تصویر قالی ایرانی سازمان ملل

 

 شعر سعدی بر سر سرای سازمان ملل نیست بلکه بر روی فرشی ایرانی در سازمان ملل است.

 

تصویر قالی ایرانی  که با شعر  بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند بر  سالن  سازمان  ملل متحد نصب شده است .

 

unPersian carpet.sadi

 

 سال ۱۳۸۴ در گفت‌وگویی، دکتر ظریف (وزیر خارجه – سفیر و نماینده‌ی سابق ایران در سازمان ملل متحد) گفت: «فرش بسیار نفیس ایرانی، کار استاد محمد صیرفیان، هنرمند اصفهانی و استاد بنام هنر فرش ایران در مقر سازمان ملل نصب شد. شعر معروف سعدی شاعر بزرگ ایرانی (بنی‌آدم اعضای یک پیکرند/که در آفرینش ز یک گوهرند) با طلای ناب در وسط آن نقش بسته است و ترجمه‌ی انگلیسی این شعر نیز توسط نمایندگی دائم کشورمان تهیه و در کنار فرش نصب گردیده تا هر بیننده‌ای را مبهوت عظمت فرهنگ و تمدن ایران و خرد و حکمت ایرانیان نماید.» ایشان در اردیبهشت ۱۳۹۱ گفته‌های پیشینشان را تأیید کرده‌اند.

unPersian carpet

 
به هر ترتیب تلاش‌ها برای پرس و جو از مسافران و ساکنان آمریکا و حتی روزنامه‌نگاران درباره‌ی بررسی صحت و سقم وجود این سردر به جایی نرسید.
هرچند که فرهنگ ایرانی در ساختمان سازمان ملل بی نماینده است، دو فرش بسیار نفیس ایرانی در چشم‌اندازهای زیبایی از مقر سازمان ملل خودنمایی می‌کنند و همچنین مدلی از استوانه‌ی کوروش به نمایش گذاشته شده است . عکس زیر نیز متعلق به سردر غرفه‌ی ایران در اکسپوی شانگهای ۲۰۱۰ می باشد و ربطی به سازمان ملل نداردسردر غرفه‌ی ایران در اکسپوی شانگهای 2010
 
شعر سعدی و این پیام جهان‌شمولش هم آن قدر بزرگ و شنیدنی هست که بود و نبودش بر سر در سازمان ملل توفیر چندانی نکند. همان طور که در سخنرانی چهره‌های مشهور جهانی مانند دبیر کل یونسکو و رییس‌جمهور آمریکا نیز راه یافته است. همچنین این شعر به همراه تعدادی پیام و آواهایی طبیعی به عنوان “پیام زمین به ساکنان فضا” از کاوشکر وویجر برای ساکنان ناشناخته فضا پخش می‌شود.
bani-adam-iranian-poet-un-b

 

 

 

Though born in Shiraz, Sa’di (1184-1283) traveled widely throughout the Middle East. He was an ardent believer in Islam and an equally strong believer in unity and peace. One of his poems on the subjects is inscribed at the entrance to the UN building in New York. Here’s a translation:

Human beings are members of a whole,
In creation of one essence and soul.
If one member is afflicted with pain,
Other members uneasy will remain.
If you have no sympathy for human pain,
The name of human you cannot retain.

The city’s other favorite son, Hafez (14th Century), has been so heavily mythologized that very little is known about his actual life. He is said to have memorized the Koran by heart at a young age and to have sat for forty days contemplating his love for a woman. Here is Hafez’s poem “The Woman I Love” (translated by Daniel Ladinsky). It’s still moving today.

Because the Woman I love lives
Inside of you,
I lean as close to your body with my words
As I can–
And I think of you all the time, dear pilgrim.
Because the One I love goes with you
Wherever you go,
Hafiz will always be near.
If you sat before me, wayfarer,
With your aura bright from your many
Charms,
My lips could resist rushing to you and needing
To befriend your blushed cheek,
But my eyes can no longer hide
The wondrous fact of who
You Really are.
The Beautiful One whom I adore
Has pitched His royal tent inside of you,
So I will always lean my heart
As close to your soul
As I can.

برخی بررسی ها درباره جهان بینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران.میترایی و آیین مهر پرستی یا خورشید پرستان

 برخی بررسی ها درباره جهان بینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران. احسان طبری.  مهرپرستی ریشه های40 قرن.  آئین و مذهب در ایران.   آئین مهر

 

                                                           چو ذره گر چه حقیرم، ببین به دولت عشق

                                                        که در هوای رُخَت چون به مهر پیوستم

                                                                                                       حافظ

 

یکی از کیش های کهن ایرانی که زمانی جهان گیر شد مهر پرستی یا میترائیسم است. چنان که طی این بررسی خواهیم دید این کیش باستانی در بسیاری از ادیان و جریانات فکری ایران و جهان اثرات ژرف باقی گذاشت.

         مردمی که در فلات ایران زندگی می کنند، چنان که در گذشته نیز یادآور شده ایم، دو بار توانستند کیش جهانی پدید آورند. یک بار در مورد مهر پرستی و بار دیگر در مورد مانیگری. هر دوی این کیش ها نیز این پیام دل انگیز را با خود به همراه داشت که ابناء انسان در زیر یک اندیشه واحد باید به خاندانی بزرگ بدل شوند. برای روشن کردن سیر         جهان بینی ها در ایران، بررسی این جریانات فکری ضرور است. زیرا با آن که در ایران کهن فلسفه به معنای اخص کلمه بروز نکرد، این کیش ها خود منعکس کننده بسیاری از تعمیمات فلسفی و نمودار منطق حیاتی و بینش ویژه دوران ها و نسل های گم شده است.

         درباره میترائیسم پژوهش های بسیاری از جانب دانشمندان خودی و بیگانه ° انجام گرفته و ویژه نامه های متعددی در این باره نگاشته شده. ما در این گفتار، زبده این پژوهش ها را یاد می کنیم و برخی استنباطات خود را نیز با تصریح درجه وثوق آن ها به میان می آوریم تا بر روی یک فصل شگرف از تاریخ جهان بینی ایرانی، از نظرگاه خویش، پرتو افکنده باشیم.

 

نقشی از تاق بستان در کرمانشاه ایران

1 – مهر پرستی آئینی است دیرین سال

واقعیات متعددی مبرهن می سازد که آئین پرستش مهر به دوران های پیش از پیدایش کیش مزدا پرستی زرتشت مربوط است. مهر پرستی کیش هند و میتانی و ایران باستانی است. نام خدای میترا در کتاب مقدس هندیان «ریگ ودا» آمده است. در این کتاب نام میترا و وارونا با هم به صورت میترا – وارونا ذکر شده است. در کشفیات «بغازکوی» ( نزدیک آنکارا) لوحه ای به خط میخی به دست آمده است که مربوط به پادشاهان میتانی و متعلق به 14 قرن پیش از میلاد مسیح اس. در این متون از خدایان هند و میترا، وارونا و ایندرا و ناساتیا یاد شده است. Ñ در صورت اسامی کتابخانه آسوربانی پال نام میترا همسنگ نام شمس (شَمَش) آمده است.

         این نکته جالبی است که میترا به عنوان یکی از خدایان، در گات های زرتشت که بخش کهن اوستاست اثری نیست و این لفظ در گات ها تنها دارای یک مفهوم معنوی است و فقط در یشت هاست که به عنوان الهه ای از او یاد می گردد. یکی از پژوهندگان به نام «میه» ¨ بر آن است که :

« منشأ وجودی مهر اوامر طبیعی نیست، بلکه از امور اجتماعی منبعث است و مفهومی است که ازعوامل اجتماعی بیرون آمده و جنبه الوهیت یافته است».°

         چنان که ورونا نیز به معنای قانون است و رتا به معنای نظم و سامان. مطلب بدین سادگی به نظر نمی رسد. چنان که گفتیم در دورانی قدیم تر از نگارش گات ها مهر را خدایی آسمانی می دانسته اند. بیش تر به نظر می رسد که نخستین مفهوم مهر همان خورشید است و مفاهیم تجریدی «پیوند» و «پیمان» از مفهوم مشخص خورشید نشأت کرفته است.° زرتشت که خود آورنده کیش اهوراست، نخواست مهر را در جایگاه کهنش قرار دهد ولی نفوذ مهر در مردم عادی چنان بود که زرتشت و یا دیگر نگارندگان یشت های اوستا ناچار شدند بار دیگر با این الهه پر صولت و نفوذ بیعت کنند (ما کمی دورتر درباره وصف مهر در یشت ها با تفصیل بیش تری سخن خواهیم گفت).

این معنی از آن جا نیز فهمیده می شود که از اواسط سلسله هخامنشی روش نسبت به مهر دگرگون می شود. در آثار و سنگ نبشته های اولیه هخامنشی (داریوش و خشایارشا) ذکری از مهر نیست ولی در کتیبه های مربوط به قرن چهارم قبل از میلاد متعلق به اردشیر دوم (359-404 قبل از میلاد ) و سوم (338-359 قبل از میلاد) هخامنشی در همدان و شوش و پرسپولیس پنج بار نام مهر آمده است و به طور کلی نام مهر و ناهید در این کتیبه ها از نام اهورمزدا بیش تر است. کریستنسن حدس می زند که به ابتکار اردشیر دوم هخامنشی تجددی در دین انجام گرفته است. à

بهتر است گفته شود رجعتی به سنن گذشته شده است. در دوران اشکانی مهر و ناهید (میترا، آناهیتا، وَرثرغَن) به گفته گریشمن تثلیث عده ای را تشکیل می دهند که اهومزدا را در سایه می گذارند. به ویژه مهر پرستی دامنه ای شگرف می یابد و نوعی مذهب رسمی می شود. با این حال در طاق بستان کرمانشاه حجاری جالبی است: در این حجاری مردی که چهره اش مانند خورشید تابناک است در دست چپ اردشیر دوم ساسانی است که برخی می پنداشته اند زرتشت است و پژوهندگان معتبری مانند «دیولافوا» و «زاره» آن را «مهر» می دانندÑ این مایه شگفتی نیست. اگر هم زرتشت مهر را منکر نبود، بلکه او را سخت عزیز می داشت. با آن که مهر در پانتئون زرتشتی از امشاسپندان نیست و تنها از ایزدان است که خدایان رده دوم در این پانتئون است، با این حال در روح ایرانی جایی والا داشت و موبدان زرتشتی ناگزیر از سازش با این الهه جاذب بودند.

         این سیر اجمالی نشان می دهد که از زمان های بسیار دور یعنی حداقل از 35 الی 40 قرن پیش مهر یا میترا (چنان که در پارسی باستان نامیده می شد) از مهم ترین موضوعات پرستش ایرانیان بوده است.

 

نقش میترا در پشت و روی یک کنده کاری متعلق به سده دوم یا سوم پس از میلاد.

2 – ریشه مهر و ستایش آن در اوستا

در اوستا «میترا» نام فرشته روشنایی، پاسبان راستی و پیمان است. کریستان بارتولمه در «فرهنگ پارسی باستانی» متذکر می گردد که در سانسکریت این نام به صورت «میترا» است؛ یعنی پروردگار روشنایی و فروغ ( وِدا) و نیز به معنای «درستی» آمده است. شکل پهلوی آن به تصریح «نیبرگ» «میثر» و «میتر» است. این واژه از ریشه «میث» آمده است که در گات ها به معنای وظیفه و تکلیف دینی است و در وندیداد به معنای عهد و پیوند و واژه های میهن (مئه ثینا) و مهمان با این واژه همریشه اند. فردیناندو یوستی در «تاریخ ایران باستان» مهر را رابطه بین فروغ محدث و فروغ ازلی، واسطه بین آفریننده و آفریده می داند.*

         در اوستا از میترا به کرات سخن رفته است، منتها چنان که در سابق نیز متعرض شده ایم در بخش کهن اوستا( گات ها) میترا فقط به معنای پیوند است و فقط در یک جا (یسنای 54- بند 5) به این واژه بر می خوریم، ولی در بقیه اوستا ذکر میترا به عنوان ایزدی از ایزدان اهورامزدا بارها آمده است. یشت دهم «مهریشت» نام دارد. یکی از پژوهندگان به نام س.پ تیله· در اثر خود موسوم به «مذاهب اقوام ایرانی»* تحلیل جامعی از این مهر یشت کرده و ثابت نموده است که مهر یشت از جهت تاریخی یکدست نیست. بخشی متعلق به زرتشت یا عهد زرتشتی است و بخش دیگر متعلق به دوران پیش از زرتشت و دوران آریایی است و موید این استنباط ماست که بعدها زرتشت یا روحانیون زرتشتی در اثر نفوذ مهر ناچار شده اند آن را در کتاب مقدس نه به عنوان یک مفهوم معنوی، بلکه به عنوان یک الهه، یک ایزد وارد سازند. در کرده یک بند یک این یشت صریحا گفته شده است: که مهر از جهت شایان ستایش و نیایش بودن برابر با اورمزد است.

         ما نیز به نوبه خود سودمند دانستیم، نه از جهت تاریخی، بلکه از جهت پژوهش محتوی فکر مهر یشت آن را بررسی کنیم.* در مهر یشت این ایزد به نام «دارنده دشت های فراخ» و «اسب های تیزرو» که از سخن راستین آگاه است و پهلوانی است خوش اندام و نبرد آزما، دارای هزار گوش و هزار چشم و هزار چستی و چالاکی یاد شده، کسی است که جنگ و پیروزی با اوست، هرگز نمی خسبد، هرگز فریب نمی خورد، اگر کسی با او پیمان شکند خواه در خاور هندوستان باشد یا بر دهنه شط ا رنگ، از ناوک او گریز ندارد، پشتیبان مزدیسنان است و سپر سیمین بردست و زره زرین بر تن دارد. خورشید، دارنده سمندهای تیزتگ از دور ستایش وی را مژده می دهد. گرزها و نیزه ها و فلاخن ها و تیرها هر قدر هم که خوب باشند در او کارگر نیستند. ولی گردونه او پر از سلاح معجزه آسای نبرد است که به سرعت قوه خیال بر سر دشمن فرود می آید و او را هلاک می سازد. او نخستین ایزد معنوی است که پیش از طلوع خورشید فنا ناپذیر تیز اسب بر بالای کوه هرا بر می آید و از آن جایگاه بلند سراسر منزلگاه های آریایی را می نگرد. هشت تن از یاران او بر فراز کوه ها و برج ها مانند دیده بانان نشسته اند و نگران پیمان شکنانند و اگر کسی به وی دروغ نگوید، مهر او را از نیاز و خطر خواهد رهاند.

         در مهریشت چنین می خوانیم :

         « از تو است که خانه های سترگ از زنان برازنده برخوردار است، از گردونه های برازنده، از بالش های پهن و بسترهای گسترده بهره مند است » ( کرده 8 بند 20 )

« در میان چالاکان چالاک ترین، در میان وفاشناسان وفاشناس ترین، در میان دلیران دلیرترین، در میان زبان آوران زبان آورترین، در میان گشایش دهندگان گشایش دهنده ترین، کسی که گله و رمه بخشد، کسی که شهریاری بخشد، کسی که زندگانی بخشد، کسی که سعادت بخشد، کسی که نعمت راستی بخشد»à (کرده 16 بند 65)

« در جهان بشری نیست که بیش تر از عقل طبیعی بهره مند باشد، به آن اندازه که مهر مینوی از عقل طبیعی بهره مند است. در جهان بشری نیست که تا به آن اندازه گوش شنوا داشته باشد مثل مهر مینوی تیز گوشی که با هزار مهارت آراسته است. هر که او را دروغ گوید، او می بیند، مهر توانا قدم به پیش گذارد. آن قادر مملکت روان گردد. از چشمان خویش نگاه زیبای دور بین بر اندازد». (کرده 27 بند 107)

         جالب است که «مهر» نوعی واحد و درجه میثاق و عهد  دوستی و وفاداری است. مثلا در کرده 29 بند 116 ذکر شده است که مهر میان دو همسر درجه مهر30 است، میان دو همکاری30، میان دو خویشاوند40، میان دو همخانه 50، میان دو پیشوا 60، میان شاگرد و آموزشگار70، میان داماد و پدر زن80، میان دو برادر90، میان پدر و مادر و پسر 100، میان دو قوم 1000، میان پیروان یک دین 10000.

         چیزی که نشان دهنده آن است که مفهوم «مهر» و «خورشید» در اوستا یکی نیست آن است که در اوستا خورشید یشت ویژه خود را دارد («خورشید یشت») و نیز در «خرده اوستا» نیایش ویژه ای برای خورشید است ولی با این حال چنان که خواهیم دید این دو مفهوم از دیر باز در آمیخته و پس از بسط مهر پرستی در باختر زمین، مهر راSolinvicuts  یا خورشید شکست ناپذیر نام نهادند و به علاوه در خود خورشید یشت (بند پنج) نیایش مهر و خورشید با هم آمده است که نمودار نزدیکی این مفاهیم است. à

 

میترا و گاو نر (وَرزا): این دیوارنگاره از یک میترائیوم درمارینو ایتالیا است که صحنه قربانی کردن ورزا و دنباله فلکیردای میترا را نشان می‌دهد

3 – گستش و محتوی کیش مهر

پلوتارخ مورخ معروف نوشت که چند تن راهزن از اهالی سیسیلی در سال 65 قبل از میلاد کیش مهر را در قلمرو روم پخش کردند. این سخن پلوتارخ افسانه ای بیش نیست. روشن است که در اثر جهان گشایی های اسکندر و سپس استقرار تمدن هلنیستی در دوران سلوکیدها و شاهان اشکانی و در نتیجه انواع جنگ ها و مراوده ها که بین ایرانیان و مردم آسیای صغیر و دیگر کشورهای امپراطوری روم در آن ازمنه روی داد، آئین ایرانی مهر به تدریج به کشورهای آسیایی و اروپایی سرایت کرد و گسترش شگرف یافت و از راه سوریه و بین النهرین و آسیای صغیر به روم رفت. در66 میلادی امپراطور روم نرون به وسیله تیرداد پادشاه ارمنستان به کیش مهر گرایید.· امپراطور روم کُمدُ در قربانی های مهر پرستان شرکت می جست. در زمان دیوکلیسین و گالریوس مهر خدای اول روم شد. کنستانتین معروف به کبیر قبل از قبول مسیحیت پیرو کیش مهر بود. امپراطوران روم در نقاط مختلف بارها معابدی به نام مهر ساختند یا معابد مهر را ترمیم نمودند. این معابد میترئوم * نام داشت. کیش مهر شمال افریقا، شبه جزیره بالکان (گویا غیر از یونان)، سواحل دانوب، داسیا (مجارستان کنونی)، زمین های اطراف رَن، سرزمین گُل، شبه جزیره ایبری و ایتالیا را فرا گرفت و تا جزیره بریتانیا و «دیوار هادرین» در شمال انگلند پیش رفت.· بر دیوار هادریَن نقش هایی از مهر پرستی است و در مرکز شهرلندن (سیتی) مجسمه ای از مهر کشف شد.17جز مانیگری که در دوران ساسانی به نوبه خود توانست کیش جهانی شود، هیچ آئین دیگر ایرانی چنین گسترشی نیافت. تنها مسیحیت توانست در قبال این پویه ظفرمند خدای مهر سدی بکشد و مسیحیت از عهده این کار برای آن برآمد که بسیاری از عناصر مهر پرستی را جذب کرد و در کالبد یک کیش مأنوس در دل های گروندگان جای یافت. پروفسور ه. ج. ایلیف مدیر موزه شهر لیورپول در فصل «ایران و دنیای قدیم» ( کتاب «میراث ایران») درباره توسعه مهرپرستی در باختر چنین می نویسد:

         « توسعه و پیش رفت سریع مهر پرستی از زمان امپراطور فلاویوس در سراسر امپراطوری روم آغاز شد و در قرن سوم و چهارم میلادی در زمان گالریوس و دیوکلسین چیزی نمانده بود بر مسیحیت پیروز گردد… این کیش عجیب در همه جا چون آتش در جنگل خشک زبانه زد، پیروزی آن هنگامی به نظر می رسد که دیوکلسین ( 305-284 میلادی ) و گالریوس (311-306 میلادی ) ولی سیلیوس در سال 307 معبدی در کنار دانوب به افتخار میترا به عنوان نگاهدارنده و محافظ امپراطوری تخصیص دادند. علت عمده جاذبه ای که در مذهب میترا وجود داشت علو معنوی آن و مبارزه دو گانه دائمی بین خیر و شر است که به موجب آن هر روح پاک و بی آلایشی دائم می کوشد به نیکی کمک کند تا بر بدی چیره شود.Ñ»

         در سال 324 میلادی قیصر لیسیلیوس از امپراطوری کنستانتین شکست یافت و دوران رونق مهر پرستی رو به فرجام نهاد. پس از مرگ کنستانتین در دوران امپراطور ژولین مهرپرستی باز رونقی یافت ولی این دولت مستعجلی بود و مهرپرستان با زوال دولت این قیصر دچار ادبار شدند. آخرین درخش فرار و مجدد مهر پرستی در دوران قیصر اژنیوس در سال 392 میلادی بود و پس از آن خورشید مهرپرستی سراپا به محاق رفت.

         پیداست که کیشی چنین کهن مانند مهرپرستی که تاریخ آن هزاره ها را در بر می گیرد نمی توانست در این پهنه فراخ زمانی بلا تغییر بماند و ما اگر درباره محتوی این کیش چیزی می دانیم به ویژه مربوط به دورانی است که این کیش در ایران و قلمرو امپراطوری روم اشاعه داشت.

         موافق اساطیر میترائیستی به نقل از پژوهنده بلژیکی کومن * مهر نخست از صخره ای در غاری با چهره فروزنده بر جمعی شبانان ظاهر شد و شبانان از طلعت فریبای آن فرشته او را شناختند و نیایش کردند. افسانه ظهور مهر در غار موجب آن شد که مهر پرستان معابد یا میترئوم های خود را در غارها و یا در زیرزمین ها می ساختند. مهر چون به صورت انسانی تجسم یافت گاوی را ذبح کرد و از خون او زمین را آبیاری نمود وحاصل بخش ساخت و پس از آن که پرستندگان خویش از خون و گوشت ذبیحه خود نان و شراب مقدس خوراند به آسمان عروج کرد و بار دیگر در زمره جاویدانان آسمانی درآمد. اشعه ای که  گرد سر مهر است از آن است که وی با خورشید جنگید و چون خورشید نیرویش را دید پرتو خود را بر گرد سرش نهاد. مهر داور روز جزاست و در آن جهان شفیع آدمیان است. مهر خد ای شفیع، خداوند منتقم است و مسیح و مهدی موعودیست که بار دیگر ظهور می کند و جهان را از عدل پُر می سازد و از ستمگران انتقام میکشد. مهرپرستان در جریان عبادت مهر و قربانی به نام او و اجراء مراسم مذهبی نوعی مساوات را بین خود مراعات می کردند و یکدیگر را «برادر» می خواندند. گرونده می بایست از مراحل هفتگانه سلوک بگذرد: اسامی این هفت مرحله عبارت است از کلاغ، پارسا، سرباز، شیر، ایرانی، پیک، خورشید، پدر (یا پیر)à. در در مهرپرستی مراسم تعمید اجراء می شد بدین ترتیب که قربانی را در کنار ظرفی مشبک ذبح میکردند که در زیر آن کسی که می باید تعمید یابد می ایستاد و از خون ذبیحه تعمید می پذیرفت. و نیز مراسم «عشاء ربانی» Ñ یعنی در آمیختن با جسم خداوندs از طریق خوردن نان و شراب ( به مثابه گوشت و خون خداوند مهر) اجراء می گردید.­ شباهت فراوان مراسم عشاء ربانی و تعمید مهر پرستی با نظایر این آداب در مسیحیت به خوبی نشان می دهد که تا چه اندازه ای کیش مسیح با نظایر این آداب در مسیحیت به خوبی نشان می دهد که تا چه اندازه ای کیش مسیح از مهرپرستی اقتباس کرده است. باید افزود که تعطیل روزیکشنبه که هنوز در زبان انگلیسی روز خورشید · نام دارد و جشن گرفتن روز تولد مهر (روز 25 سامبر) وپیروی از صلیب و نواختن ناقوس و نوازندگی به هنگام دعا خوانی نیز از مهر پرستی به کیش مسیح منتقل شده است. برخی معتقدند که نمی توان مدعی شد که این مراسم را مهرپرستان از ترسایان گرفته اند یا برعکس* ، ولی این نظر درست نیست زیرا حتی خود آباء کلیسای مسیح چنین ادعایی نداشتند. آن ها مانند قدیس ژوستن شهید در کتاب «مدیحه » · و ترتولین الهی معروف مسیحی در کتاب اقوال ملحدان Ñ بر آنند که این شعبده شیطان است که مسیحیت آن را چنین به مهر پرستی شبیه ساخته است.s

         اسطوره شناسان و پژوهندگان میتولوژی، افسانه مهر را که از آسمان به زمین می آید و به مثابه انسانی در میان انسان ها می زید و سپس بار دیگر به آسمان ها عروج می کند و در زمره جاویدانان لاهوت وارد می گردد که از خانواده های افسانه های مربوط به « خدایان میرنده و رستاخیزنده » می شمارند که در نزد بسیاری از اقوام و خلقت ها وجود دارد. افسانه فنیقی و یونانی آدُنیس، افسانه مصری اُسیریس، افسانه یونانی دیونیس، افسانه آتیس متعلق به خلق های آسیای صغیر و یک سلسله افسانه های دیگر، همه حاکی از آمدن خدایان به میان مردمان، مرگ آن ها و رستاخیز آن هاست. ª

         اسطوره مسیح نیز بر پایه همین افسانه ها پدید شده است. چنان که بعدا خواهیم دید اسطوره مهر در داستان شفاعت و مهدویت شیعیان نیز اثرات خود را باقی گذاشته زیرا یکی از مختصات « مهر » همین شفاعت ووساطت است. پلوتارخ به درستی یاد آور می شود که در دین زرتشت دو مقوله هرمزش ( آهورا مزدا) و آرمینوس ( اهرمین ) نمودار دو عالم نور و ظلمتندو میترس( مهر ) واسطه این دو است. یعنی به عبارت دیگر اگر اهورا مزدا را نماینده آسمان روشن روز بدانیم و اهریمن را مظهر شب تاریک ، در آن صورت خورشید حد پیوند ما بین این دو و به اصطلاح « فروغ محدثی » است که از « فروغ ازلی » اورمزدی ناشی شده است.

 

4 – مهر و خورشید

بررسی دقیق اوستا نشان می دهد که در کتاب «مهر» و «خورشید»، با آن که غالبا همراهند، ولی دقیقا یکی نیستند. ولی از دیرباز این دومفهوم با هم در آمیخته است. مثلا استرابن یک قرن قبل از میلاد مسیح نوشته است که ایرانیان خورشید را به نام «میترس» می شناسند و در واقع با هلیوس یونانی و آپولن رومی یکیست و همچنین آقای پورداود در بررسی بسیار جالب و جامع خود درپشت ها § متذکر می گردد:

         « پنج قرن بعد از آن هم «الیشه» مورخ ارمنی قرن پنجم میلادی نقل از وعاظ زرتشتی کرده می گوید: «خورشیدی که به واسطه اشعه خود جهان را روشن کند و به واسطه حرارت خود غذای انسان و جانوران رانضج دهد ، کسی که از سخاوت یکسان و داد و دهش مساوی خویش مهر نامیده شده است….»

         برای انسان های سپیده دم تاریخ، خورشید پیوسته پدیده ای سخت جاذب، فریبا، خیال انگیز و شگفت آور بود. در برابر دیدگان راز جوی نیاکان ما هر بامداداز چاک  خونین فلق روی تابنده مهر ظاهر می شد و پویه روزانه خود را درزیرگنبد بلورین آسمان آغاز می کرد تا زمانی که در ارغوان دود آلود شفق فرو می نشست. گویی خداوندی پرتوان سوار بر گردونه ای از نور بود که آزاد وسبک سار مزرع سبز فلک را می پیمود.

         چیزی از نیایش خورشید برای انسان های سرآغاز تاریخ عادی تر نیست. خورشید برای انسان منشاء دو خیر و دو نعمت عظیم گرما و روشنی است وگرما و روشنی منشأ زندگی. دانش امروز توضیح  می دهد که خورشید گوی ماوراء عظیمی است از بخار تفته هیدروژن وهلیوم با حرارت متوسط شش هزار درجه که به گرد محور خود جنبشی گردبادی دارد و در 150 بلیون کیلومتر آن سوی ما سیلابی از پرتو گرما و امواج مغناطیسی را در اکناف منظومه می پراکند. اگر دیواریخینی به قطر سه کیلومتر از زمین تا خورشید بر افرازیم آن گاه تمامی گرمای متشعشع از خورشید را بر روی این دیوار متمرکزسازیم آن دیوار در عرض یک ثانیه خواهدگداخت. سطح خورشید ده هزار بار از پلاتین مذاب درخشان تر است و از هر متر مربع آن 84 هزار قوه اسب انرژی می تراود که تنها یک دویست و بیست میلیونیم آن بهره زمین ما می شود. نور خورشید در زمین ما 465 هزار برابر نور بدر کامل است.§ خورشید در تعیین شرایط اقلیمی زمین ما، جنبش بادها و ابرها و اقیانوس ها، رشد زندگی نباتی و حیوانی کره ما تأثیر عظیم و قاطع دارد .کافیست به پدیده موسوم به «فتوسنتز» توجه کنیم. در پروسه ای که فتوسنتز نام دارد نباتات زمینی و آبی به کمک سبزینه(خضره الورق یا کلروفیل) میزان عظیمی انرژی خورشید را می بلعند. انرژی مجذوب به جریان تغذیه کربنی نبات کمک می کند. در زمین ما هر ساله از طریق فتوسنتز 175 میلیارد تن کربن جذب می شود و در ترکیب اشیاء آلی (ارگانیک) وارد می گردد و از این راه قریب 450 میلیارد تن اشیاء آلی ساخته میشود. در اثر فتوسنتز در جوف زمین، در پوسته های فوقانی کره، در ژرفای آب دان ها ذخائر هنگفتی از ذغال، نفت، گاز، توربو و غیره فراهم می گردد. اگر بشر می تواند آتشی بیافروزد و چراغی روشن کند به برکت خورشید است.

شکی نیست که انسان های سرآغاز تاریخ از این حقایق اطلاع علمی نداشتند ولی آن ها چنان که گفته مورخ ارمنی الیشه از قول اندرزبدان زرتشتی با وضوح ثابت می کند با تجربه روزانه خویش کرامات متعدد خویش را می دیدند و در اندیشه پندارباف آن ها این گوی پر فروغ به صورت الهه ای زیبا در می آمد که صاحب معجزاتی شگرف است : نور افشانی، حیاتبخشی، داد ودهش.

هنگامی که تفکر انسان به مراحل بغرنج تر وارد گردید پرتو فشانی و تجلی خورشید وپیوندی که این نور جهان تاب بین پدیده ها واشیاء می آفریند در ذهن انسان اندیشه های دیگری بر انگیخت. خورشیدمظهر آفرینشی شد که از راه نور افشانی دائمی وفیضان حاصل می گردد. خورشید مظهر محبت و پیوند و عشق شد. طلوع و غروب آن مظهر مرگ و رستاخیز پس از مرگ شد. به علاوه در پرتوی گرمای مهربان او بود که سراسر طبیعت پس از خواب زمستانی رستاخیز می کرد. همه این ها در دماغ اسطوره ساز بَدوی می توانست داستان های بسیاری بر انگیزد : اگر درست است که خورشید در زیر طاق مقرنس آسمان پدید میشود ، پس ظهور مهر فریبا در زیر طاق غار نیز درست است. و اگر درست است که پرتو خورشید بر زمین می نشیند و خود در ملکوت نیل رنگ می تازد، پس درست است که خداوندبه زمین آمده بار دیگر به جایگاهمینوی خود عروج کرده است و غیره و غیره.

عشق به این اسطوره کهن چنان در دل مردم جای گرفت که علی رغم طغیان زرتشت علیه مهر، اجاق این ایزد خاموش نشد وچنان که خواهیم دید رخنه این آئین در تمدن جهان از آن هم به مراتب وسیع تر به نظر می رسد.

 

5 – رد پای مهر در تاریخ ایران

از دیرباز ترکیبات و اسامی زیادی درالسنه اوستایی، پارسی باستانی، پهلوی و دری از ریشه مهر وجود داشته است مانند مهر دروغ، مهر زیان، مهر جنگ، مهربان، مهرگسار، مهرگان، مهرک، مهرین، مهرنوش، دَر مهر(پرستشگاه زرتشتی) ، مهر بند گشاª ، مهرداد، مهران، مهراب، مهرگشنسب، مهربد، مهر براز،مهر بوزید، بزرگمهر، مهرگیاه، مهر ترسه و غیره. روز تولد مهر که روز تعادل خریفی است و در تقویم کهن آغاز فصل سرما بود، روز جشن مهرگان است. آیا اندیشه مهرپرستی پس از تسلط اسلام در ایران فرو مرد؟ سخت بعید به نظر می رسد. احتمال زیاد می رود که آئین مهر در تکامل طولانی خود به جهان بینی گسترده ای همانند جهان بینی عرفانی بدل شده بود. تأثیر آئین مهر در گنوستی سیستم و تأثیر متقابل آن در مهر پرستی و رابطه مهر پرستی با مکتب نو افلاطونی که هر دو از جریانات مهم دوران هلنیسم است امریست درخور مطالعه آیا آنچه که حکماء ما از قبیل ابن سینا و سهروردی « حکمت الشرقیه » نامیده اند و آیا اصطلاحاتی از قبیل«شید» و «شیدان شید» که سهروردی به کار می برد از منشأ آئین مهر نیست؟ می گویند لفظ «محراب» از «مهرابه» آمده است که ترکیبی است از « مهر» و « آبه»s درباره برخی از این مطالب در بررسی های دیگر سخن خواهیم گفت.

می گویند «خرابات» معربی است از «خورآباد». آیا کیش شراب که در نزد خراباتیان معمول بود و الفاظ مغ و مغ بچه و جام می مغانه که در آثار ادبی فارسی فراوان آمده است حکایتی از قدس باده در کیش مهرپرستی و بقایایی از آداب مهرپرستی نیست.à آیا اندیشه مهدی موعود و شفاعت گری ائمه در روز محشر در دین شیعه، ریشه ای در مهر پرستی ندارد و آیا در چهره علی و حسینبازتابی از چهره مقدس مهر نباید دید؟ ناتان مندربلم در اثر خود می گوید که در روز قیامت مهر همراه سروش و رَشَن روان راست گویان را سر پل صراط از دست دیوهای دوزخ نجات می دهد و این خود با شفاعتگری پیامبر و ائمه در صحرای محشر شباهت تام دارد. آیا درویشی و رندی ( که خود این دو اصطلاح از قدمت بسیار این مفاهیم خبر می دهد ) در کشور ما تنها پس از اسلام پدید شد و آیا عرفان در تاریخ ما درکالبد مهرپرستی سابقه ای دیرین نداشت ؟ آیا مفاهیم عشق، فیضان، و تجلی، پیوند عمومی سراسر جهان در وراء «کبریا» و «نیاز» (بنا به اصطلاح دل انگیز شمس تبریزی) همه و همه دارای ریشه های مهر پرستی نیست؟ آیا تصادفی است که در غزلیات عرفانی مولوی و حافظ این همه از نور و پرتو و تجلی و ذره و خورشید به مثابه کنایه ها و رموزی حاکی از وحدت وجود سخن به میان است؟ آیا مراحل سلوک صوفیان و واژه « پیر» که از مقامات هفتگانه مهرپرستی بود، تطوری از معتقدات مهرپرستان نیست؟ به نظر نگارنده همه این سئوال ها در خورد تعمق و سزاوار پژوهش است و اگر پاسخ آن ها مثبت باشد درآن صورت یک نتیجه حیرت انگیز به دست می آید و آن عبارت است از جان سختی کیشی طی هزاران سال  وپیوند شگرف معنوی نسل های فراوانی که در فلات ایران زیسته اند. طبیعی است که این کیش، چنان که بارها تأکید کردیم، تحولی ژرف را گذرانیده و از یک مذهب ناتورالیستی شاید به یک جهان بینی عرفانی بدل شده و گاه احیانا صورت الحاد پرسوز و گداز شیعی را به خود گرفته، ولی به هر صورت رشته حیاتش نگسسته است.

هر اندازه این سئوالات برای اجراء یک بررسی عمیق تر ضروریست به نظر ما تفسیر دیگری که از مهر پرستی اخیرا در ایران داده شده است مقنع به نظر نمی رسد و آن تفسیریست که در کتاب « قصه سکندر و دارا» آمده است.

کمی توضیح بدهیم :

در سال 1343 آقای اصلان غفاری کتابی تحت عنوان « قصه سکندر و دارا» نشر داد که بر آن دانشمند محترم آقای ذبیح بهروز مقدمه ای مشبع نگاشته است. اصل مطلب در مقدمه و ذی المقدمه، تردید در صحت داستان جهان گشایی های اسکندر مقدونی و به ویژه آمدن او به ایران و هند است. آقایان بهروز و غفاری دراین باره دلایلی دارند که به هر صورت درخورد توجه است ولی در کنار این مطلب اصلی در بسیاری مطالب دیگر و از آن جمله درباره مهر پرستی اظهار نظرهای بدیعی شده است. آقای بهروز طبق محاسبات کرونولوژیک خاصی که درکتاب ویژه ایشان (تقویم و تاریخ) منعکس است به این نتیجه رسیدند که مهر، انسانی بوده است که زمانی می زیسته  و الفاظ  مهر ومیترا و میشا اسامی عیسای غیر مصلوبی است که:

« در سال1454 رصد زرتشت، در روز25 دسامبر (دی ماه فارسی) و کریشت ماه سیستانی متولد شد و در 25 سالگی مبعوث شد و در4 شهریور ماه روز عید شهریورگان سال 1518 مار، رصد زرتشت، نزدیک نیمه شب، پس از چهل سال تبلیغ در میان مردم، در سن 65 سالگی در گذشت »!

آقای بهروز و به پیروی ایشان آقای غفاری بر آنند که دین مهر، دینی بود دموکراتیک قائل به انتخابات و فدرالیسم، زیرا دولت اشکانی که در سایه دین مهر اداره می شد هم مهستان (مجلس اعیان) داشت که شاهنشاه را در آن بر می گزیدند و هم غیر متمرکز بود و بر پایه ملوک الطوایفی و به شیوه فدرال اداره می شد. به نظر این پژوهندگان بر عکس، دین مسیحی یا زرتشتی ادیان استبدادی است، زیرا وراثت را به جای انتخاب و تمرکز مطلق را به جای فدرالیسم می پذیرد. اردشیر بابکان و کنستانتین که یکی درایران و دیگری در روم مهر پرستی را ریشه کن می کنند و دین های استبدادی خود را بر تخت می نشانند زیانی عظیم به تاریخ زده اند.

به نظر آقای بهروز و به پیروی از ایشان آقای غفاری نقطه مقابل دین مهر که از روح پاک مردم ایران برخاسته کیش مرموز و خدعه آمیز و دغل مانیگری است که تا همین اواخر در تاریخ لانه داشت و منشأ همه بدبختی هایی است که به سر ایرانیان آمده است!

این بحث ها را آقای دکتر اکبر آزاد یکی از پیروان آقای بهروز به جراید ایران کشانده است. با همه احترامی که به شخص آقای بهروز به مثابه نویسنده و محقق داریم و با همه حسن نیتی که در ثنای دموکراسی و انتخابات و تقبیح استبداد و وراثت از خلال نظریه های بهروز رخ می کند، تفسیر ایشان از مهر پرستی موافق واقع به نظر نمی رسد. گویا احساس میهن پرستی افراطی همراه با تخیل دور پرواز علمی منشأ بروز این تفسیرات است. به هر صورت قضاوت نهایی درباره این اندیشه ها با محققان است. زیرا اظهار عقیده نگارنده مبتنی است بر استنباط و لازمه رد بر نظریه ای که به اتکاء برخی واقعیات به میان کشیده می شود، اجراء تحقیق انتقادیست.

پیش از پایان سخن ذکر نکته دیگر بی فایده نیست.

یکی از یادگارهای مهرپرستی جشن مهرگان است که در روز مهر (16 هر ماه ) از ماه مهر برپا می شد و جشن آغاز شش ماهه زمستان ( زیه نه ) است چنان که نوروز جشن آغاز شش ماهه تابستان (همه مه) است. نیروهای ملی دمکراتیک و انقلابی عصر ما به حق سنت جشن مهرگان را احیاء کرده اند.

در سرلوحه این گفتار بیت دلکشی از حافظ آوردیم که در آن « مهر » به معنای خورشید است و اینک بیت دیگری که در آن مهر به معنای عشق آمده است و می تواند حسن ختام این مقال باشد :

 

         کم تر از ذره نئی، پست مشو، مهر بورز

         تا به خلوتگه خورشید رسی رقص کنان

 

 منبع 

° از پژوهندگان خارجی باید از Cumont و از ایرانیان باید از مقاله بسیار جالب پور داود در یشت ها یاد کرد.

 

Ñ محل کشور میتانی در شمال غربی بین النهرین در حوزه یکی از شعب فرات بوده است. از 18 قرن تا 13 قرن قبل از میلاد کار این ملک رونقی داشته است. 16 قرن قبل از میلاد میتانی برآسور غلبه کرد و در نیمه اول قرن سیزدهم قبل از میلاد سلمنشر پادشاه آشور آن را به ایالتی از کشور خود تبدیل نمود. کشور میتانی در زبان آسوری خاتی گال بات نام داشته است.

 

¨ Meillet

 

° به نقل « مزداپرستی در ایران قدیم » اثر ارتورکریستنسن. ترجمه دکتر صفا. صفحه 36

 

° برخی از پژوهندگان برآنند که خداوند خورشید « هور » بوده است نه مهر و فقط بعدها مهر جانشین خداوند خورشید شده است. به همین جهت نگارنده مطلب را با احتمال ذکر کرده است.

 

à کتاب « مزدا پرستی در ایران قدیم » صفحه 63

 

Ñ فرهنگ ایران باستان. پورداود.1326. صفحات 62-65 و نیز « یشت ها » پورداود. جلد اول. صفحه 394

 

* رجوع کنید به : پورداود، ادبیات مزدیسنا، یشت ها، جلد اول صفحات 392-420. مقدمه مهریشت

 

· Thiele

* چاپ شهر Gotha سال 1903 صفحه 32 به نقل آقای پورداود

 

* رجوع کنید به مهر یشت، از کتاب یشت های آقای پورداود

 

à به شباهت سبک این بند با ادعیه مسلمانان توجه کنید. این نوع ستایش های خطاب به مهر نشانه نفوذ کیش او در میان مردم است و قدمت این کیش

 

à رجوع کنید به یشت ها صفحه 313

 

· « تمدن ایرانی» ترجمه دکتر عیسی بهنام. نشریه « بنگاه نشریات» صفحه 148

* Mithreum

 

· همان کتاب – صفحات 149-150

17 « نُه گفتار در تاریخ ادیان ». علی اصغر حکمت – شهریور 1340 جلد دوم صفحه 293

 

Ñ « میراث ایران » زیر نظر پروفسورآربری. ترجمه فارسی از « بنگاه ترجمه و نشر کتاب» سال 1336 صفحه 74

 

* Cumont

 

à شارل آنشلن، « منشأ مذهب» مبحث « میترانیسم و مسیحیت » صفحات 198-195. چاپ تصحیح شد ادیسیون سوسیال 1950

 

Ñ Eucharistie

 

s Communion

 

خوردن آب « زور» و نان « درون » در نزد زرتشتیان از بقایای مهر پرستی است و به مراسم عشاء ربانی شباهت دارد.

 

· Sunday

* تاریخ تمدن. ویل دورانت. کتاب سوم. جلدسوم. صفحه 131

 

· Apologie

ÑDeprascriptione

 

s شارل آنشلن. « منشأ مذهب ». همان جا.

 

ª یو. پ. فرانتسف.« در مصب دین و آزاداندیشی». آکادمی علوم شوروی. صفحه 364

 

§ ادبیات مزده یسنا. جلد اول. صفحه 406

 

§ ورنتسف بلگیامینف ، « تتبعاتی درباره کیهان » مسکو. نشریات دولتی. 1952. مبحث خورشید صفحات 281-311

 

ª خزینه دار داریوش به گفته تورات. کتاب عزرا. باب اول. بند 8

 

s « آبه » به معنای جایگاه. دو زبان فرانسه Abbat و در زبان انگلیسی Adobe و در فارسی ابده از همان ریشه است.

à هرتسفلد بر آن است که در کیش زرتشتی به جای نوشیدن عصاره سکرآور گیاه هوم، در دوران ساسانی شراب به کار می رفته است. می توان این امر را نتیجه تأثیر مهر پرستی دانست. به هر صورت کیش شراب و دیگر نوشابه های سکرآور در ایران دارای سابقه دیرینه است و به همین جهت منع اسلامی نتوانست از عهده آن بر آید.

همچنین نگاه کنید به :

۲۵ دسامبر ۴ دی سالروز تولد حقیقی عیسی مسیح نیست!نه کریسمس عیسوی است و نه صلیب

 

بت پرستی و نام بت هایی که در قرآن کریم آمده است.

تصویر بالا بتهایی از  تمدن باکون در استان فارس ایران است و متعلق به دوره ۵ هزار ساله است. صلیب شکسته یا چلیپا از مهمترین آیکون های دوره قدیم هست قبل از اینکه ادیان ایران و هندویی از هم جدا شوند.

در قرآن کریم نام بت‌های قوم نوح ود، یغوث، یعوق و نصر و بت‌های اعراب لات و منات و عزی و بت‌های دیگری همچون بعل آمده‌است. در مکه فقط بت های قبایل عرب نبود بلکه بت هایی متعلق به اقوام هند و آریایی نیز بود. 

یونانیان نیز گرچه برای خدایان خود جسم و روح معتقد بودند اما بت‌هایی از زئوس، هرا، آتنا، آرتمیس و هرکول ساخته و به ستایش آن پرداخته‌اند. مصریان نیز بت‌هایی همچون رع، آمون، اوزیریس، ایزیس، ست و آنوبیس را می‌پرستیدند. رومیان هم از ژوپیتر، جونو، دیانا و ونوس مجسمه‌هایی ساخته و به عبادت آن می‌پرداختند. حوبل و لات و منات و عزی و ود و یغوث و یعوق و نصر نیز از بت‌های اعراب بودند.

در آیین میترائیسم نیز که در  حوزه سرزمین پارسیا  شکل گرفت، بعدها تندیس‌هایی از آناهیتا و میترا ساخته شد و مورد ستایش قرار گرفت.

 

آیین بودایی نیز که در چین و تا حدودی هندوستان رواج دارد معتقد به عبادت بتی به نام بوداست. در آیین برهمایی هم بت‌هایی چون شیوا جلوه گری می‌کنند. بت پرستی در قالب آیین شینتو و سایر ملل آسیای جنوب شرقی به وفور دیده می‌شود. عیلامیان باستان نیز که در میان رودان ساکن بودند پیرو توتم پرستی بوده و خدایانی مانند مردوک، بعل، انلیل و ائا داشتند.

 

ناگفته نماند به ادیانی که پیرو بت پرستی هستند مانند بودا، برهما، شینتو و آنیمیسم ادیان غیر الهی و به ادیانی که به خدای واحد اعتقاد دارند مانند حنیف، یهود، زردشت، مسیح و اسلام ادیان الهی گفته می‌شود.

 

واژهٔ «بت» از فارسی میانه «بت» but گرفته شده که به معنی بودا است

در مورد اینکه چه تعداد بت در دوره جاهلی در شهر مکه و داخل کعبه وجود داشته است اختلاف نظر وجود دارد بعضی مفسران و مورخان اسلامی تعداد آنها را ۳۶۰ و بعضی کمتر و یا بیشتر دانسته اند  بین عدد ۳۶۰ و تعداد روزهای سال ارتباطی وجود نداشته است. بنظر می رسد تعداد بت ها بیشتر از ۳۶۰ بوده است زیرا مکه در آن دوره شهری  کثیر الاقوام و متعدد از ادیان بوده است . مثلا مصری ها – هندوها و مجوس ها  یا آتش پرستان هم  در آنجا بت و یا آیکون خود را داشته اند در مورد سایر ادیان و فرق اطلاع کمتری  بدست ما رسیده و یا وجود دارد. اما در مورد اینکه  بین مکه و مصر و فارس و هندوستان ارتباط وجود داشته تقریبا شکی وجود ندارد. تعدادی از اقوام آفریقایی هم در مکه بوده اند مسیحیان و یهودی ها هم اندک بوده اند اصولا  یهودیان و مسیحیان بیشتر در مدینه ساکن بوده اند. البته این بتها خود خدا نبوده اند بلکه آیکون و تصویری از خدا ی هر یک از اقوام و ادیان بوده اند  ادیان بدوی در آفریقا و آسیا هم همین طرز تفکر  را داشته اند.

تعدادی از بت های معروف

اصنام
«اصنام» جمع «صنم» و در لغت به معنای مجسمه و تندیس و بت است که اصل آن، از واژه عبری یا آرامی «صلم» گرفته شده است. صلم و «صلمن» از واژهایی هستند که در متون مسند به معنای تندیس آمده اند.صنم در اصطلاح، به الهه های جاهلی گفته می شود که از چوب یا زر و سیم ساخته می شود و صورتی انسانی دارد.اصنام برای نزدیکی به خدایان دروغین، در معابد به آنها تقدیم می شد، این الهه ها وظیفۀ اجابت دعا و برآوردن آرزوها و شفای بیماران تازی را بر عهده داشتند و به عنوان نذر به الهه های معبد تقدیم می شدند.
«اوثان» جمع «وثن»، بت هایی از جنس سنگ بوده اند که رمز و سمبل خدا بوده اند و برایشان قربانی هایی تقدیم می شده است.
«انصاب» نیز به سنگ های غبارآلوده ای می گفتند که در جایی نصب می کردند و در اطرافشان می چرخیدند و به این گونه، «دوار» می گفتند و نزد آنها قربانی می کردند.در ابتدا بر روی سنگ ها قربانی می شده است(مذبح) که به مرور زمان، مقدس شده، جانشین خدایان شدند. انصاب را «رجس»، و قربانی بر آنها را «عمل شیطانی» معرفی می کند.
نخستین پرستندگان بت ها را در میان اعراب، فرزندان اسماعیل دانسته اند. زمانی که تنگی زندگی، ایشان را به کوچ اجباری از مکه وادار ساخت، هر خانواده، سنگی را از حرم برای حرمت به آن با خود برد و در هر منزلی مانند کعبه به دور آن می چرخید. این عمل در نسل های بعد، جای خود را به پرستش بت سنگ های حرم داد. نیز گفته اند که «عمرو بن ربیعۀ لحی» بعد از مسافرت به «بلقاء شام» با خود بتانی را آورده، مردم را به پرستش آنها وادار ساخت. علاقه به بت و پرستش آن، چنان در خمیره عرب سرشته شد که تا سیصد و شصت بت با اشکال و اندازه های مختلف در کعبه نگهد اری می کردند؛ اما تعدادی از این بت ها احترام و اهمیت بیشتری داشتند که به برخی از آنها اشاره می شود:
خدای تازیان و اعراب جاهل و بت پرست سه زن به نام های لات ،منا و عزی داشته است. 

 
 

منات
قدیمی ترین بت عرب که در کنار دریا از ناحیه «مشلّل» در «قدید» میان مکه و مدینه نصب شده بود و تمامی اعراب، آن را بزرگ می شمردند و به نام آن قربانی می کردند. در این میان، اوس و خزرج، نزد این بت، حجشان را پایان می دادند و سرشان را می تراشیدند.
منات، یکی از سه زن خدای تازی است که از آن یاد شده است. در معنای این بتِ مؤنث آورده اند که از ریشه «منی»به معنای «ریختن» است. وجه تسمیه منات را بدان خونی دانسته اند که بعد از قربانی بر این بت ریخته می شده است. البته این دلیل، منطقی به نظر نمی رسد؛ زیرا به این معناست که این بت تا مدت ها بدون نام پرستش می شده و سپس نامی پیدا می کرده است. دیگران نیز منات را از کلمه “منا ” و “منیه” و به معنای «مرگ و تقدیر» گرفته اند که آن را با یکی از خدایان بابلی به نام «مامناتو» یکی می دانسته اند. منات، نزد عرب ها نماد مرگ است؛ ولی بابلیان، آن را نماد تقدیر می دانستند. در تصور عرب، «قضا و قدر» مذکر است، نه مؤنث و ایشان، نزد این بت از تیرهای قرعه(ازلام) استفاده نمی کردند.

هورس؛ خدای پادشاه، آسمان. یکی از بت های مصری

 

«لات» دومین بت مهم  مکه  

اللات

ذو الشرى کبیر آلهه النبطیین

دومین بت معروف عرب «لات» نامیده می شد. این بت، سنگ سفید رنگی بود که تنی چند از یهود، نزد آن «سویق» (سبوس) می کوبیدند. درباره پدید آمدن این بت، اسطوره هایی در میان مردان قدیم رواج داشته است. آنان لات را منسوب به مردی از ثقیف می دانسته اند که روی این صخره، نان می پخته و به تازیان می فروخته است. بعد از مرگ او «عمرو بن ربیعه» به مردم گفته بود که مرد ثقیفی به داخل صخره فرو رفته است و مردم را به پرستش آن بت واداشته بود. لات، بت ویژۀ مردم ثقیف بود و آنان برای آن، خانه ساخته بودند و آن خانه را از کعبه برتر می دانستند.
این الهۀ مؤنث، نزد بابلیان و قبایل عرب، خدای خورشید بود و آن را «الهه فصل تابستان» می دانستند. پرستش لات، هر چند به صورت یک صخره و بدون شکل بود، به سبب اعتقاد به روحی که درون آن وجود داشت، در چارچوب «مذهب فیتیشم» قرار خواهد گرفت.

عزی
«عزی» سومین بت عرب است که پس از لات و منات ساخته شده و بت اختصاصی قریش بوده و به تدریج در قبیله های دیگر نیز پرستش شده است. عزی را با «عشتار» دختر خدای «سین» در اسطوره های بابلی برابر دانسته اند. «عشتار» در افسانه های بابلی، تموز، سمبل فصل زمستان بود، سپس نماد فراوانی، دوستی و زیبایی شد و بعدها به صورت دختر خدا در آمد و سرانجام نزد یونانیان به «زهره» تبدیل شد. عزی نیز مظهر زمستان بود، این بت در «وادی نخله» به صورت سه درخت شور گز درآمد و الهۀ سرسبزی شناخته شد. عزی نزد عرب جاهلی با ازدواج و زناشویی پیوند داشت؛ چنان که «عشتار» الهه محبت و عشق جسمانی بود.این الهه، بعد از فتح مکه از سوی «خالد بن ولید» از میان رفت. عزی، قربانگاهی به نام «غبغب العزی» نیز داشته است.

هبل
هبل، بت قریش و بزرگ ترین بت کعبه بود. آن را به صورت انسان تراشیده بودند. جنس آن از عقیق سرخ بود، دست راستش شکسته شده بود و دستی از طلا برایش ساخته بودند و آن را «هبل خزیمه» می گفتند. «خزیمه بن مدرکه» کسی بود که این بت را در کعبه نصب کرد. از لام معروف قریش، یعنی تیرهایی که بر آن، فعل های امر و نهی نوشته شده بود، در برابر این بت قرار داشت و پاکی نژاد نوزادان، نکاح، تجارت، سفر، جنگ و نزاع را از او اجازه می گرفتند. برخی نیز بر این اعتقادند که او با «بعل» عبریان یکی می دانند و آن را خدای نعمت، فروانی و زراعت می شناسند.

 

اساف و نائله
زن و مردی یمنی هستند که که به اصطلاح در کعبه مسخ شدند و مردم آنها را برای عبرت دیگران، جلوی کعبه نصب کردند. «اساف» به صورت مرد و «نائله» را زنی دانسته اند که در سعی صفا و مروه، آنها را استلام می کردند!!.

ذوی الشری
بت بنی حارث از قبیله ازد بود که به صورت «داوزارس» در کتیبه های پترا و بصری آمده است و معادل «دیونوس» یونانیان است. در مرکز نبطی ها (قرن دوم وسوم ق.م.) در «سلع» ـ بنابر نقل تورات ـ قرار داشت که در زبان یونانی بدان «بطرا» می گفتند. شاید«بطرا» ترجمه یونانی «سلع» باشد که کلمه عبری یا سریانی است. بطرا معبد بسیار بزرگی برای بت “ذی الشری” است که خدای سرسبزی و شراب بوده است.

ذو الخلصه
ذو الخلصه، بت خثعم و بجیله بود. این بت، صخره سفیدی بود که شکل تاجی بر سر آن تراشیده بودند. این بت در یمن بود و بتخانۀ آن را «کعبه یمانی» می گفتند.
این بت ها را ابتدا قوم نوح می پرستیدند و پس از ایشان، اعراب به پرستش آنها پرداختند. اینان بت هایی بودند که بعد از طوفان در زیر گل و لای، مدفون شده بودند، تا زمانی که دوباره سر برآوردند.

ودّ
«ود» یکی از نام های ماه در متون عربستان جنوبی، ثمودی و لحیانی بوده است. این بت در «دومه الجندل» مقام داشته است و عرب های جنوبی در یمن، الهه های خویش را «ثالوث مقدس» ـ که همان ماه، خورشید و زهره بودند ـ می پرستیدند. ودّ، الهه بزرگ بود که شوهر محسوب می شد و این بت، هنگام پیدا شدن اسلام جنایتکار، نزد «بنی عامر» بود که پرده دار آن بودند.
«یعوق» نزد «قبیله بنی کهلان» در یمن و به شکل «اسب» و یغوث به شکل شیر بوده است. پژوهشگران، این بت را مصری دانسته اند و بت شیرمانندی را به نام «تغنوت» شناسایی کرده اند.
«نسر» نیز به معنای کرکس از بتان بنی ارم بوده است که در زبان عبری به صورت «نشر» و در تلمود، «نثرا» آمده است.
«سواع» نیز نزد بنی هذیل در «رهاط ینبع» بوده است. «سواع» به معنای الهه مرگ و شرور بوده و در مقابل «یعوق» قرار داشته که به معنای محافظ از مرگ و شر بوده است.
«یغوث» به معنای چیزی است به آن استغاثه و از او کمک خواسته می شود. اینجا ذکر این نکته ضروری می نماید که اعراب، فقط حیوان های زنده را می پرستیدند و وجود این بت ها به شکل حیوان، نشانۀ ورود از فرهنگ و سرزمین های دیگر است.

فلس، رفاعه و اقصر
بتی از قبیله «طی» در میان «کوه اجا» بود و «رفاعه» بتی سرخ رنگ، مایل به سیاه بوده است.
از دیگر بت های عرب، می توان به بت «سعد» در ساحل جده، «اقیصر» بت لخم، عائم، بعیم، باجر، عمیانس، ذوالکعین، اشهل، اوال و … اشاره کرد.

همان گونه که دیدید اعراب و تازیان جاهل و بت پرست, بت های گوناگونی را میپرستیدند که بعدها همه آنها را ویران کردند و تنها بتی که بر جای ماند همین بت سنگی بزرگ به نام الله در مکا عربستان است که به نام خدای تازیان هم معروف میباشد, و هنگامی که اعراب جاهل و مسلمانان نادان و ابله میگویند الله اکبر به معنی بت سنگی بزرگ است و بیهوده نیز در اطراف آن میچرخند.

بت ها یا اله های  معروف مکه 

اللات

نصب اللات، منحوته تدمریه، القرن الأول المیلادی

إلهه الخصوبه عند العرب قبل الإسلام وتمثل کذلک الأرض وأخواتها هن العزه ومنات وهؤلاء الأصنام هن الغرانیق العلى وممن عبد اللات بنی ثقیف.

هبل

هبل هو أحد المعبودات لدى العرب القدماء قبل الإسلام، وهو صنم على شکل إنسان وله ذراع مکسوره، قام العرب بإلحاق ذراع من ذهب بدل منها.کان موجودا داخل الکعبه وقد کان یطلق علیه لقب صاحب القداح.ویقال إن هبل أیضا هو إله الشمس.

مناه

أقدم أصنام العرب،وهى الاهه القدر أو المصیر نصبت على ساحل البحر من ناحیه الشمال بقدید بین مکه والمدینه. وکانت الأوس والخزرج ومن ینزل المدینه ومکه وما حولهما

العزى

کانت تمثل کوکب الصباح وقد عبد هذا الإله قبائل بنی سلیم وغطفان وجشم ومن المعتقد أنها نفس الإلهه أفرودیت عند الرومان ونفسها هی إیزیس إلهه من مصر القدیمه وتستطیع تتبع آثارها فی البتراء بوضوح تام

ذو الشرى، منحوته نبطیه وجدت جنوب سوریهومحفوظه فی متحف دمشق الوطنی

طاغوت

وهو الشیطان ( إبلیس ) ورد اسمه فی القرآن.

ذو الشرى

أحد آلهه العرب فی جنوب سوریه، کان معبودا فی المنطقه

ود.

واد أو وَدّ إله بشکل رجل وهو إله بنی کَلْبٍ بِدُومَه الْجَنْدَل قال الماوردی:

فَهُوَ أَوَّل صَنَم مَعْبُود، سُمِّیَ وَدًّا لِوُدِّهِمْ لَهُ

 

سواع.

إله بشکل امرأه وهو إله بنی هُذَیْل

یعوق.

یاعوق أو یَعُوق إله بشکل حصان وهو إله بنی همدان وَفِیهِ یَقُول مَالِک بْن نَمَط الْهَمْدَانِیّ:

یَرِیش اللَّه فِی الدُّنْیَا وَیَبْرِی وَلَا یَبْرِی یَعُوق وَلَا یَرِیش

 

نَسْر.

إله بشکل نسر وهو إله بنی حمیر

یغوث

در میان اله های  مکه  الله جایگاه خاصی داشته  است و برخلاف تصور معاندان  جایگاه الله با جایگاه  اله های دیگر  متفاوت است . الله  خدای و پروردگاه خالق است 

الله  سید الآلهه وکبیرها، فهو الخالق والرازق ومنزل المطر. کانت العرب تتقرب إلیه بطلب الوساطه من الآلهه الأدنى.

در مکه بتهای زیادی وجود داشت که بعضی از آنها به اقوام هندو و  آریایی  تعلق داشته است .

 

چهار بت اصلی مکه  شامل «منات»، «لات»، «عزی» و «هبل» است. منات، خدایی کنعانی بوده است و در لغت، منیه به معنی مرگ یا اجل است. در نقوش نبطی، معنی «لات» الهه آمده است و گفته می شود که نام خورشید است اما براساس نظر اعراب، لات منسوب است به سنگی که یهود بر آن سبوس می کوبیدند و آن سنگ لات نامیده می شده است. سومین بت مشهور عرب، عزی است. العزی به معنای زن العزیزه است. عزی بتی بوده است که قریش در جنگ ها حمل می کرده است. پس می توان گفت، عزی خدایی بوده است که در جنگ ها شرکت می کرده و باعث برانگیختن شجاعت و حمیت پرستندگانش بوده است. بت چهارم هبل، اولین بتی است که در مکه قرار گرفت. براساس رای کلبی، هبل از بزرگترین بت هایی بود که قریش آن را در داخل کعبه نصب کرده بود و صنمی از عقیق سرخ بود که بر صورت انسان ساخته شده بود.
اعراب پیش از اسلام گاه براساس مسائل معیشتی و تنگنای زندگی از مکه و سایر سرزمین های مجاور آن کوچ می کردند و در سایر بلاد و نواحی پراکنده می شدند و از آنجا که مکه و کعبه را بزرگ می داشتند، چیزی از آثار حرم و مکان های مقدس اطراف آن را برمی گزیدند و هر جا ساکن می شدند در اطراف آن سنگ، که آن را همچون کعبه متبرک می دانستند، طواف می کردند و چون مدت زمان طولانی می گذشت، آنان اعتقاد نخستین خود را فراموش می کردند اما آن سنگ در نظر آنها محبوب و مقدس باقی می ماند و سپس به رتبه ای خداگونه ارتقا می یافت و بعد از آن پرستش می شد. این همان راهی است که سایر امت های قبل از عرب نیز آن را طی کرده بودند.

 


در مورد حجرالاسود روایات زیادی بیان شده است از جمله اینکه در روی زمین هیچ چیز از بهشت نیست، مگر رکن حجرالاسود و مقام، که آنها دو گوهر از گوهرهای بهشت هستند و اگر مشرکان بر آنها دست نسوده بودند، هیچ بیماری نبود که آن را لمس کند مگر آنکه خداوند او را شفا دهد. درباره «مقام» نیز روایت های گوناگونی آمده است که همگی بر این امر اتفاق نظر دارند که قداست آن از پیوستگی با ابراهیم (ع) ناشی می شود. اعراب چه بیابان گرد و چه صحرانشین، در عین بزرگداشت بت ها به برتری و عظمت خانه ی کعبه معترف بوده اند، زیرا خانه کعبه برای آنها خانه ی پدرشان ابراهیم (ص) به شمار می آمده است.
پرستش ماه و خورشید و ستارگان نیز در بین اعراب پیش از اسلام رواج داشت. اقوام مختلف، این خدایان، به ویژه خورشید را به عنوان حامیان عدالت و قانون، به حساب می آوردند. شاید علت این امر که رسول اکرم (ص)، اقامه نماز را هنگام طلوع و غروب خورشید نهی کرده، انگیزه ای باشد که ما را به این گمان بیفکند که پیامبر (ص) از آن بیم داشت که مسلمانان به مشرکین در این مورد شبیه شوند و نماز آنها در اوقات طلوع و غروب، به بزرگداشت خورشید و به شیوه ی اعراب جاهلی تعبیر شود. همچنین پرستش ماه نزد اعراب جزیره شناخته شده بوده است تا آنجا که در میان اعرب کسانی بوده اند که خود را به ماه نسبت می داده اند از آن جمله قبیله هایی با نام «بنی قمر» بوده اند.
توتم پرستی (پرستش حیوانات) در میان قبایلی که بعضی افراد یا تیره های آن با نام حیوانات نامیده می شدند، رواج داشته است و حقیقت آن است که اعراب به نام های حیوانات و نیز نام های پرندگان و خزندگان و حشرات، نام گذاری می شدند و در میان آنان اسامی چون عنبس، حیدر، اسامه و هرثمه به معنی شیر رواج داشته است و نیز اوس، ذواله و نهشل به معنی گرگ و همچنین کلثوم به معنی فیل و اسامی دیگر چون الحنش و الاراقم نامهای مارها وجود داشته است. علاوه بر آن هوزه به معنی مرغ سنگ خوار، قطامی به معنی باز، یعقوب به معنی کبک نر، هیثم به معنی جوجه عقاب رایج بوده است و به همین ترتیب جندب به معنی ملخ، الذر به معنی نوع کوچک مورچه، العلس به معنی کنه، الفرعه به معنی شپش شایع بوده است. همچنین خاندان کلبی (به معنی سگ) در میان اعراب از شناخته شده ترین ایشان می باشند.
برای اعراب جاهلی، گیاهان نیر به همان اندازه ی حیوانات، تقدس داشتند، به ویژه در مورد درخت نخل که پایه و ستون اصلی زندگی اعراب را تشکیل می داده است. تقدیس درختان در بلاد عرب تا روزگار حاضر نیز ادامه دارد چنانکه این درختان مقدس نزد اعراب «مناهل» نامیده می شوند و در آن هنگام که از آن صدایی به گوش می رسد یا به جنبش درمی آید نشان از آن دارد که فرشتگان یا اجنه بر آنها فرود آمدند.

 


رسم حج گزاردن حتی پیش از رواج زبان عربی رایج بوده و از آن کهن تر است. بسیاری از گروه هایی که قبایل مختلف به مکه می فرستادند، در حین پیمودن جزیره العرب از بازارهای بسیاری که در سر راه برپا شده بود، عبور می کردند تا خانه را طواف کنند و در عرفه وقوف نمایند و از عبادت خود بهره گیرند و قربانی کنند. مسلمانان در سال های نخستین دعوت اسلام از انجام عادت های جاهلی و به ویژه آداب دینی جاهلی، روی گردان بوده اند، به همین جهت خرید و فروش در موسم اجرای حج را گناه می دانستند تا اینکه با نزول آیه قرآن امر تجارت مباح و روا اعلام شد. اعراب از این بازارها به سمت مکه حرکت می کردند و مراسم حج در نهم ذیحجه با حرکت از ذوالمجار به سمت عرفه، آغاز می شد. در عرفه «وقوف» اجرا می شد که یکی از مهمترین مراحل مناسک حج به شمار می رفت. ذبح یا قربانی کردن در میان اعراب جاهلی، عادت و آیینی بدون علت و بی جهت نبوده است. در میان علت های گوناگونی که موجب عمل ذبح می شده، اطعام یکی از دلایل مهم آن است. همچنین بخشی از آن قربانی که برای خدای خود اختصاص می دادند به پرده دار آن الهه یا خدا انفاق می شده است. ظاهرا این گونه نذرهای گاه به گاهی برای ارضای خدایان دنیای کهن، کافی نبوده است و به همین جهت حکایت کرده اند که در برخی جاها اقوامی بوده اند که هر سال یک قربانی انسانی داشته اند. شاید رسم طواف اطراف بت و یا سنگ های مورد پرستش به هنگام قربانی کردن، ریشه مراسم طوافی باشد که بعدها قریش و قوم عرب پیش از اسلام به گرد کعبه انجام می دادند.

صلیب و بعضی نمادهای معروف مسیحی و آیین های پگان

آیا  ۲۵ دسامبر  واقعا سالروز تولد حقیقی عیسی مسیح  (ع) است؟

پاسخ قانع کننده ای وجود ندارد.

Datei:Museh Melli3.jpg

صلیب یا چلیپای ایرانی هزاره چهارم قبل از میلاد تمدن تل باکون فارس

تل باکون دارای آثار ارزشمند ماقبل از تاریخ است و بعضی آیکون ها و بت های ایرانی در آن کشف شده  بت  ها کاربرد  آیکونیک داشته  و معنی خدای خالق و پروردگار  را ندارد. زیرا در آیین ایرانی پروردگار خدایی مافوق قدرت است .

    • تعدادی از سنت های  آیین میترایی  که  در آیین نوپای مسیحیت به منظور پذیرفته شدن آن توسط عامه مردم وارد شده است  :
  • ۱ –
  • میترا (نماد خورشید) از باکره‌ای متولد شد در شب ۲۵ دسامبر در غار با مراقبت عده ای از چوپانان
  • ۲ –
  • از او به عنوان استاد و معلم بزرگی که به همه جا مسافرت میکرد نام برده شده
  • ۳ – او ۱۲ مرید یا همنشین داشت
  • ۴ – به پیروانش قول جاودانگی و ابدیت داده شده بود
  • ۵ – او معجزه هایی داشت که نشانشان میداد
  • ۶ – به عنوان «گاو نر بزرگ خورشید» او خود را برای آرامش و صلح دنیا قربانی کرد.
  • ۷ – او را در خاک مدفون کردند اما سه روز بعد از مرگ زنده شد و برخاست.
  • ۸ – قیام یا زنده شدن او هر سال جشن گرفته میشد.
  • ۹ – از او با عنوان «چوپان نیکوکار» نام برده میشد و همچنین به او بره و شیر هم لقب داده‌‎اند.
  • ۱۰ – به او لقب راه حقیقت و روشنایی یا نجات دهنده و رهایی بخش داده اند.
  • ۱۱ – روز مقدس در آیین او یکشنبه بود، روز خورشید یا خداوند، آنهم صدها سال پیش از مسیحیت
  • ۱۲ – میترا جشن بزرگی داشت که بعد ها به صورت «عید پاک» تبدیل شد.
  • ۱۳ – میترا عشا ربانی یا روز شکر گذاری داشت که در آن گفت: «هر کس از گوشت بدنم یا خونم نخورد نجات نخواهد یافت.»
  • ۱۴ – همانند مجوسیان مراسم قربانی سالانه برگزار میکرد که نمادی از کفاره دادن و احیای دوباره روح و جسم بود.
  • ۱۵ – در متون مقدس میتراییسم، کلماتی مشابه آنچه بعدها در کتاب مقدس مسیحیت آمد. یافت میشود به طوری که تنها فرق آنها کلمه میترا به جای عیسیاست.
  • ۱۶ – دائره المعارف مسیحیت کاتولیک اینطور عنوان میکند: مراسم و تشریفات میتراییسم توسط پدرها رهبری میشد که پیشرو یا بالاترین پدرها، شخصی بود مثل پاپ که همیشه در روم میزیست و «پاتر پاتراتوس» نامیده میشد.

پیروان میتراییسم خیلی از نمادها و داستانهای مربوط به میترا را به عنوان اسطوره پذیرفته بودند اما پیروان فرمانروایی آیین نوپای تثلیث در زمان کنستانتین با نابود کردن بسیاری از متون و انجیل های نوشته شده، تمام آن سمبولها و اسطوره ها را نه به عنوان اسطوره و افسانه بلکه به عنوان واقعیت محض به عیسی نسبت دادند و به این ترتیب به قول خودشان با بت پرستی و خرافه پرستی مبارزه میکردند که این مبارزه وحشتناک تا پایان قرون وسطی طول کشید. حالا شاید شما بهتر بت پرست واقعی را شناخته باشید و اینکه به اسم مبارزه با بت پرستی چگونه با افکار و عقاید واقع گرایانه و متفاوت مبارزه میشد و میشود و چه دانشمندان و دگراندیشانی که به خاطر همین مسیحیت در آتش نسوختند. اکنون نیز مسیحیان و حتی پروتستانها نیز چشم و گوش خود را به راحتی با یک تفسیر ساده یک کشیش یا روحانی به روی علم و دانش میبندند و دیگران را گمراه و بت پرست تصور میکنند

مهر- بانان  – مهر – یاران –  چشمه خورشید – آتشی که نمیرد همیشه در دل ما است. حافظ.

سال نو میلادی ۱۰ روز خطای محاسباتی دارد. مبنای اصلی سال نو همان بزرگترین شب و کوتاهترین روز سال یعنی شب یلدا است. اما در قرون سوم و چهارم  این خطای محاسباتی و جمع شدن آن با ایدیولوژی مسیحیت  روز دقیق را تغییر داده است. بهتر است با توجه به علم جدید سال نو میلادی همان روز ۲۰- ۲۱ دسامبر(۳۰آذر) باشد.

روز کریسمس آیینی است که  با هیچ چسبی نمی توان آن را به زاد روز تولد عیسی مسیح (ع ) مرتبط کرد.  امروزه در سراسر جهان این روز را جشن می گیرند و تقریبا در تمام جهان   شناخته شده است و تازه  با ۵ روز اختلاف  آغاز سال میلادی و سال نو اکثر کشورهای دنیا است اما  مبنای علمی و تاریخی و مذهبی آن تقریبا دروغ است.

این خود نشان می دهد  که در مراسم های  سنتی فلکلوری  عموم مردم  بیشتر جنبه آیینی آن را در نظر دارند و نه جنبه علمی و واقعی آن را .

اگر به کتب های مقدس و داستان تولد عیسی دقت کنید می بینید که  همه رویدادهای حاشیه ای  داستان بگونه است که نشان می دهد تولد در فصل هوایی ملایم و گرم  اتفاق افتاده است. و نه در هوای سرد زمستان. در حالیکه در ۲۵ دسامبر  تمامی  منطقه  مدیترانه  و فلسطین و بیت اللحم  دارای آب و هوایی بسیار سرد است.

به دور از تعصب جانبدارانه  و با بررسی دقیق تاریخ آئین های عبادی می توان به روشنی تاثیر متقابل  رسم و رسوم  و آیین ها  را  بر یکدیگر مشاهده کرد .
در نوشته زیر  به بعضی  تاثیرات انکار ناشدنی  رسومات  میترائیسم ( آئین مهر  یا خورشید پرستی ) بر مسیحیت  اشاره می شود.
رومیان پس از گرویدن به دین مسیحیت تا سیصد سال، روز مشخصی را برای تولد عیسی مسیح نمی شناختند تا اینکه کلیسا، جشنی را که در بین عده ای از مردم رایج بود و به  تولد مهر و یا زایش خورشید  مربوط می شد  را به عنوان زاد روز عیسی پذیرفت. 
مِهرپرستی یا میترائیسم، آیینی رازآمیز بود که بر پایه پرستش ایزد ایرانی، خدای خورشید، عدالت، پیمان و جنگ، یعنی میترا (مهر) در دوران پیش از آیین زرتشت بنیان نهاده شد. در دوران پانصد ساله حکومت پارتها(اشکانیان) مهرپرستی آیین رسمی امپراتوری ایران بود و دست کم یک قرن پیش از تولد مسیح، لژیون های رومی که با پارتها می جنگیدند آیین میترا راکه با سنتهای ملی و آرمانی آنان سازگار بود با خود به روم بردند.دلیل اینکه امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و همچنین برپا داشتن درخت سرو و ستاره بالای آن در ایام کریسمس همگی یادگار و یادمان و یاد آور آئین میترائیسم است.
به عبارت دیگر روز ۲۵ دسامبر روز واقعی زاده شدن عیسی مسیح نیست، بلکه روز تولد میترا یا مهر است.   که در ایران آن را چله و یا یلدا می نامند و یلدا خود یعنی میلاد و تولد . که در قدیم به آن کریست می گفته اند.  البته یک نظر دیگری می گوید یلدا به صورت یال دا (از ریشه یار-دا) در زبانهای ایرانی به معنی تقسیم سال بوده است.  کاچ کردن یا  قارچ قارچ کردن هندوانه  در شب یلدا نیز گواه معنی تقسیم سال بودن است.
به هر حال  مبنای  یلدا  هم آغاز فصل جدید است  که در اصل ۲۱ دسامبر آغاز طولانی شدن روز میباشد اما در قرن چهارم میلادی به دلیل بروز برخی اشتباهات در شمارش سال کبیسه،  و اختلافاتی که بطور طبیعی در شمارش و محاسبه روزها روی می داد ، روز تولد میترا به تاریخ ۲۵ دسامبر منتقل شد و آنرا به زاد روز ولادت حضرت مسیح  نسبت دادند .
اما مبنای کار همان طولانی ترین شب سال بود اما در محاسبه طولانی ترین شب  بدلیل عدم وجود ابزارهای سنجش دقیق عموما  اشتباهاتی روی می داد . در ایران  محاسبه  طولانی ترین شب و یا روز و اعتدال بهاری و تابستانی بصورت تجربی  و  بیشتر توسط فنجان و ساعت آبی  که در اصل ابزار تقسیم آب قنات است انجام می شد. 

با توجه به توصیفات انجیل ها  به احتمال زیاد عیسی در تابستان به دنیا آمده است و تا امروز هم محققین جهان مسیحیت و غیره نتوانستند تاریخ دقیق تولد مسیح را پیدا کنند. دلیل اینکه روز تولد میترا را برای زادروز عیسی مسیح انتخاب کردند، دلیلی است تاریخی که آئین میترائیسم قبل از ظهور مسیح و حتی تا سال ۳۵۴ میلادی آئین غالب امپراتوری رم بود. 
پس از آنکه کنستانتین امپراتور روم آیین مسیحت را به عنوان کیش رسمی امپراتوری اعلام کرد، مخالفت با آیین میترایی شروع شد.  میترایی یا مهر پرستی با خرافات عدیده ای در رم   گسترش یافته بود و بدترین نوع خرافات آن آیین قربانی  بود که به مرور  با رواج مسیحیت  طرفداران آن به مسیحیت گرویدند اما این کیش جدید نتوانست حتی با حمایت امپراتوری بر نفوذ  سنت های بجای مانده  خاتمه دهد و در نهایت کوشید به جای جنگیدن با این کیش با آن به تعامل و همزیستی روی آورد. به همین منظور به جای تدوین سالروزها و سنتهای جدید کوشید همان سالروزها و سنت های شناخته شده و آشنای میترایی را به مسیحیت منتقل کند که معروفترین آنها تعیین روز تولد عیسی مسیح در ۲۵ دسامبر است. و این همان روزی است که از صدها سال پیش از آن به عنوان روز یلدا – تولد مهر ( خورشید ) در امپراتوری روم جشن گرفته می شد.

از جمله تاثیر پذیری های مسیحیت از میترائیسم میتوان به نمونه های زیر اشاره کرد:
عروج میترا و مسیح و بازگشت آنها به آسمان
دوازده نشانه آسمانی از یاران میترا بودند که به حواریون تبدیل شدند
تولد مقدس میترا ۲۱ دسامبر در تاریکترین شب سال است و جشن مقدس عیسی نیز همانطور است
صلیب مقدس، میترائیست ها  و خورشید پرستان  صلیب را در دایره  با چند شعاع (سمبول قدیمی خورشید) رسم می کردند و چهار گوشه ی صلیب ، نقطه ی اساسی و بنیادی راه سالانه ی خورشیدی است. به مرور چرخ گردون و یا چرخ خورشید به  صلیب با ۴ شعاع تبدیل شد و یا بصورت صلیب شکسته و بطور کلی صلیب علامت مقدسی نزد میترایی ها بوده است  صلیب شکسته نزد هندوان نیز مقدس است . بزرگترین صلیب کنده شده بر دل کوه  و شاید قدیمی ترین  چلیپا   ۴ صلیبی است که در کوه  مهر یا در نقش رستم  در نزدیکی تخت جمشید  شیراز وجود دارد.  

سراسرنمای نقش رستم

گورهایی به شکل صلیب یا محلی برای پرستش در نقش رستم و کعبه زرتشت

 

دو نقطه : اعتدال ایام (روز و شب) و دو نقطه ی انقلاب خورشیدی ؛ که در مسیحیت ، صلیب نشانه ی رنج و مقاومت شد.
نان و شراب شیرین، مراسم مقدس میترائیست هاست. نشانه ی سفره ی پر برکت میترا و مددیاران اوست.
نشانه های خوشبختی در زندگی آینده و جاودانی در پادشاهی میترا ، که در مسیحیت نیز دقیقا همانگونه است. با آن تفاوت که نان ، نشان (پاره های) تن عیسا است و شراب شیرین نشان خون او و نشانه ی سفره ی پر برکت مسیح. بار عاطفی این مراسم ، چون خاطره ای است از آخرین شام عیسا با حواریون، غسل تعمید که از نظر بندگان کیش میترا ، شست و شوی انسان از گناهان مرتکب شده بود، چون اعتراف به گناهان و بخشش گناهان گناهکاران در میترائیسم با همان شکل به مسیحیت منتقل شده.
حتی تا به امروز اسقف های اعظم کلاه قرمزی دارند که “میترا” نام دارد که به آنها “متروپولیت ” لقب می دادند. این واژه ها و اصطلاحات نشانی دیگر از زنده بودن ایده های میترایی در مسیحیت است.
همچنین اعتقاد به تثلیث ،استفاده از ناقوس،استفاده از آواز در عبادتگاه،شام آخر،آب مقدس،غسل تعمید،خوردن نان و شراب،خویشتن داری و پرهیز و زهد،قربانی کردن،وجود هاله نور در شمایل مسیح،خدمت به نزدیکان و حمایت از تمامیت جهان مجسم،مبارزه جاودانی بین خوبی و بدی با پیروزی اولی بر دومی،رستاخیز و داوری هم برگرفته از مذهب اسطوره ای میترائیسم استحتی اسامی روزهای هفته با تغییرات گویشی و نوشتاری از میترائیسم به وجود آمده.
دوشنبه (مه شید) از خدای ماه یا «مون»، مون دیmonday
سه شنبه (بهرام شید) روز «تی ویس» و در انگلیسی «تیوزدی»
چهارشنبه (تیر شید) روز «وودین» و در انگلیسی «ونزدی» 
پنجشنبه (برجیس شید) روز «تور» و در انگلیسی «ترزدی» 
آدینه (ناهید شید) روز خدای باروری یا «اریر» و در انگلیسی «فرای دی» 
شنبه (کیوان شید) روز کیوان یا «ساتورن» و در انگلیسی «ساتردی»
یکشنبه (مهر شید) روز خورشید SunDay  و در انگلیسی «سان دی» و در آلمانی «سون تاگ» که توسط کنستانتین در سال ۳۲۱ میلادی روز خورشید (مهر) تعطیل هفتگی شد.

نقشی از  تاق بستاندر کرمانشاه ایران.

****                      صلیب و چلیپا  از چه زمان  در دین مسیحیت رایج شد.
****
 تا سیصد سال بعد  از میلاد مسیح  از صلیب در نمادهای مسیحی خبری وجود ندارد اما در همین زمان در روم شرقی در بین مردمان غیر مسیحیی  صلیب نمادی از تقدس بود.

در ارمنستان  صلیب هایی وجود دارد که اگرچه منسوب به مسیحیان است اما  قدمت تاریخی  آنها به قبل از میلاد مسیح برمی گردد.

 قدیمی ترین علامتهای کشف شده از صلیب مربوط به آیین مهر پرستی است. تصور آنها بر این بوده که خورشید  بصورت چرخ گردون در حال حرکت  دایمی است
کردستان و گیلان و قوم ماد و کاسی از جمله اقوام و مناطقی است که میترایی و مهر پرستی در مورد آنها گزارش شده است( میترائیزم ، احسان طبری).
 صلیب و ایکون خورشید یا صلیب ایرانی موضوعی است که بتازگی و در سال ۱۳۸۳ در یک مقاله فارسی توسط دکتر عجم و همچنین در کتاب   خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ و میراث فرهنگی بشریت.در سال ۱۳۸۳ 
مطرح شده و اهمیت زیادی دارد واثبات آن می تواند در دنیای مسیحیت واکنش های سختی را در پی داشته باشدهنوز اسنادعلمی محکمی این فرضیه را پشتیبانی نمی کند. وی دیواره عظیم نقش رستم  را صلیب ایرانی یا چلیپای ایرانی یا میترایی نامیده که به عبارتی گردونه مهر یا سواتسیکا نیز  گفته می‌شود در کوه باستانی مهر یا محل کعبه زرتشت یا نقش رستم  ۴ عدد بنای کنده شده  بشکل صلیب به ارتفاع بیش از ۶۰ متر در دیواره کوه حک و تراشیده شده‌است. که گورهای پادشاهان هخامنشی است شاید هم مقبره و هم محل و محل نیایش مغان و یا پیر و مرشد دینی بوده است . به هر حال دیواره پر رمز و رازی است که هنوز زوایای پنهان آن کشف نشده خود بنای کعبه شکل آنجا را هم کعبه زرتشت و هم مکان نگهداری مقدسات دانسته اند از مکان چارطاقی تعیین زمان هم سخن گفته شده ولی هنوز هیچ یک از فرضیه ها کامل نیست  بدون تردید این مکان چند منظوره بوده و مکان بسیار مهم و مقدسی بوده است صلیب که عربی شده چلیپا می‌باشد سمبل و تندیس خورشید و مهرپرستی بوده‌است.بنا براین می توان این صلیب را صلیب میترایی نامید.بعضی آنرا از نشانه های خدای تموز نامیده‌اند خدای تموز نیز در واقع نام دیگر خورشید است(آفتاب چله تموز) در لغت نامه دهخدا آمده است: صلیب . [ ص َ ] (ع اِ) چوبی است که ترسایان در زنار بندند و به فارسی آنرا چلیپا گویند و نوشته اند که صلیب معرب چلیپ است .(غیاث اللغات ). البته مصحح برهان قاطع ذیل کلمه ٔچلیپا به غلط توضیح داده که چلیپامأخوذ از آرامی صلیبا (عربی صلیب ) است. این توضیح نادرست است زیرا در فارسی حرف ص عربی به چ تبدیل نمی‌شود بلکه بر عکس چ فارسی در زبان عربی به ص یا س و ش و تش تبدیل می شودمانند:(چین = صین – چغندر= شمندر- چراغ = سراج) فردوسی گوید:
به درگاه بردند چندی چلیب + نسیم گلان آمد و بوی طیب .
داغی است مر شتران را بر شکل چلیپا. (منتهی الارب ). ایرانیان باستان و سپس زرتشتیها برای سالها از این علامت به عنوان نماد( سعادت و جاودانی) استفاده می‌کرده‌اند حتی چوبی را به علامت + از درخت تاقوک و یا درخت سرو بر بازو می بسته اند تا از چشم زخم در امان باشد. نشانه های از اینگونه علایم بر روی قبرها نیز مشاهده شده است صلیب شکسته که قدمت آن به حدود ۶ هزار سال پیش برمی گرددو نمونه هایی آن در غرب ایران و در تمدن سند نیز پیدا شده‌است نشانه حوزه تمدنمیثرا است. ایرانیان قدیم به تجربه یافته بودند که خورشید – آب – باد و زمین عامل و سبب ایجاد و رویش ها است این ۴ عامل از عوامل خلق کننده هستند و بنا براین برای آنها تقدس قایل بودند در این میان خورشید تقدس خاصی یافت و به عنوان خدا برای مردم شناخته شد.مردم برای خورشید شکل ها و نمادهای مختلفی ساختند که از میان آنها می توان به دایره ای که ۴ بازو یا ۴ دسته بشکل صلیب داشت و یا علامت+ و یا علامت X از جمله آیکونهای خورشیداشاره نمود. دایره باشعاع های متعدد و همچنین گل لوتوس و گل آفتاب گردان از نشانهای دیگر خورشید است.
 صلیب + ساده شده از شکلها و تصوراتی است که از خورشیدوجود داشته مانند دایره هایی با ۱۶- ۲۴- ۱۲ شعاع یا پرتو بنظر می رسد در یک دوره تکاملی تصویر خورشید از شکل گل آفتاب گردان  و شکل چرخ  گردون  به علامت+ ساده تر شده است و تنها با شکل + و یاضربدر و شکل ستاره پنج پر * در آمده  است  گفتنی است که علامت * که بر روی کلاه کوروش  هخامنشی  دیده می شود نیز آیکون خورشید است ولی امروزه آن را با علامت ستاره می شناسیم. شکل ۱۲ پر  چرخ گردون   بشکل صلیب در آیین هندو  وجود دارد  که ممکن است همزمان آیکون خورشید و ۱۲ ماه سال باشد.اما در مجموع می توان گفت + صلیب یا چلیپا یا  یا چار پره، آیکون ساده خورشیدتابان است ممکن است ۴ خط آن نماد فصل های سال و یا نماد ۴ عنصر اصلی آب – باد و خاک و نور باشد.خورشید پرستی و آیین مهر یا میثرا در مصر و ایران و هند و بخشی از اروپا قرنها قبل از مسیحیت وجود داشته است احتمالا آیین مهر پرستی ابتدا در شمال غرب ایران رایج بوده است اما نشانه های بارز این آیین در ۴ صلیب آریایی نقش رستم قابل مطالعه است.دین زرتشتی ادامه آئین میترایی است.

گردنبند ایرانی با (چلیپا) صلیب شکسته که در گیلان  پیدا شده و دارای قدمت حدود یک هزار سال قبل از میلاد می‌باشد،

 photo_2016-11-14_11-34-29
اما با توجه به چند نمونه چلیپای کشف شده و سنگ نگاره های کردستان و لرستان و گیلان و بعضی ظروف سفالی با مهر و شکل صلیب +  از تمدن ایلام  که قدمت بیشتر از سه هزار ساله دارندو کشف بعضی علامتهای خورشید در قبر فرعون و همچنین در تمدن ایران – بین النهرین و هند و در رم شرقی  اثبات این فرضیه به واقعیت نزدیک تر شده است. آیا مسیحیان علامت صلیب راهم مانند درخت سرو و شب یلدا و غسل تعمید از میترائیسم  گرفته اند؟ با توجه به اینکه اقوام آریایی و ادیان و مذاهب منطقه ایران و روم شرقی بویژه میترائیسم این سمبل هارا بطور گسترده استفاده می کرده اند و این نمادها در دوره خشایار و داریوش به مصر نیز منتقل شده است. و حورس، (خورشید)  خدای فرعونهای مصری هم بوده است.
چلیپای  شکسته از تمدن هند

مهر چلبپای شکسته از تمدن هندو در موزه بریتانیا

 کار برد صلیب به عنوان نماد مسیحی بصورت دایره ای بصورت دوپایه در پایین و دو پایه در بالای دایره اولین بار در میان مسیحیان مصر و قبطی ها دویست سال بعد از میلاد مسیح ظاهر شده است که این نوع صلیب دایره دار همان صلیب خورشید پرستان است بنا بر این بنظر می رسد که صلیب نیز همانند درخت سرو که یکی دیگر از نمادهای میترایی یا پارسی است به مسیحیت راه پیدا کرده و مسیحی شده است.

چلیپا- سرو- گاو- شیر – عقاب – اسب از مهمترین سمبل های  حوزه تمدن  ایرانی است بطوریکه پادشاهان و بزرگان و حتی افراد معمولی نام این سمبل ها را بر روی فرزندان خود می گذاشته اند و مهر و نشان خود را از این سمبل ها انتخاب می کرده اند نام اسب و شیر و شاهین از رایج ترین نامها بوده است مانند صد اسپ – پاشه (باشه)(نوعی عقاب ) شیراسب و کهن اسب – پیر اسب –  تیز اسب و.. .از کهن ترین زمانها و از زمان درفش کاویانی تا کنون همواره در پرچم های رسمی ایران خورشید بنوعی وجود داشته است. در دوره ساسانی و بعدها در دوران صفویه شیر و خورشید دو تا از اجزا پرچم بوده و گاهی نیز تنها خورشید و یا نمادی از خورشید بصورت آیکونی وجود داشته است. 
چلیپا/گردونه مهر  که صلیب شکسته نامیده شده ،درحقیقت به اندام انسانی می ماند که دستها را گشوده باشد.گاهی نیز به سبب آنکه هیتلر این نشانه را در حزب نازی به کار برده است و این حزب پیکار آشتی ناپذیری با یهودیان داشته ، بعنوان نشان ضدیهود هم نامیده شده است. حال آنکه اصالت این نماد به هزاران سال قبل و درسرمینهای آریایی ایران و هند بعنوان نماد آریا برمی گردد و به احتمال زیاد از ایران به سبب مناسبات تجاری ونظامی دوران باستان به روم و یونان رفته و سپس نازی ها که دردوران نیرومندی خود تعصب و برتری نژادی را می ستودند ، تبلیغات و آموزه های خود را متوجه این موضوع نموده و به آن ارزش سمبلیک داده و بر روی بازوان سربازان اس.اس بکار گرفتند.حال آنکه این نماد در نژاد آریا بیانگر گردونه مهراست ، که از نماد های دوره میترایی بوده و بعنوان نشان دهنده چهار آخشیج (آب،باد،خاک،آتش) بکار می رفته است. به مرور زمان از اهمیت مهر کاسته شده و این نماد میترائیسم رفته رفته به شاهین مبدل شده که شاهین بعنوان نگاره فروهر و مظهر فر وشکوه معنوی گردیده است. در آثار باستانی کشف شده از دشت مغان،طاق بستان ، هند،کلاردشت،تپه حسنلو،فارس،دامغان، ری،

تل باکون،کاشان،بسطام،همدان،سمرقند ،اصفهان و بلغارستان و یونان نیز این نشانه به وفور دیده شده است. گردودنه مهر و صلیب در معابد قبل و بعد از اسلام گاهی دیده شده است

صلیب شکسته ، گردونه خورشید، یا بر اساس نام باستانی آن “سواستیکا” یک چلیپا با شاخه‌های ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ است. که معمولاً با جهت افقی یا گوشه‌هایی با زاویه ۴۵ درجه است.
 253243_372354739536373_997565491_n

اما هیتلر چون حکومت خود را اریایی به حساب می اورد در قوانین ان زمان علامتها و رفتار و نشانه هایی را از اقوام ایرانی و اریایی برای خود و افرادش و مردم المان برداشت و به عنوان یه علامت اریایی که با بقیه ملل تفاوت دارد برای خود برگزید، چرا که این صلیبی که به صورت شکسته می بینید علامت خورشید و چهار عنصر طبیعت می باشد،و ضمنا” بد نیست بدانید که چرا هیتلر با ایران روابط خوبی داشت و با پادشاهان قاجاری و شخص رضا شاه کبیر بده و بستان راحتی داشت : چون ایرانیان را نیز بخشی از آریایی ها قبول داشت ومی گفت فقط فقط نژاد ژرمن ها و اریا یها نژاد برتر هستند و باید رهبری دنیا را بدست گیرند، و بقیه نژاد ها را پست و عقب افتاده می شناخت و برای همین هم با دنیا وارد جنگ شد

نکته دیگه ای که بایajam parsseaد برای خواندن این مقاله بدانید این است که المانها از نظر تاریخی شاخه ای از آریایها و شاخه ای از خاندان اشکانی به حساب می آیندلوگو یا ایکون پرچم اشکانی ها صلیب بود صلیبی که خیلی شباهت به صلیب های امروزی دارد . اشکانی ها با ژرمن های خویشاوند محسوب می شوند
ناسیونالیست های المانی با تحقیق در رفتار و آداب و روسم اریایی ها در تاریخ خیلی مسائل را از انها اقتباس نمودند از آن جمله به غیر از علامت خورشید در وسط پرچم می توان به علامت سلام آریایی که به سلام خورشید موسوم است اشاره کرد। هیتلر علامت سلام نظامی و غیر نظامی را که با جمله معروف ( های هیتلر ) در بین طرفداران خود جا انداخته بود به این شکل بود که دست چپ بالا برده می شد و کف دست به نشانه خورشید و روشنایی مقابل شخص مقابل قرار می گیرفت و برای شادی و سلامتی هیتلر سلام می فرستاند। । اریایی ها نیز به این شکل به یکدیگر سلام می کردند و دست چپ را که از قبل بر امده است را بالا می بردند و کف دست را به معنای مهر ورزی و سلامتی ( بر گرفته شده از خواص خورشید ) که گرمی خورشید و مهر آن به زمین به سمت شخص مقابل می گرفتند و بر او سلام می دادند
به احتمال زیاد خود صلیب مسیحیان نیز بر گرفته از چلیپای دوره میترایی
است زیرا صلیب هایی در مناطق ایران و روم  در ارمنستان و گرجستان هست که به قبل از میلاد می رسد از جمله انها صلیب های عظیم دیوار کنده شده نقش رستم در مسیر شیراز هست

این نماد در تاریخ کهن اروپا و همچنین آثار کشف شده از فرهنگ‌های هند و اروپایی مانند هند و آریایی٬ ایرانی ٬ هیتی‌ها ٬ سلتی‌ها و یونانی‌ها و در اروپای شرقی به چشم می‌خورد. با این حال اولین نمونه‌های استفاده از چلبپای شکسته مربوط به تعدادی سفال یافت شده در استان خوزستان در ایران در ۵ هزار سال قبل از میلاد است.
نقش های متعدد صلیب شکسته یا گردونه ی مهر در نقاط مختلف ایران کشف شده است. گردونه ی مهر  برابر با  واژه ی سواستیکا در  زبان سانسکریت و آمیزه ای از سو، هست و هستی است. سواستیکا همچنین نشانه آب، خاک، باد، آتش یا خورشید و خوش اقبالی هم به حساب می آمد. این نماد در میان سنگ نگاره های ایران(۵۰۰۰ ق.م) و طرح روی سفالینه های ایران(۳۰۰۰ ق.م) به صورت متعدد دیده می شود.
چند نمونه از سنگ نگاره های با مضمون گردونه مهر در نقاط مختلف ایران
 گردونه خورشید بر روی سنگ نگاره های بسیاری در گوشه و کنار ایران نیز دیده شده است، تا کنون سنگ نگاره هایی در کردستان، بیرجند و تیمره در استان مرکزی با نقش گردونه خورشید دیده شده اند.
همچنین یک گردنبند ایرانی کشف شده در استان گیلان که دارای قدمتی در حدود یک هزار سال قبل از میلاد است و امروزه ، موزه ملی نگهداری می شود نیز نماد گردونه مهر دیده می شود.
گردنبدی با نشانه گردونه مهر یافت شده در گیلان
سواستیکا از واژه سانسکریت “svastika” مشتق شده و به معنای خوب برای بودن است. در فرهنگ هند و اروپایی، این نشان بر روی اشیا یا مردم ایجاد می شد تا برایشان شانس بیاورد. این نشان برای هزاران سال متداول بوده است، خصوصاً به عنوان یک نماد هند در کتابهای مقدس، به معنای بخت، برهما یا سامسارا (تولد دوباره). امروزه این نشان معمولاً در معابد هند و  در آثار هنری هندی و معماری کنونی و باستانی هندو و نیز در خرابه‌های شهر تاریخی تروآ دیده می شود.

چلیپا در تمدن  باکون فارس

تصویر بالا بتهایی از  تمدن باکون در استان فارس ایران است و متعلق به دوره ۵ هزار ساله است. صلیب شکسته یا چلیپا از مهمترین آیکون های دوره قدیم هست قبل از اینکه ادیان ایران و هندویی از هم جدا شوند.

 سفالهای منقوش این ناحیه باستانی بسیار زیبا و  و کم سابقه  و معروف است. 

اولین سایت مدیریت در دنیا است(۴۲۰۰ پ. م). فرهیخته‌ترین سفال جهان منقوش باکون است.

تپه های باکون در سه کیلومتری تخت جمشید از لحاظ شکل همانند سایر تپه های ماقبل تاریخی مکشوفه در اکثر نقاط ایران از قبیل تپه سیلک کاشان ، گیان نهاوند ، جعفرآباد شوش و حصار دامغان می باشند. این تپه ها  ۱۶۱۲ متر از سطح دریا بلندترند و رویهم رفته ۲۷۰ متر طول ، ۲۰۰ متر عرض و ۵ الی ۶ متر ارتفاع دارند و مساحت کل محل نیز ۵۴۰۰۰ مترمربع می باشد . موقعیت این تپه ها از لحاظ وضعیت زیست محیطی کوهستانی بوده و خاک آن از نوع رسی با پوشش گیاهی عمدتاً شیرین بیان و خارشتر می باشد

تل باکون که به شماره ۱۸۹ در تاریخ ۱۸/۴/۱۳۱۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است در سال ۱۳۱۲ توسط پروفسور ارنست هرتسفلد مورد کاوش قرار گرفت.

سفالهای ظریف و زیبایی که از این تپه بدست آمده با ظروف سفالی که از قدیم ترین دوره شوش اول پیدا شده شبیه می باشد و دارای قدمتی میان ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ سال ق . م  . از آنجا که در تل باکون حتی یک عدد پیکان تیر پیدا نشده چنین استنباط کرده اندکه هنوز تیر و کمان اختراع نشده بوده است . و با توجه به این که فلزات نیز در این تپه ها بدست نیامده می توان گفت که شاید تمدن این منطقه از تمدن شوش قدیمتر بوده است .

اما آنچه برای من اهمیت بیشتری از سایر آثار دارد  نقش صلیب شکسته است که مخصوص ادیان آریایی  بوده و  و بعدها که هندوها جدا شده اند این صلیب همچنان نماد دین هندویی باقی مانده است. از روی این مدرک می توان حدس زد که مردمان این حدود شاید مثل سایر نقاط ایران از نژاد آریایی بوده اند . صلیبهای تل باکون آزاد هم به شکل + هستند و هم به شکل سواتسیکای هندی یا صلیب شکسته که خود نشان دهنده ارتباط بین دو است  یا آنکه در دایره ای محصورند و گاهی هم درون مربعی جای دارند . این نماد ( صلیب ) از جمله اضافات تصادفی در یک طرح شلوغ نیست ، بلکه مضمون اصلی و غالب آن می باشد شکل صلیب شکسته در اصل نقش خورشید بوده است که مردمان ماقبل تاریخ از نظر احترام و اهمیتی که نسبت به خورشید قائل بوده اند نقش آن را روی ظروف سفالی می کشیدند که بعدها این نقش بصورت صلیب و سپس صلیب شکسته در آمده است. 

چلیپای شکسته در بسیاری از هنرها و طراحی‌های تاریخ بشری پدیدار می‌باشد، نشان بسیاری از چیزها، همچون خوش اقبالی، خورشید در آئین مهر پرستی، برهما یا هندوها بود. در روزگار باستان، صلیب شکسته در بین سومری‌ها، سلت‌ها و یونانی‌ها استفاده می‌شد.
 
در غرب اما، چلیپای شکسته یا سواستیکا به عنوان نماد نازیسم شناخته می‌شود (به خاطر آنکه به عنوان نشان حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان به‌کار می‌رفت). پس از جنگ جهانی دوم، این نماد وجهه بدنامی در غرب پیدا کرده‌است. چرا که حزب نازی آلمان در سال۱۹۲۰ میلادی این نشان را نمادی برای خود قرارداد. این نشان در پرچمها، مدالها و بازوبندهای این حزب مورد استفاده وسیع قرار گرفت.
نشانه گردونه مهر حک شده بر روی کلاه رسمی پلس های نازی 
بدنامی حزب نازی آلمان برای این نماد به اندازه ای بود که حالا استفاده از آن در بسیاری از کشورهای جهان کاری خلاق قانون و برابر با زندان رفتن است، به عنوان مثال در کشور آلمان  استفاده از این نماد که تداعی کننده نشان‌ها و پرچم‌های مربوط به حزب نازی آلمان است ممنوع و در آلمان جرم تلقی می‌شود. این کار ممکن است منجر به حداکثر ۳ سال زندان یا پرداخت جریمهٔ نقدی شود.
 
همچنین در لهستان نشان دادن عمومی علامت نازی‌های آلمان شامل صلیب شکسته یک جرم کیفری با ۲ سال زندانی است.در برزیل نیز استفاده از صلیب شکسته یا هر چیزی دیگری که اشاره به نازی‌های آلمان داشته باشد از سال ۱۹۸۹ تا کنون جرم تلقی شده و در بهترین حالت از ۲ تا ۵ سال زندانی دارد.

 + صلیب نماد خورشید

سراسرنمای نقش رستم

اولین بار راجع صلیب در سال ۱۳۸۱ پس از بازدید از نقش رستم مقاله ای نوشتم گفتم نمی دانم دیگران در مورد این اشکال بزرگ صلیبی نقش رستم چه قضاوتی کرده اند اما بطور یقین این علامتها رازهای مقدسی مهمی هستند و تصادفی برای ایجاد آن اینهمه زحمت کشیده نشده هم این نشانه برای مردمان عهد کهن مقدس بوده است و هم این مکان دلیل متقنی نداشتم اما نوشتم که گلهایی که بر روی سنگ در تخت جمشیدحجاری شده اند هم نماد گل نیستند چون دغدغه ملتهای کهن گل نبوده اگر گلی مقدس باشد آن گل جو و گندم است که نان و خوراک اصلی ایرانیان بوده است من ارتباطی با زندگی ایرانیان و گل نیلوفر نمی بینم . لذا بنظر من این گلها نماد خورشید هستند و این صلیب هم ساده شده همان گل ۱۲ پر است البته بعدها می توانسته اند کاربرد و مفاهیم چندگانه پیدا کنند. و بصورت گل ۴ پر و ۷ پر و ۸ پر و ۱۶ هم دیده شده است مثلا ۴ نشانه ۴ فصل سال و ۱۲ نشانه ۱۲ ماه سال و ۱۶ جمع هر دو یعنی فصول و ماهها و ۷ علامت ۷ آسمان و همه این اعداد معانی مقدسی داشته اند ولی در ابتدا نماد خورشید و چرخ گردون بوده اند. صلیب شکسته، گردونه خورشید، یا بر اساس نام باستانی آن “سواستیکا” نشانه هستی و زنده بودن و گردون یا جریان داشتن است. استی یا هستی یعنی بقا و بودن و شاید جاودانه بودن را مد نظر داشته است. این نماد در سنگ نگاره های ایرانی قدمت بیش از ۷ هزار سال دارد. اما نمونه هایی از آن در سایر فرهنگهای حوزه جغرافیایی همسایگی ایران وجود دارد.

 بعضی سواتسیکا را نماد و نشانه آب، خاک، باد، آتش یا خورشید دانسته اند البته بعدها در سمبل های فالگیری و خوش اقبالی هم بکار رفته است. این نماد در میان سنگ نگاره های ایران(۵۰۰۰ ق.م) و طرح روی سفالینه های ایران(۳۰۰۰ ق.م) به صورت متعدد دیده می شود. بنظر می رسد سوهستیکای لاخ مزار بیرجند بسیار قدیمی تر آن باشد که تا کنون تصور میشده است. در کردستان و خوزستان و گیلان نیز نمونه های کهن آن وجود دارد که هنوز با روش علمی و دقیق ارزیابی نشده است مثلا گردنبند طلای کشف شده در استان گیلان که در موزه ملی نگهداری می شود را بین یک هزار تا سه هزار سال قبل از میلاد نوشته اند اما شاید بعد ها معلوم شود قدمت بیشتری دارند.

12-Ashurbanipal.jpg13-KudurruMelishipakLouvre-844x1024.jpg

سواستیکا از واژه سانسکریت “svastika” مشتق شده و به معنای خوب برای بودن است و هستی و بودن است. در هزاره های اخیر و قرون معاصر در فرهنگ هند و اروپایی، این نشان بر روی اشیا یا مردم ایجاد می شده تا برایشان شانس بیاورد. اما در ابتدا نشانه خدای خورشید بوده است. امروزه خصوصاً به عنوان یک نماد در کتابهای مقدس، حتی در منابع بودایی به معنای بخت، برهما یا سامسارا (تولد دوباره). هنوز هم بکار می رود.

 چلیپای شکسته در بسیاری از هنرها و طراحی‌های تاریخ بشری پدیدار می‌باشد، نشان بسیاری از چیزها، همچون خوش اقبالی، خورشید در آئین مهر پرستی، برهما یا هندوها بود. در روزگار باستان، صلیب در بین سومری‌ها، سلت‌ها و یونانی‌ها استفاده می‌شد.

300px-Taq-e_Bostan_-_High-relief_of_Ardeshir_II_investiture.jpg251514_515.jpg

 صلیب چلیپای یا سواستیکا بعد از شکست نازی ها که این نماد را در همه جا مورد سو استفاده قرار دادند ، این نماد وجهه بدنامی و نشانه جنایات جنگی و کاربرد آن منع شد و برای استفاده کنندگان جرایمی وضع شد.همین برخورد با پرچم ملی ژاپن شد که از گل خورشید هخامنشی الهام گرفته است و همراه با مذهب بودایی به ژاپن وارد شده است.

سال هزار و سیصد و هشتاد و یک مقاله ای نوشتم که گل دوازده برگ هخامنشی آیکون خورشید است و علامت دوازده ماه سال ساده شده آن چهار پر و نشان چهار فصل در پرچم درفش کاویانی نمایه شده است و همان تبدیل به صلیب در نمادهای آریایی شده و سپس همانند درخت سرو به آیین مسیحیت راه یافته است. در این موضوع به پرفسور کاوه فرخ ایمیلی زدم و ایشان هم برایش جالب بود زیرا بر روی صلیب های حجاری شده ارمنستان پژوهش کرده بود که بعضی مربوط به دوره قبل از مسیحیت بود. او با مطلب من موافق بود اما بخاطر ندارم چه کامنتی برایم فرستاد.ولی می دانم بعد در سال ۲۰۱۱ ایشان در همین موضوع مقاله ای در دانشگاه بریتیش کلمبیای آمریکا منتشر نمود.

251515_779.jpg

این تصویر که مردی(موبد یا فرشته ای مقدس) را در لباس ویژه در حال نگهبانی از درخت مقدس سرو نشان می دهد و بالای سر او ردیفی از گل خورشید هست یکی از قدیمی ترین نمادهای مذهبی و الگو برای نمادهای دینی بعدی در دنیا بوده است. آنچه در بالا به شکل گل آفتاب گردان دیده می شود . خورشید است و ۱۲ برگ آن نشان ۱۲ فصل سال و ربطی به هیچ گلی ندارد. حلقه دایره ای داخل آن نشان چرخش روزگار و چرخ گردون است . این نشان الگویی شده برای صلیب مسیحی و برای نماد هندوها از دوره آشوکا. ساده تر آن بصورت صلیب در نقش رستم ارامگاه ۴ پادشاه ایرانی در داخل بلند ترین صلیب حجاری بر کوه است.  همین نماد، الگویی شده برای بودایی ها و نماد بسیار معروف معابد بودایی ژاپن است. ضمنا بر خلاف انچه تا کنون پنداشته میشد بودا ایرانی است و بودای بامیان ناگفته های زیادی دارد گل خورشید در پرچم ژاپن بصورت خورشید با ۱۶ شعاع جنجالی ترین نماد ملی گرایان در ژاپن است . در این تصویر آن مرد فرشته نگهبان درخت سرو است که مقدس ترین درخت در آیین پگان مهری بوده است گل بالا. نماد ۱۲ گانه برای ائمه شیعه هم هست عدد ۷ و عدد ۱۲ جزو اعداد مقدس بوده و آسمان و دریاها در مذاهب مختلف هفتگانه است.🌲دکتر عجم ۱۳۹۴

درفش کاویانی، نماد پرچم ساسانیان

 اما چرا باید اول مهر آغازجشن مهرگان باشد.

به روز خجسته سرِ مهر ماه. فردوسی* نوروز به از مهرگان، گرچه هر دو زمانند، اعتدالی. ناصر خسرو

و دلیل دیگر مبنی بر اینکه جشن مهرگان همان جشن روز اعتدال پاییزی است را می توان برای نمونه در شعر ناصرخسرو دید که هر دو جشن نوروز و مهرگان را به هنگام روز اعتدالین می‌داند:

نوروز به از مهرگان، گرچه هر دو زمانند، اعتدالی. یعنی هر دو جشن مربوط به روز اعتدال(برابری شب و روز) است .این یعنی اینکه جشن های نوروز همان اول فروردین و جشن های مهرگان همان اول مهر یا سر میزان شروع میشده است. البته همانطور که گفته شد هر منطقه جغرافیایی استاندارد خودش را برای تعیین روز بزرگ و شب طولانی و برابری روزها داشته است. و منجمان بخصوص در دوره اسلامی آن را بر اساس تقویم خود برحسب در عقرب بودن ماه و نحسی و ساعت و … تغییر می داده اند. و همین باعث انحراف از مسیر اصلی شده است.

 همه جشنها و آیین ها در درازای زمان دچار تحریف می شوند جشنهای کهن ایرانی عموما ریشه در تحولات خورشیدی دارد در ایران و اکثر کشورهای جهان دو پدیده خورشیدی اعتدال یا برابری داریم و دو پدیده انقلاب یا بزرگترین . این چهارپدیده علت اصلی چهارجشن ایرانی است مهرگان(اول مهر) و نوروز (اول فروردین) جشن اعتدالی یا برابری روز و شب هستند و یلدا و چله تموز دو جشن بزرگ ترین ( یلدا بزرگترین شب) و چله تموز بزرگترین روز سال را داریم. اما تعیین این روزها دقیق نبوده یک علت تغییر روزهای جشن ها مشکل فنی سنجش دقیق زمان بوده که استاندارد و ابزار سنجش در هر منطقه متفاوت بوده است. البته علتهای دیگر هم داشته ولی امروزه به لطف تکنولوژی می توان تا دهها سال بعد حتی دقیقه و ثانیه هر چهار پدیده خورشیدی(دو اعتدالی و دو انقلابی) را تعیین کرد پس نباید حالا به کتب و روایات و احادیث نقلی فلان موبد و فلان نویسنده تاریخ استناد کرد.

امروزه به غلط سر میزو یا سر ماه مهر را  در دهم مهر برگزار می کنند اما  این جشن در سر مهر آغاز می‌شده و چند روز به درازا میکشیده است . در خراسان جشن غلیه کنان هم می گفتند که شباهت به عید قربان امروزی داشته از سوی دیگر و از دیر باز ایرانیان بر این باور بودند که کاوه آهنگر و فریدون در این روز بر اژی دهاک (ضحاک) پیروز شدند

 مهرگان نیز همانند نوروز با آیین و آداب و رسوم ویژه برگزار می‌شود پایان فصل کشاورزی است و آغاز فصل سرما که کشاورزان تدارکات خاصی باید انجام می دادند محصولات جمع آوری و پروارها ذبح و غلیه (قیمه) می شدند که آداب خاص خود را داشته است یعنی چیزی شبیه به عید قربان که امروزه عید اسلامی است.  جشن مهرگان بسیار قدیمی است و سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمت‌هایی است که به انسان ارزانی داشته و استوار کردن دوستی‌ها و مهرورزی میان انسانهاست نیز هست.

فردوسی در شاهنامه به روشنی به این جشن کهن که سر ماه مهر یا سر مهر ما ه یعنی اول مهر دقیقا عبارت سر میزو یا سر میزان روز اعتدال پاییزی که در فرهنگ خراسان رایج است اشاره می کند :

به روز خجسته سَرِ مهر ماه

به سر برنهاد آن کیانی کلاه

زمانه بی اندوه گشت از بدی

گرفتند هر کس ره بخرَدی

دل از داوری‌ها بپرداختند

به آیین یکی جشن نو ساختند

گفته شده است که پیش از هخامنشیان،جشن مهرگان بغ یادی، بگ یادی «یاد خدا – سپاسگزاری از خدا» هم ثبت شده است. بغ یا بگ نام دیگر خورشید هم هست

بغداد (خدا آن را داده) باغی در نزدیکی تیسفون پایتخت اشکانیان و ساسانیان بود که بعدها به شهر تبدیل شد،

آیین‌های مهرگان و نوروز تا حدودی به هم شباهت دارند اما تفاوتهای زیادی هم دارند اولی آغاز فصل سرما است بنا بر این تمهیدات آن متفاوت است با دومی که پایان سرما است . در دوره بعد از اسلام جشن مهرگان با نام جشن سر میزان در میان مردم ادامه یافته و بطور طبیعی سنتهای زرتشتی از آن حذف شده است . جشن سر میزو با مقداری تفاوت در بین مسلمانان و بخصوص جنوب خراسان وجود و ادامه و استمرار یافته است . اگر چه در زمان های متاخر و پسین بطور نمونه آداب زیر در بین مردم بندرت بوده است در حالیکه در فرهنگ زرتشتیان کم و بیش وجود دارد و امروزه نیز  سفره مهرگانی که از پارچه‌ای ارغوانی رنگ تشکیل شده پهن می کنند و برگه های خشک شده و یا خودمیوه‌هایی مانند: سنجد، انگور، انار، سیب، به، ترنج (بالنگ)، انجیر، بادام، پسته، فندق، گردو، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرما، خرمالو و چندی از بوداده‌ها همچون تخمه و نخودچی. دیگر خوراکی‌های خوان مهرگانی عبارت بوده است از آشامیدنی و نانی مخصوص. نوشیدنی از عصاره گیاه «هَـئومَـه/ هوم» که با آب یا شیر رقیق شده بود، فراهم می‌شد و همه باشندگان جشن، به نشانه پیمان از آن می‌نوشیدند.

نانِ مخصوص مهرگان از آمیختن آرد هفت نوع غله گوناگون تهیه می‌گردید. غله‌ها و حبوباتی مانند گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن. دیگر لازمه‌های سفره مهرگان عبارت بوده است از: جام آتش یا نوکچه (شمع)، شکر، شیرینی، خوردنی‌های محلی و بوی‌های خوش مانند گلاب. این رسوم در بین مردمان مسلمات عموما کنار گذاشته شده است. و جای آن را مراسم دیگر گرفته است . در شماره های بعدی خواهم نوشت که چرا فرعون ها اهرام در مصر ساختند. علت اصلی این بود که فرعون های مردم مهاجری از بخش اروپایی شرق مدیترانه بودند آنها به کوه مقدس اعتقاد داشتند که زمستانها قله آن پوشیده از برف بود. اما در مصر هیچ قله ای مرتفع نبود و هیچ کوهی برف نداشت. چون اصلا در مصر برف نمی بارد آنها نمادی از کوه مقدس را می ساختند. و بالای آن را با گچ سفید سفید اندود می کردند که گویی قله آن دارای برف است. ژاپنی ها کوه فوجی را مقدس می دانند اکثر نمادهای آنها هرمی با نوک سفید است که نشانه کوه فوجی است این شکل بسیار شبیه اهرام مصر است. سنکهای اهرام جیزه قاهره تماما از یک کوه تپه نزدیک ۸۰۰ متری اهرام آورده شده است و اینکه گفته شده سنگهای اهرام از سودان آمده خرافه ای بیش نیست . البته چند تخته سنگ هست که ویژه تابوت بوده است آن چند تخته سنگ احتمالا از منطقه ای خارج از محوطه اهرام جیزه آورده شده است. مصری عمدا مکان تهیه سنگهای اهرام را از مردم مخفی نگه می دارند و گرنه خود باستان شناسان کاملا به موضوع واقف هستند و بنده شخصا از آن معدن سنگ بازدید کرده ام و هنوز بلوکه های سنگ تراشیده شده فراوانی در آنجا باقی مانده است.  محمد عجم

اطلاعات بیشتر:

صلیب و بعضی نمادهای معروف مسیحی و آیین های پگان

محمد عجم، مجله دریای پارس parssea ۱۳۹۴

http://parssea.org/?p=5292

تصاویر بیشتر : https://t.me/DrMAjam

https://www.flickr.com/photos/ajam43/

بیشتر بدانید :
  • کتاب خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ و میراث فرهنگی بشریت – دکترمحمد عجم، توپا،پارت، تهران-۱۳۸۳ .منتشر شده توسط مجله گسترش صنعت
  • هرتسفلد ، ارنست . ایران در شرق باستان ، ترجمه همایون صنعتی زاده . انتشارات دانشگاه شهید باهنر کرمان ، ۱۳۸۱ .

۴٫ نگهبان ، عزت اله ، مروری بر پنجاه سال باستانشناسی ایران ، انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور ، تهران ، ۱۳۶۴ .

  • خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ و میراث بشریت ۱۳۸۸، صلیب و چلیپاصفحه ۱۲
آیین میترایی  نوشته احسان طبری

در ژرفای واژگان. واژگان پارسی ۲

مقاله اینترنتی  فارسی ” ارتباط صلیب و سرو  و یلدا به  میترائیزم  دکتر محمد عجم ” منتشر شده در سال ۱۳۸۳ وبلاگ پرشن بلاگ و کتاب خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ و میراث فرهنگی ۱۳۸۳
منابع انگلیسی:
 

Our walking papers are laid out for us by over a dozen things that Jesus supposedly has in common with Mithras and, by extension, Christianity allegedly borrowed to create the Jesus character. The points are:

  • Mithra was born of a virgin on December 25th in a cave, and his birth was attended by shepherds.
  • He was considered a great traveling teacher and master.
  • He had 12 companions or disciples.
  • Mithra’s followers were promised immortality.
  • He performed miracles.
  • As the “great bull of the Sun,” Mithra sacrificed himself for world peace.
  • He was buried in a tomb and after three days rose again.
  • His resurrection was celebrated every year.
  • He was called “the Good Shepherd” and identified with both the Lamb and the Lion.
  • He was considered the “Way, the Truth and the Light,” and the “Logos,” “Redeemer,” “Savior” and “Messiah.”
  • His sacred day was Sunday, the “Lord’s Day,” hundreds of years before the appearance of Christ.
  • Mithra had his principal festival of what was later to become Easter.
  • His religion had a Eucharist or “Lord’s Supper,” at which Mithra said, “He who shall not eat of my body nor drink of my blood so that he may be one with me and I with him, shall not be saved.”
  1. “His annual sacrifice is the passover of the Magi, a symbolical atonement or pledge of moral and physical regeneration.”
  2. Shmuel Golding is quoted as saying that 1 Cor. 10:4 is “identical words to those found in the Mithraic scriptures, except that the name Mithra is used instead of Christ.”
  3. The Catholic Encyclopedia is quoted as saying that Mithraic services were conduced by “fathers” and that the “chief of the fathers, a sort of pope, who always lived at Rome, was called
  4. ‘Pater Patratus.'”
  1. Sources
  2. Beck.PO — Beck, Roger. Planetary Gods and Planetary Orders in the Mysteries of Mithras. London: Brill, 1988.
  3. Biv.PM — Bivar, A. D. The Personalities of Mithra in Archaeology and Literature. New York: Bibliotheca Persica Press, 1998.
  4. Cum.MM — Cumont, Franz. The Mysteries of Mithra. New York: Dover, 1950.
  5. Frek.JM — Freke, Timothy and Peter Gandy. The Jesus Mysteries: Was the “Original Jesus” a Pagan God? New York: Harmony Books, 1999.
  6. Gor.IV — Gordon, Richard. Image and Value in the Greco-Roman World. Aldershot: Variorum, 1996.
  7. Lae.MO — Laeuchli, Samuel. Mithraism in Ostia: Mystery Religions and Christianity in the Ancient Port of Rome. Northwestern U. Press, 1967.
  8. MS — Mithraic Studies: Proceedings of the First International Congress of Mithraic Studies. Manchester U. Press, 1975.
  9. Spei.MO — Spiedel, Michael. Mithras-Orion, Greek Hero and Roman Army God. Leiden: E. J. Brill, 1980.
  10. Ulan.OMM — Ulansey, David. The Origins of the Mithraic Mysteries: Cosmology and Salvation in the Ancient World. New York: Oxford U. Press, 1989.<
  11. Ver.MSG — Vermaseren, M. J. Mithras the Secret God. New York: Barnes and Noble, 1963.
  12. Wyn.MFC — Wynne-Tyson, Esme. Mithras: The Fellow in the Cap. New
  13. York: Barnes and Noble, 1958.

طولانی ترین روز سال را هندوها به کام خود شیرین کردند- (یوگا *تیرگان )

نوشته دکتر محمد عجم

نگاهی به کتیبه نویافته خشایارشا و درونمایه آن

 کتیبه نویافته خشایارشا و درونمایه آن

khash-3

کتیبه نویافته خشایارشای بزرگ، بار دیگر بر سیاست آبادگری و مردم دوستی هخامنشیان تأکید می کند. پیش از این، منابع و شواهد زیادی حاکی از آبادگری و احترام به مردمان در این دوره بوده اند، اما در این سند خیلی آشکار، این موضوع از زبان شاهنشاه گفته می شود
همیشه یافته های نوین باستان شناسی، دانش ما را درباره تاریخ دوره ها کامل تر می کنند. به تازگی یک کتیبه هخامنشی در پی دستگیری سارق اشیای موزه آذربایجان از سارقان اموال تاریخی کشف و ضبط شده است که بسیار ارزشمند می باشد. این کتیبه در روز سه شنبه ۲۶ آذر ١۳۹۲ در موزه آذربایجان تبریز رونمایی شد

بسیاری از کتیبه های هخامنشی دارای سطور یکسانی هستند، اما در این کتیبه، با سطور متفاوتی آشنا می شویم و از این رو این کتیبه ارزش دو چندان می یابد

متن این کتیبه بدین شرح است

{خدای بزرگ است} اهورامزدا که بزرگترین

 خدایان {است} که این بوم را آفرید

 که آن آسمان را آفرید که مردم را

 آفرید، که شادی را برای مردم آفرید

 که خشایارشا را شاه کرد

 یک شاه از بسیاری

 یک فرمانروا از بسیاری

  گوید خشایارشا شاه

، هنگامی که شادی مردم سرزمین من را ببینی

 بر تو آشکار خواهد شد

 که من آنان را خوشنود کردم

 پیش از من داریوش

 شاه که پدر من بود او به خواست

 اهورامزدا مردم بسیاری را

 خشنود کرد اهورامزدا

 ….. با {دیگر} خدایان شهریاری مرا

 و آنچه را کردم/س

تبریز / رونمایی از کتیبه هخامنشی مکشوفه در موزه آذربایجان، باشگاه خبرنگاران

بخش نخست این کتیبه در دیگر کتیبه های هخامنشی، از جمله در کتیبه های داریوش بزرگ هم دیده می شود؛ نکته ای که از این بخش می توان دریافت کرد این است که «شاه شاهان» نام خود را پس از نام خدای بزرگ و مردم می آورد

در این سند نویافته، توجه ویژه به مردم آشکار تر می شود چرا که شادی مردم و خشنودی آنها، بسیار با اهمیت ترسیم شده است، به طوری که موضوع اصلی این کتیبه شادی و خشنودی مردمان است

اسناد و تخته سنگهای زیادی از دوران هخامنشی بدست آمده است که نشان می دهد کارگران و کارمندان از شرایط خوبی برخوردار بودند و برای کارهایشان به تناسب زحماتشان مزد می گرفتند. برخی از مورخان انیرانی مانند یونانی ها و یهودی ها، هخامنشیان را ستودند و از دادگری آنها سخن رانده ان

مزایای دانشنامه ویکی پدیای فارسی آنلاین

چگونه در رشد و غنی تر شدن ویکی پدیا همکاری نمائیم؟

 

بخش فارسی دانشنامه اینترنتی ویکی پدیا ده ساله شد. یکی از اولین مقاله های ویکی پدیا مقاله خلیج فارس بوده است. ویکی پدیای فارسی ابتدا به مقاله هایی پرداخته که  در دانشنامه ها و  فرهنگ های سنتی کاغذی  کمتر مورد توجه بوده اند.

ویکی پدیا بر دانشنامه های کاغذی مزایای بسیار فراوانی دارد از جمله اینکه بروز است و آخرین دیدگاهها در آن جایگاه دارد. مزایای مهم دیگر اینکه این  دانشنامه به دانشنامه مادر آن یعنی انگلیسی پیوند دارد و معمولا مقاله های مهم به زبان های مختلف  ویکی پدیا لینک دارد بعضی مقاله ها  بیش از یکصد زبان نوشته شده اند معمولا مطالب مقاله مادر به سایر زبان های مهم  زیر مجموعه  گروه ویکی پدیا ترجمه می شود بسیاری از مقاله ها را می توان با پیوند به مقاله مادر  و یا پیوند  به لینک های مقالات مشابهه  بصورت زنده و آنلاین مورد بررسی و راستی آزمایی قرار داد.

مزیت دیگر مقالات  ویکی پدیا به خود سایت آن برمی گردد. سایت ویکی پدیا دارای امکانات بسیار گسترده ای است از جمله آنها بارگذاری عکس و اسناد با حجم بالا . بعضی امکانات و دسترسی های آسان ویکی پدیا در هیچ وب سایت دیگری وجود ندارد. 

مزایای دیگر  سرعت باز شدن  صفحه است  با توجه به سرعت پایین اینترنت در ایران  ویکی پدیای فارسی از سایر سایتهای ایرانی  بمراتب زودتر بالا می آید 

بخش فارسی ویکی پدیا تا امروز بیش از ۳۴۱ هزار مقاله به زبان فارسی دارد. بسیاری  از سرفصل های ان هنوز کامل نیست اما بسیاری از روزنامه ها و مجلات ایرانی همواره بدون آنکه منبع خود را بیان کنند از ویکی پدیا کپی برداری می کنند نمونه آن روز خلیج فارس – روز ملی خلیج فارس – کوروش –  ایران – و… و…  خیلی از موضوعات دیگر است. گاهی یک مقاله ویکی پدیا بطور کامل در وب سایتها و روزنامه های ایران کپی و منتشر شده است . بدون اینکه نامی از منبع اصلی برده شود. دانشجویان و اساتید دانشگاهها نیز از ویکی پدیا استفاده های زیادی می کنند. قبلا ویکی پدیای انگلیسی بیشتر مورد بازدید ایرانیان قرار می گرفت ولی اکنون ویکی پدیای فارسی نیز از اعتبار خوبی برخوردار شده است.

*** اقبال بیشتر ایرانیان به استفاده از نسخه فارسی ویکی‌پدیا

از دیگر فهرست‌هایی که بنیاد ویکی‌مدیا هرساله منتشر می‌کند آمار بازدید از نسخه‌های مختلف ویکی‌پدیا به تفکیک کشور است. نگاه به فهرست‌های این آمار نشان می‌دهد که در سال ۲۰۰۹ میلادی در حدود نیمی از بازدیدهای کاربران ایرانی از نسخه انگلیسی ویکی‌پدیا انجام می‌شده و کمی بیشتر از نیمی از دیگر مراجعات به نسخه فارسی این دانشنامه جهانی بوده‌است.

بررسی همین آمار برای سال‌های پیاپی اما حکایت از استقبال فزاینده جامعه ایرانی از نسخه فارسی ویکی‌پدیا دارد به طوری‌که در سال ۲۰۱۳ در حدود ۷۵ درصد از مراجعات ایرانیان برای کسب اطلاعات از این دانشنامه به نسخه فارسی بوده و نسخه انگلیسی تنها حدود ۲۲ درصد از مراجعات از ایران را به خود جلب کرده‌است.

طی این مدت البته تعداد مقالات نسخه فارسی ویکی‌پدیا نیز رشد چشمگیری را نشان می‌دهد به طوری که شمار مقالات این دائرةالمعارف فارسی هم‌اینک از مرز ۳۴۶ هزار مقاله گذشته و از این نظر، زبان پیشرو در میان زبان‌های منطقه خاورمیانه است.

 

با آغاز سال جدید میلادی، بنیاد ویکی‌مدیا (Wikimedia) که مدیریت پروژه‌های مختلف بر اساس قالب «ویکی» را برعهده دارد طبق روال هرساله آمار ۱۰۰ مقاله پربازدید سال در نسخه‌های مختلف (زبان‌های مختلف) این دائرةالمعارف پرطرفدار را منتشر کرده‌است.

نگاهی به این آمار نشان می‌دهد که مقاله مربوط به حسن روحانی  سالی که گذشت بیش از ۸۰۶ هزار بار بازدید داشته است.

نامزدهای آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران به ترتیب بیشترین بازدیدکننده عبارت بوده‌اند از حسن روحانی (۱)، سعید جلیلی (۱۴)، محمدرضا عارف (۲۷)، محمدباقر قالیباف (۴۰)، و محسن رضایی (۶۱).

از دیگر نکات جالب آمار امسال محبوبیت سریال تاریخی «حریم سلطان» است که آن را در جایگاه ششم پربازدیدهای ویکی‌پدیای فارسی و شخصیت‌های تاریخی این داستان یعنی خرم‌سلطان و سلیمان یکم را به ترتیب در جایگاه‌های سیزدهم و نوزدهم مقالات پرطرفدار سال به زبان فارسی قرار داده‌است.

این سریال که ساخت ترکیه است با دوبله‌های متعدد در ۵۵ کشور در حال پخش است و دوبله فارسی آن از سوی شبکهٔ ماهواره‌ای جم تی‌وی پخش می‌شود.

در زمینه شخصیت‌های تاریخی، مقاله «کوروش بزرگ» (۱۶) در صدر قرار دارد و پس از آن به ترتیب نام سلیمان یکم عثمانی (۱۹)، محمدرضا پهلوی (۳۰)، رضاشاه (۳۲)، ابن سینا (۳۷)، و فردوسی (۵۷) دیده می‌شود.

مقالات پربازدید امسال در مقوله خوانندگان ایرانی و غیر ایرانی به ترتیب به گوگوش (رتبه چهارم)، لیلا فروهر (دوازدهم)، جنیفر لوپز (۱۷)، جاستین بیبر (۱۸)، داریوش اقبالی (۲۴)، هایده (۲۸)، ابی (۲۹)، و معین (۴۱) اختصاص دارند.

لیونل مسی (۲۶) پربازدیدترین فوتبالیست خارجی و علی دایی (۳۳) پربازدیدترین فوتبالیست ایرانی این فهرست هستند. باشگاه فوتبال استقلال تهران سی‌وچهارمین مقاله پربازدید سال و باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران پنجاه‌وسومین مقاله پربازدید این دانشنامه بوده‌اند.

بررسی این فهرست نشان می‌دهد که مقالات مربوط به شهرهای ایران و جهان و کشورهای مختلف هم‌چنان مانند سال‌های پیش در میان پربازدیدترین‌ها قرار داشته‌اند و در این میان مقالاتی چون تهران، شیراز، تبریز، و ایران، آمریکا، ترکیه، و افغانستان در زمره محبوب‌ترین‌ها بوده‌اند.

موضوعات فرهنگی ، اجتماعی و تاریخی مانند  شب یلدا-  . شب یلدا‏؛   خلیج فارس‏ – تحریف نام خلیج فارس –  نقش رستم‏؛  کوروش – تخت جمشید –  معنی  نام‌های ایرانی  در طول چند سال گذشته همواره در فهرست 100 مقاله پر بازد ویکی پدیای فارسی بوده است.

کاهش توجه به مقالات مربوط به جنسیت

در حالی که بررسی مقالات پربازدید ویکی‌پدیای فارسی در سال ۲۰۱۲ نشانگر توجه زیاد بازدیدکنندگان به نوشتارهای مرتبط با جنسیت و روابط جنسی در آن سال بوده، مقایسه آن با آمار سال ۲۰۱۳ نشان از کاهش توجه به این مقوله دارد.

ازجمله مقاله همجنس‌گرایی که سال گذشته در رده دهم قرار داشت، در سال ۲۰۱۳ در میان صد مقاله پربازدید به چشم نمی‌خورد و همین امر برای چندی دیگر از مقالات مربوط به جنسیت صادق است.

به گزارش خبرگزاری ها ، نهاد مدیریت پروژه ویکی‌پدیا آمار تازه‌ای را مربوط به سال ۲۰۱۳ منتشر کرده‌است که نشان می‌دهد پربازدیدترین مقالات در دانشنامه ویکی‌پدیای فارسی طی سالی که گذشت به ترتیب، مقالات حسن روحانی، ایران، ویکی‌پدیا، گوگوش، و بابک زنجانی بوده‌است. در فهرست صد مقاله پر بازدید مقاله های جنسی و همچنین مقاله های فرهنگی و اجتماعی وجود دارند. 

پس از این پنج مقاله، پربازدیدترین مقاله‌های ویکی‌پدیای فارسی در سالی که گذشت به ترتیب حریم سلطان، انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۹۲)، اسفندیار رحیم‌مشایی، آکادمی موسیقی گوگوش، و تهران بوده‌اند.

 

ALKHALEEJ_ALFARSI_1952

ویکی پدیا به زبان انگلیسی بیش از ۴ میلیون و ۴ هزار مقاله، به عربی بیش از ۲۵۱ هزار و به زبان ترکی ۲۲۱ هزار مقاله دارد.

 مخاطبان ویکی پدیا:

همه ی دانش پژوهان و حتی بعضی مواقع افراد عادی  بنا بر نیاز  سراغ جستجوی  یا گوگلی کردن  می روند  یکی از اولین و بهترین گزینه هایی که  در سرچ گوگل بالا می آید و در اختیار شما قرار می گیرد مطلب مربوطه در ویکی پدیا است ، یعنی اساسا اگر کسی به منظور کسب اطلاعات وارد عرصه ی اینترنت بشود محال  است  که سراغ ویکی پدیا این دانشنامه ی آزاد، رایگان و آنلاین نرود و از آن کسب اطلاعات نکند.

 ادیتورهای ویکی پدیا افراد  داوطلب و علاقه مندی  هستند که  معمولا در موضوعی که تخصص دارند صفحه ایجاد می کنند و یا  با  ویرایش و یا حذف و اضافه  و ارجاعات درست و مستند و آنلاین به تکمیل آن کمک می کنند . مقالات دانشنامه ویکی پدیا توسط کاربران آن تهیه و ویرایش می شود و عضویت در آن آزاد است. شما هم اگر در موضوعی تخصص دارید وارد شوید و موضوع مورد تخصص و علاقه خود را تکمیل و بهتر و غنی تر کنید .

رعایت اصل بی طرفی 

ویکی‌پدیا از تمام ویرایشگران خود می‌خواهد تا هنگام نوشتن «دیدگاه بی‌طرفانه»ای داشته باشند و پژوهش ابتکاری خود را در ویکی‌پدیا قرار ندهند. نگاه بی‌طرفانه که خود سیاستی «غیر قابل بازگشت» است هدف دانشنامه را اینگونه بر می‌شمرد: «نشان دادن عوامل اختلاف، توصیف آنها به جای وارد شدن در آنها». ویکی پدیا  تنها از یک «دیدگاه بی‌طرفانه» بیان نشده‌است بلکه حاوی تمامی نظرات بی‌طرفانه مربوط به یک موضوع و گاهی نیز نقد  کامل مقاله خواهد  بود.

انتقادات: 

منتقدان ویکی پدیا می گویند از آنجایی که هر کس به اینترنت دسترسی داشته باشد امکان ویرایش مقالات آن را دارد، اطلاعات این دانشنامه لزوما معتبر نیست و برخی از مقالات آن بی طرفانه نوشته نشده است.

Wikipedia Persian gulf page روزملی خلیج فارس دانشگاه دهلی

اما حامیان ویکی پدیا می گویند با نظارت انبوه کاربران هر بخش، و برخی دیگر از سیاست های سایت، اشتباهات و جهت گیری مقالات این دانشنامه می تواند کاهش یابد.

 

سیاست رسمی ایران در قبال  ویکی پدیا 

دانشنامه ویکی پدیا در ایران فیلتر نیست اما  تعداد زیادی از سرفصل های  سیاسی و یا مسائلی که در ایران تابو هستند مانند سک.س  و غیره در  دانشنامه ویکی پدیا در ایران فیلتر شده  اند.

مقامات ایران، مهر ۱۳۸۹، صفحه مربوط به محمود احمدی نژاد در ویکی پیدای فارسی را مسدود کردند. بعضی از سرفصل های دانشنامه روزانه تا 10 هزار بازدید کننده دارند. بازدید کنندگان عموما پژوهشگران هستند .

در نوامبر ۲۰۱۳ کالین اندرسن و نیما ناظری به عنوان پژوهشگر با مرور ۸۰۰ هزار مقاله از مقالات ویکی‌پدیا تمامی مقالات فیلتر شده را شناسایی و صفحات فیلتر شده از سوی دولت جمهوری اسلامی را به ده بخش تقسیم کردند.«در حدود هزار مقاله ویکی‌پدیای فارسی فیلتر شده‌اند»

در جریان این مطالعه در مجموع، ۹۶۳ مقاله فیلتر شده در ویکی‌پدیای فارسی پیدا شد که محدوده مطالب اجتماعی-سیاسی و مسائل جنسی را پوشش می‌داد از جمله سیاست، روزنامه‌نگاری، هنرها، مذهب، مسائل جنسی، جنسیت، و حقوق بشر.
بنا به گزارش خبرگزاری ها  مراسمی که قرار بود در آذر ماه 1392  به مناسبت دهمین سال تولد بزرگترین دانشنامه آنلاین فارسی در دانشگاه تهران برگزار شود  بدلیل مخالفت رئیس دانشگاه برگزار نشد. در همین حال، خبرگزاری جمهوری اسلامی نوشته است قرار بود روز چهارشنبه در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران «جشن دهمین سالگرد تاسیس ویکی پدیای فارسی» برگزار شود، اما به علت «ناهماهنگی» این جشن برگزار نشد و مهمانان مراسم محل را ترک کردند.
تعدادی از سرفصل های دانشنامه ویکی پدیا:

ویکی‌پدیا

 منبع : رادیو آلمان – رادیو فردا- سایت ویکی پدیا