افکار و عقاید ابن تیمیه پدر فکری مکتب جهادی های سلفی

 افکار و عقاید  ابن تیمیه  پدر فکری مکتب  سلفی جهادی   پدر فکری طالبانیسم.  افکار و عقاید ابن تیمیه پدر فکری گروههای جهادی تکفیری *

    به نقل از سایت بازتاب  ۲۱فروردین  ۱۳۸۵  نوشته: محمد عجم  ترجمه از احداث المغربیه

سلفی گرایی افراطی  نه تنها مغرب  عربی بلکه تمام خاورمیانه بزرگ را در برگرفته است و توده های بریده از روشنفکران لائیک  و سرخورده از افکار چپ و راست و تحت ستم دیکتاتورهای غیر منتخب و روسای جمهور مادام العمر و جاه طلب  را جذب خود می کنند.   

در مصر، عربستان، اردن، فلسطین، الجزایر،موریتانی، نیجریه، بحرین، ،مغرب، لیبی ، تونس و… اسلام گرایی در خدمت  تندرو ها  قرار گرفته است.

انتشار افکار سلفی های تکفیری ( سلفی جهادی)  در میان فقهای تندرو ، میانه رو و مردم عادی بریده از چپ و راست  در منطقه مغرب عربی  و شمال آفریقا  ما را بر آن داشت تا به بازخوانی افکار ابن تیمیه پدر ورهبر معنوی  ایده  جهاد علیه کفار و مشرکین بپردازیم .(۱)

احمد بن عبد الحلیم بن تیمیه حرانی معروف به ابن تیمیه (زادهٔ ، ۲۲ ژانویه ۱۲۶۳ میلادی،  حران، ترکیه درگذشتهٔ ۲۸ سپتامبر ۱۳۲۸ میلادی)

 آیین وهابیت در قرن ۱۲ هجری بر اساس افکار و آراء او پی ریزی گردید به گونه‌ای که شناخت عقاید وهابیان در گرو شناخت ابن تیمیه و آراء و عقاید او است. در این میان  مسلمانان سنی  جهادی  که در هریک از کشورها نام خاصی بر خود گذاشته اند ولی در مجموع زیر شاخه های  گروه القاعده حساب می شوند  نیز همگی پیرو  افکار ابن تیمیه هستند.

افکاری وی : 

* نفی هر گونه تعقل در فهم معنای ظاهر کلام خدا و حمل آن بر معانی لغوی و حرام بودن فلسفه و منطق

۱. حرام بودن : زیارت – توسل-  سوگند به پیامبران و امامان – و  ساخت هر نوع پناه و سایبان بر قبور .

 – انکار فضائل اهل بیت پیامبر

۴ – مخالفت با  بعضی نظریه های مذاهب چهارگانه اهل سنت

بخش چهارم از آراء او مخالفت وی با مذاهب چهارگانه اهل سنت در باب نکاح و طلاق است. محمد بن عبد الوهاب بخش دوم از مبانی فکری ابن تیمیه را گرفت و به سه بخش دیگر اهمیت نداد، هر چند اخیراً بخش نخست (جهت داشتن خدا) به وسیله مفتی سعودی «عبد العزیز بن باز» به صورت کمرنگ احیاء شده است.

وی پیرو نقل و حدیث و دشمن سرسخت شیعه و تصوف بود. ابن تیمیه بخاطر عقایدش که سخت با مذاهب اسلامی در تعارض است از دمشق اخراج شد و علمای آن روزگار تا مرز تکفیر او پیش رفتند. همچنین علمای دینی مدینه و مکه نیز از او ابراز برائت کرده و او را به این شهرها ممنوع‌الورود اعلام نمودند.

 

افکار (تیمیه مرگ ۷۲۸ هق) روشن و صریح است او با اندیشه و عقل بکلی مخالف است و خواستار الغاء عملکرد عقل از تمام شئون زندگی است و با فکر کردن و اندیشیدن دشمن است مگر اینکه آن فکر و اندیشه در راستای تایید نقل و احادیث باشد. او هرگونه تعامل با کفار و مشرکین را حرام می داند. او از جمله  تفکرات اسلامی  شیعیان را نیز مردود و آنها را کافر می داند. بزرگترین مفتی معاصر عربستان   علامه بن باز که از مقلدان ابن تیمیه و عبدالوهاب است  مقالات و کتاب مفصلی دارد در خصوص”  دلایل شرعی و عقلی و نقلی در اثبات اینکه زمین میخکوب و ثابت است و خورشید  است که هر روز از شرق بطرف غرب در حرکت است.”   کتاب او بسیار معروف و پس از آن  نوشته شده است که کفار کره ماه را فتح کرده بودند و تصاویری هم از چرخش زمین به دنیا مخابره کرده بودند.

ابن تیمیه  در  زمینه تعقل  و علوم تجربی می گوید:

دلایل عقلی  و تجربی فقط  وقتی قابل شنیدن است که مخالف اخبار انبیاء نباشد. و هر فکر و عقلی که با اخبار و احادیث مخالف باشد نه عقل است و نه فکر (۲)  او به احادیث و آیات منسوخ شده برای اثبات ادعاهای خود متوسل می شود همان مستنداتی که اکنون  زرقاوی به آنها استناد می کند و ابن تیمیه را گواه  ادعاهای خود می گیرد و  نویسندگان  ضد اسلام  از آنها به عنوان ابزاری بر علیه مسلمانان در غرب  بهره برداری  تبلیغاتی می کنند  تا اسلام را دین خشونت نشان دهند.

به پندار  او  دلایل عقلی در مقابل دلایل نقلی بی ارزش هستند. ابن تیمیه با این گفتار راه را بر عقل و اندیشه گرفته و عملا دعوت به جمود و تحجر فکری می کند و برای فکر خطوط قرمز زیادی تعیین می کند. و می گوید سلف صالح به نیابت از ما اسلوبها و روشها را تعیین نموده و ما باید تبعیت و تقلید نماییم (۳)، ما باید تماما در خط و اسلوب و کردار و گفتار سلف صالح راه برویم و نقش ما تبعیت است و این به نفع ما است حتی ممکن است از نظر ظاهر هم نفع و سودی در تقلید و انجام یک تکلیف وجود نداشته باشد با این وجود ملزم به تبعیت هستیم برای اینکه این تبعیت ما را نزدیک به انبیا می کند چنانچه می گوید  تبعیت ما از سلف صالح و اصحاب و مهاجرین و انصار ما را به  خدا نزدیک می کند  (۴)

واضح است که این کلام  دارای ابعاد قابل سوء استفاده است  و می تواند  به دشمنی با هرگونه تفکر  منجر شود  از سوی دیگر او هیچ جایی را برای نیازهای امروز باز نمی گذارد  در حالیکه  فاصله ما با زمان صحابه و با زمان ابن تیمیه متفاوت است و نیازها ی عصر ما با آن دوره فرق می کند.

 

(تیمیه مرگ ۷۲۸ه)، در واقع او تمامی نمادها و مظاهر زندگی این عصر را نفی می کند. از جهت دیگر تیمیه مسلمانان را فرا می خواند که تمامی روابط خود را با کفار قطع کنند و در تمامی امور با آنها مخالف باشند و می گوید : «کذلک قد نتضرر بموافقتنا الکافرین فی أعمال، لولا أنهم یفعلونها لم نتضرر بفعلها.. فتکون موافقتهم دلیلا على المفسده ومخالفتهم دلیلا على المصلحه»(۵).

به عبارت دیگر مسلمانان هیچ یک از ساخته های فیزیکی و فکری کفار را نباید بکار گیرند حتی اگر این بضرر مسلمین باشد.

بنظر ابن تیمیه  مهمترین مصلحت در این است که با آنها /کفار و مشرکین / مخالف باشیم  حتی اگر بضرر ما باشد. برای اینکه در کارهای کفار مصلحتی بنفع ما نیست و می گوید : «وحقیقه الأمر: أن جمیع أعمال الکفار، وأموره لابد فیها من خلل یمنعها أن تتم له منفعه بها. ولو فرض صلاح شیء من أموره على التمام، لاستحق بذلک ثواب الآخره. ولکن کل أموره إما فاسده أو ناقصه»(۶). در یک مورد از این شیخ الاسلام سوال می شود که: « رای علما در خصوص قومی از اهل ذمه که مجبور شده اند لباسی غیر از لباس عادی و بومی خود بپوشند. مثلا آنها را سلطان مجبور کرده که از عمامه مسلمین استفاده نکنند، و این باعث آزار و اذیت آنها و همچنین ضرر کاسبکاران مسلمان شده است آیا امام برگشت آنها به لباس محلی را مجاز می دارد؟ .

جواب ابن تیمیه  تماما منفی است به هر شکلی که سوال طرح شود کفار باید لباس  غیر ار لباس مسلمانان بپوشند : «فجاءتنی الفتوى فقلت لا یجوز إعادتهم إلى ما کانوا علیه ویجب إبقاؤهم على الزی الذی یتمیزون به عن المسلمین. فذهبوا ثم غیروا الفتی، ثم جاءوا بها فی قالب آخر، فقلت: لا تجوز إعادتهم، فذهبوا، ثم أتوا بها فی قالب آخر، فقلت: هی المسأله المعینه وإن خرجت فی عده قوالب» (۷)

این سوال را در قالبهای مختلف پرسیده اند و هربار شیخ برجواب منفی خود اصرار ورزیده است . طرح سوال بصورتهای مختلف از جانب سوال کنندگان نشانگر عدم اغنای آنها است و اصرار شیخ بر جواب منفی نیز نشانگر ماهیت تعصب آمیز و تندرو و غلو ایشان در افکار را نشان می دهد. زیرا برای او مهم نیست که غیر مسلمان اذیت و آزار می شود و مسلمان نیز ضرر اقتصادی می بیند. او با این کار، افکار تندروانه و نژادپرستانه و کراهیت را مورد تایید قرار می دهد. چرا؟ او خود پاسخ می دهد: «أما ما یرویه بعض العامه عن النبی (ص) أنه قال «من أذى ذمیا فقد أذانی» فهو کذب على رسول الله (ص) ولم یروه أحد من أهل العلم»(۸). اینکه بعضی افراد از پیامبر نقل کرده اند که هرکس ذمی را آزار دهد مرا آزار داده است این یک کذب است پس چون پیامبر این حرف را نزده است و در سند دیگری هم نقل نشده است پس آزار غیر مسلمان بر ما گناه و جنحه ای ندارد. او با این شیوه تمامی نص های دینی در خصوص مسامحه و تسامح با غیر مسلمانان را رد می کند و بر افکار تندروانه خشونت و قتل و غارت ادامه می دهد. ابن تیمیه در واقع دارای ترازوی و سنگ محک متفاوتی است . ترازوی برخورد با کفار و ترازوی برخورد با مسلمین او حتی برخورد تبعیض آمیز و نژادپرستانه را جایز می شمارد. او هرگاه با حدیثی روبرو می شود که مخالف ایده های تندروانه او است آنها را منکر می شود و در مورد آیات قرآنی که با افکار او سازگار نیست به تفسیر و تاویل روی می آورد.

 terrorist-attack

شاگرد او ابن القیم الجوزی روایت کرده است:

«یروی أن شیخه بحث مع قوم فاحتجوا علیه بحدیث أنکره. فلما أظهروه له بالنقل أی أتوا بأسانید تؤکد الحدیث ووقف علیه. ألقى المجلد من یده فی غضب(۹). أما إذا کان النص الدینی قرآنیا، بحیث تنعدم إمکانیه فقیهنا فی إنکاره، فإنه کان یلتجئ إلى أسلوب التأویل، لیستخلص منه ما یدعم آراءه ومواقفه: یک نمونه از این تفسیرها : وزیر تاتار در اینکه یهودیان می توانند بر دین خود باقی بمانند به این آیه استناد کرد «قل یا أیها الکافرون لا أعبد ما تعبدون ولا أنتم عابدون ما أعبد ولا أنا عابد ما عبدتم ولا أنتم عابدون ما أعبد لکم دینکم ولی دین» و این آیه از محکمات است و منسوخ نیست. ولی او با آنها در مورد تفسیر این آیه به جدل برخواست و گفت :وأخبرهم أنهم کافرون یخلدون فی النار»(۱۰)

ابن تیمیه به آزادی اعتقاد و دین باور ندارد و می نویسد:

” من لا یدین بدین الإسلام فهو إما کافر أو منافق «ومنذ أن بعث الله عبده ورسوله محمد (ص) وهاجر إلى المدینه صار الناس ثلاثه أصناف: مؤمن، منافق وکافر»(۱۱)، او تنها به این تقسیم بندی قائل نیست بلکه خون غیر مسلمان را منافق و کافر را حلال شمرده و حتی در این راه دسته دیگری از مسلمانان که از شیوه و روش او پیروی نمی کنند را نیز در زمره منافقان و کافران قرار می دهد.

فالکافرون به أباح أنفسهم التی لم یعبدوه بها وأموالهم التی لم یستعینوا بها على عبادته لعباده المؤمنین الذین یعبدون» (۱۲) و ابن تیمیه از نظر شرعی و دینی قتل وسلب واغتصاب و تجاوز  و مصادره اموال و آزار زنان و کودکان و ..، را حلال اعلام می کند. برای شیخ ما دو چاره بیشتر نیست :

” إما اعتناق الإسلام وإما إباحه الأنفس والأموال والأولاد «فکل من بلغته دعوه رسول الله إلى دین الله الذی بعثه فلم یستجب فإنه یجب قتاله» (۱۳)،

ثم «ومن عمل فی الأرض بغیر کتاب الله وسنه رسوله فقد سعى فی الأرض فسادا» (۱۴). اما در مورد مسلمانان مانند شیعه برحسب ابن تیمیه، کفر آنها بزرگتر و گناه آنها عظیم تر از کفار اصلی است ( أکبر من کفر الکافر الأصلی) ، وإثمهم أعظم من إثمه بل حتى عقابهم أشرس من عقاب الکفار الأصلیین «فإن جمیع هؤلاء (یقصد الخوارج والشیعه) الکفار أکبر من الیهود والنصارى (۱۵)

 ابن تمیمه می‌گوید: «از این رو معلوم می‌شود که آنها شرور و از طرفداران هوای نفس هستند، که قتل آنها از خوارج، واجب‌تر است و این دلیل سخنی است که در بین عموم رواج یافته و می‌گویند که اهل بدعت، شیعیان هستند. به طور کلی در نزد عموم، این طور است که هر مخالف سنی، شیعه نام دارد، زیرا با سنت رسول خدا(ص) و مبانی اسلام دشمنی می‌کند» (جزء ۲۸ ص ۴۲۸).

 اعدام سربازان

 ابن تیمیه نه برای فکر و نه برای فرهنگ و هنر احترامی قائل نیست . تخریب آثار هنری و باستانی افغانستان و یا تخریب اماکن مقدسه که علاوه بر تقدس جنبه هنری و علمی دارد نیز برای آنها اهمیت ندارد . و آنها را نفی می کند و آنها را قابل تخریب می داند.

 از او سوال شده « چه می گویند حضرات علماءو أئمه دین در خصوص تاتارهایی که به شام می آیند و شهادتین می گویند و خود را به اسلام منتسب می کنند آیا واجب است قتل آنها یا خیر ؟ جواب: «الحمد لله رب العالمین، نعم یجب قتال هؤلاء بکتاب الله وسنه رسوله واتفاق أئمه المسلمین»(۱۶) با وجود اینکه در سوال مشخص است که آنها اسلام آورده اند ولی با این وجود «شیخ الإسلام» فتوای قتل آنها را صادر می کند، ابن تیمیه حتی منکر درستی این حدیث از پیامبر می شود «لا یحل دم امرئ مسلم یشهد ألا إله إلا الله، وأنی رسول الله إلا بإحدى ثلاث: الثیب الزانی، والنفس بالنفس والتارک لدینه المفارق للجماعه» .پایان متن ( الاحداث المغربیه ).

ابن تیمیه  حدیثی را از پیامبر اسلام نقل می‌کند (در کتاب “اقتضا صراط المستقیم لمخالفه اصحال الجحیم”)به این مضمون که اگر کسی بتواند به زبان عربی سخن بگوید و به زبان فارسی سخن بگوید منافق است. بازهم با نقل قولی از عمربن خطاب، خلیفه دوم مسلمانان، مدعی می‌شود که سخن گفتن به زبان فارسی، آدم را بی مروت و نامرد و پست و فرومایه می‌سازد. می‌گوید، باری سعدبن ابی وقاص شنید که مردمی به زبان فارسی سخن می‌گویند، خطاب به آن‌ها گفت:” پس از آمدن اسلام بازهم دلبسته مجوسیت و آتش پرستی هستید؟» نیز از زبان مالک بن انس، یکی از پیشوایان فقهی اهل سنت و جماعت می‌نویسد که مالک بن انس روزی خطاب به حاضران در مسجد نبوی در مدینه با لحن خشن و عبوس و تهدیدآمیزی گفت:” هرگاه ببینم کسی به زبان فارسی حرف می‌زند، از مسجد بیرونش خواهم انداخت. ابن تیمیه در کتاب یادشده از ابن جنی، از علمای نامور نحو عربی، نقل می‌کند که باری گفت:”دلیل این‌که یک عده از آدم‌ها در جامعه اسلامی دچار انحراف شده‌اند و با شریعت اسلام از در مخالفت درآمده‌اند و در دام زندقه و الحاد افتاده‌اند، آشنایی درست نداشتن آن‌ها از زبان عربی بوده است.

سلفی های جهادی مانند زرقاوی متاسفانه همان دیدگاه سنتی ابن تمیمه را در حال حاضر میراث داری می کنند بطوریکه آنها مسولئیت شرورترین حادثه سالهای اخیر یعنی انفجار حرم امام موسی کاظم و امام عسکری در سامراء را با افتخار  بر عهده گرفتند و قول تخریب سایر اماکن مقدسه را نیز دادند آنها قبلا نیز در توجیه جنایاتی مانند حمله انتحاری و کشتار هزار نفر در پل کاظمیه طی اطلاعیه ای تاکید کرده بودند که :

 بزرگان ما خط‌  و مشی روشن را در مورد شیعه در اختیار ما گذاشته و پرده از این قوم برداشته‌اند تا جایی که امام البخاری می‌گوید: در پشت سر شیعه، یهود و مسیحی نماز نخوانید، به آنها سلام ندهید، با آنها ازدواج نکنید و از گوشت ذبح‌شده توسط آنان نخورید. (خلق افعال العباد ص ۱۲۵) همانطور که بزرگان ما از جمله شیخ‌الاسلام ابن تمیمه گفته است «به این دلیل که شیعیان با کفار علیه مسلمانان همکاری می‌کنند و آنها از بزرگ‌ترین اسباب حمله چنگیزخان به سرزمین‌های اسلامی و آمدن هولاکو به عراق و اشغال حلب و صالحیه بودند و از این رو هنگام عزیمت به مصر، پادگان‌های مسلمانان را ویران کردند و راه را بر روی مسلمانان بستند و به این دلیل با تاتار و فرانسوی‌ها علیه مسلمانان همکاری کردند و از پیروزی اسلام خشمگین و ناراحت می‌شدند. درواقع آنان طرفداران یهود و مسیح و مشرکان هستند و قلب‌هایشان مملو از کینه و خصومت با مسلمانان است. همچنین از بزرگ‌ترین عبادت‌ها نزد آنها، لعنت فرستادن بر اولیاءالله در میان مسلمانان است و حریص‌ترین مردم در جدایی افکندن بین مسلمانان هستند و عالی‌ترین اصول آنها، کفرگویی، لعنت و دشنام به علمای مسلمان و خلفای راشدین است و اعتقاد دارند، هیچ جایی برای کسانی که به امام معصوم (دوازده امام) ایمان ندارند، وجود ندارد.

 

شیعیان، قوم و حکومت تاتار را دوست دارند، زیرا از این حکومت، بزرگی و عزتی کسب کردند که در دولت مسلمان از آن برخوردار نشده بودند. آنها از بزرگ‌ترین همکاران این قوم برای حمله به سرزمین‌های مسلمان و قتل عام مسلمین بوده‌اند و ماجرای ابن‌العلقمی و امثال آن با خلیفه و قضیه مشهور آنها در حلب، برای همه مردم شناخته شده است. همچنین در صورت پیروزی مسلمانان بر کفار و مسیحیان، شیعیان غمگین و در صورت پیروزی مشرکان و مسیحیان بر مسلمانان، آنها شادمان و مسرور می‌شدند» (الفتاوی جزء ۲۸، صفحات ۴۷۸ الی ۵۲۷). سبحان‌الله! مانند اینکه برایشان جزییات امور غیبی کشف و برایش روشن شده است.

امام احمد نیز می‌گوید:  آنها مسلمان نیستند. امام مالک می‌گوید: کسی که به اصحاب رسول(ص) دشنام می‌گوید، در اسلام سهم و نصیبی ندارد. (کتاب السنه رقم ۷۷۹). الفاریابی نیز می‌گوید: «هیچ شیعه‌ای جز اینکه کافر بوده، ندیده‌ام». (اللالکائی، جزء ۸، صفحه ۱۵۴۵). این حزم هنگامی که ادله‌ای درباره اقدام یهودیان و مسیحیان در جعل کردن تورات و انجیل ارایه داد، آنها که هیچ‌گونه پناهی نیافتند، تنها گفتند که شیعیان نیز قرآن را جعل می‌کنند. همچنین وی (ابن حزم) گفت که شیعیان، مسلمان نیستند و تنها خط‌مشی یهودیان و مسیحیان را در کفر و دروغ دنبال می‌کنند.

 ابن تمیمه در ادامه گفته است  چنانچه اهل سنت متفق‌القول‌اند، اگر مبارز مسلمان، به سمت قتل دشمن پیش نرود، کشته خواهد شد. پس به طریق اولی، قتل این گروه خارج از اسلام و دشمن خدا و رسول(ص) لازم است. (جزء ۴ ص ۲۵۱).

 وهابیت که دنباله رو ابن تیمیه  است، به عنوان یکی از تاثیر گذار ترین باور ها در دو دهه اخیر، تفسیر جدیدی از اسلام سنی است که عبدالوهاب سردمدار آن بود. وی طرفدار وبسط دهنده اندیشه های ابن تیمیه بود و بر اساس بنیان های فکری او مکتب وهابیت بنا شد .ابن تیمیه در سال ۱۲۶۳ میلادی در حران از شهرهای ترکیه کنونی بدنیا آمد و در سال ۱۳۲۸ میلادی بعد از ۶۵ سال مبارزه و تعلیم و تعلم وفات یافت.از جمله ویژگی های ابن تیمیه، جسارتش در ارایه عقاید و باورهایش بود وی نقش بسیار برجسته ای در پیروزی سپاه ممالیک مصر بر خیل مغولان بر عهده داشت.ابن تیمیه در فقه حنبلی خیلی زود به مقام اجتهاد رسید ولی در ارایه فتاوا هرگز خود را محدود به فقه حنبلی نمی کرد و حتی بسیاری از فتاوای وی مطابق هیچیک از مذاهب اربعه اهل تسنن یعنی حنبلی، شافعی، مالکی، حنفی نبود. یکی از نخستین آثار او کتاب “العقیده الحمویه الکبری” بود که به نوعی خرق عادت در میان سنیان محسوب می شد.وی در این کتاب به نقد و رد بسیاری از عقاید کلامی اشاعره پرداخته و نسبت به سستی و ضعف آن باورها معترض بوده است.

 ابن کثیر در شرح باور های ابن تیمیه پیرامون زیارت قبر رسول خدا(ص) می گوید: این تیمیه زیارت قبر رسول خدا(ص) را بکلی منع نکرده، بلکه مجرد قصد رفتن به زیارت را منع کرده است، یعنی اگر کسی بدون قصد زیارت به قبر حضرت برود به واسطه اینکه میرویم تا در مسجد النبی نماز بخوانیم و در آنجا قبر را زیارت کند مانعی ندارد.

 برداشت طالبانیسم  و جهادی های سنی از اسلام  حرمتی  و احترامی برای انسان قائل نیست و در حالیکه به صراحت در آیات و احادیث محکمی کشته شدن یک انسان بیگناه به معنی قتل  همه انسانها تعبیر شده است  بر اساس اینگونه تفکرات  طالبانیزم  صدها نفر شیعه از کودک و زن و مرد به مناسبتهای مختلف قربانی این تفکرات جاهلانه شده اند البته  خنجر تعصبات کور آنها سنی های معتدل تر را  نیز از  این جنایات مصون  نداشته است . و تا کنون شاهد قتل بزرگانی از اهل سنت بدست همکیشان طالبانی آنها بوده ایم

 بطور مثال در تاریخ ۱۱/۳/۸۴ جریان طالبان و وهابیت، «ملا عبدالله فیاض»، عالم برجسته قندهار را به جرم همکاری با دولت کرزای ترور کردند و و روز بعد در مجلس فاتحه او، یک اقدام انتحاری صورت دادند که منجر به کشته شدن دست‌کم بیست نفر شد.

 مهم این است که سنیان معتدل و واقعگرا نیز از دست اقدامات در امان نخواهند بود. در عراق هم طی ماه‌های گذشته برخی از روحانیون سنی که تمایل به مذاکره با دولت را داشته‌اند، کشته شده‌اند. در این حوادث معمولا افراطیون سنی تلاش کرده‌اند آن اقدامات را بر عهده سپاه بدر بگذارند. اما اکنون با عملیات انتحاری که در قندهار صورت گرفت و با بعضی اعمال دیگر آنها علیه سنی ها ، می‌توان یقین کرد که در عراق هم طرفداران زرقاوی نمی‌توانند سنیان معتدل را تحمل کنند و به همین دلیل روحانیون متمایل به مذاکره با دولت را ترور کرده با یک تیر، دو نشان می‌زنند. هم آنها را از سر راه برمی‌دارند و هم مسئولیت آن را بر عهده سپاه بدر و شیعیان می‌گذارند.

 % ۲۰ درصد تروریستهایی که بعد از حوادث ۱۱ سپتامبر تحت تعقیب پلیس بین الملل قرار گرفته اند از منطقه مغرب عربی هستند و بنابر این واحدهای ضد تروریست آمریکا و اروپا توجه خاصی را به مطالعه ریشه های تروریزم در  این منطقه  مبذول داشته اند آنها به ترتیب ۱- سلفی گرایی ۲- نقش مساجد و وعاظ ۲- نقش مدارس و شیوه آموزش و تعلیم ۳- نقش احزاب اسلام گرا ۴- فقر  بیکاری و حلبی آبادها  ۵ – وضعیت نظام حکومتی و بی عدالتی و تضاد طبقاتی را در مورد ریشه یابی علت جذب جوانان به گروههای سلفی جهادی مورد بررسی قرار داده اند .

اسلام گرایی در مغرب عربی ریشه های عمیقی دارد سلفی های تکفیری  هم با استفاده از همین شرایط مساعد و علایق مردم به اسلام توانسته است در این کشورها به نیروی قدرتمندی تبدیل شود. اخیراٌ وزارت اوقاف و وزارت کشور در دولتهای منطقه شمال آفریقا موظف شده اند برای تمامی مساجد و امامان جماعت و جمعه شناسنامه اطلاعاتی باز کنند تا دریابند کدامیک به جماعتهای سلفی تکفیری  وابستگی دارند.   وی از افراط گرائی دینی به عنوان یکی از این خطرات نام برد و گفت در سالهای اخیر بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله مغرب (مراکش) شاهد قتل شهروندان خود به دست گروههای افراطی بوده اند که به نام دین عمل می کنند. ریشه های تروریزم  در مغرب اسلامی به افکار  منتشر شده در مدارس دینی بر می گردد.  

 

بسیاری از  علمای شیعه در ایران و عراق تلاش زیادی کردند که از اندیشه های و سوء تفاهم های تاریخی را که موجب افکار ضد شیعی وهابیان شده و در دشمنی با شیعیان به آنها استناد می کنند را برطرف سازند تا هم شیعه و هم سلفی ها یکدیگر را بر اساس شرایط امروز از نو بازشناسی نمایند و از قالب های کلاسیک خارج شوند. اما متاسفانه اندیشه های افراطی  امثال زرقاوی ریشه در روحیه  تحجر تکفیری دارد و حاضر نیست شرایط امروزی را مورد مطالعه قرار دهد. البته افراط گری علی رغم مخالفت بعضی از بزرگان شیعه در بین بعضی ازشیعیان نیز وجود دارد که مورد سوء استفاده دشمنان اسلام نیزقرار می گیرد آیت‌الله سیدمحمدباقر درچه‌ای را می‌توان از برجسته‌ترین فقهایی دانست که در دو قرن اخیر، از اقدامات افراطی و غلوآمیز، انتقاد کرده است.

 در فقه شیعه عقل یکی از  بزرگ ترین سرمایه های  انسان  است. یک  حدیث که درباره عقل، آن را راه عبادت و کسب سعادت شمرده است: العقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرّحمنُ و اکتُسِبَ بِهِ الجَنانُ. بدین ترتیب، فواید خردمندی و عقل گرایی، تا جهان پس از مرگ نیز امتداد دارد.

ابن تیمیه از نظر علمای اهل سنت

عده ای از علمای اهل سنت وی را رد نموده و حتی کافر دانسته اند. 

۱. محمد بن محمد بخاری (دانشمند حنفی مذهب، متوفای ۸۴۱) اعلام می‌کند:”هر کس به ابن تیمیه شیخ الاسلام بگوید، کافر است.” (إنّ من أطلق القول علی ابن تیمیّه أنّه شیخ الإسلام فهو بهذا الإطلاق کافر) البدر الطالع: ۲/۲۶۰.

۲. ابن حجر عسقلانی (متوفای ۸۵۲، از ارکان علمی اهل سنت) در کتاب درر الکامله، ج۱، ص۱۵۵ نظر بزرگان و علمای اهل سنت را نسبت به ابن تیمیه بیان می‌کند و می‌گوید: “در جامعه اسلامی (اهل سنت و نه شیعه)، بعضی‌ها می‌گویند که ابن تیمیه مجسم (کسی که خدا را جسمانی می‌داند) است، بعضی‌ها می‌گویند ملحد و زندیق است، بعضی‌ها می‌گویند منافق است.” (فمنهم من نسبه إلی التجسیم، ومنهم من ینسبه إلی الزندقه، ومنهم من ینسبه إلی النفاق)

ابن حجر عسقلانی در همان می‌نویسد که قضات اهل سنت در زمان ابن تیمیه اعلام کردند:”هر کس معتقد به عقاید «ابن تیمیّه» باشد، خون و مالش حلال است.”(من اعتقد عقیده ابن تیمیّه حلّ دمه و ماله) الدرر الکامنه: ۱/۱۴۷، البدر الطالع: ۱/۶۷، مرآه الجنان للیافعی، ج ۲، ص ۲۴۲. نیز در همان ج۱، ص۱۵۴ می‌گوید:”مردم مسلمانان و علماء اسلام، نظرشان نسبت به ابن تیمیه، بعضی می‌گویند او زندیق و ملحد و بی‌دین و برخی می‌گویند او منافق است؛ چون نسبت به ساحت امیرالمؤمنین علی ابن ابوطالب (علیه السلام) جسارت و حرف‌های بی‌ربط زده است.”

۳. ابن حجر مکی، در کتابی که حتی علیه شیعه نوشته است، وقتی به ابن تیمیه می‌رسد می‌گوید: “خدا او را خوار و گمراه و کور و کر کرده است، و پیشوایان اهل سنّت و معاصرین وی از شافعی‌ها، و مالکی‌ها، و حنفی‌ها، بر فساد افکار و اقوال او تصریح دارند.” (الفتاوی الحدیثه: ۸۶. بن تیمیّه عبد خذله اللّه، وأضلّه وأعماه، وأصمّه وأذلّه، وبذلک صرّح الأئمّه الذین بیّنوا فساد أحواله وکذب أقواله… وأهل عصرهم وغیرهم من الشافعیّه والمالکیّه والحنفیّه)

۴. ابن بطوطه، جهان‌گرد نامی مراکشی در سفرنامه اش می‌نویسد: “در دمشق یکی از بزرگان فقهای حنبلی به نام ابن تیمیّه را دیدم که در فنون مختلف سخن می‌گوید، ولی عقل او سالم نبود.” (رحله ابن بطوطه، ج ۱، ص ۵۷)  ابن تیمیه شخصی عصبی،  بود و شاگردانش را هم به این وصف می شناختند.  

 

 هیچ بهانه ای برای کناره گیری از عقل و خردمندی پذیرفته نیست؛ حتی اگر سلوک باشد یا شهود باشد یا شنود. عرفان و شهود و هر آنچه که بهانه های تاریخی ما برای گریز از خرد بوده اند، عقل ناب، مدد عرفان و عشق ورزی است، نه سد آن. و راست گفته است فردوسی که حتی راه های پنهان دل را نیز به نیروی خرد باید گشود:

 خرد رهنمای و خرد دلگشای

 خرد دست گیرد به هر دو سرای

 کسی کو خرد را ندارد ز پیش

 دلش گردد از کرده خویش ریش

 از اویی به هر دو سرای ارجمند

 گسسته خرد، پای دارد به بند

 خرد چشم جان است، چون بنگری

 تو بی چشم جان، آن جهان نسپری

 خرد را و جان را که یارد ستود

 اگر من ستایم که یارد شنود؟

 اگر مولوی رهبری عقل را تا گور می پذیرد، این را نیز باید گردن بگذارد که بی خردی و خردستیزی موجب می گردد که سر سالم به گور نبریم.

 پیش بینی این خرد تا گور بود

 و آنِ صاحب دل به نفخ صور بود

 این خرد از گور و خاکی نگذرد

 وین قدم، عرصه ی عجایب نسپرد

 زین قدم وین عقل رو بیزار شو

 چشم غیبی جوی و برخوردار شو 

 آنجا که خردمند قدر نمی بیند و بر صدر نمی نشیند، مجال افراط است و تندخویی و بهانه های عقل گریزی در میان آدمیان گاه چنان موجه و مقدس می نماید که حتی عاقلان را نیز به شک می اندازد؛ اما هرگز نباید اولُ ما خَلَقَ الله را وانهاد و عرصه به خرافات و توهمات بی بنیان داد. جوامع انسانی، هر چه زودتر باید وام خود را به عقل بپردازند و خردپذیری را همچون عبادت خداوند، مقدس شمارند، ورنه جورکش غول های سفاهت و نامردمی خواهند شد.

تکفیر به معنی کافر دانستن دیگران است. بخصوص این عبارت برای مسلمانانی بکار می رود که مذاهب اسلامی دیگر را کافر اعلام می کنند. 

منابع:

محمد عجم

 

مفهوم الاختلاف عند ابن تیمیه أو فقه التکفیر ونبذ التفکیر . * به نقل از احداث مغربیه پر تیراژترین روزنامه مراکش.   احداث مغربیه ۲۶ فبرایر ۲۰۰۶- محمد نیات.

http://www.ahdath.info/article.php3?id_article=15860

در همین رابطه:

**“دولت اسلامی در عراق و شام (شرق مدیترانه)” ISIS محصول و تولید کجا است ؟ و اهداف آن ؟

 

 نگاهی از درون به تشکیلات مخوف القاعده.  محمد عجم   منتشر شده در همشهری – بازتاب-  اردیبهشت  ۱۳۸۵ 

جبهه النصره  و تشکیلات مخوف القاعده : دکتر محمد عجم

 

میراث القاعده و تکفیری ها از عزام تا زرقاوی تا ابوبکر بغدای

http://www.cfr.org/iraq/islamic-state-iraq-greater-syria/p14811

http://www.understandingwar.org/sites/default/files/ISWBackgrounder_ISIS_Annual_Reports_0.pdf

parssea.org/?p=6282

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.