اقوام و اقلیتها در قهستان تاریخ کهن خراسان

۱۲rokh-zibad

قهستان در جنوب خراسان یکی از مناطق دست نخورده ایران است که از آمیختگی اقوام و قبایل تقریبا محفوظ مانده است و زبان مردم همگی فارسی است.اقلیت های دینی از زرتشتی و یهودی و ادیان بدوی آریایی نیز همگی به مرور از میان رفته و فقط از اقلیت اسماعیلی در این منطقه وجود دارد بقیه همگی شیعه و در بعضی مناطق شرقی قاین اهل سنت می باشند. اقلیت اندکی نیز بهاییان بوده اند که بعد از انقلاب مهاجرت نموده اند.

بسیاری از نام های جغرافیایی قهستان بصورت شفاهی نزد مردم  مانده است اما در کتابت تحریف شده است بطور مثال نام خضری دشت بیاض تحریف شده از نام دو منطقه” خزری و دشت پیاز است. که دو آبادی در نزدیکی یکدیگر بوده است.در گویش محلی هنوز خزری و دشت پیاز گفته می شود. اما جغرافیا نویسان مسلمان پیاز را معرب نموده و بیاض نوشته اند. شاید خزری شاید منسوب به خضر باشد  گفته شده که آن حضرت از این منطقه گذشته و در پیر مردانشاه که هم اکنون به صورت زیارتگاه درآمده آثار آن پیداست و شاید بدلیل سبزی و خرمی این منطقه به نسبت مناطق کویری اطراف آن باشد و به  “سبزی و خرمی” تعبیر نمود. زیرا این دره کوهپایه ای بسیار حاصلخیز بوده است سبزی و پیاز ان معروف بوده است اما بیاض به معنای سپید یک نام تحریف شده است از دیگر نام های تحریف شده می توان به زیرگو یا زیرگان – ری اوو – روچی- رِزوو- و…. به زیرجان- ریاب- رضویه و ….. نام برد.

قُهِستان سرزمینی بسیار کهن  و پهناور بوده که ۸۰ در ۸۰ فرسنگ وسعت داشت  و   تمامی خراسان جنوبی امروزی بعلاوه شهرستانهای طبس گلشن ((طبس گیلکی))،ترشیز((کاشمر))،زاوه((تربت حیدریه))،زوزن، ((خواف=خوو))، تون((فردوس))، جنابذ=ینابذ کنابد((گناباد))، باخرز ((تایباد)) رادر بر می گرفت.این ایالات  در اواخر دوره صفویه تجزیه شد .پس  از آن ولایت  قاینات که در بر گیرنده استان خراسان جنوبی امروزی می باشد،شکل گرفت. ولایت قاینات حتی درزمان هایی از تاریخ سرزمین سیستان و فراء  افغانستان راهم در بر میگرفت محدوده فعلی خراسان جنوبی تا سال ۱۳۱۶ شمسیی بنام ولایت قاینات یکی از ۲۷ ولایت خراسان بزرگ بود .

عهد پیشدادیان :وقتی فریدون مملکت خود را به سه قسمت تقسیم کرد و هر قسمت را به یکی از فرزندان خود داد. عراق و آذربایجان و خراسان را به ایرج داد که در آن زمان قهستان پایگاه اقتصادی ،نظامی و سیاسی بود
عهد کیانیان ،قهستان سهم گودرز شد زیرا وی با خاندان قارنیان وابستگی داشت. بنا بر نوشته  شاهنامه گودرز  در منطقه زیبد گناباد جنگ ۱۲ رخ را رهبری کرد  و برای ایران پیروزی بزرگی به ارمغان آورد. بنابر نوشته دکتر محمد عجم در خصوص مسیر رزم سپاه ایران دو نظر وجود دارد یکی نظر تاریخی دوم نظر باستان شناسی . در هر دو نظر مسیرهای نهایی  این جنگ و حرکت دو سپاه  در مسیر قهستان شهرهای تون و گناباد و خواف و گناباد  بوده است از نوشته فردوسی بر می آید که سپاه ایران از مرکز فعلی ایران حرکت کرده است همچنین بنا بر نوشته منهاج سراج در کتاب “طبقات ناصری ” ۶۵۸ ق جلد اول در بخش دوره پادشاهان کیانیان صفحه ۱۴۳ سپاه از اصفهان حرکت کرده است.باور علمی تر این است که حرکت گودرز از منطقه فارس بوده نقش رستم و پاسارگاد منطقه ای است که کیانیان در انجا بوده اند دوم اینکه اگر بپذیریم کیخسرو همان کوروش کبیر است در این صورت نیز کوروش و تمرکز ارتش اصلی ایران بیشتر دوران اقامت خود را در جلگه مرو دشت بخصوص دشت پاسارگاد گذرانده است.
عهد هخامنشیان، به اعتقاد برخی مستشرقین و مورخین احتمالا قلعه کوه قاین همان آرتاگوانا مرکز ایالت قهستان و کاخ تابستانی سلاطین ایران بود.
دوره سلوکیان، بعد از حمله اسکندر و مقاومت  سربازان  آرتاگوانا،اسکندر پس از ماجرای ساتی برزن قهستان طی سالهای ۳۳۰تا ۳۲۳ قبل از میلاد زیر نظر فرماندهی یکی از بستگا نش بنام ((ابطحش رومی))که در قاین ساکن بود اداره می شد . اما بعد از ۷سال قاینی ها جانشین اسکندر را در قاین کشتند و قهستان به فرماندهی اشک  بن دارا تابع حکومت اشکانیان گردید.

قهستان مرکز قناتها یا کاریزهای تاریخی است اکثر جغرافی نویسان به کاریز های قهستان اشاره دارند.

ajamGonabadRahn
دوره ساسانیان ،در دوره ساسانیان قهستان  جزو پادکس نیمه مستقل  خراسان بود.ایالت قهستان در دوره پارتها جزء سرزمین مرد خیز خراسان بزرگ بوده است سوخر ای قارتی از سپهبدان زمان پادشاهی قباد برسرتاسر قهستان تا سیستان فرمانروائی داشته است
در این زمان قاین با نام کاین از مراکز مهم قدرت بود که استعداد فرماندهانو رشادت های آنان در تاریخ طبری،ناسخ التواریخ و معجم البلدان مشهود است.
دوره صدر اسلام ، وقتی قهستان توسط عبدالله بن عامر بن کریز فتح شد .قهستانیان سه بار بر علیه اعراب قیام کردند سرانجام سپاه اعراب برای بار سوم آنان را وادار به تسلیم نمود ندوبا مهاجرت زیاد اعراب به قهستان و توطن در این سرزمین و خویشاوندی با بومیان از شورشهای بعدی جلوگیری شد .
دوران صدر اسلام را باید دوران قیام و مقاومت قهستان دانست .اوضاع قهستان در این دوره نابسامان بود .قهستان چندی مستقل  اداره می شد .اما گاهی قهستان تابع سیستان و زمانی سیستان زیر نظر قهستان بود . از فرمانروایان این دوره ابو مغیر ه خالد بن کثیربود که بسال ۱۴۰هجری والی  قاین گردید اما بعدا به جرم طرفداری از علویان توسط عبدالحبار استاندار خراسان کشته شد.
قهستان سالها تابع خراسان بزرگ به مرکزیت نیشابور بوده است .
ابن ترسل از سوی ماموران خلیفه عباسی بسال ۱۹۹ هجری بعنوان والی قهستان منصوب شد و در قاین اقامت گزید .
دوره طاهریان (۲۵۹-۲۰۲)در سال ۲۰۲ه.ق،معتصم عباسی حاکم قاین بود و زید بن موسی (ع)برادر رضا (ع)در قیام با سربازان
مامون در دشت آفریزیه شهادت رسید.سال ۲۱۸هجری عبدالوهاب ثقفی به عنوان والی قهستان از سوی عبدالله بن طاهر استاندار خراسان انتخاب شد .وی تا سال ۲۴۱هجری در قاین به سر برد .در این سالها بدلیل کوهستانی بودن منطقه و شیعه بودن مردم و حضور اعراب قهستان پناهگاه امنی جهت امامزادگان محسوب می شد و امامزاده عبدالله (ع)در آبگاه خدری در میان اعراب ثقفی
سالها مخفیانه زندگی میکرد.
دوره صفاریان(۳۹۳-۲۴۷)قهستان در این عصر در کشمکش امراءو ملوک غزنویان ،سامانیان و سیستان بود. سال ۲۵۵هجری ،دومین حاکم صفاری به نام عمر بن لیث به قتل رسید و قاین زیر نظر سلاطین سامانی و به فرمانروائی خلاندان سیمجور در آمد .
برخی منابع قهستان را در این دوره چنین معرفی می کنند :

سابقه سکونت انسان در قهستان بیشتر از سه هزار سال است و این منطقه به‌دلیل آب و هوای مناسب، زودتر و قبل از منطقه سرد شمال خراسان دارای سکونت و شهریت بوده‌است. منطقه غربی قهستان یعنی بجستان (بیستان)، گناباد و قاین به‌دلیل جغرافیای خاص خود همواره از تهاجمات بیگانگان به‌دور بوده‌است. اعراب و مغولان به این منطقه تهاجم نداشته‌اند بجز دوره  جنگهای علیه ملاحده اسماعیله .  پذیرش اسلام در این سه شهر نزدیک به یکصد سال متأخرتر از اصفهان و یزد بوده است.

در جغرافیای حافظ ابرو در سال ۸۳۰ هجری قمری، قهستان چنین بیان شده‌است:
«ولایت قهستان عریض و طویل است. دور آن قریب صد فرسخ زیادت باشد. شرقی آن ولایت خواف است و غربی آن بیابانی است. غرب آن فارس و کرمان و شمال آن اعمال نیشابور و سبزوار است. جنوب سجستان و کرمان. قهستان مشتمل بر چند قصبه و ناحیت بزرگ است از جمله قاین، جنابذ (گناباد)، بیرجند، تون (فردوس امروزی)، زیرکوه قاین، بجستان، نهارجان، طبس گیلکی (شهرستان طبس)، رقه، شاخن، فشارود، مومن آباد، ترشیز، طبس مسینان و خوسف، قصبه بزرگ قهستان یکی قاین است.»

یاقوت حموی نیز قهستان را ناحیه ای بزرگ دانسته میان نیشابور و هرات و اصفهان و یزد که در آن شهرها و دهکده های بسیار است، و قاین و گناباد را شهرهای مهم آن دانسته.

لستنرنج ایالت قهستان را همان تونوکاین دانسته و شهرهای قائن ، تون ، ترشیز، بشت، زاوه، بوزجان و زام، باخرز و مالن، خواف، زیرکوه ، گناباد ، بجستان ، طبس و… را جزء ایالت قهستان دانسته است.

ابوالفداء نیز می گوید: قوهستان از کوره های خراسان است؛ کوره ای است بر کنار بیابان
فارس و مشتمل بر چند شهر و از آن جمله، قائن است که قصبه کوهستان و زوزن و ینابذ(گناباد).

ناصرخسرو در بازگشت از سفر دور و دراز خود از تون و جنوب گناباد عبور و در شهر قاین اقامت نموده و از اهمیت منطقه قهستان و یکی از دانشمندان آن سخن گفته‌ است.

مقدسی نیز شهرهای تون، جنابد (گناباد)، طبس عناب، خوسب(خوسف) ، طبس التمر ، خور و قائن را قصبه این ایالت دانسته است.

در اشکال العالم جیهانی آمده است:
قهستان از جمله خراسان است بر حد بیابان فارس و کرمان و بدانجا هیچ شهر نیست بدین نام، و این نام ولایت است و شهرهای آن قائن است و جنابذ(گنابد) و تون و خور ، خوسف، طبس کریت و طبس مسینان.
قهستان در جغرافیای المسالک و الممالک اصطخری(قرن چهارم )
قهستان هی من خراسان علی مغازه فارس و لیس بها مدینه بهذا الاسم و قصبتها قاین و اهلها شیعه ،و قاین لها من المدن …و لها قهندز و علیها خندق و المسجد الجامع و دارالاماره فی قهندژو ماوهم من القنی و هی من الصرود. ((قوهستان از جمله خراسان است و در بیابان پارس و هیچ شهری بنام قهستان  ندارد . و قصبه این ناحیت را قاین خوانندو …))
قهستان در صوره الارض ابن حوقل(قرن چهارم ):
قهستان ناحیه ای است در بیابان فارس و شهری بدین نام ندارد .قصبه آن قاین و شهرهای آن ینابذ و طبس که معروف به کری است .خور و طبس مسینان است. مسافات قهبستان چنین است :قاین تا نیشابور ۹منزل ،تا هرات ۸منزل ،تاگناباد ۲منزل ،تا زورن ۳منزل،تا طبس مسینان ۲روز و تا طبس گلشن ۲منزل ،تا خوسف دو روز و از آنجا تا خور یک روز است .از قاین راهی به یوشنج واقع بر کنار رودی که در پایین هرات جاری است می رود . شهرهای زوزن ،خرگرد و فرگرد در همین راه اند .در وسط سرزمین واقع در پایین آن شهذر نیشابور است.در راه قاین به نیشابور نواحی تون،جنابذ،کندر،و ترشیز و در راه نیشابور به یوشینج نواحی کواخرز و بوزکان واقع اند.
قهستان در حدود العالم من المشرق و المغرب(سال ۳۷۲-ه.ق)
قاین قصبه کوهستانست و از گرد وی خندق است واو را قهندژ است و مزگت جامع و سرای سلطان اندر قهندژ است و جایی سردسیر است .
قهستان در احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم مقدسی (۳۷۵-ه.ق)
قهستان سرزمین پهناور است هشتاد فرسنگ سنگین در هشتاد است .ولی بیشتر آنرا کوهها و دشتهای خشک و بی درخت فرا گرفته است .قصبه قوهستان قاین است نه خوشی دارد نه ثروت .اقلیمها ۱۴تا هستند ۶تا عرب و ۸تا اقلیم عجمی ،هر اقلیم چندخوره و هر چند قصبه وهر قصبه چند مدینه است .وی از ۷۷قصبه نام می برد و نام قاین جزو این قصبه هاست .قصبه قاین دارای چند مدینه بنامهای تون ،خوست،خور،کری ،طبس،رقه،یناود،نساود،طبس،پایین را دارد.
دوره غزنویان(۵۸۲-۳۵۱)
قهستان در کتاب ابوعبدالله البشاری (سال ۴۴۰هجری)
قهستان شهرهای آن تون و جنابذ(گناباد) و طبس  عناب و طبس خرما و طریثیث(ترشیز)  است .قصبه قهستان قاین است . مسجد جامع قاین در وسط بلد واقعستو کهندژی دارد.
امیر یاقوتی برادر زاده سلطان طغرل سال ۴۴۶هجری به امارت قاین و قهستان در آمد .وئ ابوالمظفر را از سیستان در بند نمود و به قاین آورد . اما چون ابوالمظفر به سیستان بازگشت مردم او را نپذیرفتند .
قهستان در معجم البلدان یاقوت حموی (۵۳۹-۶۲۶):
قوهستان معرب کوهستانست که بین کوههای هرات و نیشابور است وبشاری گفته است که قوهستان قصبه آن قاین و شهرهای آ ن تون(فردوس) ،
چنابذ(گنابد) ،طبس خرما و طرثیث (ترشیز کشمر) است . رهنی گوید :اول بلاد قهستان جوسف(خوسف) و آخر آن اسپیدر ستاق (دشت پیاز) است و عرض آن از کرین تا  زوزن  است .
قهستان در قرن پنجم صحنه سیاست اسماعیلیان ۱۲۴سال فرمانروایی قهستان را در دست داشتند و شاهان آنها بانام محتشم در قلعه کوه قاین جکومت کردند .زمانی فداییان اسماعیلیان در حدود ۶۰هزار نفر در منطقه قهستان پراکنده بودند.

اما در شهرهای طبس و قاین بیش از سایر شهرها سکونت داشتند .اماوقتی رکن الدین لشکر مغول را دید بناچار از در صلح درآمد و مغول هامنوط به اینکه تمام قلاع قهستان را خود افراد خراب کنند از کشتار مردم امتناع خواهند کردو اسماعیلیان بناچار خود قلاع خویش را تخریب کردندو سرانجام دولت  اسماعیلیان توسط مغولها در هم شکسته شد.
مارکوپلودر سال ۱۲۷۱میلادی ((۶۴۹))از ابالت قهستان به نام تون وکاین ((تون و قاین))یاد می کند و آنرا هشتمین امیر نشین ایران میداند و محیط آنرا ۸روز راه دانسته ،می گوید :رعیت اینجا شهر و روستا به اندازه کافی داشته و در مرز شمالی کشور قرار دارد.
قهستان در نزهه القلوب  حمدالله بن مستوفی (۷۳۰هجری)
قهستان ۱۶ ولایت است از جمله :ترشیز ،تون،جنابذ،تنجه،دشت بیاض (دشت پیاز)،بیرجند،خوسف،شاخن،خور،زیر کوه،طبسگیلکی،طبس مسینا،
قاین،ردح،فراه،نی بندو شهر تون و قاین و خوسف و حنابذ از معظم بلاد آنست .از قاین به هر ولایت از قهستان غیر از ترشیز و طبس گیلکی  بیست فرسنگ است .
قهستان در تقویم البلدان تالیف ابوالقداءحموی دمشقی(۷۳۲)
قوهستان معرب کوهستان است .قوهستان ناحیتی  وسیعی است بین نیشابور و هرات و اصفهان و یزد و قصبه آن قاین است و طبس قهستان از کوره های خراسان  است و
قوهستان کوره ای(ناحیه) است برکنار بیابان فارس و مشتمل است بر چند شهر و از آن جمله است .قاین که قصبه قوهستان است و زوزن و ینابذ بلاد قهستان دور از یکدیگر و در میانشان بیابان هاست و جزاز کاریزها آبی در آن یافت نشود .
دوره تیموریان(۹۱۱-۷۷۷)،امیر تیمور در کتاب منم تیمور جهانگشا می نویسد :پس از خروج از  بشرویه  به سوی قاین به راه افتادم زیرا در آن جا امیری حکومت می کرد که    ممکن بود روزی در صد تجاوز برآید و من می خواستم اطمینان حاصل کنم که  وی ار من اطاعت خواهد کرد.قهستان از زمان آمدن امیر تیمور به قاین تا ۹۰۷ که ظهور صفویان  است حکومتش در دست خانواده تیمور بود . در آغار سلطنت تیموریان جهانگیر پسر تیمور فرمانروای قهستان شد .در پایان این دوره که سلطان حسین بایقرا هرات را به پایتخت انتخاب نمود حکام و علماءاین ناحیه مستقیما با در بار هرات مراوده داشته و رفاه نسبتی برقرار بود .سه پسر از سلطان حسین بر قهستان حکومت کردند که هر سه در مزار شاهزاده حسین قاین دفن می باشند .
قهستان در حافظ ابرو (  ۸۳۰ه .ق)

ولایت قهستان عریض و طویل است دور آن قریب صد فرسخ زیادت  باشد .شرقی آن ولایت خواف است و غربی آن بیابانی است . غرب آن فارس و کرمان و شمال آن اعمال نیشابور و سبزوار است . جنوب سجستان و کرمان ،قهستان مشتمل برچند قصبه و ناحیت بزرگ است از جمله قاین ،جنابذ(گنابد) ،بیرجند ،تون ،زیر کوه ،بجستان ،تهارجان ،طبس گیلکی ،رقه ،شاخن ،فشارود ،مومن آباد ،ترشیز ،طبس مسینان و خوسف ،قصبه بزرگ قهستان یکی قاین است.
قهستان در بستان السیاحه :
قهستان ولایتی است مشتمل بربلاد عظیمه و قصبات قدیمه و نواحی دلگشا و قرای بهجت افزا اغلب آن ها از اقلیم سیم و بعضی از اقلیم چهارم است . قهستان شانزده ولایت دارد . منجمله ترشیز و دشت بیاض و بیرجند و زیر کوه و قاین و .
نخبه الدهر فی عجائب البرو البحر دمشقی:

دیگر سرزمین قهستان به معنی شهرهای کوهستانی است که بر کناره بیابان مابین نیشابور و هرات واقع اسنت و در آن شهرهایی همچون قاین قرار دارد که بزرگترین شهر آن جاست و دیگر جنابد و تون قوهستان و طبس است که این طبس دو تاست یکی طبس العناب و هر دو برکناره کویر دو دروازه برای خراسانند .
دوره صفویه ، قهستان به رفاهیت و آسایش گذرانیده و پیوسته امرای این خطه منظور نظر عنایت سلطانی بوده و مذهب شیعه ترویج و غالبا بقاع امام زادگان در این عصر تعمیر شد .
تاریخ اقالیم از مولفیات عهد شاه عباس صفوی قهستان ولایتی است و مردم کافی با  رتبت و صاحب فراست بسیار دارد . که از آنجا برخاسته اندو اکثر حساب دانند و مردم آن دیار بغایت میباشند . چهل در جهل فرسنگ طول و عرض دارد .مضافاتش نه ۹ بلوک است که یکی طبس مسینا و دیگری دشتباض(دشت پیاز)  و دیگری بیرجند و اصل شهر قاین  است .
بعد از روی کار آمدن دولت صفویه به عهد شاه تهماسب ،اسماعیل خان خزیمه که در اغلب جنگها حضور داشت  به حکومت قاینات منصوب شد . از این پس قهستان به تدریج تجزیه شد .و یکی از بخشهای قهستان بنام ولایت قاینات شکل گرفت و قاین مرکزیت ایالت پهناور و پر آوازه قهستان را از دست داد . و از آن پس قاین مرکز ولایت قاینات بود و بجای قهستان نام قاینات یکبار می رفت . در این سالها قاینات به ۹/۵بلوک به این شرح تقسیم شده بود :

۱٫بلوک شهاباد و خوسفرود ۲٫بلوک پسکوه قاین و چرمه و بیهود ۳٫بلوک زیر کوه و زهان ۴٫ بلوک مومن آباد و سربیشه ۵٫ بلوک نه وبندان ۶٫ بلوک عریخانه و مختاران و هردنگ ۷٫ بلوک القور ۸٫ بلوک شاخن ۹٫ بلوک قاین ،نیم بلوک
دوره افشاریه (۱۲۱۸-۱۱۶۰) ، قاینات در زمان نادر شاه به ده بلوک تقسیم شده بود که عبارت بودند از :۱٫مومن آباد ۲٫زیر کوه ۳٫ دشت بیاض ۴٫ شاخن ۵٫ قاین ۶٫ فشارود ۷٫ شهاباد ۸٫ نهار جان ۹٫ عریخانه ۱۰٫ بیرجند
در دوره افشاریه قاین مرکز سیاسی قاینات تبدیل شد .
دوره قاجاریه (۱۳۰۰-۱۲۱۸) مک گروگر جهانگردی انگلیسی می نویسد (۱۸۷۵میلادی )امیر نشین قاین محدود است از شمال به رشته ای که از کوههای کلات(زیبد)جدا می شود و بین نیم بلوک ،کاخ و گناباد ،ادامه می یابد . در سمت غرب حد مرزی به خط الراس
کوههای کلات می رسد . در ضلع جنوبی این رشته تا گدار گور پیش می رود و سرانجام به بیابان ختم می شود . بدین ترتیب خط مرزی یک منطقه وسیع کوهستانی را در بر می گیرد و دشتها نیز تا آن جا که به آب برسد جزو قاین محسوب می شود . مرز جنوبی به همین نحو تا کویر لوت ادامه می یابد . مرز شرقی همان مرز ایران و افغانستان است . طول منطقه حدود دویست و پنجاه مایل و عرض آن حدود دویست مایل است . وئی تقسیمات سیاسی خراسان را از این قرار می داند :۱٫ شاهرود بسطام ۲٫ بجنورد ۳٫ قوچان ۴٫ درگز ۵٫ کلات نادر ۶٫ مشهد ۷٫ نیشابور ۸٫ سبزوار ۹٫ ترشیز ۱۰٫تربت ۱۱٫ جام ۱۲٫ خواف ۱۳٫ طبس و تون ۱۴٫ قاین و سیستان
واسیلی ولادیمیردویچ بارتولد مستشرق رومی (۱۹۰۱میلادی)قهستان ولایتی است کوهستانی در جنوب خراسان که چند راه را به هم متصل می کند . راهی که طریق راور و نه بند به خور می رئد . راهی که از طزیق خبیص (شهداد)به خوسپ امتداد یافته اراضی وسیع روستاها را از هم جدا کرده و در این ولایت رود خانه نبوده و فقط چاه ها و قنوات زیر زمینی وجود داشت . در قسمت جنوبی نخل رمیرویید و بقیه ولایت نقاط سردسیر است . بر طبق اظهارات دکتر بلو منطقه قاین به ۹بلوک به شرح زیر تقسیم می شود :۱٫ نه ۲٫ سنی خانه ۳٫ زیر کوه ۴٫ خوسف ۵٫ القور ۶٫ نهار جان ۷٫ قاین ۸٫ نیم بلوک ۹٫ سهوا
فرهنگ جغرافیای ایران ،خراسان اثر وزارت جنگ بریتانیا(سال ۱۹۱۰میلادی)می نویسد :
قاین در گذشته آرتا کونا نام داشته و مورد بازدید اسکندر و سپاهیانش قرار گرفته ((۳۲۸قبل از میلاد ))قاین مرکز منطقه ای به همان نام بوده اما این عنوان خود را به بیرجند داده است .به موجب مصوبه سال ۱۲۸۵هجری شمسی مجلس شورای ملی ایران به چندین ایالت و ولایت تقسیم شد . منطقه ولایت قاینات در بر گیرنده شهرستانهای فعلی  سیستان ،بیرجند ،نهبندان ،سربیشه ،و قاینات فعلی بعنوان بخشی از ایالت خراسان بود .ولایت قاینات به نه و نیم بلوک تقسیم می شد .که عبارت بودند از :بلوک شهاباد و خوسف رود ،۲٫بلوک القور ۳٫بلوک پسکوه قاین و چرمه و بیهود ۴٫بلوک شاخن ۵٫ بلوک مومن آباد و سربیشه ۶٫ بلوک عریخانه و مختاران و ناحیه هردنگ ۷٫ بلوک زیر کوه وزهان ۸٫ بلوک نه ویندان ۹٫ بلوک قاین ۱۰٫ نیم بلوک .
دوره پهلوی (۱۳۰۰-۱۳۵۷)،در اجرای ماده یک قانون تقسیمات کشوری و وظایف فرمانداران و بخشداران مصوب ۱۶ آبان ۱۳۱۶که تقسیمات کشوری به استانی و شهرستانی و بخش در آمد . ایران به ۶استان تقسیم شد . دراین دوره شهرستان قاینات به مرکزیت شهر بیرجند مصوب گردید . قاینات یکی از ۸شهرستان استان شمال شرق محسوب می شد .
در آذر ماه ۱۳۱۶که تقسیمات بندی تجدید نظر به عمل آمد و دراین زمان نام شهرستان قاینات به شهرستان بیرجند تغییر یافت و قاینات بخشی از شهرستان بیرجند شد .
بتاریخ ۵/۳/۱۳۴۲ روز نامه خراسان اعلام نمود که قاینات از خراسان جدا و شهر بیرجند مرکز استانداری جدید خواهد شد . در این طرح سیستان ضمیمه این استان بود . در سال ۱۳۵۰ وزارت کشور بیرجند را بعنوان مرکز استان قهستان تعیین کرد ولی عملی نشد .
دوره انقلاب اسلامی ،بتاریخ ۲۷/۱۱/۱۳۵۸ به موجب مصوبه ۲۴۶۱ شورای انقلاب اسلامی بخش قاینات به شهرستان قاینات ارتقاء یافته و از شهرستان بیرحند مجزا شد . این شهرستان در این زمان دارای یک بخش مرکزی و ۷دهستان بنامهای پسکوه،حومه قاین،زهان ،شاهرخت،گرینگ،گزخت و نیم بلوک بود.

 

بر اساس آخرین یافته‌های باستان‌شناسی سابقه سکونت در شهر قائن به دوران پارینه سنگی میانی (حدود ۳ هزار سال قبل) می‌رسد.  در پاره ای از تاریخ ، گناباد و قاین – زیر کوه و هرات  در قدیم یک فرهنگ و یک منطقه  تجاری بوده اند. پس از اهمیت یافتن مشهد  در ۵ قرن اخیر این شهرها  داد و ستد خود را بیشتر با مشهد تنظیم کرده اند. قاین و قاینات منطفه ای زلزله خیز است و بارها در طول تاریخ ویران شده است. زلزله های خزری و دشت پیاز (دشت بیاض نامی جعلی است و بعد از زلزله  ۱۳۴۶  این نام را به غلط  بجای دشت پیاز –  دشت بیاض نوشته اند و این نام غلط  شهرت یافته است) زلزله زیرکوه – زلزله کاخ و … از جمله زلزله های نیم فرن گذشته است.

در  طول دویست سال تا جنگ جهانی دوم خاندان امیر علم به عنوان خان بیرجند نقش مهمی را در امنیت جنوب خراسان بازی کرده است. خراسان جنوب شرقی در دوره قاجار  مدام در معرض تهاجم اقوام وحشی قبائل  مغولی و ترکمن قرار می گرفته که عموما برای به اسارت گرفتن غنایم و دختران ایرانی به منطقه هجوم می آوردند. آنها عموما دختر بچه ها را می دزدیدند و با سرعت با اسبان تیز رو فرار می کردند این راهزنان در منطقه بنام ترکمن معروف بودند و مدتها ترس و وحشت ایجاد کرده بودند. آنها دختران به اسارت گرفته را در ترکمنستان به سران قبائل می فروختند و از این راه امرار معاش می کردند. در شهرستان قاین  کاروانسرا و میل هایی وجود دارد که راهنمای مسافران بوده است بیشتر میل هایی که با گل شاخته شده اند از میان رفته اند اما چند میل آجری بافی مانده است میل ها یا برج ها یا فورگ های آجری معمولا ارتفاعی ۱۰ تا ۲۰ متر دارند و در پایین آن اتاقهایی برای اقامت وجود داشته است. و از فاصله بسیار دور قابل دیدن بوده است.

بر اثر حفاری‌های باستان‌شناسی هیئت آمریکایی در غار خونیک در جنوب این شهر، تعدادی دست افزارهای سنگی مربوط به دوران پارینه سنگی میانی در این غار به دست آمد که از لحاظ مطالعات باستان‌شناسی و انسان‌شناسی بسیار حائز اهمیت است. همچنین وجود تعداد زیادی تپه‌های باستانی در اطراف شهر قائن که بر اساس مشاهدات اولیه از دوران پیش از تاریخ دارای آثار و نشانه‌هایی است که قدمت طولانی سکونت در این منطقه از کشور ایران را اثبات کرده‌است.

نقل است که شهر قائن را کی لهراسپ پدر گشتاسب ساخته‌است. مارکوپولو در سفرنامه خود از این ناحیه به نام «تونوکاین» نام برده‌است که این نام از نام دو شهر بزرگ ایالت قهستان که تون (فردوس امروزی) و قائن باشند گرفته شده‌است. همچنین درسال ۴۴۴ هـ.ق ناصرخسرو قبادیانی از این شهر دیدن کرده و از استحکامات شهر و مسجد جامع آن یاد کرده‌است. ایالت قهستان، هم‌زمان با ورود اعراب به ایران، پناهگاه زرتشتیانی بود که به آن پناه آورده بودند. با توجه به نشانه های باستانی و شواهد تاریخی احتمالا  یکی از مراکز تجمع زرتشتیان کوههای تنگل زیبد در گناباد بوده است.  حمدالله مستوفی، در قرن هشتم هجری از مرکزیت قائن نسبت به آبادی‌های دیگر قهستان، و همچنین از فراوانی زعفران و میوه آن گزارش داده‌است. یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی قائن، مسجد جامع آن است که از بناهای قرن هشتم هجری می‌باشد.

زبان مردم قهستان

مردم قاین مانند شهرهای  جنوب خراسان و شهرهای خراسان  رضوی  از جمله  شهرستان فردوس – گناباد – بیرجند – تربت جام – تربت حیدریه – خواف دارای زبان فارسی  و لهجه قهستانی یا  هراتی دارند. فارسی جنوب خراسان آمیخته با کلماتی از زبان پهلوی است. کلماتی مانند اوو – گوو- خوو- بهوو – رووز rouz (خورشید) لِنگ  leng (پا) – تپ  tap  به معنی کتک کاری  ضربه زدن – پتوو- آفتاب- نِسر (سایه) گورده (کمر)  پووز (صورت)- پند- فند- فن-  سرا- حولی-  خونیک (خانکه) –  پُر= فراوانی- پییر = پدر- مایر = مادر- ممه = پستان – کاچ = تقسیم کردن – ور چَم = معادل – همسان –   …

کلماتنمونه‌هایی از واژه‌های گویشی قهستان: کلماتی مانند: گو (گاو)، خوو (خواب)، اوو (آب)، چالاک (فعال)، پییر (پدر)، مایر (مادر)، پیر (مرشد بزرگ)، پتوو (افتو، آفتاب)، نسر (سایه)، نزم (ژاله)، چاش (ناشتا)، مانده (درمانده، بیچاره)، دروستی (خوشی صحت و سلامتی)، خاش (مادر زن، مادر شوهر)، خسور (پدر زن، پدرشوهر) و…ی هستند که ریشه در فارسی باستان دارند. در این لهجه  بجای کلماتی مانند بگو – بزن – بردار – برخیز می گویند – ورگو- ورزن – وردار  – ورخیز یعنی بجای ب  امر  از وَر  استفاده می کنند. بجای یادم آمد می گویند  وا یادم اومد . یعنی در بسیاری از کلمات  وا   اضافه می کنند. کلمه یار و یارو که  در فارسی ادبی توهین تلقی می شود در اصل به معنی  دوست گرامی است. و …. 

 .وجه تسمیه یا ریشه نام .

 علت نام گذاری بدرستی مشخص نیست اما سه نظر را می توان مورد ارزیابی قرار دارد.

قائن واژه ای است بسیار کهن که نام یکی از فرزندان حضرت آدم بوده و انتقام هابیل را از قابیل گرفته است.

قاین تغییر یافته کائن است. کائن به معنی موجود – وجود و است و کائنات جمع آن است.

قائن تغییر یافته از قهستان است و قهستان تغییر یافته و یا عربی شده کوهستان است..

آثار باستانی.

 آخرین بررسی‌ها در شهر قائن به شناسایی ۱۷۰ اثر منجر شده است. این آثار شامل تپه‌ها و محوطه‌های باستانی، قلعه‌ها، مساجد، مقابر و آرامگاهها، خانه‌های تاریخی، درختان کهنسال، غارها، پناهگاه‌های سنگی و دژهای زیرزمینی است.

بیشترین تراکم آثار مربوط به قرون میانه اسلامی بخصوص قرن پنجم (اواخر سلجوقی) تا قرن هشتم (تیموریان) است به شکلی که اکثر تپه‌ها و محوطه‌های باستانی و قلعه‌های کوهستانی و بسیاری از غارها دارای آثاری از این دوران است. «وجود رشته کوههایی که دارای ساختار آهکی است در منطقه، باعث بوجود آمدن تعداد فراوانی غار در مناطق مختلف شهرستان قائن شده است.»

غارهای شناسایی شده بیشتر در مناطق مرکزی شهرستان پراکنده‌اند. علاوه بر شگفتیهای طبیعی که این غارها دارند وجود نشانه‌هایی از آثار تاریخی بخصوص وجود آثار معماری در بسیاری از غارها، آنها را به یکی از جاذبه‌های مهم تاریخی و گردشگری منطقه تبدیل کرده و از این نظر دارای استعدادهای بالقوه فراوانی است. همچنین این بررسی‌ها به شناسایی ۴۰ قلعه تاریخی در این شهر منجر شد. بیشتر این قلعه‌ها در زمان اسماعیلیان (۱۰۰۰ سال پیش) ساخته شده و کاربرد نظامی داشته‌اند. قدمت بقیه قلعه‌ها به دوران ساسانی (۲۰۰۰ سال پیش) و سلجوقیان (هم‌زمان با اسماعیلیان) باز می‌گردد.

بر اساس آخرین یافته‌های باستان‌شناسی سابقه سکونت در شهر قائن به دوران پارینه سنگی میانی (حدود ۳۰ هزار سال قبل) می‌رسد.

قلعه چهل دختر

قلعه چهل دختر در ۵٫۳ کیلومتری جنوب شرق شهر قائن و در بخش مرکزی واقع شده و به شماره ۱۵۲۷۲ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این قلعه بر فراز کوهی مشرف به دشت و شهر قائن واقع شده که این کوه دارای سطحی وسیع و مناسب برای ساخت و ساز می‌باشد. بالاترین نقطه قلعه به جبهه غرب قلعه نزدیک است و از این نقطه تمام قسمت‌های قلعه قابل کنترل و تحت نظر می‌باشد.

مسجد جامع قائن.

مسجد جامع قائن که از بناهای قرن هشتم هجری است، در قائن واقع شده است. این مسجد، برطبق کتیبه‌ای که در لوح سنگی نگر نموده اند، درسال ۱۰۸۶ هـ .ق مرمت شده است. منبر چوبی نفیس آن در سال ۱۰۸۲ هـ .ق ساخته شده، و از نمونه‌های عالی هنرهای دستی است. بنا بر اطلاعات سنگ لوحه‌های موجود در این مسجد، این بنا در زمان سلاطین گورکانی در قرن هشتم هجری، و به وسیله امیر جمشید بن قارن نایینی، یکی از سرداران گورکانی، بازسازی و اصلاح شده است. اما بسیاری نیز بنا بر برخی مدارک، احداث این بنا را به اوایل قرن پنجم هجری نسبت داده اند، ضمن این که برخی شواهد دیگر حاکی از آن است که احتمالاً این مسجد روی بقایای به جا مانده از یک آتشکده در دوران پیش از اسلام بنا شده است.

غار خونیک.

غار «خونیک» در جنوب قائن که در حاشیه جاده آسیایی قرار دارد. شاخص‌ترین غار قائن است که نخستین بار در سال ۱۹۵۴ توسط پروفسور کارلتون مورد کاوش قرار گرفت، قدمت این غار به دوران دیرینه سنگی میانی می‌رسد و بقایای اسکلت انسانهای پیش از تاریخ و دست افزارهای سنگی از این غار به دست آمده است.

از دیگر غارهایی که مورد بررسی و شناسایی قرار گرفته‌اند و آثار معماری و سکونت در آنها قابل مشاهده است، می‌توان به غارهای «فارسان، جوجه، ترشو، نوغاب، پهلوان، مشاگ، تجرگ، پل خیر، ملک و بزمرده (میانگور)» اشاره کرد.

آرامگاه(عمارت) بزرگمهر قائنی.

در ۵ کیلومتری جنوب قائن بر دامنهٔ کوه بزرگمهر، مقبره‌ای قرار دارد که متعلق به یکی از عرفای نامدار، سیاست‌مدار و شاعر قرن چهارم و پنجم هجری قمری به نام قسیم بن ابراهیم بن منصور معروف بزرگمهر قائنی است. آرامگاه بزرگمهر قائنی بر اساس شواهد، از بناهای ساخته شده در قرن ۶ و ۷ هجری قمری می‌باشد. این بنا به شکل چلیپایی و با معماری زیبایی ساخته شده. بقعه آن چهار ایوانی ست و گنبد بر فراز این ایوانها استوار شده. نوادگان بزرگمهر، خانواده «نوری ابوذری» هستند که هم اکنون اکثرا ساکن همین شهر می‌باشند. پسوند خانوادگی «ابوذری» متعلق به این خانواده و برگرفته از نام بوذرجمهر می‌باشد..

آرامگاه شیخ ابوالمفاخر.

این آرامگاه در قبرستان ابوالخیری قائن است. شیخ ابوالمفاخر از مشاهیر معروف و حکمای عالی مقام ایران است. وی در فن دبیری و جامع علوم معقول و منقول، افضل نویسندگان آن وقت بوده است. آرامگاه وی در جنوب شهر قرار دارد و به صورت تفریحگاهی بزرگ در آمده است.

قلعه کوه قائن.

قلعه حسین قائنی معروف به قلعه کوه قائن در فاصله سه کیلومتری جنوب شهر قائن در ارتفاعات رشته کوه قهستان قرار دارد. این قلعه از جنوب و شرق به ارتفاعات و از سمت غرب و شمال به دشت قائن محدود است.

قلعه حسین قائنی در دوره سلجوقی به دستور قاضی حسین قائنی که از سرداران حسن صباح در قهستان بوده، ساخته شده است. این قلعه پس از قلعه شاه دژ نهبندان بزرگ‌ترین قلعه خراسان جنوبی است.این دژ یکی از بزرگترین دژهای خراسان جنوبی است و سال‌ها مرکز حکومت حکام ایالت قهستان بود.این قلعه مشرف بر منطقه قهستان بوده بطوریکه حکام آن در هنگام خطر یا حمله دشمن از مناطق شرقی ،با نور آتشی که برفراز قلعه کوه زردان،درفاصله ۶۵کیلومتری آن توسط قوای نظامی خودی برافروخته میشد،آگاه می شدند.

قلعه کوه قائن شامل سه قسمت امیرنشین، قسمت مخصوص سربازان و اصطبل است. هم‌چنین وجود بیش از ۳۰ برج دیده‌بانی به استحکام، شکوه و عظمت بیشتر بنا کمک کرده است. قلعه کوه قائن در سال ۱۳۸۰ با شماره ثبت ۴۸۰۳ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

قلعه کوه زردان

زردان روستایی تاریخی از توابع دهستان افین بخش زهان در فاصله ۷۰کیلومتری شرق قاین قرارگرفته است .قلعه برفراز کوهبه شکل کله قندی و دارای شیب تندی است . ارتفاع آن ۵۰۰متر و در بلندترین نقطه قلعه طوری ساخته شده که مشرف به دشت ومنطقه زیرکوه وبالاکوه و مناطق دیگر است. با توجه به وضعیت طبیعی و بقایای استحکامات بجامانده از قلعه و قطعات سفال و سکه کشف شده از آن می توان آن را از قلاع اسماعیلیه دانست. فضای محوطه بالای قلعه حدود ۳۰۰متر را شامل می شود. پلان معماری قلعه مستطیل شکل و از سنگ لاشه وملات ساروج ساخته شده و دارای حصار بلند و برج هایی جهت دید بانی بوده است . راحت ترین معبر دست یابی به قلعه از سمت دیواره شرقی است که احتمالا ساختمانی در اینجا برای کنترل و بازرسی افراد ورودی وجود داشته است . از وضعیت ظاهری قلعه چنین بر می آید که دردوره سلجوقیان و ایلخانی مسکونی بوده تاسیسات قلعه به مرور زمان بر اثر حوادث طبیعی چون زلزله و باران آسیب های زیادی دیده و هم اکنون بسیار در هم ریخته است . احتمالا این قلعه مورد استفاده امرا وحکام دوره ساسانی نیز بوده واز آنجا نواحی زیر کوه و ارتباط آن با هرات و دیگر شهرهای افغانستان کنونی را زیر نظر داشته اند. اینقلعه کی از زیباتریت ودر عینحال مخوفترین قلاع خراسان جنوبی است و سال‌ها مرکز دیده بانی حکومت حکام ایالت قهستان بوده است. بطوریکه حکام آن در هنگام خطر یا حمله دشمن از مناطق شرقی کشور،با نور و دود آتشی که برفراز قلعه کوه روشن میکردند حکام قهستان که در قلعه کوه قاین بودند را از خطر اگاه میکردند.

 

دژ زیرزمینی نیک

«دژ زیرزمینی نیک قائن» که از دوره‌های باستانی تا دوره اسلامی محل سکونت بود. این دژ تاریخی در درون «تپه نیک» واقع شده و به عنوان یک زیستگاه مخفی کاربرد داشته است. «فضاهای داخلی دژ زیرزمینی «نیک» شامل، اتاقها راهروها، هشتی مرکزی و یک سالن است که این فضاهای معماری بدون زوایای منظم ساخته شده است. راهروی اصلی این دژ با شیب ملایم به طرف بالا و سطح زمین امتداد دارد و در نزدیکی سطح زمین مسدود می‌شود.» «دژ زیرزمینی نیک» در فاصله ۳۵ کیلومتری شهرستان قائن در روستای نیک قرار گرفته است.

خانه سلطانی

بنای قدیمی خانه سلطانی یکی از آثار تاریخی شهرقائن مربوط به دوران زندیه در فهرست آثارملی کشور به ثبت رسیده است.این خانه که در محدوده بافت تاریخی شهر قائن قراردارد، درگذشته متعلق به خانواده سلطانی از ملاکین و بزرگان قائنات بود. کاربری این بنا در حال حاضر نیز مسکونی است و ازنظر ایستایی در وضعیت مطلوبی به سرمی برد. لازم به ذکراست، این بنا با توجه به اینکه دربافت تاریخی قائن قرارگرفته، از ارزش معماری قابل توجهی برخوردار است.

بنای رباط چاهک

بنای تاریخی رباط چاهک واقع در شهرستان قائن مربوط به دوران صفویه در فهرست آثارملی به ثبت رسیده است. رباط چاهک در ۹۵ کیلومتری جنوب غربی قائن قراردارد. این بنا دارای ایوانی مربع شکل، پنج ایوانچه متصل به اتاقهای پشتی و یک راهرو طویل با ایوانچه‌های متعدد است.

رباط زردان

رباط زردان که به کاروانسرای شاه عباسی نیز معروف است مربوط به دوره صفوی – دوره سلجوقی است و در شهرستان قائنات، روستای زردان واقع شده معماری کنونی بنا منسوب به دوره صفویه است ولی بقایای سفالینه های متعلق به دوره های پیش از آن که از درون دیوارها و منطقه ی اطراف رباط یافته شده است قدمت بنا را تا دوره سلجوقی وایلخانی تائید می کند.این رباط توسط استاد و معمار ازبک برخرابه های اتشکده زرتشت بنا شده است ودر گذشته در مسیر فرعی جاده ابریشم وراه ارتباطی کاروانیان وتجاری بوده که در مسیر هرات به شهرهای مرکزی ایران در رفت وآمد بوده اند .

این اثردر تاریخ ۵ آذر۱۳۸۰ به شماره ۴۴۵۶به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این بنا با نقشه چهارضلعی دارای ورودی، هشتی، صحن و اتاقها و تالارهای اطراف صحن می باشد.  پوشش فضاها گنبدی بوده و با آجرکار شده است. گنبدها به سبک کلمبو اجرا شده اند که بهترین شیوه گنبدزنی برای مناطق کویری و بخصوص برای کاروانسراها بوده است. رباط زردان ایوانی مرتفع به بلندی تقریبی ۸ متر دارد که طاق و پیشانی آن فروریخته. در دو سوی ایوان دو راهرو وجود دارد که طاقنماهایی در آنها ساخته شده و پوشش راه روها طاق و چشمه است. این راهروها نیز به دو راهرو در اضلاع شمال و جنوب بنا عمود شده اند. در ضلع شرقی بنا دیوار انتهایی رباط قرار دارد لیکن هیچ نشانه ای از ساخت و ساز راهرو، اصطبل و بارانداز در رباط به چشم نمی خورد. بر اساس شواهد در زمان قاجاریه ساخت و سازهایی در بنا انجام شده و شکل معماری رباط را به قلعه ی دفاعی بدل نموده که از آن جمله می توان به ساخت چهار برج در چهار گوشه خارجی رباط اشاره کرد. رباط زردان دارای ایوان ورودی زیبایی ست که پیشانی طاق آن با تزئینات آجری راسته و خفته آراسته شده. در این بنا گنبدها به صورت عرقچین کار شده و کلیه سطوح آجری و سنگی دیوارها بند کشی شده و نمای آجری ساده آن لطافت خاصی به بنا بخشیده است.

 

منابع :

پایان نامه : اقوام و اقلیت های خراسان ، محمد عجم، دکتر علی اصغر حلبی . دانشگاه امام صادق، دانشکده علوم سیاسی ، ۱۳۶۹

 * واکاوی اوضاع قهستان در قرن های سوم و چهارم ق ، تاریخ در آیینه پژوهش سال ۱۳۹۰ 

  • کتاب تقسیمات کشوری وزارت کشور
  •  شاهنامه فردوسی  جنگ دوازده رخ
  • منهاج سراج در کتاب “طبقات ناصری ” ۶۵۸ ق جلد اول  و دوم

Comments are closed.