Category: باستان شناسی

مستند قنات قصبه شهر گناباددر دانشگاه فردوسی نقد شد

یک مستندساز:

مستند قنات قصبه گناباد رویکردی جهانی دارد

 قنات قصبه گناباد

یک مستند ساز با بیان اینکه مستند «قنات قصبه گناباد» رویکردی جهانی دارد، گفت: این مستند با رویکردی همراه است که بتواند ویژگی‌ها و شاخص‌های قنات قصبه گناباد را برای مخاطبان نه در سطح داخلی بلکه در سطح بین‌المللی داشته باشد.

حمید توکلی‌فر در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا در حاشیه نمایش مستند «قنات قصبه گناباد» که روز گذشته با حضور دکتر محمدعجم  و دارنده اولین مقاله فارسی منتشر شده در اینترنت در زمینه قنات و ساعت آبی در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی برگزار شد، اظهار کرد: ساخت این مستند سفارشی از سوی اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری گناباد بود.

وی ادامه داد: با توجه به اینکه دارای پیشینه و تمدنی با سابقه هستیم، بر همین اساس نیاز به ساخت این مستند احساس شد تا به دیگران این تمدن بزرگ را بشناسانیم و تا هنگامی‌که این گونه اقدامات صورت نگیرد، دیگران چگونه می‌توانند بدانند که ما چه تمدن و پیشینه بزرگی داشته‌ایم.

توکلی‌فر با بیان اینکه بیشترین کاریزهای موجود در کشور در خراسان‌رضوی وجود دارد که از این میان می‌توان به قنات قصبه گناباد اشاره کرد، افزود: قنات قصبه گناباد از قنات‌های عجیب و باشکوهی است که آن‌ها را به قنات ثلاثه می‌شناسند.

این مستندساز عنوان کرد: با توجه به اینکه این مستند، اثری علمی است انتظار نداشتم که مخاطبان عام هم نسبت به این اثر واکنش نشان دهند و به آن علاقه‌مند شوند و با آن ارتباط برقرار کنند.

وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به بی توجهی مسئولین در این زمینه اشاره و تصریح کرد: متاسفانه به آثار تاریخی و میراث فرهنگی این دیار به گونه‌ای که باید و شاید توجه چندانی نمی‌شود چرا که بودجه پژوهشی برای شناخت قنات قصبه گناباد در نظر گرفته نشده است، به دلیل اینکه بازکردن چاه‌های این قنات‌ها و پژوهش آن‌ها هزینه‌هایی دارد که این امر نیز با چالش‌هایی مواجه است و متاسفانه مسئولین امر نسبت به این موضوع بی توجهی نشان‌ می‌دهند.

توکلی‎فر اضافه کرد: اگر آن‌ها را به عنوان مفاخر فرهنگی به گردشگران معرفی و آن‌ها را نیز جذب این آثار کنیم می‌توانیم شاهد اتفاقات بهتری در زمینه جذب گردشگر باشیم که متاسفانه بستری برای اینگونه کارها صورت نمی‌گیرد.

این مستندساز با اشاره به اینکه غربی‌ها بیشتر از ما این گنج‌های گرانبها را قدر می‌شناسند تاکید کرد: این در حالی است که متاسفانه بسیاری از مسئولین از کنار این موضوعات مهم به راحتی عبور می‌کنند که این بی توجهی منجر به  تخریب قنات‌ها می‌شود و همچنین اجازه می‌دهند که قنات‌ها خشک و متروکه شوند.

وی گفت: من به عنوان مستندسازی که در خراسان رضوی مشغول کار هستم علاقه دارم که مخاطبان خودمان به داشته‌هایی که مربوط به خودشان از جمله کاریز شهر گناباد است، آشنایی بیشتری پیدا کنند، اما شاید این اهتمام در متولیان فرهنگی وجود نداشته باشد و نباید نسبت به برخی از میراث‌های معنوی خودمان که متعلق به نسل امروزی و به‌نوعی دلگرمی و اعتماد به نفس ما است، بی تفاوت باشیم.

دکتر عجم با فاخر خواندن مستند قنات گناباد گفت اگر به تاریخ کهن و اسطوره ای این قنات نیز اشاره میشد بخصوص داستان حماسه دوازده رخ  و حضور گیو و گودرز و کیخسرو  در گناباد و اشاره به مستندات تاریخی که کاریزها و قلعه های گناباد را به این چهره ها منسوب کرده اند این مستند جذاب تر میشد. همچنین به ابزار بسیار مهمی همچون پنگان یا ساعت آبی باید اشاره میشد دکتر عجم با شرح عملکرد ساعت ابی گفت اختراع این ابزار ساده اختلافات و نزاعها بر سر چگونگی و مقدار سهم اب پایان داد و سهام را تقسیم بندی زمانی کرد.قبل از ان هر فرد مقدار آبی را که برای باغ و زمین خود استفاده می کرد بر حسب تقریبی و غیر دقیق بود که منجر به نزاع می شد کاربرد این دستگاه ساده و دقیق از زمان اسکندر مقدونی و توسط مورخینی مانند کالیستنس در ایران گزارش شده است .دکتر عجم گفت کسانیکه این قناتهای شگفت آور را کنده اند و در طول مسیر آن صدها چاه حفر کردند ایمان و باور عمیقی داشته اند و از یک پشتکار همراه با ارزشهای دینی  برخوردار بوده اند.

انتهای پیام

پرونده:Water clock zibad.JPG

قنات یا کاریز میراث فرهنگی و علمی و اقتصادی ایرانیان

 

کدام نام تاریخی برای دریای مازندران مناسب تر است

عجم در گفت‌وگو با تسنیم بررسی کرد

“دریای خزر” درست است یا “دریای کاسپین”؟

شناسه خبر: ۱۴۷۹۱۴۹ سرویس: بین الملل

عجم

پژوهشگر سرشناس کشور با بیان دلایلی تاریخی و حقوقی درباره نام دریای شمال ایران، دریای کاسپین را بهترین و درست‌ترین عنوان برای آن می‌داند که توسط بیشتر کشورها استفاده می‌شود.

به گزارش گروه سیاست خارجی خبرگزاری تسنیم، پهنه آبی واقع در شمال ایران که در حال حاضر آن را با نام “خزر” می‌شناسیم، از جمله دریاهای مهم جهان است که تقریباً اقتصاد سه کشور جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان ارتباط مستقیمی با منابع انرژی زیر بستر آن دارد. بحث بر سر تقسیم منابع زیر بستر و رو بستر، آلودگی آب‌، مسئله حق کشتیرانی یا مواردی نظیر استفاده از عنوان حقوقی “دریا” به جای “دریاچه” از سوی کشورهایی مانند قزاقستان  جهت بین‌المللی شدن آن و حق کشتیرانی آزاد و بسیاری از موارد دیگر، تحت جلساتی با عنوان رژیم حقوقی دریای خزر برگزار می‌شود. تاکنون طرف‌های ساحلی به نتایج قابل توجه و مشخصی نرسیدند و همچنان چالش توافق وجود دارد.

اما یکی از موضوعات مربوط به این پهنه آبی شمال ایران مسئله “نام” آن است که در کشور ما  از این اسم به طور رسمی استفاده می‌شود، اما بسیاری بر این عقیده‌اند که نام خزر اشتباه است و اسم اصلی و صحیح آن “کاسپین” می‌باشد. در ادامه طی گفت‌وگو با «محمد عجم»، حقوقدان، زبان شناس و پژوهشگر سرشناس ایرانی، به بررسی این موضوع پرداختیم که مشروح آن به شرح زیر است.

*امپراتوری یهودی خزرها به افسانه شباهت دارد.

تسنیم: ایران در حال حاضر به طوری رسمی از نام خزر برای پهنه آبی واقع در شمال کشور استفاده می‌کند، در اساس کلمه خزر از چه پیشینه، محل یا گروهی ریشه می‌گیرد؟

  عجم: درباره اینکه خزر نام یک قوم، آئین، مذهب و یا زبان و نژادی مشخصی باشد مطالب متناقض و متضاد زیادی نوشته شده است، از این رو نمی‌توان با قاطعیت نظر داد. اصولاً در مورد خزرها منابع و مستنداتی که وجود دارد خود از لحاظ اعتبار سنجی قابل بررسی هستند، چراکه همه ادعاهای موجود در رابطه با قوم خزر بیشتر فرضیه است و با قطعیت و یقین نمی‌توان اظهار نظر کرد.

مثلاً در مورد اینکه خزرها یهودی بودند مهمترین منبعی که در سی سال اخیر مورد استناد قرار گرفته کتاب “آرتور کوستلر” در مورد امپراتوری خزر است، وقتی مستندات وی را دنبال می‌کنید به کتب اعراب می‌رسید، البته منابع عربی نیز در مورد خزرها دارای تناقض‌هایی می‌باشد که قابل اطمینان نیست، چراکه  یکصد سال جنگ میان اعراب و مسلمانان با خزرها قضاوت بی‌طرفانه را بسیار دشوار می‌کند.

علم باستان شناسی، زبان شناسی و منابع بی‌طرف هم کمکی به رفع تناقضات نمی‌کند، اما به طور کلی پذیرفته شده که خزرها قومی کوچ نشین و نومد بوده‌اند که یکی از  دهها قوم  تورکیک شرقی هستند که قبل از ظهور اسلام وارد فلات و دشت‌های شمال و شمال غربی دریای خزر شدند،نام این قوم از واژه خیزران(درخت های نی دریایی) گرفته شده است.   ورود آنها باعث شد بخش‌هایی از اقوام متعدد دیگری که ساکن منطقه بودند وارد جغرافیای فعلی ایران شوند که یکی از آن اقوام متعدد کاسپی‌ها بودند و  از زمان‌های قدیم در اطراف دریای شمال ایران ساکن شدند.

کاسپی ها  بداخل فلات ایران بخصوص غرب ایران مهاجرت کردند.

 نظر غالب این است که نژاد خزرها، هون و مذهب آنها تنگری و پگان بوده است. اخیراً آزمایش “دی ان ای” بر روی اسکلت‌هایی در منطقه جغرافیایی  خزرها انجام شده و غیر یهودی بودن آنها به اثبات رسیده است، البته طی سال‌های ۷۴۰ افرادی از یهودی‌های مهاجر در منطقه ساکن شدند که به احتمال زیاد  همان اقلیت یهودیان بخارا پس از مهاجرت بوده اند. اما ادعاهای اخیر مبنی بر امپراتوری یهودی خزرها که بعضی از نویسندگان یهود برای خزرستان  مطرح کرده‌اند بیشتر به افسانه شباهت دارد تا واقعیت.

* هیرکانی و کاسپین کهن ترین  نام‌های ثبت شده  در منابع یونانی و رومی

تسنیم: سابقه تاریخی استفاده ایران از کلمه کاسپین تا چه زمانی است؟ به عبارتی دیگر این کلمه چه ریشه‌ای دارد؟

 عجم: کاربرد دو واژه هیرکانی (گرگان) و کاسپین در منابع یونانی و رومی،  قدیمی‌ترین نام‌ها برای  دریای شمال ایران هستند، اما این دو نام در منابع فارسی به جای مانده درباره پهنه آبی واقع در شمال ایران دیده نشده است. اگر هم در زبان فارسی کاربرد داشته، اما  منابع آن از میان رفته است، زیرا از دوره بنی امیه که جنگ‌های خونینی بین خزرها و مسلمانان به وقوع پیوست  نام خزر شهرت گرفت و وارد ادبیات عربی و فارسی شد. در منابع عربی و فارسی بیشتر از ۴۰ نام برای دریای شمال ایران به کار رفته که  بعضی نام‌ها به اقوام ساکن در این دریا و بعضی به شهرهای اطراف دریا منسوب شده‌اند مانند گیلان-جیلان- گرگان (جرجان) – استرآباد – ساری و بسیاری از موارد مشابه.

* نام رسمی و بین المللی دریای شمال ایران براساس مصوبه سازمان ملل “کاسپین” است

تسنیم: در حال حاضر کدام کشورها (کشورهای ساحلی یا سایر کشورها) از نام “کاسپین” برای دریای شمال ایران استفاده می‌کنند؟ 

عجم: بر اساس مصوبه سازمان ملل نام رسمی و بین‌المللی این دریا کاسپین است و یک نام محلی هم می‌توان برای آن به کار برد و آن “خزر” است، اما همه کشورهای جهان نام کاسپین و معادل‌های آن را به کار می‌برند، به جز چند کشوری که از “بحر قزوین” استفاده می‌کنند که در واقع معادل و معرب همان کاسپین است. تعدادی از کشورها هر دو نام کاسپین و خزر را  برای نامیدن دریای شمالی ایران در نظر گرفته‌اند.

* در هیچ منبعی از خزرها به نیکی یاد نشده است

تسنیم: در بیشتر اسناد و قراردادهای فارسی از نام خزر استفاده شده و مجموعه نشست‌ها در مورد دریای شمالی ایران نیز تحت عنوان رژیم حقوقی دریای خزر (حداقل از جانب ایران) برگزار شده است،  با این حال جمهوری اسلامی ایران می‌تواند چنین تغییر اسمی را در نشست‌های رژیم حقوقی دریای شمال ایران مطرح کند؟ در واقع این اقدام از نظر حقوقی مانعی یا حتی واکنش منفی سایر کشورهای ساحلی را به دنبال ندارد؟

عجم: نام دریای شمال ایران هیچگونه چالشی در هیچ کشوری ایجاد نمی‌کند. کمیته یکسان‌سازی  هم می‌دانست که نام مازندران بهتر از خزر است اما “دریای مازندران” مستندات حقوقی لازم را نداشت. خزر نام مطلوبی نیست و در هیچ منبعی از خزرها به نیکی یاد نشده و چندین قرن است که هیچ قومی در کشورهای اطراف خزر تا به امروز خود را قوم خزر معرفی نمی‌کند اما کمیته باید به نقشه‌ها و قراردادهای حقوقی متعهد می‌‌ماند.

در این منطقه حداقل یکصد قومیت و ملیت و زبان وجود دارد.می‌دانیم قوم خزر و قوم هون مدتی حکم‌فرمایی در منطقه داشته اما امروزه تطبیق آن با مردم امروز سخت است. حتی قرقیزها، قزاق‌ها، تاتارها، چچنی‌ها و حتی مغول‌‌ها هیچکدام خزرها را به خود منسوب نمی‌دانند.

* مجاز بودن استفاده از هر دو نام خزر و کاسپی ( کاسپین)

اما درخواست به کار بردن کاسپین در فارسی اخیراً طرح شده و اصلاً به مصوبه جدید نیازی ندارد؛ نام دریای کاسپی و یا کاسپین را می‌توان به کار برد و با هیچ مخالفتی در هیچ جای جهان  همراه نخواهد بود. چون مصوبه مورخ ۱۸ آذرماه ۱۳۸۱ کاربرد هر دو نام خزر و کاسپی را مجاز می‌داند، و کاسپیین را نام اصلی و بین المللی می داند اما اینکه چرا نام مازندران کنار گذاشته شد این بود که مشخص شد که چنین نامی در قراردادها، اسناد حقوقی و نقشه‌های رسمی داخلی و خارجی قبل از دوره پهلوی وجود ندارد.

مطابق مقررات کمیته یکسان سازی نام‌های جغرافیایی سازمان ملل  (UNGEGN) همه کشورها باید در رابطه با پدیده‌های جغرافیایی به خصوص دریاها، یک نام بین‌المللی بکار ببرند و البته یک نام محلی هم برای کاربرد محلی قابل قبول است. در رسانه‌های ایران برای دریای شمال کشور نام‌های مختلفی مانند مازندران، خزر، شمال و مواردی دیگری به کار می‌رفت که مشکل ایجاد می‌کرد.

سازمان ملل از ایران خواسته بود که مشخص کند چه نامی را به رسمیت می‌شناسد. مرجع رسیدگی به اینگونه مسائل اداره حقوقی وزارت خارجه و کمیته یکسان سازی نام‌های جغرافیایی متشکل از اعضای چند نهاد و وزارتخانه می‌باشد، در سال ۱۳۸۱ از اداره حقوقی وزارت خارجه خواسته شد که در این خصوص نظر بدهد. بررسی این موضوع به من سپرده شد که تحقیق مفصلی انجام و گزارشی تهیه و تحویل کمیته یکسان سازی شد و  مبنایی برای تصمیم گیری قرار گرفت.

نخست در مورد اسناد و قراردادهای بین‌المللی و قراردادهای بین ایران و دول خارجی و سپس در مورد نقشه‌های رسمی و نیمه رسمی بررسی و مشخص شد که در همه قراردادها از قرون گذشته و تا آنجا که مکتوباتی باقی مانده است، در زبان فارسی دریای خزر و بحر خزر و در زبان‌های اروپایی دریای کاسپی یا کاسپین، همچنین در متون قدیمی عربی، خزر و  گاهی بحر قزبین و قزوین به کار رفته است، اما در متون  متاخر عربی بحر قزوین استفاده شده و در کشورهای ترک زبان نیز هر سه نام به تناوب به کار رفته است. اما ترجیح بیشتر با خزر دنیزی بود.

قراردادها و نقشه‌ها برای ما معیار اصلی بود اما در متون ادبی و تاریخی نیز بررسی عمیقی انجام شد و برای من کاملاً مشخص بود که قزبین و قزوین معرب شده از کاسپین است، اما عده‌ای اصرار داشتند که برعکس کاسپین تغییر یافته قزوین هست حتی این مطلب را خاتمی، رئیس جمهور وقت در سفر علی یف به تهران به وی گفته بود که دریای مازندران همان دریای قزوین است و اروپایی‌ها آن را به کاسپین معرفی می‌کنند. از نظر زبان شناسی محرز بود که قزوین تغییر یافته و معرب کاسپین است، ولی  باز هم مجدداً در منابع تاریخی کندوکاو کردم و کاملاً محرز شد که قبل از اینکه قزوین وارد ادبیات عرب و فارسی شود کاسپین و هیرکانی (گرگان) وجود داشته است.

نام خزر از قرون سوم قمری در ادبیات عربی و فارسی رایج شده است، اما بیشتر از ۴۰ نام دیگر هم به تناوب برای دریای مذکور در ادبیات و جغرافیایی قرون گذشته به کار رفته است. شرح جنگ‌های خزرها در دوره خلفای بنی امیه به طور مفصل در تاریخ طبری و در سایر منابع عربی، همچنین در کتاب استخری و ابن اثیر وجود دارد. استخری نوشته است که «زبان خزرها به هیچ زبان شناخته شده‌ای شباهت ندارد».

* در ابتدا فضایی برای طرح این موضوع که کاسپی بهتر است یا خزر نبود

بعضی منابع عربی آنها را همان قوم یاجوج و ماجوج معرفی کرده‌اند که در منابع اروپایی نیز به یاگوگ و مگوگ معرفی شده بودند. قوم خزر نام خود را از خیزران که نوعی نی مقاوم و بلند هست گرفته است . خلاصه کلام اینکه وقتی در کمیته یکسان سازی موضوع بحث شد اصلاً فضایی برای طرح این موضوع که کاسپی بهتر از خزر است نبود، چون نام کاسپی در ایران کاملاً ناشناخته بود و برای دانشگاهیان نیز واژه‌ای بیگانه محسوب می‌شد. تا اینکه در گزارش توجیهی  برای کمیته، برای اولین بار مفصل به اصالت کاسپی و میراث آنها به عنوان قوم ایرانی پرداخته و تصور اینکه کاسپین واژه بیگانه است مردود دانسته شد. قوم یا اقوام کاسپی نام خود را از کاوسپی به معنی گاو سپید گرفته است گاو سپید از اسطوره ها و یا خدایان و  اله های دوران مذاهب اولیه اریاییان هست. 

متاسفانه این نام در حالی‌ که مستندات تاریخی دارد ولی در فرهنگ عامه مغفول و ناشناخته مانده بود. امروزه با توجه به فرایند فرهنگ سازی آن، این نام می‌تواند جایگزین خزر شود. اما در مصوبه ۱۸ آذرماه ۱۳۸۱ کمیته موظف بود که به نقشه‌ها و اسناد وفادار بماند. اعتراضاتی که به این مصوبه شد چندان مستند نبود و اعتراضیه‌ای پرویز ورجاوند در مجله اطلاعات سیاسی منتشر کرد که چرا نام تاریخی مازندران را حذف کرده‌ و خزر را که قومی مهاجم بوده‌اند را جایگزین آن کرده‌اید؟

جوابیه ما در جراید همان زمان منتشر شد، البته گزارش توجیهی کمیته نیز منتشر شد که الان هم در سایت‌های متعددی وجود دارد، از مخالفان مصوبه خواسته شد که مستندات خود را برای دریای مازندران ارائه کنند، ولی هیچ مستندی ارائه نکردند، اما بحث اینکه اخیراً طرح شده که باید دریای کاسپی بکار ببریم یک موضوع کاملاً جدید است و هیچ مغایرتی با مصوبه سال ۱۳۸۱ ندارد، چون نام بین‌المللی است و  نیازی هم به تغییر مصوبه ندارد. در ایران رسانه‌ها مختار هستند که نام بین‌المللی که دریای کاسپی و کاسپین یا نام محلی خزر را استفاده کنند، در این مورد هیچ کشوری هم اعتراضی نخواهد داشت.

انتهای پیام/ R1436/P1361/S8,87,89,90,95/CT2

از همین نویسنده :

  • نام های دریای خزر

https://www.4shared.com/office/7A_AMG0Z/name_caspian1.html

Geography of Iran
Names of the Caspian Sea
By: Mohammad Ajam

http://www.magiran.com/magtoc.asp?mgID=1051&Number=131&Appendix=0

  • متن مقاله همایش ملی ژئوماتیک اردیبهشت ۱۳۸۲ اسامی جغرافیایی باستانی میراث بشریت پژوهشی در مورد دو نام خلیج فارس و خزر و چالشهای فراروی ص ۲۴ تا ۳۶ [۱۲]
  • مقالات همایش یکسان‌سازی نام‌ها ۱۳۸۲ [۱۳]
  • ماهنامهٔ پبام دریا شماره‌های ۱۳۱ و ۱۳۳ مهر و آذر ۱۳۸۳
  • دکترعجم. «دروازه کاسپین اسناد هویت ملی». پیام دریاشماره ۱۳۱، ۱۰ مهر ۱۳۸۳
  • ماهنامه علمی پیام دریا: دانلود [۱۴] شماره‌های ۱۳۱- و ۱۳۳ اسنادهویت ملی – نامهای دریای خزر و کاسپین،[۱۵] دکترمحمد عجم مهر-آذر ۱۳۸۳
  • بررسی تطبیقی رژیم حقوقی بزگترین دریاچه های جهان: محمد عجم

    (خزر، سوپریور، ویکتوریا) سخنرانی در سمینار بین المللی خزر دفتر مطالعات سیاسی بین المللی – تهران اردیبهشت ١٣٨١  چاپ در همشهری –۱۷- ۱۶  -۲ – ۱۳۸۱       ١۶/٢/٨١

جشن ملی قنات در گناباد شهر کاریزهای کهن

Ajamدکتر عجمساعت آبی زیبد zibad W.Clock

برگزاری جشن جهانی شدن قنات قصبه(کاریز کیخسرو)

 

روز ۱۴ بهمن ۱۳۹۵ آیین های جشن ملی قناتهای ایرانی یا پرشن کنات(پرشن کاریز)  در گناباد با حضور مقامات کشوری و استانی و تعدادی از میهمانان خارجی برگزار شد.  شرکت کنندگان ابتدا بر مزار شهدای گمنام و مرقد زاهد مشهور گنابادی بنام  محمد تقی بهلول عارف  گنابادی

همایش قنات

حضور یافتند  و از قنات قصبه، مسجد جامع، موزه مردم شناسی و باستان شناسی و روستای تاریخی ریاب بازدید کردند. همچنین بزرگ ترین زنجیره انسانی با هدف حمایت از کاریزهای  ایران با حضور ۶۰۰ نفر در گناباد تشکیل شد. پروژه بیابان زدایی و مقابله با گرد و غبار در شهرستان گناباد نیز با کاشت نهال توسط معاون رئیس جمهور به طور رسمی آغاز شد. لوح ثبت جهانی قنات قصبه در این مراسم رونمایی شد.

با ثبت جهانی ۱۱ کاریز  ایرانی، ۳۰۰ میلیارد ریال ردیف بودجه ای از سوی سازمان جهانی یونسکو برای مرمت و ساخت زیرساخت های این قنوات در نظر گرفته شده است و علاوه بر آن، در سال آینده نیز بودجه ای برای این قنوات پیش بینی شده است. محمدحسین طالبیان در حاشیه مراسم ملی جهانی شدن قنات قصبه گناباد قنات افزود: اگر نیاکان ما قنات ها  را حفر نمی کردند، در جنوب خراسان اصلا زیستی وجود نداشت. وی بابیان این که هم اکنون ۳۷ هزار رشته قنات در کشور وجود دارد، تصریح کرد: در حال حاضر تنها ۱۱ رشته کاریز به صورت مشترک و در قالب قنات های ایرانی ثبت جهانی شد که محوریت ثبت جهانی این ۱۱ رشته قنات با کاریز  قصبه گناباد بود. وی اظهار کرد: قنات های ایران حاصل دست رنج اجداد ما در سراسر کشور بوده است. اکثر کاریزها  در مکان های بیابانی ایجاد شده و دارای ساختار و فناوری پیچیده و ویژه ای است، لذا نوع مهندسی قنوات، کارشناسان یونسکو را بر ثبت جهانی این آثار متقاعد کرد. وی افزود: قنات قصبه گناباد به عنوان مادر قنات های ایران یکی از پدیده های خارق العاده بوده که توسط نیاکان ما خلق شده است.وی با اشاره به این که مطالعات اولیه برای ایجاد زیرساخت گردشگری قنات های ایرانی به یونسکو ارسال شده، افزود: با توجه به عظمت مهندسی در قنات قصبه گناباد طی سه ماه آینده طرح مطالعاتی جامع برای این قنات تهیه و به سازمان یونسکو ارسال می شود.

تبدیل به جاذبه مهم گردشگری کشور

تصویر کاریز رهن گنابادajamGonabadRahn

رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور نیز پنجشنبه گذشته در مراسم جشن ملی ثبت قنات قصبه گناباد و ۱۰ قنات ایرانی دیگر در فهرست میراث جهانی یونسکو ، با بیان این که قنات قصبه گناباد با توجه به ظرفیت های خاص خود، باید به جاذبه مهم گردشگری کشور تبدیل شود، گفت:  باید مراقبت و حفاظت از این اثر جهانی به عنوان یک اصل موردتوجه قرار گیرد و علاوه بر حفاظت از قنات، باید از این بستر به عنوان یک ظرفیت گردشگری استفاده شود. دکتر زهرا احمدی پور افزود: قنات قصبه از مهم ترین آثار تاریخی است که باید از آن برای رونق گردشگری استفاده کرد؛ بر همین اساس طرح گردشگری قنات قصبه گناباد به زودی اجرایی می شود.  این میراث متعلق به شماست و با ثبت جهانی آن قنات قصبه در دنیا شناخته شده است که بر توسعه و رونق گردشگری این منطقه تأثیر می گذارد.  باید زیرساخت های گردشگری در اطراف قنات ایجاد شود تا قنات قصبه به مقصدی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی تبدیل شود. رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور تقویت اقامتگاه های بوم گردی را یکی از اولویت های سازمان میراث فرهنگی در حوزه اقتصاد مقاومتی عنوان کرد و افزود: اقامتگاه های بوم گردی نقش مهمی در تحول صنعت گردشگری کشور دارد. چرا که این گونه اقامتگاه ها با رعایت شرایط زیست محیطی، باعث فعال شدن اقتصاد خانواده، محل و اشتغال جوانان می شود.

ایران، مهد قنات های جهان

File:میراب زیبد گناباد.jpg

تصویری از ساعت ابی کاریز زیبد گناباد. ساعت آبی قدیمی ترین تکنیک در سنجش زمان

انجمن میراث فرهنگی زیبد( ۱۲ رخ ) در بازسازی شیوه کار  ساعت آبی (پنگان) و تعیین  سهام و زمان انتقال آب از یک باغ به باغ دیگر شیوه اجدادی را در صحنه  جشن بازسازی کردند که مورد توجه حضار قرار گرفت.

معاون آب و خاک وزیر جهاد کشاورزی علی مراد اکبری گفت: ایران مهد قنات های جهان است که حدود ۸ میلیارد مترمکعب آب از این قنوات خارج می شود و با این میزان آب می توان ۸۰۰ هزار هکتار اراضی کشاورزی را آبیاری کرد و با به کارگیری یک سیستم مدرن آبیاری زیرسطحی در قنوات گناباد به ویژه قنات قصبه، می توان کشاورزی این شهرستان را که سال ها دچار خشکسالی شده است متحول کرد.

جاذبه های تاریخی گناباد مقصد خوب گردشگری زوار پاکستانی

سرکنسول جمهوری اسلامی پاکستان در مشهد که در جشن ملی قنات در گناباد حضور داشت گفت : جاذبه های تاریخی و فرهنگی و مذهبی  گناباد مقصد خوب گردشگری زوار و مسافران پاکستانی است.

یاور عباس، افزود: حدود نیم میلیون زائر پاکستانی سالانه از طریق سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی و مسیر گناباد به مشهد سفر می کنند که کمتر شناختی از ظرفیتهای تاریخی و مذهبی گناباد  دارند.

وی از قنات جهانی قصبه گناباد  و  مرقد امام زاده عابد مرقد برادر امام رضا ع به عنوان یک جاذبه بسیار خوب برای جذب گردشگر یاد کرد و ثبت جهانی آن را فرصتی بسیار مهم برای توسعه گردشگری و رونق اقتصادی در این شهرستان دانست.

وی با اشاره به وجود قناتهای متعدد در پاکستان و از جمله ایالت بلوچستان این کشور گفت: کشورهای صاحب قنات از نظر فرهنگ و تمدن به هم شبیه هستند و در مناطقی واقع شده اند که اقلیم خشک و نیمه خشک و بارندگی کمی دارند و در نتیجه نوع زندگی در این مناطق نشان دهنده سخت کوشی مردم آنها است.

سرکنسول و کنسول جمهوری اسلامی پاکستان از آثار مذهبی و تاریخی  گناباد، کاخک و  قلعه زیبد محل کشته شدن یزدگرد سوم در جنگ نیزک ترخان  و جنگ دوازده رخ  بازدید نمود.

در چهلمین جلسه کمیته میراث جهانی سازمان یونسکو در تیرماه امسال در استانبول ترکیه، قنات قصبه گناباد از استان خراسان رضوی به همراه قناتهای بلده خراسان جنوبی، زارچ و حسن آباد مشیر مهریز در یزد، جوپار کرمان، اکبرآباد و قاسم آباد بروات و ابراهیم آباد در استان مرکزی به ثبت جهانی رسید.

کاخک

قنات قصبه گناباد به عنوان تنها اثر ثبت شده استان خراسان رضوی در فهرست آثار جهانی یونسکو با سابقه بیش از ۲۵۰۰ سال به عنوان قدیمی و عظیم ترین قنات کشور و شاهکار تاریخ تمدن بشر در تامین آب و چشم انداز توسعه گردشگری در منطقه مطرح است.

کاریز کیخسرو گناباد (قصبه شهر) به طول ۳۳۱ هزار و ۳۳ متر در یک رشته اصلی به نام قصبه و چهار رشته منشعب به نام دولاب کهنه، دولاب نو، رشته فرعی اول و رشته فرعی دوم قصبه جریان دارد.

رشته اصلی این قنات که ۱۳۱ هزار و ۳۵ متر طول دارد در امتداد دره پرآب خانیک حفر شده و عمق مادر چاه آن نیز بیش از ۲۰۰ متر است.

بقایای قلعه زیبد از دوره یزدگرد سوم

parssea.org AJAMزیبد

 

قطعه سفال های پراکنده در اطراف دهانه چاه های این رشته قنات حاکی از این است که رشته قصبه واقع در کانال اولیه اصلی قنات در زمان هخامنشیان حفر شده و به دنبال آن رشته های دیگر قنات در مواقع خشکسالی در طول سالیان بعد از آن حفر شده اند.

 

شهرستان گناباد در فاصله ۲۷۸ کیلومتری جنوب مشهد واقع است.

قنات یا کاریز میراث فرهنگی و علمی و اقتصادی ایرانیان

جشن های چله تموز

جشن چله تموز  یا جشن های چله بزرگ تابستان  جشن هایی است که از لابلای غبارهای تاریک تاریخ گم شده به تازگی کشف شده است. اولین بار در تاریخ ۲۰ اوت ۲۰۱۲  ویکی پدیای فارسی مقاله ای بدون منبع را  نوشته است تحت عنوان چله تموز . تا قبل از آن هیچ جایی نامی از جشن چله تموز برده نشده اما با نام هایی مبهم و حالتی از وهم و خیال و پندار  در ذهن قدیمی ها خاطراتی وجود داشته که حکایت از جشنی تابستانی دارد این جشن ها در ایران کهن به برداشت محصول و فصل و  محیط طبیعت و چرخش ایام ربط داشته است. اما در تیر ماه  امسال مطبوعات و خبرگزاری های فارسی بطرز عجیبی به بازتاب مقاله  چله تموز ویکی پدیا پرداختند .

جشن چله تابستان,جشن نیلوفر,10 مرداد جشن چله تابستان

ایسنا- ایرنا- ایمنا – و بسیاری از خبرگزاری های علمی و فرهنگی و وبلاگها  مقاله ویکی  پدیا را کپی  و منتشر کردند و یا در قالب مصاحبه و گفتگو  از مقاله استفاده کردند. بنظرم علت این بازتاب گسترده ناشی از این موضوع بود که هند روز اول چله تموز  را با نام روز یوگا  بنام هند در سازمان ملل به ثبت رساند و حالا تازه ما ایرانی ها بیدار شدیم ….

در شهر گناباد که از کهن ترین شهرهای ایران و محل رویداد حماسه اسطوره ای ۱۲ رخ است که تا کنون به حیات ادامه داده است و همواره در آن زندگی جریان داشته است. از جشنی بنام چله تموز یاد می شود مردم منطقه قهستان در خاطرات سینه به سینه از وجود آیینی اینگونه سخن می گویند. در این روزها  در پگاه  خانم ها اسپند دود می کردند و در ورودی خانه یا دالان سرای می ریختند و ورودی خانه و دالان و ایئان ها را آب و جا رو می زدند. این جشن ها بسیار کهن است و شاید بدوره ادیان ابتدایی برسد از جمله این ابهامات بجای مانده مراسمی است که در درب صوفه زیبد مرسوم بوده است در ایوان صوفه اب چکه های این ایوان غار شکل مقدس بوده  و در چله تموز در آنجا آش نذری می داده اند آش نذری از قبل از اسلام رایج بوده و به دین اسلام مختص نیست. در آنجا علم و چوب مقدسی بوده و درختان داخل غار گره گشا فرض می شدند لذا بر درخت سر و درخت انجیر و درخت تاقوک آنجا گره می زده اند. در گرمای سال این غار پناه گاه سر و خنکی بوده است.

در بیرجند و قاین و فردوس هم جشن تموز در پرده ای از ابهام  یاد می شود اما از ریشه و روز دقیق آن و مراسم های آن هیچ خبری نیست و تقریبا بطور کامل به فراموشی سپرده شده است بجز در سایه و خیال و با ابهام  انچه از گذشتگان شنیده شده است مطلب متقن و دقیقا باقی نمانده است.  اما یک چیز قطعی است و  اینکه مبنای شروع چله تموز بلند ترین روز سال بوده است. پیران کهن می گویند از اول چله تموز روزها کوتاه تر می شود. یعنی این چله و جشن به بلند ترین روز سال و کوتاه ترین شب سال مرتبط بوده است. میرابها و قنات داران بخشی از  و یا کلیاتی از  این ایام ها و مناسبتها را در لوح نانوشته و سینه به سینه محفوظ نگهداشته اند. در بعضی جاها این جشن  نیلوفر و در جاهایی نوروز بل  و در جاهایی جشن تیرگان  و همچنین جشن آب پاشان هم گفته شده و قطعا روزها و شیوه آن در هر منطقه ای متفاوت شده است. . اما بنظر می رسد مبنای همگی و ریشه های آن یکی است . برداشت محصول و آغاز فصلی جدید. در خراسان تا قبل از چله تموز گندم  و جو  و عدس و نخود  برداشت شده و تا آخر تموز خرمن ها پاک می شده است.

جشن‌هایی که در تیر و مرداد ماه برگزار می‌شود معمولا جشن‌های آب هستند که در نیایش‌های باستانی در خواست آب، سرسبزی و شادی می کردند به طور مثال در جشن تیرگان که در ۱۳تیرماه برگزار می‌شود تشتر یا همان تیر یکی از الهه‌های باستانی در برابر اپوش دیو خشک سالی پیروز می‌شود و پس از پیروزی بانگ می‌زند خوشا به روزگار شما ای آب‌ها، ای گیاهان، ای مردمان و ای کشورها که پس از این آب در نهرها و رودهای شما جاری خواهد بود. جشن دیگری به نام نیلوفر وجود دارد که علت برگزاری آن دقیقا مشخص نیست، ابوریحان بیرونی اشاره می‌کند در ششم تیرماه مردم جشنی را برگزار می‌کرده‌اند که به آن جشن نیلوفران می‌گویند این جشن می تواند با آیین چله تموز جشن‌ها و مراسم آب و آبریزان در ارتباط باشد چرا که برخی پژوهشگران  ادعا می‌کنند علت این جشن به سبب روییدن گل¬های نیلوفر در این ماه است.
 درپایان جشن چله تموز، جشن امردادگان است که درهفتم امرداد ماه برگزار می شود در این روز ایرانیان در دامن طبیعت ،کشتزارها و یا باغ‌های خود به پاک سازی، ترمیم ، نگه‌داری گیاهان پرداخته و یا به گیاهان و نباتات رسیدگی شده است و در دامن طبیعت در میان گیاهان به جشن، سرور، نیایش و پایکوبی می‌پرداخته‌اند. از یاوران امرداد، رشن، اشتاد و زامیاد است که او را در برابر دیو گرسنگی «زیریچ» که از دستیاران انگره مینوست، یاری می‌دهند.
به طور کلی بیشتر جشن هایی که در تابستان برگزار می شود مربوط به آب، آبیاری، گیاهان، سر سبزی و… بوده است از این رو تموز و گرما نیز از این کلییت مثتثنی نبوده و با آب، آبادی و سر سبزی در بلندترین روزهای سال که اجازه می‌دهد انسان در برابر گرما و خشکی مقاومت کند و بیشترین کوشش را برای آبادانی زمین، داشته باشد، در ارتباط است.

 

چند نمونه از بازتاب مقاله ویکی پدیا به عنوان منبع:

http://www.imna.ir/fa/doc/report/241067/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%81-%D8%A2%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%85%D9%88%D8%B2

طولانی ترین روز سال را هندوها به کام خود شیرین کردند- (یوگا *تیرگان یا چله تموز )  دکتر محمد عجم

http://khorasan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=97167

 

https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D9%84%D9%87_%D8%AA%D9%85%D9%88%D8%B2

نوشته: دکتر محمدعجم

http://parssea.org/?p=7520

 

قنات یا کاریز میراث فرهنگی و علمی ایرانیان

پیام نوروزی نود و سه 

پیام نوروزی سال ۹۲ اوباما

پیام اوباما بمناسبت نوروز ۲۰۰۹

پرونده قناتهای ایران ثبت یونسکو شد

پیشتازی کشور عمان در ثبت قنات!

مجید لباف خانیکی کارشناس مرکز بین المللی قنات وسازه های آبی  می گوید:قنات فقط به عنوان ارزش تاریخی و موزه ای مطرح نیست، بلکه حتی امروزه بسیاری از مناطق روستایی و فعالیت های کشاورزی بر مبنای آب حاصل از قنات ادامه‌ وجود می‌دهند. همه‌ این ویژگی ها، قنات را سزاوار ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو کرده است. به همین دلیل سازمان میراث فرهنگی کشور با همکاری مرکز بین المللی قنات و سازه های تاریخی آبی در سال های قبل پرونده ای را برای ثبت چند قنات شاخص ایران آماده و تسلیم یونسکو کردند. هر چند پیش از ایران، کشور عمان اهمیت این موضوع را دریافته و موفق شده است که ۵ رشته از قنات های آن کشور را به ثبت  درفهرست میراث جهانی یونسکو برساند که عبارتند از: قنات الختمین (به طول ۲۴۵۰ متر)، المالکی (به طول ۱۴۸۷۵ متر)، دارس (به طول ۷۹۹۰ متر)، جیلاو المیسر (به طول ۵۷۸۳). یکی از مهمترین انگیزه های دولت عمان برای ثبت این قنات ها، رونق بخشیدن به گردشگری و استفاده از این فناوری بومی آب برای جذب بازدیدکنندگان بیشتر بوده است. اتفاقاً یکی از اشکالاتی که کمیته‌ فنی یونسکو (ایکوموس) به پرونده‌ قنات ایرانی وارد کرد، این بود که قنات قبلاً توسط عمان به ثبت رسیده و تفاوتی میان این دو پرونده دیده نمی‌شود.
مرکز بین المللی قنات و سازه های تاریخی آبی در پاسخ به این اشکال، اذعان داشت: قنات های عمان در سه گروه قنات های عینی، غیلی و داوودی طبقه‌بندی می‌شوند که بیش از ۷۰ درصد از قنات های آن کشور را قنات های عینی و غیلی تشکیل می‌دهند. قنات های عینی و غیلی در واقع با تعریف قنات در ایران تفاوت دارند زیرا اساساً ارتباطی با آب زیرزمینی نداشته و صرفاً کانال هایی هستند که منابع دیگر آب از قبیل آب رودخانه یا چشمه را از نقطه ای به نقطه ای دیگر منتقل می‌کنند.
 آثار و فایده های ثبت جهانی قنات ایران

تصویر کاریز  رهن گناباد

ajamGonabadRahn

۱-با ثبت قنات‌های کشور و قرار گرفتن آن ها  روی نقشه پراکندگی میراث جهانی یونسکو، بسیاری از گردشگران به بازدید از قنات‌ها به عنوان آثار اصیل و ثبت شده ترغیب می‌شوند. بنابراین ثبت قنات‌ها به طور مستقیم به رونق گردشگری کمک خواهد کرد.

۲-کشورهای عضو یونسکو از جمله ایران سالیانه حق عضویت به یونسکو پرداخت می‌کنند. همچنین برخی از خیران و نیکوکاران بین المللی مبالغی را برای صرف در امور فرهنگی و تربیتی به یونسکو اهدا می‌کنند. در عوض یونسکو می‌تواند تا حدی برای حفاظت یا مرمت آثار ثبت شده هزینه کند. پس با ثبت قنات ها، بخت برخورداری از کمک‌های مالی یونسکو بیشتر خواهد شد.

۳- ثبت قنات‌ها در فهرست میراث جهانی یونسکو، الزام بیشتری برای محافظت و نگهداری آن ها ایجاد می‌کند. زیرا با ثبت قنات‌ها، پایش‌های بین المللی آغاز خواهد شد و دولت برای حفظ جایگاه خود توجه بیشتری به این گونه قنات‌ها خواهد کرد.

۴-ثبت قنات‌ها توجه پژوهشگران بیشتری را جلب خواهد کرد و بودجه‌های تحقیقاتی در سطح ملی یا بین المللی برای کاوش ابعاد پنهان آن ها تعریف خواهد شد.

۵-با ثبت قنات‌ها نقش ایران در میراث جهانی پر رنگ تر و بر تعداد آثار ثبت شده‌ کشور افزوده می‌شود. جایگاه فرهنگی بالاتر در میان کشورهای عضو یونسکو، اعتماد به نفس ملی را ارتقا می‌بخشد.
۶ – مردم، بخش خصوصی و دولتی توجه بیشتری به حریم قنات‌های ثبت شده معطوف و کمتر حریم آن ها را مخدوش می کنند.

۷ – آسیب پذیری قنات‌های ثبت شده در برابر پیامدهای طرح‌های توسعه کاهش می‌یابد.
  مزایای ثبت آثار جهانی

۱-به واسطه ثبت شدن در فهرست حافظه جهانی، شأن یک میراث مستند به نحو قابل ملاحظه ای افزایش می یابد . این ثبت شدن عامل مهمی در ارتقای آگاهی دولت ها، سازمان های غیر دولتی، بنیادها و عموم مردم از اهمیت میراث خود خواهد بود و دریافت اعتبار و بودجه را از دولت ها و حامیان تسهیل می کند.

۲-ثبت یک اثر در فهرست میراث جهانی باعث می شود تا خواه ناخواه توجه بیشتری چه از سوی متخصصان و چه از سوی مردم نسبت به آن جلب شود. در ضمن سازمان یونسکو و سایر سازمان های جهانی مرتبط با میراث مستند نیز کمک های علمی و فنی خود را در صورت نیاز در اختیار کشور صاحب اثر می گذارند. همچنین صندوقی جهت حمایت های مالی از آثار تاریخی ثبت جهانی نیز وجود دارد.

۳-به هر یک از آثاری که توسط یونسکو واجد شرایط شناخته شود، گواهی بین المللی اعطا خواهد شد و به عنوان یک ابزار تبلیغاتی دارای کیفیت و اصالت در بازارهای جهانی معرفی می شود.

۴-شرکت در Website یونسکو و بازار فروش الکترونیکی آثار.

۵-حمایت از این آثار جهت ثبت در سازمان مالکیت های معنوی.
۶ –  آثار میراث جهانی در بروشورها، کتاب ها، کاتالوگ ها و … یونسکو تبلیغ می شوند.

۷ – علاوه بر مزایای اقتصادی، اثر جهانی امکان بهره گیری از حمایت های جهانی را نیز دارد. همچنین بسیاری از دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و علمی نسبت به آن اثر حساس شده و ماندگاری آن اثر تبدیل به دغدغه ای برای آنها می شود.

ونسکو، قنات ایرانی به عنوان میراث فرهنگی جهانی ثبت شد.

اولین مقاله منتشر شده در مورد قنات در اینترنت

 http://parssea.org/?p=1371

 کاریز یا قنات بخشی از مقاله:  کاریز میراث علمی و فرهنگی ایرانیان، دکتر محمد عجم  همایش ملی کاریز ۱۳۸۳  گناباد.

روند  ثبت جهانی قنات .
درحدود سال ۱۳۶۹تا۷۰اقای دکترلباف خانیکی پژوهشهایی باهدف شناساندن قنات قصبه بعنوان شاهکاربشری برای مسولین استانی وکشوری انجام دادند.که مورداستقبال مسولین وقت سازمان گردشگری(اقایان مهندس بهشتی ریس سازمان وطه هاشمی ریس پژوهشکاه) قرارگرفت.و به ایشان ماموریت دادندکه مدارک اولیه وموردنیازبه منظور ثبت جهانی راجمع اوری کنند.درهمین زمان بحث ثبت ملی قنات پیگیری ودرسال  ۱۳۸۱به ثبت رسید.در  سال ۱۳۸۳ سمینار  ملی قنات در گناباد برگزار شد .  درسال ۱۳۸۷سازمان میراث فرهتگی کشورپیش شماره ثبت جهانی قنات را ازیونسکواخذ می کنند.ودرسال ۱۳۸۹اسنادومدارک موردنیاز
باهمکاری اداره میراث شهرستان تکمیل ودرسال۱۳۹۱گروه باستان شناسی به سرپرستی اقای محمودبختیاری شهری درشهرستان مستقر واقدام به گمانه زنی درمجاورت میله چاههای قنات نموده که پس ازبررسی کارشناسی وانجام ازمایشات لازم وجمع او ری مدارک موجوداعم ازسفال وغیره ..قدمت قنات قصبه حدود۲۵۰۰سال تعیین شد..واین مستندات ضمیمه پرونده شده و پس تکمیل٬ بررسی نهایی درایران به یونسکوارسال شد. وارزیاب یونسکودرشهریور۹۴جهت بازدید ازقنات به شهرشتان عزیمت وپس بازدید وگزارش خودراارایه وسرانجام دراواخرسال۹۴ پرونده تکمیل شده قنات به یونسکوارسال میگردد. نهایتادرچهلمین اجلاس جهانی یونسکو تیرماه ۹۵ بااکثریت ارابه تصویب رسید.

کیخسرو همان کوروش کبیر است.

parssea.org AJAMتمام حوادث وقوع یافته مربوط به کیخسرو  از زمان پناهنده شدن پدرش سیاوش به توران، ازدواج با شاهزاده خانم تورانی، همچنین کشته شدن  وی، و  زایش  و سرگذشت کیخسرو، به نوعی  کم و بیش مشابه در منابع دیگر به غیر از شاهنامه انعکاس یافته است. مهمترین  اشکال در این است که  اسامی رجال و اماکن مندرج در شاهنامه با اسامی رجال و اماکن در آثار یونانی مانند  هرودوت و کتسیاس و الواح میخی آشور کاملاً متفاوت است. ولی این موجب نگرانی نیست زیرا  در تاریخ کهن همه ملتها و کشورها  این ناهمگونی در انتقال بخصوص در انتقال شفاهی در هزاره های گذشته وجود دارد از طرفی از نظر زبان شناسی نیز تغییر ماهیت نام ها  از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر قابل پذیرش است  مثلا یم – و جم  و  هخم  و یا جوان و خوان و یوان – و یا یعقوب و یاکوب و هاکوپ و  جاکوب  و … امثال اینها تغییراتی در انتقال یک نام  به زبان های دیگر  و کاملا طبیعی هستند از سوی دیگر  چون چهار چوب و هستهٔ وقایع در همه یکسان گزارش شده و می‌توان بدون تشویش خاطر مطالب عنوان شدهٔ کیخسرو در شاهنامه را با منابع یاد شده تطبیق نموده تاریخ این برهه از ایران را تا حدودی ترسیم نمود.

نه تنها اسطوره شناسان معاصر مانند  خالقی مطلق  و مفرد کهلان و پرویز رجبی  و دیگران  معتقدند که  کیخسرو همان کوروش است بلکه  در منابع کهن نیز که بدست ما رسیده بنوعی به آن اشاره شده و یکی از کسانیکه کوروش را همان کیخسرو می داند بیرونی است .
تاریخ دوره هخامنشی و دوره قبل از اسلام کمتر از یک درصد ان باقی مانده و در نتیجه در تاریخ شفاهی با هم مخلوط شده است و جنبه استوره ای گرفته است بیرونی فردی است که با تمدن هند و ایران و غرب اشنا بوده است. و یکسانی کوروش و کیخسرو را مورد تایید قرار داده پس مشخص می شود در دوره بیرونی هنوز در تاریخ شفاهی  چنین مطالبی وجود داشته ولی به مرور بکلی فراموش شده است.

یک نکته که  تایید می کند کیخسرو همان کوروش است این است که در منابع یونانی سال تقریبی حکومت کوروش حدود 2500 سال قبل از دقت برخوردار است اما در مورد کیخسرو شاهنامه سال دقیق وجود ندارد . ناصر خسرو گفته قنات گناباد در آن دوره کاریز کیخسرو نامیده می شده است. و اهالی گفته اند  که کیخسرو دستور حفر آن را داده است. از طرفی باستان شناس کشورمان آقای لباف خانیکی بر اساس داده های باستان شناسی و سفالهای یافته شده عمر کاریز یا قنات گناباد را 2500 سال بر آورد کرده است که دوره کوروش کبیر می باشد.

از سوی دیگر افراد  اسطوره شناس و شاهنامه شناس متعددی بر این باورند که کیخسرو همان کورورش کبیر است و کوروش کبیر همان ذوالقرنین است.  پس می توان گفت کاریز گناباد به دستور کوروش کبیر حفر شده است مطالب دیگری نیز این نظریه را تایید می کنند  از جمله اینکه کیخسرو و کوروش هر دو به آبادانی توجه خاصی داشته اند.

جنگ دوازده رخ که شرح آن در شاهنامه آمده و مطابق شاهنامه جنگ در ریبد گناباد روی داده و کیخسرو نیز بعد از پیروزی سرداران ایرانی برای جشن و پیشکش هدایا به گودرز و گیو  به گناباد آمده است 

گناباد AJAMگناباد عجم

دکتر محمد عجمDr.ajam

سخنرانی دکتر عجم در فستیوال 12 رخ  در زیبد گناباد

در کتاب‌های سیر و اخبار که از روی کتب اهل مغرب نقل شده، ملوک ایران و بابل را نام برده اند و از فریدون که نزد آنان «یافول» نام دارد

شروع کرده اند تا دارا… و کوروش که همان کیخسرو است (بیرونی، ١٣٨۶: ص ۱۵۱).
بیرونی در ادامه می‌گوید:
ولی با آنچه ما می‌دانیم از حیث عدد ملوک و نام‌های ایشان و مدت پادشاهی و اخبار دیگر احوال ایشان اختلاف دارد (همان).
اما در آخر به دلیل احترام به خوانندگان این روایت هم نقل می‌کند و قبل آن می‌گوید:
اگر ما این اقوام مذکور را در اینجا برای خوانندگان نقل نکنیم اولا متاع خود را به سنگ تمام نفروخته ایم و ثانیاً در دل‌های خوانندگان تولید نگرانی کرده ایم و ما این اقوال را در جدولی جداگانه قرار می‌دهیم تا آنکه آراء و اقاویل بهم مخلوط نشود (همان).
جالب آنکه همین جدولی که بیرونی چنین مواردی را درباره آن گفته است و در نهایت آن را آورده است تا متاع خود را به سنگ تمام بفروشد، با توجه به آثار باستانی، کتیبه‌های هخامنشی، سکه‌های باقی مانده و هماهنگی آنها با دیگر منابع تاریخی که امروز در دسترس ما قرار دارد، متوجه

می‌شویم که یکی از دقیق‌ترین جدول‌ها درباره ترتیب پادشاهان است.
نکته مهم آنجاست که در جدول مورد نظر این چنین نوشته است:
کورش که کیخسرو است (همان: ص ۱۵۲).
بیرونی از پژوهشگرانی است که منابع و متون اقوام و ملل گوناگون را بررسی کرده است. متون غربی، متون یهودی و… . جالب است که در آن زمان به شباهت کوروش و کیخسرو پی برده است و خوشبختانه اثر او به دست ما رسیده است و از گزند حوادث در امان مانده است.
چه بسی چنین رویکردی در دیگر پژوهشگران و دانایان ایرانی پس از اسلام، حتی فردوسی هم وجود داشت. یعنی ممکن است با کوروش در منابع غربی و یهودی (مثلا کوروس در منابع یونانی یا کیروس در لاتین) برخورد کرده باشند و به دلیل شباهت‌های او با کیخسرو اینچنین برداشت می‌کردند که کوروش همان کیخسرو است. می‌دانیم که بسیاری از این بزرگان با محتوای کتیبه‌های هخامنشی و آثار باستانی آشنا نبودند و به بسیاری از آثار باقی مانده از آن دوران که در دسترس پژوهشگر امروز است، دسترسی نداشتند (به دلیل تهاجم‌ها و نابودی‌هایی که از زمان حمله الکساندر به بعد رخ داده بود)؛ بنابراین چنین برداشتی از جانب پژوهشگران ایرانی آن دوران بسیار طبیعی بوده است.
.
کوروش، فریدون یا کیخسرو؟!

IRANtouran
به طور خلاصه می‌توان گفت صفات کیخسرو بیشترین آمیختگی را با توصیف ازکوروش بزرگ دارد و البته بخشی از روایات مربوط به فریدون هم آمیختگی‌هایی با کوروش بزرگ پیدا کرده است.
همانطور که پیش از این گفته شد، اسطوره‌ها یادآور «حافظه جمعی» مردمان هستند و طبیعی است که در حافظه جمعی «آمیختگی» رویدادها رخ می‌دهد. آمیختگی روایات در شاهنامه به چشم می‌خورد و این آمیختگی با توجه به زمان سروده شدن شاهنامه بسیار طبیعی است؛ به هر حال شاهنامه پس از تهاجمات بزرگ به ایران و پس از گذر سالیان سال از دوران مادها و هخامنشیان سروده شده است. این موارد فقط درباره کوروش بوجود نیامده و به نظر می‌رسد درباره بسیاری از پادشاهان دیده می‌شود.
شاهنامه ابتدا با پادشاهان پیشدادی شروع می‌شود. پادشاهانی مانند کیومرث، هوشنگ، جمشید و فریدون. چنین می‌نماید که زمان پیشدادیان با دوره‌های پیش از تاریخ فلات ایران هماهنگی دارد، به طوری که آنها صرفا یادگاری از یک شخص ویژه نیستند بلکه نماد یک دوره تاریخی می‌باشند. به عبارتی دیگر، رفته رفته آن دوره‌ها تبدیل به اسطوره شدند و خاطرات دوره‌های پیش از تاریخ با خاطرات دوران شاهنشاهی‌های بزرگ آمیخته شد و داستان‌های اسطوره‌ای بوجود آمدند. از این رو ممکن است برخی از خاطرات کوروش در قالب فریدون نمایان شده باشد.
اما از طرفی کیانیان شاهنامه، بیشترین آمیختگی را با مادها و هخامنشیان دارند. تغییر و تحولاتی که در پی آمدن کوروش رخ داد را می‌توان با تحولاتی که با آمدن کیخسرو در دوره کیانیان شاهنامه بوجود آمد مقایسه کرد. علاوه بر شباهت داستان‌های کیسخرو به داستان‌هایی که درباره کوروش گفتند، منش و رفتار کیخسرو شباهت به کوروش دارد و حتی گفتار کیخسرو یادآور گفتار کوروش در منابع است. همانطور که گفته شد، به نظر می‌رسد کیخسرو در شاهنامه بیشترین آمیختگی را با کوروش بزرگ دارد. جنگ 12 رخ در شاهنامه شباهت زیادی با جنگهای کوروش با اقوام شرقی ذکر شده در منابع یونانی دارد در جنگ 12 رخ کیخسرو لشکری از خوزیه و لشکر دیگری را از هند فرا می خواند محل جنگ زیبد گناباد

منابع برای مطالعه بیشتر:

اولین فستیوال ۱۲ رخ در مجموعه قلعه زیبد برگزار شد.

 

قنات یا کاریز میراث فرهنگی و علمی ایرانیان

مجلهٔ ایران‌شناسی، سال هفتم، بهار 1374، شماره 1  کیخسرو همان کوروش کبیر است .جلال خالقی

http://www.iranboom.ir/nam-avaran/koroshe-bozorg/3541-keikhsore-korosh.html