اگر قرار است نام خلیج و یا دریایی ع...

کشورهای عربی هر روز بی سر و صدا توطئه جدیدی علیه هویت  تاریخی  خلیج فارس صورت می دهند. اتحادیه عرب (پایه گذاری 1945) تنها سازمان منطقه ای و دولتی ر...

اولین مقاله که راهکارهای دفاع از نا...

نظر به اینکه بعضی افراد با استفاده از نفوذ رسانه ای  نسبت به چگونگی ثبت روز روز ملی خلیج فارس مطالبی غیر واقعی بیان کرده اند.  ضروری بود به عنوان شاهد...

نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدا...

  نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدات منطقه‌ای و بین‌المللی.      متن فارسی و عربی  خلیج فارس - بحر فارس و بحر عجم و در متن های  انگلی...

روز ملی خلیج فارس چرا و چگونه شکل ...

چکیده مطلب: روز ملی خلیج فارس از زبان شاهدان عینی دست اندر کار این موضوع از ابتدا تا امروز به نقل از باشگاه خبرنگاران : برابر گفتگوی دکتر عجم عضو آن ...

حماسه دوازده رخ و پیوند آن با زیبد گناباد

.

 

در گردهمایی بزرگ گنابادی های مقیم مشهد که همزمان با میلاد با سعادت پیامبر اعظم در سالن کارگران برگزار شد علاوه بر اجرای سنتهای گنابادی مانند کفبیخ و نمایش شیوه کار ساعت ابی یا فنجان و نمایش آثار و هنرهای دستی خیریه خواننده گنابادی آقای رهنما زیبدی به اجرای چند کار هنری شاد پرداخت همچنین استادرجبعلی لباف خانیکی پیشکسوت باستان شناسی گناباد و مدیرکل اسبق میراث فرهنگی خراسان در خصوص اینکه چرا گناباد را شهر اسطوره های کهن و خاستگاه تمدن کاریزی می نامیم سخنانی ایراد کردند
ایشان با اشاره به تاریخ کهن شفاهی و مکتوب گناباد در بخشی از سخنان خود گفتند گناباد از دوجهت نسبت به شهر های دیگر متمایز است اول اینکه یک اسطوره بزرگ تاریخی ایران کهن با گناباد پیوند دارد و صحنه نبرد سر نوشت سازی بوده که با درایت وحد اقل تلفات ؛ایرانیان در آن جنگ بر تورانیان غلبه یافتند وایران برای همیشه از شر دشمنان متجاوز مصون ماند و جنگی که فردوسی از ان با نام ۱۲ رخ یاد کرده و یکی از مهمترین حماسه های کهن و اسطوره ای ایران است که هم درسهای اخلاقی و سیاسی دارد و هم عبرتی و چراغ راه اینده است در این جنگ هدف ایران پیروزی با حداقل تلفات است و این امر با درایت و شجاعت بدست امد دوم اینکه نخستین قنات در این شهر حفر شد وگنابادیها بزرگترین ومقدس ترین موهبت الهی یعنی آب یا مایه حیات را به بشریت ارزانی داشتند وگناباد خاستگاه تمدن قناتی شد و گناباد این افتخار را دارد که اولین اثر ثبت جهانی خراسان رضوی را به خود اختصاص داده است .
اینک آثار آن اقدامات بزرگ در گناباد باقیست وگنابادیها باید با رسیدگی به آن یادمانها وزنده کردن آن خاطرات تاریخی گذشته آن سرزمین اهورائی را پاس دارند. برای ارج گذاشتن به گذشته پر افتخار و برای جذب گردشگر باید کارهایی انجام شود از جمله ایجاد نماد هائی در محل صحنه جنگ دوازده رخ؛لاروبی قنات قصبه وباز کردن انسداد شاخه های مسدود؛ایجاد یک رصدخانه در گناباد وراه اندازی کارگاههای سفالگری ؛حداقل پاسداشت دانشمندان وهنر مندان کهن گنابادیست.

برآن شده ایم که یکی از اسطوره های کهن ایران، کشور اسطوره ها و کهن تر از تاریخ را در ‏خراسان زنده کنیم .‏
یکی از مهمترین حماسه های عبرت انگیز و پیروزی های ایران بر توران -نبرد دوازده رخ- که در ‏منطقه # زیبد_گناباد روی داده است و “کاریز” گناباد نیز با این اسطوره پیوند دارد، آنطور که ناصر ‏خسرو حکایت کرده است و آنطور که از شاهنامه در می یابیم . شاهنامه بیش از ۵ هزار بیت در ‏موضوع بزرگترین حماسه دوره کیانی بنام دوازده رخ دارد.‏
به همین منظور تصمیم داریم هر سال بین ۱۰ تا ۲۵ اردیبهشت مراسمی در #زیبد_گناباد برگزار کنیم ‏‏.‏
اسطوره #دوازده_رخ ، درس ها و عبرتها، جنگهای ایران و یونان و ایران و توران در منابع مختلفی ‏نقل شده و حقیقت دارد هرچندبر مبنای تاریخ شفاهی است و از روی ناچاری و ضرورت مقداری با ‏افسانه امیخته شده است ولی اساس ان بر واقعیت قرار دارد.‏

از تمامی دوستداران میراث فرهنگی و اسطوره ای ، خواهشمند است نظرات و پیشنهادات خود را ‏ارائه دهند و ما را در برگزاری هرچه با شکوهتر این رویداد و زنده نگهداشتن آن و شناساندن ‏اسطوره ها ، یاری فرمایند . این گروه برای همفکری در این راستا بوجود امده ست از ارسال مطالب نا مربوط و یا چت در مورد موضوعات دیگر پرهیز شود.

لینک گروه ‏برای عضویت: ‏https://t.me/joinchat/A43nXAfJMSukdfqYA37qmg

موانع موجود در گسترش تعاملات هند و روسیه

دکتر محمد عجم

کارشناس مسائل هند

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

روابط هند و روسیه  دو دوره متمایز را پشت سر گذاشته دوره دوستی استراتژیک با اتحاد جماهیر شوروی و دوره  بعد از فروپاشی ، از دهه ۱۹۹۰میلادی به مرور نفوذ احزاب چپ در هند کم رنگ شده است و بیشتر احزاب ناسیونالیست و ملی گرای هندی  بر نفوذ خود افزوده اند در نتیجه گسترش روز افزون روابط هند با امریکا و دول غربی ، روسیه دوران دشواری را در هند  طی می کند و در نتیجه با دور شدن پاکستان از آمریکاروسیه بسمت پاکستان که رقیب یا دشمن هند هست گام های محکم تری بر می دارد، اما با این وجود هنوز روابط هند و روسیه بخصوص در زمینه نظامی محکم است وهند جایگاه مهمی در دکترین سیاست خارجی روسیه دارد. در  سیاست خارجی روسیه توجه به هند حول شش عنصر : سیاسی و امنیتی- تسلیحات- انرژی و ‏نیروگاهها، اقتصاد و تجارت- علوم و فناوری فضایی و فرهنگ  تعریف شده است. بر این مبنا محورهای ذیل مورد توجه ‏روسها  در تعامل با هندوستان می باشند: ‏

‏- حفظ جایگاه  و تحکیم مواضع روسیه در بازار تسلیحات هند. ‏

‏- افزایش سهم محصولات فناوری و دستاوردهای علمی در صادرات روسیه. ‏

‏- توسعه پروژه های مشترک انرژی و نفت و گاز. ‏

‏- اجرای پروژه های مشترک با هند در زمینه تولید دی اکسید تیتان. ‏

‏- طراحی و شروع تولید هواپیمای ترابری و نظامی. ‏

‏- همکاری در زمینه های مخابرات ، هوا- فضا و توسعه سیستم  جی پی اس موسوم  به گلوناس در هند. ‏

‏- تاسیس مراکز مشترک علمی و فنی. ‏

‏- روابط خوب و سنتی هند و شوروی طی دوران جنگ سرد پس زمینه و بستر بسیار مناسبی برای ادامه تعاملات ‏سازنده طرفین در دوران پس از فروپاشی شوروی بوده است. پیمان  دوستی راهبردی هند و شوروی که ‏مربوط به سال ۱۹۷۱ است همچنین حمایت شوروی از  هند در جنگ این کشور با چین در سال ۱۹۶۲ و یا ‏ثبات قدم روسها در حمایت از مواضع  هند در قضیه کشمیر از بهترین مصادیق  تفاهم طرفین در دوران ‏جنگ سرد بوده است. – شخص پوتین نقشی مهم و ویژه در گسترش روابط دو جانبه هند و روسیه طی ‏بیست  سال گذشته داشته است. در روسیه مشهور است که پوتین در زمان ریاست جمهوری  یلتسین کمک ‏زیادی به بهبود روابط دو جانبه هند و روسیه در فضای پس از فروپاشی  شوروی نمود. پوتین از سال ۲۰۰۰ ‏تاکنون در مقام رئیس جمهور یا نخست وزیر روسیه در  مجموع شش مرتبه به هند سفر کرده است. در سال ‏‏۲۰۰۰ بیانیه روابط راهبردی مشارکتی  میان روسیه و هند به امضا رسید.  امضای بیاینه همکاریهای راهبردی ‏میان روسیه و هند  ‏

مهمترین ثمره تلاشهای پوتین در محور هند بوده است. بر اساس پیمان یاد شده نشست  سران همه ساله ‏مرتبا برگزار شده است. پوتین در سال ۲۰۰۴ اعلام کرد کههندوستان از  نظر ژئوپولیتیکی و راهبردی شریک ‏شماره یک روسیه است. ‏

‏- ارزش مبادلات تسلیحاتی میان هند و روسیه در فاصله زمانی ۲۰۱۰-۲۰۰۰ رقم ۳۰  میلیارد دلار بوده ‏است بنابراین روسیه در فاصله زمانی یاد شده ۷۰% از کل بازار  تسلیحاتی هند را در اختیار گرفته بود. ‏

‏-  ارزش مبادلات تجاری فی مابین در سال ۲۰۱۲ رقم ۱۰ میلیارد دلار برآورد شده است.  ‏

ج- مصادیق بارز همکاریهای روسیه و هند: ‏

‏- پروژه های مشترک تولید موشک براموس، نوسازی جنگنده های سوخو- ۳۰ و امضای  قراردادهای خرید ‏تسلیحاتی از جمله قرارداد ۴میلیارد دلاری خرید جنگنده های نوین  سوخو-۳۰ ‏

‏- شروع دور تازه ای از همکاری های فی مابین در عرصه بین المللی خاصه در قالب گروه  بریکس. ‏

‏-همکاریهای مشترک امنیتی علیه افراط گرائی و تروریزم.  ‏

‏-  نیروگاه اتمی کودانکولام در جنوب هند همچنین همکاریهای فی مابین در امور نفتی  در ساخالین روسیه ‏یا همکاریهای مشترک در تولید برق و مونتاژ اتومبیل در هندوستان  یا سرمایه گذاریهای شرکتهای روسی در ‏زمینه ‏مخابرات از دیگر موارد همکاری است. ‏

‏- شرکت روسی آل روسا که در زمینه الماس و جواهرات فعالیت می کند سالانه یک  میلیارد دلار الماس به ‏هند می فروشد. ‏

‏- هند سالانه بیشتر از ۸۰۰ میلیون دلار دارو به روسیه صادر می کند.

 موانع موجود بر سر راه گسترش تعاملات هند و روسیه: ‏

‏- پیمان همکاریهای راهبردی هند و آمریکا که سمبل نزدیکی هر چه بیشتر دهلی نو به واشنگتن بوده است. ‏

‏- کاهش تدریجی و قابل توجه سهم روسیه در بازارهای تسلیحاتی هند. (تمایل هند به  تنوع سازی و نو سازی در ‏سلاحهایش، آماده نبودن روسیه برای صدور جدیدترین و مرغوبترین  سلاحهای پیشرفته خود به هند بخاطر فقدان تولید ‏انبوه از جمله دلایل اصلی کاهش تدریجی سهم ‏روسیه در بازارهای  سلاح هندوستان بوده است).  ‏

‏- قوی و فعال شدن لابی غربگرا در هندوستان بخاطر افزایش همکاریهای اقتصادی،  سیاسی و امنیتی هند با ‏آمریکا و غرب و مانع تراشی لابی مزبور بر سر راه گسترش  تعاملات فی مابین با روسیه از موارد واگرایی است.  ‏

‏- بروز مشکلات فنی  در اجرای پروژه های مهم همکاری های علمی و فنی میان دو کشور  (  نظیر نیروگاه ‏اتمی کودانکولام، سرمایه گذاری حداقل ۳ میلیارد دلاری روسیه در بخش  مخابراتی  ‏telecom‏ هندوستان و ‏یا بروز برخی مشکلات و اختلافات بر سر راه پروژه های  همکاری نظامی مانند تولید مشترک جنگ افزارهای ‏پیشرفته و سنگین مانند ساخت  جنگنده های نسل پنجم یا ناو هواپیمابر (( ویکرامادیتا)) یا زیردریائی های ‏پیشرفته). ‏

‏-  رویکرد خاص روسها در عدم صدور فناوریهای پیشرفته نظامی به خارج از این کشور دلیل اصلی برآورده نشدن ‏بسیاری از انتظارات هندی ها از روسیه بوده است. ‏

‏- مبادلات تجاری هند و روسیه در مقایسه با مبادلات تجاری این دو کشور با چین و  کشورهای غربی شایسته ‏روابط دو جانبه این دو کشور نمی باشد. ‏

‏- هند بر خلاف روسیه و چین مخالف کشیده شدن پای گروه بریکس در پرونده های داغ  و حساس جهانی ‏مثل سوریه است. ‏

‏- روابط روسیه و هند فاقد زمینه های کافی همگرائی و همپوشانی است. زیرا هند و  روسیه هر دو نیازمند ‏سرمایه و فناوری غربی هستند و نکته مهمتر آنکه بواسطه حائل بودن رقبا و دشمنان هند در حدفاصل ‏مرزهای روسیه با هندوستان امکان انتقال نفت و گاز روسیه به هندوستان توام با ریسک بالائی است.  ‏

روسیه اگر اقدام به احداث سالانه یک نیروگاه  هسته ای برای تولید هزار مگاوات برق بمدت ۱۸ سال نماید‎ , ‎جمعا ۲۰ نیروگاه هزار مگاواتی برای هند احداث خواهد کرد. ارزش این قرار داد دو و نیم  میلیارد دلار برآورد ‏شده است.بدین ترتیب روسیه تا سال ۲۰۳۰ حدود ۴۵ میلیارد دلار  بدست خواهد اورد و ۲۰% تولید برق در ‏هندوستان را هم نصیب خود خواهد کرد.   ‏

‏- پیمان راهبردی هند و آمریکا: روسها در واکنش به یک دهه پیمان همکاریهای  راهبردی میان هند و امریکا ‏به سابقه حداقل ۶۰ ساله تعاملات راهبردی و نزدیک خود با  هنداشاره می کنند. با اینحال روسها در ازای ‏پیمان یاد شده میان هند و امریکا بتدریج  اماده می شوند تا ضمن رعایت حساسیتهای هندوستان برخی ‏سیگنالها را برای پاکستان  ارسال نمایند.   ‏

مقابله علنی با ایران هدف محوری ترامپ است

عجم: طرح جدید آمریکا جدا کردن ایران و عراق از یکدیگر است

خبر آنلاین :طرحهای آمریکا ممکن است موفقیت‌آمیز نباشد اما برای ایران هزینه‌ساز است

بین الملل > خاورمیانه – یک پژوهشگر خلیج فارس می گوید: آمریکایی ها اذعان نموده اند که هدف از سفر تیلرسون ” بستن درهای جهان عرب به روی جمهوری اسلامی و مقابله با نفوذ روزافزون ایران و دور کردن عراق از ایران است” دور کردن قطر و پاکستان و هند از ایران هم هدف محوری دیگری است.

زهره نوروزپور:  تنها یک هفته از اعلام راهبرد جدید آمریکا علیه ایران می گذرد که رکس تیلرسون وزیر خارجه ایالات متحده همزمان با حیدرالعبادی نخست وزیر عراق به ریاض آمده است. العبادی در حالی به عربستان رفته است که کشورش در پساداعش دچار معضل همه پرسی از سوی اقلیم کردستان و درگیری ها در کرکوک شده است. نخست وزیر عراق در دیدار خود با ملک سلمان قراردادی سعودی-عراقی امضا کرده است که بخش عمده آن مربوط به نفوذ ایران در عراق است. در همین حال تیلرسون برای تقویت این قرار داد و جوش خوردن ماه عسل سعودی و عراقی راهی خلیج فارس شده است که پس آن به هند و پاکستان سفر خواهد کرد. برای بررسی این تحولات با دکتر محمد عجم پژوهشگر خلیج فارس و کارشناس مسائل خاورمیانه و جهان عرب گفتگو کرده ایم که از نظر می گذرانید:

بغداد و ریاض قرار است قراردادی با عنوان شورای هماهنگی سعودی- عراقی به امضا برسانند، مفهوم این قرارداد چیست؟
تشکیل این کمیته یا شورا در ظاهر برای بهبود رابطه عراق و عربستان و هماهنگی در امور بازسازی مناطق سنی نشین است اما هدف اصلی آن مهار نفوذ ایران در عراق است، البته چیزی فراتر از مهار و به عبارت بهتر مقابله با نفوذ ایران همانطور که می دانید سیاست خارجی دولت بوش این بود که برای امنیت آمریکا باید در خاورمیانه جنگید در این راستا به عراق و افغانستان لشکر کشید اما سیاست خارجی اوباما اینگونه تعریف شده بود که محور اصلی توجه باید قدرتهای نوظهور آسیا مانند هندباشد و خاورمیانه را باید رها کرد.

در این راستا ارتش آمریکا از عراق و تا حدودی از افغانستان خارج شد اما قدرت گیری و تسلط خونبار  داعش، سیاست اوباما را به چالش کشید و مواضع افرادی مثل ترامپ را تقویت کرد که “باید در خاورمیانه حضور قدرتمندانه داشت اما پول آن را هم از عربستان و کویت و قطر و امارات بزور یا به رضا باید گرفت”.
اکنون سیاست اصلی آمریکا مقابله با ایران و کره شمالی است. برای مقابله با ایران پخت و پزهای متعددی در حال اجرا است، یکی از این سناریوها آوردن عراق به جبهه ائتلاف عربی برضد ایران است که در راس آن عربستان قرار دارد.

همزمان با سفر العبادی به عربستان وزیر نفت دولت پادشاهی سعودی به بغداد سفر کرد، رویترز در تحلیل این سفر گزارش داده بود که این دو کشور توافق کرده اند که تولید نفت را کاهش دهند. این مساله شاید در خودکفایی عربستان از نفت باشد، اما چه سودی برای عراق دارد؟ کشوری در حال جنگ است و جنگی که بر سر چاه های نفت کرکوک تشدید هم شده است. نظر شما چیست؟ 
عراق با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند بخش اعظمی از شهرهای سنی نشین تحت سلطه داعش ویران شده است که به بازسازی فوری نیاز دارند، عراق مشکلات داخلی دیگری هم دارد که مهمترین آن حرکت اقلیم کوردستان برای جدایی تدریجی از عراق است، نیازهای متعدد سیاسی، امنیتی و پولی،دولت عراق را به سمت عربستان سوق خواهد داد عربستان بازسازی بخشی از شهرهای سنی ویران شده مانند موصل را تحت فشار آمریکا تقبل خواهد کرد. در مقابل عراق هم ناچار است امتیازاتی بدهد.

پس از سفر مقتدی صدر، العبادی به ریاض امده است این سفر را با توجه به تحولات عراق، چه طور ارزیابی می کنید؟ 
قطعا این سفر برای جمهوری اسلامی ایران خوشایند نخواهد بود زیرا عربستان در ده سال گذشته به دشمن شماره یک ایران بعد از اسرائیل تبدیل شده است. عربستان آنطور که خودش مدعی است در سوریه و یمن علیه ایران می جنگد! اگرچه ایران در یمن نقشی ندارد ولی حداقل این اتهام و اتهامات سنگین دیگری همواره از سوی عربستان بر علیه ایران مطرح بوده و ایران عامل بی ثباتی در منطقه وانمود شده است در حالیکه رویدادهای تلخی که در عراق، سوریه و یمن اتفاق افتاد نتیجه لجاجتهای رهبران منطقه و بخصوص عربستان بود.خوب هست هریک از این رهبران بجای اتهام زنی،  واقع بینانه نقش خود را مورد ارزیابی مجدد قرار دهند. و بجای تقابل راه همکاری منطقه ای را دنبال کنند.

همزمان با سفر العبادی تیلرسون به خلیج فارس آمده است. وزیر خارجه امریکا قرار است در نشست دو جانبه پادشاه سعودی و نخست وزیر عراق شرکت داشته باشد. هدف از این حضور چیست؟ وزیر خارجه آمریکا با چه هدفی همزمان با العبادی به ریاض آمده است؟
همانطور که گفتم محور اصلی سیاست خارجی ترامپ  بر اصل مهار و مقابله با ایران استوار است لذا آمریکا سناریوهای متعددی را برای مقابله با ایران طراحی می کند ایجاد جبهه متحد عربی علیه ایران جز اهداف اعلام شده است. تیلرسون می خواهد بعضی از قرار و تعهدات میان عربستان و عراق را تضمین کند تا این پیوند هرچه زودتر جوش بخورد.

تیلرسون می گوید برای حل بحران عربی به خلیج فارس امده است. رای الیوم در سرمقاله  خود نوشته بود سفر وزیر خارجه آمریکا با شکست مواجه می شود. نظر شما چیست؟ با توجه به پیروزی های سوریه، تحولات  عراق توضیح دهید.
طراحی های آمریکا پیچیده تر از آن است که از هم اکنون با قاطعیت شکست آن را نوید دهیم این طراحی ها و سناریوها ممکن است کاملا برای آمریکا موفقیت آمیز نباشد اما برای ایران هزینه ساز خواهد بود. اختلاف و تفرقه بین ایران و عراق بدترین سناریوی ممکن است اما همین سناریو می تواند منطقه را نا امن کند و مجدد فضا را برای ظهور گروههای افراطی مثل داعش مساعد کند. البته حتما سیاست آمریکا در تفرقه بین ایران و عراق شکست خواهد خورد.و از سوی دیگر بحران عربی ریشه عمیق تری دارد که بتواند به این سرعت حل شود.

با توجه به تحلیل شما، اگر بخواهیم نتیجه گیری از این سفرها داشته باشیم، برای ما ارزیابی کنید که سفر تیلرسون تنها بحران قطر و خلیج فارس نیست. تیلرسون در راستای سیاست مهار ایران در منطقه وارد عربستان شده است. و اینکه بررسی این راهبرد امریکایی در منطقه با حضور العبادی انجام می شود. یک ارزیابی بکر و مفصل برای ما شرح دهید که ما شاهد چه اتفاقاتی در اینده هستیم و اهداف و تبعات این سفر به چه صورت است با توجه به مضمون اصلی سوال.

وزارت خارجه آمریکا سیاست خاورمیانه ای ترامپ را افراطی و غلط می داند ولی تیلرسون برای اجرای سیاستهای افراطی ترامپ به منطقه آمده است، ترامپ همزمان سیاست اعمال قدرت نرم و قدرت سخت را دنبال می کند تحریم هایی که کنگره وضع کرده و دستورالعمل های رئیس جمهور برای قرار دادن اشخاص و نهادهای ایرانی در فهرست SDN خزانه داری آمریکا در چارچوب رویه های تجاری و بانکی و معیارها و  مقررات اوفک، و حتی احتمال اینکه در مراحل بعد موسساتی را در فهرست تروریست خارجی نیز قرار دهد.

همزمان تحریم و ایجاد جبهه واحد عربی یا محور ضد ایرانی که رهبری آن را عربستان برعهده داشته باشد.خود آمریکایی ها اذعان نموده اند که هدف از سفر تیلرسون ” بستن درهای جهان عرب به روی جمهوری اسلامی و مقابله با نفوذ روزافزون ایران و دور کردن عراق از ایران است” دور کردن قطر و پاکستان و هند از ایران هم هدف محوری دیگری است زیرا تیلرسون در ادامه سفر به پاکستان و هند می رود و  دقیقا همان هدف را در مورد این دو کشور دنبال می کند یعنی دور کردن هند و پاکستان از ایران، نیت واقعی آمریکا ایجاد ائتلافی ضد ایرانی در سراسر مرزهای مسقیم و غیر مستقیم ایران است.

البته این یک واقعیت هست که آمریکا هیچگاه موفق نخواهد شد رژیم تحریمی قوی تر از تحریم های دوره اوباما وضع کند و یا اتحادی فراگیر از همه همسایگان  علیه ایران برپا سازد اما شرایط روانی سرمایه گذاری در ایران را می تواند متزلزل کند ایران باید برای هریک از سناریوهایی که آمریکا دنبال می کند راهکار داشته باشد مثلا یکی از راهکارها اقتصاد مقاومتی بوده آیا این راهکار بخوبی پیش می رود و یا موفق خواهد بود عربستان در تمام ۱۰ سال گذشته نداهای خیرخواهانه جمهوری اسلامی ایران را برای همکاری های اقتصادی و امنیتی منطقه ای رد کرده است و در آینده نیز همین سیاست عدوانی را خواهد داشت بنا بر این هر راه حلی باید بر محور اتحاد و انسجام داخلی شکل بگیرد.

۴۹۳۱۰

http://www.khabaronline.ir

http://www.aftabir.com/news/article/view/2017/10/25/1783464

.

.

اولین کنفرانس بین المللی بررسی وقایع و رویدادهای غرب آسیا

 

اولین کنفرانس بین المللی بررسی وقایع و رویدادهای غرب آسیا به منظور تعمق و کندو کاو بیشتر در  مورد علل و بروز بحران  عراق و سوریه با حضور نمایندگان ایران روز چهارشنبه ۱۹ -۲۰شهریور در موسسه مطالعات و تحلیل های دفاعی در دهلی نو برگزار شد.

دراین کنفرانس بین المللی که جمع زیادی از سفرا و کارشناسان مسایل سیاسی از کشورهای مختلف حضور داشتند، سخنرانان در خصوص مهمترین مسایل و رویدادهای آسیا غربی از جمله تحولات عراق، سوریه و فلسطین و رشد افراط گرایی و تاثیرات آن بر جهان، دیدگاه ها و نگرانی های خود را بیان کردنداین سمینار در حالی برگزار شد که تحولات مهمی در غرب آسیا در جریان است و بنا بر این موضوع داعش و آینده دولت اسلامی عراق و شام و نحوه برخورد با آن و آثار هرگونه جنگ آینده بر منطقه و هندو مسلمانان شبه قاره  بر این سمینار سایه افکنده بود.

سخنرانان در این همایش با عنوان ‘ تغییرات ژئوپلتیک در غرب آسیا: روندها و پیامدها ‘ با اشاره به نقش مهم و موثر جمهوری اسلامی ایران در تحولات منطقه ، مواضع و تصمیم های منطقی و موثر دولتمردان کشورمان را در جهت حل مسایل بسیار مهم و تاثیرگذار ارزیابی کردندو تاکید کردند: جمهوری اسلامی ایران به عنوان قدرت مهم منطقه در تحولات منطقه ای همواره بخشی از راه حل ها بوده و نقش برجسته و بزرگ داشته است.
دکتر ‘مصطفی زهرانی ‘ مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت امور خارجه ایران نیز  در این کنفرانس طی سخنانی به تبیین علل و عوامل تحولات منطقه از جمله رشد افراگرایی پرداخت.
وی عوامل اصلی مناقشات و راهکارهای مناسب برای حل این مسایل را یادآور شدو گفت:

جمهوری اسلامی ایران همواره تلاش کرده به حل بحران های منطقه ای و بین المللی کمک کند و به عنوان قدرت بزرگ منطقه در حل مسایل منطقه ای نقشی پررنگ و تاثیرگذار داشته است.دکتر زهرانی با اشاره به اهمیت ریشه یابی رشد افراط گرایی تاکید کرد: کشورها بجای متهم کردن یکدیگر باید دست به دست هم بدهند تا ریشه این پدیده شوم را ریشه کن کنند. افراط گرایی و تروریسم پدیده هایی هستند که نه فقط برای جهان اسلام که برای کل بشریت خطرناک می باشند. وی درباره نقش هند در تحولات منطقه گفت: با توجه به تاثیرتحولات و مناقشات منطقه بر اقتصاد، انرژی و امنیت غذایی کشورها و نیز موفق نبودن سیاست های آمریکا، هندوستان تلاش می کند با میانجیگری برای حل مسایل منطقه نقش فعال داشته باشد و به رفع مشکلات کمک کند. در این کنفرانس دو روزه  در موسسه مطالعات و تحلیل های دفاعی دهلی نو  سخنران در ۵ موضوع یا پانل سخنرانی و مقاله ارایه کردندو بعد از اتمام سخنرانان در هر پانل جلسه پرسش و پاسخ و گفتمان برگزار شد.

پانل و موضوع کلی  مجموعه سخنرانان عبارت بودند از :

  • وضعیت فعلی جغرافیای سیاسی غرب آسیا وضعیت ژئوپولیتیک منطقه ای
  • امنیت و آینده خلیج فارس،
  • تاثیر بی ثباتی خاورمیانه بر امنیت انرژی
  • مداخله خارجی در آسیای غربی و عواقب دراز مدت آن
  • هند و منطقه غرب آسیا

در هر پانل ۴ تا ۵ نفر سخنرانی و دیدگاههای خود را در رابطه با موضوع بیان کردند.

در تمام سخنرانی ها نقش ایران مورد اهتمام قرار داشت بسیاری به دیده مثبت به مواضع ایران نگاه می کردند تنها دونفر  یعنی محمد عبدالغفار از بحرین و عبدالوهاب القصاب یک ژنرال بعثی عراقی مقیم قطر از مداخلات ایران و نقش منفی ایران در تحولات منطقه سخن گفتند.

اهم موضوعاتی که مورد تاکیدسخنرانان مختلف قرار گرفت:

  • هند از هرگونه تغییر و تحول در منطقه خلیج فارس و منطقه همجوار آن تاثیر چند جانبه (سیاسی – اقتصادی و فرهنگی) می گیرد. بدلیل ۲۰۰ میلیون مسلمان و هفت میلیون هندی در خلیج فارس و ۲۰۰ میلیارد دلار تجارت هند با منطقه .
  • هند مایل است که در تحولات غرب آسیا مشارکت سازنده و نقش میانجی بین بازیگران داشته باشد.
  • امریکا و غرب در مهار جهادگران افراطی مانند داعش عمدا و سهوا کوتاهی کرده است.
  • نقش آمریکا در تاثیر گذاری بر تحولات منطقه بسیار مهم است.
  • دخالت خارجی باعث نابسامانی های فعلی در منطقه غرب آسیا است.
  • داعش زیر سایه حمایت غرب و کمکهای مالی خلیج فارس ایجاد شده است.
  • تضعیف و سرنگونی دولتهای اقتدارگرای منطقه مانند صدام و قذافی و اسد و جای گزینی دولتهای ضعیف و ناتوان عامل ظهور و رشد جهادی های داعشی شده است.
  • فرقه گرایی و تعصبات مذهبی و قبیله ای به تقویت جهادی ها منجر شده است.
  • انقلاب اسلامی ایران و ظهور اسلام سیاسی عامل تغییرات سیاسی و دینی در منطقه شده است.
  • جنگهای جهادی ها را نباید جنگ بین شیعه و سنی تلقی کرد جنگ آنها با همه میانه روهای مذهبی است اعم از شیعه و سنی و سایر اقلیت های دینی.
  • کشورهای عرب با هم اتحاد ندارند شورای همکاری خلیج فارس یک سازمان غیر متحد است.
  • نقش مصر در تحولات منطقه مهم است.
  • نا امنی در غرب آسیا و خلیج فارس امنیت انرژی را برای پر مصرف ترین کشورهای شرق آسیا بخصوص هند – چین – ژاپن و کره جنوبی و … به خطر می اندازد.
  • چین نقش مثبتی در تحولات غرب آسیا بازی نکرده است چین و هند باید برای امنیت در غرب آسیا هزینه کنند.
  • القاعده تهدید جدی و غیر مستقیم برای هند بشمار می رود.
  • ظهور داعش به اسلام سیاسی ضربه زده و موجب تضعیف اسلام سیاسی می شود.

در مجموع نقش تمامی کشورهای منطقه در تحولات اخیر منطقه بررسی شد از جمله نقش کشورهایی مانند : ایران – ترکیه – عربستان – قطر- مصر- اردن- آمریکا و غرب

 ** نقش ایران در تحولات منطقه و جنگ با داعش

ایران در دوره دکتر حسن روحانی قدمهای مثبتی بسمت جامعه بین المللی برداشته است. پس از ظهور داعش در عراق ایران با جامعه بین المللی برای کنار گذاشتن مالکی از دولت عراق همراهی کرد. پافشاری بر حمایت از اسد و گروه حماس کمتر شد و ایران از شعارهای مذهبی گرایانه شیعی خود کاست.باید به ایران به عنوان بخشی از راه حل منطقه نگاه کرد نه بخشی از مشکل.

تصمیم آمریکا و ناتو مبنی بر تشکیل یک ائتلاف بزرگ بین المللی به منظور مقابله با دولت اسلامی درعراق با توجه به تهدید جدی که از ناحیه این گروه متوجه امنیت خاورمیانه و جهان می باشد، غیرقابل اجتناب می نماید. اما تصمیم ناتو مبنی بر بمباران هوایی نیروهای دولت اسلامی، بدون تکمیل آن از طریق حملات زمینی، تاثیر چندانی بر مقابله با جهادیستها در عراق نخواهد داشت. ایران می تواند نقش بزرگ و مثبتی در ائتلاف داشته باشد.

پیشمرگان کرد به تنهایی از توان لازم برای مقابله با داعش برخوردار نیستند و واشنگتن باید در فکر ائتلاف با کشورهای سنی منطقه برای مبارزه با داعش باشد. ایران اگرچه در عدم سقوط بشار اسدموثر بود اما رژیم سوریه امروز مانع از پیشروی جهادیستهای داعش به سوی مدیترانه می باشد. از طفی نیروهای واحد قدس سپاه پاسداران ایران که در زمره گروههای نامطلوب آمریکا هستند اما از پیشروی جهادیستهای داعش به سوی کردستان عراق و کشتار مسیحیان و دیگر اقلیتهای ساکن در آن منطقه جلوگیری کرده اند و مانع از دسترسی داعشیها به اماکن مقدسه شیعیان شده اند.

نادیده گرفتن وزن ایران در خاورمیانه امکان پذیر نیست. اوباما مصمم به پایان دادن به ماجرای هسته ای با ایران است و موافق به رسمیت شناختن نقش تهران است. اما با توجه به مخالفت جمهوریخواهان امریکا،عربستان و اسرائیل از نقش دادن به ایران  اوباما باید جانب احتیاط را رعایت بکند. تهران نیز به هیچ وجه قصد ندارد که به مجموعه کشورهای سنی اجازه بدهد که آنچه را که درمنطقه با زحمت به دست آورده زیر سوال ببرند و با صراحت نقطه نظرات خود در خصوص آینده منطقه را مطرح می کند.

شکست داعش بدون حضورایران در ائتلاف بین المللی، حتی به صورت غیررسمی، امکان نخواهد داشت. درغیر این صورت وکالت کشورهای غربی به کشورهای سنی برای مقابله با داعش به آنچنان بی ثباتی درخاورمیانه منجر خواهد شد که وضعیت فعلی در برابر آن رنگ خواهد باخت.

شیعیان عراقی که بسیارنزدیک به تهران هستند، با برخورداری از پوشش هوایی جنگنده های امریکایی محاصره شهر امرلی را در هم شکسته اند. تندروها در ایران و برخی از گروهها تندرو در امریکا  و تندروهای عرب از همکاری بین تهران و واشنگتن بسیار ناخرسند هستند و از این بیم دارند که مبادا همکاری درعراق، به مصالحه برسرپرونده هسته ای ختم بشود و به نفوذ و قدرتمندی هلال شیعی منجر شود. اخیرأ قاسم سلیمانی از اداره بحران عراق کنار گذاشته شده و این پرونده به علی شمخانی سپرده شده است. دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران درهفته های گذشته ضمن برقراری تماس با آیت اله سیستانی، پیام تبریک برای نخست وزیر جدید عراق و پیام خداحافظی برای مالکی را منتقل کرده است.

*********آمریکا

نقش آمریکا ضروری و مهم است آمریکا علی رغم شعارهای ملایم دمکراتها و ضدیت آنها با لشکر کشی به کشورها ناچار است رهبری ائتلاف ضد داعش را بر عهده بگیرد. درحالیکه اختلاف نظر در کنگره امریکا در این رابطه به شدت بالا گرفته و افکار عمومی امریکایی ها هنوز تا حدودی ضد جنگ می باشد و دولت اوباما برای جلب حمایت از عملیات نظامی با مشکل مواجه است. اما فشار تندروها رئیس جمهور را به پیش دستی وادار کرده است.

اگر چه اوباما تا چندی پیش می گفت هیچ استراتژی برای مقابله با داعش ندارد اما اکنون تحت فشار کنگره و افکار عمومی و پس از بازگشت از شرکت در اجلاس ناتو اعلام کرد که برنامه او شامل تضعیف و نهایتا نابودی داعش می باشد. اوباما قبلا تاکید داشت که قصد اعزام نیروی نظامی امریکایی به عراق و سوریه را ندارد و تنها از نیروی هوایی برای بمباران مواضع داعش استفاده خواهد کرد.

امریکا تا کنون نزدیک به یک هزار نیرو تحت عنوان مشاور نظامی به عراق و منطقه کردستان اعزام کرده است. اوباما در توضیحات خود اضافه کرد که قصد دارد یک ائتلاف شامل کشورهای دیگر به ویژه کشورهای منطقه از جمله عربستان ، امارات ، اردن و ترکیه بوجود آورد.

اوباما گفته است: برای نخستین بار به طور واضح  مشخص شده که مشکل پیش روی کشورهای سنی در منطقه که شماری از آنها متحد ما می باشند، ایران و یا اختلاف شیعه و سنی نیست. بلکه تهدید افراطی گرایی مذهبی است که امروز خود را به شکل گروهی همچون داعش نشان داده است. رئیس جمهور امریکا از کشورهای عرب منطقه خواست تمام تلاش خود برای مقابله با افراط گرایی سنی را بکار گیرند.

قطر: کمکهای قطر به گروههای شبه نظامی جهادیست

قطر که با کمکهای مالی به تروریستهای منطقه خشم متحدان دور و نزدیک خود را برانگیخته است، اکنون به این فکر افتاده که برای حفظ قدرت منطقه ای توازنی میان این دو نقش ایجاد کند. کشور کوچک و ثروتمند قطر در حاشیه خلیج فارس به بزرگترین پایگاه نظامی امریکا در خاورمیانه تبدیل شده اما درسالهای اخیر نه به طور مستقیم که از طریق شیوخ متمول خود نقشی قوی در تامین مالی گروههای تروریستی درگیر در منطقه ایفا می نماید. بیشتر علمای سنی فتوا دهندگان جهاد بنفع النصره و داعش در سوریه در قطر ساکن هستند.

شیخ حجاج العجمی که اخیرا از سوی دولت امریکا به عنوان تامین کننده مالی گروههای وابسته به القاعده معرفی شد، یکی از افرادی است که در سخنرانی سال ۲۰۱۲ خود در دوحه گفت: راه کمک کردن به مردم رنج کشیده سوریه این نیست که با اجرای برنامه های بشردوستانه و کمک به ارتش آزاد سوریه مورد حمایت غرب انجام گیرد، بلکه باید پول خود را به افرادی بدهید که آن را در راه جهاد صرف می کنند.

شیخ عجمی و شش شیخ دیگر که امریکا آنها را بخش خصوصی تامین کننده کمکهای مالی گروههای وابسته به القاعده در سوریه می شناسد آزادانه در دوحه دست به فعالیت در مساجد می زنند و این یکی از روشهایی است که دولت قطر خود را درگیر حمایت از شورشیان منطقه کرده است.

عربستان و اسرائیل قطر را پدرخوانده گروههای تروریستی در سراسر جهان می دانند. امریکا و غرب هم بابت این کمکها قطر را محکوم می کنند. البته محکوم شدن قطر از سوی رژیم های سلطنتی در حاشیه خلیج فارس جنبه رقابت قدرت نیز دارد. هر یکی از این رژیمها از گروههای نیابتی خود که در درگیریهای غزه ، لیبی و مصر با یکدیگر در حال جنگ هستند حمایت می کنند.شبکه الجزیره قطر حامی اخوان المسلمین مصر است درحالیکه سایر شیخ نشینها از اخوان المسلیمن بیزارند و آنرا برای حکومتهای خود تهدید می دانند.

همین امر باعث شد تا رژیمهای عربی منطقه از کودتا علیه رئیس جمهور اسلامگرای منتخب اخوان المسلمین در مصر حمایت کنند. قطر تنها کشوری است که آزادانه از گروه جبهه النصره وابسته به القاعده حمایت مالی می کند. قطر به گروههای فلسطینی حماس اجازه بازکردن دفتر در دوحه داده است و از آنها حمایت مالی می کند. اما مقامات امریکایی و اسرائیلی می گویند: بر خلاف ایران که به حماس کمک تسلیحاتی می کند قطر به این گروه سلاح نمی دهد. بسیاری از افراد طالبان هم در قطر دفتر دارند و پاره ای از این کمکها مورد تائید واشنگن می باشد.در لیبی هم شیخ نشینهای خلیج فارس هر کدام از گروه شبه نظامی خاصی حمایت می کنند.

 عربستان :

شماری از کارشناسان انگشت اتهام را به سوی عربستان نشانه گرفته اند و بر این نظرند که تنها دولت امریکاست که می تواند سعودیها را مجبور به دست کشیدن از کمک به داعش کند.

اما دولت عربستان بطور مستقیم منبع تقویت داعش نیست بلکه برعکس هدف اولیه این گروه جهادی دولت سعودی می باشد. چرا که آنها قصد دارند خلافت اسلامی بنا کنند و تصرف عربستان سعودی و شهرهای مکه و مدینه محل تولد اسلام لازمه تشکیل این خلافت می باشد. گروه داعش حتی عربستان را تهدید کرده که لشکر آنها به سمت این کشور خواهد آمد.دولت عربستان این گروه را تروریست نامیده و کمک به آنها را جرم و قابل مجازات می داند البته بنیادهای خیریه اسلامی عربستان و رهبران دینی در کمک به داعش نقش دارند.

داعش از عربستان بوجود نیامده بلکه این گروه از نتیجه جنگ عراق و باقیمانده های ارتش دوران صدام بوجود آمد. البته که داعش هم مثل القاعده چشم طمع به منابع انرژی با ارزش عربستان دوخته است. آنها آرزوی به دست آوردن این ثروت سرشار را دارند. پس چرا بسیاری از مردم باور دارند که عربستان سعودی پشت سرگروه داعش می باشد؟

ریشه این باور بر اساس این نظریه است که عربستان و داعش هر دو به اسلام سلفی اعتقاد دارند ولی در غرب از آنها به عنوان وهابیون نام می برند. درست است که سعودیها از سلفی گری حمایت می کنند اما ادعای داعش در سلفی گری پایه و اساس ندارد. سلفی گری ریشه در اجداد و باور پیروان اولیه اسلام و سه نسل بعد از آن دارد. آنها معتقد هستند که اسلام باید بر اساس راه و روش گذشتگان پیاده شود. تفاسیر مختلفی در زمانهای گوناگون از این راه و روش شده است که درنهایت منجر به چهار مکتب فقهی در اسلام اهل تسنن گردید . بنیان گذاران این مکاتب ابوحنیفه ، مالک، شافعی و ابن حنبل بودند.

ریشه داعش برمی گردد به گروه متعصب منحرف خوارج در زمان خلافت علی/ع/ خلیفه چهارم که بدست آنها ترور شد. خوارج بر این نظر بودند که هر که با آنها مخالفت کند، کافر است و باید کشته شود. بر اساس این اعتقاد آنها دست به کشتار دست جمعی از جمله زنان و کودکان می زنند. اعتقادات این گروه کاملا در تضاد با ایدئولوژی سلفی سعودیها می باشد. نسخه سلفی گری مورد استفاده در عربستان براساس شریعت حقوقدان برجسته مسلمان در قرن نهم، احمد بن حنبل فرموله شد. حال آنکه داعش از ابن تیمیه الگو می گیرد.

قانون حنبلی بصورتی پایدار دربرابر فتنه و خونریزی است بنابراین عربستان سعودی تنها مرجعی در منطقه است که می تواند قدرت و مشروعیت داعش را پایین بکشد. همانطور که القاعده را در داخل کشور از بین برد. داعش یک تهدید بالقوه و گروهی خون آشام است که می تواند مردان و زنان ناراضی در بین ۳/۱ میلیارد نفر مسلمان سنی جهان را جذب کند.

ترکیه:

ترکیه نیز قرار است دراین ائتلاف، ازنقش برجسته ای برخوردار باشد. دولت ترکیه پس از افول رویای ورود به اتحادیه اروپایی به دولت اسلامی شام و عراق به عنوان یک مانع جدی بر سر راه تحقق رویای نوعثمانی خود نگاه می کند. در سه سال گذشته ترکیه محل امنی برای مخالفان اسد بوده است و در این میان ترکیه تا چند ماه قبل تفاوتی بین مخالفان اسد قائل نبوده است. ترکیه علنا مخالف جنگ گسترده علیه داعش است اما اگر این جنگ بتواند به سقوط اسد منتهی شود ترکیه خرسند خواهد بود.

مصر :

مصربه رهبری ژنرال السیسی  خود را سدی جدی در برابر پیشروی جهادیسم اسلامی در شمال افریقا تلقی می کند. نظامیان مصر دشمن اخوانی ها و اسلام سیاسی هستند.  اما از آنجا که ترکها و سعودیها در کنترل رهبری اسلام سنی به شدت با یکدیگر رقابت می کنند نمی توانند به هم اعتماد کنند در این میان  قاهره نیز به دلیل دشمنی با اخوان المسلمین مورد حمایت ترکیه ، بیش از آنکارا خود را به ریاض نزدیک محسوب می کند.

امارات و بحرین و کویت :

امارات و بحرین نیز مانند عربستان نقش ضد اخوانی دارد اما موسسات اماراتی به جهادی های سوریه و عراق کمک مالی فراوانی کرده اند. کویت در مهار ثروتمندان و انجمن های مالی دینی نا موفق بوده و بخشی از منابع مالی داعش از کویت هست.

نتیجه :

تفکر افراط گرایانی مانند القاعده و داعش و بوکو حرام یک تهدید جهانی فوری محسوب می شود.

نام جهادی و اسلام گرا درست نیست زیرا تروریستها از نام و مقدستات اسلامی سوء استفاده می کنند در حقیقت آنها گروهی آنارشیست و تکفیری مسلمان هستندکه بیشتر کشتار آنها تا کنون از خود مسلمانان بوده است. اصول جهاد و قانون جنگ در اسلام رادیکالی نیز قتل و کشتار اسیر را نه تنها تجویز نمی کند بلکه حرام می داند.

الف – ریشه های افراط گرایی یا اسلام رادیکالی

  1. ریشه های فکری: در برداشت های غلط و سطحی وایدیولوژیکی از فقه دینی و جهادی و برداشت های بر اساس منافع قومی و قبیله ای و سیاسی و دیگری آموزشهای سطحی دینی و مذهبی در مدارس و مساجد .
  2. ریشه های تاریخی

– اختلافات شاخه های مذهبی و فکری مسلمانان و تعصبات تفسیری مفسران قدیمی-  مقدس سازی و الگو سازی رفتارهای صدر اسلام بدون توجه به ضرورتهای عصر با برداشتهای قومی و قبیله ای و مذهبی و توسل به تاریخ پر از جنگ منطقه با پوشش مذهبی.

  1. عوامل تحریک کننده و تقویت کننده :
  • شرایط اجتماعی و اقتصادی – بی عدالتی و شکاف طبقاتی و ناامیدی ها و سرخوردگی های جوانان منطقه.

– رقابت های فرقه ای قومی منطقه ای

– دخالت قدرتهای خارجی و استعماری در منطقه ناملایمات باقی مانده از استعمار و استعمار زدایی

– تشکیل دولت اسرائیل در مرکز جغرافیایی اسلام

– اعلام مغرورانه نظم نوین آمریکائی و ناراحتی مسلمانان از سیاست هژمونیستی آمریکا برای سلطه فرهنگی بر جهان اسلام

– نوع نگرش نفرت پراکنی و تحلیل حوادث بصورت سیاه و سفید در مساجد وشبکه های اجتماعی، شبکه های تلویزیونی وابسته به امامان و رهبران دینی–– ثروت امامان و رهبران مذهبی مساجد ناشی از زکات و خیرات و وقف.

– باور عمیق مردم خاورمیانه به تئوری توطئه

شیفتگان مدارس مذهبی بخصوص سلفی معمولاً اخبار و رویدادهای جهان آنگونه که در رسانه های گروهی دنیا تجزیه و تحلیل می شود را قبول ندارند و آن تحلیل ها را مغرضانه می دانند. آنها پاسخ علت هر رویدادی را از قبل آماده دارند و آن این است که در هر حادثه و رویداد مهمی بلافاصله انگشت را به سوی سران کفر و شرک می برند و آن را توطئه کفار و مشرکان و در رأس آن آمریکا و اسرائیل می دانند.

همه این عوامل باعث می شود که جوان مسلمان یک احساس همبستگی و همدردی با افرادی بکند که سلاح بر می دارند و کفار و مشرکان را هدف قرار می دهند.

راه حل های طرح شده

  1. راهکارهای پیشنهادی علمای دینی میانه رو جدی گرفته شود و از کمک و مساعدت علما و رهبران دینی استفاده شود.
  2. ایجاد کلاس های درس اجباری در مساجد و مدرسه های دینی در خصوص وحدانیت انسان و ادیان و تسامح و مدارای دینی از نظر ادیان مختلف.
  3. تقویت امامان جمعه و مساجد که مشی میانه رو و عقلانی دارند.
  4. ایجاد شبکه های معنوی دینی که صرفاً بر وحدت ادیان و وحدت انسان تکیه می کند
  5. پرهیز دادن جوانان از اندیشه های افراطی بر اساس تعالیم ادیان الهی
  6. عدم دخالت قدرتهای اجنبی در امور فرهنگی و دینی  مسلمانان و توجه آنها به پذیرش تنوع فرهنگی و دینی

یکی از سخنرانان تلمیذ احمد سفیر سابق هند در عربستان و امارات و کارشناس جریان های اسلام گرایی بود که در خصوص جریان اسلام سیاسی در خاورمیانه سخنرانی نمود وی اسلام سیاسی را از دوره اخوان المسلمین و حسن البنا در مصر تا سید قطب و اعدام او در دوره جمال عبدالناصر شرح داد و گفت اخوان المسلمین برای مدتی زیر زمینی شدند و از مصر خارج شدند اما آنها هسته های گسترش سلفی گرایی را در جهان عرب پروراندند و با انقلاب اسلامی ایران سلفی های سیاسی بیشتر به اسلام سیاسی اعتقاد پیدا کردند. وی همچنین به جریان شیعه سیاسی و ظهور شیعه در منطقه هلال شیعی پرداخت و آمار شیعیان کشورهای عربی را شرح داد که به گفته وی نشانگر افزایش قابل توجهی است.

مطلب زیر ترجمه مقاله ای از ایشان در رابطه با موضوع ریشه های افراط گرایی اسلامی است که به اطلاع می رسد.

روزنامه بیزنس استاندارد مورخ ۲۷ شهریور ۱۳۹۳ مقاله ای را تحت عنوان «نگرانی مسلمانان در جهان مدرن» از تلمیذ احمد، به چاپ رسانده است. در واقع این مقاله بررسی یک کتاب  به زبان انگلیسی تحت عنوان:

Global Jihad And America – The Hundred – Year War Beyond Iraq and Afghanistan

است که اخیرا به قلم تاج هاشمی منتشر شده است.

در بخشی از مقاله آمده است: عکس های مبارزین اسلامی در حال بریدن سر گروگان های غربی طی چند روز گذشته افکار عمومی جهان را به وحشت انداخته و برای ما یادآور آن است که در حال حاضر اسلام رادیکال در سراسر منطقه آسیای غربی(خاورمیانه) در حال شکوفا شدن بوده و دولت ها را به چالش کشیده و اراضی اشغالی را تحت حکومت خود آورده است. تاج هاشمی در این کتاب  سعی نموده است که بیگانگی مسلمانان از غرب و ظهور اسلام رادیکال را برای مخاطبین خشمگین و نگران خود توضیح دهد.

نویسنده اعتقاد دارد که ریشه رویارویی کنونی بین اسلام و غرب بخشی از جنگ صد ساله ای می باشد که در سال ۱۹۴۸ از زمان تشکیل اسرائیل توسط غرب آغاز گردید. بعدها نیز کشورهای افغانستان، عراق و لیبی توسط نیروهای غربی مورد تجاوز قرار گرفتند و سوریه و ایران تهدید به حمله نظامی شده اند. سیاست دوگانه آمریکا در مرکز تقریباً هر حمله به منافع مسلمان قرار داشته که موجب زمینه سازی برای جنگ جدید سرد بین غرب و جهان مسلمان شده است. آمریکا و متحدین این کشور نسبت به دیپلماسی و جنگ «فرصت طلب، کوتاه اندیش و نادان بوده و طبق روش ماکیاولی اقدام نموده اند.» طی دهه های آتی بین این دو رقیب یعنی مسلمانان و غرب بجای ایجاد تفاهم بلند مدت «درگیری های مداوم» وجود خواهد داشت.تلمیذ احمد :

در حالی که آقای هاشمی مطالعه گسترده ای داشته است و متن وی محکم است، اما  اکثر اوقات در نتیجه گیری ها او مرتکب اشتباهاتی بوده است. وی مرتکب همان اشتباهی شده که نویسندگان غربی و اسلام شناس را متهم به آن می کند، یعنی وی گروه های مختلف را بطور یکسان نگاه می کند. وی می نویسد که « چهار جنگ عرب – اسرائیلی از سال ۱۹۴۸، اشغال کشمیر توسط هند و حملات نظامی غرب علیه افغانستان و عراق در مجموع مسلمانان را نسبت به یهودیان، هندو  و مسیحیان خشمگین ساخته است.» این ادعا اغراق آمیز است.

بعلاوه، وی نقش آمریکا و غرب در درگیری های مختلف مربوط به مسلمانان را مورد انتقاد قرار داده اما این نکته را مورد توجه قرار نداده است که وضعیت واقعی بسیار پیچیده بوده و نمی توان آن را به سادگی بعنوان درگیری بین اسلام و غرب توصیف نمود.  در افغانستان در دهه ۱۹۸۰، کشورهای عربستان سعودی و پاکستان شریک فعال آمریکا در «جهاد جهانی» بودند. کشورهای عرب منطقه خلیج (فارس) در سال ۱۹۸۰ از حمله عراق علیه ایران حمایت کردند. اکثر کشورهای عرب از ائتلاف به رهبری آمریکا علیه اشغال کویت توسط عراق حمایت کردند. قسمت عمده جامعه بین المللی از جمله مسلمانان جهان حملات علیه طالبان به دنبال واقعه یازده سپتامبر حمایت کردند.

در نهایت نمی توان آمریکا و غرب را برای اینکه بهار عرب نتوانست در جهان عرب مستحکم شود متهم دانست. محمد مرسی در نتیجه کودتای نظامی پشتیبانی شده توسط کشورهای عرب منطقه خلیج (فارس) سرنگون شد. این کشورها بعداً در بحرین به منظور سرکوبی جنبش اصلاح طلب در این کشور بطور نظامی دخالت کردند. همین کشورها بعد از سال ۲۰۰۳ از شورش سنی در عراق نیز حمایت کردند و همین شورش بعد از ده سال به داعش تبدیل گردید و اکنون اختلافات فرقه ای جنبه اصلی سیاست این منطقه شده است. حداقل دو کشور خلیج (فارس) در حمله به لیبی به منظور تغییر رژیم در این کشور مشارکت داشته اند. کشورهای خلیج (فارس) از گروه های مختلف در سوریه حمایت کرده و در این درگیری از تقویت مبارزین جهادی و سلفی نیز حمایت کردند.

آقای هاشمی بین پیام صلح آمیز و لیبرال اسلام و مباحث «غیرلیبرال، غیرمنطقی و متعصب» اسلام گرایان تناقص می بیند و می گوید که اسلام گرایان یادشده هیچ سنت اسلامی و تعلیم قرآنی را قبول ندارند. اینجا آقای هاشمی بی خبری خود از تاریخ، پیچیدگی و انواع مباحث اسلامی طی ۱۵۰ سال گذشته را نشان می دهد. در این دوران بسیاری از نویسندگان که از تعلیمات اسلامی آگاهی عمیقی داشته از اتخاذ روش منطقی مبتنی بر اجتهاد نسبت به متون اسلامی و مشارکت مردم  عمومی در حکومت حمایت نموده اند.

نویسنده(هاشمی) اسلام گرایان را به گروه های مختلف از جمله مومنین غیرخشونت آمیز، مبارزین طرفدار احیای دین، انقلابی ها و منکرین و آنارشیست ها تقسیم می کند. اگرچه اساتید می توانند طبق میل خود گروه بندی کنند، اما نمی توان فهمید که چگونه می توان القاعده و رهبران ارشد این سازمان را شامل گروه منکرین و آنارشیست ها قرار دادو ادعا کرد که آنان هیچ تصور یا طرح جایگزینی برای جامعه اسلامی ندارند. واقعیت این است که این گروه دارای تصور روشنی برای نظم جهانی است و برای پیاده کردن آن نظم یک طرح مشخصی را دنبال می کند. این ادعای آقای هاشمی نیز اشتباه است که سازمان اخوان المسلمین مادر القاعده است و اینکه همه سازمان های اسلامی شاخه های اخوان المسلمین می باشند. حقیقت این است که تشکیل سازمان های مستقل اسلامی که بسیاری از آنان رادیکال و جهادی بوده از دهه ۱۹۷۰ آغاز گردید. این زمانی بود که سازمان اخوان المسلمین ساکت و معتدل شده بود.

این کتاب پر از اشتباه در زمینه حقایق و نتیجه گیری می باشد. بطور مثال هاشمی می نویسد: «اکثر تروریسم اسلامی مربوط به مسائل سکولار است. وی نوشته است، اسلام گرایان در حکومت های استبدادی شکوفا شدند چرا که این رژیم ها اسلام گرایی را تشویق می کنند. وی نوشته که جنبش وهابی در عرب قرن هیجدهم اساساً « یک جنبش ملی گرایی عرب و ضد ترکیه بود.» وی ادعا می کند که هند از طالبان پاکستانی حمایت می کند و می نویسد که سازمان ناتو از سازمان القاعده حمایت می کند اما بطور همزمان با آن می جنگد. این ادعا که در حال حاضر ما در «تاریخ پس از مرحله تروریسم» قرار داریم درست نیست زیرا که واقعیت این است که ما با خونریزی و سفاکی های داعش و القاعده روبرو هستیم.

البته شکی نیست که بین غرب و مسلمانان شکاف عمده ای وجود دارد و ضروری است که یک کتاب باید آن شکاف و منابع رادیکالیسم مسلمان را بیان کند اما متاسفانه آن این کتاب نیست.

 

 

 

 

 

 

 

 

Geopolitical Shifts in West Asia: Trends and Implications

General Vijay Kumar Singh (Retd), Minister of State for External Affairs, Government of India September 10, 2014

Ladies and gentlemen,

The Arab uprisings, and in particular the current West Asia crises in Iraq, Israel-Palestine, Libya and Syria have continued to challenge the traditional actors and alliances in the region. In the emerging order, there will be greater devolution of powers to the regional actors, although it is unclear how much space there will be for outside players, which will, however, continue to have leverages. Within this framework, is there scope for India to play a more strategic role? Undoubtedly, any instability in this region affects our vital interests directly.

I would like to emphasize on three points: one, to define our stakes in the Gulf & WANA region; two, to elaborate on the developments and cross-cutting issues in the region; and three, to seek to outline our efforts to promote our interests within the broader regional context.

This region is an essential part of our extended neighbourhood. Civilisational links remains an area of critical importance in our proximate neighbourhood. The Gulf region remains the largest trading partner for India. Bilateral trade with the Gulf was $181.4 billion (2012-13), and $22 billion (2012-13) with WANA. India’s top trading partners in the region were UAE ($ 74.72b), Saudi Arabia ($ 43.19bn) and Iraq ($ 21.35 bn).

The Gulf provides over 60% of our oil & gas requirement. Saudi Arabia and Iraq are largest suppliers of oil to India, and Sudan/South Sudan are other important oil suppliers. The region is a major source of phosphatic and other fertilizers (Algeria, Tunisia, Morocco) and thus contribute to our food security.

There are about seven million Indians who live and work in the Gulf, and another 45,000 Indians live in the WANA region. India receives annual remittances of over $30 bn from the region. The region is also a potential source of sizeable investments as India has the capacity to absorb large capital infusion, especially for infrastructure projects. The region is also a significant platform for operations by Indian companies.

The region is an important partner for India in counter-terrorism, intelligence sharing, homeland security, controlling money laundering, small arms trafficking, smuggling and financing of terror activities besides in anti-piracy effort.

The on-going turmoil in the Arab region is rooted in the Arab Spring, which began with popular and widespread unrest in Tunisia in December 2010, and rapidly spread to other countries in the West Asia, North Africa and the Gulf regions. In particular the after effects of the so-called Arab Spring and the spiralling internal violence in Syria and Iraq, have created a climate of political uncertainty in the countries in the region, and can have serious regional and global repercussions, which would also be felt directly by India.  However, three years after the “Arab Spring”, the earlier exaggerated expectations of progress towards democracy have turned out to be misplaced. The initial optimism of democratization and regime change, has given way to serious concerns about the aftermath of the much-hyped revolutions. The “Arab Spring” has impacted the Arab World in different degrees – the first group include countries which saw a series of strong, popular and mass protests leading to regime changes such as Tunisia, Libya, Egypt and Yemen; the second tier of countries saw demonstrations that were contained by the ruling regimes through targeted but limited political and economic reforms such as Kuwait, Saudi Arabia and Oman, or by stern actions against protestors and demonstrators such as Bahrain and Jordan. The third group includes Qatar and UAE, which are yet to witness any such protests and have used this as an opportunity to enhance their regional influence.

The regional strategic balance is in flux, with Iraq perceived to have come under Iran’s sway, and divisions within GCC (regarding Syria and the region), evident through the withdrawal of the Ambassadors of Saudi Arabia, UAE and Bahrain from Qatar.

Religious extremism has become vastly more pronounced (AQ, ISIS, and Salafists). Large number of jihadi fighters, from more than 80 countries, have joined the conflict in Syria. Given the recent ISIS activities, Syria and Iraq are likely to shift from being a ‘destination’ for Islamic extremism, to become the newest breeding ground for extremism. Militia infighting in Libya has seen Islamists pitted against tribal and pro-democracy rebel groups, thus threatening regional stability. The easy mobility of extremists and rising number of foreign jihadis in the region has increased fears of the possibility of the spread of radicalism in the home countries of foreign fighters.

The Shia-Sunni divide has been exacerbated by the recent events. There has been a rise in sectarian killings in Syria, Lebanon, Turkey, Iraq, Iran, Libya, and even in the GCC. These developments may have implications for Gulf unity and the stability of the WANA region.

There are clear signs of a rivalry between Saudi Arabia and Iran and quest for pre-eminence in the region. Both countries have been at the forefront of the regional jostling for influence through a proxy war in Syria. Saudi Arabia has increasingly asserted itself in the region, given the earlier US resistance to intervene in Syria, the stalemated MEPP, and the US’ potential rapprochement with Iran.

 

Saudi Arabia and Israel are particularly suspicious about the outcome of Iran & P5+1 nuclear negotiations. For Saudi Arabia, the reasons are theological and geo-political. For Israel, there are issues of national/regional security: the Iran-Hezbollah-Syria axis and pressure for results on MEPP. If Iran acquires nuclear weapons, it is possible that Saudi-Arabia will enhance its defence engagement with Pakistan for nuclear technology. We are hopeful that the negotiations will lead to a satisfactory permanent deal which will ease tensions in the region.

Recent conflict in Gaza resulted in large scale civilian casualties. This has put additional pressures on the region. This is compounded by lack of concrete progress on the peace talks which ended on 29 April 2014. Any outcome of the ceasefire negotiated in Cairo will ultimately have to be linked to the larger issue of comprehensive resolution of the Palestinian issue.

An apparent shift in the US role, perhaps through eroded credibility in the region is increasingly evident. Its inability to bring about a durable ceasefire after the recent conflict in Gaza, failure to stop expansion of Israeli settlements in the occupied territories, lack of a comprehensive and effective policy on Syria, disinterest in solving the ongoing violence in Libyan, and its prolonged engagement in Iraq and Afghanistan without being able to restore peace and stability, coupled with domestic factors of decreasing dependence on Middle East oil, has created doubts about its commitment to the Region.  But re-shifting of its focus on Syria and Iraq, means that it remain important for regional stability.

Russia has attempted to re-engage with the Middle East, and has gained in appeal as a counterweight to the West. Its positive involvement in Syrian CW deal; recently concluded defence contracts with Egypt, Iraq and reportedly with Saudi Arabia and WANA countries reinforce this perception. However, presently Russia seems preoccupied with Ukraine and its ability to influence events in the West Asia Region is limited, except in Syria.

Chinese aversion to chaos may prevent it from seeking a more prominent political role. But it has embarked on an aggressive economic push in the region. Increased dependence on Middle East oil may result in greater Chinese naval presence in the region in years to come.

Qatar has moved away from its earlier policy of punching above its weight in the region, especially with the ouster of the Muslim Brotherhood (MB) led government in Egypt, and continued tensions with Saudi Arabia.

Turkey has toned down its earlier foreign policy focussed on promoting Political Islam, in its quest for a greater regional role. However, with political setbacks and growing internal challenges due to large influx of refugees and criticism from abroad for allowing jihadis to use its territory for movement into Syria, its ambition has been hit hard.

Egypt will continue to be a principal regional actor, although it has been chastened by the developments in the last three years. But it has the critical mass to get back into an institutionalized regional process as an important player.

On-going conflict in Syria, has now reached a stalemate. The conflict has resulted in about 192,000 deaths, 2.9 million refugees and 6.5 million Internally Displaced Persons. Two rounds of the Geneva II talks ended inconclusively, and no further talks have materialized thereafter. The UN–Arab League Joint Special Representative, Lakhdar Brahimi, has resigned following the stalled talks between the government and the opposition. The Syrian regime held elections in early June, whose legitimacy was called into question, as elections were limited to areas controlled by the Syrian regime. Western reactions to the elections have been negative, corresponding to the belief that elections would stall any progress made between the government and opposition. Proxy war is being fought between regional powers, in Syria; the West, Saudi Arabia, Qatar & Turkey on the side of the opposition and Russia, Iran & Hezbollah on the side of the Syrian regime. Involvement of jihadi groups like the Islamic State in Iraq and Syria (ISIS) and infighting between the rebel groups has led to a ‘civil war within a civil war’.

A perceived refocus of ISIS from Iraq to the adjoining territories in Syria, is evident through the ISIS seizure of Tabqa air base in Raqqa province on 24 August 2014 thus ending the Syrian security forces’ presence in Raqqa province. There are reports of US contemplating air strikes on ISIS targets in Syria, with or without Syrian government’s consent. The US may seek the support of its NATO allies and friendly countries like Australia assistance in carrying out air strikes but genuine cooperation from the regional allies is still doubtful. The government has made partial gains in Syria through local ceasefire agreements with rebels. Now there are reports that USA and Saudi Arabia intend to provide Sunni rebel groups, especially the Free Syrian Army, with MANPADs & anti-tank missiles, and train the combatants of the moderate opposition groups.

ISIS surge in Iraq is the extension of extremism and instability into Iraq. ISIS has taken over swathes of northern Iraq since 08 June including important cities such as Mosul, Tikrit, Tal Afar, Baiji etc.  Atrocities against the minority civil population in Sinjar and other places has no parallel and has caused revulsion. Sectarian blame game continues between Iraq on the one side and Saudi Arabia and Qatar on the other. Reported preparations of Hezbollah mobilizing about 30,000 fighters for Iraq in another concern for regional security. India has huge stakes in Iraq. Iraq is 2nd largest oil supplier to India. India is concerned over sectarian spill over from Iraq. There are estimated 15,000 Indians at present living in Southern Iraq and the Kurdistan region of Iraq. India has completed evacuation of 5,400 Indian nationals and there are 41 Indians still in ISIS captivity in Mosul.

The ongoing efforts of Egypt to broker sustainable ceasefire, supplemented by UN, US, Qatar and Turkey is a positive development.  There is an open ended ceasefire currently in place since August 26. The terms of the proposed ceasefire are to include (i) an easing of the blockade by opening all crossings to Gaza, and (ii) allowing reconstruction of damaged infrastructure and the entry of materials needed for reconstruction. The two sides are, after a month, to begin talks on Hamas’ demands to build an airport and seaport in Gaza. The ceasefire terms are along similar lines as agreed during the 2012 ceasefire between Hamas and Israel, but developments need to be watched carefully on the ground.

India provides economic/technical assistance of about $30 mn to Palestine. India has helped in setting up of IT centres, vocational training centre, schools, hospital/rehabilitation centre and recreation complex in Palestinian territories. India supports durable ceasefire between Israel and Palestine and has has expressed deep concern over escalation in violence in Gaza, loss of civilian lives and damage to property. External Affairs Minister has stated (21 July) that there is no change in India’s policy of continued strong support for Palestinian cause while maintaining good relations with Israel. This stance was also reiterated at UNSC Open debate on 22 July 2014 and India also voted in favour of Palestinian position  at UNHRC on 23 July.

Intensified militia warfare between Islamist and pro-government forces in Tripoli and Benghazi is continuing since mid-July 2014. Oil infrastructure has been severely damaged. Over 650 people have been killed and Benghazi has been declared as an “Islamic Emirate” by Al-Qaeda linked Ansar Al-Sharia. There have been reports of air strikes on Islamist militia by Egypt & UAE on 23 August 2014 and takeover of Tripoli airport by Misrata rebels. Situation is extremely fragile having severe implications of regional spill over. UN, US, major EU and Arab Missions in Tripoli have been closed. Indian Embassy is functional with reduced staff, although decision has been taken to relocate Embassy personnel temporarily to Djerba in Tunisia.

India imported US$ 1.7 bn worth oil from Libya in 2012-13. Investments by Indian companies like BHEL, OVL, Punj Loyd, Unitech, KEC, Shapoorji Pallonji, etc  in Libya is around US$ 4.5 bn. India has offered support in establishing democratic institutions, police training and capacity building and the Indian community in Libya was estimated to be about 6,000.  India evacuated its nationals through land, sea, air routes during the turmoil. Around 3,000 Indians still remain in Libya, who are reluctant to leave.

Policy Options for India in the Gulf & Middle East:

Unprecedented changes in West Asia have compelled us to question our traditional assumptions and role. We are very willing to consider new options, in a realistic manner, and hence the need for careful strategizing. India, if required, given its democratic background, principled position of non-interference in internal affairs of other countries and, its non-prescriptive foreign policy, can provide political support on issues deemed of common interest in the West Asia. It can put forward alternative solutions facilitating regional take-aways for regional problems, support societal and institutional mechanisms and offer capacity building assistance – that are seen as less partial than the perceived methods of the West or even Russia and China in the region.

India is not in the business of exporting democracy. Although India is a robust practitioner of democratic pluralism and religious moderation, we don’t believe in intrusive prescriptive diktats. At the same time, India needs to be realistic about its leverages as well as limitations. Vice President of India has stated that “India has limited leverages but unlimited interests” in the region. Many countries in the region have expressed a desire for India to play a more active role in the region. We should be ready for that, but with adequate preparation.

India has maintained its policy of supporting a Syrian-led, political and non-military solution to the Syrian conflict. In view of our non-prescriptive stance on the resolution of the conflict, India participated in the Geneva 2 conference held in Montreux on 22 January 2014. Our support for the elimination of Chemical Weapons (technical as well as US$1 million financial pledge), and $2 million towards humanitarian assistance, has given us good political mileage. India has offered assistance in implementation of any agreement between government and opposition.

While strengthening high-level government to government contacts, it would be useful to have discreet contacts with key members of the opposition. This will ensure that our strategic interests in Syria and the region are not affected irrespective of the composition of the government in place.

Important fall out of the Syrian conflict has been the intensification of Shia-Sunni fault lines across the region (proxy war between Saudi and Iran) with potential implications for India. We should stay out of sectarian alliances, while remaining prepared for any fundamentalist backlash coming from the region. The threat of the spread of extremism to the region, and the possibility that Syria (and now Iraq) could supplant Pakistan as the base for Al Qaeda and affiliates is a heavy blow to the Western backed Syrian Opposition, and of serious concern to India, the wider region and international community. There have been some reports of a few Indian jihadi fighters involved in the Syrian conflict. We need to be careful about such a development.

Defence and security cooperation on counter-terrorism, intelligence sharing, piracy, money laundering, small arms smuggling, financing terror activities etc. is emerging as increasingly important element in our ties with regional countries. Despite the so called Pakistan factor, considerable space has emerged for us to project our interests and point of view to our partners in the region. This needs to be leveraged to our advantage.

So far, despite challenges of the regional flux and sectarian divide stemming from the Syrian conflict, our bilateral relations with virtually all countries of the region have been progressing smoothly and we have managed to insulate our core interests from the negative fall-out of regional developments.

 

We should strengthen our relations with all the regional players. Ties with GCC countries in particular, given our core energy and security interests, are valuable and need to be solidified on multiple fronts. At same time, we will need to consolidate ties with Iran and Israel, at different levels.

In parallel, we should maintain our engagement with the US which still remains important, bilaterally as well as for regional stability.

Given our large Muslim population, we will need to take a principled position on the ongoing developments in Syria and Iraq, calibrated according to our Constitution, cultural, political and secular values and based on our time-tested practices of peace and non-violence, respect for all peoples and communities. Our approach towards countries experiencing Arab Spring should not be misconstrued as being partisan or sectarian.

We can offset political unpredictability in the region through greater economic engagement with all the countries. While the regional trade volumes have increased, considerable untapped potential remains and more thorough and integrated business approach is needed. Considerable potential for use of diaspora to lobby for India’s political and economic interests exists. It needs to be communicated appropriately that “old order neutrality” in a changing and unpredictable environment does not mean absence of decision-making, lack of leadership or political passivity.

 

In conclusion I would say that, India attaches high priority to its economic, political and security relations with the countries of the West Asia. These relations are poised to grow, with increasing realisation of the existing enormous potential on both sides – despite the prevailing challenges, which will need to be tackled strategically. Jai Hind.

PRESS RELEASE

India Willing to Play a Mediator In West Asia

September 10, 2014

New Delhi: India with its democratic background and principled position of non interference in the internal affairs of other countries, is in a position to work as a mediator and helper to ensure that peace in West Asia is restored, stated Minister of State for External Affairs, Government of India, General Vijay Kumar Singh (Retd) today. The Minister was speaking at the 1st West Asia Conference on ‘Geopolitical Shifts in West Asia: Trends and Implications’ organised by the Institute for Defence Studies and Analyses (IDSA) on September 10, 2014.

India, with important political, economic and security stakes in the peace and stability of the region, has been following West Asian developments very closely. In light of the emerging political situation, the challenges facing India is to balance its political equations and economic interests with major regional and external players in the area. India is heavily dependent on energy supplies from the Gulf region. Energy imports from the region constituted around 63 percent of India’s total oil imports in 2012-13. The region is the leading trading partner for India with a total trade of around US$ 200 billion in the same year. Around 7 million Indian passport holders live in the region and they form another important symbiotic link between India and the region.

Strategically, India can play role as a mediator, as a partner and as a country on which a lot of players in West Asia can rely on, insisted the Minister. He added that India will abide by the various UN resolutions, pertaining to the region, for the betterment of the area and to ensure the establishment of people centric and abiding regimes.

Elaborating on India’s policy towards West Asia, General Singh said that India’s policy has been to be friendly with all the players in the region. India Looks forward to a peaceful extended neighbourhood so that the area can prosper on its own and have its beneficial effects in the neighbourhood.

Reflecting on the recent upsurge of the ‘extremist forces’ like the ISIS, he stated that such trends have had their fall outs globally. India hopes that this extremist manifestation will be controlled by the regional players of the area.

Speaking on India’s stand on Israel and Palestine the Minister said that India wants negotiated settlements between the two nations, in line with UN declarations.

The two-day conference aims at deliberating on the geo-political, security, economic and strategic issues unfolding in the West Asian region. Scholars from India, West Asia and other countries are participating in the conference to discuss in greater details the evolving trends and its implications for the regional peace and stability in West Asia.

خانه های یخ دان یا یخچال در ایران قدیم

یخ دان یا یخچال گنبدی در ایران قبل از اختراع برق

یخ‌دان، یا یخ‌چال، گونه‌ای ساختمان است که  قبل از اختراع ابزارهای مدرن  برای تولید و نگه‌داری یخ ساخته می‌شد.

معمولاً هر یخ‌چال دارای یک استخر یا هوز (حوض) داشته که در زیر زمین کنده می شده است و یک دیوار بلند (بنام حصار) و یک انبار گنبددار بود. حصار طوری ساخته می‌شد که تمام روز سایه آن بر استخر می‌افتاد و از گرم شدن آب استخر جلوگیری می‌کرد. یخی را که در زمستان در استخر یخ‌چال درست می‌شد می‌شکستند و در خزانه انبار می‌کردند و در فصل گرما آن را به کار می‌بردند.

اینگونه کارکرد و ابزار برای تهیه و نگهداری یخ بیشتر در حوزه تمدن ایران بویژه در مناطق حاشیه کویر رایج بوده است و سایر کشورها چنین بناهایی با این نوع کارکرد نداشته اند. البته به جز مواردی که در بعضی کشورها در چند قرن اخیر یخ را در انبارهای خاص نگهداری می کرده اند.

بنای یخچالهای قدیمی، غریب‌ترین عناصر معماری ایرانی هستند که با ورود ابزارهای نو  تقریباً به بوته فراموشی سپرده شده‌اند. در وجود یخچالها و تولیداتش که در قلب تابستانهای داغ و سوزان، خنکای آب گوارا را به درون خانه‌ها می‌کشاند، رمز و رازی وجود دارد که حکایت ازمعجز ه فروتنانه خشت خام و دست‌های پرتوان معمار فرزانه‌ای می‌کند که به عشق خدمت به خلق، خشت بر خشت نهاده است.

در سرتاسر خطه ایران زمین و به خصوص در مناطق گرم و خشک که دارای تابستانهای طاقت فرسا می‌باشند، یخ همواره از ضروریات مردم به شمار می رفته که علاوه بر خنک نمودن آب شرب، برای حفظ خوراکی‌ها نیز مورد استفاده قرار می گرفته است. برخلاف آب انبارها و برکه‌های عمومی آب آشامیدنی در شهرها و روستاها که احداث آنها از مبانی خیرات محسوب می شده و ساختمان و آبش وقف بوده، یخچالها منابع درآمد زیادی برای صاحبانش به شمار می رفته‌اند.

 

تاریخچه

از پیشینه تاریخی یخچالها تا قبل از دوره صفوی اطلاعات دقیقی در دست نیست. هر چند در متون تاریخی و داستانها و اشعار قبل از دوره صفوی استفاده از یخ به وفور یافت می‌شود؛ اما از نحوه تولید آن سخنی به میان نیامده است. قدیمی تری مدارک، مربوط به سفرنامه “شاردن” سیاح فرانسوی دوره صفوی می‌باشد.

شاردن در سال ۱۰۷۶ هجری، در این سفرنامه به طرز تهیه یخ در یخچالهای شهر اصفهان پرداخته است. معماری یخچالها و فن ساختمانی آنها به گونه‌ای است که دقت و نکته سنجی معماران این واحدها را به نکات عمده مهمی چون عایق‌کاری بنا، حفظ برودت مناسب جهت نگهداری یخ، مصالح ساختمانی و چگونگی تهیه یخ می‌رساند.

یخچالها متشکل از سه بخش می‌باشند:

دیوار طویل سایه انداز

حوضچه‌های تولید یخ

مخزن یخ.

مخازن یخ نیز خود به دو گون هاند:

الف) مخازن گنبدی شکل به صورت پوشش بارک مخروطی.)

ب) مخازن تونلی شکل به صورت دهلیز مستطیل شکل دراز.)

فن ساختمانی وشیوه معماری یخچالها باید پاسخگوی مسائلی چون عایقکاری بنا و حفظ برودت مناسب جهت نگهداری یخ باشد. یخچالها متشکل از سه قسمت می‌باشند:

دیوار طویل سایه‌انداز

حوضچه‌های تولید یخ

مخزن یخ

دیوار سایه‌انداز

دیوار سایه انداز، دیوار طویل بسیار بلندی بوده که از مشرق به مغرب کشیده میشده است. ارتفاع بلند این دیوارها که گاهی تا ۱۰ متر می‌رسد، در طول روز از تابش آفتاب بر روی آبهای منجمد شده در حوضچه‌ها جلوگیری می‌کند. در صورتی که در مشرق و مغرب کمی آفتاب بر روی سطوح یخ می‌تابید، در این نقاط نیز دیوارهای سایه انداز جانبی متصل به دیواراصلی احداث می‌کردند. برای کم کردن فشار وارده بر پایه در طول دیوار، طاقنماهای متعددی احداث می‌شد که علاوه برکمک به ایستایی دیوار، ایجاد سایه روشن در نمای دیواره نموده و از یکنواختی آنان می‌کاهد، مانند یخچال مویدی درکرمان و یخچال عباس‌آباد در رفسنجان.

گاه جهت استحکام بیشتر دیوار سایه انداز، اقدام به احداث پشتبندهای بزرگ در قسمت جنوبی دیوار می‌کردند

 هوز/ حوضچه‌های تهیه یخ

گودال  گرد و یا مستطیل شکلی است که به موازات دیوار سایه انداز و در بخش شمالی آن حفر شده و طول آن اندکی کمتراز طول دیوار و عمق آن، ۳۰ الی ۵۰ سانتیمتر و گاه بیشتر بوده است. این گودال، محل تهیه یخ در شبهای سرد زمستان بوده است بدین ترتیب که شبهای زمستان آنها را از آب پرمیکردند و صبحگاهان پس از منجمد شدن آب، یخ را قطعه قطعه می‌کردند و در مخازن جمع‌آوری می‌کردند.

مخزن یخ

این مخازن معمولاً در پشت دیوار سایه انداز و در بخش جنوبی آن واقع شده‌اند و بوسیله یک یا چند مدخل ورودی به بخش شمالی و رو به سوی حوضچه‌های تهیه یخ راه می‌یابند.

مخازن یخ بر دو نوع اند:

مخازن گنبدی شکل

مخازن تونلی شکل

مخازن گنبدی شکل

پوشش این نوع مخازن که معمولاً از چینه و یا خشت خام است، در اکثر نقاط ایران به صورت پوشش بستو یا رک مخروطی می‌باشد. این نوع پوشش به علت داشتن قابلیت باربری، در دهانه‌های وسیع به کار می‌رود.

دیوار گنبد در پاتاق دارای قطر زی اد و هر چه به راس نزدیکتر می‌شود از قطر آن کاسته می‌شود. گاه معمار، برای کم کردن فشار وارده از گنبد بر پایه، آن را به صورت مطبق (پله پله) می‌سازد.

ورودی‌ها و خروجی‌های مخازن دارای ارتفاع کم بودند. ورودی مخازن معمو لا در جوار حوضچه‌های تولید یخ و رو به شمال قرار داشتند و بوسیله سطح شیبداری، جهت انتقال آسان یخ، به حوضچه‌ها مربوط می‌شدند. خروجی‌ها نیز، در مقابل ورودی قرار داشت و بواسطه اتاق کوچکی به بیرون راه می‌یافت. یخچالهای کاشان، ابرقو، کرمان، یزد، میبد و یخچال “میرفتاح”در ملایر از این نوع گنبد برخوردارند.

مخازن تونلی شکل

مخزن این نوع یخچالها به صورت دهلیز مستطیل شکل درازی هستند که به تونل شبا هت دارند. عرض این نوع دهلیزها حدود ۵ متر و طول آنها گاه به دهها متر می‌رسد و طاق آنها، عموماً به صورت ضربی و یا طاق وتویزه بوده است. معمولاً در کناراین دهلیزها اتاق کوچکی قرار دارد که نصف آن در زیر ز مین واقع شده است و بوسیله پله‌های متعددی، به کف گودال یخ راه پیدا می‌کند.

یخچال “خلیلی ” درتهران ویخچال” دوقوزپله” درارومیه از (آثارقاجاریه) ازاین نوع یخچالها هستند. شهر گناباد و بیدخت از جمله شهرهایی هستند که دارای یخچال و آب انبارهای دو منظوره بوده اند.

در وسط همه مخازن یخ، گودا ل‌های عمیق و بزرگی حفر می کرده‌اند که محل انبار یخ‌ها بوده است. شکل این گودالها دریخچالهای گنبد دار، به صورت دایره با شعاعی تا حدود ۴ متر و گاه بیشتر، و در یخچالهای تونلی به صورت مستطیل و تقریباً به اندازه طول دهلیز می‌باشد. عمق این گودالهای یخ نیز متفاوت بوده و با توجه به میزان تولید یخ و نیز میزان رطوبت و سرمای کافی زمین، گاهی به ۱۰ متر نیز می‌رسد، مانند یخچال ویران شده سمنان در محل کنونی جهاد سازندگی و یخچال ” خلیلی” تهران.

دیوار این گودالها از سنگ و یا آجر با اندود کاهگل ساخته می‌شد و پشت آن با مصالح عایقی چون خاک زغال و یامصالح دیگر می‌شد. جهت دستیابی به کف این گودا ل‌ها، از پله‌های کوچکی که در دیواره آن تعبیه می‌شد، استفاده می‌گردید. ازآنجا که رطوبت و آبهای حاصل از ذوب یخ، می‌توانست در پایه یخچال نفوذ نموده و اثر مخربی بگذارد، معماران برای پیشگیری از این فرسایش، چاهی در بیرون از یخچال حفر کرده و بوسیله مجاری باریکی که در کف گودال‌های یخ تعبیه می‌نمودند، آب حاصل از ذوب یخ را به این چاه‌ها هدایت می‌کردند.

مصالح ساختمانی

خشت و گل، مهمترین مصالح ساختمانی معماری کویر و بالاخص معماری یخچالها را تشکیل می‌دهد، زیرا نه تنها به آسانی تهیه و در دسترس می‌باشد، بلکه بهترین عایق گرما از بیرون به درون و سرما از د رون به بیرون می‌باشند و همچنین کاهگل عایق خوبی برای جلوگیری از نفوذ رطوبت حاصل از برف و باران به حساب می‌آید. ضمناً رنگ خاکی اندود و یا خشت، ازانعکاس نور شدید و گاه زننده و تند آفتاب می‌کاهد.

سنگ و آجر نیز از مصالح ساختمانی مهمی هستند که به علت استحکام و در دسترس بودن و ارزان بودن شان، در بنای یخچالها به کار می رفته‌اند. از سنگ معمولاً در پایه، و از آجر در طاقها استفاده می شده است. در چنین مواردی نمای خارجی یخچال، حتماً با اندودکاهگل پوشش می‌یافت. به علاوه، دیواره گودال یخ را نیز با سنگ یا آجر می‌ساختند و با کاهگل اندود می‌کردند.

تزئینات یخچالها

تزئینات یخچالها، علی‌رغم سادگی، از زیبایی و جاذبه‌ای چشمگیر برخوردارند. به خصوص اینکه این تزئیینات، فقط با یک مصالح و یک رنگ خشت تجلی یافته است. معمار با ذوق، با برگزیدن ساد ه ترین راهها، با پس و پیش گذاشتن خشت‌ها، و یا ایجاد فضاهای کوچک خالی و یا ایجاد برجستگی، در داخل مخازن و یا در بخش فوقانی دیوارها و همچنین با ایجاد طاقنماهای متعدد در طول آن، از یکنواختی کسل کننده بدنه‌های صاف و یکدست دیوارها، کا سته ا ست. یخچالهای کاشان، یخچال در کرمان، یخچال عباس‌آباد در رفسنجان و یخچال موجود در ارگ بم، به این تزئینات زیبا مزین شده‌اند.

طرز تولید و برداشت یخ

برای تهیه یخ، حوضچه‌هایی را که در پای دیوار سایه انداز احداث می‌شد، در شبهای سرد زمستان تا سطح معینی از آب پر می‌کردند. سرمای شدید شب هنگام، موجب یخ بستن آب این حوضچه‌ها می‌شد. مقدار آبی که در شبهای بعد، برروی این توده‌های منجمد هدایت می‌شد، به انداز ه‌ای بود که سرمای یک شب بتواند آن را منجمد کند. به طور کلی، ارتفاع آب روی سطوح یخ قبلی، از چند سانتیمتر تجاوز نمی‌کرد و این کار آنقدر تکرار می‌شد تا قطر یخها، به اندازه عمق حوضچه‌ها می‌رسید.

پس از آن، یخچال داران، صبحگاهان، به جان یخ‌ها می‌افتادند و با پتک و یا وسایل دیگر، یخها را قطعه قطعه م ی کردند و هرقطعه را با غل و زنجیر به مخزن یخ منتقل کرده و به داخل گودال می‌ریختند.

یخچال‌داران برای اینکه در تابستان بتوانند از قطعات یخ داخل مخزن به راحتی برداشت کنند، هنگام انبار کردن بین لایه‌های مختلف یخ، کاه یا ساقه‌های گندم می‌ریختند و در بعضی از شهرها مثل اصفهان از یک نوع جگن که در کنار رودها روئیده می‌شد، بهره گرفته و روی یخ‌ها را با آن می‌پوشاندند. در پاره‌ای از مناطق کویری، روی آن را با یک قشر گل اندود می‌کردند. آنگاه، ورودی‌های یخچالها را نیز تیغه کرده و با کاهگل کردن روی آن، تمام منافذ را می‌گرفتند.

هنگامی که هوا رو به گرمی می‌رفت و ضرورت استفاد ه از یخ احساس می‌شد، یخ کش‌ها با چکمه‌ها و نیم تنه‌های لاستیکی و چنگک‌های آهنی، توده‌های یخ را از گودال بیرون کشیده و به پای ترازوی بزرگی که هر کفه آن به لنگه دری شباهت داشت و بوسیله چهار رشته زنجیر، به سقف اتاقک مجاور آویزان بودند، می‌آوردند. در این اتاقک‌ها را که در قسمت خروجی یخچال قرار داشت، فقط صبح‌ها یا هنگام غروب باز می‌کردند و به تدریج یخ‌ها را شکسته و جهت فروش به بازار می‌بردند. این یخچالها در تمام فصول سال دارای یخ بودند.

تفاوت یخدان  با آب انبار

یخدان در واقع به منظور تولید و نگهداری یخ  است و بنا بر این بیشتر بیرون از شهرها  واقع شده است. اما آب انبار در کنار مجتمع های جمعیتی مانند مرکز شهر و کنار مساجد و بازارها قرار داشته است البته بعضی آب انبارها در عیم حال کارکرد یخدان را هم داشته اند یعنی در زمستان های سرد مقداری اب جوب که حالت یخ زدگی پیدا می کرد  را بسمت اب انبار روان می کردند و در مدت چند روز آب انبار از آب یخ پر می شد با یخ بشته شدن آب انبار سپس تمام روزنه های آن را می بستند و فقط از شیر اب ، آب برمی داشتند و این باعث می شد که  مردم تا  اواخر تابستان از آب سرد بهره مند می شدند. نمونه چنین آب انبارهایی در گناباد یزد و طبس وجود داشته است.

ذوب شدن یخچالهای سه قطب شمالگان جنوبگان و هیمالیا

 

نگرانی هند و چین از یخچالهای هیمالیا

کوههای هیمالیا را بدلیل دریاچه های یخ بسته فراوان آن قطب سوم دنیا می نامند. برخی از این دریاچه ها در تمام سال یخ بسته باقی می مانند تعدادی دیگر در تابستان ها مقداری ذوب می شوند. اما اگر روند فعلی ذوب شدن ادامه یابد خطر ان وجود دارد که  با یخچال‌های بزرگ تبت و هیمالیا وداع کرد؟ نتایج پژوهشی جدید نشان می‌دهد بزرگ‌ترین یخچال‌های کوهستانی جهان در گرم‌ترین‌ سال‌های خود طی ۲ هزار سال اخیر هستند.

یخچال‌های بزرگ تبت آب شیرین بیش از صدها میلیون نفر در سرتاسر قاره آسیا را تامین می‌کنند و سرمنشاء بسیاری از رودهای مشهور و بزرگ این قاره هستند.  یخچال‌های تبت در حال کوچک شدن هستند

با این‌‌حال بر اثر تغییرات آب و هوایی و گرم شدن کره زمین، این یخچال‌ها با سرعت در حال کوچک‌تر و ناپدید‌ شدن هستند.

مطابق گزارشی علمی که «موسسه تحقیقات فلات تبت» در آکادمی علوم چین منتشر شده است، یخچال‌های این فلات مرتفع ظرف ۵۰ سال گذشته مدام گرم‌تر شده به طوری که دمای آن طی بیش از دو هزار سال بی‌سابقه بوده است. این گزارش می‌افزاید روند افزایش دما و رطوبت در این منطقه احتمالا در سده حاضر همچنان ادامه خواهد داشت. این امر باعث آب شدن یخچال‌ها و همچنین افزایش مناطق بیابانی می‌شود.

در این گزارش آمده است که در ۵۰ سال گذشته میزان افزایش دما در تبت دو برابر میانگین جهانی بوده است.

کوچک شدن و آب رفتن یخچال‌های تبت می‌تواند به طور مستقیم بر منابع آب شیرین چند کشور و همچنین رودخانه‌‌های بزرگی که از تبت سرچشمه می‌گیرند تاثیر بگذارد.

برخی از مهم‌ترین رودهای آسیا مانند : «رود زرد» و رود «یانگ ‌تسه» در چین، رودخانه «براهماپوترا» و «رود گنگ و سند و یامونا » در هندوستان، و همچنین رودهای «مکونگ» و «سالوین» در جنوب آسیا از این یخچال‌ها سرچشمه می‌گیرند.

«یانگ تسه» طولانی‌ترین رودخانه آسیا و سومین رود طولانی جهان است. «رود زرد» نیز ششمین رود بلند جهان است. «رود براهماپوترا» نیز پرآب ترین  و پهن ترین رودخانه‌های شبه قاره هند است که پس از سرچشمه گرفتن از تبت و پیمودن هند به بنگلادش سرازیر می‌شود. عرض زیاد این رودخانه اجازه کشتی‌رانی را بر آن می‌‌دهد.

 

به این ترتیب تعدادی از مهم‌ترین رودهای آسیا حیاتشان به طور مستقیم به کوهستان‌های برف پوش و یخچال‌های تبت و هیمالیا وابسته است.

دانشمندان در آکادمی علوم چین می‌گویند این یخچال‌های با ارزش در ۳۰ سال گذشته حدود ۱۵ درصد یا تقریبا ۸ هزار کیلومتر مربع آب رفته و کوچک‌تر شده‌اند.

ترکیبی از  عوامل انسانی و محیطی در فلات تبت باعث افزایش تعداد سیل‌ها‌‌ و لغزش زمین نیز شده است.

تغییرات آب و هوایی و فعالیت‌های انسانی باعث کوچک‌تر شدن یخچال‌های تبت شده است

افزایش دما و رطوبت گرچه باعث بهبود برخی اکوسیستم‌ها در این منطقه شده، اما در یک نگاه کلی طبیعت و منابع آبی آن را در بلند مدت در معرض خطر جدی قرار می‌دهد. به گفته آکادمی علوم چین، دولت‌های منطقه باید به سرعت اقداماتی را برای متوقف کردن تاثیر منفی فعالیت‌های انسانی بر اقلیم این منطقه به کار بندند.

با این‌حال و علیرغم هشدارها، دو کشور هند و چین در حال احداث چندین پروژه و سد بزرگ هستند.

چین می‌خواهد تا سال ۲۰۲۰ یک سری از سدهای عظیم را به منظور تولید برق بیشتر در این منطقه افتتاح کند. هند نیز در حال برنامه ریزی برای آغاز تعدادی از پروژه‌ها برق‌-آبی در حاشیه رودخانه براهماپوتراست.

تبت؛ نزاع آینده آب میان هند و چین

فلات تبت در شمال شرق هیمالایاست و از دهه ۱۹۵۰ میلادی ضمیمه خاک چین شده است. تبت سرزمینی مقدس برای بوداییان است. برخی از بلند‌ترین کوه‌های جهان در تبت قرار دارد. کوه مشهور اورست در مرز تبت و نپال واقع شده است.

برخی از بزرگ‌ترین یخچال‌های جهان نیز در تبت قرار دارند. یخچال‌های «کانگ ‌شونگ» و «رانگ باک» از بزرگ‌ترین یخچال‌های کوهستان اورست هستند. پس از قطب جنوب و قطب شمال، تبت بزرگ ترین یخچال‌های جهان را دارد و بی دلیل نیست که برخی آن را «قطب سوم» نیز می‌نامند.

به دلیل آن‌که بخشی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین رودخانه‌های آسیا از تبت سرچشمه می‌گیرند، این منطقه مرتفع و کوهستانی را «برج آب آسیا» نیز لقب داده‌اند.

این مخزن عظیم طبیعی که می‌تواند آب بخش عمده‌ای از آسیای شرقی و جنوب شرقی را تامین کند بین دو کشور بزرگ هند و چین قرار گرفته است. بنابراین فلات تبت نقشی بسیار استراتژیک در نزاع‌های آینده بر سر منابع آبی خواهد داشت.

چین و هند برای توسعه به منابع آبی تبت وابسته هستند

از آن‌جا که بزرگ‌ترین رودخانه‌های هند و چین، دو کشور بزرگ و در حال توسعه، به یخچال‌ها و منابع آبی زیر زمینی تبت وابسته است، هرگونه تغییر عمده در اندازه این یخچال‌ها می‌تواند در سرنوشت این کشورها نیز تاثیر گذار باشد.

با در نظر گرفتن جمعیت‌های میلیاردی چین و هند و همچنین کشور‌های اطراف مانند بنگلادش، می‌توان گفت بخش زیادی از منابع آبی حدود دو و نیم میلیارد نفر به تبت و حوزه‌هایی که از آن آب می‌گیرند وابسته است.

چین که سرزمینی خشک است و یک چهارم آن را صحرا تشکیل می‌دهد، به شدت با مساله تامین آب رو به روست. بخش زیادی از رودخانه‌های چین آلوده هستند. مساله اصلی برای چین انتقال آب از فلات تبت در غرب چین به مراکز صنعتی و شهرهای بزرگ در شمال و شرق کشور است.

وابستگی هند و چین به این مخزن آبی طبیعی که اکنون در حال کوچک‌تر شدن است، می‌‌تواند تاثیرات مهمی در روابط آینده دو کشور و شکل دادن به نزاع‌ها و اختلافات منطقه‌ای بر سر آب داشته باشد.

هند علاوه بر فعالیتهای بین المللی در مورد قطب سوم یعنی هیمالیا در دو قطب شمال و جنوب نیز فعال است.

کشورها بر سر استفاده از منابع غنی قطب شمال و جنوب رقابت می کنند. هند در اواخر اردیبهشت  ۱۳۹۲  به عنوان عضو ناظر شورای شمالگان  آرکتیک درآمد. ماه آوریل ۲۰۱۳  وقتی رئیس جمهور ایسلند به هند سفر کرد در سخنرانی خود در موسسه مطالعاتی هند اعلام کرد که هند بزودی به عضویت ناظر و سپس عضویت شورای شمالگان در خواهد آمد او همچنین از اقدامات چین برای حفاظت از محیط زیست شمالگان تقدیر کرد.

او گفت چین و هند کشورهای منطقه یخچالهای هیمالیا هستند که من آن را قطب سوم (شمال جنوب- هیمالیا) می نامم بنا بر این حضور هند در شورا مهم است. وی گفت اگر یخ های یخچالهای جهان آب شوند دهها کلان شهر از شانگهای تا دبی و کیپ تاون به زیر آب می روند.

رئیس جمهور ایسلند آقای اولافور راگنار گریمسون در ماه آوریل بدعوت هند به دهلی سفر کرد  او لابی اصلی هند برای پیوستن هند به شورا است.

هند فرصت طلایی را برای عضویت در این شورا از دست داده بود و توانست با لابی های فشرده و دیپلماسی فعال به این شورا بپیوندد. موسسه اقیانوس شناسی هند در گوا سالها است که برای پیوستن هند به شورای شمالگان تلاش می کند.

وزیر خارجه سوید که سالها رئیس شورای شمالگان بوده است نیز به هند در این راستا کمک کرده است. بر خلاف قطب جنوبگان که در انحصار مالکیتی و حاکمیت هیچ کشوری نیست . قطب شمالگان دارای کشورهای صاحب حاکمیت است. و دارای ذخایر عظیم نفت- گاز- طلا و سایر کانی های با ارزش است اخیرا سازمان اقیانوس شناسی و نیروی دریایی ایران نیز تلاش کرده است به قطب جنوبگان توجه نشان دهد که اگر چه بسیار با تاخیر اما قدم مثبتی است.

قطب شمال یک ششم کره زمین و به اندازه روسیه چین و هند وسعت دارد. قطب شمال هیچ جمعیت باشنده ای ندارد. و بوسیله سازمان ۱۹۹۶ بیانیه اتاوا /شورای شمالگان اداره می شود. شورای شمالگان علاوه بر ۸ عضو  اصلی( آمریکا، روسیه، نروژ و سوئد نیز از جمله آنها هستند.)    ۱۲ عضو ناظر دارد. که هر دوسال یکبار کمیته های ششگانه آن اجلاس برگزار می کنند. در اجلاس وزرای در نروژ در اول ماه می ۲۰۱۳ عضویت ناظرهند رسما اعلامو تصویب شد.

هند در بخش تغییر آب و هوایی در قطب شمال تحقیقات انجام می دهد . هند ۱۲ میلیارد دلار برای پژوهش های مربوطه برای یک دوره ۵ ساله اختصاص داده است.

 باور کارشناسان انرژی بر این است که یک چهارم منابع نفتی و گازی جهان در بستر اقیانوس منجمد شمالی قرار دارد.

نوشته: دکترمحمدعجم

 

۲۵ میلیون هندی مقیم خارج

هندی های مقیم خارج

هندی های مقیم خارج سه نوع هستند: هندی هایی که غیر مقیم هند بوده NRI برای کار به خارج می روند- هندی هایی که دارای گذرنامه خارجی و هندی هستند- شهروندان خارجی که بنوعی ریشه هندی دارند-PIO –

بیشتر از ۲۵ میلیون هندی در خارج از هند بسر می برند بسیاری از آنها در کشورهای مختلف دارای جایگاههای مهمی هستند در آمریکا و بریتانیا تعداد زیادی از نمایندگان مجلس و کنگره و مجلس اعیان هندی تبار هستند. هندی تبارها حدود ۷۰ میلیارد دلار سالانه عواید به هند وارد می کنند که حدود ۴۰ میلیارد آن از کشورهای حوزه خلیج فارس است. در هند سربازی برای پسران حداکثر تا سن ۲۷ سال و داوطلبانه است و آنقدر داوطلبان زیادند که از میان آنها گزینش صورت می گیرد.

هندی های مقیم در امریکا بیشتر از هر کشوری رو به افزایش هستند بطوریکه جمعیت آنها در ده سال گذشته سه برابر شده است و دانشجویان هندی در آمریکا از ۶ هزار به بیش ازیکصد هزار نفر رسیده اند.

آمریکا در دهلی سفارت و در حیدرآباد- مومبای – چنای و بنگلور کنسولگری و یک سرکنسولگری آنلاین مجازی برای هندوستان دارد.

کل جمعیت هندی های خارج ۲۵ میلیون

هندی های مقیم خارج به ترتیب تعداد:

  • نپال = ۴۰۰۰۰۰۰ –
  •   ایالات متحده=  ۳،۱۸۳،۰۶۳  –  برمه = ۲،۹۰۰،۰۰۰
  • مالزی = ۲،۴۵۰،۰۰۰  عربستان سعودی = ۱،۷۸۹،۰۰۰
  • امارات متحده عربی  = ۷۵۰،۰۰۰  –

بریتانیا  = ۱۴۱۴۱۰۰  –    آفریقای جنوبی  =  ۱۲۸۶۹۳۰  . کانادا  =  ۱،۲۰۰،۰۰۰  –   موریس =۸۸۲۲۲۰-    عمان = ۶۷۰۰۰۰  –    کویت = ۵۷۹۳۹۰ –    سری لانکا = ۵۵۱۵۰۰  –    قطر =۵۰۰،۰۰۰

فرانسه (+ جزایر، فرانسه غرب هند و جزیره گینه) ۴۲۰۲۰۰

استرالیا = ۳۹۰۸۹۴  –    سنگاپور =  –  ۵۱،۷۰۰ –    بحرین = ۳۵۰،۰۰۰

گویان =۳۲۰۲۰۰  –    فیجی =۳۱۳۷۹۸ –    هلند =۲۱۵،۰۰۰ –    تایلند = ۱۵۰،۰۰۰

سورینام = ۱۴۰۳۰۰ –    ایتالیا = ۱۲۰،۰۰۰  –    یمن  = ۱۱۱۰۰۰  –    نیوزیلند

۱۱۰،۰۰۰ –    کنیا – ۱۰۰،۰۰۰ –    تانزانیا – ۹۲۰۰۰  –    پرتغال = ۸۰۰۰۰

اسرائیل = ۷۸،۰۰۰

 

هندی های مقیم خارج ۲۰۱۳به ترتیب تعداد
   Nepal ۴,۰۰۰,۰۰۰
 United States ۳,۱۸۳,۰۶۳
 Burma ۲,۹۰۰,۰۰۰
 Malaysia ۲,۴۵۰,۰۰۰
 Saudi Arabia ۱,۷۸۹,۰۰۰
 United Arab Emirates ۱,۷۵۰,۰۰۰
 United Kingdom ۱,۴۱۴,۱۰۰
 South Africa ۱,۲۸۶,۹۳۰
 Canada ۱,۲۰۰,۰۰۰
 Mauritius ۸۸۲,۲۲۰
 Oman ۶۷۰,۰۰۰
 Kuwait ۵۷۹,۳۹۰
 Sri Lanka ۵۵۱,۵۰۰
 Qatar ۵۰۰,۰۰۰
 France (+RéunionFrench West Indies and Guiana Island) ۴۲۰,۲۰۰
 Australia ۳۹۰,۸۹۴
 Singapore ۳۵۱,۷۰۰
 Bahrain ۳۵۰,۰۰۰
 Guyana ۳۲۰,۲۰۰
 Fiji ۳۱۳,۷۹۸
 Netherlands ۲۱۵,۰۰۰
 Thailand ۱۵۰,۰۰۰
 Suriname ۱۴۰,۳۰۰
 Italy ۱۲۰,۰۰۰
 Yemen ۱۱۱,۰۰۰
 New Zealand ۱۱۰,۰۰۰
 Kenya ۱۰۰,۰۰۰
 Tanzania ۹۲,۰۰۰
 Portugal ۸۰,۰۰۰
 Israel ۷۸,۰۰۰

نوشته محمد عجم

 

.

.

مبحث لیبریاوموضوع شورشیان RUF (جبهه انقلابی متحدسیرالئون )وبحث الماسهای خونین که دولت تایلر بدان متهم شده است،

 

 مطالب این مجموعه در سالهای ۱۳۷۸- ۱۳۸۰ با تایپ قدیمی انجام شده و در تبدیل به وورد جدید ممکن است  درمطالب بویژه “ا ” افتاده باشد.

 

م

۶ – پژوهش تحقیقی  تحت عنوان” نقش ایرانیان در گسترش اسلام به شرق آفریقا – همشهری ۱۷ خرداد ۱۳۸۰ محمد عجم

۷ – جزوه درسی روابط ایران و چین و سیاست و حکومت در چین – دانشکده حقوق و علوم سیاسی ، دانشگاه آزاد مشهد – تهیه و تدوین محمد عجم ۱۳۷۴

۸ – فصلنامه آسیای میانه زمستان ۱۳۷۵ انتشارات دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه ایران و همچنین به گزارشی در خصوص اقوام ساکن در قرقیزستان و فارس زبانان اوش  تهیه و ترجمه اینجانب ۱۳۷۵ 

۹ – بنابر تفاسیر معتبر قرآنی ، ابرهه و اریاط فرماندهان پادشاه نجاشی بوده که براساس تقاضای قیصر روم ، برای دفاع از مسیحیان نجران و سرکوبی ذنواس پادشاه یمن ، به آن کشور لشکرکشی نموده و پس از شکست دادن ذنوای از سوی نجاشی به عنوان فرماندار یمن منصوب شدند .

 باستان شناسی معروف دیوید رول در کتاب خود بنام Genesis of civlisation پس از مطالعات و بازدیدهائی که از ایران و خاور میانه داشته است ، ادله محکمی ارائه نموده است که براساس آن تبریز و کوه سهند را منطقه منطبق با مشخصات باغ عدن عنوان نموده است .

۱۰- وب سایت BBC.co.uk تاریخ آفریقا همراه با هنری لویس گیت .وهمچنین مجله ایست آفریکا ۳۰/آوریل /۲۰۰۱ ویژه نامه بندر تنگه

۱۱- درکتاب علوم اجتماعی دوره متوسطه اوگاندا در فصل مهاجرین به آفریقا اعراب را چنین تعریف کرده است :

اعراب کسانی بودند که از شبه جزیره عربی ،سرزمین پارس وشمال آفریقا به سواحل شرقی مهاجرت کردند. در زبان سواحیلی به تقلید از اعراب ،به ایرانیها عجمو یا عجم می گویند.

۱۲- کتاب شرق آفریقا در طول هزار سال ، نوشته جیدن واس ور و درک ای ویلسون -انتشارات ایوانس چاپ چهارم

۱۳ – همان منبع و همچنین مراجعه شود به گزارش تحقیقی اینجانب تحت عنوان تاریخ اسلام در اوگاندا – 

۱۴ –  بیشتر مراجعه شود به مجله دو ماهانه فوکس آفریقا آوریل ۲۰۰۱ از انتشارات موسسه BBC

۱۵ – برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به پژوهشی در فرقه های مذهبی خراسان ۱۳۷۰ 

۱۶ – مراجعه به شود ابن بطوطه در آفریقا موجود در وب سایتBBC.co.uk

۱۷ – ماهنامه تحقیقاتی جامعه و فرهنگ شماره ۳۱ مرداد ۱۳۷۹ و شماره ۳۳ مهرماه ۱۳۷۹ از انتشارات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی .

۱۸ – مراجعه شود به کتاب آداب و روسوم نوروزی تالیف رضا شعبانی ۱۳۷۸ و همچنین به جزوه اقوام ساکن در قرقیزستان اداره دوم مشترک المنافع

 

 جنگ سالاران لیبریا

مقدمه :

لیبریا با ۱۱۱۳۶۹ کیلومتر مربع مساحت وحدود۳ میلیون نفر جمعیت در شمال غرب آفریقا واقع شده است و قدیمی ترین جمهوری قاره آفریقا مخسوب می شود.تجارت پر رونق برده در قرون ۱۸ و ۱۹  از منطقه معروف به ساحل غله موجب شد که اکثر مناطق آن خالی از سکنه گردید.تا اینکه از سال ۱۸۱۶ تعداد زیادی از سیاهپوستان آمریکایی به این منطقه برگشتند ودرسال ۱۸۲۲ با حمایت دولت آمریکا فرمانداری مستقلی در منطقه ای که به افتخار ریئس جمهور آمریکا آنرا مونرویا نامیدند، تاسیس نمودند. در سال ۱۸۴۷  با انتخاب ژوزف رابرتس از سیاهپوستان ویرجینیا به ریاست جمهوری ، کشور مستقل جمهوری لیبریا  تاسیس گردید. در دوره تقسیم استعماری قاره آفریقا توسط دول اروپایی ،این کشور از مستعمره شدن محفوظ ماند ولی در سال ۱۹۰۶ برای مدتی اداره امور مالی آن در اختیار آمریکا قرار گرفت .در دهه ۷۰ اوضاع این کشور رو به پریشانی گذاشت. در سال ۱۹۸۰ با کودتای استوار ساموئل دویی تغیرات وجابجای هایی در قدرت روی داد و زمینه ساز آشوبهای بعدی گردید. 

مبحث لیبریاوموضوع شورشیان RUF (جبهه انقلابی متحدسیرالئون )وبحث الماسهای خونین که دولت تایلر بدان متهم شده است،هنوزدرمطبوعات زنده ودرجریان است اخیراً سازمان ملل بدنبال گزارش کمسیون تحقیق شورای امنیت درسال ۲۰۰۰وهمچنین گزارش مجدد این کمسیون درخصوص ادامه حمایت تایلرازRUF ، همدستی دولت تایلردرقاچاق الماس  وسلاح شورشیان غرب آفریقا، از جمله دلایلی بود که شورای امنیت روز۴می ۲۰۰۱(۱۴/۲/۸۰)به اتفاق آرای قطعنامه تحریم لیبریارابه تصویب رساند.ممنوعیت خریدالماس وکالاومنع مسافرت تایلرو۱۳۰نفرازاعضای دولت وی ازجمله تحریمهای تصویب شده در مورد لیبریا است. دولت لیبریا همواره دخالت خود درقاچاق الماسهای سیرالئون وخریدالماسهای شورشیان …RUF..درقبال تحویل اسلحه راتکذیب نموده ومدعی است که لیبریا قربانی یک توطئه استکباری شده است. شورشیان …RUFدرطول ده سال گذشته بخش اعظمی ازمناطق الماس خیزسیرالئون رادراختیارداشته است. تایلر رئیس جمهورلیبریا سه سال قبل تحت تاثیرمعمرقذافی به دین اسلام گروید وی درسالهای اخیرهمواره موردآماج حملات مطبوعات غرب قرارداشته و به همدستی با تروریزم بین المللی متهم می باشد درطول سه سال گذشته کابیلا،تایلر،رابرت موگابه ، بشیر وقذافی رهبران آفریقائی بودند که درراس پیکان حمله رسانه های گروهی غرب قرارداشته اند.سیرالئون وگینه دوکشورهمسایه لیبریا،دردوسال گذشته مرتباازمجامع بین المللی خواسته اندکه تایلربه عنوان یک تروریست بین المللی که قصدبرهم زدن اوضاع منطقه رادارد تحت تعقیب قرار گیرد.

شورش جنگ سالاران لیبریا

درروز۲۴دسامبر۱۹۸۹حدود۱۰۰شورشی که مدعی هواداری ازجبهه میهنی لیبریا

(NPFL ) را داشتند ازمرزساحل عاج گذشته وبه یک شهرمرزی درمنطقه نیمیای لیبریا حمله کردند،این آغازجنگی بودکه حداقل ۷سال به طول کشیده ومنشاء اختلاف وگروه بندیهای زیادی شد که ازاین گروههاحداقل ۷تشکیلات تا اوایل سال ۱۹۹۷فعال بودند.درجولای ۱۹۹۷ پیروزی چالزتایلررهبر  NPFL)) درانتخابات ملی به مرحله اولیه سردرگمی وهرج ومرج این منازعه پایان داد.

جنگجویان (NPFL ) که ازسوی سربازان نیروهای منظم بورکینابه حمایت می شدند درپیشروی بسوی مونروویا ازسوی ارتش لیبریاموسوم به AFL بامقاومت کمی مراجه شدند.آنهادرمسیرپیشروی به سوی پایتخت به توزیع اسلحه درمیان مردمانی که ازدولت ساموئل دوئی نفرت داشتندپرداختند.درمدت کوتاهی  NPFL  هزاران مردمسلح وغیرآموزش دیده داشت که آنها درکنارچریکهای آموزش دیده که اکثراً نیروهای تبعیدی سابق ارتش لیبریابودند،به تقویت جبهه   NPFL  کمک شایانی می کردند.

افرادتازه وارد بیشتر کسانی بودندکه قربانیان سو استفاده ها ومظالم دولت دویی بودند. وحال باتوجه به شورش بوجودآمده به قصدانتقام جوئی به شورشیان می پیوستند وهمین افراد، مسئول قتل وعام هزاران نفربویژه مسئول کشتار اقوام کراهانن و مانواینگوس که متهم به همکاری بادولت ساموئل دوئی بودند، هستند. دوئی که ازمردمان کراهان بود استوار ارتش بود که بایک کودتا درسال ۱۹۸۰ باکمک نیروهای درجه پائین ارتش قدرت را به دست گرفت .بویژه دررقابت بااقوامGIO و مانو  ازمردمان کراهان وماندینگو کمک گرفت وپست هاومناصب وفرصتهای تجاری رابه آنهاواگذار کرد این عمل باعث شد که مردم درسال ۱۹۹۰ازافراد کراهان وماندینگونفرت داشته باشند بویژه این تنفردراستان نیمبا بیشتروجود داشت.درعکس العمل به تهاجم شورشیانNPFL ، طرفداران دوئی، سربازان ارتش خود را که GIO و مانو بودندوهمچنین شهروندان GIO و مانو را درمونرویا به قتل رساندند و بدین وسیله به دایره کشتارقومی دامن زدند.حتی قبل ازمرگ دوئی درسپتامبر۱۹۹۰ بسیاری ازکراهان وماندینگو ازترس کشتارتوسط NPFL  به سیرالئون وگینه گریخته بودند جائیکه افسران تبعیدی وسیاستمداران به همراه سایرآوارگان ،جنبش لیبریای متحدبرای دمکراسی    ULIMO را تشکیل دادند که درسال ۱۹۹۱بشکل نیرویی مسلح و مقتدرظهورکرد و ازپایگاهایش درسیرالئون که ازسوی دولت فریتاون حمایت می شد جنگ رابرای تصرف لیبریا شروع کرد. مانند همه شورشیانULIMO  نیز بزودی دچارانشعاب شد وگروه های مسلح جدیدی مشتق شدنددرنیمه ۱۹۹۰که شورش مورد توجه رسانه های گروهی جهان قرارگرفت، بسیاری ازمردمان لیبریا امیدواربودند که آمریکا اقدام به مداخله نماید اما آمریکا از اربابی دوران جنگ سردبرای لیبریابسیاردورشده بود ازآمریکابود که درقرن ۱۹ میلادی بنیانگذارن جمهوری لیبریا قدیمی ترین جمهوری درآفریقا،سوار برکشتی شدندوبه سواحل غرب آفریقاآمدند اینبارآمریکا در ژوئن ۱۹۹۰مداخله کرد اما قصدآن فقط تخلیه نیروهایش واروپایی هابود.بعدازجنگ سردآمریکاعلاقه مندی خودرابرای دخالت درلیبریاازدست داده بود وبیشترخودراموظف به وظایفش به عنوان پلیس جهانی می دانست .ازطرف دیگرآمریکاواقعاً نمی دانست که برای استقرارنظم درلیبریاکدام طرف منازعه راموردحمایت قراردهد.وزارتخارجه سالهابودکه ازفسادوبی رحمی دوئی ناراحت بود.اماگزینه جدیددرنیمه ۱۹۹۰رهبرNPFL ،چالزتایلربود. فردی که ازسوی نیروی انتظامی آمریکابدلیل فرار از زندان ماساچوست تحت تعقیب قرارداشت .فردی که درراس یک گروه ناپایدارانقلابی قرارگرفته وازسوی لیبی حمایت می شد وجنایات وهشتناکی راانجام می داد.

درراستای حفظ نظم نوین بین المللی پس ازجنگ سرد،آمریکا قدرت برترمنطقه یعنی نیجریه راترغیب نمود که مسئولیت حفظ نظم وصلح رادرمنطقه برعهده گیرد وقتی درشب دوم اوگوست ۱۹۹۰عراق کویت رااشغال نمود، امید به دخالت آمریکابرای توقف جنگ درلیبریابه ناامیدی مبدل گردید.نیجریه تحت چترحمایتی جامعه اقتصادی دولتهای غرب آفریقاCOWAS  در اوگوست ۱۹۹۰ یک نیروی دخالت نظامیECOMOG )) را سازماندهی کرد که تازمان انتشاراین گزارش ۱۹۹۷ وجود دارد. دخالت اکوماگ منجر به بین المللی شدن جنگ لیبریاشد بدون اینکه بتواندبه آن پایان دهد. ازجهت دیگرهرچه تشنج بیشترشدجنگ فرصتهای اقتصادی خوبی رافراهم کرد که موردبهره برداری اکوماگ واقع گردید. ونیروهای اکوماگ بجای پاسداری از صلح به نیروی طرف جنگ ومخاصمه تبدیل شد.گروهایی از اکوماگ خود در دامن زدن به تشکل های جدید شورشیان  نقش داشتند وجنگ درلیبریامیدانی برای رقابت ومسابقه گروهای رقیب شد.هریک از۷گروه مسلح معروف تر تاسال ۱۹۹۷متحدین خارجی خودرانیز بهمراه داشتند که بسیاری ازاین متحدین خودسربازانی درگروه پاسداران صلح (اکوماگ) داشتند واین کشورها که بازیکنان اصلی منطقه ای بودند،درتمام فعالیتهای دیپلماتیک نیزشرکت داشتند.این موقعیت منجربه تضاد منافع  درمیان پاسداران صلح شد بطوریکه لیبریابه منطقه رقابت ومنازعه میان نخبگان نظامی واقتصادی درابوجا،ابیجان،کوناکری وسایرپایتختهای منطقه تبدیل شد.پایتختهایی که به نوبه خودمتحدین باگروهای ذینفع درآنسوی مرزهای آفریقا همانندفرانسه لبنان واکراین داشتند.همانندگذشته های دور که پادشاهی های قدرتمندغرب آفریقا باحمله به داخل قاره وبرده گیری خودراسروسامان می دادند،جنگ لیبریانیزریشه درمسائل اقتصادی داشت.جنگ لیبریا باشبکه تجارمحلی ،جنگ سالاران را تحریک وبه غارت وچپاول ترغیب می کرد. درنتیجه درلیبریابجای اینکه احزاب وارزشهایش شکل بگیرد،دسته جات وشبکه های مسلح، قدرت گرفتند.درداخل کشورجنگ بجای اینکه به عامل ترویج ایدئولوژی هماهنگ کننده ویاهمبستگی قومی تبدیل شود،به یک نوع تجارت وشیوه زندگیمبدل گردید. درحقیقت بعدازگسترش برنامه ۱۹۹۰،جنگ هویت قومی خودراازدست داد.این تداخل عوامل منجربه شکست ابتکارات دولتهای آفریقای غربی شد. موافقتنامه ها یکی  پس از دیگری به شکست منجرمی شد وگروهای دیگری درلیبریاظهورمی کرد این گروهاعمومادراثرحمایت ازکشورهای همسایه ویاذینفع ظهورمی کردند باطلوع وغروب بخت هریک ازرهبران شورشی،انشعاباتی بروزمی کرد. دراوایل ۱۹۹۶سی امین ابتکارصلح درسرمستی غارت وچپاول مونریا توسط جنگجویانی که دستمزد آنهاپرداخت نشده بود،به شکست کشیده شد.آنهاهرچه راکه ذیقیمت بودچپاول کردندودرمقابل رقابت برای تصرف معادن طلاوالماس میان گروههای رقیب شدت یافت .دراین هنگام تایلررهبرشورشیان دریافت که بدون حمایت نیجریه قادر به رهبری لیبریانخواهدبود،دولت غیردمکراتیک نیجریه نیزدریافته بودکه باپذیرش تایلربه منافعی دست خواهدیافت. درنتیجه نیجریه به شورشیان تحت رهبری تایلرپیشنهاد داد که دولت جدیدی راشکل دهد وسایرشورشیان راخلع سلاح نموده وانتخابات برگزارنماید.درجولای ۱۹۹۷مردم لیبریابطورگسترده واکثریت به چالزتایلررای دادند به خیال اینکه وی صلح را درلیبریابرقرارخواهدکرد.

ریشــــه های جنـــــگ

ازابعاد مختلف ریشه های خشونتی که دامنگیرلیبریاشدبه کودتای سال ۱۹۸۰برمی گردد که طی آن دولت تروویگ سرنگون وساموئل دویی در راس قدرت قرارگرفت .دوئی دوره تصدی ریاست خودرابرای غارت وچپاول بی رحمانه ثروت کشورمغتنم شمرد.

بعدازسرکوب خونین کودتای توماس کوونکپا درسال ۱۹۸۵ ،دویی یک نظام قومی مسموم وتبعیض آمیزی راشکل داد که منجربه کشتارقومی سال ۱۹۹۰گردید.درسال ۱۹۹۰ به موازات اینکه هزاران نفرازجهات مختلف بدلیل ترس ازکشتارقومی به مناطق دیگرمی گریختند شورشیان  AFL, وULIMO  امکان یافتند که به جمع آوری حامیان بیشتری بپردازندآنها از این افراد به ستوه آمده و مستاصل شده امید کمک وحمایت داشتند و بویژه قوم کراهان وماندینگو رابه عنوان اقوامی که پایه واساس لیبریاراتشکیل می دهند تحت حمایت قراردادند.

اما تا اواخرسال ۱۹۹۳اینگونه ادعاهابطورآشکاری کذب وساختگی بودن خودرا آشکارکرد زیراشورشیان نتوانستندوجهه واعتباری برای منافع قومی ویاایدئولوژیکی خود پیداکنند.تمام این شورشیان به نام رهبران ویامتحدین خارجی شان شناخته می شدندوتمایزی میان اهداف اساسی جنگجویان تشخیص داده نمی شد.بسیاری ازجنگ سالاران همواره متحدین خودرامورد تردیدقرارداده وازیک متحد به متحد دیگرتغیرمسیرمی دادند.

ظهوراینگونه گروههائی که برای قدرت منازعه می کردند ومشخصه های بارزآنهابه شخصیت رهبران آن مربوط می شد و فاقد هویت قومی وایدیولوژی بودند،درلیبریاسابقه طولانی دارد.برای چندین دهه سیاست های ملی توسط باندی ازشخصیت های پیرامون ریاست جمهوری اجرامی شد.

سیستم مشتری سازی حزب تروویگ دردوره ریاست جمهوری ویلیام توبمن (۷۱-۱۹۴۴)به اوج خودرسیده بود.حکومت مرکزگرایانه وارباب رعیتی توبمن باافزایش سریع درآمدها که ازائتلاف وهمدستی باشرکتهای اجنبی پدیدارشده بود،توام بود،باسیاست درهای بازواقتصادآزادسیستم سیاسی بوجودآمد که ملت را فرد گرایانه بارمی آورد.

بسیاری ازنویسندگان لیبریابخشی ازتقصیرهاوسرزنشها درخصوص شیطنت درسیاستهای کشورشان رامتوجه محفل پیرامون رئیس جمهورمی کنند.درحقیقت اکثریت  صفات سیتم های قدرت مابانه(اقتداری) ،در حکومت مطلقه رژیم(حزب تروویگ )توسط آقای توبمان جانشین رئیس جمهورویلیام تولبارت (۸۰-۱۹۷۱)به ارث برده شد.که درنوع خودبسیاری ازرقابتهاوگروه گرائی های درونی مخفیانه رادرخود داشت.

رقابتهای سیاسی میان مهاجرینی که ازآمریکابرگشته بودند بابومیان اصیل که مونرویان نامیده می شوندوجودداشت. بنابراین رقابت های آمریکائی تبارها که درراس اموربودند وبومیان بایدموردمطالعه بیشتری قرارگیرد.

کسب قدرت توسط سربازان دون پایه درسال ۱۹۸۰  اگرچه نقطه عطفی درتاریخ لیبریا است اماآنهانه تنهاسیستم خودکامه واقتدارگرایانه رابرهم نزدند بلکه استوار دوئی که به تدریج به عنوان

 رهبرعالی نظامیان ظهورکرد،بسیاری ازنیروهای آمریکائی تبارونخبگان قبلی رادرمسندامورقرارداد. ازجمله آنهاچالزتایلربود که به سمت مدیرکل آژرانس استخدامی دولت درآمدوپس ازاینکه توسط دوئی به فسادورشوه خواری متهم شد درسال ۱۹۸۳ازکشورگریخت شیوه عروج وصعود دوئی موجب شدکه بیشترازهر زمانی محفلی ازدوستان رادرهرم قدرت قراردهد.بویژه پس ازانتخابات تقلبی سال ۱۹۸۵ وی بیشتربه استحکام محفل شرکای خودپرداخت .گفتی است که مشابهه این درخصوص NPFکه توسط توماس کوونکاپا درمخالفت بادوئی بوجودآمده بودصورت گرفت وسپس توسط بقایای کودتای ۱۹۸۵کوونکاپااحیاءگردید. NPFL توسط نیروهای تبعیدی که در نفرت از دوئی باهم اشتراک داشتند احیاء گردید.ودراین میان تایلرباتوجه به اینکه بیشترین نفوذ وارتباط خارجی داشت ظهورپیداکرد.باشروع جنگ ۱۹۸۹ NPFLبسرعت رشدیافت امادرمجموع تفاوتی میان رژیمهای غارتگرتوبمان وتلبرت ودوئی وجودنداشت .وتایلرنیزتفاوتی بااینها نداشت وقتی که NPFLدردسامبر۱۹۸۹ به منطقه NIMBAحمله کرد معدود کسانی درلیبریا این گروه رامی شناختند ظرف چندروزتایلربه برنامه ویژه آفریقایی بی بی سی تلفن کردوخودراسخنگوی NPFL نامید وازآن به بعدمرتباً بی بی سی درخصوص وقایع باوی مصاحبه مطبوعاتی انجام می داد.همین موضوع باعث شهرت تایلرشدوشخصیتی شناخته شده داخلی وبین المللی گردید.مخالفان دیگر دوئی مانندموسی دووپاDUOPU وزیرسابق کارکه مقام دبیرکلی NPFL رادردست داشت، باتایلراختلاف نظرداشت هنگامی که نیروهای NPFL درسال ۱۹۹۰بسوی مونرویا پیش روی می کردند،دووپا، سیاستهای امپریالیستی تایلرراموردانتقادقرارداد.واعلام کردکهNPFL توسط یک شورای اجرائی اداره می شودوتایلرسمتی دراین شورا ندارد.

دراولین ماههای جنگ عده ای ازسیاستمداران برای اینکه ازقتل درامان بمانندپشت سرNPFL پناه گرفتند.ازجمله آنهاجکسون اف دوئی بودکه برنده واقعی انتخابات تقلبی سال ۱۹۸۵ بود.جکسون دوئی مانندبسیاری دیگرافراد NPFL ازمنطقه نیمبا بود. تا اواسط سال ۱۹۹۰که NPFLدرآستانه تصرف مونرویا بود، تایلرتوانست شهرت خودرابه عنوان رهبرNPFL جهانی سازد.بنابراین تایلرتلاش کردکه افرادی مانندجکسون ودوپا DUOPU ودیگران راازسرراه خودحذف سازد.

تااواخر۱۹۹۰ تایلربه بسیاری ازفرماندهان خودبدگمان شدوآنهارابرکنارکرداین باعث شدکه آنهافرقه های انشعابی …NPFLرا بوجودآورند اولین انشعاب توسط پرنس جانسون،قهرمان کودتای سال ۱۹۸۵ وفرمانده نیروهای مهاجم به نیمبا، صورت گرفت. وی گروه جنگ سالاران جدیدی تاسیس کردوتایلرنیزبه تصفیه نیروهای ناراضی اقدام کرد،مغزمتفکرNPFL موسی دووپا بود که باتوطئه تایلربه قتل رسید.خودتایلرکه دارای مدرک اقتصاد ازماساچوست است، علاقه ای به مسائل ایدئولوژی نداشت .شورش وطغیان ازمشخصه های بارزچنددهه گذشته غرب آفریقااست وبه لیبریامحدودنمی شود.

ادامه  دارد…

تهیه کننده :محمد عجـم

 

دومین نهضت خلیج فارسی. بیش از ۴ میلیون اعتراض

دومین موج همبستگی عمومی ایرانیان در دفاع از اصالت نام خلیج فارس

اولین موج همبستگی ایرانی در سال ۱۳۸۳ وقتی رقم خوردکه یک موسسه آمریکایی برای اولین بار در اطلس خود نام جعلی را اضافه کرد موج اعتراضی ایرانی ها و تهیه طومار ۱۲۴ هزار امضایی رکورد یک پتیشن را شکست و هم موسسه را وادار به عذر خواهی کرد و هم  منجر به وادار شدن دولت ایران به نام گذاری روز ملی خلیج فارس شد. اما دومین موج نیز با اشتباه یک آمریکایی و اینبار رئیس جمهور روی داد.

کاربران ایرانی شبکه اجتماعی اینستاگرام، پس از ۱۷ روز که از نظردهی آنها زیر یکی از عکس‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا می‌گذشت، توانستند یک رکورد تازه ثبت کنند. حرکتی که با اعتراض آنها به استفاده از نام دیگری برای خلیج فارس، از سوی آقای ترامپ آغاز شد.

این اولین بار نیست که کاربران ایرانی در فضای مجازی کارزاری به راه می‌اندازند و با لایک کردن یا پسندیدن یک مطلب و یا نظر دادن و کامنت گذاشتن پای مطالب،‌خبر ساز می شوند. اما این  اولین بار  هست که  فعالیت مجازی این کاربران رکوردساز شده است و از مرز ۴ میلیون گذشته است. در فضای مجازی تا کنون تعداد کامنت زیر یک عکس به این رقم نرسیده بود و یک رکورد تازه محسوب می شود

 دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در جریان سخنرانی جمعه شب تاریخ ۲۱مهر ۱۳۹۶ خود درباره توافق هسته‌ای ایران، در زمان انتقاد از رویکردهای منطقه‌ای ایران، تهران را به ناآرام کردن منطقه خلیج ع…. متهم کرد. استفاده  ترامپ از صفت عربی به جای فارس، بلافاصله،   عمدا و آگاهانه ارزیابی شد و  موج گسترده‌ای از اعتراض‌ها را در میان شهروندان ایرانی برانگیخت. از حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران گرفته تا کاربران فارسی زبان پرشمار شبکه‌های اجتماعی از نادانی و ضعف دانش جغرافیای رئیس جمهوری آمریکا انتقاد کردند.

در پی انتشار سخنان ضد ایرانی دونالد ترامپ که همزمان و زنده از شبکه های مختلف پخش شد،  در صفحه رسمی وی در شبکه اجتماعی اینستاگرام، کاربران ایرانی در مدت یک روز با درج بیش از ۲ میلیون کامنت، نسبت به این سخنان اعتراض کردند. همچنین با هشتگ های مختلف از جمله هشتک #persian_gulf و خلیج فارس و ترامپ دروغگو  و انتشار توئیت چند میلیون بار حقانیت و ضرورت کاربرد درست نام کهن خلیج فارس را یاد آوری کردندالبته وب سایت کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا متن سخنرانی وی را منتشر کرد که در آن نام اصلی خلیج فارس بکار رفته بود.  یورو نیوز  روز بعد طی مقاله نوشت ترامپ عمدا نام خلیج فارس را تحریف کرد.

واکنش‌های رسمی

آقای روحانی در همان ابتدای سخنرانی خود گفت: جغرافیا را هم باید مطالعه کنند، چطور یک رییس جمهور اسم خلیج معروف، تاریخی و جهانی را هنوز یاد نگرفته است همان خلیج فارسی که متاسفانه ناوگان‌های آمریکایی، بی‌جهت و مداوم در این منطقه رفت و آمد می‌کنند، لااقل از نظامیان خودش می‌پرسید که در نقشه‌هایی که دست آنان هست، نقشه‌هایی که دست خلبان‌های خودش است، اسم این خلیج را چگونه نوشته اند؟ بنابراین جغرافیا را هم باید بیشتر مطالعه کنند.

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در واکنش به سخنان آقای ترامپ با ارسال توییتی از نام خلیج فارس استفاده کرد.

No wonder supporters of Trump’s inane Iran speech are those bastions of democracy in the Persian Gulf: KSA, UAE & Bahrain.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز در بیانیه خود از تحریف نام تاریخی خلیج فارس انتقاد و تاکید کرد که استفاده از عناوین مجعول بیش از آنکه خدشه ای بر این نام باشکوه وارد کند اوج نادانی و حماقت گویندگانش را نشان می‌دهد.

واکنش شخصیتهای فرهنگی و علمی و هنرمندان

اکثر هنرمندان و چهره های هنری و ادبی و سیاسی نیز در وبلاگها و صفحات اجتماعی خود در این خصوص واکنش نشان دادند صفحات اجتماعی مرکز مطالعات خلیج فارس و کانال تلگرامی ان دهها نقشه و سندی را که قبلا هم منتشر کرده بود مجددا یاد آوری نمود چند نمونه از اسناد کانال تگرامی موسسه غیر دولتی مطالعات خلیج فارس از جمله مدال آمریکایی موسوم به کهنه سربازان و قهرمانال جنگ خلیج فارس و سنگ نوشته های مقبره کشته شدگان آمریکایی جنگ را شبکه خبر و شبکه دو صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم نشان داد.

مقامات نظامی و چهره های محبوب سینمایی ایران  نیز هرکدام واکنش هایی را منعکس کردند.

خبر آنلاین از قول دکتر محمد عجم پیشنهاد دهنده روز ملی خلیج فارس در سال ۱۳۸۱ و در کتاب ” خلیج فارسی نامی کهن تر از تاریخ و میراث معنوی منتشره در در شهریور ۱۳۸۳ نویسنده کتاب اسناد نام خلیج فارس نوشت” «وقتی او یک نام  کهن و مستند تاریخی که در تمام زمانها و مکانها از ابتدای تاریخ به طور مستمر و از جمله در ایالات متحده آمریکا تا کنون مترادف با نام  خلیج فارس نامیده شده را اشتباه قرائت می کند مسلم است سایر ادعاهای وی نیز خالی از مصداقیت ارزیابی خواهد شد.

خشم و شوخی در فضای مجازی

بلافاصله پس از سخنرانی آقای ترامپ کاربران شبکه‌های اجتماعی به استفاده از نام خلیج ع…. واکنش نشان دادند و با انتشار متن و تصاویر مختلف، کارتون های مضحک و یا شوخی های کوچه بازاری از جمله دستکاری در نام شهرهای آمریکا بر روی نقشه گوگل و نامیدن آنها به نام شهرها و روستاهای  ایرانی مانند خراسان،تبریز، همدان و ….  و تغییر نام  ایالتهای آمریکا در ویکی پدیا  از این سخن انتقاد کردند.

ویدئویی که در آن روسای جمهوری پیشین آمریکا از نام خلیج فارس استفاده می‌کنند بازتاب گسترده‌ای در فضای مجازی داشت.

واکنش عمومی به استفاده از نام خلیج عربی تازگی ندارد، بویژه با گسترش اینترنت عموم مردم به راحتی می توانند اعتراض خود را مطرح کنند. نخستین واکنش عمومی از این دست هنگامی بود که نشنال جئوگرافیک در آبان ۱۳۸۳  از نام خلیج عربی در اطلس خود استفاده کرد. با اینکه در آن زمان اینترنت به صورت گسترده در اختیار عموم مردم قرار نداشت اما هزاران نفر از کاربران، سیل اعتراض‌های خود را به سمت این موسسه روانه کردندو یک طومار اینترنتی اعتراضی با ۱۲۴ هزار امضا جمع کردند تا جایی که سرانجام نشنال جئوگرافیک ضمن عذرخواهی، اطلس را تصحیح و نام خلیج فارس را استفاده کرد.

تحریف نام خلیج فارس، تحریف تاریخ یا تلاش برای برتری ژئوپولیتیکی؟

یورو نیوز در وب سایت خود نوشته است” به هر روی با توجه به تاریخ دو هزار و چند صد ساله نام خلیج فارس، استفاده از  خلیج ع…، خلیج یا خلیج فارسی-عربی تازگی دارد. به نظر می‌رسد نخستین بار نام خلیج ع… در دوران شکل گیری ناسیونالیسم عرب و زمانی مطرح شد که جمال عبدالناصر، رئیس جمهوری اسبق مصر در یکی از سخنرانی‌هایش از این نام استفاده کرد.تا پیش از آن هیچ ردی از سایر نام‌هایی که این روزها مرسوم شده در اسناد و مکاتبات حتی عربی  به چشم نمی‌خورد. یکی از اسناد قابل توجه در این ‌زمینه فرمان سلطنتی عربستان سعودی: درباره حقوق دریاهاست که در سال ۱۹۵۸ صادر شده، در همان ماده نخست نام خلیج فارس، و نه اسامی دیگر، آورده شده است. یورو نیوز در ادامه می نویسد تا کنون نیز رهبران کشورها به ویژه رئیسان جمهور آمریکا همواره از نام خلیج فارس و در برخی موارد خلیج استفاده می‌کردند. به همین دلیل سنت شکنی آقای ترامپ در استفاده از نام خلیج ع… عجیب و غیرمعمول بود. خود او قبلا بارها از نام خلیج فارس با عبارت پرژن گلف نام برده بود.

تلاش کشورهای عربی برای استفاده از نام دیگری برای خلیج فارس تنها تحریف تاریخ نیست. بلکه این کشورها و متحدانشان اهداف ژئوپولیتیک مهمتری نیز دنبال می‌کنند.

به نظر می‌رسد پیش از هر چیز هدف این کشورها کم اهمیت جلوه دادن جایگاه ایران در منطقه بسیار مهم خلیج فارس و عربی کردن آن باشد. کشورهای عربی تلاش می‌کنند نشان دهند که پیش از هر چیز این منطقه، یک منطقه عربی و نه ایرانی است. استفاده آقای ترامپ از این واژه نیز قطعا بی هدف و اتفاقی نبود. وی با این سخن قصد داشت حمایت کامل خود را از کشورهای حاشیه خلیج فارس نشان دهد و در عین حال نقش ایران را در معادلات ژئوپولیتیکی و استراتژیک منطقه بی اهمیت یا ثانویه جلوه دهد. در واقع ترجمه ساده سخنان آقای ترامپ این بود: ما کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را به شما ترجیح می‌دهیم.

“لیس هناک مصطلح “خلیج عربی” عند أیّ من الجغرافیین العرب عبر التاریخ. المصطلح الأکثر استخداماً “بحر فارس” و الحدیث النبوی

در کتاب اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاوداننوشته دکتر محمد عجم  آمده است که از ابتدای تاریخ تا سال ۱۹۵۸ هیچ منبع و مدرکی در زبان عربی واژه خلیج عربی برای دریای جنوب ایران بکار نبرده است بلکه در طول تاریخ در زبان عربی عبارت بحر فارس و خلیج فارس رایج بوده. حالا وب سایت عربی رصیف نیز این جمله را تایید کرده و اعتراف نموده که حتی در حدیثی از پیامبر اسلام واژه بحر فارس بکار رفته : “لیس هناک مصطلح “خلیج عربی” عند أیّ من الجغرافیین العرب عبر التاریخ. المصطلح الأکثر استخداماً “بحر فارس” و الحدیث النبوی “فی بحر فارس ما هو فی بحر الروم ما هو”. و ینحاز معجم الأمم المتحده، وعلم الجغرافیا فی کبرى جامعات الغرب، لتسمیه الخلیج الفارسی.

 

ما اسم الخلیج فی الخرائط القدیمه؟

وسام سعاده . بحر فارس: شعبه من بحر الهند الاعظم

الطاغی عند جغرافیی الحضاره الإسلامیّه من الذین وضعوا أعمالهم باللغه العربیه هو تسمیه الخلیج “بحر فارس”، وقد أتبعوا فی ذلک التقلید الجغرافی الیونانی، جریاً على منوال إسطرابون وبطلیموس، وهو تقلید یستند بدوره إلى تصوّر کروی للأرض یجد مبدأه فی جغرافیه الفیلسوف أرسطوطالیس.

یقوم هذا التصوّر للأرض، على ما یوضحه الشریف الإدریسی فی “نزهه المشتاق” (منتصف القرن الثانی عشر المیلادی) على أنّها أشبه “ببیضه مغرقه فی الماء، والماء فی طست، فکذلک الأرض نصفها مغرق فی البحر، والبحر یحیط به الهواء، والهواء دافع لهما أو جاذب”.بموجب هذا التصوّر إذاً هناک بحر محیط یحیط بالیابسه من جمیع النواحی، وتتشعب منه مجموعه بحار – خلجان، وتتشعب خلجان داخل هذه الخلجان.

وهکذا نجد یاقوت الحموی فی “معجم البلدان” یتحدّث عن “الخلجان المنخلجه”، ومنها بحر فارس، الذی هو “شعبه من بحر الهند الأعظم”، أی المحیط الهندی فی التعریف المعتمد حالیاً، الذی یستمد ماءه، بالنسبه إلى یاقوت، من البحر المحیط الأکبر، الأوقیانوس.

بحر فارس فی الخرائط العربیه القدیمه
الإدریسی ویاقوت

تقسیم البحار هو هکذا عند یاقوت الحموی. هناک البحر المحیط الأعظم، أوقیانوس، الذی تستمد منه سائر البحور ما عدا بحر الخزر (قزوین) ماءها، وله “شعبتان”، واحده شرقیه، وهی بحر الهند وثانیه غربیه وهی بحر الشام (أی البحر الأبیض المتوسط)،

ویتشعب کل من هذین البحرین إلى مجموعه خلجان، و”یتشعّب من البحر الهندی خلجان کثیره إلا أن أکبرها وأعظمها بحر فارس (الخلیج) والقلزم (البحر الأحمر)”.

أما بالنسبه إلى الشریف الإدریسی فی “نزهه المشتاق فی اختراق الآفاق” الذی کتبه من أجل روجر الثانی ملک صقلیه، ویعرف باللاتینیه بـ”التابولا روجریینا”، فالمحیط الهندی یمکن تسمیته سواء بسواء بحر الهند أو بحر الصین، و”یتشعب من هذا البحر الصینی الخلیج الأخضر وهو بحر فارس”. لافته هنا تسمیه “الخلیج الأخضر” التی تحاکی التسمیات اللونیه للبحار (الأبیض والأسود والأحمر والأصفر).

بحر فارس الممتد من الصین

بید أنّه إذا ما عدنا إلى القرن العاشر المیلادی، نجد جغرافیاً عربیاً آخر، هو ابن حوقل النصیبی، یستخدم مصطلح “بحر فارس” بشکل أوسع بکثیر. فی کتابه “صوره الأرض” یوضح ابن حوقل أنه قرّر تقدیم صوره جغرافیه للأرض تکون فیه مدینه مکه هی المرکز “واسطه الأقالیم”، وفی هذا مسعى للخروج من تصورات أخرى کانت لا تزال متأثره إمّا بمرکزیه بلاد فارس (ایران شهر). لکن بحر فارس عند ابن حوقل یمتد “من الصین إلى القلزم”، وهو أکبر من البحر الأبیض المتوسط: “أما البحار فأشهرها اثنان، وأعظمها بحر فارس ثم بحر الروم، وهما خلیجان متقابلان یأخذان من البحر المحیط، وأفسحهما طولاً وعرضاً بحر فارس”.

map-1لیس هناک مصطلح “خلیج عربی” عند أیّ من الجغرافیین العرب. المصطلح الأکثر استخداماً “بحر فارس”، لکنه لم یستخدم وحده، إذا استخدم أیضاً تعبیر “بحر البصره”، کما أنّه لم یستخدم لیعنی الخلیج فقط، کما نرى عند ابن حوقل.
ولم یکن هذا الاستخدام للاصطلاح ببعید عن الحدیث النبوی “فی بحر فارس ما هو فی بحر الروم ما هو”.

یبقى التنبیه على شیء أساسی: لم یشعر الجغرافیون العرب بالحاجه إلى تثبیت مصطلحات ثابته ونهائیه للبحار والخلجان، فالبحر الأبیض المتوسط عند یاقوت الحموی، هو بحر الشام، لکنه أیضاً بحر المغرب، وبحر الروم، بحسب الساحل الذی نسمی البحر قبالته ابتداءً منه.بعد تحلّل الدوله العثمانیه استمرّ العرب فی تسمیه الخلیج بـ”الفارسی” لعقود من الزمن دون مشاکل. حتى وهو ینشد الوحده العربیه، کان جمال عبد الناصر یحدّد کیان الوطن العربی المطلوب توحیده بأنه من “الخلیج الفارسی إلى البحر الأطلسی”، هذا فی وقت لوحظت فیه منذ الثلاثینیات ممانعه عراقیه بازاء التسمیه “الفارسیه” للخلیج، وإیثار تسمیه “خلیج البصره”.https://raseef22.com/culture/2017/06/18/%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%84%D9%8A%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D9%8A-%D8%A3%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%84%D9%8A%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D9%8A-%D8%A3%D9%85-%D9%85%D8%A7/

الخلیج العربی أم الخلیج الفارسی أم… ما اسم الخلیج فی الخرائط القدیمه؟ – رصیف۲۲
الخلیج هو “الخلیج العربی” بالنسبه إلى الدول العربیه، وهو “الخلیج الفارسی” بالنسبه إلى إیران، لکن أیضاً الأمم المتحده.. هل کانت هذه هی الحال دوماً؟

عجم: اقدام ترامپ کمکی به متحدین منطقه‌ای آمریکا نخواهد کرد

 

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، دکتر محمد عجم کارشناس مسائل بین الملل، درباره سخنرانی ترامپ به خبرنگار ما گفت:

بین الملل > دیپلماسی – یک کارشناس مسائل روابط بین الملل معتقد است اقدام ترامپ صلح جهانی را با خطر بزرگی روبه رو خواهد کرد.
نشان آنلاین:

ارزیابی ها نشان می دهد سخنان تند ترامپ علیه برجام نه تنها نتوانست موجی به نفع اقلیت تندرو  در آمریکا ایجاد کند بلکه بی اعتمادی جامعه جهانی را به  دولت فعلی آمریکا بیشتر و فضای جهانی و بخصوص منطقه ملتهب خاورمیانه را رادیکالیزه تر و در نتیجه نا امن ترمی کند.»

این پژوهشگر خلیج فارس و غرب آسیا درباره تحریف نام خلیج فارس گفت:

«وقتی او یک نام  کهن و مستند تاریخی که در تمام زمانها و مکانها به طور مستمر و از جمله در ایالات متحده آمریکا از قدیم تا کنون با نام  خلیج فارس نامیده شده را اشتباه قرائت می کند مسلم است سایر ادعاهای وی نیز خالی از مصداقیت ارزیابی می شود.

ماحصل بیشتر از  ۳۵ سال دشمنی امریکا با جمهوری اسلامی ایران رهبران و سیاستمداران آن کشور را به درستی به این نتیجه رساند که برای امنیت جهان و خاورمیانه  از عداوت با ایران دست بردارند و  رفتار احترام امیز داشته باشند.

«مسالک ‌و ممالک» از نفیس‌ترین نُسخ خطی اثر ابواسحق ابراهیم بن محمد فارسی اصطخری حدود هزار سال قبل .نقشه بحر فارس .این نقشه ۱۳۸۷ ثبت یونسکو شد

جمع بندی این تفکر  و تجربه چند دهه هزینه جامعه جهانی به قرارداد جهان پسند برجام منتهی شد و علی رغم همه کارشکنی ها برجام جواب داد منطقه و جهان فضای مساعدتری پیدا کرد و تروریسم بین الملل  به واپسین روزهای قدرتنمایی رسید اما ترامپ با سخنان اخیر خود همه دستاوردها را یکباره فدای هوسهای دو دولت افراطی منطقه ای  می کند »

عجم در نهایت گفت: «اقدام ترامپ خلاف منافع آمریکا و خلاف منافع اروپا و غرب است و صلح و امنیت و اعتماد جهانی را با خطر فاحشی روبرو می کند و البته بی اعتمادی و چالش های منطقه ای را نیز افزایش می دهدو هزینه ساز  می شود اقدامات ترامپ قطعا کمکی به امنیت متحدان منطقه ای آمریکا نخواهد کردبلکه شکاف آمریکا  با متحدان اروپایی و آسیایی  را عمیق تر خواهد کرد.

ترامپ باید به دستاوردها و تجربه گرانسنگ حقوق و عرف بین الملل و تجربه سیاستمداران کشورهایی که برجام را نهایی کردند احترام بگذارد. به نظر کارشناسان خود آمریکا سخنان تعصب امیز  و شعارهای تحریک آمیز ترامپ؛ عداوت و خصومت میان ملتهای ایران و آمریکا را ترغیب می کند که کاری بس خطرآفرین است.

http://www.aftabir.com/news/article/view/2017/10/15/1779415

رفراندوم اقلیم کردستان

بین الملل > خاورمیانه –

به گزارش خبرآنلاین، دکتر محمد عجم، کارشناس و پژوهشگر خلیج فارس و غرب آسیا درباره همه پرسی استقلال کردستان به جنبه تاریخی و سیاسی آن پرداخته است و می گوید: «اقلیم کردستان بخشی از سرزمین عراق است که همسایه کهن و تاریخی ایران هست و ایران با این ‏کشور درهم تنیدگی قومی و مذهبی و فرهنگی و تاریخی دارد. از طرف دیگر کردها نیز قومی کهن ‏هستند که همواره بخشی بسیار مهم از تمدن ایرانی بوده اند و فرهنگ و تاریخ و زبان مشترک ما را ‏بهم پیوند داده طبیعی است که رفراندوم در اقلیم کردستان، مردم و دولت ایران را در شرایط بسیار ‏سخت و پیچیده ای قرار داده است. شرایط تاریخی خیلی دشوار و سختی است که نباید دچار احساسات و ‏عواطف زود گذر شد باید گذشته، حال و منافع و مصالح آینده منطقه را در نظر گرفت.»

عجم درخصوص تبعات اقدام بارزانی در عراق و منطقه به خبرنگار خبرآنلاین گفت: «رفراندوم ‏به خصوص اگر بدنبال آن کوشش برای جدایی و تجزیه عراق را در بر داشته باشد، عواقب خطرناکی در ‏داخل عراق و منطقه خواهد داشت. جدایی سودان جنوبی در سال ۲۰۱۱ موجی از خشم نسبت به غرب ایجاد کرد و آنرا یک توطئه صهیونیستی و امپریالیستی تلقی کردند و ‏بدنبال آن موجی از ناآرامی خاورمیانه عربی را در برگرفت بطریقه اولی موضوع کردستان حساسیت ‏بسیاربیشتری دارد و عوارض منفی در منطقه ایجاد خواهد کرد.

این پژوهشگر خاورمیانه درباره مواضع جمهوری اسلامی ایران و لزوم برطرف کردن این غائله جدید در منطقه در پایان گفت:

«تمام سعی و کوشش ایران در این ‏موضوع باید متمرکز شود که با وساطت و میانجیگری مانع بروز موج جدیدی از منازعه و جنگ داخلی در منطقه شود.

ایران هم خیر ‏خواه ملت کرد است و هم یکپارچگی سرزمینی عراق برای ایران اولویت سیاست منطقه ای ‏است بنا بر این تصمیم دشواری در راه است منافع کردهای عراق در این است که در داخل عراق ‏بصورت فدرالی یا دولت اتحادی به صلح و سازندگی بپردازند.عراق بیش از اندازه مصیبت و منازعه و ‏تخریب را تحمل کرده است و نباید وارد چرخه دیگری از خشونت شود.‏

رفراندوم اقلیم کردستان ، ایران و کشورهای همسایه را در شرایط بسیاردشواری قرار می دهد

«اقلیم کردستان بخشی از سرزمین عراق است که درهم تنیدگی قومی و مذهبی و فرهنگی و تاریخی با ایران دارد. از طرف دیگر کردها نیز قومی کهن ‏هستند که همواره بخشی بسیار مهم از تمدن ایرانی بوده اند فرهنگ ، تاریخ و زبان از جمله مشترکاتی است که ما را ‏بهم پیوند داده است. ایران هم خیر ‏خواه ملت کرد است و هم یکپارچگی سرزمینی عراق برای ایران اولویت سیاست منطقه ای ‏است. بنا بر این شرایط خیلی دشوار و سختی ایجاد شده که نباید دچار احساسات و ‏عواطف زود گذر شد باید گذشته، حال و منافع و مصالح آینده منطقه را در نظر گرفت.»

http://www.khabaronline.ir

بخش «نتیجه گیری» در لایحه کتبی که جمهوری اسلامی ایران در جریان رسیدگی به درخواست رای مشورتی از دیوان بین المللی دادگستری در قضیه اعلامیه استقلال کوزوو به دیوان تسلیم نمود:

Principle of territorial integrity has a great position in international law. The practice of states and international organizations indicates that no derogation is permitted from this principle. States practice since 1945
shows very clearly the opposition of states to recognition or accepting unilateral secession outside the colonial context. In fact, the only exceptions in this general rule are either dissolution of a federation or consensual secession, i.e. with the consent of mother-state.

اصل تمامیت سرزمینی جایگاه عظیمی در حقوق بین الملل دارد. رویه دولتها و سازمانهای بین المللی نشان می دهد که هیچ تخطی از این اصل جایز نیست. خارج از چارچوب کشورهای تحت استعمار، رویه دولتها از سال ۱۹۴۵ به طور بسیار آشکار نشان دهنده مخالفت دولتها با شناسایی یا قبول جدایی طلبی یکجانبه است. در واقع، تنها استثناهای وارده بر این قاعده کلی عبارت است «فروپاشی فدراسیون ها» یا «جدایی رضامندانه» یعنی با رضایت دولت مادر

*******************

استاندارد دوگانه حقوقی وجود دارد
در موضوع تامیل ها با وجود اینکه جنوساید انجام شد و خطر جنو ساید هم بود غرب در مقابل کشتار و انضمام زوری تامیلها به سریلانکا سکوت کرد در مورد کشمیر و صحرای باختری که از بقایای استعمار است و حق ذاتی برای تعیین سرنوشت دارند غرب سکوت کرده ولی در مورد جدایی طلبی کوزوو که بخشی از یک کشور بود صد درصد مغایر با اصول و عرف قبلی عمل کرد یعنی استانداردهای چند گانه در اجرای تعیین حق سرنوشت . حتی صحرای غربی که از سال ۱۹۵۵ در لیست کشورهای واجب التعیین سرنوشت هستند و بقایای استعمار زدایی هستند سازمان ملل و شورای امنیت سکوت کرده

تا قبل از تجزیه یوگسلاوی تمامی اصول حقوق بین الملل و تمامی قطعنامه های مربوط به حق تعیین سرنوشت تاکید بر اجرای حق تعیین سرنوشت در سرزمین های تحت اشغال و استعمار داشتند اماجدایی بوسنی و کرواسی و کوزوو عرف و رویه جدیدی در حقوق بین الملل ایجاد کرد که مطابق تفسیر ان اقلیم کردستان نیز می تواند از حق تعیین سرنوشت خود از طریق رجوع به استفتا و رفراندوم اقدام کند.حتی قطعنامه یا بیانیه امروز شورای امنیت برگزاری رفراندوم کردستان را خلاف عرف و حقوق بین الملل ندانست و این خود یک بدعت جدید بود .

گفتنی است پایان نامه بنده البته به زبان عربی است اما دقیقا همین موضوع ابعاد و وجوه حق تعیین سرنوشت و جدایی طلبی را بررسی کرده است

بعد از فروپاشی یوگسلاوی متاسفانه چند نفر از حقوقدانان معروف یک نظریه جدیدی طرح کردند که علاوه بر کشورهای مشمول تسویه استعمار یا استعمار زدایی سرزمین هایی که خطر جنوساید و یا نقض فاحش حقوق بشر دارند نیز می توانند مشمول حق تعیین سرنوشت شوند یعنی شامل قطعنامه و بیانیه ۱۵۱۴ شوند تا قبل از تجزیه بالکان مطابق دهها اعلامیه و قطعنامه که از سال ۱۹۵۴ صادر می شد حق تعیین سرنوشت را حق ذاتی فقط برای بلاد تحت استعمار می دانست

اقدام نسنجیده رئیس جمهور گرجستان و استقلال اوستیا- جدایی طلبی و حق تعیین سرنوشت: همشهری

بحرانهای آفریقایی و حق تعیین سرنوشت: فصلنامه مطالعات آفریقا وزارت خارجه شماره ۲۲  اسفند ۱۳۸۹ 

http://www.magiran.com/magtoc.asp?mgID=1962

 

http://www.aftabir.com/news/article/view/2017/09/23/1769698

http://www.sarpoosh.com/

چشم انداز رابطه داعش و هند

چشم انداز رابطه داعش و هند: مجله پژوهشهای جهان اسلام ، دکتر محمد عجم

 مواضع و رابطه کشورها بخصوص هند در مورد داعش را باید در  دو بخش متمایز قبل از اشغال موصل و بعد از آن بررسی کرد. تا قبل از تهاجم خونین داعش به موصل برای هند هیچ اهمیتی نداشت که داعش و سایر گروههای تروریستی در خاورمیانه عربی چه جنایاتی انجام می دهند. حتی هند در مورد القاعده آفریقا و یا خاورمیانه حساسیتی نداشت و فقط تمرکز بر القاعده در پاکستان و افغانستان داشت. مواضع رسمی هند در مورد بهار عربی همسو با آمریکا و غرب بود و علی رغم دوستی قدیمی با قذافی، هند از سقوط قذافی ناراحت نشد. در همان اوایل بحران در یک همایش بین المللی در مورد بهار عربی نمایندگان کشورها دیدگاههای خود را بیان کردند و عموما از روند امور اظهار خوشبینی می کردند. در آن همایش من هم شرکت داشتم و تنها فردی که بر خلاف سخنرانان خوشبین ( از جمله یک مقام ایرانی) بصراحت در ضدیت سخن گفت یک فمینیست چپ گرا بود که گفت”جنبش خاورمیانه  نه بهار عربی است و نه بیداری اسلامی به مفهومی که ایران و ترکیه  می خواهد بلکه زمستان وحشتناکی است که تمام دستاوردهای حقوق زنان را در نیم قرن گذشته برباد می دهد و زنان را به تدریج به اسارت قرون وسطایی بر خواهد گرداند.”

اهداف و رویکرد های هند به داعش:

البته کشورها در برخورد با تروریسم معیارهای دوگانه دارند و هند هم مستثنی نیست. مثلا تا زمانی که داعش در سین کیانگ چین و یا در داخل پاکستان اقدام بکند هند مشکلی ندارد، ولی فعلا افغانستان و پاکستان بخصوص مناطق همجوار با کشمیر خط قرمز  هند است. هند بخش اعظم امکانات نظامی و اطلاعاتی خود را در این بخش متمرکز کرده است. هند اشراف اطلاعاتی و امنیتی بالایی بر مناطق حساس اعمال می کند و خطر داعش را در هند به حداقل رسانده است.

بعد از تصرف برق آسای موصل توسط داعش سمینار بین المللی دیگری در هند برگزار شد که نگرانی هند را از چالش های داعش برای هند ترسیم می کرد. نمایندگان کشورها بخصوص عربستان و رژیم صهیونیستی، تقصیرها و اتهاماتی را متوجه دولت مالکی و ایران می کردند و ایران هم متقابلا آنها را به همکاری با داعش متهم می کرد. هند معتقد بود به جای اتهام زنی اکنون زمان آن هست که همه با هم همکاری کنیم و جلو این خطر بزرگ گرفته شود، هند تا این زمان تمرکزش بر روی گروههای تروریستی مستقر در پاکستان و افغانستان بود. اما برای اولین بار حاضر بود که در مسائل عراق و سوریه نقش بازی کند. بخصوص که ۳۹ کارگر فنی هندی در موصل به اسارت داعش درامده بودند و افکار عمومی هند شدیدا نگران اعدام آنها بود و در نهایت هم هنوز معلوم نشد که سرنوشت آنها چه شد. در همین زمان داعش نقشه ولایات خلافت را اعلام کرد که خلافت خراسان بخشی از هند را نیز شامل می شد.

همچنین معلوم شد تعدادی از هندی ها نیز جزو داعش هستند و حتی مشخص شد که تویتری که ۱۷ هزار فالور داشت و برای جذب جنگجو برای داعش اقدام می کرد توسط فردی بنام مسرور بی سوا از بنگلور هند اداره می شد. لذا ۹۴ سایت هوادار داعش مسدود شد و سفر از هند  به عراق و سوریه تحت کنترل مقامات امنیتی درآمد و تعدادی از افراد در حال سفر به این دو کشور بازداشت شدند. در همین راستا یک گزارش تلویزیون زی نیوز هند اعلام کرد که سی هزار هندی آمادگی پیوستن به داعش ولایت خراسان را دارند متقابلا یک گروه هندو توایی بنام سواهیمان به بسیج داوطلب علیه داعش همت گماشت، حدود هزار رهبر اسلامی سنی در هند از داعش اعلام انزجار کردند. اما با این وجود آمارهایی که منتشر شده نشان می دهد که هند علی رغم اینکه بیش از دویست میلیون مسلمان دارد اما تعداد هندی هایی که جذب داعش شده اند بسیار اندک است و بیشتر آنها کارگرانی بوده اند که ساکن شیخ نشین های خلیج فارس بوده اند. دولت هند از ژوئن ۲۰۱۴ که موصل تصرف شده بود با آمریکا و هم پیمانانش در ارتباط با تروریسم بنای همکاری را گذاشت و داعش را در فهرست گروههای تروریستی قرار داد در فهرست دولت هند ۴۰ گروه تروریستی اعلام شده است که نیمی از آنها گروههای اسلام گرا هستند و از این میان نیمی در کشمیر و پاکستان استقرار دارند لشکر طیبه ، طالبان،  تحریک طالبان، جیش محمد، شبکه حقانی، ایندین مجاهدین و جنود خلیفه از آن جمله است. در واقع هند یکی از اهداف مهم گروههای جهادی سلفی است و تا کنون بیش از دهها عملیات خونین در هند انجام داده اند. بدترین آن حمله به هتل تاج محل مومبای بود که سیصد نفر کشته شد حمله به پارلمان هند نیز ناکام ماند ولی می توانست حادثه ای خونبار باشد. این اقدامات را لشکر طیبه انجام می داد و حالا این گروه با داعش اعلام همبستگی کرده بود و چالش جدیدی جلو هند قرار داد. هند علاوه بر فهرست ۴۰ گروه ممنوعه تروریستی تعدادی از افراد را نیز در فهرست ممنوعه قرار داد و بعضی از آنها را سلب تابعیت کرد، حتی فردی بنام زاکر نایک که رهبر سلفی های هند و مورد حمایت دولت عربستان است و شبکه تلویزیونی مذهبی دارد هم اخیرا سلب تابعیت شد.

 

چشم انداز رابطه دوسویه و عوامل موثر بر روابط:

داعش برای هند یک خطر هست، اما این خطر فعلا با آزاد سازی موصل و تار و مار شدن انسجام داعش کم رنگ شده است. داعش پس از شکست در عراق و سوریه تعدادی از نیروهای خود را به مناطق قبایلی پاکستان و افغانستان گسیل خواهد داشت که خطری بالفعل برای هند خواهند بود. دولت هند از سپتامبر ۲۰۰۱ در مبارزه با القاعده ی افغانستان متحد آمریکا شد و معتقد بود که ناتو و آمریکا باید در افغانستان حضور قدرتمندانه ای داشته باشد و پایگاههای نظامی دایمی در جنوب و شرق افغانستان دایر کنند. در حالی که ایران اعتقاد داشت که ارتش آمریکا و ناتو بلافاصله بلافاصله پس از استقرار دولت افغانستان در سال ۲۰۰۳ باید بکلی خاک افغانستان را ترک کند.

ظهور و سقوط  داعش(بخش اول) کرونولوژی

جبهه النصره و نگاهي از درون به تشكيلات مخوف القاعده