیه تسلیحات و پول را به سوی گروه های اسلامی هدایت کردند. همین امر موجب ایجاد اختلافات بین اپوزیسیون سوریه، به حاشیه گذاشته شدن ارتش آزاد سوریه وظهور داعش شد.
ائتلاف ضد اسد در واقع کار خود را بطور اشتباه آغاز کرد. این ائتلاف بین جهادی های معتدل و جهادی های رادیکال بود. آمریکا و متحدین آن مرتکب اشتباه بزرگی شدند. آنان مبارزه علیه آقای اسد را جهاد نامیده تا بتوانند در سوریه شورش مردمی را بوجود بیاورند. به منظور ایجاد روحیه جهاد بین اکثریت مردم سوریه برنامه های ویژه تلویزیونی و رادیویی پخش گردید. تصمیم پخش اینگونه برنامه ها بطور سنجیده اتخاذ شده بود تا بتوان مردم سوریه را جهت شورش علیه دولت سکولار اسد تحریک کرد.
این برنامه تجربه افغانستان را نادیده گرفت. در افغانستان در دهه 1980 سازمان سیا از طریق همکاری با پاکستان بزرگ ترین عملیات محرمانه تاریخ را به راه انداخت. درس افغانستان این بود که ایجاد روحیه جهاد و تجهیز مجاهدین اسلامی کار خطرناکی است که برای امنیت بین المللی عواقب بلندمدتی دارد. دولت ریگان جهت تشویق مبارزه علیه نیروهای شوروی در افغانستان بطور علنی از اسلام بعنوان یک اهرم استفاده کرد.
در سال 1985، در کاخ سفید آمریکا به منظور قدردانی از برخی از مجاهدین افغانستان برنامه ای برگزار شد. در این برنامه رئیس جمهور ریگان اعلام کرد، « این آقایان از نظر اخلاقی همتایان بنیانگذاران آمریکا می باشند.» از همین گروه جهادی ها سازمان القاعده بوجود آمد.
خیلی ها نمی دانند که رهبر داعش ابوبکر البغدادی،  رهبر مبارزین لیبی، عبدالحکیم بلحاجی و رهبر تروریستی چچن ایرات واهیکتوف در زمان اسارت خود در آمریکا رادیکالی شدند. واقعیت این است که مراکز اسارت آمریکا بعنوان مراکز تعلیم افراطیون عمل کرده اند.
سیاست راهبردی اوباما نسبت به سوریه شبیه سیاست ریگان نسبت به افغانستان می باشد. سوریه با توجه به فشار جهاد بین المللی علیه اسد فقط ظرف مدت دو سال به کشور ورشکسته ای مانند سومالی تبدیل شد. این امر به ظهور داعش کمک کرد.
اگر آمریکا و متحدین این کشور از تجهیز جهادی ها جهت سرنگونی دولت اسد خودداری کرده بودند، داعش به شکل فعلی اش ظهور نمی کرد. واقعیت این است که تیم اوباما تا چند وقت پیش داعش را بعنوان سازمان «خوب» تروریستی در سوریه و سازمان «بد» تروریستی در عراق تلقی می کردند.
بسیاری ها علیه جنبش سرنگون کردن دولت اسد هشدار داده بوده و گفته بودند که در خلایی که بعد از سرنگونی دولت اسد بوجود خواهد آمد نیروهای افراطی ظهور خواهند کرد.
در پایان این مقاله آمده است که واقعیت این است که مرکز داعش هنوزهم در منطقه شمال سوریه قرار دارد و تا وقتیکه آمریکا حملات هوایی خود را به سوریه گسترش ندهد نمی توان جلوی پیشرفت داعش را گرفت.
آگاهی بیشتر:

Islamic State in Iraq and Greater Syria

 نگاهي از درون به تشکيلات مخوف القاعده.  محمد عجم   منتشر شده در همشهری – بازتاب-  اردیبهشت  1385 

جبهه النصره  و تشكيلات مخوف القاعده : دکتر محمد عجم

افکار و عقاید ابن تیمیه پدر فکری مکتب سلفی تکفیری جهادی

http://www.cfr.org/iraq/islamic-state-iraq-greater-syria/p14811

http://www.understandingwar.org/sites/default/files/ISWBackgrounder_ISIS_Annual_Reports_0.pdf

parssea.org/?p=6282

** “دولت اسلامی در عراق و شام (شرق مدیترانه)” ISIS  محصول و تولید کجا است ؟ و اهداف آن ؟

اروپائیان از خاورمیانه ریشه می گیرند.

       _heritage_khorasan_

تقریبا همزمان با ظهور هیتلر و دیدگاههای نژاد پرستانه اش مبنی بر برتری نژاد آریایی  دیدگاههای دیگری نیز مطرح شد یکی از این دیدگاهها که بیشتر در هند طرفدار پیدا کرد این بود که اروپائیان از  تمدن رود سند  ریشه می گیرند بعدها گفته شد که ریشه آنها در تمدن بین النهرین و ایران است. اما امروزه با پیشرفت علم حداقل تا الان دانشمندان ثابت کرده اند  که انسان از شاخ آفریقا وارد دریای سرخ و بین النهرین و غرب خلیج فارس شده و از آنجا پراکنده شده اند بخشی به سوی اروپا رفته اند و در آنجا به خاطر تغییرات آب و هوایی تغییر رنگ و شکل داده اند در اثر جهش و یا تکامل  مقاله زیر در مجله  نیچر تا حدودی همین بحث را مطرح می کند

If people like Adolf Hitler and Max Mueller are born again, they may have to bring in another theory to substantiate their racial superiority. The Europeans’ claim for racial and civilisational superiority has been demolished and proved wrong by an international consortium of researchers which included genetic engineers, bio chemists, molecular biologists, archaeologists, historians and  scientists.

A five-year-long study by this team have found that modern day Europeans are the descendants of three distinct groups; the indigenous hunter-gatherers in Europe, Middle Eastern farmers that migrated to Europe more than 7,500 years ago and a mysterious population that spanned North Eurasia which genetically connects Europeans and native Americans.

“We examined bone samples of German farmers who lived 7,000 years ago, bone samples of nearly 8500 year old hunter-gatherers who lived in Luxembourg and Mottala in Sweden. This was compared with human genome samples collected from 2400 persons of 200 diverse population groups,” Kumarasamy Thangaraj, senior principal scientist, Centre for Cellular and Molecular Biology, Hyderabad, one of the lead researchers in the team told The Pioneer over telephone from his laboratory in Hyderabad.

The findings of the research are being published as an article in the latest issue of Nature, a highly venerated international scientific journal. According to Thangaraj, the findings disprove the age old Aryan theory once and for ever. “Initially we had demolished the Aryan-Dravidian divide. We found that there is no scientific basis for the claim of people in south India that they are Dravidians who are distinct from others in the subcontinent. But we found that people all over India has same genetic traits. The new findings demolish the Aryan theory,” said Thangaraj.

Dr David Reich of Harvard Medical School, said that the Europeans are mixture of three ancient population. “Earlier it was believed that the Europeans had only two ancestral descendants,” he said.

Some of the findings by this research are interesting and path-breaking. “It was the Middle East farmers who migrated to Europe some 7,500 years ago who taught the Europeans about farming and animal rearing. The modern day European population learnt consuming milk and dairy products from their Middle East ancestors,” said Thangaraj.

Dr Ch Mohan Rao, director, CCMB, said the study has thrown light into the origin of the contemporary Europeans. Dr Lalji Singh, former director CCMB and and one of the scientists said that the next project would focus on establishing the link between the ancestral north Indians and  .

Indians, Indo-Europeans, proto-Indo-European languages and civilisations

Aryans and Others

And at the end is an interesting article on Aryans and others by Prof Figueira on the subject, which becomes very relevant in India today when in the wake of majority in the parliament, with only 31% of votes, right-wing BJP leaders and their fanatic fringe outfits are trying to subordinate every other way of thinking, culture and language to their yoke. But for a crushing defeat in Delhi state  elections by Aam Adami party(Aap) led by Arvind Kejriwal, PM Modi and his party, especially its lunatic fringe would have made life miserable for many Indians, especially from minorities.

 

In the evolutionary ladder of governance, societies have moved up from the tribal model when the warrior chief, sometimes the head priest too, was the ruler. Security of the tribe and wars was their major preoccupation.

Then perhaps emerged city-states, kingdoms and after the tyranny of the elected and electable, real Democracy! This unfortunately is like the problem of a moving object. Never solved .In present times there are really no true democracies. The USA which Pres Obama claims as the oldest democracy is nothing but oligopoly in which, the corporate interests, led by military-industry complex decide who will be the next president, finance his election and then he is at their call whether it is Bush or Obama.

 

In India we do not even have a representative democracy because with percentage of votes of 31% only ,BJP has got a majority in the central Parliament .In India’s largest state of Uttar Pradesh, Mulayam Singh rules with a majority after getting only 29% of the votes caste. I call them tyrannies because once a party gets elected; it keeps on using all unfair and fair means to get re-elected. Let that pass.

After the kingdoms and religion-based empires emerged, in Europe nation states based on some kind of common denominator, language, ethnicity, religion of people, etc came up .It was based on a common denominator. Never mind. It still persists. In creating language and common ancestry based nation states lots of myths have been created. To please the Turks, Kemal Ataturk, father of the secular Turkish republic had claimed that all languages emerged out of Turkish and Anatolia was the land of origin of the human race. Or something to this effect. Similar claims have been made by all nation states , beginning with Europe and elsewhere.

 

I made some study about the origin of Aryans, Indo-Europeans, proto-Indo-Europeans and their  languages, especially after my retirement from Turkey in 1996 and my stay there for more than year and half, where I found ample material at the British Institute of archaeology in Ankara. I have come to the conclusion that the terms, proto-Indo-European of proto-Indo-European languages from which all races and all similar languages have emerged is like finding a common denominator  ie taking bits and pieces from all tribes ,languages and cultures. A bit like defining the most fundamental particles in physics, mostly pure mathematics and speculation.

 

As for civilisations and culture, let me quote from my article on Eastern foundations of Western civilization, on Alexander, origins of western civilisation, Iliad and Odyssey etc

‘How Alexander “the Great “has been glorified as a Western conqueror of the East.  He was a small town homosexual boy who was taught the intricacies of state protocol, running of an empire and the divinity of the emperor by older civilisations of Asia Minor, Egypt and Persia. If he had followed the advice of his teacher Aristotle and not learnt from the so called barbarians, his vision would have remained limited and shallow.  The desert Arab tribes were civilized by the Byzantine courtiers and princesses in Damascus and Sasanians from Persia in Iraq after being conquered by Muslim Arabs.  So were the nomad Central Asian Turks and Mongols (also by Chinese) by the Persians.   

As there was little comparable civilisation in Western Europe and certainly USA in pre Christian era, they claim that there civilisation, culture and thought originates from the Greeks of Aegean and Asia Minor (Turkey).  According to them, Greek civilisation and culture evolved and flourished in Crete and evolved when Greeks (pirates) coming from the Aegean islands settled on the west coast of Asia Minor (called Ionia-Yunani) .Therefore Minoan civilisation of Crete forms the basis of Greek and hence Western civilisation.  

 It is too simplistic and illogical, if not downright absurd. Why not Cyprus, Malta, Sicily?  At that time, there were flourishing civilisations in Egypt, Asia Minor, Mesopotamia, Persia, Sogdiana and India. Persian Empire extended up to western Turkish coast with Sardis as its outpost. Most Greek city states in Asia Minor were under the Persians, who could cross over the Dardanelles or the Bosporus at will or occupy Greek lands.  The first Greek victory over Persians is celebrated as Marathon race in sports.  The first victory of the West over East!  

Cretian civilisation is derived from Egyptian and Phoenician.  Both are indebted to Mesopotamian, verily the mother of all civilisations, which evolved mostly between Tigris in Euphrates in Iraq and southeast Turkey.  The evolution in human progress took off six millennia ago.  But fourth millennia BC was remarkable, not only in Mesopotamia but in the Nile valley and the Indus Valley. From family unit’s polity developed into villages and cities, kingdoms and empires.  The cities were ruled by a god and in his name by the king.  To begin with, the first deity was Earth, Mother Goddess. Civilisations in Mesopotamia were created by Sumerians, Babylonians, Akkadians, Assyrians and others. Nile got cylindrical seals from Mesopotamia and the beginnings of writing.  The Nile civilisation is magnificent, well preserved but unidirectional and flourished in isolation, without the stimulus of exchange.  

If one studies the Egyptian or Pharoanic civilisation, much has been contributed to it by the Nubians of Upper Egypt.  Many Pharaoh’s had thick lips and crinky hair.  Or La, Egyptians are bad enough and now to claim that the Sudanese might have influenced the Greek and hence the Western Judo-Hellenic Christian civilisation. Yes, after the development of civilisations in Mesopotamia and the Nile valley, it filtered to eastern Mediterranean, which became a cradle of civilisations, with exchange of ideas through trade and people. That is how the island of Crete acquired civilisation. 

The achievement of a civilization may be expressed in terms of its best points—moral and ethical, aesthetic, scientific, and, not least, literary. Legal theory flourished and was sophisticated. Early on, it was expressed in several collections of legal decisions, the so-called codes, of which the best-known and the earliest is the Code of Hammurabi.  Throughout these codes recurs the concern of the ruler for the weak, the widow, and the orphan.

There are 25 firsts achieved by Sumerians.  These include wheels, the plough, the loom, the potter’s wheels, the brick, and the sail, working with metals and finally writing. Technical accomplishments were perfected in the building of amazingly accurateZiggurats (temple towers resembling pyramids), with their huge bulk, and in irrigation, both in practical execution and in theoretical calculations.  At the beginning of the 3rd millennium BC, an artificial stone often regarded as a forerunner of concrete was in use atUruk (160 miles south-southeast of modern Baghdad); The ultimate weapon to spread civilisations remains systematic writing.  

Judaism, mother of all revealed Abrahmic religions in West Asia is claimed to be the first monotheistic religion.  But it could have been perhaps influenced by Avestan/Zoroastrian/ pre-Vedic religions in Mesopotamia. In 14th century BC it was an Aryan Mitanni (a kingdom at the borders of Turkey and Syria) princess Gilukhepa, perhaps the well known and famous Nefertiti, who fully supported her husband Pharaoh Akhenaton’s (AmonhotepIV) efforts to bring in (and perhaps inspire) monotheism, for single God Aton (Sun or Mithra like!). This concept was too sudden and undermined the vested powers of the priests.  It was dislodged and soon after Akhenaton was removed from power.  New work in Egypt is moving in that direction.  It was from Egypt that Moses led the Hebrews out to lay the foundations of Judaism.  

Now let us take the story of Iliad and Odyssey. For Western culture and civilization, they are almost like Mahabharata and Ramayana are for India, making its author Homer one of the most influential authors in the widest sense. The two epics provided the basis for Greek education and culture throughout the classical age and formed the backbone of humane education down to the time of the Roman Empire and the spread of Christianity.  The Homeric epics had a profound impact on the Renaissance culture of Italy.  Since then the proliferation of translations has helped to make them the most important poems of the classical European tradition. 

Iliad was finalized probably around 750 BC and Odyssey 650 BC (Greek writing started around 650 BC).  It is felt that Odyssey, so different from Iliad was not composed by Homer, the blind bard born in Asia Minor, but probably by a young lady (a Jane Austin) somewhere on the Sicilian coast with time to spare.  Let that pass. But there certainly is historical basis for the story of abduction of Spartan King Manaus’s wife Helen by Trojan Prince Paris.  Manaus’s brother King Agamemnon of Achaeans, then decided on a voyage of punishment and retrieval. This is when strangely an artificial line, straits of Dardanelles, has been introduced by the Europeans to divide the world into East and West and the victory over Trojans is taken as of the west over East.  Why?  Later Alexander made offerings at Troy (also at Egyptian oasis Siva) before embarking on his conquest of Asia. Ottoman Sultan Fethi after conquering Constantinople also visited Troy.   

We need not go into the details of the two epics and Troy.  But in the search to find the exact place and the time of the events, credit might be given to Heinrich Schliemann.  Inspired by Iliad’s description, he started digging at Troy site but damaged the real Troy.  He was a mythomaniac and big liar.  Paris’s father King Priam King of Troy is an hour’s walk on the Asian side from the Dardanelles.  This strategic site, controlling the sea borne trade from the Mediterranean and Aegean to the Black Sea and beyond has been inhabited since fourth millennium BC. Troy 6, site of Homer’s Iliad has been dated to about 1260 BC.  

At the same time, there was the majestic and magnificent Asian Hittite Empire (1800 BC to 1200 BC) in central Turkey, whose capital Bogazkoy‘s citadel has a circumference of five kilometersThe Troy fortress measures 200 yards by 150 yards.  Excavations show that Troy perhaps fell as a result of weakening by an earthquake.  It was assaulted and set on fire, women and children taken as slaves.  Evidence from Hittite archives indicates that Troy was a small state in alliance or subordinate to it. It was attacked when the Hittite empire was in decline and fighting its new enemy the Assyrians in the East.  So all this 10 year long Great Trojan war drama was a storm in a tea cup in the ocean of Hittite Empire, which extended from north of Turkey to Syria and up to Babylon (Iraq.)  Hittites were contenders for the control of Syria with the Egyptian Pharaohs and local Aryan kingdom of Mitannis in Turkey and Syria.   

The regions linking the river basins of Euphrates and Tigris, Oxus and Jaxartes, Indus and Ganges have contributed more to religion, culture and civilisation than the rest of the world put together. Comprising of Turkey, Syria, Iraq, Iran, Central Asian Republics, Afghanistan and the Indian sub-continent, there has always been natural interaction in the area through travel, trade, migration and conquest for over five millennia, with many civilisations having also evolved and flourished in desert oasis.  The more civilized areas were dominated first by Indo-Europeans charioteers and then the horse riders from Asian Steppes who shaped the Eurasian history.  Aryans of India migrated from the steppes of north of the Black and Caspian Seas and Kazakhstan from 3rd to 1st millennia BC.  Later Turks and Mongols migrated from the eastern Asian steppes to the Indian sub-continent, Iran and Turkey then known as Asia Minor, where as mentioned earlier had evolved and flowered ancient Greek and Hellenic thought, culture and polity as a result of interaction of incoming Greeks with the existing Asian civilisations of Asia Minor, Mesopotamia, Egypt, Persia, and India beyond.  Turkey has more Greek sites than Greece and more Roman monuments than Italy. 

With a continuous history this area has been the cradle of most civilizations, thought, philosophy and religions; pre-Vedic to Vedic religions, Buddhism, Hinduism, Jainism, Sikhism, Avestan, Zoroasterism, Manichaeism, Judaism, Christianity with its various strands and schisms, Islam and such bye-lanes as Alevis, Alawaites, Yezidis, Druzes and many others.  Indo-Iranian, Ural- Altaic and Semitic languages have mingled with each other and local languages to produce such a mosaic of languages and tongues.  Culturally, linguistically, ethnically and spiritually there is no region in the world which is so rich and diverse but also has so much in common. 

Let us now take western (hence Greek) philosophy, which begins with Thales (who predicted 585 BC solar eclipse). Thales who established the Miletian school (near Smyrna-Izmir, Turkey) speculated that everything consisted of liquid, his disciples Anaximander said there was unity behind multiplicity and Anaximanes that everything was vapour. They are considered spiritual forefathers of Socrates, Plato and Aristotle.  By 6th century BC schools of Jain and Buddhist philosophy were well established apart from Upanishads, Yoga, Charakva and Sankhya, which have an even older tradition perhaps going back to 8thcentury BC.  While religion and philosophy in India are fused; Buddhism, Jainism and some other schools started as philosophy of life without creating or relying on Gods.  Socrates with his inner (intuitive) voice and trances with Plato made a team like Ramakrishna Paramhansa with Swami Vivekananda i.e. intuitive speculator and philosopher with his eloquent spokesman. We know about Socrates only from Plato’ writings. 

The Orphic and Pythagorean and later Parmenides philosophy or cults are similar to Indian philosophy.  Perhaps the ideas had traveled via Alexandria, hub of eastern Mediterranean, then held in high regard as a place for learning and wisdom , where  Greeks and others used to congregate and learn. Ugarit port on the Syrian coast was another meeting place for traders, travelers and wise men from the west i.e. Cyprus, Crete etc and east i.e. Iraq, Persia and India beyond.  Greeks and Indians were employed in Susa, capital of the Persian Empire, which also ruled north India.  So exchange of ideas and philosophy was normal. Scylax, a Greek origin Persian subject from Asia minor was commanded by Emperor Darius to navigate river Indus from Kabul to its delta on the Arabian Sea, from whose records Herodotus and West learnt about India. 

Earlier Greek writings and thought had everything; logic, speculation, myths, mystery and beliefs.  It’s a difficult to say when the divergence between East and West commenced.  And why? European rationalism and renaissance! Does it have something to do with the colder climate of Europe, which made them think more rationally and did not lend to development of intuitive powers.  We can see the divergence even in the evolution of Christianity, Western and Orthodox.  Western theology turns towards dualism making a distinction between the spirit and the matter. Eastern theology maintains that spirit and matter are the two interdependent manifestations of the same ultimate reality.  Christianity has been influenced by Mithraism (from pre-Vedic cult ), then very popular with Roman legions, senators and even Emperors who built Mithra temples all over central and east Europe and Asia Minor. Christmas is celebrated on 24 December eve, time of  Mithra’s birth ( when the Sun starts waxing ).   

The divergence between conscious intuition of the East and rational thought of the West was perhaps complete after de la Carte announced  “I think therefore I am. ‘ Of course there’s no place for intuition in this.  But many western scientists have declared that only intuition had led them to the discoveries of science.  Zen masters use Kaons, apparently illogical riddles, to unlock intuitive powers. West then took as faith Darwin’s theory of evolution that mutations cause species to change at random and the fittest survives and not Lamarck’s theory that species change because they make determined effort to change.  It has played havoc with human history. Survival of the fittest theory brought in colonialism, imperialism and cultural orientalism. West also evolved divisive nationalism, Marxism, capitalism, ideological totalitarianism.  For these causes and ideologies many scores of millions were butchered in, so far the most violent of all , the 20th century.  

As for Mahabharata and Bhagvad Geeta they could not have been composed in India before 1500 BC , because horses skeletons are found first in Frontier province of Pakistan of the subcontinent . Horses’ natural and original habitat was the Eurasian steppes where they were first domesticated around 2500 BC and then used with chariots , evolved  perhaps in Khorasan area ie central Asia, Persia, Afghanistan etc.( More above)

 

Let me also quote from my other articles on Indo Aryans or Indo-Iranians and cultural assimilation of Iran from which India has borrowed and which India refuses to acknowledge.

 

Old linkages between India and Iran
India’s linkages and relations with Iran are ancient and almost umbilical. Not far from Iran’s western border, around the junction of Turkey, Syria and Iraq in the upper reaches of the Tigris and Euphrates, a chariot-riding Indian-Iranian military aristocracy, embedded among indigenous Hurrians, ruled its Mitanni kingdom between 1500 BC to 1200 BC. It used pre-Vedic Sanskrit phrases, worshipped common Daivya and Assura gods like Indira, Nasatya and Varuna, Mithra. The Mitannis had apparently separated from the main Aryan body, which after many centuries in the region of Amu and Syr Darya had moved on to Iran. Then after some acrimony there was a split into factions: Vedic with Daivya gods and Avestan with Assura gods, with the Vedic stream going on to the land of Sapt Sindhu, ie northwest India and beyond. On a theory based on linguistic, cultural, religious and other similarities, Iranian and Indian Aryans are, if not racial cousins, at least linguistic and cultural ones.

During the Muslim rule, Persians came as bureaucrats with the Turkish rulers in India and left a deep influence on Indian culture, civilization and languages; Hindustani, Urdu and Hindi. From Akbar’s time, the Persians formed the majority of the Muslim Amir ul Umra, that is, courtiers and civil servants. To get in with Persian and its derivative Urdu as the language of the court and administration (even during the British era), even the Hindus took on some of their traits, like Moghului cuisine (Persian cuisine is the mother of most cuisines, except French and Chinese) and meat eating. Also adopted were a love of music and dance. Kayastahs dominated the civil services during the British rule.

Iran: A cradle of civilizations
Situated at the crossroads and itself a cradle of many great civilizations, Iran has exercised great civilizing influence since ancient times. Whosoever (King of Kings, Sahanshah in Darius’s words, its Hindu equivalent being Maharajdhiraj) ruled what now constitutes Iran, they exercised great political and cultural influence not only in the neighborhood but also in far-off places.

During the classical Greek political and social evolution in western Asia Minor which Turkey was then called, the Persian Achaemenid dynasty had its satrapies and outposts on the Aegean coast, known as Ionia, from which the word Yunan for Greece entered the eastern lexicon. In 517 BC it was Persian Emperor Darius who ordered Scylax, his Greek subject from Caria (western Turkey) to survey the river Indus from Peshawar to its exit into the sea, part of his empire. And for the first time, the West became acquainted with India. Herodotus’s chapters on Indian history were based on records of that exploration.

 

But Islam did not liberate the sophisticated and evolved Persians, deeply influenced by spiritual and speculative Avestan, its excessive rituals and love for the intoxicant soma having been curbed earlier by Zoroaster’s reforms (Buddhism was a similar attempt against Brahmanical rituals and excesses in India around the same time). Then the Persians lost their language, Pehlavi, which emerged a few centuries later as Persian in modified Arabic script. Having been ruled by Arabs, Turks, Mongols and Tartars for eight-and-half centuries, there emerged the Sufi-origin Persian Safavids, who became finally masters of their own land, which more or less comprises present-day Iran. At the same time, to preserve their sect and survive, Iranians after centuries of foreign rule developed an uncanny ability not to bring to their lips what is on their minds, and have institutionalized it as takiyya, ie dissimulation.

They had modified simple Arab Islam into a more sophisticated and innovative Shi’ite branch, with the direct descent of Imam Ali’s progeny from Fatima, daughter of the Prophet Mohammed, echoing their deeply ingrained sense of the divinity of rulers. They strengthened (against the Arab caliphs and Turkish sultans) the status of the imams, who among more egalitarian Sunnis are no more than prayer leaders, in line with the Indian-Iranian tradition of placing priests higher than rulers (as are Brahmins in the Indian caste system). By tradition, Azeri (Turkish) speaking Iranians become chiefs of the armed forces. Ayatollah Ali Khameini is an Azeri speaking Iranian.

The status of the imam evolved into the doctrines of intercession and infallibility, ie, of the faqih/mutjahid. (Somewhat like Hindu shankracharyas and the fraternity of learned pandits). The speculative Aryan mind fused the mystic traditions into Sufi Islam, bringing out the best in Islamic mysticism and softening the rigors of austere and crusading Islam which had emerged from the barren sands of Arabia. There were unparalleled contributions by Rumi, Hafij, Attar, El-Ghazali, Firdaus, Nizami, El-Beruni, Omar Khayyam and others to Islamic philosophy and civilization. Their answer to interminable Islamic theological arguments on free will vs predetermination was that the opposites were the obverse and reverse sides of the divine mind, similar to the concepts in Hindu philosophy. Hindustani poetry, music, painting and architecture owe much to their Iranian cousins. Sufis played more than an equal role in the conversion to Islam of India as did the sword or material inducements. Sufi pirs are still as revered as Hindu or Sikh holy men in India.

Given below is the article by Prof Figuiera.

 K.Gajendra Singh ,15 March, 2015,Delhi.

Aryans and Others

Written by Dorothy M Figueira | Updated: March 13, 2015 3:08 pm

http://indianexpress.com/article/opinion/columns/aryans-and-others/

one of the three ancestral European population.

http://www.dailypioneer.com/nation/europeans-superiority-is-a-        myth.html

فواد عجمی یکی از طراحان برنامه خاورمیانه بزرگ ، در سن 69 سالگی درگذشت

«فواد عجمی»، استاد و نویسنده مباحث خاورمیانه و مطالعات روابط بین‌الملل،  روز یکشنبه 22 ژوئن 2014 پس از مدت‌ها مبارزه با سرطان، در سن 69 سالگی  درگذشت. وی متولد خانواده‌ای ایرانی بود اما هیچ‌گاه در ایران زندگی نکرد. خانواد‌ه او در سال ۱۸۵۹ و در دوران ناصرالدین شاه از تبریز به «ارنون» در لبنان مهاجرت کرد. او در سال ۱۹۴۵ در این روستا به دنیا آمد، زمانی که چهار ساله بود خانواده‌اش به شهر بیروت نقل مکان کردند و او تا سن ۱۸ سالگی در لبنان ساکن بود. زمانی که وارد امریکا شد، در «کالج اورگان شرقی» در شهر «لاگرانده» ایالت اورگان درس خواند و پس از آن به دانشگاه واشنگتن رفت و از تزش با موضوع روابط بین‌الملل و مدیریت جهانی دفاع کرد. او ابتدا هوادار ناصریسم و ناسیونالیسم عرب بود. مدتی نیز به تفکر و نوشتن در اندیشه «امام موسی صدر» پرداخت و در این مورد کتابی به نام «امام ناپدید شده: موسی صدر و شعیان لبنان» نوشت. اما در نهایت از اندیشه‌های ملی‌گرایانه اعراب فاصله گرفت و منتقد آن شد. در سال ۱۹۷۳ به دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه «پرینستون» پیوست.در سال ۱۹۷۸ فعالیت سیاسی‌اش را در قالب کار آکادمیک با مقابله با سیاست‌های بنجامین نتانیاهو در نزاع اسرائیل و فلسطین آغاز کرد. اما پس از آن به عنوان کارشناس خاورمیانه که طرفدار اعراب بود اما در عین حال  طرفدار سیاستهای امریکا بود و دست از ضدیت با  اسرائیل برداشته بود و مشکلات خاورمیانه را متوجه حکومت های استبدای خاورمیانه می کرد. او در سالهای 2002- 2005 مدافع  تغییر و یا سرنگونی همه حکومت های عربی به شیوه آرام  بود. چیزی که در سال 2001 تحت عنوان بهار عربی شروع شد. national geog.parssea.org

در سال ۱۹۸۰ دعوت دانشگاه «جان هاپکینز» برای ریاست بخش مطالعات خاورمیانه در روابط بین‌الملل را پذیرفت. این بخش به مدرسه تخصصی روابط بین‌الملل (SAIS) مشهور است. فواد عجمی در نوشتن پروژه  دمکراسی برای خاورمیانه بزرگ نقش داشت گروه او اعتقاد داشتند که سراسر خاورمیانه توسط رژیم های غیر منتخب اداره می شود از مراکش تا عمان  جهان اسلام دارای حکومت های موروثی هستند و جوانان در همه این کشورها خواهان تغییر هستند قبل از اینکه شورش های اجتماعی منطقه را فراگیرد آمریکا باید دمراسی و حکومت قانون را بر این منطقه تحمیل کند. طرح او در سال 2003 با انتقادات شدیدی روبرو شد و  کشورهای مصر – عربستان – تونس و شیخ نشین های خلیج فارس وی را ممنوع الورود به کشورهای خود کردند.

 او  استاد همکار  در «موسسه هوور دانشگاه استنفورد» و یکی از جدی‌ترین منتقدان سیاست خارجی باراک اوباما در خاورمیانه  نیز بود. یک هفته پیش از مرگش مقاله‌ای در «وال استریت ژورنال» به چاپ رساند و مستقیما کاخ سفید را در شکست جنگ عراق سرزنش کرد:

«دو نفر مسئولیت مستقیم وضعیت فعلی عراق را برعهده دارند: باراک اوباما و نوری ا‌ل‌مالکی». او دغدغه فراوان آینده جهان عرب را داشت. . او از دستور کار آزادی جورج دبلیو بوش نیز دفاع کرد و مدافع جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بود و به «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه امریکا و«پال ولفویتز» از سیاستمداران نومحافظه کار، معاون ورزات دفاع امریکا و معروف به معمار جنگ امریکا و عراق مشاوره داد.

 

در کتاب مخمصه اعراب نوشته فواد عجمی . در اوت ۲۰۰۲ دیک چنی گفت: «طبق پیش‌بینی پروفسور فؤاد عجمی پس از تصرف بصره و بغداد مردم با شور و هیجان در خیابان‌ها به پایکوبی خواهند پرداخت.» به عبارت دیگر، معاون رئیس‌جمهور آمریکا به عنوان دلیل برای حمایت مردم عراق از اشغال این کشور به نظرات عجمی استناد کرد نه به گزارش‌ها و تحلیل‌های سیا. به همین دلیل بود که مجله نیشن نوشت: « اگر هالیوود بخواهد فیلمی درباره جنگ دوّم خلیج [جنگ عراق] بسازد باید نقش اصلی را به پروفسور عجمی رئیس مؤسسه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جان هاپکینز بدهد.

بعضی کتابهای عجمی:

  • التمرّد السوري،  Syrian Rebellion.
  • هدية الأجنبي: الأمريكيون والعرب والعراقيون في العراق، 2006
  • قصر الأحلام لدى العرب، 1998
  • بيروت: مدينة الندم، 1988
  • الإمام المغيّب: موسى الصدر وشيعة لبنان، 1986
  • المأزق العربي، 1981

پارسیان هند؛ مهاجران کوشنده ، تاثیر گذار ولی رو به زوال

پارسیان هند؛ مهاجران کوشنده ، با هویت  و رو به زوال جمعیتی

پارسی های هند زرتشتیان ایرانی تباری هند هستند که اجداد آنها در چند مرحله، پس از حمله اعراب و همچنین مغول به ایران، به غرب شبه جزیره هند مهاجرت کردند. آنها در هند،  آزادانه به انجام اعمال مذهبی و دنبال کردن اعتقادات آبا و اجدادی خود ادامه دادند. پارسیان هند دیگر مهاجر نیستند؛ از همان  ابتدا که به شرق ایران (خراسان) و سپس به سواحل گجرات آمدند، در این جامعه ذوب شدند.

اصطلاحی در هند رایج است که پارسیان همچون شکری در شیر، در جامعه هند حل شده و به آن طعم بخشیده اند. امروز بیشتر آنها از لحاظ سبک زندگی مدرن هستند اما از نظر باورهای مذهبی، سنتی تر از زرتشتیان ایران مانده اند.

بهرام گور 423- 438 ق م  در سفر به هند همسری هندی اختیار کرد و موسیقی هندی و ایرانی را  به جامعه دو کشور معرفی کرد. 300 سال پس از شکست ساسانی  در سال 936 میلادی عده ای  حدود 200 نفر  از سنگان خراسان بعد از مشقات و رنج فراوان وارد گجرات شدند . و معبد سنجان یا سنگان را بنا کردند.  آنها در دوره گورکانی در حمله مسلمانان به سنجان  جانب هندوها را گرفتند و با شکست هندوها مجبور به جابجایی شدند  اما در زمان اکبر شاه 1578 مجدد آزادی مذهبی آنها تضمین شد.

در دوره استعمار پارسیان  جایگاه خوبی یافتند و در بمبی جایگاههای بزرگ رسیدند  سه نفر پارسی که به پارلمان عوام انگلیس راه یافتند   همواره از هند به عنوان سواراج  یاد می کردند و هند را وطن اصلی می نامیدند. فیروز شاه مهتا – دینشاه واچا – بهیکاجی کاما  در 18 اوت 1908 پرچم هند را در کنگره بین الملل سوسیالیست بر افراشتند. .

پارسیان با وجود جمعیت  کم ولی در اقتصاد – هنر و صنعت هند بسیار تاثیر گذار بوده اند . در موارد زیادی در هند جزو پیشگامان بوده اند

اولین کشتی سازی – اولین اهن و فولاد سازی – اولین در فیزیک هسته ای –  نساجی – قفل سازی – پرس مکانیکی – مواد شیمیایی –  نشریه چاپی –  نخستین زن راننده –  – نخستین خلبان  هند  همگی  از پارسیان بوده اند.  44 معبد پارسیان در مومبای و 6 مهبد در بهاروچ  و 9 معبد در شهر سورت فعال هستند.  انجمن های زرتشتی در بمبی – دهلی – بردولی – جهانسی – مهو – نوساری یا نوسرای – احمد آباد – سکند ر آباد – حیدر آباد – ایندر – مدرس فعال است.

گروه صنعتی تاتا نیز دارای موسسات فرهنگی بنفع پارسیان است.  راتان تاتا  یکی از افراد هند است که دارای نشان شوالیه از ملکه انگلیس است  بخاطر نقش روابط تجاری و صنعتی این گروه با انگلیس – گروه یونایتد کورپوریشن وابسته به زوبین ایرانی –  گروه جمشید .  انجمن زرتشتیان یک ماهنامه انگلیسی بنام پارسیانه منتشر می کند. انجمن دهلی همه ساله 21  مارس  جشن سال مبارک  یا نوروز داررند البته نوروز دیگری هم در تابستان دارند. در مومبای 45 هزار پارسی زندگی می کند.

پارسیان  بدلیل کاهش و زوال امروز یک موضوع بین المللی هستند  و یونسکو  در سال 2001 و 2003  پروژه حفاظت از زرتشتیان اجرا شد. 

علل متعددی بر کاهش تعداد پارسیان تاثیرگذار بوده است.

ازدواج دیرهنگام، ازدواج نکردن، کاهش زاد و ولد، مهاجرت و ازدواج خارج از این اجتماع از جمله دلایل کاهش جمعیت پارسیان هند است

پارسی های هند حدود یک و نیم هزاره پس از مهاجرت، هنوز هویت خود را حفظ کرده اند؛ هویتی سیال که هم هندی است و هم ایرانی؛ اما بیشتر از همه “پارسی” است.  اما این اجتماع کوچک و پیشرو، از لحاظ مذهبی سنتی مانده و از نظر جمعیتی، کیفیت را بر کمیت ترجیح داده و رو به انقراض است.

پارسی ها از لحاظ زبان و پوشش، هندی هستند اما تفاوت هایی با بقیه هندی ها دارند. آنها در حالی که کمتر از یک درصد جمعیت هند را شامل می شوند، تحصیلکرده ترین، موفق ترین و متمول ترین اقلیت این کشور به شمار می روند. تا جایی که دولت کشوری که بزرگترین مشکل آن فزونی جمعیت است، بودجه ای برای افزایش جمعیت این اقلیت درنظر می گیرد و آن را اقدامی کوچک برای جبران خدمات آنان می داند.

 اکنون جامعه زرتشتیان هند شامل اندک افرادی است که بتازگی از ایران به این کشور مهاجرت کرده اند و پارسی ها که قرن هاست در این کشور ساکن شده اند. در هند پارسی بودن و زرتشتی بودن به یک معنی نیست؛ همه پارسی ها زرتشتی هستند اما همه زرتشتی ها پارسی نیستند.

یافتن پارسی های هند دشوار نیست.  “شرناز کاما”، مدیر پروژه پریزرو یونسکو  فهرستی از پارسی های معتبر و صاحب نظر را منتشر کرده است. بیشتر آنها گرم و صمیمی از معرفی فرهنگشان استقبال می کنند. اما برخی در سفر و یا  در غرب سکونت  اختیار کرده اند. در میان آنها، رییس انجمن پارسیان دهلی است.

آتشکده انجمن پارسیان دهلی

خانم بگلی مسوول مهمانسرای پارسیان دهلی به همراه عکسی از مراسم داخل آتشکده پارسیان

که در پنجاهمین سالگرد آن (۲۰۱۱) گرفته شده بود

 زندگی با خدمتکاران، سبک زندگی مردم مرفه هند است اما خانه یزد کاپادیا رنگ و بوی ایرانی دارد. نه فقط بخاطر قالی ایرانی که در اتاق پذیرایی پهن شده، بلکه عکس های خانوادگی که گوشه و کنار در قاب نشسته اند، تمیزی خانه و آرامش خدمتکاران، مجموعه ای است که در کمتر خانه هندی آن را می توان یافت. وقتی در خانه ای ترس در چشم خدمتکاران نباشد یعنی ارباب “یزد کاپادیا” (Yezad Kapadia)رفتاری منصفانه دارد. پارسی ها نسبت به سایر اقوام هند خود را بهتر با فرهنگ غربی ها و غریبه ها تطبیق داده اند.

هنگامی که انگلیسی ها به هند آمدند، پارسی ها همکاران خوبی برای آنها بودند و همین یکی از علل پیشرفت آنان شد. آنها کاردان و قابل اعتماد بودند و می توانستند نقش مترجم را نیز برای انگلیسی ها ایفا کنند. امروز خودشان هم تایید می کنند که تفاوت های اندکی با بقیه هندی ها دارند، از جمله اینکه سبک زندگی غربی تری دارند. از کاست های اجتماعی هندوها در میان آنها خبری نیست؛ هر چند هنوز در غرب هند، یعنی سرزمین هایی که پارسی ها پس از خروج از ایران در آن سکنی گزیدند، هنوز پارسیان فقیری هم هستند. اما این پارسی های کشاورز هم باری بر دولت هند نیستند. انجمن های خیریه پارسی ها افراد ضعیف تر جامعه خودشان را تحت پوشش قرار می دهند. سهم پارسی ها در ساختن شهر بمبئی آنقدر است که به گفته کاپادیا، ۸۰-۷۰ درصد از مجسمه های یادبود بزرگان این شهر متعلق به پارسی هاست.

این داستان همه زنان پارسی است که خارج از جامعه کوچک خود ازدواج می کنند. بر اساس دستور موبدان پارسی، اگر زن پارسی با غیر زرتشتی ازدواج کند بچه آنها پارسی نیست. حتی خود این زنان هم نمی توانند به آتشکده وارد شوند یا در مراسم مذهبی شرکت کنند. زنی بنام گلرخ گوپتا که از چند سال پیش، اعتراض خود علیه انجمن پارسی والساد (VPA) را در دادگاه های هند پیگیری می کند، حالا پیشروی اعتراض به این شرایط تبعیض آمیز بشمار می رود.

پاسخ دادگاه عالی گجرات به دادخواست او این بوده که اگر زنی با مردی از مذهبی دیگر ازدواج کند به دین شوهرش درمی آید. رییس انجمن زرتشتیان دهلی در مقابل عکس نوه هایش با دلخوری می گوید: ” چرا برعکس این صحت ندارد؟ زنانی که با مردان پارسی ازدواج می کنند هم حق ندارند به آتشکده وارد شوند!”

گلرخ پس از دریافت حکم دادگاه عالی گجرات، از دیوان عالی کشور درخواست کرده تا دوباره به پرونده او رسیدگی کند. می گویند این تبعیض جنسیتی از جامعه هند به میان پارسی های این کشور راه پیدا کرده است. آنچه زرتشتیان ایران انجام می دهند در تصور موبدان پارسی هم نمی گنجد؛ اینکه همه، حتی غیرزرتشتی ها هم بتوانند به آتشکده بروند و بالاتر از همه اینکه زنان موبد شوند!

 عکس روی جلد یکی از نشریات زرتشتیان بنام “پارسیانا” زنی را  نشان می دهد. موبدی زن در کنار سایر موبدان ایستاده و مراسم مذهبی را بجا می آورد.  او مهشاد خسروانی، زرتشتی ایرانی است که در تورنتو زندگی می کند و به موبدیاری رسیده است.

پارسیان هند نخست در ایالت گجرات در غرب کشور هندوستان مستقر شدند. امروزه جمعیت پارسی‌ها حدود یکصدهزار نفر برآورد می‌شودکه نزدیک به ۸۰ درصد آنها در ایالت ماهاراشترای هند و در شهر بمبئی (مومبای) و اطراف آن ساکن هستند و مابقی در سایر نقاط شبه قاره هند و یا بریتانیا٬ امریکا٬ استرالیا و کانادا پراکنده‌اند. با وجود آنکه پارسیان در بمبئی اقلیت کوچکی هستند، حضور آنان در این شهر مشهود است و از نظر اقتصادی اقلیت مهمی در هند به‌شمار می‌روند. آنان از انسجام خاصی برخوردارند و با گذشت ۱۲۰۰ سال بسیاری از سنن ایرانی را حفظ کرده‌اند.

زرتشتیان ابتدا از منطقه‌ای به نام سنگان (سنجان) از توابع خواف در خراسان رضوی و شاید هم شهری به همین نام که یکی از شهرهای خراسان بزرگ در نزدیکی مرو بود و بعدها از هرمزگان، سفر مخاطره انگیز، پرماجرا و عذاب‌آوری را به گجرات هند آغاز کردند. روبرو شدن آنها با حکومت و مردم آن خطه چند سده بعد در کتابی به نام “قصه سنجان” از زبان بهمن پسر کیقباد پسر هرمزدیارسنجانی به نظم کشیده شده است. کشتی پارسی‌ها بر اساس اطلاعات این کتاب در دریا دچار طوفان می شود. آنها بر کشتی طوفان‌زده با دعا و ثنا به گرد آتشی که با خود می‌بردند به استغاثه می‌پردازند تا از این مصیبت نجات پیدا کنند و به ساحل برسند و در آنجا از حاکم گجرات “جادی رانه” پناه جویند. فرمانده گجرات سه شرط برای پذیرش پارسیان گذاشت: نخست یادگیری زبان محلی که به همین سبب زبان رسمی پارسیان در هند امروز، گجراتی است. دوم پوشیدن لباس زنان هندی برای زنان زرتشتی و سوم به زمین گذاردن (تحویل) سلاح هایی بود که زرتشتی‌ها با خود برده بودند.

پس از پذیرش شرایط، به پارسی‌ها اجازه اقامت در گجرات داده شد و کم کم آتشکده‌هایی بنا کردند که با آتشی که با خود از آتشکده‌های ایران آورده بودند روشن کردند و به داد و ستد و امور دیگر پرداختند. اگر چه پارسی‌ها قوانین مردم و دولت هند را پذیرفتند تا به آن وسیله اجازه اقامت در آن کشور را به‌دست آورند، آنها از هرگونه ازدواج برون گروهی (با غیرزرتشتی و غیرپارسی) سر باز زدند و این شاید یکی از دلایلی باشد که آنها توانسته‌اند جامعه و دین خود را تا امروز حفظ کنند.

پس از موفقیت‌های شایانی که پارسی‌ها طی سده‌های ۱۶ تا ۱۸ در تجارت با اروپائیان بدست آوردند، به‌وسیله انگلیسی‌ها تشویق شدند که تا در بمبئی اقامت گزینند. پس از آن پارسیان مقیم بمبئی و هند روابط خوبی با انگلیسی‌ها برقرار ساختند و رفته رفته بخش مهمی از شریان‌های صنعتی، اقتصادی و علمی هند را بدست گرفتند.

شمار پارسیان در کل دنیا کمتر از ۱۰۰ هزار تن برآورد می‌شود. مطابق سرشماری سال ۲۰۰۱ در هند، ۶۹۶۰۱ پارسی زندگی می‌کنند که اغلب آنان در بمبئی یا اطراف آن سکنی دارند. همچنین حدود ۵ هزار پارسی در بریتانیا٬ ۶۵۰۰ نفر در امریکا٬ ۴۵۰۰ نفر در کانادا٬ ۳۰۰۰ نفر در پاکستان و تعدادی هم در دیگر کشورهای شبه‌قاره هند و آسیایی هستند.

جامعه پارسی هند موفق شده است آیین زرتشتی را که در آن زمان بسیاری از پیروان خود را از دست داده بود، طی بیش از هزار سال در سرزمینی غریب حفظ کند. در قرن‌های نوزده و بیست پارسی‌های هند که از نظر اقتصادی به موفقیت هایی دست یافته بودند، به یاری همکیشان ایرانی خود آمدند. گفته شده که ناصرالدین شاه قاجار بعد از ملاقات با گروهی از پارسیان و پذیرش هدایای آنها جزیه یا مالیاتهای سنگینی را که زرتشتیان ایرانی باید می‌پرداختند، حذف کرد و برای آنها تسهیلاتی قائل شد.

 پارسیان در هند اصولاً علاقه‌ای به کارهای سیاسی نداشته و هرگز برای حکومت‌های مختلف این سرزمین دردسرساز نبوده‌اند. در برآوردی که از وضعیت اجتماعی آنها در منطقه به‌عمل آمده‌است، زرتشتیان از اقلیت‌های آرام و بدون مسئله بوده و از جهت قانونی تخلف کمتری از آنها مشاهده شده‌است

یکی از معروف‌ترین پارسیان هند فردی مرکوری خواننده گروه راک انگلیسی کوئین بود که در سال ۱۹۹۱ در اوج شهرت و محبوبیت درگذشت. نام اصلی او در میان خانواده پارسی اش (فرخ بلسارا) بود.

امروزه جامعه پارسی به دلیل بالا رفتن سن ازدواج، افزایش میزان طلاق و بسته بودن جامعه پارسی به روی غیر پارسیان و پاره‌ای علل و عوامل دیگر روز به روز در حال کوچک‌تر شدن می‌باشد.

چند نکته و تحول تاریخی درباره زندگی پارسیان هند

حدود ۱۴۰۰ سال پیش، وقتی پارسیان به هند آمدند، این کشور با پادشاهی های کوچکی اداره می شد. “ماری بویس” در کتاب زرتشتی ها (۱۹۷۹) می نویسد که بر اساس تصور غالب، پدران جامعه پارسی ها در قرن هشتم میلادی در ساحل گجرات در غرب هند ساکن شدند. اما این اشتباهی است که به بسیاری از متون تاریخی پارسی ها وارد شده چون در نوشته های باقیمانده از قرون ۱۰ و ۱۱ به زبان محلی، عدد ۹ بسیار شبیه به علامت نوشتاری عدد ۷ دوران مدرن نوشته می شود. اما تاریخ واقعی آن است که پارسی ها در بهمن ماه از ماه تیر سال ۹۳۶ میلادی وارد گجرات شده اند. این مهاجران، سپس افرادی را به سرزمین خود فرستادند تا ملزومات انجام مناسک عبادی را به همراه بیاورند. یکی از آنها، خاکستر آتش بهرام بود که به آتش جدیدی که در سرزمین هند افروخته بودند تقدس سرزمین مادری را می داد. بخشی از پارسی ها از منطقه  قهستان  و شرق خراسان به هند مهاجرت کرده اند مهاجرت آنها در کتاب سنجان یا سنگان آمده است.

پارسی ها بر اساس اعتقاد به تقویم های مختلف به سه گروه تقسیم می شوند: تقویم “شاهنشاهی” که قوانینی همچون افزودن یک روز در هر چهار سال، افزودن ۱۰ روز در هر ۴۰ سال، افزودن یک ماه ۳۰ روزه در هر ۱۲۰ سال و افزودن پنج ماه در هر ۶۰۰ سال دارد. تقویم “قدیمی” تقویمی است همچون آنچه اکنون در ایران مورد استفاده قرار می گیرد و چرخه روزها و ماه هایش تغییر نمی کنند. تقویم “فصلی” تقویم جدیدی است که از ابتدای قرن بیستم مورد استفاده قرار می گیرد. ویژگی های این تقویم، هماهنگی با فصل ها، سال خورشیدی و داشتن یک سال کبیسه در هر چهار سال است. فصلی ها ادعا می کنند که دو تقویم دیگر سیاسی است اما تقویم آنها پایه و اساس مذهبی دارد

مراسم عروسی پارسیان هند

پارسی ها مجموعه کمپانی های بزرگی در هند دارند که معروف ترین آنها تاتا است. این کمپانی در سال ۱۸۶۸ توسط جمشید تاتا پایه گذاری شد و اکنون در هفت حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات، مهندسی، مواد، خدمات، انرژی، محصولات مصرفی و مواد شیمیایی فعالیت می کند. در هند علامت تاتا بر همه محصولات، از چای گرفته تا خودرو و ماهواره به چشم می خورد.

یزد کاپادیا، رئیس انجمن پارسیان دهلی 

کتابخانه دویست ساله پارسیان در گجرات بدلیل نسخه های خطی ارزشمند در فهرست آثار یونسکو قرار گرفته است.

The Meherj irana Library in Gujarat is one of the most important centres in the world for the study of Zoroastrianism and  Parsi history.

 کتابخانه پارسی های نوسری در گجرات

چهره های مشهور پارسی: 

در حال حاضر  دو چهره یکی خاندان تاتا و دیگری جمشید گودریج و خانواده زوبین ایرانی  از چهره های مشهور هند هستند.زوبین ایرانی از افراد سرشناس هند و رئیس شرکت یونایتد کورپریشن با 35 میلیارد دلار سرمایه است  مقر آن در مومبای است.

در 25 ماه می سال ۲۰۱۴ میلادی نارندرا مودی  نخست وزیر هندوستان، ”’اسمرتی ایرانی”’ هنرمند، برنامه ساز و بازیگر سینما و سیاستمدار مدافع حقوق زنان را که همسرش زوبین ایرانی از پارسیان موفق هند هست به عنوان وزیر توسعه منابع انسانیِ کابینه جدید معرفی کرد، اسمرتی مالهوترا از پدر و مادر بنگالی و پنجابی  در دهلی   1976 بدنیا آمده و  به تبعیت از پدر و مادر هندو , و عضو  RSS  است اما همسر  او زوبین ایرانی، از شهروندان زرتشتی هند است . او  ملکه یا دختر شایسته هند در سال 1998 بوده است  او همچنین جوان‌‌ترین وزیر كابینه معرفی شده با ۳۸ سال سن می‌باشد.

او در سال 2011 از گوجرات وارد پارلمان راجیا سبا شد . او دارای 4 دختر بنام های زوهر- زویش – زویشت- زور می باشد.

الف:    در دانش و صنعت.

           ردیف–     نام و فامیل–   زایش و میرش —-          کار برجسته

  1. هومی جهانگیر بابا (۱۰۹-۱۹۶۶) دانشمند هسته‌ای و پدر بمب اتمی هند
  2. اردشیر گودرج (۱۸۶۸-۱۹۳۶) مخترع، بنیانگذار گروه صنعتی گودرج (به همراه برادرش پیروجشا)
  3. پیروجشا گودرج (۱۸۸۲-۱۹۷۲) بنیانگذار گروه صنعتی گودرج (به همراه برادرش اردشیر)
  4. فردونجی مرزبان  ناشر، بنیانگذار نخستین روزنامه هندی
  5. دارابجی تاتا نماینده هند در نخستین المپیک
  6. جمشیدجی نوشروانجی تاتا (۱۸۳۹-۱۹۰۴) بنیانگذار گروه صنعتی تاتا
  7. جهانگیر تاتا (۱۹۰۴-۱۹۷۲) بنیانگذار نخستین خط هوایی هند (ایر ایندیا)
  8. بهرام گور آنکلساریا (ایران‌شناس برجسته)
  9. پشوتن جی دوسابایی مارکار (۱۹۶۳-۱۸۷۱) دانشمند و نیکوکار
  10. کوسجی شوکشا دینشو (ادنوللا) (۱۸۲۷-۱۹۰۰): کارآفرین، بنیانگذار پورت مدرن عدن
  11. بیرم دینشوجی آوری (۱۹۴۲ -): هتلیر پاکستان، موسس و رئیس گروه آوری از شرکت ها.
  12. جهانگیر بهبها حمی (۱۹۰۹-۱۹۶۶): دانشمند هسته ای، اولین رئیس کمیسیون انرژی اتمی هند.
  13. آدی بولسرا (۱۹۵۲ -): فیزیکدان
  14. کورستجی اردسیر از خانواده کشتی سازی Wadia، اولین هندی همکار انتخاب انجمن سلطنتی.
  15. یکی ددیسته (۱۹۴۶ -):  مدیر مراقبت شخصی، یونیلور پلک
  16. ندیرشو ادولجی دینشو (۱۸ -۱۹۲۴): صنعتگر و نیکوکار؛ مدیر کالج مهندسی.
  17. اردشیر گودریچ (۱۸۶۸-۱۹۳۶): مخترع، نوآور، ابداع کننده، از بنیانگذاران (با برادرش پیرج) امپراطوری گودریچ صنعتی
  18. پیرجشا گدرج (۱۸۸۲-۱۹۷۲): کارآفرین، از بنیانگذاران (با اردشیر برادرش) از امپراتوری صنعتی گدرج
  19. اوبی جیجیبهی جمستجی خانم، شوهرش سر جمستجی جیجیبهی کار بشردوستانه، سازنده مهیم جاده، دو جزیره بمبئی و سلست (شمال بمبئی متصل است.)
  20. بیرمجی جیجیبهی سر: نیکوکار و بنیانگذار کالج پزشکی، پونه.
  21. سر جمستجی Jeejeebhoy(۱۷۸۳-۱۸۵۹): تجارت دریایی با چین . بشردوست، بیمارستان JJ،
  22. جهانگیرکووسجی سر (۱۸۷۹-۱۹۶۲): استاد و مهندس عمران و سازنده  از بمبئی
  23. فریدون مرزبان (۱۷۸۷-۱۸۴۷): ناشر، اولین روزنامه محلی در شبه قاره هند بمبئی سمچر تاسیس
  24. پللنجی میستری (۱۹۲۹ -): ساخت و ساز سرمایه دار خیلی مهم
  25. سر هرموسجی نرجی مودی،  (۱۸۳۸-۱۹۱۱): سرمایه گذار و صنعتگر در هنگ کنگ
  26. دینشو منککجی پتی، سر (۱۸۲۳-۱۹۰۱): اولین کارخانجات نساجی در هند را تاسیس کرد.
  27. کوروش پونوللا (۱۹۴۵ -): صنعتگر، دکتر داروساز و از بنیانگذاران انستیتو سرم هند
  28. کوسجی جهانگیر ریدیمنی آقا، (۱۸۱۲-۱۸۷۸)، بارونت ۱، نیکوکار، از جمله ساختمان‌های مختلف دانشگاهی از دانشگاه بمبئی.
  29. در جهانگیر هرموسجی روتنجی (۱۸۸۰-۱۹۶۰): صنعتگر، تاسیس کارخانه آبجو اولین ؛ ساخت و تاسیس آسایشگاه ضد سل
  30. نورجی سکلتولا رئیس گروه تاتا از شرکت‌ها از سال ۱۹۳۲ تا هنگام مرگ نابهنگام خود در سال ۱۹۳۸.
  31. حمی نوسرونجی ستهنا (۱۹۲۴-۲۰۱۰): ، مهندس شیمی، هدایت توسعه اولین دستگاه‌های منفجره هسته‌ای به هند است.
  32. اردشیر دربشو صراف (۱۸۹۹-۱۹۶۵): اقتصاددان و نماینده در کنفرانس برتون وودز در سال ۱۹۴۴، نویسنده برنامه بمبئی، مؤسس و مدیر شرکت سرمایه گذاری هند اولین رئیس بانک مرکزی هند هند
  33. دربجی تاتا، سر (۱۸۵۹-۱۹۳۲): صنعتگر و بشردوست، رئیس درب تاتا تراست.
  34. تاتا جمستجی نوسرونجی (۱۸۳۹-۱۹۰۴): صنعتگر و بنیانگذار گروه تاتا از شرکت، با عنوان “یک مرد کمیسیون برنامه ریزی” نهرو
  35. جهانگیر رتنجی ددبهی (جرد) تاتا (۱۹۰۴-۱۹۹۳): صنعتگر و بنیانگذار شرکت هواپیمایی نخستین سری تجاری هند: هند هوا
  36. سر رتن جمشتجی تاتا،  پسر جوان جمشتجی تاتا، صنعتگر و نیکوکار، سر رتن تاتا تراست
  37. تاتا رتن نیروی دریایی (۱۹۳۷ -): رئیس گروه تاتا از شرکت‌ها و عضو هیئت مدیره مرکزی از بانک مرکزی هند
  38. نوسرونجی ودیا لوجی (۱۷۰۲-۱۷۷۴): کشتی ساز و نیروی دریایی معمار سازنده حوض خشک در آسیا
  39. در بودن ودیا (۱۹۷۰ -): مشترک مدیر عامل بمبئی رنگرزی.

***در دانشگاهها

مهزرین بنجی: استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد

جمشید بهروچا (۱۹۵۶ -)، رئیس اتحادیه کوپر. سابق بر این، رئیس دانشکده هنر و علوم در کالج دارتموث (۱ موسسه هندی تباران  آمریکا به عنوان رئیس یک مدرسه در پیچک لیگ ).

حمی ک. بهبها (۱۹۴۹ -): نظریه پرداز فرهنگی، مطالعات، استاد دانشگاه هاروارد.

روسی تلیرخن: استاد مهندسی هسته‌ای در دانشگاه پردو.

*** نظامی

  1. اردشیر ترپر: سرهنگ دوم، ارتش هند، برنده به چاکرا پارامترها  بالاترین جایزه هند برای دلاوری و شجاعت
  2. مهندس اسپی (۱۹۱۲-۲۰۰۲): رئیس سابق ستاد هوایی، نیروی هوایی هند.
  3. فالی حمی عمده (۱۹۴۷ -): رئیس سابق ستاد هوایی نیروی هوایی هند است.
  4. در سام منکشو (۱۹۱۴-۲۰۰۸): سابق هند و فرمانده ارتش مارشال هند
  5. در جال کورستجی (۱۹۱۹ -): رئیس سابق ستاد نیروی دریایی، نیروی دریایی هند
  6. آدی م. ستهنا: معاون سابق رئیس ستاد ارتش، ارتش هند
  7. فنّ بیللیمریا: سپهبد، پدر کارن بیلیموریا  Bilimoria، بیلیمریا پروردگار

******در هنر، سرگرمی، مذهب، ورزش و طالع بینی***

  1. ارونا ایرانی: بازیگر زن بالیوود است.
  2. بمن ایرانی (۱۹۵۹ -): بازیگر بالیوود
  3. شیمک داور: طراح رقص بالیوود
  4. حمی ادجنیا (۱۹۷۲ -): کارگردان، نویسنده و سکوبا مربی غواصی (کمس سه ستاره)
  5. اریکک آوری (۱۹۵۲ -): بازیگر هالیوود.
  6. اردشیر ایرانی – فیلمساز
  7. کوروش برچا (۱۹۷۱ -): متو وج هند و کمدین استند آپ.
  8. بهرام “بوسیبی” پیمانکار (۱۹۳۰-۲۰۰۱): روزنامه نگار و مقاله نویس.
  9. نریمان “نری” پیمانکار (۱۹۳۴ -): کریکت مربی آکادمی ککی.
  10. در اردشیر کوسجی (۱۹۲۶ -): روزنامه نگار و ستون نویس روزنامه است.
  11. فیلم نوهید کیروسی (۱۹۸۲ -): مدل، بازیگر، مجری تلویزیون
  12. بجان درووللا (۱۹۳۱ -): منجم.
  13. یکی درووللا (۱۹۳۷ -)، شاعر و نویسنده
  14. سام دستور (۱۹۴۱ -): بازیگر و کارگردان تلویزیون است.
  15. منککجی نوسرونجی دهللا (۱۸۷۵-۱۹۵۶) کشیش و محقق مذهبی.
  16. در فرخ دهندی (۱۹۴۴ -): رمان نویس، نویسنده داستان کوتاه، فیلمنامه نویس، روزنامه نگار.
  17. در دیانا ادولجی (۱۹۵۶ -): اولین کاپیتان تیم کریکت زنان هند – از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۳
  18. مهندس فرخ (۱۹۳۸ -): کریکت.
  19. زربنو گیففرد (۱۹۵۰ -): حقوق بشر
  20. کیزد گوستاد (۱۹۶۸ -): کارگردان.
  21. آبان نشانگر کبرجی (۱۹۵۳ -): پاکستان اکولوژیست، مدیر منطقه‌ای آسیایی از یوکن
  22. فیردوس کنگا: (۱۹۶۰ -) نویسنده، بازیگر و فیلمنامه نویس است.
  23. خورشدجی کرنجیا رستم (۱۹۱۲-۲۰۰۸) روزنامه نگار و سردبیر، بنیانگذار تلخیص هند،حمله رعداسا.
  24. پرسیس خمبتا (۱۹۵۰-۱۹۹۸): بازیگر و مدل. خانم هند در سال ۱۹۶۵.
  25. فیردوس خراس (۱۹۵۵ -): انیمیشن، تلویزیون و فیلم را تهیه کننده و کارگردان است.
  26. مهر جسیا مدل هندی
  27. در شاپور خرگت (۱۹۳۲-۲۰۰۰): روزنامه نگار، سردبیر و مدیر اکونومیست (آسیا).
  28. بهرمجی ملبری (۱۸۵۳-۱۹۱۲): شاعر، روزنامه نگار، نویسنده، و مصلحان اجتماعی.
  29. مهربابا (مرون شریر ایرانی، ۱۸۹۴-۱۹۶۹) هند مرموز
  30. اروچ Jessawala، مترجم مهربابا
  31. محلی مهتا (۱۹۰۸-۲۰۰۲): موسیقی، مؤسس ارکستر فیلارمونیک بمبئی و ارکستر رشته بمبئی.
  32. زرین مهتا (۱۹۳۸ -) موسیقیدان، مدیر اجرایی ارکستر فیلارمونیک نیویورک از سال ۲۰۰۰
  33. زوبین مهتا (۱۹۳۶ -) موسیقیدان، موزیکال کارگردان برای زندگی ارکستر فیلارمونیک اسرائیل و مگگیو موسیکال Fiorentino، مدیر سابق ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس، ارکستر فیلارمونیک نیویورک و اپرای ایالتی باواریا و در حال حاضر (- ۲۰۱۱)، ارکستر فیلارمونیک اسرائیل.
  34. فردی مرکوری (فرخ Bulsara، ۱۹۴۶-۱۹۹۱): سنگ آیکون و خواننده اصلی گروه Queen (ملکه).
  35. دینا م. میستری (۱۹ -): نویسنده و کارشناس اموزش و پرورش؛ دریافت کننده پاکستان مدال “افتخار عملکرد”.
  36. میستری رهینتن (۱۹۵۲ -): رمان نویس، نویسنده داستان کوتاه، نویسنده فیلمنامه.
  37. جیونجی جمشدجی مودی آقا، زرتشتی، محقق، دکترای از هایدلبرگ، آلمان، به رسمیت شناختن و جوایز، برای کمک هزینه تحصیلی از سوئد، فرانسه و مجارستان.
  38. سهراب مودی (۱۸۹۷-۱۹۸۴): صحنه و بازیگر فیلم، کارگردان و تهیه کننده.
  39. پنتهکی ری (۱۹۷۹ -): بازیگر و تهیه کننده فیلم
  40. در کوروش پنچا (۱۹۷۶ -): فدراسیون اسکواش آسیا مربی تازه وارد از سال ۲،۰۰۳-۴.
  41. بپسی سیدهوا (۱۹۳۸ -) نویسنده و فیلمنامه نویس. صوتی طرفدار حقوق زنان
  42. گدرج سیدهوا (۱۹۲۵ -): متکلم، مورخ و کاهن اعظم است.
  43. شپورجی سربجی کیخسرو (۱۸۹۲-۱۹۸۸): آهنگساز، منتقد موسیقی، نوازنده پیانو، و نویسنده.
  44. سونی ترپرولا (۱۹۵۷ -): فیلمنامه، نویسنده و عکاس است.
  45. پهلان رتنجی “پولی” یومریگر (۱۹۲۶-۲۰۰۶): کریکت.
  46. زوبین ورلا (۱۹ -): بازیگر مرحله.
  47. در نینا ودیا (۱۹۶۸ -): هند بریتانیا کمدین و بازیگر تلویزیون، در حال حاضر و به مهمترین آنها از یستندرس.

***سیاستمداران، فعالان و بوروکرات ها

  1. مینچر بهندرا (۱۹۳۷ -۲۰۰۸):  از نمایندگان مجلس و صاحب موری آبجوساز در پاکستان.
  2. منچرجی بهونگری (۱۸۵۱-۱۹۳۳) سیاستمدار،  مجلس عوام (محافظه کار).
  3. جمشید نشانگر (۱۹۲۲ -): دیپلمات پاکستانی، سفیر  صلح صلیب سرخ.
  4. در مینو مثانی (۱۹۰۵-۱۹۹۸): نویسنده، نماینده و عضو مجلس مؤسسان.
  5. فرن گینولا (۱۹۳۲ -): از اعضای کنگره ملی آفریقا و به وسیله ی نلسون ماندلا در الغای آپارتاید در آفریقای جنوبی است. سپس به مدت ۷ سال به عنوان رئیس مجلس پارلمان در آفریقای جنوبی خدمت کرده
  6. جمشید نوسرونجی مهتا (۱۸۸۶-۱۹۵۲): شهردار سابق کراچی برای ۱۲ سال متوالی.
  7. درب پاتل (۱۹۲۴-۱۹۹۷) عدالت: عدالت رئیس سابق دادگاه عالی سند، قاضی سابق دیوان عالی پاکستان و حقوق بشر.
  8. کوسجی جهانگیر (ریدیمنی) (۱۸۱۲-۱۸۷۸): JP،  بارونت برای اولین بار از بمبئی.
  9. رستم در س. سیدهوا (۱۹۲۷-۱۹۹۷): قاضی در دیوان عالی کشور پاکستان به عنوان به عنوان یکی از یازده اصلی قضات دادگاه جنایی بین المللی برای یوگسلاوی سابق.
  10. شپورجی سکلتولا (۱۸۷۴-۱۹۳۶): سوسیالیست، رفاه کارگران فعال،  مجلس عوام (کمونیست، کارگر) است.
  11. ودیا بپ (۱۸۸۱-۱۹۵۸)، اهل عرفان هند و فعال کارگری. پیشگام ایجاد تشکل‌های کارگری در هند.
  12.  اسمرتی ایرانی . ساستمدار – هنرمند- و وزیر توسعه و آموزش منابع انسانی

***جنبش استقلال هند

بهیکیجی کاما (۱۸۶۱-۱۹۳۶): فعال سیاسی، خالق پرچم ملی هند.

فیروز گاندی (۱۹۱۲-۱۹۶۰): روزنامه نگار و سیاستمدار برجسته و همسرجواهر لعل نهرو ، پدر و جد راجیو گاندی -راهول گاندی.

مهتافیروز شاه Pherozeshah، سر (۱۸۴۵-۱۹۱۵): فعال سیاسی، بنیانگذار و اولین رئیس جمهور از کنگره ملی هند، بنیانگذار شرکت شهرداری بمبئی.

ددبهی نرجی (۱۸۲۵-۱۹۱۷) اقتصاددان، فعال سیاسی، برای اولین بار آسیایی باید به مجلس عوام (لیبرال) انتخاب، برای اولین بار به طور عمومی از استقلال از بریتانیا را خواستار است.

نریمان خورشد فرمجی (۱۸ -۱۹؟؟): فعال اجتماعی، شهردار بمبئی. عضو کنگره ملی هند.

***حقوق و قانون

  1. در سام پیرج بهروچا (۱۹۳۷ -): رئیس دیوان عالی کشور هند.
  2. س. ه. کپدیا جاری رئیس دادگستری  هند .
  3. سام نریمان فالی (۱۹۲۹ -): حقوقدان، دریافت کننده پادما بهوشن و ویبهوشن پادما.
  4. ننبهی (“نانی”) پلخیولا (۱۹۲۰-۲۰۰۲): حقوقدان و اقتصاددان برجسته.
  5. سلی جهانگیر سربجی (۱۹۳۰ -): دادستان سابق کل هند.
  6. رتنبی پتی (۱۹۰۰-۱۹۲۹): همسر دوم محمد علی جناح
  7. رجا مونچرجی دسبهی (۱۸۷۳-۱۹۴۷): برای اولین بار اعطا عنوان خان صاح و سر .
  8. روستمجی بوختیر (۱۸۹۹-۱۹۳۶)، دکتر بمبئی متولد لنکستر
  9. در هنر و ادبیات.
  10. فردی مرکوری (فرخ بلسارا)
  11. زوبین مهتا
  12. روهینتون میستری
  13. سهراب بلسارا (نویسنده و پژوهشگر زبان فارسی و خط اوستایی)

در علم و صنعت

جهانگیر سبولا (۱۹۲۲-۲۰۱۱)، نقاش

نگاهی به سنت های نوروز در هند

نوروز در سرزمین بی بهار

زرتشتیان هند و همچنین پارسیان (زرتشتیانی که حدود 1400 سال پیش از ایران به هند مهاجرت کرده اند) مهمترین اجتماع مردم هند هستند که از آنها انتظار می رود، نوروز را برگزار کنند. این در حالی است که پارسی ها تنها 69 هزار نفر از جمعیت بیش از یک میلیارد و 200 میلیون نفری این کشور را تشکیل می دهند.

برگزاری جشن نوروز در خانه های پارسیان هند-شرق پارسی

نوروز، جشنی که از طبیعت برخاسته و با فرهنگ های بسیاری پیوند دارد، در هند بر اساس پیوستگی های سرزمینی یا عقیدتی، بیشتر ماهیت ایرانی و اسلامی پیدا کرده است و از سوی اجتماعات خاصی بزرگداشت می شود.

این جشن وارداتی و غیربومی، در طول تاریخ شبه قاره هند فراز و نشیب های بسیاری در رقابت با جشنواره های محلی داشته است و اکنون جمعیت پارسی ها، کشمیری ها و بهایی ها پاس داران اصلی آن هستند.

شاید یکی از دلایل رایج نشدن نوروز در هند به صورت گسترده، این است که آب و هوای این شبه قاره، سه فصل زمستان، تابستان و بارانی را شامل می شود. در چنین سرزمینی نوروز توسط مردمی که چهار فصل داشتند، یعنی ایرانیان، معرفی شد. بنابراین، از یکسو فصل بهار در هند وجود ندارد و از سوی دیگر، با وجود جشنواره های بومی برای آغاز تابستان نیاز به نوروز حس نمی شود؛ لری (Lohri) جشن پایان زمستان و هولی (Holi) جشن آغاز تابستان، می توانند مشابه نوروز شمرده شوند.

با استناد به این شرایط آب و هوایی و همچنین نزدیکی های قومی که کشمیر و ایران دارند، نوروز در این ایالت شمالی هند که ایران کوچک خوانده می شود، از اهمیتی بیش از سایر مناطق این شبه قاره برخوردار است.

جشنی که شادی را به هند بازگرداند

سفره هفت سین پارسیان هند-شرق پارسی

نگاهی به تاریخ هند نشان می دهد که نوروز ریشه طولانی در فرهنگ این منطقه دارد، اما تنها از آغاز سلطنت حاکمان اسلامی در هند (زمان حکومت مغول ها) بر این سرزمین، نوروز شکوه جشنی ملی را داشته است. ابوالفتح جلال الدین محمد اکبر(۱۶۰۵-۱۵۴۲م) نقش مهمی در اشاعه فرهنگ ایرانی در سرزمین هند داشت. او در سال ۹۹۲ هجری (۱۵۸۴م)، تقویم اسلامی را منسوخ و تقویم خورشیدی ایرانیان را به جای آن رواج داد (اکبرنامه جلد ۲: ۱۳).

اکبر بزرگ که زندگینامه رسمی خود را را به فارسی نوشته است، چنین توصیف می کند که با زنده کردن جشن های کهن که به مدت هزار سال از شیوع افتاده بود، شادی به خاطره های مکدر و غمگین بازگردانده شد. او در یادداشت های خود، دلیل این اقدام را ابتغای مرضیات الهی خوانده است (نقدی ۱۳۸۵: ۳۹).

جشنی که این پادشاه مغول در بیست و هفتمین سال جلوس خود برپا کرده، با اتفاق های میمون دیگری از جمله تعمیر کاروانسراها، ممنوع شدن ازدواج دختران کمتر از ۱۲ سال، ممنوع شدن سزای مرگ بدون حکم شاهی و انجام امور عام المنفعه بسیار همراه بوده است (اکبرنامه ج ۳: ۳۷۹).

جشن های نوروز در سلطنت ۱۸ ساله جهانگیر، پسر اکبر شاه (۱۶۲۷-۱۶۰۵م) که بر هند و پاکستان حکومت می کرد، هر سال از ابتدای فروردین تا هجدهم جشن نوروز برپا می شد و روز نوزدهم با برگزاری “جشن شرف” پایان می یافت. بر اساس اسناد تاریخی موجود، نورجهان، ملکه ایرانی این دربار از منجمین می خواسته که رنگ مربوط به سال را به او بگویند تا دیوارها، پرده ها، فرش ها، لباس کنیزها و … را به همان رنگ تغییر دهد (نقوی ۱۳۸۵: ۴۲&44).

در دربار پسر جهانگیر، یعنی شاه جهان، (۱۶۵۸-۱۶۲۸) که سازنده تاج محل است هم برگزاری نوروز ادامه یافت، اما نوروز در زمان محی الدین اورنگ زیب (جانشین شاه جهان)، که مسلمانی متعصب و مقتصد بود، متوقف شد.

با این حال، پس از او هم سلاطین دهلی این جشن را کمابیش برگزار می کردند. گفته می شود که آخرین پادشاه بابری بنام بهادر شاه ظفر، که انگلیسی ها قلمرو وی را به قلعه دهلی محدود کرده بودند، سعی در برگزاری نوروز به بهترین صورت داشت (نقوی ۱۳۸۵: ۵۰).

با وجود همه این ریشه های تاریخی، پس از توقف حمایت های شاهانه، نوروز در هند دیگر به عنوان جشنی ملی مطرح نشد و تنها از سوی اجتماعاتی با عقاید غیربومی (زرتشتی و مسلمان) پاس داشته می شود. حتی اعتقاد بر این است که توصیف بهار در ادبیات فارسی و اردوی هند تقلید از زبان فارسی است.

نوروز جمشید نزد پارسیان هند

برگزاری جشن نوروز در خانه های پارسیان هند-شرق پارسی

زرتشتیان هند و همچنین پارسیان (زرتشتیانی که حدود ۱۴۰۰ سال پیش از ایران به هند مهاجرت کرده اند) مهمترین اجتماع مردم هند هستند که از آنها انتظار می رود، نوروز را برگزار کنند. این در حالی است که پارسی ها تنها ۶۹ هزار نفر از جمعیت بیش از یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفری این کشور را تشکیل می دهند.

پارسیان مراسم نوروز را شبیه به ایرانیان، اما مختصرتر برگزار می کنند. آنها نوروزی که با آغاز بهار می آید را به جمشید منتسب می کنند و “نوروز جمشید” می خوانند.

داستان های مختلفی درباره شخصیت اسطوره ای جمشید وجود دارد. از جمله اینکه در شاهنامه آمده است جمشید در سفری به آذربایجان دستور داد برایش تختی مهیا کنند تا با تاج زرین روی آن بنشیند. وقتی جمشید بر تخت می نشیند بازتاب نور خورشید بر تاج او، جهان را نورانی می کند، مردم شادمان می شوند و این روز را نوروز می نامند.

بر اساس برخی روایت های دیگر، دوره گذار جامعه هند و ایران از شکار به دامداری توسط شاه جمشید اتفاق افتاد. پس از این تغییر در سبک زندگی، همه چیز به چهار فصل بستگی داشت و به همین دلیل جمشید به طور نمادین معرف نوروز به شمار می رود.

پارسی های هند بر اساس اعتقاد به تقویم های مختلف به سه گروه تقسیم می شوند: شاهنشاهی، قدیمی و فصلی*. نوروز جمشید در تقویم فصلی است که جایگاه ویژه ای دارد.

پیشتر، نوروز جمشید در ایالت های گجرات و ماهاراشترا هم که بیشترین پارسیان در آنجا زندگی می کنند تعطیل بود، اما اکنون نوروز دیگر تعطیل رسمی نیست.

نوروز یکروزه پارسیان

بزرگداشت نوروز برای برخی خانواده های پارسیان مهم تر از بقیه است. هفت سین، که پارسیان آن را “میز” (نه سفره) می خوانند، در برخی خانه ها چیده می شود.

رسم است که پارسی ها روز نوروز از صبح خانه را تمیز و با کندر خوشبو می کنند. همچنین خانه با تزییناتی از آرد برنج به شکل پروانه تزیین داده می شود. تزییناتی هم با گچ سفید در ورودی خانه پارسی ها کشیده می شود، چون باور دارند آنها فرشته های نگهبان را به داخل خانه و آتشدان هدایت می کنند.

گل هایی همچون رز، گل همیشه بهاری که در منطقه دکن می روید یا برگ درخت خوش یمن آشوکا نیز برای تزیین خانه استفاده می شود.

در روز نوروز صبحانه سنتی متشکل از “راوو” و “سو” خورده می شود. راوو فرنی است و سو رشته های شیرینی است که با پودینگ و کشمش و بادام پخته می شود.

“اشدین لیلائووالا” که اکنون یکی از طراحان لباس مطرح با سبک پارسی است، بیاد می آورد که خانواده اش اجازه او را از مدرسه می گرفتند تا به خانه دایی اش که همیشه میز هفت سین می چیدند بروند.

او می گوید: «در ابتدای مراسم، آینه ای به دستمان می دادند تا خود را در آن ببینیم و آرزو کنیم. بعد گلاب می پاشیدند و خوردن خوراکی های روی میز با تکه های نان و پنیر شروع می شد.»

هفت سین پارسیان تفاوت چندانی با زرتشتیان ایران ندارد. علاوه بر هفت سین، گاتا (کتاب مقدس)، تصویر زرتشت یا تصویری مذهبی، انار، کاسه آبی که پرتقالی در آن است، ماهی قرمز، شمع، شراب، گلاب، آیینه، جوانه، گل، میوه، سکه، نان، شیرینی، دانه های غذایی مختلف، تخم مرغ رنگ شده و هندوانه روی میز هفت سین پارسیان دیده می شود.

برخی سفره نوروز با هفت نوع سبزی، هفت نوع میوه تازه، هفت نوع آجیل و تخم مرغ های رنگی و بادبزن های دستی تزیین می شوند.

“اشدین” که طی سفرهایی به مسیر جاده ابریشم (از جمله ایران) درباره منسوجات زرتشتیان مطالعه کرده و نتیجه آنها را در کتابی منتشر کرده، می گوید: «مادرم همیشه نخ و سوزنی هم روی میز هفت سین می گذاشت.»

اعتقادی شبیه آنچه ایرانی ها درباره ماهی سفره هفت سین دارند، میان پارسیان درباره انار وجود دارد؛ آن ها معتقدند آینه تصویر انار و پیامبر (یا کتاب مقدس) را منعکس می کند و لحظه تحویل سال انار تکان می خورد.

بعد از مراسم سفره هفت سین، پارسیان به آتشکده می روند تا مناسک مذهبی نوروز را انجام دهند. سپس خویشاوندان و دوستان دور هم جمع می شوند و جشنی می گیرند. در شهرهایی که پارسی های کمتری زندگی می کنند، آنها در محل هایی مثل رستوران ها گردهم می آیند، اما در بمبئی که محله ای برای پارسیان دارد، مراسم ویژه ای برپا می شود. همه می توانند بلیت بخرند و به مراسم بروند. اهدای جایزه به افراد موفق جمعیت پارسیان، رقص، موسیقی و خوردن غذاهای نوروزی از جمله برنامه های این مراسم است.

به گفته شرناز کاما، رییس بنیاد پرزر (Parzor Foundation)، تعداد شرکت کنندگان در مراسم نوروز پارسیان که رو به کاهش گذاشته بود، با ثبت جهانی نوروز در سازمان یونسکو دوباره افزایش یافته است.

نوروزی که خانواده های پارسی هند برگزار می کنند تنها یک روز است که فرصت آن را به سختی میان شلوغ ترین روزهای کاری سال پیدا می کنند.

ریشه مذهبی نوروز برای مسلمانان هند

روز نوروز برای مردم کشمیر، به خصوص مسلمانان شیعه هم روز ویژه ای است که بیشتر با دعاهای و مراسم خاص مذهبی و در برخی موارد با دید و بازدید خویشاوندان همراه است.

شیعیان هند نوروز را از چشم انداز مذهبی می بینند. نه تنها در کشمیر، بلکه در شهرهای دیگر از جمله لکنو که مرکز شیعیان به شمار می رود، نیز مراسم ویژه ای برای نوروز برپا می شود.

قداست نوروز برای شیعیان هندی به این دلیل است که بر اساس اسناد اسلامی، اتفاق های بسیاری در تاریخ پیامبران و همچنین امامان اسلام در این روز افتاده است؛ آفرینش جهان و خلقت آدم در نوروز انجام شده، کشتی نوح در کوه جودی آرام گرفته، پیامبر اسلام کعبه را از بت ها پاک کرده و مهمتر از همه اینکه غدیر خم، یا معرفی حضرت علی به عنوان جانشین پیامبر اسلام (هجدهم ذی الحجه) با نوروز مصادف بوده است. به همین دلیل، بعضی از مسلمانان هند روز نوروز را روزه می گیرند و در نیایش مخصوص این روز که نمازی دو رکعتی است، شرکت می کنند.

همچنین مسلمانان شیعه محل زندگی خود را چراغانی می کنند، قصیده هایی که به امام علی منتسب شده را می خوانند و برای او نذری می دهند. مسلمانان هند معتقد هستند که دعاهای نوروزی برای تمام سال برآورده می شود. این سنت ها در نوروز پاکستان هم مشابه است.

حامد موسوی که اهل کشمیر است، می گوید: «ما هر سال سفره هفت سین می چینیم و به دید و بازدید اقوام می رویم، اما برای مسلمانان سنی نوروز اهمیت کمتری دارد. نوروز برای آنها به این خلاصه می شود که سفره رنگارنگی از غذاهای مختلف تدارک ببینند. به طور کلی در سنت های نوروز مسلمانان هند هفت سین و جشن کمتر از عبادت و دید و بازدید رایج است.»

نقطه اشتراکی که میان فارغ از گرایش های مذهبی، میان مسلمانان و زرتشتیان هند درباره نوروز وجود دارد، احترام به صلح و انسجام، آشتی و همسایگی، تحمل تفاوت های فرهنگی، سبک زندگی سالم و تجدید حیات محیط زیست است. هر چند جمعیت برپاکنندگان نوروز در هند زیاد نیست، اما آنها سعی دارند این ارزش های نوروز را از نسلی به نسل دیگر انتقال دهند

منبع :

A will to live انقراض پارسیان هند

دریای پارس    PARSSEA.ORG

http://www.sharqparsi.com/2013/10/article5867

A will to live . business standard . October.  26 – 2013

http://www.meherjiranalibrary.com/

 http://parssea.org/?p=6143

  http://parssea.org/?p=4652

 

یک اندیشکده آمریکایی بر این باور است که ایران توانسته با چانه‌زنی حرفه‌ای خود غرب را فریب داده و به اصطلاح یک عتیقه تقلبی را با قیمتی بالا به غرب فروخته است.

آیا ظریف خبر لغو تحریم ها را با ظرافت اعلام خواهد کرد!

 اندیشکده «امریکن انترپرایز» در یادداشتی به قلم «دنیل پلتکا» نوشت: از دورانی که در خاورمیانه گذرانده‌ام، آموخته‌ام که دو نوع خریدار در بازار وجود دارد: کسانی که به دقت خرید می‌کنند، می‌دانند چه می‌خواهند و شمّ پایه‌ای از اقتصاد بازار دارند و تا حدی در مورد قیمت فرش/سفال/عتیقه یا هر آن چه به دنبالش هستند تحقیق کرده‌اند؛ و در سوی دیگر کسانی هستند که با خوشحالی و با لبخندی به پهنای صورتشان و با اشتیاق کودکی که به شهربازی رفته از مغازه‌ای به مغازه دیگر می‌روند با همان شوق و ذوق برای خرید یک جنس بنجل که از نظرشان معرکه/اصل/بهترین کیفیت/خاص است وارد فروشگاه می‌شوند. این گروه دوم چای زیادی می‌نوشند. این مشتریان خوشحال و راضی، از خریدشان خرسند هستند، اما با بهترین قیمت خرید نمی‌کنند. شاید اهمیتی هم برایشان نداشته باشد.

 


سایت خبری تحلیلی اشراف بدون تایید محتوا و ادعاهای مطرح شده در این گزارش، ترجمه آن را صرفا جهت اطلاع نخبگان و تصمیم‌گیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاه‌های اندیشکده‌های غربی منتشر می‌کند و دیدگاه‌ها، ادعاها و القائات این گزارش‌ها هرگز مورد تأیید اشراف نمی‌باشد.

 


 

از موضوع اصلی منحرف شدم. نگاهی به این تصویر بیندازید: 

aei_bazar

 

حس می‌کنید سر کسی کلاه رفته است؟

کاملاً درست است. بزرگ‌ترین بازاری‌های جهان (سمت چپ) می‌خندند چون توانسته‌اند برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را به بدترین چانه‌زنندگان جهان (سمت راست؛ جان کری و وندی شرمن در عکس نیفتاده‌اند) بفروشند. قصد ندارم دوباره به مشکلات قراردادی که ایرانیان در حال خندیدن به آن هستند بپردازم، اما همین بس که بگویم ایران دارد بدون آن که غنی‌سازی یا برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را تسلیم سازد، مجوز لغو تحریم‌ها را به دست می‌آورد.

آخرین نکته در مورد این مقایسه: همیشه یک نفر وجود دارد که در حالی که در روی مبلی در اتاق هتل لم داده است، به خریداری که از بازار بازگشته نگاه می‌کند و می‌گوید: «چقدر پول دادی؟!!» آن مرد نتانیاهو است؛ و معمولاً مانند همان توریست، کسی هم از عقاید نتانیاهو استقبال نمی‌کند. چطور جرئت می‌کنی به من بگی که سرم کلاه رفته، و اونقدر زیرک نبودم که بتونم یک معامله خوب انجام بدهم؟ چطور جرئت می‌کنی بهم بگی که جنس تقلبی خریدم؟

فقط به یاد داشته باشید همانطور که به این مشکل فکر می‌کنید که اگر همسر شما با یک عتیقه تقلبی که 300 دلار برای آن پول پرداخت کرده به خانه بیاید آن مبلغ احتمالاً به نظر شما زیاد خواهد آمد، ایران با یک سلاح هسته‌ای به خانه باز خواهد گشت.