در ژرفای واژگان . بن و بیخ واژگان فارسی.

شاید تا کنون هرگز فکر نکرده باشید که چرا اعداد دو رقمی تا ۲۰  را در فارسی اینگونه می شماریم  .

 ده – یازده – دوازده – سیزده – چهارده – پَانزده – شانزده – هَفده – هَجده – نوزده –  در اصل این اعداد بصورت زیر بوده اند:

واژه  “واز” در فارسی چندین معنی دارد  معنی اصلی آن” بعلاوه ” و”ب اضافه”  است . باژ – باج-  باز   – واز  از یک ریشه اند اما به چم مختلف بکار می روند . باز به معنی دوباره و تکرار است. باژ به معنی زیاده است . واز به معنی بعلاوه  است  اعدا بصورت زیر خلاصه شده اند:

۱۰     = ده-    بعلاوه   (واز)  =  

۱۱= یک+ واز = ده = یاز ده  

۱۲= دو+واز+ ده = دووازده  یعنی دو  بعلاوه  ده 

۱۳= سه+ واز ده =  سزده  یعنی  سه بعلاوه ده 

۱۴=  چهار+ واز + ده = چهار ده      

۱۵=  پنج+واز+ ده =پَانزده

۱۶=  شش+واز+ده = شَانزده

۱۷= هفت+ واز+ده = هَفده (هَفده درست است نه هیفده)

۱۸= هشت+ واز+ ده = هَجده

۱۹= نه+ واز+ ده     = نوزده  یعنی نه بعلاوه  ده 

{و} در اعداد مانند بیست و دو – بیست و سه – چهل و سه – هشتاد و پنج …….. “و” در این اعداد به معنی بعلاوه هست و کوچک شده “واز ” می باشد . یعنی بیست واز دو = بیست و دو …. هشتاد واز پنج = هشتاد و پنج و …………….

قبلا در خصوص اتمولوژی و ریشه شناسی واژگان بحث کرده ایم

 واژگان زیادی وجود دارند که در ریشه یابی اشتباه  ریشه یابی شده اند از جمله آنها به امیر- میر- پیر – و برقه  برقع و پرده اشاره کردیم 

طبق نظریه جدید دهقان – خاقان و خان نیز ریشه در زبان مغولی ندارد. خان واژه ای هندو-اروپائی است که ریشه آن به واژه  کیان و  Kian- و kanva در سانسکریت برمی گردد. کان در سانسکریت به معنی رئیس – شاه – بزرگ – امیر – رئیس ده و شهر و … می باشد. دهقان نیز  همان دهگان است و خاقان نیز تغییر یافته دهگان است. یا قاشق که به زبان مغولی و ترکی منصوب است در حالیکه این واژه در این دو زبان قدمت تاریخی ندارد.  

یا امیر که همه آن را عربی می دانند ولی ریشه آن به پیر – پییر –  پیتر – پدر  و میر در زبان فارسی برمی گردد میر در ادبیات فارسی بسیار  بکار رفته  ولی   امیر در زبان عربی بسیار متاخر است و کاربرد محدودی دارد میر و پیر یک واژه است و لقب بزرگ دین میترایی است  در حالیکه در فارسی در اشعار رودکی و دیگران امیر و میر بکار رفته است. دوم اینکه امیر در زبان عربی به معنی رئیس و بزرگ بکار نمی رود بلکه به عنوان شاهزاده بکار می رود این لقب در زبان عربی بسیار متاخر است و به قرون اخیر برمی گردد. الف   “ا” در امیر  الف زاید است و یا ال تعریف است . امیر هیچ ربطی به امر ندارد  اسم فاعل از امر می شود آمر و نمی شود امیر. 

با وجود اینکه لغتنامه ها امیر را از فعل امر دانسته اند
اسم فاعل از امر می شود آمر و نمی شود امیر. امیر بر وزن اسیر مفعولی است پس انها اشتباه کرده اند
امیر هزار برابر بیشتر در ادبیات فارسی بکار رفته تا ادبیات عرب . در ادبیات عرب کاربرد امیر بسیار متاخر است . اولین باری که امیر در یک نوشته عربی بکار رفته قرن ششم هست و ان کتاب هم نسخه ای که من دیدم چاپ جدید بود و ممکن است در چاپهای متاخر اضافه شده باشد در خراسان جنوبی هنوز هم به پدر بزرگ می گویند بابا میر و بعضی روستاها می گویند بابا پیر در قاینات می گویند بابا کلون بابا کلان . میر در ادبیات فارسی قبل از اسلام وجود دارد پیر از القاب و مقامات روحانی میترایی است . پییر . پیر . پیتر . میر ، (مییر – مایر- مادر)  همه یک ریشه دارند
بعلاوه در زبان عربی امیر به معنی شاهزاده بکار می رود و نه به معنی بزرگ و فرمانده در حالیکه لقبهای بزرگان سامانیان میر هست میر اسماعیل . امیر نصر و …. در دوره سامانی هنوز نفوذ عربی رابج نبود.

رودکی : بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی
گر به گنج اندر زیان آید همی
* واژه میر به معنی پیر ، سرور ، بزرگ ، رهبر  و از لقب های فارسی می باشد که بصورت امیر معرب شده است

عیار هم فارسی است و از یار گرفته شده بصورت ایار و به غلط عیار  نوشته می شود . و صدهها کلمه شبیه به این ممکن هست ا کوتاه شده ال باشد و ممکن است” ا ” زاید باشد. مثل سوار و اسوار . اجم (عجم) جم و .. .. عراق و اراغ  یا اراک .

 کشور تغییر یافته از کشت ور است.

 نهی یک واژه فارسی است

 -خارطه تغییر یافته کارته(نقشه)  و  اقلیم تغییر یافته کلایمت  هست هر سه ریشه لاتین دارد و ربطی به زبان عربی ندارد.

قرنطینه  نیز ربطی به عربی ندارد و کارنتین اصل آن است. 

بانو  یک واژه فارسی کهن است . (بان + و = بانو )

بان در نام شهر بانه هنوز به کار می رود . بان یعنی بالا و بانو به معنی کسی است که در بالا جا دار   اینکه گفته شده کلمه  خان و خانم و بیگ و بیگم نام های مغولی است چندان ریشه یابی علمی نیست.. خان و بیگ مذکرند و خانم و بیگم مؤنث هستند  

خان – و کانا- وکیان ریشه سانسکریت و پارسی قدیم دارند و ریشه اصلی کلمه خان و خانم هستند . واژه بیگم نیز  با بیگ و بزرگ ارتباط دارد.  بیگ در زبانهای اروپایی نیز هست و همان معنی بزرگ را می دهد.  بگ و بیگ و باگوان  و بک و بیک  همه یک ریشه دارند و ریشه آنها به باگوان  در سانسکریت  برمی گردد و با  بزرگ  نیز ارتباط دارد. 

 بهادور= بهادار – بهادور  در زبان اردو به معنی تاجر است و در زبان هندی لقب بزرگان و شاهان است.  ریشه کلمه همان بها دار است بها در زبان فارسی یعنی ارزش دار قیمت – قیمتی-  مهم – دار یعنی دارنده  صاحب  روی هم یعنی دارنده بها و ارزش یعنی بزرگ –

mega-  واژه مجوس شاید به واژه مغ برسد اما مغ بطور یقین از مگ mega-گرفته شده مگ یعنی بزرگ و عظیم مگان و مگا از همین واژه است. مغان هم تغییر یافته مگان است.

دکتر محمد عجم

و در ادامه واژگان دیگری را معرفی خواهیم کرد.

 

در ژرفای واژگان   (۱)

 


در همین زمینه:

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.