جشن هولی و جشن نوروز شباهتها و ریشه ها

 جشن هولی یا رنگ پاشی و آب بازی تعطیل رسمی در تمام هندوستان است. این جشن با نوروز ریشه ها و آیین های مشترک دارد اما گاهی قبل از نوروز ایران و گاهی چند روز بعد از نوروز ایران برگزار می شود.  پارسال  همزمان شد با چارشنبه سوری ایران. برخلاف  نوروز  ایرانی که روز ثابتی دارد هولی استاندارد علمی ثابتی ندارد. بیشتر به محاسبه جمع بین دو عامل آغاز گرما  و قرص ماه  بستگی دارد. (اطلاع بیشترانگلیسی در انتهای مقاله )

سال 1392این جشن سه روز قبل از چهارشنبه سوری ایران جشن گرفته شد.

جشن هولی نیز مانند نوروز  جشن پایان  سرما و آغاز فصل جدید است. جشن هولی  از نظر اهداف   به جشن نوروز و چارشنبه سوری ایران شبیه است.

دید و بازدی اقوام  یکی از سنتهای هولی است. نکته جالب اینکه این جشن را دوهولی – doholi  دوهلی می گویند و در خراسان نیز به جشنی که با مطرب و تنبک همراه است دوهلی می گویند به طبل مطرب هم دوهولی می گویند. بنا براین از نظر واژه نیز  اشتراک وجود دارد. چارشنبه سوری ایرانی از اهداف اصلی خود منحرف شده است. سوری نیز با سرخی و با سوری و سوریا  خدای خورشید هندوها ارتباط اتمولوژی دارد. 

اما دو توصیه یکی به هندی ها و دومی  به ایرانی ها ی طرفدار جشن چارشنبه سوری

اول توصیه به طرفدار چارشنبه سوری در ایران که سعی می کنند با ترقه و موشک و نارنجک و  سرو صدا  ایجاد هیجان بکنند و گاهی خسارات جانی و مالی به بار می آورند که واقعا اهداف یک جشن را که ایجاد شادمانی  و لحظاتی آرامش است بکلی عوض می کنند.  

بطوریکه چهارشنبه سوری امروزه هیچگونه شباهتی با چهارشنبه سوری قدیم ندارد. چهارشنبه سوری در قدیم آتش روشن کردن و دور هم جمع شدن و سخن گفتن و شوخی کردن و جوک گفتن و همچنین سخنان پند آموزو لطیفه و حکمت  بود.  در بعضی مواقع نیز دایره و تمبک زدن هم وجود داشته اما نه همیشه .

بهتره از هندی ها یاد بگیرند آنها شب هولی شاخه های خشکیده درخت را بشکل مثلث  یا اهرام  برپا می کنند و دور آن جمع می شوند و شمع روشن می کنند و بعد این اهرام چوبی را آتش می زنند و با دایره و تمبک  و طبل حرکات موزون انجام می دهند. هیچگونه ترقه و فشفشه  و خشونتی  در کار نیست.  همه از پیر و جوان در آرامش  دور هم جمع می شوند و  هرکسی سخنی و یا دعایی زمزمه می کند.

اگرچه در جشن دیوالی فشفشه و نارنجک صوتی بکار می برند اما در جشن هولی  اصلا از اینگونه سر و صداهای زننده و زشت خبری نیست.

 به همدیگر رنگ هم می پاشند  رنگ گیاهی . صورتهای خود را رنگی می کنند . این رنگ ها قابل شستشو هستند و لباسهای رنگی می پوشند.

فردای آن روز رنگ پاشی و آب پاشی در همه جا برگزار می شود بخصوص در پارکها . این جشن هیچگونه آسیبی ایجاد نمی کند بطور یفین چهارشنبه سوری ایرانی نیز با همین جشن هولی ریشه مشترک دارد. نکته مهم اینکه همه ساله توریستهای غربی و اروپاییان برای شرکت در جشن هولی به هند سفر می کنند و این جشن چون با آرامش برگزار می شود بسیار پر طرفدار است.

.  اما توصیه به هندی ها  اینکه از ایرانی ها یاد بگیرند ایرانی ها  صدها سال است  روز نوروز را همه ساله در یک روز مشخص و آن روزی است که طول شب و روز یکسان می شود. یعنی اعتدال بهاری شروع می شود را جشن می گیرند. 

نوروز در ایران سابقه بسیار کهنی داردو به جمشید  جم منسوب است.   از دوره هخامنشیان آثاری از مراسم نوروز برجای مانده است و در دوره ساسانیان نیز مکتوبات زیادی اشاره به جشن نوروز دارد.

بعد از اسلام ،تا مدتی مراسم نوروز در ایران به صورت خصوص و خانوادگی برگزار می‌شد. با وجود این، نوروز ایرانی از طریق مسلمانان تا اندلس”اسپانیا” گسترش یافت. از زمان عباسیان به دلیل بسط نفوذ ایرانیان در دستگاه خلفای این دودمان، مراسم نوروز به این دستگاه راه یافت ولی عیدی رسمی نبود. در روایت است که هارون الرشید ، خلیفه معروف عباسی ، هزاران سکه نقره که یک طرف آنها را رنگ زده بود “علامت‌گذاری کرده بود” در مراسم نوروز “سال 211 هجری” در شهر بغداد به بزرگانی که به دیدن او رفته بودند، هدیه داد و به آنان تأکید کرد که سال آینده، کسی سکه دریافت خواهد کرد که سکه‌ های امسال را با خود بیاورد و به او نشان بدهد. هدف هارون این بود که سکه های عیدی را که داده بود خرج نکنند.

رقص شرقی در حضور شاه  صفوی یکی از نقاشی هایی که از زیر گچ در چهل ستون کشف شده است این نقاشی و چند نقاشی مربوط به اعمال اندرونی حرامسرا را در اواخر دوره صفوی گچ گرفته بودند.

با روی کار آمدن سلسله‌های سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار شد. در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار “ورود آفتاب به برج حمل” قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که حدوداً هر چهار سال یک‌بار “گاهی هر پنج سال یک بار”، تعداد روزهای سال را به‌جای 365 روز برابر با 366 روز در نظر بگیرند. این گاهشمار از سال 392 هجری آغاز شد. نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می‌شد. در سال 1597 میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.

 

مراسمی در دربار شاه عباس صفوی با رقص زنان  همانطور که در عکس مشخص است زنان رقاص غیر مسلمان هستند . رقص شرقی که در ایران به رقص عربی معروف شده است به احتمال زیاد ریشه هندی دارد. که رنگ و بوی خاورمیانه ای گرفته است. کولی ها که این رقص را  در عروسی های ایرانی انجام می داده اند ریشه هندی داشته اند.

 مستنداتی که به این نوع رقص  شرقی یا عربی اشاره کرده اند بیشتر به دو قرن اخیر مربوط می شود.

 عده ای آن را رقص زنان کولی و رقاصه های خاص در دربار شاهان صفوی و عده ای آن را به دربار پاشای عثمانی در مصر مربوط کرده اند.

. تصویری از زنان در حال رقص شرقی در کاخ چهل ستون وجود داشته تعدادی از آنها را پاک کرده اند ولی یک تصویر باقی مانده است رقص شرقی با حرکات سر و دستها و با پوشش کامل وبا حرکات پریشان کردن و چرخش موی بوده است و معمولا رقص نیمه برهنه شرقی یا عربی امروزی سابقه کمتر از یک قرن دارد. معمولا اینگونه رقص ها تنها برای زنان کنیز و کولی و اسیر مجاز بوده و سایر زنان مسلمان در جهان اسلام چنین رقصی نداشته اند.

نادر شاه به نوروز و آئین های آن علاقه مندی فراوان داشت. وی سکه خود موسوم به سکه نادری را در مراسم سلام نوروز رایج ساخت و قطعاتی از آن را به رسم عیدی به منشی ها و افسران خود داد که در یک طرف سکه نقش شده بود: “الخیر فی ما وقع” و در طرف دیگر سکه این عبارت دیده می شد: “نادر ایران زمین”. این عبارت نشان می دهد که نادر خواهان احیای امپراتوری ایران در چارچوب مرز های عهد ساسانیان، اشکانیان و هخامنشیان بوده است.

 

 

هندی ها نیز خوب است که جشن هولی را به همین روز وصل کنند و آنرا همزمان با نوروز ایرانی انجام دهند.

یعنی همه ساله از استاندارد یکسان علمی که همانا یکسان شدن روز و شب است  استفاده کنند.

چون در حال حاضر مبنای علمی درستی برای برگزاری جشن هولی یا دهولی ندارند و از ریشه علمی موضوع پرت شده اند.  ایرانی ها از قدیم بطور تقریبی تغییرات فصلی  را شامل  :  برابر شدن شب و روز  دوبار در سال نوروز- مهرگان() را می دانسته اند همچنین به تجربه  می دانسته اند که یکی از روزهای سال بلندتر از سایر روزها است- جشن تیرگان و آپاشان- و می دانسته اند که یک شب سال طولانی ترین شب است. آنرا جشن یلدا یا چله می نامیدند. این تغییرات فصلی مبنای جشن های ایرانیان  از دوره باستان بوده است.

هولی”؛ فستیوال آتش و رنگ

نگاهی به سنت ها و چالش های یکی از مراسم سنتی هندوها

امسال هفدهم مارس روز هولی (Holi) است. تاریخ این فستیوال بر اساس تقویم هندی تعیین می شود و هر سال تغییر می کند، اما همیشه رسیدن هولی همزمان با ماه کامل و همراه با آمدن تابستان و شکفتن گل های رنگارنگ است. گفته می شود که در قدیم مراسم هولی یک ماه بوده که به روز هولی ختم می شده است.

جشن هولی در هند-شرق پارسی

از خانه که بیرون بروی در چشم بهم زدنی خیسی و سنگینی رنگ را روی صورتت حس می کنی و بعد صورت خندانی می گوید “هولی مبارک!” این شروع بازی است. باید بدانی که با صدها نشان از رنگ پاشی های مهربانانه و نامهربانانه به خانه برمی گردی. همه اینها را باید به فال نیک گرفت. هندی ها به کسی که دوستش دارند زودتر از همه رنگ می پاشند و این بازی به شاد شدن خدای کریشنا از بازیگران می انجامد.

امسال هفدهم مارس روز هولی (Holi) است. تاریخ این فستیوال بر اساس تقویم هندی تعیین می شود و هر سال تغییر می کند، اما همیشه رسیدن هولی همزمان با ماه کامل و همراه با آمدن تابستان و شکفتن گل های رنگارنگ است. گفته می شود که در قدیم مراسم هولی یک ماه بوده که به روز هولی ختم می شده است.

فستیوال هولی در اصل، ریشه در آغاز تابستان دارد، اما بعدها حال و هوای مذهبی پیدا کرده و اکنون به رنگ بازی مشهور است. واژه هولی در زبان هندی به معنی «سوزاندن» است. به همین دلیل روز اول هولی به روشن کردن آتش و گردهمایی و روز دوم به رنگ بازی اختصاص می یابد.

روح های شیطانی در هولی کوچک می سوزند

هولی کوچک، شب هولی برگزار می شود. “هولیکاداهان” یا افروختن آتش و برشته کردن دانه های جو از جمله مراسم این شب است. آب ریختن روی زمین هم که تقریبا در همه مناسک مذهبی هندوها وجود دارد.

هولی کوچک، شب هولی برگزار می شود

روشن کردن آتش در پایان زمستان که در بسیاری از فرهنگ ها صورت می گیرد، از ایده سوزاندن شاخه های مرده قبلی و آمادگی برای روییدن شاخ و برگ های تازه بهاری گرفته شده است. امروزه با افزایش جمعیت، این اقدام به نگرانی زیست محیطی تبدیل شده است. گفته می شود که در هولی کوچک ۳۰ هزار آتش افروخته می شود که حدود سه میلیون کیلو چوب برای آنها به مصرف می رسد.

در خرافاتی که میان مردم رواج دارد، روح های شیطانی در آتش هولی کوچک سوزانده می شوند، البته این اعتقاد در یکی از هزاران داستان خدایان آیین هندو ریشه دارد. داستانی که به فستیوال هولی نسبت داده می شود در زمان شاهی به نام «هیرانیاکاشیپو» اتفاق افتاده است. این شاه توبه می کند و از “برهما” می خواهد که به نوعی نامیرایی برسد؛ اینکه حیوان یا انسانی او را نکشد، و همچنین در داخل یا خارج از خانه، در آسمان، دریا یا روی زمین نمیرد. برهما هیرانیاکاشیپو را می بخشد و خواسته اش را برآورده می کند.

هیرانیاکاشیپو پس از مدتی با استفاده از قدرت نامیرایی، به پادشاهی ستمگر تبدیل می شود که به مردم دستور می دهد او را بپرستند. تنها کسی که از دستورات او سرباز می زند و خدای ویشنو را می پرستد، پسرش «پراهلاد» است. پادشاه نقشه قتل پسرش را می کشد و از خواهرش (هولیکا) برای این کار کمک می خواهد. هولیکا از موهبتی برخوردار بود که در آتش نمی سوخت. به همین دلیل برادرزاده اش را روی پایش می گذارد و به آتش می رود. اما او نمی دانست تنها در صورتی از آتش در امان است که به تنهایی در آن برود. پراهلاد نام خدای ویشنو را به زبان می راند و عمه اش می سوزد. گفته می شود که نام هولی نیز از هولیکا گرفته شده است و آتشی که شب هولی روشن می شود نماد سوختن هولیکا است.

شبی که به لطیفه گویی می گذرد

بازی های هولی بر بخش مذهبی آن چیرگی پیدا کرده است و می توان گفت این روز دیگر کمتر به عنوان فستیوالی مذهبی شناخته می شود، اما در همین سرگرمی ها هم رازی نهفته است. هولی به عنوان مراسم کنار گذاشتن کدورت ها و فرصتی برای سنجش بردباری شناخته می شود و این سنجش، به رنگ بازی و آب پاشی محدود نیست. رسم است که در روز هولی مردم به هم ناسزا بگویند. در شب هولی (هولی کوچک) مردم دور هم جمع می شوند و در نور ماه کامل تا صبح به لطیفه گویی می پردازند. همچون سایر مناطق دنیا، گویش ها، زبان ها و اقوام مختلف در لطیفه ها حضور دارند. علاوه بر این، بزرگترین دموکراسی دنیا این اجازه را می دهد که دین و سیاست هم در لطیفه ها گنجانده شوند.

در بعضی مناطق، برنده لطیفه گویی سال قبل (که معمولا مرد است) سوار بر چارپایی به مراسم برده می شود. گل ها و آرایه هایی که به این فرد می آویزند یادآور همان سنتی است که دامادها سوار بر اسب به مجلس عروسی برده می شوند. این برنده با ریش و موی و بلند پنبه ای و لباس سفید، شاخه بلند گلی را به دست می گیرد تا نماد رسیدن بهار باشد.

برای هولی بازی باید حرفه ای بود

روز هولی از صبح با شور و نشاط همراه است. هر چند تعطیل رسمی است و کسی کار نمی کند یا بهتر است گفته شود جرات کار کردن ندارد. چون رنگ بازی ممکن است به جان و مال مردم آسیب برساند.
روز هولی از صبح با شور و نشاط همراه است-شرق پارسی

هولی جشن هندوها است، اما آنقدر هیجان دارد که همه را وارد میدان بازی می کند. مردم هند، از صبح با موسیقی سنتی و رقص، به استقبال هولی بزرگ می روند. در زبان سانسکریت این روز «دهولی» نامیده می شود. برای رنگ بازی باید مقدماتی فراهم شود. اول اینکه هر کسی در هند زندگی می کند، لباس مخصوصی برای بازی هولی دارد. علاوه بر این، کسانی که حرفه ای تر هستند به پوست و موهایشان روغن می زنند تا رنگ ها به راحتی پاک شوند.

به طور سنتی باید رنگ های طبیعتی به دست آمده از گیاهانی همچون نیم، کومکوم و هالدی در بازی استفاده شود. این گیاهان از بیماری های مخصوص فصل بهار هم پیشگیری می کنند، اما در سال های اخیر بازی های هولی به رنگ های شیمیایی آلوده شده است. خاکستر آتش شب گذشته هم به پودرها و آب های رنگی که مردم بر یکدیگر می پاشند افزوده می شود تا تقدس خاکستر آن آتش، از بیماری ها در امانشان دارد.

جشن هولی در هند-شرق پارسی

بسیاری از کسانی که به بازی هولی می روند (به خصوص مردان) از صبح نوشیدن بنگ را آغاز می کنند. این نوشیدنی از گیاه شاهدانه تهیه می شود و در برخی مراسم سنتی هندی ها مورد مصرف قرار می گیرد. این نقطه آغاز ماجراهای ناخوشایندی است که در روز هولی اتفاق می افتد.

رنگ خشونت مردانه بر فستیوال هولی

برای جامعه سنتی هند، هولی روز آزادی و تخلیه بسیاری از خشم های فروخورده است. ماهیت بازی هولی مرز باریک میان لذت بردن و آزار رساندن را از بین می برد و بهانه ای برای دستمالی و آزار زنان در انظار عمومی فراهم می کند. به همین دلیل زنان از رنگ بازی هراس دارند. توصیه های بسیاری برای زنان در این روز وجود دارد از جمله اینکه تنها به شرطی بازی کنند که به همبازی های خود اطمینان داشته باشند.

دو سال پیش، همزمانی هولی با روز جهانی زن (هشتم مارس) مراسم مختلفی را که به مناسبت این روز در هند برگزار می شود تحت تاثیر قرار داد. چون زنان در این روز جرأت سفر کردن در شهرها، بخصوص شهرهایی همچون دهلی نو را ندارند.

برای جامعه سنتی هند، هولی روز آزادی و تخلیه بسیاری از خشم های فروخورده است

پرتاب تخم مرغ، گذاشتن سنگ در بادکنک های پر آب، پاشیدن آب کثیف یا آب و رنگ در گوش ها و حتی مالیدن فضولات حیوانات به صورت زنان از جمله خشونت هایی است که در روز هولی علیه زنان، و گاه مردان صورت می گیرد.

هشدارهای زیادی به زنان داده می شود، که به میان گروههای  ناشناس نروند و در جمع دوستان خود باقی بمانند.  

برای جامعه سنتی هند، هولی روز آزادی و تخلیه بسیاری از خشم های فروخورده است

با ثاتیر نوشیدنی های محرک، بین مردان هم شوخی های خشونت آمیزی دیده می شود. به همین دلیل، دیدن مردان با لباس های پاره در روز هولی عادی است. گاهی زنان هم فضا را مهیا می بینند تا تلافی همه ظلم های جامعه مردسالار را بر سر یکی از همبازی های مرد خالی کنند.

تقلیدی سودجویانه از کریشنا

این رفتارهای خشونت آمیز، تقلیدی سودجویانه از داستان عاشقانه ای است که درباره خدای کریشنا (تناسخ خدای ویشنو) وجود دارد؛ اینکه کریشنا وقتی جوان بود پوست تیره ای داشت و یک روز به مادرش گلایه کرد که چرا پوست رادا (معشوقه اش) روشن است. مادر هم این راه حل را داد که صورت رادا را رنگ کند. این داستان روایت دیگری هم دارد که می تواند بیشتر توجیه کننده رفتارهای خشونت آمیز مردان نسبت به زنان باشد؛ اینکه خدای کریشنا آب بازی با دختران روستا را دوست داشته و به آنها آب و رنگ می پاشیده است! در روز هولی عکس های کریشنا و رادا در کوچه و خیابان های هند شاهد این رنگ بازی ها هستند تا شاد شوند.

با همه این آسیب ها، هنوز بسیاری معتقدند که خطرات هولی به لذت بازی آن می ارزد و این فستیوال هر سال پر رونق در سراسر هندوستان برگزار می شود. این مراسم در روستاهای اطراف متهورا (جایی که محل تولد کریشنا شناخته می شود) بیش از سایر مناطق هند اهمیت دارد.

گرمای آفتاب که رفت، دیگر همه جا آرام گرفته است؛ بعضی به دلیل اثرات بنگ، خسته و خراب گوشه ای افتاده اند، اما دیگران که کدورت ها و رنگ ها شسته، لباس های نو پوشیده و به بازدید بزرگترها می روند.
جشن هولی در هند-شرق پارسی
جشن هولی در هند-شرق پارسی

جشن هولی در هند-شرق پارسی

 در مناطق شیعه نشین هند  و در بعضی مناطق مسلمانان  در افغانستان و پاکستان  و  در اسلام‌آباد، مسلمانان ساکن شبه قاره به ویژه شیعیان این منطقه معتقدند که واقعه انتصاب حضرت علی (ع) در روز واقعه غدیر خم با نوروز نخستین روز سال شمسی همزمان بوده است.

بر اساس کتاب  نقش پارسی بر احجار هند  چاپ  سوم     در هندوستان در دوره گورکانیان مراسم نوروز در دربار برگزار می شده است اگرچه در دو قرن اخیر نوروز رسمیت ندارد اما در شهر لکنو برگزاری نوروز همواره برگزار شده است در شهر لکنو روز نوروز مراسم مهمی برای شیعیان است آنها در روز نوروز جشن برگزار می کنند اساس این مراسم را در این موضوع می دانند که حضرت علی در روز نوروز به امامت رسیده است منبع این حدیث به منابع اهل سنت برمی گردد که نوشته اند علی رض روز نیروز به امامت رسید.

اما در (بحار الانوار، ج 56، ص 91)  از قول امام صادق این واقعه  روز غدیر خم را روز نوروز اعلام کرده  است که فارسها آنرا نگه داشته و عربها  آنرا از بین بردند

در سراسر هند یک جشن ملی بسیار مهم برگزار می شود که به آن هولی می گویند این جشن بسیار شباهت به نوروز دارد فلسفه این جشن تازه شدن فصل است و زمان آن اولین کامل شدن قرص ماه در پایان فصل سرما است معمولا این روز بین 25 اسفند تا 5 فروردین برگزار می شود.

ورود اسلام به شبه‌قاره که مهر تأیید بر بسیاری از آداب و رسوم رایج زد نه تنها به نوروز بی مهری نکرد بلکه آن را قابل قدر دانست چرا که هر جزئی از آیین نوروز نمادی از ستایش زیبایی و اخلاق انسانی و مهر و دوستی است. بر همین اساس رسم و آیین نوروز با حال و هوایی معنوی و روحانی عجین شد.

اعتقاد به انتصاب حضرت علی (ع) به مقام ولایت در نخستین روز بهار، موجب شده است غبار معنویت بر این آیین نزد مسلمانان به ویژه شیعیان شبه‌قاره بنشیند.

در پاکستان  و در شهر لکنو هند اول فروردین به روز “تاجپوشی علی (ع)” موسوم است و گفته می‌شود که در ده‌های پیش حتی پیروان اهل سنت نیز نقش بسزایی در گرامیداشت این آیین داشته‌اند که تشدید فعالیت‌های افراط‌گرایانه برخی گروه‌های مذهبی در این سرزمین اکنون گستره بزرگداشت این آیین را محدود به شیعیان کرده است.

شیعیان این منطقه معتقدند که لحظه تحویل سال با زمان بلند کردن دست حضرت علی (ع) توسط حضرت رسول اکرم (ص) در روز عید غدیر خم همزمان بوده است از این جهت متخصصان علم نجوم و تقویم‌نویسان همه ساله لحظه تحویل سال یا به امات رسیدن حضرت علی (ع) را استخراج و اعلام می‌کنند.

منجمان پاکستانی امسال زمان دقیق این رخداد را ساعت 10 و 19 دقیقه صبح به وقت محل روز سه‌شنبه 20 مارس اعلام کردند و جالب است که این زمان با لحظه سال تحویل طبق تقویم شمسی تنها 5 دقیقه فاصله دارد.

پاکستانی‌ها معتقدند که این لحظه بابرکت‌ترین زمان سال بوده و هر دعایی به درجه استجابت خواهد رسید.

در کشمیر نیز بخصوص در کارگیل مراسم نوروز بر گزار می شود.

بازار دعانویسان و فال‌بین‌ها نیز در این روزها از رونق بیشتری برخوردار است.

پیروان این عقیده حتی شیوه‌ای خاص نیز برای اثبات مدعا و باور خود دارند.

زنان در این زمان یک ظرف بزرگ را از آب پر کرده و در درون یک اتاق پاکیزه می‌گذارند. 2 غنچه گل محمدی در داخل آب گذاشته و شروع به خواندن قرآن و دعای “یا مقلب‌القلوب والابصار …” می‌کنند.

باورمندان این رسم معتقدند که 2 غنچه گل محمدی پس از حرکت در یک لحظه به هم می‌رسند و آن لحظه زمان تحویل سال، آغاز فروردین و یا به امامت رسیدت حضرت علی (ع) است.

در برخی شهرهای شیعه‌نشین پاکستان همچون “پاراچنار”، “بلتستان و گلگیت”، بعضی از محله های شهر کراچی و کویته و برخی روستاهای ایالت‌های سند و پنجاب مراسم خصوصی جشن “تاج گذاری” برپا می‌شود و ذاکرین، شاعران و روحانیان فضائل و مناقب حضرت علی (ع) را بیان می‌کنند.

 از جمله شعرهایی که در اینگونه مراسم بیان می‌شود ابیات زیر است که سروده “خواجه نظام‌الدین اولیاء” در مدح علی (ع) می‌باشد:

امامت را کسی باشد که شاه اولیاء باشد              به زهد و عصمت و دانش مثال انبیاء باشد

امام حق کسی باشد که باشد همسر زهرا            چنان رفعت که می‌بینی بجز حیدر که را باشد

امام حق کسی باشد که باشد جامع قرآن             نبی (ص) را حجت برهان به هنگام وغا باشد

وصیت کرد با امت محمد در غدیر خم                     علی ابن ابی طالب خلافت را سزا باشد

امام آن چنان فاضل که می‌جوئی زمن بشنو          حسن ابن علی ما را به جای مرتضی باشد

حسین ابن علی ما را به مذهب زینت و زیب است    که از روز اول ما را جنابش ملتجی باشد

شفیع جنت و دوزخ امیرالمومنین باشد                  اگرخواهی که در محشرشفیعت مصطفی باشد

 

معمولا در پایان اینگونه مراسم، بطور مفصل از میهمانان با انواع شیرینی‌ها و شام پذیرایی می‌شود.

در  مناطقی از هند و  پاکستان خانواده‌های شیعیان سعی می‌کنند مراسم عروسی فرزندان خود را در مناسبت‌های 17 ربیع‌الاول، 13 رجب و نوروز برپا کنند و یاد حضرت علی (ع) را موجب سعادت و خوشبختی این وصلت می‌دانند.

 

 

Holi and Nowruz(Navrouz) in India and Iran

Holi and Noruz in India and Iran

Dr Aziz Mahdi

PhD Persian Language & Literature-

The Indian is better to hold Holi festival in a fixed day very year

and it should be  21 march. Because the basic root of holi and  Nowruz   is start of the new season which is  The March equinox or  the vernal equinox in the Northern Hemisphere    and the autumnal equinox in the Southern    .Hemisphere at this event  the length for the day and night is equali it  happens ever year on 21 march 

It is with historical  perspective that present article is embarking on a quest to analyze one of the national festivals from each nation and find the much expected connection and similar traits present among them. Holi in India and Noruz in Iran both are one of the most ancient rituals and festivals of each country and the more ancient they are, more are the chances for them to be connected with the mother stock of Aryan traditions.

Keywords: India, Iran, Noruz, Holi

India and Iran; Birds eye view:

The famous quote of Pandit Jawaharlal Nehru in his book The Discovery of India further concurs with this belief that when it comes to the feeling of closeness which these two nations share, even great people like the first Indian Prime Minister are of the same view as any other common person from Iran or India. Pandit Nehru said: Among the many people and races who have come in contact with and influenced India’s life and culture, the oldest and most persistent have been the Iranians[a].

Looking at these nations through the glasses of history, we find those striking resemblances among the architecture of palaces of Ancient Indian and Iranian Kings Darius and Asoka pointed out and proved by the historians and archeologists. We have seen the theories being put forward and being proved of these two nations having trade relations dating back to pre-historic times.

Linguistically speaking, the languages of northern, western, central and eastern regions of India belong to the same Indo-Aryan family of languages which the Iranian languages have evolved from. The word Iran has originated from the Avestan word Airyanam Vaejo meaning expanse of the Aryans.

Vedic Indian people calling themselves Arya or the Noble ones and their home as Aryavrata or abode of the noble and the ancient Iranian king Darius referring to lineage being Ariya in his Bistoon Inscription -situated at the contemporary Kermanshah city of Kordestan province of Iran- is not a coincidence and in fact points towards the common lineage and roots of Indian and Iranians.

Among other facts proving the common background and profound and deep relations among the two nations are the striking resemblances between Rig Veda (literally meaning Knowledge) and the ancient language of Persian Zoroastrian sacred text Avesta and the fact that their names have been mentioned in each other’s sacred text. According to Vendidad (chapter 1) Ariya lived in sixteen countries, one of them being Hapta Hindu which is the Avestan form of the Sanskrit Sapta Sindhu (Rig Veda) meaning seven rivers and referring to the North-Western region of Indian Subcontinent.

Other than the above mentioned facts, many different evidences have been brought into light about similarities present among the language and culture of two nations by eminent scholars and historians throughout the passage of history and history writing. Al-Biruni being the first noted Indologist who came from Persia and spent most part of his life understanding the indigenous culture and finding the similarities present between India and Iran. On the whole, each scholar of the concerned field of interest has tried his best to prove yet another common factor between the two cultures. Scholars have worked upon common words between India and Iran. similarities present between the national epics of both cultures i.e. Ramayan and Mahabharat and Shahnameh of Ferdowsi ; Role of women in Indian and Iranian Epics to name a few.

It may be interesting for people interested in commonalities between Indian and Iranian cultures to know that Indian and Iranian Proverbs or Lokokti as we call it in India have extensive and deep rooted similarities present among them; to an extent that Persian proverbs are famous even among common Indian people who interestingly quote these ‘words of wisdom’ in their original form and at their right place, without even knowing or have learned Persian language per say[b].

Last but not the least, looking at these nations through the glasses of tradition and rituals, one of the prominent and interesting common traditions in Iran and India is the celebration of Naruz (Literally meaning-new day) and Holi. The first day of ancient Iranian month of Farvardin (coinciding with 21st of March) is the Iranian New Years day. According to ancient Iranian legends the Faravart or Prakriti as we call it was created on this day; which in fact was also the day of birth of Kyumars (Avestan –Gayyumaretan-meaning the living one who is destined to die) -the first human being- who was given the gift of life to help Ahuramazda protect righteousness in man from the evil spirit and be the first man of Aryan race . Noruz is also known as the Jamshidi Noruz; its celebrations started with Jamshid the legendary benevolent king of Iran who according to legends discovered fire, the cleansing and purifying element of nature; the day he sat on the throne of Iran was UrmazdRuz (the first day) of Farvardin month of Iranian calendar; and it was his order to call this day Noruz which was to be followed by celebrations lasting ten days.

Word about rituals and festivals:

  1. Brennand in his book Hindu Astronomy states that The early religion, indeed, of the Hindus, like other religions, had a close intimacy with times and seasons; and there was a connection with their rites and ceremonies . The above statement can be seen true to the fact that some of the popular and general Hindu rituals may seem to have been originally based on changes of the seasons or other natural phenomenon; as one may argue that Diwali and Holi represent the death and resurrection of seasons and Basant Panchami marks the approach of summers. On the whole it can arguably be said that most of the rituals and festivals today are possibly Ancient ceremonials which signify in a way, the veneration of changes in seasons witnessed by our ancestors and were considered a sign of higher powers trying to connect to the ancient man, to which he replied to by establishing simple rituals and ceremonies which again went through the passage of time and obviously numerous additions and subtractions to the original rituals and reached the present generation. If we consider the above mentioned set of rituals based on Natural Phenomenon; arguably there can be another set of rituals based on Mythological or Historical backgrounds such as Birth-Days of different Hero’s or Gods, for example: RamNavami, Janamashtami and Jayanti’s etc.

Having established certain basic and important facts, our aim is to analyze and compare two such Natural Phenomenon rituals present between India and Iran namely Holi and Noruz, which have interestingly enough witnessed certain Mythological and Historical additions to them through ages, touted as the reasons behind their commemoration.

 

Basant and Bahār:

The words Basant and Bahār are two Indian and Iranian words with common roots in the so called theoretical language called the Indo Iranian language.

Basant as we may know means the spring season which starts from mid march and lasts until the month of May. Moreover it also has other meanings attached to it in Indian subcontinent; it is also the name of a Rāga or a musical mode or a type of Indian music which is recited particularly in the spring season and lastly it is also a type of garland made of yellow flowers .

The word Bahār also carries different meanings with itself in Iran; it is the first season of the year i.e. the spring season; sometimes the blossoms of flowers is called by this name; it is also a mixture of few flowers which are yellow in color and are found in mountainous region sof central and southern Europe and west and central Asia; it is also one of the types of soft archaic music .

Based on the abovementioned facts, it can be said with a considerable amount of certainty that both the words Basant and Bahār are from a common linguistic root.

 

Holi and Noruz

This year Noruz is more or so coinciding with the Holi, one of the sacred festivals of Hindu tradition. Holi is the festival of joy where singing and dancing are at the centre of its celebrations. This festival is celebrated throughout India where men and women throw colors and colored water on each other and share the joy among them.

As we will find out later in the article, even this festival goes back to ancient times like the Iranian Noruz. It is basically the celebration of spring season or Basant as it is called in India; when farmers harvest and reap the results of their crops and show their happiness in celebrating alongside the occasion.

 

Holi and HolikaDahan:

The word Holi is derived from the Sanskrit word Sol meaning Bitter of Sour; Solika on the other hand means coldness

Holi is the saturnalia related to spring equinox and the wheat harvest of the western part of India; it can also be viewed as a conglomerate of festivities such as astronomical equinox, agricultural harvests and ancestral worship of Heros etc[c]. Tradition ascribes it to the death of a giantess at the hands of Krishna who on her death bed asked for a favor of a festival in her name . so, one account of its origin describes it as founded in the honor of a female demon called Dundhas (meaning she who would destroy many) .One may argue that the celebration time of the abovementioned festival asked by the giantess also coincides with –as ancient people may call it- death of winter season which the giantess can be a symbolic form of.

On the full moon day of the month Phalgun, a hole is dug in front of every house and a castor oil tree is transplanted into it. Grass, cow dung cakes and other fuel are heaped around the tree and Holi or Holika is then worshipped while sounds and chants follow .

It is one of the many legends related to the festival of Holi. Though there are different versions of the rituals to be followed in the Puranas also.

Another legend describes this festival to be related to the well known legend of Hiranya-Kasipu or the golden dressed and his son Prahlād. The legend goes that Hiranya Kasipu was a Daitya who obtained the sovereignty of the three worlds for a million years from Siva and persecuted his pious son Prahlād because he was a devout worshipper of Vishnu. The daitya is slain by the angry god in his Nar-sinha or Man-Lion incarnation .

Harnākas as he is called in the modern times was an ascetic who claimed that the devotion of all human beings of the world should be paid to him alone. His son Prahlād on the other hand became a devotee of Vishnu and even performed miracles His father was enraged by this act of apostasy of his own son and started torturing Prahlād with the help of his sister Holi or Holika. After many failed attempts Holika tried to take Prahlād with herself in a fire, which she was supposed to be unharmed of, as she had been granted a boon by gods which prohibited the Fire from doing any harm to her; but as she took Prahlād with her into the fire she was consumed by it and Prahlād remained unharmed. The fire is now supposedly burnt before Holi festival in commemoration of this event only. This story may once again show the importance of fire in ancient times in both India and Iran; where it was believed to burn the evil and do no harm to the righteous and pious; an example of which can be stated from the famous fire test of Sita in Indian Ramayana and Siyavash’s fire test in Iranian Shahnameh of Ferdowsi.

Another legend connects the festival of Holi with the tale of Putanā the witch who attempted to kill Krishna in infancy by giving him her poisonous nipple to suck[d].

Lastly one more version of the legends which is famous in Haridwar and according to scholars is probably closer to the real origin of the rituals of Holi goes like this: Holi or Holika was the sister of Sambat or Sanvat (the Hindu year). When Sambat died, her sister Holi out of her extreme love for her brother insisted on being burnt on his pyre and it was because of her absolute devotion that Sambat was given his life back. Hence according to this legend, the Holi fire is burnt every year to commemorate this legendary event.

Interestingly enough, approximately around the same time as Noruz and Holi, people of Punjab in India also organize a ritual bearing close resemblances to ChaharShambe-Suri and HolikaDahan; and they call it Lohri.

 

Noruz and its Rituals:

Noruz is practically the day when the duration of Night and Day become same as each other. The festival may in fact be reminiscent of old cultural and ethnological ties between Indian and Iranian branches of Aryan tribe, as even the Indian Shaka year coincides with Iranian Solar Year. In Iran this day is celebrated in commemoration of the birth of creation and to foster goodwill, love peace and happiness among fellow human beings. The significance of such a day is further enhanced while looking from present day perspectives where wars and conflicts exist between various nations of the world.

Like Holi, the Iranian Noruz also has handful of rituals which are followed even today in Iran; such as ChahārShambe Suri, Sofre-ye-Haft Sin and Seezdah Bedar  to name a few. According to Al-Biruni the festivities of Noruz start five days before the New Year and last five days after.; and according to the legends, it is in this period of ten days that Faravahar  or the holy aura or spirits descend upon earth and remain here for this period.

The interesting part about one of the rituals of Noruz which has come a long way from ancient times is throwing water on each other and bathing on the New Year day; and the reason cited for this act is as follows: there were no deaths at all during Ancient Iranian King Jamshid’s reign, following this the world was filled with animals and thus God increased the area covered by land three times and it was at that time Ahuramazda ordered people to bath with water to wash away their sins. Another theory is that because this day belongs to the Angel of Water Haruzaor Haurvatāt (Hordād), people wash themselves at dawn; because it is whose day it is and whose creation is water.

 The same practice of throwing water on each other was preserved and Islamicized when Iranians converted to Islam and the water was replaced by a more Islamic option i.e. rose water. Likewise on the Indian front, basically the most important part of Holi celebrations is throwing color and water on each other.

Among other rituals of Noruz are: wearing new clothes on the occasion; arranging a table of Haft-Sin; Sowing seven types of seeds in a container and see which one grows best and eventually indicate which crop will be favored and shall be sown this year; ritual of Seezdah-Bedar and the list goes on encompassing various activities and rituals which were added throughout the centuries this festivals has travelled to reach this generation.

 

Sofre-ye-Haft-Sin:

Another important ritual of Noruz is to arrange a table of Haft-Sin; where a table cloth is spread in one corner of the house and seven things starting with letter S or س are arranged on it; like Serkeh (Vinegar), Sib (Apple), Sabze (Green herbs), Somagh (Sumac), Samanoo (Green wheat sweet dish), Sekkeh (Coins), and Seer (Garlic). Mostly ancient legends are reason behind such traditions and in this case as ancient Iranian following Zoroastrian religion used to consider AhuraMazda as the symbol of purity and Ahriman as the symbol of impurity; they also used to believe that there are a number of Amshaspandan (Angels) surrounding AhuraMazda at all times; and each one of them symbolize a specific ideal characteristic such as Light, Truthfulness, Beneficence, Pleasure, Wealth, Honesty and Respect; interestingly they are seven in number and moreover their names start with S; hence seven things were kept on the table as the symbol of each one of those Angels. This ritual is followed in Iran even today; although it has lost its Zoroastrian face among the modern Iranians and now has become more of an Iranian tradition than being just a Zoroastrian one.

 

ChaharShambe Suri:

Starting from the very first Ritual of Noruz one cannot overlook the importance of Chaharshambe-Suri as the pioneer of Noruz celebrations; technically it was the 360th day of the year when this ritual was organized as there was no concept of weeks in ancient times. It was believed that Faravahar’s (the holy aura or the spirits) of good and righteous descend on earth on this day and the fire is lit to guide them[e]. Suri literally means red (Sorx) and this is where the name came from because of the red flames of bonfire lit on that night, which at one point of time may have been Chaharshambe (Wednesday) and hence it also got attached to original name. At places the word Suri is also used to mean Festival or Celebration organized to please the spirits of people who have passed away[f].

So, on the Wednesday preceding Nowruz when bonfires are lit in every house and society or locality in modern times and people Jump over these fires chanting a specific Persian phrase which goes like this:

Sorxi-e-To Az Man                  Zardi-e-Man Az To

Meaning: May your redness (positive energy of the fire) be mine (to have) and May my Yellowness (negative aspects of my life) be yours (to burn). This specific ritual of jumping over the fire is important and interesting from the perspective of this article as similarly in our Indian tradition and culture, bonfires are lit everywhere during the rituals of HolikaDahan as earlier mentioned and people (or priests to be specific) jump over these fires[g].

Hence the jumping over fire flames or passing through fire as ancient people may call it, symbolizes the purification of that individual as he asks the fire to take away the negative and evil factors of his soul and burn them, while giving its qualities to them in return and as he jumps through or over the fire, he emerges purified with new hopes and aspirations for the coming year. It is certain that Chaharshambe-Suri and HolikaDahan are ancient Aryan traditions which are practiced till today and the fact of giving such importance to Fire and light proves the point more effectively. The ancient Aryan Iranians believed that fire is sacred and used to believe that it purifies the air or cold and winter. The other reason that can be stated on this occasion is the fact that according to legends, it was Jamshid who discovered fire; it was him only who first ordered the Noruz to be celeberated every year on UrmazdRuz (first day) of Farvardin month and it may well be the reason that somehow this ritual is in remeberance of Jamshid the founder of Noruz and the discoverer of Fire who as a matter of fact boldly states in his stone inscriptions that:

I am an Ariya, the son of an Ariya.

 

Fire in India and Iran:

The importance of fire or light for the ancient Aryan man can be clearly seen in the Sanskrit shloka of Upanishads which are considered to be from the family of Shruti or that which has been heard[h] and may even date back to prehistoric times and which we as students used to recite every morning for twelve years of schooling in India and the generations that followed are tracing the same steps everyday as we did in our times and which our Aryan ancestors took for the first time.

The famous Shloka Asto ma sad gamaya; tamaso ma jyotir gamaya; Mrityo ma amritam gamaya meaning Lead us from Unreality (of transitory existence) to the Reality (of self); Lead us from the Darkness to the Light (of spiritual knowledge); Lead us from the fear of death to the knowledge of Immortality[i] actually sheds light on the fact that it is the innate nature of human being to detest the darkness and for ever be in search of light. The same thing can even be related to the famous Aryan migration from their original home in the arctic region and settle in places such as Iran and eventually India. The importance of fire can be felt while we look at the stone inscriptions of Achaemenid kings who ruled over Iran 500 years BCE and who mentioned this fact of keeping them safe from lies and darkness vividly in their prayers to Ahuramazda; and it is by keeping this fact in mind that one can imagine how important Jamshid is in the ancient Iranian world; the discoverer of Fire which in turn destroys darkness. Moreover, the fact that Fire is considered sacred in both India and Iran can be interpreted to symbolize greatness and divinity of truth and righteousness while its sacredness being celebrated for thousands of years in both the nations.

The very first mantra of Rig Veda is in the praise of Fire; which symbolizing its divinity helps in the eradication of darkness; and it is the darkness which has signified evil since time immemorial.

 

Last word:

Jawaharlal Nehru quotes an Iranian Cultural councilor of the time speaking in Allahabad in his book The Discovery of India: the Iranians and Indians are like two brothers who according to Persian legends had got separated from each other, one going to the east and other to the west. Their families had forgotten all about each other and the only thing that remained in common between them were the snatches of few old tunes which they still played on their flutes. It was through these tunes that after a lapse of centuries, the two families recognized each other and reunited[j].

It is hoped that constantly aiming and finding more common tunes among the two families of India and Iran -as has been the aim of Indo-Iranologists for a long time- will hopefully bring these two families together and more closer to each other and eventually will set an example for the rest of the families of this Global Village to follow.

 

http://parssea.org/

http://parssea.org/?p=7033

اروپائیان از خاورمیانه ریشه می گیرند:مقاله به زبان انگلیس.

* – زبان فارسی

http://parssea.org/?p=7095

ریشه زبان هندو ایرانی

جشن هولی و جشن نوروز شباهتها و ریشه ها

اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی

همشهری :دکترمحمدعجم

آریایی بودن از افسانه تا حقیقت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.