ابوالکلام احمد آزاد در هند

 

روز ۱۱ نوامبر سالروز تولد مولانا ابوالکلام آزاد مفسر قرآن مجید که به نام روز ملی آموزش در هندوستان نام گرفته همه ساله با برگزاری مراسم ویژه ای گرامی داشته می شود. امسال    نیز در این مراسم رییس جمهوری و نخست وزیر هند درسخنانی یاد این دانشمند بزرگ را که منشاء تحولات عظیمی در آموزش هند شده، گرامی داشتند.


ابو کلام  آزاد همچنان درنزد مردم هندوستان و بویژه مسلمانان و شیعیان اعتبار و اهمیت خاصی دارد و آرامگاه وی در کنار مسجد جامع دهلی است .

*افلاطون هندوستان 

گاندی در مورد ابوالکلام گفته است:اوافلاطون، ارسطو و فیثاغورث هندوستان است و جواهر لعل نهرو از او به عنوان امپراتور آموزش و علم و میر کاروان هندوستان یاد کرد.

مراسم سالگرد مولانا ابوالکلام محی الدین احمد آزاد

مولانا ابوالکلام محی الدین احمد آزاد ، (Maulana Abul Kalam Muhiyuddin Ahmed.  ۱۸۸۸ – ۱۹۵۸) ادیب ، سیاستمدار، مفسر بزرگ قرآن، از رهبران استقلال هند و چهره ای انقلابی در هند شناخته می شود. او مدتی رهبری حزب کنگره ملی هند را به عهده داشت و در واقع جوان ترین رهبر این حزب بود. اولین وزیر فرهنگ هند بعد از استقلال و از رهبران تراز نخست جنبش استقلال هندوستان بود.

abulkalamM.AzadPARSSEA

ابوالکلام آزاد در سال ۱۸۸۸ میلادی، در خانواده ای فارسی خراسانی (هرات) به نام «فیروز بخت» در شهر مکه به دنیا آمد و پدرش مولوی خیر الدین از علمای بزرگ خراسان،در سال ۱۸۹۸ به دعوت علمای هند به همراه خانواده  به هندوستان کوچ کرد. مادر ابوکلام دختر شیخ محمد ظاهر وطری، از علمای بزرگ هند مقیم مدینه بود. ابو الکلام بعد از بازگشت از مکه، در حالیکه ده – یازده ساله بود به همراه پدرش در شهر کلکته ساکن (باشنده) گردید.

فصاحت کلام و شیوایی بیان او باعث نفوذ وی در میان مسلمانان شد. آوازه  او بزودی در بسیاری از کشورهای اسلامی پیچید و در ایران و مصر نیز اعتبار خاصی یافت.

او یکی از برجسته‌ترین رهبران مسلمان هند بود که بر اتحاد و همبستگی هندوها و مسلمانان پافشاری می‌نمود و با جدایی مسلمانان هندوستان -تشکیل بنگلادش (در ابتدا پاکستان شرقی) و پاکستان (غربی)- مخالف بود.

همراه با استقلال هند، او به پست  وزیر فرهنگ و آموزش در هند رسید.

مولانا آزاد، مسئولیت مجلاتی چون الهلال و البلاغ را بر عهده داشته‌است و در آن‌ها دیدگاه‌های اندیشمندان مسلمان وقت، و همچنین دیدگاههای سید جمال الدین اسدآبادی و محمد عبدو و سید قطب را می‌نگاشته‌است.

**** میانه روی و اعتدال ****

با وجود اینکه گاندی به مبارزه بدون خشونت معروف است اما در واقع فلسفه  آزاد نیز همان بود و فردی بود که همواره مسلمانان و هندو ها را به همبستگی و هارمونی دعوت می کرد و از مسلمانان می خواست نسبت به هندوها مهربان باشند. وی همچنین از عظمت اسلام و فلسفه اسلام که بر علم و دانایی و بردباری استوار است تاکید می کرد  علامه اقبال لاهوری و دکتر شریعتی تا حدود زیادی تحت تاثیر اندیشه های وی بودند. وی علی رغم اینکه حنبلی بود به شیعیان احترام می گذاشت و همواره بر فلسفه شیعه مبنی بر عدم پذیرش ظلم وظلم ستیزی شیعه تاکید می کرد. او با الهام از مکتب تشیع همواره در نوشته های دوره مبارزات خود تاکید کرده است” نه ظلم کن و نه زیر بار ظلم برو” .

او به زبان‌های فارسی، اردو، عربی و هندی مسلط بود. و به هر سه زبان اشعاری سروده است .

دکتر حکمت  نخستین سفیر ایران در هند در سال ۱۹۴۷ می‌نویسد: «ابوالکلام آزاد پیرمردی است که در حدود شصت سال دارد و بسیار باهوش و حسّاس و پر از حرارت و جوش است و عربی و فارسی را به فصاحت تکلّم می‌کند، ربع ساعتی پذیرایی نمود و از مسائل مربوط به فرهنگ عمومی سخن می‌گفت…» «مولانا ابوالکلام آزاد دعوت کرد که فردابه منزل او برای چای برویم»

او همچنین در رشته‌های ریاضیات، فلسفه، تاریخ جهان و علوم‌پایه بواسطه آموزگاران خصوصی که خانواده‌اش برایش گرفته‌بودند، سررشته داشت.

او هنگامیکه در دادگاه انگلیسی و در برابر قاضی انگلیسی در حال محاکمه بود اینچنین گفت:

آری من گفته‌ام حکومت فعلی ستمگر است. اگر این را نگفته باشم و نگویم، چه بگویم؟ شما بگوئید! به خدا سوگند یاد می‌کنم که در شگفتم که چگونه از من می‌خواهند، اسم چیزها را تغییر دهم و سیاه را سفید قلمداد نمایم!…من مسلمانم، و چون مسلمانم بر من واجب است که استبداد را بکوبم و زشتی آن را برملا نمایم، و بدیهای آن را آشکار کنم…

اینکه از مسلمانی بخواهند از گفتن حق ساکت بماند و بیداد را ستم ننامد درست مانند آن است که از او بخواهند از زندگی اسلامیش دست بکشد در جائی که شما این حق را برای خودتان قائل نیستید که از انسانی بخواهید از دینش برگردد، این حق را هم ندارید از مسلمانی بخواهید که از حق گفتن خود داری نماید و ستم را ستم ننامد زیرا مفهوم این دو یکی است. یک جمله معروف هست که از گاندی نقل شده :”می‌گوید مبارزه خود علیه استعمار انگلیس را از حسین (ع) آموختم که چگونه در برابر استبداد مقاومت کرد. در سال ۱۳۹۳ در جلسه ای که با رئیس بنیاد ابوکلام آزاد داشتم  از او سوال کردم گفت این جمله از ابوکلام است.

یکی از معروفترین آثار او برای ایرانیان تفسیر او از ذوالقرنین است که برای اولین بار ثابت کرد ذو القرنین همان کوروش کبیر است. دکتر عبد المنعم النمر بالاترین مقام دینی (وزیر اوقاف و امور دینی مصر) و بزرگترین چهره اسلام شناس معاصر در مصر که در مجله العرب شماره ۱۸۴ پس از بیان دلایل ابوکلام آزاد و دلایل مفسرین قبلی نتیجه می گیرد که ابوکلام در موردکوروش کبیر و ذوالقرنین استدلالهای منطقی ارایه کرده است. مقاله النمر  مورد توجه جهان عرب قرار گرفت و بارها چاپ و نقد شد. علامه طباطبایی در تفسیر قران خود از نظر ابوکلام آزاد در مورد ذوالقرنین یاد کرده است.

از مکتوبات ابوالکلام برخی در قالب کتاب چاپ شده و انتشار یافته است؛ مانند:

*تفسیر ترجمان القرآن

*هند آزادی گرفت

*غبار خاطر

* تذکره

و برخی نیز به صورت رساله منتشر شده است که از آن دسته می‌توان به «البصائر»، «تحصیل السعادتین»، «البرهان»، «القول الثابت»، «الدین الخالص» و … اشاره کرد.

ابوکلام آزاد امروزه نیز در میان مردم هندوستان بخصوص مسلمانان و شیعیان اعتبار و احترام دارد آرامگاه او در کنار مسجد جامع دهلی است. او عموی بزرگ عامر خان هنرپیشه سرشناس هندی و عموی خدیجه هبه الله وزیر امور اقلیت ها می باشد.

روز ۱۱ نوامبر ۲۰ آبان زادروز تولد او در هند بنام روز ملی آموزش نام گذاری شده و دانش آموزان و دانشجویان در این روز مراسم یاد بود برگزار می کنند. امسال برای اولین بار گروهی از دانش آموزان و ایرانیان مقیم دهلی  در مراسم حضور یافتند.

گاندی در مورد او گفته است: او افلاطون و ارسطو و فیثاغورث هندوستان است.

جواهر لعل نهرو در مورد او گفته است :  ابوالکلام امپراتور آموزش و علم و میر کاروان هندوستان است.

مولانا و فلسفه او

روزنامه پایونیر مقاله ای را تحت عنوان «مولانا و فلسفه او» به چاپ رسانده است. نویسنده این مقاله آقای جی.اس.راجپوت است. نامبرده یکی از کارشناسان حوزه آموزشی می باشد و در گذشته رئیس شورای ملی تربیت و پژوهش آموزشی دولت مرکزی research and training) (national council of educationalنیز بوده است.

وی نوشته است: رویا این بود که بعد از استقلال، در هند صلح، هماهنگی اجتماعی و آشتی بوجود خواهد آمد. اما برعکس آن انجام شد. الان در این کشور میزان تشنج، تعصب، بی اعتمادی و ناآرامی بیشتر شده است.

روز ملی آموزش باید جهت بررسی عللی که منجر به کاهش کیفت و اکتساب هنر در این کشور شده استفاده شود. بعد از تجزیه این کشور، انتظار از دستگاه دولتی این بود که اصول و رهنمودهایی تدوین شده توسط ماهاتماگاندی را به شدت رعایت خواهد کرد چرا که فقط آن اصول و رهنمودها قادر به تضمین احترام به تنوع و پیوستگی اجتماعی و مذهبی بود.

عمومی کردن آموزش کلید اصلی بود. هند به آموزشی نیاز می داشت که در فرهنگ این کشور ریشه داشته و متعهد به پیشرفت بود. رهبران بزرگی که همکار ماهاتما گاندی بودند اهمیت تضمین بهترین ویژگی های سنت های هندی را درک نمودند. احترام برابر به همه مذاهب و عقاید و روشهای متنوع شامل این ویژگی ها بوده است. آن دسته از مسلمانان که حاضر به رفتن به پاکستان نبوده نسبت به هند و سنت اتحاد مبنی بر تنوع این کشور عشق و علاقه داشته اند. مولانا ابوالکلام آزاد که یکی از رهبران دوران جنبش استقلال هند و یکی از محققان بزرگ و سطح بین المللی در حوزه مذهبی و روحانی بود می گفت«در تمام عصرهای گذشته پذیرش اتحاد مبنی بر تنوع شعار هند بوده است. روح این اصول تساهل و اغماض می باشد که در آن اختلاف نظر پذیرفته و به آن احترام گذاشته می شود. ذهن هند همیشه معتقد بوده است که حقیقت دارای چند چهره می باشد و درگیری و تنفر فقط در صورتی بوجود می آید که برخی ها ادعا می کنند که فقط آنان برخوردار از حق انحصاری بر حقیقت و فضیلت می باشند.» تعجب آور است که چرا هند به چنین نظرات مولانا توجه نه کرده است که شخصاً تلاش کرد همه تنوع کامل هند را به مفهوم واقعی آن درک کنند. تلاش مولانا این بود که هند باید متشکل از کسانی باشد که نسبت به میراث خود احساس افتخار داشته باشند اما بطور همزمان نسبت به پذیرفتن هر چیزی که به رشد و توسعه هند و مردم این کشور کمک کند آمادگی داشته باشند. گاهی اوقات فقط یک جمله یا اظهارات کوتاه یک رهبر کل شخصیت او را منعکس می کند. اینجا نمونه ای از آن وجود دارد. وی در سال ۱۹۴۰ طی سخنرانی خود بعنوان رئیس کنگره در اجلاس سالانه این حزب گفت،« من جزء این اتحاد غیرقابل تجزیه یعنی ملیت هندی هستم. من برای این تشکیلات باشکوه ناگزیر هستم و بدون من این ساختمان مجلل هند ناقص است. من عامل لازمی هستم که با استفاده از آن هند تشکیل شده است و هیچ موقع نمی توانم از این حق خود صرفنظر کنم.» متاسفانه هند تجزیه شد اما مولانا بر نظرات خود پابرجا ماند. وی بعنوان نخستین وزیر آموزش این کشور منصوب شد.

لازم  است که هر سال در تاریخ ۱۱ نوامبر علاوه بر جشن روز ملی آموزش، اهمیت نظرات مولانا در عصر کنونی نیز مورد بررسی کامل قرار بگیرد و بین طراحان و مجریان سیاست دولت نیز مورد مباحثه قرار بگیرد. آموزش، در شکل کنونی آن، حتماً از جسم، ذهن و روحیه یک فرد، بهترین محصول را تولید نمی آورد.

هند، طی بالغ بر شش دهه گذشته دستاوردهای زیادی در حوزه پیشرفت و توسعه داشته است. این دستاوردها شامل این تصور در سطح بین المللی نیز است که هند کشوری است جوان که می تواند برای کشورهای دارای جوامع پیر  نیروی ماهر کار را تأمین کند. هند امروز، در مقایسه با عصر مولانا، بسیار باسواد، مدرن و نگاه به جلو شده است. اما جنبه دیگری نیز وجود دارد. ما امروز در هند، در مقایسه با پنجاه سال پیش، دارای تشنج، تعصب، بی اعتمادی و ناآرامی بیشتری هستیم. رویا این بود که بعد از استقلال در هند وضعیت تغییر کندو در این کشور صلح بیشتر، همگرایی گسترده اجتماعی، آشتی فزاینده مذهبی، اعتماد دوجانبه و توزیع مساوی میوه های پیشرفت و توسعه بوجود خواهد آمد. بدیهی است که طی این مدت اشتباهی صورت گرفته است. لازم است آن اشتباه مورد بررسی قرار بگیرد و برای بهبود وضعیت اقدامات مصلحانه انجام شود.

آیا مولانا درک کرده بود که در آینده چه تحولات منفی رخ خواهد داد؟ برخی از نمونه ها نشان می دهد که وی یک رهبر دوراندیش بود که هند را فهمیده و در جنبش استقلال این کشور سهم موثری داشته و در تغییر هند به کشوری باسواد و دارای جامعه ای مبتنی بر ارزش نیز کمک کرده است. مولانا طی سخنرانی در جمع روسای دانشگاه های هند در تاریخ سوم نوامبر۱۹۵۱ در دهلی گفت،« اساس زندگی ما هنوزهم کشاورزی است و اکثریت عمده مردم ما هنوزهم جهت امرار معاش بر کشاورزی تکیه دارند. اما فارغ التحصیلان دانشگاه های ما می توانند هر کاری را انجام دهند اما نمی توانند کشاورز شوند.» حتی در عصر جهان گرایی تعدادزیادی از مردم هند همچنان بر کشاورزی تکیه دارند اما کشاورزی دائماً نادیده گرفته شده است. نرخ رشد در این بخش بسیار پائین است. نتیجه این است که افراد جوان به سوی شهرها مهاجرت می کنند و گاهی اوقات وادار به داشتن زندگی بدتری می شوند. اما اگر کشاورزی مورد حمایت مطلوبی قرار می گرفت این افراد می توانستد زندگی بهتری داشته باشند. مولانا پیشنهاد نموده بود که در برنامه های درسی مدارس کشور کشاورزی باید مورد توجه بیشتری قرار بگیرد و در دانشگاه ها نیز آموزش کشاورزی شروع شود. وی گفته بود،« مدارس و دبیرستان ها در مناطق روستایی و نیمه روستایی از همه دانش آموزان متعلق به هر رشته تحصیلی بخواهند که قسمتی از برنامه درسی خود را با کار کشاورزی اختصاص دهند. من پیشنهاد می کنم که از مدارس و دبیرستان ها در شهرهای بزرگ و کوچک خواسته شود که روستاها را به فرزندی بپذیرند و دانش آموزان باید در برنامه های بازسازی کامل زندگی روستایی مشارکت داشته باشند.»

مولانا طی سخنرانی به هنگام افتتاح کنفرانسی در موضوع «نظریه انسان و فلسفه آموزش در شرق و غرب» در دهلی نو در تاریخ ۱۳ دسامبر ۱۹۵۱ نیز مطالب خوبی اظهار داشت. وی گفت، «یونانیان با موضوع انسان از یک زاویه خارجی برخورد می کنند لذا ما می بینیم که فلسفه یونانی از زمان قدیم توجه بیشتری را بجای این نکته که انسان چیست به این نکته متمرکز نموده است که انسان چه کار می کند.»

 

 

ذوالقرنین شخصیتی که ۱۴ قرن علمای اسلام در مورد او سَردرگُم بودند و ابوکلام آزاد راز او را کشف کرد.

president of India-attends-national-education-day-celebrations

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.