Category: کتابخانه

بر اساس یافته های جدید ذوالقرنین همان کوورش است.

253243_372354739536373_997565491_n

تمبر کوروش در امارات متحده عربی/ ام القوین

بر اساس یافته های جدید ذوالقرنین همان کوورش است.

ذوالقرنین یکی از شخصیت‌های قرآن و کتاب مقدس است. بر اساس قرآن، ذوالقرنین، سه لشکرکشی مهم داشت نخست به باختر، سپس به خاور، و سرانجام منطقه‌ای که در آن یک تنگه کوهستانی وجود داشت، او انسان یکتا پرست و مهربانی بود واز طریق دادگری منحرف نمی‌شد و به همین جهت مشمول لطف خدا بود، او یار نیکوکاران و دشمن ستمگران و ظالمان بود و به مال و ثروت دنیا علاقه‌ای نداشت، او هم به خدا ایمان داشت و هم به روز رستاخیز، او سازنده سدی بود، که در آن به جای آجر و سنگ از آهن و مس استفاده شده‌است و هدف او از ساختن این سد کمک به گروهی مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یاجوج و ماجوج بوده‌است. تا  یک قرن گذشته کمتر مفسر اسلامی  ذوالقرنین را کوروش دانسته است. اما یافته های جدید نگرش تازه ای را بر روی مفسران قران باز کرده است.

وجه تسمیه و ریشه نام ذو القرنین

ریشه‌شناسی این نام اهمیت زیادی دارد” قرن” Corn بن اصلی ذو القرنین است. کرن در زبان فارسی بصورت قور(قورکله)- قور پشت – قعر – قورچ (قوچ=گوسپند نر با شاخهای بزرگ) و… به معنی شاخ و برآمدگی است اما در زبانهای اروپایی بیشتر به معنی تاج بکار می‌رود.

(توضیح اینکه در زبانهای فارسی کهن به قارچ ، قورپایهGor Paye  می گفتند. و قور پایه یا گور پایه  به رعد و برق گفته می شده و معنی آذرخش بوده است. گر Gor به معنی آتش و آذر است  همین گر در عربی به حر و حرارت تبدیل شده است.  از طرفی قارچ حالتی مقعر و تاج گونه دارد شاید بعدها نام کرن و قرن از همین ریشه گرفته شده باشد.  اگر نام کوروش را گوروش بدانیم  Gor + ash  گور به معنی  آتش و درخشش و آذرخش  است و آش یا وش معنی تابان و درخشان می دهد. آش در سانسکریت به معنی درخشان و پر فروغ می دهد. به همین دلیل بعضی زبانشناسان آرش را کوتاه شده آذرخش می دانند و نام کوروش را هم به خورشید منتسب می کنند. به دو دلیل یکی پسوند ” وش” و دوم پیش وند کور زیرا  کور را تغییر یافته خور یا همان خورشید می دانند بنا به نوشتهٔ پلوتارک، نام کوروش در زبان پارسی باستان به معنای «خورشید» بوده‌است. به هر حال همه این احتمالات دور از حقیقت نیست. و بگونه ای با زبانشناسی و اتمولوژی سازگاری دارد. )

اما در زبان عربی(ذو) یعنی صاحب یا دارنده و قرن(Corn) دو معنی دارد معنی اصلی آن شاخ است و مفهوم  تاج را هم در استعاره می دهد اما  معنی آن  شاخ  است و قرنین واژه‌ای است معرب قرنین یعنی دو شاخ که عربی شده از عبری “קרנים”(قرنیم) است. ذو قرنین بر روی هم یعنی تاج دوشاخ دار.

دو شاخ علاوه بر معنی ظاهری معنی و مفهوم گسترده تری داشته‌است و عبارتی بوده‌است برای بیان قدرت و در عهد قدیم برای موجودی بکار می‌رفته‌است که کره زمین بر روی دو شاخ آن قرار داشته‌است. حتی در فارسی هنوز ضرب المثلی هست که می گوید دو شاخ او را شکستم  یا شاخ او را بشکن  که منظور این است قدرت  و توانایی و ابهت او را تحقیر کن و خوار شمار.

بعضی معتقدند  نامگذاری به دارنده دو شاخ  بخاطر آنست که او به شرق و غرب عالم رسید (دارنده شرق و غرب بود) که عرب آن را تعبیر قرنی الشمس (دوشاخ آفتاب) میکند.

*ذوالقرنین در قرآن

داستان ذوالقرنین در قرآن در سوره کهف به این شرح آمده‌است:

و از تو در باره ذو القرنین می‌پرسند. بگو: برای شما از او چیزی می‌خوانم. (۸۳) ما او را در زمین مکانت دادیم و راه رسیدن به هر چیزی را به او نشان دادیم. (۸۴) او نیز راه را پی گرفت. (۸۵) تا به غروبگاه خورشید رسید. دید که در چشمه‌ای گِل‌آلود و سیاه غروب می‌کند و در آنجا مردمی یافت. گفتیم: ای ذو القرنین، می‌خواهی عقوبتشان کن و می‌خواهی با آنها به نیکی رفتار کن. (۸۶) گفت: اما هر کس که ستم کند ما عقوبتش خواهیم کرد. آن گاه او را نزد پروردگارش می‌برند تا او نیز به سختی عذابش کند. (۸۷) و اما هر کس که ایمان آورد و کارهای شایسته کند، اجری نیکو دارد. و در باره او فرمانهای آسان خواهیم راند. (۸۸) باز هم راه را پی گرفت. (۸۹) تا به مکان برآمدن آفتاب رسید. دید بر قومی طلوع می‌کند که غیر از پرتو آن برایشان هیچ پوششی قرار نداده‌ایم. (۹۰) چنین بود. و ما بر احوال او احاطه داریم. (۹۱) باز هم راه را پی گرفت. (۹۲) تا به میان دو کوه رسید. در پس آن دو کوه مردمی را دید که گویی هیچ سخنی را نمی‌فهمند. (۹۳) گفتند: ای ذو القرنین، یأجوج و مأجوج در زمین فساد می‌کنند. می‌خواهی خراجی بر خود مقرر کنیم تا تو میان ما و آنها سدی برآوری؟ (۹۴) گفت: آنچه پروردگار من مرا بدان توانایی داده‌است بهتر است. مرا به نیروی خویش مدد کنید، تا میان شما و آنها سدی برآورم. (۹۵) برای من تکه‌های آهن بیاورید. چون میان آن دو کوه انباشته شد، گفت: بدمید. تا آن آهن را بگداخت. و گفت: مس گداخته بیاورید تا بر آن ریزم. (۹۶) نه توانستند از آن بالا روند و نه در آن سوراخ کنند. (۹۷) گفت: این رحمتی بود از جانب پروردگار من و چون وعده پروردگار من در رسد، آن را زیر و زبر کند و وعده پروردگار من راست است.

*ذوالقرنین در احادیث اسلامی

در برخی احادیث اسلامی ذوالقرنین پیامبر و پادشاه خاور و باختر معرفی شده‌است. در کتاب نصایح چنین آمده‌است:

الله هیچ پیغمبری را پادشاهی نداد به جز پنج تن(بعد از حضرت نوح): ذوالقرنین(به احتمال)، داود، سلیمان =از پیامبری بد شد ، ابراهیم ، یوسف و محمد (رهبر و پیشوا) ؛ ذوالقرنین بر خاور و باختر حکومت کرد.

عمار سابطی روايت كرده كه گفت خدمت حضرت صادق (ع) عرض كردم مقام و منزلت ائمه ما چیست؟ فرمودند: مانند مقام و مرتبه ذوالقرنین و یوشع (از پیامبران بنی اسرائیل و جانشین حضرت موسی) و آصف مصاحب سليمان – كه دلالت بر علو مقام ذوالقرنين دارد.

همچنین در احادیث اسلامی از مسجد ذوالقرنین نیز یاد شده‌است. مسجد و ساختمان بزرگی که درازای آن ۴۰۰ ذراع بوده، که در ساختمان آن از تخته‌های چوب و مس و الواح مسین استفاده شده‌است. درازای هر تخته چوب ۲۲۴ ذراع و فاصله دو دیوار ۲۰۰ ذراع و بلندی دیوارها ۲۲ ذراع گفته شده‌است. و مجلسی به نقل از ثعلبی محل ساخت سد ذوالقرنین را “پایان خاوری سرزمین ترک‏” خوانده‌است.

در کتاب دانیال، دانیال نبی در رویا چنین می‌بیند:

دیدم که ناگاه قوچی نزد نهر ایستاده بود که دو شاخ داشت و شاخهایش بلند بود ویکی از دیگری بلندتر و بلندترین آنها آخربرآمد. و قوچ را دیدم که به سمت باختر و شمال و جنوب شاخ می‌زد و هیچ وحشی با او مقاومت نتوانست کرد و کسی نبود که از دستش رهایی دهد و برحسب رای خود عمل نموده، بزرگ می‌شد.

در متن عبری واژه “קרנים”(قرنیم) به معنی “دوشاخ” استفاده شده‌است.

در ادامه در کتاب دانیال می‌خوانیم: جبرئیل بر او آشکار گشت و خوابش را چنین تعبیر نمود: قوچ صاحب دو شاخ که دیدی پادشاهان ماد و پارس است. در ترجمه عربی کتاب مقدس نام ذوالقرنین در همین فراز آمده‌است:

ترجمه ون دایک:أَمَّا الْکَبْشُ الَّذِی رَأَیْتَهُ ذَا الْقَرْنَیْنِ فَهُوَ مُلُوکُ مَادِی وَفَارِسَ.

ترجمه فارسی قدیم:اما آن قوچ صاحب دو شاخ که آن را دیدی پادشاهان مادیان و فارسیان می‌باشد.

یهـود از بشـارت رؤیای دانیال چنین دریافتند که دوران اسارت آنها با قیام یکی از پادشـاهـان ماد و فارس، و پیروز شـدنش بر شـاهـان بابل، پایان می‌گیرد، و از چنگال بابلیان آزاد خواهند شد. چیزی نگذشـت که کوروش در صحنه حکومت ایران ظاهر شد و کشور ماد و فارس را یکی ساخت، و سلطنتی بزرگ از آن دو پدید آورد، و هـمانگونه که رویای دانیال گفته بود که آن قوچ شاخهایش را به باختر و شرق و جنوب می‌زند کوروش کبیر نیز در هر سه جهت فتوحات بزرگی انجام داد. یهود را آزاد ساخت و اجازه بازگشت به فلسطین به آنها داد.

در کتاب اشعیا نبی باب ۴۴ شماره ۲۸ چنین می‌خوانیم: آنگاه در خصوص کوروش می‌فرماید که شبان من اوست و تمامی مشیتم را به اتمام رسانده به بیت المقدس خواهد گفت که بنا کرده خواهی شد. این جمله نیز قابل توجه‌است که در بعضی از تعبیرات کتاب مقدس، از کوروش تعبیر به عقاب خاور، و مرد تدبیر که از مکان دور خوانده خواهد شد آمده‌است. (کتاب اشعیا نبی باب ۴۶ شماره ۱۱)

*مشخصات ذوالقرنین

ذوالقرنین دارای مشخصاتی بود، از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

او شخصی با تاج یا کلاهی با دو شاخ است.

خداوند اسباب پیروزی‌ها را در اختیار او قرار داد.

او سه لشکرکشی مهم داشت: نخست به باختر، سپس به خاور و سرانجام به منطقه‌ای که در آنجا یک تنگه کوهستانی وجود داشته، و در هر یک از این سفرها با اقوامی برخورد کرد.

خداوند او را قدرتمند کرده بود و اختیار جان و مال انسانها و عذاب و پاداش به آنها را به او داده بود.

او انسان یکتا پرست و مهربانی بود، و از طریق دادگری منحرف نمی‌شد، و به همین جهت مشمول لطف خاص پروردگار بود.

او یار نیکوکاران و دشمن ظالمان و ستمگران بود، و به مال و ثروت دنیا علاقه‌ای نداشت.

او هم به خدا ایمان داشت و هم به روز رستاخیز.

او سازنده سدی است که در آن از آهن و مس استفاده شد (و اگر مصالح دیگر در ساختمان آن نیز به کار رفته باشد تحت الشـعاع این فلزات بود) و هـدف او از ساختن این سد کمک به گروهـی مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یاجوج و ماجوج بوده‌است.

او از کسانی بوده که خداوند خیر دنیا وآخرت رابه او عطا کرد. خیر دنیادرسلطنت و قدرت واختیاری که به او عطا شده بود و خیر آخرت، برای اینکه او به گسترش داد و اقامه حق و به صلح و بخشش و رفق و کرامت نفس و گستردن خیر و دفع شر درآدمیان عمل می‌کرد.

چنین بر می‌آید که او به وحی و یا الهام و یا بدست پیغمبری از پیغمبران تایید می‌شد، و به او کمک می‌کرد.

*سد ذوالقرنین

تاریخدانان و تفسیرگران در این باره دیدگاه‌های متفاوتی در تطبیق داستان دارند:

به بعضی از مورخین نسبت می‌دهند که گفته‌اند: سد یادشده در قرآن همان دیوار چین است.

عده دیگری می گویند این سد در محلی بین دریای خزر و دریای سیاه واقع شده است و جایی است که سلسله کوه‌های قفقاز مثل یک دیوار طبیعی راه بین جنوب و شمال را قطع می‌کند و فقط یک راه در تنگه میان این سلسله کوه‌ها وجود دارد، این راه را امروز به نام تنگه داریال می‌خوانند و در ناحیه ولادی کیوکز و تفلیس واقع شده است. هم اکنون نیز بقایای دیوار آهنی در این نواحی هست و مسلما باید همان سد کوروش باشد. در سد ذوالقرنین گفته می‌شود که آهن زیاد به کار رفته و بین دو کوه نیز ساخته شده است، معبر داریال بین دو کوه بلند واقع شده و این سد نیز که آهن زیادی در آن دیده می‌شود در همین دره وجود دارد. از کتب ارمنی بهتر می‌توان شهادت گرفت زیرا بیشتر به وقایع از نزدیک آشنا بوده‌اند. این سد را در کتب ارمنی از زمان قدیم به «بهاک گورایی» خوانده‌اند و «کابان گورایی» هم می گویند معنی هر دو کلمه یکی است و همان معنی «دربند کوروش» یا «گذرگاه کوروش» می‌دهد. زیرا کور قسمتی از نام کوروش است آیا تنها همین شهادت واقعی که الساعه هم وجود دارد نمی‌تواند کفایت کند که سد مزبور را کوروش بنا کرده است؟ از منابع گرجستان نیز همین شهادت را می‌توان یافت در زبان گرجستان از قدیم این دروازه را به نام «دروازه آهنین» میانه خوانده‌اند و ترک‌ها آن را به دامر کپو (قاپو) ترجمه کرده‌اند و امروز هم به همین نام مشهور است. یکی از سیاحان یهودی مشهور موسوم به یوسف که در قرن اول میلادی می زیسته است از این سد نام می‌برد، پس از او «پروکوپیوس» مورخ در قرن ششم میلادی آن را دیده است و سپس یکی از همراهان سردار رومی «بلی سارس» نیز وقتی به این نقطه حمله برد (پانصد و بیست وهشت میلادی) این سد را به چشم دیده است.

از رود کوروش «کُر» هم قبلا نام بردیم، یکی از رودهایی که از جبال قفقاز سرچشمه می‌گیرد به نام «کُر» خوانده می‌شود. در کتب ارمنی و حتی یادداشت‌های آنتونی جان کینسن که در سال ۱۵۵۷ میلادی به ایران آمد، این رود، رود سائرس(= کوروش) خوانده می‌شود.

 

*گمانه زنیها در مورد کیستی ذوالقرنین

در قدیم نظرات متفاوتی بیان شده  از جمله  اسکندر مقدونی –  فریدون – جمشید-  یکی از ملوک یمن و … ذکر کرده‌اند.

اما برخی از مفسران و تاریخ‌دانان  قرنهای اخیر معتقدند  که مشخصاتی که از این فرد در قران و تاریخ‌ها و داستان‌ها آمده‌است با منش تاریخی کوروش بزرگ همسویی دارد.

*تطابق ذوالقرنین با کوروش کبیر

مورخینی که ادعا دارند ذوالقرنین همان کوروش کبیر است دلایل عمده زیر را مطرح می‌کنند:

اشاره به ذوالقرنین در عهد عتیق

سؤال کنندگان درباره ذوالقرنین از پیامبر طبق روایاتی که در شان نزول آیات آمده یهود بوده‌اند، و یا قریش به تحریک یهود. و به این داستان پیش از اسلام و در کتاب یهودیان اشاره شده و تعبیر آن پادشاه ماد و فارس ذکر شده‌است. به قسمت داستان ذوالقرنین در عهد عتیق توجه کنید.

در قرن نوزدهم میلادی در نزدیکی استخر در کنار نهر مرغاب مجسمه ای از کوروش کشف شد که تقریبا به قامت یک انسان است، و کوروش را در صورتی نشان می‌دهد که دو بال همانند بال عقاب از دو جانبش گشوده شد، و تاجی به سر دارد که دو شاخ همانند شاخ‌های قوچ در آن دیده می‌شود. از تطبیق مندرجـات کتاب مقدس با مشـخصات این مجـسمه این احتمال در نظر این مورخین کاملا قوت گرفت که نامیدن کوروش به ذو القرنین (صاحب دو شاخ) از چه ریشه‌ای مایه می‌گرفت، و همچنین چرا مجسمه سنگی کوروش دارای بالهـایی هـمچون بال عقاب است، و به این ترتیب بر گروهی از دانشمندان مسلم شد که شخصیت تاریخی ذو القرنین از این طریق کاملا آشکار شده‌است.

دادگری کوروش

سنگ نوشته‌های نقش رستم، منشور حقوق بشر کوروش بزرگ، و مورخین دوران باستان شخصیت و صفاتی از کوروش بیان می‌کنند که با ذوالقرنین قرآن کاملا تطابق و سازگاری دارد.

*مفسران و تاریخ‌دانانی که به تطابق ذوالقرنین با کوروش کبیر گواهی داده‌اند

مولانا ابوالکلام آزاد، مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسیر مجمع‌البیان

ترجمه تفسیر سوره کهف از باستانی پاریزی

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی و ده نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسیر نمونه (مانند قرائتی، امامی، آشتیانی، حسنی، شجاعی، عبدالهی و محمدی)

آیت‌الله میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق (با ترجمه عبدالمجید صادق نوبری)

حجت‌الاسلام سید نورالدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات

علی شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی

صدر بلاغی در قصص قرآن

جلال رفیع در کتاب بهشت شداد

دکتر فاروق صفی زاده در کتاب از کورش هخامنشی تا محمد خاتمی

منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای غربی

قاسم آذینی فر در کتاب کورش پیام آور بزرگ

فریدون بدره‌ای در کتاب کورش در قرآن و عهد عتیق

محمد کاظم توانگر زمین در کتاب ذوالقرنین و کورش

آیت‌الله سید محمد فقیه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و نماینده مجلس خبرگان دوم

استاد محیط طباطبایی

حجه‌الاسلام شهید هاشمی نژاد

سر احمدخان بنیان‌گذار دانشگاه اسلامی علیگر هند.

سلطان حسین تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن

دکتر عبد المنعم النمر

صابر صالح زغلول

الشیخ الشعراوى

*دیدگاه علمای دینی عرب معاصر

معمولا علمای دینی عرب زبان بدلیل مخالفت با یهودیان علاقه کمی از خود نشان داده‌اند تاکوروش را همان ذوالقرنین بدانند اما دکتر دکتر عبد المنعم النمر بالاترین مقام دینی (وزیر اوقاف و امور دینی مصر) و بزرگترین چهره اسلام شناس معاصر در مصر که مقاله تحقیقاتی وی راجع به کورش ذو القرنین در ماهنامه مشهور جهان عرب بنام مجله العرب شماره ۱۸۴ قبل از فوت ایشان منتشر گردید مورد توجه و بازتاب علمای ازهر واقع شد مقاله او در جهان عرب بازتاب و پذیرش قابل توجهی یافت. او پس از بیان دلایل ابوکلام آزاد و دلایل مفسرین قبلی نتیجه می‌گیرد که ابوالکلام آزاد استدلالهای منطقی ارایه کرده‌است. بعد از مقاله عبدالمنعم النمر مقاله‌های دیگری نیز از سوی اسلام شناسان عرب در تایید ابوکلام آزاد منتشر شده‌است. دکتر عبدالمنعم همچنین یک نظریه جدید را که ادعا نموده‌است ذو القرنین همان فرعون توت آخن می‌باشد را نیز رد کرده و آنرا مستند ندانسته‌است: که مورد توجه جهان عرب قرار گرفت. بعد از عبد المنعم النمر مهمترین شخصیت علمی و مذهبی جهان عرب صابر صالح زغلول در سال 2011 کتاب بسیار مفصل 327 صفحه ای نوشته که دار الکتاب العربی للنشر و التوزیع – القاهرة آنرا توزیع کرده است. تحت عنوان :”مؤسس الدولة الفارسیة وأبو إیران؛ حیاته و فتوحاته وهل هو ذوالقرنین” پایه گذار دولت پارس و پدر ایران- زندگی و پیروزی هایش وپایان کار آیا او ذو القرنین است؟” متفکر بزرگ جهان عرب نظرات مختلف راجع به ذوالقرنین را بیان نموده و از جمله به نگر و دیدگاه – ابوالکلام آزاد و عبد المنعم النمر و الشیخ الشعراوى می پردازد و نتیجه می گیرد که دیدگاه ابوکلام آزاد به واقعیت نزدیک تر است.نکته مهم اینکه تا کنون نظر شیخ الشعراوی در مورد ذو القرنین بودن کوروس از دید عرب ها مخفی نگه داشته شده است.

نوشته: دکتر عجم  این نوشته  ابتدا سال  1385 در وب لاگ دریای فارس و در ویکی پدیا منتشر گردید.

 

شب شعر ایران و هندوستان – تاگور شاعر پرآوازه هندی

شب ایران و هند برگزار شد.

انتشار 4 می 2013 |

hend4 (4)

یکصد و نوزدهمین شب از شب‎های مجله بخارا به « ایران و هند » اختصاص داشت که غروب روز پنج شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ با همکاری سفارت هند در ایران، مؤسسه فرهنگی هنری ملت ، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، مرکز دایره‎المعارف بزرگ اسلامی، گنجینه پژوهشی ایرج افشار و انجمن دوستی ایران و هند در محل ساختمان کانون زبان پارسی برگزار شد.

علی دهباشی به عنوان آغازگر این مراسم از علت برپایی این شب سخن گفت:

«مجله بخارا  پیش از این شب‎هایی را به فرهنگ و هنر هند اختصاص داده و شب‎های « رابیندرانات تاگور»،« راوی شانکار» و « گتیانجالی را برگزار کرده است،  اکنون ، این شب را به پاسداشت و یادآوری سده‎ها روابط فرهنگی ایران و هند اختصاص داده‎ایم. هیچ قومی به اندازه ایرانیان و هندیان در میان تیره‎های هند و اروپایی تا این حد به هم نزدیک نبوده‌‎‎اند. ده‎ها کتاب، صدها رساله و قریب به هزار مقاله به فارسی و انگلیسی و زبان‎های دیگر درباره مناسبات تاریخی و فرهنگی ما و کشور هند نوشته شده است. دوستانی که در جمع ما هستند با بسیاری از این مطالب آشنایند. همانطور که اشاره کردم، امشب را به پاس داشت و یادآوری تاریخ روابط فرهنگی ایران و تجلیل از خدمات استادانی است که بخش مهمی از عمر شریف خودشان را صرف معرفی فرهنگ ایران و هند نموده‎اند.

سپس، سریش ک. گویال .معاون وزیر شورای ارتباطات فرهنگی کشور هند سخنان خود را آغاز کرد:

« من برای اولین بار است که به ایران می‎آیم و این لحظه‎ برایم لحظه‎ای است هیجان‎انگیز و پرشور. سال ۱۹۷۸ ( ۱۳۵۶) وقتی که من وارد وزارت خارجه هند شدم، مجبور بودم که یک زبان خارجی را انتخاب کنم و من زبان فارسی را انتخاب کردم ولی بعد شرایط تغییر کرد و الآن هم برای اولین بار هست که به ایران آمده‎ام و بنابراین می‎خواهم بگویم که این لحظه، لحظۀ خاصی برای من است . فکر می‎کنم که انگیزۀ اصلی من برای آموختنِ زبان فارسی پدرم بود. پدرم که در حقیقت فقط پنج سال مدرسه رفته بود، تمام تحصیلات و آموزش‎هایی که دیده بود به زبان پارسی بود و من واقعاً نمی‎دانم در آن زمان چگونه زبان یاد می‎دادند و به چه شکلی مدارسشان را اداره می‎کردند. ولی واقعاً انگیزه‎ای شد برای من که بخواهم زبان فارسی را یاد بگیرم. فکر می‎کنم روابط بین دو کشور چیزی است که خارج از محدودیت‎ها و محدوده‎های جغرافیایی قرار دارد. ما یک نزدیکی می‎بینیم بین فرهنگ دو کشور.

سریش ک.گویال ـ عکس از سمیه لطفی

سریش ک.گویال ـ عکس از سمیه لطفی

بسیار خوشحالم که اولین سفرم به تهران، در محضر اساتید و محققینی هستم که عمرشان را عمیقاً صرف تحقیق و مطالعه هند کرده‎اند و دوستی بین مقامات دو کشور نیست، بلکه دوستی بین مردم دو کشور است و این روابط را ویژگی می‎بخشد. دو کشور ایران و هند بیش از سه هزار سال است که با یکدیگر رابطه دارند و این زمان بسیار زیادی است.

من باید بگویم یک رابطه زیادی وجود دارد بین فارسی باستان و سانسکریت و این رابطه به بیش از هزار سال پیش برمی‎گردد. و ایرانی‎ها و هندی‎ها هم از نظر نژادی با یکدیگر مشترک‎اند. کلمه آریا برای ما کلمه‎ای آشناست و ما هر دو ملت از نژاد آریایی هستیم و واقعاً هند از ایران تأثیرات فراوانی گرفته، از معماری ایران، از هنر ایران، از صنایع دستی ایران، مثل میناکاری و قلمکاری. می‎توانم بگویم که ایران و هند تأثیرات فراوانی بر هم گذاشته‎اند. وقتی که به اصفهان رفته بودم و در بازار سفر راه می‎رفتم انگار که در بازار دهلی بودم. بین ایران و هند مشابهت‎های فراوانی وجود دارد و این مشابهت‎ها به هزاران سال روابط متقابل بین این دو کشور برمی‎گردد.

البته کارهای بیشتری از این باید انجام داد تا دو ملت درک بیشتری از هم داشته باشند و من فکر می‎کنم این درک بیشتر حتماً نباید در سطوح سیاسی باشد چون ما در این سطوح شاهدیم که دو کشور همکاری‎هایی جدی با هم دارند. و من فکر می‎کنم باید رابطۀ بیشتری بین روشنفکران و محققان و فرهیختگان کشور ایجاد کنند تا بتوانند به این طریق نگاه بهتری به گذشته داشته باشند. من شنیده‎ام که کارهای زیادی انجام شده، تحقیق گسترده‎ای دربارۀ هند صورت گرفته ولی همچنان کارهای بیشتری می‎توان کرد.

می‎توانم در اینجا اشاره کنم که آثار زیادی در هند وجود دارد که به زبان فارسی نوشته شده است. در گذشته‎های دور زبانی که در دربار هند با آن سخن می‎گفتند زبان فارسی بود، و بسیاری از مکاتبات تجاری به زبان فارسی نوشته شده‎اند و حتی زمانی اکبر شاه کتاب انجیل را به زبان فارسی ترجمه کرده بود و یکی از همسران اکبر شاه هم ایرانی بود.

آرش افشار، سریش ک.گویال، دی.پی.سری واستوا ـ عکس از سمیه لطفی

آرش افشار، سریش ک.گویال، دی.پی.سری واستوا ـ عکس از سمیه لطفی

بیدل هندی یکی از شاعران بزرگ و نامدار هند و غالب دهلوی یکی دیگر از شاعران بزرگ هند است که به فارسی شعر سروده‎اند. دیوان حافظ در هند کتابی مقدس به شمار می‎رود. هر دو ملت از یکدیگر بهره‎مند می‎شوند و من تصور می‎کنم که روشنفکران و دانشمندان و پژوهشگران هر دو ملت می‎توانند این گنجینه‎ها را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و روابط متقابل را عمق بیشتری ببخشند. در واقع مرکز ارتباطات هند مقدم کسانی را خوش آمد می‎گوید که بخواهند به هند بیایند و بر متون مشترک کار کنند. ما دو کتابخانه مجهز داریم که پر است از آثاری که به زبان فارسی نوشته شده است. این پیوندها حاکی از روابط بین دو کشور استو ما می‎توانیم دربارۀ تمدن مشترک و ارزش‎های فرهنگی مشترک تحقیق کنیم و با یکدیگر همکاری داشته باشیم چون ریشه‎های مشترک داریم. و روابط گسترده به ویژه در پانصد ـ ششصد سال گذشته وجود داشته است . بنابراین من دعوت می‎کنم از محققان و اندیشمندان دو کشور که در طرح‎های فرهنگی مشترک با یکدیگر همکاری داشته باشند تا پیوندهای مشترک بین دو کشو بیش از پیش برقرار شود.

دی.پی.سری واستوا و دکتر دیواندره‎ای ( مدیرعامل بانک ملت) ـ عکس از مجتبی سالک

دی.پی.سری واستوا و دکتر دیواندره‎ای ( مدیرعامل بانک ملت) ـ عکس از مجتبی سالک

من فکر می‎کنم ایران و هند دو کشوری هستند که از نظر ادبیات در دنیا سرآمد کشورهای دیگر هستند. اما در روزهای اخیر جهانی سازی به حقیقتی بزرگ بدل شده است. اما باید ببینیم که این جهانی شدن چه تأثیری می‎تواند بر این پیوندهای فرهنگی داشته باشد و چه تأثیری می‎تواند بر اعتقادات فرهنگی مشترک بین ما بگذارد. و برعکس ما می‎توانیم بفهمیم که علائق فرهنگی مشترک چه تأثیری می‎تواند بر این جهانی شدن بگذارد. من فکر می‎کنم که امروزه کشمکش‎هایی که بوجود آمده است و اسمش را می‎توانیم منازعۀ بین تمدن‎ها باید تغییر کند و به گفت‎وگوی بین تمدن‎ها بدل شود و دو ملت هند نقش به سزایی می‎توانند در این گفت‎وگوی تمدن‎ها ایفا کنند. از حضور شما سخنرانان ، محققان و کارشناسان بسیار سپاسگزارم و من عادت به سخنرانی طولانی ندارم و من دلم می‎خواهد بگویم که ما راهی طولانی در پیش داریم تا روابط بین دو کشور عمق بیشتری پیدا کند . من آفرین می‎گویم به نشریۀ بخارا و بنیاد موقوفات دکتر افشار که این دانه‎ای که امروز اینجا کاشته‎ می‎شود، به درختی تنومند بدل خواهد شد و به لطف توجه سفیر هند در ایران ما قرار است که فردا مرکز فرهنگی هند را افتتاح کنیم و من امیدوار هستم که این مرکز فرهنگی فقط نمایشگاهی برای بازدید عموم نباشد، بلکه جایی باشد که افراد خلاق کنار هم بنشیننند و با هم تعامل داشته باشند و به مشارکت بیشتری دست یابند و روابط بهتری بین دو طرف ایجاد شود.»

سپس دی.پی.سری واستوا، سفیر هند در ایران به عنوان سخنران بعدی از ترویج زبان فارسی در طی سده‎های متمادی در هند سخن گفت:

« در آغاز از مجله بخارا، بنیاد افشار و مؤسسه فرهنگی هنری ملت برای برپایی این شب تشکر می‎کنم و از حضور اندیشمندانی چون دکتر مجتبایی و دکتر شایگان در این جا مسرورم. من هم مانند آقای گویال زبان فارسی را انتخاب کردم ولی در نهایت عربی یاد گرفتم . من از اهالی لکهنو هستم، زبان اردو از شهر من می‎آید و همانطور که می‎دانید زبان اردو بسیار به فارسی وابسته است. و من تا زمانی که به ایران نیامده بودم نمی‎دانستم که چه تعداد از کلمات فارسی به زبان هندی راه یافته است، کلماتی نظیر حال، سال، پارسال، خداحافظ و … شهر لکهنو شهری است که در آنجا زبان فارسی رایج است و در حقیقت شاهزادگان و سلاطین به ترویج زبان فارسی می‎پرداختند و این پیوند به بیش از دو هزار سال پیش برمی‎گردد.

و این روابط فقط محدود به مشابهت‎های زبانی بین اردو و فارسی نمی‎شود. من یادم هست که اولین باری که به عنوان سفیر به ایران آمده بودم و رفته بودم تا با آقای صالحی وزیر امور خارجه ایران ملاقات کنم ایشان به من گفتند که زبان فارسی ریشه در سانسکریت دارد. فارسی باستان و فارسی میانه بسیار به سانسکریت نزدیک است. من زمانی به شهر قم رفته بودم و در آنجا در کتابخانه آیت‎الله مرعشی که کتابخانه‎ای بزرگ است دست‎نویسی را دیدم که قدمتش شاید به ششصد سال پیش برمی‎گشت. و نیمی از آن به زبان سانسکریت نوشته شده بود و نیمی دیگر به زبان پهلوی . و این مسئله بیانگر روابط فرهنگی دیرپا میان ماست. بسیاری از متون فارسی هم  در هند باقی مانده‎اند و من فکر می‎کنم با همکاری مشترک می‎توانیم بیشتر بر این متون کار کنیم و بسیاری از متون هندی هم باقی مانده‎اند چون به فارسی ترجمه شده‎اند و کتاب پنج داستان یکی از این کتاب‎هاست که به واسطۀ ترجمه به فارسی باقی مانده است.

دی.پی.سری.واستوا ـ عکس از سمیه لطفی

دی.پی.سری.واستوا ـ عکس از سمیه لطفی

و به دوران معاصر که نگاه می‎کنیم، می‎بینیم که هر سال ۴۰ هزار ایرانی از هند دیدن می‎کنند و ما مقدم ایرانی‎های بیشتری را گرامی می‎داریم که به هند بیایند. دولت هند در نظر دارد پرواز مستقیمی بین مشهد و حیدرآباد برقرار کند، چون هر ساله هزاران زائر هندی برای زیارت به مشهد می‎آیند. در مشهد موزه‎ای است که قرآن‎های نفیسی در آنجا نگهداری می‎شود و قرآن‎هایی است که سلاطین هندی به ایران هدیه کرده بودند.

باید اشاره کنم که شخصی به نام بهرام خان وجود داشت که دست راست اکبر شاه بود . بهرام خان ایرانی بود و از مشهد آمده بود و پس از وفات هم در مشهد به خاک سپرده شد. ما با بقیه شهرهای ایران هم ارتباط داریم . مثل اصفهان و من اصفهان را آنقدر دوست دارم که گاهی احساس می‎کنم اصفهانی هستم.

و ما ازمجوزی که برای تأسیس مرکز فرهنگی به ما داده است سپاسگزاریم . این مرکز فردا توسط سلمان خورشید، وزیر امور خارجه هند افتتاح خواهد شد و من باز هم یک بار دیگر از بانیان این مراسم سپاسگزارم.»

پس از آن علی دهباشی از کامران فانی خواست تا به عنوان کسی که با آثار دکتر مجتبایی و دکتر شایگان آشنایی کامل دارد، معرفی بیشتری از آثار این دو هند شناس برجسته در اختیار مخاطبان قرار دهد و کامران فانی چنین گفت:

برای بنده مایه مباهات و افتخار است که فرصتی دست داد تا دربارۀ دو شخصیت برجستۀ هندشناس ایرانی چند دقیقه‎ای صحبت کنم. البته آقای دکتر مجتبایی و آقای دکتر شایگان نیازی به معرفی ندارند، شناخته شده‏تر از آن هستند که بخواهم معرفی‏‎شان کنم. من سعی می‎کنم خیلی گذرا فقط کارنامۀ هندشناسی آن دو هندشناس برجسته ایرانی را مرور کنم.

من حدود پنجاه سال پیش، با نام و آثار دکتر مجتبایی آشنا شدم. دانشجوی ادبیات فارسی بودم . در آن موقع سه جلد از تاریخ ادبیات ادوارد براون منتشر شده بود و جلد چهارم منتشر نشده بود. آقای دکتر مجتبایی این کتاب را ترجمه کرد . پشت جلد همان کتاب با زندگی دکتر مجتبایی آشنا شدم و در آنجا دیدم ایشان کتابی را با عنوان « چیترا»  ، غزل‏‎هایی چند از باغ عشق رابیندرانات تاگور را ترجمه کرده‎اند و چون آن موقع من هم به هند علاقمند بودم . این کتاب را تهیه کردم و این اولین آشنایی من بود با هند به خصوص با هند معاصر. کتاب چیترا یک نمایشنامه منظوم غنایی بود که تاگور نوشته بود و در کنارش تاگور بیشتر به عنوان شاعر شناخته شده بود. شعرهایی هم از ایشان آورده بود. این کتاب امروز ، به قول من از کبریت احمد هم نایاب‎تر است . از آقای دکتر مجتبایی پرسیدم این کتاب بیش از چهل سال است که تجدید چاپ نشده . این کتاب خیلی مهم بود. چون شاید اولین بار بود که از تاگور و نویسنده‏های هندی اثری به فارسی ترجمه می‎شد. یادم نمی‎آید که کتاب دیگری از تاگور که نویسندۀ برجسته‎ای بود، برنده جایزه نوبل بود، اولین نویسنده شرقی که این جایزه را می‎گرفت، اثری ترجمه شده باشد. به هر حال این کتاب هنوز هم نایاب است. امیدوارم که چاپ جدیدی که ایشان قول داده‎اند بیرون بیاید و زمینه‎ای باشد برای آشنایی نسل جوان‎تر با هند معاصر و به ویژه با تاگور.

کامران فانی ـ عکس از سمیه لطفی

کامران فانی ـ عکس از سمیه لطفی

دکتر مجتبایی شخصیتی هستند که دامنه مطالعاتشان بسیار گسترده است. در حوزۀ ایران، از ایران باستان تا ایران معاصر و در حوزۀ هند هم همینطور. دکتر مجتبایی رشتۀ هندشناسی را خوانده‎اند. متخصص و مدرس این رشته هستند و من دو کتاب بسیار مهم ایشان را که در مورد هند است اجمالاً بیان می‎کنم. کتاب اول کتابی است با عنوان نحو هندی و نحو عربی که به نظر من یکی از مهم‎ترین کتاب‎هایی است که در این باره نوشته شده. وارد جزییات نمی‎شوم اما می‎دانید که صرف نحو عربی و گرامر عربی یکی از کامل‎ترین گرامرهاست و اولین کتابی که راجع به همین گرامر نوشته شده از سیبویه فارسی است. این کتاب که به نام « الکتاب» معروف است به قدری کامل هست که باعث حیرت شده که چطور اولین اثری که راجع به دستور زبان یک زبان که قبلاً نوشته نشده اینقدر کامل است. همه حدس می‎زنند که به هر حال الگویش را باید از جایی دیگر گرفته باشد. معمولاً الگو را از زبان یونانی یا سریانی می‎دانستند ولی در واقع این الگو از هند آمده. و آقای دکتر مجتبایی در این کتاب که واقعاً بی‎نظیر است ثابت کرده‎اند که نحو عربی، صرف نحو عربی و دستور زبان عربی مستقیماً الگوی هندی و سانسکریت داشته است. و در این کتاب با مستندات فراوان و مشابهت‎های زیاد این معضلی را که واقعاً بیش از دویست سال در مورد دستور زبان عربی مطرح بود حل کردند. من فکر می‎کنم ما امروز دلیل قاطعی داریم که از همان قرن اول بعد از اسلام تأثیر هند را از طریق ایرانی‎ها در جامعۀ اسلامی آن زمان می‎بینیم.

دومین  کتاب دکتر مجتبایی که خیلی سریع معرفی می‎کنم کتابی است  راجع به روابط فرهنگی هندوها و مسلمانان. این کتاب مجموعه خطابه‎هایی است که به زبان انگلیسی هم چاپ شده است. خطابۀ اولش دربارۀ بیرونی است، اولین و در واقع مهم‎ترین هندشناس ایرانی. دکتر مجتبایی هم در هند رایزن فرهنگی بودند ، و همانند بیرونی که در هزار سال قبل وارد هند شد، به دنبال شناخت فرهنگ این ملت بزرگ هست. خطابه‎ی اول راجع به بیرونی مقاله فوق‎العاده مهمی است و بررسی جدی و کاملی است از کارنامه هندشناسی ابوریحان بیرونی. مقاله دوم این کتاب که کمتر به آن توجه شده ، مقاله‎ای است که ایشان آثاری را که هندوها و مسلمانان دربارۀ دین هندی به زبان فارسی نوشته‎اند. معرفی کرده‎اند. مهم این است که زبان فارسی در واقع زبان محمل است. در واقع فرقی هم نمی‎کند که هندو بوده یا مسلمان ، اول زبان فارسی را به کار می‎برده چون در اینجا ۴۵ نسخه اصلی و خطی را تحریر کرده‎اند و مثال می‎دهند ، چه گنجینه‎ای وجود دارد که هنوز مورد توجه قرار نگرفته است. مقاله سوم این کتاب راجع به عرفان هندی و عرفان اسلامی است . در اینجا نشان داده‎اند که وجوه مشترک و نوع نگاه متفاوت این فرهنگ به عرفان چه چیزی بوده . و مقاله چهارم  هم در واقع جلوه‎ها و جنبه‎هایی از روابط فرهنگی بین هندوها و مسلمانان در حوزه‎های هنر، ادبیات، تاریخ و عرفان را بررسی کرده‎اند. در این مورد باید بگویم که تأثیر زبان فارسی بر زبان‎های مختلف هندی نشان می‎دهد که نقش ایران و نقش زبان فارسی در شکوفایی تمدن چقدر مؤثر بوده و ایرانی‎ها چه حضور فرهنگی با نفوذی در آنجا داشتند.

دکتر داریوش شایگان، کامران فانی و دکتر فتح‎الله مجتبایی ـ عکس از مجتبی سالک

دکتر داریوش شایگان، کامران فانی و دکتر فتح‎الله مجتبایی ـ عکس از مجتبی سالک

مقالۀ دکتر مجتبایی یک مسئله را روشن می‎کند و این اهمیت زیادی دارد. به نظر ایشان مسئله زیستی مسمالت‎آمیز بین هندوها و مسلمانان مطرح نیست. مسئله از این جدی‎تر است. اینجور نیست که به هر حال همدیگر را تحمل می‎کردند. مسئله این است که اینها وحدتی ژرف و عمیق، یک یگانگی عمیقی نسبت به هم دارند. اینطور نیست که در مقابل هم قرار گرفته باشند و بخواهند رفتاری مسالمت‎آمیز در برابر هم داشته باشند. اینها متعلق به فرهنگی یگانه هستند و با همین دید است که باید هندوها و مسلمانان شبه قاره را نگاه کنیم.

اما در مورد دکتر شایگان، همه می‎دانیم که آثار فلسفی و فکری ایشان بسیار مشهور است و در واقع شهرت جهانی دارد. آقای شایگان به ذات هندشناس است. در زمینۀ هند دکترا گرفته، رسالۀ دکترای ایشان که معرفی خواهم کرد در زمینۀ هندشناسی است و در واقع به یک معنی دکتر شایگان را باید هندشناسی بزرگ دانست. در حقیقت آنقدر که راجع به آثاری می‎نویسند که ایشان در آنها بیشتر به معضل جهانی و به خصوص جهان شرق و جهان اسلام و مسئلۀ سنت و مسئله تجدد و مدرنیته می‎پردازند، به هند شناسی ایشان کمتر توجه نشان می‎دهند. دکتر شایگان همواره شیفتۀ هند بودند، به خصوص از آیین بودیسم همواره به نحوی مهرآمیز صحبت می‏‎کنند که واقعاً آدم تحت تأثیر قرار می‎گیرد. دکتر شایگان یکی از مهم‎ترین کتاب‎ها را به زبان فارسی راجع به هند نوشته‎اند. و آن هم کتاب « ادیان و مکتب‎های فلسفی هند است» این کتاب که نزدیک به ۵۰ سال پیش چاپ شده است . آقای دهباشی می‎گفتند که قرار است برای پنجاهمین سال انتشار این کتاب مجلسی بگذارند.این کتاب حدود ۱۰۰۰ صفحه است، فلسفه هندی را از وداها، یعنی در واقع از هزارۀ دوم قبل از میلاد تا اواخر قرن چهاردهم و پانزدهم دربرمی‎گیرد. کتابی که همیشه مورد استقبال خوانندگان ایرانی بوده. این کتاب در واقع کتابی درسی است، ولی همین کتاب جدی، با این طول و تفصیل بیش از ده بار چاپ شده و نشان می‎دهد که این کتاب با اقبال عامه مواجهه است و مردم ایران چقدر علاقمند هستند که با تفکر و اندیشه‎های فلسفی و دینی هند آشنا شوند و این کتاب طی این مدت همچنان محبوبیت خود را حفظ کرده و از دست نداده است.

کتاب دوم ایشان راجع به هندشناسی است که رسالۀ دکترای ایشان بود از دانشگاه سوربن.کتابی است با عنوان « آیین هند و عرفان اسلامی» این کتاب طرح مفصل و تفصیلی است دربارۀ کتاب معروف داراشکوه، ولیعهد ناکام سلسله تیموریان یا مغولان هند که به دست برادر قشری مذهبش کشته شد. خیلی‎ها معتقدند که اگر داراشکوه می‎ماند و به جای اورنگ زیب به تخت سلطنت می‎نشست شاید دنیای دیگری داشتیم. در این کتاب دکتر شایگان « رسالۀ مجمع‎البحرین » داراشکوه را که هدفش وفاق بین عرفان هندی و عرفان اسلامی است و در آن داراشکوه کوشش کرده که این دو را به هم نزدیک کند و بگوید که بین نگاه اسلامی و نگاه هندی به جهان نزدیکی وجود دارد و در واقع یک ریشه دارد و از ظواهر که بگذریم، از یک گوهر واحد هستند را مفصلاً بحث کرده. دکتر شایگان متن رساله را چاپ کردند و نزدیک به ۵۰۰ صفحه توضیحات دادند راجع به اصطلاحات مهم فلسفی، چه فلسفۀ هند و چه عرفان نظری ایران. جالب توجه این است که این کتاب تخصصی و فنی و مشکل طی چند سال اخیر به چاپ چهارم و پنجم رسیده. خیلی مهم است که کتابی که تخصصی هست و کسی لااقل باید زمینه‎های خوبی نسبت به عرفان هندی و عرفن نظری ایران اسلامی داشته باشد اینقدر مورد توجه قرار گرفته است. کتاب‎های دکتر شایگان اصولاً اینطور است. و حتی موضوعاتی به این پیچیدگی و شاید تا حد زیادی دور از ذهن را مخاطب جدید می‎آفریند.

دو قوم ایرانی و هندی در هزارۀ سوم قبل از میلاد حدود پنج هزار سال پیش نقطۀ نامعلومی در شمال اوراسیا به طرف جنوب آمدند. در نیمه راه از هم جدا شدند. یکی به طرف شرق رفت و یکی به طرف غرب. ولی این پیوند چند هزار ساله تا به امروز بین این دو قوم هند و اروپایی، هند و ایرانی یا آریایی همواره حفظ شده است و شکوه و جلال این بستگی به نظر من در کارنامه دکتر مجتبایی و دکتر شایگان جاری است و نشانگر پایداری روابط ایران و هند است. »

پس از آن دکتر فتح‎الله مجتبایی ضمن سپاس از بانیان این شب، از پیوندهای مشترک بین دو ملت سخن گفت:

« قبل از هر چیز باید تشکر کنم از بنیاد موقوفات دکتر افشار و مجله بخارا که این مجلس را تشکیل دادند. آقای دهباشی قبلاً دو مجلس دیگر را دربارۀ هند تشکیل داد. یکی درباره گیتانجالی بود و یکی دربارۀ خود تاگور که من هم این توفیق را داشتم که در هر دو حضور داشتم.

خیلی خوشحال شدم که شنیدم قصد دارید مرکز فرهنگی هند را راه‎اندازی کنید. زمانی هم که من به هند رفته بودم انجمن دوستی تأسیس شد اما به علت این که از طرف سفارت پشتیبانی نمی‎شد چندان نماند و من در مدت سه چهار سالی که آنجا بودم سعی کردم این انجمن را حیاتی تازه دهم. و امیدوارم این مرکز که تأسیس بشود منشاء خدمات تازه‎ای شود و باعث استحکام روابط فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بین ایران و هند شود. من گمان می‎کنم هیچ دو ملتی به اندازۀ دو ملت ایران و هند به هم پیوسته باشند و وقتی من می‎گویم ایران مقصودم ایرانی است که افغانستان امروز و تاجیکستان امروز در آن یکی بود. اینجا گفتند سه هزار سال روابط و تأثیرات فرهنگی اما بیش از سه هزار سال است. شواهدی که به دست آمده مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد است، یعنی پنج هزار سال پیش، ایران پیش از آریایی‎ها.

پیش از آمدن آریایی‎ها، به هر حال مردمانی در سرزمین ایران زندگی می‎کردند، اقوامی هم هند زندگی می‎کردند. آثاری که در هاراپا به دست آمده و نظایرش در شهر سوخته، در جنوب ایران، مشابهت‎های بسیاری دیده می‎شود. در بلوچستان هنوز اقوامی هستند که به زبان دراویلی صحبت می‎کنند. این رابطه رابطۀ خیلی کهنی است . این دو قوم پیش از آمدن آریایی‎ها به هم نزدیک بودند به بعد از آمدن آریایی‎ها، وقتی آریایی‎ها به این سرزمین آمدند و به جنوب کوچ می‎کنند. دو شاخۀ مهم می‎شوند، یکی به اروپا می‎رود و آنچه به شرق می‎آید دو شعبه می‎شود. یکی ایرانی‎ها و یکی هندی‎ها. آنهایی که به هند می‎روند از تنگۀ خیبر عبور می‎کنند و به شمال هند می‎روند، آنهایی که از غرب دریای خزر وارد ایران می‎شوند. در آناتولی قدیم این آثار این کوچ را دیده‎اند.

دکتر فتح‎الله مجتبایی ـ عکس از سمیه لطفی

دکتر فتح‎الله مجتبایی ـ عکس از سمیه لطفی

به هر حال نه تنها از نظر زبان به هم شبیه‎اند، هر کس که می‎خواهد سانسکریت مطالعه کند از مطالعه و دانستن زبان اوستایی بی‎نیاز نیست و هر کس که می‎خواه زبان اوستایی تحصیل کند از زبان سانسکریت بی‎نیاز نیست و این به هزاره‎های پیش از میلاد برمی‎گردد و همچنان ادامه داشته است. از پیش از تاریخ شروع شده و در دوران تاریخی هم ادامه یافته و بسیار گسترده بوده است.  در دوران هخامنشی‎ها و در نوشته‎های هخامنشی است که سربازان هندی در کنار سربازان ایرانی بودند. هخامنشی‎ها در کشاکش‎هایی که بین ایران و یونان بوده است از سربازان هندی هم استفاده می‎کردند. معلوم می‎شود که در آن روزگار سرزمین‎هایی وجود داشته که بین ایران و هند مشترک بوده . اقوام ایرانی در آنجا سکونت داشتند و مردمان هندی نیز سکونت داشتند .وقتی که اسکندر از ایران عبور می‎کند و به هند می‎رود، وقتی برمی‎گردد روابط خیلی گسترده‎تری بین هند و غرب به وجود می‎آید و این رابطه از ایران می‎گذشته است. رابطه‎ای که بین یونان و سرزمین‎های آن روزگار بوده است و حکومت‎هایی که در شرق ایران بودند حکومت‎های هندی تشکیل می‎دهند، حکومت ایرانی هندی در دوره هلنیستی و بعد از اسکندر ناقل فرهنگ‎های یونانی بوده‎اند به شرق ایران، بعد  شرق ایران، خراسان بزرگ، یکی از مناطق بزرگ بودایی‎نشین بوده است. بسیاری از نام‎هایی که در نواحی شرق ایران هست، نام‎های هندی و بودایی بوده است. بخارا همان بی‎هار است، یعنی معبتد پرستشگاه بودا. شهرهای دیگر هم اسامی هندی داشتند و آثار بودایی در آن هست و این کشیده می‎شود به مناطق غربی ایران. دورۀ بعد از اسکندر، وقتی باز به دوره‎ی ساسانی می‎رسیم آثار تاریخی این رابطه وجود دارد. کتاب دینکرد از زمان شاپور اول تا اوایل دورۀ ساسانی به زبان پارسی آن روزگار، به زبان پهلوی ترجمه می‎شود. در کتاب دینکرد اسم سه کتاب هندی برده می‎شود که به زبان فارسی میانه، پهلوی آن روزگار ترجمه شده است. یکی از این سه کتاب « تَرک ایرانی» یعنی منطق ، یکی « کوشه» که معلوم نیست چه بوده است. و یکی ویاکارانه است،یعنی صرف و نحو هندی. و این کتاب در اوایل دوران ساسانی به زبان پهلوی ترجمه می‎شود. ولی معلوم نیست کدام ویاکارانه است. من حدسی زده‎ام. ولی معلوم نیست دقیقاً کدام کتاب بوده است. و به هر حال نشان می‎دهد که در دورۀ ساسانی رابطه به حدی نزدیک بوده که کتاب صرف و نحو زبان سانسکریت به زبان پهلوی ترجمه شده است و دو کتاب دیگر. در دورۀ انوشیروان باز می‎بینیم که روابط بسیار بسیار نزدیک بوده است. کتاب‎های دیگر از زبان‎های بومی هندی ترجمه شده‎اند و نشان داده که این  زبان سانسکریت نبوده و زبان‎های دیگری هم وجود داشته است.

صحنه‎ای از شب ایران و هند ـ عکس از سمیه لطفی

صحنه‎ای از شب ایران و هند ـ عکس از سمیه لطفی

این روابط ادامه داشته و در دوران اسلامی هم برقرار بوده است. رابطه قطع نشده است، شکلش عوض می‎شود. در قرون اولیه اسلامی باز ترجمه‎هایی از زبان هندی است. اطباء و ریاضی‎دانان هندی به بغداد آمد و شد داشته‎اند و در جندی شاپور آمد و شد داشته‎اند . ابن ندیم ذکر می‎کند که به نام بسیاری از منجمین و ریاضی‎دانان هندی و پزشکان هندی را در دورۀ اولیه عباسی برمی‎خورد که آثارشان به فارسی ترجمه شده، به عربی ترجمه شده است. و بعد یک حادثۀ عظیم فرهنگی اتفاق می‎افتد در قرن چهارم و پنحم و آن کتاب الهند بیرونی است که در دنیا نظیر ندارد. دو هزار سال پیش یک کسی برود دربارۀ فرهنگ یک قوم دیگر تحقیق کند و این که آثار بیرونی از لحاظ علوم هندی از منابع قابل استفاده برای تحقیقات جدید است. این یک حادثۀ بزرگ فرهنگی بوده و همچنان این رابطه ادامه داشته است. گاهی شدت و ضعف پیدا کرده ولی از بین نرفته است. ولی بعد از سابقۀ ورود همایون به ایران و پذیرایی که از او می‎شود و حمایتی که از او می‎شود، در قزوین، پایتخت شاه طهماسب و بعد برمی‎گردد به هند و گروه زیادی از دانشمندان و هنرمندان ایرانی در پی او به هند می‎روند و بعد پسر همایون، اکبر شاه به سلطنت می‎رسد. در واقع دربار اکبر شاه یک دربار ایرانی است، زبانش زبان فارسی است. کتاب مهمی در این باره وزیرش می‎نویسد به اسم « آیین اکبری» که بسیار کتاب مهمی است. البته زبانش زبان فارسی سره است و اولین نمودهای این زبان در آنجاست و ما هنوز نمی‎توانیم با آن فصاحت و شیوایی گفتگو کنیم . در واقع دربار اکبر شاه محل آداب و رسوم دربار ساسانی است و آن را پس از هزار و چند صد سال به هند منتقل می‎کند و نظام دربار ساسانی در غالب شهرهای هند تشکیل می‎شود.

ولی من قصد سخنرانی در اینجا را نداشتم و فقط قصد تشکر داشتم. اگر این مرکز تشکیل شد، می‎توان در این مرکز گفتگوهای مفصل داشت و از دوست فاضلم دکتر شایگان در آنجا حداکثر استفاده را خواهیم کرد. ایشان به نکات دقیق فلسفی هند پی برده و در آثارشان نوشته‎اند و نیز از وجود دیگر دوستانی که دربارۀ هند کار کرده‎اند نهایت استفاده را خواهیم کرد.»

سپس علی دهباشی از دکتر داریوش شایگان خواست تا با دوستداران خود صحبت کند و دکتر شایگان از معجزۀ هند حکایت کرد:

« من راجع به روابط ایران و هند دیگر صحبت نمی‎کنم. چون مطالب بسیار شیرینی گفته شد. من فقط به موضوعی خیلی کوتاه اشاره می‎کنم. به هند قرن ششم قبل از میلاد مسیح. می‎دانید که کارل یاسپرز به یک محور تاریخی اعتقاد دارد که قرن ششم قبل از میلاد مسیح است و سه چهار کانون بزرگ هم‎زمان وجود دارد. یکی یونان است، پیش سقراطی‎ها ، یکی هند است، یکی چین است و یکی هم البته ایران است. ولی تولد زرتشت قابل بحث است. ما نمی‎دانیم که تولد زرتشت قبل همان قرن ششم قبل از میلاد است یا قرن هشتم قبل از میلاد یا بعضی‎ها می‎گویند هزاره اول قبل از میلاد است. در این زمان ایران در دوران امپراطوری هخامنشی است . دربارۀ یونان که صحبت می‎شود بعضی‎ها می‎گویند « معجزۀ یونان» و به حق هم هست چرا که یونان یک موقعیت استثنایی دارد. در غرب لااقل. غربی‎ها به هر حال مدیون فرهنگ یونان هستند، هم یونان و هم روم. موقعی که می‎خواستند منطقه یورو را درست کنند با حضور یونان مخالفت می‎شد، ژیسکار دستن، رئیس جمهور وقت فرانسه گفت مگر می‎شود کشوری که افلاطون را به ما داد وارد منطقۀ یورو نکنیم. یعنی اینقدر فرهنگ یونان برایشان مهم است. موقعی که شما برمی‎گردید به آن دوره، به  قرن ششم قبل از میلاد مسیح و نگاه می‏‎کنید به فرهنگ‎هایی که در آن زمان هستند می‎بینیم که یونانی‎ها شاید تنها ملتی هستند که از یک نوع خودمحوری گذشته‎اند و دیگری را می‎بینند. برای مثال، اطلاعاتی که ما راجع به مصری‎ها داریم، تمام اطلاعاتی که ما راجع به ایران باستان داریم بیشتر مأخذ یونانی است. یعنی واقعاً یونانی‎ها نگاه می‎کردند و دیگری را می‎دیدند. ولی من می‎خواهم یک چیزی را بگویم. اینجا می‎خواهم بگویم هند هم معجزۀ هندی است، در قرن ششم قبل از میلاد. اما به آن توجه نمی‎شود. قرن ششم قبل از میلاد هند مملکت عجیبی است. آزمایشگاه بزرگ افکار و عقاید متناقض.»

دکتر داریوش شایگان ـ عکس از سمیه لطفی

دکتر داریوش شایگان ـ عکس از سمیه لطفی

در بخشی دیگر از این مراسم سردبیر بخارا ضمن بررسی کوتاهی از زندگی و آثار دکتر سید محمد رضا جلالی نائینی گفت. دکتر جلالی نائینی بسیاری از متون مهمی که در زمان داراشکوه تصحیح شده بود با حواشی و تعلیقات چاپ کرده بود. همچون ،« مهاورات » در چهار جلد، « سِر اکبر»، مجمع البحرین» ، « پنجاکیانه» و چندین کتاب دیگر.

محمود تفضلی نیز به علت مأموریت دیپلماتیک که در زمان نخست‎وزیری جواهر لعل نهرو در هندوستان داشت، کتاب‎هایی دربارۀ هند نوشت: « نگاهی به تاریخ جهان» ( سه جلد)، « کشف هند ( دو جلد) ، « زندگی من» ، « جواهر لعل نهرو» ( دو جلد) ، « نامه‎های نهرو به دخترش » و چند کتاب دیگر.

مسعود برزین هم به علت روزنامه‎نگاری و مسئولیت کاری که در این زمینه داشت در سال‎های ۱۳۳۰ و به بعد بسیاری از متن‎های ادبیات سیاسی آن دوره را ترجمه کرد که مهم‎ترین کتاب « سرگذشت من، مهاتما گاندی» است.

ع. پاشایی نیز در طول چهار دهۀ اخیر بسیاری از متون کلاسیک آئینی همچون آئین بودا و فلسفۀ آئین بودا را ترجمه کرده است که آخرینش « نیلوفر عشق» و « گیتانجالی» است.

در پایان نیز از خدمات فرهنگی استاد مشایخ فریدنی تجلیل به عمل آمد. در این نشست خانواده‎های جلالی نائینی و مسعود برزین حضور داشتند.

در بخشی دیگر از شب « ایران و هند» مؤسسه فرهنگی هنری ملت  جام‎هایی نقره و بازرگانی گلستانی  قلم‎های فردوسی را  به سخنرانان و خانواده‎های زنده‎یادان جلالی نائینی و مسعود برزین اهدا کرد.

در کنار این مراسم ، نمایشگاهی نیز از عکس‎های بناها و شخصیت‎های هندی کار مریم شاکری و حمید رضا میانجی برقرار بود.

عکس‎ها از : مجتبی سالک

صحنه ای دیگر از شب « ایران و هند:» عکس از مجتبی سالک

صحنه ای دیگر از شب « ایران و هند»

دکتر شایگان و محسن گلستانی ـ عکس از مجتبی سالک

دکتر شایگان و محسن گلستانی ـ

کامران فانی و محسن گلستانی ـ عکس از مجتبی سالک

کامران فانی و محسن گلستانی ـ

 

در خاتمه این مراسم نوازندگان هندی به اجرای قطعاتی از موسیقی هندی پرداختند.

اجرای موسیقی در شب ایران و هند ـ عکس از مجتبی سالک

اجرای موسیقی در شب ایران و هند ـ

شعر پادشاه  شاعران زنده یاد محمدتقی بهار

سيصد و ده چون بگذشت از هزار

گفته شده اين شعر خوش آبدار

جانب بنگاله فرستادمش

هديه‌ی تاگور لقب دادمش

از وطن حافظ شيرين‌سخن

بگذرد آن طوطي شکر شکن

طوطي بنگاله بر آيد ز هند

جانب ايران بگرايد ز هند

چون من از اين مژده خبر يافتم

پاي ز سر کرده و بشتافتم

ديدمش آن سان که نمودم خيال

بلکه فزونتر به جمال و کمال

قد برازنده و چشم سياه

رخ، چو به ابر تنکی چهره ماه

اوست نمودار بت باميان

زانش گرفتيم چو جان در ميان

ای قلمت هديه پروردگار

هديه‌ی ايران بپذير از بهار

نگاهی به زندگی ‘تاگور’ شاعر پرآوازه هندی وعلاقه شدید وی به ایران و زبان فارسی

در مورد تاگور به کتاب

Tagore the Eternal Seeker : Footprints of a World Traveller”. Edited By SuryakanthiTripathi, Radha Chakravarty ,Nivedita Ray
published by ICWA and Vij Books India Pvt Ltd, New Delhi,Tagor in .Iran page  page 358-379 by Dr Mohammad Ajam

ISBN:  978-93-82652-95-3, 2015

 

دانلود کتاب های صوتی و خطی

1-دانلود کتاب ها ومقاله هاا

2- دانلود کتاب های صوتی

لیست کامل کتاب های موجود (بر اساس حروف الفبا):
ابریشم – آله ساندرو باریکو
آب زندگی – صادق هدایت 
اخلاق خدایان – دکتر عبدالکریم سروش
ارزش میراث صوفیه – دکتر عبدالحسین زرین کوب
از پاریز تا پاریس – دکتر ابراهیم پاریزی باستانی
استاد عشق – نگاهی به زندگی و تلاش های پروفسور حسابی – ایرج حسابی
اسرار فال ورق – یوستین گرودر
اصول فلسفه و روش رئالیسم – علامه طباطبائی
اعترافات یک سارق مادرزاد – از کتاب مرگ در می زند – وودی آلن
افسون زدگی جدید – داریوش شایگان
آلیس در سرزمین عجایب – لوییس کارول
امپراطوری ایران – دان ناردو
امپراطوری هیتلر – گیل استوارت
آناکارنینا – تولستوی
آن زن – از کتاب ضد یادها – مسعود بهنود
انسان – دکتر علی شریعتی
انسان و سرنوشت – میخائیل شولوخوف
اندیشه های عرفانی پیر هرات – علی اصغر بشیر 
آواز باران – حسین آتش پرور
آوازه خوان شهر قصه – سوپر اسکوپ
اولین و آخرین رهایی – کریشنامورتی
ایران و تنهاییش – دکتر محمد علی اسلامی ندوشن
این برف، این برف لعنتی – جمال میر صادقی
بابا گوریو – اونوره دو بالزاک
بابا لنگ دراز – جین وبستر
بادبادک باز – خالد حسینی – برنده ی کتاب سال نیویورک
بازگشت به خویشتن – دکتر علی شریعتی
باغ ایرانی – امیر حسن چهل تن
بچه ی مردم – جلال آل احمد
بحر در کوزه – دکتر عبدالحسین زرین کوب
برای پیرزن های خودم – شیوا ارسطویی
بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن! – کورت توخولسکی
بهشت – غلامحسین هرندی زاده
به کی سلام کنم؟ – سیمین دانشور
پدر خوانده ای برای تاریخ – فرشید ابراهیمی
پدر، مادر، ما متهمیم! – دکتر علی شریعتی
پری کوچولوی دریایی – سوپراسکوپ
پله پله تا ملاقات خدا – دکتر عبدالحسین زرین کوب
پیامبر – جبران خلیل جبران
پیشگویی آسمانی – جیمز ردفیلد – برنده جایزه ی کتاب سال نیویورک
تفتیش عقاید – دبورا بکراش
تفسیر کل قرآن – آیت الله شهید مرتضی مطهری
تفسیر مثنوی معنوی مولانا – دکتر عبدالکریم سروش
تقریرات مصدق در زندان – ایرج افشار – جلیل بزرگمهر
تذکره الاولیا – شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
تفکر زائد – استاد محمد جعفر مصفا 
تکامل فیزیک – آلبرت اینشتین
تکنولوژی فکر – دکتر علی رضا آزمندیان
تلخون – صمد بهرنگی
تهران قدیم – ناصر نجمی 
جاناتان مرغ دریایی – ریچارد باخ
جنگ های صلیبی – تیموتی لوی بیتل
چکمه – هوشنگ مرادی کرمانی
چه کسی پنیر مرا برداشت؟ – دکتر اسپنسر جانسون
حافظ شناسی – دکتر عبدالکریم سروش
خروس زری پیرهن پری – احمد شاملو – سوپر اسکوپ
خوبی خدا – مارگی کمپه
داستان رستم و سهراب – حکیم فرودوسی – بازنویسی عبدالعلی غفوری
داستان هایی از پیامبران – کتاب صوتی تصویری
داش آکل – صادق هدایت
در تاریکی  – احمد محمود
در کوچه باغ های نشابور – محمد رضا شفیعی کدکنی
دنیای سوفی – یوستین گردر
دو سنگر انفرادی – از کتاب تهرانجلس –  ابراهیم نبوی
دید و بازدید عید – جلال آل احمد
دیوار – مارلن هاس هوفر
دیوان حافظ – حافظ شیرازی
دیوانه – جبران خلیل جبران
دیو باید بمیرد – نیکلاس بلیک
ذهن ناآرام – هادی بیگدلی
راز – راندا برن
رابطه – استاد محمد جعفر مصفا
رویای آدم مضحک – داستایووسکی
زن در شاهنامه  – از کتاب راه رفت روی ریل – فریدون تنکابن
زندگی سگی – احمد دهقان
ستاره های شب تیره – فریدون تنکابنی
سرشت انسان – پژوهشی در خداشناسی فطری – دکتر علی شیروانی
سرود آرش کمانگیر – سیاوش کسرایی
سگ ها و گرگ ها – مهدی اخوان ثالث
سلام، خداحافظ – زنده یاد حسین پناهی
سند باد – سوپر اسکوپ
سو و شون – سیمین دانشور
شاپرک خانوم – بیژن مفید – سوپر اسکوپ
شادمانی خلاق – کریشنامورتی – ترجمه استاد محمد جعفر مصفا
شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری – اجرای احمد شاملو
شاهنامه – فردوسی
شب های روشن – داستایووسکی
شرح داستان رستم و اسفندیار– زنده یاد دکتر محمد جعفر محجوب
شرح و تفسیر تعدادی از غزل های حافظ – زنده یاد دکتر محمد جعفر محجوب
شرق بنفشه – شهریار مندنی پور
شهر قصه – بیژن مفید – سوپر اسکوپ
شیخ صنعان و دختر ترسا – شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
صدای پای آب – سهراب سپهری
صحیفه سجادیه – ترجمه صوتی فارسی – امام سجاد (ع)
طلب آمرزش – صادق هدایت
طنز فاخر سعدی – ایرج پزشکزاد
ظلم آباد – علی اشرف درویشیان
عادت – صمد بهرنگی
عبادت عاشقانه – استاد کریم محمود حقیقی
عجایب هفت گانه – سید کاظم خلخالی سید محمود اختریان
عدل الهی – آیت الله مرتضی مطهری
عقاب – پرویز ناتل خانلری 
عقل سرخ – شیخ الاشراق شهاب الدین سهروردی
علل گرایش به مادیگری – مقدمه ای بر ماتریالیسم در ایران – آیت الله شهید مرتضی مطهری
فارسی شکر است – محمد علی جمال زاده
فدریکو گارسیا لورکا – ترجمه و اجرای احمد شاملو
فروهر و نگاره های آن – آناهید خزیر
قرآن – ترجمه صوتی فارسی – ترجمه ی استاد فولادوند
قرآن – ترجمه صوتی فارسی – ترجمه استاد بختیاری نژاد
قرآن – ترجمه صوتی منظوم فارسی (قرآن به شعر) – امید مجد
قرآن – ترجمه صوتی انگلیسی
قرآن – ترتیل استاد پرهیزگار
قصه عینکم – رسول پرویزی
قصه های قرآن – استاد مصطفی زمانی
قصه های شیرین مثنوی مولوی – مولوی – جعفر ابراهیمی (شاهد)
قصه های مجید (داستان تسبیح) – هوشنگ مرادی کرمانی
قلعه حیوانات – جورج اورول
قورباغه را قورت بده! – برایان تریسی
کباب غاز – محمد علی جمال زاده
کتاب کوچک آرامش – پاول ویلسون
کچل کفتر باز – صمد بهرنگی
کمدی الهی – دانته
کیمیاگر – پائولو کوئلیو
گات ها یا سروده های آسمانی زرتشت – موبد فیروز آذرگشسب
گدا – غلامحسین ساعدی
گره خودشناسی – سعید بنکدار تهرانی
گلشن راز – شیخ محمود شبستری – تصحیح و شرح دکتر الهی قمشه ای
لبخند – محمد پورسانی
لطفا گوسفند نباشید – محمود نامنی
لیلی و مجنون – حکیم نظامی گنجوی
مثنوی معنوی – مولانا جلاالدین بلخی رومی
ماجراجوی جوان – ژاکلین سرون
مادر یک دقیقه ای – اسپنسر جانسون
ماه پاره ها – افسانه ی قدیمی هندی
ماه پیشانی – احمد شاملو
ماه و پلنگ – بیژن مفید – سوپر اسکوپ
ماهی سیاه کوچولو – صمد بهرنگی
محلل – صادق هدایت
مردی که لب نداشت – احمد شاملو
مکتوب (اولین و دومین) – پائولو کوئلیو 
مناجات نامه – خواجه عبدالله انصاری
مهدی (ع) در قرآن – رضا فیروز
مهره مار – محمود اعتماد زاده
نامه ای برای فردا – سید محمد خاتمی
نرگس – علی اشرف درویشیان
نظری بر زندگی و مثنوی مولانا – دکتر سید جعفر محجوب
نهج البلاغه – ترجمه صوتی فارسی – امام علی (ع)
ویس و رامین– فخرالدین اسعد گرگانی
هبوط در کویر – دکتر علی شریعتی
هدف – برایان تریسی
هزار اتفاق می افتد – ناصر پورپیرار
هله! – استاد محمد جعفر مصفا
همه ی مردان شاه – استیفن کینزر
هندوانه ی گرم – علی اشرف درویشیان
هنر عشق ورزیدن – اریک فروم
هیچ راهی دور نیست – ریچارد باخ
یک هلو، هزار هلو – صمد بهرنگی

روز ملی خلیج فارس چرا و چگونه شکل گرفت؟ پیشینه

چکیده مطلب: روز ملی خلیج فارس از زبان شاهدان عینی دست اندر کار این موضوع از ابتدا تا امروز به نقل از باشگاه خبرنگاران :

برابر گفتگوی دکتر عجم عضو آن زمان کمیته خلیج فارس  و کمیته یکسان سازی نام های جغرافیایی با رادیو ایران ، ، باشگاه خبرنگاران 1393  ، ایرنا (1391) ،خبرگزاری ایرنا(94)  تصویب روز ملی خلیج فارس کار گروهی بود و یک روند چندین ساله داشت و افرادی دلسوزانه بدنبال راهکارهایی برای جلوگیری از تغییر نام خلیج فارس بودند که در نهایت بعد از چند دهه این تلاشها به بار نشست. دولت با توجه به درخواستها و مکاتبات  مردمی  در سال 1382 و 1383 سه مصوبه  در تاییر راهکارهای  پیشنهادی گذراند تا در نهایت سال 84  نام گذاری نهایی و اعلام شد.کارهای مقدماتی :

1-     در سال 1380 گزارش هشدار آمیزی از روند فزاینده جعل نام خلیج فارس در رسانه های عربی و انگلیسی تهیه و برای مقامات ذیصلاح ارسال شد.

2-      با توجه به عدم دریافت پاسخ و توجه کافی از سوی مسئولان ذیربط . مقاله ای  هشدار آمیز از روند فزاینده جعل نام خلیج فارس در 10  شماره   16تا 27 مهر 1381 در روزنامه همشهری و وب سایت آنلاین آن منتشر شد .

3-      مقاله روزنامه همشهری برای مقامات و نمایندگان مجلس و کمیته سیاست خارجی و کمیته فرهنگی ارسال شد.

4-   چه بایــــــــــــــد کرد؟ در تاریخ   ۱۳۸۱/۱٠/۱۱راهکارهای پیشنهادی  برای جلوگیری از جعل نام خلیج فارس در وب  لاگها بصورت آنلاین منتشر شد از جمله در این پست:  http://parssea.persianblog.ir/post/1/

همزمان،  نامه نگاری هایی را با امضای ” انجمن دوستداران نام های تاریخی” شروع کردیم  که  معطوف به ترغیب  و حساس کردن مسئولان و مقامات مربوطه به موضوع جعل نام خلیج فارس بود. از جمله به  مقامات  وزارت علوم – صدا و سیما – وزارت ارشاد – شهرداری و ….

راهکارهای  چه باید کرد؟  با تلاش دوستانی که داشتیم   در اسفند 1382 در شورای عالی امنیت ملی به بحث گذاشته شد و مصوبه ای صادر شد بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی، هئات وزیران  نیز در جلسه 26 فروردین 1383 آیین نامه و مصوبه ای در 6 بند برای ضرورت پاسداری از نام خلیج فارس و هویت آن را تصویب کرد که  با امضای  آقای دکتر عارف معاون وقت رئیس جمهور به تمامی سازمان ها و نهادها ابلاغ شد.

. در آن مصوبه تقریبا همه نکات  طرح شده در این مقاله و نامه ما مورد تاکید قرار گرفت : و در بند ۳  مصوبه مذکور موضوع نام گذاری اماکن و  … با نام خلیج فارس مورد تاکید قرار گرفت . بنا بر این   ما  و دوستانمان قوت قلب گرفتیم تا در اصرار برخواسته خود از مخالفان قدرتمند  این ایده  نهراسیم و خجل نباشیم و مصرانه تر از قبل عمل کنیم  .

5-  همایش  همایش ملی ژئوماتیک اردیبهشت ۱۳۸۲  مجددا راهکارهای دفاع از نام خلیج فارس ارایه شد  ص 36-37 وب سایت مطالعات خلیج فارس [۷]

http://www.civilica.com/Paper-GEO82-GEO82_74.html

6 –      پیگیری های انجام شده منجر به تشکیل جلساتی شد که ماحصل آن صدور اولین بخشنامه هئیت دولت در بهمن 1382 ویژه  دفاع از نام حلیج فارس بود  بخشنامه با امضای دکتر عارف معاون رئیس جمهور به همه  وزارتخانه ها ابلاغ شد. در خرداد 1383 مجددا بخشنامه  کامل تری از سوی هئیت دولت ابلاغ شد که باید منجر به تهیه لایحه ای قانونی می شد..

7-   همايش بين‌المللي كارتوگرافي خليج فارس در دانشگاه تهران راهکارها مجدد به اطلاع رسانه های گروهی رسید گزارش خبرگزاری فارس و روزنامه تهران تایمز خرداد 1383 مورخ   83/02/03 – و در شبکه خبری دولت منتشر شد: 

يك پژوهشگر در همايش بين‌المللي كارتوگرافي خليج فارس گفت: برای پاسداری از نام خلیج فارس کوشا باشیم .

8- شهریور 1383 کتاب خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ و میراث فرهنگی بشریت نوشته محمد عجم در سه هزار نسخه منتشر و برای مقامات و نمایندگان مجلس ارسال شد.این کتاب راهکارهای مختلف از جمله روز ملی خلیج فارس را خواستار شده است.

9 – پیشنهاد ما در مورد ضرورت نام گذاری روز خلیج فارس در وب سایت سازمان خلیج فارس آنلاین  نیز در  صفحه  گفتمان آنلاین از  تاریخ 6/9/2003  (18 شهریور 1382)  در صفحه  آنلاین  به بحث گذاشته شده بودو دهها نظر و کامنت از آن حمایت کرده بود .

11- اواخر آبان 1383 خبر جعل نام خلیج فارس در وبسایت نشنال جغرافی منتشر شد و موجی از اعتراض منجر به یک طومار 124 هزار امضایی شد. این موج  بی سابقه از همبستگی ایرانی موجب تسریع در امر نام گذاری خلیج فارس شد. همزمان وب سایت پرشن گلف آنلاین نظرات ایرانیان رادر خصوص پیشنهاد ما  جمع آوری و جمع بندی نمود. بیشتر رای دهندگان به ترتیب :

 1 –  روز 9 آذربازپس گیری جزایرسه گانه -2- روز 30 اسفند ملی شدن نفت3- روز شکست پرتغالی ها   را پیشنهاد کردند. لذا در روز 9 آذر 1383 افراد و اعضای  سایت  پرشن گلف آنلاین این روز را به عنوان روز  خلیج فارس  رسما اعلام  و برای اولین بار آن را گرامیداشتیم و دهها ایمیل برای اطلاع رسانی توسط گروه ایمیلی تسک فورس به موسسات مختلف جغرافیایی ارسال شد.

12-

نامه اعضای هئیت مدیره  سازمان برای مقامات و مطبوعات ارسال شد و در روزنامه شرق منتشر شد.

 13 – جلساتی در وزارت خارجه با حضور اعضای کمیته خلیج فارس(وزارت کشور- سازمان نقشه برداری- ادارات سه گانه خلیج فارس و حقوقی و اسناد وزارتخارجه ) برگزار شد و ضرورت اعلام  روز خلیج فارس مورد تایید قرار گرفت . اما تعیین خود روز به وزارت ارشاد واگذار شد. وزارت ارشاد  پس از مشاوره های لازم  روز فتح هرموز را بر روز 9 اذر ترجیح داد. قرار شد دقیقا بررسی و مشخص شود کدام روز در اردیبهشت را باید  فتح نهایی هرموز دانست . پس از استعلام ما گروه تاریخ دانشگاه تاریخ روز را 10 اردیبهشت 29 اوریل  را روز فتح هرموز اعلام کرد که البته با منابع انگلیسی 22 آوریل 1622 در مورد روز  اخراج پرتغالی ها از جزیره هرمز مقداری اختلاف دارد. برای ثبت و تصویب پیشنهاد روز ملی خلیج فارس لازم بود که گزارش توجیهی تهیه و در اختیار نهادهای تصمیم گیرنده و شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گیرد. و گزارش توجیهی تهیه شد و در اختیار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفت و در نهایت با پیگیری های مصرانه دوستداران میراث فرهنگی،  موضوع در جلسه 22/4/ 1383 به ریاست آقای خاتمی رئیس جمهور  تصویب و ابلاغ شد.

 

از ابتدای دهه 1350 که  تغییر نام خلیج فارس در کشورهای عربی  رسمی شد عده  اندکی از نخبگان ایرانی  از روند تغییر این یگانه نام  همیشه تاریخی  انتقاد می کردند اما این صداهای انفرادی راه به جایی نداشت . پس از اینکه استفاده  مردم  از شبکه های ماهواره ای رادیو و تلویزیونی  گسترده تر شد و انها با دیدن شبکه های متعدد تلویزیونی عربی رو برو شدند که در برنامه های عربی و انگلیسی زبان خود نام خلیج فارس را تغییر داده اند توجه عده بیشتری از مردم ایران به خطر جعل  و تغییر نام خلیج فارس جلب شد ما عده ای از همان افراد بودیم  که در سال 1380  به فکر کار دسته جمعی افتادیم و  وب سایت پرشن گلف آنلاین به انگلیسی و  پارس سی به فارسی شروع بکار کرد. این مقدمه کار غیر دولتی برای دفاع از نام خلیج فارس بود. این دو وب سایت کارهای بسیار زیادی انجام داد از جمله آنها افشاگری علیه موسسات و وب سایتهای تحریف گر  و از جمله اطلس نشنال جغرافی بود. اولین اقدام انتشار مقاله ای افشاگرانه در روزنامه همشهری در 15 شماره از 16 تا 27 مهر 1382 بود و پیشنهاد روز ملی خلیج فارس از اینجا رقم خورد و سپس در کمیته یکسان سازی نام های جغرافیایی طرح شد و در سمینار ملی ژیو ماتیک اردیبهشت  1383  مجددا مطرح و در وب سایتهای متعدد منتشر شد. در شهریور 1383 کتاب نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان توسط دکتر عجم در سه هزار نسخه منتشر  و رایگان به سازمان های دولتی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی هدیه شد که یک مبحث آن با نام “چه باید کرد ؟” تماما به راهکارهای  جلوگیری از تغییر نام خلیج فارس اختصاص داشت و از جمله  راهکارهایی که پیشنهاد شد نام گذاری یک روز بنام روز خلیج فارس و یا روز ملی خلیج فارس بود. این راهکارها همچنین طی نامه های متعدد به سازمان های مربوطه ارسال شد و از سوس دیگر وب سایت پرشن گلف آنلاین نیز در مهر و ابان 1383  نام گذاری روز خلیج فارس را به رای گیری گذاشت . و از میان سه پیشنهاد اولیه روز باز پس گیری جزایر سه گانه بیشترین رای را بدست آورد مسئولان  این وب سایت طی نامه ای که امضای پرفسور ریچارد فرای را نیز همراه داشت برای مقامات ایرانی ارسال کردند این پیشنهاد در کمیته خلیج فارس طرح شد اما قرار شد روز فتح هرمز و اخراج انگلیسی ها مبنای کار قرار گیرد موضوع با نظر مثبت به وزارت ارشاد و سازمان های زیربط ارسال شد و در نهایت پس از پیگیری های مکرر و مداوم  به نتیجه رسید . و در سال 1384 رسما با امضای رئیس جمهور وقت  به وزارتخانه ها ابلاغ گردید .

به گزارش ایرنا:

برگزاری روز ملی خلیج فارس برای اولین بار در خارج از مرزهای ایران

 روز ملی خلیج فارس 10 اردیبهشت 1392 طی مراسمی باشکوه توسط ایرانیان مقیم هند گرامی داشته شد.

در این مراسم دکترعجم نویسنده کتاب اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان پیرامون اهمیت این روز و علت تحریف نام خلیج فارس و عواقب آن و وظایف ایرانیان برای پاسداشت هویت اسلامی و ایرانی سخن گفت و توضیح داد که : ” چرا مردم ایران در مقابل تغییر نام خلیج فارس واکنش تندی نشان دادند و تحمل نکردند  که شاهد جعل نام خلیج فارس باشند.  زیرا نام های خلیج فارس و معادل های آن در همه زبان ها  همواره در طول تاریخ از نامهای  کشور ایران گرفته شده و از 2500 سال  قبل اروپاییان، تمام سرزمین پهناور حوزه تمدنی ایران را پرشیا- (فارس)  نامیده اند. عربها و ترکها هم این سرزمین را بلاد فارس و یا مملکت فارس  و یا کشور عجم و مملکت ایران می نامیده اند و همین عبارتهارا هم برای توصیف دریای پارس بکار برده اند بنابراین واژه “فارس” در عبارت خلیج فارس به هیچ گونه   مفهوم قومی و نژادی ندارد. خلیج فارس و معادلهای آن  2500 سال بطور مستمر در همه زبانهای دنیا بکار رفته بخصوص در زبان عربی و تغییر آن توهین به هویت ایرانی تلقی شد.

نه تنها مکتوبات و اسناد عادی در زبان عربی بحر فارس و خلیج فارس را یگانه نام برای این پهنه آبی بکار برده اند بلکه  همه تفسیرهای قرآنی بنوعی بحر فارس را در معنی و مفهوم واژگانی مانند مجمع البحرین و مرج البحرین و  – بحر بکار برده اند و حتی  احادیث محکمی از پیامبر وجود دارد که  ایشان بحر فارس را بکار برده اند نمونه اش حدیث شماره 2146  از مسند ابی یعلی الموصلی البغدادی جلد 4 ص 120   است  .

ajamJNUدانشگاه جواهر لعل نهرو

وی  در خصوص سابقه نام گذاری  روز ملی  توضیح داد و گفت :

در حالیکه اتحادیه عرب از سال 1964 رسما نام خلیج فارس رابرای عرب زبانان ممنوع کرده است اما در ایران تا سال 1381 هیچ مقاله و نوشته ای و یا سخنی در رسانه های گروهی در دفاع ازنام خلیج فارس منتشر نشد و مطبوعات حاضر نبود پژوهش های دفاع از نام خلیج فارس را چاپ کنند آنچه منتشر شدیک جلد اطلس و دو جلد کتاب در تیراژ بسیار اندک بود که دایره کاربرد آن از چندکتابخانه و استاد دانشگاه فراتر نرفت.اما از سال 1381 با آمدن وب سایت و وبلاگ های فارسی رسانه های گروهی از انحصار خارج شد و وضعیت تغییر کرد و اولین وبلاگها و پژوهشها در دفاع از نام خلیج فارس منتشر شد و موجی ایجاد شد که محافل رسمی مجبور به دنباله روی ازاین موج گردید.

در دهه 1370 با هجوم بی سابقه رسانه های عربی  با برنامه های متنوع به زبانهای مختلف  روبرو شدیم که تحریف نام خلیج فارس را انجام می دادند حتی در بخش های فارسی و انگلیسی خود نام تحریف شده را بکار می بردند.

عواقب این توطئه  و ضرورت مقابله با آن  بارها  ار سوی افراد دلسوز به گوش مسولان و نهادهای فرهنگی رسانده شد و خواستار روشنگری به افکار عمومی شدیم .

به نقل از گفتگوی باشگاه خبرنگاران

روند نام گذاری  روز ملی خلیج فارس به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان :

معرفی کتاب اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان در برنامه رادیو ایران چراغستان

چراغستان برنامه ای از گروه فرهنگ رادیو ایران است که پنج شنبه هر هفته، در قالب یک نمایشگاه گویایی از کتاب، مهمان خانه های مردم می شود.
سردبیر چراغستان با اعلام این مطلب افزود: این برنامه که از بخشها و آیتم های مختلف و متنوعی تشکیل شده است، روز پنج شنبه دوازدهم اسفند، الهه روحیدل کارشناس کتابداری، بخش های مختلف کتابخانه عمومی استان سمنان را به طور کامل و مفصل تشریح می کند.
زهرا فقیه میرزایی سردبیر چراغستان ضمن اشاره به غرفه روی پیشخوان، افزود: دراین بخش از برنامه، امیر حسین شاه علی کارشناس ادبیات، کتاب اسناد نام خلیج فارس میراث کهن و جاودان نوشته دکترمحمد عجم را معرفی می کند.
یادآور می شود، کتاب اسناد نام خلیج فارس میراث کهن و جاودان سال 1388 در سه هزار نسخه روانه بازار شد..

علاقمندان می توانند روز پنج شنبه دوازدهم اسفند، ساعت 19:00 این برنامه را از رادیو ایران بر روی موج AM 900 KHz وFM 93/9 MHz دریافت نمایند.
تهیه و تنظیم: نسترن ردایی خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی رادیو ایران.

-الخلیج  الفارسی

1142bahrfars

به گزارش خبرنگار ایرنا

???????????????????????????????

در قدم اول راهکارهای دفاع از نام خلیج فارس در سال 1381 مطبوعاتی شد و در اولین سمینار و دومین سمینار ژئوماتیک راهکارها مجددا مورد تاکید قرار گرفت. در سمینار ملی  همايش ژئوماتيك   اردیبهشت   1382  مقاله  اسامي جغرافيايي باستاني ميراث بشريت پژوهشي در مورد دو نام خليج فارس و خزر و چالشهاي فرا روي ارایه شد  که بر روی بخش چه باید کرد و راهکارهای چه باید باشد تاکید زیادی شد یکی از راهکارهای پیشنهادی ضرورت یک روز ملی برای خلیج فارس بود که  مورد استقبال حضار قرار گرفت و  مقاله برتر آن سمینارشد و از سوی رئیس سازمان نقشه برداری و معاون رئیس جمهور و مسولان سازمان جغرافیایی ارتش و اعضای کمیته یکسان سازی نامهای جغرافیایی جایزه ویژه گرفت و هم بصورت آنلاین در وب سایتهای مختلف و هم در روزنامه ها و مجلات داخلی چاپ شد یکی از راهکارهای پیشنهادی در این سخنرانی ضرورت داشتن یک روز ملی برای خلیج فارس بود.

در  اردیبهشت 1383 در سمینار بین المللی کارتوگرافی دانشگاه تهران مجددا در مقاله ای راهکارهای دفاع از نام خلیج فارس بیان شد و بویژه مرحوم دکتر حسن گنجی در آن سمینار مشوق طرح شدندکه در شهریور83  بصورت کتاب چاپ و با هزینه شخصی رایگان در میان سازمانهای دولتی  و مراکز مطالعاتی از جمله  مرکز مطالعات  مجمع تشخیص مصلحت نظام و کتابخانه ها  و نمایندگان مجلس شورای اسلامی توزیع شد . اما با این وجود تحرک خاصی از سوی نهادهای تصمیم گیر صورت نگرفت تا اینکه موضوع جعل نام در اطلس مشهور نشنال جغرافی روی داد و موجب خشم مردم و ایرانیان داخل و خارج از کشور شد.

رسانه های گروهی عربی به طور بی سابقه ای خبر را بدون تفسیر اما بعضی با تمسخر و بعضی با نوعی تکریم نسبت به کار منعکس کردند. القدس العربی به قلم عبدالباری عطوان مفسر مشهور جهان عرب نوشت. عربها برای مشروع ترین حقانیت های خود قادر نیستند چنین موج همبستگی ایجاد کنند که ایرانی ها برای یک نام انجام دادند. تلویزیون الجزیره و العربیه و سایر رسانه های عربی و بعضا غربی نیز مصاحبه ها و تفسیرهایی در خصوص خشم جامعه ایران و عذرخواهی نشنال جغرافی ارائه کردند.

پس از این تحولات یکی از اقدامات دولت وقت، برای پاسداری از میراث فرهنگی و معنوی خلیج فارس موافقت رسمی با اضافه شدن روز ملی خلیج فارس به تقویم رسمی کشور بود.

تهیه گزارش توجیهی برای ثبت روز ملی خلیج فارس

برای ثبت و تصویب پیشنهاد روز ملی خلیج فارس لازم بود که گزارش توجیهی تهیه و در اختیار نهادهای تصمیم گیرنده و شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گیرد. گروهی مسئول اینکار شدند و گزارش توجیهی تهیه شد و در اختیار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفت و دبیرخانه شورا موضوع را در دستور کار قرار داد و در نهایت با پیگیری های مصرانه در جلسه 22/4/ 1383 تصویب شد.

در پرونده خلیج فارس و صورت جلسه های موجود سال 1383 سه مکاتبه در ارتباط با نام گذاری روز ملی وجود دارد که به رویت و حاشیه نویسی معاون رئیس جمهور، مدیران کل دفتر ریاست جمهوری و دفتر وزیر خارجه و مدیران کل خلیج فارس و حقوقی رسیده است.

1: نامه آبان ماه 1383 ( مدیر کل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران و به ضمیمه سه جلد کتاب “خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ و میراث فرهنگی بشریت” برای ادارات سه گانه وزارت خارجه و پیشنهاد راهکارها و نامگذاری روز خلیج فارس).

2: دو نامه از سوی ریاست جمهوری منظم به نام های مورخ 3 بهمن 1383 شورای مدیران سازمان خلیج فارس “پرشین گلف آنلاین” برای نامگذاری روز ملی خلیج فارس و نمابر  همان نامه ها از سوی نمایندگی ایران در نیویورک منظم به درخواست سازمان خلیج فارس .

در واقع ایده ضرورت دفاع از نام خلیج فارس و راهکارهای عملی در مورد نام خلیج فارس، نخست در سال 1381 در همشهری و وب سایت آنلاین آن تحت عنوان خلیج ایرانی که در رد مقاله الاهرام ( به تلاش جمال عبدالناصر اصطلاح غلط خلیج عربی جعل شد) مطرح شد.

1389روزملی خلیج فارسDr.Ajam1389روزملی خلیج فارس.jpg2

 اولین میزگرد  رسمی  گرامیداشت روز ملی خلیج فارس 1389 انجام شد.

تا 5 سال پس از تصویب روز ملی خلیج فارس  این روز که  با خواسته  و فشار احاد جامعه  تصویب شده بود با سکوت  مقامات و نهادهای رسمی و وزارت فرهنگ و ارشاد روبرو بود تا اینکه مجدد صداری اعتراض  مدافعان نام خلیج فارس بلند و رسا شد 10 اردیبهشت 1389 –  برای اولین بار  روز ملی خلیج فارس با پیگیری های مجدانه  دکتر عجم  و موافقت وزارتخارجه  و مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی  بین المللی  برگزار شد.

با وجود اینکه سال 1384 نام گذاری انجام گردید  و در تقویم رسمی ثبت شده بود اما هیچ نهادی برای برگزاری روز ملی پیشقدم نمی شد و علاقه مندی نشان نمی داد.بطور مثال در سال 1385 هیچ مراسمی برگزار نشد.

تا اینکه با کوششهای دکتر عجم  روز 10 اردیبهشت 1389 اولین مناسبت رسمی و دولتی برگزار شد و رسانه های گروههی بطور گسترده آن را پوشش دادند  و این اطلاع رسانی  خبرنگاران بود که  در سال بعد مسابقه بین نهادها برای برگزاری این روز بالا گرفت .1390 دانشگاه خلیج فارس  بوشهر و استانداری بندرعباس نیز این روز را برگزار کردند.

از سال 1389 دولت ایران توجه قابل ملاحظه ای به این موضوعات نشان داد و در سالهای اخیر، دولت و دیگر نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده اند خود را نسبت به این موضوع حساس و متعهد نشان دهد. سال 1391 دو روز پیش از ” روز ملی خلیج فارس” در ایران برای اولین بار امامان جمعه شهرهای مختلف نیز در خطبه های خود از “اهمیت و حقانیت” این نام سخن گفتند و روز ملی خلیج فارس با حضور مقامات در شهرهای حاشیه خلیج فارس و با جشنواره های مختلف گرامی داشته شد.

دکتر عجم  گفت نام خلیج فارس میراثی فرهنگی برای همه ملتها بخصوص مسلمانان است. و این نام برای  ایرانی ها افتخار و میراث فرهنگی مضاعفی است.این روز را باید همانند روز نوروز در هر جا که هستیم برای پاسداری از هویت تاریخی و فرهنگی کشورمان گرامی بداریم .

دکترعجم1390

 مراسم روز ملی خلیج فارس برای اولین بار در  خارج از کشور  بصورت رسمی در جمع ایرانیان ساکن دهلی برگزار و رسانه ای شد.

مراسم زنگ خلیج فارس در مجتمع آموزشی ایرانیان دهلی 10 اردیبهشت 1392

روز 12 اردیبهشت به مناسبت روز معلم و روز خلیج فارس  در مجتمع آموزشی ایرانیان دهلی دو زنگ بصدا درآمد .

چرا 10 اردیبهشت  و جنگ هرمز روز ملی خلیج فارس  نام گذاری شد.

در خصوص ضرورت  تعیین روز خلیج فارس  اتحاد و یگانگی و یکپارچگی  وجود داشت  اما در خصوص روز اختلاف آراء زیاد بود درنتیجه  روز 10 اردیبهشت با توجه به همه جوانب امر کمترین مخالف را داشت لذا این روز تصویب شد.

21 آوریل سال 1622 سپاه ایران جزیره هرمز را از بزرگترین امپراتور آن زمان بازپس گرفت و جایگاه خود را درجهان در فهرست ابرقدرتهای قرن شانزدهم ثبت کرد. انگلیسی ها نیز 4 کشتی خود را با خدمه در اختیار ارتش امام قلی خان گذاشتند. آلبوکرک پرتغالی اعتقاد داشت هر کشوری که سه نقطه مالاگا، عدن و هرمز را در اختیار داشته باشد بر تجارت دنیا حاکم خواهد بود. اهمیت هرمز آنقدر بود که استعمارگران انگلیسی را نیز به طمع انداخته بود. به دلیل شکایت های ایرانیان از بی ادبی های پرتغالی ها ، سپاه ایران قصد تنبیه پرتغالی ها در خلیج فارس نمود و نه تنها جزیره هرمز را آزاد ساخت بلکه این مقدمه شد که پرتغالی ها تا مومباسا در کنیا عقب نشینی کنند و این شکست، شکست های پی در پی پرتغال در شرق آفریقا را به دنبال داشت و با حمایت پادشاهان ایران، امام مسقط موفق شد قلعه عظیم مومباسا را در جنگ خونینی که به جنگ طیبی مومباسا معروف است را تصرف کند. ایران تا سال 1820 پرچمدار تمام خلیج فارس و دریای عمان شد. انگلیسی ها از شکست پرتغال خرسند بودند و به قدرت ایران اعتراف داشتند و ایران را تنها رقیب قدرتمند عثمانیها می دانستند. در عهدنامه مجمل 1809 و عهدنامه مفصل 1812 حاکمیت ایران را بر کل خلیج فارس به رسمیت شناخت در حالیکه انگلیس خود به عنوان ابرقدرت جهان ظهور می کرد. از این رو جشن های سراسری بزرگی در این روز برگزار می شود.

N.D.PERSIAN GULF FESTIVAL

A glance at the Historical, Geographical and Legal Validity of the term : Persian Gulf

 

بشنوید: رادیو ایران  مسایل فرهنگی

جایگاه فرهنگی خلیج فارس

 

ایران صدا :

در این برنامه با سودابه ملایری معاون اداره کل آفریقا_عربی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، محمد علی بک معاون اداره اول خلیج فارس و خاورمیانه وزارت امور خارجه

  و دکترمحمد عجم نویسنده و پژوهشگر، خلیج فارس  که سوابق  نام و اسناد و ارزش و اهمیت آن را در تبادلات فرهنگی میان کشورها، گفتگو شده است.

کارشناس/مهمان: دکتر عجم

بنا به گواه مکتوبات جغرافیدانان و مورخین باستان از هزاره‌های قبل و نیز بر طبق تقسیم‌بندیهای یونان قدیم، یکی از اولین و قدیمیترین دریاهای بزرگ جهان که بشر گذشته آن را شناخت، خلیج پارس است و این عنوان از پس گذشته‌های دور، اساس کار دانشمندان در نام گذاریها قرار گرفت. نام آورانی چون تالس ،فیثاغورس و هرودت همگی بر این نام‌گذاری اتفاق نظر دارند. اگر چه تعداد کسانی که بر این واقعیت هزاران ساله چشم بسته اند کم نیست، اما حقیقتی هم که بر همگان آشکار است، آن که این خطه پهناور گنجینه‌ای ارزشمند از اسطوره‌ها، حماسه‌ها و آئین‌های ناب و ماندگار را از زمان های دور تا به امروز در خود جای داده است؛ گنجینه‌ای که تلاش برای صیانت از آن و پاسداشت نام بلند خلیج فارس به‌عنوان مظهر صلح و برادری، وظیفه آحاد ایرانیان پاک نهاد است.

سردبیر برنامه رادیو ایران : رضا عزتی

تهیه کننده اینترنتی: رضا عزتی

گروه فرهنگ و ادب و هنر

منبع : پخش مستقیم رادیو ایران١١/٢/١٣٩٠ ساعت 3/30

—————————————————————————————- 

 

که در آنجا رسول اکرم ص سه بار بحر فارس را بکار برده اند. وقتی پیامبر خاتم النبین ص می فرماید” بحر فارس”  و مفسران و کتب فاخر عربی و نقشه های و همه اسناد تاریخی و حقوقی و مذهبی این نام را بکار برده اند. وقتی این اسناد و نقشه ها در طول زمان به میراث فرهنگی بشریت تبدیل شده و بعضی از این نقشه ها و سندها ثبت میراث جهانی یونسکو شده دیگر فردی حق ندارد چنین نامی را بر اساس خواسته های قومی و سیاسی خود تغییر دهد .

روزملی خلیجفارس 1392

تصویب روز ملی خلیج فارس یک روند چند ساله داشت و بر خلاف اعای کذب و بدون مستند بعضی ها،  ناگهانی صورت نگرفت.

دولت در سال 1382 و 1383 با توجه به جلسات کارشناسی  در همین موضوع  سه مصوبه گذراند تا در نهایت سال 84  نام گذاری نهایی و اعلام شد.

کسی که در استان هرمزگان  چه مدیر  ارشاد هرمزگان و یا هر فرد دیگری  در هر ارگانی ، بدون هیچگونه اطلاع از سوابق امر و بدون تحقیق از ارگان های تصمیم گیرنده  گول یک جوان جویای نام را خورده و به او جایزه مبتکر نام خلیج فارس داده  باید آن مقام آدم بسیار ساده لوح و ناآگاه و یا نادان  باشد  چون اینگونه اقدامات باید با نامه نگاری و استعلام  از صحت درستی اعای  موهوم نامبرده صورت بگیرد.

واقعیت این است که زمانی که  افراد فراوانی مثل ما برای پاسداری از میراث فرهنگی و نام خلیج فارس هزینه می کردندکتاب و جزوه رایگان توزیع و تکثیر می کردندو پیگیر موضوع در ادارات دولتی بودیم و گروه ایمیلی و پتیشن تشکیل می دادیم هرکز فکر نمی کردیم روزی این پیشنهادات عملی شود اصلا فکر نمی کردیم کسی بیاید خود را مبتکر روز ملی خلیج فارس بنامد و جایزه هم بگیرد  اصلا تا حالا این همه روز ملی  و روز جهانی در تقویم ثبت شده احدی تا حالا ادعا نکرده که مبتکر ان روز بوده است اما در مورد نام خلیج فارس  فرد دروغ گویی  و جاعلی پیدا شده بدون هیچ سند و مدرکی و با ادعای واهی خود را مبتکر روز ملی خلیج فارس می نامد و وزارت ارشاد و مطبوعات هم بدون  بررسی و سوال از حتی مقامات تصمیم گیرنده در آن زمان و بدون بررسی ادعاهای این آقای مدعی ، او را مبتکر روز ملی خلیج فارس معرفی می کنند !

لا اقل یکبار از افرادیکه در آن کمیته و آن جلسه شورا حضور داشتند و پرونده را برای تصویب به جلسه آوردند سوال می کردید لا اقل به سخنان اعضای کمیته یکسان سازی نام های جغرافیایی  و کمیته خلیج فارس  که متشکل از نمایندگان چند وزارتخانه بود یکبار گوش می دادید. ببینید گزارش توجیهی آن بر چه مستنداتی استوار بوده است.جریانی که مایلند به جعل رویدادها بپردازندباید بدانند که امروزه عقلانیت جامعه بسیار بالا است و نمی توان افکار عمومی را استحمار کرد. روز ملی خلیج فارس به تبلیغ مبتکر جعلی نیاز ندارد بلکه به اقدامات عملی برای صیانت از هویت آن نیاز دارد.

افراد عضو کمیته خلیج فارس  و کمیته یکسان سازی نامهای جغرافیایی و معدود افراد  مطلع در کشور که با تمام جزئیات پرونده  و موضوع ثبت روز ملی خلیج فارس آگاهی دارند ادعای کذب مدعی دروغین مبتکر روز ملی خلیج فارس  را بشدت تکذیب و اعلام می کنندهیچگاه از سوی استانداری هرمزگان نامه ای در این خصوص نه به وزارت خارجه رسیده و نه به وزارت کشور  و جزو مستندات پرونده نبوده است.

خبر  صفحه مربوط به 3/2/ 83 بعد از جلسه سمینار  1383. مصاحبه خبرگزاری فارس با اینجانب بعد از  برگزاری سمینار تهران در مورد نقشه های خلیج فارس و چه باید کرد؟   خبرگزاری فارس : ویژه نامه ها.شماره : ۸۳۰۲۰۲۰۰۸۴

تاریخ : ۸۳/۰۲/۰۳ – ۱۶:۳۳    

چه بایــــــــــــــد کرد؟

این مطلب قسمت پایانی زنجیره مقالاتی از 16تا 27 مهر 1381 در روزنامه همشهری بود اولین مقاله در تاریخ ایران که ویژه دفاع ازنام خلیج فارس  در مطبوعات و رسانه ها منتشر شد.

و در سمینار ملی ژئوماتیک سازمان نقشه برداری و کمیته یکسان سازی نامهای جغرافیایی اردیبهشت 1382..نیز بصورت سخنرانی ارایه شد..….1382

نتیجه: 

******مطالعه بیشتر :

گفتگوی باشگاه خبرنگاران

روند نام گذاری  روز ملی خلیج فارس به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان :

کتاب ماه 155

اعتبار قانونی، تاریخی و جغرافیایی نام خلیج فارس گزارش منتشر شده در وبسایت سازمان ملل [۳]

  • فیلم مستنداسناد نام خلیج فارس ارد عطارپور شبکه ۱ سیما[۴]

 پیشنهادروز ملی خلیج فارس | چگونه شکل گرفت

  1.  روز ملی خلیج فارس | رادیو ایران ۱۰/۲/۱۳۹۰
  2.  سایت وب نوشته ها
  3.  گفتار ۱۰ شماره‌ایروزنامه همشهری ۱۶ تا ۲۷ مهر
  4.  صفحه-۳۶-37-1382
  5.  ( شهریور1382) 09/06/2003 [۱]
  6.  اسناد نام خلیج فارس: میراثی کهن و جاویدان،دکترمحمد عجم
  7.  پیشنهادروز ملی خلیج فارس | parssea
  8.  سمینار بین المللی ایران و آفریقا ۱۳۸۱دانشگاه تربیت مدرس- یونسکو- جلد دوم مقاله ایرانیان بلوچ در جنگ ممباسادکتر عجم چاپ 1383 دانشگاه تربیت مدرس.و کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان صفحه 84-85-204-205
  9. روز ملی خلیج فــــــــــــارس 

http://www.flickr.com/photos/54272266@N06/with/6243004883/

A glance at the Historical, Geographical and Legal Validity of the term : Persian Gulf

 به گزارش خبرنگار ایرنا 10 اردیبهشت روز ملی خلیج فارس و مسابقه فرهنگی هنری در دهلی برگزار شد 1394ا

*ایرنا .خلیج فارس در اسناد تاریخی هند: دکتر عجم 10/2/93

***

http://www.irna.ir/fa/News/81591508/http://www.irna.ir/fa/NewsPrint.aspx?ID=81144687

http://www.yjc.ir/fa/news/4823641/%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%AF

نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدات منطقه‌ای و بین‌المللی

 

میراث‌ایران- همشهری آنلاین – محمد عجم:
خلیج فارس در واقع در بردارنده هویت تاریخی و فرهنگی ایران است.

که ریشه در تاریخ دور و دراز کشور ما دارد و در اسناد تاریخی و بین المللی نیز ثبت گردیده است. در متن همه قراردادهاى تاریخى میان ایران و کشورهاى خارجى و یا میان اعراب و دولت های خارجى، از ابتداى تاریخ مکتوب و به ویژه در چند قرن گذشته، هرجا نامى از پهنه آبى جنوب ایران آمده، در زبان فارسى و عربى با نام‌هایخلیج فارس، بحر فارس، بحر عجم و خلیج ایران و در سایر زبان‌های دنیا نیز معادل آنها  به‏کار رفته است.

بیشتر از 2400 سال به‏طور مستمر در ادبیات مکتوب، نه تنها از سوى اعراب، ترک‏ها و ایرانى‏ها، بلکه در ادبیات جهان بر پهنه آبى جنوب ایران خلیج فارس و معادل های آن اطلاق مى‏شده است و وجود این نام در کتابهای تاریخى و جغرافیایى (300 موردبررسی شده)، و نقشه‌های تاریخى (2000 موردبررسی) و مجموعه اسناد و قراردادها میان ایران، اعراب و سایر کشورها(30 مورد مطالعه شده)، دلیل بارز آن است.

PG2015Dr.ajam

با مراجعه به کتاب «مجموعه عهدنامه‏هاى تاریخى ایران» و یا آرشیو وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، مشخص مى‏شود که نام خلیج فارس حداقل در 30 عهدنامه تاریخىِ از هزاره اول و دوم میلادى تا نیم قرن قبل بکار رفته است.از جمله  این موارد مى‏توان به عهدنامه‏هاى ذیل اشاره کرد: (1)

1- قرارداد 1622م. (1031ق.) میان شاه عباس و ادوارد کنوک، سفیر بریتانیا و نماینده کمپانى هند شرقى.

2- فرمان کریم‏خان درباره ی اعطاى اختیارات به ویلیام اندروپرایس، حاکم بریتانیا در خلیج فارس (1763 م.).

3- در عهدنامه ی 1809م. (1224 ق.) ایران و انگلیس یا قرارداد جونز، بریتانیا حاکمیت ایران را بر کل خلیج فارس به رسمیت شناخت و متعهد شد کشتى‏هاى انگلیس فقط از نقاطى که دولت ایران اجازه مى‏دهد، حق عبور داشته باشند.

4- در متن فارسى عهدنامه ی 12 ماده‏اى دولت ایران با سرگوراوزلى (سفیر انگلیس) به سال 1227 ق. دارالخلافه طهران، در فصل ششم، بحر قلزم (دریای سرخ )، و در فصل هشتم، بحر العجم و در متن انگلیسی پرشن گلف ذکر شده است.

5- بند نهم متن فارسى عهدنامه ی جیمز موریه و هنرى الیس در دارالخلافه طهران، 1229  ق. (1814م.)  به ترتیب بحر العجم و پرشن گلف ثبت  شده است.

6- در معاهده 1851 م. ایران و انگلیس در خصوص منع تجارت برده در خلیج فارس(خلیج فارس و و پرشن گلف ثبت شده است. ‏

7- در فصل سیزدهم متن فارسى عهدنامه ی صلح ایران و انگلیس، معروف به معاهده صلح پاریس (1857م.) خلیج فارس به‏کار برده شده است.

8- در معاهده ی (1882 م.) منع تجارت برده، عنوان “خلیج ایران ” به‏کار رفته است.

9- در عهدنامه تجارت ایران و یونان (1861م.) بند هشتم راجع به تجارت در خلیج فارس است، که در متن فارسی «خلیج فارس» و در متن فرانسه «پرسی گلف» به‏کار رفته است.

10- در عهدنامه ایران و فرانسه 1808 م.(1222ق.) با امضاى ژنرال گاردان و میرزاشفیع نیز این عبارت به‏کار رفته است.

11- در فصل دوم معاهده ایران و اسپانیا (1870م.) در متن فارسى، خلیج فارس، و در متن اسپانیایى، پرسیک گلف به‏کار رفته است.

12- در نقشه‏هاى سرحدى ملحق به پروتکل 1913 م.ایران و ترکیه، خلیج فارس ذکر شده و رود زاب کوچک یا کیالو، با نهر عجم توصیف شده است.

در ده‏ها معاهده ی دیگر نیز عنوان «خلیج فارس» به‏کار رفته که به دلیل طولانى شدن، از بیان آن خوددارى مى‏شود.

در فرامین پادشاهان ایرانى خطاب به حکام محلى خلیج فارس نیز از این پهنه آبى با عنوان خلیج عجم، دریاى ایران و بحر فارس نام برده شده است و در طول تاریخ درهمه ی  کتاب هاى جغرافیایى و تاریخى در سراسر جهان نیز معادل و مترادف‏هایى که صفت ایرانى دارد، آورده شده است.(2 )

از سال 1507 تا 1960م. در همه قراردادها و معاهده‏هایى که پرتغالى‏ها، اسپانیایى‏ها، انگلیسى‏ها، هلندى‏ها، فرانسوى‏ها، بلژیکى‏ها، روس‏ها و آلمانى‏ها با دولت ایران و یا هر کشور و پدیده سیاسى و یا امراى تحت‏الحمایه خود در منطقه امضاء کرده‏اند، در زبان های مختلف، واژه‏هاى مترادف با خلیج فارس را به‏کار برده‏اند. حداقل ده مورد از این‏گونه قراردادها که میان کشورهایى مانند کویت، عربستان، عثمانى، عمان و امارات متصالحه منعقد شده، هم به زبان عربى و هم به زبان انگلیسى، «خلیج فارس» به‏کار رفته، که از جمله آن‌ها مى‏توان به موارد ذیل اشاره کرد:

انگلیسی ها معمولا عادت دارند که نام ها را بصورت کوتاه و مخفف و یا با اولین حرف مانند UK-USA- UN-WF-WB بیان می کنند. در بعضی قراردادهای میان بریتانیا و کشورهای عربی در متن انگلیسی برای سادگی نام خلیج فارس بصورت ناقص بکار رفته اما عرب ها در متن عربی خود امانتداری را رعایت نموده و نام خلیج فارس را بصورت کامل آورده اند. بطور مثال تصویر دو قرار داد روى جلد کتاب” قراردادهای سیاسی و اقتصادی بین امارات ساحل عمان و بریتانیا، (“الاتفاقات السیاسیة و الاقتصادیة التى عقدت بین الامارات ساحل عمان و بریتانیا 1806 – 1971م. على‏محمد راشد” چاپ شده است. در 18 قرارداد از22 قرارداد و معاهده ای که در این کتاب ” ذکر شده است، عبارت بحر فارس و خلیج فارس به‏کار رفته است البته این نویسنده در بازچاپ نام خلیج فارس را از همه 22 قرارداد موجود در کتابش را حذف و بصورت خلیج و یا خلیج عربی آورده است اما در تصویر اصل قراردادها روی جلد کتاب و ضمایم انتهای کتاب تحریف و جعل نام خلیج فارس آشکار شده است،بطوریکه:

1- در قرارداد میان شرکت نفت انگلو ایرانى و حاکم دبى. قرارداد بین شرکت نفت انگلیس – ایران و شیخ سعید بن مکتوب حاکم دبی به تاریخ  10 می 1939 در متن انگلیس نام خلیج فارس بصورت ناقص بکار رفته ولی متن  عربی سیاست انگلیسی ها برای مخفف کردن نامها را اصلاح و عبارت « مفتش وکالات النفط لشرکه النفط الانکلیریه الایرانیه المحدوده فى خلیج فارس» را بکار برده است( ص224 کتاب)

2- همچنین در قرار داد”پروازهای تجاری بین شیخ سعید بن مکتوم حاکم دبی و نماینده حکومت بریتانیا” در 22 جولای سال 1938در متن انگلیسی این قرارداد نام خلیج فارس به قرینه حذف شده امادر متن عربی خلیج فارس را بدون تحریف و بصورت کامل آورده است بطوریکه در بند پنجم این قرارداد در متن انگلیسی آمده است:

هرگاه یکی از کارکنان شرکت جرمی را مرتکب شود  شیخ (حاکم دبی) می تواند علیه فرد نزد نماینده سیاسی شکایت نماید تا پس از بررسی علیه وی اقدام لازم را بعمل آورد.
توضیح اینکه عنوان کامل” نماینده سیاسی” در تمام مکاتبات رسمی چنین است:
(مقیم سیاسی بریتانیا در خلیج فارس ) که در متن عربی به این صورت و بطور کامل آورده شده است:

اذا أجرم أحد من موظفی الشرکه فیقدم الشیخ شکایه علیه عند رئیس الخلیج الفارسی ألذی سیحقق فی الأمر و یتخذ الأجرات التی یراها مناسبه.(ص 227 کتاب) .(3 )

3- قرارداد22 اکتبر 1814 بوشهر ویلیام بروس با شیوخ جواسم در متن عربی و انگلیسی  کلمه فارسی قولنامه بکار رفته است.

4- در معاهده صلح کامل با شیوخ عرب در خلیج فارس( السلام (1820م.)شماره XXXI7 که قرارداد صلح 11 ماده‏اى است و به “معاهده عمومى با امراى عرب خلیج فارس” معروف است و در 8 و 11 ژانویه 1820 میان اقوام و مشایخ متصالح در خلیج فارس و به امضاى ژنرال کایر و یازده نفر از رؤساى قبایل عرب رسیده است، اصطلاح «بحر الفارسى» در متن عربى و در ماده 6 به‏کار رفته است.

5- معاهدة الهدنة البحریة الاولى (قرارداد اول صلح در دریا) 21/5/1835م. امضای سلطان بن صقر- عبد بن سعید – روشید بن حومد- حاجی احمد – شخبوت – ملا حسین. اس هنل قایم بالأعمال فی خلیج الفارسی
متن انگلیسی: اس . هنل S.Hennell Assistt.in charge Pr.Gulf.

6- معاهدة الهدنة البحریة الثانیة (قرارداد دوم صلح در دریا) 13/4/1836م.

7- معاهدة الهدنة البحریة الثالثة (قرارداد سوم صلح در دریا) 15/4/1837 م.

8- معاهدة الهدنة البحریة الرابعة و منع حمل الرقیق (قرارداد چهارم صلح در دریا و جلوگیرى از خرید و فروش و یا حمل برده) 17/4/1838م. .

9- قرارداد 17 آوریل 1839 بیست و دو محرم 1254 قمری با شیج جواسم سلطان بن صقر برای بارزسی لنج های مشکوک به بردگان زنگی

10- قرارداد شماره NO XXXVI به تاریخ سوم جولای 1839 با شیوخ خلیج فارس برای مجازات دزدان دریایی (قرصنه)(گرسنه) در سه بند

11- قرارداد 10 ساله با شیوخ ساحل عربی در خلیج فارس اول جون 1843 این قرارداد 4 بند دارد.

12- قرداد 1847 م. منع خرید و فروش برده که به امضاى شیوخ امارات سواحل عربى خلیج فارس، از جمله سلطان‏بن‏صقر و شیوخ عجمان، دبى، شیخ ‏ام‏ فویین و شیخ زاید رسیده است.

13- معاهده دائمى صلح 24 اوگوست 1853 م. که به امضاى شیوخ امارات سواحل عربى خلیج فارس رسیده است.

14- معاهده 1847 م.با شیخ سلطان بن صقر حاکم راس الخیمه و شارجه برای منع تجارت برده در ساحل عربی و فارسی در خلیج فارس

15- معاهده ی 1856 م.شیوخ متصالحه در تکمیل قرارداد اول مه 1847 منع تجارت برده‏

16- قرارداد صلح دایمی شیوخ متصالحه 4 می 1853 برابر با25رجب 1269 با قبطان کنیل بالیوز خلیج فارس

17- قرارداد متمم برای قرارداد 14 می 1853 برابر با 25 رجب 1269در خصوص امنیت دریانوردی و خطوط تلگراف در خلیج فارس در تکمیل  معاهده 1853 م.که در سال 1864 برابر با 11 ذی القعده 1280 قمری به امضاى شیوخ امارات سواحل عربى خلیج فارس رسیده است و تعهد شده که آسیبی به سیم های تلگراف در هر جای خلیج فارس که باشد نرسانند.

18- معاهده 5 ماده‏اى 24 ژوین  1879م. شیوخ متصالح (امیر نشین‌های جنوب خلیج فارس) برابر با 3 رجب 1296

19- معاهده تحت الحمایگی “پروتکتوریت”  و منع شدن شیوخ عرب از بستن قرارداد با دولت های بیگانه (1892م.) این قرارداد توسط 6 شیخ یا حاکم ابوظبی، شارجه، دوبی، عجمان، ام القوین، راس الخیمه و از طرف بریتانیا توسط
A.C.TALBOT LEIUT.COL.RESIDENT,PERSIAN GULF  امضا شده است.

20- قرارداد 1892 برابر با 9 شعبان 1309 قمری تعهد شیوخ متصالح با بریتانیا که رابطه سیاسی  بجز با بریتانیا نداشته باشند در این تعهد نامه تمامی شیوخ با ذکر نام خود اعلام کرده اند که در حضور ای سی تالبت سی ای کی البایوز در خلیج فارس التزام می بندند که به بندهای این تعهدنامه پایبند باشند.

21- قرارداد منع خرید و فروش سلاح نظامی 25 نوامبر 1902 با امضای حاکم دبی-  شارقه – ام القوین- ابوظبی و مقیم السیاسی فی الخلیج الفارسی C.A.KEMBALL,LIEUT.COL.POLITICAL RESIDENT, PERSIAN GULF

22- قرارداد ایجاد ایستگاه هوایی (فرودگاه) بین شیخ سلطان بن صقر و نماینده بریتانیا در خلیج فارس سر هوگ بیسکویی

23- قرارداد شیخ شخبوط سلطان حاکم ابوظبی و کمپانی دارسی 9 مارس 1953 -شش بار خلیج فارس بکار رفته از جمله در بند 2 آمده است در منطقه صلاحیت شیخ مطابق بیانیه 12 شعبان 1368 مطابق 10 جون 1949 بستر دریا و سطح دریا مجاور آبهای خلیج فارس  حق اکتشاف برای 65 سال بطور انحصاری به کمپانی واگذار می شود

بند 3- صلاحیت اکتشافات در تمام منطقه ساحلی تا اتصال به خلیج فارس و تا منطقه صلاحیت شیخ دبی و جزایر را شامل می شود و نقشه ضمیمه قرارداد می شود.

بند 8 . فروش نفت برابر با نرخی خواهد بود که کمپانی در دیگر مناطق خلیج فارس تعیین می کند.

بند 28 در خصوص اختلافات مقیم سیاسی در خلیج فارس می تواند داور تعین کند مقیم سیاسی در خلیج فارس می تواند در ظرف 60 روز از اختلاف داور و یا داورانی تعیین کند.

24- قرارداد دارسی در خصوص تعیین منطقه دریایی شیخ ابوظبی 22 مارس 1955 – ساحل و بستر و آبهای سطحی منطقه شیخ با خلیج فارس.

25- در سخنرانی لوردکرزن در تاریخ 21 نوامبر 1903 برابر با شعبان 1321 قمری در حضور شیوخ و رعایای عرب قرائت شده است و تصویرمتن عربی آن در کتاب علی محمد راشد موجود است و در آن  آمده است  که صد سال قبل در اینجا جز قتل و غارت و هرج و مرج و بردگی چیزی وجود نداشت اما امروز امنیت به “خلیج فارس” برگشته است و مردم در آرامش بسر می برند.

در کتاب “تاریخ الکویت الحدیث نوشته دکتر احمد مصطفی ابو حاکمه،ذات السلاسل 1984” معاهدات حاکم کویت و بریتانیا ضمیمه این کتاب است که در 6 معاهده نام خلیج فارس بکار رفته است. در صفحات 400 – 407 – 408-  424 – 425 –  426
“معاهده عمومی با اقوام عرب” ص 400، نامه مبارک الصباح حاکم کویت 26 ذی القعده 1331 به سرپرسی کاکس بالیوز و قنصول جنرال انکلیز در خلیج فارس”،  ص 426 –
نامه “پرسی کاکس” 27 اکتبر 1913 بالیوز خلیج فارس به مبارک الصباح ص 425، نامه مبارک الصباح به قنسول جنرال خلیج فارس موضوع قرارداد سیم تلگراف ص 424   و در صفحه  408 معاهده  بین حاکم کویت مبارک صباح با کرنل ملکم جان مید اندین که در آن  حاکم کویت متعهد می شود که هیچ قرارداد و واگذاری اراضی با هیچکس بدون بالیوز انگلستان در خلیج فارس انجام ندهد. 10 رمضان المبارک 1316 مطابق 23 جنوری سنه 1899 و در صفحه  407 “معاهده دریایی” تعهد صباح ابن جابر، بنیابت از پدرش جابر ابن عبدالله الصباح حاکم کویت به قبطان هنل( کاپیتان هنل) بالیوز در خلیج فارس تعهد می سپارد که به قرارداد صلح دریایی پایبند و همه گونه تلاش برای استقرار امنیت بکار گیرد. امضاء اول ربیع الاول سنه 1257 مطابق 1841 م.

26- در چند قرارداد دیگرمیان بریتانیا و امیر کویت و همچنین در یادداشت‏هایى که منجر به استقلال کویت شد و مى‏توان آن را قرارداد استقلال کویت نامید، همه ‏جا از عبارت «خلیج الفارسى» استفاده شده است. در عنوان یادداشت امیر کویت1961به نماینده ی ملکه انگلیس در خلیج فارس نیز چنین آمده است:

27- «حضرت صاحب الفخامة المقیم السیاسى لصاحبه جلاله فى الخلیج الفارسى المحترم». این سند که در تاریخ 19 ژوئن 1961 توسط عبداللَّه السالم الصباح امضاء شده است، طبق اصل 102 منشور سازمان ملل در دبیرخانه این سازمان به ثبت رسیده است و یک سند قابل استناد در دعاوى بین‏المللى است.

28- جزئیات بعضى از این‏گونه معاهدات، در کتاب «خلیج فارس» آرنولد ویلسن و کتاب تاریخ الحدیث الکویت بیان شده است.

29- در ضمایم قرارداد الجزایر  1975 میلادی نیز که به پیمان صلح میان ایران و عراق معروف است، عنوان «خلیج فارس» به‏کار رفته است. در چندین معاهده ی دیگر که در همه ی آن‌ها شیوخ خلیج فارس و بریتانیا، و یا شیوخ خلیج فارس و سایر دولت های خارجى امضاءکنندگان آن بوده‏اند، عبارت «خلیج فارس» به‏کار رفته است.

30- در گزارش نهایىِ کمیته فنىِ اعزامى از سوى سازمان ملل براى تعیین حدود مرزى کویت و عراق در سال 1996م. ، همه‏جا از نام خلیج فارس استفاده شده و در نقشه ی ضمیمه گزارش که به‏عنوان سند شوراى امنیت منتشر شده است نیز «خلیج فارس» به‏کار رفته است.

در تعداد دیگری قرار دارد هم نام خلیج فارس بکار رفته بطور مثال در:

31- در قرارداد 26 ماده ای تبادل پول توسط شرکتهای پستی دو کشور 22 جولای 1952 میان دولت بریتانیا و اداره پستی خلیج فارس و پاکستان که به امضای اس .ای صدیقی و دلا وار رسیده است 5 بار خلیج فارس بکار رفته است.

32- در قرارداد 29 ماده ای تبادل پول توسط شرکتهای پستی هند و بریتانیا 1951 میان دولت بریتانیا و اداره پستی خلیج فارس و دولت هند که به امضای نس ادوارد و راج بهادور رسیده است 3 بار خلیج فارس بکار رفته است. این دو قرارداد در سال 1953 در سازمان ملل به ثبت رسیده است.

همچنین در قطعنامه های شورای امنیت و مجمع عمومی مربوط به جنگ اول و دوم خلیج فارس بارها نام خلیج فارس بکار رفته است.

نوشته :دکتر محمد عجم

ارجاعات:

1- مراجعه شود به:

– مجموعه عهدنامه‏هاى تاریخى ایران، ازعهد هخامنشى تا عهد پهلوى، ع – وحید مازندرانى، 1350، انتشارات  وزارت‏ امور خارجه. – متن انگلیسی  چند قرارداد در مجموعه عهود و اسناد اچیسن درج شده که وی آنرا از متن سفرنامه فرایر  بنام نه سال سفر فرایر در ایران از 1672 تا 1681 نقل کرده است این سفر نامه در سال 1900 توسط بنگاه هاکلویت در سال 1900 در لندن چاپ شده

– راشد، على‏محمد. الاتفاقات السیاسیة و الاقتصادیة التى عقدت بین الامارات ساحل عمان و بریتانیا (1806 – 1971)، منشورات اتحاد کتاب و ادباء الامارات، 1989

2- مراجعه شود به: مجموعه عهدنامه‏هاى تاریخى ایران،همان.

3- همان. گفتنی است که در کتاب “تاریخ الکویت الحدیث نوشته دکتر احمد مصطفی ابو حاکمه، ذات السلاسل 1984” معاهدات حاکم کویت و بریتانیا ضمیمه این کتاب است که در 6 معاهده نام خلیج فارس بکار رفته است. صفحات 400 ص 426 ص 425 ص 424 ص 408 ص 407.

تاریخ درج: 8 اردیبهشت 1389 ساعت 17:23 تاریخ تایید: 8 اردیبهشت 1389 ساعت 20:07 تاریخ به روز رسانی: 13 اردیبهشت 1389 ساعت 19:40
مطالب مرتبط
نام خلیج فارس در منابع و نقشه‌های تاریخی و اسناد بین‌المللی کتاب اسناد نام خلیج فارس؛ میراثی کهن و جاودان منشر شد آشنایی با موزه‌های مشهور جهان آشنایی با پایگاه‌های نظامی آمریکا در جهان طلای سرخ ایران همچنان بی‌رقیب است تابلو خط فارسی 88 هزار پوند در لندن فروش رفت خط فارسی؛ هنرمند مغربی را مشهور کرد تشدید فعالیت القاعده درمغرب اسلامی زورآزمایی آمریکا و شبکه القاعده کاستی‌های عقل عربی در کند و کاو سیاسی حد و مرز بلند پروازی‌های دبی نبردی دیگر از زنجیره نبردهای آفریقا وضعیت ناخوش خوش نشین‌های دبی اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی آشنایی با نام‌های سرزمین ایران11سپتامبر از نگاه توطئه و نقش رسان جبل الطاره آشنایی باق مفاهیم: کارتوگرافی چیست؟ قایق های مرگ و کنفرانس مهاجرت بن لادن و بی اطلاعی آمریکائی‌ها در گزارش اشپیگل نقش ایرانیان در تمدن اسلامى اندلس آنچه سی.ان.ان پنهان کرد

متن کامل دو قرارداد فتحعلی (شاه جم جاه شهریار ایران و توران). در متن فارسی با

متن کامل دو قرارداد فتحعلی (شاه جم جاه شهریار ایران و توران). در متن فارسی با

 

نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدات منطقه‌ای و بین‌المللی. متن فارسی و عربی بحر عجم متن انگلیسی پرشن گلف Persian Gulf

میراث‌ایران- همشهری آنلاین – محمد عجم:
خلیج فارس اگر چه از نظر لغوی نامی برای پهنه آبی جنوب ایران است اما در واقع در بردارنده هویت تاریخی و فرهنگی ایران است

که ریشه در تاریخ دور و دراز کشور  دارد و در اسناد تاریخی و بین المللی نیز ثبت گردیده است. در متن همه قراردادهاى تاریخى میان ایران و کشورهاى خارجى و یا میان اعراب و دولت های خارجى، از ابتداى تاریخ مکتوب و به ویژه در چند قرن گذشته، هرجا نامى از پهنه آبى جنوب ایران آمده، در زبان فارسى و عربى با نام‌های خلیج فارس، بحر فارس، بحر عجم و خلیج ایران و در سایر زبان‌های دنیا نیز معادل فارس  به‏ کار رفته است.

بیشتر از 2400 سال به ‏طور مستمر در ادبیات مکتوب، نه تنها از سوى اعراب، ترک‏ها و ایرانى‏ها، بلکه در ادبیات جهان بر پهنه آبى جنوب ایران خلیج فارس و معادل های آن اطلاق مى‏شده است و وجود این نام در کتابهای تاریخى و جغرافیایى (300 موردبررسی شده)، و نقشه‌های تاریخى (2000 موردبررسی) و مجموعه اسناد و قراردادها میان ایران، اعراب و سایر کشورها(30 مورد مطالعه شده)، دلیل بارز آن است.

با مراجعه به کتاب «مجموعه عهدنامه‏هاى تاریخى ایران» و یا آرشیو وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، مشخص مى‏شود که نام خلیج فارس حداقل در 30 عهدنامه تاریخىِ از هزاره اول و دوم میلادى تا نیم قرن قبل بکار رفته است.از جمله  این موارد مى‏توان به عهدنامه‏هاى ذیل اشاره کرد: (1)

1- قرارداد 1622م. (1031ق.) میان شاه عباس و ادوارد کنوک، سفیر بریتانیا و نماینده کمپانى هند شرقى.

2- فرمان کریم‏خان درباره ی اعطاى اختیارات به ویلیام اندروپرایس، حاکم بریتانیا در خلیج فارس (1763 م.).

3- در عهدنامه ی 1809م. (1224 ق.) ایران و انگلیس یا قرارداد جونز، بریتانیا حاکمیت ایران را بر کل خلیج فارس به رسمیت شناخت و متعهد شد کشتى‏هاى انگلیس فقط از نقاطى که دولت ایران اجازه مى‏دهد، حق عبور داشته باشند.

4- در متن فارسى عهدنامه ی 12 ماده‏اى دولت ایران با سرگوراوزلى (سفیر انگلیس) به سال 1227 ق. دارالخلافه طهران، در فصل ششم، بحر قلزم (دریای سرخ )، و در فصل هشتم، بحر العجم و در متن انگلیسی پرشن گلف ذکر شده است.

5- بند نهم متن فارسى عهدنامه ی جیمز موریه و هنرى الیس در دارالخلافه طهران، 1229  ق. (1814م.)  به ترتیب بحر العجم و پرشن گلف ثبت  شده است.

6- در معاهده 1851 م. ایران و انگلیس در خصوص منع تجارت برده در خلیج فارس(خلیج فارس و و پرشن گلف ثبت شده است. ‏

7- در فصل سیزدهم متن فارسى عهدنامه ی صلح ایران و انگلیس، معروف به معاهده صلح پاریس (1857م.) خلیج فارس به‏کار برده شده است.

8- در معاهده ی (1882 م.) منع تجارت برده، عنوان “خلیج ایران ” به‏کار رفته است.

9- در عهدنامه تجارت ایران و یونان (1861م.) بند هشتم راجع به تجارت در خلیج فارس است، که در متن فارسی «خلیج فارس» و در متن فرانسه «پرسی گلف» به‏کار رفته است.

10- در عهدنامه ایران و فرانسه 1808 م.(1222ق.) با امضاى ژنرال گاردان و میرزاشفیع نیز این عبارت به‏کار رفته است.

11- در فصل دوم معاهده ایران و اسپانیا (1870م.) در متن فارسى، خلیج فارس، و در متن اسپانیایى، پرسیک گلف به‏کار رفته است.

12- در نقشه‏هاى سرحدى ملحق به پروتکل 1913 م.ایران و ترکیه، خلیج فارس ذکر شده و رود زاب کوچک یا کیالو، با نهر عجم توصیف شده است.

در ده‏ها معاهده ی دیگر نیز عنوان «خلیج فارس» به‏کار رفته که به دلیل طولانى شدن، از بیان آن خوددارى مى‏شود.

در فرامین پادشاهان ایرانى خطاب به حکام محلى خلیج فارس نیز از این پهنه آبى با عنوان خلیج عجم، دریاى ایران و بحر فارس نام برده شده است و در طول تاریخ درهمه ی  کتاب هاى جغرافیایى و تاریخى در سراسر جهان نیز معادل و مترادف‏هایى که صفت ایرانى دارد، آورده شده است.(2 )

از سال 1507 تا 1960م. در همه قراردادها و معاهده‏هایى که پرتغالى‏ها، اسپانیایى‏ها، انگلیسى‏ها، هلندى‏ها، فرانسوى‏ها، بلژیکى‏ها، روس‏ها و آلمانى‏ها با دولت ایران و یا هر کشور و پدیده سیاسى و یا امراى تحت‏الحمایه خود در منطقه امضاء کرده‏اند، در زبان های مختلف، واژه‏هاى مترادف با خلیج فارس را به‏کار برده‏اند. حداقل ده مورد از این‏گونه قراردادها که میان کشورهایى مانند کویت، عربستان، عثمانى، عمان و امارات متصالحه منعقد شده، هم به زبان عربى و هم به زبان انگلیسى، «خلیج فارس» به‏کار رفته، که از جمله آن‌ها مى‏توان به موارد ذیل اشاره کرد:

انگلیسی ها معمولا عادت دارند که نام ها را بصورت کوتاه و مخفف و یا با اولین حرف مانند UK-USA- UN-WF-WB بیان می کنند. در بعضی قراردادهای میان بریتانیا و کشورهای عربی در متن انگلیسی برای سادگی نام خلیج فارس بصورت ناقص بکار رفته اما عرب ها در متن عربی خود امانتداری را رعایت نموده و نام خلیج فارس را بصورت کامل آورده اند. بطور مثال تصویر دو قرار داد روى جلد کتاب” قراردادهای سیاسی و اقتصادی بین امارات ساحل عمان و بریتانیا، (“الاتفاقات السیاسیة و الاقتصادیة التى عقدت بین الامارات ساحل عمان و بریتانیا 1806 – 1971م. على‏محمد راشد” چاپ شده است. در 18 قرارداد از22 قرارداد و معاهده ای که در این کتاب ” ذکر شده است، عبارت بحر فارس و خلیج فارس به‏کار رفته است البته این نویسنده در بازچاپ نام خلیج فارس را از همه 22 قرارداد موجود در کتابش را حذف و بصورت خلیج و یا خلیج عربی آورده است اما در تصویر اصل قراردادها روی جلد کتاب و ضمایم انتهای کتاب تحریف و جعل نام خلیج فارس آشکار شده است،بطوریکه:ادامه ٣٠ قرارداد عربی در همشهری …

متن کامل:

١- قرارداد مجمل  ١٨٠٩ مارس ١٩

چون در این اوان سعادت نشان سفیر بی نظیر روشن ضمیر صایب تدبیر، صاحب نشان همایون هلالیه عثمانیه، عالیجاه عمدة الاعاظم المسیحیٌه سر هرفرد بارونت از جانب سعادت جوانب شهریار نامدار کامکار، خسرو عدل گستر مکارم شعار، نظم آرای مناظم کشور ستانی، صدر نشین أرایک سلطنت جهانداری، شرف افزای سپهر جلالت و بختیاری، خدیو باذل عادل، دارای ابر کف دریادل، پادشاه والا جاه فلک دستگاه ممالک فسیح المسالک انگلستان و هندوستان- ادام الله تعالی ایٌام سلطنه الباهره- به رسم سفارت با نامه همایون پادشاهی وارد آستان سپهر نشان و شرف اندوز تقبیل عتبه علیه اعلیحضرت قدر قدرت، قضا همٌت، گردون حشمت، جهان داور خدیو مکرم، فلک یاور خسرو اعظم، بلند اختر داور انجم خدم، مالک رقاب الأمم، غوث الاسلام و المسلمین، عوذالملٌه و الدٌین، قهرمان الماء و الطین، شهریار جم اقتدار کشور خجسته ایران و توران،

فصل اول- چون تفصیل شروط و توضیح و تعیین مقاصد جانبین موقوف می بود به مکالمات گوناگون و مجالس متعدده، عجاله الوقت این وثیقه میمونه که عهدنامه مجمل است مرقوم می گردد، تا کاخ دوستی و اتٌحاد را بنیادی متین باشد و مکنونات ضمایر جانبین را مبین گردد و قرار این که من بعد عهدنامه مفصٌلی مشتمل بر جمیع مقاصد و حاکی تمامی شرایط و ضوابط مرقوم و به خطٌ و مهر وکلاء اجلاء ثلثه مختوم گردد و مدار یک جهتی دولتین بر آن باشد.

فصل دویٌم- باید که این عهد خجسته که در میان دو دولت جاوید مدٌت به دست صدق و راستی بسته اند، از هر گونه تغییر و تبدیل مصون و روز بروز ملزومات و مقتضیات یک جهتی و یگانگی در میانه افزون باشد و پیوند مواحدت و موافقت میان این دو پادشاه جم جاه- زادهماالله ملکاً و سلطاناً- و ولیعهد و فرزندان و احفاد امجاد ایشان و وزراء و امراء و ولات و حکٌام ولایات و سر حدٌات مملکتین ابدالأباد استوار ماناد.

فصل سیٌم- اولیای دولت علیٌه ایران بر خود لازم دانستند که از تاریخ این عهدنامچه میمونه هر عهد و شرطی که با هر یک از دولتهای فرنگ بسته اند باطل سازند و لشکر فرنگ را از حدود متعلقه به خاک ایران راه عبور به طرف مملکت هندوستان و سمت بنادر هندوستان نخواهند داد.

فصل چهارم- در این صورت که لشکری از طوایف فرنگ به مملکت ایران آمده باشد و یا بیاید، پادشاه والاجاه انگلستان قشون و تدارک و اسباب و یا در عوض آن وجه نقد و توپ و تفنگ و معلم و عمله به قدری که صلاح دولتین باشد به خدمت شهریار سپهر اقتدار ایران فرستد و در دفع و رفع ایشان با پول کمال اعانت و امداد نمایند. بعد از این، قشون یا مبلغ وجه و مقدار تدارکات و اسباب به قراری است که در عهدنامه مفصٌل مشخٌص و معین خواهد شد.

اگر احیاناً بنای مصالحه فیمابین آن طایفه فرنگ که با دولت علیٌه ایران نزاع و جنگ دارند و اولیای دولت بهیٌه انگلیس اتٌفاق افتد، پادشاه والاجاه ممالک انگلستان کمال سعی و دقٌت و اهتمام نماید که فیمابین ایران و آن طایفه نیز رفع نزاع و دشمنی شده و صلح واقع شود و اگر خدا نخواسته این سعی به جایی نرسد، شاه والاجاه انگلستان به طریقی که مرقوم شده و در عهدنامه مفصٌل مشخص و معین داده خواهد شد، قشون و لشکر و یا وجه نقد و اسباب به کمک ایران بدهد و این اعانت و کمک را مادام که جنگ فیمابین ایران و آن طایفه باشد داده، تا هنگامی که رفع جدال نشود و آن طایفه با اولیای دولت ایران صلح ننماید مضایقه در دادن کمک ننماید.

هرگاه افاغنه هندوستان را با اولیای دولت انگلیس نزاع و جدالی باشد اولیای دولت ایران از این طرف لشکر تعیین کرده، به قسمی که مصلحت دولتین باشد به دولت انگلیس اعانت و امداد نماید از قراری که در عهدنامه مشخص و معین خواهد شد.

فصل پنجم- اگر از سواحل هندوستان قشون و لشکر وارد واردبحرالعجم شده باشد و قبل از اذن و رخصت(مجوز) اولیای دولت علیٌه ایران در جزیره خارک یا جای دیگر از سواحل عمٌان نزول کرده باشند، به هیچ وجه من الوجوه دخل و تصرفی در آنجا نکرده و از تاریخ عهدنامه میمونه قشون مذکوره در تحت اختیار اولیای دولت ایران باشد، اگر عالیجاه رفیع جایگاه، جلالت و نبالت پناه، حشمت و شوکت دستگاه فرمانفرمای هندوستان قشون مزبوره را برای حراست حدود هندوستان ضرور نداشته باشد و اولیای دولت ایران خواهند برای امداد خود همان قشون را نگاه دارند و اگر بخواهند روانه هندوستان نمایند و در عوض قشون به طریقی که سبق ذکر شد و در عهدنامه مفصٌل مشخص خواهد شد وجه نقد برای اخراجات و تدارکات بازیافت نمایند.

فصل ششم- اگر قشون مذکوره به خواهش اولیای دولت ایران در جزیره خارک یا جای دیگر از سواحل عمٌان توقف نمایند، باید از جانب کارگزاران دولت ایران کمال شفقت و مهربانی نسبت به ایشان به عمل آید و به حکٌام و مباشرین بنادر(خلیج) فارس قدغن نمایند که هر قدر سیورسات آذوقه برای قشون مذکور ضرور و درکار باشد به نرخ و تسعیر عادله وقت به ایشان فروخته قیمت بازیافت نمایند.

فصل هفتم- اگر جنگ و نزاعی فیمابین دولت ایران و افغان اتفاق افتد، اولیای دولت انگلیس را در آن میانه کاری نیست و به هیچ طرف اعانت و امداد نخواهد کرد، مگر آنکه به خواهش طرفین واسطه صلح گردد.

فصل هشتم- این عهدنامچه میمونه، به رسم و معنی عهد محافظت مرقوم و در ضمن العهد شرط رفت که مادامی که این عهد جاوید به رسوم و شروط مقرٌره مفصٌله بین الدولتین برقرار است، اولیای دولت دوران مدٌت ایران عهد و شرطی که مخالف دوستی دولت انگلیس و باعث اهانت و اضرار ایشان در حدود هندوستان بشود با هیچ یک از طوایف فرنگ ننمایند.

امید که این عهد همایون خجسته تا ابد پایدار باد و این پیوند میمون به اولیای هر دو دولت محاسن و فواید آثار گردد. ما که وکلا می باشیم به راستی و استحکام این عهدنامه مبارکه را دستخطٌ و مهر گذاشته ایم. به تاریخ نوزدهم ماه مارچ سنه یک هزار و هشتصد و نه عیسوی مطابق بیست و پنجم شهر محرم الحرام سنه یک هزار و دویست و بیست و چهار هجری.١٩/مارس/١٨٠٩
هو

سواد دستخط و امضای اعلیحضرت قدر قدرت امپراطور انگلستان است:
« ما که این عهدنامه مجمل را دیده ایم همه فصل ها و شروط آن را مقبول و منظور داشته ایم و داریم برای خودمان و هم برای وارثها و ولیعهدهای ما، و نیز قول شاهانه خود را می دهیم که همیشه موافق شروط این عهدنامه عمل و حسب المقدور ما کسی را اذن خلاف کردن آن نخواهیم داد. برای مربوطی این امر مهر بزرگ دولت خود را بر این عهدنامه مجمل چسبانده ایم و آنرا با دست مبارک خود دستخط کرده ایم، در قصر شاهانه ونزر به تاریخ هفتم شهر جمادی الاولی سنه عیسویه جلوس ما جارج شاه.»   لازالت مشارق اقباله بمطالع کواکب الاجلال گردیده و موافق وکالت نامچه معتبره میمونه، ممهور به مهر آثار پادشاه والاجاه معظم الیه در تشیید مبانی یکجهتی و الفت دولتین علیٌتین وکیل مطلق و معتمد مختار بوده و از طرف بهی الشرف شاهنشاه سپهر بارگاه ممالک ایران نیز به عالی جاهان نبالت و جلالت پناهان، عزٌت  و دولت دستگاهان، مجدت و حشمت همراهان، مقربی الخاقان، صدر الوزراء الفخام معتمدالدوله العلیه الباهره میرزا محمٌد شفیع وزیر و امیرالامراء العظام، امین الحضره البهیٌه القاهره حاجی محمد حسین خان مستوفی الممالک دیوان همایون اعلی، از قرار فرمان اشرف جداگانه وکالت مطلقه تفویض رفته که: با عالیجاه ایلچی مشارالیه به تمهید شرایط موٌدت و یکجهتی و وفاق دولتین پرداخته، ارکان اتحاد حضرتین بهیٌتین را به نحوی که متضمٌن صلاح طرفین باشد مستحکم و مشیٌد ساخته باشند، لهذا عالی جاهان مشارالیهم بعد از انعقاد مجالس عدیده و طیٌ مقالات و مکالمات لازمه به استصواب و رضای یکدیگر بنای عهد و میثاق و ادای شروط یکانگی و وفاق، فیمابین دولتین به اصول مفصٌله هشت گانه گذاشته، بر اولیای هر دو دولت لازم و ثابت داشتند که از این پس هر یک به نهج مسطور عمل و شرطی را از شروط متروک و مهمل نگذارند:

 

٢-  قرارداد “مفصل” در زمان سلطنت فتحعلی شاه جم اقتدار میان ایران و انگلیس منعقد شده است:

الحمد لله الوافی الکافی

اما بعد، این خجسته اوراق دسته گلی است که از گلزار بی خار وفاق رسته و به دست وکلای حضرتین علیتین برسم عهد نامه مفصل بر طبق صدق خلوص پیوسته می گردد. چون قبل از اینکه عالی جاه زبدة السفرا سر هرفرد جانس برونت از جانب دولت انگلیس به جهت تمهید مقدٌمات یکجهتی دولتین وارد دربار شهریاری شده بود و عهدنامه مجملی فیمابین وکلای دولت علیٌه ایران: اجل الکفات الفخام، فخرالصدارة و الوزراة و الاحتشام، میرزا شفیع، صدراعظم و امیرالامراء الکرام المؤتمن الحضرة العٌلیة العالیٌه، امین الدٌولة البهیٌة السنیٌه قواماً للجلالة و النبالة، حاجی محمٌد حسین خان مستوفی الممالک دیوان معظٌم با مشارالیه که وکیل و سفیر دولت بهیٌه انگلیس بود به شروط چند که تبیین و تعیین آن به عهدنامه مفصٌل رجوع شده مرقوم گردیده بود، حال که عالی جاه رفیعجایگاه، عزت و فخامت همراه، شهامت و صداقت اکتناه، فطانت و درایت آگاه، دولتخواه بلاانتباه، سر گور اوزلی برونت ایلچی بزرگ دولت مزبور برای اتمام عهود و انجام مقاصد حضرتین شرفیاب التزام درگاه خلایق پناه پادشاهی می باشند و از جانب آن فرخنده دولت وکیل و کفیل مهمٌات یکجهتی است وکلای این همایون حضرت قاهره به صلاح و صوابدید مشارالیه شروع در تفصیل عهود کرده و تفصیل مقاصد از قراری است که در فصول لاحقه دوازده گانه شرح داده خواهد شد و امور متعلقه به تجارت و معاملات مملکتین از قراریست که در عهدنامه تجارنامه جداگانه و مفصل خواهد گشت.

فصل اول- اولیای دولت علیه ایران بر خود لازم داشتند که از تاریخ این عهدنامه فیروز، هر عهد و شرطی که با هر یک از دولتهای فرنگ بسته اند باطل و ساقط سازند و لشکر سایر طوایف فرنگستان را از حدود متعلقه به خاک ایران راه عبور به طرف هندوستان و سمت بنادر هند ندهد و أحدی از این طوایف را نگذارند که داخل مملکت ایران شوند و اگر طوایف مزبور خواهند که از راه خوارزم یا تاتارستان و بخارا و سمرقند و غیره عبور به مملکت هند نمایند، شاهنشاه ایران حتی المقدور پادشاهان و والی ها و اعیان آن مسالک را مانع شوند و از راه طوایف مزبور را بازدارند، خواه از راه تهدید و تخویف و خواه از راه رفق و مدارا.

 

فصل دویٌم- اگر دشمنی از طوایف فرنگ به مملکت ایران آمده باشد یا بیاید و اولیای دولت علیٌه ایران از دولت بهیٌه انگلیس خواهش اعانت و امداد نمایند، فرمانفرمای مملکت هند از جانب دولت بهیٌه انگلیس هرگاه امکان و قدرت داشته باشد بقدری که خواهش اولیای دولت علیٌه ایران باشد عسکر و سپاه از مملکت هندوستان روانه سمت ایران نمایند و اگر به علت بعضی گرفتاریها فرستادن عسکر امکان نداشته باشد هر ساله مبلغ دویست هزار تومان به جهت اخراجات سپاه بسر کار دولت علیٌه ایران بدهد و مادام که جنگ و جدال با طوایف مزبوره در میان باشد وجوه مزبوره برقرار کارسازی شود. چون وجوه نقد مزبور برای نگاه داشتن قشون است ایلچی دولت بهیٌه انگلیس را لازم است که از رسیدن آن به قشون مستحضر و خاطر جمع بشود و بداند که در خدمات مرجوعه صرف می شود.

فصل سیٌم- اگر احیاناً طایفه فرنگ را که با دولت علیه ایران نزاع و جدال دارند با دولت بهیٌه انگلیس مصالحتی اتفاق افتد، پادشاه والاجاه انگلستان کمال سعی و دقت را نماید که فیمابین آن طایفه و دولت علیه ایران نیز رفع دشمنی و نزاع شده صلح واقع گردد و اگر این سعی بجا نیفتد، پادشاه ذیجاه انگلستان بطریقی که مرقوم شد از مملکت هند عسکر و سپاه به کمک ایران مأمور کند، یا اینکه دویست هزار تومان مقررٌه را برای خرج عسکر و غیره کارسازی نماید و این اعانت و امداد مادام که جنگ فیمابین دولت علیٌه ایران و آن طایفه باشد و رفع جدال نشود و آن طایفه با ایران صلح ننمایند و به شروط مرقومه مفصٌله درین امداد کوتاهی نماید پرداخت شود. و در صورتی که صلح فیمابین آن طایفه و دولت بهیٌه انگلیس اتفاق افتد باز هر وقت اولیای دولت علیٌه ایران خواهند، جنگ و جدال با آن طایفه نشود، معلم و غیره به جهت تعلیم و تعلم سپاه ایران خواهند، اولیای دولت انگلیس بشرط فراغت وقت به قدر مقدور البته مضایقه نخواهد کرد.

فصل چهارم-  چون قرارداد مملکت ایران این است که مواجب قشون شش ماه به شش ماه پیش داده می شود، قرارداد تنخواه که به عوض عساکر از دولت بهیٌه انگلیس داده شده چنین شد که تنخواه مزبور را ایلچی آن دولت بهیٌه هر چه ممکن شود زودتر و پیشتر مهم سازی نماید.

فصل پنجم- هرگاه طایفه افاغنه را با اولیای دولت بهیٌه انگلیس نزاع و جدالی باشد اولیای دولت علیه ایران لشکر تعیین نموده، به قسمی که مصلحت دولتین باشد به دولت بهیه انگلیس اعانت و امداد نمایند و وجه اخراجات آنرا از اولیای دولت بهیه انگلیس بگیرند، از قراری که اولیای دولتین قطع و فصل خواهند کرد.

فصل ششم- اگر جنگ و نزاعی فیمابین دولت علیه ایران و افغان اتفاق افتد، اولیای دولت بهیه انگلیس را در آن میان کاری نیست و به هیچ طرف کمک و امدادی نخواهند کرد، مگر اینکه به خواهش طرفین واسطه صلح گردند.

فصل هفتم- در صورتی که در سواحل دریای قلزم(سرخ) چوب و اسباب مهیٌا شود و شاهنشاه ایران خواهش فرماید که از خورهای بحر مزبور کشتیهای جنگی بسازند، پادشاه ذی جاه انگلستان اجازت به معلم و عمله کشتی ساز و غیره از دارالسلطنه لندن و هم از بندر بمبئی عطا نمایند که به خدمت شاهنشاه ایران حاضر و به خدمت مرجوعه مأمور شوند و مواجب و اخراجات آن با سرکارپادشاه جم جاه دولت علیٌه ایران باشد بموافق قراری که با ایلچی دولت بهیٌه انگلیس داده خواهد شد.

فصل هشتم- اگر از رؤسای ایران کسی بخواهد دشمنی کند و یاغی شود و فرار به ولایت انگلیس نماید، به محض اشارت امنای دولت علیه ایران آن کس را از ولایت مزبور بیرون کنند و اگر بیرون نرود او را گرفته روانه ایران نمایند و در صورتی که پیش از رسیدن آن کس به ولایت مزبور اشارتی از امنای دولت علیٌه ایران درباره او به حاکم آن حدود رسد آن کس را رخصت فرود آمدن ندهد و اگر بعد از ممانعت آن کس فرود آید او را گرفته روانه ایران نمایند.

 

فصل نهم- اگر در بحرالعجم اولیای دولت بهیٌه ایران را امدادی ضرور شود، اولیای دولت بهیٌه انگلیس بشرط امکان و فراغت بال در آن وقت کشتی جنگ و قشون بدهند و اخراجات آنرا موافق برآورد آن وقت قطع و فصل نموده بازیافت نمایند کشتیهای مزبور بر آن خورها و لنگرگاهها عبور کند که امنای دولت علیٌه ایران نشان بدهند و از جای دیگر بی رخصت و ضرورتی عبور نکنند.

فصل دهم- مواجب صاحبان و عمله و معلم و غیره را امنای دولت بهیٌه انگلیس خواهند داد ولیکن چون شاهنشاه جم جاه ایران نخواستند که کسی که به خدمت ایشان مشغول باشد از عنایات خسروانی بی بهره باشند، لهذا از وفور عنایت به موجب تفصیل ذیل و علی قدر مراتبهم مواجب در وجه هر یک برقرار فرمودند:

صاحبان و معلمان که اکنون در رکاب ظفر انتساب شاهنشاه جم جاه ایران مشغولخدمت می باشند و هر یک از صاحبان مرتبه های مفصله حشو که بعد از این حاضر شوند از قراری که در حشو مشخص شده است موافق مرتبه به هر یک انعام داده خواهد شد و هر یک از ایشان که بر سایر ملتزمین و حاضرین بزرگترین و حکمران باشد نصف آنچه موافق مرتبه برای او مقرر و مشخص شده است علاوه انعام داده خواهد شد و اگر خدا نخواسته یکی از ایشان در خدمت مرجوعه کوتاهی کند به مجرٌد اظهار آن به ایلچی، از خدمت شاهنشاه رانده خواهد شد.

 

فصل یازدهم- چون منظور هر دو پادشاه آن است که این عهد جاوید مهد أبدالاباد مابین اولاد و احفاد امجاد پایدار و برقرار بماند، لهذا از هر دو طرف بهی الشرف قرارداد چنین شد که هر یک از کواکب فروزان سپهر پادشاهی که ولیعهد دولت و زینت بخش سریر سلطنت باشد، با دولت دیگر عهود یکجهتی و دوستی را پایدار داشته این طریق انیقه را ممضی و معمول دارند و هرگاه ولیعهد یکی از دولتین علیٌتین محتاج به اعانت جدیدی از دولت دیگر گردد، به طریقی که پیشرفت و اصلاح دولتین و مملکتین و مقدور طرفین باشد مضایقه و کوتاهی در امداد و اعانت ننماید و اعانت و امدادی که الحال از قرار تفصیل فصول سابقه در این عهدنامه میمونه مشخص شده است باید با ولیعهد نیز مستمر و برقرار باشد.

 

فصل دوازدهم- چون از قراری که بر اولیای هر دو دولت واضح و از مکنون دل و ضمیر یکدیگر واقف شده اند، منظور از این عهد دوستی ازدیاد قوت هر دو دولت و وسعت هر دو مملکت است و هر یک را پیشنهاد خاطر این است که تقویت یکدیگر کرده، به امداد یکدیگر بر مملکت طرفین افزوده باشند و مطلب و خواهش امنای دولت بهیٌه انگلیس این است که دولت علیٌه ایران روز بروز زیاده قوی و مستحکم گردد و از خارج کسی نتواند دخل در مملکت مزبور نماید و به امداد دولت بهیٌه انگلیس دولت و مملکت و رعیٌت ایران قوی گردد و اگر بر سر امور داخله مملکت ایران فیمابین شاهزادگان و یا امراء و سردارها مناقشی روی دهد، دولت بهیٌه انگلیس را در این میانه کاری نیست تا شاه وقت خواهش نماید و اگر أحدی از مشارالیهم ولایتی و جایی از خاک متعلقه به ایران را به آن دولت بهیه بدهند که به ازای آن کمک و اعانتی نمایند، هرگز اولیای دولت بهیٌه انگلیس به این امر اقبال نکرده پیرامون آن نخواهند گشت و دخل و تصرٌف در ممالک متعلٌقه به ایران هرگز نخواهند نمود.

تمٌت الفصول بالیمن و السعادة. (بندها و گفتارهای دوازده گانه با خوبی و شادی به پایان رسید)امید که این عهد میمون خجسته با فواید و نتایج نیک تا ابد منعقد و پیوسته ماند. این عهدنامه میمون را ما که وکلای حضرتین علیتین می باشیم به صداقت و راستی مشحون به فصول دوازده گانه مستحکم و منعقد داشته دستخط و مهر گذاشته ایم، به تاریخ چهاردهم ماه مارچ سنه یک هزار و هشتصد و دوازده عیسویه مطابق بیست و نهم شهر صفر المظفر سنه یک هزار و دویست و  بیست و هفت هجریه مصطفویه علی هاجرها السلام و التحیٌة التحریر فی دارالخلافه طهران صانها الله تعالی عن الحدثان.            هو

 

سواد امضای مرحوم نایب السلطنه عباس میرزا:١۴مارس ١٨١٢

چون اعلیحضرت قدر قدرت فلک رتبت، شاهنشاه عالم پناه نیابت سلطنت و دولت ابد مدت قاهره را به ما مفوض فرموده، لهذا قبول نموده حسب الامر حضرت ظلٌ اللهی بر ذمٌت همٌت بزرگانه خود لازم شمردیم که همین عهد میمون خجسته که مابین دولتین بسته و محکم گردیده است به شرطی که در عهدنامه میمونه مبسوط و مشروح است از حال تحریر الی انقراض زمان فیمابین ما و اخلاف کبار این دودمان خلافت نشان با حضرت ولیعهدان دولت بهیٌه انگلیس مستمر و برقرار باشد و تخلف و تجاوز روی ندهد، والسلام خیر ختام.  منبع: کتاب معاهدات و قراردادهای تاریخی در دوره قاجاریه، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، صفحه 63 تا 68

در دوره قاجار نیز مانند دوره صفویه متن های مکتوب با ادبیاتی آمیخته از فارسی و عربی بود. این متن را در آینده به فارسی روان ارایه خواهیم نمود.

یکی از مسائل جالب اینکه در هر دو دوره شاهان به خود لقب جم جاه جم اقتدار جم شوکت شاهنشاه  ایران و توران و ممالک محروسه ایران می دادند.این القاب یاد آور دوره جم شید وهخامنشیان است. در دیداری که از کلیسای مقدس و کهن  در حاشیه رود ارس داشتم دیدم که القاب عباس میرزا را با جم شوکت جم جاه یاد کرده و از وقف و تعمیر این کلیسا به فرمان او نوشته شده بود. اصولا تاریخ خیلی قابل اعتماد نیست مگر اینکه دلایل و مستندات دیگر مانند باستان شناسی و .. آنها را اثبات نمایند مثلا با توجه به شهرت جم ، اسکندر، تیمور و .. بسیاری از شاهان خود را احفاد(نوه ) و از فرزندان آنها دانسته اند  مثلا اصطلاح معماری مغولی خیلی شهرت دارد اما این یک خرافات بیشتر نیست در خود مغولستان شرقی و سرزمین  متمدن تری که توران نام دارد یک بنای کهن و قدیمی وجود ندارد آنگاه  مثلا مسجد گوهر شاه یا شاه جهان را معماری مغولی می دانند! . البته می توان گفت معماری دوره مغولی . اما اصولا مغولها معماری ندارند آنها قومی گله دار و شبانی بودند و بجز یورتمه و خانه های نمدی ،‌صنعت خانه سنگی و آجری اصلا نداشتند. معماری آجری با گنبدهای بلند سبک تمدن کهن ایرانی است .

متن کامل عهد نامه ترکمنچای بخشی از تاریخ تلخ ایران

هرکس از تاریخ درس نگیرد مجبور به تکرار آن خواهد بود.

متن کامل عهد نامه ترکمنچای بخشی از تاریخ تلخ ایران

در  باطل کردن عهدنامه گلستان

هو الله

دیباچه عهدنامه ایران و روس

الحمدالله الوافی و الکافی بعد از انعقاد عهدنامه مبارکه گلستان و مبادلات و معاملات دوستانه دولتین علیتین(دو دولت بزرگ) و ظهور آداب کمال مهربانی و یکجهتی حضرتین بهیٌتین به مقتضای حرکات آسمانی برخی تجاوزات ناگهانی از جانب سر حد داران طرفین به ظهور رسیده که موجب سنوح غوایل عظیمه شد و از آن جا که مرآت ضمایر پادشاهانه جانبین از غبار این گونه مخاطرات پاک بود اولیای دولتین علیتین تجدید عهد مسالمت را اهتمامات صادقانه و کوشش های منصفانه در دفع و رفع غایله اتفاقیه به ظهور رسانیده عهدنامه مبارکه جدید به مبانی و اصولی که در طی فصول مرقومه مذکور است مرقوم و مختوم آمد به مهر وکلای دولتین علیتین و در ماه شوال در سال هزار و دویست و چهل و نه هجری به امضای همایون شرف استقرار و استحکام پذیرفت. بر اولیای دولتین لازم است که از این پس در تحصیل موجبات مزید دوستی و موافقت اهتمامات صادقانه مبذول دارند و اسباب استحکام و استقرار معاهده مبارکه را به مراودات دوستانه متزاید خواهند و اگر در معدات تکمیل امور دوستی قصوری بینند به امضای خواهشهای منصفانه تدارک آن را لازم بشمارند و دقیقه از دقایق دوستی را مهمل و متروک نگذارند.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

چون اعلیحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم والاجاه، امپراطور اکرم شوکت دستگاه، مالک بالاستحقاق کل ممالک روسیه و اعلیحضرت کیوان رفعت خورشید رایت،(پرچم خورشید) خسرو نامدار پادشاه اعظم با اقتدار ممالک ایران، چون هر دو علی السویه (بگونه برابر!) اراده و تمنای صادقانه دارند که به نوایب و مکاره جنگی (جنگ ستیزی) که بالکلیه منافی رأی والای ایشان است نهایتی بگذارند و سنتهای قدیم حسن مجاورت(همسایگی) و مودت(دوستی) را ما بین این دو دولت بواسطه صلحی که متضمن دوام باشد و بواعث (عوامل و دلیلهای) خلاف و نفاق آتیه را دور کنند در بنای مستحکم استقرار دهند، لهذا برای تقدیم این کار خجسته آثار اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه جناب ژان پاسکویچ‌‌‌‍‌‌، جنرال آنفاندری، سردار عسکر جداگانه قفقاز، ناظم امورات ملکیه گرجستان و ولایات قفقاز و حاجی ترخان، مدیر سفاین حربیه بحر خزر،(فرمانده ناو جنگی دریای خزر) صاحب حمایلات(مدال) الکسندر نویسکی مقدس مرصع به الماس، به آن مقدس مرتبه اول مرصع به الماس، ولادیمیر مقدس مرتبه اول و گیورگی مقدس مرتبه دویم و صاحب دو شمشیر افتخار یکی طلا موسوم«برای شجاعت» و دیگری مرصع به الماس و صاحب حمایلات دول خارجه مرتبه اولین عقاب سرخ پیکر پروسیه، هلال دولت عثمانی و نشان های دیگر و جناب «الکسندر اوبرو سکوف» صاحب حمایلات مقدسه ثالث ولادیمیر، مرتبه ثانی سن استانیسلاس لهستان، مرتبه دوم سن ژان بیت، و از طرف اعلیحضرت قویشوکت پادشاه ممالک ایران نواب مستطاب والا شاهزاده نامدار عباس میرزا را وکلای مختار(کارداران) خود تعیین کردند و ایشان بعد از آن که در ترکمنچای مجتمع شدند و اختیار نامه خود را مبادله کرده و موافق قاعده و شایسته دیدند، فصول آتیه را تعیین و قرارداد کردند:

 

 

 

 

 

فصل اول-

بعد الیوم ما بین اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران و ولیعهدان و اخلاف و ممالک و رعایای ایشان مصالحه و مودت و وفاق کاملی إلی یوم الأبد واقع خواهد بود.

فصل دویم-

چون جدال و نزاعی که فیما بین عهد کنندگان رفیع الارکان واقع شد و امروز بسعادت منقطع گردید، عهود و شروطی را که بموجب عهدنامه گلستان، بر ذمت ایشان لازم بود موقوف و متروک می دارد، لهذا اعلیحضرت کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران چنین لایق دیدند که به جای عهدنامه مزبوره گلستان، عهدنامه دیگر به این شروط و عهود و قیود قرار دهند که ما بین دو دولت روس و ایران بیشتر از پیشتر موجب استقرار و انتظام روابط آتیه صلح و مودت گردد.

فصل سیم-

اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران از جانب خود و از جانب ولیعهدان و جانشینان به دولت روسیه واگذار می کند تمامی الکای نخجوان و ایروان را – خواه این طرف روس باشد یا آن طرف. و نظر به تفویض، اعلیحضرت ممالک ایران تعهد می کند که بعد از امضاء این عهدنامه، در مدت شش ماه، همه دفتر و دستور العمل متعلق به اداره این دو دولت مذکوره باشد به تصرف امرای روسیه بدهند.

فصل چهارم- دولتین علیتین معاهدتین عهد و پیمان می کنند که برای سر حد فیما بین دو مملکت بدین موجب سر حد وضع نمایند:

از نقطه سر حد ممالک عثمانی که از خط مستقیم به قله کوه آغری کوچک أقرب(نزدیکتر) است. ابتدا کرده، این خط تا به قله آن کوه کشیده می شود و از آنجا به سر چشمه رودخانه مشهور به قرا سوی پایین که از سراشیب جنوبی آغری کوچک جاریست فرود آمده، به متابعت مجرای این رودخانه تا به التقای(پیوند) آن رودخانه ارس در مقابل شرور ممتد می شود. چون این خط به آن جا رسید به متابعت مجرای ارس تا به قلعه عباس آباد می آید و در تعمیرات و ابنیه خارجه آن که در کنار راست ارس واقع است نصف قطری بقدر نیم آغاج که عبارت از سه ورس و نیم روسی است رسم می شود و این نصف قطر در همه اطراف امتداد می یابد. همه اراضی و عرصه که در این نصف قطر محاط و محدود می شود بالانفراد متعلق به روسیه خواهد داشت و از تاریخ امروز در مدت دو ماه با صحت و درستی کامل معین و مشخص خواهد شد و بعد از آن از جایی که طرف شرقی این نصف قطر متصل به ارس می شود خط سر حد شروع و متابعت مجرای ارس می کند تا به مسیر یدی بلوک و از آن جا از خاک ایران به طول مجرای ارس امتداد می یابد با فاصله و مسافت سه آغاج که عبارتست از بیست و یک ورس روسی.

بعد از وصول به این نقطه خط سر حد به استقامت از صحرای مغان می گذرد تا به مجرای رودخانه موسومه بالهارود به محلی که در سه فرسخی واقع است که عبارتست از بیست و یک ورس روسی پایین تر از ملتقای دو رودخانه کوچک موسوم به آدینه بازار و ساری قمیش و از آن جا این خط به کنار چپ بالهارود تا به ملتقای رودخانه های مذکور آدینه بازار و ساری قمیش صعود کرده به طول کنار راست رودخانه آدینه بازار شرقی تا به منبع رودخانه و از آن جا تا به اوج بلندی های جگیر امتداد می یابد، به نوعی که جمله آبهایی که جاری به بحر خزر می شوند متعلق به روسیه خواهد بود و همه آبهایی که سراشیب و مجرای آنها به جانب ایران است تعلق به ایران خواهد داشت.

و چون سر حد دو مملکت این جا بواسطه قلل جبال تعیین می یابد، لهذا قرار داده شد که پشته هایی که از این کوهها به سمت بحر خزر است به روسیه و طرف دیگر آنها به ایران متعلق باشد. از قله های بلندی های جگیر خط سر حد تا به قله کمر قویی به متابعت کوههایی می رود که طالش را از محال ارشق منفصل می کند. چون قلل جبال از جانبین مجرای میاه را می دهند، لهذا در این جا نیز خط سر حد را همان قسم تعیین می کند که در فوق در باب مسافت واقعه بین منبع و آدینه بازار و قلل جگیر گفته شد و بعد از آن خط سر حد از قله کمر قویی به بلندی های کوههایی که محال زوند را از محال ارشق فرق می دهد متابعت می کند تا به سر حد محال ولکیج همواره بر طبق همان ضابطه که در باب مجرای میاه معین شد، محال زوند بغیر از آن حصه که در سمت مخالف قلل جبال مذکوره واقع است از این قرار حصه روسیه خواهد بود. از ابتدای سر حد محال ولکیج خط سر حد ما بین دو دولت به قلل جبال کلوتوپی و سلسله کوههای عظیم که از ولکیج می گذرد متابعت می کند تا به منبع شمالی رودخانه موسوم به آستارا پیوسته به ملاحظه همان ضابطه در باب مجرای میاه و از آن جا خط سرحد متابعت مجرای این رودخانه خواهد کرد تا به ملتقای دهنه آن به بحر خزر و خط سر حد را که بعد از این متصرفات روسیه و ایران را از هم فرق خواهد داد تکمیل خواهد نمود.

فصل پنجم-

اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای اثبات دوستی خالصانه که نسبت به اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه دارد به این فصل از خود و از عوض اخلاف و ولیعهدان سریر سلطنت ایران تمامی الکا و اراضی و جزایری را که در میانه خط حدود معینه در فصل مذکوره فوق و قلل برف دار کوه قفقاز و دریای خزر است و کذا (همچنین)جمیع قبایل را چه خیمه نشین چه خانه دار، که از اهالی و ولایات مذکوره هستند واضحاً و علناً الی الابد(تا ابد و همیشگی) مخصوص و متعلق به دولت روسیه می داند.

فصل ششم-

اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به تلافی مصارف کثیره که دولت روسیه را برای جنگ واقعه بین الدولتین اتفاق افتاده و همچنین به تلافی ضررها و خسارت هایی که به همان جهت به رعایای دولت روسیه رسیده تعهد می کند که بواسطه دادن مبلغی وجه نقد آنها را اصلاح نماید و مبلغ این وجه بین الدولتین به ده کرور تومان( هر کرور مساوی است با 10 میلیون) یعنی صد میلیون تومان) رایج قرارگرفت که عبارت است از بیست میلیون مناط سفید روسی، و چگونگی در موعد و رهاین فصول این وجه در قرارداد علاحده که همان قدر قوت و اعتبار خواهد داشت که گویا لفظاً به لفظ در این عهدنامه مصالحه حالیه مندرج است، معین خواهد شد.

فصل هفتم-

چون اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران شایسته و لایق دانسته همان فرزند خود عباس میرزا را ولیعهد و وارث تخت فیروزی بخت خود تعیین نموده است، اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه برای این که از میل های دوستانه و تمنای صادقانه خود که در مزید استحکام این ولیعهدی دارد به اعلیحضرت پادشاهی شاهنشاه ممالک ایران برهانی واضح و شاهدی لایح بدهد، تعهد می کند که از این روز به بعد شخص وجود نواب مستطاب والا شاهزاده عباس میرزا را ولیعهد و وارث برگزیده تاج و تخت ایران شناخته، از تاریخ جلوس به تخت شاهی، پادشاه بالاستحقاق این مملکت می داند.

فصل هشتم-

سفاین تجارتی (کشتی های تجاری) روس مانند سابق استحقاق خواهند داشت که به آزادی بر دریای خزر به طول سواحل آن سیر کرده به کناره های آن فرود آیند و در حالت شکست کشتی در ایران اعانت و امداد خواهند یافت و همچنین کشتیهای تجارتی ایران را استحقاق خواهد بود که به قرار سابق در بحر خزر سیر کرده، به سواحل روس آمد و شد نمایند و در آن سواحل در حال شکست کشتی به همان نسبت استعانت و امداد خواهند یافت. در باب سفاین حربیه که علم های عسکریه روسیه دارند چون از قدیم بالانفراد استحقاق داشتند که در بحر خزر سیر نمایند، لهذا همین حق مخصوص کما فی السابق امروز به اطمینان به ایشان وارد می شود، به نحوی که غیر از دولت روسیه هیچ دولت دیگر نمی تواند در بحر خزر کشتی جنگی داشته باشد.

فصل نهم-

چون مکنون خاطر اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران است که من کل الوجوه عهودی را که به این سعادت و میمنت ما بین ایشان مقرر گشته مستحکم نمایند، لهذا قرارداد نمودند که سفراء و وکلا و کارگزارانی که از جانبین به دولتین علیتین تعیین می شود- خواه برای انجام خدمت های اتفاقی یا برای اقامت دایمی – به فراخور مرتبه و موافق شأن دولتین علیتین و بملاحظه مودتی که باعث اتحاد ایشان گشته به عادت ولایت مورد اعزاز و احترام شوند و در این باب دستور العملی مخصوص و تشریفاتی قرار خواهند کرد که از طرفین مرعی و ملحوظ گردد.

فصل دهم-

چون اعلیحضرت امپراطور کل روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران استقرار و افزایش روابط تجارت را ما بین دو دولت مانند یکی از نخستین فواید ملاحظه کردند که می بایست از تجدید مصالحه حاصل شود، لهذا قرارداد نمودند که تمامی اوضاع و احوال متعلقه به حمایت تجارت و امنیت تبعه دو دولت را به نوعی که متضمن مرابطه کامله باشد معین و منتظم و در معاهده جداگانه ای که به این عهدنامه ملحق و ما بین وکلای مختار جانبین مقرر و مانند جزو متمم او مرعی و ملحوظ میشود مضبوط و محفوظ دارند.

اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای دولت روس کما فی السابق این اختیار را مرعی می دارد که در هر جا که مصلحت دولت اقتضا کند کونسولها و حامیان تجارت تعیین نمایند و تعهد می کند که این کونسولها و حامیان تجارت را که هر یک زیاده از ده نفر اتباع نخواهد داشت فراخور رتبه ایشان مشمول حمایت و احترامات و امتیازات سازد و اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب خود وعده می کند که درباره کونسولها و حامیان تجارت اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به همین وجه مساوات کامله مرعی دارد.

در حالتی که از جانب دولت ایران نسبت به یکی از کونسولها و حامیان تجارت روسیه شکایتی محققه باشد، وکیل و یا کارگزار دولت روس که در دربار اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران متوقف خواهد بود و این حامیان و کونسولها بلاواسطه در تحت حکم او خواهد شد، او را از شغل خود بیدخل داشته به هر که لایق داند اداره امور مزبور را بر سبیل عادیه رجوع خواهد کرد.

فصل یازدهم-

همه امور و ادعا های تبعه طرفین که به سبب جنگ به تأخیر افتاده بعد از انعقاد مصالحه موافق عدالت به اتمام خواهد رسید و مطالباتی که رعایای دولتین جانبین از یکدیگر یا از خزانه داشته باشند به تعجیل و تکمیل وصول پذیر خواهد شد.

فصل دوازدهم- دولتین علیتین معاهدتین بالاشتراک در منفعت تبعه جانبین قرارداد می کنند که برای آنهایی که مابین خود به سیاق واحد در دو جانب رود ارس املاک دارند موعدی سه ساله مقرر نمایند تا به آزادی در بیع یا معاوضه آنها قدرت داشته باشند، لکن اعلیحضرت امپراطور کل روسیه از منفعت این قرارداد در همه آن مقداری که به او تعلق و واگذار می شود، سردار سابق ایروان حسین خان و برادر او حسن خان و حاکم سابق نخجوان کریم خان را مستثنی می دارد.

فصل سیزدهم-

همه اسیرهای جنگی دولتین خواه در مدت جنگ آخر باشد یا قبل از آن و همچنین تبعه طرفین که به اسیری افتاده باشند از هر ملت که باشد همگی بغایت چهار ماه به آزادی مسترد و بعد از آنکه جیره و سایر تدارکات لازمه به آنها داده شد به عباس آباد فرستاده می شوند تا اینکه به دست مباشرین جانبین که در آن جا مأمور گرفتن و تدارکات فرستادن ایشان به ولایت خواهد بود تسلیم شوند.

دولتین علیتین در باب همه اسیرهای جنگ و تبعه روس و ایران که به اسیری افتاده و به علت دوری مکان هایی که در آن جا بوده اند یا به علت اوضاع و اسباب دیگر بعینه مسترد نشده باشند، همان قرارداد را می کنند و هر دو دولت ایٌ وقت کان اختیار بی حد و نهایت خواهند داشت که آنها را مطالبه کنند و تعهد می کنند که هر وقت اسیر خود به دولت عرض نماید یا ایشان را مطالبه کنند از جانبین مسترد سازند.

فصل چهاردهم- دولتین علیتین معاهدتین جلای وطن کنندگان و فراریان را که قبل از جنگ یا در مدت آن به تحت اختیار جانبین گذاشته باشند مطالبه نمی کنند ولیکن برای منع نتایج مضره جانبین که از مکاتبات و علاقه خفیه بعضی از این فراریان با هم ولایتیان یا اتباع قدیم ایشان حاصل می تواند شد، دولت ایران تعهد می کند که حضور و توقف اشخاصی را که الحال یا بعد از این باسمه به او مشخص خواهد شد از متصرفات خود که مابین ارس و خط رودخانه مرسوم به جهریق و دریا و حد ارومی و رودخانه مشهور به جیقتو و قزل اوزن تا التقای آن به دریا واقع است رخصت می دهد.

اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب خود همچنین وعده می کند که فراریان ایران را در ولایت قراباغ و نخجوان و کذالک در آن حصه ولایت ایروان که در کنار راست رود ارس واقع است اذن توطن و سکنی ندهد، لیکن معلوم است که این شرط مجری و معمول نبوده و نخواهد بود، مگر در باب اشخاصی که صاحب مناصب ملکیه یا مرتبه و شأن دیگر باشد، مانند خوانین و بیک ها و ملا های بزرگ که صورت رفتار ها و اغواها و مخابرات و مکاتبات خفیه ایشان درباره همولایتیان و اتباع و زیر دستان قدیم خود موجب یک نوع رسوخ و تأثیر به افساد و اخلال تواند شد.

در خصوص رعایای عامه مملکتین مابین دولتین قرارداده شده که رعایای جانبین که از مملکتی به مملکت دیگر گذشته باشند، یا بعد از این بگذرند مأذون و مرخص خواهند بود که در هر جایی که آن دولت که این رعایا به تحت حکومت و اختیار او گذاشته باشند مناسب داند سکنی و اقامت کنند.

فصل پانزدهم-

اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به این حسن اراده که آرام و آسایش را به ممالک خود باز آورد و موجبات مکاره را که اکنون به سبب این جنگ و خصومت بر اهالی مملکت روی آورده و به جهت انعقاد این عهدنامه که به فیروزی تمام سمت انجام می پذیرد از ایشان دور کرده، همه رعایا و ارباب مناصب آذربایجان عفو کامل و شامل مرحمت می فرمایند و هیچ یک از ایشان بدون استثنای مراتب و طبقات به جرم عرضه ها و عملها و رفتارهای ایشان که در مدت جنگ یا در اوقات تصرف چند وقت قشون روسیه از ایشان ناشی شده نباید معاقب شوند و آزار ببینند و نیز از امروز یکساله مهلت به ایشان مرحمت می شود که به آزادی با عیال خود از مملکت ایران به مملکت روس انتقال نمایند و اموال و اشیاء خود را نقل یا بیع کنند، بدون اینکه از جانب دولت یا حکام ولایت اندک ممانعت کنند یا از اموال و اشیاء منقوله یا مبیعه ایشان حقی و مزدی اخذ نمایند.

و در باب املاک ایشان پنج سال موعد مقرر می شود که در آن مدت بیع به حسب خواهش خود بنا گذاری در باب آنها نمایند، و از این عفو و بخشش مستثنی می شوند کسانی که در این مدت یکساله به سبب بعضی تقصیرها و گناههایی که مستلزم سیاست دیوانخانه باشد مستوجب عقوبت می گردد.

فصل شانزدهم-

بعد از امضای این عهدنامه مصالحه، فی الفور وکلای مختار جانبین اهتمام خواهند داشت که به همه جا دستورالعمل و حکم های لازمه بفرستند تا بلا تأخیر خصومت را ترک نمایند.

این عهدنامه مصالحه که در دو نسخه به یک مضمون ترتیب یافته است و به دستخط وکلای مختار جانبین رسیده به مهر ایشان ممهور و مابین ایشان مبادله شده است. از جانب اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران مصدق و ممضی و تصدیق نامه های متداوله که به دستخط مخصوص ایشان مزین خواهد بود و در مدت چهارماه یا زودتر اگر ممکن باشد مابین وکلای مختار ایشان مبادله خواهد شد.

تحریراً در قریه (کوره ده) ترکمان چای، به تاریخ دهم شهر( ماه فوریه) فیورال روسی سنه یک هزار و هشتصد و بیست و هشت (1828م.) مسیحیه که عبارت است از پنجم شهر شعبان المعظم سنه یک هزار و دویست و چهل و سه (1243ق.) هجری به ملاحظه و تصدیق نواب نایب السلطنه رسید و به امضای وزیر دول خارجه عالیجاه میرزا ابوالحسن خان رسید.
(1828 م   1243) پرانتزها برای توضیح و معنی اضافه شد و مربوط به سند نیست .  کتاب معاهدات ایران با دول خارجی -مراجعه شود به:

– مجموعه عهدنامه‏هاى تاریخى ایران، ازعهد هخامنشى تا عهد پهلوى، ع – وحید مازندرانى، 1350، انتشارات  وزارت‏ امور خارجه. –

نویسنده : دکترمحمد عجم

عهدنامه فین کن اشتاین

عهدنامه فین کن اشتاین

عهدنامه فین کن‌اشتاین قراردادی دفاعی است که در 4 می سال 1807 میلادی مطابق با 25 صفر 1222 هجری قمری در شهر فین کن اشتاین بین نمایندگان فتحعلی‌شاه قاجار و ناپلئون بناپارت منعقد شد

این قرارداد در 16 ماده و با هدف مدرن‌سازی ارتش قاجار بین طرفین به امضاء رسیده است. معاهده فین کنشتاین پس از امضاء توسط فتحعلی‌شاه قاجار، توسط هیئتی دیپلماتیک به ریاست عسگر خان افشار ارومیه‌ای به دربار ناپلئون بناپارت ارسال شد.

متن کامل عهدنامه فین کن‌اشتاین به شرح زیر است:

چون در این اوان سعادت نشان و زمان میمنت اقران، خدیو فلک جاه، سلطنت دستگاه، امپراطور ممالک فرانسه و پادشاه ایطالیا بنای اتحاد و الفت با اعلیحضرت قدر قدرت، قضا بسطت، خورشید آیت، شاهنشاه صاحبقران، خسرو گیتی ستان، پادشاه انجم سپاه و آفتاب علم، وارث تختگاه کسری و جم، فرمانفرمای ممالک فسیحة المسالک ایران عجم، السلطان ابن السلطان ابن السلطان و الخاقان ابن الخاقان ابن الخاقان ابوالمظفر فتحعلی شاه قاجار- خلٌدالله ملکه و سلطانه- گذاشته به جهت تشیید مبانی الفت و وفاق دولتین علیٌتین و تجدید عهد مودٌت و اتٌفاق سلطنتین بهیتین از دو جانب با رخصت کامله تعیین رخصت گذار فرموده، از طرف جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا وزیر اعظم و کاتب سرٌ ایمپراطوری، صاحب کلک همایون اشرف نشان های دولت مسیو هوگ برنار ماره نام مأمور گردیده بنای عهد و شرط با بنده آستان فلک بنیان پادشاهی و چاکر دیرین سپهر اشتباه شاهنشاهی، سفیر دولت جاوید قرار أبد قرین میرزا محمٌدرضا وزیر دارالسلطنه قزوین گذاشته به مقتضای صلاح دولتین علیٌتین با یکدیگر مکالمه و مجاهده نموده اند.

قرار شرح مسطور ذیل مواد مرقومه را بنا گذاری نموده که من بعد اولیای دو دولت کبری و امنای دو سلطنت عظمی رضانامه آنها را قلمی و به مهر همایون مزین ساخته تسلیم یکدیگر نمایند:

ماده اول- آن که، فیمابین اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه ملک بارگاه ایران و جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا صلح مؤیٌد بوده، من بعد با یکدیگر شرایط الفت و وداد و مراسم محبت و اتحاد را مرعی فرموده همواره بین الدولتین علیٌتین کمال وفاق بوده باشد.

ماده دویٌم- آن که، جناب امپراطور اعظم به مقتضای مراسم دوستی و موافقت با دولت علیٌه ایران متعهد و کفیل گردیده که من بعد أحدی رخنه در خاک ایران ننماید و چنانچه أحدی خواسته باشد که بعد از این دخل در خاک ممالک ایران نماید، جناب امپراطور اعظم با پادشاه سپهر تختگاه ایران کمال موافقت به عمل آورده، به دفع دشمن پرداخته، حراست ممالک مزبوره را نمایند و به هیچ وجه خودداری نکنند.

ماده سوٌم- آن که، جناب امپراطور اعظم ادای شهادت نمود که مملکت گرجستان ملک حلال موروثی اعلیحضرت پادشاه ایران می باشد و حقیقت مطلب بر جناب امپراطور مشخص و معلوم است.

ماده چهارم- آن که، جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا در خصوص اخراج نمودن طایفه روسیه از ملک گرجستان و تمامی خاک ایران به زور پادشاهانه خود لازم و قرارداد فرمودند که طایفه مزبوره را جبراً و قهراً از جمیع خاک ایران اخراج نموده و بالکلیه ترک حدود کشور ایران نمایند و چنانچه با روسیه بنای عهد صلح نمایند، این شروط از جمله شروط عهدنامه ایشان قرارداده، به طریق امور دولت خود در این خصوص کوتاهی ننمایند و کمال تعهد در باب این مطلب فرموده بر ذمٌت همٌت عالی خود واجب و لازم ساختند.

ماده پنجم- آن که، از طرف قرین الشرف جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا یک نفر سفیر معتبر رخصت گذار معیٌن آمده، در آستان فلک بنیان اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه جم جاه ایران اقامت نموده، به خدمت گذاری و صلاح اندیشی دولتین علیٌتین قیام و اقدام نماید.

ماده ششم- آن که، هرگاه رأی بیضاضیای جهان آرای اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران اقتضا فرماید که عساکر پیاده و توپچی را به رسم و ضابطه فرنگ تعلیم و مهیٌا نماید و بعضی قلعه ها به ضابطه قلعه فرنگ بنا گذارد، جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا بنابراین مطلب توپ سفریه و تفنگ حربیٌه، و از هر قدر ضرور و لازم بوده باشد، به صوب ایران ارسال و قیمت آن را از قیمت فرنگستان به سر کار جناب امپراطور اعظم داده می شود.

ماده هفتم- آن که، از دولت علیٌه ایران هرگاه خواهش نمایند که به طریق قلعه های فرنگ قلعه ساخته باشند و توپخانه به قاعده فرنگ ترتیب و عساکر پادشاه با ضابطه فرنگ تعلیم نماید، هرقدر توپچی و مهندس و تعلیم چی لازم بوده و ضرور شود جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا متعهد گردید که ارسال صوب ایران نماید که در آن جا ترسیم قلعه و ترتیب توپخانه و تعلیم عساکر پیاده نمایند.

ماده هشتم- آن که، بنابر موافقت این دو دولت بهیٌه، از جانب شوکت جوانب اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه جم جاه ممالک ایران از هر جهت قطع مکاتبه و مراسله با قرال انگلیس گردیده، از جانب دولت علیٌه ایران متعهد شوند که بنای خصومت با ایشان گذاشته، به جهت دفع آنها عساکر روانه نمایند و بنابراین مطلب ایلچی سرکار شوکتمدار پادشاهی که به جانب هند و انگلیس رفته به ارجاع و احضار او امر فرمایند و از جانب انگلیس و کمپانی آنچه بالیوز و وکلای قرال انگلیس در سواحل بنادر (خلیج) عجم و ولایات ایران اقامت نموده باشند آنها را مطرود و اموال و امتعه انگلیس ضبط شده، تجارت ایشان را برٌاً و بحراً از جانب ایران مقطوع نمایند و فرمان قضا جریان پادشاهی در این خصوص از مصدر عزٌ و شأن صادر گردد و در اثنای این مخاصمه از طرف انگلیس به جهت سفارت یا بهانه دیگر، هر گونه سفیری که به جانب آستان فلک بنیان پادشاهی عزیمت نمایند ایشان را مطرود و مردود نموده راه ندهند.

ماده نهم- آن که، هرگاه فی المستقبل روسیه و انگلیس با هم اتفاق نموده به جانب دولتین علیٌتین فرانسه و ایران عزیمت و حرکت نمایند، این دو دولت نیز باتفاق یکدیگر به دفع آنها اقدام نموده از روی موافقت و اتحاد به مخاصمه و محاربه و مجادله آنها پردازند و چنانچه بنای سفر و حرکت نمایند اولیای دولتین علیٌتین فرانسه و ایران یکدیگر را خبر نموده، به دفع آنها اقدام نموده و آنچه در ماده سابقه مرقوم شده از ضبط مال و امتعه ایشان به طرق مشروح در ماده فوق عمل نمایند و در موافقت و اعانت یکدیگر به هیچ وجه من الوجوه کوتاهی و اهمال و مساهله و امهال جایز و روا ندارند.

ماده دهم- آن که، اعلیحضرت پادشاه سپهر بارگاه ایران موافقت و مطابقت فرموده از صوب افغان و قندهار و آن حدود تجهیز سپاه و تهیه جنود فرموده، در وقتی که مشخص شود و معین گردد به جهت تسخیر و تصرف ممالک هندوستان متصرفی انگلیس عساکر و جنود منصوره پادشاهی را مأمور و ارسال فرمایند و ولایات متصرفی انگلیس را ضبط و تسخیر نمایند.

ماده یازدهم- آن که، هرگاه کشتی فرانسه از صوب بنادر مملکت ایران ظهور و عبور نماید و بعضی تدارکات و جزئیات و برخی اشیاء و ضروریات برای آنها درکار باشد و لازم گردد اهالی بنادر به ایشان محبت و معاونت نمایند و در تدارک آنها لوازم دوستی را به عمل آورده اعانت نمایند.

ماده دوازدهم- آن که، جناب امپراطور اعظم خواهش می نمایند که من بعد هرگاه به جانب هندوستان به جهت دفع انگلیس فرستادن لشکر ضرور شود و اقتضا نماید که از جانب خشکی سپاهی به جهت هندوستان ارسال نمایند، اعلیحضرت پادشاه ایران اذن و اجازت به ایشان عطا فرمایند که از راه و هر طرف که رأی جهان آرای شاهنشاهی اقتضا نماید به آنها رخصت داده روانه هند شوند و سپاه ایران نیز با ایشان موافقت نموده، بالاتفاق عزیمت تسخیر هندوستان نمایند و من بعد هر وقت که این اراده و عزیمت را داشته باشند موقوف است بر آنکه مجدداً با اولیای دولت علیٌه ایران در این خصوص اظهار نموده، چنانچه رأی عالم آرای پادشاهی اقتضا فرماید و رخصت عبور به ایشان بدهند، عهدنامه مجددی در این خصوص فیمابین دولتین علیٌتین ایران و فرانسه قلمی داده عبور فرانسه و کمیت لشکر آنها را که چقدر بوده باشند و اینکه ذخایر و ضروریات ایشان در کدام راه و کدام منزل باید تدارک شود و چقدر سپاه ایران همراه بوده باشند، همگی را قرارداد نموده به اذن و رخصت شاهنشاهی عهد و شروط علاحده شود کمترین بنده درگاه جسارت به تعهد این مطلب ننموده، مجدداً موقوف است به عرض اولیای دولت قاهره و اذن شاهنشاه عالمیان پناه.

ماده سیزدهم- آن که، هرگاه به جهت کشتیهای فرانسه در حین عبور از بنادر ایران بعضی از اشیا و ذخایر ضرور شود، اهالی بنادر به قیمت فروخته تنخواه از فرانسه بازیافت دارند و همچنین هرگاه در عبور سپاه ایشان از راه خشکی ذخیره و بعضی اشیاء ضرور شود به نحوی که در ماده سابقه قلمی شده ذخیره و آنچه به عساکر آنها ضرور شود، اهالی ایران به ایشان فروخته از قرار قیمت ایران تنخواه بازیافت نمایند.

ماده چهاردهم- آن که، شروطی که در ماده دوازدهم مرقوم شده مختصٌ دولت فرانسه بوده، با دولت روس و انگلیس به هیچ وجه من الوجوه شروط مزبوره قرار داده نشود و از هیچ سمت به ایشان راه عبور و مرور ندهند.

ماده پانزدهم- آن که، به جهت آمد و رفت تجار بنا بر انتفاع دولتین و امور متعلقه به تجارت در دارالسلطنه طهران به خاکپای مبارک اعلیحضرت پادشاهی عرض شده، قراردادی به جهت امور مزبور گذاشته شود و عهدنامه مجددی در این خصوص مرقوم فرمایند.
ماده شانزدهم- آن که، إن شاءالله تعالی این عهدنامه در دارالسلطنه طهران بعد از چهار ماه از این تاریخ تبدیل شده، رضانامه به مهر مبارک اعلیحضرت قدر قدرت شاهنشاهی مزیٌن شده، تسلیم اولیای دولت فرانسه و به مهر جناب امپراطوری رضانامه ایشان تسلیم اولیای دولت علیٌه ایران شود.

تحریراً در اردوی جناب امپراطوری در فین کنشتین به تاریخ بیست و پنجم شهر صفرالمظفر سنه یک هزار و دویست و بیست و دو هجری.

نویسنده : دکترمحمد عجم

متن قرارداد یا معاهده گلستان و جدایی بخش هایی از ایران

سرزمین های از دست رفته  گرجستان- آذربایجان- ارمنستان-

اعلیحضرت قضا و قدرت، خورشید رایت، پادشاه جم جاه و امپراطور عالی دستگاه ممالک بالاستقلال کل ممالک آمپیریه روسیه و اعلیحضرت قدر قدرت، کیوان رفعت، پادشاه اعظم سلیمان جاه، ممالک بالاستقلال کل ممالک شاهانه ایران به ملاحظه کمال مهربانی و اشفاق علیٌتین که در ماده اهالی و رعایای متعلقین دارند رفع و دفع عداوت و دشمنی که بر عکس رأی شوکت آرای ایشان است طالب و به استقرار مراتب مصالحه میمونه و دوستی جواریت(همسایگی) سابقه مؤکده را در بین الطرفین راغب می باشند،
با حسن الوجه رأی علیٌتین قرار گرفته در انجام این امور نیک و متصوٌبه از طرف اعلیحضرت قدر قدرت پادشاه اعظم بالاستقلال کل ممالک روسیٌه به عالیجاه معلٌی جایگاه جنرال لیوتنال سپهسالار روسیٌه و مدیر عساکر ساکنین جوانب قفقازیٌه و گرجستان، ناظم امور و مصالح شهریه ولایات غوبرنای و گرجستان و قفقازیٌه و حاجی طرخان و کارهای تمامی ثغور و سرحدات این حدودات و سامان، امرفرمای عساکر سفاتین بحر خزر، صاحب حمایل الکساندر نویسکی ذی حمایل مرتبه اولین آنٌای مرتبه دار رابع عسکریه مقتدره حضرت گیورکی، صاحب نشان و شمشیر طلا المرقوم به جهت«رشادت و بهادری» نیکلای رتیش چف اختیار کلی اعطا شده و اعلیحضرت قدر قدرت والا رتبت، پادشاه اعظم، مالک بالاستقلال کل ممالک ایران هم عالیجاه معلی جایگاه، ایلچی بزرگ دولت ایران که مأمور دولتین روم و انگلیس بودند، عمده الامرا و الاعیان، مقرب درگاه ذی شأن و محرم اسرار نهان و مشیر اکثر امور دولت علیٌه ایران از خانواده و دودمان وزارت و از امرای واقفان حضور در مرتبه دویم آن، صاحب شوکت عطایای خاص پادشاهان خود از خنجر و شمشیر و کارد مرصع و استعمال ملبوس ترمه و اسب مرصع یراق میرزا ابوالحسن خان را که در این کار مختار بالکل نموده اند حال در معسکر روسیه و رودخانه زیوه من محال گلستان متعلقه ولایات قراباغ ملاقات و جمعیت نمودند. بعد از ابراز و مبادله مستمسک مأموریت و اختیار کلی خود به یکدیگر و ملاحظه و تحقیق امور متعلق به مصالحه مبارکه به نام پادشاهی عظام قرار و به موجب اختیار نامجات طرفین، قیود و فصول و شروط مرقومه را الی الابد مقبول و منصوب و استمرار می داریم:
فصل اول– بعد از این، امور جنگ و عداوت و دشمنی که تا حال در دولتین علیتین(بزرگ ) روسیه و ایران بود به موجب این عهدنامه الی الابد مقطوع و متروک و مراتب مصالحه(صلح) اکید و دوستی و وفاق شدید در بین اعلیحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم امپراطور مالک بالاستقلال کل ممالک روسیه و اعلیحضرت خورشید رایت،پادشاه دارا شوکت ممالک ایران و وارث و ولیعهدان عظام و میانه دولتین علیتین ایشان پایدار و مسلوک خواهد بود.
فصل دویم– چون پیشتر به موجب اظهار و گفتگوی طرفین قبول و رضا از جانبین دولتین شده است که مراتب مصالحه در بنای اسطاطوسکوادپریز ندیم یعنی طرفین در هر وضع و حالی که الی قرارداد مصالحه الحالیه بوده است از آن قرار باقی و تمامی الکای ولایات خوانین نشین که تا حال در تحت تصرف هر یک از دولتین بوده کماکان در تحت ضبط و اختیار ایشان بماند، لهذا در بین دولتین علیتین روسیه و ایران به موجب خط مرقومه ذیل سنور و سرحدات مستقر  تعیین گردیده از ابتدای اراضی آدینه بازار به خط مستقیم از راه صحرای مغان تا به معبر یدٌی بلوک رود ارس و از بالای کنار رود ارس تا ایصال و الحاق رودخانه کپنک چای به پشت کوه مقری و از آن جا خط حدود سامان ولایات قراباغ و نخجوان از بالای کوههای آلداگوز به دره لکر می رسد و از آنجا به سرحدات قراباغ و نخجوان و ایروان و نیز رسدی از سنور گنجه جمع و متصل گردیده، بعد از آن حدود مزبوره که ولایت ایروان و گنجه و هم حدود قزاق و شمس الدین لو را تا به مکان ایشیک میدان مشخص و منفصل می سازد و از ایشیک میدان تا بالای سر کوههای طرف راست طرق و رودخانه های حمزه چمن و از سر کوههای پنبک الی گوشه حدود محال شوره گل و از گوشه شوره گل از بالای کوه برفدار آلداگوز گذشته از سر حد محال شوره گل و میانه حدود قریه سدره وارنیک به رودخانه آرپه چای ملحق و متصل شده معلوم و مشخص می گردد و چون ولایات خوانین نشین طالش در هنگام عداوت و دشمنی دست به دست افتاده، لهذا به جهت زیاده صدق و راستی حدود ولایات طالش مزبوره را از جانب انزلی و اردبیل بعد از تصدیق این صلحنامه از پادشاهان عظام، معتمدان و مهندسان مأمور که به موجب قبول و وفاق یکدیگر و به معرفت سرداران جانبین، جبال و رودخانه ها و دریاچه و امکنه و مزارع طرفین تفصیلاً تجدید وتمیز و تشخیص می سازند آن را نیز معلوم و تعیین ساخته آنچه در تحریر این صلحنامه در دست و در تحت تصرف جانبین باشد معلوم نموده، آن وقت خط حدود ولایت طالش نیز بر اسطاطوسکوادپریز ندیم مستقر و معین ساخته هر یک از طرفین آنچه در تصرف دارد بر سر آن باقی خواهد ماند و همچنین در سرحدات مزبوره فوق اگرچیزی از خط طرفین بیرون باشد معتمدان و مهندسان مأموره طرفین هر یک طرف موافق بیرون باشد معتمدان و مهندسان مأموره طرفین هر یک طرف موافق اسطاطوسکوادپریز ندیم رضا خواهد داد.
فصل سیم– اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم مالک بالاستقلال کل ممالک ایران به جهت ثبوت دوستی و وفاقی که به اعلیحضرت خورشید رتبت، امپراطور کل ممالک روسیه دارند به این صلحنامه به عوض خود و ولیعهدان عظام تخت شاهانه ایران ولایات قراباغ و گنجه که الآن موسوم به الیزابت پول است و الکای خوانین نشین شکی، شیروان، قوبٌه، دربند، بادکوبه و هر جا از ولایات طالش را با خاکی که الآن در تحت تصرف دولت روسیه است و تمامی داغستان، گرجستان، محال شوره گل، آچوق باش، کورنه، مینگرلی، آبخازی و تمامی الکا و اراضی که در میانه قفقازیه و سرحدات معینه الحاله بوده و نیز آنچه از اراضی دریای قفقازیه الی کنار دریای خزر متصل است مخصوص و متعلق به ممالک آمپیریه روسیه می داند.
فصل چهارم– اعلیحضرت خورشید رایت، امپراطور قدر قدرت، پادشاه اعظم ممالک ایران به جهت اثبات این معنی که بنابر همجواریت طالب و راغب است که در ممالک شاهانه ایران مراتب استقلال و اختیار پادشاهی را در بنای اکید مشاهده و ملاحظه نمایند، لهذا از خود و از عوض ولیعهدان عظام اقرار می نمایند که هر یک از فرزندان عظام ایشان که به ولیعهدی دولت ایران تعیین می گردد هر گاه محتاج به اعانت و امدادی از دولت روسیه باشد مضایقه ننماید، تا از خارج کسی نتواند دخل در مملکت ایران نماید و به امداد و اعانت روس دولت ایران مستقر و محکم گردد، و اگر در سر امور داخله مملکت ایران فیمابین شاهزادگان مناقشتی دولت روس را در آن میانه کاری نیست، تا پادشاه وقت خواهش نماید.
فصل پنجم– کشتیهای دولت روسیه که برای معاملات بر روی دریای خزر تردد می نمایند به دستور سابق مأذون خواهند بود که به سواحل و بنادر جانب ایران عازم و نزدیک شوند و زمان طوفان و شکست کشتی از طرف ایران اعانت و یاری دوستانه نسبت به آنها بشود. کشتیهای جانب ایران هم به دستور سابق مأذون خواهند بود که برای معامله روانه سواحل روسیه شوند و به همین نحو در هنگام شکست و طوفان از جانب روسیه اعانت و یاری دوستانه درباره ایشان معمول گردد. کشتیهای عسکریه جنگی روسیه به طریقی که در زمان دوستی و یا در هر وقت کشتیهای جنگی دولت روسیه با علم و بیدق در دریای خزر بوده اند حال نیز محض دوستی اذن داده می شود که به دستور سابق معمول گردد و أحدی از دولتهای دیگر سوای دولت روس کشتیهای جنگی در دریای خزر نداشته باشد.
فصل ششم– تمام اسرایی که در جنگها گرفته شده اند یا اینکه به اهالی طرفین اسیر شده از کریستیان و یا هر مذهب دیگر باشند می باید الی وعده سه ماه هلالی بعد از تصدیق و خط گذاردن در این عهدنامه از طرفین مرخص و رد گردیده هر یک از جانبین خرج و مایحتاج به اسرای مزبوره داده به قرا کلیسا رسانند و وکلای سر حدات طرفین به موجب نشر اعلامی که در خصوص فرستادن آنها به جای معین به یکدیگر می نمایند اسرای جانبین را باز دریافت خواهند کرد و آنانکه به سبب تقصیر یا خواهش خود از مملکتین فرار نموده اند، أذن به آن کسانی که به رضا و رغبت خود اراده آمدن داشته باشند داده شود که به وطن خود مراجعت نمایند، و هر کس از هر قومی چه اسیر و چه فراری که نخواسته باشد بیاید کسی را با او کاری نیست و عفو و تقصیرات از طرفین نسبت به فراریان اعطا خواهد شد.
فصل هفتم– علاوه از قرار و اظهار مزبوره بالا رأی بیضا ضیای اعلیحضرت کیوان رفعت، امپراطور اعظم روسیه و اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم ممالک ایران قرار یافته که ایلچیان معتمد طرفین که هنگام لزوم مأمور و روانه دارالسلطنه جانبین می شوند بر وفق لیاقت رتبه امور، کلیه مرجوعه ایشان را حاصل و پرداخت و سجل نمایند و به دستور سابق وکلایی که از دولتین، بخصوص حمایت ارباب معاملات در بلاد مناسبه طرفین تعیین و تمکین گردیده زیاده از ده نفر عمله نخواهند داشت و ایشان به اعزاز شایسته مورد مراعات گردیده و به احوال ایشان هیچ گونه زحمت نرسیده، بل زحمتی که به رعایای طرفین عاید گردد و به موجب عرض و اظهار وکلای مزبوره رضای ستمدیدگان جانبین داده شود.
فصل هشتم– در باب آمد و شد قوافل و ارباب معاملات در میان ممالک دولتین علیتیٌن اذن داده می شود که هر کس از اهالی تجٌار بخصوص به ثبوت اینکه دوست رعایا و ارباب معاملات متعلقه به دولت بهیه روسیه و یا تجار متعلق به دولت علیٌه ایران می باشند، از دولت خود یا از سر حدٌداران تذکره و یا کاغذ راه در دست داشته باشند، از طریق بحر و بر به جانب ممالک این دو دولت بدون تشویش آیند و هر کس هرقدر خواهد ساکن و متوقف گشته به امور معامله و تجارت اشتغال نمایند، و زمان مراجعت آنها به اوطان خود از دولتین مانع ایشان نشوند. آنچه مال و تنخواه از امکنه ممالک روسیه به ولایات ایران و نیز از طرف ایران به ممالک روسیه برند و به معرض بیع رسانند و یا معاوضه با مال و اشیاء دیگر نمایند، اگر در میان ارباب معاملات طرفین بخصوص طلب و غیره شکوه و ادعایی باشد به موجب عادت مألوفه به نزد وکلای طرفین یا اگر وکیل نباشد نزد حاکم آنجا رفته امور خود را عرض و اظهار سازد تا ایشان از روی صداقت، مراتب ادعای آنها را مشخص و معلوم کرده، خود و یا به معرفت دیگران قطع و فصل کار را ساخته نگذارند تعرٌض و زحمتی به ارباب معاملات عاید بشود.
در باب تجٌار طرف ممالک روسیه که وارد ممالک ایران می شوند مأذون خواهند بود که اگر با اموال و تنخواه خودشان به جانب ممالک پادشاهانه دیگر که دوست ایران می باشند بروند از طرف دولت ایران بی مضایقه تذکرات راه به ایشان بدهند و همچنین از طرف دولت روس در ماده تجارت اهالی دولت ایران که از خاک ممالک روسیه به جانب سایر ممالک پادشاهانه که دوست دولت روسیه باشند می روند، معمول خواهد شد.
وقتی که از رعایای دولت روسیه در زمان توقف و تجارت. در ممالک ایران فوت شده باشد اموال و املاک او در ایران بماند چون مایعرف او از مال رعایای دولت دوست است، لهذا می باید اموال مفوت به موجب قبض الوصول شرعی رد و تسلیم ورثه مفوت گردد و نیز اذن خواهد داد که املاک مفوت را اقوام او بفروشند، چنانکه که این معنی در ممالک روسیه و پادشاهان دیگر دستور و عادت بوده متعلق به هر دولت باشد مضایقه نمی نمایند.
فصل نهم– باج و گمرک اموال تجار طرف دولت بهیه روسیه که به بنادر و بلاد ایران می آورند از یک تومان پانصد دینار در یک بلده گرفته از آنجا با اموال مزبوره به هر ولایت ایران بروند چیزی مطالبه نکرده و همچنین از اموالی که از ممالک ایران بیرون می آورند آن قدر گرفته زیاده به عنوان خرج و توجیه و تحمیل و اختراعات چیزی از تجار روسیه با شرٌ و شلتاق مطالبه نشود و به همین نحو در یک بلده باج و گمرک تجٌار ایران که به بنادر و ممالک روسیه می آورند و یا بیرون می برند به دستور گرفته، اختلافی به هیچ وجه نداشته باشند.
فصل دهم– بعد از نقل اموال تجٌار به بنادر کنار دریا و یا آوردن از راه خشکی به بلاد سرحدات دولتین اذن و اختیار به تجٌار و ارباب معاملات طرفین داده شده که اموال خودشان را فروخته و اموال دیگر خریده و یا معاوضه کرده، دیگر از امنای گمرک و مستاجرین طرفین اذن نخواسته باشند، زیرا که بر ذمٌه امنای گمرک و مستأجرین لازم است که ملاحظه نمایند تا معطٌلی و تأخیر در کار ارباب معاملات وقوع نیافته، باج خزانه را از بایع یا از مبیع (یا از مشتری) هر نوع با هم سازش می نمایند بازیافت دارند.
فصل یازدهم– بعد از تصدیق و خط گذاردن در این شروط نامه، وکلای مختار دولتین علیٌتین بلاتأخیر به اطراف جانبین اعلام و اخبار می نمایند و امر اکید بخصوص بالمرٌه ترک و قطع امور عداوت و دشمنی به هر جا ارسال خواهند کرد. شرط این شروط نامه الحاله که بخصوص استدامت مصالحه دائمه طرفین مستقر و دو قطعه مشروحه با ترجمان خطٌ فارسی مرقوم و محرٌر و از وکلای مختار مأمورین دولتین علیٌتین مزبوره بالتصدیق و با خطٌ و مهر مختم گردیده و مبادله با یکدیگر شده است می بایست از طرف اعلیحضرت خورشید رتبت. پادشاه اعظم، امپراتور اکرم، مالک کل ممالک روسیه و از جانب اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه والا جاه ممالک ایران به امضای خطٌ شریف ایشان تصدیق گردد و چون این صلحنامه مشروحه مصدٌقه می باید از هر دو دولت پایدار به وکلای مختار برسد، لهذا از دولتین علیٌتین در مدت سه ماه هلالی وصول گردد.
تحریرآ فی معسکر روسیه در رودخانه زیوه من محال گلستان متعلٌقه قراباغ به تاریخ بیست و نهم شهر شوال المکرم سنه یک هزار و دویست و هشت هجری نبوی مطابق دوازدهم ماه اکتوبر سنه یک هزار و هشتصد و سیزده عیسوی سمت تحریر رفت.
نویسنده : دکترمحمد عجم

اعتراف روشنفکران عرب

  نه تنها بسياري از دانشمندان و آگاهان در غرب بلكه بسياري از علما و دانشمندان عرب نيز چه در دهه 60 ميلادي (سالهاي اوليه توطئه) و چه در سالهاي اخير بر اصيل بودن و تاريخي بودن نام خليج فارس تأكيد كرده اند و نام خليج عربي را غيرعلمي و غيرتاريخي و مغرضانه خوانده اند. بسياري از اين آگاهان مسائل منطقه معتقد هستند كه نتايج زيانبار مادي، معنوي و رواني تغيير نام خليج فارس از سوي افراد متعصب و مغرض به ضرر کشورهای منطقه است. در اينجالازم است حداقل چند نمونه از اين اظهار نظرها را به روئت و قضاوت خوانندگان برسانيم:

خلیج فارس درنقشه رسمی عراق و قالی عراقی دوره صدام حسین ۱۹۷۰

عبد الرحمن راشد مدير کل شبکه جهانی تلويزيون عربيه و نويسنده سرشناس  پرتیراژ ترین روزنامه عربی ،شرق الاوسط چاپ لندن  و  سعد بن طفلة  یک وزیر سابق کویتی در  دو مقاله  جداگانه  در خصوص نام خليج فارس در تاریخ 1/1/2005 و  15/1/2005 اعتراف نموده اند که هیچ سندی برای تغيير نام خليج فارس وجود ندارد.
محمد ابوعلی در  16/12/2004  در همان روزنامه تغییر یکجانبه نام خلیج فارس را توسط روشنفکران ناسیونالیست محکوم نموده است و نوشته است  فجميع كتب الأطلس وكتب التاريخ والجغرافيا تتحدث عن اسم الخليج الفارسي. یاسین سوئد در نهار المغربیه 7/1/2005  در حالیکه اسناد تاریخی عربی و غیر عربی نام خلیج فارس را تایید می کند اصرار بعضی قوم گرایان بر تسمیه عربی عملی مربوط به عصر جاهلیت  است.حسن عباس نصرالله ” تاريخ نگار و استاد تاريخ دانشگاه لبنان تاکيد کرد :
نام “خليج فارس ” در همه اسناد و کتابهاى تاريخى ذکر شده است .
نصرالله روز پنجشنبه ۱۰/۱۰/۸۳ در مصاحبه با خبرنگار ايرنا گفت : تنب بزرگ و کوچک و ابوموسى نيز به ايران تعلق دارد. اين تاريخ نگار لبنانى افزود : موضع غيردوستانه برخى رسانه هاى کشورهاى عرب در برابر ايران مانند تحريف نام “خليج فارس ” ناشى از فشارهاى آمريکا است که با همه امکانات به جنگ انقلاب اسلامى آمده است .
نصرالله ، اعتراض ايران به ناشرانی که  که خليج فارس را خليج عربى ناميده اند ، منطقى دانست .

تاريخ نگار لبنانى از حکومت هاى عرب خواست که با بهره گيرى از رويدادها
و تحولات کنونى و پندگيرى از تجربه گذشته براى تقويت تفاهم و هماهنگى با
ايران تلاش کنند.
وى تاکيد کرد که ايران به عنوان يک کشور مهم حوزه خليج فارس با محترم
شمردن تاريخ و جغرافياى منطقه و پايبندى به قوانين حسن همجوارى در برابر
بيگانگانى که در پى تحريف واقعيت هاى تاريخى هستند، ايستاده است .

مجله الاهرام www.ahram.org.eg/arabi در شماره 219 اگوست 2001 متن كامل مصاحبه آقاي مجدي عمر معاون اول سابق شوراي دفاع ملي مصر را چاپ نموده است وي در بخشي از سخنان خود چنين گفته است:” نسل من بخاطر دارد كه ما در ايام مدرسه در كتب و نقشه ها با لفظ خليج فارس سر و كار داشتيم ولي بعد از مدتي به آن خليج عربي اطلاق كرديم. اين غير منطقي، رزالت و پستي است. اين كه چند كشور عربي در اطراف آن باشند دليل نمي شود كه نامي تاريخي را تغيير دهيم، حال براي اينكه خود را از اين مخمصه نجات دهيم فقط آنرا خليج مي ناميم ، كدام خليج؟! مگر خليج بدون نام هم مي شود”.


انتخاب ۲/۱۱/۸۳) برخورد غيرحكيمانه اعراب با نام «خليج فارس»
نوشت
:  دكتر عبدالنعم سعيد رئيس مركز تحقيقات سياسي و استراتژيك الاهرام گفت كه اصرار اعراب براي مذاكره با ايرانيان بر سر نام خليج فارس را «برخوردي غيرحكيمانه» با حقايق تاريخي و جغرافيايي مي‌داند.وي كه همراه هياتي از اين مركز براي شركت در ميزگرد ايران و مصر به تهران سفر كرده بود، در دومين بخش از گزارش خود كه روزنامه مصري «الاهرام» آن را منتشر كرد نوشت: براي اولين بار بود كه از مركز اسناد وزارت خارجه (ايران) ديدن مي‌كرديم و براي ما از هر نظر اعجاب برانگيز بود.

آنچه در مركز اسناد وجود داشت، به معني واقعي كلمه شگفت‌آور بود و اين اسناد با عالي‌ترين و مترقي‌ترين فناوري موجود براي حفظ آثار، نگهداري مي‌شدند، براي پژوهشگراني چون ما اين مركز اسناد يكي از گنج‌هاي علاءالدين بود، به ويژه آن كه آنچه در رابطه با مصر و ايران و روابط آن دو كشور يافتيم مربوط به زماني بود كه مردم به تازگي قادر به نوشتن و ثبت كردن شده بودند. از سويي ديگر، شايد شاه بيت اين قصيده هم اين باشد كه در اين مركز يكي از غني‌ترين مجموعه‌هاي مربوط به نفشه‌ها را كه تاكنون در هيچ كتابخانه‌اي نيافته بودم، مشاهده كردم. در اين نقشه‌ها وضعيت جهان و جايگاه ايران در هر دوره‌اي از آن ديده مي‌شد.

به طور كلي، به هيچ وجه شگفت‌انگيز نخواهد بود كه بگوييم، همه نقشه‌ها از دوران يونان باستان و حتي نقشه‌هايي كه عرب‌ها ترسيم كرده بودند و ما شاهد آن بوديم،‌همه آنها كلمه خليج فارس را به كار برده بودند.

به نظر مي‌رسد كه اين كار، مطرح شدن يكي از موضوعات معلق در روابط عربي – ايراني است كه به صورت بسيار زودرس مطرح شده است. اين مساله به نامگذاري خليج (فارس) ميان عرب‌ها و ايراني‌ها مربوط مي‌شود. به هر حال من نسبت به حالت تمايل شديدي كه عرب‌ها به عربي خواندن خليج فارس پيدا كرده‌اند، اصلاح احساس هيجان نمي‌كنم، زيرا در همه جهان چه شرق و چه غرب، چه از سوي دشمنان و چه از سوي دوستان ايران نقشه‌اي يافت نمي‌شود كه به غير از خليج فارس نام ديگري بر آن باشد. چنين به نظر رسيد كه تلاش‌هاي برادران شيفته قوميت عربي براي مذاكره با ايرانيان درباره نام خليج فارس – عربي يا خليج اسلامي و يا فقط خليج در واقع نوعي برخورد غيرحكيمانه با حقايق تاريخي و جغرافيايي بوده است.

در كتاب ” تطوير العلاقات المصريه الايرانيه” مجموعه نويسندگان ، چاپ موسسه مطالعات سياسي و استراتژيك الاهرام 2002 .قاهره در ص 190 به نقل از آقاي دكتر عبد المنعم سعيد رئيس مركز تحقيقات سياسي و استراتژيك الاهرام چنين آمده است :” به صراحت تمام بگويم هيچ مدرك و سند تاريخي نديدم كه نام خليج فارس را بتوان مستند بر آن تغيير داد. تمام نقشه ها و كتب تاريخي و حتي بعضي از سخنرانيهاي ناصر و رهبران انقلاب از خليج فارس صحبت شده است. اگر تغيير نام خليج باعث كدورت مردم ايران است چرا به حقيقت اعتراف نمي كنيم. بايد شجاعت داشت و اين در حدود موازين علمي است. همچنين اين نويسنده و متفكر بزرگ در مقاله ديگري در روزنامه الاهرام 23 دسامبر 2002 در دفاع از نام خليج فارس مقاله اي علمي و ارزشمندي نوشته است و تغيير اين نام تاريخي را محكوم نموده است. دكتر عبدالمنعم سعيد در بخشي از گزارش سفر خود تحت عنوان ” تقرير آخر من طهران” نوشته است:

يكي از مكانهايي كه در سفر 9/12/2002 در تهران بازديد كرديم ، اداره اسناد و آرشيو وزارت امور خارجه بود در آنجا صدها نقشه جغرافيايي تاريخي وجود داشت كه موقعيت ايران و جهان را در طول تاريخ نشان مي دهد. براي من هيچ تعجبي تداشت كه در همه اين نقشه ها كه دوستان و دشمنان ايران اعم از اعراب و يونانيها تهيه كرده اند همگي آنها نام خليج فارس را در بر دارد. هيچ نقشه تاريخي در شرق و يا در غرب و در هيچ كجاي جهان با نام خليج عربي وجود ندارد و بنابر اين تغيير اين نام به خليج و يا خليج عربي و يا هر نام ديگري بر خورد غير منطقي و غير حكيمانه با حقايق تاريخي و جغرافيايي است.

روزنامه الاهرام www.ahram.org.eg در شماره 42229 مورخ 20/7/2002 در مقاله اي نحت عنوان ” الثوره ساعدت علي تسميه بالخليج العربي بدلاً من الفارسي” نوشته است كه نام خليج از نظر تاريخي خليج فارس است. ولي در اثر انقلاب ناسيوناليستي ناصر به خليج عربي تبديل شد”. (البته حقيقت اين است كه عوامل استعمار اين توطئه را آغاز كردند و افراطيون عرب ناآگاهانه در دام آنها افتادند.)

پرفسور عبدالهادي تازي نويسنده و پژوهشگر معروف عرب و عضو آكادمي پادشاهي مغرب و رئیس گروه نامهای جغرافی  کشور های عربی در مصاحبه با ایرنا   :

حقيقتاً من هيچ منبع تاريخي را نديدم كه آبراه جنوب ايران را خليج عربي ناميده باشد اعراب قبل و بعد از اسلام هميشه اين آبراه را بحر فارس بحر العجم و يا خليج فارس ناميده اند من خودم نقشه سفرهاي ابن بطوطه را در كتابم ترسيم كرده ام و اسم خليج فارس را در جاي خودش آورده ام بنظر من مسولان نقشه برداري و كارتوگرافي كشورهاي عربي و ايران بايد نشستي داشته باشند و در مورد اين نام با يكديگر مصالحه و سازش مورد رضايت همه اطراف داشته باشند. بنظر من اعراب هيچ نيازي ندارند كه نام تاريخي خليج فارس را به خليج عربي تبديل كنند و باعث كدورت غير عرب در منطقه شوند، اين عمل تفرقه افكني ميان مسلمانان است اگر كساني با كلمه فارس مشكل دارند مي توانند نام تاريخي معادل ديگر آنجا را كه بحر العجم بوده است بكار ببرند سازمان ملل و کنفرانس یکسان سازی نامهای جغرافیایی سازمان ملل فقط خلیج فارس را برسمیت می شناسد و من همیشه مخالف طرح ابهام در این خصوص در سازمان ملل بوده ام  .”

روزنامه شرق شماره مورخ 22/7/1382 به نقل يك مقاله از روزنامه الانباء چاپ كويت پرداخته است در اين روزنامه عربي ضمن تاسف از اينكه تحت تاثير قوم گرايان افراطي نام تاريخي خليج فارس در رسانه هاي عربي به خليج عربي تبديل شده است بدون اينكه واقعيتهاي تاريخي و احترام به ميراث تاريخي مراعات گردد. الانباء در مقاله اي تحت عنوان هويت آب آورده است زمان آن فرا رسيده است كه آب رفته به جوي بازگردد و امور را به جايگاه درست آن بازگردانيم و نام واقعي اين خليج را بكار گيريم به ويژه اين نام يك ميراث تاريخي خودي است و كاربرد نام خليج فارس هويت كشورهاي مشرف بر خليج را تغيير نمي دهد بلكه قطعاً عقلانيت از دست رفته را به ما بازمي گرداند. صلاح الساير در روزنامه الانباء 6- 10- 2003  ضمن دفاع از نام خليج فارس نوشته است قوم گرايان افراطي عرب كه حرمت تاريخ را نگهه نداشته و نام تاريخي خليج فارس را به خليج عربي تبديل كرده اند بايد به خود آيند و ماسكهاي جعل و دروغ را گنار بگذارند.Persian gulf national day in Delhi  30 April 2013 .Dr.Ajam

ايسنا اين خبر را بشرح ذيل مخابره كرده است:

اعتراف ديرهنگام به يك حقيقت تاريخي

روزنامه‌ي الانباء در مقاله‌اي خطاب به كشورهاي عربي و امت اسلامي، از آنها خواسته است كه از ناميدن “خليج فارس” به عنوان “خليج عربي” خودداري كنند، اين روزنامه‌ي كويتي در مقاله‌اي به قلم نويسنده مشهور عربي صلاح الساير، تحت عنوان (هويت آب) نوشته است: خليج فارس نام دريايي است كه ما را از ايران جدا مي‌سازد، ولي بنا به اهداف سياسي كه به اصطلاح قوم‌گرايان عرب يكه‌تاز آن بودند، اين نام در تمام اسناد، نقشه‌ها و مطبوعات و رسانه‌هاي عربي به (خليج عربي) تبديل شد، بي‌ آن كه حرمت تاريخ رعايت شود، يا احترام بايسته‌اي نسبت به حقيقت آن مراعات گردد.

نويسنده با طرح اين سوال كه آيا زمان آن فرا نرسيده است كه آب رفته به جوي بازگردد و امور را به جايگاه صحيح آن بازگردانيم تا به اين آب هويت تاريخي ‌اش را اعاده كنيم، مي‌افزايد: به ويژه اين كه چنين تصحيحي هويت كشورهاي مشرف بر خليج فارس را تغيير نمي‌دهد، بلكه قطعا عقلانيت از دست رفته را به ما باز مي‌گرداند.

روزنامه كيهان عربي در تاريخ 21/7/81 برابر با 13/10/2002 نوشته است: دكتر بروس اينغهام رئيس مركز پژوهشهاي خاور ميانه و نزديك دانشگاه لندن در مصاحبه اي گفته است كه ” فكر مي كنم همه با من موافق هستند در اين حقيقت كه اين آبراه از نظر تاريخي خليج فارس نام دارد و اين نام نزد همه ملل شهرت دارد و عربها و ايرانيها نيز اين نام را از يونانيان قبل از اسلام گرفته اند. به نظر من براي مناطق جغرافيايي بايد نامهاي با ريشه تاريخي را به كار برد و اين به معني آن نيست كه خليج فارس متعلق به فارسها است همانطور كه اقيانوس هند متعلق به هند نيست اينكه دولت بريتانيا و بعضي از دولتها برخلاف روند تاريخي اين نام ،كلمه ” خليج ” بكار مي برند يك اشتباه فاحش و توهين آميز است.

در مقاله اي تحت عنوان :هل كل قلم حر عميل ..؟ بقلم: د. هوزان قاسو *

أخبار الشرق – 5 كانون الأول 2002 آمده است :وكل من يدعوا إلى إلغاء هذا المصطلح الجغرافي البحت مهما كان جنسه مثقف أو تنظيم كردي أو مثقف عربي أو تنظيم وطني فهو يحرف ويشوه ويزور التاريخ والمنطق معاً.حتى تاريخ هذه اللحظة معظم الناطقين بالعربية والقوميات المتواجدة في الوطن العربي من أقصاه إلى أقصاه لا يستطيعون تسمية الخليج بالخليج الفارسي رغم أن الفرس أقدم تاريخياً من العرب ولكن كوننا نعيش تحت لواء دولة عربية نلزم تسميتها الجغرافية جديده .

ـ المبروك بن عبد العزيز از كشور عربستان سعودي در يك مقاله اينترنتي تحت عنوان هل ستكون “الجزر الثلاث” “شط العرب 2″؟ نوشته است:

المؤسف أنّ العرب يواصلون تقديم الخدمات، عن قصد أو عن غير قصد، لقوى لا تريد الخير للمسلمين،  مثلا مع الإيرانيين هم يستفزون الشعب الإيراني و ليس الحكم الإيراني.
1- أول تلك الأخطاء إطلاق اسم العربي على الخليج الفارسي من جهة واحدة. فجميع كتب الأطلس و كتب التاريخ و الجغرافيا تتحدث عن اسم الخليج الفارسي. و نحن نعرف أن القبائل العربية انطلقت مع ظهور الإسلام من شرق وجنوب الجزيرة لتنشر الإسلام شرقا و غربا. بينما وصلت أطراف الإمبراطورية الفارسية قبل ذلك إلى حدود نهر النيل غربا. مسالة الاسم هي مسالة علمية تاريخية جغرافية لا يحق لنا تسييسها  من حيث عدد السكان المطلين على الخليج يتفوق الإيرانيون على العرب و ربما يتبعهم الهنود و الباكستانيون لان الدول الخليجية ستصبح قريبا مثل الولايات المتحدة متعددة الأعراق، كما أن للعرب بحر يقع في جنوب الخليج هو بحر العرب. فلم لم يطلق جمال عبد الناصر اسم البحر العربي على البحر الأحمر أو البحر الأبيض المتوسط؟..
2- فيما يخص الجزر الثلاثة يساوي الإماراتيون بين الاحتلال الإسرائيلي الواضح لفلسطين و بين خلاف حدودي حول جزر نائية تقع في عرض البحر بين دولتين مسلمتين، و يذكرنا دعم القمة العربية الأخيرة لموقف الإمارات في استعادة جزرها باستعمال القنوات السلمية بالدعم الفاشل و المتواصل الذي ناله العراق أثناء حربه مع إيران في الثمانينات من القمم العربية.
إن أي حرب جديدة مع إيران، لا قدر الله، لن تخدم سوى إسرائيل و أعداء المسلمين، و سيكون المتضرّر كالعادة الطرف العربي الأضعف، و بإمكاننا تخيل الدمار التي ستحدثه مثل هذه الحرب بالدول الخليجية التي أنفقت المئات من المليارات على التنمية طول عقود. هذا بالطبع إذا لم تتدخل الولايات المتحدة لتسيطر على الجزر و ترابط فيها.
إن إيران هي العمق الاستراتيجي للعرب من جهة الشرق. وهي دعم للحقوق العربية و الإسلامية. و يرجع جزء كبير من النمو التجاري و الازدهار الاقتصادي للإمارات إلى عوائد التجارة مع إيران التي تستفيد من الترانزيت الإماراتي خصوصا في ظل الحصار الأمريكي لها فيما يتعلق بالتكنولوجيا المتقدمة.

فالفرس موجودون هناك منذ آلاف السنين.
التقدم العلمي و التقني الإيراني سيخدم المسلمين و سيوفر لهم إمكانية التخلص من التبعية المكلفة للغرب. خلاصه ترجمه:
متاسفانه اعراب با تفرقه افكني ميان اقوامي كه هزاران سال است در منطفه حضور دارند به قدرتهاي استعمارگر خدمت مي كنند حضور فارسها در خليج فارس از اعراب قديمي تر است تغيير نام خليج فارس كه همه نقشه ها و اسناد تاريخ دليل بر اين نام است عملي غير علمي و توهين به ايرانيان و خدمت به استعمار است امارات در خصوص جزاير سه گانه همان راهي را مي رود كه صدام رفت و شكست خورد و باعث كشته شدن هزاران نفر مسلمان از دو كشور شد جزاير بهتر است در اختيار ايراني ها باشد تا در اختيار كشوري كه آن را به پايگاه آمريكا تبديل خواهد كرد.

“قدري قلعجي” نويسنده و متفكر عرب در ماه نوامبر 1968 در مقاله تحت عنوان (ملاقات صلح در مهد اسلام) در روزنامه “الراصد” چاپ بيروت نو چنين قضاوت مي كند: “ايران دولتي است دوست و ملتي است برادر، تاريخ آن با تاريخ عرب در هم آميخته و فرهنگ ما براي دوره اي از تاريخ مخلوط گشته است…اختلافات ما با آن درباره عربيت خليج فارس بيش از اختلاف ما درباره عربيت ابن المقفع، ابن برذو،‌ ابي نواس،‌ ابن قتبيه، ابن سينا،‌ سيبويه، خوارزمي، اصفهاني، ‌‌همداني،‌ رازي، موصلي،‌ بلخي ، ‌بيروني، غزالي، شهرستاني، گرگاني، طغرائي، كاشاني،‌تبريزي شيرازي كه همه از شاخه اي ايراني پديد آمده و در محيط اسلام رشد يافته اند نيست.”

“علي حميدان” كه از نويسندگان برجسته عالم عرب است دركتاب (les Princes deorlmoir) چاپ پاريس همه جا نام خليج فارس را بطور كامل يادآور مي شود.

ـ متعاقب آن روزنامه تايمز لندن در 26 سپتامبر 1968 در صفحه خاورميانه اظهار اميدواري كرده است كه ديگر نويسندگان نيز از اين محقق منصف پيروي كرده و از سعي بيهوده در تغيير نام خليج فارس كه قرنها در كليه نقشه هاي جهان به همين نام طبع شده است پرهيز نمايند.

نذير فنصه سردبير “مله الاخاء” در اين باره مقاله جالبي نوشت و ضمن آن بشرح وضعيت علما و دانشمندان و متفكرين عرب پرداخته كه چگونه از لجاجت و تعصب غيرمنطقي دچار ناراحتي گشته اند و مي نويسد:‌”امروز اعراب از لحاظ تسميه خليج فارس در وضعي قرار گرفته اند كه نويسندگان و مورخان منصف از ترس اينكه در تلاطم احساسات لبريز شده، متهم به دست نشاندگي و ارتجاع نشوند، نمي توانند اظهار نظري كنند…شما را بخدا بگوييد كه نام خليج از چه تاريخي در كنار لفظ (عربي) قرار گرفت. اين بدعت از ده سال قبل و از زبان يك سياستمدار معروف و در راه يك هدف غايب معيني … آغاز گشت. اين توهين به تاريخ و اصول بين المللي است.”

دكتر سيد محمد نوفل مصري، ‌معاون اتحاديه عرب و نماينده دولت مصر در كنفرانس حقوق بشر تهران 1968 در مصاحبه اي با خبرنگاران، پيرامون خليج فارس چنين سخن گفت: “من كوششهايي را كه براي تغيير نام خليج فارس به خليج عربي صورت مي گيرد مورد استهزاء قرارداده اين كوششهاي بي نتيجه را محكوم مي كنم”،‌ وي گفت كه مطالعاتي درباره منطقه خليج فارس دارد و در كتابي كه در سال 1952 درباره اين منطقه نوشته است همه از خليج فارس نام برده و تنها شيخ نشينهاي خليج را نه عرب و نه ايراني دانسته است.

همچنين روزنامه آكسيون چاپ تونس در اسفند ماه 1969 در بحث مفصلي تحت عنوان (كدام يك از اين عبارات صحت دارد) ضمن اينكه تاريخچه خليج فارس را مورد بررسي قرار مي دهد، فارسي بودن خليج فارس را ثابت نموده و اين اصل را از هر نوع شبهه اي بدور دانسته است.

علاوه بر اين كتابهاي زيادي از سال 1959 تاكنون از طرف پاره اي از نويسندگان و محققين منصف عرب بچاپ رسيده است كه در آنها از اين دريا بهمان نام اصلي يعني خليج فارس نام برده مي شود.

دهها ديپلمات و شخصيت علمي، اساتيد دانشگاه هاي عربي واسلامي در گفتگو با همتايان ايراني خود از اين بابت كه عده اي افراطي به تغيير نام خليج فارس دامن زده و باعث اختلاف ميان ايرانيان و اعراب شده اند اضهار تاسف كرده اند كه بدليل جلوگيري از اطاله كلام مجال پرداختن به همه اين نظرات نيست.

در كنفرانس يكسان سازي اسامي جغرافيايي، كشورهاي عربي دولت اسرائيل را بخاطر تلاش براي تغيير نام خليج عقبه بشدت مورد انتقاد قرار داده اند چطور همان عمل اسرائيل را خود به شكل بسيار بيشرمانه تري در مورد خليج فارس بكار ميبرند.

برگرفته از : نسخه آنلاین » کتاب  خلیج فارس نامی کهن و میراث فرهنگی بشریت چاپ شهریور  1383 – لتو پارت – نشرتوپا-

نوشته دکترمحمد عجم وب  www.parssea.persianblog.ir

اعتراف رسانه ها و روشنفکران عربی و مسلمان

نوار سخنرانی‌های ناصر و جملات معروف اوویدیو در یوتیوب(العالم العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی) سخنرانی‌های سید قطب: جمله معروف او (العالم الإسلامی من المحیط الاطلسی الی الخلیج الفارسی ۱۹۴۶ )،حسن‌البنا همان جمله سید قطب را در سخنرانی خود بارها اعلام کرده است -شیخ شلتوک، و اعتراف یوسف قرضاوی در تلویزیون الجزیره(عبارت خلیج عربی تا قبل از ناصر رایج نبود.) و بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی عرب در مورد نام خلیج فارس سندهای زنده‌ای از حقانیت این نام است. اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان همچنین نظر روشنفکران عرب مانند پرفسور عبدالهادی التازی، احمد الصراف، محمد عابد الجابری، عبدالله بن کیران (نخست وزیر فعلی مراکش)،عبدالمنعم سعید،عبدالخالق الجنبی و تنی چند از نویسندگان مشهور عرب و چند تن از رهبران دینی از جمله قرضاوی در مورد اصالت نام خلیج فارس و نداشتن توجیه برای تغییر نام خلیج فارس آورده است.  گفتنی است که از رهبران عربی، شیوخ ،امیران عرب از جمله امیر کویت، پادشاه عربستان، بصره، نویسندگان و شعرای عرب اهواز و سوسنگرد مکاتباتی هست که در آنهاخلیج فارس و بحر عجم بکار برده‌اند نمونه‌ای از اسناد ضمیمه کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان است.نمونه های زیر:
عبدالمنعم سعید در مجله شرق نامه مصر ۹/۱۲/۲۰۰۲ :”برای من هیچ تعجبی نداشت که در همه نقشه ها که دوستان و دشمنان ایران اعم از اعراب و یونانیها تهیه کرده اند همگی آنها نام خلیج فارس را در بر دارد. هیچ نقشه تاریخی در شرق و یا در غرب و در هیچ کجای جهان با نام خلیج عربی وجود ندارد و بنابر این تغییر این نام به خلیج و یا خلیج عربی و یا هر نام دیگری بر خورد غیر منطقی و غیر حکیمانه با حقایق تاریخی و جغرافیایی است.”
پرفسور عبدالهادی التازی سیاستمدار و پژوهشگر معروف عرب و عضو آکادمی پادشاهی مراکش و رئیس چند دوره “گروه نامهای جغرافی کشور های اتحادیه عرب” : حقیقتاً من هیچ منبع تاریخی را ندیدم که آبراه جنوب ایران را خلیج عربی نامیده باشد اعراب قبل و بعد از اسلام همیشه این آبراه را بحر فارس بحر العجم و یا خلیج فارس نامیده اند من خودم نقشه سفرهای ابن بطوطه را در کتابم ترسیم کرده ام و مطابق سفرنامه اسم خلیج فارس را در جای خودش آورده ام.
مجله ماهنامه اهرام در شماره ۲۱۹ اگوست ۲۰۰۱ سرلشکر مجدی عمر معاون اول سابق شورای دفاع ملی مصر:” نسل من بخاطر دارد که ما در ایام مدرسه در کتب و نقشه ها با عبارت” خلیج فارس” سر و کار داشتیم ولی بعد از مدتی به آن خلیج عربی اطلاق کردیم. این غیر منطقی، رزالت و پستی است. اینکه چند کشور عربی در اطراف آن باشند دلیل نمی شود که نامی تاریخی را تغییر دهیم.

عبدالخالق الجنبی،پژوهشگر تاریخ و باستان شناسی و استاد دانشگاه در عربستان سعودی در مصاحبه با شبکه فرانس 24″:
نام خلیج فارس از دوره اسکند مقدونی و از طریق آثار مکتوب به مارسیده و حتى مورخان عرب هم همین نام را بکار برده اند و در معاهدات حکام خلیج با بریتانیا نیز همین نام بکار رفته و تا زمان جمال عبدالناصر هیچ تغییری در کاربرد نام خلیج فارس ایجاد نشده کما اینکه خود ناصر هم در ابتدا می گفت: “نحن أمة واحدة من المحيط الأطلسي إلى الخليج الفارسي”.اما اینکه بعضی ادعا کرده اند که رومی ها(مانند پلینی) خلیج عربی بکار برده اند ابدا صحت نداردخلیج عربی نامی است که رومی ها به دریای سرخ داده اند.”
علی مبارک،در کتابش بنام” الخطط التوفیقیة الجدیدة لمصر والقاهرة، المطبعه الامیریه، بولاق ۱۳۰۶ه همه جا خلیج فارس بکار برده است.
جمال الدین الشیال، در کتاب” تاریخ مصر الاسلامیة، دایرةالمعارف، القاهرة ۲۰۰۰، ج۱/ص ۱۵۲ واژه خلیج فارس را بکار گرفته است.
عمر فروخ، در آثارش از واژهٔ الخلیج الفارسی یا بحر الفارسی استفاده کرده است.

پیشینه تغییرنام خلیج فارس

دانشگاه جواهر لعل نهرو

سابقه بكارگيري عناوين جعلي و مغرضانه بجاي خليج فارس 
اول استعمار انگلیس بعد عبدالکریم قاسم  1958 بعد امیر فعلی کویت  1962 و بلاخره جمال عبدالناصر1964
1 – نقش كارگزاران استعمارانگليس در جعل نام براي خليج فارسپس از انعقاد قراردادهاي گلستان 1813 و تركمنچاي 1828 كه با وساطت انگليس منعقد شد و به تجزيه شمال ايران منجر گرديد. مقامات ايراني بيشتر متوجه عمق فريبكاري و توطئه هاي استعماري انگليس براي تجزيه كشور شدند. بويژه در سال 1837 تهاجم انگليس به جزيره خارك و تهديد ايران به جنگ و توطئه هاي رنگارنگ آن كشور براي محروم كردن ايران از حاكميت بر جنوب ايران ، موجب شد صدر اعظم ايران ميزرا آغاسي به انگليس اخطار دهد تا از تجزيه طلبان و دشمنان ايران حمايت نكند و حاكميت ايران را بر كل جزاير خليج فارس محترم شمرده و از تجزيه بخش جنوبي ايران دست بر دارد.اين اخطار دولت ايران، انگلستان را به اين نتيجه رساند كه بايد براي خليج فارس زدائي به شيوه هائي آرام و بدون درگيري مبادرت ورزد. پس از اين مشاجرات ، تايمز لندن براي اولين بار خليج فارس را درياچه بريتانيا خواند، اما اين اسم بي مسما جايگاهي در جامعه مطبوعات باز نكرد. در فاصله سالهاي 1818 تا 1820 بريتانيايي ها به علت حملات بي رحمانه اعراب به كشتي هاي انگليسي و غارت اموال آنها كلمه ساحل دزدان را براي خليج فارس بكار برده اند درسال 1820 ارتش انگلستان ضمن حمله به شارجه و رأس الخيمه ، روساي قبايل عرب منطقه را مجبور به تسليم و انقياد ساخته و طي قراردادي كه ميان انگليس و روساي قبايل عربي خليج فارس امضا شد آنها حاكميت استعماري انگلستان را بر اراضي ساحل عربي پذيرفتند.انگلستان كه همواره به بخش ايراني خليج فارس نيز چشم طمع داشت به مرور اقدام به اشغال جزاير ايراني نمود. دولت ايران ضمن اعتراض شديد به تعرضات بريتانيا در تلاش براي اعمال حاكميت خود بر جزاير برآمد ولي بدليل ضعف نظامي، سياسي ، اقتصادي،‌ و به جهت اينكه روسيه و انگليس همانند دو تمساح در حال بلعيدن ايران بودند. دولت بيمار ايران نتوانست اهداف خود را عملي سازد. در سال 1888 شاه ايران، استدلالهاي حقوقي و تاريخي خود مبني بر مالكيت و حاكميت ايران بر جزايرسه گانه را مطرح ساخت. در سال 1903 شيوخ عرب تحت الحمايه انگليس به تحريك و با حمايت انگلستان، درجزاير ايراني تنب پرچم برافراشتند. اين اقدام منجر به مشاجره مستمر و طولاني ايران با انگلستان شد. ايران براي اثبات حاكميت خود بر سه جزيره ابوموسي و تنب بزرگ و تنب كوچك، علاوه بر اسناد تاريخي و به نقشه هاي رسمي خود دولت انگليس( نقشه هاي وزارت جنگ و وزارت دريانوردي كه در سال 1888 به شاه ايران تقديم شده بود و به نقشه هاي لرد كرزن در سال 1892 و نقشه وزارت هند بريتاني سال 1897 كه در همگي جزاير به رنگ ايران و متعلق به ايران ترسيم شده بود با انگليس به مجادله قانوني و حقوقي پرداخت. مقامات ايران علاوه بر اين اسناد و نقشه ها، به كاربرد بين المللي نام خليج فارس استناد مي نمودند و نام تاريخي، بدون معارض و پذيرفته شده بين المللي” خليج فارس” را با استناد به قاعده فقهي و حقوقي “من يملك الكل يملك الجزء ” و قاعده “من يملك الاصل يملك الفرع ” يكي از نشا نه هاي محكم حاكميت ايران و تعلق جزاير خليج فارس به ايران مي دانستند. استدلال هاي ايران، انگليسي ها را واداشت تا به تهيه نامه و استشهاديه بپردازند و بويژه آنها را بفكر انداخت تا كاربرد گسترده و پذيرفته شده نام بين المللي خليج فارس را مخدوش سازند. نكته قابل توجه اينكه در دوره جنگهاي ايران وعثماني ، تركها نيز سعي كردند نام خليج بصره كه نام يكي از خورهاي خليج فارس است را به كل خليج نسبت دهند كه اين موضوع نيز خود بخود هيچ ريشه اي در ادبيات وعلم كارتوگرافي نيافت.اما جهت نمونه سه مكاتبه كه در كتاب حمدي آورده شده است ، ذيل قابل مطالعه است.

1- د. دبيلو. لاسيلز D.W.Lasilz درگزارش مورخ 4 سپتامبر 1934 و زمانيكه رضا شاه به دليل بر چيدن بساط عوامل انگليس در خوزستان و ايجاد دوستي با آلمان، مورد خشم انگليس واقع شده بود، طي گزارشي به نقد ادعاهاي ايران درخصوص حقانيت ايران براي حاكميت بر جزاير سه گانه اشاره خليج فارس پرداخته و دقيقاً روي نكات فوق ( تغيير نام خليج فارس )انگشت گذاشته است.

2- در دوم آوريل 1935 وزير خارجه ايران با سفير بريتانيا در تهران ملاقات و دلايل حاكميت ايران بر جزاير سه گانه را برشمرد. در يادداشت 30 آوريل 1935 وزير خارجه ايران به سفارت انگلستان در تهران با اشاره به سوابق حاكميت ايران بر جزاير ابوموسي و تنب به حق تاريخي‌جغرافيائي و منطبق با اصول و رويه بين المللي اشاره و به اين حقيقت كه نام بين المللي‌، جهاني و تاريخي خليج كه خليج فارس است يكي از دلايل ديگر حقانيت ايران است را يادآوري نموده است.

3- در هشتم دسامبر سال 1948 آر.سي. كلنتون توماس كارگزار سياسي بريتانيا در خليج فارس مقيم بحرين طي گزارشي به وزارتخارجه بريتانيا اعلام كرد كه در ادامه مطالبات ايران در خصوص جزاير ابوموسي و تنب سفير ايران با آقاي رايت ملاقات و ادعاهاي ايران منبي بر اينكه استعمال و شهرت تاريخي و جهاني نام خليج به خليج فارس دليلي بر تعلق جزاير مذكور به ايران است را تكرار نمود.

با وصف مذكور، بي دليل نبود كه كارگزاران استعمارگر كه از قبل شروع به تضيف كاربرد نام خليج فارس كرده بودند بفكر خليج فارس زدايي به شيوه عملي افتادند. آنها ابتدا در سال 1840 درياي بريتانيا بكار برده بودند ولي اين نام مقبوليتي نيافته بود لذا آنرا رها نمودند.

پس از ملي شدن نفت ايران و خلع يد از شركتهاي انگليسي وقطع روابط ايران و انگليس ابتدا نماينده سياسي انگليسي مقيم بحرين از سال 1950 عبارت ساحل عربي را براي منطقه جغرافيايي بخش جنوبي خليج فارس كه متعلق به اعراب تحت الحمايه انگليس بود مرسوم ساخت و سپس به تدريج كلمه خليج عربي را جايگزين آن ساخت و سپس اين نام را به كل خليج فارس تعميم داد.

علي رغم اينكه در تمام دوره حاكميت استعماري پرتغال (1507-1622 ) و در تمامي مكاتبات و اسناد دولت بريتانيا همواره آبهاي جنوب ايران خليج فارس ناميده شده است. پس از مصادره اموال شركت نفت انگليس و خلع يد از شركتهاي انگليسي وقطع روابط ايران و انگليس براي اولين بار وزارت مستعمرات انگليس نيز در مكاتبات خود اين نام جديد را متداول ساخت. در واقع ترور اين نام تاريخي از اينجا شروع شد و با انتشار كتابي در لندن در سال 1957 توسط آقاي رودريك اووين كارگزار سازمان جاسوسي انگليس كه بلافاصله به زبان عربي تحت عنوان “الفقاهه الذهبيه – وثائق الخليج العربي” ترجمه و انتشار يافت، سناريو ابعاد تازه اي يافت و در سال 1966 نيز سرچارلز. م. بلگريو، كه از سال 1926 تا 1957نماينده سياسي انگلستان در خليج فارس بود و هنوز امارات عربي مستعمره انگليس بودند در پايان مأموريت خود كتابي تحت عنوان خليج عربي منتشر ساخت و عنوان نمود كه اعراب دوست دارند خليج فارس راخليج عربي بنامند. او همچنين در مجله صوت البحرين خليج فارس را خليج عربي ناميده بود. كه اعتراضاتي را برانگيخت. بلگريو در دومين كتاب خود بنام به بحرين خوش آمديد اشتباه قبلي خود را جبران و خليج فارس را با همين نام ياد نمود. در اين رابطه گزارشهاي www.pro.gov.uk/ Public Record Office the National Archives Egland ( اداره اسناد بريتانيا )بخوبي عمق اين توطئه استعماري و نفاق استعمار را روشن مي سازد. در اين آرشيو فايلي تحت نام ” نام خليج فارس” وجود دارد و در چندين مكاتبه كارگزاران انگليسي ضمن اعتراف به تاريخي بودن نام خليج فارس، خطرات اين نام را بر عليه منافع انگليس و ضرورت تغيير نام آنرا به خليج عربي متذكر ميشوند در پوشه هاي FO371/91284- FO371/140124- FO371/148963 اسناد وزارت خارجه انگليس اين موضوع را روشن مي سازد در يكي از اين مكاتبات در پاسخ به اعتراض وزارت خارجه در سال 1975 به بنگاه بي بي سي آمده است كه” ما ضمن اينكه نام واقعي اين آبراه را خليج فارس مي دانيم ولي ناچار هستيم در برنامه عربي آنرا خليج عربي و در برنامه جهاني خليج بناميم” ، برسي اين اسناد خود مقاله اي جداگانه مي طلبد.

 

برگرفته از : نسخه آنلاین » کتاب  خلیج فارس نامی کهن و میراث فرهنگی بشریت چاپ شهریور  1383 – لتو پارت – نشرتوپا-

نوشته دکترمحمد عجم

 

مقالات مرتبط: :

جن ها خانم های …. را  …… هرکس بگوید زمین حرکت می کند کافر است

مجمع فقهي. –   فقیه تکفیری  (ازدواج یک ساعته مجاهد و مجاهدة) حلال طیب

http://www.aftabir.com/articles/user_articles.php?u=ajam20

http://www.bashgah.net/fa/category/show/67491

http://hamshahrionline.ir/details/101174

 

وجه تسميه و علت نام گذاري خليج فارس

وجه تسميه و علت نام گذاري خليج فارس آثار باستاني برجاي مانده از شهرهاي ساحلي خليج فارس همانند بوشهر، خارك ، سيراف و بند طاهري حكايت از وجود يك تمدن 6000 ساله در سواحل خليج فارس مي كند. آثار مكتوب و نوشتاري برجاي مانده حدود كمتر از3000سال قدمت دارند و از بسياري از مسايل و حوادث دوره تمدن ايلاميها ، مادها، آشوريها، دراويديان و پيشداديان و تاقبل از حكومت پارسها اطلاع دقيق و روشني وجود ندارد و اين دوره از زندگي ساكنان منطقه هنوز در پرده اي از ابهام وجود دارد. تنها در دوره امپراتوري قدرتمند و پهناور پارس است كه خليج فارس شهرت بين المللي مي يابد. پژوهشگراني كه در خصوص نام خليج فارس تحقيق نموده اند، متفق القول هستند كه نام خليج فارس در تمام قرون و بويژه در 2500 سال گذشته نامي يگانه، بين المللي و بدون معارض بوده است و در خاورميانه بر روي كمتر نامي در ادوار مختلف تاريخي چنين اتفاق و يگانگي در ميان همه نويسندگان و مورخان وجود داشته است. در اين راستا كتب و مقالات ارزشمندي از سوي پژوهشگران ارايه شده است بسياري از آنها سرگذشت خليج فارس و توصيفهايي كه در كتب و نوشته هاي قبل و بعد از ميلاد مكتوب شده است و حتي بعضاً نقشه هاي تاريخي آن را از ابتداي تاريخ گرد آوري و ارايه نموده اند. كتاب سر آرنولد ويلسن Sir Arnold Wilson كه در سال 1928 به نام خليج فارس( Persian Gulf ) به چاپ رسيده يك نمونه ار اين كتب ارزشمند است. وي ضمن نقد سابقه تاريخي و جغرافيايي خليج فارس و بيان توصيفهاي نويسندگان معرب زمين مشاهدات خود را نيز بيان نموده و نوشته است” هيچ آبراهي چه در گذشته و چه در حال حاضر براي زمين شناسان، باستان شناسان ، تاريخ دانان ، جغرافيدانان، بازرگانان ، سياستمداران و سياحان و دانش پژوهان اهميتي بيشتر از خليج فارس نداشته است اين آبراه كه فلات ايران را از شبه جزيره عربستان جدا مي كند از هزاره قبل از ميلادتا كنون از هويت پارسي و ايراني برخوردار است.” در ميان نويسندگان غربي كه در مورد نام خليج فارس تحقيق كرده اند رساله پژوهشــــــــــي سي ادموند بوسورثC .Edmund Bosworth نير از اهميت برخوردار است. وي مطالبي را از 20 مورخ وسياح يوناني و اروپايي، ازسردار يوناني نياركوس( 325-24 ق.م) گرفته تا پريديكس ( 1876 )، در مورد توصيف خليج فارس بيان نموده است. از آنجا كه اسناد و تاريخ مكتوب ايران قبل از اسلام از ميان رفته است مدارك مستند پارسي كمي وجود دارد ولي تاريخ شفاهي آن دوران كه سينه به سينه نقل شده و فردوسي( 329- 411 قمري)‌ آنها را تحت عنوان “شاهنامه يا نامه باستان” به شعر در آورده نشان مي دهد كه ايرانيان تمامي آبهاي خليج فارس و عمان و درياي عرب امروزي را درياي پارس و اقيانوس هند را ” آرياتراس ” مي گفته اند. علاوه بر مورخان و سياحان يوناني و رومي كه وي از آنها نقل قول نموده است، مي توان حداقل به 200 نفر مورخان و سياحان سرشناس كشورهاي اسلامي و عربي قرون گذشته نيز كه در توصيف خليج فارس و نامگذاري آن بطور مستقيم و يا ضمني توضيحاتي دارند اشاره نمود. در كتاب مجموعه مقالات خليج فارس ارايه شده در سمينارهاي سالهاي قبل از انقلاب اسلامي، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي چاپ 1369. دكتر جواد مشكور در مبحث نام خليج فارس ، جملات و توصيف هاي 47 نويسنده قرون گذشته را در باره وجه تسميه خليج فارس آورده است. نويسنده مصري بنام احمد ميرزا نيز در كتاب عربي خود بنام “خليج الفارسي عبر التاريخ” جملات و توصيف هاي 20 نويسنده عرب قرون گذشته را در باره وجه تسميه خليج فارس آورده است. دركتاب” نام خليج فارس برپايه اسناد تاريخي و نقشه هاي جغرافيايي” تاليف ايرج افشار سيستاني نيز مطالب و توصيفهاي بيشتر از 50 نويسنده اروپايي ، عربي و اسلامي و ايراني سده هاي گذشته در باره نام خليج فارس آورده شده است كه براي جلوگيري از اطاله كلام از بيان جملات آنها خودداري و فهرستي از اسامي مورخان و نويسندگان و مشخصات كتب آنها براي اطلاع بيشترخوانندگان در جدول ضميمه در پايان تحقيق آورده شده است. اين مورخان همگي در كتب خود عبارتهاي ذيل را در وجه تسميه و علت نام گذاري خليج فارس به اين نام ارائه نموده اند: “اين دريا كه از سند و كرمان تا فارس ادامه دارد و به جناوه، مهروبان، سيراف و عبادان( آبادان) ختم مي شود، در ميان همه سرزمينها با نام فارس خوانده مي شود زيرا مملكت فارس از همه كشورها آبادتر، پيشرفته تر بوده و پادشاهان آن همه كرانه هاي دور و نزديك اين دريا را تحت كنترل خود دارند. به روزگار گذشته پادشاهان پارس بزرگتر و قويتر بوده اند و هم در اين روزگار مردمان پارس بر همه كرانه هاي اين دريا مستولي اند”. اين عبارتها در دهها كتاب تاريخي وجود دارد. براي نمونه مي توان در صفحه 30 البلدان ابن فقيه و صفحات 5 ، 35 و 109 كتاب مسالك و ممالك استخري و ص 941 صوره الارض ابن حوقل مشاهده نمود كه با مختصر تغيير عينا نقل كرديم. در كتاب البلدان وتاريخ يعقوبي ص 224 به درياي پارس اشاره و نوشته است :” براي سفر به چين از راه خوارزم و تبت روند و اگر از را دريا روي بايد از 7 دريا بگذري اول درياي پارس است كه بايد از سيراف بر كشتي نشست و آخرش راس جمحمه است”. همه تاريخ نويسان و جغرافي دانان از خليج فارس تقريباً توصيفات كم و بيش مشابهي دارند. آنها عموماً حدود بحر پارس را شامل درياي عرب امروزي ، عمان تا سند مي دانندو مملكت پارس را نيز از تركيه امروزي تا شام، مصر، بخشي از هندوستان، كابلستان، تخارستان، ماوراءالنهر و عدن ذكر كرده اند. بسياري از آنها همچنين مردمان ظهار(ظفار و اومان) ، بحرين و عدن را فارس ناميده اند. حتي ابن بطوطه( 1304-1377م) در سفرهاي خود در تمام مناطق مذكور با زبان فارسي با مردمان اين مناطق صحبت مي كرده است. همه مورخان مورد مطالعه ما بر اين باورند كه اولين حكومت مقتدر در سواحل اين پهنه آبي را پارسها در سالهاي 559 تا 330 قبل از ميلاد بر پا نمودند و حاكميت امپراتوري پارس برتمام منطقه خاورميانه و بويژه تمام خليج فارس و شبه جزيره عربي تا ظهور اسلام ادامه يافتهو دريانوردان و تجار ايراني در سراسر حليج فارس، درياي سرخ و اقيانوس هند حضور فعالي داشتند و از آنجا كه پارسها قوم اصلي و اكثريت ساكنان سواحل سراسر خليج فارس را تشكيل مي دادند، بسيار طبيعي بوده است كه از اولين سياحاني كه كتاب برجاي مانده مانند فيثاغورس 608 – 509 قبل از ميلاد تا جهانگرداني مانند استانلي و اسپيك و جهانگردان معاصر كه خليج فارس را پيموده و يا از اين پهنه آبي ياد كرده اند همگي آنرا با پسوند پارس توصيف كرده اند. بديهي است كه اين نام گذاري در دوره هاي بعد نيز به اتفاق كلمه مقبول و محفوظ مانده است. به همين دليل بود كه نام خليج فارس بطور گسترده اي در متون مدون و نقشه هاي آن دوران رايج گرديد. از سنگ نوشته ها،‌ مكتوبات و نقشه هاي كهن دوران باستان مانند سنگ نوشته داريوش امپراتور پارسي كه در باستان شناسي هاي تل المسخوتب مصر مربوط به سالهاي قرن پنجم قبل از ميلاد بدست آمده است، لوحه هاي آشوري ، بابلي و نياركوس( 325 قبل از ميلاد) تا هرودوت Herodotus (420-486 ق م) ،كيبقرس كوتوئيس رونوس، بطليموس، فليويوس آريانوس، بلوتحه جغرافي دان مصري (90قبل از ميلاد) ، ابن فقيه، ابن رسته ‌، فردوسي و بزرگ ابن شهريار رامهرمزي تا دوران معاصر همه جا سفر نامه نويسان، سياحان، جغرافي دانان و نقشه نگاراني كه از سراسر جهان اعم از يوناني، رومي، چيني، هندي، ژاپني و اروپاييان به منطقه سفر نموده اند، خليج فارس را با نام اصلي و نامهاي منصوب به سرزمين ايران توصيف نموده اند.

 

برگرفته از : » کتاب  خلیج فارس نامی کهن و میراث فرهنگی بشریت چاپ شهریور  1383 – لتو پارت – نشرتوپا-

نوشته دکترمحمد عجم

نوشته شده سال 1381 .

دوره استيلاي انگليس بر خليج فارس در اين دوره نيز علي رغم اينكه انگليس شيخ نشينهاي منطقه را تحت انقياد خود در آورد و چشم طمع به سرزمين ايران نيز داشت ولي نتوانست ايده استعماري تغيير نام خليج فارس به درياي بريتانيا را عملي سازد.
همه مورخين غربي ابتدا پرتغاليها و سپس انگليسي كه از سال 1533 وارد خليج فارس شدند از جمله مانند توماس بانيستر ، در كتاب خود در سال 1574 و پت هيلين عالم رباني در كتاب كيهان گرافي سال 1650 ، جان اسپيد 1628 ، ژان باتيست بارون تاورنيه فرانسوي در فاصله 1631تا 1665 6 بار به ايران سفر نموده است. سفرنام تاورنيه محتوي يادداشتهاي جالبي از راهها ، جغرافيا و فرهنگ ايرانيان است فرانسوي ديگر شاردن نيز مانند تاورنيه از خليج فارس توصيفهاي جالبي ارايه كرده است.، لرد كرزننايب السلطنه هند در كتاب ايران و مسئله ايران 1892 ص 464 و 465 ، لرد لانس دان وزير امورخارجه بريتانيا در پارلمان انگليس در سال 1903 به سياستهاي آن كشور در خليج فارس اشاره نموده است، سر آرتور هاردينگ، وزير مختار بريتانيا در دربار مظفرالدين شاه 1900تا 1905م در كتاب خاطرات خود به توصيف خليج فارس پرداخته است سر دنيس رايت . لوريمر در كتاب راهنماي خليج فارس، سر آرنولد ويلسن Sir Arnold Wilson در كتاب خليج فارس توصيفهاي بسياري از مستشرقان در خصوص خليج فارس را بيان نموده و نوشته است” هيچ آبراهي چه در گذشته و چه در حال حاضر براي زمين شناسان، باستان شناسان ، تاريخ دانان ، جغرافيدانان، بازرگانان ، سياستمداران و و سياحان و دانش پژوهان اهميتي بيشتر از خليج فارس نداشته است اين آبراه كه فلات ايران را از شبه جزيره عربستان جدا مي كند از هزاره هاي قبل از ميلاد هويت ايراني برخوردار است. تمامي اسناد و مدارك دولتهاي روسيه شوروي و امريكا . مقامات اين كشورها و از جمله وزراي خارجه آنها مانند گروميكو وزير خارجه شوروي ويليام راجرز وزير خارجه آمريكا و روساي جمهور و مقامات تراز اول كشورهاي مطرح جهان حد اقل يك يا چند بار در گزارشات خود از خليج فارس ياد كرده اند. اين موضوع در خصوص مقامات كشورهاي جهان سوم و ساير كشورها نيز مصداق دارد . دهها نفر سياح و روزنامه نگار ديگر كه به خليج فارس سفر كرده بودند همگي در كتب خود از خليج فارس توصيفهايي مشابهه بكار برده اند همچنين كارتوگرافها در اين دوره همين نام را ترسيم كرده اند و از اولين دايره المعارفها مانند RAISONNE DE SCIENCE 1751 و اولين اطلسها مانند J.B.D.ANVILLE 1760 چاپ فرانسه، خليج فارس بكار برده شده است. همانطور كه قبلاً آورديم مورخين يوناني و اروپايي پيش از ميلاد
از قبيل اناكسيماندر ملطي Anaximandre 546-610 ق.م در نقشه جهان كه در كتاب kleinere schriften, . اثر ي .للول.لايپزيك ، 1836 باز نگري و چاپ شده است ، تالس مليتي Thales Melitus (546-640 پيش از ميلاد)، فيثاغورس Pythagore ) ) زايش 608 پيش از ميلاد درگذشت 509 ق. م) ، كوسماس اينديكوپليوس (500-535 ق م) ، هكاتوس (Hecataus 500ق.م) ، هردوت Herodotus (420-486 ق م)، Ptolemeus Quintus Claudius معروف به بطليموس (270-330ق .م ) رياضي دان و ستاره شناس سده دوم پيش از ميلا در كتاب جغرافياي جهان كه داراي 27 نقشه بوده است، كتزياس 380-445 ق.م گزنفن 352-430 ، Eratosthenes) ) ايراتوستين 276-187ق .م و استرابون پدر جغرافيا ( سده اول م) ،گوئينوس كورتوس روفوس Curticus Rufus) ) تاريخ نويس رومي سده اول ميلادي در شرح حال زندگي اسكندر ، Flavius) Arrianus) آريانوس تاريخ نگار يوناني سده دوم ميلادي در كتاب آنابازيس، نويسنده و مورخ رومي پومپونيوس ملا43م ، ديسئاركوس 285-325 ق.م ،” هيپاركوس” جغرافينگار سده دوم پيش ميلاد ، “پوزيدوينوس” جغرافيانگار سوري 15-135 ق.م، آريان 98-171 م ، عيسوب اوسيوس 263-340 م كه به پدر تاريخ عيسوي معروف است ، آگاتانژ 330-226 تاريخ نگار ارمني، موسي خورن مورخ سده 5 م در كتاب ماركوارت يا ايرانشهر و كراتس مالوسي دانشمند سده دوم ق.م، “پليبيوس” (جغرافيانويس يوناني سده دوم ق.م) ، واسكودوگاما ، ماركوپلو، اچ .بي وگان H.B.Vgan سي.اي.بيدولف C.E.Biddulph . پي تر دو لاوابه ايتاليايي 1621 . سرتوماس هربرت انگليس 1627 كارستن نيبور 1765 . گامب فر 1698 هئيت اوزلي 1810 . سر كربنز 1821 . ليو الكساندر 1826 ، بي.توماس B.Thomas . سنت. ايپستن. فيلبي H.ST.Philby آلفونس گابريل 1928 ( عبور از صحاري ايران Duerch Persiens Wuesten ) در 5 قرن اخير بندرت مي توان جهانگردي و يا شرق شناسي را يافت كه به آسيا يا خاورميانه سفر كرده باشد و از خليج فارس نام نبرده باشد، بسياري از سياحان و فرستادگان دول اروپايي و آسيايي كه از سده 14 به بعد از سرزمين هاي شرقي و منطقه خليج فارس ديدن نموده اند در آثار خود از درياي خزر و خليج فارس توصيفهايي داشته اند از جمله :
اودوريك دوپوردنون 1320 م – ژيوزافا باربارو 1474 – ژوفري دوكه انگليسي 1570 – هنريش فون پوزر 1621 – پيترو دلاوال ايتاليايي 1623 – دون گارسيا اسپانيايي 1624 – توماس هربرت 1628 – نيلسون ماتسون گيوپينگ سوئدي 1650 – نيلس ماتسون و گيوپينگ سوئدي 1650 – يوهان البرشت فون ماندلسلو آلماني 1638 – سفرنامه دوآرته بابوزا كه درسال 1865 منتشر شده بحث مفصلي در خصوص خليج فارس و پادشاه هرموز و توصيف جزاير خليج فارس و توصيف قنوات ايران و درياي خزر دارد.
سفرنامه آدم اولياريوس كه در سال 1647 ازطريق شرق آلمان و درياي خزر به اصفهان آمده و خاطراتي نيز از دوست آلمانيش جان آلبرخت ون ماندلسلو در توصيف خليج فارس و مردمان بنادر جنوبي از جمله هرمز نام برده است.
جهانگردي ماركوپلو ، ش. ويكتور چاپ تهران گوتنبرگ 1325
سفرنامه ژان باپتيست تاورنيه فرانسوي (1631-1668 ) ترجمه ابو تراب نوري چاپ اصفهان 1336
سفرنامه شواليه شاردن فرانسوي 1665 چاپ امير كبير تهران 1336
فليپ آنژل هلندي 1668 – ژان تونو 1667 – انگلبرت كمفر آلماني 1685 – ژان كونوس و كرنليس شپلمان و ژان استرويس هلندي 1671 – كرنليس دوبروين 1704 – كارستون نيبور 1765 – موريه 1811 ويليام اوزلي 1812- كرپرتر 1813
سفرنامه فراير Frayer بنام نه سال سفر فراير در ايران از 1672 تا 1681 نقل كرده است اين سفر نامه در سال 1900 توسط بنگاه هاكلويت در سال 1900 در لندن چاپ شده است.
سفرنامه فلاندن ، اوژن ، ترجمه نور صادقي، تهران، اشراقي، 1356
سفرنامه يوشيدا ماساهارو ،ترجمه رجب زاده، آستانقدس رضوي 1373
سفرنامه بلوشر ، كيكاووس جهانداري، تهران، خوارزمي 1363
سفرنامه فيگوئروا ، غلامرضا سعيدي، تهران، نشر نو 1363
سفرنامه مادام ديولافوا، فره وشي، تهران، خيام 1361
سفرنامه سياحتنامه مسيو چريكف، آبه كار مسيحي ، تهران، جيبي 1358
ايران و قضيه ايران ، جرج كرزن، وحيد مازندراني، انتشارات علمي 1367
مشاهدات سفر از بنگال به ايران فرانكلين ويليام، محسن جاويدان، بنياد فرهنگ و هنر ايران 1358
دلند آندره دوليه، زيبايي هاي ايران، محسن صبا، تهران، انجمن دوستداران كتاب 1355
جكسن ويليامز، ايران در گذشته و حال، اميري و بدره اي، خوارزمي 1357
سفرنامه و خاطرات سه سفير جمهوري ونيز در ايران بنام هاي كاترينو زينو (1471 م ) جوزفا باربارو سال 879 قمري ، امبروجيو كونتاريني 879 قمري ، خاطرات اين سه سفير از زبان ايتاليايي به انگليسي توسط بنگاه هلندي هاكلويت Hacklut در لندن چاپ گرديده است
مجموعه قراردادها هاي ايران و انگلستان ، سر ادوارد هرتزلت Sir Edward Hertslet . 1892 لندن.
مجموعه اسناد و عهود ايران، سي.يو.اچيسن C.U.Aitchisson لندن 1933
سفرنامه ژنرال گاردان ترجمه از فرانسه توسط ميرزا علي خان مترجه باشي 1298 قمري
سفرنامه پوتينگر سياح انگليسي 1810 در دربار لطفعلي خان
سفرنامه سرهارد جونز نخستين وزير مختار انگليس در دربار لطفعلي خان
همگي در كتب و يادداشت هاي سفر و در آثار و نوشته‎هاي خود از خليج فارس و يا نعادلهاي اروپايي آن نام برده و از دريا ي شمال ايران نيز با نام هاي هيركان، كاسپين، اركاني، ارقانيا و تپير ياد كرده‎اند.
مي دانيم كه در ادبيات ايراني ، عربي، اسلامي و حتي در ادبيات غربي درياي پارس و بحر فارس و معادلهاي اروپايي آن به تمام آبهاي جنوب ايران تا سواحل حبشه اطلاق مي شده است ولي قلمرو درياي پارس ابتدا در دوره سلطه پرتغاليها و سپس دوره انگليسيها به خليج فعلي كاهش پيدا كرد و انگليسيها بخش جنوب سواحل عمان را درياي عرب ناميدند و شمال عمان را درياي اومان نام گذاري كردند درحاليك اومان بندري پارسي در شمال كشور فعلي عمان بوده است و بدين ترتيب درياي پارس كه قدماء آنرا يكي از 4 درياي بزرگ جهان توصيف مي كردند به منطقه كوچكتر خليج فارس فعلي عقب رانده شده است و ساحل جنوبي آن در قلمرو كشورهاي عربي قرار گرفت و بهانه اي بدست اعراب داد تا به تغيير اين نام كهن باستاني بپردازند.


برگرفته از وبلاگ سال 1381

برگرفته از : » کتاب  خلیج فارس نامی کهن و میراث فرهنگی بشریت چاپ شهریور  1383 – لتو پارت – نشرتوپا-

نوشته دکترمحمد عجم

سابقه بكارگيري عناوين جعلي و مغرضانه بجاي خليج فارس

 

رهبران عربي 

بدنبال انتشار ترجمه كتاب رودريك اوون مدافع استعمارگر کمپانی نفتی بریتیش پترولیوم  و جمله مغرضانه وی در تشویق عربها برای به کاربردن خلیج ع.ربی، مطبوعات كويت و ماهنامه العربي در سال 1957 خليج عربي را در تبليغات خود بكار برد.

بدنبال وقوع كودتـــا ي سال 1958 عبدالكريم قاسم در عراق و ادعاهاي ارضي آن كشور عليه ايران، رهبران كودتاي عراق با انگيزه هاي سياسي از بكار بردن نام خليج فارس خودداري نمودند. با كودتاي عبدالكريم قاسم ، در عراق تبليغات ضد ايراني و ضد فارسي شتاب گرفت و با كودتاي بعثي ها نژادپرستي برضد ايرانيان شدت يافت،  قاسم اولین رهبر عربی بود که نام جعلی را بکار برد .

ایران- خلیج فارس در دوره صدام

در سال 1960 بدنبال قطع روابط ايران و مصر و پس از جنگهاي اعراب و اسرائيل، در كنگره حزب بعث كه در دمشق با حضور رهبران سوريه ، عراق و مصر صورت پذيرفته است، ميشل عفلق، حسن البكر ، حافظ اسد و جمال عبد الناصر براي مخالفت با شاه ايران رسماً خواستار تغيير نام خليج فارس به خليج عربي شدند و تقاضا كردند كه در مكاتبات رسمي از بكار بردن نام خليج فارس خودداري گردد. در اين راستا نام خيابان خليج فارس در مركز قاهره كه از بيشتر از 100 سال قدمت داشت را به نام يكي از شخصيتهاي مصري تغيير دادند البته هنوز بر تابلو اين خيابان كلمه خليج فارس سابقاً وجود دارد و مردم در حال حاضر آن را خيابان خليج مي نامند. بدنبال اختلافات و درگيري هاي سال 1970 بين ايران و عراق و سوء تفاهمات سال 1971 با امارات متحده عربي،‌ بسياري از رهبران متعصب كشورهاي عربي واژه خليج عربي را بطور گسترده اي در رسانه هاي گروهي خود بكار بردند و از استعمال واژه خليج فارس خوداري كردند. آنها براي رسيدن به اغراض نژاد پرستانه نه تنها به تحريف نام تاريخي پرداختند بلكه در اين راه در كتب درسي كشورهاي عربي، دوران امپراتوري پارسي مورد تحريف و تجاهل قرار گرفته و حتي فارسي ستيزي و تحقير ايرانيان بگونه اي مزورانه و كينه توزانه در كتب رسمي و غير رسمي تبليغ مي شد. بسياري از اين رهبران عربي باني چاپ و نشر كتاب در خصوص اثبات عربي بودن جزاير سه گانه و خليج فارس و بد نام كردن سابقه تمدني ايراني بوده اند كه در دهه 70تا 90 ميلادي رهبري اينگونه اقدامات تحريك آميز و ايران ستيزي را عراق برعهده داشت. و در 2 دهه اخير بعضي شيوخ امارات هزينه تحريف تاريخ را مي پردازند. از جمله موسسه مطالعات و پژوهشهاي امارات كه يك موسسه دولتي و درباري است تاكنون دهها كتاب تكراري و بي محتوا در اين موضوع به چاپ رسانيده و طي مراسم رسمي نويسندگان آنان اكثرا جوايز نفيسي دريافت كرده اند. از جمله كتابي تحت عنوان ” الجزر العربيه الثلاث الوقايع و التاريخ يوكدان عروبه الجزر و الخليج تقديم و اشراف الشيخ خالد بن صقر وليعهد و نايب الحاكم راس الخيمه “. جمله مذكور بصورت تبليغي بر روي جلد كتاب نوشته شده است ولي هيچ مدرك و منبعي براي اثبات آن در كتاب نيامده است. در جنگ دوم خليج فارس كه رسانه هاي گروهي غرب واژه “جنگ خليج فارس” را بكار ميبردند به يكباره در اخبار مربوطه فقط نام “خليج ” را جانشين آن ساختند و گفته مي شود اين اقدام به درخواست رهبران شوراي همكاري خليج فارس صورت گرفته است.

رسانه هاي عربي 

امروزه رسانه هاي گروهي كشورهاي عربي كه متجاوز از 150 روزنامه و مجله و50 كانال تلويزيوني 24 ساعته ماهواره اي ، 60 شبكه محلي و 100 راديوي محلي از جمله آنهاست هيچگاه كلمه خليج فارس را بكار نمي برند و بجاي آن از عبارت ساختگي و جعلي استفاده مي كنند.‌ تلويزيون الجزيره تنها شبكه عربي است كه فقط از عبارت الخليج استفاده مي كند و هيچگونه صفتي را به آن نمي دهد. علاوه بر اين رسانه هاي گروهي كشورهاي غربي از جمله راديو و تلويزيونهاي بي بي سي ، آمريكا، اسرائيل ، آلمان، فرانسه و … در بخش زبانهاي اروپايي واژه خليج فارس و يا فقط خليج بكار مي برند ولي در بخش عربي خود از كلمه خليج عربي بجاي خليج فارس استفاده مي كنند در حاليكه همين رسانه ها در بخش فارسي از عبارت خليج فارس استفاده مي كنند و از نظر آگاهان سياسي اين امر نفاق آنها را در ارتباط با اين موضوع ثابت مي كند. رسانه هاي گروهي بعضي از كشورهاي عربي در طول 20 سال گذشته طي صدها مقاله، تفسير،‌مصاحبه و كتاب سعي در مخدوش كردن اذهان نسبت به نام خليج فارس نموده اند و ادعا هاي بي پايه و اساسي را در رابطه با تماميت ارضي ايران مطرح كرده اند، بطور نمونه مطبوعات عراق و كويت در سالهاي 1958 تا 1975 بارها مهاجرت ايرانيان به دول خليج را به مهاجرت يهوديان به بيت المقدس تشبيه كرده بودند و مجله ” العربي” ارگان وزارت تبليغات كويت از اولين نشريات عربي است كه در سال 1958 به اينگونه تبليغات دامن زده است. ابراهيم راشد الدعيج در روزنامه السياسه كويت مورخ 25/3/81 مجدداً اين عبارت تكراري را نوشت: “مرزهاي ميهن بزرگ عربي از خليج عربي تا اقيانوس آرام ادامه دارد،‌ خصومت ما با صهيونيستها به اين دليل نيست كه آنها يهودي هستند بلكه دشمني ما به اين دليل است كه بخش مهمي از سرزمين بزرگ عربي را غصب كرده اند، بنابراين، ديدگاه ما نسبت به كسانيكه حتي يك وجب از خاك ميهن عربي را غصب كنند، يكسان است. چه زماني ايران جزاير امارات را به صاحبان قانوني آن باز مي گرداند؟

اگر چه دولت ايران براي پرهيز از تحريك مسايل قومي و نژادي از بدو انقلاب هيچگاه در صدد پاسخ گوئي به مطالب تفرقه آميز و قوم گرايانه رسانه هاي گروهي عربي نبوده است. اما بدون ترديد تبليغات ضد ايراني و قوم گرايانه بعضي مطبوعات و رسانه هاي گروهي عربي اثرات منفي در مسير همبستگي ايراني و عربي گذاشته و افكار عمومي مردم ايران را و افكار اعراب را نسبت به حسن نيت و نقش سازنده وتاريخي ايران دچار ترديدهايي نموده است كما اينكه در ميان بسياري از اقشار مردم ايران آن شور و شعف سالهاي اول انقلاب نسبت به منافع كشورهاي عربي و حتي مشكل فلسطين (كه آرمانهاي انقلاب بر پايه رهايي آن قرار داشت) مشاهده نمي شود و اين از اثرات زيانبار قوم گرايي افراطي عربي است

برگرفته از : » کتاب  خلیج فارس نامی کهن و میراث فرهنگی بشریت چاپ شهریور  1383 – لتو پارت – نشرتوپا-

نوشته دکترمحمد عجم

 

روز ملی خلیج فارس برای اولین بار در خارج از ایران. 1392 طی مراسمی باشکوه توسط ایرانیان مقیم هند گرامی داشته شد.

N.D.PERSIAN GULF FESTIVAL

 

روز ملی خلیج فارس برای اولین بار در خارج از ایران.

طی مراسمی باشکوه توسط ایرانیان مقیم هند 10 اردیبهشت 1392 گرامی داشته شد.

 

روز خلیج فارس دهلی سخنرانی

سخنرانی دکتر عجم در مراسم روز ملی خلیج فارس در جمع ایرانیان ساکن دهلی.

persian gulf national day delhiDr.Ajam

دکتر عجم طی سخنانی گفت: نام های خلیج فارس  همواره در طول تاریخ از نام کشور ایران گرفته شده و از 2500 سال   اروپاییان، تمام سرزمین پهناور حوزه تمدنی ایران را پرشیا- پرس  نامیده اند.

عربها و ترکها هم این سرزمین را بلاد فارس و یا مملکت فارس  و یا کشور عجم و مملکت ایران می نامیده اند و همین عبارتهارا هم برای توصیف دریای پارس بکار برده اند بنا بر این واژه فارس در عبارت خلیج فارس اصلا  مفهوم قومی  ندارد. این نام و معادلهای آن  2500 سال بطور مستمر در همه زبانهای دنیا بکار رفته بخصوص در زبان عربی.

نه تنها مکتوبات و اسناد عادی در زبان عربی بحر فارس و خلیج فارس را یگانه برای این پهنه آبی بکار برده اند بلکه  همه تفسیرهای قرانی بنوعی بحر فارس را در معنی و مفهوم واژگانی مانند مجمع البحرین و مرج البحرین و  – بحر بکار برده اند و حتی  احادیث محکمی از پیامبر وجود دارد که  ایشان بحر فارس را بکار برده اند نمونه اش حدیث شماره 2146  از مسند ابی یعلی الموصلی البغدادی جلد 4 ص 120   است  .

 وقتی پیامبر خاتم النبین ص می فرماید” بحر فارس”  و مفسران و کتب فاخر عربی و نقشه های و همه اسناد تاریخی و حقوقی و مذهبی این نام را بکار برده اند. وقتی این اسناد و نقشه ها در طول زمان به میراث فرهنگی بشریت تبدیل شده و بعضی از این نقشه ها و سندها ثبت میراث جهانی یونسکو شده دیگر فردی حق ندارد چنین نامی را بر اساس خواسته های قومی و سیاسی خود تغییر دهد .

وی گفت : وقتیدر دهه 1370 ما با هجوم بی سابقه رسانه های عربی  با برنامه های متنوع به زبانهای مختلف  روبرو شدیم که تحریف نام خلیج فارس را انجام می دادند حتی در بخش های فارسی و انگلیسی خود نام تحریف شده را بکار می بردند.

عواقب این توطئه  و تحریف را بگوش مسولان و نهادهای فرهنگی رساندیم و خواستار روشنگری به افکار عمومی شدیم در اولین سمینار و دومین سمینار ژئوماتیک این موضوع را طرح کردیم در سمینار ملی [ همايش ژئوماتيك 82 ] اردیبهشت  1382  مقاله  اسامي جغرافيايي باستاني ميراث بشريت پژوهشي در مورد دو نام خليج فارس و خزر و چالشهاي فرا روي

ارایه شد  که بر روی بخش چه باید کرد و راهکارهای چه باید باشد تاکید زیادی شد و مورد استقبال حضار قرار گرفت و  مقاله برتر آن سمینارشد و از سوی رئیس سازمان نقشه برداری و معاون رئیس جمهور و مسولان سازمان جغرافیایی ارتش و اعضای کمیته یکسان سازی نامهای جغرافیایی جایزه ویژه گرفت و هم بصورت آنلاین در وب سایتهای مختلف و هم در روزنامه ها و مجلات داخلی چاپ شد یکی از راهکارهای پیشنهادی ضرورت داشتن یک روز ملی برای خلیج فارس بود. 

در  اردیبهشت 1383 در سمینار بین المللی کارتوگرافی دانشگاه تهران مجددا در مقاله ای راهکارهای دفاع از نام خلیج فارس را طرح کردم و بویژه مرحوم دکتر حسن گنجی در آن سمینار مشوق طرح   شدندکه در شهریور83  بصورت کتاب چاپ و با هزینه شخصی رایگان در میان سازمانهای دولتی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی توزیع شد .

وی گفت نام خلیج فارس میراثی فرهنگی برای همه ملتها است. و این نام برای  ایرانی ها افتخار و میراث فرهنگی مضاعفی است.

این روز را باید همانند روز نوروز در هر جا که هستیم برای پاسداری از هویت تاریخی و فرهنگی کشورمان گرامی بداریم .

در پایان از میان دانشجویانی که به  سوالات  مسابقه روز ملی خلیج فارس  که از سوی رایزنی علمی و دانشگاهی ایران در شبه قاره و هند  ترتیب یافته بود 10 جواب درست داده بودند به تعداد 10 نفر به قید قرعه جوایزی تعلق گرفت.

Persian gulf national day in Delhi  30 April 2013 .Dr.Ajam

 

مراسم زنگ خلیج فارس در مجتمع آموزشی ایرانیان دهلی 10 اردیبهشت 1392

مجتمع ایرانیان دهلی

 

 

 

 

روز خلیج فارس دهلی