سربازی اجباری مدل ایران کهنه و ناکارآمد است”

 سربازی اجباری مدل ایران  کهنه و ناکارآمد است”و سالها است که  در جهان متمدن منسوخ شده است. دکتر محسن رضایی اولین فرد حکومتی یود که  به این حقیقت اعتراف کرد.
سربازی اجباری نباید بیشتر از 6 ماه باشد. تعداد فراریان سربازی در ایران بسیار زیاد است گفته شده که بیش از دو میلیون نفر هستند
علت روشن است دو سال عمر یک انسان هدرمی رود

کمپین “نه به سربازی اجباری” چند روزی پس از آن تشکیل شد که مرکز پژوهش‌های مجلس پیشنهاد تغییر الگوی سربازی به دوگانه اختیاری و حرفه‌ای را داد. آیا در ایران می‌توان قانون خدمت نظام اجباری را لغو کرد؟اعدام سربازان

۲۷ مرداد امسال مرکز پژوهش‌های مجلس نتایج تحقیقی را منتشر کرد که مربوط به خدمت سربازی اجباری در ایران بود. بر اساس این تحقیق، به دلایل گوناگون از جمله استفاده از تکنولوژی‌های مدرن در ارتش، لزوم تغییر الگوی خدمت سربازی در ایران مطرح شده است.

این گزارش که با عنوان “دو الگوی جدید پیشنهادی مرکز پژوهش‌های مجلس برای سربازی در ایران” منتشر شده، پیشنهاد کرده که خدمت سربازی از حالت اجباری کنونی خارج شود و به دو صورت حرفه‌ای و داوطلبانه درآید.

در این گزارش آمده است: «استفاده از سربازان وظیفه برای به کارگیری تکنولوژی‌های نوین، ایده خوبی نیست. نکته شایان توجه دیگر در همین رابطه مقوله چابک سازی سازمان‌ها و نیروهای مسلح است که در بسیاری از کشورها به منظور افزایش کارآمدی نیروهای مسلح در حال انجام است و به نظر می‌رسد حرفه‌ای شدن نیروهای مسلح و اصل چابکی در قالب‌های سربازی وظیفه با شکل سنتی و قدیمی آن در تقابل است.»

مرکز مطالعات مجلس سپس خدمت نظام وظیفه در ۱۹۸ کشور جهان را بررسی کرده و آماری را منتشر کرده است که بر اساس آن در ۵۷ درصد کشورها (۱۱۲ کشور) اساسا سربازی اجباری وجود ندارد و تنها ۱۰ درصد کشورها (حدود ۲۰ کشور) خدمت نظام وظیفه اجباری بیشتر از ۱۸ ماه دارند مانند آنچه هم اکنون در ایران وجود دارد. ۸ درصد کشورها (۱۵ کشور) نیز از هر دو نوع اجباری و داوطلب استفاده می‌کنند.

سایت “خبرآنلاین” چند هفته‌ای بعد از انتشار گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، در تاریخ ۱۲ شهریور گزارشی در این زمینه منتشر کرد و در آن با استناد به داده‌های آماری “موسسه مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت” از لزوم برقراری سیستم ارتش حرفه‌ای سخن گفت.

در این گزارش آمده است: «تا سال ۱۴۰۰ سالانه بیش از نیم میلیون نوزاد پسر متولد می‌شوند که ۱۸ تا ۲۵ سال بعد باید به سربازی بروند که این تعداد برای نیروهای نظامی کافی نیست.»

در این گزارش سپس به سازمان نظام وظیفه و ستاد مشترک نیروهای مسلح پیشنهاد شده “طرحی جدید برای تامین نیروهای مورد نیاز نیروهای نظامی تدوین کنند. طرحی که قابل دسترس‌ترین آنها همان سربازی حرفه‌ای است”.

کمپین نه به سربازی اجباری

دو هفته پس از انتشار گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، گروه “دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال ایران” به همراه “مرکز ایرانی مطالعات لیبرالیسم” کمپین “نه به سربازی اجباری” را راه‌اندازی کردند.

عبدالرضا احمدی، از موسسان این کمپین، درباره هدف راه‌اندازی آن به دویچه وله می‌گوید: «یکی از اهداف ما مطرح شدن این پرسش در جامعه است که تداوم قانون خدمت سربازی اجباری در ایران برای نزدیک به ۹ دهه، چه نتایج مثبتی با خود به همراه داشته است؟ ما می‌خواهیم با طرح این پرسش شاهد گفتگو در این حوزه بین مخالفان و موافقان لغو اجباری شدن سربازی باشیم تا از برآیند این گفتگوها گفتمان جدیدی دراین زمینه در سطح جامعه شکل بگیرد.»

آقای احمدی البته تاکید می‌کند که تنها بسط این گفتمان مد نظر این گروه نیست بلکه این کمپین در نظر دارد مقالات و یادداشت‌ها و متونی که در کشورهای دیگر مطرح و منجر به اختیاری شدن سربازی شده را ترجمه و منتشر کند و با مخاطبان در میان بگذارد و نیز با کمک گرفتن از ابزارهایی مثل متن، اینفوگرافی یا پادکست به غنی‌تر شدن این گفتمان یاری رساند.

«متاسفانه امروز جای متونی چون یادداشت‌های “میلتون فریدمن” که یک اقتصاددان لیبرال آمریکایی و یکی از مدافعان اختیاری شدن سربازی در آمریکا بوده است یا تجربیات جامعه مدنی و بسیاری از اندیشمندان دیگر در تحقق یک خواست مدنی در فضای تئوریک ما خالی است. ما در این کمپین سعی داریم تا این خلاءها را نیز پوشش دهیم.»

عبدالرضا احمدی همچنین اظهار امیدواری می‌کند که با روی کار آمدن دولت جدید امکان طرح خواسته کمپین “نه به سربازی اجباری” با قانون‌گذاران فراهم گردد و مقدمات تغییر قانون مهیا شود.

دشواری تغییر الگوی سربازی اجباری به خدمت داوطلبانه

حسین آرین، کارشناس مسائل نظامی در لندن، در گفت‌وگو با دویچه وله به اهمیت خدمت سربازی در منطقه خاورمیانه اشاره می‌کند. او تاکید می‌کند که لغو سربازی اجباری در ایران مستلزم داشتن یک ارتش حرفه‌ای و قوی است.

او می‌گوید که در حال حاضر ۶۰ درصد نیروی زمینی ارتش و بخش بزرگی از سپاه پاسداران از سرباز تا درجه‌دار را افراد وظیفه تشکیل می‌دهند، بنابراین با حذف این نیرو در عمل ارتش خالی خواهد شد.

آقای آرین ادامه می‌دهد: «به باور من، قبل از لغو سربازی اجباری باید برنامه‌ای جامع برای ایجاد یک ارتش حرفه‌ای داشت. برای این کار باید ساختار ارتش و یگانها را تغییر داد و سطح آموزش را بالا برد. یگانها باید چابک‌تر شوند و تعداد وظیفه‌ها کمتر باشد.»

حسین آرین به نکته دیگری اشاره می‌کند و آن تامین مالی چنین برنامه‌ای است. او می‌گوید: «کسانی که خدمت سربازی اجباری می‌روند حقوق ناچیزی دریافت می‌کنند. ولی اگر قرار بر ارتش حرفه‌ای باشد، استخدام‌شدگان باید حقوق مناسبی بگیرند و زندگی‌شان آنقدر تامین باشد که جز در ارتش در جای دیگری خدمت نکنند و این مستلزم یک برنامه‌ریزی جامع و درازمدت است که ممکن است سالها طول بکشد. این روند در بریتانیا ۱۵ سال به طول انجامید.»

این کارشناس نظامی به مسئله تکنولوژی‌های نوین نظامی نیز اشاره می‌کند. او معتقد است که استفاده از این تکنولوژی‌ها به آموزش، دانش و سطح معلومات بالاتری نیاز دارد و در ایجاد یک ارتش حرفه‌ای باید به این مسئله توجه شود.

عبدالرضا احمدی، از موسسان کمپین “نه به سربازی اجباری” نیز با نکات مورد اشاره آقای آرین موافق است. او می‌گوید: «ارتش‌های حرفه‌ای و قدرتمند در دنیای امروز عمدتا به نیروی انسانی متخصص و ورزیده در حوزه‌های اطلاعاتی، فنی و رزمی نیاز دارند و چنین نیرویی یقینا با دو ماه آموزش نظامی ایجاد نمی‌شود. چطور می‌توان انتظار داشت سربازانی که غالبا در دوران سربازی، حقوقی ۵۰- ۶۰ هزار تومانی می‌گیرند و یک دوره آموزشی دو سه ماهه را می‌گذرانند از نیروهای ورزیده‌ای که سربازی برایشان منبع درآمد است و دوره‌های امنیتی و نظامی مداوم می‌گذرانند کاراتر باشند.»

در بین کشورهای منطقه، عراق از ابتدای سال ۲۰۱۳ و افغانستان، پاکستان، عربستان، امارات متحده عربی و بحرین از سال ۲۰۱۲ خدمت سربازی اجباری را حذف کرده‌اند. در ایالات متحده آمریکا نیز خدمت سربازی اختیاری است. آلمان از ژوئیه ۲۰۱۱ خدمت نظام اجباری را برای دوره صلح حذف کرده است، یعنی دیگر هیچ کس موظف به خدمت در ارتش نیست.

 

با کدام نوع سربازی موافقید؟؟  شیوه سربازی در ایران ناکارآمد و کهنه است؟ مرکز پژوهشهای مجلس

انواع سربازی رفتن در کشورها

دولتها در سده های گذشته ارتش کشورها  برای خود این حق را قائل شده اند که جوانان را در سن خاص به سربازی و یا خدمت اجباری  فراخوانند. مدل سربازی چه از نظر زمان و چه از نظر نوع آموزش در کشورهای جهان فرق می کند، دلیل این تنوع به خاطر موقعیت هر کشوری است که با کشور دیگر متفاوت است.

در سالهای اخیر موضوع سربازی اجباری از بعد حقوق بشری مورد اعتراض حقوقدانان واقع شده است.

عده ای از حقوقدانان بطور کامل  هر نوع سرباز گیری اجباری را تحت هر عنوانی که باشد حتی دفاع از آب و خاک خلاف اصول حقوق بشر می دانند. به همین منظور مشوقها و روشهایی پیشنهاد شده که افراد احساس  الزام و اجبار نداشته باشند.

این روشها عبارتند  از :

  • کاهش مدت سربازی فقط به یک دوره آموزشی نظامی رزمی و پیشرفته
  • فروش سربازی
  • امکان وکالات در انجام سربازی
  • و روشهای ترکیبی دیگر مانند معافیت تحصیلی و انواع معافیتهایی که منجر به معافیت دایم می شود.

بعضی دیگر سرباز گیری را بصورت کاملا  اختیاری پیشنهاد داده اند.

در قانون اساسی ایران نیز بیگاری گرفتن و یا به خدمت اجباری گرفتن افراد ممنوع شده است. در  راستای همین موضوع و در راستا متعادل کردن و متوازن کردن  اجبار و اکراه ، در بعضی از کشورها سربازی اجباری حذف شده و به جای آن سربازی داوطلبانه یا خدمت در امور مدنی و یا حق فراخوانی به سربازی در شرایط ویژه برای دولتها قائل  شده است. در برخی دیگر هم مدت زمان سربازی به شش ماه یا هشت ماه کاهش پیدا کرده است و در بعضی فروش سربازی نیز مرسوم است.در بعضی کشورها انواع معافیتهای موقت و دایم  و انواع خرید خدمت ها وجود داردو یا ترکیبی از این دو روش وجود دارد. مثلا تحصیل باعث معافیت می شود سپس با توجه به سن فرد تحصیل کرده می تواند خرید خدمت انجام دهد. بطور نمونه  در مصر هر کس به هر دلیلی (معافیت موقت  و یا غیبت) تا سن 32 سال به سربازی نرفته باشد می تواند پس از ورود به سن 33 سالگی تقاضای خرید خدمت کند که با پرداخت مبلغی معادل حدود 600 دلار می تواند معافیت دایم بگیرد.

در این میان کشورهایی که از نظر جغرافیایی و سیاسی موقعیت حساس‌تری دارند خدمت سربازی در آنها بیش از یک سال و حتی تا دو سال است و سربازی به صورت اجباری است.

 

************ مهمترین کشورهایی که سربازی اجباری  از هیچ نوع آن ندارند******

تعداد کل: 123 کشور معادل 61 درصد کشورها:

آرژانتین (در 1999 حذف شد)، آفریقای جنوبی (از 1994 حذف شد)، استرالیا، امارات متحده عربی، ایالات متحده آمریکا، بحرین، بلژیک، بلغارستان، پاکستان، انگلستان، پرو، تانزانیا، چک، ژاپن، شیلی، عراق، عربستان، عمان، غنا، فرانسه (از 1996 حذف شد)، کانادا (تاکنون در زمان صلح سربازی اجباری نداشته است)، لبنان، لتونی (از 2007 حذف شد)، لوکزامبورگ (از 1967 حذف شده است)، هلند (به طور رسمی سربازی اجباری را لغو نکرده ولی از سال 1996 به بعد از سرباز استفاده نکرده و ارتش کاملاً حرفه‌ای دارد)، ایرلند (دوره سربازی اجباری حذف شده ولی دوره ذخیره هنوز ملغی نشده است)، کویت (بر اساس قانون امکان سربازگیری اجباری وجود دارد ولی از سال 2001 به حالت تعلیق درآمده است)، سوئد (در جولای 2010 لغو شد. دولت در موارد اضطراری می‌تواند مجدداً سربازگیری اجباری کند)، لهستان (از ژانویه 2011 لغو شد)، لیتوانی (از سپتامبر 2008 لغو شد)، کرواسی (از 2008 حذف شد)، صربستان (از ژانویه 2011 حذف شد)، آلمان (از سال 2011 حذف شد)

*****    کشورهایی که از ترکیب نیروهای داوطلب و اجباری استفاده می‌کنند:

تعداد کل: 15 کشور برابر 8 درصداز کشورها:

برمودا (بخش عمده‌ای از نیروهای ارتش، حرفه‌ای بوده و تنها بخش اندکی به صورت اجباری تأمین می‌شود)، ساحل عاج، سنگاپور، سودان، فیلیپین، کره جنوبی، کلمبیا، گرجستان، گابون، مالی، موریتانی (نیروی هوایی و دریایی کاملاحرفه‌ای شده اند و از سرباز اجباری تنها در نیروی زمینی استفاده می‌شود)، گینه، ونزوئلا، دومینیکن (جمهوری

کشورهایی که سربازی انتخابی دارندتعداد کل: 14 کشور (7 درصد

اندونزی (استفاده از ترکیب سربازان داوطلب و اجباری)، بنین (از ترکیب سربازان داوطلبانه و اجباری استفاده می‌شود)، تایلند (به صورت رندم به تعداد مورد نیاز سرباز استخدام می‌شود)، توگو (استفاده از ترکیب سربازان داوطلب و اجباری)، جمهوری آفریقای مرکزی (استفاده از ترکیب سربازان داوطلب و اجباری)، چاد، چین (تمام افسران، سربازان داوطلب هستند)، مالزی (مشمولان بر اساس قرعه انتخاب می‌شوند)، سنگال (استفاده از ترکیب سربازان داوطلب و اجباری)، نیجر، کیپ ورد، گینه بیسائو (نیروی هوایی حرفه‌ای و داوطلبانه شده است)، گینه استوایی (اکوئیتوریال)، موزامبیک

سربازان در این کشورها از این حق برخوردارند که برخی از موارد مربوط به سربازی مانند مکان و محل خدمت یا نوع خدمت (هوایی، دریایی و زمینی) را خودشان انتخاب کنند.

********* کشورهایی که سربازی اجباری یک سال یا کمتر دارند

تعداد کل: 24 کشور (11 درصد

فنلاند، اتریش (از ابتدای 2007 از 8 ماه به 6 ماه کاهش یافت)، آذربایجان (برای فارغ التحصیلان دانشگاهی 12 ماه و سایرین 18 ماه)، برزیل (بسته به محل خدمت بین 9 تا 12 ماه)، بولیوی (12 ماه)، دانمارک (بسته به محل خدمت، 4 تا 12 ماه و صرفاً در امور مدنی یا به صورت نظامی غیرمسلح)، اکوادور (سربازی انتخابی است)، اوکراین (بسته به نوع خدمت، 12 تا 18 ماه، در 2 یا 3 سال آینده ارتش کاملاً حرفه‌ای شده و سربازی اجباری ملغی می‌شود)، تونس (12 ماه)، ازبکستان (12 ماه)، قرقیزستان، یونان (12 ماه و در آینده به 6 ماه کاهش می‌یابد)، مکزیک (12 ماه، سربازی انتخابی، نیروهای هوایی و دریایی کاملاً حرفه‌ای شده‌اند)، نروژ (12 ماه و صرفاً در امور مدنی یا به صورت نظامی غیر مسلح)، روسیه، سوییس (260 روز)، تایوان (12 ماه، امکان انتخاب برای مشمولان وجود دارد، هر سال، 10 درصد از تعداد سربازان اجباری حذف می‌شود تا به مرور سربازی اجباری ملغی شود)، ترکیه

 

**********  کشورهایی که صرفاً در امور مدنی یا بصورت نظامی غیرمسلح سربازی دارند

تعداد کل: 7 کشور (4 درصد

آنگولا (24 ماه)، الجزایر (18 ماه: 6 ماه آموزش و 12 ماه فعالیت مدنی، ضمناً به زودی شرط انجام خدمت سربازی از شرایط استخدام کارمندی در الجزایر حذف می‌شود)، روسیه سفید (بلاروس، 18 ماه و برای فارغ‌التحصیلان دانشگاهی 12 ماه)، قبرس، سنت لوسیا، سنت وینسنت و گراندین، اسپانیا

کشورهایی که سربازی اجباری بیش از یک سال، غیر انتخابی و همراه با بکارگیری در امور عملیاتی نظامی دارند

تعداد کل: 17 کشور (9 درصد

ارمنستان، اریتره (16 ماه)، ویتنام (18 ماه)، تاجیکستان، ترکمنستان، زیمباوه، سائوتام و پرینسیپ، سوریه (21 ماه)، سومالی (از سال 2005 از سوی سازمان ملل به عنوان نقض‌کننده حقوق کودکان و بکارگیرنده آنان در سربازی معرفی شده است)، کامبوج (18 ماه)، قزاقستان، کره شمالی، کوبا، لائوس (18 ماه)، لیبی (18 ماه)، مصر

********  روسیه

شاخه‌های نظامی: نیروی‌های زمینی، دریایی، نیروی هوایی

استراتژی: پرتاب موشک

سن و مدت خدمت نظامی: روسیه ترکیبی از نیروهای به خدمت گرفته شده اجباری و قراردادی را در سیستم نظامی پذیرفته بود. سن خدمت نظامی 18 تا 27 سال است. مردان در سن 17 سالگی برای خدمت سربازی نام‌نویسی می‌کنند طول مدت خدمت سربازی اجباری دو سال است. در پایان سال 2005، 30 درصد پرسنل ارتش روسیه را نظامیان قراردادی تشکیل می‌دادند. طبق برنامه‌ریزی تا سال 2010، 70 درصد نیروهای مسلح روسیه را نیروهای داوطلب و مابقی از نیروهای خدمت اجباری تشکیل خواهد داد.

نیروی انسانی قابل استفاده برای خدمت نظامی: مردان بین سنین 18 تا 49، زنان بین سنین 18 تا 49

خدمت سربازی اجباری توسط دیمیتری میلیوتین در سال 1870 به امپراتوری روسیه وارد شد. طول مدت خدمت اجباری در فدراسیون روسیه دو سال است که اکثر روس‌ها به طرق مختلف از انجام آن اجتناب می‌ورزند.

 

اغلب روش‌های مورد استفاده در اجتناب از خدمت سربازی عبارت است از تحصیل در دانشگاه یا مشابه آن. افرادی که تا مقاطع فوق لیسانس یا دکترا ادامه تحصیل دهند خدمت سربازی اجباری ندارند.

***********   آمریکا

ایالات متحده آمریکا به طور متناوب و در شرایط خاص از خدمت وظیفه استفاده کرده است. برای مثال در سال 1863 فراخوان نیروهای وظیفه باعث ایجاد شورش‌های نیویورک شد.

بعدها در سال 1917 که ایالات متحده وارد جنگ جهانی اول شد دولت این کشور از فراخوان خدمت وظیفه استفاده کرد. نخستین دوره خدمت وظیفه در زمان صلح نیز با لایحه‌ای به نام خدمت و آموزش انتخابی در سال 1940 برگزار شد. خدمت وظیفه فعال (فراخوان) در سال 1973 در این کشور به پایان رسید.

هم‌اکنون از پسرانی که در سنین بین 18 تا 24 سال قرار دارند خواسته می‌شود در نظام خدمت انتخابی ثبت‌نام کنند. هدف این خدمت «فراهم آوردن نفرات کافی برای نیروهای مسلح در شرایط اضطراری است» و هدف دیگر آن نظام سلامت فردی کارکنان است.

از دیگر اهداف این طرح ایجاد برنامه‌ای برای فرمان‌شکنان وجدانی است تا آنها نیز بتوانند در خدمات جایگزین کار کنند. از سال 1986 تا به حال هیچ‌کس به خاطر تخطی از قوانین نظام وظیفه کشته نشده است.

زنان نمی‌توانند در خدمت انتخابی آمریکا ثبت‌نام کنند اما این اختیار را دارند تا به عنوان داوطلب به ارتش بپیوندند.

*********  چین

خدمت وظیفه از زمان تأسیس جمهوری خلق چین در سال 1949 در تئوری وجود داشته است. با این حال به دلیل جمعیت کلان چین و وجود داوطلبان زیادی که تقاضای ورود به ارتش این کشور را دارند، تا به حال فراخوان خدمت اعلام نشده است.

خدمت وظیفه در ماده 55 قانون اساسی چین این طور تقدیس شده است: «وظیفه مقدس هر شهروند جمهوری خلق چین است که از میهن مادری خود در برابر حملات دشمنان دفاع کند. وظیفه افتخارآمیز هر شهروند جمهوری خلق چین انجام خدمت نظامی و عضویت در نیروهای مقاومت است.»

مبنای حقوقی فعلی خدمت وظیفه، قانون نظامی مصوب سال 1984 است که این طور بیان می‌کند که خدمت نظامی، وظیفه «تمام شهروندان بدون تمایز نژادی (…) و گرایش مذهبی» است.

این قانون از زمانی که تصحیح شده به حالت اجرا در نیامده است. خدمت نظامی معمولاً در نیروهای مسلح عادی انجام می‌شود، اما قانون سال 1984 اجازه اجرای خدمت وظیفه تحت عنوان نیروهای احتیاط را نیز داده است.

ساکنان هنگ‌کنگ و ماکائو از سال 1997 و 1999 از عضویت در ارتش منع شده‌اند.

*********  ترکیه

در ترکیه خدمت نظامی اجباری برای شهروندان مردی که بین سنین 20 تا 41 سال هستند (با کمی استثنا) اعمال می‌شود.

کسانی که در حال تحصیل در سطوح دانشگاهی هستند یا مشغول گذراندن طرح‌های فنی و حرفه‌ای هستند می‌توانند خدمت خود را تا پایان برنامه مذکور به تعویق بیندازند.

طول خدمت ضرورت متفاوت است. پانزده ماه برای سربازان صرف، دوازده ماه برای افسران احتیاط و شش ماه برای سربازان کوتاه‌مدت که شامل کسانی می‌شود که مدرک دانشگاهی به دست آورده‌اند ولی خود را به عنوان افسر احتیاط در وقت مقرر معرفی نکرده‌اند.

 

دلایل مخالفت بعضی از حقوقدانان غربی با خدمت اجباری سربازی.

حقوقدانان می گویند حقوق بشر دارای سه لایه و یا سه درجه است.

درجه اول حقوقی هستند که ذاتی هستند مانند حق زندگی و حق استفاده از حقوق اولیه انسانی

درجه دوم حقوقی هستند که مانند:  آزادی بیان و عدم تفتیش عقیده و حق آموزش و تحصیل

درجه سوم عبارتند : از حق برخورداری از کار مناسب – مسکن – رفاه و توسعه و … و …

سربازی جزو گروه دوم حقوق هستند هرکسی حق دارد که انتخاب کند که به سربازی برود و یا نرود.

الف : اعلامیه جهانی حقوق بشر.

بسیاری از مجادلاتی که پیرامون دوره خدمت سربازی و یا تبعیض جنسیتی موجود در آن به پا شده است، به خاطر تخطی قوانین این دوره از اصول مطرح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد است. به ویژه موادی که در ذیل آورده شده‌اند و در قانون اساسی بیشتر کشورها از جمله ایران نیز آمده اند:

ماده ۲: هر کس بدون هیچ گونه تمایزی از حیث (…)، جنسیت (…) از حقوق و آزادی‌هایی که در این اعلامیه برشمرده شده است برخوردار است.

ماده ۳: هر کس حق حیات، آزادی و برخورداری از امنیت شخصی را دارد.

ماده ۴: هیچ کس را نباید در بیگاری بردگی نگاه داشت، (…).

ماده ۱۸ هر کس حق دارد از آزادی اندیشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، این حق شامل آزادی تغییر مذهب یا باور و نیز آزادی اظهار مذهب یا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نیایش و به جای آوردن آیین‌ها چه به تنهایی و چه به صورت جمعی نیز می‌گردد.

ماده ۲۰: (…) هیچ کس را نباید مجبور به عضویت در یک تشکل کرد.

ماده ۲۳: هر کس حق (…) انتخاب آزادانهٔ شغل (…) را دارد.

همچنین در بسیاری از قوانین اساسی کشورهایی که پس از جنگ جهانی دوم نوعی از خدمت سربازی در آن جا جریان داشته و یا هنوز دارد یا احتمال آن را در هنگامهٔ جنگ می‌دهند، حقوق مشابهی در نظر گرفته شده است.

برده‌داری.

خدمت سربازی شخصیت فرد را در معرض نظامی‌گری (جنگ‌گرایی) قرار می‌دهد. این خدمت نوعی بردگی است. اینکه ملت‌ها تحت تأثیر روزمرگی آن را تحمل می‌کنند، دلیل دیگری برای اثبات تأثیر ناتوان‌کنندهٔ آن است.

– آلبرت اینشتین، زیگموند فروید، اچ جی ولز، برتراند راسل و توماس مان در اعلامیه‌ای که بر علیه خدمت سربازی و آموزش نظامی جوانان در سال ۱۹۳۰ (۱۳۰۸) صادر کردند.

برخی گروه‌ها همچون آزادی‌خواهان، معتقدند از آن جایی که خدمت وظیفه عمومی اجباری است پس نوعی بردگی به حساب می‌آید. بنابر متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده، برده‌داری یا هر نوع خدمت غیر ارادی ممنوع است مگر اینکه بخشی از مجازات مجرمین باشد. در نتیجه گروه‌های مخالف، (دست کم در آمریکا) خدمت وظیفه را مخالف قانون اساسی و اخلاق می‌دانند. دادگاه عالی ایالات متحده در سال ۱۹۱۸ (۱۲۹۶) حکم داد که فراخوان خدمت سربازی که برای جنگ جهانی اول صادر شد، قانون اساسی آمریکا را نقض نکرده است. دادگاه این طور بیان داشت که یکی از اختیارات محدود دولت فدرال، فرمان فراخوان سربازان وظیفه است. تنها توضیحی که همراه متمم سیزدهم قانون اساسی آمریکا در این مورد انتشار یافت و بعدها نیز بسیار مورد انتقاد قرار گرفت به این شرح است:

در پایان، از آن جا که ما نمی‌توانیم مشخص کنیم که تحمیل خدمت سربازی توسط دولت بر شهروندی که رفیع‌ترین افتخارش دفاع از حقوق و شرافت ملت در برابر جنگی است که عالی‌ترین نمایندگان کشورش آن را اعلام کرده‌اند، تا چه اندازه به عنوان یک خدمت غیرارادی در تضاد با ممنوعیت‌های قیدشده در متمم سیزدهم قانون اساسی تلقی می‌شود، اجباراً به این نتیجه می‌رسیم که بحث پیرامون این مسأله ناقض خود آن است.

در شوروی بسیاری از سربازان وظیفه آموزش‌های بسیار ابتدایی می‌دیدند و از آن‌ها در کارهای غیرنظامی مانند ساخت خانه‌های ییلاقی برای افسران و یا برداشت سیب‌زمینی از زمین‌های کشاورزی بدون دریافت هیچ دست‌مزدی، استفاده می‌شد. این رویه باعث شد تا در نظام اقتصادی مبتنی بر برنامه‌ریزی دولت شوروی، انگیزه کافی برای برای تولید ماشین‌های خرمن‌کوب چندمنظوره (کمباین) در نظر گرفته نشود. با این وصف کشاورزی شوروی از فن‌آوری‌های مدرن عقب ماند.

پیش از سال ۱۹۸۹ (۱۳۶۷) در بلوک مربوط به شوروی در مجارستان، بیش از نیمی از سربازان وظیفه تنها چند هفته کار با تفنگ را می‌آموختند و سپس با سرعت به «دسته‌های کار» اعزام می‌شدند و معمولاً مشغول به ساخت خطوط ریل رایگان و با کیفیت بسیار پایین می‌شدند. در همان زمان خط ریل‌های اروپای غربی توسط نیروی کار حرفه‌ای شاغل در کارخانه‌های ریل‌سازی نیمه‌خودکار و طبق بالاترین استانداردهای آن زمان ساخته می‌شدند.

تبعیض سنی.

خدمت وظیفه عمومی معمولاً محدود به جوانان بوده و تقریباً هیچ وقت به شکل مساوی بین گروه‌های سنی مختلف تقسیم نشده است. جوان‌ترهایی که تأیید می‌شوند، در همان ابتدا به خدمت فراخوانده می‌شوند. مخالفان تبعیض سنی و طرفداران آزادی جوانان این طور بیان می‌کنند که خدمت سربازی مبتنی بر سن، شدیدترین تبعیض سنی است که توسط دولت بر افراد ملت اعمال می‌شود. این تبعیض را فیل اوشس در ترانه‌ای به نام «من دیگر به پیش نمی‌روم» نشان داده است: «همیشه مسن‌ترها بوده‌اند که ما را به سوی جنگ برده‌اند؛ همیشه جوانان بوده‌اند که نابود گشته‌اند».

حتی در کشورهایی که دولت آن‌ها توسط مردم انتخاب می‌شود، سن مشمولین خدمت به حدی پایین است که غالباً به آن‌ها اجازهٔ شرکت در تصمیم‌های مهم از قبیل اعزام به جنگ یا تعیین سیاست‌های مربوط به مشمولین خدمت وظیفه داده نمی‌شود. تصویب متمم بیست و ششم قانون اساسی ایالات متحده که سن رأی‌دهندگان را به ۱۸ سال کاهش می‌داد، بیشتر از آن رو انجام شد که انتقادات گسترده‌ای پیرامون بی‌عدالتی موجود در رابطه با جوانانی که علی‌رغم اعزام به خدمت سربازی اجازه رأی نداشتند بالا گرفته بود.

مشکلات ناشی از بی‌انضباطی.

هیچ نیروی نظامی بدون انضباط نمی‌تواند مؤثر باشد. انضباط را می‌توان از راه روحیه گروهی یا انگیزه فعال موجود در پرسنل، آموزش داد. همچنین انضباط را می‌توان به صورت بنیادین از طریق راهنمایی‌های رهبر، در نیروها درونی کرد. به سادگی می‌توان حدس زد که داوطلبان ارتش که به میل خود به نیروهای مسلح می‌پیوندند بی‌نظمی‌های کمتری از خود نشان می‌دهند، در حالی که شهروندانی که به اجبار و به عنوان خدمت وظیفه به این نیروها اعزام می‌شوند انگیزه کمی برای خدمت دارند.

تنبیهات اعمال شده بر سربازان وظیفه نیز غالباً خشن هستند زیرا ذات این خدمت مبتنی بر اجبار است. اعدام با استفاده از جوخه آتش، در هنگام جنگ یکی از راه‌هایی بوده که در سطح ارتش‌های جهان برای پرسنل وظیفه بی‌نظم به کار برده می‌شده است. آنتونی بیور تخمین زده است که ۱٪ تا ۵٪ تلفات نیروهای وظیفه در جنگ جهانی دوم مربوط به اینگونه اعدام‌ها بوده است. این ادعا را می‌توان با عبارتی از لئون تروتسکی به طور خلاصه نشان داد:

ارتش را بدون تنبیهات نمی‌توان ساخت. اگر مجازات مرگ در زاغه مهمات فرمانده نباشد، وی نمی‌تواند توده‌های مردم را به سوی مرگ هدایت کند.تا زمانی که آن میمون‌های بی‌دم بداندیش (حیواناتی که ما به آن‌ها انسان می‌گوییم) به دست‌آوردهای فنی خود می‌بالند و ارتش‌های خود را مجهز کرده و هزینهٔ جنگ‌ها را می‌پردازند، فرمانده مجبور است که سربازان را بین مرگ محتمل در جبهه پیش رو و مرگ ناگزیر در پشت سر قرار دهد.

در نتیجه ارتش‌های دارای نیروی وظیفه بیشتر از ارتش‌های دارای نیروی داوطلب در معرض خطر تمرد نیروهای خود قرار دارند. نیروهایی که ممکن است در موارد شدید بر علیه نیروهای خودی اقدام کنند.

مشکلات ناشی از بی‌نظمی زمانی وخیم‌تر می‌شوند که پرتوان‌ترین جوانان بر خلاف اراده خود مجبور به خدمت تحت فرماندهی افرادی شوند که به نظر آن‌ها هوش و استعداد کمی دارند و اینکه آن‌ها باید بی‌چون و چرا از این فرماندهان اطاعت کنند. این مسأله در دوران صنعتی‌سازی مشکلی ایجاد نمی‌کرد زیرا تنها طبقهٔ بالای جامعه به تحصیلات عالی دسترسی داشتند. اما همین مسأله در جنگ ویتنام باعث بروز مشکلاتی شد. در این جنگ دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها مجبور بودند تحت فرماندهی درجه‌دارانی که به ندرت به دانشگاه رفته بودند و عموماً حتی دبیرستان خود را به پایان نرسانده بودند، خدمت کنند.

ملی‌گرایی و نظامی‌گرایی پیشرفته.

خدمت نظام وظیفه بر این فرض استوار است که ملت‌ها حقوقی دارند که فراتر از حقوق فرد است. در بیانیهٔ اینیشتین و اعلامیه ضد خدمت وظیفه مهاتما گاندی آمده است که «دولتی که فکر می‌کند حق دارد شهروندان خود را مجبور به رفتن به جنگ کند، در زمان صلح نیز توجهی به ارزش شادی و زندگی آن‌ها نخواهد داشت.» ساختار ارتش‌های بزرگ دارای نیروهای وظیفه هم‌زمان با رشد ناسیونالیسم تند در سده ۱۹ و ۲۰ میلادی بنا شد و در جنگ جهانی دوم به اوج خود رسید.

در زمان صلح، خدمت وظیفه جو نظامی‌گری و تعصب خشک را در جامعه به وجود می‌آورد. بسیاری از مردان جوانی که بدون اراده به خدمت اعزام می‌شوند، به نظامی‌گری بدگمان می‌شوند زیرا ماهیت اجباری بودن خدمت وظیفه روحیهٔ کمی در سربازان ایجاد می‌کند. این مورد در کشورهایی که احساسات ملی‌گرایانه در آغاز در آن‌ها ضعیف است مانند اتریش، آلمان و سوئد و یا شرایط بی‌رحمانه‌ای در آن‌ها حاکم است بیشتر صادق است.

مردانی که آموزش نظامی دیده‌اند به مراتب بیشتر از دیگران آمادگی اظهار خشم در شرایط بحرانی را دارند. همچنین این نوع خدمت می‌توانددر سربازان وظیفه احساسات میهن‌گرایانه شدید، تبعیض جنسیتی یا تبعیض نسبت به کسانی به خدمت نمی‌روند ایجاد کند.

توجیه حمله به شهروندان.

خدمت وظیفه یکی از اجزای جنگ همه‌جانبه است و این خدمت می‌تواند به عنوان یک سیاست قانونی برای توجیه خواستهٔ دولت مبنی بر اینکه فداکاری‌های دیگری نیز باید از سوی شهروندان صورت گیرد به نظر آید. دادرس لوئیس برندیس می‌گوید: «اگر اجازه فراخوان خدمت وظیفه داده شود، تمام عذرها از بین می‌روند.» . با استدلال می‌توان گفت که این وضع منجر می‌شود تفاوت‌های بین شهروندان و نظامیان از میان برود تا شهروندان نیز مورد هجوم قرار گیرند. برای مثال می‌توان به بمباران یکسره شهرها از سوی هر دو طرف جنگ در طول جنگ جهانی دوم و در مورد خاص به کشتار می لای اشاره کرد. به تازگی در ادبیات نظامی باب شده است که تلفات شهروندان در طول جنگ را «خسارت موازی» بنامند، هر چند که مرگ این افراد قابل پیش‌بینی است. در حقیقت در طول سده گذشته، تلفات شهروندان نسبت به تلفات نظامیان در صحنه نبرد رشد زیادی داشته است.

کیفیت.

یکی از اعتراضاتی که نسبت به خدمت وظیفه وجود دارد این است که کیفیت خدمت سربازان وظیفه پایین‌تر از سربازان داوطلب است. نخست اینکه مدت کوتاه خدمت اجازه رشد مهارت‌های نظامی را به شخص نمی‌دهد. دوم اینکه امکان افت روحیه در نیروهای وظیفه زیاد است که این امر به افت کیفیت نیز کمک می‌کند در حالی که افسران و درجه‌داران پایور می‌کوشند بر این مشکلات فائق آیند.

بزرگ‌ترین مشکل این است که سرعت آموزش باید با سرعت یادگیری کم‌یادگیرترین سرباز تنظیم شود. این واقعیت به همراه مدت کوتاه خدمت باعث می‌شود تا کیفیت کار نیروهای وظیفه پایین‌تر آید. بنابر این یگان‌های ویژهٔ تمام ارتش‌هایی که از نیروهای وظیفه استفاده می‌کنند کاملاً از نیروهای داوطلب تشکیل شده است، مانند رنجرهای چترباز در ارتش فنلاند.

همچنین آموزش نظامی نیروهای وظیفه تقریباً بسیار ساده است. در موارد معدودی اتفاق می‌افتد که آموزش آنان فراتر از نظام جمع، تیراندازی، آموزش ابتدایی مربوط به شاخه خدمتی و سلاح‌های خدمتی و آموزش ساده صحنه نبرد باشد. همچنین در بسیاری از کشورها به جای استقاده از سربازان در خدمات محترمانهٔ نظامی از آن‌ها به عنوان کارگران کم‌خرج خدماتی با نام‌هایی چون «گردان کار» یا «یگان خدمات» و غیره در اعمالی چون کشاورزی و ساخت زیربناها استفاده کرده و می‌کنند.

اقتصاد.

برخی بر این باورند که نسبت هزینه خدمت سربازی در زمان صلح به سود به دست آمده از آن، بسیار زیاد است. ماه‌ها یا سال‌ها خدمت بی بهره باعث کم شدن باروری اقتصاد می‌شود. هزینه آموزش (و در برخی کشورها هزینه دستمزد) را هم به این مقدار بیافزایید. با وجود این حجم بالای هزینه، بسیاری می‌گویند که این خدمت از نظر مالی زیان‌دهی دارد. از این رو است که کشورهای اروپایی بعد از پایان جنگ سرد به تدریج اقدام به برچیدن خدمت وظیفه عمومی نمودند. این روند تا آنجا پیش رفت که تا سال ۲۰۱۰ تنها ۶ کشور از کشورهای اتحادیه اروپایی هنوز به اجباری نمودن گذراندن این دوره برای جوانانشان نمودند.

خدمت نظامی را می‌توان به هر کاری ربط داد. هزینه‌های کار هیچ گاه حتی بدون پرداخت دستمزد نیز ناپدید نمی‌شوند. نتیجه کار سربازان وظیفه به سادگی ضایع می‌شود؛ کار غیرارادی (اجباری) به شدت نارسا است و سربازان حقوق خود را به داوطلبان می‌بازند. هنگامی که در جنگ، شهروندان زبردست را مجبور به این کنند که به عنوان سرباز آماتور بجنگند، تأثیر آن بسیار شدید خواهد بود. نه تنها تلاش نیروهای وظیفه از دست می‌رود و سودمندی آن‌ها نابود می‌شود بلکه پرنسل وظیفه زبردست نیز نمی‌توانند دوباره به راحتی جایگاه خود را در جامعه به دست آورند. هر سرباز وظیفه‌ای که به اجبار به ارتش آورده می‌شود از کار خود خارج شده و در نتیجه او دیگر نمی‌تواند به اقتصاد مملکت که پایه مالی ارتش است، کمک کند. این مورد در کشورهایی که وضعیت پیشاصنعتی دارند و سطح آموزش پایین است مشکلی ایجاد نمی‌کند زیرا کارگران شاغل در این گونه کشورها را به راحتی می‌توان جایگزین یکدیگر کرد. اما این وضع در کشورهایی که وضعیت پساصنعتی دارند و سطح آموزش در آن‌ها بالاست، متفاوت است به شکلی که نیروی کار در آن جا بسیار پیچیده بوده و یافتن جایگزین برای جای خالی سربازان وظیفه در سطح جامعه مشکل است. حتی می‌توان وضعیت‌های حادتری را برای اقتصادی متصور شد که نیروی کار حرفه‌ای آن به عنوان سرباز آماتور در جنگ کشته شود یا تا پایان زندگی معلول گردد. در این وضعیت سودمندی او برای جامعه بازگشت‌ناپذیر خواهد شد

ابزاری برای انقیاد جامعه.

اعتراض دیگری که توسط مخالفان خدمت وظیفه بیان می‌شود از آن جهت است که این خدمت را ابزاری برای حکومت‌های دیکتاتوری می‌دانند که قصدشان کنترل و بازآموزی عده‌ای از مردم است به جای آنکه این خدمت وسیله‌ای برای مردم ستم‌دیده برای نفوذ به نظام برای ایجاد پایگاه قدرت در آن حکومت‌های دیکتاتوری باشد. همچینین این طور بیان می‌شود که از آن رو که در نیروهای مسلح به طور سنتی همه چیز به جای دموکراسی مبتنی بر فرماندهی و فرمان‌بری است، خدمت وظیفه ابزاری بسیار مؤثر برای القاء اطاعت و پیروی بی قید و شرط در جامعه است به جای آنکه به مردم‌سالاران اجازه کنترل ارتش داده شود. شاهد این مدعا این واقعیت است که ارتش آلمان نازی Reichswehr را از یک ارتش کاملاً داوطلب در سال ۱۹۳۴ (۱۳۱۲) به Wehrmacht که کاملاً مبتنی بر پرسنل وظیفه بود تبدیل کرد.

همچنین تقریباً همهٔ حکومت‌های دیکتاتوری معاصر (مانند سوریه، کره شمالی و عراق تحت حکومت صدام حسین) دارای خدمت وظیفه هستند. تقریباً تمام حکومت‌های دیکتاتوری سابق به شدت متکی بر این بودند که همهٔ مردان بالغ به خدمت وظیفه بروند (به جز دیکتاتوری نظامی برمه که یک استثنای برجسته بود). حکومت‌های دیکتاتوری نظامی سابق در کشورهای ترکیه، یونان، اسپانیا، شیلی، آرژانتین، برزیل، اندونزی و لیبی در طول حیات خود همچون کشورهای سابقاً کمونیست مانند اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی از نیروهای وظیفه استفاده می‌کردند.

 شیوه سربازی در ایران ناکارآمد و کهنه است؟ مرکز پژوهشهای مجلس

 

 

Comments are closed.