سازمان حقوقي مشورتي آسيائي آفريقائي (آالکو). سمینار حقوق بشرمدارانه

گزارشی از سمینار حقوق بشردوستانه با حضور ایران درهند

دهلی نو – ایرنا –

به مناسبت روزجهانی صلیب سرخ سمینار دو روزه ای با شرکت کشورهای عضو موسسه حقوقی آفریقا آسیا(آالکو) به منظور بررسی وضعیت حقوق بشردوستانه دردنیای امروز، در دهلی نو برگزار شد.

 

به گزارش ایرنا، دراین سمینار که کارشناسان ایرانی نیز حضور داشتند و امروز(پنج شنبه) به پایان رسید ابعاد مختلف حقوق بشردوستانه درزمان جنگ، وضعیت حقوقی حملات غیر انسانی، حمله با هواپیماهای بدون سرنشین و همچنین اثرهای سوء تحریم های یک جانبه و چند جانبه مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

کارشناسان دراین سمینار اعلام کردند در 15کشور جهان در حال حاضر وضعیت جنگی وجود دارد و حقوق بشردوستانه زمان جنگ و کنوانسیون های ژنو به طور علنی از سوی طرف های درگیر نقض می شود.

به گفته کارشناسان نه تنها گروه های شورشی و جنگ سالاران بلکه در بعضی موارد دولت ها نیز ناقض شرایط و مقررات حقوق دوران جنگ هستند.

سازمان بین الدولی حقوقی مشورتی آسیایی و آفریقایی موسوم به آالکو(AALCO) اکنون دارای 50 کشور عضو می باشد. 

این سازمان پس ازتشکیل نهضت عدم تعهد در 15 نوامبر 1956توسط سران هشت کشور آسیایی تاسیس شد و مقرآن دردهلی نو است.

یکی از معاونان سازمان همواره از سوی ایران منصوب می شود. ایران در سال 1348به این سازمان پیوست و به عنوان یکی از فعالترین و تاثیرگذارترین کشورهای عضو این نهاد می باشد.

امروز سالگرد یکصدو پنجاهمین سال تاسیس صلیب سرخ جهانی است و به همین مناسبت گردهمایی هایی در سراسر جهان برپا شده است.

صلیب سرخ و هلال احمر جهانی متصدی اجرای حقوق و قواعد حقوق بشردوستانه هستند. بعضی اسناد صلیب سرخ به زبان فارسی منتشر شده است 

حقوق بشردوستانه مجموعه مقرراتی است که در همه کشورهای جهان در دانشکده های نظامی تدریس می شود.

حقوق بشردوستانه یا حقوق انسان مدارانه یا حقوق جنگ مجموعه ای از قواعد قراردادی یا عرفی بین المللی است که در صدد کاهش آثار و خسارت های مالی و جانی درشرایط جنگی و در منازعات مسلحانه بین المللی است. 

اغلب قواعد حقوق درجنگ را می توان دارای ماهیت بشردوستانه دانست. آنچه که امروز تحت عنوان حقوق بشردوستانه بین المللی شناخته می شود،شامل دو شاخه از حقوق قابل اعمال در مخاصمات مسلحانه یعنی حقوق لاهه و حقوق ژنو است.

کنوانسیون های چهارگانه ژنو پایه و اساس مقررات نوشته شده حقوق جنگ هستند و تضمین های لازم را برای عدم کاربرد خشونت علیه افراد نظامی که در حال جنگ نیستند و یا اسیر شده اند را فراهم می کند . 

alco
هدف کلاسیک حقوق بشردوستانه عبارت است از کاستن از میزان رنج افراد در جریان منازعه مسلحانه ومحدود ساختن آثار سوء ناشی از جنگ و حقوق جنگ و یا حقوق انسان مدارانه حقوق بسیار اساسی است و از کهن ترین دوران بصورت عرفی و ذاتی وجود داشته اشت.

فرق آن با حقوق بشر این است که حقوق بشرتوصیه به احترام شان وکرامت انسان و آزادی های فکری و عقیدتی است اما حقوق جنگ تضمین حق حیات و حقوق اساسی بشر و به طورکلی تعمیم هنجارهای حقوق بشری به حقوق بین الملل ناظر بر منازعه مسلحانه و نیز تعقیب،محاکمه ومجازات جنایتکاران جنگی است.

سرچشمه حقوق بشردوستانه (IHL) امروزی در واقع چهار معاهده ژنو در سال 1949 است که در مورد بهبود سرنوشت مجروحان و بیماران نیروهای نظامی؛ بهبود سرنوشت مجروحان و بیماران و کشتی شکستگان و غرق شده های نیروهای نظامی در دریا، رفتار با اسیران جنگی و پشتیبانی از اشخاص غیر نظامی در دوران جنگ است و تاکنون تقریبا تمام کشورها به آن پیوسته اند و ایران جزو اولین کشورهایی است که به این معاهدات پیوسته است.

 

گزيده اسناد حقوقی صلیب سرخ به زبان فارسي

 

 خلاصه كنوانسيون هاي ژنو و پروتكل هاي الحاقي

 قوانين جنگ براي رزمندگان/ كمك‌هاي اوليه

تامين احترام براي حيات و كرامت زندانيان

مختصری درمورد سازمان حقوقي مشورتي آسيائي آفريقائي

(آالکو)

Asian-African Legal Consultative Organization

(AALCO)

 

 گزارش مختصری درخصوص سازمان حقوقي مشورتي آسيائي آفريقائي(آلکو)

مقدمه

سازمان بین الدولی حقوقی مشورتی آسیائی و آفریقائی موسوم به آلکو(AALCO) پس از کنفرانس باندونگ و تشکيل نهضت عدم تعهد در 15 نوامبر 1956 توسط  سران 8 کشور آسیائی تحت نام “کمیته حقوقی مشورتی آسیائی”  که خواستار ايجاد تشکيلاتی حقوقي به منظور ارائه مشاوره و مشارکت بهتر این کشورها در سطح بین المللی در توسعه حقوق بین الملل شده بودند، تشکیل شد تا بعنوان یک “گروه کارشناسان حقوقی مشورتی” فعالیت نماید. هدف اوليه تشکیل این کمیته بررسي مشکلات حقوقی ارائه شده توسط اعضاء و نيز تبادل نظر در مورد مسائل حقوقی بین المللی مورد نگرانی کشورهای عضو بود. دو سال بعد در آوريل 1958 به منظور فراهم آورند زمینه مشارکت کشورهاي قاره آفريقا، نام آن به “کميته حقوقی مشورتي آسيايي و آفريقايي” تغییر پيدا کرد. اين تشکيلات در ابتدا به صورت يک کميته غير دائم و براي مدت 5 سال تاسيس گردید که تا 1981 هر 5 سال مورد تمديد قرار مي گرفت، سرانجام در نشست کلمبو کشورهای عضو تصميم گرفت اند که آنرا به صورت یک تشکیلات دائمي درآورند و نهایتا در سال 2001 این کمیته به “سازمان مشورتي حقوقي آسيايي آفريقايي” تغییر نام پیدا کرد.

1-    کشور های عضو سازمان

در حال حاضر 47 کشور عضو سازمان می باشند، از اين تعداد، 33 کشور از قاره آسيائی  و 14 کشور از قاره آفريقا می باشند. بر اساس اساسنامه سازمان کليه کشورهاي آسيايي و آفريقايي ميتوانند عضو اين سازمان گردند. البته در روند عضويت نبايد که بيش از يک سوم اعضاء نظر مخالف داشته باشند. جمهوري اسلامي ايران از سال 1970 ميلادي برابر 1348 هجري شمسي به عضويت اين سازمان درآمده است.

 1-    جمهوري عربي مصر

2-    بحرين

3-    بنگلادش

4-    بوتسوانا

5-    برونئي دارالسلام

6-     کامرون

7-    جمهوري خلق چين

8-    قبرس

9-    جمهوري خلق دمکراتيک کره

10-             گامبيا

11-             غنا

12-      هند

13-      اندونزي

14-      عراق

15-      جمهوري اسلامي ايران

16-      ژاپن

17-      اردن

18-      کنيا

19-      کويت

20-      لبنان

21-      ليبي

22-      مالزي

23-      موريس

24-      مغولستان

25-      ميانمار

26-      نپال

27-      نيجريه

28-      عمان

29-      پاکستان

30-      قطر

31-      جمهوري کره

32-      جمهوري يمن

33-      عربستان سعودي

34-      سنگال

35-      سيرا لئون

36-      سنگاپور

37-      سومالي

38-      افريقاي جنوبي

39-      سريلانکا

40-      دولت فلسطين

41-      سودان

42-      سوريه

43-      تانزانيا

44-      تايلند

45-      ترکيه

46-      اوگاندا

47-      امارات متحده عربي

 

2-   اهداف تشکیل سازمان

اهم  اهداف تشکیل سازمان عبارتند از:

  • تشکیل نهادی جهت همکاري کشورهای آسيائی و آفريقائی به منظور رفع نگرانیهای موجود در خصوص مسائل حقوقي بین المللی اعضاء
  • هم فکری و هماهنگی در خصوص موضوعات در دستور کار  “کميسيون حقوق بين الملل” و اعلام نظرات کشورهاي عضو به آن کميسيون توسط سازمان
  • هماهنگی و هم فکری کشور های عضو در خصوص برخی از موضوعات حقوقی بین المللی و اعلام نقطه نظرات آنها از سوی سازمان به ساير سازمانها و نهادهاي بين المللي و سازمان ملل متحد
  • بررسي مسائل حقوقي مورد نظر اعضاء سازمان و اعلام نتایج و توصيه به دولتهاي عضو
  • تبادل نظر و ديدگاه ها در خصوص برخی از موضوعات حقوقی مورد علاقه کشورهای عضو و تبادل اطلاعات مربوطه با یکدیگر
  • مقام مشورتي براي اعضاء
  • انجام اقدامات براي پيشبرد کار سازمان مبتنی بر اساسنامه

3-  اجلاس سالانه

آلکو همانند سایر سازمانهای بین المللی که هر سال اجلاس مجمع عمومی دارند اجلاسی تحت عنوان اجلاس سالانه دارد که در یکی از کشور عضو برگزار می گردد. اجلاس سالانه یکی از ارکان مهم سازمان است که کلیه تصمیمات سازمان باید به تصویت این اجلاس برسد. آلکو تاکنون 50 نشست سالانه داشته که آخرين اجلاس آن در ماه ژوئن 2012 ميلادي در ابوجا پایتخت نیجریه، برگزار گرديد لازم بذکر است در طول حیات سازمان تنها در پنج سال اجلاس سالانه برگزار نشده است؛ پس از سال 1984 یعنی آخرين سالی که اجلاس سالانه برگزار نشد، سازمان اصرار دارد که حتما اجلاس سالانه را برگزار کند حتي در صورتي که هيچ کشوري هم کانديد میزبانی اجلاس سالانه نباشد، این نشست در مقر سازمان که در دهلي نو ميباشد برگزار خواهد شد.

alco

4-   رابطين حقوقي

     برای اطلاع اعضاء از تحولات جاري سازمان در فاصله بین دو اجلاس سالانه، نشست رابطين حقوقي هر ماه يک بار در مقر سازمان در دهلي نو برگزار ميگردد که دبيرکل ضمن ارائه گزارش در خصوص فعالیت های جاري سازمان به سئوالات نمایندگان کشورها عضو پاسخ ميدهد.

 بودجه سالانه توسط دبیرخانه به رابطین حقوقی پیشنهاد و این امر توسط آنها به تصویب رسیده و جهت تصویب نهائی به اجلاس سالانه تقدیم می گردد.

5-   هیات مشورتی رابطین حقوقی

هیات مشورتی رابطین حقوقی متشکل از اعضای رابطین حقوقی می باشد که تنها به امر مشاوره می پردازند تا تصمیمیات کشورهای عضو در جلسه رابطین حقوقی با دقت بیشتری اتخاذ گردد.

به عنوان مثال در نشست اضطراری سازمان در دسامبر 2008، بر اساس بند هشتم قسمت اجرایی قطعنامه شماره 2 سازمان، به دبیرکل دستور داده شد که ضمن مشاوره با هیات مشورتی رابطین حقوقی سریعا حق السهم تجدید نظرشده برای اعضاء نهایی کرده و همان را به اجلاس چهل و هشتم در سال 2009 ارائه نمایند.. البته تصمیمات هیات مشاورین حقوقی مستلزم تائید جلسه رابطین حقوقی می باشد.

6-   دبيرخانه سازمان

دبيرخانه مسئوليت عملکرد روزانه سازمان را برعهده دارد. دبیر کل در راس دبيرخانه قرار دارد که به صورت متناوب از آسيا و افريقا براي يک دوره چهار ساله انتخاب ميشود. اين دوره فقط برای يک بار قابل تمديد مي باشد. اعضاء ميتوانند به عنوان مشارکت داوطلبانه از ديپلمات ها و يا حقوقدانان باسابقه خود فردي را به عنوان معاون دبيرکل به سازمان معرفي نمايند با اين ملاحظه که دبيرکل و معاون نميتواند همزمان از يک کشور باشند.

     درحال حاضر دبيرکل از کشور مالزی و سه معاون از جمهوري اسلامي ايران، چين و ژاپن می باشند.

فعاليتهاي دبيرخانه سازمان را ميتوان بصورت ذيل خلاصه کرد:

  • فراهم آوردن مقدمات مطالعات فني حقوقي
  • به روز نمودن مرکز اسناد حقوقي
  • ارائه خدمات مشورتي حقوقي به کشورهاي عضو
  • بررسي موضوعات حقوق بين الملل مورد درخواست اعضاء
  • آگاه کردن کشورهاي عضو از نظرات یکدیگر
  • ايجاد شرايط براي تبادل نظر آراء و افکار

7-  موضوعات در دستور کار سازمان

          بر اساس اساسنامه سه راه برای گنجاندن موضوعات در دستور کار سازمان وجود دارد. نخست موضوعات مربوط به کار کميسيون حقوق بين الملل و کمیسیون حقوق تجارت بین الملل که بر اساس اساسنامه سازمان بايد با دقت پيگيري گردد و نتايج به سمع و نظر اعضاء برسد. دوم آنکه هریک از اعضاء درخواست بررسی موضوع حقوقی را داشته باشند. سوم با پیشنهاد دبيرکل است. دبيرکل به واسطه جايگاهي که دارد چنانچه احساس نمايد موضوعي وجود دارد که اعضاء از اشتراکات لازم در خصوص آن برخوردار می باشند ميتواند بنا به صلاحيت خود آن موضوع را در دستور کار بررسي سازمان قرار دهد.

          مجموعه موضوعاتي که در حال حاضر در دستور کار بررسي سازمان قرار دارد به شرح ذيل است:

1-    تحولات مربوط به کار کميسيون حقوق بين الملل

2-    تحولات  حقوق درياها

3-    وضعيت و رفتار با پناهندگان

4-    اخراج فلسطيني ها و ساير اقدامات اسرائيل (رژیم صهیونیستی) ازجمله مهاجرت دسته جمعي و اسکان يهوديان در تمامي سرزمين هاي اشغالي در مغايرت باحقوق بين الملل خصوصا چهارمين کنوانسيون ژنو 1949

5-    لزوم حمايت قانوني از کارگران مهاجر

6-     اعمال فراملي قوانين ملي: تحريمهاي تحميلي بر کشور های ثالث

7-    تروريسم بين الملل

8-    ايجاد همکاري در مقابل قاچاق زنان و کودکان

9-    تحولات دیوان کیفری بين المللی[9]

10-   محيط زيست و توسعه پايدار

11-   تحولات حقوقي بين المللي مربوط به مقابله با فساد

12-   تحولات مربوط به موضوعات در دستورکار کميسيون حقوق تجارت بين الملل سازمان ملل متحد 

13-   سازمان تجارت جهاني به عنوان چارچوب توافقات و دستورالعمل براي تجارت جهانی

14-   فرهنگ عامه و حمايتهاي بين المللي از آن

15-   حقوق بشر در اسلام

8-  مراکز داوري منطقه اي

     يکي از دستاوردهاي سازمان از سال 1978 ايجاد يک نظام حل و فصل مناقشات اقتصادي و تجاري ميان اعضاء در قالب مراکز داوري منطقه اي ميباشد. اين مراکز با هدف ارتقاء و هدايت داوري تجارت بين الملل در منطقه آسيا و آفريقا در شهرهاي ذيل شکل گرفته است:

1-    قاهره

2-    کوالالامپور

3-    لاگوس

4-    تهران

5-    نايروبي

استقلال اين مراکز توسط دولتهاي ميزبان به رسميت شناخته و مصونيتهاي ديپلماتيک به آنان اعطا کرده اند. در راس هر مرکز يک مدير که توسط دولت ميزبان با مشورت دبيرکل سازمان تعيين ميگردد. مديران اين مراکز گزارش خود را به نشست سالانه آلکو ارائه مينمايند.

          در گذشته داوري هرگونه اختلاف در روابط تجاري ميان اعضاء و خارج از اعضاء، می بایست با تقبل هزينه هاي سنگين به مراکز داوری کشورهاي غربي برده ميشد اما با وجود اين مراکز اتباع کشورهای عضو ميتوانند با هزینه کمتر اختلافات تجاری خود را نزد این مراکز حل و فصل نماید. لذا کشورهای عضو تشويق شده اند که در قراردادهاي تجاري فی مابین از اين مراکز بعنوان مرجع حل اختلاف ياد نمايند. اين مراکز طبيعتا براي ارائه خدمات داوري خود با تعرفه هاي معین از طرفين دعوا حق داوري اخذ مينمايند.

مرکز داوری آلکو در قاهره با رسیدگی به 756 دعوا، یکی از فعال ترین و موفق ترین مراکز داوری می باشد. در سال2009، 51 دعوا و در سال 2010، 67 دعوا جهت رسیدگی به این مرکز ارجاع شده که سالانه رشد قابل توجهی داشته است. به منظور جذب هرچه بیشتر دعاوی، مرکز داوری کولالامپور هم دست به اقدامات قابل توجهی زده است. در همین راستا، ضروریست مرکز داوری تهران نیز تلاش بیشتری به منظور جذب دعاوی داشته باشد.

9-   مرکز تحقيق و آموزش

          مرکز تحقيق و آموزش در سال 1989 جهت جمع آوري اطلاعات از اسناد اقتصادي و تجاري بين الملل و نيز لوايح کشورهاي عضو در سازمان ايجاد گرديد. به مرور زمان فعاليتهاي اين مرکز توسعه يافته و شامل بيشتر فعايت هاي آلکو در خصوص اطلاع رساني در خصوص موضوعات جاري مربوط به حقوق بين الملل نيز مي گردد. در حال حاضر این مرکز سه فعاليت مشخص ذيل را انجام ميدهد:

1-    ظرفيت سازي براي سازمان بوسيله انجام پروژه هاي تحقيقاتي در حقوق بين الملل؛

2-    سازماندهي برنامه هاي آموزشي براي اعضاء بخش حقوقي کشورهاي عضو، خصوصا در خصوص حقوق بين الملل به صورت دوره هاي کوتاه مدت و يا شرکت در دوره هاي آموزشي دبيرخانه.

3-    برگزاري کارگاههاي آموزشي، سمينارها و سخنراني متخصصين حقوق بين الملل.

صفحه خانگي آلکو نيز در اين مرکز به روز ميگردد و شامل کليه مباحث حقوق بين الملل و آدرسهاي الکترونيکي مربوطه ميباشد.

10- مقر سازمان

          يکي از دلائل پذيرش مقر دائمي سازمان توسط هند اين بوده است که این کشور قول واگذاري زمين در منطقه ديپلماتيک و احداث يک ساختمان را داده بود. در سال 1999 بناي ساختمان در منطقه ديپلماتيک چاناکياپوري. آغاز مي گردد و سرانجام در سال 2008 دبیرخانه موفق میشود که به این ساختمان نقل مکان کند.

 

        



– سيلان (سريلانکاي کنوني)، هند، اندونزي، عراق، ژاپن، جمهوري متحده عربي (جمهوري عربي مصر و سوريه کنوني) و برمه (ميانمارکنوني).

 – Advisory Body of Legal Experts

 – Asian-African Legal Consultative Committee

 Asian-African Legal Consultative Organization

 

– International Law Commission  (ILC)

 – تهران در سالهاي 1975 و 1997  و 2014 ميزبان اجلاس سالانه بوده است

 – RES/ES (NEW DELHI)/2008/ORG 2, 1St December 2008, on AALCO’s Financial Matters and Budget for the Year 2009

– Mandates the Secretary-General in consultation with the Advisory Panel of Liaison Officers to  expeditiously finalize the revised scale of contribution by the Member States of AALCO and present the same at the Forty-Eighth Session to be held in 2009

 

– International Criminal Court (ICC)

 – United Nations Commission on International Trade Law  (UNCITRAL)

پارسیان هند؛ مهاجران کوشنده ، تاثیر گذار ولی رو به زوال

پارسیان هند؛ مهاجران کوشنده ، با هویت  و رو به زوال جمعیتی

پارسی های هند زرتشتیان ایرانی تباری هند هستند که اجداد آنها در چند مرحله، پس از حمله اعراب و همچنین مغول به ایران، به غرب شبه جزیره هند مهاجرت کردند. آنها در هند،  آزادانه به انجام اعمال مذهبی و دنبال کردن اعتقادات آبا و اجدادی خود ادامه دادند. پارسیان هند دیگر مهاجر نیستند؛ از همان  ابتدا که به شرق ایران (خراسان) و سپس به سواحل گجرات آمدند، در این جامعه ذوب شدند.

اصطلاحی در هند رایج است که پارسیان همچون شکری در شیر، در جامعه هند حل شده و به آن طعم بخشیده اند. امروز بیشتر آنها از لحاظ سبک زندگی مدرن هستند اما از نظر باورهای مذهبی، سنتی تر از زرتشتیان ایران مانده اند.

بهرام گور 423- 438 ق م  در سفر به هند همسری هندی اختیار کرد و موسیقی هندی و ایرانی را  به جامعه دو کشور معرفی کرد. 300 سال پس از شکست ساسانی  در سال 936 میلادی عده ای  حدود 200 نفر  از سنگان خراسان بعد از مشقات و رنج فراوان وارد گجرات شدند . و معبد سنجان یا سنگان را بنا کردند.  آنها در دوره گورکانی در حمله مسلمانان به سنجان  جانب هندوها را گرفتند و با شکست هندوها مجبور به جابجایی شدند  اما در زمان اکبر شاه 1578 مجدد آزادی مذهبی آنها تضمین شد.

در دوره استعمار پارسیان  جایگاه خوبی یافتند و در بمبی جایگاههای بزرگ رسیدند  سه نفر پارسی که به پارلمان عوام انگلیس راه یافتند   همواره از هند به عنوان سواراج  یاد می کردند و هند را وطن اصلی می نامیدند. فیروز شاه مهتا – دینشاه واچا – بهیکاجی کاما  در 18 اوت 1908 پرچم هند را در کنگره بین الملل سوسیالیست بر افراشتند. .

پارسیان با وجود جمعیت  کم ولی در اقتصاد – هنر و صنعت هند بسیار تاثیر گذار بوده اند . در موارد زیادی در هند جزو پیشگامان بوده اند

اولین کشتی سازی – اولین اهن و فولاد سازی – اولین در فیزیک هسته ای –  نساجی – قفل سازی – پرس مکانیکی – مواد شیمیایی –  نشریه چاپی –  نخستین زن راننده –  – نخستین خلبان  هند  همگی  از پارسیان بوده اند.  44 معبد پارسیان در مومبای و 6 مهبد در بهاروچ  و 9 معبد در شهر سورت فعال هستند.  انجمن های زرتشتی در بمبی – دهلی – بردولی – جهانسی – مهو – نوساری یا نوسرای – احمد آباد – سکند ر آباد – حیدر آباد – ایندر – مدرس فعال است.

گروه صنعتی تاتا نیز دارای موسسات فرهنگی بنفع پارسیان است.  راتان تاتا  یکی از افراد هند است که دارای نشان شوالیه از ملکه انگلیس است  بخاطر نقش روابط تجاری و صنعتی این گروه با انگلیس – گروه یونایتد کورپوریشن وابسته به زوبین ایرانی –  گروه جمشید .  انجمن زرتشتیان یک ماهنامه انگلیسی بنام پارسیانه منتشر می کند. انجمن دهلی همه ساله 21  مارس  جشن سال مبارک  یا نوروز داررند البته نوروز دیگری هم در تابستان دارند. در مومبای 45 هزار پارسی زندگی می کند.

پارسیان  بدلیل کاهش و زوال امروز یک موضوع بین المللی هستند  و یونسکو  در سال 2001 و 2003  پروژه حفاظت از زرتشتیان اجرا شد. 

علل متعددی بر کاهش تعداد پارسیان تاثیرگذار بوده است.

ازدواج دیرهنگام، ازدواج نکردن، کاهش زاد و ولد، مهاجرت و ازدواج خارج از این اجتماع از جمله دلایل کاهش جمعیت پارسیان هند است

پارسی های هند حدود یک و نیم هزاره پس از مهاجرت، هنوز هویت خود را حفظ کرده اند؛ هویتی سیال که هم هندی است و هم ایرانی؛ اما بیشتر از همه “پارسی” است.  اما این اجتماع کوچک و پیشرو، از لحاظ مذهبی سنتی مانده و از نظر جمعیتی، کیفیت را بر کمیت ترجیح داده و رو به انقراض است.

پارسی ها از لحاظ زبان و پوشش، هندی هستند اما تفاوت هایی با بقیه هندی ها دارند. آنها در حالی که کمتر از یک درصد جمعیت هند را شامل می شوند، تحصیلکرده ترین، موفق ترین و متمول ترین اقلیت این کشور به شمار می روند. تا جایی که دولت کشوری که بزرگترین مشکل آن فزونی جمعیت است، بودجه ای برای افزایش جمعیت این اقلیت درنظر می گیرد و آن را اقدامی کوچک برای جبران خدمات آنان می داند.

 اکنون جامعه زرتشتیان هند شامل اندک افرادی است که بتازگی از ایران به این کشور مهاجرت کرده اند و پارسی ها که قرن هاست در این کشور ساکن شده اند. در هند پارسی بودن و زرتشتی بودن به یک معنی نیست؛ همه پارسی ها زرتشتی هستند اما همه زرتشتی ها پارسی نیستند.

یافتن پارسی های هند دشوار نیست.  “شرناز کاما”، مدیر پروژه پریزرو یونسکو  فهرستی از پارسی های معتبر و صاحب نظر را منتشر کرده است. بیشتر آنها گرم و صمیمی از معرفی فرهنگشان استقبال می کنند. اما برخی در سفر و یا  در غرب سکونت  اختیار کرده اند. در میان آنها، رییس انجمن پارسیان دهلی است.

آتشکده انجمن پارسیان دهلی

خانم بگلی مسوول مهمانسرای پارسیان دهلی به همراه عکسی از مراسم داخل آتشکده پارسیان

که در پنجاهمین سالگرد آن (۲۰۱۱) گرفته شده بود

 زندگی با خدمتکاران، سبک زندگی مردم مرفه هند است اما خانه یزد کاپادیا رنگ و بوی ایرانی دارد. نه فقط بخاطر قالی ایرانی که در اتاق پذیرایی پهن شده، بلکه عکس های خانوادگی که گوشه و کنار در قاب نشسته اند، تمیزی خانه و آرامش خدمتکاران، مجموعه ای است که در کمتر خانه هندی آن را می توان یافت. وقتی در خانه ای ترس در چشم خدمتکاران نباشد یعنی ارباب “یزد کاپادیا” (Yezad Kapadia)رفتاری منصفانه دارد. پارسی ها نسبت به سایر اقوام هند خود را بهتر با فرهنگ غربی ها و غریبه ها تطبیق داده اند.

هنگامی که انگلیسی ها به هند آمدند، پارسی ها همکاران خوبی برای آنها بودند و همین یکی از علل پیشرفت آنان شد. آنها کاردان و قابل اعتماد بودند و می توانستند نقش مترجم را نیز برای انگلیسی ها ایفا کنند. امروز خودشان هم تایید می کنند که تفاوت های اندکی با بقیه هندی ها دارند، از جمله اینکه سبک زندگی غربی تری دارند. از کاست های اجتماعی هندوها در میان آنها خبری نیست؛ هر چند هنوز در غرب هند، یعنی سرزمین هایی که پارسی ها پس از خروج از ایران در آن سکنی گزیدند، هنوز پارسیان فقیری هم هستند. اما این پارسی های کشاورز هم باری بر دولت هند نیستند. انجمن های خیریه پارسی ها افراد ضعیف تر جامعه خودشان را تحت پوشش قرار می دهند. سهم پارسی ها در ساختن شهر بمبئی آنقدر است که به گفته کاپادیا، ۸۰-۷۰ درصد از مجسمه های یادبود بزرگان این شهر متعلق به پارسی هاست.

این داستان همه زنان پارسی است که خارج از جامعه کوچک خود ازدواج می کنند. بر اساس دستور موبدان پارسی، اگر زن پارسی با غیر زرتشتی ازدواج کند بچه آنها پارسی نیست. حتی خود این زنان هم نمی توانند به آتشکده وارد شوند یا در مراسم مذهبی شرکت کنند. زنی بنام گلرخ گوپتا که از چند سال پیش، اعتراض خود علیه انجمن پارسی والساد (VPA) را در دادگاه های هند پیگیری می کند، حالا پیشروی اعتراض به این شرایط تبعیض آمیز بشمار می رود.

پاسخ دادگاه عالی گجرات به دادخواست او این بوده که اگر زنی با مردی از مذهبی دیگر ازدواج کند به دین شوهرش درمی آید. رییس انجمن زرتشتیان دهلی در مقابل عکس نوه هایش با دلخوری می گوید: ” چرا برعکس این صحت ندارد؟ زنانی که با مردان پارسی ازدواج می کنند هم حق ندارند به آتشکده وارد شوند!”

گلرخ پس از دریافت حکم دادگاه عالی گجرات، از دیوان عالی کشور درخواست کرده تا دوباره به پرونده او رسیدگی کند. می گویند این تبعیض جنسیتی از جامعه هند به میان پارسی های این کشور راه پیدا کرده است. آنچه زرتشتیان ایران انجام می دهند در تصور موبدان پارسی هم نمی گنجد؛ اینکه همه، حتی غیرزرتشتی ها هم بتوانند به آتشکده بروند و بالاتر از همه اینکه زنان موبد شوند!

 عکس روی جلد یکی از نشریات زرتشتیان بنام “پارسیانا” زنی را  نشان می دهد. موبدی زن در کنار سایر موبدان ایستاده و مراسم مذهبی را بجا می آورد.  او مهشاد خسروانی، زرتشتی ایرانی است که در تورنتو زندگی می کند و به موبدیاری رسیده است.

پارسیان هند نخست در ایالت گجرات در غرب کشور هندوستان مستقر شدند. امروزه جمعیت پارسی‌ها حدود یکصدهزار نفر برآورد می‌شودکه نزدیک به ۸۰ درصد آنها در ایالت ماهاراشترای هند و در شهر بمبئی (مومبای) و اطراف آن ساکن هستند و مابقی در سایر نقاط شبه قاره هند و یا بریتانیا٬ امریکا٬ استرالیا و کانادا پراکنده‌اند. با وجود آنکه پارسیان در بمبئی اقلیت کوچکی هستند، حضور آنان در این شهر مشهود است و از نظر اقتصادی اقلیت مهمی در هند به‌شمار می‌روند. آنان از انسجام خاصی برخوردارند و با گذشت ۱۲۰۰ سال بسیاری از سنن ایرانی را حفظ کرده‌اند.

زرتشتیان ابتدا از منطقه‌ای به نام سنگان (سنجان) از توابع خواف در خراسان رضوی و شاید هم شهری به همین نام که یکی از شهرهای خراسان بزرگ در نزدیکی مرو بود و بعدها از هرمزگان، سفر مخاطره انگیز، پرماجرا و عذاب‌آوری را به گجرات هند آغاز کردند. روبرو شدن آنها با حکومت و مردم آن خطه چند سده بعد در کتابی به نام “قصه سنجان” از زبان بهمن پسر کیقباد پسر هرمزدیارسنجانی به نظم کشیده شده است. کشتی پارسی‌ها بر اساس اطلاعات این کتاب در دریا دچار طوفان می شود. آنها بر کشتی طوفان‌زده با دعا و ثنا به گرد آتشی که با خود می‌بردند به استغاثه می‌پردازند تا از این مصیبت نجات پیدا کنند و به ساحل برسند و در آنجا از حاکم گجرات “جادی رانه” پناه جویند. فرمانده گجرات سه شرط برای پذیرش پارسیان گذاشت: نخست یادگیری زبان محلی که به همین سبب زبان رسمی پارسیان در هند امروز، گجراتی است. دوم پوشیدن لباس زنان هندی برای زنان زرتشتی و سوم به زمین گذاردن (تحویل) سلاح هایی بود که زرتشتی‌ها با خود برده بودند.

پس از پذیرش شرایط، به پارسی‌ها اجازه اقامت در گجرات داده شد و کم کم آتشکده‌هایی بنا کردند که با آتشی که با خود از آتشکده‌های ایران آورده بودند روشن کردند و به داد و ستد و امور دیگر پرداختند. اگر چه پارسی‌ها قوانین مردم و دولت هند را پذیرفتند تا به آن وسیله اجازه اقامت در آن کشور را به‌دست آورند، آنها از هرگونه ازدواج برون گروهی (با غیرزرتشتی و غیرپارسی) سر باز زدند و این شاید یکی از دلایلی باشد که آنها توانسته‌اند جامعه و دین خود را تا امروز حفظ کنند.

پس از موفقیت‌های شایانی که پارسی‌ها طی سده‌های ۱۶ تا ۱۸ در تجارت با اروپائیان بدست آوردند، به‌وسیله انگلیسی‌ها تشویق شدند که تا در بمبئی اقامت گزینند. پس از آن پارسیان مقیم بمبئی و هند روابط خوبی با انگلیسی‌ها برقرار ساختند و رفته رفته بخش مهمی از شریان‌های صنعتی، اقتصادی و علمی هند را بدست گرفتند.

شمار پارسیان در کل دنیا کمتر از ۱۰۰ هزار تن برآورد می‌شود. مطابق سرشماری سال ۲۰۰۱ در هند، ۶۹۶۰۱ پارسی زندگی می‌کنند که اغلب آنان در بمبئی یا اطراف آن سکنی دارند. همچنین حدود ۵ هزار پارسی در بریتانیا٬ ۶۵۰۰ نفر در امریکا٬ ۴۵۰۰ نفر در کانادا٬ ۳۰۰۰ نفر در پاکستان و تعدادی هم در دیگر کشورهای شبه‌قاره هند و آسیایی هستند.

جامعه پارسی هند موفق شده است آیین زرتشتی را که در آن زمان بسیاری از پیروان خود را از دست داده بود، طی بیش از هزار سال در سرزمینی غریب حفظ کند. در قرن‌های نوزده و بیست پارسی‌های هند که از نظر اقتصادی به موفقیت هایی دست یافته بودند، به یاری همکیشان ایرانی خود آمدند. گفته شده که ناصرالدین شاه قاجار بعد از ملاقات با گروهی از پارسیان و پذیرش هدایای آنها جزیه یا مالیاتهای سنگینی را که زرتشتیان ایرانی باید می‌پرداختند، حذف کرد و برای آنها تسهیلاتی قائل شد.

 پارسیان در هند اصولاً علاقه‌ای به کارهای سیاسی نداشته و هرگز برای حکومت‌های مختلف این سرزمین دردسرساز نبوده‌اند. در برآوردی که از وضعیت اجتماعی آنها در منطقه به‌عمل آمده‌است، زرتشتیان از اقلیت‌های آرام و بدون مسئله بوده و از جهت قانونی تخلف کمتری از آنها مشاهده شده‌است

یکی از معروف‌ترین پارسیان هند فردی مرکوری خواننده گروه راک انگلیسی کوئین بود که در سال ۱۹۹۱ در اوج شهرت و محبوبیت درگذشت. نام اصلی او در میان خانواده پارسی اش (فرخ بلسارا) بود.

امروزه جامعه پارسی به دلیل بالا رفتن سن ازدواج، افزایش میزان طلاق و بسته بودن جامعه پارسی به روی غیر پارسیان و پاره‌ای علل و عوامل دیگر روز به روز در حال کوچک‌تر شدن می‌باشد.

چند نکته و تحول تاریخی درباره زندگی پارسیان هند

حدود ۱۴۰۰ سال پیش، وقتی پارسیان به هند آمدند، این کشور با پادشاهی های کوچکی اداره می شد. “ماری بویس” در کتاب زرتشتی ها (۱۹۷۹) می نویسد که بر اساس تصور غالب، پدران جامعه پارسی ها در قرن هشتم میلادی در ساحل گجرات در غرب هند ساکن شدند. اما این اشتباهی است که به بسیاری از متون تاریخی پارسی ها وارد شده چون در نوشته های باقیمانده از قرون ۱۰ و ۱۱ به زبان محلی، عدد ۹ بسیار شبیه به علامت نوشتاری عدد ۷ دوران مدرن نوشته می شود. اما تاریخ واقعی آن است که پارسی ها در بهمن ماه از ماه تیر سال ۹۳۶ میلادی وارد گجرات شده اند. این مهاجران، سپس افرادی را به سرزمین خود فرستادند تا ملزومات انجام مناسک عبادی را به همراه بیاورند. یکی از آنها، خاکستر آتش بهرام بود که به آتش جدیدی که در سرزمین هند افروخته بودند تقدس سرزمین مادری را می داد. بخشی از پارسی ها از منطقه  قهستان  و شرق خراسان به هند مهاجرت کرده اند مهاجرت آنها در کتاب سنجان یا سنگان آمده است.

پارسی ها بر اساس اعتقاد به تقویم های مختلف به سه گروه تقسیم می شوند: تقویم “شاهنشاهی” که قوانینی همچون افزودن یک روز در هر چهار سال، افزودن ۱۰ روز در هر ۴۰ سال، افزودن یک ماه ۳۰ روزه در هر ۱۲۰ سال و افزودن پنج ماه در هر ۶۰۰ سال دارد. تقویم “قدیمی” تقویمی است همچون آنچه اکنون در ایران مورد استفاده قرار می گیرد و چرخه روزها و ماه هایش تغییر نمی کنند. تقویم “فصلی” تقویم جدیدی است که از ابتدای قرن بیستم مورد استفاده قرار می گیرد. ویژگی های این تقویم، هماهنگی با فصل ها، سال خورشیدی و داشتن یک سال کبیسه در هر چهار سال است. فصلی ها ادعا می کنند که دو تقویم دیگر سیاسی است اما تقویم آنها پایه و اساس مذهبی دارد

مراسم عروسی پارسیان هند

پارسی ها مجموعه کمپانی های بزرگی در هند دارند که معروف ترین آنها تاتا است. این کمپانی در سال ۱۸۶۸ توسط جمشید تاتا پایه گذاری شد و اکنون در هفت حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات، مهندسی، مواد، خدمات، انرژی، محصولات مصرفی و مواد شیمیایی فعالیت می کند. در هند علامت تاتا بر همه محصولات، از چای گرفته تا خودرو و ماهواره به چشم می خورد.

یزد کاپادیا، رئیس انجمن پارسیان دهلی 

کتابخانه دویست ساله پارسیان در گجرات بدلیل نسخه های خطی ارزشمند در فهرست آثار یونسکو قرار گرفته است.

The Meherj irana Library in Gujarat is one of the most important centres in the world for the study of Zoroastrianism and  Parsi history.

 کتابخانه پارسی های نوسری در گجرات

چهره های مشهور پارسی: 

در حال حاضر  دو چهره یکی خاندان تاتا و دیگری جمشید گودریج و خانواده زوبین ایرانی  از چهره های مشهور هند هستند.زوبین ایرانی از افراد سرشناس هند و رئیس شرکت یونایتد کورپریشن با 35 میلیارد دلار سرمایه است  مقر آن در مومبای است.

در 25 ماه می سال ۲۰۱۴ میلادی نارندرا مودی  نخست وزیر هندوستان، ”’اسمرتی ایرانی”’ هنرمند، برنامه ساز و بازیگر سینما و سیاستمدار مدافع حقوق زنان را که همسرش زوبین ایرانی از پارسیان موفق هند هست به عنوان وزیر توسعه منابع انسانیِ کابینه جدید معرفی کرد، اسمرتی مالهوترا از پدر و مادر بنگالی و پنجابی  در دهلی   1976 بدنیا آمده و  به تبعیت از پدر و مادر هندو , و عضو  RSS  است اما همسر  او زوبین ایرانی، از شهروندان زرتشتی هند است . او  ملکه یا دختر شایسته هند در سال 1998 بوده است  او همچنین جوان‌‌ترین وزیر كابینه معرفی شده با ۳۸ سال سن می‌باشد.

او در سال 2011 از گوجرات وارد پارلمان راجیا سبا شد . او دارای 4 دختر بنام های زوهر- زویش – زویشت- زور می باشد.

الف:    در دانش و صنعت.

           ردیف–     نام و فامیل–   زایش و میرش —-          کار برجسته

  1. هومی جهانگیر بابا (۱۰۹-۱۹۶۶) دانشمند هسته‌ای و پدر بمب اتمی هند
  2. اردشیر گودرج (۱۸۶۸-۱۹۳۶) مخترع، بنیانگذار گروه صنعتی گودرج (به همراه برادرش پیروجشا)
  3. پیروجشا گودرج (۱۸۸۲-۱۹۷۲) بنیانگذار گروه صنعتی گودرج (به همراه برادرش اردشیر)
  4. فردونجی مرزبان  ناشر، بنیانگذار نخستین روزنامه هندی
  5. دارابجی تاتا نماینده هند در نخستین المپیک
  6. جمشیدجی نوشروانجی تاتا (۱۸۳۹-۱۹۰۴) بنیانگذار گروه صنعتی تاتا
  7. جهانگیر تاتا (۱۹۰۴-۱۹۷۲) بنیانگذار نخستین خط هوایی هند (ایر ایندیا)
  8. بهرام گور آنکلساریا (ایران‌شناس برجسته)
  9. پشوتن جی دوسابایی مارکار (۱۹۶۳-۱۸۷۱) دانشمند و نیکوکار
  10. کوسجی شوکشا دینشو (ادنوللا) (۱۸۲۷-۱۹۰۰): کارآفرین، بنیانگذار پورت مدرن عدن
  11. بیرم دینشوجی آوری (۱۹۴۲ -): هتلیر پاکستان، موسس و رئیس گروه آوری از شرکت ها.
  12. جهانگیر بهبها حمی (۱۹۰۹-۱۹۶۶): دانشمند هسته ای، اولین رئیس کمیسیون انرژی اتمی هند.
  13. آدی بولسرا (۱۹۵۲ -): فیزیکدان
  14. کورستجی اردسیر از خانواده کشتی سازی Wadia، اولین هندی همکار انتخاب انجمن سلطنتی.
  15. یکی ددیسته (۱۹۴۶ -):  مدیر مراقبت شخصی، یونیلور پلک
  16. ندیرشو ادولجی دینشو (۱۸ -۱۹۲۴): صنعتگر و نیکوکار؛ مدیر کالج مهندسی.
  17. اردشیر گودریچ (۱۸۶۸-۱۹۳۶): مخترع، نوآور، ابداع کننده، از بنیانگذاران (با برادرش پیرج) امپراطوری گودریچ صنعتی
  18. پیرجشا گدرج (۱۸۸۲-۱۹۷۲): کارآفرین، از بنیانگذاران (با اردشیر برادرش) از امپراتوری صنعتی گدرج
  19. اوبی جیجیبهی جمستجی خانم، شوهرش سر جمستجی جیجیبهی کار بشردوستانه، سازنده مهیم جاده، دو جزیره بمبئی و سلست (شمال بمبئی متصل است.)
  20. بیرمجی جیجیبهی سر: نیکوکار و بنیانگذار کالج پزشکی، پونه.
  21. سر جمستجی Jeejeebhoy(۱۷۸۳-۱۸۵۹): تجارت دریایی با چین . بشردوست، بیمارستان JJ،
  22. جهانگیرکووسجی سر (۱۸۷۹-۱۹۶۲): استاد و مهندس عمران و سازنده  از بمبئی
  23. فریدون مرزبان (۱۷۸۷-۱۸۴۷): ناشر، اولین روزنامه محلی در شبه قاره هند بمبئی سمچر تاسیس
  24. پللنجی میستری (۱۹۲۹ -): ساخت و ساز سرمایه دار خیلی مهم
  25. سر هرموسجی نرجی مودی،  (۱۸۳۸-۱۹۱۱): سرمایه گذار و صنعتگر در هنگ کنگ
  26. دینشو منککجی پتی، سر (۱۸۲۳-۱۹۰۱): اولین کارخانجات نساجی در هند را تاسیس کرد.
  27. کوروش پونوللا (۱۹۴۵ -): صنعتگر، دکتر داروساز و از بنیانگذاران انستیتو سرم هند
  28. کوسجی جهانگیر ریدیمنی آقا، (۱۸۱۲-۱۸۷۸)، بارونت ۱، نیکوکار، از جمله ساختمان‌های مختلف دانشگاهی از دانشگاه بمبئی.
  29. در جهانگیر هرموسجی روتنجی (۱۸۸۰-۱۹۶۰): صنعتگر، تاسیس کارخانه آبجو اولین ؛ ساخت و تاسیس آسایشگاه ضد سل
  30. نورجی سکلتولا رئیس گروه تاتا از شرکت‌ها از سال ۱۹۳۲ تا هنگام مرگ نابهنگام خود در سال ۱۹۳۸.
  31. حمی نوسرونجی ستهنا (۱۹۲۴-۲۰۱۰): ، مهندس شیمی، هدایت توسعه اولین دستگاه‌های منفجره هسته‌ای به هند است.
  32. اردشیر دربشو صراف (۱۸۹۹-۱۹۶۵): اقتصاددان و نماینده در کنفرانس برتون وودز در سال ۱۹۴۴، نویسنده برنامه بمبئی، مؤسس و مدیر شرکت سرمایه گذاری هند اولین رئیس بانک مرکزی هند هند
  33. دربجی تاتا، سر (۱۸۵۹-۱۹۳۲): صنعتگر و بشردوست، رئیس درب تاتا تراست.
  34. تاتا جمستجی نوسرونجی (۱۸۳۹-۱۹۰۴): صنعتگر و بنیانگذار گروه تاتا از شرکت، با عنوان “یک مرد کمیسیون برنامه ریزی” نهرو
  35. جهانگیر رتنجی ددبهی (جرد) تاتا (۱۹۰۴-۱۹۹۳): صنعتگر و بنیانگذار شرکت هواپیمایی نخستین سری تجاری هند: هند هوا
  36. سر رتن جمشتجی تاتا،  پسر جوان جمشتجی تاتا، صنعتگر و نیکوکار، سر رتن تاتا تراست
  37. تاتا رتن نیروی دریایی (۱۹۳۷ -): رئیس گروه تاتا از شرکت‌ها و عضو هیئت مدیره مرکزی از بانک مرکزی هند
  38. نوسرونجی ودیا لوجی (۱۷۰۲-۱۷۷۴): کشتی ساز و نیروی دریایی معمار سازنده حوض خشک در آسیا
  39. در بودن ودیا (۱۹۷۰ -): مشترک مدیر عامل بمبئی رنگرزی.

***در دانشگاهها

مهزرین بنجی: استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد

جمشید بهروچا (۱۹۵۶ -)، رئیس اتحادیه کوپر. سابق بر این، رئیس دانشکده هنر و علوم در کالج دارتموث (۱ موسسه هندی تباران  آمریکا به عنوان رئیس یک مدرسه در پیچک لیگ ).

حمی ک. بهبها (۱۹۴۹ -): نظریه پرداز فرهنگی، مطالعات، استاد دانشگاه هاروارد.

روسی تلیرخن: استاد مهندسی هسته‌ای در دانشگاه پردو.

*** نظامی

  1. اردشیر ترپر: سرهنگ دوم، ارتش هند، برنده به چاکرا پارامترها  بالاترین جایزه هند برای دلاوری و شجاعت
  2. مهندس اسپی (۱۹۱۲-۲۰۰۲): رئیس سابق ستاد هوایی، نیروی هوایی هند.
  3. فالی حمی عمده (۱۹۴۷ -): رئیس سابق ستاد هوایی نیروی هوایی هند است.
  4. در سام منکشو (۱۹۱۴-۲۰۰۸): سابق هند و فرمانده ارتش مارشال هند
  5. در جال کورستجی (۱۹۱۹ -): رئیس سابق ستاد نیروی دریایی، نیروی دریایی هند
  6. آدی م. ستهنا: معاون سابق رئیس ستاد ارتش، ارتش هند
  7. فنّ بیللیمریا: سپهبد، پدر کارن بیلیموریا  Bilimoria، بیلیمریا پروردگار

******در هنر، سرگرمی، مذهب، ورزش و طالع بینی***

  1. ارونا ایرانی: بازیگر زن بالیوود است.
  2. بمن ایرانی (۱۹۵۹ -): بازیگر بالیوود
  3. شیمک داور: طراح رقص بالیوود
  4. حمی ادجنیا (۱۹۷۲ -): کارگردان، نویسنده و سکوبا مربی غواصی (کمس سه ستاره)
  5. اریکک آوری (۱۹۵۲ -): بازیگر هالیوود.
  6. اردشیر ایرانی – فیلمساز
  7. کوروش برچا (۱۹۷۱ -): متو وج هند و کمدین استند آپ.
  8. بهرام “بوسیبی” پیمانکار (۱۹۳۰-۲۰۰۱): روزنامه نگار و مقاله نویس.
  9. نریمان “نری” پیمانکار (۱۹۳۴ -): کریکت مربی آکادمی ککی.
  10. در اردشیر کوسجی (۱۹۲۶ -): روزنامه نگار و ستون نویس روزنامه است.
  11. فیلم نوهید کیروسی (۱۹۸۲ -): مدل، بازیگر، مجری تلویزیون
  12. بجان درووللا (۱۹۳۱ -): منجم.
  13. یکی درووللا (۱۹۳۷ -)، شاعر و نویسنده
  14. سام دستور (۱۹۴۱ -): بازیگر و کارگردان تلویزیون است.
  15. منککجی نوسرونجی دهللا (۱۸۷۵-۱۹۵۶) کشیش و محقق مذهبی.
  16. در فرخ دهندی (۱۹۴۴ -): رمان نویس، نویسنده داستان کوتاه، فیلمنامه نویس، روزنامه نگار.
  17. در دیانا ادولجی (۱۹۵۶ -): اولین کاپیتان تیم کریکت زنان هند – از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۳
  18. مهندس فرخ (۱۹۳۸ -): کریکت.
  19. زربنو گیففرد (۱۹۵۰ -): حقوق بشر
  20. کیزد گوستاد (۱۹۶۸ -): کارگردان.
  21. آبان نشانگر کبرجی (۱۹۵۳ -): پاکستان اکولوژیست، مدیر منطقه‌ای آسیایی از یوکن
  22. فیردوس کنگا: (۱۹۶۰ -) نویسنده، بازیگر و فیلمنامه نویس است.
  23. خورشدجی کرنجیا رستم (۱۹۱۲-۲۰۰۸) روزنامه نگار و سردبیر، بنیانگذار تلخیص هند،حمله رعداسا.
  24. پرسیس خمبتا (۱۹۵۰-۱۹۹۸): بازیگر و مدل. خانم هند در سال ۱۹۶۵.
  25. فیردوس خراس (۱۹۵۵ -): انیمیشن، تلویزیون و فیلم را تهیه کننده و کارگردان است.
  26. مهر جسیا مدل هندی
  27. در شاپور خرگت (۱۹۳۲-۲۰۰۰): روزنامه نگار، سردبیر و مدیر اکونومیست (آسیا).
  28. بهرمجی ملبری (۱۸۵۳-۱۹۱۲): شاعر، روزنامه نگار، نویسنده، و مصلحان اجتماعی.
  29. مهربابا (مرون شریر ایرانی، ۱۸۹۴-۱۹۶۹) هند مرموز
  30. اروچ Jessawala، مترجم مهربابا
  31. محلی مهتا (۱۹۰۸-۲۰۰۲): موسیقی، مؤسس ارکستر فیلارمونیک بمبئی و ارکستر رشته بمبئی.
  32. زرین مهتا (۱۹۳۸ -) موسیقیدان، مدیر اجرایی ارکستر فیلارمونیک نیویورک از سال ۲۰۰۰
  33. زوبین مهتا (۱۹۳۶ -) موسیقیدان، موزیکال کارگردان برای زندگی ارکستر فیلارمونیک اسرائیل و مگگیو موسیکال Fiorentino، مدیر سابق ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس، ارکستر فیلارمونیک نیویورک و اپرای ایالتی باواریا و در حال حاضر (- ۲۰۱۱)، ارکستر فیلارمونیک اسرائیل.
  34. فردی مرکوری (فرخ Bulsara، ۱۹۴۶-۱۹۹۱): سنگ آیکون و خواننده اصلی گروه Queen (ملکه).
  35. دینا م. میستری (۱۹ -): نویسنده و کارشناس اموزش و پرورش؛ دریافت کننده پاکستان مدال “افتخار عملکرد”.
  36. میستری رهینتن (۱۹۵۲ -): رمان نویس، نویسنده داستان کوتاه، نویسنده فیلمنامه.
  37. جیونجی جمشدجی مودی آقا، زرتشتی، محقق، دکترای از هایدلبرگ، آلمان، به رسمیت شناختن و جوایز، برای کمک هزینه تحصیلی از سوئد، فرانسه و مجارستان.
  38. سهراب مودی (۱۸۹۷-۱۹۸۴): صحنه و بازیگر فیلم، کارگردان و تهیه کننده.
  39. پنتهکی ری (۱۹۷۹ -): بازیگر و تهیه کننده فیلم
  40. در کوروش پنچا (۱۹۷۶ -): فدراسیون اسکواش آسیا مربی تازه وارد از سال ۲،۰۰۳-۴.
  41. بپسی سیدهوا (۱۹۳۸ -) نویسنده و فیلمنامه نویس. صوتی طرفدار حقوق زنان
  42. گدرج سیدهوا (۱۹۲۵ -): متکلم، مورخ و کاهن اعظم است.
  43. شپورجی سربجی کیخسرو (۱۸۹۲-۱۹۸۸): آهنگساز، منتقد موسیقی، نوازنده پیانو، و نویسنده.
  44. سونی ترپرولا (۱۹۵۷ -): فیلمنامه، نویسنده و عکاس است.
  45. پهلان رتنجی “پولی” یومریگر (۱۹۲۶-۲۰۰۶): کریکت.
  46. زوبین ورلا (۱۹ -): بازیگر مرحله.
  47. در نینا ودیا (۱۹۶۸ -): هند بریتانیا کمدین و بازیگر تلویزیون، در حال حاضر و به مهمترین آنها از یستندرس.

***سیاستمداران، فعالان و بوروکرات ها

  1. مینچر بهندرا (۱۹۳۷ -۲۰۰۸):  از نمایندگان مجلس و صاحب موری آبجوساز در پاکستان.
  2. منچرجی بهونگری (۱۸۵۱-۱۹۳۳) سیاستمدار،  مجلس عوام (محافظه کار).
  3. جمشید نشانگر (۱۹۲۲ -): دیپلمات پاکستانی، سفیر  صلح صلیب سرخ.
  4. در مینو مثانی (۱۹۰۵-۱۹۹۸): نویسنده، نماینده و عضو مجلس مؤسسان.
  5. فرن گینولا (۱۹۳۲ -): از اعضای کنگره ملی آفریقا و به وسیله ی نلسون ماندلا در الغای آپارتاید در آفریقای جنوبی است. سپس به مدت ۷ سال به عنوان رئیس مجلس پارلمان در آفریقای جنوبی خدمت کرده
  6. جمشید نوسرونجی مهتا (۱۸۸۶-۱۹۵۲): شهردار سابق کراچی برای ۱۲ سال متوالی.
  7. درب پاتل (۱۹۲۴-۱۹۹۷) عدالت: عدالت رئیس سابق دادگاه عالی سند، قاضی سابق دیوان عالی پاکستان و حقوق بشر.
  8. کوسجی جهانگیر (ریدیمنی) (۱۸۱۲-۱۸۷۸): JP،  بارونت برای اولین بار از بمبئی.
  9. رستم در س. سیدهوا (۱۹۲۷-۱۹۹۷): قاضی در دیوان عالی کشور پاکستان به عنوان به عنوان یکی از یازده اصلی قضات دادگاه جنایی بین المللی برای یوگسلاوی سابق.
  10. شپورجی سکلتولا (۱۸۷۴-۱۹۳۶): سوسیالیست، رفاه کارگران فعال،  مجلس عوام (کمونیست، کارگر) است.
  11. ودیا بپ (۱۸۸۱-۱۹۵۸)، اهل عرفان هند و فعال کارگری. پیشگام ایجاد تشکل‌های کارگری در هند.
  12.  اسمرتی ایرانی . ساستمدار – هنرمند- و وزیر توسعه و آموزش منابع انسانی

***جنبش استقلال هند

بهیکیجی کاما (۱۸۶۱-۱۹۳۶): فعال سیاسی، خالق پرچم ملی هند.

فیروز گاندی (۱۹۱۲-۱۹۶۰): روزنامه نگار و سیاستمدار برجسته و همسرجواهر لعل نهرو ، پدر و جد راجیو گاندی -راهول گاندی.

مهتافیروز شاه Pherozeshah، سر (۱۸۴۵-۱۹۱۵): فعال سیاسی، بنیانگذار و اولین رئیس جمهور از کنگره ملی هند، بنیانگذار شرکت شهرداری بمبئی.

ددبهی نرجی (۱۸۲۵-۱۹۱۷) اقتصاددان، فعال سیاسی، برای اولین بار آسیایی باید به مجلس عوام (لیبرال) انتخاب، برای اولین بار به طور عمومی از استقلال از بریتانیا را خواستار است.

نریمان خورشد فرمجی (۱۸ -۱۹؟؟): فعال اجتماعی، شهردار بمبئی. عضو کنگره ملی هند.

***حقوق و قانون

  1. در سام پیرج بهروچا (۱۹۳۷ -): رئیس دیوان عالی کشور هند.
  2. س. ه. کپدیا جاری رئیس دادگستری  هند .
  3. سام نریمان فالی (۱۹۲۹ -): حقوقدان، دریافت کننده پادما بهوشن و ویبهوشن پادما.
  4. ننبهی (“نانی”) پلخیولا (۱۹۲۰-۲۰۰۲): حقوقدان و اقتصاددان برجسته.
  5. سلی جهانگیر سربجی (۱۹۳۰ -): دادستان سابق کل هند.
  6. رتنبی پتی (۱۹۰۰-۱۹۲۹): همسر دوم محمد علی جناح
  7. رجا مونچرجی دسبهی (۱۸۷۳-۱۹۴۷): برای اولین بار اعطا عنوان خان صاح و سر .
  8. روستمجی بوختیر (۱۸۹۹-۱۹۳۶)، دکتر بمبئی متولد لنکستر
  9. در هنر و ادبیات.
  10. فردی مرکوری (فرخ بلسارا)
  11. زوبین مهتا
  12. روهینتون میستری
  13. سهراب بلسارا (نویسنده و پژوهشگر زبان فارسی و خط اوستایی)

در علم و صنعت

جهانگیر سبولا (۱۹۲۲-۲۰۱۱)، نقاش

نگاهی به سنت های نوروز در هند

نوروز در سرزمین بی بهار

زرتشتیان هند و همچنین پارسیان (زرتشتیانی که حدود 1400 سال پیش از ایران به هند مهاجرت کرده اند) مهمترین اجتماع مردم هند هستند که از آنها انتظار می رود، نوروز را برگزار کنند. این در حالی است که پارسی ها تنها 69 هزار نفر از جمعیت بیش از یک میلیارد و 200 میلیون نفری این کشور را تشکیل می دهند.

برگزاری جشن نوروز در خانه های پارسیان هند-شرق پارسی

نوروز، جشنی که از طبیعت برخاسته و با فرهنگ های بسیاری پیوند دارد، در هند بر اساس پیوستگی های سرزمینی یا عقیدتی، بیشتر ماهیت ایرانی و اسلامی پیدا کرده است و از سوی اجتماعات خاصی بزرگداشت می شود.

این جشن وارداتی و غیربومی، در طول تاریخ شبه قاره هند فراز و نشیب های بسیاری در رقابت با جشنواره های محلی داشته است و اکنون جمعیت پارسی ها، کشمیری ها و بهایی ها پاس داران اصلی آن هستند.

شاید یکی از دلایل رایج نشدن نوروز در هند به صورت گسترده، این است که آب و هوای این شبه قاره، سه فصل زمستان، تابستان و بارانی را شامل می شود. در چنین سرزمینی نوروز توسط مردمی که چهار فصل داشتند، یعنی ایرانیان، معرفی شد. بنابراین، از یکسو فصل بهار در هند وجود ندارد و از سوی دیگر، با وجود جشنواره های بومی برای آغاز تابستان نیاز به نوروز حس نمی شود؛ لری (Lohri) جشن پایان زمستان و هولی (Holi) جشن آغاز تابستان، می توانند مشابه نوروز شمرده شوند.

با استناد به این شرایط آب و هوایی و همچنین نزدیکی های قومی که کشمیر و ایران دارند، نوروز در این ایالت شمالی هند که ایران کوچک خوانده می شود، از اهمیتی بیش از سایر مناطق این شبه قاره برخوردار است.

جشنی که شادی را به هند بازگرداند

سفره هفت سین پارسیان هند-شرق پارسی

نگاهی به تاریخ هند نشان می دهد که نوروز ریشه طولانی در فرهنگ این منطقه دارد، اما تنها از آغاز سلطنت حاکمان اسلامی در هند (زمان حکومت مغول ها) بر این سرزمین، نوروز شکوه جشنی ملی را داشته است. ابوالفتح جلال الدین محمد اکبر(۱۶۰۵-۱۵۴۲م) نقش مهمی در اشاعه فرهنگ ایرانی در سرزمین هند داشت. او در سال ۹۹۲ هجری (۱۵۸۴م)، تقویم اسلامی را منسوخ و تقویم خورشیدی ایرانیان را به جای آن رواج داد (اکبرنامه جلد ۲: ۱۳).

اکبر بزرگ که زندگینامه رسمی خود را را به فارسی نوشته است، چنین توصیف می کند که با زنده کردن جشن های کهن که به مدت هزار سال از شیوع افتاده بود، شادی به خاطره های مکدر و غمگین بازگردانده شد. او در یادداشت های خود، دلیل این اقدام را ابتغای مرضیات الهی خوانده است (نقدی ۱۳۸۵: ۳۹).

جشنی که این پادشاه مغول در بیست و هفتمین سال جلوس خود برپا کرده، با اتفاق های میمون دیگری از جمله تعمیر کاروانسراها، ممنوع شدن ازدواج دختران کمتر از ۱۲ سال، ممنوع شدن سزای مرگ بدون حکم شاهی و انجام امور عام المنفعه بسیار همراه بوده است (اکبرنامه ج ۳: ۳۷۹).

جشن های نوروز در سلطنت ۱۸ ساله جهانگیر، پسر اکبر شاه (۱۶۲۷-۱۶۰۵م) که بر هند و پاکستان حکومت می کرد، هر سال از ابتدای فروردین تا هجدهم جشن نوروز برپا می شد و روز نوزدهم با برگزاری “جشن شرف” پایان می یافت. بر اساس اسناد تاریخی موجود، نورجهان، ملکه ایرانی این دربار از منجمین می خواسته که رنگ مربوط به سال را به او بگویند تا دیوارها، پرده ها، فرش ها، لباس کنیزها و … را به همان رنگ تغییر دهد (نقوی ۱۳۸۵: ۴۲&44).

در دربار پسر جهانگیر، یعنی شاه جهان، (۱۶۵۸-۱۶۲۸) که سازنده تاج محل است هم برگزاری نوروز ادامه یافت، اما نوروز در زمان محی الدین اورنگ زیب (جانشین شاه جهان)، که مسلمانی متعصب و مقتصد بود، متوقف شد.

با این حال، پس از او هم سلاطین دهلی این جشن را کمابیش برگزار می کردند. گفته می شود که آخرین پادشاه بابری بنام بهادر شاه ظفر، که انگلیسی ها قلمرو وی را به قلعه دهلی محدود کرده بودند، سعی در برگزاری نوروز به بهترین صورت داشت (نقوی ۱۳۸۵: ۵۰).

با وجود همه این ریشه های تاریخی، پس از توقف حمایت های شاهانه، نوروز در هند دیگر به عنوان جشنی ملی مطرح نشد و تنها از سوی اجتماعاتی با عقاید غیربومی (زرتشتی و مسلمان) پاس داشته می شود. حتی اعتقاد بر این است که توصیف بهار در ادبیات فارسی و اردوی هند تقلید از زبان فارسی است.

نوروز جمشید نزد پارسیان هند

برگزاری جشن نوروز در خانه های پارسیان هند-شرق پارسی

زرتشتیان هند و همچنین پارسیان (زرتشتیانی که حدود ۱۴۰۰ سال پیش از ایران به هند مهاجرت کرده اند) مهمترین اجتماع مردم هند هستند که از آنها انتظار می رود، نوروز را برگزار کنند. این در حالی است که پارسی ها تنها ۶۹ هزار نفر از جمعیت بیش از یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفری این کشور را تشکیل می دهند.

پارسیان مراسم نوروز را شبیه به ایرانیان، اما مختصرتر برگزار می کنند. آنها نوروزی که با آغاز بهار می آید را به جمشید منتسب می کنند و “نوروز جمشید” می خوانند.

داستان های مختلفی درباره شخصیت اسطوره ای جمشید وجود دارد. از جمله اینکه در شاهنامه آمده است جمشید در سفری به آذربایجان دستور داد برایش تختی مهیا کنند تا با تاج زرین روی آن بنشیند. وقتی جمشید بر تخت می نشیند بازتاب نور خورشید بر تاج او، جهان را نورانی می کند، مردم شادمان می شوند و این روز را نوروز می نامند.

بر اساس برخی روایت های دیگر، دوره گذار جامعه هند و ایران از شکار به دامداری توسط شاه جمشید اتفاق افتاد. پس از این تغییر در سبک زندگی، همه چیز به چهار فصل بستگی داشت و به همین دلیل جمشید به طور نمادین معرف نوروز به شمار می رود.

پارسی های هند بر اساس اعتقاد به تقویم های مختلف به سه گروه تقسیم می شوند: شاهنشاهی، قدیمی و فصلی*. نوروز جمشید در تقویم فصلی است که جایگاه ویژه ای دارد.

پیشتر، نوروز جمشید در ایالت های گجرات و ماهاراشترا هم که بیشترین پارسیان در آنجا زندگی می کنند تعطیل بود، اما اکنون نوروز دیگر تعطیل رسمی نیست.

نوروز یکروزه پارسیان

بزرگداشت نوروز برای برخی خانواده های پارسیان مهم تر از بقیه است. هفت سین، که پارسیان آن را “میز” (نه سفره) می خوانند، در برخی خانه ها چیده می شود.

رسم است که پارسی ها روز نوروز از صبح خانه را تمیز و با کندر خوشبو می کنند. همچنین خانه با تزییناتی از آرد برنج به شکل پروانه تزیین داده می شود. تزییناتی هم با گچ سفید در ورودی خانه پارسی ها کشیده می شود، چون باور دارند آنها فرشته های نگهبان را به داخل خانه و آتشدان هدایت می کنند.

گل هایی همچون رز، گل همیشه بهاری که در منطقه دکن می روید یا برگ درخت خوش یمن آشوکا نیز برای تزیین خانه استفاده می شود.

در روز نوروز صبحانه سنتی متشکل از “راوو” و “سو” خورده می شود. راوو فرنی است و سو رشته های شیرینی است که با پودینگ و کشمش و بادام پخته می شود.

“اشدین لیلائووالا” که اکنون یکی از طراحان لباس مطرح با سبک پارسی است، بیاد می آورد که خانواده اش اجازه او را از مدرسه می گرفتند تا به خانه دایی اش که همیشه میز هفت سین می چیدند بروند.

او می گوید: «در ابتدای مراسم، آینه ای به دستمان می دادند تا خود را در آن ببینیم و آرزو کنیم. بعد گلاب می پاشیدند و خوردن خوراکی های روی میز با تکه های نان و پنیر شروع می شد.»

هفت سین پارسیان تفاوت چندانی با زرتشتیان ایران ندارد. علاوه بر هفت سین، گاتا (کتاب مقدس)، تصویر زرتشت یا تصویری مذهبی، انار، کاسه آبی که پرتقالی در آن است، ماهی قرمز، شمع، شراب، گلاب، آیینه، جوانه، گل، میوه، سکه، نان، شیرینی، دانه های غذایی مختلف، تخم مرغ رنگ شده و هندوانه روی میز هفت سین پارسیان دیده می شود.

برخی سفره نوروز با هفت نوع سبزی، هفت نوع میوه تازه، هفت نوع آجیل و تخم مرغ های رنگی و بادبزن های دستی تزیین می شوند.

“اشدین” که طی سفرهایی به مسیر جاده ابریشم (از جمله ایران) درباره منسوجات زرتشتیان مطالعه کرده و نتیجه آنها را در کتابی منتشر کرده، می گوید: «مادرم همیشه نخ و سوزنی هم روی میز هفت سین می گذاشت.»

اعتقادی شبیه آنچه ایرانی ها درباره ماهی سفره هفت سین دارند، میان پارسیان درباره انار وجود دارد؛ آن ها معتقدند آینه تصویر انار و پیامبر (یا کتاب مقدس) را منعکس می کند و لحظه تحویل سال انار تکان می خورد.

بعد از مراسم سفره هفت سین، پارسیان به آتشکده می روند تا مناسک مذهبی نوروز را انجام دهند. سپس خویشاوندان و دوستان دور هم جمع می شوند و جشنی می گیرند. در شهرهایی که پارسی های کمتری زندگی می کنند، آنها در محل هایی مثل رستوران ها گردهم می آیند، اما در بمبئی که محله ای برای پارسیان دارد، مراسم ویژه ای برپا می شود. همه می توانند بلیت بخرند و به مراسم بروند. اهدای جایزه به افراد موفق جمعیت پارسیان، رقص، موسیقی و خوردن غذاهای نوروزی از جمله برنامه های این مراسم است.

به گفته شرناز کاما، رییس بنیاد پرزر (Parzor Foundation)، تعداد شرکت کنندگان در مراسم نوروز پارسیان که رو به کاهش گذاشته بود، با ثبت جهانی نوروز در سازمان یونسکو دوباره افزایش یافته است.

نوروزی که خانواده های پارسی هند برگزار می کنند تنها یک روز است که فرصت آن را به سختی میان شلوغ ترین روزهای کاری سال پیدا می کنند.

ریشه مذهبی نوروز برای مسلمانان هند

روز نوروز برای مردم کشمیر، به خصوص مسلمانان شیعه هم روز ویژه ای است که بیشتر با دعاهای و مراسم خاص مذهبی و در برخی موارد با دید و بازدید خویشاوندان همراه است.

شیعیان هند نوروز را از چشم انداز مذهبی می بینند. نه تنها در کشمیر، بلکه در شهرهای دیگر از جمله لکنو که مرکز شیعیان به شمار می رود، نیز مراسم ویژه ای برای نوروز برپا می شود.

قداست نوروز برای شیعیان هندی به این دلیل است که بر اساس اسناد اسلامی، اتفاق های بسیاری در تاریخ پیامبران و همچنین امامان اسلام در این روز افتاده است؛ آفرینش جهان و خلقت آدم در نوروز انجام شده، کشتی نوح در کوه جودی آرام گرفته، پیامبر اسلام کعبه را از بت ها پاک کرده و مهمتر از همه اینکه غدیر خم، یا معرفی حضرت علی به عنوان جانشین پیامبر اسلام (هجدهم ذی الحجه) با نوروز مصادف بوده است. به همین دلیل، بعضی از مسلمانان هند روز نوروز را روزه می گیرند و در نیایش مخصوص این روز که نمازی دو رکعتی است، شرکت می کنند.

همچنین مسلمانان شیعه محل زندگی خود را چراغانی می کنند، قصیده هایی که به امام علی منتسب شده را می خوانند و برای او نذری می دهند. مسلمانان هند معتقد هستند که دعاهای نوروزی برای تمام سال برآورده می شود. این سنت ها در نوروز پاکستان هم مشابه است.

حامد موسوی که اهل کشمیر است، می گوید: «ما هر سال سفره هفت سین می چینیم و به دید و بازدید اقوام می رویم، اما برای مسلمانان سنی نوروز اهمیت کمتری دارد. نوروز برای آنها به این خلاصه می شود که سفره رنگارنگی از غذاهای مختلف تدارک ببینند. به طور کلی در سنت های نوروز مسلمانان هند هفت سین و جشن کمتر از عبادت و دید و بازدید رایج است.»

نقطه اشتراکی که میان فارغ از گرایش های مذهبی، میان مسلمانان و زرتشتیان هند درباره نوروز وجود دارد، احترام به صلح و انسجام، آشتی و همسایگی، تحمل تفاوت های فرهنگی، سبک زندگی سالم و تجدید حیات محیط زیست است. هر چند جمعیت برپاکنندگان نوروز در هند زیاد نیست، اما آنها سعی دارند این ارزش های نوروز را از نسلی به نسل دیگر انتقال دهند

منبع :

A will to live انقراض پارسیان هند

دریای پارس    PARSSEA.ORG

http://www.sharqparsi.com/2013/10/article5867

A will to live . business standard . October.  26 – 2013

http://www.meherjiranalibrary.com/

 http://parssea.org/?p=6143

  http://parssea.org/?p=4652

 

/بررسي مستند و تاريخي/ چرا خليج فارس؟

این مقاله سال 1382  در وبلاگ. http://parssea.persianblog.ir/    با توجه به اینکه خبرگزاری ایسنا آن را کپی/ پیست کرده بدون ذکر نام  آن را در اینجا  یادآوری می کنیم

 

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،

پژوهشگراني كه درباره نام خليج فارس تحقيق كرده‌اند به اتفاق نام آن را خليج فارس مي‌دانند. در طول قرون گذشته و دست كم در 2500 سال گذشته و دوران امپراطوري قدرتمند پارس تا كنون چنين اتفاق نظري در خاورميانه ميان نويسندگان و مورخان درخصوص يك نام در طول تاريخ وجود نداشته است. سر آرنولد ويلسون درخصوص سابقه‌ي تاريخي نام خليج فارس در كتابي كه سال 1928 منتشر كرد نوشت: «هيچ آبراهه‌اي به اندازه‌ي خليج فارس براي جغرافي‌دانان، باستان‌شناسان، زمين‌شناسان، بازرگانان، سياستمدارن، جهانگردان، پژوهشگران گذشته و حال اهميت نداشته است. اين آبراهه كه فلات ايران را از صفحه عربستان جدا مي‌كند از دست كم 2200 سال قبل تا كنون هويت ايراني داشته است».

نام خليج فارس در اسناد تاريخي

از دوران پيش از امپراطوري پارس هيچ سند كتبي باقي نمانده است، اما در تاريخ و فرهنگ شفاهي، ايراني‌ها آب‌هاي جنوبي را درياي جم، درياي ايران و درياي پارس خوانده‌اند. در طول سال‌هاي 559 تا 330 پيش از ميلاد همزمان با حاكميت امپراطوري پارس بر ناحيه‌ خاورميانه، به‌ويژه كل خليج فارس و بخش‌هايي از شبه جزيره عربستان، نام درياي پارس در متون گردآوري شده فراواني نوشته شده است. در سفرنامه فيثاغورث، چند فصل به شرح سفرهايش با همراهي داريوش، پادشاه هخامنشي به شوش و پرسپوليس اختصاص داده شده و در آن به توصيف اين ناحيه پرداخته شده است. از ديگر متون همان دوره كتيبه و حكاكي داريوش كبير است كه در محل تلاقي آب‌هاي خليج عربي (درياي احمر فعلي) و رود نيل و رودخانه رم (مديترانه فعلي) نصب شده و به سده پنجم قبل از ميلاد بازمي‌گردد كه در آن داريوش، پادشاه امپراطوري پارس از آبراه خليج فارس با نام درياي پارس نام برده است. از ميان ديگر اسناد كتبي مهم در اين رابطه مي‌توان به نقشه جهان اثر هكاتوس (472 تا 509 قبل از ميلاد) نام برد كه در آن خليج فارس و خليج عربي (درياي سرخ يا احمر فعلي ) به وضوح نمايش داده شده است. هم‌چنين نقشه‌اي از هرودوت، مورخ بزرگ يوناني (425 تا 484 قبل از ميلاد) باقي مانده است كه در آن درياي سرخ به عنوان خليج عربي معرفي شده است.

 

خليج فارس

 

در نقشه جهان ديسارك (285 ت 347 قبل از ميلاد)، به وضوح خليج فارس و خليج عربي از يكديگر متمايز شده‌اند. در عين حال نقشه‌ها و اسناد بسياري تا قرن هشتم توسط دانشمندان و پژوهشگران جغرافيايي نظير هكاتوس و هرودوت (پدر علم جغرافيا)، هيپارك، كلاديوس بطلميوس، كراتز مالوس، … و در دوره‌ي اسلامي، محمود بن موسي خوارزمي، ابو يوسف اسحاق كندي، ابن خردازابه، مسعودي، ابوزيد بلخي، استخري، ابن حقول، ابوريحان بيروني و ديگران ارايه شده كه در آنها به درياي عميقي در جنوب ايران با نام درياي پارس، خليج پارس، درياي فارس، خليج فارس، بحر فارس، سينوس پرسيكوس، ماره پرسيكوم و مانند اينها اشاره مي‌شود در كتاب پرسيلوس اريتريا، جهانگرد يوناني قرن اول بعد از ميلاد به درياي سرخ با نام خليج عربي، اقيانوس هند با نام درياي اريتريا، آب‌هاي ساحل عمان با نام درياي پارس ناميده و منطقه بارباروس (ميان عمان و ساحل يمن) متعلق به پارس خوانده شده و خليج واقع شده در قسمت جنوبي ايران خليج فارس ناميده شده است. در توصيف اين آبراه تاييد مي‌شود كه پارسي‌ها در هر دو سوي آب زندگي مي‌كرده‌اند.

 

دوره‌ي اسلامي

پيش از مسيح، اعراب بيشتر در حجاز، يمن و سواحل درياي سرخ (خليج عربي) زندگي مي‌كردند و چندان آشنايي با خليج فارس نداشتند. پس از آن‌كه اردشير، پادشاه ايران در دوره‌ي ساساني به درخواست سيف بن زي يزن، حاكم يمن براي سركوب پادشاه حبشه به يمن لشكر كشيد، اين واقعه منجر به آمد و شد اعراب در سواحل خليج فارس گرديد. با ظهور اسلام و توسعه‌ي اين مذهب در ايران، مهاجرت اعراب به سواحل خليج فارس افزايش يافت. در هر حال بيش از 30 كتاب جغرافيايي، تاريخي، ادبي يا كتاب‌هاي تفسير اصول اخلاقي و حقوقي، دانشمندان مسلمان و عرب از خليج فارس نام برده‌اند. از جمله اين كتاب‌ها مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: البلدان، تاريخ يعقوبي، المغاري، فتوح الشام، فتح العجم نوشته محمد بن عمر (70 هجري قمري)، تاريخ مقيمي، تاريخ الرسل و الملوك (محمد بن جديد طبري)، تاريخ بلعمي، ابن خردازبه، ابن فقيه همداني، استخري، مسعودي، مقدسي، ابن حقول، قزويني، طاهر مروزي، ناصرخسرو، شمس‌الدين دمشقي، قدامه ابن جعفر، ابن يعقوب، ابن رسته، شهريار رامهرمزي، ابن بلخي، ادريسي، بكران خراساني، ياقوت حمودي، ابوالفداء، نوبري، جوويني، حاجي خليفه (چلبي)، جورجي زيدان همگي از نام خليج فارس در كتاب‌هايشان از 207 (هجري قمري) به بعد اشاره كرده‌اند.

استيلاي پرتغالي‌ها

در 1507 بعد از ميلاد، نيروي دريايي پرتغال جزيره هرمز را تحت فرماندهي آلفونسو آلفوكرك اشغال كرد و اين اشغال تا 1620 ادامه داشت.

دكتر خوزه مانوئل گارسيا، استاد دانشگاه و عضو جامعه جغرافيايي پرتغال بر نام خليج فارس در اسناد رسمي و غيررسمي و نقشه‌هاي پرتغال از 1507 به بعد اشاره كرده است. اين نقشه‌ها كه توسط پرتغالي‌ها از خليج فارس تهيه شده است در موزه‌ها به عنوان ميراث بشري نگهداري مي‌شود.

از ميان 50 نقشه و نامه‌اي كه در آن سال‌ها (1500 تا 1700 بعد از ميلاد) ميان حكام خليج فارس و پادشاهان پرتغال و اسپانيا رد و بدل شد يا كتاب‌ها و متون جهانگردي مي‌توان به اين موارد اشاره كرد:

ماره دو پرسيا (Mare de Persia)، پرسيكو سينوس (Persico Sinus)، ماره پرسيو( Mare Persio)، سينوس پرسيكو (Sinus Persico)، ماره پرسيكو( Mare Persico)، ماره پرسيانو( Mare Persiano)، پرسيو پرسيسكي زاليو( Persio – Persiski Zaliv)، پرزيشر گلف ( Persischer Golf)، درياي پارس، بحر فارس، پرزا اوبول (Perza Obol)، پرسيسته هابوگت ( Persiste Habught).

خليج فارس در معاهدات و قراردادها

از 1507 تا 1960 دست كم در 10 معاهده منعقد شده ميان كشورهايي نظير كويت، عربستان، عثماني، عمان، امارات متحده، به زبان انگليسي و عربي از نام خليج فارس استفاده شده است. از جمله اين معاهدات به اين موارد اشاره مي‌شود:

1- معاهده عمومي السلام ميان شيخ‌هاي عربي در تاريخ 8 ژانويه 1820 معروف به «معاهده عمومي با امراي عرب خليج فارس» كه به امضاي ژنرال كاير و 11 نفر از روساي قبايل عرب رسيده است. در متن عربي و در ماده 6 اين معاهده به كلمه «الخليج الفارسي» اشاره شده است.

2- معاهده ممنوعيت فروش برده 1947

3- معاهده دائمي صلح 1853 كه به امضاي شيوخ امارات سواحل عربي خليج فارس رسيده است.

4- معاهده 1856 تجارت برده

5- قرارداد استقلال كويت (اين سند در تاريخ 19 ژوئن 1961 در دبيرخانه سازمان ملل به ثبت رسيده است)

6- معاهد تعيين مرزهاي عراق و كويت (1996)

هم‌چنين در تعهدات سياسي و حقوقي و اقتصادي منعقد شده ميان امارات متحده و ديگر كشورها در طول سال‌هاي 1806 تا 1971 واژه‌ي «بحر فارس» يا «Persian Gulf» به كار رفته است.

 

خليج فارس در نقشه‌هاي تاريخي

 

نقشه پارس و افغانستان 1854

 

در كليه‌ي نقشه‌ها و اطلس‌هاي مهم تاريخي چه متعلق به دوره‌ي معاصر و چه متعلق به قرون پيشين شريان آب واقع شده در جنوب ايران با عنوان خليج فارس ثبت شده است. در كشورهاي عربي هم تا دهه 70 همواره از نام خليج فارس استفاده مي‌شده است. مثلا در اطلس «العراق في الخوارط القديمه» تاليف دكتر احمد سوسه (بغداد 1959) 40 نقشه از منابع عربي قرون وسطي وجود دارد. در نقشه‌هاي ارايه شده توسط كشورهاي عربي به ديوان بين‌المللي دادگستري براي رفع مسائل مربوط به ادعاهاي مرزي به نام خليج فارس اشاره شده است.

در اطلس «الكويت في الخرائط العالم» از برخي نقشه‌ها استفاده شده كه در آنها نام خليج فارس مشهود است. در اطلس «الكويت قراء في الخرايط التاريخيه» كه با تلاش‌هاي عبدالله يوسف الغنيم در سال 1994 منتشر شد، حدود 200 نقشه وجود دارد كه در آنها به نام خليج فارس اشاره شده است.

كتاب «اصول الكويت المنشور العالم» (1991) كه در هلند منتشر شده است نيز 15 نقشه وجود دارد كه در آنها نام خليج فارس ثبت شده است.

در كتاب «الخليج الفارسي عبر التاريخ و القرون» (نوشته محمد ميرزا 1976 قاهره) 52 نقشه از منابع عربي وجود دارد كه به نام خليج فارس اشاره مي‌كنند.

در اطلس «تاريخ اسلام» (55 – 1951 آمريكا و مصر) 16 بار به نام خليج فارس اشاره مي‌شود.

در اطلس «خليج در نقشه‌هاي تاريخي» (1999) به استثناي سه نقشه كه بعد از قرن 15 كشيده شده و به نظر مي‌رسد به اصرار شخصي كه آنها را جمع‌آوري كرده در كنار ديگر نقشه‌ها (كه همگي به نام خليج فارس اشاره دارند) قرار گرفته، اين نام به خليج ع.ر.ب.ي جعل شده است. در نقشه‌هاي بعدي همان طراح نقشه نام را به خليج فارس تصحيح كرده است.

بانك عربي و بيت القرآن در بحرين در سال 1996 يك تقويم بزرگ ديواري را چاپ كرد كه حاوي نقشه‌اي تاريخي از بحرين است كه در آن كليه‌ي نقشه‌ها نام خليج فارس را نشان مي‌دهند.

جالب است كه از ميان 6000 نقشه تاريخي موجود منتشر شده تا سال 1890 فقط سه نقشه به نام‌هاي جعلي خليج فارس اشاره مي‌كنند.

بديهي است استفاده بيش از حد تبليغاتي اعراب از اين سه نقشه كه هويت و منشأ آنها روشن نيست در مقايسه با 6000 نقشه و بيش از 200 كتاب تاريخي و جهانگردي از دوران ايراستوس تا هرودوت تا استخري و ابن حوقل كه همگي اين شريان آب را خليج فارس مي‌نامند، از هيچ ارزشي برخوردار نيستند.

در فرهنگ لغت عربي المنجمد، در كتابخانه كنگره آمريكا، كتابخانه ملي انگليس (لندن)، اسناد وزارت امور هند (لندن)، كتابخانه مطالعات شرق در لندن، بيش از 300 نقشه وجود دارد كه نام خليج فارس بر آنها خودنمايي مي‌كند.

به‌علاوه حدود 30 اطلس معتبر نام خليج فارس را در 30 سال گذشته ثبت كرده‌اند. اطلس توماس هربرت (1628) اطلس پارس، دانشگاه لوساج (1863)، اطلس آلمان (1861)، اطلس جغرافيايي مدرن (1890)، اطلس لندن (1873)، اطلس ارنست امبروسيوس (1922)، اطلس بيلفيلد (1899) اطلس هارمسورث (قرن 19 لندن) و … در قرون 18 و 19 وقتي دولت بريتانيا حاكميتش را بر درياها گسترش داد و طبق برخي معاهدات به عنوان حامي و جانشين شيوخ در بخش‌هاي جنوبي خليج فارس به رسميت شناخته شد، نقشه‌هاي رسمي نواحي درياهاي شرق سوئز به‌ويژه هند و خليج فارس به دستور دولت بريتانيا ترسيم شد كه همه آنها به وضوح خليج فارس را منعكس مي‌كنند. برخي نمونه‌ها به اين شرح است:

1- امپراطوري پارس تهيه شده توسط دانويل در 1770

2- نقشه جديد امپراطوري پارس تهيه شده توسط دانويل در 1794

3- نقشه پارس تهيه شده براي اطلس جديد توسط تامسون در 1818

4- نقشه پارس تهيه شده “توسط براون لانگمن” ريس، 1828

5- پارس با بخشي از امپراطوري عثماني تهيه شده توسط جي.لانگ 1831

6- نقشه آسياي ميانه، تهيه شده توسط آلكس برنز 1834

7- نقشه پارس (1840) تهيه شده براي اطلس بلك

8- نقشه پارس تهيه شده براي اطلس بلك در سال 1884

9- نقشه پارس و كابل تهيه شده توسط اي.كي. جانستون در 1844

10- نقشه پارس، كابل و غيره 1873

11- نقشه پارس و افغانستان 1854

12- نقشه‌هاي تحت عنوان: نقشه پارس منتشر شده در سال 1886 (اين نقشه به دستور وزارت دريانوردي و سرويس‌هاي اطلاعاتي وزارت جنگ انگليس تهيه شده است)

13- نقشه پارس تهيه شده توسط كاپيتان سنت جان به دستور معاون وزير امور هند، كابينه انگليس 1874

14- نقشه پارس تهيه شده توسط بخش اطلاعات وزارت جنگ انگليس در سال 1898

15- نقشه ايران، افغانستان و بلوچستان تهيه شده تحت نظارت كرزن در 1891 و 1892

16- نقشه‌هاي تحت عنوان نقشه پارس، تهيه شده 1897

كاربرد نام خليج فارس توسط سازمان‌هاي بين‌المللي

 

سازمان‌ها و بنيادهاي وابسته به آنها نام صحيح خليج فارس را از زماني كه به ثبت رسيده‌اند به كار برده‌اند، به استثناي يك مورد كه آن را از طريق اطلاعيه شماره AD311/1GEN مورخ 5 مارس 1971 تصحيح كرد. در تاييد و پاسخ به مكاتبه دولت ايران براي به كار بردن نام كامل خليج فارس در انتشارات و اسناد سازمان ملل و سازمان‌هاي وابسته به آن، مي‌توان به 14 اطلاعيه و نامه از جمله اطلاعيه دبيرخانه سازمان ملل و اصلاحيه سند 1PPD14/UN1DB اشاره كرد. از ميان ديگر دستورالعمل‌هاي سازمان ملل به نمونه‌هاي زير اشاره مي‌شود:

 

 

 

1- يادداشت شماره LA45.82 مورخ 10 اوت 1984 (نيويورك)

2- بخشنامه شماره CAB/1/87/63 مورخ 16.02.1987 مدير اجرايي يونسكو

3- ST/CSSER/29 مورخ 10 ژانويه 1990

4- AD/311/1/GEN مورخ 5 مارس 1991

5- ST/CS/SER.A/29/ADD مورخ 24 ژانويه 1992

6- ST/CS/SER.A/20/Add.2 مورخ 18 اوت 1994

7- ST/CS/SER.A/29/Rev.1 مورخ 14 مه 1999

در تمامي اطلاعيه‌ها و بخشنامه‌هاي ذكر شده، درخواست شده است كه شريان آب موجود در جنوب ايران خليج فارس خوانده شود. گروه تخصصي كارشناسان استانداردسازي اسامي جغرافيايي كه در شوراي اجتماعي اقتصادي سازمان ملل فعال است بر استفاده صحيح از اسامي تاريخي تاكيد دارد و در مشاجرات مربوط به اسامي جغرافيايي فعاليت دارد. نفتالي كدمن، رييس گروه كاري بررسي علمي نام اماكن اظهار كرده است كه انگيزه‌ي تغيير نام خليج فارس كاملا سياسي است.

سابقه كاربرد واژه‌هاي نادرست و جعلي به جاي نام خليج فارس

 

پس از حمله‌ي بريتانيا به جزيره خارك در 1837، دولت ايران به سياست جدايي‌طلبانه انگليس در خليج فارس اعتراض كرد و به طور رسمي به دولت بريتانيا هشدار داد از شرارت با هدف جداسازي بخش جنوبي ايران پرهيز كند. اين هشدار باعث شد مجله تايمز چاپ لندن در سال 1840 براي اولين بار از خليج فارس با عنوان جعلي درياي بريتانيا نام ببرد اما اين نام هرگز جايگاهي پيدا نكرد.

به‌علاوه در پي ملي‌سازي صنعت نفت ايران در سال 1950 و خلع مالكيت از شركت‌هاي انگليس و قطع روابط ايران و انگليس، وزارت مستعمرات انگليس براي اولين بار نامي نادرست را براي اين شريان آبي به كار برد. در آن سال‌ها دولت‌هاي جنوب خليج فارس مستعمرات بريتانيا يا تحت حمايت آن بودند.

دولت بريتانيا براي جبران شكست خود كتابي را توسط رودريك اوون، مامور سازمان جاسوسي انگليس در سال 1957 منتشر كرد كه فورا به زبان عربي ترجمه شد. در اين كتاب، تلاش براي ترور نام خليج فارس آغاز شد و در سال 1966 سر چارلز ام.بلگريو، مامور سياسي انگليس در امور دولت‌هاي جنوب خليج فارس كتابي را در پايان ماموريتش تحت عنوان «حباب‌هاي طلايي در خليج ع.ر.ب.ي» منتشر كرد.

 

خليج فارس

 

پس از كودتاي عبدالكريم قاسم در سال 1958 در عراق و سپس كودتاي بعث و ادعاهاي آنها بر بخش‌هايي از سرزمين ايران، آنها از به كارگيري نام خليج فارس با دلايل سياسي خودداري كردند.

در سال 1960، پس از قطع روابط ايران و مصر و بعد از جنگ اعراب و رژيم صهيونيستي، به دليل حمايت شاه مخلوع ايران از اين رژيم در گذشته اقدامات ضدايراني به اوج خود رسيد. اين امر در محافل عربي و در كنگره حزب بعث در دمشق آغاز شد كه در آن سران شركت كننده خواستار تغيير نام خليج‌فارس به نام جعلي خليج ع.ر.ب.ي شدند بدون اينكه هيچگونه سند حقوقي يا تاريخي در اين رابطه وجود داشته باشد.

 

پس از انقلاب اسلامي و قطع روابط آمريكا و ايران در پي آن و آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران برخي تلاش‌ها براي به كار بردن واژگان نادرست به جاي نام خليج‌فارس آغاز شد. بيشتر اين تلاش‌ها ناشي از ناآگاهي از واقعيات بود. با اين حال در آمريكا موسسات جغرافيايي و انتشاراتي به شدت تحت نفوذ ديگر كشورها قرار گرفتند، اما در سال 2005 “اجتماع جغرافيايي ملي” آمريكا كه در سابقه‌ فعاليتش از اسامي نادرست و جعلي استفاده نكرده بود نام خليج‌فارس و جزاير ايراني را تحريف كرد و عمدا اطلاعاتي دروغين را ارايه كرد. اين اقدام فقط به خدشه‌دار شدن اعتبارش در عرصه بين‌المللي منجر شد؛ چرا كه در نهايت اين سازمان در برابر اعترضات ايراني‌ها در سراسر جهان تسليم شد و خطاي خود را تصحيح كرد.

جالب است اشاره شود كه رودريك در كتاب حباب‌هاي طلايي مي‌نويسد: «من همه بخش‌هاي خليج‌فارس را مشاهده كردم و معتقدم كه اين خليج‌فارس است؛ زيرا هيچ نقشه يا سندي را نديده‌ام مگر اينكه به اين مكان با نام خليج‌فارس اشاره كرده باشد، اما وقتي از نزديك‌تر آن را مشاهده كردم متوجه شدم مردمي كه در سواحل جنوبي آن زندگي مي‌كنند عرب هستند؛ پس براي اينكه مودب باشيم بايد نام آن را خليج ع.ر.ب.ي بناميم.»

رودريك اوون بايد توجه مي‌كرد كه در بخش شمالي اين آبراه، سواحلي با طول بيش از 1269 كيلومتر وجود دارد كه بيشتر جمعيت آن فارسي زبان هستند و اين بيشتر از جمعيت عربي است كه او نگران‌ آنها و رعايت ادب در قبال‌شان بود. او به اين واقعيت مهم توجه نكرد كه اين دريا اولين بار توسط يوناني‌ها نامگذاري شد و نه ايراني‌ها و نه اعراب هيچكدام در اين نامگذاري دخيل نبودند. مسلمانان و جغرافيدانان عرب اين نام را از يوناني‌ها و رومي‌ها آموختند و از آن در آثار خود استفاده كردند، آنها نام آن را درياي پارس و به اتفاق نظر خليج‌فارس ناميدند.

وقتي هويت را در نام مي‌جويد / هر بي‌نشان ناچار صد ياوه مي‌گويد

در پايان بايد گفته شود كه نام خليج‌فارس تاكنون در تمامي زبان‌هاي زنده دنيا پذيرفته و وارد شده است و همه كشورها در سراسر جهان نام اين درياي ايراني را در زبان مردم خليج‌فارس مي‌نامند. به علاوه اعراب نيازي ندارند يك نام تاريخي را تحريف كنند تا خليجي را به نام خود بنامند؛ زيرا خليجي با نام خود اعراب وجود داشته كه در آثار و نقشه‌هاي تاريخي و جفرافيايي به نامش اشاره شده و امروز به آن درياي سرخ يا بحر احمر مي‌گويند. خليج‌فارس از ابتدا فارس بوده و هميشه فارس باقي خواهد ماند.

از مقاله  پیشینه نام خلیج فارس  :

http://www.zoodi.com/persiangulf.html

از کتاب خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ و میراث فرهنگی بشریت. دکتر محمد عجم  سال 1383  

خلیج فارس در معاهدات بین المللی همشهری 1389: دکتر محمد عجم

دانلود کتاب اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان: دکتر عجم

نقشه های تاریخی خلیج فارس در هند و روز ملی خلیج فارس

خلیج فارس در اسناد تاریخی هند

دهلی نو – ایرنا – خلیج فارس نامی آشنا برای همه ملت ها است و دراسناد و مدارک تاریخی متعدد و در موزه ها ، کتابخانه های معتبر و مراکز علمی و پژوهشی  جهان و از جمله در هند نیز به وفور دیده  می شود.

 

دکتر ˈمحمد عجم ˈ کارشناس و پژوهشگر مسایل تاریخی و سیاسی کشورمان  روز چهارشنبه به مناسبت فرارسیدن روز ملی خلیج فارسی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا گفت: در هند تمامی نقشه های رسمی در دانشگاه ها و ساختمان های اداری، نام خلیج فارس و معادل آن در زبان های رسمی هند را دربر دارند.

وی افزود: از قدیم خلیج فارس برای هندی ها شناخته شده بوده و راه ادویه دریایی از سواحل هند به انتهای خلیج فارس منتهی می شده است .

یک نقشه آلمانی قرن 18  که برای اولین بار نام ایران را هم در کنار پرشیا آورده است اروپایی ها همواره در طول تاریخ ایران را پرشیا یا معادل آن مانند پرسی – پرس و پرسیچ و .. می نامیدند.

اهمیت دیگر این نقشه ان است که دریای عرب را هم دریای پارس نامیده است البته هر دو نام را بکار برده  است بسیاری از نقشه های اروپایی دریای عرب را دریای پارس می نامیدند قبل از اینکه سازمان دریانوردی نام رسمی آن را دریای عرب آعلام کند.

این نقشه در موزه ملی هند  دهلی قرار دارد.

 

persischer meer

این پژوهشگر ایرانی اظهار داشت: خلیج فارس برای هند در 500 سال گذشته اهمیت زیادی پیدا کرده و در سال های اخیر نیز بزرگترین شرکاری تجاری هند کشورهای حاشیه خلیج فارس بوده اند و هندی های زیادی نیز در کشورهای این منطقه ساکن شده و سالانه حدود 50 میلیارد دلار پول به کشورشان وارد می کنند.

وی افزود: در آرشیو ملی هند نقشه هایی از قرن های 17 تا 20 وجود دارد که به صورت دستی و خطی هستند و توسط کارشناسان خارجی از جمله انگلیس ها ترسیم شده اند.

وی گفت: یکی از این نقشه ها، نقشه جهان از ادریسی جغرافی دان مسلمان قرن دوازده میلادی است که یک انگلیسی نیز آن را از روی نسخه اصلی عربی درکتابخانه بودلیان روی کاغذ معمولی ترسیم کرده که در آرشیو هند نگهداری می شود و نام خلیج فارس از روی نسخه اصلی به ˈگلف پرسی ˈ ترجمه شده است.

دکتر عجم در ادامه گفت: تعداد اینگونه نقشه ها در هند فراوان است اما نقشه ترسیم شده بر دیوار کتابخانه بزرگترین کاخ جهان که در هند است یعنی ˈراشتراپاتیˈ قابل توجه است.

این نقشه در سال 1933 کشیده شده و در سالن مطالعات این کتابخانه قلمرو بریتانیای کبیر دور تا دور نقشه ترسیم شده که دریای مکران و خلیج فارس و دریای مدیترانه در آن جایگاه ویژه دارد.

وی همچنین گفت: مجموعه ساختمان های کاخ راشتراپاتی و ساختمان های اداری اطراف آن بزرگترین مجموعه دولتی در قرن 20 بوده و این مجموعه بزرگ در سال 1911 شروع و 1926به اتمام رسیده است یعنی زمانی که ملکه بریتانیا باور داشت که ˈ خورشید در امپراتوری بریتانیا غروب نمی کندˈ.

این کاخ عظیم و تالار آشوکا از تمام کاخ های انگلستان بزرگتر است. تالار آشوکا دارای مجموعه ای از نقاشی ها و اشعار و هنر بی نظیر فارسی و ایرانی است که نشان از قدرت و نفوذ فرهنگ ایرانی در جهان به خصوص در شبه قاره هند دارد.

در سراسر سقف این تالار اشعار فارسی از خمسه نظامی و خیام نقاشی شده است.

Name:  09_AshokaHallCeiling1.jpg<br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br />
Views: 42<br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br />
Size:  305.6 KB

18 سال پس از افتتاح تالار آشوکا دولت انگلیس ناچار از پذیرش استقلال هند شد.

دیوار نقاشی های فارسی تالار آشوکا از روی کتاب مصور خمسه نظامی   و تابلو اهدایی  فتحعلی شاه قاجار به  جورج چهارم  پادشاه بریتانیا ترسیم شده است.

Ashok11

قدیمی ترین نام جغرافیایی که برای دریای جنوب ایران بکار رفته دریای پارس و خلیج فارس است.

Rashtrapati palace (3)Rashtrapati palace W
نام خلیج فارس را قبل از هخامنشیان و قبل از هکاتایوس- میلتوس- اِراتُستِنِس و نئارخوس فردی بنام هسیود Hesiod (سده هشتم یا هفتم ق م) در سرودهای تبار خدایان ˈفاسیسˈ بکار برده است. لذا این نام یک قدمت 2700 ساله داشته و تقریبا از 2400 سال کاربرد مستمر بلامعارض در تمام دنیا داشته است.

به گفته دکتر عجم البته در منابع بسیار کهن تر اشاره هایی مبهم به دریاهایی با نامهای فراگیر و افسانه گونه وجود دارد که بعضی جغرافی دانان منظور از آن عبارت ها را خلیج فارس دانسته اند اما در واقع در خصوص درستی نسبت دادن آن نام ها به خلیج فارس با توجه به کلی بودن و مبهم بودن آنها قابل انطباق و راستی آزمایی نیست.

از جمله این نام ها می توان به دریای آفتاب تابان در افسانه های سومری،دریای وُئوروکش ( فراخ کرت) در اوستا و دریای بالا و پایین و دریای تلخ در افسانه های آشوری و کلدانی اشاره نمود که جغرافی دانان آنها را پدیده دقیق جغرافیایی و قابل انطباق با زمین نمی دانند. مثلا دریای تلخ می تواند اشاره به بحر المیت و یا دریاچه ارومیه و یا خزر باشد. بنابراین کهن ترین نام که بدون هیچ تردیدی مشخصات جغرافیایی دریای جنوب ایران را توصیف می کند همان دریای پارس است.

پژوهشگر ایرانی تاکید کرد، نام جغرافیایی خلیج فارس و معادل های آن همواره در طول تاریخ از نام های کشور ایران گرفته شده و از 2500 سال قبل اروپاییان، تمام سرزمین پهناور حوزه تمدنی ایران را ˈپرشیاˈ (فارس) نامیده اند.

persian gulf india (30)w

عرب ها و ترک ها هم این سرزمین را بلاد فارس و یا مملکت فارس و یا کشور عجم و مملکت ایران می نامیده اند و همین عبارت هارا هم برای توصیف دریای پارس بکار برده اند بنابراین واژه ˈ فارسˈ در عبارت خلیج فارس به هیچ عنوان مفهوم قومی و نژادی ندارد، بلکه یک مفهوم جغرافیایی است.

این نام و معادل های آن بیشتر از دو هزار سال بطور مستمر در همه زبان های دنیا بکار رفته بخصوص در زبان عربی.

دکتر عجم با اشاره به اینکه خود نویسندگان بزرگ عرب در خصوص حقانیت و کاربرد مستمر نام خلیج فارس اعتراف دارند، گفت:حتی مورخان و بزرگانی مانند پروفسور عبدالهادی التازی، احمد الصراف، محمد عابد الجابری، عبدا… بن کران (نخست وزیر قبلی مراکش)، عبدالمنعم سعید، عبدالخالق الجنبی و تنی چند از نویسندگان مشهور عرب و چند تن از رهبران دینی از جمله قرضاوی در این خصوص مقاله و اظهار نظر دارند و اذعان کرده اند که در هیچ مکتوب عربی تا دوره ناصر واژه خلیج عربی بکار نرفته است.

این اعتراف ها به این معنی است که تمام کتاب های عربی تا سال 1960 یا 1340 نام خلیج فارس را درست بکار برده اند.

تا سال 1338 هیچ مکتوب عربی وجود ندارد که خلیج عربی بکار برده باشد. اولین بار در دوره جمال عبدالناصر واژه جدید در مکتوب عربی رایج شد. نه تنها مکتوب و اسناد عادی در زبان عربی بحر فارس و خلیج فارس را یگانه نام برای این پهنه آبی بکار برده اند بلکه حدود 300 کتاب فاخر عربی اسلامی و همه تفسیرهای قرآنی بنوعی بحر فارس را در معنی و مفهوم واژگانی مانند مجمع البحرین و مرج البحرین و بحر بکار برده اند.

به گفته دکتر عجم بیش تر از 70 نفراز مفسران مشهور قرآن به عبارت ˈ بحر فارس ˈ اشاره کرده اند و حتی بعضی موقعیت جغرافیایی آن را مفصلا توضیح داده اند علاوه بر آن احادیث محکمی از پیامبر (ص) وجود دارد که آن حضرت بحر فارس را بکار برده اند.

 

persian gulf india (55)w
دکتر عجم در ادامه این گفت وگو درباره نام گذاری روز ملی خلیج فارس گفت: در واقع ثبت روز ملی خلیج فارس یک روند چند ساله داشت و ناگهانی انجام نشده است.

وی افزود: من به عنوان فردی که از ابتدا در جریان امر قرار داشتم و عضو کمیته یکسان سازی نام های جغرافیایی و کمیته خلیج فارس بودم باید بگویم با هجوم بی سابقه رسانه های عربی که همراه با جنگ نرم شبکه های ماهواره ای همراه بود، تحریف نام خلیج فارس شروع شد و تداوم این روند باعث حساس شدن مردم جهان از جمله ملت ایران شد.

وی با اشاره به اینکه عواقب تحریف و جعل گسترده نام خلیج فارس و راهکارها و ضرورت مقابله با آن به گوش مسوولان و نهادهای فرهنگی رسانده شد ، افزود:در دومین ˈهمایش ژئوماتیکˈ درسازمان نقشه برداری ایران در اردیبهشت 1382راهکارها مجددا در مقاله اسامی جغرافیایی باستانی میراث بشریت با محوریت نام خلیج فارس و چالشهای فرا روی آن ارایه گردید.

این پژوهشگر مسایل تاریخی و سیاسی اظهار داشت: اردیبهشت 83 نخستین سمینار کارتوگرافی خلیج فارس در دانشگاه تهران برگزار شد و سپس گزارش های توجیهی برای نهادهای تصمیم گیر ارسال گردید و در جلسات کارشناسان و مدیران کمیته یکسان سازی نام های جغرافیایی و کمیته حقوقی خلیج فارس ابعاد مثبت و منفی طرح ها و راهکارها مورد بررسی قرار گرفت.

وی افزود: وقتی موج اعتراض مردمی در آبان و آذر 1383 در اعتراض به نشنال جغرافی روی داد شرایط عینی و ذهنی برای پذیرش راهکارها و پیشنهاد روز ملی خلیج فارس فراهم شد.

وی اظهارداشت: گزارش های توجیهی در این خصوص مورد تصویب و تاییدنمایندگان نهادها و ارگانهای عضو کمیته قرار گرفت و برای مقام های تصمیم گیر به همراه خلاصه گردش کار و سوابق قبلی ارسال شد که پس از تایید نهایی برای اجرا به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارجاع شد و در آنجا نیز با حضور رییس جمهور وقت در تیرماه 84 تصویب و برای اجرا ابلاغ شد.

وی در ادامه تصریح کرد: نام خلیج فارس میراثی فرهنگی برای همه ملت ها بخصوص مسلمانان است و این نام برای ایرانیان افتخار و میراث فرهنگی مضاعفی است، این روز را باید همانند سایر روزهای ملی در هر جا که هستیم برای پاسداری از هویت تاریخی و فرهنگی کشورمان گرامی بداریم .

آساق ** 2167 ** 275 **

: ارتباط با سردبير
 newsroom@irna.ir
اطلاع بیشتر به :

نوشته ها و نقاشی های فارسی در کاخ راشتراپاتی آشوکا هال

https://www.youtube.com/watch?v=XUfGErolLRk

کتاب اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان

کتاب نقش پارسی بر احجار هند

 روز ملی خلیج فارس 1389

باشگاه خبرنگاران نقشه های  تاریخی خلیج فارس در هند

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/355034

The Ashoka Hall of Rashtrapati Bhavan, originally the Ball Room of the Viceroys,

ketab سنگ نوشته های پارسی هند

is now used for holding ceremonial functions like presentation of credentials by Heads of Missions of foreign countries, swearing-in of Ministers, etc. The room, 105 feet by 65 feet has a wooden dance floor with springs underneath. It has vaulted lobbies of greyish marble and a gallery on the East. The large panelled mirrors and the chandeliers in the room produce a glittering effect.

On the ceiling is a painting showing an equestrian portrait of Fateh Ali Shah, the second of the seven Qajar rulers of Persia, hunting with twenty-two of his sons. The Shah, gorgeous with jewels, is thrusting a spear into a tiger. Around him are the royal princes and courtiers. In the background is a landscape of mountains and lakes.

This monumental group composition (3.56 x 5.20 metres) was offered by Fateh Ali Shah of Persia (reigned 1797-1834) to George IV of England (reigned 1820-30). In 1929, during the Viceroyalty of Lord Irwin, the painting was transferred from the India Office Library (London) and installed in the ceiling of the then State Ballroom of the Vicereoy’s House, which is now the Ashoka Hall of Rashtrapati Bhavan.

An Italian painter, Colonnello, took inspiration from the central Persian painting and extended its forest theme with four more hunting scenes with inscriptions in Persian. The rest of the ceiling has animals among floral creepers. , which was started in June 1932 and completed in October 1933.

 

نام خلیج فارس در احادیث پیامبر ص و بزرگان و مورخان اهل سنت

این مطلب را سال گذشته به مناسبت روز ملی خلیج فارس منتشر کردم و مجدا یاد اوری می کنم .

نام خلیج فارس در احادیث رسول الله ص و بزرگان و مفسران و مورخان اهل سنت بکار رفته  اما 

 در کتاب  های اهل سنت هیچگاه خلیج عربی بکار نرفته است مگر  در چهار دهه اخیر یعنی بطور قطع و یقین در هیچ کتاب اهل سنت تا سال ۱۹۶۰  خلیج عربی ظاهر نشده است .

یک نمونه آن مسند ابویعلی موصلی  است  اولین بار از دکتر عبدالهادی التازی  در سال ۱۳۸۳ شنیدم که گفت یک روایت از پیامبر نقل شده  که در ان بحر فارس بکار رفته  است.

بعدها در سال ۱۳۸۸ این روایت را در نسخه آنلاین کتاب موسند ابی یعلی پیدا کردم . ولی سال قبل صدا و سیما هم  آن را توسط یک  پزوهشگر جوان نشان داد.  در آن حدیث نبوی شریف ،رسول خداص با صراحت از خلیج فارس با نام دریای فارس استفاده نموده اند . اینکه راوی حدیث چه کسی است و یا حدیث معتبر است و یا اصلا جساسه و دجال چی هست و چقدر علمی است و یا نیست و واقعیت امر چیست به موضوع ما ربطی ندارد و موضوع بحث مفسران و محدثان است.  موضوع بحث ما  این است وه واژه بحر فارس در احادیث پیامبر  ص بکار رفته  است.بودن واژه بحر فارس در کتب کهن  اسلامی صرف نظر از راوی و مروی  اهمیت دارد. حدیث جساسه که در ان بحر فارس بکار رفته در ۶ منبع از جمله مسند ابویعلی و تاریخ طبری و مسلم و تاریخ اسلام ذهبی . ابن اثیر و مسعودی نقل شده است.

کتاب:مسندابویعلی موصلی
أحمد بن علی بن المثنى أبو یعلى الموصلی التمیمی متوفی ۳۰۷
ج۴ ص۱۳۰ و ۱۴۲ دارالثقافه
پاروقی:اسناده صحیح
پیامبر مکرم اسلام در جمع اصحابشان درباره دجال چنین می فرمایند:
“…المدینه، ما باب من ابوابها الا ملک مصلت سیفه یمنعه و بمکه مثل ذالک.” ثم قال: “فی بحر فارس، ما هو فی بحر الروم ما هو .ثلاثا.” ثم ضرب بکفه الیمنی علی الیسری. ثلاثا….
در مدینه هیچ دروازه‌ای نیست مگر این که فرشته‌ای در حالی که شمشیرش را بیرون آورده از ورود (دجال) جلوگیری کند. سپس پیامبر سه بار فرمودند: (دجال) در دریای فارس و دریای روم نیست و سپس سه بار کف دست راست خود را بر کف دست چپ شان زدند.

دیگر منابعی که این مطلب را نقل کرده اند:
موطا امام مالک ج۳ص۳۳۳،البدء والتاریخ ابن المطهر،ج۱ص۲۰۴ و۲۰۵ ،کتاب المختصر فی أخبار البشر جناب ابوالفداء ج۱ص۱۶۱ بنابر مکتبه شامله،المفصل فى تاریخ العرب قبل الإسلام دکتر جواد علی چ۱ص۱۷۷ و تاریخ ابن الوردی جناب زین الدین عمر بن مظفر الشهیر بابن الوردی ج۱ص۲۰۲ ،کتاب تاریخ ابن خلدون در ده جای مختلف،تاریخ یعقوبی،ج۱ص۷۱ و مروج الذهب در شش جای مختلف،و ….
در البدایه و النهایه نیز در پاورقی ص۲۶ جلد ۹ بنابر مکتبه ی شامله نیز چنین آمده:أرض أصبهان ومصبه فی بحر فارس قرب عبادان…اما متاسفانه در چاپ های بعدی این کتاب،دست به تحریف زده و در کنار بحر فارس،یک پرانتز باز کرده و نوشتند(خلیج العربی)!!

قــــــــــــــــــــــال رســــــــــــــــــــــول اللـــــــــــــــــــــــــــــــــــه : 

» فی بحر فارس ما هو فی بحر الروم ما هو « آن (دجال وحیوان دریایی) در بحر فارس وروم وجود ندارد

بیش تر از ۷۰ نفراز مفسران مشهور  قرآن  به  عبارت ” بحر فارس”  اشاره کرده اند و حتی بعضی موقعیت جغرافیایی آنرا مفصلا توضیح داده اند  اما حدیث زیر سخن و حدیث محکم خود پیامبر ص است.

انتشار سند بسیار مهم نام خلیج فارس در حدیث  محکم پیامبر(ص) از مسند ابی یعلی الموصلی البغدادی جلد ۴ ص ۱۲۰  حدیث شماره  ۲۱۴۶ .

 با تحقیق و پژوهش در باب اسناد خلیج فارس در منابع عربی اهل سنت احادیثی از پیامبر(ص) را میتوان پیدا کرد از جمله ، حدیثی که پیامبر اسلام ۳ بار نام  بحرفارس را بر زبان آورده است.

مسند الموصلی  توسط انتشاراتی دارالثقافه العربیه در سال ۱۴۱۲ ه. ق در دمشق  باز  چاپ شده  است.

نویسنده این کتاب در بین سال های ۲۱۰ تا ۳۰۸ هجری قمری زندگی می کرده است در این کتاب حدیثی را به نقل از جابر ابن عبدالله انصاری از پیامبر اکرم (ص) آورده که پیامبر(ص) در طول حدیث نام “بحر فارس” را گفته اند. این حدیث در صفحه ی ۱۲۰ از جز چهارم کتاب مسند ابی یعلی الموصلی البغدادی آمده است. ایشان از بزرگان علم حدیث نزد اهل سنت میباشند.

 estakhri persian gulf bahre fars

در نقشه بالا تصویر سه جساسه را می بینید و در پایین نقشه نوشته شده دریای فارس

در این حدیث پیامبر اکرم در جمع اصحابشان در خصوص دجال و حیوانی دریایی صحبت فرموده اند و ترجمه فارسی این حدیث این است که ”هیچ دروازه ای در مدینه نیست مگر اینکه فرشته ای با شمشیرهای بیرون آورده شده از ورود دجال ممانعت کند، و مکه هم همینطور” در ادامه می فرمایند:

«ثم قال : فی بحر پارس ما هو فی بحر روم ما هو ثلاثه» یعنی دجال  و آن حیوان دریایی در بحر فارس و دریای روم ( مدیترانه )  وجود ندارد و سه مرتبه این را تکرار می کنند و سپس سه مرتبه کف داست راست خود را به کف دست چپ خود می زنند. در پایان هم درجه حدیث مشخص شده که نوشته شده رجاله، رجال الصحیح به این معنا که فرد نقل کننده حدیث صحیح است.

در ذیل صفحه ی ۱۲۰ نیز به صحیح بودن این حدیث اشاره شده است. این مطلب حدیث شماره ۲۱۴۶  مسند الموصلی است  اصل عربی آن چنین است:

حدیث مرفوع) حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ بْنِ أَبَانَ ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ فُضَیْلٍ ، عَنِ الْوَلِیدِ بْنِ جَمِیعٍ ، عَنْ أَبِی سَلَمَهَ ، عَنْ جَابِرٍ ، قَالَ :

قَامَ فِینَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ذَاتَ یَوْمٍ عَلَى الْمِنْبَرِ ، فَقَالَ : ” بَیْنَمَا نَاسٌ یَسِیرُونَ فِی الْبَحْرِ فَلَقِیَتْهُمُ الْجَسَّاسَهُ ” . فَقُلْتُ : وَمَا الْجَسَّاسَهُ ؟ . فَقَالَ : ” امْرَأَهٌ تَجُرُّ شَعْرَ جِلْدِهَا وَرَأْسِهَا . فَقَالَتْ : فِی هَذَا الْقَصْرِ خَبَرُ مَا تُرِیدُونَ . فَأَتَوْهُ فَإِذَا هُمْ بِرَجُلٍ مُوثَقٍ ، قَالَ : أَخْبِرُونِی ، أَوْ سَلُونِی أُخْبِرْکُمْ . فَسَکَتَ الْقَوْمُ ، فَقَالَ : أَخْبِرُونِی عَنْ نَخْلِ بَیْسَانَ ، وَعَیْنِ زُغَرَ وَعُمَّانَ ، هَلْ أَطْعَمَ ؟ . قَالُوا : نَعَمْ . قَالَ : فَأَخْبَرُونِی عَنْ حَمْأَهِ زُغَرَ هَلْ فِیهَا مَاءٌ ؟ . قَالُوا : نَعَمْ ، هِیَ مَلأَى تَدَفَّقَ جَانِبُهَا . قَالَ : فَقَالَ : وَهُوَ الْمَسِیحُ تُطْوَى لَهُ الأَرْضُ ، فَیَسْلُکُهَا فِی أَرْبَعِینَ إِلا مَا کَانَ مِنْ طَیْبَهَ ” . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ : ” هِیَ الْمَدِینَهُ ، مَا بَابٌ مِنْ أَبْوَابِهَا إِلا عَلَیْهِ مَلَکٌ صَالِتٌ سَیْفَهُ یَمْنَعُهُ مِنْهَا ، وَبِمَکَّهَ مِثْلُ ذَلِکَ ” . ثُمَّ قَالَ : ” فِی بَحْرِ فَارِسَ مَا هُوَ ، فِی بَحْرِ الرُّومِ مَا هُوَ ” ثَلاثًا . قَالَ : فَقَالَ ابْنُ أَبِی سَلَمَهَ : إِنَّ فِی هَذَا الْحَدِیثِ شَیْئًا مَا حَفِظْتُهُ . قَالَ : فَشَهِدَ جَابِرٌ أَنَّهُ ابْنُ صَیَّادٍ . قَالَ : فَقُلْتُ : إِنَّ ابْنَ صَیَّادٍ قَدْ مَاتَ . قَالَ : وَإِنْ مَاتَ . قَالَ : فَقُلْتُ : فَإِنَّهُ قَدْ أَسْلَمَ . قَالَ : وَإِنْ کَانَ قَدْ أَسْلَمَ . قَالَ : فَإِنَّهُ قَدْ دَخَلَ الْمَدِینَهَ . قَالَ : وَإِنْ کَانَ قَدْ دَخَلَ الْمَدِینَهَ 

 ۲۱۴۶ – حدثنا واصل بن عبد الأعلى ، حدثنا ابن فضیل ، عن الولید بن جمیع ، عن أبی سلمه ، عن جابر ، قال :

قام رسول الله صلى الله علیه وسلم ذات یوم على المنبر فقال : « إنه بینما أناس یسیرون فی البحر فنفد طعامهم ، فرفعت لهم جزیره فخرجوا یریدون الخبز فلقیتهم الجساسه (۱) – قلت لأبی سلمه : وما الجساسه ؟ قال : امرأه تجر شعر رأسها – قالت لهم : فی هذا القصر خبر ما تریدون فأتوه ، فإذا هم برجل موثق فقال : أخبرونی ، أو سلونی أخبرکم فسکت القوم ، فقال : أخبرونی عن نخل بیسان وأریحیا – أو أریحا – أأطعم ؟ قالوا : نعم ، قال : فأخبرونی عن حمأه زغر هل فیها ماء ؟ قالوا : نعم . قالوا : هو المسیح تطوى (۲) له الأرض فیسلکها فی أربعین یوما إلا ما کان من طیبه ، فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم : » ألا وإن طیبه هی المدینه ما من باب من أبوابها إلا ملک صالت سیفه یمنعه منها ،

وبمکه مثل ذلک    « ثم قال : » فی بحر فارس ما هو فی بحر الروم ما هو « .

فقال لی أبو سلمه : إن فی هذا الحدیث شیئا ما حفظت قال : شهد جابر بن عبد الله أنه ابن صیاد قلت : فإنه قد مات ، قال : وإن مات . قلت : فإنه أسلم ، قال : وإن أسلم ، قلت : فإنه قد دخل المدینه ، قال : وإن دخل المدینه
__________
(۱) الجساسه : الدابه التی تتجسس وتجمع الأخبار للدجال
(۲) تطوى : تتقارب

این حدیث  که  اخیرا در روز ملی خلیج فارس نیز مورد تقدیر قرار گرفت .  بیش از ۱ میلیارد مسلمان اهل سنت اصالت آن را قبول دارند. باید به روشنی به حاکمان عرب دست نشانده حوزه جنوب خلیج فارس که تفکرات پان عربیسمی دارند و به صراحت تاریخ و تمدن منطقه را در جهت ایجاد اختلاف و انشقاق جعل میکنند باید گفت اگر مدعی اسلام هستید، این حدیث از بالاتریم مقام انسان های عالم نقل شده و باید آنرا بپذیرید و از نام صحیح بحر فارس یا دریای پارس یا خلیج فارس استفاده کنید و اگر هم مسلمانی را به یدک میکشید و به اسلام اعتقادی ندارید و مطیع اوامر استعمار انگلیس هستید بایستی به هزاران برگ سند و نقشه با قدمت بیش از ۲۰۰۰ سال احترام بگذارید تا شآن و منزلت انسانی اولیه شما زیر سوال نرود.

حدود ۷۰ مفسر قران در تفسیر ۶ آیه قران از بحر فارس بنوعی سخن گفته اند اما حدیث زیر سخن و حدیث محکم خود پیامبر است به اعتراف اهل سنت.

  • حضرت محمدص:

» فی بحر فارس ما هو فی بحر الروم ما هو « آن (دجال وحیوان دریایی) در بحر فارس وروم وجود ندارد

بحرین (دو دریا)، مفهومی است که پنج بار در قرآن (یک بار در حالت رفع، فاطر، ۱۲) آمده است. … مفسران شیعه سنی ودانشمندان مسلمان این مفهوم را به چندین وجه تفسیر کرده‌اند، همگی یک وجه تفسیر آن را   را محلّ التقای بحر فارس و بحر روم دانسته‌اند. در مورد سورهای زیر نیز بعضی اشاره به بحر فارس کرده اند  ( ۱ ) ابراهیم : ۳۲ .
( ۲ ) النحل : ۱۴ – ۱۵ .
( ۳ ) الفرقان : ۵۳ .
( ۴ ) النمل : ۶۱ .
( ۵ ) فاطر : ۱۲ .
(۶ ) الجاثیه : ۱۲ .
( ۷) الطور : ۶ .
(۸ ) الرحمن : ۱۹ – ۲۴ .
( ۹ ) الملک : ۳۰     (۱۰  ) الشورى : ۲۲ – ۲۵ .
( ۱۱) المرسلات : ۲۷ .

بر اساس کتاب پریپلوس اریترا در انتهای خلیج فارس بر کنار رود شهر بسیار آباد و سعادتمندی وجود دارد که تجار پارسی -هندی – رومی در آنجا تجارت دارندو حاکم آن عادلترین است و مردم سادتمند هستند.

برخی آپلوگوس را اُبُله و نزدیک بصره می دانند و عده ای آنرا منطقه آبادان می دانند.در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید خطبه ۱۳ آمده است که بصره و شهرهای اطراف آن را بحر فارس سه بار نابود کرده است.

دجال چیست؟

دجال  یک مسیح قلابی  و دروغی است که با ظهور خود فتنه ای جهانی بنام فتنه دجال برپا می کند او در مدت ۴۰ روز تمام شهرهای جهان را می پیماید.

{ وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّهً مِنْ الأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لا یُوقِنُونَ } (نمل: ۸۲).

بسیاری از مفسران قران در ترجمه دابه من ارض در سوره نمل آیه ۸۲ را همان جساسه می دانند. بسیاری دیگر دابه ارض را دجال یا مسیح دروغین می دانند.

در مورد جساسه داستان های زیادی در ادبیات عرب وجود دارد از جمله اینکه جساسه یک نوع ماهی و یا حیوان است که خود را به شکل زن زیبا روی در می اورد و سراغ کشتی ها می رود و مردان را فریب داده و انها را به ساحل می کشاند تا اموال آنها را غارت نماید. همچنین گفته شده که جساسه موجودی است که برای دجال جاسوسی می کند خود را به اشکال مختلف در می آورد تا مردها را فریب دهد این موجود در دریا هست. نضامی گنجوی نیز در این موضوع مطلب مفصلی دارد.
حدیث جساسه در صحیح مسلم  بیان شده و بخاری  و ترمذی نیز آن را نقل کرده  این حدیث  از قول فاطمه بنت قیس که پیامبر آنرا از قول یک نصرانی بیان کرده است.

 

حدیث جساسه
مسلم در صحیح و ترمذی در سنن بابی را به قصه جساسه اختصاص داده‌اند. مسلم می‌گوید که بنابه گفته عبدالله بن عمرو بن عاص، جساسه همان دابه مذکور در آیه شریفه است (قشیری نیشابوری، بی‌تا: ج۴، ۲۲۶۰).
حدثنا عبدالوارث بن عبدالصمد بن عبدالوارث وحجاج بن الشاعر کلاهما عن عبدالصمد (واللفظ لعبد الوارث بن عبدالصمد) حدثنا أبی عن جدی عن الحسین بن ذکوان حدثنا ابن‌بریده حدثنی عامر بن شراحیل الشعبی شعب همدان: فاطمه بنت قیس _ که از نخستین زنان مهاجر است _ می‌گوید: صدای منادی پیامبر(ص) را شنیدم که ندا می‌داد: به نماز جماعت بیایید. من از خانه بیرون آمده در مسجد همراه پیامبر نماز خواندم. من در صف جلوی زنان نشسته بودم. پیامبر پس از نماز با چهره‌ای خندان بر روی منبر نشست و فرمود: هرکس بر جای خودش بماند. سپس اضافه کرد: آیا می‌دانید که چرا شما را به این اجتماع فراخواندم؟ مردم گفتند: خدا و رسولش بهتر می‌دانند. پیامبر خدا(ص) فرمود: برای این شما را گرد آوردم که تمیم _ که مردی نصرانی بود _ بیعت کرده و اسلام آورده است و او همچنین برای من حدیثی نقل کرده که با آن‌چه من به شما می‌گفتم موافقت دارد. و این حدیث درباره مسیح دجال است.

او برای من نقل کرده که من با سی تن از مردان قبیله لخم و جذام بر یک کشتی سوار شدیم. امواج ما را به جزیره‌ای راهنمایی کرد. ما در ساحل آن پیاده شدیم در جزیره، حیوان عجیبی مشاهده کردیم که بسیار پر مو بود. به حدی که از زیادی مو سر او از دمش شناخته نمی‌شد. ما به طرف این حیوان آمده از او پرسیدیم: تو چه هستی؟ جواب داد: من جساسه هستم. گفتیم: جسّاسه چیست؟ گفت: به این دیر بروید؛ زیرا مردی در آن دیر است که او شیطان باشد. به سرعت به سوی دیر روانه و به آن وارد شدیم. در این هنگام ناگهان مردی را دیدیم که قوی‌تر و بزرگ‌تر از او تاکنون ندیده بودیم؛ دست و پای او در زنجیر بود پرسیدیم: تو کیستی؟ گفت: خبر من را خواهید شنید. اول شما بگویید که چه کسانی هستید؟ گفتیم: ما عرب هستیم و به تفصیل داستان کشتی و سرگذشت خودمان را برای او بازگو کردیم.

سپس سؤالاتی از ما کرد و پرسید: درباره نخل بیسان (قریه‌ای در شام) برایم بگویید؛ آیا ثمر می‌دهد؟ گفتیم: آری. گفت: به زودی ثمره‌اش تمام خواهد شد. گفت: از دریاچه طبریه (دریاچه‌ای در شام) چه خبر؟ گفتیم: در چه موردی؟ گفت: آب دارد یا نه؟ گفتیم: آب فراوان دارد. گفت: به زودی از بین خواهد رفت. گفت: از چشمه زغر (سرزمینی در شام) چه خبر؟ آیا آب دارد؟ گفتیم: فراوان گفت: آیا مردم آن‌جا از آب چشمه کشاورزی می‌کنند؟ گفتیم: آری، اهالی از چشمه زراعت می‌کنند. گفت: از پیامبر مردم امّی خبر دهید. گفتیم: او در مکه ظهور کرده و اینک در یثرب (مدینه) ساکن است. گفت: آیا عرب‌ها با او جنگ کردند؟ گفتیم: آری. گفت: این جنگ‌ها به چه شکل بوده است؟ گفتیم: او بر عرب‌های نزدیک خود غالب شده و آنان از او اطاعت نمودند. گفت: خیر و مصلحت این است که از او اطاعت کنند و من به شما خبر می‌دهم که من مسیح هستم و نزدیک است که به من اجازه ظهور داده شود. من در زمین راه می‌افتم و همه جا جز مکه و طیبه (مدینه) را تنها در چهل روز می‌پیمایم. این دو شهر بر من حرام است.

هرگاه اراده کنم که به آن‌ها وارد شوم، فرشته‌ای شمشیر به دست با من روبه‌رو شده، مانع ورودش به آن‌جا می‌شود. و بر هر روزنی از آن، فرشتگانی هستند که از آن پاسداری می‌کنند. فاطمه بنت قیس می‌گوید: پیامبر خدا(ص) در حالی که با عصای خود بر منبر می‌کوبید، سه‌بار فرمود: این‌جا طیبه (مدینه) است. سپس فرمود: آیا من این سخن را برای شما نگفته‌ام؟مردم جواب دادند: آری! سپس فرمود: از این جهت حدیث تمیم داری برای من جالب و شگفت‌آور بود که با آن‌چه قبلاً برایتان گفته‌ام مطابقت داشت. (همو: ۲۲۶۱)
ابن‌ماجه حدیث جساسه را از محمد بن عبد الله بن نمیر از إسماعیل ابن‌أبی خالد از مجالد از شعبی، ترمذی از مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ از مُعَاذُ بْنُ هِشَامٍ از أَبِى از قَتَادَه از الشَّعْبِىّ، و احمد از یُونُسُ بْنُ مُحَمَّد از حَمَّاد یَعْنِی ابْنَ سَلَمَه از دَاوُدَ بْنِ أَبِی هِنْد از الشَّعْبِیّ؛ طبرانی از عبدالوارث بن ابراهیم از سیف بن مسکین الاسواری از ابوالاشهب جعفر بن حیان از عامرالشعبی؛ ابن‌حبان در صحیح با دو سند، یک‌بار از هارون بن عیسی بن السکین از الفضل بن موسی مولی بنی‌هاشم از عون بن کهمس از پدرش از عبدالله بن بریده از یحیی بن یعمر از فاطمه بنت قیس و بار دیگر با اندکی اضافات از طریق عمربن محمد الهمدانی از عبدالملک بن سلیمان القرقسانی از عیسی بن یونس از عمران بن سلیمان القینی از الشعبی نقل کرده است (ابن‌ماجه، بی‌تا: ج۲، ۱۳۵۴؛ ترمذی، بی‌تا: ج۸، ۴۸۸؛ ابن‌حنبل، بی‌تا: ج۵۵، ۳۴۶؛ طبرانی، بی‌تا: ج۱۱، ۸۰؛ ابن‌حبان، بی‌تا: ج۲۸، ۱۱۷؛ همو، ۱۱۹).
ترمذی حدیث جساسه را صحیح می‌داند (ترمذی، بی‌تا: ج۸، ۴۸۸).
در اسناد فوق، به ترتیب حجاج بن الشاعر (ذهبی، بی‌تا: ج۱، ۳۶)، عبدالله بن بریده (عسقلانی، ۱۴۰۴: ج۵، ۱۳۷؛ مزی، ۱۴۰۰: ج۱۴، ۳۲۸)، عبدالوارث بن ابراهیم (همو: ج۴۲، ۵۸۸)، سیف بن مسکین الاسواری (همو: ج۱۹، ۳۲۸)، هارون بن عیسی بن السکین (خطیب بغدادی، بی‌تا: ج۱۴، ۳۳) همگی مهمل‌اند؛ مجالد بن سعید ضعیف (عسقلانی، بی‌تا: ج۱۰، ۳۷؛ ذهبی، بی‌تا: ج۳، ۱۸۲)، یونس بن محمد کذاب (عسقلانی، ۱۴۰۶: ج۱، ۶۱۴)، عبدالملک بن سلیمان القرقسانی حدیثش غیر محفوظ(ذهبی، بی‌تا: ج۲، ۶۵۶)، عمران بن سلیمان قمی احتمالاً دچار تصحیف سندی شده و اصل آن عمران بن سلیمان قینی بوده که فردی ضعیف است (همو: ج۳، ۲۳۸)، در غیر این صورت چنین اسمی هرگز در کتب رجالی نیامده و مجهول است.

احتمال اقتباس اخباردابه الارض از قصه جساسه
احتمال می‌رود روایات دابه، از داستان جساسه _ که در متون روایی اهل‌سنت شهرت فراوان دارد _ منشأ گرفته باشند. این احتمال را قرائن ذیل تقویت می‌کند:
۱٫ مسلم در صحیح خود دوبار به این مسئله اشاره کرده که بنا به گفته عبدالله بن عمرو بن عاص، جساسه همان دابه الارضی است که در آیه ۸۲ سوره نمل از آن سخن به میان آمده است؛ یک‌بار در توضیح همان آیه شریفه (قشیری نیشابوری، بی‌تا: ج۴، ۲۲۲۵) و بار دیگر در اول باب جساسه (همو: ۲۲۶۰).
۲٫ عبدالله بن عمرو بن عاص از جمله راویانی است که سند چندین روایت به او منتهی می‌شود و در آن اخبار منقول از عبدالله بن عمرو اکثر ویژگی‌ها و صفات دابه (مکان خروج، زمان خروج، نشان گذاشتن دابه، صیحه زدن، عظیم الجثه و ترسناک بودن و …) بازگو شده است. از این‌رو ممکن است بقیه افراد نیز که روایات دابه را نقل کرده‌اند این احادیث را از او اخذ کرده باشند.
برخی از محدثان اهل‌سنت نیز معتقدند روایاتی را که عبدالله بن عمرو عاص درباره اشراط‌الساعه و فتن آخرالزمان آورده‌اند، نباید قبول تلقی کرد؛ چرا که او در این زمینه بیشتر از اسرائیلیات نقل می‌کند (صبحی صالح، ۱۳۸۰: ۲۱۹).
از جمله روایات منقول از عبدالله بن عمروبن عاص:
حَدَّثَنَا الْمُنْذِرُ بْنُ شَاذَانَ، ثنا یَعْلَى، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ، عَنْ أَبَانَ بْنِ صَالِحٍ قال: از عبدالله بن عمرو درباره دابه سؤال شد که از زیر صخره‌ای نزدیک مکه خارج می‌شود؟ [گفت]: به خدا سوگند اگر بخواهم با عصایم به صخره‌ای که دابه از زیر آن خارج می‌شود می‌کوبم [و آن را برای شما نشان می‌دهم]. گفته شد: ای عبدالله بن عمرو، [دابه] چه کار می‌کند؟ گفت: به مشرق روی آورد و به آواز بلند صیحه کند، به طوری که همه اهل مشرق بشنوند. سپس روی به سوی مغرب آورد و به آواز بلند صیحه کند، به طوری که همه اهل مغرب بشنوند. سپس به همین طریق روی به سوی شام و یمن آورد. گفته شد: سپس چه کار می‌کند؟ گفت: سپس نمی‌دانم. (ابن‌ابی‌حاتم، ۱۴۱۹: ج۹، ۲۹۲۵)
حَدَّثَنَا وَکِیعٌ حَدَّثَنَا سُفْیَانُ عَنْ أَبِی حَیَّانَ عَنْ أَبِی زُرْعَه عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ _ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ _ : خورشید از مغرب طلوع می‌کند و دابه هنگام ظهر بر مردم خارج می‌شود. هرکدام زودتر خارج شد بعدی به زودی به دنبال آن می‌آید. (ابن‌حنبل، بی‌تا: ج۱۳، ۲۸۳)
حدثنی ابن‌عبد الرحیم البرقی، قال: ثنا ابن‌أبی مریم، قال: ثنا ابن‌لهیعه و یحیى بن أیوب، قالا: ثنا ابن‌الهاد، عن عمر بن الحکم، أنه سمع عبد الله بن عمرو یقول: دابه از شعب خارج می‌شود. سرش به ابرها می‌رسد و پاهایش از زمین خارج نشده است. بر انسان‌هایی که نماز می‌گزارند می‌گذرد و می‌گوید: نماز نیاز تو نیست، پس او را نشان می‌گذارد. (طبری، ۱۴۱۲: ج۲۰، ۱۲)
حدثنا أبو بشر قال: ثنا أبوشبل مهنا عن حماد، عن طلحه بن عبید الله بن کریز، وقتاده، عن عبد الله بن عمرو، رضی الله عنهما: هما نا او کفشش را گرفت و گفت: اگر بخواهی نمی‌نشینم تا پابگذارم بر جایی که دابه از آن‌جا خارج می‌شود. آن از اجیادی خارج می‌شود که نزدیک صفاست. (فاکهی، بی‌تا: ج۶، ۱۳۱)
حدثنا عمرو بن عبد الحمید الآملی، قال: ثنا أبو أسامه، عن هشام، عن قیس بن سعد، عن عطاء، قال: عبد الله بن عمرو را دیدم، در حالی که نزدیک مکانی در صفا ایستاده بود و می‌خواست به آن‌جا قدم بگذارد. گفت: نایست، مگر در مکانی که دابه از آن‌جا خارج می‌شود. (طبری، ۱۴۱۲: ج۲۰، ۱۱)
حدثنا صالح بن مسمار، قال: ثنا ابن‌أبی فدیک، قال: ثنا یزید بن عیاض، عن محمد بن إسحاق، أنه بلغه عن عبد الله بن عمرو: دابه الارض در حالی که عصای موسی(ع) و خاتم سلیمان(ع) را به همراه دارد خارج می‌شود و کافر را مهر می‌زند. عفان گفت: روی بینی کافر با مهر علامت می‌گذارد و با عصا صورت مؤمن را جلا می‌بخشد، به گونه‌ای که افرادی که روی یک سفره جمع می‌شوند این را می‌گویند: ای مؤمن، دیگری می‌گوید: ای کافر (مؤمن از کافر باز شناخته می‌شود). (همو: ۱۲)
۳٫ در صحیح مسلم (همو: ۲۲۶۱) و سنن ابی‌داود (سجستانی، بی‌تا: ج۴، ۲۰۷)، از جساسه تعبیر به «اعظم انسان» به معنای «عظیم الجثه» یا «قیافه و صورت ترسناک داشتن» شده است. از این‌رو ممکن است این تعبیر از جساسه منشأ خرافات و افسانه‌هایی باشد که درباره دابه الارض گفته‌اند؛ به‌خصوص که روایاتی که از عبدالله بن عمرو _ که از کسانی است که معتقدند جساسه همان دابه الارض مذکور است _ رسیده، همگی به این مطلب برمی‌گردد که دابه حیوانی خارق العاده و عظیم الجثه است که کارهای خارق العاده نیز انجام می‌دهد.
۴٫ در برخی از منابع نیز آمده که خداوند به جساسه اجازه داد تا به زبان فصیح صحبت کند (طبرانی، ۱۴۰۴: ج۲، ۵۴؛ ۲۴، ۳۸۶؛ همو، بی‌تا: ج۱۱، ۸۰؛ ج۵، ۱۲۴). از این‌رو ممکن است روایات ا

تاریخ الاسلام ذهبی متوفی۷۴۸
ج۱۳ ص۳۵ دارالکتاب العربی
على جمیع المشرق ودعا المأمون الفضل بن سهل فولاه على جمیع المشرق من همدان إلى جبل سقینان والتبت طولاً، ومن بحر فارس والهند إلى بحر الدیلم

تاریخ طبری {تاریخ الرسل و الملوک}
ج۲ص۳۹ دارمعارف مصر و ج۵ص۸۷ {بنابر مکتبه ی شامله}
وکان فی سواحل بحر فارس ملک یقال له أبتنبود، کان یعظم ویعبد…
ومن بحر فارس والهند إلى بحر الدیلم وجرجان عرضاً؛…

این تیمیه هم در کتاب منهاج السنه ج۷ص۲۴۹ تحقیق دکتر محمد رشاد سالم،مثل همیشه،در رد عقیده ی شیعه{ تفسیر آیه مرج البحرین یلتقیان…} با تاکید بیان و نقل می کند که منظور از مرج البحرین..یعنی دریای فارس یا همان خلیج فارس!
و قال الحسن مرج البحرین یعنی بحر فارس و الروم بینهما برزخ هو الجزائر

 الوافی بالوفیات جناب صفدی ج۵ ص۹۲ دارالاحیاء التراث العربی
جمیع المشرق من همذان إلى جبل سقینان والتبت طولاً ومن بحر فارس والهند إلى بحر الدیلم وجرجان عرضاً…

ابن اثیر متوفی ۶۳۰ در الکامل فی التاریخ ج۱ص۲۹۵ دارالکتب العلمیه
وکان فی سواحل بحر فارس ملک اسمه أسیون یعظم فسار إلیه أردشیر فقتله وقتل من معه واستخرج له أموالاً عظیمه.

مسعودی شافعی متوفی۳۴۶ در کتاب اخبار الزمان ج۱ص۲۰
ویخرج من هذا البحر بحر الصین أوله من بلاد الغرب، بحر فارس إلى
بلاد الصین، وهو بحر ضیق فیه مغایص اللؤلؤ.

 

 منبع :   اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان: دکتر محمدعجم
http://islamport.com

http://bahrefars.persianblog.ir/

www.farsi-arabi.persianblog.ir

الکتاب : مسند أبی یعلى الموصلی
مصدر الکتاب : موقع جامع الحدیث

http://www.alsunnah.com

الکتاب مرقم آلیا غیر موافق للمطبوع

 نام خلیج فارس در تفاسیر قرانی: محمدتقی داوری

نوشته : دکتر عجم

http://www.youtube.com/watch?NR=1&v=miYuGbwH0Fw&feature=endscreen

بحر فارس در روایت پیامبر اسلام 

بحر فارس در تقسیرهای قرانی 

ویژگی‌های معماری ایرانی

کلیه بررسی‌ها و کاوش‌های  باستان شناسیحکایت از آن دارد که سابقه معماری  ایران به حدود هزاره هفتم قبل از میلاد می‌رسد. از آن زمان تا کنون پیوسته این هنر در ارتباط با مسائل گوناگون، بویژه علل مذهبی، توسعه و تکامل یافته‌است.

 معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی ویژه برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.

 

ویژگی‌های معماری ایرانی

 در معماری ایرانی، با وجود خصایلی چون تناسب و زیبایی سر درها و گنبدهاو ایوان‌ها خصلتی که بیشتر شایستهٔ بررسی است گوهر معماری ایرانی و منطق ریاضی و عرفانی آن است. درونگرایی و گرایش معماران ایرانی به سوی حیاط‌ها، پادیاوها، گودال باغچه‌ها، هشتی‌ها و کلاه فرنگی‌ها که شبستان‌ها را گرداگرد خود گرفته است، از دیرباز جزء منطق ایرانی بوده است.

 

پیش از این که  تخت جمشید ساخته شود، صدها  ایوانو  شبستانبا ستون‌های چوبی و سنگی در سراسر جهان متمدن آن روز ساخته شده بود، ولی نخستین بار در تخت جمشید می‌بینیم که ستون‌ها تا آخرین حد ممکن از هم فاصله گرفته‌اند با این که در بعضی از معابد کهن خارج از ایران (مثلا مصر) فاصلهٔ دو ستون چیزی نظیر قطر آن‌ها بلکه اندکی کمتر است.

 معمار ایرانی توانست وسیع ترین دهانه‌ها را با کست افزود پیمون‌ها به وجود بیاورد و آرایش‌های گوناگون و سرگرم‌کننده خلق کند؛ به گونه‌ای که ساختمان دو اشکوب به اندازه‌ای از هم دور شده که گویی اشکوب زیری بعدها بر آن افزوده شده است.

 از امتیازات معماری ایرانی این است که هرگز از مکان هندسی همگن برای پوشش استفاده نشده و از اصطلاحات و نام  قوس هاو  طاق هاو گنبدها در زبان فارسی پیداست که بیشتر به شکل بیضی و تخم مرغ و بات (بیز) توجه داشته‌اند.

 

ضرورت پیمون در معماری ایرانی

 پیمون نه تنها در نقشه و اندازهٔ پایه‌ها و ستون‌ها در عرض و طول اتاق‌ها و راهروها اثر دارد، بلکه حالت در و پنجره و نسبت بین آن‌ها را نیز معین می‌کند و پس از همه در پوشش درگاه‌ها، ایوان‌ها، طاق‌ها و گنبد خانه‌ها تاثیر دارد. این تاثیر آن جا آشکار می‌گردد که معمار ایرانی می‌تواند با تضمین کافی با کاربرد پیمون کست افزود، طرح و محاسبه و اجرای آن را در آن واحد انجام دهد؛ بدون این که نا استواری به وجود بیاید.

 

 

سبک‌شناسی معماری ایران

پیش از اسلام

  • شیوه پارسیتا سده چهارم پیش از میلاد، شامل :
    • شیوه پیش پارسیتا سده هشتم پیش از میلاد، مثال چغازنبیل
    • شیوه مادی  سده هشتم تا ششم پیش از میلاد
    • هخامنشیانسده ششم تا سده چهارم پیش از میلاد، که ظهور آن در شهرهای دیدنی که برای مدیریت و سکونت استفاده شد (همانند تخت جمشید ، شوش ، اکباتان )، معبدهایی که برای عبادت و همایشهای اجتماعی ساخته شده اند (همانند معابد زرتشتی)، و آرامگاههایی که برای احترام به پادشاهان منقرض شده استفاده شده است (همانند آرامگاه کوروش کبیر )

 

چغازنبیل

تخت جمشید

معبد زرتشتی

آرامگاه کوروش کبیر

  • شیوه پارتیسده چهارم پیش از میلاد تا صدر اسلام،که شامل طرحهای زیر میشود:
    • دوره  سلوکیانشامل معبد آناهیتا، ستونهای خورهه
    • اشکانیان مثل ارگ کهن نسا
    • ساسانیانمثال قلعه دختر،  طاق کسری، بیشاپور

 معبد آناهیتا

ستونهای خورهه

ارگ کهن نسا

قلعه دختر

پس از اسلام

  • شیوه خراسانی( صفاریان،  طاهریان،  غزنویانو…) از ابتدای قرن چهارم هجری شمسی تا پایان قرن چهارم؛ مثال:  مسجد جامع نائین،  مسجد جامع اصفهان

 

مسجد جامع نائین

 مسجد جامع اصفهان

  • شیوه رازی، قرن پنجم تا اول قرن هفتم (قرن یازده میلادی تا حمله مغول) که شامل روشها و ابزارهای دوره های زیر میشود:
    •  سامانیانمثل   آرامگاه اسماعیل سامانی
    • غزنویان مثل برج گنبد قابوس
    • سلجوقیان مثل برج های خراقان
    • خوارزمشاهیان

 آرامگاه اسماعیل سامانی

گنبد قابوس

برج های خراقان 

 

  • شیوه آذری( ایلخانیانو  تیموریان)از اول قرن هفتم تا اول قرن دهم، مثالها:   سلطانیه،  ارگ تبریز، مسجد جامع ورامین،  مسجد گوهرشاد،  مسجد بی بی خانم در سمرقند، مقبره عبد الصمد اصفهانی،  گوهر امیر،  مسجد جامع یزد،  منار جنبان

 سلطانیه

ارگ تبریز

مسجد بی بی خانم

مقبره عبد الصمد اصفهانی

منار جنبان

 

  •  شیوه اصفهانی( صفویان،  افشاریه،  زندیهو  قاجاریه)از اول قرن دهم تا اواسط دوره قاجاریه؛ مثال  چهل ستون،  عالی قاپو،  مسجد آقا بزرگ کاشان،  مسجد شاه، مسجد شیخ لطف الله

 چهل ستون

عالی قاپو

مسجد آقا بزرگ کاشان 

 

  •  معماری معاصر( پهلوی، بعد از انقلاب ۱۳۵۷) از اواسط دوره قاجاریه تا کنون

  

از شش شیوه معماری ایران دو شیوه پارسی و پارتی مربوط به پیش از اسلام و چهار شیوهٔ دیگر مربوط به دوره اسلامی می‌باشد. غربی‌ها برای شیوه‌های اسلامی نام‌هایی را به کار می‌برند مانند شیوه‌های  اموی و عباسی.

پرهیز از بیهودگی

در معماری ایرانی تلاش می‌شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می‌کردند. این اصل مهم هم  پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می‌شده‌ است. در قرآن آمده مومنان، آنانکه از بیهودگی روی گردانند.

اگر در کشورهای دیگر، هنرهای وابسته به معماری مانند  نگارگری (نقاشی) و  سنگ تراشی، پیرایه (آذین) بشمار می‌آمده، در کشور ایران هرگز اینگونه  نبوده‌ است .گره سازی  با  گچ وکاشی و خشت و آجر و به گفته خود معماران،  آمود و اندود، بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باشد در زیر پوشش  آسمانه (سقف)  پنام (عایق)ی در برابر گرما و سرما ساخته شود یا  افراز بنا که ناگزیر پر و پیمان است و نمی‌تواند به دلخواه معمار کوتاهتر شود، تنها با افزودن کار بندی می‌توان آنرا کوتاهتر و به اندام و مردم‌وار کرد. اگر ارسیو روزن با چوب یا گچ و شیشه‌های خرد و رنگین گره سازی می‌شود برای این است که در پیش آفتاب تند و گاهی سوزان، پناهی باشد تا چشم را نیازارد و اگر  گنبدی از  تیزه (معماری ایرانی) تا  پاکار با کاشی پوشیده می‌شود تنها برای زیبایی نیست. وانگهی باید دانست که واژه  زیبا به معنای زیبنده بودن و تناسب داشتن است و نه قشنگی و جمال.

 منبع: پیرنیا، محمدکریم. آشنایی با معماری اسلامی ایران. سروش دانش، ۱۳۹۲