Category: پژوهشی

در ژرفای واژگان. واژگان پارسی

آیا می دانید :

واژه ثریا  عربی نیست و درست آن سریا است سریا یا سوریا نام خدای خورشید هندوان است. اما آنرا در زبان فارسی و عربی به مفهوم  یک ستاره مشخص گرفته اند. سوریا  در پارسی کهن خوریا – حوریا  هم گفته شده  یعنی س در سوریا یه خ تبدیل شده  و خور یعنی خورشید. مثلا خوراسان  یعنی جای خورشید یا جایی که خورشید بر می آید.

شاید حوری نیز به همین واژه خوریا – حوریا ربط داشته باشد. حتی واژه سول در زبان های اروپایی  به مهنی خورشید نیز از همین ریشه است

هندوها یک نماد مقدس به نام چرخ خورشید دارند که به شکل صلیب شکسته آست و آن را سواتسیکا می نامند اما جالب هست بدانید قدیمی ترین صلیب شکسته در ایران کشف شده و هفت هزار سال قدمت دارد.

سال 1380 من با یک هئیت خارجی به نقش رستم رفتم در آنجا آرامگاه پادشاهان پارسی به شکل صلیب در دل کوه کنده شده

در همان زمان من مطلبی نوشتم و گفتم که این علامت صلیب نماد یک آیکون مقدس است بعضي اعمال مذهبي هيچ ربطي به مذهب ندارد اين اعمال فلكلوريك در همه اديان و مذاهب هست مثلا ايين كريسمس هيچگونه ارتباطي به مذهب مسيحي ندارد اين اعمال تا زمانيكه با تقدس و تعصب جمع نشده اند و جنبه سرگرمي و فولكلوريك دارند بسيار مفيد و لازمند
حتي ايين كريسمس پر حاشيه امروزي كه امروزه در جهان برگزار مي شود يكصد سال هم عمر ندارد
اما از دوره پاگان هاي خورشيد پرست يا ميترايي ايين زمستاني وجود داشته كه تقريبا برابر با ايين يلدا يا چله هست كه ان را پيروزي خورشيد بر تاريكي و زايش دوباره خورشيد مي پنداشتند اين ايين از ميان رفته بود ولي در قرن دوم يا سوم مجدد با نام ايين مسيحي وارد روم شرقي شد
درخت سرو و صليب نماد و از مظاهر خورشيد پرستها و يا ايين مهر بود صليب يا چليپا ساده شده علامت چرخ گردون و يا سواتسيكا بود
من در اين خصوص سال ١٣٨٣ مقاله اي نوشته ام و نام انرا گذاشته ام صليب پارسي نقش رستم
نقش رستم ٤ مقبره صليب شكل بسيار عظيم در دل كوه دارد
صليب طلايي اريايي هم متعلق به هفت هزار سال قبل هست كه در موزه ملي نگهداري مي شود كه ارم نازي ها از ان گرفته شده است
هندوها نيز صليب شكسته اريايي را نماد هندويي مي دانندست.

 

 

 

که به احتمال قوی نماد خورشید است. امروزه این حرف کاملا پذیرفته شده که صلیب نماد خورشید بوده و آنرا هنوز در گردونه خورشید هندوها می توان یافت و به ادیان میترایی نیز وابسته است. چرخ را در قدیم ارته می گفته اند که اکنون به ارابه  (عرابه) تبدیل شده است. ارته  احتمالا با نام آریا نیز می تواند ربط داشته باشد یعنی آریایی ممکن هست همان افراد ارته باشند که با چرخ خورشید و گردونه و ارابه ارتباط داشتند. به خراسان  بزرگ  نیز اَرَتَه می گفته اند بعدها همین سرزمین را آریا نامیده اند .

نام‌واژۀ «خوَنی‌رَثَه (خوَنیرَث)»(به معنای «چرخ خورشید»)، از آمیختن واژۀ اوستایی «خوَر (خورشید)»(*خوینگ: از آنِ خورشید [خوین-گ/ خوَن/ خوَر]) با واژۀ «رَثَه  یا ارته (چرخ)» به دست می‌آید.

کلمه یخان که در بیشتر زبان ها  به صورت کان و حان تلفظ می شود به احتمال زیاد ریشه در زبان سغدی و سانسکریت دارد و کلمه ای دخیل در زبان های ترکی است. این واژه به احتمال قوی با کلمه Kan- و kanva در سانسکریت و زبان سغدی هم ریشه است که در سایر زبان های خانواده ی آریایی از جمله انگلیسی به صورت king نمود یافته است. کان در سانسکریت به معنی رئیس – شاه – بزرگ – امیر – میر – رئیس ده و شهر و … می باشد.

آیا می دانید نماز یک واژه سانسکریت است به معنی درود و سلام و البته عبادت هم معنی میدهد.

در زبان هندی نماسکار  یا نمزکار  یا نماز کار یعنی سلام  و درود . واژه نماز برگرفته از همین واژه است.

آیا می دانید روضه خوانی کلمه عربی نیست. روزا  یک واژه هندو ایرانی است و به معنی دعا است هندوها به تسبیح دعا می گویند روزا

که ما به غلط آنرا  با ض عربی می نویسیم “روضه ” می نویسیم   ض عربی  تلفظ بسیار سختی دارد و بین ذ و د تلفظ می شود. و البته بطور طبیعی ما ایرانی ها آنرا نمی توانیم تلفظ کنیم چون روضه در زبان عربی بگونه ای تلفظ می شود که شباهت به آوای بصورت روده دارد مثلا رمضان را رمدان تلفظ می کنند. اگر آنرا به لهجه ایرانی و بصورت رمزان تلفظ کنید هیچ عربی نخواهد فهمید که شما چه گفتید. آیا می دانید پری یر یعنی دعا  نیز یک واژه هندو ایرانی است  همچنین است – پریچر یعنی موعظه کردن  و … .

واژه * عیار  = ایار = ایاران = عیاران

عربی نیست درست آن ایار  به معنی یار – یاور – هم رزم  است که به غلط بصورت عیار نوشته شده است این واژه هیچ ارتباطی با عربی ندارد در خود زبان فارسی تبدیل به عیار شده است و حتی معرب هم نیست.  البته امروزه در زبان های مختلفی کاربرد دارد. و در بیشتر زبان ها به معنی بیکار و الاف و ادم سرگردان تغییر مفهوم داده است.

ممکن است علاف در جمله آدم علاف و بیکار هم تغییر یافته از همین ایار و عیار باشد که تغییر شکل و تغییر معنی داده است و بشکل الاف و یا علاف در امده است. چون علاف به معنی بیکار عربی نیست.

دکتر محمد معین در جلد چهارم برهان قاطع آنجا که در بارهً کلمه عیار بحث میکند، دراینمورد نوشته است که:

  1. ” کلمه عیار معرب مصنوعی( یار) است که معنی جوانمرد را میدهد و تازی ها جوانمردی را فتوت و جوانمرد را فتی می گویند.”از دیگر معانی عیار می توان به زیرک، چالاک، جوانمرد و طرار اشاره کرد و عیاری به معنای حیله بازی، جوانمردی و مکاری.! بنا به عقیدهً معین،” آیین عیاری از خود اصول و راه و روش زندگی به ویژه دارد که بعدها با تصوف اسلامی در آمیخته و به شکل فتوت در آمده است.”

ملک الشعرا بهار نیز در سبک شناسی نوشته است که:

  1.  عیار کلمهً عربی نیست و اصل آن ” اذیوار ” پهلوی بوده و بعدها معرب گردیده است. بهار معتقد است که عیاری و عیار پیشگی در خراسان زمین زمینهً تاریخی دارد و عیاران سابق مانند احزاب امروزی، دارای سازمانهای بوده اند با اهداف و مرام های مشخص اجتماعی، اخلاقی و سیاسی که در ششهر های بزرگ خراسان تشکیلات منظم اداری داشتند و لباس شان نیز مخصوص به خود شان بود و اصل کار شان  برجوانمردی و فداکاری و حمایت از مظلومان بوده است که جمیعت فتییان یا حزب فتوت در واقع نوع اصلاح شدهً این سازمان عیاری است.
  2. حتی واژه عیار  که برای واحد سنجش ارزش طلا بکار می رود نیز به گمان من از همین واژه برگرفته شده است اگر چه هیچ ارتباط منطقی در معنی این دو وجود ندارد.

* خانقاه  هیچ ارتباطی به زبان عربی ندارد اصل آن خانگاه است. معنی اینگونه واژه ها را عربها اصلا نمی فهمند پس فکر نکنید چون شکل ظاهری آن عربی است عربها آن را باید بفهمند.

*صیقل یک واژه عربی نیست اصل آن چگل یا چقل است به معنی  ناصاف اما تغییر یافته آنرا بصورت صیقل به معنی صاف شده و  پرداخت کرده بکار می بریم.

 

یوق * عربی نیست اصل آن یوگ است و هندی ایرانی است.(یوگ یک حلقه بیضی شکل است که از چرم و یا پارچه و یا الیاف ساخته شده و آنرا بر گردن دو یا چند گاو یا اسب می بندند که هماهنگ و با هارمونی حرکت کنند از این عبارت مفهوم بندگی و اطاعت هم استخراج شده ) به عبارت دیگر از زبان سانسکریت است  و یوگا از همین واژه است .

الو  یک واژه فارسی است به معنی آتش . ألوکشت نیز فارسی است و به هلوکست تبدیل شده است یعنی با آتش کشتن.

امیر نیز تغییر یافته میر است میر خود تغییر یافته پیر است . پیر – پییر – پدر- فادر – پیتر – یک ریشه دارند اما در طول زمان همراه با تغییر شکل و آوا تغییر معنی داده اند مثلا  پیر در ادبیات فارسی یعنی دانشمند- رئیس – بزرگ – اما میر یعنی رئیس کوچک – رئیس یک منطقه .

مانند پادشاه و پاشا  که از یک ریشه اند اما پاشا در زبان ترکی و عربی تغییر معنی داده و معنی آن یعنی فرمانده ایالتی یا شاه یک منطقه .

بیگ و بیک  به معنی بزرگ هم یک ریشه دارند و ترکی نیست.

گفتنی است که عبادان که در کتب قدیمی بکار رفته معرب شده آبادان است. و عبادان در زبان عربی معنی ندارد…

.از اینگونه کلمات و غلط های نوشتاری فراوان داریم……..

…نگوييم مثلث بگوييم لچك
لچك برابر (مثلث متساوي الاضلاع)..
لچك نابرابر = مثلث غير متساوي الا.ضلاع

 

 

بجای… .  = …     بگوییم.

مثلث  =      لچک   لچکی

اضلاع  = دار – دال – ستون –

مثلث متساوی الاضلاع  =   لچک برابر  دال

مثلث غیر متساوی الاضلاع  =  لچک نابرابر دال
تواضع     =   فروتنی بگوییم
متواضع = فروتن بگوییم
متوسط = میانگین
متوفی = درگذشته
توقع = چشم‌داشت
متوقع = چشم دارنده
تولد = زایش
متولد = زاده
تهاجم = آفند
مهاجم = آفندگر/ تازنده
متهاجم = آفندگر – تازنده
مثال = نمونه / همانند
مثلث = سه بر/ سه گوش
مجال = یارا/ هنگام
مجلس = نشست
مجالس = نشست‌ها
مجمع = گردهمآیی
مجامع = گردهمآیی‌ها
مجانی = رایگان
مجاور = همسایه
مجاورت = همسایگی
مجبور = ناچار/ ناگزیر
اجبار = ناچاری
مجبور = ناچار
مجددا = دوباره
مجرب = کارآزموده
مجرد = تنها
تجرد = تنهایی
جرم = بزه/ گناه
مجرم = بزهکار/ گناهکار
جرح = زخم
مجروح = زخمی
مجسمه = تندیس/ سردیس
جعل = ساختن
مجعول = ساختگی
جعد = شکن
مجعد = شکن در شکن/ پیچ در پیچ
جلال = شکوه
مجلل = باشکوه
مجمل = کوتاه
جنون = دیوانگی
مجنون = دیوانه
مجهول = ناشناخته
جهل = ناشناختن
حرب = جنگ/ کارزار
محاربات = جنگها/ کارزارها
محاسبه = شماره‌گیری
حساب = شماره کردن/ شمردن
حسن = نیکی
محاسن = نیکیها
حافظ = نگهبان/ نگهدارنده/ نگهدار
محافظ = نگهبان
محاکمه =  دادرسی/ داوری
محال = ناشدنی
محبت = مهرورزی
محبس = زندان
محبوب = دلدار/ دلبریگرایی
احتیاج = نیازمندی
محتاج = نیازمند
احتیاط = دوراندیشی
محتاط = دوراندیش
احترام = گرامیداشت/ ارج
محترم = گرامی/ ارجمند
احتمال = گمان بردن / حدس زدن
محتمل = گویا/ شاید
محتوی = درون مایه/ دارنده
محرم = همراز/ همدم
محروم = بی‌بهره
حزن = اندوه

****

جاذبه (فیزیک)= گرانش
جاذبه=کشش، رُبایش
جامع=فراگیر
جامعه (تشکُل)=همبود
جامعه = همبودگاه
جایز = روا
جایزه = پاداش
جبران = توزش (توختن)
جُثه = تنه
جدال = پیکار
جدید الانتشار = تازه چاپ
جدید التأسیس = نوبنیاد، نوساز
جذاب = گیرا
جذبه = گیرایی
جرأت = یارا
جرأت داشتن = یارستن
جر ثقیل، جر اثقال = گرانکِش
جُرم = بِزِه، گناه
جریان = روایی
جریمه = تاوان
جاعل = بَرساز
جعلی = بَرساخته، ساختگی
جغرافیا = جئوگرافی. گیتاشناسی
جلاد = دُژخیم
جلال و جبروت =  فَر و شکوه
جِلد = پوسته، پوشینه
جن = پری
اجنه = پریان
جنبه، بُعد = سویه
جنوب = نیمروز
جنون = دیوانگی
جواز = پروانه
جور = جفا، ستم
چَت (chat) = گَپ
چطور = چه گونه، چه سان
جزء = بند
جزا = سزا
جزایی (حقوقی) = کیفری
جزیره = آبخُست
جسور = دلیر، بی باک
جعل = بَرساخت
حائز = دارا
حاصل = دستاورد
حاصل‌خیز = باروَر، پُربار
حتماً = بی گمان، هر آینه
حجم = گُنج
حداقل = کمینه، دست کم
حداکثر = بیشینه
حذف = زُدایش، زُدودن
***

محشر = رستاخیز / رستخیز
محصل = دانش‌آموز/ دانشجو
محضر = پیشگاه
اتمام = پایان
تاجر = بازرگان
تدریج = رفته رفته
حقیر = پست / کوچک / خوار
محک = آزمایش
محکم = استوار
محل = جایگاه
محیط = پیرامون / گرداگرد
مخابره = آگاه کردن
مخارج = هزینه
خصم = دشمن
مخاصمه = دشمنی
مخاطب = شنونده
مخالف = ناسازگار
مختار = آزاد
مختلط = درهم / درهم آمیخته
مخرب = ویران کننده
مخروبه = ویرانه
مخفی = پنهان
مخلص = پاک .یار جونی
مخوف = ترسناک
مخیله = اندیشه . پندار
مداح = ستاینده
مدارا = بردباری .شکیبا
مدام = پیوسته .همواره
مدبر = کاردان
مدخل = درآمد / درگاه
مدعو = مهمان / خوانده شده
مدور = چرخنده .
مدینه = شهر
مدیون = بدهکار
مذاب = گداخته
مراتب = پایه‌ها
مرتع = چراگاه / مرغزار
مراتع = چراگاه‌ها / مرغزارها
زوج = جفت
فرد = تک

از  همین نویسنده:

http://parssea.org/?p=5292

اهمیت مسیرهای مواصلاتی ایران برای شبه قاره هند و اوراسیا

اهمیت مسیرهای مواصلاتی ایران برای شبه قاره هند و اوراسیا

 همشهری آنلاین- دکتر محمد عجم:
موقعیت استراتژیک و ژئوپلتیک و ژئواکونومیک ایران مورد توجه کشورهای بزرگ جهان بوده و هست.موقعیت مناسب ریلی و جاده ای و دسترسی ایران به سواحل طولانی در خلیج فارس و دریای عمان و سواحل دریای خزر در سالهای اخیر بسیار مورد توجه تولیدکنندگان بزرگ اقتصادی جهان بوده است.

اگر بعضی نقاط خالی ریلی و جاده ای ایران تکمیل شود ایران می تواند از عبور و ترانزیت کالا از خطوط ریلی و جاده ای خود درامد سرشاری داشته باشد.

چین در توسعه جهشی به کشور اول جهان از نظر حجم تولیدتبدیل شده و در بعضی دیگر از شاخص های اقتصادی به ژاپن و آمریکا نزدیک شده است. هند با چین برای کسب بازارهای مصرف جهان در رقابت است. هند طبق برنامه های پیش بینی شده این کشور باید به سومین کشورجهان از نظر تولید و مصرف تبدیل شود به این منظور باید به بازارهای مصرف مهم منطقه بخصوص منطقه نزدیک و اوراسیا دسترسی داشته باشد. حجم صادرات هند به آسیای میانه و منطقه خزر می تواند 5 برابر افزایش یابد و از طرفی امنیت انرژی هند را تامین کند.

مانع اصلی این آرمان هند مواصلات جاده ای است زیرا همه کشورهای آسیای مرکزی و منطقه خزر محصور در خشکی هستند و به دریای آزاد ارتباط ندارند،‌ دسترسی هند به این کشورها تنها از طریق یک کشور ثالث امکان‌پذیر است؛ با این اوصاف ایران از جایگاه ممتازی ژئوپلیتیکی در نظام منطقه‌ای آسیای مرکزی به‌ویژه با توجه به معضلات (چین و پاکستان) برای دسترسی هند به این منطقه برخوردار است. حمل و نقل دریایی تحول خاصی نداشته و همچنان کند و طولانی است امروزه برای انتقال کالا سرعت و امنیت شاخص مهمی است لذا در ترابری محموله های سنگین تمرکز بر حمل و نقل ترکیبی (دریایی – ریلی – جاده ای)است. نتنها هند بلکه بنگلادش و تایلند و میانمار و نپال نیز برای تبادل محموله های جاده ای و ریلی به غرب آسیا چشم دوخته اند.

هند بدنبال تجارت و نفوذ در اوراسیا است بهترین گزینه ایران خواهد بود: زیرا ایران از یک طرف از طریق مرزهای زمینی و آبی با کشورهای منطقه همسایه است؛ نفوذ تاریخی و فرهنگی در همه کشورهای منطقه دارد؛ کوتاه‌ترین، ارزان‌ترین و امن‌ترین مسیر دسترسی این کشورها به جهان بیرون است و رقابت ژئوپلیتیک یا ژئو اکونومیک جدی میان هند و ایران برای حضور و نفوذ در منطقه آسیای مرکزی و اوراسیا به‌عنوان یک مانع وجود ندارد.

این در حالی است که هند در شمال توسط هیمالیا محصور شده و بدلیل مشکلات جدی که میان چین و هند وجود دارد استفاده از خاک چین و پاکستان برای هند عملا امکان‌پذیر نیست؛ از طریق افغانستان نیز به دلیل نداشتن مرز مشترک از طریق این کشور نمی‌تواند به منطقه آسیای مرکزی دسترسی داشته باشد،‌ از طرف روسیه و دریای سیاه نیز باوجود رابطه دوستانه و سنتی این کشور به دلیل طولانی شدن مسافت و زمان، ارسال محموله عقلانی و مقرون ‌به ‌صرفه نیست، رقابت و دشمنی با پاکستان نیز یکی از موانع زمینی دسترسی هند به آسیای مرکزی از مسیر این کشور است.
بهره برداری از راه آهن ترکمنستان ،قزاقستان و ایران که در دوازدهم آذرامسال باحضور روسای جمهوری ایران ،ترکمنستان و قزاقستان به بهره برداری رسید، فرصت مناسب و ارزانی برای هند برای دستیابی به بازارهای کشورهای مشترک المنافع فراهم کرده است.

مراسم نمادین گشایش خط راه آهن ترانزیتی شرق دریای خزر به طول 920 کیلومتر به عنوان کریدور ریلی شمال به جنوب از شهر اوزن در قزاقستان تا شهر گرگان در استان گلستان ساخته شده است.
این خط آهن کشور قزاقستان را به ترکمنستان متصل کرده و پس از عبور از گرگان به سمت جنوب ایران یعنی خلیج فارس سرازیر می شود؛بدین ترتیب راه کشورهای قزاقستان و ترکمنستان به آب‎های آزاد در خلیج فارس و دریای هند باز خواهد شد.

با افتتاح این مسیر حمل و نقل ،تجارت جهانی میان شرق (از چین تا آسیای مرکزی) و غرب جهان (بویژه اروپای غربی) حدود 10 هزار کیلومتر راه زمینی کوتاهتر می شود.
دولتهای قزاقستان و ازبکستان و قرقیزستان بدنبال راههای عملی برای مشارکت راهبردی اقتصادی با هند هستند.

رهبر قزاقستان برنامه ای تحت عنوان به سوی آینده (نورژول) و هند نیز برنامه ای تحت عنوان در هند بسازید (Make in India) را برای سرمایه گذاران خارجی در این کشور اجرا می کند.
هند در سال 2014 موفق ترین اقتصاد جهان از نظر جذب سرمایه گذاری خارجی بود.
– دشمنی و رقابت با پاکستان
پاکستان به خاطر برخورداری از سلاح‌ های هسته ‌ای،‌ اختلافات مرزی در جامو و کشمیر و پیگیری سیاست اتحاد و ائتلاف با چین دشمنی راهبردی برای هند فرض شده است. بطوریکه هرگونه اتحاد و ائتلاف هند با کشورهای پیرامونی بر مبنای رابطه با پاکستان است.

برای مثال،‌ حضور هند در بندر چابهار ایران حداقل از منظر پاکستانی ‌ها با هدف نفوذ به عمق راهبردی این کشور است. هندی‌ ها به‌ خوبی آگاه هستند که پاکستان در آینده همچنان به آشتی ‌ناپذیری با هند ادامه خواهد داد؛

بین دو کشور هند و پاکستان یک تئوری توطئه دایما مبنای تمامی تحلیل ها است بطوریکه هر حادثه ای در هریک از دو کشور اتفاق بیفتد بی درنگ انگشت اتهام بسوی دولت مقابل نشانه می رود.
بنابراین هند در تلاش است تا در مرحله اول از پاکستان تصویری به‌ عنوان حامی تروریسم در جهان ارائه دهد تا اجماعی جهانی بر علیه آن ایجاد کند؛ مسئله حق تعیین سرنوشت کشمیر را به یک مسئله داخلی تبدیل کند تا از این طریق مانع از نفوذ قدرت ‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ ای از جمله مسلمانان در امور داخلی کشمیر شود و در نهایت توان بازدارندگی در مقابل پاکستان و تهدیدات این کشور را حفظ کند. با وجود چنین اختلافاتی به نظر می‌رسد پاکستان به هند اجازه نخواهد داد تا از مسیر این کشور در جهت دستیابی به آسیای مرکزی استفاده کند.

2- – رقابت با چین و عدم توان استفاده از خاک این کشور

هند و چین در حال حاضر به‌عنوان رقبای کینه دار جدی محسوب می‌شوند که تلاش دارند تا نظمی دلخواه در منطقه آسیا ایجاد کنند؛‌ چینی‌ها مایل به حضور و نفوذ قدرت ‌های بیرونی در آسیا نیستند و در پی ایجاد جهانی تک ‌قطبی در آسیا است؛ در مقابل هندی ‌ها که از سلطه چین بر کل آسیا نگران هستند قصد دارند با باز کردن پای قدرت‌ های فرا منطقه ‌ای از جمله آمریکا توازن قوا در منطقه را به سود خود تغییر دهند. از دیگر موضوعات مورد اختلاف میان دو کشور می‌ توان به اختلافات ارضی در منطقه اروناچال پرادش و تبت و 4000 کیلومتر مرز غیر تحدید حدود شده شاره کرد که به این زودی حل و فصل نخواهد شد.

بخشی از این اختلاف مرزی به خاطر تفاسیر متفاوت از کنوانسیون «شیمالا» است؛ کنوانسیونی که در سال 1913 و 1914  م شکل رسمی به خود گرفت.

“مک ماهان” ریاست هیئت انگلیسی، با بهره‌ گیری از فرصت مذاکراتی با هیئت تبتی، مرز میان هند و تبت را مشخص ساخت که بر اساس آن مرز پیشنهادی، شمال مناطق عشایری بود و از آبریزگاه‌ های شمال هیمالیا می‌گذشت. اختلاف در خصوص این موافقت‌ نامه میان چین و تبت تا به امروز به قوت خود باقی مانده است. دولت هند آن را معتبر می‌داند، ولی چینی‌ ها مدعی‌ اند که سیمالا معاهدۀ نابرابری است که بدون توافق چین به تبت تحمیل شده است. در این کنوانسیون خط مک ماهان به ‌عنوان مرز رسمی چین و هند مشخص و در سال 1913 م از سوی هند پذیرفته ‌شده است.

پیوستن جامو و کشمیر به هند در سال 1947 م و برقراری سلطۀ چین در تبت در سال 1950 م، بیجینگ و دهلی‌ نو را در این منطقه در رویارویی مستقیم با یکدیگر قرار داد. از سال 1961 م مبارزه نرم و آرامی میان طرفین درگرفت و در ادامه به جنگی تمام ‌عیار و نیز به شکست کامل هند منجر شد. از سال 1962 م آتش ‌بس موقت در مرزهای دو کشور حاکم شد که البته هرلحظه امکان شعله ‌ور شدن وجود دارد

3- نداشتن مرز مستقیم با افغانستان
هند قبل از استقلال پاکستان در سال 1947 با مجموعه آسیای مرکزی از طریق افغانستان و ایران ارتباط داشت.اما استقلال پاکستان هند را در شمال و غرب محصور نموده است بنابراین تنها مسیری که به هند اجازه خواهد داد در افغانستان حضور داشته باشد و از طریق آن در کشورهای آسیای مرکزی نفوذ کند مسیر ایران است.
4- مسیر روسیه

اگرچه رابطه هند و روسیه در همه حوزه‌ هادر زمان شوروی عمیق بود و هند از توان نظامی هند بیشتر برای ایجاد بازدارندگی در منطقه شبه‌ قاره در مقابل پاکستان و جلوگیری از تک‌ قطبی شدن آسیا به رهبری چین استفاده می‌کند اما دسترسی به آسیای مرکزی از طریق روسیه به دلایل زیر امکان‌پذیر نیست.

1 . هند و تا حدودی روسیه از تبدیل شدن قاره آسیا به قطب تحت سیطره چین نگران و باهم در زمینه مبارزه با افراط‌ گری اسلامی همکاری می‌کنند؛ اما دو رقیب هستند که بر اساس نگاه رئالیستی توسعه و نفوذ هند در مناطق پیرامونی عنوان تهدیدی بر علیه امنیت ملی روسیه قلمداد می‌شود. بعلاوه هند بشدت به آمریکا نزدیک شده و شریک اول تجاری هند است و روسیه نیز با فاصله گرفتن از آمریکا شدیدا به چین نزدیک شده است. این ادعا از آن جهت مطرح می‌شود که در سال 2008 و در پی اجاره پایگاه آیینی تاجیکستان به هند روس ‌ها نسبت به این اقدام دولت تاجیکستان واکنش جدی نشان دادند و با اقدامات مختلف سعی در ایجاد کارشکنی برای بیرون کردن هند از این پایگاه داشتند.

2- از نظر اقتصادی نیز برای هند مقرون به‌ صرفه نیست که بخواهد از خاک روسیه برای حضور در آسیای مرکزی استفاده کند،

File:BritishIndianEmpireandEnvirons2.jpg

 

راههای مواصلاتی مسیر ایران

با اوصافی که در بالا آمد ایران تنها راه دسترسی هند از نظر ژئوپلیتیکی به آسیای مرکزی است، زیرا از یک طرف ایران مرز مستقیم زمینی (مرز مشترک با ترکمنستان) و دریایی (قزاقستان و ترکمنستان در دریای خزر) با آسیای مرکزی دارد و از طرفی ایران رقابت ژئوپلیتیک آشکاری با هند چه در سطح منطقه و چه در سطح جهانی ندارد. ایران و هند اختلافات مرزی با هم ندارند که باعث شود ایران همچون پاکستان و چین مانع از حضور هند در آسیای مرکزی شود. ضمن اینکه نبود رقایت ژئوپلیتیکی و همنوایی منافع میان دو کشور باعث خواهد شد حضور هند در آسیای مرکزی در تضاد با منافع ملی ایران قرار نگیرد؛ بنابراین هند برای حضور در آسیای مرکزی مجبور به عبور از مسیر ایران است. شاید این بار جغرافیا به داد سیاست برسد و باعث نزدیکی بیش از بیش دو کشور شود.

هند در آینده به یک قدرت بزرگ و سومین بازار جهان در نظام بین ‌الملل تبدیل می‌شود. و باید برای صدور تولیدات به بازارهای متنوع جهانی دسترسی داشته باشد و امنیت انرژی آن تامین شود به همین منظور در دوره بعد از فروپاشی شوروی تلاش کرده است تا در نظام منطقه‌ای آسیای مرکزی حضور داشته و از این طریق ضمن تأمین امنیت انرژی وارداتی از کشورهای منطقه، نیازهای مقطعی خویش را تأمین کند و از سرایت افراط گری اسلامی از این منطقه به مناطق مسلمان‌ نشین به ‌خصوص در جامو و کشمیر جلوگیری کند؛
کریدور شمال – جنوب

کریدور شمال – جنوب شهریور ماه ۱۳۷۹ در سن پترزبورگ به امضای وزرای حمل و نقل سه کشور ایران ، هند و روسیه رسیدو سپس کشورهای دیگری به آن ملحق شدند.

کریدور شمال – جنوب مهمترین حلقه تجارت بین آسیا و اروپا میباشد که در مقایسه با مسیرهای سنتی از نظر مسافت و زمان تا ۴۰ درصد کوتاهتر و از نظر هزینه تا ۳۰ درصد ارزانتر می باشد.و بعضی مسیرها 5000 کیلومتر صرفه جویی می شود. کریدور شمال – جنوب سواحل ایران را از سه طریق به اوراسیا وصل می کندو کشورهای در مسیر این کریدور هر یک با تشکیل اتحادیه و انعقاد قراردادهای همکاری در رقابتی همه جانبه به توسعه و تجهیز بنادر ، جاده ها، ترمینال و مسیرهای ریلی خود می پردازند.

کریدور شمال – جنوب (NOSTRAC) در سال ۱۹۹۳ متعاقب برگزاری اجلاس کمیسیون اروپا وزرای حمل و نقل کشورهای عضو ، علاوه بر کریدورهای شمالی ، مرکزی و جنوبی شاهراه ترانزیتی موسوم به کریدور ترانزیتی شمال – جنوب را به تصویب رساندند.دبیرخانه و دفتر کریدور شمال – جنوب در تهران مستقر شده است.
اظهار نظر مقامات هندی در مورد مواصلات

مقامات هندی در یکسال گذشته بارها به اهمیت چابهار اشاره کرده اند. از معاون شورای عالی امنیت ملی هند که خود شخصا از چابهار بازدید نموده است تا نخست وزیر تا معاون رئیس جمهور در خصوص اهمیت چابهار برای انتقال ارزان کالاهای هند به اوراسیا با مطبوعات سخن گفته اند که سخنان آنها بازتاب مطبوعاتی مفصلی داشته و مورد کنکاش متخصصان قرار گرفته است.
مقالات متعددی نیز از سوی مطبوعات و موسسه های مطالعاتی هند در اهمیت این کریدورها منتشر شده است. روزنامه هندوستان تایمز به نقل از معاون بازرگانی هند دراین خصوص نوشت :هزینه های انتقال کالا از مسیر ایران به کشورهای مشترک المنافع حدود 40 درصد کمتر از کانال سوئز است.

هند می تواند ترکیبی از مسیرهای ریلی و جاده ای را برای انتقال کالا به کشورهای مشترک المنافع از طریق ایران را مورد توجه قرار دهد.

وی استفاده از مسیر ویژه جاده ای را از دیگر گزینه ها عنوان کرد و اظهار کرد: جابجایی کالا از مسیر جاده ای به راحتی و بدون هرگونه مشکلی صورت می گیرد و اختلاف هزینه نیز چشمگیر است.

روزنامه پایونیر هند در مقاله ای تحت عنوان : در سال 2015، به آسیای میانه توجه کنید( 25 دسامبر2014 (4دی1393) نوشته است: نخست وزیر به دیپلماسی هندی روحیه تازه ای بخشیده و دیدارهای خارجی اش به ویژه به «مارک هند» زندگی جدیدی اعطاء نموده است. طی هفت ماه گذشته که آقای مودی نخست وزیر هند بوده وی بطور تعجب آور بر سیاست خارجی اش تاکید چشمگیری داشته است.

اما حوزه ای که تا به حال مورد توجه وی قرار نگرفته آسیای میانه است. البته این امر تعجب آور هم نیست چرا که این منطقه هیچ وقت از اولویت های سیاست خارجی این کشور نبوده ولی ضروری است تا مدت زیادی نادیده گرفته نشود. درخواست هند جهت عضویت در سازمان همکاری شانگهای که نهاد قدرتمندی منطقه ای می باشد گام اول در جهت درستی است ولی لازم است اقدامات بیشتری انجام شود.

هند در این منطقه در مقایسه با نه تنها چین بلکه سایر بازیگران عمده از جمله آمریکا، روسیه و حتی ترکیه و ایران عقب است. این با وجود این امر است که هند با منطقه آسیای میانه دارای روابط تمدنی می باشد که به قرن ها بر می گردد. دهلی نو اخیراً تلاشهای سنجیده جهت تحکیم حضور خود در این منطقه انجام داده است. آقای ای احمد وزیر مشاور در امور خارجه هند به مناسبت برگزاری گفتمان هند و آسیای میانه در پایتخت قرقزستان، بیشکک، در جون 2012 سیاست رسمی دولت هند موسوم به «اتصال به آسیای میانه» Connect Central Asia را اعلام کرد. حتی پس از گذشت بیش از دو سال این سیاست صرفاً بعنوان یک آرمان مانده و کار واقعی در این زمینه انجام نشده است.

با این وجود، برای هند حضور نیرومندی در منطقه آسیای میانه به دو دلیل مهم است: امنیت انرژی و امنیت نظامی. در مورد اول، هند فعلاً تقریباً همه نفت و گاز خود را از آسیای غربی وارد می کند. اما با در نظر گرفتن تحولات در این منطقه بهتر است که این کشور به دنبال تأمین کنندگان دیگر برود. بعلاوه، با توجه به این که نیازهای هند به انرژی رو به افزایش است دهلی نو گزینه ای ندارد جز اینکه منابع دیگر را نیز بررسی کند. آسیای میانه با توجه به این که از نظر انرژی غنی و نزدیک به این کشور می باشد در موقعیت خوبی قرار دارد که به تأمین کننده نفت و گاز به این کشور تبدیل شود.

چین نیز با چالش های مشابه روبرو است یعنی اقتصاد و جمعیت این کشور به تدریج افزایش پیدا می کند اما یک تفاوت وجود دارد که ظاهراً این کشور به این دو چالش به نحوه احسن واکنش نشان داده است که از نفوذ عمیق آن به بازار انرژی آسیای میانه مشخص می شود. خزانه دو تریلیون دلاری ارز خارجی پکن و دولت بسیار موثر چین که عاری از مشکلات ویژه دموکراسی نیز است موجب شد که این کشور نه تنها در آسیای میانه بلکه در سراسر جهان در معامله های نفتی در مقابله با دهلی نو موفق بوده است. بطور مثال هند فقط چند هفته قبل از مذاکره در پکن، در مقابل چین بر سر معامله میدان نفت کاشگان در قزاقستان باخت. این بزرگ ترین میدان نفت جهان می باشد که طی پنج دهه گذشته اکتشاف شده است.

شاخه خارجی او.ان.جی.سی. (او.وی.ال.) که شرکت دولتی هند می باشد در نوامبر 2012 با شرکت کونوکوفیلیپ آمریکا جهت خریداری 4/8 درصد سهم این شرکت در میدان کاشگان به قیمت 5 میلیارد دلار قرارداد بسته بود. اما این معامله در جولای 2013 ملغی اعلام گردید چرا که خود دولت قزاقستان وارد قضیه شد و شرکت کونوکوفیلیپ را مطلع ساخت که شرکت ملی این کشور یعنی «قزاقمونایی گاز» سهم آن شرکت در میدان یادشده را به عوض همان قیمت خریداری خواهد کرد. قانون قزاقستان به دولت این کشور حق می دهد که می تواند هر دارایی نفت در خاک این کشور را براساس همان قیمت خریداری کند که بین مشتری و فروشنده نهایی شده باشد. شرکت قزاقمونایی گاز الان آن سهم را به شرکت ملی نفت چین به قیمت 3/5 تا 4/5 میلیارد دلار خواهد فروخت.

اما چین فقط یکی از مشکلات گوناگونی هند در آسیای میانه است. کشوری که تلاشهای دیپلماتیک دهلی نو در این منطقه را بطور چشمگیر خنثی نموده پاکستان است. پاکستان دسترسی زمینی هند به این منطقه از طریق افغانستان را مسدود نموده است. این نزدیک ترین مسیر برای هند به این منطقه می باشد اما استفاده از این مسیر امکان پذیر نبوده است. این دلیل بزرگی می باشد که چرا طرح عمده خط لوله ترکمنستان – افغانستان – پاکستان – هند ناموفق بوده است.

لذا دهلی نو مجبور شد به دنبال مسیرهایی برود که پاکستان را نادیده بگیرد. برای این منظور کریدور ترابری شمال و جنوب که هند را با منطقه آسیای میانه از طریق ایران وصل می کند بعنوان عوض کننده بازی در نظر گرفته شد.

این طرح در سال 2003 امضاء شده بود و در نظر دارد بندر مومبایی را با بندر چابهار و بندرعباس ایران از طریق مسیر دریایی وصل کند و سپس از طریق شبکه جاده ای و ریلی به افغانستان و سایر کشورهای آسیای میانه و اوراسیا پیونددهد. در این خصوص پیشرفت اولیه بدست آمد و سازمان جاده های مرزی هند با سرمایه گذاری مبلغ 136 میلیون دلار جاده ای را در افغانستان بین زرنج و دلارام احداث کرد. این جاده در سال 2009 افتتاح شد. این قسمت 215 کیلومتری جزء شبکه مهمی جاده ای افغانستان می باشد که بعنوان حلقه گل معروف است. این شبکه شهر هرات را از طریق مزار شریف و قندهار با کابل وصل می کند. به جز این جاده، سایر طرح کریدور ترابری شمال جنوب از یک دهه گذشته در حالت توقف مانده است.

در این دوران چینی ها شبکه های مشابه جاده ای و ریلی را به سرعت احداث نموده و تا قلب منطقه آسیای میانه نفوذ پیدا کردند. بزرگ راه قره قروم که در منطقه کشمیر( اقصی)توسط پاکستان در دست احداث است برای منافع امنیتی هند در این منطقه خطر مستقیمی مطرح می کند و ادامه طرح یادشده است. بندر گوادار در پاکستان نیز جزء همان طرح است. این بندر بعنوان هم وزن بندر چابهار ایران احداث می شود. بندر گوادار از بندر چابهار کمتر از 200 کیلومتر فاصله دارد.

اینجا جنبه امنیت نظامی روابط هند با آسیای میانه مطرح می شود. در حال حاضر جایگاه نظامی هند در این منطقه تقریباً صفر است. دهلی نو سعی دارد بر حضور خود در این منطقه بیافزاید و برای این منظور در کشور تاجیکستان فرودگاه «عینی» را بدست آورده بود. این فرودگاه می توانست در این منطقه به هند عمق راهبردی اعطاء کند. اما طرح هند توسط روسیه خنثی گردید. روسیه در این منطقه بعنوان برادر بزرگتر عمل می کند. فرودگاه عینی در حومه شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان قرار دارد. هند در سال 2004 شروع به تجهیز این فرودگاه کرد. مهندسین هندی تا سال 2010 سرگرم عملیات تجهیزات این فرودگاه بودند. اما دولت تاجیک که برای کمک مالی به روسیه تکیه می کند بعداً مشخص نمود که تنها روسیه می تواند از این فرودگاه استفاده کند.

سایر دارایی های نظامی هند در این منطقه شامل یک بیمارستان نظامی در «فارخور»، تاجیکستان، است. این بیمارستان به منظور معالجه اعضای ائتلاف شمالی که علیه طالبان می جنگیدند در سال 2001 احداث شده بود. این بیمارستان هنگامیکه که آمریکا طالبان را از مسند قدرت خارج کرد تعطیل شد. اما اخیراً در خصوص بازگشایی آن بیمارستان صحبت شده است.

آمریکا تنها کشوری می باشد که به صراحت اعلام نموده است که دوست دارد هند در این منطقه بعنوان شریک منطقه ای آن ظهور کند به ویژه به دنبال خروج نیروها از افغانستان در سال 2014 که علت عدم علاقه روسیه در این خصوص نیز همین است.

هند بازیگر مهمی در طرح جاده جدید ابریشم می باشد. این طرح در نظر دارد اقتصاد افغانستان را با اقتصاد آسیای مرکزی و جنوبی وصل کند. اما در این مرحله که نفوذ آمریکا در این منطقه در حال افول می باشد مشخص نیست که واشنگتن تا چه حدی می تواند به هند کمک کند. (طرح جاده جدید ابریشم الان لغو شده است). یعنی به عبارت دیگر می توان گفت که هند در این منطقه فاقد پایگاه است.

کشورهای مشترک المنافع شامل کشورهای (CIS) ارمنستان، آذربایجان، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، مولداوی، روسیه، تاجیکستان، ترکمنستان، اوکراین، ازبکستان و گرجستان است که حدودا 280 میلیون نفر جمعیت ( 2/4 درصد جمعیت جهان) را در خود جای داده اند.

روسیه بزرگترین کشور مشترک المنافع با 143 میلیون نفر جمعیت و ارمنستان با 3.4 میلیون کمترین جمعیت را دارد. این منطقه برای صادرات برنج هندو محصولات کشاورزی استوایی مقصد طلایی است.
اهمیت ژئوپلتیک و ژئواقتصادی سواحل مکران و چابهار

رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۶۳، در دیدار از دانشگاه علوم دریایی امام خمینی و اعطای سردوشی، اهمیت توجه به دریا و بنادر را مطرح فرمودند. در همه این سال ها، و در مناسبت های مختلف، ایشان بر این نگاه راهبردی و کلان خود پای فشرده اند. ترجمان این قاطعیت و تاکید، در حضور درخشان نیروی دریایی کشورمان در آب های آزاد، در سال های اخیر، تجلی یافته است. در آذر ماه سال ۹۳، ایشان در بخشی از فرمایشات‌شان، دوران صلح را فرصت مغتنمی برای خدمت نیروهای مسلح در بخش‌های علمی، سازندگی و افزایش بازدارندگی خواندند و تاکید کردند که مسئله آبادسازی سواحل مکران نیز جزو همین کارهای اساسی است که باید با همکاری دولت، برنامه‌های مورد نظر در این منطقه با سرعت بیشتری دنبال شود.

رهبر انقلاب پیش از این در سال ۹۱ نیز در دیدار با فرماندهان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، ضمن تاکید بر احیای نام اصیل مکران، و ایجاد شهرستان ساحلی مکران بار دیگر ضرورت توسعه ظرفیت های مغفول مانده سواحل شمال دریای عمان را مطرح کردند.
سواحل مکران

استان سیستان و بلوچستان با وسعت ۱۸۷۵۰۲ کیلومتر مربع، که ۸۱۱۷ کیلومتر مربع آن مربوط به سیستان و ۱۷۹۳۸۹ کیلومتر مربع آن متعلق به بلوچستان است. ۱۱ درصد کل مساحت کشور را در بر می گیرد و یکی از کم تراکم ترین استان های کشور به لحاظ جمعیتی است. این استان با داشتن حدود ۳۰۰ کیلومتر مرز آبی و ۱۸۰۰ کیلومتر مرز خاکی، از شمال به خراسان و افعانستان، از غرب به کرمان، از جنوب به دریای عمان و بحر مکران(دریای عرب) از مشرق به پاکستان و افغانستان محدود می‌شود. این استان دارای ۷ شهرستان، است که مجموعا ۲۹ بخش، ۱۶ شهر، ۹۲ دهستان و ۶۰۳۸ آبادی دارای سکنه را در بر می‌گیرد.

مکران و نواحی ساحلی جنوب شرقی ایران در روزگار مادها، به ویژه سلطنت آستیاک یا ایشتوویگو(۵۵۰-۵۸۰قبل از میلاد) یکی از ساتراپ‌های (استان) شرقی آن دولت بوده و به نام سرزمین «پاریکانیان و حبشیان آسیایی» از آن یاد شده است.در دوره هخامنشی و اشکانی و ساسانی نیز ایالات شرق ایران، سرزمین ماکا یا مکران جزو ایالات ایران به شمار می‌رفت.

نام قدیمی سیستان، «زرنگ» یا «زرنج» بوده، که داریوش کبیر در کتیبه‌های خود از آن نام می‌برد. نام بلوچستان در کتیبه‌های میخی داریوش در تیسفون و تخت جمشید، ماگا یا مکّه ضبط شده که استان چهاردهم بوده است.مکران را بعضی تغییر یافته مهی خوران و بعضی تغییر یافته مگان می دانند.
جمعیت استان بیش از ۲.۲۱۹.۰۰۰ نفر هست.

شهرستان های استان، شامل زاهدان، زابل، خاش، سراوان، ایرانشهر، نیکشهر، سرباز و چابهار و زاهدان مرکز استان است. استان سیستان، پهناورترین استان ایران با ۱۱.۴ درصد کل مساحت کشور به حساب می آید.

اهم قابلیت‌ها منطقه را می‌توان به شرح زیر صورت‌بندی کرد:

۱-وجود منظقه آزاد تجاری- اقتصادی چابهار.

۲-وجود سواحل مناسب.

۳-زمین و پس کرانه‌های مناسب در امتداد ساحل.

۴-وجود بسترهای عالی برای ترانزیت و کشتیرانی تجاری.

۵-وجود مناطق دریایی ارتش و پایگاه‌های دریایی سپاه.

۶-وجود شرایط لازم برای گسترش یگان‌های نظامی.

۷-وجود خلیج‌های کوچک (خورها).

۸-وجود سواحل با قابلیت‌های دفاعی مناسب.

۹-وجود زمینه همگرایی سران طوایف و قبایل با نظام جمهوری اسلامی.

۱۰-آب‌های آزاد و عمق عملیاتی مناسب در دریای عمان.

۱۱-وجود پایگاه‌های هوایی و پدافند هوایی ارتش در منطقه.

۱۲-انطباق منطقه‌بندی نظامی با تقسیمات سیاسی.

نقاط ضعف و آسیب‌پذیری‌های منطقه

۱-پایین بودن سطح رفاه عمومی مردم منطقه.

۲-دوری منطقه نسبت به مرکز.

۳-فرهنگ قومی و عشیره‌ای مردم.

۴-ترانزیت مواد مخدر از کشورهای همجوار.

۵-وجود سلاح‌های غیرمجاز در منطقه که به نا‌امنی‌ها دامن می زند.

اهمیت جایگاه ژئوپلیتیک سواحل مکران

یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های این منظقه، مجاورت آن با آب‌های آزاد بین‌المللی در سرتاسر مرز جنوبی، همسایگی مستقیم با کشورهای پاکستان و افغانستان، و به طور غیرمستقیم با کشورهای آسیای مرکزی( از طریق ترکمنستان) است که یک راه غیرقابل چشم پوشی برای این کشورهای محصور در خشکی( به جز پاکستان) به دریاهای آزاد محسوب می‌شود.

در صورت راه‌اندازی محور ترانزیتی کشور، که از بندر چابهار آغاز و با عبور از شهرهای استان سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی، رضوی و شمالی به کشورهای آسیای میانه ختم می‌شود، این منطقه محروم، از فقر و محرومیت خارج خواهد شد و به سوی توسعه حرکت خواهد کرد.

بندر چابهار یکی از چهارراه های اصلی کریدور جنوبی تجارت جهانی نیز محسوب می‌شود. این بندر به علت موقعیت استراتژیک خود و دستیابی به آب‌های آزاد بین‌المللی، جایگاه ویژه‌ای در مبادلات بین ایران و سایر نقاط منطقه دارد. چابهار نسبت به سایر نقاط ساحلی ایران، مزیت‌های خاص خود را دارد. آب های عمیق در خلیج چابهار، شرایط پهلوگیری کشتی های بزرگ و ایجاد تاسیسات بندری را فراهم می کند. این بندر، مهم‌ترین بندر تجاری خارج از حوضچه خلیج فارس است و از نظر سیاسی و راهبردی در مواقع جنگ و بحران‌های منظقه‌ای می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای ایفا کند. قرار گرفتن چابهار در یک خلیج، موقعیت بندری ایده‌آلی برای توسعه فیزیکی در آینده به آن می‌بخشد که بسیاری از بنادر دنیا، از آن محرومند.آب و هوای چابهار در تابستان ها تحت تاثیر بادهای سرد و مرطوب قطب جنوب است که در ایران تنها منطقه آب و هوای مطلوب اقیانوسی است.

ارزش‌های دفاعی سواحل مکران

عقبه نامناسب منطقه، از جمله وجود ارتفاعات مکران، چاله‌های جازموریان و منطقه دلگان در استان سیستان و بلوچستان، امکان عبور از این منطقه را برای نفوذ به عمق کشور، برای دشمن بسیار سخت می‌کند. اما همین عقبه نامناسب، وجود خورهای متعدد و تراکم جمعیتی بسیار پایین و حتی خالی از سکنه بودن منطقه، به همان اندازه فرصت های مناسبی در اختیار قاچاقچیان بین‌المللی مواد مخدر و سلاح قرار می‌دهد و امکان عملیات محدود و ایذایی را از طریق ارسال تیم های تروریستی به داخل، برای دشمنان فراهم می‌کنند.

سواحل جنوب شرقی ایران به لحاظ جایگاه نظامی می‌تواند در اتخاذ استراتژی‌های فرامنطقه‌ای برای ایران تعیین کننده باشد و توان تحرک میان آب‌های اقیانوسی را به نیروی دریایی ایران ببخشد. بر خلاف محیط بسته خلیج فارس، دریای عمان و بحر مکران ایران را به اقیانوس های جهان پیوند می دهد، امکان گسترش حوزه حضور ایران را فراهم می کند. وجود پایگاه هوایی چابهار و توسعه آن می‌تواند قدرت نظارتی و کنترل ایران را بر بخش شمالی اقیانوس هند افزایش دهد.

اگرچه تفکر راهبردی دفاعی ایران در جنوب، بر خلیج فارس متمرکز است، چنان چه صحنه عملیاتی ایران قبل از ورود به خلیج فارس، از دریای عمان طراحی شود، توان استراتژیک مضاعفی در اختیار ایران قرار می‌گیرد.

فرصت‌ها و تهدیدهای منطقه

از میان فرصت های موجود در این منطقه به طور فهرست‌وار می‌توان به چند مزیت شاخص اشاره کرد:

الف- وزن ژئوپلیتیک ایران در منطقه دریای عمان.

ب- پیوندهای فرهنگی-اجتماعی و مذهبی با مردم کشورهای منطقه.

ج- وجود پتانسیل‌های لازم جهت توسعه زیرساخت های اجتماعی و فرهنگی.

د- وجود حس مشارکت محلی و بومی مردم منطقه در تولید امنیت.

ر- وجود حس تعلق و گسترش اعتماد بین مردم مرزنشین و دولت و مردم کشور.

ز- وجود نیاز مردم منطقه به آموزش‌های زیست محیطی و دریایی.

به همین ترتیب تهدیدهای موجود در این استان را می‌توان این گونه فهرست کرد:

الف- آلودگی‌های زیست محیطی در دریاهای آزاد.

ب- واگذاری یک ساحل طولانی به این استان که مشکلات امنیتی آن را افزایش می‌دهد.

ج- تردد بی‌رویه مردم در ابعاد مختلف اجتماعی به کشورهای پیرامون منطقه.

د- سهولت دریافت شبکه‌های رسانه‌ای جمعی خارجی.

توسعه اقتصادی بندر چابهار

شکی نیست که یکی از نمودهای، و به واقع نوک پیکان توسعه یک کشور، رونق بنادر آن است که حکم شاخص توان صادراتی آن کشور را بازی می‌کند. امری که خود بر میزان استقلال و خودکفایی اقتصادی یا رفاه بیشتر آن دارد.

رشد حیرت آور اقتصاد شیخ‌نشین‌های جنوب خلیج فارس، بیش از هر چیز در شکوفایی بنادری چون راس الخیمه تجلی یافته است. بنادری که از زمان آغاز روند توسعه، افزایش ظرفیت سالیانه آن‌ها حدود ۶۰۰ هزار کانتینر بوده است.

بدیهی است که دوشادوش رقابت در استحصال از میدان‌های نفتی مشترک، رقابت در به دست گرفتن سهم بیشتری از بازار کانتینری خلیج فارس هم باید پیش چشم برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران کشور باشد، که خود این امر تنها از طریق توسعه و تجهیز روزافزون بنادر استراتژیکی چون چابهار امکان‌پذیر است. تجربه کشوری مانند سنگاپور، با وسعتی کم‌تر از نصف مساحت جزیره قشم، بیانگر آن است که مدیریت اصولی و جذب سرمایه در بخش توسعه بندر چابهار، نه تنها منجر به تحول اقتصادی عظیمی در منظقه مکران می‌شود، بلکه منفعتی پایدار و چشمگیر برای کل کشور به دنبال دارد.

مشابه، یا به واقع همتای بندر چابهار ایران، بندر گوادر در فاصله 60 کیلومتری و درساحل پاکستان قرار دارد. منافع اقتصادی پاکستان در کنار دغدغه‌های نظامی و امنیتی آن، موجب توجه جدی این کشور به توسعه بندر گوادر از سال ۱۹۹۹ به این سو گردیده است. امری که منجر به امضای توافقنامه نهایی مشارکت و سرمایه‌گذاری همه جانبه با دولت چین، در زمینه توسعه و تجهیز این بندر شده است.
در چنین شرایطی، قطعا اگر با بهره‌گیری از تجارب جهانی و حضور و مشارکت قدرت‌های اقتصادی، و اختصاص اعتبارات قابل توجه و ویژه، طرح‌های زیرساختی، از جمله سیستم‌های حمل و نقل ریلی، جاده‌ای و هوایی و تجهیزات مدرن بندرگاهی، در چابهار به انجام برسد، به دلیل موقعیت ممتازتر و مزایای بیشتر این بندر، نسبت به گوادر و امثال آن، چشم‌انداز درخشان‌تری برای این بند قابل پیش‌بینی است.

حضور گسترده ایران در آب‌های آزاد، از سال ۱۳۸۷، با دستور و تاکید ویژه فرمانده کل قوا آغاز شد و اولین ناوگروه‌های ایران برای مقابله با دزدان دریایی در خلیج عدن اعزام گردیدند.
در این میان، سواحل مکران، گنجی است که به دلیل دورافتادگی و مغفول ماندن، تاکنون چندان که باید مورد استفاده قرار نگرفته است. سواحل مکران به واقع دروازه ورود به آب‌های آزاد از یک سو و از سوی دیگر ورود به تنگه هرمز و خلیج فارس به حساب می‌آید.

توجه سازمان ملل و سازمان اسکاپ به اهمیت مواصلات و کریدورهای آسیای غربی

تا کنون چند سمینار منطقه ای و بین المللی توسط سازمان ملل در خصوص شناساندن اهمیت وصل شدن کریدورها و مواصلات بندری و جاده ای در کشورهای غرب آسیا برگزار شده است آخرین آنها با هزینه اسکاپ در آبان ماه گذشته در دهلی برگزار شد.

برای افزایش مبادلات و کاهش هزینه ها، حمل و نقل و مواصلات ریلی و جاده ای برای منطقه جنوب و غرب آسیا و اوراسیا بسیار اهمیت دارد. وصل شدن و کاربری شدن کریدورهای مواصلاتی که جنوب و غرب آسیا را به دریاها و به مناطق آسیای میانه و اوراسیا وصل می کنند اهمیت ویژه ای دارد در این میان ایران شاهرگ و نخاع هر گونه مواصلات جاده ای و ریلی در منطقه است. در این راستا اسکاپ تلاش می کندبا برگزاری سمینار و کارگاه تخصصی، اهمیت وصل کردن جاده ها و بنادر در منطقه را برای آینده تجارت و اقتصاد تبین نماید. نقصان در ارتباط و وصل شدن کریدورها از یک طرف و قوانین سخت گیرانه برای عبور و ترانزیت بار و کالا از راههای زمینی و ریلی باعث عدم رونق تجارت در بخش عمده ای از جهان بویژه بین هند و همسایگان متصل (مستقیم) و همسایگان غیر متصل شده است. هند برای صادرات و تجارت با اوراسیا اهمیت بسیار زیادی قائل است. و در این راستا بنادر و مواصلات ریلی و جاده ای ایران اهمیت پیدا می کند.

كميسيون اقتصادي- اجتماعي آسيا و اقيانوسيه- اسکاپ ((ESCAP، با بيش از شصت كشور عضو بزرگترين كميسيون از پنج كميسيون منطقه¬اي سازمان ملل مي¬باشد. اسكاپ ابتدا با نام كميسيون اقتصادي آسيا و شرق دور (اِكافه ECAFE) در تاريخ 28 مارس1947 (1326 شمسي) به منظور کمک به بازسازي اقتصادي تبعات ناشي از جنگ جهاني دوم در شهر شانگهاي چين تأسيس و اولين اجلاس آن از تاريخ 16 لغايت 25 ژوئن 1947 در محل دبيرخانه برگزار گرديد. اما درسال 1970 شهر بانكوك رسماً بعنوان مقر اسكاپ برگزيده شد. باگسترش فعاليت‌ها در زمينه امور اجتماعي و انعكاس هر دو جنبه توسعه اقتصادي و اجتماعي و موقعيت جغرافيايي كشورهاي عضو، سازمان اكافه در سال 1974به اسكاپ تغيير نام داد.

دبيرخانه اسكاپ در تايلند مستقر است و داراي 4 دفتر منطقه اي است:

1. دفتر منطقه اي جنوب و جنوب غرب آسيا در دهلي نو، ايران در اين زيرمنطقه قرار دارد.

2. دفتر منطقه اي شمال آسيا در آلماتي قزاقستان

3. دفتر منطقه اي شرق و شمال شرق در اينچئون كره جنوبي

4. دفتر منطقه اي اقيانوسيه در سوا مركز فيجي.

يکي از مناطق مورد توجه اسکاپ منطقه جنوب و جنوب غربي آسيا با پتانسيل‌هاي زياد ميباشد. منطقه پيش‌گفته در گستره جغرافيايي حدود 12 ميليون كيلومتر مربع شامل 25 كشور با جمعيتي حدود 530 ميليون نفر كه 5 حوزه ژئوپلتيك مهم جهان «آسياي مركزي، قفقاز، شبه قاره هند، خليج فارس و خاورميانه» را در بر ميگيرد، در بين قاره‌هاي آفريقا، اروپا و سرزمين‌هاي روسيه، چين و هند قرار دارد.
جنوب و جنوب غربي(شامل کشورهاي هند، پاکستان، افغانستان، ايران، بنگلادش، مالديو، نپال، بوتان، تركيه و سري لانكا) از ضعيف ترين مناطق آسيا از لحاظ تجارت فرامنطقه‌اي، سرمايه گذاري ، ارتباطات حمل و نقلي و تماس جمعيتي ساکنين با يکديگر مي‌باشد. يکي از دلايل اصلي براي سطح پايين تجارت در اين منطقه (که نشان دهنده کمتر از 6 درصد از مجموع تجارت کل آسيا) را دارا ميباشد، اتصال حمل و نقل ضعيف و متعاقب آن هزينه‌هاي تجاري بالا ميان کشورهاي عضو اين منطقه است.

با وجود اين پيش‌زمينه، اسکاپ با برگزاري سمينارهاي بين المللي تحت عنوان گفتگو در نظر دارد فرصت هاي بالقوه و چالشهاي پيش روي تقويت اتصال زيرمنطقه اي حمل ونقل در جنوب و جنوب غرب آسيا، تبادل تجربيات در مورد وضعيت فعلي و اقدامات در بهبود اتصال حمل و نقل را شناسايي نمايد و روشهاي جديدي را براي تسهيل ابزارهاي متفاوت حمل و نقل توسعه يافته توسط سازمان اسکاپ جهت تقويت ارتباطات حمل و نقلي جستجو نمايد.

البته اجراي اين سياست‌ها نيازمند توسعه کريدورهاي منطقه اي و تهيه يک طرح جامع براي اين منطقه بزرگ مي‌باشد.

در نتيجه موارد فوق اجلاسي تحت عنوان “خط‌مشي تقويت اتصالات حمل و نقلي در منطقه جنوب غرب آسيا” با همکاري AITD و كميسيون اقتصادي و اجتماعي براي آسيا و اقيانوسيه(اسکاپ) در کشور هند (دهلي نو) به مدت دو روز در تاريخ 29-28 آبان 1393(20-19 نوامبر 2014) برگزار گرديد.

اين اجلاس جهت گفتگو پيرامون سياست‌هاي تقويت ارتباطات حمل و نقل با مشاركت مقامات عاليرتبه دولتي، سياستمداران، تصميم گيران، ديپلماتها، گروهها و تشكل هاي زير منطقه اي، بانكهاي چند جانبه توسعه اي، حاميان، ارائه دهندگان خدمات لجستيك و محققاني از 11 كشور عضو شامل تركيه، ايران، افغانستان، پاكستان، هند، بنگلادش، نپال، بوتان، سريلانكا، ميانمار و مالديو برگزار شد و پيرامون ظرفيت ها و چالش هاي مرتبط با تقويت ارتباطات حمل و نقل در راستاي تعميق همگرايي منطقه اي اقتصادي در جنوب آسيا به بحث و تبادل نظر پرداخت. اين نشست بر مبناي دو نشست قبلي تحت همين عنوان در داكا (ژوئن 2013) و لاهور پاكستان (دسامبر 2012) برگزار گرديد.

در اين نشست نمايندگان كشورهاي عضو دفتر منطقه‌اي جنوب و جنوب غرب آسياي اسكاپ (SSWA) و همچنين نمايندگاني از نهادها و موسسات منطقه‌اي و بين المللي حمل و نقل در منطقه آسيا و اسكاپ از جمله سارك، آ. سه آن، BIMSTEC. و نيز ADB,IDB,UNECE حضور داشتند.

مهمترين اهداف برگزاري اين اجلاس شامل مواردي همچون شناسايي فرصتهاي بالقوه و چالشها براي تقويت اتصالات زير منطقه‌اي در جنوب آسيا، تبادل تجربيات در خصوص وضعيت کنوني و اقدامات انجام‌شده توسط نهادهاي ذيربط منطقه اي نظير اسكاپ، AITD، سازمانهاي مالي و حمل ونقلي در منطقه آسيا، کشورها و ساير شرکا در زمينه تقويت اتصالات حمل و نقلي، شناسايي راههاي تسهيل حمل و نقل که توسط سازمان اسکاپ جهت تعميق اتصالات حمل و نقلي توسعه يافته است و بحث در مورد اقدامات عملي مورد نياز جهت تقويت اتصال حمل و نقل از طريق توسعه کريدورهاي موجود در راه آهن سراسري آسيا(TAR) و بزرگراههاي آسيايي(AH) در قالب يک طرح جامع، بودند.

راجيو كر دبير بازرگاني دولت هند، مشاور نخست وزير بنگلادش پروفسور گوهر رضوي و همچنين سورش پرابو وزير راه‌آهن دولت هند سفراي کشورهاي ترکيه و ايران(جناب آقاي انصاري) در نشست حضور داشتند.

رئيس بخش حمل و نقل دفتر جنوب و جنوب غرب آسيا – آقاي ناجش كومار – و آقاي تاپار، رئيس موسسه توسعه حمل و نقل آسيا، به اهميت حمل و نقل منطقه آسيا (جنوب و جنوب غرب آسيا) با برخورداري از حدود 8/1 ميليارد نفر جمعيت و با نرخ رشد پايين 2/2 در اقتصاد تاکید کردند زيرساختهاي حمل و نقل در منطقه موجود است اما آنچه مانعي از تحقق ارتباطات حمل و نقل و تقويت آن مي گردد اينست كه كشورها مسائل سياسي، قومي، تقويتي و ملي را به كل منطقه تعميم مي دهند و مانع از تسهيل ارتباطات حمل و نقل مي شوند. از اينرو بدواً اراده سياسي كشورهاي براي بهره گيري از منافع جمعي يك ضرورت است. در حال حاضر کشور هند با چين ارتباط ريلي و یا جاده ای ندارد و با پاکستان نیز ارتباط جاده ای محدود است و اين مشکل بزرگي است.

در سمینار نمايندگان کشورها به ترتيب حروف الفبا ارائه آخرين دستاوردهاي خود در زمينه حمل و نقلي اعم از ريلي، دريايي و… پرداختند.

مطالب فني و كارشناسي ارائه شده توسط نماينده جمهوري اسلامي ايران شامل موارد ذيل بود:

– وضعيت حمل و نقل جاده اي،

– وضعيت حمل و نقل دريايي و بندري و بنادر عمده ايران،

– كريدورهاي منطقه‌اي و بين المللي عبوري از ايران

– وضعيت حمل و نقل ريلي در ايران

– ترتيبات منطقه‌اي شامل موافقتنامه ترانزيتي عشق‌آباد

– الحاق ايران به كنوانسيون‌هاي بين‌المللي حمل و نقل

– و در نهايت چالش هاي حوزه ارتباطات حمل ونقل در ايران و منطقه جنوب غرب آسيا

– طول خطوط و ناوگان توانايي‌هاي راه‌آهن ج. ا. ايران

– پروژه هاي اولويت دار راه آهن ج.ا.ايران

– ارتباطات ريلي راه آهن ج.ا.ايران با کشورهاي همسايه

– اقدامات راه‌آهن ج.ا.ايران در جهت تسهيل حمل و نقل از جمله اجراي بارنامه مشترک(CIM/SMGS) تجهيز ايستگاه سرخس

– عضويت در سازمانهاي بين المللي ريلي

– کريدورهاي بين المللي ريلي عبوري از جمهوري اسلامي ايران

– اسلايد کريدور شمال -جنوب

– افتتاح پروژه مهم راه آهن سه جانبه ايران – تركمنستان – قزاقستان در سوم دسامبر 2014. اين موضوع در مطالب نمايندگان ديگر از جمله سازمان اکو ، بانک توسعه اسلامي و …مورد اشاره و تأكيد قرار گرفت.

– اسلايد قطار کانتينري اسلام – آباد- تهران – استانبول، آلماتي – بندرعباس و همچنين عبور آزمايشي قطار باري از مقصد هندوستان و عبور از ايران بصورت ترکيبي به سمت آذربايجان و روسيه

– پروژه راه آهن ايران ـ افغانستان ـ تاجيکستان ـ قرقيزستان ـ چين

– موافقتنامه چهارجانبه عمان ـ ايران ـ ترکمنستان ـ ازبکستان

موانع موجود كه مانع از انجام ترافيك بين المللي روان مي‌شود شامل : يكسان نبودن قوانين و مقررات گمركي در مسيرهاي ترانزيتي ،اختلاف عرض خط ريلي در نقاط مرزي و كمبود سيستم تعويض بوژي ، عدم تكميل گسستگي‌ها در طول مسيرهاي ريلي و كريدورها ،وجود زيربناهاي ضعيف در طول مسيرها،مشخصات فني متفاوت ناوگان كشورهاي منطقه، طولاني بودن زمان تعويض بوژي در نقاط مرزي، عدم اختصاص بودجه كافي براي تكميل خطوط گسسته، تجهيز ناوگان و تجهيز پايانه‌هاي مرزي ،تاخيرهاي زياد قطارها در مرزها به علت رويه هاي گمرگي متفاوت کشورها،رقابتي نبودن تعرفه هاي ريلي نسبت به ساير شيوه هاي حمل ونقل از قبيل حمل ونقل جادهاي ،عدم وجود شركتهاي مشترك بين كشورها در زمينه حمل و نقل تركيبي .

همچين پس از گزارش آقای بشيرگنبدي در مورد راههای جمهوري اسلامي ايران کليپي از فعاليتها و پروژه های در دست اقدام راه آهن ج.ا.ايران پخش گرديد .

در يکي از پانل‌هاي نيز بانك توسعه آسيايي مختصراً توضيحي درباره كمك هايي كه حوزه جنوب و جنوب غرب آسيا نموده است ارائه کرد. به علاوه، پروژه هاي اين بانك در حوزه مكونگ بزرگ (GMS) يا زيرمنطقه مكونگ بزرگ در حوزه حمل و نقل و زيرساخت‌ها و انرژي خيلي قابل توجه بوده است. بانك توسعه اسلامي متشكل از 56 كشور و نهادهاي مالي و اقتصادي عديده منطقه اي و بين المللي به عنوان شركاي آن، كمكهاي عديده اي را در تأمين مالي پروژه هاي زيربنايي منطقه جنوب و جنوب غرب آسيا ارائه كرده است.

حوزه هاي عمده اي كه بانك توسعه اسلامي در آن قالب پروژه ها را پوشش مي دهد عبارتند از حوزه انرژي، حوزه توسعه زيربناهاي حمل و نقل، حوزه مشاركت عمومي- خصوصي (PPP) و حوزه توسعه عمومي. اين نهاد مالي 1/137 ميليون دلار به بخشي از پروژه راه آهن اترك- بركت در قلمرو تركمنستان در سال 2013 و 2014 كمك كرده است و حدود 5/256 كيلومتر آن را پوشش داده است.

همچنين آقاي كنستانتين آلكسوپولوس مشاور ريلي كميسيون اقتصادي ملل متحد براي اروپا، مطالب حائز اهميتي در مورد اقدامات كميته حمل و نقل UNECE براي تدوين قانون واحد ريلي، اهميت هماهنگ نمودن مقررات حاكم بر حمل و نقل ريلي در منطقه جنوب و جنوب غرب آسيا و همچنين امتيازهاي اقتصادي حمل و نقل ريلي در مقايسه با ساير شقوق حمل و نقل خصوصاً حمل و نقل دريايي در منطقه و تأثير آن بر گسترش ارتباطات حمل ونقل و رونق ترانزيت و تجارت در منطقه شرق آسيا و اروپا ارائه نمود.

ايشان قوياً متذكر شد كه مبنا و پايه عملياتي كردن و تحقق قانون واحد ريلي در كشورهاي حوزه OSJD و OTIFآن است كه اين كشورها به ضمائم اصلي قانون واحد ريلي كه همان كنوانسيونهاي هماهنگ سازي رويه اي گمركي و حمل و نقل سازمان ملل متحد است بپيوندند.

از ديگر مباحث مهم مطرح شده در نشست بحث حمل و نقل ترکيبي بود. هم اکنون در منطقه انواع شقوق حمل ونقل ترکيبي شامل ريل -جاده، ريلي – هوايي، جاده به ريل، دريايي به جاده و دريايي به ريلي وجود دارد بطور مثال در اين اجلاس عنوان گرديد که اگر از ريل و جاده و هوا جهت جابه جايي بار از بندر شانگهاي به سمت اروپا بويژه در مناطقي که گسستگي وجود دارد بصورت ترکيبي استفاده شود سرعت جا به جايي بسيار بيشتر خواهد شد. علاوه بر اين باعث کاهش هزينه هاي سوخت ، مديريت بهتر چرخه توليد، انتشار گاز دي اکسيد کمتر و… خواهد شد.

در گزارش نماينده اسکاپ آقاي راج جين نيز بطور کلي اعلام گرديد جهت تسهيل حمل و نقل ريلي مي‌بايست مواردي همچون استانداردسازي زيرساخت‌ها و ناوگان، تجهيز تقاطع مرزي که در آنها شکستگي خطوط(تعويض بوژي) وجود دارد و هماهنگي رژيم‌هاي حقوقي متفاوت در نظر گرفته شود.

همچنين ايجاد سيستم رديابي واگنها، استفاده از سيستم‌هاي مهر و موم الکترونيکي جديد مانند SPS, RFID,CCS, ، بازرسي امنيتي در مبدأ براي رفع نگراني‌ها، همکاري ميان سازمان‌هاي مرزي کشورها از عوامل افزايش سرعت جابه‌جايي بار مي‌باشد.
راهكاريهاي پيشنهادي:

1- کشورهاي شرکت‌کننده در راستاي اهداف اسکاپ و نيازمندي‌هاي عصر امروز نياز به ارتباط حمل و نقلي با يکديگر در جهت توسعه اقتصادي کشورهاي خود دارند و معمولا مزاياي اين اتصالها يک يا دوجانبه نمي‌باشد و کل منطقه از اين ارتباطات به لحاظ تجاري ، امنيتی و مزاياي رفاهي و اقتصادي بهره مند ميشوند.

2- نكته مهم مشترک و مورد تأكيد عمده نمايندگان شركت كننده اين بود که با استفاده از ظرفيت زيرساختهاي موجود هم مي‌توان حمل و نقل سريع تري داشت، به شرط اينکه تسهيلات حمل و نقلي بيشتري توسط کشورهاي مسير اعطا و موانع غير فيزيكي توسعه تجارت مرتفع گردد. مسائلي چون:

– نبودن يک Master Plan يا طرح جامع حمل و نقل،

– مشکلات در اجراي موافقتنامه‌هاي دوجانبه و چندجانبه،

– معطلي و توقفهاي طولاني در مرزها،

– عدم هماهنگي دستگاههاي ذيربط در مرز

– عدم الکترونيکي بودن فرآيند حمل و نقل و اسناد کاغذي حجيم (بوروکراسي‌های زياد)

از مواردي هستند که مانع تسهيل حمل و نقل مي‌شوند و باعث مي‌گردند که از همين زيرساخت‌هاي موجود هم نتوان بطور مناسب بهره برداري نمود.

 

 اهميت مسيرهاي مواصلاتي ايران براي شبه قاره هند و اوراسيا
دكتر محمد عجم
ماهنامه راه ابريشم، شماره 162، فروردین 1394  ص 34
مشاهده متن 

 

 اهميت مسيرهاي مواصلاتي ايران براي شبه قاره هند و اوراسيا
دكتر محمد عجم
ماهنامه راه ابريشم، شماره 161، بهمن و اسفند 1393  ص 38
مشاهده متن 
 
از همین نویسنده:

آیا یزدانی ها یا ایزدی ها همان آئین گبری است؟

این روزها جنایت داعشی ها علیه ایزدی ها نام آنها را بر سر زبان ها انداخته است رسانه های جهانی از مذهبی بنام یزیدی نام می برند .

بیش از نیم میلیون مردم سنجار پس از تهاجم دولت اسلامی آواره شدند و عده زیادی از کودکان و سالخوردگان در بین راه تلف شدند. آنچه سقوط سنجار را مهم تر گرداند خطر قتل و عام ایزدی ها بود زیرا سنی های داعشی  دشمنی خاصی نسبت به ایزدی ها دارند و آنها را شیطان پرست و ملحد و زنا زاده می نامند. قبلا در دوره خلافت عثمانی ایزدی ها دستکم دو بار قتل و عام شده اند. دشمنی داعشی ها با ایزدی ها مضاعف یا چند برابر است

واژه یزیدی با یزدان و ایزد  ارتباط دارد و هیچ گونه  ارتباطی  به یزیدابن معاویه ندارد.  در واقع یزیدی تلفظ  غلط و یا کوتاه شده ایزدی و یا یزدانی است.آئین ایزدی  یا یزدانی کنونی ریشه در  کهن ترین ادیان جهان  دارد.   آئین و یا دین آنها در طول تاریخ همراه با تحولات گاهی به اجبار و گاه  به اختیار دگرگون شده است . اما پایه اصلی این آئین از مهر پرستی یا میترائیزم  است . مهرپرستی یا خورشید پرستی قدیمی ترین دین آریایی است که از آن نشانه ها و سنت هایی البته نه چندان روشن و شفاف تا کنون  باقی مانده است  . آریایی ها در آیین نخست خورشید و ماه و بعضی ستارگان را می پرستیدند اما خدای اصلی خورشید بود. بسیاری از سنت های  نسطوری مسیحی و یهودی از جمله صلیب و  غسل تعمید و محراب و دعا  و قربانی  و داشتن پیر و قطب و یا رهبر مقدس از ایین مهر تقلید شده است .   مهر پرستی ابتدایی کم کم  تکامل یافت و اعتقاد به روح  و چرخه زندگی روح یا تناسخ (نسخه و تبدیل شدن ) پیدا کردند و اینکه روح انسان پس از مرگ به شکل دیگر اعم از انسان و یا حیوان بر اساس خوبی و یا بدی که انجام داده در می آید. که امروزه هندوها نیز همین اعتقاد را دارند یعنی بهشت و جهنم در اعمال و کردار انسان است . اگر خوبی کنید بعد از مرگ دوباره نسخه دیگری  خواهید شد در شکل یک نوزاد خوشبخت و فرد ثروتمند و اگر بدی کنید نسخه و کپی شما یا روح شما بشکل سگ و میمون و آدم بیچاره ظاهر خواهد شد. و این دایره یا چرخه زندگی تا ابد ادامه خواهد داشت. بعدها سنت ها و آیین های دیگری به خورشید پرستی اضافه شد و به شکل دین راز گونه میترایزم درآمد. زرتشتی و هندویی مرحله تکامل یافته تر میترایزم است. میترایزم بر مسیحیت و زرتشتی و هندویی تاثیر گذاشته است. میترایزم چندین هزاره دین و آیین فلات ایران و  قفقاز تا مدیترانه بوده است. و  به خاطر باورهای غیرمعمول، آنها را به  عمد  “شیطان‌پرست” نامیده‌اند. آنها از قدیم توانسته‌اند خود را در جوامع کوچک و پراکنده در شمال غرب عراق، شمال غرب سوریه و جنوب شرق ترکیه حفظ کنند.

تخمین شمار ایزدی‌ها امروز دشوار است. آمار مختلف بین 700 هزار تا ۵۰۰ هزار را نشان می‌دهد. گاهی از تعداد بیش از یک میلیون هم صحبت شده است. جمعیت ایزدی‌ها، در سده های گذشته بطور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته است. زیرا گرویدن بدین آنها مجاز نیست  و تنها از راه تولد این آیین به ارث می رسد مانند اقلیت‌های دیگر دینی این منطقه، مثل علوی‌ها و دروزی‌ها تنها می‌شود ایزدی متولد شد، گرویدن به این مذهب ممکن نیست.

مقدس‌ترین معبد ایزدی‌ها در لالش در شمال موصل

آزار و اذیت ایزدی ها در قلب مناطق مسکونی آنها در کوهستان سنجار در غرب موصل که این روزها صورت می‌گیرد، بر پایه درک غلط از نام آنها است. سنی‌های افراطی مثل “دولت اسلامی” باور دارند که  آنها شیطان پرستند  بعضی از شیعیان تصور می کنند که آنها  پیرو یزید هستند و نام آنها از نام یزید بن معاویه (۶۴۷-۶۸۳ میلادی)، خلیفه بسیار نامحبوب دوم سلسله اموی است.

اما در حقیقت این نام هیچ ربطی به یزید ندارد البته  شهر ایرانی یزد و یزید می تواند  با ایزد و یزدان مربوط باشدچون در فرهنگ های عربی هم برای نام افراد از نام خدایان و بتها و حیوانات اسطوره ای  استفاده می کردند..که نام یزدان پاک نیز  در آیین های کهن بر روی بزرگان گذاشته می شد.

یزیدیها  خود باور دارند که  که نام آیینشان  از واژه فارسی ایزد و یزدان مشتق شده است که به معنی الهه یا رب‌النوع است. نام ایزدی، که ایزدی‌ها خود را به آن می‌نامند، به معنی “پرستندگان خدا” است.

دسیان (جمع آن دواسان) نامی که آنها  برای خودشان بیشتر بکار می برند ، از یک نام نسطوری قدیمی (نسطوری‌ها مسیحیان باستانی در  خاورمیانه (شرق) هستند) گرفته شده است.

آنها معتقدند از نسل آدم هستند و با حوا مرتبط نیستند زیرا از یک تخم مرغ که آدم در سبد گذاشته بود دختری بیرون آمده و آن دختر با فرشته ای ازدواج کرده و فرزندان انها همین ایزدی ها هستند.

When Eve’s was opened it was full of insects and other unpleasant creatures, but inside Adam’s jar was a beautiful boy child. This lovely child, known as son of Jar grew up to marry a houri and became the ancestor of the Yazidis. Therefore, the Yazidi are regarded as descending from Adam alone, while other humans are descendants of both Adam and Eve.

 Nivêja berîspêdê (the Dawn Prayer), Nivêja rojhilatinê (the Sunrise Prayer), Nivêja nîvro (the Noon Prayer), Nivêja êvarî (the Afternoon Prayer), Nivêja rojavabûnê (the Sunset Prayer). However, most Yedizis observe only two of these, the sunrise and sunset prayers

آنها یک کوه مقدس دارند که عرفات نام دارد و دارای دو چشمه آب است چشمه زم زم چشمه سپید.

بسیاری از باورهای ایزدی‌ها در  مسیحیت و زرتشتی و هندویی نیز وجود دارد . آنها هم به انجیل و هم به قرآن احترام می‌گذارند. ولی بسیاری از آیین‌های آنها تنها به صورت شفاهی منتقل شده‌اند. بنظر می رسد ایزدیها ادامه آئین مهر پرستی یا میترایی باشد زیرا بسیاری از رسومات آنها را در آئین میترایی نیز ردیابی کرده اند نمازهای آنها عبارتند از

نماز یا نجوای  صبح یا بر سپیده یا پگاه

نجوای  روز برآمد(روژ هه اتین)

نماز  نیو رو  یا نیمروز(ظهر)

نماز روز وا بام (غروب)

آیا گبرها همان مجوس و و زرتشتی هستند؟

آیا ایزدی ها همان گبرها هستند؟

در مورد گبرها و آیین آنها هیچ کتاب مستقلی وجود ندارد از آنها تنها نام باقی مانده است در کتاب های مذهبی و جغرافیایی یا ملل و نحل و مسالک و ممالک  از آئین گبر نام برده شده است بعضی آنها را همان مجوس ها و زرتشتی ها گفته اند اما بنظر می رسد بین آیین گبر و زرتشت تفاوت وجود دارد در خوشبین ترین حالت می توان گفت یکی از شاخه های زرتشتی بوده اند اما دقیقا زرتشتی نبوده اند بطور مثال هرجا قبرستان و آرامگاهی از تاریخ باستان با نام و رسم وجود دارد به نام  گورستان گبری ها معروف است و در این قبرها افراد با لباس و وسایل زندگی خود دفن هستند.  حال آنکه زرتشتی ها قبر ندارند و مردگان را در محل ویژه خورانده شدن میت توسط پرندگان قرار می داده اند.

اما میان آثار برجای مانده از گبرها تشابهاتی را می توان با آیین و مذهب ایزدی پیدا کرد. یکی از این تشابه ها رو به خورشید بودن قبرها است.

در ارتباط با پنهان نگاهداشتن بخشی از کیش ایزدی‌ها درک نادرستی از ارتباط این آیین با فلسفه دوگانگی جهان زرتشتیان (نور و تاریکی) و حتی خورشید‌پرستی ایجاد شده است.

پژوهشگران در سال‌های اخیر نشان داد‌ه‌اند که زیارتگاه‌ها (معابد) آنها اغلب با تصویر خورشید آراسته شده و گورهای آنها به سمت شرق، در جهت طلوع آفتاب هستند. بیشتر مکان هایی که در آنها قبر گبری وجود دارد در مناطق غربی ایران و منطقه قهستان خراسان جنوبی است.

در منطقه و دهستان زیبد گناباد قلعه ساسانی وجود دارد که گورهایی که در اطراف آن پیدا شده است رو به خورشید و به سمت شرقی – غربی است که این نشان میدهد که بخش های دیگری از ایران نیز این آیین  تا قبل از اسلام وجود داشته است  و  آنها در حال حاضر عناصر مشترک زیادی با اسلام و مسیحیت دارند.

کودکان به دست یک پیر (موبد) با آب متبرک غسل تعمید داده می‌شوند، در زمان ازدواج، پیر یک نان را دو نیمه می‌کند و نیمی از آن را به عروس و نیمه دیگر را به داماد می‌دهد. عروس در لباس سرخ از کلیساهای مسیحی بازدید می‌کند.

در ماه دسامبر، ایزدی‌‌ها سه روز روزه می‌گیرند و بعد از آن با پیر خود شراب می‌نوشند. از روز پانزدهم تا بیستم سپتامبر ایزدی‌ها مراسم زیارت همگانی سالانه از آرامگاه شیخ عدی در لالش، در شمال موصل را برگزار می‌کنند که طی آن در رودخانه یک مراسم آیینی غسل دارند. ایزدی‌ها همچنین مراسم قربانی حیوانات و ختنه دارند.

تصاویر ملک طاووس همه‌جا در معابد، زیارتگاه‌ها و گورهای ایزدی‌ها وجود دارد

نام خدای آنها (بالاترین مرتبه ربانی) یزدان است. تصور بر آن است که او در چنان منزلت بالایی است که نمی‌تواند مستقیما پرستش شود. نقش این مرتبه الهی در عین حال نقشی غیرفعال است. او خالق جهان است ولی نگهدارنده آن نیست. هفت روح (فروهر) بزرگ از او منبعث شده‌اند که مهمترین آنها فرشته طاووس یا آنطور که در آیین ایزدی نامیده می‌شود، ملک طاووس، قیم اراده الهی است. در آیین مسیحیت باستانی طاووس نماد جاودانگی بود بخاطر آنکه گفته می‌شد گوشت او فاسد نمی‌شود. ملک طاووس در باور ایزدی‌ها نفس آغازین الهی و از او جدا ناشدنی است و با این ارزیابی آیین ایزدی تک‌خدایی است.

همکاران

دایانا دارک نویسنده کتاب ‘ترکیه شرقی’، ‘خانه من در دمشق’ و ‘نگاهی درونی به انقلاب سوریه’ است. او از دهه‌ها پیش به مناطق ایزیدی‌نشین شرق ترکیه و سوریه سفر کرده است.

روبرت لویتویزر یک عکاس مستقل است که از چهارده سال پیش مرتب به مناطق کردنشین سفر کرده است. او از هفت سال پیش زمان زیادی را با ایزیدی‌ها در هشت کشور جهان گذرانده است.

ایزدی‌ها پنج بار در روز ملک طاووس را عبادت می‌کنند. نام دیگر او شیطان است که در عربی به فرشته رانده شده از درگاه خدا گفته می‌شود. همین موجب شده که به ایزدی‌ها انگ اشتباه “شیطان‌پرست” زده شود. ایزدی‌ها به تناسخ اعتقاد دارند، به این معنی که روح به طور متناوب تا تطهیر کامل در جسم حلول می‌کند و به این شکل کاربرد دوزخ از بین می‌رود.

بدترین سرنوشت برای یک پیرو آیین ایزدی، رانده شدن از جامعه ایزدی است چرا که این به معنی آن است که روح او دیگر هرگز پیشرفتی نمی‌کند. گفتگو با هر دین و آیین دیگر هم برای آنها مطلقا ناممکن است.

در مناطق دورافتاده جنوب شرقی ترکیه به سوی مرزهای سوریه و عراق، روستاهای قبلا فراموش شده ایزدی‌ها با خانه‌های تازه‌سازی که خود پیروان این آیین ساخته‌اند، رنگ زندگی به خود می‌گیرند. بسیاری از ایزدی‌ها حالا بعد از آنکه حکومت ترکیه آنها را راحت گذاشته، از تبعید باز‌می‌گردند.

علیرغم قرن‌ها ایذا و آزار ایزدی‌ها، آنها هرگز باورهای خود را رها نکردند. این مسئله گواه درک بالای آنها از هویت و قدرت شخصیت‌ خود است. اگر افراطی‌های گروه “دولت اسلامی” (داعش سابق)، ایزدی‌ها را از عراق و سوریه بیرون کنند، احتمال دارد که بسیاری از آنها در مناطق جنوب شرق ترکیه سکنی گزینند. این بخش از ترکیه جایی است که ایزدی ها بدون آنکه مورد آزار و اذیت قرار گیرند، با اعتقاداتشان زندگی کنند.

زنان ایزدی در مناطق دورافتاده سنجر لباس‌های سنتی سفید می‌پوشند این سنت در میان زرتشتی ها نیز وجود دارد.

 

دختران یک مدرسه دینی ایزدی در مجاورت معبد لالش سرود و دعا می‌خوانند.

 

 یزیدیان همچون مسلمانان روزانه پنج بار به شیوه خود نماز می گزارند، اما قبله شان در چهار بار از این نمازهای پنجگانه، خورشید است و در نیمروز، مقبره شیخ عدی بن مسافر، صوفی عرب قرن ششم هجری که به باور مورخان، بنیانگذار کیش یزیدی است.

مقبره شیخ عدی در روستای لالش در 36 کیلومتری موصل در شمال عراق، قبله گاه یزیدیان است و هر یزیدی در صورت توانایی باید در طول عمرش دست کم یک بار به زیارت این آرامگاه برود.

موسم این “حج”، تابستان است، در کنار قبله گاه یزیدیان، چشمه گاه مقدسی قرار دارد که زمزم خوانده می شود، کوهی مقدس است که نامش را عرفات نام نهاده اند، پلی نیز هست به نام پل صراط، در موسم زیارت گاوی را هم قربانی می کنند.

یزیدیان همچون صوفیان در مراسم خود به ذکر و سماع می پردازند و پیروان این کیش به طبقات پیر و شیخ و مرید تقسیم می شوند.

نزدیکترینها به یزیدیان، چه در باور و اساطیر، همچون اعتقاد به ملائک هفتگانه و تناسخ و سنتها و آیینها، طایفه یارسانند که در عراق کاکه ای و در ایران اهل حق نامیده می شوند که بسیاری از ایرانیان آنان را با عنوان “علی اللهی” می شناسند، نامی که همچون “شیطان پرست” برای یزیدیان، مورد پسند آنان نیست.

ایزدی‌ها، قرن‌ها در این سکونت‌گاه‌ها در روستاهای دورافتاده و در انزوا زیسته‌اند و همسایگان مسلمان و مسیحی‌شان آنان را با نام «شیطان‌پرست» می‌شناسند، عنوانی که ایزدی‌ها برای خود نمی‌پسندند.

اما شاید همین نگاه به یزیدیان، آنان را آماج حمله مسلمانان تندرویی کرده باشد که ریختن خون «کفار» را مباح می‌دانند؛ آن هم کفاری که شیطان، دشمن اصلی بشریت را می‌پرستند.

از دید مورخان ادیان، شیطان‌پرستی برچسبی است که پیروان ادیان جدیدتر به کسانی که همچنان به ادیان قدیمی‌تر باور داشتند، می‌زدند و خدایان آنان را شیطان و منشأ شر خطاب می‌کردند  همان‌گونه که مسیحیان اروپا در مورد اروپاییانی که به باورهای پیشین خود باقی‌مانده بودند چنین کردند.

اما در باور ایزدی‌ها، شیطان دشمن اصلی بشریت نیست، بلکه مقربترین فرشته خداوند و نخستین آفریده اوست و ملک‌طاووس نام دارد؛ فرشته‌ای که خداوند تنها با این انگیزه به او فرمان داد به آدم سجده کند که او را بسنجد و هنگامی که او از سجده‌کردن سر باز زد، بر تقربش به درگاه الهی افزوده شد و خداوند اداره جهان را به او سپرد. ایزدی‌ها بر این باورند که قدمت کیش آنان به زمان پیدایش بشر باز می‌گردد و یزیدیان از نسل آدم اند و نه از نسل حوا. در حالی که در باور ادیان ابراهیمی، ابنای بشر حاصل ازدواج آدم و حوا هستند، یزیدیان خود را حاصل پسری می‌دانند که از بذری که آدم کشت پدید آمد و سپس با یک حوری وصلت کرد.

به این ترتیب، یزیدیان خود را تافته‌ای جدابافته می‌دانند که نباید با دیگر اقوام وصلت کنند و دیگر ابنای بشر را به کیش خود بپذیرند. ایزدی‌ها همواره جمعی بسته بوده‌اند؛ خود را قومی برگزیده می‌دانند، بیگانگان را به میان خود راه نمی‌دهند و اعتقادات خود را از دیگران مخفی نگه می‌دارند.

با تمام این جدایی پیشگی، ایزدی هااز تبار دیگر کرد‌هایی اند که در جوارشان زندگی می‌کنند و زبانی متفاوت با آنان که گویش کرمانجی (کردی شمالی) است ندارند.

با وجود آن‌که در باور ایزدی‌ها، دین آنان پیشینه‌ای به قدمت تاریخ بشر دارد اما مورخان، کیش ایزدی را در شمار دیگر فرقه‌هایی طبقه‌بندی می‌کنند که پس از اسلام، به نیت احیای سنت‌های پیشینیان و با انگیزه حفظ و بازیافت هویت تاریخی در نقاط مختلف خاورمیانه زاییده شدند و رشد کردند؛ هرچند بنیان‌گذاران‌شان صوفی‌های مسلمان بودند.

ایزدی‌ها تاریخ مذهب خود را به چهارهزارسال‌پیش می‌رسانند اما به گفته پژوهشگران، کیش ایزدی در قرن چهاردهم میلادی در جنوب جلگه بین‌النهرین پدید آمده‌است.

عقاید ایزدی‌ها تلفیقی از مذاهب گوناگون است که در این منطقه رواج داشته‌اند. برای نمونه، آنها مانند زرتشتیان، مانند کلیمیان به قربانی و نذورات، مانند مسیحیان به غسل تعمید و مراسم عشای ربانی و عروس در لباس سرخ از کلیساهای مسیحی بازدید می‌کند. و مانند مسلمانان به سنت ختنه معتقدند. اعتقاد به تناسخ و سیر تکاملی روح از طریق زایش‌های پی‌در پی و دمیده‌شدن در کالبدهای پیاپی، یزیدیان را با مسالک شرقی پیوند می‌دهد. از سوی دیگر، یزیدیان همچون مسلمانان روزانه پنج بار به شیوه خود نماز می‌گزارند، اما قبله‌شان در چهار بار از این نمازهای پنج‌گانه، خورشید است و در نیم‌روز، مقبره شیخ عدی بن مسافر، صوفی عرب قرن ششم هجری که به باور مورخان، بنیان‌گذار کیش ایزدی است.

ایزدی‌ها دارای دو کتاب مقدس‌اند: اول کتاب جلوه که در آن اصول اعتقادی آن‌ها تشریح شده‌است و در کتاب دیگری به نام مصحف رش (کتاب سیاه) مجموعه ادعیه و سرودهای آن‌ها در ستایش بزرگان‌شان ثبت شده‌است.

علویان، کاکه‌ای‌ها (اهل حق) و شیدلی‌ها که همگی در مناطق کردنشین ایران، عراق، ترکیه و سوریه و نواحی هم‌جوارشان زندگی می‌کنند، از این دسته مذاهب به شمار می‌روند.. و همگی این وجه مشترک را دارند که از سویی آداب نیایش جمعی‌شان همچون نذر و نیاز و قربان به یک‌دیگر شباهت دارد و با صوفیان مسلمان مشترک است و دیگر این‌که گرچه پیروانی از میان ترکان و اعراب هم پیدا کرده‌ند، مرکز عمده نشو و نموشان کردستان عراق بوده و فرهنگ و زبان کردی رکن مهمی از آیین آنان را تشکیل می‌دهد.

باور بر این است که نام کیش ایزدی ریشه در واژه فارسی ایزد دارد. عناصری همچون ستایش خورشید و آتش در این آیین نشانه‌هایی از باورهای باستانی ایرانیان، مهرپرستی و دین زرتشت دارد.

زیارتگاه‌ها (معابد) آنها اغلب با تصویر خورشید آراسته شده و گورهای آنها به سمت شرق، در جهت طلوع آفتاب هستند.

«یزیدیان» هم مثل بسیاری از پیروان ادیان باستانی اعتقاد دارند که «جهان و هرچه در او هست» از چهار عنصر اصلی یعنی «آب، باد، خاک و آتش» ترکیب یافته‌است.

منبع:  بی بی سی فارسی

 

Similarities between India and Iran

         India’s first Prime Minister, Jawaharlal Nehru wrote in his book Discovery of India,

“Among the many people and races who have come in contact with Indians and influenced India’s life and culture, the oldest and most persistent have been the Iranians”. Iranians and Indians throughout the history, even before settlement of Aryans in the vast plateau of Iran and India, had continuous traffic between them. The two countries that lie apart over distance of miles and distinct neighbors have shown ethnic ties and persistent similarities in many aspects of routine living.

kalkata92 (61)
The similarities between India and Iran go far beyond ties of times; Sanskrit scholars in India had accounted linguistic similarities between the Indian veda’s and the Iranian Zend Avesta. Even today the similarities tend to exist, from delicacies to art and from entertainment to religious practice both share commonalities.
India has a unique connection with Persia (Iran), which dates back to the BCs. In 532 BC Iran’s greatest king, Cyrus took control of north-west India and his successor Darius extended the territory further to the east. The invaders brought with them their culture and ingredients like spinach, pistachio, almond, pomegranate, saffron and rosewater. It is interesting to note that during this time they were introduced to rice, a grain indigenous to India, which soon became and still is an Iranian staple. With the tint and mix of both shared culinary sciences the world has witnessed delicious authentic cuisines.
The two countries have similarities in the field of art and culture too. Paintings on the walls of Dukhang of Alchi monastery in Ladakh reproduce Sassanian (a period in Iran) motives on textiles. The walls depict round medallions with mythical animals that were evident in Iranian scriptures. The blue turquoise color that is now seen on most mosques of Iran was utilized by the Buddhist monks as color of meditation on Indian planes. The most ancient stringed instruments that were created by Iranian’s decades ago are being a motivated influence over the Indian music. Sufism was the result of spiritual interaction between Persia and India. Sufism, originally borrowed from India, returned to India with a distinct Iranian stamp. The mysticism of Islam came under the impact of Hinduism and its philosophy of Vedanta. Hinduism also accepted some Islamic elements such as equality and monotheism. Many Hindu saints combined tenets of Islam and Hinduism. Emperor Akbar (1556-1604 AD) even promulgated a new religion – ‘Din-e-Ilahi’ – a combination of the prevailing religions in India.
Trade expanded mainly because prehistoric Iranian’s introduced coinage, which facilitated exchange. India exported spices, black pepper and imported gold and silver coins from Iran. The grape, introduced from Persia with the almond and walnut, was cultivated in the western Himalayas. One of the earliest Indian words for a coin is Karsa (also a small weight), which is of Persian origin.

indian palace
If one traces the existence of religious practices early Persian’s (prior to Muslim invasion) had similar religious practices as that of the Indians. Prominent importance was given to Sun and the sole source of the Zoroastrians then. There are several parallelisms between medical, physiological and pathological doctrines of the Ayurveda and those of the Avesta in its surviving texts represented by the Vendidad, the Yasna and the Yashts.

IMG_3082 (2)ارجمند (2)1313فردوسی
The Persian word din (religion) is similar to dhena of the rigveda where it means ‘speech reflecting the inner thoughts of man’. Its Avesta equivalent is daena, a common word in Gathas meaning inner self of man.
A thread that was a compulsion for the males of the society to wear was a commonality between the two countries, the practice of sacrifice to fire as representation of Sun was carried on in both civilization. Rituals, names of God and goddess were found to be on similar line of thought. Over years and Mogul invasion of India the values deemed to reduce over the ethnic sharing, during the British colonial rule the ties became negligible.
The people of India and Iran, two ancient neighboring civilizations, have enjoyed close historical links through the ages. They had a common homeland and share a common linguistic and racial past. Over the several millennia, they interacted an enriched each other in the fields of language, religion, arts, culture, food and other traditions. Today the two countries enjoy warm, friendly relations and cooperate in a wide range of fields.

80223154-2736127
Even today the ties between the two nations are considerably strong and are working towards achieving more goals from each other. It is improbable to deny the prehistoric existence of healthy cultural and trade ties that existed between the countries. The ties that the two country shares are growing over years, Indian universities are a popular destination for Iranian students for higher studies. Several high ranking Iranian officials and professionals have studied in India. There are a large number of Iranian students studying in universities at Mumbai, Pune, Bangalore and Delhi. The ties between the two countries are expected to flourish over years without being sidelined by the world politics.

همایش تخصصی روابط بین ایران و هند در عصر معاصر:

 برگزار شد.

 

 

ابوالکلام احمد آزاد در هند

 

روز ۱۱ نوامبر سالروز تولد مولانا ابوالکلام آزاد مفسر قرآن مجید که به نام روز ملی آموزش در هندوستان نام گرفته همه ساله با برگزاری مراسم ویژه ای گرامی داشته می شود. امسال    نیز در این مراسم رییس جمهوری و نخست وزیر هند درسخنانی یاد این دانشمند بزرگ را که منشاء تحولات عظیمی در آموزش هند شده، گرامی داشتند.


ابو کلام  آزاد همچنان درنزد مردم هندوستان و بویژه مسلمانان و شیعیان اعتبار و اهمیت خاصی دارد و آرامگاه وی در کنار مسجد جامع دهلی است .

*افلاطون هندوستان 

گاندی در مورد ابوالکلام گفته است:اوافلاطون، ارسطو و فیثاغورث هندوستان است و جواهر لعل نهرو از او به عنوان امپراتور آموزش و علم و میر کاروان هندوستان یاد کرد.

مراسم سالگرد مولانا ابوالکلام محی الدین احمد آزاد

مولانا ابوالکلام محی الدین احمد آزاد ، (Maulana Abul Kalam Muhiyuddin Ahmed.  ۱۸۸۸ – ۱۹۵۸) ادیب ، سیاستمدار، مفسر بزرگ قرآن، از رهبران استقلال هند و چهره ای انقلابی در هند شناخته می شود. او مدتی رهبری حزب کنگره ملی هند را به عهده داشت و در واقع جوان ترین رهبر این حزب بود. اولین وزیر فرهنگ هند بعد از استقلال و از رهبران تراز نخست جنبش استقلال هندوستان بود.

abulkalamM.AzadPARSSEA

ابوالکلام آزاد در سال ۱۸۸۸ میلادی، در خانواده ای فارسی خراسانی (هرات) به نام «فیروز بخت» در شهر مکه به دنیا آمد و پدرش مولوی خیر الدین از علمای بزرگ خراسان،در سال ۱۸۹۸ به دعوت علمای هند به همراه خانواده  به هندوستان کوچ کرد. مادر ابوکلام دختر شیخ محمد ظاهر وطری، از علمای بزرگ هند مقیم مدینه بود. ابو الکلام بعد از بازگشت از مکه، در حالیکه ده – یازده ساله بود به همراه پدرش در شهر کلکته ساکن (باشنده) گردید.

فصاحت کلام و شیوایی بیان او باعث نفوذ وی در میان مسلمانان شد. آوازه  او بزودی در بسیاری از کشورهای اسلامی پیچید و در ایران و مصر نیز اعتبار خاصی یافت.

او یکی از برجسته‌ترین رهبران مسلمان هند بود که بر اتحاد و همبستگی هندوها و مسلمانان پافشاری می‌نمود و با جدایی مسلمانان هندوستان -تشکیل بنگلادش (در ابتدا پاکستان شرقی) و پاکستان (غربی)- مخالف بود.

همراه با استقلال هند، او به پست  وزیر فرهنگ و آموزش در هند رسید.

مولانا آزاد، مسئولیت مجلاتی چون الهلال و البلاغ را بر عهده داشته‌است و در آن‌ها دیدگاه‌های اندیشمندان مسلمان وقت، و همچنین دیدگاههای سید جمال الدین اسدآبادی و محمد عبدو و سید قطب را می‌نگاشته‌است.

**** میانه روی و اعتدال ****

با وجود اینکه گاندی به مبارزه بدون خشونت معروف است اما در واقع فلسفه  آزاد نیز همان بود و فردی بود که همواره مسلمانان و هندو ها را به همبستگی و هارمونی دعوت می کرد و از مسلمانان می خواست نسبت به هندوها مهربان باشند. وی همچنین از عظمت اسلام و فلسفه اسلام که بر علم و دانایی و بردباری استوار است تاکید می کرد  علامه اقبال لاهوری و دکتر شریعتی تا حدود زیادی تحت تاثیر اندیشه های وی بودند. وی علی رغم اینکه حنبلی بود به شیعیان احترام می گذاشت و همواره بر فلسفه شیعه مبنی بر عدم پذیرش ظلم وظلم ستیزی شیعه تاکید می کرد. او با الهام از مکتب تشیع همواره در نوشته های دوره مبارزات خود تاکید کرده است” نه ظلم کن و نه زیر بار ظلم برو” .

او به زبان‌های فارسی، اردو، عربی و هندی مسلط بود. و به هر سه زبان اشعاری سروده است .

دکتر حکمت  نخستین سفیر ایران در هند در سال ۱۹۴۷ می‌نویسد: «ابوالکلام آزاد پیرمردی است که در حدود شصت سال دارد و بسیار باهوش و حسّاس و پر از حرارت و جوش است و عربی و فارسی را به فصاحت تکلّم می‌کند، ربع ساعتی پذیرایی نمود و از مسائل مربوط به فرهنگ عمومی سخن می‌گفت…» «مولانا ابوالکلام آزاد دعوت کرد که فردابه منزل او برای چای برویم»

او همچنین در رشته‌های ریاضیات، فلسفه، تاریخ جهان و علوم‌پایه بواسطه آموزگاران خصوصی که خانواده‌اش برایش گرفته‌بودند، سررشته داشت.

او هنگامیکه در دادگاه انگلیسی و در برابر قاضی انگلیسی در حال محاکمه بود اینچنین گفت:

آری من گفته‌ام حکومت فعلی ستمگر است. اگر این را نگفته باشم و نگویم، چه بگویم؟ شما بگوئید! به خدا سوگند یاد می‌کنم که در شگفتم که چگونه از من می‌خواهند، اسم چیزها را تغییر دهم و سیاه را سفید قلمداد نمایم!…من مسلمانم، و چون مسلمانم بر من واجب است که استبداد را بکوبم و زشتی آن را برملا نمایم، و بدیهای آن را آشکار کنم…

اینکه از مسلمانی بخواهند از گفتن حق ساکت بماند و بیداد را ستم ننامد درست مانند آن است که از او بخواهند از زندگی اسلامیش دست بکشد در جائی که شما این حق را برای خودتان قائل نیستید که از انسانی بخواهید از دینش برگردد، این حق را هم ندارید از مسلمانی بخواهید که از حق گفتن خود داری نماید و ستم را ستم ننامد زیرا مفهوم این دو یکی است. یک جمله معروف هست که از گاندی نقل شده :”می‌گوید مبارزه خود علیه استعمار انگلیس را از حسین (ع) آموختم که چگونه در برابر استبداد مقاومت کرد. در سال ۱۳۹۳ در جلسه ای که با رئیس بنیاد ابوکلام آزاد داشتم  از او سوال کردم گفت این جمله از ابوکلام است.

یکی از معروفترین آثار او برای ایرانیان تفسیر او از ذوالقرنین است که برای اولین بار ثابت کرد ذو القرنین همان کوروش کبیر است. دکتر عبد المنعم النمر بالاترین مقام دینی (وزیر اوقاف و امور دینی مصر) و بزرگترین چهره اسلام شناس معاصر در مصر که در مجله العرب شماره ۱۸۴ پس از بیان دلایل ابوکلام آزاد و دلایل مفسرین قبلی نتیجه می گیرد که ابوکلام در موردکوروش کبیر و ذوالقرنین استدلالهای منطقی ارایه کرده است. مقاله النمر  مورد توجه جهان عرب قرار گرفت و بارها چاپ و نقد شد. علامه طباطبایی در تفسیر قران خود از نظر ابوکلام آزاد در مورد ذوالقرنین یاد کرده است.

از مکتوبات ابوالکلام برخی در قالب کتاب چاپ شده و انتشار یافته است؛ مانند:

*تفسیر ترجمان القرآن

*هند آزادی گرفت

*غبار خاطر

* تذکره

و برخی نیز به صورت رساله منتشر شده است که از آن دسته می‌توان به «البصائر»، «تحصیل السعادتین»، «البرهان»، «القول الثابت»، «الدین الخالص» و … اشاره کرد.

ابوکلام آزاد امروزه نیز در میان مردم هندوستان بخصوص مسلمانان و شیعیان اعتبار و احترام دارد آرامگاه او در کنار مسجد جامع دهلی است. او عموی بزرگ عامر خان هنرپیشه سرشناس هندی و عموی خدیجه هبه الله وزیر امور اقلیت ها می باشد.

روز ۱۱ نوامبر ۲۰ آبان زادروز تولد او در هند بنام روز ملی آموزش نام گذاری شده و دانش آموزان و دانشجویان در این روز مراسم یاد بود برگزار می کنند. امسال برای اولین بار گروهی از دانش آموزان و ایرانیان مقیم دهلی  در مراسم حضور یافتند.

گاندی در مورد او گفته است: او افلاطون و ارسطو و فیثاغورث هندوستان است.

جواهر لعل نهرو در مورد او گفته است :  ابوالکلام امپراتور آموزش و علم و میر کاروان هندوستان است.

مولانا و فلسفه او

روزنامه پایونیر مقاله ای را تحت عنوان «مولانا و فلسفه او» به چاپ رسانده است. نویسنده این مقاله آقای جی.اس.راجپوت است. نامبرده یکی از کارشناسان حوزه آموزشی می باشد و در گذشته رئیس شورای ملی تربیت و پژوهش آموزشی دولت مرکزی research and training) (national council of educationalنیز بوده است.

وی نوشته است: رویا این بود که بعد از استقلال، در هند صلح، هماهنگی اجتماعی و آشتی بوجود خواهد آمد. اما برعکس آن انجام شد. الان در این کشور میزان تشنج، تعصب، بی اعتمادی و ناآرامی بیشتر شده است.

روز ملی آموزش باید جهت بررسی عللی که منجر به کاهش کیفت و اکتساب هنر در این کشور شده استفاده شود. بعد از تجزیه این کشور، انتظار از دستگاه دولتی این بود که اصول و رهنمودهایی تدوین شده توسط ماهاتماگاندی را به شدت رعایت خواهد کرد چرا که فقط آن اصول و رهنمودها قادر به تضمین احترام به تنوع و پیوستگی اجتماعی و مذهبی بود.

عمومی کردن آموزش کلید اصلی بود. هند به آموزشی نیاز می داشت که در فرهنگ این کشور ریشه داشته و متعهد به پیشرفت بود. رهبران بزرگی که همکار ماهاتما گاندی بودند اهمیت تضمین بهترین ویژگی های سنت های هندی را درک نمودند. احترام برابر به همه مذاهب و عقاید و روشهای متنوع شامل این ویژگی ها بوده است. آن دسته از مسلمانان که حاضر به رفتن به پاکستان نبوده نسبت به هند و سنت اتحاد مبنی بر تنوع این کشور عشق و علاقه داشته اند. مولانا ابوالکلام آزاد که یکی از رهبران دوران جنبش استقلال هند و یکی از محققان بزرگ و سطح بین المللی در حوزه مذهبی و روحانی بود می گفت«در تمام عصرهای گذشته پذیرش اتحاد مبنی بر تنوع شعار هند بوده است. روح این اصول تساهل و اغماض می باشد که در آن اختلاف نظر پذیرفته و به آن احترام گذاشته می شود. ذهن هند همیشه معتقد بوده است که حقیقت دارای چند چهره می باشد و درگیری و تنفر فقط در صورتی بوجود می آید که برخی ها ادعا می کنند که فقط آنان برخوردار از حق انحصاری بر حقیقت و فضیلت می باشند.» تعجب آور است که چرا هند به چنین نظرات مولانا توجه نه کرده است که شخصاً تلاش کرد همه تنوع کامل هند را به مفهوم واقعی آن درک کنند. تلاش مولانا این بود که هند باید متشکل از کسانی باشد که نسبت به میراث خود احساس افتخار داشته باشند اما بطور همزمان نسبت به پذیرفتن هر چیزی که به رشد و توسعه هند و مردم این کشور کمک کند آمادگی داشته باشند. گاهی اوقات فقط یک جمله یا اظهارات کوتاه یک رهبر کل شخصیت او را منعکس می کند. اینجا نمونه ای از آن وجود دارد. وی در سال ۱۹۴۰ طی سخنرانی خود بعنوان رئیس کنگره در اجلاس سالانه این حزب گفت،« من جزء این اتحاد غیرقابل تجزیه یعنی ملیت هندی هستم. من برای این تشکیلات باشکوه ناگزیر هستم و بدون من این ساختمان مجلل هند ناقص است. من عامل لازمی هستم که با استفاده از آن هند تشکیل شده است و هیچ موقع نمی توانم از این حق خود صرفنظر کنم.» متاسفانه هند تجزیه شد اما مولانا بر نظرات خود پابرجا ماند. وی بعنوان نخستین وزیر آموزش این کشور منصوب شد.

لازم  است که هر سال در تاریخ ۱۱ نوامبر علاوه بر جشن روز ملی آموزش، اهمیت نظرات مولانا در عصر کنونی نیز مورد بررسی کامل قرار بگیرد و بین طراحان و مجریان سیاست دولت نیز مورد مباحثه قرار بگیرد. آموزش، در شکل کنونی آن، حتماً از جسم، ذهن و روحیه یک فرد، بهترین محصول را تولید نمی آورد.

هند، طی بالغ بر شش دهه گذشته دستاوردهای زیادی در حوزه پیشرفت و توسعه داشته است. این دستاوردها شامل این تصور در سطح بین المللی نیز است که هند کشوری است جوان که می تواند برای کشورهای دارای جوامع پیر  نیروی ماهر کار را تأمین کند. هند امروز، در مقایسه با عصر مولانا، بسیار باسواد، مدرن و نگاه به جلو شده است. اما جنبه دیگری نیز وجود دارد. ما امروز در هند، در مقایسه با پنجاه سال پیش، دارای تشنج، تعصب، بی اعتمادی و ناآرامی بیشتری هستیم. رویا این بود که بعد از استقلال در هند وضعیت تغییر کندو در این کشور صلح بیشتر، همگرایی گسترده اجتماعی، آشتی فزاینده مذهبی، اعتماد دوجانبه و توزیع مساوی میوه های پیشرفت و توسعه بوجود خواهد آمد. بدیهی است که طی این مدت اشتباهی صورت گرفته است. لازم است آن اشتباه مورد بررسی قرار بگیرد و برای بهبود وضعیت اقدامات مصلحانه انجام شود.

آیا مولانا درک کرده بود که در آینده چه تحولات منفی رخ خواهد داد؟ برخی از نمونه ها نشان می دهد که وی یک رهبر دوراندیش بود که هند را فهمیده و در جنبش استقلال این کشور سهم موثری داشته و در تغییر هند به کشوری باسواد و دارای جامعه ای مبتنی بر ارزش نیز کمک کرده است. مولانا طی سخنرانی در جمع روسای دانشگاه های هند در تاریخ سوم نوامبر۱۹۵۱ در دهلی گفت،« اساس زندگی ما هنوزهم کشاورزی است و اکثریت عمده مردم ما هنوزهم جهت امرار معاش بر کشاورزی تکیه دارند. اما فارغ التحصیلان دانشگاه های ما می توانند هر کاری را انجام دهند اما نمی توانند کشاورز شوند.» حتی در عصر جهان گرایی تعدادزیادی از مردم هند همچنان بر کشاورزی تکیه دارند اما کشاورزی دائماً نادیده گرفته شده است. نرخ رشد در این بخش بسیار پائین است. نتیجه این است که افراد جوان به سوی شهرها مهاجرت می کنند و گاهی اوقات وادار به داشتن زندگی بدتری می شوند. اما اگر کشاورزی مورد حمایت مطلوبی قرار می گرفت این افراد می توانستد زندگی بهتری داشته باشند. مولانا پیشنهاد نموده بود که در برنامه های درسی مدارس کشور کشاورزی باید مورد توجه بیشتری قرار بگیرد و در دانشگاه ها نیز آموزش کشاورزی شروع شود. وی گفته بود،« مدارس و دبیرستان ها در مناطق روستایی و نیمه روستایی از همه دانش آموزان متعلق به هر رشته تحصیلی بخواهند که قسمتی از برنامه درسی خود را با کار کشاورزی اختصاص دهند. من پیشنهاد می کنم که از مدارس و دبیرستان ها در شهرهای بزرگ و کوچک خواسته شود که روستاها را به فرزندی بپذیرند و دانش آموزان باید در برنامه های بازسازی کامل زندگی روستایی مشارکت داشته باشند.»

مولانا طی سخنرانی به هنگام افتتاح کنفرانسی در موضوع «نظریه انسان و فلسفه آموزش در شرق و غرب» در دهلی نو در تاریخ ۱۳ دسامبر ۱۹۵۱ نیز مطالب خوبی اظهار داشت. وی گفت، «یونانیان با موضوع انسان از یک زاویه خارجی برخورد می کنند لذا ما می بینیم که فلسفه یونانی از زمان قدیم توجه بیشتری را بجای این نکته که انسان چیست به این نکته متمرکز نموده است که انسان چه کار می کند.»

 

 

ذوالقرنین شخصیتی که ۱۴ قرن علمای اسلام در مورد او سَردرگُم بودند و ابوکلام آزاد راز او را کشف کرد.

president of India-attends-national-education-day-celebrations

ایجاد مسیر ارتباطی میان افغانستان، ایران و هندوستان از طریق بندر “چابهار”

81127042-5631706

 سایت “المانیتور” با اشاره به آمادگی ایران و هندوستان برای گسترش روابط تجاری و اقتصادی به این موضوع می پردازد که پس از گذشت یک دهه از تعویق ایجاد شده در ایجاد مسیر ارتباطی میان افغانستان، ایران و هندوستان از طریق بندر “چابهار” این پروژه در حال تکمیل شدن است.

 

به گزارش “تدبیر”، سایت تحلیلی “المانیتور” با اشاره به اعلام آمادگی هندوستان برای گسترش همکاری با ایران در زمینه حمل و نقل می افزاید:”علاوه بر هند، افغان ها نیز اخیرا اشاره کرده اند که آمادگی امضای قرارداد سه جانبه با ایران و هندوستان را دارند و به احتمال زیاد توافق نهایی ماه آینده صورت خواهد پذیرفت.”

 persian gulf map

“المانیتور” در ادامه با ابراز خوش بینی درباره امکان تقویت روابط سه کشور در حوزه حمل و نقل می افزاید:”به احتمال زیاد ایران، افغانستان و هندوستان موافقت به تعویق افتاده حمل و نقل را نهایی خواهند کرد. این موضوع می تواند دروازه های بیش تری را به روی اقتصاد ایران و هندوستان و تعامل دو کشور بگشاید.”

 

“المانیتور” با اشاره به تاثیر مخرب تحریم های بین المللی وضع شده علیه ایران بر روابط اقتصادی دو کشور ایران و هندوستان و تاثیر مثبت لغو بخش عمده ای از تحریم های وضع شده پس از توافق موقت هسته ای ایران و کشورهای عضو گروه 1+5 در ماه نوامبر گذشته می افزاید:”از سال 2005 میلادی به این سو ایران و هندوستان به دلیل تحریم های وضع شده از سوی دولت امریکا علیه ایران نتوانسته اند روابط تجاری خود را گسترش دهند. طبق توافق اولیه حاصل شده قرار بود تا بندر “چابهار” به عنوان گذرگاهی اقتصادی و استراتژیک میان سه کشور ایران، افغانستان و هندوستان مورد بهره برداری قرار گیرد. بندر چابهار ایران به سواحل “مکران”راه دارد و تنها بخشی است که مستقیما به اقیانوس هند متصل است و از این نظر می تواند برای تجارت هندوستان مفید فایده باشد.

دهلی نو پیش تر متعهد شده بود تا 100 میلیون دلار برای ایجاد مسیر ارتباطی در چابهار سرمایه گذاری کند. اکنون اما هندی ها درصدد جبران تاخیر خود در اجرای تعهدات شان برآمده اند. گرچه توافق هسته ای ایران در مرحله کنونی موقت است اما هندوستان اشتیاق زیادی از خود برای گسترش روابط با ایران نشان داده است و در این باره خوش بین می باشد.”

المانیتور در بخش پایانی این مطلب روابط میان ایران و هندوستان در سال 2014 میلادی را پرچالش ترین رابطه می داند و می افزاید:”سال 2014 میلادی سالی پرچالش برای هندوستان و ایران خواهد بود چرا که وضعیت همسایگان مشترک هر دو کشور نامشخص است. اکنون افغانستان پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری وضعیت تازه ای را تجربه خواهد کرد و نیروهای خارجی قرار است آن کشور را ترک کنند هم چنین احتمال وقوع حملات تروریستی در مرز پاکستان و افغانستان نیز یکی دیگر از چالش های عمده پیش روی آن کشور است.”

مطالب مرتبط

ریل هندی‌ در ایستگاه ایران

معامله “گازی-آمونیاکی” ایران و هند

زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود.

jeld ketab hekmat .ajam

ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود

وین بحث با ثلاثه غساله می‌رود

می ده که نوعروس چمن حد حسن یافت

کار این زمان ز صنعت دلاله می‌رود

شکرشکن شوند همه طوطیان هند

زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود

طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر

کاین طفل یک شبه ره یک ساله می‌رود

آن چشم جادوانه عابدفریب بین

کش کاروان سحر ز دنباله می‌رود

از ره مرو به عشوه دنیا که این عجوز

مکاره می‌نشیند و محتاله می‌رود

باد بهار می‌وزد از گلستان شاه

و از ژاله باده در قدح لاله می‌رود

حافظ ز شوق مجلس سلطان غیاث دین

غافل مشو که کار تو از ناله می‌رود.

فرهنگ ایران و تأثیر آن در شبه‌قارّه هند

هرچه اقتدار یک فرهنگ بیشتر باشد تأثیر آن در سایر کشورها و آفاق و اقطار بیشتر خواهد بود. فرهنگ‌ها به چشمه‌های جوشانی می‌مانند که در یک جا محدود نمی‌مانند و بسته به قوت و قدرتشان تا سرزمین‌های دور گسترش پیدا می‌کنند.

فرهنگ ایران و تأثیر آن در شبه‌قارّه هند

هرچه اقتدار یک فرهنگ بیشتر باشد تأثیر آن در سایر کشورها و آفاق و اقطار بیشتر خواهد بود. فرهنگ‌ها به چشمه‌های جوشانی می‌مانند که در یک جا محدود نمی‌مانند و بسته به قوت و قدرتشان تا سرزمین‌های دور گسترش پیدا می‌کنند. فرهنگ ایران نیز چنین قدرت و قابلیتی داشته است. یکی از سرزمین‌ها و قلمروهایی که از دیرباز میدان حضور فرهنگ ایران بوده شبه قاره هند است. ما، در بحثی فشرده، می‌خواهیم فرهنگ ایران را در آینه بزرگ شبه قاره هند تماشا کنیم. می‌خواهیم خودمان را در آینه دیگران ببینیم. کاری که می‌کنیم شبیه کار کسی است که در چشم طرف مقابلش چشم می‌دوزد و با نگاه در مردمک چشم او تصویر خویش را می‌بیند. ما می‌خواهیم فرهنگ ایران را در هند ببینیم. می‌خواهیم، از راه «دیگری‌شناسی»، «خود‌شناسی» کنیم.فیخته (۱۷۶۲-۱۸۱۴م)، فیلسوف معروف آلمانی، در فلسفه خود نظریه‌ای دارد که با دو تعبیر «من» و «جز من» بیان می‌شود. او می‌گوید: ما برای شناخت خود باید به خود تعیّن بخشیم. تعیّن بخشیدن به خود به‌معنای محدود کردن خود است. محدود کردن خود به‌معنای تعیّن بخشیدن به غیر خود است. بنابراین، شناخت و معرفت احتیاج به دو پایه دارد: «من» و «جز من». «من» هنگامی می‌تواند خود را بشناسد که با «جز من» روبه‌رو شود. در فلسفه فیخته، «من» و «جز من» دو روی یک سکّه‌اند و لازم و ملزوم یکدیگرند. «من»، تا وقتی که به خود پی نبرده باشد و خود را برننهاده باشد، وجود ندارد و زمانی «هست» می‌شود که به خود پی برده باشد؛ پی بردن به خود به‌معنای این است که «جز من» را برابر خود نهاده باشد. این «برنهاد» و «برابرنهادِ» من و جز من اساس فلسفه فیخته است و همان مفهومی است که در فلسفه هگل هم دیده می‌شود. ما نیز در اینجا می‌خواهیم خود را از طریق شناخته دیگری بشناسیم و این «دیگری» در بحث امروز ما فرهنگ و تمدن شبه قاره است.در همین آغاز سخن، چند ملاحظه را باید ذکر کرد:

۱. مراد ما، از شبه قاره، هند و پاکستان و بنگلادش امروز است. وقتی می‌گوییم «شبه قاره» و حتی وقتی می‌گوییم «هند» مرادمان مجموع این سه سرزمین است و، اگرچه امروز هند منحصراً به بخش اعظمِ آن قلمرو اطلاق می‌شود، ما اصطلاح تاریخی را مراد می‌کنیم.

۲. اگرچه بحث ما اختصاص به تأثیر فرهنگ ایران در شبه قاره دارد، نباید فراموش کنیم که فرهنگ شبه قاره هم در فرهنگ ایران تأثیر کرده و این تأثیر دوسویه و متقابل بوده است. تأثیری که فرهنگ شبه قاره در ایران نهاده احتیاج به بحثی مستقل دارد و در اینجا فقط برای آنکه اشاره‌ای کرده باشیم از کتاب کلیله و دمنه و بازی شطرنج و کتاب سند هند (در ریاضیات و نجوم) و کتاب التحقیق ما للهند ابوریحان بیرونی (در مردم‌شناسی هند) نام می‌بریم و اشاره‌ای می‌کنیم به اینکه بیرونی، در حدود هزار سال پیش، چهل سال از عمر خود را به پژوهش در فرهنگ و تمدن هند اختصاص داد و در فهرستی که از آثار خود به دست داده می‌بینیم که، از میان صد کتابی که او نوشته است، ۲۷ عنوان به هند مربوط می‌شود. نیز اشاره می‌کنیم به کتاب جوگ بسشت که آن را میرفندرسکی (۹۷۰-۱۰۵۰ق) از سانسکریت به فارسی ترجمه کرد.

ارقام هندی نیز، که همان ارقام عربی (۱ و ۲ و ۳ و…) است و ما همه می‌شناسیم، از طریق ایران و کشورهای اسلامی به اروپا رفته است. لغات فراوان سانسکریت در زبان فارسی را هم در بررسی این رابطه دوسویه نباید از یاد برد. نمونه‌های دیگر نیز بسیار است که هر یک نشانه و دلیلی است بر تأثیر فرهنگ و تمدن شبه قاره در فرهنگ و تمدن ما.

۳. در طول تاریخ ایران، خصوصاً در دوران اسلامی، هند میدان وسیع سیاحت و تجارت و دانش‌اندوزی و ارائه فضل و علم و هنر برای ایرانیان بوده است. اگر بخواهیم جایگاه هند را برای دانشمندان و اهل فکر و ادب در ایران گذشته تصوّر و تصویر کنیم، از یک جهت، می‌توانیم هند را به دنیای غرب برای امروز کشورهایی نظیر ایران تشبیه کنیم؛ یعنی همچنان‌که امروزه علما و خواص برای علم‌آموزی یا مقاصد دیگر به فکر سفر به کشورهای غربی‌ می‌افتند، در گذشته، به فکر سفر به هند می‌افتادند.رفتن به هند چندان شوق‌انگیز بوده که شاعری مانند فیّاض لاهیجی می‌گوید:

حبّذا هند کعبه حاجات
هرکه شد مستطیع فضل و هنر
    

خاصه یاران عافیت‌جو را
رفتن هند واجب است او را
 

این نمونه‌ای است از توجه و گرایشی که در میان ایرانیان فرهیخته به هند وجود داشته است. در این «تشبیه هند به غرب» باید توجه داشت که یک تفاوت بسیار مهم و اساسی میانِ مهاجرت یا سفر کردنِ دانشمندان و علما و هنرمندان و روشنفکران گذشته ما به هند و رفتن دانشجویان و استادان ما به دنیای غرب وجود داشته و آن این است که در آن زمان که ایرانیان به هند می‌رفتند، دو تمدن «ایرانی» و «هندی» هم‌سنگ و هم‌تراز و همتای یکدیگر بودند و یکی بر دیگری تفوّق و حتی ادّعای غلبه نداشت. اوج این رفت‌و‌آمدها، که در دوران صفویه ایران و گورکانیان هند است، دورانی است که آن دو قدرتْ دو قدرت متوازن‌اند و هیچ‌یک از بالا به دیگری نگاه نمی‌کند. دو فرهنگ از نظر معنوی همگون‌اند و ارزش‌های یکی نزد دیگری خوار انگاشته نمی‌شود. مناسبات دو دربار و دو کشور و دو ملت به نحوی بوده که پادشاهی مانند همایون وقتی‌که در هند دستش از سلطنت کوتاه می‌شود به دربار شاه طهماسب صفوی پناه می‌آورد و شاه طهماسب نیز دوازده‌هزار سپاهی قزلباش را با او همراه می‌کند و او را به هند برمی‌گرداند و کمک می‌کند که او دوباره به سلطنت برسد. حتی همایون در مدتی که در ایران بوده خود به تعلیم خوشنویسی و زبان فارسی و شعر در دربار صفوی اشتغال داشته و با خود جمع کثیری از هنرمندان را به هند ‌برده و شاه طهماسب هم از او درخواست‌هایی کرده که همه آنها به گسترش فرهنگ ایران در هند منتهی می‌شده است.

پیشینه روابط ایران و هند

در حدود سال ۱۵۰۰قبل از میلاد مسیح، یعنی ۳۵۰۰سال پیش، اقوامی که در آسیای مرکزی در منطقه خزر و قفقاز بودند و به آریایی موسوم بودند، از شمال به جنوب سرازیر شدند. بخشی از این اقوام در ایران ماندند و «ایرانی» نام گرفتند و بخشی از آنها جنوبی‌تر شدند و به سند رفتند و «آریایی‌های هند» شدند. بنابراین می‌توان گفت که ریشه‌های عمیق هند و ایران در اعماق تاریخ یکی است و، به تعبیری، ما با بسیاری از مردم شبه قاره از نظر تاریخی و نژادی پسرعموییم.

در طول تاریخ طولانی مناسبات ایران و هند، مهاجرت‌های گوناگونی صورت گرفته و عده زیادی از ایرانیان به مناسبت‌های مختلف به هند مهاجرت کرده‌اند. یکی از این مهاجرت‌ها مهاجرت جمعی از زرتشیان بعد از آمدن اسلام به ایران است. زرتشتیان سه دسته شدند: عده زیادی مسلمان شدند، عده‌ای مسلمان نشدند و در ایران ماندند و جزیه پرداخت کردند، و عده‌ای هم ترجیح دادند که از ایران مهاجرت کنند و به کشورهایی مانند هند و چین بروند. جمع قابل توجهی از زرتشتیان ایران، در حدود قرن ۸میلادی، از ایران به هند مهاجرت کردند و به شهری از ایالات گجرات هند به نام «سنجان» وارد شدند و از آنجا به شهرهای دیگر در همان ایالت و به دیگر نقاط هند رفتند.۳از آن دوره، پنج کتیبه به زبان پهلوی در هند باقی مانده که خطوط پهلوی دوتای آنها هنوز هم قابل خواندن است. این زرتشتیانِ مهاجر به هند را «پارسیان» می‌نامند که برای خود تاریخی طولانی دارند. امروزه پارسیان در هند اقلیتی مؤثرند و در شهرهای بزرگی مانند بمبئی آثار حضور علمی و اقتصادی آنها معروف و مشهود است.

در دوره اسلامی نیز کوچ‌ها و مهاجرت‌های متعددی از ایران به هند صورت گرفته است. دسته‌ای از این مهاجرت‌ها به‌سبب جنگ‌ها و فتوحات بوده و دسته‌ای هم ناشی از اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی. در فتح هند توسط محمد ابن قاسم در صدر اسلام، وقتی که وی سند را فتح کرد و دروازه هند را به روی مسلمانان گشود، مسلمان‌هایی از همه مناطق اسلامی از جمله ایران به‌صورت یک مهاجرت دسته‌جمعی وارد هند شدند. این مهاجرت به ضرورت و اقتضای فتح هند بود زیرا پس از هر فتحی عده‌ای برای اداره فتوحات به سرزمین فتح‌شده مهاجرت می‌کنند. مهاجرت دوم در اواخر قرن چهارم صورت گرفت. وقتی‌که سبکتکین، پدر سلطان محمود، و خود سلطان محمود غزنوی از خراسان به سمت هند حرکت کردند و در جنگ‌های طولانی بخش‌های وسیعی از هند را به تصرف درآوردند، توانستند بعد از چند دهه حکومتی مانند حکومت غوریان در هند تأسیس کنند. با فتح بخش‌هایی از هند توسط محمود غزنوی خیل عظیمی از ایرانیان به هند رفتند. سفر ابوریحان بیرونی نتیجه همین فتوحات سلطان محمود در هند است. از اتفاقات دیگری که سبب شد تا عده زیادی از ایرانیان به هند مهاجرت دسته‌جمعی کنند حمله مغول و حمله تیمور به ایران بود. بر اثر حمله تیمور، به‌طور مثال، هفتصد نفر از سادات همدان در یک مرحله و ده سال بعد از آن سیصد نفر دیگر از همانان به زعامت و ریاست میرسیدعلی همدانی از همدان به کشمیر رفتند. میرسیدعلی «امیرالامراء» و در واقع همه‌کاره کشمیر بود و او را در کشمیر «امیرکبیر» لقب داده بودند. او را به «علی ثانی» نیز ملقب کرده‌اند. علامه اقبال لاهوری درباره میرسیدعلی گفته است:

آفرید آن مرد ایران صغیر
خطه را آن شاه دریا‌آستین
    

با هنرهای غریب و دلپذیر
داد علم و صنعت و تهذیب ودین
 

این یکی از نتایج مهاجرت‌هایی است که در دوره تیمور صورت گرفته است. در دوران صفویه ما شاهد مهاجرت‌هایی هستیم که ناشی از اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران است. دوران صفویه دوران ثبات و امنیت و رشد علم و دین فرهنگ و تمدن در ایران بوده است. با این همه، برخی نیز آن اوضاع و احوال حاکم بر دوران صفوی را نمی‌پسندیدند. اینان اغلب مهاجرت‌های دسته‌جمعی به هند کرده‌اند. گاهی این مهاجرت‌ها ناشی از نارضایتی آنان از زندگی در ایران بوده و گاهی به امید دست یافتن به زندگی بهتر در هند. به هر حال، سبب این کوچ‌ها نوعی رانده شدن از سویی و خوانده شدن از سوی دیگر بوده است. در سلسله‌های پادشاهان مسلمان هند، امیران و پادشاهان فارسی‌زبان و فارسی‌دان با رونقی که دربارهای آنان داشته به شاعران احترام فراوان می‌گذاشتند. در دربار جلال‌الدین اکبر، شاه بزرگ سلسله گورکانی، فقط ۱۵۰شاعر فارسی‌گو حاضر بوده‌اند که این همه حاکی از توجهی است که به شاعران و نویسندگان و هنرمندان می‌شده است. البته جماعات مهاجر، جز طبقه شاعران، از گروه‌های دیگر، خصوصاً صوفیه و عرفا، نیز بوده‌اند. در احوال حافظ می‌خوانیم که شاه محمود دکنی از حافظ دعوت کرد تا به هند سفر کند و حافظ نیز تا جزیره هرمز رفت اما از سفر منصرف شد و به شیراز باز گشت.

آثار حضور ایرانیان را در هند به صورت‌های مختلف می‌توان دید. سلاطین مسلمان و حتی ایرانی‌الاصلْ سلسله‌های بزرگ حکومتی در نقاط مختلف هند یا حکومت‌های سراسری در هند تشکیل دادند. مورخان ۳۲سلسله حکومتی مسلمان را در هند برشمرده‌اند که بسیاری از آنان ایرانی بوده‌اند. بازرگانان و مردان حکومتی و سپاهیان و نظامیان و سپه‌سالاران و صدراعظم‌ها و امیران و والیان و سیاست‌مداران زیادی نیز از ایران به هند کوچیده‌اند و در آنجا زندگی کرده‌اند و نام بسیاری از آنان در تاریخ‌ها ثبت شده است. پزشکان و فقیهان و قاضیان و دانشمندان و نویسندگان و هنرمندان نیز در طول یک تاریخ طولانی از ایران به هند رفته‌اند. حضور ایرانیان و مخصوصاً مردمان شرق ایران در هند چندان بوده که ابن بطوطه در سفرنامه خود وقتی‌که از هند یاد می‌کند می‌گوید: همه خارجیان را در هندوستان «خراسانی» می‌نامند،از اینجا معلوم می‌شود که حضور خراسانیان در هندوستان چندان زیاد بوده که «خراسانی» به‌معنای «غیر هندی» بوده است. باید توجه داشت که مهاجرت ایرانیان به هند مهاجرتی سازنده بوده، نه ویرانگر. ایرانیان، برخلاف انگلیسی‌ها که در دوران استعمار به هند قدم نهادند، برای استعمار هندیان به هند نرفتند. ایرانیان برای غارت هند و نابود کردن فرهنگ هند به هند نرفتند. آنان به هند رفتند و در همه شئون دینی و معنوی و علمی و فلسفی و فرهنگی و هنری و تمدنی به تمدن هند غنا بخشیدند. درباره ایرانیانی که به هند مهاجرت کرده‌اند کتاب‌ها و مقالات متعددی نوشته شده است.

جلوه‌های فرهنگ ایران در هند

شعر و ادب. یکی از میدان‌های وسیع و شاید وسیع‌ترین میدان حضور ایرانیان در هند عرصه زبان و ادبیات فارسی، به‌ویژه شعرِ فارسی، است. منزلت زبان فارسی در شبه قاره قدیم چیزی است قابل مقایسه با منزلتی که زبان انگلیسی در شبه قاره امروز دارد. همانطور که امروز زبان انگلیسی در شبه قاره زبان رسمی حکومتی و زبان مدرسه‌ها و دادگاه‌هاست و قراردادها را علاوه بر زبان ملی به زبان انگلیسی می‌نویسند و همه اهل علم و فرهنگ و فضل و دانشگاهیان و دانشجویان به خواندن زبان انگلیسی روی می‌آورند، روزگاری نیز زبان فارسی در هند چنین جایگاهی داشته است. در واقع، زبان انگلیسی جانشین زبان فارسی در هند شده است. 

در دوره گورکانیان، که اوج حضور و نفوذ فرهنگ ایران در هند بوده است، زبان فارسی زبان خاندان‌های تربیت‌یافته بوده و دانستن آن نشانه فرهیختگی و تجدّد محسوب می‌شده است. درباریان با یکدیگر به زبان فارسی صحبت می‌کردند و سلاطینی، مانند بابر، خود به زبان فارسی شعر می‌گفتند. شمار شاعرانی که از ایران به هند رفته‌اند، بدون اغراق، چندین هزار نفر بوده است. از هر شهری از ایران شاعرانی داشته‌ایم که به هند رفته بوده‌ و در آنجا شهرت پیدا کرده بودند و در آنجا محترم بودند. کسانی چون عرفی شیرازی، صائب تبریزی یا اصفهانی، کلیم کاشانی یا همدانی، طالب آملی، نظیری نیشابوری، قدسی مشهدی، غزالی مشهدی، سلیم تهرانی، شاپور تهرانی، صیدی تهرانی، حزین لاهیجی، دیگران. تقریباً از هر شهر مهم و آباد ایران ده‌ها شاعر به هند رفته‌اند. این شاعران در آن سرزمین سبکی در شعر به‌وجود آورده‌اند که به «سبک هندی» معروف است و هنوز هم هواخواهانی دارد و آثارش حتی در شعر امروز ایران هم محسوس است. غیر از شاعران ایرانی که به هند سفر کرده‌اند در خود هند شاعران هندی‌الاصل فارسی‌گوی درجه اول و بزرگی به‌ظهور رسیده‌اند که از میان آنان باید به امیرخسرو دهلوی، فیضی دکنی، غنی کشمیری، غالب دهلوی، بیدل دهلوی، و اقبال لاهوری اشاره کنیم که هریک از اینان برای خود عظمتی دارند. از بیدل دهلوی یکصدهزار بیت شعر به‌جا مانده است. ما می‌دانیم که کتاب‌های مفصّلی چون شاهنامه فردوسی و مثنوی مولوی هر یک حدوداً شامل ۲۵تا ۳۰هزار بیت است، اما از بیدل چهار برابر آنان شعر به‌جا مانده است.

 شاعر دیگر اقبال لاهوری است. در اینجا مناسب است غزلی از بیدل و غزلی از اقبال را شاهد بیاوریم تا گواه این مدعا باشند که زبان و ادب فارسی در هند به پایه و منزلتی والا و بالا رسیده بوده است. ذکر این نکته هم بر شگفتی ما خواهد افزود که زبان مادری این دو شاعر فارسی نبوده است.

بیدل می‌گوید:

چنین کشته حسرت کیستم من؟
نه شادم، نه محزون، نه خاکم، نه گردون
نه خاک‌آستانم، نه چرخ‌آشیانم
اگر فانی‌ام، چیست این شور هستی؟
بناز ای تخیل! ببال ای توهّم!
هوایی در آتش فکنده‌ست نعلم
نوایی ندارم، نفس می‌شمارم
بخندید ای قدردانان فرصت!
در این غمکده کس ممیراد، یا رب!
جهان، گو به سامان هستی بنازد
به این یک نفس عمر موهوم بیدل!
    

که چون آتش از سوختن زیستم من
نه لفظم، ‌نه مضمون، چه معنیستم من؟
پَری می‌فشانم، کجاییستم من؟
وگر باقی‌ام، از چه فانیستم من؟
که هستی گمان دارم و نیستم من
اگر خاک گردم، نمی‌ایستم من
اگر ساز عبرت نی‌ام، چیستم من؟
که یک خنده بر خویش نگریستم من
به مرگی که بی دوستان زیستم من
کمالم همین بس که من نیستم من
فنا تهمت شخص باقیستم من
 

این یکی از ساده‌ترین غزل‌های بیدل است.
غزل دیگر غزلی است که در آرامگاه اقبال به زبان فارسی روی سنگ مرمر درخشان در لاهور حک شده است. اقبال می‌گوید:
دم مرا صفت باد فرودین کردند
نمود لاله صحرانشین ز خونابم
بلندبال چنانم که بر سپهر برین
فروغ آدم خاکی ز تازه‌کاری‌هاست
چراغ خویش برافروختم که دست کلیم
در آ به‌سجده و یاری ز خسروان مطلب
    

گیاه را ز سرشکم چو یاسمین کردند
چنان‌که باده لعلی به ساتگین کردند
هزار بار مرا نوریان کمین کردند
مه و ستاره کنند آنچه پیش از این کردند
 در این زمانه نهان زیر آستین کردند
که روز فقر نیاکان ما چنین کردند
 
اینها فقط دو نمونه از هزاران هزار شعر فارسی در هند است که نتیجه تأثیر فرهنگ ایران از طریق زبان فارسی در آن سرزمین است. از نتایجِ دیگرِ حضور زبان فارسی در هند کل‌گیری زبانی به نام «اردو» ‌ست که می‌توان گفت در دامان زبان فارسی زاده شده است. زبان اردو نتیجه اشتراک زبان فارسی و زبان‌های محلی هند است و به قول دکتر تاراچند اردو میراث مشترک هندوان و مسلمانان است.

دین و مذهب. بخش دیگر از تأثیر فرهنگ ایران در هند به گسترش دین اسلام و تشیع مربوط می‌شود. بسیاری از دانشمندان بزرگ و علمای دین، چه پیش از صفویه و چه پس از آن، از ایران به هند رفته‌اند و در آنجا برای گسترش اسلام تلاش کرده‌اند و بسیاری از مردم هند به همّت آنان اسلام آورده‌اند. این دانشمندان کتاب می‌نوشتند و تألیف و ترجمه می‌کردند و درس می‌دادند و مسجد می‌ساختند و معنویت و توحید را در هند گسترش می‌دادند.

عرفان و تصوّف. جلوه دیگری از حضور معنوی ایرانیان در هند به عرفان و تصوف مربوط می‌شود. اصولاً میان روح هندی و تعالیم هندوان از یک‌سو و معارف عرفانی و صوفیانه از سوی دیگر نوعی سنخیت و سازگاری وجود دارد. هندیان معانی بلند اشعار شاعران عارف ما را خیلی خوب درک می‌کردند. گویی این دو ملت، از نظر معنوی و عرفانی، افق واحدی پیش چشم داشته‌اند؛ یکی در هند به زبان سانسکریت یا هندو و دیگری در ایران به زبان فارسی یا عربی. گفته‌اند در قرن ۱۴میلادی نزدیک به دوهزار خانقاه فقط در دهلی و اطراف دهلی وجود داشته است.می‌توان ادعا کرد که اسلام در شرق آسیا با زبان فارسی گسترش یافته است؛ یعنی همانطورکه اسلام با زبان عربی وارد ایران شد با زبان فارسی نیز وارد شبه قاره شد و گسترش شرقی اسلام بیش از آنکه با زبان عربی بوده باشد از طریق زبان فارسی بوده است. ذائقه و فکر هندی اسلام را در زبان و بیان فارسی و به‌ویژه در شعر و نثر صوفیانه و عرفانی فارسی می‌پسندید.

علم. بخش دیگری که به جلوه حضور ایران در هند مربوط می‌شود دادوستدهای علمی است که بین ایران و هند برقرار بوده است. در گذشته، هم ایرانیان از دانش هندی استفاده می کردند و منابع هندی را به عربی و فارسی ترجمه می‌کردند و هم دانشمندان ایرانی به هند می‌رفتند. پزشکان ایرانی به هند سفر می‌کردند و در دربارهای هند از مهارت و دانش آنان استفاده می‌شد. از بزرگانی مانند حکیم ابوالفتح گیلانی، حکیم لطف‌الله گیلانی، حکیم عین‌الملک شیرازی، حکیم مسیح‌الملک شیرازی، حکیم علی گیلانی، و دیگران در کتاب‌های تاریخ هند نام برده‌اند.

معماری. جنبه دیگر معماری هندی است که به وضوح از معماری ایرانی تأثیر پذیرفته است. تأثیر معماری ایران را در مهماری هند حتی از آثار به‌جامانده از دوران قبل از اسلام می‌توان دید. گفته‌اند که ستون‌ها و سنگ‌نوشته‌های دوران آشوکا، از شاهان باستانی هند، تقلید آشکاری از نمونه‌های معماری زمان هخامنشیان در دوران اسلامی است. بسیاری از مسجدها و کاخ‌ها و قلعه‌ها و آرامگاه‌ها به سبک ایرانی ولی با چاشنی معماری هندی ساخته شده‌اند. بهترین نمونه برای کشف شباهت معماری ایرانی و هندی و تصدیق تأثیر معماری ایران در هند بنای «تاج‌محل» است، تاج‌محل نماد فرهنگ و تمدن هند است. در هر جای جهان که بخواهند هند را معرفی کنند کافی است که نام تاج‌محل برده شود و تصویر این بنا نشان داده شود. همه گردشگرانی که به هند سفر می‌کنند حتماً به آگرا می‌روند و بر خود واجب می‌دانند که تاج‌محل را از نزدیک ببینند. این بنای زیبا و تحسین‌برانگیز مانند مرواریدی در مهتاب می‌درخشد. حوض‌ها و گنبد و ساختمان و ستون‌ها، همه، شبیه معماری صفویه و معماری ایرانی است. درباره کلیات و جزئیات این بنای بزرگ و باشکوه کتاب‌ها و مقالات فراوان و مفصلی نوشته‌اند.۷این آرامگاه به فرمان شاه جهان، پادشاه گورکانی، برای همسرش، که ارجمندبانو نام داشته و به ممتازمحل ملقب بوده، ساخته شده است. این بانو که برای شوهر پادشاه خود چهارده فرزند به دنیا آورده بوده نزد او به اندازه‌ای عزیز بوده که شاه جهان چنین بنایی را به‌عنوان آرامگاه او ساخته است. ممتازمحل، ملکه‌ای که در تاج‌محل مدفون است، نوه پسری غیاث بیک اعتمادالدوله تهرانی است که از قزوین به هند رفته و در دربار اکبر صدرالعظم شده است. محققی مانند هرمان گوئتس، که دکتری فلسفه از دانشگاه مونیخ دارد و ۲۴سال در هند زندگی کرده و مدیر موزه‌های هند بوده، در کتاب میراث ایران۸می‌گوید که دو معمار ایرانی مقیم پنجاب این بنا را ساخته‌اند: استاد احمد معمار لاهوری و برادر او استاد حمید لاهوری.

از نمونه‌های فراوان دیگر در معماری هند باید به باغ شالیمار اشاره کرد. در هند، ساختن باغ‌هایی به سبک باغ‌های ایرانی (شبیه باغ فین) معمول و مرسوم بوده است. هم در هند و هم در پاکستان امروز، نمونه‌هایی از این باغ‌ها موجود است.یکی از این باغ‌ها باغ شالیمار (در لاهور) است که از جاذبه‌های معروف پاکستان است و باغی کاملاً ایرانی است. تأثیر هنر و معماری ایران در این باغ به‌وضوح مشاهده می‌شود. نمونه‌های دیگر معماری قلعه‌هاست که برخی از آنها بیننده را به یاد ارگ بم در ایران می‌اندازند. اگر از بعضی آثار معماری هندی تصویر تهیه شود و به بیننده گفته نشود که این اثر در کجای جهان است، بعید است که بیننده بتواند به‌راحتی تشخیص بدهد که آن اثر در ایران نیست. حتی فرشی که امروز مردم پاکستان زیر پا می‌گسترند با فر‌ش‌های ایرانی تفاوتی نمی‌کند.

نقاشی و خوشنویسی و موسیقی. نقاشی ایرانی نیز در نقاشی هندی بسیار تأثیر کرده است. نقاشان بزرگی از ایران به هند رفته‌ و آثار فراوانی ترسیم کرده‌اند. در موزه‌ها و نگارخانه‌ها و نمایشگاه‌ها، گاه، آثاری از هند مشاهده می‌شود که هیچ تفاوتی با نگارگری‌های ایرانی ندارند. در نقاشی، ‌ نقاشانی از مکتب هرات به هند رفتند. عده‌ای از شاگردان کمال‌الدین بهزاد نیز به هند رفتند. حتی خود همایون در دربار ایران نقاشی آموخت. در دربار اکبر کتابی زیر نظر هنرمندان و نقاشان ایرانی طراحی شده است به نام «کتاب حمزه» یا «حمزه‌نامه» که ۱۴۰۰مجلس دارد و عمدتاً نیز کار هنرمند ایرانی، میرسیدعلی تبریزی، است. در خوشنویسی هم وضع به همین‌گونه است. شعر و عرفان و ادبیات با خوشنویسی همزادند. هرجا شعر فارسی و عرفان اسلامی_ایرانی باشد، خوشنویسی هم هست. خوشنویسان مهاجرت‌کرده از ایران به هند فراوان‌اند. در اینجا فقط اشاره‌ای می‌کنیم به مجموعه‌ای از مرقّعات بسیار زیبای خوشنویسان در دربار هند که به آن «مرقّع گلشن» گفته می‌شده و یکی از ذخایر هنری ماست که امروز در ایران نگهداری می‌شود. مرقّع گلشن چندصد صفحه دارد و ظاهراً در زمان نادر به ایران آورده شده است. در میان آثار خوشنویسی فارسی در دوران اسلامی حتماً به مرقّعاتی از شبه قاره بر می‌خوریم که در موزه‌های سراسر جهان (چه در هند، چه در ایران، چه در نیویورک و لندن و پاریس یا حتی کشورهای عربی)، نگهداری می‌شوند. در موسیقی هندی نیز اهل موسیقی اثبات کرده‌اند که در نوع خاصی از موسیقی، که به موسیقی شمال هند معروف است، تأثیر موسیقی ایرانی انکارناپذیر است.

 خاتمه و نتیجه

ما ایرانیان باید، نسبت به عمق و گستره فرهنگ خویش، خودآگاهی پیدا کنیم و بدانیم که ما ملتی چندهزارساله‌ایم که به‌ویژه در طول هزار سال گذشته در یک کشور کهن و بافرهنگ و باتمدن، مانند هند (به معنای اعم کلمه شامل هند و پاکستان و بنگلادش)، این‌گونه حضور و تأثیر داشته‌ایم. فرهنگ ما تا این اندازه زنده و نافذ و مؤثر بوده است. قصد ما در اینجا تحقیق دقیق و جامع در شرح همه ابعاد تأثیر فرهنگ ایران در هند نیست، که این کار دست کم به دانشنامه‌ای چندهزارصفحه‌ای نیاز دارد.اگر بخواهیم راجع به خوشنویسی و اسلام و تشیع و فلسفه و علم و نقاشی و معماری و حتی میناکاری و منبّت‌کاری و فلزکاری و موزائیک‌تراشی و کاشی‌سازی و قالی‌بافی و زری‌دوزی و شال‌بافی و حجّاری و گج‌بری و تذهیب و جواهرسازی و زرگری و… به تفصیل سخن بگوییم، «هفتاد من کاغذ» خواهد شد.

از جلوه‌های دیگر حضور و نفوذ فرهنگ ایران در هند فقط به ذکر سرفصل‌ها اکتفا می‌کنیم: یک جریان جریان فرهنگ‌نویسی فارسی در هند است؛ جریان دیگر تذکره‌نویسی فارسی، یعنی بیان شرح حال شعرا و نمونه هایی از شعر آنان، است؛ دیگری مبحث نسخ خطی موجود در کتابخانه‌های هند است که به تخمین می‌توان حدس زد که تعداد نسخه‌های خطی فارسی در همه کتابخانه‌های شبه قاره از یک میلیون کمتر نباشد. واقعیت دیگر تاریخ‌نگاری به زبان فارسی در هند است تا بدان حد که حتی برخی تاریخ‌های مهم هند را مورخان ایرانی نوشته‌اند و، به هر حال، اگر امروز کسی زبان فارسی نداند نمی‌تواند به تاریخ هند تسلط داشته باشد. آگاهی از تاریخ هند مستلزم تسلط به زبان فارسی است. بخش دیگر ترجمه آثار دینی و ادبی هند از سانسکریت به فارسی است. بخش دیگر ترجمه آثار عربی و ترکی به فارسی است که به‌قلم مترجمان ایرانی در هند ترجمه شده‌اند. در شرح و تفسیرهای عرفانی گفتنی است که در هند فقط بر مثنوی مولوی یکصدوپنجاه شرح نوشته شده که یا هنوز باقی مانده‌اند و یا، اگر از میان رفته‌اند، از آن کتاب‌ها یا آن شارحان در جایی نام برده شده است. به‌نظر می‌رسد در خود ایران نیز این تعداد شرح بر مثنوی نوشته نشده باشد. در حوزه فلسفه در هند، طبق تحقیق اکبر ثبوت، در کتاب فیلسوف شیرازی در هند، فقط بر یکی از کتاب‌های ملاصدرا، به نام شرح الهدایه، هفتاد تعلیقه نوشته شده و بیست رساله نیز در شرح یکی از مباحث آن کتاب در هند تألیف شده است. در هند کسانی بوده‌اند که این کتاب را از حفظ بوده‌اند و خودشان و استادشان و نیز استاد استادشان و استاد استاد استادشان، همه، شرح الهدایه درس می‌داده‌اند. فتح‌الله مجتبایی، که بزرگِ هندشناسان معاصر ایران است، وقتی فهرستی از کتاب‌های ادبیات دینی خود هندوان به فارسی به دست می‌دهد، ۴۵اثر را معرفی می‌کند که از یکی از آنها (راماینه) ۲۴ترجمه به فارسی در دست است.با این همه، اینها فقط بخشی از تأثیر فرهنگ ایران در هند است.

منبع :  دریای پارس parssea

آمارها و مشخصه های فرهنگی – تاریخی و اقتصادی ایران

ايران در رديف کهن ترين تمدن هاي جهان قرار دارد و از طرفی به  خاطر وجود آب و هواي متنوع و چهار فصل مختلف در هریک ار مناطق کشور و جاذبه هاي طبيعي زيبا و متعدد از زیبا ترین و جذاب ترین  مراکز جهانگردي دنيا به حساب مي آيد.

تا کنون تصور می شده که ایران و هند از دوره کوروش بزرگ و داریوش با هند روابط فرهنگی و تمدنی داشته اند اما کشفیات و شواهد باستان شناسی که اخیرا در شمال خراسان و در شهر سوخته و تمدن جیرفت ایران و پیدا شده نشان می دهد که روابط تمدنی ایرانیان و هند بسیار قدیمی تر بوده است.

بعضی اطلاعات کلی ایران

نام بين المللي : ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN

نام بین المللی قدیمی تر : پرشیا

مساحت : 1648195 کيلومتر مربع

جمعيت : 75,597,633 نفردر سال 1390

پايتخت : تهران

دين رسمي : اسلام

زبان رسمي : فارسي

واحد پول : ريال

جغرافيا کشور ايران با وسعتي بيش از 1.648.195 کيلومتر مربع (شانزدهمين کشور جهان از نظر مساحت ) در جنوب غربي قاره آسيا واقع شده و جزو کشورهاي خاورميانه است .

حدود 90 درصد از خاك كشور در محدوده فلات ايران واقع شده است. سرزمين ايران بطور كلي كوهستاني و نيمه خشك بوده و ميانگين ارتفاع آن بيش از 1200 متر از سطح درياست. بيش از نيمي از مساحت كشور را كوهها و ارتفاعات، يك چهارم آن را دشت ها و كمتر از يك چهارم ديگر آن را نيز زمين هاي در دست كشت تشكيل مي دهد. پست ترين نقطه داخلي با ارتفاع 56 متر در چاله لوت و بلند ترين آن قله دماوند با ارتفاع 5628 متر در ميان رشته كوه البرز در نزدیکی تهران قرار دارد، در كناره جنوبي درياي خزر ارتفاع زمين 28 متر پايين تر از سطح درياي آزاد مي باشد.

.ايران از شمال به جمهوري ترکمنستان ، درياي خزر ، جمهوري‌هاي آذربايجان و ارمنستان، از مغرب به ترکيه و عراق ، از مشرق به پاکستان و افغانستان و از جنوب به درياي عمان و خليج فارس محدود است و در مجموع محيط پيرامون ايران بالغ بر 8731 کيلومتر است که 2700 کيلومتر آن مرز آبي و 6031 کيلومتر آن مرز زميني است .

– مرتفع‌ترين نقطه ايران : قله دماوند با 5610 متر ارتفاع ، قله دماوند از شهرهای مختلفی قابل دیدن است بخصوص  از تهران – ورامین – پاکدشت و سواحل دریای کاسپین.

– طولاني‌ترين رود : رود کارون با 950 کيلومتر امتداد (تنها رود قابل کشتيراني )

– بزرگ‌ترين درياچه : درياچه اروميه با 4868 کيلومتر مربع وسعت

– بزرگ‌ترين جزيره : جزيره قشم با 1491 کيلومتر مربع وسعت

– حکومت : حکومت ايران، جمهوري اسلامي و روز ملي آن روز بيست و دوم بهمن مي باشد. پايتخت آن شهر تهران است.

براساس تقسيمات کشوري در مردادماه سال 1390 :

– تعداد استانها : 31

– تعداد شهرستانها : 397

– تعداد بخشها : 984

– تعداد شهرها : 1154

– تعداد دهستانها : 2499

پرچم‌:‌ از سه‌ رديف افقي مساوي‌ تشکيل شده که‌ رنگ‌ سبز در بالا، سفيد در وسط‌ و قرمز در پايين‌قرار دارد.

صادرات:‌ نفت، فرش، ميوه، خشکبار (پسته، کشمش، خرما)، پوست‌ و سالامبور، خاويار، محصولات‌پتروشيمي، منسوجات، پوشاک، محصولات صنايع‌ غذايي‌

واردات:‌ ماشين آلات، صنايع‌ فلزي، مواد غذايي‌، دارويي‌، خدمات فني، فرآورده‌هاي شيميايي‌‌ صنايع‌:‌ نفت، پتروشيمي، نساجي‌، سيمان و ساير مصالح‌ ساختماني‌، فرآوري‌ محصولات غذايي‌ (به‌‌خصوص تصفيه قند و روغن‌ کشي)، فلزي ‌

کشاورزي‌:‌ گندم، برنج‌، غلات، چغندر قند، ميوه، دانه‌هاي روغني (پسته، بادام، گردو)، پنبه، محصولات‌لبني، پشم، خاويار ‌

واحد پول :‌ 10 ريال ايراني‌ . 1 تومان‌

حمل و نقل‌ راه آهن‌:‌ : 9796 کيلومتر

طول راههاي کشور :‌ 158000 کيلومتر‌

خطوط لوله‌:‌ فرآوردههاي نفتي : 3900 کيلومتر، گاز طبيعي 4550 کيلومتر

‌بنادر: ‌ آبادان، اهواز، بندر شهيد بهشتي، بندر عباس، بندر انزلي‌، بندر بوشهر، بندر امام خميني،‌بندر ماهشهر، بندر ترکمن، خرمشهر، نوشه

میراث فرهنگی:

Naqshe Rostam in Koh e Mehr the oldest prayer site 

سراسرنمای نقش رستم

– ایران دارای آثار تاریخی بسیار زیبا و دیدنی است

تعدادی از آنها  توسط يونسکو به عنوان  ” ميراث تمدن جهاني ” به رسميت شناخته شده است که مهمترین آنها عبارتند از :

تخت جمشيد (ويرانه هاي پايتخت پرشیا (ايران) در 2500 سال پيش) –  شیراز / مرودشت

ميدان نقش جهان (مجموعه بناهاي مذهبي ، دولتي عهد صفويه ) – مرکز شهر اصفهان

معبد چغازنبيل (شهر سلطنتي عيلامي ها در 3 هزار سال پيش ) – هفت تپه / شوش

تخت سليمان (محوطه باستاني شامل آتشکده آذر گشسب در دوره ساساني) – تکاب آذربايجان غربي

گنبد سلطانيه (بلندترين گنبد جهان ) در شهرستان خدابنده در زنجان

– مهمترين و مشهورترين نقاط تاريخي و ديدني ايران

تهران: پیست اسکی بازی در کوههای تهران دماوند و دیزین – موزه های تهران – کاخ های تهران -بناي شمس العماره و کاخ نیاوران – پارک ملت و جمشیدیه .

مشهد : حرم امام رضا (ع) (هشتمين امام شيعيان جهان ) – آرامگاه فردوسی شاعر حماسه سرای  تاریخ کهن ایران

شیراز: تخت جمشید – ارک – حرم  شاه چراغ – آرامگاه حافظ و سعدی شاعران صوفی و عارف ایران – پاسارگاد (مقبره کورش) و نقش رستم در کوه مهر

 اصفهان: میدان  اصفهان و کاخ های صفویه – مسجد شيخ لطف الله (يکي از شاهکارهاي معماري اسلامي در دوره صفويه ) در

کليساي وانک ( يکي از زيباترين کليساهاي ايران ) سي و سه پل

یزد: آتشکده يزد (بزرگترين و قديمي ترين عبادتگاه زرتشتيان )

بم – ارگ بم (بزرگترين بناي خشتي جهان )

– کرمانشاه : آثار دوره پارسی و ساسانی – طاق بستان (از بناهاي سنگي دوره ساسانيان )  و معبد آناهيتا (معبد سنگي عصر اشکانيان )

لرستان – قلعه فلک الافلاک (قلعه بزرگ نظامي دوره ساسانيان ) همچنین در تبریز-  نیشابور و همدان آثار دیدنی و مناظر طبیعی زیبایی وجود دارد و غار همدان در جهان بی نظیر است.

– مهمترين نقاط طبيعي ديدني ايران نيز عبارتند از:

قله دماوند – شمال شرق تهران-غار علي صدر – همدان – دشت لاله هاي واژگون – دامنه قله دنا – جنگل گلستان – بجنورد- پارک ملی گلستان – استان گلستان – کوير لوت – مرکز ايران – درياچه اروميه – منطقه آذربايجان –  مرداب انزلي – بندر انزلي – دشت لار – کوهپايه دماوند .

– ایران دارای آثار تاریخی بسیار زیبا و دیدنی است. و در موضوعات زیادی دارای رتبه اول است از جمله

دارای:

1-    طولانی ترین و عمیق ترین و  کهن ترین  کاریز /قنات در گناباد

2-     بزرگترین بنای سنگی جهان پرسپلیس

3-    گرمترین نقطه زمین در کویر لوت، شهدادبیشتراز 70 درجه سانتیگراد در روز،

4-    بلندترین برج آجری جهان برج گنبد قابوس.

5-     طولانی ترین غار نمکی جهان جزیره قشم

6-      بزرگترین بافت خشتی جهان در یزد

7-     بزرگترین جزیره غیر مستقل جهان قشم

8-     داغترین چشمه جهان  قینرجه مشکین شهر

9-     پیرترین درخت سرو جهان در ابرکوه

10-       قدیمی ترین پل قابل استفاده در جهان دزفول از 1800 سال قبل

11-       بزرگترین عمارت خشتی جهان.قلعه نارین قلعه در شهر میبد

12-      مرتفع ترین بادگیر جهان  باغ دولت آباد یزد،

13-      پیرترین گونه جانوری زنده دنیا تریوپس (tripos) یا میگوی سه چشم، آذربایجان غربی .

14-      بزرگترین طاق طبیعی جهان. دهانه غار اسپهبد خورشید فیروزکوه

15-      قدیمی ترین سدّ جهان.سدّ کبار در ۲۵ کیلومتری جاده قدیم قم – کاشان

16-      عجیب ترین سیستم آبرسانی جهان سیستم آبرسانی قنات دو طبقه “مون” در اردستان

17-      بزرگترین بازار مسقف جهان بازار سنتی تبریز

18-      تولید کننده نخست تولید زعفران و پسته و زرشک و فرش های نفیس در جهان.

19 – قنات قصبه گناباد یا (کاریز کیخسرو ) طولانی ترین و عمیق ترین و شاید کهن ترین قنات یا کانال زیر زمینی  که در عمق 300 متری زمین و به طول 33 کیلومتر واقع شده است  و حدود سه هزار سال فعال  و زنده است.

ajamGonabadRahn

20 – قدیمی ترین ساعت کاربردی  آبی دنیا ساعت آبی کاریز  زیبد گناباد

– مهمترين موزه های ایران

موزه ايران باستان – تهران

موزه آبگينه و سفالينه – تهران

موزه تاريخ طبيعي – تهران

موزه چهلستون – اصفهان

موزه حمام گنجعلي خان – کرمان

موزه فرش – تهران

مجتمع موزه هاي سعد آباد – تهران

موزه مردم شناسي – تهران

موزه هنرهاي زيبا – تهران

موزه پست – تهران

مادها و پارسها

موزه جواهرات ملي – تهران

موزه هنرهاي معاصر – تهران

مجموعه فرهنگي آزادي – تهران

مزايا و ويژگي‌هاي اقتصاد ايران

  • هجدهمين اقتصاد برتر دنيا

  • رشد مثبت اقتصادي عليرغم تحریم اقتصادي

  • جمعيت جوان و تحصيلکرده

  • غني به لحاظ ذخاير طبيعي

  • زيرساختهاي اقتصادي قوي و گسترده

مزيتها به لحاط ذخاير طبيعي و معدني

  • تنوع درحوزه هاي اقتصادي وغني به لحاظ ذخاير هيدروکربني ونفتي

  • چهارمين توليد کننده نفت در جهان

  • داراي دومين ذخاير گازي جهان

  • حائز رتبه دهم در صنعت توريسم و رتبه پنجم در اکوتوريسم

  • بزرگترين وبيشترين ميزان صنايع در حوزه خاورميانه وشمال آفريقا

  • رتبه هاي چهارم تا دهم دنيا در توليد روي وکبالت

  • حائز رتبه برتر در ذخاير آلومينيوم، منگنز و مس در جهان

  • رتبه چهارم دنيا به لحاظ تنوع توليدات محصولات کشاورزي در جهان

اصلاحات اقتصادي در چارچوب برنامه پنجم

  – 20 ميليارد دلارسرمايه گذاري بخش خصوصي وسرمايه گذران خارجي در صنعت نفت وگاز

  – بهبود نظام تامين سلامت کشور

  – توسعه روابط بين الملل

  خصوصي سازي گسترده

  – 80% از دارايي هاي دولت بايد به بخش خصوصي منتقل شود

  – 40% از اين انتقال از طريق سهام عدالت صورت خوهد پذيرفت

  – 40% از خصوصي سازي فوق نيز ار کانال بازار بورس تهران صورت خواهد پذيرفت

  – دولت کماکان مالکيت 20% از دارايي ها را در دست خواهد داشت

  – حجم کل دارايي ها واموال دولت 120 ميليارد دلار مي باشد

  – از اين ميزان 63 ميليارد دلار طي 5 سال گذشته خصوصي شده است

  – با تکميل روند خصوصي سازي سهم دولت در توليد ناخالص داخلي از 80 % به 40% کاهش خواهد يافت

مزيتهاي قانون سرمايه گذاري

 پوشش هاي تضميني و حمايتي:

  • تضمين پرداخت غرامت در صورت ملي شدن و سلب مالکيت، (ماده 9 قانون)

  • تضمين جبران زيان ناشي از ممنوعيت و يا توقف اجراي موافقتنامه هاي مالي در سرمايه گذاريهاي خارجــي به روش ترتيبـــات قراردادي بر اثر وضع قانون و يا تصميمات دولت، (ماده 17 قانون و ماده 26 آئين نامه )

  • تضمين خريد کالا و خدمات توليدي طرح سرمايه گذاري خارجي در مواردي که دستگاه دولتي خريــدار انحصـــاري و يا عرضه کننــده کــالا و خدمــات توليــدي به قيمت رايانـه اي است. (مـاده 11 آئين نامه)

نهاد متولي: سازمان سرمايه‌گذاري و کمکهاي فني و اقتصادي ايران

چارچوب قانوني: قانون تشويق و حمايت از سرمايه‌گذاري خارجي و ايين‌نامه مربوط به آن

تصویری از کویر ایران

تاریخ کهن ایران.

ایران دارای تمدن حدود 7 هزار ساله است وتقریبا  از 2500 سال قبل تا کنون دارای تاریخ مکتوب و شناسنامه  سالشمار رویدادهای تاریخی است. دو نمونه اط ظروف 7 هزار ساله جیرفت.

دوره اسلامی

ایران در دوره اسلامی نقش بارزی در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی به سایر مناطق جهان داشته است.

معماری، تذهیب گری و گچ کاری، سنگ نویسی،  هنر خوشنویسی ، صنعت مسگری و روی سازی و کیمیاگری و ترجمه از کارهایی است که ایرانیان آن را به حوزه قلمرو اسلامی وارد کردند.

** ویزا در فرودگاه

همه افراد می توانند در هنگام ورود به فرودگاه  مهرآباد تهران ویزای ورود به مدت 15 روز ویزا دریافت کنند 15 روز دیگر نیز این ویزا قابل تمدید است. اما گذرنامه های کشورهای اسرائیل- آمریکا- انگلیس- استرالیا- کانادا- عراق- افغانستان- پاکستان- بنگلادش قبلا باید هماهنگی لازم را با سفارتخانه انجام دهند.

در بیشتر شهرهای ایران موزه وجود دارد دستکم 20 موزه ایران از شهرت بین المللی برخوردار هستند

 تهیه کننده دکتر عجم 1392

The documented history of Iran begins with the Achaemenian dynasty dating back about 2500 years ago. A significant era marked by decisive unification of the pars tribes during the reign of Astyages and his grandson, Cyrus, who initially formed an extensive, centralized and mighty empire. Although according to will the “Aryans”, inhabitants of the vast Iranian plateau, were not the founders of civilization and followed the Babylonian as well as Egyption examples yet their ingenious Souls enabled them to transform those models, institute the first autonomous nation and establish a well-organized financial system. Ironically, Achaemenian’s most remarkable military expedition against the Greeks took place in 480 B.C. resulting in both the Iranian’s defeat and Seizure of undisputed power by Alexander.

Darius, another prominent king of the mentioned dynasty, divided his empire into tewenty states or “satrapi” and accordingly appointed powerful rulers for all. He also began building roads to facilitate trade, enhance relations among the states and attain his military goals. “Shahi” or king’s Road, extending 2400 kilometers, linked Susa to Mesopotamia (located in present day Iraq) while another major road connected Babylonia to India. Establishment of a tax and wage system for the labour, introduction of a unified measuring system, emergence of private banks, granting of loans for agricultural purposes and coin minting highlight the worthy accomplishments of this particular era.

Jiroft culture-3.JPG

Appropriately, Roman Ghirshman also has noted that once the use of coins became common overland and over seas trade rapidly extended to distant lands.

The Royal messengers, chapars, would travel the long and vast roads of Achaemenian empire to deliver the Royal decrees or commands to the state rulers as well as military commanders and return with reports on the state of affairs. The messengers would then deliver the communications to the “Chapar House”, present day post office, situated along the route and the process would continue until reaching the final destination. The “Silk Road” too was one of the ancient trade routes which led to Kashgar from two opposite directions of north and south. Extending westward to Samarkand, Marv and Balkh in northen region of Iran, passing through Central Asia leading to ancient Greece. This major historical route connecting the west to the east was known as the Great Road of Khorasan or “the Silk Road”, as previously mentioned. The pre-Islam civilization of Iran takes pride in such innovations, particularly because the management and maintenance of the “King’s Great Road” 25 Centuries ago constituted great honor for Iranians among all nations.

In addition to land routes, various sea routes were also frequented and ships with capacities up to 300 tons treaded those waters. The ship’s sailors were mainly Phoenicians or Greeks, the officers were Iranians whereas a 10,000-strong military formed Darius’s renowned “Immortal Army”. More over, excavation of the Suez Chanal (the chanal dug on the order of Darius and slightly different from the present chanal) exhibited the economic and military merits of yet another chapter of Iranian history.

The “Throne of Jamshid” or Persepolis was chosen as Iran’s capital during the rule of Achaemenians. However, the corner-stone of Persepolis was laid during the reign of Darius I – ofter whom each king added more sections to the site. Also the cities of Susa, Babylonia and Ekbatan (today’s Hamadan) each inturn served as the nation’s capital.

During the rule of Ardeshir, the founder of the Sassanide dynasty, a very powerful centralized government developed and for the first time in Iran the religion of Zoroaster (the Iranian prophet) was declared as the official religion. A faith whose essential pillars are laid upon virtuous thoughts, virtuous words, and virtuous deeds.

The Prophet of Islam, Mohammad (BABUHHP) was born in the city of Mecca during the rule of Anushirvan Sassani, and was chosen as the completion of all prophecy and the last prophet during the reign of Khosrow Parviz (610 A.D.). Weakness of the Sassanide government, oppressions of the Kings, and at the same time Islam’s human-rights oriented ideology and it’s message of equality and brotherhood of mankind were the imperative factors which led to the victory of Islam’s army over the Iranian military might in the course of numerous battles. The Prophet Mohammad migrated to Medina from Mecca (622 A.D). Thus, this particular year was chosen as the base of the Muslims’ calendar owing to the indisputable effect of this migration. At that time, Islam spread mainly in the Arabian peninsula, and after the prophet in the Southern parts of Iran, Syria, Iraq, Turkey and all of Egypt as well as northern part of Syria embaraced Islam. In the course of all these victories, call to God’s religion with the slogan “the unique Allah is Great” became the infrastructure of the Muslims’ new, powerful and popular ideology.

Iran’s mighty army was defeated in the “Ghadessieh” (15 A.H.) and “Nahavand” (21 A.H.) battles, and the country gradually came under the influence of Islam.

The expedition of the devastating mogul tribe to Iran began (616 A.H) and the last Persian King of the dynasty, Sultan Jalal-e-din Kharazmshah was overthrown by Gengiz’s army and later put to death (628 A.H.). The period of Mogul chieftain’s rule in Iran was the most oppressed era the nation had ever seen and the conditions did not change until the founding of the Iranian dynasty, the Safavides, and the rule of Shah Ismeal.

The Mogul were removed from Iran’s political scene after about 300 years by the Safavides, and Shah Ismeal was crowned in Tabriz (907 A.H). During the reign of Safavie Dynasty relations between Iran and European and other countries expanded and Iran’s powerful centralized government, during Shah Abbas’s rule, established political and economic ties with great leaders such as Queen Elizabeth, Philip II the king of Spain, India’s Akbar shah and also put an end to the domination of Portuguese in the Persian Gulf. The Iranian culture and art once again flourished during the Safavie rule and architechture, carpet-weaving, miniature painting, gilding and handicraft(s) underwent special development.

After the Safavide, alternately weak and strong governments came to power among which the government of Nader Shah Afshar, Karim Khan Zand, Agha Mohammad Khan Qajar, Naser-e-din Shah and Mozafar-e-din Shah are noteworthy. During the rule of Nader Shah, The Russians were expelled from Iran, the booties which the Ottomans had taken from the country were recovered, Kandhar and Delhi became parts of Iran and once again the Iranian territory was expanded and included a vast area of southeast Asia. Oppression and tyranny became prevelant in the course of the Qajar dynasty’s rule due to  treason of courtiers and the Kings’ powerlessness and inattention to the state of affairs. The unprecedented and historical measures of Mirza Taghi Khan Amir Kabir, Naser-e-din Shah’s prime minister, such as dispatching students abroad for higher education, printing of newspaper, compilation of laws, etc. made him an immortal historical personage.

The new era began with the reign of the Pahlavi dynasty. Reza Khan Mir-Panj, commander of a Kazak battalion, occupied Tehran on 22 Feb. 1920, and five years later crowned himself the King with the support of England. Gradually, he began opposing the Islamic culture and tranditions and his despotic rule lasted for 16 years. In 1941 under pressure by England, he abdicated the throne in favor of his son Mohammad-Reza and was exiled into St.Moritz island and then to Johannesburg in South Africa where he later died.

Mohammad Reza too, fairly followed in the footsteps of his father for 37 years of his reign. Following the events leading to nationalization of oil, he was reinstated subsequent to a coup and while England’s position with this rule began to deteriorate, the United States gained more influence and power in the country’s political, economic and culture affairs.

As his father, Mohammad-Reza too was strongly against the presence and involvement of clergymen in the socio-political scene. After his forced summary referendum concerning the so-called “Agriculture and land reforms” or the allocation of farmland to farmers, Iran’s dependence on imported goods, false employment due to relocation of farmers in cities, and “Consumerism”, as opposed to “Production”, increased sharply which were strongly opposed by the time’s scholors and theologians, particulary the late Imam Khomeini. The opposition of both religious scholars and the people to the government in 1963 as well as army’s assault on Qom’s theological school (Iran’s main center for training theologians) coupled with martydom of a large number of those students and the people, paved the grounds for escalation of religious movement within the country and their determination to take over the political arena, materialization of the idea of “unity of politics and religion” in the form of the Islamic Republic of Iran and uprooting of 2500 years of the Kings’ despotic rule in this country.

With the victory of the Islamic revolution, for the first time ever the people of Iran went to the polls in April 1979 and voted in favour of the establishment of the Islamic republican system with an overwhelming majority of over 98.8 percent. The assembly of experts then embarked upon formulating the Constitutional law of the Islamic Republic of Iran. This Constitutional law was ofcourse approved by the vote of the Iranian nation. The significant point, however, was the united presence of the people in the presidential election, elections for the Islamic consultative assembly as well as other relevant elections which took place one after the other in order to determine the major and fundamental organs and institutions of the Islamic system. With the establishment of the Islamic government many conspiracies were hatched by the world imperialism. Fortunately, all of them failed due to the presence of the Iranian people on the scenes. The gravest of such conspiracy, hatched with the main objectives of weakening and paralyzing Iran’s economic and political system and the occupation of the fertile land of Khuzistan, was Iraqi regime’s invasion of Iran directly provoked by the United States in 1980 — that was only two years following the victory of the Islamic revolution. The war continued for 8 years and included the most savage bombings and chemical attacks leaving much destruction and damages in 4 border provinces of the country in the South and the West. Hundreds of thousands of the best and most faithful forces were martyred or disabled in the war and millions of people became homeless as a result of the war.

This destructive war came to an end in 1989 due to brave resistance of Iranian people and acceptance of the UN security council resolution 598. Moreover, events such as assassination of the political leaders or state officials, economic sanctions and various plans for isolation of Islamic Republic of Iran were all the cost a nation paid in order to establish its first favorite republic.

On fourth of June 1989 the grand leader and architect of the Islamic revolution, The late Imam Khomeini, passed away and the world lost one of its most revered and distinguished religious and political leaders. Besides his role as a political leader, Imam Khomeini was a prominent instructor of ethics who lived in ultimate continence and chastity.

Following the demise of Imam Khomeini, the assembly of experts chose one of the prominent students of Imam Khomeini, a great combatant who had been imprisoned and send into exile by the regim of the Shah many times, as the leader of the Islamic revolution. This noble personage was none but grand Ayatollah Khamenei who had been elected as president of the Islamic Republic of Iran twice following the victory of the Islamic revolution in Iran.

With his election as the leader of the Islamic revolution, the reconstruction programs began in full might and despite all the bottlenecks that the war had created the construction works maintained their pace in the course of first-five year plan designed by the government of president Hashemi Rafsanjani

The government managed to reconstruct the major portion of the ruins, many factories resumed operations, agriculture flourished, the water supply and sewage networks plus great dams were designed and constructed and finally the rate of illiteracy which acted as a barrier in the way of the country’s development, reached its lowest. Despite some economic problems, the Islamic Republic of Iran has managed to adopt an independent political and economic policy and relying on local specialized forces extends international cooperation and enjoys a high level of acceptability worldwide.

Renovation of the Silk Road has been transformed into a regional and global demand during the recent years and now a national will strongly supports this constructive desire in the Islamic Republic as well. Since 1988 UNESCO has also reinforced all the relevant international decisions for restoration of this immense ancient road through holding various conferences in the world’s famous cities such as New Delhi, Paris, Tashkent and the last of which was held in the picturesque city of Isfahan in 1995.

On completion, once again, this enormous project would revive the historic role of Iran as the bastion of multinational communication, indispensable for the development of regional commerce and cultural relations. Upon disintegration of the former “Soviet Union” in 1985, the policy of friendship and cooperation with the newly independent and autonomous states (situated in the north of Iran) received immediate attention as one of the utmost and perpetual foreign policies of the Islamic Republic of Iran.

In compliance with the stated policy, therefore numerous multilateral contracts regarding road transportation, economic cooperation and establishment of the sales agencies for Iranian goods were thus signed. Further formation of regional economic organization (ECO) consisting of twelve countries also expedited the implementation of the most strategic railway project in the region, stretching from Eastern China to Europe via Iran’s national railway system.

The unique position of this giant commercial highway currently leaves other countries of the world, willing to develop commercial and economic ties with the Central Asian republics, no alternatives but to take full advantages of this vital connective passage — geographically situated in Iran, China, Russia, Turkey and Afghanistan. Apart from Georgia most of the newly independent states are landlocked countries whose connecting routes with rest of the world, directly or indirectly, could pass through Iran and thus enhancing the Islamic Republic’s unique geo-political status world-wide.

Iran’s strategic significance, both in the region and in international arena, generally revolves around material and spiritual aspects. Moreover, its material dimension is mainly composed of economic, technical, military and geo-political components while the spiritual aspect derives from the great Islamic ideology, a rich common history as well as the existing racial and cultural interconnections with other nations in the region. Since disintegration of the former Soviet Union this emphasis has undoubtedly increased and the political focal point of the relevant policies of the ” The Arab Middle East” has also been redirected towards the east and the north, namely the Islamic Republic of Iran and the Central Asia.

As a linking bridge connecting two of the world’s most vital energy reservoirs, the Persian Gulf and the Caspian Sea, the east and westwards proximity of Iran to eleven countries including the oil-rich countries of the Persian Gulf has certainly reassured the regional prestige of the Islamic Republic of Iran.

Accordingly, restoration of the Silk Road is currently regarded as one of the essential precursors of more fruitful regional and intercontinental cooperations amongst the “ECO” member countries. Also due to inauguration of Mashhad-Tajan railway and the impending completion of Bafagh-Mashhad railway the above mentioned states would both gain easier access to open sea and have an ever increasing chance of an active incorporation in the global economy.

The Central Asian countries, with an old and excessive dependence on the former Soviet Union, still primarily rely upon imports. Yet the necessary efforts are being made to overcome this economic barrier by exploring various new markets. Despite availability of several socio-economic advantages such as abundant manpower and cheap labour, rich natural energy resources as well as the exportation of raw materials, oil, gas and agricultural products, vast majority of these countries crucially lack the existence of modern and well-organized banking, insurance, transportation as well as other essential commercial services. Fortunately, productive technical assistance and multilateral economic cooperations with the republics not only would ensure the important role of Iran as a catalyst of commercial development in the region, but would also lead all the concerned parties to more constructive participation in the world economy.

As the world’s greatest Islamic economic organization possessing distinct religious, strategic, historical and socio-economic particularities, undoubtedly, “ECO” presents Iran with an immense security and economic significance and now tehran proudly hosts the headquarter of this organisation. Furthermore, the linkage of Mashhad-Tajan railways would definitely provide “ECO” and the like with an ideal possibility of attaining their long-term comprehensive goals.

Numerous sources have mentioned various routes for the “Silk Road.”Some sources consider the city of “Tun Huang” as the origins of the “Silk Road, located in the western most tip of the Wall of China, while others strongly suggest that the starting point of the said road was in the city of “Loyang” on the south-bank of Huang Ho River. Once reaching the vast “Pamir-Plateau” in Afghanistan, a branch of this ancient road passed through Marv, Samarghand and then led towards iran via Neyshabur.

Marv, Samarghand and then led towards Iran via Neyshbur. In its path the “Silk Road” also connected main cities such as Gorgan, Ray, Hamadan and further joined Iraq through Ghasr-e-Shirin and later arrived at its final land destination adjacent to the Mediterranean coast. As its name clearly suggests, the main role of this ancient road was expediting the safe and easy transport of many important goods from China to Venice among which silk was the incomparable merchandise of the time. For eighteen centuries (BC 200-AD 1600) the ancient world’s most principal commercial highway, the “Silk Road” 8000 km in lenght, enomously contributed to meaningful intercontinental, traditional, and cultural exchanges which also give a fresh impetus to commercial development in the region

According to Christiansen: “because the ancient Persians exclusively imported huge quantities of silk from China they were thus able to sell their silk-orientated products in various European markets, at their own desired prices. The Turks’ efforts to gain permission for the passage of silk across the Iranian territory were all to no avail and a long and persistent conflict between the Byzantine Empire (395-1453 AD) and the Persians, over the transit of Chinese silk, continued throughout the early centuries of the Middle Ages.” Later the Roman and the Chinses attempts at establishing a new silk transit route, without involvement of the Persians, also proved fruitless and even enabled the Persian merchants to control the silk trade particularly throughout Indo-China

Once the Europeans gained complete dominance over East India and the Mediterranean sea routes, at the turn of the 15th Century, their respective companies in the orient also turned their immediate attention to these new routes. In addition, a number of crucial events such as rapid decline in silk production within Persian territories, the oscillation of diplomatic ties between the Ottoman Empire (C1300-1918) and the Persians, and the emergence of new rival silk exporters eventually paved the way for the ironic demise of the ancient “Silk Road.”

Fortunately, from now on, all the countries in the region will not only celebrate the 24th of Ordibehesht as the inauguration day of Mashad-Tajan rail ways, but also would acclaim this historic occasion as the anniversary of the revival of the ” Ancient Silk Road.” The following is an excerpt from the opening speech by the former Iranian president Mr. Rafsanjani: “The occurrence of great events during the early years of the last decade of the 20th Century as well as the emergence of new conditions in the region have led the Islamic Republic of Iran to play its key and proper role, in this decisive era, by renovating the Silk Road as the region’s most vital connecting bridge which would further link the countries of the north with those in the Orient — via the Islamic Republic of Iran… .”

 

Some facts and features about Islamic Republic of Iran

THE FINANCIAL EXPRESS VOLXXXIX NO 295 PAGE 19 DATE 10/02/2014

Iran is one of the most ancient countries of the world. Because of having a varied climate this country witnesses four different seasons in different parts of the country simultaneously. Iran enjoys a lot of natural beautiful sceneries and is considered to be one of the most attractive tourist place in the world.

 

Some facts about Iran:

International name: Islamic Republic of Iran.

Ancient name: Persia

Supreme Leader:  Ayatollah Ali Khamenei

National day :11 February

Area: 1648195 Sq. Kms. Population: 75,597,633 in the year 2011

Capital: Tehran . Official religion: Islam

Official language: Persian. Currency: Rial

From the point of view of area, Iran is the sixteenth largest country in the world. It is situated in the north west of Asia and is one of the countries of the Middle East.

About 90 per cent of the area of the country consists of plateau. Iran is completely a hilly and semi dry region. Its average height from the level of sea is 1200 meters. More than half of the country consists of mountains and hills. One fourth of the country consists of desert and the other less than one fourth is under cultivation. The lowest point in the country is at the height of 56 meters in kavir  Lout and the highest point at 5628 meters is Damavand summit in the Alborz range near Tehran.

The Damavand mountain can be seen from the different cities particularly Tehran, Varameen and also the Caspian Sea.

 

 On the southern side of the Caspian Sea the land is 28 meters below the surface of the sea.

 The total periphery of Iran is 8731 Kms, the 6031 kms of which consist of land and the remaining 2700 Kms is coastal area in the Caspian Sea and Oman Sea and the Persian Gulf

The longest and navigable river: The Karun river, with 950 kms.

The biggest lake: The Uroomieh lake with 4868 Sq.Kms.

 The biggest island: The Gheshm island with 1491 Sq.Kms .

Number of provinces: 31

Number of the cities: 397

Number of divisions: 984

Number of towns: 1154

Number of rural areas: 2499

Exports: oil, carpets, fruits, dry fruits, skin and hide, caviar, petrochemical products, textiles, clothes and food products.

Imports: Machinery, metal industry, food material, medicine, technical services. Industrial chemical products, oil, petrochemicals, textiles, cement, other construction material, food and metal products.

Agricultural produce: Wheat, rice, food grains, beet root, sugar, fruits, oil grains, cotton, dairy products, wool and caviar.

Rail transport network: 9796 Kms

Length of roads: 158000 Kms

Pipelines: Oil products 3900 Kms, natural gas: 4550 Kms.

Ports: Abadan, Ahwaz, Bandar Abbas, Anzali, Bushehr, Imam Khomeini, Mahshehr, Turkmen, Khorramshar and Noushehr

Cultural Heritage:

Iran has got many beautiful and worth seeing historical buildings. Some of them are as under:

  1. The biggest stone structure of the world in Persepolis
  2. The hottest part of the land in the world in Lout Desert which has a temperature of more than 70 degree Celsius.
  3. The highest brick tower in the world The Qaboos Gumbad.
  4. The longest salt cave of the world in the Gheshm island.
  5. The biggest brick structure of the world in Yezd
  6. The  biggest non independet island of the world The Gheshm island
  7. The  hottest spring in the world in Mishkin Shehr.
  8. The oldest cypress tree of the world in Abr Koh.
  9.  The oldest still in use bridge in the world in Dezful which was constructed 1800 years ago.
  10.  The  biggest brick building in the world The Nareen fort in the Mebod city.
  11. The highest ventilator(Baadgeer) of the world in Bagh Dolatabad, Yezd
  12.  The  oldest living animal species in the world The three eyed tripos in west Azerbaijan
  13.  The biggest natural arch in the world at the mouth of the Espehbad cave in Khursheed Firozkoh
  14. The  oldest dam of the world on the old Qom – Kashan highway (Kabbar Dam)
  15.  The biggest covered traditional market of the world Tabriz Bazaar
  16.  Iran is the first producer of saffron, pistachio, barberries and carpets in the world.
  17.  A unique network of two storey subterranean canals in the world for water supply in Ardestan
  18.  The longest, deepest and oldest network of subterranean canals(qanat or Kariz) in Gonabad Khorasan provance.

 

The Ancient History of Iran:

Iran enjoys a seven thousand years old civilization and has got a written history recorded year wise.

 The Islamic period

 Iran played a valuable role in the spread of the Islamic culture and civilization to the other parts of the world.

 File:The Conquests of Cyrus the Great.png

Architecture, illumination, stucco plastering, engraving, calligraphy, copper and zinc industry and alchemy as well as translation of literature are the things which the Iranians exported to the Islamic countries.

Cultural Heritage:

Iran contains most beautiful and worth seeing historical places some of which have been officially recognized by UNISCO as the “World Heritage”, the most important of which are as the following:

Takht Jamshed (the ruins of the capital of the ancient Persian about 2500 years ago) – Shiraz and Marv Dasht

 

Maidan e Naghsh e Jahan (a complex containing religious and government buildings of the Safavid period) – center of the city of Esfahan

Ma’bad Chaghaz Nabeel (the royal city of the Ilamis about three thousand years ago) Haft Teppeh/ Shush

Takht e Soleiman (the ancient complex consisting of the fire temple of Azar Gashb in the Sassanid period) – Tokab Azerbaijan West

Gonbad e Soltanieh (the highest dome of the world) in the city of Khodbandeh in Zanjan

The most important and famous historical and religious places of Iran include the following:

Tehran: The skiing field in the Damavand mountains of Tehran and Diesene, the museums of Tehran, the palaces of Tehran and the Niavaran Palace, Park Millat and Jamshedieh

Mashhad: The mausoleum of Imam Reza (A.S.), the eighth Imam of the world Shias, the grave of Firdowsi, the famous epic poet of Iran.

Shiraz: Takht Jamshed, Arak, the Shah Chiragh mausoleum, the graves of Hafiz and Sa’di, the famous poets of Iran, Pasargad (the mausoleum of Cyrus) and the relics of Rostam in Mehr mountain

Esfahan: The Esfahan square and the Safavid palaces, the Sheikh Lotfollah mosque (one of the architectural master pieces of the Safavid period), the Wanak church (one of the most beautiful churches of Iran) and the 33 arch bridge.

Yezd: The Yeza fire temple (the biggest and the most ancient place of worship of the Zoroastrians)

Bam: Arg Bam (the biggest brick structure in the world)

Kermanshah: Buildings of the Parsi and  Sassanid period, Taaq e Bostan (a stone building of the Sassanid period) and Anahita temple (the stone temple of the Ashkanian period)

Lorestan: The Falak ol Aflak fort (the big military fort of the Sassanid period). There are many religious buildings as well as natural scenery in Tabriz, Nishapour and Hamadan. The Hamadan cave also is matchless.

The most important natural worth seeing places in Iran include the following:

The Damavand hillock in the north east Tehran, the Ali Sadr cave in Hamadan, the field of the inverted tulips in the Dana mountain region, the Golestan forest in Bijnorad, the National Park in the Golestan province, the Lout desert in central Iran, the Uroomieh lake in Azerbaijan region, the Anzali marshes in the Anzali port region, the Lar desert and the Damavand mountain region.

The most important museums of Iran:

In most of the cities of Iran, different  museums can be found and at least twenty museums of Iran enjoy international fame.

The main features of the economy of Iran:

It is the eighteenth economy in the world

In spite of economic sanctions this country has had positive economic growth

The young and educated population

The natural and mineral resources of Iran:

It is diversified from the point of economy and rich from the point of oil and hydrocarbon reserves

It is the fourth oil producer in the world

It contains the second largest gas reserves in the world

It is ranked tenth in the tourism industry and fifth in eco tourism

It contains the biggest and the largest number of industries in the Middle East and North Africa.

It is fourth and tenth in the production of zinc and cobalt in the region

It contains huge reserves of aluminum, manganese and copper in the world

It is fourth in the world from the point of view of agricultural products

Economic reforms during the Fifth Plan:

20 billion dollar investment by the private sector and the foreign investors in the oil and gas industry

Reforming the health system of the country

Developing the international relations

Extensive privatization in the country:

It is agreed that 80% of the assets of the government should be transferred to the private sector, the half of which would be transferred to the public judiciously and the other half would be sold through the stock exchanges

20% of the total assets of the country would continue to remain in the hand of the government

The total value of the assets of the government is 120 billion dollars from which the assets totaling 63 billion dollars were privatized during the last five years

After completion of the privatization process the share of the government in the GDP would be reduced from the current 80% to 40%.

Investment Law  in Iran  support and Guarantee  all Wright for foreign investors  Article – 4- 8 -9- 16- 17- 26 -11- in investment Law guarantee  all the wrights.

For more info on investment information in Iran  www.iio.ir

Visa on arrival at the airport

Everybody can get a 15 days entry visa on arrival at the Mehrabad airport of Tehran. This visa can be renewed for a period of another 15 days. But those having passports of Israel, USA, UK, Australia, Canada, Iraq, Afghanistan, Pakistan and Bangladesh should coordinate through the embassies.

INDIA-IRAN RELATIONS

Political Relations:    
        India-Iran relations span centuries marked by meaningful interactions.

 IMG_3082 (2)

The two countries shared a border till 1947 and share several common features in their language, culture and traditions. Both South Asia and the Persian Gulf have strong commercial, energy, cultural and people-to-people links. 

Independent India and Iran established diplomatic links on 15 March 1950. In addition to the Embassy in Tehran, India currently has two Consulates in Iran -Bandar Abbas and Zahedan. The Shah visited India in February/March 1956 and Prime Minister Pandit Jawaharlal Nehru visited Iran in September 1959. Prime Minister Smt. Indira Gandhi visited Iran in April 1974 and Prime Minister Shri Morarji Desai visited in June 1977. The Shah, in turn, visited India in February 1978. 

آثار فارسی هند (2)
The Iranian Revolution in 1979 introduced a new phase of engagement between India and Iran marked by exchange of high level visits of Indian and Iranian officials.

Economic Relations:

India-Iran economic and commercial ties have traditionally been buoyed by Indian import of Iranian crude oilIndia-Iran trade in 2010-11 was US$ 13.4 billion (Indian exports US$ 2.5 billion and imports US$ 10.9 billion). India’s exports to Iran include rice, machinery & instruments, metals, primary and semi finished iron & steel, drugs/pharmaceuticals & fine chemicals, processed minerals, manmade yarn & fabrics, tea, organic/inorganic/agro chemicals, rubber manufactured products, etc.

India and Iran hold regular bilateral talks on economic and trade issues at the India-Iran Joint Commission Meeting (JCM). The 16th JCM was held in New Delhi on July 8-9, 2010. It was co-chaired by Iran’s Minister of Economic Affairs and Finance Dr. Seyed Shamseddin Hosseini and India’s External Affairs Minister Shri S.M. Krishna. During the visit, Dr. Hosseini called on Prime Minister Dr. Manmohan Singh and met Minister of Finance Shri Pranab Mukherjee, and NSA Shri Shivshankar Menon. Dr. Shamseddin Hosseini again visited India on 25 February 2011 during which he called on Prime Minister, Finance Minister and External Affairs Minister. The 17th JCM will be held in Tehran in 2012 at the level of Foreign Ministers. Under the JCM mechanism, meetings of various Joint Working Groups have been held regularly.

During the 16th JCM, 6 MoUs/agreements were signed: (i) Air Services Agreement; (ii) Agreement on Transfer of Sentenced Persons; (iii) MoU on Cooperation in New & Renewable Energy; (iv) MoU on Cooperation in Small Scale Industry between National Small Industries Corporation (NSIC) and Iranian Small Industries and Industrial Parks Organisation (ISIPO); (v) Programme of Cooperation on Science & Technology and (vi) MoU on Cooperation between Central Pulp and Paper Research Institute of India  (CPPRI) and Gorgan University of Agricultural Science and Natural Resources (GUASNR).

 

Trends in India-Iran Bilateral Trade (figures in Million US$) are as follows:

Year
(Apr – Mar)

India’s exports to Iran

India’s imports from Iran

Total Trade

Trade Balance

Total trade growth rate (%)

2006-07

1446.48

7618.55

9065.03

-59,321.19

2007-08

1943.92

10943.61

12887.52

-88521.83

42.17

2008-09

2534.01

12376.77

14910.78

118400.95

15.70

2009-10

1853.17

11540.85

13394.01

109621.45

-10.17

2010-11

2492.90

10928.21

13421.12

118632.94

0.20

2011-12 

2012-2013

(Apr -march)

3/360

6

Billion 

 

  16

15

Billion

 

(Source: Ministry of Commerce & Industry, Government of India)

There has been regular exchange of business delegations from both sides. India and Iran are also engaged in discussions on various projects in Iran including the Chabahar Port and Rail Project. 

Cultural and historical  Relations: 

 

Till now it has been believed that Iran and India have had cultural and civilizational links with each other from the time of Cyrus the Great and Darius. But many recent archaeological findings in north Khorassan, Sokhte (burnt city)and Jeeroft in Iran show that the civilizational relations between the Iranians and India have been so much older.

In the period of Darius and Xeroxes (khashayarShah), a group of the elephant riding soldiers of the army were Indians. Such kinds of relations have been clearly recorded in the periods of Ashkanians and the Sassanids as well. In the period of the Gorkanis (the Moghals) or the Khorassanis the official language of  the courts of India was Persian. It is for the same reason that about seventy per cent of the important documents, royal orders as well as the poetry and prose books still found in the museums and the government as well as private collections in India are in the Persian language.

Dr. Hekmat, the first ambassador of Iran in India has recorded a total of 80 important stone engravings in the important palaces and mausoleums of India. But the number of such engravings and inscription  which are still found runs into thousands.

 

 

 

 

Some of the stone engravings in the Red Fort, the Taj Mahal and the Agra Fort which have been registered as the national heritage.

India and Iran maintain regular cultural and educational exchanges.

The cultural ties between Iran and India go back to the ancient times, to such an ancient time that determining its real date is impossible.

 

This antiquity of relations can be understood from the extensive similarities in the languages of the two countries. It is for the same reason that Sanskrit is called as the sister of the ancient Iranian languages. India and Iran have been familiar names for each other. The names of India ,Sind and Makran have been used in almost all historical& geghraphical and literature  Persian books in the Shahnameh itself at least a hundred times. The same is true for other books as well.

 delhi AjamJNU

A number of Indian scholars were teachers in the great university of the Gandi Shahpur of Persia and used to teach there.

In the period of Khusro Anushirvan, a number of Indian tales including the Panchtantra were translated into Iranian language by the name of Kalileh Wa Dameneh.

 

This work was later translated from the Persian language to Hindi. Other stories like the tales of Behram, story of the parrots and the tales of Sindbad were all translated from Hindi into Persian.

Iranians have played a distinguished role in the transmission of the heritage of India to the other languages. The famous Iranian scientist, Aburehan Albiruni, during his 16 years stay in India, presented his master piece named “Tehqeeq Ma’al le Hind”  to the world which is known as the Encyclopedia of India.

 

Masoodi was yet another Iranian scholar, who wrote many detailed reports about India. Moreover, the scientists like Koshiar and Khwarizmi learned the Indian mathematics and globalized this science.

 During the Khorasanid dynasties(Tamurid,Babri,Mugals, Bahmani) the cultural exchange was so deeply that the official language became Persian. the Khorasanid emperor of India  invited several Persian artists and scientist  to their courts.

  • painting Jahangir’s Dream (around 1620 by Abul Hassan showing Abbas I (Pade Shah of Persia, left) and Jahangir (KHORASANID  Emperor of India, right) on the globe  lams and lions are in peaceful co existence

India has extremely been influenced by Persian art and architecture and Persian Sufis music. Hundreds of Persian poets also were invited to India and some of the Indian  kings themselves were composing  Persian poem. also many Persian commander and ministers or Nuvab were serving the Indian court, among them was Mirza Ghiyas Beg an important official the rule of the Mughal Emperor Jahangir, and served as the  chief treasurer, and he was given the title ‘I’timād-ud-Daulah’  which means ‘Pillar of the State’. His daughter, Mehr Nūr Jahān married Jahāngīr in 1611, and his son Mirza Hasan ‘Asaf Khan’ served as a general to Jahangir.

 Mirza who was the father of Arjumand Banu Mumtaz Mahal,The wife of Shah Jahan, the Emperor of India he also served as the governor  of wes india and lahour.

also we can mention many others like  Safdar Jung and Ashraf khan khorasani.

Arjumand  Bano  or Momtaz E maha Taj .  girl of an  Iranian  born prince  Asef khan  lFile:Mumtaz Mahal.jpg

                              Arjumand  Bano  or Momtaz E mahal          and her father  Asaf Khan

India and Iran maintained regular cultural exchanges even during the time of colonialism and also after independent India.

 

 

         Persian paintings on the Rashtrapati bahavan palace.

 RASHTRAPATIashoka (61)

 As per an MoU signed in January 2008 between the Indian Council for Cultural Relations (ICCR), New Delhi and the Iranian Cultural Heritage, Handicrafts and Tourism Organization (ICHHTO) a weeklong Iranian cultural week was held in New Delhi and Mumbai in April-May 2008. India also held its “Days of Culture” at the Niyavaran Palace in Tehran and Hafezia in Shiraz from May 10-17, 2011 which was attended by over twenty thousand people. The cultural festival was dedicated to the memory of Gurudev Rabindranath Tagore. During 2011-12, various functions were organised through out Iran to commemorate the 150th birth anniversary of Gurudev Tagore. Gurudev Tagore had visited Iran in 1934 and 1935 during which he wrote some poem on Iran. 

There are about 8,000 Iranian students studying in India. India provides 67 scholarships every year to Iranian students under ITEC, ICCR, Colombo Plan and IOR-ARC schemes. 

India over the years has emerged as one of the favourite tourist destinations for Iranian tourists and every year around 40,000 Iranians visit India for various purposes.

 For more information on Iranian culture and sightseeing and news log on the website and watch lives TV.

http://www.presstv.ir/

Iran’s television network, broadcasting in English round-the-clock. Based in Tehran

http://www.sahartv.ir/

Sahar Urdu TV “Sahar Universal Network” is one of several TVchannels that runs under the supervision of Iranian IRIB.

source:

Iran, India relations span centuries marked by meaningful interactions

irna

INDIA & IRAN – AGE OLD TIES

“Few people have been more closely related in origin and throughout history than the people of India and the people of Iran”

– Jawahar Lal Nehru[1]

“I used to dream of a Persia where bulbuls made love to the roses, where in dreamland gardens poets sat around their wine cups and invoked visions of ineffable meanings. But now that I have come to your country my dream has been formed into a concrete image that finds its permanent place in the inner chamber of my experience … I have visited Sa’di’s tomb; I have sat beside the resting place of Hafiz and intimately felt his touch in the glimmering green of your woodlands, in blossoming roses. The past age of Persia lent the old world perfume of its own sunny hours of spring to the morning of that day and the silent voice of your ancient poet filled the silence in the heart of the poet of Modern India”

– Rabindranath Tagore, 09 May 1932.[2]

The peoples of India and Iran, two ancient neighbouring civilisations, have enjoyed close historical links through the ages. They had a common homeland and share a common linguistic and racial past. Over the several millennia, they interacted an enriched each other in the fields of language, religion, arts, culture, food and other traditions. Today the two countries enjoy warm, friendly relations and cooperate in a wide range of fields.

PART I

Prehistoric times

1. It is believed that before 2000-3000 BC, the inhabitants of modern Iraq and southern Iran as also the people of west and north west India came from the same region. Later, around 1500 BC Aryan tribes from north invaded and defeated these people and marched further to south Asia.[3] During the pre-historic times (around 3000 BC), the people of Kulli culture (North West Indian borders) excelled in making small boxes of soft stone, delicately engraved with linear patterns. At Susa (west Iran) a few pieces of painted pottery have been found which appear to be similar to the wares of the Kulli people. In the hills of Baluchistan, where the people of Nal and Zhob cultures built their little villages, the Barhuis, though ethnically now predominantly Iranian, speak a Dravidian language (spoken in South India).[4]

2. There seems little doubt that the Indus Valley civilization had contacts with the contemporaneous civilizations of Iran and Mesopotamia. There is a striking similarity between some of the designs and seals. There was trade between the coast of southern Iran and India through the Persian Gulf and the Arabian Sea. Some Indus seals have been excavated at Kish, Susa and Ur in Iran. The Harappan people are believed to have imported silver, copper, turquoise and lapis lazuli from Persia and Afghanistan.[5] Iran supplied silver, gold, lead, zinc, turquoise to ancient India. Ivory was imported from India.[6]

India and Iran : Common Homeland, common linguistic and racial Past

3. On the basis of linguistic evidence the people who arrived on the southern slopes of Alborz mountains in North Iran and in Western Iran, are regarded as having originally been along the Indo-Iranians who for a long period shared a common tradition while living as Nomads in the Central Asian steppes. Eventually the two linguistically related groups separated and migrated southwards. The Iranian group moved into the highlands of Iran through the flat passable area south-east of Caspian Sea, while the Indian tribes migrated into the Indian sub-continent.[7]

4. It is believed that Indians and Iranians belonged to one single family before the beginning of the Indo-Aryan civilisation and lived together with a common language for many centuries in pasturelands of Oxus valley in Central Asia (Tajikistan, Uzbekistan, Kyrgistan, Turkmenistan and Kazakstan).[8] This common habitat was either around the upper reaches of the Tigris where the Zob meets it or in the vast doab of the rivers Vahvi-Datiya and Ranha (the Oxus and Jaxertes). [9]The first Aryan migration into India and Iran took place around 2000 BC. In Iran, as in India, the impact of the Aryans was to prove ineffaceable and founded a long enduring tradition.[10] These people brought with them their patrilinear system, their worship of sky gods, their horses and chariots.[11] In the second millennium B.C. there was close agreement between the language and mythology, religious traditions and social institutions of Indians and Iranians on the one hand and those of the Greeks, Romans, Celts, Germans and Slavs on the other. For a considerable period after their separation from their western kinsmen, the Indians and Iranians are believed to have lived together. [12]

5. The scriptures Vedas (of the Indian Aryans) and the Avesta (of the Iranians) both agree on the cause, which led to the migration of the Aryans from their original homeland (called Airyana Vaejo in Avesta). In the Vedic account, it is a flood of water that is referred to and in the Avestan account it is a flood of snow and frost. The praleya signifying snow or frost is derived from pralaya or deluge in Sanskrit by Panini. That there was a huge flodd in pre-historic ties in some parts of the then known world is proved by Semitic sources which seem to have borrowed their account from Aryan sources. The name of the person who escaped this disaster is Noah, according to them (more correctly Nuh as in Arabic which is a contracted form of Manuh, nominative form of Manu). In both Indian and Iranian versions, he is the son of the same person – Vivasvat or Vivanghat. According to the tradition of the Vendidad, the ancestors of the Iranians lived in 15 other countries turn by turn. One of these was Haptahindu, i.e. Saptasindhu, the cradle land of Indo-Aryan civilization. [13]

6. Indian or Indo-Iranian groups who worshiped the Vedic deities were found in and to the north of Syria in the middle of the second millennium B.C. Prof. S.A. Cook writes “In what may roughly be called the ‘Mosaic’ age, viz, that illustrated by the Amarna letters and the “Hittite” tables from Boghaz-Keui, Palestine was exposed to Iranian (Old Persia) or Indo-European Persian Empire…. In the Mosaic Age, Varuna, the remarkable ethical God of ancient India, was known to North Syria.” [14] In the 14th century BC, there appeared in North East Syria, a people called Mittani, whose kings had Indo-Iranian names and whose gods were very similar to the Aryan gods – Indara (Indra), Uruvna (Varuna), Mitira and Nasatiya. Some other chiefs in Syria and Palestine also had Indo-Iranian names.[15]

7. India is mentioned in the Avesta and there is some description of north India in it. In the Rig Veda there are references to Persia – the Persians who were called Parshavas and later Parasikas, from which the modern word Parsi is derived. The Parthians were referred to as Parthavas.[16]

8. Old Persian language was a member of the Indic branch of the Indo-European languages. Related to it was Zend of Avestan, the language of the earliest Zoroastrian text, which was later, divided into two distinct branches – Indic and Iranic. One later developed as Sanskrit and the other as Persian. [17]

9. The name of India has come from Iran through a long relay – Iranic to Greek to Latin to English and finally to India with its dominance of English. India is a Greek word written ‘India in the Greek alphabet and pronounced Hindia. It comes from Hindos ‘the river Indus’ from the old Persian Hindu, the Persian pronunciation of the Sanskrit Sindhu. (In Avesta and old Persian an initial s was pronounced h).[18]

10. Similarly, the name Iran is related to Sanskrit Arya (noble). The ancient Persian also used the name ‘Arya’ and the word survives in the word ‘Iran’. Iranians are one of three peoples of the world who have called their countries ‘Land of Nobility’ or ‘The Noble Land’. Iran is the Avesta word airya ‘noble’ with the toponymic suffix –an, denoting a geographical area. The name of Ireland is Eire in Irish language and aire means ‘noble’ in Irish. Aryavarta is the sacred land bounded on the north and south by the Himalaya and Vindhya mountains, and extending from the eastern to the western sea. The name Iran and Aryavarta are close relatives and denote the abode of the excellent ones, the noble and respectable people, those faithful to their land. The Persian speaking Aizerbajan is the ancient word aryanam vajah ‘the power of the Aryans’, which celebrates the emerging sway of the Iranians in the second or third millennium BC.[19]

11. Sanskrit and Avesta have a common basic vocabulary and common grammar. The name of Hapta Hendu (land of seven rivers) is mentioned in Avesta whereas Ariya (the name of Persia) is mentioned in the Vedas.[20] In the Rig Veda, the Persians were called Parshavas and later Parasikas (from which the modern word Parsi is derived).

12. The ancient Iranians invoked the good mind, the good spirit Vohu Manah (Vasu manah in Sanskrit). The word vohu is vasu in Sanskrit. Its superlative form is vashishta (the personification of right). The modern Persian Bahisht is Avesta Vahishta and Sanskrit Vashishtha (in English best).[21] Some other words with apparent common roots are –

 
Sanskrit Avestic
rita asha (arta)
atharva atar (fire, atish)
yama yima
ashman aseman (sky)
danu danu (river)
manas manah (mind)
pitr pitar (sather)
martyanam masyanam (of mortal men)
yajna yasna (sacrifice)
arya airya

13. River Sarasvati became the province Haraxvaiti in Avesta. The river Rasa became the district Rangha in Media now Rai near Tehran. Avesta has the river Varan, which refers to Varanasi situated on the confluence of Varana and Asi rivers. Avesta mentions the river Haroyu which is Saryu flowing near Ayodhya. The Hapta Hendu of Avesta and Sapta Sindhu of Rigveda is Punjab.[22]

14. The Persian word Khuda goes back to Avesta Hvada, which is svadha in Sanskrit (inherent power). The Avestic bara survives in the name of Baghdad and it is Sanskrit bhaga or better known bhagavan).[23]

15. Avestic Kshathra and Sanskrit Kshatra become in modern Persian Shahr and Hindi Khatri/Khet. Avestic dugh and Sanskrit dugdha change into dugh and dudh. Avestic bratar and Sanskrit bhratri change into Persian baradar and Hindi Bhai. Avestic hvar or khvar and Sanskrit svara become Persian khur (of Khurshid) and Hindi sur.[24] Sanskrit dha (set, make), bhr (bear), gharma (warm) are Avestan and old Persian da, bar and garma. Sanskrit pra (forth), putra (son) are Avestan fra and puthra. [25]

16. h replaced s in Iranian except before non-nasal stops and after I, u, r, k; Sanskrit sapta (seven), sarva (all) are Avestan hapta and haurva. Iranian also has both xs and s sounds, Indo-Aryan has only ks. Avestan xsayeiti (has power, is capable), saeiti (dwells) are Sanskrit ksayati and kseti.

17. There is much in common between the Vedic religion and Zoroastrianism. The core of these religions was sacrifice, centred on fire. The earliest religious texts of Indo-Aryans (principally the Rig Veda dating back to 1300 to 900 BC) are indispensable for making historical reconstructions of the development of Iranian religion.[26] Gatha, the hymns of Prophet Zoroaster, included in a part of the Avesta, the holy book of the Zoroastrians, suggests a close link with the ancient Indian hymns, the Rig Veda of c. 1700 B.C. This is the period prior to the migration of Nomadic tribes into Iran and India.[27]

18. The hymn of Gayatri resembles the Gatha of the ancient Iranians. The vedic ritual of Agni and the Avestic ritual of Atar were similar. The Hindu Gods and Goddesses like Indra and Bhadrika resemble Ahura Mazda and Mithra.[28]During the Vedic period, gods were divided into two classes the devas and the asuras (In Iranian daevas and ahuras).In India devas came to be more powerful than the asuras and the latter word eventually took on the meaning of a demon. In Iran the reverse took place and the daevas were denounced as demons by Zoroaster. They still survive as such in the divs of Persian foklore, especially though Ferdowsi’s epic Shah Nameh).[29]

19. Vedic and Persian religions (both Aryan) mingled in Gandhar, where stood the Indian city called Taxila by the Greek. By the age of Darius (6th century BC), the most refined of its cult had evolved into what was later known as Zoroastrianism – a dualist religion accounting for the problem of evil in terms of struggle of a good with an evil god.[30] To this day, there are close similarities in the Persian festival of Nowruz (Iranian New Year) also celebrated by Parsis in India and Holi as both are centred towards fire.

20. The Indo-Iranian element in later Hinduism is chiefly found in the initiatory ceremony (upanayana) performed by boys, a rite both in Hinduism and in Zoroastrianism that involves the tying of a sacred cord. The Vedic god Varuna, now an unimportant sea god appears in the Rigveda as sharing many features of the Zoroastrian Ahura Mazda (“Wise Lord”); the hallucinogenic sacred drink soma corresponds to the sacred haoma of Zoroastrianism.[31] Varuna was known as an Asura, a term also applied to lesser gods, which in later Hinduism came to mean a class of demons, but which in Persia was adopted by the Zarathustra in its local form as part of the title of the great god of light – Ahura Mazda. Varuna may have been the high god of the Indo-Iranians before the two peoples divided. Varuna was first and foremost a king, an emperor sitting in a great palace in heavens often with associated gods around him. Most important of these was Mitra, a god with some solar characteristics. He was represented in the Zoroastrian pantheon and was also widely worshipped in the Roman Empire under the Greco-Iranian name Mithras.[32]

21. The Iranian Surya (sun god) wearing a long coat with a sacred girdle and knee-high boots was worshipped by Indian kings. He had a special name Mundira svami and the word Mundira is found in ancient Iranian texts from Khotan. The Modhera temple in Gujarat and Munirka village in Delhi remind of the name Mundira. The Sun God at Konarak, Orissa is famous in his Iranian drapery and boots. The royal priests of this royal surya were of Iranian descent like Sakadvipiya Brahmanas, or Mishra (in which th of Avesta Mithra became sh).[33]

22. Both Vedas and Gathas have no place for idols or temples. Both enjoin the maintenance of fire and performance of sacrifice (Sanskrit yajna and Avestic yasna). Their priests have common duties and names.

23. The four varnas (classification of society) of India developed out of very early Aryan class divisions. Some stratification existed in many Indo-European communities. Ancient Iran had four pistras (classes), comparable in some respects to those in India.[34] The four-fold classification of society into priests, warriors, peasants and artisans appears in the Vedas, the Gathas and Yasna and Ferdowsi’s Shah Nameh (which mentions their designations as Amuzian, Nisarian, Nasudi and Ahnukishi.[35]

24. The system of four yugas (ages) was similar to the doctrine of four ages that existed in ancient Persia. The system was also prevalent in ancient Greece.[36] The Iranians, like the Indians, believed that the world was divided into seven regions or karshvar (keshvar in modern Persian, which means country).[37]

25. There is a word in the Gathas – asha – that appears in a variety of forms – asha/arsh/eresh/arta/ereta. The last variant is near to the rita of the Rig Veda. For both Avesta and Veda, this word means the order of the world, the law of the man. Law and order seems to be the fundamental concepts of the Aryans.[38]

26. The myths that appear in the part of the Avesta known as Yasht include some tales of very ancient pre-Zoroastrian origin, probably belonging to the pagan Indo-Iranian era. Many of these myths re-appear in the Shahnameh (Book of Kings), an epic in rhyme by the Poet Firdowsi, which was completed in A.D. 1010. The greatest hero of Iranian mythology was undoubtedly Yima (Jamshid of the Shahnameh.) As Yima Khshaeta, King Yima, he belongs to the Indo-Iranian traditions. The Indian equivalent, the Vedic Yama, chooses to die and becomes the Kind of the dead. [39]

27. There are several parallelisms between medical, physiological and pathological doctrines of the Ayurveda and those of the Avesta in its surviving texts represented by the Vendidad, the Yasna and the Yashts.[40] The Persian word din (religion) is similar to dhena of the rigveda where it means ‘speech reflecting the inner thoughts of man’. Its Avesta equivalent is daena, a common word in Gathas meaning inner self of man.[41]

28. The Samba-purana relates that Samba, the son of Krishna, had been afflicted with leprosy and was restored to health by the grace of Sun God whose worship was performed by Iranian priests called Maga. The Maga priests were the famous Magoi or Magi – Zoroastrian priests who spread the worship of fire and Sun and erected temples at Taxila and Multan.[42] The Bhagvat-Puran calls the sacred girdle of Sun priest avyanga, which is the Avestan aiwyanghana. Samba built the sanctuary of Mitravana on the banks of Chenab. There were Sun temples on the banks of Yamuna.[43] The Maga Brahmins and the Gandhara Brahmins of North India, as well as Brahmini Magis of the South were all of Iranian origin.[44]

29. Commerce between the mouth of the Indus and the Persian Gulf was unbroken down to the Buddhist times.There is evidence of trade between the Phoenicians of the Levant and western India as early as 975 B.C. Trade between the Indus Valley and the Euphrates seems to be very ancient.[45]

Contacts between Achaemenian Persia and India

30. By around 1000 BC, Indians and Persians had established themselves as distinct cultural and racial entities with their boundaries meeting at Kabul and Sistan.[46]

31. The founder of the Achaemenian dynasty in Persia was Hakhamanis (Sakhamani in Sanskrit, meaning one who has allies/friends – Hakha/Sakha of crystalline fidelity – mani). During the Achaemenian period, some parts of northwest India came under Persian rule. Indian emissaries were present in the courts of Medes and Emperor Cyrus in 550 – 529 BC.[47]

32. One of the great Achaemenian emperors was Cyrus. His correct name in the inscriptions is Kurus (Kuru of Aitareya-brahmana and Mahabharat in Sanskrit). Kuru is described as a country of everlasting happiness beyond the most northern ranges of the Himalayas. Cyrus founded the imperial capital of Pasargadae or Pars-gard (the seat of Persians). Gard is Garta in Sanskrit, which means a seat. Garta or Karta later came to mean capital as in Jakarta.[48]The audience hall of the Achaemenian emperors was called apadana. Its Budhist parallel is Avadana.[49]

33. Darius, the third ruler of the Achaemenian dynasty, sent an expedition to India. Three of his inscriptions refer to his relations with India. The Behistun rock inscription (ancient Bagastana ‘place of Gods’ or Sanskrit ‘Bhagasthana’) dating back to around 518 BC includes Gandhar in the list of his subject countries. Here Darius refers to his language as Aryan.img[50] The Persepolis inscription mentions Punjab as a part of the Persian empire.The epigraph of Nagsh-i-Rustam shows India as the 24th state of his empire. When Cyrus the Great was invaded by King Croesus of Lydia in Greece, a contemporary Indian king is believed to have rendered military assistance to the Iranian emperor.[51]

34. The Indian province of Darius was the richest in his empire and the most populous. Herodotus tells us of the wealth and density of the Indian population and of the tribute paid to Darius: ‘The population of the Indians is by far the greatest of all the people that we know; and they paid tribute proportionately larger than all the rest – (the sum of) 360 talents of gold dust’ (equivalent to over a million pounds sterling). Herodotus also mentions the Indian contingent in the Persian armies consisting of infantry, cavalry, and chariots. Later, elephants are mentioned.[52] One-third of gold that flowed into the imperial treasury of Iran came as a tribute from India. Indians clad in white cotton cloth fought in the armies of Xerxes on the battlefields of Plataea and Marathon against the Greeks. Of the two scripts employed in India, one had evolved from Armaic, which the Achaemenian scribes employed.[53] Indian mercenaries roamed the coasts of Caspian and skirmished with the Scythians. The Khudrakas of the Ravi were deployed beyond the Hindukush.[54] The Achaemenians brought rice from India to be planted in the Near East.[55] It is also believed that cane sugar was first used by man in Polynesia from where it spread to India. In 510 BC the Emperor Darius found in India “the reed which gives honey without bees”, which he then brought to Persia.[55a]

35. It is believed that the Greek philosopher Pythagoras may have obtained his doctrine of metempsychosis(transmigration, or passage of the soul from one body to another) from India, mediated by Achaemenian (6th-4th century BC) Persia (although similar ideas were known in Egypt and were also present in Greece before the time of Pythagoras). The Pythagorean doctrine of a cyclic universe may also be derived from India.[56]

36. Darius-I killed Gaumata, a pretender to the Persian throne, in 522 BC to become the Persian emperor. Gaumata (one who considers cow as mother) is used till today in Hindi to mean cow the mother.[57]

37. Xerxes (5th century BC) succeeded his father Darius-I to the Achaemenian throne. His avestic name was Khshayarsha (ruling over heroes), which was Hellenised as Xerxes. His army included Pathans and Bactrians from India. He invaded and defeated the Greeks.[58] According to Herodotus, a detachment Indians fought in the Persian army against the Greeks at Plataea.[59]

38. Not surprisingly, administrative and political nomenclature in northern India at this time reflected that of western and Central Asia. The Persian term for the governor of a province, khshathrapavan, as used by the Achaemenians, was Hellenized into “satrap” and widely used by these dynasties. Its Sanskrit form was ksatrapa.[60]

39. Darius assigned a Greek navigator Skylax of Casyanda to make a voyage from the mouth of the Indus river to Egypt.

40. Achaemenian art and architecture had a significant influence on India. Before the Ashokan period of history, there is no evidence of epigraphy in India.[61] It has been suggested that the idea of issuing decrees by Ashoka was borrowed from the Achaemenian emperors, especially from Darius (though the tone and content of Ashoka”s edicts are different). The pillars, with their animal capitals (fine examples of Mauryan imperial art), are influenced by Achaemenian pillars.[62] The use of this means of propagating official messages and the individual style of the inscriptions both suggest Persian and Hellenistic influence and India under the Mauryas was certainly more continually in touch with the civilizations to the west than ever before. At Kandahar, Ashoka left instructions in both Greek and Aramaic.[63]

41. In 330 BC Alexander defeated Darius III. In the decisive battle of Gaugamela a small contingent of Indian soldiers with fifteen elephants fought with Darius against the Greeks. [64]Alexander the Great after destroying the Achaemenian empire marched into India. Chandragupta Maurya, who founded the Mauryan dynasty, had friendly relations with the successor of the Macedonian conqueror in Persia. Seleucus Nicator, the Grecian ruler of Persia, sent Megasthenes as the envoy of Hellenistic Persia to the court of Patliputra in India. Commercial and cultural relations between Persia and India continued.[65] Persian nobles were conspicuous in the courts of Mauryan kings.Tushaspa, a Persian, was present during the reign of Chandragupta Maurya. The Kharoshti script was introduced by the Persian officials in the northwestern frontier province and continued to be in use till the 4th century AD.[66]

42. Towards the end of 1st century BC, a line of kings with Iranian names, usually known as Pahlavas, gained the brief suzerainty of North West India. According to legend, St Thomas brought Christianity to the kingdom of one of these rulers – Gondophares.[67]

43. Trade expanded mainly because Achaemenians introduced coinage, which facilitated exchange. India exported spices, black pepper and imported gold and silver coins from Iran. [68] The grape, introduced from Persia with the almond and walnut, was cultivated in the wetsren Himalayas.[69] One of the earliest Indian words for a coin is Karsa (also a small weight), which is of Persian origin.[70]

44. According to Herodotus, the Persian emperor Artaxerxes (5th century BC) exempted the inhabitants of four Babylonian villages from taxation in return for their breeding Indian dogs for hunting and war. The dog is only once mentioned with respect in ancient Indian literature and was rarely, if ever, treated as a pet. The exception occurs in the Mahabharata, where the five pandavas and their wife Draupadi take their dog with them on their final pilgrimage to heaven, and the eldest brother Yudhisthira refuses to enter without his faithful friend. It has been suggested that the episode shows Iranian influence, for with the Zoroastrians, the dog was a sacred animal.[71]

Contacts between Sassanian Persia and India

45. The Sassanian period in Persia (226-651 AD) coincided with the Gupta period (308-651 AD) in India. The Sassanian monarchs maintained relations with the Patliputra based Gupta empire. The name of Pulakesin, the ruler of the Deccan, was known in Persia. It was usual to exchange Embassies between Persia and India. Iranian traders acted as commission agents to deliver Indian goods to European ports. One of the murals in Ajanta caves near Mumbai depicts a Hindu king with men in Sassanian dress.[72]

46. During the reign of Shahpur (310-379 AD) in Persia, Indian physicians were invited to practice medicine along with Greek and Iranian physicians in Jundishpur Hospital in southern Kuzestan province of Iran.[73]

47. In Kushana and Gandhara art, Parthian and east Iranian elements are visible. Sassanian motifs are abundant in Gupta art. Also Indian peacock, dragons, cocks and spiral creeper adorn Sassanian monuments.[74] The tiles of Harvan monastery near Srinagar testify to the Sassanian influence on the Kashmir valley.[75] The Kushanas became affluent through trade, particularly with Rome. They issued large number of gold coins, which exhibit the figures of Greek, Roman, Iranian, Hindu and Buddhist deities.[76]

48. The borderland areas of Kabul, Kandhar and Seistan, which were often politically parts of India, were the meeting place of Indians and Iranians. In later Parthians times they were called ‘white India’. Referring to these areas the French savant, James Darmesteler says “Hindu civilization prevailed in those parts, which in fact in the two centuries before and after Christ were known as white India”.[77]

49. The Ranas of Udaipur, the head of the Sisodia clan of the Rajputs are believed to have veeb Iranians originally who came to India towards the end of sixth century. The Pallavas (Parthians, Sanskrit – Pahlavas) are also believed to have originated from Iran. Pulkessin II, the Ruler of Badami sent an Embassy to Khusro II (Parviz) in A.D. 625 and a return Embassy to his court is the subject a beautiful fresco in a cave at Ajanta. [78]The name Gujarat itself has associations with the Gujar tribe of Iran that inhabited the region of Gujistan near west of Caspian Sea. These people are believed to have entered India around 6th century A.D. [79]

50. After the conquest of Alexander, the nobles of Saurashtra and Kutch acknowledged the suzerainty of the Parthians and later the Sassanians. The history of Gujarat from A.D. 78 to A.D. 400 is shown as Kshatrapa (Satrap) period. Nahapana (Parthian), Chashtana, Jayadaman, Rudradaman, Tushasp, Suvisakha were some of the rulers of this period. Over time the rulers assumed Hindu names. [80]

Buddhist influence on Persia

51. In the 1st century BC, Kanishka, the ruler of northwest India, became a great patron of Buddhist faith. Buddhism began to spread to Central Asia and the Far East. Kanishka patronized the Gandhara school of Buddhist art, which introduced Greek and Persian elements into Buddhist iconography.[81] By the end of 3rd century AD, Vasudeva, one of Kanishka’s successors was defeated by the Sassanian king Shahpur I and northwest India came under Persian influence.

52. Buddhism became the religion of the east Iranian province of Khorasan through the Kushana emperors. The legendary biography of Buddha in Sanskrit – the Buddha Charita – composed by Ashva Ghosh was translated into Khotanese and then into Sogdian and Parthian – old Persian idioms, then into Pahlavi and into Arabic and other languages. Ibn Babaviah of Qom in his work Akmal al din wa Tamam al Nimah included a story based upon the Persian version of the above story by Zakariya Razi. The legend of Balohar and Budasaf became a part of European and Asian literature. In Iran, the story of Ibrahim ibn Adham, the prince who abandoned his kingdom to lead a religious life, is moulded on the model of Budha.[82]

53. During the Sassanian era, Mani, a scion of the Ashkanian family preached a syncretic religion combining elements of Zoroastrian, Buddhist and Christian faiths. He claimed to be the incarnation of the Buddha.[83]

54. In Central Asia there was a confusing welter of languages, religions, and cultures, and, as Buddhism interacted with these various traditions, it changed and developed. Shamanism, Zoroastrianism, Nestorian Christianity, and later Islam all penetrated these lands and coexisted with Buddhism. For example, some of the Mahayana bodhisattvas, such as Amitabha, may have been inspired, in part, by Zoroastrianism. There is also evidence of some degree ofsyncretism between Buddhism and Manichaeism, an Iranian dualistic religion that was founded in the 3rd century AD.

55. In north west India, Zoroastrianism and Buddhism came into close contact. The Zoroastrian doctrine of the Saviour (Saosyant) probably influenced the idea of the future Buddha, which later became part of the orthodox belief.[84]

56. The temples, monasteries and the monuments, which dotted Khorasan, must have in some ways influenced the early architecture of Persia.[85] The blue of turquoise from Khorasan in east Persia became the symbol of the ‘mind by nature luminous’ (cittam prakriti-prabhasvaram). The spires of Buddhist monasteries were made of turquoise, as blue was the colour of meditation. The shades of blue porcelain created by the Buddhist masters of East Asia reflected the subtle planes of contemplation. This tradition was centuries later taken over by the blue mosques of Persia.[86] The Jandial temple near Taksasila was probably Zoroastrian.[87] Ivory plaques, originally fastened to the lids and sides of furniture and boxes, found at the Kushana site of Begram, 80 km north west of Kabul are Indian in inspiration.[88]

57. Paintings on the walls of Dukhang of Alchi monastery in Ladakh reproduced in detail Sassanian motives on textiles. They can be seen in round medallions with mythical animals. The most ancient stringed instrument from Persia – a red-sandalwood five-stringed vina – has been preserved at the Todaiji monastery in Nara, Japan since 8th century. It is decorated with a Persian motif in mother-of-pearl inlay and represents a cultural exchange between the Persian and the Buddhist world. The Tibetan histories of medicine relate that Jivaka the physician to Lord Buddha was born as the son of King Bimbisara. Grown up, one day he saw a group of white-clad men and asked his father: “Who are they”. He said: “They are doctors and they protect people from diseases”. He wished to become a doctor and he asked his father for permission. King Bimbisara sent him to Taxila. These white-clad men were Iranians, who were famous physicians as attested by Sanskrit texts.[89]

58. Early Persian poetry, creation of east Persians, cultivated abstract mental forms recalling the grace of Buddhist statues. (Till the 11th century Persian poetry came from Khorasan, Sogdiana and adjacent areas, which were once steeped in Buddhism). The metaphor of Bot (Buddha) was constant and exclusive in early Persian poetry. The facial type of bot-e-mahruy (moon-faced statue) was the norm in Persian paintings and poetry. Bahar is both spring and a monastery (vihar). The Persian raghe for sloping hill refers to the location of vihars on top of a hill with gentle slopes.[90]

59. The Parthians of east Iran and Central Asian Iranians translated Sanskrit texts into Chinese. An Shih-Kao was a Parthian prince who became a Buddhist monk. He came to China in 148 AD and translated 95 Sanskrit works on Buddhism into Chinese. 55 of them are still available in Chinese Tripitaka. Another Parthian prince An Huen translated two Sanskrit works into Chinese in AD 181.]

Continuing contacts (2nd to 7th century AD)

60. According to Shahname of Ferdowsi (11th century AD), the 5th century AD Sassanian king Behram Gur requested Indian king Shangol to select 12,000 gypsies – expert Indian musicians – and introduced them into Persia from India.These gypsies are believed to be the ancestors of the Persian gypsies. They propagated Indian music and dancing in Persia and travelled to all parts of the world from there. There are remarkable similarities in the language of European gypsies (Romani) and Indo-Aryan languages. It is also believed that Behram Gur visited India in 5th century AD. Persian poet Hakim Nizami Ganjavi has alluded to the Indian wife of king Behram in his famous work Haft Paikar (seven figures) indicating instances of inter-marriage]

61. During the reign of Sassanian king Noshirvan (531-576 AD), scientists and other scholars were exchanged between Persia and India. During the same period, the game of chess (Chaturang in India) is believed to have been introduced in Persia from India (known as Shatranj).[93] Later, when Persia was conquered by the Arabs, the game quickly spread all over the middle east and then to Europe. The original game was played on 64 squares (astapada) with a king piece and pieces of four other types, corresponding to the corps of the ancient Indian army – an elephant, a horse, a chariot or ship and four footmen..]

62. Under Noshirwan, Jundishpur was developed as a leading center of Persian medicine, in which Indian Ayurvedic system was syncretized with the Greek system propagated there by the Nestorian Christians. Burzuya, the physician to Noshirwan, was sent to India to bring back works on medicine and searched for elixir of life. Burzuya on his return brought stories of Panchatantra with him.. The Jundishpur school of medicine continued its active existence and after the Arab conquest of Persia, exerted a great deal of influence on the development of Arabian medicine..]

63. Panchtantra, the collection of Indian fables – instructions about conduct of one’s affairs, was translated from Sanskrit to Pehalvi by Burzoy-e-Tabib who called it Kalila va Demna. From Persia it travelled to the west. Abdullah ibn Muquaffa translated this Pehalvi text into Arabic. There exist several versions of the text in Persian written by Rudki (10th century AD), Nasrullah bin Mohd bin Abdul Hamid Munshi (15th century AD) and a version by Abdul Fazal (16th century AD). The later Arabian Nights owes several of its stories and themes to India. .]

64. In the 6th century, sandalwood, magenta, shells, corals, pearls, gold and silver were traded. Several Indian translators are believed to have been present in the Sassanian royal courts. Bam, in south-east Iran, was a major commercial and trading town on the famous Spice Road, a major tributary of the Silk Road, that connected trade routes from India through Iran to Central Asia and China.

65. Around 7th century AD an Arabic translation from a Persian version of the Charaka Samhita, the famous Indian medical text, was made during this phase. Another early Pahlavi book Zik-i-Shatro Ayar an astronomical work based on Indian elements was translated into Arabic by Al Tamimi.

66. According to Christian Topography of Cosmos Indicopleustes of 6th century AD, there were churches in Keral and Ceylon in the hands of Persian priests, supervised by a Persian bishop at Kalliana (perhaps modern Cochin). Indian Christians had embraced the Nestorian heresy, which was then widespread in Persia. The Nestorians were active missionaries and their monks had crossed Central Asia to found churches in China. These missionaries following in the wake of Persian merchants are believed to be chiefly responsible for establishing Christian community in south India.  compiled by Dr.M.Ajam

 

دیدنی های هند 

مسجد جامع دهلی و سنگ نوشته‌های مرمری زیبای فارسی آن

اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی

فرهنگ و تاریخ > جهانی‌شدن- همشهری آنلاین- محمد عجم:روزنامه  همشهری، ۲۲آبان ۱۳۸۵ نسخه آنلاین 

تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه قاره هنددکترعجم [۶]دیلمستان

[۱۴]تاثیر و نقش زبان فارسی در زبانهای شبه قاره هند.   

 

:نگاهی به اهمیت خلیج فارس در تجارت دریایی با هند: محمدعجم

ایرنا سمینار بین المللی روابط ایران و هند در دوره معاصر در حیدرآباد برگزار شد.

*** دانشگاه  جنو 

 

Persian graffiti in Delhi

There are three kinds of graffiti in Delhi – one needs to be preserved, the second prevented and the third encouraged

Graffiti is plural for graffito and is defined in the Concise Oxford Dictionary as “a piece of writing or drawing, scribbled, scratched or sprayed on a surface”. This piece is about all the three kinds of graffiti as seen on the walls of Delhi. There are other kinds of graffiti that use visuals or language that one prefers to avoid and we will not talk about those for that may lead to the raising the collective moral heckles of those whose sentiments are easily hurt.

fataliShain indian palace

We will begin with writing, go on to the scratched and conclude with the painted and sprayed kinds of graffiti. The first, and to my mind one of the finest examples of the traditional art of graffiti, can be found in an unnamed mausoleum inside the Mehrauli Archaeological Park.

To reach this graffiti you will have to enter the Mehrauli Archaeological Park from the GandhakkiBaoli side. After crossing an ancient and now encroached upon mosque and a few houses to your left, you will be in front of a large square structure surmounted by a dome. The ruin dates back to the Sultanate period. Enter the structure and you will notice that the central arch (Mehrab) on the western side is blocked; this is to indicate the direction of Mecca for visitors, who might want to pray for the soul of the departed.

On one of my visits I saw some Persian poetry written on this central Mehrab, the person who wrote it had obviously come prepared. He had a fine hand; he could have been a trained calligrapher. Part of the first line, written in bold strokes with a reed pen and in Indian ink, was still legible as was part of the second line, written in smaller and less well formed strokes. I copied the words that I could read and took them to the Persian scholar Dr. Akhlaq Ahmad Aahan who teaches at Jawaharlal Nehru University. I showed him the words and he said this is most likely the poetry of Sheikh Hafiz Sheerazi.

The complete couplet is:

Dar Namazam Kham-e-abroo-e-tau bayaadaayad

Haalati raft keMehraabbaFaryaadaamad

فتحعلی شاه در کاخ ریاست ج  دهلی

A very rough almost verbatim translation would be:

As I stood (facing the arch) for prayer, I remembered the arch of your brow

Things came to such a pass that the Arch (of the mosque) came pleading before me

This is subversive Sufi poetry at its best and the graffiti artist knew what he was doing, to write this couplet from one of the greatest poets of Persian and to write it on the arch, that functioned as the qibla, is so well founded in the tradition of graffiti that one begins to wonder if graffiti too, like so many other great things have its origin in the east.

The example of the scratched graffiti that we present here is taken from the mosque and baoli popularly known as RajonkiBaoli from the Mehrauli Archaeological Park. The structures commissioned in 1516 by Daulat Khan, a noble in the court of Sikander Lodi, came to be called RajonkiBaoli because a group of masons (Raj-Mistris) had begun to live inside the mosque in the early 20 century. The graffito is taken from Daulat Khan’s mosque and will come in the category of ‘Scratching’. The text is written in a bad hand and the content “JitenderJyoti Romeo” has no meaning except the obvious.

red-fort

From Hafiz Sheerazi to Romeo, from the sublime to the ridiculous.

The third example of graffiti that we bring for you, from near Shivalik, near Malviya Nagar, in South Delhi is the latest addition to street art in Delhi and is something that needs to be encouraged. This is modern graffiti and our civic authorities will do a lot of good to the city to allot the drab and colourless government walls to these artists and let them paint without fear of being hauled up under the “Bengal Act” on defacement of public property. Right now these creative young people are forced to work surreptitiously like guerrilla squads using names like Daku, Rane, Zeb Star, Rush and Treble.

indian palace

We also need to develop a policy that helps us protect the first kind of graffiti because this graffiti is now part of history; to prevent the vandalism of the second variety; and to encourage the third kind and hope that Delhi will soon become the ‘Centre of Graffiti’.

کوه درمانی کوه جم و قله جمشید

تا حالا اسم کوه پردیس و شگفتی های آن رو شنیدید؟؟!!!

این کوه باستانی پردیس است در حومه شهرستان جم از توابع عسلویه استان بوشهر و در نیمه های راه بندر کنگان به فیروز آباد شیراز قرار دارد . و مشرف به دریای خلیج فارس است

معجزاتش چیه ؟؟

۱٫ قله این کوه نزدیک ترین نقطه زمین به خورشید است چون بالاترین ارتفاع در نزدیکی خط استواست .(البته قله کلیمانجارو در استوا نزدیکتر است)
۲٫ آتشکده فوق العاده باستانی که در قله کوه قرار دارد ، محل تولد و غسل تعمید پدر جمشید جم است .
۳٫ مغناطیس فوق العاده قوی کوه در جهان زبانزد است و اگر در فاصله ۵۰ تا ۱۰۰ متری کوه با ماشین توقف کنی و ترمز دستی را بخوابانید ، ماشین بجای سر پائینی به نرمی به سمت کوه کشیده می شود و سربالایی خواهد رفت و با برخورد به سنگها متوقف میشود.

۴٫ پوشش گیاهی منطقه نوعی خار بیابانی است که خواص دارویی فراوان دارد و عسل حاصله از منطقه تماما” پیشخرید چند کارخانه داروسازی بزرگ جهان است یکی از ترکیبات اصلی مسکن Advil که یکی از بهترین قرصهای شناخته شده برای ناراحتی های اعصاب و دردهای میگرنی است از همین عسل تهیه می شود

۵- این منطقه خرمای ویژه نیز تولید می کند که به نام خرمای خصه معروف است

این خرما اندازه آلبالو بود و برای ساخت قندهای رژیمی برای بیماران *دیابتی *صادر می شود و ما یه دونه ازین خرما رو هم نمیبینیم

*** و از هــــمــــه مــــهـــمــتــــر ***

از جمله خواص این کوه خاصیت خارق العاده این کوه درکمک به درمان مبتلایان به* ایدز * می باشد .
به خاطر نزدیکی این کوه به خورشید امکان رشد و نمو ویروس های بیماری زا از جمله ویروس HIV در این کوه صفر می باشد. پزشکان متخصص بریتانیایی در موسسه Imperial Medical College در شهر لندن اخیرا در مقاله ای در روزنامه تایمز ضمن بر شمردن این خاصیت از سازمان ملل درخواست نموده اند

تا نام این کوه(ANTI-HIV Mountain)را به تغییر دهند.

ضمنا دکتر Tim Hopkins رییس موسسه فوق درخواست ایجاد شهرکهای درمانی برای مبتلایان به ایدز در این منطقه نموده است. وی معتقد است با اسکان مبتلایان به ایدز در این منطقه پس از حداکثر مدت ۱۸ ماه هیچ نشانه ای از بیماری در این مبتلایان دیده نشود.

از دیگر خواص درمانی این کوه که زبانزد همه متخصصین mountain trapi (کوه درمانی)است . خواص مغناطیسی این کوه باعث تخریب سلولهای سرطانی شده و به همین دلیل متخصصین بسیاری بیماران سرطانی زا را به کوهنوردی دراین کوه توصیه می*نمایند. مدیکال کالج ایالت

 

::...حتمـاً بخونیـدشگفت انگیزه......!!!!<br /><br /><br />
تا حالا اسم کوه پردیس و شگفتی های آن رو شنیدید؟؟!!!</p><br /><br />
<p>اين کوه باستاني پرديس است در حومه شهرستان جم از توابع عسلويه استان بوشهر و در نيمه هاي راه بندر کنگان به فيروز آباد شيراز قرار دارد . حالا بگو معجزاتش چیه ؟؟</p><br /><br />
<p>1. قله اين کوه نزديک ترين نقطه زمين به خورشيد است چون بالاترين ارتفاع در نزديکي خط استواست .<br /><br /><br />
 2. آتشکده فوق العاده باستاني که در قله کوه قرار دارد ، محل تولد و غسل تعميد پدر جمشيد جم است .<br /><br /><br />
 3. مغناطيس فوق العاده قوي کوه در جهان زبانزد است و اگر در فاصله 50 تا 100 متري کوه با ماشين توقف کني و ترمز دستي را بخوابانيد ، ماشين بجاي سر پائيني به نرمي به سمت کوه کشيده مي شود و سربالایی خواهد رفت و با برخورد به سنگها متوقف میشود.</p><br /><br />
<p>4. پوشش گياهي منطقه نوعي خار بياباني است که خواص دارويي فراوان دارد و عسل حاصله از منطقه تماما

 

 

انجیر کوهی ایران درختی عجیب و باور نکردنی . درختی که در دل سنگ می روید

 

انجیر کوهی یا انجیر طبیعی یکی از گونه های انجیر است که بصورت خودرو در مناطق کوهستانی حاشیه کویر ایران می روید و در مقابل خشک سالی و سرما بشدت مقاوم است.

این گونه انجیر خوراکی می تواند یکی از مهمترین صادرات خشکبار ایران قرار گیرد اگر وزارت کشاورزی دلسوزی داشته باشیم از نوع پر مقاومت آن می توان نشا گرفت و تکثیر کرد و با توجه به مقاومت آن در مقابل سرما و کم آبی در تمام مناطق کوهستانی کویری  و کوههای غرب و کردستان از آن بهره برداری کرد.

Anjeer kouhi zibad

انجیرکوهی زیبد

انجیر کوهی قلعه زیبد

Anjeer Kouhi  Zibad انجیر کوهی در کویر گناباد

تنها تفاوت این نوع انجیر با انجیر معمولی در مفاومت زیاد آن در مقابل سرما و کم آبی است درخت این نوع انجیر در روزنه های کوه ها و صخره ها می روید. انجیر رسیده آن شیرین و با طعمی نزدیک به ترش می باشد.این میوه یکی از قدیمی ترین گونه های گیاهی است که برای انسان شناخته شده بوده است. هنوز هم انسان و حیوانات و پرندگان وحتی خزندگان از این انجیر به عنوان خوراکی استفاده می کنند. انجیر کوهی در مناطق پر باران معمولا میوه نمی دهد. انجیر کوهی میوه دار در کوههای قهستان بویژه در مناطق کوهستانی زیبد به وفور وجود دارد. و کشته یا خشک شده آنرا در قدیم به عنوان تنقلات و آجیل استفاده می کرده اند. در اطراف قلعه زیبد و کوههای اطراف و تنگل زیبد و رشته کوه زیبد که بخش غربی کوههای قهستان است درختان بسیار کهن سالی از انجیر کوهی و پسته کوهی تاقوک وجود دارد. تصویر از یک درخت انجیر در داخل ایوان صوفه پیر و قلعه زیبد است. احتمالا این نوع انجیر در کوههای افغانستان نیز وجود داشته باشد.

درختان و گیاهانی که اگر خوب به آنها رسیدگی کنیم و برای رشد و پرورششان بکوشیم، صادراتشان می‌تواند سود سرشاری را به کشور سرازیر کرده و خانواده‌های زیادی را از فقر و جوانان بی‌شماری را از بیکاری نجات دهد، زیرا ارزش تجارت جهانی گیاهان دارویی بیش از 43 میلیارد دلار تخمین زده شده و آمار‌ها از این حکایت دارد که چین، آلمان و کانادا از کشورهای پیشگام در این زمینه به‌شمار می‌آیند

 

 

انجیر کوهی زیبد گناباد خراسان

 پرونده:Anjeer Kouhi tree.jpg

 جالب است بدانید که به گفته رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور، 8000 گونه گیاهی کشور برابر 80درصد گونه های گیاهی است که در کل اروپا می رویند؛ جالب تر این که 6000 گونه از این گیاهان دارویی است و در این میان 1727 گونه از گیاهان بومی کشور در دنیا بی نظیر محسوب می شود، بنابراین با یک حساب سر انگشتی می توان به سودآوری گونه های گیاهی کشورمان پی برد، اما متاسفانه به دلیل نبود مدیریت کارآمد 431 گونه از گیاهان کشور به مرحله شکنندگی رسیده و 20 گونه دیگر هم در لبه پرتگاه انقراض قرار گرفته اند.چرای بی رویه دام در مراتع یا فعالیت برخی عشایر و جنگل نشینانی که در نبود شغل و درآمد گیاهان دارویی را به خورد دام هایشان می دهند یا که آنها را چیده و می فروشند، این اوضاع نامناسب را برای گونه های گیاهی کشور رقم زده است، هرچند نبود فناوری فرآوری گیاهان دارویی در کشور هم سبب شده ما در صادرات این گونه ها جایگاه مناسبی نداشته باشیم و مجبور شویم برای رفع نیاز، گیاهان دارویی را که در کشورمان می رویند، آنها را از دیگر کشورها تهیه کنیم البته نباید از نبود نظارت مناسب بر رویشگاه های گیاهان دارویی هم غافل شد، زیرا سازمان جنگل ها نیرو و امکانات لازم را برای نظارت همیشگی و کارآمد در این مناطق در اختیار ندارد به این دلیل به نظر می رسد تا زمانی که مسئولان حداقل ها را برای حفاظت از گونه های گیاهی تامین نکنند، کشورمان نمی تواند از توانمندی هایش استفاده و بخشی از نیازهای خود را از این راه برطرف کند.

 عشایر,گیاهان دارویی,مراتع,مهدی آیینی‌

گنج‌هایی که زیر پا می‌مانند یا خوراک دام می‌شوند

 دست‌کم آن‌طور که باید قابلیت‌های آنها جدی گرفته نشده است به همین دلیل این روزها 2405 گونه از آنها در معرض خطر قرار دارند، از 8000 گونه گیاهی کشورمان حرف می‌زنیم؛ گیاهانی که اگر خوب به آنها رسیدگی کنیم و برای رشد و پرورششان بکوشیم، صادراتشان می‌تواند سود سرشاری را به کشور سرازیر کرده و خانواده‌های زیادی را از فقر و جوانان بی‌شماری را از بیکاری نجات دهد، زیرا ارزش تجارت جهانی گیاهان دارویی بیش از 43 میلیارد دلار تخمین زده شده و آمار‌ها از این حکایت دارد که چین، آلمان و کانادا از کشورهای پیشگام در این زمینه به‌شمار می‌آیند

  • گزارش تلویزیون ایران از درخت انجیری که در دل سنگ روییده[۱]

 


انداز

هندوستان در قطب جنوب و شمال فعال می شود.

سلمان خورشید، وزیر امور خارجه هند،  عازم نروژ شد. هدف از این دیدار بازدید از پایگاه هند در قطب  شمال  در نروژ ذکر شده است.

هند در سال 2008 براي انجام تحقیقات در قطب شمال، پایگاهی را در نی آلیسوند (Ny-Alesund) در نروژ در 1200 کیلومتری قطب شمال ایجاد كرده بود. هند اخیراً به عنوان عضو ناظر به شورای قطب شمال  Arctic Council پيوسته است. یادآور می شود که ماه گذشته هند و پنج کشور دیگر از جمله چین، ایتالیا، ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور به عنوان عضو ناظر به شورای قطب شمال پيوستند. شورای قطب شمال، سیاست هاي مربوط به این منطقه را تدوین می كند و اخیراً به این دلیل داراي اهمیت شده است که یخ این منطقه در حال ذوب شدن است و مسیر های جدید تجاری به وجود می آید. این منطقه داراي ذخایر نفت و گاز نیز می باشد. البته هند می گوید که علاقه این کشور نسبت به این منطقه صرفاً علمی است.

هشت كشور عضو این شورا هستند كه آمریکا، روسیه، نروژ و سوئد نیز از جمله آنها هستند. (هندوستان تایمز)

India and the Arctic

India and the Arctic

 

 در خرداد ماه 1392 سلمان خورشید، وزیر امور خارجه هند،  عازم نروژ شد. هدف از این دیدار بازدید از پایگاه هند در قطب  شمال  در نروژ و همچنین بررسی روابط دوجانبه ذکر شده است.

 

عضویت هند در شورای قطب شمال  Arctic و حضور فعال هند در قطب جنوبگانAntarctica

کشورها بر سر استفاده از منابع غنی قطب شمال و جنوب رقابت می کنند. هند در اواخر اردیبهشت  ۱۳۹۲  به عنوان عضو ناظر شورای شمالگان  آرکتیک درآمد. ماه آوریل گذشته وقتی رئیس جمهور ایسلند به هند سفر کرد در سخنرانی خود در موسسه مطالعاتی هند اعلام کرد که هند بزودی به عضویت ناظر و سپس عضویت شورای شمالگان در خواهد آمد او همچنین از اقدامات چین برای حفاظت از محیط زیست شمالگان تقدیر کرد. او گفت چین و هند کشورهای منطقه یخچالهای هیمالیا هستند که من آن را قطب سوم (شمال – جنوب- هیمالیا) می نامم بنا بر این حضور هند در شورا مهم است. وی گفت اگر یخ های یخچالهای جهان آب شوند دهها کلان شهر از شانگهای تا دبی و کیپ تاون به زیر آب می روند.

  Arctic   قطب شمالگان

 بخش‌هایی از روسیه، آلاسکا، کانادا، گرینلند، لاپلند و سوالبارد و نیز اقیانوس شمالگانی (اقیانوس منجمد شمالی) را در بر می‌گیرد.

 چین – ایتالیا- کره جنوبی- ژاپن و سنگاپور نیز به این شورا پیوسته اند.کشورهای نردیک اعضای اصلی شورای شمالگان هستند. آمریکا- روسیه – نروژ- کانادا- دانمارک موسسان شورا هستند.

رئیس جمهور ایسلند آقای اولافور راگنار گریمسون در ماه آوریل بدعوت هند به دهلی سفر کرد  او لابی اصلی هند برای پیوستن هند به شورا است.

هند فرصت طلایی را برای عضویت در این شورا از دست داده بود و توانست با لابی های فشرده و دیپلماسی فعال به این شورا بپیوندد. موسسه اقیانوس شناسی هند در گوا سالها است که برای پیوستن هند به شورای شمالگان تلاش می کند.

وزیر خارجه سوید که سالها رئیس شورای شمالگان بوده است نیز به هند در این راستا کمک کرده است. بر خلاف قطب جنوبگان که در انحصار مالکیتی و حاکمیت هیچ کشوری نیست . قطب شمالگان دارای کشورهای صاحب حاکمیت است. و دارای ذخایر عظیم نفت- گاز- طلا و سایر کانی های با ارزش است اخیرا سازمان اقیانوس شناسی و نیروی دریایی ایران نیز تلاش کرده است به قطب جنوبگان توجه نشان دهد که اگر چه بسیار با تاخیر اما قدم مثبتی است.

قطب شمال یک ششم کره زمین و به اندازه روسیه – چین و هند وسعت دارد. قب شمال هیچ جمعیت باشنده ای ندارد. و بوسیله سازمان 1996 بیانیه اتاوا /شورای شمالگان اداره می شود. شورای شمالگان علاوه بر 8 عضو  اصلی( آمریکا، روسیه، نروژ و سوئد نیز از جمله آنها هستند.)    12 عضو ناظر دارد. که هر دوسال یکبار کمیته های ششگانه آن اجلاس برگزار می کنند. در اجلاس وزرای در نروژ در اول ماه می 2013 عضویت ناظرهند رسما اعلامو تصویب شد.

هند در بخش تغییر آب و هوایی در قطب شمال تحقیقات انجام می دهد . هند 12 میلیارد دلار برای پژوهش های مربوطه برای یک دوره 5 ساله اختصاص داده است.

 باور کارشناسان انرژي بر اين است که يک چهارم منابع نفتي و گازي جهان در بستر اقيانوس منجمد شمالي قرار دارد.

روسيه، نروژ، کانادا، دانمارک و آمريکا که سواحل همجوار قطب شمال دارند، اين قلمروي غني را از آن خود اعلام کرده اند. مسابقه براي تصاحب اين منطقه از زماني شتاب گرفت که با آب شدن کوه هاي يخ دسترسي به قطب شمال آسان تر شده است. در سال 2001 روسيه مدارک مالکيت اين منطقه را به سازمان ملل متحد ارائه داد که مورد قبول قرار نگرفت چون فاقد شواهد لازم بود. سه سال پيش کاوشگران روسي در حرکتي حاکي از جدي بودن اين کشور در چشمداشت به اين قلمرو پرچمي را از جنس تيتانيوم در بستر اقيانوس منجمد شمالي نصب کردند.

روسيه اعلام کرده است 64 ميليون دلار براي اثبات مالکيت خود هزينه خواهد کرد. اين در حالي است که مسکو پيش تر مالکيت خود را نسبت به رشته کوه لومونوسوف،‌ واقع در بستر اقيانوس منجمد شمالي به مساحت يک ميليون و 200 هزار کيلومتر مربع، يعني معادل يک دهم مساحت اروپا اعلام کرده است. مسکو اين ناحيه را ضميمه قلمرو روسيه مي داند.

از سوي ديگر، کاوش هاي علمي آمريکا و کانادا براي جمع آوري داده ها از اين منطقه در حال انجام است، تا بتواند ادعاي اين کشورها را بر سر مالکيت اين منطقه اثبات کند. نروژ و دانمارک نيز براي بدست آوردن حاکميت اين منطقه تلاش مي کنند. به موجب قوانين بين المللي هر يک از اين پنج کشور حوزه قطب شمال، مجاز به بهره برداري اقتصادي از ناحيه اي به شعاع 200 مايل در امتداد سواحل خود است.

مناطق آزاد ديگر که خارج از اين محدوده قرار مي گيرد، متعلق به کشوري خواهد بود که بتواند ثابت کند، فلات قاره اي اش در بستر دريا از اين محدوده فراتر مي رود. اما آنچه سبب شده است، تب مذاکرات و موضوعات مربوط به اين منطقه بالا گيرد، منافع اقتصادي حاصل از اين منطقه است.

براساس برآورد زمين شناسان آمريکايي منطقه قطب شمال دست کم 90 ميليارد بشکه نفت و در حدود هزار تريليون و 550 ميليارد متر مکعب گاز، معادل يک سوم ذخاير نفت و گاز کل جهان، را در خود جاي داده است. همچنين بر اساس اين برآوردها، منابع استحصال نشده نيکل، طلا،‌ زغال سنگ، الماس، پلوتونيوم، تيتانيوم، و ساير مواد خام مهم نيز در زير بستر يخ هاي در حال ذوب اين منطقه قرار گرفته است. روسيه و برخي کشورهاي همسايه قطب شمال با امضاي توافقنامه هايي، در ظاهر، درصدد رفع اختلافات مرزي هستند، اما تحرکات اخير ناتو در قطب شمال و واکنش مقامات کرملين حاکي از عمق اين اختلافات و فراتر از مسايل ارضي و مرزي است. روسيه منطقه قطب شمال را ادامه فلات قاره سيبري مي داند که حق مالکيت بر آن را دارد و ديگر کشورهاي همسايه هم قطب شمال را قلمرو خود مي دانند. ذوب شدن و در نتيجه کاهش قابل توجه اندازه کوه هاي يخي قطب شمال در سال هاي اخير به علت تغييرات آب و هوايي سبب نمايان شدن منطقه اي شده است که گفته مي شود حداقل يک چهارم ذخاير کشف نشده نفت و گاز جهان را در خود جاي داده است.

از ميان همه کشورهايي که در حاشيه قطب شمال قرار دارد، روسيه بيش از ديگران در تلاش است بر منابع اين منطقه تسلط يابد. بسياري از پيش بيني ها هم حاکي است، در بيست سال آينده، ديگر هيچ يخي در قطب شمال باقي نخواهد ماند و اين منطقه مي تواند به يک مسير کشتيراني پر رفت و آمد تبديل شود.

 سرگئي لاوروف ، وزير امور خارجه روسيه  مخالفت کشورش را با حضور سازمان پيمان آتلانتيک شمالي “ناتو”در قطب شمال (مدار شمالگان) اعلام کرد.

لاوروف  گفت:” ما نمي‌فهميم ناتو در قطب شمال چه کار دارد. کشورهاي همجوار قطب شمال در چارچوب شوراي قطب شمال تاکيد کرده اند که تمام مسائل اين منطقه بايد از طرق سياسي و مطابق قوانين بين المللي و در وهله اول کنوانسيون حقوق درياهاي سازمان ملل حل و فصل شود.

” مسئله نظامي شدن اين منطقه در ميان نيست اما روسيه و کانادا به عنوان کشورهايي که سه چهارم سواحل اقيانوس منجمد شمالي در اين کشورها واقع شده است مسئوليت امنيت مرزهاي خود و آبراه هايي را که در حاشيه اين مرزها قرار دارد به خوبي انجام مي دهند. “لاوروف همچنين گفت:” ما مطمئنا تدابيري عملي انجام مي دهيم تا اين امنيت تامين شود.” اين در حالي است که دريا سالار جيمز استاوريديس ، فرمانده ارشد نيروهاي ناتو در اروپا در اواسط ژوئن 2010 ميلادي هشدار داد: رقابت بر سر منابع در قطب شمال مي‌تواند باعث تشديد مناقشه بين روسيه و ناتو شود. 

 قطب شمال در حال تبديل شدن به يک مسير تجاري جديد است و داراي ذخاير زيرزميني بسيار غني است. آندرس فوگ راسموسن دبير کل ناتو بارها تاکيد کرده است اين سازمان خود را با چالش هاي جديد در زمينه امنيت در منطقه قطب شمال مطابقت مي دهد. اين در حالي است که  ، رئيس جمهوري روسيه نيز از افزايش فعاليت سازمان پيمان آتلانتيک شمالي ناتو در قطب شمال ابراز نگراني کرده و گفته است: نيازي به حضور ناتو در قطب شمال نيست.

 مضاف بر اين که خطر برخوردهاي احتمالي نظامي در مناطق مورد اختلاف با حضور ناوگان هاي دريايي روسيه و ناتو فزوني خواهد گرفت.

سه کشتی يخ شکن از نروژ راه افتاده تا نقطه ای که تنها 160 کيلومتر از قطب شمال فاصله دارد پيش خواهند رفت. يکی از آنها سوراخی به عمق تقريبا 400 متر در بستر دريا حفر خواهد کرد.

دانشمندان انتظار دارند نمونه های جمع آوری شده حاوی فسيل موجودات ذره بينی باشد. اين آثار سرنخ هايی درباره حرارت منطقه طی 50 ميليون سال گذشته به دست خواهد داد.

يخ های ناحيه قطب شمال هم اکنون نازک و نازک تر می شود و دانشمندان برای اين که بتوانند تغييرات جوی آينده را به دقت پيش بينی کنند بايد علت و چگونگی اين پديده را دريابند.

قطب جنوبگان  Antarctica)‏

جنوبگان به قاره‌ای گفته می‌شود که پیرامون قطب جنوب، زمین را در بر گرفته‌است. این قاره سردترین نقطه کره زمین است و کمابیش تمام سطح آن با یخ پوشیده شده‌است. کشف این قاره در اواخر ژانویه ۱۸۲۰ صورت گرفت.

 

جنوبگان پنجمین قاره بزرگ کره زمین پس از آسیا، آفریقا، آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی است، ولی با این وجود کمترین جمعیت همه قاره‌ها را دارد. همچنین بلندترین میانگین ارتفاع، کمترین میانگین رطوبت و پایین‌ترین میانگین دما در میان همه قاره‌های جهان به این قاره تعلق دارد.

باور به وجود سرزمینی جنوبگانی یعنی قاره‌ای بس بزرگ که در دورترین نقطه کره زمین قرار گرفته باشد تا بتواند توازن کره زمین را در برابر خشکی‌های عظیم شمال آن حفظ کند از زمان بطلمیوس یعنی سده نخست میلادی وجود داشته‌است. بطلمیوس این مسئله را مطرح می‌کرد که وجود چنین سرزمینی برای حفظ قرینگی خشکی‌ها لازم است. ترسیم خشکی‌های بزرگی در جنوب کره زمین در نقشه‌های قدیمی رایج بود، از جمله در نقشه‌های معروف پیری رئیس، دریاسالار ترکیه عثمانی (از سده ۱۶). حتی پس از این‌که در اواخر سده هفدهم کاشفان دریافتند آمریکای جنوبی و استرالیا جزئی از جنوبگان افسانه‌ای نیستند، همچنان در باور جغرافیدانان آن دوره، منطقه قطب جنوب بسیار بزرگ‌تر از مساحت راستین آن تصور می‌شد.

 

پنگوئن امپراتور از پرندگانی است که تنها در این قاره زندگی می‌کند.

جنوبگان که دو برابر مساحت آمریکا است تنها جایی در کره زمین است که هیچ دولتی در آنجا حاکمیت ندارد. رقابت های دوره جنگ سرد باعث شد که قدرتهای بزرگ طبق معاهده ای  کشورها را از نظامی کردن و  حاکمیت بر این منطقه پرهیز دادند تقریبا همان کاری که برای فضا و سایر کرات و  دریاهای آزاد وضع کردند.

بندهای ۱۴ گانه پیمان جنوبگان  Articles of the Antarctic Treaty

بندهای ۱۴ گانه پیمان عبارتند از :

*ماده ۱ – منطقه فقط برای مقاصد صلح آمیزاستفاده می شود، فعالیت های نظامی، مانند آزمایش سلاح، ممنوع است

 اما پرسنل و تجهیزات نظامی ممکن است برای تحقیقات علمی و یا هر هدف دیگر صلح آمیز استفاده می شود؛

*ماده (۲) – آزادی تحقیقات علمی و همکاری های و تبادل علمی برای کشورها؛

*ماده (۳) – تبادل اطلاعات و پرسنل در همکاری با سازمان ملل متحد و دیگر سازمان های بین المللی؛

*ماده ۴ – این پیمان ، اختلافات، و نه ایجاد ادعای تمامیت ارضی و یا هیچ ادعا حاکمیت را برسمیت نمی شناسد؛

 

*ماده (۵) – این پیمان انفجار هسته ای و یا دفع زباله های رادیواکتیو را در قطب شمال ممنوع می داند.

*ماده ۶ – جغرافیای  معاهده،شامل زمین و سینه کش های یخی و بجز آبهای اطراف جنوب

 ۶۰ موازات جنوب | ۶۰ درجه ۰۰ دقیقه جنوبی ؛است

*ماده (۷) – ناظران و پژوهش گران دولتهای هم گروه پیمان  دسترسی آزاد، از جمله نظارت هوایی،

به هر منطقه و تمام ایستگاه ها، تاسیسات،تجهیزات و بازرسی قبل از تمام فعالیت ها و معرفی پرسنل نظامی  داده شده است؛

*ماده ۸ – به دولتها اجازه می دهد تا صلاحیت و نظارت بر ناظران و دانشمندان کشور خود در منطقه داشته باشند

*ماده (۹) – جلسات شورایی در میان کشورهای عضو مرتبا برگزار خواهد شد.

*ماده (۱۰) – تمام کشورهای پیمان، می توانند فعالیت های هر کشور در قطب جنوب

که بر خلاف این پیمان است را مورد اعتراض قرار دهند؛

*ماده ۱۱ – تمام اختلافات به روش مسالمت آمیز توسط طرف های مربوطه و یا در نهایت،

با حل و فصل دیوان بین المللی دادگستری  خواهد بود؛

*بندهای ۱۲، ۱۳، ۱۴ – مربوط به روش تعامل، تفسیر و اصلاح این پیمان میان کشورهای عضو می شود.

هدف اصلی از ATS این است تا اطمینان حاصل شود که منابع جنوبگان در جهت منافع نوع بشر باید برای همیشه و منحصرا برای مقاصد صلح آمیز استفاده  شود

و نباید تبدیل به صحنه یا موضوع تفرقه بین المللی  و هر گونه اقدامات از ماهیت نظامی باشد،

اما حضور آرامشمند پرسنل نظامی ممنوع نیست.

 

 آرژانتین ادعای ارضی داشت بلا فاصله شوروی و آمریکا و انگلیس وارد عمل شدند تا مانع حاکمیت کشورها بر آنحا شوند امروزه ۵۰ کشور عضو معاهده هستند ایران هنوز نپیوسته است. بعدها  ۵ قراداد نیز به معاهده الحاق شده است .

۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱  دوازده کشور مدعی در مورد قطب جنوب پیمانی را وضع کردند و همدیگر را از تصرف  برحذر داشتند. این پیمان ۱۴ ماده دارد که مربوط به عدم بهره برداری و سلطه گری و نظامی کردن منطقه است.

نظام معاهده‌ایِ جنوبگان که بر این قاره حکم می‌راند، از زمان تأسیس‌اش در سال ۱۹۶۲، عملکرد خوبی داشته و هم‌اینک پنجاه کشور از آن تبعیت می‌کنند.اما قاره جنوبگان هم‌اینک زیر فشار ناشی از دگرگونی‌های اقلیمی زمین و رغبت پیوسته به ذخایر طبیعی خود قرار گرفته که چیزهای متنوعی از ماهی گرفته تا کریل‌ها و از گاز و نفت گرفته تا کانی‌های معدنی را شامل می‌شوند. او می‌افزاید: “خیلی‌ها شاید ندانند که در بحث زمین‌گرمایی، جنوبگان مثل پیش‌مرگ و زنگ خطر زمین و به‌گونه‌ای نقش ترموستات سیاره‌مان را بازی می‌کند. مناطق قطبی، در قبال مخاطرات ناشی از زمین‌گرمایی، حساس‌ترین مناطق زمین هستند و به سرعتْ عکس‌العمل نشان می‌دهند. به‌طوریکه جنوبگان، هر اتفاقی را که به تبع زمین‌گرمایی به روی خود ببیند، آن را دیر یا زود و به شیوه‌هایی که ندرتاً احساسش می‌کنیم، در باقی نقاط سیاره‌مان هم خواهیم دید. این قاره، میزبان متجاوز از ۹۰ درصد ذخایر آب شیرین زمین است، که به شکل صفحات غول‌آسای یخی به دام افتاده‌اند. پژوهشی که بر اطلاعات بنیادین‌ و درک کلی‌مان از این سامانه‌های پیچیده بیفزاید، نقش مهمی در درک بسیاری از چالش‌های فعلی پیش روی زمین ایفا خواهد کرد. کنیکوت علاوه بر تحقیق در این منطقه، ریاست کمیته علمی پژوهش‌های مرتبط با جنوبگان (SCAR) را هم عهده‌دار است؛ کمیته‌ای که در سال ۱۹۵۸میلادی با هدف مدیریت پژوهش‌های بین‌المللی این منطقه تأسیس شد.

مالون کنیکوت: در بحث زمین‌گرمایی، جنوبگان مثل پیش‌مرگ و زنگ خطر زمین و به‌گونه‌ای نقش ترموستات سیاره‌مان را بازی می‌کند. مناطق قطبی، در قبال مخاطرات ناشی از زمین‌گرمایی، حساس‌ترین مناطق زمین هستند و به سرعتْ عکس‌العمل نشان می‌دهند. به‌طوریکه جنوبگان، هر اتفاقی را که به تبع زمین‌گرمایی به روی خود ببیند، آن را دیر یا زود و به شیوه‌هایی که ندرتاً احساسش می‌کنیم، در باقی نقاط سیاره‌مان هم خواهیم دید.

 

جنوبگان، علی‌رغم مساحتی بیش از دو برابر خاک ایالات متحده، نه از هیچ شهر و دولتی میزبانی می‌کند و نه حتی ساکن دائمی دارد. همه مسافرین این منطقه، بازدیدکنندگان موقتی‌ هستند که یا دانشمندند، یا پرسنل پشتیبان دانشمندان و یا گردشگر. این قاره سردترین، خشک‌ترین و بادخیزترین منطقه زمین، و تنها قاره‌ای‌ست که منطقه زمانی ندارد.

کنیکوت می‌گوید: “معاهده جنوبگان طی پنجاه سال گذشته عملکرد خوبی داشته، ولی ما نیازمند هم‌اندیشی مجددی هستیم تا بفهمیم که چگونه به نحو مطلوبی می‌شود این قاره را از دامنه مخاطرات فزاینده‌ای که تهدیدش می‌‌کنند، حفظ کرد. این معاهده به هچکس اجازه استخراج نفت یا گاز را نمی‌دهد، اما امکان نقض آن در سالیان آینده وجود دارد. شرکت‌های تولید انرژی، تاکنون رغبت چندانی به کاوش سرزمین‌های جنوبی سیاره‌مان نشان نداده‌اند، چراکه اوضاع سخت محیطی، فاصله‌ای که تا بازار عرضه وجود دارد و همچنین نبود فناوری‌هایی لازم، این کار را به تجارتی سخت و گران بدل کرده. در دهه ۶۰ [میلادی]، اکثر افراد گمان می‌کردند که حفاری در حوزه شمال آلاسکا به صرفه نیست؛ حال‌آنکه ظرف کمتر از ۳۰ سال، این منطقه به یکی از برجسته‌ترین ذخایر نفت جهان بدل شده است. امروزه حفاری در اعماق آب‌ها کار رایجی در جهان شده و فناوری‌های تکمیلی ِ فرآوری نفت از لایه‌های زیرسطحی هم به سرعت در حال پیشرفت‌اند. لذا موانع پیشین شاید پشت سر گذارده شوند و این در آینده‌ای نه‌چندان دور، حال جنوبگان را وخیم‌تر خواهد کرد”.

کنیکوت همچنین می‌افزاید که ذوب یخچال‌های چندین نقطه از این قاره، خطری‌ست که باید آن را جدی گرفت. “در خلال خبرهای هفته پیش، گزارشی وجود داشت مبنی بر اینکه ارتفاع سطح آب سواحل شرقی ایالات متحده، با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه که پیش‌بینی می‌شده در حال افزایش است. همچنان که سیاره‌مان گرم می‌شود و صفحات غول‌آسای یخی می‌شکنند و آب می‌شوند، ارتفاع سطح آب دریاهای زمین هم نه فقط در آمریکا، که در سرتاسر دنیا می‌تواند افزایشی چشمگیر داشته باشد. در مباحثات جاریِ مربوط به معضل زمین‌گرمایی و رشد ارتفاع سطح آب دریاها، از صفحات یخی جنوبگان به عنوان «غول‌های خفته» یاد می‌شود. دانشمندان هنوز درک درستی از زمان و نحوه بیداری این غول‌ها در آینده، که به بالاتر آمدن سطح دریاها خواهد انجامید، ندارند”. وی همچنین می‌افزاید اگر آن مکتشفینی که برای نخستین بار این منطقه را بالغ بر ۱۰۰ سال پیش از نظر گذراندند، امروز هم ببینندش، از وسعت تغییراتِ پدیدآمده حیرت‌زده می‌شدند.

  

مثلاً ثابت شده که بیش از ۳۰۰ دریاچه زیریخچالی در جنوبگان وجود دارد که وسعت برخی‌شان پهلو به وسعت دریاچه‌های بزرگ زمین می‌زند؛ در برخی مناطق ِ این قاره هم صفحات یخی، مثل رودخانه به سمت اقیانوس جاری‌اند. تعدد گردشگران و روند رو به رشد سفرهای تحقیقاتی به منطقه هم حکایت از این دارد که چشم‌انداز حضور دائمی انسان در جنوبگان، آنقدرها هم دور از انتظار نیست. کنیکوت می‌گوید: “تمام این نگرانی‌ها، چالش‌های خطیری را در برابر کوشش‌هایی که به‌منظور حفظ و حراست از این قاره صورت گرفته، مطرح کرده‌اند”. “حرف آخر اینکه ما نیازمند کسب اطمینان از این مسأله‌ایم که آیا معاهدات و شیوه‌های کنونی که به‌عنوان تدبیر و واکنشی در قبال این مخاطرات عمل می‌کنند، هیچ استقامت کافی برای یک تمدید پنجاه‌ساله را دارند؟ و آیا سیاست‌های کنونی، قاره جنوبگان را به همان اندازه‌ که آن را برای آیندگان‌مان می‌خواهیم و بدان‌ها بدهکاریم، حفظ و حراست کرده‌اند؟

جنوبگان منطقه ای مناسب برای پژوهش در موضوعات زیستی و تحقیقات اقیانوس شناسی به شمار می آید

با پیوستن به معاهده جنوبگان، تحقیقات اقیانوس شناسی، هوا فضا، نجوم، مغناطیسی، پزشکی و فنی، نساجی به راحتی در این منطقه صورت می گیرد.  (جنوبگان) از جهات مختلفی از جمله دور بودن آن حائز اهمیت است و ایران در حال حاضر در پی فراهم آوردن شرایطی است که بتواند به دورترین نقطه گیتی سفر و پژوهش و بررسی زیادی را از لحاظ اقیانوس شناسی انجام دهد. جنوبگان به دلیل منابع کانی و بیش از ۱۵۰ ماده معدنی، نفت و سایر مشتقات و حتی فلزات از نظر علمی و پژوهشی برای  مطالعات  اهمیت بالایی دارد.

 وسعت جنوبگان از اروپا بزرگتر و آفریقا کوچکتر است و در مجموع قاره ای است که ، مرتفعترین و سحرآمیزترین نقطه از جهان را به دلیل دسترسی و میزان اندک دانش بشر به خود اختصاص داده است.

جنوبگان محل مناسبی برای تحقیقات اقیانوس شمالی، علوم زمین، هوافضا، ماهواره، نجوم، مغناطیسی، پزشکی و حتی نساجی است.  مذاکره کشورهای عربی برای ایجاد پایگاه در قطب جنوب در حال انجام است

 هندوستان با ۴ پایگاه و آرژانتین چند پایگاه در جنوبگان دارند، چنانچه پاکستان تنها کشوری است که یک پایگاه در جنوبگان داشته و مالزی و ترکیه به این معاهده پیوسته اند اما پایگاهی در جنوبگان ندارند.

 وی افزود: برخی از کشورهای عربی در حال مذاکره برای ایجاد پایگاه در قطب جنوب هستند بنابراین باید تمام تلاش خود را برای پیوستن به این معاهده انجام دهیم تا مانند معاهده شمالگان که بعد از مدتی تعداد کشورهای عضویت را محدود کرده اند و نتوانستیم در این معاهده شرکت کنیم رخ ندهد.

 سازمان اقیانوس شناسی ایران در صدد ایجاد کلبه پزوهشی در قطب جنوب است.

بر اساس ماده ۱۶ پروتکل الحاقی حفاظت از محیط زیست به معاهده جنوبگان ، دولت های عضو پروتکل خود را متعهد کرده اند که قواعد و تدابیر مربوط به مسوولیت مدنی خسارات ناشی از اقداماتی را که در حوزه معاهده جنوبگان انجام می شوند،کنوانسیون تنظیم اقدامات راجع به منابع معدنی جنوبگان (کرامرا ) که هنوز لازم الجرا نشده است ، این مسوولیت را مقرر نموده بر اساس ماده ۸ ، هر کارپرداز و اپراتور در خصوص خساراتی که به محیط زیست جنوبگان یا اکوسیستم های وابسته یا پیوسته به آن وارد نماید ، به طور مطلق مسوول می باشد .

در اسفند ۱۳۹۱ اظهارات یک مقام نظامی ایران برای حضور در قطب جنوبگان بازتاب گسترده ای داشت این اولین بار بود که از یک مقام نظامی ایران  این حرف شنیده می شد و حرف درستی هم هست اما قبلا در مراکز دانشگاهی بحث رژیم حقوقی آبهای بین المللی و قطب جنوبی بسیار بحث شده است  قطب جنوب نیز مانند آبهای آزاد در حاکمیت هیچ کشوری نیست و هیچ کشوری نمی توان بخشی از آن را تصاحب کند اما می توان تاسیسات علمی و پژوهشی ایجاد نمود.

این چیزی است که ما در مباحث دانشگاهی همواره دنبال آن بودیم امیدواریم ایران  ایجاد پایگاههای تحقیقاتی را در قطب جنوب جدی بگیرد و در سواحل فقیر مکران نیز یک شهر مدرن توریستی بنام مکران  و یا به نام مگان  ایجاد کند نام سواحل جنوبی ایران از هر مز تا رود سند مکران نام داشته است.

با اشاره به موقعیت سواحل مکران در مجاورت آب‌های آزاد ایران از این سواحل دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد و بدون وجود هیچ خشکی در سر راه به قطب جنوب دارد و می‌تواند طبق قوانین بین‌المللی در بخشی از قطب جنوب ادعای حضورداشته باشد.»  (ادعای حاکمیت غلط است) می توان حضور داشت.

سواحل مکران در جنوب شرقی ایران و در مجاورت دریای عمان واقع شده است. این سواحل بخشی از استان سیستان و بلوچستان ایران است که از فقیرترین مناطق کشور محسوب می‌شود در حالی که بندر چابهار در این استان از مناطق آزاد بازرگانی است و در سال‌های اخیر تبلیغات بسیاری درباره آن انجام شده است.

 مقام ایرانی ضمن تایید عدم توسعه این منطقه ساحلی گفت: «متاسفانه سواحل کشور ما کم‌تراکم‌ترین، فقیرترین و دارای کمترین زیرساخت و امکانات بهداشتی و درمانی است. سواحل مکران با طول ۷۰۰ کیلومتر و پس‌کرانه خوب فرصت‌های ارزشمندی برای توسعه کشور دارد، سواحلی که بسیاری از کشورها حسرت یک کیلومتر آن را می‌خورند.» این مقام نظامی در ادامه سخنان خود به حضور سپاه پاسداران در جنوب شرقی ایران و منطقه سیستان و بلوچستان اشاره کرد و گفت که سپاه از پنج سال قبل مسئولیت‌ این منطقه را بر عهده گرفته است. به گفته او، نیروهای مسلح ایران «دو سه شهر بزرگ» در این منطقه ایجاد می‌کند که «بزرگ‌تر» از چابهار و بندر جاسک خواهد بود.

پیش از این، فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران نیز گفته بود که نیروهای نظامی ایران قصد احداث یک پایگاه جدید دریایی نظامی در شهر پسابندر استان سیستان و بلوچستان را دارند.

دکتر محمدعجم

منبع: معاهده جنوبگان – شورای شمالگان

http://parssea.org/?p=1310

اقیانوس هند سوّمین اقیانوس بزرگ جهان و اتحادیه همکاریهای منطقه ای کشورهای حاشیه اقیانوس هند، IOR-ARC

http://parssea.org/?p=1639

هند و قطب شمال 

Arctic region, the enormous area around the North Pole spreading over one-sixth of the earth’s landmass (approximately the size of Russia, China and India put together!), is increasingly being effected by external global forces – environmental, commercial and strategic and in turn is poised to play an increasingly greater role in shaping the course of world affairs.

By far Climate Change and the resultant rapid melting of the Arctic Ice cap is the most important phenomenon that is redefining the global perspective on the Arctic. Current scientific consensus indicates the Arctic may experience nearly ice free summers as early as 2030’s opening up enormous opportunities as well as challenges not only for the littoral states but also the international community as a whole. While the attraction of Arctic oil and gas reserves, unexploited marine living resources and shorter shipping routes connecting the Pacific and the Atlantic Oceans is undeniable, the adversarial impact of melting Arctic Ice cap on the indigenous communities, the marine ecosystems and aggravation of global warming is equally undeniable.

Antarctica, though uninhabited, is governed by the 1959 Antarctic Treaty ensuring that it is used for exclusively peaceful purposes. There is no similar international regime for the Arctic. This was perhaps because of the particular characteristics of the Arctic but also because of the Cold War. In the Post Cold War era a move towards cooperative arrangements for managing the Arctic region led the establishment of Arctic Council.

The Arctic Council is a high level intergovernmental body set up in 1996 by the Ottawa declaration to promote cooperation, coordination and interaction among the Arctic States together with the indigenous communities and other Arctic inhabitants. The Council has the eight circumpolar countries (Norway, Sweden, Finland, Iceland, Denmark (Greenland and Faroe Islands), Canada, US and Russia) as member states and is mandated to protect the Arctic environment and promote the economies and social and cultural well-being of the indigenous peoples whose organizations are permanent participants in the council. Observer status in the Arctic Council is open to Non-governmental organizations, Non-littoral states as well as to Intergovernmental and Inter-Parliamentary organizations. With 6 new countries inducted as observers in May 2013 the Arctic Council currently has 12 observers.

The Council members meet biannually and the Chairmanship if the Arctic Council rotates every two years. There are six working groups a) Arctic Contaminants Action Program (ACAP); Arctic Monitoring and Assessment Programme (AMAP); (c) Conservation of Arctic Flora and Fauna (CAFF);(d) Emergency Prevention, Preparedness and Response (EPPR); (e)Protection of the Arctic Marine Environment (PAME); and (f) Sustainable Development Working Group(SDWG). On the agenda of the Arctic Council are issues relating to shipping regulations, maritime boundaries, search and rescue responsibilities and to devise strategies to mitigate the adversarial impact of the melting of Arctic ice cap.

India and the Arctic

India’s engagement with the Arctic dates back to nearly nine decades when it signed the ‘Treaty between Norway, US, Denmark, France, Italy, Japan, the Netherlands, Great Britain and Ireland and the British overseas Dominions and Sweden concerning Spitsbergen’ also called the ‘Svalbard Treaty’ in February 1920 in Paris.

India has been closely following the developments in the Arctic region in the light of the new opportunities and challenges emerging for the international community due to global warming induced melting of Arctic’s ice cap. Today India’s interests in the Arctic region are scientific, environmental, commercial as well as strategic.

India initiated its Arctic Research Program in 2007 with thrust on climate change in the circumpolar north. The major objectives of the Indian Research in Arctic Region are as follows:

  • To study the hypothesized tele-connections between the Arctic climate and the Indian monsoon by analyzing the sediment and ice core records from the Arctic glaciers and the Arctic Ocean.
  • To characterize sea ice in Arctic using satellite data to estimate the effect of global warming in the northern polar region.
  • To conduct research on the dynamics and mass budget of Arctic glaciers focusing on the effect of glaciers on sea-level change.
  • To carry out a comprehensive assessment of the flora and fauna of the Artic vis-àvis their response to anthropogenic activities. In addition, it is proposed to undertake a comparative study of the life forms from both the Polar Regions.

images/Himadri.jpg
India launched its first scientific expedition to the Arctic Ocean in 2007 and opened a research base named “Himadri” at the International Arctic Research Base at Ny-Alesund, Svalbard, Norway in July 2008 for carrying out studies in disciplines like Glaciology, Atmospheric sciences & Biological sciences. India has also entered into MOU with Norwegian Polar Research Institute of Norway, for cooperation in science, as also with Kings Bay (A Norwegian Government owned company) at Ny-Alesund for logistic and infrastructure facilities for undertaking Arctic research and maintaining Indian Research base ‘Himadri’ at Arctic region.

A number of scientists from different national institutions have participated in our Arctic programme. A sum of over US$12million has been committed for financial investments in Arctic Studies for the next 5 years. India was elected to the Council of the International Arctic Science Committee (IASC) in 2012.

It is in recognition of this contribution to Arctic Studies that India’s application for Observer Status in 2012 received widespread support from all member countries and India was granted observer status to the Arctic Council at the Eighth Biennial Ministerial meeting of the Arctic Council in Kiruna, Norway on May 1, 2013 under the Chairmanship of Sweden.

The impact of rapid changes in the Arctic region goes beyond the littoral states and any legitimate and credible mechanism to respond to these challenges calls for active participation of all those actors who have a stake in the governance of global commons. The interplay between science and policy has the potential to contribute to the better handling of the complex issues facing the Arctic. India which has a significant expertise in this area from its association with the Antarctic Treaty System can play a constructive role in securing a stable Arctic. India in its new role as a permanent observer in the Arctic Council is committed to contribute to the deliberations of the council to develop effective cooperative partnerships that can contribute to a safe, stable and secure Arctic.

Read More:
Arctic Council
National Centre for Antarctic and Ocean Research

تا کنون سنگواره اين دختر ۳.۳ ميليون ساله «کهن‌ترين کودک جهان» است

اواخر سال ۲۰۰۰ ميلادی، يک دانشمند اتيوپيايی به نام «زِرای اَلِمسِگاد» در حين وارسی تپه‌های سنگی منطقه ديکيکا اسکلت کوچکی را از زير خاک بيرون کشيد که برای هميشه داستان زندگی او و جهان را دستخوش تغيير کرد.

به گزارش شبکه تلویزیونی سی ان ان، زِرای اَلِمسِگاد می‌گويد: «وقتی بالای سر اسکلت رفتم و استخوان گونه آن را ديدم که از تکه سنگی ماسه‌ای بيرون زده، آن را برگردانده، از نزديک نگاهش کردم و از شدت تعجب دهانم باز ماند.»

اَلِمسِگاد خيلی زود متوجه شد که اين کشف در عرصه علم تاريخ ساز خواهد بود: «همان جا متوجه شدم که اين اسکلت متعلق به يک کودک از نياکان انسان امروزی است».

اين ديرين مردم شناس در ادامه توضيحاتش می‌افزايد:‌ «فکر کنيد اين بچه را در تکه‌ای ماسه سنگ می‌يابيد، در حالی که دندان کودک هنوز معلوم است، پيشانی بسيار صاف و عمودی دارد، دندان نيش کوچکی دارد…آن قدر نادر و غيرقابل باور است که خودم هم در شک بودم و نمی‌توانستم بپذيرم که موفق به اين کشف شده‌ام و اسکلت [اين کودک باستانی] را يافته‌ام.»

با وجود این، زِرای اَلِمسِگاد تصميم گرفت تا زمانی که تحقيقاتش درباره کشف فوق کامل نشده، آن را رسانه‌ای نکند. ازين رو، در سکوت کامل سنگواره يافت شده را با دقتی وسواس گونه آماده کرد و مورد وارسی قرار داد: «اسکلت در يک تکه ماسه سنگ فشرده پيدا شده بود و بايد ذراتش را دانه به دانه از اسکلت جدا می کردم. برای همين هم، چند نفری به من توصيه کردند که تعدادی کاردان فنی استخدام کنم، اما من گفتم نه، خودم اين کار را انجام خواهم داد، هر چقدر هم وقت ببرد مهم نيست. کار اين بچه را به شخص ديگری نمی‌سپارم.»

در پی اين تصميم، زِرای اَلِمسِگاد سال‌ها در آزمايشگاه خود به سر برد و همان طور که گفته بود ذرات ماسه را دانه به دانه از روی بقايای کودک باستانی زُدود. اين پژوهشگر با استفاده از يک ميکروسکوپ قدرتمند، موفق شد جزئيات دندان درون جمجمه کودک را مشاهده کند و سن و جنسيت او را مشخص کند.

پس از شش سال پژوهش، اَلِمسِگاد اينک می‌داند که کودک کشف شده دختربچه‌ای سه ساله بوده که حدود ۳.۳ ميليون سال پيش جان خود را از دست داده است. 

اکنون، زِرای اَلِمسِگاد در نظر دارد سنگواره اين دختر ۳.۳ ميليون ساله را – که نام «سِلام» را برايش برگزيده – به عنوان «کهن‌ترين کودک جهان» معرفی کند: «وقتی زمان کنفرانس مطبوعاتی رسيد، انگاری که زنی آبستن بودم که بعد از ۹ ماه نوزادش را زاييده و – به رغم درد، به رغم زمان طولانی و خسته کننده دوران بارداری – لبخند و چهره شادش را می‌بينيد که به همسر و پزشکش نگاه می‌کند.»

اين محقق تاکيد می‌کند که کشف او متعلق به همه ملت‌هاست: «کار من فرای ملت‌هاست، فرای مليت‌هاست، فرای قاره‌هاست – چرا که همه ساکنان اين کره زمين را به يکديگر پيوند می‌زند.»

شئ تاریخی50 هزارساله در زمین کشاورزی در شهرستان شوشتر کشف شد.

شئ تاریخی50 هزارساله در زمین کشاورزی در شهرستان شوشتر کشف شد.

jirofIRAN
رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شوشتر گفت: کشاورزی حین شخ مزدن زمینش این شی را پیدا کرد و به میراث فرهنگی و گردشگری این شهرستان تحویل داد.
سید حسین موسوی‌نسب افزود: این شی بیشتر شبیه کیف و از جنس سنگ صابون است .
وی گفت: در یک طرف این شی تصویر دو مار در هم تنیده دیده می‌شود و در سمت دیگر آن خطوطی است که احتمال می‌رود طرح نقشه قدیمی باشد.
رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شوشتر درباره پژوهش‌های انجام شده بر روی این شی افزود: طی بررسی‌های اولیه مشخص شده که این سنگ شبیه اشیای پیدا شده در شهرستان جیرفت است که بر همین مبنا قدمت آن 50 هزار سال تخمین زده شده است.
موسوی گفت : این شی نمونه نادری در خوزستان است که هم اکنون در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری این شهرستان نگهداری شده تا در اختیار اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان قرار گیرد.
وی افزود : با توجه به بررسی‌های انجام شده بر روی این شی احتمال می‌رود این شی یک سنگ وزنه باشد.

 

موفق شدند با شکل دادن گل خام و پختن آن نخستین ظروف گلی را بسازند…
موقعیت طبیعی و شرایط خاص جغرافیایی فلات ایران موجب شده است سرزمین ما در زمره یکی از نخستین زیستگاه های انسان پیش از تاریخ به شمار رود. از قدیمی ترین سکونتگاه های انسانهای اولیه در ایران می توان به حوزه رودخانه خراسان در شرق ایران اشاره کرد. قدمت آثار کشف شده در این ناحیه به یک میلیون تا 800 هزار سال پیش از میلاد مسیح می رسد. همچنین آثار بسیاری از جمله تکه های استخوان و چاقو های سنگی از دوره پارینه سنگی در غارهای ارتفاعات زاگرس کشف شده است که قدمت آنها هم به 100 تا 20 هزار سال پیش می رسد.
جدیدترین تحقیقات زمین شناسی نشان می دهد که حدود 10هزار سال پیش در مرکز فلات ایران دریاچه وسیعی وجود داشته است که با پایان یافتن دوره بارندگی و آغاز دوره خشکسالی، رو به خشکی نهاده و در نتیجه زمین های باتلاقی آن به چمنزار و چراگاه وسیعی تبدیل شده است.
این تغییرات جغرافیایی باعث شده تا ساکنان فلات ایران به تدریج از درون غارها خارج شوند و در مکان های امنی چون بالای تپه های گرد آمده و برای خود خانه های کوچک گلی بسازند. ساکنان این خانه ها به مرور زمان دریافتند که علاوه بر شکار از طریق کشاورزی و رام کردن حیوانات نیز می توانند برای خود غذا تولید کنند. این مردم که تا آن زمان برای نگهداری آب و غذا فقط از ظروف سنگی استفاده می کردند موفق شدند با شکل دادن گل خام و پختن آن نخستین ظروف گلی را بسازند.
از مهم ترین مکان های باستانی متعلق به عصر نوسنگی فلات ایران، می توان به تپه های سیلک کاشان، گنج دره هرسین، علی کش دهلران و تپه حاجی فیروز در نقده آذربایجان غربی اشاره کرد.
در ادامه به برخی از مهمترین تمدن های ادوار کهن ایران خواهیم پرداخت.
تمدن جیرفت
تا مدت ها چنین تصور می شد که کهن ترین تمدن جهان در سومر عراق پا گرفته است؛ اما کشف یک زیگورات عظیم با قدمت بیش از پنج هزار سال ، آثار سنگی بسیار و همچنین کتیبه های آجری به خطی ناشناخته از منطقه جیرفت ایران باعث شد باستان شناسان درباره دانسته ها و ادعاهای پیشین خود تجدید نظر کنند.
آنان با بررسی دوباره کتیبه هایی که از پیش در مناطق مهم باستانی کشف شده بودند، سعی کردند اطلاعات بیشتری درباره این تمدن عظیم و ناشناخته بدست آورند و در نهایت پس از تحقیقات فراوان به تعدادی کتیبه دست یافتند. در یکی از این اسناد لز خرابه های شهر اوروک در جنوب بین النهرین به دست آمده است، داستان کشمکش میان پادشاه سومر با فرمانروای سرزمین ثروتمندی به نام «ارت» ثبت شده بود و در کتیبه دیگر ، پادشاه سومری سعی کرده بود با گذر از شهر شوش و 7 رشته کوه، به سرزمین ارت حمله کند. بررسی دقیق این کتیبه ها و آثار کشف شده این قضیه را به اثبات نزدیک می کندکه شهر افسانه ای و گمشده ارت که در شرق ایران قرار دشته به احتمال زیاد همان شهر جیرفت است.
از آثار کشف شده در حوزه تمدن جیرفت می توان به ظورف و پلاک های سنگی با نقوش بسیار ظریف از موجوداتی چون عقاب ، عقرب و پلنگ اشاره کرد که نظیر آنها در هیچ یک از محوطه های باستانی جهان کشف نشده است. شاید با ادامه اکتشافات و تحقیق روی آثار کشف شده، باستان شناسان به این نتیجه برسند که از این پس به جای بین النهرین عراق، می بایست جیرفت ایران را مهد کهن ترین تمدن بشری در جهان نامید!
شهر سوخته
از دیگر مناطق باستانی کشورمان که احتمالا ارتباط نزدیکی با تمدن جیرفت داشته است، می توان به شهر سوخته در استان سیستان و بلوچستان اشاره کرد. در این شهر کهن که حدود 5هزار سال پیش به خاطر آتش سوزی مهیب یا خشکسالی متروک شده، آثار بسیاری کشف شده است.  از جالب ترین این آثار می توان به جام سفالی کوچکی اشاره کرد که روی آن پنج تصویر پیاپی از یک بز در حال حرکت ترسیم شده است. با چرخاندن جام، نقاشی متحرکی از یک بز کوهی می بینیم که با دو پرش بر بالای درختی می جهد و از برگ آن تغذیه می کند!
این ظرف دربردارنده نخستین انیمیشن در تاریخ تمدن جهان است.
nast.chalighraphi

قنات یا کاریز میراث فرهنگی و علمی و اقتصادی ایرانیان

 کاریز یا قنات بخشی از مقاله:  کاریز میراث علمی و فرهنگی ایرانیان، دکتر محمد عجم  همایش ملی کاریز ۱۳۸۳  گناباد
«کاریز، ابتکار ایرانیان برای دست‌یابی به آب»

کاریز یا قنات یا کهریز به راهی که در زیر زمین کنده شده تا از طریق آن آب  به دشت جریان یابد قنات می گویند. کاریز کانالی است در عمق زمین برای ارتباط دادن رشته چاه هایی که از «مادرچاه » سرچشمه می‌گیردبه منظورهدایت آب به سطح زمین و مدیریّت آب برای کشاورزی و سایر مصارف. این کانال ممکن است تا رسیدن به سطح زمین هزارها متر به طول بیانجامد و سرانجام آب این کاریزها برای شرب و کشت و کار روی زمین می‌آیند که به این محل دهنه کاریز یا سر قنات می گویند.

وجه تسمیه یا ریشه یابی قنات

 

 «کاریز» واژه‌ای پارسی است و در اصل «کهریز» بوده است (بعضی نیز گفته اند که در اصل چاه ریز بوده است)  کاه  ریز یا کهریز به این دلیل است که برای اطمینان از بند نبودن و باز بودن مسیر چاههای فرعی و یا کانال های فرعی مقداری کاه در چاه می ریخته اند اگر در خروجی کاریز کاه مشاهده می شده  یقین می کردند که کانال مسدود نشده و ریزش نکرده .

واژه قنات بطور یقین عربی نیست اما ممکن است معرب‌و یا تحریف شده  باشد.

 بعضی گفته اند که قنات معرب شده از کانو  است و کانو به معنی کانال است کانو – کانون – کانال ممکن هست از یک ریشه باشند. بعضی گفته اند قنات از کن بصورت قن  معرب شده و “ات” جمع عربی گرفته و قنات شده البته دوباره جمع مکسر شده بصورت قنوات . در ایران خاوری و افغانستان و آسیای میانه واژه‌ی کاریز بیش‌تر کاربرد دارد و در ایران باختری واژه‌ی قنات استفاده می شود . گفته شده که قنات عربی  شده‌ی « کن و یا کنات» پارسی است که از ریشه‌ی فعل کندن گرفته شده است.

 کاریز یا قنات یا کهریز به راهی که در زیر زمین کنده شود تا آب از آن جریان یابد می‌گویند. کاریز کانالی است که از دیرباز برای  انتقال آب زیر زمین  به  روی زمین برای شرب و کشاورزی و مدیریت آب در زمین می‌ساخته‌اند.

 ایرانیان باستان در چندین هزار سال قبل دست به این ابتکار جدید زده و آن‌را کاریز یا کهریز نام نهادند. با این اختراع که در نوع خود در جهان تاکنون بی‌نظیر بوده است، می‌توان مقدار قابل توجهی از آب‌های زیرزمینی را جمع آوری کرد و به سطح زمین رساند، که همانند چشمه‌های طبیعی، آب آن در تمام طول سال بدون هیچ کمکی از درون زمین به سطح آن (زمین) جاری شود.کاریز که توسط ایرانیان اختراع شده، هزاران سال قدمت دارد. قدمت بسیاری از کاریزهای ایران، از پنج،شش هزار سال متجاوز است و عمری برابر با تاریخ  تمدن کهن ایران دارد. با وجود این‌که چندبن هزار سال از اختراع آن می‌گذرد،  هنو‌ز هم این روش استفاده از آب، در قسمت مهمی از روستاها و مناطق مسکونی و کشاورزی و دام‌داری کشور معمول و متداول است و حتا یکی از ارکان اصلی کشت و  کار  در نواحی خشک  نیمه کوهستانی است. این اختراع که امروزه شهرت جهانی پیدا کرده، بعدها از ایران به بسیاری از کشورهای جهان انتقال یافته و مورد استفاده مردم در دیگر نقاط دنیا قرار گرفته‌است. طولانی‌ترین کاریز جهان و عمیق‌ترین چاه مادر در حوالی «گناباد» از توابع خراسان است که ۷۰ کیلومتر طول کانال های آن است و عمیق‌ترین چاه مادر کاریزهای ایران به روایتی  ۳۵۰ متر عمق دارد و آن مربوط به کاریز «قصبه» گناباد است. کندن آن به دوره هخامنشی و یا قبل از آن می‌رسد.

تمدن ایران بیشتر بر اساس قنات و کاریز شکل گرفته است تا رودخانه  در حالیکه مصر و عراق تمدن رودخانه ای هستند ایران تمدن کاریزی است .

«هانری‌گوبلو» در پایان نامه خود به اشتباه نوشته است اختراع قنات بخاطر استخراج معدن بوده است اما  خوشبختانه وی عنوان کتاب خود را قنات فنی برای دستیابی  به آب قرار داده که خطای  فرضیه ایشان را جبران می کند  این کتاب در  سال ۱۳۷۱ با همکاری دکتر پاپل یزدی ترجمه و استانقدس آنرا وارد بازار کرد.  وقتی کتاب  را خواندم  دیدم خیلی خوب تدوین شده اما این قدم های اولیه بوده  و نقایصی دارد لذا باید ایرانیان پیشگام شوند و عمیق تر بررسی کنند . بخصوص از بعد باستان شناسی  باید موضوع قنات بیشتر بررسی شود . ضعف بزرگی که  در کتاب دیده می شد  عدم توجه  نویسنده به قناتهای گناباد  بود  وی فقط اشاره کوتاهی در حد یک پاراگراف دارد و آنهم اشتباه است  در حالیکه باید حداقل یک فصل را به قناتهای گناباد اختصاص می داد چون تا یک قرن قبل  جغرافیای  گناباد  بیشترین قناتهای  در یک  منطقه  را بوده اند  زیرا  همه روستاهای شهرستان گناباد قنات دارند اما نویسنده که احتمالا  گناباد  را ندیده است  خیلی گذرا از  از یک قنات بنام  گناباد نام برده و  بدون اینکه توضیح دهد کدام قنات گناباد منظورش هست می گوید این قنات هفتصد سال قدمت دارد و مربوط به دوره اسلامی است  از همان زمان  تصمیم داشتم خطای این کتاب را طی مقاله  ای منتشر کنم فرصت بدست نیامد تا اینکه همایش ملی قنات در گناباد سال ۱۳۸۲  فرصت یافتم مقاله ای به سمینار ارایه دهم  و توضیح دهم که  قنات گناباد در زمان سفرنامه نویسان همچون  ناصر خسرو  توصیف شده و حتی ناصر خسرو حدود هزار سال قبل  نوشته است که مردم ساخت آنرا به  کیخسرو  کیانی نسبت می دهند بعضی آنرا به دوره کیومرت  کیانی و قنات های دیگر منطقه مثل قنات ریاب را به گودرز نسبت  می دهند. این نشانگر آن است که قنات خیلی قدیمی تر است دوم اینکه اصلا منطقه گناباد رودخانه ندارد  خود دشت گناباد حتی چشمه هم ندارد لذا  ابتدا قنات حفر شده و بعد مردم در آنجا سکونت کرده اند مردم گناباد ابتدا در اطراف تنگل زیبد و حاشیه چشمه سارهای  براکوه  زندگی دامداری داشته اند سپس با حفر قنات  و کشاورزی کم کم در دشت گناباد و اطراف مسیر قنات ساکن شده اند.

«هانری‌گوبلو» معتقد است که کاریز، ابتدا یک فن آب‌یاری نبوده، بلکه به‌طور کامل از تکنیک معدن نشات گرفته و منظور از احداث آن جمع‌آوری آب‌های زیرزمینی مزاحم (زه آب‌ها) به هنگام حفر معادن بوده‌است. تردیدی نیست که در گستره فرهنگی ایران، از معادن «مس» و احتمال «روی» موجود در کوه‌های زاگرس، در هزاره دوم قبل از میلاد مسیح بهره‌برداری شده ‌است. کاریز، تشکیل شده از یک دهانه یا هرنج که روباز است و یک مجرای تو‌نل مانند زیرزمینی و چندین چاه عمودی که مجرا یا تو‌نل زیر زمینی را در فواصل مشخص با سطح زمین مرتبط می‌سازد، دارد. چاه‌ها که به آن‌ها در موقع حفر، میله هم گفته می‌شود، علاوه بر مجاری انتقال مواد حفاری شده به خارج، عمل تهویه کانال زیرزمینی را نیز انجام می‌دهند و راه ارتباطی برای لای‌روبی، تعمیر و بازدید از داخل کاریز نیز به شمار می‌روند.آغاز کاریز همان دهانه کاریز است که «مظهر کاریز» نیز نامیده می‌شود. مظهر کاریز جایی است که آب از دل کاریز بیرون می‌آید و ظاهر می‌شود و می‌تواند برای آب‌یاری و دیگر مصارف مورد استفاده قرار بگیرد. قسمت انتهایی کاریز، «پیش‌کار کاریز» نامیده می‌شود که در آخرین قسمت آن‌، چاه مادر کاریز قرار گرفته‌است. قسمت‌هایی از کاریز که با حفر آن‌ها هنوز آب بیرون نمی‌آید «خشکه کار» و قسمتی که آب‌دار است (قسمت انتهایی) قسمت «آبده کاریز» نامیده می‌شوند.کندن کاریز معمول از مظهر آن که همان سطح زمین خشک است، شروع و به مناطق آبده چاه مادر، ختم می‌شود. بنابراین، اول دهانه کاریز یا هرنج که خشک است و بعداز آن اولین چاه‌ها یا میله‌ها که این‌ها هم خشک است و آب ندارند و به اصطلاح قسمت خشک کار کاریز نامیده می‌شوند، حفر می‌شوند. بعد کار به طرف قسمت بالادست که همان قسمت‌های آبده و بیش‌تر آبده زمین است، ادامه پیدا می‌کند. طول یک رشته کاریز که در میزان آب‌دهی آن نیز موثر است. نسبت به شرایط طبیعی متفاوت است. این شرایط بستگی به شیب زمین و عمق چاه مادر دارد. از طرف دیگر هرچه سطح آب زیرزمینی پایین‌تر باشد، عمق چاه مادر بیش‌تر می‌شود. مهم‌ترین عاملی که طول کاریز را مشخص می‌کند، شیب زمین است. هرچه شیب زمین کم تر باشد طول کاریز بیش‌تر و هرچه شیب بیش‌تر باشد طول کاریز کم‌تر خواهد بود.تنها قنات دو طبقه جهان قنات دوطبقه «مون اردستان» در محله مون یکی از محلات شهرستان اردستان در استان اصفهان واقع است. این قنات در این محله شامل دو طبقه ‌است که که در هر طبقه آن آبی مسقل جریان دارد جالب این‌جاست که آب هیچ یک به دیگری نفوذ نمی‌کند این قنات ۸۰۰ سال پیش احداث شده است. سیستم استخراج در کاریز طوری است که آب بدون کمک و صرف هزینه فقط با استفاده از نیروی ثقل از زمین خارج می‌شود. با توجه به چاه‌ها و کاریزهای موجود‌، آب کاریز در مقابل آبی که از چاه استخراج می‌شود، ارزان‌تر تمام می‌شود. آب کاریز دایمی است و در مواقع اضطراری کشت و زراعت و در مواقع حساس (نیاز به آب)‌، قطع نمی‌شود. منابع آب زیر زمینی توسط کاریز دیر تمام می‌شوند و استفاده طولانی دارند، هر چند به‌طور دایم آب‌ها، چه مصرف شوند و چه نشوند، خارج می‌شوند. کاریز دارای مزایای بسیار زیادی است که در این‌جا فقط به تعداد محدودی از آن‌ها اشاره شده است.در زمین‌های هموار و نواحی ای که زمین شیب کافی ندارد و نیز زمین‌های خیلی سست و ماسه‌ای امکان حفر کاریز نیست. آب کاریز، به‌طور دایم جریان دارد و قابل کنترل نیست. به‌همین خاطر کاریز مدام باعث تخلیه آب زیرزمینی می‌شود. در فصولی که به آب احتیاج نیست و یا احتیاج به آب خیلی کم است، امکان جلوگیری از جریان و یا کنترل کاریز وجود ندارد. کاریز به‌خاطر این که در سفره‌های آب زیرزمینی کم عمق استفاده می‌شود و این منابع هم غنی نیستند و دارای نوسان زیادی هستند، نسبت به تغییرات سطح آب زیر زمینی خیلی حساسیت دارد. در فصول گرم که گیاه به آب بیش‌تری نیاز دارد و همین‌طور در فصول و سال‌های خشک، آب کاریز کم می‌شود. کاریز نسبت به چاه در مقابل سیل و زلزله و امثال این‌ها آسیب‌پذیرتر است و خرابی در کاریزها بعضی مواقع طوری است که احیا مجدد آن‌ها یا ممکن نیست و یا از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست.پژوهش‌گران به ‌اتفاق معتقدند که بهره‌برداری از قنات ابتدا در ایران صورت گرفته و در دوره‌ی هخامنشی توسط ایرانیان به عمان، یمن و شاخ آفریقا نیز راه یافت سپس مسلمانان آن‌را به اسپانیا بردند. مهم‌ترین و قدیمی‌ترین کاریزها در ایران، افغانستان و تاجیکستان وجود دارد. در حال حاضر در ٣۴ کشور جهان قنات وجود دارد ولی چهل‌هزار قنات فعال موجود در ایران چند برابر بیش‌تر از مجموع قنات‌ها در سایر کشورهای جهان است. مهم‌ترین قنات‌های ایران در استان‌های کویری خراسان، یزد، کرمان، مرکزی و فارس وجود دارد. قنات یا کاریز یکی از شگفت‌انگیزترین کارهای دسته‌جمعی تاریخ بشری است که برای رفع یکی از نیازهای مهم و حیاتی جوامع انسانی، یعنی آب‌رسانی به مناطق کم آب و تامین آب شرب انسان، حیوان و زراعت و با کار گروهی و مدیریت و برنامه‌ریزی به وجود آمده است.این پدیده‌ی شگفت‌انگیز آب‌رسانی از دیرباز و از عصر آهن به‌‌عنوان یکی از منابع تامین آب شرب و کشاورزی در مناطقی که با خطرات خشک‌سالی در فلات ایران روبه‌رو بوده‌اند، نقش کلیدی و موثری در نظام اقتصادی و حیات اجتماعی کشور داشته و موجب شکوفایی اقتصاد کشاورزی و ایجاد کار و فعالیت‌های متعدد شهری و روستایی و باعث آرامش مردم بوده است. به گواه تاریخ، و کشفیات باستان‌ شناسی این فن‌آوری مهم از ابتکارات ویژه‌ی ایرانیان بوده و به تدریج، به سایر مناطق جهان، از جمله منطقه‌ی اروپای غربی، شمال آفریقا، چین و حتا به بخش‌هایی از آمریکای جنوبی چون شیلی راه یافته است.تاریخ قنات در ایران به‌طور مشخص، به دوره‌ی ایران باستان و ماقبل کتابت و به عصر آهن بر می‌گردد. تمدن شهر سوخته و تمدن «هکمتانه» و وجود قنات در این شهر دلیل روشنی بر ساخت قنات در دوره‌ی ماقبل هخامنشی است. یکی از قدیمی‌ترین اسناد مکتوب شناخته شده که در آن به قنات اشاره شده، شرح هشتمین نبرد «سارگون دوم»، (پادشاه آشور است که در سده هشتم قبل از میلاد می‌زیسته) علیه امپراطوری اوراتور در سال ٧١۴ قبل از میلاد مسیح است (محقق فرانسوی گوبلو به کمک یک لوح بزرگ مسی که با خط میخی و به زبان «آکادی» نوشته شده، از آن مطلع شده است.این لوح، اکنون در موزه‌ی لوور پاریس موجود است.) سارگون از کوه‌های زاگرس می‌گذرد و به ناحیه‌ای واقع در اطراف شهر «اوهلو» (مرند کنونی) در حدود ۶٠ کیلومتری شمال غرب تبریز در شمال دریاچه‌ی ارومیه می‌رسد. «گوبلو» متوجه می‌شود که در این ناحیه رود وجود ندارد. با این حال ناحیه‌ای است که با آب‌یاری سبز و خرم شده، اما او از این امر تعجب نمی‌کند برای این که او در دشت‌هایی فرمان‌روایی کرده که چنین تکنیک‌ها یا سیستم‌هایی از حداقل دو هزار سال پیش در آن‌ها معمول بوده است اما آن‌چه که او را شگفت‌زده می‌کند، بی‌اطلاعی از منشا این آب‌ها بوده است. به‌طور قطع، سارگون موفق شد که قنات را ببیند. اما این قنات‌ها را چه کسانی ساخته‌اند؟ و چه کسی این تکنیک را به منطقه آورده است؟به استناد کتیبه‌ی سارگون، اورسای اول پادشاه هم‌ عصر او بوده که اولین قنات را احداث کرده است. بنابراین فرمان‌روای آشور، رواج این تکنیک را که به گفته‌ی او پدیده‌ای تازه بوده است، به اهالی «اوراتور» نسبت می‌دهد. از طرف دیگر در ناحیه‌ی دریاچه وان (که در آن زمان جز خاک ایران بوده) ناظری در آغاز قرن هشتم قبل از میلاد، به وجود ٢١ رشته قنات اشاره کرده است. در کتابی تحت عنوان «‌ارمنستان در گذشته و حال‌« نوشته‌ی «لهمان»، مورخ ١٩٢۵، آمده است که ابداع قنات به اوراتور‌ها تعلق دارد و می‌دانیم که اهالی اوراتور، اعقاب بلافصل ارمنی‌ها هستند. برابر مطالب اوستایی و مطابق «شاه‌نامه‌ی فردوسی»، «هوشنگ مخترع» قنات بوده است و «جم» یا «جمشید مخترع لباس»، تبر، شمشیر، بیل و ادوات کشاورزی است می‌دانیم که شاهان پیش‌دادی براساس داستان‌های شفاهی تا دوره‌ی زرتشت ادامه داشتند و این روایت‌ها تا زمان فردوسی در میان مردم نیز نقل می‌شدند این داستان‌های شفاهی ریشه‌ی هفت تا ده هزار ساله دارند.اشغال فلات ایران از سوی مادها و پارس‌ها با ایجاد شهرهای بزرگ و باشکوه هم‌راه است مانند شهرهای اکباتان (همدان) و پاسارگاد پایتخت قدیمی امپراطور ماد که از سوی «کوروش دوم» بنیان گذاشته شد. هم‌چنین تخت‌جمشید که داریوش اول آن را در نزدیکی پاسارگاد به‌وجود آورد و به‌صورت پایتخت هخامنشیان درآمد. شهر«‌راگس» یا راجس (ری) در چند کیلومتری شهر ری کنونی یکی از پرجمعیت‌ترین شهرها بود. تمامی این شهرها با استفاده از سیستم قنات توانستد آب خود را تامین کنند و به حیات خود ادامه دهند زیرا در آن زمان رودها و یا چشمه‌هایی بیش از امروز وجود نداشته است. اما به هر حال قدیمی‌ترین قنات ثبت‌شده در تاریخ به سه‌هزار سال پیش (٣٠ قرن قبل)، برمی‌گردد که در آذربایجان و ارمنستان حفر شده است.

حدود ۵٠٠ سال قبل از میلاد مسیح ایرانیان، آموزش فن حفر قنات را به مصر و حدود ٧۵٠ میلادی مسلمانان بنی‌امیه این فن را ازآن‌جا به اسپانیا منتقل کردند

در پی آن، در دوره‌ی «داریوش بزرگ» (۴٨۶-۵٢١ ق. م) که اوج شکوفایی و اقدامات آب‌یاری و حفر کاریز در سرتاسر فلات ایران به‌شمار می‌رود. قنات‌های متعددی در قلمرو فلات ایران و در عمان و مصر حفر شده است. براساس کاوش‌های باستان‌ شناسی این باور وجود دارد که کاریزهای ایجاد شده در نواحی جنوبی خلیج‌فارس، خراسان، یزد و کرمان در دوره‌ی هخامنشیان ساخته شده و قنوات قدیمی قم و بسیاری دیگر از مناطق ایران در عصر ساسانیان و قنوات تهران در دوره‌ی صفویه و قاجاریه حفر شده است. از مطالعه‌ی کتب قدیم و آثار باستانی ایران پی‌ می‌بریم که کندن کاریز و تعمیر آن و آب‌یاری و زراعت کاری مقدس محسوب می‌شده است. در «وندیداد» که زرتشتیان آن را کتاب الهی می‌دانند و بعضی نیز آن را دانش‌نامه فرهنگ باستان محسوب می‌کنند چنین جملاتی وجود دارد: «سوگند یاد می‌کنم به جاری‌کردن آب خنک در خاک خشک (کاریز) و عمارت راه و سوگند یاد می‌کنم به زراعت و کاشتن درخت میوه.»آقای گوبلو، دانشمند فرانسوی که حدود بیست‌سال در ایران اقامت داشته و در زمینه‌ی آب در ایران کار کرده است، این سیستم باستانی دست‌یابی به آب زیرزمینی را قابل مطالعه می‌یابد و بر این اساس وقتی به وطن خود (فرانسه) برمی‌گردد موضوع دکترای خود را قنات انتخاب می‌کند و با سفرهای متعدد به مناطق مختلف جهان و با استفاده از ۵٣۴ منبع علمی، تحقیقی، کتاب یا تز دکترای خود را تحت عنوان «قنات فنی برای دست‌یابی به آب در ایران» می‌نویسد او در این نوشته‌ی خود ثابت می‌کند که قنات اختراع ایرانیان است و ده‌ها قرن هم قدمت دارد در حالی که چینی‌ها فن قنات را تازه چند قرن پس از ایرانیان آموخته‌اند، گوبلو در کتاب خود که در سال ١٩٧٩ انتشار یافته می‌نویسد:«همه چیز دال بر آن است که نخستین قنات‌ها در محدوده‌ی فرهنگی ایران ظاهر شده‌اند و انگیزه‌ی اصلی از حفر قنات، باور و فرهنگ یک‌ جانشینی و توسعه‌ی کشاورزی و آبادی بوده است به‌طوری که این صنعت در میان ترک‌های شرقی و اعراب که فرهنگ کوچ‌نشینی داشته‌اند رونق نیافته است.» گوبلو ده‌ها صفحه از کتاب خود را به بررسی صادر‌شدن فن قنات از ایران به دیگر کشورهای شرق و غرب و غیره اختصاص داده است اما برای جلوگیری از طولانی‌شدن مقاله فقط به ذکر نکات زیر که در واقع نتیجه‌گیری کوچکی از نوشته‌های مهم این دانش‌مند فرانسوی است اکتفا می‌شود، این دانش‌مند در نتیجه‌ی سال‌ها تحقیق و نیز سفر به کشورهای مختلف و هم‌چنین استفاده از صدها منبع، معتقد است که خواست‌گاه اصلی قنات ناحیه‌ی آذربایجان غربی ایران و ارمنستان فعلی در منطقه‌ی معادن سرب این نواحی می‌باشد و این فن دست‌یابی به آب زیرزمینی، در محیط فرهنگی ایران در اوایل هزاره‌ی اول قبل از میلاد مسیح، اختراح شد و سپس به سرعت در دیگر نقاط کشور و در خارج از آن رواج یافت این فن دست‌یابی به آب زیرزمینی در سال‌های ٨٠٠ قبل از میلاد به وسیله‌ی کشاورزان در داخل فلات ایران رواج پیدا کرد و از آن‌جا به سایر نقاط جهان گسترش یافت.به‌عنوان مثال حدود ۵٠٠ سال قبل از میلاد مسیح ایرانیان، آموزش فن حفر قنات را به مصر و حدود ٧۵٠ میلادی مسلمانان بنی‌امیه این فن را ازآن‌جا به اسپانیا منتقل کردند و سپس از آن‌جا به مراکش منتقل شد و حدود سال ١۵٢٠ میلادی به آمریکا به ویژه منطقه‌ی لس‌آنجلس فعلی، انتقال یافت (به موجب بررسی‌ها، آب لس‌آنجلس آمریکا ابتدا به وسیله‌ی قنات تامین می‌شده است) و در سال ١۵۴٠ میلادی به ناحیه‌ی پی‌کارد شیلی منتقل شده است. بررسی‌های گوبلو ثابت می‌کند که سیستم قنات تازه در سال ١٧٨٠ یعنی در حدود ٢٢۵ سال قبل به چین شرقی (ناحیه تورفان) رسیده است.انواع قناتقنات دو طبقهاین قنات‌ها که تعداد آن‌ها زیاد است ولى متاسفانه شناخته شده نیستند، در ناحیه‌اى که دو طبقه لایه‌‌ی آب‌دار به‌وسیله یک قشر غیرقابل نفوذ از یک‌دیگر جدا شده‌اند حفر مى‌‌کردند. در بسیارى از قنات‌ها مشاهده مى‌شود که در قسمتى از قنات دو کانال بر روى یک‌دیگر حفر شده و قبل از آفتابى شدن قنات، آب آن‌ها روى هم‌دیگر ریخته و تشکیل یک قنات واحد را مى‌دهد. یکى از بهترین نمونه‌هاى این نوع را در «اردستا» نمى‌توان دید. قنات دو طبقه «موناردستان» از دو کانال موازى که بر روى هم قرار گرفته و در چاه‌هاى عمودى مشترک هستند، تشکیل شده است. کانال رویی حدود ۲۰۰ متر دورتر از کانال زیرین، آفتابى مى‌شود و سپس در پایین دست، در محلى به‌نام محله سیدهاى اردستان به هم‌دیگر متصل مى‌شوند. تشخیص و احداث این نوع قنوات بستگى به‌وجود لایه‌هاى آب‌دار بر روى یک‌دیگر و تخصص معمار قنات دارد. شکل (مقاطع طولى ارتفاع انواع قنات) مقاطع انواع قنات‌ها را نشان مى‌دهد‌.– بدون نیاز به نیروى محرکه و سرمایه‌گذاری، آب در اثر خاصیت جاذبه زمین جارى مى‌شود و مورد استفاده قرار مى‌گیرد.– آب در کانال‌‌هاى سرپوشیده جریان یافته، تبخیر به حداقل رسیده و احتمال آلودگى نیز کم مى‌شود.– قنات‌ها اگر حفاظت و لای‌روبى شوند به‌عنوان یک منبع دایمى آب براى سال‌ها و حتى قرن‌ها مى‌توانند مورد استفاده قرار گیرند.– هزینه‌ی حفر قنات‌ها عمومن به‌علت قدمت‌ آن‌ها در ایران مستهلک‌شده و در حال حاضر به‌عنوان یک منبع سرمایه‌گذارى نشده تلقى مى‌شود.– با اتکا به قنات، در مناطق بیابانى و دورافتاده اجتماعات انسانى تشکیل‌شده و زندگى در مناطق خشک ایران شکل گرفته است.‌– اصولن آب قنوات گواراتر از آب چاه‌ها است به‌خصوص این‌که در فصول گرم، خنک و در فصول سرد، نسبتن گرم است.‌منگلقناتى است که منبع تغذیه‌ی آن رودخانه دایمى است. گاهى وجود ارتفاعات مانع رسیدن آب رودخانه به منطقه‌اى مشخص مى‌شود. در این صورت با حفر یک منگل، آب رودخانه را که در سطح زمین جارى است، مجددن به زیر زمین برده و سپس آن را با استفاده از شیب مناسبى که در منطقه مورد نظر ایجاد مى‌‌کنند، به سطح زمین مى‌آورند. یکى از بهترین انواع قنات‌هاى منگل منظومه «شمس‌آباد» کرج است که با تغذیه از کردان رود در زیر جاده تهران، قزوین جارى است. این روش نیز به‌منظور استفاده از آب تعدادى از رودخانه‌هاى دایمى در ایران توصیه مى‌شود.قنات سدىاین قنات‌ها در جنب سدهایى احداث مى‌شود که به‌منظور تامین آب قنات در بستر یک مسیل یا آب‌راهه بنا شده است. در فصول بارندگى سیلاب‌ها و هرز آب‌ها در پشت این سدها جمع شده و به‌تدریج در زمین نفوذ نمى‌کند و قناتى که در مجاورت سد مذکور احداث شده است از آب‌هاى نفوذى سد به زمین تغذیه مى‌کند. به‌نظر مى‌آید که این روش در بسیارى از مناطق کوهستانى ایران به‌منظور تامین آب روستاییان قابل اجرا باشد. براى مثال‌ بهترین نمونه از این قنات‌ها، قنات جندق است.

چگونگی کندن کاریز و چاههای آن
بر اساس مطالعاتی که بر روی دهها قنات یا کاریز کهن در شهرستان گناباد و فردوس  صورت گرفته می توان گفت ، کندن کاریز ابتدا با زدن چاه مادر و یا چاهی که آب در آن وجود دارد شروع میشده معمولا این چاه در پای کوهها و جویبارها و یا محلی که درختان تنومند و انبوه گیاهی داشته کنده میشده است. چون این پوشش گیاهی نشانه وجود آب در زیر زمین بوده است سپس برای انتقال آب مادر چاه به روی سطح زمین کانال حفر می کردند و برای راحتی کار بیرون کشیدن خاک درون کانال و امکان ورود هوا برای تنفس و برای روشنایی چراغ مندو ناچار باید در مسیر چاههای عمودی متعدد کند تا زمانیکه آب به سطح زمین برسد.
برای اینکه چاههای قنات در راستای هم قرار بگیرد و پیچ و خم نداشته باشد و باید راستی گرفت و این عمل هم به اینصورت انجام میشده که ابتدا دو تکه سنگ شاقولی را با دو طناب به ارتفاع چاه به عمق چاه می فرستاده اند و در ابتدای پشته سمت چپ این شاقول را نگه می داشته اند و یه چراغ کاربیت یا مندو را توسط کارگر در انتهای پشته قرار می داده اندو با بستن یکی از چشمان و دقت کردن شاقول با نور چراغ باید در یک راستا قرار بگیرد. چراغ مندو (چراغ موشی) چراغ مندو اولین چراغ هایی بوده که با مندو(روغن کنتو) روشن می شده. و بعدها از چراغ کاربیت استفاده شده کلنگ یک سر و یکی از اصلی ترین وسیله کلنگ یک سر بوده که با توجه به نوع استفاده انواع مختلفی داشت. مثلا برای محلی که سنگ بود بایست از کلنگی که سر آن کٌت (کند) می باشد استفاده کرد و برای محلی که گل می باشد و نرم تر بایستی حتما از کلنگ سر تیز استفاده شود. دستمزد در گذشته دستمزد بسیار اندک بود طوری که پایان کار مقداری توت خشک یا انجیر خشک شده و از این قبیل خشکبارها می دادند یا اینکه شب جمعه تا شب جمعه برات یا حواله به عنوان دستمزد می گرفتند. بعدها مزد افراد را به عنوان نفقه قنات جمع آوری می کردند به گونه ای که هر فردی نسبت به شبانه روزی آب خود، سر خرمن (هنگام درو کردن گندم) سهم مشخص شده را تحویل می دادند و انباردار هم حواله ای را در پایان کار به مقنی ها داده و آنها سهم خود را بطور جداگانه دریافت می نمودند. (استاد کار یه مقدار مشخصی داشت و مرد هم یه مقداری و دول کش هم مقدار معینی را دریافت می نمودند.) مثلا این قسمت که گل نرمتری داشته است متر آن یک سنگ گندم دستمزد فلان کارگر بوده. و قسمتی که سول بوده ۷ من گندم و دم چاه متری ۲ سنگ گندم و قسمتهایی که سنگ بوده ۸ من گندم دستمزد می باشد.

قنات گناباد یا کاریز کیخسرو 

ناصر خسرو هزار سال قبل در کتاب سفرنامه 

*گفتار ۶۰ *** ***چنین گفته است:

( ۲۱ ربیع الاخر ۴۴۴ ) قمری  و چون از تون (فردوس) برفتیم آن مرد(راهنمای من) گیلکی(روستایی در تبس /طبس) مرا حکایت کرد که وقتی ما از تون به کنابد(گناباد) می رفتیم دزدان بیرون آمدند و بر ما غلبه کردند . چند نفر از بیم خود را در چاه کاریز افکندند بعد از آن یکی را از آن جماعت پدری مشفق بود بیامد و یکی را به مزد گرفت و در آن چاه گذاشت تا پسر او را بیرون آورد . چندان ریسمان و رسن که آن جماعت داشتند حاضر کردند و مردم بسیار بیامدند . هفتصد گز رسن فرو رفت تا آن مرد به بن چاه رسید ، رسن در آن پسر بست و او را مرده برکشیدند و آن مرد چون بیرون آمد گفت که آبی عظیم در این کاریز روان است و آن کاریز چهار فرسنگ می رود و آن گفتندکیخسرو فرموده است کردن.و بیست و سیوم ۲۳ شهر (ماه)ربیع الاخر به شهر قاین رسیدیم.

 بر اساس تاریخ بلعمی،  بهرام چوبین برای جنگ با شا بشاه در بلخ از مسیر اهواز . تبس جنابذ( گناباد) به بلخ رفت. بر اساس  کتاب فتوح البلدان البلاذری  ص ۴۴۳ یزدگرد پس از حمله اعراب به اصفهان، استخر فارس، کرمان و سیستان رفت و از آنجا به سویی خراسان و مرو عزیمت نمود ماهویه مرزبان مرو نیزک ترخان را به جنابذ (گناباد) به استقبال او فرستاد او یکماه نزد یزدگرد بود و از دختر شاه خواستگاری نمود اینکار را بر شاه سخت گران آمد که به جنگی خونین منجر شد. محل اسکان یزگرد قلعه زیبد بوده است این قلعه معروف به قلعه شاه نشین است. این قلعه از آب چشمه شهاب گبر تامین می شده و در پایین قلعه نیز چاه مادر قنات زیبد قرار داشته است .

بنظر می رسد قبرستان گبرها در کلاته شهاب همان گورستان کشته شدگان سربازان یزدگرد سوم در جنگ نیزک ترخان باشد . شاه  آنگاه  به مرو رفت و توسط آسیابانی به قتل رسید.

ابوالفداء در تقویم البلدان و ابن حوقل ۳۳۱ قمری در صوره الارض  ص ۱۸۰ و  استخری متوفی ۳۴۶ قمری در مسالک و الممالک ص ۲۲۳  و ابوزید سهل بلخی متوفی ۳۲۲ قمری در صور الاقالیم از کاریز جنابد (گنابد) ینابذ نام برده اند 

همانطور که ناصر خسرو گفته قنات گناباد در آن دوره کاریز کیخسرو نامیده می شده است. امروزه به آن قنات قصبه می گویند اما نام تاریخی کاریز کیخسرو است. جنگ دوازده رخ که شرح آن در شاهنامه آمده و مطابق شاهنامه جنگ در ریبد گناباد روی داده و کیخسرو نیز بعد از پیروزی سرداران ایرانی برای جشن و پیشکش هدایا به گودرز و گیو  به گناباد آمده است 

عکس از قنات کیخسرو گناباد ،  هنرمندعکاس: مرتضی لعل

 کاریز کیخسرو و یا قنات قصبه گناباد کهن ترین و شاید یکی از عجایب تمدن ایران  باشد  ناصرخسرو عمق چاه قنات را هفتصد گز و طول آن را چهار فرسنگ ذکر کرده است. خروجی آب کاریز در قصبه شهر قرار دارد و بطول کلی ۳۳۱ هزار و ۳۳ متر در یک رشته اصلی به نام قصبه و چهار رشته منشعب به نام دولاب کهنه، دولاب نو، رشته فرعی اول و رشته فرعی دوم قصبه جریان دارد. رشته اصلی قصبه که ۱۳۱هزار و ۳۵ متر طول دارد و در امتداد دره پرآب خانیک حفر شده و عمق مادر چاه آن نیز بیش از ۲۰۰ متر است.

 

قطعه سفال‌های پراکنده در اطراف دهانه چاه‌های این رشته حاکی از این است که رشته قصبه واقع در کانال اولیه اصلی قنات بوده که در زمان هخامنشیان حفر شده و به دنبال آن رشته‌های دیگر قنات در مواقع خشکسالی حفر شده است. اما ریزش پی در پی قنات، پیشینیان را به یافتن راه چاره‌ای ترغیب کرد که طی آن در فاصله ۶۸۳ متری، قنات را به دو شاخه تقسیم کنند تا در صورت ریزش و بسته شدن یکی از کانال‌ها، آب از دیگری خارج شده و در داخل انباشته نشود.

 ابتدا هفتاد تا یکصد متری چاه عمودی حفر شده و سپس با زاویه قائمه در کف آن کانالی افقی و بلند هوا، به سمت مسیر قنات بطول سه تا پنج متر حفر شده و مقنی به تعداد هر چاه چرخی در انتهای کانال‌های افقی و بر فراز چاههای عمودی استوار می‌کرده، خاک ارسال شده از عمق را کارگران از طنابی به طناب دیگر می‌بستند این نوع چاه‌ها به دو منظور حفر شده اند: ۱- اینکه در موقع حمله و هجوم دشمن نتوانند قنات را کور کنند، چون در نهایت جلوی کانال‌های افقی بسته می‌شد و دیگر اینکه از وزن طناب‌ها بکاهند زیرا اگر مثلا در چاه ۳۰۰ متری بخواهند از یک ریسمان و یک چرخ استفاده کنند، وزن طناب خیس شده حدود یک تن خواهد رسید، که انتقال آن مشکل خواهد بود، در مجموع قنات قصبه با طول ۳۳ کیلومتر دارای ۴۰۸ حلقه چاه که عمق مادر چاه آن ۳۰۰ متر بوده که ۲۸ متر آب روی هم انباشته شده است که بجز شعبه اصلی شعبات فرعی دیگری نیز وجود دارد که از مجموع این کانالها ۶۰درصد آن مسدود و میزان آب دهی آن ۴۰درصد موجود ۱۵۰ لیتر در ثانیه است.

کاریززیبد – فنجان یا ساعت آبی

از سال ۱۳۸۰ تا کنون سد خاکی زیبد که از بزرگ‌ترین سدهای شهرستان گناباد است ورودی آب نداشته و خشکسالی پیاپی تنگل دلنشین آن را به برهوتی غم‌انگیز تبدیل کرده است. از مجموع ۵۰۰ هکتار زمین زراعی و باغی زیبد تنها حدود ۱۵ هکتار باقی مانده که از دو قنات آبیاری می‌شود. یکی از این دو قنات زیبددر حال خشکیدن و دیگری که قنات اصلی زیبد است و میانگین آبدهی آن در شرایط طبیعی بیش از ۳۵ لیتر در ثانیه بوده هم اکنون با کمتر از سه لیتر رسیده است.

چشمه قناتاین نوع قنات‌ها عموم در مناطق کوهستانى حفر مى‌شود. طول این قنات‌ها معمولن کم و چاه‌هاى عمومى آن بسیار محدود و گاهى حتا بدون چاه عمومى است. در این نوع قنوات با حفر کانالى از لایه‌هاى غیرقابل نفوذ آب را به سطح زمین عبور مى‌دهند. هزینه نگه‌دارى این قنات‌ها معمولن کم و آب آن‌ها نسبت به مقدار نزولات جوى و میزان برف‌گیرى ارتفاعات تغییر مى‌کند.قنات موتورىاین اصطلاح که در سال‌هاى اخیر در روستاها عنوان شده، به قنواتى اطلاق مى‌شود که آب آن، براساس خاصیت جاذبه زمین قادر نیست در سطح مزرعه‌ی مورد نظر آفتابى شده و مورد استفاده قرار گیرد. گاهى اتفاق مى‌افتد که به‌علت اشتباه در محاسبه شیب قنات، آب در منطقه موردنظر بر روى زمین نمى‌آید و با مزرعه اختلاف ارتفاع پیدا مى‌کند و یا این‌که لای‌روبى و کف‌شکنى برخى از قنات‌هاى متروک، باعث پایین افتادن سطح آب و ایجاد اختلاف با مزرعه مى‌شود. در چنین قنات‌هایى به‌وسیله موتور پمپ، آب را به سطح زمین مى‌آورند مورد استفاده کشاورزى قرار مى‌دهند. یکى از نمونه‌هاى بازر آن «قنات سرافرازیه» در منطقه «ابوزید آباد» کاشان است که در موقع حفر مقنى نتوانسته است شیب متناسب را براى قنات محاسبه کند و در نتیجه آب در منطقه‌ی موردنظر آفتابى نشده و صاحب قنات بالاجبار آب را از قنات به‌وسیله موتور به سطح زمین آورده است.قنات جلگه‌اى یا قنات دشتىاین نوع قنات عمومن در دامنه‌ی کم شیب کوهستان‌ها و یا جلگه‌ها حفر مى‌شود. طول این قنات اغلب زیاد است و در ارتباط با عوامل «توپوگرافى» و فاصله‌ی لایه‌هاى آب‌دار تا سطح زمین (عمق مادر چاه‌ها) تغییر مى‌یابد. «فنجان» تغییر یافته و یا عربی‌شده واژه «پنگان» است.پنگان ممکن است مربوط به ۵ باشدچون پنگان و در گویش خراسانی پنگال یعنی ۵ انگشت . مثلا می گویند غذا را با پنگال خورد یعنی با ۵ انگشت .در متن‌های کهن پارسی پنگان در معنای «فنجان» و «جام» و کاسه هم به کار رفته‌است. علاوه بر این در زبانها و گویشهای ایران «فنجان» به معنی «پنگان»، ظرف شمارش زمان به کار می‌رفته است .ساعت آبی انواعی داشته اما ساده ترین و دقیق ترین آن ساعت آبی ایرانی پنگان یا  فنجان  بوده است که بر اساس دو ظرف و دستکم یک محاسبه گر دایمی انسانی قرار داشته است. تصویر:

فنجان یا ساعت آبی قنات زیبد

تاریخ اولین زمان بکار گیری ساعت آبی در ایران بدرستی روشن نیست اما با توجه به اینکه کالیستنس مورخ یونانی کاربرد فنجان در ایران را مشاهده کرده است می‌توان گفت که قبل از او در ایران ساعت آبی رایج بوده است. او که در لشکرکشی اسکندر مقدونی به ایران همراه او بود و رویدادهای روز و مشاهداتش را منظما یادداشت می کرد در یادداشتی که بعدا با محاسبات تقویمی معلوم شده که متعلق به سپتامبر ۳۲۸ پیش از میلاد است نوشته است: در اینجا (ایران)، در دهکده‌ها که آب را برحسب نوبت به کشاورزان برای آبیاری می دهند، یک فرد از میان آنان (کشاورزان) انتخاب می شود تا بر زمان نوبت (و تقسیم زمانی سهام)نظارت داشته باشد. این فرد در کنار مجرای اصلی آب و محل انشعاب آن میان کشاورزان، بر سکویی می نشیند و ظرفی فلزی را که سوراخ بسیار ریزی در آن تعبیه شده است در ظرفی بزرگتر و پر از آب قرار می دهد که پس از پر شدن ظرف کوچک (یک بار و یا چند بار) که به آهستگی و طبق محاسبه قبلی ابعاد سوراخ آن صورت می گیرد، آب را قطع و آن را به جوی کشاورز دیگر باز می کند و این کار دائمی است و این وسیله (ساعت آبی) عدالت را برقرار کرده و از نزاع کشاورزان بر سر آب مانع می شود و ….

ساعت آبی ایرانی ابزاری ساده و در عین حال بسیار دقیق، کارآمد و همیشگی بوده و در زندگی کشاورزی جامعه ایران بویژه در مناطق کویری که آب مایه حیات و عنصر اصلی زندگی اجتماعی بوده ضروری و نقش کارآمدی داشته است.در هیچ جای جهان ساعت آبی به اندازه ایران کارآمد و تاثیر گذار و مستمر نبوده است این ساعت حتی در زمانیکه ۵۰ سال قبل ساعتهای نوین به بازار آمده بود با آنها رقابت می‌کرد و کشاورزان حاضر به کنار گذاشتن آن و استفاده از ساعتهای نوین و جدید نبودند.
بر اساس بررسی‌های اولیه ساعتی آبی در ایران دست کم ثبت مکتوب و کاربرد ۲۴۰۰ ساله دارد.

چگونگی تعیین زمان

از ابتدای اختراع قنات،تعیین زمان و تقسیم عادلانه آب بین سهامداران توسط میرآب و با ابزار ساعت آبی یا فنجان انجام می شده است.ساعت آبی متشکل است از:

۱- کاسه یا فنجان (دقیقه شمار)
۲- دیگ پر از آب.
۳- سنگ‌های کوچک یا تشله
۴- محاسبه گر انسانی یا میرآب
۵- محل استقرار که به آن خانه فنجان می‌گفتند.و میراب بطور دایمی در آن استقرار داشت.
فنجان عبارت است از یک کاسه کوچک با روزنه‌ای در وسط آن و چند درجه یا علامت عددی در بدنه داخلی آن که بر روی آبهای یک دیگ بزرگ قرار می‌گیرد. مانند تصویر(فنجان قنات زیبد گناباد) فنجان ابتدا برای تعیین دقیق زمان و مدت آبیاری و استفاده از آب قنات و تقسیم عادلانه زمان سهام هریک از سهامداران اختراع شده است ولی بعدها این ابزار ساده کاربرهای دیگری از جمله زمان سنجی و گاهشماری نیز یافت و برای تعیین بزرگترین روز سال – بزرگترین شب- طولانی ترین روز- روز برابری شب و روز و تعیین اوقات شرعی در دوره اسلامی بکار برده شد این ساعت دست کم دو هزاره کهنت دارد از ابتدای ساخت قنات گناباد مورد استفاده بوده‌است مدیریت این ساعت آبی توسط دستکم یک نفر نوبت روز و یک نفر نوبت شب انجام می‌شده و زمان (دقیقه‌ها) بر اساس تعداد پر آب شدن فنجان و جمع کل با تعدادی تشله یا سنگ ریزه و یا چوب خط محاسبه می‌شده‌است. ه..[۵] . ساعت آبی یکی از فندهای مهم علمی است که کاربرد میدانی دقیقی داشته واز چند هزار سال پیش تا ۵۰ سال قبل در بسیاری از مناطق ایران استفاده مستمر داشته است. در مقایسه با استاریاب بیشتر جنبه طالع بینی و خرافی داشته تا کاربرد علمی واقعی، فنجان یا ساعت آبی ابزار وتکنیک بسیار ساده و در عین حال در زندگی کشاورزان بسیار مهم و حیاتی بوده در زندگی و کارکردعملی مردم داشته است و هرگز جنبه خرافاتی پیدا نکرده است

.

بازسازی مدیریت ساعت آبی زیبد توسط میرآب واقعی

اصطلاحات:نوبت ما کی خواهد بود؟جواب مثلا ۱۰ فنجان دیگر یا ۵ فنجان بعد از غروب یا ۱۵ فنجان بعد از روز ورآمد(طلوع خورشید)در آن زمان دقیقه و ثانیه و ساعت بکار نمی‌بردند بجای همه اینها (ثانیه- دقیقه- ساعت)فقط واحدفنجان بکار می‌بردند.مثلا امروز از “روز ورآمد”(طلوع) تا “روز در کوه”(غروب) ۷۰ فنجان بود.(یعنی ۵۲۵ دقیقه)
فن آبیاری و قنات یک صنعت یا هنر مهم دیگری را نیز به همراه آورده و آن صنعت آسیاب آبی است هنوز مشخص نیست که در ایران ابتداآسیاب بادی بکار رفته یا آسیاب آبی. در مکتوبات مربوط به دوره نخست اسلام به آسیاب بادی‌های و آسیابهای آبی ایران اشاره شده است. اشاره تاریخ نویسان به داستان کشته شدن یزدگرد ساسانی بدست آسیابان و اشاره به کشتار ایرانیان یک بار در الیس به فرماندهی خالد پسر ولید و یک بار در زمان امویان در گرگان به فرماندهی یزید بن مهلباز روایتهایی است که در آنها به آسیاب آبی و بادی آشاره شده است.

مزیت‌ها و کاربردهای ساعت آبی

مزیت ساعت آبی بر ساعتهای آفتابی و شنی این بوده است که خطای محاسباتی نداشته و دقیق بوده است و در طول شب و روز و بطور دایم و در طول سال بدون تعطیلی بطور مستمر مورد استفاده بوده است. در حالیکه ساعتهای شنی برای یک مدت کوتاه و برای تصمیم خاص و یا مراسم ویژه مورد استفاده قرار می گرفته است. مثلامیرآب دقیقا می دانسته است که از زمان غروب تا زمان طلوع خورشید چند فنجان بوده است و بر اساس محاسبات فنجان دقیقا، روزی را که تعداد فنجانها با تعداد فنجانهای شب برابری می‌کرد(۹۶ فنجان) را روز اول سال نو می‌نامیدند. طولانی ترین روز(اول تیرماه ) و طولانی ترین شب یلدا(حدود ۱۱۵ فنجان) را تعیین می کرده‌اند.محمد میرآب که حدود ۶۰ سال فنجان دار زیبد بوده است تمام این محاسبات را بطور دقیق انجام می داده است. تصویر:ساعت آبی قنات زیب دگناباد تا سال ۱۳۵۴ فعال بوده‌است.و سپس ساعتهای نوین برای تقسیم سهام و حق آبه هر سهامدار و باغدار بکار گرفته شده است.با ساعتهای جدید معلوم شدکه هر فنجان قدیم معادل ۷ دقیقه و نیم به ساعتهای فعلی بوده‌است.اما هنوز هم واحد شمارش در سهام قنات فنجان است. مثلا می گویند فلانی ۱۰ فنجان از آب قنات سهم دارد.

روش کار

تاسده‌های میانه(قرون وسطی) پیشرفته ترین وسیله برای اندازه گیری زمان در ایران ساعت آبی بود. ساعت آبی در ساده ترین شکلش از یک کاسه(فنجان) کوچکی تشکیل می‌شد که وسط زیر آن روزنه‌ای ایجاد شده بود. این فنجان بر روی سطح آب یک ظرف بزرگتر(دیگ)قرار می‌گرفت ، آب از راه منفذ به آرامی به داخل کاسه وارد می‌شد و پس از چندی(فنجان‌ها استاندارد یکسانی نداشتند) فنجان زیبد ۷/۵ دقیقه بوده) آن را پر می‌کرد و در نتیجه در آب فرو می‌رفت . طول مدت پر شدن ظرف به روزنه و سنگینی کاسه بالا بستگی داشت . چنین ظرفی را تاس ساعت ،پنگان یا فنجان می‌نامیدند و واحد زمان را نیز که همان مدت پر شدن ظرف بود پنگان یا فنجان می‌خواندند.تا ۴۰ سال قبل هنوز در برخی روستاههای ایران همچنان برای توزیع آب چشمه و قنات از پنگان استفاده می‌شد. طریقه کار فنجان یا ساعت بدین گونه بود که میر آببا چشم دوختن به فنجان با هر بار پر شدن و غرق شدن آن و خوردن کاسه به کف دیگ یک فنجان یا هفت دنگ و نیم یا( ۷ دقیقه و نیم امروزی) محاسبه نموده و یک سنک کوچک برای هر بار غرق شدن کاسه در یک کیسه یا یک ظرف سفالی برای محاسبه جمع کل (تعداد فنجان)هایی که آب برای یک مزرعه یا باع رها می شده می گذاشته است. تا تعدا فنجانهای و زمانی که سهامدار قنات آب برای باغ خود یا زمین می برده را دقیقا حساب کند مثلا اگر ۱۰ سنگ درون کبسه باشد یعنی ۱۰ فنجان یا معادل امروزی(۷۵ دقیقه) آب قنات را فرد استفاده کرده است .اگر فردی ۱۰ فنجان سهم از قنات داشته باید(معادل امروزی هفتاد و پنج دقیقه) یعنی مدت زمانی که ۱۰ فنجان آب پر شود آب قنات را به زمین یا باغ خود رها می کرده است و با اعلام جار زدن و یا شیپور زدن یا یک صدای قرار دادی فرد بعدی آب را به باغ یا زمین خود منتقل می کرده و به همین ترتیب…معمولا محل استقرار دایمی فنجان و مدیر آن (میر آب) خانه فنجان بوده است.اما در فصل تابستان گاهی ممکن است فنجان را به محل اصلی تقسیم آب ببرند.

قنات رهن گناباد 

یکی از عجایب قناتها تشکیل لایه ای از جوش در کانال قناتها است به مرور زمان مجرای عبور آب کاریزها لایه ای آهکی می گیرد که مانند سرامیک محکم می شود و در  لهجه محلی به ان جوش می گویند تصویر زیر از قنات رهن گناباد.

به گزارش رهن ۲۰،  دکتر تفتی استاد و موسس دانشکده قنات یزد،از مراحل آخر ثبت قنات رهن در فهرست آثار ملی ایران خبر داد.
 پس از ثبت ملی گزارشی در ۱۲ فصل  برای ثبت جهانی به یونسکو ارسال خواهد شد.
از سال ۷۹ ،با مرکز بین المللی قنات و همکاری میراث فرهنگی ،۱۱ قنات ایران به ثبت جهانی رسیده است که این مساله ساده ای نیست و این افتخار نصیب ایران و ایرانی شد تا قنات قصبه گناباد ثبت جهانی شود.برای ثبت قنوات ایران در یونسکو، ۲۳ جلسه تشکیل شده که ۲۱ جلسه آن در استانبول ترکیه برگزار شده است تا یونسکو قبول کند قنات، میراث تاریخی ایران است  طی آزمایشاتی که بر روی آب قنات رهن انجام شده ،آبی در حد استاندارد های آب آشامیدنی با کیفیتی بسیار عالی و قابلیت هدایت الکتریکی در حدود ۷۰۰ میکرو پرس بر سانتی متر است و این یعنی درست یک پله بالاتر از آبهای معدنی است که مزیتی دیگر از این قنات می باشد.قنات رهن یکی از قناتهای بزرگ و تاریخی و با قدمتی دو هزار ساله با ۲۴ کیلومتر طول و بیش از ۳۰۰ متر عمق مادر چاه و ۲۹۵ حلقه چاه ،که از ۲‌رشته تشکیل شده (رشته روچی و زیبد) یکی دارای آب سرد و دیگری دارای آب گرم می باشد و طول آن مجموعا ۲۴ کیلومتر می باشد. رشته زیبد احتمالا از داخل دریاچه ای آهکی از داخل کوههای زرد  رزو سرچشمه می گیرد.

ajamGonabadRahn

..

بنا بر آنچه  حافظ عبد العزیز  ابن اخضر جنابدی (گنابادی )  که در دوره شاهرخ میرزا فرزند امیر  تیمور گورکانی  بوده است :  ملکشاه سلجوقی همراه با ابومنصور ریابی از ریاب و سنو بازدید و دستور حفر خوش شویی را داره است همچنین نادرشاه در زمان حمله به افغانستان  و در مسیر طبس/تبس  به همراه طاهر مقنی / آب شناس  از این چشمه بازدید کرده است.  طاهر آب شناس   گفته است که زودتر از اینجا برویم و او در جواب کسانی که علت را سوال کردند گفته‌است: این چشمه آب  زیاد دارد و اگر گناباد خراب شود، یا به وسیله باد خواهد بود یا به وسیله طغیان این چشمه.

 

منابع:

ساعت آبی  ابتکار جالب ایرانیان  کهن : دکتر محمد عجم  ۱۳۸۳

*مجموعه مقالات کنفرانس ملی قنات ۱۳۸۲ گناباد، مقاله قنات میراث فرهنگی و علمی ایرانیان، «دکتر محمد عجم قنات میراث فرهنگی علمی ایرانیان، همایش ملی قنات، گناباد.دکترعجم.  ۱۳۸۳ [۳]  نشر شده در  وبلاگ کاریز  ۱۳۸۲ و در سایت آفتاب :  قنات میراث فرهنگی و علمی ایرانیان

** سفرنامه ناصر خسرو : آن گفتندکیخسرو فرموده است کردن

* مردم سالاری قنات میراث فرهنگی و علمی مصاحبه با محمد عجم 

بررسی آثار نفوذ فرهنگ ایرانی درهند و تاثیر متقابل تمدن هند بر منطقه جغرافیایی ایران و خراسان بزرگ

http://parssea.org/?p=3043

http://www.irna.ir/html/1392/13920209/80634819.htm

http://www.mardomsalari-kh.ir/images/pdf/mardom%20salari%20-44.pdf

http://bankmaghale.ir/-

File:میراب زیبد گناباد.jpg