Category: سیاسی

روابط هند و چین

indian ocean

تاریخ مناسبات بین چین و هند

هند و چین هر کدام جمعیتی بیشتر از یک میلیارد و دویست هزار نفر جمعیت دارند. جمعیت هند بزودی با چین برابر و بر آن فزونی خواهد گرفت. هر دو کشور جزو سریعترین اقتصادهای دنیا هیتند اما بطور کلی هند در 30 سال گذشته از چین عقب افتاده است. چین در همه شاخصها از هند سبقت گرفته است. و این امر موجب نگرانی هند و آمریکا شده است. در قاره آسیا یک بازی ۴ نفره بین چین، هند، ژاپن و ایالات متحده در جریان است. هند چند ماه قبل با رهبران چین برای رفع اختلافات مرزی وارد مذاکره شده بود. چین قصد دارد اتحاد ژاپن و آمریکا را دور زند و با دنبال کردن سیاست «دیپلماسی نامتقارن» جایگاه نوینی در عرصه جهانی برای خود به دست آورد. پروفسور یانگ بایون، کارشناس مرکز تحقیقات آسیا و اقیانوس آرام در دانشگاه بیدا در پکن می‌گوید: «ما با هند نقاط مشترک بسیاری داریم، از جمله تمدنی درخشان، دوران تحقیر استعماری و جمعیت زیاد» او با ارائه این فهرست می‌خواهد نشان دهد که بین این دو غول آسیایی تجانس بیش از تفاوت است.

بازگشایی گذرگاههای مرزی پس از تقریباً ۵۰ سال در سال ۲۰۰۶ نشانگر قدمی بزرگ به جلو در روابط بین چین و هند است. گذرگاه مرزی «ناتو لاً که در ارتفاع ۴۰۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است، زمانی یکی از راههای ارتباطی معروف «جاده ابریشم» بوده‌است. مراسم افتتاح این گذرگاه در مرز بین دو کشور در ایالت شمالی «سیکم» هند و منطقه «تبت چین» برگزار شد. بازگشایی گذرگاه مرزی »ناتو لاً بین چین و هند چند روز پس از شروع رسمی فعالیت خط راه آهن شرق چین به تبت، صورت می‌گیرد. کشور چین وهند روابط دوستانه‌ای دارند .

دو کشور با بالاترین جمعیت در سطح جهان

۱، ۲ میلیارد در هند و ۱، ۳ میلیارد در چین سعی دارند رشته‌های مشترک تاریخی خود را به هم باز پیوند دهند. در قرن هیجدهم این دو کشور به تنهایی نزدیک به نیمی از تولید جهانی را به خود اختصاص می‌دادند (۳۳٪

تحولات روابط چین و هند

 

مرز چین و هند/تبت-شیملا کوههای هیمالایا SShimla In5Jul2013 (182)

چین و هند از تمدنهای کهن و نخستین هستند و هزاران سال روابط فرهنگی و تجاری دارند اما هند پس از استقلال 3 جنگ با چین داشته است.و مسابقه تسلیحاتی میان این دو وجود دارد. پیوند آنها بسیار ریشه دار است. حجم مبادلات بازرگانی دو طرف در سال ۲۰۰۷ حدود ۳۷ میلیارد دلار ارزیابی شده‌است. این رقم در دهه ۹۰ میلادی فقط در حدود ۲۵۰ میلیون دلار بود. مناسبات چین و هند با تجارت آغاز شد و نه با بودایئسم، بیش از دو هزار سال پیش عادتهای مصرفی هندی‌ها – به ویژه ثروتمندان هند- از نو آوریهای چین تأثیر پذیرفت». فرهنگ چین نیز، به ویژه در قرن ۶ و ۷ میلادی از ریاضیات و ستاره‌شناسی هند تأثیر پذیرفت، لذا تأثیرات متقابل بوده‌است.

هر دو کشور از قرن نوزدهم دچار افول صنعتی شدند و در قرن بیستم رقابت بین آنها به اختلافات شدید (بر سر مسئله تبت) انجامید و حتی جنگهای مرزی در گرفت، در سال ۱۹۶۲ رقابت بر سر قدرت اتمی آغاز شد. در سال ۱۹۶۴ چین و ده سال بعد هندوستان به آن دست یافتند. از بعد از جنگ سرد، دو کشور گفتگوها را از سر گرفتند و روابط تجاری خود را گسترش دادند. به خصوص به این دلیل که چین سعی دارد تاخیر فنی خود را در زمینه‌هایی که هند دارای قابلیت است، جبران کند: کامپیوتر (نرم‌افزار) و خدمات (مرکز تلفنی، حسابداری…). چین حتی پیشنهاد حذف هرگونه سد گمرکی را ارائه داده‌است. مقامات و کارفرمایان هندی در این رابطه احتیاط می‌کنند، چرا که تولید نا خالص ملی هند به سختی به یک سوم تولید نا خالص چین می‌رسد و چین هم اکنون بعد از ایالات متحده رده دومین صادر کننده جهانی به این کشور را بدست آورده‌است. روابط بین این دو غول عمیقاً متحول شده‌است. نه تنها مذاکراتی در رابطه با مسائل مرزی آغاز گشته، بلکه قراردادهایی عمومی برای «همکاری استراتژیک» نیز ۲۰۰۵ به امضا رسیده‌است. چند ماه قبل از این تاریخ، نوامبر ۲۰۰۴، بیش از ۱۵۰۰ نفر از نیروی دریایی دو کشور مانور امنیتی مشترکی در چارچوب امنیت منطقه انجام دادند.از سوی دیگر دو کشور در اواخر سال ۲۰۰۷ اولین مانور مشترک نظامی خود را برگزار کردند. امری که تا ۳ سال قبل غیر قابل تصور بود. روابط صلح آمیز مستقر می‌شود بدون آنکه رقابت، چه در عرصه تجاری و چه در زمینه دیپلماتیک کاهش یابد. دهلی نو با تردستی از روابط هر روز تنگاتنگ ترش با واشنگتن استفاده می‌کند، ژوئیه ۲۰۰۵، آمریکا حتی پیشنهاد کرد مجازاتهایی را که در سال ۱۹۹۸ علیه هند به تصویب رسانده بود ملغی کند و در زمینه استفاده از انرزی اتمی غیر نظامی با این کشور همکاری نماید. دوستی جدید «هند و آمریکا» موجب نگرانی چین است.

مقایسه هند و چین

DSC00231 

 

جمهوری هند جمهوری خلق چین
 جمعیت  1,210,193,422  1,339,724,852 (2010 Census)
 مساحت پهناوری 3,287,240 km² (1,269,210 sq mi) 9,640,821 km² (3,704,427 sq mi)
تمرکز جمعیت 382/km² (922/sq mi) 139.6/km² (363.3/sq mi)
پایتخت دهلی پکن
شهرهای کلان مومبای شانگهای
دولت   جمهوری فدرال, پارلمانی دمکراسی   سوسیالیستی – تک حزبی
زبان رسمی HindiEnglish, Assamese, Bengali, Gujarati, KannadaKashmiri,KonkaniMalayalamMarathi, Manipuri, NepaliOriyaPunjabiSanskrit,TamilTelugu and Urdu (See Languages with official status in India) Standard Chinese (Mandarin), Mongolian, Tibetan,Uyghur, Zhuang (See Languages of China)
دین های بزرگ Hindu (80.5%), Muslim (13.4%), Christian (2.3%), Sikh (1.9%) Buddhist (0.8%), Jain (0.4%) other religions (0.6%)[۲] see also Religion in India >10% each: non-religious, folk religions and Taoism, Budhism. <10% each: ethnic minority religions, Christianity, Islam. See also Religion in China
GDP. (2012) US$1.825 trillion US$8.227 trillion
GDP پر کپیتا (2012) US$1,500 US$6,100
GDP (PPP)(2012) US$4.761 trillion US$12.610 trillion
GDP (PPP) per capita(2012) US$4,148 US$1,0027
 شاخص های توسعه انسانی 0.554 (medium) 0.699 (medium)
 ذخیره ارز خارجی 287,897 (millions of USD) 3,515,738 (millions of USD)
  هزینه نظامی  US$45.785 billion (2.5% of GDP) US$166.107 billion (2012) (2.0% of GDP)
 نیروی نظامی  Active Troops: 1,325,000 (1,155,100 Reserve personnel) Active Troops: approximately 2,285,000 (800,000 Reserve Personnel)

نفت روي اتش دشمن نريزيم

در زمین دشمن بازی نکنیم                                      دکتر محمد عجم

تهران – ایرنا – خبرگزاری خبرآنلاین در یادداشت روز شنبه نوشت: وقتی در سال ٢٠٠٣ رهبران عربی اعلام کردند ایران بدون شلیک گلوله ای عراق را فتح کرد! و آمریکا عراق را در سینی طلایی گذاشت و تقدیم ایران شیعی کرد، ما خیلی ذوق زده شدیم ولی انها با این سخن خشم سنی های منطقه را بر می انگیختند.

 

در این یادداشت به قلم محمد عجم آمده است:وقتی در سال ٢٠٠٥ انها اعلام کردند هلال شیعی ایرانی در خاورمیانه در حال شکل گیری است، باز هم ما خوشحال شدیم و خودمان هم آن را تبلیغ کردیم اما انها سنی های خشمگین را به جان شیعیان انداختند.
وقتی انها گفتند بهار عربی به تقلید از انقلاب ایران شکل گرفته ما مسرور شدیم و خودمان هم تایید کردیم که انقلاب ما صادر شد اما انها پنهانی به غرب می گفتند سر فتنه در ایران است؛ ایران را بزنید. انها موفق شدند غرب را علیه ما بسیج کنند.
وقتی آنها گفتند اقبال به تشیع در مصر و مغرب عربی زیاد شده است و از ترویج مذهب شیعه در مصر و سودان و تونس و نیجریه و مراکش اظهار نگرانی کردند، ما ذوق زده شدیم و آدرس دقیق به آنها دادیم و با بوق و کرنا کردن موفقیت های افرادی مانند شیخ شحاطه و شیخ زکزاکی و نسبت دادن انها به حکومت ایران، سناریوهای تلخی برایشان رقم زدیم.
وقتی انها اعلام کردند اداره سه پایتخت عربی در دست ایرانی ها است و ایران ابرقدرت نظامی خاورمیانه شده است، ما خرسند و شادمان شدیم و خودمان هم این را تبلیغ کردیم! اما انهابا این توهم افزایی، کینه عربی را علیه ایران تشدید و عمیق تر کردند و جنگ شیعه و سنی را به اوج رساندند و به یمن یورش بردند، تا بزعم خود از اشغال فارسی !سرزمین عربی جلوگیری کنند!
وقتی آنها امضاء شدن برجام را سازش ایران و غرب برای سلطه بر منطقه ارزیابی کردند، ما هم بر این توهم افزودیم و همسایه ها را باز هم تحقیر کردیم و با شعارهایی بر توهم انها مبنی بر توسعه طلبی و هژمونی ایرانی افزودیم . انها مصمم شدند که این بار جهان اسلام را علیه ما بسیج کنند تا بقول خودشان کبریا و غرور ایرانی را بشکنند.
سناریوی تبلیغی بعدی انها چیست؟ کدام مهره را برخواهند داشت و ما چگونه عمل و یا بازی خواهیم کرد؟؟
هوشیار باشیم !
خاورمیانه منطقه ای است که سالها است در دایره و چرخه خشونت گرفتار است و عوام به اندازه کافی در گرداب توهم توطئه سرگردان هستند هر حرکت نسنجیده ای می تواند بر توهمات و خیالات واهی بیفزاید و منطقه ای که سالها است مستعد هیجانات و اضطرابات است را هیجانی تر و متشنج تر کند.
گذشته چراغ راه اینده است با مروری بر گذشته می توان احساسات و هیجانات آنی را مدیریت کرد و از هزینه های اینده کاست .
درسی از چین!
چند سال پیش در یک سمینار بودم در رابطه با هـژمونی و قدرت روز افزون چین. بعد از اینکه سخنرانانی از ژاپن و ویتنام و چند کشور دیگر دلایل متقنی ارایه کردند که چین ابرقدرت نظامی و اقتصادی دهه ٢٠٣٠ هست و چین بدنبال توسعه طلبی در منطقه و جهان است سفیر چین در رد سخنان انها گفت ما کشور قدرتمندی نیستیم ما علیه هیچ کشوری نیستیم. دیپلماسی ناتوانی داریم . قدرت نرم ضعیفی داریم و قدرت نفوذ نداریم. در مورد توانایی های نظامی و اقتصادی ما خیلی مبالغه شده است. ما بسیار ضعیف هستیم و قادر نیستیم سیاست توسعه طلبی داشته باشیم.
این سخنان را چینی ها می گویند تا از ترساندن همسایگانشان جلوگیری کنند اما درست در جهت عکس ان کره شمالی همواره در پی ترساندن همسایگانش است.
اشتباه اجتناب ناپذیر است اما، باید شجاعانه مسوولیت اشتباه خود را پذیرفت و سریع جبران کرد، پذیرش اشتباه و اعلام آن، هر جامعه ای را قوی تر و مورد اعتمادتر می کند.
خبرگزاری خبرآنلاین
اول**1577

ارتباط با سردبیر: newsroom@irna.ir

از همین نویسنده : 

زندگینامه و تعدادی از آثار دکتر عجم | خلیج فارس

پژوهشهای منتشر شده  دکتر محمد عجم  در  مجله نور و آفتاب

دانلود رایگان کتاب اسناد نام خلیج فارس دکتر محمد عجم

 

بررسی آثار نفوذ فرهنگ ایرانی در هند

مكتب زرقاوي و داعش و ابن تيميه از ایدیولوژی تا تکفیر و جنایت 
حق تعيين سرنوشت

======= تعیین سرنوشت 2

کتاب نقش_پارسی_بر_احجار_و بناهای فاخر هند

ساعت ابي باستان اختراع ايراني است

پژوهشهای منتشر شده در  مجله نور و آفتاب

قنات-میراث-فرهنگی-و-علمی-ایرانیان سمینار ملی قنات 1383 گناباد

پرتال جامع علوم انسانی-محمد عجم

محمد عجم – پایگاه مجلات تخصصی نور

مقاله نام های تاریخی و چالش های ان سمینار ملی 1382  سازمان مطالعات خلیج فارس

اسامی جغرافیایی باستانی میراث بشریت
پژوهشی در مورد دو نام خلیج فارس و خزر وچالشهای فرا روی 1382  پیشنهاد روز ملی خلیج فارس چاپ سازمان نقشه برداری کشور
https://fa.m.wikipedia.or
*  asnad name khalij fars.pdfدانلود رایگان کتاب اسناد خلیج فارس دکتر عجم

http://www.ensani.ir/fa/98108/profile.aspx
http://unstats.un.org/unsd/geoinfo/UNGEGN/docs/23-gegn/wp/gegn23wp61.pdf
انجيلي هاي صهيونيست و نوكان
النصره و القاعده
 فتواهاي عجيب سلفي ها
شناخت ايديولوژي سلفي زرقاوي
http://parssea.org/?p=6726
http://shiayan.ir/1126/يك-چشمه-از-فتاوای-مفتيان-سعودي-هر-كس-بگ/

هركس بگويد زمين حركت مي كند كافر است و خونش حلال
……………………….
http://parssea.org/?p=1987

هند و آمریکا دوستان طبیعی و رفاقت استراتژیک

 

مقاله مشترک نخست وزیر هند آقای ناریندرا مودی و رئیس جمهور آمریکا آقای باراک اوباما در روزنامه واشنگتن پست آمریکا مورخ 8 مهر 1393

هند و آمریکا بعنوان دو کشور متعهد به دموکراسی، آزادی، تنوع و تلاش با یکدیگر از طریق ارزشهای مشترک و منافع دوجانبه مرتبط هستند. هر یک از ما برخوردار از تاریخ مثبت انسانی بوده که از طریق تلاش های مشترک ما و مشارکت طبیعی و ویژه ما می تواند به تشکیل صلح و امنیت بین المللی طی سالهای آتی کمک کند.

روابط بین ایالات متحده و هند در آرزوی مشترک اتباع ما برای عدالت و تساوی ریشه دارد. وقتیکه سووامی ویویکاناندا هندوایسم را بعنوان یک دین جهانی معرفی نموده، وی این کار را در پارلمان جهانی ادیان در شیکاگو در سال 1893 انجام داد. وقتیکه مارتین لوتر کینگ جونیر خواستار خاتمه تبعیض و تعصب علیه آمریکایی های آفریقایی گردید، وی از تعلیمات عدم خشونت ماهاتماگاندی الهام گرفت. خود آقای گاندی از نوشته های هنری داوید توریو الهام گرفت.

ما بعنوان کشورها به منظور تضمین پیشرفت مردم خود طی دهه های گذشته با یکدیگر مشارکت داشته ایم. مردم هند پایه های محکم همکاری ما را به خاطر دارند. افزایش در میزان تولید مواد غذایی در اثر انقلاب سبز و بنیانگذاری موسسات فناوری هند از محصولات بسیاری همکاری ما می باشد.

امروز مشارکت ما محکم، موثق، مداوم و فزاینده است. روابط ما شامل همکاری دوجانبه بیش از پیش نه تنها در سطح فدرالی بلکه در سطوح ایالتی و محلی، ارتش ها و بخش های خصوصی و جامعه مدنی دو کشور نیز است. در حقیقت اینقدر تحولات صورت گرفته است که در سال 2000 نخست وزیر روز هند اتل بیهاری واجپایی توانست اعلام کند که ما متحدین طبیعی یکدیگر هستیم. پس از سالهای همکاری فزاینده، دانشجویان ما با یکدیگر در طرح های تحقیقاتی کار می کنند، دانشمندان ما سرگرم تهیه فناوری پیشترفته هستند و مقامات ارشد ما با یکدیگر در مسائل جهانی مشورت های نزدیکی انجام می دهند. ارتش های ما در هوا، زمین و دریا تمرین های مشترکی را انجام می دهند و برنامه های هوا فضای ما در حوزه های بی سابقه همکاری با یکدیگر ارتباط دارند که ما را از کره زمین به مریخ رسانده است. در این مشارکت، جامعه هندی مقیم آمریکا بین ما پل فعالی و زنده بوده است. موفقیت این جامعه حقیقی ترین انعکاس روحیه مردم ما و ارزش های جامعه آزاد آمریکا می باشد و نشانگر آن نیز است که ما باهم چه کاری را می توانیم انجام دهیم. 

اما پتانسیل واقعی روابط ما هنوزهم مورد بهره برداری قرار نگرفته است. تشکیل دولت جدیدی در هند فرصت طبیعی برای گسترش و تعمیق روابط ما می باشد. ما با آرزوهای تازه و اعتماد بیشتر می توانیم به فراتر از سطوح سنتی و معتدل اهداف خود برویم. فرصت آن فرا رسیده است که دستورکار جدیدی را تهیه کنیم که برای اتباع ما منفعت های واقعی را بدست بیاورد.

این دستورکار به ما در جستجوی راه های مفید دوجانبه جهت گسترش همکاری در  حوزه های تجارت، سرمایه گذاری و فناوری کمک خواهد کرد و این همکاری باید با دستورکار جاه طلبانه توسعه هند مطابقت داشته باشد و آمریکا را نیز بعنوان موتور رشد جهانی باقی نگهدارد. وقتیکه ما با یکدیگر در واشنگتن ملاقات می کنیم، راه هایی را مورد بررسی قرار خواهیم داد که موجب تشویق فعالیت های تولیدی، گسترش انرژی ارزان قابل تجدید و تضمین آینده زیست محیط مشترک خواهد بود.

ما راه هایی را بررسی خواهیم کرد که چگونه تجار، دانشمندان و دولت های ما می توانند با هند مشارکت داشته باشند و چگونه هند می تواند کیفیت، اعتبار و میزان دسترسی مردم، به ویژه فقیرترین اتباع این کشور، به خدمات اساسی را اصلاح کند. در این رابطه ایالات متحده آمریکا برای کمک آمادگی دارد. یک حوزه فوری حمایت واقعی جنبش «هند تمیز» می باشد. در این رابطه ما به منظور بهبود وضعیت نظافت و بهداشت در سراسر هند از ابتکارات، مهارت و فناوری بخش خصوصی و جامعه مدنی استفاده خواهیم کرد.

تلاشهای مشترک ما برای مردم ما مفید واقع خواهد شد. مشارکت ما در نظر دارد که فراتر از محاسبات اعداد و ارقام باشد. ما بعنوان کشورها و ملت ها خواهان تضمین آینده خوبی برای همه هستیم، آینده ای که در آن مشارکت راهبردی ما برای سراسر جهان نیز مفید واقع شود. در حالیکه هند می تواند از رشد حاصل شده از سرمایه گذاری و مشارکت های فناوری آمریکا سود ببرد، آمریکا نیز از یک هند قوی تر و ثروتمندتر سود خواهد برد. از سوی دیگر، این منطقه و جهان نیز از ثبات و امنیت بیشتر ناشی از دوستی ما سود خواهند برد. ما همچنان متعهد به تلاشهای گسترده در راستای یکپارچه سازی آسیای جنوبی و وصل نمودن آن با بازارها و مردم در آسیای میانه و جنوب شرقی هستیم.

ما، بعنوان شرکای جهانی، متعهد به افزایش امنیت داخلی از طریق انتقال اطلاعات محرمانه، مبارزه با تروریسم و همکاری در اجرای مقررات نظم و قانون هستیم.

ما جهت تضمین آزادی کشتیرانی و تجارت مشروع در اقیانوس ها نیز همکاری می کنیم.

همکاری ما در حوزه سلامت به ما در مبارزه با مشکل ترین چالش ها، از جمله مهار گسترش بیماری «ایبولا»، تحقیقات در حوزه معالجه سرطان و مقابله با بیماری های مانند سل، مالاریا و تب دینگو کمک خواهد کرد.

ما در نظر داریم همکاری خود را به حوزه تفویض قدرت به زنان، تشکیل ظرفیت ها و بهبود میزان امنیت مواد غذایی در افغانستان و آفریقا نیز گسترش دهیم.

جستجوی هوا فضا همچنان به تخیلات ما پرواز می دهد و ما را وادار می کند تا میزان آرزوهای خود را به بالا ببریم. ماهواره های دو کشور ما    گرداگرد سیاره مریخ می چرخند و این خود یک داستان است. تضمین درباره فردای خوبی فقط برای هندیها و آمریکائیها نیست و ما را تشویق می کند که برای تشکیل جهان خوبی بهمراه یکدیگر پیشرفت کنیم. این نکته مرکزی مشارکت تعیین کننده ما در قرن بیست و یکم می باشد. با دست در دست پیشرفت کنیم.

اهمیت موسسات مطالعاتی در دهکده جهانی

اهمیت موسسات مطالعاتی در دهکده جهانی  

امروزه در عصر انفجار اطلاعات،  سیاستگذاران نیاز دارند که افرادی خبره  اطلاعات انبوه دریافتی  را تجزیه و تحلیل کند و راه و تصمیم درست و روش منطقی را در شرایط حساس و بحرانی نشان دهد. امروزه رسانه های گروهی و موسسات مطالعاتی پیوندی بسیار ناگسستنی دارند. این موسسات مطالعاتی هستند که خوراک و تجزیه و تحلیل های پخته تر را برای درج در رسانه های گروهی فراهم می کنند. امروزه روزنامه ها و رسانه های گروهی کمتر به  استخدام نیروهای تخصصی نیاز دارندو بیشتر به انتقال اخبار مشغولند اما آنجایی که تجزیه و تحلیل عمیق رویدادها لازم باشد فورا می توانند به سراغ متخصصین هر موضوع بروند و تحلیل آنها را حتی بصورت رو در رو با نظر مخالف و موافق پخش کنند.

اکنون آمریکا با ۱۸۲۸ موسسه مطالعاتی – چین ۴۲۶ – انگلستان ۲۸۷ و هند ۲۶۸  موسسه مطالعاتی به ترتیب اول تا چهارم  هستند.

 باید اذعان نمود عصر کنونی در مرحله انفجار اطلاعاتی می باشد و در سراسر جهان یک انقلاب اطلاعاتی در حالت تکوین می باشد. فراوانی اطلاعات، ضیق وقت و پیچیدگی مسائل سه ویژگی مهم، بلکه سه عنصر مهم، عصر کنونی به حساب می آید. به دلیل کمبود فرصت کافی برای هر نفر امکان پذیر نمی باشد که هر مسئله را به دقت بررسی کند. ضمن اینکه این مسئله به این دلیل پیچیده تر بلکه خطرناک تر می شود که بعضاً کانال های پخش اطلاعات را در اختیار دارند به راحتی می توانند افکار مردم را کنترل کنند.

 این مسئله مربوط به فقط یک فرد نیست و دولت ها نیز با مسئله کسب درک صحیح از مسائل مختلف روبرو می باشند. با توجه به محدود بودن تعداد کارمندان دولت و ناکافی بودن فرصت مورد نیاز این کارمندان، برای  رهبران و تصمیم سازان دولت امکان پذیر  نیست که همه ابعاد یک مسئله و یا رویداد  را با  دقت کافی و جزییات  بررسی نماید. دولت ها به همین دلیل به سازمان هایی مراجعه می نمایند که وظیفه آن بررسی و تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روز می باشد.

 این سازمان ها به عنوان « گروه های مطالعاتی » یاد می شوند. انقلاب اطلاعات، پایان کنترل دولت بر اطلاعات، پیچیدگی مسائل و اندازه کوچک دولت ها از دلایل رشد این سازمان ها می باشد. دولت ها اکنون هر چه بیشتر برای کسب نظرات مستقل بر گروه های مطالعاتی تکیه می کنند.

این روند در ایالات متحده آمریکا بسیار مشهود است. مجموع تعداد گروه های مطالعاتی در این کشور بیش از  1800 ذکر شده است که ۳۷۴ از آن صرفاً در واشنگتن قرار دارند.

 ارتباط بین گروه های مطالعاتی و دولت های آمریکا بسیار مستحکم و تعریف شده است و در این کشور اعضای گروه های مطالعاتی به طور مرتب به پست های رسمی و  همچنین مقامات پیشین به  سمت هایی در گروه های مطالعاتی منصوب می شوند.

بطور مشخص در چند دهه گذشته بطور نمونه رونالد ریگان در تهیه سیاست های خود از گروه مطالعاتی محافظه کار به عنوان هیریتیج فاوندیشان  Heritage Foundation  کمک می گرفت بیل کلینتون بر سازمان معتدلی به نام موسسه بروکینگس Brookings Institute  تکیه داشت و جرج بوش جهت تهیه سیاست عراق از موسسه نومحافظه کار آمریکن انترپرائز American Enterprise الهام گرفته  اما باراک اوباما از مرکز پیشرفت آمریکا     Centre For American Progress  بهره مند می شود. برخی جنگ عراق را جنگ گروه های مطالعاتی توصیف نموده اند.

 اندیشکده‌های مطرح عمدتاً توصیه‌هایی را به مقامات ارشد و سطح بالای دولتی از جمله رئیس‌جمهور آمریکا ارائه می‌دهند و توصیه‌ها و نظرات آنها اغلب توسط رئیس‌جمهور آمریکا شنیده و مهم تلقی می‌شود.  سفرای کشورها معمولا برای کسب اطلاع و مشورت  همواره با مدیران مراکز مطالعاتی در تماس هستند روسای جمهور اگر چه خود کمتر به سراغ اندیشگاهها می روند ولی مشاوران آنها همواره در خصوص موضوعات کاری مهم با اندیشگاهها ارتباط دارند حتی در موضوعات تخصصی تر  پیش نویس سخنرانی های روسای جمهور و وزرا را از اندیشگاهها می گیرند.

یک مثال بارز در این زمینه «جان پودستا» بنیان‌گذار مرکز امریکن پراگرس است که در حال حاضر یکی از مشاوران نزدیک باراک محسوب می‌شود. نیویورک تایمز در گزارشی پرده از این خبر برداشت و نوشت: باراک اوباما در تلاش برای استفاده از نظرات و پیشنهاد‌های نخبگان در خصوص سخنرانی این هفته خود در مورد عراق و سوریه، گروهی از کارشناسان برجسته سیاست خارجی از هر دو حزب را دوشنبه شب برای صرف شام به کاخ سفید دعوت کرد.  اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا، جوزف بایدن، معاون رئیس‌جمهوری، جان کری، وزیر امور خارجه و جمعی از مقامات ارشد در این جلسه حضور داشتند و بسیار مشتاق بودند تا از طریق همکاری با این گروه از نخبگان و کارشناسان اندیشکده های مطالعاتی از نظرات آنها در طیف وسیعی از موضوعات امنیت ملی و سیاست خارجی بهره گیرند. در جلسه اخیر شام کاری رئیس جمهور افراد زیر حضور داشتند و در مورد جنگ علیه داعش نظرات خود را به اطلاع رئیس جمهور رساندند.

ریچارد هاس، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا

استفان هادلی، رئیس هیئت مدیره مؤسسه صلح آمریکا

ژبیگنیو برژینسکی، مشاور و عضو هیئت مدیره در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی

تام دانیلون، یکی از اعضاء و همکاران برجسته در شورای روابط خارجی آمریکا

میشل فلورنوی، بنیان‌گذار و مدیرعامل مرکز امنیت آمریکای نوین

استروب تالبوت، رئیس اندیشکده بروکینگز

جین هارمن، مدیر و مدیرعامل اندیشکده وودرو ویلسون

 

عملکرد و اهمیت  حوزه گروه های مطالعاتی یک میدان جدید می باشد و درباره آن تا به حال مطالعات زیادی انجام نشده است. روابط بین المللی دانشگاه پنسلوانیا در این زمینه پیشگام  بود . این موسسه به منظور بررسی  گروه های مطالعاتی در سراسر جهان برنامه ای را تحت عنوان « برنامه گروه های مطالعاتی و جوامع مدنی » طراحی نمود.

این ابتکار ضمن بررسی گروه های مطالعاتی سراسر جهان آنان را امتیاز بندی و درجه بندی نموده و به این درجه بندی عنوان حرکت جهانی بسوی اتاق های فکر

  The Global Go To Think Tanks  

داده شده است.

 گزارش اولیه در سال ۲۰۰۷ در سراسر جهان در مجموع ۵۰۸۰ گروه های مطالعاتی را شناسائی نمود. اما اکنون در همین مدت کوتاه گروههای مطالعاتی اثر گذار بسیار بیشتر از  7000 رسیده اند. دانشگاه مذکور هر سال گزارش درجه بندی موسسات را با ارزیابی های جدید منتشر می کند.

 ساختار گروه های مطالعاتی در هند :

اکثر گروه های مطالعاتی هند طبق قانون ثبت انجمن های سال ۱۸۶۰ ثبت شده اند. البته برخی گروه ها، مانند انجمن صاحبان روزنامه های هندی و موسسه توسعه بین المللی هندی طبق بند ۲۵ قانون شرکت های مصوبه سال ۱۹۵۶ ثبت شده اند. در هر دو صورت برای تشکیل یک انجمن یا موسسه دستکم به هفت نفر از اتباع هندی نیاز هست.

 نفوذ گروه های مطالعاتی در رسانه های کشور یک موضوع مستقل می باشد که باید به دقت بررسی شود. این گزارش اضافه می نماید که مطالب درج شده توسط کارشناسان گروه های مطالعاتی به طور مرتب در رسانه های مختلف درج می شوند. این کارشناسان علاوه بر نوشتن مقالات در روزنامه ها و مجلات، در میزگردها و مصاحبه های تلویزیونی و ردایوئی نیز حضور پیدا می کنند. سخنوران و حاضران در کنفرانس ها و سمینارهای مهم را نیز اکثراً همین کارشناسان تشکیل می دهند. اگر این موضوع مفصلاً بررسی شود کاملاً مشخص خواهد شد که اکثر رسانه های کشور تحت نفوذ مستقیم گروه های مطالعاتی کشور قرار دارند.

 مطالعه جزئیات پروژه های محول شده به گروه های مطالعاتی نشان می دهد که این موسسات به دولت و مشتریان دولتی و خصوصی داخلی و خارجی خود خدمات ویژه تامین می نمایند. مطالعات پژوهشی که کارمندان دولتی قادر به انجام آن نمی باشند به این گروه های مطالعاتی محول می شوند. از این نظر این موسسات به یک نیاز نهادهای دولتی و خصوصی تبدیل شده اند و شاید همین واقعیت ضامن بقا و رشد این موسسات می باشد.

 گروه های تجاری کشور از این موسسات مطالعاتی به نحوه احسن استفاده می کنند. اکثر گروه های بزرگ تجاری کشور گروه های مطالعاتی تشکیل داده اند. این موسسات مقامات ارشد بازنشسته دولت را بعنوان کارشناس استخدام می کنند و از تجربیات و نفوذشان در دولت استفاده می نمایند. یادآور می شود که گروه مطالعات دهلی متعلق به گروه تجاری شری رام از دهلی و بنیاد تحقیقات آبزرور متعلق به شرکت ریلاینس می باشد. ژنرال مالک، فرمانده پیشین نیروی زمینی هند، یکی از کارشناسان این موسسه می باشد. جالب اینکه قوانین مالیات هند بگونه ای تهیه شده که پرداخت کمک مالی به اینگونه موسسات به نفع خود شرکت های تجاری می باشد. این شرکت ها بیش از کمک پرداخت شده از محل مالیات بر درآمد صرفه جویی می نمایند. مطالعه برخی از بندهای قانون مالیات بر درآمد هند از جمله بند ۳۵  (۲) (۳) و بند ۸۰ جی.سی.ا. (۱) .و (۲) ضروری به نظر می رسد.

hadair abad (2)

-هند دارای 192 تینک تنگ (اندیشکده فکری) رسمی می باشد

و در این زمینه در سراسر جهان در ردیف پنجم قرار دارد.

روزنامه تایمزآوایندیا طی گزارشی به قلم «لوبنا کابلی» از مومبایی نوشت، هند دارای 192 گروه مطالعاتی می باشد و در این زمینه در سراسر جهان در ردیف پنجم قرار دارد. گفتنی است که گروه مطالعاتی غیر از انجمن ها و نهادهای غیر دولتی یا ان جی او می باشد. اندیشکده مطالعاتی یا تینک تنک وظیفه سازماندهی افکار  و تولید فکر و مطلب را در موضوعات مهم جامعه دارد. موضوعاتی مانند مسائیل استراتژیک، ژئو اکونومیک – جنگ و صلح اختلافات کشورها و روابط بین ملتها و دولتها، توسعه پایدار  و راههای کم هزینه کردن  مشکلات جامعه  و ….

شایان ذکر است که شش تا از مجموع این 192 گروه مطالعاتی جزء 150 گروه مطالعاتی نخست و مهم سراسر جهان می باشد. آمریکا با داشتن 1830 گروه مطالعاتی در ردیف اول، چین با داشتن 429 گروه مطالعاتی در ردیف دوم و انگلیس و آلمان با داشتن 287 و 194 گروه مطالعاتی به ترتیب در ردیف سوم و چهارم قرار دارند.

این آمار در گزارش جهانی سال 2014 راجع به گروه های مطالعاتی آمده است.  Global Go To Think Tank Index Report (GGTTI) 2014

شش گروه مطالعاتی هندی که شامل این فهرست 150 گروه مطالعاتی جهانی بوده شامل ذیل است:

مرکز جامعه مدنی (رتبه = 50) Centre for Civil Society (CCS)،

موسسه مطالعات و بررسی های دفاعی Institute for Defense Studies and Analyses (IDSA) (رتبه = 100)،

شورای هندی برای تحقیقات در روابط اقتصادی بین المللی (رتبه = 105) Indian Council for Research on International Economic Relations (ICRIER)،

موسسه منابع انرژی (رتبه = 107) The Energy and Resources Institute (TERI)،

بنیاد تحقیقات آبزرور (رتبه = 114) Observer Research Foundation (ORF)

و آلترناتیوهای توسعه (رتبه = 129)Development Alternatives

این گزارش فهرستی متشکل از 80 گروه که فعالیت های آن اثر گذار و مورد توجه قرار دارد را نیز تهیه نموده که هفت گروه مطالعاتی هندی را نیز گنجانده است. اسامی این هفت گروه مهم  به شرح ذیل است:

  1. بنیاد تحقیقات آبزرور (رتبه = 14) Observer Research Foundation،
  2. موسسه مطالعات و بررسی دفاعی (رتبه = 20)

Institute for Defense Studies and Analyses (IDSA) ،

  1. مرکز جامعه مدنی (رتبه = 26) Centre for Civil Society (CCS) ،
  2. موسسه فناوری ویویکاناند (رتبه = 32) Vivekanand Institute of Technology،
  3. مرکز تحقیقات سیاست (رتبه = 41) Centre for Policy Research،
  4. گیت وی هائوس (رتبه = 53) Gateway House ،و
  5. شورای انرژی، محیط زیست و آب (رتبه = 71) Council for Energy, Environment and Water

رتبه بندی گروه های مطالعاتی جهانی توسط طرح گروه های مطالعاتی و جوامع مدنی   (TTCSP) Think Tanks and Civil Societies Programs دانشگاه پنسلوانی انجام می شود.

این گزارش نقش ارزشمندی گروه های مطالعاتی در جامعه را نشان می دهد. در این گزارش آمده است: امروز بسیاری از سیاستمداران توجه خود را به مسائل و بحران های کوتاه مدت متمرکز کرده و بحران های بزرگی بطور مثال پیرشدن جمیعت، کاهش جمعیت، تغییر آب و هوا و قرض های دولتی که در صدد وقوع می باشد را نادیده می گیرند. چنین سیاستمداران کشورهای خود را با خطر مواجه می سازند چرا که این افراد برای حل و فصل یک مسئله آن را نادیده می گیرند یا به بعد موکول می کنند.

گروه های مطالعاتی می توانند از طریق تعیین اهداف واقع بینانه و قابل اندازه گیری جهت مبارزه با مشکلات بلند مدت فراملی این روش کوتاه اندیشانه را اصلاح کنند. این گروه ها از طریق همکاری با سازمان های غیردولتی می توانند بعنوان دیده بان عمل کرده و علیه دولت های خود فشار زیادی را اعمال نمایند و از طریق تهیه گزارشاتی مشخص کنند که عدم اقدام در یک مورد چه عواقب بدی را به دنبال خواهد داشت.

  قانون مالیات هند:

 ۱- برای  شرکت های تجاری:

طبق بند ۳۵ (۲) و (۳) معادل ۱۲۵ درصد از مبلغ پرداخت شده به یک موسسه تحقیقات علمی و اجتماعی از مجموع مبلغ مالیات یک شرکت تجاری کسر می شود.

 2- برای افراد: طبق بند ۸۰ جی.سی.ا. (۱) و (۲) معادل ۵۰ درصد از مبلغ پرداخت شده توسط افراد به یک موسسه تحقیقات علمی، اجتماعی یا آماری از مجموع مبلغ مالیات آن افراد کسر می شود.

 با توجه به قوانین فوق پرداخت کمک مالی به اینگونه موسسات به نفع شرکت های تجاری می باشد. بطور مثال اگر یک شرکت تجاری باید ده میلیون روپیه را بعنوان مالیات به دولت پرداخت کند و این شرکت پنج میلیون روپیه را به یک موسسه سرگرم انجام تحقیقات علمی یا اجتماعی پرداخت می کند، از مجموع مبلغ مالیات شرکت مذکور مبلغ ۲۵/۶ میلیون کسر می شود و آن شرکت به دولت فقط ۳۷۵ هزار روپیه پرداخت خواهد کرد. یعنی این شرکت پنج میلیون روپیه به آن موسسه و ۳۷۵ هزار روپیه به دولت بعنوان مالیات پرداخت کرد. لذا این شرکت بجای ده میلیون روپیه مجموعاً ۸۷۵ هزار روپیه پرداخت کرده و از این طریق علاوه بر صرفه جویی ۱۲۵ هزار روپیه، یک موسسه تحقیقاتی را نیز اداره می کند.

 بودجه موسسات: بودجه تمام گروه های مطالعاتی اکثراً از سه محل حاصل می شود.

  1. بهره حاصله از سپرده های بانکی
  2. قیمت پروژه های انجام شده
  3. اعانه مالی

 بعلاوه این موسسات برای نهادهای مختلف دولتی و خصوصی داخلی و خارجی پروژه هایی نیز انجام می دهند و از این محل نیز درآمد دارند. میزان درآمد برخی موسسات از این محل بسیار بالا است. با توجه به نفوذ این موسسات در نهادهای رسمی و روابط با شرکت های تجاری گرفتن پروژه ها نیز برای این موسسات کار مشکلی محسوب نمی شود.

اهمیت این موسسات در هند

پس از تشکیل دولت جدید تعدادی از مدیران رده بالا از افراد موسسات مطالعاتی برگزیده شدند. انتخاب اجیت دووال مشاور امنیت ملی و معاون آن ارویندگوپتا هر دو از از روسای اندیشگاههای فکری  به طور طبیعی  یک احساس خوب را در بخش دانش پژوه هند ایجاد کرد.

نارندرا مودی نخست وزیر در یکی از سخنرانی های اولیه خود، در تاریخ 8 ژوئن 2014، با تاکید بر نیاز برای اندیشکده  فکر برای غنی سازی و تقویت سیاست گذاریها  گفت اندیشگاه ها باید با بررسی ها تولیدات فکری  خوددر سیاست سازی تاثیر گذار باشند.

هند نیاز به “مهارت، ظرفیت سازی و سرعت” دارد تا  جای پا در امور جهانی بگذارد.  نیاز به ظرفیت سازی و سرمایه گذاری در تحقیقات و یافته ها برای افزایش توانایی ها برای  معرفی ایده های بزرگ و برای تصمیم گیری سریع و اجرای سیاست به کارهای اندیشگاهها نیاز هست. اندیشگاهها پدیده  دوبعدی هستند مغزها و حلقه اتصال بخش فکری به بدنه اجرایی.

نقش آنها در هند

گزارش TTCSP مکان سه موسسات هندی را در زمره  65 اتاق فکر اول جهان در امور  امنیت ملی  درجه بندی کرده است. موسسه مطالعات و تحلیل های دفاعی یا (اندیشگاه کند و کاو پدآفندی)  (IDSA رتبه 38 و پس از آن مرکز مطالعات جنگ زمین در رتبه  48 و بنیاد تحقیقات آبزرور در رتبه  52جهان قرار گرفته است.

امروزه گردش اطلاعات از انحصار نهادهای دولتی خارج شده است بخش اصلی چرخش اطلاعات در رسانه های گروهی انجام می شود و تحلیل ها و بررسی های عمیق تر در موسسات مطالعاتی صورت می گیرد شاید بموازات بعضی نهادهای دولتی نیز هنوز کار مطالعاتی انجام دهند و گزارش آنها را هم فقط در انحصار مقامات بگذارند ولی عامه مردم نیز بطور کم و بیش دیر و یا زود به آن اطلاعات دست می یابند در هند قانون حق دسترسی به اطلاعات وضع شده است این قانون همه نهادها و سازمانهای دولتی را موظف می سازد که اطلاعات خود را در اختیار عموم قرار دهند بجز مواردی که به حیثیت اشخاص مربوط می شود و نیاز به مجوز قضایی دارد. اما هنوز هم بعضی نهادها بخصوص امنیتی اطلاعات و گزارش های موضوعی تهیه شده خود را پنهان می کنند.

بخش اتاق فکر در هند بر خلاف ایالات متحده و اروپا است  و هنوز در آن “دربِ گردان” یا چرخش بین بوروکراسی اداری و جامعه پژوهشی وجود ندارد. در امریکا و اروپا 70درصد بودجه موسسات مطالعاتی خصوصی را دولت تامین می کند اما در هند هنوز تعریفی از کمک دولت وجود ندارد.

اتاق فکر  در هند امروزه  دارای ظرفیت مناسب برای کمک به مدیران برای تصمیم گیری برای امنیت ملی و جهانی دارد. اما در هند هنوز موسسات در مورد ارزیابی و نظر سنجی علمی بسیار ضعیف هستند.

* منابع مالی

 امروزه  تراستها و شرکتهای بزرگ توجه خاصی به اندیشگاهها دارند. و کمکهای مالی قابل توجهی به آنها می کنند اندیشگاهها از طریق انتشار مقالات و کتاب و بولتن و فصلنامه تاثیر فراوانی بر اجتماع می گذارند.

یک بررسی نشان می‌دهد از سال ۲۰۱۱ تاکنون حداقل ۶۴ کشور خارجی به ۲۸ اندیشکده آمریکایی، کمک مالی کرده‌اند. نکته مهم آن که اکثر اندیشکده‌های آمریکایی از افشای ریز دریافتی‌ها از کشورهای خارجی، خودداری می‌کنند اما ارقام اعلام‌شده رسمی آنها طی ۴ سال اخیر، ۹۲ میلیون دلار بوده که با احتساب ارقام اعلام نشده، به ارقام بسیار بیشتری خواهیم رسید.

———————–

نمودار ذیل کشورهای کمک‌کننده به ۹ اندیشکده معروف آمریکایی را نشان می‌دهد امارات و قطر دو کشور عمده کمک کننده هستند.

نوشته : دکترمحمدعجم

 ادامه دارد……

بررسی موسسه ها اندیشگاههای پژوهشی مطالعاتی . اندیشگاههای مهم هند.اتاق فکر – محفل فکر – اندیشکده

موسسه اشراف

Geopolitical Shifts in West Asia: Trends and Implications 
September 10-11, 2014

میراث القاعده و تکفیری ها از عزام تا زرقاوی تا بغدای

به توصیه دوستان  با توجه به ظهور داعش و توجه و نگاه مجدد مردم به بنیاد گرایی یا افراط گرایی تعدادی از مقالات  سالهای 1383- تا 86  که در مجلات منتشر شده بود و سخنان آن تازگی دارد مجدد در این وب سایت نشر می یابد.

انگیزه های بنیاد گرائی و گسترش آن در جهان – ۲ 

روزنامه (ان-ار- سی- هلند) 

 پاکسـتان، جنگ مقاومت اسـلامی را در سـالهای هـشـتاد در کشـور همسـایه اش افغانسـتان هـدایت میکرد؛ متعاقب آن بود که خود این کشـور به قربانی فرهنگ جهاد مبدل گشـت. 
ژنرال ضیاءالحق فرماندار نظامی پاکسـتان در سـالهای ۱۹۷۷ تا ۱۹٨٨ انتخابی اشـتباه در مکانی اشـتباه و به لحاظ زمانی نامناسـب بود. دوسـال پس از اینکه وی بوسـیلهء یک کودتا بقـدرت رسـید، ارتش سـرخ اتحاد شـوروی به افغانسـتان وارد شـد و پاکسـتان به عنوان اولین جبهه مقابله با کمونیزم قرار گرفـت . اثرات این مقابله تا هـنوز محسـوس هستند : درگیری های متوالی مسـلحانه در افغانسـتان، جنگ مذهبی میان مسـلمانان در پاکسـتان، ترور اسـلامی در کشـمیر هـند و سـایر مناطق آسـیای میانه و جنوب آســیا. 
احزاب مختلف در دوران ” جهاد در برابر اشـغالگران شـوروی در افغانسـتان” می جنگیدند ولی هـرکدام ازین احزاب برنامه های خود را داشـتند. 
ضیاء الحق در پاکسـتان با ورق اسـلام بازی میکرد و سـعی میکرد اثرات این بازی را در افغانسـتان برای مدت طولانی ماندگار سـازد. امریکا و عربسـتان سـعـودی اورا با سـلاح و مهمات فـراوان به ارزش میلیارد ها دلار کمک میکردند. امریکا بخاطر به عقـب راندن خطر سـرخ و عربسـتان سـعودی بخاطر رایج سـاختن وهـابیت درآن منطقه از جهان “اسـامه بن لادن”را به افغانسـتان اعزام نمودند.اسامه به افغانستان رفـت وبه تماس های پنهانی خود بامراجع مختلف مبادرت ورزید و این سـرآغازی بود برای ایجاد آنچه که امروز جهانیان آن را بنام “شـبکه القاعـده” و” مجاهـدین” یعـنی گروهای جنگجوی اسـلامی در افغانسـتان و سایر نقاط جهان میشـناسـند . آنها پس از سـرنگونی رژیم طرفـدار شـوروی در سـال ۱۹۹۲ ، در دام یک جنگ قـدرت درگیر شـدند که بیشـترین قـربانیان آن را شـهـروندان عادی تشـکیل میدادند. تعـداد تلفات این جنگ ها بسـیار بیشـتر از دوران جنگ مقاومت علیه سـلطهء شـوروی بود، تا اینکه طالبان به این خونریزی ها نقطهء پایانی گذاشـتند. 
سـازمان اسـتخباراتی نظامی پاکسـتان آی. اس. آی. تمام جنگ افـزار های کمک شـده به مجاهـدین را میان احزاب مجاهـدین تقـسیم میکرد که گلبدین حکمتیار بیشـترین سـهم ازآن را بخود اختصاص میداد. ولی وی ولی نعمت های امریکایی وپاکسـتانی خودرا دچار یأس سـاخت. گروه های مربوط به حزب وی بوسـیلهء طالبان که در سـال ۱۹۹۴ از پاکسـتان وارد افغانستان شدند از سـر راه برداشـته و درسـال بعـد کابل را تسـخیرنمودند. در فـوریه سـال گذشـته بود که ایالات متحده حکمتیار را در لیسـت تروریسـت هائی اعلام نمود که باید دسـتگیر شـوند. این تصمیم بدنبال اظهارات شـدید اللحن گلبدین حکمتیار که جانبداری و اشـتراک عمل خودرا با طالبان علناً اعلام داشـته وبه مقاومت علیه نیروهای ائتلاف و دولت حامد کرزی که از حمایت ایالات متحده برخوردار میباشـد صحه گذاشـت. 

در زمان حکومت ژنرال ضیاء الحق، پاکسـتان نه تنها به پایگاه اسـاسی گروه های مقامت اسـلامی افغــــان مبــدل گـشــت بـلـکه ایـن کشـور خــود بـا » فـرهـنگ جهاد « در گیر گردیده اسـت. 
اسـلامی سـاختن پاکسـتان که ضیاء آرزوی آنرا در سـر میپروارنید این کشـور را درجهـت تقابل شـدید میان شـیعیان و سـنیان که هـرکدام تفـسیر جداگانه از اسـلام دارند، سـوق داد. بسـیاری از ناظران به این عقـیده اند که آی. آس. آی با ایجاد احزاب بنیادگرا و افـراطی چون « سـپاه صحابه» در پاکسـتان درنیمه های سـالهای هـشـتاد عامل بزرگ این تقابل بوده اسـت. این احزاب در سـال ۱۹۹۶ یعنی زمانیکه به سـرعـت کسـب قـدرت میکرد یک شـاخهء نظامی را نیز تشـکیل داده که بنام لشـکر جنگاوی فعالیت خودرا آغاز نمود. جنگ های سـکتاریستی سـالهای اخیر در پاکسـتان قـربانیان فراوانی را در حملات بالای مسـاجد و کلیسـا ها از خود بجا گذاشـت. این حملات حتی دامن رهـبران سـازمان های تروریسـتی را نیز گرفـت، چنانچه حق نواز جنگاوی موسـس « سـپاه صحابه» در ماه فـبروری ۱۹۹۰ بقـل رسـانیده شـد. به تعـقـیب آن هـفت سـال بعـد ضیاء الرحمن فاروقی جانشـین وی در یک حمله انفجار بمب در محکمه ای در لاهـور با سی نفر دیگر کشـته شـد . عاملین هـردو حادثه احتمالاً شـیعـیان بوده اند. دریک حملهء انتقامگیری( بوسـیله سـنیان) در دسـامبر ۱۹۹۰ کنسـول ایران در شـهر لاهـور و درسـال ۱۹۹۷ یک دیپلومات و پنج دانشـجوی نظامی ایرانی که در پاکسـتان مصروف تحصیل بودند بقتل رسـانیده شـدند.

حملات انتقام جویانه تا سـال گذشـته دوام پیداکرده و آخرین قربانی ازین ردیف تا کنون همانا رهـبر« سـپاه صحابه» مولانا اعظم طارق که عضو پارلمان نیز بود میباشـد که در اکتوبر سـال گذشـته در اسـلام آباد کشـته شـد.سـپاه صحابه زمانی غیر قانونی اعلام و رهـبر آن طارق زندانی گردید که رئیس جمهور مشـرف در اکتوبر سـال ۲۰۰۲ برگزاری انتخابات را در دسـتور روز قـرار داد. این امر مانع آن نگردید که آقای طارق در انتخابات برای پارلمان بحیث یک کاندید مسـتقل برنده گردد. 
افـراطیون پاکسـتانی در چارچوب اعـتـقادات کور مذهـبی شـان در صدد آن نیز هـسـتند تا منطقه جامو وکشـمیر را که از سـال ۱۹۴۷ میان هـند و پاکسـتان تقـسـیم شـده اسـت، بمثابهء جز خاک پاکسـتان از زیر سـلطهء هـند جدا سـازند. ارتش هـند از سـال ۱۹٨۶ در یک جنگ شـدید در برابر تروریسـت ها و گروپ های مسـلح جدائی طلبان کشـمیر درگیر میباشـند . این گروپ های مسـلح تروریسـتی بسـیار با سـرعـت از کمک از « خارج» برخوردار گردیند: دسـته های مسـلح افـراطیون مسـلمان پاکسـتانی و در پهـلوی آنها جنگجویان مقاومت مسـلمان افغان پس از خروج نیروهای شـوری از افغانسـتان به کشـمیر وارد شـدند تا در « جنگ آزادی» کشـمیر شـرکت ورزند. درآنجا آنها در صفوف جنگجویان سـازمان های حرکت الانصار، لشـکر طیبه و حزب المجاهـدین که از مسـاعـدت های آی. اس. آی. مسـتفید بوده اند، تنظیم و فعالیت میکردند. بدینگونه « جهاد» پس از کشـته شـدن ضیاء الحق در سـال ۱۹٨٨ تحرک جدید تروریسـتی بنام های « لشـکرعمر» « جیش محمد» و « لشـکر جبار» نیز بوجود آمدند. این تنظیم ها و سـازمان های افراطیون مسـلمان برای تقـویت صفوف جنگی شـان مانند طالبان از ریزرف های طلبه های مدرسـه های داخل پاکسـتان اسـتفاده نموده و از حمایت بزرگ مرکز الدعوهالارشـاد در پاکسـتان که این مدرسـه ها را تمویل میکند برخوردار میباشـند. همچنان افراد مربوط به شـبکهء القاعده که پس از آغاز حملات نیرو های امریکایی از افغانسـتان فراری شـده اند درین گروپ ها مجدداً سـازماندهی شـده اند. قـدر مسـلم اینسـت که مبارزه این احزاب، تنظیم ها و گروپ های مسـلمان افراطی هـمانا ایجاد یک دولت « راسـتین» اسـلامی در پاکسـتان، افغانسـتان و سـایر کشـور های مسـلمان این منطقه میباشـد 
طالبان و افراد مربوط به القاعده بعـد از فرار شـان از افغانسـتان نه تنها در مناطق قبایلی نوار مرزی میان افغانسـتان و پاکسـتان در مخفـیگاه های شـان خزیده اند بلکه در داخل شـهر ها نیز با گروه های مخفی و علنی تماس های خود را برقرار نگهداشـته اند. یک نمونهء از فعالیت آنها- گروگان گیری دانیل پیرل ژورنالیسـت امریکایی بود که درسـال ۲۰۰۲ در شـهر کراچی ربوده و بعـدا بقتل رسـید. در ربودن ژورنالیسـت مذکور افراد جیش محمد دسـت داشـتند اما هـمچنان چهره درجه سـوم شـبکه القاعده شـیخ محمد خالد کویتی و کارمند سـابقه آی. اس. آی. درین آدم ربائی نقـش ویژه داشـته اند. شـیخ محمد خالد بعـداً در منزل یک عضو جماعت اسلامی یکی از احزاب سـیاسی بنیادگرای اسـلامی پاکسـتان در شـهر راولپندی نزدیک پایتخت آن کشـور دسـتگیر گردید. چنین مناسـباتی میان عاملین یک جرم وحمایت کنندگان آنها بارها در جریان حملات تروریستی دیگر موجود بوده اسـت. پرویز مشـرف خود در دسـامبر سـال گذشـته تجربه کرد که چه میزان کنترل اوضاع از دست وی خارج گردیده اسـت. وی دو بار از حملات تروریستی مسـلمانان افـراطی جان بسـلامت برده اسـت. یکبار هـنگامیکه به قرارگاه سـتاد نظامی راولپندی رهـسـپار بود،که بر موتورسواران محافظش حمله صورت گرفـت و بار دیگر هم زمانی که از یکی از جاده های آن شـهر بسـوی دفترش میرفـت هـدف تیراندازی قرار گرفـت . در هـردو مورد افراطیون مظنون به شـرکت دراین حملات در حلقه سـازمان جیش محمد جسـتجو میشـدند که متعاقب این حملات تعـدادی از افغانها، چیچن ها و کشـمیری ها بازداشـت گردیدند. 
اینها نمونه هایی از ثمرات سـیاسـت های ضیاء الحق است که بعنوان یک مسـلمان بنیادگرا آن را طرح و تدوین نمود و در راه تحقق آن با جان و دل فعالیت کرد تا اینکه در یک سـانحهء هوایی جانش را از دسـت داد. در خاورمیانه القاعده طرفداران زیادی دارد عبدالله عزام بنیانگذار تشکیلاتی که به القاعده ختم شد خود فلسطینی  بود.

ادارهء اطلاعات و امنیت اسرائیل بصورت دائم درپی روابط احتمالی القاعده با سازمانهای داخل فلسطین میباشد ولی تا کنون فقطً قادر به بازداشت یک فلسطینی شده است که در ژوئن سال ۲۰۰۰ پس از یک دوره آموزشی در کمپ نظامی مربوط به القاعده در افغانستان، بازگشته و به شیخ یاسین پیشنهاد سازماندهی ایجاد یک حوزهء تروریستی را در غزه ارائه نموده بود . این مرد که نبیل اوکان نام دارد به ابتکار خود به افغانستان رفته بود و اندکی پس از بازگشت بوسیله نیروهای امنیتی اسرائیل دستگیر و برای مدت طولانی به زندان محکوم گردید. 
اما آنچه واقعاً مایه تشویش و نگرانی مقامات اطلاعاتی و نظامی اسرائیل را تشکیل میدهد، همانا تاثیر روز افزون حزب الله لبنان بر حماس و اسرائیل های عرب میباشد و رهبران حماس و جهاد اسلامی نیز سعی در پنهان ساختن تماس های نزدیک شان با حزب الله لبنان نمیکنند. در همین راستا جالب است گفته شود که، نماینده حزب الله لبنان برای ابراز مراتب تسلیت نزد الزهار رفته و قصد داشت در مراسم عـزاداری که به خاطر کشته شدن رهبر حماس درا سـتادیوم ” یرموک”   بر پا گردیده بود، شرکت نماید. در یک نطق رهبر حزب الله شیخ حسن نصرالله که بخاطر مرگ شیخ یاسین ایراد گردیده بود از جمله اظهار داشته بود که ” شیخ شـما، شیخ ما نیز است. مبارزه ما یکی است. ” 
در آغاز سال ۲۰۰٣ حوزه های حزبی حزب الله در اسرائیل کشف گردید. افرادیکه در این حوزه فعالیت داشتند دستگیر و هم اکنون سه تن از آنها که سه برادر می باشند، یعنی فادی، هامنی و شادی عبدو که بدلیل فعالیت بنفع حزب الله و رساندن اطلاعات و کمک های مالی و انتقال پول و دیگر امکانات به سازمان های فلسطینی حماس و جهاد اسلامی ، در دادگاه تحت محاکمه قرار دارند. 
بر اساس اظهارات منابع اطلاعاتی- نظامی اسرائیل حرب الله حداقل هزینه دو حادثه حمله انتحاری در سال ۲۰۰٣ و ۲۰۰۴ را بهعده داشت، همچنین این حزب به گروه های اقصی در نابلوس و بیت الله ماهانه کمک مالی میرساند. هزینه یک حمله انتحاری که با موفقیت به پایان رسیده شود، ۱۵ هزاردلار آمریکا میباشد.

در ماه فوریه سال جاری(۲۰۰۴) کارمندان پلیس، ارتش و نیروهای اطلاعاتی اسرائیل نمایند گی های بانک های عرب و قاهره عمان را، در شهر رام الله بازرسی کردند. آنها صندوق های مشتریان بانک را باز کرده و صد ها حساب بانکی را خالی نمودند. آنها مجموعاً نه ۹ میلیون دلار را مصادره کردند ولی تا کنون ازاحضار صاحبان این حساب ها به دادگاه خبری نیست. 
اسرائیل تنها حماس و غند اقصی را به روابط نزدیک و همکاری با حزب الله لبنان متهم نمی سازد، بلکه همچنین ادارهء خود گردان فلسطین را نیز شامل این اتهام قرار می دهد، اگر چه شواهد موثق در این زمینه در دست ندارد. این امر البته منتفی نمیتواند باشد که برخی کارمندان دولت فلسطین و اعضای سازمان آزادی بخش فلسطین ( پی. ال. او) در آن زمان با حزب مذکور در بیروت تماس هایی داشته اند. این هم واقعیت دارد که مردم فلسطین با وجود آنکه سنی مذهب اند و حزب الله یک حزب شیعه در لبنان میباشد، با این همه به این حزب احترام زیاد می گذارند. حزب الله در برابر چشمان فلسطینی ها، اسرائیلی ها را از لبنان عقب راند، و ۴۰۰ زندانی عرب رابا تبادله به چهار اسرائیل که از جمله سه نفر شان کشته شده بودند و اجساد شان تحویل داده شد، با موفقیت آزاد ساخت. 
پیروی از مدل حزب الله برای حماس و سازمان کوچکتر دیگر بنام جهاد اسلامی یک عمل ارزشمند بحساب میرود. رهبر فعلی حماس دکتر زهار پس از کشته شدن رهبر قبلی حماس درمجلس گرامیداشت وی، اظهار داشت ” اعضای حزب الله برادران ما هستند. ما از کمک و همبستگی آنها استقبال میکنم. ” اینگونه اظهارات اگر از یک سو نزدیکی سازمانهای فلسطینی را با حزب الله لبنان بیان میکند از جانب دیگر هدف آن نمک پاشی بر زخم اسرائیلی ها میباشند. 
                                             **************** 
سخنان ضبط شـده از صحبت های تلفنی در این اواخر، از دیدگاه های تازه در جهان بینی القاعـده حکایت میکنند. معـلوماتی که از لابلای این صحبت ها بدسـت آمده باعـث ایجاد ناراحتی های جدی درکشـورهای اروپای گردیده اسـت، پس از حملات کشنده  ۱۱ مارس در شهر مادرید اسـپانیا یک عـده از افراد به ظن اینکه درسـازماندهی حملات مذکوز سـهم فعال داشـتند اند دسـتیگیر و زندانی گردیدنـد. آنها ارتباط خود با حملات مذکور و انجام چنیـن عملیاتی را انکار ورزیـده وهیچ یک از آنان چیزی را اعـتراف نکرده اند.

اما یک عـده دیگر که فـراری هـسـتند و تا کنون توسط پلیس بازداشت نگردیده اند، خود را افـشـا کرده و مدارک خوبی را برای بازداشـت به بوسـیله پلیس بدسـت داده اند. یکی از این افـراد بازداشـت نشـده احمد الـسـید نام داردکه اخیراً پس از شـنیده شـدن صحبتهای تلفنی اش در شهـر میلان ایتالیا دسـتگیر گردید. این شـخص در جریان صحبت هایش بیان نموده که در سـازماندهی حملات ۱۱ مارس مادریــد نـقــش کلـیـدی داشــتـه و نـیـز از آمـاده گی خودشان بــرای حمـلات تـازه در کـشـور هـای هـلند ، فـرانـسـه و احـتـمالاً عـراق نـام بـــرده است. 
علاوه بر این صحبتها ها که طی آن حکایت مبالغـه آمیز در باره عـقاید مذهـبی و اراده راسـخ در قـتل وکشـتار آدمیان بشکل وحشـتناکی برجسـته است، احمد السـید در باره خود هم مطالبی بیان داشـته و ازجمله اینکه وی درتهیه متنی که سراسر از تشـویـق افـراد برای آماده گی شـان در راه شـهادت حیـن انجام حملات انتحاری بوده است را بعنوان یک مشـاور و کارشـناس برجـسـته امور مذهـبی نشـان داده اسـت.او دراین صحبتها از جمله گفته اسـت” ما بمثابه جوانان باید نخسـتین افراد برای شهادت باشـیم. فـراموش نکینم که خداوند مارا و ایمان مارا به آزمون گرفـته اسـت . برای ما یک راه وجود ادرد. به الـقاعـده بپـیـوندیم” السـید از موفـقیت هایش در سـازماندهی حملات ۱۱ مارس یاد آوری می کند که درنتیجه آن ۱۹۰ تن کشـته شـدند و اینکه فکر این عملیات از شـخص خودش بوده اسـت، از کشـور هلند بعنوان هـدف بعـدی نام برده ومی گوید: ” برادران برای جهاد در آنجا آماده خدمت هسـتند و ضمناً گـفـت که یکی از افـراد مربوط وی خود را برای شهادت آماده سـاخته اسـت و تاکید نمود که این کار در وقـت وزمان مشخص شده انجام می یابد. 
این اظهارات تا اندازه ای مشخص می سازد که افراد چگونه به القاعـده وارد میشـوند وحوزه های تروریسـتی چگونه به عملیات اقـدام میکنند.

السـید در صحبتهای خود تاکید نمود” که حوزه های غـیر فعال در هلند باید به شـیوه های ممکن فعال گردند”. او توضیح داد که برای نیـل به این منظور از همه وسـایل که حـتی خداوند آنرا برای مسـلمانان ممنوع سـاخته باشد اسـتفاده خواهد نمود . از جمله این ممنوعات، ازدواج افـراد آنها با زنان مسیحی بمنظور بدسـت آوردن اسـناد اقامت در آن کشـورها یکی از این گونه وسـایل بشـما میرود. برای فعال سـازی یک حوزه یک اشـاره کوچک ازمقامات بالایی کفایت میکنند. بدنبال آن پول، مواد انفجاری و کمک های لجستیکی بلافاصله سـرازیر میگردد. محمد داریف کارشـناس تروریسم میگوید که عکس هایی موجود اسـت که ایـن موارد را را تایـیــد میکـنـنــد . او هـمچنان به دیـگـران تـوصیــه میکـنـد کـه بر اساس نـقـش السـید در مـیــان شــبکه تـروریـســتی، بـه نتـیجــه گـیـریـهــای عـجـولانـه متـوســل نگــردنـــد. 
بنا به اظهارات محمد ظریف تا این زمان السـید بعنوان تروریسـت فعال شـناخته نشــده بود ( منظور تا ضبط صحبتهای تلفنی وی بوسـیله پلیس میباشــد) پلیس اسـپانیا گفته اسـت که السـید ٣٣ سـاله با نام مسـتعار محمد مصری زندگی و خود را معرفی می نموده است. وی در بین سـالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰٣ مجدادأ با مرجان فکهـت ار تباط برقـرار کرده بـود.،(شـخصی که اخیراً در حملات انتحاری مادرید خود را قربانی کرد.او بمثابه یکی از مهمترین سـازماندهـندگان این حملات شـناخته شـده اسـت، درحالیکه قـبل از آن جمال ذوگان بعنوان عامل اصلی حملات معرفی شـده بود. این شـخص در یک محله شلوغ مادرید یک فـروشـگاه کوچک گوشی های موبایل داشـت. او نقـش خـود در انجام حملات انکار کرده و گفته بود که وی درزمان این انفجار در بسـترش خوابیده بــود. 
بقول محمد داریف بخـش بزرگی از دلائل سـردرگمی در تحقـیقات در روداید های ۱۱ مارس احتمالاً مربوط به سـلسـله مراتب تشـکیلاتی شـبکه تروریسـتی می باشد. نظر به این سـلسـله مراتب تشـکیلاتی ،یک حوزه جداگانه تروریسـتی زمانی میتواند به انجام عملیات اقـدام نماید که مسـوول منطقه ای دسـتور آن راصادرکرده باشدو در از این زمان است که حوزه های دیگر برای اجرای عملیات، کمک های مالی و لجستیکی را فـراهم میسـازند. برای اجرای اینگونه عملیات افـراد باتجـربه کافی، که اکثریت شـان در جهاد افغانسـتان و بوسـنیا سـالهای زیادی را ســپـری کرده اند، انتخاب و مشخص میگردند. این افراد جوانانی هستند که در فعالیت های خشـونت آمـیـز و انجـام فعـالـیـت هـای غـیـر قانونی از قـبیل دادوســتـد مـواد مخـدر وســایـر جـنـایـاتهای کوچــک و بـزرگ سـهـم داشــته انــــــد. 
حملات تروریسـتی در شـهر مادرید موردی اسـت که عوامل آن را گروهای اسـلامی مراکشی یا جهاد سـلفـیسـسـتی، یعنی همان گروههایی که حملات تروریسـتی در شـهر کازابلانکا را سـال گذشـته سـازماندهی کرده بودنــد، می دانند. 
محمد مصری یا احمد السـید زمانی بعنوان یک عنصر فعال در شـبکه تروریسـتی شـناسـائی گردید که آقای بالتازار گارزون پـس از حملات ۱۱ سـپتامبر ۲۰۰۱ در نیویورک و واشـنگـتن موظف به انجام تحقـیقات در بارهء چگونگی این حملات گردید. محمد مصری میگوید که به وی وظیـفه داد شـده بود تا یک حوزه تروریسـتی را درشـهر مادرید ایجاد نماید. او بگفـته خودش در آغاز سـال ۲۰۰٣ از ترس دسـتگاه های امنیتی به پاریـس فـرار کرد. کارشـناسـان اسـپانیا گفـته اند که السـید یا محمد مصری که درارتش مصر زمانی کارشـناس مواد انفجاری بوده ، به تازگی در شـبکه القاعـده به یک مقـام ارشد ارتقـاء یافـته بــود. 
پس ازسـه ماه از انجام عملیات تروریسـتی در مادرید درارتباط با سـاختار تشـکیلاتی شـبکه های تروریسـتی،هنوز پـرسـش های زیادی بی پاسـخ مانده اند. تازه تریـن مورد دراین زمینه بازداشـت شـش اسـپانیائی در اطریش میباشـد. اما بازداشـت محمد مصری که بدنبال صحبت های تلفنی اش صورت گرفت، نشـانهء خوبی ازهمکاری هـمه جانبه پلیس اسـپانیا، ایتالیا، بلژیک و فـرانسـه را دارد که دسـتگیری وی را ممکن و عملی گردانیـد. این همکاری نشـانه این امر نیـز میباشــد که همکاری بین الملی در مبارزه علیه تروریسم در حال شـکل گرفتن می باشد. 
از سخنان شنوده شده الســید چنین اسـتـنباط میگردد که وی درحال سـازماندهی حملات تازه تر مشغول بوده اسـت. علاوه بر هلند وی ازبرنامه های های خود برای انجام عملیات در کشـور های فـرانسـه و آلمان نیـز نام برده اسـت. همچنان او از دوگروه تروریسـتی نام برده است که آماده سـفـر به عراق میباشـند. پلیس اسـپانیا تخمین می زند که تنها در اسـپانیا ٣۰۰ تن تروریسـت داری ظرفـیت ها و امکانات کافی برای عملیات انتهاری وجود دارند. 

روزنامه (ان-ار- سی- هلند) – مترجم: حمید حمیدی

**این مقاله در سال ۲۰۰۴ منتشر گردید .
*** بعد از انتشار بخش اول این مطلب ، به پیشنهاد اصولی دوستی مبنی بر اینکه تعدادی از بنیاد گرایان،به خصوص تعدادی از رهبران آنها ، بعد از انتشار اصلی این مطلب(سال ۲۰۰۴) دستگیر و یا در درگیری های مختلف به قتل رسیدند، بی مناسبت ندیدم تا ماجرای الزرقاوی ، یکی از این بنیاد گرایان را به نقل از:

سایت بازتاب 
ترجمه تهیه و تنظیم: محمد عجم 
برای اطلاع بیشتر خوانندگان درج نمایم.. 

زرقاوی، ضحاک عراق، از تولد تا مرگ 

از تخم‌مرغ دزدی در زرقاو تا سوپرمن

بامداد ۱٨ خرداد ٨۵، تمامی رسانه‌های صوتی و تصویری جهان، برنامه‌های عادی خود را قطع کردند تا خبر فوری قتل «ابومصعب الزرقاوی»، رهبر «القاعده» در عراق را اعلام کنند. بعضی شبکه‌های خبری مانند «بی.بی.سی»‌، «الجزیره» و «سی.ان.ان» تمام روز فقط برنامه ویژه در این خصوص داشتند. 
فردی که تا سه سال قبل هیچ رسانه‌ای از او نام نبرده بود. او که بود و چه اهمیتی برای جهان داشت؟
۲۰ اکتبر ۱۹۹۶، فردی با نام «احمد فاصل النزال الخلایه» به جمعیت فقیرنشین شهر «الزرقا» در اردن اضافه شد. «خلایه» یک ایل بدوی بودند که دو نسل قبل به اردن مهاجرت نمودند. او به همراه هفت خواهر و برادرش در یک خانواده متوسط و سنتی در نزدیک قبرستان شهرداری بزرگ شد. سال اول دبیرستان را در یک مدرسه وابسته به سازمان ملل ـ که برای آوارگان فلسطین برپا شده بود ـ درس خواند و با معدل ۱۰، فردی ناشایسته تشخیص داده شد. 

وی چند سال بعد را به پرسه‌زنی در محله قبرستان گذراند. او فردی ستیزه‌جو بود و همواره سرش برای زدوخورد و دعوا درد می‌کرد. او را هیچ‌کس برای کار نمی‌پذیرفت، هیچ حرفه‌ای بیشتر از دو ماه او را تحمل نکرد. 

اعدام سربازان

در سال ۱۹٨٣ عازم سربازی شد. با بازگشت او به زرقاو، مجددا دردسرهای فراوانی برای این شهر کوچک و جریمه‌های نقدی فراوانی برای خانواده‌اش به ارمغان آورد. او بر بازوان و دست‌هایش تصاویر زننده‌ای را خالکوبی نموده و با زورگیری امرار معاش می‌نمود. چند بار به جرم چاقوکشی، زورگیری، سرقت، مواد مخدر و تجاوز ناموسی دستگیر شد تا این‌که روزی ندای کمک به مجاهدان افغانستان، از مسجد «الفلاح»، افکار او را متوجه عزیمت به افغانستان و پیکار با شوروی نمود. 

او تحت تاثیر چند دوست جوان فلسطینی، سرانجام در سال ۱۹٨۹ از طریق پیشاور و با کمک دفتر «بیت انصار» به افغانستان عزیمت نمود. او در حیات‌آباد پیشاور مستقر شد و در آنجا با اسامه بن‌لادن آشنا گردید که به تازگی گروه «القاعده» را برپا نموده بود. این جوان جویای نام با خانه‌های عبدالله عزام، گلبدین حکمتیار و ابومحمد مقدسی رفت‌وآمد نمود و دفتر خدمات رسانی مجاهدین وی را به همراه یک گروه مسلح به خوست در شرق افغانستان فرستاد. اما قبل از هر گونه درگیر شدن این گروه مسلح، در این زمان شوروی نیروهایش را از افغانستان خارج نمود و این شهر نیز بدون درگیری در اختیار مجاهدین قرار گرفت. دیدارهای بعدی او با جنگجویان عرب و بویژه با با اردنی‌ها و در راس آن ابومحمد المقدسی تاثیر زیادی در افکار سلفی برجای گذاشت. المقدسی و بن لادن تمامی کمک‌های مالی خود را تا این زمان از عربستان و تسلیحات پیشرفته نظامی مانند موشکهای استینگر و وسائل ارتباطی را ازسازمان سیا و یا از ارتش آمریکا دریافت می‌کردند. آنها در این زمان آنقدر خودرو، ماشین‌های ترابری و تسلیحات و جنگ افزار پیشرفته در اختیار داشتند که قادر بودند یک دولت برپا سازند. 

او با یک ماشین جیپ کار هماهنگی بین جبهه شمال غرب تا جنوب غربی افغانستان و در مرزهای ایران را هماهنگی می‌کرد و خاطرات و مقالات عرب‌ها را جمع آوری و در مجله مجاهدین عرب به نام «بنیان مرصوص» به چاپ می‌رساند. با خروج شوروی از افغانستان دامنه اختلاف در میان مجاهدین و عرب افغانها هم بارز تر شد تا اینکه عبدالله عزام توسط جناح رقیب ( بن لادن) به قتل رسید. زرقاوی در این میان طرفدار جناح سیاف و گروه پشتون‌ها و گلبدین حکمتیار شد حکمتیار ارتجاعی ترین جناح مجاهدین بود و بعدها بعد از شکست تورابورا توانست زرقاوی و عده دیگری را از طریق عوامل افغانی در ایران با گذرنامه جعلی از طریق ایران به عراق بفرستد. 

از تخم‌مرغ دزدی تا هواپیماربایی 

زرقاوی علی رغم اینکه کاندید عزیمت به جبهه بوسنی‌وهرزگوین شده بود، در سال ۱۹۹٣ با افکاری مالیخولیایی به نام سلفی جهادی به اردن بازگشت و ضمن فعالیت در مسجد الفلاح گروهی بنیادگرا با هدف استقرار نظام امارات اسلامی در آن کشور برپا کرد. قتل یک مامور اردنی و قتل یعقوب زیادالدین، رئیس حزب کمونیست اردن از جمله اقدامات او بود. او طرح هواپیما ربایی و همچنین ترور پادشاه را در سر داشت. 

۱۹۹۴ به اتهام تلاش برای براندازی نظام حکومتی اردن و تشکیل خلافت اسلامی به پانزده سال زندان محکوم شد. در سال ۱۹۹۹ پس از مرگ شاه حسین به همراه سه هزار زندانی مورد عفو شاهانه!! عبدالله اردن قرار گرفت و از زندان سواقه آزاد شد و با گذرنامه جعلی با نام احمد المجالی در سال ۱۹۹۹ پس از آزادی از اردن گریخت، به افغانستان بازگشت و در آنجا مجددا با «اسامه بن لادن» رهبر شبکه القاعده ارتباط برقرار کرد. در این زمان پاکستان تحت فشار آمریکا قرار داشت تا عرب افغانها را تحت کنترل درآورد و عوامل انفجارهای سفارت آمریکا در کنیا و تانزانیا را شناسایی نماید در نتیجه زرقاوی از جمله افراد دستگیر شده در پیشاور بود که بدلیل عدم شناسایی پس از ٨ روز آزاد شد و بلافاصله به افغانستان طالبان عزیمت نمود. 

در این رابطه همسر کریم مجاطی ( رهبر مقتول القاعده در عربستان) که از طریق مادرید- تهران – مشهد به اسلام قلعه رفته بود، به «الشرق‌الاوسط» گفته بود: یک روز قبل از ۱۱ سپتامبر به زنان مجاهدین خبر دادند که حادثه مهمی در حال انجام است و زنان باید سریعا شهر را ترک و بسوی مرز پاکستان عزیمت نمایند. با زنان و کودکان در حال عزیمت به محل اختفا بودیم برای نماز عصر آماده می‌شدیم که خبر انفجار‌های آمریکا از رادیو اعلام شد و ما بسیار شادی کردیم. 

زرقاوی در کابل، طالبان سومین همسر خود را که دختر ۱٣ ساله محمد جراد ( مبتکر انفجار کربلا و قتل محمد باقر حکیم ) بود برگزید در سال ۲۰۰٣ نیز همسری عراقی انتخاب نمود. او در این زمان رهبری یک گروه ۴۰ نفره از عرب افغانها را بر عهده داشت. به دستور بن لادن و ابوزبیده اردنی، وی عازم هرات در مرز ایران شد. 

زرقاوی در این دوران یک اردوگاه آموزشی برای نظامیان در هرات در غرب افغانستان برپا کرد منطقه‌ای که عرب افغانها در آنجا بسیار کم بودند کسانی که در این اردوگاه آموزش می دیدند عموماً در تولید و استفاده از گازهای سمی تخصص پیدا می کردند. 

در سال ۲۰۰۰ عده زیادی از عربها همانند دوره شوروی مجددا به افغانستان عزیمت نمودند تا این بار با شیطان بزرگ بجنگند در هرات عربهایی از ۱٨ کشور تحت نظر زرقاوی آموزش رزمی می‌دیدند. محل آموزش، نامی پوششی بنام » مدرسه دینی توحید و جهاد« داشت. دغلاس، خالد العروی، عصام یوسف، ابو حمزه عزمی، عبدالفتاح یوسف الجوز از دیگر افراد بارز این پادگان بودند. او شدیدا شهرت طلب و قدرت طلب بود و مایل به اطاعت از دیگران نبود اما نیاز شدید مالی وی را مجبور می‌ساخت که از بن لادن اطاعت کند. 

اواخر سال ۲۰۰۱ پس از حمله آمریکا به افغانستان و سرنگونی حکومت طالبان سرزمین طالبان برای القاعده به جهنمی تبدیل شد در نتیجه زرقاوی، ابوزبیده، سیف العدل، رمزی بن الشیبه تصمیم گرفتند که از افغانستان گریخته و به عراق بروند گروه توحید در آلمان و همچنین گلبدین حکمتیار وسیله سفر این جماعت را از طریق ایران و بطور سری فراهم کردند تلفن پیشرفته‌ای که از طریق ماهواره کار می‌کرد گذرنامه جعلی، وسایل پیشرفته دیگر و ۴۰ هزار دلار هدیه خانه تیمی‌ هامبورگ به این گروه بود. 

او خود را به گروه سلفی ملا کریکار در کردستان در عراق رساند سپس به سوریه رفت و مجددا به کردستان بازگشت. در کردستان ملا کریکار حمایت مالی قابل توجهی که از خلیج فارس می‌رسید، در اختیار داشت زرقاوی توانست با کمک مالی ملا کریکار و با تشکیل گروه شورشی «توحید و جهاد» عملیات ضدآمریکایی را آغاز کند ملا کریکار ۶ سپتامبر ۲۰۰۲ در ایران دستگیر و به آمستردام دیپورت شد در آنجا وی دستگیر و۱٣ ژانویه ۲۰۰٣ تحویل نروژ گردید پس از مدتی بدلیل ضدیت با جهاد علیه آمریکا از زندان آزاد شد. در کردستان طی اجتماعی که ۱۴ نفر از رهبران انصارالاسلام حضور داشتند ( این گروه از میان عرب افغانها و کردها حدود ۶۰۰ نفر ستیزه جو داشت) ملا کریکار به جرم خیانت از رهبری انصارالاسلام برکنار و زرقاوی به رهبری گروه که نام توحید و جهاد گرفت برگزیده شد. ملا کریکار بعدها به «الشرق‌الاوسط » گفت که با رهبران القاعده در افغانستان ملاقات نمود( دهه ۹۰) اما القاعده حاضر به هیچگونه کمکی به وی نشدند و یکی از شیوخ عرب به وی اظهار داشت: ما نمی توانیم به تو کمک کنیم که علیه صدام بجنگی ! اگر علیه ایران بجنگی به تو کمک مالی می‌کنیم. 

زرقاوی وحشیانه ترین اسلوب را در پیش گرفت. گروگان‌گیری و بریدن سر آنها و نمایش فیلم آنها در وب سایت مربوطه، او شخصا با شمشیر سر یک مهندس عراقی را به جرم شیعه بودن برید. یک آمریکایی نیز با دستان این سوپرمن سربریده شد. در این زمان بود که برای اولین بار پاول و سپس بوش از زرقاوی سخن به میان آوردند و کم کم رسانه‌های آمریکایی از وی سوپرمن ساختند. خود زرقاوی نیز در آخرین فیلم تبلیغاتی ژست ترمیناتور و سوپرمن آمریکایی را به خود گرفته بود. 

آگوست ۲۰۰٣ : گروه زرقاوی با نام «توحید و جهاد» طی اولین عملیات‌های خود در عراق، حملات انتحاری به دفتر سازمان ملل در بغداد که به کشته شدن ٣۰ نفر دیپلمات و حرم امام علی(ع) در شهر نجف که به کشته شدن دهها نفر منجر شد را سازماندهی کردند. 

• مارس ۲۰۰۴ : در حمله گروه زرقاوی به شیعیان کربلا و یکی از مساجد شیعه در بغداد در روز عاشورا بیش از ??? نفر کشته شدند. زرقاوی مسئول قتل بیش از دو هزار جوان عراقی است که بدنبال کار بودند 

• اکتبر: زرقاوی با اظهار وفاداری نسبت به بن لادن نام گروهش را به «القاعده» در عراق تغییر داد. 
«نیکلاس برگ» «یوجین آرمسترانگ» گروگان آمریکایی سر بریده شدند و کمی بعد گروه زرقاوی ویدئوی آن را منتشر کرد. 
آمریکا ۲۵ میلیون دلار برای سر او جایزه تعیین نمود. 

• نوامبر ۲۰۰۵: سه حمله انتحاری در دو هتل در شهر امان، پایتخت اردن باعث کشته شدن ?? نفر از حاضران در مراسم عروسی شد. 

رهبر القاعده در عراق با به کارگیری تاکتیک سر بریدن، فصل جدیدی را در مبارزه شبه نظامیان علیه نیروهای آمریکا در عراق گشود. از همه مهمتر این‌که او جنگ قومی میان سنی‌ها و شیعیان عراق را به هدف اصلی خود در این کشور تبدیل کرد. 

زرقاوی با انفجارهای عاشورا و تاسوعا و انفجار اماکن مقدسی همچون کاظمین، مبتکر تشویق جنگ مذهبی در عراق بود اگر درایت، گذشت و صبر رهبران شیعه عراق و هوشیاری سنی‌های میانه رو نبود، امروز عراق به حمامی از خون مذهب علیه مذهب تبدیل شده بود. 

زرقاوی چگونه لو رفت؟ 

کشته شدن ابومصعب زرقاوی صرف نظر از واکنش‌های متفاوت نسبت به آن، برای نظامیان آمریکایی و سازمان‌های اطلاعاتی این کشور در عراق یک پیروزی بزرگ به حساب می‌آید. نحوه کشته شدن زرقاوی از بعد روانی پیروزی بزرگی بود زیرا نشان داد که سازمانهای جاسوسی توانایی آن را دارند که در میان مخوف ترین سازمانهای تروریستی نیز نفوذ نمایند. از سوی دیگر شناسایی محل این خونخوار بزرگ، امکان پذیر نبود، مگر با نفوذ در میان افراد گروه و همچنین همکاری عشایر و شیوخ منطقه و این نشان می‌دهد که بسیاری از افراد درون القاعده از وحشی گری‌های زرقاوی به ستوه آمده بودند بنا براین با قتل زرقاوی از میزان وحشی گری و بی رحمی‌هایی که شیوه مبارزه زرقاوی بود کاسته خواهد شد. محل زرقاوی را نیروهای نفوذی اردن شناسایی کردند سپس آمریکایی‌ها شیخ الرحمن یکی از مشاوران و معتمدان زرقاوی را ردگیری کردند. آنها خبر داشتند که الرحمن ساعت ۶:۱۵ دقیقه بعدازظهر ۱۷ خرداد در خانه متروکه در منطقه «هب هب» با زرقاوی دیدار می کند. خانه را با دو بمب ۵۰۰ پوندی مورد حمله قرار دادند. سربازان هفت جسد را در خانه یافتند. زرقاوی، الرحمن، دو مرد دیگر و زن فلسطینی زرقاوی نیز جزو کشته شدگان بود. این چنین به زندگی ضحاک ماربدوش عراق پایان داده شد. فردی که به نفرت انگیزترین چهره در میان مردم عراق تبدیل شد. تاریخ خاورمیانه آدمهای خونریز و جلاد زیاد به خود دیده است کسانی که از سرهای بریده مناره می‌ساختند و از چشمان بریده گردنبند اما این جنایتکار موجود دیگری بود. فردی که نامش در کنار ضحاک افسانه خواهد شد. 

مرگ این جلاد در میان مدت به کاهش درگیری‌های قومی نیز کمک خواهد کرد.از سوی دیگر روند جذب نیرو در عراق نیز که توسط امیر القاعده در این کشور پیگیری می‌شد، مختل خواهد شد. اگرچه آمریکایی‌ها برای کوچک نشان دادن اشتباهات خود در عراق تاکنون تلاش کرده اند که توان عمل زرقاوی را بزرگ نمایی کنند، اما بدیهی است که تاثیر پیشینه و بدعت‌های وی در مبارزه علیه نیروهای آمریکایی بر شهرتش در میان مسلمانان تندرو قابل انکار نیست. 

به گفته ژنرال کالدول، ارتش آمریکا با صرف زمان بسیار زیادی در طول چندهفته به جمع آوری و تحلیل اطلاعات از طریق منابع انسانی، تجهیزات الکترونیکی و ماموریت‌های اطلاعات این عملیات را به مرحله اجرایی و عملیاتی رسانده بودند. وی همچنین اعلام کرد که یک منبع اطلاعاتی فعال در گروه زرقاوی که با ارتش همکاری کرده است، رد عبدالرحمن مشاور زرقاوی را در اختیار نیروهای امنیتی قرار داده بود. 

ارتش آمریکا تاکنون به ۱۷ خانه امن محل اقامت زرقاوی حمله کرده و هیچ یک از این حملات در زمان حضور وی در خانه‌های مذکور صورت نگرفته بود. 

زرقاوی و یارانش به دلیل این‌که می دانستند به راحتی می توان تلفن همراه را ردیابی کرد، هرگز از تلفن همراه استفاده نمی‌کرده‌اند. در عوض آنها از تلفن ماهواره‌ای موسوم به «ثریا» که ردگیری آنها بسیار مشکل است برای برقراری ارتباط با یکدیگر استفاده می کردند. 

مقامات عراقی نیز در مورد نحوه ردیابی زرقاوی و قتل وی از این عنوان که «زرقاوی را یاران خودش فروختند» استفاده کردند. گفتنی است مقامات اطلاعاتی دولت اردن نیز با تایید خبر همکاری یکی از یاران زرقاوی به این نکته اشاره کردند که ماموران امنیتی اردن نیز در این عملیات با نیروهای آمریکایی همکاری داشته‌اند. 

این عاقبت جنایتکاری بود که هیچگاه رودروی نظامیان آمریکا نجنگید بلکه تخصص او کشتن افراد بی گناه از کودک، پیر و جوانان جویای کار گرفته تا زوار اماکن مقدسه، دیپلمات، پزشک و پرستار بود.

 منابع: الاتحاد الاشتراکیه ۱۰ تا ۱۲ ژوئن ۲۰۰۶ سعید عاهد 

القدس العربیه ۹ ژوئن ۲۰۰۶ شماره ۵۲۹۷ بسام البدارین : 

در همین رایطه :

 

** نگاهی از درون به تشکیلات مخوف القاعده.  محمد عجم   منتشر شده در همشهری – بازتاب-  اردیبهشت  ۱۳۸۵ 

**جبهه النصره  و تشکیلات مخوف القاعده : دکتر محمد عجم

افکار و عقاید ابن تیمیه پدر فکری مکتب سلفی تکفیری جهادی

**“دولت اسلامی در عراق و شام (شرق مدیترانه)” ISIS محصول و تولید کجا است ؟ و اهداف آن ؟

*** افکار و عقاید  ابن تیمیه  پدر فکری مکتب  سلفی تکفیری جهادی و طالبانیسم  

” داعشی ها گفته اند ما مترقی هستیم :”

” داعشی ها گفته اند ما مترقی هستیم :”

داعش دستور داد مانکن ها هم روبنده بزنند

در یکی از سایتهای منسوب به داعش یک تروریست انگلیسی  عرب تبار  مدعی شده بود که داعش مترقی است.

 امروز خبری مطرح شد  که آدم را به اثبات ادعای این طرفدار  داعشی ها می انداخت . 

امروز در خبرها آمده بود داعش در موصل  وجود مجسمه های لباس فروشی ها را برسمیت شناخته .

پس نتیجه می گیریم  داعش  از طالبان مترقی تر است . دلیل آنهم این است که حداقل داعش مانکن های پلاستیکی مغازه ها را به آتش نکشیده بلکه فقط دستور داده آنها را روبند بزنند.  اما طالبان موقعی که در قندهار به قدرت رسیدند ویدیوها – ضبط صوتها و تلویزیونها و مانکن ها  و حتی کتابهای شیمی و فیزیک  مدارس را به وسط خیابان آوردند و آتش زدند و آنها را مظاهر شیطان نامیدند.  پس  دلیل بر مترقی بودن داعش  وجود دارد.

تروریست هایی که هم اکنون در موصل و نقاط دیگر عراق و سوریه جنایت هایی را با نام اسلام مرتکب می شوند و ردای خلافت اسلامی را نیز به نام خود زده اند، در اقدامی  دستور داده اند به همه مانکن های مغازه های موصل، روبنده زده شود.

به گزارش شفقنا انگلیسی، عناصر داعش به مغازه داران و کسبه موصل و اطراف این شهر دستور داده اند به سر و صورت مانکن های بیرون مغازه خود پوشیه یا روبنده ببندند.

مغازه داران و فروشندگان پوشاک در موصل گفته اند که عناصر تروریست داعش به آنها اعلام کرده اند که روی سر و صورت مانکن های “مرد و زن” باید با روبنده پوشانده شود. تروریست های داعش این اقدامات خود را در چارچوب قوانین سخت شریعت در نشان ندادن صورت مجسمه ها تفسیر می کنند.

گروه تروریستی دولت اسلامی عراق و شام که قسمت هایی از سوریه و عراق را تحت کنترل خلافت تروریستی به نام ابوبکر البغدادی دارد از روز 10 جون موصل و برخی نقاط عراق را به تصرف خود در آورده و جنایات بی شماری را مرتکب شده است. در آخرین اقدامات ضد بشری این گروه خشن، 3 هزار نفر از ساکنان مسیحی شهر موصل مجبور به ترک خانه و کاشانه آبا و اجدادی خود شده اند و همه اموال آنها حتی حلقه ازدواج آنها مصادره شده است.

یک دلیل دیگر بر مترقی بودن داعشی ها این است که آنها بر ماشین های آخرین مدل سوار می شوند  و همچنین از آخرین کاردها و خنجرهای پیشرفته برای سر بریدن استفاده می کنند حال اینکه طالبان با چاقوی کند و پکی آدمها را سر می بریدند.

 

 

نحوه پیدایش داعش

گروه “دولت اسلامی در عراق” در ۱۵ اکتبر ۲۰۰۶ و پس از نشست شماری از گروه‌های مسلح در عراق شکل گرفت.

در این نشست “ابوعمر البغدادی” به عنوان سرکرده آن تعیین شد. این گروه از زمان تشکیل در سال ۲۰۰۶ عملیات و حملات تروریستی بسیار را در عراق برعهده گرفت. پس از هلاکت “ابوعمر البغدادی” در ۱۹/۴/۲۰۱۰ “ابوبکر البغدادی” به عنوان جایگزین وی معرفی شد. با روی کار آمدن ابوبکر البغدادی، دامنه عملیات و حملات این گروه تروریستی وسعت گرفت و همزمان با آغاز بحران در سوریه، عناصر این گروه در سوریه نیز فعال شدند. * تشکیل “جبهه النصره” در سوریه گروه “جبهه النصره لاهل الشام” در اواخر سال ۲۰۱۱ و با آغاز بحران و جنگ در سوریه به عنوان شاخه گروه “دولت اسلامی در عراق” تشکیل شد و به سرعت به یکی از گروه‌های مطرح در این عرصه تبدیل گشت. عناصر جبهه النصره در حال قتل سوریها سرانجام در ۹/۰۴/۲۰۱۳ ابوبکر البغدادی سرکرده “دولت اسلامی در عراق” در پیامی صوتی ادغام “جبهه النصره” و “دولت اسلامی در عراق” را اعلام کرد تا بدین ترتیب گروه “دولت اسلامی در عراق و شام” شکل بگیرد. عناصر “داعش” از اواخر دسامبر ۲۰۱۳ و اوایل سال ۲۰۱۴ و با آغاز عملیات نیرهای ارتش عراق برای پاکسازی الانبار، وارد شهر فلوجه در این استان شدند. * هدف از تأسیس داعش پس از تشکیل گروه “توحید و جهاد” به سرکردگی “ابومصعب الزرقاوی” در سال ۲۰۰۴ و بیعت او با “اسامه بن لادن” سرکرده سابق “القاعده”، این گروه به شاخه سازمان القاعده در عراق تبدیل شد. این گروه با گسترش عملیات خود به یکی از قدرتمندترین گروه‌های تروریستی در عراق تبدیل شد، تا اینکه الزرقاوی در سال ۲۰۰۶ در اظهاراتی ضبط شده به صورت مصور از تشکیل “شورای مجاهدین” به سرکردگی “عبدالله رشید البغدادی” خبر داد. پس از هلاکت زرقاوی در سال ۲۰۰۶ “ابوحمزه المهاجر” به عنوان سرکرده این گروه تعیین شد. در پایان آن سال نیز گروه “دولت اسلامی عراق” به ریاست “ابوعمر البغدادی” تشکیل شد. در۱۹/۰۴/۲۰۱۰ نیروهای مشترک عراقی و آمریکایی در عملیاتی در منطقه “الثرثار” منزلی را که “ابوعمر البغدادی” و “ابوحمزه المهاجر” در آن پناه گرفته بودند، هدف قرار دادند.

 

با شدت گرفتن تبادل آتش، جنگنده‌ها آن منزل را بمباران کردند که در نتیجه آن این دو تروریست از پای در آمدند. اجساد این دو تروریست در معرض دید عموم گذاشته شد. یک هفته بعد این گروه در بیانیه‌ای در اینترنت به هلاکت این دو تروریست اذعان کرد و پس از حدو ۱۰ روز “ابوبکر البغدادی” به عنوان جانشین و سرکرده جدید تعیین شد. “الناصر لدین الله سلیمان” نیز به عنوان وزیر جنگ معرفی شد. * مناطق حضور عناصر “داعش” داعش در عراقنحوه شکل گیری داعش + عکس 1 عراق عناصر داعش در مناطق محدودی از برخی استانهای عراق به ویژه استان “الانبار” حضور دارند و عملیات تروریستی در کل عراق را پوشش می دهند. بر اساس گزارشها و آمار منتشر شده، داعش در نیمه دوم سال ۲۰۱۳ نزدیک به ۱۴۰۰ خانه را در عراق منفجر و ویران کرد. طی این حملات ۱۹۹۶ نفر کشته و ۳۰۲۱ نفر زخمی شدند. عناصر داعش در ۲۰ خرداد ۹۳ در اقدامی بی سابقه به موصل مرکز استان نینوا یورش برده و ظرف چند ساعت این شهر را تصرف کردند. آنان همچنین چند روستا در صلاح الدین را تحت کنترل خود در آوردند. سلاح ها و مهمات و تجهیزات کشف شده از عناصر داعش بیانگر گستردگی حمایت های خارجی از این گروه تروریستی در عراق است. دولت عراق بارها عربستان را به حمایت از این تروریستها در عراق متهم کرده است.

عناصر داعش در سوریه در مناطقی از استانهای “رقه”، “حلب”، “حومه لاذقیه”، “ریف دمشق”، “دیرالزور”، “حمص”، “حماه”، “حسکه” و “ادلب” پراکنده هستند و در برخی از این مناطق نیز کنترل کامل را به دست گرفته‌اند. تصمیم این گروه تروریستی برای تحت کنترل در آوردن دیگر گروه های مسلح در سوریه به درگیریهای خونباری میان این گروه های تروریستی منجر شده است.

 * اختلاف داعش و جبهه النصره از کجا شروع شد?

 ایمن الظواهری با آغاز اختلافات و درگیری‌ها بین عناصر جبهه النصره و داعش در سوریه، سرانجام “ایمن الظواهری” سرکرده القاعده تصمیم “ابوبکر البغدادی” رئیس گروه دولت اسلامی در عراق برای ادغام گروه خود با جبهه النصره را لغو کرد. الظواهری تأکید کرد که فعالیتهای “دولت اسلامی در عراق” فقط به عراق منحصر شود. ولی این موضوع برای سرکرده داعش خوشایند نبود، به صورتیکه البغدادی، در نواری صوتی اعلام کرد که با درخواست ایمن الظواهری، برای لغو گروه داعش و جدایی از جبهه النصره، مخالف است. وی گفت: “گروه دولت اسلامی عراق و شام تا زمانی که نبض ما می‌زند و خون در رگ‌هایمان جاریست باقی خواهد ماند و ما حاضر به عقب نشینی و چانه زدن نیست.”

* حامیان داعش چه کسانی هستند عناصر گروه داعش مانند “جبهه النصره” از بی رحم ترین تروریستهای حاضر در سوریه و عراق هستند. فیلم‌ها و تصاویر منتشر شده از جنایتهای این گروه تروریستی موجب شد که حامیان گروه‌های مسلح در سوریه مدعی شوند که از این گروه حمایت نمی‌کنند. حتی برخی گروه‌ها نیز برای افزایش دریافت حمایتهای بین المللی خود را مخالف این گروه جلوه داده و با داعش وارد جنگ شده‌اند. با توجه به گستردگی کمک‌های مالی، تسلیحاتی و لجستیکی که با آغاز جنگ در سوریه به این کشور سرازیر شده است؛ تلاش گروه‌های مسلح به ویژه داعش برای دستیابی هرچه بیشتر به این کمکها و سلطه بر گروه‌های دیگر شدت گرفت که این امر موجب آغاز جنگ و درگیری گروه‌های مسلح با یکدیگر شد. اما با وجود اعلام برائت حامیان گروه‌های مسلح از داعش و جبهه النصره، کمکهای حامیان خارجی همچنان به دست این دو گروه می‌رسد. این کمکها در قالب حمایتهای مالی، تسلیحاتی، لجستیکی، اطلاعاتی، آموزشی و غیره از سوی حامیانی مانند عربستان و قطر و ترکیه به همراه چند کشور غربی، موجب ادامه جنگ و ویرانی در سوریه شده است. تابعیت و هویت اعضای داعش پس از کشف اجساد و یا دستگیری اعضای این گروه تروریستی نشان می دهد که بیشتر این تروریستها با همکاری برخی طرفهای منطقه ای از عربستان، لیبی، یمن و چند کشور دیگر جمع آوری و سازماندهی شده اند. سلاح و مهمات و تجهیزات این گروه نیز بیانگر حمایت گسترده مالی و تسلیحاتی طرفهای منطقه‌ای مانند عربستان و قطر از این گروه تروریستی است.

* فرماندهی و تشکیلات گروه داعش یک ساختار سازمانی دارد که متشکل از امرای مناطق و مجالس “شورای مجاهدین” و فرماندهان عملیاتی است اما این امور سازمانی و تشکیلاتی به طور کاملا محرمانه است و برخی پژوهشگران امور سیاسی اشاره می کنند که فرماندهان داعش در سوریه از امرای شبکه القاعده در عراق دنباله روی می کنند.ماندهی و تشکیلات گروه داعش یک ساختار سازمانی دارد که متشکل از امرای مناطق و مجالس “شورای مجاهدین” و فرماندهان عملیاتی است اما این امور سازمانی و تشکیلاتی به طور کاملا محرمانه است و برخی پژوهشگران امور سیاسی اشاره می کنند که فرماندهان داعش در سوریه از امرای شبکه القاعده در عراق دنباله روی می کنند.منطقه‌ای مانند عربستان و قطر از این گروه تروریستی است. * فرماندهی و تشکیلات گروه داعش یک ساختار سازمانی دارد که متشکل از امرای مناطق و مجالس “شورای مجاهدین” و فرماندهان عملیاتی است اما این امور سازمانی و تشکیلاتی به طور کاملا محرمانه است و برخی پژوهشگران امور سیاسی اشاره می کنند که فرماندهان داعش در سوریه از امرای شبکه القاعده در عراق دنباله روی می کنند.

نحوه ورود عناصر داعش به سوریه و محل استقرار آنها سوریه 

 

 

در همین رابطه:

**“دولت اسلامی در عراق و شام (شرق مدیترانه)” ISIS محصول و تولید کجا است ؟ و اهداف آن ؟

*** افکار و عقاید  ابن تیمیه  پدر فکری مکتب  سلفی تکفیری جهادی و طالبانیسم  

 نگاهی از درون به تشکیلات مخوف القاعده.  محمد عجم   منتشر شده در همشهری – بازتاب-  اردیبهشت  ۱۳۸۵ 

جبهه النصره  و تشکیلات مخوف القاعده : دکتر محمد عجم

 

ابوالکلام احمد آزاد در هند

 

روز ۱۱ نوامبر سالروز تولد مولانا ابوالکلام آزاد مفسر قرآن مجید که به نام روز ملی آموزش در هندوستان نام گرفته همه ساله با برگزاری مراسم ویژه ای گرامی داشته می شود. امسال    نیز در این مراسم رییس جمهوری و نخست وزیر هند درسخنانی یاد این دانشمند بزرگ را که منشاء تحولات عظیمی در آموزش هند شده، گرامی داشتند.


ابو کلام  آزاد همچنان درنزد مردم هندوستان و بویژه مسلمانان و شیعیان اعتبار و اهمیت خاصی دارد و آرامگاه وی در کنار مسجد جامع دهلی است .

*افلاطون هندوستان 

گاندی در مورد ابوالکلام گفته است:اوافلاطون، ارسطو و فیثاغورث هندوستان است و جواهر لعل نهرو از او به عنوان امپراتور آموزش و علم و میر کاروان هندوستان یاد کرد.

مراسم سالگرد مولانا ابوالکلام محی الدین احمد آزاد

مولانا ابوالکلام محی الدین احمد آزاد ، (Maulana Abul Kalam Muhiyuddin Ahmed.  ۱۸۸۸ – ۱۹۵۸) ادیب ، سیاستمدار، مفسر بزرگ قرآن، از رهبران استقلال هند و چهره ای انقلابی در هند شناخته می شود. او مدتی رهبری حزب کنگره ملی هند را به عهده داشت و در واقع جوان ترین رهبر این حزب بود. اولین وزیر فرهنگ هند بعد از استقلال و از رهبران تراز نخست جنبش استقلال هندوستان بود.

abulkalamM.AzadPARSSEA

ابوالکلام آزاد در سال ۱۸۸۸ میلادی، در خانواده ای فارسی خراسانی (هرات) به نام «فیروز بخت» در شهر مکه به دنیا آمد و پدرش مولوی خیر الدین از علمای بزرگ خراسان،در سال ۱۸۹۸ به دعوت علمای هند به همراه خانواده  به هندوستان کوچ کرد. مادر ابوکلام دختر شیخ محمد ظاهر وطری، از علمای بزرگ هند مقیم مدینه بود. ابو الکلام بعد از بازگشت از مکه، در حالیکه ده – یازده ساله بود به همراه پدرش در شهر کلکته ساکن (باشنده) گردید.

فصاحت کلام و شیوایی بیان او باعث نفوذ وی در میان مسلمانان شد. آوازه  او بزودی در بسیاری از کشورهای اسلامی پیچید و در ایران و مصر نیز اعتبار خاصی یافت.

او یکی از برجسته‌ترین رهبران مسلمان هند بود که بر اتحاد و همبستگی هندوها و مسلمانان پافشاری می‌نمود و با جدایی مسلمانان هندوستان -تشکیل بنگلادش (در ابتدا پاکستان شرقی) و پاکستان (غربی)- مخالف بود.

همراه با استقلال هند، او به پست  وزیر فرهنگ و آموزش در هند رسید.

مولانا آزاد، مسئولیت مجلاتی چون الهلال و البلاغ را بر عهده داشته‌است و در آن‌ها دیدگاه‌های اندیشمندان مسلمان وقت، و همچنین دیدگاههای سید جمال الدین اسدآبادی و محمد عبدو و سید قطب را می‌نگاشته‌است.

**** میانه روی و اعتدال ****

با وجود اینکه گاندی به مبارزه بدون خشونت معروف است اما در واقع فلسفه  آزاد نیز همان بود و فردی بود که همواره مسلمانان و هندو ها را به همبستگی و هارمونی دعوت می کرد و از مسلمانان می خواست نسبت به هندوها مهربان باشند. وی همچنین از عظمت اسلام و فلسفه اسلام که بر علم و دانایی و بردباری استوار است تاکید می کرد  علامه اقبال لاهوری و دکتر شریعتی تا حدود زیادی تحت تاثیر اندیشه های وی بودند. وی علی رغم اینکه حنبلی بود به شیعیان احترام می گذاشت و همواره بر فلسفه شیعه مبنی بر عدم پذیرش ظلم وظلم ستیزی شیعه تاکید می کرد. او با الهام از مکتب تشیع همواره در نوشته های دوره مبارزات خود تاکید کرده است” نه ظلم کن و نه زیر بار ظلم برو” .

او به زبان‌های فارسی، اردو، عربی و هندی مسلط بود. و به هر سه زبان اشعاری سروده است .

دکتر حکمت  نخستین سفیر ایران در هند در سال ۱۹۴۷ می‌نویسد: «ابوالکلام آزاد پیرمردی است که در حدود شصت سال دارد و بسیار باهوش و حسّاس و پر از حرارت و جوش است و عربی و فارسی را به فصاحت تکلّم می‌کند، ربع ساعتی پذیرایی نمود و از مسائل مربوط به فرهنگ عمومی سخن می‌گفت…» «مولانا ابوالکلام آزاد دعوت کرد که فردابه منزل او برای چای برویم»

او همچنین در رشته‌های ریاضیات، فلسفه، تاریخ جهان و علوم‌پایه بواسطه آموزگاران خصوصی که خانواده‌اش برایش گرفته‌بودند، سررشته داشت.

او هنگامیکه در دادگاه انگلیسی و در برابر قاضی انگلیسی در حال محاکمه بود اینچنین گفت:

آری من گفته‌ام حکومت فعلی ستمگر است. اگر این را نگفته باشم و نگویم، چه بگویم؟ شما بگوئید! به خدا سوگند یاد می‌کنم که در شگفتم که چگونه از من می‌خواهند، اسم چیزها را تغییر دهم و سیاه را سفید قلمداد نمایم!…من مسلمانم، و چون مسلمانم بر من واجب است که استبداد را بکوبم و زشتی آن را برملا نمایم، و بدیهای آن را آشکار کنم…

اینکه از مسلمانی بخواهند از گفتن حق ساکت بماند و بیداد را ستم ننامد درست مانند آن است که از او بخواهند از زندگی اسلامیش دست بکشد در جائی که شما این حق را برای خودتان قائل نیستید که از انسانی بخواهید از دینش برگردد، این حق را هم ندارید از مسلمانی بخواهید که از حق گفتن خود داری نماید و ستم را ستم ننامد زیرا مفهوم این دو یکی است. یک جمله معروف هست که از گاندی نقل شده :”می‌گوید مبارزه خود علیه استعمار انگلیس را از حسین (ع) آموختم که چگونه در برابر استبداد مقاومت کرد. در سال ۱۳۹۳ در جلسه ای که با رئیس بنیاد ابوکلام آزاد داشتم  از او سوال کردم گفت این جمله از ابوکلام است.

یکی از معروفترین آثار او برای ایرانیان تفسیر او از ذوالقرنین است که برای اولین بار ثابت کرد ذو القرنین همان کوروش کبیر است. دکتر عبد المنعم النمر بالاترین مقام دینی (وزیر اوقاف و امور دینی مصر) و بزرگترین چهره اسلام شناس معاصر در مصر که در مجله العرب شماره ۱۸۴ پس از بیان دلایل ابوکلام آزاد و دلایل مفسرین قبلی نتیجه می گیرد که ابوکلام در موردکوروش کبیر و ذوالقرنین استدلالهای منطقی ارایه کرده است. مقاله النمر  مورد توجه جهان عرب قرار گرفت و بارها چاپ و نقد شد. علامه طباطبایی در تفسیر قران خود از نظر ابوکلام آزاد در مورد ذوالقرنین یاد کرده است.

از مکتوبات ابوالکلام برخی در قالب کتاب چاپ شده و انتشار یافته است؛ مانند:

*تفسیر ترجمان القرآن

*هند آزادی گرفت

*غبار خاطر

* تذکره

و برخی نیز به صورت رساله منتشر شده است که از آن دسته می‌توان به «البصائر»، «تحصیل السعادتین»، «البرهان»، «القول الثابت»، «الدین الخالص» و … اشاره کرد.

ابوکلام آزاد امروزه نیز در میان مردم هندوستان بخصوص مسلمانان و شیعیان اعتبار و احترام دارد آرامگاه او در کنار مسجد جامع دهلی است. او عموی بزرگ عامر خان هنرپیشه سرشناس هندی و عموی خدیجه هبه الله وزیر امور اقلیت ها می باشد.

روز ۱۱ نوامبر ۲۰ آبان زادروز تولد او در هند بنام روز ملی آموزش نام گذاری شده و دانش آموزان و دانشجویان در این روز مراسم یاد بود برگزار می کنند. امسال برای اولین بار گروهی از دانش آموزان و ایرانیان مقیم دهلی  در مراسم حضور یافتند.

گاندی در مورد او گفته است: او افلاطون و ارسطو و فیثاغورث هندوستان است.

جواهر لعل نهرو در مورد او گفته است :  ابوالکلام امپراتور آموزش و علم و میر کاروان هندوستان است.

مولانا و فلسفه او

روزنامه پایونیر مقاله ای را تحت عنوان «مولانا و فلسفه او» به چاپ رسانده است. نویسنده این مقاله آقای جی.اس.راجپوت است. نامبرده یکی از کارشناسان حوزه آموزشی می باشد و در گذشته رئیس شورای ملی تربیت و پژوهش آموزشی دولت مرکزی research and training) (national council of educationalنیز بوده است.

وی نوشته است: رویا این بود که بعد از استقلال، در هند صلح، هماهنگی اجتماعی و آشتی بوجود خواهد آمد. اما برعکس آن انجام شد. الان در این کشور میزان تشنج، تعصب، بی اعتمادی و ناآرامی بیشتر شده است.

روز ملی آموزش باید جهت بررسی عللی که منجر به کاهش کیفت و اکتساب هنر در این کشور شده استفاده شود. بعد از تجزیه این کشور، انتظار از دستگاه دولتی این بود که اصول و رهنمودهایی تدوین شده توسط ماهاتماگاندی را به شدت رعایت خواهد کرد چرا که فقط آن اصول و رهنمودها قادر به تضمین احترام به تنوع و پیوستگی اجتماعی و مذهبی بود.

عمومی کردن آموزش کلید اصلی بود. هند به آموزشی نیاز می داشت که در فرهنگ این کشور ریشه داشته و متعهد به پیشرفت بود. رهبران بزرگی که همکار ماهاتما گاندی بودند اهمیت تضمین بهترین ویژگی های سنت های هندی را درک نمودند. احترام برابر به همه مذاهب و عقاید و روشهای متنوع شامل این ویژگی ها بوده است. آن دسته از مسلمانان که حاضر به رفتن به پاکستان نبوده نسبت به هند و سنت اتحاد مبنی بر تنوع این کشور عشق و علاقه داشته اند. مولانا ابوالکلام آزاد که یکی از رهبران دوران جنبش استقلال هند و یکی از محققان بزرگ و سطح بین المللی در حوزه مذهبی و روحانی بود می گفت«در تمام عصرهای گذشته پذیرش اتحاد مبنی بر تنوع شعار هند بوده است. روح این اصول تساهل و اغماض می باشد که در آن اختلاف نظر پذیرفته و به آن احترام گذاشته می شود. ذهن هند همیشه معتقد بوده است که حقیقت دارای چند چهره می باشد و درگیری و تنفر فقط در صورتی بوجود می آید که برخی ها ادعا می کنند که فقط آنان برخوردار از حق انحصاری بر حقیقت و فضیلت می باشند.» تعجب آور است که چرا هند به چنین نظرات مولانا توجه نه کرده است که شخصاً تلاش کرد همه تنوع کامل هند را به مفهوم واقعی آن درک کنند. تلاش مولانا این بود که هند باید متشکل از کسانی باشد که نسبت به میراث خود احساس افتخار داشته باشند اما بطور همزمان نسبت به پذیرفتن هر چیزی که به رشد و توسعه هند و مردم این کشور کمک کند آمادگی داشته باشند. گاهی اوقات فقط یک جمله یا اظهارات کوتاه یک رهبر کل شخصیت او را منعکس می کند. اینجا نمونه ای از آن وجود دارد. وی در سال ۱۹۴۰ طی سخنرانی خود بعنوان رئیس کنگره در اجلاس سالانه این حزب گفت،« من جزء این اتحاد غیرقابل تجزیه یعنی ملیت هندی هستم. من برای این تشکیلات باشکوه ناگزیر هستم و بدون من این ساختمان مجلل هند ناقص است. من عامل لازمی هستم که با استفاده از آن هند تشکیل شده است و هیچ موقع نمی توانم از این حق خود صرفنظر کنم.» متاسفانه هند تجزیه شد اما مولانا بر نظرات خود پابرجا ماند. وی بعنوان نخستین وزیر آموزش این کشور منصوب شد.

لازم  است که هر سال در تاریخ ۱۱ نوامبر علاوه بر جشن روز ملی آموزش، اهمیت نظرات مولانا در عصر کنونی نیز مورد بررسی کامل قرار بگیرد و بین طراحان و مجریان سیاست دولت نیز مورد مباحثه قرار بگیرد. آموزش، در شکل کنونی آن، حتماً از جسم، ذهن و روحیه یک فرد، بهترین محصول را تولید نمی آورد.

هند، طی بالغ بر شش دهه گذشته دستاوردهای زیادی در حوزه پیشرفت و توسعه داشته است. این دستاوردها شامل این تصور در سطح بین المللی نیز است که هند کشوری است جوان که می تواند برای کشورهای دارای جوامع پیر  نیروی ماهر کار را تأمین کند. هند امروز، در مقایسه با عصر مولانا، بسیار باسواد، مدرن و نگاه به جلو شده است. اما جنبه دیگری نیز وجود دارد. ما امروز در هند، در مقایسه با پنجاه سال پیش، دارای تشنج، تعصب، بی اعتمادی و ناآرامی بیشتری هستیم. رویا این بود که بعد از استقلال در هند وضعیت تغییر کندو در این کشور صلح بیشتر، همگرایی گسترده اجتماعی، آشتی فزاینده مذهبی، اعتماد دوجانبه و توزیع مساوی میوه های پیشرفت و توسعه بوجود خواهد آمد. بدیهی است که طی این مدت اشتباهی صورت گرفته است. لازم است آن اشتباه مورد بررسی قرار بگیرد و برای بهبود وضعیت اقدامات مصلحانه انجام شود.

آیا مولانا درک کرده بود که در آینده چه تحولات منفی رخ خواهد داد؟ برخی از نمونه ها نشان می دهد که وی یک رهبر دوراندیش بود که هند را فهمیده و در جنبش استقلال این کشور سهم موثری داشته و در تغییر هند به کشوری باسواد و دارای جامعه ای مبتنی بر ارزش نیز کمک کرده است. مولانا طی سخنرانی در جمع روسای دانشگاه های هند در تاریخ سوم نوامبر۱۹۵۱ در دهلی گفت،« اساس زندگی ما هنوزهم کشاورزی است و اکثریت عمده مردم ما هنوزهم جهت امرار معاش بر کشاورزی تکیه دارند. اما فارغ التحصیلان دانشگاه های ما می توانند هر کاری را انجام دهند اما نمی توانند کشاورز شوند.» حتی در عصر جهان گرایی تعدادزیادی از مردم هند همچنان بر کشاورزی تکیه دارند اما کشاورزی دائماً نادیده گرفته شده است. نرخ رشد در این بخش بسیار پائین است. نتیجه این است که افراد جوان به سوی شهرها مهاجرت می کنند و گاهی اوقات وادار به داشتن زندگی بدتری می شوند. اما اگر کشاورزی مورد حمایت مطلوبی قرار می گرفت این افراد می توانستد زندگی بهتری داشته باشند. مولانا پیشنهاد نموده بود که در برنامه های درسی مدارس کشور کشاورزی باید مورد توجه بیشتری قرار بگیرد و در دانشگاه ها نیز آموزش کشاورزی شروع شود. وی گفته بود،« مدارس و دبیرستان ها در مناطق روستایی و نیمه روستایی از همه دانش آموزان متعلق به هر رشته تحصیلی بخواهند که قسمتی از برنامه درسی خود را با کار کشاورزی اختصاص دهند. من پیشنهاد می کنم که از مدارس و دبیرستان ها در شهرهای بزرگ و کوچک خواسته شود که روستاها را به فرزندی بپذیرند و دانش آموزان باید در برنامه های بازسازی کامل زندگی روستایی مشارکت داشته باشند.»

مولانا طی سخنرانی به هنگام افتتاح کنفرانسی در موضوع «نظریه انسان و فلسفه آموزش در شرق و غرب» در دهلی نو در تاریخ ۱۳ دسامبر ۱۹۵۱ نیز مطالب خوبی اظهار داشت. وی گفت، «یونانیان با موضوع انسان از یک زاویه خارجی برخورد می کنند لذا ما می بینیم که فلسفه یونانی از زمان قدیم توجه بیشتری را بجای این نکته که انسان چیست به این نکته متمرکز نموده است که انسان چه کار می کند.»

 

 

ذوالقرنین شخصیتی که ۱۴ قرن علمای اسلام در مورد او سَردرگُم بودند و ابوکلام آزاد راز او را کشف کرد.

president of India-attends-national-education-day-celebrations

فواد عجمی یکی از طراحان برنامه خاورمیانه بزرگ ، در سن 69 سالگی درگذشت

«فواد عجمی»، استاد و نویسنده مباحث خاورمیانه و مطالعات روابط بین‌الملل،  روز یکشنبه 22 ژوئن 2014 پس از مدت‌ها مبارزه با سرطان، در سن 69 سالگی  درگذشت. وی متولد خانواده‌ای ایرانی بود اما هیچ‌گاه در ایران زندگی نکرد. خانواد‌ه او در سال ۱۸۵۹ و در دوران ناصرالدین شاه از تبریز به «ارنون» در لبنان مهاجرت کرد. او در سال ۱۹۴۵ در این روستا به دنیا آمد، زمانی که چهار ساله بود خانواده‌اش به شهر بیروت نقل مکان کردند و او تا سن ۱۸ سالگی در لبنان ساکن بود. زمانی که وارد امریکا شد، در «کالج اورگان شرقی» در شهر «لاگرانده» ایالت اورگان درس خواند و پس از آن به دانشگاه واشنگتن رفت و از تزش با موضوع روابط بین‌الملل و مدیریت جهانی دفاع کرد. او ابتدا هوادار ناصریسم و ناسیونالیسم عرب بود. مدتی نیز به تفکر و نوشتن در اندیشه «امام موسی صدر» پرداخت و در این مورد کتابی به نام «امام ناپدید شده: موسی صدر و شعیان لبنان» نوشت. اما در نهایت از اندیشه‌های ملی‌گرایانه اعراب فاصله گرفت و منتقد آن شد. در سال ۱۹۷۳ به دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه «پرینستون» پیوست.در سال ۱۹۷۸ فعالیت سیاسی‌اش را در قالب کار آکادمیک با مقابله با سیاست‌های بنجامین نتانیاهو در نزاع اسرائیل و فلسطین آغاز کرد. اما پس از آن به عنوان کارشناس خاورمیانه که طرفدار اعراب بود اما در عین حال  طرفدار سیاستهای امریکا بود و دست از ضدیت با  اسرائیل برداشته بود و مشکلات خاورمیانه را متوجه حکومت های استبدای خاورمیانه می کرد. او در سالهای 2002- 2005 مدافع  تغییر و یا سرنگونی همه حکومت های عربی به شیوه آرام  بود. چیزی که در سال 2001 تحت عنوان بهار عربی شروع شد. national geog.parssea.org

در سال ۱۹۸۰ دعوت دانشگاه «جان هاپکینز» برای ریاست بخش مطالعات خاورمیانه در روابط بین‌الملل را پذیرفت. این بخش به مدرسه تخصصی روابط بین‌الملل (SAIS) مشهور است. فواد عجمی در نوشتن پروژه  دمکراسی برای خاورمیانه بزرگ نقش داشت گروه او اعتقاد داشتند که سراسر خاورمیانه توسط رژیم های غیر منتخب اداره می شود از مراکش تا عمان  جهان اسلام دارای حکومت های موروثی هستند و جوانان در همه این کشورها خواهان تغییر هستند قبل از اینکه شورش های اجتماعی منطقه را فراگیرد آمریکا باید دمراسی و حکومت قانون را بر این منطقه تحمیل کند. طرح او در سال 2003 با انتقادات شدیدی روبرو شد و  کشورهای مصر – عربستان – تونس و شیخ نشین های خلیج فارس وی را ممنوع الورود به کشورهای خود کردند.

 او  استاد همکار  در «موسسه هوور دانشگاه استنفورد» و یکی از جدی‌ترین منتقدان سیاست خارجی باراک اوباما در خاورمیانه  نیز بود. یک هفته پیش از مرگش مقاله‌ای در «وال استریت ژورنال» به چاپ رساند و مستقیما کاخ سفید را در شکست جنگ عراق سرزنش کرد:

«دو نفر مسئولیت مستقیم وضعیت فعلی عراق را برعهده دارند: باراک اوباما و نوری ا‌ل‌مالکی». او دغدغه فراوان آینده جهان عرب را داشت. . او از دستور کار آزادی جورج دبلیو بوش نیز دفاع کرد و مدافع جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بود و به «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه امریکا و«پال ولفویتز» از سیاستمداران نومحافظه کار، معاون ورزات دفاع امریکا و معروف به معمار جنگ امریکا و عراق مشاوره داد.

 

در کتاب مخمصه اعراب نوشته فواد عجمی . در اوت ۲۰۰۲ دیک چنی گفت: «طبق پیش‌بینی پروفسور فؤاد عجمی پس از تصرف بصره و بغداد مردم با شور و هیجان در خیابان‌ها به پایکوبی خواهند پرداخت.» به عبارت دیگر، معاون رئیس‌جمهور آمریکا به عنوان دلیل برای حمایت مردم عراق از اشغال این کشور به نظرات عجمی استناد کرد نه به گزارش‌ها و تحلیل‌های سیا. به همین دلیل بود که مجله نیشن نوشت: « اگر هالیوود بخواهد فیلمی درباره جنگ دوّم خلیج [جنگ عراق] بسازد باید نقش اصلی را به پروفسور عجمی رئیس مؤسسه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جان هاپکینز بدهد.

بعضی کتابهای عجمی:

  • التمرّد السوري،  Syrian Rebellion.
  • هدية الأجنبي: الأمريكيون والعرب والعراقيون في العراق، 2006
  • قصر الأحلام لدى العرب، 1998
  • بيروت: مدينة الندم، 1988
  • الإمام المغيّب: موسى الصدر وشيعة لبنان، 1986
  • المأزق العربي، 1981

یخ دان یا یخچال گنبدی در ایران قبل از اختراع برق

یخ دان یا یخچال گنبدی در ایران قبل از اختراع برق

یخ‌دان، یا یخ‌چال، گونه‌ای ساختمان است که  قبل از اختراع ابزارهای مدرن  برای تولید و نگه‌داری یخ ساخته می‌شد.

معمولاً هر یخ‌چال دارای یک استخر یا هوز (حوض) داشته که در زیر زمین کنده می شده است و یک دیوار بلند (بنام حصار) و یک انبار گنبددار بود. حصار طوری ساخته می‌شد که تمام روز سایه آن بر استخر می‌افتاد و از گرم شدن آب استخر جلوگیری می‌کرد. یخی را که در زمستان در استخر یخ‌چال درست می‌شد می‌شکستند و در خزانه انبار می‌کردند و در فصل گرما آن را به کار می‌بردند.

اینگونه کارکرد و ابزار برای تهیه و نگهداری یخ بیشتر در حوزه تمدن ایران بویژه در مناطق حاشیه کویر رایج بوده است و سایر کشورها چنین بناهایی با این نوع کارکرد نداشته اند. البته به جز مواردی که در بعضی کشورها در چند قرن اخیر یخ را در انبارهای خاص نگهداری می کرده اند.

بنای یخچالهای قدیمی، غریب‌ترین عناصر معماری ایرانی هستند که با ورود ابزارهای نو  تقریباً به بوته فراموشی سپرده شده‌اند. در وجود یخچالها و تولیداتش که در قلب تابستانهای داغ و سوزان، خنکای آب گوارا را به درون خانه‌ها می‌کشاند، رمز و رازی وجود دارد که حکایت ازمعجز ه فروتنانه خشت خام و دست‌های پرتوان معمار فرزانه‌ای می‌کند که به عشق خدمت به خلق، خشت بر خشت نهاده است.

در سرتاسر خطه ایران زمین و به خصوص در مناطق گرم و خشک که دارای تابستانهای طاقت فرسا می‌باشند، یخ همواره از ضروریات مردم به شمار می رفته که علاوه بر خنک نمودن آب شرب، برای حفظ خوراکی‌ها نیز مورد استفاده قرار می گرفته است. برخلاف آب انبارها و برکه‌های عمومی آب آشامیدنی در شهرها و روستاها که احداث آنها از مبانی خیرات محسوب می شده و ساختمان و آبش وقف بوده، یخچالها منابع درآمد زیادی برای صاحبانش به شمار می رفته‌اند.

 

تاریخچه

از پیشینه تاریخی یخچالها تا قبل از دوره صفوی اطلاعات دقیقی در دست نیست. هر چند در متون تاریخی و داستانها و اشعار قبل از دوره صفوی استفاده از یخ به وفور یافت می‌شود؛ اما از نحوه تولید آن سخنی به میان نیامده است. قدیمی تری مدارک، مربوط به سفرنامه “شاردن” سیاح فرانسوی دوره صفوی می‌باشد.

شاردن در سال ۱۰۷۶ هجری، در این سفرنامه به طرز تهیه یخ در یخچالهای شهر اصفهان پرداخته است. معماری یخچالها و فن ساختمانی آنها به گونه‌ای است که دقت و نکته سنجی معماران این واحدها را به نکات عمده مهمی چون عایق‌کاری بنا، حفظ برودت مناسب جهت نگهداری یخ، مصالح ساختمانی و چگونگی تهیه یخ می‌رساند.

یخچالها متشکل از سه بخش می‌باشند:

دیوار طویل سایه انداز

حوضچه‌های تولید یخ

مخزن یخ.

مخازن یخ نیز خود به دو گون هاند:

الف) مخازن گنبدی شکل به صورت پوشش بارک مخروطی.)

ب) مخازن تونلی شکل به صورت دهلیز مستطیل شکل دراز.)

فن ساختمانی وشیوه معماری یخچالها باید پاسخگوی مسائلی چون عایقکاری بنا و حفظ برودت مناسب جهت نگهداری یخ باشد. یخچالها متشکل از سه قسمت می‌باشند:

دیوار طویل سایه‌انداز

حوضچه‌های تولید یخ

مخزن یخ

دیوار سایه‌انداز

دیوار سایه انداز، دیوار طویل بسیار بلندی بوده که از مشرق به مغرب کشیده میشده است. ارتفاع بلند این دیوارها که گاهی تا ۱۰ متر می‌رسد، در طول روز از تابش آفتاب بر روی آبهای منجمد شده در حوضچه‌ها جلوگیری می‌کند. در صورتی که در مشرق و مغرب کمی آفتاب بر روی سطوح یخ می‌تابید، در این نقاط نیز دیوارهای سایه انداز جانبی متصل به دیواراصلی احداث می‌کردند. برای کم کردن فشار وارده بر پایه در طول دیوار، طاقنماهای متعددی احداث می‌شد که علاوه برکمک به ایستایی دیوار، ایجاد سایه روشن در نمای دیواره نموده و از یکنواختی آنان می‌کاهد، مانند یخچال مویدی درکرمان و یخچال عباس‌آباد در رفسنجان.

گاه جهت استحکام بیشتر دیوار سایه انداز، اقدام به احداث پشتبندهای بزرگ در قسمت جنوبی دیوار می‌کردند

 هوز/ حوضچه‌های تهیه یخ

گودال  گرد و یا مستطیل شکلی است که به موازات دیوار سایه انداز و در بخش شمالی آن حفر شده و طول آن اندکی کمتراز طول دیوار و عمق آن، ۳۰ الی ۵۰ سانتیمتر و گاه بیشتر بوده است. این گودال، محل تهیه یخ در شبهای سرد زمستان بوده است بدین ترتیب که شبهای زمستان آنها را از آب پرمیکردند و صبحگاهان پس از منجمد شدن آب، یخ را قطعه قطعه می‌کردند و در مخازن جمع‌آوری می‌کردند.

مخزن یخ

این مخازن معمولاً در پشت دیوار سایه انداز و در بخش جنوبی آن واقع شده‌اند و بوسیله یک یا چند مدخل ورودی به بخش شمالی و رو به سوی حوضچه‌های تهیه یخ راه می‌یابند.

مخازن یخ بر دو نوع اند:

مخازن گنبدی شکل

مخازن تونلی شکل

مخازن گنبدی شکل

پوشش این نوع مخازن که معمولاً از چینه و یا خشت خام است، در اکثر نقاط ایران به صورت پوشش بستو یا رک مخروطی می‌باشد. این نوع پوشش به علت داشتن قابلیت باربری، در دهانه‌های وسیع به کار می‌رود.

دیوار گنبد در پاتاق دارای قطر زی اد و هر چه به راس نزدیکتر می‌شود از قطر آن کاسته می‌شود. گاه معمار، برای کم کردن فشار وارده از گنبد بر پایه، آن را به صورت مطبق (پله پله) می‌سازد.

ورودی‌ها و خروجی‌های مخازن دارای ارتفاع کم بودند. ورودی مخازن معمو لا در جوار حوضچه‌های تولید یخ و رو به شمال قرار داشتند و بوسیله سطح شیبداری، جهت انتقال آسان یخ، به حوضچه‌ها مربوط می‌شدند. خروجی‌ها نیز، در مقابل ورودی قرار داشت و بواسطه اتاق کوچکی به بیرون راه می‌یافت. یخچالهای کاشان، ابرقو، کرمان، یزد، میبد و یخچال “میرفتاح”در ملایر از این نوع گنبد برخوردارند.

مخازن تونلی شکل

مخزن این نوع یخچالها به صورت دهلیز مستطیل شکل درازی هستند که به تونل شبا هت دارند. عرض این نوع دهلیزها حدود ۵ متر و طول آنها گاه به دهها متر می‌رسد و طاق آنها، عموماً به صورت ضربی و یا طاق وتویزه بوده است. معمولاً در کناراین دهلیزها اتاق کوچکی قرار دارد که نصف آن در زیر ز مین واقع شده است و بوسیله پله‌های متعددی، به کف گودال یخ راه پیدا می‌کند.

یخچال “خلیلی ” درتهران ویخچال” دوقوزپله” درارومیه از (آثارقاجاریه) ازاین نوع یخچالها هستند. شهر گناباد و بیدخت از جمله شهرهایی هستند که دارای یخچال و آب انبارهای دو منظوره بوده اند.

در وسط همه مخازن یخ، گودا ل‌های عمیق و بزرگی حفر می کرده‌اند که محل انبار یخ‌ها بوده است. شکل این گودالها دریخچالهای گنبد دار، به صورت دایره با شعاعی تا حدود ۴ متر و گاه بیشتر، و در یخچالهای تونلی به صورت مستطیل و تقریباً به اندازه طول دهلیز می‌باشد. عمق این گودالهای یخ نیز متفاوت بوده و با توجه به میزان تولید یخ و نیز میزان رطوبت و سرمای کافی زمین، گاهی به ۱۰ متر نیز می‌رسد، مانند یخچال ویران شده سمنان در محل کنونی جهاد سازندگی و یخچال ” خلیلی” تهران.

دیوار این گودالها از سنگ و یا آجر با اندود کاهگل ساخته می‌شد و پشت آن با مصالح عایقی چون خاک زغال و یامصالح دیگر می‌شد. جهت دستیابی به کف این گودا ل‌ها، از پله‌های کوچکی که در دیواره آن تعبیه می‌شد، استفاده می‌گردید. ازآنجا که رطوبت و آبهای حاصل از ذوب یخ، می‌توانست در پایه یخچال نفوذ نموده و اثر مخربی بگذارد، معماران برای پیشگیری از این فرسایش، چاهی در بیرون از یخچال حفر کرده و بوسیله مجاری باریکی که در کف گودال‌های یخ تعبیه می‌نمودند، آب حاصل از ذوب یخ را به این چاه‌ها هدایت می‌کردند.

مصالح ساختمانی

خشت و گل، مهمترین مصالح ساختمانی معماری کویر و بالاخص معماری یخچالها را تشکیل می‌دهد، زیرا نه تنها به آسانی تهیه و در دسترس می‌باشد، بلکه بهترین عایق گرما از بیرون به درون و سرما از د رون به بیرون می‌باشند و همچنین کاهگل عایق خوبی برای جلوگیری از نفوذ رطوبت حاصل از برف و باران به حساب می‌آید. ضمناً رنگ خاکی اندود و یا خشت، ازانعکاس نور شدید و گاه زننده و تند آفتاب می‌کاهد.

سنگ و آجر نیز از مصالح ساختمانی مهمی هستند که به علت استحکام و در دسترس بودن و ارزان بودن شان، در بنای یخچالها به کار می رفته‌اند. از سنگ معمولاً در پایه، و از آجر در طاقها استفاده می شده است. در چنین مواردی نمای خارجی یخچال، حتماً با اندودکاهگل پوشش می‌یافت. به علاوه، دیواره گودال یخ را نیز با سنگ یا آجر می‌ساختند و با کاهگل اندود می‌کردند.

تزئینات یخچالها

تزئینات یخچالها، علی‌رغم سادگی، از زیبایی و جاذبه‌ای چشمگیر برخوردارند. به خصوص اینکه این تزئیینات، فقط با یک مصالح و یک رنگ خشت تجلی یافته است. معمار با ذوق، با برگزیدن ساد ه ترین راهها، با پس و پیش گذاشتن خشت‌ها، و یا ایجاد فضاهای کوچک خالی و یا ایجاد برجستگی، در داخل مخازن و یا در بخش فوقانی دیوارها و همچنین با ایجاد طاقنماهای متعدد در طول آن، از یکنواختی کسل کننده بدنه‌های صاف و یکدست دیوارها، کا سته ا ست. یخچالهای کاشان، یخچال در کرمان، یخچال عباس‌آباد در رفسنجان و یخچال موجود در ارگ بم، به این تزئینات زیبا مزین شده‌اند.

طرز تولید و برداشت یخ

برای تهیه یخ، حوضچه‌هایی را که در پای دیوار سایه انداز احداث می‌شد، در شبهای سرد زمستان تا سطح معینی از آب پر می‌کردند. سرمای شدید شب هنگام، موجب یخ بستن آب این حوضچه‌ها می‌شد. مقدار آبی که در شبهای بعد، برروی این توده‌های منجمد هدایت می‌شد، به انداز ه‌ای بود که سرمای یک شب بتواند آن را منجمد کند. به طور کلی، ارتفاع آب روی سطوح یخ قبلی، از چند سانتیمتر تجاوز نمی‌کرد و این کار آنقدر تکرار می‌شد تا قطر یخها، به اندازه عمق حوضچه‌ها می‌رسید.

پس از آن، یخچال داران، صبحگاهان، به جان یخ‌ها می‌افتادند و با پتک و یا وسایل دیگر، یخها را قطعه قطعه م ی کردند و هرقطعه را با غل و زنجیر به مخزن یخ منتقل کرده و به داخل گودال می‌ریختند.

یخچال‌داران برای اینکه در تابستان بتوانند از قطعات یخ داخل مخزن به راحتی برداشت کنند، هنگام انبار کردن بین لایه‌های مختلف یخ، کاه یا ساقه‌های گندم می‌ریختند و در بعضی از شهرها مثل اصفهان از یک نوع جگن که در کنار رودها روئیده می‌شد، بهره گرفته و روی یخ‌ها را با آن می‌پوشاندند. در پاره‌ای از مناطق کویری، روی آن را با یک قشر گل اندود می‌کردند. آنگاه، ورودی‌های یخچالها را نیز تیغه کرده و با کاهگل کردن روی آن، تمام منافذ را می‌گرفتند.

هنگامی که هوا رو به گرمی می‌رفت و ضرورت استفاد ه از یخ احساس می‌شد، یخ کش‌ها با چکمه‌ها و نیم تنه‌های لاستیکی و چنگک‌های آهنی، توده‌های یخ را از گودال بیرون کشیده و به پای ترازوی بزرگی که هر کفه آن به لنگه دری شباهت داشت و بوسیله چهار رشته زنجیر، به سقف اتاقک مجاور آویزان بودند، می‌آوردند. در این اتاقک‌ها را که در قسمت خروجی یخچال قرار داشت، فقط صبح‌ها یا هنگام غروب باز می‌کردند و به تدریج یخ‌ها را شکسته و جهت فروش به بازار می‌بردند. این یخچالها در تمام فصول سال دارای یخ بودند.

تفاوت یخدان  با آب انبار

یخدان در واقع به منظور تولید و نگهداری یخ  است و بنا بر این بیشتر بیرون از شهرها  واقع شده است. اما آب انبار در کنار مجتمع های جمعیتی مانند مرکز شهر و کنار مساجد و بازارها قرار داشته است . در آب انبار مردم  همهگی باید به آب درسی داشته باشند در نتیجه آب انبار با یک راهرو زیر زمینی به پایین مخزن آب  وصل می شود تا  برداشت آب را سهل نماید اما در یخدان معمولا راه پله وجود ندارد. البته بعضی آب انبارها در عین حال کارکرد یخدان را هم داشته اند یعنی در زمستان های سرد مقداری اب جوب که حالت یخ زدگی پیدا می کرد  را بسمت اب انبار روان می کردند و در مدت چند روز آب انبار از آب یخ پر می شد با یخ بشته شدن آب انبار سپس تمام روزنه های آن را می بستند و فقط از شیر اب ، آب برمی داشتند و این باعث می شد که  مردم تا  اواخر تابستان از آب سرد بهره مند می شدند. نمونه چنین آب انبارهایی در گناباد – یزد و طبس وجود داشته است.

منبع : دریای پارس

فرآیند تأسیس و بنیانگذاری سازمان القاعده

ورود ارتش سرخ به افغانستان ، جنگ سرد میان شوروی و آمریکا از یک طرف و ظهور انقلاب اسلامی ایران از سوی دیگر  زمینه های ایجاد هسته اولیه القاعده را فراهم کرد.

 نام «القاعده» از عنوان پادگان نظامی این گروه در دوره جنگ با شوروی  «قاعدة الجهاد»(پایگاه نبرد مقدس) گرفته شده است .

 
فرایند تشکیل سازمان القاعده
در شکل گیری القاعده علاوه بر اشخاصی که رهبری و مدیریت سازمان را عهده‌دار بودند، دولت‌های متعددی مانند عربستان، پاکستان و ایالات متحده نیز همکاری بسیار مؤثری داشتند که بدون این همکاری‌ها امکان تأسیس چنین تشکیلاتی وجود نداشت. (فدوی،1380، ص 29) این سازمان در اواخر دهه 1970، با عنوان دفتر «مکتب الخدمه» و با هدف آموزش، پشتیبانی و تجهیز مجاهدین عرب برای جنگ با شوروی سابق آغاز به کار کرد. (البحری،2005، مارس 27) مبارزان عرب توسط سازمان‌های «خیریه» عربی، از کشورهای خود به منطقه جنگ منتقل و در آنجا تجهیز و پشتیبانی می‌شدند. برخی از این کاروان‌ها پس از انتقال به پیشاور، با عبور از چند مرحله در نهایت به بن‌لادن می‌رسیدند که شخصاً نظارت کلی بر روند مهاجرت «مجاهدان عرب» را بر عهده داشت. این مسیر از شهر قاهره آغاز می‌شد و با گذر از شهر جده در نهایت به پیشاور می‌رسید. اعزام این داوطلبان از طریق چند مؤسسه زیر صورت می‌گرفت.
 
1. مؤسسة محمدبن‌لادن (پدر اسامه) در قاهره
این مؤسسه وظیفه مهاجرت بسیاری از کارگران مصری را برای کار در عربستان سعودی به منظور توسعه حرمین شریفین برعهده داشت. شرکت پدر بن‌لادن پیمان‌کار اصلی طرح توسعه حرمین بود و وزارت کشور عربستان دستور داده بود کارگران ماهر و مهندسان مورد نیاز را جذب و اعزام کند. داوطلبان مبارزه با شوروی که بسیج آن‌ها با هماهنگی شخص اسامه به طور محرمانه انجام می‌شد، همراه با این نیروهای کار اعزام می‌شدند.
 
2. سازمان جهانی امدادرسانی اسلامی (مقر این سازمان در عربستان است)
این مؤسسه که فعالیت خود را در قاهره انجام می‌داد و توانست شمار زیادی از مجاهدان را برای فعالیت در دفاتر امدادرسانی در پیشاور جذب کند، مورد اعتراض مقام‌های امنیتی مصر بود. دفاتر و نهادهای وابسته به این سازمان در سطح جهان به 1112 نهاد، شرکت و درمانگاه می‌رسید که همگی تحت عنوان «هیأت بین‌المللی امدادرسانی اسلامی» و با تأمین مالی عربستان سعودی فعالیت می‌کردند. مؤسسه محمدبن‌لادن نیز از طریق دفاتر امدادرسانی اسلامی، از پانزده نهاد بین‌المللی که در شهر پیشاور به امور پزشکی رسیدگی می‌کردند، حمایت کرد. در این نهادها نهصد عرب از جمله سیصد مصری که زیر نظر محمد شوقی اسلامبولی و اسلام‌گرایان مصری هوادار او فعالیت می‌کردند، مشغول کار و فعالیت بودند.
 
3. دفاتر اتحادیه جهانی اسلام
مسئول آن شیخ اوایل بن ابراهیم جلیلدان (سعودی) بود و مقر اصلی آن در شهر مکه قرار داشت. وی به رغم تلاش نتوانست جواز فعالیت در خاک مصر را بیابد و مقام‌های امنیتی مصر، خواسته آنان را رد کردند. (خلیل اسعد،1380، ص 3) طبق گزارش‌های امنیتی و اطلاعاتی مصر، مؤسسه محمدبن‌لادن به هرکدام از داوطلبان اعزام به پیشاور 300 دلار می‌داد که 180 دلار در قاهره و باقی را هنگام ورود به جده می‌پرداخت. در ازای این مبلغ، این داوطلبان گذرنامه‌های خود را به امانت می‌گذاشتند و گذرنامه‌های دیگری دریافت می‌کردند. آنان پس از ده روز اقامت در مهمان‌سرای انصار که آکنده از داوطلبان عرب، آسیایی و افریقایی بود، مستقیماً از طریق فرودگاه بین‌المللی جده عازم شهر مرزی پیشاور می‌شدند. در آنجا چند کمیته ایجاد شده بود که از جمله آن‌ها کمیته ویژه آموزش نظامی و مطالعه نقشه هوایی افغانستان، کمیته اداری مسئول خوراک و پوشاک و کمیته آموزش‌های اسلامی داوطلبان بود. بسیاری از عرب‌ها مانند ابوهاجر العراقی، ابونضال السوری، ابوآدم السودانی، ابوصفیه الیمانی، ابوحفص السعودی، ابودوست البنغالی و ابوحبیب البحرینی مسئولیت کمیته‌ها را برعهده داشتند. (همان، صص 35 و 36) به گفته بن‌لادن، بیش از پانزده‌هزار نیروی جوان، این دوره‌های آموزشی و نظامی را سپری کردند که بیشتر آنان عرب بودند (بن لادن، پیشین،84) و به این علت آنان را مجاهد «عرب افغان» نامیدند.
 
آنچه باعث نواختن شیپور جنگ علیه شوروی شد و گروه‌های مختلف عرب را گرد آورد، می‌توان به دو مورد زیر اشاره کرد:
الف- تبلیغات گسترده اخوان‌المسلمین در سراسر کشورهای عرب و اسلامی درباره اهمیت جهاد اسلامی و ضرورت بسیج همه امکانات مالی و جانی برای حمایت از مسلمانان که در آن زمان به «جهاد» با شوروی تفسیر می‌شد. خطبای عرب در این دوره بسیار آتشین و بسیج‌کننده سخن می‌گفتند.
 
ب- تمایل سازمانهای امنیتی کشورهای عربی برای رهایی از دست جوانان بنیادگرا که از طریق نشست‌ها و جلسات در مساجد، کشمکش بی‌پایانی را با دولت‌مردان آغاز کرده بودند و درگیری خونینی با تشکیلات امنیتی بسیاری از کشورهای عرب و اسلامی داشتند. از دید مقام‌های امنیتی، سفر به افغانستان تنها راه مشروع و قانونی رهایی از این اشخاص بود، زیرا به نظر آنان، جوانان توان پایداری در برابر شوروی را نداشتند و به زودی از پا درمی‌آمدند. (خلیل اسعد، پیشین، ص 36)
 
اهداف امریکا، پاکستان و عربستان از تشکیل القاعده
گذشته از اهدافی که اعضای القاعده در این فعالیت‌ها دنبال می‌کردند و در آن مقطع ایجاد حکومتی مطلوب در افغانستان مهم‌ترین خواسته آنان به شمار می‌رفت، امریکا، عربستان و پاکستان نیز در این زمینه خود را صاحب منافعی می‌دیدند که همکاری آنان را عمیق‌تر می‌کرد.
 
1. اهداف و منافع امریکا
به گفته زبیگنیو برژینسکی، وزیر خارجه اسبق امریکا، ایالات متحده در گمراه کردن شوروی در حمله به افغانستان نقش مهمی ایفا کرده است. او می‌گوید: «طبق روایت رسمی تاریخ، کمک سیا به مجاهدین در سال 1980 آغاز شد؛ یعنی پس از حمله شوروی به افغانستان در 24 دسامبر 1979. اما واقعیت این است که در 3 ژوئیه 1979 رئیس‌جمهور، کارتر، اولین دستورالعمل را برای کمک مخفی به مخالفان رژیم هوادار شوروی در کابل امضا کرد و همان روز یادداشتی برای رئیس‌جمهور نوشتم و به او توضیح دادم که به اعتقاد من، این کمک باعث مداخله نظامی شوروی می‌شود… [لذا گرچه] ما روس‌ها را به مداخله وا نداشتیم، اما دانسته احتمال حرکتشان را افزایش دادیم… روزی که شوروی‌ها رسماً از مرز گذشتند، من به رئیس‌جمهور نوشتم که اکنون فرصت داریم به شوروی جنگ ویتنامش را عطا کنیم… این کشمکش سبب دلسردی و در نهایت فروپاشی اتحاد شوروی شد… برای تاریخ جهان چه چیز بیشتر اهمیت دارد: طالبان یا فروپاشی امپراتوری شوروی، چند مسلمان تحریک‌شده یا آزادی اروپای مرکزی و پایان جنگ سرد؟»
جالب است که برداشت شوروی در آن مقطع متفاوت بود؛ زیرا در شرایطی که سفارت امریکا در ایران تسخیر شده بود، کرملین که از سرمایه‌گذاری در خصوص انقلاب ایران مأیوس شده بود، تصور می‌کرد حمله شوروی به افغانستان، حمله امریکا به ایران را در پی خواهد داشت. در حقیقت، آن‌ها این حمله را آغاز نوعی دیالوگ عملی با امریکا درباره ایران تلقی می‌کردند و بر این باور بودند که با توجه به وضعیت امریکا در ایران، رضایت لازم را در مورد واگذاری افغانستان جلب خواهند کرد و با انجام این معامله، از مشکلات ناشی از انقلاب ایران خلاصی خواهند یافت. (همان،73)
بدین ترتیب، یکی از اهداف امریکا در سازماندهی این تشکیلات مقابله با اتحاد جماهیر شوروی و انتقام از جنگ ویتنام بود. عده‌ای از ناظران معتقدند ویلیام کیسی [1]، رئیس وقت سازمان سیا، چنان در مقابله با کمونیسم پیش رفت و مبالغه کرد که مدعی شد فرمانده اصلی نیروهای مخالف ارتش شوروی در افغانستان است. کنگره در این زمان کمک چشمگیری در اختیار «مجاهدان» قرار داد و کیسی نیز توانست حمایت شارل ویلسون [2]، یکی از اعضای برجسته کنگره را جلب کند. ویلسون می‌گفت: «ما از شوروی در افغانستان، به دلیل کاری که با ما در ویتنام کرد، انتقام خواهیم گرفت و پاسخ هر ضربه را با دو ضربه خواهیم داد». کیسی، هم‌چنین فرمان ارسال موشک‌های ضدهوایی استینگر را صادر کرد که به بن‌لادن تحویل داده شدند.
بانک بین‌المللی سرمایه [3] نیز عمده‌ترین بانکی بود که انتقال کمک‌های مالی امریکا را به مبارزان از طریق افغانستان برعهده داشت. در این مدت اسامه‌بن‌لادن حدود هفده میلیارد دلار از امریکا دریافت کرد. در این باره شارل ویلسون، مسئول ارزیابی مالی بودجه سیا، معتقد است که با «مجاهدان عرب افغان» سخاوتمندانه برخورد شده است. (همان، ص 75)
کمک‌های امریکا از مارس 1985 با ابلاغ دستورالعمل 166 امنیت ملی توسط رئیس‌جمهور وقت، ریگان، بیش از گذشته شد. کمک پنهانی تازه امریکا با افزایش چشمگیر تدارکات جنگ‌افزارها آغاز شد. افزایش منظم سالانه 65 هزار تن تسلیحات تا 1987 و حضور پیوسته و نهانی کارشناسان سیا و پنتاگون به مقر «آی‌اس‌آی» پاکستان در راولپندی از نمونه کمک‌ها در این دوره است؛ لذا برخلاف تصور شوروی، سیاست‌های امریکا برای محدودسازی ایران و ایدئولوژی انقلابی آن، با حمله نظامی صورت نگرفت، بلکه امریکا سیاست‌های دیگری در پیش گرفت که یکی از مهم‌ترین آن‌ها یاری رساندن به جنبش‌های رادیکالیست ضدشیعی، مانند القاعده بود؛ مسأله‌ای که شیرین هانتر [4] نیز به آن اشاره می‌کند (هانتر، روزنامه سلام،7/7/1377) و ژیلبر آشکار [5]، نویسنده فرانسوی لبنانی‌تبار، بر آن تأکید می‌ورزد. زیرا وجود این جریان علاوه بر مبارزه با شوروی، هم می‌توانست مانع از نفوذ انقلاب ایران در میان سایر کشورهای اسلامی شود و هم به تولید جریان آنتی‌تز انقلاب اسلامی در آینده بینجامد (آشکار،1384، صص 63-65).
هدف دیگر واشنگتن از ایجاد این جنگ و به راه انداختن تشکیلات القاعده، دور کردن کانون بحران خاورمیانه از منطقه فلسطین و معرفی افغانستان به عنوان کانون جدید توجهات بود. آنچه موجب تقویت این نظریه می‌شود، حساسیت «عبدالله عزام» استاد بن‌لادن و رهبر آن تشکیلات، بر سر مسأله افغانستان بود. وی به صراحت بیان می‌کرد که افغانستان بر فلسطین اولویت دارد. (پل و دوران،1381، ص 21)
 
2. اهداف و منافع پاکستان
مهم‌ترین هدف سیاست خارجی پاکستان در این مسأله تحت تأثیر عنصر تاریخی منازعه با افغانستان بر سر منطقه پشتونستان، منافع اقتصادی حاصل از آن و نفوذ این کشور در آسیای میانه قرار دارد. به لحاظ تاریخی منطقه پشتونستان به عنوان جغرافیای مورد منازعه دو کشور همواره در روابط پاکستان و افغانستان نقش جدی داشته است. پشتونستان، که براساس معاهده دیوراند، تحت فشار انگلیسی‌ها به دولت پاکستان واگذار شد، همواره مورد ادعای ارضی دولت‌های افغانستان قرار داشته است. اما اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ که زنگ خطر جدی کمونیسم را در مرزهای شمالی پاکستان به صدا درآورد، دولت پاکستان را به حساسیت بیشتر در قبال تحولات افغانستان واداشت و موجب شد شبکه‌های مختلف دولت پاکستان با بحران افغانستان درگیر شوند. افسران نظامی پاکستان نقش رابط میان منابع تسلیحاتی مجاهدین افغانی و احزاب دریافت‌کننده این امکانات را برعهده گرفتند. هم‌چنین احزاب و جریان‌های مذهبی به دلیل مسئولیت دینی در حمایت از برادران مسلمان و مجاهدشان با همکاری دولت به جهاد افغانستان کشانده شدند. دولت پاکستان علاوه بر آنکه احزاب جهادی اهل سنت را به دلیل رویارویی با کمونیسم و سدسازی در برابر ارتش مهاجم شوروی تجهیز می‌کرد، درصدد بود با روی کار آوردن یک دولت اسلام‌گرای سنی و مذهبی در افغانستان، مسأله پشتونستان را برای همیشه از اذهان دور سازد. این سیاست، بعدها با راه‌اندازی طالبان پیگیری شد.
 
به طور خلاصه اهداف اساسی پاکستان در افغانستان شامل موارد زیر می‌شد:
حل اختلافات مرزی با افغانستان و مسائل مربوط به پشتونستان، منافع اقتصادی و ترانزیت کالا و انرژی، رقابت با هند، مقابله با نفوذ ایران و همسویی با غرب به ویژه امریکا. (سجادی،1377، ش 2)
برخی معتقدند حمایت سازمان سیا از «جهاد اسلامی» افغانستان مستقیماً از مجرای آی‌اس‌آی، سازمان امنیت پاکستان، عملی می‌شد و مبارزان که تحت تأثیر ناسیونالیسم و شور مذهبی بودند، خود خبر نداشتند به سود ایالات متحده با ارتش شوروی مبارزه می‌کنند. «آی‌اس‌آی» با پشتیبانی سیا و سرازیر شدن انبوهی از کمک‌های نظامی امریکا به ساختاری موازی تبدیل شده بود که قدرت عظیمی را بر تمام بخش‌های دولت پاکستان اعمال می‌کرد و کارکنانی در اختیار داشت که شامل افسران نظامی و اطلاعاتی، کارمندان اداری، مأموران و خبرچینان مخفی می‌شدند و تعدادشان به 150 هزار نفر می‌رسید. در این دوران، مناسبات میان سیا و آی‌اس‌آی در پی برکناری بوتو به دست ژنرال ضیاءالحق بیش از پیش گرم شد. در طول جنگ، پاکستان حتی جسورانه‌تر از امریکا ضدشوروی بود. پاکستان و امریکا به طور رسمی راه‌حل مسأله افغانستان را مذاکره اعلام می‌کردند، اما در نهان معتقد به گسترش عملیات نظامی بودند.
آی‌اس‌آی از آن زمان به بعد با حمایت سیا به پشتیبانی از گروه‌های مبارز سلفی در مناطق دیگر ادامه داد و جریان‌های تازه‌ای را در مناطق آسیای مرکزی، قفقاز و حوزه بالکان ایجاد کرد. به طوری که برخی معتقدند آی‌اس‌آی در این رویکرد به عنوان «عامل شتاب‌دهنده فروپاشی اتحاد شوروی و ظهور شش جمهوری مسلمان‌نشین تازه در آسیای مرکزی فعالیت می‌کرد». البته این نکته قابل توجه است که در سازمان امنیت پاکستان دو گروه فعالیت می‌کنند: گروهی که به علمای سلفی گرایش دارند و به تقویت و همکاری سازمان‌هایی هم‌چون القاعده و «سپاه صحابه» می‌پردازند و گروهی که نسبت به آنان میانه‌روتر محسوب می‌شوند. عبدالله توحیدی، معاون سابق وزیر امنیت افغانستان، معتقد است: «شاخه افراطی ارتش پاکستان اسامه‌بن‌لادن را برای ورود به افغانستان پشتیبانی کرد و در طول حضور وی در این کشور، همه‌گونه وی را یاری رساند» (توحیدی، انتخاب،11/10/1380)
پاکستان علاوه بر اتخاذ سیاست‌های فوق به صورت بنیادی نیز در توسعه رادیکالیسم سلفی فعالیت دارد. مهم‌ترین این اقدامات، تأسیس مدارس مذهبی و حمایت از آن‌هاست. این مدارس در عمل، مراکزی برای رشد و تربیت جریان‌های متمایل به طالبان و القاعده هستند. مدرسه «حقانیه» واقع در «خور آتاک» از معروف‌ترین این مراکز به شمار می‌رود. (لادورنر، شرق،29/1/1385)
 
3. اهداف و منافع عربستان
مهم‌ترین هدف سیاست خارجی عربستان در افغانستان مقابله با نفوذ سیاسی دینی ایران در این کشور است. عربستان مدعی مرکز جهان اسلام و داعیه‌دار خلافت اسلامی، همواره تلاش داشته است از نقش جمهوری اسلامی ایران به عنوان مرکز مقابله با کفر و محور تجمع امت اسلامی جلوگیری کند. بدین منظور، نخستین راهکار سعودی‌ها تبلیغ و ترویج وهابیت در جوامع اسلامی، به ویژه کشورهای تازه استقلال‌یافته و فاقد حکومت مرکزی قوی است. راهبرد ایدئولوژیک سعودی‌ها در اشاعه وهابیت، آنان را قادر می‌سازد علاوه بر مطرح شدن به عنوان مرکز حاکمیت اسلام در سطح جهان، از نفوذ سیاسی دینی ایران به عنوان پرچمدار نهضت جهانی اسلام در برابر استکبار و استعمار جهانی جلوگیری کنند؛ لذا کمک به تشکیل و رشد القاعده می‌توانست کوشش مناسبی در فرایند دستیابی به این اهداف تلقی شود. عربستان در این راستا تلاش داشت با امدادهای مالی و آموزش مذهبی، در کنار رایزنی با مقامات امریکایی برای خرید سلاح‌های مورد نیاز القاعده، نقش مهمی در این ائتلاف ایفا کند.
در هیأت حاکمه و مسئولان امنیتی عربستان دو رویکرد کلی نسبت به القاعده و بن‌لادن وجود دارد: رویکرد نخست، برخی مانند ترکی الفیصل و به ادعای برخی نویسندگان حتی ملک‌عبدالله، پادشاه این کشور، نگرش مثبت به القاعده دارند و با آنکه سلفی‌گری «رادیکال» را در داخل کشور نمی‌پسندند، از ترویج آن در خارج از مرزهای خود حمایت می‌کنند. (بن لادن، پیشین، ص 186) در حالی که در رویکرد دیگر اعتقاد چندانی به مثبت بودن رفتار القاعده وجود ندارد. با وجود این، آنچه در عمل اتفاق افتاد این بود که سازمان امنیت عربستان به ریاست ترکی الفیصل، در آن زمان، در تشکیل القاعده همکاری مؤثری انجام داد. بن‌لادن در این باره به صراحت بیان می‌کند: «برای مقابله با روس‌های کافر، سعودی‌ها مرا به عنوان نماینده خود در افغانستان انتخاب کردند. من در منطقه مرزی پاکستان مستقر شدم. در آنجا، داوطلبانی را که از عربستان سعودی و از تمام کشورهای عرب مسلمان می‌آمدند، پذیرا می‌شدم. نخستین اردوگاهم را ایجاد کردم و در آنجا، داوطلبان مزبور توسط افسران پاکستانی و امریکایی تعلیم می‌دیدند. اسلحه توسط امریکایی‌ها و پول توسط سعودی‌ها تأمین می‌شد.» عربستان حمایت خود از القاعده را بعدها نیز با فراز و نشیب‌هایی حفظ کرد که در گزارش بیکر همیلتون [6] اشاره‌ای به برخی از این کمک‌ها طی سال‌های اخیر شده است. (گزارش، بیکر-همیلتون، دسامبر 2006)
نکته قابل توجه درباره فرایند تصمیم‌گیری سیاست خارجی عربستان این است که آن‌ها نیز در مجموع مانند پاکستان در اتخاذ راهبرد دیپلماسی خود متأثر از راهبردهای سیاست خارجی امریکا هستند. حتی می‌توان یکی از دلایل و انگیزه‌های همکاری عربستان و پاکستان را در همین مسأله جست‌وجو کرد. کشور و حکومت عربستان در چگونگی تشکیل و برقراری امنیت خود متأثر از نفوذ و اقتدار ایالات متحده است و وابستگی این کشور به واشنگتن پیشینه تاریخی دارد. در فوریه 1954، محمدبن‌عبدالعزیز، بنیان‌گذار حکومت آل‌سعود، و روزولت رئیس‌جمهور وقت امریکا، در آب‌های ساحلی مصر قراردادی امضا کردند که در بردارنده سه توافق مهم بود: تضمین امنیت نفت ارزان برای امریکا از سوی عربستان، تضمین امنیت خانواده آل‌سعود از سوی امریکا و توازن در موضع امریکا نسبت به فلسطینی‌ها و اسرائیل. هشت هفته بعد با درگذشت روزولت و روی کار آمدن ترومن، توافق سوم عملاً به هم خورد و ترومن رسماً از صهیونیست‌ها با عنوان دوستان استراتژیک امریکا حمایت کرد. اما معادله دوپایه‌ای تضمین امنیت نفت در برابر امنیت آل‌سعود پنج دهه بعد و تا زمان حاضر نیز دوام آورد. (هالیدی،1360، صص 55-58)
 
پایان جنگ باشوروی و آغاز دورانی جدید فراروی مجاهدان عرب افغان

اعدام سربازان
با پایان یافتن جنگ در سال 1989، همه چیز برای مبارزان تمام نشد. این جنگ پیامدهایی داشت که تأثیرات خود را به تدریج در سال‌های بعد به نمایش گذاشت. برخی از آن تأثیرات عبارت‌اند از:
1. تشکیل سازمانی بین‌المللی از میان داوطلبان مسلمان موجود در سراسر دنیای اسلام در زمان جهاد در افغانستان.
2. ایجاد شبکه بین‌المللی عملیات‌های تروریستی و مورد حمایت جنبش‌های سلفی رادیکال.
3. به دست آوردن انگیزه و تجربه ناشی از پیروزی در جنگ برای حفظ سازمان خویش به منظور تحقق اهداف بعدی.
4. نفوذ عرب‌ها در منطقه پاکستان و افغانستان، به طوری که در آغاز دهه 90 بسیاری از آنان در پاکستان سکنی گزیدند و امروز تعدادشان به بیش از هزاران نفر می‌رسد (پلی ودوران، پیشین، ص 26)
5. نهادینه شدن ایدئولوژی سلفی رادیکال در میان برخی جوانان انقلابی عرب متمایلان به وهابیت.
 
پس از پایان جنگ مهم‌ترین مسأله درباره مبارزان عرب افغانی این بود که با این تشکیلات و ساختارهای شکل‌گرفته چه باید کرد؟
– بازگشت مبارزان به کشورهای خود.
– نابودی هسته‌های اصلی این تشکیلات.
– حفظ آن‌ها در منطقه یا انتقال به منطقه و کشوری دیگر.
به ویژه اینکه؛ مطابق ادعای بن‌لادن پس از پایان جنگ و ترور عبدالله عزام، «این احساس در میان مجاهدان شدت گرفته بود که اقداماتی جدی برای ترور شخصیت‌های جهاد اسلامی همگام با آغاز عقب‌نشینی شوروی از افغانستان در حال انجام است و سازمان اطلاعات امریکا، عربستان سعودی و مصر به ما پشت کرده و برای نابودی ما همدست شده‌اند تا با وجود اسنادی که ما از آنان در اختیار داریم و حاکی از همدستی ما با آن‌ها و آن‌ها با ماست، به خطری برای آن‌ها تبدیل نشویم» (خلیل اسعد، پیشین، ص 54)
طارق علی، از نویسندگان عرب نیز در این باره می‌نویسد: «در سفری به پاکستان از ژنرال سابق آن کشور پرسیدم چرا گروه‌های اسلامی که با خرسندی در سراسر جنگ سرد از ایالات متحده پول و اسلحه می‌گرفتند، یک شبه ضدامریکایی شده‌اند؟

ژنرال توضیح داد تنها این گروه‌ها ضدامریکایی نشده‌اند، بیشتر افسران پاکستانی که از سال 1951 به بعد صادقانه به ایالات متحده خدمت می‌کردند به دلیل بی‌اعتنایی واشنگتن احساس سرافکندگی می‌کنند. او گفت: »پاکستان کریدور پوششی بود که امریکایی‌ها برای ورود به افغانستان نیاز داشتند. ما در خدمت اهدافمان بودیم و امریکا فکر می‌کرد ما همراه با آب سیفون توالت پایین می‌رویم (طارق علی،2001، ص 139)
سیف العدل، از اعضای ارشد القاعده نیز در این باره به موارد دیگری اشاره می‌کند. وی می‌گوید: «پس از خروج ارتش شوروی سابق از افغانستان، بسیاری از رزمندگان غیرافغانی از جمله اردنی‌ها و سعودی‌ها که از نظر مسائل امنیتی در کشور خود مشکلی نداشتند به کشورهایشان بازگشتند، اما اتباع مصر، الجزایر، سوریه و لیبی از ترس بازداشت توسط نیروهای امنیتی کشورهایشان باید در همان افغانستان می‌ماندند یا به کشورهایی می‌رفتند که فاقد دولت مرکزی و صد البته پر از گروه‌های فعال مسلح بودند مثل سودان و سومالی.

 

برخی نیز بعدها به کشورهای تازه‌استقلال‌یافته شوروی سابق رفتند و عده‌ای هم در سایر نقاط جهان پخش شدند. از همان زمان عده‌ای از آنها به این فکر افتادند که برای ادامه جهاد باید گام‌های اساسی بردارند و اولین قدم در این راه گردآوری و سازماندهی افراد باتجربه بود تا جهاد به صورت قاعده‌مند درآید» (العدل، شرق،28/1/1384)
حذیفه فرزند عبدالله عزام تفسیر ویژه‌ای از این مقطع زمانی ارائه می‌دهد و علاوه بر آنکه مطالب پیشین را کامل می‌کند، در برخی موارد نیز با آن‌ها در تضاد است. وی می‌گوید: «مقامات بسیاری از دستگاه‌های امنیتی جهان عرب و اسلام در حضور خود من گفته‌اند که ترور عبدالله عزام، معادله را به نفع آنهایی که با استدلال‌های نادرست، جوانان را به اقدامات خشونت‌بار سوق می‌دهند، بر هم زد. به همین دلیل نیز اسرائیل با همکاری امریکا و مزدوران پاکستانی، آغاز دوره‌ای را کلید زد که عبدالله عزام در آن نباشد» (عزام، شرق،26/7/1384) در واقع، به اعتقاد او، راهبرد امریکا برای چگونگی مواجهه با «القاعده پس از جنگ»، تغییر ایدئولوژی القاعده از طریق حذف رهبر اصلی آن، یعنی عبدالله عزام است و معتقد است امریکا و اسرائیل با همکاری برخی کشورها به ترور عبدالله عزام اقدام کردند تا مسیر القاعده را از اهداف اصلی خود منحرف سازند.

به این ترتیب، در کنار برخی سیاست‌هایی که پیشتر به آن‌ها اشاره شد، راهبرد اساسی امریکا برای القاعده تحریف آن، نفوذ در برخی رهبران القاعده و از بین بردن افراد مستقل بوده است.
به هر حال، آنچه عینیت یافت و در عمل محقق شد این بود که بقایای القاعده؛ یعنی به جز سکنی گزیدگان در افغانستان و پاکستان، کشته‌شدگان و آنهایی که به میهن خود بازگشتند، افراد دیگر که مایل به ادامه همکاری بودند باید به منطقه و کشور دیگری نقل مکان می‌کردند. آنچه این تصمیم را جدی‌تر می‌ساخت، عدم تمایل حاکمان کشورهای اسلامی به بازگشت آن نیروها به موطن خویش بود. آن‌ها از اینکه شوکت و محبوبیت مبارزان، به علت پیروزی در جنگ، چند برابر شده بود، واهمه داشتند و به علت فساد دستگاه حکومتی خود و وابستگی به غرب، مبارزان را خطری جدی تلقی می‌کردند. اما در نهایت، با دعوت حسن ترابی از بن‌لادن در سال 1989 برای رفتن به سودان و استقرار تشکیلات وی در آن کشور، وضعیت آن‌ها روشن و از حساسیت‌ها در این باره کاسته شد. حسن ترابی، از اسلام‌گرایان شبه‌سلفی سودانی، با ارسال پیکی به پیشاور از آنان دعوت کرد در جنگ با شورشیان جنوب به وی کمک کنند. در پی آن، بن‌لادن و برخی اعضای القاعده در سودان مستقر شدند و با سازماندهی نیروهای سودانی، گروه «جنگجویان سودان» را تشکیل دادند. رشید،1382، صص 174-175
در واقع، طی همین سال‌ها سازمان «القاعده» با همین نام به طور رسمی توسط بن‌لادن و همکاری محمد عاطف تأسیس شد. نام «القاعده» از عنوان پادگان نظامی این گروه «قاعدة الجهاد» (پایگاه نبرد مقدس) گرفته شده است و بیشتر اعضا، ابتدا آن را «جبهه بین‌المللی جهاد علیه یهودیان و صلیبیان» می‌نامیدند. این سازمان متشکل از «مجاهدان عرب افغانی» پیشین و سازمان «الجهاد» به رهبری ایمن ظواهری بود. اصولاً کسانی که مانند منتصر الزیات، وکیل ظواهری، به کلیدی بودن نقش ظواهری در سازمان القاعده اعتقاد دارند بر این باورند که تحول فکری بن‌لادن تنها پس از آشنایی وی با ظواهری آغاز شد. وی که در سال 1986 برای نخستین‌بار با ظواهری در پیشاور ملاقات کرد، به تدریج از یک سلفی صرف به سلفی رادیکال و دارای اندیشه جهادی تبدیل شد. به گفته زیات، ظواهری نپذیرفت نفر دوم گروه شود؛ اما به این دلیل معاونت بن‌لادن را در «جبهه بین‌المللی جهاد علیه یهودیان و صلیبیان» پذیرفت که معتقد بود می‌تواند اهرم شماره یک قدرت و حرکت جبهه به شمار آید؛ زیرا بن‌لادن با هیچ‌یک از آرا و پیشنهادات وی مخالفت نمی‌ورزید. این در حالی بود که عملیات جهادی به طور مستقل و در داخل مصر برای ظواهری هزینه‌های مالی سنگینی را از جمله خرید اسلحه، قاچاق آن، تأمین عناصر فراری و کفالت خانواده‌های آنان در پی داشت. (خلیل اسعد، پیشین، ص 158)
 

فرآیند تأسیس و بنیانگذاری سازمان القاعده/ حسام افشار


 
منابع
نگاهی از درون به تشکیلات مخوف القاعده. محمد عجم  منتشر شده در همشهری – بازتاب-  اردیبهشت  ۱۳۸۵ 

– جبهه النصره  و تشکیلات مخوف القاعده : دکتر محمد عجم.دریای پارس

– فدوی، عبدالقیوم (1381)، «اسامه بن لادن و ماجراها»، کابل: مفاخر؛
– آشکار، ژیلبر (1384)، «جدال در توحش،11 سپتامبر و ایجاد بی نظمی نوین جهانی»، ترجمه حسن مرتضوی، تهران: اختران؛

– بن لادن، کارمن (1384)، «پشت پرده بن لادن‌ها، در بطن پادشاهی»، ترجمه اسماعیل قهرمانی پور، تهران: نشر روزگار؛
– هالیدی، فرد (1360)، «عربستان بی سلاطین»، ترجمه بهرام افراسیابی، تهران: نشر روزبهانی؛
– عزام، حذیفه (1384)، «آیا شبکه های اطلاعاتی در القاعده نفوذ کرده‌اند (مصاحبه)، ترجمه سعید آقا خانی، روزنامه شرق،26/7/1384؛»
– طارق، علی (1385)، «یازده سپتامبر، آغازعصری نو در سیاست جهانی»، ترجمه حسن مرتضوی، بی جا
– رشید، احمد (1382)، «کابوس طالبان»، ترجمه گلیدا ایروانلو، تهران: هوای رضا؛
– توحیدی، عبدالله، «القاعده چیست»، روزنامه انتخاب 11/10/1380؛
– بیکر، همیلتون، «گزارش گروه مطالعات عراق» دسامبر 2006؛
– پل میخائیل، و خالد دوران (1381)، «اسامه بن لادن و تروریسم جهانی»، ترجمه هومن وطن خواه، تهران: نشرکارون؛

 
 

 

داعش گروهی متشکل از فرماندهان و افسران زبده ارتش سابق عراق، عشایر سنی مذهب و پیکارجویان خارجی است،

نام داعش(الدولة الإسلامية في العراق والشام)  ISIS  – ISIL عملا از مارس 2011، زمانی که این گروه موفق شد گروه های مختلف جهادی را گرداگرد هم جمع کند، بر سر زبان ها  افتاد.

داعش ابتدا ( اکتبر 2006)به نام “دولت اسلامی عراق” و به رهبری ابوعمر بغدادی تشکیل شد و بعد از اینکه ابوعمر بغدادی طی یک درگیری در منطقه الغزالیه کشته شد ، رهبری این گروه تروریستی به “ابوبکر بغدادی” رسید.

نام واقعی البغدادی، عواد علي البدري است. وی اهل سامراء و به گفته اطرافیانش، فردی سنگدل، فاقد کاریزما اما به شدت زیرک است.

البغدادی در سال ٢٠٠٥ توسط نیروهای آمریکایی دستگیر شد اما چند سال بعد آزاد شد تا آن که با حملات تروریستی قابل توجه مانند حمله به بانک مرکزی و وزارت دادگستری و تسخیر زندان حوت و ابوغریب ، نام وی نیز دوباره بر سر زبان ها افتاد. تخمین زده می شود که داعش نزدیک به 12 هزار نیرو را در سوریه و عراق زیر چتر خود داشته باشد.  القاعده، داعش را به رسمیت نمی شناسد زیرا داعش برای خود منشایی عراقی و مستقل قایل است و خود را ادامه دهنده راه “ابومصعب زرقاوی” می داند از همه این ها مهم تر آن که، القاعده در مواجهه خونین میان داعش و جبهه النصره، جانب النصره را گرفت. امری که درگیری های خونینی را میان این دو گروه تروریستی رقم زد.

جنایات مقدس. شیوه سربریدن به سبک داعش


خشونت های کنونی عراق از دسامبر ۲۰۱۳ و هنگامی شروع شد که مخالفان سنی مذهب دولت مرکزی عراق، شهر فلوجه در مرکز عراق و بخش هایی از رمادی، شهر مجاور فلوجه را تصرف کردند.

تروریست ها با حمایت مردان قبایل محلی سنی مذهب، توانستند از برانگیختن خشم عرب های سنی و عشایر علیه دولت مرکزی، بهره برداری کنند. شش ماه بعد، شورشیان به موصل دومین شهر بزرگ عراق در شمال این کشور حمله کردند و اکنون با تصرف دیگر مناطق استراتژیک فاصله چندانی با بغداد ندارند.

بسیاری معتقدند که داعش در واقع داعش گروهی متشکل از فرماندهان و افسران زبده ارتش سابق عراق، عشایر سنی مذهب و پیکارجویان خارجی است،

، ترکیبی ناهمگون  که با استفاده از منابع مالی خارجی از برخی کشورهای منطقه اکنون بخش های قابل ملاحظه ای از عراق و سوریه را در دست دارد.

یک نیروی تروریستی ناهمگون اکه ضعف های دولت عراق  نیز بر ظهور آن اثر گذاشت و باعث قدرت گرفتن داعش و موفقیت های اخیر این گروه تروریستی شد
بر اساس این دیدگاه اگرچه ممکن است برخی از کادر مجرب ارتش بعثی در داخل داعش باشند اما حضور آنان را نباید از منظر تلاش بعثی ها برای باز پس گرفتن قدرت و اعاده گذشته نه چندان دور فهم کرد. برای درک بهتر ماجرا شاید بهترباشد اندکی به گذشته باز گردیم زمانیکه دامنه اقدامات تروریستی ژنرال پترائوس، فرمانده وقت نیروهای امریکا در عراق را ناگزیر کرد تا برای کاستن از شدت این حملات با عشایر سنی مذهب الانبار به مذاکره بنشیند و از طریق متقاعد کردن آنان به میزان زیادی  دست القاعده را از مناطق سنی نشین کوتاه کند.

کاستن از شدت عمل تروریست های القاعده در الانبار بسیار ساده تر از آنجه آمریکایی ها فکر می کردند، اتفاق افتاد. عبدالستار ابو ریشه (بعدها توسط القاعده ترور شد)یکی از سران قبایل  بود که “شورای نجات الانبار” را تشکیل داد و همین شورا  توانست کاری را که آمریکایی ها  در قبال القاعده، قادر به انجام آن نبودند ، در مدت زمان اندکی انجام دهند .

این ماجرا  نشان داد، که رضایت این قبایل که بخش عمده ای از افراد آن در ارتش عراق به خصوص گارد ریاست جمهوری مشغول بودند تا چه حد در کاستن از ناامنی تاثیر گذار است. بنا بر، این نوع نگاه، ریشه بحران فعلی و راز قدرت گرفتن ناگهانی داعش به دسامبر گذشته باز می گردد. زمانیکه در آستانه انتخابات پارلمانی تظاهراتی در الانبار روی داد و طی آن 17 تن از فعالین سیاسی که از طوایف سنی عشایری منطقه محسوب می شدند دستگیر و برخی از آنان محکوم به اعدام شدند.

در همان زمان بسیاری از این قبایل از  دولت مرکزی خواستند که با تخفیف مجازات برخی و آزاد کردن برخی دیگر از شدت عمل خود بکاهد. این تقاضای عشایر سنی مذهب اگرچه با حمایت مقتدا صدر و عمار الحکیم روبرو شد اما پاسخی از سوی دولت مرکزی نیافت و همین امر به شدت گرفتن اعتراض هایی منجر شد که دولت مرکزی را مجبور به اعزام نیرو برای آرام کردن اوضاع کرد.

نتیجه این ناآرامی ها البته دستگیری احمد العلوانی نماینده پارلمان و از اعضای برجسته یکی از این قبایل بود (العلوانی هنوز در زندان است) در نتیجه از دسامبر گذشته روند واگرایی این قبایل از دولت مرکزی عمیق و عمیق تر شد و این همه در حالی اتفاق می افتاد که بسیاری از مخالفان منطقه ای و فرا منطقه ای نوری المالکی منتظر فرصتی بودند تا با تنگ تر کردن عرصه بر دولت قانونی عراق ، شروط خود را بر دولت عراق تحمیل کنند.

داعش در چنین شرایطی گزینه خوبی بود زیرا هم حمایت های برخی محافل تندرو در عربستان را در اختیار داشت و هم می توانست اهرم فشاری برای زیر سوال بردن مدیریت  امنیتی و سیاسی نوری المالکی باشد.

دستگیری سران قبایل و شدت عمل در برخورد با سران آنان البته این امر را تسهیل کرد و اتحاد نامبارک میان سران قبایل با داعش باعث شد تا در اند ک زمانی قریب به ۳۰ هزار سرباز به هنگام رویارویی با حدود ۸۰۰ پیکارجو اسلحه خود را زمین گذاشته و فرار کنند تا با این پیروزی تروریست ها شجاعت بیشتری پیدا کرده و پس از تصرف موصل پیشروی به سمت جنوب و به طرف بغداد را آغاز کنند. بنابر این شاید بی راه نباشد اگر بگوییم که یکی از مهم ترین دلایل قدرت گرفتن نیروهای داعش عملا از شکافی پدید آمد که میان سران بانفوذ قبایل استان الانبار و دولت مرکزی رخ داد، شکافی که عملا دست دولت مرکزی را در بخش های سنی نشین عراق خالی گذاشت و زمینه را برای امیدواری بیشتر حامیان خارجی داعش فراهم کرد.

*گروه جهان تدبیر، سعید آقاعلیخانی*: ،پژوهشگر مسائل خاورمیانه.

اطلاع بیشتر:

http://parssea.org/?p=6290

“دولت اسلامی در عراق و شام” ISIS مرزهای عربی را برسمیت نمی شناسد.

جبهه النصره  و تشکیلات مخوف القاعده : دکتر محمد عجم

فرآیند تأسیس و بنیانگذاری سازمان القاعده

سیاست خارجی ادامه سیاست های داخلی است.

 پس  از پیروزی حزب بهاراتیا جاناتا در انتخابات اخیر پارلمانی هند و روی  کار آمدن دولت جدید، گمانی زنی ها درباره سیاست خارجی و روابط منطقه ای و بین المللی هند با سایر کشورها آغاز شد.
روابط ایران و هندوستان نیز  از دیرینگی بسیاری برخوردار است و روابط این دو کشور بزرگ موضوعی ممتاز برای بررسی و گمانه زنی از سوی صاحبنظران و کارشناسان بوده است. در ادامه دیدگاه برخی از کارشناسان هندی را در خصوص چشم انداز روابط ایران و هند در دولت جدید این کشور را می خوانید:
پروفسور ˈبصیر احمدخان ˈ رییس اتحادیه مسلمانان هند روز چهارشنبه در گفت و گوی با ایرنا با اشاره به تحولات سیاسی در کشورش و شکل گیری دولت جدید گفت: من به رویکردهای شجاعانه نارندرا مودی نخست وزیر منتخب به خصوص در سیاست خارجی امیدوارم.
وی درباره سیاست های مودی که به عنوان پانزدهمین نخست وزیر هند کار خود را به طور رسمی شروع کرده، افزود: نخست وزیر جدید هند نه تنها راه های جدید در روابط دو کشور می گشاید، بلکه این راه ها را مستحکم خواهد کرد. 
احمدخان تصریح کرد: ایران به عنوان مهره کلیدی صلح و امنیت منطقه باید با کشورهای دوست همچون هند فعالیت و مشارکت داشته باشد.
 
وی با اشاره به اینکه ایران و هند در دهه گذشته گام هایی برای تقویت روابط خود برداشته اند، گفت: دو کشور از افزایش روابط در حوزه های مختلف از جمله سیاسی و فرهنگی بهره برده اند اما همکاری های تجاری و بازرگانی به اندازه ظرفیت دو کشور نیست.
 
رییس سابق دانشگاه آزاد ایندیراگاندی با اشاره به اینکه دو کشور باید راه های جدیدی برای تقویت روابط تجاری بیابند، اظهارداشت: ایران بازاری با فرصت های تجاری عالی است که می تواند کالاها و خدمات هندی را جذب کند و پلی نیز برای ترانزیت کالاها به سایر کشورهای منطقه است.
 
این استاد دانشگاه افزود: هند نیز می تواند کالاهای بیشتری از ایران وارد کند، بخصوص در بخش هیدروکربن ها که ایران از قابلیت بالایی برخوردار است. وی تصریح کرد: افزایش روابط تجاری می تواند روابط دو کشور دوست را نزدیکتر سازد و درهای جدیدی بگشاید.
 
بصیراحمد خان ادامه داد: امیدوارم دولت مودی پروژه خط لوله گاز معوق مانده ایران -پاکستان – هند به ارزش حدود هشت میلیارد دلار را که دهلی بهره بسیاری از آن در راستای رشد اقتصادی خواهد برد، احیا کند.
 
ˈسلمان حیدر ˈ یک سفیر بازنشسته هندی نیز می گوید ظرفیت های بسیاری برای گسترش روابط هند و ایران وجود دارد. وی در گفت وگو با خبرنگار ایرنا در مورد چشم انداز روابط تهران – دهلی نو گفت:من هیچ نکته منفی در روابط میان دو کشور نمی بینیم و دو طرف ظرفیت بسیار بالاتر از آنچه در گذشته بوده امکان توسعه روابط را دارند.
 
این سیاستمدار هندی نیز ایران را کشوری مهم در تامین صلح و امنیت و توسعه اقتصادی منطقه دانست و افزود: اگر به روابط هند و ایران در دوران اخیر نگاه کنیم، تهران در دهه های گذشته شریک اقتصادی مهمی برای دهلی نو بوده و کارشناسان منتظر گسترش نقش دو کشور در منطقه و همکاری متقابل در راستای منافع مشترک هستند. سلمان حیدر درباره پیش بینی آینده منطقه اظهار داشت: منطقه بسرعت در حال رشد است و این شرایط مشارکت بیشتر با ایران و سایر کشورها را برای هند مهیاتر می سازد.
 
در همین حال یکی از تحلیل گران امور سیاسی هند معتقد است که دهلی نو می تواند برای تضمین رشد اقتصادی خود و رسیدن به انرژی مطمئن پلی بین ایران و آمریکا به منظور تامین منافع خود و کاهش خصومت ها باشد.
 
خانم ˈآرتی بالی ˈ خبرنگار ارشد امور بین الملل گروه رسانه ای سهارا  گفت: هند باید سعی کند که به عنوان یک عامل مثبت بین ایران و آمریکا در زمینه های تجاری به خصوص صنعت نفت عمل کند و دلیل این دیدگاه خود را نیاز روزافزون هند به انرژی و تضمین امنیت رشد اقتصادی ذکر کرد.
 
وی با اشاره به تاثیر منفی دوران تحریم ها برای اقتصاد کشورهای منطقه از جمله هند گفت: اکنون دولت هند سعی می کند که طرح هایی را از قبیل احداث جاده و راه آهن در ایران برای اتصال بندر چابهار به آسیای میانه در ازای پرداخت قیمت نفت خام وارداتی از این کشور اجرا کند.
 
به گفته این کارشناس ارشد امور بین الملل برخی از شرکت های دولتی هند چون ایرکون (IRCON) و ریتس (RITES) درصدد انعقاد قراردادهایی با ایران برای احداث جاده و خطوط راه آهن برای اتصال سریع تر بندر چابهار به آسیای میانه هستند که در صورت تحقق نه تنها برای هند بلکه برای کل منطقه در ارسال کالاها به افغانستان و کشورهای آسیای میانه مفید واقع خواهد گشت.
 
وی افزود: مشارکت شاخه خارجی شرکت نفت و گاز طبیعی هند در بخش انرژی ایران بعد مهم دیگری در همکاری بین ایران و هند در زمینه انرژی می باشد و این شرکت نمی تواند از اکتشاف اعظیم در حوزه گازی فارسی در ایران چشم پوشی کند.
 
این تحلیلگر امور بین الملل افزود: هند جایگاه خاصی را در تاریخ دارد و اکنون زمان آن فرا رسیده که از گذشته استفاده و به یک روش متهورانه و مدبرانه دیپلماتیک برسد.
 
خانم آرتی بالی افزود: هند بشدت به هر دو کشور یعنی ایران و آمریکا برای تامین امنیت انرژی خود نیاز دارد و به همین جهت لازم است که دهلی نو نقش بس فعال تری را در رفع خصومت بین تهران و واشنگتن ایفا کند.

 

« هند در حال ظهور »  روزنامه پایونیر:

در عصر سیاست جهانی، وابستگی متقابل و اتکاء بریکدیگر، سیاست  خارجی از امور داخلی شروع می شود. متاسفانه طی ده سال گذشته سیاست خارجی هند، چه در مقابل همسایگان و چه در مقابل قدرت های جهانی مانند آمریکا و چین فاقد جرأت و اعتقاد در تعیین نمودن جهت نظم بین  المللی و طراحی نمودن روابط بوده است. برعکس دوره واجپایی که نقطه ویژه آن جرات در تصمیم گیری بوده است، حکومت ده ساله ائتلاف مترقی متحد شاهد دو دلی و دست و پاچلفتی در امور راهبردی، خارجی و امنیتی بوده است.

delhi AjamJNU

بطور مثال، طی زمان اخیر بزرگ ترین ناکامی هند در حوزه سیاست خارجی، تحکیم روابط بین پاکستان و چین بوده است.

الان سئوال این است که در زمان دولت جدید بی.جی.پی.  و آقای مودی سیاست خارجی هند چه باید باشد.

بطور اجمالی می توان گفت که این سیاست باید موجب گسترش روابط هند در سطح جهانی باشد. این سیاست باید فعال و پویا باشد و نوآوری های  جدیدی داشته باشد. در مجموع می توان گفت که سیاست خارجی هند باید ویژگی های ذیل داشته باشد:

 پاراگماتیسم و انعطاف پذیری،

توجه به منطقه و همسایگان، – چالش های دولت جدید نیز همچنان – افغانستان- پاکستان – آمریکا – چین و ایران خواهد بود.

دولت باید با وسایل محدود و دولت کوچک اما شفافیت بیشتر و کارهای بیشتر انجام دهد،

ناریندرا مودی باید بعنوان یک دولتمرد و از طریق مشورت با دیگران عمل کند. در نهایت می توان گفت که هند نمی تواند امور خارجی را نادیده بگیرد. برای دولت مودی ضروری است که فرصت های از دست داده شده را مجدداً بدست بیاورد. جهان فعلی با توجه به رشد جمعیت، بحران زیست محیطی، کمبود وسایل و رقابت های قدرت پر از مشکلات می باشد.و هر لحظه چالش های غیر منتظره ای بروز می کند  از ناریندرا مودی انتظارات زیادی وجود برای سرعت در پاسخ به این چالش ها وجود دارد. یکی از انتظارات این است که در سیاست خارجی کشور شفافیت بیشتر و ابهام کمتر وجود داشته باشد و جهان از وی انتظار دارد که وی بین صلح و قدرت موازنه ایجاد خواهد کرد.

اوتام کومار سینها در روزنامه پایونیر:

پیروزی حزب ناسیونالیست هندو در انتخابات هند

 پیروزی قاطع  مودی 

انتخابات مجلس شانزدهم هند از چند نظر تاریخی بوده است. این بزرگ ترین و پر هزینه ترین انتخابات سراسر جهان بود. در این انتخابات بعد از سال ۱۹۸۴  تنها یک حزب سیاسی(از دویست حزب شرکت کننده)(کل احزاب ۱۶۸۷ حزب) اکثریت قاطع کرسی ها (بیشتر از ۲۷۲) در مجلس هند را به دست آورده است. در سال ۱۹۸۴ درپی ترور خانم ایندرا گاندی، در سراسر هند موج همدردی ایجاد شد که نتیجه آن پسرش راجیوگاندی دو سوم از مجموع کرسی های مجلس را به دست آورده بود.

پیروزی بزرگ برای نارندرا مودی، نخست وزیر جدید هند

اکنون حزب بی.جی.پی.به تنهایی بطور باورنکردنی  ۳۲ درصد از کل رأیهای کشور را به دست آورده است که برای این حزب تا کنون بی سابقه و بالاترین رقم بوده است.

این انتخابات شاهد شکست تعدادی از وزیران مهم دولت مرکزی از جمله سوشیل کومار شینده، وزیر کشور-کاپیل سیبال،وزیر توسعه انسانی-  فاروق عبدالله،وزیر انرژی های نو- غلام نبی آزاد وزیر بهداشت  و خانم آمبیکا سونی وزیر اطلاع رسانی و پاوان بانسل، ساچین پائلوت از چهره های برجسته هندبوده است.

بی تردید این انتخابات به معنی  سرنگونی کامل حزب کنگره است ۴۷ کرسی یعنی شکست تاریخی برای حزبی که توقع ۱۶۰ کرسی داشت.

 علت روشن است حکومت ده ساله گذشته این حزب فاقد مدیریت شایسته و پر از فساد و ناکارامدی و بی عدالتی بوده است. مودی در سخنرانی پیروزی خود در شهر واراناسی گفت که وی خود را «کارگر شماره یک» محسوب می کند(وکیل الرعایا) . برای تبدیل کردن این کشور به یک ابرقدرت بزرگ به مدت ده سال نیاز دارد. عملکرد او نشان می دهد که وی به قول خود عمل خواهد کرد. مردم او را بعنوان « مرد توسعه و پشتکار» نگاه و باور دارند که وی مدل ایالت گوجرات را در سراسر کشور پیاده خواهد کرد. خود او بارها گفته است به شعارهای من گوش ندهید بیایید عملکرد مرا ببینید.

حداقل معنی مدل گوجرات یعنی فراهم کردن آب و برق ۲۴ ساعت در روز و هر روز در سال ….

اکثر نقاط این کشور هنوز فاقد آب و برق می باشند.

ناریندرا مودی در مورد ضرورت متصل ساختن رودخانه های این کشور صحبت کرده است. چنانچه رودخانه های یمنا (جمنا) ،گنگا، گوداوری، نرمدا و کاویری با یکدیگر متصل شوند هند به کشوری با مناطق ثروتمند روستایی تبدیل خواهد شد. جاگدیش بهاگواتی استاد رشته اقتصاد دانشگاه کولمبیا آمریکا گفت که مودی برای ایجاد « انقلاب دوم» در کشور قول داده است. وی نامبرده را بعنوان «نخست وزیر مردمی» نگاه می کند.

مودی درباره تبدیل کردن هند به یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان صحبت کرده است. وی قبلاً نیز گفته بود که هند باید در تولیدات دفاعی خودکفا باشد بلکه کالاهای دفاعی را صادر هم بکند. وضعیت صنعت دفاعی هند رضایتبخش نبوده است. هند برای تولید کردن تانک «آرجون» دو دهه وقت گرفت ولی هنوزهم کیفیت این تانک مطلوب نیست.

تا آنجائیکه با اصلاحات اقتصادی مربوط می شود همه صاحبان صنایع کشور از ورود مودی استقبال کرده اند. آنان از مودی خواسته اند که به منظور جلب سرمایه و تولید فرصت های شغلی اعتماد سرمایه گذاران در اقتصاد هند را احیاء کند. همه دولتمردان جهان از جمله رئیس جمهور آمریکا از پیروزی ناریندرا مودی استقبال کرده اند. استقبال گرمی که رئیس جمهور آمریکا نسبت به مودی نشان داد نشانگر سیاست اشتباه آمریکا در خصوص خودداری از صدور روادید برای نامبرده می باشد. پاکستان، سریلانکا و بنگلادش نیز از وی برای سفر به این کشورها دعوت نموده اند.

موسسه مطالعات بین المللی چین که دارای روابط نزدیکی با وزارت امور خارجه می باشد ابراز خوشبینی کرده که آقای مودی می تواند دروازه را برای سرمایه گذاری بیشتر از سوی چین در این کشور را باز کند و وی بر تاریخ روابط هند و چین تاثیر تاریخی خواهد گذاشت. پاکستان نیز تا کنون به انتخابات اخیر هند با دید مثبت نگاه کرده است.

گفتنی است که طبقات پایین جامعه و روستائیان بطور بی سابقه ای در انتخابات مشارکت و به مودی رای دادند. مودی خود را نماینده تمام مردم هند می داند و نه فقط هندوها.

ترجمه از ( تی.وی.راجیشوار در تریبیون ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ )

 

هند از ابتدای دوره استقلال تا کنون  ۱۷ نخست وزیر داشته است.

* نارندرا مودی  ماه می ۲۰۱۴ – از حزب بی جی پی 

دکتر منموهن سینگ ۲۲، ۲۰۰۴ – تا تاریخ ۱۷ می ۲۰۱۴  از حزب  INC

شری اتل بیهاری واجپایی ۹ مارس ۱۹۹۸ – ۲۲ مه، ۲۰۰۴ از حزب بهاراتای جانیتاBharatiya Janata

شری اندر کومار ۲۱ آوریل ۱۹۹۷ – ۱۹ مارس، ۱۹۹۸ Janata DAL

شری  دیو گود ا H. D. Deve Gowda ژوئن ۱، ۱۹۹۶ – ۲۱ آوریل، ۱۹۹۷ از حزب Janata DAL

شری اتل بیهاری Vajpayee می۱۶، ۱۹۹۶ – ژوئن ۱، ۱۹۹۶ از حزب بهاراتیا جاناتا

شری P. V. ناراسیما رائو ژوئن ۲۱، ۱۹۹۱ – مه ۱۶، ۱۹۹۶ از حزب کنگره

شری چاندرا Shekhar ۱۰ نوامبر ۱۹۹۰ – ۲۱ ژوئن، ۱۹۹۱ Janata DAL (S)

شری  پرتاب سینگ Vishwanath Pratap Singh در ۲ دسامبر، ۱۹۸۹ – نوامبر ۱۰، ۱۹۹۰ Janata DAL

شری راجیو گاندی ۳۱ اکتبر، ۱۹۸۴ – دسامبر ۲، ۱۹۸۹

خانم ایندیرا گاندی ژانویه ۱۴، ۱۹۸۰ – ۳۱ اکتبر سال ۱۹۸۴ کنگره

شری چوداری چاران سینگ ژوئیه ۲۸، ۱۹۷۹ – ۱۴ ژانویه، ۱۹۸۰حزب Janata 

شری  مورارجی  دسای  دسای ۲۴ مارس، ۱۹۷۷ – ۲۸ ژوئیه، ۱۹۷۹حزب جانتا

خانم ایندیرا گاندی تاریخ ۲۴ ژانویه، ۱۹۶۶ – مارس ۲۴، سال ۱۹۷۷ کنگره

شری گلزار لعل ناندا ژانویه ۱۱، ۱۹۶۶ – ۲۴ ژانویه، سال ۱۹۶۶ کنگره

شری بهادر شاستری لال بهادر ۹ وئن، ۱۹۶۴ – ژانویه ۱۱، سال ۱۹۶۶ کنگره

شری گلزار لعل ناندا  لعل  مه ۲۷، ۱۹۶۴ – ژوئن ۹، سال ۱۹۶۴ کنگره

شری جواهر لعل نهرو ۱۵ آگوست، ۱۹۴۷ – روز ۲۷ ماه مه، سال ۱۹۶۴ کنگره

 

هندوتوا چیست؟

دولت مودی متهم به هندو گرایی و یا بنیاد گرایی هندویی است. او به اصالت مذهب هندویی در هندوستان معتقد است و باور دارد هندو می تواند فرهنگی جهانی شود.

ریشه نام هندو

هندو برگرفته از نام رودخانه سند است که ایرانیان قدیم به عنوان منطقه جغرافیایی سرزمین پهناور و تمدنی در اطراف رودخانه سند اطلاق می‌کردند این تمدن را موهنجودارو یا هاراپا نیز نامیده‌اند. اسکیلاکس یک ایرانی یونانی تبار که از طرف داریوش، امپراتور پارسی مامور پیمودن رود سند بود نام هندوس را در نوشته‌های خود برای این منطقه بکار برده است. اما بعدها در دوره اسلامی نام هندو علاوه بر جغرافیا، به مذهب مردم این منطقه نیز گفته شد و بعدها خود هندوها نیز این نام را پذیرفتند و هندو نام رسمی این دین شد. هشتاد درصد از جمعیت تقریبا ۱٫۲ میلیاردی هندوستان، پیرو آیین هندو هستند و حدود سی میلیون نفر دیگر از پیروان هندوئیسم نیز در دیگر کشورها زندگی می‌کنند. هندوئیسم، هندوگرایی یا آئین هندو (هندوتوا)، بیش از سه هزار سال دیرینگی و میلیون‌ها پیرو دارد و پس از مسیحیت و اسلام سومین دین بزرگ جهان است.
نکته بسیار مهمی که در مطالعات هند باید در نظر گرفته شود این است که بعضی از افراد، بین هندوئیزم (هندوتوا) و تبلیغ دین هندو تفاوت قائل شده‌اند. هندوتوا، تبلیغ فرهنگ هندی است که مذهب هندو فقط یک جزء یا پارهای از آن است. هندوتوا دربرگیرنده مجموعه زیادی از آداب و رسوم هندی نیز هست که ممکن است مربوط به مذهب نباشد. برخلاف سایر ادیان جهانی، هندوئیسم را نمی‌توان برپایه یک اقتدار یا جزم‌باوری اصلی ریشه‌گرفته از یک موجودیت روحانی یا یک کتاب مقدس تعریف کرد. هندوان مفهوم یکتاپرستانه«خدای خدایان» را می‌شناسند، و اغلب هنگامی که از خدا سخن می‌گویند به یک رب‌النوع خاص هندو اشاره دارند، اما هندوئیسم، متضمن چندخدایی و فرقه‌گرایی است؛ بنابراین، هندوان با اعتراف ضمنی به محدودیت دانسته‌های انسان، توافق کرده‌اند که درباره اصول عقاید توافق نداشته باشند. در نتیجه هندوئیسم بیشتر بر کردار تاکید دارد تا بر عقیده؛ و زیربنای اخلاقی آن تکثّری تقریباً نامحدود دارد.
برای دستیابی به آرمان‌های هندوگرایی، افراد می‌توانند رویکردهای گوناگونی را پیشه کنند. از آنجا که باورهای کهن و نو در هندوگرایی در کنار هم جریان دارند، باورها و رویکردهای هندوها گاه متناقض به نظر می‌آیند. هندوئیسم با نداشتن یک نظام عقیدتی یکپارچه و یک کتاب مقدس به عنوان هسته اصلی، توجهی به تقسیم جهان به مؤمن و غیر مومن ندارد. هندوئیسم همانقدر که یک دین است، یک شیوه زندگی نیز هست. هندوان در یافتن راهی که باید در پیش گیرند از آزادی زیادی برخودارند، اگر چه آنان برای تشخیص آنکه در موقعیتی خاص، کردار درست و درخور کدام است، همواره با نگرانی‌هایی روبرو هستند، اما این دین انعطاف زیادی از خود نشان می‌دهد. و همین امر باعث شده که در طول زمان و در جوامع گوناگون هندو، در سراسر جهان با تنوع زیادی در باورها و کردارها روبرو باشد.
این آیین تغییر یافتهٔ آیین ودایی هند و ترکیب آن با دین آریایی‌های مهاجر به هند که متون آن اشتراکات بسیاری با اوستای زردشت دارد می باشد. باورهای اقوام بومی هند، مانند تمدن درهٔموهنجودارو، در خدایانی مانند رودره تجلی یافت که در دوران بعد در قالب خدایان اصلی

آیین هندو متجلی شد.

  1. Klaus Klostermaier (2007), A Survey of Hinduism: Third Edition, State University of New York Press, ISBN 978-0791470824, pages 46-52, 76-77
  2. Jump up Frazier, Jessica (2011). The Continuum companion to Hindu studies. London: Continuum. pp. ۱–۱۵٫ ISBN ۹۷۸-۰-۸۲۶۴-۹۹۶۶-۰.

نارندرا مُودی کیست؟ شکست عجیب کنگره و پایین ‌ترین تعداد مسلمان در تاریخ پارلمان هند

 

 

ketab سنگ نوشته های پارسی هند

 

به گزارش خبرگزاری ها  :

Top sources in the BJP said NDA’s working chairman Advani had been told that Modi will have to lead the coalition to ensure smooth functioning of the govt.

روزنامه پایونیر : مخالفان مودی  او  را اسلام ستیز و ناسیونالیست هندووی معرفی می کنند که با شبه نظامیان هندو همکاری داشته است. او اسلام ستیزی را انکار می کند. 

آقای ناریندرا دامورداس مودی در تاریخ 17 سپتامبر 1950 در یک خانه کم درآمد  (چای فروش) در شهر وادنگر در ناحیه میهسانا در ایالت گجرات به دنیا آمد.

نام پدرش، دامودرداس مولچند مودی و نام مادرش هیرابائی بود. وی سومین از چهار فرزند والدینش می باشد. پدرش در ایستگاه راه آهن شهر وادنگر چای فروش بود و مودی در کار چای فروشی به پدرش کمک می کرد.

مودی در زمان کودکی در تماس آر.اس.اس. قرار گرفت و شروع به حضور یافتن در برنامه های این سازمان کرد. وی در سیزده سالگی نامزد خانم جاشوده بین چیمان لال شد و در هیجده سالگی با وی ازدواج کرد. این زوج برای مدت بسیار کوتاهی با یکدیگر زندگی کردند و مودی به زودی تصمیم گرفت که زندگی مجردی داشته باشد. مودی همچنان به اصل هندویی گیاه خواری در تغذیه وفادار است.

وی در سال 1970 کارمند تمام وقتی سازمان آر.اس.اس. شد و در سال 1978 از دانشگاه دهلی در رشته علوم سیاسی مدرک لیسانس و در سال 1983 از دانشگاه گجرات در همین رشته مدرک فوق لیسانس دریافت کرد.

سازمان آر.اس.اس. در سال 1985 نامبرده را به حزب بی.جی.پی. منصوب کرد. وی در سال 1998 بعنوان مسئول سازماندهی (Organizing Secretary) منصوب شد.

در سال 2001 در ایالت گجرات حادثه زلزله رخ داد و در این دوران عملکرد سروزیر این ایالت رضایت بخش نبوده است. لذا بی.جی.پی. ناریندرا مودی را بعنوان سروزیر ایالت گجرات منصوب کرد.

در تاریخ 7 فوریه 2002 در شهر گودرا در ایالت گجرات قطاری پر از زائرین مورد حمله قرار گرفت و 60 تن از این افراد زنده سوزانده شدند. شایعه ای پخش شد که این آتش توسط مسلمانان افروخته شده بود و لذا در سراسر ایالت درگیری های ضد مسلمانان شروع شد که در نتیجه آن حدود دو هزار نفر مسلمان کشته شدند. ناریندرا مودی متهم به داشتن نقش در این درگیری ها بوده است. ولی مودی در همه انتخابات مجلس ایالتی که بعد از این درگیری در این ایالت گجرات برگزار گردید موفق بوده و از سال 2001 لغایت 2014 بطور متوالی سروزیر ایالت گجرات بوده است.

وی در سال 2013  توسط بی.جی.پی. بعنوان نامزد این حزب برای احراز سمت نخست وزیری هند معرفی گردید. در انتخابات مجلس هند که در سال 2014 به رهبری این حزب برگزار شد حزب بی.جی.پی. موفق به بدست آوردن اکثریت کرسی های مجلس( 282 ) شد و ناریندرا مودی در تاریخ 26 اردیبهشت 1393 بعنوان پانزدهمین نخست وزیر هند منصوب گردید.

گاه شمار نارندرا مودی

۱۹۷۱ : نارندرا ،۲۱ ساله از ودا نگر  Vadnagar ، گجرات، پس از جنگ هند و پاکستان  به ار اس اس می پیوندد

۱۹۷۵-۱۹۷۷ : به مخالفان دولت  و مخالفان وضع فوق العاده کمک می کند.

۱۹۸۶ : به  پیروزی  بی جی پی در انتخابات شهرداری در احمدآباد کمک می کند.

۱۹۸۷ : به طور رسمی با پیوستن به BJP وارد سیاست شده است.

۱۹۸۸ : دبیر کل این حزب در گجرات .

۱۹۹۰ : به سفر  برای سومنات هندویی کمک می کند

۱۹۹۱-۱۹۹۲ : سفر مقدس را شروع و پرچم هندو را در سرینگر کشمیر بر می افرازد.

۱۹۹۵ :  دبیر ملی حزب و  مسئول حزب در ۵ ایالت می شود .

۱۹۹۸ : به پست دبیر کلی حزب در گجرات  افزایش می یابد.

۲۰۰۱ : سر وزیر ایالت گجرات می شود

۲۰۰۲ : شورش هندوها علیه مسلمانان بدنبال کشته شدن تعدادی هندو در قطار . ۱۰۰ مسلمان کشته و صدها خانه غارت می شود

۲۰۰۵ : شورش هنوز هم بر تحولات گجرات سایه انداخته ،  آمریکا و بسیاری از کشورهای غربی او را در لیست سیاه دارند.

2007- بی جی پی در گجرات با اکثریت آراء پیروز شد و مودی مجددا سر وزیر گردید.

2012- بی جی پی مجددا با اکثریت آراء به پیروزی رسید تقریبا مشابهه دوره های قبل 115 تا 120 کرسی. مودی محددا سر وزیر شد.

2013-  مودی به عنوان نامزد نخست وزیری از سوی ائتلاف بی جی بی تعیین شد.

2014 – مودی به عنوان رهبر مبارزات انتخاباتی اتحاد بی جی پی  پیروز مندانه آراء را درو کرد. و این حزب به تنهایی 283 کرسی بدست آورد.

  ترجمه دو مقاله از پایونیر در مورد مودی :

پدر مودی  در ایستگاه راه آهن  با  کتری شیر چای می فروخته  است خود او نیز در کودکی در این شغل به پدر کمک می کرده است این نشان می دهد قدرت دموکراسی هند تا چد متحول شده است یعنی در این دموکراسی، خاندانی قدرتمند که مدت شصت سال بر کشور حکومت کرده است، از پسر یک چای فروش دوره گرد شکست می خورد.»

رهبر حزب بی جی پی محور تبلیغات خود را مسائل اقتصادی و نارضایتی از خانواده گاندی قرار داده بود. وی ایالت گجرات را به یکی از موتورهای صنعتی هند تبدیل کرده است.

مخالفان مودی می گویند او فردی فاشیست است که گرایشهای افراطی ملی گرایانه هندو دارد. او متهم است اجازه کشتار هزار تا دو هزار مسلمان منطقه گجرات را در سال دو هزار و دو داده است. این گذشته همواره بر مودی سنگینی می کند.

:« کشوری نظیر هند که به وسعت یک قاره است نمی تواند با قرار دادن افراد در برابر یکدیگر اداره شود. اکنون که او به قدرت رسیده است بسیاری را به طور مثبتی شگفت زده خواهد کرد. »

او زمان کمی برای برآورده کردن انتظارهات صدها میلیون هندی خواهد داشت چرا که بسیاری به آینده ای بهتر امیدوار هستند.

مخالفان مودی  او  را اسلام ستیز و ناسیونالیست هندووی معرفی می کنند که با شبه نظامیان هندو همکاری داشته است. او اسلام ستیزی را انکار می کند.

نارندرا مودی که از سال ۲۰۰۱ سروزیر ایالت گجرات در غرب هند بوده است، از یک طرف سیاستمداری پویا و کاردان محسوب می شود ولی از طرف دیگر تحت انتقاد قرار دارد که در شورش‌های هندو ها علیه مسلمانان در سال ۲۰۰۲ که به قتل صدها شهروند مسلمان به دست هندوهای افراطی انجامید، کاری برای حمایت و حفاظت از مسلمانان انجام نداد.

بعد از شورش‌های هندوهای افراطی، آمریکا از صدور ویزا برای نارندرا مودی خودداری کرد و دولت بریتانیا هم کلیه روابط با او را قطع کرد؛ اما او اکنون به صحنه اصلی سیاست بازگشته است.

سال گذشته، نانسی پاول، سفیر آمریکا در هند با نارندرا مودی دیدار کرد تا در خصوص مسائل امنیتی منطقه و گسترش تجارت آمریکا و سرمایه‌گذاری در هند گفتگو کند.

در اکتبر سال ۲۰۱۲ نیز بریتانیا از نارندرا مودی دعوت کرد که برای اعضای پارلمان در مجلس عوام سخنرانی کند. نمایندگان دو حزب بزرگ سیاسی بریتانیا (احزاب محافظه کار و کارگر) گفتند که صدای او باید شنیده شود.

 با این حال، وقتی مشخص شد که نارندرا مودی نامزد حزب خود برای نخست وزیر خواهد بود، حزب جاناتا دال یونایتد که متحد کلیدی حزب بهاراتیا جاناتا در ائتلاف دموکراتیک ملی هند است، در اعتراض از ائتلاف با آن حزب خارج شد.

نارندرا مودی در دوره انتخابات  به مدت ۹ ماه برای حزبش در شهرهای مختلف هند ۴۴۰ سخنرانی کرد   و در ۵۸۰۰ منطقه حضور یافت بدون ایستایی (بی وقفه) سه لک  / ۳۰۰۰۰۰ هزار کیلومتر مسافرت کرد.

 حزب  ”بی جی پی” به رهبری نارندرا مودی حتی توانسته بیش از اکثریت مطلق کرسی های مجلس را به دست آورد. او همچون بولدوزر موانع صعب العبور را برداشت موجی تاریخی ایجاد کرد موجی که نه فقط مخالفان بلکه رقبای داخل حزبی را نیز به انزوا کشاند اینک این “هندو ناسیونالیست”  برای چهار سال آینده در راس این کشور دارای  بیش از یک میلیارد و دویست میلون نفر جمعیت است قرار خواهد داشت. پیروزی نامبرده برای جهانیان شگفت انگیز و  حائز اهمیت می باشد. سکولاریزم در همه جا تضعیف شده و بطور طبیعی ضربه مهلکی در هند نیز بر ان وارد شد

 

حزب مودی که در اقتصاد هند حضور گسترده ای دارد شاید باعث گردد که رشد اقتصادی در این کشور افزایش پیدا کند. او حتی صحبت از کاهش مالیات ها کرده که این امر احتمالا باعث زمینه بهتر برای سرمایه گذاری های خارجی می شود. هند قرار است مجددا به قدرت اقتصادی تبدیل شود. این امر مسلما خبر خوبی برای صنایع  و تولیدات ایران نیز است زیرا اینک شاید راحت تر بتواند وارد بازار آن کشور گردد.

 ولی پیروزی مودی باید توجه ما به وضعیت فرهنگی در هند را نیز جلب نماید. هند فقط بازار جالبی برای اقتصاد نیست. و یا کشور ورزش یوگا به تنهائی هم  نمی تواند باشد بلکه یک کشور دارای مشکلات مذهبی خطرناک یعنی ناسیونالیسم هندو  و مسلمانان افراطی نیز است. کسانی که از این موضوع آگاهند که نازی ها افکار نژادپرستانه خود را از تفکرات هندو می گرفتند بسیار اندک هستند. حزب مودی بخشی از یک جنبش که شاخه های تندرو آن افکار فاشیستی را دنبال می کنند، است.

کارشناس سیاسی شاهید می گوید : دقیق تر بگوئیم، یعنی برای هندو های ناسیونالیست، مسلمانان، مسیحیان و یا سیک ها انسان های درجه دوم به حساب می آیند. این موضوع مسلما می تواند هند را به انبار باروت و یا یک هند انفجاری تبدیل نماید. این موضوع هم نه فقط در سیاست داخلی بلکه در سیاست خارجی هم می تواند باشد زیرا هند امروز به عنوان قدرت اتمی با پاکستان همسایه مسلمان خود که آنهم دارای سلاح اتمی است دچار اختلاف شدید در زمینه کشمیر و غیره می باشد.

 بنابراین، وضعیت در این کشور با اقتصاد بزرگ و جمعیت میلیادری که جزء کشورهای در حال توسعه به حساب می آید می تواند هر زمانی اوج بگیرد. پنج کشور هستند که در این مجموعه قرار دارند.

چین کمونیستی آزادی بیان و عقیده راسرکوب می کند. در برزیل عضو دیگر آن بخاطر فساد مالی می رود تا دست خوش قیام عمومی علیه دولت شود. دولت ترکیه نیز فقط با خشونت تلاش می کند تا وضعیت را به سود خود بچرخاند. روسیه که با عملکردهای  ناسیونالیستی در اوکراین باعث مشکلات زیادی شده است. هند نیز که یکی از بزرگترین دمکراسی ها در جهان است نیز امروز با طرح مسائل ناسیونالیستی در وضعیت بهتری قرار ندارد. رشد اقتصادی در این کشور در سال های گذشته باعث بهبود وضعیت مردم شده بود. ولی کماکان  بسیاری در این کشور در فقر بسر می برند.این موضوع می تواند اگر تغییر در آن حاصل نشود وضعیت را بسیار خطرناک نماید.

چپ ها و مسلمانان مانند بسیاری دیگر از هندی‌ها دیگر نمی توانند نارندرا مودی را به دلیل نقش او در شورش‌های گجرات علیه مسلمانان به عنوان نخست وزیر یک کشور متکثر بپذیرند.

هرچند که نارندرا مودی خود دخالت در تشویق به کشتار مسلمانان را انکار می کند و تا کنون تحت تعقیب قرار نگرفته است، دستیار او پس از این ماجرا به ۲۸ سال حبس محکوم شد.

افرادی که در طول مدت زمانی که نارندرا مودی سروزیر ایالت گجرات بوده، منافعی داشته‌اند، اکنون از نخست وزیر شدن او استقبال می کنند، اما برای قربانیان نارندرا مودی، پیروزی او نشانه ای دیگر از بی عدالتی در نظام سیاسی هند است.

نارندرا مودی هیچ وقت از شورش هندوهای افراطی، تخریب مسجد بابری و ریختن خون مسلمانان هند اظهار تاسف نکرده است و بسیاری از افرادی که آن زمان جان سالم به در بردند اکنون در ‘حلبی آباد’ها زندگی می کنند.

زندگی شخصی نارندرا مودی نیز مورد سوال بوده و او که در سن ۱۷ سالگی ازدواج کرد، به رها کردن همسر خود در همان اول زندگی متهم شده است.

او در دنبال کردن اعتقادات افراطی هندو خود همواره دوست داشته است که خود را مجرد نشان دهد و تنها در سال جاری و در جریان تبلیغات انتخاباتی ناچار شد که اقرار کند که زن دارد – زنی که به مدت چند دهه تنها می زیسته است.

پایگاه اصلی قدرت نارندرا مودی در سازمان هندو و راست‌گرای راشتریا سوایامسواک سنگ قرار دارد RSS.

 این سازمان که در دهه ۱۹۲۰ میلادی (حدود ۹۰ سال پیش) تاسیس شد، به دنبال گسترش دین هندو به عنوان تنها دین در کل سرزمین هند است

در همین رابطه کاخ سفید با اعلام استقبال آمریکا از نتایج انتخابات هند از تصمیم واشنگتن برای دعوت نخست وزیرجدید این کشور به آمریکا در روزهای آتی و همچنین گفتگوی تلفنی باراک اوباما رئیس جمهوری این کشور با نارندرا مودی رهبر حزب ملی‌ گرای بهاراتیا جاناتا در پی کسب اکثریت کرسی های پارلمان خبر داد.

جان کری وزیر خارجه آمریکا نیز از تصمیم واشنگتن برای گسترش همکاریهای دوجانبه با دهلی نو بر اساس ارزشهای دموکراتیک خبر داد.

اوباما در جریان سفر سال ۲۰۱۰ مانموهان سینگ نخست وزیر کنونی هند به آمریکا تلاش بسیاری را برای گسترش روابط دوجانبه کرد، اما در پی بازداشت یک دیپلمات هندی در نیویورک و پرونده وی درباره سوء رفتار با یک خدمه، روابط دهلی نو واشنگتن تیره شد.از سوی دیگر دیوید کامرون نخست وزیر دولت ائتلافی انگلیس به نارندرا مودی به دلیل پیروزی قاطع در انتخابات پارلمانی بزرگ هند تبریک گفت.

سونیا گاندی رهبر حزب حاکم کنونی “کنگره” نیز ضمن تبریک به پیروزی ملی گرایان هند، پیروزی و شکست را دو بخشی از دموکراسی خواند و گفت به تصمیم مردم احترام می‌ گذاریم و مسئولیت شکست حزبم را می پذیرم.

میزان مشارکت مردمی هند در انتخابات که حزب راستگرای بی جی پی با کسب ۲۷۸ کرسی از ۵۴۳ کرسی مجلس به عنوان برنده و حزب کنگره با ۴۲ کرسی به عنوان بازنده معرفی شدند، ۶۷ درصد عنوان شد.

انتخابات شانزدهمین دوره مجلس هند در ۹مرحله در فاصله ۷ آوریل (۱۸ فروردین) الی ۱۲می (۲۲ اردیبهشت) برگزار شد و بیش از ۵۳۴ میلیون نفر ازحدود ۸۱۴ میلیون نفر واجد شرایط آرای خود را به صندوق ها انداختند.

در جریان این انتخابات که پرهزینه ترین انتخابات در جهان پس از انتخابات سال ۲۰۱۲ آمریکا اعلام شد، شانزدهمین پارلمان جدید در پی اعلام نتایج و پایان فعالیت پانزدهمین دوره “لوک سبها” در ۳۱ می تشکیل می شود.

رسانه‌های هندوستان گزارش دادند، تعداد نمایندگان مسلمان در پارلمان این کشور برای نخستین بار از زمان برگزاری انتخابات پارلمانی در سال ۱۹۵۲، به پایین‌ترین حد خود رسید.

شانزدهمین دوره مجلس عوام پارلمان هندوستان تنها ۲۴ نماینده مسلمان خواهد داشت در حالی که دوره قبلی ۳۰ نماینده مسلمان در این مجلس حضور داشتند.

میزان حضور نمایندگان مسلمان در پارلمان هندوستان در دوره نخست آن به سال ۱۹۵۲، ۳ / ۴ درصد بود اما میزان حضورشان در ربع قرن اخیر بین پنج تا شش درصد بود. در همین حال در انتخابات پارلمانی سال ۱۹۸۰ این میزان به بالاترین حد خود یعنی ۳ / ۹ درصد یا ۴۹ تن رسید.براین اساس، دوره شانزدهم پارلمان هند هیچ نماینده مسلمانی از ایالت اوتارپرادش یا از ماهاراشترا که جمعیت کثیری از مسلمانان در آن ساکن هستند، در خود نخواهد داشت.

تنها ایالاتی که نمایندگان مسلمان از آن‌ها به مجلس عوام دوره شانزدهم راه پیدا کرده‌اند شامل بنگال غربی (هشت تن)، جامو و کشمیر هند (چهار تن)، بیهار (چهار تن)، کرالا (سه تن)، آسام (دو تن) و آندرا پرادش، تامیل نادو و لاکشادویپ (هر کدام یک تن) هستند.

 

منبع : پایونیر
هندوستان تایمز
parssea.org

نبود مسیر مستقیم دریایی و کشتیرانی بین هند و ایران بزرگترین مانع گسترش تجارت دو کشور است.

 مدیر موسسه مطالعات دفاعی و سیاسی هند گفت: نبود مسیر مستقیم دریایی و کشتیرانی بین هند و ایران بزرگترین مانع گسترش تجارت دو کشور است.

به گزارش ایرنا؛ دکتر ˈارویند گوپتاˈ عصر یکشنبه در نشست مشترک تخصصی سیاسی و اقتصادی بین ایران و هند در چابهار که با حضور مدیران منطقه آزاد چابهار و جمعی از مدیران و کارشناسان سیاسی و اقتصادی دو کشور برگزار شد، افزود: در صورتیکه مسیر مستقیم دریایی بین دو کشور ایران و هند از طریق چابهار راه اندازی شود، فعالیت های متقابل اقتصادی در منطقه از شتاب بیشتری برخوردار خواهد شد.

وی ضمن تاکید بر آشنایی سرمایه گذاران، صنعتگران و تجار دو کشور ایران و هند در خصوص فرصت های سرمایه گذاری مورد علاقه طرفین و درخواست های سرمایه گذاران هندی، بررسی وخدمات لازم برای فعالیت آنان در چابهار را خواستار شد.

وی با اشاره به حضور فعال چینی ها در منطقه آزاد چابهار از جمله وجود بازار اختصاصی چینی ها، تصریح کرد: گرچه برخی از تولیدات هندی را نیز در این منطقه دیدیم اما همین کالاها نیز از دبی به چابهار منتقل شده است.

وی پیشنهاد کرد: همکاری های دانشگاهی بین دو کشور ایران و هند با توجه به پتانسیل منطقه در زمینه تبادل استاد و دانشجو و همکاری های تحقیقاتی نیز گسترش یابد.

مدیر موسسه مطالعات دفاعی و سیاسی هند همچنین با اشاره به مشترکات فرهنگی ایران و هند گفت: در بازدیدی که از چابهار داشتم از اینکه مردم بومی منطقه به زبان اردو آشنایی کامل دارند، شگفت زده شدم، حتی در زمان صرف غذا متوجه شدیم که ذائفه مردم دو کشور شبیه هم است.

رییس هیئت مدیره و مدیرعامل سازمان منطقه آزاد چابهار نیز در این نشست با اشاره به سابقه همکاری های بین دو کشور گفت: بی تردید هند از قطب های اقتصادی نوظهور جهان است و توسعه بازارهای آن مستلزم همکاری های اقتصادی و ترانزیتی با سایر کشورها است و بدین خاطر بندر چابهار نقش مهمی در دستیابی آن به کشورهای دیگر بویژه آسیای میانه دارد.

ˈحامدعلی مبارکیˈ افزود: موضوع مشارکت اقتصادی کشور هند با این منطقه موضوعی مربوط به امروز نیست بلکه سالهاست گروههای هندی پیش از این برای سرمایه گذاری در بندر چابهار اعلام آمادگی کرده بودند که اکنون با توجه به نگاه ویژه دولت تدبیر و امید به اقتصاد، رفاه و معیشت مردم لازم است روند گفتگو و چگونگی نحوه سرمایه گذاری شتاب گیرد و از مذاکره و ملاقات به عمل باید برسیم.

وی با اشاره به امکانات و پتانسیل های بالقوه بندر استراتژیک چابهار، مزایای ترانزیت کالا از این منطقه آزاد را برشمرد و افزود: امکانات و تجهیزات موجود در بندر چابهار می تواند زمینه را برای فعال کردن مسیر ترانزیت کالاهای هندوستان به کشورهای افغانستان و آسیای میانه و همچنین سایر کشورها فراهم سازد.

رییس هیات مدیره منطقه آزاد چابهار خاطرنشان کرد :

conferenceInt.

منطقه آزاد چابهار یک موقعیت ممتاز و بین المللی در نقشه جهان دارد، فعالسازی مسیر ترانزیت هند – چابهار – افغانستان شروعی برای همکاری های مشترک است.

به گفته وی، مشارکت هند در قطب سوم پتروشیمی منطقه آزاد چابهار، صنایع نساجی، خودروسازی و ایجاد بازار تخصصی کالاهای هندی در منطقه از جمله زمینه های فعالیت مشترک ایران و هند می تواند باشد.

بررسی زمینه های سرمایه گذاری، توسعه محور شرق، افزایش همکاری های دو کشور ایران و هند از مسیر ترانزیتی چابهار و شتاب برقراری روابط از اهم محورهایی بود که در این نشست تخصصی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

موسسه مطالعاتی دفاعی و سیاسی هند یک تشکل بخش خصوصی است اما هزینه هان آن توسط دولت هند تامین و پرداخت می شود و در چند کشور فعالیت مشترک تحقیقاتی و پژوهشی انجام داده و می دهد.

 

در انتخابات پارلمانی هند، ملی‌گرایان هندو به رهبری نارندرا مودی با کسب ۲۸۲ کرسی از 543  کرسی به پیروزی قاطع رسیدند تا پس از ۶۷ سال در این کشور خانواده گاندی‌ها و حزب کنگره با یک شکست سخت از قدرت کنار گذاشته شوند. این انتخابات نشان داد عملکرد بد حتی می‌تواند میراث کسی مانند گاندی را هم بر باد دهد. این انتخابات فصلی جدید در هند و در رابطه این کشور با جهان می‌گشاید.

اقتصاد و شعارهای اقتصادمحور مودی دلیل اصلی این پیروزی بود. مودی مدافع اقتصاد آزاد و بازار است. به‌نظر می‌رسد پس از سال‌ها محافظه‌کاری هند قرار است در مسیر جدید قرار گیرد. نارندرا مودی که دولت مان‌موهان سینگ را به‌خاطر ناتوانی در کنترل تورم مسخره می‌کرد حالا باید قدم‌های مهمی برای عمل به وعده‌هایش بردارد. او وعده داده مشکلات اقتصادی به‌خصوص تورم، کسری تجارت خارجی، کاهش نرخ برابری روپیه و کمبود سرمایه‌گذاری در صنایع زیربنایی را جبران کند.

نخست‌وزیر جدید هند در زمینه سیاست خارجی اعلام کرده که به‌دنبال بهبود و ترمیم روابط دهلی‌نو با کشورهای دیگر به‌ویژه آمریکا و چین به‌ویژه در راستای شعارهای اقتصادی خود است. مقام‌های آمریکا هم که زمانی به‌خاطر شورش هندوهای افراطی علیه مسلمانان و با حمایت مودی، به او ویزا نمی‌دادند حالا از به قدرت رسیدن او استقبال کرده‌اند تا شاید کشوری با تسلیحات هسته‌ای را در مقابل چین همچنان در دایره خود داشته باشند.

مقام‌های هندی اعلام کرده‌اند که سیاست خارجی هند در گرو پیشرفت‌های اقتصادی خواهد بود و این کشور تلاش ویژه‌ای برای جذب سرمایه‌گذاران خارجی می‌کند. مقام‌های هند اعتقاد دارند که کشورهای دیگر اعتماد خود را به هند از دست داده‌اند و مودی می‌خواهد این اطمینان از دست رفته را با بهبود روابط خارجی بار دیگر به‌دست آورد. هر چند نخست‌وزیر 63ساله جدید هند و حزبش پیروزی چشمگیری به‌دست آورده‌اند اما او مایه اختلاف‌ها و تفرقه‌های بسیاری هم به‌حساب می‌آید.

حزب بهاراتیا جاناتا در‌واقع حزب ملی‌گرای افراطی است و در پرونده خود سیاست‌های تفرقه‌انگیز زیادی دارد. مودی هنگام شورش‌های هندو‌ها علیه مسلمانان در سال ۲۰۰۲ که به قتل صدها شهروند مسلمان به‌دست هندوهای افراطی انجامید، کاری برای حمایت و حفاظت از مسلمانان انجام نداد و کشتار حداقل هزار نفر مسلمان را نظاره کرد. در فضای متکثر هند سیاست‌های افراطی هندوها می‌تواند مشکلات جدی در این کشور ایجاد کند. مودی هیچ وقت از شورش هندوهای افراطی، تخریب مساجد و ریختن خون مسلمانان هند اظهار تأسف نکرده است.

 نتیجه ی بزرگ ترین انتخابات دنیا به عنوان نمادی از مردم سالاری (دموکراسی) در کشور هند، بیست و ششم اردیبهشت 1393 خورشیدی روشن شد و حزب «بهاراتیا جاناتا» (بی. جی. پی) توانست 282 کرسی از 543 مجلس را از آن خود کند و به حاکمیت 10 ساله ی حزب «کنگره» (از 2004 میلادی تاکنون) پایان بخشد.

در این دور از انتخابات هند بیش از 800 میلیون واجد شرایط شرکت در انتخابات بودند که نزدیک به 67 درصد آنان در انتخابات شرکت کردند. این انتخابات پنج میلیارد دلار هزینه در بر داشت که از این نظر رتبه دوم را در دنیا (پس از آمریکا) دارد.

پیش از اعلام نتایج و بر پایه ی پیش بینی ها، حزب بی. جی. پی با احتساب ائتلاف با دیگر احزاب به تشکیل دولت امید داشت اما اکنون به نظر می رسد آرای ریخته شده به صندوق، کام رهبران حزب یاد شده را شیرین تر از گذشته کرده است. 

** دلایل پیروزی بی. جی. پی

درباره دلایل اصلی این رخداد می توان به عوامل زیر اشاره کرد:

– بی. جی. پی به درک درستی از معنای اکثریت در هند دست یافته است. بیان این موضوع در شعارهای انتخاباتی سبب شد مردم هند نسبت به این حزب احساس امنیت بیشتری داشته باشند.

– اقدام های موثر اقتصادی «ناریندرا موری» از رهبران حزب بی. جی. پی و سر وزیر ایالت گجرات، برای تمام مردم هند به یک مدل و الگوی آرمانی و مطلوب تبدیل شده است. رشد اقتصادی و صنعتی این ایالت در اذهان مردم هند نتیجه ی اقدام ها، سیاست ها و مدیریت «مودی» است؛ فردی که اینک برای رسیدن به مقام نخست وزیری بالاترین بخت را دارد.

– افزون بر اقدام های موفق اقتصادی مودی باید به فعالیت های حرفه ای سیاسی وی نیز اشاره کرد. قدرت سخنوری و اعتماد به نفس مودی و بهره گیری از القابی همچون «آقای توسعه» و «بیسمارک گجرات» از دیگر محرکه های پیروزی حزب بی. جی. پی است.

– کمیسیون مستقل انتخابات هند اعلام کرد نزدیک به 75 درصد دارایی های 6 حزب کلیدی هند از منابع نامشخص تامین شده است. از این رو، بحث فساد حتی در انتخابات به طور جدی اذهان مردم را مخدوش می کند. در برابر، مودی از افرادی است که تاکنون هیچ گونه اتهام به فساد نداشته و خود را ضد فساد معرفی کرده است. 

– بی. جی. پی از تمام ابزارهای تبلیغاتی همانند راه اندازی وبلاگ، انجام دادن سخنرانی، فرستادن پیام های صوتی و متنی، برگزاری دیدارهای مستقیم با مردم و غیره بیشترین بهره را برد.

– پرکاری، ساده زیستی، حسن شهرت، نفوذ فراوان بی. جی. پی میان تاجران و صاحبان سرمایه، روابط سازنده با بخش خصوصی و… از ویژگی های مودی و حزب او است. 

در برابر، نارضایتی مردم از عملکرد اقتصادی حزب کنگره و ناتوانی دولت در اشتغالزایی، مهار تورم، تامین امنیت زنان و… به رویگردانی بیشتر هندی ها از این حزب منجر شده است.

** حزب کنگره و روابط با ایران؛ میراث نامطلوب

اکنون حزب کنگره به بازنده جدی انتخابات تبدیل شده است. به دست آوردن نزدیک به 40 کرسی در مجلس شکستی سنگین برای این حزب به شمار می آید. این موضوع سبب می شود کنگره تلاش کند در دور بعدی انتخابات خود را به گونه ای بازسازی کند که افزون بر قدرت، حیثیت از دست رفته خود را احیا کند. 

با مرور رخدادهای مشترک ایران و هند طی یک دهه گذشته و در دوره ی حاکمیت حزب کنگره، می توان گفت این روابط، متاثر از سیاست های کاسب کارانه، منفی، حداکثرگرا و تاخیری این حزب بود. 

این موارد را می توان با گزاره های زیر اثبات کرد: 

– دولت برآمده از حزب کنگره ی هند در توقیف کشتی ایرانی «دیانته» به گونه ای عمل کرد که گویی در کنار آمریکا و اتحادیه اروپا، وضع کننده تازه ی تحریم علیه ایران است.

– با آن که سه تا چهار سال از پیگیری جدی طرح توسعه چابهار از طرف دولت هند می گذرد اما این دولت برای پیشبرد این طرح تاکنون از خود اراده ی جدی نشان نداده است. سرمایه گذاری 100 میلیون دلاری هند در این طرح نیز که پیش از این وزیر امور خارجه آن کشور اعلام کرده بود، هنوز روی کاغذ باقی مانده است.

– با وجود معاف شدن هند از تحریم های مربوط به خرید نفت ایران، جایگاه تهران در فروش نفت به دهلی نو از رتبه دوم به هفتم رسیده که در این زمینه، بیش از هر عامل حاشیه ای و مداخله گر، اراده هند دخیل بوده است. 

– در شرایط تحریم علیه ایران، هند در برابر پیشنهادهای جمهوری اسلامی ایران به شیوه های گوناگون در دستیابی به ساز و کاری برای انتقال پول به تهران سنگ اندازی کرده است.

– قرار دادن نام ایران در فهرست سیاه در دوره حاکمیت حزب کنگره صورت گرفت.

– هند در صدور روادید برای شهروندان ایرانی، بسیار سخت گیری می کند. مستثنا کردن ایران همراه با هفت کشور دیگر از فهرست دریافت امتیاز صدور روادید فرودگاهی، آخرین نشانه از رفتار حزب کنگره در عرصه سیاست خارجی است. این امر به کاهش سفر گردشگران ایرانی به هند و آسیب رسیدن به روابط تجاری 2 کشور منجر شد.

– هر چند هند یکی از بنیانگذاران و موافقان ایده طرح (کریدور) شمال – جنوب ایران بوده و میزبانی چندین نشست را در این باره بر عهده داشته است اما هم اکنون به طور شایسته از این طرح پشتیبانی نمی کند. DSC00231

– درباره طرح خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان و سرانجام به هند، با آن که بیش از 2 دهه از شکل گیری ایده ی آن می گذرد و تهران هزینه های بسیاری برای این طرح پرداخت کرده است، دهلی نو سیاست «بیرون نرفتن از این طرح» را به زبان رانده اما هیچ اقدام جدی انجام نداده است. موضوع انتقال گاز ایران به هند از راه دریا نیز هنوز مراحل ابتدایی خود را طی می کند. 

** بی. جی. پی و ایران؛ چشم اندازهای مثبت و توسعه محور 

با تشکیل دولت هند به وسیله ی حزب بی. جی. پی که یکی از ویژگی های آن شکلگیری یک دولت بیشینه ای (حداکثری) خواهد بود، بی تردید تفاوت هایی را در روابط خارجی در برخی حوزه ها خواهیم دید. 

 دولت قبلی موفقیت های بزرگی داشت اما در مقایسه با رشد کشور همسایه اش  چین  چندان موفق نشان نمی دهد و رشوه خواری – فساد و کندی قضایی  عوامل عمده ضعف نظام قبلی بود.

مودی جبران ضعف های به جای مانده از دوره ی حاکمیت حزب کنگره را با جدیت دنبال می کند.

کاهش میزان فقر، از میان بردن فساد، اشتغالزایی، احیای رشد اقتصادی، مهار تورم، بهبود سطح رفاه عمومی و به طور کلی افزایش رضایت مردم در حوزه اقتصادی از برنامه های او است. 

بیشتر انتظارها از دولت مودی به نوع عملکرد اقتصادی وی باز می گردد. به عبارتی فضای عمومی هند وی را به یک فضای اجباری که در آن اقتصاد اهمیت دارد، وارد کرده است. 

مودی را می توان یک چهره موفق اقتصادی – صنعتی در ایالت گجرات دانست. وی با این وعده که می خواهد تمام هند را همانند گجرات توسعه دهد توانست رای بسیاری از گروه های مردمی را جذب کند اما توسعه هند محدوده گسترده تری دارد. از این رو، روابط با کشورهایی که ویژگی مکمل اقتصادی دارند بسیار اهمیت می یابد.

در چنین شرایطی، نوعی از سیاست خارجی موفق خواهد بود که «اولویت اقتصادی» در آن رعایت شده باشد و کشورهایی اهمیت خواهند یافت که روابط با آنها برآیندی اقتصادی داشته باشد. در این میان باید به 2 مولفه «هم تکمیلی یا مکمل بودن ایران و هند» و همچنین «چارچوب اصلی سیاست های مودی» اشاره کرد. بنابر این از این پس جمهوری اسلامی ایران جایگاه ویژه ای در سیاست های اقتصادی هند می یابد و «هم تکمیلی ایران و هند» مطرح می شود.

در چارچوب سیاست های مودی، انرژی اهمیت ویژه ای دارد و جایگاه ایران در عرضه این کالای راهبردی برای هند به عنوان یکی از بزرگ ترین درخواست کنندگان انرژی، بهتر از گذشته قابل درک است. 

در چارچوب سیاست هایی همچون اشتغالزایی و بهبود رفاه مردم هند، صادرات یکی از گزینه های مهم است و در این میان دستیابی بهتر به اروپا و آسیای مرکزی گزینه های مطلوب هند به شمار می آید. از این رو، استفاده از کریدور شرق به غرب و شمال – جنوب ایران یکی از انتخاب های مناسب برای مودی است. 

به نظر می رسد مودی برای استفاده از این ظرفیت، دیگر مشارکت در توسعه چابهار را به تعویق نخواهد انداخت. به عبارتی، بازی مبهم و تعلل محورانه ی دهلی نو (حزب کنگره) در قبال ایران و همچنین راهبرد «امروز و فردا کردن» در سیاست خارجی آن کشور جایی برای عرض اندام نخواهد داشت، زیرا مکمل بودن اقتصاد ایران و هند ایجاب می کند تهران زمینه دسترسی بیشتر دهلی نو به کریدورها را فراهم کرده و به این کشور به عنوان یکی از خریداران مهم انرژی خود بنگرد.

با توجه رویکرد تازه ایران در عرصه سیاست خارجی و تاکید دولت یازدهم بر اصل «تعامل سازنده»، به نظر می رسد هند خود را از این فضا محروم نکند و در راه تغییر فضای مبتنی بر شک و تردید گذشته به سوی عرصه ای همپیوند با یقین، اعتماد به نفس و تسریع در اقدام های عاقلانه اقتصادی – سیاسی گام بردارد. در برابر، ایران هم به تعهدهای اقتصادی – فرهنگی خود بیش از گذشته پایبند خواهد بود.

از سوی دیگر آمریکا تاکنون حاضر نشده است به مودی روادید ورود به واشنگتن را بدهد و وی را به نقض حقوق بشر متهم می کند. مودی هم می داند که برای اجرای وعده های اقتصادی خود، عبور از تحریم های ایران به عنوان یکی از راهکارهای حصول (رسیدن به)نتیجه، مطلوب خواهد بود.

از این رو می توان پیش بینی کرد دولت تدبیر در ایران و دولت نوین هند که به زودی مودی آن را تشکیل می دهد، انتظارهایی دوسویه خواهند داشت که در فضای واقع گرایی سیر می کند زیرا اکنون فرصت های مناسبی پیش روی 2 کشور وجود دارد.